Monday, Mar 23, 2026

صفحه نخست » بازی روانی ترامپ ممکن است خطرناک‌تر از حمله نظامی باشد

parpanchi.jpgنوشته به زبان انگلیسی مهدی پرپنچی در شبکه ایکس

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

فرقی نمی‌کند خبر این مذاکرات واقعی باشد یا نه؛ اثر این پیام دوگانه است: در تهران بی‌اعتمادی را بیشتر کرده و در بازار جهانی نفت باعث کاهش تنش شده است.

دونالد ترامپ روز دوشنبه گفت که پس از تهدید آمریکا به حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، تهران برای مذاکره با واشینگتن تماس گرفته است. او گفت:

«آن‌ها تماس گرفتند، من تماس نگرفتم. آن‌ها می‌خواهند توافق کنند و ما هم کاملاً آماده توافق هستیم.»

ترامپ همچنین ادعا کرد که آمریکا با «یک مقام بسیار بلندپایه» در ایران در تماس بوده، اما نه با "رهبر جدید"، و حتی اضافه کرد که «نمی‌دانیم او زنده است یا نه.»

اما اهمیت حرف‌های ترامپ فقط در خود خبر نیست، بلکه در کاری است که این حرف‌ها قرار است انجام دهند.

هدف اول: تبدیل ابهام به سلاح روانی داخل جمهوری اسلامی

ترامپ با گفتن اینکه با یک مقام بسیار بلندپایه ایرانی صحبت کرده اما نام او را نمی‌برد، در میان ساختار قدرت جمهوری اسلامی بذر تردید و سوءظن می‌کارد.

در شرایط فعلی، این موضوع اهمیت زیادی دارد.

رهبران جمهوری اسلامی در حالت اختفا زندگی می‌کنند. مراکز فرماندهی مختل شده‌اند. ارتباطات محدود است، چون از شنود و ترور می‌ترسند.

در چنین فضایی، یک جمله مبهم می‌تواند بسیار مخرب باشد.

هر مقام ارشد اکنون این سؤال را از خود می‌پرسد: چه کسی با واشینگتن حرف می‌زند؟ چه چیزی از بقیه پنهان شده است؟

وقتی نامی گفته نمی‌شود، همه در تهران به هم مشکوک می‌شوند

این پیام فقط به رأس هرم محدود نمی‌ماند.

مقامات رده پایین‌تر هم همان حرف را می‌شنوند.

اگر آن‌ها باور کنند که برخی از رهبران به‌طور مخفیانه دنبال معامله هستند، روحیه‌شان تضعیف می‌شود، تردیدشان بیشتر می‌شود، و احتمال ریزش و شکاف بالا می‌رود.

در همان حال، تندروها تهاجمی‌تر می‌شوند و به دنبال «خائن» می‌گردند، به‌ویژه بعد از اینکه ترامپ گفت حتی مجتبی خامنه‌ای هم ممکن است از این تماس‌ها خبر نداشته باشد.

در برخی گزارش‌ها نام محمدباقر قالیباف مطرح شده است.

او این خبر را تکذیب کرد و گفت هدف آن تأثیرگذاری بر بازار نفت و بازارهای مالی است.

اما در چنین فضایی، تکذیب هم مشکل را حل نمی‌کند. برعکس، سؤال‌های جدید ایجاد می‌کند.

برخی می‌پرسند:
اگر قالیباف دروغ بگوید چه؟
برخی دیگر می‌پرسند:
اگر شخص دیگری باشد چه؟

هدف دوم: ارسال پیام به بازارهای جهانی

ترامپ هم‌زمان در حال ارسال پیام به بازارها نیز هست.

با صحبت از احتمال توافق و توقف موقت حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران، او نشان داد که جنگ فعلاً وارد مرحله خطرناک‌تر نخواهد شد.

اثر فوری بود: قیمت نفت پایین آمد.

این حرف‌ها همچنین برای خود ترامپ هم یک راه عقب‌نشینی ایجاد کرد.

او توانست فعلاً از حمله به نیروگاه‌های ایران عقب بایستد، اما همچنان بگوید که فشار و اهرم در دست اوست.

بنابراین حتی اگر این تماس‌ها واقعی، محدود، اغراق‌آمیز یا عمداً مبهم باشند، نتیجه‌ای که ترامپ می‌خواست همین حالا حاصل شده است:

فشار روانی در تهران،
و آرامش در بازار انرژی.

این دیپلماسی معمولی نیست

مسئله اصلی این است:
ما نمی‌دانیم این مذاکرات واقعاً وجود دارند یا نه،
جدی هستند یا نه،
یا اصلاً معنایی دارند یا نه.

اما دیگر فقط این سؤال مهم نیست.

خودِ این حرف‌ها دارد کار سیاسی و اقتصادی انجام می‌دهد.

سؤال عمیق‌تر

حتی اگر این تماس‌ها واقعی باشد،
حتی اگر کسی در داخل نظام واقعاً در حال مذاکره باشد،

آیا او اصلاً قدرت انجام کاری را دارد؟

آیا فرماندهان سپاه گوش خواهند داد؟

آیا کسانی که پشت پرتابگرهای موشک نشسته‌اند از یک چهره سیاسی دستور می‌گیرند؟

یا او را خائن می‌دانند؟

عدم قطعیت واقعی اینجاست.

مشکل فقط این نیست که آیا کانالی وجود دارد یا نه.

مشکل این است که آیا در طرف ایرانی

اصلاً کسی باقی مانده که اختیار داشته باشد این کانال را معنا‌دار کند.

***



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy