Saturday, Apr 18, 2026

صفحه نخست » معامله اسلام‌آباد: پایان رؤیای اپوزیسیون تبعیدی و آغاز کابوس پوتین، بهرام فرخی

Bahram_Farokhi_2.jpgپس از جنگ اخیر و برقراری آتش‌بس دو هفته‌ای، روندی تازه در معادلات منطقه آغاز شد، روندی که نقطه کانونی آن، مذاکرات فشرده در اسلام‌آباد بود. برای نخستین‌بار در طول ۴۷ سال گذشته، مقامات ارشد رژیم اسلامی ایران به‌صورت مستقیم و رو در رو با مقام‌های بلندپایه ایالات متحده پشت یک میز نشستند، رخدادی که صرف‌نظر از نتیجه نهایی، خود به‌تنهایی یک تحول راهبردی به شمار می‌رود.

این گفت‌وگوها، هرچند تنها یک روز به طول انجامید، اما بنا بر نشانه‌ها و گزارش‌های غیررسمی، از سطحی بالا و با دستورکاری سنگین برخوردار بود. در سوی آمریکایی، معاون رئیس‌جمهور جی دی ونس و شماری از مشاوران نزدیک دونالد ترامپ حضور داشتند و در سوی ایران، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس و عباس عراقچی وزیر امور خارجه هدایت هیئت مذاکره‌کننده را برعهده داشتند.

اگرچه در فضای رسانه‌ای، روایت‌هایی از شکست مذاکرات منتشر شد، اما شواهد نشان می‌دهد گفت‌وگوها در کانال‌های غیرعلنی ادامه یافته و هیئت‌ها با دستور پیگیری موضوعات به پایتخت‌های خود بازگشته‌اند. اظهارات بعدی ترامپ نیز مؤید همین واقعیت بود، او طی چند مصاحبه از "پیشرفت‌های جدی" و در عین حال "موانع مهم" سخن گفت و به‌صورت تدریجی بخش‌هایی از خواسته‌های دو طرف را رسانه‌ای کرد.

گره‌های اصلی توافق و مهم‌ترین اختلافات موجود را می‌توان در چند محور خلاصه کرد:

آینده غنی‌سازی اورانیوم در ایران،
سرنوشت حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده شصت در صدی موجود در داخل کشور،
امنیت کشتیرانی و وضعیت تنگه هرمز،
تضمین‌های امنیتی متقابل
رفع تحریم‌ها و بازسازی اقتصادی ایران.

تنگه هرمز، اگرچه عملاً بسته نشده، اما در وضعیت محدود و کنترل‌شده قرار دارد و عبور کشتی‌ها با احتیاط و کاهش ظرفیت انجام می‌شود. بازارهای جهانی انرژی نیز به‌شدت به تحولات این آبراه حساس‌اند. بخشی از جهش قیمت نفت و گاز بیش از آنکه ناشی از انسداد واقعی باشد، ناشی از فضای روانی بازار و رفتار سوداگرانه شرکت‌های بزرگ انرژی است.

خواسته‌های تهران
در این مذاکرات، ظاهراً بر چند مطالبه اساسی تمرکز دارد:

دریافت تضمین از سوی آمریکا و اسرائیل برای عدم پیگیری پروژه تغییر رژیم در آینده
آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در خارج
رفع تدریجی تحریم‌های اقتصادی و بانکی
مشارکت منطقه‌ای و بین‌المللی در بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده کشور.

خواسته‌های واشنگتن و تل‌آویو:

در سوی مقابل، ایالات متحده و اسرائیل بر مطالبات زیر تأکید دارند:
تعلیق بلندمدت غنی‌سازی در ایران
انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده به خارج از کشور یا رقیق‌سازی تحت نظارت کامل
محدودسازی ظرفیت‌های موشکی و بازدارندگی منطقه‌ای ایران
تضمین آزادی کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز

آیا توافق ممکن است؟

اگر دو طرف از زیاده و حداکثر خواهی فاصله بگیرند، دستیابی به توافق نه‌تنها ممکن، بلکه در دسترس است.

ایران می‌تواند با پذیرش تعلیق موقت غنی‌سازی برای یک بازه ۱۰ تا ۲۰ ساله و انتقال یا مدیریت بین‌المللی ذخایر حساس، در مقابل امتیازاتی تاریخی دریافت کند:

رفع بخش عمده تحریم‌ها
بازگشت سرمایه خارجی
عادی‌سازی روابط سیاسی با آمریکا
ورود به پروژه‌های نوین انرژی، حمل‌ونقل و صنعت
تضمین بقای ساختار سیاسی موجود
حتی می‌توان تصور کرد که سوخت مورد نیاز نیروگاه‌های صلح‌آمیز ایران از طریق یک کنسرسیوم بین‌المللی تأمین شود و تهران در میان‌مدت به فناوری نیروگاه‌های مدرن آمریکایی دست یابد.

دستاوردهای یک چنین توافقی برای ایالات متحده و شخصی ترامپ یک پیروزی ژئوپلیتیک بزرگ خواهد بود:

پایان نسبی یکی از طولانی‌ترین منازعات خاورمیانه

تبدیل رژیم اسلامی از یک بازیگر انقلابی و ایده لوژیک به یک دولت قابل پیش‌بینی‌تر و حتی نظامی
گشایش بازار ۹۰ میلیونی ایران برای سرمایه‌گذاری غرب
کاهش قیمت جهانی انرژی با بازگشت نفت ایران به بازار
کاهش نیاز به حضور نظامی گسترده در منطقه و تمرکز بیشتر بر رقابت با چین در خاور دور.

برای شخص ترامپ نیز این توافق می‌تواند برگ برنده‌ای مهم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای باشد.

منافع کشورهای عربی خلیج فارس:

کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز پس از تجربه جنگ اخیر، بیش از گذشته دریافته‌اند که امنیت منطقه‌ای را نمی‌توان صرفاً با خرید سلاح و در اختیار گذاشتن پایگاه های نظامی در اختیار دولت های غربی تضمین کرد. امیر نشین ها فاقد عمق استراتژیک‌اند و ناگزیر باید با واقعیت انکارنا پذیر ژئوپلیتیکی ایران کنار بیایند.

مشارکت در صندوق بازسازی ایران، برای این کشورها هزینه‌ای محدود اما سودی راهبردی خواهد داشت:

کاهش تنش مزمن منطقه
تثبیت مسیرهای انرژی
افزایش تجارت منطقه‌ای
تبدیل خلیج فارس به بلوک اقتصادی-امنیتی باثبات‌تر

اروپا، چین و روسیه:

اروپا از هرگونه کاهش تنش استقبال خواهد کرد، زیرا امنیت انرژی، ثبات بازارها و بازگشت شرکت‌های اروپایی به ایران و باز گشت به پروژه اوکراین ،برای بروکسل اهمیت بالایی دارد.

چین نیز از عادی‌سازی روابط حمایت می‌کند، زیرا ثبات منطقه و انرژی ارزان برای اقتصاد پکن در میان مدت حیاتی است.
اما روسیه، به احتمال زیاد، بازنده اصلی خواهد بود. کاهش قیمت نفت و گاز، کاهش وابستگی غرب به انرژی روسیه و بازگشت تمرکز جهانی به جنگ اوکراین و از همه مهمتر از دست دادن یک شریک سیاسی مهم در منطقه برای مسکو خبر خوبی نخواهد بود و کابوسی برای پوتین رقم خواهد زد.

ایران، مردم و اپوزیسیون تبعیدی:

در صورت تحقق توافق، نخستین برنده واقعی، تمامیت ارضی و بقای ایران خواهد بود. کشوری که در معرض خطر جنگ فرسایشی، فروپاشی زیرساختی و شکاف‌های مرکزگریز قرار گرفته، فرصت بازسازی خواهد یافت.

برای مردم داخل کشور نیز کاهش فشار اقتصادی، رونق نسبی، ورود سرمایه و کاهش فضای امنیتی به بهانه جنگ، می‌تواند امکان مطالبه‌گری مدنی و اجتماعی را در بلندمدت افزایش دهد. تجربه تاریخی نشان داده است که توسعه اقتصادی، هرچند به‌تنهایی کافی نیست، اما اغلب مقدمه‌ای برای گشایش‌های اجتماعی و سیاسی است.

اما اپوزیسیون خارج از
کشور با دشوارترین پرسش های تاریخی خود مواجه خواهد شد. جریانی که در چهار دهه گذشته نتوانسته به همگرایی پایدار، رهبری مؤثر و کثرت گرا و یا آلترناتیوی جامع و قابل ملموسی دست یابد و در سال‌های اخیر بخشی از آن راهبرد فشار خارجی و حتی مداخله نظامی را تبلیغ کرده، در صورت توافق تهران و واشنگتن عملاً بخش مهمی از سرمایه سیاسی خود را از دست خواهد داد.

اگر بحران اخیر از مسیر مذاکره مدیریت شود، مرکز ثقل سیاسی اپوزیسیون ایران دوباره به داخل کشور بازمی‌گردد و جامعه ایران ترجیح خواهد داد مطالبات خود را از مسیرهای داخلی، تدریجی و واقع‌گرایانه دنبال کند، نه از طریق پروژه‌های تبعیدی و شعارهای دور از واقعیت.

اپوزیسیون تبعیدی اگر قصد نقش آفرینی در آینده ایران را دارد ،باید بار دیگر تاکتیک‌ها و راهبردهای خود را بازتعریف کند تا بتواند یک آلترناتیو واقعی، فراگیر و کثرت‌گرا ارائه دهد، آلترناتیوی که قادر باشد اکثریت مردم ایران را زیر چتر خود گرد آورد و هم‌زمان، زمینه تضمین فعالیت آزاد و رقابتی سیاسی را در آینده فراهم سازد.

این بازنگری باید با نگاهی بلندمدت و در چارچوب یک روند پایدار برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران صورت گیرد. همچنین، اپوزیسیون می‌بایست از هرگونه راه‌حل میان‌بر، ماجراجویانه و مغایر با منافع ملی برای دستیابی به قدرت پرهیز کند.

لحظه انتخاب:

اکنون تصمیم در دست کسانی است که بر اهرم قدرت تکیه زده‌اند. اگر نگاهی استراتژیک بر محاسبات کوتاه‌مدت غلبه کند، امکان خروج ایران از چرخه جنگ، تحریم و فرسایش وجود دارد.
اما اگر خودبزرگ‌بینی، سوءمحاسبه و لجاجت سیاسی دست بالا را بگیرد، سناریوی مقابل نیز روشن است: بمباران زیرساخت‌ها، تضعیف و سقوط دولت مرکزی، گسترش ناامنی، فعال شدن نیروهای مرکزگریز و تبدیل ایران به میدان رقابت گروه‌های مسلح و بازیگران خارجی.

در چنین بزنگاهی، مذاکره صرفاً یک گفت‌وگوی دیپلماتیک نیست، انتخاب میان بازسازی یک کشور و آغاز دوران بی‌دولتی است



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy