تداوم جنگ و افزوده شدن ویرانی، فضایی بهوجود آورده که سیمای پلید، ضدملی و مردمی جمهوری اسلامی، که عامل اصلی این جنگ و درگیری است، در سایه قرار گیرد و دزدان قانونی حاکم بر ایران، چون قالیبافها و وحیدیها، در سیمای مدافعان میهن تقدیس شوند.
«البته نه از جانب مردم!» بلکه سیاستورزان و مغلطهکنندگان، چون خانم دانشگریها، ملیحه محمدیها، کنگرهچیهای بهظاهر کثرتگرا و خواهان آزادی، که عامدانه نه از حب علی، بل از غیض خاندان پهلوی آدرس غلط میدهند. کسانی که نقش عامل بهوجود آمدن این جنگ را، که از روز نخست شروع حاکمیت ضدملی و ضد مردمی خود در تدارک این جنگ بود، با شاهزاده رضا پهلوی جابهجا میکنند.
نفرتی کور ناشی از دیدگاهی ایدئولوژیک که مانند گربه مرتضیعلی، هر طور که بیندازی، چهار دستوپا در کنار جمهوری اسلامی میافتد و همسو با سیاستهای آن میگردد.
چشم بر عملکرد ویرانگر حکومتی میبندد که با ایجاد کیلومترها تونل در عمق پانصد متری زمین، زیر سنگهای گرانیتی، و تولید هزاران موشک که نهایت آن به بمب اتم منجر میشد، را برای جنگ امروز تدارک میدید. جنگی که با روزشمار نصبشده در میدان بزرگ شهر، که نابودی اسرائیل را وعده میداد، هر روز وقوعش نزدیکتر میگردید!
این جنگ با نخستین سخنرانی خمینی و همزبانی نیروهای ضدآمریکایی، در قالب چپ چه سنتی، چه رادیکال، که خواهان نابودی ارتش و شکلگیری سپاه پاسداران و تسلیح آنها به سلاح سنگین بود، آغاز شده بود!
این چپ عریان و چپهای دموکرات و جمهوریخواهشده، علقهای دیرین با هر نیرویی که با آمریکا در ستیز باشد دارند. آنها که امروز فریاد وا مصیبتا از تداوم جنگ میکشند و لباس صلحخواهی در بر کرده و از ویرانی زیرساختهای جامعه، که عمدتاً حاصل تلاش دوران پهلوی بود، مینالند، فراموش کردهاند که سالها با حمایت این رژیم و عدم برخورد با سیاست نیابتیسازی و تبدیل کشور به زرادخانه سلاح و قدرتگیری سپاه، یکی از پایههای اصلی در بیراهه بردن مردم و عدم تفکیک سیمای ضدملی این حکومت با نگاه امتسازی آن بودند.
این سرزمین بلاکشیده زمانی مورد هدف اسرائیل قرار گرفت که میلیاردها دلار ثروت ملی، همراه با موشک، در اختیار حماس، حزبالله، حوثیها، حشدالشعبی و دهها گروه بزرگ و کوچک تروریستی نهاده شد که محو اسرائیل و نابودی آمریکا و خواندن نماز در کاخ سفید را دنبال میکردند!
متأسفانه این دایهگان مهربانتر از مادر، امروز در سیمای جریانهای جمهوریخواه چپ دموکراتشده، ملیون، اصلاحطلبان فاصلهگرفته از حکومت، سخن از صلح میگویند و غیرمتعهدانه، بهجای زیر سؤال بردن حکومتی که چنین جنگی را ناخواسته و ضد منافع ملی به جامعه تحمیل نموده، جنگی ملی و میهنی قلمداد میکنند و با شعار میهنپرستانه دروغین، در خدمت نیروهای جنگطلب و در حراست از حیات ننگین جمهوری اسلامی قرار میگیرند.
هیچ چیز تلختر و مشمئزکنندهتر از سیمای بهظاهر صلحخواه کسانی نیست که میدانند آغازگر این جنگ چه کسانی بودهاند و کلید پایان این جنگ در دست کیست؟ چرا تا آخر پای این جنگ ایستاده؟
کسانی که بهتر از هر کس میدانند جنگی که امروز بر این ملت ستمدیده تحمیل شده و تداوم دارد، جنگ برای بقای حکومتی است که ذرهای عرق ملی، میهنی، سرزمینی، علقه تاریخی و حتی انسانی نسبت به کشوری که چهلواندی سال است خون مردمان آن را میمکد ندارد. حکومتی که در دو روز دهها هزار جوان و نوجوان را صرفاً بهخاطر مخالفت با حکومتش قتلعام میکند، تنها و تنها متهم و پاسخگوی این ادامه جنگ و خونریزی است.
متهم کسانی هستند که جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل را لباس ملی و میهنی میپوشانند تا همسویی ضدآمریکایی و ضداسرائیلی خود را در حمله به شاهزاده رضا پهلوی و کسانی از طیفهای مختلف فکری که از جنبش ضد جمهوری اسلامی حمایت میکنند، لاپوشانی کنند.
کسانی که خوب میدانند رهایی از چنگ این عفریت خونریز، جز از طریق یک وفاق ملی و شکستن ماشین سرکوب امکانناپذیر است. اما چه باک که آنها خود شکل دیگری از تفکر ضدآمریکایی و اسرائیلی هستند که تداوم این جنگ و تداوم حضور سپاه پاسداران را بر قدرتگیری جریان طرفداران شاهزاده رضا پهلوی و دوران گذار منتهی به انتخابات آزاد ترجیح میدهند.
امروز پرسیدنی است: چه کسانی در کنار چه کسانی ایستادهاند؟ چه کسانی هستند که لباس ملی بر تن ناراست گازانبری قالیبافها میپوشانند و مبارزه ارتجاعی او را برای حفظ این جمهوری ننگین و ایرانکش، شکل ملی میدهند، اما تداوم جنگ و ویرانی را به حساب کسانی میگذارند که برعکس آنها عمیقاً به سرنگونی این رژیم و برپایی یک حکومت سکولار، دموکراتیک، برآمده از دل یک انتخابات آزاد معتقد هستند؟
کسانی که خوب میدانند بدون پایان بخشیدن به حکومت جمهوری اسلامی، همیشه سایه یک جنگ آخرالزمانی بر فراز سر این کشور و این مردم وجود خواهد داشت.
دردا و دریغا که با وجود درک این امر -- امری که خوشایند چپها و جمهوریخواهان مخالف با غرب نیست -- این جنگ ادامه دارد، بیآنکه مسبب جنایتکار آن بهتمامی زیر ذرهبین رفته و متهم گردد.
بهجای نگاه واقعبینانه به جنگ و ادامه آن، این آقایان صلحخواه «کثرتگرا»، مدافعان «آزادی ایران»، در صف مقدم مخالفان دوران پهلوی و شخص رضا پهلوی، که مدافع دوستی با آمریکا، اسرائیل و مخالف با هرگونه دشمنی خودی و ناخودیکردن است، قرار گرفتهاند؛ از سر گشاد شیپور بر دشمنی و فاصله گرفتن از هم میدمند تا دم جمهوری اسلامی را گرما بخشند.
دردا که نگاه از زاویه تنگ یک بینش متحجر ایدئولوژیک، نگاه از سر قدرتطلبی همراه با کینهورزی، خودخواهی و خودمحوربینی و گروهگرایی، چه بر سر انسانها و ملتها و سرزمینها که نمیآورد.
ابوالفضل محققی

















