Tuesday, Jun 2, 2026

صفحه نخست » تنگه هرمز؛ ابزار قدرت جمهوری اسلامی یا سرمایه ملی ایران؟ حسین عرب

arab.jpgدر طول دهه‌های گذشته، هرگاه تنش میان جمهوری اسلامی و غرب افزایش یافته است، موضوع بستن تنگه هرمز نیز به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تهدید سیاسی حکومت تبدیل شده است. مقامات جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌اند که در صورت به خطر افتادن منافع حکومت، امکان مسدود کردن این آبراه استراتژیک وجود دارد.

اما در پس این تهدیدها، یک پرسش اساسی وجود دارد: آیا منافع جمهوری اسلامی و منافع ملی ایران در موضوع تنگه هرمز یکسان هستند؟

پاسخ به این پرسش اهمیت فراوانی دارد، زیرا تنگه هرمز نه تنها یک ابزار ژئوپلیتیک، بلکه یکی از ارزشمندترین دارایی‌های ملی ایران است؛ دارایی‌ای که می‌تواند به منبعی برای توسعه و رفاه تبدیل شود یا برعکس، به ابزاری برای تنش و درگیری.

تنگه هرمز؛ شاهراه انرژی جهان

تنگه هرمز گذرگاهی است که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می‌کند. در شمال آن ایران و در جنوب آن عمان قرار دارند.

در باریک‌ترین بخش این تنگه، آب‌های سرزمینی ایران و عمان با یکدیگر همپوشانی دارند و عملاً هیچ مسیر دریایی بین‌المللی خارج از حاکمیت این دو کشور وجود ندارد. تمامی کشتی‌هایی که از خلیج فارس وارد آب‌های آزاد می‌شوند یا از آن خارج می‌گردند، ناگزیر از عبور از محدوده‌ای هستند که تحت حاکمیت ایران و عمان قرار دارد.

این موقعیت جغرافیایی به ایران یک مزیت استثنایی بخشیده است؛ مزیتی که کمتر کشوری در جهان از آن برخوردار است.

حاکمیت بر تنگه به معنای مالکیت بر تنگه نیست

یکی از سوءبرداشت‌های رایج آن است که چون بخشی از تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ایران قرار دارد، ایران می‌تواند هر زمان که بخواهد آن را ببندد.

در حقوق بین‌الملل، میان «حق حاکمیت» و «حق مسدود کردن» تفاوت مهمی وجود دارد.

ایران بر آب‌های سرزمینی خود حاکمیت دارد. این حاکمیت شامل نظارت، تأمین امنیت، مقابله با قاچاق، حفاظت از محیط زیست و اعمال قوانین ملی است. اما تنگه هرمز یک گذرگاه بین‌المللی حیاتی محسوب می‌شود که عبور و مرور کشتی‌ها از آن بخشی از نظام تجارت جهانی است.

بنابراین، حق حاکمیت به معنای اختیار نامحدود برای جلوگیری از عبور و مرور بین‌المللی نیست. همان‌گونه که کشوری نمی‌تواند به دلخواه خود یک فرودگاه بین‌المللی را برای همیشه بر روی پروازهای جهان ببندد، مسدود کردن یک گذرگاه حیاتی دریایی نیز با محدودیت‌های حقوقی و سیاسی روبه‌رو است.

اشتباه راهبردی جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته دو سیاست را به طور همزمان دنبال کرده است:

نخست، دخالت گسترده در منازعات منطقه‌ای و حمایت از نیروهای نیابتی در کشورهای مختلف خاورمیانه.

دوم، استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار علیه جامعه جهانی.

این دو سیاست الزاماً به یکدیگر وابسته نبودند، اما در عمل به هم گره خورده‌اند. هرگاه تنش‌های منطقه‌ای افزایش یافته، تهدید بستن تنگه هرمز نیز مطرح شده است.

مشکل اینجاست که حکومت اغلب منافع خود را با منافع کشور یکسان فرض می‌کند. آنچه برای بقای یک حکومت مفید است، الزاماً برای رفاه و امنیت یک ملت سودمند نیست.

منافع جمهوری اسلامی چیست؟

از منظر جمهوری اسلامی، تنگه هرمز یک ابزار چانه‌زنی سیاسی است.

حکومت تلاش می‌کند از اهمیت جهانی این گذرگاه برای افزایش قدرت خود در مذاکرات و منازعات بین‌المللی استفاده کند. هرچه نگرانی جهانی درباره امنیت انرژی بیشتر شود، ارزش این ابزار نیز برای حکومت افزایش می‌یابد.

به همین دلیل، تهدید بستن تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی می‌تواند دارای منافعی همچون:

  • افزایش قدرت بازدارندگی؛
  • تحت فشار قرار دادن رقبای خارجی؛
  • ایجاد بحران برای افزایش قدرت چانه‌زنی؛
  • بسیج افکار عمومی داخلی در شرایط بحرانی؛
  • و منحرف کردن توجه‌ها از مشکلات داخلی باشد.

اما این منافع، عمدتاً منافع حکومتی هستند و نه الزاماً منافع ملی.

منافع ملی ایران چیست؟

منافع ملی ایران را باید از زاویه مردم ایران، توسعه کشور و آینده نسل‌های بعدی تعریف کرد.

از این منظر، تنگه هرمز بیش از آنکه یک سلاح سیاسی باشد، یک سرمایه ملی است.

منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که:

امنیت تنگه حفظ شود

هرگونه درگیری نظامی در تنگه هرمز نخستین ضربه را به اقتصاد و امنیت ایران وارد می‌کند. کشوری که در کنار یک منطقه جنگی قرار دارد، سرمایه‌گذاری، گردشگری و تجارت خود را از دست می‌دهد.

تجارت جهانی از تنگه عبور کند

درآمد کشورهای ساحلی از تجارت، حمل و نقل، خدمات بندری و سرمایه‌گذاری زمانی افزایش می‌یابد که مسیرهای دریایی امن و پایدار باشند.

ایران به هاب ترانزیتی منطقه تبدیل شود

موقعیت جغرافیایی ایران می‌تواند کشور را به یکی از مهم‌ترین مراکز ترانزیت کالا، انرژی و تجارت در جهان تبدیل کند. این هدف تنها در شرایط ثبات و همکاری بین‌المللی امکان‌پذیر است.

اعتبار بین‌المللی ایران افزایش یابد

کشوری که ضامن امنیت یک شاهراه جهانی باشد، احترام و نفوذ بیشتری کسب می‌کند. اما کشوری که دائماً تهدید به بستن آن شاهراه کند، به عنوان عامل بی‌ثباتی شناخته خواهد شد.

تجربه کشورهای موفق

بسیاری از کشورها از موقعیت جغرافیایی حساس خود برای تولید ثروت استفاده کرده‌اند، نه برای ایجاد بحران.

سنگاپور بر یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان قرار دارد. پاناما از کانال پاناما درآمدهای عظیم کسب می‌کند. مصر سالانه میلیاردها دلار از کانال سوئز درآمد دارد.

هیچ‌یک از این کشورها موقعیت ژئوپلیتیک خود را به ابزاری برای تهدید دائمی جهان تبدیل نکرده‌اند. آنها امنیت مسیرهای تجاری را به یک مزیت اقتصادی تبدیل کرده‌اند.

جمع بندی:

تنگه هرمز یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های ژئوپلیتیکی ایران است. اما ارزش واقعی این سرمایه در بستن آن نیست، بلکه در باز نگه داشتن، مدیریت حرفه‌ای و بهره‌برداری اقتصادی از آن است.

جمهوری اسلامی ممکن است تنگه هرمز را به عنوان ابزاری برای حفظ یا افزایش قدرت خود ببیند، اما منافع ملی ایران در جهت دیگری قرار دارد؛ در جهت ثبات، امنیت، تجارت، توسعه و تبدیل شدن ایران به قدرتی اقتصادی و ترانزیتی در منطقه.

در واقع، تفاوت میان نگاه حکومتی و نگاه ملی به تنگه هرمز را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:

برای جمهوری اسلامی، تنگه هرمز یک اهرم فشار است؛ اما برای ملت ایران، تنگه هرمز یک سرمایه ملی است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy