ترجمه، ویرایش و تنظیم برای انتشار: خبرنامه گویا
محمدباقر قالیباف ممکن است بهزودی در برخی محافل غربی «عملگرا» یا «واقعبین» معرفی شود؛ اما چنین تصویری اشتباه است. این الگو قبلاً هم تکرار شده است: هر بار که یکی از چهرههای ارشد جمهوری اسلامی حذف میشود یا توازن قدرت تغییر میکند، رسانهها و برخی تحلیلگران بهدنبال فردی میگردند که بتوان او را «قابل تعاملتر» معرفی کرد. اکنون که قالیباف یکی از مهمترین چهرههای باقیمانده با سابقه عمیق در سپاه پاسداران است، خطر آن وجود دارد که او نیز بهعنوان کانال احتمالی برای غرب بازاریابی شود.
گزارشهایی درباره احتمال تماسهای سیاسی یا دیدارهای غیررسمی با مقامهای ایرانی مطرح شده، اما حتی اگر چنین دیدارهایی هم رخ دهد، نباید باعث سوءبرداشت شود. ابهام درباره این تماسها میتواند هم در داخل حکومت بیاعتمادی ایجاد کند و هم در خارج، زمینه را برای اشتباه گرفتن چهرههای تندرو با «میانهرو» فراهم کند.
قالیباف نه میانهرو است و نه اصلاحطلب پنهان. او محصول کامل همان سیستمی است که امروز در دست سپاه و نهادهای امنیتی متمرکز شده است. سالهاست تلاش میکند خود را مدیری مدرن، منضبط و عملگرا نشان دهد، اما این تصویر بیش از آنکه واقعیت باشد، یک پروژه سیاسی برای جلب اعتماد خارجیها بوده است.
بر اساس گزارشها، اطرافیان او در سالهای اخیر با دیپلماتهای اروپایی و آمریکایی تماس گرفته و او را بهعنوان «مرد قدرتمند بعد از خامنهای» معرفی کردهاند؛ فردی که میتواند اختلافات داخلی را مهار کند و روابط خارجی را بهبود دهد. حتی گفته میشد که او تنها کسی است که هم به سپاه وصل است و هم میتواند با غرب کار کند. این تلاشها نشان میدهد که تصویر «عملگرا» بودن او، از سالها قبل بهصورت هدفمند ساخته شده است.
اما کارنامه واقعی قالیباف چیز دیگری میگوید. او از دل سپاه، نیروی انتظامی و ساختارهای سرکوب بالا آمده و نامش با برخوردهای خشن با دانشجویان، محدودیتهای امنیتی و حفظ قدرت به هر قیمت گره خورده است. برای بسیاری از ایرانیان، او نه نماد اصلاح، بلکه نماد سرکوب و ریاکاری سیاسی است.
پروندههای فساد نیز بخش مهمی از این تصویر را تشکیل میدهد. دوران شهرداری تهران با پروندههایی مانند املاک نجومی و ماجرای یاس هولدینگ همراه بود. اینها حاشیههای کوچک نبودند، بلکه به بخشی از هویت سیاسی او تبدیل شدند.
رسواییهای خانوادگی، از خرید سیسمونی در ترکیه تا تلاش برای گرفتن اقامت در کانادا، نیز همان الگوی آشنا را نشان داد: شعار مقاومت برای مردم، و راه فرار برای خانواده مسئولان.
در دورههای بحران، در غرب معمولاً تمایل به پیدا کردن یک «مرد قوی اما قابل تعامل» افزایش مییابد؛ کسی که بتواند نظام را حفظ کند و در عین حال با بیرون مذاکره کند. قالیباف سالهاست خود را برای همین نقش آماده کرده است.
اما او راهحل بعد از خامنهای نیست؛ او خودِ همان سیستم است، در خالصترین شکل آن.
پیش از آنکه دوباره برچسب «عملگرا» به او زده شود، باید به یاد آورد که در نگاه بسیاری از ایرانیان، او یکی از منفورترین چهرههای جمهوری اسلامی است و نماینده همان ساختاری که مردم بارها علیه آن به خیابان آمدهاند.
Mohammad Bagher Ghalibaf may soon be sold as a pragmatist. He is not one. He is now the most senior surviving figure in the Islamic Republic with deep IRGC roots, which puts him in a dangerous and important position. He could become the next major assassination target. He could... pic.twitter.com/aFAxs2blI1
-- Mehdi Parpanchi (@Parpanchi) March 24, 2026

مهدی پرپنچی















