May 2026 Archives

banksibanner.jpgبنکسی، هنرمند خیابانی پرآوازه، رسما تایید کرد که مجسمه جدیدی که در مرکز لندن ظاهر شده، اثر اوست. این اثر مردی را نشان می‌دهد که در حال پایین آمدن از یک سکو است و صورتش با پرچمی در اهتزاز پوشانده شده است.

اما محتمل‌ترین پیام هنرمند چیست؟

خبرنامه گویا - مجسمه عمداً در کنار نمادهای تاریخی و نظامی نصب شده تا تضادی آشکار بسازد؛ گویی هنرمند می‌خواهد نشان دهد همان الگوهای قدیمی قدرت و افتخار ملی، امروز هم در حال بازتولیدند اما این‌بار در قالبی کورکورانه‌تر و خطرناک‌تر.

پیام محتمل این اثر، نه صرفاً نقد «ملی‌گرایی»، بلکه هشدار درباره لحظه‌ای است که نمادها جای عقل را می‌گیرند. مردی که یک قدم با سقوط فاصله دارد، استعاره‌ای است از رهبران، ملت‌ها یا حتی جوامعی که در سایه شعارها و پرچم‌ها، واقعیت را نمی‌بینند. برخی تحلیل‌ها به‌درستی آن را نقد «میهن‌پرستی کور» دانسته‌اند؛ جایی که وفاداری به یک نماد، به قیمت از دست دادن قضاوت ختم می‌شود.

در چنین خوانشی، اثر بنکسی به‌طرزی آزاردهنده با واقعیت امروز ایران هم هم‌پوشانی پیدا می‌کند؛ جایی که پس از سرکوب خونین اعتراضات دی ماه که بنا بر گزارش‌ها هزاران نفر کشته شدند و موجی از اعدام‌ها و بازداشت‌ها ادامه یافت، برخی ترجیح داده‌اند چشم بر این واقعیت ببندند و در سایه جنگ، از منتقد به توجیه‌گر قدرت تبدیل شوند. این همان لحظه‌ای است که پرچم، روایت یا «دشمن خارجی» جای حقیقت را می‌گیرد؛ و جامعه، درست مانند مردِ مجسمه، بدون دیدن آنچه زیر پایش در حال فروپاشی است، به جلو قدم برمی‌دارد.

banksi.jpg

در ادامه سنت همیشگی بنکسی که آثارش اغلب در لحظات حساس سیاسی ظاهر می‌شوند این مجسمه بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسش مطرح می‌کند: وقتی حقیقت پشت پرچم پنهان شود، چه کسی اولین قدم را به سوی سقوط برمی‌دارد؟

nytbanner.jpgمقدمه خبرنامه گویا - این گزارش و مجموعه‌عکس همراه آن، بیش از آن‌که بازتابی از واقعیت روزمره در ایران باشد، روایتی گزینشی از یک اقلیت شهری را به‌عنوان «چهره عمومی» جامعه عرضه می‌کند. کافه‌های مدرن با سبک زندگی غربی و زنانی بدون حجاب وجود دارند، اما نماینده تجربه غالب در کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر نیستند. در حالی‌که حدود ۳۰ تا ۳۶ درصد جمعیت زیر خط فقر مطلق زندگی می‌کنند، تمرکز بر این فضاهای محدود، تصویری نامتوازن ارائه می‌دهد. مسئله انکار این کافه‌ها نیست، بلکه تعمیم نادرست آن‌ها به‌عنوان وضعیت معمول است. نکته قابل‌توجه این است که گزارش تنها به یک حامی حکومت اشاره می‌کند آن‌هم در روایتی خنثی یا حتی مثبت بی‌آن‌که نقشی که همین جریان‌ها در کشتار، سرکوب و فضای امنیتی جامعه داشته‌اند، مورد اشاره قرار گیرد. گویی میان نیروهای بسیجی و جوانان با سبک زندگی غربی هیچ شکاف یا تنشی در زندگی اجتماعی وجود ندارد.

***

کافه‌ها و قهوه‌خانه‌ها برای بسیاری از ایرانیان به مکان‌هایی تبدیل شده‌اند که در آن‌ها درباره امیدها، ترس‌ها و هزینه‌های زندگی صحبت می‌کنند و در روزهای پرابهام، به دنبال هم‌صحبتی و همراهی می‌گردند

به قلم فرناز فصیحی - عکس‌ها از آرش خاموشی، منتشر شده در نیویورک تایمز

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

سه هفته پس از آغاز یک آتش‌بس شکننده با ایالات متحده، بسیاری از ایرانیان تلاش می‌کنند بخش‌هایی از زندگی عادی خود را بازسازی کنند. برای بسیاری که مشتاق ارتباط با دیگران هستند، کافه‌ها به کانون تجمع‌های اجتماعی در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران تبدیل شده‌اند.

003.jpg

در پایتخت تهران، مردان و زنان، جوان و سالخورده، کافه‌ها را پر کرده‌اند. دوستان، خانواده‌ها و همکاران دور میزها و صندلی‌هایی می‌نشینند که حتی به پیاده‌روها کشیده شده‌اند. این تجمع‌ها در تمام ساعات روز و تا دیروقت شب ادامه دارد.

حرکات آکروباتیک حامی حکومت در خیابان

taj.jpgاز ما پرسیدند سپاهی هستید؟

ایران اینترنشنال - مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، پس از بازگردانده شدن به ایران در فرودگاه به خبرنگاران گفت: «در کانادا از ما پرسیدند سپاهی هستید؟ گفتیم در ایران ۹۰ میلیون سپاهی هستیم.»

تاج همچنین مدعی شد که از کانادا اخراج نشده و خودش تصمیم به برگشت گرفته است.

او گفت: «به شرطی به آمریکا می‌رویم که هیچ پرچمی به غیر از پرچم جمهوری اسلامی در ورزشگاه‌های محل بازی ایران آورده نشود.»

پلیس کانادا از ورود تاج، هدایت‌الله ممبینی و دو عضو کمیته روابط بین‌الملل به خاک این کشور جلوگیری کرد و آنها پس از ساعت‌ها حضور در فرودگاه، از کانادا اخراج شدند.

اخراج آنها پس از انتشار گزارش اختصاصی ایران‌اینترنشنال صورت گرفت؛ گزارشی که فاش کرد برای تاج «مجوز اقامت موقت» یا ویزای تی‌آرپی صادر شده است. این نوع ویزا برای افرادی صادر می‌شود که در شرایط عادی اجازه ورود به کانادا را ندارند، اما با دریافت آن، ممنوعیت ورودشان به‌طور موقت لغو می‌شود.



مهدی تاج سابقه فرماندهی در اطلاعات سپاه پاسداران اصفهان را دارد. دولت کانادا از خرداد ۱۴۰۳، سپاه پاسداران را در فهرست گروه‌های «تروریستی» قرار داده است.

arnz.jpgمجتبی نیز مثل پدر، حال که بین دو جهان گیر کرده، توهم‌هایی دارد و به‌گفته پسر دایی‌اش، خواب خلافت علوی می‌بیند

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

در بین چهار پسر سیدعلی خامنه‌ای، مصطفی از همان ابتدا راه‌ورسمی جدا از پدر و برادرانش داشت و می‌گویند سخت مجذوب پدربزرگش میرزاجواد بود. لباده پوشید و به قم رفت تا میراث اجدادی حفظ کند و اوقات گرانبهای زندگی را با مباحث حوزوی تلف کند.

سیدمصطفی به اراده پدر با دختر آیت‌الله خوشوقت، ازدواج کرد. همان آیت‌اللهی که فتوای قتل داریوش فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، پیروز دوانی و احمد میرعلائی را صادر کرد.

احمد مروی، تولیت آستان قدس و معاون سابق ارتباطات سیدعلی، درباره مصطفی می‌نویسد: «آقا مصطفی‌، آقازاده بزرگ آقا‌، همان سال اول ازدواجشان که طلبه‌ قم بودند،‌ خانه‌ای اجاره کرد و مستاجر بود. الان هم مستاجرند. ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود و ماه‌های اول ازدواجشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعا تعجب کردم که آیا این خانه، خانه‌ یک تازه‌داماد است؟! حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتی خانه‌ یک تازه‌داماد هم این نیست. یعنی خانه‌ یک تازه‌داماد بالاخره یک زرق‌وبرقی دارد. تا مدت‌ها این زرق‌وبرق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس هست.

starlink.jpgایران وایر - «حسام علاءالدین»، شهروند ۴۰ ساله و پدر دو کودک، بر اثر ضرب‌وشتم ماموران امنیتی و با اتهام «مالکیت اینترنت ماهواره‌ای استارلینک» جان خود را از دست داد.

«ایران‌وایر» مطلع شده است که پیکر او روز چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۵، تحت تدابیر امنیتی و با محدودیت برای اطلاع‌رسانی، به خاک سپرده شده است.

گزارش‌ها حاکی است که حسام علاءالدین، از بستگان مالک پاساژ علاءالدین، حدود دو هفته پیش بازداشت شده و ماموران او را برای بازرسی به منزلش منتقل کرده‌اند. در جریان تفتیش، پس از کشف تجهیزات مربوط به اینترنت ماهواره‌ای استارلینک و مقاومت او، ماموران وی را به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار داده‌اند که منجر به مرگ او در همان محل شده است.

به گفته منابع مطلع، نهادهای امنیتی پس از این حادثه، خبر مرگ او را پنهان کرده و پیکرش را به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند. پیکر او چند روز بعد و پس از اخذ تعهد از خانواده مبنی بر عدم اطلاع‌رسانی، برای خاکسپاری به آنان تحویل داده شد.

starlinklarge.jpg

sf.jpg

خبرنامه گویا - ویدیویی از خیابان‌های سن‌فرانسیسکو منتشر شده که صحنه‌هایی تکان‌دهنده از مصرف گسترده مواد مخدر را به تصویر می‌کشد؛ افرادی در وضعیت خمیده و بی‌حرکت موسوم به «فنتانیل فولد» در حالی دیده می‌شوند که برخی لوله یا سرنگ در دست دارند و در میان زباله‌های پراکنده در پیاده‌روها ایستاده یا خم شده‌اند.

این ویدیو همزمان با اشاره به مراکز «کاهش آسیب» که سرنگ تمیز در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌دهند، بار دیگر بحث‌های جدی درباره تأثیر این سیاست‌ها را داغ کرده است؛ به‌طوری که در واکنش‌ها، عده‌ای خواستار حرکت به سمت درمان‌محور، برنامه‌های اجباری ترک اعتیاد و اجرای سخت‌گیرانه‌تر قانون شده‌اند.

***

zobaleh.jpgویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد یک فرد حامی حکومت در استان خراسان رضوی که روی خودرویش عکس خامنه‌ای را نصب کرده،‌ در یک سطح زباله‌ شهری به دنبال زباله‌ها می‌گردد

خبرنامه گویا - این تصویر، بیش از آن‌که یک صحنه فردی باشد، نمادی از یک تناقض عمیق است: جایی که وفاداری بی‌چون‌وچرا به قدرت، جای عقلانیت و مطالبه‌گری را می‌گیرد و در نهایت، حتی حامیان همان ساختار نیز از پیامدهای آن در امان نمی‌مانند.

وقتی ایدئولوژی بر واقعیت‌های معیشتی و منافع مردم سایه می‌اندازد، نتیجه نه عزت و رفاه، بلکه فرسایش تدریجی کرامت انسانی است. این ویدیو یادآوری تلخی است از این‌که باور کورکورانه به رهبران، بدون پرسش و پاسخ‌گویی، چگونه می‌تواند به چرخه‌ای از محرومیت و نادیده‌گرفتن ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی منتهی شود.

***

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد یک بنر تسلیت مرگ علی خامنه‌ای در شهر خانببین به آتش کشیده شده است

***

ukhostages.jpgلیندزی فورمن و کریگ فورمن، زوج بریتانیایی زندانی در ایران، درباره «دشواری وضعیت بسیاری از ایرانیان» گفتند. لیندزی گفت: «ترسناک است. وقتی به وضعیتم نگاه می‌کنم می‌گویم خدا را شکر که اینجا بزرگ نشده‌ام. برای ما روزی پایان خواهد یافت، اما برای این افراد شاید هرگز پایانی نباشد.»

کریگ فورمن نیز گفت از زمان انتقالش به زندان اوین، چهار نفر از هم‌بندی‌هایش برای اجرای حکم برده شده‌اند و روز بعد خبر اعدام آن‌ها از تلویزیون پخش شده است.

او افزود: «الان در موقعیت وحشتناکی هستیم، اما در این مسیر با افراد فوق‌العاده‌ای هم آشنا شده‌ایم. هر دو روی این کشور را از نزدیک دیده‌ایم.»

خبرنامه گویا - این زوج بریتانیایی می‌گویند در پی اعدام‌های مکرر اخیر زندانیان و درگیری‌های خشونت‌آمیزی که به‌طور منظم در زندانی که در آن نگهداری می‌شوند رخ می‌دهد، برای جان خود بیم دارند.

لیندزی و کریگ فورمن، هر دو ۵۳ ساله و اهل ایست ساسکس، در ماه فوریه پس از آن‌که مقام‌های جمهوری اسلامی آن‌ها را به جاسوسی برای بریتانیا و اسرائیل متهم کردند، به ۱۰ سال زندان محکوم شدند. آقای فورمن گفته است که در مدت بازداشت، چهار نفر از هم‌بندی‌هایش اعدام شده‌اند.

او الگویی را توصیف می‌کند که بر اساس آن، به زندانیان گفته می‌شود ملاقات خانوادگی دارند، اما سپس آن‌ها را می‌برند و اعدام می‌کنند؛ و مرگشان روز بعد، زمانی تأیید می‌شود که تصویرشان در تلویزیون زندان نمایش داده می‌شود.

به گفته او، درگیری میان زندانیان که برخی از آن‌ها سلاح‌های دست‌ساز در اختیار دارند به‌طور منظم در بند محل نگهداری‌اش رخ می‌دهد؛ بندی که زندانیانی از ملیت‌های مختلف در آن حضور دارند.

رونمایی از لانچر مقوایی

| No Comments

بعد از رهبر مقوایی، از لانچر مقوایی رونمایی شد!

ahmadi.jpgرامین احمدی - ویژه خبرنامه گویا

مقدمه: کشتار بزرگ دیماه شرایط سیاسی ایران را بکلی دگرگون کرد. جنگ حکومت با مردم ایران وارد مرحله جدیدی شد. این کشتار بی سابقه را باید نقطه عطفی مهم دانست و تحلیل های استراتژیکی که می خواهند برنامه موثری ارایه دهند باید از این نقطه عطف آغاز کنند. در ایران نظامیانی فاسد و در جنگ شکست خورده حکومتی منفور و غیرقانونی با اعدام های روزانه و رژه های شبه نظامیان خیابانی دارند اما شرایط ایران امروز بسیار فراتر از آرژانتین پس از جنگ فالکلند است و بیشتر شبیه موقعیت‌هایی شده است که در آن مانند سوریه حکومت‌ها وارد مرحله کشتار گسترده مردم مخالف با خود می شوند.

این تحول نقش رهبر اپوزیسیون را کاملاً تغییر می‌دهد اینجا دیگر فقط بحث «پیروزی سیاسی» نیست، بلکه مشکل استراتژیک اصلی جلوگیری از تداوم کشتار در عین پیشبرد گذار به دموکراسی است.

اولویت ها و ویژگی های گذار

برای حل این مشکل هیچ نسخه ساده‌ای وجود ندارد، اما با نگاه به گذارهای دشوار از آرژانتین تا آفریقای جنوبی و حتی شکست‌هایی مثل سوریه چند ویژگی کلیدی برای رهبری استراتژیک اپوزیسیون می توان برشمرد که شاید بررسی آنها مفید باشد. این ویژگی ها کدامند و شاهزاده رضا پهلوی در کدامیک موفق تر بوده است:

۱. اولویت دادن به حفظ جان مردم و نه تشدید نمادین درگیری.

وقتی رژیم نشان داده حاضر است ده‌ها هزار نفر را بکشد، هر حرکت نسنجیده می‌تواند به کشتار بیشتر منجر شود. می دانم که مسئولیت کشتار دیماه را مخالفان قسم خورده پهلوی مصادره کردند و همراه حکومت سعی کردند او را مسئول این کشتار قلمداد کنند اما واقعیت این است که استراتژی پیش از دیماه پهلوی یعنی انتخاب خیابان به منزله میدان اصلی مقابله و فراخوان مردم و عقب راندن حاکمان و فشار برای آغاز گذار نادرست نبود. اگر رقیبان صادق باشند «خیابان» تنها استراتژی همه اپوزیسیون در تمامی چهل و هفت سال گذشته بوده است. در بسیاری موارد مشابه در کشورهای دیگر چنین تظاهرات وسیعی باعث شکاف در حاکمیت و عقب نشینی و دادن فضای بیشتر برای رشد مسالمت امیز جنبش و پیدا کردن راه خروجی برای حاکمان می شود.

در ایران حکومت چنانکه در سوریه هم نشان داده بود این انتخاب را نکرد. این بار تظاهرات سراسری و عظیم بود. پیوند مردم با شاه و پرچم و هویت ملی شان زنگ های خطر را به صدا دراورد. رژیم با کشتار بزرگ نشان داد کمترین مسئولیتی برای حفظ نظم و امنیت منطقه قابل نیست و قدرت هایی که این نظم را می خواهند باید خود وارد میدان شوند. حکومتی که به مردمش اعلان جنگ می دهد دیر یا زود با کشورهای دیگر هم وارد جنگ می شود. لازم نیست در خلیج فارس و نگهبان تنگه هرمز باشی در اروپای شرقی هم وقتی میلاسویچ باشی و کشتار کنی به جنگ با دیگران و مداخله نظامی می رسی.

حالا مساله گذار را بستر جنگ از سویی و ورود نیروهای نیابتی خارجی و اشغال نظامی کشور از سوی دیگر وارد مرحله پیچیده تری کرده است. رهبری استراتژیک جنبش هم بنابراین وظایفی متناسب با شرایط تازه دارد. رهبر مؤثر اعتراضات را از حالت خودجوش به مقاومت مدنی سازمان‌یافته و منضبط تبدیل می‌کند. پیام‌هایی که رهبری جنبش به مردم می دهد باید کنترل شده و خوددار باشد تا از ایجاد وحشت یا چرخه انتقام جلوگیری کند. البته می دانیم سربازان گمنام امام زمان در لباس مخالفان و یا طرفداران سفت و سخت شاهزاده درست تلاشی صد و هشتاد درجه مخالف آن را انجام خواهند داد. حتی اگر عده ای از اینها جزو مشاوران او باشند کار دشوار رهبری کنترل و به حاشیه راندن این عده است.

رهبر موثر گذار می‌داند چه زمانی باید موقتاً عقب‌نشینی کند یا تاکتیک را تغییر دهد و یا چه زمانی بر فشار برای تغییر سریع تر بیافزاید.

۲. ایجاد وحدت واقعی در اپوزیسیون

پراکندگی در این شرایط کشنده است. اغلب مطالعاتی که درباره سوریه نوشته شده اند نشان داده اند که در سوریه، تفرقه اپوزیسیون یکی از عوامل اصلی شکست بود. رهبر موفق گروه‌های سیاسی، مدنی و حتی نظامی را زیر یک چتر واحد جمع می‌کند «یک صدای واحد» در سطح عمومی ایجاد می‌کند و عناصر ماجراجو و بی‌برنامه و بدون پایگاه اجتماعی را به حاشیه می‌راند. در این امر شاهزاده نسبتا موفق بوده است. مشکل اساسی او متحد کردن گروه های کوچک و ماجراجو و افراطی و یا افراد جاه طلبی ست که اغلب با نگاه ایدیولوژیک وارد گفتگوهای اتحاد می شوند و نسبت به پایگاه کوچک اجتماعی خود سهم بزرگ یا مساوی با دیگران طلب می کنند.

شاید اگر استراتژی اتحاد با ایجاد مجلسی شامل نمایندگان احزاب و گروه های سیاسی تشکیل می شد و این مجلس اختلافات و حمله های به یکدیگر را در جلسات خصوصی انجام می دادند و توافقات خود را در مورد استراتژی روزانه مبارزه به رهبر دوران گذار برای اعلام عمومی منتقل می کردند امکان داشت بعضی عناصر زیاده خواه و یا انحصارطلب را در درون یک جمع بزرگ‌تر به مشارکت و انجام «سیاست» ملتزم کرد. متاسفانه نفوذی که عوامل رژیم در این گروه های سیاسی کوچک داشته اند این کار را بسیار دشوار می کند.

در درون ایران اگرچه صدای مردم را خاموش کرده اند اما شواهدی هست که این اتحاد سیاسی و غیر ایدئولوژیک بین فعالان سیاسی در حال شکل گیری ست. در خارج از ایران ایجاد مجلسی شبه پارلمانی (چون منتخبان انتخاباتی مردم نخواهند بود) ممکن است گامی موثر در گردهم آوردن گرایشات متفاوت سیاسی باشد بدون اینکه اختلافات عمیق بین آنها بر روند هدایت و پیروزی گذار تاثیر منفی بگذارد.

wsj.jpgایران اینترنشنال - روزنامه وال‌استریت ژورنال در گزارشی به بررسی استیصال و درماندگی جمهوری اسلامی در برابر محاصره دریایی آمریکا و تلاش تهران برای شکستن محاصره از راه ارسال نفت به چین از طریق راه‌آهن و واردات مواد غذایی از مسیر زمینی و از قفقاز و پاکستان پرداخت.

این روزنامه، جمعه ۱۱ اردیبهشت نوشت جمهوری اسلامی که برای دهه‌ها با تکیه بر فروش نفت به چین و تاکتیک‌های جنگ پارتیزانی در برابر فشارهای آمریکا ایستادگی کرده بود، اکنون با بحرانی بی‌سابقه روبه‌رو شده است.

محاصره کامل بنادر ایران به دست نیروی دریایی آمریکا، شبکه کشتی‌های سایه (شبح) را فلج کرده و صادرات نفت از سوی جمهوری اسلامی را به صفر نزدیک کرده است.

این بحران نه تنها اقتصاد ایران را در آستانه فروپاشی قرار داده، بلکه شکافی عمیق میان میانه‌روهای خواهان مذاکره و تندروهای طرفدار درگیری نظامی ایجاد کرده است.

جمهوری اسلامی که برای حدود پنج دهه از طریق فروش نفت به چین در برابر فشارهای مالی آمریکا دوام آورده است، اکنون در مقابل بحران بزرگ محاصره نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته است.

111.jpgخبرنامه گویا - پرویز پرستویی در تازه‌ترین موضع‌گیری اینستاگرامی خود، به‌جای پاسخ به اصل بحث و نقد سیاسی، مراد ویسی، تحلیلگر ایران‌اینترنشنال، را با ادبیاتی تحقیرآمیز هدف قرار داده است.

در روزهایی که گزارش‌ها از موج تازه اعدام‌ها، بازداشت‌های گسترده و سرکوب معترضان حکایت دارد، حمله به یک تحلیلگر مخالف جمهوری اسلامی نه شجاعت است و نه وطن‌دوستی؛ نوعی فرار از حقیقت است.

آقای پرستویی، وطن‌دوستی با توهین به منتقدان تعریف نمی‌شود. وطن‌دوستی یعنی ایستادن کنار هزاران مردمی که قتل‌عام شدند، کنار خانواده‌هایی که عزادارند، کنار زندانیانی که هر روز زیر سایه طناب دار نفس می‌کشند. اگر امروز صدای شما برای تحقیر مراد ویسی بلند می‌شود، اما برای جوانان اعدام‌شده، معترضان بازداشت‌شده و خانواده‌های داغدار خاموش می‌ماند، این دیگر «مردمی بودن» نیست؛ این همراهی با روایت قدرت است.

شرم بر شما آقای پرستویی...

متن کامل نوشته پرویز پرستویی:

لطفا با دقت به حرف های گل مراد ویسی گوش کنید و بعد به وجدان خودتون رجوع کنید و قضاوت کنید...

بنظرم ایشون خیلی سیب زمینی صفت هستندو جان دوست ...

و هیچ حسی به آب و خاک و وطن ندارند...

یک بار هم که افتخار دادند در راهپیمایی علیه جمهوری اسلامی((مردم ایران و ایران عزیزمان)) شرکت کنند با جلیقه ضد گلوله تشریف آوردند که مبادا مورد گزند پشه ها قرار بگیرند...
👇
خودفروختگی بی‌انتها...»

***

lippold.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ از اظهارات یک فرمانده پیشین نیروی دریایی آمریکا درباره جمهوری اسلامی تمجید کرد و آن را «بسیار هوشمندانه» خواند.

ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال از مصاحبه کرک لیپولد با فاکس نیوز حمایت کرد. لیپولد، فرمانده سابق ناو یو‌اس‌اس کول، در این مصاحبه گفته بود ایران عملا تحت کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد و آن را «حکومت اراذل و اوباش» توصیف کرد.

او تاکید کرد هر اقدام آینده آمریکا باید بر افزایش فشار بر رهبری ایران و سپاه برای مهار برنامه هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای متمرکز باشد.

به گفته لیپولد، گزینه حمله زمینی آمریکا مطرح نیست و در عوض باید برنامه موشکی جمهوری اسلامی، نیروهای نیابتی تهران و همچنین کنترل تنگه هرمز هدف قرار گیرد.

***

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgصحبت دوستی که چند روزی است از طریق ترکیه اینجا به دیدنم آمده. باورکردنی نیست؛ در عرض این دو سال پیر شده و آن چشمان شاد جای خود را به اندوه و نوعی سرگشتگی داده است.

از هر دری سخن می‌گوییم. از حال‌ و روز مردم می‌پرسم.

عمیق در چشمانم نگاه می‌کند: «خودت بهتر از من می‌دانی، اصلاً قابل گفتن نیست. از در و دیوار بدبختی می‌ریزد. وحشت بمباران شب کمتر از خجالت سفره خالی صبحانه پیش زن و بچه است، به‌خصوص زمانی که نوه‌ها همراه مادرشان مهمان باشند.

هفته پیش محمدحسن را دیدم. این دردِ دل او تصویر روشن کشوری است که در حال از هم پاشیدن است.

keramati.jpgدر لحظه‌ای که تنش‌های جهانی در حال اوج‌گیری است، آنچه بیش از هر چیز کمیاب و ضروری است، شفافیت است، نه تردید.

اظهارات اخیر دونالد ترامپ در انتقاد از رهبری آلمان، صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه شکافی عمیق‌تر در تفکر راهبردی غرب را آشکار می‌کند. در شرایطی که تنش‌ها با ایران تشدید شده و پیامدها از بی‌ثباتی منطقه‌ای به امنیت جهانی گسترش یافته، پرسش دیگر این نیست که آیا جمهوری اسلامی تهدیدی محسوب می‌شود یا نه، بلکه این است که آیا جهان آماده مقابله قاطع با آن هست یا خیر.

گفتمان حقوق بشر، برای مدت طولانی به‌صورت گزینشی به کار گرفته شده است؛ زمانی که مناسب باشد، برجسته می‌شود و زمانی که هزینه‌بر باشد، کنار گذاشته می‌شود. هیچ‌جا این تناقض به اندازه ایران آشکار نیست.

Hanif_Heidarnejad.jpgاخیرا از منوچهر بختیاری یک پیام صوتی هشت دقیقه ای انتشار پیدا کرده است. او این پیام را در حالی که در زندان بندرعباس در بند است، ارسال کرده است.

قبل از هر چیز به افرادی که این پیام را نشنیده اند توصیه می شود آن را گوش کنند:
https://x.com/safiri94/status/2048812450196197522

در نگاه به این موضوع، لازم است دو زاویه دید را از هم جدا کرد:

اول: از نظر محتوا؛ پیام منوچهر بختیاری شامل چند پرسش، ادعا، انتقاد و نیز بیان نگرانی ها، خواسته ها و انتظاراتی ست که او از رضا پهلوی دارد. می توان با محتوای آنچه گفته است موافق یا مخالف بود. در صورت مخالفت، بهتر آن است که بطور مستدل به آن پاسخ داده شود. پرسش ها یا انتقادهای بختیاری می تواند منعکس کننده نظر شخصی او باشد یا شاید هم نظر بخشی از جامعه را بازتاب می دهد.

gheimbi.jpgبا وجود آنکه در دو عملیات پیشین ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه رژیم جمهوری اسلامی، آسیب‌های فراوانی به تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران وارد شده اما نیروی متحد آمریکایی-اسرائیلی به هدف اصلی خود که تغییر رژیم در ایران بود نرسیده‌اند. چنین سناریویی که پیش از جنگ هرگز تصور نمی‌شد بسیاری از ناظران را هم همانند ملت ایران متعجب ساخته‌است.

از سوی دیگر برای عده‌ای از تحلیلگران و کنشگران غربی مخالف دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا هم فرصتی طلایی بخشیده تا از تبلیغ روایت شکست، بتوانند منافع جناحی خود در رقابت‌های داخلی را تقویت کنند. اما سوال اصلی که مطرح می‌شود و باید هم مطرح شود این است که چرا نتیجه شش هفته بمباران پرهزینه به چنین ‌جایی رسیده است؟ وضعیتی که ناظران آنرا تله‌ای برای آمریکا بدانند و وندی شرمن آنرا سناریوی خودکشی ابرقدرتی بنام آمریکا معرفی کند؟ چه اشتباهاتی شد و ريشه آنها چه بود و آیا می‌توان با درس گرفتن از آنها، دور جدیدی از درگیری را آغاز کرد تا ورق برگردد و این وضع تغییر کند؟

parsa.jpgزمان تغییر میدان رقابت جهانی فرا رسیده است
گذار از قدرتِ نظامی به قدرتِ کیفیتِ زیستن

مقدمه؛

اگر قرار بود قدرت یک کشور نه با تعداد موشک‌ها، بلکه با کیفیتِ آموزش و سلامتِ مردمانش سنجیده شود، جهان چه شکلی می‌بود؟

شاید در چنین جهانی، رقابت نه برای برتری در ویران کردن، بلکه برای توانایی در ساختن معنا پیدا می‌کرد.

اگر قرار باشد جهان روزی از بی‌نظمی، فقر و نابرابری فاصله بگیرد، شاید وقت آن رسیده باشد که تعریف رقابت میان کشورها را تغییر دهیم.

نه رقابتی بر سر سلاح، نه برتری نظامی، و نه حتی تسلط سیاسی، بلکه رقابتی برای بهتر زیستن انسان.

تصور کنید مسابقه‌ای جهانی شکل بگیرد؛
نه برای نابودی، بلکه برای ساختن.

rezaee.jpgنویسنده: محمدعلی فروغی

نگارنده چکیده و بررسی: محمدرضا رضایی

«تاریخ فلسفه و دانش در اروپا» نوشتهٔ محمدعلی فروغی از جمله آثاری است که نه‌تنها به عنوان یک روایت تاریخی از سیر اندیشه در غرب اهمیت دارد، بلکه به سبب زاویهٔ دید نویسنده‌اش جایگاهی ویژه در میان آثار فارسی‌زبان دربارهٔ فلسفه پیدا کرده است. فروغی که از چهره‌های برجستهٔ فکری و سیاسی ایران در سدهٔ گذشته به شمار می‌آید، این اثر را در دوره‌ای حساس از تاریخ کشور نگاشت؛ زمانی که ایران با چالش‌های سیاسی، فشارهای خارجی و تلاش‌های گوناگون برای نوسازی روبه‌رو بود. او در چنین فضایی به سراغ تاریخ اندیشهٔ اروپایی رفت و کوشید با زبانی نسبتاً روشن و تحلیلی، مسیر شکل‌گیری فلسفه و دانش در غرب را برای خوانندهٔ فارسی‌زبان توضیح دهد. نتیجهٔ این تلاش، کتابی شد که هم جنبهٔ آموزشی دارد و هم بازتابی از نگاه یک روشنفکر ایرانی به تمدن اروپایی است.

فروغی در این اثر، تاریخ فلسفه را صرفاً به عنوان رشته‌ای از نظریه‌های انتزاعی بررسی نمی‌کند، بلکه آن را در پیوند با تحولات اجتماعی، دینی و علمی اروپا نشان می‌دهد. همین ویژگی باعث می‌شود کتاب او تنها گزارشی خشک از آرای فیلسوفان نباشد، بلکه روایتی پویا از شکل‌گیری تفکر جدید در غرب به دست دهد. او از یونان باستان آغاز می‌کند؛ جایی که نخستین تلاش‌های منظم برای فهم جهان بر پایهٔ عقل شکل گرفت. در این بخش، اهمیت سقراط، افلاطون و ارسطو برجسته می‌شود و نویسنده نشان می‌دهد که چگونه این سه چهره، بنیان‌های فلسفهٔ غربی را پی‌ریزی کردند. سقراط با تأکید بر گفت‌وگو و پرسشگری، راهی تازه برای جست‌وجوی حقیقت گشود. افلاطون با طرح جهان نمونه، فلسفه را به قلمرویی متافیزیکی برد و ارسطو با نظام‌مند کردن دانش، پایه‌های منطق و روش علمی را استوار ساخت. فروغی این روند را نه صرفاً به عنوان تاریخ اندیشه، بلکه به عنوان آغاز حرکتی می‌بیند که بعدها به شکوفایی علم در اروپا انجامید.

bekrzadeh.jpgپویش «جانفدا»

"ذکریا از ایران" - ویژه خبرنامه گویا

مدتی است حکومت با ارسال پیامک، مردم را به پیوستن به «پویش جانفدا» فرا می‌خواند؛ پیوستنی که از طریق ارسال کد یا لینک انجام می‌شود. بنا به اعلام رسمی، حدود سی میلیون نفر به این پویش پیوسته‌اند.

حتی اگر این عدد را بپذیریم و فرض کنیم هر فرد تنها یک‌بار مشارکت کرده، باز هم این آمار گویای واقعیت نیست. بخش قابل‌توجهی از این جمعیت، نه از سر باور، بلکه از سر ترس برای حفظ حداقل معیشت یا جلوگیری از حذف امکانات--به این پویش تن داده‌اند. اینان در لحظهٔ تصمیم واقعی، نه انگیزه‌ای برای «فدا شدن» دارند و نه میلی به آن.

نمونه‌ای از این وضعیت را می‌توان در ماجرای «اینترنت طبقاتی» دید. در روند ثبت‌نام، کاربر بارها با خطا مواجه می‌شود و همزمان پیامک دعوت به «جانفدا» دریافت می‌کند. اگر نپذیرد، موقتاً عبور داده می‌شود؛ اما در صورت نپیوستن طی چند روز، دسترسی او به‌صورت یک‌طرفه قطع می‌شود. سپس دوباره پیامک می‌آید و چرخه از نو آغاز می‌شود. نام دقیق‌تر این وضعیت، نه «خدمت»، بلکه نوعی باج‌گیری در سرِ گردنه است. افزون بر این، مصرف اینترنت داخلی نیز از بستهٔ گران طبقاتی کاربر کسر می‌شود؛ یعنی هزینه‌ای تحمیل می‌گردد که عملاً مصداق برداشت ناعادلانه از جیب مردم است.

مسئله فقط دسترسی نیست؛ مسئله، اختلال در پیوندهای حیاتی جامعه است. پزشک باید با بیمار در ارتباط باشد، معلم با دانش‌آموز، فروشنده با مشتری و مادر با فرزند. اگر این ارتباط‌ها یک‌سویه یا محدود شوند، جامعه به وضعیتی می‌رسد که در آن صدا هست، اما شنونده‌ای نیست. اینترنت طبقاتی، بیش از آنکه راه‌حل باشد، به ابزاری برای کسب درآمد و کنترل بدل شده است.

در عین حال، نباید همهٔ استفاده‌کنندگان از این نوع اینترنت را خائن دانست. مسئله، «تحمل» است نه «خیانت». یکی زیر فشار، در همان ضربه‌های نخست از پا می‌افتد؛ دیگری ضربه‌های بسیار را تاب می‌آورد و خاموش می‌ماند. هرکس باید به اندازهٔ توان خود مقاومت کند، نه آنکه معیار تحمل خویش را بر دیگران تحمیل کند. این تحمیل، همان شکافی است که اتحاد را به تفرقه بدل می‌کند.

Pages

  • about
Powered by Movable Type 6.3.11

About this Archive

This page is an archive of entries from May 2026 listed from newest to oldest.

April 2026 is the previous archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.