رژیم در موقعیت مرگ یا زندگی، تسلیم شد. این نوع رژیمها در چنین موقعیتی مرگشان حتمی است. رژیم نمیتوانست تسلیم نشود، چون ترامپ تهدید کرده بود همه زیرساختهای حیات رژیم را میزند. رژیم ادامه بقا و اقتدار خود را در تهدید اتمی با اورانیوم غنیشده شصتدرصدی، صدور شرارت به منطقه و جهان توسط تروریستهای نیابتی، تولید موشکهای بالستیک و قارهپیما و سرانجام کنترل تنگه هرمز، به عنوان شاهرگ حیاتی یکپنجم سوخت نفت و گاز مورد نیاز دنیا، میدید. این چهار شرط ناموس رژیم و غیرقابل مذاکره بود. اکنون در پی گیر افتادن در گوشه رینگ و چپ و راست مشت خوردن از آمریکا و اسراییل و در آستانه اجبار تحویل رینگ به حریف، مجبور شد در مورد هر چهار شرط مزبور مذاکره نموده و تا حد پذیرش این خواستههای ترامپ پیش برود، وگرنه بار دیگر آش همان آش و کاسه همان کاسه و ادامه مشت خوردنها از چپ و راست و شکست نهایی که در انتظارش بود.
رژیم همه چیز را باخته، در خفگی مطلق احتیاج به نفس تازه داشت تا موقعیت خود را باز یابد. تصور نموده این بار نیز با استفاده از همان ترفندها و تاکتیکهای کهنه و همیشگی خود، یعنی مذاکرات ناتمام طولانی و دادن امتیازات قطرهچکانی، حریف را خسته نموده و وادار به دادن اندکی از امتیازات چهارگانه نماید. اما کور خوانده است. حریف این تاکتیک را میداند و این تو بمیری دیگر از آن تو بمیریها نیست. ترامپ تا به همه شروط چهارگانه خود بهطور کامل نرسد، ولکن معامله نخواهد بود. این بار رژیم را لخت و عور در مقابل حریفان دیگر، که تاکنون دست به عصا راه رفته و به وی کمک نکردند، آنچه در عمل از رژیم هست را نشان داده و در نتیجه مشترکاً اقدام خواهد نمود.
برای رژیم شروط چهارگانه مزبور چهار ستون ادامه حیات و قدرت رژیماند. بدون آنها چیزی از این بساط باقی نخواهد ماند. اما در عین حال، هرگونه عناد و حیلهگریهای رژیم موکول به محال شده و در اقدام آخر و نهایی ترامپ و اسراییل، این بار اروپا و ناتو به جمع وی و اعراب منطقه و ملت ایران، که خواهان تغییر و حذف این رژیماند، خواهند پیوست. کار رژیم در هر دو صورت تمام است.

آتشبس شکننده و چشمانداز پیشرو، حنیف حیدرنژاد

بحران آلترناتیو در اپوزیسیون ایران، سیاوش هادیان















