سنجش عیار ایراندوستان در زیر سایه جنگ!
هیچ حد وسطی بین جمهوری اسلامی و شاهزاده رضا پهلوی وجود ندارد
کشور در آستانه یک حمله خارجی و ملت مستعدِ قیام علیه اشغالگران بیرحم، اما دریغ از یک پیام دلگرمکننده و رفتار سنجیده از سوی مبارزان میانی!
دو سال پیش در این نوشته (https://news.gooya.com/2023/10/post-80842.php) از آن به اصطلاح مخالفان جنگ پرسیدیم چگونه میخواهید مانع سرنوشتِ محتوم مسیری شوید ک ج ا طی خواهد کرد؟ کجایند آن 60 "سیاستمدارِ مبارزِ وطنِ دوستِ نگرانِ ایران" برای ایفای نقشی که اکنون باید ایفا کنند؟ دریغ از صدور بیانیهای در حمایت از انتخاب مردم به هنگام رویارویی نهایی و محتوم در این روزهای حساس.
اکنون که سپاه ترامپ برای حمله به ایران و همزمان سپاه خامنهای برای سرکوب مردم مهیا میشود، دیگر به چه زبان و چگونه باید آلترناتیو ج ا را در بر هم زدن این معادلهی ویرانگر ترامپ-خامنهای فریاد کرد؟ ندیدید مردم چگونه در نخستین روزهای سال نو با تجمعات مختلف، اتحاد معنوی و همه جانبه خود را از خاندان پهلوی و شخص شاهزاده در نبرد نهایی اعلام کردند؟ آیا به جز اینگونه وقایع در ظهور صندوقهای خودجوش رای، جلوه دیگری برای ظهور حداقلهای دموکراسی در ایران میشناسید؟ رضا پهلوی علیرغم کوتهنظریها و دشمنیهای مهندسیشده، دستِ کم، همه تلاش خود را در مدیریت رفتار میلیونها بدنه نظامی کشور به امید ایجاد فضای امنتر برای اعتراضات مردمی در آیندهی محتوم انجام داد، اما سایر مخالفان در کدام میدان واقعی، برای چه هدفی و با چه کسی سرگرم مبارزهاند؟
هر آدم معمولی که در ایران زندگی میکند متوجه هجمه سازمانیافته مزدوران سایبری ج ا و طیف وسیع مخالفان سیاسی برای کاهش قدرت شاهزاده ذیل مسئله ساختن همه مناسبتهای عادی شدهاند، از کنسرت ابی تا شکایت از پرویز ثابتی و هزینههای سرسامآور تبلیغات فضای سایبر برای انحراف افکار عمومی... تا کماکان با منتفی بودن موجودیت یک آلترناتیو واقعی، همچنان به حکومت سراپا ننگین خود ادامه دهد. اما شگفتا از پر و بال دادن به این مباحث سخیف و تاسف از سکوت مبارزانی که در برابر این شانتاژها و حمایت صریح از تنها گزینه نجات ایران، هنوز مقاومت میکنند در حالیکه نیک آگاهند در شرایط خلاء رهبری جنبش و تشکیلات، هیچ امیدی به موفقیت مردم نیست و وقوع حملات خارجی محتوم علیه ایران بدون موجودیت رهبری و تشکیلات فقط باعث بیچارگی بیشتر کشور و مردم خواهد شد و نه لزوماً سرنگونی ج ا..
تردیدی نیست که وقوع جنگ بدون حضور مستقیم مردم در خیابانها، فقط به تضعیف قدرت موشکی و اتمی ج ا و مشخصاً تشدید فقر و بدبختی مضاعف مردم منتهی خواهد شد، چون رهایی ایران بدون وجود یک صدای واحد از داخل و خارج در اعلان موجودیت یک رهبر قدرتمند، غیرممکن است، و از این نظر، مردم و رضا پهلوی در این شرایط حساس بدون هیچ پشتیبانی ملموس در صحنهی معادلات قدرت عملاً تنها هستند.
پس، چطور میتوان خشم خود را فرو خورد از این همه سکوتِ مرگبار و خفقانِ معنادار سطوح میانی مبارزه با ج ا که در حساسترین برههی تاریخ ایران، مردم را زیر این آسمانِ سیاهِ مستعدِ طوفانهای سهمگین در نابودی زیرساختهای حداقل زندگی معمولی تنها گذاشته، به تماشا مینشینند تا که نشاید، خدای ناکرده، ایران به رهبری رضا پهلوی از شّر ج ا آزاد گردد.
تا کی و به کجا این سکوت مرگبار برای بقای ج ا ادامه خواهد یافت؟ کجا رفت آن رانهی وجودی ایرانی، آن بهترینِ خود ما در عشق به میهن؟
نامه ترامپ میتوانست به آدرس رئیس دولتِ در تبعید باشد نه خامنهای! چون در جنبش مهسا دنیا آمادگی کامل در شناسایی دولت در تبعید را داشت، اما خود-پرستی مبارزان، بر ایران-دوستی ایشان چیره گشت، و نتیجهی نشست شد آن شهد شیرین در کام ج ا تا بدین وسیله اکنون یکبار دیگر مراتب سپاس و تشکر خود را از مخالفانش بابت تکرار مکرر رویداد نشست جرج تاون در عدم اعلان رهبری اعلام نماید!
امروز هرکس که در جبهه رضا پهلوی نیست، ناگزیر در کنار ج ا علیه پیروزی مردم میجنگد، هیچ حد وسطی وجود ندارد هرچند که با سرو صدای زیاد و پروپاگاندای صاحبان پول، رسانه و تریبون سعی در تحریف واقعیت مبارزه داشته باشند. سکوتِ امروز "مخالفان" ج ا -مخصوصاً آن 60 نفر مبارز سیاسی- در اعلان نام رضا پهلوی به عنوان قدرِ متیقن، وسیله گذار، یا حتی به عنوان غنیمت شمردن یک لنگه کفش در بیابان... اما تنها آلترناتیوِ ملموس در سرنگونی ج ا، پرمعناتر از آن است که بتوان با رطب و یابس ژست مخالف و ایراندوستی به خود گرفت، همزمان نابودی کامل ایران و مردم بیپناهش را در کشورهای مرفه و امن به تماشا نشست.
دارکوب*
*س. بزرگنیا، ا. ارسلان و س. ق. کاویان، و...