November 2026 Archives

متن پیش رو، گزیده‌ای از متن پیاده‌شده یک ویدئوی حدوداً یک‌ساعته از سخنان داروین صبوری است که در خبرنامه گویا ویرایش و کوتاه شده است.

saboori.jpgفمینیسم چپ ایرانی؛ مسئله زن است یا دشمنی با پهلوی؟

داروین صبوری | پژوهشگر ساکن ایران

نمی‌توانم این تناقض را بفهمم: مسئله‌تان آزادی زنان است، اما دستاوردهای دوران پهلوی برای زنان را نادیده می‌گیرید و تمام حمله‌تان متوجه همان دوره است. تاریخ حرم‌سرا، قاجار و سنت‌هایی را که زن را از زندگی اجتماعی کنار می‌گذاشتند حذف می‌کنید، اما وقتی به پهلوی می‌رسید، ناگهان منتقد می‌شوید. این چه مواجهه‌ای با تاریخ زنان ایران است؟

برای فهم کشف حجاب باید دید زن ایرانی پیش از آن در چه وضعیتی زندگی می‌کرد. در نظم سنتی، بی‌حجابی می‌توانست به معنای بدکاره‌بودن تعبیر شود. مسئله فقط تکه‌ای پارچه نبود؛ فرهنگی بود که عفت و نجابت زن را به پوشش او گره می‌زد. ورود زنان به مدرسه، دانشگاه، بازار کار و عرصه عمومی، مستلزم شکستن همین پیوند بود.

می‌گویند رضاشاه می‌توانست پوشش را اختیاری اعلام کند. اما در جامعه‌ای که زن زیر فشار پدر، برادر و قضاوت عمومی بود، اعلام آزادی انتخاب چقدر به انتخاب واقعی منجر می‌شد؟ وقتی برداشتن روبنده با انگ بی‌عفتی همراه بود، چند زن می‌توانستند آزادانه تصمیم بگیرند؟ تغییر قانون، بدون شکستن آن نظم فرهنگی، کافی نبود.

نقد اجبار را نمی‌توان جایگزین بررسی تمام این تاریخ کرد. اگر فقط بگوییم «به زور چادر برداشتند» و بحث را ببندیم، تحولی را حذف کرده‌ایم که زن را از حاشیه به عرصه اجتماع آورد. باید دید پیش از آن چه امکاناتی برای زنان وجود داشت و پس از آن چه راه‌هایی برای تحصیل، اشتغال و مشارکت اجتماعی باز شد.

2-4.jpgرویداد۲۴| شاهین شکوهی، دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ظهر روز گذشته مقابل ساختمان فولاد دست به خودسوزی زد.

کانال خبری «دانشگاه تهران-دانشجو» با انتشار این خبر اعلام کرده است که شکوهی پس از این حادثه به مرکز درمانی منتقل شده، اما تاکنون اطلاعاتی درباره وضعیت جسمی و شرایط سلامتی او منتشر نشده است.

بر اساس گزارش این کانال صنفی دانشجویی، شکوهی پیش از این نیز در تاریخ ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بود.

بازداشت چهار دانشجوی دانشگاه تهران در دی‌ماه ۱۴۰۴

در تاریخ ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، کانال جماران از بازداشت چهار دانشجوی دانشگاه تهران به نام‌های عارف هادی‌نژاد، مبین امینیان، شاهین شکوهی و شایان آدمی دهکردی در پی اعتراضات دانشجویی خبر داده بود.

همچنین مانی ایدی، دانشجویی که در جریان تجمعات همان روز بازداشت شده بود، آزاد شد.

روایت خبرگزاری فارس از فعالیت‌های دانشجویی شاهین شکوهی در سال ۱۳۹۹

خبرگزاری فارس در ۱۴ مردادماه سال ۱۳۹۹ گزارشی درباره شاهین شکوهی منتشر کرده بود و از او به‌عنوان دانشجوی نخبه دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تهران با رتبه یک کشوری یاد کرده بود که در آن مقطع بیش از ۳۰ متوفی کرونا را در استان فارس غسل داده بود.

۴۸ ساعت سرنوشت‌ساز

| No Comments

euronews.jpgاز دیپلماسی دوحه تا سایه سنگین تقابل نظامی میان ایران و آمریکا

یورونیوز - در آستانه انتخابات میاندوره‌ای آمریکا و سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، تلاش‌های دیپلماتیک و پیشنهاد بازگشایی تنگه هرمز در جریان است، اما پافشاری تهران بر مواضع هسته‌ای و تهدیدات متقابل نظامی، چشم‌انداز ۴۸ ساعت آینده را به شدت بحرانی کرده است.

سه‌شنبه شب انتخابات میاندوره‌ای در ایالات متحده برگزار می‌شود. اعلام تدریجی نتایج انتخابات در روز چهارشنبه (۱۳ آبان) مصادف است با سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۷۹؛ رویدادی که طی آن ۵۲ دیپلمات آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفته شدند.

این مناسبت که در رسانه‌های حکومتی ایران از آن با عنوان «تسخیر لانه جاسوسی» یاد می‌شود، به عنوان «روز مبارزه با استکبار جهانی» نام‌گذاری شده و انتظار می‌رود راه‌پیمایی‌های حکومتی در سراسر کشور علیه آمریکا و شخص دونالد ترامپ برگزار شود.

طی روزهای اخیر پایتخت ایران شاهد برگزاری پرفورمانس‌هایی و نصب بیلبوردهایی با ماهیت «تحقیر» دونالد ترامپ و نشان‌دادن او پشت میله‌های زندان بوده است.

دونالد ترامپ شامگاه یکشنبه به خبرنگاران گفت که او و بنیامین نتانیاهو روز شنبه گفتگوهای «بسیار خوبی» داشته‌اند. وی گفت که آنها درباره ایران گفتگو کرده‌اند اما جزئیات بیشتری ارائه نداد.

دیپلماسی در دقیقه نود؛ شرط‌گذاری تهران و رایزنی‌های منطقه‌ای

در میان این تحولات، تحرکاتی برای تسهیل گفتگوها در جریان است. کاظم غریب‌آبادی برای تسهیل مذاکرات با آمریکایی‌ها در سفری کوتاه امروز دوشنبه به دوحه رفت و قرار است تنظیم پیش‌نویس توافق با میانجی‌گری قطر انجام شود.

seoattacj.jpgخودروی سپاه در گلشن و محل استقرار نیروهای فاطمیون در مدرسه‌ای در کنارک هدف قرار گرفتند

دو حمله مسلحانه در بلوچستان؛ حال‌وش از کشته‌شدن دست‌کم هفت نیروی فاطمیون خبر داد

خبرنامه گویا ـ در تازه‌ترین جزئیات از دو حمله مسلحانه روز دوشنبه ۱۱ آبان در بلوچستان، حال‌وش از کشته‌شدن دست‌کم هفت نیروی منتسب به فاطمیون و یک فرد مسلح در درگیری در مدرسه بیر سفلی در بخش کهیر شهرستان کنارک خبر داده است. در حمله جداگانه به خودروی سپاه در منطقه کله‌گان شهرستان گلشن نیز، شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان از دو کشته و یک مجروح خبر داده بود.

به گفته منابع حال‌وش، حمله کنارک حوالی ساعت ۱۶ با ورود دو موتورسیکلت حامل افراد مسلح به روستای بیر و تیراندازی به نیروهای مستقر در مدرسه آغاز شد. پس از آن، یک خودروی سواری نیز وارد محل شد و درگیری ادامه یافت. شماری از نیروهای بسیج و نیروهای بومی سپاه نیز برای مقابله با مهاجمان در اطراف محل حضور یافتند.

حال‌وش گزارش داده که علاوه بر هفت کشته، شماری از نیروهای مستقر در مدرسه مجروح شده‌اند و وضعیت دو نفر از آنان وخیم است. مجروحان با دست‌کم سه آمبولانس به مراکز درمانی چابهار و ایرانشهر منتقل شده‌اند. به گفته همین منبع، یک فرد مسلح نیز در درگیری کشته شده و نیروهای نظامی پیکر او را از محل منتقل کرده‌اند.

در حمله گلشن، یک دستگاه تویوتا هایلوکس حامل سه نیروی سپاه در منطقه کله‌گان هدف قرار گرفت. طبق گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، دو سرنشین کشته و نفر سوم به‌شدت مجروح شد. هویت و سمت آنان هنوز مشخص نیست.

به نوشته حال‌وش، رسانه‌های حکومتی نیز وقوع درگیری کنارک را تأیید کرده‌اند، اما جزئیاتی درباره هویت کشته‌شدگان و مجروحان منتشر نکرده‌اند. آمار تازه تلفات و وابستگی نیروهای مستقر در مدرسه همچنان بر روایت منابع محلی استوار است و مستقلاً تأیید نشده است.

aref.jpgواکنش تند هاشم فیروزی به عارف: آقازاده‌ها پول‌ها را بالا بکشند، اعتراض مردم «کودتا» شود؟

خبرنامه گویا ـ هاشم فیروزی، نویسنده و مفسر مسائل سیاسی و اجتماعی ساکن ایران، به اظهارات محمدرضا عارف درباره اعتراضات دی‌ماه واکنش تندی نشان داد و تعبیر «کودتا» را زمینه‌سازی برای متهم‌کردن معترضان آینده به وابستگی به دشمن دانست.

محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، اعتراضات دی‌ماه را بخشی از راهبرد دشمن برای فروپاشی جمهوری اسلامی و اجرای «شبه‌کودتا» توصیف کرده است. او مدعی شده دشمن پس از ناکامی نظامی، میدان تقابل را تغییر داده و با اقدامات سازمان‌یافته به دنبال بی‌ثبات‌سازی بوده است.

فیروزی در یادداشت تلگرامی خود با عنوان «چقدر زشت!» نوشت: «اینکه یک مشت آقازاده تراستی روی دوش دولت سوار شوند، بعد پول‌ها را بالا بکشند، دولت بی‌پول بماند و اعتراضات دی‌ماه رخ بدهد و بشود آنچه شد و در نهایت نه‌تنها عبرتی گرفته نشود، بلکه روایت چپکی کودتا را به‌عنوان معاون اول دولت به زبان بیاورند...»

او در این نقد، عملکرد دولت و آنچه سوءاستفاده «آقازاده‌های تراستی» می‌خواند را در شکل‌گیری بحران اقتصادی و اعتراضات برجسته کرده است؛ ادعایی که در یادداشت او بدون نام‌بردن از اشخاص یا ارائه اسناد مطرح شده است.

فیروزی سپس هشدار داد: «البته اینها کد است! برای دی‌ماه امسال که ملت جان‌به‌لب‌رسیده دوباره اگر به‌ناچار بیایند در خیابان، از الان بدانند که عامل استکبار هستند و اسم اعتراضشان کودتاست.»

crash.jpgخبرنامه گویا ـ سقوط تقریباً عمودی یک جت تجاری در منطقه گرین‌اکرزِ شهرستان پالم‌بیچ فلوریدا، در چند مایلی اقامتگاه مارالاگوی دونالد ترامپ، هر ۹ سرنشین آن را کشت. این هواپیمای «لیرجت ۶۰» روز یکشنبه اول نوامبر از آستین تگزاس به مقصد باهاما پرواز می‌کرد که حوالی ساعت ۱۲:۵۰ ظهر به وقت محلی، نزدیک خانه‌های مسکونی و یک جاده پرتردد به زمین برخورد کرد و در آتش فرو رفت.

در فایل صوتی مکالمات خلبان با مرکز کنترل ترافیک هوایی، ابتدا گزارش یخ‌زدگی، تلاطم و بارش شنیده می‌شود و خدمه درخواست افزایش ارتفاع می‌کنند. اما لحظاتی بعد، خلبان با اعلام وضعیت اضطراری از سقوط سریع و افزایش بیش‌ازحد سرعت خبر می‌دهد و می‌گوید: «داریم به زمین برخورد می‌کنیم.»

ویدئوی حادثه، شیرجه هواپیما به سمت زمین و انفجار بزرگ پس از برخورد را ثبت کرده است؛ تصاویر بعدی نیز گودالی بزرگ و قطعات پراکنده هواپیما را نشان می‌دهند. یکی از ساکنان اطراف گفت ترکش‌های حادثه به خانه‌اش برخورد کرده و خیابان در آتش بوده است. ران دی‌سانتیس، فرماندار فلوریدا، سقوط را به فرود آمدن یک موشک تشبیه کرد.

تا زمان انتشار گزارش‌ها، مرگ یا جراحتی در میان افراد روی زمین گزارش نشده بود، اما حدود ۶۰۰ نفر از ساکنان اطراف برای اسکان موقت به کمک نیاز داشتند. علت سقوط هنوز مشخص نیست و هیئت ملی ایمنی حمل‌ونقل آمریکا با همکاری اداره هوانوردی فدرال در حال بررسی حادثه است؛ نقش احتمالی شرایط جوی نیز هنوز تأیید نشده است.

irgcUK.jpgدادستانی بریتانیا: متهمان طرح حمله به پورمحسن و حسینی مستقیماً با سپاه همکاری داشتند

خبرنامه گویا - دادستانی بریتانیا در جمع‌بندی پرونده سه متهم به تدارک حمله به مجتبی پورمحسن و کامبیز حسینی، خبرنگاران ایران‌اینترنشنال، گفت آنان با رفتن به نشانی‌های مرتبط با این افراد و تهیه عکس و فیلم، آگاهانه به سپاه برای آماده‌سازی حمله کمک کرده‌اند.

ویلیام املین جونز، وکیل دادستانی، دوشنبه ۱۱ آبان در دادگاه سلطنتی وولویچ لندن گفت مصطفی سپه‌وند، فرهاد جوادی‌منش و شاپور قلعه‌علی‌خانی نوری، فعالیت‌هایی را انجام داده‌اند که سپاه از آنان خواسته بود. به گفته او، شناسایی محل حضور و رفت‌وآمد خبرنگاران، از جمله زمان‌هایی که تنها از خانه بیرون می‌روند، بخشی از تدارک حمله بوده است.

در جلسات پیشین، پیام‌هایی درباره پرداخت ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده ۳۲ فقره سرقت سپه‌وند در ایران در برابر انجام مأموریت مطرح شد. دادستانی این وعده‌ها را انگیزه همکاری او دانست و گفت پیام‌های خصوصی‌اش نشان‌دهنده چانه‌زنی برای دریافت پول و امکان بازگشت به ایران بوده است.

سپه‌وند پیش‌تر در دادگاه گفته بود از او خواسته‌اند دست‌وپای کامبیز حسینی را بشکند و مجتبی پورمحسن را بزند تا از نوشتن علیه حکومت دست بکشد. او مدعی است زیر تهدید جان خود و خانواده‌اش، تنها تظاهر به همکاری کرده و قصد آسیب رساندن نداشته است. دو متهم دیگر نیز آگاهی از ارتباط اقداماتشان با دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی را رد کرده‌اند.

دادستانی این دفاعیات را نپذیرفته و تاکید کرده انجام نشدن حمله، مشارکت در تدارک آن را منتفی نمی‌کند. هنوز حکمی صادر نشده و هیات منصفه پس از پایان سخنان وکلای طرفین درباره اتهام‌ها تصمیم خواهد گرفت.

russia.jpgهشدار روسیه درباره نشانه‌های اقدام نظامی تازه علیه ایران

خبرنامه گویا ـ ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، روز دوشنبه ۱۱ آبان گفت نشانه‌هایی از برنامه‌ریزی برای اقدام نظامی جدید علیه ایران وجود دارد و آن را «بسیار نگران‌کننده» خواند. او در اظهارات منتشرشده، جزئیاتی درباره ماهیت این نشانه‌ها یا زمان احتمالی حملات ارائه نکرد.

زاخارووا خواستار افزایش تلاش‌های دیپلماتیک شد و گفت مسکو از ابتکارهای میانجی‌گرانه حمایت می‌کند و آماده مشارکت در مذاکرات است. او همچنین خواستار عادی‌شدن وضعیت تنگه هرمز شد و محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا را «غیرقانونی» توصیف کرد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش ادامه دارد، اما اختلاف بر سر دستور کار مذاکرات پابرجاست: واشینگتن خواستار پرداختن به موضوع هسته‌ای است و تهران ترجیح می‌دهد بررسی آن را به مراحل بعد موکول کند. ترامپ نیز هم‌زمان با پیگیری مسیر دیپلماسی، تهدید به اقدام نظامی را ادامه داده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی نیز در کنار ادامه مذاکرات، از پاسخ فوری و گسترش دامنه اهداف در صورت حمله تازه سخن گفته‌اند.

گمانه‌زنی درباره حمله پس از انتخابات صرفاً به هشدار مسکو محدود نیست. وال‌استریت‌ژورنال گزارش داده که واشینگتن به چند کشور عرب خلیج فارس درباره احتمال یک عملیات نظامی کوتاه و شدید پس از رأی‌گیری سوم نوامبر هشدار داده است. رویترز نیز پیش‌تر گزارش کرده بود که مشاوران ترامپ برای جلوگیری از تشدید هزینه‌های انتخاباتی جنگ، خواستار مهار درگیری تا پایان انتخابات بوده‌اند.

2-1.jpg

در ویدئویی منتشرشده از تجمع شبانه هواداران حکومت، موسوم به «جانفدا»، مداح با شور و حرارت از حسین و علمدارانش می‌خواند؛ هم‌زمان، چند متر آن‌طرف‌تر، زنی در سطل زباله جست‌وجو می‌کند.

آنچه این صحنه را تکان‌دهنده می‌کند، هم‌زمانی مراسم پرشور حکومتی با تصویری از فقر در همان خیابان است؛ زنی که کنار تجمع، سرگرم جست‌وجو در زباله‌هاست. صدای مداح بلند است، اما صدای این زن را چه کسی می‌شنود؟

2.jpg

در ویدئویی از تجمع شبانه حامیان جمهوری اسلامی، دوربین زنی با موهای بلند را از پشت سر نشان می‌دهد که از ایران و میهن‌پرستی سخن می‌گوید؛ تصویری که ظاهراً برای نمایش تنوع حامیان حکومت انتخاب شده است. اما در پایان مصاحبه، صدای واضح «کات» شنیده می‌شود.

همین پایان، تلاش برای نمایش یک گفت‌وگوی خودجوش را زیر سؤال می‌برد و توجه را به نحوه تولید این تصاویر جلب می‌کند. صدای «کات» به‌تنهایی ثابت نمی‌کند پاسخ‌ها از پیش تعیین شده‌اند، اما پرسش روشن است: دوربین دارد حمایت مردم را ثبت می‌کند یا تصویر مطلوب سازندگان را می‌سازد؟

moji.jpgتوصیه مجتبی خامنه‌ای برای تولید برق خانگی؛ «پس شما چه‌کاره‌اید؟»

خبرنامه گویا ـ اظهارات وزیر نیرو درباره توصیه مجتبی خامنه‌ای برای تولید برق در خانه‌ها و فروش برق مازاد به همسایگان، با موجی از انتقاد و کنایه در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است؛ از پرسش درباره وظیفه حکومت در تامین برق تا طعنه به وعده «آب و برق مجانی».

عباس علی‌آبادی در «رزمایش سراسری قطع برق و ارزیابی مولدهای برق اضطراری» گفت اخیرا نامه‌ای از مجتبی خامنه‌ای دریافت کرده که در آن تاکید شده خانه‌ها نه‌تنها از شبکه برق بی‌نیاز شوند، بلکه بتوانند برق مازاد خود را به همسایگان بفروشند یا منتقل کنند.

کاربری در واکنش به واگذاری مسئولیت تامین برق به شهروندان نوشت: «همه‌اش مردم، مردم. پس شما چیکاره‌اید؟» دیگری پرسید چرا وزیری که قادر به انجام وظایفش نیست، حقوق دریافت می‌کند. کاربری نیز نوشت: «قدرت اول منطقه حتی نمی‌تواند برق مردم را تامین کند.» کنایه دیگری هم به وعده روح‌الله خمینی بود: «بالاخره آب و برق مجانی رونمایی شد!»

برخی کاربران همین منطق را به حوزه‌های دیگر تعمیم دادند؛ یکی پرسید آیا با توجه به کاهش ارزش ریال، اجازه دارند در خانه پول هم چاپ کنند؟ دیگری نوشت: «دو روز دیگر وظیفه استخراج نفت و تولید محصولات پتروشیمی را هم می‌سپارند به مردم.» برنامه هسته‌ای نیز از طعنه‌ها بی‌نصیب نماند: «نیم قرن گفتین اورانیم غنی می‌کنید برای مصرف برق، پس چی شد؟»

بخش «فروش برق به همسایه» هم دستمایه شوخی شد. کاربری نوشت: «امروز تولید کردم ولی طریقه ارسالش به همسایه‌ها را بلد نیستم.» دیگری توصیه کرد برای گرفتن برق از همسایه ظرف پلاستیکی ببرند، چون ظرف فلزی «برق می‌گیرد». در کنار این شوخی‌ها، پرسش درباره هزینه خرید تجهیزات تولید برق نیز مطرح بود.

غیبت مجتبی خامنه‌ای از انظار هم بار دیگر موضوع کنایه شد. کاربری خطاب به او نوشت: «بسیار خب، تولید می‌کنیم. اما می‌شود تصویری زنگ بزنی بیشتر توضیح بدهی؟!» دیگری واکنشش را در سه کلمه خلاصه کرد: «مردک مقوایی متوقع!»

ch1444.jpg

آیا تهدیدهای ترامپ به حمله‌ای تازه علیه تأسیسات زیرزمینی جمهوری اسلامی منتهی می‌شود یا ابزاری برای فشار بر تهران در مذاکرات است؟ شهرام همایون در برنامه «آخرین لحظه» از شبکه جهانی کانال یک، سناریوی حمله به تأسیسات کوه کلنگ با بمب‌های سنگرشکن آمریکایی و پیامدهای احتمالی آن را بررسی می‌کند؛ سناریویی که پرسش اصلی آن، مرز میان فشار برای رسیدن به توافق و خطر ورود به دور تازه‌ای از جنگ است.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

torondto.jpgخبرنامه گویا ـ گروهی از ایرانیان ساکن تورنتو روز یکشنبه ۱۰ آبان، برابر با اول نوامبر، در میدان مل لستمن تجمع کردند و به حمایت مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، از ادعای امارات درباره مالکیت جزایر سه‌گانه ایران اعتراض کردند. شرکت‌کنندگان با در دست داشتن پرچم‌های شیروخورشید، بر تمامیت ارضی ایران تأکید کردند.

این اعتراض در واکنش به بیانیه مشترک کارنی و شیخ خالد بن محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، شکل گرفت که روز ۲۸ اکتبر منتشر شد. در متن رسمی بیانیه، تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی «جزایر امارات» خوانده شده و دو طرف خواستار پایان آنچه «اشغال» این جزایر نامیده‌اند، شده‌اند.

انتشار این موضع با اعتراض ایرانیان و انتشار طومارهای اینترنتی همراه شده است. معترضان خواستار توضیح رسمی، پس‌گرفتن این موضع و عذرخواهی دولت کانادا از مردم ایران شده‌اند. کنگره ایرانیان کانادا نیز در نامه‌ای خطاب به کارنی، موضع بیانیه را مغایر با حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران دانسته و خواستار اصلاح آن شده است.

kalhor.jpgسال‌ها در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود هشدار داده‌ام که پیامدهای قدرت‌گرفتن کالت خمینیسم و گسترش اسلام سیاسی، در مرزهای ایران متوقف نخواهد ماند. این هشدار برخاسته از تجربهٔ ملتی است که شاهد بود چگونه یک جریان مذهبیِ تمامیت‌خواه، با بهره‌گیری از نارضایتی عمومی، سهل‌انگاری سیاسی و همراهی روشنفکران، قدرت را تصاحب کرد و آزادی همان جامعه را از میان برد.

بخشی از محافل چپ و لیبرال اروپا، به‌جای شنیدن این تجربه، آن را با باورهای خود سنجیدند. مخالفت با اسلام سیاسی گاه با دشمنی با مسلمانان یکسان گرفته شد و هشدار دربارهٔ استبداد مذهبی، زیر سایهٔ نگرانی از «رنجاندن حساسیت‌های فرهنگی» قرار گرفت. قربانیان استبداد مذهبی می‌بایست در بیان تجربهٔ خود احتیاط می‌کردند، اما ماهیت سرکوبگر کمتر به پرسش کشیده می‌شد.

ناآرامی‌ها و خشونت در برخی شهرهای اروپا، اکنون ضرورت بازنگری در سیاست‌های این کشورها را برجسته کرده است. هرچند اعتراض به گرانی، بحران مسکن و ضعف خدمات عمومی را نمی‌توان یکسره به مهاجرت یا اسلام‌گرایی نسبت داد، ریشه‌های اقتصادی بحران نیز مسئولیت دولت‌ها در ادارهٔ مهاجرت و مقابله با افراط‌گرایی را از میان نمی‌برد.

پذیرش مهاجر زمانی مسئولانه است که با ظرفیت مسکن، آموزش، درمان، اشتغال و ادغام اجتماعی تناسب داشته باشد. گشودن دروازه‌ها، بدون فراهم‌کردن امکانات زندگی مشترک، هزینه‌هایی دارد که با شعارهای انسان‌دوستانه برطرف نمی‌شود.

کارگر ارزان برای بنگاه اقتصادی، الزاماً سیاستی کم‌هزینه برای ملت نیست.

طمع جذب سرمایه نیز مجوز چشم‌بستن بر منشأ ثروت نیست. دولت‌هایی که در برابر پول، اقامت و تابعیت عرضه می‌کنند، موظف‌اند بدانند این ثروت چگونه به دست آمده و آیا حاصل فساد، غارت یا پایمال‌کردن حقوق دیگران بوده است. هشدارهای نهادهای اروپایی دربارهٔ پول‌شویی، فساد و خطرهای امنیتی، مسئولیت این دولت‌ها را سنگین‌تر می‌کند. حساب بانکی پُر، گواه پاک‌دستی نیست؛ کشوری که بررسی منشأ پول را قربانی جذب سرمایه کند، امنیت و اعتبار خود را به حراج می‌گذارد.

1-20.jpg

خبرنامه گویا ـ مجتبی زارعی، نماینده تهران در مجلس، به نقل از محمدباقر قالیباف نوشت که او حاضر نیست با دو جریان «نوحجتیه‌ای» و «سکولار ـ لیبرال» کنار بیاید، حتی اگر او را «به دار بکشند».

زارعی در شبکه ایکس، با اشاره به دیدار شب گذشته‌اش با قالیباف، نوشت رئیس مجلس جریان نخست را متهم کرده که ناکامی‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دولت‌های جمهوری اسلامی را دستاویزی برای زیر سؤال بردن دخالت روحانیت در سیاست در «عصر غیبت» قرار می‌دهد. به روایت زارعی، قالیباف هدف این طیف را مخدوش‌کردن جایگاه ولایت فقیه دانسته است.

قالیباف همچنین، به نقل از زارعی، جریان «سکولار ـ لیبرال» را متهم کرده که با عنوان «عادی‌سازی»، به دنبال حل‌کردن جمهوری اسلامی در اندیشه سیاسی غرب و «ذبح ارزش‌ها» است. او گفته این جریان چنین القا می‌کند که ادامه «مقاومت انقلابی» در برابر لیبرالیسم، به فروپاشی منجر خواهد شد.

| No Comments

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgسرانجام آزادی فرا خواهد رسید. جمهوری اسلامی با فرجامی غم‌انگیز و رقت‌بار، با لعنتی همگانی، سرافکنده و شرمسار از صحنه خارج خواهد شد. خروجی قطعی، هرچند به بهای سنگین و مصائب بزرگ. چه رنج‌ها که در این چهل و اندی سال بر مردم نرفت.

روح عمومی جامعه امروز ایران، ترس‌خورده از انقلاب، ترس‌خورده از ابعاد وحشیگری حکومت اسلامی که تاریخ نظیر آن را ندیده است، ناباور به جریان‌های ریز و درشت سیاسی که هنوز قادر به تسویه‌حساب با خود و نقد نقش مخرب خود در انقلاب بهمن که در تداوم خود به حمایت از رژیم خمینی شد، نگردیده‌اند، می‌نگرد.

باورهای ایدئولوژیک این بخش از افراد و جریان‌های سیاسی چنان قدرتمند عمل می‌کند که مانع از دیدن ابعاد جنایت‌های وحشتناک رژیم که تنها در دو شب ده‌ها هزار جوانان این سرزمین را کشت و دامنه کشتار خود را به‌صورت اعدام‌های روزانه ادامه می‌دهد، می‌گردد.

داستان غریبی‌ست حال و روز کسانی که در سخن از غمخواری و همدردی با خانواده‌های هزاران جوان و نوجوان کشته‌شده به دست رژیم می‌کنند، اما در عمل حمایت‌گر چهره ضد امپریالیستی حکومتی می‌شوند که مبارزه با اسرائیل و آمریکا را که رابطه مستقیم با بقای حکومت ولو به قیمت ویرانی کامل ایران باشد را دارند.

roostayee2.jpgهدیه رهبری مجتبی به مردم ایران

فرزانه روستایی

آیا می دانستید فاجعه اتمی که در ایران رخ داد و هنوز به اتمام نرسیده است از زوایایی تلخ تر و خسارت بارتر از حوادث اتمی چرنوبیل و فوکوشیمای ژاپن بود. در چرنوبیل آوریل ۱۹۸۶ خطای انسانی و سه اشکال فنی مرگبار در طراحی راکتور RBMK باعث انفجار حین آزمایش شد. در چرنوبیل سقف ضعیف راکتور تکه تکه شد به هوا رفت و هزاران تن مواد رادیو اکتیوو نیز اورانیوم و پلوتونیوم میله های سوخت و گرافیت به اطراف پرتاب شد. تشتعات رادیو اکتیو در کل نیمکره شمالی و سراسر اروپا پخش شد و برآورد می شود که تا حدود ۹۰ هزار نفر در اثر تشعشعات مردند و هنوز دارند میمیرند.

در فوکوشیما مارس۲۰۱۱ یک زلزله ۹ ریشتری و و سونامی باعث انفجار ۳ راکتور از ۶ راکتور نیروگاه دای ایجی شد. در فوکوشیما ۸۰ درصد مواد اتمی و ضایعات به اقیانوس پرتاب شد، اما چرنوبیل ده برابر فوکوشیما مواد رادیو اکتیو از خود ساطع کرد. در ضمن جدول زیر نمودار هزینه های میلیارد دلاری چرنوبیل و فوکوشیماست که اگر با خسارات پروژ های هسته ای ایران مقایسه شود ارزان به شمار می آیند.

javal.jpg

در ایران بخاطر پروژه های هسته ای گسترده و گزارش نشده، کشور با تحریم های بین المللی بی سابقه ای مواجه شد که برخی منابع آن را تا ۲۰۰۰ میلیارد دلار خسارت برآورد کرده اند که تا امروز از مجموع خسارات چرنوبیل و فوکوشیما بیشتر است. جمهوری اسلامی با غنی سازی های گسترده و پنهان در زیر زمین قصد ساختن بمبی را داشت که جرات نکرد آن را کامل کند ( احتمالا )، اما اعتراضات مردم به مدل روسی اداره کشور و عواقب تحریم های بین المللی را با طیب خاطر و به شدیدترین ین شیوه سرکوب کرد و هزینه های هسته اتی را باز هم بالاتر برد.

حادثه جرنوبیل و فوکوشیما هر دو یک تصادف اجتناب ناپذیر بودند که فرصتی برای متوقف کردن آن وجود نداشت. اما پروژه هسته ای ایران با یک طیب خاطر احمقانه وسبک سرانه ادامه یافت و ادامه دارد و بخاطر آن تقریبا کشور ایران ویران و دو سه نسل فدای رویاهای سرداران متوهم روسوفیل سپاه و علی خامنه ای شد.

Reza_Farmand_2.jpg

کاسترو
جان کوبا را گرفت و مرده‌اش را هم رها نکرد
چه خوب که آدمی می‌میرد
مگرنه کاسترو هنوز رهبر کوبا بود
مردی که سنگ‌های درشت آرمان‌های‌اش
روی سر کوبا ریخت
و این جزیره‌ی زیبا را در گذشته دفن کرد

مردی که گمان می‌کرد
که تنها اوست که می‌تواند حرف بزند
و سرخوش سخن‌های خود بود
مردی که مخالفان‌اش را
مزدور و انگل و حَشَره می‌خواند
مردی که گمان می‌کرد که تنها اوست که می‌تواند بیاندیشد
مردی که هیچگاه نتوانست دریابد
که بر پایگاه قدرت است که بالابلند شده است

چه گوارا،
این پارتیزان شهیر مارکسیستی
این نماد نبرد با سرمایه
پاک چپ شده بود
و چنان انقلابی بود که باتیستایی‌ها را انسان نمی‌دید
چون بَربَری که انسان آزاده را کافر می‌بیند
و خون‌اش را حلال.

رضا فرمند

kazemi.jpgرافی‌پور ظاهراً یک کشف تاریخی کرده: در اروپا کافی است چند نفر در خیابان سینه بزنند تا یک‌شبه دانشگاه تأسیس شود، کرسی علمی شکل بگیرد و لابد چند استاد هم با مدرک دکترا از غیب ظاهر شوند!

در هلند چند نفر از طرفداران جمهوری اسلامی در خیابان عزاداری می‌کنند؛ رافی‌پور از تهران برایشان کرسی علی‌اصغرشناسی صادر می‌کند! در انگلستان هم چند نفر مراسم مذهبی برگزار می‌کنند؛ لابد فردایش آکسفورد و کمبریج باید برای پذیرش دانشجوی زنجیرزنی رقابت کنند!

رفی‌پور عزیزِ عالمِ بی‌خبر، یک سؤال: این دانشگاه‌ها کجا هستند؟ اسم دانشکده چیست؟ استادش کیست؟ کدام صفحه رسمی دانشگاه از این کرسی‌ها خبر داده؟

یا نکند منظورت از دانشگاه، همان چند نفری هستند که در خیابان جمع می‌شوند و با بلندگو عزاداری می‌کنند؟

با این تعریف تو، اگر چند نفر در آمستردام قیمه نذری بپزند، باید دانشگاه لایدن را به دانشکده عالی قیمه‌شناسی تبدیل کنیم؛ اگر هم در لندن چای نذری بدهند، کمبریج باید دکترای چای‌پژوهی صادر کند!

فقط مانده در اروپا یک نفر آش رشته هم بزند تا تو خبر تأسیس دانشگاه بین‌المللی آش‌شناسی را با افتخار اعلام کنی!

برادر، دانشگاه با مقاله و پژوهش ساخته می‌شود، نه با پرچم و بلندگو و دسته عزاداری. خیابان را با دانشگاه اشتباه نگیر؛ هرچند ظاهراً در دستگاه تبلیغاتی تو، هرچه خیالی‌تر باشد، دستاورد علمی‌اش هم عظیم‌تر است.

zamani.jpgنگرش جمهوری اسلامی بر پایه ضدیت با زندگی و ضدیت با شادی شکل گرفته است. وقتی یک ایدئولوژی حتی کشته‌شدن پیروان خود را نیز پیروزی می‌داند و می‌گوید «خون بر شمشیر پیروز است»، با نوعی جاهلیت و نفهمی مطلق از واقعیت‌های زندگی و جهان روبه‌رو هستیم.

از طرف دیگر، همین جماعت کشتن را جایز می‌دانند و اساساً جان و سرنوشت مردم برای آن‌ها اهمیتی ندارد. در ذهنیت این جریان، همه دشمن هستند و جهان به دو جبهه خودی و دشمن تقسیم شده است؛ تفکری که در نهایت، به‌جای همزیستی، توسعه و ساختن آینده، نابودی مطلق را در برابر خود می‌بیند.

در چنین نگرشی، انسان و زندگی ارزش مستقل ندارند؛ آنچه اهمیت دارد بقای ایدئولوژی و نظام فکری حاکم است، حتی اگر بهای آن نابودی جامعه و آینده یک ملت باشد.

ایدئولوژی مرگ در برابر فلسفه زندگی

هانا آرنت معتقد بود یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های نظام‌های تمامیت‌خواه، سلطه ایدئولوژی بر واقعیت و تبدیل انسان‌ها به ابزار تحقق یک تفکر سیاسی است؛ جایی که فردیت، آزادی و ارزش جان انسان در برابر منطق ایدئولوژیک قربانی می‌شود.

اریش فروم در تحلیل خود از روان‌شناسی انسان، میان عشق به زندگی و گرایش به مرگ و ویرانی تمایز قائل می‌شود. مفهوم مرگ‌دوستی او نشان می‌دهد چگونه شیفتگی به قدرت، تخریب و نابودی می‌تواند جای عشق به زندگی، خلاقیت و شکوفایی انسان را بگیرد.

آلبر کامو در کتاب «انسان طاغی» به این تناقض اساسی می‌پردازد که چگونه برخی ایدئولوژی‌ها به نام آرمان‌های بزرگ، قتل و خشونت را توجیه می‌کنند. از نگاه اندیشه او، هیچ آرمانی نباید به مجوزی برای سلب حق زندگی و نابودی انسان تبدیل شود.

کارل پوپر در کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» به نقد نظام‌های فکری تمامیت‌خواه می‌پردازد؛ نظام‌هایی که خود را صاحب حقیقت مطلق می‌دانند و مخالفان را دشمن تلقی می‌کنند. چنین تفکری راه را بر آزادی، نقد، گفت‌وگو و اصلاح جامعه می‌بندد.

در نظامی که مرگ به‌جای زندگی تقدیس می‌شود، خشونت به نام آرمان توجیه می‌گردد و فدا کردن انسان‌ها فضیلت معرفی می‌شود، دیگر با یک حکومت معمولی روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با ساختاری مواجهیم که جهان‌بینی آن بر اساس تقابل با زندگی، آزادی و عقلانیت شکل گرفته است.

یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های چنین تفکری، تبدیل مرگ به یک ارزش سیاسی و اعتقادی است. در این جهان‌بینی، به‌جای آنکه حکومت وظیفه حفاظت از جان شهروندان را داشته باشد، از انسان‌ها انتظار دارد جان خود را در راه بقای ایدئولوژی حاکم فدا کنند.

vazir.jpgاز «برق مجانی» تا «برق خودتان را خودتان تولید کنید»

ایندیپندنت فارسی - عباس علی آبادی، وزیر نیروی دولت مسعود پزشکیان، روز یکشنبه دهم آبان ماه گفت: «نامه‌ای از رهبر انقلاب داشتیم که فرموده بودند باید خانه‌ها بتوانند خودشان برق خانه و حتی همسایه تامین کنند و نیاز به برق از بیرون خانه نداشته باشند.»

به گزارش خبرگزاری فارس، علی‌آبادی در جریان «رزمایش سراسری قطع برق و ارزیابی مولدهای برق اضطراری» گفت: «پیرو تاکید و دستور رهبر انقلاب، اجرای طرح «هر خانه، یک نیروگاه» در اولویت کاری این وزارتخانه قرار گرفته است و محور اصلی این طرح، بهره‌گیری از ظرفیت انرژی‌های تجدیدپذیر به‌ویژه صفحات خورشیدی و کوچک‌مقیاس است.»



میلیون‌ها ایران از نزدیک به دو دهه پیش و با توجه به فرسودگی شبکه‌های تولید و انتقال انرژی، با مشکل قطع برق و گاز مواجهند. انتظار می‌رود این مشکل در ماه‌های آینده و با توجه به خسارات جنگ به صنایع تولید گاز و برق، تشدید شود.

roozbeh.jpgس. روزبه - خبرنامه گویا

از مذاکرات غیرمستقیم جمهوری اسلامی و آمریکا با میانجیگری قطر، دوباره بوی گشایش اقتصادی به مشام می‌رسد؛ اما سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود. آنجا سخن از آزادسازی منابع مالی و رفع محدودیت‌هاست، اینجا نگرانی از قیمت نان، دارو و اجاره‌خانه. حکایت همان ضرب‌المثل قدیمی است: «به بوی کباب آمدیم، دیدیم خر داغ می‌کنند!»

در دو مقاله پیشین خود در گویانیوز، «توافق با جمهوری اسلامی؛ ثبات یا تنفس مصنوعی یک نظام فرسوده؟»⁠ در هشتم اردیبهشت ۱۴۰۵ و «توافق یا تله؟ وقتی امضا، صلح نمی‌آورد»⁠ در بیست‌وهشتم خرداد همان سال، درباره توافقی که مردم ایران در آن نادیده گرفته شوند و منابع مالی‌اش بدون شفافیت جابه‌جا شود، هشدار داده بودم. آنجا بحث بر سر جایگاه مردم و مسئولیت طرف‌های توافق بود. این بار می‌خواهم به جایی نزدیک‌تر نگاه کنم: به سفره‌ای که هر روز کوچک‌تر می‌شود و به خانواده‌ای که نمی‌تواند با وعده‌های آینده، هزینه امروز را بپردازد.

اعداد حتی در گزارش‌های رسمی نیز تکان‌دهنده‌اند. مرکز آمار ایران⁠ تورم نقطه‌به‌نقطه مهر ۱۴۰۵ را ۸۸.۷ درصد و تورم سالانه را ۷۶.۸ درصد اعلام کرده است. تورم نقطه‌ای در مناطق روستایی به ۱۰۷ درصد رسیده است. این ارقام به معنای آن است که یک خانواده برای خرید سبد مشابهی از کالاها و خدمات، نسبت به سال گذشته پول بسیار بیشتری لازم دارد. کاهش اندک سرعت افزایش قیمت‌ها نیز به معنای ارزان شدن کالاها نیست.

hosseini.jpgخبرنامه گویا ـ مرضیه حسینی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال که گزارشش از تجمع هواداران مجاهدین خلق در نیویورک جنجال‌برانگیز شد، در تازه‌ترین پست‌های اینستاگرامش تصاویر سفر منتشر کرده است. در همین حال، جست‌وجوی گزارش‌های اخیر او در شبکه، پرسشی درباره ادامه حضور تلویزیونی‌اش ایجاد می‌کند؛ پرسشی که هنوز پاسخ مستندی برای آن پیدا نکرده‌ایم.

یکی از آخرین حضورهای تلویزیونی قابل بازیابی حسینی در آرشیو ایران‌اینترنشنال، به اول مهر ۱۴۰۵، برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، بازمی‌گردد. او در این گفت‌وگو درباره دومین روز مجمع عمومی سازمان ملل و سخنرانی مسعود پزشکیان، یک روز پس از هشدارهای دونالد ترامپ به تهران، توضیح می‌دهد. در جست‌وجوی انجام‌شده برای این مطلب، گزارش تلویزیونی تازه‌تری از او پیدا نشد؛ البته آرشیو قابل جست‌وجوی اینترنتی، لزوماً تمام برنامه‌های پخش‌شده را در بر نمی‌گیرد.

نام حسینی در جریان پوشش تجمع هواداران مجاهدین خلق در حاشیه همین نشست، در مرکز بحث‌های شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت. اعتراض‌ها عمدتاً به نحوه معرفی شرکت‌کنندگان به‌عنوان «مردم ایران» و اشاره او به پذیرش بین‌المللی احمد الشرع، با وجود پیشینه‌اش، مربوط بود؛ اشاره‌ای که برخی منتقدان آن را تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به مجاهدین تعبیر کردند. حنیف حیدرنژاد، از اعضای پیشین این سازمان، نیز در یادداشتی در گویا، ضمن نقد روایت گزارش، توهین و تهدید علیه خبرنگار را محکوم کرد.

حسینی در واکنش، حمایت از مجاهدین را رد کرد و انتساب کامنت‌های توهین‌آمیز علیه جریان‌های سیاسی به حساب خود را نیز نپذیرفت. به گفته او، تصاویر این کامنت‌ها با هوش مصنوعی ساخته شده بودند.

پیش از ماجرای نیویورک، حسینی با یخیل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، نیز مصاحبه کرده بود.

حسینی در آغاز این مصاحبه می‌پرسد: «آتش جنگی که یک سال پیش اسرائیل روشن کرد، هنوز در حال سوختن است، اما مرکز ثقل این جنگ تغییر کرده. سؤال اول من این است که آیا این جنگ هنوز جنگ اسرائیل محسوب می‌شود؟» او در توضیح اینستاگرامی مصاحبه، از طرح پرسش‌هایی دفاع کرده بود که به گفته‌اش، حتی اگر خوشایند اکثریت نباشند، دغدغه «اقلیت احتمالی منتقد» را نیز در بر بگیرند. حسینی همچنین با اشاره به دشواری انجام این مصاحبه در میانه جنگ، نوشته بود: «تمامی انتقادات وارد است.»

دو پست اخیر اینستاگرام او به تصاویر سفر اختصاص دارند: یکی با عنوان «یونان» و دیگری «استانبول ـ کاپادوکیا». هنگام ثبت تصاویر برای این گزارش، به‌ترتیب چهار روز و دو روز از انتشار این پست‌ها گذشته بود. بخش نظرات پست استانبول نیز محدود شده است. تاریخ انتشار پست‌ها، لزوماً زمان انجام سفر را مشخص نمی‌کند.

در معرفی فعلی حساب‌های حسینی در ایکس و اینستاگرام، عنوان «خبرنگار در کنگره» دیده می‌شود، اما نامی از ایران‌اینترنشنال نیست. مشخص نیست پیش از جنجال اخیر نیز معرفی حساب‌ها به همین صورت بوده یا بعداً تغییر کرده است. صفحه نویسنده او همچنان در وب‌سایت شبکه در دسترس است.

تا زمان تنظیم این گزارش، در منابع عمومی بررسی‌شده اطلاعیه قابل استنادی درباره تعلیق، اخراج یا پایان همکاری او پیدا نشد. آیا حضور تلویزیونی حسینی با وقفه‌ای موقت روبه‌رو شده یا تغییری در همکاری رخ داده است؟ اطلاعات موجود برای پاسخ قطعی به این پرسش کافی نیست.

خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است

asgaragha.jpgمی‌دانیم که پایه و اساس دموکراسی، دموس یا مردم هستند. حاکمیت مردمی اما اینجا به چه معناست؟ پاسخ انتخابات است، زیرا بدون انتخابات، دموکراسی وجود ندارد. انتخابات، مشارکت مردم (شهروندان) به‌عنوان صاحبان قدرت دولتی را به‌وضوح نمایان می‌کند.

● اصل اکثریت در انتخابات دموکراتیک

در تصمیمات دموکراتیک، نتیجه‌ای که اکثریت رأی‌دهندگان ترجیح می‌دهند، غالب است ـ این اصل اکثریت است. با این حال، انواع مختلفی از اکثریت‌های لازم وجود دارد. رأی مردم باید رعایت شود. در غیر این صورت، دموکراسی پایه‌های خود را تضعیف می‌کند.

● انتخابات ریاست جمهوری برزیل سال ۲۰۲۶

آمار رسمی نتایج دور دوم انتخابات:

لولا ۵۱.۸ درصد آرا؛ بولسونارو ۴۸.۲ درصد آرا.

نتیجه انتخابات: طبق اعلام دادگاه عالی انتخابات، رئیس‌جمهور فعلی تقریباً ۴.۴ میلیون رأی بیشتر از بولسونارو به دست آورده است و رئیس‌جمهور منتخب است.

بولسونارو شکست خورده است، اما از پذیرش شکست خودداری می‌کند. قصد درخواست ابطال آرا را دارد. با این وجود او به همراه همسرش و دخترانش، همان‌طور که در تلویزیون‌ها دیده می‌شد، در فرودگاه میامی آمریکا پیاده می‌شود.

● مقایسه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه

روش به قدرت رسیدن آن‌ها (انتخابات در برابر انقلاب) و خروجی نهایی سیستم‌های سیاسی آن‌ها تفاوت‌های ساختاری عمیقی با یکدیگر دارند. ترکیه همچنان یک نظام جمهوری با کثرت‌گرایی حزبی و انتخابات رقابتی (هرچند نابرابر) است، در حالی که نظام ایران یک حکومت ایدئولوژیک مذهبی رادیکال آخرالزمانی است.

خمینی وعده می‌داد که در حکومت آینده ایران، همه گروه‌های سیاسی (حتی مارکسیست‌ها) آزاد خواهند بود، زنان در انتخاب حجاب و شغل آزادند، مطبوعات محدودیتی نخواهند داشت و روحانیون در دولت نقش اجرایی نخواهند گرفت.

بخش وسیعی از مورخان و مفسران سیاسی اتفاق نظر دارند که پس از پیروزی «انقلاب» و تثبیت قدرت، این وعده‌ها نقش بر آب شدند؛ گروه‌های منتقد و مخالف به‌سرعت سرکوب و ممنوع شدند، حجاب اجباری شد، رسانه‌ها تحت کنترل شدید قرار گرفتند و ساختار «ولایت فقیه» با قدرت مطلقه روحانیت مستقر گردید.

منتقدان این رفتار را نمونه‌ای بارز از استفاده تاکتیکی از واژه آزادی و مردم‌سالاری برای جلب حمایت عمومی و بین‌المللی می‌دانند. محمد خاتمی، سرکرده اصلاح‌طلبان و روشنفکران دینی، می‌گویند: «ما دموکراسی نمی‌خواهیم، ما "مردم‌سالاری دینی" می‌خواهیم!»؛ معنی «مردم‌سالاری» را هم نفهمیده‌اند!

1-13.jpgتوانا - هدیه تحقیرآمیز مسئولان دولتی به رتبه اول استانی جشنواره خوارزمی! ویدئوی گلایه‌های سینا رضایی، دانش‌آموز کلاس دهم و رتبه نخست استانی جشنواره خوارزمی در حوزه معماری و طراحی مدارس نوین، در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و با واکنش کاربران روبه‌رو شده است.

او به مراسم تجلیل از نخبگان دعوت شده بود، اما هدیه‌ای که برای قدردانی از تلاشش دریافت کرد، یک ماژیک بود! مساله فقط قیمت یک هدیه نیست، مساله فاصله میان شعارهای پرطمطراق جمهوری اسلامی درباره حمایت از نخبگان و رفتاری است که نوجوانان مستعد در عمل تجربه می‌کنند.

وقتی نام نخبگان زینت سخنرانی‌ها و گزارش‌های دولتی می‌شود، اما سهم خودشان از این نمایش یک ماژیک است، باید پرسید این مراسم برای قدردانی از دانش‌آموزان برگزار شده یا برای عکس یادگاری و تبلیغات مسئولان؟

1-11.jpgادعای جنجالی راغفر: دلار ۲۷۰ هزار تومانی از پارسال تعیین شده بود

خبرنامه گویا ـ حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه الزهرا، مدعی شده رسیدن دلار به محدوده ۲۷۰ هزار تومان، از سال گذشته در سازمان برنامه مطرح شده بود. او در گفت‌وگو با خبرآنلاین گفت: «در سال گذشته در سازمان برنامه تصمیمی درباره قیمت ارز امسال مطرح شد؛ به این معنا که اگر وضعیت مساعد نشود، دلار باید به ۲۷۰ هزار تومان برسد.»

راغفر این موضوع را فراتر از پیش‌بینی نرخ ارز می‌داند؛ به اعتقاد او، وقتی سیاستگذاران از پیش عدد مشخصی را مطرح می‌کنند، تصمیم‌ها و فضاسازی‌های رسانه‌ای می‌تواند در جهت تحقق همان نرخ پیش برود و جامعه را برای پذیرش گرانی دلار آماده کند. در متن منتشرشده، سندی برای اثبات ادعای تعیین قبلی این نرخ ارائه نشده است.

بر اساس گزارش خبرآنلاین، قیمت دلار طی دو سال از حدود ۶۰ هزار تومان به بیش از ۲۷۰ هزار تومان رسیده است. راغفر همچنین از طرح بانک مرکزی برای عرضه ۱۰ هزار دلار با کارت ملی انتقاد کرده و توجیه این نهاد درباره جلوگیری از رسیدن دلار به ۳۰۰ هزار تومان را نپذیرفته است.

به گفته این اقتصاددان، سقوط ارزش ریال هزینه بحران را بر دوش حقوق‌بگیران و صاحبان پس‌اندازهای ریالی می‌اندازد، در حالی که دارندگان درآمدهای ارزی و بدهکاران بزرگ بانکی می‌توانند از آن سود ببرند؛ گروه نخست با افزایش ارزش ریالی درآمدهایش و گروه دوم با کاهش ارزش واقعی بدهی‌هایش.

راغفر سهم سیاستگذاری داخلی در مشکلات تورمی را حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد و سهم جنگ را حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد برآورد کرده است؛ ارقامی که برآورد شخصی اوست. محور انتقاد او این است که حکومت با نسبت‌دادن بحران به جنگ و فشار خارجی، نقش تصمیم‌های اقتصادی خود و منافع گروه‌های برخوردار از سقوط ریال را از پاسخگویی دور می‌کند.

freP.jpgخبرنامه گویا ـ پریشاد کاویانی، ایرانی ساکن کانادا که بیش از دو سال در راهپیمایی‌های حمایت از فلسطین شرکت کرده، می‌گوید سکوت در برابر سرکوب زنان ایران و انتشار مطالب در حمایت از سپاه پاسداران از سوی برخی همراهان پیشینش، او را به فاصله‌گرفتن از این جنبش رسانده است.

کاویانی در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز دیجیتال گفت: «در نه ماه گذشته، بیش از هر زمان دیگری در زندگی‌ام هدف توهین‌ها و رفتارهای ضد همجنس‌گرایان، نژادپرستانه و تبعیض‌آمیز علیه زنان قرار گرفته‌ام؛ آن هم از سوی چپ‌گرایانی که بیش از دو سال در کنارشان برای آزادی فلسطین راهپیمایی می‌کردم. این دیوانگی است.»

او تناقض اصلی را در برخورد گزینشی با آزادی و حقوق بشر می‌بیند: «از آزادی مردم و حقوق زنان دفاع می‌کنند، اما وقتی نوبت زنان ایرانی می‌رسد که آزادی می‌خواهند و می‌خواهند خودشان انتخاب کنند چه بپوشند، ناگهان ساکت می‌شوند؛ و نه‌فقط ساکت، بلکه از سرکوبگر حمایت می‌کنند. مشکل من همین است؛ میان ستمگران دست به گزینش می‌زنند.»

به گزارش نیویورک پست کاویانی که در ایران به دنیا آمده و در چهارده‌سالگی به کانادا مهاجرت کرده، می‌گوید تجربه زندگی زیر حکومت جمهوری اسلامی، نگاه او به مسئله فلسطین را شکل داده است. به گفته او، کودکان در ایران هر روز با تبلیغات رسمی درباره رنج فلسطینیان و ضرورت کمک به آنان روبه‌رو می‌شوند، اما هم‌زمان فقر و محرومیت را در کشور خود می‌بینند.

1.jpgایران وایر - حمید علیدوستی، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران و از چهره‌های باسابقه فوتبال کشور، روز یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵، در بیمارستان عرفان نیایش تهران درگذشت. او پدر ترانه علیدوستی، بازیگر شناخته شده سینمای ایران بود.

به گزارش ایسنا، علیدوستی که مدتی طولانی با سرطان پروستات و استخوان دست‌وپنجه نرم می‌کرد، در نهایت بر اثر ایست قلبی درگذشت.

او متولد ۲۱ اسفند ۱۳۳۴ در محله ۱۷ شهریور تهران بود و در دوران بازیگری برای تیم‌های هما، دارایی، کشاورز و سایپا به میدان رفت. علیدوستی از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۵ عضو تیم ملی فوتبال ایران بود و در ۲۷ بازی ملی، ۱۵ گل به ثمر رساند.

این مهاجم پیشین تیم ملی در سال ۱۳۶۵ به فوتبال آلمان رفت و به تیم زالمرور پیوست. او از نخستین فوتبالیست‌های ایرانی پس از انقلاب بود که در فوتبال آلمان بازی کرد.

حضور در جام ملت‌های آسیا در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ و بازی‌های آسیایی ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ از جمله بخش‌های مهم کارنامه ملی علیدوستی بود.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

او پس از پایان دوران بازیگری نیز به مربیگری روی آورد و هدایت تیم‌هایی از جمله پیکان، سایپا، هما و تراکتور را بر عهده داشت. علیدوستی همچنین سرمربی تیم‌های ملی زیر ۲۰ سال و زیر ۱۷ سال ایران بود.

او از سال گذشته به عنوان مدیر فنی تیم فوتبال چادرملو اردکان فعالیت می‌کرد.

1-9.jpgایسنا: مارتا شهبازی، دانشمند ۴۱ ساله دانشگاه کمبریج که برای دریافت جایزه‌ای معتبر در حوزه تحقیقات زیست‌شناسی به اسپانیا سفر کرده بود، در میان ۶۹ قربانی سانحه مرگبار قطار در منطقه تولدو قرار گرفت؛ پژوهشگری برجسته که سال‌ها از عمر خود را صرف بررسی رازهای رشد جنین و دلایل شکست بارداری‌های انسانی کرده بود، اما سفر علمی‌اش به جنوب اسپانیا هرگز به مقصد نرسید.

به نقل از ایندیپندنت، شهبازی در واگن جلویی قطار سریع‌السیر رنفه AVE حضور داشت که صبح چهارشنبه گذشته با یک قطار متوقف‌شده متعلق به شرکت ایریو در نزدیکی شهر اوردا برخورد کرد. شدت تصادف به حدی بود که چهار واگن از ریل خارج شدند و از یک شیب به پایین سقوط کردند. این حادثه یکی از مرگبارترین سوانح ریلی تاریخ معاصر اسپانیا را رقم زد.

مارتا که در شهر لئون در شمال اسپانیا متولد شده بود، راهی شهر ال رومپیدو در منطقه ساحلی اوئلوا بود تا جایزه تعالی علمی انجمن زیست‌شناسی تکوینی اسپانیا را دریافت کند. او شب پیش از حادثه را در کنار خانواده و در خانه برادرش در مادرید گذرانده بود. دو فرزند سه و هفت‌ساله‌اش نیز قرار بود روز جمعه به او ملحق شوند؛ سفری که حالا به خاطره‌ای تلخ برای خانواده تبدیل شده است.

شهبازی سرپرستی گروه تحقیقاتی مستقلی را در آزمایشگاه زیست‌شناسی مولکولی شورای تحقیقات پزشکی انگلیس در کمبریج برعهده داشت و به‌عنوان استاد دانشیار وابسته در موسسه سلول‌های بنیادی این دانشگاه فعالیت می‌کرد.

kooshki.jpgخبرنامه گویا ـ مشاجره حمزه صفوی و محمدصادق کوشکی در شبکه چهار صداوسیما، اختلاف بر سر نحوه پذیرش آتش‌بس جنگ ۱۲روزه و ناکامی تهدیدهای جمهوری اسلامی در جلوگیری از حملات را به آنتن تلویزیون کشاند. کوشکی همچنین گفت حملات به مراکز حساس نظامی پنهان می‌شد و صداوسیما حمله به یک پایگاه پهپادی در کرمانشاه را «رعدوبرق» اعلام کرده بود.

صفوی، در مخالفت با روایت کوشکی از زمان آغاز فروریختن بازدارندگی، ریشه آن را به ترور عماد مغنیه در سال ۱۳۸۶ نسبت داد و گفت: «آنجا گفتیم انتقام سخت می‌گیریم، اما نه ما کاری کردیم و نه آنها.» او با اشاره به تهدیدهای مکرر درباره ناوهای هواپیمابر آمریکا پرسید: «ما در این جنگ چرا ناو غرق نکردیم؟»

اختلاف دو طرف با رسیدن بحث به پذیرش آتش‌بس بالا گرفت. صفوی مدعی شد عباس عراقچی هنگام دریافت پیشنهاد آتش‌بس، به‌دنبال تماس با رئیس‌جمهور و مسئولان شورای امنیت بوده، اما آنان را پیدا نمی‌کرده است. او تأکید کرد که پایان جنگ «تصمیم جمعی نظام» بوده است.

کوشکی در مقابل، با استناد به سخنانی که به محمدباقر قالیباف نسبت داد، گفت: «ما احساس کردیم دشمن تنبیه شده، درحالی‌که این‌گونه نبود و باعث شد دوباره به ما حمله کند.» این روایت‌ها در جریان همان گفت‌وگو محل اختلاف ماند.

کوشکی در بخش دیگری از سخنانش گفت اسرائیل مراکز حساس موشکی و نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار می‌داد، اما این حملات اعلام نمی‌شد و پاسخی هم دریافت نمی‌کرد. او نمونه‌ای مشخص مطرح کرد: «پایگاه پهپادی کرمانشاه ما را زدند، صداوسیما اعلام کرد رعدوبرق بوده.»

او همچنین واکنش به کشته‌شدن قاسم سلیمانی را به «یک سیلی» محدود دانست و گفت پس از آن اقدام دیگری صورت نگرفت؛ واکنشی که به ارزیابی او، طرف مقابل را به این نتیجه رساند که جمهوری اسلامی اراده بازدارندگی ندارد. کوشکی با اشاره به ترور محسن فخری‌زاده و اسماعیل هنیه نیز تأکید کرد که داشتن تسلیحات، بدون اراده استفاده از آن‌ها، بازدارندگی ایجاد نمی‌کند.

ukbanner.jpgاز تهدید «بدون محدودیت جغرافیایی» تا «تروریستی» خواندن نیروهای بریتانیا

خبرنامه گویا ـ وزارت خارجه جمهوری اسلامی روز یکشنبه ۱۰ آبان، نیروی دریایی و نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا را «سازمان تروریستی» و سرویس اطلاعات خارجی این کشور، ام‌آی۶، را «گروه متخاصم» اعلام کرد؛ تصمیمی که تهران آن را پاسخ به اقدامات لندن علیه سپاه پاسداران و حمایت نظامی بریتانیا از آمریکا و اسرائیل خوانده است.

این اقدامات با استناد به مصوبه شورای عالی امنیت ملی، از زمان انتشار بیانیه اجرایی شده‌اند. وزارت خارجه، لندن را متهم کرده که با در اختیار گذاشتن پایگاه‌ها و امکانات نظامی و تدارکاتی، در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران مشارکت داشته است. این وزارتخانه همچنین قرار گرفتن سپاه پاسداران زیر محدودیت‌های قانون «تهدیدهای دولتی» بریتانیا در ژوئیه گذشته را از دلایل تصمیم خود برشمرده است.

مبنای برخورد با این نهادها یکسان نیست: ام‌آی۶ مشمول قانون «تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل و کشورهای متخاصم» شده، اما نیروهای دریایی و هوایی بریتانیا با استناد به قانون اقدام متقابل مصوب پس از تروریستی اعلام شدن سپاه از سوی آمریکا، در فهرست تهران قرار گرفته‌اند. وزارت خارجه در پایان هشدار داده که دولت بریتانیا «مسئولیت پیامدها» را بر عهده خواهد داشت.

جمهوری اسلامی پیش‌تر نیز در واکنش به قرار گرفتن سپاه در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا، نیروهای دریایی و هوایی کشورهای عضو این اتحادیه را «تروریستی» اعلام کرده بود. تصمیم تازه علیه بریتانیا را باید در کنار تهدید اخیر مجتبی خامنه‌ای و دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی درباره پاسخ «بدون محدودیت جغرافیایی» به حملات احتمالی آینده دید؛ دو موضع‌گیری در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت که این پرسش را مطرح می‌کند: آیا تهران در حال زمینه‌سازی برای گسترش دامنه رویارویی به خارج از منطقه است؟

1-8.jpgایران اینترنشنال - مسعود پزشکیان در جلسه شورای اطلاع‌رسانی دولت گفت: «اصلاح وضعیت بنزین، برق و گازوئیل را به‌تدریج و با برنامه‌ریزی انجام می‌دهیم تا منابع حاصل از آن را صرف تامین کالا و بهبود معیشت مردم کنیم.

اگر مصرف برق را کاهش دهیم، منابع مالی قابل‌توجهی آزاد می‌شود که می‌توانیم از آن برای افزایش حقوق کارکنان استفاده کنیم.» پزشکیان، یکشنبه ۱۰ آبان گفت که اگر در مصرف گاز، گازوئیل و بنزین هم مقداری صرفه‌جویی کنیم، می‌توانیم حقوق پرسنل را افزایش دهیم و وضعیت معیشتی آن‌ها را بهبود ببخشیم.

رییس دولت جمهوری اسلامی ادامه داد: «ما پول محدودی داریم و اولویت‌مان نیازمندان هستند. اول باید نگذاریم آن کسی که دارد می‌میرد و له می‌شود، بمیرد یا له شود.»

moilitray.jpgایران اینترنشنال - جک کین، معاون پیشین رییس ستاد کل ارتش آمریکا، گفت فشار اقتصادی به‌تنهایی برای مقابله با جمهوری اسلامی کافی نیست و آمریکا و متحدانش باید این حکومت را «در مسیر واقعی فروپاشی» قرار دهند.

کین یک‌شنبه ۱۰ آبان در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، در واکنش به تهدید مجتبی خامنه‌ای درباره پاسخ «بدون محدودیت جغرافیایی» به حملات، گفت جمهوری اسلامی در صورت حمله تلافی خواهد کرد، اما به باور او این تهدیدها دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را از تصمیمشان منصرف نمی‌کند.

او گفت تهدیدهای تهران بر کشورهای خلیج فارس اثر گذاشته و این کشورها پیش‌تر، هنگام نزدیک شدن آمریکا به عملیات نظامی گسترده، از ترامپ خواسته‌اند دست به حمله نزند.

کین خطاب به عربستان سعودی گفت: «اگر می‌خواهید پیروز شوید، باید بهای پیروزی را بپردازید.» او افزود ممکن است تلفات و خسارت‌هایی به زیرساخت‌های نفتی وارد شود، اما به ارزیابی او، توان دفاعی آمریکا و متحدانش و امکان هدف قرار دادن بخش بزرگی از توان تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی، می‌تواند دامنه این خسارت‌ها را محدود کند.

معاون پیشین رییس ستاد کل ارتش آمریکا همچنین گفت شش ماه و نیم تلاش دیپلماتیک نتیجه‌ای نداشته و از نظر او، جمهوری اسلامی نه برای توافقی اساسی جدی است و نه به آن پایبند خواهد ماند. او ادامه مذاکرات و حفظ وضعیت کنونی را مسیری به سوی شکست توصیف کرد.

1-6.jpg

ایران وایر - محمدرضا شهبازی، مجری صداوسیما، در برنامه تلویزیونی خود به تمسخر جوانانی پرداخت که در چند شهر ایران هالوین را جشن گرفته بودند. برگزاری جشن هالوین در ایران با ممنوعیت‌های حکومتی مواجه است؛ با این حال، گروهی از جوانان این مناسبت را به فرصتی برای شادی تبدیل کردند.

Hanif_Heidarnejad.jpgپیروزی ۲۵.۷ درصدی حزب چپ (Die Linke) به رهبری اِلیف اِرالپ در انتخابات سپتامبر ۲۰۲۶ برلین، در ابتدا به عنوان یک موفقیت تاریخی جشن گرفته شد. اما این جشن طولی نکشید که با افشاگری تکان‌دهنده مجله اشپیگل به یک بحران عمیق ساختاری بدل شد. افشای یادداشت‌های داخلی اِرالپ که در آن از ترسِ حامیان تندروی حماس خواستار سانسور مصاحبه‌اش شده بود، فراتر از یک رسوایی رسانه‌ای، پرده از یک نابینایی استراتژیک برمی‌دارد؛ نابینایی خطرناکی که یادآور یکی از بزرگ‌ترین تراژدی‌های سیاسی قرن بیستم، یعنی «ائتلاف سرخ و سیاه» در انقلاب ۱۳۵۷ ایران است.

درس‌های فراموش‌شده تاریخ
در انقلاب ۵۷ ایران، احزاب چپ‌گرا و نیروهای «ملی- مذهبی» با این تصور که می‌توانند از نیروی توده‌ای اسلام‌گرایان به رهبری آیت‌الله خمینی برای سرنگونی شاه استفاده کنند، وارد یک ائتلاف نانوشته شدند؛ ائتلافی که به «سرخ و سیاه» معروف شد. چپ‌های ایران گمان می‌کردند آخوندها و بنیادگرایان توانایی اداره یک جامعه مدرن را ندارند و به محض تغییر رژیم، به‌سادگی از صحنه حذف خواهند شد.

اما واقعیت تاریخی به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن رقم خورد. اسلام‌گرایان به رهبری خمینی پس از قبضه قدرت، ابتدا از چپ‌ها و ملی‌گرایانِ مصدقی به عنوان ابزار تثبیت خود استفاده کردند و سپس در ابعادی وسیع، همان متحدان پیشین را دستگیر، زندانی، اعدام و یا آواره غرب کردند. امروز، حزب چپ برلین و شاخه‌های رادیکال آن در مناطقی مانند نویکولن (Neukölln)، دقیقاً در حال تکرار همان اشتباه محاسباتی هستند. آن‌ها گمان می‌کنند با نزدیک شدن به شبکه‌های اسلام‌گرا و باج‌دهی به حامیان گروه‌هایی مانند حماس و جبهه خلق برای آزادی فلسطین (PFLP)، می‌توانند آرای جوامع اسلامی، مهاجر و تندرو را به سود خود مصادره کنند. سیاستی که در صندوق‌های رأی برلین جواب داد، اینک حزب را به گروگانِ همان نیروها تبدیل کرده است.

خبرنامه گویا: این مطلب برای رعایت معیارهای تحریریه، کوتاه و ویرایش شده است

***

kazemi.jpgاولاً، خانم دریای صفایی نماینده پارلمان بلژیک، زنی مستقل، مدرن و محترم است. اینجا تشکیلات شما نیست که به یک زن آزاد و مستقل بگویید «زنیکه»، «کلفت» یا «چماقدار پهلوی»!

ثانیاً، از اینکه خانم صفایی گفته مجاهدین در دموکراسی آینده ایران جایگاه و پایگاه اجتماعی ندارند و با عقاید عقب‌مانده خود نماینده جامعه امروز ایران نیستند، عصبانی شده‌اید.

اما سؤال اینجاست: چرا نباید خبرنگاران درباره گذشته شما، ساختار تشکیلاتی، بازجویی‌ها، شکنجه‌ها و اتهامات مطرح‌شده از سوی اعضا و جداشدگان سؤال کنند؟ شما هیچ‌وقت در برابر خبرنگاران، هواداران و اعضای سابق خود پاسخگو نبوده‌اید. حالا چرا از پرسشگری یک نماینده پارلمان اروپا برآشفته‌اید؟

دموکراسی یعنی تحمل نظر مخالف، نه فحاشی به زنی که با شما هم‌عقیده نیست.

و اما اصل ماجرا: درد واقعی شما این است که شاهزاده رضا پهلوی پی‌درپی به مجامع سیاسی و پارلمان‌های اروپا دعوت می‌شود و مورد استقبال قرار می‌گیرد؛ چیزی که ظاهراً برای فرقه رجوی بسیار سنگین و غیرقابل‌تحمل است.

به جای استدلال، به «زنیکه» و «چماقدار پهلوی» متوسل می‌شوید!

خانم دریای صفایی نیازی به اجازه شما برای اظهارنظر ندارد. این شما هستید که باید درباره گذشته و مناسبات تشکیلاتی خود پاسخگو باشید.

به جای تحقیر زنان و توهین به شخصیت‌های مستقل، یک بار هم که شده پاسخگوی پرسش‌های جامعه باشید.

مشکل شما با دریای صفایی نیست؛ مشکل شما با آزادی بیان، پرسشگری و محبوبیتی است که برای شاهزاده رضا پهلوی در اروپا می‌بینید و تحملش را ندارید.

1-5.jpgدژ- زیر نظر سپاه استان البرز گروهی از زنان و مردان جانفدا در کوه‌های کرج آموزش رزمی شامل کار با اسلحه، آتش‌وحرکت، تیراندازی و... می‌بینند.

بخش عمده آموزش‌ها نه براساس جنگ‌های مدرن و تجهیزلت پیشرفته بلکه متد قدیمی است که عمدتا برای سرکوب مردم که دست خالی هستند کاربرد دارد.

arab.jpgمدتی پیش در مقاله‌ای با عنوان "دوست، رقیب و دشمن" نوشتم که یکی از کاستی‌های فرهنگ سیاسی ما، ناتوانی در تمایز میان این سه مفهوم است. در آن مقاله استدلال کردم که در بخشی از مناسبات سیاسی ایران، افراد یا دوست تلقی می‌شوند یا دشمن؛ گویی مفهومی به نام "رقیب" وجود ندارد.

گفت‌وگوهای اخیرم با شماری از فعالان سیاسی، بار دیگر مرا به این موضوع بازگرداند؛ اما این بار با پرسشی عمیق‌تر: چرا حتی هنگامی که افراد از ضرورت همبستگی و دموکراسی سخن می‌گویند، گفت‌وگو با رقیب برایشان تا این اندازه دشوار است؟

وقتی بی‌اعتمادی جای شناخت را می‌گیرد

بی‌اعتمادی در سیاست امری غیرعادی نیست. جریان‌های سیاسی ممکن است درباره اهداف، برنامه‌ها و حتی صداقت یکدیگر تردید داشته باشند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این تردیدها به یقین تبدیل شوند؛ یقینی که دیگر نیازی به بررسی و بازنگری در خود احساس نمی‌کند.

در یکی از گفت‌وگوهای اخیر، بحث به سخنی از رضا پهلوی رسید که بنا بر نقل مطرح‌شده، در برابر شعار "جاوید شاه" گفته بود این حمایت باید پای صندوق رأی نشان داده شود.

از این عبارت می‌توان چنین برداشت کرد که تصمیم نهایی به رأی مردم واگذار می‌شود. اما یکی از مخاطبان من آن را به معنای اعلام پیروزی قطعی سلطنت در صندوق رأی تفسیر می‌کرد.

موضوع این نیست که کدام‌یک از ما باید به رضا پهلوی اعتماد کنیم. مسئله این است که چگونه پیش‌داوری‌های ما می‌توانند بر تفسیر سخنان دیگران اثر بگذارند.

وقتی کسی را از پیش فاقد صداقت بدانیم، حتی سخنی که ظاهراً بر حق انتخاب مردم تأکید دارد، ممکن است در ذهن ما معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند.

این پدیده به یک جریان سیاسی محدود نیست. هواداران یک شخصیت سیاسی نیز ممکن است هر انتقاد از او را نشانه دشمنی، تخریب یا وابستگی به مخالفانش تلقی کنند.

در چنین فضایی، واقعیت‌ها کمتر برای شناخت طرف مقابل بررسی می‌شوند و بیشتر برای تأیید داوری‌های پیشین به کار می‌روند.

سفارش پرچم شیر و خورشید

| No Comments

nypost.jpgخبرنامه گویا ـ آیا فرماندهان جمهوری اسلامی ممکن است با غافلگیری‌ای شبیه انفجار پیجرهای حزب‌الله روبه‌رو شوند؟ نیویورک‌پست به نقل از عودید ایلام، مقام پیشین موساد، نوشته است که در صورت ازسرگیری جنگ، اسرائیل ممکن است با عملیاتی غیرمنتظره، چهره‌های اصلی قدرت نظامی و امنیتی حکومت را هدف قرار دهد.

ایلام در این گفت‌وگو از احمد وحیدی، حسین طایب، علی عبداللهی و محسن رضایی نام برده و مدعی شده است که تصمیم‌های اصلی جمهوری اسلامی در دست این چهار نفر است. به ارزیابی او، پزشکیان، عراقچی و قالیباف اختیار تعیین‌کننده‌ای ندارند و حتی مجتبی خامنه‌ای پوششی برای حاکمیت فرماندهان نظامی است.

این مقام پیشین موساد گفته است: «رئیس‌جمهور و وزیر خارجه نمی‌توانند تصمیم بگیرند. [فرماندهان نظامی] پشت مجتبی پنهان می‌شوند، اما او مسئول نیست؛ او کاملاً یک مهره است.»

به گفته ایلام، غافلگیری و اقدام‌های پیش‌بینی‌ناپذیر از عناصر اصلی راهبرد اسرائیل است و این کشور همچنان «کارت‌هایی در آستین» دارد. او احتمال عملیاتی با الگویی مشابه انفجار پیجرها و بی‌سیم‌های حزب‌الله در سپتامبر ۲۰۲۴ را مطرح کرده است.

31-11.jpgخبرآنلاین: ویدئویی از حسن رحیم پور ازغدی در فضای مجازی منتشر شده که در آن می گوید: لیست ترور دشمنان آمده است و گفته اند ۲۰۰ نفر را باید ترور کنند.

در خبرها دیدم آمریکا اسم ۵ یا ۶ نفر را به اسرائیل داده و گفته این ۵ نفر را نباید ترور کنی، ولی غیر از اینا هرکی را می خواهی بزنی بزن.

رحیم پور ازغدی تاکید کرد: حالا مشخص نیست این ها چه کسانی هستند، اسم ۵ نفر را داده ، چه در حکومت باشند یا در حکومت بوده اند این ها بعدا به درد می خورند.

خبرنامه گویا: این نوشته محمد قائد، نخستین‌بار در سال ۱۳۸۴ در ماهنامه «فیلم» منتشر شده و در اینجا بازنشر می‌شود

ghaaed.jpgایرونی‌‏بازی در تاریخِ محاوره‌‏ای و نوستالژیِ دهۀ چهل

محمد قائد

در قرن بیستم در ایران دوره‌‏های فراز و فرود، و امید و ناامیدی، مكرر پیش آمده. دو دهه كه شاید از نظر رشد برجسته باشد دهه‌‏های ۲٠-١٣١٠ و ۵٠-١٣٤٠ است. اولی دهۀ پیشرفت و انضباط بود و نیمۀ دوم آن با این توهّم بزرگ همراه شد كه ایران، به‏‌عنوان نزدیك‌‏ترین یاور رایش سوم، در راه تجدید عظمت باستانی است. كمتر كسی در لزوم و امكان بازگشت به آینده‏‌ای سرشار از مجد و عظمت تردید نشان می‌‏داد. مردم گمان می‌‏كردند فخر و شكوه در ذات این سرزمین اهورایی است. فقط باید زنگار را به‌ملایمت، و نه با سختگیری و تندخویی، زدود، از میراث نیاكان پرده‌‏برداری كرد، كارخانۀ ذوب آهن را راه انداخت و در اسرع وقت به پای آلمان نازی رسید. شاهی مستبد كه می‌‏خواست عین انضباط رایج در آلمان و ژاپن را در این‏‌جا به كار گیرد سخت منفور خلایق شد زیرا ارتباط بین انضباط و پیشرفت برای جامعه‌‏ای تنبل و عرفان‌‏زده و همواره بیزار از حكومت قابل هضم نبود.

دهۀ ۵٠-١٣٤٠ هم سالهای پیشرفت ملایم و مداوم بود، و نیمۀ دوم آن باز همراه با یك توهـّم بزرگ دیگر كه در ایران همه چیز به وفور وجود دارد ـــ ثروتهای خداداد، زمینهای مستعد كشت، آب فراوان و هوای متنوع و كم‌‏مانند؛ تنها اِشكال این است كه خلق به پا نمی‌‏خیزد. بعدها روشن شد كه اصلاً از آن خبرها نیست و چیزهایی كه به وفور وجود دارد شكاف عمیق میان خرده‌‏فرهنگ‌‏هاست، و فقدان انسجام میان احساس و فكر و عمل مردم كه ادارۀ جامعه طبق برنامه را بینهایت دشوار می‌‏كند. یك مشخصۀ دیگر دهۀ ٤٠ انفجار جمعیتی بود كه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم به دنیا آمد. این سیل جمعیتِ ناراضیان طغیانگر و درس‌‏خوانده، آمریكا و بخشی بزرگ از اروپا را به هم ریخت و در ایران نظام شاهنشاهی را سرنگون كرد.

تفاوت بزرگ آن دوره‌‏های ایران با زمان حاضر، در درجۀ امیدواری است. در آن سالها امیدهای بسیار به آینده و میلی شدید به جهش به سوی آن وجود داشت. امروز، در بهترین حالت و نزد خوشبین‌‏ترین‌‏ها، فقط شاید بتوان چیزهایی را تدریجاً كمی بهتر كرد. وقتی دوبی و مالزی الگوهای پیشرفت باشند، نه جایی برای تجدید مجد و عظمت هست و نه می‌توان فایده‌‏ای برای خیزش خلق متصوّر بود.

قدری اصلاحات اداری‌ـ اجتماعی در دهۀ ١٣١٠ تا ۲٠ سیمای قرون وسطایی ایران را دگرگون كرد. مثلاً پاسبان سر چهارراه كه دستكش سفید به دست داشت به یال‏‌وكوپال خویش می‏‌نازید، و وقتی به او تعلیم می‌‏دادند حین انجام وظیفه و در ملاء عام نباید انگشت در دماغش كند یا اندامهای خصوصی‌‏اش را بخاراند، احتمالاً اعتقاد داشت درست گفته‏‌اند. امروز هر مأموری در برابر هر انتقادی از طرز انجام وظیفه‌‏اش فوراً یادآوری می‌‏كند كه با این حقوق مسخره كار از این بهتر نمی‌‏شود و بالادستی‌‏ها هم خودشان به این مقررات اعتقاد ندارند.

انسان وقتی كمی از چیزی به دست بیاورد از آن چیز بیشتر مى‌‏خواهد و خواستهای جدید نسبت به مقدار قبلی و اولیه، حالت تصاعدی دارد. بر این قرار، امروز قدری اصلاحات و بهبود به جایی نمی‌‌‏رسد. باید خروارها اصلاحات در جامعه‏‌ای كه از پاسبان سر چهارراه گرفته تا صدر مملكت همه ناراضی‏‌اند وارد كرد تا بهتر شود.

رابطۀ قدر مطلق و نسبت فقط علیه ما ساخته نشده و در همۀ سیستمها وضع بر همین منوال است. پنج دهه پیش، آمریكا وقتی به اندازۀ پانصد میلیارد دلار پیشرفت می‏‌كرد بسیاری چیزها عوض مى‌‏شد. امروز برای اینكه همان جامعه به اندازۀ سالهای ١٩۵٠ تا ٧٠ پیشرفت كند باید اقتصاد ١١ هزار میلیارد دلاری آن ناگهان به ١٨ هزار میلیارد بجهد ― یعنی معجزه، یعنی ناممكن.

در چنین شرایطی، نه تنها نسلی كه به عرصه می‌‏رسد مبتلا به حسرت روزهای خوش از دست‌‏رفتۀ ۵٠-١٣٤٠ می‌‏شود، بلكه كسانی، بی رودربایستی، در نطقهای انتخاباتی وعدهٔ احیای دهۀ ۲٠-١٣١٠ می‌‏دهند، غافل از اینكه قاطبۀ مردم امروز به همان اندازه از انضباط و حرف‏‌شنوی بیزارند كه شصت هفتاد سال پیش بودند.

جوانانی كه دربارۀ امیدهای دههٔ ١٣٤٠ چیزهایی می‌‏شنوند و مي‏‌خوانند میل دارند با نمونه‌‏های زندۀ آن ایام به‌‏طور سرپایی آشنا شوند. اما وقایع‌‏نویسی دشوار است. حتی در شرح موقعیتهایی كه فرد در آنها حضور داشته است برای اطمینان از درستی هر نكته‌ای باید دوره‌‏های زردشدۀ روزنامه‌‏ها را ورق زد و به كتابها نگاه كرد. از این رو، تمهید تاریخ به‌اصطلاح شفاهی ابداع شده است تا به این نیاز بازار پاسخ دهد.

شفاهی‌‏بازی در مواردی تا حد محاورۀ خودمانی پائین می‌‏آید. فرد جهاندیده هرچه به ذهنش می‌‏رسد بر زبان می‌‏آورد، تاریخها را غلط ذكر می‌‏كند، حیثیت صغیر و كبیر را به باد می‌‏دهد، یادش نمی‌‏آید قبلاً در همان اتاق و در برابر همان میكرفن حرف دیگری زده است، در رد تذكر مصاحبه‏‌كننده به او مي‏‌گوید 'شما بچه‌‏اید، بروید كتاب بخوانید'، ادعا می‌‏كند احدی را نمی‌‏شناسد كه در این باره چیزی نوشته باشد، و ناگهان اعلام می‌‏كند خسته شده، قرصهایش را نخورده و بهتر است ادامۀ روایت تاریخی بماند برای یكشنبۀ بعد.

در مواردی نیز این روایات خودمانی چندمنظوره است. زندگینامۀ درگذشتگان مشهور در همۀ جای دنیا برای خوانندگان بسیاری جذابیت دارد. یكی از منابع زندگینامه، روایت كسانی است كه با متوفی معاشرت داشته‌‏اند. وقتی پای شاعره‏‌ای مشهور كه در جوانی از دنیا رفته است در میان باشد، و راوی فردی است كه زمانی بروبیایی و دستی به قلم داشته، هم فال است و هم تماشا. احیای آقای ابراهیم گلستان تا حد زیادی به بركت چنین كنجكاوی‌هایی بود.

در دهه‌‏های ٤٠ و ۵٠ ، ابراهیم گلستان مخالفان بسیاری داشت. كسانی به موفقیت او رشك مي‏‌بردند. در شرایطی كه استخدام دائم در جایی كه فرصت كار آزادانۀ فرهنگی به شخص بدهد برای بسیاری از اهل فكر و هنر و قلم آرزو بود، او مي‏‌توانست دیگران را به استخدام در آورد، هرچه دوست دارد بنویسد، هر جا میل دارد برود، هر فیلمی دوست دارد بسازد، حتی اگر به نمایش در نیاید، و برای دولتها كارهای نان‏‌وآب‏‌دار كند بی‌اینكه مستخدم دولت باشد. در جامعه‌‏ای كه داشتن دوربین عكاسی هنوز تجمل به حساب مي‏‌آمد، به‏‌عنوان یكی از نخستین فیلمبرداران ایرانی تلویزیونهای خارجی، به ارز حقوق می‌‏گرفت. كاركردن با خارجیان مجال مي‏‌داد ارتباطهایی گسترده با قدرتمندان برقرار كند ― شبیه موقعیت مجتبی مینوی: در شرایطی كه بسیاری فضلای دانشگاه از شاه‌‏عبدالعظیم دورتر نرفته بودند، مینوی در لندن زندگی مي‏‌كرد و به گنجینۀ كتابهای فارسی موزۀ بریتانیا، كه برای ادیب ایرانی خواب‌‏وخیال بود، دسترسی داشت. اهل ادب كه با اسطورۀ اینتلیجنس سرویس بزرگ شده‌اند طوری كوتاه می‌‏آمدند كه گویی مینوی با ملكۀ بریتانیا و، از طریق او، با شاه ایران ارتباط دارد.

گلستان اصرار داشت به دیگران بگوید خر مانده‌‏اند چون استطاعتِ آدم‌‏شدن ندارند.

و باز مثل مینوی، گلستان پرخاشگر و متفرعن و بددهن بود. پیشرفت تا حد زیادی نتیجۀ روحیۀ رقابت‌‏جوی فرد است و چنین خلق‏‌وخویی چه بسا تند باشد. بخشی از این رفتار را باید نتیجۀ تنازع هم دید. در بازاری كوچك با امكانهایی محدود، برخورداری از تنعماتی كه برای دیگران دست‏‌نیافتنی است حسادت می‌‏آفریند، فردی كه در فشار حسودان است واكنش نشان می‌‏دهد، رفتار او را متكبّرانه تلقی می‌‏كنند، علت اولیۀ برخوردها را كنار می‌‏گذارند و به معلول می‌‏پردازند.

باید توجه داشت تنگدستی در آن روزگار شدیدتر از امروز بود. امروز هم فشار نیازهای مادی البته كاملاً جدی است، اما در دهۀ چهل نیازها در حد خورد و خوراك و خریدن كفش بود. اندكی گشایش در سطح زندگی اهل قلم و هنر هم در دهۀ پنجاه اتفاق افتاد. گلستان اصرار داشت به دیگران بگوید خر مانده‌‏اند چون استطاعتِ آدم‌‏شدن ندارند.

به این ترتیب بود كه در آن سالها تعادل و تناسبی در برخورد به او دیده نمی‌‏شد: آدمی چند فیلم مستند برای شركتهای نفتی، و با درآمد آنها یكی دو فیلم سینمایی برای دل خودش ساخته، در خلوت خویش داستانهایی مي‏‌نویسد یا ترجمه می‌‏كند، و مقامی ندارد اما بسیاری صاحبان مقام به حرفش توجه مي‏‌كنند. در چشم آدمهای منزجر از كار كم‌‏ثمر در ادارات دولتی، چنین تصویری باید مثبت باشد. اما انتقادهای تند از او، كه در بسیاری موارد به بدگویی شبیه بود، ادامه داشت. ظاهراً نه تنها از آن برخوردها ناراحت نمی‌‏شد، بلكه انگار دلیل حقانیت خود می‌‏دید كه به او حمله می‌‏كنند.

خرده‏‌حساب‏‌های سیاسی هم البته در چنان برخوردهایی نقش داشت. امروز همچنان ادعا می‌‏كند ماركسیستی واقعی است. تا زمانی كه دربارۀ ماركسیسم بحث نكرده باشد نمی‌‏توان در این باره قضاوت كرد. اما بعد از پنجاه‌واندی سال از آن وقایع، این استنباطی است ناگزیر: آدمی با این منش و لحن و خلق‌‏وخو حتی اگر تنها ماركسیست شهر هم باشد بهتر است وارد حزب كمونیست نشود، و اگر شد بهتر است بنشیند مقاله بنویسد و مأموریت ارشاد كارگران شهری كوچك در مازندران را نپذیرد. منتقدانش مي‏‌گفتند در مدت عضویت و ریاستش در حزب توده، نه چیزی از ماركسیسم یاد گرفته و نه چیزی به كسی یاد داده است ― فقط داد و قال و برخوردهای تند و استعفای تك‏نفره.

پس از سكوتی طولانی، در دهۀ ٧٠ ناگهان مقاله‌‏ای تند از ایشان انتشار یافت. داستان از این قرار بود كه مایكل هیلمن، مدرس آمریكایی زبان فارسی، در كتابی به زبان انگلیسی پیرامون فروغ فرخزاد به دوستی شاعرۀ فقید با نادر نادرپور هم اشاره كرد. و این آقای گلستان را خوش نیامد. در حمله‏‌ای دور و دراز به نادرپور، منكر شد كه چنین شخصی اساساً شاعر بوده یا هیچ‏گاه با فرخزاد معاشرت داشته است. از جزئیات آن نوشته و كنایه‌‏های سخیفش به رابطۀ نادرپور و جلال آل‏احمد بگذریم و گناه را به گردن سردبیری بینداریم كه به چاپ چنین چیزی رضایت مي‏‌دهد. بدتر از این، به مؤلف كتاب و تسلط او به زبان فارسی تاخت. در شرایطی كه زبان فارسی هم رفته‌‏رفته جزو میوه‏‌جات می‌‏شود و در دانشگاههای دنیا برای این زبان كرسی ایجاد مي‏‌كنند، حمله به یك مدرّس غربی به این بهانه كه خدای سخن پارسی هست یا نیست نابجاست. آیا او بیشتر به زبان و ادبیات انگلیسی تسلط دارد یا مایكل هیلمن به زبان و ادبیات فارسی؟

31-16.jpg

پیشنهاد آخوندی به پزشکیان برای پاسخ به ونس؛ خودتان وارد شوید

خبرنامه گویا ـ عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، در نامه‌ای به مسعود پزشکیان پیشنهاد کرده است پیش از تهیه پاسخ به نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، نشستی با حضور کشورهای منطقه، چین و روسیه در تهران برگزار شود؛ ابتکاری که به تأکید او، باید شخص رئیس‌جمهور هدایتش کند و مسئولیت آن را به هیچ فرد یا نهاد دیگری نسپارد.

به گزارش شرق، آخوندی در نامه هشتم آبان خود خواستار دعوت از وزیران چین، روسیه، ترکیه، پاکستان، مصر و تمامی کشورهای جنوب خلیج فارس شده است تا درباره نگرانی‌های امنیتی ایران و خطر آغاز دوباره جنگ گفت‌وگو کنند. هدف پیشنهادی او، رسیدن به جمع‌بندی مشترک و مشارکت این کشورها در مدیریت بحران است.

آخوندی با یادآوری سوگند ریاست‌جمهوری و مسئولیت پزشکیان در حفاظت از تمامیت ارضی و ریاست شورای عالی امنیت ملی، از او خواسته است شخصاً زمام این اقدام دیپلماتیک را در دست بگیرد؛ درخواستی که هم‌زمان پرسش از میزان اختیار و نقش عملی رئیس‌جمهور در تصمیم‌های کلان امنیتی جمهوری اسلامی را برجسته می‌کند.

خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است؛ متن کامل آن را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

Ahmad_Alavi.jpgاقتصاد سیاسی تعلیق منازعه و منطق بقای ساختار قدرت

وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را می‌توان یکی از وضعیت‌های مهم در تحلیل رفتار راهبردی رژیم حاکم بر ایران دانست. در این وضعیت، نه جنگ تمام‌عیار اتفاق می‌افتد و نه توافقی پایدار شکل می‌گیرد که به منازعه خارجی پایان دهد و زمینه عادی‌سازی روابط اقتصادی و سیاسی را فراهم کند. این وضعیت را نباید صرفاً یک مرحله موقت میان جنگ و صلح تلقی کرد. در برخی ساختارهای اقتدارگرا، تعلیق منازعه می‌تواند به الگویی نسبتاً پایدار برای مدیریت بحران و حفظ ائتلاف قدرت تبدیل شود.

منطق این وضعیت آن است که جنگ تمام‌عیار ممکن است بقای فیزیکی و نهادی ساختار حاکم را تهدید کند، درحالی‌که صلح واقعی و پایدار نیز می‌تواند برخی از سازوکارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بازتولیدکننده قدرت را تحت فشار قرار دهد. بنابراین، مسئله اصلی صرفاً انتخاب میان جنگ و صلح نیست، بلکه مدیریت فاصله میان این دو وضعیت است؛ فاصله‌ای که در آن رژیم می‌تواند ضمن اجتناب از هزینه‌های یک جنگ گسترده، بخشی از مزایای سیاسی و امنیتی استمرار منازعه را حفظ کند.

چرا جنگ تمام‌عیار برای ساختار قدرت پرهزینه است؟

جنگ مستقیم و گسترده با قدرت‌های نظامی برتر، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، می‌تواند هزینه‌هایی ایجاد کند که از ظرفیت تحمل اقتصادی، نظامی و سیاسی رژیم فراتر برود. برخلاف درگیری‌های محدود، جنگ فراگیر ممکن است زیرساخت‌های نظامی، تأسیسات هسته‌ای، سامانه‌های موشکی، مراکز فرماندهی و شبکه‌های ارتباطی را هدف قرار دهد و هم‌زمان ظرفیت کنترل داخلی را نیز مختل کند.

نخستین پیامد چنین جنگی، کاهش توان بازدارندگی و اختلال در زنجیره فرماندهی است. در ساختاری که بخش مهمی از انسجام آن به نهادهای نظامی و امنیتی وابسته است، چنین اختلالی صرفاً یک خسارت نظامی نیست، بلکه می‌تواند به بحرانی سیاسی و نهادی تبدیل شود. دومین پیامد، تشدید بحران اقتصادی است. تخریب زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل، ارتباطات و تجارت خارجی، همراه با کاهش درآمدهای ارزی و افزایش هزینه‌های نظامی، می‌تواند ظرفیت تأمین مالی دولت و حفظ شبکه‌های توزیع رانت را محدود کند.

سومین مسئله، احتمال تبدیل آسیب‌پذیری نظامی به بحران سیاسی داخلی است. هنگامی که ظرفیت سرکوب و کنترل امنیتی کاهش یابد و هم‌زمان نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی افزایش پیدا کند، امکان بروز اعتراضات گسترده‌تر یا تشدید منازعات درونی افزایش می‌یابد. البته این پیامدها قطعی نیستند و به میزان تخریب، انسجام نیروهای امنیتی، رفتار جامعه و تحولات منطقه‌ای بستگی دارند. بنابراین، از منظر بقای ساختار قدرت، هدف لزوماً پیروزی نظامی در یک جنگ فراگیر نیست؛ بلکه جلوگیری از شکست راهبردی و حفظ ظرفیت بازسازی و تداوم حاکمیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

چرا صلح پایدار نیز می‌تواند برای ساختار قدرت مسئله‌ساز باشد؟

در سوی دیگر، صلح پایدار و توافقی که به کاهش واقعی تهدید خارجی، رفع بخش مهمی از تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط اقتصادی منجر شود، الزاماً به معنای کاهش همه مخاطرات برای ساختار قدرت نیست. نخستین مسئله، ضرورت بازنگری در سیاست‌های منطقه‌ای و امنیتی است. دستیابی به توافقی پایدار ممکن است مستلزم محدودیت‌هایی در برنامه هسته‌ای، سیاست موشکی، فعالیت شبکه‌های مسلح هم‌پیمان و الگوی مداخله منطقه‌ای باشد. این مسائل صرفاً موضوعاتی در سیاست خارجی نیستند؛ بلکه با ساختار بازدارندگی، جایگاه نهادهای نظامی و امنیتی و بخشی از هویت ایدئولوژیک رژیم ارتباط دارند.

دومین مسئله، تغییر دستور کار سیاست داخلی است. در شرایط منازعه خارجی، مقامات حکومتی می‌توانند بخشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی را در چارچوب تهدیدهای خارجی، تحریم‌ها و ضرورت دفاع ملی توضیح دهند. اما با کاهش تهدید خارجی، توجه جامعه به مسائلی مانند تورم، بیکاری، فساد، ناکارآمدی مدیریتی، نابرابری، بحران خدمات عمومی و محدودیت‌های سیاسی بیشتر معطوف می‌شود. در چنین شرایطی، جامعه ممکن است به‌جای پذیرش ضرورت‌های امنیتی، خواستار پاسخ‌گویی درباره عملکرد اقتصادی و سیاسی ساختار قدرت شود.

سومین مسئله به منافع سازمانی نهادهای امنیتی و نظامی مربوط است. نهادهایی مانند سپاه پاسداران صرفاً سازمان‌هایی برای دفاع از مرزهای کشور نیستند؛ بلکه در ساختار سیاسی، اقتصادی و امنیتی رژیم جایگاه گسترده‌ای دارند. استمرار منازعه خارجی و شرایط اضطراری می‌تواند ضرورت وجودی، منابع مالی، نفوذ سیاسی و نقش سازمانی این نهادها را تقویت کند. البته نمی‌توان فرض کرد که همه اجزای این نهادها الزاماً مخالف هرگونه توافق یا تنش‌زدایی هستند. مسئله اصلی این است که توافق پایدار، در صورت تغییر اولویت‌های سیاست خارجی و امنیتی، می‌تواند توزیع منابع و قدرت میان بخش‌های مختلف ائتلاف حاکم را دگرگون کند.

مزایای سیاسی و امنیتی وضعیت «نه جنگ و نه صلح»

نخست، استمرار تهدید خارجی امکان حفظ فضای اضطراری را فراهم می‌کند. در چنین فضایی، مسائل امنیتی می‌توانند بر مطالبات اقتصادی و اجتماعی اولویت پیدا کنند و اعتراضات داخلی با ارجاع به شرایط جنگی، تهدید خارجی یا ضرورت حفظ امنیت ملی محدود شوند.

دوم، وضعیت تعلیق منازعه امکان حفظ بازدارندگی بدون ورود به جنگ تمام‌عیار را فراهم می‌کند. استفاده از ظرفیت موشکی، ابزارهای نامتقارن، موقعیت ژئوپلیتیک ایران و اهرم‌هایی مانند تنگه هرمز می‌تواند هزینه‌های تقابل را برای طرف مقابل افزایش دهد. در عین حال، خودداری از ورود به یک جنگ گسترده، امکان حفظ بخشی از ظرفیت نظامی و اقتصادی را فراهم می‌کند.

سوم، این وضعیت می‌تواند جایگاه نهادهای نظامی و امنیتی را در ساختار قدرت تقویت کند. در شرایطی که تهدید خارجی استمرار دارد، منابع بیشتری به اولویت‌های امنیتی اختصاص می‌یابد و نقش نهادهای نظامی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سیاسی برجسته‌تر می‌شود.

چهارم، تعلیق منازعه به رژیم امکان می‌دهد از امتیازدهی اساسی در مذاکرات اجتناب کند، بدون آنکه الزاماً هزینه‌های یک جنگ گسترده را بپردازد. مذاکره، تهدید، عقب‌نشینی محدود و بازگشت به مواضع قبلی می‌توانند به ابزارهایی برای خرید زمان و مدیریت فشارهای خارجی تبدیل شوند.

اقتصاد سیاسی تعلیق منازعه: چه کسانی از استمرار بحران منتفع می‌شوند؟

در شرایط تحریم، محدودیت‌های تجاری، دشواری نقل‌وانتقال پول، تعدد نرخ‌های ارز، گسترش واسطه‌گری و افزایش هزینه مبادلات می‌توانند زمینه شکل‌گیری رانت‌های جدید را فراهم کنند. شبکه‌هایی که به منابع مالی، مسیرهای غیررسمی تجارت، مجوزهای خاص و دسترسی‌های سیاسی دسترسی دارند، ممکن است در مقایسه با بخش خصوصی مستقل از موقعیت مساعدتری برخوردار شوند. بنابراین، استمرار نااطمینانی خارجی می‌تواند به بازتولید برخی مناسبات رانتی کمک کند.

قیمت روزانه دلار

| No Comments

1-4.jpg

خبرنامه گویا ـ شامگاه ۹ آبان، هم‌زمان با زادروز شاهزاده رضا پهلوی، ابی در کنسرت منچستر شعار «جاوید شاه» سر داد و با همراهی پرشور شماری از تماشاگران روبه‌رو شد. در ویدئوی این لحظه، حاضران با فریاد و تشویق به ابی پاسخ می‌دهند و شعار در سالن طنین می‌اندازد.

1-1.jpgایندیپندنت - نصرالله معین نجف‌آبادی، با نام هنری معین، خواننده سرشناس ایرانی، شامگاه شنبه ۹ آبان در سالن «یونایتد پالاس» نیویورک روی صحنه رفت، کنسرتی که با یاد و نام جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان آغاز شد و در بخش‌های مختلف آن، پرچم شیر و خورشید بر نمایشگرهای سالن به نمایش درآمد.

در جریان این برنامه، معین سرود «ای ایران» را اجرا کرد و هم‌زمان تصویر پرچم شیر و خورشید نیز روی نمایشگرهای سالن پخش شد. در کنار این تصاویر، عبارت «نه به اعدام» نیز بر نمایشگرهای سالن ظاهر شد، پیامی در مخالفت با مجازات اعدام که در کنار یاد و نام جان‌باختگان، از بخش‌های قابل توجه محتوای تصویری این کنسرت بود.

معین همچنین ترانه «بی‌بی‌گل» را اجرا کرد، قطعه‌ای شناخته‌شده و از آثار محبوب کارنامه موسیقایی او که در هفته‌های اخیر به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است. حاشیه‌های مربوط به این ترانه به کاربرد تازه و سیاسی آن در فضای مجازی بازمی‌گردد.

«بی‌بی» لقب شناخته‌شده بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، است و در ماه‌های اخیر برخی کاربران فارسی‌زبان با الهام از ترانه معروف معین، از عنوان «بی‌بی‌گل» برای اشاره به نتانیاهو استفاده کرده‌اند.

این پیوند زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که منصور، خواننده ایرانی، در کنسرت ۲۵ مهر خود در دالبی تئاتر هالیوود، ترانه «بی‌بی‌گل» معین را با اشاره طنزآمیز و صریح به نتانیاهو اجرا کرد.

***

1-10.jpgبرترین‌ها: طی ساعات اخیر، تصاویری از برگزاری مراسم عروسی در یکی از عمارت‌های مشهور تهران (خانه امام جمعه)، در شبکه‌های اجتماعی توسط کاربری به نام سارا منتشر شده که بازتاب زیادی داشته است.

این عمارت تاریخی که در محله ناصرخسرو تهران قرار دارد، از بناهای به‌جامانده از دوره قاجار است و معماری و تزئینات چشم‌نواز آن، به‌ویژه آینه‌کاری‌ها و گچ‌بری‌های ظریف، توجه کاربران را به خود جلب کرده است.

این خانه در ابتدا متعلق به میرزا آقاخان نوری، صدراعظم ناصرالدین‌شاه قاجار بود و بعدها حاج سیدابوالقاسم امام جمعه آن را خریداری کرد؛ به همین دلیل، نام خانه امام جمعه نیز بر آن ماندگار شد. این بنای تاریخی در سال ۱۳۷۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

کاربری به نام ساداکو در واکنش به تصاویر منتشره نوشت: یه عمارت بسیار زیبا اخیرا تو تهران مرمت شده به نام خانه امام جمعه. با اسم خانه صدراعظم تبدیل به کافه رستوران و تالار عقد و عروسی شده. نمیدونم واقعا همچین چیزی به این بنای ارزشمند آسیب نمیزنه؟ مگه تهران چندتا عمارت تاریخی این شکلی داره؟

Untitled-10.jpg

Untitled-13545.jpg

1-7.jpg

ویدیوی ارسال‌شده به ایران‌اینترنشنال، اجرای سرود شاهنشاهی را از سوی یک زن مقابل سردر باغ ملی در تهران نشان می‌دهد. این مخاطب با ارسال پیامی گفت این سرود را به مناسبت سالروز تولد شاهزاده رضا پهلوی خوانده است.

***

31-19.jpgخبرنامه گویا - در این ویدئو، زن جوانی در حرم امام حسین در کربلا، مقابل دوربین از زندگی خصوصی و طلاق صحبت می‌کند؛ روایتی به سبک بلاگرها، این‌بار کنار ضریح. این تصاویر بحث درباره آداب حضور در اماکن مذهبی را برانگیخته است؛ برخی آن را خلاف حرمت زیارت می‌دانند و برخی در حرف‌های او بی‌احترامی نمی‌بینند. پرسش اما متوجه حکومتی است که به نام «مقدسات» در خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی مردم دخالت می‌کند: مرز حرمت را رفتار افراد تعیین می‌کند یا نزدیکی‌شان به حکومت؟

cha1.jpgدر برنامه «هدلاین» با اجرای محمد منظرپور، بحث درباره سیاست دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی به جدل بر سر «مماشات» آمریکا و پیامدهای فشار بر تهران کشید. حسین خرم از سیاست ترامپ دفاع کرد و گفت فشار اقتصادی مستمر، انزوای بین‌المللی و تهدید نظامی می‌تواند حکومت را به عقب‌نشینی وادار کند. منظرپور در واکنش، تعبیر «۴۷ سال مماشات» را «بزرگ‌ترین دروغ قرن» خواند و به سابقه تحریم‌ها و رویارویی‌های دو کشور اشاره کرد.

حسین علیزاده هشدار داد که فشار و تهدید علیه بقای جمهوری اسلامی می‌تواند حکومت را به‌سوی ساخت سلاح هسته‌ای سوق دهد. او همچنین تهدید منتسب به مجتبی خامنه‌ای درباره پاسخ «بدون محدودیت جغرافیایی» را اشاره‌ای به امکان فعال‌شدن نیروهای همسو با جمهوری اسلامی در خارج از منطقه دانست. علیزاده در عین حال گفت هم‌زمان با افزایش تهدیدهای جنگی، تلاش‌های دیپلماتیک نیز جریان دارد.

خرم در پاسخ تأکید کرد که سرکوب و بحران‌آفرینی را بخشی از ماهیت جمهوری اسلامی می‌داند و ابزار اصلی آمریکا را قدرت اقتصادی آن معرفی کرد. او از ادامه فشار با همراهی دیگر کشورها و احتمال حملات محدود برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای دفاع کرد. منظرپور نیز با به چالش کشیدن این استدلال پرسید آیا تشدید فشار، تهران را به عقب‌نشینی وادار می‌کند یا به‌سوی آزمایش اتمی می‌برد.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

1-21.jpg

خبرنامه گویا ـ حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در واکنش به سخنان فرمانده سنتکام درباره نبود نیروهای سپاه در تنگه هرمز، تصویری گرافیکی از تجهیزات نظامی در زیر آب و شناوری در حال سوختن منتشر کرد و به انگلیسی نوشت: «آن‌ها غرق شدند!» رسانه‌های حکومتی این پست را پاسخ سپاه به اظهارات فرمانده آمریکایی معرفی کردند.

دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، جمعه هشتم آبان گفته بود هنگام پرواز بر فراز تنگه هرمز، ده‌ها کشتی تجاری و نیروهای آمریکایی را دیده، اما هیچ اثری از سپاه ندیده است. او مدعی شد حملات دقیق آمریکا توان دریایی ایران را درهم شکسته و شناورهای نیروی دریایی ایران «در قعر دریا» هستند.

سنتکام همچنین ادعای سپاه درباره انهدام یک شناور بدون سرنشین آمریکایی در هرمز را رد کرده و گفته است تمامی این شناورها در منطقه موجود و تحت نظارت هستند.

gholhaki.jpgخبرنامه گویا ـ علی قلهکی، فعال رسانه‌ای اصول‌گرا، می‌گوید تهدید تازه منسوب به مجتبی خامنه‌ای درباره پاسخ نظامی «بدون محدودیت جغرافیایی» می‌تواند متوجه اروپا باشد؛ برداشتی که او در حساب خود در شبکه ایکس مطرح کرده است.

قلهکی با مقایسه این پیام با هشدار پیشین علی خامنه‌ای درباره منطقه‌ای‌شدن جنگ نوشت: «برآورد من از این تهدید بدون محدودیت جغرافیا، اروپاست!» او همچنین احتمال توافق در دور تازه تنش‌ها را «دور از ذهن» خواند.

در پیام منتشرشده به نام مجتبی خامنه‌ای آمده است: «هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبه‌رو شود.» در این متن نامی از اروپا برده نشده و معرفی کشورهای اروپایی به‌عنوان هدف احتمالی، تفسیر قلهکی است؛ تفسیری که دامنه تهدیدهای جمهوری اسلامی را از منطقه به اروپا می‌کشاند.

Untitled-5776.jpg

hijab.jpgخبرنامه گویا ـ در ویدئویی منتسب به شهر همترامک در ایالت میشیگان آمریکا، زنی در یک رویداد محلی در فضای باز، کنار غرفه‌ها و کتاب‌های رایگان، روسری سیاهی بر سر دختربچه‌ای می‌گذارد. در بخش دیگری، کودک با روسری دیده می‌شود؛ بستنی در دست دارد و پوشش سرش را مرتب می‌کند.

برای بسیاری از ایرانیان، چنین تصاویری یادآور تناقضی تلخ است: زنان در ایران برای کنارگذاشتن پوششی که حکومت تحمیل کرده، با بازداشت و خشونت روبه‌رو می‌شوند، اما همان پوشش در غرب برای کودکان با لبخند و در قالب فعالیت فرهنگی عرضه می‌شود. هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل، سرکوب زنان مخالف حجاب اجباری و تبعیض سازمان‌یافته علیه زنان و دختران در ایران را مستند کرده است.

در همترامک، اختلاف بر سر این ارزش‌ها در رویدادهای عمومی شهر نیز آشکار شده است. روزنامه محلی «همترامک ریویو» در گزارشی در ژوئن ۲۰۲۶، از صف‌های جداگانه زنان و مردان و بخش ویژه زنان و کودکان در جشن عید، و اختلاف بر سر عکس‌گرفتن از زنان خبر داده بود؛ نمونه‌ای از برخورد ارزش‌های محافظه‌کارانه مذهبی با شیوه زندگی جامعه میزبان. این رویداد، جدا از ویدئوی حاضر است.

از این منظر، سیاست مهاجرت گسترده، چه از مسیر قانونی و چه با ناتوانی در مهار ورود غیرقانونی، باید درباره ادغام اجتماعی نیز پاسخ بدهد. چندفرهنگی‌بودن، بدون تأکید بر برابری زن و مرد، آزادی نقد مذهب و حق خروج از سنت، می‌تواند به تحمل محدودیت‌هایی بینجامد که جامعه میزبان برای شهروندان خود نمی‌پذیرد.

Monthly Archives

Pages

  • about
Powered by Movable Type 6.3.11

About this Archive

This page is an archive of entries from November 2026 listed from newest to oldest.

October 2026 is the previous archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.