Tuesday, Mar 24, 2026

صفحه نخست » آیا تجزیه ایران ممکن است؟ نگاهی حقوقی و سیاسی، فرخ گلزار

tajzieh.jpgکنکاشی در گرایش‌های جدایی‌خواهانه

مقدمه
تا پیش از شکل‌گیری نظم نوین بین‌المللی و تأسیس سازمان ملل، مرزهای کشورها عمدتاً از طریق جنگ، قراردادهای پس از جنگ و یا توازن قوای نظامی تعیین می‌شد. توافقات پس از جنگ جهانی اول میان دولت‌های پیروز و شکست‌خورده نمونه‌ای روشن از این روند است که به تعیین خطوط مرزی جدید و حتی تشکیل کشورهایی تازه در اروپا و خاورمیانه انجامید.

در تاریخ حدود دویست سال اخیر ایران نیز نمونه‌های متعددی از این تغییرات دیده می‌شود؛ از قراردادهای گلستان و ترکمنچای در قفقاز، تا پیمان آخال، پیمان پاریس، قرارداد ارزنه‌الروم و داوری گلداسمیت که هر یک به تعیین مرزهای جدید یا جدایی بخش‌هایی از سرزمین ایران انجامید.

پس از جنگ جهانی دوم و با گسترش اندیشه‌های ضدجنگ، به‌تدریج امکان تغییر مرزها از راه‌هایی غیر از جنگ نیز مطرح شد. تشکیل کشورهایی از طریق توافق، مانند امارات متحده عربی، تانزانیا، یمن و آلمان، یا جدایی از طریق همه‌پرسی مانند سودان جنوبی و مونته‌نگرو نمونه‌هایی از این روند هستند. با این حال، تأثیر قدرت نظامی همچنان در نظام بین‌الملل قابل انکار نیست.

در دنیای امروز مرزهای کشورها امر مقدس و تغییرناپذیر تلقی نمی‌شوند، اما نحوهٔ تغییر آنها اهمیت اساسی دارد. عرف حقوق بین‌الملل بر این است که تغییر مرزها نباید بر پایه جنگ و زور نظامی باشد. احترام به مرزهای موجود بیش از آنکه از تقدس آنها ناشی شود، به دلیل ضرورت حفظ ثبات در نظام جهانی است. اگر امکان تغییر مرزها به‌سادگی فراهم بود، هر کشوری می‌توانست با استناد به بخشی از تاریخ خود ادعای مالکیت بر سرزمین‌های دیگر مطرح کند و در صورت همراه شدن این ادعاها با قدرت نظامی، عملاً ثبات بین‌المللی از میان می‌رفت.

از این رو، احترام به مرزهای موجود بیش از هر چیز یک ضرورت عملی برای جلوگیری از دومینوی ادعاهای ارضی و حفظ ثبات سیاسی و اقتصادی جهان است. البته در این میان نمی‌توان نقش توازن قوا و سیاست‌های قدرت‌های بزرگ را در تغییر مرزها نادیده گرفت.

بر این اساس، نویسنده بر این باور است که هر فرد یا گروهی در هر کشوری اصولاً حق دارد تمایل خود را به جدایی، پیوستن به کشوری دیگر یا استقلال بیان کند، اما این امر تنها در صورتی می‌تواند منصفانه و متمدنانه تلقی شود که دست‌کم سه شرط رعایت شود.

اول: شفافیت در هدف
اگر فعالیت سیاسی را مانند کالایی در بازار سیاست در نظر بگیریم، طبیعی است که برای جلب پشتیبانی مردمی، صداقت و شفافیت شرط اصلی است. صراحت در منشور، مرامنامه یا اساسنامهٔ یک گروه سیاسی، تضمینی برای اعتماد عمومی و استمرار حمایت خواهد بود.

دوم: روش رسیدن به هدف
گفته می‌شود وقتی تفنگی بر پیشانی قرار دارد، گفتگو معنای واقعی خود را از دست می‌دهد. پیگیری اهداف جدایی‌خواهانه نیز تنها در فضایی متمدنانه و بدون توسل به خشونت می‌تواند مشروع تلقی شود. تجربهٔ جهان امروز نشان می‌دهد تغییر مرزها با اتکا به نیروی نظامی به‌سختی مورد پذیرش جامعهٔ بین‌المللی قرار می‌گیرد.

سوم: موافقت دوطرفه
جدایی تنها زمانی می‌تواند پایدار باشد که با توافق دوطرفه انجام شود. ممکن است این شرط در ابتدا دشوار به نظر برسد، اما در عمل یکی از اساسی‌ترین شروط برای جلوگیری از بروز درگیری‌های تازه است.

با این مقدمه به موضوع اصلی این نوشتار می‌پردازیم؛ یعنی بررسی گروه‌های فعال در صحنهٔ کنونی ایران و سنجش گرایش‌های جدایی‌خواهانهٔ آنها بر اساس شروط بالا. تمرکز این بحث بیشتر بر گروه‌های قومی، به‌ویژه گروه‌های کرد، است، هرچند نتایج آن را می‌توان به دیگر گروه‌ها نیز تعمیم داد.

شفافیت در هدف
بیشتر گروه‌های فعال کرد که مخالف نظام فعلی هستند، به‌صراحت از جدایی سخن نگفته‌اند و در اسناد رسمی آنها نیز چنین هدفی ذکر نشده است. با این حال، استفادهٔ مداوم از واژگانی مانند «ملت‌های مختلف ایران»، «خلق‌های ایران» یا «کثیرالمله بودن ایران» در سخنان و بیانیه‌ها قابل توجه است.

بر اساس اصل دولت ـ ملت که در روابط بین‌الملل پذیرفته شده، در چارچوب هر قلمرو ملی تنها یک ملت وجود دارد، هرچند این ملت از اقوام، زبان‌ها و مذاهب گوناگون تشکیل شده باشد. ارجاع به دوره‌هایی مانند عصر قاجار و مفهوم «ممالک محروسه» نیز از نظر نظری قیاسی دقیق نیست، زیرا به گفتمانی متفاوت تعلق دارد.

بنابراین به نظر می‌رسد که دست‌کم بخشی از گروه‌های فعال قومی در بیان اهداف خود شفافیت کامل ندارند. این موضوع می‌تواند دو دلیل داشته باشد:
یا استفاده از این واژگان ناشی از اشتباه و ناآگاهی است،
یا به‌صورت آگاهانه و با هدف ترسیم چشم‌اندازی خاص از آینده به کار می‌رود، بدون آنکه مسئولیت صریح آن پذیرفته شود.

روش رسیدن به هدف
استفادهٔ برخی سازمان‌های قومی، به‌ویژه در میان گروه‌های کرد، بلوچ یا عرب، از نیروهای مسلح پدیده‌ای پنهان نیست. مشکل این روش آن است که چرخهٔ خشونت را متوقف نمی‌کند، بلکه آن را ادامه می‌دهد. حتی اگر جدایی با زور محقق شود، تضمینی وجود ندارد که در درون واحد جدید نیز گروه‌های دیگر برای رسیدن به اهداف خود به زور متوسل نشوند.

در چنین شرایطی این ایده‌ها نیستند که مردم را قانع می‌کنند، بلکه قدرت سلاح و توان نظامی است که برنامهٔ سیاسی را تحمیل می‌کند.

توافق دوطرفه برای جدایی
موضوع مهم دیگر، سازوکار عملی جدایی است. به‌عنوان مثال، در مورد کردها باید مشخص شود که مبنای جدایی چه خواهد بود. آیا همهٔ زیرشاخه‌های قومی مانند سورانی، کرمانجی، گورانی و دیگر گروه‌ها در مناطق مختلف کشور باید در نظر گرفته شوند؟

کردها تنها در یک منطقهٔ مشخص زندگی نمی‌کنند؛ از آذربایجان غربی تا ایلام و کرمانشاه و حتی در خراسان و تهران جمعیت‌های قابل توجهی حضور دارند. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که چه کسی تصمیم می‌گیرد نظر چه کسانی و در کجا باید ملاک قرار گیرد. آیا تقسیمات استانی فعلی معیار است؟ چه کسانی حق رأی دارند؟

پاسخ به این پرسش‌ها ناگزیر نیازمند گفتگو با یک دولت مستقر و پایبند به قانون و حقوق بشر و دستیابی به توافقی دوجانبه است. در غیاب چنین توافقی، اعلام استقلال یک‌جانبه--even از طریق همه‌پرسی--به‌سختی می‌تواند به رسمیت شناخته شود.

نمونهٔ نزدیک، همه‌پرسی استقلال در اقلیم کردستان عراق است که بدون توافق با دولت مرکزی برگزار شد و در نهایت با حمایت بین‌المللی روبه‌رو نشد. از سوی دیگر، اگر اصل جدایی یک‌جانبه پذیرفته شود، این پرسش مطرح می‌شود که آیا در داخل واحد جدید نیز گروه‌های کوچکتر حق جدایی خواهند داشت یا نه.

این پرسش نشان می‌دهد که موضوع جدایی حد یقف مشخصی ندارد و می‌تواند به زنجیره‌ای از تجزیه‌های پی‌درپی منتهی شود.

جمع‌بندی
هرچند مرزهای کنونی کشورها امری مقدس نیست، اما در شرایط جهان امروز، با توجه به ملاحظات سیاسی، اقتصادی و هویتی، حفظ یکپارچگی سرزمینی برای مردم ایران مزایای بیشتری دارد.

از سوی دیگر، تا زمانی که حکومتی غیرپاسخگو و ناسازگار با موازین حقوقی و بین‌المللی بر سر کار است و در کنار آن گروه‌های مسلح قومی نیز وجود دارند، طرح مسئلهٔ جدایی می‌تواند به‌جای حل مشکل، به افزایش تنش و بی‌ثباتی منجر شود.

با این حال، طرح این موضوعات و گفتگوی صریح دربارهٔ آنها می‌تواند زمینه‌ساز درک متقابل و تفاهمی ملی در فضایی متمدنانه و بدون خشونت باشد. تنها در چنین شرایطی می‌توان به آینده‌ای امیدوار بود که در آن امنیت، توسعه و همزیستی مسالمت‌آمیز امکان تحقق داشته باشد؛ آینده‌ای که در وضعیت کنونی همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

فرخ گلزار



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy