«خطاب به کسانی که مدام میگویند جمهوری اسلامی ایران در آغاز جنگ هیچ تهدیدی برای جهان نبود»
ایمن دین - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
راستش را بخواهید، هر بار این جمله را میشنوم که معمولاً از زبان یک سیاستمدار یا یک دیپلمات بسیار "آسودهخاطر" بیان میشود در ذهنم یک علامت ضربدر بزرگ قرمز روی توانایی او برای درک ژئوپلیتیک میگذارم. این دیگر اختلاف نظر نیست؛ سلب صلاحیت است.
بیایید قدمبهقدم جلو برویم، برای آنهایی که نیت خوبی دارند اما بهشکلی خطرناکی سادهلوح هستند.
در کدام جهان طبیعی است که یک دولت، ۷۰۰ هزار نیروی جنگجوی رادیکال از لبنان، عراق، سوریه، یمن، افغانستان و پاکستان جذب کند... آنها را مسلح و آموزش دهد... و سپس بهعنوان نیروهای شبهنظامی فراملی، خارج از حاکمیت کشورهای خودشان به کار بگیرد؟
در کدام جهان طبیعی است که یک کشور عملاً تصمیمگیریهای سیاسی، اقتصادی و نظامی یک کشور همسایه مانند عراق را به گروگان بگیرد، و همزمان به جنگهای داخلی در سوریه و یمن دامن بزند؛ جنگهایی که میلیونها کشته و دهها میلیون آواره بر جای گذاشتهاند؟
در کدام جهان طبیعی است که نیمی از نیروهای مسلح یک کشور یعنی سپاه پاسداران توسط دهها کشور بهعنوان یک سازمان تروریستی شناخته شود، و با این حال همچنان به فعالیت، تأمین مالی، تسلیح و گسترش خود ادامه دهد؟
در کدام جهان طبیعی است که یک رژیم، موشکهای بالستیک (سامانههایی با کلاهک های خوشهای و بردی بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر) را به یک بازیگر غیردولتی تروریستی مانند حوثیها منتقل کند؟
بگذارید سادهتر بگویم.
تسلیحات راهبردی در سطح یک دولت... تحویل دادهشده به میلیشیای نارکو-تروریستی.
گروههایی که در قاچاق مواد مخدر، انسان و ایجاد آشوب فعالیت میکنند.
و با این حال، به ما گفته میشود که این... تهدید نیست؟
حتی کشورهای عضو ناتو مانند آلمان یا ایتالیا هم چنین بردی را در زرادخانه خود ندارند. اما یک گروه شبهنظامی در یمن دارد؟
کاملاً عادی است. هیچ چیز خاصی نیست.
و همه اینها در منطقهای رخ میدهد که حدود ۶۰ درصد از ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار دارد و کنترل حیاتیترین گلوگاههای دریایی دنیا تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز را در دست دارد.
پس اجازه بدهید سؤال بدیهی را بپرسم.
اگر این تهدید نیست... پس دقیقاً چه چیزی تهدید محسوب میشود؟ لطفاً طوری توضیح دهید که یک کودک پنجساله هم بفهمد!
آیا باید صبر کنیم تا جریان انرژی جهانی فروبپاشد؟ تا تجارت دریایی خفه شود؟ تا موشکها فراتر از منطقه فرود بیایند؟
در چه نقطهای از «تهدید نیست» به «شاید کمی نگرانکننده باشد» میرسیم؟
چون از جایی که من ایستادهام، این رژیم در حال تبدیل شدن به یک تهدید نیست.
همین حالا هم یک تهدید است.
آه، یادم رفت...
تمام موارد بالا در حالی رخ میدهد که همین رژیم حامی تروریسم، بهدنبال دستیابی به سلاح هستهای است و در عمل حدود ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد مقداری که برای ساخت ۱۱ بمب هستهای کافی است!
پیشینهای عجیب نویسنده: ایمن دین (@AimenDean)
ایمن دین یکی از اعضای بلندپایهٔ سابق القاعده بود که بعدها به یکی از مهمترین منابع نفوذی و مخفی (جاسوس دوجانبه) سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا، یعنی MI5 و MI6، تبدیل شد.
پیشینه و روند افراطیشدن
او در عربستان سعودی متولد شد و از همان کودکی استعداد چشمگیری در علوم دینی داشت؛ بهگونهای که تا سن ۱۲ سالگی قرآن را بهطور کامل حفظ کرده بود. در دوران نوجوانی بهتدریج به سمت دیدگاههای افراطی گرایش پیدا کرد و در سال ۱۹۹۴ برای پیوستن به مجاهدین راهی بوسنی شد. سپس در سال ۱۹۹۷ به افغانستان رفت و در آنجا با ادای سوگند وفاداری شخصی به اسامه بنلادن، به القاعده پیوست.
در این درون او بهعنوان مدرس الهیات و همچنین کارشناس تسلیحات از جمله تجهیزات شیمیایی فعالیت داشت.
دوران فعالیت بهعنوان عامل دوجانبه
پس از بمبگذاریهای سال ۱۹۹۸ علیه سفارتخانههای آمریکا در شرق آفریقا، دین نسبت به القاعده دچار تردید و سرخوردگی شد، چرا که این حملات را فاقد هرگونه توجیه دینی میدانست. در اواخر همان سال، توسط سرویس اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6) جذب شد و طی هشت سال بعد، بهعنوان یک عامل دوجانبه فعالیت کرد.
او در این مدت اطلاعات حیاتی و حساسی در اختیار غرب قرار داد که به خنثیسازی طرحهای متعدد تروریستی کمک کرد؛ از جمله یک حمله شیمیایی برنامهریزیشده علیه متروی شهر نیویورک.
زندگی پس از فعالیت اطلاعاتی
فعالیت مخفیانهٔ او در سال ۲۰۰۶ بهطور ناگهانی پایان یافت، زمانی که هویت واقعیاش بر اثر افشای اطلاعات از سوی منابعی در دولت آمریکا لو رفت.
از آن زمان تاکنون، ایمن دین به چهرهای عمومی تبدیل شده و بهعنوان مشاور امنیتی فعالیت میکند.

سخنرانی رضا پهلوی در سیپک

صندلی خالی خامنهای؛ پشتپرده تعطیلی کافههای لامیز















