مالکیت، اصلی مقدس در اسلام و تمام مکاتب، بهغیر از مکاتب مارکسیستی-لنینیستی و کمونیسم انقلابی است. اموال هر کسی ضامن زندگی اوست و همواره باید جدا از هرگونه مناسبات سیاسی مورد احترام قرار گیرد. بااین حال رویکرد جدیدی که در روزهای اخیر و در مورد تعدادی از اهالی جامعهی فوتبال و هنر و رسانه و غیر از آن آغاز شده و بهنظر میرسد کمکم به رویهی جدیدی در مقابل منتقدان تبدیل میشود اقدام به مصادرهی اموال آنهاست و هرروز هم نسبت به روز پیشین شدت بیشتری مییابد. جالبتر آن که یکی از شعارهای انقلاب فرانسه هم آن بود که هیچ دولتی حق ندارد اموال شهروندان را به دلایل سیاسی مصادره کند.
این اقدام قرون وسطایی علیه اصل مقدس مالکیت، پیداست که اقدامی هدفمند برای فرونشاندن فعالان طبقهی متوسط و یا طبقات بالاتر، به پایینترین افراد جامعه است. چنانکه محمدعلی همایون کاتوزیان مینویسد که در تاریخ مشرقزمین شخصی را از بالاترین مقام و موقعیت اجتماعی و از عرش یک شبه به فرش مینشاندند و حتی برعکس آن، ممکن بود شخصی از رذلترین موقعیت یکشبه به مقام وزارت برسد.
جنبهی دیگر دقیقاً همین است که میبینیم سران رژیم که در طول سالیان در ادارات مختلف رانتها خوردند و اختلاسها کردند اکنون نهتنها با دستور بازگرداندن اموال غیرقانونی خود مواجه نیستند بلکه حتی مورد اعادهی حیثیت قرار گرفتهاند و مرزهای ریاکاری را جابجا میکنند؛ یا همانند بابک زنجانی و امثال بابک زنجانی شاخوشانه میکشند.
با دیدن این صحنهها آنچه به ذهن میرسد این است که آیا بهتر نبود بهجای مصادرهی اموال منتقدان و آنهایی که کوچکترین ارتباطی هم با نهادها و دستگاههای دولتی نداشتهاند و سرمایهشان حاصل دسترنج خودشان است، درعوض اموال غارتگران بیتالمال و دور زنندگان تحریم و اختلاسگران را مصادره میکردند و چه بسا اگر اینگونه میشد هیچ گونه دلیلی هم برای انتقاد و مخالفت وجود نداشت؛ و بهجای آنکه مجرمین مردم را مورد هتک حرمت قرار دهند، جوانان شایسته و تحصیلکرده بر مسندها مینشستند و میهن خود را میساختند. آنچه هماکنون باز به ذهن میرسد این است که سرزمین من جاییست که در آن حاکمیت تریلیونها دلار ثروت مردم را بالا کشیده و اکنون که کفگیر به ته دیگ خورداست، اموال خبرنگاران و هنرمندان و ورزشکاران و هر آنکه اموالش را از روشهای قانونی بدست آوردهباشد را هم میبلعد.
آنچه هماکنون تحت عنوان مصادره یا توقیف یا ضبط اموال منتقدان، آن هم به دلایل ناموجهی همچون انتشار یک استوری صورت میگیرد اقدامی برای ایجاد آرامش در جامعه نیست؛ بلکه مخالفانی که احساس کنند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند جریتر از گذشته موضع خواهند گرفت و نتیجهی این اقدامات، ناپایدارسازی وضعیت سیاسی جامعه است. حتی وضعیت جامعهی ورزشی و به طور خاص، تیمهای فوتبال و تیم ملی هم بعد از این دیگر به وضعیت پیش از مصادرهی اموال سردار آزمون، مسعود شجاعی، علیرضا فغانی و زهرا قنبری و ... بازنخواهد گشت و کمترین تأثیر آن در نتایج فاجعهبار تیم ایران در جام جهانی و ... مشاهده خواهدشد.
مردم ایران میان خوانندگان مردمی، سازشناپذیر و فسادناپذیر همچون مازیار فلاحی و بخشی از چهرههای هنری همسو با حاکمیت، از جمله محسن چاوشی، که مسیر همکاری و بهرهمندی از ساختار رسمی را برگزیدهاند، تمایز قائل خواهند شد.

















