راز زیمت - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
نزدیک به سه هفته از آغاز جنگ ایران میگذرد و ارزیابیها از وضعیت میدان، از خوشبینی بیش از حد درباره امکان سرنگونی حکومت و نابودی توان نظامی آن، تا پیشبینیهای بدبینانه درباره یک جنگ فرسایشی طولانی که میتواند در نهایت به باقی ماندن حکومتی افراطیتر و خطرناکتر منجر شود، در نوسان است.
با توجه به شرایط متغیر، محدودیت شدید ارتباطات در داخل ایران و نامشخص بودن روند تحولات نظامی در هفتههای آینده، برای رسیدن به یک جمعبندی واقعبینانه باید با احتیاط به چهار حوزه اصلی نگاه کرد: وضعیت داخلی ایران، توان موشکی، برنامه هستهای و حوزه انرژی.
وضعیت داخلی ایران
تا این مرحله نشانهای وجود ندارد که حکومت حاضر به عقبنشینی یا مصالحه باشد. به نظر میرسد رهبری جمهوری اسلامی میخواهد جنگ را نه فقط با هدف بقا، بلکه با شکل دادن به یک نظم جدید در منطقه به پایان برساند؛ نظمی که در آن جایگاه جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شود و توانایی آن برای وارد کردن ضربه جدی به همسایگان حفظ گردد، بدون حضور نظامی آمریکا در منطقه و با تضمینهایی برای دائمی بودن پایان جنگ.
در عین حال، حکومت نشان داده که میتواند خود را با حملات مداوم به ساختار فرماندهی تطبیق دهد. نیروهای امنیتی همچنان فعالاند، در حالی که خود را با حملات اسرائیل هماهنگ میکنند و سرکوب داخلی نیز ادامه دارد؛ از بازداشتها گرفته تا اعدامها. حتی مراسم چهارشنبهسوری امسال نیز بدون حوادث بزرگ سپری شد.
با این حال، حذف چهرههای ارشد مانند علی لاریجانی بیاهمیت نیست. ادامه این حملات به رأس هرم قدرت، هماهنگی راهبردی را دشوارتر میکند، تنش میان بخش سیاسی و نظامی را افزایش میدهد و حفظ زنجیره فرماندهی را پیچیدهتر میسازد. هنوز روشن نیست که مجتبی خامنهای تا چه اندازه میتواند کنترل مؤثر ایجاد کند و آیا و در چه زمانی ممکن است نقطهای بحرانی فرا برسد که ثبات حکومت را بیش از این تضعیف کند؛ هرچند در حال حاضر، ساختار قدرت هنوز نسبتا مقاوم به نظر میرسد.
موشکها
حملات اخیر نشان میدهد هدف فقط کاهش توان شلیک نیست، بلکه ظرفیت تولید نیز هدف قرار گرفته تا بازسازی قدرت نظامی پس از جنگ به تأخیر بیفتد. افزایش اخیر تعداد پرتابها نشان میدهد کاهش قبلی احتمالاً فقط نتیجه آسیبهای عملیاتی نبوده، بلکه بخشی از آن به مدیریت حسابشده ذخایر موشکی مربوط میشده است. هنوز مشخص نیست چه تعداد موشک و پرتابگر واقعاً نابود شده و چه تعداد فقط موقتاً از کار افتادهاند.
برنامه هستهای
برنامه هستهای همچنان مهمترین نگرانی باقی مانده است. تا زمانی که ایران توان هستهای خود را حفظ کند از جمله ذخایر قابل توجه اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی خطر از سرگیری سریع برنامه هستهای کاملاً واقعی است. همچنین احتمال تغییر در دکترین هستهای در صورت افزایش نقش مجتبی خامنهای وجود دارد؛ فردی که ممکن است خود را به مفهوم «کشور آستانه هستهای» یا فتوای هستهای رهبر فعلی مقید نداند.
انرژی
در نهایت، انرژی به یکی از مهمترین ابزارهای فشار ایران تبدیل شده است. کنترل تنگه هرمز و توان اثرگذاری بر بازار جهانی نفت، اهرمی است که تهران همچنان بر آن تکیه دارد. حمله اسرائیل به میدان گازی در جنوب ایران نیز نشان داد که جمهوری اسلامی قصد ندارد از این ابزار دست بکشد و حتی ممکن است استفاده از آن را تشدید کند.
با این حال، مشخص نیست این راهبرد تا چه اندازه قابل دوام است. اگر ایالات متحده حاضر باشد خطر گسترش عملیات نظامی را بپذیرد، ممکن است در طول زمان فرصتی ایجاد شود تا توان ایران برای تهدید بازار جهانی انرژی بهطور جدی کاهش یابد.
Nearly three weeks into the #IranWar, assessments range from excessive optimism about the ability to topple the Iranian regime and destroy its military capabilities to pessimistic forecasts of a prolonged war of attrition that could ultimately leave a more extreme and dangerous...
-- Raz Zimmt (@RZimmt) March 19, 2026
***

















