Sunday, May 17, 2026

صفحه نخست » دکترین من برای عبور از بن‌بست سیاسی ایران، ناصر پاک نژاد

pakneujad.jpgترازوی منافع ملی؛ ۴ اصل غیرقابل‌مذاکره برای ایجاد همبستگی فراگیر ملی

در مسیر مبارزه برای رهایی ایران، همواره این پرسش اساسی و بنیادین مطرح است که چگونه می‌توان میان دغدغه‌مندانِ واقعی و جریاناتِ انحرافی تمایز قائل شد؟

در پاسخ باید گفت: بهترین و یگانه راه حل برای عبور از بن‌بست‌های مکرر تاریخی، مطابقت دادن «گفتار با کردار» بر پایه ترازوی «منافع ملی» است.

هر شخص یا جریانی که اولویتش در اتخاذ تصمیمات و اقدامات خود، تأمین منافع ملی و خواهان برچیدن استبداد و دیکتاتوری و جلوگیری از نابودی کشور باشد، باید «همبستگی فراگیر ملی» را سرلوحه فعالیت‌هایش قرار دهد. حکم منافع ملی ایجاب می‌کند که در این مرحله از مبارزات، تمام آزادی‌خواهان و دموکراسی‌خواهان (با هر باور و گرایشی) بدون پیش‌شرط‌های تفرقه‌افکن، حولِ نجاتِ ایران و برقراری حاکمیت ملی (مردم‌سالار) متحد شوند.

📜 اصولِ غیرقابل‌مذاکره (پیمانِ ملی) و چراییِ آن‌ها

از دیدگاه منطبق بر اصول و عقل سلیم، هرگونه همبستگیِ پایدار و مورد اعتماد مردم، مستلزم پذیرش اصولِ زیربنایی است که جای بحث برای هیچ شخص یا جریانی که دل در گروی ایران و ایرانی دارد، باقی نگذارد و آن چنین است:

۱. پذیرش جدایی‌ناپذیری ایران (تمامیت ارضی)

دلیل و ضرورت: ایران ظرفِ مکانی و هویتی همه‌ی ماست. بدون حفظ کیان و جغرافیای واحد ایران، اصولاً پدیده‌ای به نام «جامعه‌ی ایران» یا «سیاست ملی» وجود نخواهد داشت تا درباره آینده‌اش تصمیم‌گیری شود. هرگونه تزلزل در این اصل، کشور را به سمت جنگ داخلی و فروپاشی هدایت می‌کند. این تزلزل، بزرگترین خدمت به بقای رژیم فعلی و نشان‌دهنده‌ی اهداف ضدِ ملی و دشمنی با ایران و ایرانی است.

۲. تضمین آزادی‌های سیاسی درهر شکل از نظام‌های سیاسی منتخب مردم (پیش شرط تحقق دمکراسی، عدالت و برابری، توسعه و پیشرفت، رفاه و امنیت، وحدت ملی و استقلال سیاسی)

دلیل و ضرورت: هدف از برچیدن استبداد و دیکتاتوری فعلی، بازتولید یک خودکامگی جدید در لباسی دیگر نیست. مبنای دموکراسی، فراهم آوردن شرایط یک زندگی بهتر (رفاه)، آسوده (بدون نگرانی نسبت به آینده خود و فرزندان) و مطمئن‌تر (در پناه صلح، امنیت داخلی و بین‌المللی و وحدت ملی) برای تمامی آحاد ملت است. از این رو، آزادی‌های سیاسی نباید در حد شعارهای انتزاعی باقی بمانند، بلکه باید در سه لایه‌ی بنیادین زیر تضمین شوند:

I- آزادی احزاب، سازمان‌ها و نهادهای دموکراتیک

II- آزادی اطلاع‌رسانی، مطبوعات، رسانه‌ها و اینترنت آزاد

III- آزادی اجتماعات، تظاهرات و اعتصابات

تحقق این لایه‌ها، پادزهرِ انحصارطلبی است و به جامعه اجازه می‌دهد تا در فضایی امن، نخبگان واقعی خود را پرورش دهد و ازانحراف نظام آینده جلوگیری کند. این آزادی‌ها ابزاری برای رشد جامعه هستند، نه برعکس.

۳. ارجحیتِ مطلقِ منافع ملی بر منافع شخصی، حزبی یا گروهی

دلیل و ضرورت: بزرگترین عامل شکست جنبش‌ها، از انقلاب مشروطیت تا به امروز، مقدم دانستن «بقاء و منافع گروهی» بر برقراری حاکمیت ملی و «نجاتِ ایران» بوده است. در شرایط بحرانی فعلی، اصرار بر سهم‌خواهی یا هویت‌های حزبی و شخصی، تمرکز مبارزه را متلاشی می‌کند؛ رفتاری که معنایی جز فدا کردن منافع ملی در پای مصالح شخصی و گروهی ندارد.

۴. پذیرش و به رسمیت شناختن حق انتخاب آزادانه ملت

دلیل و ضرورت: منشأ مشروعیت هر جریان و حکومتی، اراده و رأی مستقیم مردم در تمامی انتخاباتِ آزاد، سالم و منصفانه است. هیچ جریان یا شخص پیشرویی حق ندارد از اکنون برای اراده‌ی ملت فیلتر بگذارد یا قیمومیت جامعه را بر عهده بگیرد. پذیرش این اصل، تضمین‌کننده‌ی صلح سیاسی پایدار و انتقال مسالمت‌آمیز قدرت در ایران فرداست.

مرزبندی با مخالف‌نماها

این ۴ اصل، همان پیش‌شرط‌های اساسی هستند که بر اساس حکم منافع ملی می‌توانند موجب تحقق همبستگی فراگیر ملی شوند و مانع از طرح پیش‌شرط‌های ایدئولوژیک یا اصرار بر مسیرهای تفرقه‌افکن گردند. ازاین رو، بسیار بعید است کسی که ادعای دغدغه مندی ایران و ایرانی و مخالفت و مبارزه با رژیم را داشته باشد، از پذیرش این اصول طفره برود و دست به خودکشی سیاسی بزند.

اگر کسی غیر از این عمل کند، در خوشبینانه‌ترین حالت فاقد صلاحیت لازم برای همبستگی است؛ و در بدبینانه‌ترین حالت، می‌توان نتیجه گرفت که منافعش در ماندگاری رژیم تأمین می‌گردد و عامل نفوذی در میان مخالفان راستینِ آزادی‌خواه و دموکراسی‌خواه است.

آنچه مسلم است، یک کنشگرِ صادق و آگاه در مسیرهای انحرافی گام برنخواهد داشت و در برابر نقدهای اصولی و بن‌بست‌هایِ راهبردی، با شفافیت پاسخگو خواهد بود تا باعث سلبِ اعتمادِ ملی و ایجاد شائبه‌ی وابستگی‌اش به رژیم یا بیگانگان نشود.

🕊 سخن نهایی:

آنچه که باید در این مرحله از مبارزات، هدف همه‌ی فعالان سیاسیِ راستین و دغدغه‌مند برای نجات کشور باشد، ساختن جبهه‌ای از آزادی‌خواهان و دموکراسی‌خواهان است که با دانش و صداقتِ خود، ایران را به سوی آزادی و سرافرازی هدایت کنند.

من نیز به عنوان یک ایرانیِ دغدغه‌مند، دستِ همکاری به سوی تمام کسانی دراز می‌کنم که «ایران» را بزرگتر از «نام و نشانِ خود» می‌بینند و در راستای فراهم آوردن زندگی بهتر، آسوده‌تر و مطمئن‌تر برای همه‌ی مردم و سرفرازی میهن گام برمی‌دارند.

حال پرسش من این است: آیا جریان یا شخصی هست که واجد این شرایط باشد تا بتوانم با او همراه شوم؟ و آیا کسی هست که بتواند این دکترین و اصول مطرح در بالا را رد و نفی نماید؟

58885.png

ناصر پاک نژاد



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy