Sunday, Apr 5, 2026

صفحه نخست » هرمز، اوکراین و قدرت جهانی: استراتژی پنهان پشت سردی روابط دو سوی آتلانتیک، بهرام فرخی

Bahram_Farokhi_2.jpgدر نهایت، پس از دوره‌ای از تنش‌های لفظی و اختلافات تاکتیکی میان دو سوی آتلانتیک، نشانه‌های همگرایی تدریجی میان اروپا و ایالات متحده در روزهای آینده نمایان خواهد شد. این شکاف‌ها بیش از آن‌که ماهیتی راهبردی داشته باشند، بازتابی از اختلاف در اولویت‌بندی‌های مقطعی و محاسبات ژئوپلیتیکی کوتاه‌مدت هستند.

در مقطع کنونی، اروپا تمایلی به همراهی کامل با رویکرد تهاجمی دونالد ترامپ در قبال تحولات خلیج فارس نشان نمی‌دهد. این احتیاط، نه از سر واگرایی بنیادین، بلکه تلاشی حساب‌شده برای حفظ اهرم فشار بر واشینگتن است, هرمی که هدف آن بازگرداندن تمرکز استراتژیک آمریکا به جنگ اوکراین و مهار روسیه است،میدانی که برای امنیت بلندمدت اروپا اهمیتی حیاتی دارد.

با این حال، این وضعیت پایدار نخواهد ماند. در صورتی که تنش‌ها در خلیج فارس تشدید شده و به‌ویژه اگر ایران محدودیت‌های بسیار جدی بر تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز اعمال کند و یا بنوعی آن را مسدود کند، معادله به‌سرعت تغییر خواهد کرد. چنین سناریویی نه‌تنها امنیت انرژی اروپا را مستقیماً تهدید می‌کند، بلکه هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی را نیز بر پایتخت‌های اروپایی تحمیل خواهد کرد.

در این چارچوب، اگر همزمان ارزیابی‌های اطلاعاتی و نظامی اروپا به این جمع‌بندی برسد که توان مقاومت ایران به‌طور معناداری تضعیف شده و کشور در آستانه یک شکست راهبردی قرار دارد، آنگاه احتمال چرخش موضع اروپا افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، اروپا ممکن است در نهایت تصمیم بگیرد به ائتلاف مورد نظر ترامپ بپیوندد و در مدیریت یا حتی مداخله در بحران خلیج فارس نقش فعال‌تری ایفا کند.

به بیان دیگر، آنچه امروز به‌عنوان فاصله‌گذاری اروپا از واشینگتن دیده می‌شود، بیش از آن‌که نشانه یک گسست عمیق باشد، بخشی از یک بازی پیچیده توازن قواست، بازی‌ای که در نهایت، تحت فشار واقعیت‌های میدانی و ضرورت‌های ژئوپلیتیکی، می‌تواند بار دیگر به هم‌راستایی استراتژیک دو سوی آتلانتیک منجر شود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy