Sunday, May 17, 2026

صفحه نخست » راست ساختارشکن، چپ محافظه‌کار، نیکروز اعظمی

nik.jpgشتاب دگرگونی‌های اجتماعی ایران، که در تجلی نوین خیزش «زن، زندگی، آزادی» تبلور یافت، نشانی روشن و قاطع از گرایش نسل‌های ایرانی به شیوه‌ها و سبک‌های تازه زیستن است؛ گرایشی که در رفتار، زبان و خواست آنها آشکار شده است. این خیزش بر ویرانه‌هایی پای می‌کوبد که جمهوری اسلامی پدیدآورنده و عامل اصلی آنها بوده است.

این تحولات، تأثیری ژرف بر همه لایه‌های جامعه و نیز بر هر دو طیف چپ و راست ایران بر جای نهاده است. چپ ایرانی، در گونه‌های مختلف خود، از چریک‌های قلعه الموت در عهد سلجوقیان تا چریک‌های فدایی در دوران پهلوی، غالباً به‌گونه‌ای ناعادلانه و غیرعقلانی «انقلابی» نامیده شده است؛ حال آنکه در بسیاری موارد، بیش از آنکه نیرویی دگرگون‌ساز باشد، در قالب جریانی محافظه‌کار ظاهر شده که غایت آن، تصاحب قدرت سیاسی و تحمیل ایدئولوژی خویش بر ساختار حکومت بوده است.

چپ امروز ایران، چه در صورت جمهوری‌خواهانه آن و چه در هیئت جریان‌های خلقی، بیش از هر چیز سیمای یک نیروی محافظه‌کار را به نمایش می‌گذارد (شما را نمی‌گویم، شما استثنا هستید). این جریان می‌کوشد با هر دستاویزی، روش ساختارشکن و آزادی‌خواهانه راست ایران را خنثی کند، بی‌آنکه خود بتواند کنشی انقلابی و بسیج‌کننده در برابر حکومت اسلامی از خود نشان دهد.

آنچه در این چهل‌وهفت سال در ایران رخ داده، این واقعیت را آشکار ساخته است که سیاست صدور انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی، ایجاد نیروهای نیابتی در منطقه، و نیز سرکوب، کشتار و اعدام بی‌وقفه مخالفان در داخل کشور و به‌طور کلی وضعیت غم‌انگیز مردم ایران، به‌تدریج مجموعه‌ای از منافع مشترک میان مردم ایران، ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای اروپایی پدید آورده است.

از همین منظر، راست انقلابی ایران خود را در چنین معادله‌ای تعریف می‌کند و به همین سبب توانسته است از اقبال گسترده جامعه ایران برخوردار شود. در مقابل، چپ ایرانی، به‌جای آنکه ریشه‌های فاصله خود با افکار عمومی و نیروی اجتماعی را در محافظه‌کاری و انفعال خویش بازخوانی کند، پیوسته در پی تخطئه و طعنه‌زدن به راست انقلابی ایران است.

ساده‌اندیشی است اگر چپ محافظه‌کار ایران بپندارد که ایالات متحده و اسرائیل از پیش، در هماهنگی کامل با رهبر جریان راست ایران، برای رساندن او به قدرت طراحی سیاسی کرده‌اند. از سوی دیگر، ناتوانی سیاسی خواهد بود اگر در شرایط بحرانی و جنگی ناگزیر، نتوان بیشترین بهره سیاسی را برای سرنگونی جمهوری اسلامی به‌دست آورد.

واقعیت آن است که هیچ‌یک از طیف‌های اپوزیسیون ایران نقشی در شکل‌گیری این تقابل‌ها و جنگ کنونی نداشته‌اند. این جنگ، حاصل سیاست‌های جنگی صدور انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی است و جنگ‌طلب خواندن راست انقلابی از سوی چپ، صرفاً تقلایی است برای برون‌رفت خود از انفعال. چپ، از بیم آنکه مبادا چنین شرایطی به تقویت بیشتر موقعیت راست انقلابی ایران بینجامد، از هیچ بهانه‌جویی و تخریب شخصیتی فروگذار نمی‌کند.

نتیجه

به گمانم چپ ایران، اگر در پی اثرگذاری واقعی و بازیابی جایگاه اجتماعی خویش است، پیش از هر چیز باید انفعال و محافظه‌کاری خود را مورد بازنگری قرار دهد؛ تا آنجا که بتواند در این بزنگاه سرنوشت‌ساز، از امید کاذب شکل‌گیری «جمهوریت» در چارچوب نظام اسلامی فاصله بگیرد و این پندار را کنار نهد که راست انقلابی ایران را می‌تواند منزوی کند.

ایران امروز نیازمند چپی است که بتواند در سمت درست بایستد و از حصار محافظه‌کاری خویش بیرون آید.

نیکروز اعظمی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy