فرج سرکوهی: آدم از کسی که توقعاتی داره اگر برآورده نشه اذیت میشه!
◾️گفتگویی جنجالی فرج سرکوهی و وریا امیری در کلاب هوس غیرعادی بود، مواضع سیاسی دوطرف موضوع این یادداشت نیست. آنچه توجه مرا جلب کرد در درجه اول روش متفاوت گفتگوی فرج سرکوهی با به قول خودش «وَریا» بود .شیوه معمول گفتگوی فرج سرکوهی با رقبا متاثر از جلال آل احمد روشنفکر دهه چهل شمسی است و به نظر میرسد جدلی، عصبی و حملهمحور باشد . او با طعنه و زبان تند فضا را احساسی و قطبی میکند. به نظر میرسد فرصت دفاع به حریف نمی دهد و به چیزی کمتر از به زانو درآوردن و خاکمال کردن طرف گفتگو رضایت نمی دهد.
◾️سرکوهی در همین گفتگو ادعا کرد : « من مدتهاست کلاب هوس نمیرم، الان که شما را [وریا امیری ] دیدم چندبار رفتم و برگشتم . من به این نتیجه رسیده ام که بحث های کلاب هوس بی فایده است.» به نظر میرسد این ادعا با مشاهدات موجود همخوانی نداشته باشد. او به نظر میرسد در اودینس اتاق های کلاب هوس حضور دارد و هرجا شرایط را مساعد ببیند ، ظاهر می شود. بحثهای جنجالی فرج سرکوهی «مشتری پسند» است و اغلب برگزارکنندگان اتاق ها ( مخصوصا اصلاح طلب ها ) از او دعوت می کنند و شرایط تبعیض آمیز او را در ازای بالا رفتن آمار حاضران در اتاق می پذیرند .فضای چت روم علیه اوست ، اماادعا می کند که نظرات چت روم را نمی خواند، و برای بی اعتبار کردن نظرات مخاطبان عادی می گوید در چت روم فقط به او فحش می دهند !
◾️روش روتین بحث های کلاب هوسی سرکوهی به نظر میرسد یک طرفه و اقتدارگرایانه باشد. به نظر میرسد توازن در بحث را رعایت نمی کند . بدون «نوبت » وارد بحث می شود . محدودیت «زمانی »را نمی پذیرد . وارد مایک همه می شود. به نظر میرسد حاضر به شنیدن پاسخ مخاطب نیست. اگر کسی وارد مایک او شود فریاد می کشد. اطناب و تکرار از مشخصات خطبه های طولانی اوست. به نظر میرسد سرکوهی تحمل شنیدن انتقاد را ندارد و به همه بدگمان است و صحبتهایش پر از دیسکلامینگ ( disclaiming ) است، به عبارتی دم به تله نمی دهد. پس از اینکه حرفهایش را زد به نظر میرسد به جای شنیدن پاسخ ، به بهانه خواب یا بیماری صحنه را ترک می کند شاه بیت سخنان او کلمه «دمکراسی» است ، اما به نظر میرسد به الزامات دمکراسی در گفتگو پایبند نباشد.
◾️در باره وریا امیری شناختی ندارم جز اینکه حداقل ۳۰ سال جوان تر از فرج سرکوهی است. روش بحث فرج سرکوهی با وریا امیری متفاوت و صرفا قلدرانه نبود. حرفهای او ترکیبی بود از قلدری و نوازش . فرج سرکوهی در این بحث بعد از حملات ویرانگر و گیج کننده اولیه با استفاده از "تکنیک تعارف مستقیم (The It's You) سعی داشت طرف مقابل را با ویژگیهای مثبتی که دارد (در اینجا با هوش بودن وریا امیری ) در رودربایستی قرار دهد. یعنی اگر تو با هوشی، که هستی باید نظر من را بپذیری ! فرج سرکوهی ادعا می کرد که وریا به قدری با هوش است که اگر به مدت فقط ۵ دقیقه دو صفحه از فلان متن را بخواند صددرصد نظرش برمی گردد. اما توجه نداشت که همین فرد با همین هوش، احتمالا بیش از ۵ دقیقه وقت صرف خواندن تمام آن متن کرده و به نتیجه ای متفاوت با آنچه فرج می گوید رسیده است.
◾️اما جنبه متفاوت بحث فرج با وریا ! فرج بارها از وریا تقاضای عجیبی کرد : «وریا جان سعی نکن منو قانع کنی ، تو بسیار با هوشی ، برو در خلوت خودت فکر کن ! » وریا در پاسخ گفت : « من مطمئنم که نمی توانم شما را قانع کنم. اولین بار که شما را دیدم ، ۱۶-۱۷ سالم بود و اولین چیزی که در مورد شما شنیدم این بود که سرکوهی طوری بحث می کنه که کسی در بحث حریف او نمی شود .». جلساتی که وریا امیری ، فرج سرکوهی را دیده و مجذوب و مرعوب او شده، احتمالا در اوایل دهه ۷۰ شمسی بوده است. همانجا رابطه ای عاطفی بین نوجوانی ۱۶ ساله و پرشور و سخنوری ۴۰ ساله شکل می گیرد. وریا در جواب انتقادهای تند سرکوهی می گوید : «جلساتی که داشتیم شما را با دوستان پدرم دیدم . رفتار شما همیشه نسبت به من قلدرانه بوده ، اما من جواب شما را نداده و نمی دهم.»
◾️فرج سرکوهی در پایان گفتگو با لحنی ملتمسانه حرفهای عجیبی می زند و در یک حالت شهودی احساساتی را لو می دهد که ربطی به سیاست ندارد و برای من به عنوان کارشناس مسایل آموزشی و تربیتی، آشنا و شگفت انگیز بود : «آدم از کسی که توقعاتی داره اگر برآورده نشه اذیت میشه... ایرادهایی که به من داری قبول ، من آدم بدی هستم ، ولی این بدبودن و خوب بودن من ، فکر کن من بدترین آدم دنیام ، حس من به شما اینه . من یک نفر را دوست دارم ، اگر شما یک معشوقه داشته باشی که خیلی دوستش داشته باشی ، بقیه آدمها هزارتا عیب داشته باشند برات مهم نیست ، داشته باشند ، ولی شما دوست دارین معشوقه تان بی عیب باشد ، وقتی یک لکه کوچکی روی آن ببینی که بقیه هزار برابرش را دارند ، این خیلی شما را اذیت می کنه. واقعا حس من به شما این بود ...» اینها عین جملات سرکوهی است. اگر بر اساس «متن» قضاوت کنیم، به نظر میرسد این رفتار و این بیان، بهخصوص با لحن عجیبی که در کلاب هوس بیان شد، میتواند ما را به سوی نوعی «ناهنجاری» احتمالی هدایت کند که بیان نام آن نیاز به فکت بیشتری دارد و میتوان چنین برداشت کرد که بدون شواهد کافی نمیتوان با قطعیت درباره آن داوری کرد.
***
















