هفتهنامهٔ فرانسوی لوپوئن در شمارهٔ تازهٔ خود با اختصاص عکس روی جلد به رضا پهلوی، گفتگویی مفصل با ولیعهد پیشین ایران منتشر کرده است : گفتگویی که از گردهمایی گستردهٔ ایرانیان در مونیخ آغاز میشود و به صراحت از «پایان رژیم ملاها»، نقشهٔ گذار سیاسی و چشمانداز ایران پس از جمهوری اسلامی سخن میگوید
ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه
هفتهنامه فرانسوی لوپوئن در شمارهٔ تازهٔ خود گفتگویی مفصل با رضا پهلوی منتشر کرده و با اختصاص عکس روی جلد خود به او این سخن را از ولیعهد پیشین ایران نیز نقل کرده که «باید به رژیم ملاها پایان داد». هفته نامۀ لوپوئن این گفتگو را با مقدمهای روایی از گردهمایی گستردهٔ ایرانیان در مونیخ آغاز کرده است.
به روایت لوپوئن، روز ۱۴ فوریه خیابانهای سرد مونیخ شاهد تجمعی کمسابقه از ایرانیان تبعیدی بود. شمار شرکتکنندگان آن را حدود ۲۵۰ هزار نفر و حتی بیشتر برآورد کردهاند. پرچمهای شیر و خورشید و تصاویر رضا پهلوی در دست جمعیت دیده میشد و میدان «ترزینویزه» - که معمولاً محل جشن سالانهٔ آبجو است - به صحنهای سیاسی بدل شده بود.
👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه
در این گفتگو خود رضا پهلوی با اشاره به این تجمع میگوید: «در برابر آن جمعیت احساس غرور عظیمی داشتم.» به گفتهٔ او، مردمی که سالها زیر فشار و سرکوب زندگی کردهاند، با دیدن این همبستگی جهانی -«از سیدنی تا تورنتو و مونیخ» - روحیه گرفتهاند. او نقل میکند که یک متخصص رواندرمانی به او گفته است: «صد جلسه درمان هم تأثیری به اندازهٔ این حس حمایت جهانی نداشت.»
لوپوئن از او میپرسد آیا این تصاویر در ایران دیده شده است؟ پاسخ او روشن است: «کاملاً. روایتهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر میشود نشان میدهد این همبستگی چه تأثیر بزرگی بر هموطنان ایرانی در داخل کشور داشته است.» او میگوید : بیش از یک میلیون نفر در تجمعهای حمایتی اخیر در خارج از کشور شرکت کردهاند و این حمایت دیگر محدود به ایرانیان نیست، بلکه شهروندانی از کشورهای مختلف نیز به آن پیوستهاند.
رضا پهلوی همچنین بر «انضباط» تظاهرکنندگان تأکید میکند. او می گوید: «آنها پرچم نمیسوزانند، به کشور میزبان توهین نمیکنند. این راهی است برای نشان دادن فرهنگ و کرامت ما.» او میگوید ایرانیان زمانی با احترام در جهان شناخته میشدند و امروز با تصویری متفاوت روبرو هستند. به باور او، این بازگشت حس غرور ملی در تقابل کامل با نظامی است که «از آغاز ما را نه به عنوان یک ملت، بلکه بهعنوان یک امت» تعریف کرده است.
لوپوئن مینویسد : رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران و فرزند آخرین شاه، که از سال ۱۹۷۹ در تبعید زندگی میکند، سالها از سوی بسیاری از پایتختهای غربی نادیده گرفته میشد. حتی سال گذشته دعوت او برای حضور در کنفرانس امنیتی مونیخ لغو شد. با این حال، این هفتهنامه تأکید میکند که نام او امروز نه تنها در تجمعات ایرانیان خارج از کشور بلکه در خیابانهای ایران نیز شنیده میشود، آن هم در شرایطی که به گفتهٔ او سرکوب اعتراضات هزاران قربانی بر جای گذاشته است.
رضا پهلوی پس از بازگشت از مونیخ - جایی که با ولودیمیر زلنسکی نیز دیدار کرده بود - در پاریس با لوپوئن گفتگو کرده است. او در این گفتگو تأکید میکند: «آنچه در ایران رخ میدهد شورش نیست، انقلاب است.»
در پاسخ به این پرسش که آیا از مداخلهٔ نظامی آمریکا برای برکناری جمهوری اسلامی حمایت میکند، رضا پهلوی میگوید : رژیم ایران در جریان اعتراضات دیماه از «سلاحهای جنگی» علیه معترضان استفاده کرد و هزاران نفر را به این ترتیب کشت. او مداخله را از منظر «انسانی» ضروری میداند و معتقد است چنین اقدامی میتواند دستگاه سرکوب حکومت ایران را خنثی کند و به مردم امکان دهد انقلاب خود را ادامه دهند.
در این مصاحبه رضا پهلوی در عین حال از ضرورت فشارهای دیپلماتیک، پیگرد قضایی مسئولان جمهوری اسلامی و استفاده از داراییهای مسدود شدۀ ایران برای حمایت از جامعهٔ مدنی این کشور سخن میگوید. او میگوید که در درون سپاه پاسداران نیز نارضایتیهایی بالا گرفته است و برخی نیروها حاضر به تیراندازی به مردم نشدهاند. او از کارزاری برای «اتحاد ملی» سخن میگوید که به گفتهٔ او تاکنون حدود ۱۶۰ هزار نفر از نیروهای جدا شده از رژیم در آن ثبتنام کردهاند.
رضا پهلوی تأکید میکند : هر فردی که «دستانش به خون آغشته نباشد» میتواند در ایران آینده جایگاهی داشته باشد و از بررسی الگوهایی چون دادگاههای نورنبرگ یا کمیسیون حقیقت و آشتی آفریقای جنوبی سخن میگوید.
در پاسخ به نگرانیها دربارهٔ فروپاشی کشور پس از سقوط حکومت اسلامی، رضا پهلوی میگوید : ایران یک «دولت-ملت تاریخی» است و با وجود تنوع قومی و مذهبی، دارای هویت ملی یکپارچه است. لوپوئن از رضا پهلوی دربارهٔ روابطش با دولتهای غربی و از جمله فرانسه پرسیده است. در پاسخ رضا پهلوی از امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه، میخواهد «قطار تاریخ را از دست ندهد». او میگوید تغییر در ایران به سود مستقیم غرب خواهد بود.
رضا پهلوی در برابر این اتهام که او «گزینهٔ دونالد ترامپ» است، پاسخ میدهد مردم ایران خود از رئیسجمهوری آمریکا انتظار حمایت دارند و گفتگو با دولتهای غربی به معنای وابستگی نیست. او در بخش دیگری از گفتگوی خود با لوپوئن از نقشهٔ راهی برای دوران انتقال سخن میگوید که شامل ثبات اقتصادی، استفاده از داراییهای مسدودشده ایران در خارج، حفظ خدمات عمومی و برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان است. رضا پهلوی تأکید میکند که شکل نظام آینده - جمهوری یا پادشاهی مشروطه - از طریق همهپرسی تعیین خواهد شد و خود را «داور بیطرف» این روند معرفی میکند.
در بخش دیگری از گفتگو، رضا پهلوی از چشمانداز سیاست خارجی ایران پس از جمهوری اسلامی سخن میگوید. به گفتهٔ او، یک ایران دموکراتیک «روابطی دوستانه و مبتنی بر همکاری» با همسایگان خود خواهد داشت، از جمله با اسرائیل و کشورهای حوزهٔ خلیج فارس. این رویکرد به گفتهٔ او در تضاد کامل با گفتمان خمینی است که بر «فرقهگرایی شیعی، یهودستیزی و تهدید دائمی علیه اهل سنت و اسرائیل» استوار بوده است.
رضا پهلوی از سیاست «شراکت راهبردی» با اسرائیل دفاع میکند و آن را نه تنها سیاسی، بلکه ضرورتی حیاتی برای ایران میداند. به گفتهٔ او، ایران با بحران شدید آب روبروست و این بحران ابعاد نگرانکنندهای یافته است:برخی سدها، از جمله سد کرج، تنها چهار درصد ظرفیت خود آب ذخیره دارند، آن هم برای منطقهای با میلیونها نفر جمعیت. رضا پهلوی تأکید میکند که اسرائیل از پیشرفتهترین کشورها در مدیریت منابع آب است و سفر او به اسرائیل نیز با چنین نگاهی صورت گرفته بود.
او همچنین ادامهٔ بقای جمهوری اسلامی را در بلندمدت به سود هیچکس نمیداند، «حتی پوتین». به گفتهٔ او، روسیه امروز از تهران در جنگ اوکراین و بهویژه در زمینهٔ پهپادها بهره میبرد، اما منافع راهبردی درازمدتی در حفظ گروههای مذهبی مسلح در پیرامون خود ندارد.
رضا پهلوی معتقد است مسیر منطقی تحولات، تغییر رژیم در ایران است : تغییری که به گفتهٔ او میتواند هم به غرب اطمینان خاطر دهد و هم الزاماً به معنای تقابل با دیگر قدرتها، از جمله چین، نباشد.
در پاسخ به این پرسش که آیا او میتواند با ولادیمیر پوتین رابطهای برقرار کند، رضا پهلوی میگوید: «بله. پوتین یک استراتژیست است و مهرههای خود را حرکت میدهد.» به باور او، پس از کنار رفتن جمهوری اسلامی، ایران و کشورهای منطقه بر پایهٔ منافع مشترک تعامل خواهند کرد. او از «نظم جدید جهانی» سخن میگوید که پس از تغییر در ایران میتواند شکل بگیرد.
رضا پهلوی در پاسخ به این پرسش که نخستین اقدامش پس از سقوط جمهوری اسلامی چه خواهد بود، میگوید : اولویت مطلق «ثبات اقتصادی و پولی» کشور است تا از فرار سرمایه جلوگیری شود. به گفتهٔ او، در دورهٔ انتقالی، کشور باید به کار خود ادامه دهد: کارمندان باید سر کار حاضر شوند و خدمات عمومی حیاتی حفظ شود.
او پیشنهاد میکند برای این منظور از حدود ۱۰۰ میلیارد دلار داراییهای مسدود شدهٔ ایران در خارج از کشور استفاده شود تا پیش از رفع تحریمها هزینههای کشور تأمین گردد.
رضا پهلوی هدف اصلی خود را برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان میداند و از مردم میخواهد فراتر از شکافهای جمهوریخواه و پادشاهیخواه، چپ و راست، بر سر اصول بنیادین یک دموکراسی سکولار با هم متحد شوند.
به گفتهٔ او، این اصول شامل حفظ تمامیت ارضی، جدایی کامل دین از دولت، برابری همهٔ شهروندان در برابر قانون و تضمین آزادیهای فردی است. او تأکید میکند که قانون اساسی آینده باید بر پایهٔ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر تدوین شود.
در این سناریو، مردم از طریق همهپرسی دربارهٔ شکل نظام آینده تصمیم خواهند گرفت. پس از آن، مجلس مؤسسان متن قانون اساسی جدید را تدوین میکند و در صورت تصویب در همهپرسی، انتخابات نخستین پارلمان و دولت برگزار خواهد شد. در آن مرحله، دولت انتقالی قدرت را به نهادهای منتخب واگذار میکند و روند گذار پایان مییابد.
در پایان گفتگو، وقتی از رضا پهلوی پرسیده میشود نوروز را کجا جشن خواهد گرفت، او پاسخ میدهد: «نمیدانم. شاید پاریس... شاید تهران.»

عربستان سعودی جمهوری اسلامی را تهدید کرد

اصابت یک پهپاد ایرانی در نزدیکی برج خلیفه در دبی















