مقدمه
امروز در نامهای، ۷۰ امضاکننده که بسیاری از آنان به جریانهای چپ منتسب میشوند، از دعوت رضا پهلوی به پارلمان سوئد انتقاد کرده و آن را قابل تعبیر به حمایت از جنگ دانسته و با اشاره به تلفات غیرنظامیان و ویرانیها، بر دیپلماسی و مخالفت با مداخله نظامی تأکید کردهاند. اما این موضع با پرسشی جدی روبهروست: چرا امضاکنندگان از مرگ و ویرانی جنگ میگویند، اما درباره کشتار داخلی شهروندان ایرانی سکوت میکنند؟ در سرکوب خونین دیماه، بنا بر گزارشها، تنها طی دو روز شمار کشتهشدگان چندین برابر مجموع تلفات بیش از یک ماه جنگ با اسرائیل و آمریکا بوده است. این تناقض این شائبه را ایجاد میکند که چرا وقتی غیرنظامیان بهدست حکومت خود کشته میشوند، این صداها خاموش میماند.
***
فرزانه روستایی
این نامه و موضعگیری غلط که در "آفتونبلادت" منتشر شده از سوابق امضا کنندگان آن پاک نمی شود. "آفتونبلادت" نمی داند ایران چیست و کجاست، اما این امضا کنندگان می گویند ایران خیلی هم جای بدی نیست و مانند نایاکی ها تاکید می کنند : همه کشورها بحران دارند ما هم در ایران دردسرهایی داریم که خیلی مهم نیست و حل می شود.
تفاوت این امضا کنندگان با روزبه پارسی و تریتا پارسی چیست!؟
آنها مامور جمهوری اسلامی هستند و رژیم جنگ طلب را می شویند و تمیز و خشک می کنند، شماها لباس جمهوری اسلامی را صاف و صوف می کنید و نمی گذارید نیش و چنگال و دندان های درنده آن خود را نشان دهد و ادکلن می زنید خوشبو شود.
متاسفانه این یادداشت و امضا کنندگان آن با نگاه غالبا چپ هم بحران ایران را نمی شناسند و هم اینکه "اطلاعات نادرست" به جامعه سوئد می دهند.
ما در شرایط سختی هستیم و موضعگیری اشتباه ما خسارت زیاد و بلند مدت تری به کشور وارد می کند.
پنهان کردن واقعیت های دردناک و ویرانگر ایران و هم سو شدن با تشکیلات جمهوری اسلامی از سوابق این امضا کنندگان هرگز پاک نمی شود.
شما حتی جرات نکردید در این یادداشت از تروریسم سپاه ، فساد ساختاری، مهاجرت گسترده مردم از ایران، سرکوب های خونین و قتل عام ۴۰-۵۰ هزار نفری و تحت نفوذ روسیه و چین بودن ایران بنویسید.
حداقل به مافیایی بودن اقتصاد و سیاست در ایران اشاره می کردید. چرا نگفتید که که ایران به اشغال نیروهای سرکوبگر عراقی و افغانی در آمده. چرا نمی گویید روزی دو سه نفر اعدام می شوند!؟ چرا نمی گویید کسی در منزلش امنیت ندارد و همه در حال دستگیر شدن و انتقال به بازداشتگاههای مخفی هستند.
چرا نگفتید روی تخت بیمارستان به زخمی ها تیرخلاص زدند و پرستارهایی که از زحمی ها مراقبت می کردند را بردند زیرزمین بیمارستان و چیزهایی در واژن و مقعد آنها کردند.
چرا نگفتید در اراک و ملایر دخترهای بازداشتی را به همدان بردند و برای ده روز در اختیار حشدالشعبی و نیروهای افغان ها گذاشتند با این توجیح که این دخترها غنیمت جنگی هستند!؟ دختری که از ملایر بازداشت شده بود بعد از ده روز که آزاد شد خودکشی کرد و شما بی شک شریک خون آن فرشته معصوم هستید.
شما عمدا شباهت رفتار جمهوری اسلامی با داعش در رقه در رفتار با زنان و دختران میهن ما را پنهان و سانسور می کنید و نمی خواهید افکار عمومی غرب مطلع شود که سپاه چه جهنمی در ایران راه انداخته است!
مطمئن هستم اینکه به قطع یک ماه و نیم اینترنت در ایران و در زندان گرفتار شدن مردم نگفتید با حساب و کتاب بوده چون سوئد به جریان آزاد اطلاعات خیلی حساس است.
وقتی در شرایط حساس نامه ای در رسانه منتشر می شود و به محورهای اصلی یک بحران اشاره نمی شود پس می شود احتمال داد این نامه سفارش داده شده است.
من نه مشروطه خواهم و نه طرفدار سلطنت، اما شم سیاسی می گوید در شرایط بحرانی امروز حمله به شاهزاده رضا پهلوی اشتباه فاحش است و پروژه ای است که از وزارت اطلاعات ایران و سفارت روسیه در تهران سازماندهی می شود.
وقتی در این شرایط حساس به دعوت شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یکی از اصلی ترین رهبران اپوزیسیون مردم ایران به سوئد اعتراض کرده امضا جمع می کنید بی شک در طرف سپاه و جمهوری اسلامی و ... ایستاده اید.
***
ترجمه خودکار این نامه در "آفتونبلادت"
قابل تعبیر به حمایت از جنگ جاری
۷۰ امضاکننده: دعوت از پهلوی ما را عمیقاً نگران کرده است
بهدنبال جنگ تمامعیار و از منظر حقوق بینالملل غیرقانونی در خاورمیانه، ما امضاکنندگان این نامه میخواهیم نگرانی عمیق خود را از این موضوع ابراز کنیم که فراکسیونهای پارلمانی حزب دموکراتهای سوئد (SD) و حزب دموکرات مسیحی (KD) از رضا پهلوی برای سخنرانی در پارلمان سوئد دعوت کردهاند. او نهتنها از حملات نظامی غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت کرده، بلکه در این زمینه به یکی از صداهای اصلی تبدیل شده است. از این رو، این دعوت میتواند بهعنوان حمایت از یک جنگ در حال جریان تعبیر شود؛ آن هم در زمانی که ترامپ تهدید کرده بود «یک تمدن کامل را نابود خواهد کرد».
این جنگ که پس از پنج هفته به یک آتشبس شکننده رسیده، در میانه مذاکرات دیپلماتیک درباره برنامه هستهای ایران و دیگر اختلافهای دیرینه آغاز شد. بهجای آنکه به مذاکرات فرصت داده شود، خشونت فزاینده در اولویت قرار گرفت.
پیامدها از هماکنون ویرانگر بوده است. هزاران غیرنظامی ایرانی کشته شدهاند. خانهها، بیمارستانها، مدارس، دانشگاهها و دیگر زیرساختهای حیاتی جامعه ویران شدهاند. بخشهای مهمی از صنعت کشور از هم پاشیده و در پی آن بیکاری گسترده، تشدید سریع آسیبپذیری اجتماعی و اقتصادی و شرایط معیشتی شکننده بهوجود آمده است. اظهاراتی مانند «بمباران ایران و بازگرداندن آن به عصر حجر» نشاندهنده نگاهی به پیامدهای جنگ است که فاقد احترام به جان انسانها و حقوق بینالملل است. همانگونه که اغلب رخ میدهد، این مردم غیرنظامی هستند که بالاترین هزینه را میپردازند.
ترجیح جنگ و خشونت بر دیپلماسی
پیامدهای جنگ به مرزهای ایران محدود نمیماند. چندین کشور منطقه با افزایش تبعات انسانی، بیثباتی و وخامت وضعیت امنیتی مواجه شدهاند. همزمان، آسیبهای زیستمحیطی گسترده نیز میتواند پیامدهای بلندمدت داشته باشد. سوئد پیشتر سنتی طولانی در تلاش برای صلح، گفتوگو و دیپلماسی داشته است. در دهه ۱۹۸۰، این کشور نقش مهمی در میانجیگری جنگ ایران و عراق ایفا کرد. این سابقه، برای سوئد اعتبار ویژهای -- هم در میان ایرانیان و هم در سطح بینالمللی -- بهعنوان صدایی برای راهحلهای مسالمتآمیز و خلع سلاح ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، دادن تریبون به بازیگری که از جنگ و خشونت بهجای دیپلماسی حمایت میکند، این سنت را تضعیف کرده و بر اعتبار سوئد تأثیر میگذارد. این اقدام پیامهایی ارسال میکند که با اصولی چون حقوق بینالملل، حفاظت از غیرنظامیان و حلوفصل اختلافها از طریق گفتوگو -- اصولی که سوئد مدتها از آن دفاع کرده -- در تضاد است.
همزمان باید یک اصل اساسی مورد تأکید قرار گیرد: حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود نباید توسط بمبارانها و سیاست قدرتهای خارجی مصادره شود. گذار از حاکمیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی به یک نظام دموکراتیک، از طریق مبارزه خود مردم رخ خواهد داد، نه در نتیجه مداخله نظامی قدرتهای خارجی. این جنگ ویرانگر اکنون حتی موجب تضعیف و دشوارتر شدن فعالیت مخالفان در داخل ایران نیز شده است؛ مخالفانی که رژیم تنها در هفته گذشته شمار زیادی از آنان را اعدام کرده است.
بهجای دادن تریبون و صدا به حامیان ادامه جنگ، سوئد باید بهروشنی برای کاهش تنش، آتشبس و ازسرگیری مذاکرات تلاش کند. در زمانی که جهان به دیپلماسی بیشتر نیاز دارد -- نه کمتر -- سوئد باید بر نقش خود بهعنوان نیرویی برای صلح پایبند بماند. جنگ با سکوت مشروعیت نمییابد. صلح با بمباران ساخته نمیشود.
فرشته احمدی - استاد جامعهشناسی، کالج دانشگاهی یاوله
مینو علینیا - دانشیار جامعهشناسی، دانشگاه اوپسالا
مایسا آللین - دانشیار مددکاری اجتماعی، دانشگاه سودرتورن
پروین اردلان - نویسنده و فعال حقوق زنان
زهرا بیاتی - دکترای فلسفه در آموزش و پرورش، دانشگاه گوتنبرگ
علیرضا بهتویی - استاد جامعهشناسی، دانشگاه سودرتورن
آندرس بورمان - استاد تاریخ اندیشه، دانشگاه سودرتورن
هایده درگاهی - پژوهشگر ادبیات
مهرداد درویشپور - دانشیار مددکاری اجتماعی، دانشگاه مئلاردالن
زهرا درویشپور (باقریشاد) - دانشجوی دکتری مطالعات جنسیت، دانشگاه اَبو
لورِنا دلگادو - نماینده پارلمان
بیرگیتا انگلین - بازیگر، کارگردان
علی اسبطی - نماینده پیشین پارلمان (حزب چپ)
شورا اسماعیلیان - روزنامهنگار فرهنگی و نویسنده
فتانه فراهانی - استاد مردمنگاری، دانشگاه استکهلم
آتنا فرخزاد - نویسنده و شاعر
کارین ک. فلنسنر - دانشیار علوم تربیتی، دانشگاه وست
ماتیاس گاردل - استاد ادیان تطبیقی، دانشگاه اوپسالا
سابینه گروبر - استاد مددکاری اجتماعی، دانشگاه میت
علی حاجیقاسمی - استاد جامعهشناسی، دانشگاه سودرتورن
مالین هولگرسون - هنرمند، تهیهکننده فرهنگی
ماریا هوپستادیوس - مربی مددکاری اجتماعی، دانشگاه مئلاردالن
استفان یونسون - استاد، دانشگاه لینشوپینگ
آنژلیکا کافرل-لیندال - دانشجوی دکتری مددکاری اجتماعی، دانشگاه میت
مسعود کمالی - استاد جامعهشناسی و مددکاری اجتماعی
سوفی جی. کارلسون - مدرس مددکاری اجتماعی، دانشگاه میت
شهرام خسروی - استاد انسانشناسی اجتماعی، دانشگاه استکهلم
لیزا کینگز - دانشیار مددکاری اجتماعی، دانشگاه سودرتورن
مارکوس لائوری - دانشیار مددکاری اجتماعی، دانشگاه میت
کنت لوئیس - وکیل
آنا لوند - استاد جامعهشناسی، دانشگاه استکهلم
استفان لوند - استاد علوم تربیتی، دانشگاه استکهلم
آنا لوندبرگ - استاد جامعهشناسی حقوق، دانشگاه لینشوپینگ
لیسبت لوندال - استاد ارشد آموزش، دانشگاه اومئو
ادا مانگا - مدیر پژوهش، مرکز چندفرهنگی
آذر مهلوجیان - نویسنده
غنی مجیدی - مدرس، دانشگاه سودرتورن
سارا نیلسون محمدی - دانشجوی دکتری، دانشگاه مالمو
اولریکا نیلسون - دکترای تاریخ
یورگن نیسن - استاد ارشد بازنشسته، دانشگاه لینشوپینگ
رانی نایر - طراح رقص
محسن نجات - نویسنده
آندرس نیرگارد - استاد، دانشگاه لینشوپینگ
کارین نورمن - استاد امریتوس، دانشگاه استکهلم
فروغ ال. نوروزیان - دانشیار، دانشگاه گوتنبرگ
اریک اولسون - استاد امریتوس، دانشگاه استکهلم
سیلویا اولسون - مدرس مددکاری اجتماعی، دانشگاه مئلاردالن
امین پارسا - دانشیار جامعهشناسی حقوق، دانشگاه هالمستاد
لیسبت پیپینگ - نویسنده
دانیل ریاضت - نماینده پارلمان
آنیکا رابو - استاد انسانشناسی اجتماعی، دانشگاه استکهلم
رنه لئون روسالس - پژوهشگر، مرکز چندفرهنگی
آرنه روت - روزنامهنگار
محمد صنمراد - دکترای سیستمهای اطلاعاتی، دانشگاه کوبه
یون ساندبرگ - مربی، دانشگاه مئلاردالن
لیاندرو اشکلارک مولیناری - مدرس مددکاری اجتماعی، دانشگاه سودرتورن
کارل-اولریک شیروپ - استاد امریتوس، REMESO، دانشگاه لینشوپینگ
مهدی صدیقزاده - دانشیار، دانشگاه سودرتورن
حسین شیبان - دانشیار تاریخ، دانشگاه استکهلم
سوفیا اسموله - دکترای مددکاری اجتماعی، دانشگاه میت
مارینا استاگ - دکترای زبان عربی
ناظم تحویلزاده - مدرس و دانشیار، دانشگاه سودرتورن
هاکان تورن - استاد جامعهشناسی، دانشگاه گوتنبرگ
سوزانا تویوانن - استاد جامعهشناسی، دانشگاه مئلاردالن
فرح وصالی - پژوهشگر، مؤسسه کارولینسکا
شیک واگه - استاد، دانشگاه سودرتورن
مینا الیف وندین - مربی حمایتی، رقصنده و طراح رقص
سهیلا یزدانپناه - مدرس مطالعات جنسیت، دانشگاه سودرتورن
ناصر زراعتی - نویسنده، کارگردان و منتقد فیلم
قدسی ذوالفقاربگی - رئیس بخش، آزمایشگاه دانشگاهی کارولینسکا، عضو شورای شهر تابی (حزب سوسیالدموکرات)
الکساندرا آلوند - استاد امریتوس، REMESO، دانشگاه لینشوپینگ

حمله تحلیلگر اماراتی به نخستوزیر بریتانیا
















