Saturday, Mar 21, 2026

صفحه نخست » تبریک نوروزی و خواست و آرزوی غیر معمول «سخن» برای سال جدید؛ ف. م. سخن

19ca42265e91a88158f3c91b1b035ee1bca6a19a.pngفرارسیدن سال نو و نوروز عزیزمان را به شما خوانندگان گرامی «خبرنامه ی گویا» تبریک می گویم و برای شما عزیزان سالی خوب و پر از تندرستی و بدون جمهوری نکبت اسلامی آرزو می کنم.

یک سال همراه شما عزیزان بودم و سعی کردم آرزوهای شما و خودم را در نوشته هایم منعکس کنم و بسیار خوشحال ام که امروز دوستان ما ایرانیان یعنی امریکا و اسراییل به کمک ما آمده اند و در جهت سرنگونی جمهوری نکبت اسلامی و حکام آدمخوار آن به شکل جدی و موثر تلاش می کنند که امیدوارم این تلاش ها هر چه زودتر به نتیجه ی نهایی که به گور سپردن این نظام ضد بشر است برسد و ما بعد از ۴۷ سال که در کابوس جمهوری اسلامی دست و پا می زنیم از این خواب وحشتناک بیدار شویم و در فضای پر از نور و شادیِ آزادی و انسانیت زندگی کنیم.

البته خوانندگان گرامی من می دانند که آرزوها و خواسته های شخصی من کمی با آن چه مردم عادی طلب می کنند متفاوت است و امروز هم در آغاز سال نو آن چه امروز «شخصا» خواهان آن هستم را به صراحت بیان می کنم هر چند می دانم عده ای از عزیزان با آن مخالف خواهند بود.

برای اکثریت مردم ایران آن چه باید از ایران حذف شود و وجود نداشته باشد و از میان برود مشخص است:
جمهوری نکبت اسلامی!

اما تحقق این خواست چون خیلی طول کشیده و ۴۷ سال در گیر آن بوده ایم نتوانسته ایم زیاد به آن چه خواهان پدید آمدن آن هستیم بپردازیم. در واقع آن چه ما به جای جمهوری نکبت اسلامی می خواهیم به شکل کلی و تصویر خیالی در ذهن مان وجود دارد ولی این که این تصویر زیبا و رویایی چگونه از عالم خیال به عالم واقع باید قدم نهد برای اغلب ما مشخص نیست.

ما امروز در وضعیت جنگی هستیم و نیروهای امریکایی و اسراییل از طریق هوا ارکان جمهوری اسلامی را در هم می کوبند و زمینه را برای سرنگونی حساب شده و قدم به قدم آن فراهم می آورند.

من خوشحال ام که دوستان امریکایی و اسراییلی ما آن قدر صبر نکردند تا جمهوری اسلامی از طریق «فروپاشی» از میان برود و مردم ایران از یک گرفتاری مهلک به گرفتاری مهلک دیگری دچار آیند، بلکه با عمل نظامی خود به ما ایرانیان کمک می کنند تا در نهایت، جمهوری اسلامی، «با براندازی» از میان برود و جانشین مشخصی با برنامه ریزی حساب شده به جای آن،،، اداره ی کشور را در دست بگیرد.

من سه الگوی واقعی و امتحان پس داده ی موفق را در موضوع بر اندازی در ذهن دارم:
-الگوی آلمان بعد از سقوط نازی ها. سمبل آن فتح رایشتاگ و به اهتزاز در آمدن پرچم شوروی بر فراز کاخ آن.
-الگوی فرانسه بعد آزاد شدن پاریس توسط متفقین و ورود ژنرال دوگل به این شهر.
-الگوی ژاپن و شکست حاکمان متوهم آن بعد از انفجار وحشتناک دو بمب اتم و پیاده شدن حاکمان این کشور از خر شیطان.

اما کدامیک از این سه الگو برای ما مناسب است و اصولا نصیب ما خواهد شد؟

آیا جمهوری اسلامی مثل آلمان نازی باید «به طور کامل» از میان برود و نظامی صد در صد جدید و تحت کنترل متفقین و روس ها پایه گذاری شود؟

آیا جمهوری اسلامی باید مثل آلمان ها از فرانسه به بیرون رانده شود و دستگاه جدید دولتی و کارگزاران اش ترکیبی از منتخبان مردم (تحت ریاست ژنرال دوگل) و دستگاه های اداری قبلی و عوامل موجود در حکومت ویشی باشند؟

آیا حکومت جدید باید مثل ژاپن، برخی از سمبل های دیرینه و ملی و مورد قبول اکثریت مردم را حفظ کند ولی ژنرال مک آرتوری بالای سر حکومت جدید حضور داشته باشد تا ژاپن هوس های نظامی را کلا از سر بیرون کند و ژاپن جدیدی از دل ژاپن قدیم با همان امپراتور و سنت های قبلی متولد شود؟

برای این که مطلب طولانی نشود جواب کوتاه خودم را به این سوال ها می دهم و بحث مفصل تر را برای مطالب بعدی می گذارم:

به نظر من، که نظری کاملا شخصی ست، امریکا باید در ایران نیرو پیاده کند و بر دستگاه های حکومت جدید نظارت کامل و کنترل مطلق داشته باشد، و با وجود این که ما افراد شایسته ای برای اداره ی حکومت آتی مثل شاهزاده رضا پهلوی در اختیار داریم اما کار را به طور کامل به حاکمیت جدید نمی توان سپرد چون عوامل خرابکار بسیاری که از پس مانده های حکومت نکبت اسلامی تا ایران خواران و ایران ستیزان و گروه های قدرت خواه را شامل می شوند اجازه ی برقراری آرامش و پیش بردن کارهای کشور به صورت آرام و دمکراتیک نخواهند داد و کشورمان را دچار بحران های فرساینده و غیر قابل کنترل خواهند کرد لذا به نیرویی قوی و کنترل گر نیاز خواهد بود.

به عبارتی، ایران فردا را نمی توان با الگوی آلمان کاملا شکست خورده و از نظر حکومتی فرو پاشیده اداره کرد.

ایران فردا را می توان بر اساس الگوی فرانسه اداره کرد چون ما نمونه ی ژنرال دوگل را در اختیار داریم و دستگاه های اداری می توانند توسط خود ایرانی ها اداره شوند منتها با حذف کامل تفکرات و ایدئولوژی مخوف جمهوری اسلامی.

بخشی از الگوی ژاپن می تواند به الگوی فرانسه اضافه شود و آن نظارت دائمِ نه سازمان ملل که سازمانی است بی قدرت و بی بو و بی خاصیت و دچار آشفتگی در تصمیم های جدی و حیاتی بلکه قدرتی مثل امریکای پرزیدنت ترامپ تا ایرانیان فرصت پیدا کنند حکومت جدید مبتنی بر دمکراسی و آزادی و تمامیت ارضی و چهار خواست اساسی ملی، را برقرار و مستحکم کنند، چنان که ژاپن چنین کرد و به نقطه ای که امروز هست رسید.

تکرار می کنم این خواست و نظر من است و هر کسی می تواند مخالف یا موافق آن باشد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy