«وقتی بهترینهای ما به هومر یا شاعر تراژیک دیگری گوش میدهند که قهرمانی را تقلید میکند و در رنج خود نالهای طولانی سر میدهد، یا وقتی قهرمانان میخوانند و سینههای خود را میکوبند...»
(پلاتون، کتاب دولت)
تراژدی شیعیان
تراژدی شیعه پیش از هر چیز به نبرد کربلا در سال ۶۸۰ میلادی در عراق امروزی اشاره دارد. این رویداد تاریخی به یکی از مهمترین عناصر هویتبخش شیعیان تبدیل شده است. در این واقعه، حسین بن علی، نوه پیامبر اسلام، و یارانش توسط نیروهای یزید، خلیفه اموی، کشته شدند.
در تاریخ تشیع، فاجعه کربلا به عنوان لحظهای تعیینکننده شناخته میشود که شیعه را از یک جنبش سیاسی ــ که مسئله اصلی آن جانشینی پیامبر بود ــ به یک جامعه مذهبی تبدیل کرد؛ جامعهای که مفهوم شهادت را در الهیات و فرهنگ خود جای داد و آن را به یکی از ارکان هویت دینی تبدیل نمود.
کتاب «دولت» پلاتون
کتاب جمهور یا «دولت» (Politeia) مشهورترین اثر فلسفی پلاتون، فیلسوف یونان باستان، است که حدود سال ۳۷۵ پیش از میلاد نوشته شده است. این کتاب در قالب گفتوگوهای سقراط به بررسی مفهوم عدالت و ساختار یک دولت ایدهآل میپردازد؛ دولتی که در آن، زمام امور در دست فیلسوف ـ شاه قرار دارد.
این اثر در ده بخش تنظیم شده است. در بخش دهم کتاب، پلاتون به نقد شاعران و تراژدینویسانی مانند هومر و سوفوکل میپردازد. به عقیده او، تراژدینویسان از حقیقت فاصله دارند و تصویری گمراهکننده از جهان ارائه میدهند. از نظر پلاتون، شاعران خطرناکاند، زیرا به جای تقویت عقل، احساسات را تحریک میکنند و عواطف کنترلنشده را در انسان پرورش میدهند.
پلاتون معتقد است که تراژدی با برانگیختن ترحم، اندوه و هیجان، بخش غیرعقلانی روح انسان را تقویت میکند و حتی میتواند افراد خردمند را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، در طرح دولت ایدهآل خود، خواستار آن است که شاعران تراژدینویس جایگاهی در جامعه نداشته باشند و از نظام سیاسی دور نگه داشته شوند.
نوحهخوانی
نوحه به شعر یا کلام آهنگین و اندوهگینی گفته میشود که در مراسم سوگواری، بهویژه عزاداریهای مذهبی شیعیان، برای بیان مصیبت کشته شدن امام حسین خوانده میشود. این اشعار معمولاً با سوز و گداز، گریه، سینهزنی و زنجیرزنی همراه است و هدف آن برانگیختن احساسات شدید در شنوندگان است.
اگر تعریف پلاتون از تراژدی را در نظر بگیریم، شباهت قابل توجهی میان توصیف او از شعر تراژیک و آنچه در نوحهخوانی و آیینهای عزاداری دیده میشود، وجود دارد: تأکید بر رنج، برانگیختن احساسات، ناله، سینهکوبی و غلبه عاطفه بر عقل.
از این منظر، میتوان گفت آنچه پلاتون در نقد تراژدی مطرح میکند، صرفاً مربوط به یونان باستان نیست، بلکه به هر فرهنگی مربوط میشود که در آن، برانگیختن احساسات جمعی جای تفکر عقلانی را بگیرد.
نتیجه
پلاتون در طرح دولت ایدهآل خود معتقد بود که برای حفظ تعادل روحی و عقلانی جامعه، باید نقش هنرهایی که احساسات افراطی را تحریک میکنند محدود شود. او بر این باور بود که جامعهای که بیش از اندازه درگیر سوگواری، هیجان و عواطف کنترلنشده باشد، نمیتواند بهدرستی بر پایه خرد و عدالت اداره شود.
اگر این دیدگاه را به شرایط امروز ایران تعمیم دهیم، میتوان پرسید که چه اندازه فرهنگ سوگواری و تأکید دائمی بر رنج و شهادت، بر شکلگیری نوعی نگاه تراژیک به زندگی و سیاست تأثیر گذاشته است.
در یک دولت مدرن و عقلمحور، احتمالاً چنین آیینهایی نمیتوانند همان نقش مرکزی را داشته باشند که در یک نظام ایدئولوژیک و مذهبی دارند. همانگونه که در دولت ایدهآل پلاتون، تراژدینویسان نقشی تعیینکننده ندارند، در یک نظام سیاسی آیندهنگر نیز انتظار میرود که هیجان جمعی و نوحهخوانی جای خود را به عقلانیت، گفتوگو و تفکر انتقادی بدهد.
مسعود امیرخلیلی

پیام بهار، اگرچه لب آن خندان نیست، ابوالفضل محققی
















