حنیف حیدرنژاد- شبکه دوم تلویزیون آلمان (ZDF) در گزارشی کوتاه به بررسی دلایل تلاش پاکستان برای میانجیگری میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی پرداخته است. دلایل مطرحشده متنوعاند، اما بر یکدیگر اثر متقابل دارند.
گزارش با اشاره به شرایط دشوار زندگی مردم در پاکستان میگوید بیش از ۴۰ میلیون نفر در این کشور به شبکه برق دسترسی ندارند. تولید انرژی همچنان در بسیاری مناطق به شیوههایی مشابه قرنهای گذشته انجام میشود و از کود حیوانی برای پختوپز استفاده میشود. بیش از ۱۰۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی میکنند. تورم بالا و کاهش قدرت خرید، بهویژه برای کشاورزان، فشار مضاعفی ایجاد کرده است. درآمد ماهانه بسیاری از مردم حدود ۶۰ یورو (روزانه حدود ۲ یورو) است. این وضعیت باعث شده میلیونها نفر برای تأمین معاش خانوادههای خود بهعنوان کارگر مهاجر به کشورهای حوزه خلیج فارس بروند. با تشدید تنشهای منطقهای، بخشی از این نیروی کار با ناامنی و بازگشت اجباری مواجه شدهاند.
مهاجران پاکستانی، یک منبع بزرگ ارزی
بر اساس دادههای بانک جهانی، حوالههای ارزی پاکستانیهای خارج از کشور در سالهای اخیر به حدود ۳۵ تا ۳۸ میلیارد دلار در سال رسیده است:
https://www.worldbank.org/en/topic/migrationremittancesdiasporaissues/brief/migration-and-development-brief-40
این رقم یکی از مهمترین منابع ارز خارجی پاکستان است و کاهش آن میتواند مستقیماً بحران ارزی کشور را تشدید کند. همچنین دادههای رسمی بانک مرکزی پاکستان نشان میدهد بخش عمده این حوالهها از کشورهای حوزه خلیج فارس تأمین میشود:
https://www.sbp.org.pk/ecodata/Homeremit.pdf
دادههای مهاجرتی (از جمله مربوط به سازمان ملل متحد) نشان میدهد حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد مهاجران پاکستانی در کشورهای خلیج فارس زندگی میکنند؛ از جمله در عربستان سعودی، امارات متحده و قطر. برآورد میشود حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار از کل حوالهها از این منطقه به پاکستان ارسال میشود.
گزارش تلویزیونی تأکید میکند که پاکستان در یک بحران چندلایه قرار دارد: اقتصادی، سیاسی و انرژی. این کشور سالهاست با خطر نکول بدهی (عدم ایفای تعهد مالی) و افزایش قیمت انرژی دستوپنجه نرم میکند. تشدید تنشها در خلیج فارس میتواند این وضعیت را از کنترل خارج کند. افزایش شدید قیمت گازوئیل، که برای کشاورزی حیاتی است، فشار سنگینی بر تولیدکنندگان وارد کرده است. همزمانی این افزایش قیمت با فصل برداشت، زیانهای گستردهای به کشاورزان وارد کرده و در عین حال، بهدلیل تنشهای منطقهای، صادرات به ایران و افغانستان نیز کاهش یافته است.
یکی از کشاورزان که با او مصاحبه شده می گوید: « قیمت گازوئیل بیشترین تأثیر را روی وضعیت کشاورزان دارد. کشاورزی به گازوئیل وابسته است. پیش از جنگ، هر لیتر ۶۰ سنت بود؛ امروز ۱۵۰ سنت است. افزایش قیمتها دقیقاً همزمان با آغاز برداشت محصول رخ داد و این امر زیانهای عظیمی به بار آورد. هزینههای کشاورزان پیوسته افزایش مییابد. ... قیمت فروش محصولات ما هر روز کاهش مییابد، اما ما به قیمت خوب نیاز داریم. این تنها چیزی است که اهمیت دارد. از سال گذشته قیمت فروش محصولات ما ۴۰ درصد کاهش یافته است.»
خِردمندی پاکستان برای جانبداری و ورود به جنگ
در بُعد امنیتی، پاکستان همزمان با چالشهایی در مرزهای خود با هندوستان و افغانستان مواجه است و توان ورود به یک درگیری جدید را ندارد. علاوه بر این، ترکیب مذهبی کشور نیز عامل مهمی است: حدود ۲۰ درصد جمعیت پاکستان شیعه هستند و هرگونه درگیری با جمهوری اسلامی میتواند تنشهای داخلی را تشدید کند.
در عین حال، پاکستان روابط نظامی نزدیکی با عربستان سعودی دارد. بر اساس گزارشهای رسمی و رسانههای بینالمللی در چارچوب «توافقنامه دفاعی استراتژیک» که در اواخر سال ۲۰۲۵ میان ریاض و اسلامآباد منعقد شد، پاکستان حدود ۱۳,۰۰۰ نیروی نظامی (شامل نیروهای زمینی و یگانهای واکنش سریع) را به همراه ۱۰ تا ۱۸ فروند جت جنگنده و هواپیمای پشتیبانی برای تقویت امنیت مرزی و حفاظت از زیرساختهای انرژی عربستان در برابر تهدیدات منطقهای، به این کشور اعزام کرده است. این استقرار که بزرگترین جابجایی نیروهای پاکستانی به خارج از مرزها در دهههای اخیر محسوب میشود، فراتر از پروتکلهای آموزشی قدیمی بوده و مستقیماً با هدف ایجاد یک بازدارندگی دفاعی مشترک صورت گرفته است.
در همین چارچوب، یک ژنرال بازنشسته پاکستانی در این گزارش تلویزیونی تأکید میکند: «ما نمیخواهیم به این جنگ کشیده شویم. ما همین حالا هم با هند و افغانستان مشکل داریم. پیوستن به یکی از طرفهای این جنگ آخرین گزینه خواهد بود.»
با ایفای نقش میانجی، پاکستان هوشیارانه از اینکه به دلیل غیرقابل کنترل شدن جنگ ناگزیر شود جانب عربستان را بگیرد، خودداری کرد.
منافع استراتژیک پاکستان
در مجموع، تلاش پاکستان برای میانجیگری را باید نه بهعنوان نشانهای از همسویی سیاسی با یکی از طرفها، بلکه بهعنوان تلاشی برای مدیریت همزمان بحرانهای اقتصادی، انرژی، امنیتی و داخلی این کشور در چارچوب منافع ملی آن ارزیابی کرد.
در شرایطی که چشمانداز روشنی برای پایان تنشها وجود ندارد، این عدم قطعیت میتواند نگرانیها را در پاکستان تشدید کند. از اینرو، اسلامآباد تلاش دارد از منظر منافع ملی خود، به کاهش تنشها کمک کرده و با ایفای نقش میانجی، در جهت پایان سریعتر این وضعیت گام بردارد.
همچنین نباید از نظر دور داشت که تلاشهای میانجیگرانه پاکستان میتواند به تقویت جایگاه منطقهای این کشور کمک کند. در این میان، نقش عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، قابل توجه است. او در مه ۲۰۲۵، پس از یک درگیری نظامی کوتاه اما شدید ۴ روزه با هند ، توسط کابینه پاکستان به درجه فیلد مارشالی (معادل ژنرال ۵ ستاره) ارتقا یافت. تحلیلگران معتقدند این نقش دیپلماتیک برجسته و ارتقای درجه نظامی، جایگاه او را به عنوان قدرتمندترین فرد در ساختار سیاسی-نظامی پاکستان تثبیت کرده است.
در این چارچوب، میانجیگری میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی را میتوان بخشی از راهبردی گستردهتر دانست که هدف آن، افزایش نفوذ منطقهای و ارتقای جایگاه پاکستان در معادلات بینالمللی است.

دوگانه جنگ و ضد جنگ، نیکروز اعظمی

به کوی عشق مَنِه بی دلیل راه قدم، بهمن پارسا















