حنیف حیدرنژاد- رئیسجمهور آمریکا روز یکشنبه دوم فروردین در پیامی در «تروث سوشال» هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی ایران ظرف ۴۸ ساعت از همین لحظه، تنگه هرمز را بدون هیچگونه تهدیدی بهطور کامل باز نکند، ایالات متحده آمریکا نیروگاههای مختلف آنها را هدف قرار میدهد .دونالد ترامپ در ادامه این پیام افزود که این اقدام از «بزرگترین نیروگاه» ایران آغاز خواهد شد.
اگر دونالد ترامپ این تهدید را عملی کند، جمهوری اسلامی اولین برنده آن خواهد بود. جمهوری اسلامی میداند در رویارویی نظامی با آمریکا و اسرائیل بازنده خواهد بود. استراتژی این رژیم در مقابله با آمریکا و اسرائیل بر چند پایه استوار است:
- کشاندن جغرافیای جنگ به کشورهای عربی خلیج فارس: حملههای کور با پهپاد و موشک به کشورهای عربی خلیج فارس. حتی عمان و قطر نیز که در میانجیگری به رژیم مدد میرساندند، از این حملهها در امان نیستند. از این طریق، رژیم به دنبال آن است تا این کشورها را به اهرم فشار بر آمریکا تبدیل کند تا جنگ زودتر پایان یابد.
- ایجاد ترس در میان مردم غیرنظامی در منطقه خاورمیانه: از کشورهای عربی خلیج فارس گرفته تا ترکیه و قبرس. این ترس، فشار بر دولتها را افزایش میدهد و گردشگران و سرمایهداران بزرگ ساکن در این کشورها را به خروج وامیدارد. این ناامنی میتواند زیانهای اقتصادی کوتاهمدت به دنبال داشته باشد و در صورت تداوم، به بحرانهای اقتصادی دامن بزند.
- طولانیتر و فرسایشی کردن جنگ: جنگ نامتقارن، همان چیزی است که حکومت اسلامی در آن مهارت دارد. در حال حاضر، برآورد می شود که این جنگ بطور متوسط روزانه یک میلیارد دلار برای آمریکا هرینه دارد. همچنین، تا کنون سیزده نفر از نظامیان آمریکایی کشته شده اند. طولانی شدن جنگ، هزینههای انسانی و اقتصادی برای آمریکا را افزایش داده و میتواند فشارهای داخلی بر ترامپ را تشدید کند.
- کشاندن جنگ به زیرساختهای غیرنظامی و هدف قرار دادن غیرنظامیان: این رویکرد میتواند نارضایتی عمومی در کشورهای هدف را افزایش و در میانمدت، نگرانیهای امنیتی را در آن کشورها تشدید کند.
رژیم اسلامی حاکم بر ایران به دنبال آن است که با طولانی کردن جنگ، آن را فرسایشی کند. تحمل فشار و هزینههای انسانی-اقتصادی چنین سیاستی برای این رژیم آسانتر است، زیرا تعهدی به تأمین امنیت و رفاه مردم ندارد. اما این سیاست، فشار را بر آمریکا و متحدان رسمی و غیررسمیاش در منطقه و جهان افزایش میدهد.
پرتاب موشک به جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند - که فاصله آن از جنوب ایران حدود ۳۲۰۰ تا ۳۵۰۰ کیلومتر برآورد میشود- نشان میدهد که این رژیم آمادگی گسترش دامنه جغرافیایی جنگ حتی تا قلب اروپا را دارد.
اختلال در رفت و آمد کشتی ها در تنگه هرمز
بستن تنگه هرمز یا ایجاد اختلال در رفتوآمد کشتیها از این آبراه جهانی، از ابتدا یکی از اهرمهای فشار رژیم ایران بوده است. پیامدهای این اقدام افزایش قیمت سوخت در جهان و بهدنبال آن رشد قیمت برخی کالاها، از جمله مواد غذایی در کشورهای اتحادیه اروپا می باشد. ادامه این وضعیت میتواند افکار عمومی را بیش از پیش علیه جنگ بسیج کند؛ وضعیتی که به سود جمهوری اسلامی خواهد بود.
پیامد حمله به زیرساخت های اقتصادی ایران
در چنین شرایطی، اگر دونالد ترامپ به نیروگاههای مختلف در ایران حمله کند، این همان چیزی است که جمهوری اسلامی میخواهد و مردم ایران بیش از رژیم از آن آسیب خواهند دید. رژیم میتواند با مظلومنمایی، عامل بدبختی مردم را آمریکا و اسرائیل معرفی کند. ادامه این وضعیت میتواند حمایت بخشی از افکار عمومی ایران از آمریکا و اسرائیل را کاهش دهد.
راهکارهای مناسبتر
ترامپ باید با درایت بیشتری عمل کرده و به دام و تلهای که رژیم ایران برایش پهن کرده، وارد نشود. او نباید با حمله به زیرساختهای شهری-اقتصادی، خوراک تبلیغاتی در اختیار دستگاههای حامی جمهوری اسلامی قرار دهد.
بهجای حمله به زیرساختهای اقتصادی، تمرکز باید بر تضعیف رأس هرم قدرت، ساختارهای تصمیمگیری سیاسی-نظامی، شبکه فرماندهی و ارتباطات، و نیز دستگاه تبلیغاتی و سرکوب رژیم قرار گیرد. هرچه دستگاه سرکوب شهری رژیم اسلامی در ایران بیشتر و موثرتر تضعیف شود، شرایط ورود مردم ایران به صحنه برای تمام کردن کار رژیم بیشتر فراهم می شود. اگر ترامپ به دنبال پایان سریع تر جنگ است، بهتر است تمرکز خود را بر این موضوع بگذارد.
در کنار این سناریو، گزینههای جایگزین نیز برای آمریکا و متحدانش قابل تصور است. از جمله افزایش فشار دیپلماتیک و اخراج دیپلمات های حکومت. چنین رویکردی این امکان را فراهم میکند که ضمن حفظ فشار بر جمهوری اسلامی، از افتادن در دام یک جنگ گسترده و فرسایشی جلوگیری کرده و دایره متحدین بر علیه جمهوری اسلامی نیز گسترش می یابد.

مادرم ایران، ع. رفیع















