April 2026 Archives

iranint.jpgدو منبع آگاه در ایران به ایران‌اینترنشنال گفتند که مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، از نحوه پیشبرد دیپلماسی جمهوری اسلامی، به‌ویژه مذاکرات هسته‌ای، از سوی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، ناراضی‌اند و خواستار برکناری او هستند.

این منابع که در جریان گفت‌وگوهای جاری میان روسای قوه مجریه و مقننه قرار دارند، به ایران‌اینترنشنال گفتند پزشکیان و قالیباف معتقدند وزیر امور خارجه در هفته‌های گذشته، به جای ایفای نقش خود به‌عنوان یکی از وزیران که باید مجری سیاست‌های دولت باشد، بیشتر در جایگاه دستیار احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، ظاهر شده است.

به گفته این منابع، عراقچی در دو هفته گذشته بدون اطلاع پزشکیان، در هماهنگی کامل با وحیدی و بر اساس دستورالعمل‌های او عمل کرده است.

این روند، نارضایتی شدید پزشکیان را در پی داشته و او به نزدیکان خود گفته است در صورت ادامه این وضعیت، عراقچی را از سمت خود برکنار خواهد کرد.

پیش‌تر نیز خبرهایی از بروز اختلاف میان مقام‌های جمهوری اسلامی منتشر شده بود. هشتم فروردین گزارش‌هایی از بروز اختلاف‌های جدی میان پزشکیان و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران که گفته می‌شود اکنون فرد شماره یک این نهاد است، منتشر شده بود.

مراد ویسی این حملات را فراتر از افراد دانسته و تأکید می‌کند که چنین انتقادهایی در واقع انسجام یک جریان سیاسی و چشم‌انداز آینده ایران را هدف قرار می‌دهد، در حالی که پهلوی بارها بر اعتماد و حمایت کامل از تیم خود تأکید کرده است.

***

ایران وایر - جمعی از فعالان و کاربران در بریتانیا با ثبت دادخواستی در وب‌سایت Change.org خواستار بررسی رسمی فعالیت‌ها و اظهارات علی علیزاده، تحلیل‌گر سیاسی ساکن لندن، بر اساس قوانین ضد تروریسم این کشور شدند.

alizlarge.jpgدر متن این دادخواست آمده است که برخی مواضع عمومی و اظهارنظرهای او در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها باید از منظر قوانین امنیتی بریتانیا، به‌ویژه مقررات مربوط به حمایت از گروه‌های ممنوعه، مورد ارزیابی قرار گیرد.

در بخشی از این دادخواست تاکید شده است که علیزاده بارها از طریق تریبون‌های عمومی خود از جمهوری اسلامی ایران دفاع کرده، از حزب‌الله حمایت نشان داده، مواضعی ضد یهودی و ضد آمریکایی اتخاذ کرده و به‌طور علنی خود را همسو با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کرده است. او همچنین اظهاراتی مطرح کرده که شامل تهدید و دعوت به تشدید خشونت بوده است.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

امضاکنندگان این درخواست مدعی شده‌اند که اظهارات علیزاده در مواردی با حمایت آشکار از مواضع جمهوری اسلامی و گروه‌هایی که در بریتانیا در فهرست سازمان‌های ممنوعه قرار دارند، همراه بوده است.

irgcnavy.jpgایران اینترنشنال - شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، گفت در روزهای نزدیک، توانمندی‌هایی در عرصه دریا به نمایش گذاشته خواهد شد و دشمنان «سلاحی را که از آن وحشت دارند» در «بیخ گوش» خود خواهند دید.

او با اشاره به حضور گسترده نظامی آمریکا در آب‌های منطقه، از جمله ناوگروه «آبراهام لینکلن»، گفت نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی هفت عملیات موشکی علیه این ناو انجام داده و این حملات باعث شده بود این ناو برای مدتی قادر به انجام عملیات هوایی نباشد.

ایرانی افزود این ناو پس از تعمیرات و با افزایش شمار ناوشکن‌ها دوباره وارد منطقه شده، اما به گفته او، افزایش سکوهای موشکی آمریکا نیز به تحقق اهداف این کشور منجر نشده است.

3030.jpg

ایران اینترنشنال - سالار ولایت‌مدار، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: «من نمی‌دانم خداوند زمین را چه زمانی خلق کرده و تنگه هرمز را به این شکل قرار داده، اما با سلول سلول بدنم معتقدم که خداوند تنگه هرمز را برای امروز خلق کرده است.»

او افزود: «خداوند یک قدرتی تحت عنوان تنگه هرمز به ما داده است که فراتر از همه قدرت‌ها است و این تنگه را برای امروز ایران به وجود آورده است.»

جو امنیتی بازار دلار و ارز

| No Comments

30-20.jpg

ماموران میگویند تعطیل کردی نمان

ایران وایر - شامگاه چهارشنبه ۹اردیبهشت۱۴۰۵ همزمان با افزایش ناگهانی قیمت دلار آمریکا که در مدت ۴۸ساعت از ۱۵۷هزار تومان به ۱۸۲هزارتومان رسید برخی کاسبان و شهروندان تهران و مشهد از امنیتی‌شدن فضای بازار به ایران‌وایر خبر دادند.

از تهران همچنین خبر می‌رسد که نیروهای امنیتی به صرافی‌های تهران اعلام کرده‌اند مغازه‌ها را تعطیل، خرید و فروش ارز را متوقف و تابلوی قیمت‌ها را خاموش کنند.

ایران‌وایر مطلع شده است که روز چهارشنبه ۹اردیبهشت۱۴۰۵ فضای بازار موبایل در مرکز تجاری علاءالدین امنیتی بود. به گفته شاهدان عینی کسبه و بازاریان حتی اجازه این‌که در کنار هم بایستند را نداشتند و اغلب مغازه‌داران به‌دلیل مزاحمت نیروهای لباس شخصی امنیتی ترجیح دادند مغازه‌ها را تعطیل و محل کسب خود را ترک کنند.

یک منبع آگاه در خصوص فضای امنیتی اطراف پاساژ علاءالدین به «ایران‌وایر» می‌گوید: «تعداد مامورهای لباس شخصی یک‌باره از حوالی عصر زیاد شد. کسبه پاساژ خیلی وقت‌ها در ساعت‌های پایانی کار که مشتری کمتر است و خلوت‌تر هستند می‌آیند جلو در مغازه خوش و بشی می‌کنند اما امروز اصلا نمی‌گذاشتند کسی هم‌کلام دیگری بشود. به محض اینکه بیش از دو سه نفر جمع می‌شدند سریع تذکر می‌دادند همه هم لباس شخصی بودند.»

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

به گفته حاضران در محل هر کس مغازه‌اش را تعطیل می‌کرد سریع تذکر می‌گرفت که در محل نماند: «می‌گفتند تعطیل کردی نمان برو خانه. نمی‌دانم انگار نگران بودند تجمعی اعتراضی چیزی شکل بگیرد.»در دو روز گذشته قیمت دلار که در روزهای جنگ تغییر چندانی نکرده بود به یکباره از ۱۵۲هزار تومان جهشی سی‌هزار تومانی را طی کرد و به ۱۸۲هزار تومان رسید. افزایش قیمت دلار موجب شده است که بازار موبایل نیز با کمبود کالا و رکود ناشی از افزایش شدید قیمت و طبیعتا نارضایتی کسبه مواجه شود.

irib.jpg

ایران وایر - یک کارشناس طب اسلامی در صداوسیمای جمهوری اسلامی در رابطه با راهکارهای امام رضا برای افزایش اسپرم توضیح داد.

به گفته این کارشناس این شراب که از ترکیبی از آب باران در روزهای ۲۳ فروردین تا ۲۳ اردیبهشت، کشمش و دیگر ترکیبات مقوی درست می‌شود نه فقط کیفیت و کمیت اسپرم را بهبود می‌بخشد، که نازایی را هم درمان می‌کند.

***

fivebanner.jpgایران وایر - سرکوب اعتراضات دی‌ماه را می‌توان نقض سازمان‌یافته حقوق‌بشر ایرانیان توسط جمهوری اسلامی ایران خواند که در طی مدت‌زمانی کوتاه، هزاران ایرانی بی‌دفاع را به کام مرگ کشاند. رویدادی که از منظر گستره و شدت، بزرگ‌ترین کشتار در تاریخ معاصر ایران و از موارد کم‌سابقه در سطح جهان است.

پیام اخوان، دادستان پیشین سازمان ملل متحد در دادگاه کیفری یوگسلاوی سابق، تصریح کرده است که پیش از سرکوب اعتراضات دی‌ماه، بزرگ‌ترین کشتار معترضان در تاریخ معاصر ایران به اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ مربوط می‌شد؛ اما وقایع دی‌ماه، به‌مراتب فراتر رفته و به بزرگ‌ترین کشتار دسته‌جمعی معترضان در تاریخ معاصر ایران و یکی از بزرگ‌ترین موارد مشابه در جهان تبدیل شده است.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

با توجه به اعتراف رسمی مقام‌های جمهوری اسلامی مبنی بر کشته‌شدن ۳۳۱۷ نفر در جریان این سرکوب ــ رقمی که بسیار کم‌تر از آمار واقعی کشته‌شدگان است ــ حتی همین تعداد هم در چارچوب یک اعتراض مسالمت‌آمیز و از سوی شهروندان غیرمسلح، به اعتقاد اخوان، مصداق آشکار جنایت علیه بشریت است.

***

پنج عکس تکان دهنده از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران06.jpg

عکسی از معترضان با چراغ‌های روشن موبایل در زمان خاموشی گسترده منطقه پونک تهران کمی پیش از مرگ‌بارترین سرکوب تاریخ معاصر ایران

***05.jpgپنج عکس تکان دهنده از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایرانزنی مستاصل در کهریزک تهران در بین اجساد کشته‌شدگان در کیسه‌های که سیاه زیپ‌دار قرار داده شده‌اند.

***04.jpgپنج عکس تکان دهنده از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران

اجساد رها شده کشته‌شدگان پیچیده در پتو در نزدیکی بیمارستان الغدیر تهران

***

پنج عکس تکان دهنده از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران02.jpg

اجساد رها شده معترضان در گوشه‌ای از پزشک قانونی کهریزک در کیسه‌های مخصوص حمل جسد متعلق به سازمان بهشت زهرای تهران

***

پنج عکس تکان دهنده از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران01.jpg

یافتن معجزه‌آسای پیکر نیمه‌جان یکی از معترضان در میان اجساد قرار داده شده در کیسه‌های سیاه

***

amit.jpgامیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

رژیم ایران این روزها با تمام توان تلاش می‌کند از فشار فزاینده آمریکا بدون ورود جدی به مذاکره راهی برای فرار پیدا کند. رسانه نزدیک به نهادهای نظامی، «دفاع‌پرس»، فهرستی از گزینه‌ها برای شکستن محاصره دریایی آمریکا منتشر کرده است؛ از اقداماتی در حد دزدی دریایی حکومتی مانند توقیف کشتی‌های تجاری مرتبط با آمریکا گرفته تا تکیه بیشتر بر تجارت تحریمی با روسیه و کشورهای همسایه از مسیر دریای خزر که تحت محاصره نیست.

با این حال، به نظر می‌رسد تمرکز اصلی بر گزینه دوم باشد. هیأت ایرانی به میانجی‌های پاکستانی اعلام کرده که برای ارائه پاسخ نهایی باید با رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای، مشورت کند. به گفته چند منبع ارشد، تنها فردی که دسترسی مستقیم به او دارد، احمد وحیدی، فرمانده سپاه است.

نکته مهم اینجاست که دیدگاه مجتبی خامنه‌ای و وحیدی کاملاً همسو است. در نتیجه، رویکرد تندروانه وحیدی عملاً به سیاست رسمی نظام تبدیل شده: هیچ مذاکره‌ای درباره پرونده هسته‌ای در کار نخواهد بود مگر اینکه آمریکا ابتدا محاصره دریایی را لغو کند. بسیاری از چهره‌های جریان اصلی سیاسی نیز چه از سر ترس و چه از سر همدلی در حال همگرایی با همین موضع هستند.

30-31.jpgبراساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، عبدالله موحد، نابغه کشتی ایران، برنده ۶ مدال طلای المپیک و جهان و هم‌تیمی و یکی از نزدیکترین ورزشکاران به جهان‌پهلوان غلامرضا تختی، عصر روز چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ بر اثر سکته قلبی، در آمریکا در گذشت.

او متولد ۲۹ اسفند ۱۳۱۸ در بابلسر بود. زنده‌یاد موحد در المپیک ۱۹۶۸ مدال طلا به دست آورد. او که هم‌دوره جهان‌پهلوان غلامرضا تختی بود، یکی از فنی‌ترین کشتی‌گیران ایرانی به شمار می‌رود و نامش در تالار مشاهیر اتحادیه جهانی کشتی ثبت شده است.

عبدالله موحد در بسیاری از اردوهای تیم ملی با جهان‌پهلوان غلامرضا تختی هم‌اتاق و هم‌تمرین بود و روایت‌های متعددی از او نقل کرده است.

او که در سال ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد و در این کشور به دانشگاه رفت، پیش‌تر در گفتگویی اختصاصی با ایران اینترنشنال گفته بود پیشنهاد مربی‌گری در آمریکا را رد کرده است تا ورزشکاری نتواند هم‌وطنانش را شکست دهد: «به من پیشنهاد مربی‌گری شد. بابی داگلاس که حریف من بود، به من پیشنهاد داد. اما نتوانستم خودم را راضی کنم به ورزشکارانی کشتی آموزش بدهم تا هم‌وطنانم را شکست دهند.»

rezayee.jpg

دیگر چیزی نمانده! اذعان محسن رضایی به نابودی همه اهداف جنگی در ایران

محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران و از مقامات ارشد نظامی جمهوری اسلامی در یک مصاحبه خبری با صدا و سیما در اذعان به نابود شدن همه اهداف جنگی در حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، گفت: «اگر جنگی مجددا سربگیرد متمرکز بر سواحل جنوبی، نزدیکی اصفهان و یک مقدار هم غرب کشور است و ممکن است چند بمباران و ترور هم در تهران داشته باشند، چون چیزی غیر از این نمانده.. است».

***

pijama.jpgنواف مسفر بن هلال نویسنده و تحلیل‌گر سیاسی عرب‌زبان در شبکه اکس نوشت:

ویدئویی از یک مراسم رسمی در کویت، صحنه‌ای غیرمنتظره را به تصویر می‌کشد. در این ویدئو، سفیر الجزایر با ظاهری که برای بسیاری شبیه لباس خواب (پیژامه) بوده، وارد مراسمی رسمی می‌شود.

در ابتدای کلیپ، فردی با صدای بلند عنوان «معالی سفیر الجزایر» را تکرار می‌کند تا توجه جمع را جلب کرده و جایگاه دیپلماتیک او را یادآوری کند.

با این حال، ظاهر غیرمعمول او باعث سوءتفاهمی جالب در ادامه ویدئو می‌شود.

در بخش پایانی، مردی مسن که گمان می‌برد با فردی نیازمند روبه‌رو شده، کیف پول خود را بیرون می‌آورد تا مبلغی به او بدهد؛ اما یک جوان به‌سرعت وارد شده و او را متوجه اشتباهش می‌کند و از او می‌خواهد پول را کنار بگذارد.

***

پرچم شیر و خورشید

| No Comments

tahmasebi.jpgاین مقاله درباره گذشته نیست. درباره چیزی است که هنوز تمام نشده:

خشونتی که تکرار می‌شود و حافظه‌ای که هر بار تهدید به دفن شدن است. جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷، رابطه‌ای روشن با مرگ برقرار کرد. دادگاه‌های انقلاب در ماه‌های ابتدایی، با روندهایی شتاب‌زده و بدون دادرسی عادلانه، صدها نفر را محاکمه و اعدام کردند. آن‌چه به‌عنوان «انقلاب» آغاز شد، خیلی زود به سیستمی تبدیل شد که در آن، حذف فیزیکی مخالفان نه استثنا، بلکه ابزار تثبیت قدرت بود.

جنگ ایران و عراق، مرگ را از یک تراژدی به یک ابزار تبدیل کرد. جنگی که صدها هزار ایرانی را کشت، فقط یک فاجعه نظامی نبود, یک تغییر فرهنگی بود. نوجوانان و حتی کودکان به جبهه‌ها رفتند. مرگ، از یک تراژدی انسانی به یک ارزش ایدئولوژیک تبدیل شد. پس از جنگ، این منطق که مرگ می‌تواند در خدمت اهداف سیاسی معنا پیدا کند، به سیاست داخلی راه یافت.

lahiji.jpgدر دو روز گذشته و پس از انتشار فایل صوتی آقای منوچهر بختیاری، پدر جاویدنام پویا بختیاری، شاهد اظهاراتی از سوی برخی چهره‌های رسانه‌ای بوده‌ایم که همچون گذشته، هرگونه انتقاد از شاهزاده را با اتهام‌زنی یا زیر سؤال بردن منتقدان پاسخ می‌دهند.

در تلویزیون منوتو، خانم قاضی‌مراد و آقای امید خلیلی بخشی از انتقادات آقای منوچهر بختیاری، زندانی سیاسی، را مطرح کردند و با این استدلال که در زندان معمولاً همه‌چیز تحت کنترل است، این شائبه را ایجاد کردند که پیام ایشان با همکاری مسئولان زندان به خارج منتقل شده است. چنین طرحی می‌تواند این برداشت را در ذهن مخاطب ایجاد کند که آقای بختیاری احتمالاً با نهادهای امنیتی همکاری داشته است.

نفی و انهدام، م.سحر

| No Comments

M_Sahar_4.jpg

اسلام را سلام نخواهم

این فتنه را دوام نخواهم

دین را بر آن اریکهٔ قدرت

جز نفی و انهدام نخواهم

اورا سوارِ اسب سیاست

تک تاز و بی لِگام نخواهم

بزم وُ را به شهر نجویم

زهر وُرا به جام نخواهم

آن تیزی اش به خنجرِ خونریز

وآن تلخی اش به کام نخواهم

اسلام اگر قساوت و جهل است

من هرگز این مرام نخواهم

نقشش به هیچ سکّه نکوبم

طلبش به روی بام نخواهم

این رنجِ چارده سَده ای را

زین بیش ، بردوام نخواهم

تحمیلِ ظلم و جبر جنون را

بر ذهنِ خاص و عام نخواهم

دستِ خدا به صنعت کشتار

از بام تا به شام نخواهم

شمشیرِ جور و تیغِ دغا را

بی جلد و بی نیام نخواهم

نامردمی به زهد نبینم

در دست کین زمام نخواهم

از زشت سیرتانِ تبهکار

زیبایی ی کلام نخواهم

زینگونه عقل آدمیت را

زنجیریِ ظلام نخواهم

آزادی ای پرندهٔ زیبا

هرگز ترا به دام نخواهم

پنجاه سال رفت و به بندی

این قفل را قوام نخواهم

از زندگی در این شب تاریک

جز مرگ این نظام نخواهم

بر قاتلان مردم ایران

جز روزِ انتقام نخواهم

م.سحر

پاریس / 29/4/2026

https://msahar.blogspot.com/

SAFAYEE.png

اولِ ماهِ مه با لبخندِ ساده‌ی شکوفه‌ها آغاز نمی‌شود؛

با تپشِ خشمِ فروخورده در رگ‌های خسته‌ی کارخانه زاده می‌شود.D

نه آوازِ سبکبالِ چکاوک،

که کوبشِ سنگینِ پُتک بر سینه‌ی سندان است--

طنینی که در گوشِ جهان، همبستگی را فریاد می‌زند.

moji.jpgمجتبی خامنه‌ای: بیگانگان در خلیج فارس جایی جز قعر آب‌هایش ندارند

ایران اینترنشنال - کانال تلگرام مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، پیامی منتسب به او منتشر کرد که در آن با تاکید بر نقش راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز، حضور آمریکا در این منطقه عامل «ناامنی» توصیف شده است.

در بخش‌هایی از این متن، حضور آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس «لانه‌گزینی» توصیف شده و آمده است که پایگاه‌های این کشور «حتی توان تامین امنیت خود را نیز ندارند».

در ادامه این پیام تاکید شده است که «بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر در منطقه دخالت می‌کنند، جایی در خلیج فارس ندارند مگر در قعر آب‌های آن».

پیام منتسب به خامنه‌ای همچنین بر «اعمال مدیریت» جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز تاکید کرده و در آن آمده است که جمهوری اسلامی «بساط سوءاستفاده‌های دشمن متخاصم» را از این آبراه برخواهد چید.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

میهن‌دوستی یکی از ویژگی ها محوری در سیاست مدرن است؛ نیرویی که می‌تواند هم به همبستگی اجتماعی و دفاع از منافع ملی بینجامد و هم به ابزاری برای مهندسی سیاسی و بازتولید قدرت تبدیل شود. تمایز میان این دو کارکرد، به‌ویژه در نظام‌های استبدادی و بخصوص نوع رانتی-مذهبی آن، اهمیت نظری و تجربی ویژه‌ای دارد. در شرایط فضای جنگی آتش بس، پدیده‌ای قابل‌تأمل در قالب «شوهای خیابانی شبانه» ظهور یافته است؛ تجمعاتی که با نشانه‌های بصری همسان، سازمان‌دهی از بالا، و پوشش رسانه‌ای گسترده و هماهنگ همراه‌اند.

این تجمعات خود را به‌عنوان بیان اراده‌ی ملی و میهن‌دوستی معرفی می‌کنند، اما این پرسش اساسی مطرح است که تا چه حد این کنش‌ها بازتابی از اراده‌ی واقعی جامعه و منافع ملی‌اند، و تا چه حد باید آن‌ها را نوعی «میهن‌گرایی نمایشی و دروغین» دانست؟ در شرایطی که حتی اصلاح طلبان حکومتی نیز امکان تجمعی هر چند کوچک را برای نظرات خود در خصوص جنگ را ندارند، و بسیاری از میهن دوستان در زندان هستند، «شوهای شبانه خیابانی» چگونه میتواند نماد میهن‌دوستی شهروندان ایران باشد.

StéphanieRoza.jpgهفته نامه ماریان ( چاپ پاریس)

برگردان : علی شبان

یادداشت مترجم:

بنابراین ملاها می‌خواهند به سلاح اتمی دست یابند ولی در عین حال به ارزش‌های اصلی خود از گذشته دو دستی چسبیده اند.هدف آنها، نابودی حقوق بشر، نابودی برابری جنسیتی، سکولاریسم و دموکراسی است. از این منظر فاشیست ها به اسلام گرایان شباهت دارند، بویژه که دومی ها ، از حسن البناء بنیاد گذار اخوان المسلمین که از ستایشگران هیتلر و موسولینی بود و نحوه ساختار جنبش های آن‌ها را تحسین می کرد، الهام گرفته اند. استفانی رُزا، پژوهشگر مرکز تحقیقات علمی فرانسه,

در همان آغاز قرن ِ بیستم به نظر می‌رسید ایران در مسیر مدرنیته ی سیاسی گام بر می‌دارد : در سال ۱۹۰۶، این کشور نخستین کشور مسلمان بود که تا حدودی قانون اساسی را که از عصر روشنگری فرانسه الهام گرفته بود، تصویب کرد. با این حال، در سال ۱۹۷۹، نخستین کشور مسلمانی بود که یک دیکتاتوری دین سالار را به قدرت رساند.

استفانی رُزا فیلسوف و پژوهشگر ِ CNRS ( مرکز تحقیقات علمی فرانسه) و امیر پاشا توکلی، استاد دانشگاه علوم سیاسی ی پاریس Science ,po در کتابی با عنوان «روشنگری و ضد روشنگری در ایران»، توضیح می‌دهند که این مسیر متناقض، نتیجه ی یک قرن مبارزات سیاسی بین جنبش های اصلاح طلب و نیروهای ارتجاعی است که ایران را به «آزمایشگاه تجربه ِ سیاسی معاصر» تبدیل کرده است.

این دو پژوهشگر و صاحب نظر بلند پایه ی فرانسوی، معتقدند که اسلام سیاسی پس از ظهورش در مصر، تحت تأثیر انگیزه‌های حسن البناء که اخوان المسلمین را در سال ۱۹۲۸ تاسیس کرد، متولد شد. حسن البناء تا حدودی ساختار ِ جنبش اخوان المسلمین را بر اساس احزاب فاشیستی اُلگو برداری کرد : کیش شخصیت، سازمان های جوانان و مداخله در تمام زمینه‌های زندگی عمومی مردم .... این نفوذ پذیری در برابر ضدیت با مدرنیته ی اروپائی و همچنین در یهود ستیزی بسیار قوی که در اندیشه ی اخوان المسلمین نفوذ کرده است، به روشنی قابل درک است. می‌توان گفت که یک یهود ستیزی سنتی در شرق وجود دارد، جائی که یهودیان مدت هاست جایگاه یک اقلیت تحمل شده، اما مطیع را داشته اند. و حتی گاهی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. با این حال، مضامین ِ جدید یهود ستیزی اخوان المسلمین عمدتا از غرب وارد می شود.

نخست از طریق برخی از مسیحیان غرب که آثاری مانند پروتکل های بزرگان صهیون را ترجمه می‌کنند : این متن بلافاصله با موفقیت عظیمی روبرو می‌شود و از کتاب «نبرد من» هیتلر که اندکی پس از آن ترجمه شد، پیشی گرفت. اسلام سیاسی در ایران از اوائل پایان جنگ دوم جهانی با تاسیس فدائیان اسلام، نخستین گروه اسلام گرای ایرانی، در سال ۱۹۴۵، گسترش یافت. رهبر آن (سید مجتبی نواب صفوی)، پس از ملاقات با نظریه پرداز اخوان المسلمین، سید قطب در سال ۱۹۵۳، به شدت تحت تأثیر آنها قرار گرفت. نواب صفوی یکی از مربیان علی خامنه ای بود. وخود ِ خامنه ای بعداً یکی از مترجمان قطب به زبان فارسی شد. او همچنین با خمینی در ارتباط بود. این ایدئولوگ ها با یکدیگر رفت و آمد داشتند و در یکدیگر تاثیر گذاشتند.

این دو پژوهشگر در گفتگویی بلند با روزنامه لوموند - که در فرصتی دیگر به ترجمه آن خواهم نشست - در پاسخ به این پرسش : آیا مداخله ی مشترک اسرائیل و ایالات متحده در ایران، خطر ِ به دست آوردن نتایج معکوس برای این کشورها نیست، زیرا ممکن است توسط مردم به مداخله گری متهم شوند؟ پاسخ آن‌ها این است : ایرانی‌ها کاملاً نا امید هستند و برخی از آنها خواهان مداخله ی خارجی بودند. اما درست است که اختلاف نظر هایی وجود دارد.ولی برخی معتقدند که با توجه به وحشیگری رژیم، چاره‌ای جز درخواست کمک از کشورهای خارجی وجود ندارد. از سال ۱۹۷۹، دیپلماسی اروپا در قبال ملاها کاملاً منفعل عمل کرده است.چهل و شش سال طول کشید تا سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی طبقه بندی شود. اگر چه آنها از دهه ی ۱۹۸۰ در حال برنامه‌ ریزی حملات در سراسر جهان بودند.دارایی های سران رژیم که با هزینه ی مردم اندوخته شده اند، هنوز در بانک های غربی مسدود نشده است.با توجه به عدم تحریم های اعمال شده توسط جامعه بین المللی، جنگ برای برخی آخرین راه حل بنظر می رسد.اگر چه چیز وحشتناکی است. ع.ش

***

و اینک گفتگوی دو پژوهشگر فرانسوی و استاد دانشگاه را با عنوان ِ «بین اسلام گرایی و فاشیسم اروپایی، خویشاوندی قوی وجود دارد»؛ که در هفته نامه ماریان ِ ۲۱/۳/۲۰۲۶، منتشر شده است، می‌خوانیم:

ماریان : شما در کتابتان نشان می‌دهید که ایران «سرنوشتش» زندگی زیر یوغ حکومت دینی نبود، بلکه مسیرهای دیگری را که در قرن بیستم پدیدار شدند، می‌توانست برگزیند....

قیمت روزانه دلار

| No Comments

ایران وایر - کارگروه دفاع از حقوق دانشجویان دانشگاه علم و صنعت خبر داد که در روزهای اخیر شماری از دانشجویان این دانشگاه پیامک‌هایی دریافت کرده‌اند که در آن از آنان خواسته شده دفاعیه خود را تا ۱۲ اردیبهشت از طریق ایمیل ارسال کنند.

trial.jpg

این پیامک برای دانشجویایی ارسال شده است که در جریان اعتراضات دی و بهمن ۱۴۰۴ در تجمعات دانشجویی شرکت کرده بودند.

اجبار دانشجویان به ارسال «ایمیلی دفاعیه» در شرایطی صورت می‌گیرد که ماه‌هاست دانشگاه‌ها غیرحضوری شده‌اند بیش از دو ماه است که دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت قطع شده است. از سوی دیگر این روند طی‌شده با شیوه‌نامه انضباطی سال ۱۴۰۳ همخوانی ندارد.

کارگروه دفاع از حقوق دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تأکید کرده است که مطابق شیوه‌نامه انضباطی، پس از تشکیل پرونده، دانشجو باید ابتدا به‌صورت حضوری از اتهام‌های مطرح‌شده مطلع شود و سپس در جلسه دفاع حضوری شرکت کند.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

همچنین در تبصره ماده ۸۲ این شیوه‌نامه آمده است که برگزاری جلسه به‌صورت غیر‌حضوری یا تلفنی و صدور حکم بر این اساس فاقد اعتبار قانونی است. فعالان دانشجویی این اقدام را نشانه ادامه فشارهای انضباطی بر دانشجویان در فضای امنیتی اخیر ارزیابی کرده‌اند.

aust.jpgایران وایر - مادر فاطمه پسندیده، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال زنان که در هفته‌های اول جنگ چهل روزه، به استرالیا پناهنده شده بود، به این کشور وارد شد.

ویدئویی از این دیدار در حساب کاربری فاطمه پسندیده منتشر شده است.

تیم ملی فوتبال زنان ایران همزمان با آغاز جنگ چهل‌روزه برای شرکت در جام ملت‌های زنان آسیا در استرالیا حضور داشتند.

آن‌ها در یکی از بازی‌ها از همخوانی سرود ملی خودداری کردند که این موضوع باعث تهدیدشان از تهران شد. در نهایت چند بازیکن ملی پوش ایران از جمله فاطمه پسندیده تصمیم گرفتند با ویزای بشردوستانه در استرالیا بمانند.

***

axios6.jpgفرماندهان نظامی آمریکا قرار است گزینه‌های جدید برای اقدام نظامی علیه رژیم ایران را به ترامپ ارائه کنند

خبرنامه گویا - به گزارش اکسیوس به قلم باراک راوید، قرار است دونالد ترامپ روز پنج‌شنبه در نشستی، گزارشی درباره طرح‌های تازه برای اقدام احتمالی نظامی علیه جمهوری اسلامی دریافت کند.

اهمیت موضوع:
این نشست نشان می‌دهد که ترامپ به‌طور جدی در حال بررسی ازسرگیری عملیات نظامی گسترده است؛ چه برای شکستن بن‌بست در مذاکرات، و چه برای وارد کردن ضربه نهایی پیش از پایان جنگ.

پشت پرده:
به گفته سه منبع مطلع، فرماندهی سنتکام طرحی را برای اجرای موجی «کوتاه اما قدرتمند» از حملات علیه رژیم ایران آماده کرده است؛ حملاتی که به احتمال زیاد زیرساخت‌ها را هدف قرار خواهند داد، با هدف پایان دادن به بن‌بست مذاکرات.

  • هدف از این حملات این است که جمهوری اسلامی با انعطاف‌پذیری بیشتری در پرونده هسته‌ای به میز مذاکره بازگردد.
  • طرح دیگری که قرار است به ترامپ ارائه شود، بر کنترل بخشی از تنگه هرمز متمرکز است تا مسیر عبور کشتی‌های تجاری دوباره بازگشایی شود. به گفته یک منبع، اجرای چنین عملیاتی ممکن است با استقرار نیروهای زمینی نیز همراه باشد.
  • گزینه دیگری که پیش‌تر مطرح شده و ممکن است در این جلسه نیز بررسی شود، عملیات نیروهای ویژه برای کنترل ذخایر اورانیوم با غنای بالای رژیم ایران است.

گزارش بی بی سی فارسی به برخی تناقض‌گویی‌های مطرح‌شده از سوی رضا پهلوی می‌پردازد؛ روایتی که با واکنش‌ها و تردیدهایی درباره دقت و جهت‌گیری آن همراه شده است.

***

larijani.jpgخبرنامه گویا - خبرگزاری تسنیم فیلم منتشر نشده‌ای از محمد پاکپور، فرمانده معدوم نیروی زمینی سپاه، و علی لاریجانی، در مرز ترکیه منتشر کرد

این ویدئو که گفته می‌شود پیش از کشته‌شدن محمد پاکپور در جریان درگیری‌ها ضبط شده، حضور او و علی لاریجانی را در مرز ترکیه نشان می‌دهد.

«بر اساس گزارش‌ها، این تصاویر به دوره‌ای پیش از کشته‌شدن پاکپور در جنگ مربوط است و او را در کنار علی لاریجانی در مرز ترکیه نشان می‌دهد.

***

putin.jpgایران اینترنشنال - خبرگزاری رویترز به نقل از یکی از دستیاران رییس‌جمهوری روسیه اعلام کرد که ولادیمیر پوتین در گفت‌وگوی تلفنی با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، پیشنهادهای تازه‌ای برای حل مناقشه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ارائه داده است.

پیش‌تر کرملین اعلام کرده بود که پوتین و ترامپ، چهارشنبه ۹ اردیبهشت در تماسی تلفنی درباره برنامه هسته‌ای ایران و جنگ اوکراین گفت‌وگو کردند.

پوتین همچنین پیشنهاد داد هم‌زمان با سالگرد پایان جنگ جهانی دوم در ماه آینده، یک آتش‌بس موقت در اوکراین برقرار شود. ترامپ هم ابراز امیدواری کرد که توافق برای پایان دادن به درگیری‌های اوکراین نزدیک است.

به‌گفته کرملین، دونالد ترامپ و پوتین در ارزیابی خود از رفتار دولت زلنسکی هم‌نظر بودند و معتقدند این او با عملکرد خود به طولانی‌تر شدن درگیری دامن می‌زند.

این گفت‌وگو در حالی انجام شده که تنش‌ها بر سر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و جنگ روسیه علیه اوکراین همچنان از محورهای اصلی سیاست خارجی دولت آمریکا و روسیه به شمار می‌رود.

trumpaxios.jpgترامپ پیشنهاد ایران را رد کرد: محاصره ادامه دارد، یا توافق یا فشار بیشتر

خبرنامه گویا - به گزارش اکسیوس به قلم باراک راوید، دونالد ترامپ به این رسانه گفته است که امریکا قصد دارد محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی را تا زمانی ادامه دهد که تهران با توافقی موافقت کند که نگرانی‌های واشینگتن درباره برنامه هسته‌ای را برطرف سازد.

اهمیت موضوع:
ترامپ عملاً پیشنهاد جمهوری اسلامی را رد کرده است؛ پیشنهادی که بر اساس آن، ابتدا تنگه هرمز بازگشایی و محاصره لغو شود و سپس مذاکرات هسته‌ای به مرحله‌ای بعدی موکول گردد.

پشت‌پرده:
به گفته سه منبع آگاه، فرماندهی مرکزی امریکا، طرحی برای اجرای موجی «کوتاه اما قدرتمند» از حملات علیه رژیم ایران آماده کرده است؛ حملاتی که هدف آن شکستن بن‌بست مذاکرات عنوان شده است. این حملات احتمالاً زیرساخت‌ها را هدف قرار می‌دهند و پس از آن، واشینگتن تلاش خواهد کرد جمهوری اسلامی را برای بازگشت به میز مذاکره و نشان دادن انعطاف بیشتر تحت فشار قرار دهد.

ترامپ به اکسیوس گفته که محاصره را «تا حدی مؤثرتر از بمباران» می‌داند. به گفته منابع، تا شامگاه سه‌شنبه ترامپ هنوز دستور اجرای هیچ اقدام نظامی مستقیمی را صادر نکرده بود. با این حال، او در شبکه‌های اجتماعی تصویری ساخته‌شده با هوش مصنوعی از خود منتشر کرد که در آن سلاحی در دست دارد، همراه با پیام هشدارآمیز به ایران و شعار: «دیگر خبری از آقای خوب نیست».

29-2.jpgایران اینترنشنال - به گزارش «ورزش ۳»، پلیس کانادا از ورود مهدی تاج، رییس فدراسیون، هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون، و دو عضو کمیته روابط بین‌الملل به خاک این کشور جلوگیری کرده است.

به نوشته این رسانه، هیات ایرانی سفر خود را از روز شنبه آغاز کرده است. آن‌ها ابتدا از مرزهای شمال‌غربی ایران به شهر وان ترکیه رفتند و سپس راهی استانبول شدند و از آنجا با پروازی طولانی، خود را به شهر ونکوور رساندند.

در حال حاضر، مقام‌های فدراسیون فوتبال در فرودگاه ونکوور معطل تصمیم نهایی پلیس کانادا هستند. بر اساس اطلاعات اختصاصی «ایران‌اینترنشنال»، منابع امنیتی و دولتی کانادا برای مهدی تاج «مجوز اقامت موقت» یا TRP صادر کرده‌اند. مهدی تاج که سابقه فرماندهی در اطلاعات سپاه پاسداران اصفهان را دارد، در حالی این مجوز را دریافت کرده است که کانادا از خرداد ۱۴۰۳، سپاه پاسداران را در فهرست گروه‌های «تروریستی» قرار داده است.

این مجوز ویژه (TRP) عملا ممنوعیت ورود قانونی او به کانادا را کنار می‌زند و به او اجازه می‌دهد تحت شرایط سخت‌گیرانه، از جمله الزام به اعلام حضور به نهادهای مسئول در زمان‌های تعیین‌شده، برای شرکت در کنگره فیفا وارد خاک این کشور شود.

nasiri.jpgمهدی نصیری

آقای احمد زیدآبادی در نوشته ای ضمن تعریف و تمجید از دانش جامعه شناسی آقای حسین قاضیان این عبارت را آورده که:

"آقای قاضیان تا وقتی که در ایران بود، در شمار تیزبین‌ترین و نکته‌دان‌ترین و منصف‌ترین کارشناسان حوزهٔ جامعه‌شناسی در کشور به شمار می‌رفت و من معمولاً هیچکدام از نوشته‌های او را از دست نمی‌دادم."

بعد به سخنی از قاضیان در گفتگو با بی بی سی اشاره کرده که با طعنه گفته: "کسانی که نگران زیرساختها هستند نه جان انسانها"

و بعدش، آقای قاضیان و مهاجران خارج نشین را با کلی الفاظ مودبانه! مانند بی منطق، بیدادگر، زامبی های سیاسی و ... نواخته و البته بار دیگر از فحاشی برخی مخاطبانش به خود، ناله و شکوه کرده!

اما نکته مهم در نوشته آقای زید آبادی این است که گویا او احتمال نمی دهد آقای قاضیان که به دانش گسترده و تیزبینی و نکته سنجی و انصاف او در رشته جامعه شناسی اعتراف کرده، درست می گوید و او به خطا می رود.

احمد آقای زیدآبادی روشنفکر و اهل قلم و جمعی دیگر از اصلاح طلبان، امروز در سلک خودحق پنداران ولایی عربده کش و دوشکا به دست در آمده و کنار رژیم انسان کش و سرتاپا رذالت جمهوری اسلامی قرار گرفته اند و کابوس بازگشت پهلوی خواب از چشمانشان ربوده است.

اینان همچنان حکومت ایرانسوز خمینی و خامنه ای برایشان گواراتر از حکومت ایرانساز پهلوی است.

اما شام نظام ایرانسوز و صبح دولت ایرانساز نزدیک است.

***

دلار رکورد زد

| No Comments

dlr.jpgقیمت دلار در بازار آزاد ایران از ۱۸۰ هزار تومان فراتر رفت

ایران اینترنشنال - هم‌زمان با تشدید بحران اقتصادی و ادامه محاصره دریایی بنادر ایران، قیمت ارزهای خارجی در بازار آزاد کشور با جهشی چشمگیر روبه‌رو شده است. پیام‌های رسیده از مخاطبان ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که وضعیت اقتصادی با شتابی نگران‌کننده رو به وخامت می‌رود.

در معاملات چهارشنبه ۹ اردیبهشت، نرخ دلار در بازار آزاد ایران از مرز ۱۸۰ هزار تومان عبور کرد؛ رقمی که نسبت به روز پیش از آن نزدیک به هشت درصد افزایش نشان می‌دهد.

یورو و پوند نیز روندی صعودی داشتند و به ترتیب از ۲۱۱ هزار تومان و ۲۴۴ هزار تومان، فراتر رفتند.

در بازار طلا، قیمت سکه طرح جدید موسوم به «امامی» با رشدی حدود ۶.۵ درصدی به ۲۰۸ میلیون تومان رسید. همچنین نیم‌سکه ۱۰۷ میلیون تومان، ربع‌سکه ۶۱ میلیون تومان و سکه گرمی حدود ۳۰ میلیون تومان معامله شدند.

mussad.jpgایندیپندنت فارسی - دیوید بارنیا، رئیس موساد، روز دوشنبه در مراسم تجلیل از ماموران و ماموریت‌های برجسته سال ۲۰۲۵ گفت این سازمان به «هسته اسرار دشمن» نفوذ کرده و عملیات‌هایی «پیشگامانه‌» در ایران و سایر کشورها انجام داده است.

به گزارش تایمز اسرائیل، بارنیا در مقر موساد با اشاره به آنچه تغییر در نقش این سازمان در زمان جنگ توصیف کرد، گفت موساد دوشادوش ارتش اسرائیل در عملیات‌ها علیه جمهوری اسلامی و حزب‌الله به سازمانی تهاجمی‌تر و موثرتر تبدیل شده است.

او گفت: «ما اطلاعات راهبردی و تاکتیکی را از هسته اسرار دشمن به دست آوردیم. ما توانمندی‌های عملیاتی جدید و پیشگامانه‌ای را در کشورهای هدف به نمایش گذاشتیم.»

بارنیا در ادامه افزود: «به لطف این عملیات‌ها، فعالیت‌های متعددی در کارزار علیه ایران و در جبهه شمالی امکان‌پذیر و برتری اطلاعاتی اسرائیل حفظ شد.»

انفجار تورم

| No Comments

tavarom.jpgافزایش شدید نرخ تورم در ایران

بهرنگ تاج‌دین - بی‌بی‌سی فارسی

نرخ رسمی تورم در ایران باز هم رکورد شکست و با بیش از سه واحد-درصد افزایش نسبت به ماه قبل، در فروردین‌ماه ۱۴۰۵ به ۵۳.۷ درصد رسید.

طبق بررسی‌های مرکز آمار ایران، قیمت کالاها و خدمات مصرفی در فروردین‌ماه به طور متوسط پنج درصد بالاتر از اسفندماه پارسال بود؛ رقمی که به آن تورم ماهانه می‌گویند. این بالاترین نرخ تورم ماهانه ثبت‌شده در فروردین‌ماه در بیش از یک دهه اخیر است.

مرکز آمار نرخ تورم نقطه به نقطه را هم ۷۳.۵ درصد اعلام کرده است. این به معناست که قیمت اقلام مصرفی فروردین‌ماه امسال به طور متوسط ۷۳.۵ درصد بیشتر از فروردین پارسال بوده است.

این در حالی است که گزارش شده قیمت دلار در بازار غیررسمی امروز در مقطعی به حدود ۱۸۰ هزار تومان هم رسیده که بیش از ۱۵ هزار تومان بالاتر از نرخ آن پیش از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است.

سقوط ارزش ریال در کنار محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران از سوی آمریکا می‌تواند قیمت محصولات وارداتی و نیز کالاهای داخلی متکی به مواد و قطعات داخلی را باز هم افزایش دهد و به تشدید تورم منجر شود.

goldersgreen.jpg

خبر تکمیلی:

گروه تروریست «حرکت احباب الیمین الاسلامیه» وابسته به سپاه قدس که پیش‌تر مسئولیت برخی از حملات آتش‌سوزی در لندن و اقدامات مشابه در نقاط دیگر اروپا را بر عهده گرفته بود، در شبکه‌های اجتماعی مسئولیت چاقوکشی‌ امروز را نیز بر عهده گرفت.

پلیس اعلام کرد ما می‌دانیم که برخی افراد از سوی سازمان‌های خارجی و دولت‌های متخاصم تشویق، ترغیب یا حتی برای انجام اعمال خشونت‌آمیز اجیر می‌شوند.

مظنون به‌عنوان مردی مسلمان توصیف شده است، لندنِ صادق خان و عادی‌سازی ترورهای هفتگی

انگیزه و طبقه‌بندی رسمی این حادثه به‌عنوان اقدام تروریستی هنوز به‌طور رسمی تأیید نشده است

خبرنامه گویا - امروز، چهارشنبه، در محله گلدرز گرین لندن یکی از مناطق با جمعیت بالای یهودیان دو نفر در "یک حمله ظاهراً تروریستی" با چاقو زخمی شدند؛ حادثه‌ای که بلافاصله واکنش مقامات بریتانیا را به‌دنبال داشت. پلیس اعلام کرد دو مرد، یکی در دهه ۷۰ و دیگری در دهه ۳۰ زندگی، در محل درمان و سپس به بیمارستان منتقل شدند و وضعیت آن‌ها پایدار است. یک مرد ۴۵ ساله به ظن اقدام به قتل بازداشت شد؛ او پس از تلاش برای حمله به مأموران پلیس، با استفاده از شوکر مهار و زمین‌گیر شد. تحقیقات این پرونده تحت هدایت واحدهای ضدتروریسم ادامه دارد.

گروه "گشت محلی شومریم" اعلام کرد مهاجم به‌طور مشخص «اعضای جامعه یهودی» را هدف قرار داده و نیروهای این گروه پیش از رسیدن پلیس او را مهار کرده‌اند. خدمات اورژانسی "هاتزولا" نیز به مداوای مجروحان در محل کمک کردند. این حادثه در ادامه مجموعه‌ای از رخدادهای نگران‌کننده در هفته‌های اخیر در همین منطقه رخ می‌دهد.

کِر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، این حمله را «ضدیهودی و به‌شدت تکان‌دهنده» توصیف کرد و صادق خان، شهردار لندن، نیز آن را «هولناک» خواند و وعده افزایش گشت‌های امنیتی در منطقه را داد. با این حال، این واکنش‌ها بار دیگر بحث‌ها درباره امنیت واقعی جامعه یهودیان در پایتخت بریتانیا را به صدر توجهات بازگردانده است.

منتقدان می‌گویند این حمله را نمی‌توان جدا از فضای کلی ماه‌های اخیر در لندن دید؛ فضایی که در آن تجمعات گسترده حامیان فلسطین و گروه‌های نزدیک به حماس برگزار شده و در برخی موارد شعارهایی با مضامین ضدیهودی در آن‌ها شنیده شده است. به گفته آن‌ها، در حالی که چنین شعارهایی در خیابان‌ها مطرح می‌شود، برخورد پلیس با معترضان مخالف از جمله افرادی که پلاکارد «حماس تروریست است» در دست دارند سخت‌گیرانه‌تر بوده است.

در کنار این، حوادثی مانند آتش‌سوزی در آمبولانس‌های متعلق به هاتزولا و حمله به یک دیوار یادبود که به یاد قربانیان معترضان ایرانی و کشته‌شدگان حملات ۷ اکتبر را گرامی می‌داشت نگرانی‌ها را تشدید کرده است.

در چنین فضایی، این پرسش جدی مطرح است: آیا محکومیت‌های لفظی به‌تنهایی کافی‌اند، یا لندن ناگزیر است در نحوه مواجهه با ریشه‌ها و بسترهای شکل‌گیری نفرت و افراط‌گرایی تجدیدنظر کند؟

***

nephew.jpgایران اینترنشنال - ریچارد نفیو، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا، در مقاله‌ای در نشریه فارین افرز استدلال کرده است که ایالات متحده باید به جنگ با جمهوری اسلامی پایان دهد، اما فشار حداکثری را حفظ کند تا در نهایت حکومت ایران تضعیف و از درون دچار فروپاشی شود.

ریچارد نفیو، که در دولت بایدن معاون نماینده ویژه در امور ایران بود و در دولت اوباما در شورای امنیت ملی و وزارت امور خارجه آمریکا فعالیت می‌کرد و به‌عنوان معمار تحریم‌ها شناخته می‌شود، در مقاله خود ابتدا به تناقض‌ها در مواضع دولت ترامپ در قبال جمهوری اسلامی اشاره کرده و نوشته است که این مواضع از دعوت اولیه به قیام مردم ایران و تغییر رژیم، تا عقب‌نشینی از این هدف و تمرکز بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای متغیر بوده است.

به‌نوشته نفیو، اگرچه ترامپ مدعی است با حذف رهبران قبلی به نوعی تغییر رژیم دست یافته، اما این برداشت نادرست است، زیرا رهبران جدید، که عمدتا از سپاه پاسداران هستند نه‌تنها میانه‌روتر نیستند، بلکه به همان اندازه یا حتی بیشتر تندرو، سرکوبگر در داخل و تهاجمی در خارج هستند.

او تاکید کرده که تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند تغییر رژیم از طریق جنگ و بمباران بسیار دشوار و پرهزینه است و می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده منجر شود، همان‌طور که در عراق و لیبی رخ داد. با این حال، به باور نفیو، ادامه جنگ نیز راه‌حل مناسبی نیست. در عوض، تغییر واقعی باید از داخل ایران و به‌دست مردم آن رخ دهد؛ مردمی که در سال‌های اخیر بارها در اعتراض به سرکوب و مشکلات اقتصادی به خیابان‌ها آمده‌اند. بنابراین، سیاست آمریکا باید به‌گونه‌ای باشد که این فشار داخلی حفظ و حتی تقویت شود.

نفیو هشدار داده که هرگونه توافق صلح جامع که منجر به رفع گسترده تحریم‌ها شود، حتی اگر شامل محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای و نظامی جمهوری اسلامی باشد، می‌تواند به احیای رژیم و تقویت رهبران تندرو کمک کند.

seprahbar.jpgصدای آمریکا - خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت دو ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، ساختار قدرت در تهران دیگر مانند گذشته حول یک مرجع روحانی واحد و بلامنازع نمی‌چرخد؛ تغییری که می‌تواند موضع تهران را در آستانه مذاکرات احتمالی با واشنگتن سخت‌تر کند.

به نوشته رویترز، با کشته شدن علی خامنه‌ای در روز نخست جنگ و انتقال قدرت به پسر زخمی او، مجتبی خامنه‌ای، نظم تازه‌ای در جمهوری اسلامی شکل گرفته است؛ نظمی که در آن فرماندهان سپاه پاسداران دست بالا را دارند و دیگر خبری از یک داور نهایی، قاطع و صاحب اقتدار کامل نیست.

در این گزارش آمده مجتبی خامنه‌ای همچنان در رأس ساختار رسمی نظام قرار دارد، اما سه نفر از افراد آشنا با مذاکرات داخلی به رویترز گفته‌اند نقش او بیشتر مشروعیت دادن به تصمیم‌هایی است که فرماندهان و نهادهای امنیتی می‌گیرند، نه صدور دستور مستقیم.

به نوشته این خبرگزاری، فشار جنگ قدرت را در هسته‌ای محدودتر، سختگیرتر و امنیتی‌تر متمرکز کرده است؛ هسته‌ای که ریشه در شورای عالی امنیت ملی، دفتر رهبری و سپاه پاسداران دارد.

trump41.jpgدیگر آقای مهربان نیستم، بهتر است زودتر سر عقل بیایند

یورونیوز - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با رد پیشنهاد اخیر ایران برای پایان دادن به جنگ، اعلام کرد که مقامات ایران «بهتر است هرچه زودتر سر عقل بیایند.»

او در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود نوشت که مقامات ایران از پس مدیریت امور خود برنمی‌آید و «نمی‌توانند خودشان را جمع‌وجور کنند.»

او همچنین نوشت: «آن‌ها نمی‌دانند چگونه یک توافق غیرهسته‌ای را امضا کنند.»

آقای ترامپ همزمان تصویری ساخته‌شده با هوش مصنوعی از خود منتشر کرد که در آن با اسلحه‌ای در دست و در برابر صحنه‌های انفجار دیده می‌شود؛ تصویری که روی آن نوشته شده بود: «دیگر آقای مهربان نیستم.»

niceguye.jpg

لوازم حمام اگر آدم بوند

| No Comments

cyrus.jpgسند استقلال ایالات متحده آمریکا که در تاریخ ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ تصویب شد، یکی از مهم‌ترین اسناد سیاسی و تاریخی جهان به‌شمار می‌رود. این سند در شهر فیلادلفیا و در ساختمانی که امروزه به نام Independence Hall شناخته می‌شود، توسط نمایندگان سیزده مستعمره بریتانیا به تصویب رسید. هدف اصلی آن اعلام جدایی رسمی این مستعمرات از حکومت بریتانیا و تأسیس کشوری مستقل بود.

زمینه‌های شکل‌گیری این سند به سال‌ها نارضایتی سیاسی و اقتصادی مستعمره‌نشینان از سیاست‌های دولت بریتانیا بازمی‌گردد. مالیات‌های سنگین، نبود نمایندگی در پارلمان، و محدودیت‌های تجاری از جمله عواملی بودند که به افزایش تنش‌ها انجامیدند. این نارضایتی‌ها در نهایت به وقوع انقلاب آمریکا انجامید که مسیر استقلال را هموار ساخت.

نویسنده اصلی این سند Thomas Jefferson بود که با همکاری دیگر بنیان‌گذاران، متنی تدوین کرد که نه‌تنها اعلام استقلال بود، بلکه بیانیه‌ای از اصول بنیادین حقوق بشر نیز به‌شمار می‌رفت. در این سند تأکید شده است که همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و دارای حقوقی ذاتی همچون حق زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی هستند.

Hamid_Rafi.jpgمن ایرانیم، ایران، سرزمین آریایی‌ها؛ نامی برگرفته از واژه‌ی «آریا» به معنای نجیب، شریف و آزاده. اما این نام، صرفاً نشانه‌ای زبانی یا یادگاری از گذشته نیست، بلکه بیانگر روحی تاریخی و هویتی زنده است که در ژرفای زمان ریشه دوانده، در بستر تجربه‌ها پی‌درپی یک ملت بالیده و تداوم یافته است. ایران، نام یک جغرافیا نیست؛ نام یک حافظه‌ی تاریخی، یک فرهنگ زنده و یک اراده‌ی جمعی است.

این سرزمین، با پیشینه‌ای چندین‌هزارساله، از نخستین کانون‌های شکل‌گیری تمدن بشری به‌شمار می‌رود؛ جایی که انسان، نه‌تنها زیست، بلکه اندیشید، آفرید و به جهان پیرامون خود معنا بخشید. از دل این خاک، اندیشه‌هایی در حوزه‌های فلسفه، حکمت، پزشکی، نجوم، هنر، معماری و شیوه‌های حکمرانی سر برآورد که ردپای آن‌ها هنوز در تاریخ جهان مشهود است. ایران، در دوره‌های گوناگون، نه‌فقط مصرف‌کننده‌ی فرهنگ، بلکه آفریننده و گسترش‌دهنده‌ی آن بوده است.

NK.jpgبی بی سی - کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، با تمجید از سربازان کشورش که با انفجار نارنجک‌های خود در جنگ روسیه علیه اوکراین خودکشی کردند، سیاست میدان نبرد آن کشور را که مدت‌ها ظن آن می‌رفت، تایید کرد.

رهبر کره شمالی در سخنرانی این هفته خود گفت کسانی که «بدون لحظه‌ای دودلی و تردید، خودکشی و حمله انتحاری را انتخاب کردند... برای دفاع از افتخار بزرگ»، «قهرمان» بودند.

کره جنوبی تخمین می‌زند که دست‌کم ۱۵ هزار نفر از کره شمالی برای کمک به روسیه در بازپس‌گیری بخش‌هایی از غرب کورسک اعزام شده‌اند و تاکنون بیش از ۶۰۰۰ نفر کشته شده‌اند.

نه پیونگ یانگ و نه مسکو این آمار را تایید نکرده‌اند.

سازمان‌های اطلاعاتی و همچنین فراریان از کره شمالی گفته‌اند که طبق دستور پیونگ یانگ این سربازان باید خودکشی کنند تا اسیر اوکراین نشوند.

ه گزارش رسانه دولتی کی‌سی‌ان‌ای، خبرگزاری مرکزی کره شمالی، آقای کیم روز دوشنبه، ۲۷ آوریل، در پیونگ یانگ هنگام رونمایی از بنای یادبود سربازان کشته‌شده گفت: «ایثارشان بدون توقع هیچ جبرانی، فداکاریشان بدون توقع هیچ پاداشی... این شرح و بیان اوج وفاداری ارتش ماست.»

آندری بلوسوف، وزیر دفاع روسیه، و ویاچسلاو ولودین، رئیس پارلمان روسیه، از جمله کسانی بودند که در این مراسم حضور داشتند.

در کره شمالی به سربازان آموزش می‌دهند که اسیر شدن «عمل خیانت به وطن» است.

در اوایل سال جاری میلادی، شبکه ام‌بی‌سی کره جنوبی برنامه‌ای پخش کرد که دو اسیر جنگی کره شمالی در اوکراین را نشان می‌داد؛ یکی از آنها در مقابل دوربین گفت، پشیمان است که خودش را نکشته است.

این زندانی گفت: «همه خودشان را منفجر کردند. من قصور کردم.»

سرویس اطلاعات ملی کره جنوبی سال گذشته اعلام کرد که یادداشت‌هایی از سربازان کشته‌شده کره شمالی پیدا کرده است که دلالت بر این اقدام افراطی دارد.

آقای کیم در سخنرانی خود همچنین از کسانی که در این جنگ جان باختند تمجید کرد.

رهبر کره شمالی گفت: «کسانی که در صف اول جنگ بودند و به‌جای رنج بردن از درد بدن‌هایشان که از گلوله‌ها و خمپاره‌ها پاره شده بود، از درد ناکامی در انجام وظایف خود به‌عنوان سربازان تحت امر به خود پیچیدند؛ آنها را هم می‌توان جنگجویان و میهن‌پرستان وفادار حزب نامید.»

در ژوئن ۲۰۲۴، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، و کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، قراردادی را امضا کردند که بر اساس آن، دو کشور در صورت «تجاوز» علیه هر یک از آنها، به یکدیگر کمک خواهند کرد. در آن زمان، کیم جونگ اون این پیمان را «قوی‌ترین پیمان تاکنون» خواند.

کره شمالی، علاوه بر اعزام سرباز، قول داد که هزاران کارگر را هم برای کمک به بازسازی منطقه کورسک روسیه اعزام کند.

Ahmad_Alavi.jpgفروپاشی اقتصادی دقیقاً چیست؟

در ساده‌ترین تعریف، فروپاشی اقتصادی یعنی از کار افتادن تدریجی یا ناگهانی سازوکارهایی که تولید، توزیع و رفاه را در یک کشور ممکن می‌کنند بدین ترتیب موسسات اقتصادی و حاکمیت دیگر نمی تواند وظیفه متعارف خود را انجام دهند. برای مثال بانکها از نقدینگی تهی میشود و سپرده گذاران نمی توانند سپرده خود را دریافت کنند، عرضه برق قطع شده و شهر دچار خاموشی میشود، خرید ساده ترین مایحتاج عمومی هم مانند دارو بسیار دشوار میشود. عرضه برخی از کالاهای عمومی محدود میشود.

اما این فروپاشی شکل‌های مختلفی دارد.

گاهی ناگهانی است؛ مانند آنچه در آرژانتین رخ داد، که در مدت کوتاهی بانک‌ها تعطیل شدند و مردم به سپرده‌های خود دسترسی نداشتند.

گاهی هم تدریجی است؛ مانند تجربه ژاپن، که اقتصاد برای سال‌ها در رکودی فرسایشی باقی ماند.

از زاویه‌ای دیگر، فروپاشی می‌تواند فقط یک بخش را درگیر کند--مثل بحران بانکی ایسلند--یا به کل اقتصاد سرایت کند، مانند آنچه در ونزوئلا رخ داد.

رجزخوانی بازیگر حکومتی در میدان منیریه تهران

dolatshahi.jpgبا نگاهی به جنگ دوازده‌روزه و سپس آتش‌بس ناگهانی--ظاهراً به خواست ترامپ--در بحبوحه جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل و همچنین جنگ ۵۴ روزه اخیر ایران و آمریکا و سپس آتش‌بس در اوج جنگ، این فکر را به ذهن متبادر می‌کند که تا اینجای جنگ، چه کسی را می‌توان برنده جنگ اعلام کرد؟ بعضی‌ها و به‌خصوص خود ترامپ می‌گویند ما جنگ را بردیم و از آن‌طرف ایران هم اعلام پیروزی می‌کند.

حال اگر از دید بازی شطرنج به آن نگاه کنیم، این بازی به‌نظر پات می‌آید--هرچند در این شطرنجِ سیاسی، ایران رهبر و بیش از چهل تن از سرانش را که از مهره‌های مهم در این شطرنج محسوب می‌شدند از دست داد، ولی از نظر سوق‌الجیشی توانست موقعیت خوبی به‌دست آورد که همانا تنگه هرمز و گرفتن شریان حیاتی اروپا و بخشی از جهان در دستش است.

اگر با همین منظر به بقیه این بازی شطرنج نگاه کنیم، در حال حاضر هر دو طرف ادامه بازی را به بعد موکول کردند که تاریخش معلوم نیست؛ چرا که هر دو طرف نیاز به تجدید قوا و فکر کردن بیشتر دارند و به همین خاطر آتش‌بس از طرف ترامپ چند روز دیگر تمدید شد که یقیناً ایران هم از آن استقبال می‌کرد.

assadi.jpgاول ماه مه امسال، بیش از هر زمان دیگری، در دل بحرانی عمیق و چندلایه فرامی‌رسد؛ بحرانی که زندگی زحمتکشان، تهیدستان و اقشار ستمدیده جامعه را به‌شدت زیر فشار قرار داده است. آنچه سال‌ها به‌عنوان «فقر پنهان» در لایه‌های زیرین جامعه جریان داشت، امروز به فقری آشکار، عریان و غیرقابل انکار تبدیل شده است؛ فقری که در سفره‌های خالی، ناامنی شغلی، اضطراب خانواده‌ها، آینده مبهم فرزندان و فرسایش روزمره کرامت انسانی دیده می‌شود.

زحمتکشان, بویژه کارگران همواره از منظر طبقاتی زیر فشار، تبعیض و ستم بوده‌اند. آنان در ساختارهای نابرابر، نه‌تنها از حقوق اولیه خود محروم مانده‌اند، بلکه در مقاطع مختلف گاه به ابزاری برای اهداف تبلیغاتی و سیاسی نیز تبدیل شده‌اند. اما ویژگی متمایز این دوره، گستردگی محرومیتی است که نه فقط خود کارگر و مزدبگیر، بلکه خانواده، فرزندان، معیشت و آینده آنان را نیز دربر گرفته است. این دیگر صرفاً بحران معیشت نیست؛ بحران بقا، امنیت و کرامت انسانی است.

فیلم ترسناک ۳۰ ثانیه‌ای

| No Comments

***

29-3.jpg

ایران اینترنشنال - ویدیوی منتشرشده در رسانه‌ها نشان می‌دهد محمدرضا طالقانی، رییس اسبق فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی، در یک تجمع حکومتی روی سکو می‌گوید که «آمده‌ام اینجا خودم را به شما بمالم و بروم.»

shia.jpgبازداشت شش عضو یک گروه شیعه در بریتانیا با اتهامات جنسی و برده‌داری

بازداشت شش عضو یک گروه شیعه در بریتانیا با اتهامات جنسی و برده‌داریپلیس می‌گوید که شش نفر با اتهامات جدی، از جمله برده‌داری مدرن، در یک گروه مذهبی در استان چشایر انگلستان دستگیر شده‌اند. بیش از ۵۰۰ مامور پلیس به سه آدرس متعلق گروهی به نام «دین احمدی صلح و نور» در شهر کرو یورش بردند. «دین احمدی صلح و نور» فرقه‌ای شیعه و دوازده امامی است که در سال ۲۰۱۵ تاسیس شد. پیروان این فرقه باور دارند که عبدالله هاشم ابا الصادق، رهبر این گروه، با اراده و نظر پیامبر اسلام به این سمت انتخاب شده و کعبه واقعی مسلمانان نه در مکه بلکه در پترا در اردن است

خبرنامه گویا - گرت وریگلی، از مقامات ارشد پلیس، تأکید کرد که تمرکز تحقیقات بر افراد مظنون است و نه خود دین: «اگرچه افراد بازداشت‌شده عضو این گروه هستند.

این گروه مذهبی که در سال ۲۰۲۱ مقر خود را از سوئد به بریتانیا منتقل کرده، ترکیبی از آموزه‌های شیعه با نظریه‌های توطئه درباره ایلومیناتی و کنترل رؤسای‌جمهور آمریکا توسط موجودات فرازمینی را ترویج می‌کند.

عبدالله هاشم اباالصادق، متولد مصر، رهبر فرقه «دین احمدی صلح و نور» است:

پیروان آن که معمولاً کلاه‌های مشکی خاصی بر سر دارند معتقدند رهبر گروه توانایی درمان بیماران و حتی ناپدید کردن ماه را دارد. این گروه خود را یک جنبش صلح‌طلب، شفاف و مبتنی بر برابری و حقوق بشر معرفی می‌کند و در بریتانیا نیز دارای وضعیت خیریه است.

در سال‌های اخیر، سیاست‌های مهاجرتی باز و اعطای اقامت به مهاجران فاقد بررسی دقیق، به‌ویژه در شهری مانند لندن که جمعیت مسلمان آن بنا بر برخی برآوردها به حدود ۱۵ درصد رسیده، به یکی از محورهای بحث درباره تنش‌های اجتماعی تبدیل شده است. منتقدان می‌گویند بخشی از این جمعیت، به‌ویژه عناصر غیرمیانه‌رو، می‌توانند زمینه‌ساز بی‌ثباتی شوند؛ در حالی که کشورهایی مانند قطر و امارات متحده عربی، برخلاف اروپا، تمایل بسیار کمتری به پذیرش چنین مهاجرانی به‌عنوان شهروندان آینده نشان داده‌اند. در همین فضا، پرونده‌های جنجالی مرتبط با برخی گروه‌های مذهبی بار دیگر این بحث را برجسته کرده است.

tshbanner.jpg

ترامپ روز چهارشنبه در تروت سوشال پستی را بازنشر کرد که در آن تصویری از تنگه هرمز با نام «تنگه ترامپ» نمایش داده شده است.

بازنشر این پست هم‌زمان با اقدام آمریکا در محاصره سواحل جنوبی ایران و ادامه بحران جهانی ناشی از بسته شدن این تنگه صورت می‌گیرد.

sot.jpg

***

roostayee.jpgفرزانه روستایی

طیف بزرگی از روشنفکران و دگراندیشان و بخصوص نیروهای چپ انتظار دارند که پس از جنگ شرایطی فراهم شود تا بتوانیم معادلات کشور را تغییر داده و رویاهای خود را برای ایران محقق کنیم. غافل از اینکه به احتمال قوی تر معادلات این جنگ در کشور ماندگار خواهد شد. اگر اینترنت برای دو ماه قطع است و به عنوان نماد به گروگان گرفته شدن مردم ایران روزی دو سه نفر اعدام می شوند، اگر حشد الشعبی و افعان ها همه خیابان های تهران را در اشغال خود دارند، اگر جمهوری اسلامی از قتل عام ۱۸-۱۹ دی ماه خم به ابرو نیاورد و حتی به این سرکوب خونین افتخار می کند معنای آن این که ما دیگر به گذشته باز نمی گردیم و از نگاه آپاراتچی های ج ا، ایران یا کره شمالی دوم است یا نیست و نابود و غزه.

این در حالی است که جمهوری اسلامی بازیگر لخت و عور یک تئاتر انلاین شده است که از پشت ویترین همه دارند خفگی تدریجی و محاصره دریایی و کپی پیست شدن مدل لیبی را در ایران نظاره می کنند. از پشت این ویترین شاهدیم که این رژیم نه ساقط شده، نه تعادل دارد، نه هیچ فردایی در انتظارش است. همه سال هایی که بعد از این جنگ فرا می رسد سیاه سیاه است که در آن جایی برای تنفس و فضای باز سیاسی برای کسی باقی نمی گذارد. برخلاف رویاهایی که طیفی از سیاسیون برای آینده دارند نه فضای سیاسی باز می شود و نه نسیمی از آزادی وزیدن خواهد گرفت. هر آنچه هست با کمک برادران مکتبی شیعه عراقی سرکوب و تجاوز واختلاس و آدم ربایی و ترور و وحشت خواهد بود. به همین دلیل تا دیر نشده باید به این فکر کرد که شاید بتوان از شرایط امروز و جنگی که درگیر آن هستیم برای تغییر معادلات کشور بهره برد.

28-2.jpgحسین پاکدل در واکنش به هنرمندانی که در جنگ طرف مردم نایستادند: بزرگ‌ستارگانِ هالیوود فریادها زدند.شما کجا بودید؟ کُنجِ عافیّت؟/ رفقا، بَد رفوزه شدید این‌بار، خیلی بد!

🔹حسین پاکدل بازیگر در یادداشتی از بی‌کنشی برخی چهره‌ها در زمان جنگ گفت: روی‌هم‌رفته بادِ هواییم؟ فقط ادا؟ فروش‌ فَخر و مباهات؟ این‌جا کشور ما نبود و نیست؟ این مردم، این‌ها همان هواداران و مُشوّقانِ ما نبودند و نیستند؟ آن‌گونه وهمناک زیرِ بمب و موشک و آوار و دلهره؟ باید شخصاً به بادِ فنا برویم تا به‌سرعتِ باد به‌خود تکان بدهیم؟ تا سکوتِ مصلحت بشکنیم، وامصیبتا کنیم و صدا به حلق دراندازیم؟

هادی زنوزی در شبکه اکس نوشت: داداش! اگه جایی مثل لانج یا رستوران تایلندی هستی، بهتره حواست باشه و از این موقعیت فاصله بگیری

kham.jpgکاوه اسواران

فردا، نهم اردیبهشت ۲۵۸۵، دقیقاً دو ماه از لحظه‌ای می‌گذرد که علی خامنه‌ای در نخستین دقایق عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل، در بمباران پناهگاه مستحکمش در تهران کشته شد. مرگ او نه در میدان نبرد، بلکه مرگی بزدلانه در همان مخفیگاهی بود که مدت‌ها در آن پنهان شده بود.

هلاکت او از آنچه می‌پنداشت حقارت‌بارتر بود. مرگی ذلیلانه در ردیف سایر دیکتاتورها و جنایتکاران هم‌عصر و هم‌ارز او همچون صدام، قذافی، ملاعمر، چائوشسکو و میلوسویچ.
او ۸ ماه آخر عمر خود را حقیرانه و هراسناک در اختفا زیست و از بیم مرگ، امکان خروج از مخفیگاه و دیدن نور آفتاب را نیافت.

اما شاید شگفت‌انگیزتر از خود مرگ، آنچه است که پس از آن رخ داده: امروز شصت روز از هلاکت او گذشته و رژیم او جرأت نیافته نعش وی را به خاک بسپارد. این در حالی‌ست که در اسلام شیعی، مرده باید ظرف کمتر از ۲۴ ساعت دفن شود و تأخیر در تدفین، نشانه‌ی بی‌احترامی و مورد لعن و عذاب قرار داشتن متوفی است.

از سوی دیگر پسر او مجتبی که بیش از ۲۰ سال را به برنامه‌ریزی و مهره‌چینی برای رسیدن به رهبری در چنین روزی گذرانده بود، گرچه به ظاهر به جانشینی او رسید (عملی که خود در تضاد عمیق با شعارهای جمهوری‌ اسلامی در مخالفت با حکومت موروثی بود)، اما علی‌رغم داشتن چنین عنوانی، در این مدت ۶۰ روز هیچ صدا و تصویری از او منتشر نشده و بنا به قرائن و شواهد موجود، او نیز در همان روز ۹‌ اسفند به‌همراه پدرش به هلاکت رسیده؛ موضوعی که توسط خود رژیم انکار می‌شود.

bomb.jpgتیک‌تاک، تهران! مسیرهای فرار رژیم به‌سرعت در حال بسته شدن است

مارک دوبوویتز و میعاد ملکی - نیویورک پست، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، فشارها بر دونالد ترامپ از هر دو سو چپ و راست انزواطلب برای پایان دادن به جنگ علیه رژیم ایران در حال افزایش است.

او باید در برابر این فشارها مقاومت کند.

چرا که زمان به نفع آمریکا است.

همان‌طور که ترامپ گفته، جمهوری اسلامی در نتیجه فشار محاصره آمریکا در تنگه هرمز و نیز آسیب‌های ناشی از پیامدهای ویرانگر عملیات «خشم حماسی»، در حال تضعیف است.

این وضعیت، یک فرصت نادر ایجاد کرده است.

واشینگتن می‌تواند تهران را وادار کند که به امتیازات دائمی در حوزه هسته‌ای و موشکی تن دهد، یا با خطر فزاینده فروپاشی رژیم روبه‌رو شود.

تا اینجا، ترامپ قاطعیت قابل توجهی نشان داده است.

و این کارزار نتایج مهمی به همراه داشته است.

صدها فرمانده و مقام ارشد جمهوری اسلامی کشته شده‌اند.

زیرساخت‌های هسته‌ای، پدافند هوایی، برنامه موشک‌های بالستیک، نیروی دریایی و صنایع دفاعی رژیم ایران به‌شدت تضعیف شده‌اند.

اما ضربه اقتصادی ممکن است حتی برای رژیم خطرناک‌تر باشد.

28-4.jpg

رامین رضائیان در مصاحبه با یوسف سلامی بازجو خبرنگار صدا و سیما بدون اشاره به ۴۵ هزار کشته شده انقلاب ملی شیر و خورشید ایرانیان از جمله ورزشکاران و مربیان و فوتبالیست‌های زن و مرد مدعی شد در جام جهانی برای ایران و شهدا می‌جنگیم!!!

سه‌شنبه ۸ اردیبهشت‌ماه۲۵۸۵

ravid.jpgجنگ سرد جدید در خلیج فارس

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

به گزارش اکسوس به نقل از باراک راوید، تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا وارد مرحله‌ای شبیه به «جنگ سرد» دوران شوروی شده است؛ مرحله‌ای که با تحریم‌های مالی، توقیف و بلوکه دریایی تعریف می‌شود.

اهمیت ماجرا:
این بن‌بست پرتنش چشم‌انداز پایان فوری ندارد. در نتیجه، افزایش قیمت انرژی در ماه‌های پیش‌رو تقریباً قطعی است و در عین حال، خطر شعله‌ور شدن یک جنگ مستقیم در هر لحظه وجود دارد.

تصویر کلی:
چندین مقام آمریکایی به اکسیوس گفته‌اند نگران آن هستند که امریکا درگیر یک «شرایط منجمد» شود؛ وضعیتی بدون جنگ و بدون توافق.

  • در چنین سناریویی، آمریکا ناچار است ماه‌ها حضور نظامی خود را در منطقه حفظ کند.
  • تنگه هرمز بسته می‌ماند، محاصره دریایی آمریکا ادامه پیدا می‌کند و دو طرف منتظر می‌مانند تا طرف مقابل عقب‌نشینی کند یا نخستین شلیک را انجام دهد.
  • با توجه به اینکه تنها شش ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر باقی مانده، یک منبع نزدیک به ترامپ می‌گوید: «درگیری منجمد، بدترین سناریو برای او از نظر سیاسی و اقتصادی است.»

جزئیات بیشتر:
به گفته پنج مشاوری که با دونالد ترامپ گفت‌وگو داشته‌اند، او میان دو گزینه در نوسان است:
حملات نظامی جدید یا صبر برای دیدن اثر تحریم‌های «فشار حداکثری».

  • ترامپ اخیراً به یکی از مشاورانش گفته: «تنها چیزی که [رهبران رژیم ایران] می‌فهمند، بمب است.»
  • همان مشاور می‌گوید: «او را می‌توان ناامید اما واقع‌بین توصیف کرد. نمی‌خواهد از زور استفاده کند، اما عقب هم نمی‌نشیند.»

iraq.jpgپس از فشار آمریکا، تاجری ناشناس مأمور تشکیل دولت عراق شد

دویچه وله - به گفته نزار آمیدی، رئیس جمهور عراق، در روند تشکیل دولت "نباید هیچ تأخیر دیگری" رخ دهد. اکنون علی زیدی، یک چهره تازه‌وارد سیاسی، مأمور تشکیل کابینه شده. نوری مالکی، سیاستمدار کهنه‌کار پس از فشار آمریکا از رقابت کنار رفت.

یک تاجر ۴۰ ساله عراقی که در عرصه سیاست تا حد زیادی ناشناخته است، به مقام نخست‌وزیری این کشور منصوب شده و اکنون قرار است دولت جدید عراق را تشکیل دهد.

پس از هفته‌ها بحث و اختلاف، ائتلاف اصلی پارلمان عراق موسوم به "چارچوب هماهنگی" بالاخره دیروز دوشنبه ۲۷ آوریل (۷ اردیبهشت) علی زیدی را به عنوان نامزد نخست‌وزیری این کشور معرفی کرد. در پی این توافق، نزار آمیدی، رئیس جمهور عراق، رسما زیدی را مأمور تشکیل دولت کرد.

"چارچوب هماهنگی"، ائتلاف قدرتمندی متشکل از احزاب شیعه حامی جمهوری اسلامی است که پیش‌تر از نخست‌وزیری نوری مالکی، که به عنوان سیاستمداری نزدیک به ایران شناخته می‌شود، حمایت کرده بود.

trumptsbanner.jpgترامپ: ایرانی‌ها گفته‌اند در «وضعیت فروپاشی» قرار دارند و خواستار بازگشایی تنگه هرمز شده‌اند

یورونیوز - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در فرسته‌ای در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال مدعی شد که ایران اعلام کرده است که در «وضعیت فروپاشی» قرار دارد و می‌خواهد ایالات متحده هرچه سریع‌تر تنگه هرمز را باز کند.

با این حال، در پیام منتشرشده از سوی آقای ترامپ توضیحی درباره نحوه انتقال این درخواست از سوی ایران ارائه نشده است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در این پیام آمده است که «ایران همین الان به ما اطلاع داد که در وضعیت فروپاشی قرار دارد. آن‌ها می‌خواهند ما تنگه هرمز را باز کنیم، آن هم در سریع‌ترین زمان ممکن، و این در حالی است که آن‌ها تلاش می‌کنند وضعیت رهبری خود را مشخص کنند (که به نظر من خواهند توانست این کار را انجام دهند!). از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم! دونالد جی. ترامپ»

trumpTS.jpg

ویدیویی در شبکه‌‌های اجتماعی منتشر شده است که نشان می‌دهد یکی از حامیان خیابانی جمهوری اسلامی، که ادعا می‌کند مشروب زیادی نمی‌خورد، به سلامتی مجتبی خامنه‌ای از یک نوع نوشیدنی الکلی پیکی زد.

***

gaza.jpg

خبرنامه گویا - یک مراسم ازدواج دسته‌جمعی برای ۳۰۰ زوج، با حمایت مالی امارات متحده عربی، روز شنبه در شهر دیرالبلح در مرکز نوار غزه برگزار شد؛ رویدادی که به یکی از بزرگ‌ترین تجمع‌های عمومی در این منطقه از زمان آغاز جنگ تبدیل شد. نیروهای پلیس حماس برای تأمین امنیت این مراسم در محل مستقر شده بودند.

اما این جشن در ادامه به یک درگیری گسترده تبدیل شد؛ پس از آن‌که میان گروه‌های قبیله‌ای و طایفه‌ای بر سر حماس و پیامدهای حمله ۷ اکتبر اختلاف و تنش بالا گرفت، درگیری فیزیکی شدیدی شکل گرفت.

***

wc.jpgبی بی سی - فروش بلیت بازی‌های ایران در جام جهانی آغاز شده و بازه قیمت آن از حدود ۱۲۰ دلار تا بیش از ۱۱۰۰ دلار متغیر است.

مطابق جدول بازی‌ها، قرار است ایران ۲۵ خرداد با نیوزیلند در لس آنجلس بازی کند و ۳۱ خرداد در همین شهر به مصاف بلژیک برود و شش تیر هم در سیاتل مقابل مصر قرار بگیرد.

کمیته فرهنگی جام جهانی در ایران امروز نام «میناب ۱۶۸» را برای کاروان تیم ملی ایران در جام جهانی انتخاب کرد.

این در حالی است که پیش از این برخی از مسئولان ایرانی احتمال حضور ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ را زیر سوال برده بودند.

embbassy.jpgدیلی‌میل - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

سفارت جمهوری اسلامی در لندن از ساکنان بریتانیا که آمادگی «مرگ در راه نظام» را دارند خواست در یک برنامه حکومتی موسوم به «جان‌فدا» ثبت‌نام کنند؛ برنامه‌ای که باعث افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت داخلی شده است.

مسئولان کنسولی در پیامی از «هموطنان سرافراز ایرانی مقیم بریتانیا» خواسته‌اند برای این طرح ثبت‌نام کنند. در این فراخوان از «تمام فرزندان شجاع و نجیب ایران» که «تمایل به دفاع مردمی از سرزمین ایران» دارند دعوت شده تا در حرکتی که «نماد همبستگی، وفاداری و غیرت ملی» توصیف شده، مشارکت کنند.

در این پیام که به زبان فارسی و در کانال تلگرامی رسمی سفارت منتشر شده، آمده است:
brits.jpgمنتقدان این اقدام را تهدیدی جدی برای امنیت و سبک زندگی در بریتانیا می‌دانند. به‌گفته آن‌ها، این طرح می‌تواند ابزاری برای شناسایی و جذب حامیان حکومت در داخل بریتانیا باشد؛ افرادی که قرار است توسط حکومت ایران برای انجام مأموریت‌هایی در داخل بریتانیا مورد استفاده قرار گیرند.

راجر مک‌میلان، مدیر پیشین بخش امنیت در شبکه «ایران اینترنشنال» هشدار داده است که حکومت ایران لزوماً تنها به‌دنبال جذب ایرانیان نیست، بلکه هر فردی که آمادگی همکاری داشته باشد می‌تواند هدف این فراخوان قرار گیرد.

uae.jpgخروج غیرمنتظره امارات متحده عربی از اوپک

خبرنامه گویا - امارات متحده عربی در تصمیمی غیرمنتظره اعلام کرد از ائتلاف‌های اوپک و اوپک‌پلاس خارج می‌شود؛ اقدامی که از اول مه (۱۱ اردیبهشت) اجرایی خواهد شد و به‌سرعت توجه بازارهای جهانی انرژی را به خود جلب کرده است.

این تصمیم در حالی اتخاذ شده که بازار نفت هم‌زمان تحت فشار جنگ رژیم ایران و بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای قرار دارد؛ وضعیتی که طی هفته‌های اخیر نوسانات شدید قیمت و نگرانی از اختلال در عرضه را تشدید کرده است.

گزارش‌ها حاکی است این اقدام می‌تواند انسجام اوپک را تضعیف کند؛ به‌ویژه برای عربستان سعودی که نقش محوری در هدایت سیاست‌های این سازمان داشته است. برخی تحلیلگران این تحول را نشانه‌ای از افزایش شکاف‌ها در درون این ائتلاف می‌دانند؛ شکافی که ممکن است در تصمیم‌گیری‌های آینده اوپک نیز اثرگذار باشد.

kp.jpgاز آرمان فلسطین، تا سپر اسرائیلی فروپاشی یک روایت قدیمی

یدالله کریمی‌پور

گزارش باراک راوید درباره استقرار سامانه گنبد آهنین و تکنسین‌های اسرائیلی در امارات، تنها یک خبر نظامی نیست؛ بلکه اعلام رسمی پایان یک دوران و آغاز دورانی جدید در خاورمیانه است. قدردانی مقام ارشد اماراتی از نتانیاهو بابت ارسال این سامانه، از سه واقعیت عینی و سخت پرده برمی‌دارد که جمهوری اسلامی اکنون با آن‌ها روبه‌روست:

۱. تقدم «بقا» بر «آرمان»

نخست اینکه «تهدید بقا» جایگزین «آرمان فلسطینی» شده است. سال‌ها تصور می‌شد مسئله فلسطین مانع اصلی نزدیکی اعراب و اسرائیل است، اما حملات موشکی و پهپادی ایران باعث شده ابوظبی، امنیت بنادر و آسمان خود را بر همبستگی اسلامی ترجیح دهد.

وقتی سرباز اسرائیلی برای دفاع از خاک یک کشور عربی در برابر ایران مستقر می‌شود، یعنی تعریف دشمن در منطقه به‌طور بنیادین تغییر کرده است.

maleki.jpgبحران بنزین در ایران

میعاد ملکی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

آنچه در سایه جنگ کمتر مورد توجه قرار گرفت، نه صادرات نفت بلکه بحران عمیق بنزین در ایران است؛ بحرانی که پیش از جنگ وجود داشت و اکنون با ضربه به زیرساخت‌ها و مسیرهای وارداتی، وارد مرحله‌ای به‌مراتب خطرناک‌تر شده است.

همه تمرکزها روی اختلال در صادرات و استخراج نفت خام ایران است. اما یک بحران داخلی واقعی دیگر هم وجود دارد: بنزین.

پیش از جنگ، ایران روزانه حدود ۱۲۶ میلیون لیتر سوخت مصرف می‌کرد، در حالی‌ که تولید داخلی تنها حدود ۱۱۰ میلیون لیتر بود. این شکاف ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتری در روز از طریق واردات جبران می‌شد؛ وارداتی که سالانه حدود ۶ میلیارد دلار هزینه داشت.

ضربه به زیرساخت تولید

در ۷ مارس، حملاتی انبارهای ذخیره نفت در تهران و استان البرز را هدف قرار دادند. تنها در جنوب تهران حدود ۳۰ مخزن آسیب دید. واکنش فوری: سقف مجاز سوخت‌گیری در تهران، یک‌شبه از ۳۰ لیتر به ۲۰ لیتر کاهش یافت. شهروندان این وضعیت را «سهمیه‌بندی خاموش» توصیف می کردند.

M_Sahar_4.jpg

ای چپ ، ای کژ مرام عقل گریز

زهر خود را به کام دهر مریز

جنگ با آسیاب بادی نیست

دنکیشوت وار با خِرَد مستیز

رَوِشت سدّ راهِ آزادی ست

کاش ازین شیوه ات کُنی پرهیز

دشمن ما نظام اسلامی ست

این جنایت سرشت خوف انگیز

قدمت را به نفی او بردار

قلمت را به نقد او کن تیز

انقلابی که خواستی کردی

در قم و رشت و مشهد و تبریز

سال پنجاه و هفت را دیدیم

یافتیم آن بهشتِ حاصلخیز

شایگان گفت تِر زدی به وطن

به روی فاضلاب خوردی لیز

هیزم از بهر دوزخ آوردی

گاه ، خیلی درشت و گاهی ریز

حال تابیش ازین بر آن آتش

نزنی دست تا نگردی جیز

‌رِژه رفتی به روی خط امام

ضمن پسفنگ و پیشفنگ غلیظ

ننگ‌ یا نام و نیک‌یا بد را

ذوق و عقلت نداده است تمیز

ضد امپریالیسم ، زیر عبا

دست بردی ز بهر دستا‌ویز

لیک دستت به تخمشان نرسید

گرچه گفتی هزار بار مجیز

حال وقت است کز پشیمانی

بهر خود لشکری کنی تجهیز

قبلۀ خویش را رها سازی

روس را با وطن کنی تعویض

نکشی بار ذلت از مسکو

نخوری نان ز سفرۀ بی چیز

نشوی در رَه ِ جهانوطنی

نزدِ بیگانگان غلام و کنیز

تا بنوشی به نامِ ایران نوش

جام خود، کج نگاهدار و مریز

کشور ما اسیر مُلاهاست

از چه با پهلوی تراست ستیز ؟

ازچه با شاهزاده ای درگیر

این چنین بی لگام و قهرآمیز ؟

چه غروری ست این که پنداری

زیرِ ران رخش داری و شبدیز

این چه رَه یابی است و شیوۀ تاخت

که به کژراهه می زنی مهمیز؟

از چه رفتار توست بی تأثیر؟

ازچه گفتار توست ضد و نقیض؟

نرمخو تر شو و مشو قائل

در میانِ منادیان تبعیض

اهل جنگی ، بجنگ با دشمن

اهل رزمی ، برزم با چنگیز

مگر آلودگی ز دامانت

رُفته گردد چو برگ در پاییز

تا به دورانِ فتنه های دُرُشت

زیر سنگ آسیا نگردی ریز

زانکه با این گذشتۀ تاریک

حاوی خاطراتِ مِحنت خیز

حاصل رنجهای بی حاصل

عاری از درک و خالی از تمییز

نیست این شیوه ها شکوه افزای

نیست آن کِرده ها غرورآمیز

قهرمان نیستی خیال مپز

توهمان غوره ای نگشته مَویز

بیش ازین غرّه بر گذشته مباش

رفته ها را به حال ، کن تفویض

تا که مافات را کنی جبران

رو ز خواب گذشته ات برخیر

آنچنان شو که دفتر تاریخ

از تو یاد آورد به ذکر عزیز !

نکته ها یی ست در قصیدۀ من

که به تصریح گفتم و تعریض !

م . سحر

۲۷/۴/۲۰۲۶

https://msahar.blogspot.com/

lari.jpgخبرنامه گویا - در ویدیو زیر، اظهارات اخیر محمدجواد لاریجانی چهره‌ای که سال‌ها با لحن تند و مواضع قاطع ضدآمریکایی شناخته می‌شد در مقایسه با گذشته، تصویری متفاوت و کم‌رمق‌تر از او ارائه می‌دهد. او در گفت‌وگو با «باشگاه خبرنگاران جوان» می‌گوید احتمال شروع مجدد جنگ «زیر ۶۰ درصد» است؛

جمله‌ای که در ظاهر تلاش دارد از پایین بودن ریسک درگیری بگوید، اما در واقع به‌نوعی تأیید می‌کند که خطر جنگ همچنان بالاست.

این تغییر لحن، هم‌زمان با تحولات اخیر منطقه و نیز مرگ برادرش علی لاریجانی، بیش از پیش به چشم می‌آید؛ گویی یکی از چهره‌های شناخته‌شده گفتمان تهاجمی جمهوری اسلامی، اکنون با احتیاط و تردید بیشتری سخن می‌گوید.

***

moghadam.jpgدر این روزهای پر دلهره، هرکدام از ما ایرانیها روزانه به دهها بیانیه و نامه ودرخواست برای تغییر سیاستهای کلان کشورهای اروپایی، حمایت از زندانیان سیاسی، جلوگیری از اعدامها و ....برمیخوریم که خطاب به سیاستمدارانی نوشته شده اند که ازنظرما ایرانیان مراجع قدرت و تصمیم گیری در کشورهای اروپایی هستند: رییس جمهورها، نخست وزیران، معاونانشان و وزرای امور خارجه.

نامه هایی که گرچه با نیتهای عالی ومضامین قوی و درخواستهای منطقی نوشته شده اند ومشخصا از ساعتها زحمت و بی خوابی کنشگران حکایت میکنند، براساس خطایی رایج درمیان کنشگران سیاسی و مدنی آمده از کشورهایی نگاشته شده اند که در آنها قدرت و تصمیمگیری در دست افراد است.

اینکه ما فعالان خارج نشین چهل و اندی سال است، مصرانه به این روسا نامه نوشته ایم و هرگز جوابی در خور دریافت نکرده ایم، نشان از این دارد که شاید باید از این آزمون همواره منجر به خطا درسی بیاموزیم و درک کنیم اگر هدفمان، تاثیر گذاری واقعیست، باید ساخت قدرت در کشورهای دموکراتیک را بشناسیم وبه صورت هدفمند، نهادهای واقعی تاثیر گذار را وارد تعامل کنیم.

rezaee.jpgدر دو سدهٔ گذشته، اروپا برای بسیاری از مردمان جهان نماد توان، دانش، صنعت، فرمانروایی سیاسی و برتری فرهنگی بود. از انقلاب صنعتی تا گسترش استعمار، از دانشگاه‌های کهن تا ارتش‌های نیرومند، از بانک‌های بزرگ تا اندیشه‌های فلسفی و سیاسی، اروپا در جایگاهی ایستاده بود که بسیاری آن را «مرکز جهان» می‌پنداشتند. اما در سدهٔ بیست‌ویکم، این تصویر به‌تدریج دگرگون شده است. سخن از «زوال اروپا» دیگر تنها یک گزارهٔ ادبی یا سیاسی نیست، بلکه موضوعی جدی در اقتصاد، جمعیت‌شناسی، سیاست، امنیت و فرهنگ به شمار می‌رود.

زوال اروپا به معنای نابودی ناگهانی این قاره نیست، بلکه به معنای کاهش تدریجی توان اثرگذاری آن در جهان است؛ یعنی اروپا دیگر آن نیروی تعیین‌کنندهٔ پیشین نیست. این فرسایش آرام، ریشه در چندین بحران هم‌زمان دارد: کاهش جمعیت، پیری جامعه، رکود اقتصادی، وابستگی انرژی، بحران هویت فرهنگی، گسترش شکاف‌های اجتماعی، رشد راست افراطی، فرسایش مشروعیت سیاسی، و کاهش توان نظامی و راهبردی.

برای فهم این زوال، باید از نگاه احساساتی دور شد و به ساختارهای ژرف‌تر نگریست؛ زیرا تمدن‌ها نه در یک روز ساخته می‌شوند و نه در یک روز فرو می‌ریزند.

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد- بعد از حمله به رضا پهلوی با سُس گوجه‌فرنگی در برلین، دسته ای از مخالفان او در مواردی از طریق تمسخر، آن را به موضوعی برای حمله بیشتر تبدیل کردند. چنین رفتار و منشی از کجا می‌آید و نشانه چیست؟

اگرچه در برخی کشورهای دموکراتیک، چنین اقداماتی به‌عنوان «حرکت اعتراضی» تلقی شده و معمولاً واکنش گسترده‌ای برنمی‌انگیزد، اما با توجه به شرایط خاص ایران و جنگ موجود میان جمهوری اسلامی و مردم، باید در نظر داشت که چنین رفتاری می‌توانست به‌سادگی به خشونتی جدی‌تر، حتی ترور فیزیکی، منتهی شود. در چنین وضعیتی، انتظار می‌رود هر فرد یا گروهی که با «خشونت» به‌عنوان ابزاری در سیاست مخالف است - فارغ از موضعش نسبت به رضا پهلوی- این‌گونه اقدامات را به‌روشنی محکوم کند.

نوشته حاضر تلاشی است برای بررسی چرخه تبدیل اختلاف به ضدیت و دشمنی در میان ایرانیانِ فعال در عرصه سیاسی، و نیز واکاوی زمینه‌ها و مکانیزم‌هایی که به تشدید این روند دامن می‌زنند.

roozbeh.jpgآیا می‌توان با حکومتی که پایگاه مردمی خود را با کشتار، زندان، تبعید و سرکوب از دست داده، توافقی پایدار ساخت؟

آیا غرب و امریکا می‌تواند روی ویرانه‌های اقتصادی، سیاسی و اخلاقی ایران، بنایی به نام «ثبات» بسازد؟

و مهم‌تر از همه، توافقی که در آن از کشته‌شدگان اعتراضات، زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه و خواست مردم ایران پرسشی نشود، توافق با چه کسی است و به چه قیمتی؟

مسئله فقط این نیست که جمهوری اسلامی امروز زیر فشار خارجی، بحران اقتصادی، فرسایش درونی و بی‌اعتمادی اجتماعی قرار دارد. مسئله اصلی این است که این نظام دیگر نمی‌تواند خود را نماینده مردم ایران معرفی کند.

حکومتی که پاسخ اعتراض را با گلوله داده، خیابان را با نیروهای سرکوب پر کرده، فرزندان مردم را کشته، جوانان را زندانی کرده و خانواده‌های دادخواه را زیر فشار گذاشته، شاید بتواند مدتی با زور بماند، اما نمی‌تواند آینده بسازد.

parsa.jpgمقدمه:

در جهانی که فناوری با شتابی بی‌سابقه در حال پیشرفت است، گرسنگی همچنان یکی از بنیادی‌ترین بحران‌های انسانی باقی مانده است؛ بحرانی که نه از کمبود منابع، بلکه از نابرابری در توزیع و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی ناشی می‌شود.

به خاطر دارم در نوجوانی، روزی روحانی‌ای در جمعی از مردم، آن‌ها را به روزه گرفتن تشویق می‌کرد. او با هیجان می‌گفت: «خداوند فرموده است یک ماه روزه بگیرید تا درد گرسنگان را حس کنید.»
در همان لحظه، برادر بزرگم برخاست و گفت: «پس خداوند یک ماه هم به ما ثروت بدهد، تا درد ثروتمندان را هم حس کنیم.»

این پاسخ، هرچند ساده به نظر می‌رسید، اما پرده از واقعیتی عمیق برمی‌داشت: درک رنج، بدون تجربه زیسته، اغلب ناقص و حتی گمراه‌کننده است. گرسنگی را نمی‌توان با توصیه درک کرد، همان‌گونه که نابرابری را نمی‌توان با شعار از میان برد.

basset.jpg

ایران اینترنشنال - اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا، در پیامی در شبکه ایکس فرماندهان باقی مانده سپاه پاسداران را «موش‌های در حال غرق شدن در لوله فاضلاب» توصیف کرد. او نوشت: «صنعت نفت رو به زوال ایران به لطف محاصره اقتصادی ایالات متحده، تولید خود را از دست داده است.»

بسنت اضافه کرد: «پمپاژ نفت به زودی از کار خواهد افتاد. مرحله بعدی، کمبود بنزین در ایران است.»

bassx.jpgهمکاری با خطوط هوایی ایرانی خطر تحریم را به همراه دارد

اسکات بسنت در ادامه هشدار داد که تجارت با خطوط هوایی ایرانی تحریم‌شده، خطر قرار گرفتن در معرض تحریم‌های ایالات متحده را به همراه دارد.

او گفت دولت‌های خارجی باید تمام اقدامات لازم را انجام دهند تا اطمینان حاصل کنند که شرکت‌های حوزه قضایی آنها به این هواپیماها خدماتی از جمله ارائه سوخت جت، پذیرایی، هزینه‌های فرود یا تعمیر و نگهداری ارائه نمی‌دهند.

بسنت افزود وزارت خزانه‌داری ایالات متحده تحت قانون خشم اقتصادی حداکثر فشار را بر جمهوری اسلامی اعمال خواهد کرد و در اقدام علیه هر شخص ثالثی که با نهادهای ایرانی تجارت یا این کار را تسهیل کند، تردید نخواهد کرد.

کافه لمیز حسینیه شد

| No Comments

بهنام قلی پور - کافه لمیز که به بهانه توهین به علی خامنه‌ای پلمب کرده بودند را تبدیل به حسینیه کردند.

HG_-0L5acAAj7OY.jpg

این چیه میخونید

| No Comments

***

germany.jpgخبرنامه گویا - فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، روز دوشنبه اعلام کرد که رهبری رژیم ایران در جریان بن‌بست مذاکرات، ایالات متحده را «تحقیر» کرده است. او گفت تهران با کشاندن مقام‌های آمریکایی به پاکستان و بازگرداندن آن‌ها بدون هیچ نتیجه‌ای، عملاً واشینگتن را در موقعیتی ضعیف قرار داده است؛ اظهاراتی که به‌طور کم‌سابقه‌ای صریح و تند بیان شده است.

مرتس همچنین تأکید کرد که نمی‌تواند تشخیص دهد استراتژی خروج آمریکا از جنگ با رژیم ایران چیست؛ موضوعی که نشان‌دهنده شکاف عمیق میان واشینگتن و متحدان اروپایی آن در ناتو است. اختلافاتی که پیش‌تر بر سر اوکراین و مسائل دیگر نیز وجود داشته است. او در سخنرانی خود برای دانشجویان در شهر مارسبرگ گفت: «ایرانی‌ها آشکارا در مذاکره مهارت دارند یا بهتر بگویم در مذاکره نکردن؛ آن‌ها آمریکایی‌ها را به اسلام‌آباد می‌کشانند و بدون هیچ نتیجه‌ای بازمی‌گردانند.»

او افزود: «یک ملت کامل توسط رهبری رژیم ایران تحقیر می‌شود، به‌ویژه توسط آنچه "سپاه پاسداران" نامیده می‌شود. امیدوارم این وضعیت هرچه سریع‌تر پایان یابد.» این اظهارات در ایالت نوردراین-وستفالن مطرح شد.

مرتس همچنین تأکید کرد که آلمان و سایر کشورهای اروپایی پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ۲۸ فوریه، در جریان قرار نگرفته بودند و او تردیدهای خود را مستقیماً به ترامپ منتقل کرده است. او گفت: «اگر می‌دانستم این وضعیت پنج یا شش هفته ادامه پیدا می‌کند و بدتر می‌شود، مخالفت خود را بسیار قاطع‌تر بیان می‌کردم» و این شرایط را با جنگ‌های پیشین آمریکا در عراق و افغانستان مقایسه کرد.

این‌همه تأکید بر «گفت‌وگو به هر قیمت»، اگر با درک واقعیتِ طرف مقابل همراه نباشد، بیشتر به توهم شبیه است تا دیپلماسی. تجربه‌های مکرر نشان داده‌اند که سیاست‌های مماشات و امید بستن به تغییر رفتار از مسیر مذاکره، در برابر رهبران ایدئولوژیک و افراطی که از کش‌دادن زمان و فرسایش طرف مقابل به‌عنوان ابزار استفاده می‌کنند، نه‌تنها نتیجه‌بخش نیست بلکه هزینه‌ها را افزایش می‌دهد. اروپا اگر همچنان تصور کند همه بحران‌ها با زبان نرم و نشست‌های بی‌پایان حل می‌شوند، در عمل فقط زمان و اهرم‌های خود را از دست می‌دهد و این دقیقاً همان چیزی است که طرف مقابل به آن نیاز دارد.

***

isrMuss.jpgیورونیوز - یک رسانه‌ اسرائیلی در گزارشی از جزئیات طرحی برای «سرنگونی نظام ایران» در جریان جنگ اخیر پرده برداشته و آن را تلاشی توصیف کرد که «فعلا به نتیجه نرسیده است.» این گزارش همچنین تاکید می‌کند که بخش‌هایی از اطلاعات منتشرشده، با تایید بخش سانسور نظامی اسرائیل برای انتشار آماده شده است.

روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آخارونوت» در گزارشی مفصل جزئیات طرحی را فاش کرد که هدف آن سرنگونی حکومت در ایران در جریان جنگ اخیر توصیف شده است، اما این طرح در نهایت ناکام ماند و به مرحله اجرا نرسید و «به گفته منابع، در میان دست‌اندرکاران آن در اسرائیل احساس ناکامی و از دست رفتن فرصت را ایجاد کرده است.»

در این گزارش که به قلم دو روزنامه‌نگار اسرائیلی سرشناس به نام‌های «ناحوم بارنئا» و «رونن برگمن» تهیه شده، آمده است که این طرح در واقع هدف محوری جنگ و با شعار دستیابی به «پیروزی مطلق» دنبال می‌شد، اما سازوکار پیش‌بینی‌شده برای رسیدن به این هدف، پس از حدود ۴۰ روز درگیری به نتیجه نرسید.

ایده سرنگونی نظام ایران به سال‌های فعالیت «مئیر داگان» در موساد و دوره نخست‌وزیری «ایهود اولمرت» بازمی‌گردد. در آن زمان، سناریویی مطرح بود که بر اساس آن، با کشتن علی خامنه‌ای، فرد دیگری از درون ساختار حاکمیت که به‌صورت مخفیانه جذب شده، جایگزین او شود. این طرح با مخالفت در سطوح بالای جامعه اطلاعاتی اسرائیل مواجه شد و کنار گذاشته شد، اما توجه بنیامین نتانیاهو را به خود جلب کرد؛ به‌گونه‌ای که او پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۳ میلادی، بارها درباره وجود چنین برنامه‌هایی پرس‌وجو کرد.»

این گزارش توضیح می‌دهد که چرا چنین ایده‌ای برای چهره‌هایی مانند داگان، نتانیاهو و حتی رهبری فعلی موساد جذاب بوده است؛ چرا که بر اساس این تصور، یک عملیات پیچیده و مخفیانه می‌توانست به‌طور هم‌زمان همه تهدیدهای ناشی از ایران، از برنامه هسته‌ای و موشکی گرفته تا شبکه نیروهای نیابتی را از میان بردارد. «در این میان، نتانیاهو از این رویکرد حمایت می‌کرد، موساد به آن گرایش داشت، اما نهاد اطلاعات نظامی اسرائیل (امان) با دیده تردید به آن می‌نگریست.»

برای سرنگونی یک نظام دو مسیر وجود دارد؛ اسرائیل هر دو مسیر را دنبال کرد

وقتی «دیوید بارنیا» در سال ۲۰۲۱ میلادی به ریاست موساد منصوب شد، دستور یک تغییر اساسی در تحریک افکار عمومی ایران را داد. این حوزه تحت مدیریت او به محور اصلی تقابل با ایران تبدیل شد.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

بر اساس این گزارش، برای سرنگونی یک نظام دو مسیر وجود دارد: یکی از بالا، با تکیه بر نخبگان و مقام‌های ارشد، و دیگری از پایین، با تقویت اعتراضات مردمی و حتی مقاومت مسلحانه گروه‌های اقلیت. اسرائیل ظاهرا تصمیم گرفت هر دو مسیر را به‌طور هم‌زمان دنبال کند.

jalili.jpgایران اینترنشنال - رسانه‌های ایران گزارش دادند تیم نزدیک به سعید جلیلی و جبهه پایداری بیانیه ۲۶۱ نماینده مجلس در حمایت از هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی به ریاست قالیباف را امضا نکرده است.

۲۶۱ نفر از نمایندگان مجلس در بیانیه‌ای با اعلام حمایت از هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی و به‌ویژه محمدباقر قالیباف، مسئول این هیات، تاکید کردند با وجود ترورهای «سنگین» و تهدیدها، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در سطوح مختلف مدیریتی کشور در حال انجام است.

این نمایندگان مجلس در بیانیه خود نوشتند: «جنگ نظامی در حال ورود به مرحله‌ای پیچیده شامل اقدامات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و جنگ روانی و رسانه‌ای است و در دوره جدید جنگ، دشمن به دنبال ایجاد شکاف در جبهه میدان، خیابان و دیپلماسی میان کارگزاران نظام و مردم است».

axios.jpgمقدمه خبرنامه گویا: الگوی رفتاری دونالد ترامپ در قبال رژیم ایران بارها نشان داده که دوره‌های پر از تهدید و پیام‌های متناقض، ترکیب «فشار حداکثری» با سیگنال‌های توافق معمولاً به اقدام نظامی مستقیم منجر نمی‌شود. در مقابل، تصمیم‌های غافلگیرکننده اغلب در دوره‌های سکوت یا کاهش تنش لفظی رخ داده‌اند. اکنون که او در چند روز اخیر نسبتاً کم‌صداتر شده، این پرسش جدی‌تر مطرح است: آیا این سکوت نسبی می‌تواند نشانه نزدیک شدن به یک غافلگیری جدید باشد؟

پیشنهاد عجب جمهوری اسلامی به آمریکا: پایان جنگ حالا، چانه‌زنی هسته‌ای بعداً

باراک راوید - اکسیوس، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

جمهوری اسلامی به آمریکا پیشنهادی تازه ارائه داده است که بر اساس آن، تنگه هرمز بازگشایی شده و جنگ پایان یابد، اما مذاکرات هسته‌ای به مرحله‌ای بعد موکول شود. این موضوع را یک مقام آمریکایی و دو منبع آگاه تأیید کرده‌اند.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟

روند دیپلماسی به بن‌بست رسیده و در داخل حاکمیت ایران نیز درباره اینکه چه امتیازهای هسته‌ای باید روی میز گذاشته شود، اختلاف نظر وجود دارد. پیشنهاد جدید رژیم ایران تلاش می‌کند با دور زدن این گره، مسیر رسیدن به توافقی سریع‌تر را هموار کند.

اما در عین حال، لغو محاصره و پایان جنگ می‌تواند اهرم فشار دونالد ترامپ را در مذاکرات آینده تضعیف کند به‌ویژه در دو هدف اصلی او: کاهش ذخایر اورانیوم غنی‌شده جمهوری اسلامی و متقاعد کردن تهران به تعلیق غنی‌سازی.

به گفته سه مقام آمریکایی، انتظار می‌رود ترامپ روز دوشنبه نشستی در «اتاق وضعیت» کاخ سفید با تیم امنیت ملی و سیاست خارجی خود درباره ایران برگزار کند.

یکی از منابع گفته است که در این نشست، بن‌بست مذاکرات و گزینه‌های پیش‌رو بررسی خواهد شد.

putin.jpgپوتین: هفته گذشته پیامی از رهبر عالی ایران دریافت کردم

رئیس‌جمهور روسیه در دیدار با وزیر امور خارجه ایران در سن‌پترزبورگ، از دریافت پیامِ رهبر جدید ایران خبر داد.

به گزارش رسانه‌های روسیه، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور این کشور روز دوشنبه با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار و گفت‌وگو کرد.

بر اساس این گزارش، پوتین در جریان این دیدار اعلام کرد که هفته گذشته پیامی را از سوی مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، دریافت کرده است.

رسانه‌های ایرانی نیز ضمن انعکاس این خبر به نقل از پوتین آورده‌اند که روسیه برای برقراری صلح در خاورمیانه در سریع‌ترین زمان ممکن تلاش می‌کند.

طرح جدید مجلس؛ نیروهای مسلح مرجع قانونی مدیریت تنگه هرمز می‌شوند؛ دریافت درآمدهای تنگه هرمز به «ریال»

رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران اعلام کرد که بر اساس طرح پیشنهادی جدید برای مدیریت تنگه هرمز، نیروهای مسلح به عنوان مرجع رسمی و مسئول این آبراه راهبردی تعیین خواهند شد.

ابراهیم عزیزی در تشریح طرح پیشنهادی برای مدیریت تنگه هرمز اعلام کرد که نیروهای مسلح ایران در حال حاضر نیز کنترل این تنگه را در دست دارند، اما با تصویب این قانون به دنبال آن هستند تا عبور «شناورهای متخاصم» از این آبراه را به صورت قانونی ممنوع کنند.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس همچنین به ابعاد اقتصادی این طرح اشاره کرد و افزود: «بر اساس این قانون پیشنهادی، درآمدهای مالی و عوارض حاصل از تنگه هرمز باید با ارز محلی، یعنی ریال ایران پرداخت شود.»

segal.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

به‌نظر می‌رسد آخرین دور موضع‌گیری‌های سرسختانه حماس سرانجام کمر حامی اصلی‌اش را شکسته است. پس از ۲۰ سال، قطر در حال قطع کمک‌های مالی خود به این گروه است. به گفته منابع من، دوحه دیگر نقش میزبان و میانجی را ایفا نخواهد کرد و بخش عمده‌ای از رهبری حماس نیز کشور را ترک کرده‌اند.

پس از دو دهه، پرسش بدیهی این است: چرا حالا؟

نقطه عطف تعیین‌کننده نه قاهره بود و نه هفتم اکتبر، اگرچه دومی در عمل نوعی «سوددهی» بزرگ برای سرمایه‌گذاری دوحه محسوب می‌شد. نقطه شکست، «عملیات شیر غران» بود. پس از ۱۶ روز سکوت سنگین و کشمکش میان دو حامی، حماس در نهایت بیانیه‌ای صادر کرد که در آن از «حق دفاع مشروع» رژیم ایران حمایت می‌کرد، اما هم‌زمان از تهران خواست «کشورهای همسایه» را هدف قرار ندهد. برای قطر کشوری که خاکش هدف مستقیم موشک‌های رژیم ایران قرار گرفته بود این موضع‌گیری ضعیف و با تأخیر از سوی گروهی که سال‌ها به آن پول و حمایت رسانده بود، قابل‌قبول نبود.

mbgh.jpgیورونیوز - تغییر لحن ناگهانی و استفاده از ادبیات تخصصی بازارهای مالی بین‌المللی در حساب کاربری محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، موجی از تحلیل‌ها و پرسش‌ها را در فضای رسانه‌ای و سیاسی به راه انداخته است.

این حساب که پیش از این دنبال‌کننده محدودی داشت، در هفته‌های اخیر و هم‌زمان با اوج‌گیری تنش‌های منطقه‌ای از قالب سنتی بیانیه‌های رسمی خارج شده و به زبانی سخن می‌گوید که بیشتر در تالارهای بورس نیویورک و گزارش‌های تحلیلی وال‌استریت شنیده می‌شود.

چرخش از ادبیات انقلابی به زبان بازارهای جهانی

حساب کاربری قالیباف که در بخش بیوگرافی خود را «سرباز امام شهید انقلاب» معرفی کرده، به طور سنتی محتوایی به زبان فارسی و با محوریت ارزش‌های انقلابی و سیاست‌های داخلی منتشر می‌کرد.

اما از اواخر مارس ۲۰۲۶، این الگو به شکلی تعجب‌برانگیز تغییر کرد. پست‌های جدید که عمدتا به زبان انگلیسی نوشته می‌شوند، مملو از اصطلاحاتی تخصصی در بازارهای مالی نظیر «منحنی بازده» ، «تعدیل قیمت» و «تخریب تقاضا» هستند.

تحلیل‌گران معتقدند این تغییر زبان، تلاشی آگاهانه برای برقراری ارتباط با بازیگران بین‌المللی و اثرگذاری بر محاسبات سود و زیان در پایتخت‌های غربی است.

استفاده از مفاهیمی مانند «Jawboning» (تلاش برای تغییر جهت بازار از طریق سخنرانی) نشان می‌دهد که مدیریت این حساب به دنبال فرستادن پیام‌های سیگنالی به بازارهای انرژی و سرمایه‌گذاران جهانی در میانه بحران‌های دریایی و تنش‌های هرمز است.

acc.jpgسه ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه؛ فشار حداکثری یا آستانه برخورد مستقیم؟

خلرنامه گویا - استقرار هم‌زمان سه ناو هواپیمابر آمریکا در خاورمیانه برای نخستین‌بار از ۲۰۰۳ دیگر صرفاً «نمایش قدرت» نیست؛ این سطح از تمرکز نظامی معمولاً زمانی رخ می‌دهد که گزینه نظامی از حالت تهدید خارج و وارد فاز آمادگی عملیاتی می‌شود. بیش از ۲۰۰ جنگنده، ۱۲ شناور و حدود ۱۵ هزار نیرو یعنی واشینگتن برای سناریوهای فراتر از بازدارندگی آماده شده است.

هم‌زمان، محاصره دریایی آمریکا علیه رژیم ایران عملاً به کنترل تردد در تنگه هرمز تبدیل شده و ده‌ها کشتی مجبور به تغییر مسیر شده‌اند. این یعنی بحران از سطح سیاسی عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده که هر اقدام میدانی حتی محدود می‌تواند به درگیری مستقیم منجر شود. کاهش محسوس ترافیک دریایی و اختلال در صادرات نفت، نشانه روشن همین تغییر فاز است.

rubio.jpgایران اینترنشنال - مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز درباره مهم‌ترین مانع برای توافق با جمهوری اسلامی گفت: «جدا از این واقعیت که کشور توسط روحانیون شیعه تندرو اداره می‌شود که خودش مانع بزرگی است، مانع دیگر این است که آن‌ها در داخل به‌شدت دچار شکاف هستند. فکر می‌کنم این همیشه وجود داشته، اما الان بسیار پررنگ‌تر شده است.»

روبیو افزود: «بهترین راه برای درک ایران این است که بگوییم فقط یک طبقه سیاسی وجود دارد. حالا، می‌دانم که برخی درباره "میانه‌روها" و "تندروها" صحبت می‌کنند اما به نظر من همه در جمهوری اسلامی تندرو هستند.»

او با این حال ادامه داد: «بخشی از تندروها می‌فهمند باید یک کشور و یک اقتصاد را اداره کنند، و تندروهایی هم هستند که کاملا با انگیزه‌های الهیاتی (مذهبی) عمل می‌کنند. این تندروهایی که انگیزه مذهبی دارند فقط محدود به مقامات سپاه پاسداران نیستند، بلکه بدیهی است که رهبر جمهوری اسلامی و شورایی که اطراف اوست را هم شامل می‌شود.»

arrested.jpg

خبرنامه گویا - ویدیویی از بازداشت مردی توسط پلیس نیویورک در منطقه بروکلین منتشر شده که گفته می‌شود در تاریخ ۲۶ آوریل ۲۰۲۶، در یکی از محله‌های یهودی‌نشین به سه نفر حمله کرده است. این فرد هنگام بازداشت، تی‌شرتی با طرح پرچم جمهوری اسلامی به تن داشته است.

تصاویر صحنه نشان می‌دهد مأموران پلیس این فرد را در میان شهروندان یهودی ارتدوکس این محله مهار و بازداشت می‌کنند. در بخش پایانی ویدیو، صدای دو نفر که به زبان فارسی صحبت می‌کنند نیز در پس‌زمینه شنیده می‌شود.

***

jaleseh.jpgایران اینترنشنال - شورای عالی امنیت ملی، پس از دریافت گزارش‌ نهادهای اطلاعاتی درباره احتمال ازسرگیری اعتراض‌ها در روزهای آینده، جلسه‌ای به ریاست محمدباقر ذوالقدر برگزار کرد. منابع آگاه از این نشست به ایران‌اینترنشنال گفتند که محور این نشست، نگرانی نهادهای امنیتی از شروع مجدد اعتراض‌های مردمی بود.

بر اساس این اطلاعات، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی به‌ویژه نگران فراخوان احتمالی شاهزاده رضا پهلوی و حضور حامیان او در خیابان هستند.

به نقل از این منابع، برآورد نهادهای امنیتی جمهوری‌اسلامی این است که بحران اقتصادی، بیکاری گسترده و افزایش قیمت‌ها به‌زودی به یک معضل جدی برای حکومت تبدیل خواهد شد.

براساس آن‌چه در این جلسه مطرح شده است، نهادهای امنیتی تصویری بسیار بحرانی از اقتصاد ایران و مشکل بیکاری ناشی از تعطیلی واحدهای صنعتی حوزه نفت و فولاد و قطعی اینترنت ارائه کرده‌‌اند.

بر اساس برآورد این نهادها، اقتصاد ایران توان تحمل بیش از ۶ تا ۸ هفته محاصره دریایی را ندارد. محاصره دریایی ایران از ۲۴ فروردین آغاز شده و اکنون دو هفته از آن می‌گذرد.

Amir_Daha.jpgاز همکاری نخبگان در ساخت دولت، تا امتناع از اتحاد برای گذار

نخبگان ایرانی در یک قرن گذشته دو تجربه متفاوت را از سر گذرانده‌اند: روزگاری که نجات ایران را در همکاری برای ساختن دولت می‌دیدند، و امروز که بخشی از همان سنت روشنفکری، حتی در برابر ضرورت اتحاد برای گذار، گرفتار امتناع و بدبینی تاریخی شده است. این مقاله تلاشی است برای فهم این چرخش؛ از اشتیاق به ساختن تا عادت به امتناع.

در یکصدمین سال تاجگذاری رضا شاه پهلوی، بی‌مناسبت نیست اگر نگاهی به تفاوت نگاه و عملکرد جریان روشنفکری و نخبگانی ایران، از آن روز تا امروز، داشته باشیم.

یکصد سال پیش، ایران در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار داشت: فقر گسترده، ناامنی فراگیر، فروپاشی ساختار اداری و از همه مهم‌تر، مداخله و نفوذ قدرت‌های خارجی. در چنین شرایطی، نخبگان برخاسته از سنت انقلاب مشروطه به یک جمع‌بندی واقع‌گرایانه رسیدند: بدون شکل‌گیری یک دولت مرکزی مقتدر، نه قانون پایدار خواهد بود و نه توسعه‌ای شکل خواهد گرفت.

zamani.jpgسفر رضا پهلوی به برلین را می‌توان یکی از رویدادهای مهم اخیر در ارتباط میان اپوزیسیون ایران و بازیگران اروپایی دانست؛ سفری که علاوه بر دیدارهای سیاسی، با حاشیه‌ها و واکنش‌های قابل توجهی نیز همراه شد و در تاریخ ۲۲ و ۲۳ آوریل ۲۰۲۶ انجام شده است.

دوگانگی رویکرد اتحادیه اروپا نسبت به اپوزیسیون ایران

در سطح سیاسی، نحوه برخورد برخی نهادها در اتحادیه اروپا با اپوزیسیون ایران همچنان نشان‌دهنده نوعی دوگانگی است. از یک سو، بر حمایت از حقوق بشر و گفت‌وگو با مخالفان تأکید می‌شود، اما از سوی دیگر، در عمل احتیاط و محدودیت‌هایی در به رسمیت شناختن یا تعامل رسمی با این جریان‌ها دیده می‌شود. این وضعیت از نگاه بسیاری، ناشی از ملاحظات سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک اروپا است.

Sepideh_Hajjami.jpg​تصویری که در آن آگهی‌های فروش کلیه بر پیکره‌ی شهر صف کشیده‌اند، تنها نشان‌دهنده‌ی فقر نیست، بلکه ویترینی عریان از سقوط کرامت انسانی و سند مکتوب شکست اخلاقی و سیاسی سیستمی است که با دهه‌ها مدیریت مخرب، جان و تن شهروندان را به مسلخ برده است.
این سقوط، خروجی مستقیم حاکمیتی است که ثروت‌های کلان ملی را به جای آبادانی، صرف سیاست‌های جنگ‌طلبانه و حمایت از گروه‌های نیابتی کرده و زیرساخت‌های اقتصادی را به ویرانی کشانده است؛ هزینه‌ی این بلندپروازی‌ها امروز از سفره‌ی مردمی پرداخت می‌شود که در بن‌بست استیصال، مجبور به حراج اعضای بدن خود شده‌اند.

parsa.jpgحکومت اسلامی-شیعی تهران از نخستین ساعات پیدایشش تا همین لحظه که این سطور نوشته می‌شود، جز خون‌ریزی، حیله‌گری و مکّاری، چه در داخل ایران و چه در عرصه جهانی، روش و رسم دیگری نداشته است.

بیش از نُه ماه از استقرار ایشان بر اریکه قدرت در ایران نگذشته بود که برای سنجش حدود قدرت و توان خود در عرصه بین‌الملل، دست به اقدامی زدند که در ظاهر بسیار خطرناک می‌نمود. در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، گروهی از عوامل حکومت با نام «دانشجویان خط امام» وارد سفارت آمریکا در تهران شدند و ۵۲ تن از کارکنان و مأموران آمریکایی مستقر در سفارت را به گروگان گرفتند. این ماجرا در نهایت بدون شکست ظاهری برای گروگان‌گیران پایان یافت.

اینکه در همان برهه بر مردم ایران چه گذشت، دغدغه حکومت نبود؛ چنان‌که تاکنون نیز غالباً چنین نبوده است. آنان در پی تثبیت و تحکیم پایه‌های قدرت و تسلط خویش بودند و هستند، به هر قیمت ممکن.

***

parhizkari.jpgاز شوکران سقراط تا شهدِ (آرمانشهر) افلاطون؛

به بهانه شمشیرِ «دمکراسی!» سرکوهی و بهتِ امیری؛

محتوا:

پارادوکس «نخبگان» و «اراده آزاد عمومی» در تراز نگاه ویل دورانت

مقدمه؛
تأمل در باب اخلاق و سیاست، همواره میان سقراط و افلاطون در نوسان بوده است.

نباید فراموش کرد، شورش افلاطون معلول شوکران خوراندنِ «دمکراسی» به استاد محبوبش است.

گرچه بسامد این تکرار تاریخی، ملال‌آور به نظر می‌رسد، اما آنچه این تضاد را سهمگین می‌کند، دامنه وسیع انحراف میان دموکراسی عام سقراطی و نخبه‌گرایی خاص افلاطونی است. در این میان، نگاه ویل دورانت نه خروج از این میدان، که تلاشی است برای به تعادل نشاندنِ ثقل تاریخ در میانه این دوگانگی.

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه تحریریه:

این مطلب تحلیلی نوشتهٔ احمد علوی، با حفظ محتوای اصلی، توسط تحریریه «خبرنامه گویا» برای روان‌تر شدن و خوانش آسان‌تر برای مخاطب عمومی، اندکی ویرایش شده است.

شتاب تورم دوازده‌ماهه در اقتصاد ایران به گزارش بانک مرکزی

تورم دوازده‌ماهه در ایران بار دیگر از مرز ۵۰ درصد عبور کرده؛ نشانه‌ای روشن از بازگشت اقتصاد به محدوده تورم‌های بسیار بالا. داده‌های رسمی بانک مرکزی نشان می‌دهد این روند نه یک جهش ناگهانی، بلکه نتیجه انباشت فشارهای تورمی در ماه‌های گذشته است--و می‌تواند پیامدهای جدی برای معیشت و ثبات اقتصادی داشته باشد.

۱. مقدمه

تورم به‌عنوان یک پدیده پولی-ساختاری، نقش تعیین‌کننده‌ای در توزیع درآمد، رفاه اجتماعی و ثبات اقتصاد کلان ایفا می‌کند. در اقتصادهایی با تورم مزمن، شاخص‌های مختلف از جمله تورم ماهانه، نقطه‌به‌نقطه و دوازده‌ماهه ابعاد متفاوتی از تغییر سطح قیمت‌ها را نشان می‌دهند.

تورم دوازده‌ماهه به‌عنوان یک شاخص هموارشده، تصویری از روند میان‌مدت قیمت‌ها ارائه می‌دهد و در تصمیم‌گیری‌های سیاستی و ارزیابی قدرت خرید کاربرد گسترده‌ای دارد. افزایش این شاخص به ۵۰.۶ درصد در فروردین ۱۴۰۵، بیانگر ورود دوباره اقتصاد ایران به محدوده تورم‌های بسیار بالا است؛ سطحی که می‌تواند انتظارات تورمی و ثبات اقتصادی را تحت فشار قرار دهد.

atabaki.jpgاین گفت‌وگوی ایران‌وایر با تورج اتابکی، با حفظ محتوای اصلی، توسط تحریریه خبرنامه گویا ویرایش و خلاصه شده است؛ روایتی صریح از این‌که چرا در جمهوری اسلامی، «مذاکره» بارها به «خیانت» تعبیر می‌شود

مذاکره یا خیانت؟ تاریخ مذاکره در جمهوری اسلامی به روایت تورج اتابکی

سینا قنبرپور - ایران وایر

توقف حملات اخیر، بار دیگر مسیر مذاکره میان ایران و آمریکا را باز کرد؛ اما مانند دفعات پیش، تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی با اتهام «خیانت» از سوی جریان‌های تندرو روبه‌رو شد. این الگو موضوع گفت‌وگوی تورج اتابکی، استاد تاریخ اجتماعی، با «ایران‌وایر» است؛ گفت‌وگویی که به ریشه‌های تاریخی این ذهنیت می‌پردازد.

به گفته اتابکی، جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر تلاش کرده خود را ادامه‌ای از سنت دیپلماسی پیش از انقلاب نشان دهد؛ از برنامه هسته‌ای گرفته تا ارجاع به چهره‌هایی مانند عباسعلی خلعتبری. اما او این روایت را ساده‌انگارانه می‌داند و معتقد است میان دو رویکرد، تفاوتی بنیادین وجود دارد.

***

performance.jpgخبرنامه گویا - یک ویدیوی ۳۷ ثانیه‌ای طنزآمیز از یک تجمع خیابانی در منچستر، به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی وایرال شده است.

در این اجرا، فردی که گفته شده پیش‌تر کارمند یک شرکت نفتی ایرانی بوده و اکنون در بریتانیا زندگی می‌کند، با در دست داشتن قاب تلویزیونی با عنوان «پروپاگاند تلویزیونی سپاه»، در نقش سخنگوی خیالی حکومت «پرستوی نظام» ظاهر می‌شود. او چادری مشکی بر سر دارد، اما در تضادی اغراق‌آمیز، در پایین دامن کوتاه صورتی و کفش پاشنه‌بلند پوشیده است.

حساب‌های منتسب به جریان‌های مخالف حکومت، این تضاد تصویری را نمادی از «دوگانگی و ریاکاری در رسانه‌های رسمی» تفسیر کرده‌اند.

***

گزارش تصویری بی‌بی‌سی فارسی با عنوان «حال‌وهوای این روزهای تهران زیر سایه آتش‌بس» در ظاهر تلاش می‌کند تصویری از زندگی پس از جنگ ارائه دهد، اما ترکیب متن و انتخاب تصاویر، روایتی دوگانه و جهت‌دار می‌سازد: از یک‌سو تأکید بر رکود اقتصادی، تورم و تعطیلی کسب‌وکارها؛ و از سوی دیگر، تمرکز بصری بر نشانه‌هایی خاص مانند زنان بدون حجاب یا تصاویر ضدآمریکایی. این هم‌نشینی، بیش از آنکه بازتابی بی‌طرف از واقعیت باشد، به نظر می‌رسد نوعی «قاب‌بندی گزینشی» است که ذهن مخاطب را به سمت خوانشی خاص هدایت می‌کند.

bbc1.jpg

راستی‌آزمایی به سبک "بی‌بی‌سی وریفای": بررسی قاب‌بندی گزارش

۱. واقعیت‌های متنی (Facts)

  • گزارش به‌درستی به رکود اقتصادی، کاهش مشتری و تورم اشاره می‌کند.
  • فاصله زندگی روزمره با «پیش از جنگ» نیز یک گزاره قابل‌قبول و قابل‌مشاهده است.

۲. شکاف‌های مهم (Critical Gaps)

  • تنوع اجتماعی در تصاویر بازتاب ندارد؛ انتخاب‌ها محدود و گزینشی به نظر می‌رسند.

۳. مسئله قاب‌بندی (Framing Issue)

  • ناهمخوانی متن و تصویر: متن بر بحران اقتصادی تمرکز دارد، اما تصاویر به‌طور برجسته بر نشانه‌های فرهنگی/سیاسی (بی‌حجابی، تصاویر ضدآمریکایی) تکیه می‌کنند.
  • این ترکیب می‌تواند به‌طور ضمنی این پیام را القا کند که:
    • جامعه هم‌زمان در بحران اقتصادی است،
    • اما تمرکز بصری به‌گونه‌ای انتخاب شده که کاهش نشانه‌های محدودیت‌های مذهبی - حجاب و برجسته‌سازی نمادهای ضدآمریکایی را القا می‌کند.

چنین انتخابی، بدون توضیح صریح، نوعی جهت‌دهی غیرمستقیم به برداشت مخاطب محسوب می‌شود.

۴. آنچه غایب است

  • تصویری متوازن از سایر گروه‌ها (خانواده‌ها، کارگران، سالمندان، حاشیه‌نشینان)
  • نشانه‌هایی از فشار واقعی معیشتی در تصویر (صف‌ها، تعطیلی گسترده، کاهش مصرف)

جمع‌بندی (Verdict)

گزارش بی‌بی‌سی فارسی از نظر متنی به بخشی از واقعیت اشاره می‌کند، اما در سطح بصری دچار سوگیری در انتخاب تصاویر است. این ناهماهنگی میان متن و تصویر، روایت را از یک گزارش مستند به یک قاب‌بندی نیمه‌تحلیلی و جهت‌دار نزدیک می‌کند جایی که مخاطب نه فقط «اطلاع»، بلکه «برداشت هدایت‌شده» دریافت می‌کند.

bbc2.jpg

27-1.jpg

گیتی قاسمی، بازیگر حکومتی: همان روزهای ابتدایی در جان‌فدا ثبت‌نام کردم!

پدرم گفت برو روی ترامپ رو کم کن!

پ ن: چطوری روشو می خواهد کم کنه، نمی‌دونم!

27.jpgایندیپندنت - در رابطه با بیانیه جنجالی مهاجم به ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید در هتل «هیلتون» واشنگتن، دونالد ترامپ با نشان دادن واکنشی تند به مجری برنامه «۶۰ دقیقه سی‌بی‌اس»، خواندن این متن را مایه ننگ دانست و گفت: «باید از خودت خجالت بکشی که این اراجیف را از قول یک آدم بیمار می‌خوانی؛ من نه متجاوز هستم و نه کودک‌‌آزار.»

ترامپ با متهم کردن رسانه‌ها به رفتار ناعادلانه، تاکید کرد که نام او به مسائلی گره خورده که هیچ ارتباطی با او ندارد و افزود: «شما آدم‌های مزخرفی هستید که این بیانیه را در برنامه ۶۰ دقیقه بازخوانی می‌کنید، در حالی که من کاملا تبرئه شده‌ام و دوستان شما در جبهه مقابل با افرادی چون اپستین در ارتباط بودند.»

jewsishbanner.jpg

در حالی‌که این تیتر خبری از نظر فنی نادرست نیست، کانون اصلی خبر آسیب به یادبود جان‌باختگان اعتراضات ایران در دی‌ماه در حاشیه قرار گرفته و موقعیت مکانی به‌طور نامتناسب برجسته شده است.

iranint.jpg

در مقایسه، پوشش خبری یورونیوز:

oil.jpgصداوسیما میلاد ملکی را هدف گرفت؛ تهدید به مصادره دارایی‌های او در داخل کشور

خبرنامه گویا - در گزارش امروز صداوسیمای جمهوری اسلامی، ناخواسته یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های فعلی صنعت نفت رژیم ایران را به‌صورت علنی تأیید کرد: مشکل اصلی نه در خروج نفتکش‌ها، بلکه در «ورود نفتکش‌های خالی» به پایانه‌های حیاتی مانند خارگ و جاسک است. این گزاره، به‌خودی‌خود یک اعتراف عملیاتی است؛ زیرا نشان می‌دهد چرخه صادرات نفت، بیش از آن‌که به حمل‌ونقل خروجی وابسته باشد، به تداوم ورود کشتی‌های خالی برای بارگیری وابسته است.

اهمیت این اعتراف زمانی بیشتر می‌شود که آن را در کنار واکنش رسانه‌ای حکومت به یک تحلیل‌گر قرار دهیم. در همان گزارش، از میلاد ملکی با عنوان «ایرانی فقط در نام» یاد شد و خواستار مصادره اموال او در ایران شدند. این نوع ادبیات، در کنار تأیید ضمنی تحلیل مطرح‌شده، نشان می‌دهد که حساسیت حاکمیت نه صرفاً به نقد، بلکه به افشای نقاط ضعف ساختاری در زیرساخت‌های اقتصادی بازمی‌گردد.

ملکی در واکنش به این حمله، در در شبکه اکس نوشت:

صدا و سیما امروز نام مرا به‌طور مستقیم مطرح کرد و تهدید کرد که "اموالم" در ایران را مصادره خواهند کرد آن هم در حالی که دقیقاً همان تحلیلی را تأیید کردند که درباره نزدیک شدن به بحران در صنعت نفت و آسیب به استخراج مطرح کرده بودم.

اما درباره آن "اموالی" که در ایران گذاشته‌ام: فقط خاطراتی از بیدار شدن قبل از طلوع آفتاب در دوران دبستان و راهنمایی، ایستادن ساعت‌ها در صف برای گرفتن یک بطری شیر یارانه‌ای. سیلی خوردن در مدرسه به‌خاطر داشتن مدل موی "غربی"، یا به‌خاطر حفظ نبودن شعرهای ضدآمریکایی و طرفدار خمینی. هیچ دارایی‌ای ندارم فقط درد و رنج. حکومت می‌تواند همه آن را مصادره کند.

اما درباره تحلیل: بله، حالا خود رسانه‌های حکومتی هم آن را تأیید می‌کنند. مشکل اصلی خروج نفتکش‌ها نیست، بلکه ورود نفتکش‌های خالی برای بارگیری است. اگر جلوی ورود نفتکش‌های خالی گرفته شود → ذخایر پر می‌شود → فشار به چاه‌ها وارد می‌شود → و در نهایت تعطیلی‌های پرهزینه تحمیل می‌شود. این همان فشاری است که ایجاد می‌شود و خودشان هم آن را می‌دانند.

***

janfada.jpgشکست این نظام نه از آمریکاست و نه اسرائیل، از ماست

زهرا عبدی

یکی از خبره‌ترین متخصصان آی‌تی در سطح جهانی، دکتر شریفی زارچی استاد شهره‌ی دانشگاه آریامهر (شریف) امروز پرده از دروغی بزرگ برداشت.

او نشان داد که تعداد آماری ثبت‌نام کنندگان جانفدای جمهوری اسلامی نه سی میلیون که کمتر از چهار میلیون نفر است!

این افشاگری فقط افشای دروغ بودن یک عدد نیست بلکه پایین‌کشیدن تنبان سازوکاریست که نیم قرن است در حال ساختن واقعیت با دروغ است!

zarchi.jpg

فاصله‌ی «عدد اعلامی» با «عدد واقعی» نشان می‌دهد در فرصت اندک باقی، نظام حتا قادر به ساخت مضحکه هم نیست، او دیگر فقط رسوایی می‌سازد.

دروغ در این نظام ابزار نیست، هست و نیست و آبرویش است.

اگر این دروغ‌ها به کار می‌آمد اتحاد جماهیر شوروی که استاد آمارهای دستکاری‌شده از قدرت و رضایت عمومی بود، هرگز فرونمی‌پاشید. شوروی هم همین راه را رفت. آمارهای درخشان، رضایت‌سنجی‌های صددرصدی، و جمعیتی که روی کاغذ عاشق نظام بود... تا روزی که نبود.

وای بر جمهوری اسلامی از آن لحظه‌ی فراخوان نهایی که جامعه آماری مبتنی بر شمارش تن انسان، دریا دریا نمایان شود، چنان که گوشه‌ای از آن در دی ماه نمایان شد.

داریم می‌رسیم به بزنگاهی که واقعیت دیگر برای جمهوری کشتار اسلامی، قابل پنهان‌کردن نیست.

و نتیجه چون روز روشن است:

فروپاشی نهایی جمهوری اسلامی، فروپاشی روایتش در خیابان است
وقتی اعداد واقعی مردم رودرروی دروغ‌ رژیم، قرار می‌گیرند.

شکست این نظام نه از واشنگتن خواهد آمد، نه از تل‌آویو. از خیابان‌های خودمان خواهد آمد.از حقیقتی که دیگر جا برای پنهان شدن ندارد.

و آن روز سخت نزدیک است.


cry.jpg

خبرنامه گویا - نخستین جلسه دادگاه رسمی برای رسیدگی به اتهامات برخی از چهره‌های امنیتی رژیم بشار اسد برگزار شد و عاطف نجیب، رئیس پیشین «امنیت سیاسی» در درعا، در میان متهمان حاضر شد. او که از بستگان نزدیک بشار اسد است، در دادگاهی در کاخ عدالت دمشق پشت میله‌های قفس متهم قرار گرفت. ادامه رسیدگی به این پرونده به جلسه بعدی موکول شده است.

x.jpg
نجیب متهم است که در آغاز اعتراضات سال ۲۰۱۱ در درعا، دستور مستقیم شلیک به معترضان را صادر کرده است. او در آن زمان ریاست نهاد امنیتی در این شهر را بر عهده داشت؛ شهری که اعتراضات از آنجا آغاز شد و به‌سرعت به سایر نقاط سوریه گسترش یافت.

این دادگاه در چارچوب روند موسوم به «عدالت انتقالی» در سوریه برگزار می‌شود. تصاویر منتشرشده در شبکه های اجتماعی نشان می دهد نجیب یکشنبه ششم اردیبهشت وارد دادگاه می شود و پشت میله های قفس متهم می نشیند. این محاکمه در چارچوب فرایند عدالت انتقالی در سوریه برگزار می شود.

nypbanner.jpgنیوبورک پست - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

رژیم ایران کتاب‌های درسی جدیدی منتشر کرده که در آن‌ها تصاویر بحث‌برانگیزی از دونالد ترامپ دیده می‌شود و از کودکان خواسته شده مسائلی را حل کنند که در آن‌ها باید زمان رسیدن موشک‌ها به اسرائیل را محاسبه کنند.

این کتاب‌ها با عنوان «ما از ایران خود دفاع می‌کنیم» سال گذشته و پس از آنچه «تحقیر رژیم در جنگ ۱۲روزه» توصیف شده، منتشر شده اند. در این مجموعه، علاوه بر تصاویر گرافیکی جنگی، صحنه‌هایی از شلیک موشک‌های بالستیک قاره‌پیما از داخل کوله‌پشتی یک دانش‌آموز نیز به تصویر کشیده شده است.

01.jpgاین کتاب‌ها در میان دانش‌آموزان مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در ایران توزیع می‌شوند.

این کتاب‌ها نشان‌دهنده تلاشی هدفمند برای ترویج خشونت، یهودستیزی و دشمنی با ایالات متحده هستند.

dehghan.jpg«سعید کمالی دهقان»، خبرنگار سابق روزنامه بریتانیایی «گاردین» در حالی در صفحه اینستاگرامش از مشاهداتش در ایران می‌نویسد که بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی از حضور او در ایران ابراز نگرانی کرده‌اند

خبرنامه گویا - گزارش امروز «ایران‌وایر» از نگرانی فعالان مدنی و سیاسی درباره حضور «سعید کمالی دهقان» در ایران، یک هشدار مشخص را مطرح می‌کند: ترکیب «سابقه حرفه‌ای»، «شبکه ارتباطی گسترده» و «بازگشت به کشوری با ساختار امنیتی شناخته‌شده» می‌تواند پیامدهای حساسی به همراه داشته باشد..

طبق این گزارش، کنشگران می‌گویند او «سال‌ها با فعالان سیاسی و مدنی داخل و خارج از کشور در ارتباط بوده» و همین موضوع باعث شده اکنون نگرانی‌هایی درباره «به خطر افتادن امنیت دوستان و همکارانش» مطرح شود.

نکته کلیدی در این پرونده، «اعتماد قبلی» است. ایران‌وایر به نقل از فعالان تأکید می‌کند که بسیاری از افراد «به واسطه اعتبار روزنامه گاردین به او اعتماد داشته‌اند و ممکن است اطلاعات حساسی در اختیار او قرار داده باشند».

در کنار این، سابقه ساختار امنیتی جمهوری اسلامی نیز مطرح است. در همین گزارش آمده که روزنامه‌نگاران و فعالان «پس از بازگشت به ایران تحت فشارهای مداوم برای همکاری و دادن اطلاعات درباره دیگر مخالفان قرار می‌گیرند».

patriot.jpgاسرائیل در جریان جنگ، سامانه گنبد آهنین و نیرو به امارات اعزام کرد

ایران اینترنشنال - آکسیوس به نقل از دو مقام اسرائیلی و یک مقام آمریکایی گزارش داد که اسرائیل در اوایل جنگ با ایران، یک سامانه پدافند هوایی «گنبد آهنین» را به همراه نیروهای نظامی برای هدایت آن به امارات متحده عربی اعزام کرده است.
طبق اعلام وزارت دفاع امارات، ایران حدود ۵۵۰ موشک بالستیک و کروز و بیش از ۲۲۰۰ پهپاد به سمت امارات شلیک کرده است.

براساس این گزارش بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پس از تماس تلفنی با رئیس دولت امارات، به ارتش اسرائیل دستور داد تا یک آتشبار گنبد آهنین به همراه موشک‌های رهگیر و ده‌ها اپراتور نظامی اعزام کند.
یک مقام ارشد اسرائیلی اظهار داشت که این اولین بار بود که اسرائیل سامانه گنبد آهنین را به کشور دیگری ارسال می‌کرد و امارات نخستین کشوری خارج از ایالات متحده و اسرائیل بود که این سامانه در آن مورد استفاده قرار گرفت.

امارات از جمله کشورهای عربی است که در چارچوب پیمان ابراهیم، با اسرائیل روابط برقرار کرد.

یک مقام ارشد اماراتی درباره کمک‌های اسرائیل و نتانیاهو در آن لحظات بحرانی گفت: «ما این را فراموش نخواهیم کرد.»

Behrouz_Fathali.jpgاین روزها, شاهد سکوتی سنگین در برابر موج تازه اعدام جوانان این سرزمین هستیم؛ سکوتی که از سوی همان دلواپسانی صورت می‌گیرد که همواره با کلیدواژه‌هایی چون "حفظ زیرساخت" و "مقابله با دخالت خارجی" میدان‌داری کرده‌اند. امروز, همان‌هایی که در هر بزنگاه، با هشدار درباره تهدیدهای خارجی، سعی در کشاندن افکار عمومی به مسیر دلخواه خود داشته‌اند, در برابر جان‌هایی که به ناحق گرفته می‌شوند، خاموش مانده‌اند. چنین سکوتی, هم بی‌شرمانه و هم غیرقابل‌توجیه است؛ چرا که انتخابی است آگاهانه, برای ندیدن و نشنیدن!

این جریان‌های رنگارنگ چپ فلسطین‌محور, ضداسرائیلی و ضدآمریکایی که دشمنی و تقابل با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل, همواره در اولویت فعالیت‌های آنان قرار داشته است و نام اپوزیسیون خارج از کشور را به یدک می‌کشند, بطور مذبوحانه در تلاشند تا توجهات را از شکنجه و آزار زندانیان خیزش ملی شیر و خورشید و اعدام‌هایی که در پشت درهای بسته در جریان است، منحرف کنند. و این در حالی است که ادعای همیشگی آنان, دفاع از عدالت و مردم بوده است؛ ادعایی که در چنین بزنگاه‌هایی, بیش از هر زمان دیگری به آزمون گذاشته می‌شود.

gheimbi.jpgمردمان ایرانی و به‌خصوص طبقات متمدن آن از دیرباز مردمانی صلح‌جو و البته در عین‌حال ظلم‌ستیز بوده‌اند. آنها از دوران باستان همواره از میهن خود جانانه دفاع کرده‌اند و بارها مهاجمان قدرتمندی از غرب تا شرق، از یونانی و رومی تا هون و هپتال را شکست داده‌اند و استقلال مملکت خود را حفظ کرده‌اند. گرچه دست این ملت گاهی همانند تمام ملل دیگر در قطع کردن تیغ چندی از نیروهای تازه‌نفس همچون مقدونی و تازی و مغول و جغتایی کوتاه مانده اما درعوض به‌جرئت می‌توان گفت که هیچ ملتی به‌اندازه‌ی ایرانیان برای رد استیلای بیگانگان و بدست گرفتن امور کشور خود تلاش نکرده‌اند.

شاید هیچ ملتی درمقابل تسلط اعراب مسلمان بر سرزمین خود به‌اندازه‌ی ایرانیان شورش‌های سُنباد، استادسیس، اسحاق ترک، به‌آفرید، سیاه‌جامگان، سپیدجامگان (مقنع)، اسپهبد خورشید و نوه‌اش مازیار، بابک خرمدین و ... را به‌راه نینداخته باشد و برای کسب استقلال از کف رفته‌ی خود جان‌فشانی نکرده‌باشد. (ر.ک. به عبدالحسین زرین‌کوب، دو قرن سکوت، تهران: سخن، 1378: 109 - 152)

تاتر شهر قبل از انقلاب

| No Comments

keramati.jpgدر سیاست بین‌الملل، سکوت اغلب به‌عنوان بی‌طرفی عرضه می‌شود؛ اما در برخی لحظات تاریخی، سکوت خود یک موضع است موضعی با پیامد و معنا، گاه رساتر از هر بیانیه

سخنان اخیر شاهزاده رضا پهلوی خطاب به اروپا، دقیقاً به چنین لحظه‌ای اشاره دارد: جایی که نه‌تنها دولت‌ها، بلکه رسانه‌هایی که باید بازتاب‌دهنده حقیقت باشند، به بخشی از مسئله بدل شده‌اند

این نگاه، لایه‌ای عمیق‌تر از بحران ایران را آشکار می‌کند؛ بحرانی که فقط در خیابان‌ها جریان ندارد، بلکه در اتاق‌های خبر، در انتخاب تیترها و در سکوت‌های حساب‌شده نیز شکل می‌گیرد. مسئله صرفاً اختلاف روایت نیست، بلکه حذف روایت است حذف واقعیتی که برای میلیون‌ها ایرانی، تجربه‌ای زیسته و خونین است

وقتی ۱۵۰ خبرنگار در یک نشست خبری حضور دارند و هیچ‌کدام درباره مرگ ۵۰۰۰۰ نفر انسان به دست رژیم ملاها سؤال نمی‌کنند، دیگر نمی‌توان از کمبود اطلاعات یا خطای حرفه‌ای سخن گفت. اینجا با پدیده‌ای پیچیده‌تر روبه‌رو هستیم: نوعی «حقه‌بازی رسانه‌ای»

brasa.jpgبر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، آیدا برآسا، ۲۰ ساله و دانشجوی رشته روان‌شناسی، ۱۹ دی‌ماه با شلیک مستقیم سه گلوله به گردن و گلویش کشته شد.

بر اساس این اطلاعات، ماموران پیکر آیدا را ربودند و خانواده‌اش پس از گذشت دو هفته توانستند پیکر او را در کهریزک شناسایی کنند.

علاوه بر جای گلوله، آثار تعدادی بخیه روی شکم آیدا وجود داشت.

آیدا برآسا روان‌شناسی می‌خواند تا رنج‌های انسان را بهتر بفهمد و صدایش را وقف جان‌بخشیدن به روایت‌ها و شخصیت‌ها کرده بود، اما خشونت، صدایی را که به دیگران زندگی می‌داد، برای همیشه خاموش کرد.

خانواده برای تحویل پیکر وادار به پرداخت هزینه سنگین شدند و تحت فشار قرار گرفتند تا علت مرگ را کشته شدن در اعتراض‌ها اعلام نکنند.

barsalarge.jpg

Gileh_Mard.jpgبا توجه به اوضاع پریشان و نابسامانی که در ایران به‌وجود آمده و با توجه به سیاست‌های ابلهانه سردمداران رژیم اسلامی که میهن ما را به‌سرعت به‌سوی تباهی می‌کشانند، بسیاری از ایرانیان با دلواپسی بسیار از خود می‌پرسند چه خواهد شد و ایران به کجا می‌رود؟ آیا از درون این نابسامانی‌ها ناپلئون بناپارت یا رضا خانی بر خواهد خاست؟

نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد معمولاً پس از یک انقلاب پرآشوب یا یک جنگ ویرانگر، وضعیتی به‌وجود می‌آید که یک فرد نظامی یا غیرنظامی ـ اما اقتدارگرا ـ با وعده برقراری نظم و ثبات و بازگرداندن شکوه ملی، قدرت را به‌دست می‌گیرد و یک حکومت خودکامه سرکوبگر را پی می‌ریزد و هزاران تن را به کام مرگ می‌کشاند.

نمونه‌های بسیاری از چنین چهره‌هایی را می‌توان در صفحات تاریخ یافت:

parviz.jpgاین شعر سال‌ها پیش در اوج درخشش پرویز قلیچ‌خانی سروده شده و در مجموعه «سنجاب‌های خوشبخت» به او تقدیم شده بود. اکنون، با توجه به شرایط سلامتی او، بازنشر این قطعه تلاشی است برای یادآوری جایگاه یکی از پرافتخارترین و اثرگذارترین چهره‌های تاریخ فوتبال ایران نامی که برای نسل امروز نیز باید دوباره شنیده شود.

برترین مرد دنیای توپ

ای قهرمان دلیر وطن
که بر هر لبی از تو باشد سخن

درود فراوان نثارت باد
خوش و شادمان روزگارت باد

تویی اختر ورزش این دیار
که بر سرت هاله‌ای از افتخار

تویی برترین مرد دنیای توپ
یکتای میدان و دریای توپ

به میدان چو با صلابت روی
قوی‌پا، خردمند و آگاه تویی

حریف، ارچه چابک و نیرومند
به میدان تو را بود سر به بند

چو در قلب میدان تو جولان دهی
کجا فرصتی بر حریفان دهی؟

به بازی، حضورت دل‌انگیز و گرم
به تکنیک و تدبیر، بی‌همتا و نرم

گه حمله، چون شیرِ ژیان شوی
به وقت دفاع، سدی استوار شوی

تو را «سردار» نام نهاده‌اند
چه نامی سزاوار داده‌اند

ز اهل فن و اهل دانش، به‌حق
«قلیچِ کبیر»ت خوانده‌اند مطلق

تویی رهبری کاردان در زمین
که در می‌نوردی چپ و راست و میم

به هر گوشه میدان، نشان از توست
کسی را در این جمع، توانِ هم‌تو نیست

به هر جای بازی که پا می‌نهی
هزاران هنر را تو بنمایی

همه چشم‌ها خیره بر بازی‌ات
که شوری دگر هست در بازی‌ات

تو را اوصافی است بس ارجمند
که هر نام نیکو بر تو پسند

نه تنها در ایران ستوده شوی
ز بیگانه نیز آفرین بشنوی

جهان، خواستارِ هنرهای توست
وطن، مفتخر از شکوه توست

چو دارد وطن بر وجودت نیاز
بزن توپ در قلب میدان، باز

تو را بر دل و جان ملالی مباد
به میدان، تو را جای خالی مباد

-- ناصر وحیدیوسفی

leftists.jpgدر تاریخ، لحظاتی هست که نه با فریادها، بلکه با سکوت‌ها سنجیده می‌شوند

امروز، پرونده ایران در برابر چشم جهان باز است--و آنچه در کنار جنایت‌ها ثبت می‌شود، سکوت‌هایی است که دیگر نمی‌توان آن‌ها را به ناآگاهی نسبت داد.

در ایران، مردمی که برای آزادی به خیابان آمدند، با خشونتی روبه‌رو شدند که به‌درستی بسیاری آن را شبیه میدان جنگ توصیف کرده‌اند: شلیک مستقیم، بازداشت‌های گسترده، اعدام‌ها و فشارهای سیستماتیک. این‌ها رویدادهای پراکنده نیستند؛ بخشی از سازوکاری هستند که سال‌هاست برای خاموش کردن جامعه به کار گرفته می‌شود.

جهان این تصاویر را دید.
نام‌ها را شنید.
روایت‌ها را خواند.

اما در بسیاری از موارد، آنچه باید رخ می‌داد--یعنی پرسشگری جدی، پیگیری مداوم و فشار اخلاقی--رخ نداد.

۱۰ قانون مهم زندگی برای همه

| No Comments

آوا تودی - انتشار تصویری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی که در جریان جنگ کشته شده‌اند، موجی از توجه و پرسش‌برانگیزی ایجاد کرده است؛ اما نکته انفجاری این تصویر، حضور نام و چهره مجتبی خامنه‌ای در میان این فهرست است.

shlarge.jpgقرار گرفتن تصویر مجتبی خامنه ای در کنار چهره‌هایی که مرگ آن‌ها اعلام شده، فقط یک خطای تصویری یا انتشار اتفاقی به‌نظر نمی‌رسد؛ این تصویر می‌تواند نشانه‌ای از آشفتگی، پنهان‌کاری و جنگ قدرت در تاریک‌ترین لایه‌های بیت باشد.

حکومتی که سال‌ها با سانسور، دروغ و سرکوب مردم را فریب داده، حالا با تصویری روبه‌رو شده که بیش از هر بیانیه‌ای سؤال ایجاد می‌کند: مجتبی خامنه‌ای در این فهرست چه می‌کند؟

***

25-28.jpg

ایران اینترنشنال - ویدیویی که بشرا شیخ، فعال رسانه‌ای پاکستانی-بریتانیاییِ حامی جمهوری اسلامی، از حضور و سخنرانی خود در یکی از ایستگاه‌های تجمع حکومتی در تهران منتشر کرده، جمعیت اندک حامیان جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.

جمهوری اسلامی از زمان آغاز جنگ اخیر، این تجمعات را با حمایت مالی و تامین امکانات برگزار می‌کند. نیروها و افراد حاضر در کاروان‌های حکومتی برای شهروندان آزار صوتی و حتی تهدید امنیتی ایجاد کرده‌اند.

حکومت می‌کوشد با برگزاری این تجمعات القا کند که در سراسر کشور از حمایت گسترده برخوردار است. شیخ هم بدون حجاب و هم با حجاب در برنامه‌های حکومتی حاضر می‌شود.

25-28.jpgایران اینترنشنال - ویدیویی که بشرا شیخ، فعال رسانه‌ای پاکستانی-بریتانیاییِ حامی جمهوری اسلامی، از حضور و سخنرانی خود در یکی از ایستگاه‌های تجمع حکومتی در تهران منتشر کرده، جمعیت اندک حامیان جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.

جمهوری اسلامی از زمان آغاز جنگ اخیر، این تجمعات را با حمایت مالی و تامین امکانات برگزار می‌کند. نیروها و افراد حاضر در کاروان‌های حکومتی برای شهروندان آزار صوتی و حتی تهدید امنیتی ایجاد کرده‌اند.

حکومت می‌کوشد با برگزاری این تجمعات القا کند که در سراسر کشور از حمایت گسترده برخوردار است. شیخ هم بدون حجاب و هم با حجاب در برنامه‌های حکومتی حاضر می‌شود.

secretservice.jpgتیراندازی در ضیافت خبرنگاران کاخ سفید

دونالد ترامپ رئيس جمهوری آمریکا، پس از وقوع تیراندزای در مراسم شام انجمن خبرنگاران کاخ سفید ۲۰۲۶ گفت نیروهای امنیتی درخواست کرده‌اند «که مطابق با پروتکل، از محل خارج شویم که ما فوراً این کار را انجام خواهیم داد.»

او افزود: من با تمام نمایندگان مسئول این رویداد صحبت کرده‌ام و برنامه‌ها را ظرف ۳۰ روز آینده مجدداً برنامه‌ریزی خواهیم کرد.» در ابتدای مهمانی سالانه انجمن خبرنگاران کاخ سفید که با حضور آقای ترامپ و همسرش ملانیا در حال برگزاری بود، شنیده شدن صدای تیراندازی باعث هجوم نیروی ویژه پلیس به تالار محل برگزاری مراسم و خروج رئیس جمهوری و دیگر مقام‌ها به وسیله سرویس مخفی شد.

خشایار جنیدی، خبرنگار بی بی سی که در مراسم حضور داشت، از شنیده شدن دست‌کم سه شلیک گلوله در مراسم خبر می‌دهد.

علاوه بر آقای ترامپ، جی دی ونس، معاون رئیس جمهوری، پیت هکست، وزیر دفاع، کش پاتل، رئیس اف‌بی‌آی و مایک جانسون، رییس مجلس نمایندگان از دیگر مهمانان مراسم بودند.

ترامپ: تصویر مظنون را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌ام
arrest.jpgدونالد ترامپ گفت تصویری از فرد بازداشت‌شده و همچنین ویدئویی از دوربین‌های مداربسته را که به نظر می‌رسد آغاز تیراندازی را نشان می‌دهد، در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده است. او افزود این اقدام را «در راستای شفافیت» انجام داده است.
کول توماس آلن، ۳۱ ساله، اهل کالیفرنیا، به‌عنوان مظنون تیراندازی امشب در مراسم شام خبرنگاران کاخ سفید در واشینگتن شناسایی شده است.

به‌گفته اف‌بی‌آی، او هم‌اکنون در بازداشت قرار دارد و هنگام ورود به هتل واشینگتن هیلتون، یک شاتگان و همچنین یک سلاح کمری به همراه داشته است:

لحظه‌ای که مأموران سرویس مخفی، جی دی ونس را به‌سرعت از محل برگزاری مراسم خارج کردند

گفته می‌شود که به هیچیک از افراد حاضر در مراسم آسیبی وارد نشد.

یک مقام اف‌بی‌ای: مهاجم، مسلح به تفنگ "شات گان" بود

یک مقام اف‌بی‌آی اعلام کرد که مظنون به سمت مامور سرویس مخفی تیراندازی کرده بود و گفت که حال این مامور خوب است.

او همچنین گفت که مهاجم، مسلح به تفنگ ساچمه‌ای-شات گان بود.شات‌گان (Shotgun) نوعی سلاح گرم است که معمولاً برای شلیک تعداد زیادی ساچمه یا یک گلوله بزرگ (اسلاگ) در هر بار شلیک طراحی شده است.

این سلاح بیشتر در فواصل نزدیک کاربرد دارد و به‌دلیل پخش شدن ساچمه‌ها، احتمال اصابت به هدف را افزایش می‌دهد. برد مؤثر آن‌ها معمولاً کوتاه‌تر از تفنگ‌های معمولی است، اما در فاصله نزدیک قدرت تخریب بالایی دارند.

مظنون حادثه زنده است

خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع آگاه نوشت مظنون حادثه ضیافت شام ​​خبرنگاران کاخ سفید دستگیر شده و زنده است.

ویدیوی منتشر‌شده در رسانه‌های اجتماعی حکومتی نشان می‌دهد یک زن حامی جمهوری اسلامی می‌گوید در تجمعات سازماندهی‌شده از سوی حکومت، از او خواستگاری می‌شود.

***

agent.jpgمردی که در میان تیراندازی شام کاخ سفید، آرام سالادش را خورد

خبرنامه گویا - یک ویدیو که از لحظات تیراندازی در مراسم شام انجمن خبرنگاران کاخ سفید، توجه زیادی را جلب کرده است؛ در این تصاویر، در حالی که بسیاری از مهمانان به‌سرعت به زمین پناه می‌برند یا برای خروج از سالن تلاش می‌کنند، مردی دیده می‌شود که با آرامش به خوردن سالاد خود ادامه می‌دهد. این رفتار غیرمعمول، به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی وایرال شد و به یکی از بحث‌برانگیزترین لحظات این حادثه تبدیل شد.

هویت این فرد به‌عنوان مایکل گلانتز شناسایی شده؛ او یکی از «سوپر ایجنت»‌های شناخته‌شده در شرکت "آژانس هنرمندان خلاق" است و نمایندگی شماری از چهره‌های مطرح رسانه‌ای را برعهده دارد. حضور او در چنین موقعیتی و واکنش متفاوتش این ویدیو را به یکی از نمادهای روایت‌های متناقض از این حادثه تبدیل کرده است.

فرزاد فتاحی - شیلا، خواننده ترانه «آسه آسه، ریسه ریسه»، گفت که در اروپا کنسرت نمی‌گذارد زیرا ‌تمام برگزارکنندگان «چپی» هستند و مشکلات موجود در برنامه‌های اروپا زیر سر «سه فاسد» است.

HG0fZ3mbwAAcFhc.jpg

هادی زنوزی در شبکه اکس نوشت: ترکیب بهزاد بلور و میثم مطیعی!

26-27.jpg

«مکرون همین الان گفت اروپا باید از آمریکا جدا شود و در جنگ‌هایش دخالت نکند... وقتی مکرون سعی کرد نقش یک ابرقدرت را بازی کند و با تروریسم در آفریقا مبارزه کند، حتی نمی‌توانست نیروهایش را به آنجا بفرستد، ما مجبور بودیم آنها را برایش بفرستیم.»

در مرز ایران و ترکیه در این هفته، روندی معنادار به چشم می‌خورد: ایرانی‌ها پیش از بازگشت به کشورشان، بطری‌های بزرگ روغن خوراکی می‌خرند. این رفتار، نشانه‌ای از تورم افسارگسیخته‌ای است که میلیون‌ها خانوار ایرانی را تحت فشار قرار داده است

یگانه تورباتی - نیویورک تایمز، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در گذرگاه شلوغ مرزی ترکیه با ایران، در انباری پر از جعبه‌های روغن خوراکی، یک مغازه‌دار تازه‌ترین خبرها را از روی تلفن همراهش برای همکارانش با صدای بلند می‌خواند: مذاکرات صلح میان آمریکا و ایران به تعویق افتاده است.

oillarge.jpg

برای این بازرگانان، پیچ‌وخم‌های جنگ و بحران اقتصادی ایران، به‌طور غیرمنتظره‌ای به رونق کسب‌وکارشان انجامیده است. با جهش قیمت کالاهای اساسی در ایران، آن‌ها می‌توانند روغن زیتون، آفتابگردان و ذرت را با سودی اندک به ایرانیان در مرز بفروشند؛ خریدارانی که یا این روغن‌ها را در داخل کشور می‌فروشند یا برای مصرف شخصی به خانه می‌برند.

در طول تنها یک صبح و بعدازظهر، ده‌ها نفر دیده شدند که چندین بطری چهار و پنج لیتری روغن را از ترکیه به ایران حمل می‌کردند. مغازه‌داران در گفت‌وگوها گفتند که تقاضا برای روغن خوراکی در روزهای اخیر به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

مریم، یک زن ایرانی که روز چهارشنبه همراه همسرش چهار بطری روغن خرید تا در ایران بفروشد، گفت: «ما تازه اخیراً شروع به این کار کرده‌ایم.» او افزود: «روغن خوراکی بهتر است» از سیگارهایی که معمولاً این زوج در مرز خرید و فروش می‌کنند، چون سود بیشتری دارد.

مریم گفت می‌تواند یک بطری پنج لیتری را در ترکیه کمی بیش از ۱۰ دلار بخرد و در ایران با قیمتی کمتر از نرخ بازار بفروشد و حدود ۲ دلار سود کند.

eightwomen.jpgایران وایر - دونالد ترامپ، دوم اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کرد هشت زن ایرانی که به گفته او در معرض اعدام بودند، «کشته نخواهند شد» و این افراد که در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده بودند، دیگر اعدام نمی‌شوند.

او یک روز پیش‌تر در «تروث سوشال» از ایران خواسته بود با آزادی این افراد، شانس موفقیت در مذاکرات صلح با آمریکا را افزایش دهد.

ترامپ در پیام تازه‌اش نوشت: «خبر بسیار خوبی دارم! به من اطلاع داده شد هشت زن معترض که قرار بود امشب اعدام شوند، دیگر کشته نخواهند شد. چهار نفر فوراً آزاد می‌شوند و چهار نفر دیگر به یک ماه زندان محکوم خواهند شد.» او همچنین از ایران بابت توقف اعدام‌ها قدردانی کرد.

در واکنش، مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرد پس از «ادعای ترامپ» پرونده‌ها بررسی شده و بر اساس نتایج، برخی از این افراد آزاد شده‌اند، برخی با اتهاماتی مواجه‌اند که در صورت تأیید حکم ممکن است به حبس منجر شود، و هیچ‌یک حکم قطعی اعدام ندارند

tabrizi.jpgجنگ و سناریوهای بازار مسکن

حسین عبده تبریزی

در سناریوی نخست، یعنی امضای توافق عدم‌تخاصم، فضای اقتصاد به‌طور محسوسی آرام می‌شود. این سناریو ممکن است مثبت باشد؛ زیرا حتی بدون رفع کامل محدودیت‌ها، کاهش ریسک سیاسی به‌تنهایی موتور انتظارات را تغییر می‌دهد. بازار مسکن در این حالت به‌تدریج از انجماد خارج می‌شود، معاملات افزایش می‌یابد و اعتماد به بازار بازمی‌گردد. این بازگشت اعتماد، خود به تحریک عرضه و شروع پروژه‌های جدید منجر می‌شود.

در سناریوی دوم، یعنی تحقق صلح پایدار و برقراری روابط تجاری گسترده با جهان، چشم‌انداز اقتصاد ایران به‌طور اساسی دگرگون می‌شود. با توجه به سطح پایین فعلی درآمد ناخالص ملی، سال‌ها سرمایه‌گذاری ناکافی -که نشان داده شد در دوره‌های اخیر از میزان استهلاک نیز کمتر بوده- و نیز فاصله‌ قابل‌توجه فناوری کشور با استانداردهای جهانی، اقتصاد ایران از ظرفیت بالایی برای جهش برخوردار است. در صورت رفع محدودیت‌ها و اتصال دوباره به اقتصاد جهانی، می‌توان انتظار داشت که در سال‌های نخست، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی به سطوح بالای تک‌رقمی یا حتی دورقمی برسد.

25-25.jpgایران اینترنشنال - مهدیه اسفندیاری، شهروند ایرانی که به اتهام «تمجید از تروریسم» در فرانسه زندانی بود و اخیرا به ایران بازگردانده شد، در یک برنامه تلویزیونی گفت: «چیزی به نام غذای حلال در زندان وجود نداشت و مجبور شدم ۲۳۷ روز فقط سبزیجات بخورم.»

او افزود: «حجاب در زندان ممنوع بود و من به همین دلیل ترجیح دادم در سلول انفرادی بمانم و از آن خارج نشوم.»

یکی از اتهام‌های اسفندیاری، حمایت از حمله مسلحانه حماس، ‌گروه تحت حمایت جمهوری اسلامی، به اسرائیل بود.

avkh.jpgاحمد وحدت خواه - ویژه خبرنامه گویا

نزدیک به نیم قرن پس از «انقلابی» که گویا به سلسله پهلوی پایان داده بود، تصور بازگشت نظام پادشاهی به ایران همه نیروهای داخلی درگیر در آن فتنه ایران برانداز و قدرتهای استعماری خارجی که در وقوع این فاجعه بر ملت ایران دست داشته اند را در بهت و سرگیجگی فرو برده است.

نماد زنده و پویای این وحشت سیاسی جهانی هم به درستی کسی جز شاهزاده رضا پهلوی نیست.
در این میان تکلیف قدرتهای خارجی، از اروپای ریاکار گرفته تا چین جهانخوار و روسیه تبهکار که روشن است. آنها در تداوم جمهوری اسلامی از یکسو شیره اقتصادی ملت ما را می مکند و همزمان با دمیدن در باد آتش افروزی های رژیم به قیمت جان و مال ایرانیان، به جنگ پنهان خود با ابرقدرت آمریکا می روند.
برخی از کشورهای اروپایی که اکنون ماوا و مسکن اسلامگرایان شده اند هم عامدانه به حملات تروریستی و ضد یهودی و آمریکایی آنها پا می دهند تا حمایت و رای آنها را در پای صندوقهای انتخاباتی برای احزاب چپگرا خریداری کنند.

mjl.jpg

محمدجواد لاریجانی، رییس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی و برادر علی لاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در خصوص کشته شدن او در جریان جنگ اخیر، گفت: «برادرم سر نداشت، بدن هم نداشت و فقط یک دست از او به جا مانده بود.»

علی لاریجانی در جریان جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل، در بامداد ۲۶ اسفند در حمله هوایی به همراه پسرش مرتضی و رییس دفترش، علیرضا بیات کشته شد.

ایران بریفینگ: دروغگویی همزاد جمهوری اسلامی است!

‏علی لاریجانی و تیم امنیتی‌اش در ویلایی در پردیس و متعلق به دختر و دامادش به هلاکت رسیده،این را همان لحظات اول خانواده‌اش اعلام کردند هم اکنون هم پسرش به صراحت دارد بیان می‌کند.

‏اما شورای عالی امنیت ملی همچنان مصرانه مرگ لاریجانی را در پردیس و در خانه دخترش و یا هرکس دیگر تکذیب می‌کند و معتقد است در مکانی دیگر و در حال انجام وظیفه بوده،چرا؟

‏زیرا از جمهوری اسلامی غیر از این توقع نمی رود و دروغ در DNA آن است.

‏اما در روایت فرزند علی لاریجانی چند نکته فاش و یا تائید می‌شود:

مسئولان ارشد جمهوری اسلامی در این روزها مدام در مخفیگاه‌های مختلف بصورت چرخشی هستند و حتی فرزندانشان هم از محل آنها بی خبرند،مخفیگاه‌ها می‌توانند حکومتی باشند و یا خصوصی و برای اقوام یا اجاره‌ای که در اختیارآنها گذاشته شده چون صاحبخانه زنگ می‌زند و می‌پرسد آنها هنوز آنجایند چون همسایه‌ها زنگ زدند و گفتند خانه موشک خورده!

***

sytis.jpgامیر فرشاد ابراهیمی در شبکه اکس نوشت

تیر خلاص زن بشار اسد بازداشت شد، بشار اسد کجاست؟ روسیه گرم عشق و حال!

زمانی که امجد یوسف یک عده بدبخت را در خیابانهای دمشق دستگیر کرد و از خانه‌هایشان بیرون کشید، زمانی که یکی پس از دیگری در مغز آنان گلوله خالی کرد. زمانی که یک پیرمرد سالخورده التماسش کرد و به علی بن ابی‌طالب قسمش داد که او را نکشد، او با شلیک گلوله در مغزش و با خنده گفت: «ای وای! خداحافظ!

هرگز حتی فکرش را هم نمی‌کرد که روزگاری اسد سوار هواپیمایش بشود و برود و او دو سال در بیابانهای سوریه مخفی شود و عاقبت این‌چنین دستگیر شود.

هواداران جمهوری اسلامی، بسیجی ها و پاسداران قاتل ترس را در چشمانش ببینند!

در در ویدیویی دیگر، امجد یوسف بلافاصله پس از مطرح شدن اولین سؤال، مقابل "اَنس خطاب"، وزیر کشور سوریه، شروع به گریه می‌کند... و وزیر دستور می‌دهد: «او را ببرید!»

onx.jpg***

eftekhari.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی که کوثر افتخاری امروز منتشر کرده، تصویری نگران‌کننده از وضعیت امنیت شخصی او در خارج از ایران نشان می‌دهد.

در این ویدیو، درِ چوبی خانه‌اش در برلین بریده شده و نشانه‌های ورود اجباری کاملاً مشهود است؛ تکه‌های چوب روی زمین پخش شده و قفل در دستکاری شده نشانه‌هایی که بیشتر به یک ورود هدفمند شباهت دارد تا یک سرقت معمولی.

او در توضیح این ویدیو نوشته است:
«ساعت ۱:۳۰ شب ۲۴ آوریل رسیدم خونه،
دیدم در خونه ام باز...
(من در و قفل کرده بودم. مطمئنم.)
یه نفر چوبِ در رو بریده بود
و وارد خونه من شده بود،
تیکه‌های ریز چوب ریخته بود روی زمین
خشکم زده بود...نمیتونستم باور کنم....
اما
هیچی دزدیده نشده بود...
سریع به پلیس گزارش دادم، پرونده تشکیل شد و پلیس به دنبال شخص یا اشخاصی که این کار و انجام دادن...
برلین، المان»

آنچه این ماجرا را نگران‌کننده‌تر می‌کند، این است که هیچ‌چیز به سرقت نرفته؛ نکته‌ای که این فرض را تقویت می‌کند که این ورود با نیت مشخصی انجام شده--برای ارسال پیام، ایجاد ارعاب یا القای تحت نظر بودن.

پلیس آلمان با تشکیل پرونده، تحقیقات برای شناسایی عامل یا عاملان این حادثه را آغاز کرده است.

کوثر افتخاری، بازیگر تئاتر و فعال مدنی، از چهره‌هایی است که در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ ایران به‌عنوان یکی از نمادهای این جنبش شناخته شد. او در تاریخ ۲۰ مهر ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات در تهران، هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفت و در پی آن بینایی چشم راست خود را از دست داد

mojilarge.jpg

euro.jpgشکاف در رهبری جمهوری اسلامی یا بازی امتیازگیری از آمریکا

یورونیوز - به گزارش وال‌استریت ژورنال، همزمان با سفر عباس عراقچی و فرستادگان آمریکا به اسلام‌آباد، دور جدیدی از مناقشه میان تندروهای خواهان تقابل و میانه‌روهای خواهان مذاکره با آمریکا در رهبری رژیم ایران شکل گرفته که حاکی از دشواری راه دولت ترامپ برای دستیابی به پیروزی دیپلماتیک جهت پایان جنگ است.

به گزارش این روزنامه آمریکایی به نقل از دو منبع آگاه، میانجی‌ها گفته‌اند در جریان دور نخست گفتگو‌ها میان آمریکا و ایران در اوایل ماه جاری در اسلام‌آباد، زمانی که طرف آمریکایی هیات ایرانی را برای ارائه جزئیات در مورد مواردی که تهران حاضر به گفتگو بر سر آن‌هاست، تحت فشار گذاشت، پاسخ هیات ایرانی مبهم بود.

پس از لغو دیدار هیات آمریکایی به سرپرستی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا با هیات ایرانی به سرپرستی محمدباقر قالیباف که قرار بود اوایل هفته انجام شود، این شکاف میان رهبری ایران آشکار‌تر شد. از آن زمان میانجی‌ها در تلاش‌اند که دور دوم این گفتگوها را برگزار کنند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید روز جمعه اعلام کرد که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه و جرد کوشنر، داماد و مشاور دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا برای گفتگو با مقامات ایرانی به اسلام‌آباد خواهند رفت. به گفته او، آقای ونس در آماده‌باش است تا در صورت پیشرفت مذاکرات به پاکستان سفر کند. عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز روز جمعه در راس هیاتی وارد اسلام‌آباد شد. با این حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد که هیچ دیداری میان ایران و آمریکا برنامه‌ریزی نشده است و طرف ایرانی دیدگاه‌های خود را به پاکستان منتقل خواهد کرد.

bakhshayesh.jpgاعتراف یک نماینده مجلس به قطع اینترنت از سوی جمهوری اسلامی برای «کنترل روایت»

ایران اینترنشنال - احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، گفت جمهوری اسلامی در مقطع جنگ به این نتیجه رسید که روایت‌ها را کنترل کند و اینترنت را برای برخی گروه‌ها مانند خبرنگاران، دانشگاهیان و نمایندگان مجلس باز گذاشت تا برای مخاطبان خارجی محتوا تولید کنند.

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی نیز پیش‌تر گفته بود کسانی حق استفاده از اینترنت را دارند که روایت مورد تایید حکومت را منتشر کردند.

اکنون ۵۷ روز است که جمهوری اسلامی دسترسی مردم ایران را به اینترنت قطع کرده است.

تنها تعداد معدودی از کاربران مورد تایید جمهوری اسلامی در شبکه‌های مجازی حضور دارند و روایت‌های ضد جنگ را منتشر می‌کنند.

او همچنین با اشاره به محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا گفت: «باید فکری به حال این محاصره دریایی بکنیم، چرا که اگر مجبور به بستن چاه‌های نفت خود بشویم، برای آغاز به کار دوباره آنها به میلیاردها دلار نیاز داریم.»

او افزود: «بستن چاه‌های نفت ما به‌سادگی مثل بستن لوله آب نیست.»

او افزود: «ما که آتش‌بس را نپذیرفته‌ایم، می‌توانیم روی ناوشکن‌هایشان اقدام کنیم و باید پاسخی بدهیم.»

trump.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا به فاکس نیوز اعلام کرد سفر استیو ویتکاف و جرد کوشنر، دو مذاکره‌کننده ارشد آمریکا به پاکستان برای مذاکرات با جمهوری اسلامی را لغو کرده است.

ترامپ گفت وقتی ایالات متحده در مناقشه با ایران همه اهرم‌ها را در اختیار دارد، ارزش ندارد هیات آمریکایی یک پرواز ۱۸ ساعته به پاکستان انجام دهد.

او افزود که مقامات جمهوری اسلامی هر زمانی که بخواهند می‌توانند با آمریکا تماس بگیرند.

ترامپ گفت: «مدتی پیش به افرادم که داشتند آماده رفتن می‌شدند، گفتم: "نه، شما یک پرواز ۱۸ ساعته انجام نمی‌دهید که به آنجا بروید. ما همه اهرم‌ها را در اختیار داریم. آن‌ها هر زمانی که بخواهند می‌توانند با ما تماس بگیرند، اما شما دیگر پروازهای ۱۸ ساعته انجام نخواهید داد تا فقط بنشینید و درباره هیچ صحبت کنید."»

tweet.jpg
خبرنامه گویا - عایشه حسنی، خبرنگار کاخ سفید شبکه فاکس نیوز، در شبکه اجتماعی اکس نوشت:

«دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در تماس تلفنی به من گفت که به‌طور یک‌جانبه سفر استیو ویتکاف و جرد کوشنر به پاکستان برای دیدار با ایرانی‌ها را لغو کرده است.»

ترامپ در ادامه گفت:

«کمی پیش به تیمم گفتند آماده حرکت‌ باشید، اما من گفتم: "نه. قرار نیست ۱۸ ساعت پرواز کنید، بروید آنجا و بی‌حاصل فقط حرف بزنید. همه اهرم‌ها دست ماست. اگر طرف مقابل بخواهد، خودش تماس می‌گیرد؛ اما دیگر خبری از این پروازهای طولانی برای گفت‌وگوهای بی‌نتیجه نیست."»

24-5.jpgایندیپندنت - محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، جمعه‌شب، در واکنش به تایید برقراری خط مالی اضطراری دلاری میان آمریکا و امارات متحده عربی توسط اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، در اکس نوشت: «ترجمه این حرف یعنی برخی دارندگان دارایی‌ها، توان فروش ندارند.»

او با اشاره به محدودیت‌های پنهان برای سرمایه‌گذاران نهادی، وضعیت فعلی را «متزلزل» توصیف کرد و خطاب به فعالان اقتصادی هشدار داد: «اگر اوضاع وخیم‌تر شود، درها بسته خواهد شد؛ تا درها باز است، خارج شوید.»

این واکنش پس از آن صورت گرفت که وزیر خزانه‌داری آمریکا در سنای این کشور، حمایت خود را از ارائه پشتیبانی مالی به متحدان نفتی منطقه که به دلیل تنش‌ها در تنگه هرمز با چالش مواجه شده‌اند، اعلام کرد.

IMG_5526.pngپیام ویدئویی شاهزاده رضا پهلوی خطاب به مردم و خبرنگاران اروپا یکی از بهترین خطابه های ایشان در طول سال های اخیر بود.

من از کسانی که انتظار شنیدن تعریف از شاهزاده را نداشتم تعاریفی شنیدم که مرا بسیار خوشحال کرد. ما دقیقا به چنین رهبری نیاز داریم و امیدوارم روند این نوع برخورد -اگرچه کمی دیر اما بهتر از هرگز- با قاطعیت دنبال شود و در سایر موارد مربوط به کشور نیز ما شاهد چنین گفتارها و عملکردهایی باشیم.

بر خلاف تصور عامه، مردم عادی دنبال کسانی نمی روند که شبیه به آنان باشد یا شبیه به آنان رفتار کند. این که مثلا مردم فقیر افراد شبیه به خودشان را دوست دارند یا افراد خاکی دنبال افراد خاکی مانند خود می روند یاوه ای بیش نیست. مردم دنبال رهبرانی هستند که چند قدم جلوتر از آن ها باشد نه همقدم و همپای آن ها.

حتی در کشورهای کمونیستی که به ضرب و زور تبلیغات دروغ خواهان همسطح سازی رهبران و مردم بودند، چنین اتفاقی نیفتاد و رهبران کمونیست همیشه نه یک سر و گردن بلکه به شکل تصنعی و دروغ چندین و چند پله از مردم -حتی فرهیخته ترین و سرترین افراد جامعه- بالاتر نشان داده می شوند. ما نیازی به چنین دروغ های تبلیغاتی نداریم. همین که شاهزاده بتواند جایگاه خود را آن گونه که هست نشان دهد، برای به حرکت در آوردن مردم در مسیر رشد و پیشبرد انقلاب کافی ست.

فواید بغل کردن روزانه

| No Comments

Kourosh_Golnam_3.jpgدرهیئت مذاکره کننده حکومت، شماری از دزدان و آدم‌کشان و بدنامانی که یکی از آن‌ها همآن خودکار دزد نامدار است که به شکل شگفت‌آوری معاون وزیر خارجه هم هست(گفت مورچه چه هست که کله پاچه‌اش چه باشد) و در راس آن ‌ها دزد ارشد باقر قالیباف قراردارد. این مسئله روشنی است و من فکر نمی‌کنم که هیچ ایرانی میهن دوستی در این باره تردیدی داشته باشد. بنا براین به میان آوردن این موضوع برا ی ایرانیان نکته مهمی ندارد و همه از آن آگاهند.

گره‌کار جای دیگر است

ولی مشکل آن جا است که پرسش شود که مگر آمریکا با دو سازمان قوی امنیت داخلی و خارجی چون سی.ای.آی و اف.بی.آی و یاری امنیتی اسراییل از ماهیت و پیشینه کسی مانند قالیباف بی خبر است و یا نمی‌داند در این گروه هفتاد تنه که در نشست شرکت کردند ، تنی چند به عنوان تروریست و آدمکش حرفه‌ای زیر پی‌گرد جهانی هستند؟ بی‌گمان پیش از نشست، هم سی.ای.آی و هم سازمان امنیت اسراییل آگاهی‌های دقیقی در باره قالیباف ودیگران به ترامپ و تیم مذاکره کننده داده‌اند، با این وجود هیئت آمریکایی با این جانیان به مذاکره پرداخته‌اند که خواهیم دید به سرانجامی هم نخواهد رسید.

azaribanner.jpgدر حالی که جمهوری اسلامی در درون ایران با سرکوب، زندان، و کشتار، بقای خود را حفظ می‌کند، در بیرون از مرزها نیز صحنه‌ای در حال شکل‌گیری است که نمی‌توان آن را صرفاً «اختلاف سیاسی» نامید. آنچه امروز در بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور جریان دارد، نه رقابت، بلکه تلاش سازمان‌یافته برای کنترل فضا، محدودسازی تریبون‌ها، و در نهایت حذف پیش‌دستانه صدایی است که توانسته در میان افکار عمومی داخل و خارج از ایران جایگاهی پیدا کند: شاهزاده رضا پهلوی.

اگر این رفتارها پراکنده و موردی بود، می‌شد آن را به حساب رقابت طبیعی در فضای سیاست گذاشت. اما تکرار الگوهای مشابه در کشورهای مختلف اروپایی، از تلاش برای لغو یا محدود کردن سخنرانی‌ها تا فضاسازی رسانه‌ای و کارزارهای هدفمند، نشان می‌دهد که با پدیده‌ای ساختاری مواجه هستیم. اینجا دیگر با «نقد» روبه‌رو نیستیم؛ با «مهندسی حذف» مواجهیم.

سیاست، بدون رقابت، بی‌معناست. اما رقابتی که در آن یک طرف، به‌جای ارائه برنامه و جلب اعتماد عمومی، به بستن مسیر سخن گفتن رقیب روی می‌آورد، عملاً از چارچوب دموکراسی خارج شده است. پرسش اصلی اینجاست: چرا بخشی از اپوزیسیون، به‌جای رقابت در میدان آزاد، به حذف پیش‌دستانه روی آورده است؟

برای پاسخ، باید بازیگران این میدان را بدون تعارف و با دقت بررسی کرد.

نخست، بخشی از چپ‌های ایرانی در خارج از کشور که طی دهه‌ها حضور در نهادهای دانشگاهی، رسانه‌ای و حلقه‌های نزدیک به سیاست‌گذاری در اروپا، به موقعیتی فراتر از یک جریان فکری دست یافته‌اند. مسئله این نیست که این افراد حضور دارند؛ حضور در ساختارهای دموکراتیک، امری طبیعی است. مسئله از جایی آغاز می‌شود که این جایگاه، به ابزار «کنترل روایت» تبدیل می‌شود.

Ahmad_Alavi.jpgاقتصاد سیاسی توزیع قدرت در ایران امروز

پرسشی اساسی

پرسش از اینکه «چه کسی بر تهران حکم می‌راند؟» در ظاهر ساده به نظر می‌رسد، اما در عمل به یکی از پیچیده‌ترین مسائل تحلیل سیاست ایران تبدیل شده است. این پیچیدگی زمانی بیشتر آشکار می‌شود که پیام‌های متناقض از درون ساختار سیاسی و پلیسی کشور در شرایط بحران--به‌ویژه در وضعیت‌های جنگی یا آتش‌بس شکننده--به بیرون مخابره می‌شود. در چنین لحظاتی، به‌جای یک صدای واحد، مجموعه‌ای از صداهای گاه هم‌راستا و گاه متعارض دیده می‌شود؛ صداهایی که همزمان از مذاکره، بازدارندگی، تهدید و مدیریت بحران سخن می‌گویند. همین وضعیت این پرسش را برجسته می‌کند که آیا اساساً می‌توان از یک «مرکز تصمیم‌گیری واحد» در تهران سخن گفت یا باید به سراغ الگوی پیچیده‌تری رفت.

اجتناب از فرضهای کلاسیک

برای پاسخ به این مسئله، باید از فرض‌های کلاسیک درباره «دولت» به‌عنوان یک بازیگر یکپارچه، مشروع و مقید به قانون فاصله گرفت. در این یادداشت ، قدرت در ایران نه به‌عنوان یک ساختار متمرکز، بلکه به‌عنوان یک نظم چندلایه و رقابتی در نظر گرفته می‌شود. این تحلیل بر ترکیبی از سه چارچوب نظری استوار است: دولت رانبر ، الیگارشی رقابتی و دولت عمیق. هر یک از این نظریه‌ها بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهند، اما در ترکیب با یکدیگر، تصویری دقیق‌تر از نحوه توزیع قدرت در تهران ارائه می‌کنند.

الیگارشی رانتبر

در سطح نخست، حاکمیت ایران- به معنای عام آن- را می‌توان در چارچوب دولت رانبر فهم کرد. در این نوع دولت‌ها، بخش مهمی از قدرت سیاسی نه از طریق مالیات‌گیری از جامعه، بلکه از طریق دسترسی به منابع رانتی--به‌ویژه درآمدهای نفتی و شبه‌نفتی--تأمین می‌شود. این نوع ساختار، رابطه دولت و جامعه را تغییر می‌دهد و به جای پاسخگویی مستقیم، شبکه‌ای از توزیع منابع و امتیازات شکل می‌گیرد. اما در ایران، این رانت صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه ابعاد سیاسی، منزلتی، امنیتی و نهادی نیز دارد و میان گروه‌های مختلف توزیع می‌شود.

radan.jpg

احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، در مصاحبه با شبکه نسیم صداوسیما، اعتراف کرد:

«در این مدت تمامِ شب‌ها را یا در خودرو بودم یا کنارِ خیابان؛ دشمن خیلی دست و پا زد و اذیت شد تا مرا پیدا کند اما نتوانست.»

در طول دوران جنگ و پس از هدف قرار گرفتن مراکز انتظامی، گزارش‌هایی از حضور ماموران در پارک‌ها یا در خودروها توسط شهروندان منتشر شده بود.

***

khsoohnat.jpgاهمیت آزمایش روانشناسی «میلگرام»[1] در تحلیل اعمال خشونت دولتی علیه معترضان در ایران

دکتر اکبر محمودی - روانشناس و روان درمانگر

چکیده

پدیدهٔ اعمال خشونت، به‌ویژه استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان توسط نیروهای امنیتی، یکی از پیچیده‌ترین موضوعات در تقاطع روان‌شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی سیاسی و مطالعات قدرت است. این مقاله با هدف تبیین سازوکارهای روان‌شناختی و ساختاری مؤثر در رفتار نیروهای امنیتی در ایران، از چارچوب نظری «آزمایش میلگرام» بهره می‌گیرد و آن را با نظریه‌های مکمل در حوزه اطاعت، قدرت و خشونت ترکیب می‌کند. روش پژوهش تحلیلی-نظری بوده و مبتنی بر مرور نظام‌مند ادبیات علمی است. نتایج نشان می‌دهد که اطاعت از قدرت، حالت عاملی، فشار نهادی، ترس از مجازات، هم‌نوایی گروهی، مشروعیت ایدئولوژیک و فرآیندهای غیرانسانی‌سازی به‌صورت هم‌افزا در شکل‌گیری رفتار خشونت‌آمیز نقش دارند. هدف بسط این چارچوب نظری در زمینه تحلیل رفتار نیروهای امنیتی در ایران و ارائه یک تبیین چندبعدی از خشونت دولتی است.

کلیدواژه‌ها: اطاعت از اقتدار، آزمایش میلگرام، خشونت دولتی، غیرانسانی‌سازی، روان‌شناسی اجتماعی، ایران

مقدمه

در بستر اعتراضات مختلف در ایران، این پرسش بنیادین مطرح می‌گردد که چگونه افراد عادی در چارچوب نهادهای رسمی قادر به انجام رفتارهایی می‌شوند که با اصول اخلاقی و حقوق بشری در تعارض مطلق است. طبق گزارش‌های اخیر دو پرستار از مرکز پزشکی و تحقیقاتی قلب رجایی پس از آنکه به معالجه معترضان زخمی پرداختند، در اعتراضات اخیر در تهران بازداشت و تحت شکنجه و تجاوز چندباره، دچار صدمات شدید، از جمله آسیب روده و هیسترکتومی کامل قرار گرفتند. این موضوع یک حادثه منفرد نیست، بلکه بخشی از استراتژی سیستماتیک رعب و وحشت است، که ناسازگاری و همبستگی انسانی و اجتماعی را جرم‌انگاری می‌کند. خشونت علیه پرستاران نشان می‌دهد که چگونه سرکوب دولتی، ساختارهای پدرسالارانه و مکانیسم‌های خشونت سیستمیک با هم عمل می‌کنند. در مورد این پرستاران خشونت جنسی به ‌طور هدفمند به‌ عنوان ابزار سلطه به‌ کار گرفته شده است.

بر اساس گزارشهای سازمان عفو بین الملل در جریان جنبش «زن، زندگی ، آزادی» هم رژیم از خشونت جنسی به همان صورت استفاده کرده بود. در این گزارشها ۴۵ مورد خشونت جنسی، شامل تجاوز جنسی و سایر بدرفتاری‌ها، که توسط نیروهای امنیتی و اعضای سازمان‌های اطلاعاتی ایران صورت گرفته، مستندسازی شده است. ۷ نفراز قربانیان این تعرض جنسی نوجوانان بین ۱۲-۱۷ سال بوده اند. روش‌های تجاوز شامل موارد مقعدی، واژینال، دهانی، استفاده از اشیاء (چوب، میله، شیشه، شیلنگ) و نیز تجاوز گروهی (تا ده نفر) گزارش شده است.[2]

خشونت وتجاوز جنسی به عنوان اعمال قدرت و سرکوب در نقاط دیگری هم در دنیا صورت میگیرد، اما این پدیده در چهاچوب استبداد مذهبی و شرقی در ایران سابقه طولانی و گسترش خاصی دارد. باستانی پاریزی مینویسد، که خیلی از حکمرانان ایرانی بعد از غلبه در جنگها برای ابراز سلطه و قدرت، نخست طرف مغلوب را در دربار و انظار عمومی مورد تجاوز جنسی قرار می دادند.

سئوال مطرح شده در این نوشتار در چهارچوب آزمایش میلگرام اینست، که آیا رفتارهای غیر قابل تصور این عاملان حکومتی در اصل با هویت فردی، شخصییتی و روانی آنها قابل تبیین است و یا مربوط به پدیده ای ساختاری است، که در چهارچوب روانشناسی اجتماعی قابل طرح و بحث است.

خلاصه‌ای از آزمایش میلگرام

آزمایش میلگرام یکی از بنیادی‌ترین پژوهش‌ها در حوزهٔ روان‌شناسی اجتماعی است و برای نخستین بار در سال ۱۹۶۱ توسط روانشناس استنلی میلگرام در دانشگاه ییل آمریکا طراحی شد. این آزمایش اهمیت زیادی در روانشناسی اجتماعی دارد و برای تحلیل رفتار انسان‌ها در شرایط اقتدار، از جمله فجایع تاریخی، مورد استناد قرار می‌گیرد. پس از حوادث وحشتناکی مانند هولوکاست مسئلهٔ اطاعت از قدرت یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌ها در علوم اجتماعی بود. منظور این آزمایش بررسی میزان اطاعت افراد عادی از دستورات قدرت‌های مافوق ـ حتی زمانی که این دستورات با وجدان و اخلاق آن‌ها در تضاد بوده باشد ـ بود. بر اساس آن پرسش اصلی این بود، که فرد تا چه زمانی از دستورات آتوریته ها پیروی می‌کند، پیش از آنکه از ادامهٔ اطاعت سر باز زند؟

در این بررسی، میلگرم نشان داد که سه‌ چهارم افراد عادی جامعه را می‌توان توسط یک مرجع شبه‌ علمی وادار کرد تا به فردی ناشناس آسیب برسانند. او این کار را صراحتاً با هدف درک بهتر مسئلهٔ پیچیدهٔ اطاعت انجام داد، نه برای محکوم کردن انسانها از موضعی برتر. این آزمایش، ابعاد روانشناختی اطاعت از قدرت و عوامل اجتماعی که موجب «تسلیم اخلاقی» افراد می‌شوند را، آشکار کرد. میلگرام در اینجا دو حالت رفتاری را مطرح می‌کند. حالت خودمختار: فرد بر اساس وجدان و ارزش‌های شخصی عمل می‌کند. حالت عاملیت: فرد خود را ابزار اجرای دستورات دیگران می‌بیند و مسئولیت را به مرجع واگذار می‌کند. در این حالت ممکن است او رفتاری خشن انجام دهد، بدون آنکه خود را مسئول بداند.

ساختار آزمایش

در این آزمایش در موقعیتی طراحی شده از قبل آزمایشگر به شرکت ‌کننده که در نقش «معلم» قرار داده می شود، در محیط علمی و رسمی دانشگاه، توضیح می‌دهد، که هدف بررسی تأثیر تنبیه بر یادگیری است. او قرار است به «شاگرد» (که در واقع بازیگر منتخب آزمایشگر است)، سئوالاتی را مطرح کند و هرگاه پاسخ داده شده اشتباه بوده باشد، به او شوک‌های الکتریکی با شدت افزایشی تدریجی از ۱۵ ولت تا ۴۵۰ ولت وارد کند. « شاگرد » در مقبال چشمان او در اتاق مجاور به یک صندلی بسته می‌شود و الکترودی به او متصل می‌گردد. روی دستگاه مقابل «معلم» برچسب‌هایی مانند «شوک خفیف» تا «شوک خطرناک» درج شده است. «مدیر آزمایش»، که او هم بازیگر است، شرکت‌کننده را به ادامه شوک دادن‌، حتی وقتی او اعتراض و ابراز ناراحتی می کند، هدایت می‌کند. در اصل البته هیچ شوک واقعی‌ داده نمی‌شود، اما برای باورپذیری، آزمایشگر توضیح می‌دهد که شوک‌ها دردناک هستند.

واکنش‌ها در طول آزمایش

با افزایش ولتاژ، واکنش‌های «شاگرد» شدیدتر می‌شود: از ناله و اعتراض و درخواست توقف از حدود ۱۵۰ ولت، فریادهای شدید (۳۰۰ ولت) و در نهایت سکوت (نشانهٔ خطر).

وقتی آزمایش شونده دچار اضطراب و تردید در شوک دادن می شود، آزمایشگر جملاتی استاندارد بیان می‌کند: «شما باید ادامه دهید، لطفاً ادامه دهید، آزمایش ایجاب میکند، ادامه دهید.»

داده های اصلی

نتایج آزمایش برخلاف پیش‌بینی‌ها بود: تقریباً هیچ‌ کس از ابتدا برای شوک دادن امتناع نکرد، ۶۵٪ شرکت‌ کننده گان تا شوک حداکثری ۴۵۰ ولت ادامه دادند. ظاهراً افزایش مرحله‌ای شوک باعث عادی ‌سازی رفتار آنها شد. بسیاری در این پروسه دچار استرس و تعارض اخلاقی بودند، اما همچنان اطاعت کردند. زنان و مردان میزان اطاعت مشابهی نشان دادند.

نتایج این آزمایش و تبیین روان‌شناختی آن نشانگر آنست، که انسان‌های عادی می‌توانند تحت تأثیر اقتدار، وارد حالتی به نام «وضعیت عاملی» شوند. همان گونه که ذکر شد، در این وضعیت، فرد خود را مسئول اعمالش نمی‌داند و خود را صرفاً مجری دستورات مرجع قدرت می‌بیند و میتواند به رفتارهای شدید غیراخلاقی و غیر انسانی دست بزنند. ابن داده ها نشان می‌دهد که اطاعت نه صرفاً محصول ویژگی‌های فردی، بلکه نتیجهٔ تعامل پیچیدهٔ ساختارهای اجتماعی، مشروعیت نهادی و فرآیندهای روانی است.

درارتباط با نظریهٔ هانا آرنت در تحلیل خود از محاکمهٔ آیشمن، جایی که او مفهوم «ابتذال شر» را مطرح می‌کند[3]، این نتیجه گیری به این معناست، که همه عاملان خشونت لزوماً هیولا نیستند، بلکه افرادی عادی‌اند که از دستور پیروی می‌کنند.[4]

آرنت مینویسد، بدترین شر در جهان با این امر امکان‌ پذیر می‌شود که انسان‌های معمولی توانایی قضاوت خود را کنار بگذارند و مطیعانه آنچه به آن‌ها گفته می‌شود را انجام دهند.[5]

تحلیل تطبیقی با مورد جمهوری اسلامی

باید در نظر داشت، شرکت کننده گان در آزمایش میلگرام هیچگونه احساس دشمنی با «شاگردان» نداشتند. این موضوع در رابطه با وضعیت جاری در ایران به صورت عمیق فرق میکند. برخلاف شرایط آزمایشگاهی، در نظام‌های سیاسی اقتدارگرا، عدم اطاعت می‌تواند با پیامدهای جدی همراه باشد؛ با تهدید به مجازات، فشار روانی شدیدی بر افراد وارد ‌کند و احتمال تبعیت از دستورات را افزایش ‌دهد. در چنین شرایطی عاملان می توانند نه صرفاً همیشه از روی اطاعت، بلکه با نوعی باور ایدئولوژیک به درستی عمل خود هم، دست به خشونت بزنند. بدین گونه فاصله اخلاقی میان عامل و قربانی افزایش یافته و ارتکاب خشونت تسهیل می‌شود. این امر سطح تحلیل را از «اطاعت منفعل» به «مشارکت فعال» ارتقا می‌دهد. به خصوص در چهار چوب ایدئولوژی مذهبی جمهوری اسلامی باید در نظر گرفت، که طرف مقابل شخص فرمانبر، «مفسد فی الرض»، دست نشانده شیطان بزرگ و بقول خمینی «غده سرطانی» محسوب می شود. در اینجا شکنجه گر مطیع می تواند خود را در نقش جراح درمانگر تصور کند. او برای یک «هدف متعالی» («حفظ نظام از اوجب واجبات و اهم تکلیفات است») شکنجه می کند و آدم می کشد.

در آلمان هیتلری هم یهودیان را بر اساس تئوری نژاد پرستانه، به حیوانات موذی و عناصر «زیر انسان» تقلیل درجه داده بودند و کشتار آنها را «پاکسازی بهداشتی» می نامیدند. اگر حرمت و درجه انسانی از عده ای سلب شود، نابود کردن آنها آسانتر می شود. اما حتی خود حیوانات هم متوانند گاهاً صیانت بیشتری از انسانهای ناسازگار داشته باشند. احمد خمینی در یک برنامه تلویزیونی در رابطه با، به زعم او، درجه والای انسانیت پدرش نقل می کرد، که ولی فقیه مگسهای مزاحم درون خانه را اذیت نمی کرد و راضی به کشتنشان نبود، بلکه با «رأفت اسلامی» با عبایشن از پنجره به بیرون هدایت می کرد. همین شخص «رئوف» برای «رضایت خدا»، «وظیفه الهی» و «اجرای حکم خدا» دستور فرمان قتل و شکنجه کودکان و زنان باردار را صادر می کرد.

tahmasebi.jpgسفر اخیر رضا پهلوی به اروپا را نمی‌توان صرفاً یک حرکت سیاسی یا رسانه‌ای دانست. این سفر در واقع تلاشی بود برای به چالش کشیدن یک تناقض قدیمی در سیاست اروپا: فاصله میان اصول اعلام‌شده و رفتار عملی. اروپا سال‌هاست از حقوق بشر در ایران سخن می‌گوید، اما در عمل همچنان جمهوری اسلامی را به‌عنوان طرف اصلی تعامل حفظ کرده است.در نگاه نخست، این وضعیت ممکن است شبیه نوعی مماشات به نظر برسد، اما واقعیت پیچیده‌تر است.

اروپا جمهوری اسلامی را تحریم کرده، از نقش آن در بی‌ثبات‌سازی منطقه انتقاد کرده و به‌ویژه به‌دلیل همکاری نظامی با روسیه آن را تحت فشار قرار داده است. با این حال، همین اروپا از حرکت به‌سوی حمایت فعال از تغییر سیاسی در داخل ایران خودداری می‌کند. این دوگانگی، حاصل مجموعه‌ای از ملاحظات امنیتی، اقتصادی و ساختاری است.

حضور عروس و داماد با پوشش متفاوت در تجمعات شبانه

***

25-26.jpgعلی شریفی زارچی - تعداد واقعی ثبت‌نام‌شدگان پویش «جان‌فدا» کم‌تر از ۴ میلیون نفر است. جمهوری اسلامی تلاش کرد طرف‌داران خود را بیش از ۳۰ میلیون نشان دهد. اما یک اشتباه ناشیانه‌ی برنامه‌نویسی واقعیت را آشکار کرد: این سایت هنگام نمایش کامنت‌ها، شناسه‌ی کاربران را، که تماما اعداد زیر ۴ میلیون هستند، نشان می‌دهد.

الگوی شناسه‌ها و فواصل آن‌ها و بررسی شناسه‌های جدید پس از ثبت یک کاربر جدید هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد که کل ثبت‌نام‌شدگان کم‌تر از ۴ میلیون نفر هستند.

HGx7SpmaQAAWBNW.jpg

***

عبور برق‌آسای ضارب از لابی

خبرنامه گویا - ویدیو منتشرشده، لحظه وقوع تیراندازی در مراسم شام خبرنگاران کاخ سفید را ثبت کرده است؛ در این تصاویر، فرد مظنون (کول توماس آلن) با سرعتی بسیار بالا از لابی هتل و بخش‌های امنیتی عبور می‌کند.

کول توماس آلن پیش از تیراندازی در ورودی مراسم شام خبرنگاران کاخ سفید، سلاح خود را در اتاقی بدون نظارت مونتاژ کرده بود

به گزارش نیویورک پست یکی از داوطلبان حاضر در مراسم «شام خبرنگاران کاخ سفید» می‌گوید فرد مظنون پیش از آغاز تیراندازی، در فضایی با نظارت حداقلی در نزدیکی ورودی سطح تراس، یک سلاح «بلند» را سرهم کرده و سپس به سمت سالن اصلی حرکت کرده است.

این شاهد، «هلن مِیبِس» که به‌عنوان داوطلب در این رویداد فعالیت می‌کرد و گفته اهل هریسبورگ در ایالت پنسیلوانیاست، توضیح داد که در نزدیکی ورودی، یک «اتاق موقت» وجود داشت؛ فضایی که برای نگهداری چرخ‌دستی‌های بار استفاده می‌شد و به گفته او، در آن لحظه «هیچ‌گونه حضور امنیتی» نداشت.

parpanchi.jpgپشت نمایش وحدت در تهران: نامه محرمانه به «پادشاه در سایه»

مهدی پرپنچی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در روزهای اخیر، در محافل سیاسی ایران زمزمه‌هایی درباره نامه‌ای فوق‌محرمانه مطرح شده که گفته می‌شود گروهی از مقام‌های ارشد آن را خطاب به مجتبی خامنه‌ای نوشته‌اند. به گفته منابع آگاه، در این نامه هشدار داده شده که وضعیت اقتصادی ایران بحرانی است، کشور دیگر نمی‌تواند به مسیر فعلی ادامه دهد و حاکمیت عملاً چاره‌ای جز ورود جدی به مذاکره با ایالات متحده بر سر پرونده هسته‌ای ندارد.

شباهت تاریخی این وضعیت قابل‌چشم‌پوشی نیست. در روزهای پایانی جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷، مقام‌ها و فرماندهان ارشد به روح‌الله خمینی هشدار دادند که ادامه جنگ دیگر ممکن نیست. در حالی که خمینی تا چند روز پیش بر ادامه جنگ اصرار داشت، در نهایت تحت فشار این هشدارها قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت؛ تصمیمی که خود آن را به نوشیدن «جام زهر» تشبیه کرد.

اهمیت نامه کنونی نیز از همین‌جا ناشی می‌شود: این نامه نشان می‌دهد که بخشی از مقامات ارشد، تقابل هسته‌ای را به نقطه‌ای مشابه می‌بینند؛ جایی که اصرار ایدئولوژیک با محدودیت‌های واقعی دولت برخورد کرده است.

گفته می‌شود امضاکنندگان این نامه شامل چهره‌هایی چون محمدباقر قالیباف، مسعود پزشکیان، عباس عراقچی، مصطفی پورمحمدی و برخی دیگر بوده‌اند. در مقابل، برخی مقامات از امضای آن خودداری کرده‌اند. یکی از نام‌هایی که اکنون مطرح می‌شود، علی باقری کنی، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای در دولت ابراهیم رئیسی است.

قرار بود این نامه کاملاً محرمانه باقی بماند. مخاطب آن مجتبی خامنه‌ای بود، نه افکار عمومی، نه مجلس و نه حتی بدنه عادی سیاست. اما بنا بر روایت‌های منتشرشده، باقری کنی این نامه را به برخی چهره‌های تندرو خارج از حلقه اصلی نشان داده و تأکید کرده که خود آن را امضا نکرده است. از همان‌جا، موضوع به فضای سیاسی تهران درز کرده است.

دو واکنش علنی نشان می‌دهد این افشاگری تا چه اندازه حساس بوده است. نخست، جلیل محبی، چهره نزدیک به قالیباف، در هشداری حقوقی نوشت اگر نامه‌ای محرمانه در اختیار عضوی از جلسه قرار گیرد و او آن را به بیرون منتقل کند و همزمان بگوید «من این نامه را امضا نکرده‌ام»، طبق ماده ۳ قانون انتشار و افشای اسناد محرمانه، ممکن است تا ده سال زندان در پی داشته باشد. او افزود: «این جرم قابل اغماض نیست.»

01.jpgواکنش دوم از سوی یک کانال تلگرامی بود که به «نامه‌ای محرمانه و مهم» اشاره کرد که برخی آن را امضا کرده و برخی دیگر نه. این کانال پرسید چرا در چنین مقطع حساسی، برخی مسئولان شروع به نوشتن نامه به «مقامات عالی نظام» کرده‌اند و چرا افشای آن چنین واکنش تندی برانگیخته است، عبارتی که در ادبیات سیاسی ایران معمولاً اشاره‌ای غیرمستقیم به رهبر جمهوری اسلامی است.

02.jpg
ادعای ترامپ و انکار تهران

در چنین فضایی بود که ادعای ترامپ مطرح شد. او گفت مقام‌های ایرانی بر سر مذاکره با آمریکا «مثل سگ و گربه به جان هم افتاده‌اند». تهران بلافاصله این ادعا را رد کرد و مقام‌های ارشد در موضعی هماهنگ، وجود هرگونه شکاف را انکار کردند.

valiasr.jpgرئیس‌جمهور آمریکا که برای رسیدن به توافق عجله‌ای ندارد، به‌خوبی این روایت ایرانی را که دوستی برایم فرستاده، درک می‌کند

وقتی معامله اصلاً درباره کفش‌ها نیست

مارک دوبوویتز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در تهران، در خیابان ولی‌عصر شاهرگ بلندی که شهر را از شمال به جنوب می‌کشد حسین رضایی آرام قدم می‌زد. عصر گرمی بود؛ از آن عصرهایی که گرد و غبار بالای پیاده‌روها معلق می‌ماند و انگار شهر نفسش را حبس کرده است.

حسین عجله‌ای نداشت. دنبال چیز مشخصی هم نبود، دست‌کم نه به معنای ساده‌اش. از کنار مغازه‌ها، دکه‌ها و کافه‌ها گذشت تا اینکه جلوی ویترین یک کفش‌فروشی ایستاد: «کفش نوبار».

آنجا، پشت شیشه، یک جفت کفش مشکی بود، تمیز... نه پرزرق‌وبرق، نه خودنمایانه. دقیقاً همان چیزی که می‌خواست.

مدتی طولانی به آن‌ها نگاه کرد.

و بعد وارد مغازه شد.

اما به سراغ کفش مورد نظرش نرفت.

در عوض، حسین به سراغ جفت دیگری رفت؛ کفشی بزرگ‌تر و کم‌ظرافت‌تر انگار عمداً انتخابی نادرست را برگزیده باشد.

پرسید: «قیمت این چنده؟»

فروشنده، علی--مردی با سبیل باریک و چشمانی تیز لبخندی زد؛ لبخند کسی که بازی را فهمیده است.

گفت: «برای شما؟ پانصد هزار تومان.»
حسین جواب داد: «پانصد؟ خیلی گرونه.»

علی شانه بالا انداخت: «کیفیتش عالیه.»

و بازی شروع شد.

قیمت به ۴۵۰ رسید.

حسین آهی کشید.

۴۲۰.
حسین طوری چرخید که انگار می‌خواهد برود.

علی صدایش زد: «باشه قیمت آخر، ۴۰۰!»

اما حسین نایستاد.

برگشت، کفش را لمس کرد، انگار که دارد جدی فکر می‌کند.

گفت: «۳۰۰»

rp.jpgچه اروپا در کنار ما باشد چه نباشد من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد

ایران اینترنشنال - رضا پهلوی جمعه اعلام کرد:« چه اروپا در کنار ما باشد، چه نباشد، چه روزنامه‌نگاران شما کار خود را انجام دهند، یا ندهند، چه سیاستمداران شما شجاعت اقدام داشته باشند یا نه، من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد.»

سانسور فقط به دست رژیم در ایران انجام نمی‌شود

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی خطاب به مردم اروپا اعلام کرد: «من در چند هفته گذشته در سراسر اروپا سفر کرده‌ام و با اعضای پارلمان‌ها، دولت‌ها و رسانه‌ها صحبت کرده‌ام. سفر من یک هدف داشت: اینکه صدای میلیون‌ها ایرانی باشم که در اسارت جمهوری اسلامی، ترور آن و قطع اینترنتش گرفتار شده‌اند؛ میلیون‌ها ایرانی که ساکت شده‌اند. اما اکنون می‌توانم با اطمینان بگویم که این سکوت و این سانسور فقط به دست رژیم در ایران انجام نمی‌شود، بلکه توسط رسانه‌های بین‌المللی و به‌ویژه رسانه‌های اروپایی نیز اعمال می‌شود.»

شاهزاده رضا پهلوی ادامه داد: «بنابراین می‌خواهم مستقیما با مردم اروپا صحبت کنم. در دو هفته گذشته، دو کنفرانس مطبوعاتی داشته‌ام؛ یکی در استکهلم و دیگری پنج‌شنبه در برلین. در مجموع، بیش از ۱۵۰ روزنامه‌نگار در این دو کنفرانس حضور داشتند. ما بیش از دو ساعت با هم بودیم و در این دو ساعت، حتی یک نفر از آن ۱۵۰ روزنامه‌نگار از من درباره ۴۰ هزار ایرانی که در ۱۸ و ۱۹ دی در خیابان‌های کشورم قتل‌عام شدند، سؤالی نپرسید.»

روحانیت آبروباخته

| No Comments

arnz.jpgعلیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

از زمان تشکیل نهاد روحانیت شیعه در ایران در اوایل سلطنت شاه طهماسب اول و سه قرن بعد از مرکزیت یافتن قم با حضور مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آیت‌الله حاج سید صدرالدین صدر، حاج آقا حسین قمی و نجف با نایینی، آخوند خراسانی، مازندرانی، شیرازی‌، غروی و خلخالی (با شیخ صادق خلخالی اشتباه نشود) روحانیت شیعه هرگز تا این حد مفلوک، نوکر قدرت و بعضا وحشت‌زده از قدرت نبوده است. هم در زمان رضاشاه کبیر و هم در عصر پهلوی دوم، مرجعیت و روحانیت صاحب آبرو بودند و حتی روشنفکران سکولار و لاییک به آن‌ها احترام می‌گذاشتند. توصیف سیمین بانو دانشور از امام موسی صدر نوعی شیفتگی را نیز آشکار می‌کند.

۱ــ آخوندهای قبل از انقلاب

پیش از انقلاب، حداقل در سه دهه پایانی عصر پهلوی، روحانیت در ایران، بدون در نظر گرفتن مراتب و جایگاه «فقهی» آن‌ها، در سه دایره فکری قرار می‌گرفتند.

یادآور می‌شوم من «فقهی» می‌گویم و نه «علمی»، زیرا مثلا استفاده از صفت «اعلم» برای یک مرجع اعلا، به منزله احاطه او بر علوم تجربی و حتی علوم انسانی‌ است، در حالی که در واقع منظور از علوم در مفهوم حوزوی آن، فقه و تا حدودی منطق و فلسفه قدیم و ادبیات و دانش انساب است. البته بودند علمایی چون مرحوم دکتر مهدی حائری که مجتهد مسلم بود و به‌ندرت چلواری بر سر داشت، یا امام موسی صدر که حقوقدانی آگاه بود یا علامه طباطبایی که ریاضیات می‌دانست و امثال ایشان که از علوم جدیده نیز بی‌بهره نبودند.

24.jpgداریوش معمار - حبیب دیباچی داماد سرافراز علی شمخانی که چند روز قبل سند فساد اقتصادی او منتشر شد، دیروز در صندوق ذخیره فرهنگیان ناچار به استعفا شد.

اما دلیل استعفا علاوه بر فساد اقتصادی، چند عکس مربوط به فساد اخلاقی او بوده که دیروز حراست صندوق نشانش داده، مسئله جالب تر اینکه، دیروز باجوادجلیلی مهره فاسد صنعت پتروشیمی برای تخریب مدیران صندوق در رسانه ها، توافق کرده است.

"از سرگیری جنگ قطعی است"

| No Comments

khazrian.jpgایران اینترنشنال - ‌علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت که از سرگیری جنگ را قطعی می‌داند و جمهوری اسلامی تصمیم گرفته است هرگونه تبادل پیام با آمریکا را متوقف کند.

او گفت: «جنگ قطعی است و جمهوری اسلامی تصمیم گرفته است که هرگونه تبادل پیام با آمریکا متوقف شود.»

خضریان افزود: «وقتی می‌گوییم مذاکره نه، انواع ارسال پیام باید متوقف شود و الان هم متوقف شده و این تصمیم کلان جمهوری اسلامی است.»

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس همچنین گفت: «ما باید بایستیم و میدان را کمک کنیم، با تسهیل بودجه و قوانین کمک بکنیم که نیروهای مسلح ما با کمترین حاشیه بتوانند در این میدان نبرد که قطعی است اقدام کنند.»

flights.jpgایران وایر - فرودگاه امام خمینی تهران اعلام کرده است که از شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ پروازها به مقصد استانبول ترکیه و مسقط عمان از این فرودگاه انجام می‌شود.

براساس این خبر، قرار است که این پروازها توسط شرکت‌های هواپیمایی ایران ایر، ماهان، ایران ایرتور و سپهران انجام شود.

گفته شده است که مجوزهایی برای انجام پروازهای دیگر هم صادر شده است که در روزهای آینده در این مورد به روز رسانی می‌شود.

پروازها از تمامی فرودگاه‌های ایران از زمان شروع جنگ در نهم اسفند سال گذشته متوقف شد. ۲۹ فروردین ماه فرودگاه‌های امام خمینی و مهرآباد در تهران و همچنین فرودگاه‌های مشهد، بیرجند، گرگان و زاهدان بازگشایی شدند.

ramrz.jpgبی بی سی - وزیر دارایی آمریکا از تحریم چند کیف پول رمز‌ارز «مرتبط با ایران» خبر داده است.

اسکات بسنت در شبکه ایکس نوشت که وزارت دارایی آمریکا در ادامه اجرای عملیات «خشم اقتصادی» برای ناتوان کردن ایران در زمینه درآمدزایی و جابه‌جایی و دریافت پول، چند کیف پول رمزارز را تحریم کرد که منجر به توقیف دارایی‌هایی به ارزش ۳۴۴ میلیون دلار شد.

آقای بسنت در ادامه نوشت: «ما پولی را که ایران سخت در تلاش است که در خارج از آن کشور جابه‌جا کند دنبال می‌کنیم و همه شریان‌های مالی مرتبط با این حکومت را هدف قرار می‌دهیم.

rfi.jpgرادیو بین المللی فرانسه - گمرک فرانسه روز جمعه ۲۴‬ آوریل، از کشف و ضبط آثار باستانی ایرانی به ارزش بیش از ۱۰۰ هزار یورو خبر داده است. این آثار هنگام بازرسی محموله‌ای از اشیای هنری که به مقصد بریتانیا ارسال می‌شد، کشف شده‌اند.

این منبع گفته است که طی ماه‌های اخیر عملیات علیه قاچاق اموال فرهنگی شدت یافته و چندین کشف و ضبط، با ارزش بالا انجام شده است.

در میان این کشفیات، دو قطعه اثر تاریخی و همچنین کاسه‌هایی با منشأ ایرانی که روی آن‌ها کتیبه‌هایی به زبان عربی حک شده، با ارزشی بین ۱۰۶ تا ۱۳۷ هزار یورو وجود دارد و قدمت برخی از این آثار به قرن دوازدهم میلادی بازمی‌گردد.

بر اساس این گزارش، مجموعا نزدیک به ۳ هزار شیء از شهرهای لیل، آمین، بایون، بزیه و ست کشف و ضبط شده است که شامل ۲۸۰ شیء پیشاتاریخی و گالو-رومی، ۴۰۲ اثر باستانی، نزدیک به ۲ هزار اثر باستانی الجزایری و حدود ۶۰ فسیل منشأ گرفته از مراکش ضبط شده است.

23-25.jpgایران اینترنشنال - سی‌ان‌ان به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد در صورت فروپاشی آتش‌بس آمریکا و جمهوری اسلامی، برنامه‌ریزان نظامی آمریکا گزینه‌ای برای هدف قرار دادن فرماندهان نظامی ایران و دیگر «مانع‌تراشان» درون حکومت، از جمله احمد وحیدی، فرمانده سپاه، تدوین کرده‌اند.


این گزارش به نقل از چند منبع آگاه نوشت در صورتی که آتش‌بس کنونی با تهران فروبپاشد، مقام‌های نظامی آمریکا در حال تدوین طرح‌های جدیدی برای هدف قرار دادن توانمندی‌های جمهوری اسلامی در تنگه هرمز هستند.


به گفته این منابع، این گزینه‌ها که بخشی از چند مجموعه اهداف در دست بررسی است، شامل حملاتی با تمرکز ویژه بر «هدف‌گیری پویا» علیه توانمندی‌های حکومت ایران در اطراف تنگه هرمز، بخش جنوبی خلیج فارس و دریای عمان می‌شود.


این منابع با اشاره به حملات احتمالی علیه قایق‌های تندرو کوچک، شناورهای مین‌گذار و دیگر دارایی‌های نامتقارن گفتند این توانمندی‌ها به تهران کمک کرده است این آبراه‌های کلیدی را به‌طور موثر مسدود کند و از آن‌ها به‌عنوان اهرمی علیه آمریکا استفاده کند.

23-24.jpgاحمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، در مصاحبه با شبکه نسیم صداوسیما گزارش‌ها درباره پناه گرفتن مسئولان جمهوری اسلامی در بیمارستان‌ها در زمان جنگ را «شایعه وطن‌فروشان» خواند و گفت: «برای ما خیلی شرم‌آور است که پشت بیماران مخفی شویم.»

او گفت: «ما در نظام جمهوری اسلامی یاد گرفته‌ایم پشت مردم مخفی نشویم و سینه خود را برای مردم ستبر کنیم.»

رادان همچنین اعتراضات دی‌ماه در ایران را «جنگ شهری و کودتا» خواند.

رادان، همچنین بار دیگر مردم را تهدید کرد و در اظهاراتی از برخورد با آنچه «وطن‌فروش‌ها» خواند، سخن گفت.

او ادعا کرد با این افراد «تعارفی» وجود ندارد و نهادهای امنیتی و نظامی، از جمله سپاه در فضای مجازی و حقیقی بر فعالیت‌ها تسلط دارند.



این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که در جریان جنگ اخیر، ایالات متحده به ریاست دونالد ترامپ به همراه اسرائیل، شماری از چهره‌های کلیدی و فرماندهان جمهوری اسلامی را هدف قرار داده‌اند.

شیطنت های جیمی کارتر

| No Comments

qalibaf.jpgبر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، محمدباقر قالیباف، سرپرست هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی با نمایندگان ایالات متحده در اسلام‌آباد، از عضویت در این هیات استعفا داده و کناره‌گیری کرده است.

بنا بر این اطلاعات، قالیباف به دلیل تلاش برای گنجاندن موضوع انرژی هسته‌ای به عنوان بخشی از محورهای مذاکره با آمریکا، در داخل ساختار جمهوری اسلامی با توبیخ روبه‌رو شده و در نهایت مجبور به استعفا شده است.

همزمان گزارش‌ها حاکی است احتمال جایگزینی سعید جلیلی به جای قالیباف در صدر هیات مذاکره‌کننده مطرح شده است.

در همین حال، بر اساس این اطلاعات، عباس عراقچی نیز در حال تلاش است با کنار رفتن قالیباف، مسئولیت پرونده مذاکره با آمریکا را بر عهده بگیرد.

sarkoohi.jpgفرج سرکوهی: آدم از کسی که توقعاتی داره اگر برآورده نشه اذیت میشه!

*این یادداشت بازتاب برداشت نویسنده از یک گفت‌وگوی مشخص است

◾️گفتگویی جنجالی فرج سرکوهی و وریا امیری در کلاب هوس غیرعادی بود، مواضع سیاسی دو‌طرف موضوع این یادداشت نیست. آنچه توجه مرا جلب کرد در درجه اول روش متفاوت گفتگوی فرج سرکوهی با به قول خودش «وَریا» بود. در این گفت‌وگو شیوه سخنان آقای سرکوهی متأثر از جلال آل احمد روشنفکر دهه چهل شمسی به نظر می‌رسد و حالتی جدلی، عصبی و حمله‌محور پیدا می‌کند. او با طعنه و زبان تند فضا را احساسی و قطبی می‌کند. در این گفت‌وگو، به نظر می‌رسد فرصت دفاع کمتری به طرف مقابل داده می‌شود و هدف بحث، به چالش کشیدن کامل او باشد.

◾️آقای سرکوهی در همین گفتگو‌ ادعا می کند: «من مدتهاست کلاب هوس نمی‌رم، الان که شما را [وریا امیری] دیدم چندبار رفتم و برگشتم. من به این نتیجه رسیده‌ام که بحث‌های کلاب هوس بی‌فایده است.» بر اساس برخی مشاهدات در این بازه زمانی، به نظر می‌رسد آقای سرکوهی در "اودینس" برخی اتاق‌های کلاب هوس حضور داشته است. بحث‌های جنجالی فرج سرکوهی «مشتری‌پسند» است و به نظر می‌رسد برخی برگزارکنندگان اتاق‌ها، با توجه به جذابیت این نوع بحث‌ها برای مخاطبان، انعطاف بیشتری در مدیریت فضا نشان می‌دهند.

sahar.jpgحضور در تبعید و دیدار با شاهزاده رضا پهلوی

اینجانب محمد جلالی چیمه بانام شعری م. سحر ۴۹ سال پیش با پاسپورت آبرومند دولت پادشاهی ایران بدون ویزا برای ادامه تحصیل در رشته اصلی خودم ، ( هنرهای نمایشی) و نیز در رشتۀ جامعه شناسی و ادبیات فقط با یک چمدان کتاب و اندک مایه وجهی که از قِبَلِ کارمعلمی تئاتر در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اندوخته بودم ‌‌ و با یک دل سرشار از مهر ایران و‌با آرزوی بازگشت برای خدمت به وطن و به مردمی که خود را از آنها می دانستم و می دانم ‌‌به پاریس آمدم!

و به محض رسیدن مزه احترام به ایرانی را درفرودگاه و در دانشگاه و در جستجوی مسکن در میان مردم کوچه و بازار فرانسه چشیدم و دریافتم که ایرانیان در این شهر از حرمت ویژه ای برخوردارند!

حرمتی که گویی قرار شده بود یک سال بعد به واسطه هجوم توحش اسلامیست ها وتسلط شیعه گری سیاسی شده و به ابتذال و جنون ایدئولوژی من درآوردی شبه اسلامی شبه مارکسیست ( شریعتیستی /مجاهدیستی / فدائیان اسلامیستی )آلوده شده ، در کشورم ایران ، به یکباره از میان برود ، (و از میان رفت) و حضور ۴۷ ساله ام ازاین پس با اتهام ایرانی تروریست ، ایرانی بنیاد گرا یا ایرانی متعصب وقشری همراه گردد!

assadi.jpg۲۴ آوریل ۱۹۸۲ فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ نشانه یک نقطه عطف است. روزی که سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی از مرزهای ایران عبور کرد و به‌صورت عینی، خشن و سازمان‌یافته در خاک اروپا خود را نشان داد. یادآوری این تاریخ صرفاً بازگویی یک واقعه نیست، بلکه تلاشی برای مقابله با فراموشی است؛ زیرا هرجا حافظه تاریخی تضعیف شود، خشونت سیاسی آسان‌تر عادی‌سازی می‌شود.

در آستانه ۲۴ آوریل ۲۰۲۶، چهل‌وچهار سال از شبی می‌گذرد که این منطق سرکوب در آلمان به‌شکلی عریان آشکار شد. شامگاه ۲۴ آوریل ۱۹۸۲، حدود ۱۰۰ مهاجم با پوشش اتحادیه انجمن دانشجویان مسلمان «قدس» به یک خوابگاه دانشجویی در دانشگاه ماینس یورش بردند. در جریان این حمله، یازده اتاق تخریب شد، ۲۸ دانشجوی ایرانی مجروح شدند و بخشی از مدارک آنان به سرقت رفت. یک دانشجوی آلمانی که شاهد این یورش بود، بر اثر شوک شدید جان خود را از دست داد. این رویداد را نمی‌توان صرفاً یک «درگیری دانشجویی» دانست؛ ماینس یکی از نخستین نشانه‌های سرکوب فرامرزی سازمان‌یافته جمهوری اسلامی بود.

194596.jpg

اهمیت این واقعه فقط در خود حمله خلاصه نمی‌شود، بلکه در پیام سیاسی آن است: مخالفت با جمهوری اسلامی، حتی در خارج از کشور نیز بی‌هزینه نخواهد بود. هدف، ایجاد رعب، محدود کردن فعالیت سیاسی مخالفان و انتقال ترس به بدنه اپوزیسیون در خارج از کشور بود. در این چارچوب، ماینس را باید آغاز الگویی دانست که در سال‌های بعد در قالب تهدید، تعقیب، نفوذ، عملیات اطلاعاتی و ترور مخالفان ادامه یافت.

amani.jpgاین مقاله درباره‌ی عمق فاجعه‌بار جنگ، که شری مطلق است، نیست؛ درباره‌ی کودکان بی‌گناهی که جان خود را از دست دادند و هرگز به خانه بازنگشتند، نیست؛ درباره‌ی غیرنظامیانی در ایران و دیگر کشورهای منطقه که کشته شدند، نیست؛ درباره‌ی آثار تاریخیِ تخریب‌شده و زیرساخت‌های غیرنظامی که به ویرانه تبدیل شدند، نیست؛ هم‌چنین درباره‌ی میلیون‌ها انسانی که از خانه و کاشانه‌ی خود رانده شدند نیز نیست. این تراژدی‌ها انکارناپذیرند و هر یک نیازمند بررسی و پاسخ‌گویی جداگانه‌اند. این مقاله به بُعدی کم‌تر دیده‌شده، اما عمیقاً تاثیرگذار از جنگ می‌پردازد: قطع اینترنت و پیامدهای گسترده‌ی اقتصادی آن، به‌ویژه بر مشاغل خانگی که زنان اکثریت عظیم آن‌ها را تشکیل می‌دهند. روز ۲۲ اردیبهشت، که در ایران «روز مشاغل خانگی» نام‌گذاری شده است، در حالی فرا می‌رسد که بسیاری از این مشاغل، در پی قطع اینترنت، عملاً از چرخه‌ی درآمدزایی حذف شده‌اند.

به‌طور مشخص، این نوشتار بررسی می‌کند که چگونه اختلال و قطع طولانی‌مدت اینترنت به‌مثابه نوعی فلج اقتصادی و اجتماعی عمل می‌کند، نابرابری‌ها را تشدید کرده و ناامنی معیشتی را افزایش می‌دهد. پیامدهای این وضعیت برای گروه‌هایی که در حاشیه‌ی جامعه قرار دارند به‌مراتب شدیدتر است؛ از جمله کارگران اقتصاد غیررسمی، کسب‌وکارهای کوچک، و به‌ویژه زنانی که معیشتشان اغلب به دسترسی دیجیتال برای کسب درآمد، شبکه‌سازی و بقا وابسته است. با قطع ارتباط، مشاغل از بین می‌روند، بازارها فرو می‌پاشند و منابع شکننده‌ی استقلال اقتصادی از دست می‌رود؛ امری که بسیاری را به ورطه‌ی ناامنی اقتصادی و انزوای اجتماعی عمیق‌تری سوق می‌دهد.

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد- روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت، برابر با ۲۳ آوریل ۲۰۲۶، رضا پهلوی در یک کنفرانس مطبوعاتی به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ داد. در دو روز اخیر بسیاری رسانه‌های بزرگ آلمان یا با او مصاحبه داشته‌ یا کنفرانس مطبوعاتی او را بازتاب داده‌اند.

می‌توان گفت که خبرنگاران ـ چه در کنفرانس مطبوعاتی و چه در چندین گفت‌وگویی که رسانه‌های مختلف با او داشته اند ـ به دنبال این موضوعات بوده‌اند:

  • ارتباط او با داخل کشور چگونه است؟
  • او تا چه میزان اقشار مختلف مردم ایران را نمایندگی می‌کند؟
  • تا کجا می‌تواند اپوزیسیون پراکنده ایران با گرایش‌های مختلف را متحد کند؟
  • آیا او اپوزیسیون ایران را نمایندگی می‌کند یا نماینده خود است؟ آلترناتیوی که مطرح می‌کند چیست؟
  • چه نقشی در دوره گذار دارد و چه نقشی برای خود و برای بعد از آن در نظر دارد؟
  • نظام سیاسی آینده ایران چه خواهد بود / چرا بازگشت به پادشاهی؟
  • چرا از حمله آمریکا و اسرائیل به «ایران» دفاع می‌کنید؟ (رسانه‌های غربی به‌جای جمهوری اسلامی از ایران استفاده می‌کنند.)
  • سیاست اروپا ـ یا کشور مشخصی که او در آن حضور پیدا کرده است ـ در قبال رژیم ایران را چگونه می‌بیند و انتظار او چیست؟
  • در مورد اینکه دولت آلمان حاضر نشده با او دیدار داشته باشد، چه فکر می‌کند؟
  • ارزیابی و پیش‌بینی او در رابطه با رژیم ایران چیست و اینکه تا چه مدت دیگر بر سر قدرت خواهد ماند؟ تحولات آتی چه خواهد بود؟
  • در مورد دوران محمدرضا شاه پهلوی چه فکر می‌کند؟

23-26.jpgایندیپندنت فارسی - یکی از گزینه‌های در دست بررسی، هدف قرار دادن فرماندهان نظامی رژیم ایران و سایر «مانع‌تراشان» در درون حاکمیت است. یکی از منابع گفت که احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران از جمله این افراد است

سی‌ان‌ان به نقل از مقاماتی که نام آنها را اعلام نکرده، می‌نویسد: مقام‌های نظامی آمریکا در حال تدوین طرح‌های جدیدی برای هدف قرار دادن توانایی‌های رژیم ایران در تنگه هرمز هستند تا در صورتی که آتش‌بس کنونی فروبپاشد از آن استفاده کنند.

به گفته این منابع ناشناس، این گزینه‌ها که در میان چند مجموعه از اهداف احتمالی در دست بررسی هستند، شامل حملاتی با تمرکز ویژه بر «هدف‌گیری پویا» علیه توانایی‌های ایران در اطراف تنگه هرمز، جنوب خلیج فارس و دریای عمان می‌شود.

این منابع به حملات احتمالی علیه قایق‌های تندرو کوچک، شناورهای مین‌گذار و دیگر ابزارهای نامتقارن اشاره کردند که به تهران کمک کرده‌اند این آبراه‌های حیاتی را عملا مسدود کند و از آنها به‌عنوان اهرم فشار علیه آمریکا استفاده کند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

سی‌ان‌ان به نقل از مقاماتی که نام آنها را اعلام نکرده، می‌نویسد: مقام‌های نظامی آمریکا در حال تدوین طرح‌های جدیدی برای هدف قرار دادن توانایی‌های رژیم ایران در تنگه هرمز هستند تا در صورتی که آتش‌بس کنونی فروبپاشد از آن استفاده کنند.

Behrouz_Fathali.jpgدر هفته ها و ماه های اخیر, رژیم جهل و جنون، خیابان‌های ایران را به صحنه‌ نمایش آمادگی برای ادامه استفاده از سبعیت دیماه و سرکوب هر گونه اعتراضی بدل کرده است. اما در سوی دیگر، دیاسپورای ایران نیز با اراده ای استوار و شکوهی کم‌نظیر، همچنان به برپایی تجمعات بزرگ و انجام راهپیمایی های عظیم و مداوم خود ادامه می دهد. بطوریکه صدای او در خیابان‌های شهرهای بزرگ جهان آزاد, پژواک رسای صدای ملت ایران از خفقان حاکم بر کشور بوده است. این حضور گسترده، آگاهانه و پرصلابت، نه‌تنها بیانگر همبستگی میلیون ها ایرانی در سراسر دنیا, بطور اعم, و در خارج از مرزهای ایران, بطور اخص, می باشد، بلکه خود به نمادی از ایستادگی مدنی ملتی تبدیل گشته است که در پی قطعی اینترنت و در برابر نمایش‌های تحمیلی و خشونت‌محور عوامل جمهوری اسلامی, وادار به سکوت شده است.

general.jpgیورونیوز - رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا جزئیات اقدام نیروهای این کشور در هدف قرار دادن و توقیف یک کشتی باری مرتبط با ایران را تشریح کرد.

ژنرال دن کین گفت این کشتی با نام «ام‌وی توسکا» تنها شناوری بود که در جریان محاصره دریایی آمریکا «تصمیم عاقلانه برای تغییر مسیر» را نگرفت.

به گفته او، خدمه این کشتی «بارها هشدارهای آمریکا را نادیده گرفتند» و در ادامه نیروی دریایی ایالات متحده «پنج گلوله هشداردهنده» شلیک کرد.

کین افزود: «پس از به‌کارگیری همه گزینه‌های دیگر، فرماندهی مرکزی آمریکا مجوز شلیک برای از کار انداختن کشتی را صادر کرد.»

او توضیح داد که ملوانان آمریکایی به خدمه هشدار دادند اتاق موتور را ترک کنند و سپس حدود ساعت ۹ صبح به وقت شرق آمریکا، یک ناوشکن با شلیک «۹ گلوله غیرانفجاری» موتور کشتی را از کار انداخت.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

به گفته رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، کشتی پس از اعلام بروز مشکل فنی «کاملا متوقف شد» و در نهایت از دستورات نیروهای آمریکایی تبعیت کرد. این کشتی هم‌اکنون در اختیار آمریکا قرار دارد.

کین همچنین از توقیف دو شناور دیگر مرتبط با ایران در اقیانوس هند خبر داد و گفت نفتکش‌های «تیفانی» و «مجستیک ایکس» به همراه خدمه آن‌ها همچنان در بازداشت نیروهای آمریکایی هستند.

bayanieh.jpgایران اینترنشنال - دفتر رضا پهلوی اعلام کرد که تیم امنیتی او، در حال بازنگری کامل در تمامی پروتکل‌های حفاظتی شاهزاده است؛ براساس این بیانیه مسوولیت تامین امنیت وی در سفرهای خارجی، به طور کامل بر عهده کشورهای میزبان و در این مورد، وظیفه پلیس برلین بوده است.

این بیانیه که به صورت شفاهی از سوی کامران خوانساری رییس دفتر شاهزاده رضا پهلوی، در ویدیویی منتشر شده، شاهزاده را در سلامت کامل خوانده و تاکید کرده که تحقیقات درباره این حادثه، ابعاد و جزییات آن ادامه دارد.

بنا به این بیانیهِ، به رغم چنین تهدیدهایی، اصرار شاهزاده، همچنان تداوم یافتن حضور در میان هم‌میهنان و حفظ ارتباط مستقیم با مردم است. با اینحال از مردم خواسته شده که در جریان دیدارها، مسوولانه با تیم حفاظتی ایشان همکاری کنند.

در پایان این بیانیه با ابراز سپاس شاهزاده رضا پهلوی و خانواده ایشان برای ابراز نگرانی‌ها و تماسها، گفته شده که هیچ اقدام و تهدیدی از سوی جمهوری اسلامی، خللی در عزم شاهزاده برای انجام ماموریت‌اش برای ایران وارد نخواهد کرد.

***

airport.jpgایندیپندنت فارسی - فرودگاه بین‌المللی «امام» در تهران، پس از چند هفته توقف کامل پروازها، روز شنبه پنجم اردیبهشت با انجام تعدادی پرواز خارجی به‌طور عملی بازگشایی شد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، این فرودگاه و سایر فرودگاه‌های ایران از میانه اسفندماه و در پی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، فعالیت خود را به‌طور کامل متوقف کرده بودند و هیچ پرواز داخلی یا خارجی انجام نمی‌شد.

هرچند خبر بازگشایی فرودگاه‌ها پیش‌تر اعلام شده بود، اما اکنون با انجام پروازهایی به مقاصدی مانند مدینه، استانبول و مسقط، این روند به‌صورت عملی آغاز شده است.

بر اساس این گزارش، پروازهای انجام‌شده فعلا تنها توسط شرکت‌های هواپیمایی داخلی از جمله هواپیمایی ماهان، ایران‌ایر و هواپیمایی معراج صورت گرفته و هنوز هیچ شرکت هواپیمایی خارجی پروازی به ایران یا از ایران انجام نداده است.

***

ایران اینترنشنال - یک شهروند از نیشابور با ارسال پیامی به ایران اینترنشنال می‌گوید که شبانه تا یک میلیون تومان به حامیان می‌دهند تا در تجمعات پرچم به دست بگیرند.

فرزاد فتاحی - ویدیوی منتشر شده از محمود کریمی، این مداح محبوب علی خامنه‌ای را سوار بر تویوتا در حال شنیدن نوحه نشان می‌دهد. «ساده زیستی مداحان؛ قدرت نرم جامعه‌ شیعی»

خبرنامه گویا - این کارتون بی‌پرده به یک تناقض دیرینه در روایت جمهوری اسلامی می‌زند: حکومتی که ۴۷ سال «استفاده ابزاری از زن» را به غرب نسبت داد، حالا خود در قالبی حتی اغراق‌آمیز همان تصویر را بازتولید می‌کند. کنار هم قرار گرفتن زن، موشک «حاج قاسم ۲» و نمادهای حکومتی، این چرخش را "عریان‌تر" می‌کند.

cartoon.jpg

hamsar.jpgاپک تایمز - همسر مجید خادمی، رئیس پیشین سازمان اطلاعات سپاه، گفته است که در جریان جنگ اخیر شش بار تلاش برای کشتن او صورت گرفته بود.

به گفته او، در صبح روز کشته شدن همسرش نیز سه نقطه به‌طور هم‌زمان هدف حمله قرار گرفت.

سپاه پاسداران پیش‌تر در ۱۷ فروردین اعلام کرده بود که مجید خادمی در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شده است.

مجید خادمی پیش‌تر نیز رئیس سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع و رئیس حفاظت اطلاعات سپاه را برعهده داشت.

***

هادی زنوزی : محکمتر بگیر دستت آفرین!

witkoff.jpgسی‌ان‌ان به نقل از دو مقام دولتی آمریکا گزارش داد که دونالد ترامپ در حال اعزام استیو ویتکاف نماینده ویژه رییس‌جمهور آمریکا و جرد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ، به پاکستان برای گفت‌وگو با عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی است.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده که عراقچی در جریان سفر به پاکستان، عمان و روسیه، «راجع به آخرین وضعیت تلاش‌ها برای خاتمه جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران و برقراری صلح و ثبات در منطقه» تبادل نظر خواهد کرد.

وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «عازم سفری به اسلام‌آباد، مسقط و مسکو هستم. هدف از این سفرها، هماهنگی نزدیک با شرکای خود در موضوعات دوجانبه و رایزنی درباره تحولات منطقه‌ای است.»

فرزاد فتاحی - داریوش ارجمند، بازیگر حکومتی، گریه‌کنان گفت که از شوکِ شنیدن خبر کشته‌شدن علی خامنه‌ای، مریض شده و این بیماری یک ماه طول کشیده است.

three.jpgدر ایران تندرو و میانه‌رو وجود ندارد

ایران اینترنشنال - محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به اظهارات اخیر دونالد ترامپ در متن یکسانی نوشتند: «در ایران ما تندرو و میانه‌رو وجود ندارد؛ همه ما ایرانی و انقلابی هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد. یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایرانِ عزیزتر از جان.»

غلامحسین محسنی اژه‌ای رییس قوه قضاییه نیز به طور جداگانه در ایکس نوشت: «تندرو و میانه‌رو واژگانی مجعول و بی‌مایه است که در ادبیات سیاسی غرب رواج دارد. در ایران اسلامی همه اقشار و جناح‌ها در نهایت قوام و انسجام در ذیل اوامر رهبری معظم انقلاب هستند.»

پیشتر ترامپ در تروث سوشال نوشت: «ایران این روزها به‌شدت در تعیین اینکه چه کسی رهبری‌اش را بر عهده دارد دچار سردرگمی است؛ واقعا نمی‌دانند چه خبر است.»

او ادامه داد: «درگیری‌های داخلی میان تندروهایی که در میدان نبرد با شکست‌های جدی روبه‌رو هستند و میانه‌روهایی که چندان هم میانه‌رو نیستند، به شکلی کاملا آشفته و دیوانه‌وار جریان دارد.»

arrested.jpgاز اشاره دست تا ثبت تصویر؛ روایت یک «حمله طراحی‌شده»؟

خبرنامه گویا - ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود، ادعایی جنجالی را مطرح می‌کند: آیا حمله امروز به رضا پهلوی یک اقدام تک‌نفره بود یا یک سناریوی گروهی از پیش هماهنگ‌شده؟

کاربران ایرانی در شبکه اکس با اشاره به چند فرد حاضر در صحنه، مدعی هستند که هرکدام نقشی مشخص داشته‌اند؛ از فردی که با اشاره دست جهت می‌دهد، تا زنی که حواس‌ها را پرت می‌کند، مردی که از ابتدا در حال فیلم‌برداری است، و فردی که ظاهرا با عامل اصلی ارتباط چشمی برقرار می‌کند. نکته‌ای که برجسته می‌شود، نبود واکنش طبیعی در میان این افراد است نه فریادی، نه آشفتگی‌ای و همین موضوع به‌عنوان نشانه‌ای از «هماهنگی قبلی» مطرح می‌شود.

با این حال، این تحلیل صرفاً یک برداشت از سوی کاربران است و تاکنون هیچ تأیید مستقلی درباره هماهنگ‌بودن این افراد یا برنامه‌ریزی قبلی این حادثه منتشر نشده است.

padafand.jpgخبرگزاری فارس از «حضور ریزپرنده‌ها و پهپادهای کوچک» در چند نقطه از کشور خبر داد

خبرگزاری فارس درباره شنیده شدن صدای پدافندهای هوایی در تهران و دیگر شهرهای ایران نوشت: «صدای اخیر سامانه‌های پدافندی در تهران و چند شهر دیگر ایران، در واکنش به حضور ریزپرنده‌ها و پهپادهای کوچک از جمله نوع «اوربیتر» در چند نقطه از کشور بوده است.»

***

ایران اینترنشنال - رسانه‌های ایران شامگاه پنجشنبه از شنیده شدن صدای پدافند در مناطقی از تهران خبر دادند.

بر اساس گزارش رسیده، شامگاه پنجشنبه چند پهپاد در ارتفاع پایین بر فراز آسمان پرند پرواز کردند و صدای ممتد پدافند هوایی در این شهر شنیده شد.

نورنیوز با اعلام خبر فعال شدن سامانه‌های پدافند هوایی در بخش‌هایی از تهران، درباره علت این امر توضیح نداد و گزارشی از وقوع حادثه‌ای منتشر نکرد.

خبرگزاری مهر نیز از «شنیده شدن پدافند هوایی در مناطقی از تهران برای مقابله با اهداف متخاصم» خبر داد.

گزارش‌هایی از قطع برق در محله آزادی تهران منتشر شده است.

ارزیابی فرزین ندیمی از گزارش‌ها در مورد مشاهده پهپادها و فعال شدن پدافند در تهران

براساس گزارش‌ها، شامگاه پنج‌شنبه چند پهپاد در ارتفاع پایین بر فراز آسمان تهران مشاهده شدند و همزمان صدای ممتد شلیک پدافند هوایی در برخی مناطق شهر شنیده شد. ارتش اسرائیل اعلام کرد هیچ حمله‌ای در ایران انجام نداده است. در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال، فرزین ندیمی، پژوهشگر امور دفاعی و امنیتی، ارزیابی خود را ارائه داده است. این گفت‌وگو را اینجا ببینید.

rp.jpg

در پایان نشست خبری رضا پهلوی در برلین آلمان و پس از خروج او از محل برگزاری این نشست، فردی، مایعی قرمز رنگ به سمت او پاشید که گفته شده رب گوجه‌فرنگی یا آب گوجه‌فرنگی بوده است.

در تصاویر منتشر شده، رد این مایع بر روی لباس رضا پهلوی قابل مشاهده است.

این فرد بلافاصله به‌دست پلیس بازداشت شد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که این تصویر، فردی را نشان می‌دهد که مایع قرمز را به سوی رضا پهلوی پرتاب کرده است

suspect.jpgپلیس برلین از بازداشت مردی خبر داد که به رضا پهلوی مایع قرمز پاشید

پلیس برلین با انتشار بیانیه‌ای در مورد حادثه‌ای که آن را پیشتر گزارش کردیم اعلام کرد: «مردی که در مقابل محل کنفرانس مطبوعاتی فدرال دستگیر شد، هم‌اکنون برای طی مراحل قانونی و شناسایی هویت در بازداشت است.

او نه کارت شناسایی و نه کارت مطبوعاتی به همراه داشته و پیشتر هم در رصد پلیس نبوده است.» به گفته پلیس، رسیدگی قضایی درباره اتهام‌های ایراد صدمه بدنی، تخریب اموال و توهین به چهره‌های فعال در عرصه سیاسی علیه این فرد آغاز خواهد شد و بررسی امکان ادامه بازداشت او در طول امروز در دست بررسی است.

همچنین اعلام شده نیروهای عملیاتی در حالت هوشیاری قرار گرفته‌اند و تدابیر امنیتی مربوط به مهمان بار دیگر بازبینی و تقویت شده است.

گروهی از هواداران آقای پهلوی با ابراز نگرانی از امنیت او، پیشتر خواستار بررسی شیمیایی و بیولوژیک مایع قرمز رنگی شده‌اند که به‌نظر می‌رسد از یک پاکت کوچک سس پاستا به آقای پهلوی پاشیده شد.

rpattack.jpg

خبرنامه گویا - در حالی که گزارش‌ها از «پاشیدن مایع قرمز» به رضا پهلوی در برلین حکایت دارد، بی‌بی‌سی فارسی بدون پرداختن به ماهیت این ماده و خطرات احتمالی آن از جمله امکان استفاده از مواد شیمیایی یا اسیدی به‌سرعت تمرکز خود را به مواضع سیاسی او معطوف کرده است.

bbc.jpg
ادعای اصلی گزارش

بی‌بی‌سی فارسی گزارش داده که:

  • به رضا پهلوی در برلین «مایع قرمز» پاشیده شده
  • این اقدام به‌عنوان «حمله» توصیف شده

🎯 نحوه قاب‌بندی (Framing Analysis)

بی‌بی‌سی فارسی بلافاصله پس از ذکر حادثه، وارد این محورها می‌شود:

  • «دعوت خصوصی» بودن سفر
  • عدم دیدار رسمی با دولت آلمان
  • مواضع سیاسی رضا پهلوی درباره جنگ
  • انتقادات از او

📌 این جابه‌جایی سریع از «حادثه امنیتی» به «زمینه سیاسی و انتقادی» قابل توجه است.

⚖️ ارزیابی بی‌طرفی

دو نکته کلیدی:

۱. کم‌نمایی بالقوه خطر

  • اگر حتی احتمال ضعیفی از اسید یا ماده شیمیایی وجود داشته باشد، عدم اشاره به این سناریو، نوعی کاهش اهمیت تهدید است
  • در استانداردهای حرفه‌ای رسانه‌ای، حتی با قید احتیاط هم چنین احتمالاتی نادیده گرفته نمی‌شود.

۲. تغییر تمرکز از قربانی به مواضع او

  • گزارش به‌جای تمرکز بر ماهیت حمله، به سرعت به مواضع سیاسی و انتقادات از او می‌پردازد
  • این می‌تواند درک مخاطب را از «حادثه» به «بحث سیاسی درباره فرد» منحرف کند

🧠 جمع‌بندی تحلیلی (Verdict)

گزارش بی‌بی‌سی فارسی با ارائه گزینشی اطلاعات، تصویری گمراه‌کننده از ماجرا ارائه می‌دهد. اما مهم‌تر از آن، در سطح روایت، هم تهدید بالقوه این حادثه را کم‌رنگ می‌کند و همزمان تمرکز را به سمت نقدهای سیاسی از رضا پهلوی می‌برد.

📌 این ترکیب، بیش از آنکه صرفاً گزارش یک «حادثه» باشد، به یک قاب‌بندی هدایت‌شده نزدیک می‌شود.

پرسش ساده است: وقتی در قلب اروپا مایعی ناشناس به یک چهره سیاسی پاشیده می‌شود، اولویت باید روشن شدن ماهیت «حمله» باشد یا بازخوانی مواضع سیاسی قربانی؟

isr.jpgوزیر دفاع اسرائیل اعلام کرد این کشور در انتظار موافقت آمریکا برای ازسرگیری حمله به ایران است و تهدید کرد که تهران را «به عصر حجر بازمی‌گرداند».

یسرائيل کاتس روز پنج‌شنبه گفت: «اسرائیل آماده است جنگ علیه ایران را از سر بگیرد. ارتش اسرائیل در حوزه دفاعی و تهاجمی آماده است و اهداف مشخص شده‌اند.»

او در گفت‌وگو با تایمز اسرائیل افزود که تل‌آویو «در انتظار چراغ سبز ایالات متحده است»؛ اقدامی که به گفته او شامل «تکمیل حذف سلسله حاکمیتی» در ایران و همچنین «هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی» خواهد بود.

کاتس تهدید کرد که این حمله «متفاوت و مرگبار» خواهد بود و با وارد کردن «ضربات ویرانگر در حساس‌ترین نقاط»، پایه‌های حکومت ایران را متزلزل خواهد کرد.

گزارش‌های تأییدنشده می‌گویند که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ساعتی پیش یک نشست ارزیابی امنیتی را به‌صورت تلفنی برگزار کرده است.

همزمان، گفته می‌شود تلاش‌هایی در جریان است تا موافقت دولت ترامپ برای ازسرگیری عملیات نظامی علیه رژیم ایران جلب شود.

hansen.jpgویکتور دیویس هانسون - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

چگونه ممکن است رژیمی که زمانی به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین بازیگران خاورمیانه شناخته می‌شد، اکنون در آستانه فروپاشی اقتصادی و نظامی قرار گرفته باشد؟ پاسخ، به‌نظر من، در یک واقعیت ساده نهفته است: قدرت رژیم ایران بیش از آنکه واقعی باشد، بر ترس، بلوف و استفاده از نیروهای نیابتی بنا شده بود و همین ساختار، سرانجام فرو ریخت.

برای دهه‌ها، جمهوری اسلامی نه با پیروزی‌های مستقیم، بلکه با به‌کارگیری دیگران در لبنان، سوریه، عراق، یمن و غزه قدرت‌نمایی می‌کرد. این مدل به آن امکان می‌داد بدون پرداخت هزینه مستقیم، ضربه بزند. اوج این رویکرد در حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دیده شد؛ جایی که تهران به این نتیجه رسید «حلقه آتش»ش می‌تواند اسرائیل را مهار کند، بدون آنکه خود هدف قرار گیرد.

هم‌زمان، رهبران جمهوری اسلامی به این باور رسیدند که آمریکا ضعیف شده و تمایلی به درگیری ندارد. تلاش برای مذاکره و کاهش فشار، این تصور را تقویت کرد که زمان به نفع تهران است. اما همین‌جا، خطای مرگبار شکل گرفت: این رژیم تصور کرد نه آمریکا و نه اسرائیل، هرگز به‌طور مستقیم به زیرساخت‌هایش حمله نخواهند کرد.

دونالد ترامپ ویدیویی را در شبکه تروت سوشال بازنشر کرد که مارک تیسن، ستون‌نویس واشنگتن‌پست در شبکه فاکس‌نیوز می‌گوید: «اگر در ایران دو جناح وجود دارد، یکی که خواهان توافق است و دیگری که نیست، بیایید آنهایی را که توافق نمی‌خواهند بکشیم.»

trump.jpg
فیلم گفتگوی مارک تیسن با فاکس نیوز

ایندیپندنت فارسی - ترامپ همچنین مقاله‌ای از مارک تیسن با عنوان «ترامپ برای رسیدن به اهدافش در ایران نیازی به توافق ندارد» که در واشنگتن‌پست منتشر شده بود را در شبکه اجتماعی تروث سوشال بازنشر کرد و نوشت: «کاملا درست است!»

تیسن در این یادداشت استدلال می‌کند که سران جمهوری اسلامی با برداشتی اشتباه از تمدید آتش‌بس، تصور می‌کنند ترامپ بیش از آن‌ها تشنه توافق است تا از بازگشت به جنگ اجتناب کند. او تاکید می‌کند که ترامپ باید این تصور را در هم بشکند. بر اساس این گزارش، ترامپ ضرب‌الاجلی ۳ تا ۵ روزه برای دریافت یک پیشنهاد متقابل جدی تعیین کرده است.

در این مقاله آمده است که اگر رهبری جمهوری اسلامی بین دو جناح موافق و مخالفِ توافق تقسیم شده، راهکار ساده‌ای وجود دارد: «حذف جناحی که مخالف توافق است». نویسنده معتقد است جمهوری اسلامی که تحت فشار ۴۰ روز حملات مداوم و محاصره دریایی قرار دارد، بیش از آمریکا به صلح نیاز دارد؛ چرا که محاصره بنادر توسط سنتکام، عملا ۹۵ درصد تجارت ایران را که از طریق تنگه هرمز انجام می‌شد، به‌طور کامل متوقف کرده است. تایید این مطلب توسط ترامپ نشان می‌دهد که بازگشت به گزینه نظامی، همچنان روی میز است.

ship.jpgوزارت جنگ آمریکا از توقیف یک نفتکش دیگر مرتبط با رژیم ایران خبر داد.

پنتاگون، وزارت جنگ آمریکا، روز پنج‌شنبه ۳ اردبیهشت، با انتشار پیامی در حساب کاربری خود در شبکه ایکس اعلام کرد که طی یک عملیات شبانه نفتکش ایرانی «مجستیک ایکس» را که در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار دارد، توقیف و بازرسی کرده است.

بنا بر اعلام وزارت جنگ آمریکا این عملیات در اقیانوس هند و در حوزه مسئولیت فرماندهی نیروی دریایی آمریکا در منمطقه هند-آرام روی داد.

در این بیانیه همچنین آمده است: «به تلاش‌های خود برای اجرای قوانین کشتیرانی بین‌المللی و متوقف کردن فعالیت شبکه‌های غیرقانونی و توقیف کشتی‌هایی که به [رژیم] ایران کمک می‌کنند، در هر جایی که هستند، ادامه می‌دهیم.»

وزارت جنگ آمریکا در عین حال تأکید کرد «هرگز اجازه نخواهیم داد کشتی‌هایی که در فهرست تحریم‌های بین‌المللی قرار دارند، از آب‌های بین‌المللی استفاده کنند.»

با اعلام سنتکام درباره بازرسی و توقیف نفتکش «مجستیک ایکس» در اقیانوس هند، به نظر می‌رسد شمار عملیات‌های مستقیم آمریکا علیه کشتی‌های حامل نفت ایران در چند روز اخیر به چهار مورد رسیده است. پیش از این نیز گزارش‌هایی از رهگیری، یا اسکورت چند نفتکش دیگر از جمله در نزدیکی سواحل هند و مالزی منتشر شده بود. این روند نشان می‌دهد که عملیات دریایی واشنگتن از محدوده خلیج فارس فراتر رفته و اکنون به آب‌های دوردست، از جمله مسیرهای حیاتی صادرات نفت ایران به چین، کشیده شده است؛

indep.jpgمنابع مالی تجمع‌های شبانه حکومتی از پول فروش نفت تامین می‌شود و طیف متنوعی از مشاغل و بازیگران را شامل می‌شود

ایندیپندنت فارسی - در شرایطی که میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف ایران، از کلان‌شهرها گرفته تا روستاهای کوچک، با مشکلات معیشتی حاد مواجه شده‌اند، تداوم تجمعات حکومتی در خیابان‌ها این پرسش اساسی را مطرح می‌کند که هزینه این لشکر‌کشی‌های شبانه از کجا تامین می‌شود؟

اقتصاد ایران در نتیجه ناکارآمدی، فساد و رانت و تنش‌آفرینی‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته همواره مسیری نزولی طی کرده، به‌ طوری‌ که وضعیت اقتصادی مردم مصداق بارز این مثل عامیانه بوده است که «سال به سال، دریغ از پارسال».

حرکت اقتصاد ایران به سمت پرتگاه، در یک سال اخیر مشخصا بیشتر سرعت گرفت و با شروع جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل، به‌ مرز فروپاشی رسید. به‌ طوری‌ که حالا شواهد و گزارش‌های میدانی از این حقیقت تلخ پرده برمی‌دارد که بسیاری از کسب‌وکارها زمین‌ خورده‌اند، مردم توان خرید مایحتاج روزانه خود را ندارند و بیکاری و گرانی بیداد می‌کند.

mines.jpgرادیو فردا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز پنجشنبه اعلام کرد به نیروهای نظامی این کشور دستور داده همه قایق‌های مین‌گذار ایران در تنگه هرمز را هدف قرار دهند و نابود کنند.

او با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، نوشت: «من به نیروی دریایی ایالات متحده دستور داده‌ام هر قایقی را... که در حال مین‌گذاری در آب‌های تنگه هرمز است، هدف قرار داده و نابود کند. هیچ‌گونه تردیدی نباید وجود داشته باشد.»

او یادآوری کرده که «تمام کشتی‌های نیروی دریایی آن‌ها (ایران)، هر ۱۵۹ فروند، در کف دریا هستند».

ترامپ همچنین خبر داد که ایالات متحده در حال پاکسازی این آبراه است: «مین‌روب‌های ما همین حالا در حال پاکسازی تنگه هستند. بدین‌وسیله دستور می‌دهم این فعالیت ادامه یابد، اما در سطحی سه برابر!»

IMG_5514.pngچند نکته را اینجا تیتروار و بدون شرح و تفصیل می نویسم که اگر مورد قبول قرار گرفت که چه بهتر و اگر نه، این حرف و نظر یک نفر از نود میلیون ایرانی ست. بشنوید و از کنارش بگذرید:
-با امنیت احمقانه ای که برای شاهزاده رضا پهلوی در نظر گرفته بودند و دو سه تا بادی گارد جوان و بی تجربه را دور و بر ایشان چیده بودند شانس آوردیم کار به ریختن سس گوجه فرنگی ختم شد.

ولی یک لحظه فکر کنید به جای سُس، گلوله ای به سمت ایشان انداخته می شد. چه کسی را الان به عنوان محور مبارزه با حکومت نکبت اسلامی داشتیم؟ اگر شما تصور می کنید که به جای رضا شاه و پادشاه فقید کس دیگری می توانست ایران را به سال ۵۷ برساند، الان هم می توانید تصور کنید که بدون رضا پهلوی ما یک رهبر مدرن و دمکرات می توانیم به جای حکومت نکبت و آدمخوار بنشانیم. این ما و این روزهای آتی که این حقیقت را به ما عینا نشان خواهد داد.

معرفی پرستوهای نظام

| No Comments

22-25.jpgایران اینترنشنال - طبق گزارش‌های منتشر شده و پیام‌هایی که از مخاطبان به ایران‌اینترنشنال رسیده است، بامداد پنج‌شنبه چندین صدای انفجار در مناطق شرقی و غربی تهران شنیده شد.


به گفته کاربران، این صداها شبیه صدای فعال شدن پدافند هوایی بود. طبق پیام‌هایی که مخاطبان به ایران‌اینترنشنال ارسال کردند، بامداد پنج‌شنبه از ساعت ۲:۵۰ صداهای انفجار در محدوده پردیس در شرق تهران شنیده شد.


همچنین به گزارش وحید آنلاین، صداهای مداوم انفجار در غرب تهران، از جمله در چیتگر شنیده شد.

از پردیس تا چیتگر؛ روایت انفجارها و تحرکات مبهم در آسمان تهران

بابک تقوایی در شبکه ایکس مدعی شد: نیروی هوایی اسرائیل در حال حاضر مشغول آزمایش میزان آمادگی و سرعت واکنش سامانه‌های پدافند هوایی ایران در تهران و همچنین مناطق اطراف آن از جمله چیتگر، بومهن و پردیس است.

خواص شگفت‌انگیز سماق

| No Comments

23-23.jpg

باید شاه کشورهای حامی امریکا را هدف قرار دهیم

ایران اینترنشنال - حمیدرضا حاجی‌بابایی، نایب‌رییس مجلس گفت: «هرگونه مذاکره تا زمانی که آمریکا به شکست اقرار نکرده، ممنوع است.»

او افزود که باید «فرودگاه، هتل و شاه» کشورهایی که امکانات و فرودگاه در اختیار «تروریست‌ها» برای کشتن مقام‌های جمهوری اسلامی قرار می‌دهند، هدف قرار گیرند.

23.jpg

وقتی به قله رسیدیم شاهنامه را میبندیم

محمدجعفر اسدی، معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا گفت: «تا یک پاسدار در این کشور حیات دارد، نمی‌گذارند پای یک آمریکایی در این کشور باز شود. در نهایت، وقتی به قله رسیدیم، آن وقت قرار است کسانی بیایند و شاهنامه را ببندند و پاسدارنامه و بسیجی‌نامه را بنویسند.»

این سخنان، فراتر از یک اظهار نظر سیاسی، بازتاب یک نگاه ایدئولوژیک به هویت و تاریخ ایران است؛ نگاهی که به‌جای پاسداشت میراث فرهنگی و تاریخی، در پی جایگزینی آن با روایت‌های حکومتی است. اشاره به «بستن شاهنامه» و نوشتن «پاسدارنامه» و «بسیجی‌نامه»، به‌روشنی نشان‌دهنده تلاشی برای بازتعریف هویت ایرانی بر اساس ایدئولوژی رسمی است.

این رویکرد، یادآور سال‌های نخست پس از انقلاب است؛ زمانی که حکومت با مظاهر فرهنگ ایران باستان، از جمله نمادهایی چون تخت‌جمشید، سر ستیز داشت و حتی با فردوسی و شاهنامه برخوردی خصمانه نشان می‌داد. در آن دوره، تلاش‌هایی گسترده برای کمرنگ‌کردن یا حذف عناصر هویت ملی و جایگزینی آن با روایت‌های ایدئولوژیک صورت گرفت.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgبخش پایانی

به آئینه زمان خیره می‌شوم، به چهره جوانی که با مشتی از خاک وطن در گذر از مرز ایران و افغانستان است. جوانی که اندیشه ایدئولوژیکش او را به جهانی که نام انترناسیونال بر آن نهاده متصل می‌کند. اندیشه‌ای که وطن مفهوم خود را از دست می‌دهد و تو را جهان‌وطنی می‌سازد؛ وطنی سوسیالیستی متعلق به اردوگاه سوسیالیسم جهانی که هر فکر ناسیونالیستی در آن شرک و تردید نسبت به اندیشه مارکسیسم-لنینیسم تلقی می‌شود و مستوجب جزا. اما حس‌های درونی‌ام چیز دیگری می‌گوید؛ حسی که مشتی خاک آتش‌گرفته در مشتم، مرا به وطنم، به گذشته‌ام پیوند می‌دهد؛ گذشته‌ای تاریخی که از برابر دیدگانم عبور می‌کند و نهایت با مشتی از خاک وطن، با زمزمه شعری از حافظ، قدم در خاک افغانستان--آن روز که بخشی از جهان سوسیالیسم محسوب می‌شد--می‌نهم:

«این نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
که این سابقه پیشین تا روز پسین باشد»

از مقاله «مشتی خاک»

Bahram_Farokhi_2.jpgهر انگیزه‌ای پشت تصمیم دونالد ترامپ برای تمدید یک‌طرفه مهلت و به تعویق انداختن تقابل مستقیم با رژیم اسلامی وجود داشته باشد، برای مردم ایران یک واقعیت روشن است: این تصمیم، دست‌کم در مقطع کنونی، بسیار بهتر از شروع مجدد جنگی بود که می‌توانست با بمباران زیرساخت‌ها، اقتصاد فرسوده کشور را از هم بپاشد و ایران را وارد دوره‌ای از آشوب و بی‌ثباتی کند.

مردمی که سال‌هاست زیر فشار تورم، تحریم، سوءمدیریت و فرسایش اجتماعی زندگی می‌کنند، دیگر توان تحمل یک جنگ تازه را ندارند. جنگ برای ایران امروز نه یک راه‌حل، بلکه می‌توانست آغاز بحرانی غیرقابل کنترل باشد، بحرانی که شاید پایان آن دیگر در اختیار هیچ‌کس قرار نمی‌گرفت.

rezaee.jpgنویسنده: محسن بنائی

نگارنده چکیده و بررسی: محمدرضا رضایی

دنیای ادبیات سرشار از سفرنامه‌هاست، اما اندک آثاری هستند که بتوانند موضوعی چنین سیاسی و احساسی را با کنجکاوی شخصی یک مسافر به‌خوبی درهم آمیزند. کتاب شالوم اسرائیل نوشته‌ی محسن بنائی فراتر از توصیف جغرافیایی مکان‌هاست؛ سفری است به ژرفای تاریخ، به لایه‌های تاریک کشمکش‌های انسانی و به پیچیدگی حیرت‌انگیز هویت‌ها در میدان تنش ملیت، مذهب و تجربه فردی.

این اثر در آغاز با نام اسرائیل به روایت ایرانی (Israel auf iranisch) به زبان آلمانی نگاشته و این چکیده و سنجش از متن آلمانی برگزیده شده و سپس با ترجمه روان مرجان گرکانی با نام »شالوم اسرائیل« به فارسی برگردانده شد. در روزگاری که شکاف‌ها ژرف‌تر شده‌اند، خواندن این کتاب کمک بزرگی در راه روشنگری است.

book.jpgبنائی، پزشکی ایرانی‌تبار که سال‌هاست در آلمان زندگی می‌کند، نه به عنوان سیاستمدار یا کنشگر، بلکه به عنوان انسانی که روایت‌های ساده‌انگارانه زادگاه خود را به چالش می‌کشد، به این سفر رفته است. کتاب او عملی جسورانه در راستای گفت‌وگو در عصر یک‌سویه‌گویی است؛ خواننده را وامی‌دارد که از قالب‌های سیاه‌وسفید آسان بیرون آید و با واقعیت دشوار اما راستین خاکستری روبه‌رو شود. وی در درازای زمان نستوه و با عشق فراوان به آماجش کتابی بسیار پرارزش ارائه می‌دهد. با ژرفنگری، تأمل، گردآوری فاکتها و گشایش پرسشهایی که قرن‌ها سربه‌مهر بودند، گامی نوین در نگاه به تاریخ بر‌می‌دارد.

gheimbi.jpgهر صبح که از خواب برمی‌خیزیم آنچه روزمان را تیره‌تر می‌کند خبر اعدام یک یا دو جوان دیگر ایرانی است و گویا دیگر به یک روال عادی و همیشگی تبدیل شده‌است. جوانان بی‌گناه و عدالتخواه ایران زمین در مبارزه برای رسیدن به آزادی وطن از چنگال اهریمنانی که جز غارت و ویرانی ایران کاری از دستشان برنمی‌آید، هم‌اکنون گرفتار اند. آنها با اتهامات هرزه و رنگ‌باخته‌ای همچون آتش زدن مسجد و عضویت در سازمان مجاهدین و آتش زدن پایگاه بسیج و آتش زدن سطل زباله‌ی محلات مواجه اند و خیلی راحت بدون ارائه هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای اعدام می‌شوند.
صرف نظر از بی‌ارزش واقع شدن آرای جان لاک در حق شورش مردم در صورت ستم‌پیشگی رژیم، گویی هم‌اکنون جان شهروندان شایسته ایرانی هم با جان حشرات هیچ تفاوتی ندارد. بماند آنکه برای قصاص هلاک شدن یک دیو بسیجی در روزهای اعتراضات، چند جوان شایسته و درس‌خوانده و بیگناه را هم اعدام کردند تا اینگونه نفس پلید هواداران خود را ارضا کنند.

Amir_Kareab.jpg

آسمان آبی

آبی یعنی زندگی
آبی یعنی عشق
آبی یعنی بودن
آبی یعنی نبض زندگی
آبی یعنی اکنون
آبی یعنی زیر و زبر شدن تپش‌های یک لحظه
آبی یعنی قمری‌های عاشق بخوانند!

آبی یعنی لبخند تو
آبی یعنی انسان
آبی یعنی چشمان تو
آبی یعنی یک بوسه برای تازه شدن
آبی یعنی لبان زندگی‌بخش
آبی یعنی زبانِ بودن را هجی کردن
آبی یعنی وطن
آبی یعنی عشق بورزیم
آبی یعنی به خود آمدن
آبی یعنی از پراکندگی در آمدن!

آبی یعنی من و تو
آبی یعنی آسمان وطن
آبی یعنی دوباره شادی و لبخند
آبی یعنی زندگی دوباره آبستن شود
آبی یعنی بیدار شدن در زمان
آبی یعنی دوباره من و تو، ما شویم
آبی یعنی گربهٔ ملوسمان عاشق شود
سالیانی که در خود گم شده بود
آبی یعنی فردا
آبی یعنی شکفتن من و تو برای ما شدن!
آبی یعنی گربهٔ ملوسمان به وجد آید
آبی یعنی وطن دوباره عاشق شود!

asgharAgha.jpgاین یادداشت با هدف ارج نهادن به دلاوری زنان گرانقدر و فداکار ایرانی نوشته شده است. در اینجا قصد نقد عملکرد آنان وجود ندارد، چرا که نقد مستلزم طرح و پذیرش یک متدولوژی مشخص است. آنچه در این نوشتار می‌آید، بیان احساسی است که از رفتار و کردار این زنان شجاع دریافت می‌شود.

هر صبح که از خواب برمی‌خیزیم، خبر اعدام یک یا دو جوان دیگر ایرانی، روزمان را تیره‌تر می‌کند؛ گویی این امر به روالی عادی تبدیل شده است. بسیاری از شجاع‌ترین و فرهیخته‌ترین فرزندان ایران که در «خط مقدم» نبرد نور بر تاریکی می‌رز‌میدند، در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ از دست رفتند. بسیاری دیگر در روزهای بعد بازداشت، شکنجه و در اعدام‌های فوری کشته شدند و این جنایات همچنان ادامه دارد.

بحث درباره مقام زن و ارزش اجتماعی او موضوعی تازه نیست. اندیشمندان بسیاری در این‌باره سخن گفته‌اند. اما هدف این نوشتار، نشان دادن همانندی‌های شگفت‌انگیز میان دلاوری زنان در شاهنامهٔ فردوسی و شجاعت و ازخودگذشتگی زنان امروز ایران است؛ زنانی که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» تحسین جهانیان را برانگیخته‌اند.

mehrabad.jpgبابک تقوایی - رسانه‌های دولتی جمهوری اسلامی سرانجام ویدیوهایی از پیامدهای حملات هوایی اسرائیل به فرودگاه بین‌المللی مهرآباد تهران منتشر کرده‌اند.

در این تصاویر هواپیماهای سوخته و کاملاً منهدم‌شده دیده می‌شوند و هم‌زمان نشانه‌هایی از خسارات گسترده به زیرساخت‌های فرودگاهی به چشم می‌خورد.

در صورت تأیید، این تصاویر می‌تواند شواهد بیشتری از ابعاد خسارات واردشده به یکی از حیاتی‌ترین مراکز هوانوردی ایران ارائه دهد.

***

22-24.jpgایندیپندنت - میثم مطیعی، مداح حکومتی در برنامه تلویزیونی در حال تعریف خاطره از رهبر کشته شده جمهوری اسلامی به سفر به اروپا و دیدار با «۴۰ تا از بچه‌ها» در شهرهای مختلف فرانسه اشاره کرد.

این درحالی است که بسیاری از ایرانیان برای دریافت ویزای اروپا با محدودیت‌های بسیاری مواجه‌اند و در موارد متعدد درخواست آنها باوجود تامین مدارک و اسناد مورد نیاز رد می‌شود. اما این مداح بسیار نزدیک به حکومت ایران که بارها در «بیت رهبری» سابق مداحی کرده و موضع‌گیری‌های انقلابی تندی دارد و از «استادان» دانشگاه امام صادق است، برای تبلیغ ایدئولوژی جمهوری اسلامی به کشورهای جهان از جمله اروپا سفر می‌کند.

این در حالی است که سفر دو سال پیش او به تایلند نیز با حاشیه‌های زیادی همراه بود. رسانه‌های نزدیک به سپاه در شهریور ۱۴۰۳ گزارش دادند که مطیعی «به دعوت شیعیان بومی تایلند و برای مداحی در عزاداری‌های دهه آخر ماه قمری صفر» به تایلند سفر کرده است.

«بازدیدهای فرهنگی در تایلند و نشست علمی» نیز از دیگر برنامه‌های او در این سفر بود. مطیعی بعدا درباره این سفر گفت که آمریکایی‌ها، شهرهای تایلند را به مرکز فساد تبدیل کرده‌اند.

***

23-1.jpgایران وایر - یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی می‌گوید، «مجتبی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی «مخالف» تمدید مذاکره با آمریکا است.

«علی خضریان»، در گفتگو با صدا و سیمای حکومتی مدعی شد «اخبار ما مبنی بر این است که ایشان به‌شدت با هرگونه تمدید مذاکره در چنین شرایطی مخالف هستند.»

او گفته است که آمریکا در جنگ «دچار شکست شده و همه سناریوهایی که در طول دوران جنگ می‌توانست را به میدان آورد؛ همه ابزارهای جنگ رسانه‌ای و روانی را به میدان آورد و تلاش کرد در ساعات و روزهای پایانی آتش‌بس با سناریوی تهدید و تسلیم ایران را پای میز مذاکره بکشاند.»

این اظهارات در حالی مطرح می شود که پس از کشته شدن «علی خامنه‌ای»، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ویدیو یا فایل صوتی از مجتبی خامنه‌ای در دست نیست و تنها پیام‌های مکتوب منتسب به او در رسانه‌های ایران منتشر می‌شوند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

آتش‌بس میان آمریکا و جمهوری اسلامی دو روز پیش تمدید شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که بر اساس درخواست مقام‌های پاکستانی، آن را تمدید کرده تا تهران طرح نهایی خود را ارائه کند.

footsall2.jpgایندیپندنت فارسی - سالار آقاپور، بازیکن تیم فوتسال جمهوری اسلامی، در گفتگویی با صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت اگر امکان شلیک موشک «خرمشهر۴» را داشته باشد، «کاخ سفید» را هدف قرار می‌دهد.

او در پاسخ به سوال مجری که از او خواست نقطه هدف را انتخاب کند گفت «من چون جاهای دیگر را زده‌اند، من کاخ سفید را می‌زنم».
در ادامه مجری با اشاره به فاصله زیاد این هدف واکنش نشان داد، اما آقاپور گفت «اشکال ندارد، می‌گوییم خرمشهر۴، حالا خرمشهر۵۰ به ما بدهند»

***

یک وزش باد ساده، کل دکور و نمایش تلویزیونی حکومت را در هم می‌کوبد

تصویری از امروز گشت و گذار آزادانه دو نیروی گروه تروریستی حشدالشعبی در میدان تجریش تهران.

HGmkH44XMAAKsPO.jpg

22-26.jpgاحمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان دولت مسعود پزشکیان، با اشاره به حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، به قطع دست و پای ماموران لانچرهای موشک سپاه اشاره کرد و گفت شخصا با حضور تیم فوتبال ایران در رقابت‌های پیش‌روی جام جهانی مخالف است.

او در ادامه گفت تصمیم در این باره با دولت یا شورای عالی امنیت ملی است.

پیش از این وزارت ورزش اعلام کرده بود، حضور تیم‌های ملی و باشگاهی ایرانی در «کشورهای متخاصم» تا اطلاع ثانوی ممنوع است.

مسابقات تیم ملی ایران قرار است در آمریکا برگزاری شود، اما خواست جمهوری اسلامی تغییر محل مسابقات به مکزیک بود. فیفا با این درخواست مخالفت کرده است.

IMG_5508.pngدروغ بزرگی ست این جمله ی «صبر کنید درست می شود» که این روزها زیاد از دهان این و آن می شنویم. نه. تا تلاش نکنیم و برای خواسته های مان مبارزه ی جانانه نکنیم هیچ چیز درست نمی شود. امریکا هم امروز به گویندگان این جمله پیوسته و مدام می گوید «صبر کنید درست می شود». بله. برای امریکا شاید خیلی چیزها درست شود اما برای مردم ایران نه.

مردم، ۴۷ سال جمهوری نکبت اسلامی را تحمل کرده اند. زندگی و جوانی شان را در طول این ۴۷ سال از دست داده اند. برخی منافع شان در بقای این حکومت بوده. ظاهرا مخالف جمهوری اسلامی بوده اند اما در واقع نه. اگر جمهوری اسلامی منافع و زندگی آن ها را تامین کند دلیلی ندارد بخواهند خواهان سرنگونی کامل آن باشند. این ها همان ها هستند که امروز برای «زیر ساخت»ها و «ایران» دل می سوزانند. این ها در واقع برای خودشان دل می سوزانند.

در برنامه ی امروز نگاهی خواهیم داشت به چهل و هفت سال پیش. به دوران «سازندگی» که در واقع سازندگی برای آخوندها بود. در این چهل و هفت سال هیچ چیز درست نشد بلکه روز به روز خراب تر شد. اگر نجنگیم و تلاش نکنیم اوضاع از این هم خراب تر خواهد شد.....

***

retC.jpgایران اینترنشنال - در حالی که دونالد ترامپ آتش‌بس شکننده با جمهوری اسلامی را برای حفظ مسیر مذاکرات تمدید کرده، کیت کلاگ، سپهبد بازنشسته ارتش آمریکا، خواستار کنار گذاشتن دیپلماسی و تشدید فشارها علیه تهران شده است. او سه‌شنبه در برنامه «هانیتی» در شبکه فاکس گفت: «دیگر مذاکره نکنیم. فقط کنار بکشیم. کار را تمام کنیم.»

کلاگ با اشاره به آنچه «آسیب‌دیدگی رهبری و فروپاشی اقتصادی ایران» خواند، این وضعیت را فرصتی برای افزایش فشار دانست و افزود: «بیایید مشکلات بیشتری برایشان ایجاد کنیم.» او پیشنهاد داد آمریکا با اقداماتی مانند تصرف جزایر راهبردی، از جمله جزیره خارک و جزایر تنگه هرمز، فشار نظامی را افزایش دهد و گفت: «آن‌ها [ارتش آمریکا] می‌توانند جزیره خارک را بگیرند... و فکر نمی‌کنم ایران بتواند این وضعیت را حل کند.»

او همچنین بر تشدید فشار اقتصادی تاکید کرد و گفت: «می‌توانیم آن‌ها را از نظر اقتصادی خفه کنیم. با محاصره این کار را انجام می‌دهیم.» کلاگ در ادامه هدف قرار دادن صنعت سوخت ایران را راهی برای تضعیف حکومت دانست و در عین حال، ایده مسلح‌کردن نیروهای داخلی را «ایده خوبی» توصیف کرد، هرچند تاکید کرد که چنین اقدامی باید با حمایت نیروهای عملیات ویژه آمریکا و از طریق آموزش و تجهیز برای ایجاد یک کارزار چریکی سازمان‌یافته انجام شود.

parpanchi.jpgمهدی پرپنچی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

دو هفته پیش، دونالد ترامپ از برقراری آتش‌بسی خبر داد؛ آتش‌بسی که بسیاری آن را مشروط به بازگشایی تنگه هرمز تفسیر کردند.

رژیم ایران اعلام کرد تا زمانی که حزب‌الله همچنان زیر آتش است، این تنگه را باز نخواهد کرد.

ترامپ سپس به برقراری آتش‌بس میان اسرائیل و حزب‌الله کمک کرد، اما حتی پس از آن نیز تنگه همچنان بسته باقی ماند.

در واکنش، واشینگتن علیه جمهوری اسلامی دست به محاصره دریایی زد؛ منطق این اقدام روشن بود: اگر رژیم ایران عبور آزاد دیگران را محدود کند، نمی‌تواند انتظار داشته باشد کشتی‌های خودش از آزادی عبور برخوردار باشند.

اکنون تهران می‌گوید به‌دلیل همین محاصره حاضر به مذاکره نیست.

این، منطق عملیاتی جمهوری اسلامی است: بحران را ایجاد می‌کند، مسئولیت را انکار می‌کند، و سپس نسبت به پیامدهای آن اعتراض می‌کند.

rom.jpgمردم برای اولین کنسرت پس از جنگ صف کشیدند؛ سه اجرای اول پر شد

ایران وایر - بهمن بابازاده، خبرنگار حوزه موسیقی که در داخل کشور فعالیت دارد، از استقبال مخاطبان از کنسرت رامین سید امامی، معروف به «کینگ رام» خبر داد و اعلام کرده کلیه بلیط‌های کنسرت او به فروش رفته است.

بهمن بابازاده روز چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ در شبکه ایکس نوشت که «کلیه بلیت‌های سه روز اول کنسرت کینگ رام در ۲۰ دقیقه نخست بلیت‌فروشی به فروش رسیده است». به گفته او، فروش بلیت‌ها از ساعت ۱۲ آغاز شده و تا ساعت ۱۲:۲۰ به پایان رسیده است.

بابازاده این استقبال را «نشانه‌ای مشخص از خستگی و کلافگی مردم و مخاطبان موسیقی» توصیف کرده و افزوده است که این کنسرت برای ۲۰ سانس دیگر تمدید خواهد شد. این اجرا با عنوان «اولین کنسرت بعد از جنگ» معرفی شده است.

کینگ رام نام هنری رامین سیدامامی، خواننده و پادکستر ایرانی است. او فرزند کاووس سیدامامی، فعال محیط زیست و استاد دانشگاه، است که در پرونده فعالان محیط زیست بازداشت شد و در زندان جمهوری اسلامی جان باخت. رامین سیدامامی چند ماه پیش، پس از ۸ سال غیبت به ایران بازگشت.

ریتم موسیقی یا ریتم فراموشی؛ جامعه در حال ترمیم است یا در حال عادت کردن؟

تحلیل خبرنامه گویا - تنها کمی بیش از دو هفته از آتش‌بس گذشته؛ از هزاران کشته دی ماه، تهران هنوز شهریست که زیر سایه سرکوب نفس می‌کشد. در همین فاصله کوتاه: اعدام‌ها ادامه داشته، اینترنت محدود شده، و روایت‌ها مهندسی شده است. با این حال، صف برای «اولین کنسرت بعد از جنگ» در ۲۰ دقیقه تکمیل می‌شود.

آیا این تخلیه روانی است یا عادی‌سازی سرکوب؟ آیا جامعه‌ای که هنوز در شوک است، با پناه بردن به سرگرمی، دارد زخم را درمان می‌کند یا صرفاً آن را می‌پوشاند؟ وقتی فاصله با بحران این‌قدر کوتاه است، این بازگشت چه معنایی دارد؟

در همین دو هفته: نشانه‌ها روشن بوده نظامی‌سازی فضا، لحن‌های اقتدارگرایانه، کنترل روایت، و تبدیل بحران به ابزار انسجام اجباری. حالا برخی در همان جامعه، بدون مکث جدی، به صف بلیت برمی‌گردند، مثل بره‌هایی که آرام و بی‌صدا به‌سوی سلاخ‌خانه هدایت می‌شوند. این فقط خستگی نیست؛ خطرِ عادت است. مردمی که میان شوک و سرگرمی در نوسان‌اند، اگر پرسشگری را تعلیق کنند، دقیقاً همان جایی می‌ایستند که برایشان تعیین شده: منظم، آرام، و قابل پیش‌بینی. پرسش ساده است و بی‌رحم: آیا این بازگشت به زندگی است یا حرکت جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به‌سوی سرنوشتی که از پیش طراحی شده؛ چیزی شبیه قدم‌زدن با پای خود به درون یک اردوگاه مرگ، در حالی‌که مسیر را «عادی» و حتی «لازم» جلوه داده‌اند؟

شاید همین یک جمله برای جمع‌بندی کافی باشد: فرزند مرد بیگناهی که در بازداشت حکومت جان باخت، امروز با مجوز همان ساختار روی صحنه می‌رود.

terror.jpgخبرنامه گویا - یک تروریست کانادایی با اصالت سومالیایی که به یک مرکز جذب نیروهای نظامی کشور یورش برده و به سربازان با چاقو حمله کرده بود، اجازه سفر به عربستان سعودی و سپس سومالی گرفته است؛ این در حالی است که مقامات تأکید دارند او همچنان «تهدیدی جدی برای امنیت عمومی» به شمار می‌رود.

«آیانله حسن علی»، ۳۸ ساله، در مارس ۲۰۱۶ وارد مرکز جذب نیروهای مسلح کانادا در تورنتو شد و بلافاصله به یک سرباز که در ورودی نشسته بود حمله کرد؛ او بارها به سر او مشت زد و با یک چاقوی آشپزخانه به او حمله کرد. سپس با دیگر نیروهایی که تلاش داشتند او را مهار کنند درگیر شد.

او در محل حادثه به مأموران گفته بود: «خدا به من گفت این کار را انجام دهم... به من گفت بیایم اینجا و مردم را بکشم.» اما در سال ۲۰۱۸، دادگاه او را به دلیل ابتلا به اسکیزوفرنی، در اتهامات متعدد از جمله سه فقره اقدام به قتل، فاقد مسئولیت کیفری تشخیص داد.

اکنون گزارش شده است که او قصد دارد به همراه پدرش به مکه سفر کند و سپس به سومالی برود تا با زنی که خانواده‌اش برای ازدواج احتمالی او در نظر گرفته‌اند دیدار کند. هیئت بازبینی انتاریو اعلام کرده این نوع ازدواج در فرهنگ او غیرمعمول نیست و تنها در صورت رضایت طرفین انجام خواهد شد.

پیش از صدور مجوز سفر، پزشکان او در جلسه هیئت شهادت دادند که باورهای مذهبی همچنان نقش مهمی در زندگی او دارند؛ او به‌طور منظم به مسجد می‌رود، روزانه پنج بار نماز می‌خواند و در حال حفظ قرآن است.

در نهایت، با وجود ارزیابی کارشناسان مبنی بر اینکه او همچنان تهدیدی بالقوه برای جامعه است و خطر خشونت در صورت بازگشت علائم روانی می‌تواند افزایش یابد، مقامات تصمیم گرفتند به او اجازه یک سفر سه‌هفته‌ای بدهند. این تصمیم، که شامل مجوز خروج از کشور برای فردی با سابقه حمله تروریستی است، پرسش‌های جدی درباره رویکرد سیاست‌گذاری امنیتی و قضایی کانادا ایجاد کرده است.

27-8.jpgایندیپندنت فارسی - امیرحسین میراسماعیلی

با گذشت حدود چهار ماه از آغاز انقلاب ملی ایرانیان و اعتراض‌های خیابانی دی‌ماه، اکنون برخلاف ظاهر نسبتا آرام خیابان‌ها، آنچه از روایت‌های رسیده از شهرهای مختلف ایران برمی‌‌آید، نه بازگشت به وضعیت پیشین، بلکه شکل‌گیری نوعی خشم عمیق، ماندگار و گسترده در دل اقشار مختلف جامعه است؛ خشمی که به گفته بسیاری از مردم، دیگر فروکش نمی‌کند و نگاه آن‌ها به حکومت مستقر را از اساس، تغییر داده است.

سخنان و روایت‌های مخاطبان ایندیپندنت فارسی در تهران، کرج، اصفهان، مشهد و شیراز درباره اوضاع در ایران این برداشت را به دست می‌دهد که اعتراض‌های دی‌ماه صرفا یک رخداد مقطعی نبودند، بلکه به نقطه‌ای تعیین‌کننده در تغییر ذهنی و روانی جامعه، به‌ویژه نسل جوان تبدیل شده‌اند؛ تغییری که در نحوه صحبت کردن، شوخی‌ها، تحلیل‌ها و حتی تصمیم‌های روزمره مردم، به‌وضوح دیده می‌شود.

یک مهندس ساختمان ۳۷ ساله در تهران می‌گوید: «قبل از دی‌ماه هنوز بعضی‌ها امید داشتند که شاید اوضاع درست، یا حداقل بهتر، بشود. الان دیگر این حرف‌ها را اصلا نمی‌شنوید. حتی در محیط کار هم آدم‌ها خیلی صریح‌تر شده‌اند. آن ترس قبلی در حرف زدن، عملا از بین رفته. بعد از کشتار تاریخی دی‌ماه دیگر هیچ نقطه مشترکی با حکومت و آدم‌هایش نداریم. ما فقط انتقام می‌خواهیم. این خشم عمومی را فقط فروپاشی این رژیم آرام می‌کند.»

در کرج، یک راننده اسنپ که ۴۰ سال دارد، از تغییر محسوس در فضای گفتگوهای روزمره می‌گوید: «در سال‌های قبل‌تر، اگر کسی درباره سیاست حرف می‌زد، همه سعی می‌کردند بحث را عوض کنند یا خیلی محتاطانه حرف بزنند. ولی الان خیلی‌ها خودشان شروع می‌کنند، با عصبانیت حرف می‌زنند و فحش می‌دهند و فقط برای روز انتقام لحظه‌شماری می‌کنند. یک جور خشم جمعی است که دیگر کسی پنهانش نمی‌کند. چون هرکسی یک عزیزی را در این چند ماه از دست داده.»

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

این تغییر تنها به قشر خاصی محدود نیست. در اصفهان، یک معلم ۳۴ ساله می‌گوید: «دانش‌آموزها هم خیلی تغییر کرده‌اند. سوال‌هایی می‌پرسند که قبلا نمی‌پرسیدند. حتی نحوه نگاهشان به آینده هم فرق کرده. قبلا بیشتر درباره درس و کار حرف می‌زدند، الان درباره شرایط کشور و اینکه چه خواهد شد. مثلا الان که مدت‌‌ها است کلاس‌های حضوری تعطیل شده و همه کلاس‌ها را آنلاین برگزار کنیم، در همین کلاس‌ها هم خیلی راحت مقابل دوربین کتاب دینی یا تصویر خمینی و خامنه‌ای در کتب درسی را پاره می‌کنند یا هرچی در دلشان است، بر زبان می‌آورند.»

22-1.jpg

هادی زنوزی - نماینده جمهوری اسلامی با تسلط کامل به زبان انگلیسی می‌گوید «در صورتی که آمریکایی‌ها می‌خواهند روی میز بنشینند مذاکره کنند ما هم آماده‌ایم!»

ایران اینترنشنال - محمدجعفر اسدی، معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا گفت: «تا یک پاسدار در این کشور حیات دارد، نمی‌گذارند پای یک آمریکایی در این کشور باز شود. در نهایت، وقتی به قله رسیدیم، آن وقت قرار است کسانی بیایند و شاهنامه را ببندند و پاسدارنامه و بسیجی‌نامه را بنویسند.»

HGlDXN-WYAAC41T.jpg

22-22.jpgایران اینترنشنال - فایننشال تایمز روز چهارشنبه گزارش داد یکی از فرستادگان ارشد دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا از فیفا خواسته است ایران را در جام جهانی پیش رو با ایتالیا جایگزین کند؛ درخواستی که پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و آتش‌بس شکننده مطرح شده و ابعاد سیاسی گسترده‌ای یافته است.

به نوشته فایننشال تایمز، پائولو زامپولی، فرستاده ویژه آمریکا، این پیشنهاد را با جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، و همچنین با ترامپ، به عنوان رهبر کشوری که یکی از میزبانان مشترک این رقابت‌هاست، در میان گذاشته است.

به گفته افرادی آگاه از موضوع، او استدلال کرده است که چهار قهرمانی ایتالیا در جام جهانی، اعطای این سهمیه را توجیه می‌کند.

به گفته این افراد، این طرح تلاشی برای ترمیم روابط میان ترامپ و جورجا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، بوده است؛ روابطی که پس از حملات رییس‌جمهوری آمریکا به پاپ لئو چهاردهم در پی جنگ ایران، دچار تنش شد.

زامپولی به فایننشال تایمز گفت: «تایید می‌کنم که به ترامپ و اینفانتینو پیشنهاد داده‌ام ایتالیا جایگزین ایران در جام جهانی شود. من اصالتا ایتالیایی هستم و دیدن آزوری در تورنمنتی که در آمریکا برگزار می‌شود، یک رویا خواهد بود. با چهار عنوان قهرمانی، آن‌ها سابقه‌ای دارند که حضورشان را توجیه می‌کند.»

این گزارش در حالی منتشر می‌شود که با وجود آغاز اردو آماده‌سازی تیم ملی، شواهد نشان می‌دهد که تصمیم نهایی اعزام یا انصراف، نه در فدراسیون فوتبال، بلکه در لایه‌های عالی حاکمیتی و شورای عالی امنیت ملی گرفته خواهد شد.⁩

احمد دنیامالی، وزیر ورزش، در آخرین نشست ستاد جام‌جهانی با صراحت اعلام کرد که تصمیم‌گیرنده نهایی «دولت و شورای عالی امنیت ملی» هستند.

او گفت: «در موضع شخصی خودم قطعا مخالف شرکت در جام‌جهانی هستم. اینفانتینو عامل آمریکاست که به ترامپ جایزه صلح می‌دهد؛ بعد هم می‌آید در رختکن تیم ملی ما خوش‌رقصی می‌کند. نمی‌خواهیم آقا، غیرت ما کجا رفته است؟»

به نوشته فایننشال تایمز کتاب قوانین فیفا به این نهاد «اختیار انحصاری» می‌دهد تا در صورت انصراف ایران، درباره اقدام لازم تصمیم‌گیری کند. در این قوانین آمده است: «فیفا می‌تواند تصمیم بگیرد انجمن عضو شرکت‌کننده مربوطه را با انجمن دیگری جایگزین کند.»

پیش از جام جهانی باشگاه‌ها در تابستان گذشته، فیفا از اختیارات خود استفاده کرد و یک سهمیه به اینتر میامی داد تا لیونل مسی، ستاره جهانی فوتبال، بتواند در این تورنمنت بازی کند.

sep.jpgیورونیوز - فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران روز چهارشنبه با انتشار اطلاعیه‌ای توقیف دو کشتی را تایید کرد.

این نهاد گفته است نیروهایش دو کشتی به نام‌های «فرانچسکا» و «اپامینودس» را که «با انجام تخلف‌های مکرر و دستکاری در سامانه های کمک ناوبری و به مخاطره انداختن امنیت دریانوردی قصد خروج مخفیانه از تنگه هرمز را داشتند» توقیف کرده است.

سپاه در بیانیه خود گفته است که هم اکنون این شناورها «به منظور بررسی محموله و اسناد و مدارک به آب‌های سرزمینی جمهوری اسلامی» منتقل شده‌اند.

این در شرایطی است که خبرگزاری‌های نیمه‌رسمی ایران گزارش داده‌اند نیروهای سپاه پاسداران روز چهارشنبه به سومین کشتی نیز در تنگه هرمز حمله کرده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

خبرگزاری‌های نورنیوز، فارس و مهر همگی از حمله سپاه به شناوری به نام «یوفوریا» خبر داده‌اند.

این خبرگزاری‌ها بدون ارائه جزئیات بیشتر، اعلام کردند که این شناور در سواحل ایران «زمین‌گیر» شده است.

22-4.jpgتوانا - برای برخی از شهروندان پیامکی ارسال شده که در آن اعلام شده «شماره تلفن همراه شما برای دریافت اینترنت پرو تأیید شده است.»

در بررسی من، اپراتور «همراه اول» برای ارائه بسته ۵۰ گیگابایتی این سرویس، مبلغ یک‌میلیون و ۹۸۰ هزار تومان دریافت می‌کند. کاربران پس از پرداخت، به سامانه «هویت دیجیتال ایرانیان (هدا)» هدایت شده و ملزم به انجام احراز هویت هستند.

پس از فعال‌سازی این سرویس، دسترسی به پیام‌رسان‌هایی مانند تلگرام و واتساپ بدون نیاز به فیلترشکن فراهم می‌شود و برای سایر پلتفرم‌ها نیز اتصال از طریق یک فیلترشکن ساده امکان‌پذیر است.

این روند عملاً به شکل‌گیری نوعی «اینترنت طبقاتی» دامن می‌زند؛ مدلی که در آن سطح دسترسی به اینترنت نه بر اساس حقوق برابر شهروندی، بلکه بر مبنای توان مالی و تأیید هویت کاربران تعیین می‌شود و دسترسی آزاد به اطلاعات را به امتیازی محدود برای گروهی خاص تقلیل می‌دهد.

-علیرضا رجایی اربابی

HGgxGUtWcAAvQrm.jpg

22-5.jpgرادیوفردا : انجمن قلم آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که جایزه امسال این نهاد با نام «آزادی نوشتن PEN/Barbey» به دو نویسنده ایرانی، گلرخ ابراهیمی ایرایی و علی اسداللهی، اهدا می‌شود.

🔸این انجمن در بیانیه خود در مورد اهدای این جایزه با اشاره به عمیق شدن بحران آزادی بیان در ایران گفته است نویسندگان در ایران اکنون به شکل همزمان با «سرکوب طولانی‌مدت حکومت» و «پیامدهای فوری و تهدیدکننده» جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران روبرو هستند.


🔸سامِر لوپز، یکی از مدیران انجمن قلم آمریکا، دربارهٔ این جایزه گفت: «ضروری است که ما همچنان توجهات را به نویسندگانی مانند گلرخ ابراهیمی ایرایی و علی اسداللهی جلب کنیم. آنها در مجموع، هم نماینده سرکوب رو به افزایش مخالفان در ایران و هم نماینده آزار و اذیت طولانی‌مدت نویسندگان و جامعه مدنی هستند که برای دهه‌ها از ویژگی‌های بارز رژیم سرکوبگر ایران بوده‌اند. این نویسندگان مظهر شجاعت و خلاقیت لازم برای بیان آشکار دیدگاه‌های خود در مواجهه با آزار و اذیت بی‌وقفه هستند.»

🔸این جایزه قرار است در مراسم انجمن قلم آمریکا در ۲۴ اردیبهشت در موزه تاریخ طبیعی آمریکا در شهر نیویورک اهدا شود.

🔸جایزه آزادی نوشتن هر سال به نویسندگانی که در زمان تعیین برندگانش به دلیل بیان عقاید خود هدف قرار گرفته و در زندان باشند تعلق می‌گیرد.

🔸انجمن قلم آمریکا می‌گوید از ۵۵ نویسنده زندانی که از سال ۱۹۸۷ این جایزه را دریافت کرده‌اند، ۴۶ نفر در حال حاضر تا حدودی به دلیل توجه و فشار بین‌المللی ناشی از این جایزه آزاد شده‌اند.

blockade.jpgایران اینترنشنال - برخی نفت‌کش‌های ایرانی با خاموش کردن سامانه‌های ردیابی خود، موفق شده‌اند در پوشش تاریکی حاصل از این خاموشی، از سد ناوهای آمریکایی عبور کنند و میلیون‌ها بشکه نفت را به بازارهای جهانی برسانند.

نشریه بلومبرگ چهارشنبه دوم اردیبهشت در گزارشی به ناکامی بخشی از محاصره دریایی آمریکا پرداخت.

به گزارش بلومبرگ، دست‌کم دو نفت‌کش ایرانی با بار کامل، در هفته جاری از خلیج فارس خارج شده و از سد محاصره آمریکا عبور کرده‌اند.

این کشتی‌ها بخشی از یک ناوگان نفت‌کش هستند که با دور زدن کشتی‌های جنگی، حدود ۹ میلیون بشکه نفت را جابه‌جا کرده‌اند.

شرکت داده‌کاوی ورتکسا (Vortexa) اعلام کرد که دو نفت‌کش غول‌پیکر با پرچم جمهوری اسلامی به نام‌های «هیرو ۲» (Hero II) و «هدی» (Hedy)، آخرین کشتی‌هایی هستند که تصاویر ماهواره‌ای خروج آن‌ها را ثبت کرده‌اند.

khargbanner.jpgترامپ: آتش‌بس را تا زمان ارائه پیشنهاد ایران تمدید کردم؛ محاصره دریایی ادامه دارد

اما داستان واقعی پشت این تصمیم چیست؟

ترامپ در واقع روز سه‌شنبه آتش‌بس با ایران را تمدید نکرد؛ او سلاح دیگری را فعال کرد. وزیر خزانه‌داری چهار ساعت بعد نام این سازوکار را بر زبان آورد و هنوز هیچ‌کس این دو پست را به هم وصل نکرده است.

بازی، بازیِ پر شدن مخازن است

خبرنامه گویا - سه‌شنبه بعدازظهر درست زمانی که قیمت نفت برنت از ۱۰۱ دلار عبور کرده بود و سفر ونس به اسلام‌آباد لغو شد، ترامپ در تروث سوشال نوشت: «با توجه به این واقعیت که رژیم ایران به طور جدی دچار شکاف شده، که البته دور از انتظار هم نبود، نخست‌وزیر پاکستان، از ما خواست که حمله خود به ایران را تا زمانی که رهبران و نمایندگان آنها بتوانند پیشنهادی یکپارچه ارائه دهند، متوقف کنیم. بنابراین، من به ارتش آمریکا دستور داده‌ام که محاصره را ادامه دهند و در تمام جنبه‌های دیگر، آماده و توانمند باقی بمانند و بنابراین آتش‌بس را تا زمانی که پیشنهاد آنها ارائه شود و بحث‌ها به هر طریقی به نتیجه برسد، تمدید خواهم کرد.»

پس از آن، برنت تا ۹۸ دلار عقب نشست. نمایندگی رژیم ایران در سازمان ملل نیز نامه‌ای فوری به شورای امنیت فرستاد و این محاصره را «اقدامی تجاوزکارانه با نشانه‌های آشکار دزدی دریایی» خواند.

کیارخ لاریجانی ساکن لندن

| No Comments

kharazi.jpg

تصاویری از مراسم بزرگداشت کمال خرازی در خانه برادرش صادق خرازی

صادق خرازی که در کارنامه خود نمایندگی ایران در سازمان مللل و سفارت ایران در فرانسه دارد به جمع آوری کلکسیون عتیقه شهرت دارد. تصاویر حضور مقامات برای همدردی با او در مرگ برادرش بیش تر به بازدید از موزه شباهت دارد.

kharazionx.jpg01.jpg02.jpg03.jpg04.jpg

lufthansa.jpgبی بی سی - شرکت هواپیمایی آلمانی لوفت‌هانزا اعلام کرده است که در تابستان امسال، ۲۰ هزار پرواز کوتاه‌برد در اروپا را لغو خواهد کرد و گفته افزایش شدید قیمت سوخت باعث شده بسیاری از این پروازها برای این شرکت «سودآور نباشد».

قیمت سوخت جت از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دو برابر شده است، زیرا این درگیری تولید و انتقال آن در سراسر خاورمیانه را کند کرده است.

چندین شرکت هواپیمایی دیگر، از جمله ایر فرانس، کی‌ال‌ام و دلتا نیز به‌طور موقت برخی پروازها را کاهش داده‌اند، در حالی که برخی دیگر قیمت بلیت‌ها را افزایش داده‌اند تا هزینه‌ها را به مشتریان منتقل کنند.

تحلیلگران هشدار داده‌اند که مسافران باید انتظار افزایش بیشتر قیمت بلیت‌ها و لغو پروازهای بیشتری را در صورت ادامه درگیری داشته باشند.

alert.jpgایران اینترنشنال - دولت ایالات متحده از شهروندان خود که همچنان در ایران حضور دارند خواست همزمان با بازگشایی نسبی حریم هوایی ایران پس از تحولات اخیر «فوراً کشور را ترک کنند».

در این هشدار آمده است که مقام‌های تهران ممکن است مانع خروج اتباع آمریکایی شوند یا در صورت صدور مجوز خروج، از آن‌ها «هزینه خروج» دریافت کنند. همچنین به شهروندان دوتابعیتی ایرانی-آمریکایی توصیه شده است که برای ترک کشور از گذرنامه ایرانی خود استفاده کنند.

یک خبرگزاری ایرانی بار دیگر موضوع آسیب‌پذیری کابل‌های اینترنتی زیردریایی در تنگه هرمز را مطرح کرد

یورونیوز - یک خبرگزاری نیمه‌دولتی نزدیک به سپاه پاسداران ایران روز چهارشنبه بار دیگر این ایده را مطرح کرد که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس همچنان در برابر احتمال قطع کابل‌های داده زیردریایی خود در تنگه هرمز آسیب‌پذیر هستند.

در گزارش خبرگزاری تسنیم تاکید شده است که «آسیب هم‌زمان به چندین کابل اصلی -- چه در نتیجه بلایای طبیعی، لنگر انداختن کشتی‌ها، حوادث دریایی یا اقدامات عمدی، می‌تواند موجب اختلالات گسترده» در سراسر خلیج فارس شود و «خسارت مالی روزانه در مقیاس صدها میلیون تا میلیاردها دلار» در بر داشته باشد.

چندین کابل از این تنگه عبور می‌کنند. پیش‌تر نیز این منطقه با قطعی‌های ارتباطی مواجه شده است. شورشیان حوثی مورد حمایت ایران در یمن نیز در گذشته تهدیدهایی را متوجه این کابل‌ها کرده‌اند.

22-7.jpgایران وایر از فردی آگاه مطلع شده که فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی، وزارت ورزش و سپاه پاسداران از هفته پایانی بهمن‌ماه۱۴۰۴، پروژه‌ای مشترک را برای «پر کردن سکوهای ورزشگاه‌های محل برگزاری مسابقات تیم فوتبال جمهوری اسلامی در جام جهانی ۲۰۲۶» آغاز کرده‌اند.

منبع آگاه به ایران‌وایر گفته که تمامی هزینه‌های مربوط به «سفر گروهی از تماشاگران نزدیک به حکومت» با دستور سپاه تامین شده و قرار است هزینه بلیت پرواز تماشاگران سیاهی‌لشگر به دو شهر «سیاتل» و «لس‌آنجلس» که میزبان دیدارهای این تیم هستند، پرداخت شود؛ هزینه‌هایی از جمله بلیت پرواز، هزینه ترانسفر و جابجایی‌های درون شهری، خورد و خوراک، اسکان و اقامت و بلیت ورزشگاه‌ها.

او همچنین به ایران‌ وایر اطلاع داده که «بیش از ۷۰ درصد» از این تماشاگران از کانادا به آمریکا منتقل خواهند شد و بخش کمتری نیز از داخل خاک آمریکا و برخی شهرهای اروپایی به محل مسابقات اعزام می‌شوند.

فرد آگاه همچنین گفته است که برای هر تماشاگر رقمی در حدود ۱۰ هزار دلار در نظر گرفته شده که طی ماه‌های گذشته در چند مرحله و از طریق کیف‌پول‌های رمزارزی به افراد یا واسطه‌هایی در آمریکا پرداخت شده است.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

او گفته که این رقم، منهای عددی است که برای تماشاگران حکومتی به عنوان «حق ماموریت» در نظر گرفته شده و پس از پایان مسابقات به آن‌ها پرداخت خواهد شد.

تجربه قطر؛ از سکوهای جام جهانی تا مدیریت تصویر حکومت

استفاده از تماشاگران حکومتی، برای جمهوری اسلامی تازگی ندارد. نقطه شروع این اتفاق به صورت جدی در سال ۱۴۰۱ گذاشته شد.

farid.jpgقوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کرد که بامداد چهارشنبه دوم اردیبهشت، کارمند یکی از «سازمان‌های حساس کشور» به نام مهدی فرید را که در حوزه «پدافند غیرعامل فعالیت داشت»، به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل اعدام کرد.

پیش از این سازمان‌های حقوق بشری او را کارمند پیشین سازمان انرژی اتمی معرفی کرده بودند که در زمستان ۱۴۰۱ بازداشت و ابتدا به زندان تهران بزرگ و بعدتر به زندان اوین منتقل شده بود.

آن‌طور که وب‌سایت میزان، ارگان خبری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی گزارش کرده، آقای فرید «اطلاعات حساس کشور را در اختیار موساد قرار می‌داد».

در این گزارش، درباره اتهامات فرید آمده که او «سرورهای یک سازمان حساس را با دستور افسر موساد به فایل‌های آلوده متصل» کرده بود.

خبرگزاری دانشجو نیز نوشته: «گزارش‌های وزارت اطلاعات و سازمان حفاظت اطلاعات سپاه حاکی است وی با اتصال مکرر تجهیزات USB در داخل سازمان، زمینه دسترسی خارجی به سامانه‌ها را فراهم کرده است.»

india.jpgوال‌استریت‌جورنال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

عملیات امریکا علیه رژیم ایران از مرزهای خاورمیانه فراتر رفته و به اقیانوس هند کشیده شده است. به گفته مقام‌های آمریکایی، نیروهای این کشور روز سه‌شنبه یک نفتکش مظنون به قاچاق نفت جمهوری اسلامی را توقیف کردند و همزمان، دست‌کم دو نفتکش دیگر جمهوری اسلامی را در نزدیکی سواحل غربی هند تحت اسکورت قرار دادند؛ اقدامی که نشان‌دهنده گسترش دامنه فشارهای دریایی واشینگتن است.

تمرکز اصلی عملیات‌های روز سه‌شنبه امریکا بر اسکورت دو نفتکش‌ ایرانی «دورنا» و «سوین» بود؛ دو کشتی که پیش از آغاز محاصره دریایی در ۱۳ آوریل، بندر چابهار را ترک کرده بودند. ناوشکن‌های آمریکایی در حال اسکورت این دو نفتکش در آب‌های نزدیک هند هستند؛ اقدامی که به‌گفته مقام‌های نظامی، بخشی از تلاش برای رصد، کنترل و در صورت لزوم رهگیری محموله‌های مرتبط با جمهوری اسلامی است.

Amir_Daha.jpgدر این چند ماه، ایران ما در حال عبور از یکی از حساس‌ترین و خطرناک‌ترین بزنگاه‌های تاریخی خود است. زمانی آبستن حوادث که می‌تواند مسیر آیندهٔ کشور را به‌کلی دگرگون کند.

ما در چند قدمی یک دوراهی ایستاده‌ایم:

انتخاب میان استفاده از پنجرهٔ فرصتی که به روی ما گشوده شده، یا تعلل و غفلت--و سپردن سرنوشت کشور به جریان بی‌رحم تقدیر.

شاید «ما» تاکنون فرصت‌های بسیاری را از دست داده‌ایم؛ نه به این دلیل که نمی‌شد، بلکه به این دلیل که نتوانستیم.

وقتی از «ما» سخن می‌گویم، منظورم همهٔ کسانی است که خواهان گذار از جمهوری اسلامی و برپایی نظامی دموکراتیک و توسعه‌گرا برای ایران هستند. این «ما» را می‌توان در قالب یک مجموعهٔ ناهمگون به‌نام «اپوزیسیون» تعریف کرد. بمثابهٔ بدنی که زنده است، اما هماهنگ نیست. حرف می‌زند، اما صدایش آن‌قدر پرهیاهوست که آنچه شنیده می‌شود، مبهم و نامفهوم است. حرکت می‌کند، اما هر جزء آن به سویی و در جهتی ناهمسو.

parhizkari.jpgکلیات:

در حالی که ضرب‌الاجل آتش‌بس به پایان خود نزدیک می‌شود، ساختار قدرت در ایران الگوی رفتاری «دیپلماسی غیرفعال» را برگزیده است. این استراتژی نه از روی انفعال محض، بلکه مبتنی بر یک محاسبۀ استراتژیک برای «درخواست سهم بیشتر کیک» از دونالد ترامپ است. حکومت با تکیه بر پیش‌فرضِ «عدم تمایل ترامپ به پرداخت هزینه‌های سیاسی و نظامیِ تغییر ساختار حکومت»، سعی دارد با خرید زمان و سکوتِ سنگین، واشینگتن را به عقب‌نشینی از مطالبات بنیادین و پذیرش یک توافق حداقلی وادار کند.

۱. منطق قمار بر روی «تاجرِ واشینگتن».

هستۀ سخت قدرت در تهران (به‌ویژه هسته بازماندۀ سپاه در قدرت) شخصیت دونالد ترامپ را به عنوان یک «معامله‌گرِ هزینه-محور» تحلیل کرده است.

از نگاه آنان؛

هراس از باتلاق: ترامپ علی‌رغم لفاظی‌ها، تمایلی به درگیر شدن در یک عملیات زمینی وسیع یا پذیرش مسئولیتِ خلاء قدرت در ایران ندارد.

loomerbanner.jpgلارا لومر - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

لارا لومر در شبکه اکس، مدعی شد که پس از افشای هویت درسا ستاری خواص، دختر سورنا ستاری، معاون پیشین رئیس‌جمهوری ایران، این فرد امریکا را ترک کرده و به‌صورت «خودخواسته» به ایران بازگشته است.

لومر می‌گوید این موضوع توسط یک «منبع ارشد» در وزارت امنیت داخلی امریکا به او تأیید شده و به گفته این منبع، درسا دیگر هرگز اجازه ورود به آمریکا را نخواهد داشت.

بر اساس گزارش اولیه لومر، درسا ستاری‌خواص که دانشجوی دکترا در دانشگاه رایس در ایالت تگزاس بوده، دختر سورنا ستاری است؛ فردی که در دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی و ابراهیم رئیسی به‌عنوان معاون علمی و فناوری فعالیت می‌کرد. این گزارش مدعی است که درسا در پروژه‌هایی با تأمین مالی مرتبط با ارتش آمریکا مشارکت داشته است.

لومر همچنین ادعا کرده تصاویری به‌دست آورده که درسا ستاری‌خواص را در ایران و در کنار اعضای خانواده، از جمله پدرش و در مجاورت حسن روحانی نشان می‌دهد. به گفته او، با استفاده از نرم‌افزارهای تشخیص چهره، این تصاویر با عکس پروفایل لینکدین او که در آن روپوش آزمایشگاهی با نام دانشگاه رایس بر تن دارد مطابقت کامل داشته است.

001.jpg
به ادعای این گزارش، مقام‌های وزارت امنیت داخلی حدود ۴۸ ساعت پس از انتشار گزارش لومر و در جریان تلاش برای یافتن این فرد، متوجه خروج او از خاک آمریکا شده‌اند.

در ادامه این ادعاها، به نقش پدر او نیز پرداخته شده است. سورنا ستاری در حال حاضر رئیس کمیسیون علم و فناوری شورای راهبردی روابط خارجی را بر عهده دارد. به گفته وزارت دادگستری ایالات متحده، این بنیاد به‌عنوان پوششی برای تقویت توان اقتصادی و نظامی ایران عمل می‌کند و با ارائه مشوق‌هایی مانند بورسیه، حمایت مالی پژوهشی، مسکن و معافیت از خدمت سربازی، تلاش می‌کند ایرانیان متخصص خارج از کشور را به بازگشت و انتقال دانش در حوزه‌های پیشرفته ترغیب کند.

0002.jpg
در ژوئن ۲۰۲۴، وزارت دادگستری آمریکا فردی به نام «ابوذر رحمتی» شهروند ایرانی‌تبار دارای تابعیت آمریکا را به اتهام جاسوسی متهم کرد. در اسناد رسمی این پرونده، از سورنا ستاری با عنوان «مقام دولتی ایرانی شماره ۱» یاد شده و او به‌عنوان همدست در این پرونده معرفی شده است. بر اساس این اسناد، ادعا شده که اطلاعاتی از سوی متهم برای ستاری ارسال شده است.

لومر همچنین به نقل از مواضع پیشین ستاری می‌گوید که او همواره بر مفهوم «گردش نخبگان» به‌جای «فرار مغزها» تأکید داشته و هدف از تحصیل ایرانیان در خارج را بازگرداندن دانش و فناوری به داخل کشور عنوان کرده است.

003.jpg

***

Thumbnail image for cbanner.jpgجولیا بطروس خواننده‌ی مسیحی لبنانی، اخیراً ترانه‌ای خوانده به نام "مرا (به ایران) ببرید!" در حمایت از "مقاومت ایران در برابر آمریکا و اسرائیل" که صدا و تصویر او در ۲۵ فروردین‌ماه ۱۴۰۵در باغ فردوس تهران برای حامیان نظام به نمایش درآمد.

جولیا بطروس فقط خواننده‌ای ساده و متعارف نیست. او همسر الیاس بوصعب، وزیر دفاع پیشین لبنان، از حامیان سرسخت حزب‌الله لبنان و شیفته‌ی رهبر فقید آن، حسن نصرالله و مورد تحسین سردار قاسم سلیمانی است و از همین رو، به "خواننده‌ی مقاومت" شهرت یافته است.

اینکه سرزمین فلسطین، بیش از نیم‌قرن زیر چکمه‌های تجاوزگران اسرائیلی پایمال‌شده و ملت فلسطین هنوز از زخم‌های کهنه‌ی مقاومت رنج می‌برد؛ نباید بهانه و دستاویزی شود برای حمایت از جنایت‌کاران و جنگ‌افروزانی که به نام آنان، اهداف خشونت‌بار و جنگ افروزانه‌ی خود را پیش می‌برند. جولیا بطروس به‌عنوان خواننده‌ای "مردمی"، وظیفه و تعهد دارد، میان ستمگران و ستم‌دیدگان و مجرمان و قربانیان تمایز بگذارد. یک خواننده‌ی "مردمی" نمی‌تواند هم ستایشگر ظالمان باشد و هم مرثیه‌خوان مظلومان!

zamani.jpgگزارش‌های اخیر رسانه‌ای و پرونده در حال رسیدگی در دادگاه فدرال نیویورک، بار دیگر توجه‌ها را به شبکه‌های پیچیده مالی مرتبط با جمهوری اسلامی جلب کرده است؛ شبکه‌هایی که در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از ابزارهای اصلی برای دور زدن تحریم‌ها، تداوم صادرات نفت و انتقال منابع ارزی عمل کرده‌اند و در این مسیر، برخی بانک‌ها و نهادهای مالی بین‌المللی را نیز درگیر ساخته‌اند.
ورود پرونده به نظام قضایی آمریکا
در این پرونده، نام چند بانک بزرگ جهانی از جمله «اچ‌اس‌بی‌سی»، «استاندارد چارترد»، «جی‌پی مورگان چیس»، «سیتی‌بانک» و «بانک نیویورک ملون» مطرح شده است. درخواست ارائه اسناد مالی از این بانک‌ها نشان می‌دهد که موضوع، فراتر از یک اختلاف حقوقی محدود بوده و به بررسی جریان‌های پیچیده پول در سطح نظام مالی جهانی مربوط می‌شود.


رکورد داران حمام در جهان

| No Comments

Reza_Farmand_2.jpgچرا باید عرفان (خداشیفتگی) را نقد کرد؟

- بیشتر آثار ادبی ما یا عرفانی‌ست یا کم و بیش متاثر از پندارهای عرفانی. هدف مقدس عرفان، خوارداشت زندگی و بزرگداشت مرگ است. به زبان دیگر، عرفان، زندگی را به سود مرگ یا عالم دیگر کنار می‌زند و مردم را از خوشی و شادمانی و جشن زندگی باز می‌دارد. از این روست که عرفان را باید نقد کرد.

چه کسی عشق عرفانی را نخستین بار وارد شعر ما کرد؟

- نخستین کسی که عشق عرفانی را در زبان فارسی بطور جدی وارد شعر کرد سنائی بود و پس از او عطار و مولوی در نهایت هنرمندی سقف واژه‌های فارسی را به مرگ میخکوب کردند. البته پیش از آنان رابعه عدویه، بایزید و خرقانی و... عشق به خدا را در کارهاشان مطرح کرده بودند. سوکمندانه، آثاری چون ویس و رامین، رباعیات خیام، ومثنوی‌هایی چون خسرو و شیرین و هفت‌پیکر نظامی... که به زندگی می‌پردازند کفه‌ی سبک میزان ادبی ما را تشکیل می‌دهند. زمینه‌ برای رشد و بالندگی چنین‌ آثاری فراهم نبوده است.

parsa.jpgدر جهان امروز، مفهوم «کنترل» بیش از هر زمان دیگری دچار دگرگونی شده است.

دیگر کنترل به معنای محدود کردن آشکار یا اعمال زور مستقیم نیست، بلکه به شکلی پنهان، پیچیده و نامرئی در تار و پود زندگی انسان‌ها تنیده شده است.

برخلاف گذشته که قدرت در قالب حکومت‌ها، ارتش‌ها یا ساختارهای مشخص قابل شناسایی بود، امروز این قدرت در قالب شبکه‌ای از داده‌ها، الگوریتم‌ها و منافع اقتصادی عمل می‌کند. این تغییر، نه با یک انقلاب ناگهانی، بلکه به‌تدریج و در سایه پیشرفت فناوری رخ داده است.

فناوری، که در ابتدا با هدف تسهیل زندگی بشر توسعه یافت، اکنون به ابزاری تبدیل شده که می‌تواند رفتار، انتخاب و حتی نحوه تفکر انسان را تحت تاثیر قرار دهد. آنچه این پدیده را پیچیده‌تر می‌کند، این است که این تأثیرگذاری اغلب بدون آگاهی مستقیم افراد صورت می‌گیرد.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

پرستوهای سپاه و بسیج که شب ها با کلاشینکف صورتی در معیت نیروهای حشدالشعبی و فاطمیون خیابان های تهران را بالا پایین می روند دیر یا زود به سرنوشت دیگر پرستوهای تاریخ دچار خواهند شد. این پرستوها متشکل از اقشار بسیار پایین اجتماعی و فاقد این ادراک هستند که وارد چه بازی کثیف و عفنی شده اند. این روزها عکس و فیلم آنها در همه رسانه ها پخش می شود و به غیر از تحقیر مورد نفرت نیز هستند. آنها با رفتار خود نشان می دهند که هیچ خط قرمزی ندارند و آمده اند تا به بازی گرفته شوند.

در مقایسه با دیگر جرائمی که معمولا در دوران جنگ رخ می دهد پرستوها جرم سنگینی را مرتکب نمی شوند، زیرا بیشتر سوژه تبلیغاتی اند و ابزار بازی دیگران، هر چند بیش از دیگران به چشم می آیند. امروز مردم ایران این پرستوها را به عنوان همکار دشمن می شناسند هر چند خون کسی به دست آنها ریخته نشده است. در فرانسه و در دوران اشغال این کشور از سوی آلمان بین ۲۰ تا ۳۵ هزار نفر از زنان فرانسوی که زندگی افسران نازی در فرانسه را تسهیل می کردند با مجازات مواجه شدند و بسیاری از آنها دیگر هرگز زندگی نرمال را تجربه نکردند.

ss.jpgزندگی لوکس پسر سفیر پیشین جمهوری اسلامی زیر تیغ انتقادات

ایندیپندنت فارسی - انتشار تصاویری از زندگی اشرافی ساشا سبحانی فرزند احمد سبحانی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی، توجه رسانه‌های عربی را نیز به خود جلب کرده است.

گزارش‌ها و ویدیوهای منتشر شده از سفرهای او با جت اختصاصی و هدیه دادن خودروهای گران‌قیمت، موجی از انتقادات را در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی عرب‌زبان برانگیخته و کاربران عرب به زندگی مجلل این «آقازاده» در خارج از کشور واکنش‌های گسترده‌ای نشان داده‌اند.

***

23-4.jpgایندیپندنت - قوه قضائیه جمهوری اسلامی روز پنجشنبه سوم اردیبهشت از اعدام یک فرد دیگر متهم به «همکاری با موساد» خبر داد. خبرگزاری میزان،‌ وابسته به قوه قضائیه، میزان‌، نام این فرد را که بامداد پنجشنبه به دار آویخته شد، سلطانعلی شیرزادی فخر اعلام کرده است.

این خبرگزاری همچنین مدعی شده است که اعدام او پس از طی روال قانونی و تایید حکم صادره در دیوان عالی کشور صورت گرفته است. از زمان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با جمهوری اسلامی تاکنون بیش از ۱۰ نفر به‌اتهام همکاری با موساد و اسرائیل در ایران اعدام شده‌اند.

نهادهای حقوق بشری می‌گویند جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۴ با اعدام بیش از ۱۶۰۰ نفر، رکورد بی‌سابقه‌ای را در چهار دهه گذشته ثبت کرده است.

karimi.jpgایندیپندنت فارسی - محمود کریمی، یکی از مداحان محبوب علی خامنه‌ای، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی شامگاه سه‌شنبه اول اردیبهشت در تلویزیون جمهوری اسلامی در پاسخ به پرسشی درباره «غیبت» مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید نظام گفت: «چشمانتون دربیاد، نمی‌گذاریم آقای ما را ببینید.»

در حالیکه از زمان انتصاب مجتبی خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی هیچ تصویر و صدایی از او منتشر نشده، گزارش‌ها حاکی از آن است که او در جریان بمباران آمریکا و اسرائیل از ناحیه پا و صورت به‌شدت زخمی شده است.

***

فرزاد سیفی کاران - اسلحه کمری کلاشنیکف و کی‌ال تک‌تیرانداز دراگونوف با همین سلاح‌ها کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ را انجام دادند.

nazarian.jpg

ترامپ ویدئویی انتقادی از سکوت فعالان آمریکا در باره نقض حقوق بشر در ایران بازنشر کرد

دونالد ترامپ در تروث سوشال ویدیویی از مصاحبه شیلا نظریان، پزشک ایرانی-آمریکایی یهودی، با فاکس نیوز را منتشر کرد که نظریان در آن از سکوت فعالان زنان و حقوق بشر در آمریکا درباره اقدامات جمهوری اسلامی در تجاوز گروهی به زنان، اعدام‌ها در ملاءعام و کشتار مردم ایران انتقاد می‌کند.

***

این زن در بلژیک زندگی میکند

| No Comments

مریم مقدم - ظاهرا این خانم در بلژیک زندگی می‌کنه و میگه ایران براش از خامنه‌ای‌ها جدا نیست و به «ضد‌ولایت فقیه» لعنت می‌فرسته.

shorttalks.jpgخبرنامه گویا - در فاصله چند ساعت، مجموعه‌ای از خبرهای پراکنده--از آماده‌باش خلبانان و تعویق سفر مقام‌های ارشد گرفته تا جلسات فشرده در کاخ سفید تصویری فراتر از یک روال عادی را ترسیم می‌کند. آیا این قطعات جدا از هم، نشانه‌های یک تحول بزرگ‌تر در پشت‌پرده‌اند؟

۱) شبکه فایتکس: به چندین خلبان نیروی هوایی اسرائیل گفته شده در صورت ازسرگیری جنگ با رژیم ایران، برای «ساعات کاری طولانی‌تر» آماده باشند.

۲) آکسیوس: جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، همچنان در واشینگتن است. یک مقام کاخ سفید گفته: «امروز نیز نشست‌های سیاست‌گذاری بیشتری در کاخ سفید در حال برگزاری است که معاون رئیس‌جمهوری در آن‌ها شرکت خواهد کرد.»

۳) آکسیوس: استیو ویتکاف و جرد کوشنر نیز هنوز در آمریکا هستند. هواپیمای وزارت امنیت داخلی آمریکا که قرار بود صبح امروز آن‌ها را از میامی به اروپا و سپس پاکستان منتقل کند، با تأخیر و تنها دقایقی پیش پرواز کرده و اکنون به سمت واشینگتن دی‌سی در حرکت است. (احتمالاً قصد دارند با ترامپ دیدار کنند)

۴) سی‌ان‌ان: منابع آگاه از مذاکرات می‌گویند هنوز مشخص نیست جی‌دی ونس چه زمانی واشینگتن را به مقصد پاکستان ترک خواهد کرد. کاخ سفید قصد دارد روز سه‌شنبه نشست‌های بیشتری در واشینگتن برای بررسی مسیر پیش‌رو برگزار کند و ونس نیز در این جلسات حضور خواهد داشت.

۵) نیویورک‌تایمز: قرار بود جی‌دی ونس صبح امروز عازم پاکستان شود، اما این سفر به تعویق افتاده است.

۶) کان نیوز: با وجود تلاش‌های دیپلماتیک در پاکستان، اسرائیل و آمریکا برآورد می‌کنند که هیچ تفاهمی با تهران حاصل نخواهد شد، زیرا به باور آن‌ها، ایران صرفاً «در حال خریدن زمان» است؛ ارزیابی‌ای که باعث شده هر دو کشور همچنان در هماهنگی کامل باقی بمانند و برای ازسرگیری فوری جنگ آماده باشند.

۷) وال‌استریت ژورنال: رژیم ایران بار دیگر به میانجی‌ها تاکید کرده است که تنها در صورتی هیأتی را به اسلام‌آباد اعزام خواهد کرد که آمریکا محاصره دریایی بنادر جمهوری اسلامی را لغو کند.

۸) باراک راوید در آکسیوس: سفر جی‌دی ونس به پاکستان فعلاً به حالت تعلیق درآمده، زیرا در میان مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی بر سر شرکت در دور جدید مذاکرات صلح، اختلاف‌نظر وجود دارد.

22-6.jpgمنوتو - شرکت‌ها در بخش‌های مختلف، از کالاهای مصرفی تا سفر و معدن، هشدار داده‌اند که جنگ ایران باعث افزایش هزینه‌ها، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش اعتماد مصرف‌کنندگان شده و چشم‌انداز مالی آن‌ها را تضعیف کرده است.

در فصل اعلام نتایج مالی، بسیاری از شرکت‌ها با احتیاط پیش رفته‌اند؛ فشاری که پیش از جنگ نیز به‌دلیل تعرفه‌های آمریکا، افزایش هزینه‌ها و ضعف تقاضا وجود داشت.مدیران شرکت‌ها از افزایش هزینه حمل‌ونقل و مواد اولیه، به‌ویژه به‌دلیل اختلال در تنگه هرمز، خبر داده‌اند.

شرکت «آکزو نوبل» که رنگ‌های شیمیایی تولید می‌کند اعلام کرده هزینه مواد اولیه‌اش به‌طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت.بر اساس بررسی رویترز، از آغاز جنگ تاکنون ۲۱ شرکت پیش‌بینی‌های مالی خود را کاهش داده یا پس گرفته‌اند، ۳۲ شرکت از افزایش قیمت‌ها خبر داده‌اند و ۳۱ شرکت نسبت به تأثیر منفی جنگ هشدار داده‌اند.

در این میان، شرکت‌های حوزه سفر بیشترین آسیب را دیده‌اند؛ افزایش قیمت سوخت هواپیما باعث بالا رفتن هزینه بلیت، کاهش تقاضا و حتی زمین‌گیر شدن برخی پروازها شده است.کارشناسان می‌گویند ادامه جنگ می‌تواند شرکت‌های بیشتری را مجبور به افزایش قیمت‌ها کند و در نهایت به افزایش تورم جهانی بینجامد.

در عین حال، اختلال در حمل‌ونقل کالاهایی مانند شیرخشک، افزایش هزینه انرژی در اروپا و کاهش پیش‌بینی سود شرکت‌های بزرگ، نشان می‌دهد پیامدهای اقتصادی این جنگ به‌طور گسترده در حال گسترش است.

aust.jpgعاطفه طاهریان فرد؛ تحلیلگر داده سازمان بهداشت ایالت کوئینزلند استرالیا، دختر مقام جمهوری اسلامی است

ایندیپندنت فارسی - همسر فرد، شاهین فیروز، نیز پژوهشگر و مدرس دانشگاه کوئینزلند بوده و بعدها در شورای شهر بریزبن و سپس در اداره بهداشت منطقه شمال بریزبن سمت‌هایی داشته و از حکومت ایران حمایت می‌کند

به گزارش روزنامه استرالین، دختر یک مامور ارشد رژیم ایران که به قاچاق پهپاد برای حزب‌الله متهم است، در استرالیا زندگی و کار می‌کند و همچنین با یک تحلیلگر امنیت ملی در دانشگاه کوئینزلند در ارتباط است.

به گزارش این روزنامه استرالیایی، عاطفه طاهریان فرد، دانش‌آموخته دکترا و پژوهشگر دانشگاه کوئینزلند که به عنوان تحلیلگر داده با سازمان بهداشت ایالت کوئینزلند استرالیا کار می‌کند، دختر «محمد ابراهیم طاهریان فرد» است.

براساس این گزارش، این عامل رژیم ایران که در سابقه او سفیر سابق در ترکیه، افغانستان، پاکستان و کرواسی به چشم می‌خورد با اتهاماتی درباره ایفای نقش در شبکه قاچاق قطعات پهپاد روبه‌رو است؛ شبکه‌ای که به حزب‌الله در لبنان کمک کرده تا با قطعات تهیه‌شده از استرالیا، پهپادهایی بسازد که در حملات علیه اسرائیل مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این قطعات از طریق افرادی به دست حزب‌الله رسیدند که به عنوان دیپلمات، بدون بازرسی از لبنان عبور می‌کردند.

qalvance.jpgآسوشیتدپرس: مقامات جمهوری اسلامی و آمریکا اوایل چهارشنبه وارد اسلام‌آباد می‌شوند

مقامات به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتند که میانجیگران به رهبری پاکستان تأیید کرده‌اند که مذاکره‌کنندگان ارشد، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، اوایل روز چهارشنبه وارد اسلام آباد خواهند شد.

خبرنگار الجزیره از اسلام‌آباد:

- به نظر می‌رسد آمریکا و ایران بر سر اینکه چه کسی اول به اسلام‌آباد پرواز کند، در بن‌بست قرار دارند

- هیچ تیمی از هیات‌های سطح بالا در محل حاضر نیست، اما کارکنان پشتیبانی طی چند روز گذشته وارد شده‌اند

🔹پاکستان آماده میزبانی از مذاکرات است. برنامه‌ریزی شده که این مذاکرات روز چهارشنبه در بالاترین سطح برگزار شود. اما کاخ سفید درباره زمان خروج جی‌دی ونس از واشنگتن بسیار محتاطانه صحبت کرده است.

🔹مقامات پاکستانی می‌گویند هیچ تیمی از هیئت‌های سطح بالا در محل حاضر نیست، اما کارکنان پشتیبانی طی چند روز گذشته وارد شده‌اند.

syria.jpg

در حالی که منطقه بار دیگر در آستانه تنش و درگیری‌های تازه قرار گرفته، تصاویری غیرمنتظره از دمشق منتشر شده که حال‌وهوایی کاملاً متفاوت دارد؛ جایی که احمد الشرع در حال تماشای یک اجرای رقص با ترانه "میسی الیوت" است.

این فضای سورئال از دمشق، تضادی چشمگیر میان فضای سیاسی منطقه با پایتخت سوریه را به نمایش می‌گذارد تصاویری که برای بسیاری، هم عجیب است و هم تأمل‌برانگیز.

***

un.jpgسفیر ایران در سازمان ملل: تهران نشانه‌هایی دریافت کرده که آمریکا آماده پایان دادن به محاصره است

امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، گفته است که تهران نشانه‌هایی دریافت کرده مبنی بر اینکه آمریکا آماده پایان دادن به محاصره است.

او گفت در صورت وقوع این امر، دور بعدی مذاکرات در اسلام‌آباد برگزار خواهد شد. ندا توفیق، خبرنگار بی‌بی‌سی در نیویورک، از سفیر ایران درباره اینکه سفر جی‌دی ونس «متوقف شده» سؤال کرد اما آقای ایروانی گفت که او اطلاعاتی در این‌باره ندارد.

نماینده ایران در سازمان ملل افزود که اگر «آمریکا خواهان صلح باشد، ایران آماده است، و اگر خواهان جنگ باشد، ایران نیز آماده است.»

murphy.jpgخبرنامه گویا - در اوج تنش با تهران، یک سناتور آمریکایی عملاً در حال تشویق موفقیت طرف مقابل و تضعیف کشور خودش دیده می‌شود. کریس مورفی زیر پستی از علی واعظ که از عبور دست‌کم ۲۶ نفتکش «ناوگان سایه» رژیم ایران از محاصره آمریکا خبر داده بود تنها نوشت: «عالیه» . این واکنش، فراتر از یک نظر ساده، این برداشت را ایجاد می‌کند که یک سناتور آمریکایی عملاً از ناکامی سیاست‌های کشور خود در برابر جمهوری اسلامی استقبال کرده است. واکنش‌هایی مانند انتقاد اسکات جنینگز (تحلیلگر سی ان ان) نیز نشان می‌دهد این موضع حتی در داخل آمریکا هم به‌عنوان رفتاری سوال برانگیز دیده می‌شود.

مسئله فقط یک توییت نیست؛ مسئله شبکه‌ای از روایت‌ها و چهره‌هایی است که سال‌هاست به نرم‌تر شدن نگاه به تهران دامن زده‌اند. پیوند علی واعظ، با نیاک، بارها موضوع تردید درباره بی‌طرفی‌اش را مطرح کرده است.

بر اساس گزارش‌های سمافور و ایران‌اینترنشنال، نام او در میان شبکه‌ای از کارشناسان ایرانی‌تبار مطرح شده که گفته می‌شود در سال ۲۰۱۴ و در دوران وزارت محمد جواد ظریف، با وزارت خارجه ایران در ارتباط نزدیک بوده‌اند تا مواضع تهران را در غرب پیش ببرند ادعاهایی که واعظ آن‌ها را رد کرده و «افتراآمیز» خوانده است.

***

tiffany.jpgایندیپندنت فارسی - وزارت جنگ آمریکا اعلام کرد نیروهای این کشور نفتکش «ام‌تی تیفانی» را که در فهرست تحریم‌های این کشور قرار دارد، توقیف کرده‌اند. به گفته مقام‌های آمریکایی، این عملیات در محدوده مسئولیت فرماندهی آمریکا در اقیانوس هند و آرام انجام شده و بخشی از کارزار واشینگتن برای رهگیری کشتی‌های متهم به حمایت مادی از ایران است.

در بیانیه‌ای که از سوی مقام‌های آمریکایی منتشر شده، آمده است که ایالات متحده به تلاش‌های خود برای «اجرای قانون» و مختل کردن «شبکه‌های مالی غیرقانونی» ادامه خواهد داد. وزارت جنگ آمریکا همچنین تاکید کرده است که کشتی‌های تحت تحریم که به ایران کمک مادی می‌رسانند، در هر نقطه‌ای هدف رهگیری قرار خواهند گرفت و «آب‌های بین‌المللی پناهگاه امنی برای کشتی‌های مشمول تحریم ایران نیست.»



مقام‌های آمریکایی افزوده‌اند که واشنگتن به جلوگیری از آزادی تردد و جابه‌جایی «بازیگران غیرقانونی و کشتی‌های آنها» در حوزه دریایی ادامه خواهد داد.

دونالد ترامپ با بازنشر تصویری از چند زن بازداشت‌شده در ایران در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت از مقام‌های جمهوری اسلامی می‌خواهد این افراد را آزاد کنند و تاکید کرد این اقدام می‌تواند آغاز خوبی برای مذاکرات باشد. او همچنین تاکید کرد: «لطفا هیچ آسیبی به آن‌ها نرسانید. این می‌تواند شروعی بسیار خوب برای مذاکرات ما باشد.» پست ترامپ اشاره‌ای به نام این زنان نکرده است.

womenlarge.jpg

exec.jpgقتل حکومتی یک جوان معترض دیگر

توانا - قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام امیرعلی میرجعفری با اتهام «همکاری با اسرائیل» و مشارکت در اقدامات خشونت‌آمیز خبر داد؛ حکمی که بنا بر اعلام رسانه‌های رسمی، پس از تأیید در دیوان عالی کشور اجرا شده است. در همین حال، گزارش شده که در پرونده‌هایی جداگانه، ۲۲ نفر دیگر نیز به اتهام «همکاری با دشمن» به احکام حبس محکوم شده‌اند.

با این حال، تاکنون اطلاعات شفافی درباره زمان و نحوه بازداشت، روند رسیدگی قضایی و جزئیات محاکمه این متهم منتشر نشده است. این ابهام‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که به‌دلیل قطع اینترنت و فضای امنیتی، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره شمار و هویت بازداشت‌شدگان در معرض خطر اعدام با محدودیت جدی مواجه است.

نهادهای حقوق بشری پیش‌تر بارها نسبت به نبود شفافیت در پرونده‌های امنیتی، عدم دسترسی متهمان به وکیل مستقل، نگهداری در سلول انفرادی و احتمال اخذ اعترافات اجباری تحت فشار هشدار داده‌اند و این روند را مغایر با اصول دادرسی عادلانه دانسته‌اند.

در همین حال، برخی فعالان سیاسی، از جمله چهره‌هایی درون ساختار حکومتی، پیش‌تر ادعا کرده‌اند که مواردی مانند آتش‌زدن اماکن عمومی می‌تواند با هدف ایجاد زمینه برای تشدید سرکوب طراحی شود؛ ادعاهایی که به‌طور مستقل قابل راستی‌آزمایی نیست. با وجود این، منتقدان می‌گویند استفاده از مجازات اعدام در چنین پرونده‌هایی بیش از آنکه جنبه قضایی داشته باشد، ابزاری برای ایجاد رعب و کنترل فضای اعتراضی در جامعه است.

rpeu.jpgانتقاد تند از «مماشات» اروپا با جمهوری اسلامی

خبرنامه گویا - رضا پهلوی دعوت پارلمان اروپا برای سخنرانی در کمیته‌ای تخصصی را رد کرد؛ تصمیمی که همزمان با افزایش انتقادهای او از سیاست‌های اروپا در قبال جمهوری اسلامی مطرح شده است.

به گزارش منابع اروپایی، رضا پهلوی هفته گذشته دعوت برای حضور در نشست کمیته امور خارجی پارلمان اروپا و همچنین هیأت روابط با ایران را نپذیرفت. این نشست قرار بود با حضور شماری از چهره‌ها و گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی برگزار شود.

رضا پهلوی که در جریان سفر اروپایی خود به سر می‌برد، پیش‌تر در تاریخ ۱۳ آوریل در پارلمان سوئد (ریکسداگ) در استکهلم سخنرانی کرده بود؛ سخنرانی‌ای که با انتقادهای صریح از سیاست‌های اروپا همراه بود. او در این سخنرانی گفت: «اروپا برای دهه‌ها با این رژیم تروریستی مماشات کرده و آن را تشویق کرده است؛ سیاستی که به بقای آن و کشتار مردم خودش کمک کرده است.»

در نشست مورد نظر پارلمان اروپا، علاوه بر رضا پهلوی، چهره‌های دیگری از اپوزیسیون ایران نیز دعوت شده بودند؛ از جمله شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، عبدالله مهتدی، دبیرکل کومله، سعید بشیرتاش، رهبر جبهه ۷ آبان، و ساناز بهزادی، هنرمند و روزنامه‌نگار.

ایران اینترنشنال - دادستانی آمریکا: رضا دیندار، شهروند ایرانی، از پاناما به آمریکا مسترد شد.

دادستانی آمریکا اعلام کرد رضا دیندار، شهروند ایرانی، از پاناما به آمریکا مسترد شد و در سیاتل با ۹ اتهام از جمله نقض تحریم‌های ایران و قاچاق قطعات سامانه سونار نظامی روبه‌رو است.

panama.jpgبه گفته دادستانی آمریکا، متهم بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴ از طریق یک شرکت در چین قطعاتی را با پنهان‌کاری از آمریکا خریداری و برای ارسال به ایران برنامه‌ریزی کرده بود.

ضا دیندار، معروف به رنده دیندا، به موارد زیر متهم شده است:

• توطئه
• دو فقره صادرات به یک کشور تحریم شده
• دو فقره قاچاق کالا از ایالات متحده
• دو فقره پولشویی که شرکت برای خرید به ایالات متحده ارسال کرده است
• دو فقره ثبت سوابق صادرات جعلی

دادستانی آمریکا اعلام کرد در صورت محکومیت، دیندار ممکن است به حداکثر ۲۰ سال زندان محکوم شود.

امروزنما | مصطفی محمدی‌راد، با ویرایش خبرنامهٔ گویا

مقدمه

با آغاز جنگ اخیر، مجموعه‌ای از تجمعات شبانه در شهرهای ایران به‌ویژه تهران و مناطق پیرامونی در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفت. رسانه‌های حکومتی این رویدادها را در قالب «حمایت مردمی» بازنمایی کردند و آن‌ها را نشانه‌ای از پیوند پایدار میان دولت و جامعه دانستند.

این روایت، در امتداد الگوی رایج در نظام‌های اقتدارگرا، تلاش می‌کند حضور فیزیکی جمعیت در خیابان را به‌عنوان شاخصی از مشروعیت سیاسی و تأیید سیاست‌های حاکمیت تفسیر کند.

en.jpgدر مقابل، گزارش‌های مستقل و روایت‌های شهروندی به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی تصویری متفاوت ارائه می‌دهند.

در این روایت‌ها، حضور در این تجمعات نه کنشی داوطلبانه، بلکه فعالیتی مزدبنیاد و مبتنی بر مشوق‌های مالی توصیف شده است. همین شکاف میان «بازنمایی رسمی» و «تجربه زیسته»، نقطه عزیمت این تحلیل است.

روش‌شناسی و داده‌ها

این یادداشت بر یک رویکرد کیفی-توصیفی استوار است و اعتبار آن از طریق «همگرایی شواهد» حاصل می‌شود؛ یعنی به‌جای اتکا به یک منبع، بر تکرار الگوها در منابع مستقل تأکید دارد.

داده‌ها در سه دسته اصلی قابل طبقه‌بندی‌اند:

  1. گزارش‌های رسانه‌های حرفه‌ای فارسی‌زبان خارج از کشور
  2. روایت‌های شهروندی در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه ایکس
  3. داده‌های ضمنی موجود در رسانه‌های رسمی

هم‌پوشانی این منابع، حتی در غیاب داده‌های آماری گسترده، امکان شناسایی الگوهای قابل اتکا را فراهم می‌کند.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgدر برابر آئینهٔ تمام‌قد نصب‌شده مقابل در ورودی خانه می‌ایستم. تمام راه به نقش خود و هم‌نسلانم در جنبش اعتراضی امروز فکر می‌کردم. به این که این همه تب‌وتاب، این همه پرده‌دری و پنجول کشیدن بر صورت یکدیگر جهت قبولاندن نظر خود، نتیجهٔ عملی‌اش چه بوده؟

نتیجهٔ این همه بحث‌های کشدار که هر فرد و جریانی تلاش می‌کند برحق بودن نظر خود را به اثبات برساند، بی‌آن‌که حداقل کنکاشی در رابطه با نقش خود در بین نسل جوان انجام داده باشد. آئینه تصویر مردی را نشان می‌دهد که پای سنگین گذر زمان به‌سختی نقش خود بر آن نهاده است.

حرکاتش بطی شده، آن چشمان پرفروغ جای خود را به پردهٔ کم‌رنگی در انتهای مردمک چشم داده که دیگر نشاطی در آن نمی‌بینی.

فکر می‌کنم این ظاهر من است. آیا فکر و اندیشه‌ام که سال‌هاست صرفاً در قید گذشته و آنالیز شکسته‌بستهٔ آن است و هنوز با هزاران رشته به آن متصل، امروز در کجا قرار گرفته است؟

gheimbi.jpgمالکیت، اصلی مقدس در اسلام و تمام مکاتب، به‌غیر از مکاتب مارکسیستی‌-لنینیستی و کمونیسم انقلابی است. اموال هر کسی ضامن زندگی اوست و همواره باید جدا از هرگونه مناسبات سیاسی مورد احترام قرار گیرد. بااین حال رویکرد جدیدی که در روزهای اخیر و در مورد تعدادی از اهالی جامعه‌ی فوتبال و هنر و رسانه و غیر از آن آغاز شده و به‌نظر می‌رسد کم‌کم به رویه‌ی جدیدی در مقابل منتقدان تبدیل می‌شود اقدام به مصادره‌ی اموال آنهاست و هرروز هم نسبت به روز پیشین شدت بیشتری می‌یابد. جالبتر آن که یکی از شعارهای انقلاب فرانسه هم آن بود که هیچ دولتی حق ندارد اموال شهروندان را به دلایل سیاسی مصادره کند.

این اقدام قرون وسطایی علیه اصل مقدس مالکیت، پیداست که اقدامی هدفمند برای فرونشاندن فعالان طبقه‌ی متوسط و یا طبقات بالاتر، به پایین‌ترین افراد جامعه است. چنانکه محمدعلی همایون کاتوزیان می‌نویسد که در تاریخ مشرق‌زمین شخصی را از بالاترین مقام و موقعیت اجتماعی و از عرش یک شبه به فرش می‌نشاندند و حتی برعکس آن، ممکن بود شخصی از رذل‌ترین موقعیت یک‌شبه به مقام وزارت برسد.

zamani.jpgجمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ با وعده عدالت، استقلال و رفاه شکل گرفت، اما امروز، بیش از چهار دهه بعد، با مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق در اقتصاد، سیاست و جامعه مواجه است. این وضعیت نتیجه یک روند تدریجی است که در آن ساختار قدرت، سیاست‌گذاری و اقتصاد به‌تدریج دچار تمرکز، انسداد و ناکارآمدی شده‌اند.

ایدئولوژی به جای حکمرانی توسعه‌محور

در این ساختار، منطق توسعه و کارآمدی در بسیاری از مقاطع، جای خود را به ملاحظات ایدئولوژیک داده است. نتیجه این رویکرد، کاهش انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری، از دست رفتن فرصت‌های اقتصادی و عقب‌ماندگی در برخی حوزه‌های کلیدی توسعه بوده است.

تمرکز قدرت و ضعف نظارت

قدرت سیاسی و اقتصادی در نهادهای محدود متمرکز شده و سازوکارهای نظارتی مستقل، به‌تدریج تضعیف شده‌اند. این وضعیت، زمینه‌ساز کاهش شفافیت، گسترش رانت، فساد ساختاری و افت کارآمدی در مدیریت کلان کشور شده است.

tabeiat.jpgبررسی حقوقی سلب تابعیت در نظام حقوقی ایران

واکاوی ادعاهای فراقانونی و تاثیر آن بر حقوق بنیادین شهروندان

مقدمه:

در روزگاری که واژه ها باید پناهگاه معنا باشند، گاه خود به ابزار فشار و تهدید بدل می شوند. این روزها در فضای رسانه ای و رسمی، سخن از ابطال تابعیت و محروم سازی برخی ایرانیان خارج از کشور به میان می آید، افرادی که تنها در چارچوب اعتراض یا نقد سیاسی حضور داشته اند. در کنار این ادعاها، روایت هایی نیز از قطع خدمات کنسولی در برخی کشورها مطرح شده و حتی گفته شده است که به شهروندان اطلاع داده شده به دستور مقام قضایی، سلب تابعیت شده اند.!

نکته قابل توجه این است که چنین برداشت هایی حتی در چارچوب همان قوانین موجود و متنی که در نظام حقوقی ایران تثبیت شده نیز جایگاه روشنی ندارند. قوانینی که خود در طول زمان دستخوش اصلاح و تغییر شده اند، باز هم اختیار سلب تابعیت به صورت فراقانونی یا گسترده را پیش بینی نکرده اند. در چنین شرایطی این پرسش جدی شکل می گیرد که آیا تابعیت در نظام حقوقی ایران به این سادگی قابل تعلیق یا حذف است ؟یا آنچه در عمل رخ می دهد نوعی تفسیرم موسّع و غیرحقوقی از قانون است؟

شیر و گاو، گیله مرد

| No Comments

Gileh_Mard.jpgمولانا در دفتر دوم مثنوی داستانی دارد بدین مضمون که : شیری میآید گاو یک مرد روستایی را می خورد آنگاه همانجا در کنار آخور دراز میکشد

مرد روستایی شباهنگام به طویله میآید چون تاریک است خیال میکند این گاو اوست که کنار آخور خوابیده است لاجرم کنار شیر می نشیند و در آن تاریکی و ظلمات پشت و پهلوی شیر را می خاراند !

روستایی گاو در آخور ببست
شیر گاوش خورد و بر جایش نشست

روستایی شد در آخور سوی گاو
گاو را می‌جست شب آن کنج‌کاو

دست می‌مالید بر اعضای شیر
پشت و پهلو ، گاه بالا گاه زیر

safayeelarge.jpgاین کلمات را نه از جایگاه یک حزب یا تشکل، بلکه به عنوان انسانی می‌نویسم که دیگر توان تماشای این حجم از خشونت را ندارد. این یک بیانیه رسمی نیست؛ این نامه‌ای خونین برای بیدار شدن است.

امروز در ایران، اعدام دیگر یک «حکم» نیست؛ به «قتل سازمان‌یافته حکومتی» بدل شده تا ترس را در جان جامعه بدوانند. در حالی که جهان چشم بر این جنایت‌ها بسته و با عاملان آن پشت میز مذاکره می‌نشیند، جان عزیزان ما--زندانیان سیاسی و معترضان--در دست کسانی است که جز زور و طناب دار، زبانی نمی‌شناسند.

سخن من با نهادهایی که تنها به «ابراز نگرانی» بسنده می‌کنند نیست؛ مخاطب من شما هستید--مردمی که هنوز وجدانشان در برابر بی‌عدالتی بیدار است.

از شما می‌خواهم:

مردم دندان روی جگر بگذارند

| No Comments

ایران اینترنشنال - الیاس حضرتی،‌ رئیس شورای اطلاع رسانی دولت جمهوری اسلامی در پاسخ به سوال خبرنگار درباره وضعیت قطعی اینترنت گفت «مردم همان‌طور که همه مشکلات را تحمل می‌کنند، برای اینترنت هم دندان روی جگر بگذارند.»

22-3.jpgمراسم بزرگداشت حمید مهدوی، آتش‌نشان ایرانی کشته‌شده در جریان انقلاب ملی ایرانیان، در مرکز آموزش آتش‌نشانی چسترفیلد در ایالت ویرجینیا برگزار شد.

گزارش اردوان روزبه، خبرنگار ایران‌اینترنشنال

22.jpgایران اینترنشنال - ویدیوهای منتشرشده در رسانه‌های جمهوری اسلامی نشان می‌دهد سپاه پاسداران، شامگاه سه‌شنبه یکم اردیبهشت، در شهرهای مختلف ایران همچون تهران، کرمان و اراک، نمایش موشکی در کنار پرچم‌های حزب‌الله لبنان برگزار کرد.

حامیان جمهوری اسلامی در این مراسم شعار «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» سر دادند. گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد این نمایش‌ها پیش از تمدید آتش‌بس از سوی ترامپ برگزار شد.

بر اساس تصاویر منتشرشده، این موشک‌ها در فضایی عمومی و در میان شهروندان و محل سکونت آنها، بدون در نظر گرفتن ملاحظات ایمنی و اصول اولیه حفاظت از جان غیرنظامیان، به نمایش درآمدند.

هادی زنوزی: هنربند مورد علاقه عرازشه و خبرگزاری‌های حکومتی!

هشدار این ویدئو حاوی الفاظ رکیک است

aabanner.jpg

خبرنامه گویا - عباس عراقچی در پیامی تازه، با اشاره مستقیم به محاصره بنادر و حمله به کشتی‌ها، این اقدامات را «نقض آتش‌بس» و حتی «اقدام جنگی» توصیف کرده و در عین حال بر آمادگی ایران برای مقابله با فشارها تأکید کرده است.

عباس عراقچی در شبکه اکس نوشت:

محاصره بنادر ایران یک «اقدام جنگی» محسوب می‌شود و در نتیجه، نقض آتش‌بس است.
هدف قرار دادن یک کشتی تجاری و به گروگان گرفتن خدمه آن، نقضی حتی بزرگ‌تر به شمار می‌آید.

ایران به‌خوبی می‌داند چگونه محدودیت‌ها را خنثی کند، چگونه از منافع خود دفاع کند و چگونه در برابر زورگویی بایستد.

aaonx.jpg

22-23.jpgایندیپندنت - سپاه پاسداران ویدیویی از توقیف یک کشتی کانتینربر در تنگه هرمز منتشر کرد که در آن نیروهای این نهاد با قایق‌های تندرو به یک کشتی باری نزدیک می‌شوند و آن را توقیف می‌کنند.

سپاه اعلام کرد «کشتی‌های کانتینربر متخلف» توسط نیروی دریایی این نهاد توقیف شده‌اند. در این ویدیو، تصاویر از زوایای مختلف و با کیفیت بالا ثبت شده و نماهای داخلی و خارجی از مراحل نزدیک شدن، سوار شدن نیروها و کنترل کشتی را نشان می‌دهد.

نحوه تصویربرداری، تعدد دوربین‌ها و ترکیب نماها نشان می‌دهد این ویدیو با برنامه‌ریزی قبلی و به‌صورت حرفه‌ای و از زوایای مختلف با چند دوربین فیلمبرداری شده است.

mohajerat.jpgبزرگ‌ترین کوچ قرن رقم خواهد خورد؟

بسیاری همچنان که به تغییر امیدوارند، احتمال تثبیت وضعیت موجود را نگران‌کننده می‌دانند و به همین دلیل راه‌های مهاجرت را بررسی می‌کنند

سایه رحیمی - ایندیپندنت فارسی

پس از حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به مجتمع رهبری در تهران، کشته‌ شدن علی خامنه‌ای و شروع جنگ، تصوری در بخش‌هایی از نظام بین‌الملل شکل گرفت مبنی بر اینکه احتمالا موج تازه‌ای از مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور شکل خواهد گرفت. از نگاه ناظران بیرونی، جامعه‌ای که تنها چند هفته پیش از شروع جنگ، یکی از خونبارترین سرکوب‌های خیابانی را پشت سر گذاشته و درگیر خشم و سوگ عمیق بود، آماده‌ ترک گسترده کشور به نظر می‌رسید و از نظر آنان هر اتفاقی جز این عجیب بود.

با این حال، آنچه رخ داد با این پیش‌بینی‌ها فاصله داشت. ایرانیان در ایران ماندند، زیرا بیش از هر زمان دیگری به امکان تغییر امید بسته بودند؛ امیدی که اکنون در سایه احتمال توافق با آمریکا و تداوم جمهوری اسلامی، در حال رنگ باختن است.

نشانه‌های آن را نیز می‌توان در تحرک تدریجی بخش‌هایی از جامعه برای مهاجرت، در صورت تثبیت شرایط موجود، دید. این روزها، تعداد زیادی از ایرانیان از مسیرهای مختلف، از جستجو و مشورت در گروه‌های تلگرامی گرفته تا تماس با آشنایانشان خارج از کشور، در حال بررسی گزینه‌های ارزان‌تر و آسان‌تر برای خروج از ایران‌اند.

wsj.jpgشکاف عمیق تهران-واشینگتن در آستانه انفجار

امیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در حالی که به گفته ترامپ قرار است مذاکرات با ایران از فردا از سر گرفته شود، جمهوری اسلامی اعلام کرده هیأتی اعزام نخواهد کرد. با وجود این مواضع متناقض، یک مقام ارشد تأیید کرده که در حال حاضر یک چارچوب شش‌بندی میان آمریکا و رژیم ایران در دست بررسی است.

بر اساس این طرح پیشنهادی:

  • تعلیق ۱۵ ساله غنی‌سازی اورانیوم؛ در حالی که آمریکا ابتدا خواهان توقف ۲۰ ساله بود و تهران مدت کوتاه‌تری را می‌خواست، در نهایت دو طرف بر عدد ۱۵ سال به توافق نسبی رسیده‌اند.
  • ذخایر موجود اورانیوم غنی‌شده رقیق شده و به گاز اورانیوم تبدیل می‌شود؛ اقدامی که عملاً برنامه هسته‌ای را به نقطه آغاز بازمی‌گرداند. با توجه به آسیب‌دیدگی یا مدفون شدن بخش زیادی از سانتریفیوژها، بازگشت به غنی‌سازی دشوارتر خواهد شد.
  • تأسیسات هسته‌ای برای بازرسی باز می‌شوند؛ بازرسی‌هایی که احتمالاً توسط نمایندگان آمریکایی انجام خواهد شد، نه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.
  • تنگه هرمز برای عبور آزاد کشتی‌های تجاری بازگشایی می‌شود، بدون دریافت عوارض از سوی رژیم ایران.
  • پایان رسمی درگیری‌ها، تضمین عدم بازگشت به جنگ، و خروج نیروهای آمریکایی از خلیج فارس.
  • لغو تدریجی تحریم‌های اقتصادی.

fars.jpgبی بی سی - خبرگزاری فارس در مطلبی با عنوان «چرا در شرایط فعلی شرکت در مذاکرات پاکستان خطاست» نوشت:

«در شرایطی که رسانه‌ها و مقامات آمریکایی به‌طور هماهنگ از قریب‌الوقوع بودن دور جدید مذاکرات در اسلام‌آباد خبر می‌دهند و حتی به اعزام نمایندگان ویژه اشاره می‌کنند، سکوت تهران قابل تامل است.»

این خبرگزاری که به نهادهای امنیتی و نظامی نزدیک است نوشت: «ورود مجدد به این بازی بدون دریافت تضمین عینی نه تنها دستاوردی ندارد بلکه صرفا ابزاری برای مدیریت افکار عمومی جهان و القای پذیرش شرایط از سوی ایران خواهد بود.»

فارس مذاکره در «مقطع کنونی» را «خطای محاسباتی» دانست:

reuters.jpgتثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

ایران اینترنشنال - رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت هشدار دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهوری پیشین روسیه، نگرانی کشورهای خلیج فارس را تقویت کرده است؛ اینکه بازگشایی تنگه هرمز ممکن است تنها دستاورد مذاکرات ایران و آمریکا باشد و از کاهش تنش گسترده‌تری که آنها حیاتی می‌دانند، فاصله داشته باشد.

به‌نوشته رویترز، انتظار می‌رود دور بعدی مذاکرات در اسلام‌آباد بیش از آنکه بر موشک‌ها یا نیروهای نیابتی متمرکز باشد، بر محدودیت‌های غنی‌سازی اورانیوم و نحوه مدیریت اهرم ایران بر تنگه هرمز--مهم‌ترین مسیر انتقال نفت جهان--تمرکز کند.

مقام‌های خلیج فارس هشدار می‌دهند این رویکرد، به‌جای برچیدن این اهرم، به تثبیت آن منجر می‌شود و در عین اولویت دادن به ثبات اقتصادی جهانی، کشورهای منطقه را از روند تصمیم‌گیری کنار می‌گذارد.

منابع رویترز می‌گویند تمرکز دیپلماسی واشینگتن و تهران از مهار برنامه موشکی به سطح غنی‌سازی و پذیرش ضمنی اهرم هرمز تغییر کرده است؛ گذرگاهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. با وجود بن‌بست در مذاکرات هسته‌ای، همین تغییر اولویت‌ها نیز برای کشورهای خلیج فارس نگران‌کننده تلقی می‌شود.

یک منبع منطقه‌ای گفت: «در نهایت، هرمز خط قرمز خواهد بود... معیارها تغییر کرده‌اند.»

tadayoni.jpg- سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی: اینکه هیئت آمریکا به اسلام‌آباد سفر کرده، مربوط به خودشان است

- تسنیم: علیرغم اعلام ترامپ مبنی بر اینکه ونس به همراه دیگر اعضای تیم مذاکره‌کننده آمریکایی در راه پاکستان هستند، تا لحظه انتشار این خبر تغییری در تصمیم ایران برای عدم حضور در مذاکره اتخاذ نشده است و مشارکت ایران منوط به تامین برخی پیش‌شرط‌هاست

مهدی تدینی: مسئله در حال پیچیده‌تر شدن است...

اکنون به‌نظر می‌رسد هیئت آمریکایی وارد اسلام‌آباد شده است.

چند پرسش کلیدی مطرح است:

jaliliGHB.jpgانتقاد تند قالیباف از مخالفان توافق: امثال سعید جلیلی ایران را نابود خواهند کرد

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و سرپرست هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، در جلسه‌ای با مشاورانش، به‌تندی از مخالفان توافق با آمریکا و «برخی فعالان همسو با جبهه پایداری» انتقاد کرده است.

بر پایه این اطلاعات، قالیباف افرادی چون سعید جلیلی و امیرحسین ثابتی را «شبه‌نظامیان افراطی» توصیف کرده و هشدار داده است آن‌ها «ایران را نابود خواهند کرد».

به گفته منابع آگاه، قالیباف تاکید کرده این «جریان شبه‌نظامی» با استفاده از صداوسیما و تهییج بدنه اجتماعی حامی اصول‌گرایان، در پی تشدید مخالفت‌ها با مذاکره و توافق با آمریکا است.

او همچنین درباره حذف خود از ریاست مجلس و کنار گذاشته شدن عراقچی از وزارت امور خارجه ابراز نگرانی کرده است.

***

در عین حال، خبرنامه گویا یادآوری می‌کند که این موضع‌گیری‌های تند و ظاهراً متضاد در درون حاکمیت، می‌تواند بخشی از یک سناریوی «پلیس خوب-پلیس بد» باشد؛ تاکتیکی برای مدیریت افکار عمومی و پیشبرد مذاکرات بدون پرداخت هزینه سیاسی مستقیم. در همین چارچوب، نباید از نظر دور داشت که همان جریان‌های همسو با قالیباف که امروز در جایگاه «میانه‌روتر» ظاهر می‌شوند، در ماه ژانویه گذشته در اوج سرکوب‌ها در ساختار قدرت حضور داشتند؛ دوره‌ای که با کشتار هزاران شهروند ایرانی همراه بود. از این منظر، تغییر ناگهانی لحن را می‌توان نوعی بازآرایی نقش‌ها در درون یک ساختار ثابت برای عبور از یک مقطع حساس تلقی کرد.

oil.jpgایران وایر - دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ گفت ایران در پی محاصره دریایی ایالات متحده در حال از دست دادن توانایی ذخیره‌سازی نفت خود است و با ادمه این وضعیت توانایی تولید نفت ایران به شدت ضربه خواهد خورد.

او در مصاحبه تلفنی با فاکس نیوز گفت جریان نفت در خطوط لوله ایران به دلیل این محاصره نمی‌تواند در نفتکش‌ها ذخیره شود و طی حدود «سه روز» زیرساخت‌های نفتی ایران «از درون منفجر خواهد شد.»

ترامپ ادامه داد در صورت وقوع چنین اتفاقی، «دیگر هیچ‌وقت نمی‌توان آن را بازسازی کرد» و حتی در صورت بازسازی، با حدود ۵۰ درصد ظرفیت فعالیت خواهد کرد.

letterbanner.jpgنیویورک‌پست - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

مردی در لس‌آنجلس که در سوگ مرگ برادرزاده نوجوانش در ایران است، می‌گوید نامه‌ای شخصی از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دریافت کرده که در آن ضمن ابراز همدردی، وعده داده در کنار مردم ایران بایستد.

مجید مقدسی، ایرانی-آمریکایی ساکن وودلند هیلز، به نیویورک‌پست گفت برادرزاده‌اش، عرفان فرجی، در تاریخ ۸ ژانویه و در جریان اعتراضات ضدحکومتی که جمهوری اسلامی را لرزاند، کشته شد.

mm2.jpg

مجید مقدسی

***

او تنها دو روز پس از رسیدن به ۱۸ سالگی جان باخت؛ در حالی که به گفته گزارش‌ها، سرکوب‌های ماه ژانویه به کشته شدن ده‌ها هزار نفر انجامید. برآوردها از شمار قربانیان این سرکوب‌ها متفاوت است و بین ۷ هزار تا ۳۶ هزار نفر ذکر شده است.

مقدسی می‌گوید دو روز پس از اطلاع از مرگ این نوجوان، مستقیماً با کاخ سفید تماس گرفت و درخواست کمک کرد.

commander.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا،روز یکشنبه، ۳۰فروردین اعلام کرد یک کشتی باری با پرچم ایران به‌نام «توسکا» در جریان تلاش برای عبور از محاصره دریایی آمریکا، در دریای عمان هدف قرار گرفته و متوقف شده است. یک منبع مطلع جزییات این موضوع را برای ایران‌وایر شرح داده است.

«ایران وایر» مطلع شده که پس از هشدارهای پیاپی و در طول چند ساعت یک ناو آمریکایی به کشتی کانتینربر «توسکا»، کاپیتان این کشتی که از نیروهای سپاه پاسداران است و خدمه او را «حافظ منافع سپاه در کشتیرانی» می‌خوانند، به هشدارها بی‌توجهی کرده و موجب تخریب کشتی و به‌خطر انداختن جان کارکنان و دریانوردان کشتی شده است.

به ایران‌وایر گفته شده که هشدارهای ناو آمریکایی توسط کشتی‌های دیگر نیز شنیده شده ولی «بختیار حسین‌زاده»، کاپیتان توسکا، عمدا به آن‌ها بی‌اعتنایی کرده است.

منابع مطلع به ایران‌وایر گفته‌اند که توسکا به‌طور «تخصصی» و «دقیق» از ناحیه «استرینگ (مربوط به سکان کشتی) و رادار» مورد هدف قرار گرفته و اگرچه کشتی آسیب‌های جدی دیده و از کار افتاده، اما کارکنان کشتی سالم‌اند.

این کشتی روز ۲۳فروردین از بندر «کلانگ» مالزی عازم بندرعباس در جنوب ایران بوده و قرار بوده روز دوشنبه، ۳۱ فروردین به لنگرگاه برسد، اما تحت محاصره ناوگان نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته است.

درباره حمله روز یکشنبه ناو آمریکایی «یواس‌اس اسپرانس» به کشتی باری ایرانی چه می‌دانیم؟

pak.jpgآناتولی، خبرگزاری رسمی ترکیه، به نقل از دو منبع آگاه پاکستانی گزارش داده است که تهران در دور دوم مذاکرات با آمریکا در اسلام‌آباد شرکت خواهد کرد.

بر اساس گفته این منابع، احتمال دارد هیئت رژیم ایران سه‌شنبه وارد پایتخت پاکستان شود.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، امروز گفت که تهران تاکنون برای شرکت در دور جدید مذاکرات با آمریکا تصمیم‌گیری نکرده است.

هیئت آمریکا برای حضور در این مذاکرات عازم اسلام‌آباد شده است.

خبرگزاری آناتولی به نقل از منابع خود گفته است که انتظار می‌رود تهران با همان هیئتی در این مذاکرات حضور یابد که در دور نخست شرکت کرد؛ به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و با حضور عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی.

airport.jpgجمهوري اسلامي اعلام کرد که دو فرودگاه مهرآباد تهران و خمینی بازگشایی شده اند.

سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد که مجوز انجام پروازهای مسافری در این دو فرودگاه‌ امروز صادر شده است.

بر اساس این گزارش، پروازهای مسافری در فرودگاه‌های ارومیه، کرمانشاه، آبادان، شیراز، کرمان، رشت، یزد، زاهدان، گرگان و بیرجند از شنبه آینده یعنی پنجم اردیبهشت برقرار خواهد بود.

به گزارش فرارو فرودگاه مشهد نیز به چرخه عملیاتی بازگشته و از امروز نیز فعال شده است.

با این حساب، ۱۳ فرودگاه کشور تا روز شنبه فعال خواهند شد.

در همین زمینه:

سازمان هواپیمایی کشوری قطر با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد پروازهای شرکت‌های هواپیمایی خارجی به قطر از طریق فرودگاه بین‌المللی حمد به‌صورت تدریجی از سر گرفته می‌شود.

در این اطلاعیه تأکید شده این تصمیم پس از ارزیابی شرایط و با هماهنگی نهادهای مربوطه اتخاذ شده است.


20-1.jpgایندیپندنت - صداوسیما در برنامه «شاهد عینی» با اشاره به تعداد بسیار زیاد کشته شدگان انقلاب ملی ایرانیان در دی‌ماه ۱۴۰۴ گفت، مرکز پزشکی قانونی کهریزک در مواجهه با تعداد کشته‌شدگان غافلگیر شد و آمادگی لازم را برای «مدیریت» شرایط نداشت.

محمد نگینی‌پور، خبرنگار صداوسیما که می‌گوید از کهریزک بازدید کرده گفت هر چهار سوله به‌طور کامل پر شد و خانواده‌ها برای شناسایی، ناچار به جستجو میان پیکرها بوده‌اند؛ وضعیتی که به سردرگمی و فشار شدید روحی خانواده‌های داغدار منجر شده است.

به گفته او، بخش عمده جان‌باختگان مربوط به وقایع روز پنجشنبه بوده و روند شناسایی پیکرها تا روز سه‌شنبه ادامه داشته است. این درحالی است که بسیاری از خانواده‌ها تا روزها و هفته‌ها در جستجوی پیکر عزیزانشان در بین کیسه‌های مشکی بودند که در محوطه‌های باز و سوله‌ها و باشگاه‌های ورزشی کنار هم چیده شده بود.

ازدواج دختر گرگ نما

| No Comments

Yousef_J_Javidan.jpgدر داستان «موبی دیک» نوشته هرمان ملویل، آحاب ناخدای چلاق و کینه‌توز کشتی که هم‌نام یک پیغمبر کاذبِ کهن است، بخاطر کینه‌ی ژرف و وصف ناپذیری که به نهنگ سفید دارد جان خودش را در راه انتقام از موبی دیک از دست می‌دهد و کشتی شکاری را با سرنشینانش به اعماق تاریک اقیانوس می‌کشاند.

پیامبر کاذب و سیه‌دستارِ جمهوری اسلامی پس از ۳۶ سال و ۸ ماه و ۲۴ روز زمامداریِ بیرحمانه کشتی خلافت شیعی را با خود به زیر آب کشید و در آن ۱۳،۴۱۸ روزی که مانند هزار سال گذشت زندگی‌های بسیاری را بر باد داد و جان‌های شریف گروه بزرگی از ایرانیان در آتش نفرت او به نهنگِ سفیدِ غرب سوختند و خاکستر شدند. با این وجود کم نبودند کسانی که در این سال‌ها مفتون و افسون اقتدارگرایی سامانه‌ی تمامیت‌خواه و تئوکراتیکی شدند که این عنصر کینه‌توز مکتبی سکاندار آن بود.

hadian.jpgدر روایت رسمیِ سرکوب، زندان پایان راه است و اعدام، نقطه‌ی آخر. اما در واقعیتِ جمهوری اسلامی، شکنجه از همان لحظه‌ی بازداشت به خانه‌ها سرایت می‌کند و خانواده‌ها، بی‌آنکه متهم باشند، وارد چرخه‌ای می‌شوند که پایان ندارد. از دهه‌ی ۱۳۶۰ تا امروز، یک الگوی روشن و تکرارشونده قابل مشاهده است: حذف فیزیکیِ فرد، و سپس تسخیر روانی، اجتماعی و اقتصادیِ خانواده. در این منطق، خانواده نه بازمانده، که ادامه‌ی پرونده‌ی سرکوب است.

ترسِ دائمی: آغاز شکنجه از لحظه‌ی بازداشت
فاجعه تنها در لحظه‌ی اعدام اتفاق نمی‌افتد. برای خانواده‌ها، رنج از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که عزیزشان بازداشت می‌گردد؛ زمانی که او زنده است، اما در دسترس نیست. هر تلفن، می‌تواند خبر باشد. هر در زدن، می‌تواند تهدید باشد. و هر روزِ بی‌خبر، به اندازه‌ی یک عمر طول می‌کشد. خانواده در تعلیقی فرساینده زندگی می‌کند: میان امید و وحشت، میان دیدار و خبر مرگ. این تعلیق، خود یک شکنجه‌ی تمام‌عیار است؛ شکنجه‌ای که شب و روز نمی‌شناسد.

nik.jpgبیرحم‌ تر از جنگ دولت‌ ها با یکدیگر، جنگ دولت با مردم خویش است. کدام جنگ توانسته است ملتی را به "امت" فرو بکاهد؟ اما جمهوری اسلامی از عهده‌ این کار برآمد. این مبدل سازی، صرفِ یک چرخش زبانی ساده نیست، فاجعه‌ای است عظیم که در تار و پود زندگی این مردمان رسوخ کرده است. جنگ میان دولت‌ها، هر چند فاجعه‌بار و بیرحم است، اما جنگ چهل‌ و هفت ساله‌ حکومت با مردم، هستیِ آنان را چون شمع، ذره‌ذره آب کرده است.

آیا فاجعه بزرگ این فرسایش تدریجی را می‌توان به‌ راستی دریافت؟ آیا می‌توان فهمید که مردم ایران، نزدیک به نیم‌ قرن است در وضعیتی به‌ مراتب هولناک‌ تر از جنگ زیسته‌اند؟ و آیا می‌توان تصور کرد که برای فرو کاستن یک "ملت" به "امت"، تا این حد از ویرانیِ انسانی چه ابعاد سهمگینی باید رخ داده باشد؟

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد- شبکه دوم تلویزیون آلمان (ZDF) در گزارشی کوتاه به بررسی دلایل تلاش پاکستان برای میانجی‌گری میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی پرداخته است. دلایل مطرح‌شده متنوع‌اند، اما بر یکدیگر اثر متقابل دارند.

گزارش با اشاره به شرایط دشوار زندگی مردم در پاکستان می‌گوید بیش از ۴۰ میلیون نفر در این کشور به شبکه برق دسترسی ندارند. تولید انرژی همچنان در بسیاری مناطق به شیوه‌هایی مشابه قرن‌های گذشته انجام می‌شود و از کود حیوانی برای پخت‌وپز استفاده می‌شود. بیش از ۱۰۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند. تورم بالا و کاهش قدرت خرید، به‌ویژه برای کشاورزان، فشار مضاعفی ایجاد کرده است. درآمد ماهانه بسیاری از مردم حدود ۶۰ یورو (روزانه حدود ۲ یورو) است. این وضعیت باعث شده میلیون‌ها نفر برای تأمین معاش خانواده‌های خود به‌عنوان کارگر مهاجر به کشورهای حوزه خلیج فارس بروند. با تشدید تنش‌های منطقه‌ای، بخشی از این نیروی کار با ناامنی و بازگشت اجباری مواجه شده‌اند.

parsa.jpgاز اولین باری که در شمال انگلستان قطاری روی ریل آهن مسافر جابه‌جا کرد، ۲۰۰ سال می‌گذرد. در تمام این مدت، قوانین و مقررات حاکم بر نحوهٔ عملکرد و ادارهٔ امور راه‌آهن، به‌طور عام، به‌وسیلهٔ قانون‌گذاران، سیاستمداران و کارشناسان وضع و نوشته شده است؛ هنوز هم همین‌گونه است.

اما ظاهراً در این دویست سال، هیچ‌یک از این قانون‌گذاران و سیاستمداران خود عهده‌دار راندن لکوموتیو و حرکت قطار نبوده‌اند. راندن قطارها در سراسر جهان بر عهدهٔ لکوموتیورانان مجرب و حرفه‌ای است؛ کسانی که برای این کار آموزش دیده و آزمون‌ها گذرانده‌اند--همان آموزش‌ها و آزمون‌هایی که حاصل اندیشهٔ قانون‌نویسان و سیاستمداران است. این زنان و مردان حرفه‌ای، با دقتی مثال‌زدنی و با پیروی از علائم و رهنمودها، وظیفهٔ خود را به‌درستی انجام می‌دهند.

در این میان، یکی از ظریف‌ترین و در عین حال حیاتی‌ترین نقش‌ها را «سوزنبانان» بر عهده داشته‌اند؛ آنان که مسیر حرکت را در لحظهٔ مناسب تنظیم می‌کنند تا قطار بر ریل درست بماند و به مقصد برسد. حتی امروز نیز، با وجود فناوری‌های مدرن و سوزنبان‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، این نقش همچنان تعیین‌کننده و انکارناپذیر است.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

مطالعه تورم در اقتصادهای بحران‌زده، معمولاً بر داده‌های رسمی تکیه دارد؛ داده‌هایی که در شرایط جنگ، تحریم و بی‌ثباتی سیاسی، با محدودیت‌های جدی از نظر دقت، شفافیت و دسترسی مواجه‌اند. در چنین فضایی، «اقتصادنگاری میدانی» به‌عنوان رویکردی مکمل، با تمرکز بر تجربه زیسته کنشگران اقتصادی، امکان بازسازی واقعیت اقتصادی در سطح خرد را فراهم می‌کند.

این پژوهش در بستر جنگ اخیر و آتش‌بس موقت دو‌هفته‌ای (آوریل ۲۰۲۶) شکل گرفته و در پی پاسخ به این پرسش است:
تصویری که شهروندان از تورم، کمیابی و نایابی کالاها در دوره جنگ و آتش‌بس دارند چیست، و این تصویر چه نسبتی با پویایی‌های کلان اقتصادی دارد؟

خبرنامه گویا - مقام‌های فدرال آمریکا شامگاه گذشته یک زن ایرانی را در فرودگاه بین‌المللی لس‌آنجلس، درست پیش از سوار شدن به پروازی به مقصد ترکیه، بازداشت کردند.

01.jpgشَمیم مافی متهم است که در زمینه تأمین و واسطه‌گری انتقال بمب‌ها، تسلیحات، پهپادها و مهمات ایرانی به سودان نقش داشته است.

به گزارش دادستانی ایالات متحده در کالیفرنیا، شَمیم مافی ۴۴ ساله، ساکن وودلند هیلز، شامگاه شنبه بازداشت و به اتهام واسطه‌گری در معاملات مربوط به پهپادها، بمب‌ها و میلیون‌ها فشنگ با مقصد سودان تحت پیگرد قرار گرفته است.

بر اساس این گزارش، مافی در شبکه‌های اجتماعی تصاویر متعددی از زندگی لوکس خود منتشر کرده بود؛ از جمله عکس‌هایی در سفرهای مختلف به نقاط گوناگون جهان و تصاویری در کنار یک خودروی مرسدس‌بنز رودستر به ارزش حدود ۱۰۰ هزار دلار.

00.jpgدر موردی دیگر، گفته می‌شود مافی به همراه یکی از همدستانش اقدام به فروش ۵۵ هزار عدد چاشنی بمب به ارتش سودان کرده است.

اسناد دادگاه آمریکا:

ببینید امریکا چه خبره!

| No Comments

prof.jpgکانال نیزنلی۳ در شبکه ایکس نوشت: بهروز قمری تبریزی، استاد پیشین دانشگاه پرینستون و پژوهشگر مدعو کنونی در دانشگاه شهری نیویورک، اهل ایران است.

او پیش‌تر مدعی شده است که رژیم ایران «به بهبود سلامت زنان کمک می‌کند و همچنین تأیید کرده است که با افرادی که در اشغال سفارت امریکا در سال ۱۹۷۹ دخیل بوده‌اند، روابط دوستانه دارد.

در پایان کانال نیزنلی۳ می‌افزاید: گویی برخی از استادان ایرانی صرفاً برای ترویج تبلیغات ضدغربی و حمایت از یک رژیم «نسل‌کش» در اینجا حضور دارند.

کانال نیزنلی۳ در شبکه ایکس نوشت: دانشگاه کلمبیا سال گذشته حدود ۱.۳ میلیارد دلار از بودجه فدرال را از محل مالیات‌دهندگان آمریکایی دریافت کرد.

منیژه مرادیان، استاد مطالعات جنسیت و سکسوالیته در کالج بارنارد/دانشگاه کلمبیا، اصالتاً اهل ایران است.

او در جریان یک تجمع حامیان فلسطین در محوطه دانشگاه، به حلقه‌ای از اعضای هیئت علمی پیوست که با در هم قلاب کردن بازوهای خود، مانع از برگزاری تجمع اعتراضی متقابل توسط گروهی از آمریکاییان شدند. همچنین از «دانشجویانی» حمایت کرد که خواستار قیام علیه یهودیان شده بودند.

کانال نیزنلی۳ در شبکه ایکس نوشت: دانشگاه مینه‌سوتا سال گذشته ۶۲۸ میلیون دلار از منابع عمومی آمریکایی‌ها دریافت کرد.

در این متن ادعا می‌شود که مالیات شهروندان صرف پرداخت به استادی در حوزه «مطالعات جنسیت» می‌شود که به‌گفته نویسنده، تبلیغات جمهوری اسلامی ایران را تکرار می‌کند.

سیما شاکساری، استاد این حوزه، در ایالات متحده فرصت فعالیت داشته، اما به‌طور مداوم از این کشور انتقاد کرده و مدعی است که اقلیت‌ها در آن در «اسارت» نگه داشته می‌شوند.

کانال نیزنلی۳ در شبکه ایکس نوشت: در متنی ادعایی آمده است که دانشگاه ایالتی تگزاس نیز به‌نوعی در این بحث وارد شده است.

این دانشگاه در سال گذشته حدود ۱۸۳ میلیون دلار بودجه فدرال از محل مالیات‌دهندگان آمریکایی دریافت کرده است.

سعید مشفق‌یگانه، استاد این دانشگاه، «فیزیک» تدریس می‌کند.

بر اساس این ادعا، او بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ و هم‌زمان با آغاز ریاست‌جمهوری باراک اوباما وارد ایالات متحده شده است.

گفته می‌شود او در محیط دانشگاه با چفیه حضور پیدا می‌کند و در سخنرانی‌هایی، از ایالات متحده و اسرائیل انتقاد کرده است.

پانویس: خبرنامهٔ گویا این مطلب را صرفاً برای اطلاع‌رسانی منتشر می‌کند. ادعاهای مطرح‌شده متعلق به نویسنده منبع اولیه است و لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های خبرنامهٔ گویا نیست. این موارد به‌طور مستقل راستی‌آزمایی نشده‌اند و باید در چارچوب ادعاهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی ارزیابی شوند.

یا حضرت مریم!

| No Comments

یک راننده پیک لبنانی می‌گوید مدام او را با آویچی آدرایی، سخنگوی ارتش اسرائیل، اشتباه می‌گیرند.

او می‌گوید: «یک بار زنی در را باز کرد و از ترس فریاد زد: "یا حضرت مریم!"»

***

هفته «مد پوشیده» پاریس ۲۰۲۶ که توسط مؤسسه «تینک فشن» برگزار شد، از ۱۶ تا ۱۸ آوریل ۲۰۲۶ در پاریس جریان داشت. این رویداد در ساختمان تاریخی «هتل لو ماروا» برگزار شد.

***

HGXJSUmWMAAAnn6.jpg

ship.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا اعلام کرد که ناوشکن یو اس اس اسپروئنس یک کشتی باری با پرچم جمهوری اسلامی به نام توسکا را هنگام تلاش برای عبور از محاصره دریایی در دریای عمان متوقف کرد.

دونالد ترامپ در شبکه «تروث سوشال» نوشت:

امروز یک کشتی باری جمهوری اسلامی به نام «توسکا»، با طولی نزدیک به ۹۰۰ فوت و وزنی تقریباً هم‌تراز با یک ناو هواپیمابر، تلاش کرد از محاصره دریایی ما عبور کند اما این تلاش برای آن‌ها به‌خوبی پیش نرفت.

ویدئوی لحظه هدف‌گیری:

ناوشکن موشک‌انداز نیروی دریایی آمریکا به نام «یواس‌اس اسپروانس» این کشتی را در خلیج عمان رهگیری کرد و به آن هشدار رسمی برای توقف داد. با این حال، خدمه رژیم از این دستور سرپیچی کردند.

در پی این اقدام، ناو آمریکایی با هدف قرار دادن اتاق موتور کشتی، آن را عملاً از حرکت بازداشت. در حال حاضر، نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا (مارینز) کنترل این کشتی را در اختیار دارند.

کشتی «توسکا» پیش‌تر به‌دلیل سابقه فعالیت‌های غیرقانونی، تحت تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفته بود. اکنون این کشتی به‌طور کامل در اختیار نیروهای آمریکایی است و بررسی محتویات آن در جریان است.

تفنگداران دریایی ایالات متحده با بالگرد از ناو تهاجمی آبی-خاکی تریپولی پس از پرواز بر فراز دریای عرب، بر روی عرشه کشتی «توسکا» با پرچم جمهوری فرود آمدند و آن را توقیف کردند:

این عملیات پس از آن انجام شد که ناوشکن یو اس اس اسپروئنس مجهز به موشک های هدایت‌شونده، اتاق موتور کشتی «توسکا» را از کار انداخته بود:

20-3.jpgیورونیوز - به گزارش اکسیوس به نقل از یک منبع آگاه، هیات مذاکره‌کننده ایرانی برای شرکت در دور دوم مذاکرات با آمریکا در اسلام‌آباد منتظر چراغ سبز رهبر جمهوری اسلامی بود که این چراغ سبز شامگاه دوشنبه صادر شد.

همچنین، اکسیوس به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد که انتظار می‌رود، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا تا صبح روز سه‌شنبه برای شرکت در دور دوم مذاکرات با ایران با هدف دستیابی به توافقی برای پایان جنگ راهی اسلام‌آباد پاکستان شود.

بنابر این گزارش، آقای ونس در حالی وارد پاکستان خواهد شد که تنها ساعاتی به پایان مهلت دو هفته‌ای آتش‌بس میان آمریکا و ایران باقی مانده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا تاکنون بارها تهدید کرده است که اگر توافقی حاصل نشود، آمریکا حملات به ایران را از سر خواهد گرفت و نیروگاه‌های برق و پل‌ها را بمباران خواهد کرد.

20.jpgایران اینترنشنال - ویدیوی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد یکی از حامیان جمهوری اسلامی، ماکت موشکی را پشت خودروی خود نصب کرده که در حال سوزاندن گاز کپسول‌های خانگی بوده است.

تصاویر نشان می‌دهد این اقدام خطرناک، در حالی صورت گرفته که کودکی در خودرو حضور دارد. گزارش‌های منتشرشده حاکی است این رژه خودرویی در شهر کنگان بوده است.

بی بی سی: دو عضو سازمان مجاهدین، محمد معصوم شاهی و حامد ولیدی، در ایران اعدام شدند

به گزارش بی بی سی بی بی سی قوه قضائیه ایران اعلام کرد که محمد معصوم شاهی و حامد ولیدی، به اتهام «جاسوسی برای موساد» امروز (دوشنبه) اعدام شدند. سازمان مجاهدین خلق می‌گوید که این دو نفر از اعضایش بودند و یک سال پیش بازداشت شدند و مهر ماه امسال در رابطه با جنگ ۱۲ روزه به جاسوسی متهم شدند.

پوشش کانل بسیج:

basijmedia.jpgخبرنامه گویا - اعدام دو زندانی با اتهام «جاسوسی برای موساد» دوباره خبرساز شد؛ اما مسئله فقط خود اعدام نیست، بلکه نحوه روایت آن است به‌ویژه در بی بی سی فارسی. در حالی‌که قوه قضائیه طبق روال، اتهامات امنیتی سنگین مطرح کرده، بی‌بی‌سی با تیتر و چینش خبر، لایه‌ای بحث‌برانگیز به روایت افزوده است.

بی‌بی‌سی ادعای «عضویت در مجاهدین» را در تیتر خبر اعدام می‌نشاند؛ در حالی‌که این ادعا نه از منابع مستقل، بلکه از سوی خود سازمان مجاهدین مطرح شده است. یعنی آنچه به‌عنوان «واقعیت» القا می‌شود، در اصل ادعای یک طرف ذی‌نفع است ادعایی که در گزارش‌هایی مانند خبرگزاری فارس، بسیج و رویترز یا غایب است یا حاشیه‌ای.

مسئله، تیتر است نه اصل ادعا. در حالی‌که اغلب رسانه‌های معتبر بر «ارتباط با اسرائیل» تمرکز کرده‌اند، بی بی سی ادعای «عضویت در مجاهدین» را تیتر کرده است. این انتخاب، روایت را منحرف می‌کند و با توجه به نگاه منفی افکار عمومی به مجاهدین، می‌تواند اعدام‌ها را در ذهن مخاطب کم‌اهمیت‌تر جلوه دهد.

خبرنامه گویا یادآوری می‌کند: در پرونده‌هایی با روایت‌های متضاد، کار رسانه شفاف‌سازی و فاصله‌گذاری است، نه بازتولید ادعا. در غیر این صورت، رسانه از ناظر به بازیگر جنگ روایت‌ها تبدیل می‌شود.

bbc.jpgتوضیح: رویترز در گزارش امروز خود به ادعای ارتباط با مجاهدین اشاره می‌کند، اما آن را در قالب نقل‌قول مطرح‌شده بیان می‌کند، نه به‌عنوان یک واقعیت تأییدشده.

trumprubio.jpgبازی یک در هزار ترامپ با رژیم ایران

خبرنامه گویا - آنچه امروز در روایت رسانه‌ای از تنش میان امریکا و جمهوری اسلامی دیده می‌شود، بیش از آنکه «غافلگیری» باشد، تکرار یک الگوی قابل‌تشخیص است؛ الگویی که بارها در رفتار ترامپ دیده شده اما همچنان بسیاری از تحلیلگران وانمود می‌کنند هر بار با پدیده‌ای جدید مواجه‌ شده اند. در «خبرنامه گویا»، ما معتقدیم اگر این چرخه را به‌درستی بخوانیم، مسیر احتمالی تحولات پیش‌رو نیز قابل پیش‌بینی‌تر می‌شود.

در این الگو تکراری، ترامپ ابتدا تصویری مثبت از آینده مذاکرات ترسیم می‌کند؛ وعده «توافقی بزرگ» یا «پیشرفت قریب‌الوقوع». سپس خطوط قرمز و انتظارات آمریکا به‌صراحت مطرح می‌شود و یک ضرب‌الاجل مشخص تعیین می‌گردد. در مرحله بعد، اگر نشانه‌ای از تمکین تهران دیده نشود، لحن به‌تدریج تندتر می‌شود: هشدار، تهدید، و در نهایت صحبت از «پاسخی سخت». این همان چرخه‌ای است که بارها تکرار شده و هر بار هم بخشی از ناظران را «غافلگیر» کرده است.

اما یک نشانه مهم‌تر که کمتر به آن توجه می‌شود، شکاف میان «گفتار» و «عمل» است. تجربه نشان داده هر زمان که ترامپ به‌طور مداوم از «حمله قریب‌الوقوع» صحبت می‌کند، اغلب پایان آن دور از تنش، نه جنگ بلکه تمدید یک آتش‌بس یا آغاز دور جدیدی از مذاکرات است. در مقابل، زمانی که سکوت نسبی حاکم می‌شود، احتمال وقوع اقدامات جدی‌تر افزایش می‌یابد. این الگوی رفتاری، اگرچه قطعی نیست، اما نادیده گرفتن آن نیز خطای تحلیلی است.

توییتی که تروسکه صادقی از صفحه اش حذف کرد.

HGRzDvkbkAA7ZoP.jpg

pak.jpg

اختصاصی آمیت سگال:

جزئیات تازه از آنچه در گفت‌وگوهای اخیر میان امریکا و رژیم ایران مطرح شده است:

- اعمال محدودیت‌های بلندمدت بر غنی‌سازی اورانیوم

- حذف یا تبدیل ذخایر اورانیوم غنی‌شده

- نظارت کامل بین‌المللی بر تأسیسات هسته‌ای

- بازگشایی تنگه هرمز برای تردد کشتی‌ها

- پایان درگیری‌ها و احتمال خروج نیروهای نظامی آمریکا

- لغو تدریجی تحریم‌های اقتصادی

اما همزمان، یک تحول مهم در تهران:

jdv.jpgونس به دلیل «نگرانی‌های امنیتی» برای گفت‌وگو با ایران به پاکستان نخواهد رفت

در دور تازه گفت‌وگوها با ایران در پاکستان، جی‌دی ونس، معاون اول دونالد ترامپ، به دلیل نگرانی‌های امنیتی، ریاست هیئت آمریکایی را بر عهده نخواهد داشت.

پیش‌تر مقام‌های ارشد از جمله نماینده آمریکا در سازمان ملل و همچنین وزیر انرژی از سفر او خبر داده بودند. آقای ترامپ در توضیح دلیل شرکت نکردن آقای ونس به شبکه ای‌بی‌سی گفت او «صرفا به خاطر مسائل امنیتی» به پاکستان نمی‌رود اما توضیح بیشتری نداد.

جی‌دی‌ونس ریاست هیات آمریکا در دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد را بر عهده گرفت

یک مقام کاخ سفید در پاسخ به پرسش ایران‌اینترنشنال درباره ترکیب هیات مذاکره‌کننده آمریکا برای دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد، اعلام کرد که جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، همراه با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه رییس‌جمهوری، در این مذاکرات شرکت خواهند کرد. در ساعات گذشته، اخبار ضد و نقیضی درباره حضور جی‌دی ونس در مذاکراتی که به گفته رییس‌جمهوری ایالات متحده قرار است سه‌شنبه و احتمالا چهارشنبه در اسلام‌آباد برگزار شود منتشر شد.

جاناتان کارل، خبرنگار ارشد اِی‌بی‌سی در واشینگتن، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس، به نقل از دونالد ترامپ حضور جی‌دی‌ ونس در مذاکرات پیشِ رو در اسلام‌آباد را رد کرد. او در به‌روزرسانی دیگری به نقل از یک مقام ارشد نوشت که ونس در راه اسلام‌آباد است و هدایت تیم مذاکره‌کننده آمریکا را بر عهده دارد.

ترامپ: این مذاکرات آخرین شانس حکومت ایران است

ایران اینترنشنال - تری یینگست، خبرنگار فاکس‌نیوز که عصر یک‌شنبه ۳۰ فروردین با ترامپ مصاحبه کرده، گزارش داد رییس‌جمهوری آمریکا تاکید کرده که جرد کوشنر و استیو ویتکاف، فرستادگان او در حال حرکت به سوی اسلام‌آبادند تا در روز سه‌شنبه و احتمالا تا چهارشنبه نشست‌هایی با مذاکره‌کنندگان حکومت ایران داشته باشند و این توافق را به سرانجام برسانند.

ترامپ در این گفت‌وگوی تلفنی ۲۰ دقیقه‌ای این مذاکرات را «آخرین شانس» حکومت ایران خوانده و بار دیگر بر این موضع خود تاکید کرده است که اگر آنها این توافق را امضا نکنند، «کل کشور نابود خواهد شد و پل‌ها و نیروگاه‌های برق هدف قرار خواهد گرفت».

به گفته این خبرنگار، ترامپ پیشنهاد کنونی آمریکا را طرحی «شامل بازگشایی تنگه هرمز» و پایان دسترسی جمهوری اسلامی به اورانیوم با غنای بالا اعلام کرد.

یینگست افزود: «رییس‌جمهوری به فاکس‌نیوز گفت که این یک توافق بسیار ساده است، اما این آخرین فرصت برای ایرانی‌هاست. او در گفت‌وگوی ما کاملا روشن کرد که قصد ندارد همان اشتباهی را تکرار کند که رییس‌جمهور اوباما مرتکب شد؛ یعنی دادن پول نقد به ایرانی‌ها و اجازه دادن به آن‌ها برای ادامه برنامه هسته‌ای‌شان.»

sinatra.jpgیورونیوز - دونالد ترامپ با انتشار ویدیویی کوتاه از اجرای ترانه مشهور و کلاسیک «به روش خودم» (My Way) با صدای «فرانک سیناترا»، به گمانه‌زنی‌هایی در محافل سیاسی و رسانه‌ای در خصوص ارتباط مفهوم این ترانه با تنش‌های جاری در خاورمیانه دامن زده است.

در برشی از این ترانه که توسط وی به اشتراک گذاشته شده، سیناترا می‌خواند: «و اکنون، پایان نزدیک است / و از این رو با پرده آخر روبه‌رو می‌شوم... من کارها را به روش خودم انجام دادم.»

انتخاب دقیق این کلمات می‌تواند حاوی پیام‌های زیر باشد:

۱. «پایان نزدیک است / پرده آخر»: این عبارات می‌تواند نشان‌دهنده آن باشد که بحران و تنش‌های فرسایشی اخیر میان آمریکا و ایران به نقطه تعیین‌کننده‌ای رسیده است. استفاده از مفهوم «پرده آخر» (Final Curtain) در ادبیات سیاسی، معمولاً به معنای پایان یک سناریوی طولانی‌مدت است؛ این پایان می‌تواند به شکل یک توافق غیرمنتظره در مذاکرات پیش‌رو (مانند آنچه در نشست‌های احتمالی اسلام‌آباد مطرح شده) و یا یک تصمیم قاطع و نهایی برای پایان دادن به وضعیت موجود تعبیر شود.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

۲. «به روش خودم انجام دادم»: تاکید بر جمله (I did it my way) احتمالاً بازتاب‌دهنده دکترین خاص ترامپ در سیاست خارجی است. این پیام می‌تواند به این معنا باشد که وی قصد دارد فارغ از توصیه‌های سنتی اندیشکده‌ها، ساختارهای کلاسیک دیپلماتیک، یا حتی رویه معمول سیاستمداران آمریکایی، به این بحران خاتمه دهد.

pers.jpgایران وایر - علی علیپور بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس که در تجمع حامیان جمهوری اسلامی شرکت کرده بود به خبرنگار صداوسیما گفته است که اگر در جام‌جهانی آمریکا موفق به گلزنی شود، گلش را به علی خامنه‌ای رهبر پیشین جمهوری اسلامی هدیه می‌کند.

او همچنین گفته است که زیرپیراهن تیم فوتبال جمهوری اسلامی، پیراهنی با عکس علی خامنه‌ای خواهد پوشید تا او را به دوربین‌ها نشان دهد.

دبیر کل فدراسیون فوتبال ایران از لغو دو بازی تدارکاتی با اسپانیا و پرتغال خبر داد

یورونیوز - هدایت ممبینی، دبیر کل فدراسیون فوتبال ایران روز یکشنبه در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد در پی بروز حوادث اخیر و مشکلاتی که بوجود آمده، دیدارهای تدارکاتی در نظرگرفته شده با تیم‌های اسپانیا و پرتغال لغو شده است.

آقای ممبینی با این حال اعلام کرد که تیم ملی فوتبال ایران قرار است جهت کسب آمادگی پیش از برپایی مسابقات جام جهانی از ۲۱ اردیبهشت تا ۱۵ خرداد در کشور ترکیه اردو بزند و در آنجا دو دیدار تدارکاتی با تیم‌های ملی دو کشور برگزار کند. گفتنی است که مسئولان سازمان لیگ نیز پیش‌تر اعلام کرده بودند که با توجه به حملات اخیر آمریکا و اسرائيل به ایران امکان برگزاری مسابقات لیگ برتر تا بعد از مسابقات جام جهانی وجود ندارد.

***

trump.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت جمهوری اسلامی روز گذشته با شلیک در تنگه هرمز «نقض کامل» توافق آتش‌بس را رقم زده است.

او در ادامه نوشت بسیاری از این شلیک‌ها به سمت یک کشتی فرانسوی و یک کشتی باری بریتانیایی بوده و افزود: «این کار خوبی نبود، درست است؟»

ترامپ همچنین اعلام کرد نمایندگانش برای مذاکرات به اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان می‌روند و عصر دوشنبه به آنجا خواهند رسید.

kp.jpgبن بست استراتژیک مقاومت پر هزینه

یدالله کریمی پور

​صلح و امنیت پایدار، توسعه و رفاه ملی ایران با اهداف استراتژیک ۴۷ ساله جمهوری اسلامی‌، یعنی پیگیری حذف اسرائیل از نقشه جهان، استمرار دشمنی ساختاری با بلوک غرب و تمرکز مطلق بر محور شرق، در تعارضی بنیادین قرار دارد. واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی جهان امروز نشان می‌دهد که هیچ کشوری نمی‌تواند در عین تقابل با نظم مستقر بین‌المللی، به شکوفایی پایدار دست یابد.

​هجمه‌های سنگین نظامی و امنیتی ۸ ماه اخیر، در قالب دو نبرد بزرگ‌ علیه ارکان قدرت منطقه‌ای ایران، نشان‌دهنده یک اراده بین‌المللی برای دگرگونی کلی در موازنه قدرت است. پروژه‌هایی نظیر تضعیف ساختاری حماس، خروج تدریجی سوریه از چرخه عملیاتی محور مقاومت، مهار تهدیدات دریایی یمن و محدودسازی توان مانور حزب‌الله لبنان، همگی قطعات یک پازل بزرگ‌تر برای تثبیت خاورمیانه جدید هستند. در این میان، سنگر اصلی این محور یعنی تهران، با وجود بهره‌گیری هوشمندانه از مزیت‌های جغرافیایی و ژئوتاکتیک ب تر، با چالش جدی تاب‌آوری استراتژیک روبروست؛ چرا که قدرت ملی در درازمدت بیش از آنکه بر جغرافیا استوار باشد، بر زیرساخت‌های اقتصادی و رضایت عمومی تکیه دارد.

fire.jpgخبرنامه گویا - آتش‌سوزی گسترده امروز یکشنبه ۳۰ فروردین در کارخانه یونولیت‌سازی گنبدکاووس، تنها یک حادثه صنعتی عادی به نظر نمی‌رسد؛ دست‌کم نه در فضایی که ایران در هفته‌ها و ماه‌های اخیر با تنش‌های امنیتی، حملات متقابل و ابهام دائمی درباره اهداف واقعی برخی انفجارها و حریق‌ها روبه‌رو بوده است.

استانداری گلستان گفته دود غلیظ ناشی از سوختن مواد یونولیت است و «جای نگرانی نیست».

یونولیت (پلی‌استایرن انبساطی) فقط یک ماده ساختمانی نیست؛ این فوم فوق‌سبک که تا ۹۸ درصد آن هواست، به‌طور مستقیم در ساخت پهپادها به‌ویژه مدل‌های ارزان، انبوه و یک‌بارمصرف برای بال و اسکلت بدنه استفاده می‌شود. نمونه‌های عملی از پهپادهای سبک در برنامه‌های نظامی و تحقیقاتی، از جمله برخی مدل‌های آزمایشی در آمریکا، با مواد هم‌خانواده یونولیت ساخته شده‌اند.

foam.jpgدر ایران نیز، با توجه به تمرکز بر تولید پهپادهای کم‌هزینه و قابل‌تکثیر در مقیاس بالا، استفاده از مواد سبک و ارزان مانند یونولیت در برخی اجزا به‌ویژه در مدل‌های ساده‌تر یا انتحاری کاملاً محتمل و هم‌راستا با منطق این نوع طراحی‌ها ارزیابی می‌شود.

تا این لحظه هیچ مدرک یا گزارش رسمی منتشر نشده که تایید کند کارخانه گنبدکاووس مستقیماً در زنجیره تولید نظامی یا پهپادی جمهوری اسلامی نقش داشته است.

19-2.jpgایران وایر - علی مجتهدزاده، وکیل دادگستری، روز یکشنبه ۳۰ فروردین در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس از مسدود شدن شماره‌های تلفن همراه تعداد زیادی از شهروندان به دلیل دنبال کردن صفحه اینستاگرام یکی از مخالفان جمهوری اسلامی خبر داد.

مجتهدزاده در این پیام نوشت، دادسرای همدان اقدام به مسدود کردن تلفن همراه شمار زیادی از افراد در نقاط مختلف کشور کرده است. به گفته او، این اقدام شامل افرادی شده که صفحه اینستاگرامی «فردی از براندازان خارج کشور» را دنبال کرده یا برخی از پست‌های او را لایک کرده‌اند.

علی مجتهدزاده این اقدام را «عجیب و فراقانونی» خواند و با اشاره به شرایط جنگی، از مسوولان دستگاه قضا خواست نسبت به تضییع حقوق شهروندان توجه داشته باشند.

این وکیل دادگستری به هویت فردی که به گفته وی توسط این شهروندان در اینستاگرام دنبال می‌شد، اشاره‌ای نکرده است.

نهادهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی از آغاز جنگ آمریکا و اسراییل با جمهوری اسلامی، اقدام به بازداشت هزاران شهروند ایرانی با اتهاماتی از جمله «فعالیت در فضای مجازی به نفع دشمن» کرده و تهدید کرده‌اند که که با بازداشت شدگان به شدت برخورد خواهد شد.

18-2.jpgایندیپندنت - محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و سرپرست هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، شنبه‌شب، ۲۹ فروردین‌ماه، در صداوسیما گفت: «ما در قدرت نظامی از آمریکا قوی‌تر نیستیم؛ روشن است که پول، تجهیزات و امکانات آنها بیشتر است و تجربه بیشتری هم دارند.»

او افزود: «اسرائیل هم از قدرت بالایی برخوردار است، اما این‌گونه نیست که ما آنها را نابود کرده باشیم. ما در این جنگ برنده میدان هستیم، چون در یک جنگ نامتقارن با طراحی و آمادگی خودمان دشمن را پس زدیم.»

قالیباف همچنین گفت: «گاهی از مردم و حتی صداوسیما می‌شنوم که می‌گویند تمام قدرت نظامی آنان نابود شده و باید پیش برویم و مذاکره نکنیم، نه، اما برتری میدان به دست ماست و به همین دلیل ترامپ درخواست آتش‌بس دارد.»

murray.jpgاهداف ترامپ در ایران همیشه روشن بوده است

ایران اینترنشنال - هفته‌نامه بریتانیایی اسپکتیتور، در مقاله‌ای به قلم داگلاس موری، سردبیر همکار این نشریه، مقایسه «بمباران حکومت انقلابی در ایران با جنگ عراق» را اشتباه دانست و تاکید کرد که این مقایسه‌ها به جنگ اشتباهی ارجاع می‌دهند.

موری در این مقاله نوشت در سال ۱۹۸۱ حمله‌ای به عراق صورت گرفت که شباهت بیشتری به آن چیزی دارد که دونالد ترامپ در ایران به‌دنبال آن است. این ماجرا به سال ۱۹۷۶ بازمی‌گردد، زمانی که دولت ژاک شیراک در فرانسه یک رآکتور هسته‌ای به عراق فروخت؛ معامله‌ای که فرانسوی‌ها همواره از انتقاد جدی درباره آن گریخته‌اند. فرانسه این رآکتور را با قیمتی دو برابر نرخ معمول به عراق فروخت. با این حال، یکی از اعضای تیم هسته‌ای عراق بعدها گفت: «ما خوشحال بودیم که پولش را بدهیم؛ بالاخره چه کسی حاضر بود به ما رآکتور هسته‌ای بفروشد؟»

پس از به قدرت رسیدن صدام حسین، او منابع گسترده‌ای را به سایت هسته‌ای اوسیراک اختصاص داد تا در رقابت برای دستیابی به «بمب عربی» پیشگام شود. این سایت با سامانه‌های پدافند هوایی محافظت می‌شد و تا سال ۱۹۸۱ به هدف خود نزدیک شده بود. به همین دلیل، در ۷ ژوئن ۱۹۸۱، دولت مناخیم بگین در اسرائیل تصمیم گرفت با اعزام جنگنده‌ها این رآکتور را نابود کند. هشت فروند اف-۱۶ نیروی هوایی اسرائیل در زمان صرف غذا - زمانی که مواضع پدافندی خالی بود - حمله کردند و در کمتر از دو دقیقه رآکتور را نابود کردند.

فتواهای عجيب زمان قاجار

| No Comments

tahmasebi.jpgدر میانه‌ی تحولات پرشتاب منطقه‌ای، از مذاکرات میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده گرفته تا نقش‌آفرینی بازیگران واسطه‌ای مانند پاکستان و حضور فعال اسرائیل در میدان، یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد: جمهوری اسلامی نه با یک صدای واحد، بلکه با مجموعه‌ای از صداهای متعارض در حال تصمیم‌گیری است. این وضعیت را نمی‌توان صرفاً اختلاف‌نظر معمول در یک نظام سیاسی دانست، بلکه نشانه‌ای از نوعی ناهم ترازی درونی است که در شرایط فشار خارجی و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، به‌تدریج عمیق‌تر شده است. در چنین فضایی، هر تحلیل جدی از آینده ایران ناگزیر است هم‌زمان سه سطح را ببیند: شکاف درون قدرت، بازآرایی موازنه منطقه‌ای، و مسئله‌ی آلترناتیو.

ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را می‌توان به‌صورت یک مثلث ناپایدار دید. از یک سو، بخشی از حاکمیت که در حوزه اجرایی و دیپلماتیک فعال است، تمایل دارد از مسیر کاهش تنش و رسیدن به توافقی محدود، فشارهای اقتصادی را کاهش دهد و از تشدید بحران جلوگیری کند. این نگاه بر این فرض استوار است که تداوم وضعیت فعلی، با توجه به فرسایش منابع و نارضایتی اجتماعی، می‌تواند به تضعیف جدی پایه‌های نظام منجر شود. در مقابل، جریان امنیتی نظامی، که وزن آن در سال‌های اخیر و به‌ویژه در سایه تحولات منطقه‌ای افزایش یافته، هرگونه عقب‌نشینی را تهدیدی برای اقتدار خود می‌بیند و بر حفظ ابزارهای بازدارندگی، از جمله برنامه‌های نظامی و نفوذ منطقه‌ای، تأکید دارد.

میان این دو، طیفی از نهادها قرار دارند که می‌کوشند نوعی توازن برقرار کنند، اما در عمل بیشتر به حفظ انسجام کلی ساختار قدرت می‌اندیشند تا حل ریشه‌ای بحران‌ها. به همین دلیل، شکاف‌های درون حاکمیت را نباید به‌اشتباه نشانه‌ی تمایل نظام به تحول بنیادی دانست. اختلاف بر سر «چگونه ماندن» است، نه اصل ماندن. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهند که در موضوع توافق با آمریکا، دست‌کم میان دولت، مجلس و بلوک امنیتی نظامی بر سر میزان امتیاز دهی و نحوه مدیریت بحران اختلاف وجود دارد، هرچند همه این نیروها در اصل بقای نظام با یکدیگر همگرا هستند.

zamani.jpg«سپاه در برابر سپاه»

مرگ علی خامنه‌ای نه‌تنها پایان یک دوره، بلکه آغاز یک بحران عمیق در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است؛ بحرانی که بیش از هر نهاد دیگری، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در مرکز تحولات قرار داده است. در این وضعیت، برخلاف ظاهر رسمی، قدرت به‌طور عملی در دست سپاه متمرکز شده است.

سپاه پاسداران دیگر یک ساختار یکپارچه نیست، بلکه شبکه‌ای از باندهای قدرت با منافع متضاد است. از امپراتوری‌های اقتصادی تا نهادهای اطلاعاتی و یگان‌های نظامی، هر بخش دارای حلقه نفوذ و منافع مستقل خود است. در غیاب یک مرجع بالادست، این شبکه‌ها وارد رقابت مستقیم برای تسلط بر کل ساختار قدرت شده‌اند و تعادل پیشین به‌طور کامل فروپاشیده است.

در چنین شرایطی، قدرت میان فرماندهان ارشد و شبکه‌های وابسته به آن‌ها توزیع شده است. همین مسئله زمینه‌ساز یک درگیری چندلایه و پیچیده شده است. تقابل میان باندهای مختلف اکنون به‌صورت آشکارتر خود را نشان می‌دهد.

parsa.jpg

جهان تغییر کرد،نه با صدای انفجار،
بلکه در سکوتِ پیشرفت.

فناوری، در ظاهر برای آسایش بشر آمد،
اما در پشت پرده، معادلات قدرت را بازنویسی کرد.
سیاستمداران دیگر تنها بازیگران صحنه نبودند؛
ثروت، به بازیگر اصلی تبدیل شد،
و سیاست، به ابزاری برای حفظ و گسترش آن.

در گذشته، سلطه بر ملت‌ها با جنگ و اشغال معنا پیدا می‌کرد،
اما امروز، این سلطه شکل پیچیده‌تری به خود گرفته است.
کشورهای قدرتمند، با تکیه بر فناوری،
نه‌تنها منابع روی زمین،
بلکه آنچه در اعماق زمین پنهان است را نیز
با دقتی بی‌سابقه شناسایی و تصاحب می‌کنند.
کنترل، دیگر فقط جغرافیا نیست،
کنترل، داده است، انرژی است، آینده است.

iranInt.jpgترس از حقیقت؛ چرا سرکوب روزنامه نگاران برای جمهوری اسلامی یک ضرورت است؟

آیا جمهوری اسلامی از چند خبرنگار و چند رسانه می ترسد، یا از چیزی عمیق تر و خطرناک تر هراس دارد؟

چرا در این نظام، روزنامه نگار و گزارشگر اغلب نه یک شاغل رسانه ای، بلکه یک متهم امنیتی دیده می شود؟

و چرا هر زمان فشار سیاسی، جنگ، بحران داخلی یا شکاف اجتماعی شدت می گیرد، تیغ سرکوب بیش از همیشه به سوی رسانه ها و خانواده های آنها برمی گردد؟

حمله اخیر در نزدیکی استودیوهای ایران اینترنشنال در لندن، بار دیگر این پرسش را با شدتی بیشتر پیش روی ما گذاشت. شامگاه ۱۶ آوریل ۲۰۲۶، این شبکه اعلام کرد که خودرویی مشکوک قصد ورود به محوطه محل استقرار ساختمان را داشته و اندکی بعد نیز کوکتل مولوتوفی در پارکینگ ساختمان مجاور، در فاصله ای چند متری از استودیوها، پرتاب شده است. پلیس متروپولیتن هم روز بعد از بازداشت سه نفر خبر داد و گفت که پرونده در حال حاضر به عنوان حادثه تروریستی بررسی نمی شود، هرچند پلیس ضدتروریسم لندن در روند تحقیق حضور دارد. همزمان شورای سردبیری ایران اینترنشنال از افزایش فشار بر خانواده خبرنگارانش در ایران، بازجویی بستگان، ضبط وسایل الکترونیکی و ادامه ارعاب سازمان یافته خبر داد.

miga.jpgمسدر پرزیدنت،

حتماً آگاه هستید که مسئله خودکامگی بنیادگرایان مذهبی در ایران پدیده‌ای تازه نیست. این جریان، پس از اسلام، همواره چون باری بر دوش مردم ایران بوده است. بنیادگرایان مذهبی، به دلایل گوناگون، منشأ نیروهای ارتجاعی بوده‌اند و جامعه ایران هرگز موفق نشده این «قید و بند» را به‌طور کامل از پای خود باز کند؛ بندی که در تضاد با منافع عمومی و پیشرفت کشور بوده است. تاریخ معاصر ایران نیز این واقعیت را تأیید می‌کند.

چنان‌که ناصر خسرو نیز قرن‌ها پیش به این وضعیت اشاره کرده است:

«گفتم چو رشوه بود و ریا و زهدشان
ای روزگار، باز به چه مبتلا شدم
از شاه زی فقیه چنان بود رفتنم
کز بیم مور، در دهن اژدها شدم!»

این نگاه نشان می‌دهد که در مقاطعی از تاریخ، حتی حکومت‌های استبدادی نیز در مقایسه با سلطه بنیادگرایی مذهبی، برای مردم قابل‌تحمل‌تر تلقی شده‌اند.

هدایت هاشمی، بازیگر: رهبر جمهوری اسلامی در ۲۰۰ سال گذشته ایرانی‌ترین فرد بود!!!

dolatshahi.jpg(بخش دوم)

همان‌طور که در بخش اول اشاره شد، جنگ جهانی دوم با یک ترفند زیرکانه هیتلر آغاز شد. دراین پروژه، نازی‌ها برای توجیه حمله به لهستان، یک دروغ بزرگ توسط سازمان امنیت آلمان اس‌اس و به دستور مستقیم هیتلر ساختند؛ آن‌ها تعدادی از زندانیان خود را کشتند،سپس لباس فرم لهستانی بر تن آن‌ها کردند و اجسادشان را در اطراف یک ایستگاه رادیویی در شهر مرزی گلیویتس آلمان رها کردند تا وانمود کنند لهستان به خاک آلمان حمله کرده است. نازی‌ها نام این عملیات را "عملیات کنسرو" گذاشتند زیرا از نظر آن‌ها، آن زندانیان بخت‌برگشته چیزی جز قطعات آماده مانند کنسرو برای مصرف در یک صحنه‌سازی سیاسی نبودند. این دروغِ خونین، بهانه‌ی لازم را به دست هیتلر داد تا ماشه‌ی جنگی را بچکاند که جهان را به آتش کشید.

در حالی که متحدین در لندن و پاریس هنوز در شوک سرعت پیشروی ماشین جنگی آلمان بودند، لهستان به آزمایشگاهی برای وحشتناک‌ترین ایده‌های نژادی هیتلر تبدیل شد. هیتلر تنها به دنبال بازپس‌گیری کریدور لهستان نبود؛ منطقه‌ای استراتژیک که در آن زمان برای اروپا حکم تنگه هرمز امروز را داشت. او به دنبال فضای حیاتی برای نژاد برتر بود و لهستان، با آن تاریخ کهن، اولین قربانی این زیاده‌خواهی شد.

ah.jpg

اشغال لهستان آغاز یک مهندسی اجتماعی خونین بود. نازی‌ها بلافاصله به سراغ نخبگان و روشنفکران رفتند تا مغز متفکر این ملت را از کار بیندازند. در عملیاتی موسوم به ای‌بی، هزاران نفر از رهبران فکری لهستان تیرباران شدند. ای بی به معنای "عملیات آرام‌سازی ویژه" بود. این نام در واقع یک «اسم رمز» اداری و فریبنده بود که نازی‌ها برای مخفی کردن جنایتشان انتخاب کرده بودند.

19.jpgاپک تایمز فارسی - مسعود پزشکیان، دو فوتبالیست تیم زنان ایران که در استرالیا پناهنده شدند، را «فریب‌خورده» خواند و خواستار بازگشت آن‌ها به ایران شد.

رئيس جمهوری اسلامی در حالی این دختران را فریب خورده خواند که گزارش‌های متعددی از پناهندگی و زندگی فرزندان مقامات عالی جمهوری اسلامی در کشورهای غربی منتشر شده است. دولت استرالیا ابتدا به شش بازیکن و یک عضو کادر تیم ملی فوتبال زنان ایران ویزای بشردوستانه داد، اما هم‌زمان دادستانی کل جمهوری اسلامی با صدور بیانیه‌ای با اشاره به امکان تحت فشار قرار گرفتن خانواده‌هایشان، از آن‌ها خواست که به کشور بازگردند.

پس از این موضع‌گیری، پنج نفر از اعضای گروه منصرف شده و به ایران برگشتند و تنها فاطمه پسندیده و عاطفه رمضان‌زاده در استرالیا ماندند. اعضای تیم ملی فوتبال ایران در جریان مسابقات جام ملی آسیا در استرالیا از خواندن سرود جمهوری اسلامی خودداری کردند، بعد از این اقدام، یکی از مجری‌های صداوسیما این بازیکنان را تهدید کرد و خواستار «برخورد درست و حسابی» شد.

دنیامالی، وزیر ورزش به صداوسیمای جمهوری اسلامی از پیگیری‌های این وزارت برای بازگرداندن دو دختر فوتبالیست تیم ملی ایران از استرالیا خبر داد. به گفته این مقام جمهوری اسلامی که از هفت نفر اعزامی از تیم ملی فوتبال ایران، ۵ نفرشان به ایران بازگشتند، اما دو دختر فوتبالیست در استرالیا ماندند.

بعد از امتناع تیم ملی فوتبال زنان از خواندن سرود جمهوری اسلامی، مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی این دختران را «خائن در شرایط جنگی» خواند و خواستار مجازات آن‌ها شد. بعد از این تهدید علنی دولت استرالیا برای حفظ امنیت این زنان، ابتدا به شش بازیکن و یک عضو کادر تیم ملی فوتبال زنان ایران ویزای بشردوستانه داد، اما هم‌زمان دادستانی کل جمهوری اسلامی با صدور بیانیه‌ای با اشاره به امکان تحت فشار قرار گرفتن خانواده‌هایشان، از آن‌ها خواست که به ایران بازگردند.

ترامپ مجری شد، قالیباف شرکت‌کننده؛ «قیمت درست است» نسخه مذاکراتی!

***

cia.jpg

در حالی که ترامپ تهدید کرده در صورت عدم توافق تا چهارشنبه، دوباره به ایران حمله خواهد کرد، سی‌آی‌ای و ام‌‌آی‌۶، سازمان‌های جاسوسی آمریکا و بریتانیا، همزمان با بروز شکاف عمیق در راس نظام، راه‌های ارتباطی امن برای نیروهای ریزشی نظام معرفی کرده‌ا‌ند.

گزارشی از مجتبا پورمحسن:

***

18-3.jpgایندیپندنت - باراک اوباما، رئیس‌جمهوری پیشین ایالات متحده، و زهران ممدانی، شهردار نیویورک، روز شنبه در مرکز پیش‌دبستانی «یادگیری از طریق بازی» در برانکس جنوبی با کودکان دیدار کردند.

آنها برای نخستین بار در این برنامه مشترک، همراه کودکان کتاب خواندند و اجرای ترانه «چرخ‌های اتوبوس» (Wheels on the Bus) را رهبری کردند.

araqchi.jpg

خبرنامه گویا - به گزارش وال‌استریت ژورنال، در یک پیام رادیویی منتسب به نیروی دریایی سپاه پاسداران به یک کشتی در حال عبور از تنگه هرمز، اعلام شده است:

«تنگه هرمز همچنان بسته است. ما آن را تنها به دستور رهبر، مجتبی خامنه‌ای، باز خواهیم کرد، نه بر اساس توییت‌های یک احمق.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که مقام‌های دولت جمهوری اسلامی، از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پیش‌تر از باز بودن مسیر کشتیرانی در این آبراه راهبردی سخن گفته بودند.

انتشار چنین پیامی، بار دیگر از شکاف آشکار میان نهادهای نظامی و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی پرده برمی‌دارد؛ شکافی که در میانه تنش‌های فزاینده در تنگه هرمز، می‌تواند پیامدهای جدی برای امنیت کشتیرانی و ثبات منطقه داشته باشد.

پانوشت: فایل صوتی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، بخشی از گزارش وال‌استریت ژورنال نیست و تنها محتوای جملات آن با آنچه این رسانه گزارش کرده هم‌خوانی دارد.

mohbanner.jpgعطاالله مهاجرانی، وزیر ارشاد دولت اصلاحات در شبکه ایکس ترور قالیباف، پزشکیان و عراقچی را پیش‌بینی کرد‌ و نسبت به این موضوع هشدار داد

مهاجرانی که سال‌هاست در بریتانیا اقامت دارد، برخلاف بسیاری از چهره‌های مهاجر، همچنان به روایت‌هایی نزدیک به جمهوری اسلامی و مواضعی منتقد غرب شناخته می‌شود.

همین تناقض ظاهری باعث شده هر اظهارنظر او، به‌ویژه در موضوعات امنیتی و حساس، نه فقط به‌عنوان یک «هشدار»، بلکه به‌عنوان بخشی از یک بازی پیچیده‌تر رسانه‌ای و سیاسی تعبیر شود.

monx.jpg

wirebanner.jpgچهار روز پس از شروع آتش‌بس میان ایران و آمریکا هیاتی ۸۵‌نفره از ایران در اسلام‌آباد پاکستان مقابل آمریکایی‌ها نشستند و گفت‌وگو‌ها برای پایان جنگی ۴۰‌روزه آغاز شد. در این تیم مذاکره‌کننده «محمد جعفری صحرارودی» هم حضور داشت؛ مردی که با زخم روی شانه و چانه‌اش در تابستان ۱۳۶۸ در وین شناخته می‌شود و از سوی پلیس اتریش مظنون به ترور دکتر «عبدالرحمن قاسملو»، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، «عبدالله قادری آذر»، نماینده حزب دموکرات کردستان در پاریس و «فاضل رسول»، میزبان جلسه و از چپ‌گرایان کُرد عراق است، اما هرگز محاکمه نشده است.

درباره جعفری صحرارودی، معروف به «جعفریِ تیر تو دهن» که رفسنجانی شخصا نگران بازگشت او به ایران بود و «دیپلماتی» که شش‌هفته بعد از مرگ خمینی در تابستان ۱۳۶۸ مامور شده بود با رهبران حزب دموکرات کردستان مذاکره کند، چه می‌دانیم؟

02.jpg
رقیه رضایی - ایران وایر

محمد جعفری صحرارودی کیست و چه جایگاهی در جمهوری اسلامی دارد؟

این اولین‌بار نیست که نام محمد جعفری صحرارودی، مسوول تیم مذاکره‌کننده با دکتر عبدالرحمن قاسملو در وین، به‌عنوان دیپلمات و مذاکره‌کننده در رسانه‌ها منتشر می‌شود. پیش از این، دست‌کم یک بار دیگر، صحرارودی در تیم مذاکره‌کننده اتمی در زمان «علی لاریجانی» بر تیم مذاکره‌کننده ایران در ابتدای دولت َ«محمود احمدی‌نژاد» بوده است.

axios.jpgایران اینترنشنال - اکسیوس به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که در پی بسته شدن دوباره تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده، صبح شنبه به وقت واشینگتن، جلسه‌ای در اتاق وضعیت کاخ سفید تشکیل داد.

یک مقام آمریکایی گفت که در جلسه اتاق وضعیت، جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهور آمریکا که انتظار می‌رود در دور بعدی مذاکرات با جمهوری اسلامی شرکت کند به همراه مارکو روبیو وزیر خارجه، پیت هگست وزیر جنگ و اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری حضور داشتند.

این مقام افزود سوزی وایلس، رئیس دفتر کاخ سفید استیو ویتکاف نماینده ویژه کاخ سفید ، جان راتکلیف رئیس سازمان سیا و دن کین رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح نیز در این جلسه شرکت کردند.

کاخ سفید هنوز رسما در این زمینه توضیحی ارائه نداده است.

aa.jpgایران وایر - همه چیز از پست عباس عراقچی، وزیر امور خارجه دولت چهاردهم و پیامی شروع شد که به زبان انگلیسی در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد مبنی بر اینکه «عبور و مرور تمامی کشتی‌های تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتش‌بس به‌طور کامل آزاد اعلام می‌شود»، البته به نوشته او عبور و مرور کشتی‌ها در پی اعلام آتش‌بس در لبنان از سوی جمهوری اسلامی «آزاد» شد.

وزیر امور خارجه تاکید کرد که «این تردد باید در مسیر هماهنگ‌شده و از پیش اعلام‌شده توسط سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران انجام گیرد.»

آتش‌بس میان آمریکا و اسراییل و جمهوری اسلامی، که از ۱۸فروردین ۱۴۰۵ آغاز شده بود، تا دو روز دیگر به پایان می‌رسد. یکی از شروط و خواسته‌های آمریکا بازگشایی تنگه هرمز بود که توسط جمهوری اسلامی از زمان آغاز جنگ چهل روزه مختل شده بود. اگرچه به رغم آغاز آتش بس آمریکا در واکنش به ادامه مسدودسازی تنگه هرمز از روز دوشنبه ۲۴فروردین شروع به اعمال محاصره دریایی بر ایران کرده بود.

دقایقی پس از انتشار پیام وزیر خارجه ایران، دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا هم با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ایران همین الان اعلام کرد تنگه ایران کاملاً باز شده و آماده عبور و مرور آزادانه است. خیلی ممنون.»

ddd.jpg

خبرنگار آزاد، فرهاد متقی در شبکه اکس نوشت: این هم اطلاعات دقیق از گردهمایی‌های شبانه جمهوری اسلامی در کف خیابان

حضور شبانه به همراه غذا ۱ میلیون تومان به ازای هر نفر

حضور شبانه بدون غذا ۱/۵ میلیون تومان به ازای هر نفر

حضور با خودرو بین ۴ تا ۶ میلیون تومان بسته به: مدل ماشین، اجازه چسباندن پوستر یا شابلون با اسپری رنگ و همچنین تعداد افراد داخل ماشین

کل رقم برای ساعت ۸ تا ۱۲ شب

خبرنامه گویا - حساب آورورا اینتل در شبکه اجتماعی ایکس که تحولات نظامی را بر پایه منابع متن‌باز رصد می‌کند، گزارش داد که سپاه پاسداران یک کشتی کروز (مسافربری) را هدف قرار داده است.

warning.jpgاین حساب در ادامه تأکید کرده که به‌احتمال زیاد این کشتی حامل مسافر نبوده و با توجه به شرایط امنیتی منطقه، «بعید است هیچ شرکت بیمه‌ای در حال حاضر پوشش مسافران در چنین مسیری را بپذیرد، چه برسد به اینکه شرکت‌های کروز تمایلی به فعالیت در آن داشته باشند.»

جزئیات بیشتری منتشر نشده و این ادعا تاکنون از سوی منابع رسمی تأیید یا رد نشده است.

***

blockade.jpgنیروهای آمریکا در حال آماده‌سازی برای سوار شدن بر کشتی‌های مرتبط با جمهوری اسلامی هستند

وال‌استریت ژورنال به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که نیروهای نظامی ایالات متحده در حال آماده‌سازی برای سوار شدن بر کشتی‌های مرتبط با جمهوری اسلامی و توقیف این کشتی‌های تجاری در آب‌های بین‌المللی در روزهای آینده هستند.

خبرنامه گویا - این برنامه‌ریزی در حالی انجام می‌شود که جمهوری اسلامی هم‌زمان کنترل خود بر تنگه هرمز را تشدید کرده، روز شنبه چندین کشتی تجاری را هدف قرار داده و اعلام کرده است که این گذرگاه «به‌طور کامل تحت کنترل» آن‌هاست. این تحولات تنها یک روز پس از آن رخ می دهد که وزیر خارجه رژیم ایران اعلام کرده بود تنگه برای تردد تجاری کاملاً باز است؛ اظهاری که با استقبال ترامپ روبه‌رو شده بود.

gorbachov.jpgاشکان صفایی - ایران اینترنشنال

فشار خارجی، شکاف در هسته قدرت و سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده که هر عقب‌نشینی برای بقا می‌تواند به ریزش بیشتر منجر شود؛ وضعیتی که ممکن است محمدباقر قالیباف را ناخواسته به «گورباچف» این نظام بدل کند.

در اوج جنبش موسوم به اصلاحات در نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی، زمانی که محمد خاتمی دم از «گفت‌وگوی تمدن‌ها»، «فضای باز سیاسی» و «جامعه مدنی» می‌زد، گروه‌های مختلفی او را «گورباچف ایران» می‌خواندند.

برخی مانند حسین شریعتمداری و حسن عباسی برای کوبیدن خاتمی این لقب را به وی داده بودند؛ و برخی جریان‌های مخالف حکومت در آن زمان نیز از روی امید به اینکه او بتواند کاری را که آنها در آن زمان قادر به انجامش نبودند، یعنی ساقط کردن رژیم تسریع کند، به این ریسمان چنگ می‌زدند.

بخش بزرگی از جامعه لیبرال غرب هم که بازتاب تفکراتش در رسانه‌هایی چون نیویورک‌تایمز، تایم و بی‌بی‌سی دیده می‌شد، از آنجا که وجود جمهوری اسلامی را به‌عنوان واقعیتی تغییرناپذیر پذیرفته بودند، به‌دنبال راهی بودند که این واقعیت را با چهره‌ای مثل او قابل‌هضم کنند.

UKPolice.jpg- بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، یک مرد ایرانی در مرکز لندن هدف حمله‌ای خشونت‌آمیز قرار گرفته است. گفته می‌شود پلیس متروپولیتن در حال بررسی این حادثه است

- هویت این فرد هنوز فاش نشده است اما منابع ایران‌اینترنشنال گفتند او «فردی حرفه‌ای و شاغل در لندن» بوده که در سال‌های گذشته، فعالیت‌های مسالمت‌آمیز علیه جمهوری اسلامی داشته است

یک زنجیره، نه یک اتفاق

خبرنامه گویا

در هفته‌های اخیر:

  • تلاش برای حمله آتش‌زا به ساختمان ایران‌اینترنشنال
  • حمله با کوکتل‌مولوتوف به اهداف مرتبط با جامعه یهودی
  • پرونده‌های ضدتروریسم علیه افراد مرتبط با شبکه‌های جمهوری اسلامی

و حالا حمله مستقیم به یک ایرانی در قلب لندن.

این‌ها کنار هم یک تصویر روشن می‌سازند: عملیات فشار و ارعاب جمهوری اسلامی در خاک اروپا فعال است.

پهپادها در لندن؛ خط قرمز شکسته شد

در ۲۴ ساعت گذشته، ماجرا وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر شد.

پلیس بریتانیا در حال بررسی یک تلاش نافرجام پهپادی برای هدف قرار دادن سفارت اسرائیل در لندن است حمله‌ای که به گفته تلگراف توسط یک گروه مرتبط با جمهوری اسلامی طراحی شده بود.

naghdi.jpgمشاور فرمانده سپاه: می‌توانیم تولید نفت را متوقف کنیم

بی بی سی - محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه، در تلویزیون صداوسیما گفت که اگر جنگ دوباره شروع بشود «از موشک‌هایی استفاده می‌کنیم که تاریخ تولیدشان اردیبهشت ۱۴۰۵ است.»

آقای نقدی در یک برنامه گفت‌وگوی تلویزیونی با اشاره به این که «دست برتر با نیروهای ایران» است گفت: «ما به خیلی از هدف‌ها مثل فناوری اطلاعات و تولید نفت حمله نکردیم. ما می‌توانیم تولید ۱۵ میلیون بشکه نفت در روز را برای یک سال متوقف کنیم. اما نخواستیم در دنیا مزاحمت به وجود بیاید. دست آن‌ها زیر ساطور ماست.»

او گفت در صورت ادامه جنگ ممکن است «همه نیروگاه‌هایی را که برق پایگاه‌های آمریکا را تامین می‌کنند بزنیم.»

«دشمن می‌گوید لانچرهای ایران را زده‌ایم اما ما در کارگاه‌های آهنگری می‌توانیم لانچر بسازیم. ما برگ‌های برنده‌ای داریم که هنوز وارد بازی نکردیم.»

*ادبیات مطرح‌شده در این اظهارات، از جمله تهدید به هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی و تولید نفت، پیش‌تر نیز از سوی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی مطرح شده بود.

***

mosadereh.jpgایران اینترنشنال - خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، در ادامه روند توقیف اموال مخالفان جمهوری اسلامی، اعلام کرد اموال متعلق به کیمیا علیزاده، المپین پیشین تکواندو ایران، بختیار رحمانی، میلاد زنیدپور و سوشا مکانی، بازیکنان پیشین تیم ملی فوتبال، شناسایی و توقیف شده است.

در این گزارش آمده: «حساب بانکی، خودرو و پلاک‌های ثبتی متعلق به کیمیا علیزاده، بختیار رحمانی، میلاد زنیدپور و سوشا مکانی شناسایی و توقیف شده است.»

پیش‌تر نیز قوه قضاییه از توقیف اموال علی دایی، علی کریمی، مسعود شجاعی، زهرا قنبری و علیرضا فغانی به‌دلیل مخالفت با جمهوری اسلامی خبر داده بود.

wapo.jpgجمهوری اسلامی بار دیگر همان الگوی توافقی را مطرح کرده که همواره آن را ترجیح می‌دهد. آیا ترامپ آن را خواهد پذیرفت؟

حمید بیگلری* - واشینگتن‌پست، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

ارائه یک «راه‌حل نیمه‌تمام و معلق» به تهران این امکان را می‌دهد که از ضرب‌الاجل‌های آمریکا عبور کند، بدون آن‌که اهرم اصلی فشار خود را از دست بدهد.

من در سال ۱۹۷۶ ایران را ترک کردم. در پنج دهه‌ای که از آن زمان گذشته، شاهد بوده‌ام که دولت‌های مختلف آمریکا تقریباً هر راهبرد قابل تصوری را در قبال جمهوری اسلامی آزموده‌اند: مهار، تعامل، تحریم، عملیات پنهانی و حتی جنگ آشکار. اما هر بار به یک نقطه مشترک رسیده‌اند: رژیمی منسجم‌تر از قبل و مردمی رهاشده‌تر از گذشته. مذاکرات اسلام‌آباد فصل تازه‌ای نیست؛ بلکه اجرای دوباره نمایشی است که واشینگتن بارها روی صحنه برده است.

سه خطای اساسی این نمایش را تعریف می‌کنند و هر سه همین حالا در حال تکرارند

نخستین خطا، اعتیاد آمریکا به «افسانه افراد میانه‌رو در رژیم ایران» است. ریاست هیئت جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد بر عهده محمدباقر قالیباف است: رئیس مجلس، فرمانده پیشین نیروی هوایی سپاه پاسداران و رئیس سابق پلیس. او تمام دوران حرفه‌ای خود را در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی گذرانده است. او دیپلماتی نیست که به نظامی تبدیل شده باشد، بلکه یک نظامی است که نقش دیپلمات را بازی می‌کند. با این حال، واشینگتن او را به‌عنوان یک چهره عمل‌گرا و شریک قابل مذاکره پذیرفته و این را نشانه‌ای از جدیت ایران در گفت‌وگوها تلقی می‌کند.

این نخستین و قدیمی‌ترین خطای آمریکا درباره رژیم ایران است. این نظام «میانه‌رو» تولید نمی‌کند؛ بلکه دو نوع تندرو می‌سازد:

گروه اول آن‌هایی که حفظ نظام را در تقابل و رویارویی می‌بینند و گروه دوم آن‌هایی که به انعطاف تاکتیکی باور دارند. تمام چهره‌هایی که غرب آن‌ها را «میانه‌رو» نامیده از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی گرفته تا محمدجواد ظریف، علی لاریجانی و اکنون قالیباف در دسته دوم قرار می‌گیرند. آن‌ها مذاکره می‌کنند، امتیاز می‌دهند و به زبان قواعد بین‌المللی سخن می‌گویند، اما هدف‌شان همان است: حفظ جمهوری اسلامی. تفاوت در روش است، نه در هدف.

شخصی که در اسلام‌آباد واقعاً اهمیت دارد، قالیباف نیست، بلکه احمد وحیدی، فرمانده سپاه، است کسی که اصلاً در اتاق مذاکره حضور نداشت. قالیباف بدون تأیید او قادر به تعهد دادن نیست. آمریکا با «نقاب» مذاکره می‌کند، در حالی‌که «چهره واقعی» در تهران نشسته و نظاره می‌کند که این نقاب چه امتیازاتی می‌تواند بگیرد.

tweet.jpg

***

moj.jpgبی بی سی - مجتبی خامنه‌ای، در یک پیام مکتوب روز ارتش و تولد پدرش را تبریک گفته است.

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران، ۲۹ فروردین ماه در سال ۱۳۵۸ روز ارتش نامگذاری شد.

مجتبی خامنه‌ای در پیام خود از این نهاد به عنوان «ارتش اسلام» یاد کرده و گفته است ارتش «اینک همچون دو جنگ تحمیلی سابق، دلاورانه از آب و خاک و پرچمی که به آن تعلق دارد دفاع میکند.»

در ادامه این پیام، او یادآور شد که امروز تولد علی خامنه‌ای، پدرش هم هست.

در این پیام اشاره‌ای به مذاکرات ایران و آمریکا نشده است.

trumpqlibaf.jpgمحمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت رییس‌جمهوری آمریکا «در یک ساعت هفت ادعا مطرح کرد که هر هفت ادعا کذب است.»

- رئیس جمهور آمریکا در یک ساعت هفت ادعا مطرح کرد که هر هفت ادعا کذب است.

۲- با این دروغگویی‌ها در جنگ پیروز نشدند و حتما در مذاکره هم راه به جایی نخواهند برد.

۳- با ادامهٔ محاصره، تنگهٔ هرمز باز نخواهد ماند.

۴- عبور و مرور در تنگهٔ هرمز بر اساس «مسیر تعیین شده» و با «مجوز ایران» انجام خواهد شد.

۵- باز یا بسته بودن تنگه و مقررات حاکم بر آن را میدان مشخص می‌کند نه شبکه‌های اجتماعی.

۶- جنگ رسانه‌ای و مهندسی افکار عمومی بخش مهمی از جنگ است و ملت ایران تحت تاثیر این تردستی‌ها قرار نمی‌گیرد. اخبار واقعی و دقیق مذاکرات را در مصاحبهٔ اخیر سخنگوی وزارت خارجه بخوانید.

خبرنامه گویا - با در نظر گرفتن اظهارات امروز قالیباف، مبنی بر رد قاطع ادعاهای رئیس‌جمهوری آمریکا و تأکید بر تداوم فشار و حتی تهدید به بستن دوباره تنگه هرمز، برخی تحلیلگران این فضای متضاد را بخشی از «مهِ جنگ» (Fog of War) و یک تاکتیک از سوی دولت ترامپ می‌دانند؛ تلاشی برای ایجاد شکاف و رقابت درون‌ساختاری میان جناح‌های مختلف در تهران، و همزمان ارسال سیگنال‌های آرامش‌بخش به بازارهای مالی.

این الگو پیش‌تر نیز در رفتار ترامپ دیده شده است: ابتدا فضای خوش‌بینی و «پیشرفت مذاکرات»، سپس تعیین خطوط قرمز و ضرب‌الاجل‌ها، و در نهایت در صورت عدم پذیرش شروط چرخش به سمت لحن تند و تهدیدآمیز.

پرسش کلیدی اکنون این است که آیا این بار نیز همان چرخه تکرار خواهد شد، یا اینکه تحولات جاری به یک توافق واقعی منتهی می‌شود.

albright.jpgخبرنامه گویا - دیوید آلبرایت، فیزیکدان آمریکایی و از کارشناسان برجسته عدم‌اشاعه هسته‌ای، در پستی در شبکه X با اشاره به تازه‌ترین برآوردها از ذخایر اورانیوم غنی‌شده جمهوری اسلامی هشدار داد که تمرکز بر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، تصویر ناقصی از واقعیت ارائه می‌دهد.

بر اساس داده‌هایی که او منتشر کرده (و جدول پیوست)، جمهوری اسلامی در مجموع حدود ۹۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در قالب UF6 در اختیار دارد؛ این رقم شامل سطوح مختلف غنا از زیر ۵ درصد تا ۲۰ درصد و ۶۰ درصد است.

علاوه بر این، حدود ۱۰۰۰ کیلوگرم دیگر از اورانیوم غنی‌شده نیز در اشکال شیمیایی دیگر (خارج از این جدول) نگهداری می‌شود.

جزئیات جدول نشان می‌دهد:

  • بیش از ۶۰۲۴ کیلوگرم اورانیوم با غنای تا ۵ درصد
  • حدود ۱۸۴ کیلوگرم با غنای ۲۰ درصد
  • و ۴۴۰ کیلوگرم با غنای ۶۰ درصد

آلبرایت تأکید می‌کند که اگر تنها ذخایر ۶۰ درصدی حذف شوند، مسئله حل نخواهد شد؛ زیرا جمهوری اسلامی در صورت ادامه فعالیت‌های غنی‌سازی، می‌تواند به‌سرعت سایر ذخایر با غنای پایین‌تر را دوباره به سطح ۶۰ درصد برساند.

او نتیجه می‌گیرد که تنها راه جلوگیری واقعی از حرکت به‌سوی سلاح هسته‌ای، پایان دادن کامل به برنامه غنی‌سازی است نه صرفاً محدود کردن بخشی از ذخایر.

این ارزیابی در حالی مطرح می‌شود که در برخی محافل دیپلماتیک، تمرکز اصلی بر مهار یا انتقال ذخایر با غنای بالا بوده؛ رویکردی که به گفته این کارشناس، از نظر فنی کافی نیست و می‌تواند صرفاً به «خرید زمان» منجر شود.

figure.jpgدرباره دیوید آلبرایت
دیوید آلبرایت فیزیکدان آمریکایی و بنیان‌گذار مؤسسه «علوم و امنیت بین‌المللی» است. او از شناخته‌شده‌ترین کارشناسان در حوزه برنامه‌های هسته‌ای ایران و کره شمالی به‌شمار می‌رود و سال‌ها به‌عنوان بازرس و تحلیل‌گر در زمینه عدم‌اشاعه فعالیت داشته است.

keramati.jpgچهره‌ای آرام، نگاهی انسانی، و تصویری که می‌توانست متعلق به هر زن عادی در هر نقطه‌ای از جهان باشد؛ اما در ایرانِ امروز، همین چهره به «جرم» تبدیل می‌شود. نام او بیتا همتی است؛ زنی که نه به‌خاطر خشونت، نه به‌خاطر جنایت، بلکه صرفاً به‌دلیل حضور در اعتراضات و داشتن صدا، به مرگ محکوم شده است. این تصویر، تنها یک عکس نیست، بلکه سندی است از ترس عریان یک نظام؛ سندی که نشان می‌دهد چگونه یک حکومت، از یک شهروند عادی، دشمنی مرگبار می‌سازد.

رژیمی که برای حفظ خود، به اعدام یک زن متوسل می‌شود، بیش از آن‌که قدرتش را به نمایش بگذارد، ضعف خود را فریاد می‌زند. اتهاماتی چون «تبانی علیه امنیت ملی» یا «همکاری با دولت‌های متخاصم»، سال‌هاست به ابزارهای تکراری دستگاه سرکوب تبدیل شده‌اند؛ واژگانی کلی، کشدار و بی‌پایه که برای خاموش کردن هر صدای مخالف به کار می‌روند.

258.jpgدر این میان، نه دادگاهی علنی وجود دارد، نه روندی شفاف، و نه امکان دفاع واقعی. آنچه به‌عنوان «اعتراف» ارائه می‌شود، اغلب نه در فضای عدالت، بلکه زیر فشار، شکنجه و در قاب تلویزیون دولتی شکل می‌گیرد. در چنین ساختاری، عدالت دیگر یک اصل نیست، بلکه ابزاری است برای تثبیت قدرت.

zamani.jpgانقلاب «شیر و خورشید» به‌عنوان یک مفهوم نمادین، بیش از آنکه صرفاً یک رویداد سیاسی باشد، بیانگر روندی اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است که ریشه در خواست‌های عمیق مردم ایران برای تغییر، بازگشت به هویت ملی و دستیابی به آزادی و عدالت دارد. بررسی روند پیروزی چنین انقلابی، مستلزم درک مجموعه‌ای از عوامل درهم‌تنیده است که به‌تدریج زمینه‌های تحول را فراهم می‌کنند.

نخستین مرحله این روند، شکل‌گیری آگاهی عمومی است. در هر جامعه‌ای، تغییرات بزرگ زمانی آغاز می‌شوند که بخش قابل‌توجهی از مردم به نارضایتی‌های مشترک خود پی ببرند. این آگاهی می‌تواند از طریق تجربه‌های روزمره، مشکلات اقتصادی، سیاسی ،محدودیت‌های اجتماعی یا احساس از دست رفتن هویت فرهنگی شکل بگیرد. در چنین شرایطی، نماد «شیر و خورشید» به‌عنوان نشانه‌ای از تاریخ و هویت ملی، می‌تواند به نقطه‌ای مشترک برای همگرایی فکری تبدیل شود.در حال حاضر مردم ایران به این مرحله مهم دست یافته اند.

وقتی ملانیا راست نمی گوید

| No Comments

Babak_Khati.jpgدکترین "مسئولیت حمایت" زمانی فعال می‌شود که یک دولت نه تنها از حفاظت از شهروندان خود ناتوان است، بلکه خود به عامل اصلی تهدید علیه بقای آن‌ها تبدیل شده باشد.

وضعیت کنونی ایران تمامی شروط حقوقی و اخلاقی برای مداخله جامعه جهانی را دارا است، چرا که ساختار قدرت با نقض فاحش حقوق بشر و ارتکاب به جنایت علیه بشریت، ملت ایران را در شرایطی بسیار نگران کننده قرار داده است.

کشتار و سرکوب سازمان‌یافته هزاران معترض غیرمسلح، تبدیل بیمارستان‌ها به بازداشتگاه و ناپدیدسازی قهری مجروحان، در کنار قطع سراسری اینترنت برای پنهان‌سازی فجایع انسانی، تنها بخشی از کارنامه‌ سیاهی است که سلب کامل مسئولیت حکومت در قبال جان انسان‌ها را به اثبات می‌رساند. بهره‌گیری از کودکان و زندانیان به عنوان سپر انسانی در جریان درگیری‌های نظامی اخیر نیز لایه‌ی دیگری از این سقوط اخلاقی است که ضرورت مداخله جهانی ذیل دکترین R2P را به یک فوریت حقوقی تبدیل می‌کند.

ورزش باستانی با میل موشکی

| No Comments

18-2.jpgایران اینترنشنال - - ویدیوی منتشرشده از تجمعات حامیان حکومت نشان می‌دهد یکی از ورزشکاران روی صحنه میل‌های شبیه موشک را به دست گرفته و حرکات نمایشی باستانی را با آن انجام می‌دهد.

18-1.jpgبی بی سی - کنسرت کانیه وست، رپر مشهور آمریکایی در لهستان، به خاطر اظهارات یهودستیزانه، نژادپرستانه و طرفداری از نازی‌ها لغو شد.

به‌ گزارش خبرگزاری فرانسه، این کنسرت با فشار دولت لهستان لغو شده و دولت آن کشور اظهارات کانیه وست را محکوم کرده است.

قرار بود کانیه وست در ۱۹ ژوئن/۲۹ خرداد در ورزشگاه سیلیزیان در شهر خوژوف کنسرت اجرا کند که اولین اجرای او در لهستان پس از ۱۵ سال بود، اما امروز این ورزشگاه اعلام کرد که این اجرا «به دلایل رسمی و قانونی» برگزار نخواهد شد.

مارتا چینکوفسکا، وزیر فرهنگ و میراث لهستان، تصمیم برگزارکنندگان برای حضور کانیه وست را «غیرقابل قبول» توصیف کرده بود.

این اتفاق چند روز پس از آن است که وست اجرای کنسرت خود را در فرانسه به تعویق انداخت و یک هفته پیش از آن هم بریتانیا ورود او را به این کشور برای شرکت در جشنواره وایرلس ممنوع کرد.

18.jpgبرترین ها - چند ثانیه: حسین شریعتمداری درباره توئیت عباس عراقچی اظهار نظر کرد و نوشت: جناب عراقچی! حضرتعالی در توئیت خود برای گشودن تنگه هرمز آن را «در پی آتش بس لبنان» دانسته‌اید!

حالا به توئیت بعدی ترامپ توجه فرمائید! در کمال قلدری و باج خواهی نوشته است: «ایالات متحده تمام «غبار هسته‌ای» ایجادشده توسط بمب‌افکن‌های B2 ما را دریافت خواهد کرد- به هیچ‌وجه هیچ پولی رد و بدل نخواهد شد.

این توافق به هیچ عنوان به لبنان مربوط نیست اما آمریکا به‌صورت جداگانه با لبنان همکاری خواهد کرد و به موضوع حزب‌الله به‌طور مناسب رسیدگی می‌کند. اسرائیل دیگر لبنان را بمباران نخواهد کرد و توسط ایالات متحده از انجام این کار منع شده است. دیگر بس است»!

برادر عراقچی عزیز! سوء استفاده و برخورد قلدرمآبانه دشمن را ملاحظه می فرمائید ؟! لطفاُ نظرتان را پس بگیرید!

zandi.jpgدر روزگاری که غبار حوادث بر آینه ذهن نشسته است، دشوارترین کار نه دیدن، بلکه درست دیدن است. آدمی میپندارد که چشم دارد و میبیند، حال آنکه چه بسا آنچه میبیند نه حقیقت، که بازتاب ترس ها و آرزوهای اوست. این همان وضعی است که بسیاری از متفکران بزرگ درباره آن هشدار داده اند، وضعی که در آن، بحران پیش از آنکه خیابان و مرز را درنوردد، در درون انسان رخ میدهد.

(Jean-Paul Sartre )ژان پل سارتر در میانه جنگ های قرن بیستم به نکته ای اشاره میکرد که هنوز تازه است: فاجعه جنگ فقط در مرگ انسان ها نیست، بلکه در لحظه ای است که انسان دیگر توان داوری اخلاقی خود را از دست میدهد. این لحظه، همان لحظه خطرناک است؛ زیرا در آن، کشتن توجیه میشود، رنج به ابزار بدل میشود، و حقیقت جای خود را به روایت میدهد. آنچه امروز در ذهن بسیاری در جریان است، بازتاب همین وضعیت است؛ نوعی سرگردانی میان دوگانه هایی که خود، ساخته قدرت و ترس اند.

در چنین وضعی، ذهن انسان به سوی ساده سازی میگریزد. این همان چیزی است که (Erich Fromm)اریش فروم آن را گریز از آزادی مینامید. آزادی واقعی یعنی توان تحمل ابهام، یعنی پذیرفتن اینکه میتوان همزمان چند حقیقت را دید. اما ذهن خسته، از این دشواری میگریزد و به دام قطعیت های کاذب میافتد. از همین جاست که این دوگانه های فریبنده شکل میگیرد: یا با مایی یا بر مایی، یا این سوی یا آن سوی. اینها نه تحلیل اند و نه عقلانیت، بلکه نشانه فروپاشی تفکر اند.

Bahram_Farokhi_2.jpgپس از جنگ اخیر و برقراری آتش‌بس دو هفته‌ای، روندی تازه در معادلات منطقه آغاز شد، روندی که نقطه کانونی آن، مذاکرات فشرده در اسلام‌آباد بود. برای نخستین‌بار در طول ۴۷ سال گذشته، مقامات ارشد رژیم اسلامی ایران به‌صورت مستقیم و رو در رو با مقام‌های بلندپایه ایالات متحده پشت یک میز نشستند، رخدادی که صرف‌نظر از نتیجه نهایی، خود به‌تنهایی یک تحول راهبردی به شمار می‌رود.

این گفت‌وگوها، هرچند تنها یک روز به طول انجامید، اما بنا بر نشانه‌ها و گزارش‌های غیررسمی، از سطحی بالا و با دستورکاری سنگین برخوردار بود. در سوی آمریکایی، معاون رئیس‌جمهور جی دی ونس و شماری از مشاوران نزدیک دونالد ترامپ حضور داشتند و در سوی ایران، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس و عباس عراقچی وزیر امور خارجه هدایت هیئت مذاکره‌کننده را برعهده داشتند.

اگرچه در فضای رسانه‌ای، روایت‌هایی از شکست مذاکرات منتشر شد، اما شواهد نشان می‌دهد گفت‌وگوها در کانال‌های غیرعلنی ادامه یافته و هیئت‌ها با دستور پیگیری موضوعات به پایتخت‌های خود بازگشته‌اند. اظهارات بعدی ترامپ نیز مؤید همین واقعیت بود، او طی چند مصاحبه از "پیشرفت‌های جدی" و در عین حال "موانع مهم" سخن گفت و به‌صورت تدریجی بخش‌هایی از خواسته‌های دو طرف را رسانه‌ای کرد.

گره‌های اصلی توافق و مهم‌ترین اختلافات موجود را می‌توان در چند محور خلاصه کرد:

shabi.jpg

👈کیهان لندن - پخش پول بین بچه‌ها در تجمعات شبانه حکومت توسط مزدوران عراقی براساس ویدیویی که از تجمعات شبانه طرفداران حکومت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، نیروهای مزدور عراقی وابسته به «حشدالشعبی» که برای تقویت بسیج به ایران آورده شدند، بین بچه‌هایی که به همراه خانواده‌هایشان در این تجمعات شرکت کردند پول پخش کردند.

***

عکسی از ترامپ که وایرال شد

| No Comments

این عکس امروز ترامپ خیلی وایرال شده.

HGKdmrgbkAAsbnX.jpg

هرگز دست نکش؛ تسلیم نشو

| No Comments

بدون شرح

***

18-4.jpg

مریم مقدم - ماموران جمهوری اسلامی به بدن بی‌جان صالحه اکبری تعرض کردند و برای همسرش اکبر خدایی عکس فرستادند.

-شکنجه روانی و آزار جنسی که این مرد بعد از کشته شدن همسرش در دی ماه دید، از حد تحملش خارج بود.

17-4.jpgایران اینترنشنال - علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در واکنش به توییت عباس عراقچی و اظهارات دونالد ترامپ درباره بازگشایی تنگه هرمز، خواستار پاسخ صریح و فوری به سخنان ترامپ شد.

او نوشت: «بعد از توییت عراقچی، شاهد هتاکی و بدمستی ترامپ بودیم. اگر اظهارات ترامپ دروغ است، با صدای بلند، بدون لکنت، قاطع و سریع جوابش را بدهید.»


او افزود: «اگر هم خدای نکرده واقعیت دارد، چیزی که دشمن زبون در میدان به دست نیاورده را نباید سر میز مذاکره به او هدیه کنیم».

17-3.jpgایران اینترنشنال - عزت‌الله ضرغامی، عضو شورای عالی فضای مجازی، در پی اعلام بازگشایی تنگه هرمز و اظهارات دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، درباره پذیرش ممنوعیت غنی‌سازی از سوی جمهوری اسلامی، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یک مسلمان نیست، یک خرده به مردم بگوید چه خبر است و دارد چه می‌شود؟»
وزیر پیشین میراث فرهنگی نوشت: «مراقب روایات یاس‌آور دشمن و شکل گیری دوقطبی‌ها هستید؟»

19-1.jpg

ایران اینترنشنال - ویدیوی منتشر شده در رسانه‌های حکومتی نشان می‌دهد علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در جریان بازدید از وضعیت کمپ تیم‌های ملی کشتی که در حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیده است، با نعلین به پا، روی سقف کمپ می‌رود و دستوراتی برای ترمیم به اطرافیان می‌دهد.

araqachi.jpgخبرگزاری مهر: توییت عراقچی به ترامپ فرصت اعلام پیروزی داد

خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، با انتقاد از نحوه اعلام بازگشایی تنگه هرمز از سوی عباس عراقچی نوشت توییت بدون توضیحات تکمیلی «بهترین فرصت را برای ترامپ مهیا کرد تا فراتر از واقعیت، خود را برنده جنگ اعلام کند و جشن پیروزی بگیرد.»

مهر در ادامه تاکید کرد مذاکرات مربوط به آتش‌بس تنها از سوی وزارت خارجه پیگیری نمی‌شود و افزود طبیعی است در چنین شرایطی لازم باشد همه اعضای تیم به صورت یکپارچه درباره تصمیم‌های اتخاذشده توضیح دهند.

انتقاد امیرحسین طهماسبی مجری شبکه سه صدا و سیما از توییت عراقچی درباره بازگشایی تنگه هرمز

به گزارش فرارو اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در گفت‌وگویی تلویزیونی در پاسخ به برخی واکنش‌ها در فضای رسانه‌ای درباره پیام بازگشایی تنگه هرمز که از سوی وزیر خارجه کشورمان عصر جمعه اعلام شد، گفت: ایران نگهبان تنگه هرمز است و هرجا که لازم باشد در اجرای تدابیری که تضمین کننده حقوق ایران باشد، هیچ مماشاتی به خرج نمی‌دهد.

سخنگوی وزارت خارجه گفت: آنچه که آقای عراقچی اعلام کردند در چارچوب توافق آتش بسی است که نوزدهم فروردین ماه بین ایران و آمریکا اعلام شد.

bazresi.jpgامیرحسین میراسماعیلی - ایندیپندنت فارسی

با وجود گذشت ۱۰ روز از اعلام آتش‌بس میان جمهوری اسلامی و آمریکا، گزارش‌های دریافتی از شهرهای مختلف ایران در روز جمعه ۲۸ فروردین نشان می‌دهد فضای خیابان‌ها نه‌تنها به وضعیت عادی بازنگشته، بلکه بسیاری از مناطق، به‌ویژه در ساعات شب، به صحنه‌ای از حضور پررنگ نیروهای بسیج، ایست‌بازرسی‌های گسترده و تجمع‌ شبانه حامیان حکومت تبدیل می‌شود؛ وضعیتی که به گفته مردم، با آزار، تهدید و رعب‌آفرینی همراه است.

ایندیپندنت فارسی مطلع شده که تعداد این ایست‌بازرسی‌ها در تهران، کرج، مشهد، اصفهان و شهرهای شمالی، نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در برخی مناطق بیشتر هم شده است و رفتارهای خشن و تحقیرآمیز با مردم همچنان ادامه دارد. برخی منابع محلی همچنین از حضور افرادی در کنار نیروهای بسیج خبر می‌دهند که به زبان عربی صحبت می‌کنند و پرچم‌ گروه‌های حزب‌الله لبنان یا حشدالشعبی عراق را در دست دارند.

یکی از ساکنان تهران در پیامی به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «در ایست‌بازرسی‌های تهران اتفاق‌هایی می‌افتد که اکثرشان منعکس نمی‌شود. از آزار جنسی و دادن فحش‌های رکیک گرفته تا قتل و تیراندازی. ما هر روز در این ایست‌ها گیر می‌کنیم و می‌دانیم چه برخوردهایی با مردم می‌شود. خفقان طوری است که هیچ‌کس جرات حرف زدن ندارد. الان با این شرایط، هر توهینی بخواهند می‌کنند و مردم هم کاملا بی‌پناه‌اند. زورشان به اسرائیل نرسید، انتقامش را از ما مردم می‌گیرند.»

فرد دیگری که در شرق تهران سوپرمارکت دارد، نیز ماجرای مشابهی را روایت می‌کند: «تقریبا هر شب یک مسیر را می‌بندند و مردم را نگه می‌دارند. گوشی‌ها را می‌گیرند و چک می‌کنند. عربده‌کشی در تجمع‌ها یا درحال حرکت در مسیر نیز همچنان ادامه دارد. اگر اعتراض کنی، سریع بازداشت یا تیراندازی می‌کنند. اصلا حس نمی‌کنی در شهر خودت هستی. کاملا شبیه به داعشی‌های اشغالگر رفتار می‌کنند. چند بار دیدم کسانی که کنارشان ایستاده‌اند، با این نیروها به زبان عربی صحبت می‌کنند. ظاهرا تعداد نیروهای حشدالشعبی هم در خیابان‌های تهران دائما بیشتر می‌شود. خوشا به غیرت آن نیروهای ارتشی مفت‌خور...»

17-2.jpgکیهان لندن - عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی:
وصل اینترنت مصلحت نیست و باعث موضوعات دیگر می‌شود!

با گذشت ۴۹ روز از قطع سراسری اینترنت جهانی در ایران، فضل‌الله رنجبر عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفته «شاید به مصلحت نباشد که در چنین شرایطی اینترنت در دسترس باشد و شاید به‌نوعی باعث فراهم شدن زمینه‌ای برای موضوعات دیگر شود.»

او همچنین درباره خسارت قطع اینترنت به اقتصاد کشور که حدود دو میلیارد دلار برآورد شده گفته «حاکمیت بعد از جنگ باید تلاش کند که خسارت‌هایی که در این مدت به مشاغل و مردم وارد شده است را به انحای مختلف جبران کند.»

همزمان «نت بلاکس» نهاد ناظر بر اینترنت جهانی روز جمعه ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ با اعلام اینکه قطع اینترنت جهانی در ایران از ۱۱۵۲ ساعت عبور کرد اعلام کرده تنها ۲ درصد سطح معمول اتصال بین الملل برقرار است.

tasnim.jpgتسنیم، خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از یک منبع آگاه نظامی نوشت که پیگیری‌های مستمر مقامات جمهوری اسلامی برای اجرای تعهد ترامپ به اعمال آتش‌بس در لبنان نهایتا شب گذشته به نتیجه رسید و اسرائیل مجبور شد که آتش بس در لبنان را نیز بپذیرد.

تسنیم افزود که جمهوری اسلامی تصمیم گرفته بود که در صورت عدم اجرای تعهد ترامپ، ساعت ۲۰ شب گذشته به اسرائیل حمله کند و همه مقدمات لازم برای این منظور آماده شده بود.

تسنیم نوشت: «حتی لانچرهای پرتاب موشک نیز به حالت عملیات قرار گرفته بود تا اهداف از پیش تعیین شده را منهدم کنند. چرا که عدم اجرای این تعهد، عملا نقض کامل آتش‌بس محسوب می‌شد و صبر جمهوری اسلامی نیز رو به اتمام بود.»

عزت‌الله ضرغامی وزیر پیشین میراث فرهنگی نیز در واکنش به اعلام بازگشایی تنگه هرمز در شبکه ایکس نوشت: «یه مسلمون نیست، یه خورده به مردم بگه چه خبره و داره چی میشه؟! مراقب روایات یاس‌آور دشمن و شکل گیری دوقطبی‌ها هستید؟»

***

arnz.jpgعلیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

ما بیش از چهار دهه است که به امید دیدن چهره‌های آشنا و تازه‌آشنای اپوزیسیون کنار هم، بسیار گفته‌ایم و نوشته‌ایم. چه روزهایی که به دیدن چهره‌هایی که در صحنه مبارزه، داعیه‌ دارند و به‌مناسبتی کنار هم گرد آمده بودند، دل شاد کردیم که زمان همدلی فرا رسیده و گاه آشتی طلوع کرده و «به گامی دگر کشور صبح با ما است»، اما خان امید بر آب داشته بودیم و ستون همدلی‌هایمان بر شن‌های روان تکیه داشت.

در طول این چندماهی که خانه پدری شاهد کشتار و ویرانی و درد و اشک و خون بود، هم چهره‌های ‌مخالف رژیم به همدلی ننشستند تا زمینه‌های ‌تشکیل یک دولت موقت را فراهم آورند. آیا لازم بود ۴۰ هزار تن کشته شوند، ۱۰۰ هزارتن زندانی و مفقود شوند، بیش از سه هزار پایگاه نظامی، فرودگاه، تاسیسات صنعتی، ۱۰۰ هزار خانه و ... ویران شود تا ما به نقطه تحمل یکدیگر برسیم و آیا رسیده‌ایم؟

جنبش ملی شیرو خورشید در مسالمت‌آمیزترین شکل یک جنبش مدنی آغاز شد، اما رژیم به جای پذیرش خواسته‌های معقول و قابل‌تحقق مردم، به‌ رویشان آتش گشود و زندان‌ها را از اسیران انباشت و چنان کرد که خیزش مسالمت‌آمیز به نبردی نابرابر بین رژیم و سپاه و بسیج و نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌ها و اینک نیابتی‌ها با مردم تبدیل شد.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

شاهزاده رضا پهلوی در پارلمان سوئد و سپس مجلس سنای ایتالیا، پیام ملت ایران را به اروپایی‌های مماشات‌گر بازگفت.

trmp.jpgامریکا وارد ایران خواهد شد تا اورانیوم غنی‌شده جمهوری اسلامی را بازپس بگیرد

ترامپ به رویترز: اورانیوم غنی‌شده ایران را با همکاری تهران، «با سرعتی آرام» جمع‌آوری و به آمریکا منتقل می‌کنیم

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا مدعی شد که آمریکا قصد دارد «با سرعتی آرام» وارد ایران شود تا اورانیوم غنی‌شده آن را جمع‌آوری کرده و به خاک ایالات متحده منتقل کند.

وی روز جمعه در گفت‌وگویی تلفنی با خبرگزاری رویترز گفت که ایالات متحده با ایران برای بازیابی اورانیوم غنی‌شده مدفون ایران همکاری خواهد کرد و آن را به ایالات متحده منتقل می‌کند.

او گفت: «ما این کار را با هم انجام خواهیم داد. ما همراه با ایران، با سرعتی آرام و مناسب وارد خواهیم شد و با ماشین‌آلات سنگین شروع به حفاری خواهیم کرد... ما آن را به ایالات متحده بازمی‌گردانیم.»

بقایی: اگر محاصره دریایی ادامه یابد جمهوری اسلامی متقابلا اقدامات لازم را انجام خواهد داد

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، درباره اعلام بازگشایی تنگه هرمز گفت که تردد در تنگه هرمز بر مبنای تفاهم آتش‌بس ۱۹ فروردین انجام می‌شود.

بقائی افزود: «جمهوری اسلامی پیگیری کرد تا آتش بس در لبنان نیز بر مبنای تفاهم ۱۹ فروردین انجام شود؛ آتش بس شب گذشته اتفاق افتاد. بنابراین قرار شد که بخش مربوط به تعهدات جمهوری اسلامی که باز تاکید می‌کنم چیز جدیدی نیست و اجرای همان تعهد ۱۹ فروردین است، انجام شود. یعنی تردد شناورهای تجاری با هماهنگی جمهوری اسلامی.»

او افزود: «تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز در مسیری که جمهوری اسلامی تعیین کرده و با هماهنگی مراجع ذی‌صلاح جمهوری اسلامی صورت خواهد گرفت. اگر طرف مقابل بنای بر بدعهدی بگذارد که ظاهرا می‌خواهد بدعهدی کند و اگر محاصره دریایی ادامه یابد، جمهوری اسلامی متقابلا اقدامات لازم را انجام خواهد داد و در این تردیدی نیست.»

بقائی گفت: «تا الان هیچ صحبتی درباره تمدید نداشته‌ایم؛ چارچوب تفاهم آتش‌بس مشخص است و دو هفته بوده است.»

hormouz.jpgرژیم ایران: تنگه هرمز برای مدت باقی مانده آتش‌بس باز است

دویچه وله - جمهوری اسلامی روز جمعه اعلام کرد که تنگه هرمز برای مدت باقی مانده آتش‌بس به صورت کامل به روی کشتی‌های تجاری باز است. این خبر پس از برقراری آتش‌بس ۱۰ روزه در لبنان اعلام شد.

سید عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز جمعه از بازگشایی تنگه هرمز به روی همه کشتی‌های تجارتی برای یک مدت محدود خبرداد.

او در پیامی در شبکه ایکس نوشت: «در راستای آتش‌بس برقرارشده در لبنان، عبور و مرور تمام کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز برای مدت باقی‌مانده دوره آتش‌بس به‌طور کامل باز اعلام شده است.»

وزیر خارجه ایران افزوده است که تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز از مسیر هماهنگ‌شده‌ای انجام خواهد شد که قبلاَ از سوی سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران اعلام شده بود

ترامپ: با وجود بازگشایی تنگه هرمز، محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که با وجود بازگشایی تنگه هرمز برای فعالیت تجاری، اما محاصره دریایی علیه کشتی‌های مرتبط با جمهوری اسلامی «تا زمانی که توافق ما با ایران به‌طور صددرصدی نهایی نشده است، صرفا در مورد ایران همچنان به‌طور کامل برقرار و اجرایی خواهد ماند.» او افزود: «این روند باید به‌سرعت پیش برود، چون درباره بخش عمده‌ای از موضوعات، پیش‌تر توافق‌های لازم حاصل شده است.»

این خبر در زمانی اعلام می‌شود که تلاش‌ها برای از سر گیری مذاکرات میان ایران و ایالات متحده امریکا جریان دارد و عاصم منیر، رئيس ارتش پاکستان که میانجی کلیدی شمرده می‌شود از روز چهارشنبه به این سو در تهران به سر می‌برد.

آتش‌بس در لبنان نیمه شب جمعه برقرار شد که مورد استقبال بسیاری کشورها به شمول ایران قرار گرفته است. ایران قبلاَ در زمانی که به آتش‌بس دو هفته‌ای با امریکا توافق کرد، تاکید داشت که این آتش‌بس شامل لبنان نیز شود، اما امریکا و اسرائيل آن را رد کردند.

از روز دوشنبه این هفته ایالات متحده امریکا محاصره دریایی بنادر ایران را اعمال کرده است تا مانع صادرات نفت این کشور شود و تهران را به پذیرش شرایط واشنگتن برای ختم جنگ وادار سازد.

16-6.jpgعلی شریفی زارچی - ساعاتی پیش سند محرمانه‌ای افشا شد که خباثت رسول جلیلی و شرکت امن‌افزارگستر شریف برای فیلترینگ تمام‌عیار اینترنت و قطع ارتباط مردم ایران با جهان را نشان می‌دهد.

این طرح به دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی و «شرکت ارتباطات زیرساخت» ارسال شده که نقش پلید وزارت ارتباطات را ثابت می‌کند.

سند چه می‌گوید؟

خبرنامه گویا - متن منتشرشده، یک گزارش فنی است که به طراحی یک مدل «گشایش کنترل‌شده اینترنت» می‌پردازد. در این مدل، اینترنت نه به‌صورت کامل باز می‌شود و نه کاملاً بسته می‌ماند، بلکه در قالب یک ساختار چهارمرحله‌ای و تحت نظارت شدید مدیریت می‌شود.

در این چارچوب، هر مرحله دارای اهداف مشخص و ابزارهای فنی ویژه‌ای است که به‌تدریج سطح دسترسی کاربران را تنظیم می‌کند.

ابزارهای پیشنهادی برای کنترل

در این سند، مجموعه‌ای از ابزارهای فنی برای کنترل جریان اینترنت پیشنهاد شده است:

  • استفاده از سامانه‌های پیشرفته برای بررسی دقیق محتوای رفت‌وآمد اینترنتی کاربران و تحلیل اینکه چه چیزی ارسال یا دریافت می‌شود
  • تعریف الگوهای رفتاری برای شناسایی روش‌های دور زدن فیلترینگ و مسدود کردن آن‌ها
  • محدودسازی یا مسدودسازی مسیرها و ابزارهایی که معمولاً برای عبور از فیلتر استفاده می‌شوند، از جمله: وی‌پی‌ان، پروتکل «کوئیک»، وایرگارد
  • وادار کردن کاربران به استفاده از سامانه نام دامنه داخلی (دی‌اِن‌اِس داخلی) تا مسیر دسترسی به سایت‌ها قابل کنترل‌تر باشد
  • مقابله با روش‌هایی که برای پنهان کردن مقصد واقعی اینترنت به‌کار می‌روند، مانند «دامِین فرانتینگ» و سایر تکنیک‌های مشابه

axios.jpgخبرنامه گویا - به گزارش باراک راوید خبرنگار اکسیوس، آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر یک طرح سه‌صفحه‌ای برای پایان دادن به جنگ در حال مذاکره هستند.

یکی از محورهای مورد بحث این است که آمریکا حدود ۲۰ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده جمهوری اسلامی را آزاد کند، در ازای آنکه تهران از ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود صرف‌نظر کند. این اطلاعات را دو مقام آمریکایی و دو منبع مطلع از روند مذاکرات به اکسیوس تأیید کرده‌اند.

***

واکنش ترامپ به گزارش زیر...

ترامپ درباره توافق احتمالی با جمهوری اسلامی: هیچ پولی تحت هیچ شرایطی مبادله نخواهد شد

دونالد ترامپ در تروث سوشال درباره توافق احتمالی با جمهوری اسلامی نوشت: «ایالات متحده آمریکا تمام "گرد و غبار" هسته‌ای ایجادشده توسط بمب‌افکن‌های باشکوه B2 ما را دریافت خواهد کرد، هیچ پولی تحت هیچ شرایطی، به هیچ شکل یا صورتی، مبادله نخواهد شد.» او افزود: «این توافق به هیچ‌وجه مشروط به لبنان نیز نیست، اما آمریکا به‌طور جداگانه با لبنان همکاری خواهد کرد و مسئله حزب‌الله را به شیوه‌ای مناسب مدیریت خواهد کرد. اسرائیل دیگر لبنان را بمباران نخواهد کرد. ایالات متحده آمریکا آن‌ها را از این کار منع کرده است.»

***

ادامه گزارش اکسیوس

چرا این خبر اهمیت دارد:

مذاکرات در طول این هفته پیشرفت‌هایی داشته، اما همچنان اختلافات قابل‌توجهی باقی است. توافقی با این شرایط می‌تواند به پایان جنگ منجر شود، اما احتمالاً با واکنش منفی تندروها در آمریکا و مخالفان این نوع امتیازدهی به جمهوری اسلامی روبه‌رو خواهد شد.

دونالد ترامپ اعلام کرده که مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی احتمالاً آخر این هفته برای دور دوم مذاکرات دیدار خواهند کرد تا تلاش کنند توافق را نهایی کنند. به گفته منابع، این مذاکرات قرار است در اسلام‌آباد و احتمالاً روز یکشنبه برگزار شود. پاکستان نقش میانجی را بر عهده دارد و مصر و ترکیه نیز به‌صورت پشت‌پرده از این روند حمایت می‌کنند.

جزئیات بیشتر:

یکی از اولویت‌های اصلی دولت ترامپ این است که جمهوری اسلامی به ذخایر عظیم اورانیوم غنی‌شده خود نزدیک به ۲۰۰۰ کیلوگرم که در تأسیسات زیرزمینی نگهداری می‌شود، دسترسی نداشته باشد؛ به‌ویژه حدود ۴۵۰ کیلوگرم با غنای ۶۰ درصد.

در مقابل، جمهوری اسلامی به‌شدت به منابع مالی نیاز دارد. طرفین در حال مذاکره درباره سرنوشت این ذخایر هسته‌ای و میزان دارایی‌های قابل آزادسازی هستند، و همچنین درباره شرایطی که تهران بتواند از این پول استفاده کند.

ml.jpgایندیپندنت فارسی - محمدرضا لاریجانی، فرزند علی لاریجانی، در صداوسیما توضیح داد که چگونه ازمرگ پدرش باخبر شده است. او گفت پیدا شدن «دسته‌کلید» وحید فاطمی‌نژاد، سرتیم حفاظت، در میان ویرانه‌های ساختمانی که هدف حمله هوایی قرار گرفته بود، نخستین نشانه‌ای بود که آن‌ها را به مرگ علی لاریجانی رساند.

به گفته او، این دسته‌کلید در محل تخریب‌شده کشف شد و همان لحظه مشخص شد که پدرش در جریان این حمله جان باخته است.

علی لاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی، در هجدهمین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بامداد سه‌شنبه ۲۶ اسفند در حملات هوایی اسرائیل کشته شد. در این حمله، علاوه بر او، مرتضی لاریجانی، علیرضا بیات معاونش، وحید فاطمی‌نژاد سرتیم حفاظت و شماری از محافظان نیز کشته شدند.

***

keramati.jpgدر قلب اروپا؛ در پارلمان سوئد، جمله‌ای مطرح شد که شاید بتواند سرنوشت یک ملت را در خود خلاصه کند:

آینده ایران نه در واشنگتن تعیین می‌شود، نه در تهران، بلکه در خیابان‌های ایران.

این سخن از سوی شاهزاده رضا پهلوی بیان شد اما پشت این جمله، واقعیتی تلخ نهفته است

در حالی که رسانه‌های جهانی از «آتش‌بس»، «مذاکرات» و «کاهش تنش‌ها» سخن می‌گویند، یک پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: آتش‌بس میان چه کسانی؟؟

زیرا در ایران، هیچ‌گاه آتش‌بسی میان مردم و حاکمیت وجود نداشته، واقعیت روزمره مردم، ایست‌های بازرسی، تهدید، سرکوب و گلوله است.

parhizkari.jpgاین تحلیلِ راهبردی در تلاش است تا بررسی کند آیا تهدید «نابودی زیرساخت‌ها»، یا مذاکره برای رسیدن به سازش, اهداف واقعی است یا تنها فریب رسانه‌ای برای پوشش عملیات پیچیده تهاجمی است که هدف آن تصرف سازمان‌یافته قدرت است.

۱. ابطال فرضیه تخریب(انحراف افکار عمومی)

استفاده از موشک‌های دوربرد برای تخریب زیرساخت‌های ثابت کافی است. حضور نیروهای «تصرف زمین» (هوابرد و تفنگدار) ثابت می‌کند که هدف، حفظ زیرساخت‌ها برای «دوران پس از تغییر» و تنها تصرف گره‌های مدیریتی است. شما برای نابودی پالایشگاه، چترباز لشکر ۸۲ یا ناو آبی-خاکی اعزام نمی‌کنید.

۲. ستون فقرات: قدرت عظیم ناوگروه بوش

ناوگروه بوش با توانایی‌های زیر «سپر دفاعی» و «فضای حیاتی» عملیات را تضمین می‌کند:

آنگاه که در محافل موسوم به "روشنفکری" و "نخبگی" سیاسی، جان انسان به مرتبه‌ای فروکاسته می‌شود که از "زیرساخت‌ها" نیز کم‌ بها‌تر می‌نماید،

آنگاه که "روشنفکر" و "نخبه" سیاسی، غافل از دام دوگانه سازیِ حساب شده و گسترده‌ای که جمهوری اسلامی افکنده است در همان دام به نمایش دلاوری برمی‌خیزد، بی‌ آنکه دریابد خود اسیر آن است،

آنگاه که جامعه‌ای را نظاره می‌کنم که "ملت" بودن خویش را به پای "امت" قربانی کرد و اکنون زیر ساطور ستم حکومتی تئوکراتیک به فغان آمده، بی‌ آنکه گشایشی در افق توان خویش بیابد،

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

گرفتاری‌ها در ایران بی‌شمار است. خبرهایی که می‌رسد از وضع بسیار سخت زندگی مردم حکایت دارد. با نبود اینترنت بسیاری از شغل و حرفه‌ها توان کاری خود را از دست داده و موج بیکاری بر انبوه گرفتاری‌های مردم افزوده شده است. بنیه مالی مردم برای تهیه غذای روزانه و دارو نیز کاهش گسترده یافته است. در برابر چشم مردم ولی نیروهای مزدور بیگانه خیابان‌های ایران را در تصرف آورده، مفت می‌خورند و می‌چرند و عربده می‌کشند؛ مزاحمت‌های آنان خود بر گرفتاری‌های روزافزون مردم افزوده شده و به ویژه روح و روان مردم را آزار می‌دهد.

یکی از نکته‌های نگران‌کننده دیگر وضع وخیم زندانیان سیاسی است با هر ایده و منشی که دارند، خطر اعدام هم‌چنان برای شماری زندانیان (چه سیاسی و چه عادی) پابرجاست و فریادرسی هم برای زندانیان بی‌پناه نیست. سازمان‌های حقوق بشری بیش از افشاگری و دادن بیانیه و محکومیت رفتار ضد انسانی حکومت آشفته اسلامی، توان دیگری ندارند زیرا همان‌گونه که بارها گفته شده است بزرگ‌ترین ضربه به مردم ایران از آن میان زندانیان، مماشات و سازش دولت‌ها چه غربی و چه شرقی با این حکومت ویرانگر ضد انسانی و ضد ایرانی بوده است.

zamani.jpgدر طول بیش از چهار دهه گذشته، رابطه میان مردم ایران و جمهوری اسلامی را نمی‌توان یک همزیستی آرام یا حتی یک اختلاف مقطعی دانست؛ بلکه این رابطه، در بسیاری از ابعاد، شبیه یک تقابل مستمر و فرسایشی بوده است. از نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا امروز، بخش بزرگی از جامعه ایران خود را در موقعیتی دیده که در آن، نه تنها صدایش شنیده نمی‌شود، بلکه با سرکوب، محدودیت و خشونت نیز مواجه است.

در این ۴۷ سال، اعتراض‌های مردمی بارها و بارها در نقاط مختلف کشور شکل گرفته‌اند؛ از اعتراضات دانشجویی تا خیزش‌ها و جنبش‌های سراسری در سال‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴. در بسیاری از این موارد، پاسخ حاکمیت نه گفت‌وگو، بلکه برخورد امنیتی بوده است. کشته شدن شهروندان در خیابان‌ها، بازداشت‌های گسترده و فشار بر خانواده‌ها، بخشی از واقعیتی است که در حافظه جمعی مردم ایران ثبت شده است. این تجربه‌ها باعث شده تا شکاف میان مردم و حکومت نه تنها کاهش نیابد، بلکه عمیق‌تر شود.

16-2.jpgایران وایر - پس از افشای اینکه چگونه «ابوالفضل شمخانی» و برادرش، «حسین شمخانی» از اسامی مستعار کارائیبی برای در اختیار داشتن یک مجموعه ملک لوکس در دبی به ارزش تقریبی ۲۹ میلیون دلار استفاده کرده‌اند، دولت دومینیکا شهروندی ابوالفضل شمخانی را باطل کرد.

ابوالفضل شمخانی فرزند «علی شمخانی» متهم شده است که پیوندهای سیاسی پدرش با جمهوری اسلامی را برای دریافت «پاسپورت طلایی» را پنهان کرده است.

«پینارد»، وزیر کار دومینیکا، روز ۲۷مارس۲۰۲۶ در نامه‌ای به ابوالفضل شمخانی اطلاع داده است که شهروندی او ـ که با نام مستعار «سامی هایک» صادر شده بود ـ بلافاصله ابطال شده است.

پینارد می‌گوید ابوالفضل شمخانی سال ۲۰۲۰ با «کتمان واقعیت» موفق شده شهروندی دومینیکا را دریافت کند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

علی شمخانی پدر ابوالفضل سال‌ها در هسته قدرت جمهوری اسلامی مسوولیت داشته و برای سال‌های طولانی مشاور سیاسی رهبر کشته شده جمهوری اسلامی ایران، بوده است.

علی شمخانی و «علی خامنه‌ای» و تعدادی دیگر از مقامات ارشد ایرانی در تاریخ ۹اسفند۱۴۰۴در حملات هوایی ایالات متحده و اسراییل کشته شدند.

azizi.jpgوزارت امنیت داخلی آمریکا‌ در پاسخ به پیگیری‌های ایران‌اینترنشنال، بازداشت یوسف سادات عزیزی را تایید و اعلام کرد که این اقدام توسط ماموران ویژه تحقیقات امنیت داخلی (HSI) و با همکاری اف‌بی‌آی صورت گرفته است.

وزارت امنیت داخلی اعلام کرد که عزیزی به‌دلیل فریب‌کاری و دروغ‌گویی عمدی در فرم درخواست ویزا بازداشت شده است. او عضویت خود در سازمان بسیج دانشجویی (بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰) را پنهان کرده بود؛ نهادی که زیرمجموعه سپاه پاسداران است.

طبق اعلام این مرکز، او در سال ۲۰۱۳ در دولت اوباما وارد آمریکا شده و در دانشگاه‌های میشیگان و ویرجینیا تک تحصیل کرده است. اما از پاییز ۲۰۲۵، به دلیل عدم ثبت‌نام در دانشگاه، وضعیت قانونی ویزای او باطل شده بود.

وزارت امینت داخلی تایید کرد که این فرد هم‌اکنون در بازداشت پلیس مهاجرت است و پرونده او در دادگاه مهاجرتی برای تعیین تکلیف نهایی در جریان است و از دادرسی عادلانه برخوردار خواهد بود.

این وزارتخانه در پایان پاسخ خود تاکید کرده است که ایالات متحده هیچ‌گونه تعهدی برای پذیرش یا اجازه اقامت به افرادی که با گروه‌های تروریستی در ارتباط بوده‌اند ندارد و سیستم امنیتی این کشور با هرگونه پنهان‌کاری در روند مهاجرت با قاطعیت برخورد می‌کند.

ena.jpgیادداشت تحریریهٔ خبرنامه گویا:
متنی که در ادامه می‌خوانید، نسخه‌ای خلاصه‌شده و ویرایش‌شده از مقالهٔ آقای اسماعیل نوری علا است. متن کامل این مقاله را می‌توانید در قالب پی دی اف از طریق این لینک مطالعه کنید.

***

جنگی که نه آغاز می‌شود، نه پایان می‌یابد

اسماعیل نوری علا - خبرنامه گویا

امروزه، در خلیج فارس، «وضعیت جنگی» دیگر صرفاً حاصل یک «رویداد» نیست، بلکه پدیدار شدگی یک «وضعیت» است؛ محصول جنگی است که نه اعلام می شود و نه پایان می پذیرد. آنچه جریان دارد چیزی میان این دو حالت است: نوعی تعلیق دائمی که در آن، قدرت ها هم زمان می جنگند و مذاکره می کنند، عقب می نشینند و پیشروی می کنند، و در عین حال می کوشند از لحظه ای که همه چیز از کنترل خارج می شود فاصله بگیرند.

پرسش اصلی این نیست که «آیا جنگی رخ خواهد داد یا نه؟»، بلکه آن است که «این وضعیت تا کجا ادامه می‌یابد و در چه نقطه‌ای تغییر ماهیت می‌دهد؟».

خاورمیانه در وضعیت «جنگ نیمه‌پنهان»

در این میان، خاورمیانه، و به‌ویژه ایران تحت سلطه رژیم اسلامی، به یکی از پیچیده‌ترین صحنه‌های تلاقی «قدرت، ترس، محاسبه و تصادف» بدل شده است؛ جایی که نه صلحی کامل وجود دارد و نه جنگی تمام‌عیار.

در نتیجه، وضعیتی میانه شکل گرفته که می‌توان آن را «جنگ نیمه پنهان» نامید؛ وضعیتی که نه نشانه آرامش، بلکه خود شکلی از بحران است.

HGICk0fbUAAWeyr.jpg

استقبال بیش از حد خودمانی مکرون از ملونی

امانوئل مکرون و جورجیا ملونی پیش از دیدار امروز خود، به شکلی غیرمعمول یکدیگر را در آغوش گرفتند

16-1.jpgایران اینترنشنال - مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تاکید کرد هرگونه توافق احتمالی میان آمریکا و ایران برای پایان دادن به درگیری‌ها در خاورمیانه باید شامل سازوکارهای «بسیار دقیق» راستی‌آزمایی فعالیت‌های هسته‌ای تهران باشد.

رافائل گروسی با تاکید بر لزوم راستی‌آزمایی همه اجزای برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی هشدار داد هر توافقی که این ملاحظات را در بر نگیرد، صرفا «توهم توافق» خواهد بود. او در سئول گفت: «جمهوری اسلامی برنامه هسته‌ای بسیار بلندپروازانه و گسترده‌ای دارد، بنابراین حضور بازرسان آژانس ضروری است. در غیر این صورت، توافقی در کار نخواهد بود.»

گروسی افزود هر توافق درباره فناوری هسته‌ای «مستلزم سازوکارهای راستی‌آزمایی بسیار دقیق است.» به گفته آژانس، ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ سطحی که فاصله کمی تا درجه تسلیحاتی دارد.

او همچنین از افزایش سریع فعالیت‌ها در تأسیسات هسته‌ای کره شمالی خبر داد و نسبت به تحولات برنامه هسته‌ای پیونگ‌یانگ ابراز نگرانی کرد.

***

vahidi2.jpg

خبرنامه گویا - حرکات گانگستری احمد وحیدی در ویدیوی تازه منتشرشده سپاه، در شبکه‌های اجتماعی خبرساز شده است؛ از جمله هادی زنوزی که با کنایه آن را فاز سریال «پیکی بلایندر» توصیف کرده، تعبیری که بازتاب برداشت گسترده کاربران است: تلاشی برای القای قدرت از مسیر تقلید از دنیای گانگسترها، نه واقعیت سیاسی.

***

مریم مقدم: زنان ارزشی و حامی جمهوری سوار جیپ صورتی پشت دوشکا رفتند؛ مغلمه دل‌بهم‌زننده‌ای از حماقت و سبعیت

ai.jpgایندیپندنت فارسی - در روزهای پس از اولین جلسه دیدار نمایندگان جمهوری اسلامی و آمریکا در اسلام‌آباد، پاکستانی‌های خلاق با هوش مصنوعی تصاویری از جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا در حالی‌که از غذاهای سنتی پاکستانی لذت می‌برد یا فعالیت‌های مختلف انجام می‌دهد را ساختند.

بعد از آن‌که ترامپ اعلام کرد در صورت دستیابی به توافق، ممکن است به اسلام‌آباد سفر کند، تصاویر رئیس‌جمهوری و بانوی اول آمریکا نیز به سوژه خلاقیت تبدیل شد.

برخی از این تصاویر به حدی فراگیر شدند که توجه رسانه‌های جهان، از جمله نیویورک‌پسترا نیز به خود جلب کردند.

01.jpg02.jpg03.jpg

segal.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

از نیمه‌شب، برای نخستین‌بار از ۲۸ فوریه، دیگر هیچ درگیری‌ای در خاورمیانه جریان ندارد.

این آتش‌بس نشانه تغییر صف‌بندی‌ها نیست، بلکه بازتاب تفاوت در اولویت‌ها و جدول‌های زمانی است. آمریکا به‌دنبال خارج کردن مواد هسته‌ای رژیم ایران است و جنگ اسرائیل در لبنان مانعی بر سر این هدف بود. با این حال، آتش‌بس تنها گام نخست در طرح ترامپ محسوب می‌شود.

گام دوم، نشست کاخ سفید میان ترامپ، جوزف عون رئیس‌جمهور لبنان و نتانیاهو است که انتظار می‌رود هفته آینده برگزار شود. هدف این نشست، نمایش یک جبهه متحد و جلوگیری از تشدید تنش در عرصه عمومی است--نمایشی دیپلماتیک که اسرائیل، با وجود نارضایتی از انحراف از اهداف نظامی‌اش، آن را ترجیح می‌دهد.

reuters.jpgایران اینترنشنال - یک مقام ارشد جمهوری اسلامی به رویترز گفت: «اختلافات قابل‌توجهی میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده باقی مانده است، از جمله درباره مسائل هسته‌ای، و گفتگوهای جدی مورد نیاز است.»

این مقام که نامش فاش نشده با این حال ادامه داد: «تهران آماده است در صورت برآورده شدن مطالباتش، درباره ماهیت صلح‌آمیز فعالیت‌های هسته‌ای خود به جهان اطمینان دهد.»

او گفت: «باز نگه داشتن تنگه هرمز منوط به پایبندی به شرایط آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده است.»

این مقام جمهوری اسلامی اضافه کرد: «یک توافق اولیه می‌تواند در روزهای آینده حاصل شود، با این امکان که آتش‌بس تمدید شود.»

او گفت: «چنین توافق اولیه‌ای می‌تواند فضایی برای گفتگو درباره رفع تحریم‌ها و تامین غرامت برای خسارات جنگی ایجاد کند.»

barakRavid.jpgباراک راوید - اکسیوس، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به اکسیوس گفت که انتظار دارد مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی احتمالاً این آخر هفته دیدار کنند و به گفته او، در همین دیدار به یک توافق نهایی برای پایان جنگ دست یابند.

بررسی واقعیت: چندین مقام آمریکایی و منابع آگاه از روند مذاکرات به اکسیوس گفته‌اند که با وجود پیشرفت‌های قابل‌توجه و نزدیک‌شدن دو طرف به یک طرح صلح سه‌صفحه‌ای، هنوز در مسائل کلیدی اختلاف‌هایی باقی است.

ترامپ که در روزهای اخیر دست‌کم یک تماس مستقیم با یک مقام ایرانی داشته، به‌وضوح خوش‌بین به نظر می‌رسد. او در یک گفت‌وگوی تلفنی کوتاه گفت:

«ایرانی‌ها می‌خواهند دیدار کنند. می‌خواهند به توافق برسند. فکر می‌کنم این دیدار احتمالاً آخر هفته انجام شود و ما ظرف یکی دو روز آینده به توافق برسیم.»

segal.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

شب گذشته، دونالد ترامپ اعلام کرد که قرار است بنیامین نتانیاهو و جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، برای نخستین‌بار با یکدیگر گفت‌وگو کنند. هم‌زمان با انتشار این خبر، کابینه امنیتی اسرائیل نیز تشکیل جلسه داد نشستی که به‌گفته منابع، محور آن بررسی امکان برقراری یک آتش‌بس یک‌هفته‌ای در لبنان بود.

برآورد من این است که اسرائیل ظرف چند روز آینده عملاً گزینه‌ای جز توقف کامل درگیری‌ها در لبنان نخواهد داشت. هرچند جلسه کابینه بدون تصمیم نهایی به پایان رسید، اما نشانه‌ها به‌وضوح حاکی از آن است که آتش‌بس در آینده‌ای نزدیک، نه یک احتمال دور، بلکه محتمل‌ترین سناریوی پیشِ‌رو است.

در این میان، پرسشی که برای ساکنان شمال اسرائیل مطرح می‌شود، کاملاً قابل درک است: اگر قرار بود در نهایت عملیات علیه حزب‌الله متوقف شود، چرا باید یک هفته دیگر را در پناهگاه‌ها سپری می‌کردند؟ چرا این تصمیم زودتر گرفته نشد؟ و چرا اسرائیل اجازه داد موجی از انتقادها و روایت‌سازی‌های بین‌المللی علیه خود با محوریت «جنگ‌طلبی» و «بی‌میلی به صلح» شکل بگیرد؟

پاسخ در یک تفاوت بنیادین نهفته است: فاصله‌ای تعیین‌کننده میان آتش‌بس احتمالی کنونی و طرحی که تنها یک هفته پیش با میانجی‌گری آمریکا مطرح شده بود، تفاوتی که مسیر تحولات را تغییر می‌دهد. آنچه پیش‌تر روی میز بود، در عمل می‌توانست امتیازی به رژیم ایران تلقی شود. اما آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، ماهیتی کاملاً متفاوت دارد و بیشتر به سود لبنان تعریف می‌شود.

در طول هفته گذشته، اسرائیل نه‌تنها از طریق عملیات «تاریکی ابدی» ضربه‌ای قابل‌توجه به حزب‌الله لبنان وارد کرد، بلکه مهم‌تر از آن، یک تغییر راهبردی را کلید زد: آغاز مذاکرات دوجانبه مستقیم با بیروت. این تحول، حتی اگر به‌تنهایی مسئله حزب‌الله را حل نکند، یک قاعده جدید ایجاد می‌کند، این‌که تحولات اصلی در لبنان باید از مسیر دولت لبنان عبور کند، نه اینکه از سوی تهران تعیین و دیکته شود.

به‌عبارت دیگر، تفاوت فقط در «آتش‌بس» نیست؛ تفاوت در این است که چه کسی چارچوب آن را تعیین می‌کند. این‌بار، بازی در حال جابه‌جا شدن از تهران به بیروت است و همین است که، تمام ماجرا را تغییر می‌دهد.

trumpbb.jpg

خبرنامه گویا - در یک ادعای تازه و جنجالی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرده است که ایران پذیرفته ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را به آمریکا تحویل دهد. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که مذاکرات میان دو کشور همچنان با اختلافات جدی بر سر برنامه هسته‌ای تهران ادامه دارد.

دونالد ترامپ،‌ رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید که ایران با تحویل ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود «موافقت» کرده است و دو طرف به توافق صلحی برای پایان دادن به شش هفته جنگ «نزدیک» شدند. او گفت که نشست بعدی با مقامات ایرانی برای پایان دادن به جنگ «ممکن است همین آخر هفته برگزار شود.» و حتی احتمال داد که خودش در این نشست شرکت کند.

اظهارات آقای ترامپ هنوز به‌طور رسمی توسط ایران تأیید نشده‌است. آقای ترامپ پیشتر از برقراری آتش‌بس ده روزه‌ای بین لبنان و اسرائیل خبر داد که از چند ساعت دیگرآغاز می‌شود. او از رئیس‌جمهور لبنان و نخست وزیر اسرائیل دعوت کرد که برای مذاکره بیشتر به واشنگتن سفر کنند.

در نتیجه، ادعای ترامپ در صورت صحت می‌تواند نشانه یک چرخش ناگهانی در موضع تهران باشد، اما در حال حاضر باید آن را یک ادعای تأییدنشده در فضای مذاکرات پیچیده تلقی کرد.

ترامپ: اگر توافق با جمهوری اسلامی امضا شود، ممکن است به اسلام‌آباد بروم

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، پنجشنبه گفت اگر توافقی با جمهوری اسلامی حاصل و در اسلام‌آباد امضا شود، او ممکن است به آنجا برود. ترامپ افزود که جمهوری اسلامی تقریبا با همه چیز موافقت کرده است. او گفت: «آن‌ها موافق‌اند، فقط باید با یک قلم پای میز بیایند، و آن وقت این موضوع تمام می‌شود.» ترامپ ادامه داد: «اگر نگاه کنید، بازار بورس خوب است، قیمت نفت در حال کاهش است، و به نظر خیلی خوب می‌رسد که ما با ایران به یک توافق برسیم، و این یک توافق خوب خواهد بود. این یک توافق بدون سلاح هسته‌ای خواهد بود.»

در همین زمینه:

ترامپ از آتش‌بس ۱۰روزه گفت؛ میز کاخ سفید برای اسرائیل و لبنان آماده می‌شود

خبرنامه گویا - ترامپ از برقراری یک آتش‌بس ۱۰روزه میان اسرائیل و لبنان خبر داد و اعلام کرد قصد دارد نشستی را در کاخ سفید با حضور رهبران دو طرف برگزار کند.

ترامپ گفت: «قصد دارم نخست‌وزیر اسرائیل، بیبی نتانیاهو، و رئیس‌جمهور لبنان، جوزف عون، را به کاخ سفید دعوت کنم تا نخستین گفت‌وگوهای مهم میان اسرائیل و لبنان از سال ۱۹۸۳-- یعنی مدت‌ها پیش برگزار شود. هر دو طرف خواهان صلح هستند و من معتقدم این اتفاق به‌زودی رخ خواهد داد!»

به گزارش اکسیوس و به نقل از باراک راوید، یک مقام لبنانی به این رسانه گفته است که ترامپ روز پنج‌شنبه با جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، گفت‌وگو کرده است.

اهمیت موضوع چیست؟

این تماس در شرایطی انجام شده که اسرائیل در حال بررسی پذیرش آتش‌بس در جنگ خود با حزب‌الله است. لبنان خواستار آتش‌بس شده و یک مقام آمریکایی نیز به آکسیوس گفته است که ترامپ از چنین تصمیمی «استقبال» خواهد کرد.

  • نشست کابینه امنیتی اسرائیل درباره لبنان در شامگاه چهارشنبه بدون تصمیم‌گیری درباره آتش‌بس پایان یافت.
  • یک مقام دفاعی اسرائیل گفته است احتمال دارد آتش‌بس شامگاه پنج‌شنبه اعلام شود: «ما در یک نقطه حساس قرار داریم. هنوز چیزی قطعی نیست، اما ممکن است همین امروز اتفاق بیفتد.»

nuke.jpgمارک دوبوویتز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

بر اساس منابع ما در ایران، فضای حاکم در درون حلقه‌های رژیم، بسیار تیره‌تر از پیام‌های علنی است: سه ماه پرداخت‌نشدن حقوق نیروهای نظامی، وارد شدن ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار خسارت، و اوج‌گیری صداهای تندرو که اکنون آزمایش سلاح هسته‌ای را «ضروری» می‌دانند.

چهره‌های به‌اصطلاح میانه‌رو که از سوی ساختار نظامی-امنیتی کنار زده شده‌اند، هم برای اثبات وفاداری خود ناچار شده‌اند به لفاظی‌های تند روی بیاورند.

می‌توانید یک مؤمن تئوکراتیک باشید که خواهان سلاح هسته‌ای است و از کشتار ایرانیان حمایت می‌کند--و در عین حال «میانه‌رو» به‌حساب بیایید؛ یعنی فقط به این دلیل که نمی‌خواهید خودتان و رژیم نابود شوید. بنابراین ممکن است به یک توافق کوتاه‌مدت تن دهید، بدون آنکه از اهداف کلی خود دست کشیده باشید.

خبرنامه گویا - پیام دابوویتز ساده است: بحران درون رژیم واقعی است و دارد عمیق‌تر می‌شود. حرکت به سمت این‌که گزینه هسته‌ای «ضروری» تلقی شود، یعنی خروج از فاز مذاکره و ورود به مرحله‌ای با ریسک بالا و خطرناک. آنچه «عملگرایی» یا طیف میانه‌رو در حاکمیت نامیده می‌شود، در عمل چیزی جز مدیریت بقا نیست، نه تغییر واقعی مسیر. نتیجه روشن است: هر توافقی فقط خرید زمان است، نه حل بحران.

***

interagreement.jpgمنابع ایرانی می‌گویند مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در پی اختلافات بر سر برنامه هسته‌ای، به سمت یک توافق موقت چرخیده است...

خبرنامه گویا - دو منبع ایرانی به رویترز گفتند که مذاکره‌کنندگان آمریکا و جمهوری اسلامی از هدف دستیابی به یک توافق جامع صلح عقب‌نشینی کرده‌اند و در عوض به دنبال یک یادداشت تفاهم موقت هستند تا از بازگشت به درگیری جلوگیری شود.

این تغییر رویکرد پس از مذاکرات بی‌نتیجه آخر هفته گذشته در اسلام‌آباد رخ داده است؛ جایی که اختلافات عمیق بر سر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی از جمله سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده و مدت‌زمان توقف فعالیت‌های هسته‌ای تهران همچنان مانع پیشرفت بوده، حتی با وجود آنکه مقام‌های آمریکایی و میانجی‌گران پاکستانی از چشم‌انداز توافق سخن گفته‌اند.

یک مقام ارشد ایرانی گفت دو طرف موفق شده‌اند برخی شکاف‌ها را کاهش دهند، از جمله درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز؛ گذرگاهی حیاتی که حدود ۲۰ درصد از نیاز جهانی نفت و گاز از آن عبور می‌کند و در هفته‌های اخیر به روی اکثر کشتی‌ها بسته بوده است.

به گفته این مقام که به‌دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، رژیم ایران که سال‌ها با تحریم‌های فلج‌کننده آمریکا روبه‌رو بوده، خواهان آن است که در این یادداشت تفاهم، واشینگتن بخشی از دارایی‌های مسدودشده جمهوری اسلامی را آزاد کند؛ در مقابل، تهران اجازه عبور کشتی‌های بیشتری از تنگه را خواهد داد.

zavalghadr.jpgایران اینترنشنال - با آغاز جنگ، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت تنگه هرمز را به روی کشتیرانی بین‌المللی ببندد و در ازای صدور مجوز عبور، از هر نفتکش حدود دو میلیون دلار دریافت کند.

در همین راستا، «کمیته صدور مجوز تردد در تنگه هرمز» به ریاست محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تشکیل شد.

با این حال، برخلاف پیش‌بینی‌ها درباره درآمد قابل‌ توجه برای اقتصاد ایران، منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفتند به‌دلیل سوءمدیریت، تاکنون تنها ۶۰ مجوز ترانزیت صادر و از این میان تنها برای ۸ مورد درخواست پرداخت ارسال شده است؛ ضمن اینکه تا این لحظه هیچ‌ وجهی نیز وصول نشده است.

منابع آگاه افزودند این وضعیت موجب بروز نارضایتی جدی در میان مقام‌های ارشد دولت و دفتر رهبر جمهوری اسلامی شده است.

بر اساس اطلاعات رسیده، برخی پیشنهادها برای سلب مسئولیت از ذوالقدر و واگذاری این پرونده به مسعود پزشکیان، رییس دولت، مطرح شده است.

dollar.jpgایران اینترنشنال - کانال ۱۲ اسرائیل از «پیشرفت» در مذاکرات تهران و واشینگتن خبر داد و اعلام کرد ایالات متحده برای ایجاد صندوق کمک اقتصادی به ارزش ۲۵۰ میلیارد دلار آمادگی دارد، اما جمهوری اسلامی خواهان مبلغ بیشتری است.

بر اساس این گزارش، آمریکا «به‌طور اصولی حق ایران برای داشتن برنامه هسته‌ای غیرنظامی» را پذیرفته است.

در مقابل، واشینگتن خواستار آن است که حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی از ایران خارج شود و به آمریکا یا یک کشور اروپایی انتقال یابد.

جمهوری اسلامی در واکنش، فرآیند رقیق‌سازی در داخل ایران را پیشنهاد کرده است.

هگست: اگر جمهوری اسلامی توافق را نپذیرد، آماده ازسرگیری نبرد هستیم

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، اعلام کرد جمهوری اسلامی در حال آواربرداری از سایت‌های موشکی بمباران‌شده است.

او گفت: «ایران دوست دارد بگوید تنگه هرمز را کنترل می‌کند، اما نیروی دریایی ندارد. تهدید جمهوری اسلامی به شلیک به کشتی‌های تجاری کنترل نیست، بلکه دزدی دریایی است.»

هگست افزود نیروی دریایی ایالات متحده به‌دلیل برخورداری از توان دریایی، تردد ورودی و خروجی از تنگه هرمز را کنترل می‌کند.

به گفته او، ارتش آمریکا محاصره تنگه هرمز را «تا هر زمان که لازم باشد»، ادامه خواهد داد.

وزیر جنگ ایالات متحده همچنین هشدار داد اگر جمهوری اسلامی توافق را نپذیرد، نیروهای آمریکایی آماده ازسرگیری نبرد هستند.

masih.jpgمسیح علینژاد در شبکهٔ اجتماعی اکس - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

این‌ها همان مقام‌های جمهوری اسلامی هستند که در سال ۱۹۷۹ به سفارت آمریکا در تهران یورش بردند و ۵۲ دیپلمات و کارمند آمریکایی را به‌مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند.

من در دلِ همان سیستم بزرگ شدم.

از هفت‌سالگی ما را وادار می‌کردند شعار «مرگ بر آمریکا» سر بدهیم. مجبورمان می‌کردند پرچم آمریکا را آتش بزنیم. به‌عنوان دانش‌آموزان دختر، ما را به‌طور سازمان‌یافته آموزش می‌دادند، تحت کنترل کامل قرار می‌دادند و در معرض فشارها و آسیب‌های روانی قرار می‌گرفتیم.

من هرگز آن ترس را فراموش نکرده ام. به همین دلیل، در سال ۲۰۲۰ تحقیقاتم را آغاز کردم تا زندگی‌های لوکس فرزندان همان گروگان‌گیرها در آمریکا را افشا کنم.

حالا به این واقعیت نگاه کنید:

masihLarge.jpg
۱)
حبیب‌الله بیطرف، از دیوارهای سفارت آمریکا بالا رفت. دخترش، حمیده، در آمریکا و در شهر برومفیلد ایالت کلرادو زندگی می‌کند.

۲)
محسن میردامادی در طراحی اشغال سفارت نقش داشت. پسرش در آمریکا، در واشینگتن، زندگی می‌کند.

آن‌ها به ما یاد دادند از آمریکا نفرت داشته باشیم،
اما فرزندان خود را برای زندگی در رؤیای آمریکایی راهی همان کشور کردند.

۳)
معصومه ابتکار یکی از چهره‌های اصلی اشغال سفارت آمریکا و نماد جهانی شعار «مرگ بر آمریکا» بود. او با شور و حرارت از قطع رابطه با «شیطان بزرگ» سخن می‌گفت و حتی گفته بود که شخصاً می‌تواند ماشه را برای کشتن گروگان‌ها بچکاند.

چند دهه بعد:

پسرش، عیسی هاشمی، سر از آمریکا درآورد؛ تحصیل کرد، کسب‌وکار راه انداخت و همان سبک زندگی‌ای را در پیش گرفت که به ما گفته بودند از آن متنفر باشیم.

پس بیایید صادق باشیم: ما زنان ایران برای مطالبهٔ آزادی و انتقاد از حکومت اسلامی به زندان می‌رویم، شلاق می‌خوریم، هدف اسیدپاشی قرار می‌گیریم، نابینا می‌شویم، کشته می‌شویم و حتی در آمریکا نیز ممکن است مقابل درِ خانه‌مان با سوءقصد روبه‌رو شویم.

در ایران، معترضان تنها به‌خاطر مطالبهٔ همان آزادی‌ای اعدام می‌شوند که فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی در آمریکا آن را بدیهی می‌دانند.

اگر آمریکا واقعاً «دشمن» جمهوری اسلامی است، چرا برای فرزندان آن‌ها همواره به مکانی برای امتیاز، رفاه و فرصت تبدیل شده است؟

من بارها و بارها از رسانه‌های آمریکایی دعوت می‌کنم صدای ما را بشنوند و این واقعیت را عمیق‌تر بررسی کنند. آنچه من گفته‌ام تنها بخشی از ماجراست؛ فهرست کامل بسیار طولانی‌تر است.

***

گوگل رفع فیلتر شد

| No Comments

1515.jpg

ایرنا - موتور جستجوگر گوگل برای برخی از کاربران همراه اول، شاتل و رایتل در دسترس قرار گرفته است.

چند روز گذشته خبری مبنی بر تصمیم مقامات مسئول برای رفع محدودیت از برخی سرویس‌های اینترنتی بین‌المللی به صورت تدریجی منتشر شد.

طی دقایق گذشته، موتور جستجوی گوگل باز شده است.

***

کاربران میگویند قبلاً بسته شدن یک سایت خبر به حساب می‌آمد، الان باز شدن یک سایت خبر محسوب می‌شود!

***

indep.jpgاقتصاد ایران در فروپاشی کامل

ایندیپندنت فارسی - پنجشنبه ۲۷ فروردین، در نهمین روز از اعلام آتش‌بس میان جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل، گزارش‌های دریافتی از شهرهای مختلف ایران نشان می‌دهد وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم وارد مرحله‌ای بحرانی شده و تداوم قطعی اینترنت هم‌زمان با رکود گسترده کسب‌وکارها و موج تازه بیکاری، فشار سنگینی بر زندگی روزمره آنان وارد کرده است.

ایندیپندنت فارسی مطلع شده که در بسیاری از شهرها، به‌ویژه تهران، افزایش ناگهانی قیمت‌ها، کاهش شدید درآمدها و از دست رفتن فرصت‌های شغلی به دلیل سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی، باعث شده است بخش قابل‌توجهی از مردم برای تامین ابتدایی‌ترین نیازهایشان با مشکلات عمیقی مواجه شوند.

یکی از ساکنان تهران در پیامی به ایندیپندنت فارسی، می‌گوید: «وضعیت روانی و مالی مردم خیلی بدتر از چیزی است که از بیرون دیده می‌شود. اینترنت قطع است، خیلی‌ها کارشان را از دست داده‌اند و بسیاری از مردم حالا در حال فروش تمام اموال باقی‌مانده خود مانند طلا یا اجناس منزل‌اند تا فقط بتوانند غذا بخرند. همه عصبی و خسته‌اند. از یک طرف گرانی، از یک طرف بیکاری، از یک طرف هم فشارهای امنیتی و بازداشت‌ها. هیچ امیدی باقی نمانده است.»

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

خبرگزاری دولتی ایلنا نیز در گزارشی، با بررسی بازار کار در تهران و خوزستان، می‌نویسد که جنگ اخیر به واحدهای تولیدی و خدماتی آسیب جدی زده و موج گسترده‌ای از بیکاری را در پی داشته است. بر اساس این گزارش، تنها در استان خوزستان، در اثر پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم جنگ، ده‌ها هزار نفر شغلشان را از دست داده‌اند و برخی براوردها حتی از بیکاری تا حدود ۱۰۰ هزار کارگر در این استان حکایت دارد. ایلنا می‌افزاید که بسیاری از صنایع مادر، از جمله پتروشیمی‌ها، فولاد و نیروگاه‌ها، نیز آسیب دیده‌اند و این موضوع بر کل بازار کار ایران مستقیم اثر گذاشته است.

takavari.jpgبه گزارش حال‌ وش - امروز پنج‌شنبه ۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، ساعتی پیش دست‌کم سه تن از نیروهای یگان تکاوری در شهرستان سراوان در پی تیراندازی افراد مسلح مورد هدف قرار گرفته و جان خود را از دست داده‌اند.

هویت این سه نیروی نظامی کشته‌شده که توسط رسانه‌های حکومتی به شرح زیر اعلام شده است، ستوان‌دوم « مهدی نصیری سده »، گروهبان‌یکم « احمد شیخی » و گروهبان‌یکم « محمدرضا شاقوزائی ».

بر اساس گزارش‌های منتشر شده رسانه‌های حکومتی از جمله خبرگزاری فارس این حادثه زمانی رخ داده که نیروهای یگان تکاوری در حال انجام ماموریت در سطح شهر بوده‌اند که توسط افراد مسلح مورد هدف قرار گرفته شده‌اند.

در پی این تیراندازی، سه تن از این نیروهای بیان تکاوری بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست دادند.

مرکز اطلاع‌رسانی پلیس استان سیستان ‌و بلوچستان اعلام کرده است که تلاش‌ها برای شناسایی و دستگیری عاملان این تیراندازی ادامه دارد.

تا لحظه تنظیم این خبر، جزئیات بیشتری از نحوه وقوع این تیراندازی منتشر نشده و تاکنون هیچ فرد و گروهی مسئولیت این حادثه را بر عهده نگرفته است.

charkhesh.jpgیورونیوز - اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه در نشست خبری کاخ سفید اعلام کرد که واشینگتن قصد دارد فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد و این اقدامات را «معادل مالی» یک کارزار بمباران توصیف کرد.

او گفت دولت آمریکا «به شرکت‌ها و کشورها اعلام کرده است که اگر نفت جمهوری اسلامی را خریداری کنند یا پول جمهوری اسلامی در بانک‌هایشان نگهداری شود، واشینگتن آماده اعمال تحریم‌های ثانویه خواهد بود؛ اقدامی بسیار سختگیرانه.» به گفته او این اقدامات «معادل مالی آن چیزی خواهد بود که در عملیات‌های میدانی دیده شد.»

آقای بسنت همچنین گفت که به دو بانک چینی درباره جابه‌جایی پول جمهوری اسلامی هشدار داده شده است.

به گفته وزیر خزانه‌داری آمریکا برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز اکنون در حال بررسی مسدود کردن دارایی‌های جمهوری اسلامی در بانک‌های خود هستند.

ایالات متحده روز چهارشنبه با اعمال دور تازه‌ای از تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، سه فرد، ۱۷ نهاد و ۹ کشتی را که به گفته واشینگتن در انتقال و فروش مخفیانه نفت جمهوری اسلامی و روسیه از طریق شرکت‌های پوششی، عمدتا در امارات متحده عربی، نقش داشته‌اند در فهرست سیاه قرار داد؛ شبکه‌ای از قاچاق نفت که به علی شمخانی، مقام ارشد امنیتی پیشین جمهوری اسلامی، مرتبط دانسته شده است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

به گفته وزارت خزانه‌داری آمریکا این اقدام، شبکه‌های دخیل در فروش و حمل غیرقانونی نفت جمهوری اسلامی و تامین مالی «فعالیت‌های تروریستی» و بی‌ثبات‌کننده را هدف قرار می‌دهد.

دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری اعلام کرده که کشتی‌های تحریم‌شده در سال‌های اخیر صدها میلیون دلار نفت و فرآورده‌های نفتی جمهوری اسلامی را با استفاده از روش‌های پنهان‌کارانه جابه‌جا کرده‌اند.

Mehrdad_Youssefiani.jpgاین مطلب ترجمه‌ای است از گفت‌وگوی نشریه ایتالیایی ایل فوگلیو با مهراد یوسفیانی، از بنیان‌گذاران «کنگره آزادی ایران» و مشاور پیشین شاهزاده رضا پهلوی، که هم‌زمان با سفر اخیر او به ایتالیا منتشر شده است. در این مصاحبه، یوسفیانی به بررسی شرایط لازم برای تغییر حکومت در ایران، نقش اپوزیسیون و تحولات اخیر منطقه‌ای می‌پردازد.
***

در تاریخ ۳۱ مارس گذشته، نخستین نشست «کنگره آزادی ایران» (Iran Freedom Congress - IFC) در لندن برگزار شد؛ نشستی که بیش از ۲۵۰ تن از چهره‌های اپوزیسیون ایرانی از جمله فعالان سیاسی، دانشگاهیان و نمایندگان جریان‌ها و اقوام مختلف را گرد هم آورد. هدف اصلی این گردهمایی، ترسیم چارچوبی مشترک برای گذار سیاسی آینده ایران در دوران پس از جمهوری اسلامی عنوان شد.

به دنبال آتش‌بس اخیر میان ایالات متحده و ایران، روزنامه *ایل فولییو* گفت‌وگویی با مهراد یوسفیانی - از ایرانیان جامعه مهاجر در آمریکا، یکی‌ از بنیان‌گذاران «کنگره آزادی ایران» (IFC) و مشاور ارشد سابق ولیعهد رضا پهلوی - انجام داده است.

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد- «اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه» در ایران به انقلاب پنجاه‌وهفت منجر شد. کسانی که هنوز از آن انقلاب دفاع می‌کنند- مستقل از سن آنان و فارغ از اینکه در آن انقلاب شرکت داشته‌اند یا نه- «پنجاه‌وهفتی» نامیده می‌شوند. این نه یک برچسب و نه یک اتهام، بلکه توصیف گروهی از مردم با افکار، رفتار و مواضع سیاسی-اجتماعی مشخص است: پهلوی‌ستیزی و مبارزه با نظام شاهنشاهی، مخالفت با برخی وجوه فرهنگ و هویت ملی ایران، ضدیت با فرهنگ و تمدن غرب، اسلام‌گرایی، امپریالیسم‌ستیزی، یهودستیزی و دشمنی با اسرائیل، مستضعف‌پناهی (حمایت پوپولیستی از مظلومان و فقرا)، و تأکید بر عدالت و برابری اجتماعی.

شواهدی که امروز با آن مواجهیم نشان می‌دهد جریانی با مشابهت‌های قابل‌توجه با همان «پنجاه‌وهفتی»های ایران، سال‌هاست در سطح جهانی فعال است و در بسیاری موارد، میان این جریان و جمهوری اسلامی روابط مستقیم و غیرمستقیم محکمی شکل گرفته است. اگرچه این دو پدیده - یعنی انقلاب پنجاه‌وهفت در ایران و «ووکیسم»- یکسان نیستند، اما شناخت برخی مشابهت‌هایشان می‌تواند مهم و آموزنده باشد.

ووک ها، دسته ای از چپ ها هستند که همسوئی و همکاری تنگاتنگی با اسلام گراها دارند که می توان آن را همان «اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه» در سطح اینترناسیونال تلقی کرد. در این مقاله برخی نمونه ها از رابطه مستقیم یا غیر مستقیم جمهوری اسلامی با ووک ها نیز ارائه شده است.

ashk.jpgشب وقتی پیام یک جوان را در تلویزیون دیدم، اشک در چشمانم حلقه بست.

می‌گفت ما روزی آرزوی خودرو داشتیم، آرزوی موتور داشتیم، آرزوی خانه داشتیم، آرزوی ازدواج و ساختن زندگی داشتیم. اما امروز به جایی رسیده‌ایم که دیگر از همه آن آرزوها گذشته‌ایم و تنها خواسته‌مان این است که بتوانیم با جهان آزاد ارتباط داشته باشیم و اینترنت داشته باشیم.

همین چند جمله کوتاه، شاید از صدها گزارش و تحلیل رساتر بود.

چون در آن چند جمله، تمام فروپاشی یک نسل را می‌شد دید.

نسلی که نباید آرزوهایش این‌گونه کوچک می‌شد.

نسلی که باید در اوج شور، امید، عشق، کار و ساختن آینده می‌بود، اما چنان زیر فشار خرد شده که دیگر نه از رفاه، نه از پیشرفت، و نه حتی از یک زندگی معمولی سخن می‌گوید. حالا آرزوهایش به ابتدایی‌ترین چیزها رسیده است: چند ساعت ارتباط، اندکی آرامش، و راهی برای نفس کشیدن در جهان آزاد.

این فقط روایت فقر نیست.

فقط قصه بیکاری و گرانی نیست.

فقط شرح دشواری ازدواج و اجاره خانه نیست.

این روایت شکستن روح و روان یک نسل است.

سال‌ها فشار اقتصادی، بی‌ثباتی، تورم، بی‌آیندگی، و از آن سو سرکوب، ناامنی، تحقیر، تبعیض و قطع ارتباط، دست به دست هم داده‌اند تا جوان ایرانی را به مرزی برسانند که دیگر آرزو کردن هم برایش دشوار شده است. درد فقط این نیست که او به خانه و شغل و ثبات مالی نرسیده؛ درد این است که کم‌کم باور کرده شاید هرگز نرسد. این همان جایی است که بحران از اقتصاد عبور می‌کند و وارد روان انسان می‌شود.

جوانی که هر روز با خبرهای بد، فشار مالی، ترس از فردا و بن‌بست روبه‌روست، آرام‌آرام دچار اضطراب مزمن می‌شود. دیگر ذهنش آرام نمی‌گیرد. حتی وقتی ساکت نشسته، درونش در حال دویدن است. به فردا فکر می‌کند، به اجاره، به کار، به بی‌پولی، به نگاه خانواده، به مقایسه با دیگران، به این‌که چرا زندگی او باید این‌گونه باشد. حاصل این فشار، فقط ناراحتی نیست؛ حاصلش بی‌خوابی است، فرسودگی عصبی است، از دست رفتن تمرکز است، و خستگی‌ای است که فقط جسم را نمی‌شکند، بلکه جان را می‌فرساید.

بعد نوبت به احساس بی‌ارزشی می‌رسد.

Babak_Khati.jpgسایکوپتی (Psychopathy) به عنوان یکی از پیچیده‌ترین اختلالات شخصیت شناخته می‌شود. فرد سایکوپت، برخلاف بیماران سایکوتیک، ارتباطش با واقعیت قطع نیست؛ او کاملاً می‌داند چه می‌کند، اما فاقد وجدان، همدلی و حس پشیمانی است. به همین دلیل، سایکوپت‌ها جهان را نه به مثابه فضایی برای تعامل، بلکه به‌عنوان میدان شکاری می‌بینند که در آن، دیگر انسان‌ها صرفاً ابزارهایی برای دستیابی به قدرت، لذت یا بقا هستند.

اگر این ویژگی‌های فردی را در سطح یک ساختار سیاسی تصور کنیم، با پدیده‌ای مواجه می‌شویم که می‌توان آن را سایکوپاتی سیاسی ساختاریافته نامید. در این چارچوب، هدف نه صدور حکم بالینی، بلکه ارائه یک مدل تحلیلی برای فهم الگوهای رفتاری است. این مقاله تلاش می‌کند با این لنز، رفتار جمهوری اسلامی ایران را در قبال جامعه داخلی و محیط بین‌المللی بازخوانی کند.

نقاب خیرخواهی و پارادوکس مراقبت (The Mask of Sanity)

یکی از ویژگی‌های بارز سایکوپات، توانایی پنهان شدن پشت نقاب‌های اخلاقی و ساختن یک تصویر ظاهراً مشروع و حتی جذاب است. در الگوی رفتاری جمهوری اسلامی، این نقاب در قالب مفاهیمی چون عدالت‌خواهی، حمایت از مستضعفین و رسالت دینی برای آینده جهان ظاهر می‌شود.

Ahmad_Alavi.jpg«اقتصادنگاری از تجربه زیسته به سطح کلان»

۱. مقدمه

در شرایط محدودیت دسترسی به داده‌های رسمی و تداوم شکاف میان آمارهای دولتی و واقعیت‌های زیسته، رسانه‌های اجتماعی به عرصه‌ای بدیل برای تولید و بازنمایی دانش اقتصادی تبدیل شده‌اند. این مقاله با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی پست‌های کاربران ایرانی در شبکه اجتماعی X، روایت‌های شهروندان از وضعیت اقتصادی ایران در بهار ۱۴۰۵ را واکاوی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ادراک شهروندان از متغیرهای کلان--از جمله تورم، رکود و بیکاری--هم‌راستا با نشانه‌های یک اقتصاد در وضعیت رکود تورمی است، در حالی که در سطح خرد، نشانه‌های فرسایش معیشتی، افزایش بدهی خانوار و تشدید فشارهای روانی به‌وضوح قابل مشاهده است.

این مقاله با تلفیق نظریه شهروند-خبرنگاری و اقتصاد سیاسی، استدلال می‌کند که روایت‌های دیجیتال نه‌تنها مکمل داده‌های رسمی‌اند، بلکه در شرایط محدودیت نهادی، به‌مثابه شاخص‌های جایگزین (proxy indicators) برای سنجش بحران عمل می‌کنند. نتایج حاکی از شکل‌گیری نوعی «فروپاشی فرسایشی» است که در آن اقتصاد نه به‌صورت ناگهانی، بلکه از طریق تحلیل تدریجی ظرفیت‌های معیشتی و نهادی دچار بحران می‌شود.

parsa.jpg

ملتی که زیر سایه‌ی حکومتی جبار و بی‌رحم،

نه‌تنها آزادی، بلکه حقِ نفس کشیدن را نیز از دست داده است،

سال‌هاست در سکوتی سنگین فرسوده می‌شود.

مردمِ خسته و ناامید،

به جرقه‌ای از آزادی دل بستند؛

امیدی که آرام‌آرام در دل‌ها جان گرفت،

و در آغاز،

همه‌چیز شبیه یک رؤیا بود.

جنگی که آغاز شد،

با نوایی از «آزادی» همراه بود؛

با وعده‌هایی که بوی رهایی می‌داد،

و امیدی که در دل یک ملتِ زخمی،

آهسته ریشه می‌دواند.

نام ایران،

در کنار واژه‌ی آزادی شنیده می‌شد،

و بسیاری باور کردند

16.jpgایندیپندنت - به گزارش گاردین، محققان مبارزه با تروریسم در حال بررسی سه حمله آتش‌سوزی جداگانه در لندن هستند که علیه اپوزیسیون جمهوری اسلامی و اهداف یهودی انجام شده‌اند؛ به گزارش این روزنامه بریتانیایی، نگرانی‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه حکومت ایران ممکن است پشت این حملات باشد.


براساس این گزارش، آخرین حمله حدود ساعت ۸:۳۰ شب چهارشنبه، در خارج از دفترهای «ایران اینترنشنال» در لندن رخ داد.


پلیس متروپولیتن اعلام کرد یک «شی‌ء مشتعل» به پارکینگ محل دفترهای این شرکت در ومبلی پرتاب شده است. آتش بلافاصله خاموش شد. پس از تعقیب‌وگریز پلیس که با حضور یک خودروی واکنش مسلحانه انجام شد، یک پسر ۱۶ساله و دو مرد ۱۹ و ۲۱ساله به ظن آتش‌افروزی که جان افراد را به خطر انداخته، بازداشت شدند.


به گزارش گاردین این حادثه در پی تلاش برای حمله با بمب آتش‌زا به کنیسه «فینچلی ریفورم» در صبح چهارشنبه و همچنین یک حمله آتش‌سوزی در ماه گذشته به چهار آمبولانس در گولدرز گرین که توسط یک نهاد خیریه یهودی اداره می‌شد رخ داده است.

هیات تحریریه ایران اینترنشنال در بیانیه‌ای درباره حمله به دفتر خود اعلام کرد: «در این مرحله، انگیزه‌ها و اهداف افراد دخیل هنوز مشخص نشده و تا زمانی که تحقیقات ادامه دارد، گمانه‌زنی نخواهیم کرد. اما این یک حادثه جدی بود و در شرایطی رخ می‌دهد که تهدیدها و ارعاب‌ها علیه ایران اینترنشنال و افراد مرتبط با خبرنگاران آن رو به افزایش است.


«در ماه‌های اخیر، به‌ویژه پس از عملیات نظامی اخیر در ایران، آزار و اذیت علیه بستگان خبرنگاران ایران اینترنشنال در داخل ایران به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

این اقدامات بخشی از تلاش گسترده‌تر برای محدود کردن جریان آزاد اطلاعات و محروم کردن مردم ایران از دسترسی به اخبار مستقل است.»

16-5.jpgامیرفرشاد ابراهیمی در شبکه اکس نوشت: بعضی ها هم یا عکس گرفتن خیلی دوست دارن و آدمی که کنارش باشن براشون مهم نیست بعضیاهم اتفاقا آدمه مهمه براشون که باهاش عکس بندازن چون کارشون رو میبره جلو! به نظرتون محسن میری از کدوماش هست؟

این موضوع از آن دسته پرونده‌هایی است که بوی غلیظ رانت، ژن خوب و تناقض‌های آشکار می‌دهد. وقتی صحبت از پیوند میان «حفاظت از جماران» و «دلارهای کانادا» می‌شود، دیگر بحث فقط سریک عکس یادگاری ساده نیست؛ بحث بر سر سفره‌ای است که پهن شده و عده‌ای با استفاده از نام«انقلاب»، در حال فتح قله‌های «وقاحت» هستند.

داستان محسن میری، داستان کلاسیک «آقازادگی» در سیستم‌های رانتی است؛ جایی که شعارهایزهد و پارسایی برای مردم است و دلارهای نفتی و بیزنس‌های لاکچری برای نورچشمی‌ها. او که پسر سردار میری (رئیس تیم حفاظت خانواده خمینی) است، نمونه بارز کسی است که با «رانتِخون و قرابت» پله‌های ترقی را نه از مسیر تخصص، که از مسیر نفوذ طی کرد.

سیرک رونی کلمن: وقتی فساد با دمبل می‌آید بسیاری او را با ماجرای عجیب آوردن «رونی کلمن» به ایران به یاد می‌آورند. پروژه‌ای که بیش از آنکهورزشی باشد، یک قدرت‌نمایی مالی بود. چطور می‌شود کسی بدون داشتن سوابق کلان تجاری،ستاره‌ای در آن سطح را به کشوری تحت تحریم بیاورد؟ پاسخ ساده است: نفوذ این نمایش، مقدمه‌ای بود برای پولشویی‌های بزرگتر و عادی‌سازی حضور او در فضای بیزنسبین‌المللی....

HGEJgW_WkAA-SO6.jpg

فرزانه روستایی در شبکه اکس

frlarge.jpg

بنر پوریا زراعتی در بابلسر

| No Comments

HGDU41gawAAn6Mb.jpg

تصویر علی دایی در میدان آزادی تهران دستکاری شد

ایندیپندنت - روزنامه آرمان ملی پنجشنبه ۲۷ فروردین‌ماه عکسی منتشر کرد که نشان می‌دهد تصویر علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، روی دیوار مفاخر استان‌ها در میدان آزادی تهران مخدوش شده است.

پیش‌تر علیرضا نادعلی، عضو و سخنگوی شورای شهر تهران، چهارم فروردین‌ماه از مطرح شدن درخواست‌ها برای تغییر نام بلوار «علی دایی» خبر داده و گفته بود به‌دلیل «سکوت علی دایی در شرایط جنگی» نام او از این بلوار حذف و به نام دیگری تغییر خواهد کرد.

allarge.jpg

17-1.jpgایران وایر - «حسین طاهری» از مداحان حکومتی در تلویزیون جمهوری اسلامی می‌گوید در مقطعی که حنجره‌اش آسیب جدی دیده و پزشکان به او توصیه جراحی کرده بودند، «علی خامنه‌ای» با خواندن «حمد» او را شفا داده است.

او از علی خامنه‌ای با عنوان «نایب امام زمان» یاد کرد و گفت از روزی که دستش را بر حنجره او گذاشته و حمد خوانده هرگز نیاز به پزشک و مداوا پیدا نکرده است.

خبرنامه گویا - نیروی دریایی ارتش اسرائیل در تازه‌ترین افشاگری خود اعلام کرد که یگان کماندویی نخبه‌اش، شایتت ۱۳، در جریان جنگ اخیر عملیاتی «بی‌سابقه» را با پشتیبانی و حضور سه زیردریایی‌ در فاصله‌ای «هزاران کیلومتری» از اسرائیل انجام داده است؛ در منطقه‌ای که به گفته مقام‌های نظامی، این نیرو پیش از آن هرگز در آن حضور نداشته است.

sublarge.jpg

با این حال، ارتش اسرائیل هیچ توضیحی درباره زمان، مکان یا ماهیت این عملیات ارائه نکرده؛ سکوتی که به‌طور طبیعی فضای گسترده‌ای برای گمانه‌زنی ایجاد کرده است. برخی تحلیلگران و ناظران امنیتی احتمال می‌دهند این اظهارات می‌تواند اشاره‌ای به عملیات‌های مخفی یا نفوذی در داخل ایران باشد.

این احتمال از آنجا تقویت می‌شود که در سال‌های اخیر، اسرائیل سابقه اجرای عملیات‌های پنهانی در عمق خاک ایران را داشته است؛ از جمله ایجاد پایگاه‌های مخفی پهپادی و انتقال تجهیزات به داخل کشور برای حمله به زیرساخت‌های نظامی. همچنین عملیات‌های اطلاعاتی و خرابکارانه پیشین از جمله ترور هدفمند چهره‌های کلیدی برنامه هسته‌ای مانند محسن فخری‌زاده نشان داده‌اند که دامنه این درگیری تنها به حملات هوایی محدود نبوده و ابعاد پیچیده‌تر و چندلایه‌تری از جنگ پنهان را دربر می‌گیرد.

به گفته ارتش، این زیردریایی‌ها به‌طور همزمان در سه جبهه جداگانه و با فاصله‌ای هزاران کیلومتری از یکدیگر فعالیت داشته‌اند.

انتشار این اطلاعات همزمان با تغییر فرماندهی در نیروی دریایی اسرائیل صورت گرفته است.

***

16-7.jpgایندیپندنت - تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که حضور و رژه موتوری نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی با در دست داشتن پرچم حزب‌الله در خیابان‌های ایران را نشان می‌‌دهد.

15.jpgایران وایر - ویدیویی از جلسه «غلامحسین محسنی اژه‌ای» رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی با برخی مقامات دولتی منتشر شده است که او شهروندانی که در روزهای جنگ اقدام به انتشار اطلاعات و تصویر در شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند را «عمله و اکله و سرباز» اسراییل می‌نامد و می‌گوید: «این‌ها را کوچک نشمارید.»

شماری از شهروندان در ایران به دلیل فعالیت در شبکه‌های اجتماعی یا استفاده از اینترنت بازداشت شده‌اند. اتهامات آن‌ها عموما امنیتی توصیف شده چرا که حکومت باور دارد آن‌ها محل‌های ایست بازرسی یا استقرار نهادهای سرکوب را به‌صورت عمومی اطلاع‌رسانی می‌کردند.

اژه‌ای در طول روزهای گذشته بارها شهروندان مخالف جمهوری اسلامی را به «مجازات سخت و غیر قابل اغماض» تهدید کرده و گفته است «آرایش قوه قضاییه در این روزها، آرایش جنگی است.»

shamkhani.jpgصدای آمریکا - دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا، (اوفک) از تحریم یک شبکه قاچاق نفت که توسط پسر علی شمخانی اداره می‌شود، خبر داد.

در بیانیه‌ای که وزارت خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه ۲۶ فروردین منتشر کرد آمده است که در چارچوب بخشی از عملیات «خشم اقتصادی»، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی این وزارتخانه شبکه‌ای از قاچاق نفت را که توسط محمدحسین شمخانی، پسر علی شمخانی دبیر کشته شده شورای امنیت ملی، اداره می‌شود، تحریم کرده است.

دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری همچنین اهداف مرتبط با یک طرح پیچیده طلا متعلق به حزب‌الله که در نهایت به نفع ارتش رژیم ایران است را تحریم کرد.

خزانه‌داری همچنین اعلام کرد که در یک اقدام مشترک با تحقیقات امنیت داخلی، اوفک همچنین سید نعیمایی بدرالدین موسوی، تبعه ایرانی و تأمین‌کننده مالی لبنانی حزب‌الله، و سه شرکت مرتبط با یک طرح پولشویی پیچیده شامل فروش نفت جمهوری اسلامی در ازای طلای ونزوئلا در دوران دیکتاتوری سابق ونزوئلا را که همگی در نهایت به نمایندگی از حزب‌الله و نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران انجام شده‌اند، تحریم می‌کند.

IMG_5382.png...با وضعی که ما پیش می رویم سال های دیگری هم خواهد گذشت و این حکومت بر سر ما سوار خواهد بود. ما که نمی خواهیم الکی خوش باشیم. به موهومات دل ببندیم و به غیرممکن ها دل خوش باشیم. من خلبان هستم و برای من هر کاری طبق یک چک لیست مشخص، طبق یک دستور العمل مشخص، با روندی مشخص پیش می رود. من می دانم یک هواپیما پرواز نخواهد کرد و سالم به مقصد نخواهد رسید اگر طبق انجام دقیق این دستورالعمل ها کار پرواز را پیش نبرم. من نمی توانم انتظار داشته باشم هواپیما اگر از دستور العمل یک شروع کنم دستورالعمل دو و سه را انجام ندهم، جای دستورالعمل چهار یک دستورالعمل دلبخواه قرار بدهم، جای دستور العمل شش و هشت را عوض کنم، پرواز کند و به جایی برسد. خودم را که مسخره نکرده ام. می خواهم هواپیما را پرواز دهم. این طریقه ای که ما می خواهیم حکومت بهتری داشته باشیم و از شرّ حکومت بدکاری خلاص شویم، ما را به ترکستان می رساند. زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادتِ او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظنِّ صَلاحیت در حق او زیادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی
کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

چون به خانه ی خویش آمد، سفره خواست تا غذایی بخورد و تناولی کند. پسری صاحبِ فراست داشت. گفت: ای پدر! در مجلس سلطان طعام نخوردی؟ گفت: در مقابل ایشان چیزی نخوردم که به کار آید و مرا زاهد و پارسا ببینند. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.
ای هنرها گرفته بر کفِ دست
عیب ها بر گرفته زیرِ بغل
تا چه خواهی خریدن ای مغرور
روزِ درماندگی به سیمِ دغل...

ai.jpgارتش اسرائیل مردم ایران را به چالش کشید: «این فرد واقعی است؟

ایندیپندنت فارسی - حساب کاربری ارتش اسرائیل با انتشار پیامی در اکس، درباره واقعی بودن شخصیت ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه خاتم‌الانبیاء، ابراز تردید کرد.

در پیام ارتش اسرائیل به فارسی آمده است: «مردم عزیز ایران،

ابراهیم ذوالفقاری برای ما بیشتر شبیه یک محصول هوش مصنوعی به نظر می‌رسد تا یک انسان واقعی.
اگر او را در مصاحبه یا در میدان دیده‌اید، به ما بگویید.

اگر نه، به ما کمک کنید ثابت کنیم که او یک محصول هوش مصنوعی است.»

در ادمه این پیام آمده است: «آیا عرزشی ها مجبورند شخصیت‌های خیالی بسازند تا با مردم صحبت کنند؟
و آیا این چه چیزی درباره اعتبار پیام‌هایشان می‌گوید؟»

idf.jpg

sepahan.jpgدر پی هدف قرار گرفتن کارخانه‌های فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان، خبرگزاری مهر گزارش داد که وزارت صنعت، معدن و تجارت در نامه‌ای رسمی به سازمان لیگ فوتبال اعلام کرد که دو تیم سپاهان اصفهان و فولاد خوزستان نمی‌توانند در لیگ برتر شرکت کنند

خبرگزاری مهر: وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) طی نامه‌ای رسمی به سازمان لیگ برتر فوتبال اعلام کرد که به دلیل حملات اسرائیل - آمریکا به کشور و آسیب دیدن بخش‌هایی از زیرساخت‌های صنعتی، دو باشگاه سپاهان و فولاد خوزستان تا اطلاع ثانوی و تا زمان بازگشایی و ازسرگیری فعالیت شرکت‌های صنعتی، اجازه حضور در هیچ‌یک از مسابقات رسمی را نخواهند داشت.

بر اساس این نامه، این تصمیم می‌تواند تأثیر مهمی در روند تصمیم‌گیری مدیران سازمان لیگ فوتبال ایران درباره ازسرگیری رقابت‌های لیگ برتر داشته باشد و احتمال دارد مسئولان، برگزاری مسابقات در بازه زمانی فعلی را به طور کامل متوقف کنند یا به تعویق بیندازند.

خبرنگار مهر کسب اطلاع کرد جلسه تصمیم گیری برای لغو، تعویق یا برگزاری ادامه رقابت های لیگ برتر ظهر امروز چهارشنبه با حضور مسئولان رده بالای ورزش و نهادهای امنیتی در حال برگزاری است.

ships.jpgایران وایر - با شروع محاصره کشتی‌هایی که از مبدا ایران یا به مقصد ایران در آب‌های خلیج‌فارس و دریای عمان در حرکتند، نگرانی‌ها درباره وضعیت دریانوردان کشتی‌های تجاری که با ایران در ارتباطند، افزایش یافته است.

یک دریانورد ایرانی که تجربه گیر افتادن زیر موشک و بمباران در روزهای قبلی جنگ را دارد و حالا از مهلکه به دور است به «ایران‌وایر» می‌‌گوید که با وضعیت بودجه‌هایی که سازمان کشتیرانی و شرکت ملی نفتکش به کشتی‌ها می‌دهند، غذا و آب قابل نوشیدن روی کشتی‌های ایرانی به اندازه کافی نیست.

او با تاکید بر این‌که جان دریانوردان برای حکومت ایران ارزشی ندارد و شرایط سخت کار، جنگ، محاصره و نگرانی از حال خانواده‌ها و اینترنت محدودی که به آن‌ها داده می‌شود، شرایط روانی بدی را بر آن‌ها تحمیل کرده، می‌گوید: « با این وضعیت جنگی، نه می‌توانند پیاده شوند، نه می‌توانند امکانات رفاهی داشته باشند، هیچی. واقعا هیچی. مواد غذایی بماند. با این گرانی‌های سرسام‌آور، بودجه‌ای که به کشتی‌ها می‌دهند برای تامین مواد غذایی واقعا جواب‌گو نیست.»

***

axios.jpg«جمهوری اسلامی پول ندارد. ورشکسته است. ما این را می‌دانیم و آن‌ها هم می‌دانند که ما می‌دانیم.»

خبرنامه گویا - بر اساس گزارش باراک راوید در اکسیوس، به نقل از دو مقام آمریکایی، امریکا و جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه در مذاکرات خود پیشرفت‌هایی داشته‌اند و به یک توافق چارچوبی برای پایان دادن به جنگ نزدیک‌تر شده‌اند.

به گفته این مقامات، مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی در گفت‌وگوهای روز سه‌شنبه گام‌هایی رو به جلو برداشته‌اند و به یک توافق اولیه برای خاتمه جنگ نزدیک‌تر شده‌اند.

چرا این موضوع اهمیت دارد:

دو طرفِ درگیر -- با میانجی‌گری پاکستان، مصر و ترکیه -- در تلاش‌اند اختلافات باقی‌مانده را کاهش دهند و پیش از پایان آتش‌بس در ۲۱ آوریل به توافق برسند.

  • هیأتی از پاکستان به ریاست فرمانده ارتش، فیلد مارشال عاصم منیر، روز چهارشنبه برای گفت‌وگو با مقامات ایرانی وارد تهران شد.
  • با این حال، مقامات آمریکایی و منابع آگاه از روند میانجی‌گری هشدار می‌دهند که با توجه به اختلافات جدی میان دو طرف، رسیدن به توافق قطعی نیست.

پشت‌پرده:
یک مقام آمریکایی اعلام کرد تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ -- شامل معاون رئیس‌جمهور، فرستاده کاخ سفید استیو ویتکاف و مشاور ارشد جرد کوشنر -- روز سه‌شنبه به تماس‌ها و تبادل پیش‌نویس‌ها با ایران و میانجی‌ها ادامه داده‌اند.

  • این مقام گفت: «آن‌ها در تماس تلفنی و از طریق کانال‌های غیررسمی با همه کشورها در ارتباط بودند و به توافق نزدیک‌تر شده اند.»
  • یک مقام دیگر نیز پیشرفت مذاکرات در روز سه‌شنبه را تأیید کرد.
  • مقام سومی افزود: «ما می‌خواهیم به توافق برسیم. بخش‌هایی از رژیم ایران هم چنین تمایلی دارند. چالش اصلی این است که کل ساختار حاکمیت آن‌ها به این تصمیم برسد.»

dean.jpgایمن دین* - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

وقتی پای ولادیمیر پوتین میان است، ناگهان همه چیز رنگ «قاطعیت چرچیلی» می‌گیرد؛ بدون سازش، بدون گفت‌وگو.

اوکراین را تا دندان مسلح کنید، هرچه تحریم است اعمال کنید، حتی اگر امنیت انرژی خودتان به خطر بیفتد چون «استبداد باید مهار شود».

بسیار خوب؛ اگر این رویکرد را به‌تنهایی در نظر بگیریم، من حتی برای این ثبات موضع احترام قائلم.

اما بعد، همین شما برمی‌گردید و به ما، به ما یعنی کشورهای خلیج فارس، اردن و اسرائیل، درس «خویشتنداری» می‌دهید؟ درباره گفت‌وگو با تهران؟ درباره همزیستی؟

جدی می‌گویید؟

چهل سال بله، چهل سال تمام این رژیم در حال پیشبرد یک جنگ پنهان در سراسر منطقه بوده است: شبه‌نظامیان، نیروهای نیابتی، هسته‌های مخفی، شبکه‌های تروریستی؛ بی‌ثبات‌سازی کشورهایی مانند عراق، سوریه، لبنان و یمن، و تهدید مداوم کشورهای خلیج فارس، اردن و اسرائیل.

این‌ها مفاهیم نظری نیستند. انتزاعی نیستند. این‌ها واقعیتی است که ما با آن زندگی کرده‌ایم.

و با این حال، امانوئل مکرون، کی یر استارمر و دیگر رهبران اروپایی، با لحنی خیلی ریلکس به ما توصیه می‌کنند آرام باشیم، تنش را کاهش دهیم و «به دیپلماسی فرصت بدهیم.»

دیپلماسی با چه کسی دقیقاً؟ با سیستمی که کل راهبرد منطقه‌ای خود را بر «انکارپذیری» و خشونت نیابتی بنا کرده است؟

شما حاضر شدید برای مقابله با مسکو، تورم، شوک انرژی و هزینه‌های سیاسی داخلی را بپذیرید. این انتخاب خودتان بود. گفتید: این بهای ایستادن در برابر یک حکومت استبدادی است.

پس نیایید به ما بگویید بعد از دهه‌ها قرار گرفتن در معرض این تهدیدها که باید بنشینیم، لبخند بزنیم و «همزیستی» کنیم.

یا به مقابله با استبداد در هر کجا باور دارید، یا اصولاً به آن باور ندارید.

بهتر است اتحادیه اروپا و رهبرانش از این موعظه‌های خودحق‌پندارانه و پندهای اخلاقی دست بردارند.

*درباره‌ نویسنده: ایمن دین از اعضای بلندپایه پیشین القاعده بود که پس از سال‌ها فعالیت در این گروه از جمله همکاری نزدیک با اسامه بن لادن و ایفای نقش به‌عنوان مدرس الهیات و کارشناس تسلیحات در پی بمب‌گذاری‌های ۱۹۹۸ و تردیدهای عمیق نسبت به مشروعیت آن‌ها، مسیر خود را تغییر داد و به یک عامل دوجانبه برای سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا (MI5 و MI6) تبدیل شد. او طی حدود هشت سال اطلاعات حیاتی در اختیار غرب قرار داد که به خنثی‌سازی چندین طرح تروریستی، از جمله یک حمله شیمیایی علیه متروی نیویورک، کمک کرد. فعالیت مخفیانه‌اش در سال ۲۰۰۶ پس از افشای هویتش پایان یافت و از آن زمان به‌عنوان کارشناس و مشاور امنیتی به‌صورت علنی فعالیت می‌کند.

***

1515.jpgایران اینترنشنال - شیرین عبادی، برنده نوبل صلح در نشست کمیته امور خارجی پارلمان اروپا درباره ایران، در محل پارلمان بلژیک گفت: «جنگی در ایران بین جمهوری اسلامی و مردم ایران از سالها قبل شروع شده و هرگز آتش‌بسی در آن رخ نداده است.»

او افزود: «در جریان اعتراضات دی‌ماه، مردم را قتل عام کردند و گزارشگر حقوق بشر، آن را جنایت علیه بشریت نامید. بیش از ۴۰ هزار نفر از معترضان کشته شدند و بیش از ۴۰ هزار نفر نیز بازداشت شدند.»

او اضافه کرد: «برخی از معترضان رضا پهلوی را در خیابان صدا زده و خواهان بازگشت او به ایران شدند. حکومت اینترنت را در ایران قطع کرد تا تصاویر و اخبار کشته‌شدگان در اعتراضات منتشر نشود.»

شیرین عبادی ادامه داد: «حکومت در همین جنگ اخیر از کودکان برای اهداف نظامی و ایست‌های بازرسی استفاده کرد که دست‌کم یک نفر از بین آنها کشته شد.»

miladMaleki.jpgچگونه محاصره دریایی آمریکا، کنترل رژیم را تهدید می‌کند

میعاد ملکی - فارن افرز، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

روز دوشنبه، در حالی‌که شش هفته از آغاز جنگ با جمهوری اسلامی گذشته بود، ایالات متحده یک محاصره دریایی علیه تنگه هرمز اعمال کرد. بر اساس روایت رایج، این جنگ به تهران نشان داده که کنترل این تنگه، اهرمی قدرتمند در اختیارش قرار می‌دهد. در این چارچوب تحلیلی، تنگه هرمز به‌عنوان «سلاح هسته‌ای واقعی» ایران معرفی می‌شود--ابزاری بازدارنده و بسیار قدرتمند. طبق این دیدگاه، جمهوری اسلامی با تهدید عبور و مرور جهانی در این گلوگاه توانسته در برابر قدرتمندترین نیروی هوایی جهان مقاومت کند، خواسته‌های صلح واشنگتن را رد کند و حتی دست بالا را در برابر دشمن خود به‌دست آورد. مقام‌های رژیم نیز بارها بر این اهرم تأکید کرده‌اند و تحلیل‌هایی در رسانه‌هایی چون رویترز و تایم نیز از هرمز به‌عنوان ابزاری مهم در زرادخانه جمهوری اسلامی یاد کرده‌اند.

اما این روایت نادرست است. بیش از هر کشور دیگری در جهان، رژیم ایران توان تحمل بسته‌شدن طولانی‌مدت تنگه را ندارد. پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه، حدود ۲۰ درصد تجارت دریایی جهان از این تنگه عبور می‌کرد، اما بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی ایران به همین گذرگاه ۲۱ مایلی وابسته بود. حتی پیش از محاصره دریایی آمریکا، جمهوری اسلامی برای عبور محموله‌های حیاتی اقتصادی خود از این مسیر با مشکلات جدی مواجه بود. محاصره، صادرات ایران--به‌ویژه نفت و محصولات پتروشیمی--و همچنین واردات اقلام حیاتی مانند غلات را مختل می‌کند.

در عرض چند هفته از آغاز محاصره، کشور ممکن است با کمبود مواد غذایی و همچنین نبود فضای کافی برای ذخیره نفت فروخته‌نشده مواجه شود؛ وضعیتی که ایران را مجبور به کاهش یا توقف تولید در میادین نفتی می‌کند اقدامی که می‌تواند به زیرساخت‌های نفتی آسیب دائمی وارد کند. در واقع، بستن تنگه نه‌تنها قدرتی پایدار برای ایران ایجاد نکرده، بلکه نشان داده چگونه می‌توان اقتصاد این کشور را فلج کرد و بر جمهوری اسلامی فشار واقعی وارد آورد.

nyp.jpgنیویورک پست - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

رژیم ایران در آستانه اجرای حکم اعدام نخستین زن در ارتباط با اعتراضات گسترده ضدحکومتی دی‌ماه قرار دارد. به‌گفته این گزارش، در طول یک سال گذشته حدود ۱۶۰۰ نفر توسط جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده‌اند.

«بیتا همتی» نخستین زنی است که قرار است به‌دلیل نقش داشتن در اعتراضاتی که ماه ژانویه در سراسر کشور انجام شد و به‌شدت توسط نیروهای حکومتی سرکوب گردید، اعدام شود.

مقام‌های حکومتی مجموعه‌ای از اتهامات را علیه او مطرح کرده‌اند؛ از جمله استفاده از مواد منفجره و سلاح، پرتاب بلوک‌های بتنی، شرکت در تجمعات اعتراضی و اخلال در امنیت ملی.

hematilarge.jpg

بیتا همتی و همسرش، محمدرضا مجیداصل

***

همسر او، «محمدرضا مجیداصل» ۳۴ ساله، به همراه دو مرد دیگر «بهروز» و «کوروش زمان‌نژاد» که در همان ساختمان محل سکونت این زوج زندگی می‌کردند، نیز پس از برگزاری دادگاهی سریع به اعدام محکوم شده‌اند و اموالشان مصادره شده است.

پنجمین متهم این پرونده، یکی از بستگان بیتا همتی به نام «امیر همتی»، به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و همچنین «تبلیغ علیه نظام» به نزدیک به شش سال زندان محکوم شده است.

بر اساس گزارش «خبرگزاری فعالان حقوق بشر» مستقر در آمریکا، رژیم ایران این افراد را به «اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم ایالات متحده و گروه‌های دشمن» متهم کرده است.

تمامی این افراد در تهران، شهری که شاهد بزرگ‌ترین اعتراضات سراسری علیه رژیم ایران بود، بازداشت شده‌اند.

تا این لحظه، تاریخ مشخصی برای اجرای حکم اعدام اعلام نشده است.

fr.jpgسلطه حشدالشعبی و افغان‌های مسلح بر ایران

فرزانه روستایی

سال ۲۰۱۵ طالبان اعلام کرد که امیرالمومین ملا عمر دو سال پیش مرده است و معلوم شد در این مدت این ملا اختر منصور بوده که به جای ملاعمر برای مردم افغانستان پنهانی بیانیه صادر و امضا می کرده است. رهبر امروز طالبان نیز هبت الله آخندزاده است که کپی دوم ملا عمر است. او برای حفاظت از جان خود نه از قندهار بیرون می رود، نه عکسی از او در جایی منتشر می شود و نه کسی اجازه دیدار با او را دارد.

مافیای سپاه و آپاراتچی های جمهوری اسلامی در انتخاب مجتبی همان رفتار طالبان را پیشه کردند. کسی نمی داند مجتبی زنده است یا مرده و اگر نمرده است شرایط جسمانی او و اوضاع روحی او بعد ازمرگ همه اعضای درجه اول خانواده اش چگونه است.

usforces.jpgلشکرکشی آمریکا به خاورمیانه؟ بوی جنگ می‌آید یا توافق؟

خبرنامه گویا - در حال حاضر گزارش‌های متناقض زیادی درباره آتش‌بس و ادامه جنگ در ایران منتشر می‌شود. در حال حاضر وضعیت به شکل زیر است:

۱. مقام‌های آمریکایی در حال آماده‌سازی برای احتمال تشدید درگیری هستند، از جمله بررسی گزینه عملیات زمینی در داخل ایران (واشنگتن پست)

۲. جمهوری اسلامی هشدار داده است که ادامه محاصره از سوی آمریکا را نقض آتش‌بس تلقی کرده و ممکن است برای متوقف کردن تجارت منطقه‌ای از زور استفاده کند (اظهارات رسمی مقام‌های جمهوری اسلامی)

۳. آمریکا در حال اعزام هزاران نیروی نظامی اضافی به خاورمیانه است (واشنگتن پست)

۴. ایران تهدید کرده در صورت ادامه محاصره، کشتیرانی در دریای سرخ را مختل خواهد کرد (سخنگوی نظامی جمهوری اسلامی)

۵. اسرائیل اعلام کرده پایان عملیات نظامی منوط به کنار گذاشتن اورانیوم غنی‌شده از سوی جمهوری اسلامی است (وزارت دفاع اسرائیل)

۶. ترامپ: هیچ توافقی بدون کنار گذاشتن سلاح هسته‌ای از سوی جمهوری اسلامی انجام نخواهد شد (فاکس نیوز)

۷. ترامپ اشاره کرده که ممکن است آتش‌بس تمدید نشود (ای بی سی)

۸. میانجی‌گران به دستیابی به توافقی برای تمدید آتش‌بس میان آمریکا و ایران نزدیک شده‌اند (اسوشیتدپرس)

۹. وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده برای تحقق آتش‌بس، آمریکا باید اقدامات اسرائیل در لبنان را متوقف کند (وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی)

۱۰. ترامپ گفته است جنگ «نزدیک به پایان» است و ایران به دنبال توافق است (فاکس)

khlarge.jpgریشه‌شناسی واژهٔ صوفی

دیدگاه رایج آن است که واژهٔ «صوفی» از کلمهٔ صوف، به معنای پشم در زبان عربی، گرفته شده است؛ اشاره به جامه‌های سادهٔ پشمی که زاهدان نخستین بر تن می‌کردند. احتمال دیگری این واژه را برگرفته از صفا به معنای «پاکی» می‌داند و بدین‌گونه تأکید را بر پاکی دل و جان می‌نهد. نظریه‌ای دیگر آن را مرتبط با اصحاب صفّه می‌شمارد؛ گروهی از مسلمانان در زمان پیامبر که در ایوان مسجد به عبادت و زهد مشغول بودند. نظریهٔ چهارمی نیز که توسط ابوریحان بیرونی مطرح شده، این واژه را مرتبط با کلمهٔ یونانی Sophia به معنای «حکمت» می‌داند.

ریشه‌های تصوف (دیدگاه غالب)

امروزه تا حد زیادی پذیرفته شده است که جنبش تصوف از دل زهد و پارسایی نخستین ایرانی باستان پدید آمد؛ به عنوان واکنشی در برابر دنیاگرایی روزافزون جامعهٔ مسلمانان در دوران گسترش فتوحات اسلامی.

این سنت عرفانی در درون اسلام طی چند مرحله رشد یافت: نخست به صورت زهد اولیه بر پایهٔ تعالیم حسن بصری ظاهر شد؛ سپس به مرحلهٔ عرفان کلاسیک عشق الهی رسید که توسط شخصیت‌هایی چون غزالی و عطار نیشابوری ترویج شد؛ و در نهایت به صورت نهادینه‌شدهٔ سلسله‌های رسمی صوفیه درآمد که با چهره‌هایی چون مولانا جلال‌الدین رومی و یونس امره شناخته می‌شوند.

خود صوفیان منشأ این حرکت را به شخص حضرت محمد نسبت می‌دهند و باور دارند که وحی الهی دارای دو بُعد بوده است: یکی به صورت الفاظ قرآن، و دیگری به شکل الهام باطنی در قلب پیامبر که باید «از دل به دل» به اهل راز منتقل می‌شد.

واکنش به خلافت اموی

تصوف در آغاز تاریخ اسلام تا اندازه‌ای به عنوان واکنشی در برابر گسترش خلافت اموی پدیدار شد؛ زیرا ثروت فزاینده و جاه‌طلبی سیاسی امویان بسیاری را که در جستجوی راهی باطنی‌تر و معنوی‌تر بودند، نگران ساخت.

تأثیرات گسترده‌تر و پیشااسلامی

منشأ تصوف همچنان موضوع بحث میان پژوهشگران است، اما بسیاری از مورخان بر این باورند که اگرچه تصوف به صورت رسمی در قرون نخستین تمدن اسلامی شکل گرفت، اما خصلت عرفانی آن به شدت از سنت‌های معنوی کهن در سرزمین‌هایی چون ایران تأثیر پذیرفت.

پژوهش‌های رایج، تصوف را بُعد عرفانی اسلام می‌دانند که در واکنش به مادی‌گرایی و دنیاطلبی افراطی دوران اموی شکل گرفت؛ اما هنگامی که اسلام به ایران گسترش یافت، با تمدنی روبه‌رو شد که از پیش سرشار از تفکر متافیزیکی، نمادگرایی روحانی، و فلسفهٔ عرفانی بود. این سنت‌ها شامل آموزه‌هایی ریشه‌دار در آیین زرتشتی و عرفان باستانی ایرانی می‌شدند. بسیاری از پژوهشگران اذعان دارند که فرهنگ معنوی ایران تأثیر بسزایی در شکل‌گیری زبان، نمادپردازی، و عمق فلسفی تصوف متأخر داشته است.

ایران باستان از دیرباز دارای میراثی ژرف و عرفانی بود. تعالیم زرتشتی بر تزکیهٔ روح، نبرد کیهانی میان نور و ظلمت، و صعود معنوی انسان به سوی حقیقت الهی تأکید داشت. اسطوره‌ها و فلسفهٔ ایرانی نیز مملو از روایت‌های نمادین دربارهٔ عشق الهی، اشراق، و وصال با عالم بالا بودند. این مفاهیم باستانی ایرانی، بستری حاصل‌خیز برای شکوفایی عرفان اسلامی فراهم ساختند.

اگرچه اجماع دانشگاهی تصوف را قدیمی‌تر از اسلام نمی‌داند، اما بسیاری از محققان معتقدند ایرانیانی که اسلام آوردند، جهان‌بینی عرفانی پیشااسلامی خود را وارد معنویت اسلامی کردند و بدین‌گونه تصوف را با مضامینی چون عشق الهی، اشتیاق شورمندانه، و اشراق نورانی غنا بخشیدند.

ایران؛ گهوارهٔ شکوفایی تصوف کلاسیک

ایران به‌زودی به یکی از بزرگ‌ترین مراکز اندیشه و ادبیات صوفیانه بدل شد؛ تا آنجا که اغلب از ایران به عنوان گهوارهٔ شکوفایی ادبی و فلسفی تصوف کلاسیک یاد می‌شود.

در حقیقت بسیاری از مشهورترین مشایخ و شاعران صوفی -- از جمله مولوی، عطار، و حافظ -- ایرانی بودند و عمدتاً به زبان فارسی می‌سرودند. ادبیات عرفانی فارسی به‌ویژه میان قرون دوازدهم تا پانزدهم میلادی به اوج شکوفایی رسید و به یکی از اثرگذارترین سنت‌های ادبی معنوی در تاریخ جهان تبدیل شد.

صوفیان فارسی‌زبان از طریق شعر و نثر، مفاهیم پیچیدهٔ الهیاتی را به بیان‌هایی عاطفی، نمادین، و عمیقاً روحانی بدل کردند که اشتیاق روح برای وصال با حق را بازمی‌نمایاند.

به سبب این غلبه و نفوذ ایرانی، بسیاری تصوف را نه صرفاً یک جنبش اسلامی، بلکه ادامهٔ روح عرفانی ایران باستان در جامهٔ اصطلاحات اسلامی می‌دانند. هرچند چنین ادعایی از مرز اجماع دقیق دانشگاهی فراتر می‌رود، اما تردیدی نیست که فرهنگ ایرانی بخش عظیمی از زیبایی هنری، ظرافت فلسفی، و جاذبهٔ جهانی تصوف را شکل داده است.

بی‌تردید اگر سهم اندیشمندان و شاعران ایرانی نبود، تصوف هرگز به اوج‌های شعری و روحانی‌ای که امروز بدان شناخته می‌شود نمی‌رسید. از این رو، هرچند تصوف در دوران اسلامی ظهور کرد، اما قلب و روح آن به شکلی ژرف از میراث عرفانی ایران متأثر و متعالی گردید.

ویژگی‌های جنبش صوفیه

۱. تمرکز بر عرفان باطنی

تصوف بُعد درونی و عرفانی اسلام را نمایندگی می‌کند. بهتر است آن را نه به عنوان فرقه‌ای مستقل، بلکه به عنوان رویکردی معنوی درک کنیم که اعمال رایج دینی -- مانند نمازهای واجب روزانه -- را با مجموعه‌ای از اعمال تکمیلی روحانی همچون ذکر و تکریم اولیا در می‌آمیزد.

در حالی که شریعت چارچوب حقوقی و ظاهری دین را فراهم می‌کند، تصوف بر احساسات و صفاتی تمرکز دارد که انسان را به خدا نزدیک می‌سازند؛ همچون محبت، شفقت، صبر، و عشق الهی.

۲. جستجوی فنا -- وصال با خدا

تصوف آیین‌ها و تمرین‌هایی را پرورش داد که بر کنترل شدید نفس و تزکیهٔ درون تمرکز دارند؛ تا از رهگذر آن، انسان به بصیرت‌های روحانی و حالات عرفانی دست یابد و در نهایت به مقام فنا برسد؛ یعنی نابودی خودخواهی و انانیت در راه وصال با خداوند.

سالکان از ریاضت‌های گوناگونی بهره می‌برند، از جمله مجاهده و ریاضت نفس، ذکر و یاد مداوم خدا، سماع و نغمه‌های روحانی، فنا و بقا؛ یعنی نابودی خویشتن برای اتحاد با حق و سپس بقا در حضور الهی

هدف از این اعمال، ایجاد حالت وجد و شور عرفانی است که سالک را از خویش رها سازد و به حقیقت متصل کند.

۳. سازمان‌یافتگی در قالب طریقت

اصطلاح طریقت به مدرسه یا سلسله‌ای از تصوف گفته می‌شود که هدف آن تربیت معنوی و رسیدن به حقیقت است.

هر طریقت دارای مرشد یا پیر است که نقش راهنما و رهبر روحانی را ایفا می‌کند. پیروان او را مریدان می‌نامند؛ یعنی آنان که مشتاق معرفت و محبت الهی‌اند.

صوفیان در اجتماعاتی گرد هم می‌آمدند که پیرامون خانقاه‌ها شکل می‌گرفت؛ مکان‌هایی برای عبادت، تعلیم، و تربیت روحانی. این جوامع دارای سلسله‌های معنوی بودند که شاگردان را از طریق استادان متوالی به شخص پیامبر اسلام متصل می‌ساختند.

۴. زهد و تزکیهٔ نفس

غایت نهایی صوفیان، کسب رضای خداوند از طریق بازگشت به حالت نخستین پاکی و سرشت الهی انسان است که در اصطلاح اسلامی فطرت نامیده می‌شود.

صوفیان سنتاً به فقر اختیاری، پرهیز از دنیاطلبی، و گاه تجرد گرایش داشتند. حتی گفته شده است که نام «صوفی» از جامه‌های زبر پشمی گرفته شده که به عنوان نشانه‌ای از رویگردانی از تجملات دنیا می‌پوشیدند.

۵. شعر، موسیقی، و هنرهای مقدس

صوفیان به استفاده از شعر و موسیقی در آیین‌های خود شهرت دارند. شاعران بزرگی چون مولانا و حافظ تجربه‌های روحانی خویش را در قالب اشعاری سرشار از عشق، شور، و نمادهای عرفانی بیان کردند.

در مراسم سماع -- که آیینی از موسیقی، آواز، و گاه رقص روحانی است -- موسیقی صوفیانه فضایی ایجاد می‌کند که روح در آن نزدیکی به خداوند و عشق الهی را تجربه نماید.

هرچند سبک موسیقی صوفیانه در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است، اما هدف آن همواره یکی است: تقرب روح به معشوق الهی.

۶. رابطهٔ پیر و مرید

پیر با حکمت، تعالیم، و هدایت خود به مریدان کمک می‌کند تا در مسیر رشد روحانی پیش روند و مراتب مختلف سلوک را طی کنند.

این رابطهٔ استاد و شاگرد از ارکان اساسی تصوف شمرده می‌شود؛ زیرا معرفت حقیقی نه صرفاً از طریق مطالعه، بلکه از راه انتقال قلبی و روحانی از دل پیر به دل مرید منتقل می‌شود.

۷. تکریم اولیا و زیارتگاه‌ها

درگاه‌ها یا زیارتگاه‌هایی که بر مزار اولیای صوفی بنا می‌شوند، هم مراکز معنوی‌اند و هم کانون‌های تعامل اجتماعی و فرهنگی.

این مکان‌ها پیروانی از همهٔ ادیان و طبقات اجتماعی را جذب می‌کنند و فضایی برای دعا و نیایش، مراقبه و سکوت، موسیقی روحانی و کارهای خیریه و کمک به نیازمندان فراهم می‌آورند.

۸. شمول‌گرایی، برابری، و همزیستی میان ادیان

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جنبش صوفیه، ترویج همزیستی مسالمت‌آمیز میان جوامع دینی مختلف بود.

اولیای صوفی همواره بر معنویت فراگیر تأکید داشتند که فراتر از مرزهای دینی می‌رود و بر ارزش‌های جهانی چون عشق، محبت، و اخلاص استوار است.

جنبش صوفیه همچنین در ارتقای جایگاه گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده -- از جمله زنان، طبقات پایین جامعه، و فقرا -- نقش مهمی ایفا کرد و پیام برابری و برادری جهانی انسان‌ها را تبلیغ نمود.

۹. گسترش مسالمت‌آمیز دین

جنبش صوفیه نقش مهمی در گسترش اسلام از راه‌های صلح‌آمیز داشت. آنان به جای تأکید بر فتوحات نظامی یا تحمیل قوانین خشک، بیشتر بر عشق، خدمت، و هدایت روحانی تکیه می‌کردند.

صوفیان از طریق ساختن جامعه، تعلیم معنوی، و تبادل فرهنگی با مردم محلی ارتباط برقرار می‌کردند.

۱۰. تنش با اسلام ارتدوکس

در حالی که اسلام سنتی بر رعایت شریعت و احکام ظاهری تأکید دارد، تصوف بیشتر بر جنبه‌های باطنی و معنوی دین تمرکز می‌کند.

برخی صوفیان معتقد بودند که تشریفات ظاهری و اعمال خشک به تنهایی انسان را به خدا نمی‌رساند؛ بلکه آنچه اهمیت دارد اخلاص درونی و اتصال قلبی با خداوند است.

مولانا از ما میخواهد اسلام را با دید جدیدی بنگریم:

مسلمانان مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید / که کفر از شرم یار من، مسلمان‌وار می‌آید

چونکه از اسلام و مسلمانی فقط نامی مانده و از معنی تهی شده:

آنک صد میلش سوی ایمان بود / چون شما را دید آن فاتر(سست؛ ضعیف) شود

زانک نامی بیند و معنیش نی / چون بیابان را مفازه (بی آب و علف) گفتنی

جایی که عشق هست کفر و ایمان نیست:

عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود / در مذهب عشق کفر و ایمان نبود

در عشق تن و عقل و دل و جان نبود / هرکس که چنین نگشت او آن نبود

این ویژگی‌ها توضیح می‌دهند که چرا تصوف بیش از دوازده قرن دوام آورده و چرا شخصیت‌هایی چون مولانا همچنان برای تمام بشریت الهام‌بخش‌اند. مثنوی معنوی مولوی شاید کامل‌ترین جلوهٔ ادبی این ویژگی‌های صوفیانه باشد.

مثنوی که صیقل ارواح بود / بازگشتش روز استفتاح ( پیروزی) بود

مطلع تاریخ این سودا و سود / سال اندر ششصد و شصت و دو بود

حضور تصوف در فرهنگ‌های کهن ایرانی روح عرفانی ایران باستان: پیش‌زمینه‌های تصوف

نظریهٔ محوری: تداوم روح ایرانی

عرفان ایرانی، یا سنت عشق و معرفت ایرانی، تفسیری دیرینه از هستی، زندگی، و عشق است که بر اصول شهودی و قلبی استوار است. هرچند بخشی از این سنت از آموزه‌های رازآمیز زرتشتی ایران باستان سرچشمه گرفته، اما در نمود عملی معاصر خود تا حد زیادی با تصوف در ایران مترادف شمرده می‌شود.

رشتهٔ این سنت هرگز گسسته نشده است. آنچه ایرانیان باستان اشا می‌نامیدند -- یعنی حقیقت، راستی، و نظم کیهانی -- و آنچه بعدها مشایخ صوفیه حقیقت خواندند -- یعنی حقیقت مطلق الهی -- در ژرف‌ترین لایه‌های خود تجلی یک اشتیاق جاودانه‌اند: اشتیاق روح برای بازگشت به سرچشمهٔ نور ازلی.

۱. آیین زرتشت: کهن‌ترین ریشه

ساختار معنوی ایران باستان

تا حدود ۶۵۰ پیش از میلاد، آیین زرتشت که دینی یکتاپرستانه و مبتنی بر آموزه‌های زرتشت بود، به دین رسمی ایران باستان بدل شده بود. اما این آیین تنها یک مذهب به معنای متعارف نبود؛ بلکه جهان‌بینی‌ای کامل، اخلاقی، کیهانی، و عرفانی بود که بیش از هزار سال پیش از ظهور اسلام هویت ایرانی را شکل داد.

زرتشت اعلام کرد که اهورامزدا خالق برتر و نیروی نگهدارندهٔ جهان است و از طریق امشاسپندان -- هفت جلوهٔ الهی -- در عالم عمل می‌کند. در مرکز این نظام، مفهوم اشا قرار داشت؛ به معنای راستی، نظم کیهانی، و عدالت الهی که در برابر دروج، یعنی دروغ، فریب، و آشوب قرار می‌گرفت.

این کشمکش کیهانی میان نور و ظلمت، راستی و ناراستی، پاکی و فساد دقیقاً همان میدان نبرد روحانی‌ای است که بعدها در مفهوم مجاهدهٔ صوفیانه ظهور یافت.

نبرد صوفی با نفس امّاره را می‌توان همان نبرد زرتشتی با اهریمن دانست که این‌بار به درون انسان منتقل شده است.

اشا و اخلاق صوفیانه: یک شعلهٔ واحد

مفهوم زرتشتی اشا -- یعنی حقیقت، نظم، و راستی -- بعدها در سنت اسلامی به صورت ادب تداوم یافت؛ یعنی رفتار شایسته، آداب روحانی، و نظم معنوی.

آثاری چون گلستان سعدی و مثنوی مولوی بر عدالت، فروتنی، و تعادل کیهانی تأکید دارند؛ همگی از نشانه‌های بارز اخلاق زرتشتی.

هنگامی که مولانا از سوختن نفس در آتش عشق سخن می‌گوید، او در حقیقت از واژگانی بهره می‌گیرد که ایران زرتشتی هزار سال پیش از او پرورانده بود:
آتش به عنوان نور الهی و تطهیر از راه سوختن.

بُعد عرفانی در خود زرتشتی‌گری

حتی در درون آیین زرتشت نیز باید آموزه‌هایی باطنی و رازآمیز وجود داشته باشد. بسیاری از ژرف‌ترین مضامین مربوط به جستجوی انسان برای رسیدن به خداوند، در سراسر تاریخ ایران با زبانی مشابه تکرار شده‌اند؛ چنان‌که گویی روح ایرانی و جستجوی عرفانی آن ماهیتی جاودانه دارد.

زرتشتی‌گری، به‌ویژه در اشکال متأخر ساسانی و مانوی، راهی عرفانی را پرورش داد که در آن روح از طریق نور، پاکی، و معرفت به عروج می‌رسید.

این مسیر سبب شکل‌گیری سلسله‌مراتب فرشتگان و انوار آسمانی شد و باور به معرفت باطنی را پدید آورد؛ دانشی که تنها برای دل پاک‌شده قابل درک است -- مفاهیمی که بعدها به ارکان تصوف ایرانی تبدیل شدند.

۲. مهرپرستی: دین نور الهی و برادری

یکی از مهم‌ترین اما کمتر شناخته‌شده‌ترین پیش‌زمینه‌های عرفان صوفیانه، مهرپرستی است؛ دین باستانی ایرانی که بر محور مهر -- ایزد نور، حقیقت، پیمان، و عدالت کیهانی -- شکل گرفته بود.

پیروان مهر آیین‌هایی برادرانه تشکیل می‌دادند، مراحل مختلف سلوک روحانی را طی می‌کردند، در آزمون‌های معنوی شرکت می‌نمودند، و در ضیافت‌های مقدس جمعی حاضر می‌شدند تا به اتحاد با نور الهی برسند.

شباهت ساختاری این آیین با طریقت‌های صوفیانه -- با نظام مراتب، تشرف، استاد و شاگرد -- بسیار چشمگیر است.

تصویر صوفیانهٔ «میخانهٔ عشق» که در آن سالکان از شراب الهی می‌نوشند، انعکاسی روشن از ضیافت‌های مقدس مهرپرستانه را در خود دارد.

در خواب کنی سوختگان را ز می عشق / تا جز تو کسی محرم اسرار نماند

و یا:

مرا حق از می عشق آفریده‌ست / همان عشقم اگر مرگم بساید

منم مستی و اصل من می عشق / بگو از می به جز مستی چه آید

و نماد مرکزی صوفیانهٔ آتش به عنوان عشق الهی، ریشهٔ کهن خود را در آتش‌های مقدس معابد مهر و زرتشت می‌یابد.

چو در عالم زدی تو آتش عشق / جهان گشتست همچون دیگ حلوا

۳. عرفان نوریِ مانوی

مانی (۲۱۶-۲۷۶ میلادی)، پیامبر ایرانی و بنیان‌گذار آیین مانوی، جریان عرفانی نیرومند دیگری پدید آورد که بعدها در شکل‌گیری تصوف اثر گذاشت.

مانی تعلیم می‌داد که روح انسان ذره‌ای از نور الهی است که در زندان ماده گرفتار شده، و زندگی معنوی عبارت است از آزاد کردن این نور از طریق معرفت پاکی و ریاضت.

این آموزه -- که روح جرقه‌ای الهی است و مشتاق بازگشت به اصل خویش -- شباهتی عمیق با مفهوم صوفیانهٔ فنا و بقا دارد.

۴. فلسفهٔ اشراق: جایی که ایران و تصوف آشکارا به هم می‌رسند

مستقیم‌ترین پل میان عرفان ایران باستان و تصوف اسلامی توسط فیلسوف بزرگ ایرانی شیخ شهاب‌الدین سهروردی (۱۱۵۴-۱۱۹۱ م.) ساخته شد؛ بنیان‌گذار مکتب حکمت اشراق.

سهروردی فلسفه‌ای بنا نهاد که بر نور و اشراق استوار بود و مدعی شد سنت‌های ایرانی (زرتشتی) و مصری (هرمسی) را در حکمت خود جمع کرده است.

او در آثار خویش سفر روح را در میان مراتب انوار و عوالم ملکوتی توصیف می‌کند؛ جایی که «شرق» نماد عالم انوار محض و فرشتگان الهی است.

سهروردی آشکارا از کیهان‌شناسی زرتشتی بهره گرفت -- از سلسله‌مراتب انوار، موجودات نورانی، و مفهوم فرّه ایزدی -- و آن را در قالبی اسلامی و عرفانی بازآفرینی کرد.

در این معنا، سهروردی متفکری بود که آشکار ساخت آنچه همواره پنهان بود:
اینکه عرفان ایرانی و تصوف ایرانی، دو چهره از یک حقیقت واحدند.

۵. شعر به عنوان زبان جاودانهٔ روح ایرانی

شاید عمیق‌ترین پیوند میان ایران باستان و تصوف، استفاده از شعر به عنوان ابزار اصلی بیان حقیقت الهی باشد.

گاثاها -- کهن‌ترین متون زرتشتی منسوب به خود زرتشت -- مجموعه‌ای از سرودها و یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های شعر دینی در تاریخ بشرند.

این امر تصادفی نیست. روح ایرانی همواره عمیق‌ترین حقایق معنوی را نه از طریق الهیات خشک، بلکه از راه تصویراستعاره موسیقی و شعربیان کرده است.

شاعران ایرانی قالب‌های اسلامی چون غزل و قصیده را به کار گرفتند، اما در درون آنها اشتیاق‌های عرفانی پیشااسلامی را بیان نمودند.

هنگامی که حافظ از میخانه، شراب، و محبوب سخن می‌گوید، او هم در درون اسلام سخن می‌گوید و هم فراتر از آن؛ از واژگانی بهره می‌گیرد که ریشه در سنتی معنوی بسیار کهن‌تر از قرآن دارند، اما در عین حال باطن قرآن را نیز تکریم می‌کنند.

Ali_Fayaz.jpgچرا رژیم جمهوری اسلامی، هیچ ربطی به منافع ملی ما ندارد؟

این روزها، بسیاری از نیروهایی که حتا مخالف رژیم جمهوری اسلامی هستند، به اشکال گوناگون و بدون این که خود بخواهند، دارند در کنار رژیم جمهوری اسلامی قرار می گیرند. من هرگز آنها را به وابسته گی و یا پیوسته گی به رژیم جمهوری اسلامی متهم نمی کنم. سوابق، کارنامه و مواضع کنونی آنها، نشان می دهد که آنها به راستی مخالف رژیم جمهوری اسلامی هستند. اما آن چه که خوش آیند نیست، موضع گیری آنها در رابطه با جنگ و "صلح" کنونی است. متاسفانه یک مغلطه بزرگ در این میانه سر بر آورده است و آن، نام رژیم جمهوری اسلامی است، که جای خود را به نام ایران داده است.

در ادبیات این جریانات متاسفانه، جای رژیم جمهوری اسلامی، با کشور ایران عوض شده است. آنها در مواردی ناخودآگاه و در مواردی آگاهانه، واژه ایران را، به جای نام رسمی جمهوری اسلامی ایران، به کار می برند. این مغلطه وحشتناک به خواننده، شنونده و بیننده چنین القا می کند که آن چه هم اکنون در جریان می باشد، ایران را هدف قرار داده است و نه رژیم را. در نتیجه در این معادلات و موضعگیری های سیاسی، ناگهان رژیم معادل ایران تعریف می شود و در نتیجه دفاع از ایران - یعنی دفاع از میهن - جای خود را - البته به طور غیر مستقیم - به دفاع از رژیم جمهوری اسلامی تغییر می دهد.

bahmani.jpg​وقتی به پهنه کوتاه عمر انسان نگاه می‌کنیم، نخستین پرسشی که ذهن را می‌گزد این است: چرا در این فرصت اندک زیستن، حرص و طمع چنین بیداد می‌کند؟ چگونه است که انسانی در جامه قضاوت، حق نفس کشیدن را از بی‌گناهی سلب می‌کند و چگونه تاریخ، کوره‌های آدم‌سوزی را در قلب تمدن خود جای می‌دهد؟ آیا بشر با چنین کارنامه‌ای، لیاقت سکونت بر این سیاره فیروزه‌ای را دارد؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، باید از پوسته ظواهر عبور کرد و به ریشه‌های بیولوژیک و روانیِ «شر» نگریست.

​بسیاری از رذایل اخلاقی که امروز شاهدش هستیم، در واقع نسخه‌های تغییر شکل یافته غایاتی هستند که روزگاری برای بقای انسان ضروری بودند. طمع، بازمانده غریزه‌ای است که در دوران غارنشینی به انسان فرمان می‌داد «هرچه بیشتر جمع کنی، احتمال زنده ماندنت در زمستان بیشتر است».

مشکل بنیادین بشر امروز، تضاد میان سخت‌افزار بدوی (مغزی که بر اساس ترس از کمبود و تنازع بقا طراحی شده) و نرم‌افزار مدرن (آگاهی، اخلاق و تکنولوژی) است. ما با سیستم عاملی زندگی می‌کنیم که هنوز بوی خون و خاک می‌دهد، در حالی که آرزوی عدالت و صلح در سر می‌پروریم.

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgداخلی:
علیرغم کشتار ده‌ها هزار نفر تنها در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه گذشته، محسنی اژه‌ای، با اعلام شرایط جنگی در کشور، اعدام‌های اخیر و دستگیری‌های روزانه و مجازات کارکنانی که در کشتار مردم به رژیم نه گفتند، توسط ماشین سرکوب به فرماندهی رادان را مشروع نام برده است. دو نفری که تنها مأموریت‌شان سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام بهترین فرزندان ملت بوده و در کمال تعجب هنوز زنده هستند و تیر غیب‌های آمریکا و اسرائیل سراغ این دو ماشین کشتار ملت ایران نرفته‌اند.

خارجی:
در پی شکست مذاکرات با آمریکا و محاصره دریایی رژیم، که به علت زیادی‌خواهی، جدی نگرفتن همیشگی مذاکرات و استفاده از آن به‌عنوان ابزار تنفس، تجدید نیرو و سازماندهی، ملیجک‌های خارجی رژیم، یعنی پاکستان، مصر و ترکیه، که با روی کار آمدن جمهوری اسلامی به نان و نوایی رسیده و از بازگشت ایران به شکوه و عظمت گذشته وحشت دارند، بار دیگر واسطه شده و با وعده و وعید، آمریکا را تشویق به ادامه مذاکرات با رژیم نموده‌اند که در اولین فرصت ممکن انجام گیرد.

نتیجه:
رژیم تبهکار ملا-سپاهی، از تنها قدرتی که ترس دارد و به خاطر وحشت بیمارگونه از این دشمن، حاضر به تمکین و عبودیت آمریکا و دیگران و در نتیجه ادامه بساط اهریمنی‌اش به هر قیمت ممکن شده، ملت ایران است. که برای مقابله با آن، تروریست‌های نیابتی‌اش در چند کشور منطقه را به ایران فراخوانده و با تمرکز آنان در خیابان‌های مهم کشور، با تحمیل یک فضای ترس و ترور و وحشت و ایجاد سکوت گورستانی، بلکه بتواند چند صباح دیگر به عمر ننگین خود ادامه دهد. اما اینکه این بار موفق خواهد شد یا نه؟، ایام پیش رو آن را نشان خواهد داد.

علی‌اکبر امیدمهر

pakneujad.jpgدرمقالات گذشته تبیین شد که تشکیل «جبهه فراگیر آزادی‌خواهی»، برمبنای اصول و منطق عقل سلیم و درراستای تامین منافع ملی، نه بهترین بل‎که با اطمینان و قاطعیت باید گفت تنها مسیر عبور از بن‌بست فعلی است. اما پرسشی حیاتی و تاریخی که در برابرما وجود دارد، چنین است: چه تضمینی وجود دارد که فردای پس از تغییر، دوباره شاهد بازتولید استبداد در لباسی جدید نباشیم؟ برای پاسخ به این پرسش، باید از شعار فاصله بگیریم و به سراغ یک البدشکافی علمی و واقع‌بینانه برویم.

ریشه‌ی بحران: فرهنگِ استبدادزده و ویروسِ دیکتاتورپروری

باید با شجاعتِ تمام با این حقیقت روبرو شویم: استبداد در ایران صرفاً یک ساختار سیاسی تحمیلی نیست، بلکه عارضه‌ای است که در فرهنگِ سیاسی ما نهادینه شده است. قرن‌ها زندگی زیر سایه قدرتِ مطلقه، روحیه‌ی «کیش شخصیت»، «ارادت‌سالاری» و «تفکر حذفی» را درلایه‌های پنهان ذهن ما جای داده است.

شاهدِ مدعا اینجاست که حتی در میان ایرانیانی که دهه‌ها در پیشرفته‌ترین دموکراسی‌های جهان زندگی کرده‌اند، بازهم شاهد بازتولید همان الگوهای استبدادی و رفتارهای حذفی هستیم. این یعنی دموکراسی با «تغییر جغرافیا» یا «تغییر نامِ حکومت» به دست نمی‌آید. در جامعه‌ای که هنوز فرهنگ دموکراسی در آن نهادینه نشده، نمی‌توان به «خوش‌نامی» یا «حسن نیت» هیچ شخصی اعتماد کرد. ما نیازمند ساختاری هستیم که «دیکتاتوری کردن را فیزیکی و عملیاتی غیرممکن کند»، حتی اگر حاکمی در سر سودای آن را داشته باشد.

bahmanParsa.jpgساختار قدرت و شبکهٔ درهم‌تنیده

شبکهٔ آخوندی و آخوندیسم، دولابِ تو در تو و درهم‌پیچیده‌ای است. تعداد ملّاها، آخوندها و منبری‌های نزدیک به هستهٔ مرکزی این دولاب، بسیار اندک و به‌دقّت برگزیده‌اند. به قول آن دُردانهٔ زبان فارسی: «هر که در این آستانه راه ندارد»!

گردانندگان این ساختار، به انواع حیله‌ها مسلّح‌اند. ابزار کار آنان تقلید و تقیّه است؛ حدیث و روایت را نیز به‌کار می‌گیرند. اگر کار لنگ بماند، احکام اوّلیه و ثانویه و نیز فتاوای شرعی در اختیار دارند. اسلامِ این طایفه با هر آنچه در جهان به نام اسلام شناخته می‌شود متفاوت است و حکم، سخن و روایت هیچ‌کس جز خود را نمی‌پذیرند.

این شبکه، ۴۸ سال است که تمام موجودیت یک کشور و یک ملّت را در قبضهٔ خود گرفته و به هیچ‌کس--حتی از خودی‌هایشان--اجازهٔ هیچ «لیت و لعل»ی نمی‌دهد. حتی برخی از نزدیکان خود را نیز از میان برداشته‌اند، چه رسد به «غیر» که اکثریت ملّت ایران را تشکیل می‌دهد. شریعتمداری، طالقانی، منتظری و رفسنجانی نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از این روند هستند. و هزاران هزار انسان سلاخی‌شدهٔ ایرانی به‌دست این حکومت «ایرانیانی» هستند که «غیر» تلقی می‌شده‌اند.

مریم مقدم - معلوم نیست تو مملکت چه خبره که ماشالا شمس‌الواعظین را با کراوات فرستادند روی استیج پیام انگیزشی بده!

flights.jpgاختلال در پروازهای اروپایی به‌دلیل جنگ جمهوری اسلامی

خبرنامه گویا - در حالی که تنش‌های منطقه‌ای همچنان ادامه دارد، نشانه‌های یک بحران جدید در اروپا در حال آشکار شدن است: کمبود نگران‌کننده سوخت جت و احتمال اختلال گسترده در پروازها.

همزمان، در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان موجی از تمسخر و کنایه نسبت به رهبران اروپایی شکل گرفته؛ جایی که کاربران ایرانی با بازتولید ادبیات آشنای غرب در قبال ایران، این‌بار همان جملات را خطاب به اروپا به کار می‌برند از «ابراز نگرانی عمیق» تا «در حال رصد وضعیت هستیم و با متحدان مشورت خواهیم کرد».

احسان آرین در شبکه اکس نوشت:

"ما، مردم ایران، افزایش قیمت سوخت در پایتخت‌های اروپایی را محکوم می‌کنیم. ما معتقدیم این موضوع یک مسئله داخلی است که باید توسط خود مردم اروپا حل‌وفصل شود، نه از طریق دخالت خارجی. همچنین از قیمت‌های سوخت می‌خواهیم در قبال مردم اروپا خویشتنداری نشان دهند"

tweet2.jpgدر کنار این فضای مجازی، گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر هشدار می‌دهند که اروپا ممکن است تنها حدود شش هفته ذخیره سوخت جت در اختیار داشته باشد؛ وضعیتی که در صورت تداوم اختلال در انتقال نفت از خاورمیانه، می‌تواند به لغو پروازها در مقیاس قابل‌توجه منجر شود.

ریشه این بحران، وابستگی شدید اروپا به واردات انرژی از منطقه خلیج فارس است؛ جایی که بخش بزرگی از سوخت هواپیما از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند. با مختل شدن این مسیر حیاتی در پی جنگ، زنجیره تأمین سوخت به‌شدت آسیب دیده است. اتحادیه اروپا اکنون به‌دنبال تدوین طرح‌های اضطراری، از جمله افزایش ظرفیت پالایش و حتی خرید مشترک سوخت، برای مدیریت این بحران است.

شرکت‌های هواپیمایی نیز از افزایش شدید هزینه‌ها و حتی بررسی کاهش برنامه پروازی سخن گفته‌اند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی شرکت‌ها هم‌اکنون نیز پروازهایی را لغو یا محدود کرده‌اند و سناریوی کاهش گسترده پروازها در تابستان پیش‌رو کاملاً محتمل است.

همزمان با این تحولات، شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان شاهد موجی از واکنش‌های طنزآمیز و کنایه‌آلود از سوی کاربران ایرانی بوده است. این ادبیات کنایه‌آمیز، در واقع بازتابی از نارضایتی انباشته نسبت به استانداردهای دوگانه در قبال بحران‌های داخلی ایران است.

در مجموع، آنچه امروز در اروپا در حال شکل‌گیری است، صرفاً یک بحران انرژی یا حمل‌ونقل نیست، بلکه نمونه‌ای از سرریز مستقیم پیامدهای جنگ جمهوری اسلامی به خارج از مرزهای ایران است. همان‌گونه که گزارش‌هایی از گرایش مسافران اروپایی به گزینه‌های جایگزین مانند قطار نیز نشان می‌دهد، اختلال در پروازها دیگر یک احتمال دور نیست، بلکه سناریویی است که به‌تدریج در حال تبدیل شدن به واقعیت است.

مقام معظم رهبری پاپ!

| No Comments

amfe.jpg

15-2.jpgایندیپندنت - مبینا نصیری، مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی، در شبکه سه درباره جنگ با اسرائیل می‌گوید: «من خودم دلم برای یه بزن‌که‌خوب‌بزنی تنگ شده این روزها. یعنی نه که ما جنگ را دوست داشته باشیم، ولی واقعا دلم می‌خواهد ریشه اسرائیل را بکنیم.»

او در ادامه افزود کاش می‌شد از موشک «رستاخیز» رونمایی کنیم تا ببینند آیا می‌توان اسرائیل را به‌گونه‌ای هدف قرار داد که «خودمان آنجا گندم بکاریم یا نه».

khomlarge.jpg

hoshdar.jpgدر صورت نقض محاصره دریایی بنادر ایران توقیف می شوید

کاخ سفید و ارتش ایالات متحده پیام هشداری که به کشتی‌ها مخابره شده‌اند را منتشر کردند که در آن بر خودداری از نقض محاصره بنادر و مناطق ساحلی ایران تاکید شده است.

در این پیام رادیویی دریایی، یکی از نیروهای نظامی آمریکا به کشتی‌ها هشدار می‌دهد که در صورت تلاش برای تردد به سمت بنادر ایران یا خروج از آن‌ها، نیروهای آمریکایی برای بازرسی، جلوگیری از حرکت و توقیف، وارد این کشتی‌ها خواهند شد.

***

testos.jpg

دو ویدیو، دو تصویر از «قدرت»

خبرنامه گویا

یک‌سو هگزث؛ غرق در عرق و با شدت، در حال تمرینات سخت.
سوی دیگر استارمر؛ ضرباتی نرم و محتاط به کیسه بوکس.

این فقط تفاوت سبک نیست؛ شکاف در تعریف «اقتدار» است. یکی قدرت را نمایش می‌دهد، دیگری آن را مدیریت می‌کند، یا شاید صرفاً تظاهر می‌کند.

***

***

newsline.jpgحسن حسن و کامران بخاری، "نشریه نیولاین"

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

جمهوری اسلامی طی چهار دهه، راهبردی را بنا کرد که هدفش انتقال جنگ‌ها به خارج از مرزهای کشور بود. تهران با ایجاد شبکه‌ای از بازیگران دولتی و غیردولتی در لبنان، عراق، سوریه و یمن تلاش کرد میدان نبرد را دور نگه دارد و دشمنان را از طریق نیروهای نیابتی فرسوده کند. این منطق ساده بود: جنگ را جلو ببرید تا خاک ایران امن بماند. اما این منطق اکنون فروپاشیده و جنگی که قرار بود در خارج رخ دهد، به داخل کشور کشیده شده است.

تراز جنگ اخیر پیچیده است. از یک سو، شمار زیادی از مقامات و فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی کشته شدند و بخش بزرگی از توان نظامی آسیب دید. از سوی دیگر، حکومت همچنان پابرجاست و توانست با اقداماتی مانند بستن تنگه هرمز هزینه‌های جهانی ایجاد کند. نتیجه نه پیروزی کامل بود و نه فروپاشی؛ بلکه وضعیتی که نشان می‌دهد رژیم توان بقا دارد اما به شدت تضعیف شده است.

برای درک بهتر تحولات، می‌توان این درگیری را «جنگ سوم خلیج فارس» دانست. جنگ اول با حمله صدام به کویت آغاز شد و رژیم عراق را تضعیف کرد. جنگ دوم در سال ۲۰۰۳ رژیم صدام را سرنگون کرد. جنگ سوم، که اکنون در جریان است، احتمالاً نه به سقوط فوری رژیم ایران، بلکه به فرسایش تدریجی آن خواهد انجامید؛ الگویی که در درگیری‌های قبلی نیز دیده شده است.

در این چارچوب، حتی اگر رژیم در کوتاه‌مدت سقوط نکند، فشار مداوم آمریکا و اسرائیل به یک قاعده جدید تبدیل خواهد شد. حملات دقیق و دوره‌ای با هدف تغییر رژیم انجام نمی‌شوند، بلکه برای مهار و تضعیف تدریجی طراحی شده‌اند. در مقابل، تهران مجبور خواهد شد راهبرد «مقاومت» را که برای خارج از مرزها طراحی کرده بود، در داخل کشور اجرا کند.

مهم‌ترین تغییر این جنگ، شکستن تابویی ۲۵ ساله در واشینگتن بود. دولت‌های متوالی آمریکا از حمله مستقیم به جمهوری اسلامی پرهیز می‌کردند، زیرا هزینه‌های آن را بیش از منافع می‌دانستند. تهران نیز راهبرد منطقه‌ای خود را بر همین فرض بنا کرده بود. اکنون این سقف برداشته شده و رژیم دیگر نمی‌تواند روی مصونیت از حمله مستقیم حساب کند.

mizemozakereh.jpgمنابع مطلع از مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا به ایران‌اینترنشنال گفتند که روز اختلاف شدید در میان اعضای تیم مذاکره‌کننده حکومت ایران سبب شد مذاکرات را ترک کنند. به گفته آنها این اختلاف‌ها در نهایت به صدور دستور بازگشت فوری هیات به تهران در عصر روز شنبه ۲۲ فروردین منجر شد.

منابع مطلع همچنین گفتند که در جریان مذاکرات روز جمعه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در برخی از مواضع خود، به‌ویژه درباره کاهش یا توقف حمایت‌های مالی و تسلیحاتی از «جبهه مقاومت» و به‌طور خاص حزب‌الله لبنان، نشانه‌هایی از انعطاف نشان داده است.

به نقل از این منابع مطلع، این رویکرد با واکنش تند محمدباقر ذوالقدر، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران و دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی، مواجه شد.

به گفته این منابع، ذوالقدر گزارشی از روند مذاکرات به بیت رهبری و فرماندهان ارشد سپاه ارائه کرد. این گزارش به خشم در سطح بالای حاکمیت دامن زده است. در این گزارش به «عدول از چارچوب اختیارات هیات» و همچنین ورود به مباحث هسته‌ای فراتر از دستورات رهبری اشاره شده بود.

این منابع تاکید کردند که در پی این تحولات، عصر روز شنبه ۲۲ فروردین و پس از رایزنی‌هایی در بیت رهبری، با نقش‌آفرینی حسین طائب، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، دستور بازگشت فوری هیات مذاکره‌کننده به تهران صادر شد.

bayaniye.jpgایران اینترنشنال - اسرائیل، لبنان و آمریکا در بیانیه‌ای مشترک پس از نخستین دور مذاکرات واشینگتن اعلام کردند که مذاکرات می‌تواند زمینه‌ساز بازسازی لبنان و بهبود وضعیت اقتصادی این کشور شود.

در این بیانیه آمده که اسرائیل از خلع سلاح و برچیده شدن زیرساخت‌های گروه مسلح در لبنان حمایت می‌کند و آمادگی خود را برای ورود به مذاکرات مستقیم با هدف حل همه مسائل با لبنان اعلام کرده است.

بر اساس این بیانیه، اسرائیل متعهد است که با دولت لبنان برای پیشبرد روند خلع سلاح همکاری کند، به گونه‌ای که امنیت هر دو کشور تضمین شود.

همچنین در این بیانیه، لبنان بر ضرورت اجرای اعلام آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ تاکید کرد و خواستار اتخاذ اقدامات عملی و ملموس برای رسیدگی به بحران انسانی شد.

در این بیانیه مشترک اعلام شد که طرفین بر آغاز مذاکرات مستقیم در زمان و مکانی که مورد توافق قرار گیرد، توافق کرده‌اند.

pak.jpgایندیپندنت فارسی - یک مقام ارشد پیشین پاکستان می‌گوید اقدام آمریکا به محاصره دریایی بنادر ایران یکی از حساس‌ترین نقاط جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است‌ــ و ممکن است برای ترغیب تهران به پاسخ به پیشنهادهای صلح آمریکا کافی باشد.

محمد سعید، سپهبد بازنشسته، به نیویورک پست گفت جمهوری اسلامی احتمالا مشتاق ازسرگیری مذاکرات با واشنگتن خواهد بود، زیرا می‌داند مردم با چه سختی‌های اقتصادی مواجه‌اند، از سطح تورم آگاه است و می‌داند ارزش پول ملی تا چه اندازه سقوط کرده است.

اقتصاد ایران حتی پیش از آغاز جنگ نیز تحت فشار بود و تحریم‌های بین‌المللی مشکلات مالی گسترده‌ای ایجاد کرده بود.

به گفته سعید، شاید مهم‌ترین موضوع این باشد که جمهوری اسلامی احتمالا به محدودیت‌های نظامی‌اش نیز واقف است. او در ادامه افزود: «در حالی که ممکن است چند روز دیگر به شلیک پهپاد و موشک ادامه دهند، توان نظامی‌ برای مقابله با آمریکا و اسرائیل ندارند و گزینه‌های نظامی مقرون‌به‌صرفه‌ای نیز در اختیار ندارند تا به آن تکیه کنند.»

تلفات سنگین در میان اوپراتورهای لانچر نیروی هوافضای سپاه

خبرگزاری دژ - براساس گزارش منابع داخلی، در جریان جنگ ۱۲ روزه، دست‌کم ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر از اوپراتورهای لانچر نیروی هوافضای سپاه پاسداران کشته یا زخمی شده‌اند. این آمار شامل اوپراتورها، فرماندهان و رانندگان کامیون‌های حامل لانچر عنوان شده است. به گفته منابع آگاه، حدود ۳۰ تا ۳۵ نفر از این افراد سرباز وظیفه بوده و باقی نیروها را پرسنل کادر شامل درجه‌داران و افسران تشکیل می‌دادند.

injured.jpgیک منبع مطلع اعلام کرده است که حدود ۴۰ درصد لانچرها بلافاصله پس از نخستین پرتاب شناسایی و منهدم شدند و تنها ۱۰ تا ۵۰ درصد از آنها توانستند با تغییر موقعیت به پرتاب سوم یا چهارم برسند. همین منبع همچنین می‌گوید بودجه کافی برای پرداخت دیه به مجروحان و خانواده کشته‌شدگان وجود ندارد و برخی از آسیب‌دیدگان و خانواده‌ها هنوز هیچ‌گونه غرامتی دریافت نکرده‌اند.

به گفته منابع مذکور، بسیاری از اوپراتورهای زنده‌مانده با نقص عضو شدید مواجه‌اند. در یکی از موارد، فردی که از او در تبلیغات رسمی استفاده شده، هر چهار دست و پای خود را از دست داده و به‌تازگی صاحب فرزند خردسال شده است. این گزارش‌ها از فشار شدید انسانی بر یگان‌های عملیاتی لانچرها حکایت دارد.

radars.jpgنابودی رادارها و زمین‌گیر شدن عملی نیروی هوایی ارتش

همزمان گزارش‌ها حاکی است طی حدود ۴۰ روز درگیری، تقریباً تمامی سامانه‌های فرماندهی راداری مرتبط با تحلیل میدان نبرد و تشخیص دوست از دشمن در سایت‌های غرب، مرکز و جنوب ایران منهدم شده‌اند. این وضعیت عملاً انجام مأموریت‌های عملیاتی برای جنگنده‌های فرسوده نیروی هوایی ارتش را غیرممکن کرده است.

بر اساس این گزارش، با وجود آنکه نیروی هوایی ارتش تهدید مستقیمی برای آمریکا و اسرائیل تلقی نمی‌شد، از بین بردن رادارهای کنترل جنگنده‌ها از اولویت‌های اصلی حملات بوده است. در میان اهداف ذکر شده، رادارهای سوباشی (کبودآهنگ همدان)، کرج، بابلسر و دزفول قرار داشته‌اند.

یک خلبان بازنشسته در گفت‌وگو با منابع مذکور تأکید کرده است که با توجه به وضعیت رادارها و ناوگان هوایی، نیروی هوایی ارتش عملاً زمین‌گیر شده و بازسازی آن در شرایط کنونی غیرممکن است. به گفته این منبع، از پایگاه‌های شکاری تبریز، اصفهان و همدان تنها بخش‌هایی باقی مانده و پایگاه مهرآباد به «قبرستان هواپیماها» تبدیل شده است. همچنین پایگاه‌های شکاری شیراز، چابهار و بوشهر نیز به‌طور گسترده تخریب شده و به ویرانه تبدیل شده‌اند.

zarchi.jpgبا پاسپورت آمریکا، به ایرانیان می‌گوید «وطن‌فروش»

یادداشت علی شریفی زارچی در لینکدین:

موضوع شخصی نیست، قصد افشاگری هم ندارم، پس نامی از ایشان نمی‌برم. ولی بسیاری ایشان را می‌شناسند و می‌دانند چقدر بر این طبل کوبید که افرادی که پس از قتل‌عام هزاران نفر از هم‌میهنان بر حق Right To Protect تاکید داشتند «خائن» و «وطن‌فروش» هستند. صدهاهزار تا بیش از یک میلیون ایرانی در شهرهای مختلف جهان در تظاهرات پس از قتل‌عام، تقاضای اقدام بین‌المللی علیه رژیم جمهوری اسلامی داشتند.

ایشان، و افرادی نظیر ایشان هیچ‌گاه به رژیم جمهوری اسلامی به خاطر قتل‌عام هزاران نفر از هم‌میهنان اعتراض نکردند؛ هیچ‌گاه خامنه‌ای و هوادارانش را به خاطر ۴۷ سال شعار مرگ بر آمریکا و تسخیر سفارت آمریکا و انگلیس و آتش زدن کنسول‌گری عربستان و نصب روزشمار محو اسراییل در میدان فلسطین تهران مقصر ندانستند، حاضر نشدند بگویند اصلی‌ترین دلیل شروع جنگ بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد بود که هیچ کاربردی، مطلقا هیچ کاربردی جز ساخت بمب اتم ندارد، و در عوض هم‌میهنان خود را که خواستار عدم سکوت بین‌المللی در مقابل جنایت قتل‌عام فجیع هزاران نفر در دی‌ماه شده بودند مقصر می‌دانستند و به خیانت متهم می‌کردند.

حتی یک بار به کشتار بیش از ۲۰۰ کودک در دی‌ماه اعتراض نکردند. به عنوان کسی که هم به قتل‌عام هزاران هم‌میهن در دی‌ماه اعتراض کرد و هم بلافاصله پس از فاجعه‌ی مدرسه میناب، انفجار آن را بدون لکنت محکوم کرد و آمریکا و اسراییل را مسوول دانست، هیچ گاه درک نکردم این افراد چه متر و معیار اخلاقی دارند؟ چطور این‌چنین استانداردهای دوگانه‌ای دارند که یک جا مطلقا سکوت می‌کنند و جای دیگر فریاد برمی‌آورند؟

این روزها که جمهوری اسلامی با عدم پذیرش تعطیلی غنی‌سازی مخاطره‌ی شروع مجدد جنگ را به اوج رسانده چرا سکوت کرده‌اند؟ چرا قالیباف، ابرمفسد اقتصادی هلدینگ یاس و املاک نجومی، را مخاطب قرار نمی‌دهند تا آسیب بیشتری به زیرساخت‌های کشور نخورد؟ چرا یک بار نگفتند که ساختار جمهوری اسلامی که یک رهبر ندیده و نشناخته را زمام‌دار «مطلق» ۹۰ میلیون نفر کرده غیر عقلانی است؟ چرا از باقیماندگان جمهوری اسلامی نخواستند قدرت را تسلیم مردم کند؟

چرا از قطع اینترنت و گروگان‌گیری یک ملت نمی‌گویند؟ چرا از موج رکود و بیکاری ناشی از قطع اینترنت نمی‌گویند؟

این فقط تلنگری است بر استانداردهای دوگانه. افرادی که چشم بر قتل‌عام دی بستند و فقط از اسفندماه دغدغه‌ی هم‌میهنان پیدا کردند. افرادی که نگفتند آمار رسمی جمهوری اسلامی از کشته‌شدگان ۱۸ و ۱۹ دی از کل قربانیان ۴۰ روز جنگ بالاتر بود. افرادی که چشم بر ۴۷ سال جنگ‌طلبی خامنه‌ای و هوادارانش بستند و انگشت اتهام را به سمت سایر هم‌میهنان خود چرخاندند.

با پاسپورت آمریکا به هم‌میهنان خود «وطن‌فروش» می‌گوید که اگر در ایران باشند با بیکاری و تورم و قطع اینترنت و زندان روبرو هستند و اگر خارج ایران باشند با مصادره اموال و سلب تابعیت توسط جمهوری اسلامی.

با وجود اختلاف دیدگاهی که داریم، من اتفاقا ایشان را فردی علاقمند به ایران می‌دانم. هرگز به ایشان و سایر هم‌وطنان برچسب خائن و وطن‌فروش نمی‌زنم. از دید من مقصر اصلی وضعیت فجیع ایران، کسی بود که با گفتن «خودی و غیر خودی» بین ایرانیان جدایی افکند، با گفتن «آتش به اختیار» قانون را به یک شوخی تلخ تبدیل کرد و بیش از ۴۰ روز منتظر گور مانده‌است.

امیدوارم با رفتن بقایای رژیمش، هرچه زودتر هم‌دلی، آزادی و آبادی به ایران برگردد.

***

*علی شریفی‌زارچی پژوهشگر هوش مصنوعی و بیوانفورماتیک و عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف است. او رئیس کمیته علمی بین‌المللی المپیاد جهانی هوش مصنوعی (IOAI) بوده و پیش‌تر مدال طلای المپیاد جهانی کامپیوتر را کسب کرده است. حوزه فعالیت او شامل یادگیری ماشین، تحلیل داده‌های زیستی و سیاست‌گذاری علمی در حوزه هوش مصنوعی است.

rajabi.jpgخبرنامه گویا - در ویدیویی که از گفت‌وگوی اخیر جابر رجبی منتشر شده، او با نمایش نزدیک وضعیت جسمی خود، از پیامدهای شدید مسمومیت با آرسنیک سخن می‌گوید و ادعا می‌کند این اقدام پس از جدایی و افشاگری‌هایش توسط عناصر وابسته به جمهوری اسلامی انجام شده است.

رجبی که از چهره‌های سابق مرتبط با نیروی قدس سپاه و همچنین مدیر ارتباطات گروه «عصائب اهل حق» معرفی می‌شود، در این ویدیو به‌طور مستقیم آسیب‌های جسمی خود را نشان می‌دهد و می‌گوید این مسمومیت باعث از دست رفتن کامل دندان‌ها، آسیب‌های دائمی داخلی و نیاز به چندین جراحی سنگین شده است. او تأکید می‌کند که عوارض این مسمومیت تا پایان عمر با او باقی خواهد ماند.

به گفته رجبی، پس از بروز علائم اولیه، آزمایش‌ها وجود حجم بالایی از آرسنیک در خون او را تأیید کرده‌اند. او می‌گوید مسمومیت باعث تخریب تدریجی بافت‌ها، ریزش کامل دندان‌ها، ضعف شدید جسمی و مشکلات مزمن شده است. در این ویدیو، او با اشاره به وضعیت فعلی خود تأکید می‌کند که «این یک حذف بیولوژیک» بوده و هدف آن خاموش کردن او پس از اختلاف و جدایی از ساختارهای وابسته به جمهوری اسلامی بوده است.

گزارش‌های منتشرشده در زمان وقوع این حادثه نیز حاکی از آن بود که جابر رجبی در تهران با آرسنیک مسموم شده و با وجود مشاهده سطح بالای این سم در خونش، با مداخله سریع پزشکی از خطر مرگ نجات یافته است. مسمومیت با آرسنیک معمولاً اندام‌هایی مانند پوست، کبد، ریه‌ها و کلیه‌ها را درگیر می‌کند و در موارد شدید می‌تواند به تشنج، شوک، کما یا مرگ منجر شود. منابع آن زمان وضعیت جسمی او را وخیم توصیف کرده بودند، هرچند او از مرگ نجات یافت.

رجبی که دارای تابعیت ایرانی-عراقی است و سابقه ارتباط نزدیک با فرماندهان نیروی قدس از جمله قاسم سلیمانی را داشته، پس از این حادثه آن را «ترور بیولوژیک» توصیف کرد. او اکنون در ویدیوی جدید خود با نمایش عینی آسیب‌ها می‌گوید این پرونده نشان می‌دهد حتی نیروهای سابق و نزدیک نیز در صورت اختلاف، هدف حذف قرار می‌گیرند؛ حذفی که به گفته او نه با گلوله، بلکه با سم و آسیب‌های دائمی انجام شده است.

haydar.jpgدر خلال آتش‌بس و تعلیق موقت حملات موشکی، برخی کاربران موفق شدند با هزینه‌های گزاف به اینترنت آزاد دسترسی پیدا کنند و روایت‌هایی را به اشتراک بگذارند که نشان می‌دهد بیکاری، بی‌پولی، تعدیل نیرو و نابودی کسب و کارها به‌ویژه آن دسته‌ای که شخصی و کوچک بودند اسفبار است. این جدا از آن دسته کسب و کارهایی است که بر بستر اینترنت فعال بودند و حالا سرمایه‌های اندک‌شان مقابل چشم صاحبان آن دود شده و به هوا رفته است

مریم دهکردی - ایران وایر

«کاروان‌های حیدر حیدر و جنگ جنگ تا پیروزی را توی محلات راه می‌اندازند و باج سیر کردن شکم آدم‌هایی که سیاهی لشکر می‌آورند را از کسبه می‌گیرند.»

«سیاوش» صاحب یک دامداری کوچک در یکی از شهرهای استان تهران است. او به «ایران‌وایر» می‌گوید به محض اینکه آتش‌بس شد، حامیان حکومت در تعداد زیاد در همه محله‌های شهر به خیابان می‌آیند: «قبلش هم بودند. اما به هر حال بمباران و حملات هوایی باعث می‌شد در جاهای مشخصی جمع شوند کمی مداحی و هیاهو و حوالی ۱۱شب جمع می‌کردند. الان اما هر شب از ساعت شش و هفت عصر می‌آیند تا دم صبح توی خیابان هستند.»

سیاوش می‌گوید این افراد رسما مواد غذایی مورد نیاز برای گردهمایی‌های شبانه را از کسبه بازار هر محله تامین می‌کنند: «مثلا به من گفتند باید صد کیلو شیر بدهی می‌خواهیم از مردم با شیرکاکائو پذیرایی کنیم. به قصاب می‌گویند تو گوشت بده. رستوران باید غذا بدهد کافه قهوه و چای. اگر هم کسی اعتراض کند تهدید به پلمب و توقیف اموال می‌شود. می‌گویند ضدانقلاب و حامی جنگی ما اگر خیابان را از دست بدهیم دشمن دوباره حمله می‌کند.»

سیاوش می‌گوید نه تنها خودش که بسیاری از بستگان و اهالی محله‌ای که در آن زندگی می‌کند مجبور شده‌اند به حامیان حکومت حاضر در خیابان باج بدهند: «مثل انگل دارند از ما تغذیه می‌کنند. ما گروهی هستیم که از اول جنگ داریم به مردم نیازمند شهر و کسانی که شغل خودشان را از دست داده‌اند یا سرپناهشان تخریب شده کمک می‌کنیم. دستمان به خیر است اما این‌ها دارند به زور از صاحبان مشاغل اخاذی می‌کنند و کوچکترین اعتراضی هم با تهدید روبرو می‌شود.»

turkey.jpg

فردی مسلح در یک دبیرستان در شهر سیورک، واقع در استان شانلی‌اورفه ترکیه، به سوی دانش‌آموزان تیراندازی کرد و دست‌کم ۱۶ نفر را هدف قرار داد؛ او سپس با شلیک به خود، جانش را گرفت.

بجز مهاجم هنوز مشخص نیست چه تعداد دیگری کشته یا زخمی شده‌اند.

***

trump.jpgترامپ: مذاکرات با ایران ممکن است در دو روز آینده از سر گرفته شود

بی بی سی - روزنامه نیویورک پست نوشت که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفته است که دور بعدی مذاکره با ایران ممکن است در دو روز آینده در پاکستان از سر گرفته شود.

این روزنامه نوشت اندکی پس از آنکه یک خبرنگار ما امروز درباره چشم‌انداز مذاکرات آینده میان آمریکا و ایران با دونالد ترامپ صحبت کرد، رئیس‌جمهور تماس گرفت و به‌روزرسانی‌ کرد:

«واقعاً بهتر است همانجا [در پاکستان] بمانید چون ممکن است طی دو روز آینده اتفاقی رخ دهد. ما بیشتر تمایل داریم آنجا برویم.»

او افزود: «احتمالش بیشتر است، می‌دانید چرا؟ چون ارتشبد [عاصم منیر] کارش را خوب انجام می‌دهد.»

عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در کنار شهباز شریف، نخست‌وزیر، دو میزبان و میانجی مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد بودند که شنبه برگزار شد.

ایندیپندنت فارسی - گزارش‌های رسیده به ایندیپندنت فارسی از تهران در روز سه‌شنبه ۲۵ فروردین نشان می‌دهد دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در هفته‌های اخیر، شماری از دختران بازداشت‌شده در اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ و ماه‌های پس از آن را تحت فشار قرار داده‌اند تا در تجمع‌های شبانه حامیان حکومت شرکت کنند؛ اقدامی که به نظر می‌رسد با هدف تولید روایت‌های تبلیغاتی در داخل و خارج از ایران انجام می‌شود.

بر اساس این گزارش‌ها، به بسیاری از این دختران گفته شده است که در صورت حضور در این تجمع‌ها، پرونده‌های قضایی‌شان مختومه خواهد شد یا از صدور حکم زندان برای آن‌ها صرف‌نظر می‌شود. در مقابل، امتناع از همکاری می‌تواند به تشدید فشارها، ادامه بازداشت یا صدور احکام سنگین‌تر برای آنان و حتی اعضای خانواده‌شان منجر شود.

دو زن جوان در تهران که در هفته‌های اخیر مجبور به حضور در این تجمع‌ها شده‌اند، در گفتگو با ایندیپندنت فارسی، جزئیاتی از این روند را شرح دادند. هر دو به دلیل نگرانی از بازداشت مجدد، خواسته‌اند ناشناس بمانند.

یکی از این زنان که ۳۰ سال دارد و در جریان اعتراض‌های روز ۱۹ دی در حمایت از فراخوان عمومی شاهزاده رضا پهلوی بازداشت شد، می‌گوید: «چندین مرتبه با من و مادرم تماس گرفتند و گفتند اگر همکاری کنی، پرونده‌ات را می‌بندیم. گفتند فقط باید چند شب در تجمع‌ها شرکت کنی، پرچم دست بگیری و شعار بدهی. حتی گفتند لازم نیست روسری سر کنی. برای خودشان مهم بود که ما بدون حجاب باشیم. حالا که تصاویر مصاحبه‌ام را در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های حکومتی می‌بینم، از خودم متنفر شده‌ام.»

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

او با تاکید بر اینکه «تمامی این افراد به‌طور هدایت‌شده در تجمع‌های شبانه حضور دارند»، افزود: «مثلا شب اول حضورم و قبل از شروع مراسم، یکی از بازجوها با ما تماس گرفت و گفت کجا بایستیم، با کدام خبرنگارها صحبت کنیم، یا از کدام مامور بسیجی پرچم و عکس علی خامنه‌ای و مجتبی خامنه‌ای را بگیریم. همه‌چیز کاملا کنترل‌شده بود. گفتند اگر حضور پیدا نکنم، خودم و اعضای خانواده‌ام را هم بازداشت می‌کنند و هر بلایی بخواهند بر سرمان می‌آورند. بیشتر از خودم، نگران امنیت خانواده‌ام بودم و به همین دلیل مجبور شدم.»

sanat.jpgپیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از شهرهای مختلف حاکی از موج گسترده تعدیل کارگران پتروشیمی و تعطیلی صنایع است. شهروندان از تشدید فشار اقتصادی، افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها و تعطیلی کسب‌وکارها خبر دادند.

در بسیاری از این پیام‌ها، قطع اینترنت، رکود در صنایع و کاهش توان مالی مردم به‌عنوان عوامل تشدیدکننده بحران معیشتی مطرح شده است.

یکی از شهروندان با اشاره به مجموعه‌ای از مشکلات هم‌زمان، وضعیت کنونی را چنین توصیف کرد: «اینترنت قطع، شماری از اجناس کمیاب و قیمت‌ها به‌صورت تصاعدی هر روز افزایش پیدا می‌کند. این وضعیت کشوری است که مردمش را در سختی رها کرده و در خیابان مانور پیروزی خیالی می‌دهد.»

پیام‌های متعددی به رکود در صنایع و کاهش فعالیت کارخانه‌ها اشاره دارند.

hsm.jpgحسین شریعتمداری نماينده علي خامنه اي در روزنامه کیهان نوشت:

اکنون این سؤال با مردم آمریکا در میان است که وقتی از هویت پلید ترامپ باخبرید، چگونه به این جرثومه فساد و تباهی و جنایتکار حرفه‌ای اجازه می‌دهید که سرنوشت کشورتان را در دست داشته باشد و از شما مردم آمریکا به‌عنوان پیشمرگان رژیم صهیونیستی استفاده کند و علاوه‌ بر این، هزینه کلان و نجومی آن را هم از جیب شما مالیات‌دهندگان آمریکائی بپردازد؟!

بااین‌حال آیا ترامپ (بخوانید نتانیاهو) مردم آمریکا را به چشم «برده»های خود نمی‌نگرد؟! مگر برده‌داران با برده‌های خود چه می‌کردند که ترامپ با شما نمی‌کند؟! آیا از خود نمی‌پرسید که نظام حاکم بر شما دموکراسی است یا برده‌داری؟! و شما شهروندان آمریکا هستید یا برده‌های اسرائیل؟!

چرا با برکناری ترامپ و حذف فیزیکی او این لکه ننگ را از دامان خود پاک نمی‌کنید؟! امروزه این تلقی در افکار عمومی جهانیان شکل‌گرفته که کشور شما مستعمره اسرائیل است! نیست؟!

هم‌پیالگی تاریخی چپ‌ها و جمهوری اسلامی از نگاه ناصر کرمی

خبرنامه گویا - ناصر کرمی در یادداشت خود با نقد دیدگاه‌های یرواند آبراهامیان، به پیوندهای تاریخی و فکری میان بخشی از جریان‌های چپ و جمهوری اسلامی می‌پردازد و معتقد است این همسویی ریشه‌های عمیق ایدئولوژیک و سیاسی دارد. به‌گفته او، حمایت یا همدلی برخی مورخان و فعالان چپ با جریان اصلاح‌طلبی در جمهوری اسلامی، صرفاً ناشی از تحلیل تاریخی نیست، بلکه به اشتراکات سیاسی و ایدئولوژیک بازمی‌گردد.

keramilarge.jpgبه نوشته کرمی، بسیاری از چهره‌هایی که در سال ۱۳۵۸ در اعدام افسران و دولتمردان دوره پهلوی نقش داشتند از جمله خلخالی، غفاری، طاهری و موسوی تبریزی -- «پدرخوانده‌های معنوی» جریان اصلاح‌طلبی محسوب می‌شوند. او تأکید می‌کند که در دهه ۶۰، با برآمدن چهره‌هایی مانند لاجوردی و نیروهای نزدیک‌تر به اصولگرایان، سرکوب متوجه نیروهای چپ شد، اما این امر از پیوند اولیه میان بخشی از چپ‌ها و جریان انقلابی حاکم نمی‌کاهد. در این چارچوب، کرمی حتی می‌نویسد که «خلخالی و دادگاه‌هایش احتمالا هنوز قند در دل آبراهامیان و رفقا آب می‌کند»، عبارتی که نشان‌دهنده نقد تند او به نگاه همدلانه برخی چپ‌ها به خشونت‌های ابتدای انقلاب است.

کرمی در ادامه، دلایل تداوم این همدلی را در ویژگی‌هایی می‌داند که از نظر او برای چپ‌های افراطی جذاب است: اقتصاد کاملاً دولتی، قانون کار با گرایش‌های کمونیستی، دشمنی شدید با اسرائیل، نزدیکی سیاسی به روسیه و چین، و روابط با کشورهایی مانند کره شمالی، ونزوئلا و کوبا. به باور او، همین عناصر باعث شده در ذهن بخشی از چپ‌ها، جمهوری اسلامی همچنان حکومتی «نسبتاً مشروع و قابل اصلاح» تلقی شود.

او همچنین می‌نویسد تا زمانی که سفارت آمریکا بسته باقی بماند و شعار نابودی اسرائیل در سیاست رسمی جمهوری اسلامی حضور داشته باشد، این حکومت برای بخشی از جریان‌های چپ نوعی مشروعیت ایدئولوژیک حفظ خواهد کرد. از نگاه نویسنده، این مشروع‌انگاری، مبنای نظری ادعای برخی چهره‌های چپ درباره وجود «مشروعیت اجتماعی» برای جمهوری اسلامی است.

در مجموع، کرمی نتیجه می‌گیرد که دفاع یا همدلی بخشی از چپ‌ها با اصلاح‌طلبان و حتی کلیت جمهوری اسلامی، نه صرفاً تحلیلی تاریخی، بلکه حاصل اشتراکات ایدئولوژیک و تجربه «هم‌پیالگی» سیاسی در سال‌های نخست انقلاب است؛ اشتراکاتی که به باور او هنوز در نگاه برخی تحلیلگران چپ ادامه دارد.

مقاله کامل ناصر کرمی در وبسایت «فریدون»:

***

brooks.jpgنگرانی از جهش قیمت نفت پس محاصره دریایی تنگه هرمز بیش از حد بزرگ‌نمایی شده است

رابین جی. بروکس - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

من مدتی است از محاصره دریایی تنگه هرمز حمایت می‌کنم. دلیل این موضع آن است که بسیاری از گزینه‌های نظامی مانند بمباران نیروگاه‌های برق ایران یا تصرف جزیره خارگ از نظر پیامدها عملاً معادل یک تحریم نفتی هستند، اما می‌توانند به تلفات انسانی قابل‌توجهی برای هر دو طرف منجر شوند.

بنابراین بهتر است تحریم تمام‌عیار اعمال شود؛ یعنی اعلام شود هر کشتی حامل نفت جمهوری اسلامی توقیف و ضبط خواهد شد. با توجه به حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس، بعید است حتی یک نفتکش چنین ریسکی را بپذیرد؛ در نتیجه صادرات نفت جمهوری اسلامی می‌تواند تقریباً یک‌شبه به صفر برسد. مهم‌ترین مخالفت با این دیدگاه، نگرانی از افزایش بیشتر قیمت نفت در شرایطی است که عرضه جهانی از پیش محدود شده است.

معایب محاصره دریایی تنگه هرمز

افزایش قیمت نفت

حذف نفت جمهوری اسلامی از بازار می‌تواند قیمت‌ها را بالا ببرد. پیش‌تر افزایش ۶۰ درصدی قیمت نفت برنت نشان داده که بازار، کاهش دائمی عرضه از خلیج فارس را تا حدی در نظر گرفته است. اگر عرضه نفت منطقه از ۲۰ میلیون بشکه پیش از جنگ به ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یابد، قیمت‌ها حدود ۶۷ درصد افزایش می‌یابد.

حذف دو میلیون بشکه نفت ایران نیز می‌تواند افزایش کلی را به حدود ۸۰ درصد برساند. در این صورت قیمت نفت بالاتر می‌رود، اما این افزایش «محدود» خواهد بود و سناریوهای ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلاری چندان واقع‌بینانه نیستند.

vekalat.jpg

ایندیپندنت فارسی - محمدکاظم موحدی آزاد، دادستان کل کشور، روز دوشنبه، ۲۴ فروردین‌ماه، از صدور دستور قضایی به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی برای توقف تنظیم وکالت‌نامه‌های مربوط به انتقال اموال ایرانیان خارج از کشور در سامانه «میخک» خبر داد که می‌تواند جابه‌جایی دارایی‌های این افراد را با محدودیت مواجه کند.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، موحدی آزاد ضمن اشاره به فعالیت‌های برخی ایرانیان خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی گفت امکان بهره‌مندی این افراد از منافع مادی در داخل کشور «محدود» خواهد شد و با استناد به «قانون تشدید مجازات جاسوسی» در صورت احراز شرایط، «امکان مصادره اموال این افراد» وجود دارد.

zeynab.jpgزینب ریبوعه - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

پوشش رسانه‌ای غرب از عملیات «اپیک فیوری» امریکا تقریباً به‌طور کامل در چارچوب روایت خود جمهوری اسلامی شکل گرفته است. در بسیاری از تحلیل‌ها و اظهارنظرها در اروپا و آمریکا، جمهوری اسلامی به‌عنوان طرف ستمدیده معرفی می‌شود؛ روایت غالب حول این می‌چرخد که جمهوری اسلامی چه ادعایی دارد، چه رنجی متحمل شده و چه تهدیدهایی مطرح می‌کند. اما این چارچوب یک بخش اساسی را نادیده می‌گیرد: جهان عرب منطقه‌ای که چهار دهه است شاهد تضعیف ساختارهای سیاسی، مذهبی و فرهنگی خود از سوی جمهوری اسلامی بوده است.

برای درک واقعی آنچه در خاورمیانه رخ می‌دهد، باید سه بُعد را هم‌زمان دید؛ ابعادی که در فضای سیاسی و رسانه‌ای غرب به‌سختی قابل مشاهده هستند.

نخست، رابطه جهان عرب با ایران

از نگاه بسیاری در بروکسل یا لندن، جمهوری اسلامی خود را به‌عنوان «نیروی مقاومت» در برابر هژمونی آمریکا و اسرائیل معرفی می‌کند؛ تصویری که با چارچوب‌های ضد‌استعماری رایج در غرب هم‌خوانی دارد. اما این تصویر با تجربه زیسته مردم عرب در لبنان، عراق، یمن، بحرین و سوریه متفاوت است؛ جایی که حضور ایران به معنای شکل‌گیری گروه‌های مسلح وابسته، نفوذ در دولت‌ها، و محدود شدن حاکمیت ملی بوده است. برای بسیاری از ناظران عرب، آنچه جمهوری اسلامی به همراه آورد «آزادی» نبود، بلکه مداخله و کنترل غیرمستقیم بوده است.

بُعد دوم، مسئله نیروهای نیابتی است

تحلیل‌های غربی اغلب حمایت جمهوری اسلامی از گروه‌های مسلح را به‌عنوان «مقاومت» تفسیر می‌کنند، در حالی که در بسیاری از کشورهای عربی، این شبکه‌ها ساختارهای موازی قدرت ایجاد کرده‌اند، نظام‌های مالی را تحت نفوذ قرار داده‌اند و سیاستمدارانی را بر سر کار آورده‌اند که بقایشان وابسته به تهران است. از نگاه بسیاری در جهان عرب، این روند بیشتر شبیه نوعی نفوذ شبه‌استعماری از طریق واسطه‌ها بوده است تا حمایت از مقاومت.

بُعد سوم، مهم‌ترین و در عین حال برای مخاطب غربی غافلگیرکننده است:

کت شلوار اشتباه نپوش

| No Comments

hadian.jpgچکیده
در ادبیات توسعه و سیاست‌گذاری عمومی، «زیرساخت» معمولاً به مؤلفه‌های فیزیکی نظیر جاده‌ها، شبکه‌های انرژی و تأسیسات حیاتی اطلاق می‌شود. با این حال، این تعریف در شکل کلاسیک خود، از درک یک واقعیت بنیادین بازمی‌ماند: مهم‌ترین زیرساخت هر کشور، سرمایه انسانی آن و در بنیادی‌ترین سطح، کودکان آن کشورند. این مقاله با گسترش مفهوم زیرساخت به سه حوزه «سرمایه انسانی»، «منابع طبیعی» و «فناوری»، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته، به‌صورت مستمر و در اشکال مختلف، در مسیر تضعیف این بنیان‌ها حرکت کرده است؛ روندی که پیامد آن نه‌تنها آسیب به حال، بلکه تخریب آینده ایران است.

۱. بازتعریف زیرساخت؛ از سازه‌های فیزیکی تا بنیان‌های حیات اجتماعی
در چارچوب نظری توسعه پایدار، زیرساخت صرفاً به ساختارهای فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه شامل مجموعه‌ای از بنیان‌های حیاتی است که امکان بقا، بازتولید و پیشرفت یک جامعه را فراهم می‌کنند. در این چارچوب، سه سطح اصلی قابل تفکیک است:
• سرمایه انسانی (کودکان، نخبگان، نیروهای متخصص)
• منابع طبیعی و زیست‌بوم
• زیرساخت‌های فناورانه و دانشی

تضعیف هر یک از این سطوح، به معنای آسیب به ظرفیت بقا و توسعه یک کشور است؛ و تخریب هم‌زمان آن‌ها، نشانه یک بحران ساختاری عمیق.

nik.jpgآنکه چنین می‌نویسد: «ایجاد دشواری برای عبور کشتی‌ ها از تنگه هرمز و بستن آن و استفاده ابزاری از آن، در چارچوب حق دفاع ایران در برابر تجاوز قانون‌ شکنانه دو دولت تروریست و فروفرهنگ، قابل درک و حمایت قانونی است»، پیش از هر چیز نسبت خود را با مفاهیم بنیادینی چون "قانون"، "حق" و "دفاع" دچار آشفتگی کرده است.

زیرا آنجا که اخلال در گذرگاه‌های بین‌المللی و تهدید امنیت کشتیرانی بعنوان "حمایت قانونی" صورتبندی می‌شود، دیگر نه از قانون نشانی می‌ماند و نه از دفاع. چونکه صرفاً صورتی از منطق قهر و گردنه‌ گیری رخ می‌نماید.

Bahram_Farokhi_2.jpgسکوت، خیانت است، آن‌گاه که نقد، آخرین سنگر نجات ایران می‌شود.
از همه هم‌وطنان، فعالان سیاسی و مدنی،به‌ویژه نسل جوان و نیروهای تازه‌نفس و نیز از کنشگران و چهره‌های باسابقه‌ای که سال‌ها تجربه فعالیت حزبی و رهبری سیاسی را در کارنامه دارند، دعوت می‌کنم لحظه‌ای درنگ کنند. آنچه در سال‌ها و به‌ویژه ماه‌های اخیر،پس از دو جنگ خانمانسوز، در سپهر سیاسی ایران گذشته، نیازمند بازنگری جدی است:
آیا راهبردها، شیوه‌ها و کمپین‌هایی که از سوی برخی مشاوران نزدیک به شاهزاده رضا پهلوی طراحی و اجرا شده‌اند، واقعاً در خدمت منافع ملی و جنبش آزادی‌خواهی ایران بوده‌اند؟
یا آنکه بر اثر ضعف تحلیل، خطاهای محاسباتی و نوعی انحصارگرایی سیاسی، به تفرقه در میان نیروهای سیاسی دامن زده و هزینه‌هایی سنگین بر پیکر این جنبش آزادی‌خواهی تحمیل کرده‌اند؟

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

دریایی محاصره دریایی بندرهای ایران توسط آمریکا که در تاریخ (۱۳ آوریل ۲۰۲۶ / ۲۴ فروردین ۱۴۰۵) آغاز شده است دارای پیامدهای معتنابه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای جامعه ایران و کشورهای همسایه است.

محاصره به‌عنوان یکی از ابزارهای کلاسیک فشار ژئوپلیتیک، در اقتصادهایی که به تجارت خارجی و درآمدهای ارزی وابسته‌اند، پیامدهایی عمیق و چندلایه ایجاد می‌کند. این یادداشت با استفاده از یک مدل سیستماتیک اقتصاد کلان شامل محیط بیرونی، متغیرهای پولی و مالی، متغیرهای کوتاه‌مدت و متغیرهای بلندمدت توسعه، و با تکیه بر نظریه‌های دولت رانتی و اقتصاد جنگ، پیامدهای محاصره دریایی بنادر ایران را تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این شوک خارجی از مسیر تراز پرداخت‌ها وارد اقتصاد شده و از طریق تغییرات در نرخ ارز، سطح قیمت‌ها و کسری بودجه، به رکود تورمی شدید، افزایش نابرابری و تضعیف ظرفیت‌های توسعه‌ای منجر می‌شود.

اقتصاد ایران به‌عنوان یک اقتصاد رانتی که بخش قابل‌توجهی از درآمدهای دولت در آن از صادرات نفت و منابع ارزی حاصل می‌شود، به‌شدت در برابر اختلالات خارجی آسیب‌پذیر است. محاصره دریایی، برخلاف تحریم‌های متعارف که عمدتاً ماهیت مالی یا حقوقی دارند، مستقیماً زیرساخت‌های فیزیکی تجارت خارجی را هدف قرار می‌دهد و از این‌رو می‌تواند به‌مثابه یک شوک سیستمی عمل کند که کل ساختار اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پرسش اصلی این یادداشت آن است که چنین شوکی چگونه در درون سیستم اقتصاد کلان انتشار می‌یابد و چه پیامدهایی در سطوح کوتاه‌مدت و بلندمدت ایجاد می‌کند.

Amir_Kareab.jpg۱.
"سرگشته و شوریدهء کار خویشیم
صیاد نه ایم، هم شکار خویشیم
عسجدی

خانه ی "سریویلی" و جمهوری اسلامی

نیما یوشیج شعری دارد بنام، "خانه ی سریویلی"، در واقع یک منظومه است و داستان شاعر با زن و سگش در دهکده ی ییلاقی ناحیه ی جنگلی زندگی می کرد تنها دلخوشی او این بود که توکاها در موقع کوچ کردن از ییلاق به قشلاق در صحن خانه ی، با صفای او چند صباحی اتراق کرده ، می خواندند. در یک شب طوفانی، مهمان ناخوانده ای در خانه اش را بصدا درمی آورد و امان می خواهد و سریویلی متوجه می شود شیطان است و بزور خودش را در خانه او جا می کند و مو و ناخن خود را کنده و بستری برای خود آماده می کند و می خوابد. سریویلی خیال می کند دیگر صبح را نخواهد دید، ولی به عکس صبح از هر روز دلگشاتردر آمد و مو و ناخن شیطان تبدیل به ماران و گزندگان می شوند و سریویلی به جاروب کردن آنها می پردازد و ده هم پر از ماران و گزندگان می شود، خانه اش خراب می شود و سالها بعد مرغان صبح، گل با خود آورده و خانه ی او را دوباره بنا می کنند.
سریویلی دوباره با زنش و سگش به خانه ی خود باز می گردد. اما افسوس دیگر توکاهای قشنگ در صحن خانه ی او نخواندند و او برای همیشه غمگین ماند.

mamlekateh0.jpgmamlekateh.jpg

14-5.jpgپس از آن‌که حزب «تیسا»ی مجارستان با پیروزی قاطع در انتخابات به دوران طولانی زمامداری ویکتور اوربان پایان داد، زولت هگدوس، سیاستمدار مجارستانی و از چهره‌های مطرح برای وزارت بهداشت در دولت جدید، در ملأ از خوشحالی نتوانست خودداری کند و شروع به رقصیدن کرد.

او با رقص و حرکات شاد پیروزی پیتر ماگیار را جشن گرفت. ماگیار در انتخابات اخیر مجارستان با غلبه بر ویکتور اوربان پیروز شد.

خانم عاشق بچه های لانچری

| No Comments

پرستوی عاشق بچه های لانچری

centcbanner.jpgهیچ کشتی موفق به عبور از محاصره دریایی نشده است

ایران وایر - فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، روز سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، اعلام کرد که عملیات محاصره دریایی بنادر ایران با مشارکت گسترده نیروهای نظامی این کشور در حال اجراست و در ۲۴ ساعت نخست، هیچ کشتی موفق به عبور از این محاصره نشده است.

بر اساس اطلاعیه سنتکام، بیش از ۱۰ هزار نیروی دریایی، تفنگدار دریایی و نیروی هوایی آمریکا به همراه بیش از ۱۲ ناو جنگی و ده‌ها هواپیما در این عملیات مشارکت دارند. در همین مدت، ۶ کشتی تجاری نیز با دستور نیروهای آمریکایی مسیر خود را تغییر داده و به سمت بنادر ایران در دریای عمان بازگشته‌اند.

سنتکام تاکید کرده است که این محاصره به‌صورت «بی‌طرفانه» علیه کشتی‌های تمامی کشورها که قصد ورود یا خروج از بنادر ایران را دارند، اعمال می‌شود. این اقدام شامل تمامی بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان است.

centcom.jpg

در عین حال، نیروهای آمریکایی اعلام کرده‌اند که از تردد آزاد کشتی‌ها از تنگه هرمز به مقصد بنادری غیر از ایران حمایت می‌کنند.

پیشتر گزارش شده بود که چهار شناور مرتبط با ایران از زمان شروع این محاصره از این گذرگاه عبور کرده‌اند، اما بی بی سی جهانی گزارش داد، بررسی‌های جدید نشان می‌دهد همه کشتی‌های عبوری به ایران مرتبط نیستند و حداقل سه مورد از آن‌ها هیچ پیوند مشخصی با ایران ندارند.

15.jpgایران اینترنشنال - اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفت واشینگتن از کشورهای منطقه خواسته‌ که دارایی‌های بیشتری از رهبران سپاه پاسداران و اعضای رهبری جمهوری اسلامی را مسدود کنند.

او افزود به شرکت‌ها و کشورها اعلام شده اگر نفت ایران را خریداری کنند یا پول ایران در بانک‌هایشان نگهداری شود، واشینگتن آماده اعمال «تحریم‌های ثانویه» است. بسنت اضافه کرد تهران باید بداند که این موضوع، معادل مالی همان اقداماتی است که در حوزه نظامی دیده‌ایم.

هشدار وزیر خزانه داری امریکا

***

ایران وایر - مجله تایم نام جعفر پناهی و شیرین عبادی را در فهرست «۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار سال ۲۰۲۶» قرار داد.

در معرفی جعفر پناهی، فیلمساز شناخته‌شده ایرانی، آمده است که او با وجود خطرهای جدی، همواره از هنر به عنوان ابزاری برای مقابله با سانسور استفاده کرده و تلاش کرده واقعیت‌های زندگی در ایران را به تصویر بکشد. به نوشته مجله تایم، پناهی که پیش‌تر نیز به دلیل فعالیت‌های هنری خود زندانی شده، همچنان به ساخت فیلم ادامه می‌دهد.

time.jpg

در این گزارش به تازه‌ترین اثر او با عنوان «یک تصادف ساده» اشاره شده که به‌صورت مخفیانه در ایران ساخته شده و به موضوع آسیب‌های سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران می‌پردازد. این فیلم در فستیوال کن سال ۲۰۲۵ موفق به دریافت نخل طلا شد و همچنین نامزد دریافت دو جایزه اسکار شده است. با این حال، به نوشته تایم، برای این اثر یک حکم یک‌ساله زندان به‌صورت غیابی برای او صادر شده است.

در بخش دیگری از این فهرست، مجله تایم به معرفی شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل پرداخته و او را از چهره‌های «استوار و مصمم» در دفاع از حقوق بشر توصیف کرده است. عبادی نخستین زن قاضی در ایران بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از سمت خود کنار گذاشته شد.

بر اساس این گزارش، او پس از آن به حرفه وکالت روی آورد و با پذیرش پرونده‌های مربوط به مخالفان سیاسی و موارد نقض حقوق زنان و کودکان، به مقابله با ساختار حاکم پرداخت. مجله تایم نوشته است که فعالیت‌های عبادی از جمله افشای قوانین بحث‌برانگیز در حوزه حضانت کودکان و انتقاد از برخی رویه‌های قضایی، با واکنش حکومت از جمله بازداشت و حبس انفرادی روبه‌رو شده است.

به نوشته این مجله، عبادی که اکنون در تبعید زندگی می‌کند، همچنان به فعالیت‌های حقوق بشری ادامه می‌دهد و در سطح بین‌المللی نیز در حمایت از سازمان‌های مدافع صلح و عدالت نقش دارد.

mobm.jpgطبق گزارش رسانه‌های جمهوری اسلامی، بامداد چهارشنبه «دو بستۀ انفجاری دست‌ساز بر پایۀ گاز مایع» در منطقۀ ۱۰ تهران در خیابان سپه حوالی جیحون منفجر شد.

طبق این گزارش‌ها، در این انفجار کسی کشته نشد، اما سه نفر به صورت سطحی مجروح شدند.

طبق گزارش رسانه‌های جمهوری اسلامی، انفجار هر دو بسته ناقص بوده است و این انفجار شیشه‌های سه خانه را شکست و به دو خودرو «خسارت جزئی» وارد کرد.

tweet.jpg

***

azizi.jpgخبرنامه گویا - یوسف عزیزی پژوهشگر سیاست‌گذاری عمومی و دانشجوی سال آخر دکترای سیاست‌گذاری عمومی در دانشگاه ویرجینیا تک است. حوزه‌های پژوهشی او شامل سیاست خارجی آمریکا، تصمیم‌گیری ریاست‌جمهوری و پرونده هسته‌ای ایران عنوان شده و در سال‌های اخیر به‌عنوان تحلیلگر در رسانه‌های فارسی‌زبان، به‌ویژه در گفت‌وگوها و مناظره‌های متعدد با بی‌بی‌سی فارسی، حضور داشته است.

او در فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان چهره‌ای شناخته‌شده محسوب می‌شود و دیدگاه‌هایش عمدتاً بر مخالفت با جنگ، تحریم‌های گسترده و رویکردهای تقابلی علیه ایران متمرکز بوده است. همین مواضع باعث شده برخی منتقدان او را متهم کنند که در تحلیل‌های خود به نوعی به «سفیدنمایی» یا نرم‌سازی نسبت به مواضع جمهوری اسلامی می‌پردازد؛ اتهامی که از سوی حامیانش رد شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، عزیزی که دارای وضعیت اقامتی معتبر بوده، صبح امروز مقابل منزل خود توسط نیروهای ICE بازداشت شده است. گفته می‌شود او هنوز موفق به ملاقات با وکیل خود نشده و احتمال انتقالش به بازداشتگاهی در ایالت لوییزیانا مطرح شده است. تا این لحظه، هیچ تأیید رسمی درباره این خبر منتشر نشده است.

aa.jpg

maddah.jpgایندیپندنت فارسی - میثم مطیعی، مداح حامی جمهوری اسلامی، دوشنبه‌شب ۲۴ فروردین‌ماه، در یک تجمع خیابانی در واکنش به خبر مجروحیت و بستری شدن مجتبی خامنه‌ای پس از حملات آمریکا و اسرائیل، مدعی شد که صورت او سالم است.

طی روزهای اخیر، سه منبع نزدیک به حلقه داخلی مجتبی خامنه‌ای به رویترز گفتند که رهبر جدید جمهوری اسلامی همچنان در حال مداوا برای جراحات شدید صورت و پا است، جراحاتی که در حمله هوایی آغاز جنگ و در جریان کشته شدن پدرش به او وارد شده بود.

بر اساس این گزارش، در حمله به محل استقرار رهبر جمهوری اسلامی در مرکز تهران، چهره مجتبی خامنه‌ای دچار آسیب جدی و تغییر شکل شده و یکی یا هر دو پای او نیز به‌شدت زخمی شده است. این منابع در عین حال گفته‌اند که او با وجود این جراحات، از نظر ذهنی هوشیار است و روند بهبود را طی می‌کند.

به گفته دو نفر از این منابع، مجتبی خامنه‌ای از طریق کنفرانس صوتی در نشست‌های مقام‌های ارشد شرکت می‌کند و همچنان در تصمیم‌گیری درباره مسائل مهم، از جمله جنگ و مذاکرات با واشنگتن، نقش دارد.

***

bartiromo.jpgایندیپندنت فارسی - ماریا بارتیرومو، روزنامه‌نگار و مجری فاکس‌نیوز روز سه‌شنبه گفت که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در گفتگو با او، گفته است که جنگ با جمهوری اسلامی تمام شده است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، سه‌شنبه‌ شب ۲۵ فروردین در گفتگو با شبکه فاکس نیوز اعلام کرد جنگ با جمهوری اسلامی رو به پایان است، اما تاکید کرد این روند هنوز به‌طور کامل به پایان نرسیده است.

ترامپ با اشاره به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی گفت اگر اقدامات اخیر انجام نمی‌شد، تهران می‌توانست به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند و افزود شرایط کنونی نشان می‌دهد طرف مقابل به‌شدت خواستار دستیابی به توافق است.

او همچنین گفت در صورت توقف اقدامات فعلی، بازسازی توان جمهوری اسلامی زمان‌بر خواهد بود و تاکید کرد هنوز همه مراحل این روند تکمیل نشده و نتیجه نهایی به تحولات آینده بستگی دارد.

***

14-3.jpgایندپندنت - تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد در یکی از تجمع‌های شبانه حکومتی، بخش‌هایی از یک کنسرت جولیا پطرس، خواننده زن لبنانی، برای حاضران پخش شده است.

همزمان با آغاز جنگ چهل‌روزه، جمهوری اسلامی از هوادارانش خواست در خیابان بمانند و در برنامه‌های شبانه شرکت کنند؛ در این مراسم‌ها برخی محدودیت‌ها، از جمله پخش صدای خوانندگان زن و رعایت حجاب اجباری، موقتا کنار گذاشته شد.

1313.jpgایران اینترنشنال - میسا طبرزدی، دختر حشمت‌الله طبرزدی، فعال سیاسی زندانی، با انتشار ویدیویی اعلام کرد که اتهام‌های تازه‌ای به پدرش در زندان وارد شده و نسبت به پیامدهای این پرونده ابراز نگرانی کرد.

به گفته او، پدرش با اتهام‌های سنگینی مواجه شده که خطر صدور حکم اعدام را در پی دارد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در جلسه بازپرسی که به‌صورت آنلاین برگزار شده، اتهام‌هایی از جمله «دعوت به اغتشاش و قتال»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» به طبرزدی تفهیم شده است.

حشمت‌الله طبرزدی پیش‌تر نیز با احکام قضایی مواجه شده بود و اکنون دوران محکومیت خود را در زندان می‌گذراند.

netblocks.jpgخبرنامه گویا - در ساعات اخیر، گزارش‌هایی از داخل ایران حاکی از برقراری محدود اتصال به اینترنت بین‌الملل در برخی مناطق است. تا این لحظه دو فرد از داخل کشور از طریق فایل صوتی در واتساپ با خبرنامه گویا تماس گرفته اند. این افراد می‌گویند به‌صورت مقطعی به برخی سرویس‌های خارجی دسترسی پیدا کردهاند.

با این حال، منابع فنی تأکید می‌کنند که چنین اتصال‌هایی می‌تواند موقتی، منطقه‌ای یا آزمایشی باشد. در موارد مشابه نیز پیش‌تر افزایش‌های بسیار جزئی در سطح اتصال ثبت شده، بدون آنکه به بازگشت عمومی اینترنت منجر شود.

بررسی‌های داخلی خبرنامه گویا نیز نشان می‌دهد سرورهای این رسانه هنوز افزایش قابل توجهی در ترافیک IP از داخل ایران ثبت نکرده‌اند؛ موضوعی که می‌تواند نشان دهد اتصال گزارش‌شده محدود و پراکنده است.

تا لحظه انتشار این خبر «نت‌بلاکس» که یکی از معتبرترین نهادهای جهانی پایش اتصال اینترنت است، هیچ گزارشی درباره بهبود قابل توجه در اتصال اینترنت داخل ایران منتشر نکرده است.

14-6.jpg

این پیام برای افرادی ارسال شده که در اپلیکیشن «جانفدا» ثبت‌نام کرده‌اند. به عبارت دیگر، به کسانی که شب‌ها در خیابان حضور دارند، دسترسی به «اینترنت سفید» داده می‌شود. اپلیکیشن «جانفدا» یک سامانه ثبت‌نام و هماهنگی نیروهای داوطلب حامی حکومت است که برای سازماندهی حضور میدانی و ارائه برخی خدمات ارتباطی به آن‌ها استفاده می‌شود.

HF3iB3DWYAAjCPs.jpg

trpo.jpgایندیپندنت فارسی - ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا روز سه‌شنبه در پیامی در تروث سوشال نوشت: «لطفا کسی به پاپ لئو بگوید که ایران در دو ماه گذشته دست‌کم ۴۲ هزار ایرانی معترض بی‌گناه و کاملا غیرمسلح را کشته است و اینکه داشتن سلاح هسته‌ای برای ایران کاملا غیرقابل قبول است.

از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم. آمریکا بازگشته است.» این پیام در ادامه انتقاد ترامپ از پاپ منتشر شده است. اقدامی که واکنش مقامات تهران را نیز به دنبال داشت تا جایی که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و طرف مذاکرات با دولت ترامپ و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور در صدد پشتیبانی از پاپ برآمد و از او تقدیر کرد. ترامپ، پاپ را به ضعف دربرابر جرم و جنایت متهم کرده بود.

ترامپ همچنین گفته بود پاپی را که معتقد باشد داشتن سلاح هسته‌ای برای ایران مشکلی ندارد نمی‌خواهم.

dtt.jpg

اشتباه ترامپ

| No Comments

parpanchi.jpgچگونه ترامپ با گشودن باب مذاکرات، جمهوری اسلامیِ شکست‌خورده را توانمند کرد

مهدی پرپنچی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

اگر این جنگ در همین‌جا پایان یابد، نه به خاطر آنچه نابود کرد، بلکه به دلیل آنچه نتوانست تغییر دهد، در حافظه‌ها خواهد ماند. جمهوری اسلامی ضعیف‌تر شده، اما همان رژیم سابق باقی مانده است. در لحظه‌ای تعیین‌کننده، مسیر کارزار تغییر کرد. روزنه‌ای برای مردم ایران در حال شکل‌گیری بود؛ اما ناگهان بسته شد. این شاید به اشتباه مرکزی این جنگ تبدیل شود.

گفت‌وگوهای اسلام‌آباد، دست‌کم در دور نخست، شکست خورد. هنوز روشن نیست دور دیگری برگزار خواهد شد یا نه. خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران می‌گوید تهران برنامه‌ای برای دور تازه مذاکرات ندارد.

این ممکن است یک بلوف باشد و به‌زودی روشن خواهد شد. اما حتی اگر مذاکرات از سر گرفته شود، احتمال موفقیت همچنان پایین است. دلیل اصلی ساده است: جمهوری اسلامی باور دارد که در جنگ پیروز شده است. تا زمانی که این باور پابرجا باشد، مذاکرات جدی دشوار خواهد بود. هرگونه پیشرفت مستلزم کاهش مطالبات آمریکا است و چنین چیزی بعید به نظر می‌رسد.

کمتر از یک ماه پیش، رژیم مانند قدرتی که خود را پیروز می‌داند به نظر نمی‌رسید. تا حدود ۱۵ مارس، حکومت هراسان بود. احساس می‌کرد آسیب‌پذیر شده است. نه‌فقط از نظر نظامی، بلکه از نظر سیاسی نیز تحت فشار قرار داشت.

سپس ترامپ شروع به سخن گفتن درباره مذاکرات کرد. در آن لحظه، دولت آمریکا بیش از آنکه صرفاً درِ گفت‌وگو را باز کند، معنای جنگ را تغییر داد.

این همان اشتباه مرکزی بود.

gaza.jpgخبرنامه گویا - گزارش‌هایی از ناوگان اعزامی به غزه از بروز تنش داخلی خبر می‌دهد. بر اساس روایت فعالان، یکی از اعضای ارشد «کمیته راهبری» ــ بالاترین نهاد مدیریتی ناوگان ــ در طول سفر دریایی با چند نفر از داوطلبان حاضر در کشتی روابط جنسی برقرار کرده است؛ موضوعی که خشم برخی شرکت‌کنندگان را برانگیخته است.

در روایت منتشرشده آمده است این فرد با سه فعال متفاوت رابطه جنسی داشته است. همه این افراد به‌عنوان داوطلب در این مأموریت حقوق‌بشری شرکت کرده‌اند.

در بیانیه‌ای که منتشر شده، تأکید شده است: «ما به زندگی خصوصی افراد کاری نداریم، اما انجام چنین کاری روی کشتی ــ در حالی که داوطلبان تحت مسئولیت شما هستند و در فضای مشترک کار و زندگی می‌کنند ــ نقض آشکار اخلاق و قدرت است.»

این موضوع در شبکه‌های اجتماعی بحث‌برانگیز شده و تاکنون واکنش رسمی روشنی از سوی برگزارکنندگان ناوگان منتشر نشده است.

***

br.jpgپیشنهاد آمریکا: توقف ۲۰ ساله غنی‌سازی؛ تهران دوره کوتاه‌تر خواست

خبرنامه گویا - به گزارش باراک راوید از اکسیوس، امریکا در مذاکرات آخر هفته در اسلام‌آباد پیشنهاد داده بود که جمهوری اسلامی با توقف غنی‌سازی اورانیوم به مدت ۲۰ سال موافقت کند. این موضوع را یک مقام آمریکایی و یک منبع آگاه تأیید کرده‌اند.

به گفته منابع، طرف ایرانی در پاسخ، دوره‌ای کوتاه‌تر در حد «تک‌رقمی» پیشنهاد داده بود.

چرا مهم است: اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به‌ویژه اینکه آیا تهران حاضر می‌شود غنی‌سازی را متوقف کند و از ذخایر موجود اورانیوم خود دست بکشد یا نه اصلی‌ترین مانع دستیابی به توافق بوده است.

تحولات جاری: میانجیگران پاکستان، مصر و ترکیه اکنون در تلاش‌اند شکاف‌های باقی‌مانده را پر کرده و پیش از پایان آتش‌بس به توافقی برای پایان جنگ برسند.

در همین حال، دونالد ترامپ برای افزایش اهرم فشار در مذاکرات، از اعمال محاصره علیه جمهوری اسلامی خبر داد.

singapour.jpgخبرنامه گویا - سخنان قاطع و اصولی از سوی وزیر امور خارجه سنگاپور درباره مخالفت با «توافق‌های جانبی» با جمهوری اسلامی. ویویان بالاکریشنان در پارلمان این کشور، در پاسخ به پیشنهادهایی درباره مذاکره با جمهوری اسلامی برای عبور کشتی‌های سنگاپوری از تنگه هرمز گفت:

  1. ما با جمهوری اسلامی مذاکره نخواهیم کرد و در روند عادی‌سازی اقدامی که ناقض حقوق دریاها و کنوانسیون UNCLOS است، مشارکت نخواهیم داشت.
  2. کشور سنگاپور بر تنگه‌ای مشرف است که تنها (دو مایل دریایی) عرض دارد، در حالی‌که عرض مسیر عبور در تنگه هرمز (۲۱ مایل دریایی) است؛ با این حال، سنگاپور هرگز به استفاده از چنین فرصتی برای نقض حقوق بین‌الملل فکر نکرده است.
  3. من با وزیر خارجه جمهوری اسلامی مذاکره نخواهم کرد، زیرا اکنون در لحظه‌ای قرار داریم که باید حقوق بین‌الملل دریاها را تثبیت کنیم؛ در برابر وضعیتی غیرمنطقی که اگر به یک رویه تبدیل شود، پیامدهای متعددی خواهد داشت و تجارت جهانی را در موقعیت مناسبی قرار نخواهد داد.

پاورقی

وقتی کشوری مانند سنگاپور توسط دولتمردانی اداره می‌شود که در شاخص‌های جهانی «حکمرانی خوب» در رتبه‌های نخست قرار دارند، منطق تصمیم‌گیری و اداره کشور روشن و قابل پیش‌بینی است. اما وقتی رژیمی مانند جمهوری اسلامی تحت حاکمیت کنونی در اختیار افرادی با ذهنیت باندی و شبه‌مافیایی قرار دارد، نباید انتظار داشت رفتاری فراتر از منطق دزدی دریایی و راهزنی در پیش گرفته شود.

14.jpgایران اینترنشنال - روابط‌عمومی سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور اعلام کرد این نهاد در نامه‌ای سرگشاده خطاب به روان‌شناسان و متخصصان سلامت روان در آمریکا، خواستار ارزیابی سلامت روان رهبران سیاسی این کشور در راستای صلح جهانی شده است.

این سازمان نوشت که این نامه در چارچوب «مسئولیت اجتماعی و حرفه‌ای» آن تهیه شده و در آن دغدغه‌های علمی و انسانی جامعه روان‌شناسی و مشاوران ایران مطرح شده است.

در این متن، رفتارهای رهبران آمریکا «مخرب و ضداجتماعی» توصیف شده و از تاثیر آن بر ایجاد «اختلالات روان‌شناختی، نقض صلح جهانی و ایجاد تروما در میان ملت‌ها» انتقاد شده است.

بر اساس این گزارش، از استادان، روان‌شناسان و مشاوران کشور دعوت شده است با مطالعه این نامه و ثبت امضای خود در پیوند کارزار، موضع جامعه سلامت روان ایران را در اعتراض به آنچه بی‌عدالتی‌ها و رفتارهای مخرب بین‌المللی خوانده شده، اعلام کنند.

australian.jpgخبرنامه گویا - گزارش تازه روزنامه «آسترالین» فاش کرد که سرلشکر مجید خادمی، یکی از ارشدترین مقامات اطلاعاتی سپاه پاسداران که به‌تازگی در حملات اسرائیل کشته شد، در سال ۲۰۲۲ با ویزای توریستی وارد استرالیا شده؛ آن هم در زمانی که دولت کانبرا در حال بررسی قرار دادن سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی بوده است. این افشاگری بر اساس اسناد آزادی اطلاعات و مکاتبات رسمی میان نهادهای امنیتی و دولتی استرالیا منتشر شده و اکنون بحث‌های سیاسی و امنیتی گسترده‌ای را برانگیخته است.

طبق این گزارش، خادمی در آن زمان رئیس بخش «حفاظت اطلاعات» سپاه بود؛ نهادی که وظیفه ضدجاسوسی داخلی، حفاظت از تأسیسات حساس، مقامات ارشد، پروازها و زیرساخت‌های امنیتی را برعهده دارد. با وجود چنین جایگاهی، نام او در فهرست تحریم‌های استرالیا ثبت نشده بود و همین موضوع باعث شد ورودش به کشور بدون هشدار امنیتی انجام شود.

این گزارش همچنین می‌گوید ورود چنین مقام اطلاعاتی ارشد به استرالیا، در بحبوحه اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ رخ داده است؛ زمانی که نگرانی‌ها درباره فعالیت شبکه‌های وابسته به جمهوری اسلامی در خارج از کشور افزایش یافته بود.

یک فعال ایرانی-استرالیایی به مجلس سنای استرالیا هشدار داده بود که عوامل مرتبط با سپاه در این کشور فعال هستند و تهدیدی مستقیم برای مخالفان جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند. او در این گزارش حتی از تهدیدها، نظارت و تلاش برای حمله به خانه خانواده‌اش سخن گفته و حضور مقام‌های جمهوری اسلامی در استرالیا را «تهدیدی واقعی و فوری» توصیف کرده بود.

پس از افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی، دولت استرالیا بعدها مسیر متفاوتی را در پیش گرفت و با استفاده از قوانین جدید، سپاه پاسداران را در فهرست «گروه‌های نفرت‌محور و افراطی» قرار داد؛ طبقه‌بندی‌ای که به دولت اجازه می‌دهد تبلیغ، حمایت، همکاری یا هرگونه فعالیت مرتبط با این نهاد در خاک استرالیا را محدود یا ممنوع کند. این تغییر پس از چند پرونده امنیتی از جمله حمله آتش‌سوزی به یک کنیسه در ملبورن صورت گرفت.

trumpfastboats.jpgترامپ: هر شناور جمهوری اسلامی به محاصره دریایی نزدیک شود، فورا نابود خواهند شد

ایران اینترنشنال - دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا اعلام کرد: «نیروی دریایی ایران اکنون در کف دریا قرار دارد؛ کاملاً نابود شده - ۱۵۸ کشتی.»

او افزود: «آنچه هدف قرار نداده‌ایم، تعداد اندکی از آنچه خودشان "شناورهای پر سرعت" می‌نامند است، زیرا آن‌ها را تهدید قابل‌توجهی ندانستیم.»

ترامپ هشدار داد: «اگر هر یک از این شناورها به محاصره دریایی ما نزدیک شوند، فورا نابود خواهند شد، با همان شیوه‌ای که علیه قاچاقچیان مواد مخدر در دریا به کار می‌بریم؛ روشی سریع و بی‌رحمانه.»

رییس‌جمهور آمریکا افزود: « ۹۸.۲ درصد از مواد مخدری که از طریق اقیانوس یا دریا وارد ایالات متحده می‌شد، متوقف شده است.»

rp.jpgیورونیوز - رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، روز دوشنبه پس از سخنرانی در پارلمان سوئد، در یک نشست خبری در استکهلم به بررسی تحولات ایران پرداخت.

وی در این نشست با اشاره به عملیات نظامی اخیر علیه ایران گفت: «آنچه مفید بوده، فروپاشی دستگاه سرکوب حکومت است که به طور مشخص هدف قرار گرفته و هر چیزی که این حکومت را تضعیف کند، با استقبال مردم روبه‌رو خواهد شد.»

او همچنین در ادامه تاکید کرد: «نیازی به ورود نیروی زمینی [خارجی] نیست و می‌توان این کار را با هماهنگی مردم ایران پیش برد.»

آقای پهلوی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: «مردم ایران به چیزی جز تغییر رژیم رضایت نخواهند داد.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

وی ادامه داد: «مردم ایران هزاران کشته ندادند که شاهد یک توافق هسته‌ای جدید باشند.»

او در پایان افزود: «منتظر زمان مناسب هستیم تا دوباره مردم را به خیابان‌ها فرا بخوانیم.»

wp.jpgدیوید ایگناتیوس - واشنگتن پست، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

«خب، همین است... جلسه خوب پیش رفت»، این چیزی است که جی‌دی ونس چند ساعت پس از پایان مذاکرات ۲۱ ساعته با جمهوری اسلامی در روز شنبه گفت. «بیشتر موارد مورد توافق قرار گرفت، اما تنها موضوعی که واقعاً اهمیت داشت، یعنی مسئله هسته‌ای، حل نشد.»

پس از آن، ترامپ اعلام کرد برای دستیابی به توافقی بهتر، تنگه هرمز را محاصره خواهد کرد. برخی این اقدام را نشانه حرکت آمریکا به سمت یک «جنگ بی‌پایان» دیگر دانستند و مذاکرات اسلام‌آباد را مقدمه مرحله‌ای تازه از درگیری تلقی کردند.

اما به گفته افراد نزدیک به مذاکرات، بن‌بست اسلام‌آباد لزوماً به معنای بازگشت به جنگ نیست. محاصره بیش از آنکه نظامی باشد، ابزار فشار اقتصادی است. هدف ترامپ قرار دادن جمهوری اسلامیِ آسیب‌دیده در یک گیره اقتصادی است تا ببیند آیا رهبرانش مسیر متفاوتی را در قالب یک توافق جامع انتخاب می‌کنند یا نه.

راهبرد ترامپ را می‌توان در این جمله خلاصه کرد: «اگر نمی‌توانی مشکلی را حل کنی، آن را بزرگ‌تر کن.»

به گفته منابع آگاه، مذاکرات با مواضعی سخت‌گیرانه آغاز شد، اما پس از ساعت‌ها گفت‌وگو، قالیباف برای تیم آمریکایی به‌عنوان مذاکره‌کننده‌ای حرفه‌ای و حتی رهبر بالقوه آینده تأثیرگذار ظاهر شد. با این حال، این ارزیابی می‌تواند خوش‌بینانه باشد. قالیباف دو دهه است خود را گزینه‌ای عمل‌گرا معرفی می‌کند. اکنون، پس از سال‌ها، زمان آن رسیده که مدعای تغییر را در عمل نشان دهد.

مقامات آمریکایی معتقدند جمهوری اسلامی با وجود نمایش قدرت، فرسوده شده است. پس از ۴۰ روز جنگ، فعالیت اقتصادی کاهش یافته و ترامپ قصد دارد فشار را بیشتر کند؛ شبیه مبارزی که حریف را در فن خفه‌کننده نگه می‌دارد و منتظر «تسلیم» می‌ماند. گفته می‌شود او از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه در انتظار چنین نتیجه‌ای بوده، هرچند منتقدان خوش‌بینی بیش از حد را بزرگ‌ترین اشتباهش می‌دانند.

مقامات دولت ترامپ سه سناریوی ممکن را با تشدید فشار اقتصادی تصور می‌کنند:

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد

«میدان» صدای آمریکا، روز شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، گفت‌وگویی زنده با محمد سیدالمحدثین، مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت و از مسئولان ارشد سازمان مجاهدین خلق، پخش کرد.
مجری برنامه، فهمیمه خضر حیدری، خبرنگار باسابقه‌ای است که چند ماهی است اجرای «میدان» را در صدای آمریکا بر عهده دارد.

این برنامه با تیتر «عمق میدان؛ اولین گفت‌وگوی اختصاصی یک رهبر بلندپایه سازمان مجاهدین خلق در چهار دهه گذشته» ارائه شد. به‌عنوان نخستین گفت‌وگو با افرادی که گفته می‌شود کمتر در رسانه‌ها حضور یافته‌اند و افکار عمومی پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری درباره آن‌ها دارد.

***

ncri.jpgنوشته حاضر، نگاهی سریع به این گفت‌وگوی تقریباً یک‌ساعته است.

مجری

مجری برنامه با احتیاط پرسش‌های خود را مطرح می‌کرد. طرح پرسش‌های صریح کمتر دیده می‌شد و هر جمله چند بار چرخانده می‌شد تا در نهایت به شکلی ملایم‌تر بیان شود. البته در پایان گفت‌وگو، صراحت پرسش‌ها اندکی بیشتر شد.

با این حال، نمی‌توان این گفت‌وگو را «چالشی» دانست؛ زیرا پاسخ‌ها و ادعاهای مطرح‌شده از سوی سیدالمحدثین مورد پرسش مجدد قرار نگرفت و از او برای ادعاهایش توضیح بیشتر یا ارائه سند و مدرک خواسته نشد. حتی در مواردی که ادعاها آشکارا نادرست بودند نیز پیگیری صورت نگرفت.

می‌توان گفت مجری یا به موضوع تسلط کافی نداشت یا عمداً از طرح پرسش‌های تکمیلی که پاسخ‌ها را به چالش بکشد خودداری کرد. نمونه‌ها در ادامه آمده است.

پرسش‌های مطرح‌شده

در مجموع، حدود پانزده موضوع مطرح شد. در اینجا به برخی از پرسش‌ و پاسخ‌ها به‌طور کوتاه و نقل به مضمون اشاره می‌شود. توصیه می‌شود پیش از خواندن این مطلب، گفت‌وگو را مشاهده کنید.

14-2.jpgفرارو- دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در گفت‌وگو با نیویورک پسن به تحولات احتمالی در سیاست خارجی این کشور اشاره کرد و از احتمال وقوع رویدادهایی در آینده نزدیک سخن گفت.

«اکنون اتفاقاتی در مورد مذاکرات با ایران در حال رخ دادن است، اما آنها نسبتاً کند هستند.

فکر نمی‌کنم مذاکرات با ایران در پاکستان برگزار شود و ما مکان دیگری را در نظر داریم.

مذاکرات بعدی با ایران ممکن است در یک مکان اروپایی برگزار شود و ما در حال بررسی برگزاری آنها در ترکیه نیستیم.

رهبران اروپایی می‌خواهند به باز کردن تنگه هرمز کمک کنند، اما نمی‌دانند چگونه، و آنها یک ببر کاغذی هستند.»

14-1.jpgایران وایر - در خلال آتش‌بس و تعلیق موقت حملات موشکی، برخی کاربران موفق شدند با هزینه‌های گزاف به اینترنت آزاد دسترسی پیدا کنند و روایت‌هایی را به اشتراک بگذارند که نشان می‌دهد بیکاری، بی‌پولی، تعدیل نیرو و نابودی کسب و کارها به‌ویژه آن دسته‌ای که شخصی و کوچک بودند اسفبار است. این جدا از آن دسته کسب و کارهایی است که بر بستر اینترنت فعال بودند و حالا سرمایه‌های اندک‌شان مقابل چشم صاحبان آن دود شده و به هوا رفته است.***

***

«کاروان‌های حیدر حیدر و جنگ جنگ تا پیروزی را توی محلات راه می‌اندازند و باج سیر کردن شکم آدم‌هایی که سیاهی لشکر می‌آورند را از کسبه می‌گیرند.»

«سیاوش» صاحب یک دامداری کوچک در یکی از شهرهای استان تهران است. او به «ایران‌وایر» می‌گوید به محض اینکه آتش‌بس شد، حامیان حکومت در تعداد زیاد در همه محله‌های شهر به خیابان می‌آیند: «قبلش هم بودند. اما به هر حال بمباران و حملات هوایی باعث می‌شد در جاهای مشخصی جمع شوند کمی مداحی و هیاهو و حوالی ۱۱شب جمع می‌کردند. الان اما هر شب از ساعت شش و هفت عصر می‌آیند تا دم صبح توی خیابان هستند.»

سیاوش می‌گوید این افراد رسما مواد غذایی مورد نیاز برای گردهمایی‌های شبانه را از کسبه بازار هر محله تامین می‌کنند: «مثلا به من گفتند باید صد کیلو شیر بدهی می‌خواهیم از مردم با شیرکاکائو پذیرایی کنیم. به قصاب می‌گویند تو گوشت بده. رستوران باید غذا بدهد کافه قهوه و چای. اگر هم کسی اعتراض کند تهدید به پلمب و توقیف اموال می‌شود. می‌گویند ضدانقلاب و حامی جنگی ما اگر خیابان را از دست بدهیم دشمن دوباره حمله می‌کند.»

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

سیاوش می‌گوید نه تنها خودش که بسیاری از بستگان و اهالی محله‌ای که در آن زندگی می‌کند مجبور شده‌اند به حامیان حکومت حاضر در خیابان باج بدهند: «مثل انگل دارند از ما تغذیه می‌کنند. ما گروهی هستیم که از اول جنگ داریم به مردم نیازمند شهر و کسانی که شغل خودشان را از دست داده‌اند یا سرپناهشان تخریب شده کمک می‌کنیم. دستمان به خیر است اما این‌ها دارند به زور از صاحبان مشاغل اخاذی می‌کنند و کوچکترین اعتراضی هم با تهدید روبرو می‌شود.»

sana.jpgسانا ابراهیمی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

تا به حال فکر کرده‌اید که جمهوری اسلامی ایران تا چه اندازه با برنامه‌های هسته‌ای پیشرفته در آمریکا ارتباط دارد؟

با زهرا محقق‌داماد آشنا شوید (نام کامل: زهرا محقق‌داماد)، استاد تمام در رشته مهندسی هسته‌ای، پلاسما و پرتوی در دانشگاه ایلینوی در اربانا-شمپین.

او دختر آیت‌الله مصطفی محقق‌داماد است؛ روحانی بانفوذ شیعه که دهه‌ها در ساختار جمهوری اسلامی حضور پررنگ داشته است. او بیش از یک دهه ریاست سازمان بازرسی کل کشور را بر عهده داشت و در حال حاضر نیز عضو هیئت نظارت مجلس خبرگان است؛ نهادی قدرتمند که وظیفه انتخاب و نظارت بر رهبر جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.

02.jpg
از سوی دیگر، او از طرف مادر، خواهرزاده علی لاریجانی نیز هست و به این ترتیب به یکی از خانواده‌های قدرتمند سیاسی جمهوری اسلامی پیوند دارد.

01.jpgاو تنها یک استاد دانشگاه معمولی نیست؛ زهرا محقق‌داماد به‌عنوان پژوهشگر منتخب هیئت علمی "سازمان دونالد بیگار ویلت" فعالیت می‌کند و هدایت پژوهش‌هایی در حوزه ارزیابی ریسک احتمالاتی، کاربرد هوش مصنوعی در ایمنی هسته‌ای و فناوری راکتورهای پیشرفته را بر عهده دارد.

این جایگاه به معنای دسترسی به تأسیسات پیشرفته هسته‌ای آمریکا، آزمایشگاه‌های با سطح امنیت بالا و روش‌های حساس تحقیقاتی در یکی از برجسته‌ترین دانشکده‌های مهندسی ایالات متحده است.

پیوندهای خانوادگی با هسته مرکزی جمهوری اسلامی، و هم‌زمان نقش‌آفرینی در شکل‌دهی به دانش هسته‌ای در خاک آمریکا.

قضاوت با شماست.

***

maleiki.jpgمیعاد ملکی تحلیلگر امور مالی و تحریم‌ها

محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایالات متحده می‌تواند روزانه حدود ۲۷۶ میلیون دلار از محل کاهش صادرات به اقتصاد ایران آسیب بزند و هم‌زمان ۱۵۹ میلیون دلار در روز واردات را مختل کند؛ در مجموع، این به معنای ۴۳۵ میلیون دلار خسارت اقتصادی روزانه یا حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه است.

بیش از ۹۰ درصد از تجارت سالانه ۱۰۹.۷ میلیارد دلاری ایران از طریق خلیج فارس انجام می‌شود. نفت و گاز حدود ۸۰ درصد درآمد صادراتی دولت و ۲۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد. تنها جزیره خارک سالانه حدود ۵۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد می‌کند - یا همانطور که پیش‌تر به مجله تایم گفته بودم، حدود «۷۸ میلیارد دلار درآمد انرژی در سال».

نفت خام

ایران حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر می‌کرد و با قیمت‌های زمان جنگ (حدود ۸۷ دلار برای هر بشکه) روزانه حدود ۱۳۹ میلیون دلار درآمد داشت. هرچند به دلیل تحریم‌های بانکی، بخش اندکی از این درآمد به کشور بازمی‌گشت. محاصره، این درآمد را عملاً یک‌شبه به صفر می‌رساند. جزیره خارک که ۹۲ درصد صادرات نفت را مدیریت می‌کند، در عمق خلیج فارس قرار دارد و جایگزین عملی ندارد. یعنی روزانه ۱۳۹ میلیون دلار از دست می‌رود.

پتروشیمی

ایران در ۹ ماه سال ۲۰۲۴/۲۰۲۵ حدود ۱۹.۷ میلیارد دلار صادرات پتروشیمی داشته؛ یعنی حدود ۵۴ میلیون دلار در روز. تقریباً تمام این صادرات از بنادر عسلویه، امام خمینی و شهید رجایی انجام می‌شود که همگی در محدوده محاصره قرار دارند. هیچ مسیر زمینی قادر به جابه‌جایی این حجم نیست. یعنی ۵۴ میلیون دلار دیگر در روز از دست می‌رود.

Yousef_J_Javidan.jpgبر خلاف روایت رسمی، ایرانیانِ برانداز «جنگ‌طلب» نیستند. یکی دو سال اخیر بخشی از کار دستگاه عظیم روایت سازی دولت جمهوری اسلامی آن بوده که تقصیر جنگ‌افروزی خود را به گردن ایرانیانی بیاندازد که خواهان برچیدن این دولت تئولوژیک و تمامیت‌خواه هستند. استمرارطلبانی که مخالف انقلاب ملی جاری در میهن هستند از تریبون‌های گوناگون همین روایت را بازپخش می‌کنند.

آقای امیر مصدق کاتوزیان در مقاله‌ای بر کسانی که خواستار واژگونی دولت سرکوبگر جمهوری اسلامی هستند می‌تازد و آن‌ها را «جنگ‌طلب» و «نئوکانِ ایرانی-آمریکایی» می‌نامد. در این نوشته تنها به اتهام نادرست «جنگ‌طلبی» که ایشان به ناراستی نثار ایرانیان مقیم آمریکا کرده می‌پردازم.

در واقع «اتهام جنگ طلبی» ناشی از صلح‌طلبی نیست بلکه ابزاری است برای پیش بردن نزاع داخلی «اپوزیسیون» یا دقیق‌تر، سنگ اندازی شبه‌اپوزیسیون در راه اپوزیسیون واقعی که به کمتر از سرنگونی نظام ملایان رضایت نمی‌دهد.

Arman_Mostoufi_2.jpgدانلد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا، پر حرف می‌زند. نه رؤسای پیشین جمهوری آمریکا و نه حتی هیچ‌یک از رؤسای دولت‌ها اروپایی، به اندازه ترامپ حرف نمی‌زنند. این راز را هم همگان می‌دانند که ترامپ، همچنین، شخصیتی سخت خودشیفته است تا جایی که خود را از هرگونه رایزنی با کارشناسان بی نیاز می‌بیند زیرا بر این باور است که "خودش بهتر می‌داند". مایکل ولف (Michael Wolff) در کتاب « خشم و آتش »[1]، درباره نخستین دوره ریاست جمهوری ترامپ، می‌نویسد که او عادت و علاقه‌ای به خواندن گزارش ندارد و حتی وقتی مسئولان بلند پایه یا کارمندان دفترش گزارشی کوتاه‌تر از یک صفحه A4 به او می‌دهند، نگاهی به آن می‌اندازد، سپس، بی آنکه گزارش را بخواند، از آورنده می‌خواهد تا فشرده‌اش را شفاهی بگوید.

دانلد ترامپ دو سال در رشته اقتصاد (عمومی) و دو سال در رشته معاملات املاک تحصیل کرده و سپس به اداره ثروت خانوادگی، در رشته معاملات املاک، پرداخته است. او غیر از زبان مادریش انگلیسی هیچ زبان دیگری نمی‌داند. برخی از انگلیسی زبان‌ها می‌گویند که حتی در این زبان هم گنجینه واژگان ترامپ چندان گسترده نیست. او بخت این را نداشت که در رشته سیاست، تاریخ، جغرافیا، ادبیات، روابط بین‌الملل، حقوق بین‌الملل، مسائل استراتژیک بین‌المللی، مسائل نظامی، اقتصاد کلان، جغرافیای سیاسی (Geopolitics) و ژئواستراتژی (Geostrategy) دانش و تجربه‌ای بیندوزد. در نتیجه نباید شگفت زده شد که ارمنستان را با آلبانی عوضی بگیرد.

tahmasebi.jpgهدف این نوشته دفاع از یک طرف یا حمله به طرف دیگر نیست، بلکه تلاشی است برای نگاهی تحلیلی به برخی شباهت‌ها و تفاوت‌ها میان سیاست‌های دولت ترامپ و عملکرد جمهوری اسلامی در حوزه‌هایی چون حقوق زنان، حقوق اقلیت‌های جنسی، مهاجرت، حقوق بشر و نسبت قدرت سیاسی با منافع شخصی. با این حال باید تأکید کرد که تفاوت ماهوی میان یک نظام انتخاباتی و ساختار اقتدارگرای جمهوری اسلامی بنیادی و تعیین‌کننده است و هر مقایسه‌ای صرفاً در سطح برخی رویکردها قابل طرح است، نه در سطح ماهیت سیاسی.

در نگاه نخست، مقایسه یک رئیس جمهور در یک نظام انتخاباتی با ساختار جمهوری اسلامی شاید دور از ذهن به نظر برسد. اما با دقت در برخی سیاست‌ها و رویکردها، شباهت‌هایی دیده می‌شود. نه از نظر شدت، بلکه از نظر چارچوب فکری.

در جمهوری اسلامی، شبکه‌های اقتصادی وابسته به ساختار قدرت، از بنیادها تا نهادها، نمونه‌هایی از تمرکز ثروت و قدرت‌اند. در آمریکا نیز ترامپ بارها با اتهام تعارض منافع و بهره بردن سیاسی و اقتصادی از جایگاه خود روبه رو بوده است. تفاوت اصلی در این است که در آمریکا چنین موضوعاتی می‌تواند به تحقیق قضایی، محاکمه، رسانه های آزاد و نظارت عمومی منجر شود، اما در جمهوری اسلامی سازوکارهای مستقل و مؤثر پاسخ گویی یا وجود ندارند یا کارکردی بسیار محدود دارند. با این حال، اصل مسئله، یعنی پیوند قدرت سیاسی با منافع شخصی، در هر دو مورد قابل مشاهده است.

usDollar.jpgمقدمه: فراتر از ایدئولوژی؛ منطق «بیزنس‌من» در سیاست خارجی
برخلاف تحلیل‌های سنتی که تنش‌های اخیر میان آمریکا و ایران را صرفاً تقابلی ایدئولوژیک می‌بینند، رویکرد دولت دوم ترامپ و انتخاب جی‌دی ونس به عنوان بازوی دیپلماتیک، نشان‌دهنده یک «قمار استراتژیک» با منطق کاملاً اقتصادی و ژئوپلیتیک است. ترامپ با اعزام ونس به مذاکرات اسلام‌آباد (آوریل ۲۰۲۶)، مدلی از «مدیریت ریسک» را به اجرا گذاشت که در هر دو صورتِ «صلح» یا «جنگ»، منافع سرمایه‌داری ملی آمریکا را تأمین می‌کند.
۱. مأموریت ونس: اتمام حجت یا تله آموزشی؟
انتخاب جی‌دی ونس، چهره‌ای که به بدبینی نسبت به «جنگ‌های ابدی» شهرت دارد، یک حرکت هوشمندانه بود. ترامپ با این کار دو هدف را دنبال کرد:
سلب مسئولیت اخلاقی: با ارائه «بهترین و آخرین پیشنهاد» از زبان یک چهره ضدجنگ، ترامپ توپ را به زمین ایران انداخت. شکست مذاکرات ۲۱ ساعته، اکنون به ترامپ این مشروعیت را می‌دهد که هرگونه اقدام نظامی بعدی را «اجتناب‌ناپذیر» جلوه دهد.
تقابل با واقعیت: ونس در این مأموریت از نزدیک با پیچیدگی‌های حکمرانی در ایران روبرو شد تا دیدگاه‌های انتزاعی او درباره صلح، با واقعیت‌های سختِ میدان (از منظر ترامپ) اصلاح شود.
۲. اولویت کوتاه‌مدت: بازسازی زرادخانه‌ها و پترودلار
در لایه اول، تنش جاری مستقیماً به نفع تراست‌های نظامی و نفتی آمریکا است:

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgترامپ علت شکست مذاکرات اسلام‌آباد را، باین شرح خلاصه نمود: آنها دنبال قدرت هسته‌ای می‌باشند و تنها مسئله‌ای که، واقعا اهمیت داشت، یعنی هسته‌ای، حل نشد.

حضور هیئت هفتاد و یک نفره رژیم، در اسلام‌آباد، باضافه رهبر معلول رژیم مجتبی در قم، تعمدا بخاطر تداعی واقعه هفتاد و دو نفره کربلا، در سال ۶۱ هجری و تکرار آن به زعم خویش، در قرن جاری بود. این، یعنی تصمیم خود را، از پیش گرفته بودند و این تصمیم، الگو قراردادن کره شمالی بود، که در حال مذاکره با آمریکا، برای تعطیلی برنامه اتمی بودند، که اولین بمب هسته‌ای خود را، روی موشک بالستیک قاره‌پیما وصل و بمب را آزمایش نموده، آمریکا را غافلگیر و دنیا را در مقابل عمل انجام شده قرار دادند. کره شمالی، هدف از این اقدام را، تضمین بقای سیاسی و افزایش قدرت چانه‌زنی، در برابر آمریکا و دیگران توصیف نمود.

اما جمهوری اسلامی، یک موضوع بسیار مهم و حیاتی را، نادیده گرفته و آن این است، که از اولین آزمایش بمب هسته‌ای کره شمالی، بیست سال گذشته و دنیا با توجه به این تجربه تلخ و خطری که جامعه بین‌المللی را، تهدید می‌کند، هرگز اجازه نخواهد داد الگوی خطرناک و غافلگیر کننده مزبور، توسط رژیم اسلامی امام زمانی، تکرار شود. اکنون، برای همه حریفان، هدف اصلی بن‌بست مذاکرات، که برنامه هسته‌ای رژیم، جهت حصول به بمب اتمی است، یکبار و برای همیشه، در مقابل دید جهانیان قرار گرفت. ازین پس، به احتمال قریب به یقین، متحدین اروپایی ایالات متحده و ناتو، در کنار ترامپ، کار را به آخر خواهند رساند. برنامه روز این جامعه، ازین پس این خواهد شد: بمب اتمی آخرالزمانی، هرگز نباید تولید شود، ولو به حذف رژیم از صحنه منجر گردد.

علی اکبر امیدمهر

Masoud_amirkhalili.jpgفرغان ازیهاری، نویسنده فرانسوی، در کتاب خود با عنوان "اسلام علیه مدرنیته" (L'Islam contre la modernité)" اشاره می کند که "کشور های اسلامی از تمام استانداردها و ساختار های که در جوامع مدرن و متمدن نهادینه و تثبیت شده اند عقب مانده ا‌ند".

به گفته ازیهاری اسلام وارد سرزمین های بی فرهنگ نشد، بلکه یکی از قدیمی‌ترین مراکز تمدن ملل ها را تصرف کرد: میان رودان، ایران، سوریه و مصر را. این دین به‌سادگی آفریقای رومی و ریشه‌های یونانی آنرا، مراکز شکوفای بودایی در افغانستان و بخش‌های وسیعی از جهان بیزانسی را نابود کرد، با توجه به این که این مناطق پیش از ورود اسلام به سطح بالایی از توسعه رسیده بودند. اسلام مرکز تمدن های پیشین را به یک گورستان تبدیل کرد و یا به سخن ساده تر: این دین گورکن تمدن ها است.

mojilarge.jpg

hormouztrump.jpgکاهش تردد در تنگه هرمز در آستانه محاصره بنادر ایران توسط آمریکا

یورونیوز - داده‌های سامانه‌های ردیابی کشتی نشان می‌دهد که روز دوشنبه و تنها چند ساعت پیش از اجرای محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا، میزان عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز به‌طور محسوسی کاهش یافته است.

وب‌سایت‌های ردیابی کشتی نشان دادند یک نفتکش مرتبط با ایران به نام «آرورا» پس از عبور از تنگه هرمز، در خلیج عمان قرار دارد. این کشتی تحت تحریم ایالات متحده آمریکا است.

طبق داده‌های وب‌سایت «مارین‌ترافیک»، نفتکش چینی «نیو فیوچر» حامل فرآورده‌های نفتی نیز از تنگه هرمز عبور کرده است. این کشتی پیش‌تر از یکی از بنادر امارات عربی متحده حرکت کرده بود.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

همچنین یک کشتی فله‌بر متعلق به چین که مقصد خود را عراق اعلام کرده، از خلیج عمان در حال ورود به تنگه هرمز دیده شده است.

بر اساس این داده‌ها، ده‌ها کشتی که اغلب تحت مدیریت ایران هستند، در نزدیکی بندرعباس در مجاورت تنگه هرمز، لنگر انداخته‌اند.

گزارش «تنکرترکرز» حاکی است که ۱۰ نفتکش بزرگ ایرانی که از طریق تصاویر ماهواره‌ای ردیابی شده‌اند، در خارج از تنگه هرمز و در خلیج عمان مستقر هستند؛ این نفتکش‌ها با محموله‌های خود در مجموع ظرفیتی معادل ۲۱ میلیون بشکه نفت را در اختیار دارند.

فرارو: در میان تصاویری که از تجمعات شب گذشته میدان تجریش تهران منتشر شده است، عکسی از مریلا زارعی دیده می‌شود

مریلا زارعی بازیگر سینما و تلویزیون است. او در شب تولد خود (۲۴ فروردین ۱۴۰۵) در تجمع میدان تجریش حضور یافت تا حمایت خود را از رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح ابراز کند.

Untitled-1.jpg

خبرنامه گویا - ماموران سرویس مخفیِ محافظ دونالد ترامپ در حالی مشاهده شدند که تفنگ‌های دستی ضدپهپاد حمل می‌کردند؛ اقدامی که نشان می‌دهد تهدید پهپادها تا چه حد جدی و رو‌به‌افزایش شده است.

این تدابیر امنیتی بیانگر نگرانی فزاینده از «سامانه‌های پروازی بدون سرنشین» است؛ تهدیدی که می‌تواند شامل حملات از هوا، عملیات جاسوسی یا ایجاد اختلال در رویدادهای عمومی باشد.

drlarge.jpg

یک بنر بزرگ در تهران با تصویر تریتا پارسی، بنیان‌گذار نایاک و موسسه کوئینسی نصب شده است. روی این بنر نوشته شده: «جنگ شکست‌خورده ترامپ، قدرت تهدیدهای نظامی آمریکا را از بین برده است.» این اقدام به‌عنوان نمایش ادعای «شکست آمریکا» از سوی حکومت ایران مطرح شده است.

پارسی که ساکن آمریکا است، سال‌ها در واشینگتن در مباحث مربوط به ایران فعال بوده است. اسناد دادگاهی گذشته به تماس‌های او با مقام‌های جمهوری اسلامی و کمک به هماهنگی دیدارهایی برای جواد ظریف با سیاستمداران آمریکایی اشاره کرده‌اند. همچنین در یک برنامه تلویزیون دولتی ایران در فوریه، برخی چهره‌های حکومتی او را «لابی‌گر جمهوری اسلامی در آمریکا» خواندند.

HFufqeQaAAAn-o8.jpg

***

ترامپ درست پیش از کنفرانس خبری خود، از طریق خدمات تحویل غذا، "دوردَش" برای دفتر بیضی کاخ سفید، غذای مک‌دونالد سفارش داد.

***

ghb.jpgبه آمریکا: اگر بجنگید، می‌جنگیم

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی یکشنبه خطاب به آمریکا گفت: «اگر بجنگید، می‌جنگیم و اگر با منطق جلو بیایید با منطق برخورد می‌کنیم. ما زیر بار هیچ تهدیدی نمی‌رویم؛ بار دیگر اراده ما را امتحان کنند تا درس بزرگ‌تری به آن‌ها بدهیم

قالیباف:

• «آمریکایی‌ها باید تصمیم بگیرند که آیا آماده‌اند اعتماد را جلب کنند یا نه.»

• «تهدیدهای اخیر ترامپ هیچ اثری بر "ملت ایران" ندارد و ما این را ثابت کرده‌ایم.»

• «ما گفت‌وگوهایی بسیار فشرده، جدی و دشوار داشتیم... ابتکارهای محکمی ارائه کردیم که نشان‌دهنده حسن نیت بود و به پیشرفت منجر شد.»

• «ما به آمریکایی‌ها اعتماد نداریم... آنها باید اعتماد ما را به دست آورند، و این با توجه به عملکرد گذشته‌شان کار دشواری است.»

• «"ملت ایران" در مسیر خود در حال پیشروی است و به توانایی‌های خود تکیه دارد.»

• «این تهدیدها هیچ اثری ندارد... این فقط یک شعار نیست، جهان آن را دیده است.»

• «اگر آمریکا به‌دنبال راه خروج است، باید اعتماد جمهوری اسلامی را به دست بیاورد.»

• «اگر بجنگید، ما هم می‌جنگیم، و اگر با منطق بیایید، با منطق پاسخ خواهیم داد.»

12-1.jpgایران وایر - «محمدباقر قالیباف» در راس هیاتی که با بیش از ۸۰ همراه، بامداد شنبه ۲۲فروردین۱۴۰۵ برای مذاکره با نمایندگان «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا، وارد «اسلام‌آباد» پایتخت پاکستان شد.

نام محمدباقر قالیباف اما از ابتدای آغاز حمله نظامی آمریکا و اسراییل به ایران، به عنوان یکی از چهره‌های تاثیرگذار و تصمیم‌گیرنده حکومت بر سر زبان‌ها افتاد.

او که پیش از آغاز این جنگ و در تظاهرات حکومتی ۲۲دی خطاب به دونالد ترامپ با ادبیاتی شبیه به «قاسم سلیمانی» فرمانده کشته شده و پیشین سپاه قدس گفته بود: «ترامپ قمارباز بیا، حریف تو منم بیا تا ببینی همه امکانات شما در منطقه نابود می‌شود»، پس از آغاز جنگ از انظار عمومی دور و پنهان شد.

از محمدباقر قالیباف اما در طول ۳۹ روز جنگ، به صورت مکرر و همه روزه، پیام‌هایی مکتوب در کانال تلگرام و توییت‌هایی خاص با ادبیاتی متفاوت در شبکه «ایکس» منتشر می‌شد؛ توییت‌هایی که گاه به زبان انگلیسی و گاه با «ایموجی‌ها» یا «میم‌های» نسل‌های جدید همراه بود.

قالیباف در بسیاری از توییت‌ها و پیام‌هایش، مردم آمریکا را خطاب قرار می‌داد و برای آن‌ها از مضرات اقتصادی جنگ و خطر کشته شدن سربازان آمریکایی می‌نوشت.

برخی این نوشته‌ها، ادبیات انگلیسی و استفاده از میم‌ها و ایموجی‌ها را محصول مشاور یا مشاورانی می‌دانستند که هم‌زمان به زبان انگلیسی مسلط باشند، تفکر حاکم بر جامعه آمریکا و بیم‌ها و امیدهای جامعه این کشور را بشناسند، قدرت بازی با کلمات در زبان رسانه را بفهمند و البته برخاسته از «نسل سوم» جامعه ایران باشند.

12.jpgایندیپندنت - گزارش رسانه‌های استرالیایی نشان می‌دهد مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران که هفته گذشته در حملات اسرائیل کشته شد، در سال ۲۰۲۲ با ویزای توریستی به استرالیا سفر کرده بود.

این سفر به شهرهایی چون سیدنی و ملبورن، در زمانی انجام شد که پارلمان استرالیا در حال بررسی تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران بود. ورود بدون مانع او به این کشور اکنون موجی از انتقادات را برانگیخته و مقامات استرالیایی را به وعده تقویت بررسی پرونده‌های ویزا وادار کرده است.

un.jpgخبرنامه گویا

هیلل نویر، فعال حقوق بشر، در شبکه ایکس نوشت:

«آیا پرچم کشور شما در فهرست زیر قرار دارد؟ اگر پاسخ شما مثبت است، به این معناست که دولت شما در نامزدی ایران برای عضویت در کمیته سازمان ملل که با حقوق زنان و پیشگیری از تروریسم سروکار دارد، مشارکت کرده است. نماینده پارلمان شما باید به‌طور رسمی از دولت بخواهد توضیح دهد چرا چنین اقدام بسیار نادرستی انجام داده است:

جمهوری اسلامی به‌تازگی برای عضویت در کمیته برنامه و هماهنگی سازمان ملل متحد نامزد شده است؛ کمیته‌ای که به‌زودی تشکیل جلسه می‌دهد تا درباره سیاست‌های مربوط به حقوق زنان، حقوق بشر، خلع سلاح و پیشگیری از تروریسم تصمیم‌گیری کند.

اعضای شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل که از این اقدام حمایت کردند عبارت‌اند از:

🇬🇧 بریتانیا
🇪🇸 اسپانیا
🇨🇦 کانادا
🇫🇷 فرانسه
🇩🇪 آلمان
🇳🇴 نروژ
🇳🇱 هلند
🇦🇺 استرالیا
🇨🇭 سوئیس
🇦🇹 اتریش
🇫🇮 فنلاند

***

cnn.jpg- سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه خبر داد که خودداری جمهوری اسلامی از بازگشایی تنگه هرمز و تحویل ذخایر اورانیوم با غنای بالا، دلیل به نتیجه نرسیدن مذاکرات اسلام‌آباد بوده است

- رسانه‌های جمهوری اسلامی در مقابل نوشتند علت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، انتظارات طرف آمریکایی بود

سی ان ان - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

مقامات آمریکایی پیش از ورود به مذاکرات پرریسک آخر هفته در پاکستان، چند حوزه کلیدی را مشخص کرده بودند که برای اعلام موفقیت، باید در آن‌ها پیشرفت حاصل می‌شد.

اما پس از ساعت‌ها گفت‌وگو که تا بامداد ادامه یافت، تیم‌های مذاکره‌کننده آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر چند مورد از این نقاط حیاتی به بن‌بست رسیدند؛ این موضوع را افرادی آگاه از روند مذاکرات به ما اعلام کردند.

از دید واشینگتن، خودداری تهران از بازگشایی تنگه هرمز و همچنین امتناع از کنار گذاشتن ذخایر اورانیوم با غنای بالا، خطوط غیرقابل عبور بود.

akhoond.jpgایندیپندنت فارسی - در رسانه‌های جمهوری اسلامی، ویدیوی منتشر شده است که در آن، یک روحانی حامی حکومت در پاسخ به سوالی غیرمنتظره درباره شعار مردمی و فراگیر «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» می‌گوید که پس از مرگ علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، «یک آخوند رفت و یک آخوند دیگر آمد.»

فردی که در این ویدیو از روحانی حامی حکومت سوال می‌کند، به فراگیر بودن و بازنشر گسترده شعار مورد اشاره اذعان می‌کند.

***

axios.jpg

باراک راوید، خبرنگار اکسیوس در شبکه اکس نوشت: یک مقام ارشد آمریکایی «خطوط قرمز» واشینگتن در مذاکرات با ایران در پاکستان را چنین تشریح کرده است:

☢️ توقف و فریز کامل غنی‌سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی

☢️ خارج کردن ذخایر اورانیوم غنی‌شده از کشور

☢️ برچیدن تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم (که به گفته این مقام، بیشتر آنها در حملات آمریکا و اسرائیل تخریب شده‌اند)

🚢 بازگشایی کامل تنگه هرمز و لغو عوارض عبور کشتی‌ها

📄 توافق امنیتی منطقه‌ای و توقف تأمین مالی سازمان‌های تروریستی

💰 به گفته یک منبع آگاه، میان دو طرف درباره دامنه آزادسازی دارایی‌های مسدودشده جمهوری اسلامینیز اختلاف‌هایی وجود دارد.

zarif.jpgخبرنامه گویا - در پی شکست مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در اسلام‌آباد، محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه، به اظهارات جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، واکنش نشان داد. ونس پس از شکست گفت‌وگوها گفته بود که «آنها شرایط (خطوط قرمز) ما را نپذیرفتند»

ظریف روز یکشنبه ۲۳ فروردین در پیامی به زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «می‌خواهید بدانید چرا مذاکرات به نتیجه نرسید؟ ... هیچ مذاکره‌ای، حداقل با "ایران"، برمبنای "شرایط ما/شما" به نتیجه نخواهد رسید. آمریکا باید یاد بگیرد که نمی‌تواند شرایطش را به "ایران" دیکته کند. هنوز برای یادگیری دیر نشده است.»

این موضع‌گیری در حالی مطرح می‌شود که ظریف در پیام خود به‌طور پررنگ از واژه «ایران» استفاده می‌کند و تلاش دارد چارچوب «ما در برابر آنها» در افکار عمومی ایجاد کند؛ روایتی که به‌گفته منتقدان، بیشتر رنگ‌وبوی ملی‌گرایانه دارد تا بازتاب واقعیت ساختار تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی. این در حالی است که ساختار رسمی نظام، نه بر محور «ایران» بلکه بر پایه «جمهوری اسلامی» و اولویت‌های ایدئولوژیک تعریف شده است. همین تناقض، از نگاه برخی ناظران، باعث شده تأکید ناگهانی بر «ایران» بیشتر به‌عنوان ابزار سیاسی برای جلب حمایت داخلی تعبیر شود.

bargasht.jpgبر اساس پیامی که از داخل شبکه بانکی منتشر شده، تنها در یکی از شعب بانک کارآفرین، حدود ۳ هزار فقره چک برگشتی ثبت شده که به گفته منبع، به‌دلیل نگرانی از تبعات، روزانه به‌صورت محدود و حدود ۵۰ مورد به صاحبان آن‌ها اعلام می‌شود

در این روایت تأکید شده که این وضعیت تنها مربوط به یک شعبه از یک بانک است و با توجه به تعدد بانک‌ها و شعب، ابعاد واقعی بحران می‌تواند بسیار گسترده‌تر باشد

همچنین اشاره شده که برخی مشتریان با سابقه طولانی فعالیت اقتصادی، حتی پس از دهه‌ها بدون سابقه چک برگشتی، اکنون با این مشکل مواجه شده‌اند؛ موضوعی که نشان‌دهنده فشار شدید بر کسب‌وکارها و وضعیت بحرانی در گردش مالی است

de_football.jpgخبرنامه گویا - باشگاه یونیون برلین آلمان پس از شکست ۳-۱ مقابل تیم فوتبال هایدنهایم، سرمربی خود اشتفان بامگارت را برکنار کرد و ماری-لوئیز اتا را تا پایان فصل به‌عنوان سرمربی تیم منصوب کرد. این تصمیم، رویدادی تاریخی در فوتبال اروپا محسوب می‌شود، زیرا اتا نخستین زنی است که هدایت یک تیم مردان در یکی از لیگ‌های حرفه‌ای سطح اول اروپا را برعهده می‌گیرد. این مربی ۳۴ ساله که پیش‌تر هدایت تیم زیر ۱۹ سال مردان یونیون برلین را برعهده داشت، اکنون به‌طور موقت مسئولیت تیم بزرگسالان را تا پایان فصل جاری بر عهده خواهد داشت.

باشگاه یونیون برلین شنبه شب و پس از ادامه نتایج ضعیف، با بومگارت قطع همکاری کرد. این تیم در سال ۲۰۲۶ تنها دو پیروزی به‌دست آورده و با سقوط به منطقه خطر در جدول بوندسلیگا روبه‌رو شده است. مدیر ورزشی باشگاه، هورست هلدت، با اشاره به عملکرد ناامیدکننده نیم‌فصل دوم گفت که تنها دو برد در ۱۴ بازی پس از تعطیلات زمستانی و نمایش‌های اخیر، اعتماد لازم برای تغییر روند با کادر قبلی را از بین برد. به گفته او، باشگاه تصمیم گرفته «شروعی تازه» داشته باشد و از پذیرش این مسئولیت از سوی اتا ابراز خرسندی کرد.

اتا بلافاصله کار خود را آغاز می‌کند و نخستین مسابقه‌اش شنبه آینده برابر ولفسبورگ، یکی دیگر از تیم‌های درگیر سقوط، خواهد بود. او هشدار داد که بقای تیم در بوندس‌لیگا هنوز قطعی نیست و رقابت در پایین جدول بسیار فشرده شده است.

jasoos.jpgخبرنامه گویا - به گزارش تایمز بریتانیا سازمان سیا در جریان عملیات فریب برای نجات یک خلبان آمریکایی در جمهوری اسلامی، از نرم‌افزار جاسوسی «پگاسوس» استفاده کرده است. گفته می‌شود آمریکایی‌ها با استفاده از این ابزار بحث‌برانگیز متعلق به شرکت اسرائیلی NSO، پیام‌های جعلی برای مقام‌های تهران و نیروهای سپاه پاسداران ارسال کردند و مدعی شدند که افسر سرنگون‌شده آمریکایی پیش‌تر پیدا شده است.

این اقدام هم‌زمان با تلاش برای بازیابی دومین خلبان آمریکایی سرنگون‌شده در آخر هفته گذشته انجام شد. این این بدافزار که به‌طور گسترده توسط سیا استفاده می‌شود، عمدتاً به‌عنوان ابزاری برای نفوذ به دستگاه‌ها، شنود ارتباطات و جمع‌آوری مخفیانه داده‌ها شناخته می‌شود.

با این حال، این نرم‌افزار امکان دیگری نیز فراهم می‌کند: اپراتورها می‌توانند پیام‌های جعلی در واتس‌اپ یا سیگنال ارسال کنند که ظاهراً از طرف کاربر گوشی هک‌شده ارسال شده است.

طبق گزارش تایمز، سازمان اطلاعاتی آمریکا از پگاسوس برای ارسال پیام‌هایی به رهبران جمهوری اسلامی و نیروهای سپاه پاسداران استفاده کرده و در این پیام‌ها ادعا شده که خلبان آمریکایی پیدا شده است.

مقام‌های آمریکایی پیش‌تر درباره تلاش‌های فریبکارانه در این عملیات صحبت کرده بودند، اما تاکنون به‌طور صریح به استفاده از نرم‌افزار پگاسوس اشاره نکرده بودند. پگاسوس که توسط شرکت اسرائیلی NSO ساخته شده، پیش‌تر به دلیل گزارش‌هایی مبنی بر استفاده دولت‌هایی مانند عربستان سعودی، هند و دولت پیشین راست‌گرای لهستان برای سرکوب مخالفان، جنجال‌برانگیز شده است.

تایمز همچنین گزارش‌های مربوط به فناوری منحصربه‌فردی را پیگیری کرد که گفته می‌شود آمریکا در اختیار دارد و می‌تواند ضربان قلب یک فرد را از ده‌ها مایل دورتر تشخیص دهد. به گفته این گزارش، نیروها ابتدا با استفاده از سامانه موسوم به «Ghost Murmur» محل خلبان را شناسایی کردند؛ او در شکاف یک کوه در بیابان پنهان شده بود.

هفته گذشته، جان راتکلیف، رئیس سیا، گفت ایالات متحده «هم از منابع انسانی و هم از فناوری‌های فوق‌پیشرفته‌ای که هیچ سرویس اطلاعاتی دیگری در جهان در اختیار ندارد استفاده کرده است؛ چالشی که مانند جست‌وجو برای یک دانه شن در وسط بیابان است»

blockade.jpgآمریکا محاصره تنگه هرمز را آغاز می‌کند

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا یکشنبه گفت که نیروی دریایی ایالات متحده فورا محاصره تنگه هرمز را آغاز خواهد کرد.

او افزود که آمریکا همچنین هر کشتی را در آب‌های بین‌المللی که به ایران عوارض پرداخت کرده باشد، متوقف خواهد کرد. ترامپ این اظهارات را در پستی در تروث سوشال بیان کرد.

دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، ساعتی پس از اعلام آغاز محاصره دریایی تنگه هرمز، در مصاحبه با شبکه فاکس نیوز تاکید کرد که این اقدام مشابه سیاست‌های واشنگتن علیه ونزوئلا خواهد بود، اما «در سطحی بالاتر» اجرا می‌شود.

ترامپ، روز ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ با اشاره به جزییات تصمیم خود گفت که اجرای این محاصره ممکن است کمی زمان ببرد، اما هدف آن اعمال یک محدودیت کامل بر عبور و مرور کشتی ها در این آبراه است. او تاکید کرد: «ما داریم یک محاصره کامل اعمال می کنیم. این آبراه یا برای همه خواهد بود یا برای هیچ کس.»

رییس جمهور آمریکا در ادامه گفت که در این چارچوب، هیچ استثنایی برای کشورها یا متحدان در نظر گرفته نخواهد شد و همه کشتی‌ها مشمول این محدودیت می‌شوند.

12-2.jpgیورونیوز - سلطان الجابر، وزیر صنعت و فناوری پیشرفته امارات عربی متحده و مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک)، در پیامی به بررسی تبعات تنش‌ها در مسیرهای دریایی پرداخت.


او با ارائه آماری از وضعیت تنش‌ها از تاریخ ۱۰ اسفند (۲۸ فوریه) اعلام کرد که دست‌کم ۲۲ کشتی مورد حمله قرار گرفته و ۱۰ خدمه جان خود را از دست داده‌اند. به گفته او، حدود ۲۰ هزار دریانورد قادر به عبور ایمن نیستند و تخمین زده می‌شود ۸۰۰ شناور تجاری از جمله نزدیک به ۴۰۰ نفتکش سرگردان شده باشند.


سلطان الجابر تاکید کرد که تنگه هرمز هرگز متعلق به ایران نبوده که بخواهد آن را ببندد یا محدود کند. او هشدار داد که هرگونه تلاش برای این اقدام، یک موضوع منطقه‌ای نیست، بلکه مختل کردن شریان حیاتی اقتصاد جهانی و تهدید مستقیم برای امنیت انرژی، غذا و سلامت تمام ملت‌هاست.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

او در پایان خاطرنشان کرد که ایجاد چنین رویه‌ای غیرقانونی، خطرناک و غیرقابل قبول است و جهان نه می‌تواند هزینه‌ آن را بپردازد و نه باید اجازه چنین کاری را بدهد.

پاسخ ابراهیم روشندل :
این اظهارات از نظر حقوقی نادرست است. از منظر حقوق بین‌الملل دریاها و در چارچوب کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۸۲، ایران به‌عنوان دولت ساحلی، بر بخش‌هایی از تنگه هرمز که در محدوده آب‌های سرزمینی آن قرار می‌گیرد، دارای حاکمیت سرزمینی و صلاحیت‌های حقوقی مشخص از جمله وضع و اجرای مقررات در حوزه‌های ایمنی دریانوردی، حفاظت محیط زیست و امنیت است؛ این حاکمیت، به‌موجب قواعد عرفی و قراردادی حقوق بین‌الملل، به‌هیچ‌وجه قابل نادیده‌گرفتن یا انکار نیست. در عین حال، به‌دلیل ماهیت بین‌المللی تنگه هرمز به‌عنوان گذرگاه حیاتی کشتیرانی جهانی، اعمال این حاکمیت در قالب رژیم «عبور ترانزیتی» مقید می‌شود که بر اساس آن، ایران مکلف است مسیر عبور مستمر، سریع و ایمن کشتی‌ها و هواپیماها را بدون تبعیض و بدون ایجاد مانع غیرموجه تضمین نماید. بنابراین، التزام ایران به باز نگه داشتن تنگه در چارچوب موازین بین‌المللی، نه به معنای نفی مالکیت یا فقدان صلاحیت حاکمیتی آن است و نه می‌تواند مستمسکی برای ادعای بی‌اساس عدم تعلق تنگه به ایران تلقی شود، بلکه بیانگر نوعی «حاکمیت مقید» است که در آن، صلاحیت‌های سرزمینی ایران با تعهدات بین‌المللی در قبال آزادی کشتیرانی جمع و تنظیم می‌گردد.

trump.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که جمهوری اسلامی «بهتر از هر کسی می‌داند چگونه به این وضعیت پایان دهد، وضعیتی که تاکنون کشورشان را ویران کرده است.»

او افزود: «نیروی دریایی آن‌ها از بین رفته، نیروی هوایی‌شان نابود شده، سامانه‌های ضدهوایی و رادارشان بی‌فایده شده‌اند، خامنه‌ای و بیشتر رهبرانشان مرده‌اند، و همه این‌ها به‌خاطر جاه‌طلبی هسته‌ای آن‌هاست.»

رییس‌جمهور آمریکا ادامه داد: «محاصره به‌زودی آغاز خواهد شد. کشورهای دیگر نیز در این محاصره مشارکت خواهند داشت. به ایران اجازه داده نخواهد شد که از این اقدام غیرقانونی اخاذی سود ببرد. آن‌ها پول می‌خواهند و مهم‌تر از آن، خواهان قدرت هسته‌ای هستند. علاوه بر این و در زمان مناسب، ما کاملا "آماده و مسلح" هستیم و نیروهای نظامی ما آنچه از ایران باقی مانده است را نیز به پایان خواهند رساند!»

khatar.jpgکارت «فرار از زندان»* هرمز، به گور تبدیل شد

خلاصه مقاله آوی آویدان - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

برای دهه‌ها، سپاه پاسداران بر توانایی تهدید به بستن تنگه هرمز به‌عنوان مهم‌ترین سپر اقتصادی و «کارت طلایی» خود تکیه داشته است. روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از این گذرگاه عبور می‌کند؛ رقمی معادل یک‌پنجم مصرف جهانی و یک‌چهارم تجارت دریایی نفت. اما مقصد این جریان‌ها نشان می‌دهد این اهرم از ابتدا نیز نامتقارن بود: بخش عمده نفت به آسیا می‌رفت، نه غرب. چین، هند، کره جنوبی و ژاپن بزرگ‌ترین دریافت‌کنندگان بودند، در حالی که سهم اروپا و آمریکا بسیار محدود بوده است. به بیان دیگر، تهدید هرمز بیش از آنکه غرب را گروگان بگیرد، شرق را هدف قرار داده است.

در جریان بحران، با کاهش شدید عبور کشتی‌ها و جهش نرخ بیمه و قیمت نفت، حکومت تنها «کارت اقتصادی» خود را بازی کرد. تصور می‌شد این فشار کوتاه‌مدت بتواند فرصتی برای تنفس ایجاد کند و طرف مقابل را به پذیرش مذاکرات وادار سازد. اما نتیجه برعکس شد: این تصمیم، یک ابزار بازدارنده را به اهرمی رو به بی‌اثر شدن تبدیل کرد. نخستین قربانیان واردکنندگان آسیایی بودند؛ چین ذخایر استراتژیک خود را آزاد کرد و خرید نفت از روسیه، آفریقا و آمریکا را افزایش داد. هند نیز مسیر مشابهی را دنبال کرد. هم‌زمان، تولیدکنندگان خلیج فارس با سرعت به سمت مسیرهای جایگزین رفتند؛ عربستان ظرفیت خط لوله شرق-غرب را افزایش داد و امارات صادرات از مسیر فجیره را گسترش داد. با عملیاتی شدن این مسیرها، اهمیت هرمز به‌عنوان گلوگاه حیاتی به‌طور دائمی کاهش می‌یابد.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpg«اکنون نوبت ماست» نوشته آقای فواد تابان

تتری که «مای» مجهولش در سرتاسر این نوشته حضور دارد. عقل کلی که گویا در انتظار نشسته بود تا آسیاب به نوبت بچرخد و آسیابان منتظر، بادی بر پره‌های آسیابش بورزد تا او در قامت «ما» ظاهر شود؛ بی‌آن‌که معلوم کند این «ما» چه کسی و چه جریانی است؟

او بر جمعیتی که رهائی کشور را در یورش قدرتمند به ارکان نظام می‌دانستند حمله می‌کند. بی‌آن‌که نشانی مشخص از حضور خود در لحظه‌لحظه جنگی چنین سرنوشت‌ساز بدهد. بی‌آن‌که در سرتاسر نوشته نشانی دقیق از دلایل این جنگ، نشانی از تحمیل‌کنندگان آن بر کشور، نشانی از زمینه‌سازان این جنگ داده شود.

جنگی خلق‌الساعه که گویا «بیش از هر چیز ناشی از فریب یک جریان بود که جنگ آن را با بی‌رحمی تمام در هم کوبید»: داستان «جنگ تمیز». سال‌ها با هزار زبان، به هزار شکل، این خیال را در ذهن‌ها کاشتند که گویا ممکن است جنگی از راه برسد که فقط «بدها» را بزند؛ جنگی دقیق، محاسبه‌شده؛ جنگی که هواپیماها و موشک‌هایش فقط بر سر فرماندهان و مراکز قدرت و پادگان‌ها فرود بیاید.

Yousef_J_Javidan.jpg(۱)

اگر مارکس «قاره‌ی تاریخ» را کشف کرد و سزان نقاش فرانسوی با کشف «قاره‌ی فرم» راهگشای هنر مدرن شد اخیرن آقای کاظم علمداری به کشف حیرت‌انگیزی نایل آمده و خبر از وجود قاره‌ی گمشده‌ی «ديمقراطية» یا «ذیموقراسی» داده است. اعجاب‌انگیزتر آنکه ایشان به تنهایی یک اصل مهم تاریخی در رابطه با ذیموقراسی ایرانی را نیز کشف کرده و آن اینکه «ذیموقراسی با بمباران به دست نمیاد»!

آقای علمداری آنقدر از کشف خودش مشعوف شده که این روزها هر جا پاش بیافتد این کشف عظیم را بی‌ربط و با ربط پیش می‌کشد و حتا وقتی حرف از یک وکیل حقوق بشری هست یک مرتبه یادش می‌افتد که «ذیموقراسی با بمباران به دست نمیاد» و باز در بخش نظر زیر همان مقاله یک کتیبه بزرگ درباره‌ی اینکه چرا «ذیموقراسی با بمباران به دست نمیاد» مرقوم می‌کند و آنقدر کتیبه را کش می‌دهد که بحث اصلی از دور خارج می‌شود.

البته قبلن دانشوران بزرگ دیگری در میان ایرانی‌ها ظهور کردند که ادعای کشف قاره‌ی مکرمه‌ی ذیموقراسی را داشتند اما چون بر خلاف آقای علمداری اصل بزرگ‌ «ذیموقراسی با بمباران به دست نمیاد» را پیش نکشیدند لاجرم کشف آنها به حساب نمی‌آید.

rezaee.jpgنویسنده: عبدالحسین زرین‌کوب

نگارنده چکیده و بررسی: محمدرضا رضایی

«دو قرن سکوت» اثر عبدالحسین زرین‌کوب تنها یک کتاب تاریخی نیست، بلکه روایتی ژرف و چندلایه از یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین دوره‌های تاریخ ایران است. نویسنده در این اثر می‌کوشد نشان دهد که دو قرن نخست پس از فروپاشی حکومت ساسانی و ورود اعراب مسلمان به ایران را نمی‌توان صرفاً دوره‌ای از سکون و خاموشی دانست، بلکه این دوران مرحله‌ای پیچیده از دگرگونی، مقاومت درونی، بازسازی فرهنگی و شکل‌گیری هویت تازه بود. زرین‌کوب با نثری ادبی و در عین حال تحلیلی، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در ظاهر شکست خورده، اما در باطن در حال بازسازی خود است. او سکوت این دو قرن را سکوتی ظاهری می‌داند؛ سکوتی که در زیر آن حرکت‌های فکری، اجتماعی و فرهنگی جریان دارد و به تدریج زمینه‌ساز احیای هویت ایرانی و شکل‌گیری تمدن ایرانی-اسلامی می‌شود. در نگاه او، این دوره نه زمان نابودی، بلکه دوران انتقال و دگرگونی است؛ زمانی که در آن سنت‌های کهن در قالبی تازه ادامه می‌یابند و جامعه ایرانی خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهد.

فتح ایران در قرن هفتم میلادی یکی از بزرگ‌ترین تحولات تاریخی این سرزمین بود. امپراتوری ساسانی که قرن‌ها قدرت سیاسی و نظامی گسترده‌ای داشت، در سال‌های پایانی با مشکلات فراوانی روبه‌رو شده بود. جنگ‌های طولانی با امپراتوری روم شرقی، فشارهای اقتصادی، اختلافات طبقاتی، ضعف ساختار اداری و رقابت‌های داخلی، بنیان‌های حکومت را سست کرده بود. در چنین شرایطی، سپاهیان عرب مسلمان که از انگیزه‌های دینی و انسجام اجتماعی برخوردار بودند، توانستند در مدت نسبتاً کوتاهی بخش بزرگی از ایران را فتح کنند. با سقوط حکومت مرکزی، ساختار سیاسی کشور فروپاشید و بسیاری از فرماندهان و اشراف یا کشته شدند یا برای حفظ موقعیت خود با فاتحان جدید سازش کردند. این تغییر تنها به سطح حکومت محدود نماند، بلکه نظام مالیاتی، روابط اجتماعی، باورهای مذهبی و حتی زندگی روزمره مردم را نیز تحت تأثیر قرار داد. زرین‌کوب با دقت نشان می‌دهد که واکنش ایرانیان به این تحولات یکسان نبود. برخی از طبقات اجتماعی برای حفظ امنیت و جایگاه خود با نظم جدید کنار آمدند و حتی در آن مشارکت کردند، در حالی که گروه‌های دیگر مقاومت کردند و تلاش نمودند استقلال خود را حفظ کنند. این دوگانگی میان سازش و مقاومت، یکی از ویژگی‌های اصلی این دوره تاریخی است و در سراسر کتاب بازتاب می‌یابد.

stars.jpgمقدمه

در جامعه‌ای که نهادهای مستقل ناتوان یا سرکوب شده‌اند، چهره‌ها از اندازه واقعی خود بزرگ‌تر می‌شوند. در چنین فضایی، بازیگر، ورزشکار، خواننده یا هر چهره شناخته‌شده، تنها یک فرد مشهور نیست؛ او به نشانه، تریبون، و گاه جانشین نهادهای غایب بدل می‌شود. از همین‌رو، هم حکومت به او حساس‌تر می‌شود و هم بخشی از مردم از او انتظار دارند همیشه دقیقا همان چیزی را بگوید که آنان می‌پسندند. تناقض تلخ از همین‌جا آغاز می‌شود: همان جامعه‌ای که از یک سلبریتی یا ورزشکار به خاطر ایستادگی، زندان رفتن، محرومیت یا دفاع از آزادی ستایش می‌کند، ممکن است با یک اظهار نظر ناهمسو، همه گذشته او را یک‌باره انکار کند؛ گویی انسان حق خطا، تغییر، تردید، یا حتی حق بیان نظر نامحبوب ندارد.

در این میان، پرسش اصلی فقط درباره سلبریتی‌ها نیست. پرسش بزرگ‌تر این است که چرا جامعه ما تا این اندازه متکی به فرد است، چرا حکومت از نفوذ چهره‌ها می‌ترسد، و چرا همزمان بسیاری از فرهیختگان، پژوهشگران، اندیشمندان و هنرمندان جدی که اثر ماندگارتر و سازنده‌تری بر پیشرفت جامعه دارند، به حاشیه رانده می‌شوند.

سه پرسش در آغاز این بحث باید روشن شود:

1212.jpgایران اینترنشنال - سمیر مدنی، از بنیانگذاران تانکر ترکرز، به آسوشیتدپرس گفت جمهوری اسلامی ۲۱ میلیون بشکه نفت را در ذخایر شناور خلیج عمان نگه داشته است. به گفته او، ۱۰ ابرنفتکش و یک سوئزمکس شناسایی شده‌اند و تهران می‌تواند از این ذخایر برای تنظیم صادرات استفاده کند.

سلطان الجابر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک)، اعلام کرد که تنگه هرمز هرگز متعلق به ایران نبوده است که آن را ببندد یا عبور و مرور از آن را محدود کند.

مدیرعامل شرکت نفت دولتی امارات متحده عربی یک‌شنبه ۲۳ فروردین در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که هرگونه اختلال در این مسیر، امنیت انرژی، غذا و سلامت در سراسر جهان را تهدید خواهد کرد.

او هشدار داد که ایجاد چنین سابقه‌ای «خطرناک و غیرقابل قبول» خواهد بود.

سلطان الجابر همچنین افزود: «جهان به‌سادگی توان تحمل آن را ندارد و نباید اجازه دهد چنین چیزی رخ دهد.»

تاکید مقامات جمهوری اسلامی بر بسته ماندن تنگه هرمز

کمی قبل از این اظهارات، مقام‌های جمهوری اسلامی، نظیر علی‌اکبر ولایتی مشاور رهبر جمهوری اسلامی و محمدرضا عارف معاون رییس‌جمهور، با اشاره به شکست مذاکرات اسلام‌آباد، بر تداوم ایجاد اختلال در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز تاکید کردند.

مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال

ولایتی در شبکه ایکس نوشت: «امروز کلید تنگه هرمز در دستان مقتدر ماست». عارف نیز در شبکه ایکس نوشت: «از اقتدار در تنگه هرمز تا پیگیری غرامت، بر سر حق مردم ایستاده‌ایم»

محمدتقی نقدعلی، عضو کمیسیون قضایی مجلس هم گفت: «آورده جمهوری اسلامی از این جنگ چیزی جز تنگه هرمز نیست. به همین دلیل، نه تیم مذاکره‌کننده از این موضوع کوتاه آمد و نه مجلس نسبت به نظارت و کنترل ایران بر این تنگه کوتاه می‌آمد».

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، هم‌زمان با مذاکرات تهران و واشینگتن در اسلام‌آباد اعلام کرد تعداد زیادی از نفت‌کش‌های خالی در حال حرکت به سمت ایالات متحده هستند تا نفت و گاز بارگیری کنند.

Ahmad_Alavi.jpg1. مقدمه

تنگه هرمز به‌عنوان یک «گلوگاه راهبردی انرژی» در نظام اقتصاد سیاسی جهانی جایگاهی منحصر به‌فرد دارد. این آبراه باریک، اتصال‌دهنده خلیج فارس به دریای عمان و اقیانوس هند است و مسیر اصلی صادرات انرژی چندین کشور تولیدکننده نفت محسوب می‌شود.

در شرایط تشدید بحران‌های امنیتی و درگیری‌های نظامی منطقه‌ای، برخی بازیگران دولتی تلاش کرده‌اند از کنترل این گذرگاه به‌عنوان ابزار فشار ژئوپلیتیکی استفاده کنند. در این چارچوب، پیشنهاد اعمال «عوارض عبور تا چند میلیون دلار برای هر کشتی» مطرح شده است؛ اقدامی که از منظر حقوق بین‌الملل، اقتصاد سیاسی و امنیت بین‌الملل قابل مناقشه جدی است.

این یادداشت پرسش‌های زیر را بررسی می‌کند:

آیا اعمال عوارض بر تنگه هرمز در حقوق بین‌الملل مشروع است؟

این سیاست چه مبانی نظری در روابط بین‌الملل دارد؟

آیا از نظر عملی قابل اجراست؟

پیامدهای منطقه‌ای و جهانی آن چیست؟

2. چارچوب نظری: قدرت، گلوگاه‌ها و سیاست اجبار

از منظر نظریه رئالیسم کلاسیک و نئورئالیسم (مورگنتا، والتز)، کنترل تنگه‌های راهبردی نوعی «قدرت ساختاری» ایجاد می‌کند. در این چارچوب، دولت‌ها در شرایط عدم تقارن قدرت نظامی، از ابزارهای جغرافیایی برای افزایش هزینه‌های طرف مقابل استفاده می‌کنند.

تنگه هرمز نمونه‌ای کلاسیک از «chokepoint politics» است؛ جایی که حتی بازیگر ضعیف‌تر می‌تواند با حداقل هزینه، حداکثر اختلال را در سیستم جهانی ایجاد کند.

در مقابل، رویکرد لیبرالی نهادی (نای، کیوهان) بر این فرض استوار است که وابستگی متقابل پیچیده و رژیم‌های حقوقی بین‌المللی، استفاده یک‌جانبه از چنین ابزارهایی را محدود می‌کنند. بر این اساس، هرگونه تلاش برای تبدیل جریان آزاد تجارت به «منبع درآمد اجباری»، نظم همکاری‌محور اقتصاد جهانی را تضعیف می‌کند.

12.jpgاین زن و شوهر در دوران لیسانسم تو دانشکده ما بودند. این طهماسبی واقعا از خود معصومه ابتکار مری جیغ‌کش‌تر بود! انکار نمیکنم که از تصور تحقیرشدنش واقعا راضی‌ام؛ به جبران‌ اون سفر دانشجویی سال ۸۴ که چون تازه عروس ابتکار شده‌بود، سیس گشت‌ارشاد گرفت و سفر رو رسما زهرمار همه ما کرد...

frtwt.jpg

1212.jpgایندیپندنت - تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی یکشنبه ۲۳ فروردین‌ماه نشان می‌دهد حسین مظفری، نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه قزوین، سوار بر یک خودرو نظامی به همراه چند نفر دیگر در یکی از خیابان‌های قزوین در میان تجمع حامیان حکومت حضور دارد.

در این ویدیو، سرنشینان خودرو در جریان تجمع حامیان حکومت در حال شعار دادن و ایجاد سروصدا دیده می‌شوند.

jdv.jpgجی‌دی‌ ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، بامداد یکشنبه در سخنانی در اسلام‌آباد اعلام کرد که جمهوری اسلامی تصمیم گرفت شرایط ایالات متحده را نپذیرد.

او اضافه کرد ما بدون هیچ توافقی برمی‌گردیم.

متن سخنان معاون رییس‌جمهوری آمریکا را در اینجا می‌خوانید:

«اجازه دهید ابتدا چند نکته را در جهت قدردانی عرض کنم؛ اول از همه خطاب به نخست‌وزیر پاکستان و فیلد مارشال منیر که هر دو میزبانانی فوق‌العاده بودند. هر کاستی که در این مذاکرات وجود داشت، به دلیل پاکستانی‌ها نبود؛ آن‌ها کاری شگفت‌انگیز انجام دادند و واقعاً تلاش کردند تا به ما و ایرانی‌ها برای پر کردن شکاف‌ها و دستیابی به توافق کمک کنند. ما اکنون ۲۱ ساعت است که مشغول کار هستیم و بحث‌های ماهوی متعددی با ایرانی‌ها داشته‌ایم.

این خبر خوب است. اما خبر بد این است که ما به توافق نرسیده‌ایم و فکر می‌کنم این برای ایران خبر بسیار بدتری است تا برای ایالات متحده. بنابراین، ما بدون دست‌یابی به توافق به ایالات متحده بازمی‌گردیم. ما خطوط قرمز خود را کاملاً روشن کرده‌ایم؛ مواردی که حاضر بودیم در آن‌ها با آن‌ها کنار بیاییم و مواردی که به هیچ وجه حاضر به کوتاه آمدن نبودیم. ما این موضوع را تا حد ممکن شفاف بیان کردیم و آن‌ها ترجیح دادند شرایط ما را نپذیرند.

rubio.jpgخیرنامه گویا - مارکو روبیو در شبکه اکس نوشت:

معصومه ابتکار که در آمریکا با لقب «مری جیغ‌زن» شناخته می‌شود سخنگوی گروهی بود که در سال ۱۹۷۹ به سفارت آمریکا در تهران یورش بردند و ۵۲ شهروند آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند؛ گروگان‌هایی که در این مدت با ضرب‌وشتم، گرسنگی و اعدام‌های نمایشی روبه‌رو شدند.

در سال ۲۰۱۴، دولت اوباما برای پسر او و خانواده‌اش ویزا صادر کرد تا وارد امریکا شوند. در ژوئن ۲۰۱۶ نیز دولت اوباما از طریق «برنامه ویزای مهاجرتی» به آن‌ها وضعیت اقامت دائم قانونی اعطا کرد.

این هفته، من وضعیت اقامت دائم قانونی آن‌ها را لغو کردم و امروز سید عیسی هاشمی، مریم طهماسبی و پسرشان اکنون در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده قرار دارند و در انتظار اخراج از کشور ما هستند.

خانواده او هرگز نباید از امتیاز فوق‌العاده زندگی در کشور ما بهره‌مند می‌شدند.

آمریکا هرگز نمی‌تواند به خانه‌ای برای تروریست‌های ضدآمریکایی یا خانواده‌هایشان تبدیل شود -- و تحت دولت ترامپ نیز هرگز چنین نخواهد شد.

***

11-1.jpgایران وایر - طبق اعلام رسانه‌های ایران، با دستور مقامات قضایی جمهوری اسلامی، اموال بیش از ۴۰۰ نفر از چهره‌هایی که آن‌ها را «حامیان دشمن» نامیده‌اند در داخل ایران مصادره شده است.

میان اسامی برخی از این چهره‌ها، نام ۳ چهره فوتبال ایران به چشم می‌خورد که به جز «علی کریمی» بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران که اکنون ساکن آمریکاست، دو ورزشکار دیگر در داخل ایران هستند؛ «زهرا قنبری» کاپیتان تیم ملی فوتبال زنان ایران و «مسعود شجاعی» بازیکن پیشین تیم ملی.

در این بین، قرار گرفتن نام زهرا قنبری کاپیتان تیم ملی فوتبال زنان ایران در فهرست شخصیت‌هایی که اموال‌شان مصادره شده، شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد.

تیم ملی فوتبال زنان در جام ملت‌های آسیا در استرالیا، در مسابقه اولش از همخوانی سرود ملی سرباز زد که با تهدید تندروها در ایران روبه‌رو شد. در دو مسابقه بعدی، بازیکنان هم سرود جمهوری اسلامی را خواندند و هم هنگام پخش آن، سلام نظامی دادند.

پس از تهدیدهای حکومتی و خائن نامیدن بازیکنان تیم ملی، «عاطفه رمضانی‌زاده»، «زهرا سربالی»، «مونا حمودی»، «فاطمه پسندیده» و «زهرا قنبری» به استرالیا اعلام پناهندگی کردند.

parpbanner.jpgآمریکایی محبوب تهران: چرا جمهوری اسلامی جی‌دی ونس را ترجیح می‌دهد و چرا این موضوع هیچ چیز را تغییر نخواهد داد

مهدی پرپنچی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

این موضوع پنهان نیست. اگر در یک سال گذشته به اظهارات تحلیلگران نزدیک به سپاه پاسداران توجه کنید، بارها با نام‌هایی مانند جی‌دی ونس، تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین روبه‌رو می‌شوید. در نگاه آنان، این افراد فقط سیاستمدار یا چهره رسانه‌ای نیستند؛ بلکه نشانه‌هایی از شکاف داخلی در واشینگتن محسوب می‌شوند. از دید تهران، تکرار این نام‌ها نوعی «مدرک» ــ یا دست‌کم چیزی که به‌عنوان مدرک تلقی می‌شود ــ تلقی می‌شود که نشان می‌دهد همه جریان‌های قدرت در آمریکا خواهان جنگ با ایران نبوده‌اند.

نمونه‌اش مهدی خراطیان است؛ کسی که خود را تحلیلگر مستقل و بنیان‌گذار «مؤسسه احیای سیاست» معرفی می‌کند. او در عین حال فرزند دریادار علی‌اکبر خراطیان، معاون عملیات مشترک نیروی دریایی سپاه است. او شیفته جی‌دی ونس است؛ و افراد زیادی مانند او نیز چنین نگاهی دارند.

بخش زیادی از حرف‌های این طیف، نظریه توطئه است و ارزش نقل ندارد. اما یک نکته اهمیت دارد: آنان معتقدند اگر جمهوری اسلامی به جای استیو ویتکاف با جی‌دی ونس مذاکره کرده بود، شاید جنگ رخ نمی‌داد. درست یا نادرست بودن این باور اهمیت ثانویه دارد؛ آنچه مهم است این است که نشان می‌دهد آنان واشینگتن را چگونه تحلیل می‌کنند. از نگاه آنان، دولت آمریکا درباره ایران دچار شکاف بوده است: یک جناح آمریکا را به سمت جنگ سوق داد و دست بالا را پیدا کرد، و جناح دیگر خواهان خویشتنداری بود اما شکست خورد. در این چارچوب ذهنی، ونس به اردوگاه دوم تعلق دارد.

roostayee.jpgمقدمه

امروز در نامه‌ای، ۷۰ امضاکننده که بسیاری از آنان به جریان‌های چپ منتسب می‌شوند، از دعوت رضا پهلوی به پارلمان سوئد انتقاد کرده و آن را قابل تعبیر به حمایت از جنگ دانسته و با اشاره به تلفات غیرنظامیان و ویرانی‌ها، بر دیپلماسی و مخالفت با مداخله نظامی تأکید کرده‌اند. اما این موضع با پرسشی جدی روبه‌روست: چرا امضاکنندگان از مرگ و ویرانی جنگ می‌گویند، اما درباره کشتار داخلی شهروندان ایرانی سکوت می‌کنند؟ در سرکوب خونین دی‌ماه، بنا بر گزارش‌ها، تنها طی دو روز شمار کشته‌شدگان چندین برابر مجموع تلفات بیش از یک ماه جنگ با اسرائیل و آمریکا بوده است. این تناقض این شائبه را ایجاد می‌کند که چرا وقتی غیرنظامیان به‌دست حکومت خود کشته می‌شوند، این صداها خاموش می‌ماند.

***

فرزانه روستایی

این نامه و موضعگیری غلط که در "آفتونبلادت" منتشر شده از سوابق امضا کنندگان آن پاک نمی شود. "آفتونبلادت" نمی داند ایران چیست و کجاست، اما این امضا کنندگان می گویند ایران خیلی هم جای بدی نیست و مانند نایاکی ها تاکید می کنند : همه کشورها بحران دارند ما هم در ایران دردسرهایی داریم که خیلی مهم نیست و حل می شود.

تفاوت این امضا کنندگان با روزبه پارسی و تریتا پارسی چیست!؟

آنها مامور جمهوری اسلامی هستند و رژیم جنگ طلب را می شویند و تمیز و خشک می کنند، شماها لباس جمهوری اسلامی را صاف و صوف می کنید و نمی گذارید نیش و چنگال و دندان های درنده آن خود را نشان دهد و ادکلن می زنید خوشبو شود.

متاسفانه این یادداشت و امضا کنندگان آن با نگاه غالبا چپ هم بحران ایران را نمی شناسند و هم اینکه "اطلاعات نادرست" به جامعه سوئد می دهند.

ما در شرایط سختی هستیم و موضعگیری اشتباه ما خسارت زیاد و بلند مدت تری به کشور وارد می کند.
پنهان کردن واقعیت های دردناک و ویرانگر ایران و هم سو شدن با تشکیلات جمهوری اسلامی از سوابق این امضا کنندگان هرگز پاک نمی شود.

moj.jpgخبرنامه گویا - خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع نزدیک به حلقه مجتبی خامنه‌ای گزارش داده است که او در جریان حمله نهم اسفند به مجموعه موسوم به «بیت رهبری» دچار جراحات شدید از ناحیه صورت و پا شده و حتی تغییر شکل در چهره‌اش ایجاد شده است. به گفته این منابع، آسیب وارد شده به یک یا هر دو پای او نیز جدی بوده، هرچند وضعیت جسمی‌اش اکنون در حال بهبود توصیف شده و از نظر ذهنی همچنان هوشیار است.

بر اساس این گزارش، مجتبی خامنه‌ای در حال حاضر قادر به حضور فیزیکی در نشست‌ها نیست و از طریق کنفرانس صوتی در جلسات با مقامات ارشد شرکت می‌کند. منابع آگاه تأکید کرده‌اند که او همچنان در تصمیم‌گیری‌های مهم، از جمله مسائل مرتبط با جنگ و مذاکرات احتمالی با ایالات متحده، نقش دارد. این وضعیت در حالی مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی در یکی از حساس‌ترین مقاطع چند دهه اخیر خود قرار گرفته و قرار است مذاکراتی با آمریکا در اسلام‌آباد آغاز شود؛ مذاکراتی که هم‌زمان با ابهام درباره وضعیت واقعی فردی که از او به‌عنوان محور تصمیم‌گیری یاد می‌شود، برگزار خواهد شد.

ebtekar.jpg- وزارت خارجه آمریکا خبر داد که عیسی هاشمی، پسر معصومه ابتکار، از دانشجویان تسخیر کننده سفارت آمریکا، به همراه مریم طهماسبی، همسرش و پسرشان بازداشت شده‌اند

- وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که عیسی هاشمی، پسر معصومه ابتکار و خانواده‌اش، سال ۲۰۱۴ با ویزاهایی که در دولت باراک اوباما صادر شده بود وارد آمریکا شدند و در سال ۲۰۱۶ اقامت دائم دریافت کردند

خبرنامه گویا - در بیانیه‌ اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) آمده است: مأموران این نهاد «عیسی سید هاشمی»، همسرش «مریم طهماسبی» و پسرشان «سید مبین هاشمی» را در لس‌آنجلس، ایالت کالیفرنیا بازداشت کرده اند. عیسی سید هاشمی فرزند «معصومه ابتکار»، از سیاستمداران جمهوری اسلامی است که در جریان بحران گروگان‌گیری سال ۱۹۷۹ نیز به‌عنوان سخنگو فعالیت داشت.

مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا اعلام کردند هر سه فرد را با موفقیت دستگیر کرده‌اند و حضور آنان در امریکا «تهدیدی آشکار برای امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا» ارزیابی شده است.

بر اساس این بیانیه، هاشمی در تاریخ اول سپتامبر ۲۰۱۴ با ویزای دانشجویی F-1 از طریق فرودگاه بین‌المللی سان‌فرانسیسکو وارد ایالات متحده شد. در سال ۲۰۱۶، هاشمی به همراه همسر و فرزندش موفق به دریافت گرین‌کارت شدند. در این بیانیه تأکید شده است که دریافت گرین‌کارت برای زندگی در ایالات متحده «یک امتیاز» محسوب می‌شود و اگر مقامات آمریکایی دلیلی برای تهدید بودن دارنده گرین‌کارت تشخیص دهند، این اقامت دائم لغو خواهد شد.

در ادامه آمده است: «تحت رهبری رئیس‌جمهور ترامپ، ایالات متحده پناهگاه امنی برای کسانی که امنیت ما را تهدید می‌کنند یا سیاست خارجی آمریکا را تضعیف می‌کنند، نخواهد بود.»

11.jpgرادیوفردا - نزار آمیدی، نامزد اتحادیه میهنی کردستان، که در معادلات اقلیم کردستان معمولاً روابط نزدیک‌تری با حکومت ایران داشته، به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید عراق انتخاب شد و جای عبداللطیف رشید را در کاخ السلام بغداد گرفت.

🔸پارلمان عراق امروز، شنبه ۲۲ فروردین، برای انتخاب رئیس‌جمهور جدید تشکیل جلسه داد و پس از برگزاری دو دور رأی‌گیری، در نهایت نزار آمیدی با کسب اکثریت آرا در دور دوم، در رقابت با مثنی امین پیروز شد.

🔸بر اساس عرف سیاسی عراق، نخست‌وزیری به یک سیاستمدار شیعه، ریاست پارلمان به یک سنی و ریاست‌جمهوری عمدتاً تشریفاتی به یک کرد می‌رسد.

🔸در دور نخست رأی‌گیری در پارلمان، هیچ‌یک از نامزدها نتوانستند دو سومِ آراء نمایندگان را به دست آورند و انتخابات به دور دوم کشیده شد.

🔸در این جلسه، ۲۵۲ نماینده در صحن پارلمان حضور داشتند و پس از پایان رأی‌گیری دور اول، شمارش آرا نشان داد که نزار آمیدی با فاصله قابل توجهی پیشتاز است، اما به حد نصاب لازم نرسیده است. در دور دوم که میان دو نامزد اصلی برگزار شد، ۲۴۹ نماینده شرکت کردند و در نهایت آمیدی توانست اکثریت آرا را کسب کند.

111.jpgایران وایر - «رضا امیری‌مقدم»، سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان این روزها مرجع رسانه‌های بین‌المللی برای اخبار مربوط به مذاکرات آتش‌بس بین آمریکا و ایران در اسلام‌آباد است و قرار است در مذاکره با «جی دی ونس»، معاون رییس‌جمهور آمریکا با «محمدباقر قالیباف» حاضر باشد؛ مذاکراتی که جمهوری اسلامی پاکستان در آن نقش میانجی را دارد.

نام او اما پیش از این نیز دست‌کم دو بار در صدر اخبار بوده است، یک‌بار زمانی که وزارت خزانه‌داری او را تحریم کرد و بار دیگر وقتی که اداره تحقیقات فدرال آمریکا، «اف‌بی‌آی»، از او به‌عنوان مامور اطلاعاتی یاد کرد که در ربودن و ناپدیدسازی «رابرت لوینسون»، افسر بازنشسته اف‌بی‌‌آی که در ایران ناپدید شد، نقش داشته است.

رضا امیری‌مقدم به‌همراه دو مامور اطلاعاتی دیگر ایران، «تقی دانشور» و «غلام‌حسین محمدنیا» در لیست «مهم‌ترین افراد تحت تعقیب» اف‌بی‌آی قرار دارد. درباره رضا امیری‌مقدم، دیپلمات کنونی و گذشته اطلاعاتی و امنیتی او چه می‌دانیم؟

110.jpgایران وایر - «کمال خرازی» با نام واقعی «علینقی» از مشهورترین چهره‌های سیاست خارجی ایران در دوره «علی خامنه‌ای» در حالی در حملات آمریکا و اسراییل کشته شد که بر اساس گزارش‌ها اساساً از اهداف نظامی نبود. در حمله‌ای که به اطراف خانه او شد، ابتدا همسرش و بعد از چند روز در اغما بودن، کمال خرازی هم در ۸۱ سالگی کشته شد.

خامنه‌ای او را در سال ۱۳۸۴، زمانی که «محمود احمدی‌نژاد» به ریاست‌جمهوری رسید و دوره وزارت خرازی به سر رسید، به ریاست شورای جدیدی منصوب کرد که از نمونه آمریکایی آن یعنی «شورای روابط خارجی» الگوبرداری کرده بود.

هرچند «شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی» مهم‌ترین خصوصیت نمونه آمریکایی یعنی غیردولتی بودن را نداشت، اما اطرافیان خامنه‌ای گفته بودند که هدف از تأسیس آن، دادن مشورت به رهبر در دوره‌ای بود که به نظر می‌رسید با سیاست‌های خام و افراطی احمدی‌نژاد که حمایت خامنه‌ای را داشت، دوره‌ای سخت در انتظار روابط خارجی جمهوری اسلامی بود.

اگرچه به نظر می‌رسید که این شورا قرار است سیاستی مشابه دوره ریاست‌جمهوری «محمد خاتمی» در تنش‌زدایی و بهبود روابط خارجی را دنبال کند، اما خرازی در این سال‌ها بارها مجبور شد مشت آهنین جمهوری اسلامی را از این شورا به جهان نشان دهد؛ چنان‌که بارها اعلام کرده بود اگرچه حکومت سلاح هسته‌ای نخواهد ساخت، اما توانایی آن را دارد.

زمانی که خامنه‌ای این شورا را با حکم به خرازی تأسیس کرد، هشت سال بود که «علی‌اکبر ولایتی» مشاور اصلی او در امور بین‌الملل بود. در محافل دیپلماتیک تهران آن زمان گفته می‌شد جایی که ولایتی حضور نداشته باشد و خرازی رییس باشد، امور به سرانجام نخواهد رسید. به نظر می‌رسد که بیست سال پس از آن روزها، اعتبار این گفته روشن شده است.

mozakere214.jpgرویترز: گفت‌وگوهای سه‌جانبه رودررو برگزار شد خبرگزاری رویترز به نقل از منبع آگاه پاکستانی نوشت که گفت‌وگوهای سه‌جانبه به‌صورت رو‌در‌رو بین ویتکاف، ونس، کوشنر از هیات آمریکایی، قالیباف و عراقچی از هیات جمهوری اسلامی و رئیس ستاد ارتش پاکستان برگزار شد

خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع پاکستانی گزارش داده که گفت‌وگوهای سه‌جانبه میان جمهوری اسلامی، ایالات متحده آمریکا و پاکستان آغاز شده است.

بر اساس این گزارش، این مذاکرات در شرایطی انجام می‌شود که تنش‌های منطقه‌ای افزایش یافته و تلاش‌ها برای رسیدن به راه‌حل دیپلماتیک شدت گرفته است. با این حال، هنوز جزئیات بیشتری درباره سطح هیئت‌ها، دستور کار یا محل برگزاری این نشست منتشر نشده است.

خبرگزاری تسنیم: احتمال تمدید یک‌روزه مذاکرات وجود دارد

خبرگزاری تسنیم که خبرنگاری به اسلام‌آباد اعزام کرده گزارش داد که پس از گفت‌وگوها و رایزنی‌های اولیه، گفت‌وگوی میان هیات‌های جمهوری اسلامی و آمریکایی هم‌اینک بعد از عبور از برخی کلیات، وارد جزئیات و مباحث فنی در بعضی از موضوعات شده است. بر اساس این گزارش، این احتمال وجود دارد که برای ادامه مباحث کارشناسی مذاکرات یک روز دیگر نیز تمدید شود.

در همین زمینه:

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در گفت‌وگو با نیوزنیشن گفت مذاکرات با جمهوری اسلامی آغاز شده و حمل‌ونقل جهانی نفت در حال یافتن مسیرهای جایگزین برای تنگه هرمز است. او همچنین پیش‌بینی کرد تنگه هرمز در آینده نه چندان دور بازگشایی خواهد شد. ترامپ ساعاتی پیش گفته بود شمار زیادی نفتکش خالی به سوی آمریکا در حرکت‌اند تا «بهترین»و «شیرین‌ترین» نفت و گاز جهان را بارگیری کنند.

ترامپ همچنین گفت حمل‌ونقل جهانی نفت در حال یافتن مسیرهای جایگزین برای تنگه هرمز است. او همچنین پیش‌بینی کرد تنگه هرمز در آینده نه چندان دور بازگشایی خواهد شد. ترامپ ساعاتی پیش گفته بود شمار زیادی نفتکش خالی به سوی آمریکا در حرکت‌اند تا «بهترین»و «شیرین‌ترین» نفت و گاز جهان را بارگیری کنند.

taha.jpgخبرنامه گویا

امجد طه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

کی‌یر استارمر به منطقه آمد، اما هنگام ترک آن، تصویری از خود بر جای گذاشت که او را سیاستمداری دروغ‌گو، غیرقابل اعتماد و حتی ضعیف‌ترین نخست‌وزیر جهان نشان می‌داد. او با یک پیام وارد شد: «بیایید با جمهوری اسلامی همکاری کنیم» پاسخ ساده است: نه. اینجا بریتانیا نیست؛ اتاق کابینه حزب کارگر نیست؛ پاکستان هم نیست. اینجا جایی نیست که اخوان‌المسلمین یا تروریست‌های جهادی اسلام‌گرا مورد استقبال یا تحمل قرار گیرند. اگر می‌خواهید با تروریست‌ها زندگی کنید، جمهوری اسلامی را همسایه خود کنید؛ اگر مایلید، آن ها را با فرانسه جابه‌جا کنید...

او در ادامه افزود: تا زمانی که امارات متحده عربی در اسلام‌آباد حضور نداشته باشد، جی دی ونس و جمهوری اسلامی در پاکستان شکست خواهند خورد. امارات متحده عربی هرگز نخواهد پذیرفت که جمهوری اسلامی کنترل دسترسی به تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد، یا به سلاح هسته‌ای، موشک‌های بالستیک، پهپادها یا هرگونه توانمندی تهدیدکننده امنیت منطقه دست یابد. این رژیم باید به‌طور رسمی از امارات متحده عربی بابت اقدامات تهاجمی خود عذرخواهی کند، مسئولیت اقداماتش را بپذیرد، خسارات واردشده به افراد و نهادها را به‌طور کامل جبران کند و تضمین دهد که چنین اقداماتی تکرار نخواهد شد. در غیر این صورت، آنچه در ادامه رخ خواهد داد، برای این رژیم تروریستی ویرانگر خواهد بود.

*امجد طه تحلیلگر سیاسی و پژوهشگر اماراتی در حوزه خاورمیانه است. او مدیر منطقه‌ای «مرکز بریتانیایی مطالعات و تحقیقات خاورمیانه» است و در رسانه‌های عربی و انگلیسی‌زبان درباره مسائل امنیتی، سیاست منطقه‌ای، ایران، ترکیه و جریان‌های اسلام‌گرا اظهار نظر می‌کند.

111.jpgایران اینترنشنال - نیویورک‌تایمز به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد جمهوری اسلامی به‌دلیل ناتوانی در یافتن و پاکسازی همه مین‌های کارگذاری‌شده در تنگه هرمز، قادر نیست این آبراه راهبردی را به‌سرعت برای عبور گسترده کشتی‌ها باز کند.

به گفته این مقام‌ها، تهران ماه گذشته و پس از آغاز درگیری با آمریکا و اسرائیل، با استفاده از قایق‌های کوچک اقدام به مین‌گذاری در تنگه کرد؛ اقدامی که همراه با تهدید حملات موشکی و پهپادی، عبور نفتکش‌ها را به‌شدت کاهش داد و قیمت انرژی را افزایش داد.

این روزنامه نوشت ایران مسیری محدود برای کشتی‌هایی که عوارض پرداخت می‌کنند باز گذاشته، اما به‌دلیل پراکندگی نامنظم مین‌ها و ثبت‌نشدن دقیق محل آن‌ها، اکنون در شناسایی و جمع‌آوری‌شان با مشکل روبه‌رو است.

به گفته مقام‌های آمریکایی، برخی مین‌ها نیز به‌گونه‌ای کار گذاشته شده‌اند که امکان جابه‌جایی دارند. نیویورک‌تایمز افزود این مسئله می‌تواند مذاکرات پیش‌رو میان تهران و واشینگتن را پیچیده‌تر کند؛ چرا که دونالد ترامپ بازگشایی «کامل، فوری و امن» تنگه هرمز را شرط آتش‌بس اعلام کرده است.

mr.jpgمارک دوبوویتز

بر اساس بررسی منابع فارسی‌زبان، به نظر می‌رسد فضای درون پایگاه حامیان حکومت در حال تغییر است؛ فضایی که پیش‌تر بر «انسجام در برابر فشار» تأکید می‌کرد، اکنون نشانه‌های آشکار شکاف و اختلاف داخلی را نشان می‌دهد.

«ادعای پیروزی در آتش‌بس» که حکومت تبلیغ می‌کند، به‌طور فزاینده‌ای از سوی بخش رادیکال‌ترِ حامیان نظام زیر سؤال می‌رود. این جریان‌ها هرگونه توافقی را که حزب‌الله را در بر نگیرد، «خیانت به اسلام» تعبیر می‌کنند و آن را عقب‌نشینی از اصول ایدئولوژیک می‌دانند.

هم‌زمان، ادامه غیبت علنی مجتبی خامنه‌ای، در کنار ترور یا حذف چهره‌های بلندپایه، گمانه‌زنی‌ها درباره «نفوذ در بالاترین سطوح حکومت» را تشدید کرده و فضای بی‌اعتمادی را افزایش داده است. این وضعیت باعث شده گمانه‌زنی‌ها درباره شکاف در حلقه‌های تصمیم‌گیری قدرت افزایش یابد.

با این حال، هنوز نشانه‌ای فوری از فروپاشی ساختاری دیده نمی‌شود. اما دامنه مانور مسئولان به‌تدریج محدودتر شده است؛ چرا که جناح‌های رادیکال‌تر برای آغاز دوباره جنگ فشار می‌آورند تا به‌گفته خود «آبروی انقلابی آسیب‌دیده» را جبران کنند.

jdv.jpgایران اینترنشنال - روزنامه گاردین گزارش داده است که اعزام جی‌دی ونس به مذاکرات صلح با جمهوری اسلامی ایران در اسلام‌آباد، در حالی انجام می‌شود که او با اهرم‌های محدود و در شرایطی پرریسک وارد گفت‌وگوها شده است.

بر اساس این گزارش، ونس که پیش‌تر از منتقدان جنگ‌های آمریکا در خاورمیانه بود، اکنون باید با مذاکره‌کنندگانی از ایران روبه‌رو شود که به‌دلیل کنترل تنگه هرمز و مقاومت در برابر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، موقعیت خود را تقویت‌شده می‌بینند. حضور او، این مذاکرات را به بالاترین سطح تماس میان دو کشور از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل کرده است.

گاردین می‌نویسد ماموریت ونس پر کردن شکاف میان یک آتش‌بس شکننده و دستیابی به توافقی پایدارتر است، اما او با انتخابی دشوار مواجه است: یا امتیازهای قابل‌توجهی به حکومت ایران بدهد تا آتش‌بس حفظ شود و تنگه هرمز بازگشایی شود، یا با شکست مذاکرات، عملاً به بازگشت به جنگی تن دهد که در داخل آمریکا با مخالفت‌هایی روبه‌روست.

این گزارش تاکید می‌کند که حتی آغاز مذاکرات نیز با ابهام همراه است. حملات اخیر اسرائیل به لبنان و اختلاف بر سر گنجاندن این کشور در آتش‌بس، موجب نارضایتی تهران شده است. محمدباقر قالیباف نیز اعلام کرده که آزادی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران پیش‌شرط آغاز مذاکرات است؛ شرطی که واشینگتن تاکنون با آن موافقت نکرده است.

Mahmoud_Zahraei.jpgپس از حدود شش هفته درگیری نظامی میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر، اکنون با یک آتش‌بس دو هفته‌ای مواجه هستیم؛ آتش‌بسی که بیش از آنکه نشانه پایان جنگ باشد، فرصتی برای تجدید قوا و بازآرایی طرفین تلقی می‌شود. تجربه منازعات مشابه نشان داده است که چنین وقفه‌هایی اغلب نه به معنای حرکت قطعی به سوی صلح، بلکه به منزله مرحله‌ای گذار میان دو دور رویارویی،چه در میدان جنگ و چه در عرصه دیپلماسی، است. بنابراین، باید منتظر ماند و دید که آیا این تنفس کوتاه به کاهش تنش‌ها خواهد انجامید یا صرفاً مقدمه‌ای برای دور بعدی درگیری‌ها خواهد بود.

آنچه مسلم است این‌که تا زمانی که جمهوری اسلامی در قدرت باقی بماند، جنگ آن، چه علیه مردم ایران و چه در عرصه بین‌المللی، پایانی نخواهد داشت. این نظام برای بقا، حاضر است هر هزینه‌ای را بپردازد؛ در مقابل، مردم ایران و شاید به‌تدریج بخش‌هایی از جامعه جهانی نیز بر این باورند که باید به هر قیمتی به این وضعیت پایان داد.از این‌رو، کارزار مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی، حتی اگر آتش‌بس دو هفته‌ای به صلحی پایدار میان طرف‌های درگیر منتهی شود، همچنان ادامه خواهد یافت.

safayee.jpgنگرانی من از همان ابتدای شکل‌گیری تنش‌ها و جنگ‌های خاورمیانه--از دوره‌ی جورج بوش پدر و جورج بوش پسر--بر پایه‌ی واقعیت‌های تاریخی و سیاسی بوده است؛ دغدغه‌ای که بارها در تحلیل‌ها و حتی در قالب شعر بیان کرده‌ام. از همان زمان تأکید داشتم که نبود یک آلترناتیو قدرتمند در بزنگاه جنبش‌های مردمی، سرانجام آن‌ها را به شکست می‌کشاند و در نهایت، این خلأ می‌تواند کشور را به‌سوی بحران‌های بزرگ‌تری، از جمله جنگ، سوق دهد.

امروز در وضعیتی ایستاده‌ایم که می‌توان آن را «آتش‌بس پس از ویرانی» نامید؛ وضعیتی که در آن، نه‌تنها ساختار قدرت فرو نریخته، بلکه با تکیه بر همین بقا، در تلاش است روایت پیروزی را به جامعه القا کند. یکی از مفاهیم کلیدی برای درک این رفتار، پدیده‌ی «اثر تجمع پیرامون پرچم» است؛ مفهومی در علوم سیاسی که توضیح می‌دهد چگونه در شرایط تهدید خارجی یا جنگ، افکار عمومی به‌طور موقت حول حاکمیت بسیج می‌شود و همین امر به افزایش قدرت و مشروعیت آن می‌انجامد. در نظام‌های اقتدارگرا، این پدیده اغلب به ابزاری برای خاموش کردن صداهای منتقد و تثبیت قدرت تبدیل می‌شود.

در چنین چارچوبی، می‌توان گفت حکومت فعلی بر پایه‌ی منطق «پیروزی از مسیر بقا» عمل می‌کند؛ یعنی صرفِ فرو نپاشیدن در برابر فشارهای خارجی و بازگشت به میز مذاکره، به‌عنوان یک موفقیت استراتژیک معرفی می‌شود. این دقیقاً همان سناریویی است که پیش‌تر نسبت به آن هشدار داده بودم: اگر ساختار قدرت باقی بماند و جنگ به شکلی پایان یابد که آن را تثبیت کند، توان سرکوب داخلی افزایش خواهد یافت. این نگرانی، نه فقط دغدغه‌ی من، بلکه ترس مشترک بسیاری از مردمی است که پس از این حجم از ویرانی و از دست رفتن جان‌های بی‌گناه، اکنون با تداوم همان وضعیت روبه‌رو شده‌اند--و واقعیت این است که این ساختار باقی مانده است.

Babak_Khati.jpgدر طی هفته‌های اخیر و جنگ در جریان، نگرانی‌هایی درمورد حمله به زیرساخت‌های ایران مطرح شد که در ذات خود منطقی و معقول است.

اما نمی‌توان این را هم انکار کرد که این مساله محملی شد برای اینکه طرفداران جمهوری اسلامی -خصوصا طرفداران خجالتی آن - با ورود به کانال زیرساخت‌ها، از این مساله در جهت حمایت از نظامی که هویت و آینده‌شان به بقای آن وابسته است، نهایت استفاده را ببرند.

اما طرفداران خجالتی جمهوری اسلامی چه کسانی هستند و در چنین شرایطی چگونه می‌توان نگرانی‌های واقعی را از موارد کاذب باز شناخت.

طرفداران خجالتی جمهوری اسلامی عمدتا کسانی هستند که در ظاهر امر، به دلیل غیر قابل دفاع بودن عملکرد حکومت و برای همراه نشان دادن خود با اکثریت جامعه، خود را مخالف حکومت اسلامی نشان می‌دهند، اما چون به اشکال مختلف رانت‌هایی را در ارتباط با حکومت به دست آورده‌اند و موقعیت کنونی‌شان در گرو بقای نظام اسلامی است، در بزنگاه‌هایی که اصل نظام در خطر قرار می‌گیرد و موقعیت خود را در خطر می‌بینند، سعی می‌کنند به طور زیرپوستی با ایجاد روایت‌های موازی، تشکیک در اتفاقات رخ داده یا سوار شدن بر مسائل واقعا نگران کننده مثل همین مساله زیرساخت به دفاع از نظام بپردازند.

طیف این رانت و کسب موقعیت می‌تواند از استخدام با پارتی‌بازی در یک ارگان، بهره بردن از شرایط فرای حق و شایستگی تا رانت‌های عظیم اقتصادی گسترده باشد. ویژگی مشترک همه آنها اما این است که در نبود حکومت، آن موقعیت در خطر جدی قرار می‌گیرد و البته‌ اینجا عامل بی‌شرافتی نیز وارد معادله و باعث می‌شود که آنان برای نفع شخصی‌شان نسبت به سرنوشت اکثریت اولویت قائل باشند.

اما راه شناختن این طرفداران خجالتی نیز چندان پیچیده نیست و می‌توان آن را از روی تضادهایی که در موضع‌گیری در برابر اتفاقات مختلف دارند، باز شناخت.

Mehran_Rafiei.jpg

مزن چون سفیهان تو حرفِ گزاف

که مغزِ نظامی تو ای فرشباف

:

به سانِ سلامی تو خالی مبند

بخندند مردم به قداره بند

:

چو هر شمع دزدی گرفته مقام

بسوزد ز آتش ستون نظام

:

دگر نیست فرصت که غارت کنی

ز املاکِ دزدی تجارت کنی

:

اگر برنداری ز دوشت وبال

بعید است بینی تو پایانِ سال

:

ز آن سویِ دریا تو یاری مجو

که سر را ببازی در این جستجو

:

چو هر شب بلرزی در این عهد شوم

گمانم ببوسی تو درگاهِ روم

:

مکُن چون ستوران تو گرد و غبار

عنانِ حکومت به مردم سپار

:

pakneujad.jpgدر مقالات گذشته به زنجیره‌ای از موضوعات پیوسته پرداختیم. در نوشتار نخست با عنوان «ترازوی خیانت»، تبیین شد که در فعالیت‌های سیاسی می‌بایست چنان آگاهانه و مسئولانه عمل کنیم که ناخواسته موجب ماندگاری رژیم و متهم به خیانت به ایران و ایرانی نشویم.

در مقاله دوم، از سه زاویه‌ی «اصول سیاست»، «تأمین منافع ملی» و «عقل سلیم» اثبات کردیم که مبنای تصمیمات هر فعال سیاسی باید در راستای تأمین منافع همگانی (ملی) باشد. بر این اساس نتیجه گرفتیم که با توجه به کارنامه‌ی ویرانگر رژیم، تنها حکمِ منافع ملی، ایجادِ «همبستگی فراگیر ملی» است؛ تا با تغییر هرچه سریع‌تر وضعیت، از نابودیِ بیشترِ سرمایه‌های کشور جلوگیری کرده و حاکمیتِ مردم‌سالار را برای همیشه مستقر نماییم.

در مقاله سوم نیز تبیین شد که تحقق این همبستگی در گروی یک «گفتمان سراسری و ملی برپایه تامین منافع ملی» است؛ گفتمانی که هدفش توافق بر سر یک «ساختار کنترلی» برای جلوگیری از بازتولید استبداد و مرتفع کردن بی‌اعتمادی‌های عمیقِ موجود است.

اکنون با توجه به شرایط خطیر و ناگوار کشور که اقدام فوری و کارا را ایجاب می‌کند، در این مقاله به تشریح پروژه‌یِ ایجاد «جبهه آزادی‌خواهان» یا به عبارتی «جبهه ضد دیکتاتوری» خواهم پرداخت. زیرا این جبهه، فراگیرترین شکل از تشکل‌های سیاسی و به‌معنای واقعی کلمه «ملی» است و کاملا در راستای تامین منافع ملی می‎باشد که حاصلِ محتومِ آن گفتمانِ ملی خواهد بود.

چرا تشکیل «جبهه آزادی‌خواهی» تنها تضمینِ پیروزی است؟

در فضای سیاسی امروز ایران، پرسش حیاتی این است: چگونه می‌توان همبستگی‌ای ایجاد کرد که نه‌تنها قدرت تغییر داشته باشد، بلکه تضمین کند که فردای پس از تغییر، آزادی و دموکراسی برقرار خواهد شد؟ برای رسیدن به این پاسخ، باید از پوسته‌های ظاهری عبور کرد و به هسته سختِ واقعیت نگریست.

manoto.jpgتوقیف اموال بیش از ۴۰۰ چهره خارج از کشور با دستور قضایی

به گزارش خبرگزاری فارس، با دستور مقام قضایی اموال ثبتی و دارایی‌های بیش از ۴۰۰ چهره «حامی دشمن» در خارج از کشور شناسایی و توقیف شد. در حال حاضر اموال و دارایی‌های این افراد که به حمایت از حمله خارجی و پشتیبانی جریان‌های معاند در خارج از کشور می‌پردازند -- اعم از عده‌ای از بازیگران، ورزشکاران، مدیران و خبرنگاران شبکه‌های ایران اینترنشنال و من‌وتو -- توقیف شده است.

استناد به قانون «تشدید مجازات جاسوسی»

در راستای قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی، و همچنین مقابله با اقدامات خصمانه عوامل رسانه‌های معاند که با «دشمن صهیونی ـ آمریکایی» همکاری می‌کنند و در جهت تقویت دشمن گام برمی‌دارند، دستور قضایی برای شناسایی و توقیف اموال و مسدودسازی حساب ۴۰۰ نفر از افراد حامی دشمن در خارج از کشور صادر شد.

بر اساس این گزارش، این افراد شامل تعدادی از بازیگران، ورزشکاران و همچنین عوامل و کارکنان شبکه‌های معاند از جمله شبکه ایران اینترنشنال و شبکه من‌وتو هستند.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

پرسش «چه کسی بر رژیم ایران فرمانروایی می‌کند؟» در شرایط بحران رهبری، صرفاً یک پرسش حقوقی نیست، بلکه مستلزم تمایز میان قدرت رسمی (de jure) و قدرت واقعی (de facto) است.

در پی کشته شدن رهبر پیشین رژیم حاکم بر ایران در بستر جنگ، انتقال قدرت با سرعتی قابل‌توجه و بدون خلأ طولانی انجام شد. در نگاه نخست، این امر نشانه‌ای از انسجام نهادی به نظر می‌رسد؛ اما بررسی عمیق‌تر نشان می‌دهد که این انتقال بیش از آنکه صرفاً محصول سازوکارهای قانونی باشد، نتیجه برهم‌کنش میان ساختار رسمی و شبکه قدرت غیررسمی--به‌ویژه سپاه پاسداران--بوده است.

در این میان، سپاه پاسداران نه‌تنها در زمینه امنیتی، بلکه از طریق سیطره بر رسانه‌ها، مهندسی فرآیندهای انتخاباتی و کنترل شبکه مدیران ارشد، به یک «زیرساخت قدرت» تبدیل شده است. به‌گونه‌ای که بسیاری از نمایندگان مجلس از فیلترهای نهادی و امنیتی عبور کرده و عملاً به‌عنوان کارگزاران همسو با این نهاد عمل می‌کنند. این وضعیت، مرز میان دولت رسمی و ساختارهای موازی قدرت را بیش از پیش تیره کرده است.

۲. چارچوب نظری

۲.۱. پراتوریانیسم

بر اساس نظریه پراتوریانیسم (Praetorianism)، که ریشه در تحلیل‌های کلاسیک از نقش ارتش در جوامع در حال توسعه دارد، در شرایطی که نهادهای مدنی--نظیر احزاب سیاسی مستقل، رسانه‌های آزاد، اتحادیه‌ها و سازوکارهای پاسخگویی--ضعیف یا ناکارآمد باشند، تعادل میان قدرت اجتماعی و سیاسی برهم می‌خورد. در چنین وضعیتی، نیروهای نظامی که در حالت عادی باید در جایگاه «ابزار» قدرت سیاسی باقی بمانند، به‌تدریج به «کنشگر مستقل» و حتی تعیین‌کننده در فرآیندهای سیاسی تبدیل می‌شوند.

این گذار معمولاً تدریجی است: ابتدا با افزایش نقش نظامیان در تأمین امنیت داخلی آغاز می‌شود، سپس به مداخله در تصمیم‌گیری‌های کلان می‌انجامد، و در نهایت به وضعیتی می‌رسد که نهاد نظامی نه‌تنها مجری، بلکه شریک یا حتی رقیب قدرت سیاسی می‌شود. در این مرحله، مرز میان «قدرت نظامی» و «قدرت سیاسی» عملاً از میان می‌رود.

در رژیم ایران، سپاه پاسداران را می‌توان نمونه‌ای پیشرفته از این الگو دانست. این نهاد با تجمیع سه منبع اصلی قدرت، موقعیتی فراتر از یک سازمان نظامی کلاسیک یافته است:

نخست، قدرت نظامی که شامل کنترل بخش‌های کلیدی از توان دفاعی و عملیات برون‌مرزی است و به آن نقش تعیین‌کننده در شرایط جنگی و امنیتی می‌دهد.

دوم، قدرت امنیتی-اطلاعاتی که از طریق نهادهای موازی و شبکه‌های نظارتی، امکان کنترل فضای داخلی، مدیریت تهدیدات، و شکل‌دهی به رفتار بازیگران سیاسی و اجتماعی را فراهم می‌کند. این بعد، به سپاه نوعی «برتری اطلاعاتی» می‌بخشد که در معادلات قدرت بسیار تعیین‌کننده است.

ایندیپندنت - تسنیم، خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران، نوشت هیات «۷۱ نفره» جمهوری اسلامی برای انجام مذاکرات با ایالات متحده در اسلام‌آباد حضور دارد.

بر اساس این گزارش، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، عبدالناصر همتی، مسئول کمیته اقتصادی، اسماعیل بقایی، به‌عنوان مسئول کمیته حقوقی و کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه، در این مذاکرات حضور دارند.

مذاکرات تهران و واشنگتن قرار است در هتل سرینا اسلام‌آباد برگزار شود و به گفته تسنیم، هیات ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف پیش از ظهر امروز با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، دیدار خواهد کرد.

spain.jpgحمله مستقیم به دولت چپ اسپانیا با مثال تهران و «جرثقیل»

خبرنامه گویا - در یک مناظره تند، ایزابل دیاز آیوسو به مواضع اسپانیا درباره جمهوری اسلامی با انتقاد شدید واکنش نشان داد

نماینده مادرید در پارلمان اسپانیا دولت چپ‌گرای این کشور را به‌شدت مورد حمله قرار داد، او در سخنرانی خود گفت:

«به شما توصیه می‌کنم تنها و در حالت مستی به تهران بروید و دوستان همجنس‌گرای خود را هم با خود ببرید! ببینیم چقدر طول می‌کشد تا شما را از یک جرثقیل آویزان کنند!»

***

تصاویر دومین و سومین رهبر نظام به جای پرچم یا نقشه ایران روی کت اعضای تیم مذاکره کننده

ایندیپندنت فارسی - درحالی که مقامات و نمایندگان رسمی کشورها معمولا به نشانه میهن دوستی و تعهد به وطن پرچم یا نقشه کشورشان را سمت چپ کت و نزدیک به قلب خود سنجاق می کنند، اعضای تیم پرتعداد مذاکره کننده جمهوری اسلامی به جای پرچم یا نقشه ایران تصاویر علی خامنه ای و مجتبی خامنه ای، دومین و سومین رهبر نظام را روی کت خود سنجاق کرده اند.

pinlarge.jpg

11.jpgایران اینترنشنال - ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا همزمان با پایان مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا، تصاویری از آماده‌سازی هواپیماهای نیروی دریایی آمریکا برای عملیات پروازی شبانه در ایکس منتشر کرد.


تاریخ این عملیات مشخص نیست اما به‌نظر می‌آید در جریان عملیات «خشم حماسی» باشد.
این تحولات در حالی رخ داد که هیات آمریکایی پس از ۲۱ ساعت مذاکره در اسلام‌آباد، بدون دستیابی به توافق، به واشینگتن بازگشت.


سنتکام، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، در حساب کاربری خود نوشت: «ملوانان نیروی دریایی آمریکا هواپیماها را برای عملیات پروازی شبانه در منطقه عملیاتی فرماندهی مرکزی ایالات متحده آماده می‌کنند.»

***

صداوسیما تصویری از تیم مذاکره‌کننده این کشور در اسلام‌آباد منتشر کرد

iriblarge.jpg

trumpkhalij.jpg🔹 رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه با فاکس نیوز مدعی شد: محاصره تنگه هرمز به زودی آغاز می‌شود.

🔹 این محاصره علیه تمام کشتی‌هایی است که وارد و خارج می‌شوند خواهد بود.

🔹 اصل ما این است که یا همه چیز یا هیچ چیز و حتی قبول نخواهیم کرد که ایران ۹۵ درصد خواسته‌هایمان جواب دهد.

🔹 چیزی که برای ایران رخ خواهد داد شبیه ونزوئلا خواهد بود، فکر می‌کنم ایرانی‌ها به میز مذاکره بازگردند و هر آنچه را بخواهیم به ما بدهند.

🔹ترامپ همچنین به شوخی گفت: «داشتم فکر می‌کردم نام خلیج (فارس) را بگذارم "خلیج ترامپ". اما تصمیم گرفتم این کار را نکنم.» او افزود: «شاید ایدهٔ خوبی نبود.»

«یا همه عبور می‌کنند، یا هیچ‌کس"... ما فکر می‌کنیم کشورهای زیادی هم در این اقدام به ما کمک خواهند کرد، اما داریم یک محاصره کامل اعمال می‌کنیم. اجازه نمی‌دهیم جمهوری اسلامی از فروش نفت به کشورهایی که دوست دارد پول دربیاورد و به کشورهایی که دوست ندارد اجازه خروج ندهد. این وضعیت یا برای همه خواهد بود یا برای هیچ‌کس.»

***

110.jpg

چتینر چتین*، خبرنگار ترکیه‌ای، نوشت: گفته می‌شود که همین چند دقیقه پیش، به‌دلیل اختلاف نظر جدی بر سر مدیریت تنگه هرمز، وضعیت پرتنشی میان عباس عراقچی و ویتکاف پیش آمد که تقریباً به یک درگیری فیزیکی تبدیل شد... هرگز ایرانی‌ها را تهدید نکنید و... ظاهراً این واکنش عراقچی چندان نتیجه‌بخش نبود، چرا که جی‌دی ونس اعلام کرد هیئت آمریکایی در حال بازگشت است.

Untitled-4.jpgونس پاکستان را ترک کرد

خبرگزاری رویترز گزارش داد جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری ایالات متحده، که ریاست هیات آمریکایی شرکت‌کننده در «مذاکرات صلح» با جمهوری اسلامی را بر عهده دارد، پاکستان را ترک کرد.

خبرگزاری صدا و سیما: موضوع تنگه هرمز و حقوق هسته‌ای و موضوعات دیگر از موارد اختلافی بودند

خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشت: «مسایل مختلفی از جمله موضوع تنگه هرمز و حقوق هسته‌ای و موضوعات دیگر از موارد اختلافی بوده است.»

خبرگزاری فارس: ایران برنامه‌ای برای دور بعدی مذاکرات ندارد

خبرگزاری فارس، متعلق به سپاه پاسداران، به نقل از «یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده»‌ جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد نوشت: «ایران برنامه‌ای برای دور بعدی مذاکرات ندارد.»

*چتینر چتین (Çetiner Çetin) خبرنگار، تحلیلگر سیاسی و متخصص مسائل امنیتی اهل ترکیه است که بیشتر به‌خاطر گزارش‌هایش درباره خاورمیانه، به‌ویژه پرونده‌های مربوط به سوریه و اقلیم کردستان شناخته می‌شود.

hormus.jpgخبرنامه گویا - به گفته باراک راوید خبرنگاراکسیوس در ساعات اخیر چند ناو نیروی دریایی آمریکا (روز شنبه) از تنگه هرمز عبور کرده اند؛ اقدامی که به گفته مقام‌های آمریکایی برای نخستین‌بار از زمان آغاز جنگ انجام شده و بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی بوده است.

این شناورها از شرق وارد خلیج شدند، سپس مسیر خود را معکوس کرده و دوباره از همان تنگه به سمت دریای عرب بازگشتند. مقام ارشد آمریکایی هدف این حرکت را «عملیاتی برای تأکید بر آزادی کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی» توصیف کرده است.

این عبور در حالی صورت می‌گیرد که تنگه هرمز طی هفته‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین محورهای تنش در جنگ تبدیل شده و بازگشایی آن یکی از شروط کلیدی مذاکرات آتش‌بس میان واشینگتن و تهران بوده است.

گزارش‌ها تأکید می‌کنند این نخستین عبور ناوهای آمریکایی از زمان شروع درگیری است و به‌عنوان عملیات «آزادی ناوبری» تعریف شده، نه اسکورت کشتی‌های تجاری. این اقدام همچنین هم‌زمان با مذاکرات حساس میان آمریکا و ایران انجام شده و از سوی برخی تحلیلگران به‌عنوان پیام نظامی در کنار مسیر دیپلماتیک تعبیر می‌شود.

barakAxios.jpg

111.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، تصویری از تجمع روز شنبه ایرانیان مقابل سفارت آمریکا در برن، پایتخت سوئیس، منتشر کرد.

این تصویر را سفیر آمریکا در سوئیس منتشر کرده بود. ترامپ نوشت نیوت گینگریچ، همسر سفیر آمریکا، در توضیح این تصویر نوشته است: «تجمع در حمایت از ترامپ و آمریکا با مشارکت گسترده ایرانیان و پلاکاردهای حامی ترامپ برگزار شد. حامیان اقدامات آمریکا در ایران، از جمله بسیاری از ایرانیان، امروز در برن برای یک تجمع مسالمت‌آمیز گرد هم آمدند.»

ایرانیان روز شنبه در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی مقابل اماکن دیپلماتیک آمریکا در شهرهای مختلف تجمع کردند. شاهزاده رضا پهلوی از ایرانیان خواسته بود مقابل سفارتخانه‌ها و اماکن دیپلماتیک آمریکا تجمع کنند و «خواست ملت ایران را فریاد بزنند.»

Untitled-3.jpg

11-1.jpgایران اینترنشنال - ساندی‌تایمز گزارش داد که جی‌دی ونس در حالی هدایت مذاکرات با حکومت ایران در اسلام‌آباد را بر عهده گرفته که پیش‌تر با آغاز این جنگ مخالف بوده و اکنون به‌گفته منابع نزدیک به دولت، «این پرونده کاملاً بر عهده او گذاشته شده است.»

این مذاکرات بالاترین سطح تماس مستقیم میان آمریکا و حکومت ایران از زمان انقلاب ۱۳۵۷ به‌شمار می‌رود.

به نوشته این روزنامه بریتانیایی، ماموریت ونس پر کردن شکاف میان دو طرف و تبدیل یک آتش‌بس شکننده به توافقی پایدار است، اما نشانه‌های اولیه حاکی از دشواری این ماموریت است.

نگرانی‌های امنیتی درباره پاکستان، درخواست‌های لحظه آخری حکومت ایران از جمله آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، و اختلافات عمیق میان دو طرف، احتمال موفقیت مذاکرات را کاهش داده است. هم‌زمان، بی‌اعتمادی تهران به استیو ویتکاف - که به‌همراه جرد کوشنر در پاکستان حضور دارد اما هدایت مذاکرات را بر عهده ندارد - به برجسته شدن نقش ونس کمک کرده است.

مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال

ساندی‌تایمز می‌نویسد که افزایش نقش ونس در شرایطی رخ داده که او در مراحل اولیه جنگ حضور کم‌رنگ‌تری داشت و چهره‌هایی مانند مارکو روبیو و پیت هگست بیشتر در کنار دونالد ترامپ دیده می‌شدند. این تغییر در حالی صورت گرفته که تصمیم‌گیری در دولت ترامپ در دوره دوم بیش از گذشته بر وفاداری متمرکز شده و صدای مخالفان کمتر شنیده می‌شود.


articleTR.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، مقاله‌ای با عنوان «برگ برنده‌ای که ترامپ در صورت تسلیم نشدن ایران در اختیار دارد: محاصره دریایی» را که در وب‌سایت «جاست د نیوز» منتشر شده بود، در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال بازنشر کرد.

در این مقاله آمده است اگر ایران پیشنهاد نهایی آمریکا را نپذیرد، واشینگتن می‌تواند به‌جای اقدام نظامی گسترده، راهبرد محاصره دریایی را به‌کار گیرد؛ رویکردی که پیش‌تر برای فشار بر ونزوئلا استفاده شده بود.
نویسنده استدلال می‌کند نیروی دریایی آمریکا با استقرار ناوهای خود در خلیج فارس قادر است رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز را به‌طور کامل زیر نظر بگیرد و صادرات نفت ایران را محدود کند.

در این مطلب همچنین به حضور ناوهای آمریکایی از جمله یو‌اس‌اس جرالد فورد و یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن در منطقه اشاره شده و تاکید شده است چنین اقدامی می‌تواند اهرم فشاری موثر بر اقتصاد ایران ایجاد کند.

مقاله یادشده پس از پایان مذاکرات اسلام‌آباد و در حالی بازنشر شد که واشینگتن اعلام کرده پیشنهاد نهایی خود را به تهران ارائه داده است.

***

ادعای مطرح‌شده در خبر زیر در پوشش بی‌بی‌سی:

«محاصره هرمز فقط بر تعداد اندکی از کشتی‌ها اثر دارد»

bbclarge.jpg
بررسی:

  • ممکن است از نظر جهانی درست باشد
  • اما از نظر ایران بسیار گمراه‌کننده است
  • چون اقتصاد ایران به‌شدت به هرمز وابسته است

نتیجه:
گزارش اثر جهانی را بررسی کرده
اما اثر بر ایران را نادیده گرفته

۱. مشکل اصلی گزارش: تمرکز بر «تعداد کشتی‌ها»

گزارش می‌گوید:

فقط تعداد کمی کشتی متوقف می‌شوند

اما نکته مهم‌تر:
کدام کشتی‌ها؟

اگر:

  • همان تعداد کم
  • شامل نفتکش‌های ایران باشند

اثر:

  • جهان → محدود
  • ایران → بسیار شدید

این تفاوت کلیدی در گزارش مطرح نشده.

۲. وابستگی واقعی ایران به تنگه هرمز

اگر فرض‌ها را بپذیریم:

  • ۹۰٪ صادرات نفت ایران از هرمز
  • ۷۰٪ تجارت غیرنفتی از هرمز

آن‌وقت هر اختلال کوچک یعنی:

  • ضربه مستقیم به درآمد ارزی
  • مشکل واردات کالاهای اساسی
  • فشار بر ارز و تورم
  • اختلال در صادرات پتروشیمی

این اثرها حتی با «چند کشتی» هم ممکن است رخ دهد.

۳. فرض دوم گزارش که بررسی نشده

کارشناس می‌گوید:
کشتی‌هایی که عوارض می‌دهند از قبل تحریم هستند

اما این استدلال چند ضعف دارد:

  • تحریم ≠ توقف فیزیکی کشتی
  • تحریم ≠ عدم عبور
  • تحریم ≠ عدم فروش نفت

در واقع:
بسیاری از صادرات ایران با کشتی‌های تحریمی انجام می‌شود

بنابراین:
محاصره فیزیکی اثر جدید ایجاد می‌کند
حتی اگر تحریم وجود داشته باشد

این نکته در گزارش بررسی نشده.

۴. تناقض مهم در خود گزارش

کارشناس می‌گوید:
اثر محدود است

اما همزمان می‌گوید:

  • شرکت‌ها منتظرند
  • اعتماد وجود ندارد
  • زمان بازگشت مشخص نیست

این یعنی:
بازار هنوز مختل است
پس اثر محدود نیست

گزارش این تناقض را برجسته نمی‌کند.

۵. چیزی که گزارش کاملاً نادیده گرفته

با فرض وابستگی ۹۰٪ و ۷۰٪، باید بررسی می‌شد:

  • اثر بر صادرات نفت ایران
  • اثر بر واردات غذا
  • اثر بر دارو
  • اثر بر ارز
  • اثر بر بودجه دولت

هیچ‌کدام بررسی نشده.

نتیجه نهایی به سبک راستی آزمایی بی بی سی

ادعا:
محاصره اثر کمی دارد

واقعیت دقیق‌تر:

  • اثر جهانی ممکن است محدود باشد
  • اما اثر بر ایران می‌تواند بزرگ باشد

ضعف‌های گزارش:

  • فقط یک کارشناس
  • بدون داده عددی
  • بدون دیدگاه مخالف
  • بدون بررسی وابستگی ایران
  • بدون تحلیل اقتصادی

جمع‌بندی

این خبر از نظر فنی نادرست نیست
اما ناقص و گمراه‌کننده است

چون:
اثر جهانی را بررسی می‌کند
اما اثر واقعی بر ایران را نادیده می‌گیرد.

***

saudipak.jpgوزارت دفاع عربستان سعودی اعلام کرد نیروهای نظامی پاکستان در چارچوب توافقنامه دفاعی استراتژیک مشترک وارد این کشور شدند

خبرنامه گویا - عربستان سعودی اعلام کرد که پاکستان در چارچوب پیمان دفاعی میان دو کشور، جنگنده‌ها و نیروهای نظامی خود را برای تقویت امنیت به این کشور اعزام کرده است. وزارت دفاع عربستان روز شنبه این خبر را منتشر کرد؛ هم‌زمان با آن‌که اسلام‌آباد میزبان گفت‌وگوهایی با هدف پایان دادن به جنگ ایران است.

این استقرار نظامی پس از موجی از حملات جمهوری اسلامی علیه عربستان در هفته‌های گذشته انجام شده است؛ حملاتی که زیرساخت‌های حیاتی انرژی را هدف قرار داد و به کشته شدن یک شهروند سعودی انجامید.

ریاض و اسلام‌آباد در سپتامبر ۲۰۲۵ یک پیمان دفاع متقابل امضا کردند که بر اساس آن، هرگونه حمله به یکی از دو کشور، حمله به هر دو تلقی می‌شود. این توافق، همکاری امنیتی چند دهه‌ای میان دو طرف را به‌طور چشمگیری تعمیق کرد.

kp.jpgیدالله کریمی پور

​از ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ (۱ مارس ۲۰۲۶) امارات متحده عربی با تعطیل گردن سفارت خود در تهران، مناسبات دیپلماتیکش را به حالت تعلیق درآورد. امارات که همواره ریه تنفسی اقتصاد ایران در دوران تحریم بوده، اکنون به کانون فشار تبدیل شده است. با وجود برقراری آتش بس در منطقه، مناسبات تجاری دچار سکته کامل شده و بازرگانان ایرانی در بنادری چون جبل علی با نظارت های امنیتی سختگیرانه و محدودیت های فراگیر روبرو هستند. این انسداد، ۶ پیامد کلان بر معیشت ایرانیان خواهد داشت:

​۱. فروپاشی هاب صادرات مجدد
بخش بزرگی از کالاهای وارداتی ایران با تغییر اسناد در بنادر امارات تامین می شد. قطع این مسیر یعنی اجبار به معامله مستقیم با تامین کنندگان جهانی که به دلیل تحریم بانکی تقریبا ناممکن است. جایگزینی بنادر امارات با عمان یا قطر نیز به دلیل ضعف زیرساختی نسبت به دبی، هزینه حمل و نقل را دست کم ۳۰ درصد افزایش می دهد.

​۲. اختلال در بازار ارز و حواله درهم
دبی قلب تپنده حواله های ارزی ایران است و نرخ درهم در این بازار، قیمت دلار در تهران را تعیین می کند. از کار افتادن این شبکه مویرگی منجر به پرش ناگهانی نرخ ارز، کمبود اسکناس و بن بست دولت در دسترسی به درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت و فراورده ها می شود.

araqHizb.jpgخبرنامه گویا - یک مقام ارشد امنیتی جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با رسانه‌های حکومتی اعلام کرده تهران اسرائیل را «وادار به توقف حملات به بیروت» کرده و همین موضوع را شرط ورود به مذاکرات آتش‌بس با آمریکا قرار داده است. به گفته این مقام، سفر هیأت رژیم به اسلام‌آباد چند بار به دلیل ادامه حملات به بیروت و ضاحیه به تعویق افتاد و تهران هشدار داده در صورت ازسرگیری این حملات، مذاکرات فوراً لغو خواهد شد.

این پیام عملاً نشان می‌دهد تمرکز تهران بر توقف حملات به بیروت است، نه کل عملیات اسرائیل در جنوب لبنان؛ موضوعی که از دید برخی تحلیلگران به معنای پذیرش ضمنی ادامه حملات به مواضع حزب‌الله در جنوب لبنان تلقی می‌شود.

این موضع در حالی مطرح شده که اسرائیل صراحتاً اعلام کرده آتش‌بس با جمهوری اسلامی شامل لبنان نمی‌شود و عملیات علیه حزب‌الله ادامه خواهد یافت.

هم‌زمان، گزارش‌های جدید نشان می‌دهد مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا در پاکستان در شرایطی بسیار شکننده دنبال می‌شود و ادامه حملات اسرائیل به لبنان یکی از مهم‌ترین عوامل تهدیدکننده این روند است.

در این میان، نکته مهم‌تر برداشت برخی تحلیلگران از پیام تهران است: جمهوری اسلامی عملاً خط قرمز خود را «بیروت و ضاحیه» تعریف کرده، نه کل لبنان. چنین موضعی می‌تواند به‌طور غیرمستقیم به اسرائیل سیگنال دهد که حملات به جنوب لبنان یا مواضع نظامی حزب‌الله لزوماً باعث خروج جمهوری اسلامی از مذاکرات نمی‌شود. برخی ناظران این رویکرد را نوعی فاصله‌گذاری تاکتیکی سپاه از حزب‌الله و اولویت دادن به مذاکرات با آمریکا ارزیابی می‌کنند؛ رویکردی که در صورت ادامه، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر موقت در راهبرد منطقه‌ای تهران باشد.

bagher.jpgمحمدباقر قالیباف در شبکه ایکس نوشت که دو شرط ایران برای مذاکره با آمریکا هنوز محقق نشده است.

رئیس مجلس ایران نوشت: «دو اقدامی که دو طرف توافق کرده بودند اعمال نشده‌اند، آتش‌بس در لبنان و آزاد شدن دارایی های مسدود جمهوری اسلامی پیش از شروع مذاکرات. این دو مسئله باید پیش از اینکه مذاکره آغاز شود محقق شوند.»

جی‌دی ونس، معاون دونالد ترامپ، با اظهار خوش‌بینی به گفت‌گوها عازم پاکستان شده است. ولی همچنین هشدار داده است که جمهوری اسلامی با ما بازی نکند.

همچنین امروز، ترامپ در گفت‌وگو با نیویورک پست هشدار داد که امریکا در حال تجهیز ناوهای جنگی خود با «بهترین مهمات و پیشرفته‌ترین سلاح‌های ساخته‌شده» است و تأکید کرد اگر مذاکرات با جمهوری اسلامی به نتیجه نرسد، از این تسلیحات «به‌طور بسیار مؤثر» استفاده خواهد شد. او افزود در صورت شکست گفت‌وگوها احتمال حملات نظامی وجود دارد. هم‌زمان، مذاکراتی در اسلام‌آباد با هدف دستیابی به توافقی پس از آتش‌بس در جریان است و موضوعات کلیدی این گفت‌وگوها شامل ذخایر اورانیوم، وضعیت تنگه هرمز، برنامه‌های موشکی و بحث کاهش یا لغو تحریم‌ها عنوان شده است.

ویدئویی که رسانه‌های لبنانی منتشر کرده‌اند، نشان می‌دهد ساعتی پیش حملات سنگین اسرائیل به منطقه نبطیه در جنوب لبنان انجام شده است:



گفته می‌شود آقای قالیباف ممکن است یکی از اعضای تیم مذاکر‌ه‌کننده ایران باشد هر چند که این موضوع رسما اعلام نشده است.

رسانه‌های حکومتی ایران می‌گویند اسرائیل آتش‌بس در لبنان را پذیرفته است. اسرائیل اظهار نظری نکرده است.

mbghshosi.jpg

ghalvahidi.jpgاختلاف بر سر اختیارات و ترکیب تیم مذاکره‌کننده

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال و در آستانه‌ مذاکره جمهوری اسلامی و ایالات متحده، اختلاف نظر شدیدی میان مقام‌های ارشد حکومتی در ایران بر سر ترکیب و اختیارات هیئت مذاکره‌کننده شکل گرفته است. اختلافی که میان فرمانده کل سپاه و فرمانده هوافضا و تیم مذاکره‌کننده وجود دارد.

بنا بر این اطلاعات، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، تلاش می‌کند اختیارات محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی را محدود کند.

همچنین فرمانده کل سپاه پاسداران، خواهان حضور محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی در هیئت مذاکره‌کننده شده است. خواسته‌ای که با مقاومت هیئت مذاکره‌کننده روبه‌رو شده و آنها ذوالقدر را فاقد تجربه لازم برای این مذاکرات استراتژیک می‌دانند.

علاوه بر این، فرمانده کل سپاه و فرمانده هوافضای سپاه پاسداران تاکید کرده‌اند که هیئت اعزامی باید از هرگونه مذاکره درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی خودداری کنند.

isfbanner.jpgخبرنامه گویا - گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در اطراف سه ورودی تونل ها در تأسیسات زیرزمینی مجتمع هسته‌ای اصفهان، موانع جاده‌ای ایجاد کرده است؛ اقدامی که به نظر می‌رسد با هدف دشوارتر کردن هرگونه عملیات زمینی احتمالی برای دسترسی به مواد غنی‌شده انجام شده باشد. این موانع دائمی نیستند و می‌توان آن‌ها را حذف کرد، اما دسترسی نیروهای مهاجم به تأسیسات زیرزمینی را دشوارتر می‌کند و هرگونه نفوذ زمینی زمان‌برتر و پیچیده‌تر می شود. تحلیلگران این اقدام را بخشی از یک تلاش دفاعی برای کند کردن هرگونه عملیات احتمالی می‌دانند.

برای باز کردن مسیر، استفاده از مواد منفجره سنگین یا تجهیزات مهندسی بزرگ لازم خواهد بود؛ موضوعی که هم زمان عملیات را افزایش می‌دهد و هم سطح ریسک را بالا می‌برد. با این حال، تاکنون نشانه‌ای از تلاش جمهوری اسلامی یا طرف‌های دیگر برای حفاری در ورودی تونل‌ها مشاهده نشده است. در مجموع، این موانع به‌عنوان یک لایه اضافی دفاعی، صرفاً یکی از چند مانع احتمالی در برابر عملیات زمینی محسوب می‌شود.

به‌گفته تحلیلگران، این اقدامات دفاعی غیرفعال نشان می‌دهد تهران دست‌کم در حال بررسی سناریوهایی است که در آن نیروهای خارجی تلاش کنند به‌طور زمینی به ورودی تونل‌ها دسترسی پیدا کنند. ایجاد موانع جاده‌ای، حتی اگر موقت باشد، نشانه‌ای از نگرانی یا آمادگی برای محدود کردن دسترسی مستقیم به تأسیسات زیرزمینی تلقی می‌شود. چنین اقداماتی معمولاً با هدف خرید زمان، افزایش هزینه عملیات مهاجم و پیچیده‌تر کردن برنامه‌ریزی نظامی انجام می‌شود.

برآوردها حاکی است مجتمع زیرزمینی اصفهان ممکن است دست‌کم ۲۲۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را در خود نگهداری کند. این میزان از مواد در صورت غنی‌سازی بیشتر می‌تواند برای تولید اورانیوم در سطح تسلیحاتی کافی برای حدود پنج سلاح هسته‌ای استفاده شود. طبق این ارزیابی، با استفاده از حدود ۳۵۰ سانتریفیوژ (تقریباً دو آبشار)، تبدیل این مواد به سطح تسلیحاتی می‌تواند حدود دو ماه زمان ببرد؛ موضوعی که حساسیت امنیتی این تأسیسات را دوچندان می‌کند.

01.jpg۱. نمایی از جنوبی‌ترین ورودی تونل در مجتمع هسته‌ای اصفهان، وضعیت پیش و پس از "اقدامات دفاعی غیرفعال" را نشان می‌دهد.

02.jpg۲. نمایی پیش و پس از ورودی تونل میانی که "اقدامات دفاعی غیرفعال" تازه نصب‌شده را نشان می‌دهد.

03.jpg۳. نمایی پیش و پس از ورودی شمالی‌ترین دهانه تونل. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی پیش از پوشاندن این دهانه با خاک، درهای این ورودی تونل را باز کرده بود.

04a.jpg04b.jpg۴. نمای کلی از مجموعه تونلی؛ در تصویر «قبل» (بالا، ۱۸ مارس ۲۰۲۶) ایست‌های امنیتی مشخص شده‌اند و در تصویر «بعد» (پایین، ۸ آوریل ۲۰۲۶) موانع جاده‌ای جدید دیده می‌شود.

***

منبع

***

10-3.jpgکیهان لندن - اخراج هفت هزار نفر از کارکنان یک هلدینگ‌ اتومبیل‌سازی در ایران فرشاد اسماعیلی حقوقدان و مشاور قانون کار اعلام کرده یکی از ابَر هلدینگ‌های‌ اتومبیل‌‌سازی در ایران ۷۰ درصد از نیروهایش را، از کارگر ‌و کارشناس تا حتی رئیس اداره، از اول فروردین‌ اخراج کرده است.

او نام هلدینگ را ذکر نکرده اما نوشته افراد اخراج شده حدود ۷ هزار نفر هستند. روزنامه «دنیای اقتصاد» چند روز پیش با اشاره به پیامدهای جنگ بر صنایع اتومبیل‌سازی نوشته بود «طی یک ماه گذشته کمبود فولاد، اختلال در واردات مواد اولیه، بی‌نظمی حمل‌ونقل و مشکل در ترخیص قطعات، صنعت اتومبیل‌سازی را با تهدیدی همه‌جانبه مواجه کرده است».

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

«دنیای اقتصاد» افزوده بود «این صنعت که پیش‌تر با قیمت‌گذاری دستوری، بحران نقدینگی و وابستگی به واردات قطعات دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون وارد مرحله «اختلال چندلایه» شده است.»

dc.jpgایران اینترنشنال - بر اساس گزارش اورشلیم‌پست، جمهوری اسلامی در طول نزدیک به پنج دهه، شبکه‌ای پیچیده و نهادینه از زیرساخت‌های ایدئولوژیک، مدارس، مساجد و بنیادهای خیریه را در سراسر آمریکا ایجاد کرده است.

روزنامه اورشلیم‌پست، شامگاه پنج‌شنبه ۲۰ فروردین، در یک گزارش تحلیلی مفصل بر پایه یافته‌های سازمان «نوفدی»، به فعالیت‌های جمهوری اسلامی در خاک آمریکا پرداخت.

هدف شبکه‌ جمهوری اسلامی نه فقط جاسوسی، بلکه تاثیرگذاری عمیق و بلندمدت بر سیاست‌های واشینگتن و عادی‌سازی فعالیت‌های حکومت ایران در بطن جامعه آمریکا بوده است.

نفوذ ساختارمند؛ فراتر از عملیات‌های مخفی

طبق گزارش اورشلیم‌پست، فعالیت‌های جمهوری اسلامی در آمریکا معمولا با عناوینی چون دور زدن تحریم‌ها، حملات سایبری یا توطئه‌هایی برای ترور شناخته می‌شود، اما اطلاعات جدید نشان می‌دهد تهران دهه‌ها زمان صرف ساختن یک شبکه نفوذ پایدار کرده است.

این شبکه شامل املاک، مدارس، مراکز مذهبی و سازمان‌های غیرانتفاعی است که به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند تا با تغییر دولت‌ها در واشینگتن یا تشدید تحریم‌ها، از بین نروند.

regime.jpgایندیپندنت فارسی - به گزارش آی۲۴، مقام‌های ارتش اسرائیل در یک نشست محرمانه کنست درباره ایران اعلام کردند که دستاوردهای نظامی چشمگیری حاصل شده، اما رژیم فعلی ایران سخت‌گیرتر و کمتر پذیرای دیپلماسی است.

مقام‌های ارتش اسرائیل در یک جلسه غیرعلنی در کنست گفتند که حاکمیت ایران «از رژیم قبلی افراطی‌تر است»، به گزارش آی۲۴، این سخنان در شرایطی مطرح می‌شود که مقام‌های اسرائیلی در حال ارزیابی نتایج عملیات‌ اخیر و همچنین خطر ازسرگیری درگیری هستند.

به گفته این مقام‌ها، اسرائیل «دستاوردهای نظامی بسیار چشمگیری در این عملیات» داشته، از جمله حمله به سامانه‌های موشکی و زیرساخت‌های پرتاب. با این حال، آن‌ها هشدار دادند که رژیم ایران در حال تلاش برای بازسازی توانایی‌های خود است و با وجود خسارات واردشده، روند احیای تولید موشک در حال انجام است.

بوآز بیسموت، رئیس کمیته امور خارجه و دفاع، پس از این جلسه گفت: «این احتمال وجود دارد که عملیات در روزهای آینده از سر گرفته شود» و افزود: «ما فقط در یک مرحله موقت قرار داریم.» اظهارات او بازتاب‌دهنده نگرانی‌های موجود در نهادهای امنیتی اسرائیل است که معتقدند توقف فعلی در درگیری‌ها ممکن است پایدار نباشد.

مقام‌های اسرائیلی گفتند تغییر در ساختار رژیم ایران، پس از حذف چهره‌های پیشین، به سیستمی منجر شده که بیش از پیش تحت سلطه سپاه پاسداران قرار دارد. بر اساس ارزیابی ارائه‌شده در کنست، این حاکمیت جدید سخت‌گیرتر و کمتر متأثر از ملاحظات سیاسی تلقی می‌شود؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره تشدید تنش‌ها در آینده و کاهش چشم‌انداز مهار پایدار بحران را افزایش داده است.

trgh.jpgدونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در پیامی در تروث‌سوشال نوشت:

به نظر می‌رسد مسئولین رژیم ایران متوجه نیستند که هیچ برگ برنده ای در اختیار ندارند، جز اخاذی کوتاه‌مدت از جهان از طریق استفاده از آبراه‌های بین‌المللی. تنها دلیلی که این مقامات امروز زنده اند، این است که طرفی برای مذاکره وجود داشته باشد.

مقامات جمهوری اسلامی در مدیریت رسانه‌های جعلی توانایی بیشتری نسبت به جنگیدن دارند

در پیامی دیگر دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشال نوشت که مقامات جمهوری اسلامی «در مدیریت رسانه‌های جعلی و انجام عملیات روابط عمومی، توانایی بیشتری نسبت به جنگیدن دارند.»

رویترز: مقام‌های جمهوری اسلامی خواستار نقش محوری ونس در مذاکرات شده بودند

خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع آگاه گزارش داد مقام‌های جمهوری اسلامی به‌طور غیرعلنی خواسته بودند جی‌دی ونس، معاون ترامپ نقش محوری در مذاکره برای پایان دادن به جنگ ایفا کند. یک مقام منطقه‌ای و چهار منبع مطلع به رویترز گفتند جمهوری اسلامی ونس را از چهره‌های مخالف جنگ در حلقه نزدیک به ترامپ می‌داند و معتقد است او بیش از دیگران احتمال دارد با حسن نیت به دنبال توافق باشد.

war.jpgخبر آتش‌بس، در ظاهر باید خبر خوبی باشد؛

یعنی توقف بمباران، خاموش شدن سلاح‌ها، و فرصتی برای نفس کشیدن.

اما برای من، این خبر بیش از آنکه آرامش بیاورد، نگرانی به همراه داشت.

نه از این جهت که جنگ چیز بدی نیست، هست، ویرانگر و بی‌رحم.

نگرانی من از جای دیگری می‌آید:

از این ترس که با پایان جنگ بیرونی، رنجی که در درون جریان دارد، نادیده گرفته شود.

وقتی خبر آتش‌بس را شنیدم، ذهنم به جای دیگری رفت؛

به روزهایی نه‌چندان دور، هجدهم و نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴،

به زخمی که هنوز تازه است و هنوز پاسخی برای آن داده نشده.

به یاد کسانی که دیگر نیستند، و کسانی که هنوز در سایه همان وقایع زندگی می‌کنند.

در همین روزها، خبرها چیز دیگری هم می‌گویند:

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgاپوزیسیون چپ، جمهوری‌خواهان مختلف و کسانی که تا دیروز، زمانی که تنها در دو روز ده‌ها هزار انسان به‌طور فجیعی توسط جمهوری اسلامی کشته شدند، جانانه از خیزش دی‌ماه که خیزشی ارزشمند توسط نسل آگاه و جوان ایران بود، صرفاً به‌دلیل فراخوان شاهزاده رضا پهلوی دفاع نکردند، خبر و نشانی از حضورشان در مبارزه با جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی، با وجود این‌که می‌دانستند مسبب کیست، نبود! امروز با آویختن مدل صلح‌طلبی، هم‌وغم خود را مصروف حمله به شاهزاده رضا پهلوی و کسانی کرده‌اند که رهایی از چنگال خون‌ریز جمهوری اسلامی را در تقویت و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی می‌دانند.

حمله به مردمی که در سیمای امروزی خواهان آزادی و یک زندگی ساده، آرام، آن‌چنان که شایسته نسل جدید ایران و آن بخش از ایرانیانی که پاسدار سیمای تاریخی و روند تجددی که در زمان قبل از انقلاب در کشور جریان داشت هستند.

تبلیغات و نوشته‌هایی که شاه‌بیت آن‌ها زیر ضرب بردن جبهه شاهزاده رضا پهلوی، رسانه‌ها و مردمی است که از ایشان حمایت می‌کنند. این اپوزیسیون که جنگ مایه دستشان داده، کسانی را که چون آن‌ها فکر نمی‌کنند و مقاومت سپاه را نه ناشی از عشق به میهن بلکه مبارزه مرگ و زندگی برای ماندن در قدرت به هر بهایی که شده ارزیابی می‌کنند، طرفداران شخص رضا پهلوی را تماماً در جبهه دشمن قرار داده، تیرهای عداوت دیرین را به‌سمت این نیروها رها می‌کنند. به‌سمت بخش بزرگی از جامعه که عطای انقلاب، شعارهای دهان‌پرکن «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» زیر عنوان مبارزه با امپریالیسم را پس زده و با نقدی منصفانه نسبت به دوران قبل از فاجعه بهمن پنجاه‌وهفت، صف خود را به‌تمامی از صف جمهوری کودک‌کش و به‌غایت ارتجاعی جدا ساخته‌اند. مردمی که هیچ‌گونه رشته الفتی نه با اصلاح‌طلبان حکومتی دارند و نه ته دلشان سپاه و نیروهای نیابتی آن را در جنگ با آمریکا تقدیس می‌کنند.

مردمی که بارها و بارها، هر بار وسیع‌تر و گسترده‌تر از پیش، در سیمای اعتراضات گوناگون از آبان تا جنبش مهسا و خیزش عظیم دی‌ماه و کشتار بی‌رحمانه روزهای هفدهم و هجدهم به میدان درآمدند و آزادی را فریاد زدند.

فریادی که پاسخش گلوله بود و قتل‌عام ده‌ها هزار از زیباترین و آگاه‌ترین جوانان و نوجوانان این سرزمین.

اما دریغ و درد که این همه جانفشانی در هیاهوی جنگی که از دیرباز با سیاست‌ها و عملکرد رژیم و نیروهای نیابتی آن بر کشور سایه انداخته بود گم شد.

جنگی که خواسته حکومتیان بود.

Thumbnail image for javidbanner.jpgچهل‌وهفت سال است که یک دروغ بزرگ بر سیاست ایران سایه انداخته است:

اینکه مردم «انتخاب» دارند.

اما آنچه در عمل به جامعه تحمیل شده، نه انتخاب، بلکه یک بازی از پیش تعیین‌شده بوده است؛
میان «بد» و «بدتر».

در تمام این سال‌ها، مردم ایران نه امکان ساختن آینده‌ای مطلوب را داشته‌اند و نه فرصت انتخابی آزادانه. آنچه به آن‌ها داده شد، فقط گزینه‌هایی بود که هیچ‌کدام نماینده خواست واقعی‌شان نبود. نتیجه این شد که جامعه به‌جای حرکت به سمت پیشرفت، در چرخه‌ای فرسایشی گرفتار شد؛ چرخه‌ای که در آن، هدف نه رسیدن به بهتر، بلکه فقط فرار از بدتر بود.

این وضعیت، به‌تدریج از یک مسئله سیاسی به یک واقعیت اجتماعی و روانی تبدیل شد. نسلی در ایران شکل گرفت که به جای آنکه بیاموزد چگونه باید انتخاب کند، یاد گرفت چگونه میان خسارت کمتر و خسارت بیشتر یکی را برگزیند. جامعه‌ای که سال‌ها در چنین شرایطی قرار بگیرد، به‌مرور افق خود را از دست می‌دهد؛ امید را با بقا عوض می‌کند و آینده را به تعویق می‌اندازد.

اما این چرخه، تصادفی نبود.

ساختاری که همه مسیرهای اصلاح، رقابت، و تغییر مسالمت‌آمیز را می‌بندد، در واقع جامعه را به سمت پرهزینه‌ترین شکل تحول سوق می‌دهد. وقتی امکان تغییر کم‌هزینه از بین برود، تغییر از مسیرهای پرهزینه عبور خواهد کرد. این یک انتخاب نیست؛ یک پیامد اجتناب‌ناپذیر است.

امروز، ایران دقیقاً در چنین نقطه‌ای ایستاده است.

پس از هفته‌ها تنش و درگیری، اکنون بحث از آتش‌بس به میان آمده است. اما این آتش‌بس، بیش از آنکه نشانه پایان بحران باشد، نشانه عمق آن است. نه آینده مشخص است، نه ثباتی در کار است، و نه حتی می‌توان از دوام این توقف موقت مطمئن بود.

در همین فاصله کوتاه، یک واقعیت مهم خود را نشان داده است:

Yousef_J_Javidan.jpgحرف‌های تند و تیز آقای ترامپ که می‌خواهد زیرساخت‌های انرژی و پل‌ها و خط های راه آهن ووو را بزند حسابی حال مرا گرفت. البته او اسمی از بمباران کردن بعضی از این زیرساخت‌ها نبرده بود ولی اینترنت پر بود از حرف‌های ناراحت کننده و گمانه‌زنی در مورد لیست احتمالی هدف‌ها. بعد خود او حرف را کشاند به از بین بردن یک تمدن و عده‌ای روی اینترنت چو انداختند که می‌خواهد تو رو من و تو بایستد و ایران را ترومنی کند و صحنه فجیعی پیش چشمم جان گرفت که بی‌ریا برق از جفت چشمانم پراند. یک بابایی روی یوتیوب داشت در این مورد داد می‌زد و شعار می‌داد و من آنقدر گیج و بهت زده شده بودم که به جای آنکه یوتیوب را ببندم وسط اتاق ایستاده بودم و همینطور انگشت به گوش و حیران مانده بودم که چکنم و حتا به خودم گفتم که شاید بهتر باشد یکی دو روز کاملن اخبار ایران را کنار بگذارم وگرنه بعید نیست که دوباره ختم بشوم در بخش اورژانس و معلوم نیست که این بار عمودی بیرون بیایم.

بعد دیدم که دوری از اخبار با گوشی روشن ممکن نیست و گفتم شاید بهتر باشد گوشی را مدتی خاموش کنم. اما خیلی زود متوجه شدم که این هم کارساز نیست چون خاموش نگه داشتن گوشی در این شرایط از اراده‌ی من بیرون است و بالاخره طاقتم طاق می‌شود و آن را روشن خواهم کرد، این بود که با خودم گفتم چطوره اصن بزنم و صفحه گوشی را خرد کنم تا مدتی دسترسی به اینترنت نداشته باشم. اما هر چه فکر کردم دیدم به دردسرش نمی‌ارزد و عاقبت به خاموش کردن گوشی رضایت دادم.

اما هنوز ده دقیقه از موعد مقرری که ترامپ برای «باز کردن تنگه یا باریدن جهنم» بر زمین و زمان تعیین کرده بود نگذشته بود که گوشی را دوباره روشن کردم و دیدم نه تنها زمین و آسمان هنوز سر جایش هست خبر از آتش بس موقت است و «افینگ» تنگه نیز قرارست باز شود! تازه آنجا بود که دو میلیونی‌ام، یعنی دوزاری‌ام، افتاد و فهمیدم که دوباره قربانی یکی از ترفندها و بازی‌های زبانی ترامپ شده‌ایم.

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد- حدود دو ساعت پیش از پایان ضرب‌الاجلی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، برای آغاز حمله‌ای گسترده علیه زیرساخت‌های شهری و اقتصادی ایران تعیین کرده بود، خبرگزاری‌ها از پذیرش آتش‌بس میان واشنگتن و تهران خبر دادند. این پیشنهاد از سوی شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، مطرح شده و قرار است دو هفته پیش‌ِرو برای بررسی امکان دستیابی به یک «توافق بزرگ‌تر» استفاده شود.

با وجود فضای تبلیغاتی و هیجانات پیرامون این خبر، پرسش اصلی این است که این آتش‌بس تا چه اندازه دوام خواهد داشت و آیا می‌تواند به توافقی جدی و پایدار منتهی شود یا نه.

دو طرح، دو منطق متفاوت

ایالات متحده پیش‌تر طرحی ۱۵ ماده‌ای برای پایان جنگ ارائه کرده بود که مهم‌ترین بندهای آن شامل تعطیلی کامل تأسیسات هسته‌ای نطنز، اصفهان و فردو، توقف تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، ممنوعیت غنی‌سازی در داخل ایران، تحویل مواد غنی‌شده به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، محدودیت برنامه موشکی، توقف حمایت از گروه‌های نیابتی و تضمین آزادی عبور از تنگه هرمز بود.

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgرژیم در موقعیت مرگ یا زندگی، تسلیم شد. این نوع رژیم‌ها در چنین موقعیتی مرگ‌شان حتمی است. رژیم نمی‌توانست تسلیم نشود، چون ترامپ تهدید کرده بود همه زیرساخت‌های حیات رژیم را می‌زند. رژیم ادامه بقا و اقتدار خود را در تهدید اتمی با اورانیوم غنی‌شده شصت‌درصدی، صدور شرارت به منطقه و جهان توسط تروریست‌های نیابتی، تولید موشک‌های بالستیک و قاره‌پیما و سرانجام کنترل تنگه هرمز، به عنوان شاهرگ حیاتی یک‌پنجم سوخت نفت و گاز مورد نیاز دنیا، می‌دید. این چهار شرط ناموس رژیم و غیرقابل مذاکره بود. اکنون در پی گیر افتادن در گوشه رینگ و چپ و راست مشت خوردن از آمریکا و اسراییل و در آستانه اجبار تحویل رینگ به حریف، مجبور شد در مورد هر چهار شرط مزبور مذاکره نموده و تا حد پذیرش این خواسته‌های ترامپ پیش برود، وگرنه بار دیگر آش همان آش و کاسه همان کاسه و ادامه مشت خوردن‌ها از چپ و راست و شکست نهایی که در انتظارش بود.

رژیم همه چیز را باخته، در خفگی مطلق احتیاج به نفس تازه داشت تا موقعیت خود را باز یابد. تصور نموده این بار نیز با استفاده از همان ترفندها و تاکتیک‌های کهنه و همیشگی خود، یعنی مذاکرات ناتمام طولانی و دادن امتیازات قطره‌چکانی، حریف را خسته نموده و وادار به دادن اندکی از امتیازات چهارگانه نماید. اما کور خوانده است. حریف این تاکتیک را می‌داند و این تو بمیری دیگر از آن تو بمیری‌ها نیست. ترامپ تا به همه شروط چهارگانه خود به‌طور کامل نرسد، ول‌کن معامله نخواهد بود. این بار رژیم را لخت و عور در مقابل حریفان دیگر، که تاکنون دست به عصا راه رفته و به وی کمک نکردند، آنچه در عمل از رژیم هست را نشان داده و در نتیجه مشترکاً اقدام خواهد نمود.

برای رژیم شروط چهارگانه مزبور چهار ستون ادامه حیات و قدرت رژیم‌اند. بدون آنها چیزی از این بساط باقی نخواهد ماند. اما در عین حال، هرگونه عناد و حیله‌گری‌های رژیم موکول به محال شده و در اقدام آخر و نهایی ترامپ و اسراییل، این بار اروپا و ناتو به جمع وی و اعراب منطقه و ملت ایران، که خواهان تغییر و حذف این رژیم‌اند، خواهند پیوست. کار رژیم در هر دو صورت تمام است.

تصاویری از عراق قبل از صدام

| No Comments

hadian.jpgاز سرمایه اعتراضی تا ناتوانی در تبدیل به ظرفیت حکمرانی

تحولات سال‌های اخیر در ایران نشان داده است که سطح نارضایتی اجتماعی از مرز اعتراض‌های مقطعی عبور کرده و به ظرفیتی بالقوه برای تغییرات ساختاری رسیده است. با این‌حال، این ظرفیت اجتماعی هنوز به یک آلترناتیو سیاسی منسجم، قابل اتکا و دارای توان اجرایی تبدیل نشده است. مسئله ایران کمبود اعتراض نیست؛ کمبود آلترناتیوی است که بتواند فردای سقوط را اداره کند. شکاف میان «سرمایه اعتراضی» و «ظرفیت حکمرانی» امروز به یکی از اصلی‌ترین موانع گذار مؤثر و کم‌هزینه بدل شده است. این خلأ نه‌تنها آینده‌ی تغییر را با ابهام روبه‌رو می‌کند، بلکه در سطح بین‌المللی نیز موجب می‌شود بازیگران خارجی به‌جای اتکا به یک بدیل ملی و منسجم، به گزینه‌های کم‌ریسک‌تر، از جمله سازش محدود با بخش‌هایی از ساختار موجود، تمایل پیدا کنند.

صورت‌بندی مسئله

در ادبیات گذار سیاسی، میان «مخالفت با یک نظام» و «توانایی جایگزینی آن» تفاوتی بنیادین وجود دارد. بسیاری از نیروهای سیاسی ممکن است در بسیج افکار عمومی، تولید نارضایتی و سلب مشروعیت از یک حکومت موفق باشند، اما در مرحله‌ی بعد، یعنی ارائه‌ی بدیلی عملی، پایدار و قابل اجرا، دچار ضعف جدی شوند. اپوزیسیون ایران نیز تا حد زیادی با همین وضعیت مواجه است.

سرمایه اجتماعی قابل توجهی در قالب خشم عمومی، اعتراض، نارضایتی انباشته و بسیج نمادین وجود دارد، اما این سرمایه هنوز به سازمان، ساختار، شبکه تصمیم‌گیری و برنامه اجرایی تبدیل نشده است. قدرت گرفتن در خیابان، با توان اداره‌ی کشور یکی نیست. همین فاصله است که مسئله‌ی اصلی اپوزیسیون امروز را شکل می‌دهد.

شکاف میان سرمایه اعتراضی و ظرفیت حکمرانی

سرمایه اعتراضی به معنای توان ایجاد موج اجتماعی، جهت‌دهی به افکار عمومی، تولید گفتمان سیاسی، برانگیختن امید و خشم عمومی و حضور مؤثر در میدان اعتراض است. اما ظرفیت حکمرانی مفهومی متفاوت و به‌مراتب پیچیده‌تر است. ظرفیت حکمرانی به معنای توان تصمیم‌گیری در شرایط بحران، حفظ حداقل نظم عمومی، مدیریت امنیت، تداوم خدمات حیاتی، کنترل تنش‌های اجتماعی، اداره بوروکراسی، مدیریت اقتصاد و هدایت مرحله انتقال است.

مسئله‌ی اصلی اپوزیسیون ایران دقیقاً در همین نقطه قرار دارد: در سطح اعتراض و نفی وضع موجود فعال است، اما در سطح ساختن بدیل اجرایی همچنان ضعیف و پراکنده باقی مانده است. این ضعف خود را در چند حوزه‌ی مشخص نشان می‌دهد: نبود ساختار تصمیم‌گیری منسجم، فقدان تیم‌های تخصصی شناخته‌شده، ناتوانی در ارائه نقشه راه اجرایی برای دوره گذار، شکاف میان فضای خارج از کشور و واقعیت‌های میدانی داخل، و غلبه‌ی مواضع شعاری بر طراحی نهادی و اجرایی. بدون آلترناتیو، حتی پیروزی نیز می‌تواند به شکست تبدیل شود.

بحران رهبری، سازمان و مسئولیت‌پذیری

یکی از ضعف‌های مزمن اپوزیسیون ایران، ابهام در مسئله رهبری و سازوکار تصمیم‌گیری است. در بسیاری از مقاطع، چهره‌ها حضور دارند اما نهاد وجود ندارد؛ موضع‌گیری هست اما مسئولیت‌پذیری روشن نیست؛ دعوت به همراهی وجود دارد اما تقسیم کار اجرایی و سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری تعریف نشده است.

اپوزیسیونی که نتواند مشخص کند چه کسی تصمیم می‌گیرد، بر چه مبنایی تصمیم می‌گیرد، چه کسی پاسخ‌گوست و در شرایط بحران چه سازوکاری برای اقدام فوری دارد، در عمل از سطح یک نیروی سیاسی آماده برای گذار فاصله دارد. مسئله فقط کمبود چهره یا کمبود محبوبیت نیست؛ مسئله فقدان نهاد سیاسی است. تا زمانی که اپوزیسیون از مجموعه‌ای از افراد، رسانه‌ها و شبکه‌های هواداری به یک ساختار سیاسی دارای تقسیم کار، مسئولیت و پاسخ‌گویی تبدیل نشود، ادعای آمادگی برای حکمرانی در حد امکان نظری باقی می‌ماند.

در عرصه بین‌الملل، دولت‌ها بر اساس همدلی، احساسات یا شعارهای اخلاقی تصمیم نمی‌گیرند. معیار اصلی در تصمیم‌سازی آن‌ها، ارزیابی ریسک، پیش‌بینی‌پذیری، ثبات و امکان اجراست. اعتماد بین‌المللی به احساسات شکل نمی‌گیرد؛ به ظرفیت اجرایی شکل می‌گیرد.

در این چارچوب، یک اپوزیسیون زمانی به‌عنوان آلترناتیو جدی تلقی می‌شود که دارای ساختار رهبری نسبتاً پایدار، شبکه‌ای از نخبگان و نیروهای میانی، توان تعامل با بوروکراسی و برنامه‌ای عملی برای جلوگیری از فروپاشی و بی‌ثباتی باشد. در غیاب این مؤلفه‌ها، حتی اگر بخش بزرگی از جامعه از وضع موجود عبور کرده باشد، باز هم حمایت اجتماعی لزوماً به اعتماد عملیاتی خارجی تبدیل نمی‌شود. نتیجه آن است که بازیگران خارجی به‌سوی گزینه‌هایی می‌روند که از نگاه آنان هزینه و ریسک کمتری دارد، حتی اگر آن گزینه‌ها در عمل به تداوم بخشی از بحران بینجامند.

Shahram_Arshadnejad.jpgخبرنامه گویا - متن زیر به‌عنوان پیشنویس یک "میثاق ملی" از سوی دکتر شهرام ارشدنژاد برای بحث عمومی ارسال شده است. انتشار این مطلب به‌معنای تأیید تمام مفاد آن از سوی تحریریه نیست و صرفاً با هدف ایجاد گفت‌وگو میان ایرانیان منتشر می‌شود.

هدف اصلی متن

سه هدف مشخص دارد:

  1. ایجاد یک چارچوب مشترک برای ایران پس از جمهوری اسلامی
    قبل از بحث درباره نوع حکومت، روی حقوق پایه توافق شود.
  2. جلوگیری از بازتولید دیکتاتوری
    نویسنده می‌خواهد حتی اگر حکومت تغییر کند، قدرت مطلق شکل نگیرد.
  3. دعوت به بحث و رسیدن به توافق ملی
    متن را «پیشنویس» می‌داند و می‌خواهد مردم درباره آن نظر بدهند.

***

درآمد

من این متن را به این نیت منتشر می‌کنم تا در صورت پذیرشِ همگانی و ملی، سند و دیوار محکمی در برابر تجاوزاتِ استبداد در آینده بشود. زیرا ما سابقه و گرایش به سمت حکومت فردی داریم. حکومت فردی (استبدادی)، نسبتی با حکومت قانون ندارد. این میثاق، اعتبارِ خود را از هیچ مجلسی نمی‌گیرد، بلکه اعتبارِ هر مجلسی در آینده، منوط به رعایتِ این میثاق خواهد بود. این متن را اگر مردم تأیید کنند، ما خواهیم توانست قانون اساسی نُوین در جهت حفظ و تأمین این حقوق بنویسیم و آینده‌ای دموکراتیک برای همه فرزندان ایران بسازیم. این حقوق از آنِ مردم هستند، نه خدا. ایران جدید بر اساس "حق مردم" می‌باید ساخته شود. ما می‌باید تاریخ نو بسازیم. قانون جدید یعنی تاریخ جدید!

من از همه خوانندگان دعوت می‌کنم این متن را به دقت بخوانند و دیدگاه‌ها و نظرات انتقادی خود را بنویسند تا ما با هم بتوانیم صاحب یک متن نهایی بشویم، به عنوان نخستین سند ملی و بنیادین برای ایرانِ آینده. تا در آینده از مجلس شورای ملی و نیز مقامات دولتی و دادگاه همیشه طلبکاری کنیم. یک ملتِ آزاد همیشه طلبکار است، نه به مانند یک مُشت رعیت که دستشان به چیزی و به جایی بند نیست و فغانشان را کسی نمی‌شنود. آزادی ملت ایران در گرو فهم روشن از "حقوق طبیعی" وی است. ما می‌باید این حقوق را بشناسیم تا بتوانیم از آنها دفاع کنیم. من در این فهرست بر سر فهم قانون طبیعی یک سری حقوق طبیعی را استخراج می‌کنم. ما می‌باید بدانیم و بفهمیم که حقوق برابر قانون نیست. حق و حقوق به یک معنا هستند و قانون ابزاری برای دفاع از حق است. موضوع بحث من در این متن شناسایی و دفاع از یک مجموعه‌ی حیاتی از حقوق طبیعی انسان ایرانی است که توسط قانون موضوعه‌ی نوین کشور (قانون اساسی سوم ایران) تضمین و دفاع بشوند.

من این "حقوق" را به اختصار اما جامع و مانع برای شما فهرست کرده‌ام. بر اساس شناخت از این حقوق ما قانون اساسی (موضوعه) نوینی خواهیم نوشت که ابزار لازم را برای حفاظت از این حقوق تعریف کند، به مانند اصل تفکیک قوا. این متن محصول تحصیلات من در حوزه‌ی فلسفه‌ی اخلاق، فلسفه‌ی قانون، و فلسفه‌ی سیاسی در سالیان دراز در مغرب زمین است. شما برای آشنایی با این بحث می‌توانید به کانال من در یوتیوب مراجعه کنید و با درسگفتارهای من در نسبت با قانونِ طبیعی و حقوقِ طبیعی آشنا شوید.

https://www.youtube.com/@shahramarshadnejad8208/playlists

شما به رساله‌ی من نیز در انبار دانشگاه من می‌توانید دسترسی پیدا کنید.

https://scholarship.claremont.edu/cgu_etd/742/

با احترام،

دکتر شهرام ارشدنژاد

مقدمه‌ی فلسفی و اخلاقی

ما مردم ایران همگی یک سری "حقوقِ طبیعی"[1] داریم که طبیعت آن‌ها را به ما داده است. این حقوقِ طبیعی حد و مرز نظام قانونی آینده را تعیین خواهند کرد، که از چارچوب آن نباید خارج شد. این حقوق مقدم بر یک جامعه‌ی "مشترک الحقوق"[2] هستند. پس آن حقوق مقدم بر "قوانین موضوعه"[3] یعنی مقدم بر دولت می‌شوند. زیرا قوانین موضوعه دولت را می‌سازند و به آن شکل و صورت خاص می‌دهند. این حقوق مبنای نظام قانونی نُوینی را تشکیل می‌دهند که می‌باید در آینده در پرتو آن‌ها ما قوانین مدنی و جزایی ایران را تدوین کنیم. این دسته از حقوقِ طبیعی خارج از دخل و تصرف حاکمان جدید خواهند بود. درین صورت شهروندان ایران خود را مالک بر سرنوشت، جان و مال خویش خواهند دید. و این نکته هدف غایی و ملی ماست.

future.jpgایران اینترنشنال - ساکنان تهران می‌گویند که فضای شهر در روزهای پس از حملات، از ابراز شادی در خیابان‌ها به اضطرابی عمیق در شب‌ها تغییر کرده است. به گفته آنها، نگرانی اصلی اکنون نه‌فقط جنگ، بلکه احتمال تثبیت رژیمی خشن‌تر و سرکوبگرتر است.

یک زن ایرانی در تهران در مقاله‌ای که در یکی از روزنامه‌های استرالیا منتشر شد، توصیف کرده که اگرچه برخی شهروندان در ابتدا از حملات آمریکا استقبال کردند، اما اکنون بیم آن دارند که رژیم با سرکوبی شدیدتر از گذشته از این بحران خارج شود.

این زن که به دلایل امنیتی نامش فاش نشده، در روزنامه «دِ آسترلیَن»، یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین روزنامه‌های سراسری استرالیا، وضعیت زندگی روزمره در تهران را پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل در ماه اسفند شرح داده است؛ عملیاتی که به گفته او با انفجارهای شبانه، ایست‌های بازرسی گسترده و قطع ارتباطات همراه بوده است.

او نوشته است: «در عمل، مردم عادی به سپر انسانی در یک فضای به‌شدت نظامی‌شده تبدیل شده‌اند» و افزوده که «حسی فراگیر از خشم، بدگمانی و فرسودگی بر جامعه حاکم شده است.»

به گفته این زن، اعدام‌های گسترده معترضان در ماه ژانویه باعث شد که در روزهای ابتدایی حملات آمریکا و اسرائیل، برخی شهروندان از این حملات استقبال کنند. او نقل می‌کند که فرزندش گفته بود: «می‌گویند محل اقامت رهبر را زده‌اند... همه بچه‌ها فریاد می‌زدند و خوشحالی می‌کردند.»

jdvance.jpgجمهوری اسلامی با ما بازی نکند

یورونیوز - جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه در حالی که عازم خارج از کشور برای مذاکره با ایران به هدف پایان دادن به جنگ میان دو طرف بود، به تهران هشدار داد که با ایالات متحده «بازی» نکند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به یکی از اعضای حلقه نزدیک خود، یعنی جی‌دی‌ ونس که به نظر می‌رسد از کم‌اشتیاق‌ترین مدافعان جنگ با ایران باشد، مأموریت داده است تا اکنون راه‌حلی برای این جنگ بیابد که شش هفته پیش آغاز شده و شاید در همین چهارچوب از تهدید رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر نابودی «تمام تمدن» ایران جلوگیری کند.

ونس که مدت‌ها نسبت به مداخلات نظامی خارجی بدبین بوده و درباره اعزام نیرو به جبهه‌های جنگ بی‌پایان صراحتا ابراز نگرانی کرده است، روز جمعه راهی پاکستان شد تا مذاکرات با میانجی‌گری کشور میزبان را در اسلام‌آباد، پایتخت این کشور رهبری کند.

jdvance.jpgجمهوری اسلامی با ما بازی نکند

یورونیوز - جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه در حالی که عازم خارج از کشور برای مذاکره با ایران به هدف پایان دادن به جنگ میان دو طرف بود، به تهران هشدار داد که با ایالات متحده «بازی» نکند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به یکی از اعضای حلقه نزدیک خود، یعنی جی‌دی‌ ونس که به نظر می‌رسد از کم‌اشتیاق‌ترین مدافعان جنگ با ایران باشد، مأموریت داده است تا اکنون راه‌حلی برای این جنگ بیابد که شش هفته پیش آغاز شده و شاید در همین چهارچوب از تهدید رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر نابودی «تمام تمدن» ایران جلوگیری کند.

ونس که مدت‌ها نسبت به مداخلات نظامی خارجی بدبین بوده و درباره اعزام نیرو به جبهه‌های جنگ بی‌پایان صراحتا ابراز نگرانی کرده است، روز جمعه راهی پاکستان شد تا مذاکرات با میانجی‌گری کشور میزبان را در اسلام‌آباد، پایتخت این کشور رهبری کند.

10.jpg

نواندیش: فلامک جنیدی بازیگر در پستی نوشت: نفرین و شرم و ننگ تا لحظه مرگتان و تا ابد با شماست که طالب حمله نظامی به ایران بودید. و شرم بر من که از شما ترسیدم و توانستید خفه ام کنید.

Untitled-1.jpg

157460_918.jpg

ناو شهید مهدوی "شهید" شد

| No Comments

خبرنامه گویا - ناو «شهید مهدوی» متعلق به نیروی دریایی سـ.ـپاه پاسداران به‌طور کامل منهدم شده و در آستانه غرق شدن است.

این شناور در هفته نخست جنگ هدف حمله قرار گرفت و متحمل تلفات سنگینی شد. گفته می‌شود این ناو که در اصل یک کشتی باربری بوده، به یک شناور اقیانوس‌پیما تبدیل شده و علاوه بر موشک‌های بالستیک برد بلند، و موشک‌های کروز با برد دوهزار کیلومتر، توان حمل پهپاد و بالگرد را نیز داشته است.

وضعیت ناو مهدوی سپاه در خلیج فارس

shah1.jpgshah2.jpgshah3.jpg

***

۱. متن اصلی

پیام ترامپ در تروث سوشیال:

"The Iranians don't seem to realize they have no cards
The only reason they are alive today is to negotiate!"

«به نظر می‌رسد ایرانی‌ها متوجه نیستند که هیچ برگ برنده‌ای ندارند. تنها دلیلی که "آن‌ها" امروز زنده هستند، این است که مذاکره کنند.»

نکته کلیدی:
ضمیر they مبهم است و می‌تواند به حاکمیت ایران / مذاکره‌کنندگان / مقامات اشاره کند نه «مردم ایران».

مقایسه پست بی بی سی و ایران اینترنشنال:

bbc.jpgپست فاکس نیوز:

«ترامپ به رهبران ایران هشدار داد که «هیچ برگ برنده‌ای» ندارند و «تنها دلیلی که امروز زنده هستند، مذاکره است.»

fox.jpgنمونه‌ی دیگری از اشاره ترامپ به مقامات ایرانی با استفاده از واژه «ایرانی‌ها»:

مقامات ایرانی در مدیریت رسانه‌های اخبار جعلی و روابط عمومی بهتر عمل می‌کنند تا در جنگیدن!

۲. ترجمه بی بی سی فارسی

تیتر:

«تنها دلیل زنده بودن ایرانی‌ها مذاکره است»

اینجا دو تغییر مهم رخ داده:

  1. «they» → «ایرانی‌ها» (گسترش معنا به همه مردم)
  2. حذف زمینه سیاسی جمله

این باعث می‌شود معنا از:

  • «رهبران ایران هنوز هدف قرار نگرفته‌اند چون مذاکره ادامه دارد»

تبدیل شود به:

  • «مردم ایران فقط برای مذاکره زنده‌اند»

که تفاوت بسیار بزرگی است.

۳. قرائن داخل همان متن

ترامپ قبل از جمله می‌گوید:

"The Iranians don't seem to realize they have no cards"

«به نظر نمی‌رسد ایرانی‌ها متوجه باشند که هیچ کارتی ندارند»

در ادبیات سیاسی ترامپ، "ایرانیان" معمولاً به حکومت ایران اشاره دارد، نه مردم.

او بارها در سخنرانی‌ها «رژیم ایران» و «ایرانیان» را جایگزین هم استفاده کرده.

همچنین جمله:

"short term extortion of the world using international waterways"

"اخاذی کوتاه‌مدت از جهان با استفاده از آبراه‌های بین‌المللی"

کاملاً درباره اقدامات حکومتی است (تنگه هرمز، کشتیرانی، امنیت دریایی).

پس منطقی است که "they" = مقامات ایران باشد.

۴. جمع‌بندی به سبک راستی آزمایی بی بی سی

  • متن اصلی: مبهم (they)
  • اشاره محتمل: حکومت ایران
  • ترجمه بی بی سی فارسی: نسبت دادن جمله به کل مردم ایران
  • نتیجه: ترجمه معنای جمله را تغییر داده است

بنابراین:
این تیتر بی بی سی فارسی دقیقاً آن چیزی نیست که ترامپ به‌وضوح گفته باشد بلکه معنای جدیدی به جمله داده شده است.

gooyanews2.jpg

1010.jpgمریم مقدم - مجتبی خامنه‌ای درباره معترضان ۸۸: «باید آن‌ها را در خیابان آتش می‌زدیم. خیلی با مدارا برخورد کردیم» این نقل‌قول از خانواده خامنه‌ای درباره خشونت و بی‌رحمی مجتبی در مستند تازه حسین باستانی، می‌تونه سندی باشه بر نقش م در کشتار دی و جوی خونی که راه انداخت.

9999.jpgمنوتو - رضا پهلوی در مطلبی در شبکه اکس در واکنش به بخشی از بیانیه نخست وزیر بریتانیا در ارتباط با استقبال این کشور از مذاکرات آتش‌بس نوشت: «بریتانیا به‌طور مداوم با رژیم جنایتکار ایران مماشات کرده است.

نخست‌وزیر از حفاظت از غیرنظامیان بی‌گناه ایران سخن می‌گوید، اما در کمک به توقف کشتار ۴۰ هزار ایرانی بی‌گناه در ماه ژانویه اقدامی نکرده است.» در ادامه این مطلب آمده: «تنها پایان دادن به این رژیم که ترور را به خاک بریتانیا نیز می‌آورد می‌تواند به صلح پایدار و ثبات منطقه‌ای منجر شود.

کی‌یر استارمر باید از مسیر چرچیل پیروی کند، نه چمبرلین. او باید از مبارزه مردم ایران برای آزادی حمایت کند. مردم ایران به خاطر خواهند سپرد چه کسانی در زمان نیاز در کنارشان ایستادند و چه کسانی در برابرشان بودند. هنوز برای تغییر مسیر دولت زمان وجود دارد: سپاه پاسداران را که بی‌گناهان را می‌کشد تحت پیگرد قرار دهد، سفیر رژیم نامشروع را اخراج کند و برای حمایت از مردم ایران اقدام کند.»

کی‌یر استارمر نخست‌وزیر بریتانیا در همین شبکه اکس با بازنشر بیانیه از آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایالات‌متحده و جمهوری‌اسلامی استقبال کرده و همچنین بر تلاش‌ برای برقراری دوباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تاکید کرده بود.

بخشی از این بیانیه که شاهزاده رضا پهلوی را به واکنش واداشته بود آمده: «ما به‌شدت خواستار پیشرفت سریع به‌سوی یک توافق واقعی و اساسی هستیم. این موضوع برای حفاظت از غیرنظامیان در ایران و تضمین امنیت منطقه حیاتی است و می‌تواند از بروز یک بحران شدید جهانی در حوزه انرژی جلوگیری کند.»

kharazi.jpgخبرگزاری‌ها در ایران خبر دادند که کمال خرازی، مشاور علی خامنه‌ای و رییس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی، که چند روز پیش در پی حمله‌ای منتسب به آمریکا و اسرائیل، زخمی شده بود، شامگاه پنجشنبه ۲۰ فروردین جان خود را از دست داد

مرگ کمال خرازی؛ دیپلمات یا هدف نظامی؟

بررسی دلایل احتمالی هدف قرار گرفتن مشاور رهبر جمهوری اسلامی

خبرنامه گویا - کمال خرازی، مشاور ارشد علی خامنه‌ای و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی، شامگاه پنج‌شنبه ۲۰ فروردین بر اثر جراحات ناشی از حمله‌ای که چند روز پیش به منزلش در شمال تهران انجام شده بود، جان باخت. بر اساس گزارش‌ها، همسر او، منصوره رئیس‌قاسم، نیز در همان روز وقوع حمله کشته شده بود.

این حمله، بلافاصله یک پرسش مهم را مطرح کرد: چرا یک دیپلمات باسابقه و وزیر خارجه پیشین دولت محمد خاتمی هدف حمله‌ای مرگبار قرار گرفت؟ آیا او یک هدف نظامی محسوب می‌شد یا ترور او بیشتر جنبه سیاسی داشت؟

خرازی چه نقشی در ساختار قدرت داشت؟

کمال خرازی، برخلاف تصویری که در گزارش امروز بی‌بی‌سی فارسی (خرازی؛ معلمی که مسئول سیاست خارجی ایران شد) ارائه شد، صرفاً یک دیپلمات بازنشسته نبود. او بیش از دو دهه مشاور سیاست خارجی رهبر جمهوری اسلامی و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی بود؛ نهادی موازی با وزارت خارجه که عملاً «سیاست خارجی بیت رهبری» را هدایت می‌کرد.

اعضای این شورا، از جمله علی‌اکبر ولایتی و محسن قمی، از معتمدان نزدیک رهبر جمهوری اسلامی بودند و در تصمیم‌سازی‌های کلان سیاست خارجی نقش مستقیم داشتند. این شورا در بسیاری از پرونده‌های حساس از مذاکرات هسته‌ای تا ارتباط با نیروهای منطقه‌ای -- نقش هماهنگ‌کننده غیررسمی ایفا می‌کرد.

به این ترتیب، خرازی نه‌فقط یک چهره سیاسی، بلکه بخشی از حلقه تصمیم‌سازی امنیتی-دیپلماتیک جمهوری اسلامی محسوب می‌شد.

fdd.jpgاندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، را از میان برده و پسر و جانشین او، مجتبی، هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده است. با این حال، ساختار نظام همچنان پابرجاست.

جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای طراحی شده که به یک فرد وابسته نباشد و بر مجموعه‌ای از نهادها استوار است. در شرایط بحران، دو ستون اصلی آن را حفظ می‌کنند: نیروهای مسلح که جنگ را ادامه می‌دهند و برای آمریکا و اسرائیل هزینه ایجاد می‌کنند، و دستگاه سرکوب داخلی که با آنچه تهدید واقعی موجودیتی نظام تلقی می‌شود یعنی مردم ایران مقابله می‌کند.

بقای نظام اکنون به چهره‌های کلیدی در مجلس، سپاه پاسداران، شورای عالی امنیت ملی، قوه قضاییه و نیروهای انتظامی وابسته است.

۱. محمدباقر قالیباف - رئیس مجلس

قالیباف کارنامه‌ای شامل سرکوب، فساد، سابقه در سپاه و ارتباط با گروه‌های مسلح فلسطینی دارد، با این حال تحریم نشده و اکنون به نمایندگی از تهران در حال هدایت گفت‌وگوها با واشنگتن است.

او فعالیت خود را با پیوستن به سپاه آغاز کرد و به فرماندهی نیروی هوایی سپاه رسید. در اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، سرکوب خشونت‌آمیز را مدیریت کرد؛ در آن اعتراضات نیروهای امنیتی دانشجویان را از پشت‌بام خوابگاه‌ها به پایین انداختند. او بعدها گفت: «من از کسانی بودم که در سطح خیابان ضرب‌وشتم انجام می‌دادم و به آن افتخار می‌کنم.» سپس ریاست پلیس کشور را بر عهده گرفت.

در دوره شهرداری تهران در میانه دهه ۱۳۸۰، چندین پرونده فساد در ارتباط با او از جمله انتقال اموال شهرداری به شرکت‌های وابسته به سپاه و اختلاس در پروژه‌های عمرانی مطرح شد.

به‌عنوان رئیس مجلس، او در سال ۲۰۲۴ در دیدار با مقام‌های حماس و جهاد اسلامی از آن‌ها حمایت کرد و اخیراً نیز با هرگونه مصالحه با واشنگتن مخالفت کرده و گفته است: «ما قطعاً به دنبال آتش‌بس نیستیم؛ باید در دهان متجاوز بزنیم.»

hafezi.jpgرویترز - پریسا حافظی، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

مقام‌های ایرانی آتش‌بس با امریکا و اسرائیل را یک پیروزی راهبردی می‌دانند، اما در عمل با اقتصادی ویران، انزوای بین‌المللی، چشم‌انداز ضعیف برای بازسازی سریع و جمعیتی فقیرتر و خشمگین‌تر روبه‌رو هستند.

پس از هفته‌ها حملات آمریکا و اسرائیل، بسیاری از ایرانیان شغل خود را از دست داده‌اند. قیمت‌ها جهش پیدا کرده‌اند، کارخانه‌ها، نیروگاه‌ها، خطوط راه‌آهن، فرودگاه‌ها و پل‌ها تخریب شده‌اند و روابط تجاری حیاتی با کشورهای خلیج فارس (که ممکن است برای دهه‌ها قطع بمانند) از هم گسسته است.

در حالی که رژیم اسلامی پس از اعمال کنترل بر منابع حیاتی انرژی در منطقه جسورتر به نظر می‌رسد، با مشکلات داخلی فزاینده‌ای مواجه است که ممکن است در نهایت تهدیدی بزرگ‌تر از بمب‌های آمریکا یا اسرائیل برای جمهوری اسلامی باشد.

نیاز به رفع تحریم‌ها

رویترز در گفت‌وگو با منابع سیاسی، صاحبان کسب‌وکار و تحلیلگران، تصویری از کشوری ترسیم کرده که به آستانه فروپاشی اقتصادی نزدیک شده و رهبران آن از آینده‌ای فقیرتر و نامطمئن نگران‌اند.

همواره در پس‌زمینه، تهدید موج جدیدی از اعتراضات سراسری وجود دارد؛ مشابه اعتراضات ژانویه که مقام‌ها برای سرکوب آن هزاران نفر را کشتند رقمی که از تلفات ایران در جریان جنگ نیز بیشتر بوده است.

یک مقام اصلاح‌طلب پیشین گفت نگرانی از اینکه اقتصاد فروپاشیده موج تازه‌ای از اعتراضات را تحریک کند، بر تمام تصمیمات دولت سایه انداخته است. یک منبع نزدیک به حاکمیت نیز اقتصاد را «پاشنه آشیل» کشور توصیف کرد.

به گفته این منبع، هر توافق صلح جامع باید شامل رفع تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده باشد؛ در غیر این صورت دولت حتی برای پرداخت حقوق کارکنان نیز با مشکل جدی مواجه خواهد شد، چه برسد به بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده. این وضعیت می‌تواند توانایی حکومت برای اداره کشوری ۹۰ میلیونی را زیر سؤال ببرد.

علی انصاری، استاد تاریخ دانشگاه سنت‌اندروز، می گوید:

qb.jpgایران وایر - در یکی از ویدیوهایی که از مراسم حکومتی چهلمین روز کشته‌شدن «علی خامنه‌ای» در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، یکی از حامیان حکومت خطاب به «محمدباقر قالیباف» فریاد می‌زند: «اخبار تایید شده داریم که به پاکستان می‌روی.

تو هر چه داری از صدقه سر آقا و مجتبی است. لعنت بر تو اگر خون آقا را پایمال کنی.» وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفته است هیات مذاکره کننده «احتمالا به ریاست قالیباف» به اسلام‌آباد خواهد رفت.

maleki.jpgمیلاد ملکی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

به‌عنوان یک ایرانی-آمریکایی که هم در لباس نظامی و هم به‌عنوان یک شهروند غیرنظامی به کشورم خدمت کرده‌ام، تأسف‌بار است که می‌بینم برخی در آمریکا عملاً در نقش بازتاب‌دهنده تبلیغات جمهوری اسلامی ظاهر می‌شوند و دستاوردهای نیروهای نظامی را فقط برای تسویه‌حساب‌های سیاسی داخلی کم‌اهمیت جلوه می‌دهند.

نباید نیازی به این توضیح باشد؛ نتایج خودشان روشن‌اند. اما چون این روایات از تهران سرچشمه می‌گیرند و در آمریکا هم در حال تکرار هستند، به هر کدام جداگانه پاسخ می‌دهم.

نمونه ای از پوشش های همسو با جمهوری اسلامی در امریکا

«فاجعه کامل راهبردی؟»
تضعیف نیروی دریایی، نیروی هوایی، توان موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی، آسیب به برنامه هسته‌ای، کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، و حذف لایه بالایی زیرساخت‌های اطلاعاتی، نظامی و تروریستی آن در ۳۸ روز، برای ما فاجعه نیست؛ این یک فاجعه برای رژیمی است که چنین ضربه‌ای را متحمل شد.

«هسته‌ای: رژیم هنوز اورانیوم با غنای بالا دارد»
مقایسه درست این نیست که انتظار خلع سلاح فوری داشته باشیم؛ بلکه باید دید اگر هیچ حمله‌ای انجام نمی‌شد، جمهوری اسلامی امروز در چه موقعیتی قرار می‌گرفت. عملیات‌ها تأسیسات کلیدی را به‌شدت آسیب زد و برنامه را به‌طور قابل‌توجهی عقب انداخت. این موضوع اهمیت دارد. این برنامه نزدیک به یک تریلیون دلار برای رژیم هزینه داشته است.

10-1.jpg

فرارو: رئیس‌جمهور آمریکا در پیام تازه‌ای در شبکه تروث سوشال دوباره پیام تهدید آمیز دیگری علیه ایران منتشر کرد و نوشت:

به نظر نمی‌رسد ایرانی‌ها متوجه باشند که هیچ برگ برنده‌ای ندارند، جز اخاذی کوتاه‌مدت از جهان با استفاده از آبراه‌های بین‌المللی. تنها دلیل زنده بودن آنها امروز مذاکره است!

Untitled-2.jpg

99999.jpgایران اینترنشنال - کانال تلگرامی مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، پیامی منسوب به او به مناسبت چهلمین روز کشته شدن علی خامنه‌ای منتشر کرد. در این پیام آمده است که جمهوری اسلامی عزم خود برای انتقام خون پدرش را زنده نگه می‌دارد.

او گفت: «ملت عزیز اگر چه با پایان گرفتن مدت عزای رسمی شهادت رهبر عظیم‌الشان خود، جامه عزا را از تن بیرون می‌آورد، اما عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگه می‌دارد و پیوسته مترصد تحقق آن خواهد بود.»

maskan.jpgکیهان لندن - شرایط جنگی سبب تغییر ترکیب ودیعه و اجاره در بازار اجاره‌ مسکن شده است. اغلب صاحبخانه‌ها تمایل دارند سهم بیشتری از رقم اجاره را به صورت ودیعه دریافت کنند.

با پایان تعطیلات نوروزی، فصل جابجایی مستأجران در سال جدید خورشیدی آغاز شده است. شرایط جنگی و آتش‌بس موقت میان آمریکا و جمهوری اسلامی که بسیاری کارشناسان آن را شکننده عنوان می‌کنند سبب تغییر سلیقه صاحبخانه‌ها برای دریافت ودیعه و اجاره ماهانه شده است.

اغلب صاحبخانه‌ها در سالهای گذشته به علت هزینه بالای زندگی ترجیح می‌دادند رقم اجاره ماهانه بیشتری از مستأجران دریافت و سهم ودیعه را کاهش می‌دادند؛ اما پس از آغاز جنگ و در پی افزایش ناپایداری اقتصادی بسیاری از صاحبخانه‌ها طلب ودیعه بیشتری کرده و از سهم اجاره‌بهای ماهانه کم کرده‌اند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

رقم اجاره در ایران ترکیبی از نرخی به‌عنوان ودیعه و اجاره اس. ودیعه تا پایان مدت قرارداد به صورت امانت نزد صاحبخانه به امانت می‌ماند. معمولا ارزش ملک به صورت ۷۰ درصد ودیعه و ۳۰ درصد اجاره ارزش‌گذاری می‌شود.

arnz.jpgحکایت رئیس‌جمهور آمریکا و ملت ایران

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری قدرتمندترین کشور جهان، از آغاز جنگ اخیر، موضعش را درباره جنگ، هدف‌های آن، رژیم جمهوری اسلامی، مخالفان رژیم و شاهزاده رضا پهلوی، رهبر انقلاب شیروخورشید، ۱۰۷ بار تغییر داد و در نهایت از یک هفته پیش از آتش‌بس، از نابودی یک تمدن، برگرداندن ایران به عصر حجر و البته احیای عظمت ایران دوران پیش از انقلاب سخن گفت. سرانجام هم طرح آتش‌بس سران یکی از فاسدترین رژیم‌های منطقه را با کارنامه‌ای سیاه در به قدرت رساندن طالبان در افغانستان و سرکوبی جنبش‌های مدنی در شبه‌دموکراسی پاکستان پذیرفت و با به جا گذاشتن بهت و خشم در دل ملت سرفراز ما، با ادعای اینکه رژیم تغییر کرده و مذاکره‌کنندگان با دولت او رهبرانی خردمند و عمل‌گرا وآماده صلح‌اند، فعلا بازگرداندن ایران به عصر حجر را به تعویق انداخته است.

ترامپ ۹ اسفند خطاب به سپاه و نیروهای رژیم و ملت ایران چنین گفت: «خطاب به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همه نیروهای پلیس می‌گویم امشب باید سلاح‌هایتان را زمین بگذارید تا از مصونیت کامل برخوردار شوید. در غیر این صورت با مرگ قطعی روبرو شوید. یا سلاح‌هایتان را زمین بگذارید تا با شما منصفانه رفتار شود و از مصونیت کامل برخوردار شوید، یا با مرگ حتمی مواجه خواهید شد.»

او «مردم بزرگ و سرافراز ایران» را هم این چنین خطاب قرار داد: «امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. از خانه‌هایتان خارج نشوید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرود خواهند آمد، همه‌جا. وقتی کار ما تمام شود، دولتتان را در دست بگیرید. این دولت متعلق به شما خواهد بود تا آن را در اختیار بگیرید. این احتمالا تنها فرصت شما برای نسل‌ها است.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

سال‌ها از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز آن را دریافت نکردید. هیچ رئیس‌جمهوری حاضر نبود کاری را انجام دهد که من امشب انجام می‌دهم. اکنون رئیس‌جمهوری دارید که آنچه را می‌خواستید به شما می‌دهد. حال ببینیم چگونه پاسخ می‌دهید. آمریکا با قدرتی قاطع و نیرویی ویرانگر از شما پشتیبانی می‌کند. اکنون زمان آن است که سرنوشت خود را در دست بگیرید و آینده‌ای شکوفا و پرافتخار را که در دسترس شما است آزاد کنید. این لحظه اقدام است. اجازه ندهید از دست برود.»

int.jpg«تعهدنامه اینترنتی» تک‌نت؛ نظارت گسترده با یک قرارداد اجباری

خبرنامه گویا، منبع کانال "شین"

یک تعهدنامه متعلق به شرکت تک‌نت نشان می‌دهد که دریافت اینترنت در ایران بیش از گذشته با ثبت هویت، ذخیره اطلاعات کاربران و انتقال مسئولیت کامل به مشترک همراه شده است. این سند که مشترکان مجبور به امضای آن هستند، عملاً استفاده از اینترنت را تحت چارچوبی سخت‌گیرانه قرار می‌دهد.

در این تعهدنامه چند نکته اصلی دیده می‌شود:

۱. ثبت کامل فعالیت کاربران تا ۹ ماه

اگر یک شرکت یا سازمان اینترنت را بین کارکنان توزیع کند، باید مشخصات هویتی همه کاربران و فعالیت اینترنتی آن‌ها ثبت و حداقل ۹ ماه نگهداری شود. این اطلاعات باید در صورت درخواست در اختیار «مراجع ذی‌صلاح» قرار گیرد.

۲. اینترنت عمومی بدون احراز هویت تقریباً ممنوع

ارائه Wi-Fi در مکان‌های عمومی فقط با اعمال «سیاست‌های امنیتی» و هماهنگی با شرکت مجاز است. این یعنی اتصال ناشناس به اینترنت عمومی عملاً از بین می‌رود و کاربران باید قابل شناسایی باشند.

farr.jpgفرزانه روستایی

سایه قیام مردم علیه جمهوری اسلامی و انتطار ۹۰ میلیون ایرانی برای در آغوش کشیدن شاهد زیبای سرنگونی این رژیم حتی از خبر آتش بس سنگین تر و نافذ تر است. جنگ شروع شد زیرا این رژیم هر آنچه را داشتیم خرج امروز کرده بود که اگر در معرض خطر فروپاشی قرار گرفت همه چیز را به خاک و خون بکشد تا سرپا بماند. مذاکراتی که قرار است در پاکستان آغاز شود بشدت تابع این معادله است که هر آنچه مورد توافق قرار گیرد و هر بده بستانی صورت بپذیرد،‌ هنوز سقوط جمهوری اسلامی از توقف جنگ مهمتر است و البته برگزاری انتخابات آزاد و سراسری.

جمهوری اسلامی برای مذاکرات حساسی که پیرو توافق آتش بس قرار است شروع شود با معضلات لاینحل ذیل مواجه است. به همین دلیل بیشتر ترجیح می دهد تا آخرین نفس مقاومت کند نه اینکه کوتاه بیاید و امتیاز مبادله کند.

۱- عمیق تر شدن بحران دوگانگی حاکمیت در ایران و اینکه دولت پزشکیان و سرداران سپاه در دو دنیای متفاوت سیر می کنند بزرگترین معضل مذاکرات است. سپاه خواهان ادامه جنگ به هر قیمت و با هر عواقبی هستند. دولت پزشکیان به این فکر می کند که پرداخت حقوق به کارکنان دولت تقریبا غیر ممکن و کشور عملا غیر قابل اداره شده است. این ماجرا از آنجا شروع شد که از روز اول قرار بود مسعود پزشکیان نقش تابلو دیوار را بازی کند نه هیج نقش دیگری را.

۲- مجموع جمهوری اسلامی هنوز شکست در همه جبهه ها را نپذیرفته است و احتمالا هرگز نخواهد پذیرفت.

۳- اساسا دیپلماسی از نگاه ج ا وقت کشی و کش دادن مذاکرات است با این امید که طرف مقابل خسته و درمانده شود و کوتاه بیاید.

۴- سپاه و شورای فرماندهی اش فکر می کنند می شود در مذاکرات یک چیز گفت و در عمل کار دیگری کرد، می شود پای توافقی را امضا کرد اما برعکس آن را برای مردم نقل کرد، و اینکه خدعه کردن و صادق نبودن اساس تفکر یک نظام آخوندی است.

۵- جمهوری اسلامی یعنی سپاه. سپاه نیز یعنی یک شبکه چند صد میلیارد دلاری متشکل از هزاران شرکت تو در تو در ایران و خارج از کشور با هیات مدیره هایی اکثرا سپاهی که همه چیز از خاویار تا پهپاد انتحاری معامله می کنند و حد و مرزی برای درآمدزایی ندارند. تا حدی که حتی تجارت مواد مخدر از ایران تا لبنان و ونزوئلا نیز به نوعی یک کار اقتصادی محسوب می شود.

9-9.jpgایندیپندنت فارسی - امیرحسین میراسماعیلی : در حالی که تنها دو روز از آغاز آتش‌بس موقت میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده و اسرائیل می‌گذرد و گمانه‌زنی‌ها درباره ترکیب تیم مذاکره‌کننده تهران برای گفتگوهای پیش‌ رو در اسلام‌آباد افزایش یافته، انتشار ویدیویی از امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده پیشین نیروی هوافضای سپاه پاسداران، که به نقش کلیدی اما کمتر افشا‌شده قالیباف در توسعه برنامه موشکی جمهوری اسلامی اشاره دارد، بار دیگر محمدباقر قالیباف را در کانون توجه قرار داده است.

امیرعلی حاجی‌زاده در این ویدیو که به نظر می‌رسد نزدیکان محمدباقر قالیباف آن را در واکنش به انتقاد برخی چهره‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و نمایندگان مجلس درباره نقش او در آتش‌بس فعلی منتشر کرده‌اند، تصریح می‌کند: «آن‌ کسی که باعث شد برنامه موشکی ما در این حد توسعه پیدا کند و نامش تا امروز گمنام مانده، دکتر قالیباف است.»

او در ادامه توضیح می‌دهد که ساختار فعلی استقرار موشکی جمهوری اسلامی، از جمله ایجاد پایگاه‌های متعدد و شهرهای موشکی زیرزمینی در مناطق مختلف، حاصل همان سیاست‌گذاری‌ها و حمایت‌هایی است که در دوره حضور قالیباف در سپاه پاسداران و فرماندهی او بر چهره‌های چون حاجی‌زاده، شکل گرفت.

این اظهارات در شرایطی منتشر می‌شود که محمدباقر قالیباف، رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی، پس از کشته‌ شدن علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان نظامی و امنیتی ارشد، اکنون یکی از معدود چهره‌های باقی‌مانده در سطح بالای ساختار قدرت جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و حتی گفته می‌شود در انتصاب مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدید نظام، بیشترین نقش را ایفا کرده است؛ موقعیتی که باعث شد نام او نه‌تنها در معادلات داخلی، بلکه در سناریوهای دیپلماتیک، از جمله احتمال دیدار با جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، در اسلام‌آباد نیز مطرح شود.

میراث یک راهبرد پنهان

برای درک نقش قالیباف در توسعه برنامه موشکی جمهوری اسلامی، باید به دهه ۱۳۷۰ و دوران حضور او در سپاه پاسداران بازگشت، یعنی زمانی که او فرمانده نیروی هوایی سپاه شد.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

این مقطع نقطه عطفی در تغییر رویکرد نظامی جمهوری اسلامی، از تکیه صرف بر جنگ‌های کلاسیک به سمت توسعه توان موشکی و جنگ‌های نامتقارن به شمار می‌رود و پایه‌های اصلی برنامه موشکی جمهوری اسلامی را نیروی هوایی سپاه که بعدها نام آن به نیروی هوافضا تغییر کرد، در همین دوره بنا گذاشت.

9.jpgیورونیوز - صدراعظم آلمان و سرگیری گفت‌وگوهای مستقیم با تهران؛ تیم مذاکره‌کننده آلمانی راهی پاکستان است
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، اعلام کرد که دولت این کشور پس از یک دوره طولانی توقف در حال ازسرگیری گفت‌وگوهای مستقیم با رهبری ایران در تهران است.


از تابستان ۲۰۲۵ تاکنون، هیچ گفت‌وگوی سطح بالایی میان برلین و تهران صورت نگرفته است.
مرتس با اشاره به اینکه این تصمیم در هماهنگی کامل با ایالات متحده و شرکای اروپایی اتخاذ شده، افزود: «پس از یک دوره طولانی سکوت که دلایل جدی برای آن داشتیم، اکنون ما به‌عنوان دولت، گفت‌وگوها با تهران را از سر می‌گیریم.»

به گزارش خبرگزاری دولتی چین، شین‌هوا، مرتس همچنین خاطرنشان کرد که یک تیم مذاکره‌کننده آلمانی برای گفتگو با طرف ایرانی راهی پاکستان است و او طبق برنامه، اواخر روز پنجشنبه یک تماس تلفنی با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، خواهد داشت.


صدراعظم آلمان هدف از این اقدام را جلوگیری از ایجاد شکاف در ناتو و کاهش فشار ناشی از تنش‌های میان آمریکا و ایران بر روابط فراآتلانتیک عنوان کرد. به گفته آقای مرتس «نمی‌خواهیم ناتو دچار شکاف شود. ناتو ضامن امنیت ماست، به‌ویژه و بیش از همه در اروپا.»


مرتس همچنین با اشاره به تماس تلفنی‌اش با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، خبر داد که او را تشویق کرده است تا مذاکرات با ایران را با فوریت و جدیت دنبال کند.

سعید طوسی آفتابی شد!

| No Comments

سعید قاسمی نژاد - طرف خیلی جدی به سعید طوسی میگه شما جلسه زیاد با رهبری داشتید و خیلی از ایشون خاطره دارید.

شاه ما، شاه اونا

| No Comments

uaeisr.jpgاصطلاح «ناتوی عربی» تازه نیست. سال‌هاست در محافل سیاسی و امنیتی درباره ائتلافی عربی برای مهار ایران سخن گفته می‌شود، اما این ایده معمولاً یا در سطح شعار مانده یا در برخورد با اختلاف منافع دولت‌های عربی، مسئله فلسطین، و تردید نسبت به تعهد واقعی آمریکا از نفس افتاده است. به همین دلیل، اگر امروز هم کسی با شتاب بگوید «ناتوی منطقه‌ای تشکیل شد»، بیشتر شبیه تیتر هیجان‌زده حرف زده تا تحلیل. آنچه اکنون در خاورمیانه در حال شکل‌گیری است، هنوز یک پیمان رسمی شبیه ناتو نیست؛ نه ماده دفاع جمعی دارد، نه فرماندهی علنی و واحد، نه ساختار حقوقی روشن. اما همین هم تمام حقیقت نیست، چون در زیر پوست بحران، یک شبکه واقعی از همگرایی امنیتی، دفاع هوایی، تبادل اطلاعات و هماهنگی راهبردی در حال شکل گرفتن است؛ و شاید همین شبکه، از هر پیمان پرزرق‌وبرق کاغذی مهم‌تر باشد.

پیمان ابراهیم از همان آغاز فقط پروژه‌ای برای عکس یادگاری دیپلماتیک نبود. این روند از سال ۲۰۲۰ راه افتاد تا در کنار عادی‌سازی رابطه با اسرائیل، یک نظم تازه منطقه‌ای هم بسازد؛ نظمی که در آن برخی دولت‌های عربی، اسرائیل و آمریکا بتوانند در برابر تهدیدهای مشترک به هم نزدیک‌تر شوند. با این همه، این مسیر در سال‌های بعد، به‌ویژه پس از جنگ غزه، از نظر سیاسی و علنی کند شد. نمونه روشن آن عربستان سعودی است که همچنان عادی‌سازی آشکار را به مسئله فلسطین گره می‌زند، و حتی گزارش رویترز در ۸ مه ۲۰۲۵ نشان داد که واشنگتن برای پیشبرد گفت‌وگوهای هسته‌ای غیرنظامی با ریاض، دیگر شناسایی اسرائیل را شرط فوری قرار نمی‌دهد. همین یک نکته نشان می‌دهد که مسیر عادی‌سازی رسمی هنوز پرهزینه و پرمانع است.

اما جنگ اخیر، منطق منطقه را از سطح سیاست نمادین به سطح بقا و امنیت برده است. وقتی درگیری از مرز بیانیه و اعتراض دیپلماتیک عبور می‌کند و به موشک، پهپاد، زیرساخت انرژی، بنادر، کشتیرانی و امنیت شهرها می‌رسد، دولت‌ها دیگر فقط با زبان آرمان یا افکار عمومی تصمیم نمی‌گیرند؛ با زبان ضرورت امنیتی تصمیم می‌گیرند. درست در همین نقطه است که ایران، حتی اگر بخواهد با تهدید و فشار، جهان عرب را مرعوب یا از اسرائیل دور کند، ممکن است نتیجه معکوس بگیرد. حمله به کشورهای عربی یا به خطر انداختن مسیرهای انرژی، بیش از آنکه اعراب را پراکنده کند، به آنها یادآوری می‌کند که تهدید مشترک، پاسخ مشترک می‌خواهد. گزارش رویترز در ۲۷ مارس ۲۰۲۶ دقیقاً همین تغییر لحن را ثبت کرده است: دولت‌های عرب خلیج فارس به آمریکا گفته‌اند صرف پایان جنگ کافی نیست و هر توافقی باید توان موشکی و پهپادی ایران را به‌طور پایدار محدود کند و امکان استفاده از انرژی و تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار را از تهران بگیرد. این دیگر زبان احتیاط دیپلماتیک نیست؛ زبان مهار راهبردی است.

tahmasebi.jpgآنچه امروز در برابر ماست، نه پایان بحران است و نه آغاز یک دوره باثبات. آنچه رخ داده، بیش از هر چیز یک مکث است؛ وقفه‌ای ناپایدار در دل تنشی که هنوز تعیین تکلیف نشده است. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه اتفاقی افتاده، بلکه این است که مسیر پیش‌رو به کدام سو خواهد رفت. پاسخ روشن است: هنوز نمی‌دانیم و مهم‌تر اینکه، احتمالاً در کوتاه‌مدت نیز نخواهیم دانست.

تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که گذارهای سیاسی نه قابل نسخه‌برداری هستند و نه تابع الگوهای ثابت. هر کشور مسیر خاص خود را طی می‌کند، حتی اگر شباهت‌هایی در ظاهر وجود داشته باشد. ایران نیز در این میان، وضعیتی چندلایه دارد. ساختار سیاسی آن ترکیبی است از عناصر ایدئولوژیک و امنیتی که در کنار یکدیگر، نوعی نظام خاص ایجاد کرده‌اند. همین ویژگی باعث می‌شود که تحلیل مسیر آینده آن، دشوارتر از بسیاری موارد دیگر باشد با این حال، تاریخ و تحلیل بی‌فایده نیستند. آن‌ها آینده را پیش‌بینی نمی‌کنند، اما مرزهای ممکن را نشان می‌دهند. بر اساس تجربه‌های گذشته، فشار بر چنین نظام‌هایی معمولاً به چند مسیر اصلی منجر می‌شود. تاریخ و تحلیل آینده را پیش‌بینی نمی‌کنند، اما دامنه مسیرهای ممکن را روشن می‌سازند. در وضعیت کنونی ایران، می‌توان شش مسیر اصلی را در نظر گرفت.

بازسازی اقتدار

در برخی شرایط، فشار بیرونی به جای تضعیف حکومت، به تقویت آن منجر می‌شود. حکومت‌ها در چنین موقعیتی با افزایش کنترل داخلی، بازتعریف روایت مشروعیت و تمرکز منابع، انسجام بیشتری پیدا می‌کنند. در ایران، این سناریو می‌تواند با امنیتی‌تر شدن فضا، محدود شدن عرصه عمومی و برجسته شدن گفتمان بقا همراه باشد. تهدید خارجی در اینجا به ابزار مشروعیت تبدیل می‌شود و مخالفت داخلی در چارچوب امنیتی بازتعریف می‌گردد. این مسیر معمولاً زمانی تقویت می‌شود که حکومت بتواند همزمان کنترل سیاسی را حفظ کند و حداقلی از ثبات اقتصادی یا مدیریتی را برقرار نگه دارد. در این حالت، بحران نه نقطه ضعف، بلکه به منبع بازتولید قدرت تبدیل می‌شود.

توافق بدون تغییر

در این حالت، سطحی از تفاهم میان ایران و بازیگران بیرونی شکل می‌گیرد، حتی اگر رسمی و پایدار نباشد. تنش کاهش می‌یابد، اما ساختار داخلی دست‌نخورده باقی می‌ماند. در چنین وضعیتی، زمان به دست می‌آید، فشار کمتر می‌شود و تغییر به آینده نامعلومی منتقل می‌شود. نمونه آن را می‌توان در توافق هسته‌ای برجام دید، که به کاهش تنش انجامید اما ساختار داخلی را تغییر نداد. نمونه‌ای دیگر، تعامل اقتصادی چین با جهان بدون تغییر در نظام سیاسی است. در شرایط کنونی نیز، این سناریو یکی از واقع‌بینانه‌ترین مسیرها است، زیرا بسیاری از بازیگران بیرونی بیش از هر چیز در پی مهار بحران هستند.

Ali_Fayaz.jpgانسان در دوره مدرن به دست آوردهای علمی و اجتماعی غیر قابل تصوری دست یافته است. هم در زمینه ساختارهای سیاسی و هم در زمینه های صنعتی و تکنولوژیک. با این حال پیدایش جنگ ها و کشتارهای هولناک جنگی از قرن بیستم تا کنون نشان می دهد که بشر - علیرغم تمامی این دست آوردها - از دوران توحش چندان فاصله ای نگرفته است و به خاطر حفظ قدرت، توسعه مرزهای جغرافیایی، غارت اقتصادی و ... حاضر است به هر نوع جنایتی دست بزند و برای توجیه آن ده ها استدلال ارائه دهد.

در منطقه خاورمیانه، به ویژه پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی و تقسیم سرزمین های زیر سلطه آن توسط پیمان سایکس - پیکو، این منطقه کماکان شاهد جنگ، درگیری و دشمنی ها بوده است. از تاسیس دولت اسراییل گرفته تا جنگ های داخلی یمن، پیدایش کشورهای نوبنیاد عربی، کودتاهای پیاپی عراق، شرایط متزلزل مصر و ... تا جنگ بزرگ هشت ساله ایران و عراق و سپس جنگ آمریکا در خلیج فارس علیه عراق، تا ویرانی غزه و سپس جنگ کنونی آمریکا و اسراییل با رژیم جمهوری اسلامی. مجموعه این جنگ ها و کشتارها نشان می دهد که جهان "متمدن" و مدرن که تبدیل به "دهکده ای جهانی" شده است، به راستی در سطح یک "دهکده" رسیده است. "دهکده ای" که همه ی مشکلات و مسائل خود را می خواهد با قدرت نظامی و جنگ و کشتار حل و فصل کند.

دولت های آمریکا و اسراییل که با نقطه زنی و رژیم زنی جنگ را آغاز کردند و بسیاری از جنایتکاران حاکم بر ایران، از جمله رییس و سردسته آنان را روانه دوزخ ساختند، به تدریج و پس از بمباران پایگاه های نظامی رژیم، مراکز اقتصادی و صنعتی را نیز هدف قرار دادند و سخن از "عصر حجر"ی کردن ایران و نابودی "یک تمدن کامل" به میان آوردند. تلفات غیر نظامی رو به افزایش است و همه نگران ویرانی ایران هستند. آن هم به گونه ای که حتا اگر یک رژیم مردمی و دموکراتیک هم - در آینده ای نزدیک - بخواهد کشور را اداره کند، به جای پر کردن شکاف های طبقاتی و کاهش فقر، می بایست چندین دهه وقت خود را مصروف بازسازی زیرساخت ها نماید. و این عملا به معنای نابودی یک کشور است و نه شکوفایی آن. و البته و بدون هیچ تردیدی مسئول و باعث و بانی این خرابی ها و ویران سازی ها رژیم جمهوری اسلامی می باشد. و هر چقدر بر عمر ننگین این رژیم افزوده شود، ایران ما ویرانه تر خواهد شد. با این حال آرزومندیم پرداخت این هزینه های غیر قابل جبران به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی منجر شود تا شاید کمی از رنج ها و دردهای ما کاسته شود.

نگارنده خود موافق جنگ نیست و اساسا جنگ را پدیده ای ضد بشری و مربوط به دوران توحش بشر می داند. جنگ به معنی تعطیل کردن فکر و اندیشه و بستن درهای مذاکره و گفت و گو می باشد. کاربرد ابزار و آلات مدرن جنگی که کشتن افراد بی طرف و "بی گناه"، یکی از دست آوردهای شوم آن است به هیچ وجه برای انسانی که برای حقوق شهروندی و جان انسان ها ارزش و احترام قائل است، قابل قبول نیست. جنگ علاوه بر کشتارانسان ها و حتا جانوران معصوم و از همه جا بی خبر، حاصل تلاش ها و دست آوردهای انسان ها را نیز نابود می سازد. از دست رفتن جان یک انسان هم هزینه ای است سنگین و غیر قابل قبول. از سوی دیگر، همیشه یک طرف دیوانه و غیر قابل مهار وجود دارد که زمینه ساز توحش و بربریت می شود. و تا زمانی که این نوع از رفتارها کنترل نشود، بشریت کماکان شاهد جنگ، کشتار و ویرانی خواهد بود.

این مقدمه را نوشتم تا با آگاهی از این شرایط به اصل موضوع بپردازم:

عصر حجر، م.سحر

| No Comments

M_Sahar_4.jpg

نیم قرنی ست که ما راهی ی عصرِ حجریم

لیکن از بودنِ در عصر حجر بی خبریم

زیر بارِ ستمِ غار نشینان شده خم

خوش در این وَهم ،که با حور و مَلَک هم سفریم

بردۀ شرع مُبینیم و نبینیم چنین

زیرِ شلّاقِ شرر ، سوخته کِتف و کمریم

قومِ کَهفیم که سرمست ز خواب خوش مرگ

غافلانیم که در قعرِ لَجن غوطه وریم

وطنی را به عدو داده و دل داده بدو

وینچنین در کفِ او تیغ و طناب و تبریم

دارِخویشیم و پریشیم و نخواهیم آموخت

که خود ، از ماست اگر بذرِ هَبا و هَدریم

که خود ازماست، اگر زندگی از ماست دریغ

یا خود از ماست، گر از تخمِ فنا باروریم

خود از آندم که سپرُدیم عنان در کفِ جهل

پیشِ شمشیر جنون ، ره زده ای بی سپریم

می فروشیم، وطن را به مرامی موهوم

ای شگفتا که بدین بی شرفی مفتخریم

زان طنابی که به گِرد تنِ خود بافته ایم

آرزومند فراری ، به طنابی دگریم

هیچمان مانده ز گنجینۀ وجدان و اگر

رَمقی مان به تن و جان نرسد ، جان نبریم

هرچه از شرم و شرف بود، به شبرو دادیم

اینک آن رهرو دلمُردۀ کوته نگریم

زادۀ عصر مُدرنیم ولی از درِ دین

دل به دریا زدۀ وحشتِ عصر حجریم

دعویِ دانشِ ما ، جُز رهِ دانش نزند

در هنر مُدّعیانیم ، ولی بی هنریم

م.سحر

https://msahar.blogspot.com/

جنون نمایی، بهمن پارسا

| No Comments

parsa.jpgماکیاولی، سیاستمدار، فیلسوف و نویسندهٔ ایتالیایی سده‌های پانزدهم و شانزدهم، بیش از هر چیز با رسالهٔ مشهور خود «امیر» شناخته می‌شود. اثری که در دوره‌های مختلف تاریخ اندیشهٔ سیاسی، بارها موضوع نقد و مناقشه بوده است. بسیاری از منتقدان بر این باورند که دیدگاه‌های مطرح‌شده در این رساله با اصول و ارزش‌هایی که یک جامعهٔ اخلاق‌مدار انسانی باید بر آن‌ها استوار باشد سازگار نیست.

مبنای این انتقادها عموماً چنین است: در نگاه ماکیاولی، آنچه در سیاست اهمیت بنیادی دارد نتیجهٔ عمل سیاسی است، نه الزاماً پایبندی به معیارهای اخلاقی متعارف. به بیان دیگر، در ادارهٔ یک کشور یا جامعه، سیاستمدار ناگزیر نیست همواره به آنچه عرفاً فضیلت اخلاقی به شمار می‌آید پایبند بماند؛ آنچه تعیین‌کننده است کارآمدیِ تصمیم‌ها و میزان موفقیت آن‌ها در تحقق اهداف قدرت سیاسی است. در چنین چارچوبی، صفاتی مانند راستکاری، پاک‌دستی یا صداقت ـ هرچند در حیات فردی ارزشمندند ـ در عرصهٔ سیاست ممکن است جایگاه تعیین‌کننده‌ای نداشته باشند.

این نگاه البته صرفاً محصول ذهن ماکیاولی نبود. نگاهی به تاریخ، حتی در دورترین اعصار، نشان می‌دهد که بسیاری از دولتمردان پیش از او نیز عملاً بر پایهٔ چنین منطقی عمل می‌کرده‌اند؛ ماکیاولی در واقع بیشتر توصیف‌گر واقعیت سیاست بود تا مبتکر آن. خود او نیز در اثر دیگرش، گفتارهایی دربارهٔ لیویوس، به نکته‌ای اشاره می‌کند که بعدها در تحلیل رفتار سیاستمداران بارها مورد توجه قرار گرفته است: گاه تظاهر به جنون یا غیرقابل پیش‌بینی بودن می‌تواند برای صاحبان قدرت ابزاری کارآمد در برابر مخالفان باشد.

نمونه‌ای شناخته‌شده از چنین رویکردی را می‌توان در رفتار ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در دوران جنگ ویتنام مشاهده کرد. نیکسون در شرایطی قدرت را در دست داشت که جنگ ویتنام به بن‌بستی خونین تبدیل شده بود. بمباران‌های گسترده و عملیات نظامی سنگین نیز نتوانسته بود طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کند. در چنین فضایی، او به راهبردی متوسل شد که بعدها با عنوان «تئوری دیوانه» (Madman Theory) شناخته شد.

معامله بزرگ

| No Comments

chess.jpgپیشنهادهای وسوسه‌انگیز واشنگتن؛ آزمون تاریخی برای رژیم ایدئولوژیک؟

ویژه خبرنامه گویا - آتش‌بس دو هفته‌ای میان واشنگتن و تهران بیش از آنکه نشانه پایان تنش باشد، ادامه همان الگوی شناخته‌شده‌ای است که از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ دیده می‌شود: باز کردن درِ دیپلماسی، تعیین ضرب‌الاجل، تهدید به اقدام نظامی، آماده‌سازی افکار عمومی برای حمله، و در صورت قانع نشدن از جدیت تهران، بازگشت به فشار و حتی اقدام نظامی. این چرخه‌ای است که بارها تکرار شده و اکنون وارد مرحله تازه‌ای شده است.

در این چارچوب، آتش‌بس اخیر صرفاً یک «وقفه تاکتیکی» است؛ فرصتی برای آزمودن محاسبات تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی. اگر تهران وارد مسیر مورد نظر واشنگتن نشود، به‌احتمال زیاد دور دیگری از درگیری شکل خواهد گرفت. همان چرخه: فشار، توقف کوتاه، مذاکره، تهدید، و در صورت شکست، بازگشت به تنش.

در واقع تهران در ابتدا تلاش داشت این سبک مذاکره ترامپی را بشکند؛ اصرار داشت که تنها یک توافق دائمی را می‌پذیرد و با آتش‌بس موقت مخالف بود. اما تهدیدهای مستقیم ترامپ این موضع را تغییر داد و در نهایت جمهوری اسلامی با آتش‌بس موقت موافقت کرد. همین تغییر نشان می‌دهد که فشار نظامی همچنان عامل تعیین‌کننده در رفتار تهران است.

ترامپ چه می‌خواهد؟ «هر توافقی» نه، یک توافق بزرگ

نشانه‌ها حاکی از آن است که ترامپ صرفاً به دنبال یک توافق محدود نیست. او به‌دنبال توافقی نزدیک به همان طرح گسترده‌ای است که بارها از آن با عنوان «طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا» یاد شده است؛ توافقی که نه‌تنها برنامه هسته‌ای، بلکه سیاست منطقه‌ای، توان موشکی و حتی مسیر کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هدف قرار می‌دهد.

***

aa.jpgنظام جمهوری اسلامی ملایان بر سه پایه استوار شده است:

۱_ قانون اساسی جمهوری اسلامی، ولایت فقیه
بر اساس اصل ۵ و ۵۷، در زمان غیبت امام دوازدهم شیعیان، «ولایت امر و امامت امت» بر عهده ولی فقیه است که قوای سه‌گانه زیر نظر او فعالیت می‌کنند.

۲_ ولایت مطلقه امر (رهبر)
طبق بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، رهبر دارای ولایت مطلقه بر قوای مقننه، مجریه و قضاییه است.

۳_ سپاه پاسداران، حفاظت از نظام جمهوری اسلامی
در قانون اساسی جمهوری اسلامی هیچ اشاره‌ای به عنوان «حفظ نظام از اوجب واجبات است» نشده است.
سپاه پاسداران، ارتش ملی ایران نیست؛ بلکه سپاه، قزلباشان نظام جمهوری ملایان هستند. سپاه برای نگهداری و دفاع از نظام ملایان تشکیل شده است. صدور و توسعه ایدئولوژی شیعه دوازده‌امامی نیز جزو وظایف دیگر این تشکیلات است. زمین‌ها، دریاها، معادن و هوای ایران، علاوه بر بیشترین سرمایه‌های ملی نیز در اختیار سپاه قرار دارد. سپاه بازوی قدرت، خزانه‌دار و شمشیر ولایت مطلقه فقیه (رهبر) است.

عقاید فقهای شیعه و بنیانگذاران جمهوری اسلامی درباره حفظ نظام

_ آیت‌الله خمینی: معتقد بوده که مصلحت نظام از همه چیز بالاتر است و گفته مشهور منسوب به وی: «حفظ نظام (از) اوجب واجبات است» می‌باشد.
_ آیت‌الله حسین‌علی منتظری: معتقد بوده که مصلحت نظام بالاتر از هر چیزی است و گفته منسوب به وی «حفظ نظام اوجب واجبات است».
_ فقهای دیگر شیعه با تکیه بر نظریه ولایت فقیه، حکومت‌هایی که بر اساس قوانین اسلام باشند را برای مدیریت جامعه مجاز می‌دانند، اما این حکومت‌ها همچنان در مقایسه با حکومت مستقیم امام معصوم، از کمال مشروعیت برخوردار نیستند. روایاتی نیز وجود دارد که هر پرچمی که قبل از قیام قائم (امام دوازدهم شیعه) برافراشته شود را پرچم طاغوت می‌داند (پرچم جمهوری اسلامی چه پرچمی است؟).

alarabia.jpgالعربیه - ارتش اسرائیل در حال آماده‌سازی یک «سامانه هشدار» ویژه‌ برای شناسایی هرگونه جابه‌جایی اورانیوم غنی‌شده دفن‌شده ایران، به‌ویژه در اصفهان و نطنز است.

«رادیو ارتش اسرائیل» پنج‌شنبه 20 فروردین به نقل از منابعی گزارش داد نهاد اطلاعاتی ارتش این «مدل هشدار» را به‌عنوان یک سازوکار عملیاتی ویژه طراحی می‌کند که در صورت هرگونه تلاش ایران برای استخراج اورانیوم از زیر زمین، به تصمیم‌گیران سیاسی هشدار می‌دهد.

همکاری اطلاعاتی با آمریکا

یک مقام ارشد ارتش اسرائیل به رادیو ارتش گفت تمام توانمندی‌های بخش اطلاعات برای این هدف به‌کار گرفته می‌شود و تبادل اطلاعاتی با آمریکا انجام خواهد شد. او خاطرنشان کرد پیگیری مشترک واشینگتن و تل‌آویو در جریان است.

این تحولات پس از اعلام توافق آتش‌بس آمریکا و ایران مطرح می‌شود. توافقی دو هفته‌ای که از روز چهارشنبه آغاز شده و پاکستان آن را اعلام کرده بود.

قرار است مذاکراتی بین دو طرف در اسلام‌آباد برگزار شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، هشدار داده در صورت نرسیدن به توافق، حملات گسترده‌ای علیه ایران انجام خواهد شد.

Taraneh_Javanbakht.jpgدر شرایطی که عده‌ای از هم‌وطنان توسط برخی افراد تهدید به سلب ملیت شده‌اند، ضروری دیدم این مطلب را درباره این موضوع بنویسم. ملیت ما هویت ماست و ما را به تاریخ، فرهنگ و مردم کشورمان و نیز ایرانیان سراسر جهان پیوند می‌دهد. ما به یمن ملیت ایرانی می‌توانیم خود را بازماندگان بزرگان علم و اندیشه از کشورمان بدانیم؛ کسانی که قرن‌ها پیش با تلاش و جدیت خود، پیشرفت بشر را در حوزه‌های مختلف علمی، فلسفی، ادبی و هنری رقم زدند.

هنوز کسی با من در مورد سلب ملیت تماس نگرفته است، اما اخیراً در برخی سایت‌ها دیدم که گویا عده‌ای در ایران به تکاپو افتاده‌اند تا با تهدید ایرانیان خارج از کشور که مخالف این حکومت هستند، موضوع سلب ملیت را مطرح کنند. در حالی که کسانی که سالیان سال به سرکوب و غارت هم‌وطنانمان و دخالت در امور دیگر کشورها متهم بوده‌اند، اساساً صلاحیت تعیین تکلیف برای ملیت هیچ ایرانی‌ای را ندارند.

ملیت ایرانی برای ما بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ماست و هیچ فرد یا نهادی نمی‌تواند آن را، مادامی که خودمان مایل به حفظ آن هستیم، از ما بگیرد. ضروری می‌دانم برای دادن قوت قلب به هم‌وطنانم که همانند من در خارج از ایران زندگی می‌کنند بگویم که ما ایرانیان خارج از کشور، حتی اگر مخالف حکومت فعلی باشیم، همچنان ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم ماند. هویت ملی ما فراتر از هر حکومت و ساختار سیاسی است.

nik.jpgما ایرانیان، فارغ از هرگونه نسبت‌ دادن اتهام به یکدیگر، نیازمند آنیم که با نگاهی سنجیده و مسئولانه به بازشناسی ماهیت جمهوری اسلامی، نظامی که در تأسیس آن نقش داشته ایم، بپردازیم. این بازشناسی، اگر از سطح داوری‌های شتاب‌ زده فراتر رود و به فهمی نزدیک به یقین از ویژگی‌ های ساختاری، ایدئولوژیک و کارکردی این نظام بینجامد، می‌تواند افق درک ما را از وضعیت کنونی، بویژه جنگی که بر ایران و ایرانیان تحمیل شده، روشن‌تر سازد. تنها از رهگذر چنین تأملی است که می‌توان نسبت میان این نظام و پدیده جنگ را نه در سطحی شعاری، بلکه در ساحت علّی و تحلیلی دریافت. نسبتی که بی‌گمان، کلید فهم بسیاری از بن‌بست ها و بحران‌های امروز ما نیز در آن نهفته است.

"جمهوری اسلامی" برآمده از ارزشهای اسلامی است، ارزشهایی که در لایه‌های ژرف فرهنگ و نوع زیست‌ جهانی ما ریشه دوانده بود و در قالب "جمهوری"، به خود صورتی نوین داد. این پیکربندی، نه صرفاً ترکیبی از دو واژه، بلکه تلاقی سنتی دیرپا با جریان فکری/سیاسی مدرن است که در آن تلاش شده تا مفاهیم دینی در هیأتی سیاسی و نهادی بازتعریف شوند. وقتی خمینی در مصاحبه اش در فرانسه می گوید: جمهوری مورد نظر، همین جمهوری فرانسه است(نقل به معنی)، معنایش همین "تلاقی" است.

برای نیل به فهمی دقیقتر از "جمهوری اسلامی"، ناگزیر باید به مؤلفه پسوندیِ آن یعنی اسلام، بازگشت. اما نه در معنایی عام و انتزاعی، بلکه در همین چارچوب مشخص و تاریخی که در این ساختار، مبنای "مشروعیت" و اعمال قدرت قرار گرفته است. بازشناسی و یادآوری نحوه رفتاریِ اسلام و نیز نحوه بنیانگذاری آن، امکان آن را فراهم می‌آورد تا سازوکارهای تولید، توزیع و تثبیت قدرت در "جمهوری اسلامی" را بهتر دریابیم.به بیان دیگر، تنها از میان واکاوی نسبتِ میان اسلام و قدرت در این چارچوب است که می‌توان به منطق عمل سیاسی جمهوری اسلامی نزدیک شد. منطقی که طی نزدیک به نیم‌قرن، نه‌ تنها ساختارهای حکمرانی، بلکه زیستِ اجتماعی و جامعه ایران را نیز به‌گونه‌ای بنیادین متأثر ساخته تا جائیکه ایرانی، از عزت ملت شدن به ذلت امت فرو رفت.

sd.jpgخبرنامه گویا - این ویدیو که امروز فیلم‌برداری شده یک قطار باری در سن‌دیگو را نشان می‌دهد که در حال حرکت به سمت شمال بوده و تعداد زیادی تجهیزات نظامی را حمل می‌کند. در تصاویر، ردیفی طولانی از خودروهای نظامی، از جمله خودروهای زرهی و تجهیزات حمل‌ونقل نظامی روی واگن‌ها دیده می‌شود.

بر اساس پیام صوتی همراه ویدیو که به‌دلیل ملاحظات حریم خصوصی و امنیتی حذف شده این قطار حدود ۱۵ دقیقه در حال عبور بوده و فرستنده ادعا می‌کند: «چنین چیزی را قبلاً ندیده بودیم.»

در متن حذف‌شده همچنین آمده است:

«نمی‌دانم آیا این موضوع به جنگ خاورمیانه مربوط است یا نه»

«به نظر می‌رسد بیشتر آن‌ها خودروهای حمل‌ونقل و زرهی هستند»

***

cf.jpgبی بی سی - در حالی که بيش از ۲۴ ساعت از آغاز آتش‌بس موقت ميان ايران و امريکا می‌گذرد، تحولات اخير به شرح زير است:

حملات در نقاط مختلف منطقه همچنان ادامه دارد و ثبات آتش‌بس در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

وضعيت عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز نامشخص است؛ در حالی که کاخ سفيد اعلام کرده اين مسير «باز» است، رسانه‌های دولتی ايران می‌گويند همچنان بسته است.

محمدباقر قالیباف که به نظر می‌رسد رهبری مذاکرات با آمریکا را در دست دارد با شمردن سه مورد از نقض مفاد آتش‌بس گفته در این صورت نه آتش‌بس دوطرفه معنا دارد و نه مذاکرات

درگيری‌ها ميان اسرائيل و لبنان تشديد شده است؛ امريکا و اسرائيل می‌گويند لبنان شامل توافق نبوده، اما ايران اعلام کرده که بوده است.

کاخ سفيد جزئيات منتشرشده از سوی ايران درباره توافق را رد کرده و می‌گويد با آنچه واقعا مورد توافق قرار گرفته، متفاوت است.

نيروهای دفاعی اسرائيل مدعی شده‌اند يک فرمانده حزب‌الله را در بيروت کشته‌اند و اعلام کردند در «بزرگ‌ترين حمله» از زمان آغاز عمليات ماه گذشته، ۱۰۰ حمله را طی ۱۰ دقيقه انجام داده‌اند.

وزارت بهداشت لبنان اعلام کرده دست‌کم ۱۱۲ نفر در حملات اسرائيل کشته و حدود ۸۰۰ نفر زخمی شده‌اند.

ايران هشدار داده در صورت ادامه حملات به لبنان، پاسخی «پشيمان‌کننده» خواهد داد.

بنيامين نتانياهو بر ادامه حملات عليه حزب‌الله تاکيد کرده و گزارش‌ها درباره اطلاع ديرهنگام اسرائيل از توافق آتش‌بس را رد کرده است.

در کاخ سفيد، کارولين لويت، سخنگوی مطبوعاتی، اعلام کرد مذاکرات صلح روز شنبه در پاکستان آغاز می‌شود و جی دی ونس هيات امريکايی را در اسلام‌آباد رهبری خواهد کرد.

در همين حال، مارک روته پس از ديدار با دونالد ترامپ اعلام کرد که رييس جمهور امريکا «به وضوح از متحدان ناتو ناراضی» است.

ترامپ نيز در شبکه‌های اجتماعی با حروف بزرگ نوشت: «ناتو زمانی که ما به آن نياز داشتيم حضور نداشت و اگر دوباره به آن نياز داشته باشيم هم حضور نخواهد داشت.»

مدل دزدی قالیباف

| No Comments

gb.jpgعلی شریفی زارچی: آنچه دزدی قالیباف را از دیگران جدا می‌کند

در پرونده موسوم به «املاک نجومی»، علی شریفی زارچی می‌گوید شیوه‌ی دزدی در دوره مدیریت محمدباقر قالیباف با دیگر نمونه‌های فساد تفاوتی اساسی داشت: نه صرفاً برای پر کردن جیب، بلکه برای ساخت شبکه‌ای از قدرت. بر اساس این روایت، هزاران ملک متعلق به عموم با قیمت‌هایی پایین‌تر از ارزش واقعی به افراد بانفوذ واگذار شده است.

علی شریفی زارچی در شبکه اکس نوشت:

***

onx.jpg

***

***

خاک بر سرت عباس

| No Comments

"خاک بر سرت عباس این چه کاری بود کردی"

***

امیرفرشاد ابراهیمی - کری خوانی رئیس کازینوی قم برای ترامپ. تمام آس ها دست ماست و می‌خواهیم تو را حاکم کوت کنیم.

صیغه خیابانی در ساوجبلاغ

| No Comments

9.jpg

ایران اینترنشنال - ویدیوی منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد یک مامور نیروی انتظامی در ساوجبلاغ در تجمعات حکومتی روز ۱۸ فروردین زنی را برای مدت یک ماه صیغه موقت می‌کند.

9999.jpgایندیپندنت - ویدیوهای منتشر شده از مراسم حکومتی چهلمین روز کشته شدن علی خامنه‌ای، نشانگر حضور عراقی‌ها در خیابان‌های تهران است. حشد الشعبی، یکی از گروه‌های اصلی نیابتی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود که در روزهای گذشته تصاویری از حضورشان در ایران منتشر شده بود.

در تصاویری که رسانه های جمهوری اسلامی منتشر کرده‌اند عراقی‌ها در حال شعار دادن دیده می‌شوند. آنها شعار می‌دهند: «جهان بداند و ببیند که جدایی ایران و عراق ... غیرممکن خواهد بود.»

ویدیوی منتشرشده در رسانه‌های ایران نشان می‌دهد مسعود پزشکیان در مراسم چهلم علی خامنه‌ای در تهران با حلقه‌ای شدید از حفاظت و محافظان ماسک‌دار حاضر شد.

***

***

segal.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

پس از پایان جنگ و اعلام آتش‌بس، پرسش اصلی دیگر درباره نیت‌های تهران نیست، بلکه درباره توان واقعی آن برای ادامه تهدید است. جمع‌بندی کلی این است: جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست، اما توان نظامی و گزینه‌های راهبردی آن نسبت به پیش از جنگ به‌طور محسوسی کاهش یافته است.

در طول جنگ، تهران خطوط قرمزی اعلام کرده بود: آتش‌بس موقت را نمی‌پذیرد، تنگه هرمز باز نخواهد شد و جنگ لبنان باید پایان یابد. اما در عمل، آتش‌بس برقرار شد، هرمز تا حدودی بازگشایی شد و محور منطقه‌ای ایران تحت فشار شدید قرار گرفت. این شکاف میان مواضع اعلامی و واقعیت میدانی، نشان‌دهنده محدود شدن قدرت مانور رژیم است.

روایت «پیروزی از طریق بقا» اکنون از سوی برخی مطرح می‌شود؛ اینکه جمهوری اسلامی در برابر فشار شدید دوام آورده است. اما مسئله اصلی ارزش این بقاست. پس از جنگ‌های گذشته، رژیم با منابع مالی قابل‌توجه توانست بازسازی کند و حتی بازدارندگی خود را تقویت کند. امروز شرایط متفاوت است: خسارات بیشتر، منابع کمتر و فشار داخلی شدیدتر.

هزینه‌های جنگ برای تهران چندلایه بوده است. بخش مهمی از فرماندهی نظامی و امنیتی از بین رفته، زیرساخت‌های صنعتی و نظامی آسیب دیده و توان عملیاتی ارتش و سپاه کاهش یافته است. توان نظامی جمهوری اسلامی نسبت به پیش از جنگ به کسری از گذشته تقلیل یافته، هرچند این دستاوردهای تاکتیکی الزاماً به معنای پیروزی راهبردی نیست.

در نتیجه، رژیم اکنون با یک معادله دشوار روبه‌روست:

***

plane.jpgاز گرگان به اسلام آباد

از دو پرواز هواپیمایی «معراج» از گرگان، پرواز اول هم‌اکنون وارد حریم هوایی پاکستان شده است. این پرواز با حدود ۱۵ هزار بیننده، در صدر پربازدیدترین پروازهای سایت «فلایت‌رادار» قرار دارد. پرواز دوم نیز با حدود ۱۰ هزار بیننده در رتبه دوم پربیننده‌ترین‌هاست و دقایقی دیگر وارد پاکستان خواهد شد.

داده‌های ترافیک هوایی نشان می‌دهد دو پرواز ایرانی با نام‌های Iran04 و Iran05 در مسیر پاکستان هستند.

این دو پرواز پیش از مذاکرات تهران با ایالات متحده در اسلام‌آباد در روز شنبه انجام می‌شود.

هنوز تأیید نشده است که آیا این هواپیماها حامل مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی هستند یا نه، اما این شماره‌های پرواز معمولا برای هواپیماهایی استفاده می‌شود که مقامات دولتی را جابه‌جا می‌کنند.

azadiflag.jpgیورونیوز - بحث مذاکره پیش‌رو بین ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان در حالی مطرح شده است که آتش‌بس بین دو کشور به دلیل ادامه درگیری بین اسرائیل و گروه حزب‌الله لبنان در معرض تهدید قرار دارد.

سفیر ایران در پاکستان پیش از این خبر داده بود که هیات ایرانی شامگاه پنجشنبه وارد اسلام‌آباد خواهد شد. با این حال او مدت کوتاهی پس از انتشار این خبر در شبکه اجتماعی «ایکس» آن را حذف کرد.

دو طرف علاوه بر اختلاف‌نظر در مورد تعمیم آتش‌بس به لبنان در مورد محتوای پیشنهاد ۱۰ بندی ایران نیز با یکدیگر هم‌نظر نیستند. به نظر می‌رسد که هر کدام از دو طرف به سند پیشنهادی متفاوتی استناد می‌کنند. به عنوان مثال در متنی که ایران به طور علنی به آن اشاره می‌کند بر حق غنی‌سازی اورانیوم تاکید شده است.

این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا تاکید می‌کند که «عدم غنی‌سازی» بخشی از توافق احتمالی با ایران خواهد بود.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

چرا مذاکرات پیش‌رو دشوار خواهد بود؟

مذاکرات ایران و آمریکا در شرایطی برگزار خواهد شد که دیوار بلند بی‌اعتمادی بین دو کشور از همیشه بلندتر است. ایران تاکنون دو بار در حالی که در حال مذاکره با ایالات متحده بوده مورد حمله نظامی قرار گرفته است. در این شرایط طبیعی است که مقام‌های جمهوری اسلامی بر این باور باشند که مذاکره با واشنگتن کاری «غیرمنطقی» باشد.

wh.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در واکنش به گزارش‌ها و روایت‌های متناقض درباره مذاکرات ایران و آمریکا در حساب خود در شبکه ایکس نوشت:

«توافق‌ها، فهرست‌ها و روایت های متعددی در حال انتشار است که توسط افرادی ارسال می‌شود که مطلقاً هیچ ارتباطی با مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی ندارند. در بسیاری از موارد، آن‌ها کاملاً کلاهبردار، شارلاتان و حتی بدتر هستند.

پس از پایان تحقیقات، هویت آن‌ها و نادرستی ادعاهایشان به‌سرعت افشا خواهد شد.

تنها یک مجموعه از "نکات" معنادار وجود دارد که برای ایالات متحده قابل قبول است و ما این موارد را پشت درهای بسته در جریان این مذاکرات بررسی خواهیم کرد. این همان نکاتی است که مبنای توافق ما برای آتش‌بس قرار گرفت. این موارد منطقی هستند و به‌راحتی قابل اجرا خواهند بود.

این وضعیت بسیار شبیه گزارش دیشب سی ان ان است که به نقل از یک "منبع" فاقد اختیار یا مسئولیت، نامه‌ای را با این ادعا که از اعتبار بالایی برخوردار است منتشر کرد.

همزمان، حساب رسمی کاخ سفید نیز با نقل قولی از ترامپ تأکید کرد:

«تنها یک مجموعه از نکات مشخص وجود دارد که برای ایالات متحده قابل قبول است و این موارد در جریان مذاکرات، پشت درهای بسته بررسی خواهد شد.»

همچنین در پستی دیگر در شبکه تروث سوشال، ترامپ نوشت که «۱۰ نکته» منتشرشده از سوی جمهوری اسلامی با «۱۰ نکته‌ای» که ایالات متحده آن‌ها را مبنای آتش‌بس پذیرفته، متفاوت است.

او افزود پیشنهاد واقعی که به‌صورت غیرعلنی دریافت شده «منطقی و قابل اجراست» و می‌تواند نقطه شروعی برای مذاکرات باشد، نه فهرستی که به‌طور عمومی منتشر شده است.

***

mbgh.jpgپس از ۳ نقض کلیدی چارچوب مورد توافق، آتش‌بس و مذاکره بی‌معناست

متن پست کانال قالیباف


"پس از ۳ نقض کلیدی چارچوب مورد توافق، آتش‌بس و مذاکره بی‌معناست| تهاجم به لبنان، تجاوز به آسمان ایران و انکار حق غنی‌سازی، نقض سه بند کلیدی چارچوب مورد توافق است


محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در بیانیه‌ای درباره نقض سه بند کلیدی از طرح ده‌بندی ایران (چارچوب مورد توافق) پیش از آغاز مذاکرات در شبکه ایکس نوشت:

از همان ابتدا، ما روند جاری را با بی‌اعتمادی دنبال می‌کردیم و همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، ایالات متحده آمریکا این بار نیز پیش از آغاز مذاکرات، تعهدات خود را نقض کرد.

همان‌گونه که رئیس‌جمهور ایالات متحده صراحتاً اعلام کرده است، طرح ده‌بندی جمهوری اسلامی ایران، پایه و چارچوب مبنای قابل کار و چارچوب پایه‌ای برای این گفتگوها محسوب می‌شود. با این حال، تا این لحظه سه بند از این پیشنهاد نقض شده است:

عدم پایبندی به بند اول طرح ده‌بندی در خصوص آتش‌بس لبنان -- تعهدی که نخست‌وزیر شهباز شریف نیز صراحتاً به آن اشاره کرده و آن را «آتش‌بس فوری در همه‌جا از جمله لبنان و سایر مناطق، مؤثر بلافاصله» اعلام نموده است؛

ورود پهپاد متجاوز به آسمان ایران که در شهر لار در استان فارس منهدم شد و نقض آشکار بند ممنوعیت هرگونه تجاوز مجدد به حریم هوایی ایران است؛

انکار پذیرش حق غنی‌سازی ایران، که بند ششم این چارچوب بود.

اکنون همان «چارچوب پایه‌ای برای مذاکره» نیز حتی پیش از آغاز مذاکرات، سه بند کلیدی آن به صورت علنی و آشکار نقض شده است.

در چنین شرایطی، نه آتش‌بس دوطرفه معنایی دارد و نه مذاکرات

***

dtbbanner.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، صبح پنج‌شنبه ۲۰ فروردین در پیامی در شبکه‌ اجتماعی تروث‌سوشال نوشت نیروهای نظامی ایالات متحده «در ایران و اطراف آن» تا زمان اجرای کامل «توافق واقعی»، در محل ماموریت خود باقی خواهند ماند.

در این پیام آمده است: «تمامی کشتی‌ها، هواپیماها و نیروهای نظامی آمریکا، به همراه مهمات، تسلیحات و هر آنچه که برای اجرای مرگبار و نابودی دشمنی که از پیش تا حد زیادی تضعیف شده است مناسب و ضروری باشد، در داخل و اطراف ایران باقی خواهند ماند، تا زمانی که "توافق واقعی" به‌دست‌آمده به‌طور کامل اجرا شود.»

او هشدار داد در صورت عدم پایبندی به این توافق، عملیات نظامی با شدتی بی‌سابقه از سر گرفته خواهد شد.

dtts.jpg

hegseth.jpgبا کبوتر نامه‌بر آتش‌بس را به نیروهایتان ابلاغ کنید

ایران اینترنشنال - پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، روز چهارشنبه در واکنش به گزارش‌هایی درباره ادامه حملات جمهوری اسلامی پس از اعلام آتش‌بس موقت گفت گاهی زمان می‌برد تا آتش‌بس تثیبت شود اما حکومت ایران باید هرچه سریع‌تر به نیروهای خود دستور توقف شلیک را ابلاغ کند.

او با لحنی هشدارآمیز گفت: «ایران عاقلانه عمل می‌کند اگر راهی پیدا کند که پیام را حتی با کبوتر نامه‌بر به نیروهایش در مناطق دورافتاده برساند تا بدانند دیگر شلیک نکنند و حملات یک‌طرفه یا موشکی را متوقف کنند.»او تاکید کرد که نیروهای آمریکایی در صورت لزوم همچنان آماده پاسخ‌گویی هستند.

درخواست فوری نخست‌وزیر پاکستان برای خویشتن‌داری طرفین؛ «نقض آتش‌بس، دیپلماسی را تهدید می‌کند»

یورونیوز - شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، با ابراز نگرانی از گزارش‌های دریافتی مبنی بر نقض آتش‌بس در برخی نقاط منطقه نبرد، از تمامی طرف‌های درگیر خواست تا با پایبندی به توافقات، اجازه دهند فرآیند دیپلماتیک مسیر خود را طی کند.نخست‌وزیر پاکستان با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تاکید کرد که تداوم این درگیری‌های پراکنده، «روح فرآیند صلح» را تضعیف می‌کند. او در ادامه افزود: «من صمیمانه و مجدانه از همه طرف‌ها می‌خواهم که خویشتن‌داری پیشه کرده و به آتش‌بس دو هفته‌ای، همان‌طور که بر سر آن توافق شده است، احترام بگذارند.»شهباز شریف هدف از این پافشاری بر توقف درگیری‌ها را فراهم کردن فضا برای نقش‌آفرینی دیپلماسی دانست و خاطرنشان کرد که تنها از این طریق می‌توان به سمت یک «حل‌وفصل مسالمت‌آمیز» برای پایان دادن به این بحران حرکت کرد.

آسیب به خط لوله نفتی عربستان؛ شاهرگ حیاتی جایگزین تنگه هرمز هدف قرار گرفت

یک منبع آگاه روز چهارشنبه به رویترز گفت که خط لوله حیاتی «شرق به غرب» عربستان سعودی در پی حمله ایران آسیب دیده است. این خط لوله پس از مسدود شدن موثر تنگه هرمز توسط ایران، روزانه حدود ۷ میلیون بشکه نفت را از قلب میادین نفتی در شرق عربستان به بندر «ینبع» در کرانه دریای سرخ منتقل می‌کرد.

این منبع آگاه با اشاره به اینکه برآورد خسارات در حال انجام است، افزود انتظار می‌رود جریان نفت در این خط لوله تحت تاثیر قرار گیرد؛ موضوعی که می‌تواند به گفته کارشناسان، وخیم‌ترین بحران انرژی جهان را تشدید کند.



vakonesh.jpgاز خشم و ناامیدی تا امید به «تاکتیک پنهان

ایران اینترنشنال - اعلام آتش‌بس موقت میان آمریکا و جمهوری اسلامی، موجی از واکنش‌ها و احساسات متناقض را در میان شهروندان ایرانی برانگیخته است. واکنش‌هایی که از ناامیدی و خشم نسبت به بقای حکومت تا امیدواری به آتش‌بس به‌عنوان «تاکتیکی موقت» برای تحولات آینده و حتی سرنگونی را در بر می‌گیرد.

پیام‌هایی که از شهرهای مختلف به دست ایران‌اینترنشنال رسیده، نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از مخاطبان، این آتش‌بس موقت را به چشم «عقب‌نشینی یا توقفی ناخواسته در مسیر تغییرات احتمالی» می‌بینند.

برخی شهروندان با لحنی انتقادی، نسبت به نقش آمریکا و به‌ویژه دونالد ترامپ واکنش نشان دادند.

یکی از مخاطبان خطاب به ترامپ نوشت: «ما از شما کمک خواستیم که ایران را آزاد کنید، اما نه تنها آزاد نکردید، بلکه کشوری بسیار بدتر به ما تحویل دادید و خون ۴۵ هزار جاویدنام پایمال شد.»

کاربری دیگر نیز این توافق را نوعی «خلف وعده» توصیف کرد و نوشت: «آتش‌بس موقت برای مردم، آغاز بدبختی با دولتی ناتوان است. حتی توان بقا با این اقتصاد ورشکسته وجود ندارد.»

میان بسیاری از پیام‌ها، احساس ناامیدی عمیق از آینده نیز دیده می‌شود.

یک شهروند از تهران نوشت: «وقتی خبر آتش‌بس را شنیدم، انگار دنیا روی سرم خراب شد.»

شهروندی دیگر نیز با اشاره به شرایط داخلی ایران گفت: «بدبخت بودیم و حالا بدبخت‌تر می‌شویم. دیگر هیچ امیدی نداریم.»

امید به «تاکتیک موقت» یا ادامه مسیر

در کنار این موج ناامیدی گسترده، گروهی دیگر از مخاطبان این آتش‌بس را نه پایان مسیر، بلکه بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر ارزیابی کردند.

برخی از این شهروندان معتقدند توافق کنونی می‌تواند «تاکتیکی برای ایجاد شرایط جدید و سرنگونی جمهوری اسلامی» باشد.

یکی از مخاطبان در همین زمینه خطاب به رییس‌جمهوری آمریکا نوشت: «لطفا کاری را که شروع کرده‌اید، نیمه‌تمام رها نکنید.»

rp.jpgامروز نه زمان ناامیدی، بلکه زمان باور بیشتر به پیروزی است

رضا پهلوی، در پیامی ویدیویی خطاب به «هم‌میهنان و ملت بزرگ ایران» گفت می‌داند خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل بسیاری را دلسرد کرده است، اما امروز نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است.

او در این پیام که شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین منتشر شد، افزود: «آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند.»

رضا پهلوی در ابتدای این پیام ویدیویی با اشاره به اعتراضات دی ماه در جریان انقلاب ملی ایرانیان گفت: «به همه شما که در این صد روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید، با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم.»

رضا پهلوی در ادامه پیام خود خطاب به مردم ایران افزود: «آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقا در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جانفشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) نیز فریاد زد.»

او گفت: «ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه به‌جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب فلج شده و فرو پاشیده است.»

abc.jpgخبر تکمیلی:

جاناتان کارل، خبرنگار شبکه ای بی سی، در شبکه ایکس نوشت:

امروز صبح از رئیس‌جمهور ترامپ پرسیدم آیا با این موضوع موافق است که ایران از همه کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند عوارض دریافت کند. او پاسخ داد که ممکن است یک طرح مشترک میان آمریکا و ایران برای دریافت این عوارض ایجاد شود.

ترامپ گفت:
«داریم به این فکر می‌کنیم که آن را به‌صورت یک سرمایه‌گذاری مشترک انجام دهیم. این راهی برای تأمین امنیت آن است -- و همچنین محافظت از آن در برابر افراد و طرف‌های دیگر.»

او افزود:
«این یک چیز زیباست.»

karlx.jpg

رویترز: چند کشتی پیام گرفتند که تنگه هرمز همچنان بسته است

خبرگزاری رویترز به نقل از منابع دریایی گزارش داد، نیروی دریایی جمهوری اسلامی با انتشار پیامی اعلام کرده که مالکان کشتی‌ها برای عبور از محدوده‌های آبی تحت کنترل ایران باید از این کشور مجوز دریافت کنند، در غیر این صورت کشتی‌ها هدف قرار گرفته و نابود خواهند شد. براساس این گزارش، چندین کشتی در خلیج فارس پیام‌هایی از نیروی دریایی جمهوری اسلامی دریافت کرده‌اند که تنگه هرمز همچنان بسته است.

عمان: عبور از تنگه هرمز بدون دریافت هزینه خواهد بود

به گزارش خبرنگار رویترز، سعید بن حمود المعولی، وزیر حمل‌ونقل عمان، اعلام کرد همه توافق‌های مرتبط با حمل‌ونقل دریایی امضا شده و بر اساس آن، امکان اعمال هزینه برای عبور از تنگه هرمز وجود ندارد. او افزود: «با این حال کشورهای زیادی از جمله ایران و آمریکا این توافق‌ها را امضا نکرده‌اند و به همین دلیل خلاء قانونی وجود دارد.» این توضیح عمان می‌تواند با ادعای ترامپ همسو باشد، زیرا اشاره به «خلأ قانونی» ناشی از امضانشدن توافق‌ها توسط کشورهایی مانند ایران و آمریکا، عملاً امکان ایجاد سازوکارهای جدید--از جمله طرح مشترک برای دریافت عوارض--را منتفی نمی‌کند.

در همین زمینه طبق گزارش‌های فایننشال تایمز، جمهوری اسلامی از نفتکش‌ها برای عبور از تنگه هرمز حدود ۱ دلار به ازای هر بشکه دریافت می‌کند که باید با ارز دیجیتال پرداخت شود.

گزارش‌ها حاکی است شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی با احتیاط عمل می‌کنند و هنوز بسیاری از کشتی‌ها در انتظار روشن شدن شرایط عبور هستند. برآوردها نشان می‌دهد صدها کشتی در خلیج فارس منتظر خروج هستند و روند عبور به‌دلیل کنترل‌های جدید به‌شدت کند شده است.

کارشناسان هشدار داده‌اند که ادامه این وضعیت می‌تواند توازن قدرت در بازار جهانی نفت و حتی در درون اوپک‌پلاس را تحت تاثیر قرار دهد، چرا که کنترل ایران بر تنگه هرمز می‌تواند به اهرم فشاری بر صادرات دیگر کشورها تبدیل شود

oman.jpgگزارش اولیه:

آسوشیتدپرس: طرح آتش‌بس به ایران و عمان اجازه می‌دهد برای عبور از تنگه هرمز عوارض بگیرند

خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام منطقه‌ای که در مذاکرات اخیر با جمهوری اسلامی شرکت داشت، نوشت که طرح آتش‌بس دو هفته‌ای شامل اجازه دادن به ایران و عمان برای دریافت هزینه از کشتی‌هایی است که از تنگه هرمز عبور می‌کنند.

این مقام گفت که حکومت ایران عواید حاصل از این کار را برای «بازسازی» استفاده خواهد کرد، اما تصمیم عمان برای نحوه صرف این درآمد روشن نیست.

تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی عمان و ایران قرار دارد. در قواعد بین‌المللی جهان این گذرگاه یک آبراه بین‌المللی به شمار می‌آید و تاکنون هرگز عوارضی بابت عبور از آن درخواست نشده بود.

این مقام که مستقیماً در مذاکرات شرکت داشت، به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد تا در مورد مذاکرات داخلی صحبت کند.

IMG_5288.pngهیچ چیز از حکومت نکبت اسلامی یاد نگرفته باشیم، یک چیز را خوب یاد گرفته ایم:
زیر بار شکست نرویم و هر وضعیتی را به نفع خودمان و به اسم پیروزی توجیه کنیم.
البته من ایرادی در این مساله نمی بینم. از وقتی اینترنت فارسی باب شده، میلیون ها نفر مبارز سیاسی و مفسر سیاسی و متخصص امور سیاسی شده اند اما واقعیت این است که ما ایرانیان هیچ کدام از این ها نیستیم. یک امکان حرف زدن پیدا کرده ایم و هر چه به ذهن مان می آيد را بدون این که واقعا به آن معتقد باشیم بر زبان می آوریم.

بعد که عقیده مان را بر زبان می آوریم خودمان باورمان می شود که این عقیده ی واقعی ماست و ما حاضریم به خاطر این عقیده جان مان را هم فدا کنیم. اما اشتباه می کنیم. ما آدم های معمولی هستیم که می خواهیم زندگی کنیم و وقتی چیزی در اینترنت می گوییم یا می نویسیم بازتاب همین نگاه است نه چیزی بیشتر. ما مبارز سیاسی نیستیم و نمی توانیم هم باشیم. در باره ی سیاست حرف زدن ماها مثل حرف زدن مان در باره ی فلان بازی فوتبال است. نظر کارشناسی می دهیم که اگر این طور می شد و آن طور نمی شد گل زدن مان قطعی بود. این قدر در بازی فرو می رویم که انگار خودمان وسط میدان هستیم و توپ زیر پای مان هست و می توانیم با دریبل ی که در سر داریم و پاسی که می دهیم و شوتی که می کنیم تیم محبوب مان را پیروز کنیم. اما این ها همه حرف است. بازی فوتبال ما دو ساعت است و بعد می رویم سراغ کار و زندگی اصلی مان. نه توپی، نه شوتی، نه پاسی، نه اصلا فکر کردن به فوتبال. کار ما چیز دیگری ست. زندگی کردن است. بقال هستیم معلم هستیم سرباز هستیم کارمند هستیم دانشجو هستیم کارگر هستیم دلال هستیم راننده اتوبوس هستیم خلاصه یک عنصر اجتماع هستیم که کار و تلاش می کنیم برای زندگی کردن. هر چه به این کار و تلاش آسیب بزند و مانع نان در آوردن ما بشود بد است. هر چه هم که به بیشتر شدن در آمد و رفاه ما کمک کند خوب است. شب می خوابیم صبح بیدار می شویم که این زندگی را ادامه بدهیم نه این که فوتبال بازی کنیم. فوتبال بازی کردن ذهنی ما مال اوقات فراغت ماست نه همه ی زندگی ما. اینترنت باعث شده تا ما هم خودمان را گول بزنیم هم دیگران را. این گول زدن این قدر شدت اش زیاد است که گاهی واقعا خودمان را در قالب یک عنصر مبارز سیاسی می بینیم. بخصوص وقتی با همفکران و کسانی که شبیه خود ما هستند هم صحبت می شویم دیگر خدا را بنده نیستیم. اصلا چگوارا می شویم. اصلا کسی می شویم که ۴۷ سال تمام است شبانه روز با حکومت نکبت اسلامی می جنگیم. اگر روزی روزگاری حکومت سقوط کند که حالا حالاها به لطف امثال شما انقلابیون دروغی نخواهد کرد چه داستان ها که تعریف نخواهید کرد. خودتان یک پا دایی جان ناپلئون خواهید شد که با تفنگ حسن موسایش علیه حکومت اسلامی جنگید و آن ها را از ایران بیرون راند. بله. روان انسان تا این اندازه استعداد دروغ را جایگزین واقعیت کردن دارد طوری که گاه خودش هم دروغ های شاخدارش باور ش می شود....

زیر ذره بین سخن امروز را ببینید....


axios.jpgباراک راوید، اکسیوس - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

مقام‌هایی در آمریکا و اسرائیل روز دوشنبه، هم‌زمان با نزدیک شدن ضرب‌الاجل دونالد ترامپ، از تحول مهمی مطلع شدند: به گفته یک مقام اسرائیلی، یک مقام منطقه‌ای و منبع سومی که از مذاکرات آگاه بود، "رهبر جمهوری اسلامی" برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ به مذاکره‌کنندگان خود دستور داد به سمت توافق حرکت کنند.

تصویر کلی: در حالی که ترامپ به‌صورت علنی از «نابودی کامل» سخن می‌گفت، پشت‌پرده نشانه‌هایی از پیشرفت دیپلماتیک دیده می‌شد -- هرچند حتی منابع نزدیک به ترامپ هم تا لحظه اعلام آتش‌بس نمی‌دانستند نتیجه چه خواهد شد.

  • نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و مقام‌های پنتاگون در ساعات پایانی خود را برای یک کارزار گسترده بمباران زیرساخت‌های ایران آماده می‌کردند و همزمان تلاش داشتند بفهمند ترامپ به کدام سمت متمایل است. یک مقام دفاعی گفت: «نمی‌دانستیم چه خواهد شد. وضعیت کاملاً غیرقابل‌پیش‌بینی بود.»
  • متحدان منطقه‌ای انتظار تلافی جمهوری اسلامی در مقیاسی بی‌سابقه را داشتند. در داخل ایران نیز برخی غیرنظامیان برای دور شدن از مناطق هدف احتمالی در حال ترک خانه‌های خود بودند.
  • این روایت از دیپلماسی‌ای که فعلاً مانع از تشدید درگیری ها شده، بر اساس گفت‌وگو با یازده منبع مطلع از مذاکرات تنظیم شده است.

آغاز ماجرا: صبح دوشنبه، در حالی که ترامپ در مراسم عید پاک کاخ سفید میان جمعیت حضور داشت، استیو ویتکافِ «بسیار خشمگین» پشت تلفن‌ها مشغول رایزنی بود.

  • فرستاده آمریکا به میانجی‌ها گفت طرح ۱۰ بندیِ متقابل ایران که تازه دریافت شده بود «فاجعه» است.
  • این موضوع آغاز روزی «آشفته» از اصلاحات بود؛ میانجی‌های پاکستانی پیش‌نویس‌ها را میان ویتکاف و عباس عراقچی رد و بدل می‌کردند و وزرای خارجه مصر و ترکیه نیز تلاش داشتند اختلاف‌ها را کاهش دهند.
  • تا شب دوشنبه، میانجی‌ها موافقت آمریکا را برای یک پیشنهاد به‌روزشده شامل آتش‌بس دو هفته‌ای گرفتند. تصمیم نهایی با رهبر جمهوری اسلامی بود که به گفته منابع، دوشنبه و سه‌شنبه فعالانه در روند دخالت داشت.

نقش پشت‌پرده مجتبی خامنه ای:
درگیری فعال و تهدید ترور از سوی اسرائیل باعث شد ارتباطات او مخفیانه و دشوار باشد؛ او عمدتاً از طریق انتقال یادداشت‌ها توسط رابط‌ها پیام می‌فرستاد.

  • دو منبع موافقت او با مذاکره‌کنندگان برای رسیدن به توافق را «نقطه عطف» توصیف کردند.
  • به گفته یک منبع منطقه‌ای، عباس عراقچی نیز در پیشبرد مذاکرات و متقاعد کردن فرماندهان سپاه برای پذیرش توافق نقش محوری داشت.
  • چین نیز به ایران توصیه کرده بود مسیر خروج از بحران را بپذیرد.
  • در نهایت، همه تصمیم‌های اصلی از فیلتر رهبر جمهوری اسلامی عبور می‌کرد. یک منبع گفت: «بدون چراغ سبز او توافقی در کار نبود.»

enfejar.jpg

خبر تکمیلی:

ایران اینترنشنال - بر اساس پیام‌های مخاطبان ایران اینترنشنال چهارشنبه شب و بامداد پنجشنبه مناطق مختلف ایران از استان البرز گرفته تا خوزستان هدف حمله قرار گرفت. صدای چندین انفجار در مهرشهر، محمدشهر و عظیمیه در استان البرز، بین ساعات ۲ تا ۴ بامداد پنجشنبه شنیده شد.

بر اساس پیام های مخاطبان، ساعت ۲۳:۳۶ چهارشنبه، صدای انفجار شدید در بوشهر شنیده شد. همچنین صدای چند انفجار پیاپی ساعت ۰۴:۴۰ پنج‌شنبه در شیراز شنیده شد. در اهواز نیز حدود ۰۳:۱۵ پنج‌شنبه صدای دو انفجار نسبتا شدید شنیده شد.

گزارش اولیه:

گزارش‌ها از شنیده‌شدن صدای انفجار و فعالیت پدافند در اطراف تهران و چند استان دیگر

پیام‌های رسیده از مخاطبان ایران‌اینترنشنال حاکی است شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین، در مناطقی از استان تهران و استان‌های همجوار، صدای انفجار، فعالیت پدافند و عبور جنگنده‌ها گزارش شده است.

بر اساس این گزارش‌ها، در نسیم‌شهر بهارستان، در نیمه‌شب ۱۸ فروردین صدای عبور جنگنده شنیده شده است.

همچنین در پاکدشت، حوالی ساعت ۲۱:۰۴ صدای انفجار در محدوده پارچین گزارش شده و پدافند در شهرک قیامدشت فعال بوده است.

در استان البرز، ساعت ۲۱:۲۱ صدای انفجار شدید در گرمدره شنیده شده و هم‌زمان فعالیت پدافند گزارش شده است. در آبیک قزوین نیز حوالی ساعت ۲۱:۴۰ صدای فعالیت پدافند به گوش رسیده است.

araqchi.jpgعراقچی: برای دو هفته عبور امن از تنگه هرمز امکان‌پذیر خواهد بود

عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بامداد چهارشنبه طی بیانیه‌ای ضمن اعلام موافقت ایران با آتش‌بس دو هفته‌ای اعلام کرد: «‫اگر حملات علیه ایران متوقف ش نیروهای مسلح ما عملیات دفاعی خود را متوقف خواهند کرد.» آقای عراقچی افزود: «برای مدت دو هفته، عبور ایمن از تنگه هرمز از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی، امکان‌پذیر خواهد بود.»

متن کامل بیانیه:

تهران - ۷ آوریل ۲۰۲۶

از طرف جمهوری اسلامی ایران، از برادران عزیزم، جناب نخست‌وزیر پاکستان آقای شریف و همچنین فیلد مارشال منیر، به‌دلیل تلاش‌های خستگی‌ناپذیرشان برای پایان دادن به جنگ در منطقه، قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم.

در پاسخ به درخواست برادرانه نخست‌وزیر شریف در توییت خود، و با توجه به درخواست ایالات متحده برای آغاز مذاکرات بر اساس پیشنهاد ۱۵ بندی آن کشور، و نیز اعلام رئیس‌جمهور آمریکا درباره پذیرش چارچوب کلی پیشنهاد ۱۰ بندی ایران به‌عنوان مبنای مذاکرات، بدین‌وسیله از طرف شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام می‌کنم:

در صورت توقف حملات علیه ایران، نیروهای مسلح قدرتمند ما عملیات دفاعی خود را متوقف خواهند کرد.

به مدت دو هفته، عبور ایمن از تنگه هرمز از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی، امکان‌پذیر خواهد بود.

عباس عراقچی
وزیر امور خارجه
جمهوری اسلامی ایران

aaStatement.jpg

tasnim.jpgوال‌استریت ژورنال: رژیم هشدار داده است که اگر حملات اسرائیل به لبنان و جمهوری اسلامی ادامه یابد، آن‌ها به حمله به کشورهای منطقه، از جمله اسرائیل، ادامه خواهند داد. به گفته منابع، این پیام در جریان تلاش‌های دیپلماتیک برای حفظ آتش‌بس مطرح شده است

ترامپ: لبنان در توافق آتش‌بس موقت با تهران گنجانده نشده است

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در گفت‌وگو با شبکه پی‌بی‌اس اعلام کرد که لبنان در توافق آتش‌بس موقت با تهران گنجانده نشده و جمهوری اسلامی نیز از این موضوع مطلع است.

***

ایران وایر - خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، اعلام کرد در صورت «نقض آتش‌بس» از سوی اسراییل و ادامه حملات به حزب‌الله لبنان، ایران از توافق خارج خواهد شد.

به نوشته این رسانه، یک منبع آگاه در گفت‌وگو با تسنیم هشدار داده است: «اگر آمریکا نمی تواند اسراییل را مهار کند، ایران به او استثنا در این زمینه کمک می کند؛ آن هم با زور.»

این منبع همچنین اعلام کرد همزمان با بررسی خروج احتمالی از آتش‌بس، نیروهای مسلح ایران در حال تعیین اهداف برای پاسخ به آنچه «تجاوزات» اسراییل به لبنان خوانده شده، هستند.

تسنیم همزمان پیام مشترکی از فرماندهان هوافضا و نیروی دریایی سپاه منتشر کرده که در آن آمده است: «همین امروز هم تجربه کردند و دیدند که دست های ما روی ماشه است و به محض آنکه کوچکترین خطایی از دشمن سر بزند با قدرت کامل پاسخ داده خواهد شد.»

انتشار این مواضع همزمان با گزارش هایی درباره ادامه حملات پهپادی و موشکی ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس صورت گرفته است.

کویت اعلام کرده که شماری از تاسیسات شرکت ملی نفت این کشور و وزارت انرژی، روز چهارشنبه هدف پهپادهای ایرانی قرار گرفته اند. به گفته مقام های کویتی، این حملات چندین تاسیسات از جمله نیروگاه ها را هدف قرار داده و خسارات سنگینی به زیرساخت ها، واحدهای تولید برق و مخازن سوخت وارد کرده است. همچنین در برخی از این تاسیسات آتش سوزی گزارش شده است.

در همین حال، وزارت دفاع قطر نیز اعلام کرد این کشور روز چهارشنبه ۱۹ فروردین هدف هفت فروند موشک و پهپاد شلیک شده از سوی ایران قرار گرفته است.

vahidi.jpgنزدیک‌شدن ضرب‌الاجل ترامپ؛ کاهش امید به توافق و نقش پررنگ وحیدی

کیهان لندن - با نزدیک‌شدن به ضرب‌الاجل تعیین‌شده از سوی دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، گزارش‌های وال‌استریت ژورنال و نیویورک‌تایمز از کاهش چشمگیر امیدها به دستیابی به یک توافق فوری میان تهران و واشنگتن خبر می‌دهند؛ در شرایطی که به‌نوشته‌ی این رسانه‌ها، احمد وحیدی بعنوان یکی از بازیگران کلیدی در فرآیند تصمیم‌گیری ایران و کانال‌های غیرمستقیم دیپلماتیک، نقشی محوری در تلاش‌های میانجی‌گرانه و سنجش امکان ادامه یا تشدید تنش‌ها ایفا می‌کند.

وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های آمریکایی و خاورمیانه‌ای گزارش داده است که تصمیم‌گیری درباره‌ی هرگونه مذاکره، از مسیر شورای عالی امنیت ملی ایران و با نقش‌آفرینی احمد وحیدی انجام می‌شود. به نوشته‌ی این روزنامه، همین موضوع او را به یکی از محورهای اصلی تلاش‌های واشنگتن و میانجی‌های منطقه‌ای برای حفظ یک کانال محدود گفتگو، پیش از تصمیم احتمالی ترامپ برای تشدید حملات، تبدیل کرده است.

بر اساس این گزارش، رؤسای نهادهای اطلاعاتی مصر و ترکیه، همراه با فرمانده‌ی ارتش پاکستان، بخش مهمی از تلاش‌های میانجی‌گرانه‌ی خود را بر تماس با وحیدی و دیگر مقام‌های ارشد اطلاعاتی سپاه متمرکز کرده‌اند. اهمیت این نقش در شرایطی بیشتر شده است که ارتباط مستقیم میان تهران و واشنگتن همچنان محدود، ناپایدار و شکننده توصیف می‌شود.

با این حال، تحولات میدانی جنگ، روند تماس‌ها را با دشواری بیشتری روبرو کرده است. حملات هوایی به کشته‌شدن شماری از مقام‌های ارشد ایرانی و آسیب به زیرساخت‌های ارتباطی دولت منجر شده است و همین مسئله، شناسایی افرادی را که اختیار واقعی برای مذاکره دارند و نیز برقراری تماس با آن‌ها را دشوارتر کرده است.

ترامپ روز دوشنبه در جمع خبرنگاران به این مشکل اشاره کرد و گفت: «بزرگ‌ترین مشکلی که در مذاکره داریم این است که آن‌ها نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند.» او همچنین افزود: «بستگی دارد چه کار کنند. این یک دوره‌ی حساس است.»

trumpGN.jpgدو هفته آرامش؛ درس تازه‌ای از ترامپ‌شناسی؟

خبرنامه گویا - اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای میان امریکا و جمهوری اسلامی، در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از کاهش تنش تلقی شود؛ اما فاصله قابل توجه میان پیشنهاد ۱۵ بندی واشینگتن و طرح ۱۰ بندی تهران، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این آتش‌بس بیش از آن‌که گامی به سوی توافق باشد، فرصتی برای بازچینی صحنه و آماده‌سازی دور بعدی رویارویی است؟

بر اساس گزارش‌ها، اختلاف‌ها همچنان بنیادی است:

واشینگتن بر توقف کامل غنی‌سازی، خروج ذخایر اورانیوم غنی‌شده، پایان حمایت مالی و نظامی از گروه‌های شبه‌نظامی منطقه‌ای مانند حزب‌الله، حوثی‌ها و حشدالشعبی، و محدودیت‌های موشکی تأکید دارد. در مقابل، تهران حاضر به پذیرش چنین چارچوبی نیست و پیشنهاد ۱۰ بندی آن عملاً حفظ بخش عمده‌ای از زیرساخت هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای را مفروض می‌گیرد. چنین فاصله‌ای معمولاً نه با «دو هفته» بلکه با تغییرات راهبردی حل می‌شود.

از این زاویه، آتش‌بس ممکن است کارکردی عملی‌تر داشته باشد: کاهش فوری تنش برای عبور کشتی‌های متوقف‌شده در تنگه هرمز، تخلیه صف نفتکش‌ها، آرام‌سازی بازار انرژی و ایجاد فضای تنفسی برای متحدان منطقه‌ای.

در تحلیل رفتار دونالد ترامپ نیز این ابهام بیشتر می‌شود. در فضای سیاسی آمریکا بارها گفته شده است: «به حرف‌های ترامپ گوش نکنید، به کارهایش نگاه کنید.» در نمونه اخیر، او ضرب‌الاجل سه‌شنبه ۷ آوریل را برای بازگشایی تنگه هرمز تعیین کرده بود و تقریباً هر روز آن را تکرار می‌کرد. با این حال، برای تحریریه «خبرنامه گویا» از ابتدا تمدید این ضرب‌الاجل محتمل‌ترین سناریو ارزیابی می‌شد (هرچند در نهایت نتیجه به اعلام آتش‌بس انجامید). چرا؟ چون تجربه نشان داده زمانی که ترامپ مدام از اقدامی «بزرگ» سخن می‌گوید، احتمال عملی شدن فوری آن کمتر است؛ تصمیم‌های «بزرگ» او معمولاً زمانی رخ می‌دهند که انتظارش نمی‌رود.

رفتار او در همین مورد نیز قابل توجه بود: تا دو ساعت مانده به پایان ضرب‌الاجل، لحن «اقدام قریب‌الوقوع» ادامه داشت، اما ناگهان به «به‌زودی با دوستان ایرانی گفت‌وگو خواهیم کرد» تغییر کرد. این دقیقاً همان لحظه‌ای است که باید پرسید چه چیزی پشت صحنه در جریان است.

پرسش اینجاست: چه زمانی ناظران واقعاً رفتار رئیس‌جمهور آمریکا را درک خواهند کرد؟ شاید هیچ‌وقت. اما یک چیز تغییر نمی‌کند: او همیشه «ترامپ» خواهد بود.

***

پاورقی: طرح این نکته به معنای حمایت از سیاست‌های ترامپ نیست. صرف‌نظر از این‌که این سیاست‌ها موفق بوده‌اند یا نه، منظور اشاره به الگوی تکرارشونده و ظریف در رفتار اوست. از ایده‌هایی مانند «تصرف گرینلند»، «افزودن کانادا به‌عنوان ایالت پنجاه‌ویکم»، تا صحبت از «در اختیار گرفتن نفت ایران». چنین طرح‌هایی اغلب با ایجاد آشفتگی و سردرگمی در میان طرف‌های مقابل، فضای مذاکرات را تغییر می‌دهند و او تلاش می‌کند از این بی‌ثباتی به‌عنوان اهرم فشار و مزیت در چانه‌زنی استفاده کند.

***

آخرین پیام ترامپ:

روزی بزرگ برای صلح جهانی! ایران می‌خواهد این اتفاق بیفتد؛ آن‌ها به اندازه کافی خسته شده‌اند! دیگران هم همین‌طور!

آمریکا برای مدیریت ترافیک ایجادشده در تنگه هرمز کمک خواهد کرد. اقدامات مثبت زیادی در پیش خواهد بود! پول بزرگی به دست خواهد آمد. ایران می‌تواند روند بازسازی را آغاز کند.

ما انواع مختلفی از تجهیزات و کمک‌ها را ارسال خواهیم کرد تا مطمئن شویم همه‌چیز به‌خوبی پیش می‌رود. من اطمینان دارم که همین‌طور خواهد شد.

همان‌طور که اکنون در آمریکا تجربه می‌کنیم، این می‌تواند عصر طلایی خاورمیانه باشد!!!

رئیس‌جمهور دونالد جی. ترامپ

lastpost.jpg



khamindep.jpgایندیپندنت فارسی - اعلام پذیرش آتش‌بس از سوی جمهوری اسلامی که آمریکا آن را مشروط به بازگشایی فوری تنگه هرمز کرده، در روزی انجام شد که چهلم رهبر کشته شده جمهوری اسلامی است.

علی خامنه‌ای که همواره آمریکا را شیطان بزرگ توصیف می‌کرد، مذاکره با دولت ترامپ را «سم مضاعف» خوانده و گفته بود که «نه مذاکره می‌کند و نه جنگ می‌شود.

اما در سال پایانی زندگی او، هم مذاکره با آمریکا اتفاق افتاد و هم آمریکا و اسرائیل دو بار به ایران حمله کردند. او در هر دو مورد، پیش از حمله‌ها با پیشنهادهایی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا برای توافق روی میز گذاشت، مخالفت کرد و در نهایت در نخستین روز از جنگی که اکنون در آن آتش‌بس برقرار شده، در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شد.

از آن پس تا امروز، جسد او دست‌کم به‌طور عمومی دفن نشده و طرفدارانش اعلام کرده‌اند که مراسم چهلمش را برگزار می‌کنند.

این در حالی است که وضعیت مجتبی خامنه‌ای، دومین پسر او که در حمله به شدت مجروح شده نیز روشن نیست و تایمز لندن می‌گوید در کماست. بسیاری از اعضای خانواده خامنه‌ای از جمله دختر، عروس و داماد و نوه او نیز کشته شده‌اند.

در چنین شرایطی باقی‌مانده نظام که عمدتا سپاهیان و چهره‌هایی مانند باقر قالیباف و احمد وحیدی‌اند با آمریکا به مذاکره نشستند و تن به آتش‌بس دادند. آتش‌بسی شکننده که بدون اطمینان از تسلیم کامل نظام، تمدید نخواهد شد.

بنر کوچیک.jpgویدیویی به‌تازگی به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است که لحظات دلهره‌آوری را برای یک خانواده، هنگام حمله اسرائیل و آمریکا به یکی از پایگاه‌های سپاه در بامداد دوشنبه ۱۷ فروردین نشان می‌دهد.

تصاویر منتشرشده در جریان جنگ، پیش از آتش‌بس، حاکی از آن است که جمهوری اسلامی با ساختن پایگاه‌ها و مراکز امنیتی و تحقیقاتیِ نظامی در کنار محل‌های مسکونی و نیز برپایی مراکز امن برای مسئولان در میان خانه‌های شهروندان، از آن‌ها به‌عنوان سپر انسانی در جنگ استفاده کرده است.

ایندیپندنت - ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، نشان می‌دهد نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در تهران با برپایی غرفه و نصب تصاویر فرماندهان کشته‌شده نظامی در حال توزیع غذا هستند.

***

economist.jpgخبرنامه گویا - گرگ کارلستروم، خبرنگار اکونومیست، می‌نویسد:

اگر بخواهیم خلاصه کنیم، آتش‌بس هم لبنان را شامل می‌شود و هم نمی‌شود؛ آمریکا با همه خواسته‌های ایران موافقت کرده و ایران هم با همه خواسته‌های آمریکا موافقت کرده است؛ آمریکا حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت می‌شناسد و همزمان بر «غنی‌سازی صفر» اصرار دارد؛ تنگه هرمز کاملاً باز است، اما در عین حال با محدودیت‌هایی نامشخص روبه‌روست...

درباره توافقی که هنوز مبهم و نهایی نشده، پیش‌بینی‌های قطعی زیادی مطرح می‌شود.

هر دو طرف تلاش می‌کنند این وضعیت را به‌عنوان یک پیروزی پایان‌دهنده به جنگ جلوه دهند، در حالی که احتمال قابل‌توجهی وجود دارد که جنگ حتی هنوز تمام نشده باشد.

***

agreement.jpgخبرگزاری فرانسه: ترامپ اصرار دارد که طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا مبنای مذاکره با ایران خواهد بود

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در یک مصاحبه کوتاه تلفنی با این رسانه اصرار داشت که «طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا» مبنای مذاکرات آتی با جمهوری اسلامی خواهد بود و «یک چارچوب قوی برای یک توافق بلندمدت» به شمار می‌آید.

او به این رسانه گفت: «ما یک توافق ۱۵ ماده‌ای داریم که بیشتر مفاد آن مورد توافق قرار گرفته است. خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد. خواهیم دید که آیا به آنجا می‌رسد یا خیر.»

خبرگزاری فرانسه نوشته است که ترامپ اصرار داشت که مواد هسته‌ای تحت پوشش هرگونه توافق صلحی قرار خواهد گرفت.

این در حالی است که شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای تاکید کرد که حکومت ایران با رد طرح ۱۵ ماده‌ای ترامپ، یک طرح ۱۰ ماده‌ای ارائه داد و مذاکراتی که قرار است جمعه آغاز شود بر اساس این طرح ۱۰ ماده‌ای پیش خواهد رفت.

trumpiran.jpgترامپ با آتش‌بس دو هفته‌ای با جمهوری اسلامی موافقت کرد

یورونیوز - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا شامگاه سه‌شنبه و تنها ساعتی مانده به پایان ضرب‌الاجل تعیین شده از جانب خود، اعلام کرد که با پیشنهاد شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان برای آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران مشروط به موافقت جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی «کامل، فوری و امن» تنگه هرمز، موافقت کرده است.

آقای ترامپ در شبکه اجتماعی «تروت‌سوشال» نوشت: «بر اساس گفتگوهایی که با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و عاصم منیر داشته‌ام که طی آن از من خواستند از به‌کارگیری نیروی مخرب که قرار بود امشب علیه ایران انجام شود خودداری کنم و مشروط به این‌که جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز موافقت کند، من با تعلیق بمباران و حمله به ایران برای مدت دو هفته موافقت می‌کنم. این یک آتش‌بس دوطرفه خواهد بود.»

سی‌ان‌ان: اسرائیل با آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران موافقت کرد

به گزارش سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام ارشد کاخ سفید، اسرائیل نیز با آتش‌بس اعلام شده از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا با ایران، موافقت کرده است.

به گفته این مقام کاخ سفید، اسرائیل موافقت کرده است که همزمان که مذاکرات با تهران در جریان است، کارزار بمباران علیه ایران را به حالت تعلیق درآورد

شورای عالی امنیت ملی ایران: مذاکرات برای پایان جنگ از ۲۱ فروردین در اسلام‌آباد آغاز می‌شود

شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در پی اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای با آمریکا و اسرائیل طی بیانیه‌ای مدعی شد که رژیم ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل تقریبا به همه اهداف خود دست یافته است و گفت ایران که «با بی‌اعتمادی کامل به طرف آمریکایی» از روز جمعه ۲۱ فروردین مذاکراتی را برای خاتمه جنگ در اسلام آباد آغاز می‌کند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در این بیانیه آمده است: «اکنون به ملت بزرگ ایران بشارت می‌دهیم که تقریبا تمامی اهداف جنگ محقق شده است.»

شورای عالی امنیت ملی ایران در مورد مذاکرات افزود: «این مذاکرات با بی‌اعتمادی کامل به طرف امریکایی از روز جمعه ۲۱ فروردین در اسلام آباد آغاز خواهد شد و ایران دو هفته برای این مذاکرات زمان اختصاص خواهد داد. این زمان با توافق طرفین قابل تمدید است.»

888.jpgخبرگزاری دژ - یک روز از اعلام «آتش‌بس موقت» میان جمهوری اسلامی از یک‌سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر گذشته، اما گزارش‌ها از وقوع چندین حمله به تأسیسات نفتی و پالایشگاهی در منطقه حکایت دارد.

آکسیوس در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ گزارش داد که تأسیسات نفتی در ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت هدف حمله قرار گرفته‌اند. نخست‌وزیر پاکستان نیز هشدار داد این اقدامات می‌تواند «روح روند صلح» را تضعیف کند.

حکومت ایران اعلام کرد حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و تأسیسات نفتی در امارات، کویت و عربستان -- که پس از اعلام آتش‌بس انجام شده -- پاسخی به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران بوده است؛ از جمله حمله به پالایشگاه‌های لاوان و سیری.

با این حال، یک مقام دفاعی آمریکا مدعی شد حمله به پالایشگاه ایرانی نه توسط آمریکا انجام شده و نه اسرائیل. هم‌زمان برخی منابع غیررسمی گزارش دادند در حملات امروز به تأسیسات نفتی ایران، هواپیماهای میراژ مشارکت داشته‌اند؛ موضوعی که گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال نقش امارات متحده عربی در این حملات را تقویت کرده است.

یک کارشناس نظامی نیز به «دژ» گفت: «احتمال واکنش مستقیم دولت‌های عربی علیه رژیم ایران که به‌شدت تضعیف شده، پایین است. در طول ۴۰ روز جنگ، عربستان، امارات و دیگر کشورهای عربی هدف موشک قرار گرفتند اما با وجود توانایی‌هایشان واکنش جدی نشان ندادند. این یک ضعف بزرگ برای آنهاست؛ همان ترسی که ملاها طی ۴۷ سال در منطقه ایجاد کردند. در نهایت تنها اسرائیل واکنش نشان داد.»

آکسیوس: حمله به پالایشگاه ایران کار امریکا و اسراییل نبود

ایندیپندنت - آکسیوس به نقل از یک مقام دفاعی آمریکا گزارش داد که حمله روز چهارشنبه ۱۹ فروردین به تاسیسات پالایشگاهی در لاوان، از سوی نیروهای آمریکا و اسرائیل انجام نشده است.

این حملات که ساعاتی پس از اعلام آتش‌بس انجام شد با واکنش جمهوری اسلامی مواجه شد. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران اعلام کرد که حملات متقابل به امارات و کویت که روز چهارشنبه انجام شد، در واکنش به هدف قرار گرفتن لاوان بوده است.

***

666.jpgایندیپندنت - درحالی که مقامات کاخ سفید در گفتگو با رسانه‌ها اعلام کرده‌اند که حمله‌های ارتش آمریکا در ایران متوقف شده است، گزارش‌ها حاکی از ادامه حمله‌های سپاه به امارات متحده عربی، اسرائیل و عربستان سعودی است.

یک مقام کاخ سفید در این زمینه به اکسیوس گفت که حمله‌های ما متوقف شده اما رسیدن دستور به رده‌های میانی سپاه پاسداران زمان می‌برد.


جمهوری اسلامی صدها فرمانده و مقام ارشد سپاه را از دست داده و به دلیل انهدام پایگاه‌ها و مراکز ارتباطی، توانایی برقراری ارتباط سریع با رده‌های میانی و پایین‌تر را ندارد یا این ارتباط دشوار است.

پیش‌تر مقامات پاکستان گفته بودند که یکی از دلایل تاخیر در ردوبدل کردن پیام با مقامات تهران این است که آنها زیر زمین هستند.

دونالد ترامپ نیز در کنفرانس خبری روز دوشنبه گفت که یکی از مشکلات در مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی این است که راه ارتباطی ندارند و باید به شیوه‌های ابتدایی با آنها ارتباط برقرار کرد.

brodsky.jpgدر توافق آتش‌بس، چند نکته قابل توجه است

جیسون برودسکی

۱) این یک توقف تاکتیکی است؛ نوعی مکث و خرید زمان. رژیم ایران پیش‌تر نیز چنین رفتاری از خود نشان داده است.

این وضعیت شبیه آتش‌بس ژوئن ۲۰۲۵ است. علی خامنه ای در سال ۲۰۱۳ گفته بود: «گاهی یک کشتی‌گیر به دلایل فنی انعطاف نشان می‌دهد، اما فراموش نمی‌کند حریفش کیست و هدف واقعی‌اش چیست.» به نظر می‌رسد بازمانده‌های ساختار قدرت در جمهوری اسلامی با همین منطق این تصمیم را توجیه کرده‌اند.

هنوز مسیر طولانی در پیش است. در نهایت، تا زمانی که جمهوری اسلامی همان جمهوری اسلامی باقی بماند، چشم‌انداز مثبتی متصور نیست. این نظام برای بقا به دشمنی با آمریکا نیاز دارد.

۲) اگر این توافق به‌طور کامل اجرا شود، به این معناست که جمهوری اسلامی در برابر تهدیدهای ترامپ عقب‌نشینی کرده است. قالیباف چند هفته پیش گفته بود تهران به آتش‌بس موقت تمایلی ندارد و خواهان پایان دائمی درگیری‌هاست؛ به این معنا که چرخه تکراری جنگ، مذاکره، آتش‌بس و سپس بازگشت دوباره به جنگ متوقف شود.

اما امروز، پس از دیپلماسی همراه با فشار، تهران از آن موضع عقب نشست و با یک آتش‌بس موقت موافقت کرد.

خبرنامه گویا - ارتش اسرائیل اعلام کرد که در حمله هدفمند شب گذشته برای ترور یک فرمانده ارشد سپاه در تهران، یک کنیسه نیز به‌طور ناخواسته آسیب دیده است. این نهاد نظامی از این «خسارات جانبی» ابراز تأسف کرد.

sy1.jpgبر اساس گزارش رسانه‌های داخلی، کنیسه «رفیع‌نیا» در این حمله دچار خسارات سنگین شده است.

در پاسخ به پرسش تایمز اسرائیل، ارتش این کشور اعلام کرد که هدف این حمله یکی از فرماندهان ارشد قرارگاه خاتم الانبیا بوده است.

ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد برای «کاهش خطر آسیب به غیرنظامیان» اقداماتی انجام داده است، «از جمله استفاده از مهمات دقیق و نظارت هوایی.»

به گفته این نهاد نظامی، نتایج این حمله همچنان در دست بررسی است.

sy3.jpgsy2.jpg

timesUK.jpgتایمز بریتانیا - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در یک سند محرمانه دیپلماتیک، محل حضور مجتبی خامنه‌ای فاش شده است. بر اساس این ارزیابی اطلاعاتی، «رهبر جدید ایران»، مجتبی خامنه‌ای، ناتوان از انجام وظایف بوده و در شهر مذهبی قم تحت درمان پزشکی قرار دارد؛ ارزیابی‌ای که می‌گوید او قادر به اداره کشور نیست.

این سند محرمانه که گفته می‌شود بر پایه اطلاعات آمریکا و اسرائیل تهیه و با متحدان خلیج فارس به اشتراک گذاشته شده، حاکی است مجتبی خامنه‌ای بی‌هوش و در کما است و تحت درمان قرار دارد.

این یادداشت که روزنامه تایمز آن را دیده است، برای نخستین بار محل حضور رهبر جدید را فاش می‌کند. قم، شهری در مرکز ایران و در ۸۷ مایلی جنوب تهران، در اسلام شیعی شهری مقدس محسوب می‌شود.

در ادامه این سند آمده است که دستگاه‌های اطلاعاتی از آماده‌سازی «زمینه‌های لازم برای ساخت یک آرامگاه بزرگ در قم» برای «بیش از یک قبر» خبر داده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد سایر اعضای خانواده و احتمالاً خود مجتبی ممکن است در کنار رهبر پیشین دفن شوند.

گفته می‌شود محل حضور خامنه‌ای جوان‌تر مدتی است برای دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل مشخص بوده، اما تاکنون علنی نشده بود.

از آغاز جنگ تاکنون، مجتبی خامنه‌ای در انظار عمومی دیده یا صدای او شنیده نشده است.

NPbanner.jpgایران اینترنشنال - روزنامه نیویورک‌پست در گزارشی درباره فرزند معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی، نوشت عیسی هاشمی در حالی که سرسختانه از محکوم کردن نقش مادرش در گروگان‌گیری ۱۹۷۹ پرهیز می‌کند، در لس‌آنجلس زندگی مجللی دارد و به فرزندان ثروتمندان کالیفرنیا روان‌شناسی درس می‌دهد.

این روزنامه در گزارشی که دوشنبه ۱۷ فروردین منتشر شد، نوشت که «گروهی از فعالان مدنی و سازمان‌دهندگان کارزارهای جمع‌آوری امضا» از دولت آمریکا خواسته‌اند عیسی هاشمی، فرزند ۴۳ ساله ابتکار را که «سرسختانه او از محکوم کردن گذشته تکان‌دهنده مادرش امتناع می‌کند» مورد تحقیق قرار دهند و از آمریکا اخراج کنند.

به نوشته نیویورک‌پست هاشمی دوشنبه هنگام خروج از «باشگاه مجللی که در آن ورزش می‌کند» پرسش یک خبرنگار درباره پیشینه مادرش را «با بی‌اعتنایی» بی‌پاسخ گذاشت و از صحبت خودداری کرد.

معصومه ابتکار در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران به‌دست «دانشجویان پیرو خط امام» عضو این گروه بود و از آنجا که پس از سال‌ها درس خواندن در ایالات متحده به زبان انگلیسی تسلط داشت، طی ۴۴۴ روز گروگان‌گیری به‌عنوان سخنگوی این گروه فعالیت می‌کرد.

او در اظهارنظری مشهور، در پاسخ به یک خبرنگار خارجی که از او پرسید آیا حاضری اسلحه به دست بگیری و گروگان‌های آمریکایی را بکُشی؟ پاسخ داد: «بله».

اکنون نیویورک‌پست در این گزارش به فعالیت‌های ابتکار اشاره کرده و به نقل از یکی از سازمان‌دهندگان یک کارزار آنلاین جمع‌آوری امضا علیه هاشمی نوشته است: «در حالی که مادر او هرگز از اشغال سفارت آمریکا -کاری که به زندگی بسیاری از ایرانیان صدمه زد- اظهار پشیمانی نکرد، پسر خودش از زندگی در آمریکا بهره‌مند شده است. حالا درخواست ما این است که عیسی هاشمی و همسرش، مریم طهماسبی، هرچه سریع‌تر از آمریکا اخراج شوند.»

گروهی از ایرانیان ساکن کالیفرنیا، دهم بهمن، همزمان با بیانیه وزارت امور خارجه ایالات متحده مبنی بر اخراج مقام‌های جمهوری اسلامی و خانواده‌های آنها از خاک آمریکا، در مقابل دفتر کار عیسی هاشمی در مدرسه روان‌شناسی شیکاگو تجمع کردند و خواستار برکناری او از سمت دانشگاهی‌اش شدند.

بری روزن، گروگان پیشین سفارت آمریکا در ایران، پنجم بهمن ۱۴۰۴ با انتشار پستی بلند در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت که ابتکار، سخنگوی گروگان‌گیرهای سفارت بود و گروگان‌ها را به اعدام تهدید می‌کرد.

kateMiller.jpg

کیتی میلر، مدیر رسانه‌ای معاون پیشین رییس جمهوری آمریکا و مجری پادکست، به فاکس نیوز گفت که دولت ترامپ قصد دارد ویزا و گرین‌کارت بیش از ۴ هزار ایرانی مرتبط با جمهوری اسلامی را لغو کند.

او در گفت و گوی خود به تلاش‌های اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، برای اخراج ایرانیانی که با حکومت در ارتباط هستند اشاره کرد.

کیتی میلر همسر استفان میلر، از مشاوران ارشد دونالد ترامپ، است.

***

fr.jpgیورونیوز - امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه روز سه‌‌شنبه اعلام کرد دو تبعه فرانسوی که در ایران بازداشت شده بودند، پس از آزادی در ماه نوامبر و گذراندن بیش از سه سال زندان به اتهام جاسوسی، در مسیر بازگشت به کشورشان قرار دارند.

رئیس‌جمهور فرانسه در پیامی ایکس نوشت: «سسیل کوهلر و ژاک پاری پس از سه سال و نیم بازداشت در ایران، آزاد شده‌اند و در راه بازگشت به فرانسه هستند.»

یک منبع در وزارت امور خارجه فرانسه اعلام کرد که آن‌ها بامداد امروز در قالب یک کاروان دیپلماتیک همراه با سفیر فرانسه ایران را ترک کرده‌اند و «در حال حاضر در جمهوری آذربایجان هستند.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

این دو گروگان فرانسوی پس از آزادی از زندان، حدود شش ماه در داخل سفارت فرانسه در تهران اقامت داشتند.

***

خبرگزاری دولتی ایرنا نوشت آزادی سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، دو شهروند فرانسوی، در چارچوب تفاهمی میان تهران و پاریس انجام شده و فرانسه در این چارچوب متعهد به آزادی مهدیه اسفندیاری و پس‌گرفتن شکایت خود از جمهوری اسلامی در دیوان بین‌المللی دادگستری شده بود.

یک مرد ایرانی در آمریکا با گروهی از حامیان غیرایرانی جمهوری اسلامی که پرچم‌های رژیم را در دست داشتند و چفیه به گردن انداخته بودند، روبه‌رو شد و به‌شدت از آن‌ها انتقاد کرد.

***

pol.jpgشبکه ریلی قزوین هدف قرار گرفته شد؛ حرکت قطارها در خوزستان متوقف شده است

در ادامه موج حملات، زیرساخت‌های کلیدی حمل‌ونقل در چندین نقطه کشور هدف قرار گرفته‌اند. پل مواصلاتی در اتوبان تبریز ـ زنجان مورد حمله قرار گرفت و در پی آن، این مسیر به‌طور کامل توسط پلیس راهور مسدود شد. همچنین حدود ساعت ۱۳ روز سه‌شنبه، مسیر جاده قدیم میانه به تبریز نیز هدف قرار گرفت که موجب اختلال در تردد شد.

در ادامه یک پل که محل عبور قطار در شهرری، در جنوب تهران بوده هدف حمله نظامی قرار گرفته است.

همزمان، اسرائیل بار دیگر پل «بی‌یک» در کرج، واقع در غرب تهران، را هدف قرار داد؛ پلی که پیش‌تر در حمله ایالات متحده آمریکا تخریب شده بود و اکنون برای دومین بار مورد اصابت قرار گرفته است.

زنجان سه شنبه ۱۸ فروردین؛ ساعت حدود ۱۳:۱۰ یک پل راه آهن نزدیک روستای امین آباد رو زدن



در بخش ریلی نیز حملات ادامه داشته و خط آهن در شهر کاشان دچار آسیب جدی شده است. در پی این حمله، دو نفر جان باختند و سه نفر دیگر زخمی شدند.

این حملات در شرایطی رخ می‌دهد که هشدارهای رسمی درباره هدف قرار گرفتن پل‌ها و خطوط راه‌آهن منتشر شده و همزمان، با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل حدود ۱۲ ساعته برای تصمیم‌گیری، گزارش‌ها حاکی از آن است که دونالد ترامپ در صورت عدم دستیابی به توافق، ممکن است دستور گسترش حملات به زیرساخت‌های حیاتی از جمله پل‌ها و نیروگاه‌ها را صادر کند.

هشدار فوری به استفاده‌کنندگان و مسافران قطارها در کشور

شهروندان، برای حفظ جان خود از این لحظه تا ساعت ۲۱:۰۰ به وقت ایران، از هرگونه سفر با قطار در سراسر کشور خودداری کنید.

حضور در قطارها و مجاورت خطوط راه‌آهن در شرایط فعلی می‌تواند خطر جانی جدی به همراه داشته باشد.

پس از هشدار سخنگوی ارتش اسرائیل به زبان فارسی، یک مقام امنیتی اعلام کرده که رژیم از قطارها برای جابه‌جایی تجهیزات و تسلیحات نظامی در سراسر کشور استفاده می‌کند.

به گفته این منبع، انتقال سلاح از طریق شبکه ریلی انجام می‌شود و به همین دلیل، زیرساخت‌های راه‌آهن می‌تواند به‌عنوان هدف نظامی در نظر گرفته شود.

این اظهارات نشان می‌دهد که در ادامه حملات، احتمال هدف قرار گرفتن خطوط و تأسیسات راه‌آهن در نقاط مختلف کشور وجود دارد.

رهبر چه شد؟

| No Comments

armanmostoufi.jpgآرمان مستوفی - ویژه خبرنامه گویا

هجدهم اسفند 2584 علی حسینی خامنه، معروف به خامنه‌ای، رهبر حکومت اسلامی، در پی بمباران محل اقامت و کارش در تهران (بیت) کشته شد. شدت و دقت بمباران به اندازه‌ای بود که هیچ‌کس از آن جان به در نبرد. سرلشکر عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سرتیپ پاسدار محمد پاکپور، فرمانده سپاه پاسداران، دریابان پاسدار علی شمخانی، مشاور ارشد امنیتی رهبر جمهوری اسلامی و دبیر شورای دفاع کشور، سرتیپ پاسدار محمد شیرازی، رئیس دفتر نظامی علی خامنه‌ای، سرتیپ عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، صلاح اسدی، رییس اطلاعات قرارگاه «خاتم‌الانبیا»، حسین جبل عاملیان، رئیس سازمان پژوهش و نوآوری‌های دفاعی (سپند)، رضا مظفری نیا، رئیس پیشین همین سازمان و همچنین مهدی فروتن، رئیس کمیسیون اخلاق کمیته ملی المپیک، در این حملات کشته شدند. معلوم نیست این آخری آن روز و آن ساعت در آن محل چه می‌کرد؟

علاوه بر فرماندهان نظامی و مسئولان امنیتی و اتمی، چند تن از اعضای خانواده خامنه‌ای نیز در حمله به "بیت" کشته شدند که عبارتند از: منصوره خجسته باقرزاده، همسر علی خامنه‌ای، زهرا حداد عادل، همسر مجتبی خامنه‌ای، مصباح باقری کنی، همسر هدی خامنه‌ای و نوه ۱۴ ماهه او، زهرا محمدی گلپایگانی، فرزند بشری خامنه‌ای.

بر اثر شدت انفجار، سر خامنه‌ای از تنش جدا شده بود. بانویی که، به عنوان شاهد یا مطلع، در سیمای حکومت اسلامی توضیح می‌داد، گفت که نگذاشتند کیسه‌ای را که پیکر خامنه‌ای در آن بود، باز کند ولی از بیرون، با کشیدن دست، می‌شد دریافت که سر خامنه‌ای را روی سینه‌اش گذاشته بودند. او همچنین گفت که پهلوی خامنه‌ای دریده شده بود. دست‌های خامنه‌ای دو روز بعد پیدا شد. سر علی شمخانی طوری متلاشی شده بود که پیکرش را بی سر دفن کردند. حجت الاسلام مظاهر حسینی، مسئول تشریفات دفتر خامنه‌ای توضیح داد که پیکر « سرتیپ پاسدار محمد شیرازی طوری تکه تکه شده بود که تا پایان [خاکبرداری] هم نتوانستند چیزی پیدا کنند. آخرش هم چند کیلو گوشت را پیدا کردند و آن را به عنوان جنازه ایشان مد نظر گرفتند ». حکومت اسلامی ادعا کرد که مجتبی خامنه‌ای از چنین انفجاری جان به در برده و، به گفته حجت الاسلام مظاهر حسینی، فقط « یک کسالت جزیی در پایش پیدا شد ». شگفت انگیز است که، حتی به گفته حکومت اسلامی، هیچ‌کس دیگری از این حمله زنده نرسته است؛ مگر مجتبی!

9 روز بعد، در ایران اعلام شد که مجلس خبرگان رهبری مجتبی خامنه‌ای، را به جای پدرش، به رهبری حکومت اسلامی برگزیده است. انتخاب و اعلام رهبر، به این شکل، خلاف قوانین خود حکومت اسلامی‌ست. برپایه اصل 107 قانون اساسی جمهوری اسلامی، انتخاب رهبر به عهده مجلس خبرگان است. مجلس خبرگان 88 عضو دارد و برای این که جلسه‌اش رسمیت یابد، حضور دست کم دو سوم اعضاء ضروری‌ست. وقتی هم که جلسه مجلس خبرگان، بر پایه نظامنامه داخلی آن، رسمیت یافت، کاندیداها معرفی شدند و سخنان موافق و مخالف شنیده شد، باید رای گیری به عمل آید. کسی می‌تواند به عنوان رهبر برگزیده شود که دو سوم اعضای حاضر مجلس خبرگان به او رای داده باشند. صورت جلسه انتخاب رهبر نیز باید به امضای همه اعضای حاضر مجلس خبرگان برسد.

برای انتخاب مجتبی خامنه‌ای به رهبری حکومت اسلامی، هیچ‌یک از این قوانین و نظامنامه‌ها، مطمئناً به بهانه جنگ و تهدیدهای امنیتی، رعایت نشده است. اگر مسئولان حکومت نتوانسته‌اند دست کم 59 عضو مجلس خبرگان را در یک محل امن گرد آوردند، پس مجلس خبرگان نتوانسته تشکیل جلسه بدهد. در آن صورت، چگونه مجتبی را رهبر اعلام کرده‌اند؟ اگر هم جلسه مجلس خبرگان پنهانی تشکیل شده و رهبر را برگزیده است، چرا فیلم و ویدیوی تشکیل جلسه را، پس از پایان و متفرق شدن اعضاء، منتشر نکرده‌اند و نمی‌کنند؟ پس چنین جلسه‌ای اصلاً تشکیل نشده و، در بهترین شرایط، موافقت شماری از اعضاء با رهبری مجتبی را تلفنی گرفته اند. اگر چنین باشد، اعلام رهبری مجتبی خامنه‌ای آشکارا خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ست.

در مناظره‌ای پرتنش درباره پیامدهای احتمالی نابودی نیروگاه‌ها و پل‌ها و پاسخ جمهوری اسلامی به اولتیماتوم ترامپ، گفت‌وگو میان علی افشاری و مرتضی انواری در صدای آمریکا به درگیری لفظی کشیده شد. از دقیقه ۱:۱۰

***

اختلاف شدید در راس قدرت

| No Comments

ekhtelaf.jpgپزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

گزارش‌های اختصاصی رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از تعمیق بی‌سابقه شکاف در رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی است و از جمله به تداوم منازعات و رویارویی آشکار مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و فرماندهان ارشد سپاه انجامیده است.

به گفته دو منبع نزدیک به دفتر ریاست‌جمهوری، روز شنبه ۱۵ فروردین گفت‌وگوی تندی میان مسعود پزشکیان و حسین طائب از چهره‌های نزدیک به مجتبی خامنه ای، صورت گرفته که حاضران آن را «بسیار دشوار و بحرانی» توصیف کرده‌اند.

مسعود پزشکیان در این دیدار با «خودسرانه» خواندن اقدامات احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران و علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء گفته است سیاست‌های آنها در راستای تشدید حملات به کشورهای منطقه و خصوصا زیرساخت‌های کشورهای منطقه، تمامی فرصت‌ها برای دستیابی به آتش‌بس را از بین برده و جمهوری اسلامی را مستقیما به سمت یک فاجعه عظیم هدایت می‌کند.

مسعود پزشکیان تاکید کرده است که بر اساس ارزیابی‌های دقیق، اقتصاد ایران تحت فشار جنگ فرسایشی، مدت زیادی دوام نخواهد آورد و فروپاشی کامل اقتصادی حتمی است.

هم‌زمان یک منبع آگاه منطقه‌ای دوشنبه ۱۷ بهمن در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت مدل ولایت فقیه که از ۴۶ سال پیش بر ایران حاکم بوده، اکنون در حال تجربه یک تحول بنیادین و حتی «فروپاشی ایدئولوژیک» است.

به گفته او، انتصاب مجتبی خامنه‌ای به مقام رهبری که فاقد وجاهت و پیش‌نیازهای سنتی این جایگاه است، در جریانی با فرایند مبهم صورت گرفته که در عمل به معنای خلع ید از روحانیت سنتی و تسلط کامل «عناصر نظامی-اطلاعاتی سپاه» بر کشور و تقویت «دولت پنهان» است.

ایران‌اینترنشنال، پیش از این نیز در چند گزارش اختصاصی به‌نقل از منابع آگاه از اختلافات فزاینده مسعود پزشکیان با فرماندهان ارشد سپاه از جمله احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران خبر داده بود.

ایران‌اینترنشنال ۱۱ فروردین براساس گزارش‌های اختصاصی خبر داد در پی تشدید تنش‌ها میان دولت و فرماندهان نظامی، مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، در یک «بن‌بست کامل سیاسی» قرار گرفته است و اختیار انتصاب مقام‌های کشته‌شده دولت را نیز ندارد.

araqGhali.jpg

اخبار تکمیلی:

به گزارش وال‌ استریت ژورنال، جمهوری اسلامی «ارتباط مستقیم دیپلماتیک» با آمریکا را قطع کرده است

به گزارش وال‌استریت ژورنال، جمهوری اسلامی به‌طور رسمی دیپلماسی مستقیم با امریکا را قطع کرده است. این تصمیم در واکنش به تهدیدهای اخیرترامپ درباره حمله به زیرساخت‌های کشور اتخاذ شده.

جزئیات کلیدی این گزارش عبارت‌اند از:

تعلیق گفت‌وگوهای مستقیم:
با وجود قطع ارتباط مستقیم، مقام‌ها می‌گویند جمهوری اسلامی همچنان از طریق میانجی‌هایی از کشورهایی مانند پاکستان، مصر و ترکیه در حال رایزنی است. برخی مقام‌ها این اقدام را بیش از آنکه پایان کامل مسیر توافق بدانند، نشانه‌ای از موضع‌گیری چالش‌گرانه تهران تلقی می‌کنند.

ضرب‌الاجل سه‌شنبه شب:
این توقف دیپلماتیک تلاش‌ها برای رسیدن به ضرب‌الاجل حساس سه‌شنبه ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا را پیچیده‌تر کرده است. دولت آمریکا هشدار داده در صورت عدم دستیابی به توافق تا این زمان به‌ویژه توافقی که شامل بازگشایی تنگه هرمز باشد احتمال حملات متمرکز به نیروگاه‌ها، پل‌ها و دیگر دارایی‌های ملی کشور وجود دارد.

طرح آتش‌بس شکست‌خورده:
پیش از قطع خطوط مستقیم، گزارش شده جمهوری اسلامی پیشنهاد آتش‌بس ۴۵ روزه با میانجی‌گری پاکستان را رد کرده است. تهران در مقابل، یک بسته پیشنهادی ۱۰ ماده‌ای ارائه داد که کاخ سفید آن را «کافی نیست» توصیف کرده اسا.

واکنش‌های داخلی:
در ایران، برخی مقام‌ها از شهروندان خواسته‌اند برای حفاظت از نیروگاه‌ها در برابر حملات احتمالی، زنجیره‌های انسانی تشکیل دهند. هم‌زمان، ارتش اسرائیل نیز با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل، به غیرنظامیان ایرانی هشدار داده از استفاده از شبکه راه‌آهن سراسری خودداری کنند.

وضعیت همچنان سیال است. مقام‌های آمریکایی می‌گویند اگرچه رئیس‌جمهور در محافل خصوصی نسبت به دستیابی به توافق لحظه آخری ابراز تردید کرده، اما تا پایان ضرب‌الاجل، پنجره برای تغییر مسیر دیپلماتیک همچنان باز خواهد ماند.

معاون رئیس‌جمهور آمریکا: نحوه پایان جنگ به جمهوری اسلامی بستگی دارد

معاون رئیس‌جمهور آمریکا که برای دیدار رسمی در بوداپست پایخت مجارستان است، گفت که ایالات متحده اهداف نظامی خود در ایران را تکمیل کرده است. جی دی ونس ادامه داد که نحوه پایان جنگ به جمهوری اسلامی بستگی دارد و افزود که «دو مسیر» برای پایان این جنگ وجود دارد، اینکه رژیم تصمیم بگیرد که یک کشور عادی باشد، دیگر از تروریسم حمایت نکند و بخشی از نظام جهانی تجارت و بازرگانی شود. به گفته معاون رئیس جمهور آمریکا، گزینه دیگر این است که اگر جمهوری اسلامی به پای میز مذاکره نیاید... وضعیت اقتصادی در ایران همچنان بسیار بسیار بد باقی خواهد ماند.»

گزارش اولیه:

جمهوری اسلامی پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ را تحویل داد + واکنش ترامپ

ایرنا: جمهوری اسلامی پیشنهاد آتش‌بس را رد کرد

خبرگزاری ایرنا روز دوشنبه گزارش داد که ایران پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ را در ۱۰ بند به پاکستان تحویل داده است.

جمهوری اسلامی پس از «بررسی‌های همه‌جانبه در سطوح عالی نظام»، پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ را از طریق پاکستان منعکس کرده است.

بنا به همین گزارش پیشنهاد آتش‌بس در این پاسخ رد شده است. خبرگزاری ایرنا در این باره نوشت: «ایران با توجه به تجارب پیشین، ضمن رد آتش‌بس، بر ضرورت خاتمه دائم جنگ با رعایت ملاحظات ایران تاکید شده است.»

ghzadeh.jpgمقدمه تحریریه خبرنامه گویا - اظهارات مطرح‌شده در این یادداشت علی‌حسین قاضی‌زاده از سوی برخی مخاطبان به‌اشتباه به‌عنوان اشاره به احتمال استفاده دونالد ترامپ از سلاح هسته‌ای تعبیر شده است. حال آن‌که نویسنده چنین ادعایی مطرح نمی‌کند، بلکه صرفاً مقایسه‌ای تاریخی میان منطق تصمیم‌گیری پرزیدنت هری اس ترومنو سناریوی احتمالی مدنظر دانلود ترامپ ارائه می‌دهد.

در این قیاس، موضوع نه استفاده از بمب اتم، بلکه انتخاب گزینه‌ای پرهزینه اما محدود برای کوتاه‌کردن جنگ است؛ مشابه آنچه در تحلیل کنونی به تهدیدهای ترامپ درباره هدف قرار دادن زیرساخت‌هایی مانند نیروگاه‌های برق، پل‌ها و احتمال گسترش این الگو به اهداف زیرساختی دیگر تعبیر می‌شود. به بیان دیگر، نویسنده از «منطق تصمیم» سخن می‌گوید، نه از «ماهیت ابزار»؛ یعنی مقایسه‌ای درباره جلوگیری از جنگ طولانی و عملیات زمینی گسترده، نه بحثی درباره سلاح هسته‌ای.

علی‌حسین قاضی‌زاده در شبکه اکس

تاریخچه تهدیدهای ترامپ نشان می‌دهد که او مصداق بارز سنگ بزرگ‌ علامت نزدن است. با این حال ممکن این بار به دلایلی متفاوت عمل کند.

۱. ترامپ در ۲ دسامبر ۲۰۲۴ تهدید کرد که اگر تا روز ورودش به کاخ سفید(۲۰ ژانویه) حماس گروگانهای اسرائیل را آزاد نکند، جهنم به پا خواهد شد. حماس آزادشان نکرد، جهنمی هم به پا نشد.

ترامپ این تهدید را ۳ بار دیگر تکرار کرد. ۱۰ فوریه، ۵ مارس و ۳ اکتبر ۲۰۲۵ از ضرب‌الاجل تازه و برپایی جهنم گفت. هر بار تهدیدش از سوی حماس نادیده گرفته شد یا ناقص اجرا شد و هرگز جهنمی برپا نشد.

۲. ترامپ روسیه را ۵ بار تهدید کرد که اگر آتش‌بس را نپذیرد، تعرفه‌های سنگین و تحریمهای ثانویه اعمال می‌کند. ( ژانویه، مارس، می، ژوئیه، اوت ۲۰۲۵)

هر ۵ بار روسیه تمرد کرد و ترامپ هم کاری نکرد.

۳. چین را بارها به افزایش تعرفه‌ها تهدید کرد. هر بار افزایش شدید تعرفه‌ها منتفی شد و‌ آن چیزی هم که وضع شد دقیقا اجرا نشد.

۴. در جنگ ۱۲روزه جمهوری اسلامی را به تسلیم بی‌قید و شرط تهدید کرد و در روز ۱۲ از هشتگ میگا استفاده کرد و از بازگرداندن عظمت به ایران. همان شب آتش‌بس را با فشار به هر دو‌ طرف اعمال کرد.

تعجبی ندارد که این بار هم تهدیدش در به آتش کشیدن نیروگاه‌ها و تخریب پل‌ها را عملی نکند.

اما اگر بخواهد خرق عادت کند و تصمیمش را عملی کند باید بگوییم که تصمیم گرفته کاری شبیه به ترومن در جنگ جهانی دوم را نهایی کند.

آنجا هم ترومن، به جای اجرای عملیات زمینی برای اشغال ژاپن، حمله اتمی به آن کشور را برگزید.

تمامی طرح‌های پیشنهادی منجر به تداوم جنگ تا دو سال بیشتر ‌و کشته شدن ۲۰۰هزار آمریکایی و میلیونها ژاپنی میشد.
ترومن با حمله اتمی به دو شهر ژاپن، با ۲۰۰هزار کشته، در عرض چند هفته به جنگ پایان داد.

به گفته آمریکایی‌ها، هم زمان جنگ محدود شد و هم کشته‌ها به شدت کاهش یافت.

ترامپ اگر مسیر نابودی پل‌ها و تخریب نیروگاه‌ها را برگزیند، باز هم با همان نیت (کاهش دادن کشته‌های جنگ به جای عملیات زمینی و محدود کردن زمان جنگ) به این مسیر می‌رود.

آیا ترامپ باز هم تهدید را نیمه‌کاره رها می‌کند، یا این بار فرق می‌کند؟

***

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

قرار این بود که آمریکا و اسراییل با حکومت اسلامی، که از سوی بیش ترین شمار مردم ایران نمایندگی ندارد و در حقیقت حکومتی ضد ایرانی است، بجنگند، هم خود از وجود این حکومت شرور آسوده شوند و هم به مردم ایران یاری برسانند.

سخنان ترامپ

سخنان ترامپ در باره حمله به همه زیرساخت ها ونابودی آن‌ها، اتفاقن همآن چیزی است که این حکومت به دنبال آن است. مقام‌هایی در این حکومت آدم‌خوار بارها عنوان کرده‌اند که اگر ما برویم، زمین سوخته ای باقی می گذاریم که درست شدنی نباشد. هم اکنون آن ها نیم این کار را انجام داده و آسیب های جدی به طبیعت و اکوسیستم ایران وارد آورده‌اند. معنای تهدیدهای ترامپ چیزی جز این نیست که می خواهد کار ناتمام این‌ها را به پایان برده و در پدیدآوردن آن "زمین سوخته " به این حکومت یاری برساند!

خسارت به مردم وارد می شود نه حکومت

خسارت زدن به نیروگاه‌های برق و گاز و نفت، در درجه نخست درد و رنجش برای مردم مخالف حکومت خواهد بود. می بینید که نبود ارتباط و اینترنت و موبایل تنها گرفتاری‌اش برای مردم خون‌به‌دل ایران است و خودی‌ها ازامتیاز کارت سفید و اینترنت خصوصی و دولتی برخوردارند.

چند آدم فهمیده باید به ترامپ یا آور شوند که این راه دشمنی با مردم ایران است نه با این حکومت شرور و ضد انسانی. به جای آن باید راه باج‌گیری حکومت در تنگه هرمز را بست که با نادانی جهان را به گروگان گرفته‌اند. یک برنامه حساب شده برای زدن نیروهای حکومتی و بازکردن تنگه هرمز، آن چه از حکومت بازمانده است را بدتر درهم خواهد شکست. نباید کوچک‌ترین اهمیتی به بلوف‌های بازماندگان حکومت داد. آنان با کنترل شدید مردم، با دروغ، بلوف و ضد خبر سر پا هستند. در باره همین ‌برنامه شگفت‌آور نجات دومین خلبان در عمق 450 کیلومتری خاک ایران، دو هواپیمایی که به سبب فرورفتن چرخ‌های هواپیما در گل نتوانستند پرواز کنند و وسیله خود آمریکا منفجر شدند، دروغ های حکومت را در رسانه ها بخوانید و ببینید که چگونه ادعا دارند و از"منهدم شدن پرنده‌های دشمن طی عملیاتی مشترک" می‌گویندو شکست آن را اعلام می‌کنند، در حالی که این یک برنامه‌ موفق نظامی در یکی از پیچیده‌ترین و پیش‌رفته‌ترین شکل‌های آن بوده است.

تیتر فارس نیوز وابسته به سپاه:

pakneujad.jpgکالبدشکافیِ «جبهه نجات» و پایانِ ادعاهایِ پوچ

امروز، پرسشِ اصلیِ مقابلِ ملت ایران دیگر این نیست که «چه کسی بهتر است»؛ بلکه این است که آیا ما «اراده‌ای برای نجات مردم و کشور» داریم یا خیر؟ در حالی که رژیم با تکیه بر تفرقه میان مخالفانش به حیات ننگین خود ادامه می‌دهد، برخی جریان‌ها همچنان بر پیش‌شرط‌های سهم‌خواهانه و تمامیت‌خواهانه‌ی خود پافشاری می‌کنند. این مقاله، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک «کالبدشکافیِ بی‌رحمانه» از موانعِ همبستگی است که تا به امروز شاهد بوده‌ایم. زمان آن رسیده که ادعاهای پوچ و «قیم‌مآبانه» را به خاک بسپاریم و بر سرِ «نقشه‌راه واقعیِ رهایی» به توافق برسیم تا به «همبستگی فراگیر ملی» جهت رهایی و نجات مردم، و استقرار حاکمیت ملی دست یابیم؛ و یا اینکه با تعلل و ندانم‌کاری‌های خود، خودکشی ملی دیگری را رقم بزنیم. در هر صورت، انتخاب میان این دو، بستگی به میزان وفاداری و عمقِ دغدغه‌ی همه‌ی ما نسبت به «ایران» دارد.

بازگشت به اصول: ترازوی خیانت و میثاقِ خروج از آتش

در نوشتار اول «ترازوی خیانت»، هشدار دادیم کسانی که در عرصه‌ی سیاست فعالیت می‌کنند، چنانچه ناآگاهانه قدمی بردارند که موجب ادامه حیات رژیم شود، عملشان به لحاظ حقوقی با «قتل غیرعمد» قابل مقایسه است؛ چرا که عملاً مرتکب « قتل غیرعمد ایران» می‌شوند. لذا هر نظر و اقدامی باید با آگاهی کامل و مسئولانه باشد تا در پیشگاه تاریخ، متهم به «قتل عمد یا غیرعمدِ» میهن خود نشویم.

در نوشتار دوم «میثاق ملی خروج از آتش»، از سه منظرِ «تأمین منافع ملی»، «اصول مبارزه» و «عقل سلیم» اثبات کردیم که همبستگی فراگیر ملی، تنها معبرِ عبور از بحران و یگانه راهِ فراهم آوردنِ شرایط زندگی بهتر(رفاه)، آسوده‌تر (نداشتن نگرانی نسبت به آینده خود و فرزندان) و مطمئن‌تر (درپناه صلح و امنیت داخلی و بین المللی) برای همگان است. اکنون برای تحقق این هدفِ بزرگ، به این پرسش کلیدی باید پاسخ می‌دهیم: همبستگی با چه کسانی، تحت چه مفادی و چگونه؟

azaribanner.jpgکسی که امروز «نه به جنگ» را تکرار می‌کند، یا چشم بر مرگ تدریجی هم‌میهنانش بسته است، یا ناخواسته در زمین همان حکومتی بازی می‌کند که این مرگ را رقم زده است.
اینجا باید یک حقیقت تلخ را هم اضافه کرد: ادامه جمهوری اسلامی، به معنای نابودی تدریجی ایران و ایرانی است.

قبل از هر چیز باید یک واقعیت بنیادی را پذیرفت. موضع‌گیری‌هایی که در فضای عمومی درباره جنگ شکل می‌گیرد، چه در قالب مخالفت و چه در قالب حمایت، در اغلب موارد بازتاب احساسات فردی است، نه یک عامل تعیین‌کننده در معادلات قدرت. در سطح روابط بین‌الملل، جنگ و صلح نه با شعار، بلکه با محاسبه منافع، موازنه قدرت و ضرورت‌های راهبردی تعیین می‌شود.

قدرت‌هایی مانند آمریکا و اسرائیل، سیاست‌های خود را بر اساس تحلیل هزینه و فایده، تهدیدات امنیتی و اهداف ژئوپلیتیک تنظیم می‌کنند. نه نظر من و شما، نه هشتگ‌ها، و نه موج‌های احساسی، هیچ‌کدام تعیین‌کننده تصمیم آن‌ها نیست. مسیر آن‌ها از پیش بر اساس منافعشان ترسیم شده است.

اما همین واقعیت، یک نتیجه مهم دارد: اگر آن‌ها بر اساس منافع خودشان تصمیم می‌گیرند، ما هم باید بر اساس منافع مردم خودمان قضاوت کنیم.

آینده و جنگ، صادق حسینی

| No Comments

sadeghHosseini.jpgکمپین بزرگی تحت عنوان نه به جنگ بخش بزرگی از فضای مجازی را به خود اختصاص داده است، بدون پاسخ و راهکار عملی برای برون‌رفت از این بحران در حد شعر و شعار باقی خواهد ماند. جمهوری اسلامی هیچگاه به این اندازه ضعیف و ذلیل نبوده است و این بهترین فرصت برای مخالفان برای سود بردن از وضعیت موجود است.

این رژیم ابتدا سرمایه‌ها و امکانات زیادی در اختیار داشت و ۴۷ سال فرصت داشت تا پتانسیل غیرقابل تصور مردم را در مسیر پیشرفت و اعتلا سوق دهد. ولی متأسفانه تمامی آن سرمایه‌های مادی و انسانی فدای باورهای آخرالزمانی دو رهبر دیوانه آن شد و مردم ایران در همه زمینه‌های مادی زندگی پس‌رفت داشتند.

تنها قمار هسته‌ای مبلغی حدود دو تریلیون دلار هزینه برداشت، که می‌توانست چندین بار زیرساخت‌های فرسوده کشور را به‌روز کند و ایران را در همه زمینه‌ها به کشوری مدرن و پیشرو تبدیل کند. ولی اصرار دیوانه‌وار خامنه‌ای که خود را در قامت ناجی محرومان دنیای اسلام می‌دید، با توهم پیامبر آزادی‌بخش فلسطینیان، دیوانه‌وار ایران را به پرتگاه سقوط سوق داد.

متأسفانه ایران در شرایط خطرناکی قرار دارد و سناریوهای محتمل پیش رو دل هر آزاده‌ای را به درد می‌آورد.

گزینه‌های خوبی روی میز نیست، ولی به‌هرحال باید از این فصل پررنج و درد عبور کرد.

trump.jpgدونالد ترامپ، در پستی در حساب خود در شبکه تروث سوشال نوشت:

امشب ممکن است یک تمدن کامل از میان برود و دیگر هرگز بازنگردد*. من چنین چیزی را نمی‌خواهم، اما احتمالاً همین اتفاق خواهد افتاد.

ترامپ در ادامه نوشت: «با این حال، اکنون که ما به یک تغییر رژیم کامل و تمام‌عیار رسیده‌ایم--جایی که ذهن‌هایی متفاوت، باهوش‌تر و کمتر افراطی حاکم هستند: شاید اتفاقی واقعا شگفت‌انگیز و انقلابی رخ دهد؛ چه کسی می‌داند؟ امشب خواهیم فهمید.»

این یکی از مهم‌ترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان است. ۴۷ سال اخاذی، فساد و مرگ سرانجام پایان خواهد یافت. خدا مردم بزرگ ایران را حفظ کند!

***

*این عبارت ترامپ واکنش‌برانگیز و غیرمعمول است؛ از یک سو از «نابودی یک تمدن» سخن می‌گوید و از سوی دیگر برای «مردم بزرگ ایران» طلب خیر می‌کند، دو گزاره‌ای که در کنار هم برای ایرانیان متناقض و نگران‌کننده به نظر می‌رسد. در مقابل، برخی حامیان آمریکایی او می‌گویند باید «به کارنامه و اقداماتش نگاه کرد نه به واژه‌ها»، در حالی که منتقدان تأکید دارند چنین ادبیاتی حتی در سطح لفظی درباره یک تمدن قابل قبول نیست.

thsoc.jpg

Mehrdad_Youssefiani.jpgایالات متحده در هدف‌گیری‌های نظامی چنان از دقت برخوردار است که در هفته‌های نخست جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، شمار ایرانیانی که به کشور بازگشتند بیش از آن‌هایی بود که آن را ترک کردند. اما همان‌گونه که دقت در عملیات نظامی به موفقیت منجر می‌شود، نبود دقت در زبان می‌تواند همان دستاوردها را از میان ببرد.
در افغانستان، عراق و لیبی، فاصله میان گفتار و واقعیت، بستری برای سوءظن و تئوری‌های توطئه فراهم کرد و در نهایت به افراط‌گرایی‌ای دامن زد که خودِ عملیات نظامی برای مهار آن طراحی شده بود. امروز نیز در حالی که واشنگتن در حال ارزیابی مسیرهای بعدی خود در قبال تهران است، بی‌دقتی در زبان می‌تواند به تکرار همان خطاهای راهبردی بینجامد؛ خطایی که یک ملت را با حاکمیت آن خلط می‌کند و از مردمی که هدف اعلامی حمایت از آنان است، فاصله می‌گیرد.
دقت در زبان باید بخشی از راهبرد کلان باشد. هرگاه مقام‌های آمریکایی مرز میان مردم ایران و جمهوری اسلامی را مخدوش می‌کنند، عملاً برگ برنده‌ای تبلیغاتی در اختیار حاکمیت می‌گذارند و میلیون‌ها ایرانی را از خود می‌رانند؛ ایرانیانی که بسیاری از آنان خود را در تقابل با نظام حاکم و همسو با جهان آزاد می‌دانند. در هفته‌های اخیر، اظهاراتی از سوی مقام‌های ارشد واشنگتن نشانگر همین لغزش خطرناک است.
برای نمونه، دوم آوریل ۲۰۲۶، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا تهدید کرد که ایران را «به عصر حجر باز خواهد گرداند» و نیروگاه‌ها و تأسیسات نفتی را هدف قرار می‌دهد--زیرساخت‌هایی که برای حیات اقتصادی کشور در دوران پس از تغییر رژیم حیاتی‌اند. این تعبیر، که پِت هگزث وزیر جنگ نیز آن را تکرار کرد، نه‌تنها از ضربات موضعی سخن نمی‌گوید بلکه به تخریب کامل زیرساخت‌ها اشاره دارد. برای ایرانیان، چنین بیانیه‌هایی تداعی‌گر بازدارندگی علیه حکومت نیست، بلکه نوعی مجازات جمعی تلقی می‌شود.

Amir_Daha.jpgهنوز ۲۴ ساعت دیگر به پایان اولتیماتوم رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در خصوص احتمال حمله به زیرساخت‌های جمهوری اسلامی باقی مانده است. اینکه پس از این ضرب‌الاجل ( که برای وادار کردن جمهوری اسلامی به مذاکره تعیین شده) چه پیامدهایی، فراتر از آنچه تاکنون بر کشور ما گذشته، در انتظار ایران خواهد بود، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

با این‌همه، من این یادداشت را با دو نگاه می‌نویسم: چشمی نگران و مضطرب نسبت به اکنون ، و چشمی امیدوار به آینده‌ای که می‌تواند، در صورت تغییر مسیر، روشن‌تر باشد.

۱. منشأ بحران: سیاستی که جنگ را اجتناب‌ناپذیر کرد

هیچ‌کس جز علی خامنه‌ای و مجموعه‌ای از سیاستمداران و فرماندهان نظامی همسو با او، دعوت‌کنندهٔ عملی ایالات متحده و اسرائیل به تقابل نظامی با ایران نبوده است. این الگو مسبوق به سابقه نیز میباشد: در دوران روح‌الله خمینی نیز سیاست «صدور انقلاب» و فراخوان آشکار او به مردم عراق برای قیام علیه حکومتشان، عملاً به تشدید تنش با صدام حسین انجامید و زمینه‌های جنگی پرهزینه و ۸ ساله را فراهم کرد.

نتیجهٔ ۴۷ سال سیاست خارجی مبتنی بر تقابل ایدئولوژیک با غرب--به‌ویژه آمریکا و اسرائیل--چیزی جز انباشت تنش، تحریم، و در نهایت نزدیک شدن به یک درگیری نظامی گسترده نبوده است. در ادبیات روابط بین‌الملل، این وضعیت را می‌توان نمونه‌ای از «تله امنیتی» دانست، با این تفاوت که در اینجا، تشدید تهدید نه یک سوءبرداشت، بلکه از یک راهبرد آگاهانه و از پیش طراحی شده نشأت گرفته است.

۲. رؤیای خلافت ابدی و هزینه‌های یک پروژه ایدئولوژیک

در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، نوعی «رؤیاپردازی ایدئولوژیک» دیده می‌شود؛ نقل‌قولی که به اکبر هاشمی رفسنجانی نسبت داده می‌شود، به‌خوبی این ذهنیت را نشان می‌دهد وقتی میگوید: اگر خلافت عباسی و امپراتوری عثمانی توانستند قرن‌ها استمرار یابند، چرا جمهوری اسلامی نتواند؟

این توهم و رؤیای شکست خورده اما، هزینه‌ای سرسام‌آور برای ایران داشته است.

برآوردهای مختلف--از جمله تحلیل‌های اقتصادی مبتنی بر هزینه فرصت تحریم‌ها، سرمایه‌گذاری‌های مستقیم، و کاهش تولید ناخالص داخلی--نشان می‌دهد که پروژه هسته‌ای ایران، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، هزینه‌ای در حدود ۱.۵ تا ۲ تریلیون دلار بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است. این رقم شامل موارد زیر است:

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

این یادداشت مروری است برادبیات مربوط به گذار درونزای مبتنی بر توسعه جامعه مدنی در سمت و سوی توسعه فراگیر و پایدار است و کمتر به شواهد تجربی مربوطه می پردازد. ادبیات گذار به دموکراسی دو مسیر اصلی را متمایز می‌کند: گذار درونزا که بر نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی استوار است، و گذار برون‌زا که از طریق مداخله خارجی تحمیل می‌شود. پرسش محوری این یادداشت آن است که جنگ میان ائتلاف امریکایی-اسرائیل و رژیم حاکم بر ایران در سال ۱۴۰۵ چه تأثیری بر مسیر گذار در ایران خواهد داشت.

گمانه اصلی این یادداشت بر این انگاره استوار است، که فرایند گذار درونزا بدون وجود زیرساخت‌های اجتماعی، نهادی و ارتباطی امکان‌پذیر نیست. زیرساخت در اینجا مفهومی چندلایه است که شامل شبکه‌های ارتباطی، نهادهای مدنی، سرمایه اجتماعی و ظرفیت‌های سازمانی می‌شود. جنگ، به‌عنوان یک شوک برون‌زا، دقیقاً این زیرساخت‌ها را هدف قرار داده و یا دچار کاستی و سستی نموده است. اموری همچون جنگ، گذار درونزا و نقش جامعه مدنی در این روند منظر علوم اجتماعی و بخصوص اقتصاد اجتماعی پدیده های تجربی هستند. بنابراین یک گفتگوی متقن میبایست بر پایه تجربه گذشتگان که در ادبیات خاص رشته گردآمده صورت گیرد.

چارچوب نظری: گذار درونزا، پیمان‌های سیاسی و نقش زیرساخت

بر اساس نظریه اودانل و اشمیتر(. (1986 O'Donnell, G., & Schmitter, P. ) ، گذار دموکراتیک مستلزم احیای جامعه مدنی و شکل‌گیری «پیمان‌ها» میان بازیگران عرصه عمومی و نیروهای اجتماعی است. این پیمان‌ها تنها در شرایطی امکان‌پذیرند که سطحی از اعتماد، ارتباط متقابل و سازمان‌یافتگی وجود داشته باشد--عواملی که همگی به زیرساخت اعم از زیر ساخت اجتماعی و سیاسی، فرهنگی و فیزیکی وابسته‌اند. در همین راستا، بویکس و استوکس (Boix, C., & Stokes, S. C. 2003) نیز تأکید می‌کنند که پایداری دموکراسی به تعادل قدرت میان نیروهای اجتماعی وابسته است. این تعادل بدون وجود یک جامعه مدنی سازمان‌یافته و مستقل شکل نمی‌گیرد. در این چارچوب، زیرساخت نه یک عامل جانبی، بلکه شرط بنیادین کنش آزادی خواهانه، دموکراتیک معطوف به توسعه فراگیر و پایدار است. در مقابل، مداخله نظامی خارجی با ایجاد نااطمینانی، تخریب ظرفیت‌های نهادی و امنیتی‌سازی فضا، فرآیند شکل‌گیری این پیمان‌ها را مختل می‌کند. تجربه‌های تطبیقی در عراق، لیبی و سوریه نشان می‌دهد جنگ به آسیب به زیرساخت‌های مدنی، به بی‌ثباتی و خشونت ساختاری می‌انجامد.

در ادبیات گذار به دموکراسی، شرط اساسی برای تحقق یک گذار درونزای مبتنی بر توسعه جامعه مدنی با سمت و سوی توسعه پایدار، وجود و تقویت زیرساخت‌های نهادی، ارتباطی و سازمانی مستقل است که امکان کنش جمعی پایدار، تولید اعتماد اجتماعی و شکل‌گیری ائتلاف‌ها و «پیمان‌های سیاسی» را فراهم می‌کند. بر اساس رویکردهایی مانند اودانل و اشمیتر و نیز تحلیل‌های بعدی، جامعه مدنی زمانی می‌تواند به نیروی محرک گذار تبدیل شود که از حداقلی از خودمختاری نسبت به دولت، دسترسی به شبکه‌های ارتباطی (مانند رسانه‌ها و اینترنت)، ظرفیت بسیج و سازمان‌دهی، و تداوم نهادی برخوردار باشد. این زیرساخت‌ها به‌مثابه شرط امکان، فضای عمومی را بازتولید کرده و زمینه مذاکره، چانه‌زنی و مهار خشونت را فراهم می‌سازند؛ در غیاب آن‌ها، کنش مدنی پراکنده، شکننده و به‌راحتی قابل سرکوب شده و گذار درونزا یا متوقف می‌شود یا به بی‌ثباتی و فروپاشی می‌انجامد (2003 Bunce, V., & Wolchik,).

88.jpgایندیپندنت - همزمان با موافقت جمهوری اسلامی با آتش‌بس دو هفته‌ای، ویدیویی پربازدید شده است که کارشناسان صداوسیما را در حال مخالفت با آتش‌بس نشان می‌دهد.

این ویدیو مربوط به زمانی است که رسانه‌ها از طرح آتش‌بس ۴۵ روزه خبر دادند که البته به‌طور رسمی مطرح نشد.

در این ویدیو کارشناس صداوسیما هشدار می‌دهد که آتش‌بس به معنی تجدید قوای طرف مقابل است و در صورتی که تنگه هرمز باز شود، با قدرت بیشتری مواضع جمهوری اسلامی هدف قرار می‌گیرد.

milani.jpg

عباس میلانی در شبکه ایکس نوشت:

استفاده تحریک‌آمیز از عباراتی مانند «نابودی یک تمدن»، حتی اگر صرفاً یک تاکتیک لفظی یا برای اثرگذاری در سخن باشد، از نظر اخلاقی نادرست، غیرقانونی و نتیجه‌ معکوس دارد.

هدف اصلی رژیم ایران صرفاً بقای خود است. مردم ایران اما برای حفظ و احیای تمدنشان در حال مبارزه‌اند.

کریم سجادپور در شبکه ایکس نوشت: تهدیدهای ترامپ درباره نابودی تمدن ایران، هدیه‌ای به جمهوری اسلامی است. این اظهارات حتی سرسخت‌ترین مخالفان رژیم را نیز از او دور می‌کند؛ مخالفانی که معتقدند جمهوری اسلامی طی دهه‌ها در حال محو کردن ۲۵۰۰ سال تمدن ایرانی بوده است. اینکه رئیس‌جمهور آمریکا همان تهدید را مطرح کند، نوعی خطای فاحش حرفه‌ای است.

***

palayesh.jpg

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد تاسیسات پالایشگاه نفت لاوان در ایران روز چهارشنبه ۱۹ فروردین هدف حمله قرار گرفته است.

رسانه‌های ایران زمان حمله را صبح چهارشنبه گزارش دادند.

در همین زمینه:

رویترز از حمله به خط لوله حیاتی نفت عربستان سعودی خبر داد

خط لوله حیاتی شرق به غرب عربستان سعودی که نفت خام را از خلیج فارس به دریای سرخ برای صادرات منتقل می‌کند، هدف حمله قرار گرفت.

در حالی که تنها چند ساعت از اعلام «آتش‌بس موقت» با جمهوری اسلامی گذشته است، خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه ۱۹ فروردین به نقل از یک منبع محلی گزارش داد که با وجود این آتش‌بس، خط لوله نفتی شرق-غرب عربستان سعودی در حمله‌ای منتسب به ایران هدف قرار گرفته و میزان خسارت همچنان در دست بررسی است.

به گفته این منبع، تأسیسات دیگری نیز مورد حمله قرار گرفته‌اند. خط لوله شرق-غرب در حال حاضر تنها مسیر صادرات نفت خام عربستان به شمار می‌رود، زیرا ایران عملاً تنگه هرمز را مسدود کرده است.

lebtarg.jpg

هدف قرار گرفتن مقر اضطراری شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله

خبرنامه گویا - «کانال ۱۲ اسرائیل» گزارش داد یکی از اهداف حملات امروز ارتش اسرائیل در لبنان، مقر اضطراری شیخ نعیم قاسم بوده است. هنوز مشخص نیست که او در زمان حمله در محل حضور داشته یا خیر.

***

666.jpgایندیپندنت - فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین در پاسخ به پرسشی درباره محدودیت اینترنت بین‌الملل در ایران گفت که دولت همچنان «پیگیر دسترسی آزاد به اطلاعات» است، اما شرایط جنگی ملاحظات متفاوتی ایجاد می‌کند.

او با اشاره به نقش خبرنگاران حکومتی افزود که آن‌ها به‌عنوان «سفیران پیام» به اطلاعات دسترسی دارند، اما دسترسی عمومی مردم در چنین شرایطی محدود می‌شود.

مهاجرانی تاکید کرد که این وضعیت در شرایط جنگی «طبیعی» است. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌ها از طولانی‌ترین محدودیت اینترنت و اختلال در دسترسی کاربران در جهان حکایت دارد.

isrEmb.jpgبه گزارش ان‌تی‌وی، این رویداد به حملات داعش شباهت دارد. رسانه دولتی ترکیه نیز گزارش داد ‫دو مامور پلیس در این حادثه زخمی شدند.

داوود گل، فرماندار استانبول، اعلام کرد در پی حمله به نزدیکی کنسولگری اسرائیل در این شهر، یکی از مهاجمان کشته و دو تن دیگر مجروح و بازداشت شدند.

او افزود روند شناسایی هویت این افراد همچنان ادامه دارد.

وزیر کشور ترکیه هم اعلام کرد دو تن از سه عامل تیراندازی در استانبول برادر هستند.

بر اساس گزارش‌ها، دو مامور پلیس نیز در جریان این حمله زخمی شدند.

استاندار استانبول با اشاره به حادثه تیراندازی در نزدیکی کنسولگری اسرائیل گفت در دو سال و نیم گذشته، هیچ دیپلمات اسرائیلی در این مکان حضور نداشته است.

وزارت خارجه اسرائیل نیز اعلام کرد در زمان تیراندازی، هیچ کارمندی در کنسولگری حضور نداشت.

***

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین اعلام کرد که برای اولین‌بار در حملات موشکی به اسرائیل از «سکوی پرتاب دوگانه» برای شلیک موشک‌های خیبر استفاده کرده است. این نوع پرتاب موشک، با اشباع پدافندها، احتمال اصابت دست‌کم یکی از موشک‌ها را به‌شدت بالا می‌برد.

در ویدیویی که خبرگزاری فارس منتشر کرده، دیده می‌شود که روی موشک‌ها پیام‌های «در کاخ سفید حرام‌زاده بودن توهین نیست بلکه یک مِلاک صلاحیت است» و «آمریکا به دست خودِ ترامپ نابود می‌شود» نوشته شده است.

***

fztweet.jpg

عمامه پرانی در لس‌آنجلس!

| No Comments

نتانیاهو با انتشار این تصویر در حساب ایکس خود نوشت: به خانه تکانی عید پسح‌ ادامه می‌دهیم، دشمن را خرد می‌کنیم

neglarge.jpg

kurds.jpgترامپ: من از یک گروه خاص خیلی عصبانی هستم و آن‌ها بهای سنگینی خواهند پرداخت

ایران اینترنشنال - دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده، دوشنبه گفت که از جمهوری اسلامی ناراحت است و آن‌ها قرار است بهای بزرگی برای این موضوع بپردازند.

او گفت: «وضعیت وحشتناکی بوده--تا یک ماه و نیم پیش ۴۵ هزار نفر را کشته‌اند، ۴۵ هزار معترض.»

ترامپ درباره مردم ایران افزود: «مردم ایران، وقتی صدای انفجار نمی‌شنوند، ناراحت می‌شوند. آن‌ها می‌خواهند صدای بمب‌ها را بشنوند، چون می‌خواهند آزاد باشند. و تنها دلیلی که به خیابان نمی‌آیند--شما این را می‌دانید--این است که به آن‌ها گفته شده اگر اعتراض کنند، مثل آن کشتی‌گیر و دوستانش، فورا به آن‌ها شلیک خواهد شد.»

او ادامه داد: «این یک دستور رسمی و مکتوب است: اگر اعتراض کنند، اگر به خیابان بیایند، بلافاصله کشته خواهند شد. آن‌ها سلاح ندارند. می‌دانید، ما مقداری سلاح فرستادیم، اما گروهی که قرار بود آن‌ها را به مردم بدهد--که من از قبل هم گفته بودم این اتفاق می‌افتد--این سلاح‌ها را برای خودشان نگه داشتند. گفتند چه اسلحه خوبی، خودم نگهش می‌دارم.»

ترامپ گفت: «به همین خاطر من از یک گروه خاص خیلی عصبانی هستم و آن‌ها بهای سنگینی برای این کار خواهند پرداخت. اما مردم ایران به محض اینکه بدانند کشته نخواهند شد و بتوانند به سلاح دست پیدا کنند، مقابله خواهند کرد. اگر سلاح داشتند--حتی نه تعداد زیاد--اوضاع کاملا برعکس می‌شد.»

baghayee.jpgیورونیوز - اسماعیل بقای، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز دوشنبه اعلام کرد که عملیات اخیر ایالات متحده برای نجات خدمه جنگنده سرنگون‌شده آمریکایی «ممکن است» پوششی برای «سرقت اورانیوم غنی‌شده» از ایران بوده باشد.

این ادعا پس از آن مطرح شده است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا روز یکشنبه از نجات دومین خدمه جنگنده اف-۱۵ سقوط کرده در خاک ایران طی یک عملیات «جسورانه» خبر داده بود.

سخنگوی وزارت خارجه ایران در حالی چنین موضوعی را در نشست خبری هفتگی خود با خبرنگاران در میان گذاشت که افزایش تنش نظامی میان دو کشور پس از سرنگونی یک جنگنده آمریکایی در جنوب ایران وارد مرحله تازه‌ای شده و رئیس جمهوری آمریکا تهدید کرده است در صورت عدم حصول توافق با تهران بر سر برنامه هسته‌ای و همچنین بسته ماندن تنگه هرمز، زیرساخت‌های انرژی و حیاتی ایران را هدف حملاتی ویران‌کننده قرار خواهد داد.

اسماعیل بقایی روز دوشنبه با اشاره به «پرسش‌ها و ابهامات فراوان» پیرامون عملیات اخیر نیروهای آمریکایی گفت: «منطقه‌ای در استان کهگیلویه و بویراحمد که ادعا می‌شود خلبان آمریکایی در آن حضور داشته فاصله زیادی با منطقه‌ای در مرکز ایران دارد که نیروهای آمریکایی در آن فرود آمدند یا قصد پیاده کردن نیروهایشان را داشتند.»

وی در ادامه تاکید کرد: «احتمال اینکه این یک عملیات فریب برای سرقت اورانیوم غنی‌شده بوده باشد، به هیچ وجه نباید نادیده گرفته شود.» آقای بقایی همچنین این عملیات را یک «فاجعه» برای ایالات متحده توصیف کرد که به گفته او جز «ویرانی و هزینه سنگین» نتیجه‌ای نداشته است.

در همین حال، ارتش ایران این اقدام آمریکا را یک «مأموریت فریب و فرار» خوانده و تاکید کرده است که این عملیات «به طور کامل خنثی شد». مقامات نظامی ایران اعلام کرده‌اند که چندین فروند هواگرد آمریکایی پس از هدف قرار گرفتن در جریان این ماموریت، مجبور به «فرود اضطراری» در جنوب استان اصفهان شدند و در نتیجه، نیروهای آمریکایی برای جلوگیری از دسترسی ایران، «هواگردهای سرنگون‌شده خود را به شدت بمباران کردند.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

روایت مقامات نظامی ایران درباره بمباران لاشه‌ها، با گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های بین‌المللی همخوانی دارد. گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای ویژه آمریکا (از جمله یگان ویژه نیروی دریایی موسوم به SEAL Team Six) پس از مواجهه با نقص فنی در هواپیماهای ترابری سی-۱۳۰ (C-130) و بالگردهای خود در جریان تخلیه نیروها، پیش از ترک خاک ایران مجبور شدند این هواگردها را برای جلوگیری از افتادن فناوری‌های حساس به دست نیروهای مسلح ایران، منهدم کنند. رسانه‌های دولتی ایران نیز تصاویری از لاشه سوخته این تجهیزات در بیابان‌های اصفهان منتشر کردند و مدعی شدند که علاوه بر دو هواپیماهای ترابری، دو بالگرد نیز در این عملیات هدف قرار گرفته و سرنگون شده‌اند.

این مواضع در پی یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های جستجو و نجات (CSAR) ارتش آمریکا در خاک ایران مطرح می‌شود که با پوشش خبری و واکنش‌های زیادی همراه بوده است.

wsjbanner.jpgوال‌استریت ژورنال - به گفته چند مقام آمریکایی، ارتش ایالات متحده در حال آماده‌سازی برای حملات احتمالی به اهداف انرژی در ایران است؛ هم‌زمان با این خبر ترامپ فشار خود برای وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز را افزایش داده است.

این مقامات می‌گویند فرماندهان نظامی در حال مرور فهرست‌های از پیش تهیه‌شده از اهداف هستند تا در صورت تصمیم رئیس‌جمهور برای حمله به زیرساخت‌های انرژی، گزینه‌های عملیاتی در اختیار او قرار دهند.

ترامپ در روزهای اخیر تهدیدهای خود را تشدید کرده و روز یکشنبه به وال‌استریت ژورنال گفته است اگر حکومت ایران تا عصر سه‌شنبه با بازگشایی تنگه هرمز موافقت نکند، تمام نیروگاه‌های برق ایران را نابود خواهد کرد.

wjs.jpg

IMG_5231.jpeg«...[سرداران سپاه!] برای ایران، برای خودتان، برای فرزندان‌تان، این ماجراجویی‌ها را رها کنید. ایران را بیش از این خون‌آلود و زخمی نکنید. بگذارید زیرساخت‌های کشور برای ملت ایران حفظ شود. به جنایت‌هایتان پایان دهید. از حکومت کناره بگیرید...»

شاهزاده ی گرامی از روی دلسوزی برای کشورمان ایران و برای مردم زجر کشیده ی آن این جملات را خطاب به سرداران سپاه آدمخوار اسلام نوشته اند و تصور م این است که اگر به تاثیر این حرف ها باور نمی داشتند چنین سخنانی را هرگز بر زبان نمی آوردند.
امکان ندارد ایرانی باشی و کشورت را دوست داشته باشی و از دیدن آسیب دیدگی و تخریب آن به هر دلیلی ناراحت نشوی. مگر می شود جلوی چشم ات به جسم فرزندت، پدرت، مادرت، با اشعه و مواد شیمیایی و جراحی آسیب بزنند و تو ناراحت نشوی؟ قطعا هر فرد ایرانی از دیدن آسیب هایی که به کشورش وارد می شود ناراحت می شود. اما وقتی سرطانی کُشنده و نابودکننده به جان این کشور افتاده که دارد تمام اجزای آن را ذره ذره می خورد و از بین می برد باید میان جسم ظاهرا سالم و تهاجم و آسیب زدن حساب شده به بیماری یی که در آن جسم ریشه دوانده یکی را انتخاب کنی.

سوال اساسی این است: می خواهیم این کشور از شرّ سرطان اسلامی خلاص شود یا می خواهیم ظاهر سالم اش را حفظ کند و سرطان در آن باقی بماند و نسل های متعدد و ریشه های چند هزار ساله ی فرهنگی و ملی را از میان ببرد؟

khadami.jpgمجید خادمی، یکی از کلیدی‌ترین و محرمانه‌ترین چهره‌های دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی، دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ (ششم آوریل ۲۰۲۶) در جریان حملات هوایی آمریکا-اسرائیل کشته شد.

مجید خادمی پس از کشته شدن محمد کاظمی در جنگ ۱۲ روزه، به ریاست سازمان اطلاعات سپاه منصوب شده بود.

وی پیش از این رئیس‌ سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پیشتر از آن رئیس سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع بود.

او در رسانه‌ها گاهی به نام مجید خادمی و گاهی با نام مجید حسینی ظاهر شده است.

خادمی در گفت‌وگویی که ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ از او منتشر شد، با افتخار می‌گوید که سپاه پیش از اعتراضات دی‌ماه بیش از ۱۵ هزار نفر را دستگیر، احضار و بازجویی کرده است:


پس از تأسیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، دستکم تا سال ۱۳۹۳ از مجید خادمی به عنوان جانشین حسین طائب، رئیس وقت سازمان اطلاعات سپاه یاد می‌شد. او مدتی هم جانشینی سازمان حفاظت اطلاعات سپاه را بر عهده داشت.

سازمان اطلاعات سپاه، که مدت‌ها از آن به عنوان اطلاعات موازی یاد می‌شد در دهه‌های گذشته نقش پر رنگی در بازداشت و پرونده‌سازی و سرکوب منتقدان و مخالفان رژیم جمهوری اسلامی داشته است.

این سازمان دارای خانه‌های امن و بازداشتگاه‌های مخفی بوده است و پس از قتل‌های زنجیره‌ای در سال ۱۳۷۷ نقش پر رنگتری در سیستم امنیتی و سرکوب رژیم ایفا کرده است.

segal.jpgنشانه‌ها از ترجیح ترامپ، گزینه نظامی به‌جای مذاکره

آمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

دونالد ترامپ با صدور تمدید ۲۴ ساعته، به جمهوری اسلامی تا فردا ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا فرصت داده است تنگه هرمز را بازگشایی کند. به نظر می‌رسد این مهلت اضافی با احتمال آغاز مذاکرات مرتبط باشد. طبق گفته منابع آگاه از گفت‌وگوها در اسلام‌آباد، ایالات متحده و جمهوری اسلامی در حال بررسی شروط یک آتش‌بس احتمالی ۴۵ روزه هستند (هرچند رویترز آن را ۱۵ تا ۲۰ روز برآورد کرده) که می‌تواند به پایان دائمی جنگ منجر شود.

میانجی‌ها در حال بررسی چارچوبی دو مرحله‌ای هستند:

مرحله اول: آتش‌بس ۴۵ روزه که طی آن مذاکرات برای پایان دادن به جنگ انجام شود.

مرحله دوم: توافق نهایی برای پایان رسمی درگیری.

با این حال، این پیشنهاد تا حدی ناهماهنگ به نظر می‌رسد. طی دو هفته گذشته، گزارش‌ها درباره مذاکرات از انکار کامل تا بی‌میلی آشکار متغیر بوده است. جدا از لحن پیروزمندانه ترامپ که مدعی است جمهوری اسلامی برای صلح «التماس می‌کند»، نشانه‌های بسیار اندکی از نزدیک بودن یک توافق واقعی دیده شده است. منابع آگاه از مذاکرات نیز ارزیابی مشابهی با مواضع قبلی ارائه می‌دهند: به گفته آن‌ها، احتمال دستیابی حتی به یک توافق محدود در ۴۸ ساعت آینده پایین است.

اما فرض کنیم خوش‌بین‌ها درست بگویند. آیا مرحله اول به وضعیت دائمی تبدیل می‌شود؟ به‌هرحال، مرحله دوم در غزه حدود پنج ماه از برنامه عقب است و در آینده قابل پیش‌بینی نیز چندان در دسترس به نظر نمی‌رسد.

احتمالاً نه. تفاوت در مورد جمهوری اسلامی این است که انگیزه‌های راهبردی در واقع به ادامه جنگ متمایل است. در غزه، توقف روند صلح قابل درک بود: اسرائیل آماده بود در ازای آزادی گروگان‌ها و حفظ کنترل بر ۵۸ درصد از خاک منطقه، عملیات را متوقف کند، و حماس نیز صرفاً از این که بتواند از تونل‌ها خارج شده و بر «حماستان» کوچک‌شده حکومت کند، رضایت داشت.

اما جمهوری اسلامی معادله‌ای کاملاً متفاوت است. حتی اگر تهران به مذاکرات تن دهد و تنگه هرمز را باز کند، بسنده کردن به یک آتش‌بس بدون توافق نهایی منطقی نیست. بدون توافق، رژیم می‌تواند برنامه‌های موشکی بالستیک و هسته‌ای خود را از نو فعال کند، در حالی که ۲۰ درصد از بازار جهانی نفت همچنان به‌عنوان گروگانی منفعل باقی می‌ماند.

البته رهبران باقی‌مانده رژیم ممکن است هر شب با این نگرانی بخوابند که آیا امشب خانه‌شان در آتش می‌سوزد یا نه، اما فعلاً زنده می‌مانند.

ترامپ ممکن است بر ویرانه‌های دودگرفته زیرساخت‌های نظامی جمهوری اسلامی جشن پیروزی بگیرد، اما نتیجه روشن خواهد بود: او نتوانسته جنگ را تا خط پایان پیش ببرد.

به باور من، شاخص بهتری برای درک نیت واقعی ترامپ نسبت به این تمدید، تهدید نسبتاً تند و حتی رکیکی است که درست پیش از آن مطرح کرد:

«سه‌شنبه در ایران، روز نیروگاه‌ها و روز پل‌ها خواهد بود همه در یک روز. چیزی شبیهش هرگز دیده نشده!!! این تنگه لعنتی را باز کنید، ای دیوانه‌ها، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد -- فقط تماشا کنید! الحمدلله.»

فکر نمی‌کنم ترامپ به این زودی‌ها مسلمان شود، اما به نظر می‌رسد تمرکز او بر بازگشایی دائمی تنگه است. با توجه به این لحن، استفاده از زور فقط در صورت ضرورت مطرح نیست بلکه گزینه ترجیحی به نظر می‌رسد.

killed.jpgایران بریفینگ - شب گذشته در ترور هدفمند اسرائیل در شهرک ولایت قم اصغر باقری، فرمانده یگان ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران، کشته شد.

‏نتانیاهو پیش تر درباره این فرد گفته بود این شخص از مسئولین اصلی حملات سپاه به اسرائیل بوده. نخست‌وزیر اسرائیل در ادامه با لحنی تهدیدآمیز گفت هر فردی که برای کشتن شهروندان اسرائیل اقدام کند یا در هدایت عملیات علیه این کشور نقش داشته باشد، «مسئول خون خود خواهد بود».

‏معاون سیاسی و امنیتی استانداری قم نیز با تائید این ترور و بدون اشاره به هویت آنان اعلام کرد که در جریان حملات نیمه‌شب یکشنبه و بامداد دوشنبه به یک منطقه مسکونی در مرکز این استان، دست‌کم پنج نفر کشته شدند.

‏به گفته این مقام محلی عملیات آواربرداری و نجات در جریان است و احتمال دارد شمار قربانیان افزایش یابد.

maskooni.jpgایران وایر - بر اساس گزارش وزارت راه و شهرسازی، از نهم اسفند، همزمان با آغاز درگیری‌ها، تا نهم فروردین‌ماه، بیش از ۱۰۱ هزار واحد مسکونی در ۲۴ استان کشور دچار آسیب شده‌اند. بر اساس آمارهای اولیه، حدود ۳۳ هزار واحد از این تعداد، معادل نزدیک به ۳۰ درصد، در استان تهران قرار دارند.

برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که برای جبران خسارت‌های وارده به بخش مسکن، رقمی در حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان (۴۰ همت) مورد نیاز است که از این میزان، ۲۳ هزار میلیارد تومان به تهران اختصاص دارد.

با این حال، اعلام شده که در شرایط فعلی، تمرکز اصلی دولت بر تأمین هزینه‌های ضروری از جمله مایحتاج عمومی و همچنین هزینه‌های دفاعی و نظامی است. در این میان، اسکان فوری خسارت‌دیدگان به عنوان مهم‌ترین اولویت در دستور کار قرار گرفته و افرادی که منزلشان به‌طور گسترده تخریب شده، به‌صورت رایگان در هتل‌ها اسکان داده شده‌اند.

در حوزه حمایت از مستاجران نیز اعلام شده است که در صورت تخریب واحد مسکونی، مستاجران تعهدی برای پرداخت اجاره‌بها نخواهند داشت و مالکان موظف به بازگرداندن ودیعه آنان هستند.

بر اساس تصمیمات اتخاذ شده، قرار است بخش عمده‌ای از منابع مالی مورد نیاز برای اسکان موقت شهروندان از طریق تسهیلات بانکی تامین شود.

در خصوص تسهیلات در نظر گرفته شده، ارقام اعلامی شامل وام ۳۰۰ میلیون تومانی برای شهرهای کوچک، ۴۰۰ میلیون تومانی برای شهرهای بزرگ‌تر و وام‌های ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومانی برای مراکز استان‌ها و پایتخت است. البته پرداخت این تسهیلات به‌صورت سقف ثابت برای همه واحدها نخواهد بود و میزان نهایی بر اساس ارزیابی کارشناسان بنیاد مسکن از شدت خسارت تعیین می‌شود. این وام‌ها به‌صورت قرض‌الحسنه و با عنوان «وام اسکان موقت» به آسیب‌دیدگان پرداخت خواهد شد.

با این حال، اتکای گسترده به تسهیلات بانکی برای جبران خسارت‌ها، نگرانی‌هایی را نیز به همراه داشته است. از یک سو، افزایش حجم نقدینگی می‌تواند به تشدید تورم منجر شود و از سوی دیگر، تخصیص منابع محدود بانکی به بازسازی، ممکن است باعث کاهش یا اختلال در پرداخت تسهیلات مرتبط با تولید و خرید مسکن شود. این مسئله می‌تواند در بلندمدت بر تعادل عرضه و تقاضا در بازار مسکن اثر منفی گذاشته و روند تولید مسکن را با چالش مواجه کند.

osulieh.jpgحمله به پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه

خبرنامه گویا - خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از حمله به پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه خبر داد. فارس نوشت: «دقایقی پیش صدای چند انفجار از پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه به گوش رسید.»

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، از حمله به «بزرگ‌ترین مجتمع پتروشیمی ایران» در عسلویه خبر داد و گفت این «هدف کلیدی» حدود ۵۰ درصد از تولید پتروشیمی ایران را بر عهده دارد. او افزود: «هفته گذشته نیز دومین مجتمع اصلی هدف قرار گرفته بود.»

کاتز همچنین گفت پیش‌تر هشدار داده بود در صورت ادامه حملات سپاه به مناطق غیرنظامی در اسرائیل، این کشور شروع به نابودی «زیرساخت‌های اقتصادی» جمهوری اسلامی خواهد کرد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که روز گذشته در پی اصابت مستقیم یک موشک به یک ساختمان مسکونی در حیفا، چهار غیرنظامی کشته شدند.

اکنون دو تاسیساتی که در مجموع مسئول حدود ۸۵ درصد از تولید پتروشیمی ایران هستند، از مدار خارج شده‌اند.» او افزود: «ارتش اسرائیل مامور شده است که با تمام قدرت به حمله به زیرساخت‌های ملی در ایران ادامه دهد.»

sajjadpour.jpgکریم سجادپور - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

مهم‌ترین تصمیم‌گیری‌های این جنگ نه میان آمریکا و جمهوری اسلامی، بلکه میان ترامپ و خود او در جریان است. او میان آغاز مذاکرات و وعده «بمباران ایران تا عصر حجر» در نوسان بوده است. در مقابل، جمهوری اسلامی همیشه رفتاری ثابت داشته: ایدئولوژی‌اش «مقاومت» است، راهبردش «ایجاد آشوب»، و هدف نهایی‌اش «بقا». ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را به‌درستی درک نکرده است. تهدیدهای او برای نابودی، رژیمی را که از آغاز نشان داده حاضر است کشور و مردم را قربانی حفظ قدرت و ایدئولوژی خود کند، وادار به عقب‌نشینی نکرده است.

برخلاف ترامپ که دیدگاه ثابت سیاست خارجی ندارد، طبقه حاکم در تهران خود را «اصولگرا» می‌نامد؛ چون به اصول انقلاب، به‌ویژه مقاومت در برابر آمریکا و نفی موجودیت اسرائیل، وفادار است. این آرمان‌ها هم چسبی برای حفظ انسجام رژیم هستند و هم لنگری که کشور را عقب نگه می‌دارند.

جمهوری اسلامی بدون کنار گذاشتن این ایدئولوژی پیشرفت نخواهد کرد؛ و در مقابل، رژیم معتقد است با کنار گذاشتن این اصول، بقای خود را از دست می‌دهد.

ترامپ این تقابل را همچون مذاکره‌ای برای یک «توافق بزرگ» می‌بیند. تهران ممکن است برای آتش‌بس یک توافق محدود را بپذیرد، اما دشمنی با آمریکا و اسرائیل باقی خواهد ماند. آیت‌الله خامنه‌ای «شهادت» را بر عادی‌سازی ترجیح داد؛ و پسر او نیز همین مسیر را ادامه خواهد داد.

در ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی تنها دو مصالحه بزرگ انجام داده است: نخست، پذیرش پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ پس از هشت سال و حدود ۲۰۰ هزار کشته ایرانی؛ امتیازی که خمینی آن را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد. دوم، توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ در دوره اوباما. در هر دو مورد، الگو یکسان بود: فشار اقتصادیِ حیاتی همراه با یک خروج دیپلماتیک مشخص که رژیم را مجبور به کنار گذاشتن هویت انقلابی‌اش نمی‌کرد. اما ترامپ فشار را ارائه کرده، بدون آن‌که مسیر خروج روشنی نشان دهد.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

دکترینی که پنتاگون و تشکیلات نظامی آمریکا را موظف به نجات خلبان دوم جنگنده اف ۱۵ کرد از خود عملیات نجات قابل توجه تر است. دکترین Leave No Man Behind یا *هیچ کس را پشت سر نگذاریم* بیش از صد سال است که در آمریکا اجرا می شود و بر اساس آن هیچ سربازی نباید پشت جبهه باقی بماند و باید او را نجات داد.

سال ۱۹۹۵ و در جریان جنگ بوسنی نیز یک خلبان آمریکایی ایجکت کرد و پشت مواضع صرب ها فرود آمد. خلیان اف ۱۶ برای شش روز خود را در جنگل پنهان کرد و طبق پروتکلی که آموزش آن را دیده بود تا روز آخر سکوت رادیویی داشت و فقط چند سیگنال رادیویی کوتاه فرستاد تا بفهمند او زنده است. او نگران لو رفتن محل اختفا بود و نگران بود که بیسیم چی صرب ها متوجه فرکانس رادیویی او شوند.اسکات او گریدی شش روز با خوردن حشرات و برگ درخت و با آب باران زنده ماند و با صبر زیاد شرایط سخت را تحمل کرد تا روزی که کدهای محل سقوط را فرستاد. عملیات نجات او نیم ساعت بیشتر طول نکشید اما او با آموزش هایی که دیده بود خود را با همه آنهایی که آماده نجات او بودند هماهنگ کرد. اموزش هایی که این خلیان دیده بود و سیستمی که خود را موظف به یافتن یک خلبان می داند همه بخشی از دکترین *هیچ کس را پشت سر نگذاریم* بودند.

سال ۱۴۰۰ دو خلبان حوان ایرانی در یک آشیانه در دزفول یا همدان جنگنده خود را در آشیانه چک می کردند تا آماده پرواز شوند. در میانه تست دستگاهها، سیستم ایجکت فعال شد و دو خلبان را با سرعت جت به سقف آشیانه کوبید و هر دو در اثر شدت ضربه درجا کشته شدند. کیانوش بساطی و حسین نامی دو خلبانی بودند که هیج پروتکلی برای نجات جان آنها تعریف نشده بود. أنها جان خود را به پای جنگنده ای ریختند که سالها از رده خارج شده بود و هیج کمیسیون تحقیقی هم نتیجه تحقیق خودرا به اطلاع کسی نرساند. تو گویی آنها هیچگاه وجود نداشتند و فقدان آنها هیچکس را در سازمان ارتش غمگین نکرد.

najd.jpgبابک نژند - پزشک و رواندرمانگر شناختی-رفتاری

ویژه خبرنامه گویا

مقدمه

در سال‌های اخیر، هم‌زمان با فرسایش مشروعیت جمهوری اسلامی، بخش قابل ملاحظه‌ای از جامعهٔ ایران و نیز بخش قابل ملاحظه‌ای از ایرانیان مهاجر، در افق نمادین و سیاسی خود به‌سوی بازتعریف هویت ملی و، در مواردی آشکار، به‌سوی مشروطه‌خواهی گرایش یافته‌اند. این چرخش را دشوار بتوان صرفاً به هیجان سیاسی یا القای رسانه‌ای فروکاست؛ بلکه باید آن را نشانهٔ دگرگونی در ادراک تاریخی و سیاسی جامعه‌ای دانست که جمهوری اسلامی را بیش از پیش نه فقط حکومتی ناکارآمد، بلکه نظمی ضدملی، سرکوبگر و اصلاح‌ناپذیر می‌بیند.

در برابر این تحول، واکنش بخشی از اپوزیسیون چپ خود به مسئله‌ای قابل تأمل بدل می‌شود. آنچه در مواردی رخ می‌دهد، نه فقط فاصله‌گیری از یک گرایش سیاسی، بلکه کژفهمیِ واقعیتی اجتماعی است که در برابر چشمان آنان شکل می‌گیرد. گویی برای بخشی از این نیروها، پذیرش این نکته دشوار است که جامعه می‌تواند، زیر فشار تجربهٔ تاریخی خویش، به سوی بدیلی حرکت کند که با حافظه و دستگاه ایدئولوژیک آنان سازگار نیست.

مقصود این نوشته انکار حق اختلاف سیاسی نیست. سخن بر سر آنجاست که این اختلاف، در مواردی، از سطح نقد فراتر می‌رود و به بدگمانی نسبت به مردم و ناتوانی در فهم منطق این چرخش می‌انجامد. از این منظر، می‌توان به این واکنش‌ها در پرتو خطاهای رایج شناختی ذهن بشر نیز نگریست؛ آنجا که ذهن، به جای تجدیدنظر در پیش‌فرض‌های خود، می‌کوشد واقعیت تازه را به سود همان پیش‌فرض‌ها تأویل کند.

ذهن یک اندیشمند سیاسی چگونه خطا می‌کند؟

ذهنِ اندیشمند سیاسی نیز، با همهٔ آگاهی، تجربه، و حافظهٔ تاریخی‌اش، واقعیت را بی‌واسطه درنمی‌یابد. او نیز جهان را از خلال الگوهایی می‌فهمد که در گذر زمان، از تجربه، ترس، امید، دلبستگی، و زخم‌های عاطفی و تاریخی در ذهن او شکل می‌گیرند. همین الگوها به رویدادها معنا می‌دهند؛ اما همان‌جا نیز امکان خطا پدید می‌آید: آنجا که واقعیت تازه، نه در پرتو خود، بلکه در قالب پیش‌فرض‌هایی فهم می‌شود که به گذشته تعلق دارند و دیگر لزوماً توان توضیح اکنون را ندارند.

در عرصهٔ سیاست، این خطا صورتی پیچیده‌تر می‌یابد. چه‌بسا ذهنی آکنده از دانش و حافظهٔ تاریخی، پدیده‌ای اجتماعی را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه ببیند که با آسیب‌های پیشین افراد از نیروهای مقتدر، یا با جذابیت آرمان‌های دیرپای سوسیالیستی، سازگارتر است. در چنین وضعی، آگاهی فراوان نیز ضامن فهم درست نیست؛ زیرا ذهن، به‌جای تجدیدنظر در دستگاه تفسیر خود، می‌کوشد واقعیت را در همان قالب‌های دیرآشنا فروبکاهد. بسیاری از خطاهای شناختی از همین نقطه آغاز می‌شوند.

وقتی واقعیت اجتماعی با حافظهٔ ایدئولوژیک سازگار نیست

بخشی از واکنش اپوزیسیون چپ به چرخش بخش قابل ملاحظه‌ای از جامعه به سوی مشروطه‌خواهی را می‌توان در پرتو همین خطاهای رایج شناختی فهم کرد؛ خطاهایی که نه از فقر اطلاعات، بلکه گاه درست از دلِ حافظهٔ تاریخی، دلبستگی ایدئولوژیک، و عادت‌های دیرپای تفسیر سیاسی برمی‌خیزند. مسئله فقط این نیست که این نیروها با مشروطه‌خواهی موافق نیستند؛ مسئله از آنجا آغاز می‌شود که خودِ این چرخش اجتماعی، به‌جای آنکه موضوع فهم قرار گیرد، به‌سبب شدت تعارضش با سپهر شناختی آنان، مایهٔ اضطراب و هراس می‌شود و ذهن را به سوی تفسیر با خطاهای شناختی سوق می‌دهد

Yousef_J_Javidan.jpgدر بخش‌های پیشین به سیاست مماشات با جمهوری اسلامی در سپهر سیاسی آمریکا پرداختیم و در بخش سوم نقش کنش‌گران و تحلیلگرانی چون هوشنگ امیراحمدی و شیرین هانتر و فریده فرهی که در آمریکا این خط را دنبال می‌کنند بررسیدیم.

ولی نصر، علی واعظ و رضا اصلان

افزون بر «تریتا پارسی» که سال‌ها برای جمهوری اسلامی به کار لابی‌گری اشتغال داشته، در میان تحلیل‌گران و پژوهشگران ایرانی‌تبار دیگری که به درجه‌های گوناگون خواهان مماشات با دولت جمهوری اسلامی هستند و در برنامه‌های رسانه‌هایی چون «سی‌ان‌ان» شرکت داشته‌اند می‌توان از «ولی نصر»، «علی واعظ» و «رضا اصلان» نام برد. افزون بر این چهار نفر گفتار و نوشتار کسانی چون «نرگس باجغلی»، «جواد صالحی‌اصفهانی»، «آرنگ کشاورزیان»، «آرزو اُسانلو»، «ارکیده بهروزان»، «کیوان هریس» و «هاله اسفندیاری» در برنامه‌های دو رسانه‌ی مهم داخلی «پی‌بی‌اس» و «ان‌پی‌آر» و سایر رسانه‌ها بکار برده شده‌اند.

رابرت مالی و علی واعظ دو چهره مهم در پیشبرد سیاست سازش با اسلامگرایان حاکم بر ایران هستند. ¹ علی واعظ در سال ۲۰۱۲ توسط رابرت مالی به گروه بین‌المللی بحران International Crisis Group, ICG منصوب شد. علی واعظ با بهره‌وری از سمت خود به عنوان تحلیلگر ارشد در گروه بحران نقش مهمی در پیشبرد گفتمان سازش با جمهوری اسلامی بازی کرده است. واعظ متهم به این شده که پیش‌نویس برخی نظریه‌هایی را که به عنوان کارشناس می‌خواسته در رسانه‌های آمریکا منتشر کند قبلن نشان ماموران جمهوری اسلامی داده است.

گذشته از علی واعظ، تحلیل‌های پژوهشگران دیگر نیز به عنوان پشتوانه توسط لابی حکومت تئوکراتیک ایران بکار گرفته می‌شوند. آثار بسیاری از این «تحلیلگران» نتیجه‌ای جز مشروعیت بخشی به رفتار نابهنجار دولت جنگ‌طلب حاکم بر ایران ندارد و کم نیستند کسانی که در این راه مرز بین تحلیل و کنش را بسیار مخدوش کرده‌اند. در محیط مناسبی که بر اندیشکده‌ها غالب است برخی از کارشناسان آنقدر احساس امنیت می‌کنند که پا را از حیطه‌ی کارشناس و تحلیلگر واقع‌بین و بی‌طرف بسیار فراتر می‌گذارند و با کنار گذاشتن ضوابط حرفه‌ای مانند کنشگران آرا و ایده‌هایی را ترویج می‌کنند که همسو با روایت رسمی و آنچه دولت جمهوری اسلامی «جنگ نرم» می‌نامد هستند.

parsa.jpgیکم

در میان هم‌نسلان من کم نیستند کسانی که آوریل ۱۹۷۵ و پیروزی کامل خمرهای سرخ در کامبوج را به یاد دارند. دربارهٔ شقاوت آنان و کشتار بی‌رحمانهٔ میلیون‌ها انسان در دوران تسلطشان بر آن کشور، اسناد و گزارش‌های مستند فراوانی وجود دارد که هنوز هم خواندنشان هراس‌انگیز است.

در همان سال‌ها، بسیاری از نشریات غربی جمله‌ای را به «پل پُت»، رهبر خمرهای سرخ، نسبت می‌دادند که مضمونش چنین بود:
«مراقبت ازشما مقرون به صرفه نیست و از بین بردنتان ضرری نخواهد داشت.»

جمله‌ای کوتاه، سرد و عریان؛ اما گویی چکیدهٔ منطقی تفکری بود که به فاصله‌ای کوتاه، در حدود شش سال، میلیون‌ها انسان را از خانمان وسرانجام ، جانشان ،محروم کرد.

راست آن است که نمی‌دانم ــ و حتی مطمئن نیستم ــ این جمله را واقعاً پل پُت گفته باشد. پیش از آن نیز گاه چنین عبارتی را به فضای انقلاب چین و به‌ویژه سال‌های «انقلاب فرهنگی» نسبت می‌دادند. با این همه، در حقیقت چندان اهمیتی ندارد که گویندهٔ آن چه کسی بوده است، یا در کدام ذهن بیمار و خون‌خواری شکل گرفته است. آنچه اهمیت دارد این است که کشتار آن همه انسان بی‌گناه در سایهٔ چنان دستگاه فکری‌ای ممکن و موجه شمرده شد.

جهان ِاندیشه ی خمرهای سرخ بر این پایه استوار بود : آنان که با ایشان می‌اندیشند، و دیگران. تنها درصدی ناچیز از جامعه در شمار «خودی‌ها» قرار می‌گرفتند، و باقی مردمان، در بهترین حالت، زائد و بی‌ارزش تلقی می‌شدند. در چنین نظام فکری‌ای، حذف انسان‌ها نه تنها خطا به شمار نمی‌آمد، بلکه گاه ضرورتی انقلابی و اخلاقی تلقی می‌شد.

امروز، هنگامی که به کارنامه و عملکرد حکومت اسلامی ـ شیعی تهران در طول نزدیک به نیم قرن گذشته می‌نگرم، گاه این احساس در من زنده می‌شود که گویی با جلوه‌ای دیگر از همان منطق مواجهیم. در این چهل و هشت سال، هرگاه فرصتی فراهم آمده است، دستگاه قدرت از سرکوب و کشتار شهروندان خود دریغ نکرده است؛ چنانکه آخرین نمونهٔ آن در دی‌ماه گذشته، در قیاس با بسیاری از لکه‌های ننگین پیشین، تصویری تیره‌تر و تکان‌دهنده‌تر بر جای گذاشت.

تاریخ بارها نشان داده است که هنگامی که قدرت سیاسی خود را صاحب حقیقت مطلق بداند و انسان را تنها در نسبت با آن حقیقت ارزش‌گذاری کند، فاصلهٔ میان اندیشه و فاجعه چندان طولانی نخواهد بود.

خمرهای سرخ جنایات خود را به نام آزادی، برابری و عدالت اجتماعی انجام می‌دادند؛ حکومت اسلامی ـ شیعی تهران نیز کمابیش همین داعیه‌ها را تکرار می‌کند. البته چنین ادعاهایی تقریباً در قاموس اغلب دولت‌ها و نظام‌های سیاسی جهان یافت می‌شود؛ کمتر قدرتی است که اعمال خود را بی‌هیچ توجیهی و بی‌آنکه آن را در پوششی از مفاهیم والا عرضه کند، به انجام رساند.

دوم

در ژانویهٔ سال ۲۰۱۲ یک کشتی تفریحی ایتالیایی در آب‌های نزدیک جزیرهٔ گیلیو غرق شد و شماری کشته و مجروح بر جای گذاشت. علت اصلی حادثه، بنا بر گزارش رسانه‌های گوناگون بین‌المللی، نمایش نابخردانه‌ای از سوی ناخدای کشتی بود. او می‌خواست با مانوری نمایشی در نزدیکی جزیره، نوعی ادای احترام یا حرکتی نمادین را به نمایش بگذارد؛ اما در جریان همان نمایش، بدنهٔ کشتی با صخره‌های سخت اطراف جزیره برخورد کرد. این برخورد شکافی عمیق در بدنهٔ کشتی پدید آورد و همان شکاف سرانجام مقدمهٔ غرق شدن آن شد.

در چنین شرایطی، قواعد پذیرفته‌شدهٔ دریانوردی ــ که هم در سنت دریانوردان و هم در قوانین مکتوب ثبت شده است ــ حکم می‌کند که ابتدا زنان، کودکان و مسافران ناتوان یا سالمند نجات داده شوند. پس از آن دیگر مسافران، بر حسب توان و امکان، کشتی را ترک می‌کنند و سپس نوبت خدمه می‌رسد. و در نهایت، زمانی که ناخدا از تخلیهٔ کامل کشتی اطمینان یافت، خود او باید آخرین کسی باشد که آن را ترک می‌کند.

kangarloo.jpgاین ایده که قدرت مردم به تنهایی می‌تواند یک مستبد را سرنگون کند، ایده‌ای رمانتیک است، اما تاریخ اغلب داستانهائی پیچیده‌تر و تاریک‌تر را روایت می‌کند. در حالی که نافرمانی مدنی جرقه‌ای بسیار قدرتمند است، منتقدان عدم خشونت "ناب" استدلال می‌کنند که این امر هرگز"تنها" عامل در گذار موفقیت‌آمیز یک کشور از دیکتاتوری به یک دموکراسی پایدار نبوده است.

در اینجا چند دلیل برای اینکه چرا نافرمانی مدنی، به تنهایی، اغلب در "اتمام کار" شکست می‌خورد، آورده شده است.

۱. نافرمانی مدنی با غیرقابل اداره کردن یک کشور عمل می‌کند، اما یک دیکتاتور می‌تواند تا زمانی که ارتش و نیروهای سرکوبگر به آن وفادار بمانند، بر یک کشور "ویران" حکومت کند. تاریخ نشان می‌دهد که دیکتاتورها تنها زمانی سقوط می‌کنند که "دستگاه امنیتی" (سپاه و بسیج) از تیراندازی خودداری کنند. اگر نیروهای مسلح متحد و وفادار به رژیم باقی بمانند (همانطور که در اعتراضات میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۳۶۸ ٫ قیام سوریه ۱۳۹۰ یا خیزش دیماه ۱۴۰۴ ایران دیده شد)، نافرمانی مدنی معمولاً به جای انتقال قدرت، به قتل عام منجر می‌شود.

در مواردی مانند انقلاب قدرت مردمی در سال ۱۹۸۶ در فیلیپین، فقط جمعیت نبودند؛ بلکه جدایی رهبران کلیدی نظامی (انریل و راموس) بود که در واقع تسلط مارکوس بر قدرت را در هم شکست.

۲. دومین مشکل خلأ قدرت و اقلیت "سازمان‌یافته" است. نافرمانی مدنی در شرایط ویژه ای در "تخریب" (نظام) عالی عمل میکند، اما اغلب در "ساخت" (ایجاد دموکراسی) ضعیف است.

در این رابطه درس بهار عربی بسیار پر ارزش است. در مصر، نافرمانی مدنی گسترده با موفقیت مبارک را برکنار کرد. با این حال، از آنجا که معترضان نه یک رهبر مومن به دموکراسی و نه یک شبکه افقی پرتوان الهام گرفته از ارزشهای لیبرالیسم داشتند، نتوانستند دولتی را سازماندهی کنند که مقبولیت همگانی داشته باشد و در نهایت به قدرت برسد. این امر به تنها دو نهاد سازمان‌یافته - اخوان المسلمین و ارتش - اجازه داد تا کنترل را به دست بگیرند و در نهایت به استبداد بازگردند. در اینجا وضعیت مصر بسیار شباهت به ایران ۱۳۵۷ و دو نهاد مذهب و ارتش داشت. شوربختانه برعکس مصر٫ در ایران عقب نشینی ارتش در مقابل مذهب به تثبیت رهبری خمینی و ایجاد جمهوری اسلامی تمام شد.

دیگر مشکل جنبشهای مدنی برای سرنگونی رژیمهايی مانند جمهوری اسلامی ضعف ساختاری است. اعتراضات زودگذر هستند. بدون وجود یک "دولت سایه" یا حزب سیاسی آماده برای مداخله، رهبران فعلی اغلب به سادگی چهره خود را تغییر می‌دهند وبا بازیهای سیاسی در قدرت باقی می‌مانند.

۳. سومین بازیگر ژئوپلیتیک خارجی است. ما میدانیم که به ندرت یک دیکتاتور در خلاء سرنگون می‌شود. اکثر نمونه‌های موفق نافرمانی مدنی به شدت توسط نیروهای خارجی حمایت یا پشتیبانی شده‌اند. به نمونه های زیر بنگریم.

انقلاب‌های رنگی: جنبش‌ها در اوکراین (نارنجی) یا گرجستان (رز) توسط فشار دیپلماتیک قابل توجه غرب و بودجه سازمان‌های غیردولتی حمایت شدند.

تحریم‌ها و انزوا: نافرمانی مدنی اغلب به عنوان "توجیه" برای تحریم‌های بین‌المللی عمل می‌کند که در واقع رژیم را از منابعی که برای پرداخت حقوق سربازانش نیاز دارد، محروم می‌کند. بدون آن فشار اقتصادی خارجی، بسیاری از دیکتاتورها می‌توانند بیشتر از صبر معترضان دوام بیاورند.

۴. دیگر توهم نیروهای سیاسی رمانتیک توهم افسانه انقلاب «پاک» است. بسیاری از افسانه های موفقیت "غیرخشونت‌آمیز" در واقع شامل تهدیدهای اساسی قابل توجه از زور یا خرابکاری استراتژیک هستند که در کتاب‌های تاریخ یا در ذهن طرفداران "مبارزات مدنی" ذکر نشده‌اند. اینها از اینقرارند.

خرابکاری اقتصادی: اعتصابات عمومی اغلب به عنوان "نافرمانی" طبقه‌بندی می‌شوند، اما به عنوان شکلی از جنگ اقتصادی عمل می‌کنند. ما در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ دیدیم که اعتصابات کارگران شرکت نفت و روزنامه نگاران دولت ایران را فلج کرد. این یک خرابکاری اقتصادی بود. در شرایطی مانند امروز ایران که جمهوری اسلامی چنین کنشهائی از جانب ملت ایران را بوسیله سرکوب وحشیانه مسدود کرده است این گزینه از روی میز ملت ایران برداشته شده است.

عدم تعهد به منافع ملی یا خشونت دفاعی: حتی در جنبش‌های عمدتاً مسالمت‌آمیز، وجود حاشیه‌های رادیکال یا تهدید یک جنگ داخلی قریب‌الوقوع اغلب یک دیکتاتور را به ترک قدرت "متقاعد" می‌کند. محمد رضا شاه پهلوی به دلیل اکراه به کشتن هموطنانش از پادشاهی گذشت. آما بازماندگان جمهوری اسلامی فقط به این دلیل که تحت تأثیر اخلاق جمعیت قرار بگیرند، حکومت را رها نخواهند کرد؛ بازماندگان جمهوری اسلامی تنها زمانی ایران را ترک خواهند کرد که در یابند که هزینه ماندن از ترک قدرت بیشتر باشد.

پیش از آنکه به ادامه این تحلیل برسیم بهتر است که یک بررسی از واقعیتهای میدانی بکنیم. در حالی که نافرمانی مدنی "مشروعیت" را برای یک دولت جدید فراهم می‌کند، تقریباً همیشه "فروپاشی اجماع نخبگان" است که ملت را به دنبال محبوب ترین عناصر مخالف حکومت (اپوزیسیون) میفرستد. و آن لحظه‌ای است که دوستان دیکتاتور تصمیم می‌گیرند که او دیگر فصل الخطاب نیست بلکه یک دردسر است - این آن ذهنیتی است که در واقع به رژیم پایان می‌دهد.

برای بسط این استدلال که نافرمانی مدنی هرگز "تنها" علت یک گذار دموکراتیک نیست، می‌توانیم به سه مورد از معروف‌ترین داستان‌های "موفقیت" آن نگاهی بیندازیم. در هر مورد، روایت "قدرت مردم" اغلب فروپاشی بسیار عمل‌گرایانه‌تر و بدبینانه‌تر ساختار قدرت نخبگان را پنهان می‌کند.

مورد اول کشور فیلیپین در۱۹۸۶ و سه‌گانه "ارتش-کلیسا-ایالات متحده" است. انقلاب بر اساس قدرت مردم اغلب به عنوان استاندارد طلایی برای سرنگونی غیرخشونت‌آمیز ذکر می‌شود، اما "نافرمانی" در خیابان‌های فیلیپین در واقع "سپر" بود، نه "شمشیر". ابتدا باید توجه کنیم که انقلاب با جمعیت شروع نشد؛ با "کودتای نظامی شکست‌خورده" آغاز شد. وزیر دفاع، خوان پونس انریله، و ژنرال فیدل راموس، تنها پس از کشف نقشه‌شان برای تصاحب قدرت، از ارتش جدا شدند. آنها در یک اردوگاه نظامی به دام افتادند و از مردم خواستند که از آنها محافظت کنند.

سپس باید فاکتور کاردینال جیم سین که از نفوذ اجتماعی عظیم کلیسای کاتولیک برای بسیج میلیون‌ها نفر استفاده کرد را در نظر بگیریم. بدون اینکه کلیسا به عنوان یک "مرکز فرماندهی اخلاقی" عمل کند، معترضان انسجام لازم برای رویارویی با تانک‌ها را نداشتند.

دست آخر هم فشار خارجی که در تماس تلفنی رانالد ریگان رئیس جمهور وقت امریکا بود که در نهایت، مارکوس را مجبور به ترک کشور کرد و او فقط به خاطر جمعیت از ادامه حکمرانی نگذشت. او آنجا را ترک کرد زیرا ایالات متحده (حامی دیرینه‌اش) حمایتش را از او قطع کرد. رئیس جمهور رونالد ریگان شخصاً پیام داد که "زمان رفتن فرا رسیده است" و یک هلیکوپتر آمریکایی مارکوس را از کاخ بیرون برد.

مورد دوم بهار عربی سال ۲۰۱۱ و داستان دو ارتش است. در اینجا باید متذکر شد که مقایسه مصر و تونس با سوریه و بحرین نشان می‌دهد که "قدرت مردم" تنها در صورتی مؤثر است که "مزدوران اجیر شده" دیکتاتور تصمیم بگیرند که زمان تغییر فرا رسیده است. مورد مصر و تونس مورد "فراریان" است زیرا در هر دو کشور، ارتش یک نهاد حرفه‌ای بود که توسط نیروی پلیس خصوصی دیکتاتور به حاشیه رانده شده بود. وقتی اعتراضات شروع شد، ژنرال‌ها فرصتی دیدند تا از شر رهبری که مایه دردسر منافع نهادی شان بود، خلاص شوند. آنها به مردم "پیوستند"؛ رهبر را رها کردند تا نهاد را نجات دهند.

مورد سوریه و بحرین مورد وفاداران بود زیرا در سوریه، ارتش از طریق پیوندهای فرقه‌ای و قومی (اقلیت علوی) به رژیم وابسته بود. از آنجا که سربازان معتقد بودند در صورت سقوط رژیم قتل عام می‌شوند، تا پای جان جنگیدند. نافرمانی مدنی در سوریه مسلماً بزرگتر و پایدارتر از تونس بود، اما به دلیل اینکه نظامیان هرگز از صفوف خود خارج نشدند، شکست خورد.

Gileh_Mard.jpgگفت‌وگویی که آقای تاکر کارلسون، از برجسته‌ترین چهره‌های رسانه‌ای راستگرای آمریکا، با یک مفسر و فیلسوف چینی درباره جنگ اخیر ایران انجام داد، نکته‌های بسیار شگفت‌انگیزی را پیرامون فرقه‌های مذهبی که به فرقه‌های «آخرالزمانی» معروف هستند و در آمریکا و در اسرائیل قدرت فوق‌العاده‌ای دارند نشان می‌دهد.

آقای جیانگ که در دانشگاه پکن به تدریس فلسفه مشغول است می‌گوید:

اسرائیل پروژه‌ای دارد بنام «اسرائیل بزرگ» که بر اساس باورهای‌شان یهوه ـ خدای یهودیان ـ به حضرت ابراهیم وعده داده است قلمروی یهودیان از رود نیل در مصر تا کرانه‌های رود فرات در عراق را در بر می‌گیرد و حتی تا آناتولی ـ جنوب ترکیه کنونی ـ و بخش‌هایی از شبه‌جزیره عربستان امتداد پیدا می‌کند.

او می‌گوید: اسرائیل دیگر عقلانی عمل نمی‌کند بلکه نوعی تب آخرالزمانی بر این کشور غلبه کرده است.

در اسرائیل برخی خاخام‌ها معتقدند حتی نابودی کامل تل‌آویو به نفع قوم یهود است چرا که به ظهور مسیحای موعود کمک می‌کند!

آقای جیانگ آنگاه به میزان تأثیرگذاری اندیشه‌های آخرالزمانی بر سیاست خارجی آمریکا اشاره می‌کند و می‌گوید:

حدود یک چهارم مردم آمریکا اوانجلیست هستند و بسیاری از آنها «مسیحی صهیونیست» هستند.

آنها باور دارند که اسرائیل برای تحقق نقشه خدا و بازگشت عیسی مسیح نقش حیاتی و محوری دارد.

یکی از چهره‌های بسیار شناخته‌شده در این زمینه کشیشی بنام «جان هیگی» است که سازمان «مسیحیان متحد برای اسرائیل» را اداره می‌کند و هفت میلیون عضو دارد.

آنان کسانی هستند که بخش عمده‌ای از درگیری‌های خاورمیانه را تأمین مالی می‌کنند و خواستار گسترش هر چه بیشتر شهرک‌های یهودی‌نشین در کرانه باختری رود اردن هستند.

بنابراین صهیونیسم مسیحی در آمریکا یک نیروی سیاسی فوق‌العاده قدرتمند است که همراه با مجموعه‌ای از انجمن‌ها و سازمان‌های مخفی می‌خواهند طرح آخرالزمانی اسرائیل بزرگ را به انجام برسانند.

Reza_Farmand_2.jpg

جان ایران در ژرفای اندیشه‌هاست
گوهران‌اش رُبودنی نیست
و تپش‌های‌اش در زمان پراکنده است
با گلوله‌ها زدنی نیست
*
این زنان که آزادی را
چنین سرفرازانه به اوج می‌برند
یادگار زریران‌اند
جهان‌های پهلوانی را آزموده‌اند
*
این زنان که با گرباد‌ها می‌رقصند
و در چشم‌های توفان‌ها کولاک می‌کنند
از دل فرهنگ این سرزمین برآمده‌اند

*

این جوانمردان
برآمدگان دانشگاه سرفرازی و آزادی‌اند
سیمرغی‌اند، آسمانی‌اند
*
ایرانیان به هزاران زبان سخن می‌گویند
که شیخ نمی‌تواند دریابد
و در هزاران میدان همدیگر را می‌یابند
که شیخ نمی‌تواند ببیند

*

در این روزهای نفس‌گیر
ایران
با ارتش جانبازان‌اش
و با یاد جانسپاران‌اش
از هفت‌خان تاریک اهریمنان
به سوی روشنایی گذر می‌کند
*
رضا فرمند

*

axios.jpgایران اینترنشنال - وب‌سایت اکسیوس گزارش داده است که ایالات متحده، جمهوری اسلامی و گروهی از میانجی‌گران منطقه‌ای در حال مذاکره بر سر یک آتش‌بس ۴۵ روزه هستند که می‌تواند به پایان دائمی جنگ منجر شود؛ هرچند منابع آگاه تاکید می‌کنند شانس دستیابی به توافق در ۴۸ ساعت آینده «پایین» است.

به نوشته اکسیوس، این تلاش دیپلماتیک آخرین فرصت برای جلوگیری از تشدید شدید درگیری‌ها تلقی می‌شود؛ سناریویی که می‌تواند شامل حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران و در مقابل، حملات تلافی‌جویانه به تاسیسات انرژی و آب در کشورهای خلیج فارس باشد.

ضرب‌الاجل ترامپ و تهدید به تشدید جنگ

بر اساس این گزارش، ضرب‌الاجل ۱۰ روزه دونالد ترامپ قرار بود شامگاه دوشنبه ۱۷ فروردین به پایان برسد، اما او روز یکشنبه ۱۶ فروردین آن را ۲۰ ساعت تمدید کرد و زمان جدید را سه‌شنبه ۱۸ فروردین ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا اعلام کرد.

ترامپ به اکسیوس گفته است آمریکا مشغول «مذاکرات عمیق» با [حکومت] ایران است و افزود: «احتمال خوبی وجود دارد، اما اگر توافقی حاصل نشود، همه‌چیز را آنجا نابود خواهم کرد.»

او همچنین تهدید کرده در صورت عدم توافق، زیرساخت‌های حیاتی ایران را هدف قرار خواهد داد؛ اقدامی که به گفته کارشناسان می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد. حکومت ایران نیز هشدار داده در چنین حالتی به زیرساخت‌های اسرائیل و کشورهای خلیج فارس حمله خواهد کرد.

دو منبع به اکسیوس گفته‌اند که طرح عملیاتی یک کارزار بمباران گسترده آمریکا و اسرائیل علیه تاسیسات انرژی ایران آماده اجراست، اما تمدید ضرب‌الاجل با هدف دادن «آخرین فرصت» به مسیر دیپلماتیک انجام شده است.

M_Sahar_4.jpg
زآن کون گره کردهٔ تکثیر گراشان
گندی متصاعد شد و آلود هواشان
بیماریِ قُدرت طلبی شان به فنا داد
دردا که طبیبی نفرستاد دواشان
خود شیفتگانند که از فرطِ تَصلّب
از بندِ توَهّم نتوان کرد رهاشان
جویندهٔ جاه از رهِ بد نامی و ننگند
زینگونه بود بی ثمری راه گشاشان
در صنعتِ ایران شکنی کارشناسند
بی ریشه گی آمیخته با لوح و لواشان
از جمع ، گریزنده و با تفرقه همزاد
زینگونه به هر گوشه پراکنده قواشان
هم، زادهٔ این کشور و هم بی خبر از مِهر
گویی ، به وطن سبز نگشته ست گیا شان
تسلیم مرامند و فروشندهٔ ایران
جز در کفِ مسلک، ندهد رنگ، حناشان
پل ساخته اند از وطن خویش و ندانند
کاین بستر کجراهه رساند به کجاشان ؟
دیریست که از روسیه ایران شکنی ها
درج است در اندیشۀ روسیه گراشان
در جانِ تباهی زده شان مهرِ وطن نیست
کاین روِسَیهی ها شده از روس عطاشان
جمعی دگر از جرگۀ جاسوسی غربند
هان! تا نشوی شیفتۀ برق و جَلالشان!
هم پیرِ دموکراسی و هم پُست مدرنند
هُشدار و ببخشای عطاشان به لقاشان
با فکر انیرانی و دین ساختن از« فصل»
بیگانه ز «وصل» است دَمِ صوت و صلاشان
آنگونه رهِ وصل گسسته َند که گویی
اهریمن بدراه بوَد راهنماشان
گویند که در خانه ، تَکَثّر طلبانند
تکثیر ِ چه جویند از این ناز و اداشان ؟
با میهنِِ یکتا که کهن دیرِ و دیارست
از چیست چنین دشمنیِ بی سروپاشان؟
تکثیر شرافت رسد از اهل شرافت
وز مهر و وفاجوییِ بی روی وریاشان
زین گونه تجارت ، نتوان دَم زدن از داد
چون در رهِ بیداد بُوَد بیع و‌شراشان
‌آنان که دلی در گروِ خاک ندارند
میراث ندارند حقیقت، ز نیاشان
بادند به جاروبی و آبند به هاون
مس می شود آخر زچنین شیوه طلاشان

گر مُلک اسیر است، ازین بی هُویَت هاست

نامردمی ، امّا نکُند کامرواشان!

خوش باد سر سبز رهایی که به تدبیر
خود باختگان را بنشاند سرِ جاشان!

یادداشت ::

همواره گفته ام و بسیاری از بزرگان ادب و فرهنگ نیز تأیید کرده اند که م. سحر میراثدار شاعران مشروطیت از نوع بهار و عشقی و ایرج است!

پس مبادا لحن تند و سخنان گاه کوبندۀ او که پی آیند نیاز و ضرو رت روزگار سیاه وموقعیت پر مخاطرۀ ایران امروز است ، موجب آن شود که کسانی اورا متهم به تند خویی یا اسائه ادب کنند زیرا که لحن و جسارت شعر مشروطیت یعنی شعر آگاهی بخش انقلاب و تجدد از شعر من نیز کوبنده تر بوده است!

م.سحر بیش از 4 دهه است که همواره با چنین لحنی بر دشمنان ایران و بر بدخواهان ازادی ملت ایران می تازد و در دفاع از وطنی که همۀ هستی او به وی بسته است نه به کسی باج داده و نه هرگز دشمنان و خیانتد پیشگان این ملک را (هرکه باشند و به هرمرام و مسلکی وابسته بوده اند) از تیغ زبان شعر خود و تلزهر خند نقد خود به دور نگاه داشته و البته بهایش را هم در تبعیدی که 49 سال به طول انجامیده به اشکال گوناگون بایکوت های رسانه ای و توطئه سکوت و تحمیل سانسور پرداخته است (هم در غربت و هم در کشورخود)!

نکته ای در بارۀ این قصیده برای رفع سوء تفاهم احتمالی :

هرچند نخستین ابیات این بیت با الهام از ماجرای کنگره بازان روزهای اخیر سروده شد با این همه ابیات متعدد دیگر آن مشمول کسان دیگری نیز می شود که لزوما در این معرکه و هنگامه گردانی شرکت نداشته اند !

م.سحر

پاریس / 2/ 4/2026

https://msahar.blogspot.com/

afme.jpg

avkh.jpgاحمد وحدت خواه - ویژه خبرنامه گویا

وینستون چرچیل در نطقی در پارلمان انگلیس در نوامبر ۱۹۴۷ میلادی گفته بود «دموکراسی بدترین شکل حکومتداری است؛ اما از همه دیگر اشکال حکومتداری که تاکنون جهان به خود دیده بهتر است».

امروز اما دموکراسی پارلمانی مورد نظر چرچیل که برای قرنها کشور بریتانیا را مهد پیدایش آن معرفی می کرده با چالشی بزرگ از سوی یکی از مستبدترین ایدئولوژی ها روبرو شده است: اسلام سیاسی!

دموکراسی را حکومت اکثریت بر اقلیت، با تاکید بر حفظ همه حقوق سیاسی و اجتماعی همان اقلیت در چهارچوب قوانین جوامعی که در آنها دموکراسی حکمفراست تعریف کرده اند.

در پناه همین حفظ حقوق اقلیت، یا بهتر گفته باشیم سواستفاد از مزایای دموکراسی، امروز در چهارچوب « سیاست بر مبنای هویت» که در آن اقلیتهای قومی، جنسی و دینی ساز خود را برای پیشبرد اهداف کاسبکارانه شان می نوازند، مسلمانان بریتانیا با تسخیر شهرداری ها، شوراهای شهر و حضور در انتخابات برای مجلس عوام نقش پر رنگی را در تدوین سیاست های داخلی و خارجی کشور بازی می کنند.

و این در حالیست که آنها تنها ۶،۵ درصد از جمعیت ۸۲ میلیونی بریتانیا را تشکیل می دهند. به عبارت دیگر، امروز جامعه انگلستان با تهدید حاکمیت یک اقلیت بر اکثریت مواجه شده.

حکومتی که برای آسمان شعار می‌دهد، برای خیابان مسلسل می‌آورد

تهران - میدان صنعت

dooshka.jpg

HFJBDONbUAAQP8b.jpg

ykp.jpgسراب پیروزی در ویرانه‌ها

یدالله کریمی پور

​در قاموس سیاست، استراتژی تنها یک غایت دارد: پیروزی. ولی پیروزی نه به معنای صرف برتری نظامی، بلکه به معنای دستیابی به وضعیتی بهتر از زمان شروع جنگ است. هر زمامداری می‌داند که جنگ بدون افق سیاسی، تنها مسیری به سوی ویرانی مطلق است. این پرسشی حیاتی است: وقتی توازن قوا نشان می‌دهد که حذف فیزیکی رقبای بزرگ جهانی با ابزارهای فعلی ناممکن است، پافشاری بر استمرار تنش چه معنایی دارد؟

​تا همین جای کار، کارنامه این تقابل برای ایران سنگین بوده است:

-​کوچک شدن ۸ تا ۱۲ درصدی اقتصاد و تخریب زیرساخت‌هایی که بازسازی آن‌ها دهه‌ها زمان می‌برد.

-​تورم افسارگسیخته مواد غذایی که امنیت روانی جامعه را هدف گرفته است.

​- زوال امید به آینده که بزرگترین محرک توسعه هر کشوری است.

​در این میان، برنده استراتژیک نه در میدان نبرد، که در حاشیه آن ایستاده است؛ روسیه با بهره‌برداری همه‌جانبه از اشتغالِ رقبای خود در این منطقه، منافع ملی خود را به قیمت فرسایش منابع ایران تضمین می‌کند.

در چنین فضایی،​حتی اگر فرض را بر پیروزی بگذاریم، با پرسش هایی سهمگین روبرو هستیم:
چه کسی یا کسانی قرار است هزینه های بازسازی را به ایرانیان بدهند؟ در دنیای امروز، هیچ قدرت ب

زرگی غرامت جنگ‌های فرسایشی را تقبل نمی‌کند.

پیروزی با چه بهایی​؟ اگر هدف نهایی محقق شود،‌ولی به قیمت زیرساخت‌های نابود شده، محیط‌زیست ویران و مردمی ناامید، آیا این «پیروزی» با «شکست» تفاوتی دارد؟

زیست بوم سوخته​: با منابع مالی تحلیل‌رفته و محیط‌زیستی که در میانه بحران‌ها فراموش شده، چه فضایی برای زندگی نسل‌های بعد باقی می‌ماند؟

​ختم کلام
​پایان کار کجاست؟ اگر استراتژی را در خدمت بقا و رفاه ملی تعریف نکنیم، به زودی با واقعیتی روبرو خواهیم شد که در آن پیروز و بازنده، هر دو در زیر آوارهای یک رویا دفن شده‌اند. استمرار جنگ در شرایطی که فرسایش درونی از فشار بیرونی پیشی گرفته، نه یک کنش مقتدرانه، بلکه یک بن‌بست استراتژیک است. نقطه پایان باید جایی باشد که «منافع ملی» بر «تخیلات ایدئولوژیک» پیشی بگیرد؛ پیش از آنکه زمینی برای حکمرانی باقی نماند.

می دانم‌ که سخنم‌ در سراب شما گم‌ می شود. ولی با صراحت می گویم: همین امروز، با پذیرفتن آتش بس، به میز دیپلماسی برگردید.


ch24.jpgخبرنامه گویا - اظهارات این هفته آراش عزیزی در گفت‌وگو با کانال ۲۴ اسرائیل، به‌سرعت خبرساز شده است. او با تأکید بر وجود جناح‌های مختلف در جمهوری اسلامی، محمدباقر قالیباف را چهره‌ای «قدرتمند»، «عملگرا» و توانمند در ایجاد اجماع معرفی کرد و گفت امروز او «تصمیم‌گیر اصلی» است. عزیزی همچنین مدعی شد که حتی دونالد ترامپ نیز قالیباف را در ذهن دارد و او می‌تواند فردی باشد که یک توافق احتمالی با غرب را پیش ببرد.

به گفته عزیزی، قالیباف با وجود مواضع تند فعلی علیه آمریکا و اسرائیل، فردی است که می‌تواند رژیم را پشت سر خود متحد کرده و در صورت فراهم شدن «شرایط مناسب»، به توافقی مشابه آنچه پیش‌تر محمدجواد ظریف مطرح کرده بود، دست یابد. او تأکید کرد که قالیباف «میانه‌رو نیست» و حتی «خشن» است، اما در عین حال «پراگماتیک» بوده و مسیر تبدیل شدن به مرد قدرتمند ایران را از کانال تعامل با آمریکا می‌بیند.

این موضع‌گیری‌ها، به‌ویژه طرح امکان معامله با یک چهره کلیدی نظام در یک رسانه اسرائیلی، از نگاه منتقدان کاملاً هم‌راستا با پیامی است که جمهوری اسلامی سال‌ها تلاش کرده به غرب منتقل کند: معرفی یک چهره به‌ظاهر عملگرا برای خرید زمان. در این چارچوب، اظهارات عزیزی بیش از آن‌که صرفاً تحلیل باشد، بازتاب همان روایت آشنایی تلقی می‌شود که هدفش نه تغییر، بلکه وقت‌کشی و مدیریت فشار خارجی است.

سخنان خبرساز مهدی نصیری، بهترین گزینه چیست؟:

***

parpanchi.jpgمهدی پرپنچی

در پی سقوط یک فروند جنگنده F-15E آمریکا در داخل خاک ایران، افسر تسلیحات این هواپیما که پس از اجکت از جنگنده از خلبان جدا افتاده بود، در عملیاتی پیچیده و پرخطر توسط نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده نجات داده شد. بر اساس روایت مقام‌های آمریکایی، او پس از سقوط، زخمی و تنها در منطقه‌ای کوهستانی پنهان ماند و توانست بیش از ۴۸ ساعت از دست نیروهای ایرانی که در جست‌وجویش بودند، در امان بماند.

به گفته مقام‌های ارشد آمریکایی، در ساعات اولیه پس از سقوط جنگنده، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، یک عملیات فریب را در داخل ایران به اجرا گذاشت. در چارچوب این عملیات، این روایت منتشر شد که نیروهای آمریکایی خلبان را پیدا کرده‌اند و در حال انتقال زمینی او برای خروج از کشور هستند. هدف از این اقدام، ایجاد سردرگمی در میان نیروهای ایرانی و منحرف کردن تمرکز آن‌ها از محل واقعی نظامی آمریکایی بود. هم‌زمان، سیا با استفاده از امکانات اطلاعاتی و شناسایی خود، جست‌وجوی گسترده‌ای را برای یافتن محل اختفای او آغاز کرد و در نهایت توانست موقعیت دقیقش را شناسایی کند.



پس از تعیین موقعیت، این اطلاعات بلافاصله در اختیار پنتاگون و کاخ سفید قرار گرفت و به دستور رئیس‌جمهور آمریکا، عملیات نجات آغاز شد. این مأموریت با مشارکت گسترده نیروهای عملیات ویژه، هواگردهای رزمی و سامانه‌های اطلاعاتی و ارتباطی اجرا شد. مقام‌های آمریکایی گفته‌اند این عملیات یکی از پیچیده‌ترین مأموریت‌های نیروهای ویژه آمریکا در سال‌های اخیر بوده و برای اجرای آن، صدها نیروی ویژه، ده‌ها جنگنده و بالگرد و همچنین ظرفیت‌های سایبری، فضایی و اطلاعاتی به کار گرفته شد.

بر اساس این گزارش‌ها، افسر آمریکایی در تمام این مدت تنها یک سلاح کمری، تجهیزات ارتباطی امن و یک دستگاه موقعیت‌یاب اضطراری در اختیار داشت. گفته می‌شود احتمالا برخی از مردم محلی به این خلبان آمریکایی برای زنده ماندن و مخفی شدن کمک کرده‌اند.

در جریان نزدیک شدن نیروهای آمریکایی به محل اختفای این افسر، درگیری مسلحانه‌ای نیز رخ داد. هواپیماهای آمریکایی برای دور نگه داشتن نیروهای ایرانی از منطقه، کاروان‌های نظامی را هدف قرار دادند و هم‌زمان یگان‌های عملیات ویژه به سمت محل حرکت کردند. در نهایت، این افسر از منطقه خارج و برای دریافت خدمات درمانی به کویت منتقل شد. مقام‌های آمریکایی تأکید کرده‌اند که در این عملیات، هیچ کدام از نیروهای ویژه کشته نشده‌اند.

با این حال، مرحله نهایی عملیات بدون مشکل نبود. بر اساس گزارش مقام‌های نظامی آمریکا، پس از نجات این افسر، دو هواپیمای ترابری که قرار بود نیروهای ویژه را از ایران خارج کنند، دچار نقص فنی شدند و قادر به پرواز نبودند. در پی این وضعیت، فرماندهان آمریکایی سه هواپیمای دیگر را برای تکمیل عملیات اعزام کردند. پس از خروج همه نیروها، دو هواپیمای از کار افتاده سی-١٣٠ برای جلوگیری از افتادن‌شان به دست ایرانی‌ها، در محل منهدم شدند.

مقام‌های آمریکایی، مجموعه رویدادهای پس از سقوط این هواپیما را از جمله کم‌سابقه‌ترین عملیات‌های نجات توصیف کرده‌اند؛ عملیاتی که از پنهان ماندن ۴۸ ساعته یک افسر آمریکایی در کوهستان‌های ایران آغاز شد و با عملیات فریب اطلاعاتی، درگیری مسلحانه، ورود گسترده نیروهای ویژه و در نهایت انهدام هواپیماهای از کار افتاده در خاک ایران پایان یافت.

***

eliminated.jpgآوا تودی - تصاویر دریافتی نشان می‌دهد یک ساختمان مسکونی در منطقه فشم در پی حمله هدفمند به‌شدت تخریب شده است. این حمله عصر جمعه ۱۴ فروردین حوالی ساعت ۱۶ انجام شده و یک واحد در طبقه سوم ساختمان را به‌طور مستقیم هدف قرار داده است.

بر اساس گزارش‌های محلی، گفته می‌شود سه روز پیش از حمله، یک خانواده چهار نفره با پرداخت مبلغی بسیار بالا و غیرمتعارف (حدود ۳ میلیارد تومان) این واحد را رهن کرده بودند. منابع محلی تأکید دارند این جابه‌جایی غیرعادی بوده و توجه برخی ساکنان را جلب کرده بود.

در جریان این حمله، محمدرضا اشرفی قهی به‌همراه اعضای خانواده‌اش کشته شده‌اند. طبق روایت‌های محلی، شمار کشته‌ها ابتدا ۴ نفر اعلام شد اما در ادامه به ۶ نفر افزایش یافت. گفته می‌شود او، همسرش و فرزندانش در میان جانباختگان هستند و یک زن دیگر از طبقه اول ساختمان نیز جان خود را از دست داده است.

buildingQ.jpgشدت انفجار به حدی بوده که بخش‌هایی از اجساد قربانیان در اطراف ساختمان و حتی منازل روبه‌رو پراکنده شده و عملیات جمع‌آوری پیکرها با دشواری انجام شده است. شاهدان از صحنه‌های بسیار دلخراش خبر می‌دهند.

همچنین برخی ساکنان محلی گزارش داده‌اند که پس از انفجار، چمدانی حاوی دلار به‌همراه گذرنامه‌ها در بیرون ساختمان مشاهده شده است.

این ساختمان متعلق به فردی به نام هادی صالحی عنوان شده که به گفته منابع محلی، وابستگی به سپاه داشته است.

buildingQ2.jpgجزئیات رسمی درباره این حمله هنوز منتشر نشده، اما شواهد میدانی از یک حمله دقیق و پر تلفات در منطقه‌ای مسکونی حکایت دارد.

***

rp.jpgبگذارید زیرساخت‌ها برای ایران حفظ شود

یورونیوز - رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران روز یکشنبه در پیامی خطاب به سرداران سپاه خواست از حکومت کناره بگیرند.

او در این پیام کتبی نوشت: «امروز کمتر کسی تردید دارد که از نظام ولایت فقیه جز جسمی نیمه‌جان باقی نمانده است.» رضا پهلوی در ادامه نوشته است: «زیرساخت‌های اقتصادی که عمدا نظامی‌سازی کرده‌اید، در تیررس دو قدرتی قرار گرفته‌اند که هفته‌هاست در آسمان ایران جولان می‌دهند. این زیرساخت‌ها با ثروت ملی ایران ساخته شده‌اند و برای بازسازی کشور حیاتی‌اند.»

او افزوده است: «نظام فاسد جمهوری اسلامی رفتنی است. انتخاب شما میان بقا و سقوط نیست؛ میان چگونه سقوط کردن است. پایان مسیر کنونی، تحویل یک سرزمین سوخته به ملت ایران پس از سقوط حتمی‌تان است.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

رضا پهلوی در پایان نوشته است: «برای ایران، برای خودتان، برای فرزندان‌تان، این ماجراجویی‌ها را رها کنید. ایران را بیش از این خون‌آلود و زخمی نکنید. بگذارید زیرساخت‌های کشور برای ملت ایران حفظ شود. به جنایت‌هایتان پایان دهید. از حکومت کناره بگیرید.»

rescue.jpgداوید راوید، اکسیوس - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

ترامپ اعلام کرد که امریکا در جریان عملیات نجات خدمهٔ جنگندهٔ F-15 که توسط جمهوری اسلامی سرنگون شده بود، در ابتدا نگران یک «دام» احتمالی از سوی رژیم بوده است. او در گفت‌وگو با آکسیوس گفت نگران بودیم پیامی که از سوی خدمه گرفتار ارسال شده بود، تلاشی از طرف جمهوری اسلامی برای کشاندن نیروهای آمریکایی به یک تله باشد.

تصویر کلی: به گفته ترامپ، این خدمه با وجود جراحات، بیش از ۲۴ ساعت در مناطق کوهستانی دوام آورد تا سرانجام روز شنبه در عملیاتی توسط نیروهای ویژه نجات داده شد. حدود ۲۰۰ نیروی عملیات ویژه در این مأموریت شرکت داشتند. ترامپ مدعی شد که ارتش ایران این جنگنده را با یک موشک دوش‌پرتاب ساقط کرده و گفت: «فقط شانس آوردند.» او همچنین با لحنی تند گفت «هزاران نفر از این وحشی‌ها» (اشاره‌ای به نیروهای نظامی جمهوری اسلامی) در حال تعقیب این خدمه بودند و حتی به مردم وعده پاداش برای دستگیری او داده شده بود.

پشت‌پرده: ترامپ گفت افسر سامانه‌های تسلیحاتی پس از خروج اضطراری از هواپیما، پیامی کوتاه و غیرمعمول از طریق رادیو ارسال کرد: «قدرت از آنِ خداست» با این حال، یک مقام وزارت دفاع آمریکا تأیید کرد که عبارت دقیق‌تر «خدا خوب است» بوده است. وزیر دفاع، پیت هگست، نیز صبح یکشنبه در شبکهٔ ایکس همین عبارت «God is good» را به کار برد.

ترامپ افزود: «چیزی که او در رادیو گفت، شبیه عبارتی بود که یک فرد مسلمان می‌گوید.» او همچنین گفت افرادی که این افسر را می‌شناختند توضیح دادند که او فردی مذهبی است و چنین جمله‌ای از سوی او طبیعی بوده است. یک مقام دفاعی نیز این روایت را تأیید کرد و گفت: «در ابتدا کاملاً روشن نبود، اما ما پیگیری کردیم و تأیید شد که او زنده است و اسیر نشده. کسانی که او را می‌شناختند هم گفتند فردی مذهبی است.»

ترامپ همچنین اشاره کرد که خلبان این جنگنده بسیار سریع‌ و در روشنایی روز، با وجود آتش سنگین نیروهای ایرانی، نجات داده شد. یک مقام دفاعی عملیات اول را «یک ربایش سریع و جسورانه در روز روشن» توصیف کرد، در حالی که عملیات دوم در شب و پس از ایجاد یک پایگاه موقت در داخل خاک ایران انجام شد. به گفتهٔ این مقام، دو خدمه چند کیلومتر از یکدیگر فاصله داشتند و «صدها نیروی سپاه پاسداران در منطقه حضور داشتند.»

نکته قابل توجه: ترامپ گفت ارتش اسرائیل «تا حدی» در عملیات جست‌وجو و نجات به آمریکا کمک کرده است. با این حال، یک مقام دفاعی آمریکا تأکید کرد که اسرائیلی‌ها اطلاعات دقیقی دربارهٔ محل افسر ارائه نکردند، بلکه صرفاً اطلاعات کلی از وضعیت میدانی را به اشتراک گذاشتند. مقام‌های اسرائیلی نیز گفتند نیروی هوایی این کشور یک حمله برای جلوگیری از رسیدن نیروهای ایرانی به منطقه انجام داده است. ترامپ در پایان گفت: «آن‌ها شریکان خوبی بوده‌اند؛ افراد شجاعی هستند. رابطهٔ ما مثل برادر بزرگ‌تر و کوچک‌تر است.»

makenzi.jpgایران اینترنشنال - فرانک مک‌کنزی، فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، عملیات نجات خلبان آمریکایی را «درسی سخت» برای جمهوری اسلامی خواند.

مک‌کنزی در گفت‌وگو با سی‌بی‌اس نیوز گفت که جمهوری اسلامی نتوانست افسر سیستم‌های تسلیحاتی گمشده را پیدا کند، کسی که بیش از یک روز پس از سرنگون شدن جت جنگنده‌اش توسط آتش جمهوری اسلامی در این کشور مخفی مانده بود، با وجود فراخوان گسترده مقام‌های تهران برای تحویل او.

ژنرال مک‌کنزی همچنین بر موفقیت کلی عملیات نجات تاکید کرد و گفت: «این طرح به‌خوبی اجرا شد. ما بی‌وقفه برای چنین ماموریت‌هایی آموزش می‌بینیم و هر بار که خدمه هوایی را بر فراز مناطق دشمن می‌فرستیم، برنامه‌های دقیق و مفصلی برای نجات آن‌ها داریم. این بخشی از هویت ما به عنوان نیروهای مسلح آمریکایی است.»

وی در ادامه یادآور شد: «اگرچه در این عملیات چند هواپیما از دست رفت، اما ساخت یک هواپیما یک سال طول می‌کشد، اما ساخت سنت نظامی که هیچ‌کس را پشت سر نگذاریم، ۲۰۰ سال زمان می‌برد.»

***

father.jpgایران وایر - مهرزاد زارعی، پدر آراد زارعی از جان‌باختگان پرواز اوکراینی، با انتشار ویدیویی از کشته شدن برادرش در ایست بازرسی سپاه و بسیج خبر داد.مهرزاد زارعی با انتشار ویدئویی در حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی گفته است: «برادرش، صادق زارعی روز ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ مصادف با ۳۰ مارچ در یک ایست بازرسی در شیراز، با شلیک نیروهای بسیج و سپاه کشته شده است».

آقای زارعی می‌گوید با وجود گذشت هفت روز از این حادثه، پیکر برادرش همچنان به خانواده تحویل داده نشده و وضعیت آن نامشخص است.او همچنین از فشار بر خانواده برای تغییر علت مرگ در گواهی فوت خبر داده و گفته است که از آنان خواسته شده به‌جای اصابت گلوله، علت مرگ را بیماری اعلام کنند.

مهرزاد زارعی که پیش‌تر فرزند خود را در جریان سرنگونی هواپیمای اوکراینی از دست داده، این رخداد را دومین داغ سنگین برای خانواده‌اش توصیف کرده است.

tajzadeh.jpgمصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامه‌ای با اشاره به جنگ نوشت: «طرف ایرانی باید به سهم خود، با پرهیز از صفر و یک دیدن شرایط، مانع ویرانی کشورمان شود.»

مصطفی تاجزاده افزود: «طرف ایرانی با تن دادن به مطالبات دموکراتیک اکثریت ملت و با رفع نگرانی‌های بین‌المللی درباره فعالیت‌های هسته‌ای خود، راه برای توافق شرافتمندانه بگشاید.»

مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی خطاب به دونالد ترامپ، نوشت: «تلاش برای ویران ساختن و جهنم کردن ایران، جنگ اخیر را به جنگی کاملا فاجعه‌بار تبدیل می‌کند، منطقه‌ای را به آتش می‌کشد و بار دیگر به احساسات ضدآمریکایی در ایران و بسیاری از کشورهای دنیا دامن می‌زند.»

او خطاب به رییس جمهوری آمریکا اضافه کرد: «جنگ را هر چه سریع‌تر خاتمه دهید تا از خسارات و تلفات به مراتب بیشتری جلوگیری کنید.»

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

مقدمه تحریریه خبرنامه گویا: لحن مصطفی تاج‌زاده به دونالد ترامپ در این نامه به‌جای آن‌که رنگ‌وبوی تقابل یا افشاگری داشته باشد، بیشتر بر دعوت به کنترل بحران از طریق دیپلماسی و تأکید دوباره بر «اصلاح از درون» استوار است؛ رویکردی که هم‌زمان با نقد صریح حمله نظامی آمریکا، بار دیگر بر امکان تغییر رفتار جمهوری اسلامی از درون تأکید می‌کند. اما این تأکید، این پرسش جدی را پیش می‌کشد که آیا چنین نگاهی همچنان واقع‌بینانه است؟

***

جناب آقای دونالد ترامپ

رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا

با سلام

این نامه را یک زندانی سیاسی دموکراسی‌خواه و صلح‌طلب که یازدهمین سال محکومیت خود را در اوین سپری می‌کند و هر روز و هر شب صدای مهیب و مخرب بمب‌ها و موشک‌ها را از درون زندان می‌شنود، خطاب به جنابعالی می‌نویسد که دستور آغاز این جنگ را به‌عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا صادر کردید. این نامه را می‌نویسم تا مخالفت قاطع خود را با جنگی اعلام کنم که تا هم‌اکنون خسارات و تلفات زیادی بر جای گذاشته است و در صورت تداوم و تشدید احتمالی آن، می‌تواند به یک تراژدی تمام‌عیار منجر شود و رنج اجتناب‌پذیر بزرگی را به مردمی تحمیل کند که نقشی در این آتش‌افروزی ندارند و با آن مخالفند.

ttsbanner.jpgترامپ: این تنگه لعنتی را باز کنید، اگرنه در جهنم خواهید بود

با نزدیک شدن موعد ضرب‌الاجل دونالد ترامپ به جمهوری اسلامی برای بازکردن تنگه هرمز، رئیس‌جمهور آمریکا یک‌بار دیگر با لحنی تند رژیم را تهدید کرد.

ترامپ در شبکه اجتماعی‌ خود، تروث سوشال، با تکرار تهدید حمله به زیر‌ساخت‌ها نوشت: «سه‌شنبه روز نیروگاه و پل در ایران خواهد بود.»

او با الفاظی اهانت‌آمیز، مقام‌های جمهوری اسلامی را تهدید کرد که: «ای دیوانه‌ها، این تنگه لعنتی هرمز را باز کنید، اگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد. فقط نگاه کنید. الحمدلله!»

tts.jpg

دونالد ترامپ تا ششم آوریل (فردا) به ایران مهلت داده است که «به توافق برسد» یا «تنگه هرمز را باز کند»، در غیر این صورت «جهنم بر سرشان فرو خواهد ریخت.»

haifa.jpgبی بی سی - اسرائیل اعلام کرد که یک موشک ایران مستقیم به یک ساختمان مسکونی در شهر حیفا اصابت کرد و چهار نفر را زخمی کرد.

ارتش اسرائیل امروز به خبرگزاری فرانسه گفت که ساختمان «هدف مستقیم موشک قرار گرفت.»

این حمله چند دقیقه پس از آن رخ داد که ارتش اسرائیل هشدار داد یک حمله جدید ایران را شناسایی کرده است.

در بیانیه‌ای جداگانه، اورژانس اسرائیل اعلام کرد که چهار نفر در اصابت مستقیم موشک به یک ساختمان هفت طبقه زخمی شدند.

halarge.jpg

تصاویر و ویدیوهای منتشرشده دود برخاسته از بقایای ساختمانی ویران‌ را در منطقه‌ای پرجمعیت نشان می‌دهد.

در تصاویر برانکاردهایی وجود دارد که امدادگران برای انتقال مجروحان استفاده می‌کنند.

حال یک نفر از مجروحان وخیم گزارش شده است.

selfdestruct.jpgرادیو بین المللی فرانسه - طبق گزارش نیویورک تایمز، عملیات نهایی نجات خلبان امریکایی با مشارکت صدها نیروی عملیات ویژه، ده‌ها هواگرد، بالگردها و هم‌چنین توان‌مندی‌های سایبری، فضایی و اطلاعاتی انجام شد. ترامپ نیز از به‌ کارگیری «ده‌ها هواپیما با مرگبارترین سلاح‌های جهان» سخن گفت.

بنا بر این گزارش، هواپیماهای آمریکایی برای دور نگه‌داشتن نیروها و کاروان‌های ایرانی از محل اختفای این افسر، مواضع و مسیرهای نزدیک را هدف قرار دادند. با این حال، هرچند تیراندازی برای بازداشتن نیروهای ایرانی صورت گرفت، اما ظاهراً نبرد مستقیم و گسترده‌ای میان دو طرف در محل نجات رخ نداد.

یکی دیگر از جزئیات مهم این عملیات، موضوع چراغ راهنما بود. به نوشتۀ نیویورک‌تایمز، این افسر به دستگاه ارتباطی امن و سامانۀ موقعیت‌یاب مجهز بود، اما برای جلوگیری از کشف شدن توسط نیروهای ایرانی، استفاده از آن را محدود کرده بود.

در مرحلۀ پایانی عملیات نیز مشکل تازه‌ای پیش آمد. بنا بر گزارش آکسیوس و نیویورک‌تایمز، دو هواپیمای ترابری آمریکایی، که احتمالاً از نوع (MC-130J) بودند، در یک نقطۀ سوخت‌گیری در خاک ایران زمین‌گیر شدند.

در مرحلۀ پایانی عملیات نیز مشکل تازه‌ای پیش آمد. بنا بر گزارش آکسیوس و نیویورک‌تایمز، نیروهای ویژه آمریکا یک باند موقت فرود در نزدیکی اصفهان ایجاد کرده بودند، اما دو هواپیمای ترابری آمریکایی احتمالاً از نوع MC-130J در همین پایگاه پیشروی دچار مشکل شده و عملاً زمین‌گیر شدند. در نهایت، این هواپیماها به‌دلیل گیر افتادن یا به خطر افتادن، توسط خود نیروهای آمریکایی در محل منهدم شدند تا به دست نیروهای ایرانی نیفتند.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

در نتیجه، فرماندهان آمریکایی تصمیم گرفتند سه هواپیمای دیگر به منطقه بفرستند. آن‌ها ادعا کرده‌اند که هر دو هواپیمای از کار افتاده را منهدم کردند تا به دست نیروهای ایرانی نیفتد. اما به نقل از رسانه‌های داخلی ایران، مقامات جمهوری اسلامی گفته‌اند که در در جریان همین عملیات، یک هواپیمای دیگر آمریکایی و دو بالگرد بلک‌هاوک نیز هدف قرار داده‌اند.

در نهایت افسر گیرمانده، نجات‌ یافت و برای درمان به کویت منتقل شد ولی، رسانه‌های ایرانی گزارش دادند که در جریان حملات دیشب آمریکایی‌ها، ۹ نفر در کهگیلویه و بویراحمد کشته و ۸ نفر دیگر زخمی شدند.

mayvon.jpgیورونیوز - یک برنامه هوش مصنوعی پنتاگون به نام «پروژه مِیوِن» (Maven Project) در کانون حملات ایالات متحده علیه ایران قرار گرفته و پتانسیل آن را دارد که به یکی از پیامدبارترین تحولات جنگ‌های مدرن تبدیل شود.

در جنگ با ایران، پنتاگون از یک برنامه هوش مصنوعی استفاده می‌کند که می‌تواند یکی از ریشه‌ای‌ترین تغییرات در نبردهای مدرن باشد.

این برنامه که «پروژه میون» نام دارد، پرچم‌دار هوش مصنوعی پنتاگون است که در سال ۲۰۱۷ به عنوان یک آزمایش محدود برای کمک به تحلیلگران نظامی جهت درک حجم عظیم ویدئوهای ارسالی از پهپادها در مناطق جنگی آغاز شد.

اپراتورها در میان انبوه تصاویر غرق شده بودند و فریم به فریم به‌دنبال اشیاء مورد نظر می‌گشتند که ممکن بود تنها برای لحظه‌ای ظاهر و سپس ناپدید شوند. در این میان «میون» ساخته شد تا «سوزن را در انبار کاه» پیدا کند.

هشت سال بعد، این برنامه به چیزی بسیار گسترده‌تر تبدیل شده است: یک سیستم مدیریت میدان نبرد و هدف‌گیری به کمک هوش مصنوعی که به طرز چشمگیری فرایند موسوم به «زنجیره کشتار» (Kill Chain)، یعنی فرایند شناسایی اولیه تا انهدام، را سرعت بخشیده است.

میون چگونه کار می‌کند؟

میون هم مانند کنترل ترافیک هوایی نبرد عمل می‌کند و هم مانند «کاکپیت» (اتاقک خلبان) آن. آلوک مهتا، مدیر مرکز هوش مصنوعی وادوانی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، این سیستم را «اساسا یک لایه پوششی» توصیف کرد که داده‌های حسگرها، اطلاعات مربوط به نیروهای دشمن، تصاویر ماهواره‌ای و اطلاعات مربوط به چیدمان نیروهای خودی را با هم تلفیق می‌کند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در عمل، این به معنای اسکن سریع فیدهای ماهواره‌ای برای شناسایی جابجایی نیروها یا تشخیص اهداف است، در حالی که هم‌زمان تصویری لحظه‌ای از صحنه عملیات می‌گیرد تا بهترین روش برای حمله به یک هدف خاص را تعیین کند.

ak.jpgویژه خبرنامه گویا

از آغاز مسلم بود که حمله نظامی و ترور سران رژیم، جمهوری اسلامی را نابود نمی کند. از آغاز روشن بود که تجاوز نظامی حکومت‌های ابردست‌راستی دونالد ترامپ و نتانیاهو که هر دو ماهیتی ضد آزادی، ضد حقوق بشر و نژاد پرستانه دارند برای نجات ایرانیان از چنگال خونین حکومت شر و سردمداران شرور آن نیست. برای خیر، سربلندی و رفاه ایرانیان نیست.

اینک بیش از یک ماه از مداخله نظامی می گذرد. در این مدت ترامپ به خود جرات آن را داده است که بگوید:

- "من می خواهم در تعیین رهبر ایران دخالت داشته باشم"!!

- "پس از جنگ احتمالا نقشه ایران تغییر خواهد کرد"

- "اگر لازم باشد ایران را از نقشه جغرافیا حذف می‌کنم"

- " من مشکلی ندارم اگر همین رژیم بماند، اما کسانی در راس آن قرار گیرند که با منافع آمریکا و دوستانش در تعارض نباشند".

- "زیرساخت های ایران را چنان نابود می کنیم که ایران به عصر حجر بازگردد"

این سخنان گستاخانه، تحقیر ایران و ملت ایران است و هر آن کس که این اهانت‌ها را تحمل می‌کند، به حقارت تن داده است.

پیش از ادامه این یادداشت تأکید دارم که شرایط حقارت بار و مرگباری که ایران امروز به آن دچار شده و به این زودیها هم راه نجاتی از آن متصور نیست نتیجه اسلام جهادگر و رهبران تروریست و تبه‌کار آن است. اگر ایران از حکومتی برآمده از اراده مردم و مدافع منافع ملی و سربلندی کشور برخوردار بود، قطعا هرگز به منجلاب سرکوب مردم خویش و صدور اسلامیسم تروریستی به کشورهای جهان فرو نمی‌غلطید.

در آن صورت هیچ نظام تجاوزپیشه‌ای جرات نمی کرد به ایران بزرگ 90 میلیونی که حکومتش منتخب مردم و مردمش حامی حکومت بودند، فکر مداخله نظامی به خود راه دهد. اما 47 سال سلطه روحانیونی که خود را نماینده خدا می‌دانند و هیچ ارزشی برای اراده ملت قائل نیستند، 47 سال حکومت کسانی که کشتار مردم و غارت مردم را برای پاسداری از اسلام حاکم واجب تلقی می‌کنند و می‌خواهند ایران را فدای "اسلام" کنند، سرانجام دندان طمع قدرت‌هائی را تیز کرد که همواره مترصد تبدیل ایران به حوزه نفوذ و غارت خود بوده‌اند.

تجاوزگران آن قدر برای جان مردم ایران ارزش قائل نیستند که در مورد دهها دختر مدرسه‌ای کشته شده بیگناه ایرانی (میناب) معذرت‌خواهی کنند. حتی ایرانیان طرفدار مداخله نظامی نیز به خانواده‌های این کودکان بیگناه تسلیت نگفته‌اند چون می‌ترسند که تجاوزگران از آنان برنجند!

istbazrezi.jpgایست و بازرسی در اصل باید یک ابزار محدود، قانونی و حرفه‌ای برای کنترل خطر باشد. در الگوی متعارف پلیسی، این ابزار زمانی به کار می‌رود که تهدیدی مشخص، هدفی روشن، نیرویی آموزش‌دیده و ضابطه‌ای پاسخگو وجود داشته باشد. اما در ایران، ایست و بازرسی در بسیاری از موارد از یک ابزار انتظامی فراتر رفته و به صحنه‌ای برای نمایش قدرت، کنترل روانی جامعه و گاه شلیک به شهروندانی بدل شده که نه در میدان جنگ بوده‌اند و نه در برابر نیروی مسلح صف کشیده بودند. گزارش‌های مستند سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۹ شهروند غیرنظامی در رخدادهای مرتبط با ایست و بازرسی جان خود را از دست داده‌اند و سال ۱۴۰۴ به‌تنهایی بدترین سال این بازه بوده است.

پرسش اصلی اینجاست:

چرا ابزاری که باید برای امنیت عمومی به کار رود، در ایران بارها به منبع هراس عمومی تبدیل شده است؟

چرا در بسیاری از این ایست‌ها، به جای نیروی حرفه‌ای و پاسخگو، با نیروهای کم‌تجربه، ایدئولوژیک یا حتی شبه‌نظامی روبه‌رو می‌شویم؟

و چرا خانواده ایرانی باید در زمان صلح هم با این اضطراب زندگی کند که یک فرمان ایست، یک سوء‌ظن یا یک تشخیص غلط، می‌تواند به مرگ کودک، مادر یا یک رهگذر بینجامد؟

برای فهم این مسئله، اول باید یک خط روشن کشید: ایست و بازرسی، اگر قانونی و حرفه‌ای باشد، باید کم‌مزاحمت، مشخص، علنی و تحت کنترل باشد. اما وقتی همین ابزار به‌جای قانون، بر مدار ترس، سوء‌ظن، فضای جنگی و ذهنیت دشمن‌محور بچرخد، دیگر اسمش فقط ایست و بازرسی نیست؛ به شکل نرمِ حکومت نظامی نزدیک می‌شود. همین جاست که خیابان از مسیر عبور شهروند به میدان آزمون وفاداری تبدیل می‌شود. این همان چیزی است که در تجربه روزمره مردم ایران بارها دیده شده و در پرونده‌های مستند نیز رد آن پیداست.

در بازه پنج‌ساله اخیر، الگوی رخدادها تصادفی نیست. در سال ۱۴۰۰ دست‌کم یک مورد مرگبار ثبت شده، در ۱۴۰۱ چهار نفر، در ۱۴۰۲ سه نفر، در ۱۴۰۳ یک نفر و در ۱۴۰۴ دست‌کم ده نفر در پی تیراندازی‌ها و رخدادهای مرتبط با ایست و بازرسی کشته شده‌اند. این اعداد آمار نهایی کشور نیستند، بلکه حداقلِ مستندی هستند که از دل گزارش‌های عمومی بیرون آمده‌اند. همین نکته مهم است: وقتی حتی آمار ناقص و حداقلی چنین تصویری می‌دهد، می‌توان حدس زد که واقعیت از آنچه ثبت شده، سنگین‌تر است.

در این میان، نقش نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های غیردولتی مهم است، چون بسیاری از این رخدادها اصلا در رسانه‌های رسمی یا بازتاب نمی‌یابند یا با زبانی خنثی و تقلیل‌یافته روایت می‌شوند. برای نمونه، هرانا در پرونده هویزه گزارش کرد که تیراندازی نیروهای مستقر در ایست بازرسی به کشته شدن یک کودک هفت‌ساله و زخمی شدن خواهر او انجامید. همین گزارش‌هاست که نشان می‌دهد مشکل فقط یک «اشتباه موردی» نیست، بلکه با الگویی روبه‌رو هستیم که در آن جان شهروند، به‌ویژه در فضای امنیتی و ملتهب، بسیار ارزان می‌شود.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgتداوم جنگ و افزوده شدن ویرانی، فضایی به‌وجود آورده که سیمای پلید، ضدملی و مردمی جمهوری اسلامی، که عامل اصلی این جنگ و درگیری است، در سایه قرار گیرد و دزدان قانونی حاکم بر ایران، چون قالیباف‌ها و وحیدی‌ها، در سیمای مدافعان میهن تقدیس شوند.

«البته نه از جانب مردم!» بلکه سیاست‌ورزان و مغلطه‌کنندگان، چون خانم دانشگری‌ها، ملیحه محمدی‌ها، کنگره‌چی‌های به‌ظاهر کثرت‌گرا و خواهان آزادی، که عامدانه نه از حب علی، بل از غیض خاندان پهلوی آدرس غلط می‌دهند. کسانی که نقش عامل به‌وجود آمدن این جنگ را، که از روز نخست شروع حاکمیت ضدملی و ضد مردمی خود در تدارک این جنگ بود، با شاهزاده رضا پهلوی جابه‌جا می‌کنند.

نفرتی کور ناشی از دیدگاهی ایدئولوژیک که مانند گربه مرتضی‌علی، هر طور که بیندازی، چهار دست‌وپا در کنار جمهوری اسلامی می‌افتد و همسو با سیاست‌های آن می‌گردد.

چشم بر عملکرد ویرانگر حکومتی می‌بندد که با ایجاد کیلومترها تونل در عمق پانصد متری زمین، زیر سنگ‌های گرانیتی، و تولید هزاران موشک که نهایت آن به بمب اتم منجر می‌شد، را برای جنگ امروز تدارک می‌دید. جنگی که با روزشمار نصب‌شده در میدان بزرگ شهر، که نابودی اسرائیل را وعده می‌داد، هر روز وقوعش نزدیک‌تر می‌گردید!

tahmasebi.jpgبیایید از یک نقطه روشن شروع کنیم: جمهوری اسلامی یک نظام سرکوبگر است. این نه یک موضع سیاسی، بلکه واقعیتی است که همه ما به شکلی آن را دیده‌ایم، لمس کرده‌ایم یا از نزدیکان‌مان شنیده‌ایم. از سرکوب و تبعیض تا وقایع خونین ژانویه، این نظام بارها نشان داده که برای حفظ خود، هیچ خط قرمزی نمی‌شناسد.

این یادداشت در امتداد همان بحث پیشین است؛ با این تفاوت که این بار، به جای تمرکز بر مسیر تغییر، به نحوه فکر کردن ما درباره آن می‌پردازد.

واقعیت این است که بسیاری از ما خسته‌، خشمگین و در عین حال امیدواریم. این طبیعی است. اما گاهی همین احساسات باعث می‌شود به جای اصول، به سمت اردوگاه‌ها برویم. و از همین‌جا، سردرگمی از همین‌جا شروع می‌شود.

در بخشی از جریان‌های چپ جهانی و فضاهایی که با دغدغه‌های انسانی شکل گرفته‌اند، از جمله دفاع از حقوق زنان، حقوق افراد LGBTQ، حقوق اقلیت‌ها و همچنین حمایت از مردم فلسطین، نوعی حساسیت قابل توجه نسبت به رنج و از دست رفتن جان انسان‌ها دیده می‌شود. این حساسیت، در اصل، قابل احترام است. اما مسئله از جایی شروع می‌شود که این حساسیت، به شکلی نابرابر توزیع می‌شود.

در همین فضاها، گاهی جمهوری اسلامی نه به عنوان یک حکومت سرکوبگر، بلکه به عنوان نیرویی در تقابل با غرب دیده می‌شود. نتیجه این نگاه، در برخی موارد، سکوت یا کم‌رنگ شدن توجه نسبت به سرکوب‌هایی است که همین حکومت علیه مردم خود انجام داده است. در حالی که دهه‌هاست مردم ایران، از جمله کودکان، زنان و جوانان، قربانی سرکوب، زندان، اعدام و خشونت سیستماتیک بوده‌اند، این رنج اغلب با همان شدت مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

Babak_Khati.jpgکودکان به دلیل ساختار جسمی و ذهنی ویژه، در برابر آسیب‌ها حساس‌تر هستند. به همین سبب، بر اساس تمامی میثاق‌های بین‌المللی از جمله ماده ۳ پیمان‌نامه حقوق کودک، منافع عالیه و نیازهای آنان بر هر مصلحت دیگری اولویت دارد. با این حال، آنچه امروز در واقعیتِ مشاهده می‌شود، نقض سیستماتیک این اولویت بنیادین است. در جریان اعتراضات دی‌ماه و در کشتار خونین روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بیش از ۲۰۰ کودک بر اثر شلیک مستقیم جان باختند و در میان ۵۰ هزار بازداشتی این حوادث نیز حضور گسترده کودکان گزارش شده است؛ زندانیانی که در شرایط جنگی اخیر نیز نه تنها از آنها حفاظت نمی‌شود که به عنوان "سپر انسانی" مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

حمله به مدرسه‌ای در میناب در روزهای نخست منازعه اخیر و افزایش شمار کودکان در میان کشته‌شدگان این جنگ، در کنار بهره‌برداری نظامی از فضاهای آموزشی و تفریحی برای اسکان نیروهای نظامی و سرکوب، ابعاد فاجعه‌بار دیگری از واقعیت تلخ موجود را ترسیم می‌کند.

در نهایت استفاده از کودکان برای خدمات نظامی از موارد بسیار نگران‌کننده‌ای است که جان و سلامت آنان را به شدت تهدید می‌کند.

trump.jpg

خبرنامه گویا - ترامپ در حساب خود ویدیویی را که روز گذشته توسط «وحید آنلاین» منتشر شده بود، بازنشر کرد و در توضیح آن نوشت:

«بسیاری از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی که کشورشان را به شکلی ضعیف و نادرست هدایت کرده بودند، در این حمله گسترده در تهران از بین رفته‌اند؛ و علاوه بر آن محل، خسارات زیادی نیز وارد شده است.»

او جزئیات بیشتری درباره زمان، ابعاد یا اهداف دقیق این حمله ارائه نکرد.

***

Bahram_Farokhi_2.jpgدر نهایت، پس از دوره‌ای از تنش‌های لفظی و اختلافات تاکتیکی میان دو سوی آتلانتیک، نشانه‌های همگرایی تدریجی میان اروپا و ایالات متحده در روزهای آینده نمایان خواهد شد. این شکاف‌ها بیش از آن‌که ماهیتی راهبردی داشته باشند، بازتابی از اختلاف در اولویت‌بندی‌های مقطعی و محاسبات ژئوپلیتیکی کوتاه‌مدت هستند.

در مقطع کنونی، اروپا تمایلی به همراهی کامل با رویکرد تهاجمی دونالد ترامپ در قبال تحولات خلیج فارس نشان نمی‌دهد. این احتیاط، نه از سر واگرایی بنیادین، بلکه تلاشی حساب‌شده برای حفظ اهرم فشار بر واشینگتن است, هرمی که هدف آن بازگرداندن تمرکز استراتژیک آمریکا به جنگ اوکراین و مهار روسیه است،میدانی که برای امنیت بلندمدت اروپا اهمیتی حیاتی دارد.

با این حال، این وضعیت پایدار نخواهد ماند. در صورتی که تنش‌ها در خلیج فارس تشدید شده و به‌ویژه اگر ایران محدودیت‌های بسیار جدی بر تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز اعمال کند و یا بنوعی آن را مسدود کند، معادله به‌سرعت تغییر خواهد کرد. چنین سناریویی نه‌تنها امنیت انرژی اروپا را مستقیماً تهدید می‌کند، بلکه هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی را نیز بر پایتخت‌های اروپایی تحمیل خواهد کرد.

در این چارچوب، اگر همزمان ارزیابی‌های اطلاعاتی و نظامی اروپا به این جمع‌بندی برسد که توان مقاومت ایران به‌طور معناداری تضعیف شده و کشور در آستانه یک شکست راهبردی قرار دارد، آنگاه احتمال چرخش موضع اروپا افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، اروپا ممکن است در نهایت تصمیم بگیرد به ائتلاف مورد نظر ترامپ بپیوندد و در مدیریت یا حتی مداخله در بحران خلیج فارس نقش فعال‌تری ایفا کند.

به بیان دیگر، آنچه امروز به‌عنوان فاصله‌گذاری اروپا از واشینگتن دیده می‌شود، بیش از آن‌که نشانه یک گسست عمیق باشد، بخشی از یک بازی پیچیده توازن قواست، بازی‌ای که در نهایت، تحت فشار واقعیت‌های میدانی و ضرورت‌های ژئوپلیتیکی، می‌تواند بار دیگر به هم‌راستایی استراتژیک دو سوی آتلانتیک منجر شود.

kai.jpgمقدمه

کنگره آزادی ایران در روزهای شنبه و یکشنبه ۲۸ و ۲۹ مارس (۸ و ۹ فروردین) در لندن نخستین نشست خود را برگزار کرد. کنگره آزادی ایران در نشستی دو روزه در لندن توانست بیش از ۴۰۰ نفر از رهبران احزاب و شخصیت‌های سیاسی را گرد هم آورد.[1]. بر اساس صفحه ویکی پدیا، کنگره آزادی ایران که پیش‌تر با نام "گفت‌وگو برای نجات ایران" شناخته می‌شد، یک ابتکار سیاسی و مدنی است که فعالان، چهره‌های حرفه‌ای و شخصیت‌های سیاسیِ اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران را برای بحث دربارهٔ آینده حکمرانی و گذار سیاسی در ایران گرد هم می‌آورد.

مطلب زیر ملاحظاتی را در مورد این نشست می باشد:

یک- اولین ویژگی این نشست و شاید تنها نکته مثبت آن معرفی و نشان دادن مواضع و خواسته های احزاب و شخصیت های مختلف سیاسی در قالب یک پلتفرم عمومی بود. همانگونه که یکی از شرکت کنندگان گفته بود: دستاورد بزرگ این کنگره، گرد هم آوردن حدود ۴۰۰ نفر از طیف‌های مختلف جامعه بود. "این افراد به مدت دو روز در کنار هم نشستند، با یکدیگر آشنا شدند!!، تبادل نظر کردند و با متانت و بردباری به سخنان هم گوش دادند و احترام گذاشتند".

صالح و طالع متاع خویش نمودند تا که قبول افتد و که در نظر آید

دو- در ارائه مواضع گروه ها تأکید بیش از اندازه بر تکثر، تفاوت و گوناگونی ایران بیش از همه چیز جلب توجه می کرد. در واقع موضع اولیه بیشتر گروه ها از تفاوت و اختلاف شروع می شد، بجای اینکه ابتدا از اشتراکات صحبت شود. گویی کشور ایران کشکولی از امور مختلف و متفاوت بوده که به زور به هم چسبانده شده است.

سه- تأکید بیش از اندازه بر چند پارگی کشور، ورای لفاظی های قلمی، بیش از هر چیز نشاندهنده ناتوانی احزاب سیاسی در ارائه یک راه کار جامع و سراسری برای کل کشور و تمامی مردم ایران از هر نوع قوم و مذهب و نژاد و زبان است.

چهار- علاوه بر اینها، بررسی سوابق و اسناد برخی از گروه ها و احزاب سیاسی حاضر در کنگره و سخنان نمایندگان آنها داوری مورد قبل را بیشتر قرین صحت نشان می دهد در جایی که نمایندگان برخی از احزاب همچنان بدیهی ترین اصول سیاست مدرن یعنی اصل یک ملت -یک دولت (One Nation-one state) را به فراموشی سپرده و دم از ملتهای ایران و یا کثیر المله بودن آن می زدند. فراتر از این برخی از سازمانها مدعی هستند که به زور به ایران ملحق شده اند[2].

ظریف عذرخواهی کرد!

| No Comments

22.jpgبرترین ها - جماران: سعید حدادیان در تجمع امشب (شنبه ۱۵ فروردین ماه) فلکه دوم صادقیه با اشاره به اینکه دیشب بعضی دوستان نام یک روحانی را هم آوردند تا در حرفهایم راجع به او صجبت کنم، گفت: تکریم لباس روحانیت وظیفه‌ای برای من مداح دارد، اما اگر کسی در این کسوت بخواهد علیه جمهوری اسلامی ایران قدمی بردارد، ما مقابلش می‌ایستیم؛ اما جلودار ما باید آقایان وعاظ و علما باشند که به امثال بنده نگویند شما کسوت روحانیت را در نظر نگرفتید.

این مداح اهل بیت (ع) تأکید کرد: همان یک نفر را هم که گفتیم، امروز یک یادداشت داد و تلویحا عذرخواهی کرد و دیگران هم جملاتی گفتند ولی همین الآن یک جمله مهم بگویم. خانم‌ها و آقایان، واقعا کمین کرده‌اند و دنبال یک فرصت هستند به همه شما که در میادین هستید «جنگ‌طلب» بگویند؛ این کلیدواژه یادت باشد.

وی افزود: ما در جنگ هشت ساله داشتیم که یک عده می‌گفتند بخشی را بدهیم برود و جنگ را تمام کنیم. زیر سایه امام امت گفتیم تا تنبیه متجاوز باید برویم. ما تا تنبیه متجاوز، غرامت گرفتن و... باید برویم. بعضی‌ها می‌گویند دوقطبی نکنید. اینها اصلا قطب نیستند؛ طرف اگر جگر داشت، پای نظام می‌ایستاد. وقتی طرف جگر ندارد، همان چوب را برداری، بس است.

حدادیان اظهار داشت: من از آقای اژه‌ای و دستگاه‌های مربوطه خواهش کنم. مطبوعات و رجال سیاسی هر کشوری موظف هستند در زمان جنگ هر حرفی را نزنند. الآن یک نفر گفت این آقا کاره‌ای نیست که تو گفتی. رجل سیاسی است. وقتی ایشان مقاله نوشته، خدای ناکرده در خارج می‌گویند زبان مردم است؛ این حرف‌ها نیست. مردم اینجا هستند و حرف اول مردم این است که «مرگ بر آمریکا».

وی تأکید کرد: اگر ببینم با مدل حرف زدنشان می‌خواهند از پشت به سردار موسوی خنجر بزنند، آن خنجر را در حلقشان می‌کنم. از مجلس تقاضا می‌کنم که قانون بگذارید. ما رسما در جنگ هستیم. وقتی رهبر عظیم‌الشأن ما در رکاب رهبر شهید ما همه چیز را مشق کرده و وقتی نسخه‌ای می‌پیچد، همان نسخه را همه باید بگیرند و بروند. الآن کسی حق ندارد حرف بزند. وسط جنگ وقت حرف از دموکراسی نیست، که بگویی نظر من این است؛ شما غلط می‌کنید.

این مداح اهل بیت(ع) در پایان گفت: من سه تا دانشگاه درس می‌دهم. جالب است یک دانشگاهی که من هیأت علمی هستم، رئیس گروه یادداشت داده و گفته همه هیأت علمی پشت تو هستند. بالأخره دل این مردم به درد می‌آید. رهبر عظیم‌الشأن و ۱۷۰ بچه ما را همان روز اول کشتند. ما خیلی خویشتنداری کردیم؛ به عشق همه آنها دوباره بگو «لبیک یا خامنه‌ای».

اظهارات امشب سعید حدادیان در حالی ایراد می شود که مداحان سرشناسی همچون مهدی رسولی، میثم مطیعی، محمدحسین پویانفر و بسیاری از روزنامه نگاران و رسانه های اصولگرا امروز مخالفت و مرزبندی خود با اظهارات شب گذشته حدادیان را اعلام کردند.

azadi.jpg

تصویری از بامداد دوشنبه ۱۷ فروردین تهران که ستون‌های دود سیاه و غلیظی را بر فراز میدان آزادی می‌توان در آن مشاهده کرد.

وحید آنلاین با انتشار این ویدیو نوشته: تصاویر دریافتی از شمال فرودگاه مهرآباد، مربوط به حمله‌ای در حدود ساعت ۴:۲۵ بامداد است.

انفجار مهیبی در غرب تهران در بامداد دوشنبه ۱۷ فروردین پس از حمله اسرائیل و آمریکا حکایت دارد. بر اساس گزارش شهروندان، این انفجار در حوالی فرودگاه مهرآباد رخ داد.

***

shiraz.jpgایندیپندنت فارسی - ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی در روز دوشنبه ۱۷ فروردین، از وقوع انفجارهای مهیب در محدوده بلوار جانبازان شیراز حکایت دارد، تصاویری که در حوالی مسیر منتهی به پودنک و در نزدیکی یک پایگاه نظامی، ثبت شده‌اند.

تاکنون جزئیات دقیقی از میزان خسارات یا تلفات احتمالی منتشر نشده است.

تصاویر منتشر شده دیگر از برخاستن ستون بزرگی از دود از نیروگاه برق شیراز خبر می‌دهد. رسانه‌های داخلی گزارش دادند «نیروگاه برق و یوتیلیتی پتروشیمی شیراز» هدف حملات هوایی اسرائیل قرار گرفته است.

حملات اسرائیل و آمریکا پس از گذشت ۳۶ روز از آغاز دور جدید تنش‌ها ادامه دارد.

***

mostajabian.jpgخبرنامه گویا - سهیل مستجابیان، فعال رسانه‌ای ایرانی، در هفته‌های اخیر به‌دلیل انتشار پست‌ها و ویدیوهایی که منتقدین می گویند در حمایت از جمهوری اسلامی و دفاع از نهادهایی چون سپاه پاسداران بوده، به چهره‌ای جنجالی تبدیل شده است. او در همین محتواها با ادبیاتی تند به منتقدان حکومت، به‌ویژه حامیان رضا پهلوی، حمله کرده و در برخی موارد مشکلاتی مانند محدودیت اینترنت و فشارهای داخلی در ایران را کم‌اهمیت جلوه داده است.

این مواضع واکنش گسترده کاربران ایرانی را به‌دنبال داشته و اکنون به یک کارزار رسمی در Change.org انجامیده است. دادخواست «درخواست لغو تابعیت آمریکایی سهیل مستجابیان» تا زمان نگارش این گزارش بیش از ۵۵ هزار امضا جمع‌آوری کرده است. در متن این کارزار آمده، افرادی که از آزادی‌های یک جامعه دموکراتیک بهره‌مندند، نباید هم‌زمان از نظام‌هایی حمایت کنند که همان حقوق را سرکوب می‌کنند.

هشدار این ویدئو حاوی الفاظ رکیک است

منتقدان اکنون پا را فراتر گذاشته و خواستار بررسی دقیق وضعیت اقامتی یا تابعیت او شده‌اند؛ از جمله این‌که آیا دریافت گرین‌کارت یا تابعیت آمریکا در صورت داشتن آن از مسیر قانونی و با ارائه اطلاعات نادرست انجام شده یا نه؛ موضوعی که در صورت اثبات، می‌تواند پیامدهای حقوقی جدی به‌دنبال داشته باشد، از جمله لغو تابعیت اکتسابی یا سلب اقامت دائم.

***

فاطمه لاریجانی پیش بسوی اقتصاد مقاومتی ... طنز تصویری کاربران در شبکه های اجتماعی

HFFJ3N4aUAE0AuU.jpggavahan.jpg

7778.jpgیه تیر به شیشه خلبان هلی‌کوپتر آمریکایی و یه تیر به باک بنزینش زدم !؟ والا من تا الان هم نمیدونم باک سوخت هلی‌کوپتر کجا جاسازی شده‌!

ایندیپندنت - یه تیر به شیشه خلبان هلی‌کوپتر آمریکایی زدم، یه تیر هم به باکش!؟ راستش هنوز هم نمی‌دونم باک سوخت هلی‌کوپتر کجاست!

بازعلی جلیل سرقلعه، از عشایر لر، در گفت‌وگو با صداوسیما روایت تیراندازی به جنگنده‌های آمریکایی را شرح داد.

به گفته او، پس از هشدار مسئولان محلی درباره حضور جنگنده‌های آمریکایی در آسمان ایران، از مردم خواسته شد در مناطق کوهستانی هوشیار باشند و برخی نیز مسلح شدند.

این پیرمرد می‌گوید شبی با شنیدن صدای غیرمعمول از خانه خارج شده و دو بالگرد و چند جنگنده را در ارتفاع پایین دیده است. به گفته او، یکی از آن‌ها نزدیک محل سکونتش مانور داده بود.

او ابتدا مردد بوده، اما پس از تماس با یک پایگاه بسیج و دریافت پاسخ مبنی بر «دشمن بودن» آن‌ها، تصمیم به تیراندازی گرفته و هنگام بازگشتشان چند تیر شلیک کرده است.

nejat.jpgتکمیلی:

خبرنامه گویا - به گزارش باراک راوید در اکسیوس، سه مقام آمریکایی اعلام کرده‌اند که نیروهای ویژه ایالات متحده موفق شده‌اند دومین خدمهٔ جنگندهٔ F-15 را که بر فراز ایران سرنگون شده بود، نجات دهند.

این حادثه یکی از سناریوهای بحرانی برای ارتش آمریکا محسوب می‌شد؛ چرا که هم‌زمان با تلاش نیروهای آمریکایی برای یافتن خدمهٔ مفقودشده، نیروهای سپاه نیز طی ۳۶ ساعت گذشته در جنوب‌غربی ایران در جست‌وجوی این افسر آمریکایی بودند. اکنون هر دو خدمه نجات یافته‌اند.

یکی از مقام‌های آمریکایی گفته است عملیات توسط یک یگان کماندویی تخصصی و با پشتیبانی سنگین هوایی انجام شد و تمامی نیروهای شرکت‌کننده نیز از خاک ایران خارج شده‌اند.

نیروهای ویژه آمریکا در قالب مأموریت جست‌وجو و نجات، روز جمعه و بار دیگر روز شنبه در داخل ایران مستقر شده بودند. روز شنبه محل خدمهٔ دوم شناسایی شد و عملیات نجات آغاز گردید؛ هم‌زمان نیروهای سپاه پاسداران نیز برای جلوگیری از این عملیات به منطقه اعزام شدند.

به گفته منابع، جنگنده‌های نیروی هوایی آمریکا برای جلوگیری از رسیدن نیروهای ایرانی به محل، مواضعی را هدف قرار دادند. ترامپ و اعضای ارشد تیم او نیز روند این عملیات را از اتاق وضعیت کاخ سفید دنبال می‌کردند.

***

copernighyt.jpgخبرنامه گویا - گزارش‌ها از استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری از درگیری‌های شدید میان نیروهای آمریکایی و نیروهای وابسته به سپاه پاسداران خبر می‌دهند. به‌گفته منابع محلی، این درگیری‌ها همزمان با عملیات جست‌وجو و نجات برای دومین خدمه جنگنده سرنگون‌شده F-15E در اطراف باشت و گچساران در جریان است. فعالیت بالگردهای آمریکایی و پرواز جنگنده‌ها در منطقه مشاهده شده و صدای تیراندازی سنگین نیز گزارش شده است.

بر اساس این گزارش‌ها، نیروهای آمریکایی با پشتیبانی هوایی در حال اجرای عملیات نجات هستند. منابع محلی می‌گویند نیروهای زمینی جمهوری اسلامی به محل احتمالی اختفای خلبان نزدیک شده‌اند و در مقابل، نیروهای آمریکایی از هوا آن‌ها را هدف قرار داده‌اند. همچنین از درگیری مستقیم میان نیروهای ویژه آمریکا و بسیج و نیروی انتظامی گزارش‌هایی منتشر شده است.

در برخی گزارش‌ها، از کشته شدن تعدادی از نیروها به نقل از مقام‌های محلی خبر داده شده است. ساکنان منطقه نیز از خروج مردم به خیابان‌ها پس از شنیدن صدای تیربار خبر می‌دهند. نتیجه عملیات نجات و وضعیت خلبان همچنان نامشخص است.

فرماندار کهگیلویه از حمله موشکی به منطقه «کوه سیاه» خبر داد

بی بی سی - فرماندار کهگیلویه گفته است که ساعتی پیش منطقه کوه سیاه این شهرستان مورد حمله موشکی ارتش آمریکا و اسرائیل قرار گرفت که که تاکنون سه کشته و دو زخمی در پی داشته است.

همزمان معاون سیاسی امنیتی و اجتماعی استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت: در حمله موشکی دشمن آمریکایی-صهیونی به کوه سیاه لنده سه نفر شهید و دو نفر مجروح شدند. او گفت که حمله موشکی در ساعت ۲۳ به وقت محلی روی داده است.

خبرگزاری تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران به نقل از ایرج کاظمی‌جو، فرماندار کهگیلویه نوشت: «آمار دقیق زخمی‌ها و شهدا هنوز مشخص نشده، اما به نظر می‌رسد آمار شهدا و مجروحان بیشتر از این تعداد باشد.»

آقای کاظمی‌جو گفت که در حال حاضر «با ترافیک سنگین نیروهای مردمی در منطقه کوه سیاه، برای کمک مواجهیم. افراد زخمی‌شده در حال انتقال به مراکز درمانی هستند.»

لنده شهرستانی کوهستانی در استان کهگیلویه و بویر احمد و با ساکنانی از قوم لر است. لنده در ۳۰ کیلومتری شمال غربی دهدشت قرار دارد و رودخانهٔ مارون از جنوب و رودخانه جن از شرق آن می‌گذرند و کوه سیاه با ارتفاع ۳۰۸۰ متر در آنجاست.

pilottrump.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشال نوشت: نیروهای نظامی آمریکا طی ساعات گذشته یکی از «جسورانه‌ترین عملیات‌های جست‌وجو و نجات» در تاریخ این کشور را انجام داده‌اند و یکی از خدمه جنگنده، که یک سرهنگ نیروی هوایی نیز بوده، با موفقیت نجات یافته و اکنون در سلامت کامل قرار دارد.

به گفته ترامپ، این نظامی آمریکایی در مناطق کوهستانی ایران و در پشت خطوط دشمن قرار داشت و نیروهای مقابل به‌طور مداوم در حال نزدیک شدن به او بودند. با این حال، به‌گفته او، فرماندهان ارشد نظامی آمریکا به‌صورت شبانه‌روزی موقعیت او را زیر نظر داشتند و برای نجاتش برنامه‌ریزی می‌کردند.

ترامپ تأکید کرد که به دستور او، ده‌ها هواپیما با تجهیزات سنگین برای اجرای این عملیات اعزام شدند. او همچنین گفت این فرد دچار جراحاتی شده اما حال عمومی‌اش خوب است. به گفته او، این عملیات پس از نجات یک خلبان دیگر در روز قبل انجام شده که به‌دلایل امنیتی تا این زمان رسما اعلام نشده بود.

رئیس‌جمهور آمریکا این رویداد را بی‌سابقه توصیف کرد و مدعی شد برای نخستین‌بار دو خلبان آمریکایی به‌صورت جداگانه از عمق خاک «دشمن» نجات یافته‌اند. او همچنین گفت این عملیات‌ها بدون تلفات انجام شده و نشان‌دهنده «برتری کامل هوایی آمریکا بر آسمان ایران» است.

ترامپ در پایان از وحدت داخلی در آمریکا سخن گفت و توان نظامی این کشور را «قدرتمندترین در تاریخ جهان» توصیف کرد.

thsoc.jpg

china.jpgایران اینترنشنال - شرکت‌های خصوصی چینی که برخی از آنها با نهادهای نظامی این کشور مرتبط هستند، اقدام به عرضه اطلاعاتی کرده‌اند که جزییات جابه‌جایی نیروهای آمریکایی در منطقه را افشا می‌کند. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که پکن به‌طور رسمی کوشیده است فاصله خود را از تحولات جنگ ایران حفظ کند.

روزنامه واشینگتن‌پست شنبه ۱۵ فروردین گزارش داد از زمان آغاز جنگ ایران، کاربران فعال در شبکه‌های اجتماعی غربی و چینی با پست‌های پربازدیدی مواجه شده‌اند که حاوی اطلاعاتی درباره فعالیت‌های نظامی ایالات متحده بوده است.

از جمله اطلاعات منتشرشده در این پست‌ها می‌توان به جزییاتی درباره تجهیزات مستقر در پایگاه‌های آمریکا، جابه‌جایی ناوهای هواپیمابر این کشور و تحلیل‌های دقیق از روند آماده‌سازی هواپیماهای نظامی برای حمله به جمهوری اسلامی اشاره کرد.

واشینگتن‌پست افزود این اطلاعات از یک بازار نوظهور و به‌سرعت در حال رشد به دست آمده است: شرکت‌های چینی که برخی از آنها با ارتش این کشور ارتباط دارند، با ترکیب هوش مصنوعی و داده‌های متن‌باز، اطلاعاتی را عرضه می‌کنند که به گفته خودشان می‌تواند روند جابه‌جایی نیروهای آمریکایی را «افشا» کند.

بر اساس این گزارش، شرکت‌های چینی که بسیاری از آنها طی پنج سال گذشته و در چارچوب سیاست دولت برای به‌کارگیری هوش مصنوعی خصوصی در حوزه نظامی شکل گرفته‌اند، در حال «بهره‌برداری» از مناقشه کنونی خاورمیانه هستند.

تحلیلگران معتقدند فعالیت شرکت‌های خصوصی‌ می‌تواند فرصتی برای پکن باشد تا از شرکای خود به‌طور غیرمستقیم حمایت کند. بدین ترتیب، چین به‌طور رسمی درگیر منازعات نمی‌شود و فاصله خود را از درگیری‌ها حفظ می‌کند.

جمهوری اسلامی از متحدان دیرینه چین و یکی از تامین‌کنندگان مهم نفت برای این کشور است. با این حال، پکن از ورود مستقیم به جنگ ایران پرهیز کرده و می‌کوشد جایگاه خود را به‌عنوان میانجی صلح حفظ کند.

در همین راستا، چین هفته گذشته در بیانیه‌ای مشترک با پاکستان خواستار برقراری فوری آتش‌بس و آغاز مذاکرات صلح «در کوتاه‌ترین زمان ممکن» شد.

۲۰ اسفند، سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام اطلاعاتی غربی گزارش داد روسیه تاکتیک‌های پیشرفته استفاده از پهپاد را در اختیار جمهوری اسلامی گذاشته تا از آنها برای حمله به منافع آمریکا و کشورهای خلیج فارس بهره ببرد.

۱۵ اسفند نیز روزنامه واشینگتن‌پست نوشت مسکو در حال ارائه کمک اطلاعاتی به تهران برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی است.

qs.jpgخبرنامه گویا - وزارت امور خارجه آمریکا روز شنبه اعلام کرد که مأموران فدرال این کشور، خواهرزاده و همچنین نوهٔ خواهرزادهٔ قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نظامی جمهوری اسلامی، را بازداشت کرده‌اند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اقامت دائم قانونی (گرین‌کارت) آن‌ها را لغو کرد.

در بیانیه رسمی آمده است: «حمیده سلیمانی افشار و دخترش اکنون در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا قرار دارند.» این بازداشت بلافاصله پس از لغو گرین‌کارت آن‌ها توسط روبیو انجام شده است.

مارکو روبیو در شبکه ایکس نوشت:

«تا همین اواخر، حمیده سلیمانی افشار و دخترش با داشتن گرین‌کارت در ایالات متحده زندگی می‌کردند و از رفاه بالایی برخوردار بودند.

افشار، خواهرزاده قاسم سلیمانی، ژنرال کشته‌شده ایرانی است. او همچنین از حامیان صریح جمهوری اسلامی به شمار می‌رود؛ فردی که حملات علیه آمریکایی‌ها را تحسین کرده و از کشور ما با عنوان "شیطان بزرگ" یاد کرده است.

در این هفته، من وضعیت اقامت قانونی هر دو نفر را لغو کردم و آن‌ها اکنون در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا قرار دارند و در انتظار اخراج از ایالات متحده هستند.

دولت ترامپ اجازه نخواهد داد کشور ما به محل زندگی اتباع خارجی تبدیل شود که از رژیم‌های تروریستی ضدآمریکایی حمایت می‌کنند.»

rubioX.jpg

این اقدام در شرایطی صورت می‌گیرد که در ماه‌های اخیر توجه و فشار بر حضور اعضای خانواده مقام‌های جمهوری اسلامی در غرب، به‌ویژه آمریکا، افزایش یافته است. از جمله، پرونده دختر علی لاریجانی نیز خبرساز شد؛ پزشکی که با داشتن گرین‌کارت در ایالات متحده فعالیت می‌کرد اما پس از افزایش فشارهای سیاسی و رسانه‌ای، از محل کار خود کنار گذاشته شد و حضور او در آمریکا به موضوعی جنجالی تبدیل شد.

خبرنامه گویا - مارکو روبیو اخیراً ویزای فاطمه اردشیر لاریجانی، پژوهشگر دانشگاهی و دختر علی لاریجانی، مشاور پیشین امنیت ملی جمهوری اسلامی که ماه گذشته در حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شد، را لغو کرده است. وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که ویزای همسر او، سید کلانتر معتمدی، نیز باطل شده است. هیچ‌یک از این دو در حال حاضر در ایالات متحده حضور ندارند.

در اوایل ماه دسامبر، یعنی پیش از اوج‌گیری اعتراضات ضدحکومتی در ایران و آغاز جنگ، وزارت خارجه آمریکا ویزای شماری از دیپلمات‌های ایرانی، از جمله معاون سفیر و کارکنان نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل را لغو یا از تمدید آن خودداری کرده بود.

پیش‌تر نیز گزارش شده بود که دولت ترامپ دست‌کم ویزا یا گرین‌کارت چهار شهروند ایرانی مرتبط با حکومت فعلی یا پیشین ایران را لغو کرده است؛ از این میان، دو نفر توسط مأموران مهاجرت بازداشت شده و در انتظار اخراج از آمریکا هستند.

در بیانیه‌ای که روز شنبه منتشر شد، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که خواهرزاده و نوه‌خواهر قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران که در سال ۲۰۲۰ در حمله هوایی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شد، شامگاه جمعه توسط مأموران مهاجرت بازداشت شده‌اند؛ این اقدام پس از آن صورت گرفت که روبیو گرین‌کارت آن‌ها را لغو کرد.

kemp.jpgخبرنامه گویا - جمهوری اسلامی دچار یک خطای محاسباتی فاجعه‌بار شده است. راهبردی که قرار بود مخالفان را دچار تفرقه و چنددستگی کند، در عمل به شکل‌گیری اجماعی گسترده‌تر علیه تهران انجامیده است.

در گزارشی از روزنامه تلگراف به قلم ریچارد کمپ (فرمانده بازنشسته ارتش بریتانیا) آمده است که کل راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی در جریان تحولات اخیر به‌کلی دگرگون شده است. رهبران جمهوری اسلامی هرگز تصور نمی‌کردند وارد یک جنگ مستقیم، مستمر و با شدت بالا با آمریکا و اسرائیل شوند. محاسبات آن‌ها بر این اساس بود که از طریق نیروهای نیابتی و در نهایت با اتکا به توان هسته‌ای، بر خاورمیانه برتری پیدا کنند.

حاکمان جمهوری اسلامی میلیاردها دلار صرف ایجاد شبکه‌هایی از گروه‌های شبه‌نظامی کردند تا هم در حمله و هم در دفاع، به‌جای آن‌ها عمل کنند. آن‌ها انتظار داشتند واکنش به اقداماتشان محدود به عملیات‌های پنهانی و حملات سایبری باقی بماند؛ همان‌طور که طی سال‌های گذشته تجربه کرده بودند.

اما اگر با حمله مستقیم آمریکا یا اسرائیل مواجه می‌شدند، به سلاح‌هایی نه‌چندان پنهان نیز تکیه داشتند: حزب‌الله، حماس و در مرتبه‌ای پایین‌تر حوثی‌ها.

قرار بود این گروه‌ها به‌طور هم‌زمان هزاران موشک به سمت اسرائیل شلیک کنند، سامانه‌های دفاعی را اشباع کرده و خسارات سنگینی وارد آورند؛ به‌گونه‌ای که آمریکا ناچار به عقب‌نشینی شود. اما این سناریو عملی نشد.

هر سه نیروی نیابتی در پی حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، به‌شدت توسط اسرائیل (و در مورد حوثی‌ها، توسط آمریکا) تضعیف شده‌اند و در نتیجه نقش آن‌ها در دفاع از ایران طی هفته‌های اخیر از نظر راهبردی ناچیز بوده است.

در نتیجه، زمانی که جنگ به خاک ایران کشیده شد، حاکمیت ناچار شد به‌دنبال راه دیگری برای وادار کردن آمریکا به عقب‌نشینی بگردد. حمله صرف به اسرائیل کافی نبود؛ تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داده بود که اسرائیل می‌تواند بخش عمده‌ای از موشک‌ها و پهپادها را دفع کند و در هر صورت از ادامه جنگ دست نخواهد کشید.

44.jpgدویچه وله - بوریس جانسون در یادداشتی ضمن تایید دیدگاه تونی بلر، نخست‌وزیر اسبق بریتانیا درباره جنگ ایران نوشت: «بلر در این نکته حق دارد، بریتانیا نمی‌تواند وانمود کند جنگ با ایران "جنگ ما نیست.»

او در این مقاله، دولت کی‌یر استارمر را متهم کرد که پیش از آغاز جنگ و پس از آن، نه بر تصمیم‌های آمریکا اثر گذاشت و نه به‌موقع در کنار متحدانش در خلیج فارس ایستاد.

جانسون: بریتانیا کجا بود؟

بوریس جانسون یادداشت خود را با این پرسش آغاز می‌کند که بریتانیا در ماه‌های منتهی به جنگ، کجا بود. او می‌نویسد از ژانویه و فوریه روشن بود که آمریکا در حال آرایش گسترده نیرو در اطراف ایران است، هرچند در آن زمان هنوز برنامه دقیق واشنگتن روشن نبود.

او با اشاره به فعالیت سفارت بریتانیا در واشنگتن و همچنین توان اطلاعاتی و امنیتی این کشور می‌پرسد آیا لندن اصلا فهمیده بود چه اتفاقی در حال رخ دادن است یا نه. از نگاه او، اگر کی‌یر استارمر حتی این پرسش‌ها را از دونالد ترامپنپرسیده باشد، این موضوع نشانه کمبود جدی کنجکاوی و ابتکار در رهبری بریتانیا است.

میان حملات محدود و جنگ تمام‌عیار تفاوت وجود داشت

جانسون می‌نویسد میان چند حمله تاکتیکی به تاسیسات نظامی جمهوری اسلامی، با هدف فشار بر مذاکرات هسته‌ای، و یک حمله همه‌جانبه با هدف کشتن شمار زیادی از مقام‌های حکومت ایران، تفاوتی اساسی وجود دارد.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

او استدلال می‌کند اگر بریتانیا از ابتدا در جریان تصمیم‌سازی‌ها حضور می‌داشت، می‌توانست سوال‌های مهمی مطرح کند و شاید حتی بر نحوه فکر کردن ترامپ اثر بگذارد؛ به‌ویژه از آن‌جا که به‌گفته او، بریتانیا شناخت تاریخی و عمیقی از خلیج فارس و خاورمیانه دارد.

tel.jpgخبرنامه گویا - جمهوری اسلامی به معیاری تبدیل شده که به‌روشنی نشان می‌دهد بخشی از فعالان چپ‌گرا تا چه حد دچار سردرگمی و از دست دادن معیارهای اخلاقی خود شده‌اند. حمایت از حکومتی که مردم خود را زندانی و به قتل می‌رساند، نه پیشرو بودن است و نه نشانه فضیلت؛ بلکه شکستی اخلاقی است که در پوشش ارزش‌مداری عرضه می‌شود. این یادداشت به قلم جورج چسترتوندر در روزنامه تلگراف منتشر شده است.

مخالفت با بنیادگرایان مذهبیِ خشونت‌طلبی که ممکن است شما را زندانی یا اعدام کنند، واقعاً نباید مفهوم دشواری باشد. حتی کسانی که از کشور یا فرهنگ خود بیزارند نیز باید بهتر از این بدانند که از «جمهوری اسلامی» حمایت نکنند. اخلاق‌مداری یا همان «خوب بودن» قرار است هسته اصلی هویت جریان‌های چپ پیشرو باشد؛ با این حال، به‌طور متناقض، نوعی همدلی با حکومت تهران همچنان در میان بخشی از لیبرال‌های طبقه متوسط غربی به شکلی قابل‌توجه ادامه دارد.

اخلاق چپ، آن‌گونه که زمانی درک می‌شد، بر توانمندسازی و حفظ کرامت اقشار فرودست جامعه تمرکز داشت. حتی اگر کسی چپ‌گرا هم نبود، این انگیزه اخلاقی قابل درک و منطقی بود. قرار بود این نگاه، رو به بیرون، جمع‌گرا و در جهت بهبود زندگی طبقات محروم باشد. کنش‌گری نیز در خدمت حمایت از گروه‌های اجتماعی--مانند کارگران معترض یا جنبش‌های برابری نژادی--تعریف می‌شد.

اما به‌باور نویسنده، اخلاقِ چپِ امروز دیگر چارچوب و معنای روشنی ندارد؛ چراکه بیش از هر چیز در اختیار لایه‌ای از فعالان تحصیل‌کرده قرار گرفته که خود در موقعیت قدرت و امتیاز هستند و به‌جای تمرکز بر تغییرات واقعی، بیشتر درگیر دنبال‌کردن دغدغه‌ها و گرایش‌های غیرعقلانی شده‌اند.

شاید همین موضوع توضیح دهد که چرا برخی لیبرال‌های غربی به حکومت‌های تئوکراتیک و اقتدارگرا علاقه نشان می‌دهند. این طرز فکر، مستلزم سطحی از «ناهمخوانی شناختی» است که درک آن دشوار است.

در نقاط مختلف غرب، تظاهراتی با عناوین حمایت از فلسطین، مخالفت با اسرائیل، مخالفت با جنگ (البته برخی جنگ‌ها) و مخالفت با «راست افراطی» برگزار می‌شود. از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به «جمهوری اسلامی»، پرچم‌های این حکومت نیز در کنار پرچم سایر گروه‌ها و جریان‌های افراطی در این تجمعات دیده شده است.

truths.jpgدونالد ترامپ با اشاره به ضرب‌الاجلی که پیش‌تر برای جمهوری اسلامی تعیین کرده بود، اعلام کرد زمان در حال پایان است و در صورت اقدام نکردن تهران، پیامدهای شدیدی در انتظار آن خواهد بود.

او گفت: «به یاد دارید وقتی به ایران ۱۰ روز فرصت دادم تا توافق کند یا تنگه هرمز را باز کند. زمان در حال پایان است؛ ۴۸ ساعت دیگر تمام جهنم بر سرشان فرو خواهد ریخت.»

دونالد ترامپ ۶ فروردین‌ماه اعلام کرده بود که بنا به درخواست جمهوری اسلامی، ضرب‌الاجل تعیین‌شده برای حمله به نیروگاه‌های ایران را به مدت ۱۰ روز دیگر به تعویق انداخته است. او گفت این توقف تا ساعت ۳:۳۰ بامداد سه‌شنبه ۱۸ فروردین به وقت تهران ادامه خواهد داشت.

ts.jpg

qaani.jpgبی بی سی - اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، پس از مدت‌ها با انتشار پیامی در پلتفرم آپ‌اسکرولد نوشت ناو جرالد فورد به سبب نگرانی از حمله‌ حوثی‌های یمن از تنگه باب‌المندب عبور نکرد.

این پیام در حالی منتشر می‌شود که پیشتر گزارش‌هایی ضدونقیضی درباره نفوذ در نیروی زیر نظر آقای قاآنی منتشر شده بود.

آقای قاآنی در هفته‌های گذشته کمتر در رسانه‌ها یا مجامع عمومی ظاهر شده بود و پس از جنگ هم کمتر موضع‌گیری کرده بود و همین موضوع گمانه‌زنی‌ها درباره او را تشدید کرده بود.

اکنون نیز کانال منتسب به سپاه پاسداران در تلگرام پیام او را در پلتفرم آپ‌اسکرولد بازنشر کرده است که در آن نوشته شده ناو جرالد فورد «جرأت نکرد از ترس مجاهدان قهرمان و مردم باصلابت یمن از تنگه باب‌المندب عبور کند و بعد از سرگردانی دو هفته‌ای و با داستان ساختگی از دریای سرخ و منطقه فرار کرد. عاقبت همه نیروهای تروریست آمریکا، فرار از منطقه است.»

پلتفرم آپ‌اسکرولد یک شبکه اجتماعی بدیل و کمتر شناخته شده است.

parpanchi.jpgمهدی پرپنچی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

اگر مقاله اخیر محمدجواد ظریف در فارن افرز را خوانده باشید، احتمالاً این پیام افشا شده برایتان جالب خواهد بود؛ پیامی که او در روزهای ابتدایی جنگ، تنها چند روز پس از آغاز آن، برای جمعی از تحلیلگران ایرانیِ نزدیک به خود ارسال کرده است. این پیام از این جهت قابل توجه است که نه‌تنها صریح‌تر از نوشته‌های عمومی بعدی اوست، بلکه نشان می‌دهد ظریف چگونه به نظر می‌رسد ترامپ را درک کرده است.

به نظر می‌رسد ظریف معتقد بوده که هنوز می‌توان ترامپ را با حرکات نمادین و ارائه پیشنهادی که به او امکان «حفظ آبرو» بدهد، مدیریت کرد. او می‌نویسد که می‌شد از جنگ جلوگیری کرد اگر پیشنهادی به ترامپ داده می‌شد که «نتواند آن را رد کند»، و تأکید می‌کند که باید به ترامپ یک «خروج آبرومند» پیشنهاد شود.

01.jpg
با این حال، وقتی پیام را در این چارچوب می‌خوانیم، نکات قابل توجه دیگری هم به چشم می‌آید؛ از جمله لحن تندتر آن، از جمله توصیه به هدف قرار دادن منافع آمریکا و اسرائیل و این ادعا که امارات عملاً همان اسرائیل است و همچنین بخش‌هایی عجیب‌تر.

ظریف به پیش‌بینی یک تحلیلگر چینی درباره شکست ترامپ اشاره می‌کند، از «اثرات کوانتومی» کمک الهی سخن می‌گوید، توصیه به تکرار اذان می‌کند، و ادعایی غیرمعمول را تکرار می‌کند مبنی بر اینکه ترامپ و نتانیاهو برای پیشبرد اهداف خود، ۲۰۰ دختر را به شیوه‌ای شبیه پرونده اپستین قربانی کرده‌اند.

در ادامه، متن کامل پیام افشا شده ظریف آمده است:

kayhan1.jpgکیهان لندن - بعد از کشته شدن علی خامنه‌ای، هنوز تکلیف «رهبری» جمهوری اسلامی مشخص نیست. هواداران نظام، راضی‌اند زیرا معتقدند خامنه‌ای پدر رفت و پسر که جوان‌تر است جای او نشست.

در شرایطی که اینترنت قطع است، دستگاه تبلیغاتی نظام با سانسور گزارش‌ها و خبرها درباره‌ی تلفات و خسارات سنگین جنگ، در میان هواداران خود القا می‌‌کند که پیروز میدان نبرد بوده است.

احتمالا آسان‌ترین کار برای جمهوری اسلامی راضی نگه‌ داشتن هوادارانش باشد. آنها از ابتدای جنگ تاکنون در اغلب شهرها در محلات تجمع می‌کنند، مداحان و سلبریتی‌های حکومتی برایشان نوحه‌سرایی و سخنرانی می‌کنند، تابوت فرماندهان و نیروهای نظامی کشته‌ شده در جنگ تشییع می‌شود، در همان محل میان آنان غذا توزیع می‌شود و می‌خورند، جشن عروسی و عقد می‌گیرند و آنجا هم که لازم باشد کنار ایست‌های بازرسی و مراکز تجمع نیروهای بسیج و سپاه و «یگان ویژه»، بعنوان سپر انسانی به‌کار گرفته می‌شوند.

آمریکا در چند مرحله از طریق واسطه‌های منطقه‌ای پیشنهاد مذاکره با جمهوری اسلامی را مطرح کرده است اما هربار این پیشنهادات رد شده است. روایت اصلی جمهوری اسلامی این است که آمریکا و اسرائیل به دلیل آنکه در جنگ شکست خورده‌اند، پیشنهاد مذاکره و توافق می‌دهند. این روایت را بیشتر جریان اصلی قدرت در ایران یعنی سپاه پاسداران برجسته می‌کنند. آنها «هرگونه مذاکره» با آمریکا را قویا رد می‌کنند و تأکیدشان این است که «آتش‌بس» معنا ندارد.

از سوی دولت، تمایل بیشتری به مذاکره نشان داده می‌شود اما مسعود پزشکیان و عباس عراقچی می‌گویند: «پیامی از آمریکا دریافت نکرده‌اند.» ادعایی که احتمالا درست می‌باشد، زیرا آمریکا عملا دولت جمهوری اسلامی را فاقد اختیار و اعتبار می‌داند و پیام‌ها برای افرادی مثل محمدباقر قالیباف ارسال می‌شود.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا تهدید کرده است که اگر جمهوری اسلامی تسلیم نشود، به «عصر حجر بازمی‌گردد.» در پاسخ مجید موسوی فرمانده‌ی نیروی هوافضای سپاه پاسداران گفته‌است: «این شمایید که سربازانتان را به زیر سنگ گور می‌برید نه ایران که بخواهید آن را به عصر سنگ برگردانید.» او تهدیدات ترامپ و سایر مقامات آمریکایی را «توهمات هالیوودی» خواند.

exec.jpgایران اینترنشنال - خبرگزاری‌های حکومتی ایران از اعدام ابوالحسن منتظر و وحید بنی‌عامریان، دو زندانی سیاسی، پس از تایید دیوان عالی کشور خبر دادند.

حکم اعدام وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر در آذر ۱۴۰۳ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شده بود.

همراه با این دو زندانی سیاسی، چهار نفر دیگر: اکبر دانشورکار، محمد تقوی سنگ‌دهی،‌ بابک علیپور، پویا قبادی بوستانی، نیز به اعدام محکوم شده بودند. احکام اعدام این چهار زندانی سیاسی در روزهای اخیر به اجرا در آمده بود.

رسانه‌های حکومتی پیش از این، اتهام‌های این شش زندانی سیاسی را «بغی» از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق و «حمله به مراکز حساس و اماکن عمومی با استفاده از سلاح گرم منحنی‌زن (لانچر)» عنوان کرده بودند.

در این ارتباط، سازمان حقوق بشری هه‌نگاو تاکید کرده بود که این زندانیان در دوران بازجویی برای اخذ اعترافات اجباری، تحت شکنجه‌های شدید از جمله ضرب‌وشتم، شوکر، شلاق و تهدید به قتل خانواده قرار گرفته بودند.

IMG_5224.jpegآن چه به عنوان یک شهروند ایرانی مطرح می کنم شاید قابل عملی کردن به این شکل که بیان می کنم نباشد اما نگاه و خواست بخش بزرگی از مردم ایران در آن مستتر است.

اغلب مردم ایران با آن چه امریکا و اسراییل در ایران کرده اند موافق اند اما به دلایل مختلف، از جمله سخت تر شدن زندگی شان در ایران که ۴۷ سال تمام با مشقت و مرارت بسیار همراه بوده و الان بد تر از پیش شده، و نیز کوتاه نیامدن باقی مانده ی حاکمان روانی جمهوری اسلامی در مقابل ضربات کوبنده ی امریکا و اسراییل که هر حکومت سالم و عاقل و عاقبت اندیشی را به تسلیم و عقب نشینی وادار می کرد باعث شده تا حساسیت ها نسبت به تخریب ها زیاد شود و البته تبلیغات دستگاه امنیت حکومت و انگشت گذاشتن ماموران پیدا و پنهان حکومت بر موضوعاتی مثل «زیرساخت ها متعلق به ایران است نه جمهوری اسلامی» و «قرار است ایران را به عصر حجر باز گردانند»، در این خصوص بی تاثیر نبوده است.

من اینجا فیلمی از سنگسار محکومان دادگاه اسلامی می گذارم که نشان می دهد ما در عصر حجر و حتی دوران بربریتِ قبل از آن زندگی می کنیم و این ننه من غریبم بازی در آوردن حکومتی ها که آقای ترامپ می خواهد ما را به عصر حجر بر گرداند یاوه ای بیش نیست ولی وقتی مردمی بدون دانستن دلیل هدف قرار گرفتن فلان پل یا فلان انستیتوی پزشکی آن ها را تخریب شده می بینند، نارضایتی از این کارها روز به روز بیشتر می شود و امریکا مثل دشمن نه جمهوری اسلامی که دشمن ایران و ایرانی دیده می شود.

fatemioon.jpgخبرگزاری تسنیم روز ۱۵ فروردین با انتشار یک گزارش تصویری از حضور کاروان «فاطمیون» در تهران خبر داد؛ لشکر فاطمیون گروهی شبه‌نظامی وابسته به سپاه قدس است که متشکل از نیروهای شیعه افغانستانی است.

در این گزارش، این تجمع به‌عنوان نمایش «همبستگی با آرمان‌های انقلاب اسلامی» توصیف شده، اما حضور چنین نیروهایی در فضای شهری ایران، به‌ویژه در شرایطی که کشور با تنش‌های امنیتی و نظامی مواجه است، نگرانی‌هایی جدی ایجاد کرده است.

لشکر فاطمیون پیش‌تر در جنگ سوریه و در برخی موارد در سرکوب اعتراضات داخلی نیز نقش داشته است.
این رخداد در حالی است که طی روزهای گذشته نیز تصاویری از حضور نیروهای «حشدالشعبی» در شهرهای ایران منتشر شده بود؛ موضوعی که نشان‌دهنده تداوم همکاری ساختاری سپاه پاسداران با گروه‌های تروریستی در منطقه است.



هم‌زمان، شهروندان از افزایش فضای امنیتی در شهرهایی مانند تهران خبر می‌دهند؛ فضایی که با حضور گسترده نیروهای نظامی و شبه‌نظامی، بیش از پیش بر زندگی روزمره مردم سایه انداخته است.

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال حمله به پایانه مرزی شلمچه همزمان با ادامه ورود کاروان نیروهای حشدشعبی عراق را نشان می‌دهد. این نیروهای طی روزهای گذشته در حمایت از حکومت وارد ایران شدند. رسانه‌های عربی روز شنبه نوشتند به مرز مهران و شلمچه حمله شد.

***

IMG_5213.pngاعتراف می کنم که جامعه ی ایران را نمی شناسم. یعنی می شناسم ولی کماکان باورش نمی کنم. یعنی هنوز هم که هنوز است با وجود «شناخت»، از دیدن رفتارهایش حیرت می کنم. کتاب های جامعه شناسی زیادی از نویسندگان مختلف دنیای غرب خوانده ام و با جامعه ی خودمان -ایران- هم زیاد برخورد داشته ام و به خاطر پرواز به نقاط مختلف کشور جاهای زیادی را دیده ام و به خاطر رفتار و مرام ام با همه تیپ آدمی نشست و برخاست داشته ام ولی حقیقت این است که رفتارهای اجتماعی را قابل پیش بینی نمی دانم. نمی دانم این کسی که امروز در راهپیمایی عزاداری مرگ خامنه ای آدمخوار توو سر و سینه می زند آیا واقعا عزادار اوست یا وقتی به خانه می رسد و لباس هایش را عوض می کند همانی می شود که قبلا بود و به جد و آباء خامنه ای و نظام اسلامی بدترین فحش ها را می دهد.

قبلا نوشتم که مرگ خامنه ای دستکم باعث تحرک جامعه ی مردابی ایران خواهد شد و مردم از این حالت رخوت بیرون خواهند آمد و حداقل تکانی خواهند خورد که شاید موجب تغییر مثبت در نظام سیاسی و یا اجتماع شود، که مرگ یارو باعث تکان جامعه شد ولی تکان برعکس! البته حقیقت ماجرا همین است که الان خدمت شما عرض می کنم و این فیلم بازی کردن ها و خود نبودن ها را روشی برای حفظ بقای ایرانی می دانم.

در اولین رمان ام «غیر ممکن» داستان شب عزل بنی صدر را در منطقه ی زلزله زده و ویران شده ی گلباف کرمان نوشته ام که وقتی در پیاده رو کنار خانه زندگی فرو ریخته ی بقال شهر نشسته بودیم و خانواده ی بقال که از من پذیرایی می کردند هر چه بد و بیراه بلد بودند نثار خمینی و حکومت اش می کردند، وقتی راهپیمایانی که علیه بنی صدر تظاهرات می کردند به نزدیکی ما رسیدند به توصیه ی مادر خانواده ما هم پا شدیم و به جمع راه پیمایان پیوستیم و همراه با حزب اللهی ها علیه بنی صدر شعار دادیم. بله. بقای ما به این حقه بازی بستگی داشت و هنوز هم دارد.

31.jpgایران وایر - یک مقام ارشد دفاعی اسراییل، روز شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ به خبرگزاری رویترز گفت که این کشور در حال آماده‌سازی برای حمله به تاسیسات انرژی ایران است، اما اجرای این عملیات منوط به دریافت چراغ سبز از سوی ایالات متحده است.

به گفته این مقام، در صورت صدور مجوز، چنین حملاتی احتمالا ظرف یک هفته آینده انجام خواهد شد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، ساعاتی پیش با تعیین یک ضرب‌الاجل هشدار داد که در صورت عدم دستیابی به توافق یا بازگشایی تنگه هرمز، ظرف ۴۸ ساعت «جهنم» بر سر جمهوری اسلامی نازل خواهد شد.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

ترامپ از شروع جنگ دو بار جمهوری اسلامی را به حمله به تاسیسات برق ایران تهدید کرد اما حدود ۸ روز پیش گفت به درخواست مقام‌های جمهوری اسلامی، حمله به نیروگاه‌های ایران را به مدت ۱۰ روز به تعویق انداخته است.

111.jpgشیرین عبادی

🔹بیش از یک ماه است که ایران درگیر جنگی خانمان‌سوز شده؛ جنگی که مردم ایران نه آغازگرش بوده‌اند و نه مسبب ان .روز گذشته، دونالد ترامپ با لحنی تهدیدآمیز گفته ایران را به «عصر حجر» بازمی‌گرداند. اما باید این را با صدای بلند گفت: تمدن کهن ایران اجازه بازگشت به عصر حجر را نمی‌دهد . جمهوری اسلامی از چنین تهدیدی نمی‌ترسد؛ این مردم ایران‌ هستند که نگران ویرانی خانه، شهر، مدرسه، بیمارستان، نیروگاه، جاده، اینترنت و نان شب‌شان هستند .

🔹بسیاری از مخالفان جنگ، به‌درستی از آمریکا و اسرائیل می‌خواهند حملات را متوقف کنند. من هم به این مطالبه‌ی مشروع یک جمله‌ی روشن اضافه می‌کنم: با اموال مردم کاری نداشته باشید. تا وقتی که سران نظامی و سیاسی حکومت که همگی در کشتار مردم نقش داشته‌اند هدف قرار گیرند می‌توان آن را در راستای منافع مردم ایران در نظر گرفت و هنوز می‌توان ادعا کرد که هدف، ماشین سرکوب و در راستای ممانعت از کشتار مردم بوده، اما زیرساخت‌ها از جمله برق، آب، پالایشگاه، جاده، فرودگاه، شبکه‌ی ارتباطی و هر آنچه زندگی روزمره‌ی مردم به آن بسته است، ملک جمهوری اسلامی نیست. اینها دارایی یک ملت است؛ ویران کردن‌شان یعنی تحمیل دوباره‌ی هزینه‌ی جنگ به همان مردمی که پیشاپیش قربانی شده‌اند.

🔹جمهوری اسلامی سال‌هاست ایران را به این پرتگاه رانده است. نزدیک به نیم قرن فقر، سرکوب، دشمن‌سازی، ماجراجویی و کشتار، و در آخرین نمونه سلاخی ده‌ها هزار انسان بی‌گناه در خیابان‌ها، همه نشان داد که این حکومت برای بقای خود و صدور انقلابش ! دست به هر جنایتی می زند و اگر امروز زیرساخت‌های ایران ویران شود، این جمهوری اسلامی نیست که بهای اصلی را می‌پردازد. این کودک ایرانی است که در تاریکی می‌خوابد. این بیمار ایرانی است که بی‌برق و بی‌دارو می‌ماند. این کارگر و معلم و بازنشسته‌ی ایرانی است که باید با جیب خالی، ویرانه‌ها را دوباره بسازد.

🔹ایران متعلق به جمهوری اسلامی نیست که هر وقت خواست آن را به آتش بکشد و به شکل «زمین سوخته» تحویل دهد. ایران متعلق به مردم ایران است. و تمدن غنی ایران هرگز به عصر حجر بازنخواهد گشت؛ نه با تهدید ترامپ، نه با لجبازی جمهوری اسلامی. به جمهوری اسلامی برای ویران کردن ایران کمک نکنید. اگر واقعا در کنار مردم ایران ایستاده‌اید، دست از جان و مال مردم بردارید. این ملت به اندازه‌ی کافی تاوان داده است.

shokouhmirzadegi.jpgانقلاب شیروخورشید تنها برای بازپس‌گیری ایران از جمهوری اسلامی نیست، بازپس‌گیری ایران از مهاجمینی ست که از ۱۴۰۰ سال پیش تا همین اکنون همچنان سایه‌ی تاریک‌شان بر ارزش‌های فرهنگی و تاریخی ما فرو افتاده است.

حدود بیست و پنج شش سال پیش، وقتی مادرم اجازه‌ی خروج از ایران را گرفتند و به دیدار من که دو-سه ماه پس از انقلاب از ایران گریخته بودم آمدند، بیشترِ سوغاتی‌های ریز و درشتی که از سوی خود و خانواده آورده بودند، نمادهای ملی ما را بر خود داشتند؛ و بیش از همه نماد «شیروخورشید» را که بر گلدان، بشقاب، گل‌سینه، گردنبند و دست‌بند نقش بسته بود.

از همان وقت، مثل هر ایرانیِ عاشق ایران، دیگر دست‌کم این یک اندوه را نداشتم که حکومتِ حاکم، شیروخورشید را از پرچم ما برداشته و به جایش علامتی گذاشته که هیچ ربطی به فرهنگ و تاریخ ما ندارد. می‌دانستم که حتی اگر مردم نتوانند به‌زودی حساب این حکومت را برسند، اما نماد شیروخورشید را برای بازگشت به پرچم ایران همچنان زنده نگاه خواهند داشت.

همان‌طور که دیدیم، در نهایت این کار را نیز کردند؛ اگرچه نه به‌ طور رسمی در داخل ایران، اما در خارج، پرچم «شیروخورشید نشان» ما، از معدود پرچم‌هایی بوده و هست که به هر بهانه‌ای (از فعالیت‌های سیاسیِ ضد حکومتی گرفته تا رویدادهای فرهنگی، هنری و ورزشی) به دست یا دوش دیاسپورای ایرانی در بیشتر کشورهای جهان به اهتزاز درآمده است.

اما اینکه این حکومت با انقلابی مردمی برانداخته شود و رهبر آن انقلاب، شاهزاده‌ای از تبار فرهنگ و تاریخ ایرانی ما باشد، و کارِ وحشی‌گری‌ها و جنایات حکومت به جایی برسد که آمریکا و اسرائیل به کمک مردمان ایران بشتابند، برای من حتی در رویا و خیال هم جایی نداشت. و اکنون با حیرت می‌بینم که همه‌ی این‌ها نه‌تنها به واقعیت پیوسته، بلکه رهبر انقلاب نام آن را «انقلاب شیروخورشید» نهاده است.

keramati.jpgدر حالی که ایران در یکی از متلاطم‌ترین و بحرانی‌ترین لحظات تاریخ معاصر خود قرار گرفته است، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی تلاش می‌کند روایت تازه‌ای را به جهان عرضه کند: «نه به جنگ». این شعار در ظاهر صلح‌طلبانه و انسانی است، اما در واقع چیزی جز آخرین ابزار تبلیغاتی حکومتی نیست که بیش از چهار دهه سیاست آن بر خشونت، صدور بحران و سرکوب داخلی استوار بوده است.

جمهوری اسلامی امروز با بحرانی عمیق در مشروعیت سیاسی، انسجام داخلی و توان مدیریتی روبه‌روست. با این حال، حتی در شرایطی که بسیاری از ناظران از نشانه‌های فرسایش قدرت در ساختار حاکمیت سخن می‌گویند، ماشین سرکوب رژیم همچنان فعال است. یعنی در داخل کشور، رژیمی که بسیاری آن را در آستانه سقوط می‌دانند، همچنان به ماشین سرکوب خود ادامه می‌دهد. اعدام‌ها ادامه دارد، زندان‌ها مملو از مخالفان سیاسی است و گزارش‌ها حاکی از آن است که صدها نفر همچنان در صف اجرای حکم مرگ قرار دارند. حکومت حتی در لحظات ضعف نیز از خشونت دست نمی‌کشد.

رژیمی که در حال از دست دادن کنترل خود بر جامعه است، ظاهراً تصمیم گرفته است پیش از هر تحول احتمالی، حساب خود را با مخالفان داخلی تسویه کند. افزایش صدور احکام اعدام و تشدید فشار امنیتی نشان می‌دهد که حکومت حتی در لحظه ضعف نیز از خشونت به عنوان ابزار اصلی بقا استفاده می‌کند.

در همین حال، ابعاد سرکوب در ایران بار دیگر توجه جهانی را جلب کرده است و روایت‌های تازه‌ای درباره ابعاد خشونت حکومت منتشر می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اخیراً اعلام کرد که برای ثبت در تاریخ باید گفته شود که در ماه ژانویه ۲۰۲۶، حدود ۴۵ هزار نفر در جریان سرکوب‌های حکومت ایران کشته شدند. صرف نظر از اختلاف نظرها درباره آمار دقیق، چنین عددی، تصویری تکان‌دهنده از مقیاس خشونتی ارائه می‌دهد که در سال‌های اخیر در ایران رخ داده است. اما توجه جهانی را دوباره به یکی از خونین‌ترین دوره‌های سرکوب در تاریخ جمهوری اسلامی جلب کرده است.

با این حال، همان حکومتی که دهه‌ها در گسترش جنگ‌طلبی در منطقه نقش داشته است، اکنون می‌کوشد خود را به عنوان مدافع صلح معرفی کند. شعار «نه به جنگ» به سرعت به یکی از محورهای اصلی تبلیغات رسمی رژیم تبدیل شده است. رسانه‌های حکومتی، شبکه‌های وابسته و حساب‌های سازمان‌یافته در فضای مجازی این پیام را به‌طور گسترده تکرار می‌کنند. هدف این کار روشن است: تغییر تصویر حکومت از یک بازیگر بحران‌ساز به قربانی تهدیدهای خارجی.

Hanif_Heidarnejad.jpgچرا به‌عنوان یک طرفدار فدرالیسم، این مدل را در حال حاضر برای ایران مناسب و عملی نمی‌دانم؟

۱. فدرالیسم با نگاهی به تجربهٔ آلمان

من طرفدار یک جمهوری فدرال پارلمانی هستم؛ نظامی شبیه جمهوری فدرال آلمان امروز. ۳۲ سال است در این کشور زندگی می‌کنم و به‌دلیل شغلی و علاقهٔ شخصی، ساختار فدرال آلمان را از نزدیک دنبال کرده‌ام. با سطوح مختلف اداری آن -- از شهرداری تا ایالت و سطح فدرال -- در ارتباط بوده‌ام. همچنین مصوبات حقوقی از سطح شورای شهر تا پارلمان‌های ایالتی و فدرال، و مباحث حقوقی مرتبط با آن‌ها ــ که گاه در سطوح مختلف دادگاه‌های آلمان و حتی در مواردی در سطح اتحادیه اروپا بررسی شده‌اند ــ را دنبال کرده‌ام.

سیستم فدرال، در برخی موارد تصمیم‌گیری را بسیار کُند می‌کند و بوروکراسی اداری بزرگ و پرهزینه‌ای ایجاد کرده است. با این‌حال، به سه دلیل مشخص این سیستم را مناسب و کارآمد می‌دانم:

الف) جلوگیری از تمرکز قدرت و شکل‌گیری اقتدارگرایی

تجربهٔ فروپاشی جمهوری وایمار و قدرت‌گیری فاشیسم نشان داد که تمرکز بیش از حد قدرت در دولت مرکزی می‌تواند زمینه‌ساز استبداد شود. به همین دلیل، سه قدرت اشغالگر غربی (ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه) پس از جنگ جهانی دوم و در چارچوب سیاست «بازآموزی دموکراتیک» (Reeducation)، از دولت‌های ایالتی آلمان غربی خواستند مجلس مؤسسان تشکیل دهند و بر اساس اصول دموکراتیک و ساختار فدرال، قانون اساسی جدیدی تدوین کنند. این روند در نهایت به تصویب قانون اساسی (Grundgesetz) در ۲۳ مه ۱۹۴۹ انجامید.

فرایند تدوین قانون اساسی از ۱۹۴۸ با صدور «اسناد فرانکفورت» آغاز شد. از اهداف کلیدی متفقین جلوگیری از بازگشت نازیسم، تضمین دموکراسی و محدود کردن قدرت دولت مرکزی از طریق ساختارهای فدرال بود.

ب) مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری

در آلمان، مشارکت شهروندان در سه سطح انجام می‌شود: محلی (Gemeinde/Kommune)، ایالتی (Land) و فدرال (Bund).
هر ایالت قانون اساسی، دولت و پارلمان منتخب خود را دارد و هر شهر نیز شورای منتخب محلی. قوانین محلی و ایالتی نباید با قانون اساسی ایالت یا قانون اساسی فدرال در تعارض باشند. نظارت بر این اصول بر عهدهٔ دادگاه‌های قانون اساسی ایالتی و دادگاه قانون اساسی فدرال است.

alam.jpgآنتونیو گرامشی فیلسوف ایتالیایی در تاریک ‌خانه‌ی زندان‌های فاشیسم، اندیشه‌ای را صورت‌بندی کرد که امروز چون آینه‌ای زلال، واقعیتِ جهان و ایران را پیش چشم ما روشن می‌سازد. او جوهره‌ی «بحران» را در شکاف میان دو دوران می‌دید، زمانی که «نظم کهن در حال احتضار است و نظم نو هنوز توان زاده شدن ندارد.» در این فاصله یا «دوران فترت» که میان مرگِ قدیم و تولدِ جدید فاصله افتاده است، جامعه با انواع «پدیده‌های بیمارگونه» و متنوع روبرو می‌شود. از نگاه گرامشی، این وضعیت تنها یک گذار ساده نیست، بلکه بن‌بستی ساختاری است؛ جایی که نظم فرسوده کارکردش را از دست داده اما همچنان با صُلبیت و جان سختی بر جای مانده، و نظم نوین هنوز نطفه نبسته است. نتیجه‌ی این تعلیق تاریخی، فرو رفتن جامعه در غرقابِ بی‌ثباتی و رفتارهای نابهنجار است گرامشی توضیح می‌دهد که وقتی طبقه حاکم «هژمونی» (رضایت و رهبری ایدئولوژیک) خود را از دست می‌دهد، فقط با «سلطه» (domination) یعنی زور و اجبار باقی می‌ماند. نظم قدیم «در حال مرگ» است، اما هنوز کاملاً مرده نیست و با صُلبیت (rigidity) و مقاومت، سعی در حفظ موقعیت خود دارد. این «جان‌سختی» دقیقاً همان چیزی است که دوره فترت را طولانی و دردناک می‌کند.

انسان معاصر در پهنه جهانی، امروز در مقام ناظری ایستاده است که فرسایش نظمی دیرپا را به تماشا نشسته، نظمی که در آن قواعد بین‌المللی نه تنها بر روال سابق نیستند، بلکه در چرخشی متناقض، از طریق مکانیسم‌هایی چون «حق وتو»، آشکارا علیه همان فلسفه وجودی و بنیان‌هایی عمل می‌کنند که برای صیانت از آن‌ها تأسیس شده بودند. با این حال، برای بسیاری از جوامع، این افول هنجاری هنوز در سطح یک مشاهده باقی مانده است، اما وضعیت انسان ایرانی از این حیث استثنایی و به‌مراتب تراژیک‌تر است؛ او با دو پدیده بیمارگونه و متقاطع به‌طور هم‌زمان دست‌وپنجه نرم می‌کند. ایرانی تنها ناظرِ جهانی نیست که قواعدش بی‌اثر شده، بلکه هم‌زمان در ساحت ملی نیز با ساختاری مواجه است که در خلأِ فشارهای هنجارمندِ بین‌المللی، به بقای صُلب خود ادامه می‌دهد. در واقع، انسان ایرانی برخلاف ناظر جهانی، در کانونِ تلاقی دو بحران «زیست» می‌کند، یکی فرسایش نظم جهانی و دیگری «وضعیت تعادل ناپایدار» داخلی، بن‌بستی که در آن ازکارافتادن مکانیسم‌های حقوقی جهان، به کاتالیزوری برای طولانی‌تر شدنِ تعلیق ملی و انسداد گذار از نظمی فرسوده به نظمی کارآمد و مشروع در ایران بدل شده است.

از همین‌جا، پرسشی بنیادین سر برمی‌آورد که روح و روانِ انسان دغدغه‌مند را می‌خراشد، یعنی در شرایطی که هم نظم جهانی در حال فرسایش است و هم نظم ملی در تعلیق، چگونه می‌توان نسبت خود را با «ایران» تعریف کرد؟ چگونه می‌توان وطن‌دوست ماند، بی‌آنکه با ساختاری که محل تردید و بی‌اعتمادی است، یکی انگاشته شد؟

این نوشتار، تلاشی است برای صورت‌بندی همین وضعیت دوگانه، کوششی برای یافتن پاسخی به امکان «زیستن مسئولانه» در میانه این تعلیق تاریخی و جستجوی مسیری که در آن، معنای وطن از معنای ساختار جدا شده و زندگی در میانه پدیده‌های بیمارگونه، همچنان واجد کرامت بماند.

1- نظام بین‌الملل- از قاعده تا استثنا

نظام بین‌الملل مدرن بر دو ستون بنیادین استوار گشت که هر یک در زمان خود، چرخشی انقلابی در ساحت قدرت محسوب می‌شدند. صلح وستفالیا در سال ۱۶۴۸، پس از سه دهه جنگ‌های ویرانگر، سرانجام اصل «حاکمیت دولت‌ها» و «عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر» را تثبیت کرد. این پیمان، سنگ‌بنای مفهوم حاکمیت ملی (Sovereignty) و موجدِ صورت‌بندی سیستم «دولت- ملت» در روابط بین‌الملل گردید؛ نظمی که امروزه از آن با عنوان «نظم وستفالیایی» یاد می‌شود. این پارادایم نوین، دولت را به بازیگر انحصاری و بی‌بدیل در عرصه‌ی جهانی بدل ساخت و آگاهانه از تمرکز قدرت در نهادهای فراملی یا مذهبی جلوگیری نمود تا بدین‌سان، مرزهای جغرافیایی به مرزهایِ قطعیِ صلاحیت حقوقی تبدیل شوند. سپس در سال ۱۹۴۵، پس از دو جنگ جهانی مهیب، نظام منشور ملل متحد با هدف محدودسازی جنگ شکل گرفت. اصل محوری این نظم، منع توسل به زور بود که در ماده ۲(۴) منشور آمده است. دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده نیکاراگوئه در سال ۱۹۸۶ این اصل را نه فقط یک تعهد قراردادی، بلکه بخشی از حقوق عرفی بین‌الملل و حتی قاعده‌ای آمره (Jus Cogens) دانست که هیچ توافق یا خلأ قانونی، تابِ ایستادگی در برابر آن را ندارد.

این نظم فقط دو استثنا داشت: اقدام تحت مجوز شورای امنیت و دفاع مشروع در برابر حمله مسلحانه. اما همین نظام از ابتدا یک تناقض ساختاری در خود داشت. تمرکز قدرت در شورای امنیت و حق وتوی پنج عضو دائمی، اگرچه در کوتاه‌مدت با تضمین همکاری قدرت‌های بزرگ ثبات نسبی ایجاد کرد، اما در بلندمدت زمینه‌ساز فلج ساختاری شد. شورای امنیت که قلب نظام امنیت جمعی بود، به عرصه‌ای تبدیل شد که یک عضو دائم می‌تواند با تکیه بر وتو، اراده جمعی را به گروگان بگیرد. این تناقض سال‌ها پنهان ماند، اما اکنون به صورتی آشکار خود را نشان داده است.

1/1- بحران‌های اخیر- وقتی هنجارها فرو می‌ریزند

دو دهه اخیر، با سلسله‌ای از بحران‌های بین‌المللی همراه بوده است که به‌تدریج شکاف‌های ساختاری نظم جهانی را آشکار کرده‌اند. در حمله 2003 به کشور عراق، ایالات متحده و متحدانش، بدون کسب مجوز صریح از شورای امنیت، به اقدام نظامی گسترده دست زدند، رخدادی که نشان داد حتی بنیان‌گذاران نظم موجود نیز، در بزنگاه‌های راهبردی، می‌توانند از چارچوب‌های حقوقی آن عبور کنند. پیش‌تر، در جریان جنگ کوزوو، مداخله نظامی ناتو بدون مجوز شورای امنیت، با توجیهات انسان‌دوستانه صورت گرفت و بدین‌ترتیب، نوعی دوگانگی میان مشروعیت اخلاقی و مشروعیت حقوقی در عمل تثبیت شد.

این روند در دهه‌های بعد، نه‌تنها اصلاح نشد، بلکه در مواردی تشدید گردید. در بحران جنگ شهری در سوریه، شورای امنیت به‌واسطه وتوهای مکرر، عملاً به نهادی ناتوان در مواجهه با یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های انسانی معاصر بدل شد. این وضعیت، در جنگ 2022 یا تجاوز روسیه به اوکراین به اوج خود رسید، جایی که یک عضو دائم شورای امنیت، با نقض صریح ماده ۲(۴) منشور، به کشور همسایه حمله کرد و همان سازوکار وتو، امکان هرگونه پاسخ مؤثر نهادی را مسدود ساخت.

در امتداد همین الگو، در مناقشه ایران- اسرائیل که از سال ۲۰۲۴ تشدید شد، این‌بار نه روسیه، بلکه ایالات متحده و برخی متحدانش، عملاً مانع از اقدام مؤثر شورای امنیت شدند. بدین‌ترتیب، آنچه در این موارد تکرار می‌شود، نه صرفاً نقض‌های موردی، بلکه نوعی اختلال ساختاری در کارکرد نهادهایی است که قرار بود ضامن حفظ نظم باشند؛ نظمی که اکنون، بیش از آنکه بر قواعد استوار باشد، در معرض موازنه‌ای ناپایدار میان قدرت‌های بزرگ قرار گرفته است.

حملات به بخش کنسولی ایران در دمشق که نقض آشکار کنوانسیون‌های وین بود، حملات گسترده به تأسیسات هسته‌ای، و ترور دانشمندان هسته‌ای، همگی در شرایطی رخ داد که شورای امنیت حتی یک قطعنامه محکوم‌کننده نتوانست صادر کند. ایالات متحده با استناد به دکترین‌های دفاع پیشگیرانه و دفاع مشروع جمعی، ماده ۵۱ منشور را چنان موسع تفسیر کرد که از محتوای خود تهی شد. حقوق بشردوستانه با حملات به تأسیسات هسته‌ای، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی به شدت نقض شد، اما هیچ مرجع بین‌المللی نتوانست جلوی آن را بگیرد. این دو بحران نشان دادند که نظام بین‌الملل دیگر آن نظامی نیست که در سال ۱۹۴۵ طراحی شد.

2/1 - از قاعده‌ محوری به استثناء محوری

آنچه در این بحران‌ها آشکار می‌شود، صرفاً نقض قواعد یا بی‌ثباتی گذرا نیست. تغییر ماهیت خود نظام بین‌الملل است. ما شاهد گذار از یک نظم قاعده‌محور به یک نظم استثناء محور هستیم. در این نظم جدید، قواعد حذف نمی‌شوند و هیچ‌کس رسماً منشور ملل متحد را لغو نکرده است، اما قواعد به‌صورت گزینشی و ابزاری توسط قدرت‌های بزرگ به کار گرفته می‌شوند. مشروعیت دیگر تابع پایبندی به هنجارهای جهان‌شمول نیست، بلکه تابع قدرت و توانایی تحمیل استثنا است. نهادهای بین‌المللی همچنان پابرجا هستند و جلساتشان برگزار می‌شود، اما هنجارهایی که قرار بود این نهادها از آنها محافظت کنند، به طور سیستماتیک نقض می‌شوند بدون آنکه پاسخ مؤثری در پی داشته باشد.

حق وتو در زمان تأسیس خود، تجسم نهادی این ایده بود که صلح جهانی تنها از طریق مهار رقابت قدرت‌های بزرگ در درون یک چارچوب مشترک ممکن است. اما این سازوکار از آغاز حامل تناقضی درونی بود یعنی همان ابزاری که قرار بود قدرت را در چارچوب قاعده مهار کند، به‌تدریج به ابزاری برای تعلیق قاعده به نفع قدرت بدل شد. آنچه امروز مشاهده می‌شود، نه فروپاشی کامل این نظم، و نه تحقق یک نظم جایگزین منسجم، بلکه فرسایش تدریجی همان تعادل اولیه است. در این فرآیند، قدرت‌هایی که قرار بود ضامن قواعد باشند، خود به عامل تعلیق آنها تبدیل شده‌اند و بدین‌ترتیب، نظمی قاعده ‌محور به‌تدریج جای خود را به نظمی استثناء محور داده است؛ نظمی که در آن قواعد همچنان پابرجا هستند، اما اجرای آنها تابع موازنه قدرت شده است. با این حال، این دگرگونی هنوز به یک سنتز تثبیت‌شده منتهی نشده است. آنچه در برابر ما قرار دارد، وضعیتی بینابینی است، دورانی که در آن، نظم قدیم در حال زوال است و نظم جدید هنوز صورت‌بندی نهادی نیافته است.

جهان وارد وضعیت بینابینی یا دوران فترت شده است. نهادهای قدیم هنوز باقی‌اند اما هنجارهایشان فرسوده است. نظم جدید هنوز زاده نشده اما تولدش، به شکلی نامعلوم، اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. این وضعیت نه یک بحران گذرا است که با چند اصلاح رفع شود، و نه یک تغییر ساده در قدرت‌های برتر. بلکه یک تحول ساختاری است که کل معماری روابط بین‌الملل را تحت تأثیر قرار داده است. در این وضعیت بینابینی یا دوران فترت، پدیده‌های بیمارگونه‌ای که گرامشی از آنها سخن می‌گفت، به صورت جنگ‌های تجاوزکارانه، نقض سیستماتیک حقوق بشر، و فلج نهادهای بین‌المللی خود را نشان می‌دهند.

2- ایران انسداد راهبردی در ساختار قدرت

اگر نظام بین‌الملل در سطح کلان وارد وضعیت بینابینی یا دوران فترت شده است، وضعیت داخلی ایران را می‌توان نسخه فشرده و تشدید شده همین وضعیت دانست. آنچه در سطح جهانی به صورت پراکنده و کند رخ می‌دهد، در ایران با فشردگی، سرعت و شدت بیشتری قابل مشاهده است. ایران مانند میکروکازمی از بحران جهانی عمل می‌کند، جایی که فروپاشی هنجارها و بقای نهادها به شکل متمرکزتری بروز یافته است. حکومت ایران در وضعیت خاصی قرار دارد که می‌توان آن را انسداد چندلایه نامید. این انسداد در چهار جهت خود را نشان می‌دهد و هر راهی را که به نظر می‌رسد مسدود کرده است.

نخست، امکان آشتی پایدار با غرب وجود ندارد. اعتماد تاریخی از بین رفته، منافع گروه‌های ذی‌نفع در تنش مدیریت‌شده گره خورده، تجربه برجام زخمی التیام‌نیافته بر جای گذاشته، و هرگونه تعامل با غرب با اتهام ضعف یا نایرویی روبه‌رو می‌شود.

دوم، امکان اتکای واقعی به شرق نیز وجود ندارد. چین و روسیه در لحظات حساس، منافع خود را بر منافع ایران ترجیح می‌دهند. پیمان شانگهای و بریکس هرچند فضایی برای کاهش انزوا فراهم می‌کنند، اما تعهدات امنیتی آنها محدود است و هیچ‌یک حاضر نیست برای ایران هزینه جدی بپردازد.

سوم، یک راهبرد منسجم داخلی وجود ندارد. تصمیم‌گیری در ساختار قدرت گرفتار چندگانگی نهادی، واگرایی گفتمان‌ها، و نبود یک مرجع واحد راهبردی است.

چهارم، توان اصلاح ساختاری نیز وجود ندارد، زیرا ساختارهای قدرت چنان با منافع گروه‌های خاص گره خورده که هرگونه اصلاح ساختاری با مقاومت شدید روبه‌رو می‌شود.

این انسداد را می‌توان در نوسان سیاست خارجی میان مذاکره و تقابل، هم‌زمانی گفت‌وگوهای غیرمستقیم با آمریکا با تشدید لفاظی‌های ضدآمریکایی، و ناتوانی در اتخاذ موضع واحد در قبال بحران‌های منطقه‌ای مشاهده کرد. این حکومت، به تعبیر گرامشی، قدیمی است که در حال مرگ است، اما هنوز نمرده است. هنوز بر ساختارهای قدرت، بر منابع، بر رسانه‌ها، و بر بخشی از جامعه تسلط دارد. مرگ آن نه سریع خواهد بود و نه آسان. این حکومت نه توان تحول واقعی دارد و نه اراده آن را، اما هنوز توان بقا دارد. این وضعیت نوعی تعادل ناپایدار ایجاد کرده که نه به ثبات منجر می‌شود و نه به تغییر قاطع.

1/2- بحران عاملیت جامعه

در سوی دیگر، جامعه ایران نیز در همین وضعیت بینابینی یا دوران فترت قرار دارد. مردم ایران، آن نیروی عظیم اجتماعی که در مقاطع تاریخی توانسته است معادلات را تغییر دهد، امروز در چهار سطح دچار بحران شده است.

نخست، نمی‌توانند به حکومت اعتماد کنند. تجربه‌های تلخ از سرکوب تا ناکارآمدی اقتصادی اعتماد را به شدت کاهش داده است.

دوم، نمی‌توانند از میدان خارج شوند. هزینه‌های کناره‌گیری از بیکاری و تورم تا محدودیت‌های اجتماعی روزانه بر زندگی مردم سنگینی می‌کند. مردم نمی‌توانند خود را از معادلات قدرت کنار بکشند، زیرا این معادلات زندگی روزمره آنها را تعیین می‌کند.

سوم، نمی‌توانند متحد شوند. جامعه به قطعات کوچک و گاه متخاصم تقسیم شده است. شکاف‌های نسلی، جنسیتی، قومی، طبقاتی و سیاسی عمیق‌تر از آن هستند که اجماعی فراگیر شکل دهند.

چهارم، روایت مشترکی از آینده ندارند. انقلاب و اصلاحات هر دو به بن‌بست رسیده‌اند و هیچ پروژه جمعی الهام‌بخشی به جز زمزمه های انقلاب ملی ، جایگزین آنها نشده است.

این بحران را می‌توان در اعتراضات مقطعی و پراکنده مشاهده کرد که هرچند نشان‌دهنده نارضایتی عمیق است، اما به جنبش‌های پایدار و سازمان‌یافته تبدیل نمی‌شود. افزایش مهاجرت نخبگان علمی و حرفه‌ای نیز به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده است. این وضعیت را می‌توان شکاف میان آگاهی اجتماعی و توان کنش جمعی نامید. مردم می‌دانند چه نمی‌خواهند، اما هنوز نمی‌دانند چه می‌خواهند و چگونه به آن برسند. این فقدان روایت مشترک از آینده، مهم‌ترین بحران جامعه ایرانی است. وقتی جامعه‌ای نداند به کجا می‌خواهد برود، هر راهی بی‌معنا و هر تلاشی بیهوده می‌نماید.

3- تعادل ناپایدار- بن ‌بست فرسایشی میان دولت و جامعه

نکته کلیدی و شاید غم‌انگیز این است که هر دو سوی معادله، حکومت و مردم، در وضعیت بینابینی یا دوران فترت هستند. هر دو قدیم را از دست داده‌اند و جدید را نیافته‌اند. اما این اشتراک در سرگردانی، به هم‌دلی و هم‌افزایی منجر نشده است. برعکس، به تقابلی فرسایشی تبدیل شده است که هر دو طرف را تحلیل می‌برد. حکومت از مردم می‌ترسد، از توان آنها برای تغییر معادلات. مردم از حکومت می‌ترسند، از توان آن برای سرکوب و محدودسازی. این ترس متقابل، فضایی آفریده که در آن نه گفت‌وگو ممکن است، نه اعتماد، و نه پروژه جمعی. این وضعیت را می‌توان تعادل ناپایدار مبتنی بر فرسایش متقابل نامید.

در این سیستم، هیچ‌یک از طرفین نه از ظرفیت تحقق پیروزی قاطع برخوردار است و نه توان تثبیت و تداوم وضع موجود را دارد. نتیجه روندی آرام اما پیوسته به سوی تحلیل رفتن منابع، مشروعیت، و امید است. این فرسایش متقابل خطرناک‌ترین جنبه وضعیت بینابینی یا دوران فترت ایرانی است، زیرا نه به تغییر منجر می‌شود و نه به ثبات. فقط به تضعیف مداوم هر دو طرف. حکومت هر روز مشروعیت بیشتری از دست می‌دهد و جامعه هر روز امید بیشتری را از دست می‌دهد. این فرآیند می‌تواند سال‌ها ادامه یابد، بی‌آنکه به نقطه پایان برسد، و همین تعلیق ممتد، آن را به یکی از ویرانگرترین اشکال بحران تبدیل می‌کند. در وضعیت بینابینی، مسئله اصلی دیگر «تغییر یا بقا» نیست، بلکه «چگونگی حفظ ایران در دل این تعلیق» است.

اگر این وضعیت نه به تغییر می‌انجامد و نه به تثبیت، آنگاه مسئله اصلی دیگر صرفاً تحلیل این بن‌بست نیست، بلکه تعیین نسبت با آن است. در شرایطی که ساختار قدرت در بازتولید خود ناتوان است و جامعه نیز از صورت‌بندی یک بدیل منسجم بازمانده، پرسش بنیادین به سطحی عمیق‌تر منتقل می‌شود: چگونه باید در چنین تعلیقی زیست؟ این پرسش، از حوزه تحلیل صرف سیاسی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای اخلاقی- عملی بدل می‌شود. در این نقطه، نسبت انسان ایرانی با «وطن» به کانون توجه بازمی‌گردد؛ زیرا آنچه در این تعادل فرسایشی در معرض تهدید قرار می‌گیرد، نه فقط یک نظام سیاسی، بلکه پیوندهای اجتماعی، سرمایه‌های انسانی، و خودِ امکان آینده مشترک است. از همین‌جا، پرسش از امکان «وطن‌دوستی در غیاب همدلی با حکومت» مطرح می‌شود.

4- زیستن در فترت ناپایدار- منطق میان‌بودگی و حفظ ایران

بزرگ‌ترین خطای تحلیلی در مواجهه با وضعیت کنونی ایران، تلاش برای نام‌گذاری آن با مفاهیم آشناست: «آستانه فروپاشی» یا «ثبات پایدار». هر دو، بیش از آنکه واقعیت را توضیح دهند، ذهن را آرام می‌کنند. مسئله اما این است که ایران نه در آستانه یک پایان قطعی ایستاده و نه در مسیر یک تثبیت قابل اتکا حرکت می‌کند؛ بلکه در وضعیتی قرار دارد که تنها می‌توان آن را «دوران فترت ناپایدار» نامید. در سطح تحلیلی دقیق‌تر، نوعی میان‌بودگی که در آن، نیروهای متعارض بدون غلبه نهایی، یکدیگر را فرسوده می‌کنند.

در چنین وضعیتی، تشخیص درست موقعیت، خود یک کنش راهبردی است. تا زمانی که ماهیت این میان‌بودگی فهم نشود، ذهن میان دو قطب ناپایدار در نوسان خواهد ماند: از یک‌سو امیدهای واهی، تصویر فروپاشی قریب‌الوقوع، انتظار مداخله نجات‌بخش یا بازگشت به گذشته،‌ و از سوی دیگر، ناامیدیِ سیاه و فلج‌کننده. هر دو، محصول بدفهمی وضعیت‌اند. فهم واقعیت، نه به معنای پذیرش آن، بلکه به معنای رهایی از این دوگانه کاذب است.

از این‌رو، هر راهبردی که بر فرض «پیروزی قاطع» یا «بازگشت کامل» بنا شود، با منطق این وضعیت سازگار نیست و در عمل به بن‌بست می‌رسد. در شرایطی که هیچ نیرویی توان حذف کامل دیگری را ندارد و هزینه هر جهش ناگهانی می‌تواند به فروپاشی سرمایه‌های اجتماعی منجر شود، راهبرد معقول، نه شتاب در تعیین تکلیف نهایی، بلکه مدیریت این وضعیت میان‌بود است: کاهش هزینه‌ها، جلوگیری از تخریب‌های غیرقابل بازگشت، و حفظ آنچه امکان آینده را زنده نگه می‌دارد.

maghsoodnia.jpgاولین نشست کنگره آزادی ایران به پایان رسید. این کنگره با حضور طیف‌های متنوعی از جریان‌های سیاسی، تشکل‌های مدنی، گروه‌های حقوق بشری و فعالان حقوق زنان برگزار شد که خود نکته‌ای مثبت و قابل توجه است. در مجموع، فضایی فراهم بود تا هر دیدگاه و گرایشی بتواند بدون محدودیت و شروط از پیش تعیین‌شده، نظرات خود را مطرح کند.

برنامه‌ها به ‌صورت منظم اجرا شد و در طول دو روز نشست، حاضران با صبوری و بدون بروز تنش یا رفتارهای ناهنجار، به سخنرانی‌ها و پنل‌ها گوش سپردند. میانگین سنی شرکت‌کنندگان نسبتاً بالا بود و حضور زنان، هرچند کمتر از مردان، در مقایسه با نشست‌های مشابه قابل توجه ارزیابی می‌شود. عملکرد مدیران نشست (مدراتورها) نیز حرفه‌ای و قابل تحسین بود. کنگره همچنین اعلام کرد که با تشکیل دبیرخانه، فعالیت‌های خود را ادامه خواهد داد.

اهداف مورد نظر برگزارکنندگان کنگره و نقاط قوت آن

۱. فراهم‌ سازی بستر گفت‌وگو میان طیف‌های متنوع سیاسی؛ میان سازمان‌ها و احزاب سیاسی با افراد مستقل، و نیز میان تشکل‌های مدنی و تشکل‌های سیاسی.

۲. تمرین گفت‌وگو در چارچوبی پارلمان‌ گونه؛ به‌معنای برابری حقوق همه مشارکت‌کنندگان در بیان دیدگاه‌ها، نظرات و پیشنهادها، فارغ از میزان نفوذ و اعتبار آنان در خارج از جلسه.

۳. شکل ‌گیری و جهت‌ گیری‌های سیاسی احتمالی در روند حرکت کنگره، نه تعیین پیشاپیش خروجی سیاسی با جهت‌گیری مشخص و اهداف از پیش تعریف‌ شده.

۴. عدم تلاش برای شکل ‌دهی به تشکلی سیاسی (نظیر جبهه، بلوک یا شورا) مبتنی بر منشور، بیانیه یا برنامه عملی از دل این نشست.

۵. عدم تعریف و یا نقش یا رسالتی از خود/کنگره از جنس آلترناتیو سیاسی، مدیریت دوران گذار یا برقراری ارتباط با دولت‌ها؛ همچنین عدم اعلام هدف برای تغییر یا پایان جمهوری اسلامی.

۶. عدم رقابت با سایر نیروهای سیاسی و پرهیز از برقراری ارتباط یا ارسال پیام برای تعامل با بلوک‌های موجود.

سعید حدادیان کیست

| No Comments

Masoud_amirkhalili.jpg"جغد مینروا (الهه‌ی خرد) تنها با فرا رسیدن شامگاه پروازش را آغاز می‌کند". (هگل )

هگل فلسفه و فیلسوف را به جغد مینروا تشبیه کرد. تشبیه فیلسوف به جغد از آن‌روست که این پرنده کار خود را هنگامی آغاز می‌کند که روز رو به پایان است و تاریکی غروب بتدریج فضا را تیره می‌کند. فلسفه نیز هنگامی سربرمی‌آورد که شکلی از زندگی دوران شکل‌گیری خود را گذرانده است، به این معنا که درک کامل یک دوران تاریخی تنها زمانی امکان پذیر است که آن دوره به پایان رسیده باشد. به سخن ساده تر: فیلسوف همیشه دیر می‌رسد.

این نظریه هگل در باره جامعه شناس هم معتبر است: شناخت جامعه شناس از جامعه - مانند فیلسوف - هم تنها زمانی ممکن است که آن دوره شکل گرفته باشد. در جامعه‌شناسی و به طور کلی در علوم انسانی "قوانین طبیعت" به معنای دقیق فیزیکی آن -- یعنی به عنوان پیوندهای مطلق و بدون استثنا -- وجود ندارند. در حالی که قوانین طبیعت مستقل از خواسته های انسان ها عمل می کنند ( حرکت ثابت سیاره ها)، جامعه‌شناسی با ساختارهای اجتماعی سروکار دارد که توسط عملکرد شهروندان شکل می‌گیرند که مطلق نیستند و تغییر هم می‌کنند. جامعه ‌شناسی یک علم تجربی است و جون آینده قابل تجربه نیست جامعه شناس نمی تواند ویژگی های ساختار سیاسی آتی یک جامعه را پیشگویی کند، همانطور که جامعه شناسان دوران پهلوی به قدرت رسیدن یک رژیم مذهبی (جمهوری اسلامی ) را پیش بینی نکردند.

به همین علت تمام نظریه های پژوهشگران در باره آینده سیاسی ایران بیشتر گمانه‌زنی، حدسیات، فرضیه‌سازی و تصور احتمال وقوع یک رویداد هستند.

و شاید گوته درست گفت که: "ارواحی که خود فراخواندم، دیگر رهایم نمی‌کنند"

Die ich rief, die Geister / Werde ich nun nicht los

در این گفته گوته فقط کافی است که واژه " ارواح" را به آیت الئه ها برگردانیم.

pchemical.jpgانفجار، قطعی برق و چند مجروح

رسانه‌های داخلی ایران گزارش دادند که حملات «آمریکا و اسرائیل» روز شنبه شش مرکز پتروشیمی در جنوب‌غربی ایران را هدف قرار دادند و چندین شرکت در این مناطق آسیب دیدند

در پی حملات بامداد شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ به ماهشهر، ویدیوهای منتشرشده از برخاستن دود گسترده از منطقه ویژه پتروشیمی این شهر حکایت دارد. مقام‌های محلی نیز از اصابت چند پرتابه و وقوع انفجار خبر داده‌اند.

استاندار خوزستان اعلام کرد، چندین واحد پتروشیمی از جمله "رازی، کارون، بندر امام و فجر" هدف قرار گرفته‌اند. به گفته مدیران شرکت فجر انرژی خلیج فارس، توربین‌ها از کار افتاده و برق این مجموعه قطع شده است. در پی این وضعیت، برق بسیاری از پتروشیمی‌های ماهشهر که از فجر انرژی تأمین می‌شد، دچار اختلال شده است. معاون امنیتی استاندار نیز از وقوع سه انفجار مهیب خبر داده و گفته است، دست‌کم پنج نفر مجروح شده‌اند.

ولی الله حیاتی، معاون امنیتی استاندار خوزستان هم اعلام کرد شرکت پتروشیمی «بندرامام» دقایقی پیش هدف قرار گرفت و بخش هایی از آن آسیب دیده است. او تایید کرد مجتمع های پتروشیمی فجر 1، فجر 2 و «رجال» نیز شنبه 15 فروردین در معشور (ماهشهر) هدف قرار گرفتند:



تایمز اسرائیل به نقل از منابع امنیتی این کشور انجام این حمله توسط نیروی هوایی اسرائيل را تأیید کرده است.

منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر در استان خوزستان، با سهمی حدود ۲۷ درصد از تولید پتروشیمی کشور، یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

***

roostayee.jpgفرزانه روستایی

خبر سرنگونی یک یا دو هواپیمای آمریکا بعد از حدود ۴۰ روز جنگ و مورد هدف قرار گرفتن بیش از ۱۳ هزار هدف در خاک کشور ما و نابود شدن نیروی دریایی و هوایی و هزاران تاسیسات مهم رخداد قابل اعتنایی نیست و تا تکرار نشده، می شود با آن شوخی کرد. به همین دلیل است که عکس خلبان های آمریکایی با لباس لری و در حال باد زدن کباب و ریسه رفتن با هموطنان لر ما حسابی وایرال شد ه است.

این تقصیر ما نیست که تا ترامپ و منابع آمریکایی چیزی را تایید نکنند اخبار از منابع جمهوری اسلامی را می شود به دیوار زد یا مانند دانش آموزان با آن موشک کاغذی درست کرد و پراند. این خالی بندی ها از حدود ۳۰ سال پیش شروع شد و از زمانی که جمهوری اسلامی اعلام کرد نزدیک به ده موشک دور برد را آزمایش کرده است. عکاس نیویورک تایمز مج سپاه را گرفت و دروغ آنها را افشا کرد. او نشان داد فقط دو یا ۳ تا شلیک شده است و از آنجا که شکل دود همه موشک ها شبیه هم بوده است ثابت کرد که عکس دود موشک ها را چندین بار کپی پیست و ادعا کرده اند که ده تا موشک شلیک شده است.

از ۲۳ ژوئن که جنگ ۱۲ روزه شروع شد و طی این چند روز اسراییل به ۱۰۰۰ هدف در ایران حمله کرد آسمان ایران کاملا بی پدافند و بدون حفاظ بوده است. هیچ شلیکی به سوی جنگنده های اسراییلی صورت نگرفت و ظاهرا خلبان های اسراییلی در مسیر طولانی رفت و بازگشت حوصله شان سر می رفته و از کابین جنگنده از میهن زیبای ما سلفی گرفته و پخش می کردند تا ریش سرداران سپاه به اندازه کافی مورد استهزاء قرار بگیرد. یک علت هم که سلفی می گرفتند این بود که همه عملیات پرواز از جمله شناسایی موقعیت بابی و کنترل هدف با کمک AI صورت می گرفته است و خلبان ها واقعا به جز رانندگی و فشار دادن دکمه شلیک کار دیگری لازم نبود انجام دهند. بويژه که هیچ جنگنده ای از ایران آنها را تعقیب نمی کرد و حتی مزاحمت هم برای آنها ایجاد نمی شد .

در کشور وسیع ما همه منابع چهل ساله از سوی یک مشت استراتژیست مشنگ سپاهی صرف یک نظامیگری جاهلانه بی سرانجام شد. هر چه تاسیسات نطامی بود به محض افتتاح همزمان لو هم میرفت و در سیبل قرار می گرفت تا هدف قرار بگیرد. حال، برای سپاهی که جز فاجعه روی فاجعه و آبروریزی روی آبروریزی دستاورد دیگری برای مردم ایران نداشته است زدن یک یا دو جنگنده از میان چندین هزار پرواز عملیاتی چه ارزش نظامی دارد و چه معادله ای را تکان می دهد. واقعا که امروز سایبری ها و ارزشی ها جندین بار خود را پاره کرده اند. این در حالی است که حتی در شرایط عادی هم بعضا جنگنده ها دچار نقص فنی می شوند. چند سال پیش یک جنگنده رادار گریز B2 در سنگاپور موقع بلند شدن سقوط کرد چون هوا خیلی مرطوب بود و کامپیوترهای این غول پرنده در اثر قطرات آب روی مونیتور فرمان های اشتباه دادند.

حال باید دید این اتفاق تکرار می شود یا نه. اگر تکرار و جنگنده های دیگری ساقط شد و اسمان ایران برای آمریکا و اسراییل نا امن شد و جنگنده های آمریکا و اسراییل دیگر بالای میدان توپخانه مانور ندادند و مردم در صف نانوایی برای آنها دست تکان دادند اونوقت می شود گفت که اتفاق مهمی افتاده است و معادلات جدیدی دارد شکل میگیرد. تا آن زمان این دو جنگنده A10 و F15 یا بدشانسی آورده، یا به تیر غیب دچار شده، با خلیان چرت می زده است.

talar.jpg

ایسنا روز جمعه ۱۴ فروردین تصاویری از سالن ۱۲هزار نفری آزادی تهران را که یک ماه قبل هدف حملات اسرائیل قرار گرفت، منتشر کرده است.

رسانه‌های ایران روز پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ با انتشار ویدیو و گزارش‌هایی از تخریب کامل سالن ۱۲هزار نفری ورزشگاه آزادی در جریان حملات هوایی اسرائیل خبر دادند.

***

ایران اینترنشنال - شهروندی ویدیویی به ایران اینترنشنال ارسال کرده و نوشته تعدادی تریلی حامل پرتابگر موشک در تونل مسیر بروجرد به خرم‌آباد مستقر و پنهان شده است.

fox.jpgترامپ به فاكس نيوز: فکر می‌کنم تا فردا بتوانم به یک توافق برسم

می‌توانیم همین فردا با ایران معامله کنیم، اگر نه - نیروگاه‌ها، چاه‌های نفت و پل‌هایشان را بمباران خواهیم کرد

ما اسلحه‌های زیادی به معترضان ایرانی فرستادیم، به کردها اسلحه فرستادیم، فکر می‌کنم کردها آن‌ها را نگه داشتند.

اگر رژیم ایران سریعاً توافق نکند، من در حال بررسی این هستم که همه چیز را منفجر کنم و کنترل نفت را به دست بگیرم.

***

11.jpgایندیپندنت - مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی در یک برنامه تلویزیونی با انتقاد از محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه، از او خواست به میدان‌های تهران برود و دیدگاه‌های خود را در میان مردم مطرح کند تا واکنش آن‌ها را ببیند.

او در ادامه گفت: «به هر حال شما استاد دیپلماسی بودید، شما زبان رسای دیپلماسی ایران بودید؛ برای مردم صحبت کنید، ببینید مردم چه رفتاری با شما می‌کنند. حقیقتاً اگر اتفاقی نیفتاد، من شما را صحیح و سلامت تحویل منزل می‌دهم.»

پیش از این، محمدجواد ظریف در یادداشتی پیشنهاد برقراری توافق جامع صلح با دولت ترامپ و احیای روابط دیپلماتیک را مطرح کرده بود.

او در این نوشته تاکید کرده بود که «نظام جایی نمی‌رود» و حملات نمی‌تواند توان موشکی و هسته‌ای جمهوری اسلامی را به‌طور کامل از بین ببرد، و در مقابل پیشنهاد داده بود غنی‌سازی محدود در برابر لغو تحریم‌ها، امضای پیمان عدم تجاوز، بازگشایی تنگه هرمز و گسترش همکاری‌های اقتصادی میان دو طرف در دستور کار قرار گیرد.

exec.jpgشاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری، از بازداشت‌شدگان دی‌ماه خونین، اعدام شدند

توانا - قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح امروز یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، اعلام کرد محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، دو معترض بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه خونین ۱۴۰۴،

که در پرونده آتش‌سوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در روندی ناعادلانه محکوم شده بودند، اعدام شدند.

دو روز پیش در همین پرونده امیرحسین حاتمی، جوان ۱۸ ساله، اعدام شده بود.

از چند روز پیش پنج زندانی معترض در این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و به مکانی نامعلوم برای اجرای حکم منتقل شده‌ بودند.

سایر زندانیانی که برای اجرای حکم اعدام خارج شده‌اند ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم هستند.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمن‌ماه صادر شد.

خبرنامه گویا - دقایقی پیش صداوسیما در خبری فوری اعلام کرد «آمریکای جنایتکار نقاطی در مهرآباد، ولنجک (آسیب به دانشگاه شهید بهشتی)، و لویزان را مورد تجاوز قرار داد»، شواهد منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی روایت دیگری را مطرح می‌کند؛ روایتی که نه از «حمله خارجی»، بلکه از یک خطای داخلی و شلیک ناموفق موشک در حوالی فرودگاه مهرآباد حکایت دارد.

shinlarge1.jpg

حساب کاربری «Shin» با انتشار تصویری از آنچه به‌نظر می‌رسد یک موشک دچار نقص فنی شده باشد، مدعی شده این پرتاب ناموفق می‌تواند عامل اصلی انفجار و خسارات گزارش‌شده باشد. در توضیح این تصویر آمده است که چنین خطایی «احتمالاً به کشته‌شدن تعدادی از غیرنظامیان منجر شده، اما در روایت رسمی به آمریکا و اسرائیل نسبت داده خواهد شد.»

صداوسیما:

irib.jpg

***

khoshbayan.jpgفیروزه نوردستروم ـ کیهان لندن

در پی بازتاب ادعاهای تازه درباره مجتبی خامنه‌ای از سوی رئیس‌ جمهوری ایالات متحده و بازتاب در شبکه‌های اجتماعی و شماری از رسانه‌ها و نهادهای خبری بین‌المللی، «کیهان لندن» در گفت‌وگو با محمد خوش‌بیان، روحانی منتقد جمهوری اسلامی، روایتی از زندگی شخصی، سوابق حوزوی و شکل‌گیری تفکرات سیاسی او را بررسی می‌کند.

۹ روز پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر دوم جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنه‌ای را به‌ عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی معرفی کرد. یک هفته پس از این معرفی، روز دوشنبه ۱۶ مارس (۲۵ اسفند ۱۴۰۴)، روزنامه «نیویورک پست» گزارش داد که دونالد ترامپ رئیس‌ جمهوری آمریکا با اطلاع از ارزیابی منتسب به نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده مبنی بر اینکه مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، «ممکن است همجنس‌گرا باشد»، ابراز شگفتی کرده است.

در پی انتشار این گزارش و بازتاب گسترده آن در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های بین‌المللی، نام مجتبی خامنه‌ای بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت؛ چهره‌ای که سال‌هاست در سایه قدرت عمل می‌کند و نامش در تحلیل‌ها و گزارش‌های مختلف با سرکوب اعتراضات، نفوذ در شبکه‌های امنیتی و نقش‌آفرینی در تصمیم‌سازی‌های پشت‌پرده گره خورده است.

محمد خوش‌بیان روحانی منتقد جمهوری اسلامی که به گفته خودش، تحصیلات حوزوی را تا درجه اجتهاد پی گرفته و به دلیل مواضع انتقادی علیه علی خامنه‌ای و سیاست‌های جمهوری اسلامی، بازداشت، شکنجه و پس از مصادره اموال، ناچار به ترک ایران شده است. محمد خوش‌بیان، نوه آیت‌الله سید محمدرضا مدرسی و نبیره دختری مرجع تقلید سید عبدالاعلی سبزواری، می‌گوید پس از انتشار مطلب اخیر در «نیویورک پست» جزئیات بیشتری از آنچه درباره مجتبی خامنه‌ای می‌داند، با افکار عمومی و مخاطبان «کیهان لندن» در میان می‌گذارد.

به گفته خوش‌بیان، انگیزه او از طرح این مطالب، آگاه‌تر شدن مردم ایران نسبت به فردی است که اکنون در رأس هرم قدرت قرار گرفته و شناخت زندگی شخصی، پیشینه فکری و روابط او را از منظر منافع عمومی ضروری می‌سازد. او تأکید می‌کند که این افشاگری‌ها می‌تواند برایش هزینه‌ساز باشد؛ چرا که پیش‌تر نیز از سوی مأموران جمهوری اسلامی در خارج از کشور تهدید شده و بازتاب این تهدیدها در برخی رسانه‌های بریتانیا، از جمله «تایمز» لندن، منعکس شده است.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

آنچه در ادامه می‌آید، متن این گفت‌وگوست؛ گفت‌وگویی که در آن خوش‌بیان مجموعه‌ای از ادعاها و روایت‌ها را درباره زندگی خصوصی، سوابق حوزوی، حلقه نزدیکان و مسیر شکل‌گیری تفکرات سیاسی مجتبی خامنه‌ای مطرح می‌کند.

soroosh.jpg

واکنش متفاوت عبدالکریم سروش به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران!

ای وطن!

خون می‌چکد ز پیکر مجروحت ای وطن!
والله که رستمان زمان بوسه می‌زنند
دلیرانه، کوه‌صفت ایستاده‌اند
از دشمنان بپرس ز قهرت چه می‌کشند
خواهم که با تو شرح کنم درد اشتیاق
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
در ظلمتیم و خسته، درهای بسته‌ایم
باشد که نوبهار دگرباره بگذرد
روزی که لعل‌گون شود از لاله‌های سرخ
ای سرخ‌جامه، سبزقبا گردی عاقبت
کشتی اگر شکست، چه غم؟ ناخدای هست
فخر و جلال و چشم و چراغ زمانه است
چون شعر تر نمی‌دمد از خاطر حزین؟

صدها درود بر تنت و بر روحت ای وطن!
بر بازوان لشکر نستوهت ای وطن
بر کف سپر، ستبرتر از کوهت ای وطن!
وز دوستان مادح و ممدوحت ای وطن
ای شرحه‌شرحه سینه مشروحت ای وطن
سرهای قدسیان خم از اندوهت ای وطن
کو نور و روز و روزن مفتوحت ای وطن؟
بر باغ و راغ و جنگل انبوهت ای وطن

دامان دشت و دامنه کوهت ای وطن
هم بگذرد ملالی و مکروهت ای وطن
تا سر نهیم در قدم نوحت ای وطن

نام بلند و رایت بشکوهت ای وطن

این شعر تر دمید ز اندوهت ای وطن!

عبدالکریم سروش
فروردین ۱۴۰۵

خبرنامه گویا - در حالی‌که تصاویر کشتار، ویرانی و مرگ مردم بی‌دفاع ایران لحظه‌به‌لحظه تکان‌دهنده‌تر می‌شود، شعری که عبدالکریم سروش منتشر کرده نه‌تنها در کنار مردم نمی‌ایستد، بلکه عملاً از واقعیت خونین امروز ایران می‌گریزد. این متن، با پناه بردن به کلی‌گویی‌های شاعرانه درباره «وطن»، درد را بی‌نام می‌کند و فاجعه را بی‌مسئول جلوه می‌دهد. در این شعر نه نشانی از عاملان این وضعیت دیده می‌شود، نه حتی تلاشی برای نام بردن از رنج واقعی مردمی که زیر بمباران و سرکوب جان می‌دهند. این سطح از انتزاع، دیگر صرفاً فاصله گرفتن از واقعیت نیست؛ نوعی پاک‌کردن صورت‌مسئله است.

ستایش «لشکر» و امید بستن به «ناخدا» در چنین شرایطی، وقتی برای ایرانیان همین ساختار قدرت مسبب اصلی فاجعه است، تنها یک لغزش ادبی نیست--بلکه موضع‌گیری سیاسی است. سکوت در برابر مسئولیت، در عمل هم‌صدایی با روایت رسمی است. پرسش این‌جاست: وقتی «خون می‌چکد»، چرا شاعر از گفتن این‌که این خون به دست چه کسانی ریخته می‌شود طفره می‌رود؟ چنین شعری نه صدای مردم است، نه حتی انعکاس درد آن‌ها؛ بلکه بازتولید همان ابهامی است که سال‌ها به بقای وضعیت موجود کمک کرده است.

***

11.jpgایران اینترنشنال - یک شهروند با ارسال ویدیو و تصاویری یک ساختمان تخریب‌شده در اثر حملات اسرائیل و آمریکا در تهران را نشان داده که در بزرگراه باقری قرار دارد.

او تصاویری از صفحه‌های جزواتی را ارسال کرده که در پی تخریب ساختمان پخش شده‌اند. این جزوات حاوی متن‌های اطلاعاتی و امنیتی است.

crash.jpg

اخبار تکمیلی:

- نیویورک‌تایمز به‌نقل از دو مقام آمریکایی اعلام کرد جمعه، یک فروند جنگنده «ای ۱۰» در منطقه خلیج فارس سقوط کرده و تنها خلبان آن نجات یافته است

- یک فروند بالگرد بلک‌هاوک هم هدف قرار گرفته شده است. مقامات آمریکایی اعلام کرده‌اند که وضعیت خدمه مشخص شده و همه آن‌ها در سلامت هستند

- سی‌بی‌اس نیوز و اورشلیم‌پست دقایقی پیش گزارش دادند که یک خلبان نجات یافته است

- دو مقام آمریکایی روز جمعه به سی‌بی‌اس نیوز گفتند یکی از خدمه جنگنده اف-۱۵ای آمریکا که بر فراز ایران سقوط کرد، به دست نیروهای آمریکایی نجات یافته است

- منابع می‌گویند دو خدمهٔ جنگنده امریکایی هنگام خروج اضطراری (ایجکت) از یکدیگر جدا شدند

گزارش اولیه:

سی‌بی‌اس‌نیوز به نقل از یک مقام آمریکایی اعلام کرد یک خدمه از جنگنده آمریکایی اف-۱۵اِی که هنگام پرواز بر فراز ایران، سقوط کرد، نجات پیدا کرده و عملیات جست‌وجو و نجات برای یافتن خدمه دیگر ادامه دارد. همزمان گزارشی درباره سقوط یک جنگنده آمریکایی دیگر منتشر شده است.

سخنگوی کاخ سفید جمعه ۱۴ فروردین به رسانه‌ها گفت که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در جریان گزارش‌ها درباره جنگنده آمریکایی سقوط کرده، قرار گرفته است.

کارولین لیویت جزییات بیشتری درباره این موضوع ارائه نکرد.

از سوی دیگر، نیویورک‌تایمز ۱۴ فروردین به نقل از دو مقام آمریکایی نوشت که یک جنگنده دیگر نیروی هوایی آمریکا (ای‌۱۰)، جمعه در منطقه خلیج فارس سقوط کرد.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در واکنش به سقوط جنگنده اف-۱۵ آمریکا، به زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پس از ۳۷ بار شکست دادن ایران به‌صورت متوالی، این جنگ درخشان و بدون استراتژی که آن‌ها آغاز کردند، از براندازی، به آیا کسی می‌تواند خلبانان ما را پیدا کند لطفا، تنزل یافته است.»

به‌دنبال انتشار گزارش‌های متعدد درباره خلبانان جنگنده آمریکایی سقوط کرده در ایران، سی‌بی‌اس‌نیوز و اورشلیم‌پست گزارش کردند که یک خلبان نجات یافته است.

شبکه فاکس‌نیوز اعلام کرد این خلبان تحت مراقبت‌های پزشکی قرار دارد و بالگردهای نیروهای ویژه در حال انجام ماموریت جست‌وجو برای خدمه دیگر هستند.

آسوشیتدپرس به‌نقل از یک افسر ارتش اسرائیل گزارش داد این کشور در عملیات جست‌وجو و نجات خدمه جنگنده آمریکایی، کمک می‌کند.

بر اساس این گزارش، یک جنگنده آمریکایی که بر فراز جنوب غرب ایران در پرواز بود، سقوط کرده و دست‌کم یکی از خدمه آن از هواپیما خارج شده است.

دو منبع به سی‌بی‌اس‌نیوز گفتند این جنگنده با دو خدمه پرواز می‌کند، اما هنوز مشخص نیست چه تعداد خدمه در این هواپیما حضور داشته‌اند.

سقوط یک جنگنده آمریکایی؛ جست‌وجوی برای یافتن دو خلبان

خبرنامه گویا - کانال‌های ایرانی ویدیوهایی منتشر کرده‌اند که در آن هواپیماهای جست‌وجو و نجات نیروی هوایی آمریکا از نوع HC-130J «کامبت کینگ ۲» و بالگردهای «پیوه هاوک» در حال انجام عملیاتی در استان کهگیلویه و بویراحمد در جنوب ایران در بعدازظهر امروز دیده می‌شوند.

این تجهیزات به‌طور ویژه برای یافتن و نجات نیروهای نظامی در شرایط اضطراری طراحی و استفاده می‌شوند.

پیش‌تر نیز تصاویری از بقایای یک جنگنده F-15E «استرایک ایگل» نیروی هوایی آمریکا که گفته می‌شود در نقطه‌ای از ایران سقوط کرده منتشر شده بود؛ بنابراین این احتمال مطرح است که عملیات جست‌وجو و نجات برای انتقال خدمه آن در جریان باشد، هرچند این موضوع هنوز تأیید نشده است.

ویدیویی از پرواز بسیار کم‌ارتفاع یک فروند هواپیمای جست‌وجو و نجات رزمی نیروی هوایی آمریکا، از نوع «کامبت کینگ ۲»، بر فراز مناطق روستایی جنوب ایران:

در این ویدیو خبرگزاری مهر از شهروندان می‌خواهد در صورت مشاهده، خلبان و افسر جنگنده آمریکایی را شناسایی و در بازداشت آن‌ها کمک کنند:

تصویری که گفته می‌شود یک صندلی پران (ایجکشن) متعلق به جنگنده آمریکایی F-15E «استرایک ایگل» را نشان می‌دهد که در جنوب ایران کشف شده است

ejection.jpgروایت متناقض از سرنوشت خلبان جنگنده آمریکایی/ از دستگیری تا اعطای جایزه به یابنده خلبان

خبرگزاری فارس از ادامه عملیات جست‌وجو برای یافتن خلبان جنگنده ساقط‌شده خبر می‌دهد اما خبرگزاری تسنیم از تلاش ناموفق نیروهای آمریکایی برای نجات او و حتی هدف قرار گرفتن یک بالگرد خبر داده است.

در همین حال، برخی منابع محلی از حضور بالگردها در مناطق غربی و جنوبی کشور خبر داده‌اند. به گفته این منابع، دست‌کم دو بالگرد در حال گشت‌زنی برای یافتن خلبان هستند. همچنین گزارش‌هایی از مشارکت نیروهای محلی و عشایر در پایش منطقه منتشر شده است.



از سوی دیگر، خبرگزاری تسنیم در روایتی متفاوت اعلام کرده که نیروهای آمریکایی برای نجات خلبان خود، چند فروند بالگرد بلک‌هاوک و یک هواپیمای ترابری هرکولس C-130 به منطقه اعزام کرده‌اند، اما این عملیات ناکام مانده است.

در این میان، برخی منابع غیررسمی از جمله نورنیوز نیز مدعی شده‌اند که نیروهای تکاور نیروی زمینی سپاه موفق به شناسایی و بازداشت خلبان شده‌اند. این منابع همچنین مدعی هستند انتشار تصویر صندلی خلبان با هدف گمراه کردن عملیات نجات صورت گرفته است.

تا این لحظه هیچ تأیید رسمی و نهایی درباره سرنوشت خلبان منتشر نشده و روایت‌ها همچنان متناقض است.

003.jpg001.jpg***

arnz.jpgعلیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

ظاهرا در حلقه ولایت‌مداران، برسر گدایی مهر دونالد ترامپ و بازاریابی برای خود در سوق عکاظ سیاست منطقه‌ای، بین برادران دیروز جبهه جنگ با عراق و اعضای جبهه فساد و مافیای قدرت و ثروت، نبردی پنهان آغاز شده است. جالب اینکه در پایان هر راند، حریفان واقعی برای دستگرمی، یک سیلی هم به گوش دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، می‌زنند که در نمایشنامه «چهار شخصیت در جستجوی قدرت خانم» پیراندلو اسلامی‌، نقش بچه یتیم را بازی می‌کند! در واقع سه تفنگدار قصه به نوعی یک وردست هم دارند که علاوه بر آن‌ها، وردست هم گاهی فکر می‌کند شاید با کله‌پا شدن سه تفنگدار، نقش «دارتانیان» به او محول شود.

این نزاع از فردای جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته آغاز شد. منتها جابه‌جایی حریفان هم به چارچوب نمایش ضربه زد و هم ترسیم تصویر آخرینش را با مشکل بسیار روبرو کرد.

پیش از جنگ، تکلیف روشن بود. یک ارباب کل در قصه بود که یا «خلیفه» یا «قائد امت» یا «رهبر انقلاب» خطابش می‌کردند، اما همه عروسکان خیمه‌شب‌بازی نخشان به انگشتان او وصل بود. هرچند بر پایه جایگاه و شخصیتشان از سوی رهبر، در مکانی مشغول انجام وظیفه بودند.

آشکار بود که نزدیکترینشان به سیدعلی، سرلشکر محمد باقری است و در کنارش غلامعلی رشید، یاورهمیشه‌مومن است و بعد، به ترتیب حسین سلامی، فرمانده سپاه، عبدالرحیم موسوی، فرمانده ارتش، امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوا فضا ومحمد کاظمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه، قرار داشتند. دولت به ریاست مسعود پزشکیان هم ماست خود را می‌خورد و امور روزانه کشور را عهده‌دار بود.

اما در جنگ ۱۲روزه، همه پرکشیدند و فقط دولت ماند و قالیباف و شمخانی و لاریجانی و البته سه چهار نظامی رده‌ دومی که باز هم زیر نظر رهبر با هماهنگی با دولت، امور را رتق‌وفتق کنند.

در جریان کشتار ۳۶ هزار هموطن آزاده و جاویدنام، همه صف اولی‌ها و دومی‌ها و البته دولت ذوب‌شده در نهج البلاغه و ولی فقیه همگی مسئولیت داشتند و هرگز باور نداشتند که عمر سروری‌شان با پنجه‌های خونین کوتاه خواهد بود.

آمریکا و اسرائیل بر پایه یک ارزیابی مشروح ولی نه چندان دقیق، سیدعلی خامنه‌ای، بازی‌گردان صحنه، سیدعبدالرحیم موسوی، نخستین ارتشی که در جایگاه باقری سپاهی قرار گرفت، علی شمخانی، محمد پاکپور، عزیز نصیرزاده و... را در ۹ اسفند از صحنه خارج کردند. حالا علی لاریجانی صحنه‌گردان بود و قالیباف پرده‌دار، پزشکیان هم مامور تدارکات.

البته صحنه دربان و آبدارچی و فراش هم داشت که بنا به اوضاع و احوال، بالا و پایین می‌شدند. در جستجوی جانشین خامنه‌ای، نیمی از خبرگان به تیر غیب گرفتار شدند، شماری به دهات زادگاه خود گریختند و بعضی دستور حسین طائب را برای منصوب کردن مجتبی خامنه‌ای به رهبری به دیده نهادند، اما مشکل فقط در انتخاب نبود. مجتبی با زخم‌هایی بر چهره و پا و دست، نمی‌توانست بازی‌گردان شود. آن هم در صحنه‌ای که همه بازیگران در معرض تیر غیب نتانیاهو بودند.

لاریجانی معقول‌تر از همه بود. با آمریکایی‌ها کانالی برقرار کرد و همین کانال هم باعث مرگش شد. بعد قالیباف از طریق «حسین م.» با ارتباطات گسترده با آمریکایی‌ها، خود را عرضه کرد که «دنبال کسی نگردید، دارتانیان منم». در زمان رقابت با سید ابراهیم رئیسی هم به آمریکایی‌ها پیغام داده بود «هوای مرا داشته باشید، پرویز مشرف ایران منم.» (این را از روی تصور نمی‌گویم)

تشکیل شورای موقت رهبری در همان گام نخست، حتی به جلسه دوم نرسید. علیرضا اعرافی نوکر اژه‌ای بود و مطیع و منقاد. در واقع با اعلام نصب مجتبی در مقام رهبری، پزشکیان نفس را‌حتی کشید، چون حالا دیگر جنگ و کشتار به پای او نوشته نمی‌شد که رهبری خفته بر تخت داشتیم که سیاه و سفید (اگر سفیدی بود) به حسابش نوشته می‌شد. آقای دکتر پرزیدنت نفهمید که حالا فقط یک سرور و آقابالاسر ندارد، بلکه سه تفنگدار و سایه‌هایشان به‌ دنبال قبضه کردن قدرت‌اند و به او هم نیازی ندارند. بلکه منتظرند تا یار که‌ را خواهد و میلش به که باشد.

طبق قانون اساسی رژیم، پزشکیان در مقام رئیس شورای‌ عالی امنیت ملی، مسئول انتخاب دبیر شورا است. البته معمولا رهبر از پس پرده، دبیر را به عنوان یکی از نمایندگان خود در شورا انتخاب می‌کرد. خامنه‌ای دست‌کم ظاهر قضیه را رعایت می‌کرد، اما دو روز بعد از قتل لاریجانی که پزشکیان سردار حسین دهقان، معاون رئیس جمهوری و رئیس بنیاد شهید و جانبازان، را به دبیری شورا منصوب کرد، این گزینش با مخالفت جدی احمد وحیدی، فرمانده سپاه، روبرو شد.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

وحیدی در نامه‌ای، به پزشکیان یادآورشد که «مقام رهبری» با این گزینه مخالف‌اند و خواستار سپردن دبیری شورا به سردار ذوالقدرند. به این ترتیب پزشکیان علی‌رغم میل خود، مجبور به صدور حکم برای ذوالقدر شد. دو روز بعد، پزشکیان به توصیه عزیز جعفری، فرمانده سابق سپاه، که بسیار به او نزدیک شده است، دهقان را مامور سرپرستی وزارت اطلاعاتی کرد که با کشته شدن اسماعیل خطیب، بی‌وزیر مانده بود، اما این بار نیز وحید دخالت کرد و مانع از منصوب شدن دهقان شد که از زمان جبهه با او دشمنی دارد.

دردنامه یوسف پزشکیان در باب پدرش و تکمله معاونت رسانه‌ای رئیس‌جمهوری هم پاسخ حسین بازجو، نماینده دائمی، و قاطبه اهالی ولایت فقیه را به همراه داشت. البته پاسخ‌هایی توهین‌آمیز و سرزنش‌بار. چنانچه نوشته غضنفری به دستور یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه، حقا از اهانت عبور کرده بود.

پزشکیان تنها به خاتمه جنگ اشاره کرده بود، اما حسین شریعتمداری او را چنین نواخت که این سخنان «رنگ‌وبوی این دیدگاه را داشت که یا بایستی از طریق مذاکره در مقابل خواسته‌های آمریکا سر تسلیم فرود ‌آوریم یا در جریان جنگ به خواسته‌های آمریکا تن بدهیم. در این دیدگاه، ایستادگی و مقاومت کمترین جایگاهی ندارد هر دو سوی این دوقطبی، تسلیم است!»

وب‌سایت بصیرت، متعلق به معاونت سیاسی سپاه، هم روز دوشنبه یادداشتی به قلم عزیز غضفری، جانشین معاون سیاسی سپاه، منتشر کرد که او در آن خطاب به مسعود پزشکیان، گفت: «عرصه سیاست خارجی جایی برای بیان هر واقعیتی نیست» و هشدار داد: «مخاطرات بیان عبارت‌های نادرست از سوی مسئولان بلندپایه دولتی، بیش و پیش از همه، دامن خود دولتی‌ها را می‌گیرد و کار را برای کنشگری آنان در عرصه بسیار پیچیده و نفسگیر سیاست‌ خارجی و حتی سیاست داخلی، دشوار می‌کند.» اشاره او به مستقیم به مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، بود که یک روز قبل از آن انتقاد کرده بود اگر حکومت پای مذاکره نرود، دوباره ضربه سنگینی خواهد خورد.

به این ترتیب با لغو عملی دو حکم پزشکیان و حمله نماینده ولی فقیه راحل و در حال رحلت و معاونت سیاسی سپاه، تکلیف پزشکیان روشن شد. حتی اگر پرزیدنت ترامپ او را برای مصالحه برگزیده باشد، پزشکیان می‌تواند فقط تماشاگر ردیف اول باشد. بازیگران اصلی سرگرم کار خویش‌اند.

قصد من اینجا نگاهی به هر یک از بازیگران اصلی و جایگاه آن‌ها در بازی تلخی است که قربانیانش هموطنان بی‌گناه، زیر ساخت‌های کشور و اعتبار میهنی است که در چنگ جانیانی فاسد گرفتار است که فقط دنبال آن‌اند که بگوید جنگ را برده‌اند.

qalibaf.jpgبی بی سی - پس از انتشار گزارش‌هایی درباره سرنگونی یک جنگنده آمریکایی بر فراز ایران،‌ محمدباقر قالیباف،‌ رئیس مجلس ایران در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس این موضوع را به باد تمسخر گرفت.

در پیامی در شبکه ایکس که منسوب به اوست،‌ آمده: «پس از ۳۷ بار شکست دادن ایران پشت سر هم،‌ این جنگ درخشان بدون استراتژی که آنها شروع کردند، حالا از «تغییر رژیم» به «هی! کسی می‌تواند خلبان‌هایمان را پیدا کند؟ خواهش می‌کنیم؟»

آقای قالیباف به کنایه نوشت: «وای چه پیشرفت فوق‌العاده‌ای. واقعا نابغه هستند.»

دونالد ترامپ، چندین بار گفته است که در ایران «تغییر رژیم» رخ داده است و مدعی شده است که رهبران جدید ایران «کمتر رادیکال» و «منطقی‌تر» هستند.

حساب کاربری آقای قالیباف در شبکه ایکس که نزدیک به نیم میلیون فالور دارد،‌ در روزهای اخیر بسیار فعال بوده و گهگاه مطالب طنزآمیز منتشر کرده است.

در بعضی گزارش‌های غیررسمی آمده است که دولت ترامپ در حال بررسی گزینه آقای قالیباف به‌عنوان همتای احتمالی و حتی گزینه‌ای برای رهبری آینده ایران بوده است.

segal.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در میان تقریباً تمامی ژنرال‌ها و چهره‌های نظامی، یک نفر وجود دارد که حذف او شاید واقعاً بتواند به فروپاشی رژیم منجر شود. مردی که می‌توانست به یک میلیاردر در سیلیکون‌ولی تبدیل شود، اما در عوض به سپاه پاسداران پیوست: بابک زنجانی، معمار سیستم دور زدن تحریم‌ها بر پایه رمزارز در ایران.

داستان زنجانی داستانی شگفت‌انگیز است: فرزند یک کارگر راه‌آهن بدون تحصیلات عالی که به یک تاجر تبدیل شد و امپراتوری جهانی متشکل از ده‌ها شرکت در ترکیه، امارات، مالزی و تاجیکستان بنا کرد شبکه‌ای که به‌طور مشخص برای دور زدن تحریم‌ها طراحی شده بود. او در سال ۲۰۱۳ به اتهام اختلاس ۲.۷ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی دولت بازداشت و به اعدام محکوم شد، اما این حکم هرگز اجرا نشد. به نظر می‌رسید معمار اقتصاد سایه برای رژیم زنده‌اش ارزشمندتر از مرگش است. او پیش و حین بازداشت به یک چهره رسانه‌ای بدل شد و به مشهورترین زندانی تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل گشت. پس از آن‌که سرمایه‌گذاری‌اش بر جهش رمزارزها سودهای بزرگی برای رژیم به همراه داشت، زنجانی در سال ۲۰۲۵ تحت نظارت آزاد شد.

به گزارش پازیت رابینا اسرائیل نخستین «جنگ رمزارزی» را اعلام کرده و زنجانی را به‌عنوان دشمن معرفی کرده است. او به‌عنوان «قلب تپنده» اقتصاد سایه جمهوری اسلامی شناخته می‌شود، فردی که درآمدهای نفتی و دارایی‌های مالی را به دارایی‌های دیجیتال تبدیل کرد و به سپاه پاسداران امکان داد حتی در شدیدترین تحریم‌ها نیز به تأمین مالی فعالیت‌های خود ادامه دهد.

اوایل این هفته، اسرائیل کاتس وزیر دفاع اسرائیل، با همکاری وزارت خزانه‌داری آمریکا، دستور اداری‌ای را امضا کرد که کیف‌پول‌های رمزارزی و نفتکش‌های مرتبط با زنجانی را به‌عنوان دارایی‌های تروریستی معرفی می‌کند. این دستور به اسرائیل و ایالات متحده اختیار قانونی می‌دهد تا میلیاردها دلار دارایی را در بازارهای جهانی مسدود و مصادره کنند. با این حال، منابع آگاه هشدار داده‌اند که این اقدام «کم، و بسیار دیرهنگام» است.

با وجود این نگرانی‌ها، برچسب رسمی «نهاد تروریستی» برای زنجانی صرفاً یک عبارت نیست. به گفته رابینا، تحقیقات اخیر دو صرافی بزرگ رمزارزی در بریتانیا تحت کنترل او را شناسایی کرده‌اند: «Zedex» و «Zedexion». برآوردها نشان می‌دهد این دو پلتفرم از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۹۴ میلیارد دلار تراکنش پردازش کرده‌اند، عمدتاً با استفاده از استیبل‌کوین‌هایی که به دارایی‌هایی مانند دلار آمریکا یا طلا متصل‌اند. این بدان معناست که جمهوری اسلامی، با وجود ورود به بازاری به‌شدت نوسانی، تا حد زیادی از تلاطم آن مصون مانده است.

pez.jpgپزشکیان تهدید ترامپ را اعترافی به قصد انجام «جنایت گسترده جنگی» خواند

مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، به جمع دیگر مقامات پیوست و به تهدید دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مبنی بر بازگرداندن ایران به «عصر حجر» واکنش نشان داد و آن را به عنوان اعتراف به قصد ارتکاب «جنایت گسترده جنگی» توصیف کرد.

او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

peztweet.jpg

سوالی ساده از مسعود پزشکیان...

خبرنامه گویا - آقای پزشکیان، شما تهدید دونالد ترامپ را «اعتراف به قصد ارتکاب جنایت گسترده جنگی» می‌نامید و از مسئولیت تاریخی در برابر چنین تهدیدهایی سخن می‌گویید. اما پرسش اینجاست: اگر تهدید به نابودی یک ملت مصداق «جنایت گسترده جنگی» است، پس آنچه حتی در همین ماه‌های اخیر در داخل کشور رخ داده را چه باید نامید؟ گزارش‌ها از سرکوب‌های خونین، که در آن‌ تنها در دو روز تلفات میان ۸ هزار تا +۳۰ هزار شهروند گزارش شده، آیا خارج از همان تعریفی است که شما امروز برای محکوم‌کردن تهدید دونالد ترامپ به کار می‌برید؟

سوال ساده است، آقای پزشکیان: اگر آنچه دیگران تهدید می‌کنند «جنایت جنگی» است، آنچه خودی‌ها انجام داده‌اند را چه باید نامید؟ کدام سنگین‌تر است: جنایت جنگی علیه دشمن یا علیه مردمی که باید از آن‌ها حفاظت کنید؟ در شرایطی که نیروهایی چون حشد الشعبی و فاطمیون بار دیگر با تصمیم همین حکومت برای مرحله‌ای تازه در مسیر تدارک کشتار جمعی آماده می‌شوند، موضع شما چیست؟

***

mostofi.jpgبحران تنگۀ هرمز؛ مستوفی: پایان جنگ به سود تهران می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند

رادیو بین المللی فرانسه - همزمان با تشدید بحران تنگۀ هرمز و افزایش نگرانی‌ها از گسترش جنگ، آرمان مستوفی، تحلیلگر مسائل ایران، هشدار می‌دهد که چگونگی پایان درگیری‌ها نقشی تعیین‌کننده در آیندۀ ثبات منطقه خواهد داشت. به گفتۀ او، اگر این جنگ به‌گونه‌ای خاتمه یابد که تهران خود را در موقعیت برتر ببیند، خطر تشدید تنش‌ها و شکل‌گیری دور تازه‌ای از بی‌ثباتی در منطقه افزایش خواهد یافت.

جنگ ایران و به‌ طور مشخص مسئلۀ بسته شدن تنگۀ هرمز، اکنون از سطح یک بحران منطقه‌ای فراتر رفته و به یک موضوع کاملاً بین‌المللی تبدیل شده است. بحرین، که ریاست دوره‌ای شورای امنیت را بر عهده دارد، با حمایت کشورهای عرب منطقه و همچنین آمریکا، پیش‌نویس قطعنامه‌ای را برای بازگشایی این آبراه راهبردی به شورای امنیت ارائه کرده است. دهها کشور دیگر نیز به ابتکار بریتانیا رایزنی برای بازگشایی این آبراه را آغاز کرده اند.

علت هم روشن است : بحران تنگۀ هرمز دست‌کم به یکی از عوامل اصلی نگرانی در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. در این میان، موضع‌گیری محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجۀ پیشین جمهوری اسلامی، نیز قابل توجه است: او صراحتاً تهران را به سازش با آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز و محدود کردن برنامه اتمی اش برای مهار تشدید بحران جنگ فراخوانده است.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

با توجه به تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ و نشانه‌های تشدید حملات آمریکا و اسرائیل در هفته‌های آینده تا چه اندازه این خطر وجود دارد که بحران تنگۀ هرمز خود به یک جبهۀ جدید و عامل گسترش جنگ تبدیل شود؟ آیا موضع‌گیری محمدجواد ظریف را می‌توان نشانه‌ای از نگرانی جدی در داخل ایران نسبت به چنین سناریویی تلقی کرد؟

آرمان مستوفی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل ایران، در پاسخ به این پرسش ها از جمله گفته است:

111.jpgتوانا - در بسیاری از هواپیماهای نظامی، از جمله ناوگان نیروی هوایی آمریکا، یک سیستم حیاتی و کمتر شناخته‌شده وجود دارد که می‌تواند جان خلبان را بعد از سقوط نجات دهد؛ فرستنده‌ای به نام URT-46.

وقتی یک خلبان نظامی در شرایط اضطراری مجبور به اجکت می‌شود، ماجرا فقط خروج از هواپیما نیست؛ از همان لحظه، یک زنجیره دقیق و از پیش طراحی‌شده برای پیدا کردن و نجات او فعال می‌شود. یکی از مهم‌ترین ابزارهای این فرآیند، فرستنده‌ای به نام URT-46 است؛ دستگاهی کوچک اما حیاتی که معمولا روی صندلی اجکت یا چتر نجات نصب می‌شود. به محض اجکت، این فرستنده در بسیاری از موارد به‌صورت خودکار فعال می‌شود.

این ویژگی اهمیت زیادی دارد، چون خلبان ممکن است در اثر ضربه یا جراحت، توانایی فعال‌سازی دستی نداشته باشد. در چنین شرایطی، URT-46 بدون نیاز به دخالت انسان شروع به ارسال سیگنال اضطراری می‌کند. این سیگنال روی فرکانس 406 مگاهرتز ارسال می‌شود؛ فرکانسی که به‌طور اختصاصی توسط سیستم جهانی جستجو و نجات یعنی COSPAS-SARSAT تحت نظر است.

روند کار به این صورت است که سیگنال فرستاده‌شده توسط ماهواره‌ها دریافت می‌شود و موقعیت خلبان، گاهی در عرض چند دقیقه، مشخص و به مراکز نجات منتقل می‌شود. این یعنی حتی اگر سقوط در مناطق دورافتاده یا شرایط جنگی رخ دهد، شانس پیدا شدن خلبان به شکل قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. خلبانان معمولا به یک سیستم ارتباطی پیشرفته‌تر هم مجهز هستند که با نام CSEL شناخته می‌شود. این دستگاه علاوه بر ارسال موقعیت، امکان برقراری ارتباط امن و رمزگذاری‌شده را هم فراهم می‌کند. خلبان می‌تواند از طریق آن پیام صوتی یا متنی ارسال کند، موقعیت GPS خود را به‌روز کند و مستقیما با تیم‌های نجات در ارتباط باشد.

در مجموع، ترکیب این فناوری‌ها باعث شده نجات خلبانان در عملیات‌های مدرن دیگر به شانس وابسته نباشد. از لحظه اجکت، یک شبکه هماهنگ از فرستنده، ماهواره و تیم‌های نجات وارد عمل می‌شود تا اطمینان حاصل کند که خلبان، حتی در سخت‌ترین شرایط، گم نمی‌شود و در کوتاه‌ترین زمان ممکن پیدا خواهد شد.

bbc.jpg«تو دیگر خواهرم نیستی»؛ وقتی جنگ، بین خانواده‌های ایرانی شکاف می‌اندازد

خلاصه مقاله غنچه حبیبی‌آزاد در بی‌بی‌سی فارسی

«به او گفت "دیگر خواهرم نیستی" و خواهرش جواب داد "برو به جهنم".» این مشاجره میان یک مرد و خواهرش در نزدیکی تهران، تصویری روشن از اختلافات دردناکی است که هم‌زمان با ادامه حملات آمریکا و اسرائیل، میان خانواده‌ها و دوستان افزایش یافته است.

سینا، یکی از بستگان، می‌گوید در دورهمی خانوادگی نوروزی، احساسات خیلی زود فوران کرد. عمویش که عضو بسیج است، حتی حاضر نشد به خواهر مخالف حکومتش سلام کند و پس از تنش، خیلی زود جمع را ترک کرد. او و دیگر جوانان ایرانی می‌گویند این شکاف‌ها در ماه‌های اخیر عمیق‌تر شده است.

این اختلاف‌ها فقط میان حامیان و مخالفان حکومت نیست؛ حتی در میان منتقدان نیز درباره این‌که جنگ به تغییر کمک می‌کند یا مانع آن می‌شود، اختلاف نظر جدی وجود دارد.

با وجود قطع اینترنت، برخی ایرانیان از طریق پیام‌های پراکنده و تماس‌های محدود با رسانه‌ها در ارتباط‌اند. آن‌ها از شوک اولیه و سپس تلاش برای سازگاری می‌گویند: تغییر محل زندگی، ادامه دادن کارهای روزمره مثل ورزش یا رفتن به کافه‌های نیمه‌خالی، و تجربه تنهایی در میان ناامنی.

zarif.jpgخبرنامه گویا - در حالی که محمدجواد ظریف در یادداشت امروز خود در نشریه فارن افرز با عنوان چگونه ایران باید جنگ را پایان دهد، از ضرورت رسیدن به یک «توافق جامع صلح» سخن می‌گوید، این پرسش اساسی مطرح است که آیا این چرخش ظاهری به سوی دیپلماسی، واقعاً تغییری در ماهیت رفتار جمهوری اسلامی است یا ادامه همان الگوی دیرینه «خرید زمان» از طریق چهره‌های به‌ظاهر میانه‌رو؟

ظریف در این مقاله تلاش می‌کند تصویری از «مقاومت موفق» جمهوری اسلامی ارائه دهد و مدعی می‌شود که نظام توانسته در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند و حتی دست بالا را داشته باشد. اما این روایت، بیش از آنکه یک تحلیل واقع‌گرایانه باشد، بازتاب همان ادبیات رسمی حکومت است که سال‌هاست برای توجیه هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی به کار می‌رود. در این چارچوب، تخریب زیرساخت‌ها و انزوای بین‌المللی نه به‌عنوان شکست، بلکه به‌عنوان «هزینه مقاومت» بازتعریف می‌شوند.

نکته کلیدی در پیشنهاد ظریف، پذیرش محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای در ازای لغو تحریم‌ها و بازگشت به تعامل اقتصادی است؛ پیشنهادی که در ظاهر منطقی به نظر می‌رسد. اما تجربه گذشته از مذاکرات هسته‌ای تا توافق برجام نشان داده است که چنین توافق‌هایی برای جمهوری اسلامی بیش از آنکه مسیر تغییر رفتار باشد، فرصتی برای بازسازی توان اقتصادی و امنیتی، و در نهایت ادامه همان سیاست‌های منطقه‌ای و داخلی بوده است.

ظریف همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که «نظام جایی نمی‌رود» و آمریکا باید با آن کنار بیاید. این جمله، شاید صریح‌ترین بخش یادداشت او باشد؛ چراکه نشان می‌دهد هدف اصلی این طرح صلح نه تغییر ساختار قدرت، بلکه تثبیت آن است. به بیان دیگر، دیپلماسی پیشنهادی ظریف، در خدمت بقا و تقویت همان ساختاری است که طی دهه‌ها به بحران‌سازی داخلی و خارجی متهم بوده است.

این در حالی است که خود ظریف پیش‌تر اذعان کرده بود پس از سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران، از مقامات خواسته «بگویید چه شده تا علاجی پیدا کنیم». این جمله به‌روشنی نشان می‌دهد که رویکرد حاکم، به‌جای پاسخگویی، بر مدیریت و کنترل روایت تمرکز دارد. اکنون نیز همان الگو در سطحی کلان‌تر تکرار می‌شود بحرانی بزرگ‌تر، با نسخه‌ای دیپلماتیک‌تر.

در واقع، نقش ظریف در ساختار جمهوری اسلامی را می‌توان در قالب «دیپلمات لبخندزن» تعریف کرد؛ چهره‌ای که با تسلط بر زبان و ادبیات غربی، توانسته در بزنگاه‌های حساس، پیام‌های نرم‌تری از نظام منتقل کند، بدون آنکه تغییری واقعی در سیاست‌های کلان رخ دهد.

از این منظر، یادداشت اخیر او را باید نه به‌عنوان یک ابتکار صلح، بلکه بخشی از یک راهبرد تکراری دانست. با این تفاوت که با گذشت زمان، حتی بدون سلاح اتمی برد موشک‌هایشان افزایش خواهد یافت، قدرتشان بیشتر و تعدادشان نیز ده برابر خواهد شد.

zardjt.jpgبعد از پل‌ها، نوبت نیروگاه‌های برق خواهد بود

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی "تروث سوشال" بار دیگر ایران را به حملات شدیدتر علیه زیرساخت‌های این کشور تهدید کرد و نوشت ارتش آمریکا "حتی هنوز شروع به نابود کردن آنچه از ایران باقی مانده هم نکرده است".

ترامپ شامگاه پنج‌شنبه دوم آوریل (۱۳ فروردین) هشدار داد: «بعد از پل‌ها، نوبت نیروگاه‌های برق می‌رسد.»

او نوشت: «ارتش ما که با اختلاف، بزرگترین و قدرتمندترین ارتش در سراسر جهان است، حتی هنوز شروع به نابود کردن آنچه از ایران باقی مانده هم نکرده است. پل‌ها در قدم بعد، سپس نیروگاه‌های برق! رهبری رژیم جدید می‌داند که باید چه کند و باید به سرعت هم اقدام کند.»

truthS.jpgرئیس جمهور آمریکا در پیام خود به جزئیات بیشتری اشاره نکرده است، اما به نوشته خبرگزاری آلمان به نظر می‌رسد که این اظهارات به هشدارهای قبلی ترامپ اشاره دارد که گفته بود رهبران جمهوری اسلامی باید پیش از آنکه دیر شود و چیزی از کشور باقی نماند، با توافقی برای پایان دادن به جنگ موافقت کنند.

ظریف خطاب به ترامپ: ایران مهد تمدن بود، زمانی که نیاکان شما در عصر حجر بودند

محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به مواضع اخیر دونالد ترامپ، به مقایسه پیشینه تمدنی ایران و نیاکان مقام‌های آمریکایی پرداخت. او در حساب ایکس خود نوشت «ایران در قلب گهواره تمدن ایستاده بود، در حالی‌که نیاکان شما در اروپا (چون آن زمان آمریکا اساسا روی نقشه نبود) هنوز در عصر حجر بودند، صورت‌هایشان را رنگ می‌کردند و با چماق به جان هم می‌افتادند. ما نظم، قانون و هنر حکمرانی را آموزش دادیم. افسوس که هیچ‌یک از آن به برخی نوادگان متکبر و نادان نرسید.»

پانوشت: لازم به ذکر است که در افکار عمومی اکثریت جامعه ایران، حضور و نقش نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی نه به‌عنوان «مدافعان ملی» بلکه به‌مثابه نیروهایی با ماهیت اشغالگر تلقی می‌شود. همچنین اخیراً نیروهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بهره‌گیری از عناصر نزدیک به خود از کشورهای عراق و افغانستان، برای مقابله با هرگونه خیزش مردمی در داخل کشور، به‌ویژه در شرایط جنگی، سازماندهی و به‌کار گرفته شده‌اند.

khalili.jpgخبرگزاری ایرانشهر

نامه اخیر مسعود پزشکیان به مردم ایالات متحده، بیش از آنکه تلاشی واقعی برای گفت‌وگو باشد، ادامه همان روایت آشنای جمهوری اسلامی است: ترکیبی از قربانی‌نمایی، فرافکنی، و نادیده گرفتن مسئولیت‌های مستقیم خود در شکل‌گیری بحران‌ها.

ادعای «عدم جنگ‌طلبی» در این نامه، وقتی در کنار سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی قرار می‌گیرد، عملاً بی‌اعتبار می‌شود. جنگ فقط به معنای عبور رسمی از مرزها نیست؛ حمایت از گروه‌های مسلح نیابتی، گسترش نفوذ ایدئولوژیک، و بی‌ثبات‌سازی مستمر منطقه، شکل دیگری از همان تقابل است که هزینه آن را ملت‌های منطقه می‌پردازند.

اما مهم‌تر از همه، غیبت یک واقعیت کلیدی در این نامه است: نقش محوری جمهوری اسلامی در شکل‌گیری تنش پایدار با اسرائیل. برخلاف تصویری که در نامه ارائه می‌شود، این جمهوری اسلامی بوده که از نخستین روزهای تأسیس خود، سیاست رسمی «نابودی اسرائیل» را در گفتمان سیاسی و امنیتی خود قرار داده است. این موضع، نه یک واکنش مقطعی، بلکه یک اصل ایدئولوژیک بوده که در سخنان رهبران، سیاست‌های منطقه‌ای، و حمایت از نیروهای ضداسرائیلی به‌طور مستمر تکرار و اجرا شده است.

در چنین شرایطی، تلاش برای معرفی ایران صرفاً به‌عنوان یک «قربانی تهدیدسازی» جهانی، تحریف آشکار واقعیت است. وقتی یک حکومت، موجودیت یک کشور دیگر را به رسمیت نمی‌شناسد و علناً از حذف آن سخن می‌گوید، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که در معادلات بین‌المللی به‌عنوان یک بازیگر صرفاً دفاعی دیده شود.

31.jpgایندیپندنت - خبرگزاری دولتی مهر روز جمعه ۱۴ فروردین، مدعی شد که پس از جنگنده آمریکایی، یک هلی‌کوپتر ارتش این کشور نیز در آسمان ایران هدف شلیک پدافند قرار گرفته است.

مهر تصویری با وضوح پایین از یک هلی‌کوپتر که ردی از دود پشت آن دیده می‌شود را نیز منتشر کرد. پیش از این گزارش شده بود که هلی‌کوپترهای آمریکایی با پشتیبانی یک هواپیمای سوخت‌رسان در آسمان ایران مشغول گشت‌زنی هستند؛ هدف این گشت‌زنی «جستجو برای خلبان جنگنده» عنوان شده بود.

هم‌زمان تصاویر تاییدنشده‌ای نیز از هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی منتشر شده که در حال پخش افشانه نوری در اطراف خود است؛ اقدامی که معمولا برای دفاع در مقابل سامانه‌های پدافندی انجام می‌شود.

Amir_Kareab.jpgچرا در چهار دهه گذشته همایش ها شکل نمایش گرفته اند؟
چرا اپوزیسیون ایرانی دور خودش درجا می زند؟

"کم تر اثبات کنیم
کمی نرم تر باشیم
و در جهانی که از ما چیزهای زیادی را گرفته
یکدیگر را نگه داریم."

اپوزیسیون خارج از کشور چهار دهه زمان را سوزاندو سنگی بروی سنگی نگذاشت که هیچ، سد راه همدیگر شدند و دشمن اصلی را پاک فراموش کردند! جلساتی می گذاشتند و همدیگر را نفی می کردند با هم جدال می کردند و منزاهای کشورهای غربی محل نزاع آنها بود و آن چیز اصلی در بین نبود، چرا؟

تمام سازمانها و احزاب چپ و راست به بیداری نرسیده بودند و هی خود را تکرار می کردند و چقدر دردناک است که وقت ما در این سخنرانی ها تلف شد و یادم است یک سخنران از احزاب چپ در یک سخنرانی گفت:
ما صیغه هیچ حزب و گروهی نمی شویم! هر گروهی خود را تافته جدا بافته ای می دید و زبان و افکارشان منجمد و مهجور بود و هیچ نوآوری در سخنان و رفتارشان یافت نمی شد و دور خود می گشتند و فکر می کردند حرف آخر را می زنند!

تا اینکه رضا پهلوی موازی آنها در حال مبارزه بود و ادعایی هم نداشت و روزبروز با برنامه، تاکتیک و استراتژی خود را بروز و مجهز می کرد و در سوی دیگر احزاب و سازمان‌های چپ و افراد منفردی که تنها سخنرانی می کردند وقعی و توجه ای به رضا پهلوی نمی کردند تا اینکه اسمش در ایران فریاد زده شد و وجودش شور و حالی در بین اپوزیسیون برپا کرد با برنامه و تیمی در خور و بالاخره دفترچه اضطرار را منتشر کرد و مبارزه جان تازه ای گرفت. اپوزیسیون خواب مانده در ذهنیت گذشته خود بجای اینکه از رضا پهلوی حمایت کنند سد راه او شدند و نشان داد هنوز به بیداری نرسیده اند!

رضا پهلوی در طول این سال‌ها مطابق با زمان پیش رفته بود و یک سر و گردن از بقیه جلوتر بود و راهنمای راه را منتشر کرد و مردم در داخل و خارج از برنامه او استقبال کردند و شد رهبر دوران گذار و دیگران خود را تکرار و تکروی و پسروی می کردند.

Mohsen_Kordi.jpgچند سال قبل چندباری در کلابهاوس در حضور دو تا سه هزار شنونده، اصلاح طلبان و تندروهای رژیم یکی از سخنرانان بودم. به آنها می گفتم اگر با آمریکا در بیافتید بلایی که به سر عراق صدام حسین پس از حمله به کویت آمد به سر شما خواهد آمد. آنچنان زیرساخت ها و حتا پل ها و جاده ها و نیروگاه ها و هر آنچه مربوطه به زندگی مدرن میشود را میزنند که شما تا ده سال کمر راست نکنید. سخنان امروز ترامپ نشان داد که میخواهد ایران را به عصر حجر باز گرداند. در توضیح این مطلب نمونه های زیر قابل بحث است:

۱. الگوی نبرد زیرساختی (نمونه عراق در برابر تهدیدات فعلی)

در سال ۱۹۹۱ (عملیات طوفان صحرا)، ائتلاف بین‌المللی دقیقاً از استراتژی «قطع اعصاب و شریان‌ها» استفاده کرد.

آنچه در عراق رخ داد: حدود ۹۰ درصد توان تولید برق عراق در همان هفته‌های اول از بین رفت و سیستم‌های تصفیه آب و مخابرات فلج شدند.

انطباق با وضعیت ایران: تفاوت در اینجاست که سپاه در دهه‌های اخیر سعی کرده بخشی از این زیرساخت‌ها را به لایه‌های زیرزمینی یا پراکنده منتقل کند. با این حال، حجم تخریب تکنولوژیک در نبردهای مدرن چنان بالاست که «فلج‌سازی» زندگی روزمره (عصر حجر) لزوماً نیازی به بمباران تک‌تک جاده‌ها ندارد، بلکه با از بین بردن شبکه‌های انرژی و ارتباطی، عملاً جامعه از کار می‌افتد.

در مقابل میتوان گفت این وضعیت چندان به نفع غرب هم نیست:

هزینه بازسازی: نابودی کامل زیرساخت‌های یک کشور ۸۵ میلیونی، احتمالا بحران‌های انسانی و مهاجرتی عظیمی ایجاد می‌کند که مدیریت آن برای قدرت‌های جهانی (حتی آمریکا) بسیار پرهزینه است.

تغییر استراتژی: گاهی هدف از این تهدیدات که ترامپ میکند، نه انجام واقعیِ آن‌ها، بلکه ایجاد «فشار حداکثری» برای فروپاشی از درون یا تسلیم در پای میز مذاکره است.

اگر زمانی بحث بر سر «تغییر رفتار» بود، ادبیات فعلی بیشتر به سمت «سلب توانمندی ضربه موشکی زدن» متمایل شده است.

نقطه تقابل: سپاه معمولاً با تکیه بر مفهوم «بازدارندگی»، این تهدیدات را بلوف سیاسی تلقی می‌کند. در برخورد دو نیروی نامتقارن، آنکه زیرساخت‌های آسیب‌پذیرتری در دنیای مدرن دارد (کشور در حال توسعه)، هزینه سنگین‌تری می‌پردازد. هنگامی که یک سیستم سیاسی در تعارض مداوم با یک قدرت بزرگ جهانی قرار می‌گیرد، به ناچار به نقطه‌ای می‌رسد که «هزینه بقا» با «دارایی‌های ملی» (جاده‌ها، نیروگاه‌ها و رفاه عمومی) معامله می‌شود. در جنگ‌های مدرن، پیروزی با تصرف خاک به دست نمی‌آید، بلکه با نابودی «امکانِ زندگی» حاصل می‌شود. آنچه ترامپ از آن به عصر حجر رساندن ایران یاد می کند.

***

در تحلیل مسائل استراتژیک، «زبان دیپلماسی و سیاست» (به‌ویژه از نوع ترامپی آن) اغلب با «واقعیت‌های روی زمین» (Military Footprint) تفاوت معناداری دارد. ترامپ در شرایطی به پایان درگیری در سه هفته آینده اشاره دارد که ادعای خروج زودهنگام در حالی که ناوگان‌های جدید در راه منطقه هستند نمیخواند.

۱. تناقض در پیام و عمل
در حالی که ترامپ در روزهای اخیر (۳۱ مارس ۲۰۲۶) اعلام کرده که انتظار دارد در دو تا سه هفته آینده منطقه را ترک کنند، اما تحرکات پنتاگون پیام دیگری دارد:

اعزام ناوهای جدید: ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس جورج اچ.دبلیو بوش (USS George H.W. Bush) همین دو روز پیش (۳۱ مارس) بندر نورفولک را به مقصد خاورمیانه ترک کرده است. با توجه به سرعت این شناورها، رسیدن آن‌ها به منطقه هفته‌ها طول می‌کشد؛ این یعنی آمریکا برای بازه‌ای فراتر از «سه هفته» برنامه‌ریزی کرده است.

تمرکز بر زیرساخت‌ها: برخلاف ادعای خروج، تهدیدات ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاه‌های برق، تأسیسات آب‌شیرین‌کن و جزیره خارک (در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز) نشان‌دهنده آمادگی برای یک «تنش زیرساختی» است، نه یک خروج مسالمت‌آمیز.

۲. استراتژی «سپردن به اروپا» یا فشار بر رقبا؟
بنظر میرسد که ترامپ سرنوشت را به دست اروپا میخواهد بسپارد و این در سخنان تند او علیه انگلیس و فرانسه مشهود است. او به صراحت گفته که اگر آن‌ها برای بازگشایی تنگه هرمز کمک نکنند، باید «بروند و نفت خودشان را پیدا کنند». این رفتار بیشتر شبیه به یک باج‌خواهی استراتژیک است تا واگذاری مسئولیت؛ او می‌خواهد هزینه‌های عملیاتی را بر دوش متحدان بیندازد در حالی که فرماندهی نظامی همچنان در دست واشینگتن است.

11.jpg

علیرضا فغانی، داور بین‌المللی فوتبال، با انتشار یک استوری در اینستاگرام در واکنش به صحبت‌های دونالد ترامپ درباره جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی نوشت: «عصر حجر یعنی هوای مازوت‌سوز سرطان‌زا، خشکسالی عمدی، تورم ساعتی و قحطی دارو.»

فغانی در ادامه استوری خود نوشت: «عصر حجر یعنی: خرید گوشت و مرغ قسطی، کشتن معترضان، تجاوز به زندانیان و پرستاران، تیر خلاص در بیمارستان، نبود اینترنت، خط فقط ۸۰ میلیون تومان.»

تهدید دونالد ترامپ مبنی بر بازگرداندن جمهوری اسلامی به «عصر حجر» با افزایش نگرانی در میان شهروندان ایرانی همراه شده است.

Darvish_Ranjbar_2.jpgکنگره آزادی ایران که اخیراً در لندن برگزار شد، اگر از لایه‌ی ظاهری و تبلیغاتی آن عبور کنیم، بیش از آنکه یک «ائتلاف سیاسی» باشد، تلاشی است برای مدیریت یک بحران قدیمی در اپوزیسیون ایران: ناتوانی در گفت‌وگو.

مسأله اپوزیسیون ایران این نیست که هدف مشترک ندارد؛ مسأله این است که حتی بر سر تعریف همان هدف مشترک نیز تفاهم و توافق وجود ندارد. برای برخی، مسئله «گذار به جمهوری سکولار» است؛ برای برخی دیگر «بازگشت به نظام پادشاهی» و برای نیروهایی مانند احزاب کردی، مسئله اساساً در چارچوب حقوق ملی و منطقه‌ای تعریف می‌شود. در این میان، سازمان مجاهدین خلق نیز با ساختار و روایت خاص خود، در یک مدار متفاوت حرکت می‌کند.

در چنین صحنه‌ای، تشکیل یک «کنگره» اگر قرار باشد به‌عنوان آلترناتیو قدرت فهمیده شود، از اساس دچار سوءبرداشت است. این کنگره نه توان سازمان‌دهی دارد، نه پایگاه اجتماعی داخل کشور، و نه حتی حداقلی از اجماع سیاسی. اما اگر به‌عنوان یک ابزار نرم دیده شود می‌توان برای آن کارکردی واقعی‌تر متصور شد.

طیف پهلوی طلبان این کنگره را رقیب خود دانسته و بقول یکی از تحلیلگران این جریان (در برنامه چشم انداز) تنها نقطه اشتراک آنها پهلوی ستیزی است. این ادعا نه تنها نادرست است بلکه نشان می دهد فرایند استقرار دمکراسی در ایران آینده با چه چالش های جدی روبروست، به نحوی که حتی ایجاد یک بستر حداقلی برای گفت‌وگو نیز فراهم نیست.

کارکرد واقعی چنین کنگره‌ای می‌تواند ایفای نقش یک «هیئت حسن نیت» باشد؛ یعنی نهادی که نه برای رقابت، بلکه برای کاهش تنش میان نیروها شکل می‌گیرد. مسأله اصلی در میان اپوزیسیون ایران، نه اختلاف نظر که امری طبیعی است بلکه فقدان کانال‌های پایدار برای مدیریت این اختلافات است. درغیاب چنین کانال‌هایی، هر اختلافی به سرعت به تخریب متقابل تبدیل می‌شود.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

در بسیاری از رژیم‌های خودکامه اقتدارگرا، کنترل فضاهای شهری در شرایط بحران به یکی از ابزارهای اصلی حفظ نظم سیاسی تبدیل می‌شود. در ایران نیز پس از موج اعتراضات ۲۰۲۵ و همزمان با درگیری‌های نظامی منطقه‌ای، گزارش‌های متعددی از افزایش حضور نیروهای مسلح در شهرها، برپایی ایست‌های بازرسی و پخش بلندگوهای مذهبی و سیاسی در ساعات شب منتشر شد.

گزارش‌های نهادهای حقوق بشری و رسانه‌ها از «گسترش شبکه‌ای از ایست‌های بازرسی و گشت‌های مسلح در سطح شهرها و محدودیت تردد شبانه» خبر داده‌اند که به ایجاد «فضای شدیداً نظامی‌شده در محیط شهری» منجر شده است.

این یادداشت در پی پاسخ به این پرسش است:

استقرار شبانه نیروهای سرکوب همراه با پخش صوتی ایدئولوژیک چه کارکردی در سازوکارهای سیطره بر فضای عمومی اجتماعی و بقای رژیم‌های اقتدارگرا دارد؟

۲. روش‌شناسی و منابع

این نوشتار مبتنی بر اطلاعات و داده‌های ثانویه استفاده می‌کند و بر سه نوع منبع متکی است:

گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری و رسانه‌های بین‌المللی

ویدیوهای تأییدشده شهروندی و گزارش‌های میدانی

ادبیات نظری در حوزه جامعه‌شناسی قدرت و اقتدارگرایی

گزارش‌ها نشان می‌دهد که نیروهای سرکوب با ایجاد ایست‌های بازرسی، گشت‌های شبانه و استفاده از بلندگوها برای صدور دستورات و پخش شعارهای سیاسی، تلاش کرده‌اند تجمعات را کنترل و شهروندان را به ماندن در خانه وادار کنند.

Yousef_J_Javidan.jpgپیشکش به خاطره «هما دارابی» که در سال ۱۳۷۲ در اعتراض به حجاب و ستم مضاعف رژیم اسلامی خودش را آتش زد.

خط مشی کلان آمریکا از ابتدای انقلاب اسلامی

برای آنکه ببینیم که جمهوری اسلامی چگونه از شکاف بین دو حزب حاکم در آمریکا که همواره در نبردی دائمی برای کنترل کاخ سفید و کنگره هستند سود برده و چگونه بخشی از «لیبرال»های ایرانی‌تبار در این راه مدد رسان حکومت اسلامی بوده‌اند لازم می‌آید که نگاهی به سیاست کلان آمریکا در مورد ایران بیاندازیم‌.

از هنگامی که دولت تئوکراتیک جمهوری اسلامی با کمک دولت کارتر بر سر کار آمد سیاست کلان آمریکا در رابطه با دولت حاکم بر ایران بر دو اصل مکمل قرار گرفت:

(یک) دولت اسلامی فعلن بر سر کار بماند.

(دو) آشوب پراکنی این دولت اسلامگرا مهار شود.

در همان سال‌های نخستین، با ماجرای گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا در تهران که عرف بین‌المللی را گستاخانه زیر پا نهاد و بعد بمب‌گذاری در بیروت در ۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ که به کشته شدن ۲۴۱ نفر از تفنگداران و افسران آمریکایی و ۵۸ نظامی فرانسوی انجامید، روشن شد که سیاست مهار جمهوری اسلامی شاید چندان آسان نباشد با این وجود آمریکا سیاست خود را تغییر نداد.

اگرچه سیاست کلان آمریکا در خاورمیانه، و هر کجای دیگر دنیا، در شرایط عادی بوسیله‌ی هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و در همکاری تنگاتنگ با یکدیگر تدوین می‌شود اما پیاده کردن این سیاست در عمل توسط هر حزب به گونه‌ای متفاوت و با توجه به سیاست‌های جاری و اولویت‌های هر کدام در یک بازه‌ی خاص زمانی انجام می‌گیرد. هر کدام از دو حزب بسته به نوع دولتی که به کاخ سفید فرستاده و دکترین حاکم بر روش و منش سیاسی آن دولت با سیاست خارجی بگونه‌ای برخورد می‌کند و این در مورد ایران نیز همواره صادق بوده است.

علیرغم اشتراک روش و تلاش ابتدایی در مماشات با جمهوری اسلامی توسط هر دو حزب، با طولانی شدن دوران حکومت جمهوری اسلامی بتدریج شکاف آشکاری بین این دو سازمان سیاسی آمریکا در رابطه با تئوکراسی حاکم بر ایران پدید آمد و حزب دموکرات رویه‌ای بسیار مماشات‌خواهانه‌تر در پیش گرفت که از دوره‌ی پرزیدنت کلینتون به دوران آقایان اوباما و بایدن در هر مرحله سازشکارانه‌تر شد تا آنجا که، بنا بر زبانزد رایج در آمریکا، آقای بایدن حاضر بود از پشت تا کمر خم شود و در برابر جمهوری اسلامی کوتاه بیاید. در مقابل حزب جمهوری‌خواه بتدریج روشی را که کمتر سازشکارانه بود در پیش گرفت و برخی از دولتمردان آمریکایی مانند سناتور لیندزی گراهام و تعدادی از رسانه‌های میانه و راست‌گرا در آمریکا با شدت بیشتری به انتقاد از دولت جمهوری اسلامی پرداختند.

مسلط شدن گفتمان مماشات

علیرغم انتقادهایی که گاه به گاه تحت فشار افکار همگانی در رسانه‌های آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی مطرح می‌شدند برای سالیان دراز گفتمان مماشات با جمهوری اسلامی که حزب دموکرات پرچمدار آن بوده به گفتمان مسلط در محافل سیاسی آمریکا و اندیشکده‌ها و رسانه‌ها تبدیل شده است. هم رسانه‌های مستقلی چون «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» و «ان‌پی‌آر» و هم دو رسانه‌ی دولتی «صدای آمریکا» و «رادیو اروپای آزاد» و هم رسانه نیم مستقلی چون «پی‌بی‌اس» سالیان دراز است همین گفتمان مسلط را باز تابانده‌اند. ¹

***

طنز تصویری کاربران با هوش مصنوعى

pilot.jpg

***

22.jpgبی بی سی - در جریان عملیات نجات خلبان جنگنده سرنگون‌شده اف-۱۵ایی تصاویری از شلیک با سلاح سبک به بالگردهای آمریکایی در ایران ثبت شده است که تیراندازی ماموران و دست‌کم یک شهروند با اسلحه شکاری را نشان می‌دهد. مقامات آمریکایی به شبکه ان‌بی‌سی گفته‌اند که دو بالگرد ارتش در جریان عملیات نجات هدف آتش سبک قرار گرفته‌اند.

سی‌بی‌اس، شریک خبری بی‌بی‌سی در آمریکا گفته‌‌اند که بالگردی که خلبان نجات‌یافته اف۱۵-ایی را حمل می‌کرد، هدف آتش سلاح‌ دستی قرار گرفته و چند نفر از خدمه زخمی شده‌اند، اما بالگرد با ایمنی کامل فرود آمده است.

جست‌وجو برای دومین سرنشین که افسر سامانه‌های جنگ‌افزاری است، از دو سو همچنان ادامه دارد. معاون استانداری کهگیلویه و بویراحمد گفت: «اقدامات نیروهای انتظامی، امنیتی و مردمی برای شناسایی و دستگیری خلبان مفقودشده همچنان ادامه دارد.»

منابع آمریکایی می‌گویند که تمام نیروهای آسیب‌دیده تحت مراقبت‌های اولیه پزشکی قرار گرفته‌اند و برای رسیدگی پزشکی بیشتر منتقل خواهند شد. تصاویری از عملیات نجات در خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد در آخرین روز تعطیلات نوروزی شهروندان پربازدید و واکنش‌برانگیز شده است.

بسیاری هم با اشاره به آزادی عمل نیروی هوایی آمریکا که به‌نظر می رسد بدون مزاحمت خاصی در حال جستجو هستند، از وضعیت پدافند هوایی ایران پرسیده‌اند.

11.jpgدستمالی که هلی‌کوپتر ساقط می‌کند!

توانا - این ویدئو مربوط به جنگ ۱۲ روزه در تابستان سال قبل است، سعید صلح‌میرزایی، نماینده پیشین مجلس خبرگان به نقل از فرمانده حزب‌الله لبنان در یک برنامه تلوزیونی می‌گوید: «هلی‌کوپترهای اسرائیلی می‌آمدند و می‌رفتند و ما نمی‌توانستیم کاری بکنیم؛ دیدیدم که حضرت زهرا دستمالی را از زیر چادر بیرون آوردند، تکان دادند و هلیکوپتر متلاشی شد»

حالا مسئله فقط یک ادعای عجیب نیست؛ مشکل اینجاست که چنین ادعای مضحک کاملا توهین مستقیم به شعور مردم است. در دنیایی که همه با یک جستجوی ساده به اطلاعات دقیق دسترسی دارند، مطرح کردن این نوع روایت‌ها یعنی نادیده گرفتن کامل عقل و فهم مخاطب.

در نهایت، نتیجه این رویکرد فقط یک چیز است: فاصله بیشتر بین واقعیت و آنچه به مردم گفته می‌شود. فاصله‌ای که هر روز عمیق‌تر می‌شود و اعتماد را بیشتر از بین می‌برد.

maddahZarif.jpgایران اینترنشنال - سعید حدادیان، مداح بیت علی خامنه‌ای و از نیروهای وابسته به سپاه پاسداران، در واکنش به مقاله محمدجواد ظریف درباره لزوم صلح و توافق با آمریکا، او را «جاسوس» خواند و تهدید کرد در صورت عذرخواهی نکردن، به منزل او خواهند رفت.

حدادیان گفت ظریف سه روز فرصت دارد اعلام کند «غلط کردم» و افزود برخی افراد او را «جاسوس» می‌دانند. او خطاب به نهادهای امنیتی گفت آیا منتظر هستند ظریف «روی پیشانی‌اش بنویسد خودفروخته آمریکا است».

او همچنین خطاب به ظریف گفت: «شما غلط می‌کنی برای جمهوری اسلامی نسخه می‌پیچی.» حدادیان اضافه کرد اگر ظریف تا سه شب آینده عذرخواهی نکند، «شب چهارم کاروان می‌شویم و می‌رویم در خانه‌اش».



محمدجواد ظریف پیش‌تر در مقاله‌ای خواستار توافقی جامع با آمریکا و بهبود روابط دو کشور شده بود.

azimi.jpgارتش اسرائیل اعلام کرد مکرم عظیمی، فرمانده یگان موشک‌های زمین‌به‌زمین جمهوری اسلامی که مقر فرماندهی آن در غرب ایران مستقر بود، در حمله‌ای به کرمانشاه کشته شده است. به گفته ارتش اسرائیل، او مسئول پرتاب‌های متعدد موشکی به سوی اسرائیل بود.

در این بیانیه آمده است هم‌زمان با کشته شدن عظیمی، سه فرمانده گردان از فرماندهی موشکی نیز کشته شدند.

ارتش اسرائیل اعلام کرد: «ما به تعقیب آن‌ها ادامه خواهیم داد--تمام کسانی را که به سوی اسرائیل موشک شلیک می‌کنند؛ هم پرتابگرها، هم موشک‌ها و هم افراد.»

ارتش اسرائیل به تاریخ دقیق این حمله اشاره نکرد و تنها اعلام کرد این عملیات «در جریان تعطیلات» انجام شده است.

politico.jpgماتیاس دوپفنر، پولیتیکو - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در میان تحلیلگران و مفسران اروپایی که درباره جمهوری اسلامی صحبت می‌کنند، اغلب این جمله به گوش می‌رسد: «این جنگ، جنگ ما نیست.»

این دیدگاهی است که هم نادرست است و هم از نظر راهبردی ناپخته. البته که این جنگ، جنگ ماست و حتی بیش از آنکه جنگ آمریکا باشد، جنگ ماست. نفوذ شبکه‌های اسلام‌گرا در جوامع اروپایی بسیار پیشرفته‌تر و حادتر از آمریکا است.

اما حتی اگر کسی باور داشته باشد که این جنگ، جنگ ما نیست، یا از این‌که در برنامه‌ریزی این عملیات با او مشورت نشده ناراضی باشد، باز هم باید قبول کرد که در بخش‌هایی از جامعه اروپا گرایشی قدرتمند وجود دارد که در آن ابراز نفرت از ترامپ از منافع واقعی خودشان مهم‌تر تلقی می‌شود.

در چنین محافلی، می‌توان نوعی «شادن‌فرویده» را احساس کرد لذتی پنهان از شکست هر زمان که آمریکایی‌ها بار دیگر با مشکلی روبه‌رو می‌شوند.

فرقی نمی‌کند این گزاره «این جنگ، جنگ ما نیست» از آلمان مطرح شود یا فنلاند یا هر نقطه دیگر اروپا؛ این طرز فکر به ضرر ماست. نخست، چون به‌طور عینی نادرست است. دوم، چون دشمن مشترک را تشویق می‌کند. سوم، چون به تسریع عقب‌نشینی همبستگی آمریکا منجر می‌شود.

منطق امریکایی ها ساده و در عین حال قابل‌فهم است: اگر جنگ با جمهوری اسلامی مسئله اروپا نیست، پس جنگ در اوکراین هم مسئله آمریکا نیست.

در آن صورت، اروپایی‌ها باید در آینده به‌تنهایی از پس آن برآیند. اوکراین و متجاوز روسی در مسکو، هم از نظر ذهنی و هم جغرافیایی، برای واشینگتن بسیار دورتر از تهدیدی است که ملاها و تروریسم آن‌ها برای برلین یا پاریس ایجاد می‌کنند.

با وجود همه ابهام‌ها درباره اهداف نهایی آمریکا و اسرائیل در ایران، در یک نکته تردیدی ندارم: در چنین وضعیت حساسی که آمریکایی‌ها بار دیگر در حال بیرون کشیدن اروپا از بحران هستند بهتر بود در کنار یکدیگر بایستیم. اروپا نباید در حالی که دولت آمریکا چنین تلاش‌هایی را دنبال می‌کند، از پشت به آن خنجر بزند.

111.jpgفرارو - حسین شریعتمداری در یادداشتی در خصوص احتمال آتش بس نوشت: ۱- این هشدار از امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که: الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ .... زین‌هار! از دشمن پس از آشتی کردن [آتش بس] بر حذر باش، زیرا دشمن چه بسا تظاهر به آشتی می‌کند و نمایش صلح می‌دهد تا طرف مقابل را غافلگیر کند، بنابراین جانب احتیاط و دوراندیشی را رها مکن و در این‌باره خوش‌گمانی خود نسبت به دشمن را متهم کن! (به دشمن حسن ظن نداشته باش) ... آن‌هم دشمنانی مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی که بارها نشان داده‌اند به هیچ عهد و پیمان و خط قرمزی پایبند نیستند و هنگامی که عرصه بر آنها تنگ می شود، سالوسانه به گدائی صلح ‌و آتش‌بس می‌آیند تا فرصتی برای تجدید قوا و حمله بعدی داشته باشند! واسطه تراشی‌های آشکار و پنهان دشمن برای گدائی آتش بس، دو نشانه در خود دارد: اول؛ اعتراف به ناکامی و شکست و دوم؛ نیاز به تجدید قوا برای حمله بعدی. این هر دو نشانه در جنگ ۱۲ روزه تجربه شده است و علم و عقل و تجربه حکم می‌کند که باید از آن اجتناب کرد.

۲- دشمن در حالت استیصال به هر سخنی که نشانه پذیرش آتش‌بس باشد نیز به شدت نیاز دارد، حتی اگر به اشتباه و بدون منظوری خاص بیان شده و یا به خطای ناخواسته بر قلم رفته باشد. دشمن با بهره گیری از اینگونه اظهارات از یکسو شکست خود را پنهان می‌کند و از سوی دیگر حمله ابلهانه خود را در افکار عمومی مردمی که به آن‌ها وابسته است موجه جلوه می‌دهد! از این روی سخن از آتش بس،‌ کوچه بازکردن برای دشمن است.

۳- گاه اتفاق افتاده که مسئولی نه از روی باور و اعتقاد، بلکه به احتمال زیاد از سر غفلت و یا کم‌توجهی سخنی از این دست بر زبان آورده و دشمن که تشنه آن است در پی سوء استفاده برآمده باشد. که در این حالت تصحیح سخن از جانب مسئول یاد شده ضروری است و تا کنون نیز چنین بوده و دشمن در سوء استفاده ناکام مانده است.

۴- گفتنی است که اخیراً نمونه ای از این نوع اشتباه لفظی را در اظهارات یکی از مسئولان ارشد کشورمان شاهد بودیم که دشمن سعی در سوء استفاده از آن را داشت ولی مسئول یاد شده آن اشتباه لفظی را اصلاح نمود و برداشت دشمن را با قاطعیت رد کرد. نکته تاسف‌آور آن که دو تن از نزدیکان ایشان اصرار داشتند سخنی را که به اشتباه گفته شده بود، در همان سمت و سوی اشتباه نشان داده و تفسیر کنند! جا دارد به افرادی با این اندازه از کج فهمی گفت؛ لطفاً سکوت را رعایت فرمائید و اگر یار قافله نیستید، بار اضافی نباشید!

۵- همین‌جا باید به نامه رئیس دانشگاه تهران به وزیر علوم اشاره کرد که به نمایندگی از رؤسای ۱۵ دانشگاه از ایشان خواسته است نیروهای مسلح‌ کشورمان در پاسخ حملات دشمن به دانشگاه‌ها و مراکز علمی از مقابله به مثل خودداری کنند تا به قول ایشان «حرمت نهاد مقدس علم فرو نهاده نشود»! این درخواست غیر از همسوئی (احتمالاً نادانسته) با دشمن نمی‌تواند ترجمه دیگری داشته باشد! و اما، تهیه‌کنندگان این نامه با مشاهده اعتراض گسترده اساتید و اقشار مختلف مردم، این بیانیه را از سایت دانشگاه حذف کرده‌اند! ولی این پرسش همچنان باقی است که اقدام سخیف آن‌ها ناشی از جهل بوده است یا خیانت؟! پاسخ آقایان به این پرسش هرچه باشد، در این نکته تردیدی نیست که شایسته ادامه حضور در پست‌های خود نیستند!

22.jpgایندیپندنت - باراک راوید، خبرنگار آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی اعلام کرد که علت هدف قرار گرفتن پل بیلقان (بی۱) در استان البرز، استفاده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از آن بوده است.

راوید در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یک مقام آمریکایی به من گفت که این پل به این دلیل هدف حمله قرار گرفت که نیروهای مسلح ایران از آن برای انتقال مخفیانه موشک‌ها و قطعات موشکی از تهران به سایت‌های پرتاب در غرب ایران و همچنین برای ارائه پشتیبانی لجستیکی به نظامیان مستقر در تهران استفاده می‌کردند.»

پل بیلقان در استان البرز، مرتفع‌ترین پل خاورمیانه بود که هنوز به‌طور کامل راه‌اندازی نشده بود. روز پنجشنبه این پل در دو مرحله هدف حملات هوایی قرار گرفت.

ارتش اسرائیل در پاسخ به پیگیری‌های سی‌ان‌ان نسبت به این عملیات اظهار بی‌اطلاعی کرد و ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نیز توضیحی در این‌باره ارائه نداد.

fox.jpgتلاش جمهوری اسلامی برای آتش‌بس می‌تواند «چرخه‌ای از فریب» باشد، در حالی‌که یک چهره سایه‌نشین در حال کسب قدرت است

افرَت لاچر، فاکس نیوز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

کارشناسان هشدار می‌دهند که اختیار واقعی درباره جنگ و صلح در دست چهره‌های مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است...

دونالد ترامپ روز چهارشنبه گفت که جمهوری‌اسلامی ممکن است به دنبال آتش‌بس باشد، اما تحلیلگران می‌گویند قدرت واقعی در دست چهره‌های تندرو درون سپاه پاسداران، از جمله احمد وحیدی، قرار دارند.

ترامپ نام مقام ایرانی مورد نظرش را ذکر نکرد، اما به‌نظر می‌رسد منظور او رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان بوده است. او نوشت: «رئیس‌جمهور جدید رژیم ایران، که بسیار کمتر رادیکال و بسیار باهوش‌تر از پیشینیانش است، همین حالا از ایالات متحده آمریکا درخواست آتش‌بس کرده است! ما زمانی این موضوع را بررسی خواهیم کرد که تنگه هرمز باز، آزاد و امن باشد. تا آن زمان، ما جمهوری‌اسلامی را کاملاً نابود می‌کنیم»

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که پزشکیان کنترل تصمیمات مربوط به جنگ و صلح را در اختیار ندارد. بهنام بن‌طالب‌لو، پژوهشگر ارشد در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، به فاکس‌نیوز دیجیتال گفت: «او به‌وضوح این اختیار را ندارد که یک درگیری نظامی بزرگ با ایالات متحده را آغاز یا متوقف کند.» به گفته تحلیلگران، قدرت واقعی در دست چهره‌های ارشد مرتبط با سپاه پاسداران است؛ از جمله احمد وحیدی، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس، و محمد ذوالقدر، مقام امنیتی، که همگی در شبکه‌هایی با نفوذ درهم‌تنیده و هم‌پوشان فعالیت می‌کنند. بن‌طالب‌لو افزود: «سؤال این است که آیا آنچه به رئیس‌جمهور ترامپ منتقل شده واقعی بوده یا صرفاً مانور و بده‌بستان‌های یک فرد جاه‌طلب است؟»

در همین حال، توجه‌ها به احمد وحیدی، چهره‌ای که از او به‌عنوان یک تندرو و بازیگر پشت‌پرده یاد می‌شود، جلب شده است فرمانده‌ای باسابقه در سپاه پاسداران که بازگشت او نشانه‌ای از تغییرات گسترده‌تر در ساختار قدرت در جمهوری‌اسلامی تلقی می‌شود.

qa.jpgیورونیوز - کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه، با تاکید بر لزوم تدوین پروتکل مشترک میان ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در حال نهایی کردن پیش‌نویس این توافق برای تضمین «عبور ایمن و بدون مخاطره» شناورهاست. بر اساس این طرح، تمامی کشتی‌های تجاری و نظامی ملزم به هماهنگی قبلی و اخذ مجوزهای لازم از کشورهای ساحلی خواهند بود.

او در گفت‌وگویی با رسانه روسی اسپوتنیک تصریح کرد که این پروتکل شامل چهار محور اصلی «وضعیت عبور کشتی‌های نظامی»، «مقررات کشتی‌های تجاری»، «مسئولیت کشورهای ساحلی در تضمین امنیت» و «تکالیف صاحبان کالا» است. غریب‌آبادی همچنین خاطرنشان کرد که کشتی‌های عبوری باید هزینه‌ خدمات ارائه شده توسط کشورهای ساحلی در زمینه‌های ایمنی، امنیت و حفظ محیط زیست را جبران کنند؛ اقدامی که به گفته او نه به معنای محدودیت، بلکه برای تسهیل تردد و ارائه خدمات بهتر در این آبراه بین‌المللی است.

غریب آبادی همچنین به موضوع تعیین عوارض برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز پرداخت.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

او در این گفت‌وگو تاکید کرد که ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی در تلاشند تا پروتکل‌های لازم برای عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز را تدقیق و تعیین کنند. به گفته او «برای نمونه پروتکل مربوط با عبور و مرور کشتی جنگی با دیگر کشتی‌ها متفاوت است.»

او تاکید کرد که که هنوز برای بحث در مورد میزان دقیق اینکه تعرفه خواهیم گرفت و اینکه میزان عوارض چقدر خواهد بود، خیلی زود است، زیرا این موضوع هنوز در دست بررسی قرار دارد.

killed31.jpgتوانا - خبرگزاری «دفاع مقدس» وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی از کشته‌شدن محمدعلی فتحعلی‌زاده، سرتیپ سپاه و فرمانده یگان فاتحین سپاه پاسداران، خبر داده است.

بر اساس این گزارش، او روز چهارشنبه ۱۲ فروردین کشته شده، اما هیچ توضیحی درباره زمان دقیق یا نحوه کشته‌شدنش ارائه نشده است. برخی رسانه‌های داخلی نیز این خبر را تأیید کرده‌اند، بدون آنکه جزئیات بیشتری منتشر کنند.

فتحعلی‌زاده فروردین ۱۴۰۴ به فرماندهی یگان فاتحین منصوب شده بود. یگان فاتحین یکی از واحدهای ویژه زیرمجموعه سپاه پاسداران است که به‌عنوان «واحد ویژه بسیج» نیز شناخته می‌شود. اعضای این یگان آموزش‌های نظامی پیشرفته‌تری نسبت به نیروهای عادی بسیج می‌بینند.

این یگان سابقه حضور در جنگ داخلی سوریه را دارد و در سال‌های اخیر نیز در سرکوب اعتراضات مردمی در ایران، از جمله اعتراضات ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴، نقش داشته است. همچنین گفته می‌شود این واحد از زمان تأسیس خود در اواخر دهه ۷۰، در مواجهه با اعتراضات داخلی به‌کار گرفته شده است.

attackedP.jpg

trump.jpgترامپ با تایید حمله به پل کرج، تهدید کرد که اتفاقات بیشتری در راه است

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا ویدیویی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد که نشان‌دهنده تخریب بزرگ‌ترین پل در ایران در پی یک حمله بود.

او اعلام کرد زمان آن رسیده است که جمهوری اسلامی «پیش از آن‌که خیلی دیر شود» به توافق برسد.

ترامپ نوشت: «بزرگ‌ترین پل در ایران فرو می‌ریزد و دیگر هرگز مورد استفاده قرار نخواهد گرفت -- موارد بسیار بیشتری در راه است! اکنون زمان آن رسیده است که ایران پیش از آن‌که خیلی دیر شود توافق کند، و دیگر چیزی از آنچه هنوز می‌تواند به یک کشور بزرگ تبدیل شود باقی نماند!»

مقام‌های ایران می‌گویند که این پل در حال احداث امروز دوبار هدف قرار گرفت و دو کشته و چندین مجروح بر جای گذاشت. همچنین برق جاده چالوس قطع شده است.

***

teenExc.jpgامیرحسین حاتمی، زندانی سیاسی ۱۸ ساله و از بازداشتی‌های اعتراضات دی ماه اعدام شد

یورونیوز - میزان، خبرگزاری قوه قضاییه ایران اعلان کرد امیرحسین حاتمی، زندانی سیاسی ۱۸ ساله بامداد پنجشنبه اعدام شد.

اتهام این شهروند جوان که در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت و زندانی شده بود، «آتش زدن یک مکان نظامی» اعلام شده است. مکان «نظامی» مورد نظر گزارش میزان، پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران بوده است.

در این پرونده نام چهار جوان زندانی دیگر به نام‌های محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم نیز مطرح است که بنا به گزارش‌ها، پیشتر از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و به مکان نانعلومی برده شده بودند.

حکم اعدام این افراد در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ توسط قاضی صلواتی صادر شده است.

کنشگران حقوق بشر و بسیاری از کاربران فضای مجازی درباره وضعیت این زندانیان و خطر اعدام آنها هشدار داده بودند.

نسرین ستوده بازداشت شد

| No Comments

sotudeh.jpgیورونیوز - خانواده نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال برجسته حقوق بشر از بازداشت وی در منزل شخصی‌اش در تهران خبر دادند. مهراوه خندان، دختر خانم ستوده در صفحه اینستاگرام خود نوشت «مامان شب گذشته در حالی که در خانه تنها بوده، بازداشت شده است.»

مهدیه گلرو، فعال سیاسی نیز با اعلام این خبر در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی ایکس یاد آور شد وی از امضا کنندگان بیانیه ۱۷ است که گروهی از کنشگران مدنی در اعتراض به وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور منتشر کرده بودند.

این وکیل مدافع حقوق بشر در سال‌های گذشته بارها به دلیل فعالیت‌های مدنی و دفاع از زندانیان سیاسی بازداشت و زندانی شده بود. او پس از آزادی نیز همواره تحت فشار و محدودیت‌های امنیتی قرار داشت.

براساس گزارش‌ها، همسر او رضا خندان نیز هم‌اکنون در زندان به سر می‌برد. به گفته وکلا و نزدیکان خانم ستوده، نیروهای امنیتی حین بازداشت تمامی لوازم الکترونیک شخصی، از جمله گوشی موبایل و لب‌تاپ وی را ضبط کرده‌اند.

31.jpgایندیپندنت - دولت آرژانتین اعلام کرد کاردار جمهوری اسلامی در بوینس آیرس را «عنصر نامطلوب» اعلام کرده و او را از کشور اخراج کرده است.

بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه آرژانتین، محسن سلطانی تهرانی باید ظرف ۴۸ ساعت خاک این کشور را ترک کند. این تصمیم در واکنش به بیانیه اخیر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اتخاذ شده است؛ بیانیه‌ای که در آن، خاویر میلی، رئیس‌جمهوری آرژانتین و وزیر خارجه این کشور به همدستی در حملات نظامی علیه ایران متهم شده بودند.

وزیر امور خارجه آرژانتین این اتهامات را «بی‌اساس، نادرست و توهین‌آمیز» توصیف کرد و آن را رد کرد. این تنش دیپلماتیک در حالی رخ می‌دهد که دولت میلی در روزهای گذشته سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده است.

روابط ایران و آرژانتین پیش‌تر نیز پس از انفجار سفارت اسرائیل در بوینس‌آیرس در سال ۱۹۹۲ و حمله به مرکز یهودیان آرژانتین (آمیا) در سال ۱۹۹۴ به‌شدت تیره شد.

تیفانی نوه عارف در امریکا

| No Comments

tahmasebi.jpgدر آغاز، باید بدون ابهام گفت: جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌ها مرتکب نقض‌های گسترده و سیستماتیک حقوق بشر شده است؛ از سرکوب‌های خونین، اعدام‌ها، تبعیض علیه زنان، اقلیت‌های مذهبی و جنسی، تا خاموش کردن هر صدای مخالف. رخدادهای خونین ژانویه، با هر آماری که ارائه شود، نشان داد که این نظام در مواجهه با مردم خود تا چه حد می‌تواند بی‌رحم باشد. این صرفاً یک بحران داخلی نیست، بلکه هشداری است برای جهان. اگر چنین الگوهایی به نام ایدئولوژی یا حتی تحت پوشش آزادی بیان و تساهل در جوامع دیگر نیز ریشه بدوانند، پیامدهای آن می‌تواند فراتر از مرزهای ایران، جان انسان‌ها را در سطح جهانی تهدید کند.

در چنین شرایطی، بسیاری از ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج، به دنبال راهی برای گذار از وضعیت موجود هستند. در این میان، رضا پهلوی برای بخشی از جامعه به عنوان یک چهره قابل شناسایی مطرح شده است که می‌تواند در یک دوره گذار نقش تسهیل‌کننده داشته باشد؛ نه لزوماً به عنوان یک حاکم دائمی، بلکه به عنوان پلی برای رسیدن به آینده‌ای که در آن مردم ایران خود درباره نظام سیاسی‌شان تصمیم بگیرند. این نکته کلیدی است: مشروعیت هر آینده‌ای باید از اراده مردم ناشی شود، نه از یک فرد یا خاندان.

با این حال، تجربه تاریخی ما هشدار می‌دهد. تبدیل یک فرد به چهره‌ای مقدس یا «منجی»، هرچند با نیت خیر، می‌تواند ما را به همان چرخه‌ای بازگرداند که در گذشته تجربه کرده‌ایم. نحوه برخورد با روح‌الله خمینی در سال‌های انقلاب ۱۳۵۷، و نیز نمونه‌های متعدد از رهبران اقتدارگرا در جهان، نشان می‌دهد که اسطوره‌سازی از افراد، راه را برای نقد، پاسخگویی و اصلاح می‌بندد.

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

آوردن نیر‌وهای مزدور حشدالشعبی از عراق، فاطمیه از افغانستان و زینبیون از پاکستان، چه معنایی دارد؟

* معنای نخست آن ریزش فراوان، ازهم پاشیدگی و فرسایش در نیروی های بسیجی و سپاهی است.

*معنای دوم از هم پاشیدگی در بازمانده حکومت و ترس شدیداز ناتوانی در برابر خیزش دوباه مردم که این بار برای تعیین سرنوشت خود و ایران خواهد بود و می تواند رزم نهایی مردم ایران با این حکومت ضد ایرانی و ضد انسانی باشد. در حقیقت آوردن این نیروهای مزدور حکایت از عدم اعتماد به نیروهای سرکوب‌گر درونی و سستی آنان نیز دارد.

هدف چند گانه از آوردن این نیروها

بنا براین، آوردن این نیروها هم برای دلگرمی به نیروهای سرکوبگر داخلی است ، هم برای رویارویی با خیزش مردم و هم مقابله با احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران است. این کوته فکرها فکر می‌کنند آمریکا و اسراییل برای برخورد با این مزدوران برنامه ریزی نخواهند داشت. اگر حمله زمینی انجام شود چنان این نیروهای مزدور را در کوتاه مدتی تار ومار کنند که هرگز فراموش نشود. از سویی دیگر مردم ایران در نخستین مجال به حساب بازمانده این مزدوران خواهند رسید. عمودی آمده‌اند و افقی بازخواهند گشت.

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgاروپایی‌ها در کنار روسیه، مخالفت خود را از اقدامات آمریکا و اسراییل در تنبیه رژیم اسلامی اعلام نمودند. به‌زعم وزیر خارجه روسیه، تلاش برای تغییر رژیم در ایران با هدف کنترل منابع انرژی از سوی آمریکا بوده است و بحران جاری خاورمیانه می‌تواند به یک درگیری گسترده‌تر منطقه‌ای تبدیل شود. مقامات آلمانی نیز ضمن مخالفت با تغییر رژیم در ایران، حمله نظامی آمریکا به رژیم را بر خلاف قوانین بین‌المللی نام برده‌اند. فرانسه، ایتالیا و اسپانیا نیز استفاده از پایگاه‌های مشترک و نیز عبور از حریم هوایی خود به هواپیماهای آمریکایی را ممنوع نمودند. فرانسه همچنین اجازه نداد هواپیماهایی که به مقصد اسراییل و حامل تجهیزات نظامی بودند از حریم آن کشور عبور کنند. کشورهای حوزه خلیج فارس بالعکس اروپا، از ترامپ تقاضا نمودند که تا شکست قطعی رژیم متجاسر حاکم بر ایران، به جنگ با این رژیم ادامه دهند.

ترامپ در پاسخ اروپایی‌ها اعلام نمود: همه آن کشورهایی که به‌علت بسته شدن تنگه هرمز توسط رژیم تهران نمی‌توانند سوخت دریافت کنند، مانند بریتانیا که از مشارکت در قطع سر رژیم ایران خودداری نمود، می‌توانند کمی شجاعت به خرج داده، تنگه هرمز را بازگشایی نمایند و باید یاد بگیرند که برای منافع خود به جنگ اند. آمریکا از این پس برای کمک به شما آنجا نخواهد بود، همان‌طور که شما برای ما نبودید.

اکنون ضمن تشکر و قدردانی از ترامپ و نتانیاهو که در چنین روزهای سرنوشت‌ساز در کنار ملت ایران بودند، خطاب ملت ایران به دیگران که بقای رژیم را ترجیح دادند این است: ممنونیم که خود را لو داده و شناساندید، زمستان می‌گذرد و روسیاهی به ذغال می‌ماند. اکنون آینده سیاسی ما ملت ایران در تنظیم روابط با جامعه جهانی روشن‌تر از همیشه شده است. ممنونیم.

علی‌اکبر امیدمهر

Babak_Khati.jpgاین مقاله با تکیه بر دکترین "مسئولیت حمایت" (R2P) تلاش می‌کند نشان دهد که فراتر از مواضع صفر و صدی، می‌توان مسیر خروج از بن‌بست راهبردی کنونی را نه در تشدید جنگ یا توافق‌های ناپایدار، بلکه در جهت انتقال تدریجی منازعه به یک چارچوب قانون‌محور بین‌المللی جست‌وجو کرد. هدف این رویکرد واگذاری مدیریت بحران تا حد ممکن به نهادهای بین‌المللی است.

اقدامی که هرچند تحقق آن با توجه به واقعیات صحنه به طور کامل ممکن نیست، اما می‌تواند با ایجاد لایه‌های مؤثر نظارتی، به پاسخگویی و محدودسازی خشونت در دل این منازعه منجر شود.

بن‌بست موجود: جنگی بدون امکان پیروزی روشن

تقابل نظامی میان جمهوری اسلامی و بازیگران خارجی، به‌رغم عدم توازن جدی در قدرت نظامی و برتری یک‌طرفه آمریکا و اسرائیل، به نقطه‌ای رسیده که "اعلام" دستیابی به یک "پیروزی قطعی" در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.

وضعیتی که فرای پیچیدگی‌های رسانه‌ای در دنیای کنونی در روایت‌ یک اتفاق، ریشه در ماهیت ساختاری و ایدئولوژیک حکومت دارد: ساختاری که در آن، حفظ قدرت مقدم بر حفظ جان شهروندان است و حتی در شرایط جنگی نیز نه تنها هزینه‌های انسانی کاملا بی‌اهمیت تلقی می‌شود که از آن به عنوان سپری برای بقای حکومت استفاده می‌شود.

در چنین الگویی، استفاده ابزاری از غیرنظامیان چه در قالب سپر انسانی (در زمان حمله آمریکا و اسرائیل) و چه از طریق گسترش دامنه آسیب به مناطق مسکونی (در زمان حمله حکومت اسلامی) به بخشی از منطق بقای حکومت تبدیل شده است.

برای درک بهتر این بن بست این مساله را باید در کنار تفسیر ایدئولویک حکومت و خلق تئوری "پیروزی خون بر شمشیر" قرار داد که هر اتفاقی حتی سهمگین‌ترین شکست‌ها را هم به عنوان برد خود تعبیر می‌کند.

pakneujad.jpgدر مقاله نخست (ترازوی خیانت)، به این حقیقتِ تلخ اشاره شد که تداوم حضور رژیمی که مأموریتش تخریب ایران و به فلاکت انداختن ملت است، محصولِ مستقیمِ ناآگاهی‌ها و تفرقه‌هایی است که میان ما وجود دارد. واقعیت این است که اگر ما از آگاهی‌های لازمِ سیاسی-مبارزاتی برخوردار بودیم و به مسئولیت‌های خود در قبال منافع ملی واقف می‌شدیم، این رژیم نه امکانِ به قدرت رسیدن می‌یافت و نه می‌توانست ۴۷ سال بر سرنوشت ما حاکم بماند.

اما پرسش حیاتی اینجاست: چرا با وجود آگاهی از تمامیِ جنایت‌ها، خیانت‌ها و نکبتی که بر سرِمیهن و ما ملت آمده، هنوز نتوانسته‌ایم به یک «همبستگی فراگیر ملی» دست یابیم؟ پاسخ را باید در وهله‌ی نخست در غفلت از مسئولیت‌های ملی و در وهله‌ی دوم در نقشِ مخربِ «اپوزیسیون‌نماهایی» جست که منافعشان در بقای وضع موجود گره خورده است. اگر آگاهی ملی ما به بلوغ رسیده بود، این جریاناتِ منحرف هرگز نمی‌توانستند با فریب و تفرقه‌افکنی، جنبش را به انحراف برده و عمرِ رژیم را طولانی کنند.

امروز، انتخاب میانِ «همبستگی با هم» یا ادامه مسیرِ فعلی، انتخاب میانِ نجات یا خیانت به خود و نسل‌های آینده است. ضرورتِ این همبستگی را می‌توان از سه زاویه‌ی غیرقابل‌انکار اثبات کرد:

۱- زاویه منافع ملی: ترازوی بقایِ تمدنی

منافع ملی، به زبان ساده مجموعِ منافعِ تک‌تکِ آحاد ملت است؛ نه آن دروغی که رژیم به نام منافع خود به خوردِ جامعه می‌دهد. منافع ملی یعنی: تحقق زندگیِ بهتر (رفاه)، آسوده‌تر (نداشتن نگرانی نسبت به آینده خود و فرزندان) و مطمئن‌تر (در پناهِ صلح و امنیت داخلی و بین‌المللی).

Bahram_Farokhi_2.jpgاین مقاله در روزهایی آماده انتشار بود که هنوز آتش جنگ، دود و خاکسترش را بر سر هم‌وطنان درون مرزها فرو نریخته بود.

اما در همان روزهای پرهیاهو، به دلایلی از انتشار آن خودداری کردم.

اکنون، بیش از یک ماه از آن حمله نظامی گذشته است, حمله‌ای که با مشارکت آمریکا و اسرائیل، به گفته دونالد ترامپ، به حذف چندین سطح از رهبران سیاسی و نظامی رژیم اسلامی انجامید. حمله‌ای که با بمباران گسترده هزاران نقطه از کشور,از زیرساخت‌های حیاتی گرفته تا صنایع فولاد، داروسازی و غذایی,و با ویرانی ده‌ها هزار واحد مسکونی، چهره‌ای زخم‌خورده از ایران به‌جا گذاشت.

و با این‌همه، واقعیتی تلخ همچنان پابرجاست: این رژیم هنوز بر سر کار است.
در شرایطی که سخن از احتمال اعزام نیروی زمینی، اشغال سواحل و جزایر جنوبی ایران و میادین نفتی، و حتی طرح‌هایی برای نابودی کامل زیرساخت‌های کشور و تحویل "زمین سوخته" به آیندگان به میان آمده، سکوت دیگر جایز نیست.

آنچه در حال رقم خوردن است، صرفاً یک تقابل نظامی یا تغییر سیاسی نیست، این، تهدیدی علیه هستیِ جغرافیای ایران است.

از همین رو، امروز تصمیم گرفتم این مقاله را منتشر کنم، نه صرفاً به‌عنوان یک تحلیل، بلکه به‌مثابه هشداری صریح و بی‌پرده. هشداری برای آنان که دل در گرو ایران دارند، برای وطن‌پرستانی که می‌دانند اگر ایران نباشد، دیگر شکل و نام حکومت آینده، هیچ معنا و مفهومی نخواهد داشت.

این نوشته، دعوتی است به بیداری، به اعتراض، بازاندیشی به اولویت‌ها پیش از آنکه آنچه باید حفظ شود، برای همیشه از دست برود.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ذهن بسیاری از ناظران و دلسوزان ایران را به خود مشغول کرده، نه صرفاً "پایان" یک نظام سیاسی، بلکه "آغاز" نظمی است که هنوز نشانه‌های روشنی از آن دیده نمی‌شود. ترس اصلی، نه از فروپاشی، بلکه از خلأیی است که ممکن است پس از آن سر برآورد, خلأیی که تاریخ بارها نشان داده می‌تواند به‌مراتب خطرناک‌تر از خودِ وضعیت پیشین باشد.

31.jpgفرارو - حساب مجید موسوی فرمانده هوا و فضای سپاه در شبکه ایکس مسدود شده است.

Untitled-2.jpg

توسعه سلاح‌های جدید: «دمپایی هدایت‌شونده با دقت بالا» که همیشه به هدفش می‌خورد!

***

trump.jpgادعای پیروزی، تهدید به تشدید

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در آغاز سخنان خود در گفت‌وگو با ملت آمریکا درباره عملیات خشم حماسی در سخنانی با انتقاد از سیاست‌های دولت باراک اوباما، مدعی شد که در دوره او ۱.۷ میلیارد دلار پول نقد از طریق بانک‌هایی در ویرجینیا، واشینگتن دی‌سی و مریلند به حکومت ایران پرداخت شد؛ اقدامی که به گفته او توانست مسیر دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای را هموار کند.

ترامپ می‌گوید آمریکا به عنوان یک نیروی نظامی توقف‌ناپذیر است. او می‌گوید این جنگ «یک سرمایه‌گذاری واقعی» برای کودکان آمریکا و نسل‌های آینده است.

او سپس به طولانی بودن جنگ‌ها در قرن‌های ۲۰ و ۲۱ اشاره کرد و گفت جنگ‌های عراق و افغانستان سال‌ها طول کشیدند، اما این درگیری تنها ۳۲ روز ادامه داشته است.

ترامپ می‌گوید آمریکایی‌ها دیگر در معرض تهدید تجاوز جمهوری‌اسلامی و «شبح باج‌خواهی هسته‌ای» نیستند و ایالات متحده «ایمن‌تر، قوی‌تر و مرفه‌تر» از همیشه خواهد بود.

تهدید دوباره ترامپ به حمله به زیرساخت‌های نفت و انرژی ایران

دونالد ترامپ در قسمتی از سخنرانی امشب خود، بار دیگر تهدید کرد که آمریکا می‌تواند با هدف قرار دادن زیرساخت‌های نفت و انرژی، ایران را به «عصر حجر» برگرداند.

آقای ترامپ در بخشی از سخنانش گفت: «ما در حال رسیدن به تمام اهداف نظامی آمریکا هستیم. خیلی زود به آنجا می‌رسیم. ما در دو تا سه هفته آینده آنها را بسیار شدید خواهیم زد. ما آنها را به عصرحجر باز می‌گردانیم.»

ترامپ با تکرار سخنان پیشینش در مورد رهبران جدید ایران گفت: «گروه جدید کمتر رادیکال هستند و منطقی‌تر هستند. اگر در این مدت توافقی صورت نگیرد، ما اهدافی اساسی را برای زدن مد نظر داریم. اگر در این مدت به توافق نرسیم تمام نیروگاه‌های برق آنها را خواهیم زد. آن‌ها را بد و احتمالا همزمان خواهیم زد. ما تاسیسات نفتی آنها را تا امروز نزده‌ایم در صورتی که ساده‌ترین هدف برای ما بود.»

ویدیوهای ارسال‌ شده به ایران‌اینترنشنال، لحظه حمله به پل بی-۱ و انفجار آن را در آزادراه شمالی کرج در پنجشنبه ۱۳ فروردین نشان می‌دهد. به گفته رسانه‌ها، این پل بلندترین پل خاورمیانه بود.

ویدیوی منتشرشده در صفحه «وحید آنلاین» نشان می‌دهد روز پنجشنبه پس از حملات دوباره به پل بی-۱ در کرج بخشی از این پل فرو می‌ریزد.

رسانه‌های ایران روز پنجشنبه ۱۳ فروردین از حمله هوایی به پل «بی۱» یکی از سازه‌های مهم آزادراه تهران شمال خبر دادند.

bridgeL.jpg

خبرنامه گویا - پل «بی-۱» (بیلقان) در کرج، بخشی از پروژه بزرگراه شمالی و یکی از گره‌های مهم ارتباطی میان تهران، کرج و مسیرهای غرب کشور است؛ سازه‌ای عظیم که هدف اصلی آن کاهش ترافیک و تسهیل جابه‌جایی در یکی از پرترددترین کریدورهای کشور عنوان شده است. با این حال، در چارچوب تحلیل‌های نظامی، چنین زیرساخت‌هایی معمولاً «دوگانه» تلقی می‌شوند؛ به این معنا که اگرچه کاربری رسمی آن‌ها غیرنظامی است، اما در شرایط بحران می‌توانند برای انتقال نیرو، تجهیزات و پشتیبانی لجستیکی مورد استفاده قرار گیرند.

از این منظر، موقعیت جغرافیایی کرج در نزدیکی تهران و در مسیر اتصال به غرب، به این پل اهمیتی فراتر از یک پروژه عمرانی می‌دهد. پل‌های بزرگ از نظر نظامی به‌عنوان «گلوگاه‌های ارتباطی» شناخته می‌شوند و هرگونه اختلال در آن‌ها می‌تواند جابه‌جایی را کند کرده، مسیرهای جایگزین را تحت فشار قرار دهد و حتی اثرات روانی قابل‌توجهی در سطح شهری و رسانه‌ای ایجاد کند. به همین دلیل، هدف قرار گرفتن چنین سازه‌ای در صورت تأیید می‌تواند در چارچوب اهداف «زیرساختی-استراتژیک» ارزیابی شود، نه صرفاً یک هدف کاملاً غیرنظامی.

11.jpg

فرمانده هوافضا به هگست: سنگ قبرهایتان را آماده کرده‌اید؟

پی‌نوشت: انهدام مرکز تجمع اسکادران هوایی ارتش تروریستی آمریکا در پایگاه الخرج در عربستان سعودی

Untitled-1.jpg

تصویر منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد دو مامور امنیتی حکومت موتورهای خود را بین وسایل بازی‌های کودکان در یک پارک پنهان کرده‌اند.

محل و زمان دقیق این پارک مشخص نشده است.

motor11.jpg

terror.jpgایندیپندنت فارسی - به گزارش رویترز، مقام‌های آمریکایی به میانجی‌ها «اطمینان‌های روشن» داده‌اند که عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در جریان تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به عملیات نظامی هدف حمله قرار نخواهند گرفت. این موضوع را دو مقام منطقه‌ای و یک منبع آگاه از این روند اعلام کرده‌اند.

به گفته این منبع، پاکستان از واشینگتن خواسته بود که برای حذف نام این دو مقام از فهرست اهداف اسرائیل مداخله کند. سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل نیز پیش‌تر در نامه‌ای به سازمان ملل درباره تهدید جان عراقچی و قالیباف ابراز نگرانی کرده بود. این درحالی است که ده‌ها مقام ارشد جمهوری اسلامی در یک ماه اخیر کشته شده‌اند.

به گزارش رویترز، دفتر نخست‌وزیر اسرائیل و ارتش این کشور به درخواست برای اظهار نظر در این‌باره پاسخی ندادند.

یکی از مقام‌های دخیل در روند میانجی‌گری گفت این تضمین‌ها همچنین به درخواست دیگر میانجی‌های منطقه‌ای داده شده تا ارتباط با رژیم ایران تسهیل شود و زمینه برای گفت‌وگوهای غیرمستقیم فراهم شود.

حسن روحانی وارد میدان شد

| No Comments

111.jpgایران اینترنشنال - حسن روحانی، رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، در پیامی نوشت که باید برای پایان دادن «عزت‌مندانه» به جنگ، به نفع مصالح کشور و مردم، آمادگی داشت و هماهنگی امکانات کشور برای جلوگیری از تعرض به جزایر خلیج فارس و حفظ کنترل تنگه هرمز ضروری است.


او افزود: با توجه به مسئولیت شورای عالی امنیت ملی در مدیریت شرایط جنگی کشور، شایسته است این شورا برای خنثی‌سازی طرح‌های «تجاوزگرانه و فریبکارانه» دشمن، سناریوهای مختلف ادامه یا پایان جنگ را به فوریت در فرایند قانونی بحث و تصمیم‌گیری قرار دهد.


حسن روحانی اضافه کرد: لازمه حفظ کشور و نظام جمهوری اسلامی، اعمال فوری اصلاحات اساسی در سیاست‌گذاری‌هاست و مردم حجت را بر مسئولان تمام کرده‌اند.

kharazi.jpgخبرگزاری‌های حکومتی از حمله هوایی به خانه کمال خرازی، خبر دادند.

بر اساس این گزارش‌ها کمال خرازی«به شدت مجروح» شده و در بیمارستان بستری است و همسرش کشته شده است.

کمال خرازی دوشنبه ۱۸ اسفند گفت که حکومت ایران برای «جنگی بلندمدت با آمریکا» آماده است.

او پیش‌تر نیز گفته بود: «ما تصمیمی برای تولید بمب هسته‌ای نداریم اما اگر موجودیت ایران تهدید شود، ناچاریم دکترین هسته‌ای خود را تغییر دهیم.»

کمال خرازی هماهنگی های دیدار با مقامات آمریکا را از طریق پاکستان بر عهده داشت

ایندیپندنت فارسی - نیویورک‌تایمز در گزارشی به نقل از مقامات جمهوری اسلامی که نام آنها را اعلام نکرده گزارش داده که کمال خرازی، وزیر خارجه اسبق و نماینده اسبق جمهوری اسلامی در سازمان ملل که اخیرا در حمله به محل اختفایش به شدت زخمی شده، در روزهای گذشته بر هماهنگی‌های مربوط به دیدار احتمالی با جی‌دی‌ ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا نظارت داشته است.

***

جیسن برادسکی تحلیلگر مسائل خاورمیانه در واکنش به ادعای منابع ایرانیِ نقل‌شده در روزنامه نیویورک‌تایمز درباره تلاش برای ترور کمال خرازی نوشت:

«به نظر می‌رسد این منابع ایرانی بخشی از یک عملیات اطلاعاتی از سوی حکومت ایران باشند تا چنین القا کنند که اسرائیل با حمله به کمال خرازی روند دیپلماسی را تخریب کرده است. با این حال، بسیار بعید می‌دانم که ایالات متحده در جریان این موضوع نبوده باشد. به یاد داشته باشید که آمریکا پیش‌تر، در آستانه تعامل با پاکستان، نام محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی را از فهرست اهداف حذف کرده بود.»

11.jpgایران اینترنشنال - شرکت اطلاعاتی استرایدر تکنولوژیز در گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی با استفاده از شبکه‌ای مخفی از شرکت‌های صوری، تحریم‌های بین‌المللی را دور می‌زند و توانسته است به کمک روسیه و چین، تولید پهپادهای انتحاری خود را حفظ کند.

طبق این گزارش، یک شرکت ایرانی به‌عنوان «واسطه» برای شرکت‌هایی مرتبط با ارتش آزادی‌بخش خلق چین و جرایم سازمان‌یافته روسیه عمل می‌کند تا قطعات پهپادهای شاهد ایران را ارسال کنند پژوهشگران این گروه اطلاعاتی، موسسه پارس آیرو کرمان، تامین‌کننده پهپاد در ایران با ارتباطات مستند با ارتش جمهوری اسلامی، را به‌عنوان عامل کلیدی در تامین پهپادهای جنگی بدون سرنشین برای تهران شناسایی کرده‌اند.

در گزارش استرایدر آمده است که حتی در شرایط تحریم‌های گسترده بین‌المللی، جمهوری اسلامی تولید پهپاد خود را از طریق شبکه‌ای جهانی از شرکت‌های صوری و واسطه‌های تجاری که قطعات خارجی دوگانه‌کاربرد تهیه می‌کنند، حفظ کرده است.

mattis.jpgخبرنامه گویا - گزارش و تحلیل یک گفت‌وگوی مهم با جیمز متیس، وزیر دفاع پیشین آمریکا و فرمانده سابق سنتکام، بار دیگر شکاف میان «واقع‌گرایی امنیتی» و «امیدهای ساده‌انگارانه سیاسی» در میان بخشی از اپوزیسیون را برجسته کرده است؛ به‌ویژه برای آن دسته که در عین ادعای ایران‌دوستی، پایان فوری جنگ را بدون توجه به ماهیت رژیم مطالبه می‌کنند.

در این ویدیو، متیس به یکی از کلیدی‌ترین مدل‌های تحلیلی سیا اشاره می‌کند؛ مدلی که با بیش از ۷۰ شاخص، میزان پایداری یا احتمال سقوط حکومت‌های اقتدارگرا را می‌سنجد. اما به گفته او، در میان تمام این شاخص‌ها، یک عامل وزن تعیین‌کننده دارد: «آیا رژیم حاضر است برای ماندن، مردم خودش را در مقیاس صنعتی قتل‌عام کند؟»

پاسخ متیس روشن است: اگر چنین اراده‌ای وجود داشته باشد، آن رژیم به‌سادگی از درون فرو نخواهد پاشید.

این گزاره، در بستر تجربه معاصر ایران، معنایی فراتر از یک تحلیل تئوریک پیدا می‌کند. اشاره ضمنی به سرکوب‌های خونین، از جمله وقایع دی‌ماه، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا همچنان می‌توان از «مبارزه مدنی» به‌عنوان راهبردی کافی سخن گفت، وقتی طرف مقابل نه‌تنها از خشونت ابایی ندارد، بلکه آن را در مقیاسی سازمان‌یافته به کار می‌گیرد؟

متیس در بخش دیگری از سخنان خود، تصویر یک رژیم «در حال ترک خوردن اما نه شکستن» را ترسیم می‌کند. او با استناد به استعاره معروف همینگوی، وضعیت را این‌گونه توصیف می‌کند: فروپاشی نه به‌صورت تدریجی قابل مشاهده، بلکه «آرام‌آرام و سپس ناگهان» رخ می‌دهد. این همان چیزی است که در ادبیات امنیتی به «آستانه شکنندگی» تعبیر می‌شود نقطه‌ای که ممکن است تا لحظه وقوع، از دید بسیاری پنهان بماند.

با این حال، متیس به‌صراحت تأکید می‌کند که در شرایط فعلی، نشانه‌ای از فروپاشی قریب‌الوقوع دیده نمی‌شود.

به گفته او، گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که رژیم نه‌تنها عقب‌نشینی نمی‌کند، بلکه آماده است تا «تا آخر بجنگد». این ارزیابی، تضادی جدی با برخی روایت‌های خوش‌بینانه در میان اپوزیسیون دارد که فروپاشی سریع را محتمل می‌دانند.

در پاسخ به پرسشی درباره احتمال سقوط رژیم، متیس موضعی محتاط اما قاطع اتخاذ می‌کند: او باور ندارد که این اتفاق در آینده نزدیک رخ دهد. با این حال، یک هشدار مهم نیز می‌دهد ماهیت جنگ ذاتاً غیرقابل پیش‌بینی است و ممکن است تمام این ارزیابی‌ها در بازه‌ای بسیار کوتاه، حتی در ۲۴ ساعت، دگرگون شود.

این گفت‌وگو، در مجموع، حامل چند پیام کلیدی برای نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی است: نخست، درک واقع‌بینانه از ماهیت رژیمی که برای بقا، از خشونت حداکثری ابایی ندارد؛ دوم، پرهیز از ساده‌سازی مسیر تغییر و فروپاشی؛ و سوم، بازنگری جدی در استراتژی‌هایی که بدون توجه به این واقعیت‌ها، همچنان بر نسخه‌های کلاسیک و کم‌هزینه تأکید می‌کنند.

شاید مهم‌ترین درس این باشد: اگر تحلیل‌ها بر پایه آرزوها و نه واقعیت‌های سخت میدانی شکل بگیرند، نه‌تنها راهی به تغییر نمی‌برند، بلکه ممکن است ناخواسته به تداوم همان چرخه خشونت و سرکوبی کمک کنند که مدعی مقابله با آن هستند.

a10.jpgنیویورک تایمز: پنتاگون در حال ۲ برابر کردن هواپیماهای تهاجمی «ای ۱۰» در خاورمیانه است

به گزارش نیویورک تایمز، پنتاگون در حال دو برابر کردن تعداد هواپیماهای تهاجمی «ای ۱۰» در خاورمیانه است.

ویژه خبرنامه گویا - افزایش در حال انجام تعداد هواپیماهای تهاجمی «ای-۱۰» در خاورمیانه احتمالاً صرفاً یک جابه‌جایی معمول نظامی نیست، بلکه باید آن را در چارچوب یک «شکاف احتمالی» میان روایت‌های سیاسی و ارزیابی‌های واقعی نظامی تحلیل کرد. در حالی که دونالد ترامپ از پایان جنگ در بازه‌ای دو تا سه هفته‌ای سخن می‌گوید، این نوع تقویت مشخصاً به ابزارهایی مربوط است که معمولاً برای «پایان سریع جنگ» به کار نمی‌روند، بلکه برای مدیریت مرحله‌ای فرسایشی و مبهم پس از ضربات اولیه طراحی شده‌اند.

هواپیمای «ای-۱۰» اساساً برای پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی، هدف قرار دادن اهداف متحرک، خودروها، قایق‌های تندرو، و گروه‌های شبه‌نظامی پراکنده ساخته شده است.به بیان ساده، اگر قرار بود جنگ همان‌جا و در فاز حملات سنگین و تعیین‌کننده به پایان برسد، افزایش چنین هواپیماهایی در اولویت قرار نمی‌گرفت. برعکس، این هواپیما زمانی اهمیت پیدا می‌کند که تهدیدها پراکنده، مداوم و کم‌هزینه باشند دقیقاً همان نوع تهدیدی که از سوی نیروهای نیابتی، مسیرهای قاچاق، یا تحرکات دریایی در مناطقی مانند تنگه هرمز انتظار می‌رود.

irwire.jpgبر اساس اطلاعاتی که به ایران وایر رسیده، «ایزد آقابیگی»، کارمند بازنشسته وزارت امور خارجه ایران، روز ۲۳ مارس (۳ فروردین) در منزل شخصی خود در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

تا زمان تنظیم این گزارش، خانواده او از محل نگهداری و وضعیتش بی‌اطلاع هستند و هیچ تماسی نیز از سوی او با خانواده برقرار نشده است. همسر او به ایران‌وایر گفته است همسرش حسابدار سابق وزارت امور خارجه بوده است و پیش تر هم در زمان جنبش زن،‌ زندگی،‌ آزادی سه روز در ۲۰۹ اوین تحت بازداشت وزارت اطلاعات بوده است.

ایزد آقا بیگی به تنهایی در ایران زندگی می‌کرده است و در شب بازداشت او خواهرانش به همراه همسران و فرزندانشان در منزل او میهمان بوده‌اند.

چهار مأمور لباس‌شخصی با ورود به ساختمان محل سکونت این کارمند بازنشسته وزارت امور خارجه، به واحد مسکونی او مراجعه کرده و پس از ورود، از تمامی افراد حاضر در منزل بازجویی کردند. به گفته منابع مطلع، مأموران از ساکنان خواسته‌اند تلفن‌های همراه خود را روی میز قرار دهند و در این میان، تلفن همراه و لپ‌تاپ ایزد آقابیگی نیز ضبط شده است.

بر اساس این گزارش، حاضران در خانه به‌صورت جداگانه مورد بازجویی قرار گرفته‌اند. ایزد آقابیگی از مأموران درخواست ارائه حکم کرده که در پاسخ، برگه‌ای با مهر «اطلاعات سپاه» به او نشان داده شده است.

به گفته همسر ایزد آقابیگی، مأموران دلیل بازداشت ایزد آقابیگی را «آتش زدن بنر در جریان اعتراضات» عنوان کرده‌اند. بر اساس این گزارش، به او گفته شده است که ویدیویی از این اقدام در اختیار دارند و قرار است آن را در بازداشتگاه به او نشان دهند. همچنین مأموران به یکی از خواهران او نشانی مشخصی داده و اعلام کرده‌اند که برای پیگیری وضعیت برادرش می‌تواند روز بعد به آن محل مراجعه کند. با این حال، صبح روز چهارم فروردین، خانواده با مراجعه به آدرس اعلام‌شده، با ساختمانی آسیب‌دیده و خالی از سکنه مواجه شده‌اند که تنها چند سرباز از آن محافظت می‌کردند.

ایزد آقابیگی متولد ۱۰ مهر ۱۳۴۹ و پدر دو فرزند است.

ostovar.jpgآینده ایران

چه کسی سرنوشت جمهوری اسلامی را تعیین خواهد کرد؟

افشان اوستوار، فارن افرز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

پس از مرگ علی خامنه‌ای، مسئله اصلی دیگر «چه اتفاقی افتاده» نیست بلکه این است که چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت و مسیر آینده ایران را تعیین می‌کند. به‌عبارت دیگر، آینده ایران نه به یک عامل، بلکه به رقابت میان چند نیروی کلیدی وابسته است.

نخستین و قدرتمندترین بازیگر، سپاه پاسداران است. این نهاد نه‌فقط یک نیروی نظامی، بلکه شبکه‌ای از قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی است که توانایی تحمیل اراده خود را دارد. بسیاری از تحلیل‌ها تأکید می‌کنند که حتی پس از حذف رهبر، این ساختار همچنان پابرجاست و «ستون بقای نظام» محسوب می‌شود.

اگر سپاه بتواند کنترل کامل را تثبیت کند، آینده ایران به‌سمت یک نظام اقتدارگرای نظامی با پوشش مذهبی خواهد رفت نظامی که در آن تقابل خارجی، سرکوب داخلی و اولویت دادن به امنیت، جای هرگونه اصلاح واقعی را می‌گیرد.

در مقابل، جریان دوم یعنی عملگرایان و اصلاح‌طلبان حکومتی قرار دارند. این گروه فاقد قدرت نظامی است، اما از تجربه اداره کشور و درک بحران‌های اقتصادی برخوردار است. آن‌ها می‌توانند مسیر متفاوتی پیشنهاد دهند: کاهش تنش خارجی، معامله بر سر پرونده هسته‌ای و تلاش برای احیای اقتصاد. اما مشکل اصلی آن‌ها این است که هم ابزار قدرت ندارند و هم اعتماد عمومی را تا حد زیادی از دست داده‌اند.

سومین عامل تعیین‌کننده، خود ساختار درونی حکومت است یعنی رقابت میان نخبگان. پس از خامنه‌ای، دیگر شخصی با همان سطح اقتدار وجود ندارد که تعادل میان جناح‌ها را حفظ کند. این خلأ می‌تواند به چنددستگی در رأس قدرت منجر شود؛ جایی که سپاه، روحانیت، سیاستمداران و شبکه‌های اقتصادی هرکدام تلاش می‌کنند سهم بیشتری از قدرت را به دست آورند. نتیجه این رقابت می‌تواند یا تثبیت یک بلوک مسلط (احتمالاً سپاه) باشد یا یک دوره بی‌ثباتی درونی.

اما شاید مهم‌ترین و در عین حال نامطمئن‌ترین عامل، مردم ایران باشند. جامعه‌ای که طی سال‌های اخیر بارها اعتراض کرده، اما هیچ‌گاه نماینده واقعی در ساختار قدرت نداشته است. اگر نارضایتی اقتصادی و اجتماعی به سطحی برسد که اعتصابات گسترده یا اعتراضات فراگیر شکل بگیرد، می‌تواند معادله قدرت را تغییر دهد.

برخی تحلیل‌ها تأکید می‌کنند که آینده ایران در نهایت نه فقط رقابت میان نخبگان، بلکه انتخابی میان «ترس یا کنش» از سوی مردم خواهد بود.

در کنار این عوامل داخلی، بازیگران خارجی نیز بی‌تأثیر نیستند. ایالات متحده، اسرائیل، و حتی چین و روسیه می‌توانند از طریق فشار، حمایت یا معامله، بر مسیر آینده ایران اثر بگذارند. اما برخلاف تصور رایج، هیچ‌یک از این نیروها به‌تنهایی تعیین‌کننده نیستند آن‌ها فقط می‌توانند توازن داخلی را تغییر دهند، نه اینکه جایگزین آن شوند.

در نهایت، پاسخ به پرسش این گزارش ساده اما نگران‌کننده است:

سرنوشت جمهوری اسلامی نه توسط یک فرد، بلکه در نتیجه تقابل چهار نیرو تعیین خواهد شد:

سپاه پاسداران، افراد قدرتمند در ساختار حکومت، جریان‌های عملگرا، و مردم ایران.

با این حال، تعیین‌کننده‌ترین عامل می‌تواند خود مردم ایران باشند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که جامعه حتی زیر شدیدترین فشارها توانایی ابراز نارضایتی و ایجاد تغییر در معادلات قدرت را دارد. اگر بخش‌های مختلف جامعه، از نسل جوان تا گروه‌های صنفی و اقتصادی، بتوانند خواسته‌های مشترک خود را به شکلی هماهنگ و پایدار مطرح کنند، می‌توانند به نیرویی تبدیل شوند که هیچ‌یک از مراکز قدرت نتواند آن را نادیده بگیرد. آینده ایران هنوز نوشته نشده است و این بار، بیش از هر زمان دیگری، امکان آن وجود دارد که این آینده نه صرفاً در اتاق‌های بسته قدرت، بلکه با فشار و خواست مستقیم مردم شکل بگیرد.

panahi.jpgجعفر پناهی با وجود داشتن حکم محکومیت غیابی به یک سال حبس و دو سال ممنوع‌الخروجی حالا به ایران بازگشته است

براساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، جعفر پناهی، کارگردان سینما، سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ از طریق مرز زمینی ترکیه وارد ایران شد.

او با توجه به بسته بودن پروازها، مسیر زمینی را برای بازگشت انتخاب کرد.

پناهی که حدود دو دهه ممنوع‌الخروج بود، پس از فراهم شدن امکان خروج از کشور با فیلم «یک اتفاق ساده» در جشنواره فیلم کن شرکت کرد و نخل طلای کن را دریافت کرد. او همزمان در دو رشته جایزه اسکار نیز نامزد شد.

پناهی پیش‌تر گفته بود: «پس از شرکت در مراسم اسکار، با وجود خطرات احتمالی، به ایران بازخواهم گشت.»

دادگاه انقلاب در آذر ۱۴۰۴ او را به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد.

nofooz.jpgطبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، بحرانی بی‌سابقه در درون حلقه مجتبی خامنه‌ای در حال شکل‌گیری است و برخی اطرافیان نزدیک او به شدت به دنبال حذف علی‌اصغر حجازی، چهره پرنفوذ امنیتی دفتر خامنه‌ای هستند.

ریشه این برخورد حذفی به مخالفت صریح حجازی با جانشینی مجتبی خامنه‌ای بازمی‌گردد؛ حجازی پیش از این به اعضای مجلس خبرگان هشدار داده بود که مجتبی فاقد صلاحیت لازم برای رهبری است و بر اساس تاکیدات شخص علی خامنه‌ای، جانشینی موروثی در حکومت اسلامی غیرقابل قبول است.

طبق اطلاعات رسیده، حجازی تاکید کرده بود که انتخاب مجتبی به معنای تسلیم کامل کشور به سپاه پاسداران و حذف همیشگی نهادهای اداری خواهد بود.

اصغر حجازی یکی از چهره‌های کمتر شناخته‌شده اما بسیار بانفوذ در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران است که سال‌هاست به‌عنوان از مسئولان ارشد «بیت رهبری» فعالیت می‌کند. او معمولاً با عنوان «معاون امنیتی دفتر رهبری» شناخته می‌شود و گفته می‌شود نقش مهمی در هماهنگی میان نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، از جمله وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، ایفا می‌کند. حجازی به‌دلیل فعالیت پشت‌پرده و پرهیز از حضور رسانه‌ای، چهره‌ای مبهم دارد، اما در گزارش‌های مختلف از او به‌عنوان یکی از افراد کلیدی در تصمیم‌سازی‌های امنیتی و کنترل جریان‌های حساس سیاسی در داخل کشور یاد شده است؛ فردی که نفوذش نه از طریق جایگاه رسمی علنی، بلکه از طریق نزدیکی مستقیم به هسته اصلی قدرت تعریف می‌شود.

31.jpgاعتماد آنلاین - وزیر پیشین امور خارجه نوشت: امنیت را نمی‌توان از خارج خرید. پایگاه‌های نظامی خارجی ثبات نمی‌آورند؛ بلکه سکوی آغاز جنگ هستند.

به گزارش خبرآنلاین، محمدجواد ظریف، معاون سابق رئیس جمهوری و بنیانگذار موسسه پژوهشی پایاب، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

یادآوری به همسایگان ما در جنوب خلیج فارس:

امنیت را نمی‌توان از خارج خرید. پایگاه‌های نظامی خارجی ثبات نمی‌آورند؛ بلکه سکوی آغاز جنگ هستند.

در طول ۵۰ سال گذشته، اکثر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس امنیت خود را در برابر ایران برون‌سپاری کرده‌اند:

۱۹۸۰-۱۹۸۸: جنگ صدام حسین علیه ایران را تأمین مالی کردند.

۱۹۸۵: پیشنهاد ایران برای امنیت منطقه‌ای را رد کردند.

۱۹۹۰-۱۹۹۲: پس از آن‌که ایران در دفع تجاوز صدام به کویت به آن‌ها کمک کرد--همان کویتی که تأمین‌کننده اصلی مالی جنگ صدام علیه ایران بود--مسیر تقابل بر سر جزایر ایرانی را برگزیدند.

۲۰۰۱ تا امروز: راهبرد «سرِ مار را قطع کن» را دنبال کردند.

۲۰۱۵: پیمان عدم تعرض پیشنهادی ایران را رد کردند؛ در عوض هزینه استقرار پایگاه‌های آمریکا علیه ایران را پرداختند.

۲۰۱۵ تا امروز: علیه برجام لابی کردند و برای «فشار حداکثری» به‌منظور فقیر کردن مردم ایران و افزایش منافع خود تلاش کردند.

۲۰۱۹: پویش صلح هرمز (ابتکار امید) را رد کردند و از تحریم‌هایی حمایت کردند که عملاً تنگه هرمز را برای ایران مسدود کرد.

امروز: کشورهای شورای همکاری بیش از همه متحدان دیگر به کمک به جنگ ترامپ علیه ایران شتافتند. در عوض، مورد توهین قرار گرفتند و به‌عنوان سپر برای اسرائیل مورد استفاده قرار گرفتند.

ترامپ به‌زودی خواهد رفت، اما ایران برای همیشه خواهد ماند.

امنیت باید برای همه باشد.

7d626edb73aa55c37d6a699b93860a3d24bde3dd.jpegالبته حرف زدن کار خیلی خوبی ست. آدم وقتی حرف می زند ذهن اش شکوفا می شود و همین طوری حرف که می زند ایده های جدید و بکری به سرش می زند که این ایده ها به ذهن هیچ اهل تفکری در جهان نزده است و گوینده اگر یک کوچولو معطل کند، همان حرف بدیع و جدید و دوران ساز، از یاد خودش هم می رود و دیگر امکان بیان آن وجود ندارد. یعنی اگر شما به گوینده دو ثانیه بیشتر فرصت ندهید که آن ایده را مطرح کند، بشریت کلا از آن ایده محروم می ماند و خسارتی عظیم به جامعه ی انسانی وارد می آيد.

از مزیت های حرف زدن و نظر صادر کردن هر چه بگویم کم گفته ام و این نکته ی عجیب را همینجا تا یادم نرفته اضافه کنم که ما ایرانیان که الهی قربون خودامون برم یک استعداد عجیبی در حرف زدن و نظرهای جدید صادر کردن داریم که در کمتر مردمی در جهان قابل مشاهده است.

من از خودم که یکی از متخصصان حرف زدن و فک جنبوندن هستم خیلی تعریف نمی کنم چون ممکنه منو خودخواه فکر کنید که هستم و می خوام جلوه گری کنم ولی چند نمونه براتون میارم که قشنگ متوجه بشید که چرا ما ملت بزرگ تئوری ساز هستیم و روزانه صدها چاقو درست می کنیم که یکی اش هم دسته نداره. اصلا هم فکر نکنید که دارم به خودامون تیکه میندازم و خودامون رو مسخره می کنم و از این حرفا، اصلا و ابدا این طور نیست.

در ادامه ی برنامه کمی به کانت و زندگی و فلسفه ی مسخره ی عقلی اش می پردازیم.
بعد میریم سراغ کثرت گرایی و تکثر و کنگره آزادی ایران که چند روز پیش توو لندن برگزار شد و شخصیت هایی مثل محسن چیریک و مهدیه گلرو و رضا علیجانی و اینا در آن حضور داشتند.
بعد دو تا موشک از بالا سر شما رد میشه که البته اصلا مهم نیست و شما تکثر و کثرت گرایی و کوردستان و تورکستان و لورستان و اینا رو بچسب که از نون شب هم واجب تره بخصوص باید از کاتالان ها و کورسی ها و کبک ی ها استقلال طلبی رو یاد بگیریم....

با ما همراه باشید....

jdv.jpgترامپ بی‌صبر و کم‌تحمل شده است

یک مقام آگاه به رویترز گفته که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحده تا روز سه‌شنبه با واسطه‌هایی از پاکستان درباره درگیری ایران در ارتباط بوده است. این منبع به رویترز گفت که ونس به دستور دونالد ترامپ، به‌طور خصوصی [به طرف ایرانی] پیام داده که ترامپ در صورتی که خواسته‌های مشخص‌ او برآورده شود، از جمله بازگشایی تنگه هرمز، آماده آتش‌بس است.

ونس همچنین گفته ترامپ بی‌صبر و کم‌تحمل شده است و هشدار داده که اگر تهران با یک توافق موافقت نکند، فشار بر زیرساخت‌های ایران افزایش خواهد یافت. این منبع افزود که پاکستان به عنوان میانجی بین ایالات متحده و ایران عمل کرده است.

ترامپ به رویترز: خیلی زود از ایران خارج می‌شویم، اورانیوم‌شان را ماهواره‌ای رصد خواهیم کرد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز گفت ایالات متحده «خیلی زود از ایران خارج خواهد شد» و در صورت لزوم می‌تواند برای «حملات هدفمند» دوباره بازگردد.

او درباره اورانیوم غنی‌شده‌ای که هنوز در اختیار جمهوری اسلامی است گفته «آن‌قدر در عمق زمین است که برای من اهمیتی ندارد.» و تاکید کرده که «ما همیشه آن را با ماهواره زیر نظر خواهیم داشت.»

ترامپ در یک گفت‌وگوی تلفنی با رویترز گفت بخشی از سخنرانی او به ابراز نارضایتی شدیدش از ناتو اختصاص خواهد داشت، زیرا به گفته او این ائتلاف از اهداف آمریکا در ایران حمایت نکرده است. او گفت «کاملا» در حال بررسی تلاش برای خروج آمریکا از ناتو است؛ سازمانی که پیمان آن در سال ۱۹۴۹ توسط سنای آمریکا تصویب شد.

ترامپ گفت: «وقتی به آن‌ها نیاز داشتیم، دوست ما نبودند. ما هیچ‌وقت چیز زیادی از آن‌ها نخواستیم... این یک خیابان یک‌طرفه است.»

وقتی از ترامپ پرسیده شد چه زمانی آمریکا جنگ با ایران را پایان‌یافته تلقی می‌کند، او گفت: «نمی‌توانم دقیق بگویم... ما خیلی زود خارج خواهیم شد.»

31.jpgنشانه فاصله‌گرفتن یک کارگردان سرشناس از هنر و نزدیک‌شدن به ادبیات رسمی قدرت

فرارو - مجید مجیدی -کارگردان سینما متنی خطاب به وزارت امورخارجه و شورای عالی امنیت ملی نوشت:

«به وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی پیشنهاد جدی دارم که در آخرین بند شروط ایران برای پایان جنگ گنجانده شود تحویل رضاپهلوی به ایران تا بلکه آرزویش برآورده شود، به اضافه کلیه اموالی که از ایران به سرقت برده‌اند.»

Sepideh_Hajjami.jpgکودکان ایران؛ هیزمِ آتشِ بقای استبداد
مرگ جان‌گداز علیرضا جعفری، دانش‌آموز ۱۱ ساله‌ای که در ایست‌بازرسی اتوبان ارتش و تحت عنوان «حین خدمت» قربانی شد، بار دیگر پرده از استراتژی هولناک «کشته‌سازی از کودکان» توسط جمهوری اسلامی برداشت. اعتراف به حضور این کودک در یک منطقه نظامی به دلیل «کمبود نیرو»، تکرارِ تاریخ سیاهی است که با فرستادن دانش‌آموزان به میدان‌های مین در جنگ ایران و عراق آغاز شد.
جمهوری اسلامی سال‌هاست که بقای خود را در گروِ بهره‌کشی از ناآگاهی و معصومیت کودکان جسته است. از افسانه‌پردازی پیرامون شخصیت‌هایی چون حسین فهمیده برای تهییج نوجوانان و کشاندن آن‌ها به مسلخ، تا امروز که دانش‌آموز کلاس پنجم را به عنوان سپر انسانی در برابر حملات پهپادی قرار می‌دهد؛ ماشینِ جنگیِ نظام همچنان از گوشت و پوست کودکان تغذیه می‌کند.
ks.jpg
تناقضِ وقیحانه اینجاست: حکومتی که هر روز برای کودکان غزه اشک تمساح می‌ریزد و شعار «دلسوزی برای طفلان» سر می‌دهد، در داخل مرزهای خود، کودکان ایرانی را یا مانند علیرضا جعفری‌ها «سپر بلا» می‌کند و یا مانند کیان پیرفلک‌ها به ضرب مستقیم گلوله می‌کشد. برای این ساختار، کودک سرباز نه یک جنایت جنگی، بلکه ابزاری ارزان برای جبرانِ استیصال در تامین نیروی انسانی و مشروعیت‌بخشی به پایگاه‌های نظامی‌اش است.
علیرضا جعفری، قربانیِ حکومتی ایدئولوژیک شد که «حقِ زندگی» را فدای «حفظ نظام» می‌کند. استفاده سیستماتیک از نوجوانان در ماموریت‌های رزمی، نشان‌دهنده سقوط اخلاقی رژیمی است که برای چند روز بیشتر ماندن، ابایی از تبدیل کردن حیاط مدرسه به پادگان و دانش‌آموز به سرباز ندارد...
سپیده حجامی
.

sunLion.jpgبخش اول: تحلیل انقلاب ۵۷

در انقلاب ۵۷ سه گروه اصلی فعالیت داشتند:

۱ گروه موسوم به چپ، آرمان این گروه برابری و رسیدن به دیکتاتوری پرولتاریا بوده و هست، آرمانی اتوپیایی یا ناکجاآبادی و مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه که با شناختی غلط از انسان و جامعه انسانی نتیجه‌ای نداشت، جز برابری در فلاکت. برای ایشان میهن معنایی جز نظام کمونیست ندارد.

۲- مذهبیون شیعه که آنها نیز آرمانی مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه به نام نظام علوی و عدالت علی را طرح می‌کردند و نتیجه‌ی آن، بدترین نوع حکومت، یعنی توتالیتاریسم مذهبی شد، برای این گروه نیز وطن همان امت اسلامی شیعی است.

۳- گروه موسوم به جبهه ملی، این گروه که نسبت به دو گروه قبلی معتدل‌تر بودند و طرفدار دموکراسی و حتی سکولاریسم بودند اما بدون توجه به ظرف زمان و مکان و شرایط اجتماعی، نظام حاکم را با ایده‌آل‌های نظری خود که آن هم مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه بود مقایسه می‌کردند، پس آنها هم در تحلیلی غیرواقع‌گرایانه به سر می‌بردند، چرا که طرح آرمان بدون توجه به شرایط، ایده‌آل‌گرایی صرف است و تحلیل غیرواقع‌گرایانه ایجاد می‌کند.

البته گروهک دیگری هم بودند به نام مجاهدین خلق، که ترکیبی از چپ و شیعه بود، یعنی تحلیلی غیرواقع‌گرایانه در تحلیلی غیرواقع‌گرایانه.

پس انقلاب ۵۷ محصول سه نگاه آرمان‌گرایانه بزرگ بود.

اگر دقت کنیم، اکنون هم همین سه گروه اصلی و آن گروهک هستند که در مقابل خیزش و انقلاب اجتماعی و سیاسی ملت ایران قرار گرفته‌اند. البته یک گروه جدیدی بعد از انقلاب به وجود آمد به نام ملی مذهبی که ریشه‌های فکری آنها نیز ترکیبی از گروه شیعه و جبهه ملی است که اگرچه قبل از انقلاب ۵۷ هم بودند ولی بعد از انقلاب هویت رسمی یافتند.

Gileh_Mard.jpgمیهن ما متأسفانه در آتش و خون غرق شده و شبانه‌روز می‌سوزد و خاکستر می‌شود.

من وقتی این ویرانگری‌های دلخراش میهن‌مان را می‌بینم، در کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریخ قدمی می‌زنم و می‌بینم این نخستین بار نیست که سرزمین ما این‌گونه مورد ویرانگری قرار گرفته، بلکه بارها و بارها این فلات سوخته و تفته و خونین ویران شده، اما هر بار همچون ققنوس از خاکستر خود برخاسته و دوباره جان گرفته و زندگانی نوینی را آغاز کرده است.

اگر بخواهیم این رویدادهای تلخ و دردناک را با معیار ویرانی فراگیر ساختارهای سیاسی، اقتصادی و جمعیتی بررسی کنیم، می‌توان گفت ایران هفت بار دچار گسست‌های ویرانگر شده و این گسست‌ها گاهی علاوه بر ویرانی‌ها، به «گسست تمدنی» نیز انجامیده است.

حمله اسکندر مقدونی در قرن چهارم پیش از میلاد، به سقوط کامل نظم هخامنشی و تغییر ساختار قدرت و آتش زدن تخت جمشید و یک گسست تمدنی انجامید.

این نخستین فروپاشی امپراتوری در تاریخ ایران بود.

فروپاشی امپراتوری ساسانی در قرن هفتم میلادی و شکست ایرانیان در جنگ قادسیه، به دگرگونی عمیق دینی و زبانی و فرهنگی و تمدنی منجر شد و بخش بزرگی از نظام اداری و اشرافی ساسانی نابود شد.

حمله مغولان در قرن سیزدهم میلادی، علاوه بر تخریب شهرهای بزرگی چون نیشابور و مرو و ری و اصفهان و قتل‌عام گسترده مردمان، به کاهش شدید جمعیت و فروپاشی سیستم زراعتی و بازرگانی و شبکه‌های آبیاری انجامید و به شهادت عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا: «شهری که صد هزار کس داشت، بیش از صد کس نماند.»

بقول کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی:

assadi.jpgگزارشی تکان‌دهنده از وضعیت زندان اوین و فریادی فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی؛ توقف اعدام‌ها و اقدام جهانی پیش از وقوع یک فاجعه انسانی
بهروز اسدی، فعال حقوق بشر و سخنگوی انجمن «زن زندگی آزادی» در آلمان، در گزارشی تفصیلی از وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی، از شرایطی بحرانی و غیرانسانی در زندان اوین پرده برداشته است؛ شرایطی که جان زندانیان را به‌طور جدی تهدید می‌کند.
بر اساس این گزارش، زندانیان سیاسی و عقیدتی که خود قربانی سرکوب ساختاری، بی‌قانونی و اتهامات واهی هستند، اکنون با خطری مضاعف مواجه‌اند؛ از یک‌سو نقض سیستماتیک حقوق بنیادین و از سوی دیگر تهدیدات ناشی از شرایط جنگی، در حالی که هیچ پناه و امکان حفاظتی برای آنان وجود ندارد.
در این گزارش تأکید شده است که عدم دسترسی به خدمات درمانی مناسب، محدودیت‌های شدید در ارتباط با خانواده و نگهداری در شرایط سخت و ناایمن، وضعیت زندانیان را به مرحله‌ای کاملاً بحرانی رسانده است. در زندان اوین، رسیدگی پزشکی تنها زمانی انجام می‌شود که جان زندانی به‌شدت در خطر باشد و انتقال او به‌صورت اورژانسی و با برانکارد صورت گیرد. با این حال، امکانات موجود به‌هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای اولیه درمانی نیست.
همزمان، گزارش‌هایی از افزایش بازداشت‌ها، تشدید فشارهای امنیتی و بازگرداندن برخی زندانیان به صف اجرای احکام اعدام منتشر شده است. بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی تحت فشارهای چندجانبه از جمله تهدید به اعدام، شکنجه و اجبار به اعتراف قرار دارند؛ آن هم در محیطی کاملاً بسته و ایزوله که آنان را از هرگونه ارتباط مؤثر با جهان بیرون و حتی خانواده‌هایشان محروم کرده است.
در این میان، خانواده‌های زندانیان نیز به ابزار فشار تبدیل شده‌اند و تحت تهدید، ارعاب و محدودیت قرار دارند؛ به‌گونه‌ای که امکان حمایت مؤثر از عزیزانشان از آنان سلب شده و خود نیز در چرخه‌ای از فشار و کنترل گرفتار شده‌اند.

nbcrt.jpgپیش‌زمینه تاریخی: پایان جنگ جهانی دوم و دادگاه نورنبرگ

جنگ جهانی دوم در تاریخ هشتم ماه می ۱۹۴۵ با تسلیم آلمان در اروپا و در دوم دسامبر ۱۹۴۵ با تسلیم ژاپن رسماً در جهان پایان رسید. جنگ را حکومت نازی‌ها در آلمان شروع کرد، ۱۲ سال طول کشید. ۶۰ میلیون انسان کشته شدند؛ تنها در هولوکاست ۶ میلیون یهودی و میلیون‌ها انسان غیرنظامی دیگر جان باختند، همچنین ۴ میلیون نظامی آلمانی کشته شدند و ویرانی‌های عظیمی به‌جا ماند. قدرت‌های پیروز جنگ، «متفقین»، شامل اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا، انگلیس و فرانسه بودند.

دادگاه بین‌المللی نورنبرگ

پس از پیروزی و تقسیم کشور آلمان به چهار منطقه اشغالی، کارشناسان حقوقی قدرت‌های پیروز در تابستان ۱۹۴۵ در لندن گرد هم آمدند تا درباره تأسیس یک «دادگاه بین‌المللی» تصمیم‌گیری کنند. هدف، ایجاد چارچوبی حقوقی برای پیگرد «مقامات برجسته نازی» به جرم «جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت» بود (توافقنامه چهار قدرت لندن، ۸ اوت ۱۹۴۵).

این دادگاه بعدها پیش‌درآمدی برای دادگاه کیفری بین‌المللی در لاهه محسوب شد.

nblarge.jpgضرورت تأسیس دادگاه نظامی بین‌المللی (IMT)

متفقین برای جلوگیری از اعدام‌های بدون محاکمه و اقدامات انتقام‌جویانه، و همچنین جلوگیری از فرار متهمان، خواستار تأسیس دادگاه شدند. با این حال، برخی از متهمان سال‌ها بعد دستگیر شدند؛ از جمله آدولف آیشمن که در سال ۱۹۶۰ در آرژانتین بازداشت و در ۱۹۶۱ محاکمه شد.

روند محاکمات نورنبرگ

محاکمات نورنبرگ مهم‌ترین بخش برنامه مجازات رهبران نازی بود. این محاکمات از نوامبر ۱۹۴۵ تا آوریل ۱۹۴۹ برگزار شد. در مجموع ۲۰۹ نفر از سیاستمداران، نظامیان و فعالان اقتصادی محاکمه شدند.

چهار اتهام اصلی عبارت بودند از:
● توطئه برای آغاز جنگ تجاوزکارانه
● جنایات علیه صلح
● جنایات جنگی
● جنایات علیه بشریت

در نهایت ۱۲ حکم اعدام، ۷ حکم حبس طولانی و ۳ تبرئه صادر شد. این دادگاه نقطه عطفی در حقوق کیفری بین‌المللی بود.

ازدواج عرازشه در اوج جنگ

| No Comments

Mehran_Rafiei.jpg

بهار آمد ولی سوری بپا نیست

که از کشتارِ دی جز غم بجا نیست

:

نشسته مادری در کنجِ ایوان

ببافد جامه ای با چشم گریان

;

کبوتر می رمد از بالِ پهپاد

بنالد مرغِ شب از دردِ بیداد

:

نسیم آرد ز برزن بویِ باروت

نشانَد دوده ها بر شاخهِ توت

:

شقایق گوید از شب هایِ خونبار

سپیدار از طناب و حلقه دار

:

نخواند عاشقی در کوچه آواز

نه چشمِ نرگسی با کس کُند ناز

:

بِگردد کرکسی بر بام خانه

که مُرداری بَرَد تا آشیانه

:

مُرادِ واعظان جز مرگِ ما نیست

به هر سو بنگری خونابه جاری است

:

اگر مهلت دهد اهریمنِ جنگ

بهاران می برد غم از دلِ تنگ

:

111.jpgبرترین ها - خبرگزاری فارس این یادداشت را به نقل از بابک زنجانی منتشر کرده است: در دنیای امروز، زبان سیاست اغلب با قدرت، فشار و رویارویی شکل می‌گیرد. با این حال، زبان اقتصاد، زبان منافع مشترک بین ملت‌ها است٫ زبانی که قادر به هموار کردن راه برای درک متقابل، رشد پایدار و ثبات پایدار است.‌

من قاطعانه معتقدم که در هر کشوری، بخش خصوصی و کارآفرینان هستند که می‌توانند پل‌های اقتصادی بسازند، گفتگو را برای سیاست‌گذاران تسهیل کنند و پایه و اساس پیشرفت مشترک و منافع متقابل بین ملت‌ها را بنا نهند.‌در بحبوحه درگیری‌های تحمیلی و تنش‌های فزاینده، مردم شریف و مقاوم ایران سختی‌های قابل توجهی را تحمل کرده‌اند و البته محکم ایستاده‌اند؛ همانطور که سایر ملت‌های منطقه نیز از پیامدهای چنین تنش‌هایی رنج برده‌اند. ‌در زمانی که گفتمان سیاسی در هر دو طرف به طور فزاینده‌ای به سمت تشدید و رویارویی سوق داده می‌شود، بخش خصوصی برای کمک به میدان می‌آید لذا از همکار اقتصادی خود، آقای ایلان ماسک (⁦ ‎@elonmusk⁩)، دعوت می‌کنم تا با همکاری و هم‌افزایی سازنده، همانند تصمیم ما به ایجاد بستری کمک کند که از طریق آن سیاست‌گذاران دو کشور بتوانند به گفتگو، درک متقابل و صلح نزدیک‌تر شوند.‌

مردم ایران ملتی بزرگ، توانمند و صلح‌طلب هستند که می‌توانند در کنار همه ملت‌های ضعیف و قوی جهان بایستند و از طریق یک زبان مشترک - زبان توسعه، نوآوری و اقتصاد - به سوی آینده‌ای روشن‌تر حرکت کنند.‌از طرف هلدینگ دات وان و به عنوان بخش کوچکی از بخش خصوصی ایران، بدینوسیله آمادگی خود را برای استفاده از تمام ظرفیت‌های مالی، اقتصادی و عملیاتی موجود برای کمک به نزدیک‌تر کردن دیدگاه سیاست‌گذاران دو طرف ابراز می‌کنم.

امیدواریم که شما نیز رویکردی متقابل اتخاذ کنید و در این مسیر به ما بپیوندید تا با هم بتوانیم آینده‌ای مبتنی بر صلح، ثبات و همکاری را برای منطقه و جهان رقم بزنیم.‌زیرا پایان همه جنگ‌ها صلح است - و این مردم هستند که بیشترین هزینه این درگیری‌ها را متحمل می‌شوند.‌ایران کشوری است که مردم آن هرگز آغازگر جنگ نبوده‌اند، اما همواره در برابر هر نوع تجاوزی محکم ایستاده‌اند و همچنان محکم ترخواهند‌ایستاد.‌با این وجود، ما معتقدیم که از طریق همکاری و هم افزایی مشترک، می‌توانیم دیدگاه صلح‌محور را در میان سیاست‌گذاران تقویت کنیم و آن را به زبانی مشترک تبدیل کنیم.‌و از کشور دوست ، تاجیکستان درخواست کنیم به عنوان محل میانجی‌گری صلح و‌گفتگو دو کشور ما را همراهی کند و ما برای نزدیک کردن دیدگاههای سیاستمدارن خود تلاش کنیم و آینده‌ای درخشان برای ملت‌هایمان بسازیم.‌

با احترام،‌بابک زنجانی

tweet.jpgmolarge.jpg

pastorbbc.jpgبی بی سی - حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت ایران با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس گفته است که بخش‌هایی از انستیتو پاستور در حملات اسرائیل و آمریکا دچار آسیب جدی شده است.

او دراین پست با اشاره به این که این انستیتو در سال ۱۲۹۹ تاسیس شده گفته است که انستیتو پاستور بیش از یک قرن در خط مقدم مبارزه با بیماری‌های عفونی مانند وبا، هاری، سل، هپاتیت، تب‌های خونریزی‌دهنده و کووید-۱۹ بوده است.

آقای کرمانپورافزوده: «آسیب به زیرساخت‌های علمی و بهداشتی، تنها یک خسارت ملی نیست؛ تهدیدی برای امنیت سلامت جهانی است.»

او از سازمان بهداشت جهانی و صلیب سرخ جهانی خواسته است که «این حمله را محکوم کنند، خسارات را ارزیابی کنند و از بازسازی حمایت کنند.»

اسرائیل و آمریکا از زمان شروع حملات به ایران در بیش از یک ماه گذشته شماری از بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و اورژانسی را هدف حملات قرار داده‌اند.

pastorL.jpg

***

خبرنامهٔ گویا در رویکردی مشابه با شیوهٔ راستی‌آزمایی BBC Verify، از "چت جی پی تی" خواست تا دقت و نحوهٔ بیان این گزارش منتشرشده توسط بی‌بی‌سی فارسی را ارزیابی کند. پرسشی که مطرح شد این بود: «آیا این گزارش بی‌بی‌سی فارسی صحیح است؟ نادرست است؟ گمراه‌کننده است؟ توضیح دهید

پاسخ چت جی بی تی:

با توجه به اینکه گزارش شامل تصاویر منتشرشده توسط حسین کرمانپور است که ظاهراً خسارت قابل‌توجهی را نشان می‌دهند، ارزیابی دقیق این گزارش به شکل زیر است:

🔹 بخش‌های قابل اتکا

  • نقل‌قول از مقام رسمی (حسین کرمانپور) به‌درستی به‌عنوان منبع ادعا مطرح شده است.
  • تصاویر منتشرشده، اگر اصالت آن‌ها پذیرفته شود، نشان می‌دهند که نوعی خسارت واقعی به بخش‌هایی از انستیتو پاستور ایران وارد شده است.

👉 در نتیجه، اصل وقوع «آسیب» را می‌توان محتمل و تا حدی مستند دانست در حد همان شواهد تصویری ارائه‌شده.

🔸 محدودیت‌ها و ابهامات

با وجود تصاویر، چند نکته مهم همچنان نامشخص است:

  • تصاویر توسط یک طرف درگیر منتشر شده‌اند، نه منابع بی‌طرف یا مستقل
  • تأیید نشده که:
    • محل دقیق تصاویر بدون تردید داخل انستیتو است
    • زمان ثبت تصاویر دقیقاً مربوط به همان حمله است
    • میزان واقعی خسارت چه سطحی دارد (جزئی، متوسط یا گسترده)

👉 بنابراین گزارش از نظر استاندارد حرفه‌ای، همچنان فاقد راستی‌آزمایی مستقل است.

⚠️ بخش‌های گمراه‌کننده

  • گزارش از یک مورد دارای تصویر، به یک گزاره کلی می‌رسد:
    «هدف قرار دادن مراکز درمانی توسط اسرائیل و آمریکا»

❗ این تعمیم:

  • بدون ارائه شواهد گسترده یا نمونه‌های تأییدشده متعدد مطرح شده
  • میان «یک نمونه خاص» و «یک الگوی کلی» تمایز قائل نمی‌شود

👉 این نوع بیان می‌تواند برداشت مخاطب را فراتر از شواهد موجود هدایت کند.

🧠 جمع‌بندی نهایی

  • ✔️ وجود خسارت: محتمل و تا حدی مستند (بر اساس تصاویر)
  • ⚠️ جزئیات و ابعاد: نامشخص و تأییدنشده مستقل
  • ❗ تعمیم‌سازی کلی: گمراه‌کننده

📌 نتیجه:
👉 این گزارش ترکیبی است از شواهد اولیه قابل توجه و در عین حال نتیجه‌گیری‌هایی که فراتر از همان شواهد می‌روند؛ و بدون تأیید مستقل، نمی‌توان آن را کاملاً دقیق دانست.

***

در همین زمینه: شیرینکاری دوباره بی بی سی فارسی + راستی‌آزمایی چت جی پی تی!

***

001.jpg

***

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نمای نزدیکی از حمله به مقر حکومت در بهارستان اصفهان و انفجار بزرگ پس از آن را نشان می‌دهد که روز چهارشنبه ۱۲ فروردین رخ داد.

یک شهروند ویدیویی از ادامه انفجارهای ناشی از حملات در عصر و شب اصفهان در چهارشنبه ۱۲ فروردین به ایران اینترنشنال ارسال کرده است.

انفجارهای مهیب ثانویه در سایت موشکی ۱۵ خرداد بهارستان - اصفهان

خبرنامه گویا - منطقه بهارستان اصفهان در مجاورت برخی زیرساخت‌های حساس مرتبط با سامانه‌های موشکی از جمله «سایت موشکی ۱۵ خرداد» قرار دارد؛ این عنوان معمولاً به مجموعه‌ای از تأسیسات پدافندی و موشکی مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اطلاق می‌شود که می‌تواند شامل سامانه‌های دفاع هوایی، انبارهای موشکی یا مراکز پشتیبانی لجستیکی باشد. چنین پایگاه‌هایی معمولاً نقش کلیدی در حفاظت از تأسیسات استراتژیک، نگهداری تجهیزات حساس و پشتیبانی از عملیات‌های موشکی و پدافندی ایفا می‌کنند.

***

خبرنامهٔ گویا در رویکردی مشابه با شیوهٔ راستی‌آزمایی BBC Verify، از "چت جی پی تی" خواست تا دقت و نحوهٔ بیان یک تیتر منتشرشده توسط بی‌بی‌سی فارسی را ارزیابی کند. پرسشی که مطرح شد این بود: «آیا این تیتر بی‌بی‌سی فارسی صحیح است؟ نادرست است؟ گمراه‌کننده است؟ توضیح دهید.»

bbclarge.jpgپاسخ چت جی بی تی:

این تیتر بی‌بی‌سی فارسی را می‌توان از سه زاویه بررسی کرد: «صحت»، «دقت» و «میزان گمراه‌کنندگی».

از نظر صحت (صحیح/نادرست):
اگر واقعاً سفارت روسیه در تهران چنین بیانیه‌ای منتشر کرده باشد، بخش اول تیتر («روسیه ... را محکوم کرد») در اصل صحیح است. همچنین اشاره به آسیب‌دیدن کلیسای ارتدوکس سنت نیکلاس هم با متن بیانیه هم‌خوانی دارد. پس از نظر پایه‌ای، خبر جعلی یا نادرست نیست.

از نظر دقت (دقیق/نادقیق):

مشکل اصلی اینجاست. در متن خبر گفته شده:

  • «دو حمله در نزدیکی کلیسا انجام شد»
  • نه اینکه خود کلیسا هدف مستقیم حمله بوده باشد

اما تیتر با عبارت «حمله هوایی به کلیسای ارتدوکس» این برداشت را ایجاد می‌کند که کلیسا هدف مستقیم بوده است. این یک اغراق یا ساده‌سازی جهت‌دار است، چون تفاوت مهمی بین «حمله به نزدیکی یک ساختمان» و «حمله به خود آن ساختمان» وجود دارد.

از نظر گمراه‌کنندگی:

تیتر تا حدی گمراه‌کننده است، چون:

  • خواننده را به سمت این برداشت می‌برد که یک مکان مذهبی (کلیسا) عمداً هدف قرار گرفته
  • در حالی که متن خبر چنین چیزی را تأیید نمی‌کند و فقط از «آسیب در اثر حملات نزدیک» صحبت می‌کند

این نوع تیتر می‌تواند بار احساسی و سیاسی بیشتری ایجاد کند، به‌ویژه با توجه به حساسیت حمله به اماکن مذهبی.

جمع‌بندی:

  • صحیح: از نظر نقل موضع روسیه ✔️
  • نادقیق: در توصیف ماهیت حمله ⚠️
  • تا حدی گمراه‌کننده: بله، چون «نزدیکی» را به «هدف قرار دادن» تبدیل کرده ❗️

اگر بخواهیم تیتر دقیق‌تر باشد، چیزی شبیه این بهتر بود:

روسیه آسیب دیدن کلیسای ارتدوکس در تهران را که در اثر حملات در نزدیکی آن رخ داده، محکوم کرد.

پوشش همین خبر توسط رسانهٔ «فرارو» (در داخل کشور)

fararu.jpg

ایران اینترنشنال - در بخشی از یک برنامه صداوسیمای جمهوری اسلامی، محمدجعفر خسروی، مجری، با تایید مخفی شدن مقام‌های حکومت در خانه‌های امن میان شهروندان عادی، از مردم می‌خواهد که در صورت دیدن آن‌ها، محل اختفا را افشا نکنند در غیر این صورت «تمامه» و هدف قرار خواهند گرفت.

ویدیوی دریافتی: لحظه انفجار حمله به 'پادگان ۱۵ خرداد در جنوب اصفهان (سایت موشکی سپاه) ساعت ۱۸:۲۷' چهارشنبه ۱۲ فروردین

حضور عباس جدیدی، قهرمان سابق کشتی با سابقه جنجالی دوپینگ، در یکی از ایست‌های بازرسی بسیج خبرساز شد. تصویری که برای بسیاری، نمادی از پیوند ورزشکاران حکومتی با ساختارهای امنیتی تلقی می‌شود.

Untitled-6.jpg

tb.jpgتونی بلر - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

اگر حمله‌ی آتش‌افروزانه به چهار آمبولانس متعلق به یک نهاد خیریه یهودی در لندن در هفته گذشته یک مورد استثنایی بود، به‌خودی‌خود هم بسیار نگران‌کننده بود. اما متأسفانه این‌طور نیست. این حادثه بخشی از یک الگوی گسترده‌تر در بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی است.

سال گذشته در بریتانیا بیش از ۳۷۰۰ مورد یهودستیزی ثبت شد؛ از جمله افزایش قابل‌توجه حملات به افراد یهودیِ قابل تشخیص در انظار عمومی و چهره‌های شناخته‌شده، از جمله حمله به یک کنیسه در منچستر در ماه اکتبر.

کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، اسپانیا و هلند نیز پس از حمله تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل، شاهد افزایش مشابهی در حملات و حوادث یهودستیزانه بوده‌اند.

پس از هر حادثه بزرگ، رهبران سیاسی به‌طور تشریفاتی آن را محکوم می‌کنند. اما این حرف‌ها مانع ادامه حملات نشده است.

یهودستیزی پدیده‌ای تازه نیست؛ اما امروز این پدیده شکل‌های جدیدی به خود گرفته هم در راست و هم در چپ. نسخه چپ‌گرای آن، به‌ویژه، تحولی خطرناک و نسبتاً جدید در سیاست‌های مترقی است: ائتلاف با جریان‌های اسلام‌گرا.

رنج مردم غزه، مرگ و ویرانی، واقعیتی انکارناپذیر است. نقد تاکتیک‌های جنگی اسرائیل کاملاً مشروع است و بسیاری از یهودیان نیز همین نقدها را مطرح می‌کنند.

اما چنین نقدی زمانی مشروع است که همزمان تروریسم ۷ اکتبر را نیز محکوم کند. نمی‌توان وانمود کرد که اسرائیل با تهدید جدی تروریستی از سوی حماس، جهاد اسلامی فلسطین، حزب‌الله، جمهوری اسلامی ایران و گروه‌های دیگری که حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند، مواجه نیست.

نمی‌توان نسبت به محدودیت‌های ورود و خروج کالا به غزه اعتراض کرد، بدون اشاره به دلیل این محدودیت‌ها: نگرانی اسرائیل از استفاده این امکانات برای ساخت زیرساخت‌های تروریستی همان‌طور که صدها کیلومتر تونل زیر غزه نشان می‌دهد.

Pages

  • about
Powered by Movable Type 6.3.11

About this Archive

This page is an archive of entries from April 2026 listed from newest to oldest.

March 2026 is the previous archive.

May 2026 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.