از زمان شروع به کار تلویزیون ایران اینترنشنال، انتقادهای زیادی نسبت به این رسانه مطرح شده است؛ از جمله اینکه مالکان آن چه کسانی هستند و از کدام کشور یا اشخاص کمک میگیرد. این موضوع هنوز هم برای بسیاری شفاف نیست. اما برای نگارنده این یادداشت حتی اگر شفاف هم باشد، تفاوت چندانی نمیکند؛ زیرا مالکان و اسپانسرهای هر رسانهای تلاش میکنند برنامههایی تولید و پخش کنند که در جهت تأمین منافع آنان باشد.
اگر مالکان خارجی باشند، مانند بیبیسی، صدای آمریکا یا یورونیوز، طبیعی است که در راستای سیاست دولت های خود عمل کنند. اگر هم مؤسسان یا مالکان رسانه ایرانی باشند، قطعاً اخبار، گزارشها و تحلیلهای آنان در جهت منافع و اهداف همان گروه تنظیم خواهد شد. برای مثال، سیمای آزادی دیدگاههای مجاهدین را پخش میکند و منوتو نیز علیرغم اینکه ظاهراً وابستگی رسمی به جریان پادشاهیخواه ندارد، اما از این جریان حمایت میکند.
اما تلویزیون ایران اینترنشنال که نزدیک به نه سال پیش فعالیت خود را شروع کرده سبک کار خود را دارد. ظاهرا بسیار هم موفق بوده و توانسته مخاطبان و بینندگان زیادی را جلب کند. تریبون دادن به حامیان رژیم، اصلاحطلبان حکومتی، اصلاحطلبان جداشده، ملیمذهبیها، پادشاهیخواهان، ملیگرایان و همچنین اقوام ایرانی که تریبون چندانی ندارند، از اقدامات مثبت این رسانه مستقل است که فقط در ایران اینترنشنال می بینیم. این تنوع در مدعوین ظاهرا با خواست بعضی از تمامیت خواهان سازگار نیست اما مردم خود بهترین مفسر خبر و رویداد هستند.
من خود شاهد بودم و از خانوادههای با تحصیلات پایین شنیدهام و دیدهام که وقتی فردی در برنامه ظاهر میشود، همان لحظه میگویند این شخص با رژیم است، یا قبلاً با رژیم بوده یا آخوند بوده است. در حقیقت مردم مهمانان شما را میشناسند و تحلیلهای مدعوین را بر اساس پیشداوریهای خود میشنوند و قضاوت میکنند. با این حال، تنوع مهمانان و شنیدن صدای همه آحاد مردم و گروهها اقدامی مثبت است و ایکاش مجاهدین خلق هم می امدند و نقطه نظارت خود را می گفتند. البته یقین دارم که ایران اینتنشنال مشکلی با دعوت از آنها ندارد؛ همانگونه که در گذشته تجمع مجاهدین خلق را پوشش داده است.
در هر صورت، پوشش خبری و برنامههای تلویزیون ایران اینترنشنال بهعنوان یک رسانه مستقل قابل قبول است. البته انتقاداتی هم داریم اما نمیتوان تأثیرات مثبت این رسانه را نادیده گرفت. لذا مناسب دیدم در چند جمله تشکر خود را از این رسانه و همکارانش اعلام کنم.
تشکر و قدردانی
ابتدا می خواستم بگویم پوشش خبری تلویزیون ایران اینترنشنال از حوادث ایران در دو ماه گذشته بسیار گسترده و قابل قبول بود. در حالیکه اینترنت در ایران مسدود شده بود، تلفن منازل قطع شده بود و ارتباط خانوادههایی که در شهرهای دور زندگی میکردند عملاً میسر نبود و بیش از سی و شش هزار جنازه روی دست مانده بود، با این حال، مردم هر شب تلویزیون اینترنشنال را تماشا میکردند تا شاید از این طریق خبری از عزیزان خود بگیرند. من هم هر شب بعد از اخبار، برنامه کامبیز حسینی را میدیدیم تا شاید خبرهای جدید از ایران بشنویم.
همچنین تلویزیون ایران اینترنشنال نخستین رسانهای بود که به صورت تخمینی تعداد کشتههای خیزش را ۱۲ هزار نفر اعلام کرد. این برآورد بعدها توسط سایر رسانهها نیز منعکس شد و عمق فاجعه را آشکار کرد. چند روز بعد آقای رمضانپور مدیر شبکه مجدداً در برنامه زنده حاضر شدند و تعداد کشتهها را ۳۶ هزار و ۵۰۰ تن اعلام کردند که دنیا را متعجب ساخت.
باید گفت اگر این رسانه نبود، سران و دولتمردان دنیا نمیتوانستند از این حجم از جنایت مطلع شوند و در روابط خود با ایران تجدیدنظر کنند. علاوه بر این، حتی ایرانیان مقیم خارج نیز از طریق همین رسانه از عمق فاجعه آگاه شدند و به خیابان آمدند. البته شبکه "منوتو" هم تأثیرگذار بود، اما پوشش خبری شبکه ایران اینترنشنال گستردهتر بود و توانست مردم بیشتری را جذب کند.
من نگارنده این یادداشت می خواهم از بابت خبررسانی درست و گسترده و 24 ساعته این شبکه در جریان خیزش اخیر از مدیریت و کارکنان آن تشکر کنم.
در اینجا باید به این نکته هم اشاره کنم که بسیاری از فعالان سیاسی که در فضای مجازی هم فعال هستند یک عذرخواهی به فرداد فرحزاد هم بدهکار هستند. حدود سه ماه پیش برخی سلبریتیها به او تاختند که چرا اخبار را مطابق میل آنان نمیگوید؛ گویی این مجری باید خبرخوانی خود را طبق خواست و گرایشهای سیاسی آنان تنظیم کند. او را متهم به پولپرستی کردند که بهنظر من منصفانه نبود. فرداد فرحزاد در یک برنامه خودمانی با سینا ولیالله برای تلطیف فضا گفت: «هر جا پول بیشتری بدهند میروم، حتی اگر کیهان باشد.» این سخن طنزآمیز، آن هم در فضایی غیررسمی، نمیتواند ملاک قضاوت درباره شخصیت یک فرد باشد. ضمن اینکه حتی اگر جدی هم گفته باشد هیچ نقدی بر او وارد نیست چون نظر شخصی درباره شرایط کاری خود را گفته است. مضافا در یک ماه گذشته آقای فرحزاد نشان داد که کارش را بلد است و همگام با مردم بود.
بعد از آقای فرحزاد ، برخی به خانم شیرین عبادی هم تاختند، در حالی که ایشان مورد احترام جامعه جهانی است و اخیراً در سنای فرانسه نام شاهزاده را بهعنوان رهبر دوران گذار مطرح کرد و صدای مردم ایران را به مقامات فرانسوی رساند.
نگارنده این یادداشت هرچند با سلبریتیهای هیجانی همجهت نبوده و اتهامی را هم به این دو عزیز وارد نکرده است، اما لازم میدانم از زحمات آنان در این مقطع تشکر کنم و بابت اتهامات و کلمات ناشایست بهکاررفته در استوری سلبریتی ها از این دو عزیز عذرخواهی کنم.
یک انتقاد
در جریان جنبش مهسا انتقادهای زیادی بود که این شبکه بیش از حد به سلبریتی ها میدان داده و آنان را تا حد رهبری اپوزسیون ارتقا داده است. البته کتمان نمی کنم که جامعه در آن مقطع آماده پذیرش رهبری واحد نبوده است. ولی پرومود کردن گلشیفته که هنر پیشه است یا خانم بنیادی که یک مدل بود یا علی کریمی که فوتبالیست بود به عنوان رهبران اپوزسیون یک شوخی زشت بود که خیلی زود جمع شد.
اما انتقادی که حالا از مدیریت ایران اینترنشنال دارم؛ موضوعی است که پیشتر هم وجود داشت اما در این روزها پررنگتر شده و بهانهای برای تخریب این رسانه شده است.
حتماً مصاحبه وریا غفوری را شنیدهاید. کسی که حتی نام و تصویرش در جمهوری اسلامی سانسور می شود. کسی که مورد احترام مردم و حتی رقبای خود است. بسیاری او را ناصر حجازی دوم میدانند. کسی که هرگز مردم را نفروخت و حامی واقعی آنان بود. در ماجرای دختر آبی، برای تیمش لباس مشکی تهیه کرد و نام «دختر آبی» را روی پیراهن بازیکنان نوشت تا یاد او فراموش نشود؛ اقدامی که در آن زمان از ورزشکاران مشهور دیده نشد. وریا غفوری در خیزش مهسا نیز پرچمدار ورزشکاران بود و به همین دلیل از باشگاه خود اخراج شد. وریا غفوری را نمی توان در یک پاراگراف تعریف یا معرفی کرد. با این حال، در بخش ورزش ایران اینترنشنال از او با تعبیر «خونشور» یاد شد که بهنظر من بسیاز زشت بود. درست است که شبکه ایران اینترنشنال کارکنان شاغل در بخش ورزشی خود را از صدا و سیمای رژیم و مطبوعات وابسته به آنها جذب کرده ، اما شایسته بود تفهیم شوند که در خارج از کشور و در یک شبکه مستقل باید اصول بی طرفی حفظ شود.
همچنین در شبی که دهها هزار جوان در خاک و خون غلتیدهاند (18 و 19 دی ) اینترنت قطع بود، ما در برنامه کامبیز حسینی منتظر تماس مردم از داخل ایران بودیم تا خبرهای از اتفاقات روز کسب کنیم.. اما این برنامه تریبون را به اقای مزدک میرزائی داد تا برای یک چهره خاص تبلیغ کند و بگوید علی دایی جملاتی درباره دکل و اختلاس و فقر مطرح کرده است؟ بله امروز همه وسطبازها از فقر و گرانی می گویند از اختلاس می گویند. ناراحتی خود را از اینکه هزاران نفر کشته شدند نشان می دهند. اما گفتن چنین جملاتی که هزینه ندارد. برای اینکه خود رهبران رژیم هم از اختلاس و فقر می گویند، از کشته شدن مردم هم ابراز ناراحتی کردند. اگر می خواهید از یک سلبریتی حمایت کنید ببینید از خطوط قرمز رژیم گذشته است یا خیر!؟ ببینید از دیکتاتوری هم می گویند؟ آیا کشتار مردم را محکوم می کند. بعلاوه همانطور که برای جنگ 12 روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی برای 40 تن از فرماندهان سپاه شعر حماسی می سرودند و پشت جمهوری اسلامی بودند آیا حالا برای 40 هزار تن از جوانان وطن هم حماسه می سرایند؟.
لطفا نگویید که اینها اینترنت نداشتند!. سلبریتی ها که دائم در فضای مجازی برای یک باران و یا زمین لرزه 4 رشتری استوری می گذارند، گیرنده " استارلینک" دارند و هیچکدامشان در زمان قطع اینترنت و تلفن بدون نت نبودند. جهت اطلاع پس از جنبش مهسا و قطع اینترنت تقریبا اکثر سلبریتی ها اعم از ورزشکاران و هنرمندان و غیره .. با مبلغی ناچیز حدود 700 دلار گیرنده "استارلینک" خریدند و به اینترنت آزاد وصل شدند. اما در این پنجاه روز هیچ صدایی از اینها در نیامد. حتی حالا هم که اینترنت وصل شده باز هم هیچ پیامی از سلبریتی ها وسط باز در محکومیت رژیم ندیدیم.
مردم از برنامه ورزشی ایران اینترنشنال بارها شکایت کردند. در جنبش مهسا مردم را به جان هم انداختند. در برنامه ورزشی جانبداری کاملا آشکار وجود دارد. در این برنامه عملا از دوستان خود شامل پیشکسوت، مربی ، بازیکن، داور... و غیره حمایت می کنند و بر عکس آنانی که با اینها هم جهت نیستند و باج نمی دهند را له می کنند.
انتظار این بود در چنین شرایط حساسی، بخش ورزشی ایران اینترنشنال نیز همچون بخش سیاسی با دقت و بیطرفی عمل می کردند تا شائبه تبلیغ برای سلبریتیهای وسطباز یا عناصر وابسته به رژِیم بوجود نمی آمد.
علی لاهیجی
تحلیلگر سیاسی

















