خبرنامه گویا - به گزارش دیلیمیل افشاگریهای تازه زندانیان و بازداشتشدگان ایرانی، تصویری هولناک از شکنجه، تجاوز و تحقیر سیستماتیک در بازداشتگاهها و زندانهای جمهوری اسلامی ارائه میدهد؛ روایتهایی که نشان میدهد خشونت جنسی و روانی، نه رفتاری موردی، بلکه بخشی از سازوکار سرکوب مخالفان و معترضان در ایران است.
در یکی از این روایتها که روزنامه استرالیایی The Australian منتشر کرده، زنی با نام مستعار «مینا» میگوید بازجویان در زندان بارها قرآن را چنان به سرش کوبیدند که بینیاش خونریزی کرد. او میگوید بازجو همزمان با استفاده از الفاظ جنسی و تحقیرآمیز، بدنش را لمس میکرد و از او درباره روابطش با روزنامهنگاران و سردبیران سؤال میپرسید. به گفته او، بازجو حتی تهدید کرده بود پسر ۱۲ سالهاش را به بازداشتگاه میآورد تا در برابر دوربین علیه او اعتراف بگیرد.
گزارشهای سازمانهای حقوق بشری نشان میدهد این نوع خشونتها تنها به یک پرونده محدود نیست. عفو بینالملل اعلام کرده هزاران ایرانی، از جمله کودکان و نوجوانان، در معرض تجاوز، خشونت جنسی و شکنجه قرار گرفتهاند. این سازمان میگوید نیروهای وابسته به سپاه پاسداران در جریان اعتراضات سراسری، از تجاوز و تحقیر جنسی به عنوان ابزاری برای شکستن روحیه بازداشتشدگان استفاده کردهاند.
برخی از روایتها به دهه شصت بازمیگردد؛ دورانی که زندانیان سیاسی بارها از شکنجههای جنسی در زندانهای جمهوری اسلامی سخن گفتهاند. ایرج مصداقی، پژوهشگر و زندانی سیاسی سابق، شهادت نوجوانی ۱۴ ساله را منتشر کرده که میگوید در سال ۱۳۶۱ به دفتر یکی از بازجویان معروف اوین منتقل شده و در آنجا با صحنه شکنجه و آزار یک دختر زندانی روبهرو شده است. او میگوید پس از امتناع از انجام دستورات بازجو، خود نیز مورد تجاوز قرار گرفت و سپس به او گفته شد: «حالا برای مصاحبه تلویزیونی آمادهای».
این گزارشها نشان میدهد که چنین روشهایی همچنان در سالهای اخیر ادامه داشته است. در یکی از تکاندهندهترین پروندهها که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، دو پرستار بیمارستان قلب رجایی تهران پس از درمان معترضان زخمی، توسط نیروهای امنیتی ربوده و مورد تجاوز گروهی و شکنجه قرار گرفتند. شدت جراحات یکی از آنها به حدی بود که بخشی از رودهاش برداشته شد و پزشکان احتمال از دست دادن رحم او را نیز مطرح کردند. بر اساس این گزارش، او مجبور شده بود سندی را امضا کند که در آن ادعا شده بود با یکی از مهاجمان خود ازدواج کرده است.
زندانیان سابق میگویند هدف این برخوردها تنها گرفتن اطلاعات نیست؛ بلکه نیروهای امنیتی از این روشها برای ترساندن، تحقیر و شکستن روحیه افراد استفاده میکنند. شبنم مددزاده، زندانی سیاسی سابق، در گفتوگو با دیلیمیل گفته است که در دوران بازداشت، صدای فریاد زنانی را میشنیده که تحت شکنجه و آزار جنسی قرار داشتند. به گفته او، بازجویان عمداً این صداها را پخش میکردند تا زندانیان تصور کنند اعضای خانوادهشان در حال شکنجه شدن هستند و از نظر روحی و روانی فروبپاشند.
زنان زندانی دیگری نیز از تجربه شلاق، تحقیر مذهبی و شکنجههای دستهجمعی سخن گفتهاند. مهری حاجینژاد در خاطرات خود نوشته است که در دهه شصت، بازجویان زنان زندانی را دستهجمعی روی تختهای فلزی میخواباندند و بدون بازجویی، کف پای آنها را شلاق میزدند.
در سال ۲۰۱۱، گزارشهایی که از داخل زندانهای ایران منتشر شد، حاکی از آن بود که برخی مأموران زندان با دادن کاندوم به زندانیان عادی، آنها را به آزار و تجاوز به زندانیان سیاسی جوان تشویق میکردند.
پس از اعتراضات ۱۴۰۱ و کشته شدن مهسا امینی، موج تازهای از گزارشهای مربوط به خشونت جنسی منتشر شد. عفو بینالملل شهادت دستکم ۴۵ نفر، از جمله زنان، مردان و کودکان را ثبت کرده که از تجاوز، تجاوز گروهی، شوک الکتریکی و شکنجه در بازداشتگاهها سخن گفتهاند. یکی از بازداشتشدگان گفته بود مأموران لباسش را پایین کشیدند و در داخل ون پلیس به او تجاوز کردند. زن دیگری نیز گفته بود بازجویان سپاه هنگام تجاوز، او را مسخره میکردند و میگفتند: «شما دنبال آزادی بودید، پس این هم آزادی».
سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری میگویند مجموعه این شهادتها نشان میدهد خشونت جنسی در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی به شکلی سیستماتیک برای تحقیر، شکستن روحیه زندانیان و گرفتن اعتراف اجباری به کار گرفته میشود.

صحبتهای جنجالی بهزاد فراهانی درباره انقلاب

گوگوش نشان ویژه چهره های تاثیرگذار را دریافت کرد















