ویژه خبرنامه گویا
تابستان ۲۰۲۵، رضا پهلوی و تیم همراه او سندی با عنوان «دفترچه مدیریت دوران اضطرار» منتشر کردند؛ سندی که بخشی از «پروژه شکوفایی ایران» معرفی شده و هدف آن مدیریت ۱۰۰ تا ۱۸۰ روز نخست پس از فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی است. بازهای که در تجربه بسیاری از کشورها، به دلیل خلأ قدرت، بیشترین خطر بیثباتی، ناامنی و فروپاشی خدمات حیاتی را در پی داشته است.
نویسندگان دفترچه تأکید دارند که این سند نه قانون نهایی است و نه برنامه یک دولت دائمی، بلکه پیشنهادی موقت برای عبور از مرحله اضطرار. با این حال، انتشار آن واکنشهای موافق و مخالف گستردهای را برانگیخته است.
از منظر روانشناسی اجتماعی، دوران گذار سیاسی همواره با اضطراب جمعی، بیاعتمادی نهادی و ترس از تکرار گذشته همراه است. در چنین شرایطی، جامعه بیش از شعارهای بزرگ، به سازوکارهای شفاف و قابل پیشبینی نیاز دارد؛ سازوکارهایی که بتوانند اضطراب عمومی را مهار کنند. دفترچه دوران اضطرار را میتوان تلاشی برای پاسخ به این نیاز دانست.
استدلال موافقان: مدیریت خلأ پس از فروپاشی
موافقان بر چند محور اصلی تأکید میکنند:
تشکیل نهاد یا دولت موقت با اختیارات محدود برای مدیریت خدمات حیاتی، تثبیت کوتاهمدت اقتصاد و جلوگیری از فرار سرمایه، حفظ نظم عمومی و تمامیت ارضی، و در نهایت فراهمکردن مسیر گذار به دموکراسی از طریق انتخابات آزاد، تشکیل مجلس مؤسسان و تدوین قانون اساسی جدید. از نگاه آنان، نقطه قوت اصلی دفترچه، پرداختن به خلأ خطرناک روزهای نخست پس از فروپاشی است.
نگرانی منتقدان: ابهام، نظارت و تمرکز قدرت
در مقابل، منتقدان به ضعفهای مهمی اشاره میکنند: ابهام در مشروعیت حقوقی نهاد اضطراری، تمرکز بیش از حد قدرت در دوره موقت، ضعف سازوکارهای نظارتی و نقش رسانه آزاد، کمرنگ بودن مشارکت نیروهای داخل کشور، ابهام در نحوه برخورد با نیروهای مسلح و امنیتی، و نبود معیارهای روشن برای پایان دوران اضطرار.
از منظر روانشناسی سیاسی، در جوامعی که تجربه طولانی اقتدارگرایی دارند، میل به «نظم فوری» میتواند ناخواسته به بازتولید همان الگوهای قدرت منجر شود. از این رو، نگرانی منتقدان صرفاً سیاسی نیست، بلکه ریشه در تجربههای جمعی حلنشده دارد.
جمعبندی و پیشنهاد اصلاح
در یک جمعبندی منصفانه، دفترچه دوران اضطرار تلاشی جدی برای پر کردن خلأ روزهای نخست پس از فروپاشی است، اما از نظر حقوقی، نظارتی و مشارکتی نیازمند بازنگری است. هر سند دوران گذار، افزون بر کارکرد اجرایی، حامل پیام روانی به جامعه است: اینکه قدرت مهارپذیر است و آینده در انحصار هیچ فرد یا نهادی قرار ندارد.
شاید مسیر واقعبینانه نه در رد یا تقدیس این دفترچه، بلکه در اصلاح آن از طریق شفافسازی مشروعیت، مهار تمرکز قدرت، مشارکت دادن نیروهای داخل کشور، نظارت مؤثر و شکستن شخصمحوری باشد. راه دموکراسی، بیش از هر چیز، از گفتوگوی انتقادی و همدلانه میگذرد.
با احترام به روان جاویدنامان انقلاب ایران
آناهیتا ایراندخت، روانشناس و روان درمانگر
یادداشت نویسنده:
این مقاله از منظر روانشناسی اجتماعی نوشته شده است؛ با این باور که موفقیت هر گذار سیاسی، نهفقط به طراحی نهادی، بلکه به میزان درک اضطرابها، زخمهای جمعی و نیاز جامعه به اعتماد و مشارکت بستگی دارد.

عظمت زندگی در برابر مرگ، ابوالفضل محققی

برای تسلای دلِ داغدارم، عزت مصلینژاد















