ایرج میرزا سالها پیش گفت:
«تا باشد ملا و مفتی، به روز بدتر ازین بیفتی»
امروز، این جمله دیگر یک شعر نیست واقعیتی است که ملت ایران با تمام وجود آن را زندگی میکند.
این جنگ، جنگ علیه ایران نیست.
این جنگ، جنگ علیه رژیمی است که ایران را به گروگان گرفته است
جمهوری اسلامی، سالهاست که مرز میان «ایران» و «نظام» را عمداً مخدوش کرده است. در نگاه بیرونی، خود را مترادف با کشور معرفی میکند، اما برای میلیونها ایرانی، این دو سالهاست از هم جدا شدهاند.
جنگی که امروز جریان دارد، نتیجه مستقیم سیاستهای ویرانگر، ایدئولوژی افراطی و دههها سرکوب و فساد ساختاری نظامی است که نه نماینده مردم ایران، بلکه دشمن آنهاست.
برخلاف برخی روایتهای رایج، بسیاری از مردم ایران از تضعیف این رژیم استقبال میکنند نه بهخاطر جنگ، بلکه بهخاطر امید به پایان آنچه سالهاست بر آنها تحمیل شده است. برای مردمی که زیر فشار، زندان، فقر و تحقیر زندگی کردهاند، این لحظه میتواند آغاز پایان باشد.
مردم ایران امروز بیش از آنکه نگران ادامه جنگ باشند، نگران ماندگاری این رژیماند.
برای آنها، خطر اصلی نه جنگ بلکه بقای سیستمی است که زندگی را از آنها گرفته است.
در همین حال، نشانههای فروپاشی در درون نظام بیش از پیش نمایان شده است.
به درک واصل شدن چهرههایی مانند لاریجانی، آشفتگی در رأس هرم قدرت را تشدید کرده و نشان داده که حتی درون خود نظام نیز ثباتی باقی نمانده است
از سوی دیگر، رسانههای بینالمللی از جمله فاکسنیوز، گزارشهایی درباره ابعاد پنهان و فساد درونی حلقه نزدیک به رهبری منتشر کردهاند موضوعاتی که پیش از این هرگز بهصورت علنی مطرح نمیشد. این افشاگریها، صرفنظر از جزئیات، یک واقعیت را برجسته میکند:
نظام، کنترل روایت و اقتدار درونی خود را از دست داده است.
در ادامه جنگ، اخبار ناگفته و نشنیده بیشتری از درون ساختار فاسد قدرت در حال درز کردن است. همزمان، نشانههایی از فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی در داخل کشور دیده میشود که نشان میدهد این تقابل، وارد مرحلهای عمیقتر شده است
و در این میان، مردم ایران مردمی عزادار، زخمخورده اما امیدوار در آستانه سال نو ایستادهاند.
نه با آرامش، بلکه با چشمانتظار بودن
چشمانتظار شکسته شدن کامل ستون فقرات نظام «ملا و مفتی».
و چشمانتظار فردایی که در آن، برای اولینبار پس از سالها، بتوانند خود درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرند
یک نکته باید برای جهان روشن باشد:
این جنگ علیه ایران نیست. این جنگ برای آزادی ایران است
مردم ایران دشمن نیستند آنها گروگاناند.
در این چارچوب، نقش ایالات متحده و اسرائیل قابل توجه است. رهبری چهرههایی مانند دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، این رژیم را بهعنوان منبع اصلی بیثباتی به چالش کشیدهاند.
از نگاه بسیاری از ایرانیان، این اقدامات نه دشمنی با ایران، بلکه تلاشی برای نجات آن از چنگال حکومتی است که سالهاست مردمش را از ابتداییترین حقوق انسانی محروم کرده است.
این حمایتها، به مردم ایران فرصتی میدهد، فرصتی برای انتخاب، برای تعیین آینده، و برای زندگی کردن مانند یک انسان آزاد.
در مقابل، کسانی که بدون درک این واقعیتها، صرفاً با شعار «نه به جنگ» از این رژیم دفاع میکنند، یا از حقیقت بیاطلاعاند، یا آگاهانه چشم بر آن بستهاند.
مسأله ساده است: مسأله، جنگ یا صلح نیست.
مسأله، آزادی یا اسارت است.
و ملت ایران، بیش از هر زمان دیگری، در آستانه انتخابی تاریخی ایستاده است

















