
اگر زشتخویی بود در سرشت
نبیند ز طاووس، جز پای زشت!
(سعدی)
این یادداشت به منابع اخلاقی و سرشت باطنی انسانها نمیپردازد، تنها از رفتار و کردارهای بیرونی و رایج آدمیان یاد میکند.
● خودخواهی؛ داستانی از «کلیله و دمنه»
کلیله و دمنه یکی از تأثیرگذارترین کتابهای ادبیات تعلیمی در جهان است که با داستانهای تمثیلی از زبان حیوانات، حکمتهای عملی، اخلاقی و مملکتداری را آموزش میدهد. از آن جمله است داستان «کبوتر طوقدار» درباره اهمیت اتحاد، همکاری و نقش رهبری که خلاصه آن چنین است:
گروهی از کبوتران، به رهبری کبوتر طوقدار، به طمع دانه در دام صیادی گرفتار میشوند و از ترس جان، هر کدام جداگانه تلاش میکنند. کبوتر طوقدار آنها را از جدایی و تکروی برحذر میکند و به همبستگی فرامیخواند. کبوتران، با همکاری هم، دام را از زمین برکنده و به پرواز درمیآیند. کبوتر طوقدار آنها را نزد دوستش که موشی است میبرد تا او با دندانهای تیزش گرههای دام را باز کند. موش ابتدا طوقدار را رها میکند تا سایر کبوتران نگران نشوند و سپس همه را آزاد میکند. این داستان، برتری مشورت، اتحاد و همکاری بر «خودخواهی» را نشان میدهد.
● کتاب «حاجی بابای اصفهانی»
نویسنده کتاب، جیمز موریه، مأمور سیاسی دولت انگلستان در دوران سلطنت فتحعلیشاه قاجار است که در سال ۱۸۲۴ میلادی این کتاب را در لندن منتشر کرده و بهگونهای هجوآلود به انتقاد از «آداب و رسوم و خُلقیات ایرانیان» پرداخته است. نمونهای از ترجمه فارسی کتاب:
«ای یاران، به ایرانیان دل مبندید، چرا که وفا ندارند. سلاح جنگ و آلت صلح ایشان دروغ و خیانت است؛ به هیچ و پوچ آدم را به دام میاندازند. سخن راست را چه احتیاج به قسم است؟ به جان تو، به جان خودم، به مرگ اولادم، به روح پدر و مادرم، به سر شاه، به جیفه شاه، به مرگ تو، به ریش تو، به سلام و علیک، به نان و نمک، به قرآن، به حسن، به حسین، به چهارده معصوم، به دوازده امام، از اصطلاحات سوگند ایشان است. خلاصه، هر کاری میکنند تا دروغ خود را راست نمایند.»
● فحشها و لعن و نفرین ما ایرانیان
یکی از ویژگیهای ما ایرانیان، نفرین و فحشها هستند. معمولاً هم هدف فحش شخص نیست، بلکه خانواده او؛ پدر، مادر، زن یا گور فامیل وی است. رایجترین فحشها نیز «پدرسوخته» و «پدرسگ» است.
واژه «گُجستگ» به معنی پلید، ناپاک و نفرینشده، در مقابل واژه «خجسته» در متون باستانی ایران کاربرد داشته است:
گجستگ اسکندر و جهانجوی را
نام ضحاک بود...
دلیر و سبکسار و ناپاک بود!
(فردوسی)
امروزه، بهخاطر صدمات جبرانناپذیر روحی و اجتماعی انسانها، توهین کردن به فرد، حتی در رقابتهای سیاسی و فرهنگی ـ از هر طرف که باشد ـ در بسیاری از کشورها و آمریکا یک جرم کیفری شمرده میشود. اگر توهین بهصورت عمومی (مثلاً در فضای مجازی؛ فیسبوک، توییتر، یا در یک جلسه عمومی و...) یا با انتشار محتوا انجام شود، مجازات میتواند به حبس تا دو سال یا جریمه نقدی افزایش یابد.
● دروغگویی؛ زندگانی ما ایرانیان
«اهورامزدا! این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ دور بدار.»
این خواسته یک پادشاه دوران هخامنشی بوده است. امروزه اما درخواست از خود مردمان ایران است:
«اهورامزدا! این کشور را از دشمن (خودی/غیرخودی)، ایرانسوزی، دروغ و خدعه نجات بده.»
زیرا در این میهن «اسلام شیعی»، راستگویی واجب (از اوجب واجبات؟) و دروغگویی هم حرام نیست!
ایرانی، رویهمرفته، طماع است. در کار عشق و عاشقی اندازه نمیشناسد، سخت به خانواده و تیره و تبار خود میچسبد. در خوراک، اعتدال و قناعت را رعایت میکند؛ در هر مقامی که باشد، باز مقداری نان، پنیر و سبزی او را راضی و خشنود میکند.
هرگاه مثلاً ـ بازی روزگار ـ یک ایرانی ساده را به مرتبه وزارت و صدارت برساند، یک چیز هست که به نظر این فرد خوشبخت عجیب میآید و آن اینکه چرا این مقام قبلاً به وی داده نشده و چطور کسی به قریحه و استعداد وی پی نبرده بوده است!!
حال اگر همین شخص چندی بعد از مقام خود خلع شود، راحت و آسوده به اندرون پناه میبرد و همچون ایوب عرب میگوید: «قسمت این بوده...، فدای سرت!»
ایرانی میل خاصی به خیالبافی، چیزهای پنهانی و اسرارآمیز دارد. هرگاه تحت تأثیر مزاج آتشین خود قرار گیرد، میداند چه کند که کسی مراتب اعجاب وی را درنیابد.
خوی جنگیدن و پرخاشگری در او کم است، مدتهای مدید شدیدترین فشارها را تحمل میکند، ولی سرانجام با مشت محکم آن را درهم میشکند و طعم انتقام را به طرف میچشاند!
ایرانی شعرشناس است. ساز و آواز را بسی خوش دارد. از دیدن نمایش، بذلهگویی و تمسخر، رقص و آتشبازی سخت مسرور میشود. میهمانی دادن و رفتن را دوست میدارد؛ از تنها غذا خوردن حوصلهاش سر میرود!؟
پاینده بماند ایران

















