خطاب به هنرمندان، مجریان و نویسندگانی که نام و چهرهشان را خرجِ پروپاگاندا کردهاند:هنر، موسیقی و کلام، پیش از آنکه ابزاری برای شهرت باشد، تعهدی است به وجدان و حقیقت.
نگاهی به قابهای ردیف شده تصاویر خود بیندازید؛ از سینماگر و موزیسین گرفته تا مجری و اهل قلم. شما که امروز برای صلح جهانی دلنگران شدهاید، زمانی که خیابانهای ایران در دیماه به خون نشست و هزاران انسان بیگناه قربانی شدند، کدام گوشه عافیت پنهان شده بودید؟
عجیب است که تارهای صوتی شما، قلم و دوربینهای شما تنها زمانی فعال میشوند که دستور از بالا برسد. شما از «توقف جنگ» میگویید، اما در برابر جنگِ پنهان و آشکاری که ۴ دهه است علیه مردم ایران، سفرههایشان و حقِ حیاتشان جریان دارد، نابینا، ناشنوا و زبان در کام بودهاید.
سوال مردم از شما این است:
ای اهالی هنر! زمانی که «کیان پیرفلک»ها و کودکان این سرزمین هدف گلولههای جنگی جمهوری اسلامی قرار میگرفتند، چرا سیمای شما غمگین نشد و سازتان در سوگ وطن نلرزید؟
چگونه است که امروز نقشِ امدادگر بازی میکنید اما آن روز که مردم در خیابان سلاخی میشدند، حتی یک باندِ زخمبندی برای مردمِ رنجدیده نداشتید؟

چطور دم از حقوق بشر میزنید در حالی که در برابر «قطع اینترنت» و حبس کردن یک ملت در خاموشی و تاریکی مطلق سکوت کردهاید؟ شرمآور است که در نبودِ جریان آزاد اطلاعات، شما با سیمکارتهای سفیدِ حکومتی و دسترسیهای ویژه، بازوی تبلیغاتی رژیمی شدهاید که حقِ ارتباط را از مردم سلب کرده تا جنایاتش را پنهان کند.
چرا با وقاحت تمام سعی دارید نقش جمهوری اسلامی را در این جنگِ تحمیلی کمرنگ کنید؟ بدانید که با وارونه جلوه دادن معادله نمیتوانید به مردم دروغ بگویید؛ خون تکتک بیگناهانِ غیرنظامی و کودکان معصوم مدرسه میناب که قربانی آتشافروزیهای این ساختار شدند، مستقیماً بر گردن جمهوری اسلامی است. این جنگِ مردم ایران نیست؛ ما این رژیم را نماینده خود نمیدانیم و حساب ملت از این فرقه تبهکار و ویرانگر جداست.
ای مجریان و سخنوران! چرا در برابر اعدام جوانان وطن و زندانی شدن نویسندگان و آزاداندیشان، زبان در کام کشیدید و تنها برای اهداف سیاسی رژیم، زبانتان باز میشود؟
آیا «انسانیت» برای شما یک نمایشِ دستوری است؟ چطور میتوانید از حقوق کودکان غزه در فرسخها دورتر بگویید، در حالی که خون کودکانِ کردستان، سیستان و پرواز ۷۵۲ هنوز بر دستانِ مسببانِ همین جنگهاست که شما امروز برایشان بازاریابی میکنید؟
سکوت مصلحتی شما در روزهای سیاه ایران و فریادهای امروزتان، نه از سر انساندوستی، که بوی «نان به نرخ روز خوردن» میدهد. شما با وارونه کردن حقیقت و بازی در زمینِ جنایتکارانی که خود مسبب این ویرانیها هستند، در سمتِ اشتباه تاریخ ایستادهاید.
بدانید که این چهرههای بزککرده در پوسترهای فرمایشی، نمیتواند لکهی ننگِ بیتفاوتی شما به قتلعام هموطنانتان را پاک کند. مردم ایران فراموش نخواهند کرد که چه کسانی در روزهای سخت، صدایِ قدرت شدند و چه کسانی در کنارِ ملت ایستادند.
یک بار برای همیشه به جای بازی در نقشهای تحمیلی، پاسخ دهید: بهایِ این خوشرقصی برای ساختارِ سرکوب چیست که حاضرید چشم بر خونِ جوانان وطن ببندید؟
از طرف یک شهروند دغدغهمند ایرانی
سپیده حجامی

















