بیداریهای همزمان: سنکا فالز و کنفرانس بدشت ۱۸۴۸
در ژوئیهٔ ۱۸۴۸ رویدادی تاریخی در شهر کوچک سنکا فالز در ایالت نیویورک آمریکا رخ داد. این گردهمایی که به نام کنوانسیون سنکا فالز شناخته میشود، نخستین همایش سازمانیافته برای حقوق زنان در ایالات متحده بود. این کنوانسیون عمدتاً به ابتکار الیزابت کِیدی استنتون و لوکرتیا مات برگزار شد و حدود سیصد زن و مرد در آن شرکت کردند تا دربارهٔ نابرابریهای اجتماعی و قانونی که زنان با آن روبهرو بودند گفتگو کنند.
نتیجهٔ این گردهمایی صدور سندی تاریخی به نام اعلامیهٔ احساسات (Declaration of Sentiments) بود. این سند با الهام از اعلامیهٔ استقلال ایالات متحده نوشته شد و در آن اعلام گردید که «همهٔ مردان و زنان برابر آفریده شدهاند.» در این اعلامیه به محدودیتهایی اشاره شد که زنان در جامعه با آن مواجه بودند؛ از جمله محرومیت از حق رأی، دسترسی محدود به آموزش، و نداشتن استقلال حقوقی در زندگی زناشویی.
کنوانسیون سنکا فالز نقطهٔ آغاز رسمی جنبش سازمانیافتهٔ حقوق زنان در آمریکا محسوب میشود و بعدها به یکی از پایههای اصلی جنبشی تبدیل شد که سرانجام به دستیابی زنان به حق رأی انجامید.
کنفرانس بدشت و اقدام انقلابی طاهره
تقریباً در همان زمان -- در تابستان ۱۸۴۸ -- رویدادی شگفتانگیز در سوی دیگر جهان، در ایران، رخ داد. کنفرانس بدشت به ابتکار جمعی از پیروان برجستهٔ حضرت باب تشکیل شد تا مسیر آیندهٔ آیین بابی را روشن سازد.
در میان شرکتکنندگان این کنفرانس، بانوی دانشمند و شاعر نامدار طاهره (قرّةالعین) نقش برجستهای داشت. در جریان این گردهمایی، طاهره اقدامی انجام داد که جامعهٔ سنتی ایران را به شدت تکان داد: او بدون حجاب در برابر حاضران ظاهر شد.
در جامعهٔ قرن نوزدهم ایران، که حجاب نماد نظم اجتماعی و سنتهای مذهبی بود، این عمل معنایی بسیار عمیق داشت. اقدام طاهره تنها یک حرکت شخصی یا اعتراضی نبود، بلکه اعلام نمادین آغاز دورانی نو در اندیشهٔ دینی و اجتماعی به شمار میرفت.
او با این اقدام، پایان برخی قیود کهن مذهبی را اعلام کرد و بر کرامت و جایگاه روحانی زنان تأکید نمود. این عمل شجاعانه نقطهٔ عطفی در تاریخ جنبش بابی به شمار میآید و از نخستین اعلامهای آشکار آزادی و منزلت زن در خاورمیانهٔ جدید محسوب میشود.
همزمانی شگفتانگیز در تاریخ جهان
نکتهٔ بسیار قابل توجه در این دو رویداد، تقریباً همزمان بودن آنها است. در ژوئیهٔ ۱۸۴۸، در حالی که زنان در آمریکا در سنکا فالز گردهم آمده بودند تا برای حقوق برابر مبارزه کنند، در همان زمان در ایران بانویی در میان جمعی از اصلاحطلبان دینی حجاب از چهره برداشت و نماد قرنها محدودیت اجتماعی را کنار گذاشت.
این دو رویداد در دو بستر فرهنگی کاملاً متفاوت رخ دادند: یکی در غربِ در حال صنعتیشدن و دیگری در جامعهٔ سنتی شرق. با این حال هر دو بیانگر بیداری تازهای نسبت به مقام و منزلت زنان بودند.
در سنکا فالز، این بیداری در قالب زبان حقوق مدنی و اصلاحات اجتماعی بیان شد. در بدشت، این تحول در قالب نمادهای روحانی و تجدید دینی جلوه یافت. یکی در چارچوب اندیشههای دموکراتیک و اصلاحات سیاسی مطرح شد و دیگری در بستر یک حرکت معنوی و دینی عمیق.
شرق و غرب در مسیر یک افق مشترک
اگر این دو رویداد را در کنار یکدیگر بنگریم، کنوانسیون سنکا فالز و کنفرانس بدشت همچون دو چراغ مینمایند که تقریباً همزمان در دو سوی جهان روشن شدند. یکی از مسیر جنبشهای اجتماعی و سیاسی و دیگری از طریق شجاعت معنوی و تحول دینی.
هر دو رویداد راهی تازه برای تغییر نقش زنان در جامعه گشودند. هرچند مسیر دستیابی به برابری کامل دههها و حتی قرنها ادامه یافت، اما این لحظات در سال ۱۸۴۸ نشانههایی روشن از آغاز تحولی جهانی در شناخت مقام زن بودند.
از این منظر، رویدادهای سنکا فالز و بدشت را میتوان دو پیامآور یک عصر نو دانست؛ یکی در غرب و دیگری در شرق، که هر دو اعلام میکردند زمان آن فرا رسیده است که زنان جایگاه شایستهٔ خود را در تاریخ و تمدن انسانی بازیابند.
ناطق خموش

















