Friday, May 29, 2026

صفحه نخست » فوتبال، ویترین یک بحران، نگار کرامتی

keramati.jpgجام جهانی برای تیم فوتبال جمهوری اسلامی فقط یک رویداد ورزشی نیست؛ بخشی از یک پروژه سیاسی برای نمایش «عادی بودن» کشوری است که درگیر بحران‌های عمیق اجتماعی و سیاسی است

به زودی تیم فوتبال ایران راهی جام جهانی می‌شود؛ تیمی که سال‌ها برای رسیدن به این نقطه تلاش کرده و طبیعی است که بسیاری از بازیکنان، حق خود می‌دانند در بزرگ‌ترین صحنه فوتبال جهان حضور داشته باشند. نمی‌توان انکار کرد که بخش مهمی از این بازیکنان، تمام عمرشان را وقف فوتبال کرده‌اند.

اما مسئله امروز فقط فوتبال نیست

در کشوری که هزاران خانواده داغدارند، زندان‌ها پر از معترضان و منتقدان است، و بسیاری از چهره‌های محبوب ورزشی و اجتماعی به دلیل ایستادن کنار مردم حذف، تهدید یا تحت فشار قرار گرفته‌اند، تیم ملی دیگر صرفاً یک تیم ورزشی نیست. این تیم، ناخواسته یا خواسته، در دل یک میدان سیاسی نیز قرار گرفته است.

حکومت تلاش می‌کند از این تیم به‌عنوان ویترین سیاسی استفاده کند؛ تصویری برای جهان بسازد که گویا همه‌چیز در ایران عادی است: فوتبال جریان دارد، ورزشگاه‌ها فعال‌اند، پرچم جمهوری اسلامی بالا می‌رود و سرود رژیم خوانده می‌شود. اما این تصویر، تمام واقعیت نیست

اگر این تیم بیست گل هم بزند، آیا مادری که فرزندش را از دست داده آرام می‌شود؟ آیا زندانی سیاسی آزاد خواهد شد؟ آیا شکاف عمیق میان حکومت و جامعه ترمیم می‌شود؟

در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: این پیروزی‌ها قرار است مرهم کدام زخم باشند؟

پاسخ برای بخش بزرگی از جامعه روشن است

درد اصلی اینجاست که در سال‌های اخیر، ورزش، هنر و فوتبال بارها نه برای شادی مردم، بلکه برای تولید مشروعیت سیاسی به کار گرفته شده‌اند. امروز نیز تیمی که زیر پرچم جمهوری اسلامی وارد میدان می‌شود، خواسته یا ناخواسته، درون همین سازوکار تبلیغاتی قرار می‌گیرد؛ سازوکاری که تلاش می‌کند رنج، خشم و اعتراض مردم ایران را پشت هیاهوی فوتبال پنهان کند.

در مقابل، نام‌هایی مانند علی دایی و علی کریمی تنها نمادهای ورزشی نیستند. تفاوت آن‌ها صرفاً در آمار و افتخارات فوتبالی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در لحظه‌ای معنا پیدا می‌کند که تصمیم گرفتند در کنار مردم بایستند، حتی اگر هزینه آن حذف، فشار، تهدید یا تبعید باشد. در حافظه جمعی، ارزش یک چهره ورزشی فقط در زمین بازی تعریف نمی‌شود، بلکه در میزان شجاعت او در لحظات تاریخی نیز سنجیده می‌شود.

شاید به همین دلیل است که برای جامعه، مسئله دیگر برد و باخت نیست؛ مسئله این است که در روزگار عزای یک ملت، چه چیزی را می‌توان واقعاً به عنوان «پیروزی» پذیرفت ‌و جشن گرفت؟

از نگاه منتقدان، بازیکنانی که زیر پرچم جمهوری اسلامی وارد میدان می‌شوند، ناخواسته در سازوکاری قرار می‌گیرند که حکومت می‌تواند از آن برای نمایش تصویر عادی از کشور استفاده کند که می‌کوشد بر زخم‌ها، عزاداری‌ها، صدای زندان‌ها و خشم یک ملت، پرده‌ای از فوتبال بکشد و به جهان القا کند که همه‌چیز عادی است. اما پشت نور ورزشگاه‌ها و فریاد سکوها، واقعیتی ایستاده است که با هیچ نتیجه‌ای در زمین فوتبال تغییر نمی‌کند: کشوری زخمی، خشمگین و داغدار؛ و هیچ گل، هیچ پیروزی و هیچ سرودی قادر نیست این واقعیت را پنهان کند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy