Saturday, Feb 7, 2026

صفحه نخست » انتقادِ بی‌راه‌حل؛ بازی در زمین دشمنان ایران

donodont.jpgقلم کاوه

این روزها صف منتقدان «انقلاب شیر و خورشید» کم نیست. زیدآبادی و شمس‌الواعظین علیه آن می‌نویسند، موسوی وضعیت را توصیف می‌کند بی‌آن‌که حتی یک مسیر عملی نشان دهد، و زیباکلام با لحنی به‌ظاهر پدرانه هشدار می‌دهد: «انقلاب نکنید؛ از دل انقلاب دموکراسی بیرون نمی‌آید.»

مشکل اما خودِ انتقاد نیست؛ مشکل، انتقادِ عاری از هرگونه راه‌حل جایگزین است. انتقادی که نه فقط بی‌ارزش، بلکه مخرب است؛ چون تنها مسیر موجود را می‌زند، بی‌آن‌که مسیر دیگری بسازد.

همه «باید»ها را می‌دانند.
باید دموکراسی باشد.
باید خشونت نباشد.
باید کشور فرو نپاشد.
باید اصلاح تدریجی شود.

اما سؤال ساده است: چگونه؟

می‌گویند انقلاب به دموکراسی نمی‌رسد.
می‌گویند حملۀ خارجی به دموکراسی نمی‌رسد.
بسیار خوب.
اما تجربۀ اصلاحات چه شد؟
آیا جمهوری اسلامی حتی زیر بار حداقل اصلاح رفت؟
آیا صندوق رأی، مجلس، ریاست‌جمهوری، یا «فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا» ذره‌ای از ماهیت این نظام را تغییر داد؟

امروز دیگر با «تحلیل انتزاعی» طرف نیستیم؛ با واقعیت عریان روبه‌روایم.
محیط‌زیست ایران نابود شده؛ دریاچه‌ها، رودها و تالاب‌ها خشکیده‌اند. فرسایش خاک سراسر کشور را بلعیده است. اقتصاد ملی فرو ریخته؛ دلار ساعتی بالا می‌رود، طبقه متوسط هر روز آب می‌رود، تولید خوابیده، واردات و صادرات قفل شده، غذا و دارو کمیاب است. هوا به‌دلیل نبود سوخت استاندارد قابل نفس کشیدن نیست. آب نیست، انرژی نیست. سپاه به‌عنوان پیمان‌کار اصلی اقتصاد ایران در فهرست تروریستی اروپا قرار گرفته. هر کس بتواند فرار می‌کند و هر که می‌ماند، فقیرتر می‌شود.

فاصلۀ قیام‌های مردمی کوتاه‌تر شده است. این یعنی حتی امکان اصلاح تدریجی هم دیگر وجود ندارد؛ چون تداوم وضع موجود، رسماً تمدن ایرانی را در معرض نابودی مطلق قرار داده است.

حالا سؤال واضح است:
فرض محال که محال نیست! فرض کنیم شاهزاده رضا پهلوی اشتباه می‌کنند.
فرض کنیم میلیون‌ها ایرانی که در انقلاب شیر و خورشید به خیابان آمدند اشتباه می‌کنند.
فرض کنیم ده‌ها هزار ایرانی که جان‌شان را در این راه دادند، هدف دیگری داشتند.

شما درست می‌گویید. بسیار خوب. راه درست چیست؟

مجلس مؤسسان؟ چگونه و تحت کدام حاکمیت؟
همه‌پرسی؟ با کدام نهاد ناظر و کدام تضمین؟
عدم انقلاب؟ پس چه؟ صبر تا فروپاشی کامل آب، خاک، اقتصاد و جامعه؟

یک مغالطۀ بزرگ را هم باید جمع کرد. این ادعا که «انقلاب» یا «کمک خارجی» ذاتاً ضد دموکراسی است، آشکارا خلاف تاریخ است. فرانسه، اروپای شرقی، کشورهای بالتیک، کرۀ جنوبی، ژاپن پس از جنگ، آلمان پس از نازیسم؛ همگی یا با انقلاب یا با مداخله خارجی نه‌تنها به دموکراسی رسیدند، بلکه از مرزهای توسعه عبور کردند. آنچه تعیین‌کننده است «چه نیرویی» و «با چه افقی» قدرت را به دست می‌گیرد، نه اسطوره‌سازی اخلاقی از انفعال، تعلیق و وقت‌کشی سیاسی.

و یک سؤال اساسی را عمداً نادیده می‌گیرند: با عاملان این کشتار و قتل‌عام بی‌سابقه در تاریخ ایران چه باید کرد؟ با نظامی که ده‌ها هزار ایرانی را در خیابان، زندان و زیر شکنجه کشته، نوجوانان را اعدام کرده، خانواده‌ها را داغدار و یک ملت را گروگان گرفته است، قرار است چگونه «گذار مسالمت‌آمیز» صورت بگیرد؟ آیا قرار است بدون فروپاشی ساختار قدرت، بدون خلع ید از دستگاه سرکوب، بدون پاسخ‌گویی آمران و عاملان جنایت، ناگهان دموکراسی از صندوق رأی بیرون بیاید؟ حذف عامدانۀ این پرسش، نه ساده‌لوحی است و نه بی‌توجهی؛ پاک‌کردن صورت‌مسأله برای فرار از پاسخ به بزرگ‌ترین جنایت سیاسی تاریخ معاصر ایران است.

نتیجه مشخص است و تعارف‌بردار نیست:
کسانی که امروز فقط می‌ترسانند، فقط نفی می‌کنند و هیچ راه عملی ارائه نمی‌دهند، دغدغۀ دموکراسی ندارند. دغدغۀ ایران هم ندارند. این‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه، ابزار ولی‌فقیه‌اند؛ ضربه‌گیرهای کلامی جمهوری اسلامی در دست‌وپا زدن‌های آخرش.

در لحظات فروپاشی تمدنی، بی‌راه‌حلی بی‌طرفی نیست؛ هم‌دستی است.

nik1.jpg

***



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy