Wednesday, Mar 25, 2026

صفحه نخست » لحظهٔ تعیین‌کننده برای اروپا: ایران یا جمهوری اسلامی؟

eu.jpgجمهوری اسلامی از درون در حال فروپاشی است؛ اروپا باید تصمیم بگیرد در شکل‌دادن به آینده نقش داشته باشد یا باز هم تماشاگر بماند

سعید قاسمی نژاد - نوید محبی، وایسگارد۲۴

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

با تضعیف ساختار نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی در نتیجهٔ فشارهای خارجی و تشدید شکاف‌های داخلی، ایران وارد مرحله‌ای تاریخی شده است. آنچه زمانی سناریویی دور از ذهن به نظر می‌رسید، اکنون به‌سرعت در حال وقوع است. هستهٔ سرکوبگر نظام از بالا آسیب دیده و مشروعیت آن از پایین سال‌هاست که فرسوده شده است. با ادامهٔ تنش‌ها و گسترش شکاف در درون حاکمیت، احتمال بازگشت مردم به خیابان‌ها برای بازپس‌گیری کشورشان دیگر یک فرضیه نیست.

برای اروپا، این یک بحران معمولی نیست که بتوان با بیانیه و تعلل از کنار آن گذشت. این لحظه‌ای راهبردی است که مشخص می‌کند اروپا در شکل‌دادن به آیندهٔ ایران نقش خواهد داشت یا بار دیگر صرفاً به وقایع واکنش نشان خواهد داد.

جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین موقعیت خود از سال ۱۳۵۷ قرار دارد.

در اقتصاد، ناتوان از تأمین حداقل‌هاست؛ و از نظر ایدئولوژیک، هیچ نشانه‌ای از اصلاح نشان نداده است.

از اعتراضات سراسری سال ۱۳۹۶ تاکنون، ایران چهار موج بزرگ اعتراض مردمی را تجربه کرده است. هر موج گسترده‌تر، رادیکال‌تر و صریح‌تر علیه کل نظام بوده است. این اعتراض‌ها واکنش‌های مقطعی به مشکلات اقتصادی نبودند، بلکه ردّ تدریجی یک ساختار سیاسی ناسازگار با جامعهٔ ایران بودند.

این واقعیت نشان می‌دهد که اصلاح از درون نظام نه واقع‌بینانه است و نه در راه است. امید دیرینهٔ اروپا برای یافتن «چهره‌های میانه‌رو» درون ساختار قدرت نیز با تحولات اخیر عملاً بی‌معنا شده است.

هزینهٔ بی‌عملی برای اروپا

این وضعیت فقط مسئلهٔ ایران نیست؛ مستقیماً به اروپا مربوط می‌شود.

نظامی که در داخل قادر به ایجاد ثبات نیست، بحران را به بیرون صادر می‌کند.

اگر وضع موجود ادامه یابد، اروپا با موج تازه‌ای از پناهجویان ایرانی روبه‌رو خواهد شد؛ موجی که نه به دلیل جنگ، بلکه به‌خاطر فروپاشی اقتصادی و خفقان سیاسی شکل می‌گیرد.

سیستم‌های مهاجرتی اروپا که هم‌اکنون نیز تحت فشار هستند، هزینهٔ این بی‌عملی را خواهند پرداخت.

بنابراین همسو شدن با خواست مردم ایران صرفاً یک موضع اخلاقی نیست، بلکه یک تصمیم پیشگیرانه برای حفظ ثبات اروپا است.

از نظر اقتصادی نیز استدلال احتیاط دیگر اعتبار ندارد.

حجم تجارت اروپا با ایران به حدی کاهش یافته که هیچ سود راهبردی ندارد، اما همچنان شرکت‌های اروپایی را در معرض ریسک حقوقی و اعتباری قرار می‌دهد.

با تشدید تحریم‌ها و فعال شدن مکانیسم‌های تنبیهی، این تصور که اروپا با نرمش در برابر تهران منافع اقتصادی مهمی حفظ می‌کند، دیگر واقعیت ندارد.

در عمل، بازار ایران در شرایط فعلی بیش از هر چیز در اختیار چین است، نه اروپا.

در مقابل، ایرانِ پس از جمهوری اسلامی می‌تواند فرصت بزرگی برای امنیت انرژی اروپا باشد.

ایران یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان را دارد؛ منابعی که اکنون به‌دلیل ایدئولوژی و انزوا بلااستفاده مانده‌اند.
در صورت تغییر نظام، ایران می‌تواند به یکی از منابع مهم تأمین انرژی برای اروپا تبدیل شود، در زمانی که اروپا به‌دنبال کاهش وابستگی به روسیه است.

حمایت از گذار سیاسی در ایران، در واقع سرمایه‌گذاری بر ثبات بلندمدت اروپا است.

تهدید امنیتی که به اروپا رسیده است

جمهوری اسلامی یک مشکل دوردست نیست؛ یک تهدید فعال در خاک اروپا است.

شبکه‌های اطلاعاتی ایران و سپاه پاسداران بارها از خاک اروپا برای جاسوسی، تهدید مخالفان و طراحی عملیات ترور استفاده کرده‌اند؛ اغلب با استفاده از پوشش‌های مذهبی یا شبکه‌های جنایی.

این رفتار مستقیماً حاکمیت کشورهای اروپایی را نقض می‌کند.

ایرانی که با مردم خود همسو باشد، به‌جای صدور سرکوب به خارج، این شبکه‌ها را برخواهد چید.

هم‌زمان، نقش ایران در کمک به جنگ روسیه علیه اوکراین اهمیت موضوع را بیشتر کرده است.

ارسال پهپاد و فناوری موشکی از سوی تهران، جنگی را طولانی‌تر کرده که امنیت و اقتصاد اروپا را تهدید می‌کند.

تا زمانی که این نظام در قدرت است، این هم‌پیمانی با مسکو ادامه خواهد داشت.

اروپا همچنین نمی‌تواند بُعد اخلاقی ماجرا را نادیده بگیرد.

سرکوب‌های گستردهٔ جمهوری اسلامی علیه معترضان، یکی از خونین‌ترین سرکوب‌های معاصر بوده است.
ده‌ها هزار نفر کشته، زندانی یا شکنجه شده‌اند.

در سایهٔ تجربهٔ بوسنی و کوزوو، اروپا بار دیگر با این پرسش روبه‌روست:

آیا هنگام وقوع سرکوب گسترده اقدام می‌کند، یا بعدها توضیح می‌دهد چرا احتیاط را ترجیح داد؟

در سطح منطقه‌ای نیز سیاست جنگ نیابتی تهران باعث بی‌ثباتی خاورمیانه، تهدید مسیرهای تجاری، افزایش هزینهٔ حمل‌ونقل و ناامنی برای متحدان اروپا شده است.

ثبات اقتصادی منطقه با نظامی که بر بحران دائمی تکیه دارد، سازگار نیست.

لحظه‌ای که اروپا نباید از دست بدهد

احتمال درگیری نظامی گسترده، معادله را تغییر داده است.

ایالات متحده و اسرائیل به‌طور مستقیم با تهران بر سر برنامهٔ هسته‌ای، موشکی، سیاست‌های منطقه‌ای و سرکوب داخلی درگیر شده‌اند.

اروپا در این معادله تماشاگر نیست.

سامانه‌های دفاعی اروپایی پیش‌تر نیز در رهگیری پهپادها و موشک‌های ایران نقش داشته‌اند، و در هر درگیری آینده نیز اروپا بخشی از محیط امنیتی خواهد بود، چه بخواهد چه نخواهد.

به همین دلیل، اروپا باید از مدیریت وضعیت موجود عبور کند و برای آیندهٔ پس از جمهوری اسلامی آماده شود.

این به معنای گفت‌وگوی جدی با نیروهای سیاسی جایگزین است؛ نیروهایی که خود مردم ایران در اعتراضات بارها از آنها نام برده‌اند.

از جمله رضا پهلوی که طرحی برای آیندهٔ ایران دموکراتیک و سکولار ارائه کرده است.

تعامل با اپوزیسیون، جانبداری ایدئولوژیک نیست؛ یک تصمیم واقع‌بینانه و راهبردی است.

منافع بلندمدت امنیتی و اقتصادی اروپا در یک نقطه به هم می‌رسد:
آماده شدن برای تغییر در ایران.

هزینهٔ صبر کردن شاید در کوتاه‌مدت کمتر به نظر برسد، اما وقتی فرصت اثرگذاری از دست برود، بسیار سنگین‌تر خواهد بود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy