بررسی رسوبات ایدئولوژیک
محمدرضا رضایی - ویژه خبرنامه گویا
زمان برای خوانش ۸ دقیقه
در جهانی بیثبات و شتابزده، شگفتآور است که هنوز کسانی با سماجت از دیدگاههایی دفاع میکنند که بارها نادرستی یا دستکم ناکارآمدیشان آشکار شده است. این پافشاری تدریجاً توان تشخیص، بازنگری و تصحیح را فرسوده میکند و ذهن را در مسیری یکسویه و بسته میچرخاند.
در چنین فضایی، برخی واژه «۵۷تی» را همچون گرزی آتشین تلقی میکنند و امروز، اصطلاح «سوی درست تاریخ» نیز برایشان بهمنزله نوعی توهین و فحاشی جلوه میکند. واکنش عصبی به این دو کلیدواژه اغلب گویاترین نشانه است: نشانه همذاتپنداری با همان موضعی که در گفتار انکار میشود. بهعبارت سادهتر، حساسیت افراطی نسبت به این مفاهیم، معمولاً حاکی از آگاهی پنهان به قرار گرفتن در سوی نادرست تاریخ است.
«رسوبات ایدئولوژیک» لایههای سختشدهای از باور، عادت ذهنی و روایتهای ازپیشساختهاند که بهمرور بر اندیشه مینشینند و توان دیدن، پرسیدن و تردید را میگیرند. این رسوبات، هم در سنتهای چپ و هم در سنتهای راست وجود دارند؛ تفاوت آنها بیش از آنکه در سازوکار ذهنی باشد، در شعارها، نمادها و دشمنانِ ایدولوژیک است.
در چپِ ایدئولوژیک، رسوب معمولاً با یک پیشفرض ساده آغاز میشود: جهان بهطور بنیادی به دو اردوگاه «ستمگر» و «ستمدیده» تقسیم شده است و همه پدیدهها باید در همین چارچوب تفسیر شوند. در این فضا، واقعیت نه آن چیزی است که مشاهده، سنجش و آزمون میشود، بلکه آن چیزی است که باید با روایت از پیشتعیینشده هماهنگ گردد. هر دادهای که با این روایت ناسازگار باشد، یا نادیده گرفته میشود یا بهسرعت با برچسب «تبلیغات دشمن» کنار گذاشته میشود. بهتدریج، پیچیدگی روابط اجتماعی، تفاوتهای فردی و حتی مسئولیت شخصی در دل یک توضیح کلان و سادهساز حل میشوند.
رسوب ایدئولوژیک راست نیز مسیر مشابهی دارد، اما با پیشفرضی متفاوت: جامعه موجودی شکننده و در معرض فروپاشی است که تنها از راه نظم سخت، اقتدار و پاسداری از یک هویت «اصیل» میتواند بقا یابد. در این نگاه، تغییر، نقد و تنوع نه امکان یادگیری و اصلاح، بلکه اغلب بهمثابه تهدیدی علیه انسجام اجتماعی تفسیر میشوند. گذشته بهصورت الگویی طلایی و بینقص بازسازی میشود و حال، همواره در آستانه سقوط اخلاقی یا فرهنگی تصویر میگردد. نتیجه آن است که هر پرسش بنیادین، بهسرعت با برچسب «تضعیف ارزشها» یا «همراهی با دشمن» خاموش میشود.
نقطه مشترک این دو سویِ ظاهراً متضاد دقیقاً همینجاست: تعطیل شدن فرایند اندیشیدن. رسوب ایدئولوژیک، اندیشه را از یک فعالیت زنده، ناآرام و پرسشمحور به مجموعهای از پاسخهای آماده تبدیل میکند. فرد دیگر با مسئله روبهرو نمیشود؛ بلکه آن را فوراً در یکی از کشوهای از پیش برچسبخورده ذهنی قرار میدهد.
به تعبیر Hannah Arendt خطر اصلی نه در داشتن عقیده، بلکه در «بیفکری» است؛ وضعیتی که در آن انسان بدون مکث اخلاقی و بدون گفتوگوی درونی، صرفاً بر اساس دستورالعملهای ذهنیِ تثبیتشده عمل میکند. رسوبات ایدئولوژیک دقیقاً چنین بیفکریای را نهادینه میکنند: فرد یاد میگیرد چگونه واکنش نشان دهد، نه اینکه چگونه بیندیشد.
از سوی دیگر، Karl Popperبر این نکته تأکید میکرد که جامعه سالم، جامعهای است که در آن ایدهها همواره در معرض نقد و ابطال قرار دارند. اما رسوب ایدئولوژیک خود را از نقد مصون میسازد. در این چارچوب، هر انتقاد نه فرصتی برای اصلاح، بلکه نشانهای از خیانت، سادهلوحی یا همدستی با دشمن تلقی میشود. بدینسان، مرز میان وفاداری فکری و تعصب کور بهتدریج محو میگردد.
رسوبات چپ و راست هر دو به افراطگرایی میانجامند، چون واقعیت انسانی را به روایتی تکعلتی فرو میکاهند. وقتی همه مشکلات به یک عامل فروکاسته شود -- سرمایهداری، امپریالیسم، مهاجران، نخبگان، غرب، سنتگریزی یا هر برچسب دیگر -- راهحل نیز به همان اندازه ساده، قطعی و رادیکال میشود. حذف، سرکوب یا خاموش کردن «عامل مسئله» جایگزین سیاستگذاری پیچیده، گفتوگو و اصلاح تدریجی میگردد.
افراطگرایی الزاماً از خشونت مستقیم آغاز نمیشود. نخست از زبان شروع میشود: زبانی که در آن، طرف مقابل دیگر «انسانی خطاکار» یا «شهروندی با نظر متفاوت» نیست، بلکه «نماد یک نیرو» یا «نماینده یک جبهه» تلقی میشود. در این مرحله، فردیت از میان میرود و انسانها به کاراکترهای یک روایت ایدئولوژیک تبدیل میشوند. همین غیرشخصیسازی است که راه را برای توجیه خشونت -- چه نمادین و چه فیزیکی -- هموار میکند.
مهمترین نشانه رسوب ایدئولوژیک آن است که پاسخها همیشه سریعتر از پرسشها آمادهاند. فرد دقیقاً میداند چه کسی مقصر است، چه چیزی باید نفی شود و چه موضوعی «نباید» مطرح گردد؛ اما معمولاً نمیتواند توضیح دهد چرا برخی واقعیتهای ناسازگار با چارچوب ذهنیاش را نمیبیند یا نادیده میگیرد.
پاکسازی این رسوبات بهمعنای بیموضع بودن یا فروغلتیدن در نسبیگرایی افراطی نیست. بلکه بهمعنای بازگرداندن یک توانایی ساده اما دشوار است: توانِ معلق نگه داشتن داوری. یعنی بتوان حتی نسبت به باورهای خودی نیز با همان میزان تردید و حساسیتی نگاه کرد که نسبت به باورهای رقیب داریم.
اندیشیدن در شکاف باریک میان یقین و تردید زنده است. رسوبات ایدئولوژیک -- چه چپ و چه راست -- این شکاف را پر میکنند. و وقتی این شکاف بسته شود، نه فقط اندیشه، که امکان اصلاح نیز از میان میرود.
***
آیا شما هم در تله بیفکری افتادهاید؟ با انجام این تست ۵ دقیقهای، میزان رسوبات ذهنی خود را بسنجید
تست خودارزیابی: آیا ذهن شما دچار «رسوب ایدئولوژیک» شده است؟
این پرسشنامه بر اساس تحلیلهای «محمدرضا رضایی» و مفاهیم «کارل پوپر» و «هانا آرنت» تنظیم شده است. صادقانه به سوالات زیر در ذهن خود پاسخ دهید:
۱. سرعت پاسخگویی
وقتی با یک خبر ناگوار یا یک تحلیل سیاسی مخالف روبرو میشوید، واکنش شما چگونه است؟
-
الف) بلافاصله میدانم مقصر کیست و آن را به «نقشه دشمن» یا «خیانت فلان جریان» نسبت میدهم.
-
ب) لحظهای مکث میکنم، منبع خبر را بررسی میکنم و احتمال میدهم که واقعیت پیچیدهتر از قضاوت اولیه من باشد.
۲. برخورد با «دادههای ناسازگار»
اگر آماری منتشر شود که نشان دهد در دوران مورد علاقه شما (گذشته طلایی یا آرمانشهر آینده) اشتباهات فاحشی رخ داده، چه میکنید؟
-
الف) آن را «تبلیغات»، «سیاهنمایی» یا «آمار جعلی» میخوانم و از خواندنش صرفنظر میکنم.
-
ب) آن را میخوانم و سعی میکنم بفهمم کجای تحلیل یا باورهای من نیاز به بازنگری دارد.
۳. زبان و برچسبگذاری
آیا در گفتگوهای خود از واژگانی مثل «۵۷تی»، «سلطنتطلب»، «مزدور»، «وسطباز» یا «خائن» برای بستن دهان طرف مقابل استفاده میکنید؟
-
الف) بله، چون این آدمها دقیقاً همین هستند و بحث با آنها بیفایده است.
-
ب) خیر، سعی میکنم به «استدلال» فرد پاسخ دهم، نه اینکه او را در یک «کشو» یا دستهبندی خاص زندانی کنم.
۴. معلق ماندن داوری (شکاف میان یقین و تردید)
آخرین باری که درباره یک موضع سیاسیِ محکمِ خود گفتید «نمیدانم» یا «شاید اشتباه کرده باشم»، کی بوده است؟
-
الف) به یاد نمیآورم؛ اصول من تغییرناپذیرند و حقانیت مسیر من روشن است.
-
ب) اخیراً در مورد یکی از باورهایم دچار تردید شدهام و در حال مطالعه بیشتر هستم.
📊 تحلیل نتایج
-
اگر بیشتر پاسخهای شما «الف» است: ذهن شما در خطر «رسوب سخت» قرار دارد. به تعبیر نویسنده، شما به جای «اندیشیدن»، در حال «واکنش نشان دادن» هستید. پاسخهای شما از پیش در کشوهای ذهنیتان آمادهاند.
-
اگر پاسخهای شما ترکیبی از «الف» و «ب» است: شما در مرحله «آگاهی متزلزل» هستید. رسوبات در حال شکلگیری هستند اما هنوز توانایی «مکث اخلاقی» و «گفتگوی درونی» را از دست ندادهاید.
-
اگر بیشتر پاسخهای شما «ب» است: تبریک میگوییم! شما در «سوی درست اندیشه» قرار دارید. ذهن شما یک موجود زنده و پرسشمحور است که اجازه نمیدهد ایدئولوژی، جایگزین واقعیت شود.

عراقچی ترور خامنهای را خط قرمز ندانست؟
















