Monday, Mar 30, 2026

صفحه نخست » جنگ، تخریب و اعدام های در راه، داریوش مجلسی

Darioush_Majlesi.jpgدچار چه وهمی بودیم و دچار چه سرنوشتی شدیم. چه شادی هایی که در خیابان ها کردیم و چه وعده های تو خالی که به رسانه ها فرستادیم، یادتان هست؟ مژده میدادیم که رژیم نفس های آخر را میکشد و حتی مژده تغییر رژیم را هم چاشنی آن نمودیم، حتی وعده دادیم بعد از تغییر رژیم، آزادی و دموکراسی جایگزین رژیم سرکوب خواهد شد. شادی ها و شعارهای خیابان در بالا شنیده میشد و در بالا تبدیل به فرمان میگردید. فرمان هائی که نتیجه اش فرستادن گله وار جوانانمان به قبرستان بود، جوانانی که به دلیل نفرتشان از حکومت غاصب، (و به امید کمک هائی که در راه بود!!) جان بر کف، به استقبال گلوله رفتند. نتیجه چه بود؟ سئوالی که تا کنون جوابی برای آن نیافته ام.

آیا تا کنون ،کدام یک از اهداف و دلایلی که استقبال کنندگان از حمله نظامی، برای توجیه استقبالشان، ارائه میدادند، برآورده (یا تاحدی) برآورده شده؟ بله، جمهوری اسلامی از لحاظ نظامی تضعیف شده و بسیاری از مهره های موثر خودش را از دست داده، ولی در عین حال، بر خلاف انتظار حمله کنندگان، با حملاتش به اسرائیل و کشور های عرب منطقه، حتی به قبرس و دیه گو گارسیا، نشان داد که قادر به قدرت نمایی در تنگه هرمز و نیز باعث ایجاد بحران در تامین انرژی و سوخت جهان میباشد. در عرصه داخلی نیز ، حس خون آشامی بی حد رژیم، کوچکترین تسکینی نیافته و از جمله شاهد به دار آویختن عزیزان جوانمان بودیم. بر خلاف ادعای اولیه که طول مدت جنگ کوتاه خواهد بود، نه تنها کوتاه نبود بلکه هنوز هم (بیست و نه مارس) ادامه دارد، چشم اندازی هم برای پایان آن به چشم نمی خوررد، حتی اعزام پیاده نظام به ایران آغاز شده و برای اولین بار بعد از شروع جنگ، چترباز هم به منطقه فرستاده شده.

ویرانی و خرابی زیرساختارها، بمباران چند فرودگاه و اماکنی که بعضا غیر نظامی و مورد استفاده سپاه هم نبود، حتی آپارتمان های مسکونی (در یک مورد با 1500 کشته)، چند درمانگاه و بیمارستان همراه با تلفات جانی، مورد حمله هوائی قرار گرفته اند. . دوستی از جبهه ملی ایران (از بندر انزلی)، زمانی که فرصت یافت یک دقیقه صحبت کند، توانست فقط فریاد بزند و بگوید "بگوئید زیر ساختار ها را نزنند". یک زن هنرمند نقاش از اصفهان توانست یک دقیقه گریه کند و بگوید "در حمله هوائی به ساختمان های تاریخی، چهل ستون، عالی قاپو و هشت و بهشت، صدمه وارد شده"، و نیز فراموش نکنیم، صدماتی که به محیط زیست وارد شد، به آسانی قابل جبران نیست. سوال مجدد من این است که چه هدف والائی!! پشت این حملات نظامی قرار داشت که چنین ویرانی، تخریب (بعضا غیر قابل جبران) و تلفات جانی را توجیه میکند؟

من تحت شرایط خاصی، در صورتی که حمله دقیق و کوتاه مدتی همراه با یک آلترناتیو قوی، برای اداره کشور و استقرار دموکراسی، بعد از فروپاشی، صورت میگرفت میتوانستم با چنین حمله نظامی و هدفمندی، نظر موافق داشته باشم. ولی حمله ای با این وسعت، بدون اینکه پایان آن معلوم باشد و بدون وجود هیچ آلترناتیوی را نمی توانم به غیر از (تخریب به خاطر تخریب)، چیز دیگری بنامم. اشاره من در سطور بالا، متوجه هدفهای فیزیکی و ساختاری بود، درحالی که در این جنگ و حملات نظامی، جامعه مدنی ما و جنبش زن، زندگی، آزادی هم دچار ضربه های شدیدی شد که ترمیم آن ( اگر نه غیر ممکن) ولی بسیار طول خواهد کشید.

از زمانی که بحث جنگ و حمله نظامی مطرح شد، اپوزیسیون ایران (بیشتر در خارج کشور) دچار چند پاره گی گردید. خصومت بین چپ و راست، پادشاهی خواهان و جمهوری خواهان، و مخالفان و موافقان جنگ و حمله به ایران. این در حالیست که اعلام خطر و هشدار داده میشود نسبت به شروع موج جدید اعدام ها، بعد از خاتمه احتمالی جنگ. بعنی فاجعه ای شبیه شهریور 67 بعد از پایان جنگ ایران و عراق. اینجاست که فعالین سیاسی، فرهنگی و مدنی داخل و خارج ایران، یکصدا، به دور از گرایشات عقیدتی، وظیفه دارند به تجهیز افکار عمومی جهان و ایرانیان داخل و خارج کشور برعلیه اعدام ها برخیزند. اینجاست که آمریکا و اسرائیل، که با حمله به ایران و نقش بزرگی که در تخریب و تضعیف نهضت دموکراسی خواهی جامعه مان به عهده داشتند، قویا اقدام به یاری و کمک به مردمی بپردازند که از زیر آوار ها فریاد عدالت خواهی شان به هوا میرود.

دوستان، آینده نامعلوم و تاریکی، در انتظار ایران ضربه خورده و تضعیف شده (هم از سوی حاکمیت و هم از سوی مهاجمان) میباشد. این کشتی، بدون کشتی بان، سرگردان در میان امواج سهمگین، نیاز به کشتیبانانی دارد که قادر به تغییر مسیر، به سوی ساحل نجات باشند.

چاره ای نیست، این جبر تاریخ است که در این شرایط سهمگین، مسیر یگانگی، همکاری و هم فکری را انتخاب کنیم، زیرا در صورت غرق این کشتی، همه ما سرنشینان آن ، قربانی خواهیم بود. باید راه حلی یافت، کاملا قابل اجرا، برای یافتن راه چاره ای که نجات دهنده این کشتی و سرنشینانش، از میان موج های سهمگین باشد.

"همه با هم"، هیچگاه با فرهنگ سیاسی ما سازگاری نداشته. نیاز به جمعی سوته دل میباشد که قادر باشند (اگر هم، نه همه با هم) ولی اقلا یک تجمع حد اکثری، حول یک توافق حد اقل، برای رهائی از جنگ و همچنین رهائی از شر سرکوب، به همکاری و همفکری برخیزند. شاید هم تجربه، بسیارجوان "کنگره آزادی ایران" بتواند چراغی برای طی این مسیر باشد.

داریوش مجلسی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy