September 2026 Archives

laudanbazargan.jpgخبرنامه گویا - لادن بازرگان در گفت‌وگو با برنامه «امروزنما»، درباره کارزارهای خود برای کنار گذاشتن افرادی از دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی آمریکا توضیح داد که به گفته او، با جمهوری اسلامی مرتبط یا همسو هستند

لادن بازرگان: در سال ۲۰۲۰ گزارش سازمان عفو بین‌الملل درباره کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را خواندم. در این گزارش از محمدجعفر محلاتی، نماینده وقت جمهوری اسلامی در سازمان ملل، نام برده شده بود. وقتی جست‌وجو کردم، دیدم او در کالج اوبرلین در اوهایو تدریس می‌کند؛ دانشگاهی با سابقه‌ای پیشرو که حضور محلاتی در آن برایم قابل‌درک نبود.

با مشورت پیام اخوان، کاوه شهروز نامه‌ای خطاب به دانشگاه نوشت و بیش از ۶۰۰ امضا جمع‌آوری کردیم؛ بسیاری از امضاکنندگان، اعضای خانواده قربانیان و زندانیان سیاسی پیشین بودند. دانشگاه ابتدا پاسخی نداد، بنابراین فعالیت‌ها را سازمان‌دهی کردیم و با برگزاری تجمع و پیگیری مستمر، کارزار را ادامه دادیم. بسیاری می‌گفتند به‌دلیل مصونیت شغلی دانشگاهی نمی‌توان محلاتی را کنار گذاشت، اما پس از سه سال‌ونیم موفق شدیم.

پس از محلاتی، سراغ حسین موسویان رفتیم؛ سفیر پیشین جمهوری اسلامی در آلمان، در دوره‌ای که مخالفان حکومت در اروپا هدف ترور قرار می‌گرفتند. استدلال ما این بود که با توجه به یافته‌های دادگاه میکونوس درباره نقش جمهوری اسلامی و سفارت ایران، عملکرد موسویان در آن دوره باید بررسی شود. این کارزار کمتر از یک سال طول کشید و در نهایت او از مرکز پژوهشی وابسته به دانشگاه پرینستون بازنشسته شد.

پرونده بعدی شیرین سعیدی در دانشگاه آرکانزاس بود. او در مصاحبه‌هایش خود را «حزب‌اللهی» معرفی کرده و از علاقه‌اش به علی خامنه‌ای سخن گفته بود. همچنین در ارتباط با پرونده حمید نوری، نامه‌ای به دادگاه تجدیدنظر نوشت و در آن وجود فتوای اعدام زندانیان سیاسی را زیر سؤال برد. به همین دلیل کارزاری را علیه ادامه فعالیت دانشگاهی او آغاز کردیم و به گفته بازرگان، با وجود برخورداری سعیدی از مصونیت شغلی دانشگاهی، سرانجام موفق به کنار گذاشتن او شدیم.

Hanif_Heidarnejad.jpgاز زمانی که خامنه‌ای پس از مدت‌ها اختفا، از مداح محبوبش خواست که «ای ایران» را بخواند، و او نوحه‌گونه ایران «کربلایی» و «ذوالفقاری» را «زیر سایه حیدر» فریاد کرد، مشخص بود که او ـ خامنه‌ای ـ بیش از هر فرد دیگری فهمیده است که تا کجا مردم ایران او، نظامش و جنگی که او مسببش است را تنها گذاشته‌اند. خامنه‌ای با آویختن به «ایران» تلاش کرد تا بخشی از مردم و نیز بخشی از مخالفانش را جذب کند.

از همان زمان، تمامیت رژیم خط و سیاست جدیدی را شروع کرد. دستگاه تبلیغاتی بر شیپور «ای ایران» دمید، شهردار تهران و دیگر شهرها به سراغ اساطیر ایرانی رفته و آن‌ها را به شکل مجسمه یا بیلبورد در مراکز شهر برپا کردند، امام‌جمعه‌ها از تقویت حس ملی‌گرایی سخن گفته و اینکه باید این حس ملی را در خدمت اسلام [نظام حاکم] قرار داد.

هدف این بود تا این خط جدید «فرصت»ی باشد برای نظام؛ برای جذب نیروهای مخالف، برای ایجاد چنددستگی بین مخالفان و مردم و برای آنکه رسانه‌های غربی روایت رژیم را بازتکرار کنند؛ اینکه: مردم با حکومت هستند.

arab.jpgاگر فردا فرصتی برای تغییر پدید آید، چه کسی و با چه اختیاری از جانب مردم ایران تصمیم خواهد گرفت؟

فرض کنیم اتفاقی که بخش بزرگی از اپوزیسیون سال‌ها در انتظار آن بوده، فردا رخ دهد: جمهوری اسلامی با بحرانی روبه‌رو شود که ادامه حکومت به شکل کنونی را ناممکن کند.

اعتراضات گسترش یافته، اعتصابات آغاز شده، در ساختار قدرت شکاف افتاده و بخشی از نیروهای نظامی نیز حاضر به ادامه سرکوب نیستند.

حالا چه باید کرد؟

چه کسی با بخش جداشده از حکومت مذاکره می‌کند؟ چه کسی خواسته‌های جنبش را اعلام می‌کند؟ چه نهادی حق دارد از طرف مردم ایران سخن بگوید؟ اگر خلأ قدرت ایجاد شد، چه کسی مسئول اداره کشور است؟ نیروهای نظامی و انتظامی از چه نهادی فرمان می‌گیرند؟ دولت موقت چگونه تشکیل می‌شود؟ و پرسشی مقدم بر همه اینها:

aslani.jpg۳۸ سال پيش وقتی از شكاف كركره‌های فلزی‌ی آخرين سلول بند ۸ زندان گوهردشت (گوهر‌کُش) به تماشای مرگ ايستاده و با نگاهی ناباور فاجعه را تاب مي‌آورديم، کامیون‌های يخچال‌دار حمل گوشت بود و چكمه‌پوشانی ماسک‌زده که با وقاحتی كم‌ياب در شب‌هايی كه از آسمان‌ِ گوهرِ كُفر مي‌باريد، مرده‌گان را عقوبت مي‌كردند‌.

شبانه بارمان زدند و در گُم‌گورها و کفرآبادهای اسلامی پنهان‌مان كردند‌.

نخست در مردادماه حدود سه هفته مرگ ‌فروختند و پر رونق‌ترين حرفه‌ها از آنِ گوركنان وطن شد‌. زان پس از هفته‌ی اول شهریور، خاوران سهم كفار و نجس‌ها شد، كه بی‌‌نیاز از غسل و کفن، استخوان جان جوانشان بر خاک‌پشته‌های «لعنت آباد» شیار شود!

shjbanner.jpgبزرگ‌ترین بحران عصر ما، آن‌گونه که بسیاری می‌پندارند، نه بحران سیاست است، نه بحران اقتصاد و نه حتی بحران فناوری. آنچه در ژرف‌ترین لایه‌های زمانه‌ی ما در حال وقوع است، بحرانی از جنسی دیگر است؛ بحرانی که کم‌تر دیده می‌شود، اما شاید از بسیاری بحران‌های آشکار سهمگین‌تر باشد: بحران مفاهیم.

ما در دورانی زندگی می‌کنیم که جهان با شتابی بی‌سابقه دگرگون می‌شود، اما زبان ما همچنان در گذشته اقامت دارد. واقعیت به پیش می‌تازد، حال آنکه واژگان از نفس افتاده‌اند. ساختارهای زندگی انسانی دگرگون شده‌اند، اما بسیاری از مفاهیمی که با آنها جهان را می‌فهمیم، همچنان متعلق به عصری هستند که آرام‌آرام در غبار تاریخ فرو می‌رود.

شاید هیچ خطایی خطرناک‌تر از این نباشد که انسان بکوشد جهانی نو را با واژگان جهانی کهن توضیح دهد. هر عصر تاریخی زبان خاص خود را می‌آفریند. مفاهیم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نه از آسمان فرو می‌افتند و نه حقیقت‌هایی ازلی و جاودانه‌اند. هر مفهوم، پاسخی است که یک جامعه و یک تمدن به مسائل تاریخی زمانه‌ی خود داده است. ملت، دولت، آزادی، دموکراسی، انقلاب، سوسیالیسم، لیبرالیسم، ناسیونالیسم، سرمایه‌داری، دیکتاتوری و توتالیتاریسم، همگی در بستر جهانی مشخص شکل گرفتند؛ جهانی که در آن قدرت چهره‌ای دیگر داشت، ارتباطات معنایی دیگر می‌یافت و انسان در افقی متفاوت از امروز زندگی می‌کرد.

Monthly Archives

Pages

  • about
Powered by Movable Type 6.3.11

About this Archive

This page is an archive of entries from September 2026 listed from newest to oldest.

August 2026 is the previous archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.