در روزگاری که مردم ایران از آسمان زیر سایه موشکهایی قرار گرفتهاند که به نام «حمایت از ملت ایران» فرود میآیند، و از سوی دیگر در داخل کشور زیر فشار امنیتی، سرکوب و خشونت حکومت آخوندی نفس میکشند، درد مردم دو چندان شده است.
حقیقت در حال قربانی شدن است. اما باید با صراحت لهجه پرسید: این موشکها از کجا میآیند؟ حقیقتِ تلخ این است که این پرتابهها، پیش از آنکه از مرزها عبور کنند، در اتاقهای فکرِ جهل و جنایتِ حکومت آخوندی کدگذاری شدهاند. این موشکها نتیجهی مستقیمِ دههها سیاستِ انزواطلبی، ماجراجوییهای بیخردانه و تبدیل کردنِ خاک ایران به «سپر انسانی» برای بقای یک ایدئولوژی پوسیده است. حکومت، خودْ مغناطیسِ بحران است؛ تا این ریشهی فاسد باقی است، ایران همچنان صاعقهگیرِ بلایای جهانی خواهد بود.
اما در همین روزهای تلخ، عدهای قلم بهدست سر برمیآورند که به جای همدردی با مردم، از فروپاشی ایران و جداسازی استانها سخن میگویند. گویی در میان این همه رنج و ویرانی، وظیفه خود را در پاشیدن بذر ترس و نفاق یافتهاند.
این صداها یا پژواک تبلیغات حکومتاند که میکوشد با ترساندن مردم از تجزیه، آنان را به سکوت وادارد؛ یا بلندگوی قدرتهایی هستند که در پشت مرزها نشستهاند و در سودای تکهتکه شدن ایراناند.
اما حقیقت این است که ملت ایران دیگر ملت سال ۱۳۵۷ نیست. جامعهای آگاهتر، تحصیلکردهتر و آزمودهتر در برابر تاریخ ایستاده است. مردمی که بهای آزادی را با خون و رنج پرداختهاند، به خوبی میدانند که ایران خانه مشترک همه آنهاست؛ خانهای که یکپارچگی آن را حتی به بهای جان نیز از دست نخواهند داد.
پیش از این هزاران نفر در خیابانها جان دادند و جهان تنها نظارهگر بود. وعده کمک داده شد، اما کمکی هرگز نرسید. امروز همان کمک، در قالب جنگ و موشک، بر سر سرزمینی فرود میآید که مردمش خود قربانی اصلی آن هستند.
کسانی که زمانی دخالت نظامی را راه رهایی میدانستند، اکنون با چشم خود میبینند که جنگ نه آزادی میآورد و نه عدالت؛ آنچه میآورد ویرانی است، آوارگی است، و مرگ مردمی که هیچ سهمی در بازی قدرتها ندارند.
ایران امروز میان دو آتش ایستاده است:
از یک سو حکومتی که با سرکوب بر مردم حکومت میکند،
و از سوی دیگر جنگی که به نام آزادی بر سر مردم فرود میآید.
اما در میان همه این تاریکیها، یک حقیقت همچنان پابرجاست:
ایران نه میدان تقسیم قدرتهاست و نه سرزمینی برای تجزیه.
ایران خانه یک ملت است.
ایران میدان تقسیمِ قدرتها نیست؛ خانهی ملتی است که اکنون از هر زمان دیگری بیدارتر است. در نوروزی که در راه است، بزرگترین نیروی ما «حافظهی تاریخی» و «ارادهی ملی» ماست. ما نه تسلیمِ ویرانیِ جنگ میشویم و نه تن به ماندگاریِ جهل میدهیم.
پاینده ایران
سرافراز ملت ایران
۱۶ مارس ۲۰۲۶

در آسمان قیرگون، ویدا فرهودی

اسلامگرایی و «لیبرال»های مماشاتخواه، یوسف جاویدان















