در دروس جامعهشناسی سیاسی، طبقه متوسط، به دلیل تمایل به ثبات اقتصادی، حفظ حرفه و شغلی که دارد و ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی خود، محافظهکار بوده و مخالف تغییرات ساختاری و رادیکال نام برده شده است.
طبقه متوسط، که بخشی از آن به قشر خاکستری نیز نام برده میشوند، به وضع موجود راضی بوده و مخالف انقلاب میباشند. اصولاً حامیان وضع موجود، بخشهایی از این طبقه هستند که از شرایط اقتصادی و اجتماعی حاضر بهرهمند بوده و اگر سرمایههای خود، اعم از مسکن، کسبوکار، شغل و پسانداز خود را در خطر ببینند، ترجیح میدهند تغییرات از طریق اصلاحات تدریجی انجام گیرد.
به زعم آنها، انقلاب یعنی هرجومرج و بیثباتی. البته انقلابات قرن گذشته نشان داد که اگر همین طبقه متوسط تحت فشار تورم، کاهش قدرت خرید و محدودیتهای اجتماعی قرار گیرند، تبدیل به موتور محرکه اعتراضات عمومی و حتی انقلاب میشوند.
به نظر میرسد در حال حاضر جامعه ایران وارد این مرحله نهایی برای تغییرات بزرگ شده است، زیرا از آبانماه سال گذشته تاکنون، کمبودها و مشکلات اقتصادی این طبقه را از بین برده و به زیر خط فقر رانده است.
در حال حاضر نشریات داخل، حذف طبقه متوسط را زنگ خطری برای رژیم نام بردهاند. به موجب این گزارشات، ترکیبات جمعیتی کشور از سال گذشته تاکنون بدین شرح تغییر یافته است:
آمار خردسالان زیر پانزده سال، هفده میلیون نفر؛ جمعیت سالمندان از شصت سال به بالا، ده میلیون نفر؛ آمار زیر خط فقر، بیستوشش میلیون نفر؛ و آمار جمعیت با فقر مطلق، به بیستوهفت میلیون نفر رسیده است.
به این ترتیب، در حال حاضر بیش از پنجاهوسه میلیون نفر از جمعیت فعال کشور در زیر خط فقر یا فقر مطلق بوده و برای به دست آوردن حداقلی از معاش برای زندگی، در حال جنگ روزانه با قِسمت نان هستند.
این یعنی یک انقلاب ساختارشکن، پیش روی ملت ایران است که هر لحظه ممکن است رقم بخورد.

















