Friday, Mar 20, 2026

صفحه نخست » دروغ بزرگ؛ مردم نمی‌فهمند! (شاید قطب‌نمای شما خراب است!)، بابک خطی

Babak_Khati.jpgاگر اکثریت مردم ایران مخالف جنگ آمریکا و اسرائیل با حکومت اسلامی بوده، خواهان پایان آن با وجود جمهوری اسلامی هستند، چرا حکومت از این ظرفیت عظیم تبلیغاتی برای مشروع نشان دادن خود صرفنظر کرده و با قطع اینترنت و همه راه‌های ارتباطی، نمی‌گذارد صدای مردم به دنیا برسد؟!

اگر اکثریت مردم جنگ اصلی خود را با جمهوری اسلامی و جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران را -با تمام عواقبی که یک جنگ می‌تواند داشته باشد- فرصتی برای به دست گرفتن سرنوشت خود نمی‌دانند، پس چرا حکومت صدای آنها را قطع کرده و روایت‌گری را به عده‌ای صاحبان سیم کارت سفید که خط و ربط و وابستگی‌شان کاملا مشخص است، سپرده است؟!

از افراد و گروه‌هایی که در خارج از کشور نشسته خود را عقل کل و همه چیزدان می‌دانند و در جمع‌های خود به مردم انگ نادانی و حتی ضد وطن بودن می‌زنند و مدعی هستند که مردم نمی‌دانند و نمی‌فهمند که جنگ چیست و چه عواقبی دارد، نیز باید پرسید که آیا واقعا نمی‌دانند که همین مردم ۸ سال جنگ فرسایشی با عراق را تجربه کرده‌اند؟!

نمی‌دانند که این مردم در تمام ۴۷ سال اخیر با حکومت اسلامی در قامت بزرگترین دشمن ایران در جنگ بوده‌اند؟! حکومتی که یک ملت و اوضاع اجتماعی، سیاسی اقتصادی‌ آن را به خاک سیاه نشانده است؟!

ایا واقعا فکر می‌کنید اکثریت مردم ایران معنی "میهن" را نمی‌دانند؟!

یعنی میلیون‌ها نفر از مردم در داخل و خارج که از قضا جلوداران آنها جوانانی هستند که در دنیای امروز صاحب بیشترین سواد رسانه‌ای و آگاهی هستند، نمی‌دانند و فقط شما می‌دانید؟!

راستی آیا تاکنون پیش آمده که برای پایان جنگ و رفع رنج مردم ایران از حکومت اسلامی بخواهید که تسلیم شود و آینده ایران را به مردم و صندوق رای بسپارد؟!

آیا ممکن است بخواهید با این هدف تجمع و همایشی برگزار نمایید؟! یا تنها گزینه‌های که بقای حکومت اسلامی به عنوان پیش‌شرط در آن لحاظ و تضمین شده باشد را برای آینده ایران به رسمیت می‌شناسید؟! و اگر بله چطور خود را همزمان اپوزیسیون همین حکومت می‌دانید؟!

مساله اصلی اینکه شما الان دقیقا چه می‌خواهید؟!

پایان جنگ و با وجود بقای حکومت اسلامی؟! یا چیز دیگری مد نظرتان است؟!

اما شاید به جای متهم کردن میلیون‌ها نفر به نادانی، فقط نیاز به این باشد که با منطق و همدلی بیشتر به شرایط نگریست.

یعنی برای یکبار هم که شده حرف زدن مداوم یک‌طرفه‌ای که سال‌ها است به آن مشغول هستید را رها کنید و کمی فکر کنید که در کجا و کی غرق در تخیلات‌تان اینقدر از مردم دور شدید که حالا باید برای توجیه خود میلیون‌ها نفر از مردم کشور خود را نادان و فریب خورده بخوانید، تا صرفا جهت قطب‌نمای ذهنی شما در جای درستش بایستد.

یعنی حتی درصد کمی احتمال نمی‌دهید که این قطب‌نمای شما است که ممکن است خراب شده باشد؟!

بعد از آن شاید متوجه بشوید که مردم هم معنی "میهن" را می‌فهمند و هم معنای "جنگ" را می‌شناسند و از عوارض آن آگاه هستند.

اینکه اولا این مردم هیچ نقشی در شروع این جنگ و ادامه آن نداشته‌ و ندارند و این در حالی است که سوداهای نیابتی، هسته و موشکی حکومت اسلامی عامل اصلی این جنگ بوده است.

مردمی که راضی به کشته شدن حتی یک فرد عادی هم نیستند، چون میهن و هم میهنان خود را دوست دارند و هیچ چیز برای آنها اررشمندتر از جان انسان نیست. خصوصا برای خانواده‌های دادخواه که معنی نبود هر یک نفر آدم را بهتر از هر کسی درک می‌کنند.

شاید این مردم هستند که قدرت درک و استدلال بهتری دارند و عوارض تلخ این جنگ را در کنار نتایج کشتار و سرکوب حکومت پلیدی می‌گذارند که نمونه آن در هیچ جنگی تا کنون رخ نداده است.

حکومتی که در تمام ۴۷ سال گذشته عامل کشتار و سرکوب بوده است.

شاید آنها به تابستان ۶۷، جنبش ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نگاه و با خود مرور می‌کنند که این حکومت سفاک با بهترین فرزندان این آب و خاک چه کرده است.

حکومتی که همین دو ماه پیش تنها در طی دو روز ده‌‌ها هزار انسان را به جرم اعتراض قتل عام کرد و بیش از ۵۰ هزار نفر دیگر را هم دستگیر و زندانی نموده و به جای حفاظت و امنیت آنان در شرایط جنگی، در چنان درجه‌ای از سبعیت قرار دارد که از آنها به عنوان سپر انسانی نیروهای نظامی و سرکوب خود استفاده می‌کند.

مردمی که طی دهه‌های گذشته مسالمت‌آمیزترین روش‌ها را برای اندکی گشایش و بهبود در اوضاع کشور را آزموده‌اند و برای اصلاح امور حتی به درغگویانی چون خاتمی، امنیتی‌هایی چون روحانی و موسوی و حتی بخشی از آنها به کاریکاتوری چون پزشکیان هم امید بستند و فرصت دادند، اما با پوست و گوشت خود لمس‌کردند و فهمیدند که همه‌ی اینها فقط فریبکاری‌ حکومت برای استمرار خود بوده است و از اصولگرا تا اصلاح‌طلب جز برای نشستن بر سفره انقلاب و غارت آن دغدغه‌ی دیگری نداشته‌اند.

مردمی که شاید ضعف حکومت و ساختار سرکوب آن را فرصتی برای به دست گرفتن سرنوشت خود توسط خودشان می‌بینند.

شاید آنان اکنون و در میانه جنگی که نه در شروع و پایان آن نقشی ندارند، به بقای جمهوری اسلامی بعد از اعتراضات دی‌ماه و جنگ اخیر بر اساس رفتار شناسی حکومت طی پنج دهه اخیر فکر می‌کنند و نگران یک فاجعه تمام عیار انسانی به مراتب شدیدتر از گذشته هستند.

اینکه این سگ هار زخم خورده و تحقیر شده، در صورت بقا چه بلایی بر سر زندانیان سیاسی و بیش از پنجاه‌هزار بازداشتی اعتراضات اخیر خواهد آورد و چه معامله‌ای با مردم و فضای سیاسی و اجتماعی زیست آنان خواهد کرد؟!

شما چطور؟! شما که الان خواهان پایان جنگ و طبعا باقی ماندن جمهوری اسلامی هستید و آن را اقدامی وطن‌پرستانه و عزتمندانه در جهت حفظ منافع ملی ایران می‌دانید، چه پیش‌بینی و راهکارهایی در مورد این نگرانی‌ها دارید.

هنوز هم همان سیاست جنگ ۱۲ روزه را دنبال می‌کنید که می‌گفتید حکومت اسلامی مثل یک پدر ولو وحشی و معتاد است که اکنون باید از او حمایت کرد و بعد خودتان به سراغش می‌روید؟!

راستی! بعدا به سراغش رفتید؟!

جوابش را خوب می‌دانید، خیلی هم از آن نگذشته است.

اما حالا چطور؟!

در کشتار بعدی مردم ایران به دست حکومت، به جز گذاشتن یک تصویر از خودتان که نقشه ایران را بغل کرده‌اید، برنامه‌ای برای آن پدر معتاد و وحشی هم دارید؟!

شاید این مردم اتفاقا بسیار باذکاوت و باهوش هستند و ایرانی آباد و آزاد برای زندگی کردن -نه صرفا مسافرت کردن، خرج کردن دلاری و بردن قورمه‌سبزی منجمد به ینگه دنیا و امثالهم- می‌خواهند.

مردمی که درک عمیق‌‌تری از مفهوم میهن دارند و مثل شما و باب دل حکومت اسلامی "وطن" را با ماهیتی به نام "جمهوری اسلامی" یکسان نمی‌بینند و خواستار بقای "حکومت اسلامی" بودن زیر بیرق وطن‌پرستی را یک اشتباه می‌بینند.

مردمی که حرمت خاک و بناها را به اعتبار ساکنینش می‌دانند.

پس کمی سکوت و در بستر آن فکر کردن شاید نشان دهد که آن کسی که واقعا نادان و سطحی است و واقعیت را نفهمیده، مردم ایران نبوده‌اند و ...

لطفا این احتمال را در نظر بگیرید!



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy