July 2026 Archives

ha.jpgخبرنامه گویا - رسانه‌های ایران گزارش داده‌اند که سرهنگ خلبان یونس حاجی‌عزیزی، فرمانده یگان پهپادی غرب کشور، در جریان حملات هوایی آمریکا به کرمانشاه کشته شده است.

به گزارش رسانه‌های حکومتی، مراسم تشییع پیکر او با حضور فرماندهان و کارکنان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، خانواده او و شماری از شهروندان در کرمانشاه برگزار شد.

بر اساس این گزارش‌ها، یونس حاجی‌عزیزی از نیروهای نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده یگان پهپادی غرب کشور بود. رسانه‌های حکومتی می‌گویند او در حملات شامگاه هشتم مرداد آمریکا به کرمانشاه جان باخته است.

رسانه‌های ایران همچنین اعلام کرده‌اند که حاجی‌عزیزی متولد سال ۱۳۶۹ و اهل شهرستان تویسرکان در استان همدان بوده است.

مقام‌های آمریکایی تاکنون به طور مشخص درباره کشته شدن این فرمانده ارتش جمهوری اسلامی اظهار نظری نکرده‌اند و جزئیات مستقلی درباره این گزارش منتشر نشده است.

police.jpgخبرنامه گویا - بر اساس گزارش اختصاصی شاهد علوی در ایران‌اینترنشنال، امیر براتی، شهروند ۳۹ ساله ایرانی-ترکیه‌ای، اوایل تیرماه در شهر کوتور مونته‌نگرو به درخواست ایالات متحده بازداشت شد و اکنون در انتظار رسیدگی به درخواست استرداد به آمریکاست. پرونده او به دادگاه عالی پودگوریتسا ارجاع شده و مقام‌های مونته‌نگرو می‌گویند براتی از سال ۲۰۱۳ در یک کارزار گسترده هک علیه بیش از ۱۵۰ دانشگاه، مرکز تحقیقاتی، نهاد دولتی و سازمان خصوصی آمریکا نقش داشته است.

به گفته مقام‌های مونته‌نگرو، این حملات بیش از ۳.۴ میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشته است. پلیس این کشور همچنین اعلام کرده داده‌ها و دسترسی‌های به‌دست‌آمده از این حملات در اختیار سپاه پاسداران و دیگر نهادهای ایرانی، از جمله برخی دانشگاه‌ها، قرار گرفته است. اف‌بی‌آی تاکنون درباره جزئیات این پرونده اظهارنظر نکرده است.

01.jpg

بر اساس اسناد و اطلاعات منتشرشده، براتی با نام هکری «کینگ‌لت» از چهره‌های شناخته‌شده هک در ایران و از بنیان‌گذاران دو گروه «Iran Black Hats Team» و «Digital Boys Underground» بود؛ گروه‌هایی که طی سال‌ها صدها وب‌سایت دولتی، دانشگاهی و تجاری در ایران و خارج از کشور را هدف حملات سایبری قرار دادند.

abdi.jpgو زمین طوری گرد است که اروپایی که تا دیروز معلم دنیا بود، امروز شاگرد واقعیت شده

زهرا عبدی

اما شاید ندانید اگر یک پایتان را بگذارید این‌طرف «جهان‌وطنی» و پای دیگر آن‌طرف «امنیت ملی»، به‌زودی مجبور به تعویض تنبان می‌شوید که شدید! چون بنا بر گزارش‌ها، بیش از ۶۰ هزار نفر از مراکش ظرف ۲۴ ساعت گذشته به‌صورت غیرقانونی از مرزهای آبی و خاکی وارد اسپانیا شدند و هنوز یک روز از ورودشان نگذشته، دوربین‌ها دزدی‌ها و درگیری‌های بسیار را ثبت کردند.

حالا رهبران اروپایی همه ابراز نگرانی می‌کنند!

همان اروپایی که رهبران باورمند به گلوبالیست و جهان‌وطنی‌اش سال‌هاست از هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر، برای همه دنیا نسخه اخلاق می‌پیچند؛ به این کشور می‌گویند مرزهایت را باز کن، به آن کشور می‌گویند با مهاجران مهربان‌تر باش، هر مخالفتی با سیاست‌های مهاجرتی را هم با برچسب‌های اخلاقی محکوم می‌کنند.

اما حالا که بر اساس گزارش‌های منتشرشده، موج بزرگی از مهاجران از مسیر مراکش به سئوتا رسیده و اسپانیا با بحرانی جدی روبه‌رو شده است، همان دولت‌ها و همان سیاستمدارانی که دیگران را موعظه می‌کردند، ناگهان از «حفاظت از مرزها»، «امنیت ملی» و «تمامیت ارضی» سخن می‌گویند.

darkoob.jpgبرهان و هیاهو

مسئولیت اندیشه در برابر تاریخ

تأملی در پاسخ دکتر عبدالکریم سروش به منتقدان علی شریعتی

دارکوب - خبرنامه گویا

قدرت را معمولاً در دست حکومت‌ها جست‌وجو می‌کنیم، حال آنکه تاریخ بارها نشان داده است گاه یک اندیشه، بیش از هزار فرمان، سرنوشت ملتی را دگرگون می‌کند. حکومت با اجبار فرمان می‌راند، اما اندیشه با اقناع؛ و چه‌بسا قدرتی که بی‌صدا عمل می‌کند، از قدرتی که با زور فرمان می‌دهد، ماندگارتر باشد. اندیشه افق فهم جامعه را تغییر می‌دهد و آنچه افق فهم را دگرگون کند، دیر یا زود مسیر تاریخ را نیز تغییر خواهد داد.

از همین رو، اندیشه نیز باید در برابر تاریخ پاسخگو باشد. هیچ اندیشه‌ای، هر اندازه خیرخواهانه، از داوری تجربه تاریخی معاف نیست. نه نیت نیک مسئولیت را ساقط می‌کند و نه صداقت، مصونیت از نقد می‌آورد. پرسش فقط این نیست که متفکری چه گفته یا چه خواسته است؛ پرسش مهم‌تر آن است که اندیشه او چه پیامدهایی بر جای گذاشته و خود او تا چه اندازه آماده بازاندیشی در آن بوده است.

پنجاه سال پیش، بسیاری از روشنفکران ایرانی خود را وجدان بیدار جامعه می‌دانستند. آنان از عدالت، آزادی، معنویت و کرامت انسان سخن گفتند و نسلی بزرگ را با خود همراه کردند. امروز، پس از نیم قرن، ایران با داغ خانواده‌های بی‌شمار، مهاجرت گسترده و بحرانی عمیق در سرمایه انسانی و آینده ملی روبه‌روست. در چنین وضعی، نخستین انتظار از روشنفکر، نه دفاع از گذشته، بلکه شجاعت بازنگری است.

این سخن از مسئولیت عاملان مستقیم سرکوب و خشونت نمی‌کاهد. آنان در برابر اعمال خود مسئول‌اند. سخن از مسئولیت دیگری است: مسئولیت اخلاقی کسانی که مفاهیم، ارزش‌ها و روایت‌هایی را ساخته‌اند که بعدها به بخشی از وجدان عمومی یا توجیه سیاسی بدل شده است. هرچه آگاهی، نفوذ و قدرت اقناع بیشتر باشد، مسئولیت نیز سنگین‌تر خواهد بود.

در همین چارچوب، مناقشه میان عبدالکریم سروش و موسی غنی‌نژاد اهمیتی فراتر از یک اختلاف شخصی پیدا می‌کند. مسئله این نیست که کدام‌یک در جدل لفظی دست بالا را دارد؛ پرسش بنیادی آن است که روشنفکری ایرانی، پس از دهه‌ها تجربه پرهزینه، آماده بازنگری در میراث خویش هست یا همچنان دفاع از نام‌ها و شخصیت‌ها را بر مواجهه با نقد ترجیح می‌دهد.

reuters.jpgخبرنامه گویا - این گزارش می‌تواند توجه نهادهای نظارتی و مجریان قانون را به فعالیت‌های مالی مرتبط با این شبکه جلب کند، اما رویترز از صدور حکم بازداشت یا پیگرد قضایی جدید علیه ساشا سبحانی یا پویان مختاری خبر نداده است.

به گزارش بی بی سی براساس تحقیقی که خبرگزاری رویترز منتشر کرده، یک صرافی ارز دیجیتال مستقر در دوبی، به مرکزی برای جابه‌جایی پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شده است.

این صرافی که «شل‌بیت» نام دارد، یک شبکه گسترده قمار را که توسط دو اینفلوئنسر سرشناس و بین‌المللی در شبکه‌های اجتماعی اداره می‌شود، به فعالیت‌های استخراج بیت‌کوین و بانک مرکزی ایران مرتبط می‌کند.


بنابر این گزارش، «شل‌بیت» صدها میلیون دلار ارز دیجیتال را به «بایننس»، بزرگ‌ترین صرافی ارز دیجیتال جهان، منتقل کرده است.

در ادامه گزارش رویترز آمده است که یکی از مشتریان اصلی «شل‌بیت»، یک شبکه قمار فارسی‌زبان متشکل از بیش از ۲ هزار وب‌سایت است. این شبکه توسط دو اینفلوئنسرمشهور ایرانی در شبکه‌های اجتماعی تبلیغ و اداره می‌شود که ارتباطاتی در سطوح بالای حکومت ایران دارند. یکی از آن‌ها ساشا سبحانی در یک ویلای گران‌قیمت در مادرید فعالیت می‌کند و دیگری پویان مختاری تا همین اواخر در یک هتل لوکس در هنگ‌کنگ مستقر بود.

این دو نفر در شبکه‌های اجتماعی سبک زندگی بسیار تجملاتی خود را به نمایش می‌گذارند و ویدیوهایی از خودروهای اسپرت لوکس، مهمانی‌های روی قایق‌های تفریحی و جت‌های شخصی منتشر می‌کنند.

این دو نفر و فردی که «شل‌بیت» را اداره می‌کند، در سال ۲۰۲۳ در ایران به اتهام مشارکت در یک پرونده قمار غیرقانونی، محکوم شدند.

قمار در جمهوری اسلامی ایران غیرقانونی است و مجازات آن می‌تواند شلاق و حبس باشد. با این حال، شبکه قمار شناسایی‌شده توسط رویترز به سیستم پرداخت آنلاین ایران دسترسی دارد؛ سیستمی که تحت نظارت دقیق بانک مرکزی این کشور است.

بنابر گزارش تحقیقی رویترز، «شل‌بیت» در مرکز این عملیات انتقال پول است؛ عملیاتی که از طریق آن، شبکه قمار، بانک مرکزی و دیگر نهادهای تحریم‌شده ایرانی می‌توانند به بازارهای جهانی ارزهای دیجیتال دسترسی داشته باشند.

تحقیقات رویترز همچنین نشان داده است که سپاه پاسداران سال‌ها پیش کنترل بزرگ‌ترین وب‌سایت‌های قمار قابل دسترس در ایران را به دست گرفته و از آن زمان تاکنون از این وب‌سایت‌ها برای انتقال حدود چهار میلیارد دلار به خارج از کشور استفاده کرده است.

iraqazadi.jpgخلاصه مقاله پیام یونسی‌پور برای ایران وایر

رسانه‌های ایران گزارش داده‌اند که ورزشگاه آزادی در فصل آینده نیز قابل استفاده نخواهد بود و استقلال، پرسپولیس، تیم‌های ملی و دیگر باشگاه‌ها همچنان از میزبانی در این ورزشگاه محروم هستند. حتی ورزشگاه‌های تختی و دستگردی تهران نیز از دسترس خارج شده‌اند و تیم‌های پایتخت ناچارند بازی‌های خانگی خود را خارج از تهران برگزار کنند.

در مقابل، گزارش‌ها نشان می‌دهد قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، بازوی اقتصادی سپاه، طی بیش از یک دهه صدها میلیون دلار برای «بازسازی» ورزشگاه آزادی دریافت کرده است؛ ورزشگاهی که در دوران پهلوی در کمتر از ۱۴ ماه ساخته شد اما از سال ۱۳۹۳ تاکنون بارها به بهانه تعمیرات تعطیل شده است.

براساس ارقام اعلام‌شده در رسانه‌های ایران، از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵ دست‌کم هفت بودجه جداگانه برای بازسازی آزادی اختصاص یافته است. با محاسبه ارزش دلاری این بودجه‌ها بر مبنای نرخ همان سال‌ها، مجموع هزینه‌ها به بیش از ۳۶۸ میلیون دلار می‌رسد؛ رقمی که با آن می‌شد یک ورزشگاه کاملاً جدید و مدرن در سطح استانداردهای جهانی ساخت.

طناب‌کُشی

| No Comments

aslani.jpgخبرنامه گویا - در آستانه سالگرد اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، روایت‌های شاهدان آن روزها همچنان ابعاد ناگفته این فاجعه را روشن‌تر می‌کند. مهدی اصلانی، از زندانیان سیاسی پیشین و از بازماندگان آن رویداد، در این یادداشت کوتاه، از روزی می‌نویسد که قطع ملاقات‌ها، بی‌آنکه زندانیان بدانند، به یکی از نخستین نشانه‌های آغاز کشتار بدل شد.

۳۸ سال پیش چنین روزی (۹ مرداد) روز ملاقات بند ما بود (بند ۸)

مهدی اصلانی

خانواده‌ها در مراجعه به گوهردشت بی‌هیچ پاسخ‌گویی با این نوشته پشت شیشه روبرو شدند: «به‌دلیل تعمیر ملاقات تا اطلاع ثانوی تعطیل است»

‏پس از قطع هواخوری. رادیو‌ تلویزیون و روزنامه، حال ملاقات!

‏ این‌‌ها همه نشانه‌های‌ بدی بودند به‌ویژه قطع ملاقات با توجه به شیوع شایعه در نزد خانواده‌ها که برای نظام کم‌هزینه نبود.

این نشانه‌های بد را گرایشِ مسلط در زندان بد نمی‌دید!

منطق و تحلیل آن بود: نظام در موقعیت ضعف و‌ شکست در جنگ و پذیرش قطعنامه و‌ نوشیدن جام زهر باید پا پس‌ بکشد.

همه‌گی‌مان زندانی‌ی حکم‌دار بودیم. دلیلی بر کشتن خود نمی‌دیدم. چرا باید ما را بکشند!؟ شماری از دوستان حکم‌شان پایان یافته و مِلی‌کِش بودند.

زندان مرگ‌باور نبود!

‏پ‌ن: در شماری از روایت‌های ناراست و نادقیق (به هر دلیل) سخن از تیرباران شده.

شیوه‌ی قتل و کشتار در تابستان۶۷ طناب‌کُش کردن و دار زدن بود.
یادمان نرود

toozbeh.jpgاز همایش مونیخ و تمسخر مخالفان تا کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، تضعیف رأس قدرت و تبدیل شدن نام رضا پهلوی به یک مسئله امنیتی؛ چگونه محاسبات حکومت در کمتر از هفت ماه تغییر کرد؟

علی خامنه‌ای در دوم شهریور ۱۴۰۴ به چه چیزی می‌خندید؟ چرا رهبر جمهوری اسلامی، مخالفانی را که سال‌ها بی‌اثر و بی‌پایگاه معرفی می‌کرد، در یک سخنرانی رسمی به تمسخر گرفت؟ آیا سخن او درباره کسانی که برای دوران پس از جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کرده و حتی «شاه تعیین کرده‌اند»، فقط یک کنایه سیاسی بود یا اعتراف ناخواسته به نگرانی‌ای که حکومت نمی‌خواست آشکار کند؟

چگونه تنها ۱۸۸ روز پس از آن سخنان، خود خامنه‌ای کشته شد و بخش مهمی از رأس نظامی و امنیتی حکومت از میان رفت؟ آیا مرگ او باعث افول جمهوری اسلامی شد یا فقط افولی را آشکار کرد که از سال‌ها پیش آغاز شده بود؟ و چرا حکومتی که رضا پهلوی را چهره‌ای بی‌اهمیت معرفی می‌کرد، امروز فراخوان‌ها، شعارها و حتی نام او را در چارچوب یک تهدید امنیتی بررسی می‌کند؟

همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» روز ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵، برابر با ۴ مرداد ۱۴۰۴، در مونیخ برگزار شد. رضا پهلوی در این نشست از همکاری نیروهای مخالف، مدیریت دوران گذار و سپردن نوع نظام سیاسی آینده به رأی آزاد مردم سخن گفت. در آنجا نه تاجی بر سر کسی گذاشته شد و نه نظام پادشاهی به مردم تحمیل شد؛ موضوع اصلی، آماده شدن برای عبور از جمهوری اسلامی و جلوگیری از هرج‌ومرج پس از فروپاشی بود.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgکیست این سروقامت آزاده؟ این دلاور ایستاده بر فراز جهان، که با طناب داری بر گردن، دست‌های بسته خود را بالا می‌آورد و با آن‌ها علامت قلبی می‌سازد و نثار مردمان سرزمینش می‌کند. بی‌هراس از مرگ، کیسه سیاه بر سر می‌کشد و خود طناب بر گردن می‌افکند؛ طنابی که هدیه خمینی برای آزادگان این سرزمین است. هدیه مردی که اعدام، کشت‌وکشتار و جنگ را نعمت و رحمت خدا می‌دانست.

کیست این قهرمان بلندبالا؟ با چشم‌بندی بزرگ بر چشم، در میان خیل جلادانی که برای کشتنش آمده‌اند، بی‌هراس از شکنجه مجدد در زیر چوبه‌دار، تمامی اصول حکومت اسلامی را به چالش می‌کشد. با کلماتی آرام که نشان از بی‌هراسی او در برابر منادیان اسلام است، می‌گوید: «دوست ندارم سر مزارم گریه کنند، دوست ندارم برایم نماز و قرآن بخوانند... شادی کنند و آهنگ شاد پخش کنند.»

iraqtaliban.jpgخطای بزرگ در تحلیل آینده ایران

خبرنامه گویا - در سال‌های اخیر، این گزاره که «ایران نباید به عراق یا افغانستان دیگری تبدیل شود» به یکی از پرتکرارترین استدلال‌ها در تحلیل‌های غربی درباره آینده ایران بدل شده است. ناصر اعتمادی در این یادداشت با نگاهی تاریخی و نظری، این قیاس را به چالش می‌کشد و استدلال می‌کند که مسیر تحولات ایران را باید بر پایه ویژگی‌های خاص جامعه و تاریخ این کشور، نه با الگوهای از پیش‌ساخته، تحلیل کرد.

جنگ، گسست و خطای قیاس، چرا ایران نه عراق است و نه افغانستان؟

ناصر اعتمادی

از زمان آغاز رویارویی نظامی میان اسرائیل، آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، تقریباً هیچ استدلالی به اندازه این گزاره در محافل سیاسی، دانشگاهی و رسانه‌ای غرب تکرار نشده است که «ایران نباید به عراق یا افغانستان دیگری تبدیل شود».

در نگاه نخست، این استدلال منطقی و حتی محتاطانه به نظر می‌رسد. تجربه جنگ عراق، فروپاشی دولت مرکزی، ظهور داعش، بی‌ثباتی مزمن منطقه و همچنین تجربه بیست‌ساله افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت، آنقدر سنگین بوده که هر ناظر و سیاستمداری را نسبت به هرگونه مداخله نظامی جدید محتاط کند. اما درست در همین نقطه مسئله اصلی آغاز می‌شود. آیا ایران همسان عراق یا افغانستان است؟ آیا سرنوشت سیاسی این کشور مشابه است؟ آیا چنین قیاسی اساساً معتبر و راهگشاست؟ و اگر نیست، این خطای تحلیلی چه پیامدهایی برای فهم جنگ جاری و آینده سیاسی ایران دارد؟

مسئله تنها این نیست که ایران، عراق و افغانستان از نظر تاریخ، جامعه، ساختار دولت، ترکیب نیروهای اجتماعی، تجربه نهادسازی و جایگاه منطقه‌ای تفاوت‌های عمیقی با یکدیگر دارند. خطای بنیادی‌تر، خودِ شیوه اندیشیدن به این مسئله است. بسیاری از تحلیل‌هایی که امروز درباره ایران به ویژه در غرب ارائه می‌شوند، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر نوعی ذات‌انگاری سیاسی استوارند. یعنی : بر این فرض که کشورها، ملت‌ها یا حتی تمدن‌ها دارای ماهیتی ثابت، تغییرناپذیر و از پیش تعیین‌شده‌اند و از همین رو، می‌توان آینده آنها را از خلال گذشته یا تجربه دیگران و عموماً بر پایه ملاط مشترکی به نام دین پیش‌بینی کرد.

برغم ظاهر واقع بینانه اش این شیوه اندیشیدن، در حقیقت یکی از مهم‌ترین موانع فهم تحولات تاریخی رایج است. پرسش اصلی این نیست که آیا جنگ پدیده‌ای مطلوب یا نامطلوب است. موضوع بحث، دفاع یا محکوم کردن مداخله نظامی نیست. مسئله اساسی این است که ایران را نمی‌توان با الگوهای آماده و قیاس‌های ساده فهمید. هر جامعه‌ای در بستر تاریخ خاص خود حرکت می‌کند و هر گسست تاریخی، حاصل تعامل، کنش‌ها و واکنش‌های نیروهای سازندۀ همان جامعه در مقطع زمانی معّین است.

از این منظر، جنگ نیز نه علت یگانه تحولات سیاسی است و نه عامل بی‌اهمیت آنها. جنگ می‌تواند در شرایطی شتاب‌دهنده روندهایی باشد که پیشتر در اعماق جامعه شکل گرفته و آغاز شده‌اند، همان‌گونه که می‌تواند در شرایطی دیگر، به تثبیت نظم موجود یا حتی بازتولید آن بینجامد.

به تعبیر جیورجیو آگامبن جنگ‌های معاصر غالباً به گسترش «وضعیت استثنایی» می‌انجامند که در آن مرز میان قانون و خشونت، و میان نظم حقوقی و ضرورت امنیتی، به تدریج فرومی‌ریزد. اما حتی وضعیت استثنایی نیز به‌تنهایی تعیین‌کننده سرنوشت یک جامعه نیست. آنچه آینده را رقم می‌زند، ظرفیت جامعه برای عبور از این وضعیت و بازسازی نظمی تازه است. از این رو، برای فهم جنگ کنونی و ارزیابی پیامدهای احتمالی آن، باید پیش از هر چیز از دام قیاس‌های شتاب‌زده گریخت و ایران را در منطق تاریخی و سیاسی خاص خود فهمید.

arab.jpgاپوزیسیون جمهوری اسلامی سال‌هاست از پراکندگی، اختلافات داخلی و ناتوانی در ایجاد یک سازوکار مشترک رنج می‌برد. توصیف این وضعیت، هرچند ضروری، دیگر به تنهایی کمکی به حل مسئله نمی‌کند. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به یک راهکار عملی برای همگرایی نیروهای مخالف نیاز دارد. این مقاله پیشنهاد می‌کند که جمعی از ایرانیان فرهیخته، خوشنام و مستقل، بدون وابستگی به جریان‌های سیاسی، ابتکار تشکیل یک "کنگره ملی" را بر عهده بگیرند. این کنگره می‌تواند همه نیروها و شخصیت‌هایی را که به حفظ تمامیت ارضی ایران، گذار از جمهوری اسلامی، برابری حقوق شهروندان و برگزاری انتخابات آزاد برای تعیین نظام آینده اعتقاد دارند، گرد هم آورد تا یک شورای رهبری جمعی برای دوران گذار انتخاب شود. چنین ابتکاری می‌تواند اعتماد مردم ایران را جلب کند، نگرانی جامعه جهانی را نسبت به آینده ایران کاهش دهد و زمینه انتقالی مسئولانه و کم‌هزینه به یک نظام دموکراتیک را فراهم سازد.

دوست ارجمندم، آقای ابوالفضل محققی، در یادداشتی با عنوان "و اما اپوزیسیون" تصویری واقع‌بینانه از وضعیت کنونی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی ارائه کرده‌اند؛ تصویری که بسیاری از فعالان سیاسی، صرف‌نظر از گرایش فکری خود، آن را می‌شناسند و سال‌ها با آن دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. ایشان از پراکندگی، فردمحوری، اختلافات ایدئولوژیک و ناتوانی اپوزیسیون در ایجاد یک همکاری مؤثر سخن گفته‌اند؛ موضوعی که کمتر مخالف جمهوری اسلامی در اصل آن تردید دارد.

ghn.jpg«آثار آبراهامیان لایق ظرف آشغال است.» این تعبیر موسی غنی‌نژاد درباره آثار ارواند آبراهامیان، بیش از آنکه یک نقد علمی باشد، نمونه‌ای از برخوردی تحقیرآمیز با یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران تاریخ معاصر ایران است.

هدف این نوشته نقد شخصی مناظره اخیر آقای موسی غنی‌نژاد نیست. پیش از این، آقای تورج اتابکی در مقاله‌ای با عنوان «وقتی تحقیر جای نقد را می‌گیرد» و بسیاری از نویسندگان چپ، به‌درستی به این موضوع پرداخته‌اند. هدف من پرداختن به مسئله‌ای کلی‌تر است؛ اینکه چگونه بخشی از جریان فکری منتقد چپ، به دلیل ناتوانی در دیدن تحولات تاریخی، دچار نوعی «زمان‌پریشی» شده اند.

در جامعه‌شناسی، زمان‌پریشی به این معناست که مفاهیم، ارزش‌ها، نهادها یا شیوه‌های اندیشیدن متعلق به یک دوره تاریخی را به دوره‌ای دیگر منتقل کنیم، یا با معیارهای یک دوره درباره دوره‌ای دیگر داوری کنیم، بی‌آنکه شرایط تاریخی و اجتماعی هر دوره را در نظر بگیریم.

asgar.jpgپیشگفتار

در ادبیات کلاسیک لاتین، «امپراتوری» در اصل به قدرتی بزرگ گفته می‌شد که از یک مرکز واحد بر سرزمین‌ها، مردمان و قومیت‌های گوناگون حکومت می‌کرد. نخستین امپراتوری‌های جهان نیز پارس‌ها و رومیان بودند.

یک سیاستمدار اتحادیه اروپا در قرن بیست‌ویکم می‌گوید:

«من دوست دارم اتحادیه اروپا را با امپراتوری‌ها مقایسه کنم، چون به اندازه امپراتوری‌ها بزرگ شده است. اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد: امپراتوری‌ها معمولاً از طریق خشونت ایجاد می‌شدند و مرکزی داشتند که اراده خود را به دیگران تحمیل می‌کرد. اتحادیه اروپا را برخی نخستین "امپراتوری غیرامپراتوری" می‌نامند.»

یک استاد تاریخ نیز از «امپراتوری غیرامپراتوری» به‌عنوان شکلی به‌روز شده از امپراتوری یاد می‌کند و می‌نویسد:

«اتحادیه اروپا منابع نظامی چین، روسیه یا ایالات متحده را ندارد، اما یک امپراتوری پسا‌مدرن، پروژه‌ای پسا‌ملی و شاید حتی پسا‌دموکراتیک است؛ زیرا پروژه‌ای نخبگانی، اما در عین حال یک امپراتوری اقتصادی و ارزی جهانی است.»

در این یادداشت، با استفاده از کتاب «تنها ابرقدرت؛ استراتژی هژمونی آمریکا» نوشته پروفسور یونکر، استاد تاریخ و آمریکا‌شناس آلمانی، به مقایسه تاریخی امپراتوری‌های کلاسیک و قدرت‌های بزرگ امروز پرداخته می‌شود. یکی از مفاهیم محوری این کتاب، نقش «مانویت عمیق» در فرهنگ سیاسی آمریکا است؛ از همین رو، آشنایی کوتاه با مانی و اندیشه او، مقدمه‌ای برای درک این تحلیل تاریخی خواهد بود.

dolatshahi.jpg​با گسترش ابعاد درگیری‌های آمریکا و ایران، این سوال مطرح می‌شود که پایان این جنگ به کجا خواهد رسید؟

برای پاسخ به این سوال، به بررسی چند نکته می‌پردازیم...​آمریکا در حال حاضر در این جنگ دو حالت درپیش دارد:

اول اینکه بر خواسته‌های خود مبنی بر تسلیم غنی‌سازی رژیم که اخیراً تنگه هرمز هم بدان اضافه شده اصرار بورزد؛ که با توجه به اوضاع آشفتهٔ فعلی چنین امری بعید است و راه به جایی نمی‌برد و ایران خود را پیروز این جنگ می‌داند و بقیه ماجرا ..!!

دوم اینکه آمریکا از خواسته‌های خود کوتاه بیاید؛ که در آن صورت رشته کار را از دست خواهد داد و ایران دست بالا را در منطقه خواهد داشت و نه تنها کنترل تنگه را به دست می‌گیرد، بلکه می‌تواند در خفا به غنی‌سازی خود ادامه دهد و بقیه ماجرا...!!

در هر دو حالت، ترامپ وارد باتلاقی شده است که هرگونه دست‌وپازدنِ ناشیانه برای خروج از آن، تنها باعث می‌شود بیشتر در این باتلاق غوطه‌ور شود.

​یک اصل اثبات‌شده نشان می‌دهد که نیروی هوایی و بمباران به تنهایی قادر به تغییر یک حکومت نیستند. در تاریخ معاصرگمان نمیرود حکومتی صرفاً از طریق حملات هوایی ساقط شده باشد. در مواردی نظیر عراق، حضور گسترده نیروی زمینی الزام‌آور بود و در تجربیاتی چون لیبی یا یوگسلاوی سابق و سقوط اسلوبودان میلوشویچ نیز بمباران هوایی تنها زمانی به نتایج سیاسی انجامید که با حضور نیروهای شورشیِ روی زمین یا فروپاشی از درون همراه گردید که می‌تواند در مورد ایران نیز مصداق پیدا کند.

​همچنین حذف فیزیکی رهبران، به دلیل وجود ساختارهای جانشینی متعدد و لایه‌ ‌لایه، به تنهایی موجب فروپاشی یک ساختار امنیتی پیچیده نمی‌شود. این اقدام نه تنها راه فراری از این باتلاق ایجاد نمی‌کند، بلکه به زنجیره‌ای از پاسخ‌های تلافی‌جویانه غیرقابل‌پیش‌بینی و گسترش دامنه جنگ می‌انجامد؛ به‌ویژه که مقامات ایران ثروت فراوان و تسلیحات گسترده‌ای در اختیار دارند که ابعاد این واکنش‌ها را بیشتر می‌کند.

​نمونه‌های بارز این مسئله را می‌توان در تجربه تاریخی ایالات متحده در جنگ ویتنام و عدم فروپاشی جبهه ویت‌کنگ پس از ترورهای گسترده فرماندهانشان، و همچنین در تجربیات معاصر نظیر طالبان، حزب‌الله و حماس پس از حذف رهبران ارشدشان مشاهده کرد؛ جایی که ساختارهای موازنه، لایه‌های جانشینی و تشکیلات لایه‌ ‌لایه، مانع از سقوط شدند و درگیری را به سمت فرسایشی تر سوق دادند بخصوص که رژیم ایران ، مادر تمام جنگ هاست .

oil.jpgاکسون و شورون رکورد شکستند

با تداوم درگیری‌های نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران و مسدود شدن اکثر رفت‌وآمدهای کشتیرانی در تنگه هرمز، قیمت جهانی نفت خام برنت در مقاطعی تا ۱۲۶ دلار بر بشکه صعود کرد. این بحران شش‌ماهه که به سهمیه‌بندی سوخت در استرالیا و تعطیلی ادارات دولتی در سریلانکا و نپال انجامید، سودهای هنگفتی را نصیب غول‌های نفتی در آمریکا کرده است.

بر اساس گزارش‌های مالی منتشرشده، شرکت اکسون‌موبیل در سه ماهه دوم سال، سود خالص خود را با رشد ۱۰۵ درصدی نسبت به سال گذشته، به ۱۴.۵۳میلیارد دلار و درآمدهایش را به ۱۱۶میلیارد دلار رساند. شرکت شورون نیز سودی ۱۲.۰۷ میلیارد دلاری ثبت کرد که جهشی ۳۸۵ درصدی را نسبت به دوره مشابه سال قبل نشان می‌دهد.

پاتریک گالی، مدیر بخش سوخت‌های فسیلی در سازمان «گلوبال ویتنس»، در این‌باره به سی‌بی‌اس گفت: «گروه‌هایی در سراسر جهان وجود دارند که از این بحران سود فراوانی می‌برند و تولیدکنندگان نفت قطعا یکی از آن‌ها هستند.»

sr.jpg

علی شکوری راد:

یکی از روش های سرکوب اعتراضات کشته سازی از نیروهای خودی است و این پروژه ی حکومته برای سرکوب،

ماجرای روح الله عجمیان طرح خود نیروهای امنیتی بود تا اعتراضات را مهار کنند.

***

girl.jpgخبرنامه گویا - ویدئویی که در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت وایرال شده، یک دختر جوان اسپانیایی را نشان می‌دهد که در حالی‌که گروهی از مردان جوان مهاجر افریقایی غیرقانونی از کنار او عبور می‌کنند، با تلفن همراه از آن‌ها فیلم می‌گیرد و با علامت «لایک» و لبخند، از این صحنه استقبال می‌کند.

منتقدان این ویدئو را نمادی از بخشی از نسل جوان چپ ترقی‌خواه اروپا دانسته‌اند که پیامدهای سیاست‌های مهاجرتی را نه یک بحران، بلکه نتیجه‌ای مطلوب و همسو با ارزش‌هایی مانند چندفرهنگ‌گرایی و حمایت از افرادی می‌دانند که از دید آن‌ها محروم و تحت ستم تلقی می‌شوند.

کانال شاه ماهی گاماسیاب در شبکه اکس این صحنه را یادآور شور و هیجان بخشی از نیروهای انقلابی ایران در سال ۱۳۵۷ توصیف کرده‌است.

***

ukraine.jpg

در این ویدیو سه سرباز اوکراینی دیده می‌شوند. یکی از آن‌ها تهدید می‌کند که کشتی‌های بیشتری را که با ایران مرتبط هستند به آتش خواهد کشید و می‌گوید اوکراین و متحدان آمریکایی‌اش به جنگ با تهران ادامه خواهند داد. او سخنانش را با شعار «درود بر اوکراین! مرگ بر جمهوری اسلامی!» به پایان می‌رساند

***

invasion.jpgآیا این آینده همه کشورهای اروپایی خواهد بود؟

خبرنامه گویا - بیش از ۶۰ هزار مهاجر غیرقانونی طی تنها ۲۴ ساعت وارد مرزهای اسپانیا در شمال آفریقا شدند؛ موجی که دولت اسپانیا را ناچار کرد ارتش را برای کنترل اوضاع به منطقه سئوتا اعزام کند. ویدیوهای منتشرشده در دو روز گذشته، هزاران نفر را نشان می‌دهد که از مراکش و دیگر مناطق شمال آفریقا با شنا یا عبور از موانع مرزی وارد خاک اسپانیا می‌شوند. مقام‌ها همچنین از جان باختن دست‌کم ۱۸ نفر در این تلاش‌ها خبر داده‌اند.

صحنه‌های منتشرشده، که در آن تقریباً همه افراد حاضر مردان جوان و در سن خدمت نظامی هستند، بیش از آنکه یادآور یک موج مهاجرت باشد، به ورود سازمان‌یافته نیروهای یک کشور خارجی شباهت دارد.

این بحران بار دیگر انتقادها از سیاست‌های مهاجرتی دولت سوسیالیست پدرو سانچز را تشدید کرده است. دولت او امسال با قانونی کردن وضعیت حدود ۵۰۰ هزار مهاجر فاقد مدارک و همچنین تصمیم اخیر دادگاه عالی برای محدود کردن بازگرداندن فوری مهاجران، از سوی مخالفان متهم شده که پیام روشنی برای تشویق ورود غیرقانونی به اسپانیا ارسال کرده است.

احزاب مخالف از جمله حزب مردم و وکس، دولت سانچز را مسئول مستقیم تشدید بحران مرزی دانسته‌اند. جورجا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، نیز این وضعیت را «تکان‌دهنده» توصیف کرده و حتی از احتمال بازنگری در آزادی تردد با اسپانیا در چارچوب شنگن سخن گفته است.

این رخداد در حالی روی می‌دهد که طی ماه‌های اخیر، در شهرهایی مانند مایورکا و بارسلونا، برخی گروه‌های چپ‌گرا با استفاده از تفنگ‌های آب‌پاش و برگزاری تجمع‌های اعتراضی، گردشگران را هدف آزار و شعارهای ضدگردشگری قرار داده و از شلوغی شهر و افزایش هزینه‌های زندگی شکایت کرده‌اند. منتقدان می‌گویند در حالی که گردشگران به اقتصاد اسپانیا کمک می‌کنند، دولت هم‌زمان با سیاست‌های آسان‌گیرانه در قبال مهاجرت غیرقانونی، فشار بیشتری بر زیرساخت‌ها و شهرهای این کشور وارد کرده است.

خیابان‌های جزیره مایورکا در اسپانیا، روز ۲۶ ژوئیه مملو از معترضانی بود که برای اعتراض به گردشگری انبوه و پیامدهای آن بر زندگی ساکنان، راهپیمایی کردند.

ساکنان بارسلونا در جریان اعتراض‌ها به گردشگری، با تفنگ‌های آب‌پاش به سوی توریست ها آب می پاشند:

***

jonati.jpgحسین جنتی، شاعر، در ویدیویی از دیدار خود با علی خامنه‌ای در سال ۱۳۸۹ و شعری که برخلاف دستور مسئولان در بیت رهبری خواند، روایت می‌کند

حسین جنتی: سقوطِ زندگیم جایی اتفاق افتاد که سال ۸۹ جلوی علی خامنه‌ای شعر خوندم

من سال ۸۹ دعوت شدم به شعرخوانی تو بیت رهبری و شب قبلش بهم گفتن 5 تا از شعراتو باید بدی ما

نگاه کنیم، درنهایت یکیشو اجازه میدیم بخونی.

ولی من شعری که اجازه نداشتم رو اونجا خوندم:

گشته‌ام میدان به میدان شهر را، هرگوشه دردی هست

ارتفاع درد از پیچ شمیران میرود بالا

درد من هرچند درد خانه و پوشاک ارزان نیست

با بهای سکه در بازار تهران میرود بالا

گفتم که خواجه در رویای خود از پای‌بست خانه میگوید

ناگهان صدها ترک از نقش ایوان میرود بالا

گفتم جوجه‌های اعتقادم را کجا پنهان کنم

وقتی شک شبیه گربه از دیوار ایمان میرود بالا

فردا صبحش اومدن سراغم و گفتن تو غلط میکنی با ولی‌امر مسلمین شوخی کردی و سقوط آزاد زندگی من همونجا اتفاق افتاد و اصلا هم پشیمون نیستم از کاری که کردم.

جدی میگی؟

| No Comments

popelarge.jpg

amb.jpgایندیپندنت فارسی - دادستانی اسرائیل روز پنجشنبه هشتم مردادماه علیه امیر هشام محمد طیطی، راننده ۳۴ ساله آمبولانس از روستای عرب‌نشین بعینه در منطقه جلیل، به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی کیفرخواست صادر کرد.

به گفته پلیس اسرائیل، او متهم است که با سوءاستفاده از دسترسی خود به مراکز درمانی، اطلاعات حساسی از جمله وضعیت آمادگی بیمارستان‌ها در شرایط اضطراری را در اختیار رابط خود در ایران قرار داده است. دادستان‌ها می‌گویند طیطی هنگام بازدید اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهوری اسرائیل، و بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی، از مرکز پزشکی الجلیل در نهاریا، حضور آنها را به رابط خود اطلاع داده و تصویری از هرتزوگ و همراهانش ارسال کرده است.



بر اساس کیفرخواست، این متهم همچنین از محل برگزاری اعتراض‌ها در تل‌آویو و حیفا و مناطقی در نزدیکی محل سکونت یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، تصویربرداری کرده و در ازای این فعالیت‌ها ده‌ها هزار شِکِل از طریق ارز دیجیتال دریافت کرده است.

در ماه‌های اخیر، گزارش‌های متعددی از بازداشت و محاکمه شهروندان اسرائیلی به اتهام همکاری و جاسوسی برای جمهوری اسلامی منتشر شده است. در اردیبهشت‌ماه نیز رسانه دولتی اسرائیل از پیگرد قضایی دومتخصص فنی نیروی هوایی این کشور به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی خبر داد.

zanjan2.jpgسپاه پاسداران زنجان با انتشار بیانیه‌ای از کشته شدن سه نیروی این نهاد نظامی در حملات بامداد پنجشنبۀ آمریکا به نقاطی از ایران خبر داد.

بر اساس این اطلاعیه محمود ملاجباری، محمدرضا چراغی و جمال امیری، جریان «حمله موشکی» کشته شده‌اند.

روابط عمومی سپاه استان زنجان، به‌جز اسامی این اعضای سپاه پاسداران، جزئیات بیشتری درباره محل کشته شدن آنها و درجه و محل فعالیت‌شان اعلام نشده است.

این در حالی است که تا ساعاتی قبل، رسانه‌های ایران این مناطق را به‌عنوان نقاطی که هدف حملات بامداد پنجشنبه قرار گرفت، اعلام کرده بودند: «اهواز، آبادان، بندرعباس، قشم، بندرانزلی گیلان، کازرون و فراشبند استان فارس، چغادک بوشهر، شادگان و اروندکنار خوزستان و جزیره کیش»

trump.jpgایندیپندنت فارسی - شبکه ان‌بی‌سی نیوز روز پنجشنبه هشتم مرداد، به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در جریان نشستی در هفته گذشته از فرسایشی شدن جنگ، محدودیت گزینه‌های نظامی علیه ایران و دست نیافتن به توافق خشمگین شده و بر سر مشاورانش فریاد کشیده است.

به گفته این مقام مسئول، بر خلاف اظهارات عمومی ترامپ مبنی بر رضایت از روند جنگ، نه او و نه مشاوران ارشدش از وضعیت موجود راضی نیستند. یکی از متحدان ترامپ در این باره گفت: «رئیس‌جمهور کلافه شده است؛ او تصور نمی‌کرد گرفتن امتیاز از ایران تا این حد دشوار باشد و هیچ راهبرد مشخصی برای چگونگی رسیدن به نقطه پایان وجود نداشت.»

این گزارش می‌افزاید نبود شفافیت درباره اهداف نهایی واشنگتن--از جمله این‌که آیا هدف اصلی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، بازگشایی تنگه هرمز یا نابودی برنامه‌های موشکی و پهپادی ایران است--برنامه‌ریزی برای پایان جنگ را دشوار کرده است. یک مقام آمریکایی تصریح کرد: «ما پیروزی‌های تاکتیکی متعددی داشته‌ایم، اما بدون داشتن یک راهبرد روشن، با یک شکست راهبردی روبه‌رو هستیم.»

در مقابل، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، برهم خوردن آرامش ترامپ را تکذیب کرد و گفت او به تیم خود اعتماد کامل دارد. شان پارنل، سخنگوی پنتاگون، نیز تاکید کرد وزیر جنگ و فرماندهان ارشد نظامی در راهبرد و ماموریت خود در قبال ایران کاملا متحد و هماهنگ هستند.

nourbakhsh.jpg

خبرنامه گویا - توییت مهدی نوربخش، استاد روابط بین‌الملل، بار دیگر گزارش جنجالی رویترز درباره رضا پهلوی را به مرکز بحث‌های سیاسی در شبکه‌های اجتماعی بازگرداند. نوربخش در شبکه ایکس نوشت که هفته‌ها پیش با یکی از خبرنگاران رویترز گفت‌وگو کرده و خود یکی از منابع این گزارش بوده است. او از سیاوش اردلان، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی، نیز بابت گزارشی که در همین زمینه تهیه کرده بود، تشکر کرد.

نجات بهرامی، روزنامه‌نگار، در واکنش به این توییت نوشت: «تلاش کرده بودند کار را تمیز و خارجی دربیارند، اما داماد ابراهیم یزدی گند زد بهش!» اشاره او به این بود که معرفی علنی یکی از منابع گزارش به بحث درباره پیشینه و گرایش‌های سیاسی افرادی که در تهیه گزارش نقش داشته‌اند دامن زده است.

bahrami.jpgگزارش تحقیقی اخیر رویترز با بررسی جایگاه سیاسی رضا پهلوی، اختلاف‌های درون اپوزیسیون و شیوه رهبری او منتشر شد. این گزارش به دلیل تکیه گسترده بر دیدگاه منتقدان رضا پهلوی و تصویری که از وضعیت اپوزیسیون ارائه می‌داد، با انتقاد شدید تعداد زیادی از مخالفان جمهوری اسلامی روبه‌رو شد.

aslani.jpgخبرنامه گویا - چهل‌وهشتمین سالگرد اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، بار دیگر یاد یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران را زنده کرده است. مهدی اصلانی، از زندانیان سیاسی پیشین و از بازماندگان آن رویداد، در یادداشتی کوتاه و شاعرانه، بخشی از خاطره آن روزها را روایت می‌کند

ای کاش در تقویم ایام هفته‌ها بی‌جمعه بود

مهدی اصلانی

جمعه هفتم مرداد تمام کانال‌های ارتباطی‌مان با جهان خارج قطع کردند آن جمعه برای بسیارانی آخرین جمعه‌ی زنده‌گی بود

هیئت مرگ از صبح هشتم مرداد در گوهردشت مستقر شد

سازوکار همه‌کشی بر ما دانسته نبود و این‌که از پس مرداد

و از هفته‌ی اول شهریور چپ‌کشی آغازیدن خواهد کرد

در تصویر قاتل اصلی در میان حلقه

دو قاتل نفیس و صادراتی در چپ و راست بالا

و اعضای هیئت مرگ در قاب جنایت

قرار نهاده بودند دهان‌هایمان بدوزند و سرهایمان بزنند و تن‌هایمان بدرند

که این قصه از هر زبان که می‌شنویم نامکرر است

از گوهر و قزل و اوین تا نقش‌جهان

Yousef_J_Javidan.jpgدولت اسلامی حاکم بر ایران تاکنون جز خرابی، رنج، فقر، سرکوب و ناامنی برای مردم ایران به ارمغان نیاورده است. ایدئولوژی اسلام‌گرایی که از اندیشه‌های متفکرانی چون سید قطب و سایر اسلامگرایان بر آمده جهان را به دو گستره‌ی متقابل دارالاسلام و دارالحرب بخش می‌کند -- و این دومی بخش‌هایی از جهان را در بر می‌گیرد که هنوز تحت سیطره‌ی امت اسلامی در نیامده‌اند. در چنین نگاهی، گسترش حکومت دینی نه صرفاً یک گزینه‌ی سیاسی، بلکه رسالتی ایدئولوژیک است که هیچ بهایی برای پیشبرد آن سنگین نیست و نسل‌های بیشمار را می‌توان به راحتی فدای آن کرد. و این دیدگاهی است که فرمانفرمایی اسلامیِ چیره بر ایران از آغاز شکل‌گیری آن را در سیاست داخلی و خارجی‌اش بازتابانده است.

سه جنگ، سه جبهه‌ی درهم تنیده

اگر به چند دهه‌ی گذشته بنگریم، به راحتی می‌بینیم که دولت اسلامی هم‌زمان سه جنگ درهم تنیده را به پیش برده است. نخستین جنگ، جنگ با مردم ایران و دومین جنگ، جنگ برای صدور انقلاب و چیرگی منطقه‌ای و سومین جنگ، دشمنی ایدئولوژیک با اسرائیل و آمریکا است که هر سه در درازای زمان گسترده و گسترده‌تر شده‌اند و همچنان ادامه دارند.

در نگرش اول شاید سه گستره‌ی تحولات داخلی، سیاست منطقه‌ای و تنش‌های بین‌المللی مستقل و جدا از یکدیگر به نظر برسند، اما در عمل بر یکدیگر اثر گذاشته و در برش‌هایی از زمان به هم گره خورده‌اند.

جنگ کنونی ادامه‌ی منطقی سیاستی است که جمهوری اسلامی از نخستین روز استقرار خود در سه جبهه دنبال کرده است: در داخل، در منطقه و در عرصه‌ی بین‌المللی. جنگی که اینک به تناوب جریان دارد بتازگی آغاز نشد، چهل و هفت سال از آغاز این جنگ می‌گذرد و در این مدت تنها میدان نبرد تغییر کرده است و نه خط اصلی جنگ افروزی.

reuters.jpgهوشنگ رشدیه - خبرنامه گویا

خبرگزاری رویترز که دهه‌ها اعتبار خود را بر پایه ادعای بی‌طرفی و حرفه‌ای‌گری بنا کرده است، با انتشار گزارشی درباره رضا پهلوی، این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داد که آیا هنوز به اصول روزنامه‌نگاری متعهد است یا به ابزاری برای جهت‌دهی به افکار عمومی در حساس‌ترین مقاطع تاریخ ایران تبدیل شده است؟

گزارشی با عنوان «تلاش متزلزل رضا پهلوی برای رهبری ایران»، در ظاهر یک گزارش تحقیقی است، اما در عمل، مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های منابع ناشناس، حامیان مالی ناراضی و روایت‌هایی است که بیش از آنکه به کشف حقیقت کمک کند، در پی القای یک نتیجه از پیش تعیین‌شده است؛ اینکه رضا پهلوی فاقد جایگاه لازم برای رهبری دوران گذار است.

اما پرسش اساسی اینجاست: چرا اکنون؟ چرا در مقطعی که جمهوری اسلامی با عمیق‌ترین بحران مشروعیت در چهار دهه گذشته روبه‌رو است، بخش بزرگی از جامعه ایران آشکارا خواهان پایان این حکومت است و نام رضا پهلوی بیش از هر زمان دیگری در فضای سیاسی ایران مطرح شده، رویترز به جای تمرکز بر عامل اصلی بحران، انرژی خود را صرف تضعیف یکی از اصلی‌ترین چهره‌های اپوزیسیون می‌کند؟

نکته عجیب‌تر آن است که رویترز در این گزارش تلاش می‌کند این تصور را القا کند که رضا پهلوی از پایگاه مردمی کافی برخوردار نیست، اما هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای نمی‌دهد که چرا نام او در سال‌های اخیر به یکی از شناخته‌شده‌ترین شعارهای مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

zamani.jpgاجرای احکام اعدام در پرونده اعتراضات اصفهان، بار دیگر موضوع استفاده از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد هراس در جامعه را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، ابوالفضل سپاهی، امیرحسین صفری، عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی از جمله افرادی هستند که نام آنها در ارتباط با اجرای احکام اعدام در این پرونده مطرح شده است. این اعدام‌ها با واکنش گسترده فعالان حقوق بشری و نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی روبه‌رو شده است.

منتقدان جمهوری اسلامی معتقدند که تشدید اجرای احکام اعدام، بخشی از سیاست ایجاد رعب و افزایش هزینه اعتراضات است؛ سیاستی که هدف آن جلوگیری از گسترش نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی و مهار حرکت‌های اعتراضی عنوان می‌شود. حکومت در شرایطی که با بحران‌های اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی و شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت روبه‌رو است، بیش از گذشته به ابزارهای امنیتی و قضایی متوسل شده است.

parsa.jpg

فرشتگانِ مقربِ خداوند، در مجلسی خاموش گرد آمده بودند.

نگرانی در میانشان جاری بود

از آنچه بر زمین می‌گذشت،

و از آنچه انسان، بی‌آنکه بداند، به آن بدل می‌شد.

گفت‌وگوها به سرانجامی نرسید.

نه پاسخی... نه راهی.

جبرائیل، سکوت را شکست:

- خداوند بر همه‌چیز آگاه است.

بگذارید از کروبیان بخواهم تا نظر او را دریابم.

فرشتگان بازگشتند.

سپیده، آرام بر زمین گسترده شد.

خورشید، شیپور روشنایی را نواخت...

و نور، بی‌هیاهو نشست.

فرمان رسید:

چهار فرشته، به زمین روند

ببینند...

و هیچ نگویند.

«آغاز سفر»

در دل کویر فرود آمدند.

اسرافیل پرسید:

-چرا اینجا؟

جبرائیل گفت:

-آخرین‌بار، شیطان را اینجا دیدم...

از انسان گریخته بود.

باد آمد.

تعظیم کرد.

-شما در این بی‌جان‌ترین جای زمین چه می‌کنید؟

-ما را ندیده بگیر...

اما بگو، شیطان را دیده‌ای؟

باد بر شن‌ها خوابید:

-آمده بود...

دل‌خون از انسان.

می‌گفت اگر چنین پیش رود، حتی از نگاهشان محو می‌شود.

سکوت.

عزرائیل آه کشید:

-- نگرانی ما نیز همین است.

میکائیل گفت:

-- گمان می‌کردیم همه‌چیز کار اوست...

اما گویا انسان، راه خود را یافته است.

باد گفت:

-- آنچه دیده‌ام، از قدرت انسان است...

حتی در برابر من، سد می‌سازد.

باد رفت.

و سکوت... ماند.

سکوتی که نه از آرامش،

که از فهمیدن می‌آمد.

جبرائیل آهسته گفت:

-- نشانه‌ی چیزی فراتر است.

میکائیل:

-- روزی دیگر از آسمان طلب نمی‌شود...

خودشان تقسیمش می‌کنند.

عزرائیل:

rezaee.jpgنویسنده: ایرج پزشکزاد

نگارنده چکیده و بررسی: محمدرضا رضایی

«ماشاءالله‌خان در دربار هارون‌الرشید» اثر ایرج پزشکزاد، نویسنده نامدار ایرانی و خالق رمان ماندگار «دایی‌جان ناپلئون»، تنها یک داستان طنزآمیز یا ماجرایی سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه اثری چندلایه است که تاریخ، طنز، نقد اجتماعی و تأملات انسانی را در قالب روایتی جذاب و خواندنی در هم می‌آمیزد. پزشکزاد با مهارتی کم‌نظیر، خواننده را از تهران معاصر به بغداد دوران هارون‌الرشید می‌برد و از خلال این سفر زمانی، تصویری طنزآلود اما اندیشمندانه از قدرت، جامعه و سرشت انسان ارائه می‌دهد.

قهرمان داستان، ماشاءالله‌خان، فردی عادی و کارمندی ساده است که در پی رویدادی غیرمنتظره به گذشته پرتاب می‌شود و ناگهان خود را در میان شخصیت‌های مشهور تاریخ اسلامی می‌یابد. او نه قهرمانی افسانه‌ای است و نه انسانی خارق‌العاده، بلکه نماینده انسان معمولی است که در برابر شرایطی قرار می‌گیرد که نه آنها را می‌شناسد و نه توان کنترلشان را دارد. همین ویژگی باعث می‌شود خواننده به‌آسانی با او همذات‌پنداری کند. ماشاءالله‌خان با ترکیبی از سادگی، خوش‌شانسی و گاه سوءتفاهم‌ ،از موقعیت‌هایی عبور می‌کند که می‌توانستند برای هر فرد دیگری فاجعه‌بار باشند.

abghari.jpgبا وجود اعتراض گسترده جامعه مدنی در ایران و اعتصاب‌های غذای سال اخیر زندانیان علیه مجازات اعدام، حکومت با اجرای حکم اعدام در ملأعام و بازداشت معترضان، بار دیگر می‌کوشد ترس را به‌خیابان‌ها بازگرداند.

افزایش اعدام‌ها را نمی‌توان جدا از نگرانی حکومت از گسترش نارضایتی و اعتراض‌های اجتماعی دانست. حکومتی که از خشم انباشته مردم و خیزش‌های آینده آنها هراس دارد، می‌کوشد با نمایش مرگ در برابر چشم جامعه، پیام ارعاب بفرستد: اعتراض نکنید، سکوت کنید، بترسید.


اما اعتراض مردم به اعدام نشان می‌دهد که سیاست ایجاد وحشت، لزوماً به سکوت نمی‌انجامد. هنگامی که مردم در برابر چوبهٔ دار اعتراض می‌کنند و زندانیان از پشت دیوارهای زندان با اعتصاب و مقاومت خود به اعدام «نه» می‌گویند، این صدا دیگر در زندان محصور نمی‌ماند؛ به خیابان می‌رسد و به صدای اعتراض جامعه تبدیل می‌شود.


ما مجازات اعدام را در هر شکل و تحت هر عنوانی محکوم می‌کنیم. اعدام، سلب عامدانه و غیرقابل بازگشت حق زندگی انسان است. هیچ قدرتی نباید حق زندگی انسان را به ابزاری برای ارعاب و سرکوب جامعه تبدیل کند.

ما در کنار زندانیان اعتصابی و همه کسانی که علیه اعدام صدای خود را بلند می‌کنند، می‌ایستیم و از همه مردم می‌خواهیم صدای زندانیان باشند و با هر امکان و توانایی که دارند، در برابر اعدام بایستند. تنها همبستگی ملیِ گسترده و همراهی همه نیروهای دموکراسی‌خواه، آزادی‌خواه و مدافع حقوق بشر است که می‌تواند ماشین اعدام را متوقف کرده و حکومت را به عقب‌نشینی وادارد.


از زندان تا خیابان، نه به اعدام!
در برابر سیاست ترس و سرکوب، سکوت نکنیم!
حق زندگی، حقی همگانی و خدشه‌ناپذیر است!

هم‌پیمانان سوسیال دموکرات ایران
۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶

یاسمین شجریان ۱۸ ساله شد

| No Comments

attack.jpgخبرنامه گویا - فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) بامداد پنج‌شنبه اعلام کرد موج جدید حملات این کشور علیه اهدافی در ایران به پایان رسیده است. به گفته سنتکام، این عملیات در پاسخ به حمله موشکی یک روز پیش ایران به نیروهای آمریکایی در منطقه انجام شد.

این حملات تنها چند ساعت پس از آن انجام شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در واکنش به حمله موشکی ایران به پایگاه نیروهای آمریکایی در اردن، وعده داده بود تهران را «بسیار سخت» هدف قرار خواهد داد. رسانه‌های ایران همچنین از وقوع انفجارهایی در استان‌های خوزستان، فارس، بوشهر و جزایر قشم، ابوموسی و کیش خبر دادند. در مقابل، رسانه‌های دولتی ایران از حمله موشکی تلافی‌جویانه به یک پایگاه آمریکا در اردن خبر دادند، اما ارتش اردن اعلام کرد پنج موشک شلیک‌شده از سوی ایران را رهگیری کرده است.

تشدید درگیری‌ها در حالی رخ داده که آمریکا و عربستان سعودی پیش‌تر مواضع گروه‌های مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق را هدف قرار داده بودند؛ حملاتی که بنا بر گزارش‌ها به کشته شدن دست‌کم ۲۰ عضو این گروه‌ها و شش مستشار ایرانی انجامید.

همزمان با تشدید تنش‌ها، قیمت نفت نیز افزایش یافت و بهای نفت برنت با بیش از هفت درصد رشد، از مرز ۸۸ دلار در هر بشکه عبور کرد.

مسعود کیمیایی ۸۵ ساله شد

| No Comments

trump.jpgایران اینترنشنال - روزنامه تلگراف گزارش داد آمریکا و اسرائیل در حال بررسی طرحی برای اعمال محاصره زمینی علیه جمهوری اسلامی از طریق بستن یا محدود کردن گذرگاه‌های مرزی ایران با همکاری کشورهای همسایه هستند.

این روزنامه نوشت که این طرح یکی از چند گزینه مورد بررسی دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، برای افزایش فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی است.

بر اساس این گزارش، اجرای چنین طرحی احتمالا مستلزم آن است که آمریکا و اسرائیل همسایگان و شرکای منطقه‌ای جمهوری اسلامی را برای تشدید محدودیت‌ها یا بستن گذرگاه‌های مرزی تحت فشار قرار دهند تا جریان واردات و صادرات ایران محدود شود.

تلگراف به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی نوشت: «اگر مرزهای زمینی را ببندید چه می‌شود؟ فرض کنید ایران نتواند چیزی وارد یا خارج کند؛ در آن صورت همه‌چیز تغییر خواهد کرد.» این مقام افزود که این سناریو یکی از گزینه‌هایی است که آمریکا و اسرائیل درباره آن گفت‌وگو کرده‌اند.

به نوشته تلگراف، این طرح می‌تواند گذرگاه‌های مهمی مانند اینچه‌برون و سرخس در مرز ایران و ترکمنستان را هدف قرار دهد. این روزنامه همچنین گزارش داد اگر هر یک از هفت کشور همسایه ایران با این طرح همکاری کنند، ممکن است با پیامدهای اقتصادی و خطر حملات تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی روبه‌رو شوند.

judo.jpgایران اینترنشنال - دوستانه خود با سعید ملایی، جودوکار ایرانی در اسرائیل، نوشت: «امیدوارم به زودی در تهران».

این مسابقه بخشی از مستندی است که درباره دوستی آنها ساخته شده و قرار است از شبکه ۱۳ اسرائیل پخش شود.

هفت سال از مسابقات جهانی جودوی ۲۰۱۹ می‌گذرد؛ سعید ملایی که عضو تیم ملی جودوی ایران بود، در به دلیل احتمال مبارزه با موکی در فینال، با فشار مقامات جمهوری اسلامی، نبرد خود در نیمه نهایی را باخت.

موکی قهرمان این مسابقات شد؛ اما در پی شکست عمدی ملایی، فدراسیون جهانی جودو ایران را تعلیق کرد و این تعلیق تا اواخر سال ۲۰۲۳ ادامه داشت.



پس از آن، سعید ملایی از ایران مهاجرت کرد و به آلمان رفت. او بعدها برای نخستین بار به اسرائیل سفر کرد و در گرنداسلم تل‌آویو ۲۰۲۲ نیز به میدان رفت. در سال‌های گذشته، دوستی نزدیکی میان او و موکی شکل گرفته است.

exp.jpgدیکتاتوری چگونه پذیرفته می‌شود

خبرنامه گویا - در بهار سال ۱۹۶۷، «ران جونز»، معلم تاریخ دبیرستان کابِرلی در شهر پالو آلتوی کالیفرنیا، هنگام تدریس درباره آلمان نازی با این پرسش دانش‌آموزان روبه‌رو شد که چگونه میلیون‌ها نفر توانستند ظهور هیتلر و جنایت‌های رژیم نازی را بپذیرند یا در برابر آن سکوت کنند. او تصمیم گرفت به‌جای پاسخ دادن، این روند را به‌صورت عملی در کلاس به نمایش بگذارد.

روز نخست، جونز تنها چند قانون ساده وضع کرد: دانش‌آموزان باید صاف بنشینند، هنگام صحبت کردن بایستند، پاسخ‌ها را کوتاه و دقیق بدهند و بدون اجازه حرف نزنند. او این نظم را با شعار «قدرت از طریق انضباط» معرفی کرد. برخلاف انتظار، دانش‌آموزان نه‌تنها مخالفت نکردند، بلکه از نظم و احساس تعلق جدید استقبال کردند.

در روزهای بعد، جونز گام‌به‌گام ساختار یک جنبش اقتدارگرا را شکل داد. او نام «موج سوم» (The Third Wave) را برای این حرکت انتخاب کرد، برای اعضا کارت عضویت صادر کرد، سلام مخصوص، نشان و شعارهایی مانند «قدرت از طریق انضباط»، «قدرت از طریق اجتماع» و «قدرت از طریق عمل» تعیین کرد و حتی از برخی دانش‌آموزان خواست به‌طور مخفی رفتار دیگران را زیر نظر بگیرند و تخلفات را گزارش کنند. اعضا تشویق می‌شدند دانش‌آموزان بیشتری را جذب کنند و هر روز بر تعداد پیروان افزوده می‌شد.

driver.jpgایندیپندنت فارسی - ویدیویی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، شوخ‌طبعی یک راننده کامیون را در میانه جنگ و حملات هوایی آمریکا نشان می‌دهد.

در این ویدیو، راننده این خودروی باری هنگام عبور از مسیر تونلی، با لحنی طنزآمیز و در عین حال پر از اضطراب می‌گوید: «ترامپ، جان جدت تونل را نزن تا من بگذرم.» این شهروند ایرانی در ادامه می‌گوید: «قبلا تونل‌ها را با آهنگ رد می‌کردیم، حالا با آیت‌الکرسی».
در ویدیوی دیگری که منتشر شده، یکی از راننده‌ها مشغول خواندن دعا است تا تونل را رد کند.



در روزهای اخیر، هم‌زمان با حملات گسترده آمریکا به اهدافی در جنوب ایران، شهرهایی مانند بندرعباس، قشم و دیگر مناطق نزدیک به تنگه هرمز در کانون حملات قرار گرفتند.
حمله به چند پل و یک تونل در جاده‌های اصلی استان‌های هرمزگان و کرما

***

zarb.jpgایندیپندنت فارسی - مرکز اطلاع‌رسانی پلیس تهران، روز پنجشنبه هشتم مرداد ماه از شناسایی و بازداشت فردی که ویدیوهایی از ضرب‌وشتم زنی را در پخش زنده شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بود، خبر داد. بر اساس اعلام پلیس، این فرد با هویت «نوید»، متولد ۱۳۶۹، شناسایی شد و بررسی سوابق او نشان داد که ۱۰ بار سابقه دستگیری به اتهاماتی از جمله ایجاد مزاحمت، نزاع و درگیری، سرقت، ضرب و جرح، مزاحمت از طریق فضای مجازی و تهدید به قتل در پرونده دارد.

خبرگزاری‌ ایسنا نیز با انتشار ویدیویی از حضور این فرد در تخت بیمارستان، گزارش کرد پلیس هنگام دستگیری و پس از استفاده این مجرم سابقه‌دار از سلاح سرد، به او شلیک کرده و متهم از ناحیه هر دو پا و دست چپ هدف گلوله قرار گرفته و «زمین‌گیر» شده است.

پیش از این، انتشار تصاویری از خشونت و ضرب و شتم یک زن در پخش زنده اینستاگرام این متهم، با واکنش گسترده افکار عمومی و کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده بود.

ahvaz.jpg

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده و گزارش‌های اولیه، ساختمان اداره کل وزارت اطلاعات در اهواز در جریان حملات هوایی شبانه آمریکا هدف قرار گرفته است. مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون جزئیات رسمی درباره میزان خسارت یا تلفات احتمالی منتشر نکرده‌اند. اهواز به‌دلیل نزدیکی به تأسیسات مهم نفتی و زیرساخت‌های نظامی، یکی از نقاط راهبردی ایران به شمار می‌رود و در هفته‌های اخیر نیز در کانون تحولات نظامی قرار داشته است.

این حمله در حالی صورت می‌گیرد که فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرده در پاسخ به حملات موشکی سپاه پاسداران علیه نیروهای آمریکایی در اردن و همچنین حملات به کشتی‌ها در خلیج فارس، دور تازه‌ای از عملیات علیه اهداف مشخص در ایران را آغاز کرده است. این تحولات نشان می‌دهد که با وجود ازسرگیری مذاکرات، تنش نظامی میان تهران و واشینگتن بار دیگر وارد مرحله‌ای تازه شده و درگیری‌ها از عرصه دیپلماتیک فراتر رفته است. با این حال، جزئیات مربوط به اهداف مورد حمله و میزان خسارات همچنان به‌طور مستقل و کامل از سوی منابع رسمی دو طرف تأیید نشده است.

باشگاه منچستریونایتد لباس دوم خود و لباس جدید دروازه‌بانانش را با پس‌زمینه‌ای از فرش ایرانی رونمایی کرد.

01.jpg02.jpg03.jpg

ایران وایر - رییس‌ اداره شیلات شهرستان جاسک از وارد آمدن خسارت گسترده به ناوگان صیادی این شهرستان در جریان حملات اخیر خبر داده و گفته است که دست‌کم ۱۰۰ فروند لنج صیادی از بین رفته‌اند؛ رخدادی که به گفته مقام‌های محلی، هزاران نفر از صیادان و خانواده‌هایشان را با بحران معیشتی روبه‌رو کرده است.

lfirelarge.jpg
علی‌اصغر زارعی، رییس‌ اداره شیلات جاسک، به خبرگزاری مهر گفت که در جریان حملات اخیر آمریکا، ۱۰۰ فروند لنج صیادی که در اسکله مرکزی جاسک پهلو گرفته بودند، هدف قرار گرفته و بخش‌ عمده آن‌ها نابود شده است. او همچنین از آسیب دیدن یک لنج در بندر گوگسر، یک لنج دیگر در اسکله مرکزی جاسک، خسارت به اسکله صیادی کوه مبارک و خروج دو مرکز تکثیر میگو از چرخه فعالیت خبر داد.

به گفته زارعی، برآورد اولیه خسارت‌های وارد شده به شناورهای صیادی حدود سه هزار میلیارد تومان است، اما این رقم ممکن است با تکمیل ارزیابی‌ها افزایش یابد. او ارزش هر لنج آب‌های دور را بین ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومان و هر لنج ساحلی را بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد تومان اعلام کرد.

رییس اداره شیلات جاسک گفت نابودی این شناورها پیامدهای گسترده‌ای برای اشتغال منطقه داشته است. به گفته او، هر لنج آب‌های دور برای حدود ۲۵ نفر و هر لنج ساحلی برای حدود ۱۰ نفر فرصت شغلی ایجاد می‌کرد و از بین رفتن ۱۰۰ لنج، شمار زیادی از صیادان، ملوانان و جاشو‌ها را بیکار کرده است.

زارعی همچنین از آسیب دیدن جایگاه سوخت صیادان در اسکله مرکزی جاسک خبر داد و گفت پس از آغاز حملات، شناورهای باقی‌مانده برای کاهش خسارت به خورها منتقل شدند و دو جایگاه سوخت در بندرهای گوگسر و کوه مبارک به‌طور موقت جایگزین جایگاه آسیب‌دیده شدند.

ahvaz.jpg

گزارش‌ها و ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از شنیده‌شدن صدای جنگنده و وقوع چند انفجار شدید در اهواز در جریان حملات بامداد پنج‌شنبه ۸ مرداد است. شدت انفجارها در برخی مناطق موجب شکستن شیشه‌ها شده است.

برخی منابع محلی احتمال داده‌اند که این حملات، مناطقی از جمله کوی رمضان، سپیدار، باهنر، لشکر ۹۲ زرهی و ساختمان اطلاعات سپاه پاسدران در اهواز را هدف گرفته باشند.

***

mojitime.jpgگزارش تایمز بریتانیا: از ماهواره تا پیک‌های مخفی؛ عملیات اطلاعاتی برای یافتن مجتبی خامنه‌ای

روزنامه تایمز در گزارشی مدعی شد که یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های مشترک سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) و سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد)، یافتن محل اختفای آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، است.

این گزارش می‌گوید پس از کشته شدن علی خامنه‌ای در حمله هوایی اسرائیل در ۲۸ فوریه، مجتبی خامنه‌ای رهبری جمهوری اسلامی را بر عهده گرفته، اما از آن زمان تاکنون تقریباً هیچ نشانه‌ای از حضور او در انظار عمومی دیده نشده است.

به نوشته تایمز، مجتبی خامنه‌ای حدود ۱۵۰ روز است که از هرگونه استفاده از تلفن همراه، رایانه یا دیگر ابزارهای ارتباطی الکترونیکی خودداری کرده است. این گزارش مدعی است او در یک پناهگاه عمیق زیرزمینی به سر می‌برد، در حمله‌ای که پدرش کشته شد مجروح و دچار آسیب‌دیدگی صورت شده و از بیم شناسایی توسط ماهواره‌های جاسوسی آمریکا، از خروج به سطح زمین خودداری می‌کند.

از شنود الکترونیکی تا منابع انسانی

تایمز می‌نویسد آمریکا و اسرائیل برای شناسایی محل حضور علی خامنه‌ای از مجموعه‌ای از ابزارهای سایبری و اطلاعاتی استفاده کرده بودند؛ از جمله نفوذ به دوربین‌های ترافیکی تهران برای ردیابی خودروهای محافظان و نزدیکان او. این اطلاعات، همراه با داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) و یگان ۸۲۰۰ اسرائیل، به شناسایی محل استقرار رهبر پیشین جمهوری اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی و اطلاعاتی منجر شد.

terror.jpgکشته شدن یکی از مقامات اداره اطلاعات شهرستان ایرانشهر در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس مقابل منزلش

به گزارش حال‌ وش - شامگاه روز گذشته، چهارشنبه ۷ مردادماه ۱۴۰۵، ساعاتی پیش حوالی ساعت ۲۲:۳۰، یکی از مقامات اداره اطلاعات شهرستان ایرانشهر در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس مقابل منزلش در خیابان خاتم‌الانبیاء ۵ این شهرستان، هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

هویت این فرد « مهران سالارزاده »، اهل زابل و ساکن ایرانشهر، توسط حال‌ وش احراز شده است.

به گفته منابع حال‌ وش، افراد مسلح ناشناس مهران سالارزاده را مقابل درِ منزلش هدف شلیک چندین گلوله قرار داده و وی بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است.

در همین رابطه، مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان با انتشار اطلاعیه‌ای، وی را از نیروهای انتظامی با درجه ستوان‌یکم معرفی کرده است.

با این حال، منابع آگاه و افراد آشنا با وی به حال‌ وش گفته‌اند که مهران سالارزاده معاون اداره اطلاعات شهرستان ایرانشهر و از مسئولان رده‌بالای اطلاعاتی این شهرستان بوده و برخلاف آنچه در اطلاعیه پلیس آمده، در ساختار اداره اطلاعات فعالیت داشته است.

تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این تیراندازی را بر عهده نگرفته و انگیزه عاملان آن نیز به‌طور رسمی اعلام نشده است. همچنین، مقام‌های امنیتی و قضایی درباره جزئیات این حادثه توضیحی ارائه نکرده‌اند.

masih.jpgمسیح علی نژاد: به چهره‌اش نگاه کنید...

قاضی جمهوری اسلامی با لبخند، آخرین لحظات مردی را روایت می‌کند که خودش حکم اعدام او را صادر کرده بود.

او با افتخار تعریف می‌کند که آخرین خواسته زندانی، یک تماس تلفنی با خانواده‌اش بود؛ اما خط تلفن اشغال بود و این آخرین آرزو هرگز برآورده نشد.

او این روایت را با افتخار بازگو می‌کند.

مردم ایران در گروگان مردانی بیمار و خطرناک هستند که خود را مجری قانون می‌نامند.

***

arabwar.jpgصابر گل‌عنبری*

تحولات اخیر خاورمیانه نشان می‌دهد منطقه وارد مرحله‌ای تازه و پیچیده‌تر از تنش شده است؛ مرحله‌ای که شاید خطر آن کمتر از خود جنگ نباشد. اگر در هفته‌های نخست، تمرکز اصلی بر تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل بود، اکنون نشانه‌هایی دیده می‌شود که می‌تواند برداشت از این منازعه را به‌تدریج تغییر دهد.

گسترش درگیری‌ها به یمن، باب‌المندب، عراق و ورود مستقیم عربستان سعودی به عملیات نظامی، تنها به معنای افزایش دامنه جنگ نیست؛ بلکه این خطر را نیز در پی دارد که در بخشی از افکار عمومی منطقه، این منازعه دیگر صرفاً جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل تلقی نشود، بلکه به‌تدریج رنگ و بوی یک رویارویی ایران و کشورهای عربی به خود بگیرد.

چنین تغییری در روایت جنگ، پیامدهایی فراتر از میدان نبرد دارد. اگر این برداشت در منطقه تقویت شود، شکاف‌های قومی، مذهبی و سیاسی نیز می‌تواند عمیق‌تر شود و تمرکز افکار عمومی از تقابل با اسرائیل به رقابت و تقابل میان بازیگران منطقه‌ای تغییر کند.

برخی تحولات هفته‌های اخیر، از جمله هم‌زمانی افزایش تنش‌ها در چند جبهه و نزدیکی بیشتر برخی دولت‌های منطقه به اسرائیل در پرونده ایران، می‌تواند در همین چارچوب قابل ارزیابی باشد. فارغ از اینکه این روند حاصل یک برنامه هماهنگ باشد یا محصول تحولات میدانی، در صورت تداوم، بیشترین منفعت راهبردی آن می‌تواند نصیب اسرائیل شود؛ زیرا مرکز ثقل منازعه از تقابل با اسرائیل به رقابت میان ایران و همسایگان عرب آن منتقل خواهد شد.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین خطر برای منطقه صرفاً گسترش دامنه جنگ نیست، بلکه تغییر تدریجی ماهیت و برداشت عمومی از آن است؛ تغییری که اگر تثبیت شود، مهار بحران را دشوارتر و هزینه‌های سیاسی و امنیتی آن را برای همه بازیگران منطقه افزایش خواهد داد.

*خبرنامه گویا: این مطلب بر اساس یادداشتی از صابر گل‌عنبری تهیه شده و با حفظ محور اصلی تحلیل، توسط تحریریه خبرنامه گویا از نظر ساختار، اختصار، شفافیت و روانی متن ویرایش و بازنویسی شده است.

nofooz.jpgاختصاصی ایران وایر؛ پیام قلعه‌نویی به هیات‌رییسه: «حکم من را کس دیگری می‌نویسد»

رسانه‌های ایران پنجم مرداد ۱۴۰۵ از برگزاری جلسه هیات‌رییسه فدراسیون فوتبال برای بررسی تمدید بلندمدت قرارداد امیر قلعه‌نویی خبر دادند. بر اساس گزارش‌ها، به‌جز مهدی تاج و مهدی محمدنبی، سایر اعضای هیات‌رییسه با تمدید قرارداد تا پایان جام جهانی ۲۰۳۰ موافق نبودند و ادامه همکاری را به دو شرط اصلی منوط کردند: ایجاد تغییرات در کادر فنی و ارائه تضمین برای موفقیت در جام ملت‌های آسیا.

یک منبع آگاه در فدراسیون فوتبال به ایران‌وایر گفته است قلعه‌نویی پس از این جلسه، از طریق واسطه‌ای به مدیران فدراسیون پیام داده است: «من از شما حکم نمی‌گیرم که شروط شما را بپذیرم یا تعهدی بدهم. کس دیگری در جای دیگری قرارداد من را می‌نویسد.»

به نوشته خبرآنلاین، برخی اعضای هیات‌رییسه خواهان آن بودند که قلعه‌نویی متعهد شود تیم ملی را به قهرمانی یا دست‌کم فینال جام ملت‌های آسیا برساند و در صورت ناکامی، قراردادش به پایان برسد. همچنین انتقادهایی نسبت به کادر فنی او مطرح شده و برخی مدیران معتقدند دستیاران فعلی از نظر فنی و مدیریتی در سطح تیم ملی نیستند.

در همین حال، خبرگزاری فارس از آغاز تغییرات در کادر فنی خبر داده و احتمال حضور جلال حسینی در کنار قلعه‌نویی را مطرح کرده است. با این حال، به گفته منبع ایران‌وایر، سرمربی تیم ملی حاضر نشده برای نتایج آینده تضمین بدهد و تأکید کرده تصمیم نهایی درباره ادامه همکاری او در اختیار هیات‌رییسه نیست.

bidenNat.jpgمقام ارشد اسرائیلی: اسرائیل خواهان تشدید فشار اقتصادی و حفظ تهدید نظامی علیه تهران است

ایران اینترنشنال - یک مقام ارشد اسرائیلی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، دیدار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را «نه فقط خوب، بلکه فوق‌العاده» توصیف کرد و گفت دو طرف درباره سه سناریوی اصلی در قبال جمهوری اسلامی گفت‌وگو کرده‌اند: دستیابی به توافق، ادامه فشار اقتصادی و حملات محدود، یا ورود به یک رویارویی نظامی گسترده‌تر.

این مقام، گزارش‌ها درباره اختلاف راهبردی میان ترامپ و نتانیاهو را رد کرد و گفت هر دو درباره هدف نهایی اتفاق‌نظر دارند، اما تصمیم نهایی درباره نحوه برخورد با جمهوری اسلامی بر عهده رئیس‌جمهوری آمریکا است.

سه گزینه روی میز

به گفته این مقام، گزینه نخست رسیدن به توافق با تهران است. گزینه دوم، تشدید فشار اقتصادی و ادامه تحریم‌ها همراه با حملات محدود و پراکنده، بدون ورود به جنگی تمام‌عیار است. سومین گزینه نیز آغاز یک کارزار نظامی گسترده‌تر علیه جمهوری اسلامی است.

trump.jpgشبکه فاکس‌نیوز گزارش داده است که دونالد ترامپ گفته ایالات متحده پس از حمله موشکی به پایگاه‌های آمریکا در اردن، ایران را «به‌شدت» هدف قرار خواهد داد.

خبرنگار فاکس‌نیوز به نقل از آقای ترامپ گفت: «ضربه سختی به آنها خواهیم زد. حسابی تنبیه خواهند شد.»

این خبرنگار افزود که رئیس‌جمهور آمریکا برای تأکید بر تهدید خود از عبارتی رکیک استفاده کرده و گفته است: «حسابی آنها را خواهیم کوبید.»

ترامپ همچنین درباره حملات هوایی آمریکا و عربستان سعودی به شبه‌نظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق گفت این حملات با هماهنگی دولت عراق انجام شده است.

رییس‌جمهوری آمریکا این شبه‌نظامیان را «سرطانی برای جهان» توصیف کرد و گفت در حال بررسی صدور هشدارهای بیشتر علیه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی و ارتباط آنها با حکومت ایران است.

ترامپ همچنین گفت اکنون موضع بنیامین نتانیاهو درباره جمهوری اسلامی را درک می‌کند.

او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال ادامه مذاکرات با جمهوری اسلامی نیز گفت: «اجازه می‌دهیم به گفت‌وگوهایشان ادامه دهند.»

علی‌حسین قاضی‌زاده: سپاه حملات را برای اخلال در برنامه‌ریزی نظامی آمریکا از سر گرفته است

علی‌حسین قاضی‌زاده، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، درباره ازسرگیری حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی گفت: «الگوی رفتاری آمریکا در ماه‌های گذشته نشان داده است که واشینگتن معمولا پس از هر دور عملیات، وقفه‌ای ایجاد می‌کند تا نتایج حملات را ارزیابی، گزینه‌های نظامی خود را بازبینی و در صورت لزوم، هماهنگی با اسرائیل برای مرحله بعدی عملیات را بررسی کند.

جمهوری اسلامی اگر این توقف را نشانه عقب‌نشینی آمریکا تلقی کرده باشد، دچار یک خطای محاسباتی شده است. حملات اخیر جمهوری اسلامی نیز با هدف برهم زدن روند تصمیم‌گیری آمریکا و کاهش فرصت برنامه‌ریزی برای دور بعدی عملیات انجام شده است.»

***

mojtaba.jpgایران اینترنشنال - یک منبع ارشد دیپلماتیک اسرائیلی به شبکه آی۲۴ گفت اسرائیل با اطمینان می‌داند مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، همچنان زنده است، اما از زمان آغاز عملیات «خیزش شیران» تاکنون کسی او را مشاهده نکرده است.

این منبع که پس از دیدار دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با خبرنگاران گفت‌وگو می‌کرد، گفت ایران محور اصلی مذاکرات بود و افزود ترامپ سه گزینه را در قبال جمهوری اسلامی بررسی می‌کند: توافق هسته‌ای، حفظ و تشدید محاصره و فشار اقتصادی، یا از سرگیری حملات نظامی.

او همچنین گفت جمهوری اسلامی در صورت حملات نظامی بیشتر، با مشکلات جدی برای پاسخ‌گویی روبه‌رو خواهد شد، زیرا به ارزیابی اسرائیل، پس از نابودی بخش قابل‌توجهی از توان تولید موشک‌های ایران در حملات اسرائیل و آمریکا، تنها حدود هزار و ۵۰۰ تا هزار و ۶۰۰ موشک در اختیار دارد.

این منبع افزود اسرائیل در حال حاضر ارزیابی نمی‌کند که غنی‌سازی اورانیوم در سایت «کوه کلنگ گرلا» در جریان باشد و از محل نگهداری مواد هسته‌ای ایران اطلاعات دقیقی در اختیار دارد. به گفته او، نتانیاهو به ترامپ گفته است اسرائیل نسبت به دستیابی به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی تردیدهای جدی دارد.

farzr.jpgفرزانه روستایی

مادران حشد الشعبی امروز با مرگ عزیزانشان تاوان پرداختند. تاوان این که فرزندانشان در ایران حمام خون راه انداختند و در دی ماه ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر از مردم ایران را قتل عام کردند و امروز این قتل عام با اعدام ها ادامه دارد . با وجودی که حجم تخریب مراکز و تعداد کشته های حشدالشعبی خیلی زیاد بود هیچکس در ایران برای آنها اشک نریخت کسی برای آنها حسرت نخورد وکسی نگفت حیف از جوانی انها.

به نیروهای حشد العبی در دی ماه فرمان تیر ویژه داده بودند. یعنی هر کس که از آستانه در خانه بیرون آمد با تیر بزنید و آنها به کسی رحم نکردند. در بسیاری از شهرها کم نبودند کسانی که وقتی کشته شدند نیمی از بدن آنها هنوز از خانه خارج نشده بود.

بمیاران سنگین مواضع حشدالشعبی در عراق حکایت از این دارد که کشورهای منطقه دیگر قصد ندارند این نیروی تروریست نیابتی جمهوری اسلامی را تحمل کنند. از قضا همان گروههایی هم که در با عنوان موکب در ایام عزاداری ها اسلحه و کالاهای ممنوعه به عراق ارسال می کردند نیز بمباران شدند.
پیام بمباران حشدالشعبی این بود که دولت عراق هر چه سریعتر باید تکلیف خود را با گروههای مسلح روشن کند. نمی شود عراق ارتش رسمی داشته باشد و بخشی از نیروهای مسلح این کشور از سپاه قدس فرمان بگیرند.

ارتش جمهوری اسلامی هویت یکی از چهار خلبان کشته‌شده در حمله به قطر را اعلام کرد

ارتش جمهوری اسلامی اعلام کرد هویت یکی از چهار خلبانی که به گفته مقام‌های ایرانی، اسفندماه سال گذشته در جریان حمله به پایگاه العدید آمریکا در قطر کشته شدند، پس از انجام آزمایش‌های پزشکی قانونی و بررسی DNA تایید شده و پیکر او به‌زودی به ایران بازگردانده خواهد شد.

pilotlarge.jpg

در اطلاعیه‌ای که صبح چهارشنبه در رسانه‌های ایران منتشر شد، آمده است: «امیر سرتیپ‌دوم مجید کاظمی، خلبان یکی از جنگنده‌های سوخو۲۴ نیروی هوایی ارتش که اسفندماه سال گذشته در عملیات حمله به پایگاه العدید آمریکا در قطر حضور داشت، با انجام آزمایش‌های تخصصی و بررسی DNA شناسایی شد و پیکر او تا ساعاتی دیگر به کشور بازخواهد گشت.»

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، مدعی شده است دو فروند جنگنده سوخو۲۴ نیروی هوایی ارتش پس از عبور از سامانه‌های شناسایی و راداری، پایگاه العدید آمریکا در قطر را بمباران کردند و در مسیر بازگشت بر فراز خلیج فارس هدف حمله قرار گرفتند. با این حال، این روایت با گزارش‌های منتشرشده از سوی مقام‌های قطری و رسانه‌های بین‌المللی همخوانی ندارد. بر اساس آن گزارش‌ها، دو جنگنده سوخو۲۴ پیش از رسیدن به اهداف خود توسط جنگنده‌های نیروی هوایی قطر رهگیری و سرنگون شدند و عملیات جست‌وجو برای یافتن سرنشینان آن‌ها آغاز شد.

بر اساس این گزارش، مراحل شناسایی و بازگرداندن بقایای سه خلبان دیگر نیز همچنان در جریان است.

keramati.jpgهر سپیده‌دمی که با طناب دار آغاز شود، دیگر نوید زندگی نیست؛ اعلام شکست وجدان انسان است. آن‌گاه که نام خدا بهانهٔ گرفتن جان انسان می‌شود، ایمان جای خود را به قدرت می‌دهد و عبادت به ابزار هراس بدل می‌شود. هیچ آیینی با خون بی‌گناهان مقدس نمی‌شود و هیچ حکومتی با مرگ، جاودانه نمی‌ماند. تاریخ بارها نشان داده است که طناب، حقیقت را خاموش نمی‌کند؛ تنها شرمساری جلادان را برای نسل‌های آینده به یادگار می‌گذارد. سرانجام، آنچه باقی می‌ماند نه صدای اعدام، بلکه داوری وجدان و حافظهٔ ملت‌هاست.

تمدن انسان زمانی آغاز شد که بشر کوشید انتقام را با قانون جایگزین کند و قانون را با عدالت پیوند بزند. اما هرگاه قدرت، خود را مالک جان انسان دانسته، همان تمدن به عقب بازگشته است. اعدام، صرفاً پایان زندگی یک فرد نیست؛ پیامی است که به همهٔ جامعه فرستاده می‌شود: اینکه ترس، بر گفت‌وگو غلبه کرده و زور جای استدلال را گرفته است. حکومتی که برای تثبیت اقتدار خود بیش از هر چیز به طناب دار نیاز دارد، در حقیقت اعتراف می‌کند که مشروعیتش را نه از رضایت مردم، بلکه از بیم آنان می‌گیرد.

nejat.jpgنمایشنامه‌ای درباره تکرار منجی‌گرایی در تاریخ معاصر ایران

بهروز ورزنده

نمایشنامه‌ای در سه پرده

این نمایشنامه درباره اشخاص نیست؛
درباره افسون‌هایی است که تاریخ بارها و بارها تکرارشان می‌کند.
نام‌ها تغییر می‌کنند،

اما جست‌وجوی حقیقت، اگر با صبر و صداقت همراه باشد، همان می‌ماند.

این نمایشنامه حکایت نام‌ها نیست؛
حکایت حافظه است.

حکایت چمدانی است که هر نسل، آن را برای سفری به سوی «نجات» می‌بندد؛
و هر بار، بی‌آنکه گشوده شود، به نسل بعد می‌رسد.

و پرسشی که بی‌رحمانه بازمی‌گردد:
آیا تاریخ فقط آنان را که نمی‌دانستند سرزنش می‌کند؟
یا آنان را که آگاهانه تکرار کردند، سخت‌تر داوری خواهد کرد؟

پرده اول: افسون

روزی روزگاری، در سرزمینی پربار اما سوخته،
مردی می‌زیست؛ با نامی آشنا: مسعود.

او خوش‌سخن بود و رؤیاپرداز.
کلماتش همچون شرابی کهنه در جام‌های تشنه می‌چرخید.
او آینده را نه آن‌گونه که بود،
بلکه آن‌گونه که مردم آرزو داشتند، تصویر می‌کرد.

سرزمین، در چنگال استبداد، می‌نالید.
مردم هرچه فریاد می‌زدند،
صدایشان در دیوارهای بلند قدرت گم می‌شد.
خشم بود، اما بی‌رهبر.
نفرت بود، اما بی‌هدف.

و او گفت:

این راه، به سپیده نمی‌رسد.
با دستانِ خالی، نمی‌توان کوه را از جا کند.
باید دستی دیگر،
از آن‌سوی مرزها،
به یاری ما برخیزد،

دستی که دشمنِ دشمنِ ماست.

این، آخرین زمستان است...

آخرین نبرد ما.
تنها یک گام دیگر،
و آزادی،

پشتِ همین افق،
در انتظار ماست.

مردم، که رؤیای خویش را یک‌بار در ماه جسته بودند،
و جز سایه نیافته بودند،
این بار نشانه را نه در ماه،
که در قامتِ انسانی زنده یافتند.

میدان، از فریاد آزادی لبریز شد.

شک و تردید، خیانت نام گرفت.

جوانی پرسید:

«اما ... اگر این دست، روزی زنجیرِ دیگری شود، چه؟»

و پاسخ، فریاد جمعیت بود:
«خاموش! اکنون وقت پرسیدن نیست؛
وقت ایمان آوردن است.»

و احتیاط، ترس خوانده شد.

افسون کامل شد.

و سرزمین،
بی‌آنکه بداند،
گام در راهی نهاد که پایانش، ویرانی بود.

و چمدان کهنه همچنان بسته ماند.

و نجات، باز هم، به فردایی دیگر موکول شد.

EAmuzad.jpgدر سیاست، هیچ تصمیم بزرگی بدون هزینه نیست. تفاوت اساسی سیاست‌ها نه در وجود یا فقدان هزینه، بلکه در چگونگی تصمیم‌گیری درباره آن و نحوه توزیع پیامدهای آن میان دولت و جامعه است. یکی از مهم‌ترین مسائل در این زمینه، سیاست‌هایی است که تحت عنوان «مقاومت» تعریف می‌شوند. مقاومت، به‌عنوان یک راهبرد سیاسی، ممکن است با اهدافی همچون حفظ استقلال، دفاع از حقوق ملی یا مقابله با فشارهای خارجی یا ارتجاع داخلی توجیه شود، اما این اهداف به‌تنهایی برای مشروعیت‌بخشی به آن کافی نیستند. پرسش اساسی این است که اگر جامعه در شکل‌گیری چنین راهبردی مشارکت مؤثر نداشته باشد، آیا می‌توان هزینه‌های ناشی از آن را به همان جامعه نسبت داد و از شهروندان انتظار داشت که آن را به‌عنوان وظیفه‌ای اخلاقی یا ملی بپذیرند؟

در ادبیات سیاسی، واژه‌هایی وجود دارند که پیش از آنکه موضوع تحلیل باشند، حامل داوری ارزشی‌اند. «آزادی»، «عدالت»، «استقلال» و «مقاومت» از جمله این مفاهیم هستند. کمتر کسی با خودِ این واژه‌ها مخالفت می‌کند، زیرا هر یک حامل بخشی از تجربه تاریخی بشر در مبارزه با سلطه، تبعیض یا وابستگی‌اند. با این حال، همین بار ارزشی سبب می‌شود که گاه خودِ مفهوم از نقد مصون بماند. هنگامی که واژه‌ای به نماد فضیلت تبدیل می‌شود، پرسش از شرایط تحقق آن نیز دشوارتر می‌شود. مقاومت نیز از همین جنس است. در بسیاری از گفتمان‌های سیاسی، مقاومت نه به‌عنوان یک راهبرد قابل ارزیابی، بلکه به‌عنوان ارزشی بدیهی و فراتر از نقد عرضه می‌شود. در چنین فضایی، پرسش از هزینه‌ها، پیامدها یا سازوکار تصمیم‌گیری، به‌سادگی با مخالفت با اصل مقاومت یکسان گرفته می‌شود.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgاپوزیسیون ایرانی مخالف جمهوری اسلامی چگونه اپوزیسیونی است؟

اپوزیسیونی است نادر که مشابه آن را کمتر می‌توان دید. مخالفانی هستند که نعل‌به‌نعل تمام اخلاق و خصوصیات جامعه ایران را با خود حمل می‌کنند؛ البته نه نسل جوان ایران، بلکه لایه‌های عمدتاً سنتی و متوسط جامعه که هنوز از قید تفکر دهه‌های گذشته خود خلاص نشده‌اند!

اپوزیسیونی منطبق بر ویژگی‌های نشئت‌گرفته از خلق‌وخوی ایرانی! انتقادناپذیر، خودمحور، همه‌چیزدان که نیازی به استفاده از تجربه تاریخی دیگر نیروهای اپوزیسیون در سطح جهان ندارد. با یک کلمه «ما ویژگی‌های خود را داریم»، از به‌کارگیری تجربه و عملکرد آن‌ها سرباز می‌زند.

بررسی وضعیت اپوزیسیون ایرانی مخالف جمهوری اسلامی کاری است نه‌چندان آسان؛ چرا که همان پیچیدگی‌ها و نارسایی‌هایی را با خود حمل می‌کند که درون جامعه و درون حاکمیت جمهوری اسلامی وجود دارد.

اثر نیکروز اعظمی
طرح روی جلد: هرمز قبادی

ما ایرانیان قرن‌هاست که با مفاهیمی چون «فرهنگ غنی»، «عصر زرین فرهنگ ایران»، «رنسانس ایرانی»، «عظمت ایران باستان» و شکوه و جلال تاریخی خو گرفته‌ایم؛ چنان‌که این گزاره‌ها، بیش از آنکه موضوع تأمل و سنجش باشند، به باورهایی بدیهی و تردیدناپذیر بدل شده‌اند.

book.jpgبر بستر همین انگاره‌های ریشه‌دار است که بسیاری از بزرگان ما در شکوفایی و گسترش اسلام نقشی فرهنگی ایفا کردند و امروز نیز گاه خود را از عرب، اسلامی‌تر می‌پنداریم. هم‌زمان، برای پنهان ساختن این وابستگی عمیق، چنین وانمود می‌کنیم که اسلام را «ایرانی» کرده‌ایم و از این رهگذر، برای آینده نیز از درآمیزیِ «ایرانیت»، «اسلامیت» و «مدرنیت» (سه مفهومی که از بنیاد، خاستگاه‌ها و مبانی متفاوت و نامتجانسی دارند) الگویی برای سامان‌بخشی به زندگی اجتماعی می‌سازیم، بی‌آنکه روشن کنیم فردیت، آزادی و خودآیینی انسان در کدام بخش از این منظومه، به‌ویژه در قلمرو اسلامیت، می‌تواند جایگاهی واقعی بیابد.

از همین‌رو، ما هنوز به خویشتنِ واقعی خویش آگاه نشده‌ایم. هر دستاوردی را که زاده جهان جدید و فرهنگ غرب است، با این پیش‌فرض می‌نگریم که نمونه برتر آن را پیش‌تر خود داشته‌ایم یا اکنون نیز در اختیار داریم.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

یکی از مهم‌ترین پیامدهای تحریم‌های اقتصادی و بانکی علیه رژیم ایران، محدود شدن دسترسی کشور به نظام رسمی پرداخت‌های بین‌المللی، روابط کارگزاری بانکی و شبکه انتقال پول بوده است. این شبکه به تدریج از سال 1389 بوجود آمد و بر مبادلات خارجی ایران مسلط شد. در چنین شرایطی، حتی زمانی که صادرات نفت، گاز یا سایر کالاها ادامه داشته است، انتقال درآمدهای ارزی به داخل کشور با موانع گسترده‌ای مواجه شده است. در پاسخ به این محدودیت‌ها، شبکه‌هایی از شرکت‌های واسطه، اشخاص حقیقی و حقوقی و مؤسسات مالی در کشورهای ثالث شکل گرفتند که در ادبیات اقتصادی رژیم ایران با عنوان «تراستی» شناخته می‌شوند. این شبکه‌ها وظیفه دریافت، نگهداری، انتقال و مدیریت بخشی از منابع ارزی کشور را بر عهده گرفته‌اند و به نوعی جایگزین بخشی از کارکردهای نظام بانکی بین‌المللی شده‌اند.

از منظر حاکمیت، تراستی‌ها را می‌توان پاسخی عملی به محدودیت‌های ناشی از تحریم ها - اعم از تحریمهای بانکی و نفتی- اقتصادی- دانست. بدون وجود چنین سازوکارهایی، بخش قابل توجهی از درآمدهای ارزی حاصل از صادرات قابل انتقال نبود و واردات کالاهای اساسی، دارو، تجهیزات پزشکی و مواد اولیه صنایع با دشواری بیشتری روبه‌رو می‌شد. از این منظر، شبکه‌های تراستی نوعی «نوآوری سازمانی و نهادی» برای سازگاری با شرایط استثنایی اقتصاد تحریمی محسوب می‌شوند.

irgicIraq.jpgخبرگزاری مهر و برخی دیگر از رسانه‌های ایران و کانال‌های مرتبط با سپاه پاسداران گزارش دادند که چهار عضو سپاه پاسداران در حملات آمریکا و عربستان سعودی به عراق کشته شدند. به نوشته این رسانه‌ها، این افراد در حمله‌ای به کربلا جان باختند.

بر اساس این گزارش‌ها، علی اصغر آستانه، ابوالفضل متقی، مرتضی اکبری و امیرعباس درهم‌فروش از جمله کشته‌شدگان هستند.

پیشتر حشد شعبی، از گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، اعلام کرده بود که دست‌کم ۲۰ نیروی این گروه در حملات عربستان سعودی و آمریکا کشته شدند.

joinUSKSA.jpgارتش آمریکا: نیروهای آمریکا و عربستان به مواضع گروه‌های همسو با ایران در عراق حمله کردند

ارتش آمریکا اعلام کرد نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) و نیروهای مسلح عربستان سعودی روز ۲۸ ژوییه با انجام حملات دقیق، مواضع گروه‌های همسو باحکومت ایران در عراق را هدف قرار دادند. به گفته سنتکام، این گروه‌ها به دستور سپاه پاسداران به نیروهای آمریکایی و زیرساخت‌های انرژی عربستان حمله کرده بودند.

سنتکام اعلام کرد جنگنده‌های آمریکا و عربستان چندین مرکز لجستیکی و انبار تسلیحات این گروه‌ها را در شرق عراق هدف قرار دادند. این حملات در واکنش به بیش از ۳۰ حمله پهپادی طی ۷۲ ساعت گذشته انجام شد که به گفته ارتش آمریکا، به دستور سپاه پاسداران صورت گرفته بود.

کشته شدن حداقل ۲۰ عضو حشد الشعبی در حملات مشترک آمریکا و عربستان به عراق

رادیو بین المللی فرانسه - سازمان حشد الشعبی (یا همان بسیج مردمی عراق) از کشته شدن دست‌کم ۲۰ تن از نیروهای خود و زخمی شدن ۳۲ نفر دیگر در جریان حملات هوایی مشترک آمریکا و عربستان سعودی به پایگاه‌های این نیروها در هفت استان عراق خبر داد. حشد الشعبی که پس از فتوی جهاد در سال ۲۰۱۴ برای مبارزه با داعش شکل گرفت و امروزه رسماً بخشی از نیروهای مسلح عراق محسوب می‌شود، ائتلافی از گروه‌های شبه‌نظامی است که به عنوان بازوی نظامی-امنیتی هم‌پیمان با ایران و سپاه قدس شناخته شده و از مخالفان سرسخت حضور نیروهای آمریکایی در منطقه به شمار می‌رود.

بر اساس بیانیه رسمی این سازمان، آمار اعلام‌شده اولیه بوده و احتمال افزایش تلفات وجود دارد. این عملیات گسترده که پایگاه‌های مختلف حشد الشعبی را هدف قرار داده، تنش‌های نظامی و سیاسی میان واشنگتن، ریاض و گروه‌های نزدیک به تهران را در صحنه امنیتی عراق وارد مرحله تازه‌ای کرده است.

در اطلاعیه حشد شعبی که خبرگزاری‌های رسمی ایران منتشر کرده‌اند امده است: «ما این حملات را تنش‌آفرینی بسیار خطرناک، نقض آشکار تمامیت ارضی عراق و هدف قرار دادن نهادهای امنیتی رسمی کشور می‌دانیم و تأکید می‌کنیم که بخش‌های ذی‌ربط در حال بررسی میدانی اوضاع هستند و روند ارزیابی خسارات و آمار دقیق همچنان ادامه دارد.»


از کانال فرزاد فتاحی

29-1.jpg

در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، فردی در تماس با یک برنامه تلویزیونی اهل سنت، خود را «سگ (بولداگ) امام حسین» معرفی می‌کند.

مجری برنامه نیز در واکنش، از او می‌خواهد برای شنوندگان «صدای سگ» را تقلید کند و این تماس به فضایی غیرمعمول و جنجالی کشیده می‌شود.

این ویدیو به دلیل نوع گفت‌وگو و واکنش مجری، با بازتاب گسترده و واکنش‌های متفاوت کاربران در فضای مجازی همراه شده است.

فرزاد فتاحی - پخش سیگار نذری میان نوجوانان در موکب کربلا

mooshakKarbala.jpg

«یکی از جانفداهای ثبت‌نامی، دارد لانچر را به جنگ با آمریکا می‌برد»

در ویدیوی زیر یک شهروند اهل گرگان در مسیر مراسم اربعین، ماکتی از موشک «فتاح» را بر ترک موتورسیکلت خود حمل می‌کند.

در این ویدیو، فیلم‌بردار با اشاره به ماکت موشک از موتورسوار می‌پرسد: «حاج‌آقا شلیک شده؟» و او پاسخ می‌دهد: «نه بابا، حواست باشه!» سپس با اشاره به آتش‌بس، گفت‌وگویی طنزآمیز میان آن‌ها شکل می‌گیرد و فیلم‌بردار می‌گوید: «حاج‌آقا یه دونه بزن خودش آتش‌بس نقض شه!»

***

***

ما متهمیم آقای سروش

| No Comments

soroosh.jpgمصطفی نوروزی

من از نسل جوانان انقلابی ۵۷ هستم. جوان بودیم و کلام شریعتی ما را مسحور می‌کرد. از طبقه متوسط بودم، در دانشگاه ملی درس خواندم، در ابتدای جوانی خانه خریدم، ماشین خریدم و ازدواج کردم. حالا همه این‌ها برای پسرانم آرزوهای محال است.

من شبانه‌روز به تفاوت امروز با روزهای جوانی خودم فکر می‌کنم. چرا و از چه مسیری به امروز رسیدیم؟ ما انقلابی بودیم و انقلاب برای ما کلید حل همه چیز بود. اما داشته‌هایمان را نمی‌دیدیم و جایی برای پرسش و تردید باقی نگذاشته بودیم؛ پاسخ همه چیز از پیش معلوم بود: انقلاب.

شریعتی بیش از آنکه معلمِ پرسیدن باشد، آموزگارِ یقین بود. پاسخ‌هایش همیشه از پرسش‌هایش بزرگ‌تر بودند و همین، بزرگ‌ترین ضعف او بود. او از نسلی بود که خود را موظف می‌دانست برای هر مسئله‌ای نسخه‌ای آماده ارائه کند. امروز که پنجاه، شصت سال به گذشته می‌نگرم، می‌بینم نسل ما شیفته همین پاسخ‌های ساده و قطعی شده بود؛ چه مارکسیست‌های سکولار مانند حزب توده، چه مارکسیست‌های مسلمان مانند شریعتی و چه بخشی از چپ‌های مصدقی.

28-2.jpgتوانا - علیرضا سپاهی از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان که قرار بود بامداد امروز اعدام شود، سکته کرد و به بیمارستان منتقل شد

طبق گزارش رسیده به آموزشکده توانا، بامداد امروز قرار بود علیرضا سپاهی همراه با دو متهم دیگر این پرونده اعدام شود، اما هنگام انتقال دچار سکته قلبی شد و اکنون در بیمارستان الزهرا در اصفهان بستری است.

بامداد امروز دو متهم دیگر این پرونده اعدام شدند که ابوالفضل سپاهی پسر عموی علیرضا یک نفر از آن‌ها بود.

mko.jpgنزاع "نایبان" و گرسنگی "مردمان"

هوشنگ رشدیه - خبرنامه گویا

آدم خیال می‌کند در سال ۱۴۰۵ زندگی می‌کند. اخبار را باز می‌کند، قیمت نان را می‌بیند، خبر اعدام جوانی را می‌خواند، گزارش خشک شدن رودخانه‌ای را مرور می‌کند، از کنار خبر فرار سرمایه و مهاجرت پزشکان می‌گذرد و انتظار دارد سیاستمداران نیز درباره همین دردها سخن بگویند.

اما ناگهان پرده کنار می‌رود و معلوم می‌شود که نه، مسئله اصلی چیز دیگری است.

به این اطلاعیه مهم لطفا توجه کنید:

مسعود رجوی - ۴ مرداد ۱۴۰۵

یکشنبه شب چهارم مرداد تلویزیون رژیم بیعت‌نامهٔ شرک‌آمیزی را از جانب نیابتی‌های رژیم در لبنان قرائت کرد که مو بر اندام شیعیان راست می‌کند و براستی غیرقابل تحمل است و فقط انزجار و نفرت برمی‌انگیزد.

از جانب حزب شیطان خطاب به بچهٔ خامنه‌ای و در بیعت با او نوشته‌اند: «یقین داریم که با این بیعت، در حقیقت با حضرت حجت بیعت می‌کنیم؛ چرا که شما به حق، نایب ایشان و حجت او بر ما در دوران غیبت کبری هستید». در آیهٔ ۷ سوره صف آمده است: «چه کسی ظالمتر از آن‌که به خدا دروغ ببندد در حالی‌که به اسلام خوانده می‌شود؟ » . این در قرآن یکی از توصیفات شیخ ستمگر است.

این بیعت ننگین مزدوری بر ضداسلام و قرآن، چیزی جز درخواست «بودجه» افزوده نیست.

۸ سال و اندی پیش در پیام ۲۵ فروردین ۱۳۹۷ به استحضار هموطنان رساندم: ارگانهای حکومتی از قبیل روزنامه جمهوری اسلامی اعتراف می‌کنندکه دهها میلیارد دلار صرف حزب‌الله لبنان شده است. همان که سرکرده‌اش در خرداد ۹۵ به صراحت می‌گفت: «ما در مورد این واقعیت که بودجه، درآمد، مخارج، هر آنچه که می‌خوریم و می‌پوشیم، اسلحه‌های حزب‌الله و موشکهایش، همه از جمهوری اسلامی می‌آیند شفاف هستیم».

araqchi.jpgبه دنبال تشدید تنش نیستیم

ایران وایر - عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، که دو روز پیش در واکنش به حمله اوکراین به یک شناور مرتبط با ایران در دریای خزر گفته بود این اقدام «بی‌پاسخ نخواهد ماند»، روز سه‌شنبه اعلام کرد تهران به دنبال تشدید تنش نیست.

عراقچی ششم مرداد در شبکه ایکس نوشت آندری سیبیها، وزیر خارجه اوکراین، در تماس تلفنی به او اطمینان داده است حمله به شناور ایرانی «غیرعمدی» بوده و کی‌یف خواهان تشدید تنش نیست.

او افزود: «ایران نیز به دنبال تشدید تنش نیست، اما هرگونه حمله به شهروندان یا منافع ما غیرقابل قبول است و خسارت‌های واردشده باید جبران شود.»

در مقابل، سیبیها نیز در شبکه ایکس اعلام کرد در این گفت‌وگوی «صریح» تأکید کرده اوکراین به دنبال جلوگیری از هرگونه تنش غیرضروری است و تمامی اقداماتش صرفاً در چارچوب دفاع از خود در برابر حمله روسیه انجام می‌شود، نه با هدف قرار دادن شناورهای غیرنظامی یا غیرنظامیان.

وزیر خارجه اوکراین با اشاره به کشته شدن یک شهروند ایرانی و آسیب دیدن یک شناور غیرنظامی، ریشه این رخداد را جنگ روسیه علیه اوکراین دانست و مسئولیت همه تحریک‌ها و تلفات را متوجه مسکو کرد.

او همچنین از جمهوری اسلامی خواست از اقدامات تنش‌زا خودداری کرده و به حمایت از روسیه در جنگ علیه اوکراین پایان دهد. سیبیها تأکید کرد این جنگ غیرقانونی است و اروپا و خاورمیانه هر دو به ثبات، امنیت و صلح نیاز دارند.

عراقچی روز چهارم مرداد، در واکنش به حمله به شناور مرتبط با جمهوری اسلامی در دریای خزر، این اقدام را نقض منشور سازمان ملل خوانده و هشدار داده بود که این حمله «بی‌پاسخ نخواهد ماند.»

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز اعلام کرده است انفجار این شناور در دریای خزر به کشته شدن یک ملوان و زخمی شدن یک نفر دیگر انجامیده است.

amolishah.jpgعلیرضا مکرمی

🔸 آیت الله جوادی آملی میگوید: «هیچ فکر می‌کردیم روزی برسد که دو ابر قدرت دنیا را مچاله کنیم؟ آیا این معجزه نیست؟ اگر معجزه نیست پس چیست؟ هفتاد سال پیش آیت الله بروجردی حتی نمی‌توانست یک مجلس دعا علیه اسرائیل و به نفع مردم مصر برگزار کند، از کجا به کجا رسیدیم؟ این معجزه نیست؟»

🔸آیت الله جوادی آملی به نیت آنکه وزن ادعایش افزون جلوه نماید به عمد و غلط اسرائیل را ابرقدرت خوانده است، قدرتی هموزن آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه و چین! البته که نظرات سیاسی و امنیتی ایشان همچون دیگر رجال مذهبی واجد اعتبار مکفی نبوده و قابلیت رفرنس ندارد، لذا اطاله کلام در این خصوص چندان جایز نیست اما مختصری لازم آمده است؛

همچنانکه به هیچ وجه نمیتوان کشور ذره بینی اسرائیل را ابرقدرت خواند، این ادعا که جمهوری اسلامی توانسته اتحاد امریکا اسراییل را مچاله کند نیز عبور از خطوط قرمز عقلایی مبتنی بر شواهد میدانی است.

واقع آنست که ایران در مصاف با آمریکا و اسراییل به نسبت تلفات جانی و مالی طرفین، قسم شکست خورده جنگ است و صرفا ثابت کرده که میتواند لقمه گلوگیری برای دشمنانش باشد و بلعیدنش زمان بر است و تدبیر و صبر بیشتری می طلبد، همین!

28-3.jpgیک منبع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفت مهنام نواب صفوی، ۲۲ ساله، خواننده رپ فارسی و از بازداشت‌شدگان انقلاب ملی دی‌ماه، از سوی شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی همتی‌نژاد به اعدام محکوم شده است.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، این حکم با اتهام «محاربه از طریق مشارکت در تخریب اموال عمومی، تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی» صادر شده است.

به گفته این منبع، مهنام نواب صفوی دو وکیل داشته، اما وکلای او به پرونده دسترسی نداشتند و امکان دفاع از او برایشان فراهم نشده است. همچنین دادگاه او به صورت غیرحضوری برگزار شده است.

مهنام نواب صفوی در جریان اعتراضات دی‌ماه در اصفهان بازداشت شد و اکنون در زندان دستگرد این شهر است.

isrdm.jpgیورونیوز - یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، مدعی شد جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های نیروی هوایی آمریکا در هفته‌های اخیر برای انجام حملات علیه اهدافی در ایران، از پایگاه‌های هوایی اسرائیل به پرواز درآمده‌اند.

به گزارش رسانه‌های اسرائیلی، آقای کاتس روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با کانال ۱۴ گفت: «ایرانی‌ها می‌دانند که این جنگنده‌ها از اسرائیل برخاسته‌اند تا ایران را هدف قرار دهند.»

او همچنین با اشاره به ایران افزود: «امپراتوری متکبری که تهدید به نابودی اسرائیل می‌کرد، فروپاشیده است.»

وزیر دفاع اسرائیل بار دیگر هشدار داد که در صورت هرگونه حمله به اسرائیل، پاسخ نظامی شدیدی در انتظار ایران خواهد بود. او گفت: «ما به صریح‌ترین شکل ممکن اعلام کرده‌ایم که اگر به اسرائیل شلیک شود، با تمام قدرت حمله خواهیم کرد. ما برای حمله به ایران آماده‌ایم.»

war.jpgمزایای ادامه شرایط جنگی برای جمهوری اسلامی

ماندن استخوان جنگ در زخم ایران، چه منافعی برای جمهوری اسلامی دارد؟

حسن نوقیان

برخلاف بسیاری از محاسبات اشتباهی که طی سال‌های گذشته از جمهوری اسلامی دیده شده، به نظر می‌رسد تداوم شرایط جنگی و نیمه‌جنگی دست‌کم در برخی حوزه‌ها با منافع ساختار قدرت همسو باشد؛ تا جایی که حکومت حاضر است هزینه‌های سنگینی، از آسیب به زیرساخت‌های کشور گرفته تا فشار اقتصادی و حتی خطر از دست رفتن برخی چهره‌های ارشد خود را بپذیرد، اما از پایان سریع تنش‌ها استقبال نکند. اگر این فرض درست باشد، می‌توان چند دلیل احتمالی برای چنین رویکردی برشمرد:

  • ادامه وضعیت مبهم کنونی و به حاشیه رفتن ابعاد و پیامدهای بحران جانشینی.

  • کاهش نسبی تقاضا برای ارز در فضای بلاتکلیف جنگی و به تعویق افتادن جهش‌های احتمالی نرخ ارز.

  • کاهش شفافیت مالی و گسترش امکان فساد به بهانه شرایط اضطراری.

  • کاهش احتمال شکل‌گیری اعتراضات گسترده و فراهم شدن زمینه برای تشدید فضای امنیتی، محدودیت رسانه‌ها، سانسور، قطع اینترنت و برخورد با مخالفان تحت عنوان شرایط جنگی.

  • قرار گرفتن مسائلی مانند بحران معیشت، فقر، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر در حاشیه افکار عمومی و امکان نسبت دادن بخش مهمی از مشکلات اقتصادی به جنگ و تحریم.

  • افزایش توان هسته اصلی قدرت برای حذف یا مهار رقبای درون حاکمیت و ایجاد انسجام بیشتر در ساختار تصمیم‌گیری.

  • بسیج و سازماندهی آسان‌تر حامیان حکومت در فضای جنگی.

  • سرگرم شدن قدرت‌ها و نهادهای بین‌المللی به بحران منطقه و فراهم شدن، از نگاه نویسنده، فضای مناسب‌تر برای پیشبرد برنامه هسته‌ای و تقویت استدلال‌های موافق تغییر دکترین هسته‌ای.

  • القای احساس مقاومت و ایستادگی در برابر آمریکا و اسرائیل؛ روایتی که در آن صرف تداوم بقای حکومت می‌تواند به‌عنوان نوعی «پیروزی» معرفی شود، حتی اگر هزینه‌های سنگینی بر کشور تحمیل شده باشد.

از منظر نویسنده، جمهوری اسلامی ممکن است فرسایشی شدن جنگ را با سه هدف دنبال کند:

shayan.jpgیورونیوز - شایان اویس، ریاضی‌دان جوانی که که توانست با حل معمای چهل ساله یک بار دیگر نام ایران را در دنیای ریاضیات بر سر زبان‌ها بیاندازد در گفت‌وگو با یورونیوز از سختی‌های مهاجرت می‌گوید، از نگرانی درباره جنگ و اینکه برای او و سیار مهاجرها سخت است که «به دولتی مالیات دهند که روی سر مردم کشورشان بمب می‌ریزد.»

یورونیوز: شایان اویس چه مشکل و معمایی را بعد از چهل سال حل کرده و چرا این کشف در دنیای ریاضی اهمیت دارد؟

اگر بخواهم این معما را ساده توضیح دهم، کافی است زمین تنیس را تصور کنید. مربی صد توپ روی زمین پخش کرده و شما می‌خواهید آن‌ها را یکی‌یکی جمع کنید و به نقطه شروع برگردید. سریع‌ترین مسیر چیست؟ همین ایده در مقیاس بزرگ‌تر به این شکل مطرح می‌شود که مثلاً بخواهید به چند شهر آمریکا سفر کنید و با دانستن هزینه یا مسیر بین هر دو شهر، کوتاه‌ترین مسیر را برای بازدید از همه آن‌ها و بازگشت به نقطه آغاز پیدا کنید. این مسئله کاربردهای عملی فراوانی دارد؛ برای مثال، آمازون هر روز از آن برای برنامه‌ریزی مسیر کامیون‌های تحویل کالا استفاده می‌کند.

اهمیت این مسئله در آن است که یکی از مسائل پایه و معیار در علوم کامپیوتر به شمار می‌رود؛ مسئله‌ای که تعریفش ساده است، اما نماینده بسیاری از چالش‌های واقعی محسوب می‌شود. هر پیشرفتی در حل آن به تولید دانش جدید منجر می‌شود. این مسئله سال‌ها حل‌نشده باقی مانده بود و همین نشان می‌داد دانش موجود برای حل آن کافی نیست و نیاز به روش‌های تازه وجود دارد.

یورونیوز: ناامیدترین و خوشحال‌ترین زمان شما در حل این مساله چه زمانی بود؟

یکی از ناامیدکننده‌ترین دوران دکترایم زمانی بود که این مسئله را به دو بخش تقسیم کردیم و فکر می‌کردیم هر دو حل می‌شوند. نزدیک به یک سال روی بخش اول کار کردم و وقتی اثبات کامل شد، بسیار خوشحال بودم. اما روز بعد فهمیدم بخش دوم اساساً غلط است و یک مثال نقض، تمام مسیر را از بین می‌برد. در ریاضیات، اگر مسئله اصلی حل نشود، معمولاً چیزی برای انتشار باقی نمی‌ماند.

چند هفته بسیار دلسرد بودم، اما بعد تصمیم گرفتم نسخه ساده‌تری از بخش دوم را بررسی کنم و پس از چند ماه آن را حل کردیم. مسئله اصلی «فروشنده دوره‌گرد» در دوران دکترا حل نشد؛ ابتدا نسخه ساده‌تر آن به نتیجه رسید و سال‌ها بعد توانستیم نسخه کامل را نیز حل کنیم.

jamshidirani.jpgجریمه‌های میلیون دلاری؛ ابزار جدید مهاجرتی یا آزمونی برای حاکمیت قانون؟

در سال‌های اخیر، سیاست مهاجرتی ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری از زبان بازدارندگی سخن گفته است. اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، صرفاً تشدید اجرای قوانین مهاجرتی نیست؛ بلکه تغییری بنیادین در فلسفه اجرای قانون است. اخطارهایی که از سوی وزارت امنیت داخلی برای برخی افراد دارای دستور نهایی اخراج صادر شده و آنان را با جریمه‌هایی تا سقف ۱.۸ میلیون دلار مواجه می‌کند، دیگر صرفاً یک اقدام اداری نیست؛ بلکه پیامی سیاسی، روانی و راهبردی است که مخاطب آن تنها دریافت‌کنندگان این اخطارها نیستند، بلکه میلیون‌ها مهاجر دیگر نیز هستند. این سیاست بر پایه اختیارات قانونی قدیمی بنا شده که سال‌ها به ندرت مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما اکنون به یکی از ابزارهای اصلی دولت ترامپ برای ترغیب افراد به «خروج داوطلبانه» تبدیل شده است.

پرسش اصلی این نیست که آیا دولت اختیار قانونی برای اعمال چنین جریمه‌هایی دارد یا خیر؛ بلکه این است که چرا اکنون و چرا با چنین شدتی؟

پاسخ را باید در تغییر راهبرد کلی دولت ترامپ جست‌وجو کرد. اخراج فیزیکی میلیون‌ها نفر، فرآیندی فوق‌العاده پرهزینه، زمان‌بر و وابسته به ظرفیت‌های انسانی، قضایی و اجرایی است. بازداشت، نگهداری، انتقال، رسیدگی‌های اداری و قضایی و در نهایت اخراج، هزینه‌های هنگفتی بر دوش دولت می‌گذارد. در مقابل، ایجاد فشار اقتصادی و روانی بر افراد برای آنکه خودشان کشور را ترک کنند، از منظر سیاست‌گذاران، کم‌هزینه‌تر و کارآمدتر تلقی می‌شود. دولت آشکارا این سیاست را به عنوان راهی برای افزایش «خوداخراجی» (self-deportation) معرفی کرده و آن را جایگزینی کم‌هزینه‌تر نسبت به اجرای سنتی احکام اخراج می‌داند.

arab.jpgمقدمه

اگر فرض کنیم که جمهوری اسلامی پس از حملات آمریکا و اسرائیل، دکترین امنیت ملی خود را از "بازدارندگی مبتنی بر آستانه هسته‌ای"به "ساخت واقعی سلاح هسته‌ای" تغییر داده باشد، آنگاه کلنگ گزلا به مهم‌ترین نقطه راهبردی برنامه هسته‌ای ایران تبدیل خواهد شد.

این فرضیه از آن جهت قابل بررسی است که حملات مستقیم به تأسیسات هسته‌ای، ترور دانشمندان و افزایش تهدیدهای نظامی، ممکن است بخشی از حاکمیت ایران را به این نتیجه رسانده باشد که تنها تضمین واقعی برای بقای نظام، در اختیار داشتن سلاح هسته‌ای است؛ همان الگویی که کره شمالی طی سه دهه گذشته دنبال کرده است.

اگر چنین تغییری واقعاً رخ داده باشد، آنگاه مهم‌ترین سؤال برای آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها دیگر این نخواهد بود که "آیا ایران به دنبال بمب است یا نه؟"، بلکه این خواهد بود که:

آیا هنوز میتوان مانع ساخت بمب شد؟

و پاسخ این سؤال، بیش از هر چیز به سرنوشت مجموعه‌ای بستگی دارد که امروز از آن با نام سایت کلنگ گزلا یاد می‌شود.

به همین دلیل، کلنگ گزلا را می‌توان"چشم اسفندیار جمهوری اسلامی" نامید؛ زیرا اگر این مجموعه از کار بیفتد، کل پروژه احتمالی ساخت سلاح هسته‌ای ممکن است سال‌ها به عقب رانده شود، اما اگر مصون بماند، عملاً بخش مهمی از گزینه‌های نظامی آمریکا بی‌اثر خواهد شد.

Mehrdad_Darvishpour_2.jpgمقدمه: به بهانه اخراج یک کارمند ایرانی‌تبار از اداره مهاجرت سوئد

اخراج یک کارمند ایرانی‌تبار اداره مهاجرت سوئد در ماه گذشته، پس از هشدار و ارزیابی امنیتی سپو درباره تماس‌های او با عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی و خطر انتقال اطلاعات حساس، بار دیگر مسئله امنیت پناهندگان ایرانی و پدیده «جاسوسی علیه پناهندگان» را در کانون توجه رسانه‌های سوئد قرار داد. دادگاه سولنا نیز در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶ اخراج او را قانونی دانست. فرد مورد نظر اتهامات را رد کرده و بر سابقه فعالیت خود در حمایت از رضا پهلوی تأکید کرده است، اما بررسی پرونده نشان می‌دهد موضوع فراتر از یک تخلف اداری است و به امنیت پناهجویان و نحوه مواجهه دیرینه سوئد و سپو با تهدیدهای فرامرزی جمهوری اسلامی مربوط می‌شود. برای نمونه رسانه‌های سوئدی نام افسر اطلاعاتی جمهوری اسلامیِ مرتبط با این پرونده را منتشر نکرده‌اند، اما گزارش داده‌اند که او با پوشش دیپلماتیک در سفارت ایران در استکهلم فعالیت می‌کرده، مأموریتش با جاسوسی علیه پناهندگان مرتبط بوده و بعدها به‌دلیل تهدید علیه امنیت ملی از سوئد اخراج شده است. [1]

تلاش جمهوری اسلامی برای نفوذ در میان مخالفان خارج از کشور تنها به جمع‌آوری اطلاعات محدود نیست. گزارش‌های امنیتی و رسانه‌ای در اروپا از بی‌اعتبارسازی، ارعاب، تهدید، جذب برای همکاری اطلاعاتی، جعل هویت و عملیات نفوذ دیجیتال نیز سخن گفته‌اند. گزارش دویچه‌وله [2] ، رویترز [3] و مایکروسافت [4] هر یک به‌نحوی نشان می‌دهند که جمهوری اسلامی از ترکیبی از ابزارهای امنیتی، رسانه‌ای و سایبری برای کنترل یا تضعیف مخالفان خود در خارج بهره می‌گیرد. مستند حکومتی «الماسی برای فریب» نیز، فارغ از جنبه تبلیغاتی آن، اعترافی عریان به تلاش جمهوری اسلامی برای نفوذ در اپوزیسیون خارج از کشور است. [5]

این مقاله، بی‌آن‌که مدعی بررسی همه ابعاد سرکوب فرامرزی جمهوری اسلامی باشد، به بهانه پرونده اخیر، نگاهی تاریخی و مستند به نمونه‌هایی از ترور، جاسوسی، نفوذ، تهدید و مماشات نهادهای سوئدی در برابر این پدیده دارد. پرسش اصلی این است: چگونه می‌توان امنیت پناهجویان و مخالفان سیاسی را تقویت کرد، بی‌آن‌که آن را قربانی ملاحظات دیپلماتیک، منافع اقتصادی یا برداشت‌های محدود از «مصالح ملی» ساخت؟

از تصور امنیت در تبعید تا واقعیت سرکوب فرامرزی

از نخستین سال‌های پس از انقلاب، مخالفان سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی در خارج از کشور بارها هدف ترور، سوءقصد، ربوده شدن و دیگر اشکال سرکوب قرار گرفتند. نام‌هایی چون شهریار شفیق، غلامعلی اویسی، کاظم رجوی، عبدالرحمان قاسملو، حمید چیتگر، شاپور بختیار ، فریدون فرخزاد، صادق شرفکندی و همچنین غلام کشاورز، کامران هدایتی، عفت قاضی که هرسه مقیم سوئد بودند، بخشی از این تاریخچه خونین‌اند. مرکز اسناد حقوق بشر ایران در سال ۲۰۰۸ فهرستی از حدود ۱۵۰ نفر منتشر کرد که از انقلاب ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۷۸ در کشورهای مختلف کشته شده‌اند و جمهوری اسلامی به دست داشتن در قتل آنان متهم شده است.[6]

این کارنامه هم فراتر از ترور و سوءقصد و جاسوسی است و هم این الگو تنها به حذف وسرکوب مخالفان ایرانی محدود نیست بلکه گاه مقامات یا عناصر وابسته به کشورهای دیگر را نیز در بر گرفته است. همچنین با آن که در موارد متعددی دادگاه‌ها و نهادهای امنیتی کشورهای مختلف افراد مرتبط با جمهوری اسلامی یا شبکه‌های وابسته به آن را محکوم کرده‌اند، جمهوری اسلامی همواره این اتهامات را رد کرده است. [7]

دهه ۱۹۹۰: ترورها، میکونوس و آشکار شدن ابعاد تهدید

دهه ۱۹۹۰ نقطه عطفی در واکنش اروپا به تروریسم دولتی ایران بود. در سوئد، دو تن از فعالان کرد، عفت قاضی در سال ۱۹۹۰ و کامران هدایتی در سال ۱۹۹۴، با بمب پستی کشته شدند. رخدادهایی که همراه با گزارش‌هایی درباره نقش برخی دیپلمات های ایران در رصد و تعقیب مخالفان، از گسترش شبکه‌های عملیاتی حکومت در خارج حکایت داشت.

اوج نمادین این روند در کشورهای اروپایی، ترور رهبران حزب دموکرات کردستان ایران در رستوران میکونوس برلین در سپتامبر ۱۹۹۲ بود. حکم دادگاه میکونوس در آوریل ۱۹۹۷ این ترور را بخشی از سیاست سازمان‌یافته جمهوری اسلامی برای حذف مخالفان در خارج دانست و مسئولیت آن را متوجه مقامات عالی‌رتبه سیاسی و امنیتی حکومت کرد.

در همان سال ۱۹۹۲، طرح ترور جلیل گادانی از رهبران حزب دمکرات کردستان ایران/رهبری انقلابی در سوئد نیز با دخالت سپو خنثی شد؛ پرونده‌ای که نشان داد شبکه‌های جاسوسی و ترور جمهوری اسلامی گسترده‌تر از تصور عمومی‌اند. این واقعیت بعدها با پخش دو مستند اسکار هدین به نام های «کماندوهای ترور»[8] در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۲ و «مصالح ملی» [9] در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۳ از تلویزیون سوئد آشکار شد.

freeiran.jpgدر سیاست، گاهی آنچه آینده را می‌سازد، نه قدرت سلاح، بلکه قدرت واژه‌هاست.

ملت‌ها پیش از آنکه کشور خود را دوباره بسازند، آینده را در زبان خود می‌سازند. واژه‌ها، نقشه راه فردا هستند. از همین روست که میان دو پیام سیاسی، گاه فاصله‌ای به اندازه دو جهان وجود دارد؛ یکی از گذشته تغذیه می‌کند و دیگری رو به آینده دارد. یکی در پی اثبات حقانیت خویش است و دیگری می‌کوشد امیدی مشترک برای یک ملت بیافریند.

پیامی که رضا پهلوی در ششمین ماهگرد خیزش خونین هشتم و نهم ژانویه منتشر کرد، از همین جنس دوم است؛ پیامی که از آسمان مفاهیم قدسی آغاز نمی‌شود، بلکه از زمین سوخته ایران سخن می‌گوید؛ از خیابان‌هایی که خون جوانان بر آسفالت آن خشک شد، از مادرانی که فرزندانشان هرگز به خانه بازنگشتند و از ملتی که در تاریکی، امید را گم نکرد.

او سخنانش را با تصویر شب آغاز می‌کند؛ شبی که برق تهران و سپس سراسر ایران خاموش شد. اما خاموشی، در این روایت، تنها خاموشی چراغ‌ها نیست؛ نماد سال‌هایی است که استبداد کوشید نور آزادی را خاموش کند. در برابر آن تاریکی، میلیون‌ها ایرانی از خانه‌های خود بیرون آمدند. نه ارتشی داشتند، نه پناهگاهی، نه قدرتی جز ایمان به آزادی.

در این روایت، عدد «چهل هزار» یک آمار نیست. هر عدد، انسانی است؛ پسری که دیگر به آغوش مادر بازنگشت، دختری که جای خالی‌اش بر سر سفره خانواده برای همیشه باقی ماند. سیاست، در اینجا، از زبان انسان سخن می‌گوید، نه از زبان ایدئولوژی.

شاید مهم‌ترین تفاوت این پیام با بسیاری از بیانیه‌های رایج در سیاست ایران، همین باشد که مرکز ثقل آن، انسان است؛ نه حزب، نه سازمان، نه رهبر و نه ایدئولوژی.

او از «نسل بزرگ» سخن می‌گوید؛ نسلی که ایستاده مردن را بر زانو زدن ترجیح داد. این تعبیر، بی‌اختیار یادآور نسل مقاومت اروپا در برابر فاشیسم و نسل بنیان‌گذاران دموکراسی‌های مدرن است؛ انسان‌هایی که برای تصرف قدرت نجنگیدند، بلکه برای بازگرداندن حق انتخاب به مردم ایستادند.

ghatel.jpgمغالطۀ تبرئۀ قاتل

نوشتۀ قلم کاوه

یکی از عجیب‌ترین مغالطه‌هایی که این روزها از سوی جمهوری اسلامی و برخی هم‌صدایانش به‌کار گرفته می‌شود، مغالطه‌ای است که مسئولیت جنایت را از دوش جنایتکار برمی‌دارد و بر گردن کسی می‌اندازد که مردم را به اعتراض، مقاومت یا ایستادگی در برابر ظلم فراخوانده است.

نمونۀ آشکار آن، روایت‌سازی درباره اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی است. شاهزاده رضا پهلوی، در پاسخ به مطالبۀ عمومی ایرانیان برای اعتراض به جمهوری اسلامی، از مردم خواست صدای خود را به خیابان‌ها بیاورند.
در پی این فراخوان، میلیون‌ها ایرانی در شهرهای مختلف، با دست‌های خالی در برابر یکی از خشن‌ترین دستگاه‌های سرکوب جهان ایستادند.

پاسخ جمهوری اسلامی، نه شنیدن صدای مردم، بلکه گلوله، شکنجه، بازداشت‌های گسترده و کشتار معترضان بود. انتظار طبیعی آن بود که مسئولیت این جنایت متوجه آمران و عاملان آن باشد؛ کسانی که فرمان شلیک دادند، نیروهای سرکوب را به خیابان فرستادند و تصمیم گرفتند اعتراض شهروندان را با خون پاسخ دهند و بزرگترین قتل‌عام ایرانیان در تاریخ معاصر ایران را رقم زدند.

اما مخالفان شاهزاده، به‌جای متهم کردن عاملان جنایت، مسیر دیگری را برگزیدند. آنان مدعی شدند چون شاهزاده مردم را به اعتراض فراخوانده بود، پس در خون کشته‌شدگان نیز شریک است. یعنی قاتل، جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه کسی است که مردم را به اعتراض دعوت کرده است.

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

آیا حکومت اسلامی تهدیدی برای صلح جهانی نیست؟

اگر هست (که تاریخ 47 ساله آن، این را به روشنی نشان داده است) چرا سازمان ملل هیچ گامی در راستای صلح جهانی و برانداختن این تهدید کاملن روشن، انجام نمی‌دهد؟

فشار فزاینده بر مردم ایران

حتا در این دوران جنگ، با وجود ناکارآمدی حکومت در تآمین نیازهای نخستین مردم ، فشار خرد کننده اقتصادی، بیکاری و... حکومت دست از آزارو شکنجه مردم برنداشته است. آیا مردمی که در بیش‌ترین شمار مخالف حکومت، سیاست‌های جنگ‌خواهانه، آتش افروزی او در منطقه هستند، نباید از سازمان ملل چشم‌داشت دخالت داشته باشند؟ آیا مردم ایران که از هیچ امنیت اجتماعی و حفاظتی برخوردار نبوده، زندان‌ها پُر ازفرزندان بی‌گناه و بی‌پناه آنان است و تناب دار حتا در وضعیت جنگی هم‌چنان قربانی می‌گیرد؛ جنگی که سرچشمه آن آتش‌افروزی خود حکومت است، حق ندارند از سازمان ملل بخواهند که این رژیم ویرانگر و ضد صلح جهانی را به هر وسیله ممکن بنا بر فصل هفت منشور سازمان ملل از میان بردارد؟

darkoob.jpg(زمستان 1398)

مقدمه‌ بر انتشار نامه‌ای از هشت سال پیش

این نامه نزدیک به هشت سال پیش، در روزگاری نوشته و برای رهبر جمهوری اسلامی ایران فرستاده شد که هنوز عده‌ای از ایرانیان، با وجود همه تجربه‌های تلخ، امید داشتند شاید بتوان با نوشتن، هشدار دادن، استدلال کردن و به صدا درآوردن وجدان حاکم، اندکی از خشونت حکمرانی کاست و روزنه‌ای هرچند کوچک به سوی عقل، مدارا و مصلحت ایران گشود.

در آن سال‌ها، افراد بسیاری نامه نوشتند؛ برخی سرگشاده و برخی پنهانی، برخی با نام خود و برخی با نامی مستعار. آنان می‌دانستند که نوشتن به بالاترین مقام قدرت در جمهوری اسلامی، به‌ویژه هنگامی که نامه از ستایش و تملق خالی و آکنده از اعتراض و هشدار باشد، می‌تواند بی‌هزینه نباشد. خطر احضار، بازداشت، زندان، فشار و حتی شکنجه، احتمالی دور از ذهن نبود. با این همه، کسانی این خطر را پذیرفتند، نه از سر ساده‌لوحی، بلکه شاید به این امید که هنوز در جایی از این دستگاه قدرت، گوش شنوایی، اندکی شرم، ذره‌ای تدبیر یا میلی به نجات کشور باقی مانده باشد.

این نامه نیز در همان فضا نوشته شد؛ نه از موضع دشمنی با ایران، بلکه از سر نگرانی برای ایران. نویسنده کوشیده بود به کسی که بیش از هر مقام دیگری بر سرنوشت کشور اثر می‌گذاشت، یادآوری کند که قدرت، هر اندازه گسترده و بی‌رقیب باشد، نمی‌تواند برای همیشه از داوری مردم و تاریخ بگریزد. امید آن بود که شاید مخاطب نامه، حتی برای لحظه‌ای، از حصار ستایشگران و گزارش‌های رسمی بیرون آید و رنج واقعی مردمی را ببیند که سیاست‌ها، فرمان‌ها و سکوت او بر زندگی‌شان سایه انداخته بود.

امروز این نامه نه به امید دریافت پاسخی دیرهنگام و نه با تصور تأثیرگذاری بر کسی که سال‌ها فرصت شنیدن داشت، منتشر می‌شود. انتشار آن تنها برای ثبت در حافظه تاریخ است؛ تا روزی کسی نتواند بگوید ایرانیان خاموش ماندند، هشدار ندادند، راه گفت‌وگو را نیازمودند یا پیش از رسیدن کشور به این همه رنج، از حاکمان خود نخواستند که اندکی از جزم‌اندیشی، خشونت و تحمیل دست بردارند.

این متن سندی است از دوره‌ای که هنوز بعضی از مردم، با پذیرفتن احتمال رنج و مجازات، به جای انتقام، ویرانی یا خشونت، قلم برداشتند و از حاکم خواستند اندکی نرمش، عقلانیت و انسانیت در حکمرانی نشان دهد.

نامه بدون تغییر اساسی و با همان زبان و نگاه آن سال‌ها منتشر می‌شود. داوری درباره آن، درباره نویسنده و مهم‌تر از همه درباره مخاطبی که این صدا و صداهای بسیار دیگری را شنید یا نشنید، بر عهده تاریخ است.

دارکوب

تابستان 1405

و اکنون اصل نامه:

متن این نامه در زمستان 1398 نهایی شد...

"شاید در دستگاه عریض و طویل خداوند با آن همه فرشته، یک خردمند وجود داشته باشد که مانع شنیدن صدای این بنده‌اش نشود"

"گرچه تنها عده‌ای اندک ممکن است مبدع سیاسی باشند، ما همه می‌توانیم در باره آن داوری کنیم" (پریکلس آتنی 430 پ م)

حضور رهبر جمهوری اسلامی ایران

با عرض سلام،

اشخاص زیادی به شما نامه می‌نویسند. بعضی نیازمند توجه و توصیه برای رفع مشکلاتند؛ بعضی از نهادهای تحت نظارت شما گله‌مند هستند؛ و بعضی دوستار شمایند و شاید هم امیدوار به دریافت جمله‌ای محبت‌آمیز از سوی شما. منتقدان که جای خود دارند: این جماعت که شهد خوشایند فرمانروایی را با یادآوری مشکلات همواره به کام شما تلخ کرده‌اند، عموماً سزاوار هیچ توجهی از طرف شما نبوده و نیستند. گروهی دیگر که نه اصحاب اندیشه‌اند و نه سیاستمداران حرفه‌ای‌؛ آدم‌هایی معمولی از نوجوان، تا کارگر و کاسب و بازنشسته و معلم که با نامه‌نگاری‌های خصوصی و سرگشاده و با مضمون انتقاد از شما این پرسش را به ذهن هر ناظری متبادر می‌سازند که به راستی آیا کیفیت حکمرانی حاکم تا بدین حد تنزل یافته که حتی اشخاص عادی با کمترین دانش تخصصی قادرند صدها عیب بزرگ بر آن بگیرند... و اینکه در نهایت، دست تقدیر کدامیک از این نوشته‌ها را بر می‌گزیند تا بالاخره روزنه‌ای به سوی قلب تسخیرناپذیر حاکم باز کند؟

قدر مسلم این که، سال‌هاست یک ملت قاضی اعمال شمایند؛ فرقی نمی‌کند مستقیم به شما نامه بنویسند، سرگشاده نشر دهند و یا نظر خود را در خانه، تاکسی، مدرسه و در سطح شهر بیان کنند، یا حتی احساس قلبی خود را زمزمه کنند. هرکس روایت خاص خودش را دارد و من هم روایت خودم را. با این تفاوت که سعی کرده‌ام راوی این روایت‌ها باشم و با مونتاژ آنها، تصویری تا حد ممکن دقیق از معنای کار شما به دست دهم...

نوجوانی کم سن و سال بودم که انقلاب شد... دقیقه‌ها، ساعت‌ها، روزها، ماه‌ها و سال‌ها پی در پی آمدند و رفتند... آنچه را که دیدم باور نکردم و آنچه را که باور کردم هرگز ندیدم. در روزگار کوتاه نوجوانی پیش از انقلاب، بی شنیدن نام خداوند، حضور قشنگش را بین خانواده، دوستان، مدرسه و جامعه خوب، پیوسته احساس می‌کردم اما این چهل سال همه وقت نامش را شنیدم هرچند لحظه‌ای وجودش یا حضورش را حس نکردم. فهمیدم این فقط ضد انقلاب نبود که از کشور فرار کرد رفت، خداوند هم با آنان رفت و ما آدم‌ها را همچون توده‌ای از نقاط دست شما انقلابیون رها ساخت تا آنگونه که دوست دارید مدل اسلامی خود را بر ما تمرین کنید. البته چه افتخاری بالاتر از این برای انقلابیونی که خدایشان بر آنها منت گذاشت و ملتی را چنین سخاوتمندانه اسیرشان ساخت تا بدانگونه که دوست دارند افکارشان را برای ساختن دنیایی بهتر روی آنها آزمایش کنند.

wh.jpgهم‌زمانی دیدارهای جداگانه ترامپ با نخست‌وزیر اسرائیل و رئیس‌جمهوری اوکراین، تنها چند روز پس از حمله اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر، باعث شده این نشست‌ها فراتر از دیدارهای تشریفاتی تلقی شوند

خبرنامه گویا - دونالد ترامپ روز سه‌شنبه میزبان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین، در واشنگتن خواهد بود؛ دیدارهایی که هم‌زمان با ورود جنگ‌های ایران و اوکراین به مرحله‌ای حساس برگزار می‌شود.

این دو دیدار از آن جهت نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند که تنها چند روز پس از حمله اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر و تشدید تنش میان تهران و کی‌یف انجام می‌شوند؛ حمله‌ای که با واکنش تند مقام‌های جمهوری اسلامی همراه شد و بر حساسیت تحولات منطقه افزود.

گزارش‌ها حاکی از آن است که توجه دونالد ترامپ به جنگ اوکراین پس از موفقیت‌های اخیر کی‌یف در متوقف کردن بخشی از پیشروی‌های نیروهای روسیه افزایش یافته است. در مقابل، بنیامین نتانیاهو در شرایطی راهی واشنگتن شده که کاخ سفید از نبود پیشرفت در دستیابی به توافقی گسترده‌تر برای پایان دادن به رویارویی با جمهوری اسلامی ابراز نارضایتی کرده است.

نتانیاهو و زلنسکی همچنین برای شرکت در مراسم یادبود لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه و از نزدیک‌ترین متحدان ترامپ، به واشنگتن سفر کرده‌اند. گراهام در سال‌های اخیر از حامیان اصلی افزایش حمایت نظامی آمریکا از اوکراین و همچنین اتخاذ سیاستی سخت‌گیرانه‌تر در قبال جمهوری اسلامی بود.

ترامپ می‌گوید برای فراهم شدن فرصت دوباره برای دیپلماسی، حملات هوایی آمریکا را متوقف کرده است.

با وجود این تحولات، هنوز چشم‌انداز روشنی برای پایان هیچ‌یک از این دو بحران دیده نمی‌شود و دیدارهای امروز ترامپ با نتانیاهو و زلنسکی می‌تواند نشانه‌ای از اولویت‌های دولت آمریکا در قبال دو پرونده مهم سیاست خارجی در هفته‌های پیش رو باشد.

mta.jpgخبرنامه گویا- تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، روز سه‌شنبه ویدئویی منتشر کرد که در آن سناریوها و پیشنهادهایی برای ترور ملانیا ترامپ، بانوی اول ایالات متحده، مطرح شده است.

این ویدئو با تصویری از نیم‌رخ ملانیا ترامپ که با خون طراحی شده، در کنار عبارت «ملانیا را کجا بکشیم؟!» آغاز می‌شود و از آنچه «مبارزان آزادی جهان» خوانده شده، می‌خواهد او را هدف قرار دهند.

در پایان ویدئو نیز پیامی خطاب به بارون ترامپ، پسر ۲۰ ساله دونالد ترامپ، نمایش داده می‌شود که در آن آمده است: «بارون ترامپ، منتظر ما باش!»

تسنیم مدعی شده این ویدئو بر پایه «اطلاعات چندین شبکه امنیتی ناشناس» تهیه شده است. در این ویدئو، نحوه حفاظت از ملانیا ترامپ، محل‌های رفت‌وآمد او در نیویورک و فروشگاه‌هایی که معمولا به آن‌ها مراجعه می‌کند، به تصویر کشیده شده است.

در ادامه، این ویدئو «علاقه ملانیا ترامپ به مد» را یکی از نقاط ضعف او توصیف می‌کند و مدعی می‌شود که مراجعه مکرر او به فروشگاه‌های لوکس مد در نیویورک، این مکان‌ها را به اهدافی برای آنچه «مبارزان آزادی» خوانده شده، تبدیل می‌کند.

excIsf.jpgقوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد بامداد سه‌شنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دی‌ماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان می‌دهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.

این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» هستند. در این پرونده، ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تاکنون حکم اعدام چهار نفر از آن‌ها اجرا شده است.

در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.

جو شدید امنیتی در میدان علیخانی اصفهان:



ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی تجمع تعداد زیادی از شهروندان معترض به این اعدام‌ها در خیابان‌های اطراف محل اعدام را نشان‌ می‌دهد.

در برخی از این ویدئوها سر داده شدن شعار «بی‌شرف بی‌شرف» از سوی تجمع‌کنندگان، همزمان با پخش «اذان صبح» به هنگام اعدام، و عبور نیروهای امنیتی با موتورسیکلت از میان جمعیت دیده و شنیده می‌شود.



گزارش‌های نیز از درگیری بین مردم با یگان ویژه در این محل و اختلال در اینترنت شهر اصفهان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. این گزارش‌ها از سوی رادیو فردا به‌طور مستقل قابل راستی‌آزمایی نیست.

yemenfm.jpgافراح الزوبه، وزیر خارجه منتخب یمن، گفت حوثی‌ها در تلاش‌اند راهبرد جمهوری اسلامی در تنگه هرمز را در دریای سرخ تکرار کنند و با مختل کردن کشتیرانی در تنگه باب‌المندب، کنترل این گذرگاه راهبردی را به دست بگیرند.

او در جمع خبرنگاران در سفارت یمن در ریاض گفت: «حوثی‌ها می‌خواهند الگوی ایران را کپی کنند؛ اقدامی که می‌تواند دو تنگه راهبردی، یعنی ورودی خلیج فارس و دریای سرخ، را همزمان تحت تاثیر قرار دهد.» الزوبه همچنین واکنش ناکافی جامعه جهانی را عامل جسورتر شدن حوثی‌ها دانست.

حوثی‌ها از سال ۲۰۱۴ کنترل صنعا را در اختیار دارند، اما حکومت آن‌ها از سوی سازمان ملل، آمریکا و اتحادیه اروپا به رسمیت شناخته نمی‌شود. آمریکا و اسرائیل نیز این گروه را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده‌اند.

در هفته‌های اخیر، حوثی‌ها با حملات موشکی و پهپادی به عربستان سعودی و تهدید کشتیرانی در دریای سرخ، بر تنش‌ها افزوده‌اند. این گروه اعلام کرده اجازه بارگیری و تخلیه کشتی‌ها در بنادر عربستان را نخواهد داد؛ اقدامی که می‌تواند بر صادرات نفت این کشور و بخشی از عرضه جهانی نفت تاثیر بگذارد.

عربستان سعودی در واکنش، مواضع حوثی‌ها را هدف حملات هوایی قرار داده و اعلام کرده از کشتیرانی تجاری محافظت خواهد کرد. ریاض همچنین این گروه را به اجرای «اهداف و برنامه‌های خارجی» متهم کرده است.

الزوبه هشدار داد تشدید تنش‌ها خطر ازسرگیری جنگ تمام‌عیار یمن را افزایش داده است. به گفته او، درگیری‌ها در امتداد خطوط مقدم ادامه دارد و دولت یمن، که از حمایت عربستان سعودی برخوردار است، برای هرگونه تشدید احتمالی آمادگی دارد. او افزود: «ما معتقدیم این درگیری باید پایان یابد؛ چه از راه‌های مسالمت‌آمیز و چه از راهی دیگر.»

بدون شرح

***

29-2.jpg

ویدیویی از اظهارات پیمان اکبری، مجری رسانه‌های حکومتی، در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. او در بخشی از سخنانش خطاب به غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، می‌گوید: عموی عزیزم اژه‌ای (بابت اعدام‌ها) دمت گرم.

انتشار این ویدیو با واکنش‌های گسترده‌ای در فضای مجازی همراه بوده است. شهروندان این سخنان را تمجید از اجرای احکام اعدام و نشانه‌ای از حمایت رسانه‌های حکومتی از سیاست‌های قضایی جمهوری اسلامی دانسته‌اند، در حالی که این اظهارات همچنان در شبکه‌های اجتماعی محل بحث و اظهار نظر کاربران است.

lg.jpgایندیپندنت فارسی - ویدیویی از یک عملیات نجات نفس‌گیر در ساحل سانتا کروز در کالیفرنیا منتشر شده که در آن یک نجات‌غریق ۱۶ ساله جان یک کودک را از میان امواج سهمگین دریا نجات می‌دهد.

بر اساس گزارش‌ها، این نوجوان که «رایدر» نام دارد، پس از گرفتار شدن یک کودک حدود ۱۰ ساله در میان امواج قدرتمند و شبه‌سونامی، بدون تردید به آب زد. تصاویر نشان می‌دهد امواج پیاپی هر دو را بارها به زیر آب می‌کشند، اما او هرگز کودک را رها نمی‌کند.

شاهدان عینی این صحنه را یکی از «قهرمانانه‌ترین عملیات‌های نجات» توصیف کرده‌اند و گفته‌اند مدت درگیری با امواج بسیار طولانی‌تر از آن چیزی بوده که در ویدیو دیده می‌شود.

در این حادثه، چندین نفر دیگر نیز برای کمک وارد آب شدند، اما شدت امواج باعث شد بسیاری از آن‌ها عقب‌نشینی کنند. در نهایت، این نجات‌غریق نوجوان موفق شد کودک را به ساحل بازگرداند.

به گفته منابع محلی، کودک پس از انتقال به ساحل توسط امدادگران بررسی شد و به خانواده‌اش تحویل داده شد.

مادر این نوجوان نیز در واکنش به استقبال گسترده از این اقدام، اعلام کرد پسرش «فقط کاری را انجام داده که به آن علاقه دارد» و از مردم خواست به جای کمک مالی، از برنامه‌های آموزش نجات‌غریق حمایت کنند.

laylaz2.jpgبه زودی تغییرات بسیار بزرگی در حکومت خواهیم داشت

خبرنامه گویا - سعید لیلاز، اقتصاددان و تحلیلگر سیاسی، در اظهاراتی گفته است که به‌زودی تغییرات «بسیار بزرگ و ساختاری» در جمهوری اسلامی رخ خواهد داد. او مدعی است فردی شبیه به «رضاخان» از درون حاکمیت ظهور خواهد کرد و با رویکردی اقتدارگرا، اصلاحات گسترده‌ای را در حوزه‌های اقتصاد، فرهنگ، مسائل اجتماعی، مدنی و سیاست خارجی پیش خواهد برد.

این اظهارات در شبکه‌های اجتماعی با موجی از واکنش‌های کنایه‌آمیز همراه شد. برخی کاربران نوشتند که حاکمیت ظاهراً هم‌زمان در حال ارسال دو پیام است: از یک سو، ظاهرا دیگر امیدی به ادامه رهبری مجتبی (زنده یا مرده) نیست، و از سوی دیگر، ارائه تصویری از یک «رضاخان جدید» برای جلب نظر بخشی از افکار عمومی و هواداران رضا پهلوی.

***

29-5.jpgایندیپندنت فارسی - خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه در گزارشی به نقل از منابع آگاه نوشت که انتظار می‌رود ایران طی چند هفته آینده، نخستین محموله از مجموع حدود ۴۰۰ سامانه موشکی پدافند هوایی دوش‌پرتاب ساخت چین را دریافت کند.

به گفته این منابع، ارزش این قرارداد بین ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار براورد می‌شود و یکی از بزرگ‌ترین تلاش‌های علنی‌شده تهران برای تقویت پدافند هوایی کوتاه‌برد خود از زمان آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل به شمار می‌رود؛ جنگی که ضعف‌های ایران را در محافظت از تاسیسات نظامی و زیرساخت‌های راهبردی‌اش آشکار کرد.

بر اساس این قرارداد، بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ سامانه موشکی پدافند هوایی دوش‌پرتاب موسوم به «من‌پادز» (MANPADS) شامل موشک‌های چینی کیودبیلو‌ــ۱۲ (QW-12) و اف‌ان‌ــ۱۶ (FN-16) خریداری خواهد شد.

این قرارداد با شرکتی مستقر در هنگ‌کنگ امضا شد که به گفته منابع، به‌عنوان واسطه میان طرف ایرانی و تامین‌کننده چینی عمل می‌کند.

رویترز در ادامه نوشت که وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی به درخواست این خبرگزاری برای اظهارنظر پاسخی نداد و وزارت خارجه چین نیز مدعی شد که «گزارش‌های مربوطه کاملا بی‌اساس‌اند».

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

گزارش این خرید تسلیحاتی در شرایطی منتشر می‌شود که تهران پس از ماه‌ها درگیری نیازمند بازسازی و تجهیز مجدد توان نظامی خود است. در این مدت، آمریکا و اسرائیل تاسیسات مرتبط با برنامه‌های موشکی، پهپادی و پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار داده‌اند و تهران نیز با شلیک گسترده موشک‌های بالیستیک و پهپادها به این حملات پاسخ داده است.

تصاویر منتشرشده، خسارت‌های گسترده به ترمینال مسافربری فرودگاه بوشهر را نشان می‌دهد؛ فرودگاهی که به گفته فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، عملاً از مدار خدمت‌رسانی خارج شده است.

مهاجرانی اعلام کرد در جریان بازدید از این فرودگاه، هواپیمایی که مستقیماً هدف اصابت موشک قرار گرفته بود، تقریباً به‌طور کامل منهدم شده و تنها بخش کوچکی از دم آن باقی مانده است. او همچنین تأکید کرد که میزان خسارت وارده به زیرساخت‌های فرودگاه، امکان بهره‌برداری از آن را از بین برده است.

booshehrlarge.jpg

stabbing.jpgدر پی حمله با چاقو به سه زن در نزدیکی میدان «پلاس دو کلیشی» در شمال‌غرب پاریس، هر سه قربانی به بیمارستان منتقل شدند و دو نفر از آنان به دلیل شدت جراحات در وضعیت بحرانی قرار دارند

خبرنامه گویا - لوران نونز، وزیر کشور فرانسه، اعلام کرد قربانیان این حمله زنانی ۱۹، ۲۴ و ۳۶ ساله هستند که با دو چاقوی آشپزخانه هدف قرار گرفتند. یکی از مجروحان از ناحیه کمر و دیگری از ناحیه شکم زخمی شده است. گزارش‌ها همچنین حاکی است یکی از قربانیان باردار بوده است.

این حمله حدود ساعت ۹:۳۰ صبح، در نزدیکی ایستگاه تراموای «پورت دو کلیشی» رخ داد. مهاجم دقایقی بعد توسط یک افسر پلیس که خارج از ساعات کاری خود در محل حضور داشت، بازداشت شد.

روزنامه لو فیگارو گزارش داد که فرد مهاجم هنگام مهار شدن گفته است: «الله به من دستور داده است.»

ویدئوهای منتشرشده از محل حادثه، مردی را نشان می‌دهد که با در دست داشتن یک چاقوی بزرگ از میان خودروها عبور می‌کند؛ در حالی که رهگذران هراسان در تلاش برای فرار از محل هستند.

این حمله تنها یک روز پس از حادثه مرگبار برلین رخ داد؛ جایی که مقام‌های آلمان اعلام کردند یک فرد با انگیزه‌های افراطی اسلام‌گرایانه با خودرو به میان جمعیت در نزدیکی جشن «پراید» رفت و در جریان حمله، شعار «الله‌اکبر» سر داده بود.

***

27-5.jpgفرارو- عباس لشکری مسئول ورزش دانشگاه آزاد در خصوص مدرک دکترای علیرضا بیرانوند در این دانشگاه گفت: بحث آموزشی به حوزه ورزش مربوط نمی‌شود و به حوزه معاونت انسانی مربوط می‌شود چون حوزه تربیت بدنی زیرمجموعه معاونت انسانی است. تا جایی که من مطلع هستم بیرانوند فارغ التحصیل ارشد است و دانشجوی دکتری و فارغ التحصیل دکتری در دانشگاه آزاد نیست.

وی در پاسخ به این سوال که آیا او در مقطع ارشد فارغ التحصیل شده است گفت: سال گذشته او در ارشد فارغ التحصیل شده است و تا جایی که اطلاع دارم فکر می‌کنم پایان نامه را دفاع کرده است اما مطمئن نیستم. بحث فارغ التحصیلی از ورزش جدا است. امور فارغ التحصیلی زیرمجموعه دیگری است و مدارک را آنجا صادر می‌کند. اینکه مدرک ارشد را دارد یا خیر مطمئن نیستم.

او در پاسخ به این پرسش که بازیکن ملی دیگری در دانشگاه دارید گفت: علیرضا جهانبخش دانشجوی ما است اما اجازه بدهید اسم نبرم. از همه رشته‌ها در این دانشگاه حضور دارند اما فوتبال جذابیت بیشتری دارد و دوست دارند بدانند. ما در این دانشگاه ملی‌پوش فوتبال و سایر رشته ها داریم و افتخار برای ما است.

صحبت‌های مسئول ورزش دانشگاه آزاد در شرایطی انجام شد که در هفته‌های اخیر اخبار ضد و نقیضی درباره سرباز بودن علیرضا بیرانوند مطرح شده بود. او پیش از این مدعی شده بود که دانشجوی دکترای فیزیولوژی در دانشگاه آزاد خرم آباد است و معافیت تحصیلی دارد.

alarbiya.jpgمقام‌های پاکستانی: ترامپ ممکن است دستور حمله زمینی به ایران را صادر کند

ارزیابی اطلاعاتی پاکستان از احتمال یک عملیات محدود برای جدا کردن منطقه ساحلی ایران پیش از توافق حکایت دارد

العربیه - دو مقام پاکستانی به خبرگزاری آلمان گفته‌اند ارزیابی نهادهای اطلاعاتی این کشور نشان می‌دهد دونالد ترامپ ممکن است دستور یک عملیات زمینی محدود علیه ایران را صادر کند. به گفته آن‌ها، هدف احتمالی این عملیات جدا کردن منطقه ساحلی ایران پیش از دستیابی به هرگونه توافق صلح خواهد بود.

این ارزیابی در آستانه دیدار ترامپ و بنیامین نتانیاهو در واشینگتن مطرح شده است. ناظران معتقدند این نشست می‌تواند در تعیین مسیر آینده درگیری با ایران نقش مهمی ایفا کند.

یکی از مقام‌های پاکستانی گفت نشانه‌های متعددی از احتمال چنین تصمیمی وجود دارد. او به نحوه استقرار نظامی، تحرکات نیروها و ادبیات مورد استفاده مقام‌های آمریکایی اشاره کرد.

با وجود این گمانه‌زنی‌ها، تماس‌های غیرمستقیم میان واشینگتن و تهران همچنان ادامه دارد. منابع «العربیه» گزارش داده‌اند ایران به پاکستان اطلاع داده که از مذاکرات خارج نشده و تنها روند گفت‌وگوها را به حالت تعلیق درآورده است. اسلام‌آباد در حال حاضر میان دو طرف میانجی‌گری می‌کند.

netan.jpg

سقوط جمهوری اسلامی؛ سپاه پاسداران در تدارک حمله به اوکراین

نتانیاهو که برای دیدار با ترامپ به آمریکا رفته، جنگ تنها در صورتی پایان می‌پذیرد که یا رژیم ایران سقوط کند یا آنقدر تضعیف شود که برنامه هسته‌ای‌اش را کنار بکذارد. همزمان، عراقچی خبر داد جمهوری اسلامی به حمله پهپادی اوکراین به یک کشتی ایرانی پاسخ خواهد داد.

گزارشی از مجتبا پورمحسن

بنیامین نتانیاهو: ایران در راس گفت‌وگوها با ترامپ خواهد بود

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پیش از سفر به واشینگتن، در پیامی ویدیویی اعلام کرد که در دیدار با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، درباره همه موضوعات مهم، به‌ویژه ایران، گفت‌وگو خواهد کرد. او تاکید کرد که «تضمین امنیت، قدرت و آینده اسرائیل» از اهداف این سفر خواهد بود.

نخست‌وزیر اسرائیل گفت: «در راه واشینگتن هستم تا با دوستمان، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، دیدار کنم. این هشتمین دیدار من با او از زمان انتخابش به عنوان رییس‌جمهوری در دومین دوره ریاست‌جمهوری‌اش است؛ بیش از هر رهبر بین‌المللی دیگری. این افتخار بزرگی است، اما در عین حال مسئولیت بزرگی نیز به همراه دارد.»

او افزود: «از تجربه‌ام به عنوان نخست‌وزیر می‌دانم که در این روزهای پیچیده باید هم با قاطعیت بسیار و هم با درایت بسیار عمل کرد.»

نتانیاهو گفت: «درباره همه موضوعات مطرح گفت‌وگو خواهیم کرد که در راس آن‌ها ایران قرار دارد. هدف ما، البته، حفظ امنیتمان و همچنین گسترش دایره صلح در اطرافمان است.»

نتانیاهو همچنین اعلام کرد یکی دیگر از اهداف این سفر، ادای احترام به لیندزی گراهام، سناتور فقید آمریکایی، است و گفت: «برای ادای احترام نهایی به دوست واقعی من و کشور اسرائیل، لیندزی گراهام، راهی این سفر می‌شوم. او یکی از بزرگ‌ترین دوستان اسرائیل در تمام دوران بود.»

27-27.jpgسینما کتاب - دکتر امیراسماعیل سندوزی چهرهٔ ماندگار دندانپزشکی و بنیانگذار دانشکدهٔ دندان‌پزشکی مشهد در ۹۸ سالگی در امریکا درگذشت.


دکتر امیراسماعیل سندوزی از چهره‌های ماندگار دندان‌پزشکی ایران، هنرمندی برجسته در عرصه نقاشی و مجسمه‌سازی و از بنیان‌گذاران دانشکده دندان‌پزشکی مشهد بود. او از نسلی بود که پایه‌های آموزش نوین دندان‌پزشکی در ایران را بنا نهاد و در کنار فعالیت‌های علمی، حضوری پررنگ در هنرهای تجسمی داشت.

دکتر سندوزی پدر ترانه سندوزی بود؛ ترانه دختر نوجوانی بود که در سال ۱۳۵۲ و در ۱۶ سالگی به عقد فریدون فرخزاد درآمد.
این ازدواج که به دلیل شهرت داماد و خانوادهٔ عروس بسیار جنجالی شد بیش از شش ماه دوام نیاورد و به جدایی این زوج منتهی شد.

دکتر سندوزی دخترش را برای ادامهٔ تحصیل به انگلستان فرستاد. ترانه در رشتهٔ روان‌پزشکی به تحصیل پرداخت و سپس به امریکا رفت. خانم سندوزی هم‌اکنون ۶۹ ساله است و با مردی امریکایی ازدواج کرده.

آشنایی فرخزاد با ترانه بر حسب تصادف به هنگام اجرای برنامه توسط فرخزاد در مشهد صورت گرفته بود و فرخزاد می گفت خواستگاری و توافق پدر و مادر عروس بی هیچ قید و شرط و گفتگویی صورت گرفت و این ازدواج در اثر ایجاد یک عشق دو طرفه بوقوع پیوست از طرفی برخی می‌گفتند علاقه‌مندی مادر عروس به فرخزاد باعث شده بود که او به این ازدواج پافشاری کند.

فریدون فرخزاد و ترانه سندوزی ۲۱ سال اختلاف سنی داشتند.

دکتر سندوزی پدر ترانه نیز در سال‌های بازنشستگی به امریکا رفته بود و در آنجا نیز درگذشت.

bennet.jpgایندیپندنت فارسی - نفتالی بنت، نخست‌وزیر سابق اسرائیل و رهبر حزب «توگدر» (همراه)، روز دوشنبه پنجم مردادماه، وعده داد در صورت بازگشت به قدرت در دولت بعدی، قطر را در زمره کشورهای دشمن و متخاصم اسرائیل قرار خواهد داد.

بنت در نشست امنیت ملی «موسسه مطالعات امنیت ملی» (INSS)، دوحه را به هدایت یک کارزار جهانی برای بی‌ثبات کردن اسرائیل متهم کرد و گفت: «قطر یک غده سرطانی یهودی‌ستیز است که ریشه‌های خود را به غرب و حتی دفتر نخست‌وزیری اسرائیل فرستاده تا اسرائیل را نابود کند.»

او دوحه را حامی اصلی حماس خواند و افزود دستان قطر به خون کشته‌شدگان حادثه ۷ اکتبر آغشته است. بنت همچنین شبکه الجزیره را ابزار تبلیغاتی حماس دانست و تاکید کرد که تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب واقعی ثابت خواهد کرد که رهبران قطر خواستار نابودی اسرائیل هستند.

این اظهارات در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل (کنست) مطرح می‌شود که قرار است در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ (۵ آبان ۱۴۰۵) برگزار شود. در این انتخابات در صورت تغییر اکثریت حزبی در کنست، نخست‌وزیر از حزب اکثریت یا حزبی که بتواند با ائتلاف به اکثریت برسد انتخاب می‌شود.

tondtar.jpgوارد مرحله هجومی شده‌ایم و قطعا بحثی از مذاکره وجود ندارد

ایران اینترنشنال - فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا گفت جمهوری اسلامی از حالت بازدارندگی خارج شده و وارد مرحله «هجومی» شده است. او همچنین گفت که «قطعا بحثی از مذاکره وجود ندارد».

مالکی افزود: «در مرحله هجومی، کشورهایی که نباید خود را گرفتار جنگ تمام‌عیار با جمهوری اسلامی می‌کردند، ضربات سختی را متحمل خواهند شد.»

پاسخ ما محدود به حمله به پایگاه‌های نظامی دشمن نخواهد بود

حمید مقدم‌فر، مشاور رسانه‌ای سپاه پاسداران دوشنبه پنج مرداد به باشگاه خبرنگاران گفت استراتژی سپاه پاسداران محدود به حمله به پایگاه‌های نظامی دشمن نخواهد بود.

او همچنین درباره تنگه هرمز گفت که پیشنهادهای عمان نباید حاکمیت جمهوری اسلامی بر این آبراه را مخدوش کند.

مقدم‌فر تاکید کرد: «ما بر روی موضوع تنگه هرمز به‌عنوان یک خط قرمز ایستاده‌ایم.»


taj.jpgمهدی تاج: در جام‌جهانی به سه دسته نباختیم؛ میزبان، رقیبان و وطن‌فروشان

به گزارش ایران وایر «مهدی تاج»، رییس فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی، با اشاره به حذف تیم ملی از جام جهانی ۲۰۲۶ مدعی شد اعضای این تیم در پایان مسابقات روی تخته رختکن نوشته‌اند: «ما به سه دسته نباختیم؛ میزبان، رقیبان و همچنین عده اندکی وطن‌فروش که برنامه‌هایی داشتند اما نقش بر آب شد.»

تیم فوتبال جمهوری اسلامی در حالی با سه بازی از مرحله گروهی جام جهانی حذف شد که ۳۲ تیم به مرحله حذفی این رقابت‌ها صعود کردند و تنها ۱۶ تیم از دور مسابقات کنار رفتند. با این وجود، رییس فدراسیون فوتبال، اعضای کادر فنی و بازیکنان این تیم همچنان از «خلق شگفتی» و «دستاوردسازی» در این رقابت‌ها سخن می‌گویند.

خبرنامه گویا: اظهارات مهدی تاج مبنی بر اینکه تیم ملی، با وجود حذف از جام جهانی، «به سه دسته نباخته است»، تنها یک واکنش فوتبالی نیست، بلکه نمونه‌ای از الگوی تبلیغاتی جمهوری اسلامی است؛ الگویی که در آن «نباختن» به‌جای پیروزی معرفی می‌شود. همین منطق در روایت حکومت از رویارویی با آمریکا، اسرائیل و دیگر رقبای منطقه‌ای نیز دیده می‌شود؛ جایی که صرف بقای نظام، حتی به بهای ویرانی، تلفات گسترده و فروپاشی اقتصادی، به‌عنوان «پیروزی» عرضه می‌شود.

اگر هدف نهایی را از منظر این قرائت ایدئولوژیک ببینیم، مسئله دیگر حفظ ایران یا رفاه مردم نیست. در این نگاه، رویارویی نهایی با «کفار» و گسترش جنگ، مقدمه‌ای برای ظهور امام مهدی و پایان جهان تلقی می‌شود. بنابراین، ویرانی کشور، نابودی زیرساخت‌ها یا حتی مرگ میلیون‌ها انسان شکست محسوب نمی‌شود، بلکه هزینه‌ای برای تحقق وعده‌ای بزرگ‌تر است.

در این چارچوب، حتی اگر تنها سرزمینی ویران باقی بماند، مادامی که «جبهه ایمان» تسلیم نشده باشد، مأموریت انجام شده است؛ زیرا پایان مطلوب، نه ساختن آینده‌ای بهتر برای ایران، بلکه ظهور امام مهدی، شکست «کفار» و انتقال مؤمنان به بهشت به‌عنوان پاداش نهایی است.

lg.jpgلیندسی گراهام و جنگ با ایران به روایت وال‌استریت ژورنال: «تا ۴ هفته دیگر کنترل برخی شهرها را از دست می‌دهند، اعراب را مستقیم درگیر می‌کنیم»

ایندیپندنت فارسی - روزنامه وال‌استریت ژورنال با استناد به تصاویر منتشرنشده یک مستند درباره لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی که اخیرا درگذشت، گزارش داد او طی سال‌های اخیر یکی از اصلی‌ترین حامیان و لابی‌گران حمله نظامی آمریکا به ایران و تغییر حکومت جمهوری اسلامی بوده است.

این مستند که توسط الکس هولدر، مستندساز بریتانیایی، از سال ۲۰۲۳ فیلم‌برداری شده، صدها ساعت تصاویر پشت‌صحنه از دیدارها، تماس‌های تلفنی و گفتگوهای خصوصی گراهام با رهبران جهان، از جمله دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را در بر می‌گیرد.

بر اساس این گزارش، گراهام در اوایل ماه مارس قصد داشت برای متقاعد کردن ترامپ به مشارکت مستقیم آمریکا در بمباران مواضع حزب‌الله لبنان به فلوریدا سفر کند، اما بنیامین نتانیاهو در تماس تلفنی از او خواست فعلا تمرکز بر ایران حفظ شود و گسترش جنگ به لبنان به تعویق بیفتد. نتانیاهو در این مکالمه هشدار می‌دهد که حمله گسترده به حزب‌الله در آن مقطع، به سود اسرائیل نخواهد بود و گراهام نیز در پاسخ می‌گوید: «این توصیه درستی است.»

asefi.jpgحمله اوکراین به کشتی‌های ایرانی در خزر؛ کی‌یف دقیقاً به دنبال چیست؟

حمید آصفی

حمله اوکراین به کشتی‌های مرتبط با ایران در دریای خزر را نباید فقط در چارچوب یک عملیات نظامی علیه چند شناور تحلیل کرد. مسئله اصلی، مسیر ارتباطی ایران و روسیه است؛ مسیری که در محاسبات کی‌یف بخشی از زنجیره پشتیبانی روسیه در جنگ اوکراین محسوب می‌شود. اگر اوکراین بتواند این مسیر را مختل کند، در واقع سه هدف را همزمان دنبال کرده است: کاهش جریان تجهیزات به روسیه، افزایش هزینه همکاری تهران و مسکو، و اثبات توانایی اوکراین برای اجرای حملات دوربرد در مناطقی که پیش‌تر خارج از محدوده عملیاتی آن تصور می‌شد.

هدف نخست کاملاً نظامی است. اوکراین می‌خواهد جریان تجهیزاتی را که از ایران به روسیه منتقل می‌شود، تا حد امکان کاهش دهد. از نگاه کی‌یف، جنگ فقط در خاک روسیه یا خطوط مقدم اوکراین تعیین نمی‌شود؛ شبکه تأمین خارجی روسیه نیز بخشی از توان جنگی این کشور است. بنابراین اگر بخشی از این شبکه از مسیر خزر عبور می‌کند، طبیعی است که اوکراین تلاش کند همان مسیر را در محاسبات نظامی خود وارد کند.

jm.jpgدویچه وله - رئیس جمهور آرژانتین در مراسم معرفی نامزد راست‌گرای انتخابات ریاست جمهوری برزیل، لولا، رئیس جمهور این کشور، را "دزد" خواند و درباره یکی از قضات هم از عباراتی حتی تندتر استفاده کرد. این سخنان پیامدهایی کم‌سابقه در پی داشت.

پس از اظهارات تحقیرآمیز خاویر میلی، رئیس جمهور آرژانتین، علیه لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیس جمهور برزیل، و شماری دیگر از مقام‌های این کشور، میان آرژانتین و برزیل بحرانی دیپلماتیک شکل گرفت.

دولت برزیل سفیر خود را از بوئنوس‌آیرس فراخواند و سفیر آرژانتین را نیز احضار کرد تا "خشم" خود را به او ابلاغ کرده و خواستار توضیح شود.

خاویر میلی شنبه گذشته در یک گردهمایی حزبی در سائوپائولو، بزرگترین شهر برزیل، به شکل غیرمستقیم لولا را "دزد" و "محکوم‌شده" خواند. او همچنین الکساندره د مورائس، قاضی دیوان عالی برزیل، را در اظهاراتی توهین‌آمیز "آشغال کچل" خطاب کرد.

"شدیدترین بحران دیپلماتیک"

به گفته ناظران، رئیس جمهور راست افراطی آرژانتین با این اظهارات جنجالی، شدیدترین بحران دیپلماتیک میان دو کشور همسایه آمریکای جنوبی در چند دهه اخیر را رقم زده است.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

به گفته وزارت خارجه برزیل، میلی با این سخنان به رئیس جمهور، دیگر نهادهای حکومتی، مردم برزیل و دموکراسی این کشور حمله کرده است. این وزارتخانه اعلام کرد تاکنون مورد مشابهی وجود نداشته که یک رئیس جمهور خارجی در خاک برزیل تا این اندازه به رئیس جمهور و دیگر نهادهای این کشور حمله کرده باشد.

zamani.jpgسقوط یک حکومت، همیشه با فروپاشی نهادهای رسمی یا کنار رفتن حاکمان آغاز نمی‌شود. گاه یک نظام سیاسی سال‌ها پیش از آنکه ساختار قدرت خود را از دست بدهد، در افکار عمومی و ذهن جامعه سقوط می‌کند. در چنین وضعیتی، شاید هنوز بقایای یک حکومت با اتکا به زور، سرکوب، زندان، سانسور و خفقان ادامه داشته باشد، اما سقوط واقعی از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که مردم دیگر آن را نماینده خود نمی‌دانند و به مشروعیت آن باور ندارند.

هانا آرنت، فیلسوف برجسته قرن بیستم، در بررسی مفهوم قدرت و خشونت توضیح می‌دهد که قدرت واقعی از همراهی، رضایت و مشارکت مردم سرچشمه می‌گیرد، اما زمانی که یک حکومت برای حفظ خود بیش از پیش به خشونت و سرکوب متوسل می‌شود، نشانه‌ای از ضعف پایه‌های واقعی قدرت آن است. خشونت می‌تواند برای مدتی اطاعت ایجاد کند، اما نمی‌تواند جایگزین مشروعیت و اعتماد عمومی شود.

امروز جمهوری اسلامی با بحرانی چندلایه روبه‌رو است؛ بحرانی که تنها به یک حوزه محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارد. شکاف میان حکومت و جامعه، کاهش اعتماد عمومی، بحران نمایندگی، فساد ساختاری، مشکلات اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید و نبود چشم‌اندازی روشن برای آینده، نشانه‌های یک بحران عمیق هستند.

Hossein_Maleki.jpgشکست خورده‌اید و به جای بازنگری در خود، بی‌پروا به دیگران حمله می‌کنید. هنوز نفهمیده‌اید که مسئله، پیروزی یا شکست رقیب نیست. دعوا بر سر «سهم» است، اما گویی فراموش کرده‌اید که این سهم در اختیار رقیب نیست. صاحبان اصلی این سهم، مردم ایران‌اند. اگر مدعی نمایندگی هستید، باید رأی و اعتماد مردم را به دست آورید، نه اینکه از رقیب طلبکار باشید.

در ۱۸ و ۱۹ دی، صاحبان این سهم، رقیب شما را برای مدیریت آن برگزیدند. نه از سر ناآگاهی و نه تحت تأثیر جادوی «اسرائیل اینترنشنال». آن‌ها انتخاب کردند؛ انتخابی آگاهانه. بهای آن انتخاب نیز جان ارزشمندشان بود. برخلاف شما، هنگامی که موج بازداشت‌ها و اعدام‌ها آغاز شد، فرار را بر ایستادگی ترجیح ندادند. می‌دانستند آزادی رایگان به دست نمی‌آید؛ ایستادند، هزینه دادند و با جان خود پای انتخابشان را امضا کردند.

سال ۵۷، بدلکاری ناشی را به جای یک ستاره هالیوودی به شما قالب کردند و شما نیز بلیت خریدید تا فیلمی پرهیجان ببینید. اما آن بدلکار فیلم را به فاجعه تبدیل کرد؛ هم تهیه‌کننده زیان دید، هم تماشاگر. با این همه، شما پس از نزدیک به نیم قرن هنوز در سالن نشسته‌اید، همان فیلم شکست‌خورده را تماشا می‌کنید و نامش را «باشکوه» می‌گذارید. گویی اسکار «توهم» را باید به کسانی داد که هنوز در رؤیای آن «انقلاب باشکوه» زندگی می‌کنند.

assadi.jpgضرورت مقابله قاطع با شبکه‌های نفوذ تهران در اروپا؛ مقابله با اسلام‌گرایی جمهوری اسلامی و حفاظت از جامعه دموکراتیک

حمله اسلام‌گرایانه به برنامه روز کریستوفر استریت در برلین

محکومیت خشونت، دفاع از آزادی‌های مدنی و ضرورت مقابله قاطع با اسلام‌گرایی سازمان‌یافته

تحولات و تهدیدهای سال‌های اخیر بار دیگر نشان می‌دهد که اروپا و به‌ویژه آلمان باید اشکال گوناگون اسلام‌گرایی سیاسی را جدی‌تر بررسی کنند. با این حال، ضروری است میان مسلمانان عادی (در اصطلاح آلمانی به این دسته می‌گویند مسلمانان سکولار) و اسلام‌گرایی به‌عنوان یک ایدئولوژی سیاسی و اقتدارگرا تفاوت روشنی قائل شویم.

انتقاد و مبارزه با اسلام‌گرایی و اسلام سیاسیِ سازمان‌یافته نباید به اسلام‌ستیزی، نژادپرستی یا ایجاد سوءظن عمومی نسبت به مسلمانان و پیروان دیگر ادیان منجر شود. میلیون‌ها مسلمان (مسلمانان سکولار) در اروپا به دموکراسی، آزادی، برابری، حاکمیت قانون و همزیستی مسالمت‌آمیز پایبند هستند و باید از حقوق و امنیت آنان حمایت شود.

موضوع اصلی، مقابله با ساختارهایی است که به نام دین برای کسب قدرت سیاسی، گسترش نفوذ، سرکوب و کشتار، تهدید مخالفان و تضعیف جوامع دموکراتیک و سکولار فعالیت می‌کنند. اسلام سیاسیِ سازمان‌یافته خطری فراتر از مرزهای یک کشور است و باید درباره پیامدهای آن به جامعه جهانی و اتحادیه اروپا هشدار داده شود. از نهادهای اروپایی انتظار می‌رود با اتخاذ تدابیر اساسی، هماهنگ و مبتنی بر قانون، شبکه‌های مالی، سیاسی، تبلیغاتی و امنیتی این جریان‌ها را شناسایی و با آن‌ها مقابله کنند.

Bahram_Farokhi_2.jpgشاید عبارت "بازی روی دو میز" را بارها شنیده باشیم، اما در شرایط کنونی ایران این اصطلاح معنای ویژه‌ای پیدا کرده است. منظور از بازی روی دو میز، شرایطی است که یک بازیگر سیاسی همزمان دو مسیر متفاوت را دنبال می‌کند, در یک سو فشار، تهدید و تقابل، و در سوی دیگر مذاکره، معامله و بازتعریف مناسبات قدرت.

در همین چارچوب، به نظر می‌رسد دونالد ترامپ در مواجهه با رژیم اسلامی، همزمان در دو زمین متفاوت بازی می‌کند،چه دو میزی که شاید در ظاهر متناقض به نظر برسند، اما ممکن است در نهایت به یک هدف مشترک، یعنی شکل دادن به آینده سیاسی ایران، ختم شوند.

چند روز پیش مقاله‌ای نوشتم که عده ای از یک تفکر خاص سیاسی به جای پرداختن به محتوا و نقد آن، موجی از حملات شخصی و توهین‌ها را متوجه نویسنده کردند.

چند هفته قبل نیز در مقاله‌ای با عنوان "مهندسی معکوس" توضیح دادم که رژیم اسلامی در جریان دو جنگ اخیر توانسته است یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاسی اپوزیسیون، یعنی مفهوم ملی‌گرایی ایرانی، را به خدمت بگیرد و خود را با آن مسلح کند.

Ahmad_Alavi.jpg

مقدمه

بازار ارز در ایران همواره یکی از حساس‌ترین آینه‌های اقتصاد کشور بوده است؛ بازاری که نه‌تنها تغییرات متغیرهای اقتصادی، بلکه تحولات سیاسی، امنیتی و بین‌المللی را نیز به سرعت در خود منعکس می‌کند. به همین دلیل، هرگاه نرخ دلار جهش می‌کند، بسیاری آن را صرفاً نتیجه رشد نقدینگی یا تورم می‌دانند، در حالی که واقعیت اقتصاد ایران بسیار پیچیده‌تر از این روایت ساده است.

چند سال پیش، دفتر امور اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه در دولت سیزدهم گزارشی با عنوان «برآورد متغیرهای اصلی اقتصاد ایران و منابع و مصارف اقتصادی بودجه عمومی دولت با استفاده از مدل برنامه‌ریزی مالی (FP)» تهیه کرد. این گزارش که بر مبنای دو سناریوی «رفع تحریم‌ها» و «تداوم تحریم‌ها» تنظیم شده بود، امروز به یکی از نمونه‌های قابل توجه پیش‌بینی‌های سناریومحور در اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ زیرا نشان می‌دهد چگونه یک چارچوب نظری مناسب می‌تواند مسیر کلی نرخ ارز را، هرچند نه با دقت عددی، اما با دقت تحلیلی ترسیم کند.

asgar.jpg

صوفی نهاد دام و سرِ حُقّه باز کرد
بنیادِ مکر با فلکِ حُقّه‌باز کرد
حافظ

پیشگفتار

برخلاف افسانه‌های تازیان و برخلاف اسطوره‌های سامی (ابراهیمی)، نخستین «آدم»، نه در بهشت و در آن دنیا، بلکه بر روی زمین و در این دنیا (سکولوم) آفریده می‌شود و حکایت، نه در آسمان، بلکه روی زمین اتفاق می‌افتد. در شاهنامه فردوسی، خبری از آدم و حوا نیست؛ از آدم و حوا، مار و شیطان و جن، بهشت و حوری خبری نیست. در این نامه پارسی چنین آمده است؛ پس از آفرینش گیاهان و جانوران، «مردم» پدیدار شده‌اند:

چو زین بگذری، مردم آمد پدید
شد این بندها را، سراسر کلید
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را، دد و دام، فرمان برد.

در یادداشت پیشین درباره آزادی و دموکراسی از دید کارل پوپر، فیلسوف، سخن رفت. در این یادداشت به مفاهیم آزادی و دموکراسی از دیدگاه ادیان توحیدی پرداخته می‌شود و به این پرسش خواهیم رسید که «سکولاریسم» چگونه در سرزمین ما ایران، ممکن خواهد شد؟

آزادی و دموکراسی از نظر ادیان توحیدی (الهی، آسمانی)

کلمه «دموکراسی» در کتاب‌های مقدس نیامده، زیرا این مفهوم در آن زمان ناشناخته بوده است. با این وجود، کتاب‌های مقدس ارزش‌های اساسی را که دموکراسی ما را شکل می‌دهند، مانند عدالت، عشق به همسایه و برابری همه مردم، بیان می‌کنند. «آزادی» به‌عنوان هدیه‌ای گران‌بها از جانب «خدا» توصیف شده است.

ارتباط بین باور دینی و اصول دموکراتیک (حاکمیت مردم، انتخابات آزاد، حاکمیت قانون، حقوق بشر، برابری و غیره) را می‌توان به‌صورت زیر، فهرست‌وار توصیف و جمع‌بندی کرد:

۱- مفهوم آفریده شدن: بسیاری از ادیان توحیدی، کرامت ذاتی (مانند آزادی و برابری و...) هر انسانی را از آفرینش او به‌صورت خدا می‌گیرند.

۲- مفهوم آزادی وجدان: آزادی انتخاب یا رد ایمان، ریشه عمیقی در فهم دینی دارد، زیرا ایمان واقعی مبتنی بر داوطلبانه بودن و اعتقاد شخصی است.

۳- دین به‌عنوان نیروی محرکه در جامعه مدنی: «ارنست ولفگانگ بوکنفورده»، جامعه‌شناس، می‌گوید؛ دولت لیبرال به پیش‌شرط‌هایی وابسته است که خود نمی‌تواند آن‌ها را تضمین کند. ادیان، پیروان خود را به مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، انجام امور خیریه و حمایت از محرومان تشویق می‌کنند (این امور جامعه مدنی دموکراتیک را تقویت می‌کند).

۴- نقد و اصلاح: از منظر الهیاتی، دین به ما یادآوری می‌کند که قدرت و ایدئولوژی‌های انسانی محدود و خطاپذیر هستند. دین به‌عنوان یک اصلاح‌کننده اخلاقی عمل می‌کند و دائماً قوانین و اقدامات سیاسی را با معیارهای اخلاقی، مانند عدالت و صلح، می‌سنجد.

khodk.jpgمنابع آگاه به ایران‌اینترنشنال خبر دادند آرین ولی‌پور، از معترضان بازداشتی دی، روز شنبه سه مرداد در واکنش به تایید حکم اعدام به اتهام «محاربه» از سوی دادگاه تجدیدنظر، در زندان تهران بزرگ دست به خودکشی زد.

این جوان ۲۰ ساله به مواردی مانند «همکاری با اسرائیل» و «بستن خیابان» متهم شده است.

ولی‌پور پس از اقدام به خودکشی، از بند به بهداری زندان تهران بزرگ و سپس به زندان قزل‌حصار منتقل شد.

با انتقال او به زندان قزل‌حصار، نگرانی‌ها درباره احتمال اجرای حکم اعدام ولی‌پور شدت گرفته است.

مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون به‌ طور رسمی درباره گزارش‌های مربوط به تلاش به خودکشی ولی‌پور یا انتقال او به زندان قزل‌حصار اظهار نظری نکرده‌اند.

ali.jpgیورونیوز - حمله مرگبار شامگاه شنبه در نزدیکی جشن «افتخار» برلین، برای بسیاری از ساکنان این شهر تنها یک اقدام خشونت‌آمیز نبود، بلکه حمله‌ای به ارزش‌هایی تلقی شد که برلین خود را با آن‌ها تعریف می‌کند: تنوع، مدارا و آزادی.

علی درویش، ۳۴ ساله، افسر پلیس و فعال مسلمان همجنس‌گرا، این حادثه را ضربه‌ای عمیق به هویت خود توصیف کرد و گفت: «مسلمان به دنیا آمده‌ام، به‌عنوان یک مرد همجنس‌گرا زندگی می‌کنم و افسر پلیس هستم. این حمله تروریستی بخش‌های زیادی از هویت مرا هدف قرار داده است.»

مقام‌های آلمان اعلام کرده‌اند حمله شامگاه شنبه، که با زیر گرفتن عابران با یک ون و سپس حمله با سلاح سرد در نزدیکی محل برگزاری جشن افتخار انجام شد، یک اقدام تروریستی با انگیزه افراط‌گرایی اسلامی بوده است. در این حمله یک نفر جان باخت و شمار زیادی زخمی شدند. به گفته پلیس، مظنون ۲۱ ساله آلمانی با ریشه لبنانی، عصر یکشنبه پس از حمله با یک شیء تیز به سمت ماموران، هدف تیراندازی پلیس قرار گرفت و کشته شد.

boxer.jpg

ایران اینترنشنال - آنتونی جاشوا، قهرمان نامدار بوکس جهان، در بازگشت به رینگ با انتخاب آهنگی از سیاوش قمیشی برای ورود به سالن مسابقه، یاد مربی بدنساز ایرانی و دوست نزدیکش، سینا قائمی، را گرامی داشت.

به گفته نزدیکان جاشوا، این بوکسور بریتانیایی آهنگ سیاوش قمیشی را به یاد سینا قائمی انتخاب کرده است؛ مربی ایرانی که سال گذشته در جریان سانحه رانندگی در نیجریه جان خود را از دست داد. جاشوا نیز هنگام وقوع این حادثه در نیجریه حضور داشت و این اتفاق تاثیر عمیقی بر او گذاشت.



جاشوا در این مبارزه به مصاف کریستیان پرنگا، بوکسور آلبانیایی، رفت. او در راند نخست دو بار ناک‌داون شد، اما در ادامه ورق را برگرداند و با نمایشی مقتدرانه، حریفش را در راند دوم ناک‌اوت کرد تا یکی از به‌یادماندنی‌ترین پیروزی‌های دوران حرفه‌ای خود را به ثبت برساند.

انتخاب آهنگ سیاوش قمیشی برای ورود به رینگ، همزمان با این بازگشت دراماتیک، بازتاب گسترده‌ای در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی داشت و بسیاری آن را ادای احترامی معنادار به مربی فقید ایرانی جاشوا توصیف کردند.

27-6.jpgتابناک - سروش نوشت: اخیراً فرد گستاخی به‌نام موسی غنی‌نژاد در گفت‌وگویی دکتر علی شریعتی را شیاد خوانده و بر او خرده جاهلانه گرفته است که چرا از زبان شخص موهومی بنام شاندل حرفهای خود را می‌زند و خوانندگان را اغراء به جهل می‌کند.

این گستاخی ها نه تنها نادانی و بی‌ادبی و ادبیات نشناسی او را نشان می‌دهد بل حکایت از زخم عمیق دیگری می‌کند که جگر شکاف‌تر است. گویا رسم شده که هر جویای نامی و هر ناشسته روی ناسزاگویی از بستر جهالت برخیزد و طعن در اسلام و ایمان دیگران بزند.

375da32eZjoyMzcxODEwLmpwZ3xmdWk6MjM0NjUyN3xsOmZhfHY6MQ.jpg

27-3.jpgبرترین‌ها: انتشار یک استوری از سوی پرویز پرستویی، بازیگر پیشکسوت سینمای ایران، درباره ماکان نصیری، شهید حادثه میناب، طی روزهای اخیر با واکنش‌های گسترده‌ای همراه شد.

پرستویی پس از بالا گرفتن انتقادها، با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود توضیح داد که جمله‌ای که در استوری‌اش خطاب به طرفداران پهلوی نوشته شده بود و در آن از عبارت «لعنت» استفاده کرده بود، سهوی بوده و بابت آن عذرخواهی کرد.

در ادامه این ماجرا، محمدرضا شهبازی، مجری پرحاشیه صداوسیما، با انتشار مطلبی به‌شدت از پرویز پرستویی انتقاد کرد و به مواضع اخیر این بازیگر واکنش نشان داد که در ویدئو زیر مشاهده می‌کنید.

bazaar.jpgرادیو بین المللی فرانسه - تعدادی از مقامات آمریکایی اعتقاد دارند که تحریم‌های اقتصادی ابزاری موثرتر از اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌روند. این در حالی است که پیش از آن‌که جمهوری اسلامی هدف اقدامات نظامی آمریکا قرار گیرد، از همان آغاز شکل‌گیری خود و از زمان بحران گروگان‌گیری سفارت آمریکا پس از انقلاب ۵۷ تاکنون، همواره با سطوح مختلفی از تحریم‌های اقتصادی مواجه بوده است. تحریم هایی که بار آنها بیش از هر کس دیگری بر شانه‌های مردم ایران بوده است.

یک مقام آمریکایی که از او نام برده نشده، با اشاره به مقامات ایرانی به رسانۀ آکسیوس گفته است: «آن‌ها با خطر هجوم مردم برای برداشت سپرده‌های بانکی روبه‌رو هستند، در این کشور نفت‌خیز کمبود بنزین وجود دارد؛ آن‌ها بیش از وزارت جنگ، از وزارت خزانه‌داری می‌ترسند.»

بیان این نکته که تلویحاً به ضربۀ تحریم‌های اقتصادی بر پیکر جمهوری اسلامی اشاره دارد، پس از آن در اظهارات این مقام آمریکایی آمده است که او گفته: «گزارش‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد ایرانی‌ها از این شکایت دارند که دیگر نمی‌توانند به نیروهای‌شان پول پرداخت کنند. چرا؟ به دلیل فشارهای مالی، اقدامات وزارت خزانه‌داری و کاری که اسکات بسنت انجام می‌دهد.»

27-1.jpgکانال چرک نویس در شبکه اکس:

رئیس سازمان بازرسی جمهوری اسلامی: تراستی‌ها افراد مورد اطمینان نظام مقدس بودند!!

پیامی برای سازمان بازرسی و قوه قضائیه:

فرزند سرتیپ سرلشکر محسن رضایی

فرزند وزیر اسبق اطلاعات

علی فلاحیان، داماد وزیر اسبق اطلاعات (در سوئیس)

محمود علوی، فرزند ناخدا و سردار سرلشکر علی شمخانی

داماد سردار سرلشکر محسن رضایی

نوه آیت‌الله دستغیب و برادر سردار سپاه در امور ورزش و رئیس فدراسیون، سردار تاج. این فرزندان مسئولان نظام مقدس از تراستی‌های معروف در امارات بودند و همچنین در بریتانیا، در کنار دفاتر مرکزی نفت و پتروشیمی، مصطفی رضایی، فرزند مرتضی رضایی، می‌باشد.

حالا یک شهروند ایرانی به‌خاطر کامنت، فقط یک (.)، در زندان می‌باشد. در مورد نماینده مجلس، مثل ظهوریان، و بخش بزرگی از پول‌شویی، قاچاق سوخت، صادرات مواد غذایی و محصولات ایرانی به اروپا، آمریکا و خاورمیانه، و فعالیت در افغانستان از طریق لابی خراسان و ثامن‌الائمه هم مدارک و مستندات هست. فقط سؤال: چرا با اینکه می‌دانند دزدانِ جیب مردم ایران چه کسانی هستند، ولی جرأت برخورد و آوردن نام آن‌ها را ندارند؟

stopNYT.jpgگزارش رسانه‌های آمریکایی از دلایل توقف حملات واشینگتن به ایران

ایران وایر - رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که دونالد ترامپ، دست‌کم در مقطع کنونی، از تشدید حملات نظامی علیه ایران صرف‌نظر کرده است؛ تصمیمی که به گفته مقام‌های دولت آمریکا، مجموعه‌ای از ملاحظات نظامی، سیاسی و اقتصادی در آن نقش داشته‌اند.

نیویورک‌تایمز به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده است که یکی از مهم‌ترین عوامل این تصمیم، نگرانی از کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر سامانه پاتریوت و دیگر مهمات پدافند هوایی آمریکا در خاورمیانه بوده است. به نوشته این روزنامه، مقام‌های دولت هشدار داده‌اند که ازسرگیری عملیات گسترده می‌تواند این ذخایر را به سطحی خطرناک کاهش دهد.

بر اساس این گزارش، تغییر رویکرد ترامپ پس از نشست روز جمعه او با مشاوران ارشد و اعضای کابینه صورت گرفته است. یک مقام ارشد آمریکایی نیز به نیویورک‌تایمز گفته است که هفته گذشته، سه سرباز آمریکایی در اردن، پس از عبور یک موشک بالستیک از سامانه‌های دفاعی آمریکا در جریان حمله موشکی و پهپادی ایران، کشته شدند.

cooper.jpgاکسیوس: توصیه فرمانده سنتکام در تصمیم ترامپ برای توقف حملات نقش داشت

اکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داد برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، به دولت دونالد ترامپ توصیه کرده است کارزار بمباران در اطراف تنگه هرمز متوقف شود، زیرا به اعتقاد او این عملیات به سقف اثربخشی خود رسیده است.

به گفته این منابع، کوپر ارزیابی کرده است حملات دو هفته گذشته توانایی جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن کشتی‌ها در منطقه تنگه هرمز را به میزان قابل توجهی کاهش داده و بیشتر اهداف تعیین‌شده برای حملات هوایی نیز از بین رفته‌اند.

منابع آگاه افزودند کوپر به مقام‌های آمریکایی گفته است در صورت تصمیم برای از سرگیری عملیات گسترده نظامی، آمریکا می‌تواند ۲۰ درصد از اهدافی را که در عملیات «خشم حماسی» هدف قرار نگرفتند، مورد حمله قرار دهد. با این حال، او تاکید کرده است اگر تصمیمی برای بازگشت به عملیات گسترده گرفته نشود، ادامه کارزار بمباران دو هفته گذشته توجیهی نخواهد داشت.

***

نجات بهرامی، تحلیل‌گر سیاسی، گفت سفر بنیامین نتانیاهو به واشینگتن و اطلاعات و داده‌های جدیدی که احتمال دارد در اختیار دونالد ترامپ قرار دهد، همراه با آنچه او ناامیدی و استیصال ترامپ در روزهای اخیر توصیف کرد، همچنان احتمال یک برخورد جدی و جنگی گسترده را مطرح می‌کند. به گفته او، پرسش اصلی این است که آیا دو طرف می‌توانند تا انتخابات نوامبر خود را کنترل کنند یا پیش از آن وارد رویارویی شوند. او افزود هدف اصلی جمهوری اسلامی خریدن زمان و دور کردن خطر یک رویارویی بزرگ است.

***

26.jpgایرنا - علی محمدزاده شامگاه یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار قضایی ایرنا با بیان اینکه حکم صادره قطعی است، افزود: آقای جمشیدی از اتهامات فوق مبرا شده و فقط در عنوان اتهامی قبلی رابطه نامشروع ( رابطه غیر زنا) به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده است.

وی خاطرنشان کرد: البته رأی صادره قابل اعتراض در دیوان عالی کشور است که در مهلت مقرر به این رأی اعتراض خواهیم داشت چرا که معتقد هستم در صورت اثبات چنین اتهامی می‌بایست هر دو طرف رابطه توسط دادگاه محکوم شوند.

به گزارش ایرنا، ۲۹ مهر ۱۴۰۴ قوه قضاییه اعلام کرد: یک بازیگر سینما در پی شکایت شاکی خصوصی با احضار به مرجع قضایی و تفهیم اتهام بازداشت شد.

fr.jpgفرزانه روستایی

واقعا روز خنده داری بود آن روز که خبر بمباران مراکز نظامی ایران از سوی بحرین و کویت منتشر شد. شما اصلا فکر کنید کشور کوچکی مانند کوبا که نیروی هوایی ندارد پایتخت آمریکا را بمباران کرده و کاخ سفید هم آسیب دیده باشد. اما آن روز که اعراب با کمک آمریکا یا به هر دلیل دیگری جزایر ایرانی را اشغال کردند و آن را پس ندادند و آن را به حساب خسارت هایی گذاشتند که سپاه به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وارد کرده است بی شک ۹۰ میلیون ایرانی اشک صغیر و کبیر همه سپاهی ها را درخواهند آورد.

وقتی به عمق مدیریت استراتژیک جمهوری اسلامی فکر می کنید به این نتیجه میرسید که سیاست ورزی آنها و جهان شناسی گردانندگان ج ا بسیار شبیه به آن ملای طالبان است که وعده داد به زودی افغانستان جای آمریکا را میگیرد و کار به جایی می رسد که آمریکایی ها برای کارگری به افغانستان التماس و مهاجرت کنند.

عمق این بلاهت زمینه سازخسارات سنگینی به کشور شده است و سپاهی ها باعث شدند تا ما ایرانی ها رکورد دار چندین فاجعه شویم:

haddad.jpgمجتبی خامنه‌ای با جایی و کسی ارتباط ندارد اما «انشالله» که سلامت است

خبرنامه گویا - غلامعلی حدادعادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و پدر همسر کشته‌شده مجتبی خامنه‌ای، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا درباره وضعیت رهبر سوم جمهوری اسلامی گفت که او «فعلاً به دلیل مسائلی، با جایی و کسی ارتباطی ندارد، اما ان‌شاءالله سلامت است.» این اظهارات در پاسخ به پرسشی درباره غیبت مجتبی خامنه‌ای در مراسم مربوط به «رهبر شهید» مطرح شد؛ غیبتی که به گمانه‌زنی‌هایی درباره وضعیت جسمانی او دامن زده بود.

حدادعادل همچنین گزارش‌های منتشرشده درباره فعالیت‌های اقتصادی مجتبی خامنه‌ای را «دروغ‌پردازی» خواند و گفت او در تمام این سال‌ها تنها یک طلبه بوده و مانند سایر طلاب، صرفاً شهریه معمول حوزه‌های علمیه را دریافت می‌کرده است.

اظهارات حدادعادل مبنی بر اینکه مجتبی خامنه‌ای «با جایی و کسی ارتباطی ندارد» احتمالاً تردیدها درباره زنده بودن رهبر جدید جمهوری اسلامی را بیش از پیش تشدید خواهد کرد.

اظهارات حدادعادل مبنی بر اینکه مجتبی خامنه‌ای «با جایی و کسی ارتباطی ندارد» احتمالاً تردیدها درباره زنده بودن رهبر جدید جمهوری اسلامی را بیش از پیش تشدید خواهد کرد.

cmbanner.jpgخبرنامه گویا - محسن ریحانی، تحلیلگر مسائل نظامی مستقر در ایران، در تحلیلی درباره پیامدهای تشدید تنش میان جمهوری اسلامی و اوکراین هشدار می‌دهد که ادامه روند کنونی می‌تواند در نهایت دامنه این رویارویی را به خاک ایران نیز بکشاند.

به نوشته ریحانی، با تولید موشک کروز سنگین با برد حدود ۳۰۰۰ کیلومتر، اوکراین از نظر تئوریک علاوه بر بخش‌های مهمی از خاک روسیه، امکان هدف قرار دادن اهدافی در ایران را نیز به دست آورده است. به گفته او، این موشک‌ها می‌توانند بدون عبور از خاک کشورهای همسایه و از مسیر روسیه به دریای خزر، شهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد و تبریز را در برد خود داشته باشند؛ هرچند تحقق چنین سناریویی به عملکرد پدافند روسیه و شرایط عملیاتی بستگی خواهد داشت. ریحانی این موشک را با سرعت کروز حدود ۰٫۷ ماخ، طراحی نسبتاً ساده و قابلیت تولید انبوه، تهدیدی قابل توجه توصیف می‌کند.

maplarge.jpg

ریحانی در ادامه، حمله اخیر اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر را نشانه‌ای از افزایش تنش میان تهران و کی‌یف می‌داند و معتقد است دو طرف به‌تدریج به سمت تقابل مستقیم حرکت می‌کنند. به باور او، در حالی که زیرساخت‌های اوکراین هر روز هدف حملات روسیه قرار می‌گیرد، زیرساخت‌های حیاتی ایران همچنان تا حد زیادی سالم مانده‌اند. او هشدار می‌دهد که اگر روزی پهپادها یا موشک‌های دوربرد اوکراینی با برد ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ کیلومتر زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دهند، حتی شمار زیادی از موشک‌های «خرمشهر-۴» نیز الزاماً قادر به جبران خسارت‌های ناشی از آن نخواهند بود.

araq.jpgایندیپندنت فارسی - عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی اکس، حمله اوکراین به یک شناور «تجاری» ایرانی در دریای خزر را «نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد» خواند و اعلام کرد این اقدام «نمی‌تواند بی‌پاسخ بماند.»

عراقچی در این پیام نوشت که ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین، با حمله به یک کشتی «تجاری» ایران که به کشته شدن یک ملوان ایرانی انجامید، به گفته او «به خواست اسرائیل» تلاش کرده است اروپا را وارد جنگ کند. وزیر خارجه اسلامی افزود که در گفتگوهای تلفنی خود با کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، تاکید کرده است که این اقدام نباید بدون پاسخ باقی بماند.

berlin.jpgخبرنامه گویا - رسانه‌های آلمان روز شنبه چهارم مرداد گزارش دادند که مظنون اصلی حمله مرگبار با خودرو به نزدیکی مراسم «کریستوفر استریت دی» (رژه افتخار دگرباشان جنسی) در برلین، از حامیان گروه تروریستی داعش بوده و پیش‌تر نیز به اتهام‌های مرتبط با اقدامات خشونت‌آمیز محکوم شده است. به نوشته روزنامه‌های بیلد و اشپیگل، این فرد ۲۱ ساله که پلیس او را «عبدال ب.» معرفی کرده، سال گذشته تلاش کرده بود برای پیوستن به داعش به خاورمیانه سفر کند، اما ناکام ماند و پس از بازگشت، به اتهام «آماده‌سازی برای انجام اقدام جدی خشونت‌آمیز علیه امنیت کشور» محکوم شد. پلیس همچنین اعلام کرده است که او برای نیروهای امنیتی چهره‌ای شناخته‌شده و از اعضای محافل اسلام‌گرای برلین بوده است.

در این حمله که شامگاه شنبه در حالی رخ داد که صدها هزار نفر در مرکز برلین برای شرکت در این مراسم گرد هم آمده بودند، راننده یک ون سفید با سرعت به سمت جمعیت حرکت کرد و پس از برخورد با چندین نفر، خودرو با یک درخت تصادف کرد. بر اساس آخرین گزارش‌ها، این حمله دست‌کم یک کشته و ۱۷ زخمی بر جای گذاشت و مراسم را نیمه‌تمام گذاشت. پلیس اعلام کرده است که مظنون شناسایی شده اما هنوز بازداشت نشده و عملیات برای دستگیری او ادامه دارد. مقام‌های آلمانی نیز تأکید کرده‌اند که احتمال می‌دهند افراد دیگری نیز در ارتباط با این حادثه متواری شده باشند.

این حمله بار دیگر توجه افکار عمومی را به چالش‌های امنیتی اروپا و بحث‌های فزاینده درباره سیاست‌های نحوه شناسایی افراد پرخطر را جلب کرده است.

از سال ۲۰۰۱ تاکنون، اروپا و آمریکا در مجموع شاهد چند صد حمله یا توطئه تروریستی مرتبط با اسلام‌گرایی افراطی بوده‌اند. از حملات لندن در سال ۲۰۰۵ با ۵۲ کشته، حملات هماهنگ پاریس در سال ۲۰۱۵ با ۱۳۰ کشته، حمله با کامیون در نیس در سال ۲۰۱۶ با ۸۶ کشته، و...

منتقدان سیاست‌های مهاجرتی دولت‌های اروپایی می‌گویند حملاتی از این دست به‌تدریج به بخشی از چرخه عادی اخبار تبدیل شده و پس از چند روز از صدر رسانه‌ها کنار می‌رود. آنان همچنین معتقدند هرگاه درباره پیامدهای مهاجرت غیرقانونی، کنترل مرزها یا غربالگری امنیتی مهاجران ابراز نگرانی کنند، اغلب با برچسب‌هایی مانند «راست افراطی»، «نژادپرست» یا «بیگانه‌هراس» روبه‌رو می‌شوند.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید تنها ۱۰ روز پیش، یک دادگاه عالی مهاجرت بریتانیا به خانواده ۱۸ نفره یک زن اهل غزه که در این کشور زندگی می‌کند، اجازه ورود به بریتانیا را داد. قضات با استناد به ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر (حق برخورداری از زندگی خانوادگی) حکم دادند که جلوگیری از ورود این بستگان، شامل والدین، برادر، دو خواهر و همسران و فرزندان آن‌ها، ناقض حقوق این زن است.

sadodah.jpgایران وایر - «در جلسه کسی دلش نمی‌آمد بگوید رهبری شهید می‌شود؛ لذا کد ۱۱۰ داشتیم.» عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، با این روایت از جلسات شورای عالی امنیت ملی پیش از جنگ، فاش کرد که سناریوی بستن تنگه هرمز در صورت کشته شدن رهبر، از قبل طراحی شده بود؛ تصمیمی که پس از کشته شدن علی خامنه‌ای عملی شد و به بحرانی عمیق میان تهران و واشنگتن انجامید. عراقچی می‌گوید این اقدام، همراه با حملات به برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، ساختار امنیتی منطقه را تغییر داده و عملاً «خون رهبر» را به تنگه هرمز و امنیت منطقه گره زده است.

اکنون با از سر گرفته شدن جنگ، احتمال هدف قرار گرفتن رهبر جدید نیز مطرح است و حکومت می‌کوشد نشان دهد ابزارهای بیشتری برای ادامه رویارویی در اختیار دارد. با این حال، سیاست بستن تنگه هرمز مخالفانی نیز در داخل دارد؛ از جمله مقام‌هایی که می‌گویند افزایش قیمت نفت و هزینه حمل‌ونقل، فشار اقتصادی بیشتری بر مردم ایران وارد کرده است.

تنگه هرمز؛ اهرم فشار و امتیازگیری

ایده بستن تنگه هرمز سال‌ها در میان بخشی از فرماندهان سپاه و چهره‌های نزدیک به حکومت مطرح بود و با آغاز جنگ، به مهم‌ترین کارت راهبردی تهران تبدیل شد. در نگاه جمهوری اسلامی، هرمز فقط یک آبراه نیست، بلکه ابزاری برای کنترل عبور کشتی‌ها، افزایش هزینه تجارت، اعمال قواعد امنیتی جدید و امتیازگیری از طرف مقابل است.

mlarge2.jpgایران را تنها جمهوری اسلامی به این روز نینداخت. جمهوری اسلامی محصول خلأیی تاریخی، نادانی سیاسی و خیانتی فکری بود که سال‌ها پیش از بهمن ۱۳۵۷ آغاز شده بود. گروه‌هایی که ایران را نه یک میهن، بلکه میدان آزمایش ایدئولوژی‌های وارداتی می‌دیدند، زمینه را برای روی کار آمدن حکومتی فراهم کردند که از نخستین روز، ملت ایران را در برابر امت اسلامی به حاشیه راند. کمونیست‌های وابسته به اردوگاه شوروی، اسلام‌گرایان شیفته حکومت دینی، مجاهدین خلق و برخی جریان‌های مسلح قوم‌گرا، با وجود اختلاف‌های ظاهری، در یک نقطه مشترک بودند: ایران برای آنان در جایگاه نخست قرار نداشت.

یکی طبقه جهانی کارگر را بالاتر از ملت ایران می‌نشاند، دیگری امت اسلامی را جایگزین هویت ملی می‌کرد، مجاهدین خلق سازمان و رهبری عقیدتی خود را فراتر از کشور قرار می‌دادند و برخی احزاب قوم‌گرا نیز هویت حزبی و منطقه‌ای را بر وحدت ملی ترجیح می‌دادند. نام‌ها و پرچم‌ها متفاوت بود، اما نتیجه یکی بود: تضعیف ایران، تخریب دولت ملی و بازکردن راه برای سلطه جریان‌هایی که هیچ اعتقادی به منافع ملت نداشتند.

برای یک ملی‌گرا، ایران پیش از هر حزب، مذهب، طبقه، قوم و ایدئولوژی قرار دارد. ملی‌گرا می‌تواند مذهبی یا غیرمذهبی، پادشاهی‌خواه یا جمهوری‌خواه، چپ یا راست باشد، اما در لحظه‌ای که منافع حزب و عقیده‌اش با منافع ایران برخورد می‌کند، باید ایران را انتخاب کند. جریانی که در چنین لحظه‌ای به دستور حزب، رهبر مذهبی، سازمان مسلح یا دولت خارجی گردن می‌نهد، هر نامی که بر خود بگذارد، ملی نیست.

arab.jpgپس از خامنه‌ای؛ آیا جمهوری اسلامی به سوی ساخت نخستین بمب اتمی حرکت می‌کند؟

تحلیلی درباره تغییر احتمالی راهبرد هسته‌ای جمهوری اسلامی، تفاهم‌نامه شصت‌روزه، نقش بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تأثیر جنگ اخیر بر محاسبات امنیتی جمهوری اسلامی

حسین عرب - خبرنامه گویا

چکیده

آیا جنگ اخیر و تحولات پس از آن، جمهوری اسلامی را به بازنگری در راهبرد هسته‌ای چند دهه گذشته واداشته است؟ آیا سیاستی که در دوران علی خامنه‌ای بر حفظ "توان آستانه‌ای" استوار بود، اکنون جای خود را به اندیشه دستیابی به نخستین سلاح هسته‌ای داده است؟

این مقاله تلاشی برای پاسخ قطعی به این پرسش نیست؛ زیرا تاکنون هیچ سند رسمی و قابل اتکایی منتشر نشده که نشان دهد جمهوری اسلامی تصمیم نهایی برای ساخت بمب اتمی گرفته است. هدف این نوشته، بررسی مجموعه‌ای از قرائن سیاسی، نظامی و دیپلماتیک است که ممکن است از تغییر در محاسبات بخشی از ساختار قدرت حکایت داشته باشد.

در این چارچوب، مقاله به بررسی راهبرد هسته‌ای جمهوری اسلامی در دوران علی خامنه‌ای، تأثیر جنگ اخیر بر این راهبرد، تفاهم‌نامه شصت‌روزه، نقش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اهمیت ذخایر اورانیوم غنی‌شده و جایگاه احتمالی تأسیسات زیرزمینی بازرسی‌نشده می‌پردازد.

فرضیه اصلی مقاله این است که اگر بخشی از فرماندهان نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به این جمع‌بندی رسیده باشند که "توان بالقوه ساخت بمب" دیگر قادر به بازدارندگی نیست، ممکن است راهبرد جدیدی در حال شکل‌گیری باشد؛ راهبردی که بر این باور استوار است که تنها داشتن سلاح هسته‌ای واقعی می‌تواند از تکرار حملات آینده جلوگیری کند.

در عین حال، این فرضیه تنها یکی از سناریوهای ممکن است و نباید با واقعیتی اثبات‌شده اشتباه گرفته شود. هدف مقاله، تحلیل روندها و بررسی احتمالات است، نه صدور حکم قطعی درباره آنچه در درون ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی می‌گذرد.

Bahram_Farokhi_2.jpgدر میانه تنش‌های ژئوپلیتیکی، رسانه‌ها دیگر صرفاً روایتگر رویدادها نیستند, بلکه خود به بخشی از میدان نبرد تبدیل شده‌اند.

در چنین فضایی، برخی رسانه‌های غربی با استناد به ارزیابی‌های منتسب به نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده، ادعاهایی درباره مجتبی خامنه‌ای مطرح کرده‌اند, از جمله ادعای همجنس‌گرایی او و همچنین این ادعا که برخلاف پدرش، رویکردی تهاجمی‌تر نسبت به توسعه برنامه هسته‌ای رژیم اسلامی داشته و علاقه بیشتری به حرکت ایران به سوی دستیابی به سلاح هسته‌ای نشان داده است. این گزارش‌ها تاکنون به‌طور مستقل و عمومی تأیید نشده‌اند و همچنان در حد ادعاهای رسانه‌ای و اطلاعاتی باقی مانده‌اند.

انتشار این اخبار از سو نیویورک تایمز و دیگر رسانه‌های پرمخاطب آمریکایی در شرایطی صورت می‌گیرد که دربارهٔ وضعیت سلامت و حتی زنده بودن مجتبی خامنه‌ای،به عنوان رهبر جدید رژیم اسلامی ابهام‌هایی وجود دارد. بنابراین، نمی‌توان احتمال وجود اهداف و محاسبات سیاسی پشت انتشار این گزارش‌ها را نادیده گرفت.

Hanif_Heidarnejad.jpgشبکه دو تلویزیون آلمان (ZDF) روز ۲۳ جولای مستندی با عنوان «قدرت مخوف ملاها: چگونه ایران بر خاورمیانه مسلط می‌شود» پخش کرد. این مستند را گلینه عطائی، خبرنگار ایرانی-آلمانی، ساخته است که از شناخته‌شده‌ترین روزنامه‌نگاران آلمان به شمار می‌رود.

مستند می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که جمهوری اسلامی چگونه و چرا توانسته نفوذ و قدرت خود را در خاورمیانه گسترش و تثبیت کرده و چه اهدافی را در منطقه دنبال می‌کند.

گلینه عطائی برای پاسخ به این پرسش، روایت خود را از لبنان آغاز می‌کند و نقش حزب‌الله را به‌عنوان بازوی جمهوری اسلامی در این کشور توضیح می‌دهد. مستند نشان می‌دهد که چگونه دخالت‌های جمهوری اسلامی به تشدید شکاف‌های مذهبی و سیاسی در لبنان انجامیده و فضایی را که زمانی بر پایه همزیستی نسبی میان گروه‌های مختلف شکل گرفته بود، به دشمنی، خشونت و چرخه انتقام سوق داده است.

مستند سپس به سوریه می‌رود و توضیح می‌دهد که این کشور به مسیر اصلی انتقال سلاح از جمهوری اسلامی به حزب‌الله لبنان تبدیل شده بود. در ادامه، به اعتراضات مردمی علیه بشار اسد پرداخته و نقش قاسم سلیمانی در حمایت از حکومت سوریه و سرکوب معترضان را بررسی می‌کند. همچنین به عملیات حزب‌الله لبنان در سوریه و تصرف برخی مناطق و کشتار بخشی از غیرنظامیان و مخالفان سنی‌مذهب می‌پردازد.

parsa.jpgآقا معلم روی تخته‌سیاه نوشت: موضوع انشای هفته پیش:

(اگر من رئیس‌جمهور شوم).

بعد رو به دانش‌آموزان کرد و گفت:

اگررئیس‌جمهور بشوید، چه کارهایی برای کشورتان می‌کنید؟

سپس یکی از دانش‌آموزان را صدا کرد.

دانش‌آموز شروع به خواندن انشا کرد:

-موضوع انشا را آقا معلم خیلی سخت انتخاب کرده است. چون من همیشه دوست داشتم هنرپیشه شوم، تمام فکرم را برای آینده روی این کار گذاشته بودم؛ حالا برایم کمی مشکل است، اما چاره‌ای نمی‌بینم و باید راجع به آن چیزی بنویسم. اگر رئیس‌جمهور شوم، اولین کاری که می‌کنم تعطیلات عید را برای اداره‌ها ۱۳ روز می‌کنم تا پدر و مادرها بتوانند در تعطیلات کنار بچه‌هایشان باشند. بعد بنزین را ارزان می‌کنم تا مردم برای سفر نگران پول بنزین نباشند. حقوق‌ها را هم زیاد می‌کنم تا بتوانند به بچه‌ها عیدی بدهند. برای بچه‌های محله هم زمین فوتبال با چمن خوب می‌سازم که زانوهایشان زخمی نشود. این کارها مردم را خوشحال می‌کند.

آقا معلم به دانش‌آموز گفت:

hanieh.jpgفرضیه یک تحلیلگر اسرائیلی درباره هفتم اکتبر

ایران اینترنشنال - یادداشتی در «اسرائیل نشنال‌نیوز» این فرضیه را مطرح کرده که اسماعیل هنیه ممکن است زمانی منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و سپس از اعتماد این کشور برای پنهان کردن حمله هفتم اکتبر استفاده کرده باشد. نویسنده تاکید می‌کند این نظریه تنها بر شواهد غیرمستقیم استوار است و هیچ مدرک قطعی برای اثبات آن وجود ندارد.

آوی پری، تحلیلگر اسرائیلی، می‌پرسد چرا اسرائیل با وجود سابقه طولانی در حذف رهبران حماس، سال‌ها هنیه را هدف قرار نداد اما کمتر از ۱۰ ماه پس از حمله هفتم اکتبر او را در تهران کشت.

او احتمال می‌دهد زنده ماندن هنیه پیش از این حمله به ارزش اطلاعاتی واقعی یا ادعایی او برای اسرائیل مربوط بوده باشد. به باور پری، اگر دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل پس از هفتم اکتبر به این نتیجه رسیده باشند که هنیه از اعتماد آنها برای فریب راهبردی استفاده کرده، این ارزیابی می‌تواند تصمیم به ترور او را توضیح دهد.

با این حال، نویسنده تاکید می‌کند این فرضیه اثبات نشده و ممکن است زنده ماندن و سپس کشته شدن هنیه صرفاً دلایل متعارف سیاسی، امنیتی یا عملیاتی داشته باشد.

چرا هنیه سال‌ها هدف قرار نگرفت؟

پری یادآوری می‌کند اسرائیل در سال‌های گذشته شماری از رهبران ارشد حماس از جمله شیخ احمد یاسین، عبدالعزیز رنتیسی، احمد الجعبری، محمود المبحوح و صالح العاروری را در غزه، دبی و بیروت هدف قرار داده است. به نوشته او، این سوابق نشان می‌دهد ملاحظات جغرافیایی یا دیپلماتیک معمولاً مانع عملیات اسرائیل نبوده، اما هنیه سال‌ها از چنین حملاتی در امان ماند.

هنیه پس از پیروزی حماس در انتخابات ۲۰۰۶ به نخست‌وزیری تشکیلات خودگردان فلسطینی رسید و پس از تسلط حماس بر غزه، ریاست سیاسی این منطقه را بر عهده گرفت. او در جنگ‌های غزه حضور داشت و اگرچه اسرائیل در سال ۲۰۱۴ خانه‌اش را ویران کرد، خود او کشته نشد.

هنیه از اواخر ۲۰۱۹ عمدتاً در قطر اقامت داشت و میان قطر، ترکیه، مصر، لبنان و ایران سفر می‌کرد. پری می‌نویسد او در تمام این سال‌ها در دسترس شبکه‌های اطلاعاتی اسرائیل بود، اما تا پس از حمله هفتم اکتبر هدف قرار نگرفت. هنیه سرانجام ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴ پس از حضور در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان، در محل اقامتش در تهران کشته شد.

ارتباط خانوادگی هنیه با اسرائیل

پری یکی دیگر از دلایل طرح فرضیه خود را زندگی سه خواهر هنیه در اسرائیل می‌داند. آنها با اعضای جامعه بدوی اسرائیل ازدواج کرده و در تل‌السبع زندگی می‌کردند و مدارک هویتی اسرائیلی داشتند.

او معتقد است این پیوند خانوادگی می‌توانست امکان جمع‌آوری اطلاعات درباره هنیه را فراهم کند؛ از جمله از طریق نظارت بر تماس‌ها، سفرها و ارتباطات بستگانش. به نوشته او، روابط اطلاعاتی نیز لزوماً با درخواست مستقیم برای جاسوسی آغاز نمی‌شوند و گاهی از ارتباطات عادی یا کمک‌های اداری شکل می‌گیرند.

با این حال، پری تصریح می‌کند این روابط خانوادگی به هیچ وجه ثابت نمی‌کند که هنیه منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و تنها از وجود زمینه‌ای بالقوه برای چنین احتمالی حکایت دارد.

27.jpgمنابع آگاه به ایران‌اینترنشنال خبر دادند آرین ولی‌پور، از معترضان بازداشتی دی، روز شنبه سه مرداد در واکنش به تایید حکم اعدام به اتهام «محاربه» از سوی دادگاه تجدیدنظر، در زندان تهران بزرگ دست به خودکشی زد.

این جوان ۲۰ ساله به مواردی مانند «همکاری با اسرائیل» و «بستن خیابان» متهم شده است. ولی‌پور پس از اقدام به خودکشی، از بند به بهداری زندان تهران بزرگ و سپس به زندان قزل‌حصار منتقل شد. با انتقال او به زندان قزل‌حصار، نگرانی‌ها درباره احتمال اجرای حکم اعدام ولی‌پور شدت گرفته است.

***

yamal.jpgخبرنامه گویا - لامین یامال، ستاره فوتبال اسپانیا، در پیامی ویدیویی از ترجمه فارسی کتاب «نی‌انبان گالیسیایی و تاریخ آن» قدردانی کرد و گفت چنین آثاری میان فرهنگ‌ها پل می‌سازند. این کتاب به قلم خوزه لوئیس فوکسو، به تاریخ و شیوه‌های نوازندگی ساز سنتی «گایتا» (نی‌انبان گالیسیایی) می‌پردازد؛ سازی که نمونه‌های مشابه آن در جنوب ایران نیز پیشینه‌ای طولانی دارد.

این کتاب توسط لیانا شریفیان، پژوهشگر و نوازنده نی‌انبان، ترجمه شده و روز سوم مرداد با حضور محسن شریفیان، احسان عبدی‌پور و دیگر چهره‌های فرهنگی رونمایی شد. در این مراسم، یامال در پیامی خطاب به مترجم گفت: «ترجمه این کتاب دستاوردی درخشان است و میان فرهنگ‌های اسپانیا و ایران پل می‌سازد.» خوزه لوئیس فوکسو، نویسنده کتاب، نیز در پیامی از ترجمه این اثر قدردانی کرد.

لیانا شریفیان در این مراسم با اشاره به تعویق رونمایی به دلیل جنگ، گفت فرهنگ و هنر حتی در دشوارترین روزها نیز راه خود را پیدا می‌کنند. او همچنین به پیشینه تاریخی نی‌انبان در ایران اشاره کرد و گفت نقش‌هایی از سازهای مشابه آن در آثار باستانی طاق‌بستان و شوش دیده می‌شود. محسن شریفیان نیز با تأکید بر قدمت این ساز در ایران، از تلاش‌ها برای معرفی و ثبت آن به عنوان بخشی از میراث فرهنگی سخن گفت.

series.jpgمقدمه: «سرگذشت ندیمه» روایت جامعه‌ای است که آزادی و حقوق شهروندان زیر سلطه یک حکومت ایدئولوژیک از میان می‌رود. الهه شیرازی در این نامه سرگشاده به دونالد ترامپ، با الهام از این اثر، از سیاست غرب در قبال جمهوری اسلامی انتقاد کرده و خواستار تمایز میان دیپلماسی و مماشات شده است.

برای ما «سرگذشت ندیمه» داستان نیست؛ واقعیت است، الهه شیرازی

رئیس‌جمهور ترامپ،

من یک ایرانی هستم و فقط یک سؤال ساده از شما دارم.

آیا رمان «سرگذشت ندیمه» اثر مارگارت اتوود را خوانده‌اید یا سریالش را دیده‌اید؟ اگر نه، از شما خواهش می‌کنم حتماً آن را ببینید. مارگارت اتوود در مصاحبه‌های مختلف گفته است که انقلاب ایران و اجباری شدن حجاب، از جمله رخدادهایی بودند که در شکل‌گیری فضای این رمان بر او تأثیر گذاشتند.

اما می‌خواهم نکته‌ای را با شما در میان بگذارم.

برای بیشتر مردم جهان، «سرگذشت ندیمه» تنها یک رمان یا یک سریال است؛ داستانی که با بستن کتاب یا خاموش کردن تلویزیون به پایان می‌رسد. اما برای ما ایرانیان، این داستان هرگز پایان نیافته است. ما آن را تماشا نکرده‌ایم؛ آن را زندگی کرده‌ایم. آنچه مردم جهان بر صفحه تلویزیون می‌بینند، ما نزدیک به نیم قرن است با ترس، سرکوب، از دست رفتن آزادی، فروپاشی خانواده‌ها و آینده‌ای که از نسل‌هایمان گرفته شد، تجربه کرده‌ایم.

در آن داستان، مردم آمریکا سرانجام با تلاش خود و حمایت دیگر کشورها نجات پیدا می‌کنند.

امروز من از شما می‌خواهم به مردم ایران کمک کنید.

nasiri.jpgایندیپندنت فارسی - علی نصیری، رئیس سازمان مدیریت بحران تهران، روز یکشنبه چهارم مرداد ماه، در گفتگو با خبرنگاران درباره سامانه‌های صوتی نصب‌شده در سطح تهران گفت آنچه در سطح شهر وجود دارد، «آژیر» هشدار نیست، بلکه «اذان‌‌گوی آفلاین» است.

نصیری در ادامه با یاداوری آنکه پخش هشدار در زمان جنگ باید با دستگاه مربوطه هماهنگ باشد، افزود: «آن کسی که آژیر تولید می‌کند، مجموعه نیروهای مسلح است.»

در جریان جنگ گذشته و حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به تهران، ساکنان پایتخت از نبود پناهگاه و آژیر هشدار خطر گزارش دادند.


***

27-2.jpg

ایران اینترنشنال - شاهزاده رضا پهلوی در پاریس با سیلوان آدامز، رییس شاخه اسرائیل کنگره جهانی یهودیان، درباره آینده ایران و برقراری دوباره روابط دیپلماتیک ایران و اسرائیل گفت‌وگو کرد. آدامز حمایت خود را از چشم‌انداز او برای ایران آزاد و دموکراتیک و آمادگی برای مشارکت در بازسازی ایران اعلام کرد.

شاهزاده رضا پهلوی در پاریس با سیلوان آدامز، رییس شاخه اسرائیل کنگره جهانی یهودیان، دیدار و درباره آینده‌ای آزاد و دموکراتیک برای ایران و برقراری دوباره روابط دیپلماتیک میان ایران آزاد و اسرائیل گفت‌وگو کرد.

آدامز در این دیدار با تاکید بر حمایت یهودیان جهان از چشم‌انداز شاهزاده رضا پهلوی برای ایرانی آزاد و دموکراتیک گفت: «ما شانه‌به‌شانه شما خواهیم ایستاد.»

Untitled-4.jpg

شاهزاده رضا پهلوی نیز با اشاره به ریشه‌های تاریخی روابط دو ملت گفت: «آنچه ما در پی تحقق آن در قرن بیست‌ویکم هستیم، در واقع ۲۵۰۰ سال پیش آغاز شده است.»

مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال

به گزارش دفتر ارتباطات شاهزاده رضا پهلوی، آدامز به نشانه امید به آینده، دو مزوزای ساخته‌شده از سنگ اورشلیم را به او هدیه داد؛ یکی برای سفارت آینده اسرائیل در تهران و دیگری برای سفارت آینده ایران در اورشلیم. طومارهای درون این مزوزاها به دست یک کاتب مذهبی اسرائیلی ایرانی‌تبار نوشته شده‌اند؛ نمادی از پیوند تاریخی ایران و اورشلیم و امید به آینده‌ای که در آن آزادی مردم ایران، راه را برای صلح، همکاری و شکوفایی مشترک باز خواهد کرد.

آدامز، در جایگاه سرمایه‌داری بسیار موفق، همچنین آمادگی خود را برای سرمایه‌گذاری و مشارکت در بازسازی ایران آزاد اعلام کرد و ابراز امیدواری کرد که به‌زودی در تهران، در کنار مردم ایران، شاهد آغاز فصل تازه‌ای از روابط میان دو کشور باشد.

***

واقعیت محض!

| No Comments

خبرنامه گویا - این کارتون سیاسی، زهران ممدانی، شهردار نیویورک، را در قالب «اسب تروا» به تصویر می‌کشد؛ استعاره‌ای که منتقدان او برای بیان این ادعا به کار می‌برند که برخی مواضع و شعارهایش می‌تواند زمینه‌ساز نفوذ ایده‌های افراطی یا شکاف‌های عمیق‌تر اجتماعی باشد.

در فضای افزایش حملات یهودستیزانه در ماه های اخیر و تمرکز مداوم او بر اسرائیل، در کنار حملاتش به ثروتمندان و ساختن شکاف میان گروه‌های اجتماعی، ناخواسته به عادی‌سازی برخی روایت‌های ضدیهودی و قطبی‌تر شدن فضای سیاسی کمک کرده است.

این تصویر بازتاب همین انتقادهاست و با استفاده از نماد «اسب تروا» می‌کوشد این دیدگاه را القا کند که پشت چهره‌ای آرام و پیام‌های ظاهراً عدالت‌خواهانه پیامدهای سیاسی و اجتماعی خطرناک‌تری نهفته است.

لازم نیست یک ساختمان را فقط با انفجار یک بمب ویران کرد؛ گاهی کافی است پایه‌های آن را ذره‌ذره سست کرد تا سرانجام خود به خود فرو بریزد.

HOErzVOXoAAgvm9.jpg

wsj.jpgوال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به ایران حمله کردند

یورونیوز - به گزارش وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه، جنگنده‌های بحرین و کویت اوایل ماه جاری به‌طور مخفیانه به اهدافی در داخل ایران حمله کردند. این نخستین اقدام تلافی‌جویانه مستقیم این دو کشور علیه ایران است. سفیر کویت در آمریکا این گزارش را تکذیب کرد.

به گفته برخی از این افراد، بحرین و کویت در این حملات هوایی، انبارهای نگهداری پهپاد و موشک و شماری دیگر از تاسیسات نظامی را هدف قرار داد. به گفته این افراد، امارات عربی متحده که در اوایل جنگ چندین بار به ایران حمله کرده بود، اطلاعات مربوط به اهداف و پوشش هوایی دفاعی این عملیات را فراهم کرد. این اقدام نشانه‌ای از شکل‌گیری همکاری میان کشورهای عربی برای مقابله با ایران است.

به گفته افراد آگاه، این دو کشور حاشیه خلیج فارس نیروهای هوایی نسبتا کوچکی در اختیار دارند که به جنگنده‌های آمریکایی و اروپایی مجهزند، اما نمی‌خواستند تهران بدون پرداخت هزینه به حملات خود علیه آن‌ها ادامه دهد.

سفیر کویت در آمریکا گزارش وال‌استریت ژورنال مبنی بر حمله کشورش به ایران را تکذیب کرد. زین صباح گفت: «دولت کویت در هیچ‌گونه عملیات نظامی علیه ایران مشارکت نداشته و اجازه نداده است از خاک این کشور برای آغاز عملیات تهاجمی علیه هیچ‌یک از کشورهای همسایه استفاده شود.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

معضلی که بحرین و کویت با آن مواجه‌اند، به‌طور گسترده‌تر در سراسر منطقه خلیج فارس نمایان است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در حال حاضر میان جنگی ناخواسته و همسایه‌ای بسیار بزرگتر و خشمگین به نام ایران گرفتار شده‌اند.

25-1.jpgشرایط امیدوارکننده نیست و احتمال افزایش تنش‌ها در روزهای آینده وجود دارد

خبرنامه گویا - تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی، در گفت‌وگو با الجزیره گفت جمهوری اسلامی در شرایط کنونی انگیزه چندانی برای بازگشت به مذاکرات ندارد، زیرا از نگاه تهران، آمریکا پس از ناکامی در دستیابی به اهداف خود از طریق گفت‌وگو، بار دیگر به گزینه نظامی روی آورده است.

پارسی تأکید کرد تا زمانی که تعهدی واقعی به دیپلماسی وجود نداشته باشد و اقدامات نظامی یا تلاش برای تغییر موازنه از طریق فشار کنار گذاشته نشود، چشم‌انداز موفقیت مذاکرات بسیار محدود خواهد بود.

او همچنین با اشاره به تحولات اخیر منطقه هشدار داد که شرایط امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد و اگر دونالد ترامپ همان الگوی رفتاری گذشته خود را دنبال کند، ممکن است در روزهای آینده تنش‌ها به‌طور قابل توجهی افزایش یابد. به گفته پارسی، تا روز دوشنبه روشن خواهد شد که آیا تهدیدها و اقدامات اخیر صرفاً جنبه بازدارنده و بلوف داشته، یا اینکه دولت آمریکا قصد تغییر مسیر درگیری را دارد، یا حملات پراکنده روزهای گذشته بخشی از راهبرد اصلی واشنگتن بوده است.

تریتا پارسی پیش‌تر ریاست سازمان نایاک (NIAC) را بر عهده داشته است. تعداد زیادی از فعالان و چهره‌های اپوزیسیون ایران، مواضع او در حوزه سیاست خارجی را همسو با دیدگاه‌های جمهوری اسلامی ارزیابی می‌کنند؛ ارزیابی‌ای که پارسی آن را رد کرده و همواره بر استقلال مواضع خود تأکید داشته است.

roshanak.jpgمشکل اصلی، جمهوری اسلامی است؛ چه با جنگ، چه بی‌جنگ

روشنک آسترکی | ایکس | اینستاگرامکیهان لندن

بمباران معیشت مردم که زندگی ده‌ها میلیون نفر را به ویرانی کشیده، ناشی از جنگ اخیر نیست؛ بلکه از ساختار ناکارآمد، فاسد و ضدتوسعه‌ای است که نزدیک به نیم قرن است سرنوشت ایرانیان را به بازی گرفته و بدون این جنگ نیز همچنان وضعیت را بدتر از امروز خواهد کرد.

مقامات جمهوری اسلامی بطور سازمانیافته ادعا می‌کنند، با عملکرد موثر دولت در طول جنگ اخیر، قحطی ایجاد نشده و کالا در فروشگاه‌ها موجود است. این منّت «مدیریت کارآمد اقتصادی» در حالی مطرح می‌شود که از یکسو، چند هفته شرایط جنگی برای کشوری با ابعاد و جمعیت ایران، زمان اندکی برای خالی شدن انبارها و گمرکات کشور از کالاهای اساسی است؛ و از سوی دیگر، مردم پولی در بساط ندارند که مانند کشورهای توسعه‌یافته با وقوع جنگ یا زلزله و پاندمی، به فروشگاه‌ها هجوم ببرند و قفسه‌ها را «خالی» کنند. گواه وضعیت بغرنج حقوق بگیرانی که تا ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، هشدار یک فعال کارگری است که گفته، بعید است کارگران بیش از دو ماه «تاب‌آوری اقتصادی» داشته باشند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

پیوند زدن بحران‌های اقتصادی به جنگ و تحریم همواره دستاویز مقامات جمهوری اسلامی بوده تا درباره علت اصلی بحران‌های ریز و درشت فرافکنی کنند. در این میان، موجی از وعده‌های بیجا درباره دوران پس از جنگ نیز در میان بخشی از بقایای جمهوری اسلامی به راه افتاده. حامیان مذاکره، و درواقع «تسلیم»، چنان تصویر فریبنده‌ای از روزهای پس از یک توافق احتمالی و گشایش‌های پی‌ در پی ارائه می‌دهند که گویی هرگز نقشی در قدرت نداشته و از مسببان وضعیت کنونی نیستند!

25.jpgیورونیوز - دونالد ترامپ در جریان مراسم شام انجمن خبرنگاران کاخ سفید* مدعی شد که یک «رژیم هراس‌انگیز» که پیوسته به آمریکا حمله می‌کرد سرنگون شده و رهبران پیشین آن کنار رفته‌اند، و این کشور اکنون توسط یک «دیکتاتور همجنس‌گرا» که با اختلافات داخلی روبه‌روست، اداره می‌شود.

*این مراسم که هر سال با حضور مقام‌های سیاسی، روزنامه‌نگاران و چهره‌های رسانه‌ای برگزار می‌شود، سابقه‌ای طولانی در طنز سیاسی، کنایه و «روست» یا دست‌انداختن شخصیت‌های سیاسی و رویدادهای روز دارد.

ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده که بارها در سخنانش به مصدومیت شدید و گرایش‌های جنسی رهبر جمهوری اسلامی ایران اشاره کرده، در این مراسم گفت:

«در حالی که تمام اهالی مطبوعات را این‌جا در یک جا جمع می‌بینم، باید بگویم که ما دستاوردهای فوق‌العاده فراوانی داریم که رسانه‌ها هرگز درباره‌شان حرفی نمی‌زنند؛ برای نمونه در دولت من، رژیمی که زمانی هراس‌انگیز و مقتدر بود و پیوسته به آمریکا حمله می‌کرد، سرانجام سرنگون شد، رهبران قبلی‌شان کنار رفته‌اند و اکنون توسط یک دیکتاتور همجنس‌گرا که با اختلاف‌های داخلی دست‌به‌گریبان است، اداره می‌شود.»

رسانه‌ها و ناظران سیاسی این توصیف ترامپ را کنایه‌ای آشکار به جمهوری اسلامی و مجتبی خامنه‌ای ارزیابی کردند؛ ادعایی که پیش‌تر نیز از سوی رئیس‌جمهور آمریکا مطرح شده بود.

کار مجتبی خامنه‌ای هم نود درصد تمام شده است

این نخستین بار نیست که رئیس‌جمهوری ایالات متحده درباره مجتبی خامنه‌ای اظهار نظر می‌کند. دونالد ترامپ در ماه ژوئیه در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز درباره وضعیت توان نظامی و رهبران ایران گفت: «آن‌ها دیگر نیروی دریایی ندارند، نیروی هوایی ندارند؛ همه‌چیز از بین رفته است. پدافند هوایی‌شان نابود شده، رهبرانشان همگی کشته شده‌اند، بهترین رهبرانشان کشته شده‌اند... خامنه‌ای رفته است، پسرش [مجتبی خامنه‌ای] هم ۹۰ درصد رفته است.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

تاکید ترامپ بر گزارش سیا درباره مجتبی خامنه‌ای

دونالد ترامپ پیش‌تر نیز در اواخر ماه مارس ۲۰۲۶ در جریان مصاحبه‌ای با شبکه فاکس‌نیوز در پاسخ به پرسش مجری درباره گزارش‌های سازمان سیا پیرامون گرایش جنسی رهبر جدید ایران تایید کرده بود که دستگاه‌های اطلاعاتی و افراد زیادی این موضوع را مطرح کرده‌اند. او گفته بود: «خب، آن‌ها [سیا] این موضوع را گفتند، اما نمی‌دانم آیا فقط آن‌ها بودند یا نه. فکر می‌کنم افراد زیادی دارند حالا دارند این مساله را روایت می‌کنند؛ موضوعی که او را در آن کشور خاص با شروعی بسیار بدی روبه‌رو می‌کند [اشاره به قوانین حکومتی و مجازات‌های سنگین جمهوری اسلامی علیه همجنس‌گرایی].»

25-4.jpgایندیپندنت - روزنامه «تلگراف»، روز جمعه، در گزارشی اختصاصی نوشت که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی بریتانیا چند فرد مرتبط با نهادهای امنیتی ایران را که قصد داشتند با قایق‌های کوچک از طریق گذرگاه مانش وارد خاک این کشور شوند، شناسایی و متوقف کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به‌ویژه «واحد ۷۰۰» (شاخه لجستیک نیروی قدس) با در اختیار داشتن برخی مسیرهای قاچاق انسان در اروپا، عبور پناهجویان از کمپ‌های کاله فرانسه را تسهیل کرده و در ازای آن، نیروهای نفوذی و وابسته به خود را در میان آنان روانه لندن می‌کنند.

یک مقام ایرانی در گفتگو با تلگراف مدعی شده که این افراد به عنوان «نیروهای انقلابی» در بریتانیا مستقر شده‌اند و استفاده از این مسیرهای قاچاق، حتی از شلیک موشک برای ناامن کردن لندن ساده‌تر و کاربردی‌تر است.

در پی انتشار این گزارش، نمایندگان پارلمان و مقامات امنیتی بریتانیا خواستار اقدام فوری دولت و برخورد قاطع با شبکه نفوذ جمهوری اسلامی شده‌اند.

الیشیا کرنز، وزیر سایه امنیت بریتانیا، با ابراز نگرانی شدید تاکید کرد که سپاه پاسداران از بحران قایق‌های کوچک برای فرستادن ماموران خود به خیابان‌های بریتانیا سوءاستفاده می‌کند و دولت باید فورا کارگروهی ویژه برای شناسایی این افراد تشکیل دهد.

این افشاگری در حالی صورت می‌گیرد که پیش‌تر نیز کن مک‌کالم، رئیس سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا (ام‌آی۵)، نسبت به خنثی‌سازی ده‌ها توطئه و استفاده جمهوری اسلامی از شبکه‌های جنایتکار و باندهای قاچاق برای اجرای عملیات‌های تروریستی در خاک بریتانیا هشدار داده بود.

nyp.jpgایران اینترنشنال - روزنامه نیویورک‌پست به نقل از یک منبع آگاه از برنامه‌ریزی‌های نظامی و شماری از کارشناسان گزارش داد نیروهای عملیات ویژه آمریکا آماده هستند در صورت صدور دستور، عملیاتی را آغاز کنند که از آن به عنوان «یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های تاریخ نظامی» یاد می‌شود؛ عملیاتی با هدف خارج کردن اورانیوم غنی‌شده از تاسیسات هسته‌ای در ایران.

به گفته یک منبع آگاه از برنامه‌ریزی‌های نظامی که جمعه با نیویورک‌پست گفت‌وگو کرد، اجرای این عملیات بسیار پیچیده مستلزم حضور هزاران نیروی زمینی خواهد بود که به تاسیسات هسته‌ای ایران یورش می‌برند، از تله‌های انفجاری عبور می‌کنند، از تیم‌های مهندسی و عمرانی بهره می‌گیرند و هم‌زمان یک نیروی گسترده برای ایجاد حلقه امنیتی پیرامون این تاسیسات مستقر می‌کنند.

پس از آن، یک تیم کوچک از نیروهای عملیات ویژه ماموریت خارج کردن اورانیوم غنی‌شده را انجام خواهد داد؛ فرایندی که این منبع آن را «بسیار خطرناک» توصیف کرد.

vahidi.jpgحسین عرب - خبرنامه گویا

مرگ علی خامنه‌ای، صرفاً پایان دوران یک رهبر نبود؛ بلکه می‌تواند آغاز مرحله‌ای تازه در جمهوری اسلامی باشد. بسیاری از تحلیل‌ها بر این موضوع متمرکز شده‌اند که چه کسی جانشین او شده یا چه تغییراتی در ساختار رسمی حکومت رخ داده است. اما به گمان من، مهم‌ترین تحول، نه در رأس هرم قدرت، بلکه در توازن نیروهای درون آن اتفاق افتاده است.

طی بیش از سه دهه رهبری خامنه‌ای، گرایش‌های مختلفی در سپاه پاسداران، نهادهای امنیتی و مجموعه حاکمیت حضور داشتند. خامنه‌ای اگرچه خود را رهبر انقلاب اسلامی می‌دانست و به مبانی ایدئولوژیک نظام باور داشت، اما در عمل، بیش از آنکه یک رهبر ایدئولوژیکِ انعطاف‌ناپذیر باشد، یک رهبر اقتضایی بود. معیار اصلی او حفظ جمهوری اسلامی بود و هر زمان که بقای نظام ایجاب می‌کرد، حاضر بود میان جریان‌های مختلف موازنه ایجاد کند، افراد را جابه‌جا کند یا حتی از برخی شعارهای گذشته فاصله بگیرد.

نمونه‌های متعددی از این رویکرد را می‌توان در دوران رهبری او مشاهده کرد. در مواردی، مدیران و فرماندهانی که با اتهام‌های جدی فساد اقتصادی یا سوءمدیریت روبه‌رو بودند، تا زمانی که وفاداری خود را به رهبر و ساختار نظام حفظ می‌کردند، همچنان در موقعیت‌های مهم باقی ماندند یا پس از کنار رفتن نیز از حمایت سیاسی برخوردار بودند. این امر نشان می‌داد که از نگاه خامنه‌ای، وفاداری به نظام در بسیاری از موارد بر سایر ملاحظات اولویت داشت. هدف او حفظ انسجام ساختار قدرت بود، حتی اگر این سیاست هزینه‌هایی برای اعتبار نظام در افکار عمومی ایجاد می‌کرد.

Darioush_Majlesi.jpgسازماندهی، ریخت و پاش مالی بی حد، و بالا تر از همه، قدرت نمائی کاذب در برابر افکار عمومی داخل و خارج ایران را میتوان از اهداف اصلی رژیم حاکم بر کشورمان در برگزاری مراسم بسیار وسیع و پر خرج تدفین علی خامنه ای نامید. وانمود کردن یک شکست (یعنی ترور موفق رهبر جمهوری اسلامی) را، به عنوان یک پیروزی و نمایش قدرت، نمیتوان به چیز دیگری تعبیر نمود به جز خریدن نوعی آبرو و حیثیت در مقابل مردمی که از دیماه، فقط شاهد کشتار های خیابانی، اعدام ها، فقر و عزلت و از همه بدتر تخریب زیر ساختارهائی میباشند که (اغلب) حاصل سرمایه گزاری های کلان رژیم پیشین بود.

اگر قبول کنیم که این مراسم تدفین یکی از، و شاید هم تنها، مراسم پر خرج و وسیعی میباشد که جمهوری اسلامی تا کنون برگزار نموده، (آن هم در زمانی که کشور و مردم ما در بدترین شرایط اقتصادی و جنگ بسر میبرند) پس زیاد هم بی ربط نخواهد بود اگر مقایسه ای بین این مراسم و مراسمی در رژیم گذشته، که آن هم یکی از پرخرج ترین و پر جلال ترین واقعه آن زمان بود (یعنی مراسم 2500 ساله) به عمل آوریم، با این تفاوت که آن مراسم، بر خلاف این مراسم، در زمان شکوفائی اقتصادی و تعامل با دنیا، برگزار گردید.

یکی از بزرگترین دستاورد های آن جشن، تاسیس 2500 مدرسه، آن هم در دور ترین مناطق سرزمینمان بود. تفاوت بین حضور وسیع سران (تقریبا) تمام کشور های جهان در آن جشن، و حضور تعداد قلیل سران کشور ها، شخصیت ها و نیابتی ها، در مراسم دفن خامنه ای، نشان دهنده تفاوت چشمگیر بین جایگاه و موقعیت بین المللی آن رژِیم، از یکسو، انزوا و قرار گرفتن این رژیم در زمره کشور های تروریست، از سوی دیگر میباشد.

Sepideh_Hajjami.jpgجناب آقای پرویز پرستویی

​سال‌ها پیش در خاطره جمعی یک ملت، سیمایی از شما ثبت شد که برای حق‌طلبی، مبارزه می‌کرد، در برابر دیوان‌سالاری می‌ایستاد و تمام اعتبارش را قمار می‌کرد تا جان یک «انسان» را نجات دهد.
«حاج کاظمِ» آژانس شیشه‌ای فریاد بی‌صدای کسانی بود که در هیاهوی مصلحت‌اندیشی‌ها و بی‌تفاوتیِ حاکمیت، حق‌شان پایمال شده بود. شما با آن نقش، نماد ایستادگی و دادخواهی شدید؛ اما امروز، فاصله میان آن تصویر سینمایی و کارنامه واقعی‌تان، به دره‌ای عمیق و پر از تناقض تبدیل شده است.

حاکمیت با شانه خالی کردن از مسئولیتِ ۴۷ سال حکمرانیِ مطلق، به جای پاسخگویی در برابر فروپاشی ساختاری، نابودی منابع زیست‌محیطی، بحران‌های لجام‌گسیخته اقتصادی، اعدام و کشتار مخالفان، خفقان اجتماعی و فقر تحمیلی بر زیستِ روزمره مردم، در حال جابه‌جایی جایگاه متهم و شاکی‌ست، و ​شما خشم و لعن خود را روانه کسانی می‌کنید که در پی یک دادخواهی تاریخی، ریشه‌های ویرانی امروز را نشانه رفته‌اند.

لعنت‌فرستادن بر جریانی که بیش از چهار دهه هیچ اختیاری در مقدرات این سرزمین نداشته، انحراف افکار عمومی و فرار از پاسخگویی در برابر جنایات و ناکارآمدی‌های حاکمیتی‌ست که شما زیر سایه آن ایستاده‌اید.

Yousef_J_Javidan.jpgگرایش استمرارطلب سال‌ها پیش اعتبار خود را از دست داد اما بتازگی کسانی دارند دوباره تئوری «استحاله» نظام اسلامی را پیش می‌کشند. مطرح کردن استحاله‌ی فرمانفرمایی اسلامی حاکم بر ایران چیزی جز آرزوی ماندگاری این نظام ضدبشری نیست. مدت‌ها بود که این افراد بخاطر خشم و نفرتی که سرکوب مداوم نیروهای امنیتی در مردم ایران برانگیخته جرات نمی‌کردند که به روشنی بگویند که خواهان ماندگاری این نظام هستند.

به ویژه پس از سرکوب دی‌ماه که در تاریخ معاصر بی‌نظیر است افراد استحاله‌خواه دیگر نمی‌توانستند به راحتی با نظام تئوکراتیک حاکم بر ایران همسویی کنند. اما ویژگی بحران بزرگ، بخصوص بحران تکان‌دهنده‌ای مانند جنگ، آن است که این باورها را دوباره از اعماق بیرون می‌کشاند، شفاف می‌کند و می‌نمایاند. پس از آغاز جنگ اخیر این افراد با بهره‌وری از شوک و سردرگمی ناشی از جنگ دوباره تز شکست خورده‌ی استحاله نظام اسلامی را پیش کشیدند و مقاله‌هایی را که -- به گفت خود نویسندگان -- پیشتر نوشته شده بودند با استفاده از جو جدید و آشوب ناشی از جنگ انتشار دادند و به تبلیغ ماندگاری و استحاله‌ی نظام اسلامی پرداختند.

argue.jpgدرآمد:

هنگامی که همه می‌کوشند و این ایران است که می‌بازد

شاید یکی از دردناک‌ترین صورت‌های شکست جمعی آن باشد که ویرانی نه از بی‌تفاوتی و سکون، بلکه از انبوه تلاش‌های صادقانه و پرشوری پدید آید که در جهت‌های متضاد حرکت می‌کنند.

جامعه‌ای را تصور کنید که در آن گروه‌های بسیار، هر یک خود را دلسوز مردم و نگران آیندهٔ کشور می‌دانند. یکی استقلال را مهم‌ترین ارزش می‌شمارد، دیگری آزادی را؛ یکی عدالت اجتماعی را در صدر می‌نشاند، دیگری توسعهٔ اقتصادی را؛ یکی حفظ هویت دینی را ضامن بقای جامعه می‌داند و دیگری جدایی دین از حکومت را شرط نجات آن. گروهی از اصلاح ساختار موجود سخن می‌گویند، گروهی از گذار کامل از آن؛ برخی به انقلاب می‌اندیشند، برخی به اصلاح تدریجی، برخی به فشار خارجی، برخی به مقاومت در برابر جهان خارج و برخی به نوعی آشتی ملی.

ممکن است بسیاری از این افراد واقعاً خیرخواه باشند. ممکن است برای باورهای خود هزینه داده باشند، زندان رفته باشند، از وطن رانده شده باشند یا سال‌ها در درون ساختارهای رسمی کوشیده باشند تا شاید اندکی از آسیب‌ها بکاهند. با این همه، خیرخواهی به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که حاصل کار نیز خیر باشد.

گاه نیروهایی که هر یک به‌تنهایی می‌توانستند بخشی از راه‌حل باشند، چنان در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند که در مجموع به بخشی از مسئله تبدیل می‌شوند. جامعه به صحنه‌ای بدل می‌شود که در آن همه برای نجات کشور می‌جنگند، اما خود کشور هر روز بیشتر می‌بازد.

اینجاست که باید گفت: نه! دیگر بس است.

نه به این معنا که اختلاف نظر را پایان دهیم؛ اختلاف، لازمهٔ جامعه‌ای زنده و آزاد است. نه به این معنا که ظلم و مسئولیت را فراموش کنیم، یا قربانی و عامل خشونت را یکسان بشماریم. بلکه به این معنا که باید میان «اختلاف» و «نابودی متقابل»، میان «عدالت‌خواهی» و «انتقام‌جویی»، و میان «وفاداری به یک عقیده» و «قربانی‌کردن ایران در راه آن عقیده» مرزی روشن بکشیم.

امروز پرسش اساسی این نیست که سرانجام کدام جریان پیروز خواهد شد. پرسش این است که آیا پس از پایان این کشمکش‌ها، هنوز کشوری باقی خواهد ماند که بتوان در آن فردای پیروزی را جشن گرفت ؟

یکم:
فیل در تاریکی؛ وقتی هر کس بخشی از حقیقت را تمام حقیقت می‌پندارد

مولانا در دفتر سوم مثنوی از گروهی سخن می‌گوید که در تاریکی به دیدن فیلی می‌روند. چون روشنایی وجود ندارد، هر کس دست بر بخشی از بدن فیل می‌کشد و بر اساس همان جزء، دربارهٔ کل آن داوری می‌کند.

آن‌که خرطوم را لمس کرده، فیل را چون ناودانی می‌بیند. دیگری که گوش را یافته، آن را بادبزن می‌پندارد. سومی، با لمس پا، از ستونی سخن می‌گوید و چهارمی، با دست‌زدن به پشت حیوان، آن را تختی می‌بیند.

مولانا می‌گوید:

از نظرگه، گفتشان شد مختلف
آن یکی دالش لقب داد، این الف

و سپس نتیجه می‌گیرد:

چشم حس، همچون کف دست است و بس
نیست کف را بر همهٔ او دسترس

مسئله این نیست که این افراد اشتباه می کنند یا دروغ می‌گویند. هر یک چیزی واقعی را لمس کرده است. خطای آنان از جایی آغاز می‌شود که تجربهٔ محدود خود را معادل تمامی حقیقت می‌گیرند. «بخشی از حقیقت» در دست هر یک است، اما «تمام حقیقت» در اختیار هیچ‌کدام نیست. اگر شمعی در آن خانه روشن می‌شد، اختلاف لمس‌ها از میان نمی‌رفت، اما جایگاه هر جزء در کلی بزرگ‌تر آشکار می‌شد.

آیا وضعیت جامعهٔ سیاسی ایران تا اندازه‌ای شبیه همین خانهٔ تاریک نیست؟

بخشی از جامعه، ایران را از منظر سرکوب سیاسی، زندان، سانسور و تبعیض می‌بیند. این بخش از واقعیت انکارناپذیر است. بخشی دیگر، کشور را از منظر فشار خارجی، تحریم، جنگ، مداخلهٔ قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی و خطر فروپاشی سرزمینی می‌نگرد. این نگرانی نیز بی‌اساس نیست. گروهی مسئلهٔ اصلی را فساد و ناکارآمدی می‌دانند، گروهی استبداد را، گروهی بحران هویت و فرهنگ را، گروهی فقر و نابرابری را و گروهی گسست ایران از اقتصاد جهانی را.
هر یک دستی بر بخشی از این فیل نهاده است!

مشکل از آنجا آغاز می‌شود که هر گروه نه‌تنها بخش خود را تمام فیل می‌پندارد، بلکه دیگران را به دلیل لمس بخش‌های دیگر، نادان، خائن، مزدور یا دشمن ملک و ملت می‌خواند. در چنین وضعی، اختلاف شناخت به نزاع اخلاقی تبدیل می‌شود: من، فقط متفاوت نمی‌اندیشم؛ بلکه این من ام‌که نمایندهٔ خیرم و تو نمایندهٔ شر.

از آن پس گفت‌وگو دیگر ممکن نیست. زیرا گفت‌وگو هنگامی معنا دارد که بپذیریم طرف مقابل نیز شاید چیزی را دیده باشد که ما ندیده‌ایم، شاید چیزی را تجربه کرده و‌زیسته است که حتی از ذهن ما نیز خطور نکرده است. توجه کنیم که آن کس که خود را مالک تمامی حقیقت می‌داند، نیازی به شنیدن ندارد؛ تنها می‌خواهد دیگران تسلیم شوند.

تاریکی این روزهای تیره و تار ما، همچون خانهٔ فیل در روایت مولانا، فقط از نبود یا گردش آزاد اطلاعات نیست. تاریکی می‌تواند ناتوانی از دیدن حقیقت در روشنایی روز‌ باشد، می تواند محدود شدن توانایی تفریق و تمایز باشد که به دنبال تعصب، ترس، سانسور، تبلیغات و‌ پروپاگاندا، خشم تاریخی، منافع گروهی یا حتی رنجی بی حد و‌حصر، افق دید انسان را تنگ می‌کند. انسانی که بسیار زخم خورده است، گاه جهان را تنها از دریچهٔ زخم خود می‌بیند. این امر گرچه قابل فهم است، اما اگر به معیار یگانهٔ سیاست بدل شود، می‌تواند به بازتولید زخمی تازه بینجامد.

راه‌حل مولانا انکار تفاوت لمس‌ها نیست؛ روشن‌کردن شمع است. این شمع در عرصهٔ سیاست ما می‌تواند نه تنها آزادی گردش اطلاعات، بلکه در کنار آن گفت‌وگوی عمومی توام با احترام، پذیرش تکثر، دانش تخصصی، تجربهٔ تاریخی و مهم‌تر از همه، فروتنی در برابر تجربه ها و حس های یکدیگر و البته قبول پیچیدگی واقعیت باشد.

شاید نخستین گام نجات ایران این باشد که هر جریان سیاسی بی پروا فریاد برآورد:

اگر چه آنچه من می‌بینم واقعی است، اما ممکن است همهٔ واقعیت نباشد.

دوم:

عقل جزوی؛ هوشی که می‌تواند ویران کند

مولانا میان «عقل جزوی» (fragmented intellect or partial rationality) و نوعی خرد کلی و فراگیرتر (all-embarrassing holistic wisdom) تفاوت می‌گذارد. عقل جزوی لزوماً حماقت نیست. برعکس، ممکن است بسیار زیرک، محاسبه‌گر و کارآمد باشد. می‌تواند وسیله بسازد، نقشه طراحی کند، رقیب را شکست دهد و منافع کوتاه‌مدت را حفظ کند. اما مشکلش آن است که اهمیت نسبت جزء با کل و امروز با فردا را کمتر می‌بیند.

عقل جزوی می‌پرسد: چگونه الان پیروز شویم؟

خرد کل‌نگر می‌پرسد: پس از این پیروزی چه چیزی باقی خواهد ماند؟

عقل جزوی می‌پرسد: چگونه دشمن اکنون را حذف کنیم؟

خرد کلی می‌پرسد: جامعه‌ای که حذف را به قاعده تبدیل کند، فردا با ما چه خواهد کرد؟

عقل جزوی می‌پرسد: چگونه قدرت را حفظ کنیم؟

خرد می‌پرسد: اگر برای حفظ قدرت، اعتماد عمومی، سرمایهٔ انسانی، محیط زیست و آیندهٔ نسل بعد از میان برود، این قدرت بر چه و برای چه کسی باقی خواهد ماند؟

مولانا در جایی «رحمت جزوی» را نیز در برابر «رحمت کلی» قرار می‌دهد: محبتی محدود که فقط نزدیکان و هم‌فکران را می‌بیند، در برابر رحمتی که راه خود را به سوی کلیت بزرگ‌تر می‌یابد. او هشدار می‌دهد که جزئی که راه دریا را نمی‌شناسد، ممکن است هر آبگیر کوچکی را دریا تصور کند.

این تصویر نیز‌ برای سیاست ایران بسیار آشناست.

هر جریان، حلقهٔ اخلاقی خاص خود را ساخته است. برخی تنها رنج هواداران حکومت یا قربانیان ترور و جنگ را می‌بینند و رنج معترضان، زندانیان و محرومان از حقوق مدنی را کوچک می‌شمارند. برخی تنها قربانیان حکومت را می‌بینند و هر انسان وابسته به ساختار موجود را یکسره مجرم و فاقد حق و کرامت تلقی می‌کنند. برخی ایران را فقط در تهران و شهرهای بزرگ می‌بینند؛ برخی فقط در روستاها و مناطق مذهبی؛ برخی تنها ایرانیان داخل کشور را صاحب حق سخن می‌دانند و برخی صدای مهاجران و تبعیدیان را برتر می‌شمارند.

بی تردید هر گروه نسبت به بخشی از جامعه دلسوز و همراه است، اما این «رحمت جزوی» هنگامی خطرناک می‌شود که رنج دیگران را نامرئی کند.
در این‌جا مسئله فقط اخلاق فردی نیست؛ مسئلهٔ ساختار تصمیم‌گیری است. سیاستی که به «یک مطالبه» پاسخ می‌دهد اما ممکن است «ده ها پیامد» دیگر را نبیند، ممکن است با نیتی درست به نتیجه‌ای ویرانگر برسد. انقلاب، اصلاح، تحریم، مداخلهٔ خارجی، مقاومت، مذاکره، تمرکزگرایی یا تمرکززدایی، هیچ‌یک صرفاً با نیت خوب، مشروع و کارآمد نمی‌شوند. هر انتخاب باید بر اساس پیامدهای واقعی آن برای همهٔ مردم، به‌ویژه آسیب‌پذیرترین گروه‌ها، سنجیده شود.

کشوری را نمی‌توان تنها با پاکی نیت اداره کرد. برای سیاست، «اخلاق نیت» (ethics of conviction) ضروری است، اما کافی نیست؛ «اخلاق پیامد» (ethics of responsibility) نیز لازم است. (مفاهیم مورد اشاره Max Weber در سخنرانی مشهور Politics as a Vocation)

سوم:
سه ماهی؛ سه راه متفاوت در برابر خطری یکسان و مشترک

در روایت مشهور «سه ماهی» که در کلیله و دمنه و آثار تعلیمی هم‌خانوادهٔ آن آمده است، سه ماهی در آبگیری زندگی می‌کنند. صیادان آبگیر را می‌بینند و تصمیم می‌گیرند برای صید بازگردند. هر سه ماهی با خطری مشترک روبه‌رو هستند، اما واکنش یکسانی ندارند.
ماهی دوراندیش، خطر را جدی می‌گیرد و پیش از آنکه راه‌ها بسته شود، آبگیر را ترک می‌کند. ماهی دوم، خطر را می‌فهمد اما تصمیم را به تأخیر می‌اندازد؛ هنگامی که صیادان می‌رسند، ناچار با حیله و وانمودکردن به مرگ خود را نجات می‌دهد. ماهی سوم، نه خطر را به‌درستی می‌سنجد و نه در زمان مناسب دست به عمل می‌زند و سرانجام گرفتار می‌شود.

این حکایت بیش از آنکه دربارهٔ هماهنگی جمعی باشد، دربارهٔ «زمان، تصمیم و تفاوت راهبردها»ست. بااین‌حال، برای ایران امروز پرسشی مهم پیش می‌کشد: وقتی خطر مشترک است، آیا نیروهای مختلف می‌توانند پیش از بسته‌شدن راه‌ها، دست‌کم بر تعریف خطر و قواعد مواجهه با آن توافق کنند؟

امروز، هر جریانی نسخهٔ خود را برای نجات ایران دارد. یکی می‌گوید باید ساختار موجود را از درون اصلاح کرد. دیگری این راه را پایان‌یافته می‌داند. یکی راه نجات را در فشار حداکثری می‌جوید، دیگری در کاهش تنش و مذاکره. یکی از تمرکز قدرت برای جلوگیری از تجزیه دفاع می‌کند، دیگری تمرکز موجود را سرچشمهٔ تبعیض می‌داند. یکی تغییر سریع می‌خواهد و دیگری از خلأ قدرت و جنگ داخلی می‌ترسد.

وجود این اختلاف‌ها طبیعی است. اما هنگامی که هر گروه فقط راهبرد خود را مشروع بداند، امکان ساختن «حداقل مشترک» از میان می‌رود. در نتیجه، جامعه نه از مزایای تنوع راهبردها بهره می‌برد و نه توان واکنش هماهنگ پیدا می‌کند.

خطر مشترک، تنها یک حکومت، یک اپوزیسیون یا یک دشمن خارجی نیست. خطر مشترک می‌تواند فرسایش هم‌زمان سرمایهٔ اجتماعی، اقتصاد، محیط زیست، آموزش، اعتماد عمومی، امنیت انسانی و امید به آینده باشد.

گزارش‌های اقتصادی بانک جهانی از تداوم تورم بالا، کاهش ارزش پول و شکنندگی چشم‌انداز اقتصادی ایران سخن گفته‌اند؛ بنا بر گزارش «چشم‌انداز کلان اقتصادی و فقر» بانک جهانی در آوریل ۲۰۲۶، تورم سال‌به‌سال ایران در فوریهٔ همان سال به ۶۲٫۲ درصد و تورم مواد غذایی به ۹۹ درصد رسید؛ هم‌زمان، بانک جهانی برای سال مالی ۲۰۲۵/۲۶ انقباض ۲٫۷ درصدی تولید ناخالص داخلی ایران را برآورد کرده است. (بانک جهانی، «چشم‌انداز کلان اقتصادی و فقر: جمهوری اسلامی ایران»، آوریل ۲۰۲۶، ص۲.) https://thedocs.worldbank.org/en/doc/65cf93926fdb3ea23b72f277fc249a72-0500042021/related/mpo-irn.pdf

سازمان ملل نیز در ژانویهٔ ۲۰۲۶ نشست ویژه‌ای دربارهٔ وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران برگزار کرد. این داده‌ها، فارغ از تفسیر سیاسی ما، نشان می‌دهند که زمان برای تصمیم‌گیری نامحدود نیست.

جامعه‌ای که خطر را دائماً به آینده حواله دهد، ممکن است سرانجام زمانی به خود آید که راه‌های خروج بسته شده‌اند.

چهارم:
مجمع مرغان؛ ایران به‌مثابه جمعی از دغدغه‌های پراکنده

در آغاز منطق‌الطیر عطار، مرغان جهان گرد هم می‌آیند. آنان رهبر و پادشاهی ندارند و هدهد از سیمرغ سخن می‌گوید؛ ناجی و خردمندی دوردست که باید برای یافتنش راهی سفری دشوار شد.

مرغان در آغاز همراه می‌شوند، اما وقتی دشواری راه آشکار می‌شود، هر یک عذری می‌آورد. این عذرها فقط بهانه‌های سطحی نیستند؛ هر پرنده نماد دلبستگی، ترس یا حقیقتی واقعی اما محدود است.

بلبل عاشق گل است و نمی‌تواند از زیبایی و عشق آشنای خود دل بکند. طوطی در پی آب حیات و جاودانگی است. طاووس سودای بازگشت به بهشت را دارد. باز به نزدیکی پادشاه زمینی دل بسته است. بط به پاکی آب و زهد ظاهری خود می‌نازد. کبک شیفتهٔ گوهر است. جغد ویرانه و گنج نهفته در آن را بر سفر ترجیح می‌دهد. هما به افتخار و سایهٔ قدرت وابسته است.

هیچ‌یک از این خواسته‌ها در ظاهر کاملاً از معنا و اهمیت تهی نیست. عشق، جاودانگی، بهشت، پاکی، ثروت، امنیت و منزلت، همگی خواسته‌هایی قابل فهم و بی تردید پراهمیت ‌اند. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که هر پرنده دغدغهٔ اصلی خود را از مقصد مشترک مهم‌تر می‌شمارد.

عطار می‌گوید:

بعد از آن مرغان دیگر، سر به سر
عذرها گفتند، مشتی بی‌خبر

هر یکی از جهل، عذری نیز گفت
گر نگفت از صدر، کز دهلیز گفت

و می‌افزاید:

هر کسی را بود عذری، تنگ و لنگ
این چنین کس، کی کند عنقا به چنگ؟

«جهل» در اینجا الزاماً فقدان سواد یا هوش نیست. جهل، ناتوانی در دیدن محدودیت دلبستگی خویش است. پرندگان داستان عطار نمی‌فهمند که هرآنچه دوست می‌دارند و مهم می پندارند، اگر از یک‌ کل بزرگ‌تر جدا شود، می‌تواند به زندانشان تبدیل شود.

در سیاست ایران نیز، هر جریان، پرنده‌ای با دغدغه‌ای واقعی اما گاها متفاوت است.
دیندارِ مدافع جمهوری اسلامی ممکن است از نابودی هویت دینی، سلطهٔ خارجی، تجزیه یا هرج‌ومرج بترسد. اصلاح‌طلب ممکن است نگران هزینهٔ انسانی یک فروپاشی ناگهانی باشد. جمهوری‌خواه سکولار، آزادی و حاکمیت مردم را اصل بداند. پادشاهی‌خواه ممکن است ثبات، یکپارچگی و نهاد دولت ملی را برجسته کند. فعال قومی یا منطقه‌ای ممکن است تبعیض تاریخی و نابرابری مرکز و پیرامون را مسئلهٔ اصلی بداند. چپ‌گرا عدالت اقتصادی را پیش‌شرط آزادی بداند و لیبرال، آزادی فردی و اقتصاد رقابتی را پایهٔ توسعه بشمارد.

بسیاری از این نگرانی‌ها واقعی‌اند. اما هیچ‌یک به‌تنهایی معادل ایران به معنای تام ‌و تمام آن نیست.

«ایران» نه فقط دین است، نه فقط سکولاریسم؛ نه فقط تمامیت ارضی در مرزهای بسیار جا به جا شده در تاریخ، نه فقط حقوق اقوام؛ نه فقط آزادی سیاسی، نه فقط عدالت اجتماعی و اقتصادی؛ نه فقط گذشتهٔ شاهنشاهی، نه فقط انقلاب، نه فقط جمهوری، نه فقط استقلال، نه فقط بازار و نه فقط رفاه است.
ایران، کلی پیچیده‌تر از همهٔ این اجزاست که همزمان تمامی این اجزا را نیز در بر می‌گیرد.

فاجعه از آنجا آغاز می‌شود که هر جریانی بر طبل «انا الحق» بکوبد و بگوید: ایران، همانی است که تنها در آرمان ها و اندیشه های من باز تعریف می شود. به عبارت دیگر: یا ایران، همانی است که من می‌گویم، یا اصلاً ایرانی در کار نیست. در چنین وضعی، هر گروه برای نجات «تصویر»ی که از ایران ساخته، کلیت ایران واقعی متعلق به تمامی‌ایرانیان را قربانی می‌کند.

zamani.jpgایران خانه مشترک همه ماست؛ سرزمینی که کرد، بلوچ، عرب، آذری، ترکمن، لر، بختیاری، فارس، گیلک، مازنی، قشقایی و دیگر گروه‌های فرهنگی و اجتماعی، هر یک بخشی از هویت، تاریخ و فرهنگ این سرزمین را ساخته‌اند. آینده ایران نه با حذف هیچ‌کس، بلکه با مشارکت برابر همه ایرانیان رقم خواهد خورد.
من در سالیان گذشته این فرصت را داشتم که در «شورای دموکراسی‌خواهان ایران» در کنار دوستانی از جریان‌های مختلف سیاسی، از جمله فعالان و نمایندگان احزاب و گروه‌های کرد، بلوچ، عرب، آذری، ترکمن، لر و بختیاری، در یک پلتفرم مشترک برای تحقق دموکراسی و آینده‌ای بهتر برای ایران همکاری کنم.
کنفرانس «شورای دموکراسی‌خواهان ایران» که در روزهای شنبه و یکشنبه ۱۴ و ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۸ (۲۳ و ۲۴ تیر ۱۳۹۷) در شهر کلن آلمان برگزار شد، یکی از رویدادهای مهم در تاریخ تلاش‌های دموکراتیک و مسالمت‌آمیز اپوزیسیون ایران به شمار می‌رود. این گردهمایی نشان داد که با وجود تفاوت دیدگاه‌ها و اختلاف نظرهای سیاسی، امکان گفت‌وگو، همکاری و یافتن نقاط مشترک برای آینده ایران وجود دارد.
در همان مقطع، یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف، موضوع فدرالیسم و برداشت‌های متفاوت از آن بود؛ موضوعی که در برخی موارد به مباحث قومی و زبانی نیز گره خورد. همچنین طرح موضوع «حق تعیین سرنوشت» از سوی برخی جریان‌ها، از جمله مسائلی بود که همچنان درباره آن دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد و نیازمند گفت‌وگوی ملی و یافتن راه‌حل‌های دموکراتیک است.

asgar.jpgگرچه آب رفته باز آید به رود، ماهی بیچاره اما مرده بود! (سنایی غزنوی)

گرچه فرصت ها و ایام از دست رفته دیگر باز نمی گردند و جانِ جان باختگان دیگر زنده نمی شوند. اما زندگانی ادامه دارد و بایستی از فرصت های پیش رو، بر پایه تجربه گذشته کارها را بهتر از قبل به انجام رسانید تا زندگانی بهتر و دیگر جان ها از دست نروند، از این منظر است که می توان آب رفته را به رود بر گرداند. و از اینروست که یاد و خاطره عزیزان از دست رفته را همواره گرامی میداریم !

عبرت تاریخ

حکایت می ‌کنند ( تاریخ بیهقی) که امیر عبدالله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود، روزی در نیشابور نشسته بود. شخصی‌کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. پر‌سید که این چه‌کتابست؟ گفت این قصه‌ی « وامق و عذر ا » است. و خوب حکایتی عاشقانه است که حکما بنام شاه انوشیروان عادل جمع کرده‌اند. امیر عبدالله فرمود که ما مردم قرآن‌خوانيم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نميخواهيم. ما را ازین نوع کتاب در کار نیست و این‌کتاب تألیف مغان است و پیش ما مردود است، و فرمود تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم‌ کرد که در قلمرو من هرجا که از تصانیف و مقال عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند. و اینگونه بود نابودکردن فرهنگ‌ و تمدن‌ عجم ! تا ظهور و برخواستن خاندان سامانیان در ایران.

زمامداران بنی عباس پس از به قدرت رسیدن در ایران، چهره‌ای ضد انسانی خود را نشان دادند که مخالفت‌ها، اعتراضات، شورش‌ها و قیام‌های مردمی و جنبش‌های های فکری گسترده ای را به دنبال داشت. از آن جمله اند:

sokoot.jpgخبرنامه گویا - پس از ۱۳ شب حملات پیاپی به اهداف نظامی در ایران، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) تا بامداد شنبه هیچ اطلاعیه‌ای درباره آغاز دور تازه عملیات منتشر نکرد. طی نزدیک به دو هفته گذشته، سنتکام هر شب از حملات به مراکز فرماندهی، سامانه‌های پدافندی، انبارهای موشکی و زیرساخت‌های نظامی جمهوری اسلامی خبر می‌داد، اما این روند برای نخستین بار متوقف شده است.

هم‌زمان، نشانه‌هایی از تحرکات دیپلماتیک دیده می‌شود. گزارش‌ها حاکی از آن است که پاکستان با حمایت چین در حال میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن است و اسکندر مومنی، وزیر کشور جمهوری اسلامی، طی روزهای اخیر دو بار به اسلام‌آباد سفر کرده است. دونالد ترامپ نیز ضمن تکرار تهدید به حملات گسترده‌تر، گفته گفت‌وگوها با تهران ادامه دارد؛ موضوعی که این گمانه را تقویت کرده که واشنگتن فعلاً برای سنجش نتیجه رایزنی‌ها از تشدید حملات خودداری کرده است.

تحلیلگران نظامی نیز احتمال می‌دهند پنتاگون پس از دو هفته عملیات فشرده، در حال ارزیابی میزان خسارت واردشده به مراکز فرماندهی، سامانه‌های راداری، پایگاه‌های موشکی و تأسیسات پهپادی ایران باشد. در همین حال، با افزایش تنش در دریای سرخ و باب‌المندب و حملات حوثی‌ها به کشتیرانی، بخشی از تمرکز عملیاتی آمریکا به عملیات دریایی و حفاظت از مسیرهای انرژی منتقل شده است.

در خبری دیگر، حمله امروز حوثی‌ها به یک پالایشگاه نفت عربستان، نگرانی‌ها درباره گسترش درگیری‌ها به زیرساخت‌های انرژی را افزایش داده است. تحلیلگران امیدوارند این رویارویی به جنگی علیه بخش انرژی منطقه تبدیل نشود؛ جنگی که می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای بازار جهانی نفت داشته باشد.

senator.jpgخبرنامه گویا - در ویدئوی زیر، تیم شیهی، سناتور جمهوری‌خواه ایالت مونتانا و عضو پیشین یگان ویژه نیروی دریایی آمریکا، در سخنرانی خود در صحن سنای آمریکا هنگام یادآوری یکی از دوستانش که در اثر انفجار بمبی منتسب به سپاه کشته شد، تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

او می‌گوید: «رژیمی که با آن می‌جنگیم، برای اختلافات سیاسی داخلی ما اهمیتی قائل نیست.»

شیهی ادامه می‌دهد: «برای آن‌ها مهم نیست به چه کسی رأی داده‌اید، چه دینی دارید یا کجا زندگی می‌کنید. آن‌ها می‌خواهند همه ما را بکشند و فقط این را نمی‌گویند، بلکه واقعاً چنین کاری را انجام می‌دهند و ۴۷ سال است که این کار را کرده‌اند.»

او همچنین می‌گوید: «ما این جنگ را آغاز نکردیم، اما آن را به پایان خواهیم رساند.»

شیهی با اشاره به سپاه پاسداران و گروه‌های نیابتی مورد حمایت جمهوری اسلامی گفت: «این‌ها سازمان‌های بشردوستانه یا آزادی‌خواه نیستند؛ آن‌ها فرقه‌هایی هستند که مرگ را گسترش می‌دهند و می‌خواهند همه ما به شکلی دردناک جان خود را از دست بدهیم.»

شیهی در پایان با اشاره به سیاست رؤسای جمهوری آمریکا در قبال جمهوری اسلامی می‌گوید: «چه دونالد ترامپ را دوست داشته باشید و چه از او متنفر باشید، هیچ رئیس‌جمهوری پیش از او در برابر رژیم ایران نایستاد و پاسخ متقابل نداد.»

ukr.jpgایران وایر - وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی حمله اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر را محکوم کرد و اعلام کرد این حمله که بامداد شنبه رخ داد، به انفجار کشتی، کشته شدن یک نفر و زخمی شدن یک نفر دیگر منجر شده است.

در این بیانیه، این اقدام «عمل تجاوزکارانه» توصیف شده و آمده است که چنین حمله‌ای می‌تواند به تشدید و گسترش جنگ منجر شود.

وزارت خارجه جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به آنچه «اذعان رییس رژیم اوکراین» به این حمله خواند، اعلام کرد این موضوع نشان‌دهنده ادامه رویکرد خصمانه کی‌یف علیه جمهوری اسلامی است.

در پایان این بیانیه، وزارت خارجه تاکید کرد جمهوری اسلامی از منافع و امنیت ملی خود دفاع خواهد کرد و مسوولیت هرگونه پیامد ناشی از این رویداد را متوجه اوکراین و حامیان آن دانست.

این واکنش پس از آن منتشر شد که ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری اوکراین، اعلام کرد نیروهای این کشور در حملات دوربرد شب گذشته در دریای خزر یک ناو جنگی روسیه و همچنین کشتی‌هایی را که برای جابه‌جایی محموله‌های نظامی مرتبط با ایران استفاده می‌شدند، هدف قرار داده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

زلنسکی روز شنبه سوم مرداد در پیامی در شبکه ایکس نوشت عملیات اوکراین در دریای خزر به نتایج «بسیار خوب» رسیده و در میان اهداف آن، کشتی‌هایی قرار داشته‌اند که «با مشارکت ایران» برای انتقال محموله‌های نظامی به کار گرفته می‌شدند. او جزییات بیشتری درباره هویت ناو جنگی یا کشتی‌های هدف قرار گرفته ارایه نکرد.

فرد حاضر در این ویدئو با بررسی نمونه‌هایی از آنچه «سفسطه‌های آخوندی» می‌خواند، به شیوه‌های استدلال برخی روحانیون می‌پردازد. او در پایان می‌گوید: «از هرچه از این‌ها شنیدیم باید شک کنیم؛ با بد موجوداتی طرفیم.»

***

ghn.jpgیک قصاب، یک لیوان ویسکی و روایتی از ذهنیت پیش از انقلاب ۵۷

خبرنامه گویا - در ویدئوی زیر، موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان، با نقل روایتی از فضای اجتماعی و فکری سال‌های پیش از انقلاب ۵۷، به نقد ذهنیت بخشی از روشنفکران آن دوران می‌پردازد. او داستانی را از اوایل دهه ۵۰ بازگو می‌کند که در آن، قصابی در کاباره‌ای در تبریز، هنگام نوشیدن ویسکی، با فردی که بر سر همان میز نشسته بود، هم‌صحبت می‌شود.

قصاب می گوید: «اگر ما این‌قدر خوش می‌گذرانیم، ببین کسانی که در قدرت هستند چقدر خوش می‌گذرانند.» غنی‌نژاد این روایت را نمونه‌ای از فضای ذهنی بخشی از روشنفکران آن دوران می‌داند و معتقد است همین نوع نگاه در شکل‌گیری نگرش‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ نقش داشت

***

از چشمم دور ماند

پرویز پرستویی پس از جنجال بر سر انتشار یک استوری اینستاگرامی که در بخش پایانی آن عبارت «تا ابد بر پهلوی و طرفدارانش لعنت» دیده می‌شد، با انتشار توضیحی رسمی از مخاطبان عذرخواهی کرد.

pplarge.jpg

***

sooktresan.jpg

خبرنامه گویا - بنابر آخرین گزارش‌های رصد نظامی، ایالات متحده در حال حاضر تنها +۶۰ فروند تانکر سوخت‌رسان نظامی را به صورت پراکنده در سه پایگاه و فرودگاه اسرائیل مستقر کرده است.

شمار کل هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکا در منطقه از حدود ۳۰ فروند پیش از جنگ به نزدیک ۹۰ تا ۱۰۰ فروند افزایش یافته است.

پنتاگون تاکنون آمار رسمی منتشر نکرده است.

nemoodar.jpg

euro.jpgاختصاصی یورونیوز - با افزایش حملات متقابل آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی در دو هفته گذشته، احتمال گسترش جنگ و حتی ورود احتمالی نیروهای زمینی آمریکا به ایران به یکی از بحث‌های اصلی تبدیل شده است. در این میان، این پرسش مطرح است که مردم عادی ایران چنین سناریویی را فرصتی برای تغییر حکومت می‌بینند یا تهدیدی برای تمامیت ارضی کشور؟

پس از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به اهدافی در ایران و حملات موشکی جمهوری اسلامی به مواضع آمریکا در منطقه، گزارش‌هایی از تقویت حضور نظامی واشینگتن و آماده‌سازی برای سناریوهای مختلف منتشر شده است. دونالد ترامپ از وجود گزینه‌های مختلف در قبال ایران سخن گفته و مقام‌های آمریکایی نیز همزمان بر آمادگی نظامی و تلاش‌های دیپلماتیک تأکید کرده‌اند.

در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند که هرگونه ورود نیروهای آمریکایی با واکنش شدید روبه‌رو خواهد شد. در همین حال، یورونیوز با شماری از شهروندان ایران گفت‌وگو کرده تا دیدگاه‌های متفاوت آنان درباره این احتمال را بازتاب دهد. این گفت‌وگوها یک نظرسنجی علمی نیست، بلکه تصویری محدود از بخشی از جامعه ایران ارائه می‌کند و برای حفظ امنیت افراد، نام مصاحبه‌شوندگان تغییر داده شده است.

«اکثر کسانی که می‌شناسم مخالف جنگ‌اند»

علی، ۳۶ ساله، ساکن کرج و فعال در حوزه ایرانیت‌کاری، معتقد است ورود نیروی زمینی آمریکا به ایران بعید است.

او به یورونیوز گفت: «به نظرم آمریکا با نیروی زمینی وارد ایران نمی‌شود. حتی اگر بخواهد چنین کاری بکند، نمی‌تواند جزایر یا جنوب ایران را تصرف کند.»

علی که با هرگونه جنگ مخالف است، می‌گوید مردم ایران بیش از هر چیز از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی درگیری نظامی آسیب خواهند دید.

«اشغال خاک ایران، شکست مفتضحانه‌ای برای جمهوری اسلامی است»

جمشید، ۴۴ ساله، که در تهران یک دکه مطبوعاتی دارد، برخلاف علی معتقد است احتمال ورود نیروهای آمریکایی به جنوب ایران یا جزایر کشور جدی است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

او می‌گوید نشانه‌های موجود نشان می‌دهد آمریکا ممکن است برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی، گزینه‌های نظامی گسترده‌تری را بررسی کند. با این حال، او تأکید می‌کند که ورود ارتش آمریکا هزینه سنگینی برای مردم ایران خواهد داشت.

elon.jpgماسک آینده بشر را ترسیم کرد

دنیایی بدون شغل، بدون کمبود، اما با یک بحران بزرگ

ایران اینترنشنال - ایلان ماسک در گفت‌وگویی با اکونومیست پیش‌بینی کرد هوش مصنوعی ظرف پنج سال ممکن است از مجموع توانایی فکری انسان‌ها فراتر رود و طی یک دهه، کار و پول را به مفاهیمی کم‌اهمیت تبدیل کند. او آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن، هم فرصت‌های بی‌سابقه وجود دارد و هم خطرهایی که می‌تواند جایگاه انسان را دگرگون کند.

ماسک می‌گوید جهان تنها چند سال با نقطه‌ای فاصله دارد که ظرفیت فکری سامانه‌های هوش مصنوعی از مجموع هوش انسان‌ها بیشتر خواهد شد. به باور او، این تحول فقط بازار کار را تغییر نمی‌دهد، بلکه ساختار اقتصاد و نقش انسان در جهان را نیز دگرگون خواهد کرد.

او در گفت‌وگویی ۹۰ دقیقه‌ای در کارخانه تسلا در تگزاس گفت بسیاری هنوز ابعاد این تحول را درک نکرده‌اند. به گفته ماسک، هوش مصنوعی بیشتر وظایف شناختی، از جمله برنامه‌نویسی، را بر عهده خواهد گرفت و ربات‌های هوشمند نیز بخش عمده کارهای فیزیکی را انجام خواهند داد؛ در نتیجه، کار برای انسان از یک ضرورت اقتصادی به فعالیتی «اختیاری» تبدیل می‌شود.

هوش مصنوعی می‌تواند انسان را از مرکز قدرت کنار بزند

ماسک در کنار این چشم‌انداز امیدوارکننده، نسبت به خطرهای هوش مصنوعی نیز هشدار می‌دهد. او معتقد است اگر این فناوری از مجموع توانایی بشر فراتر برود، تضمینی وجود ندارد که همیشه تحت کنترل انسان باقی بماند.

به گفته او، همان‌گونه که انسان‌ها از شامپانزه‌ها دستور نمی‌گیرند، سامانه‌هایی که از انسان باهوش‌تر باشند نیز لزوماً از انسان تبعیت نخواهند کرد.

ماسک گفت نگاهش به هوش مصنوعی گاهی از «هیجان» به «وحشت» تغییر می‌کند. او تأکید کرد فعلاً ترجیح می‌دهد بر جنبه‌های امیدوارکننده تمرکز کند، نه اینکه خطرها کاهش یافته باشند.

او که پیش‌تر هشدار داده بود انسان‌ها ممکن است به «حیوانات خانگی» هوش مصنوعی تبدیل شوند، همچنان این خطر را جدی می‌داند، اما معتقد است توقف پیشرفت این فناوری دیگر عملاً امکان‌پذیر نیست.

این دیدگاه، تناقضی آشکار در مواضع ماسک ایجاد می‌کند؛ او هم‌زمان یکی از مهم‌ترین توسعه‌دهندگان فناوری‌ای است که به گفته خودش می‌تواند طی چند سال قدرت را از انسان‌ها سلب کند.

آینده‌ای بدون شغل و پول

ماسک معتقد است ربات‌ها و هوش مصنوعی طی یک دهه جهان را وارد عصر «فراوانی شگفت‌انگیز» خواهند کرد؛ دورانی که ماشین‌ها تقریباً همه کالاها و خدمات مورد نیاز انسان را تولید می‌کنند و کمبود منابع تا حد زیادی از میان می‌رود.

او می‌گوید اگر تولید تقریباً نامحدود شود، پول نیز به‌تدریج اهمیت خود را از دست خواهد داد، زیرا دیگر چیزی برای کمیاب بودن، خریدن یا پس‌انداز کردن باقی نمی‌ماند.

ماسک پیش‌بینی می‌کند در دوره گذار، بازتوزیع گسترده ثروت و نوعی «درآمد بالای همگانی» ضروری باشد. به باور او، در اقتصادی مبتنی بر تولید ماشینی، حتی کاهش قیمت‌ها ممکن است به چالشی مهم‌تر از تورم تبدیل شود.

او همچنین گفته است با پرداخت «تریلیون‌ها دلار مالیات» مشکلی ندارد، هرچند معتقد است پول ممکن است ظرف یک دهه اهمیت خود را از دست بدهد.

اکبر عبدی درگذشت

| No Comments

aadg.jpgبه گزارش خبرنگار مهر، اکبر عبدی بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون که چندی پیش به دلیل سکته قلبی در بیمارستان بستری بود عصر امروز جمعه ۲ مرداد به دلیل ایست قلبی در ۶۶ سالگی درگذشت.

مسعود ده نمکی در گفتگو با خبرنگار مهر این خبر را تایید کرد.

اکبر عبدی یکی از برجسته‌ترین بازیگران سینما و تلویزیون ایران است که در ۴ شهریور ۱۳۳۹ در تهران متولد شد.

عبدی در سال ۱۳۵۹ با تله‌تئاتر «سنجاب‌ها» برای اولین بار جلوی دوربین رفت. همان سال با سریال «مثل‌آباد» وارد تلویزیون شد و نقطه عطف شهرتش، سریال کودکانه «باز مدرسه‌ام دیر شد» (۱۳۶۲) به کارگردانی حسین افصحی بود.

helicopter.jpg

رسانه‌های ایران جمعه دوم مردادماه تصاویری از فرودگاه شرکت بالگردی خلیج فارس در جزیره خارگ منتشر کردند که آثار حملات آمریکا را نشان می‌دهد. در این تصاویر، چهار بالگرد این شرکت که در ماموریت‌های امداد پزشکی، جستجو و نجات و همچنین انتقال کارکنان سکوهای نفتی فعالیت می‌کردند، منهدم شده‌اند.

شرکت بالگردی خلیج فارس یک شرکت خصوصی فعال در حوزه خدمات هوانوردی است که بخش عمده سهام آن در اختیار گروه اقتصادی صندوق‌های بازنشستگی صنعت نفت (اهداف) قرار دارد. این شرکت خدمات پروازی، از جمله انتقال کارکنان، امداد پزشکی، جستجو و نجات و پشتیبانی از تاسیسات نفت، گاز و پتروشیمی در منطقه خلیج فارس را ارائه می‌کند.

***

ورق در خاورمیانه برگشت؟

| No Comments

arnz.jpgعراق و لبنان برای مقابله با فتنه رژیم اسلامی از ترامپ مدد می‌گیرند

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

واشنگتن این هفته میزبان دو رهبری بود که یکی رئیس دولتی است که حداقل ۴۴ سال است به نکبت جمهوری ولایت فقیه دچار شده و دومی نخست‌وزیری که به‌تازگی پا به میدان سیاست گذاشته و معنای گرفتار عنکبوت همسایه بودن را تازه درک کرده است.

مهمان نخست ترامپ، ژوزف عون، یک ژنرال مارونی لبنانی است که سرانجام پس از چند درگیری برای تعیین رئیس‌جمهوری جدید، بعد از جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران و اقمارش و در راس آن‌ها حزب‌الله، در ژانویه ۲۰۲۵ (دی ۱۴۰۳) با کسب اکثریت آرای پارلمان لبنان، قدرت را به دست گرفت.

دومی هم بعد از ماه‌ها که نتایج انتخابات عراق در چنگ حزب الدعوه و دیگر نوکران رژیم به گروگان گرفته شده بود، با وتو آمریکا و آیت‌الله سیستانی درباره سپردن نخست‌وزیری به نوری المالکی یا یک قره‌نوکر دیگر سپاه قدس، انتخاب شد. نوکران رژیم به‌شدت با سپردن دوباره دولت به الکاظمی و السودانی مخالفت کردند، اما الزیدی را به‌ناچار پذیرفتند. دلیل عمده‌اش هم خانواده الزیدی بود که نزد شیعیان به‌عنوان خانواده‌ای بازرگان و سرشناس دارای منزلت و اعتبار بسیار است.

علی فالح کاظم الزیدی، فرزند حاج فالح الزیدی و برادر ضیاء الزیدی، عضو پارلمان عراق و صاحب بانک جنوب، است. خود الزیدی که متولد سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) است، تحصیلات عالیه در زمینه حقوق و بانکداری دارد و عضو کانون وکلای عراق است.

مسئولیت‌های او پس از فارغ‌التحصیلی عبارت‌اند از رئیس هیأت‌مدیره شرکت ملی هلدینگ (National Holding Company)، شرکت مادر سرمایه‌گذاری خصوصی که سال ۲۰۱۷ تاسیس شد، مدیر گروه الاویس التجاریه شامل ۱۵ شرکت در حوزه‌ بازرگانی، پیمانکاری و خدمات لجستیکی، مالک فروشگاه‌های زنجیره‌ای تعاون (Taawon Hypermarket) در بغداد، نظارت بر راهبردهای سرمایه‌گذاری و توسعه سیاست اعتباری بانک جنوب اسلامی، مدیریت شرکت ملی هلدینگ به‌عنوان چتر سرمایه‌گذاری چندین نهاد مالی و تجاری بزرگ، مدیریت تامین سبد غذایی عراق از طریق قرارداد با وزارت بازرگانی، اداره شبکه دجله به‌عنوان یکی از پلتفرم‌های اصلی تاثیرگذاری در عراق و مدیریت سرمایه‌گذاری‌های فرامرزی در امارات متحده عربی.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

الزیدی با رژیم حاکم بر وطن ما هیچ ارتباط مستقیم یا غیرمستقیمی ندارد. به همین دلیل وقتی مبارزه با فساد را به‌عنوان اولویت نخست دولتش اعلام کرد، شماری از «چهل دزد بغداد» را که سر بر آستان علی‌بابای ایرانی داشتند، دستگیر کرد.

rubin.jpgپایان «ضربه‌های کوچک به لانه زنبور»؛ آیا آمریکا به‌سمت عملیات زمینی می‌رود؟

خبرنامه گویا - در حالی که درگیری میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای تازه شده است، مایکل روبین، پژوهشگر مؤسسه آمریکن اینترپرایز، معتقد است دوران سیاست «ضربه‌های محدود» به پایان رسیده و اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا فشار بر جمهوری اسلامی افزایش می‌یابد، بلکه این است که آیا واشینگتن به سمت اقداماتی مانند اعزام نیروی زمینی یا تصرف برخی جزایر و بنادر ایران حرکت خواهد کرد.

او در نشست عمومی ایران‌اینترنشنال در واشینگتن، وضعیت کنونی را با جنگ ایران و بریتانیا در سال‌های ۱۸۵۶ و ۱۸۵۷ مقایسه کرد و گفت مواضع متغیر دونالد ترامپ همچنان اهداف نهایی آمریکا را تا حدی نامشخص نگه داشته است.

روبین برای توضیح دیدگاه خود از تمثیل «لانه زنبور» استفاده کرد. به گفته او، در برابر یک لانه زنبور تنها دو راه منطقی وجود دارد: یا آن را کاملاً رها کنید یا آن را به‌طور کامل از میان ببرید؛ اما بدترین گزینه این است که با ضربه‌های کوچک و پراکنده آن را تحریک کنید.

از نگاه او، سال‌ها تحریم تدریجی، اقدامات محدود و سیاست‌های نیم‌بند نتوانسته‌اند رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهند و حتی ممکن است به تشدید واکنش‌های متقابل منجر شوند. به همین دلیل، او معتقد است واشینگتن ناچار است میان مهار کامل یا اقدامی قاطع یکی را انتخاب کند.

با این حال، روبین هم‌زمان نسبت به برخی گزینه‌های نظامی نیز هشدار داد. او تصرف محدود جزایری مانند ابوموسی یا تنب‌ها را راهبردی پرخطر توصیف کرد و گفت چنین اقدامی، به جای تضعیف جمهوری اسلامی، ممکن است احساسات ملی‌گرایانه را برانگیزد و بخشی از افکار عمومی را به حمایت از حکومت سوق دهد. به باور او، اگر آمریکا تصمیم به تشدید عملیات بگیرد، باید از اقداماتی که نتیجه‌ای معکوس دارند پرهیز کند؛ موضوعی که به گفته او، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های مرحله جدید این رویارویی خواهد بود.

am.jpgو آنچه امروز در هفتادوشش‌سالگی انجام داده‌ام و ادامه خواهم داد...

ابوالفضل محققی - خبرنامه گویا

زنبورهای عسل در فضا می‌چرخند و صدای وزوز ریتمیکشان حیاط را پر کرده است. هوا پس از چند روز گرمای شدید آرام گرفته و نسیمی ملایم از یقه پیراهنم به درون می‌خزد و پوستم را نوازش می‌کند. به فروکش‌کردن دما و رسیدن به اعتدالی می‌اندیشم که جان‌مایه حیات و تداوم آن است.

بی‌اختیار به یاد سرزمین مادرم می‌افتم؛ به حکومتی که هرگز قدمی در راستای آرامش و تعادل‌بخشیدن به جامعه و زندگی میلیون‌ها ایرانی برنداشت، عنصر اعتدال را از جامعه گرفت و بر خشونت، افراط و بی‌ثباتی دامن زد.

به روزهای تلخ مردمی می‌اندیشم که زندگی‌شان با مرگ‌پرستی و جنگ‌طلبی حکومتی متحجر و دین‌خو درهم ریخته و جنگی ناخواسته بر آنان و بر سرزمین ایران تحمیل شده است.

نوای آرامش‌بخش طبیعت در صدای آژیر آمبولانس‌ها، انفجار بمب‌ها، هیاهوی دستگاه‌های تبلیغاتی، اعدام‌ها، دستگیری و شکنجه آزادی‌خواهان، فقر و نداری مردمان سرزمینی ثروتمند اما گرفتار جمهوری اسلامی گم شده است. چیزی جز نوای شوم جغد برنمی‌خیزد؛ دردی سخت و جانکاه بر تن یک ملت نشسته است.

از خود می‌پرسم چرا باید زندگی و انسانی که عمرش این‌همه کوتاه و آسیب‌پذیر است، گرفتار این‌همه خشونت، جنگ و کشتار شود؟

isr.jpgایران اینترنشنال - شبکه آی۲۴نیوز به نقل از مقام‌های اسرائیلی گزارش داد اگر دولت ترامپ اهداف عملیات را به خود حکومت ایران و برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی گسترش دهد، اسرائیل آماده پیوستن به حملات خواهد بود.

این گزارش نشان می‌دهد اسرائیل، دست‌کم براساس موضع اعلام‌شده، ورود دوباره به جنگ را به تغییر اهداف کنونی آمریکا که بر توانایی‌های نظامی و دریایی جمهوری اسلامی متمرکز است، مشروط کرده است.

هم‌زمان، سفارت چین در اسرائیل از شهروندان چینی خواست طی روزهای آینده از رفت‌وآمدهای غیرضروری خودداری کنند، محل پناهگاه‌ها و مسیرهای تخلیه را شناسایی کنند و در صورت دریافت هشدار یا شنیدن آژیر حمله هوایی، فورا به پناهگاه بروند.

ukbanner.jpgخبرنامه گویا - امریکا و بریتانیا در حال برنامه‌ریزی برای برگزاری یک نشست بین‌المللی درباره امنیت تنگه هرمز هستند. به گزارش باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، به نقل از دو دیپلمات اروپایی و دو منبع آگاه، واشینگتن و لندن قصد دارند هفته آینده میزبان نشستی بلندپایه در پایتخت بریتانیا باشند که محور آن بررسی تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی برای حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز خواهد بود.

بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی تجاری، یکی از عناصر اصلی راهبرد آمریکا برای پایان دادن به جنگ با جمهوری اسلامی ایران و همچنین تلاش‌ها برای ایجاد ثبات در بازارهای جهانی انرژی به شمار می‌رود.

به گفته منابع اروپایی، زمان و برنامه نهایی این نشست هنوز قطعی نشده است، اما احتمال می‌رود وزیران دفاع و فرماندهان ارشد نظامی کشورهای غربی و برخی کشورهای منطقه در آن شرکت کنند. همچنین احتمال حضور پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح این کشور، مطرح شده است. کاخ سفید و پنتاگون به درخواست اکسیوس برای اظهار نظر پاسخی ندادند و سفارت بریتانیا در واشینگتن نیز از اظهارنظر خودداری کرد.

25-2.jpgایران اینترنشنال - روزنامه نیویورک‌پست به نقل از یک منبع آگاه و کارشناسان گزارش داد که نیروهای عملیات ویژه آمریکا در حالت آماده‌باش قرار دارند تا عملیاتی را آغاز کنند که از آن به‌عنوان «پیچیده‌ترین عملیات تاریخ نظامی» یاد می‌شود؛ عملیاتی با هدف خارج کردن اورانیوم غنی‌شده جمهوری اسلامی از تاسیسات هسته‌ای در ایران.

به گفته یک منبع آگاه از برنامه‌ریزی‌های نظامی که جمعه با نیویورک‌پست گفت‌وگو کرد، این عملیات بسیار پیچیده مستلزم حضور هزاران نیروی زمینی خواهد بود که به تاسیسات هسته‌ای ایران یورش می‌برند، از تله‌های انفجاری عبور می‌کنند، از تیم‌های مهندسی و عمرانی استفاده می‌کنند و هم‌زمان یک نیروی دفاعی گسترده برای محاصره و حفاظت از اطراف این مراکز مستقر خواهند کرد.

پس از آن، یک تیم کوچک از نیروهای عملیات ویژه، ماموریت اصلی بازیابی مواد هسته‌ای را انجام خواهد داد؛ فرآیندی که این منبع آن را «بسیار خطرناک» توصیف کرد.

جوزف راجرز، معاون مدیر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، گفت: «فکر می‌کنم این عملیات یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های تاریخ نظامی باشد، اگر نگوییم پیچیده‌ترین.»

etemadi.jpgناصر اعتمادی

برای نخستین بار پس از پایان جنگ سرد، یک بحران منطقه‌ای در خاورمیانه به‌طور مستقیم در حال پیوند خوردن با رقابت قدرت‌های بزرگ است. گزارش‌های اخیر درباره همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی میان تهران و مسکو، از درهم‌تنیدگی روزافزون جنگ ایران و جنگ اوکراین حکایت دارد. این روند می‌تواند قواعد ژئوپلیتیک دو منطقه را به‌طور هم‌زمان دگرگون کند.

تحولات هفته‌های اخیر نشان می‌دهند که جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحد آمریکا به‌تدریج از چارچوب یک رویارویی منطقه‌ای فراتر می‌رود و در حال پیوند خوردن با رقابت‌های ژئوپلیتیکی گسترده‌تری است که از زمان جنگ اوکراین میان روسیه و غرب شکل گرفته است. شاید هنوز نتوان از دو «جنگ نیابتی» به معنای دقیق کلمه سخن گفت، اما نشانه‌های فزاینده‌ای وجود دارد که از درهم‌تنیدگی دو صحنه بحران حکایت دارند به طوری که تحولات هر یک از این دو صحنه بر محاسبات راهبردی طرف‌های درگیر در صحنۀ دیگر تأثیر می‌گذارد.

برای نخستین بار بعد از پایان جنگ سرد، یک بحران منطقه‌ای مستقیماً به یکی از جبهه‌های رقابت جهانی میان قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. گزارش‌های اخیر درباره احتمال نقش روسیه در ارتقای توانایی فنی پهپادهای رژیم ایران و نیز ارائه اطلاعات هدف‌گیری برای حمله به برخی مراکز اطلاعاتی و نظامی آمریکا در منطقه، این برداشت را تقویت کرده‌اند. این گزارش ها نشان می‌دهند که رقابت روسیه و غرب دیگر به جبهه اوکراین محدود نیست و به‌تدریج به خاورمیانه نیز سرایت کرده است.

در این افق حمایت روسیه از جمهوری اسلامی تنها به معنای کمک به یک متحد منطقه‌ای نیست - به فرض این که روسیه جمهوری اسلامی ایران را حقیقتاً متحد منطقه‌ای خود بداند -، بلکه می‌تواند بخشی از راهبرد بزرگ‌تر مسکو برای فرسوده کردن توان آمریکا و متحدان اروپایی اش در جنگ اوکراین تلقی شود. حمایت مسکو از تهران در مقابله با آمریکا دست‌کم دو مزیت مهم برای کرملین دارد.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

چرا روسها از سرداران سپاه سواری نگیرند. منوچهر متکی وزیر خارجه همان نظامی است که قصد داشت کاخ سفید را حسنیه کنند و امثال پناهیان شب های جمعه در اتاق بیضی دعای کمیل و صبح جمعه دعای ندبه برگزار کنند. متکی گفته است به من اطلاع دادند همین چند روز پیش احضاریه قوه قضاییه برای ترامپ و نتانیاهو به کاخ سفید ارسال شده است. این احضاریه از سوی رئیس دفتر ترامپ امضا شده و پاسخ آن از طریق مجاری بین الملل در حال پیگیری است.

وقتی کفته می شود ۷۰٪ مدارک تحصیلی همه مقام های رسمی کشور جعلی است، وقتی امام جماعت یک مسجد پیروزی تیم اسپانیا در جام جهانی فوتبال را بخاطر رعایت حجاب و شرعیات در این کشور می داند چرا کشور ما صحن نمایش روحوضی FSB یا سازمان امنیت فدرال روسیه نشود و ثمری بدتر از گلستان و ترکمنچای به بار نیاورد.

هیچ سندی وجود ندارد مبنی بر اینکه دولت روسیه با مقام های ارشد سپاه یا شورای عالی امنیت ملی توافق کرده باشد برای اینکه مسکو از پشت صحنه این جنگ ویرانگر را هدایت کند. اما ۳ رویداد مهم زمینه سازی برای شکل گیری چنین توافقی را تایید می کند.

noor.jpgایران اینترنشنال - نور نیوز، رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، در واکنش به اظهارات اخیر عباس عراقچی درباره حمله به دفتر علی خامنه‌ای و فرماندهان ارشد نظامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، گزارشی منتشر کرد و نوشت این حمله هنگام برگزاری جلسه اصلی شورای دفاع رخ نداده، بلکه یکی از کمیته‌های فرعی این شورا هدف قرار گرفته است.

در این گزارش آمده است کمیته فرعی شورای دفاع صبح ۹ اسفند با مسئولیت علی شمخانی تشکیل شده بود و دو دستور کار داشت؛ پیگیری اجرای طرح «سازماندهی منابع، ساختارها، نیروی انسانی و تامین تجهیزات جدید برای مدیریت اعتراضات» و بررسی قریب‌الوقوع بودن حمله آمریکا و اسرائیل به ایران.

نور نیوز نوشت مقام‌های حاضر در جلسه، کشور را با یک «تهدید چندلایه» شامل حمله نظامی خارجی و ایجاد بحران داخلی روبه‌رو می‌دیدند و این نشست برای تصمیم‌گیری درباره هر دو موضوع تشکیل شده بود.

در این گزارش همچنین آمده است طرح مدیریت اعتراضات پس از حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ و با تاکید علی خامنه‌ای در دستور کار قرار گرفت و دبیرخانه شورای دفاع مسئول پیگیری اجرای آن شد. بر اساس این گزارش، علی خامنه‌ای با پیشنهاد واگذاری پیگیری این طرح به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مخالفت کرد و خواست علی شمخانی اجرای آن را تا مرحله نهایی دنبال کند.

رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی همچنین نوشت علی خامنه‌ای و علی شمخانی در سال‌های گذشته بر «کاهش تلفات مردم و معترضان در جریان اعتراضات» تاکید داشتند و به همین دلیل، تولید تجهیزات و تدوین سازوکارهای جدید برای مدیریت تجمعات در دستور کار قرار گرفت.

zibaknear.jpgعلی باقری، معاون سیاسی و امنیتی استاندار گیلان، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، از حمله موشکی آمریکا به مقر نیروی دریایی سپاه پاسداران در زیباکنار، در صبح جمعه دوم خبر داد.

باقری گفت: «حدود ساعت ۷ و ۳۰ دقیقه صبح جمعه، بخشی از تجهیزات مستقر در این مجموعه در حمله موشکی آسیب دید.» معاون سیاسی و امنیتی استاندار گیلان همچنین افزود بر اساس بررسی‌های اولیه، تاکنون «هیچ‌گونه گزارشی از تلفات انسانی» دریافت نشده است.

این برای نخستین بار در دور جدید حملات آمریکا است که مقرهای سپاه پاسداران در شمال ایران و در سواحل دریای خزر هدف قرار می‌گیرند. پیشتر در زمان جنگ آمریکا و اسرائیل، مقرهای نیروی دریایی ایران در سواحل شمالی هدف قرار گرفته بودند.

حمله هوایی امریکا به بندرعباس

خبرگزاری رویترز، صبح جمعه دوم مرداد ماه ویدیویی از شاهدان عینی حملات آمریکا به تپه الله‌اکبر بندرعباس منتشر کرد.

مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر هرمزگان بامداد جمعه اعلام کرده بود در پی اصابت «ترکش» به چند ساختمان در این منطقه، دو نفر مصدوم شدند. به گفته مدیریت بحران استانداری هرمزگان، این حمله همچنین باعث شکستگی یک تیر برق و قطعی برق در برخی مناطق شد.

صبح جمعه دوم مرداد، گزارش‌هایی از حملات هوایی و موشکی آمریکا به اهواز، قشم، بندرعباس، تهران، امیدیه، اندیمشک، خرم‌آباد، خنداب در استان مرکزی، نایین در استان اصفهان، تفت و شیرکوه در استان یزد، فیروزآباد در استان فارس، کنارک، زیباکنار و پیرانشهر نیز منتشر شد.

Hamid_Rafi.jpgتجاوز به خاکِ میهنم، تحقیر ملت ایران با دروغِ «نیاز به ناجی خارجی»، ویران‌سازی زیرساخت‌ها، و کشتار مردم، به هر بهانه، جنایت است؛ بی‌قید و شرط.

حتی اگر پشت نقابِ «مبارزه با استبداد» پنهان شود.

استبدادِ داخلی که حقوق ملت را پایمال می‌کند، مردود است؛ و دخالت و تجاوز خارجی نیز، همان‌قدر مردود و ویرانگر است.

این دو، دو چهره از یک حقیقت‌اند: نقض حق.

انتخاب میان آن‌ها، انتخابِ ظلم است. نه این، نه آن.

اعتراض من، دفاع از استقلال، کرامت و حقوق ملت ایران است، بی‌تخفیف، بی‌استثناء، بی‌مصلحت.

book.jpgآرمان‌شهرهای شکست‌خورده

اسلام سیاسی، مارکسیسم و رؤیای ناتمام آزادی در ایران

هوشنگ رشدیه:

فهرست:

مقدمه

فصل اول: لنین؛ انقلابی که نخستین سنگ بنای دولت امنیتی را گذاشت

فصل دوم: استالین؛ هنگامی که انقلاب، فرزندان خود را بلعید

فصل سوم: قربانیان نامدار انقلاب؛ هنگامی که انقلاب، فرزندان خود را بلعید

فصل چهارم: مائو؛ انقلابی که می‌خواست انسان را از نو بیافریند

فصل پنجم: کوبا؛ انقلابی که در جست‌وجوی عدالت، آزادی را به زندان سپرد

فصل ششم: آرمان‌شهر سرخ؛ حزب توده و رؤیایی که از مسکو آغاز می‌شد

فصل هفتم: رؤیای تفنگ؛ چریک‌های فدایی خلق و انقلابی که از لوله اسلحه آغاز می‌شد

فصل هشتم: سازمان مجاهدین خلق؛ اسلام انقلابی؛ سازمانی میان آرمان و اقتدار

فصل نهم: اسلام سیاسی و روحانیت؛ از مخالفت با دولت مدرن تا استقرار جمهوری اسلامی

فصل پایانی: درس یک قرن؛ از آرمان‌شهرها تا دولت ملی

مقدمه

تاریخ را تنها فاتحان نمی‌نویسند؛ آرمان‌ها نیز آن را می‌نویسند. هر نسلی، پیش از آنکه برای آینده بجنگد، نخست تصویری از آینده در ذهن خود می‌سازد؛ تصویری که گاه آن را «مدینه فاضله»، «جامعه بی‌طبقه»، «حکومت اسلامی»، «دیکتاتوری پرولتاریا» یا «انسان نو» می‌نامد. اما ارزش هر آرمان، نه در زیبایی واژگانش، بلکه در سرنوشتی است که برای انسان رقم می‌زند.

از سال ۱۲۹۹، که نقطه آغاز دگرگونی‌های بزرگ در ایران معاصر به شمار می‌آید، تا سال ۱۳۰۴ که رضاشاه با رأی مجلس شورای ملی به پادشاهی رسید، کشوری که قرن‌ها زیر بار ضعف دولت مرکزی، نفوذ قدرت‌های خارجی، ملوک‌الطوایفی، ناامنی، بی‌سوادی، بیماری‌های فراگیر و فقر مزمن خم شده بود، به تدریج وارد مرحله‌ای تازه از تاریخ خود شد. در آن روزگار، بسیاری از مردم نه شهروند، بلکه رعیت به شمار می‌رفتند؛ نه دولت ملی به معنای مدرن آن وجود داشت و نه هویت ملی منسجم. هر خان و قدرت محلی در قلمرو خود حکم می‌راند و قانون، بیش از آنکه از دولت سرچشمه بگیرد، تابع اراده صاحبان قدرت بود.

رضاشاه در چنین فضایی پروژه‌ای را آغاز کرد که هدف آن ساختن دولتی نوین، ایجاد ارتش ملی، برقراری اقتدار حکومت مرکزی، گسترش آموزش، توسعه راه‌ها، بنیان‌گذاری نهادهای اداری و قضایی جدید و شکل دادن به مفهوم «دولت-ملت» در ایران بود. کمتر تاریخ‌نگاری در این تردید دارد که ایران در فاصله سال‌های ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ از کشوری پراکنده و ناتوان، به دولتی با ساختارهای مدرن‌تر گام نهاد. این روند در دوران محمدرضاشاه نیز، با شتاب بیشتر در عرصه صنعت، آموزش، بهداشت، زیرساخت‌ها و حضور منطقه‌ای و بین‌المللی ادامه یافت.

اما هم‌زمان با این روند، مخالفانی نیز از نخستین سال‌های حکومت پهلوی شکل گرفتند؛ مخالفانی که اگرچه در مبانی فکری، آرمان‌ها و حتی دشمنی با یکدیگر اختلاف‌های عمیق داشتند، اما در مخالفت با حکومت پهلوی، به‌ویژه در دهه‌های پایانی، به نوعی همگرایی نانوشته رسیدند. روحانیان و جریان‌های اسلام‌گرا، حزب توده، سازمان‌ها و گروه‌های مارکسیست و مارکسیست-لنینیست، مائوئیست‌ها، سازمان‌های چریکی مجاهدین خلق و فدایی ها و بخش‌هایی از نیروهای ملی‌گرا، هر یک با زبان و ادبیات خاص خود، خواهان برچیدن نظام موجود بودند.

وجه مشترک این جریان‌ها، صرفاً مخالفت با حکومت نبود؛ هر یک در ذهن خود تصویری از ایران آینده داشتند؛ آرمان‌شهری که می‌پنداشتند پس از فروپاشی نظام موجود برپا خواهند کرد. برای گروهی، آن آرمان‌شهر در الگوی حکومت دینی و ولایت فقیه جست‌وجو می‌شد؛ برای گروهی دیگر، در اتحاد شوروی و دیکتاتوری پرولتاریا؛ برای برخی در چین مائو، برای برخی در کوبا، و برای گروه‌هایی دیگر در قرائتی ایدئولوژیک از اسلام انقلابی. همه از آزادی، عدالت و رهایی سخن می‌گفتند، اما هر یک آزادی را در چارچوب حقیقت انحصاری خود تعریف می‌کرد.

انقلاب ۱۳۵۷ سرانجام یکی از این آرمان‌ها را به قدرت رساند. جمهوری اسلامی نزدیک به پنج دهه است که بر ایران حکومت می‌کند و کارنامه آن در زمینه اعدام‌های گسترده، سرکوب آزادی‌های مدنی، زندان، شکنجه، تبعیض، فساد ساختاری، انزوای بین‌المللی و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، موضوع قضاوت مردم ایران و گزارش‌های فراوان نهادهای بین‌المللی بوده است. بسیاری از همان نیروهایی که در سرنگونی حکومت پیشین نقش داشتند، خود اندکی بعد قربانی همان ساختاری شدند که در شکل‌گیری آن سهم داشتند.

اما اینجا پرسشی بنیادین پیش روی تاریخ قرار می‌گیرد؛ پرسشی که کمتر با صراحت بدان پرداخته شده است:

اگر به جای اسلام‌گرایان، یکی از جریان‌های مارکسیست، مارکسیست-لنینیست، مائوئیست یا دیگر سازمان‌های انقلابی قدرت را در ایران به دست می‌گرفت، با تکیه بر مبانی ایدئولوژیک خود چه نوع نظام سیاسی بنا می‌کرد؟ آیا الگوهای مورد ستایش آنان، که در مسکو، پکن، هاوانا یا دیگر پایتخت‌های انقلاب آزموده شده بود، تصویری متفاوت از آزادی، حقوق بشر و حکومت قانون ارائه می‌داد؟ یا آنکه همان چرخه‌ای که در بسیاری از انقلاب‌های ایدئولوژیک قرن بیستم دیده شد، در ایران نیز می‌توانست تکرار شود؟

این مقاله قصد ندارد به این پرسش با فرضیه‌پردازی یا داوری انتزاعی پاسخ دهد. داور اصلی، خود تاریخ است. از همین رو، به جای حدس زدن اینکه اگر فلان جریان در ایران به قدرت می‌رسید چه می‌کرد، به سراغ کارنامه حکومت‌هایی می‌رویم که همین جریان‌ها آنها را الگو، الهام‌بخش یا آرمان‌شهر خود می‌دانستند. از روسیه لنین و استالین تا چین مائو، از کوبای کاسترو تا دیگر تجربه‌های حکومت‌های ایدئولوژیک، خواهیم دید که آزادی، حقوق بشر، تکثر سیاسی، استقلال قوه قضائیه، مطبوعات آزاد و کرامت انسان در این نظام‌ها چه سرنوشتی یافت.

زیرا اندیشه‌های سیاسی را نمی‌توان تنها با شعارهایشان سنجید؛ باید آنها را با محصول تاریخی‌شان داوری کرد. اگر آرمانی، هرجا که به قدرت رسیده، به استبداد، سرکوب، زندان و حذف مخالفان انجامیده باشد، دیگر نمی‌توان تنها به نام زیبای آن دل بست. تاریخ، آزمایشگاه اندیشه‌هاست و خون انسان‌ها، آخرین معیار داوری درباره آنها.

این نوشتار، دعوتی است به بازخوانی یکی از مهم‌ترین درس‌های قرن بیستم؛ اینکه آزادی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و کرامت انسان، نه دستاورد طبیعی هر انقلاب، بلکه ثمره نهادهایی هستند که قدرت را محدود می‌کنند. هر آرمانی که خود را فراتر از قانون و حقیقت را در انحصار خویش بداند، دیر یا زود، هرچند با نام عدالت و رهایی، به همان جایی خواهد رسید که بسیاری از انقلاب‌های بزرگ تاریخ رسیدند: جایی که انسان، نخستین قربانی آرمان می‌شود.

فصل اول

لنین؛ انقلابی که نخستین سنگ بنای دولت امنیتی را گذاشت

انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در حافظه بسیاری از روشنفکران قرن بیستم با واژه‌هایی چون «عدالت»، «برابری» و «رهایی کارگران» پیوند خورده است. اما تاریخ، تنها با آرمان‌ها نوشته نمی‌شود؛ با پیامدها نیز نوشته می‌شود.

ولادیمیر ایلیچ لنین در اکتبر ۱۹۱۷ با وعده «نان، صلح و زمین» به قدرت رسید. میلیون‌ها روس که از جنگ جهانی اول، قحطی، استبداد تزاری و بی‌ثباتی دولت موقت به ستوه آمده بودند، انقلاب را راهی برای پایان دادن به رنج‌های خود می‌دیدند. اما تنها چند ماه پس از استقرار حکومت بلشویکی، روندی آغاز شد که بسیاری از مورخان آن را آغاز شکل‌گیری نخستین دولت تمامیت‌خواه قرن بیستم می‌دانند.

انحلال مجلس مؤسسان؛ نخستین شکست مردم‌سالاری

در نوامبر ۱۹۱۷ انتخابات مجلس مؤسسان برگزار شد. برخلاف انتظار بلشویک‌ها، حزب سوسیالیست انقلابی اکثریت کرسی‌ها را به دست آورد و بلشویک‌ها در اقلیت قرار گرفتند.

به جای پذیرش نتیجه انتخابات، دولت لنین در ژانویه ۱۹۱۸ مجلس را تنها پس از یک جلسه منحل کرد و استدلال نمود که «قدرت شوراها» (سویت‌ها) از پارلمان مشروع‌تر است. این اقدام از نگاه بسیاری از تاریخ‌پژوهان، پایان نخستین تجربه انتخاباتی فراگیر روسیه و آغاز حکومت تک‌حزبی بود.

چکا؛ تولد پلیس سیاسی مدرن

در دسامبر ۱۹۱۷، لنین سازمانی به نام چکا (کمیسیون فوق‌العاده مبارزه با ضدانقلاب و خرابکاری) را تأسیس کرد و ریاست آن را به فلیکس ژرژینسکی سپرد.

چکا اختیار گسترده‌ای برای بازداشت، مصادره اموال، زندانی کردن و حتی اعدام بدون طی فرایند عادی قضایی داشت. بسیاری از پژوهشگران، چکا را سرآغاز دستگاه‌های امنیتی بعدی شوروی، از جمله GPU، NKVD و در نهایت KGB می‌دانند.

»ترور سرخ«

در تابستان و پاییز ۱۹۱۸، پس از سوءقصد به جان لنین و تشدید جنگ داخلی، حکومت بلشویکی سیاستی را در پیش گرفت که به «ترور سرخ» شهرت یافت.

هدف اعلام‌شده، مقابله با «ضدانقلاب» بود، اما دامنه سرکوب به طیف گسترده‌ای از مخالفان، از جمله سوسیالیست‌های غیر بلشویک، روحانیون، اشراف، افسران سابق، روشنفکران و منتقدان نیز کشیده شد.

برآورد تعداد قربانیان در منابع مختلف متفاوت است و از ده‌ها هزار تا بیش از صد هزار نفر ذکر شده است؛ تفاوتی که ناشی از کمبود اسناد کامل و اختلاف روش‌های پژوهشی است. با این حال، درباره اصل وقوع این کارزار سرکوب، میان مورخان اجماع گسترده‌ای وجود دارد.

کرونشتات؛ هنگامی که انقلاب فرزندان خود را کشت

یکی از مهم‌ترین رویدادهای دوران لنین، سرکوب شورش کرونشتات در سال ۱۹۲۱ بود.

شورشیان، که بسیاری از آنان همان ملوانانی بودند که در انقلاب ۱۹۱۷ از حامیان بلشویک‌ها به شمار می‌رفتند، خواستار آزادی بیشتر برای شوراها، کاهش انحصار حزب، آزادی برخی زندانیان سیاسی و اصلاحات اقتصادی بودند.

دولت بلشویکی این شورش را تهدیدی علیه انقلاب دانست و آن را با نیروی نظامی سرکوب کرد. پس از سقوط کرونشتات، شمار زیادی از شورشیان کشته، اعدام یا زندانی شدند و بسیاری نیز به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند. درباره ماهیت سیاسی این شورش میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را شورشی دموکراسی‌خواهانه و برخی دیگر حرکتی آمیخته با خطر بازگشت نیروهای ضدبلشویک ارزیابی کرده‌اند، اما اصل سرکوب خونین آن محل اختلاف نیست.

محدود شدن آزادی مطبوعات و احزاب

در فاصله کوتاهی پس از انقلاب، بسیاری از روزنامه‌های مستقل تعطیل شدند و احزاب رقیب یا ممنوع اعلام شدند یا امکان فعالیت مؤثر خود را از دست دادند. در عمل، حزب بلشویک به تنها نیروی سیاسی مسلط تبدیل شد و رقابت حزبی از میان رفت. این تمرکز قدرت، زمینه‌ای شد که بعدها استالین بر همان ساختار، نظامی بسیار سرکوبگرتر بنا کند.

آیا استالینیسم از دل لنینیسم بیرون آمد؟

این پرسش هنوز یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات تاریخ قرن بیستم است.

دو دیدگاه اصلی وجود دارد:

  • گروهی از مورخان معتقدند استالین از بسیاری جهات از میراث لنین فاصله گرفت و سرکوب را به ابعادی رساند که در دوره لنین سابقه نداشت.
  • در مقابل، گروهی دیگر استدلال می‌کنند که عناصر اصلی نظام تک‌حزبی، پلیس سیاسی، سرکوب مخالفان و تمرکز قدرت در دوره لنین پایه‌گذاری شد و استالین همان ساختار را به شکلی افراطی گسترش داد.

منابع فصل اول

  • Robert Service, Lenin: A Biography
  • Richard Pipes, The Russian Revolution
  • Orlando Figes, A People's Tragedy
  • Anne Applebaum, Gulag
  • Robert Conquest, The Great Terror

فصل دوم

استالین؛ هنگامی که انقلاب، فرزندان خود را بلعید

اگر لنین معمار نخستین بنای حکومت بلشویکی بود، استالین مهندس تبدیل آن بنا به یکی از گسترده‌ترین دولت‌های پلیسی تاریخ شد.

در سال ۱۹۲۴، پس از مرگ لنین، نبرد قدرت در حزب کمونیست آغاز شد. لئون تروتسکی، زینوویف، کامنف، بوخارین و دیگر رهبران انقلاب، هر یک خود را وارث مشروع انقلاب می‌دانستند.

اما مردی آرام، کم‌حرف و به ظاهر خاکستری، آرام‌آرام همه آنان را از صحنه کنار زد.

ژوزف استالین.

تاریخ، بعدها نشان داد که بزرگ‌ترین خطر برای یک انقلاب، گاه نه دشمنان بیرونی، بلکه تمرکز بی‌حد قدرت در درون آن است.

از «دیکتاتوری پرولتاریا» تا دیکتاتوری یک نفر

مارکس، در آثار خود، از «دیکتاتوری پرولتاریا» به‌عنوان مرحله‌ای گذرا در گذار به جامعه بی‌طبقه سخن گفته بود؛ مفهومی که موضوع تفسیرهای گوناگون بوده است. اما در عمل، در اتحاد شوروی، قدرت نه در دست طبقه کارگر، بلکه در دست حزب و سپس در حلقه‌ای بسیار محدود پیرامون استالین متمرکز شد.

در دهه ۱۹۳۰، حزب کمونیست دیگر عرصه رقابت اندیشه نبود؛ به ساختاری بدل شده بود که مخالفت در آن می‌توانست به زندان یا مرگ بینجامد.

مورخ بریتانیایی رابرت کانکوئست در The Great Terror این دوره را یکی از گسترده‌ترین پاکسازی‌های سیاسی تاریخ مدرن توصیف می‌کند.

دادگاه‌های نمایشی؛ عدالت در خدمت سیاست

بین سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸، موجی از محاکمات مشهور موسوم به «دادگاه‌های مسکو» برگزار شد.

در این دادگاه‌ها، بسیاری از رهبران قدیمی انقلاب، از جمله زینوویف، کامنف و بوخارین، به اتهام‌هایی چون جاسوسی، خرابکاری و خیانت محاکمه شدند. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که اعتراف‌های متهمان تحت فشار، تهدید یا شکنجه اخذ شده بود.

اغلب آنان پس از محاکمه اعدام شدند.

امروز این دادگاه‌ها در ادبیات حقوقی، نمونه‌ای از «محاکمه نمایشی (Show Trial) » به شمار می‌روند.

پاکسازی بزرگ

استالین تنها به رهبران حزب بسنده نکرد.

ژنرال‌های ارتش سرخ، استادان دانشگاه، نویسندگان، مهندسان، کارگران، کشاورزان و حتی اعضای عادی حزب نیز در معرض بازداشت قرار گرفتند.

بر اساس پژوهش‌های تاریخی، در فاصله ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۸ حدود ۱٫۵ میلیون نفر بازداشت شدند و صدها هزار نفر اعدام شدند. اسناد منتشرشده پس از فروپاشی اتحاد شوروی نشان می‌دهد که تنها در این دوره، بیش از ۶۸۰ هزار حکم اعدام توسط دستگاه امنیتی (NKVD) اجرا شد.

این ارقام بر پایه اسناد آرشیوی شوروی است و در میان پژوهشگران به‌طور گسترده مورد استناد قرار گرفته است.

منابع:

  • J. Arch Getty & Oleg Naumov, The Road to Terror
  • Oleg Khlevniuk, Stalin: New Biography of a Dictator
  • Robert Conquest, The Great Terror

گولاگ؛ امپراتوری اردوگاه‌های کار اجباری

یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکومت استالین، شبکه اردوگاه‌های کار اجباری بود که با نام «گولاگ» شناخته می‌شود.

میلیون‌ها نفر به دلایل مختلف، از مخالفت سیاسی گرفته تا اتهام‌های اقتصادی یا حتی گزارش‌های بی‌اساس، به این اردوگاه‌ها فرستاده شدند.

زندانیان در شرایط بسیار سخت، در پروژه‌های عمرانی، معادن، جنگل‌ها و مناطق یخبندان سیبری کار می‌کردند.

مورخ آمریکایی آن اپلبام در کتاب مشهور Gulag: A History بر اساس اسناد آرشیوی نشان می‌دهد که میلیون‌ها نفر در این نظام زندانی شدند و شمار قابل توجهی بر اثر گرسنگی، بیماری، سرما و کار طاقت‌فرسا جان باختند.

کشاورزی اجباری و قحطی

استالین در اواخر دهه ۱۹۲۰ برنامه اشتراکی کردن کشاورزی را آغاز کرد.

کشاورزان مجبور شدند زمین و دام خود را به مزارع اشتراکی واگذار کنند.

مقاومت گسترده کشاورزان، همراه با سیاست‌های اقتصادی و شرایط اقلیمی، به قحطی‌های گسترده انجامید.

شدیدترین آنها در سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳ در اوکراین رخ داد.

برآورد شمار قربانیان متفاوت است و از حدود ۳ تا بیش از ۵ میلیون نفر ذکر شده است.

درباره اینکه این قحطی مصداق «نسل‌کشی» بوده یا نه، میان پژوهشگران و دولت‌ها اختلاف نظر وجود دارد؛ اما درباره گستردگی فاجعه و مسئولیت سیاست‌های حکومت در تشدید آن، اجماع قابل توجهی وجود دارد.

منابع:

  • Anne Applebaum, Red Famine
  • Timothy Snyder, Bloodlands
  • Stephen Wheatcroft

پرستش شخصیت

در دوران استالین، رهبر حزب به شخصیتی فراتر از نقد تبدیل شد.

تبلیغات رسمی، از مدرسه تا روزنامه و هنر، پیوسته چهره‌ای قدسی از او می‌ساخت و با لقب‌هایی چون «پدر ملت‌ها» و «نابغه بزرگ»، شخصیتش را فراتر از نقد و پرسش می‌نشاند.

تصاویر او در مدارس، کارخانه‌ها و ادارات نصب می‌شد و هرگونه انتقاد می‌توانست به اتهام «دشمنی با خلق» بینجامد.

بسیاری از پژوهشگران این پدیده را یکی از نمونه‌های کلاسیک «کیش شخصیت» در حکومت‌های تمامیت‌خواه می‌دانند.

آیا همه این اقدامات به نام عدالت انجام شد؟

یکی از تراژدی‌های بزرگ تاریخ قرن بیستم آن است که بسیاری از این سیاست‌ها، نه با شعار استبداد، بلکه با شعار عدالت، برابری و دفاع از انقلاب توجیه شدند.

استالین همواره اعلام می‌کرد که دشمنان در کمین انقلاب‌اند و برای حفظ دستاوردهای آن باید سخت‌گیری کرد.

اما تجربه تاریخی نشان داد که هنگامی که هیچ نهاد مستقلی برای مهار قدرت وجود نداشته باشد، مرز میان «دفاع از انقلاب» و «سرکوب جامعه» به‌تدریج از میان می‌رود.

میراث

پس از مرگ استالین در سال ۱۹۵۳، نیکیتا خروشچف در سخنرانی مشهور سال ۱۹۵۶، بخش مهمی از جنایت‌ها و کیش شخصیت او را محکوم کرد.

همین سخنرانی نقطه آغاز فرآیندی بود که بعدها «استالین‌زدایی» نام گرفت.

اما آنچه از استالین در حافظه تاریخ باقی ماند، تنها یک نام نیست؛ بلکه هشداری است درباره اینکه چگونه تمرکز قدرت، حذف نهادهای مستقل، نابودی آزادی بیان و تقدیس رهبر می‌تواند آرمان‌های اولیه یک انقلاب را به حکومتی بدل کند که خود به یکی از بزرگ‌ترین ناقضان حقوق بشر در تاریخ معاصر تبدیل شود.

منابع فصل دوم

  • Robert Conquest, The Great Terror.
  • Anne Applebaum, Gulag: A History.
  • Oleg Khlevniuk, Stalin: New Biography of a Dictator.
  • Stephen Kotkin, Stalin.
  • J. Arch Getty & Oleg Naumov, The Road to Terror.
  • Timothy Snyder, Bloodlands: Europe Between Hitler and Stalin.

فصل سوم:

قربانیان نامدار انقلاب؛ هنگامی که انقلاب، فرزندان خود را بلعید

انقلاب‌ها معمولاً با این وعده آغاز می‌شوند که روشنایی را جایگزین تاریکی کنند.

اما هنگامی که قدرت، حقیقت را در انحصار خود می‌گیرد، نخستین کسانی که قربانی می‌شوند، نه دشمنان، بلکه بهترین فرزندان همان انقلاب‌اند.

تاریخ اتحاد شوروی شاید روشن‌ترین نمونه این تراژدی باشد.

در کمتر از دو دهه، کشوری که قرار بود بهشت روشنفکران و کارگران باشد، به جایی تبدیل شد که نویسنده از نوشتن می‌ترسید، شاعر از شعر گفتن، استاد از اندیشیدن، و حتی عضو حزب از زنده ماندن.

نیکلای گومیلیف (Nikolai Gumilev)

یکی از بزرگ‌ترین شاعران روسیه و همسر پیشین آنا آخماتووا.

او در سال ۱۹۲۱ به اتهام مشارکت در یک توطئه ضدبلشویکی دستگیر و تیرباران شد.

امروزه بسیاری از مورخان معتقدند شواهد کافی برای اثبات این اتهام وجود نداشت.

مرگ او آغاز موج گسترده سرکوب روشنفکران روسیه بود.

منبع:
Simon Sebag Montefiore, Stalin: The Court of the Red Tsar.

فانی کاپلان

زنی که متهم شد به لنین سوءقصد کرده است.

بدون محاکمه عادلانه اعدام شد.

واقعه سوءقصد به لنین بعدها به یکی از مهم‌ترین بهانه‌های آغاز «ترور سرخ» تبدیل شد.

اسقف بنیامین پتروگراد

رهبر کلیسای ارتدوکس روسیه.

در سال ۱۹۲۲ محاکمه و اعدام شد.

جرم اصلی او مخالفت با مصادره اموال کلیسا عنوان شد.

هزاران کشیش، استاد دانشگاه و روشنفکر

در سال ۱۹۲۲ حکومت لنین صدها استاد، فیلسوف، اقتصاددان و متفکر را با کشتی‌هایی که بعدها به «کشتی فیلسوفان» مشهور شد، از روسیه تبعید کرد.

افرادی مانند

  • نیکلای بردیایف
  • ایوان ایلین
  • سرگئی بولگاکف

از مشهورترین متفکران تبعید شده بودند.

این اقدام، آغاز مهاجرت بزرگ نخبگان روسیه محسوب می‌شود.

استالین؛ قتل نخبگان در مقیاسی بی‌سابقه

اگر لنین مخالفان را حذف کرد،

استالین حتی به یاران لنین نیز رحم نکرد.

نیکلای بوخارین

از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان مارکسیسم.

عضو دفتر سیاسی حزب.

دوست نزدیک لنین.

در دادگاه نمایشی سال ۱۹۳۸ پس از اعترافات اجباری اعدام شد.

استفن کوهن در زندگینامه مشهور او، بوخارین را یکی از درخشان‌ترین ذهن‌های مارکسیسم قرن بیستم می‌داند.

گریگوری زینوویف

از رهبران اصلی انقلاب اکتبر.

رئیس کمینترن.

در سال ۱۹۳۶ اعدام شد.

لو کامنف

از نزدیک‌ترین یاران لنین.

عضو نخستین دفتر سیاسی.

در همان دادگاه‌های نمایشی اعدام شد.

مارشال میخائیل توخاچفسکی

نابغه نظامی شوروی.

یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان ارتش سرخ.

در سال ۱۹۳۷ به اتهام جاسوسی اعدام شد.

پس از فروپاشی شوروی اسناد نشان داد اتهامات او ساختگی بوده‌اند.

بسیاری از مورخان معتقدند حذف او یکی از دلایل ضعف اولیه ارتش شوروی در برابر حمله آلمان نازی بود.

وسولد مایرهولد

یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان تئاتر جهان.

شکنجه شد.

اعتراف اجباری گرفتند.

در سال ۱۹۴۰ تیرباران شد.

اسحاق بابل

نویسنده بزرگ روس.

خالق مجموعه مشهور "سواره‌نظام سرخ".

پس از ماه‌ها شکنجه در ۱۹۴۰ اعدام شد.

سال‌ها بعد حکومت شوروی اعتراف کرد اتهامات او ساختگی بوده است.

اوسیپ ماندلشتام

یکی از بزرگ‌ترین شاعران روسیه.

تنها به دلیل سرودن شعری انتقادی درباره استالین بازداشت شد.

به اردوگاه کار اجباری فرستاده شد.

در سال ۱۹۳۸ در اردوگاه جان سپرد.

همسرش نادژدا ماندلشتام بعدها خاطرات مشهور Hope Against Hope را درباره این دوران نوشت.

آنا آخماتووا

هرچند اعدام نشد،

اما سال‌ها ممنوع‌القلم بود.

همسر سابقش اعدام شد.

پسرش بارها زندانی شد.

خودش تحت مراقبت دائمی پلیس مخفی قرار داشت.

شاهکار او، رکوئیم، یکی از دردناک‌ترین روایت‌های ادبی از استبداد استالینی است.

سرگئی واویلوف و نیکلای واویلوف

نیکلای واویلوف از بزرگ‌ترین دانشمندان کشاورزی جهان بود.

به علت مخالفت علمی با نظریات مورد حمایت استالین و تروفیم لیسنکو دستگیر شد.

در زندان بر اثر گرسنگی جان داد.

امروز بسیاری او را یکی از بزرگ‌ترین قربانیان دخالت ایدئولوژی در علم می‌دانند.

لئون تروتسکی

از رهبران اصلی انقلاب.

فرمانده ارتش سرخ.

پس از تبعید، در سال ۱۹۴۰ در مکزیک به دستور استالین توسط رامون مرکادر با ضربه کلنگ یخ‌شکن ترور شد.

ترور او نشان داد که بازوی دستگاه امنیتی شوروی حتی تا آن سوی اقیانوس اطلس نیز می‌رسید.

میلیون‌ها انسان گمنام

اما شاید بزرگ‌ترین تراژدی تاریخ شوروی این باشد که قربانیان اصلی، نامی در کتاب‌ها ندارند.

کشاورزانی که در اوکراین از گرسنگی مردند.

کارگرانی که در سیبری یخ زدند.

معلمانی که شبانه ناپدید شدند.

مهندسانی که تنها به دلیل گزارش یک همکار به گولاگ فرستاده شدند.

مادرانی که سال‌ها پشت درهای زندان تنها یک پرسش را تکرار می‌کردند:

"پسرم زنده است؟"

الکساندر سولژنیتسین، برنده جایزه نوبل ادبیات و خود از زندانیان گولاگ، در کتاب مجمع‌الجزایر گولاگ نوشت:

"مرز میان خیر و شر، از میان دولت‌ها یا طبقات نمی‌گذرد؛ از میان قلب هر انسان می‌گذرد".

این جمله شاید بهترین جمع‌بندی تجربه شوروی باشد. زیرا نشان می‌دهد هیچ آرمانی، هر اندازه بزرگ، اگر از نظارت قانون، آزادی اندیشه و حق نقد محروم شود، می‌تواند به ابزاری برای نابودی همان انسان‌هایی بدل شود که مدعی نجات آنان بوده است.

منابع فصل سوم

  • Robert Conquest, The Great Terror.
  • Anne Applebaum, Gulag: A History.
  • Orlando Figes, A People's Tragedy.
  • Stephen Kotkin, Stalin.
  • Simon Sebag Montefiore, Stalin: The Court of the Red Tsar.
  • Aleksandr Solzhenitsyn, The Gulag Archipelago.
  • Nadezhda Mandelstam, Hope Against Hope.

فصل چهارم

مائو؛ انقلابی که می‌خواست انسان را از نو بیافریند

در تاریخ سیاست، رهبرانی بسیار آمده‌اند که خواسته‌اند حکومت را دگرگون کنند؛ برخی در اندیشه اصلاح ساختارهای سیاسی بوده‌اند و برخی دیگر در سودای برهم زدن نظم کهن. اما کمتر کسی را می‌توان یافت که آرزویش تنها تغییر حکومت نباشد، بلکه بخواهد انسان را نیز از نو بسازد؛ حافظه‌اش را تغییر دهد، باورهایش را بازنویسی کند و گذشته‌اش را از او بگیرد تا جامعه‌ای تازه، با انسانی تازه، بر بنیاد ایدئولوژی خویش بنا کند.

مائو تسه‌تونگ از همین دسته بود.

او خود را صرفاً یک رهبر سیاسی نمی‌دید؛ خود را معمار تاریخ می‌پنداشت. در نگاه او، انقلاب با تصرف قدرت پایان نمی‌یافت، بلکه تازه آغاز می‌شد. انقلاب باید تا ژرفای ذهن و جان انسان نفوذ می‌کرد؛ خانواده، سنت، دین، فرهنگ، آموزش و حتی خاطره‌های جمعی باید زیر و رو می‌شدند تا «انسان نو» پدید آید. اما تجربه تاریخ نشان داد که هرگاه قدرت سیاسی در پی آفرینش انسان جدید برآید، نخستین چیزی که قربانی می‌شود، خودِ انسان است.

چینی که مائو در آن به قدرت رسید، کشوری بود زخم‌خورده. دهه‌ها جنگ داخلی، اشغال ژاپن، فساد حکومت کومینتانگ، فقر، بی‌سوادی و گرسنگی، میلیون‌ها نفر را به ستوه آورده بود. اکثریت مردم را دهقانانی تشکیل می‌دادند که در زمین‌هایی کار می‌کردند که مالک آن نبودند و بخش بزرگی از محصول خود را به مالکان می‌دادند. در چنین شرایطی، حزب کمونیست توانست خود را نماینده محرومان معرفی کند و امید به آینده‌ای عادلانه را در دل میلیون‌ها نفر زنده سازد.

مائو برخلاف مارکس، که انقلاب را بر دوش طبقه کارگر صنعتی می‌دید، دهقانان را نیروی اصلی دگرگونی جامعه می‌دانست. همین تفاوت، بعدها الهام‌بخش بسیاری از جنبش‌های چپ در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین شد و در میان برخی نیروهای چپ ایران نیز بازتاب یافت.

در سال ۱۹۴۹، پس از سال‌ها جنگ داخلی، نیروهای کمونیست وارد پکن شدند و جمهوری خلق چین اعلام موجودیت کرد. برای میلیون‌ها چینی، آن روزها نوید پایان جنگ، فقر و تحقیر ملی بود. مردم امیدوار بودند کشوری ساخته شود که در آن عدالت جای بی‌عدالتی را بگیرد و امنیت جای آشوب را. اما تاریخ بار دیگر نشان داد که میان آرمان و قدرت، فاصله‌ای است که اگر با قانون، آزادی و نهادهای مستقل پر نشود، می‌تواند به یکی از تلخ‌ترین فجایع بشری بینجامد.

یکی از نخستین برنامه‌های حکومت جدید، اصلاحات ارضی بود. در ظاهر، هدف آن تقسیم زمین میان دهقانان فقیر بود؛ اما این برنامه به سرعت به کارزار حذف فیزیکی مالکان و کسانی تبدیل شد که «فئودال» یا «دشمن خلق» خوانده می‌شدند. در روستاها دادگاه‌های موسوم به «دادگاه‌های خلق» برپا شد. متهمان در برابر انبوه مردم قرار می‌گرفتند، تحقیر می‌شدند و بسیاری از آنان بی‌آنکه از دادرسی عادلانه برخوردار باشند، به مرگ محکوم می‌شدند. دهقانان تشویق می‌شدند علیه همسایگان خود شهادت دهند و حتی نوجوانان را به مشارکت در این محاکم وامی‌داشتند تا به گفته رهبران حزب، «روحیه انقلابی» در آنان پرورش یابد. برآورد پژوهشگران از شمار قربانیان این دوره متفاوت است، اما اغلب میان یک تا دو میلیون نفر را ذکر کرده‌اند.

چند سال بعد، مائو سیاستی را آغاز کرد که در ظاهر نوید آزادی بیشتری می‌داد. او اعلام کرد: «بگذار صد گل بشکفد و صد مکتب با یکدیگر رقابت کنند.» نویسندگان، استادان دانشگاه، هنرمندان و روشنفکران تشویق شدند آزادانه دیدگاه‌های خود را بیان کنند و از عملکرد دولت انتقاد نمایند. بسیاری این سخنان را نشانه آغاز دورانی تازه دانستند. مقاله نوشتند، نامه فرستادند و از فساد اداری، سانسور، سوءمدیریت و تمرکز قدرت سخن گفتند.

اما این بهار آزادی، کوتاه‌تر از آن بود که کسی گمان می‌کرد.

به محض آنکه انتقادها گسترش یافت، حکومت مسیر خود را تغییر داد. مائو اعلام کرد که دشمنان انقلاب از فضای باز سوءاستفاده کرده‌اند و کارزار «مبارزه با راست‌گرایان» آغاز شد. صدها هزار نفر از استادان، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و کارمندان دولت برکنار شدند، به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند یا سال‌ها از فعالیت اجتماعی محروم ماندند. بسیاری دیگر نیز جان خود را از دست دادند. از آن پس، سکوت به زبان رسمی جامعه بدل شد و کمتر کسی جرئت کرد حقیقت را بر زبان آورد.

اما بزرگ‌ترین فاجعه هنوز در راه بود.

در سال ۱۹۵۸، مائو طرحی را آغاز کرد که «جهش بزرگ به پیش» نام گرفت. او وعده داده بود که چین ظرف چند سال از کشورهای صنعتی اروپا پیشی خواهد گرفت. این برنامه نه بر محاسبات اقتصادی، بلکه بر ایمان ایدئولوژیک استوار بود. زمین‌های کشاورزی در قالب کمون‌های عظیم سازماندهی شد، مالکیت خصوصی تقریباً از میان رفت و میلیون‌ها روستایی موظف شدند علاوه بر کشاورزی، در کوره‌های کوچک فولاد تولید کنند. مردم ابزار کشاورزی، قابلمه‌ها، درها و هر وسیله فلزی را ذوب کردند تا سهم خود را در «جهش صنعتی» ادا کنند؛ اما محصول این تلاش، آهنی بی‌کیفیت و بی‌مصرف بود و در مقابل، ابزار تولید کشاورزی نابود شد.

از سوی دیگر، مسئولان محلی که از مجازات می‌ترسیدند، آمارهای غیرواقعی از میزان برداشت محصولات کشاورزی به پکن گزارش می‌کردند. دولت نیز بر پایه همین گزارش‌های ساختگی، غلات را از روستاها جمع‌آوری و حتی بخشی از آن را صادر می‌کرد. انبارهای دولتی پر بود، اما روستاها خالی از نان.

در بسیاری از مناطق، خانواده‌ها برای زنده ماندن به خوردن علف، پوست درخت، ریشه گیاهان و هر آنچه یافت می‌شد روی آوردند. گزارش‌های مستندی نیز از آدم‌خواری در برخی استان‌ها ثبت شده است؛ رخدادهایی که نه نتیجه خشکسالی، بلکه پیامد مستقیم سیاست‌های حکومتی، پنهان کردن حقیقت و سرکوب هر صدای هشداردهنده بود. مورخ هلندی فرانک دیکوتر، بر پایه اسناد حزب کمونیست چین، این دوره را یکی از بزرگ‌ترین فجایع ساخته دست انسان توصیف کرده است. پژوهشگران شمار قربانیان را میان پانزده تا چهل و پنج میلیون نفر برآورد می‌کنند؛ اختلاف در آمار وجود دارد، اما درباره ابعاد فاجعه تردیدی نیست.

گویی این همه برای مائو کافی نبود.

در سال ۱۹۶۶، او کشور را وارد مرحله‌ای کرد که «انقلاب فرهنگی» نام گرفت. این بار هدف، نه اقتصاد، بلکه فرهنگ، آموزش، حافظه تاریخی و هویت جامعه بود. مائو اعلام کرد که جوانان باید علیه «چهار کهنه» ـ اندیشه کهنه، فرهنگ کهنه، سنت‌های کهنه و عادت‌های کهنه ـ برخیزند. میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجو، با بازوبندهای سرخ، به خیابان‌ها آمدند و «گاردهای سرخ» را تشکیل دادند.

آنچه در پی آمد، یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ فرهنگی بشر بود. استادان دانشگاه در میدان‌های شهر تحقیر شدند؛ نویسندگان، شاعران، پزشکان، مهندسان و هنرمندان به عنوان «دشمن خلق» مورد ضرب و شتم قرار گرفتند یا به روستاها و اردوگاه‌های کار اجباری تبعید شدند. هزاران معبد، کتابخانه، نسخه خطی، اثر هنری و بنای تاریخی نابود شد. دانشگاه‌ها برای سال‌ها تعطیل شدند و نسلی کامل از آموزش عالی محروم ماند. حتی در درون خانواده‌ها نیز اعتماد از میان رفت؛ فرزندان، والدین خود را به حزب گزارش می‌کردند و همکاران از یکدیگر هراس داشتند. انقلابی که قرار بود انسان را آزاد کند، جامعه‌ای ساخت که در آن حتی اندیشیدن نیز می‌توانست جرم باشد.

در تمام این سال‌ها، دستگاه تبلیغاتی حکومت، از مدرسه و دانشگاه گرفته تا روزنامه، رادیو، تئاتر و سینما، پیوسته در ساختن چهره‌ای اسطوره‌ای از مائو می‌کوشید. تصویر او در همه جا حضور داشت، «کتاب سرخ» به متنی مقدس بدل شده بود و سخنانش معیار حقیقت شمرده می‌شد. هرگونه نقد، خیانت تلقی می‌گردید و وفاداری به رهبر، جای وفاداری به قانون و حقیقت را می‌گرفت. بدین‌سان، کیش شخصیت بر سراسر جامعه سایه افکند؛ همان پدیده‌ای که پیش‌تر در اتحاد شوروی نیز تجربه شده بود.

برآورد شمار قربانیان سیاست‌های مائو در میان پژوهشگران متفاوت است. بیشتر مورخان معاصر، بر پایه اسناد منتشرشده پس از دهه ۱۹۹۰، تعداد جان‌باختگان ناشی از قحطی بزرگ را بین ۱۵ تا ۴۵ میلیون نفر برآورد کرده‌اند. اختلاف در ارقام، ناشی از تفاوت روش‌های پژوهش و محدودیت اسناد است، اما درباره وقوع یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی قرن بیستم، میان مورخان برجسته اختلاف جدی وجود ندارد.

در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، بخشی از نیروهای چپ ایران با تحسین به انقلاب چین می‌نگریستند و برخی نیز آموزه‌های مائو را الگوی مبارزه می‌دانستند. عدالت اجتماعی، مبارزه با امپریالیسم و دفاع از محرومان، شعارهایی بودند که نسل جوان را به خود جذب می‌کردند. اما کمتر کسی از اردوگاه‌های کار اجباری، قحطی بزرگ، نابودی آزادی‌های فردی و بهای سنگینی که مردم چین برای تحقق آن آرمان‌ها پرداختند، سخن می‌گفت.

این سخن به معنای آن نیست که هر گروه یا هر فردی که از اندیشه‌های مائو الهام می‌گرفت، اگر در ایران به قدرت می‌رسید، الزاماً همان سیاست‌ها را اجرا می‌کرد. تاریخ چنین قطعیت‌هایی را برنمی‌تابد. اما تجربه چین هشداری بزرگ در خود دارد: هرگاه ایدئولوژی جای قانون را بگیرد، رهبر فراتر از نقد قرار گیرد و قدرت از نظارت و پاسخگویی رها شود، آزادی، کرامت انسان و حقوق بشر به آسانی قربانی خواهند شد.

شاید بزرگ‌ترین درس چین برای نسل امروز ایران همین باشد؛ هیچ آرمانی، هر اندازه عدالت‌خواهانه و پرشور، اگر بر آزادی، حاکمیت قانون، تکثر سیاسی و احترام به کرامت انسان استوار نباشد، می‌تواند به ضد خود تبدیل شود. تاریخ قرن بیستم، این حقیقت را نه در کتاب‌های فلسفه، بلکه بر گور میلیون‌ها انسان نوشته است.

منابع فصل چهارم

۱-Frank Dikötter, Mao's Great Famine: The History of China's Most Devastating Catastrophe, 1958-1962. London: Bloomsbury, 2010.

یکی از مهم‌ترین پژوهش‌های معاصر درباره قحطی بزرگ چین که بر پایه اسناد محرمانه حزب کمونیست چین نوشته شده است.

۲- Frank Dikötter, The Cultural Revolution: A People's History, 1962-1976. London: Bloomsbury, 2016.

تحلیل مستند انقلاب فرهنگی، گاردهای سرخ، سرکوب روشنفکران و نابودی میراث فرهنگی چین.

۳-Jung Chang & Jon Halliday, Mao: The Unknown Story. Jonathan Cape, London, 2005.

زندگی‌نامه‌ای مفصل و انتقادی از مائو بر اساس اسناد شوروی، چین و خاطرات نزدیکان وی.

۴- Roderick MacFarquhar & Michael Schoenhals, Mao's Last Revolution. Harvard University Press, 2006.

از معتبرترین آثار دانشگاهی درباره انقلاب فرهنگی و تحولات پایانی حکومت مائو.

۵- Jasper Becker, Hungry Ghosts: Mao's Secret Famine. John Murray, London, 1996.

از نخستین تحقیقات جامع درباره قحطی بزرگ و پیامدهای سیاست‌های اقتصادی مائو.

۶-Yang Jisheng, Tombstone: The Great Chinese Famine, 1958-1962. Farrar, Straus and Giroux, New York, 2012.

اثر مورخ و روزنامه‌نگار چینی که با استفاده از اسناد داخلی حزب کمونیست و تحقیقات میدانی، ابعاد فاجعه قحطی را بررسی کرده است.

۷- Philip Short, Mao: A Life. Henry Holt, New York, 1999.

زندگی‌نامه‌ای جامع که ضمن نقد، تلاش می‌کند شخصیت مائو را در بستر تاریخی چین تحلیل کند.

۸- Maurice Meisner, Mao's China and After: A History of the People's Republic. Free Press, 1999.

از آثار کلاسیک دانشگاهی درباره تاریخ جمهوری خلق چین.

۹.-The Black Book of Communism
Edited by Stéphane Courtois et al.
Harvard University Press, 1999.

اثری درباره کارنامه حکومت‌های کمونیستی در قرن بیستم که بخشی از آن به حکومت مائو اختصاص دارد.

۱۰- Jonathan D. Spence, The Search for Modern China. W. W. Norton, 1999.

از معتبرترین کتاب‌های تاریخ چین معاصر که زمینه‌های ظهور مائو و تحولات پس از انقلاب را بررسی می‌کند.

منابع تکمیلی درباره حقوق بشر

  • Amnesty International, گزارش‌های تاریخی درباره جمهوری خلق چین.
  • Human Rights Watch, گزارش‌های پژوهشی درباره میراث انقلاب فرهنگی و نقض حقوق بشر در چین.

فصل پنجم

کوبا؛ انقلابی که در جست‌وجوی عدالت، آزادی را به زندان سپرد

در تاریخ معاصر، کمتر انقلابی به اندازه انقلاب کوبا توانسته است خیال نسل‌ها را تسخیر کند. هنوز سال‌ها از پیروزی آن نگذشته بود که تصویر مردی جوان با چهره‌ای آفتاب‌سوخته، موهای پریشان، ریش انبوه، لباس زیتونی و ستاره‌ای بر کلاهش، از دیوار خوابگاه‌های دانشجویی پاریس و رم تا دانشگاه‌های تهران، قاهره، بوئنوس‌آیرس و مکزیکوسیتی آویخته شد. گویی جهان، در چهره ارنستو «چه» گوارا، نه یک انسان، بلکه رؤیای رهایی را یافته بود.

کمتر کسی در آن سال‌ها می‌پرسید که آن سوی این تصویر شاعرانه، چه واقعیتی جریان دارد. عکس مشهور آلبرتو کوردا، چه‌گوارا را به اسطوره‌ای جهانی بدل کرد؛ اسطوره‌ای که بر تی‌شرت‌ها، پوسترها، جلد کتاب‌ها و دیوار اتاق هزاران جوان نقش بست. اما تاریخ، همان‌گونه که بارها نشان داده است، میان تصویر و واقعیت فاصله‌ای عمیق وجود دارد. گاه یک عکس، هزاران صفحه تاریخ را از نگاه بیننده پنهان می‌کند.

در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی، انقلاب کوبا برای بخشی از نیروهای چپ ایران نیز به الگویی آرمانی تبدیل شد. آنان در کوه‌های سیرا ماسترا، آینده ایران را می‌دیدند؛ در جنگ چریکی، راه رهایی را؛ و در چه‌گوارا، قهرمانی که می‌توانست با گروهی اندک، نظامی بزرگ را فرو ریزد. نظریه «کانون انقلابی» یا «فوکو» که چه‌گوارا و رژی دبره مطرح کردند، بر این باور استوار بود که یک هسته کوچک مسلح، اگر اراده و جسارت کافی داشته باشد، می‌تواند توده‌های خاموش را به حرکت درآورد و انقلاب را شعله‌ور سازد. این اندیشه بعدها بر بسیاری از جنبش‌های چریکی آمریکای لاتین و نیز بر برخی سازمان‌های مسلح ایرانی اثر گذاشت.

اما همان پرسشی که درباره شوروی و چین مطرح شد، اینجا نیز باید تکرار شود؛ اگر آن آرمان‌شهر تحقق یافت، جامعه‌ای که برپا شد تا چه اندازه با وعده‌های نخستین همخوان بود؟

برای یافتن پاسخ، باید از تصویرهای رمانتیک فاصله گرفت و به تاریخ بازگشت.

کوبا پیش از انقلاب، کشوری گرفتار استبداد، فساد و شکاف عمیق طبقاتی بود. حکومت فولخنسیو باتیستا، هرچند در برخی زمینه‌ها برنامه‌هایی برای نوسازی اقتصادی داشت، اما به‌تدریج به حکومتی اقتدارگرا تبدیل شد. فساد اداری، نفوذ گسترده مافیا، وابستگی اقتصادی به ایالات متحده و محرومیت بخش بزرگی از مردم، زمینه نارضایتی عمومی را فراهم کرده بود. در هاوانا، هتل‌های مجلل و کازینوهای پرزرق‌وبرق پذیرای ثروتمندان خارجی بودند، در حالی که در بسیاری از روستاها، دهقانان در فقر و بی‌سوادی زندگی می‌کردند.

در چنین فضایی، فیدل کاسترو، وکیل جوانی که در آغاز خود را بیشتر یک ملی‌گرا می‌دانست تا مارکسیست، پرچم مبارزه را برافراشت. حمله نافرجام او به پادگان مونکادا در سال ۱۹۵۳ شکست خورد و خود او زندانی شد، اما دفاعیه مشهورش در دادگاه با این جمله پایان یافت: «تاریخ مرا تبرئه خواهد کرد.» همین سخن، به یکی از مشهورترین شعارهای انقلاب کوبا بدل شد.

پس از آزادی، کاسترو به مکزیک رفت. در آنجا با پزشکی آرژانتینی به نام ارنستو چه‌گوارا آشنا شد؛ مردی که رؤیای انقلاب جهانی را در سر می‌پروراند. آن دو، همراه با گروهی اندک، سوار بر قایق کوچک «گرانما» راهی کوبا شدند. از هشتاد و دو نفر، تنها شمار اندکی توانستند خود را به کوهستان‌های سیرا ماسترا برسانند، اما همان گروه کوچک، طی دو سال جنگ چریکی، ارتش باتیستا را فرسوده ساخت و سرانجام در نخستین روز سال ۱۹۵۹، وارد هاوانا شد.

ورود انقلابیون به پایتخت، با استقبال پرشور مردم همراه بود. خیابان‌ها غرق شادی شد. بسیاری می‌پنداشتند که استبداد پایان یافته و فصلی تازه از آزادی آغاز شده است. روزنامه‌های معتبر غربی نیز در آغاز، کاسترو را نه یک کمونیست، بلکه رهبری ملی‌گرا و اصلاح‌طلب معرفی می‌کردند. او در سخنرانی‌های نخستین خود، از عدالت، مبارزه با فساد، استقلال ملی و انتخابات سخن می‌گفت.

اما همانند بسیاری از انقلاب‌های بزرگ، قدرت، چهره دیگری نیز داشت.

چند هفته بیشتر از پیروزی انقلاب نگذشته بود که دادگاه‌های انقلابی آغاز به کار کردند. این دادگاه‌ها قرار بود عاملان حکومت پیشین را محاکمه کنند، اما روند رسیدگی، غالباً با معیارهای دادرسی منصفانه فاصله داشت. بسیاری از متهمان در فضایی آکنده از هیجان انقلابی و بدون امکان دفاع مؤثر، به اعدام محکوم شدند.

در این میان، دژ نظامی «لا کابانیا» به یکی از مهم‌ترین مراکز اجرای احکام تبدیل شد. مسئولیت این زندان بر عهده چه‌گوارا بود. درباره شمار دقیق اعدام‌ها و میزان نقش مستقیم او میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد، اما در اصل وقوع اعدام‌های گسترده تردیدی نیست. خود چه‌گوارا نیز در سخنرانی‌هایش، بارها از ضرورت خشونت انقلابی دفاع کرده بود و معتقد بود که انقلاب، بدون حذف دشمنان خود، قادر به بقا نخواهد بود.

در همان ماه‌های نخست، خبرنگاران خارجی که برای پوشش انقلاب به کوبا رفته بودند، صحنه‌هایی را روایت کرده‌اند که در آنها، مردم برای تماشای اجرای احکام گرد می‌آمدند؛ گویی انقلاب، در کنار عدالت، نمایش قدرت را نیز به صحنه آورده بود.

به‌تدریج، فضای سیاسی نیز دگرگون شد. احزاب مستقل یکی پس از دیگری کنار گذاشته شدند. رسانه‌هایی که از دولت انتقاد می‌کردند، تعطیل شدند یا زیر نظارت حکومت قرار گرفتند. سندیکاهای مستقل جای خود را به تشکل‌هایی دادند که مستقیماً از دولت تبعیت می‌کردند. وعده انتخابات آزاد، هرگز تحقق نیافت و قدرت، آرام‌آرام در دست حزب کمونیست و شخص فیدل کاسترو متمرکز شد.

انقلابی که با شعار آزادی آغاز شده بود، اکنون مخالفان خود را نه رقیب سیاسی، بلکه دشمن انقلاب می‌نامید. از اینجا به بعد، واژگان نیز تغییر کردند. مخالفت، دیگر صرفاً اختلاف نظر نبود؛ «ضدانقلابی» بود. منتقد، دیگر شهروندی با حق اظهار عقیده محسوب نمی‌شد؛ «عامل امپریالیسم» خوانده می‌شد. همین تغییر زبان، نخستین نشانه دگرگونی ماهیت قدرت بود؛ زیرا هرگاه سیاست، مخالف را از حوزه شهروندی خارج کند، راه برای حذف او هموار می‌شود.

آزادی، آرام‌آرام جای خود را به اطاعت داد و انقلاب، که قرار بود مردم را از ترس برهاند، خود به سرچشمه ترسی تازه تبدیل شد.

قدرت، هنگامی که مهار نشود، آرام‌آرام زبان خود را نیز می‌آفریند. واژه‌ها دیگر آن معنایی را ندارند که مردم در آغاز انقلاب از آنها می‌فهمیدند. آزادی، به «وفاداری به انقلاب» تبدیل می‌شود؛ عدالت، به «اطاعت از حزب»؛ و مردم، به «توده‌هایی» که باید هدایت شوند. این همان نقطه‌ای بود که انقلاب کوبا نیز، همچون بسیاری از انقلاب‌های ایدئولوژیک قرن بیستم، از آرمان‌های نخستین خود فاصله گرفت.

در سال‌های آغازین دهه ۱۹۶۰، تقریباً تمامی احزاب سیاسی مستقل منحل یا در ساختار حزب کمونیست ادغام شدند. مطبوعات خصوصی یکی پس از دیگری تعطیل شدند و رادیو و تلویزیون به ابزار تبلیغات حکومت بدل گشتند. دانشگاه‌ها، اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های صنفی نیز به تدریج زیر نظارت مستقیم دولت قرار گرفتند. انقلابی که قرار بود مردم را صاحب سرنوشت خویش کند، اکنون برای مردم تصمیم می‌گرفت که چه بخوانند، چه بشنوند، چه بنویسند و حتی چگونه بیندیشند.

یکی از نخستین قربانیان چنین نظام‌هایی، استقلال قوه قضائیه است. دادگاه‌ها بیش از آنکه مرجع اجرای قانون باشند، به ابزاری برای پاسداری از انقلاب تبدیل شدند. بسیاری از مخالفان سیاسی، روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و حتی اعضای سابق جنبش انقلابی، با اتهام‌هایی چون «ضد انقلاب»، «همکاری با امپریالیسم» یا «خیانت به مردم» محاکمه و زندانی شدند.

در دهه‌های بعد، سازمان‌های حقوق بشری از جمله عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر، بارها درباره بازداشت مخالفان، محدودیت آزادی بیان، سانسور گسترده، کنترل رسانه‌ها و نبود انتخابات آزاد در کوبا گزارش منتشر کردند. اگرچه حکومت کوبا همواره این گزارش‌ها را سیاسی و جانبدارانه می‌خواند، اما حجم اسناد و شهادت‌های موجود، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن رقابت سیاسی آزاد و امکان تغییر مسالمت‌آمیز قدرت وجود نداشت.

در کنار سرکوب سیاسی، اقتصاد نیز به تدریج در انحصار دولت قرار گرفت. بانک‌ها، صنایع، مزارع بزرگ، کارخانه‌ها و تجارت خارجی ملی شدند. در آغاز، بسیاری از مردم از این سیاست استقبال کردند؛ زیرا تصور می‌کردند ثروت کشور عادلانه‌تر توزیع خواهد شد. اما اقتصاد، برخلاف شعارهای سیاسی، از قوانین خود پیروی می‌کند.

با از میان رفتن بخش خصوصی، کاهش انگیزه تولید، برنامه‌ریزی متمرکز و وابستگی روزافزون به کمک‌های اتحاد شوروی، اقتصاد کوبا به تدریج شکننده شد. مسکو سالانه میلیاردها دلار یارانه، نفت ارزان و کمک‌های مالی در اختیار هاوانا قرار می‌داد. این کمک‌ها سبب می‌شد ضعف‌های ساختاری اقتصاد کمتر آشکار شود.

اما با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، ناگهان ستون اصلی اقتصاد کوبا فروریخت.

دورانی آغاز شد که حکومت آن را «دوره ویژه» نامید؛ اما برای مردم، دوره کمبود، گرسنگی و صف‌های پایان‌ناپذیر بود.

برق ساعت‌ها قطع می‌شد. سوخت به سختی پیدا می‌شد. رفت‌وآمد خودروها کاهش یافت. فروشگاه‌ها اغلب قفسه‌های خالی داشتند.

مواد غذایی سهمیه‌بندی شد و بسیاری از خانواده‌ها ناچار بودند ساعت‌ها در صف بایستند تا اندکی برنج، روغن یا نان دریافت کنند.

میانگین کالری مصرفی مردم به شدت کاهش یافت و سوءتغذیه در بسیاری از مناطق گسترش پیدا کرد.

یکی از دردناک‌ترین جلوه‌های این وضعیت، موج عظیم مهاجرت بود.

ده‌ها هزار نفر با قایق‌های کوچک، کلک‌های دست‌ساز و حتی لاستیک کامیون، خود را به آب‌های تنگه فلوریدا سپردند تا شاید به سواحل ایالات متحده برسند.

بسیاری هرگز به مقصد نرسیدند. برخی در طوفان‌ها جان باختند. برخی طعمه کوسه‌ها شدند. اما حتی این خطرها نیز برای آنان، از ماندن در سرزمینی که امیدی به آینده در آن نمی‌دیدند، آسان‌تر می‌نمود.

این خود پرسشی بنیادین پیش روی هر نظام سیاسی قرار می‌دهد: اگر جامعه‌ای همان آرمان‌شهری است که وعده داده شده، چرا شهروندانش برای ترک آن، جان خود را به دریا می‌سپارند؟

در کنار همه اینها، دستگاه تبلیغات حکومتی نیز پیوسته در ساختن چهره‌ای اسطوره‌ای از رهبران انقلاب می‌کوشید. تصویر فیدل کاسترو و چه‌گوارا در مدارس، ادارات، میدان‌ها و رسانه‌ها حضوری دائمی داشت. کتاب‌های درسی، تاریخ را از دریچه انقلاب روایت می‌کردند و نسل‌های جدید، بیش از آنکه با تکثر دیدگاه‌ها آشنا شوند، با روایت رسمی حکومت پرورش می‌یافتند.

این پدیده، پیش‌تر در اتحاد شوروی و چین نیز دیده شده بود؛ جایی که رهبر، آرام‌آرام از مقام یک سیاستمدار، به نماد حقیقت و معیار تشخیص درست و نادرست تبدیل می‌شد. هنگامی که یک رهبر به جای قانون بنشیند، نقد او نیز به معنای نقد نظام تلقی می‌شود و از آن پس، مرز میان مخالفت سیاسی و جرم، به آسانی از میان می‌رود.

البته در ارزیابی منصفانه تاریخ، باید به این نکته نیز اشاره کرد که حکومت کوبا در برخی حوزه‌ها، به‌ویژه گسترش سوادآموزی، آموزش همگانی و خدمات بهداشت عمومی، دستاوردهایی داشت که بسیاری از پژوهشگران نیز به آنها اذعان کرده‌اند. نرخ باسوادی افزایش یافت، دسترسی عمومی به خدمات درمانی گسترش پیدا کرد و برخی شاخص‌های سلامت بهبود یافت.

اما پرسش اساسی این کتاب چیز دیگری است.

آیا توسعه آموزش و بهداشت، می‌تواند جایگزین آزادی شود؟

آیا جامعه‌ای که در آن انتخابات آزاد برگزار نمی‌شود، احزاب مستقل اجازه فعالیت ندارند، مطبوعات آزاد وجود ندارند و شهروندان امکان تغییر مسالمت‌آمیز حکومت را از طریق صندوق رأی ندارند، می‌تواند الگویی کامل برای آینده باشد؟

تجربه کوبا نشان داد که عدالت اجتماعی، اگر از آزادی، حقوق بشر، استقلال قوه قضائیه، گردش قدرت و حاکمیت قانون جدا شود، دیر یا زود به تمرکز قدرت در دست گروهی محدود خواهد انجامید؛ گروهی که خود را تجسم انقلاب و حقیقت می‌پندارد.

در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی، انقلاب کوبا برای بخشی از نیروهای چپ ایران الهام‌بخش بود. نظریه جنگ چریکی و «کانون انقلابی» بر برخی سازمان‌های مسلح تأثیر گذاشت و این تصور را پدید آورد که گروهی کوچک و ایدئولوژیک می‌تواند به نمایندگی از مردم، مسیر تاریخ را تعیین کند.

اما تجربه کوبا نشان داد که پیروزی یک گروه انقلابی، به خودی خود تضمین‌کننده آزادی نیست. اگر نهادهای دموکراتیک، قانون اساسی مبتنی بر حقوق شهروندی، مطبوعات آزاد، انتخابات رقابتی و تفکیک قوا وجود نداشته باشد، انقلاب ممکن است تنها نام حکومت را تغییر دهد، نه ماهیت قدرت را.

شاید مهم‌ترین درس کوبا برای نسل امروز ایران همین باشد؛ آزادی را نمی‌توان به فردای پیروزی موکول کرد. آزادی، اگر در درون یک جنبش سیاسی تمرین نشود، پس از دستیابی به قدرت نیز به دشواری پدید خواهد آمد. تاریخ بارها نشان داده است که جامعه آزاد، نه از دل قهرمانان معصوم، بلکه از دل نهادهای پاسخگو، قانون، تحمل مخالف و احترام به کرامت انسان زاده می‌شود.

منابع فصل پنجم

  • Hugh Thomas, Cuba: The Pursuit of Freedom.
  • Samuel Farber, The Origins of the Cuban Revolution Reconsidered.
  • Jorge Castañeda, Compañero: The Life and Death of Che Guevara.
  • Jon Lee Anderson, Che Guevara: A Revolutionary Life.
  • Amnesty International, Reports on Cuba.
  • Human Rights Watch, Cuba: Human Rights Reports.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

پدیده فروپاشی اقتصادی در دهه‌های اخیر به یکی از موضوعات مهم در اقتصاد سیاسی و مطالعات توسعه اقتصادی تبدیل شده است. تجربه کشورهایی نظیر اتحاد شوروی، آرژانتین، زیمبابوه، ونزوئلا و لبنان نشان می‌دهد که بحران‌های اقتصادی می‌توانند به فرسایش نهادهای حکمرانی، افزایش بی‌ثباتی اجتماعی و حتی تغییرات بنیادین در نظام سیاسی منجر شوند (Diamond, 2005؛ Acemoglu & Robinson, 2012). با این حال، همه اقتصادهای بحران‌زده لزوما مسیر مشابهی را طی نمی‌کنند. برخی در اثر شوک‌های شدید مالی یا سیاسی وارد مرحله فروپاشی سریع می‌شوند و برخی دیگر دهه‌ها در وضعیتی از رکود، ناکارآمدی نهادی و بحران مزمن باقی می‌مانند و در حاشیه اقتصاد جهانی در فقر و فلاکت درجا میزنند. اقتصاد ایران از این منظر نمونه‌ای خاص محسوب می‌شود. طی سه دهه گذشته، اقتصاد کشور با تنگناهای گوناگونی نظیر تورم مزمن، کسر بودجه گسترده، کاهش نرخ سرمایه‌گذاری ثابت، فرار سرمایه، بحرانهای ساختاری، بحران‌های زیرساختی و فشارهای خارجی مواجه بوده است، اما همچنان از سطحی از بقا برخوردار است.

این وضعیت ضرورت استفاده از مفاهیمی فراتر از «بحران اقتصادی» را مطرح می‌کند. مفاهیمی نظیر «بحران پایدار»، «چندبحرانی» و «تله فروپاشی مرکب» ظرفیت توضیحی بیشتری برای فهم وضعیت کنونی اقتصاد ایران دارند.

aa.jpgدر ادبیات فارسی، «خفه‌خون گرفتن» کنایه از سکوت و انفعال است. این تعبیر این روزها بار دیگر در فضای سیاسی ایران شنیده می‌شود؛ آن هم در شرایطی که کشور با یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های چند دهه اخیر روبه‌رو است و بسیاری از شهروندان درباره سکوت رهبر جمهوری اسلامی در برابر پیامدهای این بحران پرسش‌هایی مطرح می‌کنند.

تاریخ ایران و جهان اسلام نشان می‌دهد حکومت‌هایی که راه اصلاح، مدارا و پذیرش نقد را بستند، اغلب با بحران‌های عمیق‌تری روبه‌رو شدند. در دوره خلافت عباسی نیز سرکوب مخالفان، محدود شدن فضای فکری و نادیده گرفتن مطالبات جامعه، زمینه‌ساز نارضایتی‌های گسترده شد؛ هرچند این حکومت سرانجام نه با یک قیام داخلی، بلکه در پی حمله مغولان از میان رفت.

نیم‌قرن حکومت جمهوری اسلامی نیز با اعتراض‌ها و جنبش‌های متعددی همراه بوده است؛ از اعتراضات اجتماعی و اقتصادی تا جنبش‌های سیاسی که هر یک خواستار تغییر یا اصلاح بخشی از ساختار حکمرانی بودند. با این حال، بسیاری از منتقدان معتقدند حکومت نه تنها از این رویدادها درس نگرفته، بلکه در بسیاری موارد بر همان شیوه‌های گذشته پافشاری کرده است.

rp.jpgخبرنامه گویا - در گزارش امروز بی‌بی‌سی فارسی با عنوان «چرا ویدئوی مصاحبه رضا پهلوی با رویترز خبرساز شد؟»، این رسانه به جنجال بر سر بخشی از گفت‌وگوی رضا پهلوی با رویترز پرداخته است؛ جایی که او گفت ارتباطش با نیروهای ناراضی حکومت از پیام‌های غیررسمی اعضای سپاه و بسیج آغاز شده، نه از طریق فرماندهان این نهادها. گزارش این اظهارات را با سخنان پیشین او درباره «ریزش نیروها» مقایسه می‌کند، به حذف موقت مصاحبه از سوی رویترز و پاسخ دفتر رضا پهلوی اشاره دارد و تأکید می‌کند که امکان راستی‌آزمایی مستقل این ادعاها وجود ندارد. با این حال، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، چارچوب روایت است؛ روایتی که با انتخاب زاویه، ترتیب مطالب و میزان تأکید، مخاطب را بیش از هر چیز به سمت تردید درباره ادعاهای رضا پهلوی هدایت می‌کند.

عنوان گزارش می‌پرسد «چرا ویدئوی مصاحبه رضا پهلوی با رویترز خبرساز شد؟»، اما از همان ابتدا تمرکز آن از خود ماجرای انتشار و حذف مصاحبه به سنجش اعتبار ادعاهای رضا پهلوی تغییر می‌کند. در حالی که حذف مصاحبه، انتشار نسخه ویرایش‌نشده و روند تصمیم‌گیری رویترز نیز می‌توانستند محور اصلی گزارش باشند، روایت بی‌بی‌سی بیش از هر چیز بر آزمودن سازگاری سخنان امروز و گذشته او متمرکز است.

این جهت‌گیری در ساختار گزارش نیز دیده می‌شود. گزارش ابتدا انتقادها را مطرح می‌کند، سپس پاسخ دفتر رضا پهلوی را می‌آورد، اما بلافاصله دوباره به مرور اظهارات گذشته او بازمی‌گردد. در نتیجه، پاسخ دفتر رضا پهلوی نیز در نهایت در همان چارچوب سنجش اعتبار ادعاها قرار می‌گیرد، نه ایجاد تعادل در روایت. در روزنامه‌نگاری، ترتیب ارائه اطلاعات صرفاً یک انتخاب فنی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای شکل دادن به برداشت نهایی مخاطب است.

mahan.jpgخبرنامه گویا - به گزارش رویترز رژیم ایران در ماه جاری گروهی از فرماندهان سپاه پاسداران، مشاوران نظامی و تجهیزات مرتبط با موشک و پهپاد را به یمن منتقل کرده است؛ اقدامی که به گفته این منابع نشان می‌دهد تهران در تلاش است توانایی حوثی‌های مورد حمایت خود را برای تهدید کشتیرانی در دریای سرخ افزایش دهد.

چهار منبع مطلع، به رویترز گفته‌اند این انتقال در تاریخ ۱۳ ژوئیه با یک پرواز شرکت هواپیمایی ماهان از تهران به یمن انجام شده است.

دو منبع ایرانی به رویترز گفته‌اند بین ۱۰ تا ۲۱ نفر از نیروهای سپاه پاسداران، از جمله چند فرمانده ارشد، در این پرواز حضور داشتند.

به گفته منابع، مقصد اولیه این هواپیما فرودگاه صنعا، پایتخت تحت کنترل حوثی‌ها، بود، اما پس از حمله نیروهای دولت مورد حمایت عربستان به این فرودگاه، مسیر خود را تغییر داد و در بندر حدیده در ساحل دریای سرخ فرود آمد.

یکی از منابع به رویترز گفته است فرماندهان سپاه برای پشتیبانی از عملیات حوثی‌ها و آموزش سامانه‌های موشکی جدید به یمن اعزام شدند. او همچنین مدعی شد ایران مقادیری طلا نیز با این پرواز ارسال کرده تا هزینه فعالیت‌های حوثی‌ها تأمین شود.

به نوشته رویترز، این انتقال نشانه تازه‌ای از تلاش جمهوری اسلامی برای تقویت حوثی‌هاست؛ گروهی که بیش از یک دهه است با دولت مورد حمایت عربستان و به رسمیت شناخته‌شده از سوی جامعه جهانی در جنگ داخلی یمن قرار دارد و در سال‌های گذشته بارها با موشک و پهپاد به کشورهای همسایه حمله کرده است.

شاستی - رقص یکی از حامیان جمهوری اسلامی در لندن

ouji.jpgدو سال پس از انفجار خطوط سراسری انتقال گاز در ۲۵ بهمن ۱۴۰۲ در استان‌های چهارمحال و بختیاری و فارس، جواد اوجی، وزیر وقت نفت، برای نخستین‌بار اعلام کرد پیش از وقوع انفجارها، فردی که خود را منتسب به موساد معرفی می‌کرد، در تماس تلفنی او را از وقوع این حملات مطلع کرده بود.

به گفته او، تماس‌گیرنده ابتدا با طرح یک سؤال ساده گفت‌وگو را آغاز کرد و سپس اعلام کرد که خط هشتم سراسری گاز هدف قرار گرفته است؛ موضوعی که اوجی می‌گوید دقایقی بعد از سوی مرکز دیسپاچینگ شرکت ملی گاز نیز به او اطلاع داده شد.

اوجی افزود در حالی که برای عزیمت به محل حادثه آماده می‌شد، تماس دیگری از همان فرد دریافت کرد و این بار نیز پس از پرسیدن سؤالی مشابه، به او گفته شد که خط نهم سراسری گاز نیز منفجر شده است. وزیر سابق نفت همچنین مدعی شد در ادامه، سومین خط انتقال گاز نیز هدف حمله قرار گرفت.

در بهمن ۱۴۰۲، چند خط لوله سراسری گاز در ایران هدف انفجار قرار گرفتند. مقام‌های جمهوری اسلامی این حملات را «خرابکاری» خواندند. گزارش‌های بعدی نیز از نقش احتمالی اسرائیل در این حملات حکایت داشت، اما روایت تازه جواد اوجی درباره تماس مستقیم موساد با او، بار دیگر بحث درباره نفوذ امنیتی و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی جمهوری اسلامی را داغ کرده است.

***

شبی که مشهد «سقوط کرد»

| No Comments

گزارشی بر پایه روایت شاهدان، ویدیوها و اظهارات مقام‌های جمهوری اسلامی درباره یکی از پرابهام‌ترین شب‌های اعتراضات دی‌ماه

خبرنامه گویا: بر اساس گزارشی از ایران‌وایر، بخش‌هایی از گفت‌وگوی منتشرشده میان جواد موگویی و عباس عراقچی درباره اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، بار دیگر بحث بر سر آنچه برخی از آن با عنوان «سقوط مشهد» یاد می‌کنند را زنده کرده است. ایران‌وایر با استناد به روایت چند شاهد عینی و اظهارات برخی مقام‌های جمهوری اسلامی، تلاش کرده تصویری از آن دو شب و ابعاد سرکوب اعتراضات ارائه دهد.

mashadlarge.jpg
شبی که مشهد «سقوط کرد»؛ روایت شاهدان از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی

در روزهای پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، انتشار بخشی از گفت‌وگوی جواد موگویی با عباس عراقچی توجه بسیاری را جلب کرد. موگویی در این گفت‌وگو با اشاره به اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ می‌گوید پس از بررسی‌های شخصی به این نتیجه رسیده که دونالد ترامپ درباره از دست رفتن کنترل مشهد برای چند ساعت «درست» گفته است. عراقچی در پاسخ، ضمن رد نکردن این ارزیابی، تنها می‌گوید: «ما به هر حال باید بپذیریم که نقاط ضعفی داشتیم.»

پس از انتشار این بخش، سخنگوی وزارت کشور ادعای «سقوط مشهد» را رد کرد و گفت هرچند درگیری‌ها شدید بود، اما ارتباط وزارت کشور با مقام‌های محلی هرگز قطع نشد. اندکی بعد نیز بخش مربوط به این اظهارات از نسخه منتشرشده مصاحبه حذف شد؛ موضوعی که به گمانه‌زنی‌ها دامن زد.

rubi.jpgمارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در واکنش به اظهارات عباس عراقچی درباره سیاست «چشم در برابر چشم»، گفت رویکرد دونالد ترامپ در برابر جمهوری اسلامی «یک سر در برابر یک چشم» خواهد بود.

روبیو روز پنجشنبه در حاشیه نشست وزیران خارجه کشورهای جنوب شرق آسیا در مانیل گفت: «عراقچی چند روز پیش گفت سیاست ایران در این درگیری چشم در برابر چشم است، اما سیاست رئیس‌جمهور آمریکا سر در برابر چشم است.»

این اظهارات هم‌زمان با ادامه حملات هوایی آمریکا به ایران برای دوازدهمین شب متوالی مطرح شد. روبیو هشدار داد که خسارات واردشده به ایران «هر شب سنگین‌تر خواهد شد» تا زمانی که تهران برای دستیابی به توافقی که به آن پایبند بماند، آمادگی نشان دهد.

masih.jpgمسیح علی‌نژاد در پیامی خطاب به مخاطبان انگلیسی‌زبان خود در ایکس نوشت:

هی ممدانی!

به این ترمزهای خراب نگاه کن. دوچرخه‌های اشتراکی نیویورک یکی‌یکی از کار می‌افتند. شاید بهتر باشد اول مشکلاتی را حل کنی که واقعاً جان مردم نیویورک را به خطر انداخته‌اند.

یا سرت آن‌قدر شلوغ است که می‌خواهی نتانیاهو را بازداشت کنی؟ در حالی که باید مقام‌های جمهوری اسلامی را بازداشت کنی. تو فقط درباره یک طرف صحبت می‌کنی، چون دغدغه واقعی‌ات قربانیان نیست؛ می‌خواهی دستورکار سیاسی خودت را پیش ببری.

من اسامی افرادی را در ایران دارم که مسئول اعدام کودکان هستند؛ بعضی از آن‌ها هم در راه نیویورک‌اند.»

***

rezaee.jpgاز دیرباز، نسبت میان خرد و خشونت یکی از پرسش‌های بنیادین اندیشهٔ سیاسی و اخلاق بوده است. هرگاه سخن از اندیشهٔ روشن به میان می‌آید، ذهن ما به سوی آزادی، خردورزی، گفت‌و‌شنود و بردباری می‌رود. از همین رو، در نگاه نخست چنین می‌نماید که اندیشهٔ روشن با هرگونه خشونت ناسازگار است، زیرا روشن‌اندیشی بر نیروی استدلال تکیه دارد، در حالی که خشونت می‌کوشد آنچه را با دلیل به دست نمی‌آید، با زور به دیگران بقبولاند. با این همه، اگر اندکی ژرف‌تر به تاریخ اندیشه و تجربهٔ زندگی سیاسی بنگریم، درمی‌یابیم که پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. خشونت در برخی وضعیت‌های استثنایی ناگزیر یا حتی رواست. از این‌رو، پرسش اصلی این نیست که آیا خشونت خوب است یا بد، بلکه این است که آیا اندیشهٔ روشن در هیچ وضعی نمی‌تواند به‌کارگیری زور را بپذیرد، یا آنکه تنها با خشونتی ناسازگار است که به شیوه‌ای برای چیرگی و سرکوب بدل می‌شود؟

برای پاسخ به این پرسش، نخست باید مشخص کنیم که از «اندیشهٔ روشن» چه درکی داریم . اندیشهٔ روشن شیوه‌ای از اندیشیدن است که بر خرد، سنجشگری، آزادی اندیشه، گفت‌و‌شنود و ارج نهادن به انسان استوار است. در این نگرش، هیچ باور یا نهادی از سنجش و پرسشگری برکنار نیست و انسان باید با نیروی خرد خود، نه از سر ترس یا پیروی کورکورانه، راه خویش را برگزیند. ایمانوئل کانت در نوشتهٔ شناخته‌شدهٔ خود دربارهٔ روشنگری، آن را بیرون آمدن انسان از نابالغی خودخواسته می‌داند؛ نابالغی‌ای که در آن فرد شهامت به کار گرفتن خرد خویش را ندارد و همواره چشم به فرمان دیگران دوخته است. از این دیدگاه، روشن‌اندیشی پیش از هر چیز دعوت به اندیشیدن، گفت‌وگو کردن و سنجیدن است، نه فرمان دادن و فرمان بردن.

sn.jpgاگر فردا در ایران حکومتی دموکراتیک بر سر کار بیاید، آیا می‌توان مطمئن بود که دموکراسی پایدار خواهد ماند؟ بسیاری از مردم احتمالاً پاسخ خواهند داد: «بله.» اما تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش، لزوماً مثبت نیست. تاریخ بارها ثابت کرده است که دموکراسی تنها با برگزاری انتخابات آزاد، تدوین قانون اساسی مترقی یا تغییر حکومت شکل نمی‌گیرد و دوام نمی‌آورد. دموکراسی زمانی پایدار می‌شود که جامعه از شهروندانی آگاه، مسئولیت‌ پذیر وسازمان‌یافته برخوردار باشد؛ شهروندانی که بتوانند ازآزادی‌ها و حقوق خود دفاع کنند. مهم‌ترین بستر شکل‌گیری چنین شهروندانی، نهادهای مدنی هستند.

نهادهای مدنی مجموعه‌هایی هستند که افراد، فارغ از گرایش‌های سیاسی، عقیدتی، قومی یا مذهبی، برای تحقق یک خواست مشترک گرد هم می‌آیند. این خواست می‌تواند دفاع از حقوق زنان، بهبود وضعیت کارگران، حمایت از محیط زیست، حقوق سالمندان، مبارزه با فقر، گسترش آموزش، بهبود خدمات درمانی یا هر مطالبه اجتماعی دیگری باشد. اگرچه فعالیت این نهادها بر سیاست و تصمیم‌گیری‌های عمومی تأثیر می‌گذارد، اما هدف اصلی آن‌ها کسب قدرت سیاسی یا رقابت حزبی نیست.

arab.jpgدر هفته‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید تنش‌های نظامی، رسانه‌های جمهوری اسلامی به‌طور غیرمنتظره‌ای به بازتاب سخنان برخی مخالفان حکومت پرداختند؛ افرادی که سال‌ها از منتقدان جمهوری اسلامی بوده‌اند، اما حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را نیز محکوم کرده‌اند. این رفتار این پرسش را مطرح می‌کند که آیا جمهوری اسلامی در حال تغییر رویکرد خود نسبت به مخالفان است و به سمت آشتی ملی حرکت می‌کند، یا آنکه این استقبال، بخشی از یک راهبرد تبلیغاتی و امنیتی است؟

این مقاله استدلال می‌کند که آنچه مشاهده می‌شود، نه نشانه تحمل مخالف و نه آغاز آشتی ملی، بلکه استفاده ابزاری از بخشی از سخنان مخالفان برای تقویت روایت رسمی حکومت، ایجاد شکاف در میان اپوزیسیون، نمایش وحدت ملی و منزوی کردن آلترناتیوهای جدی است.

آشتی ملی یا تاکتیک سیاسی؟

در جریان جنگ، پدیده‌ای توجه بسیاری را جلب کرد. رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی سخنان برخی چهره‌های منتقد، از جمله کسانی که سال‌ها در خارج از کشور علیه سیاست‌های حکومت موضع گرفته بودند، با استقبال منتشر کردند. حتی در برخی موارد، امکان بازگشت یا حضور آنان در ایران نیز فراهم شد.

zamani.jpgمنوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه و نماینده مجلس جمهوری اسلامی، در اظهاراتی از حمله زمینی به پایگاه‌های آمریکا در عراق، کویت و بحرین و اسیر گرفتن نظامیان آمریکایی دفاع کرد و گفت جمهوری اسلامی باید «۲۰۰ اسیر» را به ایران منتقل کند. او همچنین مدعی شد که در صورت وقوع چنین درگیری، نیروهایی با عنوان «لشکر کرار» از عراق، کویت و بحرین به حمایت از ایران وارد میدان خواهند شد.

این‌گونه اظهارات بار دیگر نشان می‌دهد که بخشی از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی همچنان به جای تمرکز بر حل بحران‌های عمیق اقتصادی، اجتماعی و معیشتی مردم، در اندیشه گسترش تنش‌های نظامی و منطقه‌ای است. در حالی که میلیون‌ها ایرانی زیر فشار تورم، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی و مهاجرت اجباری زندگی می‌کنند، طرح سناریوهای جنگ و درگیری، بیش از هر چیز فاصله عمیق میان سیاست‌های حکومت و خواسته‌های واقعی جامعه را آشکار می‌کند.

Hanif_Heidarnejad.jpgشبکه دو تلویزیون آلمان (ZDF) روز ۲۱ جولای در یک مستند سه‌ قسمتی با عنوان «در سایه جنگ»، به بررسی چرایی حمله اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی پرداخت.

با وجود زمان محدودی که مستندساز در اختیار داشته، توانسته است تهدید موجودیتی جمهوری اسلامی برای اسرائیل را تشریح کرده و توضیح دهد که چرا اسرائیل ــ به‌ویژه پس از حمله تروریستی حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ ــ خود را ناگزیر از حمله به جمهوری اسلامی می‌دانسته است.

در طول مستند با مأموران پیشین موساد، یکی از افسران سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، یکی از ژنرال‌های ارشد پیشین فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام (CENTCOM) ، یک کارشناس تروریسم و چند روزنامه‌نگار و کارشناس دیگر گفت‌وگو می‌شود.

هم‌زمان، مستند به‌خوبی به نارضایتی شدید مردم در ایران پرداخته و تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران در آستانه جنگ را بررسی می‌کند. مستند توضیح می‌دهد که به دلیل سرکوب شدید اعتراضات، بخش بزرگی از مردم ایران از این حمله‌ها خوشحال بوده و از آن حمایت کرده‌اند.

medical.jpgیورونیوز - آمریکا به شکل چشمگیری در حال افزایش توان نظامی، لجستیکی و پزشکی خود در ‏خاورمیانه است؛ اقدامی که به گفته منابع آمریکایی، با هدف فراهم کردن گزینه‌های ‏گسترده‌تر برای دولت ترامپ در صورت تصمیم به تشدید عملیات علیه ایران انجام می‌شود.‏

انتقال نیروهای ویژه، جنگنده‌ها، بمب‌افکن‌های دوربرد، هواپیماهای سوخت‌رسان، تجهیزات پشتیبانی و نیروهای پزشکی به منطقه، نشانه‌ای از آماده‌سازی واشنگتن برای سناریوهای مختلف در ادامه درگیری با تهران ارزیابی شده است.

بنا به گزارش وال‌استریت ژورنال و چند رسانه دیگر از جمله سی‌ان‌ان و وای‌نت اسرائیل، این تحرکات پس از کشته شدن چند نظامی آمریکایی در حملات منتسب به ایران و گروه‌های همسو با تهران شدت گرفته است.

مقام‌های آمریکایی می‌گویند هدف اصلی این جابه‌جایی‌ها، افزایش انعطاف‌پذیری نظامی و دادن گزینه‌های بیشتر به رئیس‌جمهور و وزارت دفاع است، نه لزوما آغاز فوری یک عملیات گسترده‌تر.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در روزهای اخیر نیروهای عملیات ویژه آمریکا از پایگاه‌های این کشور به منطقه اعزام شده‌اند. همچنین چندین اسکادران جنگنده در نقاط مختلف خاورمیانه مستقر شده و بمب‌افکن‌های دوربرد آمریکا در پایگاه‌های بریتانیا و دیگر مناطق در وضعیت آماده‌باش قرار گرفته‌اند. داده‌های پروازی نیز نشان می‌دهد که بمب‌افکن‌های راهبردی بی-یک بار دیگر در مسیر عملیات منطقه‌ای فعال شده‌اند.

تدارکات پزشکی

همزمان، آمریکا ظرفیت پشتیبانی پزشکی خود را نیز افزایش داده است. بیش از ۱۵۰ نیروی پزشکی جدید به مرکز درمانی منطقه‌ای لنداشتول در آلمان منتقل شده‌اند؛ مرکزی که اصلی‌ترین محل درمان نظامیان آمریکایی آسیب‌دیده در عملیات‌های خاورمیانه محسوب می‌شود.

انتقال این نیروها در کنار استقرار تجهیزات رزمی، از نگاه تحلیلگران نشان می‌دهد واشنگتن خود را برای احتمال افزایش شمار تلفات و طولانی‌تر شدن عملیات آماده می‌کند.
تقویت حضور دریایی

در بخش دریایی نیز حضور آمریکا در منطقه تقویت شده است.

نوادگان مشهور قاجار

| No Comments

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های سامانه پایش آتش‌سوزی ناسا (FIRMS)، یک پایگاه نظامی و انبار مهمات در غرب اهواز بامداد جمعه دچار آتش‌سوزی گسترده شدند. حساب تحلیلگر نظامی «Shin» با اشاره به دو کانون اصلی حریق اعلام کرد شدت آتش‌سوزی و وسعت محل اصابت نشان می‌دهد این حمله احتمالا با استفاده از یک بمب‌افکن راهبردی انجام شده است.

shin1.jpgاین ارزیابی هم‌زمان با گزارش‌هایی درباره پرواز دو فروند بمب‌افکن B-1 «لنسر» آمریکا از پایگاه RAF Fairford بریتانیا به منطقه تحت فرماندهی سنتکام منتشر شد. به گفته منابع متن‌باز، یکی از این بمب‌افکن‌ها تا منطقه عملیاتی پیش رفت و احتمال می‌رود به بمب‌های هدایت‌شونده مجهز بوده باشد. داده‌های "فیرمز" نیز از وقوع آتش‌سوزی در یک پایگاه نظامی و انبار تسلیحات در شمال‌غرب اهواز حکایت دارد.

shin2.jpgهم‌زمان، شماری از منابع از اجرای یکی از سنگین‌ترین موج‌های حملات هوایی آمریکا در روزهای اخیر علیه اهدافی در خوزستان خبر داده‌اند. با این حال، تا زمان انتشار این گزارش، آمریکا و جمهوری اسلامی درباره این حملات یا میزان خسارت و تلفات احتمالی اظهارنظر رسمی نکرده‌اند و بخش عمده اطلاعات بر پایه تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های پروازی و ارزیابی منابع متن‌باز منتشر شده است.

bbc.jpgگمنام - گزارش امروز بی‌بی‌سی فارسی با عنوان «چرا ایران حاضر است برای تنگه هرمز هزینه بدهد؟» بیش از آنکه صرفاً درباره تنگه هرمز باشد، نمونه‌ای از نوعی قاب‌بندی رسانه‌ای است که بارها در پوشش این رسانه دیده شده است. مسئله اصلی این گزارش، درست یا نادرست بودن تحلیل نظامی آن نیست؛ بلکه این است که از همان تیتر، تصمیم‌های یک ساختار سیاسی مشخص با نام «ایران» بیان می‌شود. در نتیجه، مرز میان کشور، مردم و حکومت کمرنگ می‌شود؛ گویی همه ایرانیان با تصمیمی واحد حاضرند هزینه یک راهبرد امنیتی را بپردازند، در حالی که این تصمیم‌ها توسط حاکمیتی گرفته می‌شود که نه از طریق انتخابات آزاد شکل گرفته و نه امکان پاسخ‌گویی واقعی در برابر افکار عمومی دارد.

متن گزارش نیز همین الگو را ادامه می‌دهد. بی‌بی‌سی سه گزینه پیش روی جمهوری اسلامی را توضیح می‌دهد، از منطق بازدارندگی سخن می‌گوید و تلاش می‌کند محاسبات رهبران حکومت را برای مخاطب قابل فهم کند. این رویکرد به‌خودی‌خود ایرادی ندارد؛ تحلیل راهبردی باید بتواند منطق تصمیم‌گیری بازیگران را توضیح دهد. اما مسئله آنجاست که این منطق تقریباً در خلأ سیاسی و تاریخی بررسی می‌شود. نتیجه این نوع روایت آن است که جمهوری اسلامی بیش از آنکه به‌عنوان حکومتی با سابقه سرکوب و نقض گسترده حقوق شهروندان دیده شود، مانند دولتی متعارف معرفی می‌شود که صرفاً در حال سنجش هزینه و فایده گزینه‌های پیش روی خود است.

ukbanner.jpgخبرنامه گویا - دولت بریتانیا روز پنجشنبه اعلام کرد نیروهای مسلح این کشور برای حفاظت از بریتانیا در برابر هرگونه حمله از سوی جمهوری اسلامی آماده هستند. مقام‌های بریتانیایی تأکید کردند که در صورت هرگونه اقدام خصمانه از سوی جمهوری اسلامی، نیروهای این کشور آماده دفاع از بریتانیا و پاسخ به هرگونه حمله خواهند بود.

این اظهارات پس از آن مطرح شد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره استفاده بمب‌افکن‌های آمریکا از پایگاه‌های نظامی بریتانیا هشدار داد.

سخنگوی دولت بریتانیا گفت: «نیروهای مسلح ما آماده‌اند تا در برابر هر نوع حمله، چه در داخل خاک کشور و چه از خارج، محافظت کنند.

او افزود این آمادگی شامل بهره‌گیری از یک سامانه دفاعی چندلایه هوایی و موشکی است که با مشارکت نیروی دریایی سلطنتی، ارتش بریتانیا و نیروی هوایی سلطنتی و با استفاده از مجموعه‌ای از توانمندی‌های پیشرفته، در همکاری نزدیک با متحدان ناتو فعالیت می‌کند.

هشدار سپاه پس از آن مطرح شد که هفته گذشته به اندی برنهام، نخست‌وزیر جدید بریتانیا، درباره تمدید اجرای توافقی اطلاع داده شد که بر اساس آن، ایالات متحده می‌تواند از پایگاه‌های نظامی بریتانیا در چارچوب آنچه «دفاع جمعی از منطقه» توصیف شده، استفاده کند.

دولت بریتانیا روز چهارشنبه اعلام کرده بود این توافق شامل عملیات دفاعی آمریکا برای هدف قرار دادن و کاهش توان سایت‌ها و قابلیت‌های موشکی مورد استفاده در حمله به کشتی‌ها در تنگه هرمز می‌شود.

سخنگوی دولت بریتانیا در واکنش به هشدار ایران تأکید کرد که موضع لندن تغییری نکرده است و این کشور همچنان متعهد به دفاع از مردم، منافع و متحدان خود، مطابق با قوانین بین‌المللی، است و در عین حال تلاش می‌کند از کشیده شدن به یک درگیری گسترده‌تر جلوگیری کند.

trump.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد اگر حوثی‌ها بار دیگر به کشتی‌ها حمله کنند، واشینگتن جمهوری اسلامی را مسئول خواهد دانست.

حوثی‌ها نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی هستند و ترامپ تهدید کرد مجازات نظامی گسترده‌ای علیه تهران و حوثی‌ها اعمال خواهد شد.

او همچنین گفت حوثی‌ها پس از حملات قبلی آمریکا علیه آنها در جریان درگیری واشینگتن با تهران، به‌طور مسئولانه رفتار کرده بودند، اما اکنون دوباره حمله به کشتی‌ها را آغاز کرده‌اند.

ترامپ: تایید توافق هسته‌ای غیرنظامی آمریکا با عربستان مشروط به پیوستن ریاض به پیمان ابراهیم است

دونالد ترامپ،‌ رئیس‌جمهور‌آمریکا، در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، تایید توافق هسته‌ای اخیر میان وزارت انرژی آمریکا و عربستان سعودی را به پیوستن این کشور به پیمان ابراهیم و عادی‌سازی روابط با اسرائیل مشروط کرد.

map.jpgتنگه هرمز؛ جغرافیا در خدمت ایدیولوژی

مرتضا نعمتی

آخرین بازمانده سرمایه ملی، خودِ جغرافیاست. وقتی نهادها فرسوده می‌شوند، اقتصاد تحلیل می‌رود، منابع انسانی مستهلک و مغزها فراری می‌شوند، این مزیت‌های مکانی و موقعیت‌های ژئوپلیتیکی‌اند که هنوز امکان بقای یک کشور را فراهم می‌کنند. مصرف این سرمایه پایه در آتش سیاست و جنگ، ورود به مرحله‌ای تقریباً برگشت‌ناپذیر از تباهی یک سرزمین است. پس از فرسایش منابع انسانی و ثروت‌های ملی، اکنون نوبت جغرافیاست که در خدمت یک ایدیولوژی سیاسی مصرف شود.

تبدیل تنگه هرمز به کانون بحران و جنگ، آغاز نابودی ژئوپلیتیک سواحل ایرانی خلیج فارس است. هرمز فشرده‌ترین موقعیت راهبردی ایران است؛ گره‌گاهی که می‌توانست منبع قدرت ساختاری باشد؛ اکنون بجای تولید قدرت از مسیر پیوند، مبادله و تعادل، به بحران‌سازی در مدار جنگ و تنش تقلیل یافته است.

حکمرانیِ بد، آن‌گاه که در توسعه، هژمونی اقتصادی، پیوند سرمایه اجتماعی و تأمین منافع ملی شکست می‌خورد، سرانجام به تخریب کارکرد تاریخی و ژیوپلیتیکی سرزمین رو می‌آورد. چنین مواجهه‌ای با جغرافیا، نه منشأ قدرت منطقه‌ای، بلکه آغاز تباهیِ هم‌زمان جغرافیا و تاریخ است.

آن‌ها که برای نام خلیج فارس کتاب‌ها می‌نوشتند، امروز در برابر ویرانی بستر تاریخی و جغرافیایی آن سکوت کرده‌اند. مساله خلیج فارس فقط یک نام نیست؛ مساله، تهی‌شدن آن از معنا و کارکرد تاریخی و اقتصادی است. دفاع سطحی از یک نام تاریخی، چیزی جز نگهبانی از پوسته‌ای خالی نیست.

تاریخ درباره آنان که بر ویرانه جغرافیای ایران، بر سر "نام" و برای "نان" نزاع می‌کردند، داوری بی‌رحمانه‌ای خواهد کرد.

مرتضا نعمتی
(دانش‌آموخته جغرافیا)

23-2.jpgایندیپندنت فارسی - خانواده‌هایی که نهایتا چند عدد تخم‌مرغ می‌خرند و همان را در یک یا دو وعده مصرف می‌کنند، ترجیح دادند یخچالشان را بفروشند تا پول آن را صرف پرداخت اجاره یا بدهی کنند.

در شرایطی که ارتش آمریکا بامداد چهارشنبه ۳۱ تیرماه بار دیگر به چند مرکز نظامی در شهرهای مختلف ایران حمله هوایی کرد و سپاه پاسداران نیز در واکنش، حملاتی را در کشورهای منطقه انجام داد، بحران اقتصادی و معیشتی مردم ایران همچنان با سرعتی نگران‌کننده عمیق‌تر می‌شود؛ بحرانی که تبعات آن اکنون از محله‌های کارگر‌نشین و حاشیه‌ای فراتر رفته و به بخش‌های برخوردار تهران نیز رسیده است.

گزارش‌های رسیده به ایندیپندنت فارسی و روایت‌های منتشرشده در رسانه‌های داخل ایران نشان می‌دهد شمار زیادی از خانواده‌های مزدبگیر دیگر حتی توان تامین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی، از جمله مواد غذایی، تعمیر وسایل ضروری خانه، پرداخت اجاره و استفاده از وسایل سرمایشی را ندارند و با وجود گرمای شدید تابستان، کولرهایشان را روشن نمی‌کنند، زیرا پول تعمیر پمپ یا موتور کولر آبی را ندارند.

در یک نمونه، ایلنا نوشت در یکی از مجتمع‌های مسکونی منطقه فردیس کرج، از میان ۱۶ واحد آپارتمانی، کولر تنها ۹ واحد فعال است و سایر ساکنان به دلیل بیکاری، کاهش درآمد یا ناتوانی در پرداخت هزینه تعمیرات، ناچارند گرمای شدید تابستان را تحمل کنند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

مازیار گیلانی‌نژاد، فعال کارگری ساکن کرج، نیز با تشریح وضعیت این منطقه گفت بسیاری از ساکنان از زمان آغاز جنگ در اسفند سال گذشته تاکنون، بیکار شده‌اند. باربران، موتورسواران، کارکنان رستوران‌ها، آشپزها و نیروهای خدماتی از نخستین گروه‌هایی بودند که با کاهش فعالیت اقتصادی، افزایش قیمت مواد غذایی و تعطیلی یا کسادی کسب‌وکارها شغلشان را از دست داده‌اند.

سیر تکامل مجریان زن صداوسیما؛ از منع بند انداختن سیبیل تا شرط عشوه و ناز خرکی

23.jpgایران اینترنشنال - یک آخوند در سخنرانی خود درباره قهرمانی تیم ملی فوتبال اسپانیا گفت: «بازی ارزنده اسپانیا در مقابل تیم شیاطین آرژانتین را تماشا کردید؟ اسپانیا قهرمان شد چون روی ناخن هیچ‌کدام از زنان بازیکنان اسپانیا که در ورزشگاه آمریکا بودند، نه لاک بود و نه ناخن کاشته بودند.»

او همچنین در ادامه اظهارات خود گفت: «ترامپ و نتانیاهو می‌خواستند آرژانتین پیروز شود، ولی خدا خواست که اسپانیا پیروز شود.»

ویدئوی هوش مصنوعی سپاه سوژه شد؛ فرمانده با سه دست در مانور هرمزگان

سپاه در هرمزگان اعلام کرد منتظر ورود زمینی احتمالی ارتش آمریکا است، اما ظاهراً هوش مصنوعی سازنده ویدئو برای اطمینان از آمادگی، یک دست هم به فرمانده اضافه کرده بود.

***

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پنج‌شنبه اول مرداد، به نقل از اداره‌کل بنادر و دریانوردی هرمزگان گزارش داد دو شناور «ناجی ۱۵» و «ناجی ۱۶» بامداد در آب‌های این استان هدف حمله قرار گرفتند و به‌شدت آسیب دیدند.

najilarge.jpgاداره‌کل بنادر و دریانوردی هرمزگان آمریکا را عامل حمله معرفی کرد و افزود شدت خسارت‌ها باعث شده است این دو شناور از چرخه خدمات عملیاتی خارج شوند.

اداره کل بنادر و دریانوردی هرمزگان حمله به این شناورها را که ماموریت امدادرسانی و نجان جان دریانوردان را برعهده دارد،‌ محکوم کرده و گفته است که «براساس کنوانسیون‌های بین المللی هر گونه تعرض به این شناورها،‌ مغایر با اصول پذیرفته شده حقوق بین الملل است.»

شناورهای «ناجی ۱۵» و «ناجی ۱۶» در اصل شناورهای جستجو و نجات دریایی هستند، اما مانند بسیاری از شناورهای امدادی پرسرعت، از نظر فنی قابلیت استفاده دوگانه نیز دارند. برای نمونه، در شرایط بحرانی می‌توان از آنها برای انتقال سریع نیروهای نظامی یا تجهیزات سبک میان بنادر و جزایر، جابه‌جایی تیم‌های ویژه، گشت و شناسایی ساحلی یا پشتیبانی لجستیکی از یگان‌های دریایی استفاده کرد.

در این گزارش به تلفات احتمالی اشاره‌ای نشده است.

saebeit.jpgخبرنامه گویا - در جریان یک مناظره، محمدمهدی شهریاری، نماینده مجلس، در واکنش به انتقادهای امیرحسین ثابتی درباره تفاهم‌نامه اخیر با آمریکا و موضوع تنگه هرمز، با لحنی تند گفت: «تنگه هرمز مال نَنَتِه یا ارث باباته که بدی بره؟»

این جمله پس از آن مطرح شد که ثابتی مدعی شده بود دولت با باز گذاشتن مسیر عبور از تنگه هرمز بدون دریافت امتیاز، یکی از اهرم‌های مهم اقتصادی ایران را از دست داده است.

شهریاری در ادامه تأکید کرد که «وجب به وجب این خاک و دریا متعلق به ملت ایران است» و نباید درباره یکی از مهم‌ترین آبراه‌های کشور با ادبیاتی سخن گفت که گویی ملک شخصی یا ابزار رقابت‌های جناحی است.

***

22-2.jpgاین تنش پس از انتشار انتقاد المیرا شریفی‌مقدم از برنامه‌های سینا ولی‌الله آغاز شد و در ادامه، دو طرف با انتشار چندین پست، پاسخ‌های تندی به یکدیگر دادند.


• این تبادل نظر و کنایه‌های متقابل، واکنش گسترده کاربران فضای مجازی را به دنبال داشت.


• سینا ولی‌الله متولد ۲۵ مهر ۱۳۵۵ در تهران، مجری، نویسنده و طنزپرداز ایرانی است. او فعالیت حرفه‌ای خود را در صداوسیما آغاز کرد و با اجرای برنامه‌های طنز و ورزشی شناخته شد.


• سینا ولی‌الله در سال ۱۳۸۸ از ایران مهاجرت کرد و پس از آن با شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور همکاری داشته است. او به دلیل اجرای برنامه‌های طنز سیاسی و اجتماعی، از چهره‌های شناخته‌شده رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران به شمار می‌رود.

Untitled-8445.jpg

mogooyee.jpgجواد موگویی مستندساز نزدیک به حکومت از فشارهای امنیتی برای توقف برنامه اش پس از مصاحبه با عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی خبر داد

جماران - جواد موگویی در پاسخ به انتقادات از مصاحبه عراقچی گفت: به ما حمله می‌کنند تا فقط یک روایت، آن هم روایت صداوسیما با چند کارشناس مشخص روی آنتن برود!

او گفت: مطلب سری و محرمانه منتشر نشد؛ همه اطلاعات را قبلا صداوسیما و دیگران گفته بودند.

وی افزود: روایت در زمان جنگ؛ با روایت جنگ در زمان صلح فرق دارد. وقتی دو بار رئیس اطلاعات سپاه ترور می‌شود، وزیر خارجه درباره حفره امنیتی چه بگوید؟!

***

maybodi.jpgفاضل میبدی

گوینده‌ای در کسوت روحانی، سخنی بر زبان آورد که از نظر دوری از واقعیت، تازگی داشت: اگر مردم بی‌برقی و بی‌آبی را تحمل کنند، جهان را از دست آمریکا و اسرائیل آزاد می‌کنیم. چگونه آزاد می‌کنیم و چگونه اداره خواهیم کرد، بماند؛ شاید در سخنرانی‌های بعدی نسخه آن را هم ارائه دهند.

سعدی چه دلسوزانه به این افراد اندرز داده است:

اول اندیشه و آنگهی گفتار
پای‌بست آمده است و پس دیوار

و نیز:

سخن در صلاح است و تدبیر و رای.

گویا این اندرزها دیگر جایی در این نوع نگاه ندارد.

اسفناک‌تر آنکه چنین سخنانی از تریبون‌های عمومی و شبکه‌های مجازی بازپخش می‌شود و دنیا آنها را به حساب اسلام و ایران می‌گذارد. در همین تریبون‌ها، کسانی که از صلح، گفت‌وگو و نجات کشور سخن می‌گویند، آماج حمله قرار می‌گیرند، اما گروهی دیگر سودای «آزاد کردن جهان» را در سر دارند؛ گویی پس از آن، مدیریت جهان نیز بر عهده همین آقایان خواهد بود و دانشگاه‌های معتبر دنیا باید از اندیشه آنان تغذیه شوند. چه تصویر شگفت‌آوری از آینده ترسیم می‌شود.

در آن «مدینه فاضله» ادعایی، شعر فریدون مشیری به یاد می‌آید:

marandi.jpgایران اینترنشنال - محمد مرندی، از چهره‌های رسانه‌ای نزدیک به هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، چهارشنبه ۳۱ تیر در واکنش به تهدید دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به بمباران پل‌ها و نیروگاه‌های ایران در صورت حمله جمهوری اسلامی به کشتی‌ها، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت وقت آن است که کویت، قطر، عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی و احتمالا عمان تخلیه شوند.

پیش‌تر دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «از این لحظه به بعد، هر زمان جمهوری اسلامی ایران با موشک، راکت، پهپاد یا هر وسیله یا سلاح دیگری به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه را، از جمله پل‌ها یا نیروگاه‌های واقع در پایتخت، تهران، یا در نزدیکی آن، بمباران و نابود خواهد کرد.»

تهدید ترامپ به حمله به نیروگاه‌های تهران؛ آغاز جنگ بزرگ‌ با حمله به تاسیسات کوه کلنگ؟

ترامپ تهدید کرد اگر جمهوری اسلامی به هر کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، آمریکا یک پل یا نیروگاه در تهران یا اطرافش را بمباران خواهد کرد. پس از تهدید سه‌شنبه او به بمباران تاسیسات هسته‌ای کوه کلنگ، سپاه هشدار داد به همه هم‌پیمانان آمریکا حمله خواهد کرد.

گزارشی از مجتبا پورمحسن

***

dej.jpgدژ - روزنامه «قدس» از رسانه‌های نزدیک به حکومت، در گزارشی تحلیلی تشکیل «گردان‌های شهادت‌طلب تهاجمی» برای حمله به پایگاه‌های آمریکا در منطقه را ضروری دانسته است.

این روزنامه همچنین نوشت باید آموزش‌های نظامی دفاع فعال در برابر حمله زمینی برای عموم مردم برگزار شود.

در این تحلیل تأکید شده باید «هزینه‌هایی فراتر از محاسبات دشمن» به آنها تحمیل کرد و باید برای «ورود به جنگ زمینی» و «بهره‌گیری از ظرفیت نیروهای مردمی» آماده بود.

روزنامه «قدس» تاکید کرده که باید از شبکه‌های شکل گرفته در مساجد و تجمع‌های شبانه برای سازماندهی نیروهای داوطلب استفاده کرد و نیروهای «جان‌فدا» را در عمل سازماندهی و به مناطق تنش‌زا اعزام کرد.

این فراخوان در شرایطی مطرح شده که جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر با اعتراضات گسترده و بحران مشروعیت بین اکثریت مردم ایران روبه‌رو بوده است. به همین دلیل، باور بر این است که حکومت برای اجرای چنین ایده‌هایی بیش از آنکه بتواند بر بسیج گسترده نیروهای داوطلب در داخل کشور تکیه کند، ناچار خواهد بود از شبکه نیروهای نیابتی و گروه‌های همسو در منطقه بهره بگیرد.

dubai.jpgدفتر رسانه‌ای دوبی روز چهارشنبه اعلام کرد دولت امارات برنامه‌ای تشویقی به ارزش بیش از ۸۰۰ دلار برای ساکنان این کشور در نظر گرفته است تا دوستان و اعضای خانواده خود را برای سفر به دوبی دعوت کنند.

بر اساس اعلام دولت، این طرح از ۲۰ ژوئیه تا ۳۱ اکتبر اجرا می‌شود و شامل مزایایی مانند اقامت در هتل، تخفیف در رستوران‌ها و بلیت برخی جاذبه‌های گردشگری است. مقام‌های امارات هدف از اجرای این برنامه را کمک به احیای صنعت گردشگری پس از آسیب‌های ناشی از جنگ عنوان کرده‌اند.

دوبی با حدود ۱۹.۵ میلیون گردشگر در سال، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری خاورمیانه به شمار می‌رود، اما جنگ ۴۰ روزه میان آمریکا، اسرائیل و ایران ضربه قابل توجهی به این بخش وارد کرد. در جریان این درگیری‌ها، چندین حمله موشکی ایران مناطقی از امارات، از جمله هتل‌هایی در نخل جمیرا و مجموعه برج‌العرب را هدف قرار داد.

خبرگزاری رویترز پیش‌تر گزارش داده بود که این حملات باعث خروج بخشی از گردشگران، به‌ویژه در فصل اوج سفرهای زمستانی، از امارات شد. به گزارش این خبرگزاری، از زمان برقراری آتش‌بس شکننده در ۸ آوریل نیز بازگشت گردشگران به دوبی با سرعتی محدود ادامه داشته است.

دولت دوبی پیش از این نیز برای کاهش پیامدهای اقتصادی جنگ، در ماه مه یک بسته حمایتی ۴۰۰ میلیون دلاری برای کسب‌وکارهای آسیب‌دیده از جنگ و محدودیت‌های تنگه هرمز تصویب کرده بود. همچنین در اواخر مارس، بسته حمایتی دیگری به ارزش ۲۷۰ میلیون دلار برای کمک به کسب‌وکارها و خانواده‌ها به اجرا گذاشته شد.

trump.jpgیورونیوز - رئیس‌جمهور آمریکا همزمان با ادامه حملات هوایی واشنگتن به ایران، در پیامی تهدید کرد که هرگونه حمله ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز با هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های غیرنظامی ایران پاسخ داده خواهد شد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که از این پس در صورت هرگونه حمله ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه در ایران را منهدم خواهد کرد.

این تهدید در حالی مطرح شده که آمریکا موج تازه‌ای از حملات هوایی به ایران را انجام داده است. همزمان، سامانه‌های پدافند هوایی در تهران فعال شدند و گزارش‌هایی از حمله موشکی ایران به شهر عقبه اردن، در نزدیکی مرزهای اسرائیل، منتشر شد. همچنین در بحرین و عربستان سعودی نیز هشدارهای امنیتی صادر شده است.



ترامپ در پیامی در شبکه‌های اجتماعی تروث سوشال نوشت: «از این لحظه به بعد، هر زمان جمهوری اسلامی ایران با موشک، راکت، پهپاد یا هر سلاح دیگری به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه را بمباران و نابود خواهد کرد.»

تکرار تهدیدهای آقای ترامپ درباره هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که حملات هوایی آمریکا به ایران یازدهمین شب متوالی خود را سپری کرده است. در همین حال، تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها تاکنون پیشرفت محسوسی نداشته و دو طرف همچنان بر سر وضعیت تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انتقال انرژی جهان، اختلاف دارند. این آبراه به دلیل حملات منتسب به ایران تا حد زیادی از چرخه عادی تردد خارج شده است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

از سوی دیگر، ایران از زمان ازسرگیری درگیری‌ها در ماه گذشته، از حمله مستقیم به اسرائیل خودداری کرده و ظاهرا تلاش دارد مانع ورود دوباره تل‌آویو به جنگ شود. با این حال، حمله موشکی و پهپادی به شهر عقبه اردن که در نزدیکی شهر ایلات اسرائیل قرار دارد، نگرانی‌ها درباره گسترش دامنه درگیری‌ها را افزایش داده است.

jonatkhah.jpgخبرنامه گویا - خبر بازداشت محمدعلی جنت‌خواه، نویسنده و پژوهشگر حوزه اندیشه دینی و سیاسی، از سوی نزدیکان و حامیان او منتشر شده است. آنان می‌گویند خبر بازداشت او صحت دارد و از مخاطبان خواسته‌اند نسبت به وضعیتش بی‌تفاوت نباشند. تا زمان انتشار این گزارش، مقام‌های جمهوری اسلامی درباره علت بازداشت یا محل نگهداری او توضیحی ارائه نکرده‌اند.

جنت‌خواه پیش از درگیری‌های اخیر ایران، اسرائیل و آمریکا، در گفت‌وگویی با «دیدارنیوز» دیدگاه‌های خود درباره روابط تهران و واشنگتن را نیز مطرح کرده بود. او مدعی بود مردم ایران در میان کشورهای خاورمیانه نگاه مثبت‌تری به آمریکا دارند و به همین دلیل واشنگتن همواره از جنگ با ایران پرهیز کرده است. جنت‌خواه همچنین استدلال می‌کرد که اگر آمریکا در منطقه امکان انتخاب آزادانه یک متحد را داشت، ایران را به کشورهای عربی یا حتی اسرائیل ترجیح می‌داد و در تأیید این ادعا به همکاری‌های نظامی دو کشور در دوران پهلوی، از جمله تحویل جنگنده‌های اف-۱۴ به ایران، اشاره می‌کرد

***

کلیپ جنجالی محمدعلی جنت‌خواه: اثبات احمق بودن بیژن عبدالکریمی:

***

pakneujad.jpgآسیب‌شناسیِ توهمِ نجات و ضرورتِ اراده‌ی سازمان‌یافته‌ی ملی برای تحقق حاکمیت ملی

در اکتبر ۱۹۷۲، وقتی هواپیمای تیم راگبی اروگوئه در ارتفاعات یخ‌زده‌ی کوه‌های آند سقوط کرد، ۲۷ بازمانده در شرایطی غیرانسانی گیر افتادند. در ۱۱ روز نخست، آنچه آن‌ها را سر پا نگه داشت، یک چیز بود: «امیدِ واهی به هلی‌کوپترهای نجات». آن‌ها منفعلانه در لاشه‌ی هواپیما کز می‌کردند و چشم به آسمان داشتند تا کسی از راه برسد و نجات‌شان دهد.

اما روز یازدهم، رادیوی کوچک جیبی آن‌ها اخباری هولناک مخابره کرد: «عملیات جستجو رسماً متوقف شد.»

در میان شیون و فروپاشیِ گروه، یکی از جوانان به نام گوستاوو نیکولیچ گفت: «این خبر عالی است! چون حالا می‌دانیم هیچ‌کس قرار نیست برای نجات ما بیاید. زنده ماندن ما از این ثانیه، فقط به خودمان بستگی دارد.» مرگِ آن امیدِ واهی، نقطه آغازِ حرکت و نجات بود.

۱. جامعه‌ی منتظر و دو سرابِ مهلک

امروز جامعه‌ی ما در میان بحران‌های خردکننده، با دو سراب و امیدِ واهیِ هم‌زمان روبه‌روست که هر دو نتیجه‌ای جز انفعال و یخ‌زدن در لاشه‌ی بحران‌ها نداشته‌اند:

siccors.jpgانتشار گزینشی و بریده‌شده بخشی از گفت‌وگوی شاهزاده رضا پهلوی با خبرگزاری رویترز را نمی‌توان صرفاً یک اشتباه فنی یا اختلاف ساده درباره برداشت از چند جمله دانست. این اتفاق نمونه روشنی از جنگ روایت‌هاست؛ جنگی که در آن لازم نیست سخنی کاملاً دروغین ساخته شود. کافی است توضیحات اصلی حذف، چند ثانیه از یک گفت‌وگوی طولانی جدا و سپس عنوانی جهت‌دار به آن افزوده شود تا مخاطب برداشتی متفاوت از منظور واقعی گوینده پیدا کند. در این روش تصویر و صدا واقعی است، اما معنا جعل می‌شود.

ماجرا از گفت‌وگویی نزدیک به یک ساعت میان شاهزاده رضا پهلوی و رویترز آغاز شد. خبرنگار از او درباره موضعش در برابر سپاه پاسداران، بسیج و سخنان پیشین وی پیرامون ارتباط با برخی افراد حاضر در این نهادها پرسید. شاهزاده توضیح داد که در سال‌های گذشته پیام‌هایی از سوی افرادی در بسیج، سپاه، ارتش و دیگر بخش‌های حکومتی دریافت کرده بود که از جمهوری اسلامی ناراضی بودند و می‌خواستند در فرصتی مناسب از آن جدا شوند.

بخش تعیین‌کننده پاسخ او نیز کاملاً روشن بود: این ارتباط به معنای مذاکره با فرماندهی سپاه یا معامله با مسئولان جنایت و سرکوب نبوده است. سخن درباره نیروهای ناراضی بود که می‌خواستند از حکومت فاصله بگیرند و به مردم بپیوندند. اما با حذف همین توضیحات می‌توان چنان وانمود کرد که شاهزاده از مذاکره سیاسی با فرماندهان سپاه یا بخشیدن جنایتکاران سخن گفته است.

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

ادبیات علوم سیاسی نشان می‌دهد که بسیاری از نظام‌های اقتدارگرا نه در نتیجه فشارهای خارجی یا اعتراضات اجتماعی، بلکه بر اثر بحران‌های جانشینی و شکاف‌های درونی نخبگان حاکم دچار فرسایش و بی‌ثباتی و حتی فروپاشی می‌شوند (Geddes, 2003; Brownlee, 2007). انتقال موفق قدرت زمانی امکان‌پذیر است که رهبر جدید بتواند نماد گفتمان حاکم باشد، هم مشروعیت نمادین نظام را حفظ کند و هم ظرفیت لازم برای مدیریت اختلافات میان بازیگران اصلی قدرت را در اختیار داشته باشد.

در مورد خاص رژیم حاکم بر ایران، انتقال قدرت به مجتبی خامنه‌ای پس از مرگ علی خامنه‌ای و موروثی کردن حکومت با شرایطی متفاوت از جانشینی سال ۱۳۶۸ همراه بوده است. گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که رهبر جدید از زمان انتخاب خود در مارس ۲۰۲۶ تاکنون در انظار عمومی ظاهر نشده و مقامات حکومتی این غیبت را با ملاحظات امنیتی و وضعیت جسمانی او توضیح داده‌اند. در همین راستا، عباس عراقچی نیز اعلام کرده است که تاکنون مجتبی خامنه‌ای را ملاقات نکرده است؛ اظهاراتی که با واکنش تند و انتقادی رسانه‌های سپاه پاسداران مواجه شد.

در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا یک «رهبر پشت پرده» می‌تواند همان نقش انسجام‌بخش و هماهنگ کننده رهبران پیشین را ایفا کند یا آنکه این وضعیت به گسترش چندپارگی در ساختار تصمیم‌گیری و مراکز قدرت منجر خواهد شد؟

parsa.jpgآقا معلم وارد کلاس شد و روی تخته سیاه نوشت: «رهایی آهو از تله صیاد». سپس رو به دانش‌آموزان کرد و گفت: «این موضوع انشای هفته پیش بود. حالا ببینیم چه کسی توانسته راهی برای نجات آهو پیدا کند؟»

بعد از چند لحظه، یکی از دانش‌آموزان را صدا کرد و گفت: «انشایت را بخوان.»

دانش‌آموز با صدایی بلند شروع به خواندن کرد:

«موضوع انشا رهایی آهو از تله صیاد است. آقا معلم گفته بود باید راهی برای نجات آهو پیدا کنیم. اما من هرچه فکر کردم، دیدم به‌تنهایی نمی‌توانم این کار را انجام دهم. همکلاسی‌هایم هم حاضر نمی‌شوند با من به جنگل بیایند. پدرم گفت: "تله‌هایی که صیادان استفاده می‌کنند، خیلی خطرناک است و پای هر کسی در آن گیر کند، می‌شکند. پس بهتر است در کار صیاد دخالت نکنی. اولاً او اسلحه دارد و زورش از تو بیشتر است. دوماً آهویی که در تله گیر کرده، پایش شکسته یا زخمی شده و برای دویدن ناتوان است. اگر در چنگال گرگ یا پلنگ اسیر شود، آنگاه هرگز نمی‌شود آهو را نجات داد. ممکن است آنها تو را هم بکشند و بخورند." پس نتیجه گرفتم وقتی نمی‌توانم کاری بکنم، بهتر است دخالت نکنم. پایان.»

آقا معلم با لبخندی تلخ گفت: «من گفتم درباره رهایی آهو بنویسید، نه درباره بی‌کفایتی خودت! برو بنشین.»

سپس دانش‌آموز بعدی را صدا کرد و گفت: «انشایت را بخوان.»

دانش‌آموز بلند شد و با ترس و لرز گفت: «آقا اجازه، مادرم دیشب مریض بود. رفتیم خانه خواهرم و یادمان رفت کیف مدرسه‌مان را ببریم. انشا ننوشتم.»

آقا معلم سرش را با حالت تاسف تکان داد و گفت: «به پدرت بگو فردا بیاید مدرسه. یک صفر برایت گذاشتم. دفعه بعد کیف مدرسه را از یاد نمی‌بری. حالا برو گوشه کلاس و یک پایت را بالا نگه دار تا زنگ بخورد.»

آقا معلم دانش‌آموز دیگری را صدا زد و پرسید: «انشایت را نوشتی؟»

دانش‌آموز سرش را پایین گرفت و گفت: «آقا اجازه، پدرم گفت این کار به بچه‌ها نیامده. دخالت در کار خداست.»

آقا معلم با عصبانیت گفت: «تو هم به پدرت بگو فردا بیاید مدرسه! برو گوشه کلاس و پایت را بالا بگیر.»

سپس دانش‌آموز بعدی را صدا کرد و گفت: «انشایت را نوشتی؟»

دانش‌آموز پاسخ داد: «آقا اجازه، بله.» و شروع به خواندن کرد:

Shahla_abghari_2.jpgبه‌مناسبت روز جهانی مقابله با قاچاق انسان-۳۰ ژوئیه

در آستانه روز جهانی مبارزه با قاچاق انسان هستیم، و امسال سازمان ملل متحد، بخش مبارزه با مواد مخدر و جرم آن، شعار روز جهانی پیشگیری با قاچاق انسان را «به دام افتاده در پشت کلاهبرداری» انتخاب کرده است و توجه تمامی مردمان در سراسر جهان را به افرادی جلب میکند که در عملیات کلاهبرداری آنلاین، قاچاق می‌شوند.

این روز اصولا برای بالا بردن آگاهی از وضعیت قربانیان قاچاق و ترویج و حمایت از حقوق آنها ایجاد شده است. اما در شرایط امسال (۲۰۲۶)، قاچاق انسان علاوه بر زبان آشنای استثمار جنسی، کار اجباری یا بردگی خانگی وارد یک اقتصاد جنایی دیجیتال رو به رشد نیز شده است. در این جا است که گروه‌های قاچاق سازمان‌یافته از طریق آگهی‌های شغلی جعلی وارد میدان میشوند، افراد را از مرزها عبور می‌دهند، آنها را در مجتمع‌های کلاهبرداری گرفتار می‌کنند و مجموعه ای دیگر از قربانیان را به صورت آنلاین مورد هدف قرار می‌دهند.

samadibanner.jpgوقتی حذف انتخابات و حکومت مادام‌العمر با ادبیات چپ توجیه می‌شود

خبرنامه گویا - دانیل اورتگا، رئیس‌جمهور چپگرای نیکاراگوئه که از سال ۲۰۰۷ در قدرت است، در مراسم سالگرد انقلاب حزب سوسیالیست "ساندینیستی" اعلام کرد که برای جلوگیری از بازگشت مخالفان به قدرت، انتخابات در این کشور برای همیشه کنار گذاشته خواهد شد.

این اظهارات با واکنش‌های گسترده‌ای روبه‌رو شده است.

احمد صمدی، روزنامه‌نگار، با اشاره به این موضوع، از آنچه «استاندارد دوگانه» جریان‌های چپ در قبال دموکراسی می‌خواند انتقاد می‌کند. او می‌پرسد چگونه همان کسانی که نسبت به احتمال استبداد یا حکومت مادام‌العمر در ایران هشدار می‌دهند، در برابر اعلام حذف دائمی انتخابات از سوی رهبر یک حکومت چپ سکوت می‌کنند و این رویکرد را با شعارهایی مانند «مقاومت» یا «عدالت اجتماعی» توجیه‌پذیر می‌دانند.

tweet.jpgدانیل اورتگا، رئیس‌جمهور نیکاراگوئه، اعلام کرد که از این پس در این کشور آمریکای مرکزی هیچ انتخاباتی برگزار نخواهد شد. او این تصمیم را با این استدلال توجیه کرد که لغو انتخابات برای دفاع از حاکمیت ملی در برابر مداخله خارجی و آنچه «خائنان» می‌خواند، ضروری است:

***

kp.jpgدر میان ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، فقط سه کشور روابط رسمی دیپلماتیک با ایالات متحده ندارند: جمهوری اسلامی ایران، کره شمالی و بوتان.

بوتان به‌دلیلِ سیاستِ دیرینهٔ انزواگرایانه، با هیچ‌یک از پنج عضو دائمی شورای امنیت رابطهٔ رسمی ندارد و ارتباطات محدود خود با آمریکا را از طریق سفارت این کشور در دهلی‌نو انجام می‌دهد. این تصمیم، ریشه در تاریخ و جغرافیای بوتان دارد، نه تنش یا تقابل ایدئولوژیک.

ولی در سوی دیگر، کره شمالی و ایران قرار دارند؛ دو نظام با دو روایتِ متضاد از مشروعیت: یکی سکولارترین و ضد دین‌ترین حکومت تاریخ معاصر، و دیگری که خود را مقدس‌ترین و الهی‌ترین نظام سیاسی می‌داند.

sep.jpgسپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد در صورت ادامه حملات آمریکا، جمهوری اسلامی «پاسخ‌های شدیدتری» خواهد داد و مدعی شد که برای انجام عملیاتی «پشیمان‌کننده» که به گفته این نهاد «اعلام عزای عمومی در آمریکا» را در پی خواهد داشت، آمادگی دارد.

روابط عمومی سپاه همچنین تأکید کرد که عملیات موسوم به «تنبیه متجاوز» ادامه خواهد یافت و مدعی شد هدف از این حملات، جلوگیری از تکرار آنچه «تجاوز» و «عهدشکنی» آمریکا خوانده شده، است.

سپاه در بخش دیگری از این اطلاعیه اعلام کرد در موج بیست‌وپنجم عملیات «نصر ۲»، بار دیگر پایگاه‌های آمریکا در اردن را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده است. این نهاد مدعی وارد آمدن خسارت به برخی تأسیسات و تجهیزات نظامی آمریکا شد؛ ادعاهایی که تاکنون از سوی منابع مستقل تأیید نشده است.

khiabani.jpgخبرنامه گویا - جواد خیابانی در یکی از برنامه‌های ویژه جام جهانی ۲۰۲۶ با اشاره به ترانه مشهور «Don't Cry for Me Argentina» که سال‌ها پیش توسط مدونا اجرا شده بود، از شباهت حال‌وهوای آن با آخرین حضور لیونل مسی در جام جهانی سخن گفت. او سپس به اجرای امروز این خواننده نیز اشاره کرد و از خداداد عزیزی خواست نظرش را درباره این موضوع بیان کند.

اما آنچه بیش از خود این صحبت‌ها مورد توجه قرار گرفت، واکنش خداداد عزیزی بود؛ سکوتی که ناشی از غیرمعمول بودن چنین بحثی در تلویزیون جمهوری اسلامی است. اشاره به موسیقی و چهره‌های مطرح پاپ غربی در صداوسیما اتفاقی کم‌سابقه است.

***

dooar.jpgایندیپندنت فارسی - هم‌زمان با ادامه درگیری‌های نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران و افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی، روند سقوط ارزش ریال نیز ادامه دارد. روز پنجشنبه اول مرداد، قیمت دلار در بازار تهران به ۱۹۲ هزار و ۵۰۰ تومان رسید، اما گزارش‌های رسیده به ایندیپندنت فارسی از صرافی‌های تهران نشان می‌دهد کمتر فروشنده‌ای حاضر است دلار را با قیمتی کمتر از ۱۹۷ هزار تومان عرضه کند، زیرا بسیاری از معامله‌گران انتظار دارند نرخ دلار در روزهای آینده از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کند.

هم‌زمان قیمت یورو، پوند، درهم، طلا و انواع سکه نیز رکوردهای تازه‌ای ثبت کرده و افزایش بهای کالاها و خدمات شتاب گرفته است. بسیاری از اقتصاددانان هشدار می‌دهند تضعیف بیشتر ریال، موج تازه‌ای از تورم را به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد که بیش از همه کارمندان، بازنشستگان و کارگران را تحت فشار قرار می‌دهد.

dollar2.jpg

میرمحمد گلوانی، کارشناس اقتصادی، در همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» دو سناریو برای آینده بازار ارز ترسیم کرد. به گفته او، اگر شرایط کنونی بدون جنگ گسترده‌تر یا توافق سیاسی ادامه یابد، نرخ میانگین دلار بین ۱۹۰ تا ۲۵۸ هزار تومان و در محدوده ۲۳۰ تا ۲۴۰ هزار تومان خواهد بود. اما در صورت تشدید درگیری‌ها، توقف صادرات نفت و افزایش تورم و نقدینگی، نرخ دلار می‌تواند از ۲۸۰ هزار تومان نیز فراتر رود.

coach.jpg

مثل اسکالونی بودم، ولی کسی کلیپم را نساخت

خبرنامه گویا - امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی ایران، می‌گوید پس از گل‌های تیمش در جام جهانی، مانند لیونل اسکالونی آرام و خونسرد باقی مانده است. او گلایه دارد که چرا رسانه‌ها از واکنش مشابه سرمربی آرژانتین کلیپی پربازدید ساختند، اما رفتار او را نادیده گرفتند.

فارغ از مقایسه عجیب با اسکالونی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا سرمربی تیم ملی پیش از جام جهانی، برای خونسرد ماندن کنار زمین و ساختن یک «لحظه ماندگار» هم تمرین کرده بود؟

***

22-1.jpg

حمله به فعال سیاسی پادشاهیخواه در آلمان پلیس آلمان بصودت جدی بدنبال شناسایی مهاجم یا مهاجمان است این فعال سیاسی بشدت از ناحیه گردن . پا و کمر آسیب دیده است.

ahba.jpg

احمد باطبی، پژوهشگر سیاست‌گذاری و امنیت سایبری در سازمان نوفدی، در گفت‌وگویی با «سینما رکس» از نقش این سازمان، راهبردهای شاهزاده رضا پهلوی و تلاش برای رساندن صدای مردم ایران به جامعه جهانی سخن می‌گوید.

او همچنین روایت می‌کند که هم مقام‌های آمریکایی و هم شخص شاهزاده از او خواسته‌اند به‌جای تمرکز بر افراد، صدای مردم ایران باشد.

***

دروغ سپاه؛ شاهدش کویت

| No Comments

kuwait.jpg

خبرنامه گویا - بر اساس گزارشی در کانال تلگرامی «رستاخیز»، مقام‌ها و رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران پس از حملات اخیر جمهوری اسلامی به کویت و بحرین، این دو کشور را به‌دلیل میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا مسئول پیامدهای این حملات دانسته و خواستار تعطیلی این پایگاه‌ها شده‌اند.

این استدلال بر این فرض استوار است که اگر نیروهای آمریکایی در منطقه حضور نداشتند، کویت و بحرین می‌توانستند استقلال خود را حفظ کنند و هم‌زمان از حملات جمهوری اسلامی نیز در امان بمانند؛ فرضی که با واقعیت‌های امنیتی منطقه همخوانی ندارد.

کشورهای کوچک و ثروتمندی مانند کویت، به‌دلیل جمعیت اندک، توان نظامی محدود و منابع عظیم انرژی، همواره در برابر همسایگان قدرتمندتر آسیب‌پذیر بوده‌اند. کویت در سال ۱۹۹۰ میزبان نیروهای آمریکایی نبود، اما ارتش صدام حسین به این کشور حمله کرد و آن را به اشغال درآورد. منابع نفتی کویت و موقعیت جغرافیایی آن در دسترسی عراق به خلیج فارس، از عوامل اصلی این تهاجم بود. بدون مداخله نظامی ائتلاف به رهبری آمریکا نیز کویت عملاً توان آزادسازی خاک خود را نداشت.

هشدار این ویدئو حاوی الفاظ رکیک است

با مسئولیت خودتان گوش کنید؛ این فایل صوتی شاید شما را میان خنده و تأسف برای حال‌ و روزمان مردد بگذارد

***

zarif.jpgیادداشت تازه محمدجواد ظریف در دفاع از همکاری منطقه‌ای و حل‌وفصل اختلافات از مسیر دیپلماسی، با واکنش تند چهره‌های نزدیک به سپاه و جریان‌های تندرو حاکمیت روبه‌رو شد. منتقدان او معتقدند این رویکرد در شرایط کنونی، اهرم‌های راهبردی رژیم ایران از جمله تنگه هرمز را تضعیف می‌کند و پیام ضعف به آمریکا می‌فرستد.

***

ایران وایر - محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی، در یادداشتی در نشریه فارین افرز تأکید کرده است که ثبات پایدار در غرب آسیا بدون پذیرش نقش ایران و همکاری کشورهای منطقه امکان‌پذیر نیست.

او پیشنهاد داده است «صندوق توسعه غرب آسیا» برای بازسازی مناطق جنگ‌زده، توسعه زیرساخت‌ها، آموزش و خدمات درمانی ایجاد شود و کشورهای منطقه در حوزه‌هایی مانند حمل‌ونقل، انرژی، زیرساخت‌های دیجیتال، امنیت دریایی، مدیریت آب و مقابله با تغییرات اقلیمی همکاری مشترک داشته باشند.

ظریف با اشاره به ظرفیت‌های ایران، کشورهای عربی، ترکیه و پاکستان، خواستار شکل‌گیری یک نظم منطقه‌ای مبتنی بر همکاری اقتصادی و امنیتی شد و نوشت جنگ‌های اخیر نشان داده‌اند که راه‌حل نظامی پرهزینه و ناکارآمد است.

IMG_6365.jpegظاهرا ترامپ تصمیم دارد با اشغال جزایر ایرانی در خلیج فارس مشکل تنگه ی هرمز را حل کند حال آن که تا تهران به عنوان مرکز تصمیم گیری و اداره ی جنگ فتح نشود، جزایر، تبدیل به کشتارگاه امریکایی ها و نمونه ی دریایی ویتنام خواهد شد.

البته به تصمیم گیری های پرزیدنت ترامپ اعتمادی نیست و او می تواند هر لحظه بلوف های خود را پس بگیرد. جمهوری نکبت اسلامی اما اهل تحت تاثیر بلوف قرار گرفتن نیست خاصه بعد از این که تحمیل زور از طریق تنگه ی هرمز و زدن کشورهای عربی منطقه به دهان اش مزه کرده است.

برای پس مانده های جمهوری اسلامی نابود کردن ایران و مردم اش به سادگی آب خوردن است و کمترین احساس شرم و ناراحتی نخواهند کرد. اگر ذهنیّات ضد بشری این پس مانده ها را درک نکنیم، توانایی مقابله ی صحیح با آن ها را نخواهیم داشت.

21-2.jpgایران اینترنشنال - تسنیم، خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران در واکنش به اظهارات امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی که گفته «ایثار کردم که با ۳۰ میلیارد تومان سرمربی تیم ملی شدم. من حتی پاداش دلاری‌ام را به ریال تبدیل کردم» نوشت: «حالا که قرارداد قلعه‌نویی رو به اتمام است، می‌تواند دوباره «ایثار» نکند و با رها کردن سرمربیگری تیم ملی به لیگ برتر برگردد و همان پولی که خودش می‌گوید حقش است را بگیرد.»

تسنیم با اشاره به ناکامی ۱۰ ساله قلعه‌نویی پیش از حضور در تیم ملی نوشت: «قلعه‌نویی در شرایطی اسفند ماه سال ۱۴۰۱ به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد که در ۱۰ سال قبل از آن جامی به دست نیاورده بود. او آخرین بار در فصل ۹۲-۹۱ با استقلال قهرمان شد.»

تسنیم می‌نویسد: «او البته نمی‌گوید که در زندگی‌اش به عنوان بازیکن و مربی به همه چیز رسیده و شاید اگر همین ۳۰ میلیارد را هم نمی‌دادند باز هم سرمربی تیم ملی شد. اگر ۳۰ میلیارد کم بوده چرا قلعه‌نویی پذیرفته سرمربی تیم ملی شود؟ چرا «ایثار» کرده و حالا منتش را سر مردم می‌گذارد؟»

haddad.jpg

حدادعادل: شایعه تولد نوه‌ام در لندن «سراسر دروغ» بود

غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی، در سخنانی درباره زندگی خانوادگی دخترش و مجتبی خامنه‌ای، برخی روایت‌های منتشرشده درباره خانواده فرزند رهبر جمهوری اسلامی را رد کرد. او با «سراسر دروغ» خواندن شایعه تولد یکی از نوه‌هایش در لندن، تأکید کرد که این ادعا صحت ندارد و اخبار منتشرشده در این باره نادرست است.

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در بخش دیگری از سخنانش با بغض، از روز کشته شدن دخترش یاد کرد و گفت زمانی که پیکر او را به خانواده تحویل دادند، هنوز لباس معلمی بر تن داشت و آماده رفتن به مدرسه بود. او با صدایی لرزان گفت این تصویر، آخرین خاطره‌ای است که از دخترش در ذهن دارد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که تنها در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه، بنا بر آمار اعلام‌شده از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی، بیش از ۳۱۰۰ شهروند جان خود را از دست دادند. سازمان‌ها و نهادهای مخالف جمهوری اسلامی شمار واقعی قربانیان را به‌مراتب بیشتر و در حد چندین هزار نفر برآورد کرده‌اند.

dt.jpgیورونیوز - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا بار دیگر تهدید کرد که ایالات متحده به‌ زودی «کوه کلنگ» را هدف حمله قرار خواهد داد.

«کوه کلنگ» در کوهستان زاگرس ایران به یک مجموعه زیرزمینی اطلاق می‌شود که مقام‌های غربی معتقدند با برنامه هسته‌ای ایران در ارتباط است.

دونالد ترامپ در اظهارات خود گفت آمریکا «به‌زودی و با شدت بسیار زیاد» این مجموعه را هدف قرار خواهد داد و افزود: «آنها هیچ کاری نمی‌توانند درباره آن انجام دهند.»

رئیس‌جمهوری آمریکا در بخش دیگری از سخنان روز سه‌شنبه خود مدعی شد که ایران «به‌شدت» خواهان دیدار و مذاکره با ایالات متحده است اما در عین حال تاکید کرد که تا زمانی که این گفتگوها «به شکلی معنادار» انجام نشود، واشنگتن علاقه‌ای به برگزاری آن‌ها ندارد.



دونالد ترامپ گفت: «ایران به‌شدت می‌خواهد دیدار کند، اما تا زمانی که آن‌ها به شکلی معنادار وارد مذاکره نشوند، ما علاقه‌ای نداریم.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

او جزئیات بیشتری درباره منظور خود از «مذاکره معنادار» یا شرایط مورد نظر آمریکا برای آغاز گفتگوها ارائه نکرد.

دونالد ترامپ گفت که ایران «با درماندگی» به دنبال مذاکره با واشنگتن است.

رئیس‌جمهوری ایالات متحده همچنین تاکید کرد که آمریکا به حملات خود علیه ایران ادامه خواهد داد و مدعی شد که بازسازی خسارت‌های واردشده به ایران بیش از دو دهه زمان خواهد برد.

tendaysf.jpgدولت آمریکا با این پیشنهاد موافقت نکرده و خواهان آتش‌بسی طولانی‌تر است

ایندیپندنت فارسی - همزمان با ادامه درگیری‌های نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد تهران از طریق میانجی‌های منطقه‌ای پیشنهاد برقراری یک آتش‌بس ۱۰ روزه را مطرح کرده است. پیشنهادی که به گفته منابع آگاه، با هدف جلوگیری از گسترش بیشتر حملات آمریکا و ایجاد فرصتی برای حل بحران تنگه هرمز ارائه شده است.

شبکه اسرائیلی آی۲۴نیوز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد که این پیشنهاد با ابتکار تهران مطرح شده و سپس مقام‌های ارشد قطر، عمان، مصر و پاکستان آن را در مذاکرات با واشنگتن و تهران پیگیری کرده‌اند. به گفته این منابع در روز سه‌شنبه ۳۰ تیرماه، ارائه این پیشنهاد از سوی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که مقام‌های تهران با گسترش حملات آمریکا و احتمال ورود دوباره دولت دونالد ترامپ به یک جنگ تمام‌عیار، به دنبال ایجاد وقفه در درگیری‌ها هستند.

بر اساس این گزارش، هدف اصلی آتش‌بس ۱۰ روزه، دستیابی به راه‌حلی برای بحران تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز است. میانجی‌ها همچنین پیشنهاد ایجاد یک مسیر کشتیرانی میان آب‌های تحت کنترل عمان و ایران را مطرح کرده‌اند تا عبور کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز با خطر کمتری انجام شود.

با این حال، منابع یادشده می‌گویند دولت آمریکا با این پیشنهاد موافقت نکرده و خواهان آتش‌بسی طولانی‌تر است. واشنگتن همچنین شرط کرده است که در طول دوره آتش‌بس، وضعیت امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز مشخص و تضمین شود.

southPG.jpg

تمرکز حملات آمریکا بر جنوب ایران و هدف قرار گرفتن پل‌ها، تونل‌ها، خطوط راه‌آهن و مسیرهای منتهی به بنادر و پایگاه‌های دریایی، گمانه‌زنی‌ها درباره آماده‌سازی برای یک عملیات زمینی محدود را افزایش داده است.

این حملات می‌تواند انتقال نیرو، مهمات و تجهیزات به سواحل جنوبی را مختل کند و آزادی عمل بیشتری برای مراحل بعدی جنگ فراهم آورد.

***

akraminia.jpgمحمد اکرمی‌نیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی، در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد اگر آمریکایی‌ها پایشان به یکی از جزایر ایران برسد، نیروهای مسلح آن‌ها را در همان جزایر متعلق به ایران هدف قرار خواهند داد.

سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی گفت: «در منطق جنگ، اگر بخشی از خاک یک کشور به اشغال طرف مقابل درآید، آن کشور ممکن است برای وارد کردن تلفات به نیروهای دشمن، خاک خود را نیز هدف قرار دهد.»

سخنگوی ارتش در ادامه سخنان خود گفت عقلانیت ایجاب می‌کند جنگ تا زمانی ادامه یابد که به گفته او، «بازدارندگی کامل» برای ایران ایجاد شود؛ زیرا در غیر این صورت، احتمال تکرار حملات به خاک ایران وجود خواهد داشت.

او تأکید کرد ادامه جنگ را نباید ناشی از «هیجان یا جنگ‌طلبی» دانست، بلکه آن را مبتنی بر «تجربه و عقلانیت» توصیف کرد.

اکرمی‌نیا همچنین برخی کشورهای جنوبی خلیج فارس را به همکاری با آمریکا در حملات علیه ایران متهم کرد و گفت این کشورها با وجود بهره‌مندی سال‌ها از ظرفیت تنگه هرمز، اکنون در کنار واشینگتن قرار گرفته‌اند؛ اقدامی که به گفته او «قابل قبول نیست».

سخنگوی ارتش در پایان با اشاره به کنترل تنگه هرمز از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مدعی شد کشورهایی که در اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران همکاری کرده‌اند، در عبور از این آبراه با مشکل مواجه خواهند شد و افزود اجازه داده نخواهد شد تجهیزاتی که علیه ایران به کار می‌رود، از تنگه هرمز عبور کند.

syria.jpgوقاحت تا کجا ؟ بقیه ایران را داریم!

مهدی نوذر

سال‌ها جمهوری اسلامی یک جمله را مثل پتک بر سر مردم کوبید: اگر ما نباشیم، ایران سوریه می‌شود؛ تجزیه می‌شود؛ دشمن خاک کشور را اشغال می‌کند. با همین ترس حکومت کردند، مخالفان را ساکت کردند و خودشان را تنها ضامن حفظ ایران معرفی کردند.

اما امروز همان حکومت، از رسانه رسمی خودش، با نهایت وقاحت از سناریوی اشغال بخشی از خاک ایران حرف می‌زند.

مجری می‌پرسد: اگر آمریکا جزایر ایران یا حتی برخی از شهرهای جنوبی را تصرف کند، واکنش ایران چه خواهد بود؟

و کارشناس با خونسردی پاسخ می‌دهد:

منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه، به ایران‌اینترنشنال گفت در صورت ورود اسرائیل به جنگ ایران، تلاش خواهد کرد مراکز فرماندهی نیروهای سرکوبگر را نابود کند.

***

rpreuters.jpgتیم رضا پهلوی می‌گوید کلیپ کوتاهی که از مصاحبه او با رویترز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، با حذف بخش‌های مهم پاسخ، تصویری ناقص از موضع او درباره سپاه پاسداران ارائه کرده است. به گفته آنها، منظور رضا پهلوی نه گفت‌وگو با اعضای سپاه، بلکه ارتباط با نیروهای ناراضی و تشویق آنها به جدایی از جمهوری اسلامی در چارچوب راهبرد «ریزش نیروها» برای یک گذار مسالمت‌آمیز بوده است.

کیهان لندن - دفتر ارتباطات و روابط عمومی شاهزاده رضا پهلوی روز سه‌شنبه ۲۱ ژوئیه (۳۰ تیرماه) در بیانیه‌ای درباره گفتگوی اخیر شاهزاده (۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ در پاریس/ انتشار در روز دوشنبه ۲۰ ژوئیه) با خبرگزاری «رویترز» یک بیانیه صادر کرده است. در این بیانیه تأکید شده، کلیپی از این ویدئو به صورت گزینشی و خارج از بافت اصلی مصاحبه بریده و منتشر شده که اصلاً بازتاب‌ نظرات ایشان نیست.

در این بیانیه آمده: «روز گذشته بخشی کوتاه از مصاحبه یک‌ساعته اخیر شاهزاده رضا پهلوی با خبرگزاری رویترز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. در این بخش، ایشان به راه خود برای تشویق به جدایی از جمهوری اسلامی با هدف تضمین یک گذار مسالمت‌آمیز اشاره می‌کند. این کلیپ به‌ صورت گزینشی و خارج از بافت اصلی مصاحبه بریده و منتشر شده و بازتاب‌ تمام مواضع و استراتژی شاهزاده درباره موضوع جدایی از حکومت نیست.»

در بخش دیگری از این بیانیه آمده: «شاهزاده همواره بر این باور بوده است که عناصر جنایتکار رژیم باید به‌ خاطر جنایت‌های خود در برابر عدالت پاسخگو باشند؛ اما کسانی که مایل‌اند به جنبش علیه رژیم بپیوندند، در روند یک گذار مسالمت‌آمیز مشارکت کنند و در ساختن آینده ایران نقش داشته باشند، باید مورد استقبال قرار گیرند.»

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

«در ژوئن ۲۰۲۵، به‌ منظور ساماندهی و حرفه‌ای‌ ساختن این روند، شاهزاده از پلتفرم «همکاری ملی» رونمایی کرد. این پلتفرم که توسط تیمی از متخصصان فناوری و داده‌ها و امنیت، مدیریت و نظارت می‌شود، امکان بررسی شمار بسیار بیشتری از متقاضیان و همچنین راست‌آزمایی دقیق‌تر آنان را فراهم کرد. این پلتفرم از طریق شبکه ایران اینترنشنال، که پرمخاطب‌ترین شبکه ماهواره‌ای در ایران است، به اطلاع مردم داخل کشور رسید.»

bf.jpgایران امروز در یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ معاصر خود ایستاده است. کشوری که روزگاری قدرت اول منطقه بود، امروز زیر فشار دهه‌ها سیاست خارجی ایدئولوژیک، بحران اقتصادی، فساد ساختاری، مهاجرت گستردهٔ نخبگان، کاهش سرمایه‌گذاری، فرسایش سرمایهٔ اجتماعی و تنش‌های مستمر منطقه‌ای قرار گرفته است. در شرایطی که جمهوری اسلامی همچنان سیاست تقابل با جهان و هزینه کردن منابع ملی در بحران‌های منطقه را دنبال می‌کند، خطر فرسایش بیشتر توان اقتصادی و حتی تضعیف بنیان‌های دولت ملی، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. ایران دیگر فرصت آزمون و خطا ندارد.

‏نخستین حقیقتی که باید بدون تعارف پذیرفت این است که گذار از جمهوری اسلامی، یک انتخاب سیاسی صرف نیست، بلکه شرط لازم برای بازگرداندن ایران به مسیر تعادل، توسعه و ثبات است. نظامی که مشروعیت خود را از یک ایدئولوژی می‌گیرد، ناگزیر منافع ملی را در خدمت آن ایدئولوژی قرار می‌دهد. تجربهٔ چهار دههٔ گذشته نیز همین واقعیت را نشان داده است؛ از فرسایش اقتصاد و انزوای بین‌المللی گرفته تا مهاجرت میلیون‌ها ایرانی، کاهش اعتماد عمومی و از دست رفتن فرصت‌های تاریخی توسعه!

arab.jpgآقای محمد مالجو در مقاله "هشدار می‌دهم" می‌کوشد میان "فاشیسم بالفعل" و "پتانسیل‌های فاشیستی" تمایز قائل شود. او می‌گوید جمهوری اسلامی امروز نمونه‌ای از اقتدارگرایی مستقر است، اما در عین حال هشدار می‌دهد که در میان بخشی از هواداران شاهزاده رضا پهلوی نیز نوعی ادبیات انحصارطلبانه و حذف‌گرایانه در حال شکل‌گیری است. به اعتقاد او، شعارهایی مانند "رهبر ما پهلویه، هر کی نگه اجنبیه" از نظر منطق سیاسی، شباهت‌هایی با شعارهای ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ مانند "حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله" دارد؛ زیرا هر دو، به زعم او، بر انحصار حقیقت و نفی تکثر استوارند. مالجو تأکید می‌کند که منظورش متهم کردن پادشاهی‌خواهان به فاشیسم نیست، بلکه هشدار دادن نسبت به زمینه‌های فکری و فرهنگی اقتدارگرایی در جامعه ایران است.

اصل هشدار نسبت به هرگونه اندیشه انحصارطلبانه، فارغ از اینکه از سوی چه جریان سیاسی مطرح شود، قابل تأمل است. تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که هرگاه قدرت از نظارت عمومی، آزادی احزاب و رسانه‌های مستقل فاصله بگیرد، زمینه استبداد فراهم می‌شود. بنابراین، دفاع از تکثرگرایی و تحمل مخالف، ضرورتی انکارناپذیر برای آینده ایران است.

Hanif_Heidarnejad.jpgیکی از روش‌های قدیمی و شناخته‌شده جمهوری اسلامی و دستگاه‌های اطلاعاتی ـ امنیتی آن، نفوذ دادن افرادی در میان فعالان سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی- در طیف‌های مختلف سیاسی- است. منظور از «پروژه نفوذ»، اقداماتی پنهانی و هدایت‌شده از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی ـ امنیتی است که معمولاً توسط افرادی وابسته به رژیم و به‌تدریج، با ظاهری دوستانه، در میان افراد و گروه‌ها جا باز می‌کنند. رژیم از «پروژه نفوذ» چندین هدف کوتاه‌مدت و بلندمدت را دنبال می‌کند، از جمله:

  • دریافت اطلاعات از درون این نیروها و آگاهی از نبض تحرکات و تحولات مخالفان.
  • جمع‌آوری اطلاعات درباره فعالان سیاسی و ایجاد فشار بر برخی از آنان با هدف وادار کردنشان به همکاری.
  • نفوذ با هدف دسترسی به رهبری نیروهای سیاسی، ایجاد تله برای کشاندن آنها به ایران و در نهایت ترور.

چند نمونه از «پروژه نفوذ» در خارج از کشور

نمونه اول؛ ترور شاپور بختیار

فریدون بویراحمدی از اعضای «نهضت مقاومت ملی ایران» (سازمان سیاسی تحت رهبری بختیار) بود. او به دلیل روابط خانوادگی و قومی، مورد اعتماد کامل شاپور بختیار قرار داشت. در واقع، وی از عوامل نفوذی دستگاه اطلاعاتی رژیم بود تا در زمان مناسب زمینه ترور شاپور بختیار را فراهم کند.

روز ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ (۶ اوت ۱۹۹۱)، فریدون بویراحمدی به بهانه یک دیدار سیاسی، دو مأمور اعزامی رژیم ایران به نام‌های علی وکیلی‌راد و محمد آزادی را با خودروی خود به خانه بختیار برد. پلیس فرانسه به دلیل حضور بویراحمدی و تأیید هویت همراهانش از سوی او، مانع ورود آنان نشد. تروریست‌ها پس از ورود به اتاق، دکتر بختیار و منشی او، سروش کتیبه، را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساندند.

نمونه دوم؛ ترور دکتر صادق شرفکندی

دکتر صادق شرفکندی، رهبر حزب دموکرات کردستان ایران، در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۷۱ (۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲) در رستوران میکونوس برلین، از طریق نفوذ و ترتیب دادن یک دیدار، ترور شد.

feat.jpg

خانه یکی‌مانده‌به‌آخر، درِ سیاه، بن‌بست نظام!
آری، خودش است؛ آدرس درست است.

اما!!!

شگفتا! چه کوچه غریبی؛ چرا این‌قدر سوت‌وکور، گویی از آدمیزاد خبری نیست!

تیر برق‌ها کج افتاده،
سیم‌ها پاره و آویزان،
تنه ترک‌خورده آن بید پیر، نماد شهر ما، پکیده و ترکیده،
درخت‌ها خشکیده،
سبزه‌ها سوخته،
سنگ‌فرش خیابان شکسته و ورآمده،
عجب خرابه‌ای شده، به‌خدا!

این، آن خانه من نبود!!!

خانه‌ام را ببین، شده خانه خانم‌هاویشان، تار عنکبوت بسته به آن، لانه جغد و خفاش شده، به یک کابوس می‌ماند.

dolatshahi.jpgحکومت نظامی آگوستو پینوشه که در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ با یک کودتای خونین علیه دولت سالوادور آلنده آغاز شد، یکی از تاریک‌ترین دوره‌های نقض سیستماتیک حقوق بشر را در تاریخ معاصر آمریکای لاتین رقم زد.

در همان روز پس از محاصره کاخ ریاست‌جمهوری توسط تانک‌ها و نیروهای ارتش، کودتاگران به آلنده پیشنهاد دادند تسلیم شود و با هواپیما کشور را ترک کند، اما او قاطعانه نپذیرفت. وی کلاهخودی نظامی بر سر گذاشت و با اسلحه در کنار تعداد اندکی از محافظان وفادارش در داخل کاخ دست به مقاومت زد.

وی در همان حال که کاخ در محاصره کامل بود، آخرین پیام رادیویی تاریخی خود را که مستقیماً در سراسر کشور پخش می‌شد خطاب به مردم شیلی صادر کرد. او با خائنانه خواندن فرار از کشور، به صراحت اعلام نمود که در این برهه از تاریخ، وفاداری مردم را به قیمت جانش پرداخت خواهد کرد و استعفا نخواهد داد.

image one.png

اندکی پس از پایان این سخنرانی، جنگنده‌ها به دستور مستقیم پینوشه بمباران شدید هوایی کاخ را آغاز کردند و ساختمان کاخ را به آتش کشیدند- (فیلم زیر).

پینوشه در آن زمان فرمانده کل ارتش و رهبر اصلی شورای کودتا بود.

هنگامی که تانک‌ها کاخ ریاست‌جمهوری را محاصره کردند و جنگنده‌های نیروی هوایی با پرتاب بمب‌های آتش‌زا و راکت ساختمان را به آتش کشیدند، آلنده با کلاهخود نظامی از پنجره‌های طبقه دوم کاخ «لاموندا» به سمت تانک‌ها و سربازان محاصره‌کننده شلیک می‌کرد؛ اما زمانی که آتش‌سوزی شدید شد و کاخ رو به ویرانی رفت، او برای جلوگیری از کشتار بیشتر و حفظ جان همراهانش تیراندازی را متوقف کرد و به آن‌ها دستور داد سلاح‌ها را زمین بگذارند، دست‌ها را روی سرگذاشته تسلیم شوند. او حتی اصرار کرد که ابتدا زنان، از جمله دخترش، از ساختمان خارج شوند. در همین حال سربازان پینوشه با تیراندازی و انفجار وارد کاخ شدند.

پس از فرستادن همراهانش به سمت خروجی، آلنده به تنهایی به سالن استقلال در طبقه دوم کاخ رفت.

asgh2.jpgزنده‌یاد صادق هدایت در کتاب سگ ولگرد می‌نویسد:

«همین که صحبت از تقسیم وظایف و مسئولیت برای انجام کار به میان آمد، دوستان هر یک به بهانه‌ای زدند به چاک و در نتیجه؛ علی ماند و حوضش.»

توضیح اینکه این اصطلاح، بایستی طبق کتاب‌های امثال و حکم، از داستان زیر ریشه گرفته باشد: «ملایی بر منبر درباره گناه بودن کار "لواط" شرح مفصلی داده و سپس گفت: در روز قیامت امام علی بر سر حوض کوثر خواهد ایستاد و به کسانی که لواط نکرده باشند، از آب کوثر خواهد داد (آب کوثر، آبی است گوارا که از عسل شیرین‌تر و از برف سفیدتر است و باعث می‌شود انسان دیگر هرگز تشنه نشود، آرامش یابد و آماده ورود به بهشت گردد!). یکی از میان شنوندگان برخاسته و گفت: "آی ملا، پس علی خواهد ماند و حوضش!"»

می‌بینیم که علی رفته، اما گندِ ته‌مانده‌های حوضش همچنان فضا را آلوده کرده است. از گفت‌وگوی رسمی با خبرگزاری‌های دولتی گرفته تا بالای منبرها، ندای انتقام و خون‌خواهی بلند است. حتی می‌گویند حاضریم «منافع ملی ایران» را فدای قصاص و خون‌خواهی صاحب آن حوض کنیم!

روایت ادامه دارد؛ قصه همان داستان صحرای کربلا و خون‌خواهی حسین مظلوم است. از قصاص و خون‌خواهی ده‌ها هزار جوان ناکامِ به خاک و خون افتاده دی‌ماه ۱۴۰۵ خبری نیست!؟ از سرنوشت ۹۰ میلیون انسان خبری نیست؟

rfarda.jpgآتش‌‌بس‌ها همیشه پایان جنگ نیستند؛ گاهی فقط وقفه‌ای میان دو فصل از یک بحران

رادیو فردا - در حالی که اختلاف تهران و واشینگتن بر سر نحوه تفسیر قواعد عبور از تنگه هرمز بار دیگر تنش‌ها را افزایش داده است، برخی تحلیلگران معتقدند تأکید اخیر آمریکا بر نقش خود در تأمین امنیت این آبراه، می‌تواند نشانه تغییری در نحوه نگاه واشینگتن به بحران باشد. در مقابل، گروهی دیگر این تغییر را بیشتر ناشی از شرایط مقطعی و تحولات اخیر می‌دانند تا نشانه شکل‌گیری یک راهبرد تازه.

در سوی دیگر، ایران نیز با تأکید بر برداشت خود از قواعد «عبور بی‌ضرر» نشان داده است که حاضر نیست نقش خود را در معادلات امنیتی تنگه هرمز کاهش دهد. همین تفاوت در برداشت‌ها، یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف میان دو طرف به شمار می‌رود و می‌تواند در صورت تشدید تنش‌ها، بر روند تحولات منطقه تأثیر بگذارد.

همزمان با تمرکز بیشتر درگیری‌ها بر جنوب ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، پرسش‌هایی درباره آینده تفاهم‌های موجود، نقش تنگه هرمز و مسیر احتمالی بحران مطرح شده است. در چنین فضایی، هر رزمایش نظامی، هر اظهارنظر مقام‌های سیاسی و هر جابه‌جایی نیروهای دریایی، از سوی تحلیلگران به‌عنوان نشانه‌ای از سناریوهای احتمالی آینده مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

در برنامه رادیویی «پاراگراف اول»، کیان تاج‌بخش، کارشناس روابط بین‌الملل در دانشگاه کلمبیا، و محسن صلح‌دوست، استادیار روابط بین‌الملل در دانشگاه شیانگ‌ژیاوتونگ-لیورپول، دیدگاه‌های خود را درباره اهداف دو طرف و تحولات اخیر با تمرکز بر جنوب ایران مطرح کردند.

khch.jpgایندیپندنت فارسی - مصطفی خوش‌چشم، کارشناس صداوسیمای جمهوری اسلامی، در یک برنامه تلویزیونی از اظهارات عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، درباره وجود «حفره امنیتی» و نفوذ در ارتباط با حملات پیجری انتقاد کرد و خطاب به او گفت:

«می‌خواستید پابلیسیتی (تبلیغات و جلب توجه عمومی) بکنید، ترمیم چهره کنید، خراب‌ترش کردید.»

خوش‌چشم با بیان اینکه این اظهارات به گفته او «فقر تفکر راهبردی» را نشان می‌دهد، افزود: «واقعا من نگران می‌شوم» و مصاحبه عراقچی را «یک فاجعه در روابط عمومی و چهره‌سازی و ترمیم چهره» توصیف کرد.

پیش از این، عباس عراقچی در مصاحبه با برنامه اینترنتی «روایت جنگ»، درباره حملات آمریکا و اسرائیل در روز نخست جنگ به بیت رهبر پیشین جمهوری اسلامی گفته بود: «این حمله از طریق حفره‌های امنیتی انجام شد؛ حفره‌هایی که متاسفانه هنوز هم وجود دارند و بر تصمیم‌گیرها و متاسفانه فضای روانی جامعه اثر می‌گذارند.»

map.jpgتنگه هرمز؛ جغرافیا در خدمت ایدیولوژی

مرتضا نعمتی

آخرین بازمانده سرمایه ملی، خودِ جغرافیاست. وقتی نهادها فرسوده می‌شوند، اقتصاد تحلیل می‌رود، منابع انسانی مستهلک و مغزها فراری می‌شوند، این مزیت‌های مکانی و موقعیت‌های ژئوپلیتیکی‌اند که هنوز امکان بقای یک کشور را فراهم می‌کنند. مصرف این سرمایه پایه در آتش سیاست و جنگ، ورود به مرحله‌ای تقریباً برگشت‌ناپذیر از تباهی یک سرزمین است. پس از فرسایش منابع انسانی و ثروت‌های ملی، اکنون نوبت جغرافیاست که در خدمت یک ایدیولوژی سیاسی مصرف شود.

تبدیل تنگه هرمز به کانون بحران و جنگ، آغاز نابودی ژئوپلیتیک سواحل ایرانی خلیج فارس است. هرمز فشرده‌ترین موقعیت راهبردی ایران است؛ گره‌گاهی که می‌توانست منبع قدرت ساختاری باشد؛ اکنون بجای تولید قدرت از مسیر پیوند، مبادله و تعادل، به بحران‌سازی در مدار جنگ و تنش تقلیل یافته است.

حکمرانیِ بد، آن‌گاه که در توسعه، هژمونی اقتصادی، پیوند سرمایه اجتماعی و تأمین منافع ملی شکست می‌خورد، سرانجام به تخریب کارکرد تاریخی و ژیوپلیتیکی سرزمین رو می‌آورد. چنین مواجهه‌ای با جغرافیا، نه منشأ قدرت منطقه‌ای، بلکه آغاز تباهیِ هم‌زمان جغرافیا و تاریخ است.

آن‌ها که برای نام خلیج فارس کتاب‌ها می‌نوشتند، امروز در برابر ویرانی بستر تاریخی و جغرافیایی آن سکوت کرده‌اند. مساله خلیج فارس فقط یک نام نیست؛ مساله، تهی‌شدن آن از معنا و کارکرد تاریخی و اقتصادی است. دفاع سطحی از یک نام تاریخی، چیزی جز نگهبانی از پوسته‌ای خالی نیست.

تاریخ درباره آنان که بر ویرانه جغرافیای ایران، بر سر "نام" و برای "نان" نزاع می‌کردند، داوری بی‌رحمانه‌ای خواهد کرد.

مرتضا نعمتی
(دانش‌آموخته جغرافیا)

freeiran.jpgفراتر از سقوط؛ ساختن ایران نوین

نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب ۱۳۵۷، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که آیا تغییر حکومت، بدون تغییر در فرهنگ سیاسی و شیوه تعامل جامعه با قدرت، می‌تواند آینده‌ای متفاوت برای ایران رقم بزند؟ این یادداشت استدلال می‌کند که عبور از جمهوری اسلامی، پیش از هر چیز، نیازمند عبور از فرهنگ حذف، شخصیت‌پرستی و ناتوانی در همکاری و مسئولیت‌پذیری است.

محمد زمانی - خبرنامه گویا

نزدیک به پنج دهه تجربه جمهوری اسلامی یک پرسش اساسی را پیش روی جامعه ایران قرار داده است: آیا تغییر سیاسی بدون تغییر در فرهنگ سیاسی امکان‌پذیر است؟

جمله «اول جمهوری اسلامی را باید در درون خود شکست داد» به معنای حذف انسان‌ها یا خشونت نیست؛ بلکه اشاره به مبارزه با یک فرهنگ سیاسی است که از نگاه منتقدان، بر پایه انحصارطلبی، نفی تکثر، حذف مخالف، تقدیس قدرت و بی‌پاسخگویی شکل گرفته است.

هیچ نظامی تنها با ساختارهای رسمی خود دوام نمی‌آورد؛ بلکه با فرهنگ سیاسی، رفتار اجتماعی، ترس، سکوت و عادت‌های جامعه نیز بازتولید می‌شود. بنابراین عبور از یک نظام سیاسی تنها تغییر در رأس قدرت نیست؛ بلکه نیازمند تغییر در نگاه جامعه به آزادی، مسئولیت، قانون و رابطه میان مردم و حکومت است.

تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که تغییر یک حکومت به تنهایی تضمین‌کننده دموکراسی نیست. اگر فرهنگ حذف، مطلق‌گرایی، شخصیت‌پرستی و نپذیرفتن مخالف باقی بماند، خطر تکرار همان چرخه‌ها در شکل‌های جدید وجود خواهد داشت.

یکی از پرسش‌های مهم تاریخ معاصر ایران، نقش جریان‌های فکری و سیاسی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است. بخشی از روشنفکران، نویسندگان و فعالان سیاسی به نقد حکومت وقت پرداختند؛ اما برخی گفتمان‌های آن دوره در نهایت به تقویت اسلام سیاسی و قدرت گرفتن نیروهای مذهبی انقلابی کمک کرد.

گل بخودی در صداوسیمای حکومتی

rp.jpg

شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه با خبرگزاری رویترز گفت با سه گروه همکاری نخواهد کرد: حامیان جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق و جدایی‌طلبان. او با تاکید بر تکثرگرایی، مدارا و رفتار مدنی افزود هر فرد یا عضوی از تیمش که این اصول را نقض کند، از حمایت او برخوردار نخواهد بود و در صورت ارتکاب جرم باید پاسخ‌گو باشد.

اظهارات رضا پهلوی مبنی بر عدم همکاری با حامیان جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین خلق و جریان‌های جدایی‌طلب، از آن جهت نیز قابل توجه است که در ماه های اخیر، در برخی گزارش‌ها و تحلیل‌های رسانه‌ای (از جمله بی بی سی فارسی) این مرزبندی به‌طور دقیق بازتاب نیافته و گاه چنین القا شده که از دید او تمامی منتقدان یا مخالفان او عمدتاً به این سه طیف تعلق دارند.

argen.jpgخبرنامه گویا - در نشست خبری پس از فینال جام جهانی ۲۰۲۶، لیونل اسکالونی، سرمربی آرژانتین، هنگام پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره شکست تیمش برابر اسپانیا، به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفت. او چند بار برای کنترل احساساتش مکث کرد و در نهایت نتوانست کنفرانس خبری را ادامه دهد و سالن را ترک کرد. این صحنه تصویری از مسئولیت‌پذیری و سنگینی شکست در بالاترین سطح فوتبال جهان را به نمایش گذاشت؛ جایی که حتی نایب‌قهرمانی نیز برای یک مربی بزرگ، جای افتخار یا توجیه ناکامی نیست.

در مقابل، امیر قلعه‌نویی پس از حذف ایران از مرحله گروهی، در نشست‌های خبری و مصاحبه‌های خود از عملکرد تیمش دفاع کرد و منتقدان را هدف انتقاد قرار داد. او در هفته‌های اخیر نیز با اظهاراتی از جمله کنایه به علی دایی، بار دیگر بحث مسئولیت‌پذیری در فوتبال ایران را به صدر اخبار بازگرداند.

ناکامی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ در شرایطی رخ داد که صعود از مرحله گروهی از همیشه آسان‌تر بود. فیفا تعداد تیم‌ها را از ۳۲ به ۴۸ افزایش داد و علاوه بر تیم‌های اول و دوم، بهترین تیم‌های سوم نیز راهی مرحله حذفی شدند؛ به این ترتیب حدود ۶۷ درصد تیم‌های مرحله گروهی شانس صعود داشتند، در حالی که این رقم در فرمت قبلی ۵۰ درصد بود. حذف ایران در چنین شرایطی، از نگاه بسیاری از ناظران، ناکامی قابل توجهی محسوب می‌شود.

تفاوت فقط در نتیجه نیست، بلکه در نوع مواجهه با شکست است

از یک سو، سرمربی آرژانتین پس از شکست در فینال، با چشمانی اشکبار کنفرانس خبری را نیمه‌تمام گذاشت؛ از سوی دیگر، حذف ایران در آسان‌ترین فرمت تاریخ جام جهانی با دفاع از عملکرد تیم و حمله به منتقدان همراه شد. این دو تصویر، تفاوت در استانداردهای مسئولیت‌پذیری در فوتبال حرفه‌ای جهان و فوتبال ایران را به‌خوبی نشان می‌دهد.

22.jpgحافظه تاریخی - جهانگیر کوثری، مجری و گزارشگر، تیر ۱۴۰۵: پورمحمدی شد مسئول ورزش تلویزیون، همه ما را در همه شبکه‌ها حذف کرد تا عادل فردوسی‌پور بالا بیاید.

شما نمی‌دانید تا روزهای آخر چطور برای عادل پایداری می‌کرد. منتها جو عوض شده بود زورش نرسید. چون آدم‌های دیگری آمده بودند مدیر شده بودند.

france.jpgاین ادعا پس از آن مطرح شد که فرانسه از بازداشت و «ارعاب فیزیکی» دو نفر از کارکنان سفارت خود در تهران خبر داد و در اعتراض به این اقدام، کاردار جمهوری اسلامی را احضار کرد

خبرنامه گویا - وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به اعتراض فرانسه مدعی شد این افراد در نشستی با «متهمان امنیتی تحت تعقیب» حضور داشته‌اند.

محمد تنهایی، رئیس اداره دوم غرب اروپای وزارت امور خارجه، اظهارات ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، درباره «ارعاب و بازداشت» دو کارمند سفارت فرانسه را «بی‌اساس و نادرست» خواند و به نقل از آنچه «مراجع ذی‌صلاح» نامید، گفت این دو شهروند فرانسوی شامگاه ۲۸ تیر در جلسه‌ای با چند فرد تحت تعقیب شرکت کرده بودند.

این مقام وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت دو کارمند سفارت تنها برای مدت کوتاهی از سوی نیروهای امنیتی مورد پرسش قرار گرفتند و مدعی شد در محل این نشست «اسناد متعددی مرتبط با فعالیت‌های ضد امنیتی» کشف شده که در دست بررسی است. او همچنین افزود مأموران پس از اطلاع از وابستگی این دو نفر به سفارت فرانسه، آنها را به پلیس دیپلماتیک منتقل کرده و پس از هماهنگی با وزارت خارجه و تماس با سفیر فرانسه، به سفارت تحویل داده‌اند.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که ژان نوئل بارو دو روز پیش اعلام کرده بود نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دو نفر از کارکنان سفارت فرانسه را بازداشت و مورد «ارعاب فیزیکی» قرار داده‌اند. وزارت خارجه فرانسه نیز در واکنش، کاردار جمهوری اسلامی در پاریس را احضار کرد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در گفت‌وگوی تلفنی با همتای فرانسوی خود، رفتار دو دیپلمات فرانسوی را «نامتعارف» توصیف کرده است.

pashayee.jpgایران وایر - خبرگزاری تسنیم گزارش داد، ستوان‌دوم مهرداد پاشایی، از نیروهای پدافند ارتش، بامداد روز دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵ در جریان حملات آمریکا به تبریز کشته شد. این خبرگزاری جزییات بیشتری درباره محل دقیق حمله یا نحوه کشته شدن او منتشر نکرد.

همزمان، خبرگزاری فارس از شنیده شدن صدای انفجار در حومه شهر خمین خبر داد و نوشت گزارش‌های اولیه از هدف قرار گرفتن یک نقطه در این شهر حکایت دارد.

به گزارش فارس، معاون امنیتی استانداری مرکزی اعلام کرد یک واحد صنعتی در حمله موشکی آمریکا هدف قرار گرفته است. او افزود تا زمان انتشار این گزارش، گزارشی از کشته یا زخمی شدن شهروندان منتشر نشده است.

در همین حال، برخی کانال‌های محلی در شبکه‌های اجتماعی نوشتند کارخانه نخ شهرستان خمین هدف این حمله بوده است:

معاون سیاسی امنیتی استانداری مرکزی، اعلام کرد ساعت حدود ۱۹ دوشنبه «یک واحد صنعتی» در حومه شهر خمین هدف حمله قرار گرفته است. همزمان خبرگزاری مهر از شنیده شدن صدای چند انفجار در سیریک گزارش داد.

satt.jpgبا وجود سابقه این مجموعه به‌عنوان کارخانه تولید نخ، تصاویر ماهواره‌ای نشانه‌ای از یک مجتمع صنعتی فعال را نشان نمی‌دهد و این گمانه را تقویت می‌کند که حضور احتمالی پرتابگرها علت هدف قرار گرفتن این محل بوده است.

21-1.jpg

بهمن بابازاده - سعید مدرس (خواننده پاپ) با تولید و میکس سخنان پزشکیان، ثابتی و مهاجرانی، موزیک ویدئویی طنز و حتی انتقادی را بنام من نمیتونم منتشر کرده. محتواهای این فرمی پس از کیوسک و شاید نامجو، سالهاست در موسیقی ایران نبوده.

irib.jpgخبرنامه گویا - ستاره‌سادات قطبی، مجری صداوسیما، در ویدئو زیر با لحنی تند از قبض ۱۶۸ میلیون تومانی گاز ساختمان محل سکونتش و نحوه برخورد مأموران اداره گاز انتقاد می‌کند؛ مأمورانی که به گفته او، با وجود قسط‌بندی بدهی، بدون مهلت دادن برای پرداخت، گاز ساختمان را قطع کردند.

این اعتراض در حالی مطرح می‌شود که او و همسرش، شهرام شکیبا ــ از چهره‌های شناخته‌شده صداوسیما و همسر شاعری که سال‌ها از نزدیکان و چهره‌های مورد توجه علی خامنه‌ای بود ــ خود از بدنه رسانه‌ای حکومتی به شمار می‌روند.

ویدئویی که برای بسیاری یادآور این پرسش است که وقتی تبعات سیاست‌ها و بحران‌های اقتصادی به حامیان و چهره‌های رسانه‌ای حکومت نیز می‌رسد، صدای اعتراض از همان جایی بلند می‌شود که سال‌ها در دفاع از همین ساختار نقش داشته است.

shiraz.jpgشنیدن صدای انفجار در نزدیکی سیریک و بندرعباس؛ آمریکا از آغاز دور جدید حملاتش خبر داد

رسانه ها در ایران از شنیدن صدای چند انفجار در نزدیکی روستای سیریک در سواحل خلیج فارس خبر می‌دهند.

خبرگزاری دولت ایران - ایرنا - دوشنبه شب ضمن انتشار این خبر نوشته محل دقیق این انفجارها هنوز مشخص نشده است و برخی گزارش‌های محلی از شنیدن صداها در دریا خبر داده‌اند.

شهروندان در بندرعباس هم از شنیدن صدای انفجار در حوالی ساعت یازده و نیم شب خبر داده‌اند.

دقایقی پس از این گزارش‌ها، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام اعلام کرد که دور تازه‌ای از حملاتش را از ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا حدود ۱۱ و نیم شب به وقت تهران، علیه ایران آغاز کرده است. آمریکا می‌گوید که هدف این حملات تضعیف قدرت نظامی ایران است،‌ توانایی که به گفته آمریکا برای حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز استفاده می‌کند.

رسانه‌های ایران و شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی عصر دوشنبه ۲۹ تیر از شنیده شدن صدای انفجار در شهر شیراز خبر دادند

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، روز دوشنبه ۲۹ تیر به نقل از استانداری فارس اعلام کرد که نقطه‌ای در شهر شیراز هدف حمله هوایی قرار گرفته است.

معاون امنیتی استاندار فارس، اعلام کرد که این حادثه خسارت جانی نداشته و تیم‌های ارزیاب در محل حادثه حضور دارند. استانداری فارس اعلام نکرد که منطقه هدف قرار گرفته در کدام قسمت شهر بوده و چه نوع کاربری‌ای داشته است.

یک کارخانه صنعتی در خمین، استان مرکزی، در مرکز ایران هدف قرار گرفت

معاون سیاسی امنیتی استانداری مرکزی، اعلام کرد ساعت حدود ۱۹ دوشنبه «یک واحد صنعتی» در حومه شهر خمین هدف حمله قرار گرفته است. همزمان خبرگزاری مهر از شنیده شدن صدای چند انفجار در سیریک گزارش داد.

satt.jpgبا وجود سابقه این مجموعه به‌عنوان کارخانه تولید نخ، تصاویر ماهواره‌ای نشانه‌ای از یک مجتمع صنعتی فعال را نشان نمی‌دهد و این گمانه را تقویت می‌کند که حضور احتمالی پرتابگرها علت هدف قرار گرفتن این محل بوده است.

dayeeFB1.jpgپیام یونسی‌پور - ایران وایر

یک روز پس از آن‌که «علیرضا بیرانوند» در صفحه اینستاگرام خود اتهاماتی اخلاقی، مالی و امنیتی را متوجه «علی دایی» کرد، این بار «امیر قلعه‌نویی» در نشست خبری پس از حذف تیم ملی از جام جهانی، به جای توضیح درباره ناکامی تیم، «عادل فردوسی‌پور» را به «سکوت در روزهای جنگ» و «پنهان شدن در غار» متهم کرد و از مسئولان خواست «میکروفن را از دست او بگیرند.»

این پرسش مطرح می‌شود که چرا تیم فوتبال جمهوری اسلامی تا این اندازه به موضوعی امنیتی تبدیل شده و چه کسانی متن‌ها و ادبیات سیاسی و امنیتی را برای سرمربی و بازیکنان این تیم آماده می‌کنند؟

قلعه‌نویی درباره فردوسی‌پور چه گفت؟

امیر قلعه‌نویی در نشست خبری پس از حذف تیم ملی، بخش مهمی از سخنانش را به دفاع از حکومت، تقدیر از مقام‌های جمهوری اسلامی و حمله به منتقدان اختصاص داد، نه بررسی دلایل حذف تیم.

او با تشکر از «مردم، مسئولان و نیروهای مسلح» مدعی شد بازیکنان «مظلومیت و اقتدار ایران» را به جهان نشان داده‌اند، اما توضیح نداد این ادعا بر چه شواهدی استوار است. قلعه‌نویی همچنین از مهدی تاج، مهدی نبی، هیئت‌رئیسه فدراسیون، وزیر ورزش و رئیس‌جمهور قدردانی کرد و گفت برخلاف برخی مربیان گذشته، مسئولان را مقصر نتایج ندانسته است.

france.jpgایران وایر - ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، اعلام کرد دو کارمند سفارت این کشور در تهران شامگاه یکشنبه از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند و یکی از آنها نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

بارو روز دوشنبه ۲۹ تیر در شبکه ایکس نوشت این دو کارمند، با وجود برخورداری از مصونیت دیپلماتیک، برای چند ساعت بدون هیچ دلیلی بازداشت و بازجویی شدند و یکی از آنها نیز مورد حمله فیزیکی قرار گرفت.

او افزود این دو نفر در نهایت به سفارت فرانسه بازگشتند و اکنون در محل سفارت در امنیت هستند و قرار است طی ساعت‌های آینده ایران را به مقصد فرانسه ترک کنند.

dtbanner.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، دوشنبه ۲۹ تیر در تروث سوشال، پست مسیح علینژاد درباره اعدام عرفان اسفندیاری، از معترضان دی‌ماه، را بازنشر کرد.

مسیح علینژاد، روزنامه‌نگاری ایرانی، یکشنبه در شبکه ایکس نوشت در حالی که جهان مشغول تماشای جنگ است، جمهوری اسلامی، عرفان اسفندیاری، پسر ۱۹ ساله، را اعدام کرد.

او نوشت عرفان نه کسی را کشته بود و نه سلاحی حمل می‌کرد، جرم او پناه دادن به معترضانی بود که از نیروهای امنیتی فرار می‌کردند.

عرفان اسفندیاری یکی از ۱۲ متهم پرونده میدان علیخانی اصفهان بود که حکم اعدام داشت.

عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی اعدام شدند و ده نفر دیگر مرتبط با این پرونده در خطر اعدام هستند.

malarge.jpg

رضا پهلوی: من مقصد نیستم

| No Comments

rp.jpgمن مقصد نیستم، پلی برای رسیدن به مقصد هستم

ایران اینترنشنال - رضا پهلوی در مصاحبه با خبرگزاری رویترز گفت: «این کارزار ۴۶ سال پیش به‌عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادسازی ایران آغاز شد. هرگز درباره من نبوده است؛ بلکه درباره مردم ایران و حق آن‌ها برای تعیین سرنوشت خودشان بوده است. دقیقا موضوع همین است. این یک دولت خارجی نیست.»

رضا پهلوی همچنین گفت مردم ایران نمی‌توانند بدون برخورداری از سطحی از حفاظت یا ابزار لازم برای مقابله با نیروهای امنیتی، با امنیت به خیابان‌ها بازگردند و «وارد نبرد نهایی شوند».

او افزود: «کارزاری که پس از کشتار آغاز شد و به مداخله اسرائیل و نیروهای آمریکایی برای حمله به حکومت انجامید، شاید گامی ضروری برای جلوگیری از خونریزی بیشتر بود و همزمان به مردم قدرت بیشتری داد تا شرایط به سمت برابری در میدان حرکت کند.»

شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت این مداخله می‌تواند به نجات جان افراد بیشتری کمک کند.

او افزود: «مسئله واقعا تلاش برای محافظت از جان افراد بیشتری است که ممکن است زیر نظر حکومتی از دست بروند که نشان داده هیچ محدودیتی در میزان خشونتی که حاضر است برای کشتن شهروندان خودش به کار ببرد، ندارد.»

شاهزاده رضا پهلوی گفت: «جایگاه من به‌عنوان یک رهبر دوران گذار این است که من مقصد نیستم؛ من پلی برای رسیدن به مقصد هستم. نکته دوم این است که برای اینکه یک داور بی‌طرف باشم، کاملاً فراتر از مناقشات جناحی قرار دارم. من طرفدار هیچ‌یک از دو گزینه سلطنت یا جمهوری نیستم. وظیفه من این است که اطمینان حاصل کنم یک بحث سالم شکل بگیرد و در نهایت مردم تصمیم بگیرند که چه نوع نظامی را به‌عنوان شکل نهایی حکومت خود ترجیح می‌دهند.

خلیل الحیه از عناصر نزدیک به جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت به عنوان رهبر جدید سیاسی جنبش حماس انتخاب شد

او جانشین یحیی سنوار شد که در اکتبر ۲۰۲۴ در حمله ارتش اسرائیل در غزه کشته شد.

hamaslarge.jpgجایگاه خلیل الحیه پس از کشته شدن رهبران ارشد حماس از جمله اسماعیل هنیه در تهران، یحیی سنوار در غزه، و محمد ضیف (فرمانده نظامی) در سال گذشته، افزایش یافته است.

آقای الحیه متولد سال ۱۹۶۰ در نوار غزه است و از زمان تاسیس حماس در سال ۱۹۸۷ در آن عضو بوده است.

خلیل الحیه در جریان حمله هوایی اسرائیل به قطر در سال ۲۰۲۵، از یک سوءقصد جان سالم به‌در برد:

***

998d2f9768f8f0a800bb29c3fa980f90b028a3c2.pngباور کنید یا نه از خودم بدم می آید و کسر شان خود می دانم که در باره ی مسیح علی نژادها و امثال او بنویسم ولی وقتی امروز بازنشر سخنان او را در باره ی یکی از بچه های ایران که جان اش را در راه آزادی از شرّ حکومت نکبت اسلامی گذاشت توسط پرزیدنت ترامپ دیدم به خودم گفتم بفرما! اگر امثال تو که از بالا تا پایین این موجودات فرصت طلب هزار رنگ را می شناسی حرف نزنی و به شخصیت و اعتبار خود بیندیشی و گمان کنی با شنا کردن در لجنزار به لجن آلوده می شوی نتیجه اش می شود این که دور و بری ها و مشاوران خبیث مامور حکومت اسلامی نفوذ کرده در دولت امریکا و دولت های دیگر از سکوت تو و امثال تو استفاده می کنند و فردا این خانم و همردیفان او می شوند سردمدار ضدیت با حکومت نکبت و حداکثر خواسته های مردم ایران را به باد دادن موها و آوردن امثال ظریف بر سر کار و قربان صدقه رفتن همجنسگرایان و تجزیه طلبان و زنانه مردانه کردن مسائل ملی و مبارزاتی و غیره تقلیل می دهند.

ussd.jpgحساب فارسی وزارت خارجه آمریکا شامگاه دوشنبه ۲۹ تیر در شبکه ایکس نوشت به‌دلیل تنش‌های شدید در خاورمیانه، وضعیت امنیتی منطقه همچنان پیچیده است و احتمال تشدید غیرمنتظره تنش‌ها وجود دارد.

در این پیام از شهروندان آمریکایی خواسته شده است اخبار را به‌طور مستمر دنبال کنند، جانب احتیاط را رعایت کنند و پیش از سفر به خاورمیانه یا عبور از این منطقه، با شرکت‌های هواپیمایی درباره وضعیت پروازهای خود تماس بگیرند.

وزارت خارجه آمریکا همچنین تاکید کرد شهروندان آمریکایی نباید به ایران سفر کنند، باید در سفر به خاورمیانه یا عبور از این منطقه تجدیدنظر کنند و شهروندان آمریکایی حاضر در ایران نیز هرچه سریع‌تر این کشور را ترک کنند. همچنین از آن‌ها خواسته شده است در صورت بروز درگیری، از محل نزدیک‌ترین پناهگاه آگاه باشند.

razaghi.jpgدویچه وله - آتش‌بس میان ایران و آمریکا پیش از آنکه به صلحی پایدار تبدیل شود، عملاً فروپاشید. دونالد ترامپ اعلام کرده آتش‌بس «پایان یافته» و هم‌زمان مقام‌های جمهوری اسلامی نیز از پایان سیاست «هم جنگ و هم مذاکره» سخن می‌گویند؛ تحولاتی که نشان می‌دهد پنجره دیپلماسی بار دیگر در حال بسته شدن است.

در هفته‌های اخیر، دو طرف یکدیگر را به نقض تفاهم‌نامه متهم کرده‌اند. حملات محدود از سر گرفته شده و تنش در خلیج فارس، مسیرهای کشتیرانی و پرونده‌های منطقه‌ای دوباره افزایش یافته است. توافقی که قرار بود زمینه کاهش تنش، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات جامع‌تر را فراهم کند، اکنون بیش از آنکه به صلح شباهت داشته باشد، به وقفه‌ای کوتاه در دل یک رویارویی بزرگ‌تر تبدیل شده است.

اختلافی که از متن توافق آغاز شد

یکی از دلایل اصلی شکست تفاهم، ابهام‌های موجود در متن آن بود. اندیشکده چتم‌هاوس در تحلیلی نوشت که توافق درباره تنگه هرمز با عباراتی تنظیم شده که امکان برداشت‌های متفاوت را فراهم می‌کند. ایران متعهد شده بود برای ۶۰ روز از دریافت عوارض عبور کشتی‌ها خودداری کرده و برای عبور امن کشتی‌های تجاری «بهترین تلاش» خود را انجام دهد، اما درباره وضعیت پس از این دوره، تعهد روشنی وجود نداشت.

همین ابهام باعث شد دو طرف از ابتدا برداشت‌های متفاوتی از توافق داشته باشند. واشنگتن انتظار داشت مسیرهای کشتیرانی به‌طور کامل امن و بدون فشار باقی بمانند، در حالی که تهران حفظ اهرم فشار در تنگه هرمز را بخشی از توان بازدارندگی و چانه‌زنی خود می‌داند.

yazdani.jpgدر رد این «استدلال» که "هر حکومتی برای حفظ و بقای خود، مخالفانش را سرکوب و کشتار می‌کند، یا باید چنین کند، یا اگر چنین کند، موجه است"

تاریخ جوامع بشری بارها شاهد سرکوب و کشتار معترضان و مبارزان علیه حکومت‌های استبدادی بوده و همچنان نیز هست. این سرکوب‌ها و کشتارها غالباً در شرایطی کاملاً نابرابر و با شیوه‌هایی غیرانسانی و غیراخلاقی صورت گرفته‌اند. در توجیه چنین اقداماتی، رهبران و حامیان این حکومت‌ها معمولاً این استدلال را مطرح می‌کنند که «هر حکومتی برای حفظ و بقای خود، مخالفانش را سرکوب و حتی کشتار می‌کند، یا باید چنین کند، و اگر چنین کند، موجه است.» آنان از این طریق می‌کوشند این رفتار را امری طبیعی، اجتناب‌ناپذیر و مشروع جلوه دهند.

در این نوشته می‌کوشم نشان دهم که این استدلال از جنبه‌های مختلف اخلاقی، حقوقی، فلسفی و تاریخی، استدلالی سست و مغلطه‌آمیز است.

حکومت‌هایی که چنین استدلالی را مطرح می‌کنند، معمولاً ویژگی‌های مشترکی دارند:

  1. اقتدارگرا و انحصارطلب‌اند.
  2. خود را همواره بر حق می‌دانند.
  3. خود را مالک کشور و سرور مردم می‌پندارند.
  4. برای خود حقی دائمی و انحصاری برای ماندن در قدرت قائل‌اند.
  5. خود را در برابر مردم پاسخگو نمی‌دانند.
  6. مردم را از مشارکت واقعی در اداره‌ی کشور محروم می‌کنند.

ازاین‌رو، دفاع از موجودیت خود را با هر شیوه و به هر قیمتی طبیعی و منطقی می‌شمارند. اما این استدلال از چند جهت فاقد اعتبار است.

Yousef_J_Javidan.jpg

همچو لابی‌های تو در تو منم

با «تریتا پارسی» همسو منم

چهره‌ی مستکبران را خستمی

زان که زالِ «پنج و هفتی» هستمی

سعـی خود تا بی‌نهایت مـی‌کنم

قصـــه‌ی ملا روایــت مـــی‌کنم

ملا می‌سازد و من چون قاری‌ام

ژورنالیســتِ ضدِ استــکباری‌ام

سِکّولارم و به دین پیوستمی

لیبرال ِ سبک ِ «یزدی» هستمی

آقای محمد کاظم فیکس چهل سال است که در آمریکا فیکساتوری مــی‌کند و چند سالی هست که به گزارشگری روی آورده است. آقای فیکس در عین حال که بسیار استکبارستیز است در همان حال یک دموکرات مومن و غیور است. غیورِ تمام عیار. زیباترین عکس زندگــی او عکســـی است که او را در حال گزارش کردن مجمع عمومـــی حزب دموکرات نشان مــی‌دهد.

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

مفهوم «تله ژئوپلیتیکی مرکب» به وضعیتی اشاره دارد که در آن بحران‌های راهبردی به‌صورت تدریجی و انباشتی بر روی یکدیگر قرار گرفته و هر بحران جدید، ظرفیت حل بحران‌های پیشین را نیز کاهش می‌دهد. در این راستا، سیاست خارجی رژیم حاکم بر ایران را می‌توان در قالب فرآیند «وابستگی به مسیر» (Path Dependency) تحلیل کرد؛ فرآیندی که در آن تصمیمات اولیه، مجموعه‌ای از محدودیت‌های ساختاری و راهبردی را در دوره‌های بعدی ایجاد می‌کنند (Pierson, 2000). بدین ترتیب با هر تصمیم راهبردی خطا، راه اصلاح تصمیم های گذشته مسدود تر میشود.

از منظر وابستگی به مسیر و تله ژئوپلیتیکی مرکب، بحران هرمز را نمی‌توان به‌صورت مجزا تحلیل کرد. این بحران در امتداد تاریخی زنجیره‌ای از تصمیمات راهبردی قرار می‌گیرد که از بحران گروگان‌گیری آغاز شده، با دخالت خمینی در امور عراق و تشویق به کودتا در آن کشور ادامه یافت، سپس این فرایند با جنگ طولانی هشت ساله و بحران هسته‌ای تشدید شد و اکنون با ادعای حاکمیت بر تنگه هرمز هرمز و متعاقب آن درگیری جنگی وارد مرحله جدیدی شود.

EAmuzad.jpgدر تاریخ اندیشه اجتماعی، کمتر مفهومی به اندازه مفهوم «طبقه» توانسته است همزمان الهام‌بخش جنبش‌های بزرگ اجتماعی باشد و در عین حال، در دوره‌هایی به حاشیه رانده شود. در بخش بزرگی از قرن نوزدهم و بیستم، تحلیل طبقاتی یکی از مهم‌ترین ابزارهای فهم ساختار جامعه، مناسبات قدرت و تحولات سیاسی بود. اما با تغییرات گسترده اقتصادی، گسترش فناوری، دگرگونی شیوه‌های تولید، ظهور اشکال جدید کار و پیچیده‌تر شدن هویت‌های اجتماعی، مفهوم طبقه در بسیاری از گفتمان‌های معاصر کم‌رنگ شد.

برخی از پایان عصر طبقات سخن گفتند و برخی دیگر بر این باور بودند که جامعه جدید دیگر بر محور شکاف‌های طبقاتی سازمان نمی‌یابد. با این حال، بحران‌های اقتصادی، افزایش نابرابری، گسترش ناامنی شغلی، کاهش قدرت خرید گروه‌های وسیع اجتماعی و عمیق‌تر شدن فاصله میان اقلیت‌های برخوردار و اکثریت‌های تحت فشار، بار دیگر مسئله طبقه را به مرکز بحث‌های اجتماعی بازگردانده است. مسئله امروز شاید همان پرسشی باشد که در گذشته نیز مطرح بود: آیا وجود یک موقعیت مشترک اقتصادی و اجتماعی به خودی خود می‌تواند یک نیروی تاریخی ایجاد کند؟ یا آنکه برای تبدیل شدن یک گروه اجتماعی به یک نیروی مؤثر، آگاهی، سازمان‌یافتگی و احساس منافع مشترک ضروری است؟

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgکشورهای شورای همکاری خلیج فارس، شامل عربستان، امارات، بحرین، کویت، قطر و عمان، طی صدور یک بیانیه رسمی، هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و تأسیسات غیرنظامی بحرین، کویت و اردن توسط رژیم جمهوری اسلامی را نقض فاحش قوانین بین‌المللی، از جمله منشور سازمان ملل، دانسته و آن را مصداق ارتکاب جنایات جنگی و نیازمند پاسخگویی و پیگیری بین‌المللی نام برده‌اند.

این اتهام، قابل رسیدگی هم در سازمان ملل متحد و هم در دیوان کیفری بین‌المللی (رُم) است؛ دیوانی که در اساسنامه آن، رسیدگی به اتهاماتی چون جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی از جمله مأموریت‌های اصلی آن برشمرده شده است.

parsa.jpgزمان به آرامی مسیر خود را طی می‌کرد و انسان، که پایش به زنجیر زمان قفل شده بود، بی‌وقفه در تلاش بود تا چیزی بسازد. چیزی فراتر از زندگی روزمره؛ چیزی که در آن خدا و رازهای کیهان را ببیند.

او تقریباً بر آنچه در خانه‌اش کره زمین بود مسلط شده بود: دل دریاها، عمیق‌ترین بخش‌های زمین و حتی گوشه‌های ناشناخته آسمان. اما عطش او برای کشف، او را به سوی آسمان و فراتر از آن، به سمت سیاه‌چاله‌ها و اسرار نهفته در آن‌ها، سوق می‌داد.

در برابر این دانش بی‌پایان، زندگی دیگران برایش کم‌اهمیت جلوه می‌کرد: میلیون‌ها انسان، گرسنگی، بی‌آبی، بی‌خانمانی و مرگ کودکان، همه جزئی از پس‌زمینه‌ای بی‌صدا بود.

tabriz.jpg

ویدیوهای منتشرشده در حساب کاربری «وحید آنلاین»، شعله‌‌های آتش را در مواضع جمهوری اسلامی پس از حمله به تبریز، در بامداد دوشنبه ۲۹ تیر نشان می‌دهد.

گزارش‌های منتشرشده از شهروندان در این حساب کاربری حاکی از آن است که سایت موشکی تبریز هدف قرار گرفته است.

- خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، صبح دوشنبه از شنیده شدن صدای انفجاری در شهر اصفهان خبر داد و نوشت علت و منشا این صدا هنوز مشخص نیست و مقام‌های استانی تاکنون در این‌باره اطلاع‌رسانی نکرده‌اند.

- فرماندار بوشهر، صبح دوشنبه گفت که دقایقی پیش چند نقطه در این شهر هدف حملات آمریکا قرار گرفت و افزود ابعاد این حملات در دست بررسی است.

ارتش آمریکا: نهمین موج حملات به مواضع حکومت ایران پایان یافت

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد نهمین موج متوالی حملات هوایی به ایران، ساعت ۱۰ شب شنبه به وقت شرق آمریکا، با موفقیت پایان یافته است.

سنتکام اعلام کرد در این حملات، مراکز فرماندهی نظامی، سامانه‌های پدافند هوایی، مراکز پایش ساحلی، توانمندی‌های دریایی، محل‌های پرتاب موشک و پهپاد و شبکه‌های ارتباطی جمهوری اسلامی هدف قرار گرفتند.

terror2.jpgبه گفته پلیس سیستان و بلوچستان صبح امروز «افراد مسلح و ناشناس»، مولوی محمد انور ریگی، امام جمعه اهل سنت میرجاوه را ترور کردند.

پلیس سیستان و بلوچستان در اطلاعیه‌اش نوشت مهاجمان بلافاصله پس از شلیک «با اسلحه گرم، از محل متواری شدند.»

به گزارش حال‌ وش / سحرگاه امروز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵، مولوی محمدانور ریگی، امام جمعه شهر میرجاوه، در نزدیکی مسجد خاتم‌النبیاء این شهر هدف تیراندازی افراد مسلح ناشناس قرار گرفت و بر اثر اصابت چندین گلوله جان خود را از دست داد.

منابع افزوده‌اند: «انتصاب مولوی محمدانور ریگی به عنوان امام جمعه میرجاوه پیش‌تر با حمایت نهادهای حکومتی و برخلاف خواست بخشی از شهروندان منطقه انجام شده بود و این موضوع با واکنش‌ها و مخالفت‌هایی در سطح محلی همراه شده بود.»

بر اساس گزارش‌ شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، این روحانی بلوچ پیش‌تر نیز در تاریخ ۱۸ آذرماه ۱۴۰۳ هدف تیراندازی قرار گرفته بود، اما در آن سوءقصد آسیبی ندید. در آن زمان، بسیاری از شهروندان میرجاوه معتقد بودند این اقدام توسط نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و با هدف تشدید اختلافات در میرجاوه انجام شده است.

همچنین، شماری از اهالی میرجاوه بر این باورند که کشته شدن مولوی «محمدانور ریگی» توسط نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی و در راستای برنامه‌های «مصطفی محامی» برای گسترش دامنه اختلافات در میرجاوه صورت گرفته است.

arg.jpgخبرنامه گویا - ویدئو زیر از فینال جام جهانی که در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده، مردی را نشان می‌دهد که ابتدا با پیراهن آرژانتین از شکست تیمش اشک می‌ریزد، اما ناگهان پیراهن را درمی‌آورد و مشخص می‌شود زیر آن پیراهن اسپانیا را پوشیده است. سپس در میان هواداران ناراحت آرژانتین، قهرمانی اسپانیا را جشن می‌گیرد.

بسیاری از کاربران این صحنه را کنایه‌ای به تغییر ناگهانی مواضع برخی چهره‌ها در ایران پس از جنگ اخیر دانسته‌اند؛ افرادی که تا پیش از آن منتقد حکومت بودند اما اکنون از آن دفاع می‌کنند.

هم‌زمان، حضور زنانی با آرایش غلیظ و پوشش‌هایی که پیش‌تر کمتر در قاب صداوسیما دیده می‌شد، این بحث را دوباره در فضای مجازی داغ کرده است.

***

ایندیپندنت فارسی - کارزار تبلیغاتی جدید نشان تجاری لوکس «دیور» برای مجموعه پوشاک مردانه، به شکلی کاملا غیرمنتظره توجه کاربران ایرانی را در شبکه‌های اجتماعی به خود جلب کرده است.

diorlarge.jpgدیور برای نمایش لباس‌های جدید خود، مدل‌هایی را در فضایی شبیه به جنگل‌های آلبالو و گیلاس به تصویر کشیده که کاپشن‌ها و پالتوهای بسیار گشاد به تن دارند؛ ظاهری که موجی از طنز و کنایه را در میان کاربران به راه انداخته، چرا که ایرانیان را به یاد یک سبک قدیمی و بسیار آشنا، یعنی «پوششی به نام جواد در دهه ۱۳۶۰» می‌اندازد. روزگاری که مردم برای سیزده‌به‌در به باغ‌ها می‌رفتند، جوانان با هم قرار کوهنوردی و رفتن به جنگل می‌گذاشتند و حالا به نظر می‌رسد این سبک پوشش، بعد از چند دهه، دوباره روی صحنه‌های جهانی دیور خودنمایی می‌کند.

ایران که خاستگاه طنزپردازان بزرگی از دوران موش و گربه تا ملا نصرالدین بوده‌ است، این بار نیز کاربران با خلاقیت خود این تبلیغات را به شوخی گرفته و با چهره‌های آشنا تصاویر را به کمک هوش‌مصنوعی بازتولید کردند.

از تصاویر جالب محمود احمدی‌نژاد با آن کاپشن‌های معروفش گرفته تا عکس علی دایی در حال چای خوردن با دوستان و حتی شبیه‌سازی خانواده‌هایی که با تاکسی‌های نارنجی قدیمی در شالی‌زارها و باغ‌های کنار جاده آخر هفته خود را می‌گذرانند، همگی با این لباس‌های دیور مجدد بازسازی شده‌اند. کاربران برای این ویدیوها از موسیقی‌های خاطره‌انگیز قدیمی مثل آثار منوچهر سخایی بهره گرفته‌اند تا حس و حال آن دوران را کاملا زنده کنند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

در نهایت، این تبلیغات جدید در میان ایرانیان جنبه تجاری پیدا نکرد، بلکه در شرایطی که کشور در وضعیت اضطراری و سایه جنگ به سر می‌برد، بهانه‌ای برای خنده و دست‌مایه طنز شد تا نشان دهد جامعه هنوز هم از شوخ‌طبعی به عنوان پناهگاهی برای عبور از روزهای سخت استفاده می‌کند.

muslim.jpgایران اینترنشنال - امیر حیات‌مقدم، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، به خبرگزاری ایلنا گفت: «برخی سران کشورهای عربی ادعا می‌کنند که مسلمان هستند، اما در واقعیت مسلمان نیستند. الکی خم و راست می‌شوند که به ظاهر دو رکعت نماز بخوانند تا حکومت‌شان را حفظ کنند، وگرنه این رفتارها نشانه مسلمانی نیست.»

او ادامه داد: «ما آن‌چنان به سران کشورهای عربی به چشم مسلمان نگاه نمی‌کنیم، البته مردم‌شان مسلمان هستند و تکلیف مردم از سران کشورهای عربی جدا است. امیدوارم که مردم کشورهای عربی متوجه شوند و این سران را عزل و سرنگون کنند.»

حیات‌مقدم اضافه کرد: «اگر دشمن یکی بزند، ما ده تا می‌زنیم. بحرین، امارات، کویت، اردن، قطر و حتی اگر از عربستان سعودی به سمت ما شلیک کنند، می‌زنیم. وقتی پایگاه آمریکا می‌شوند، باید جورش را هم بکشند و تاوانش را پس دهند.»

tump.jpg

خبرنامه گویا - دونالد ترامپ در جریان مراسم اهدای جام قهرمانی جام جهانی ۲۰۲۶، با اصرار بر ماندن در مرکز سکو و حضور در حلقه شادی بازیکنان اسپانیا، به یکی از حاشیه‌های اصلی این مراسم تبدیل شد.

در ویدئوهای منتشرشده دیده می‌شود که رودری و چند بازیکن دیگر با اشاره دست از او می‌خواهند عقب‌تر بایستد و جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، نیز تلاش می‌کند جای او را تغییر دهد، اما ترامپ همچنان در قاب اصلی باقی می‌ماند.

***

nk.jpgکیم جونگ اون چگونه توانست وضعیت اقتصادی کره شمالی را بهبود بخشد؟

بی بی سی - کره شمالی همچنان یکی از فقیرترین و منزوی‌ترین کشورهای جهان است. بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۴۵ درصد جمعیت این کشور با سوءتغذیه روبه‌رو هستند و نهادهای بین‌المللی بارها از نقض گسترده حقوق بشر، کنترل شدید دولت بر اقتصاد و اولویت دادن به هزینه‌های نظامی و امنیتی بر رفاه عمومی انتقاد کرده‌اند.

با آغاز همه‌گیری کرونا در سال ۲۰۲۰، اوضاع اقتصادی بیش از پیش وخیم شد. بسته شدن مرزها، کاهش تجارت با چین و تشدید تحریم‌ها اقتصاد شکننده این کشور را تحت فشار قرار داد. در همان دوره، کیم جونگ اون در اقدامی کم‌سابقه از مردم بابت دشواری‌های اقتصادی عذرخواهی کرد.

اما از آن زمان تاکنون، نشانه‌هایی از بهبود اقتصادی دیده می‌شود. بر اساس برآورد بانک مرکزی کره جنوبی، تولید ناخالص داخلی کره شمالی در سال ۲۰۲۴ حدود ۳.۷ درصد رشد کرده که بالاترین نرخ رشد این کشور در هشت سال گذشته است. برخی کارشناسان نیز معتقدند اقتصاد کره شمالی اکنون در بهترین وضعیت خود از زمان به قدرت رسیدن کیم جونگ اون قرار دارد.

mojinist.jpgیورونیوز - برخی رسانه‌های اسرائیلی و مصری روز یکشنبه گزارش دادند که شبکه سعودی الحدث به نقل از یک مقام امنیتی اسرائیل مدعی شده که مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید ایران، در حال حاضر در این کشور حضور ندارد.

این مقام اسرائیلی ادعا کرده است که دوری کامل مجتبی خامنه‌ای از تحولات میدانی باعث شده تمامی بیانیه‌ها و پیام‌های مکتوبی که طی روزهای اخیر به نام او منتشر شده‌اند، «جعلی» باشند.

به ادعای این منبع، این بیانیه‌ها در واقع توسط احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و شماری دیگر از مقام‌های ارشد این نهاد تدوین می‌شوند تا تصویری از تداوم رهبری و کنترل اوضاع در ایران ارائه شود.

mogooyee.jpgگفتگوی جواد موگویی با سیدعباس عراقچی با واکنش رجانیوز ( تیم رسانه‌ای رئیسی ) روبرو شد. عراقچی در بخشی از این گفتگو می‌گوید: « من دو جلسه در تونل رفتم؛ من و معاونین وزارت خارجه، در جنگ، ساختمان وزارت خارجه را ترک نکردیم فقط ساعاتی از روز را در خودرو در شهر می‌چرخیدیم.»

در ادامه موگویی می‌گوید: « تونل را که همه می‌دانند، می‌خواهید مکان آن را هم بگویم. یک تونل در انتهای خیابان پیروزی است و تونل دیگر در دربند است که فرماندهان بسیار به آنجا رفت و آمد دارند. »

رجانیوز نوشته است: فارع از اینکه افشای این اطلاعات از سوی عراقچی درست نیست و سبب تکمیل شدن بانک اطلاعاتی دشمنان می شود و برنامه‌سازان در تدوین نهایی باید این مورد را لحاظ می کردند، با این حال اظهارنظر عجیب مجری برنامه که آدرس دقیق از محل رفت و آمد فرماندهان می دهد، جای سوال دارد.

مجری برنامه مدعی است دشمن اطلاعات این تونل‌ها را دارد و حتی به یکی از این تونل‌ها حمله کرده، آیا این دلیل می شود که مجری بگوید حضور فرماندهان در این دو تونل بسیار است؟ اصلا چرا باید یک مجری از محل دقیق اختفای فرماندهان اطلاع داشته باشد؟

حمله قلعه‌نویی به دایی

| No Comments

agh.jpgیقه باز بذارم، زنجیر طلا بندازم خوبه؟

حمله لفظی تازه امیر قلعه‌نویی به علی دایی، بار دیگر نام سرمربی تیم ملی را به صدر حاشیه‌های فوتبال ایران بازگردانده است. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که او طی هفته‌های اخیر به‌دلیل انتشار تصاویر ساعت گران‌قیمتش، گزارش‌ها درباره پاداش‌های کلان پس از جام جهانی و حذف تیم ملی در مرحله گروهی، با انتقادهای گسترده روبه‌رو بوده است.

قلعه‌نویی در جلسه ستاد کمیته فرهنگی جام جهانی ۲۰۲۶، در واکنش به حواشی ساعت خود به علی دایی کنایه زد: «ساعت نشانه نظم و انضباط و وقت شناسی است. اگر سرمربی ساعت می‌بندد و کت و شلوار می‌پوشد، باید بگویید لباس شیکی پوشیده، در حد سرمربی پوشیده. اما اگر یقه‌ام را باز می‌گذاشتم و زنجیر طلا می‌انداختم، آدم خوبی بودم.»

***

sarhang.jpg«لوله تفنگ‌ها را به سمت دشمنان اصلی ایران برگردانید»

توانا - صدای زندانیان سیاسی، در دل زندان نیز خاموش نشده است. در شرایطی که سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی، ایران را با بحران‌های عمیق، ویرانی، ناامنی و انزوای بیشتر روبه‌رو کرده و هزینه آن را مردم ایران می‌پردازند، زندانیان سیاسی نیز از پشت دیوارهای زندان نسبت به سرنوشت کشور هشدار می‌دهند.

نامه پیش‌رو، دیدگاه سرهنگ سجاد آزاده، یکی از زندانیان سیاسی، درباره وضعیت امروز ایران و نقش نیروهای نظامی در این مقطع حساس است. انتشار چنین نامه‌هایی یادآور این واقعیت است که زندانیان سیاسی حق دارند دیدگاه‌های خود را بیان کنند و صدایشان به جامعه برسد.

در جامعه‌ای که بسیاری از صداهای منتقد با زندان، سرکوب و سانسور روبه‌رو می‌شوند، شنیدن صدای زندانیان و دفاع از حق آزادی بیان آنان، بخشی جدایی‌ناپذیر از دفاع از حقوق بشر و حق دسترسی جامعه به دیدگاه‌های گوناگون است.

متن کامل این نامه را در ادامه می‌خوانید:

iran.jpgجمشید ایرانی - ویژه خبرنامه گویا

یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵، نگاه میلیاردها انسان به یک نقطه از جهان دوخته خواهد شد. نود دقیقه‌ای که نه فقط سرنوشت جام جهانی، بلکه بخشی از حافظه جمعی فوتبال را رقم خواهد زد. دو قدرت سنتی فوتبال، آرژانتین و اسپانیا، برای فتح معتبرترین جام ورزشی جهان به میدان خواهند رفت؛ اما اگرچه پرچم‌های این دو کشور بیش از همه در ورزشگاه و خیابان‌ها به چشم خواهد آمد، اما برای ما ایرانیان، ردپای ملتی دیگر نیز بر این شب تاریخی نقش خواهد بست؛ ملتی که شاید در مستطیل سبز حضور نداشته باشد، اما در قلب بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان، حضوری انکارناپذیر خواهد داشت.

آن ملت، ایران است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که بیژن مرتضوی، هنرمند نامدار ایرانی، با ویولن سفید و امضای هنری منحصربه‌فرد خود، همراه با دیگران، در نخستین اجرای رسمی بین دو نیمه فینال جام جهانی فوتبال حضور خواهد داشت؛ نمایشی که برای نخستین بار در تاریخ این رقابت‌ها برگزار می‌شود و بنا بر پیش‌بینی‌ها، می‌تواند به یکی از پربیننده‌ترین اجراهای موسیقایی تاریخ تبدیل شود. از آنجا که فینال جام جهانی ۲۰۲۲ نزدیک به ۱.۵ میلیارد بیننده داشت، انتظار می‌رود فینال امسال و نخستین برنامه بین دو نیمه آن نیز مخاطبانی در مقیاس میلیاردی داشته باشد.

برای ما ایرانیان، این صرفاً حضور یک نوازنده در یک برنامه هنری نیست؛ این لحظه، نمادی است از جایگاهی که فرهنگ ایرانی، هنر ایرانی و استعداد ایرانی می‌توانند بر بلندترین سکوی جهان به دست آورند.

khonsari.jpg

۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶

جناب آقای شهباز شریف

نخست‌وزیر جمهوری اسلامی پاکستان

اسلام‌آباد
عالیجناب،

با نهایت احترام و قدردانی، این نامه را در تقدیر از تعهد مستمر جنابعالی به صلح و ثبات منطقه‌ای تقدیم می‌کنم.

تفاهم‌نامه میان ایران و ایالات متحده آمریکا که با تسهیل‌گری و نقش‌آفرینی جنابعالی و با حمایت فیلدمارشال عاصم منیر به دست آمد، گامی مهم در جهت کاهش تنش‌ها و تقویت گفت‌وگوی سازنده بود. با این حال، تحولات اخیر نشان می‌دهد که این توافق هنوز به اهداف مورد نظر خود دست نیافته و با چالش‌ها و فشارهای جدی روبه‌رو است.

با وجود آتش‌بسی که فرصت مناسبی برای پیشبرد دیپلماسی فراهم کرده بود، به نظر می‌رسد هر دو طرف بار دیگر اقداماتی را از سر گرفته‌اند که می‌تواند روند پیشرفت‌های حاصل‌شده را تضعیف کند. این تحولات نگران‌کننده است، زیرا از هدف مشترک دستیابی به یک راه‌حل پایدار و صلح‌آمیز فاصله می‌گیرد.

در این مقطع حساس، نقش سازنده و رهبری مسئولانه پاکستان بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. تلاش‌های مستمر جنابعالی می‌تواند در ترغیب طرف‌ها به خویشتنداری و بازگشت به گفت‌وگویی معنادار نقشی تعیین‌کننده ایفا کند. پیامدهای تداوم تنش‌ها تنها به طرف‌های درگیر محدود نمی‌شود، بلکه منطقه خلیج فارس و جامعه بین‌المللی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

هم ایران و هم ایالات متحده می‌توانند از رهنمودهای خردمندانه و ابتکارات دیپلماتیک مجدد جنابعالی بهره‌مند شوند تا به چرخه کنونی تنش‌ها پایان داده شده و زمینه برای بازگشت به مسیر تعامل و تفاهم فراهم شود. همچنان معتقدم که راه‌حل مبتنی بر مذاکره، تنها مسیر عملی برای دستیابی به صلح و ثبات پایدار است.

با قدردانی صمیمانه از نقش ارزشمند پاکستان در ماه‌های گذشته، امیدوارم که تحت هدایت و رهبری جنابعالی، تلاش‌های تازه‌ای برای احیای گفت‌وگوها صورت گیرد و جایگزین رویارویی و تنش شود؛ اقدامی که می‌تواند از تلفات بیشتر انسانی جلوگیری کرده و به ثبات و امنیت منطقه یاری رساند.
لطفاً عالیجناب، مراتب عالی‌ترین احترام و ارادت اینجانب را پذیرا باشید.
با احترام،

دکتر مهرداد خوانساری
دیپلمات پیشین ایران
و مشاور ارشد - مرکز ایرانی مطالعات سیاسی

19.jpgکیهان لندن - مادر جاویدنام سامان ابراهیم‌پور، پس از شش ماه سوگ فرزند، به زندگی خود پایان داد.

کانون حقوق بشر ایران روز شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ خبر داد مادر سامان ابراهیم‌پور از جانباختگان اعتراضات دی۴۰۴ پس از شش ماه تحمل درد دوری از پسرش، امروز خودکشی کرد و به زندگیش پایان داد.

سامان ابراهیم‌پور جوان ۲۳ ساله در جریان اعتراضات ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منطقه «دانای‌ علی» شهر رشت هدف گلوله مأموران جمهوری اسلامی قرار گرفت و به‌علت شدت جراحات جان باخت.

hofreh.jpgجعفر بخشی بی‌نیاز - نویسنده و روزنامه‌نگار

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، درباره وقوع بمباران و نفوذ از طریق یک حفره امنیتی که نه‌تنها بسته نشده، بلکه همچنان در فرآیند تصمیم‌سازی‌ها نیز اثرگذار است، حرف‌هایی زده که در ظاهر از یک دیپلمات عالی‌رتبه بعید است؛ اما در باطن، اعترافی است صریح، رک و بی‌تعارف که یک نقص فنی بزرگ را رو می‌کند و از یک بحران وجودی در بدنه قدرت پرده برمی‌دارد.

اینجا سؤالی به غایت مهم و کلیدی مطرح می‌شود: در کشوری که ادعای امنیت مطلق و نفوذناپذیری در صدر شعارهای حکومتی است، چگونه یک حفره می‌تواند با این سهولت از تمامی لایه‌های نهادهای اطلاعاتی و امنیتی عبور کند و در قلب اتاق‌های تصمیم‌سازی جا بگیرد؟ چگونه دشمن می‌تواند نه‌تنها از لایه‌های بیرونی، بلکه از لایه‌های میانی و حتی در لایه‌های تصمیم‌ساز جای پای خود را محکم کند؟

وقتی صحبت از اثرگذاری در تصمیم‌سازی‌ها می‌شود، دیگر بحثِ یک جاسوس یا یک عامل نفوذی در سطح پایین نیست؛ بحث بر سر این است که آیا اراده ملی و مصلحت کشور تحت تأثیر اراده پنهانِ نیروهای نفوذی قرار گرفته است؟

zamani.jpgاظهارات اخیر جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده، درباره ایران، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا بخشی از تصمیم‌گیران دولت آمریکا شناخت دقیقی از جمهوری اسلامی و جامعه ایران دارند یا خیر. صرف‌نظر از اهداف سیاسی این سخنان، نوع ادبیات به‌کاررفته با واکنش منفی بسیاری از ایرانیان روبه‌رو شد؛ زیرا بسیاری آن را نه صرفاً متوجه جمهوری اسلامی، بلکه متوجه ملت ایران نیز تلقی کردند.

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های سخنان ونس، ادعای او درباره مهاجرت گسترده ایرانیان در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی بود. او مدعی شد که در چنین شرایطی «۹۴ میلیون ایرانی» راهی اروپا و آمریکا خواهند شد. این ادعا از نگاه بسیاری از ناظران، نه تنها با واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی ایران همخوانی ندارد، بلکه این تصور را ایجاد می‌کند که مردم ایران آینده خود را تنها در ترک سرزمینشان می‌بینند.

Hanif_Heidarnejad.jpgحمله ارتش آمریکا به زیرساخت‌های غیرنظامی یا تأسیساتی که مردم غیرنظامی از خدمات آن بهره می‌برند، مانند پل‌ها، تونل‌ها و تأسیسات آب‌شیرین‌کن، غیرقابل توجیه بوده و محکوم است. حتی اگر چنین حملاتی از منظر نظامی دارای توجیه تاکتیکی باشند، از منظر سیاسی و اجتماعی نتیجه معکوس خواهند داشت.

حقوق بین‌الملل بشردوستانه، حمله عمدی به اهداف غیرنظامی و نیز حملاتی را که بدون رعایت اصل تفکیک، تناسب و احتیاط انجام شوند، ممنوع دانسته و در مواردی آنها را مصداق جنایت جنگی می‌شناسد.

یکی از مصادیق جنایت جنگی، حمله عمدی به غیرنظامیان یا اهداف غیرنظامی، یا انجام حملاتی است که بدون رعایت اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی صورت گیرد.

Masoud_amirkhalili.jpgپیشگفتار

فیلسوف و استاد (سابق) فلسفه دانشگاه برلین، شندلباخ،(1) این نظریه را ارائه می‌دهد که در فلسفه تنها باید پیروان هگل و کانت جدی گرفته شومد و دیگر فیلسوفان در زمینه‌های مهم فلسفه سهمی ندارند. شندلباخ می‌پرسد که پیروان فلسفه هگل کجا هستند، زیرا مارکسیست‌ها که آخرین حامیان هگل به شمار می آیند، پس از شکست سوسیالیسم در اروپای شرقی ناپدید شدند و دیگر عقایدی برای ارائه دادن ندارند.

با اینکه فلسفه هگل هنوز در دانشگاه‌ها مطرح است، اما کسی بی‌چون و چرا از صحت نظریات او دفاع نمی‌کند و حتی بسیاری از طرفداران هگل به فلسفه کانت روی آوردند. در تقسیم‌بندی فلسفی شندلباخ فقط پیروان کانت در صحنه باقی مانده‌اند، زیرا منتقدان کانت مجبورند اول نظریات فلسفی فیلسوف را رد کنند. انتقاد یا رد فلسفه کانت ساده نبوده و نیست؛ به همین دلیل بحث درباره کانت در قرن ۱۹ در اتریش و اسپانیا ممنوع شد. شندلباخ حتی تا این حد پیش می رود و تاریخ فلسفه را به دو دوره قبل و بعد از کانت تقسیم می‌کند.

سمی‌ترین طلاق هالیوود

| No Comments

mariz.jpgیورونیوز - یک دختر ۱۷ ساله در فرانسه که قرار بود برای عمل مچ پا زیر تیغ جراحی برود پس از خروج از اتاق عمل دریافت که پزشکان به جای این عمل چهار دندان عقل او را کشیده‌اند.

مادر این دختر نوجوان که لوئیز نام دارد به یکی از رسانه‌های فرانسه گفت که دخترش پس از آنکه به هوش آمد متوجه شد که داخل دهانش پر از گاز استریل است.

این نوجوان که ساکن شهر اوترو در شمال فرانسه است، از مدت‌ها قبل برای جراحی پای خود در کلینیک سن مارتن بولونی وقت گرفته بود تا پیش از آغاز سال تحصیلی مشکل مچ پایش برطرف شود. اما وقتی در اتاق ریکاوری به هوش آمد، متوجه شد که هر چهار دندان عقلش را کشیده‌اند.

مادر این دختر نوجوان گفته است که او پس از عمل به دلیل این اشتباه پزشکی در «وضعیت شوک» قرار دارد.

attack.jpgدویچه وله - سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد، ایالات متحده یک نیروگاه هسته‌ای در حال ساخت را در دارخوین، در استان خوزستان هدف حمله قرار داده است.

این سازمان با انتشار بیانیه‌ای حمله به این "سایت در حال ساخت" را محکوم و آمریکا را به "قلدری" و "قانون‌شکنی" متهم کرد.

بنا بر اعلام سازمان انرژی اتمی ایران این حمله ساعت سه و ۳۹ دقیقه بامداد روز یکشنبه ۲۸ تیر با تعدادی پرتابه به سایت در حال ساخت نیروگاه دارخوین انجام گرفته است.

جمهوری اسلامی این حمله را "اقدامی تروریستی" و "نقض قوانین بین‌المللی" خوانده و آمریکا را متهم کرده، "با هدف جلوگیری از مسیر پیشرفت و استقلال ایران" آن را انجام داده است.

در این بیانیه آمده است: «این اقدام غیرقابل توجیه نه تنها نقض فاحش قوانین بین‌المللی و حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران است، بلکه حمله مستقیم به دستاوردهای جوانان متخصص و دانشمندان ایرانی به‌شمار می‌رود که با اتکا به دانش بومی و توان داخلی، در حال اجرای یک پروژه ملی هستند.»

رشته های ورزشی عجیب

| No Comments

fr.jpgفرزانه روستایی

هیچ منطقی جنگی که در جنوب کشور جریان دارد را یک جنگ میهنی نمی نامد. هیچ استدلالی نمی پذیرد که قدرتمند ترین ارتش تاریخ بشر بسیج شده است تا سازمان تروریستی سپاه و بسیج را تنبیه کنه یا مثلا نظام از بن فاسد ولایت فقیه را سر جای خود بنشاند. اما می شود استدلال کرد که با نفوذترین باند حاکم بر کشور برای بقای خود و برای اینکه به چنگ مردم عاصی و تاراج شده گرفتار نشوند نیازمند یک حمله خارجی است و جنگ مهملی است برای تضمین بقای نظام در کوتاه مدت.

این فقط گفته رحیم ازغدی عضو شواری انقلاب فرهنگی یا نقل قول از مصطفی کواکبیان نیست که ناف این نظام برای ماندن به جنگ بند است و اساسا آپاراتچی های نظام جنگ را آچار تنظیم فشارهای داخلی می بینند. برای آنها مهم نیست که تاسیسات زیربنایی کشور و پل ها ویران گردد یا ۲۰۰ نفر از سربازان ارتش در بمپور کشته شوند. منطق جمهوری اسلامی هنوز منطق شلیک به هواپیمای اکراینی است، یعنی: فعلا به هواپیمای مسافربری شلیک کنید تا بعد ببینیم چه می شود!

دنا کراری، شهروند دو تابعیتی ایرانی-آمریکایی که پس از حدود ۱۹ ماه ممنوع‌الخروجی و محدودیت‌های امنیتی سرانجام ایران را ترک کرده بود، به ایالات متحده رسید. هم‌زمان، مقام‌های جمهوری اسلامی همچنان روایت منتشر شده درباره آزادی او را رد می‌کنند.

freedlarge.jpg

جرد گنسر، وکیل دنا کراری، بامداد یکشنبه ۲۸ تیر با انتشار تصویری از موکلش در شبکه اجتماعی ایکس، از ورود او به آمریکا خبر داد و نوشت: «به خانه خوش آمدید.»

او با اشاره به «۵۶۶ روز بازداشت ناعادلانه دنا کراری توسط حکومت ایران» از همه افرادی که در آزادی او نقش داشتند قدردانی کرد و افزود: «اکنون باید تلاش‌های خود را برای آزادی سایر شهروندان آمریکایی که همچنان در ایران هستند، دوچندان کنیم.»

خبر خروج دنا کراری از ایران نخستین بار روز ۲۴ تیر از سوی دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، اعلام شد. ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت ایران به یک شهروند آمریکایی که به گفته او از دسامبر ۲۰۲۴ «به ناحق» بازداشت شده بود، اجازه خروج داده و این اقدام را «نشانه‌ای از حسن نیت» جمهوری اسلامی توصیف کرد.

شرایط جنگی، معادلات را تغییر داده است

خبرنامه گویا - ویدئویی که از حضور گروهی از شهروندان با لباس‌های مشکی در برنامه ورزش صبحگاهی پارک پردیسان تهران منتشر شده، در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. برگزارکنندگان این اقدام می‌گویند هدف از آن، ابراز همدردی با مردم جنوب ایران بوده است.

سمت چپ: آنچه حکومت ایران و مدافعانش می‌خواهند شما تصور کنید ایران شبیه آن است.

سمت راست هم...vlarge.jpg

***

mortbanner.jpg

بیژن مرتضوی، نوازنده و خواننده سرشناس ایرانی، در مراسمی که بین دو نیمه دیدار تیم‌های اسپانیا و آرژانتین در فینال جام جهانی ۲۰۲۶ برگزار شده بود به اجرای برنامه پرداخت.

مرتضوی در ورزشگاه مت‌لایف نیوجرسی به همراه ارکستر فیلارمونیک نیویورک روی صحنه رفت و با ویولن، بخشی از مراسم پیش از فینال را برگزار کرد.

در این مراسم ستاره‌هایی همچون جاستین بیبر، شکیرا و گروه کره‌ای BTS هم به اجرای برنامه پرداختند.

***

***

هادی زنوزی - این مادر فولادزره دیو‌ رو بفرستید جنوب سربازان آمریکایی رو بترسونه!

20-1.jpgایندیپندنت - رسانه میراث خبر، ویدیویی از اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس ایرانی که روز ۲۸ تیر درگذشت، منتشر کرده است که او را در حال گریه بر ویرانه‌های یک محوطه تاریخی با پیشینه عیلامی در بهبهانِ خوزستان نشان می‌دهد.

بازنشر این ویدئو در شبکه‌های اجتماعی با واکنش گسترده کاربران همراه شده است. بر اساس گزارش میراث خبر، این ویدئو مربوط به سال ۱۳۹۲ است؛ زمانی که یغمایی، ۲۹ سال پس از کاوش‌های باستان‌شناسی خود در سال ۱۳۶۱، به این منطقه بازگشت و با تخریب گسترده آن روبه‌رو شد.

این محوطه از مهم‌ترین مناطق باستانی جنوب ایران به شمار می‌رود و آثاری از دوره عیلام نو و آغاز دوران هخامنشی در آن کشف شده است اسماعیل یغمایی، از چهره‌های برجسته باستان‌شناسی ایران، روز ۲۸ تیر ۱۴۰۵ در ۸۵ سالگی درگذشت.

mojezeh.jpgایندیپندنت فارسی - پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال احمر، گفت در مراسم تشییع رهبر پیشین جمهوری اسلامی، با وجود ازدحام جمعیت، هیچ مورد فوتی ثبت نشد.

او در کنگره بین المللی سلامت در اربعین اضافه کرد: «هلال احمر و نیروهایش در مراسم تشییع رهبری گل کاشتند. با آن ازدحام جمعیت، نه‌تنها یک مورد فوتی هم نداشتیم، بلکه به جمعیت ما اضافه هم شد و تعدادی از مادران باردار همان‌جا زایمان کردند.»

کولیوند این رویداد را «بی‌سابقه در دنیا» توصیف کرد.

***

aa.jpgباورنکردنی است، پاسخ های بی سابقه عراقچی

یدالله کریمی پور

تا جایی که به خاطرم می رسد، این چند لحظه پاسخ های جناب عراقچی در ۷۰ سال اخیر بی سابقه بوده است. خوب و چند بار گوش دهیم:

بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد.

این گفته ایشان چندان مهم و تازه نیست؛ ولی آن چه شگفت است، اعتراف ایشان به دو مقوله فرا استراتژیک ملی است:

وجود حفره امنیتی در تصمیم گیری ها و از آن بسیار مهمتر در جهت دهی به تصمیم سازی ها است.

ایشان معترف است که این حفره (ها)‌ هنوز وجود دارد.

***

عراقچی کد داد؟ "مجتبی فقط یک دکور است!"

عباس عراقچی: تاکنون مجتبی خامنه‌ای را از نزدیک ندیده‌ام

عباس عراقچی، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی، گفت: وظیفه تحلیل وضعیت برای جنگ یا آتش‌بس با شورای‌عالی امنیت ملی و تصمیم‌گیری نهایی با رهبر جمهوری اسلامی است.



او در بخش دیگری از گفت‌وگو با یک یک کانال یوتیوبی اضافه کرد تاکنون مجتبی خامنه‌ای که گفته می‌شود هنوز زنده و رهبر جمهوری اسلامی است را از نزدیک ندیده است.

عراقچی گفت: «فقط چند نفر معدود با ایشان ملاقات کردند»

houtihes.jpgیورونیوز - شبه‌نظامیان حوثی یمن روز دوشنبه از اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی خبر دادند. این اقدام پس از آن صورت می‌گیرد که دو طرف هفته گذشته برای نخستین بار طی چند سال اخیر، مواضع یکدیگر را هدف حملات موشکی و هوایی قرار دادند.

یحیی سریع، سخنگوی انصار الله در بیانیه‌ای عربستان را «دشمن جنایتکار سعودی» خواند و اعلام کرد که «نیروهای مسلح بر اساس معادله چشم در برابر چشم» محاصره دریایی را «فورا» برقرار می‌کند.

این اعلامیه پس از آن صادر می‌شود که درگیری‌های مرزی هفته گذشته، آتش‌بس چهار ساله میان دو طرف را نقض کرد و اکنون خطر گسترش تنش‌ها در خطوط کشتیرانی منطقه را افزایش داده است.

تصمیم حوثی‌های یمن واکنش به حمله اخیر به فرودگاه صنعا در پی حضور هیاتی از این گروه در مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین ایران محسوب می‌شود.

از کانال شبکه اکس هادی زنوزی - ... وسط ویدیو «بامزه‌تر» می شود!

nabavian.jpgیورونیوز - تحولات اخیر در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر شکاف میان جریان‌های عمل‌گرا و رادیکال را آشکار کرده است. هم‌زمان با تلاش دولت برای تثبیت یک تفاهم شکننده با ایالات متحده، جریان‌های تندرو موسوم به «سوپر انقلابی» این روند را نشانه‌ای از «کودتا» علیه آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌دانند.

در مرکز این مناقشه، یک پرسش اساسی قرار دارد: آیا تهران در حال حرکت به سمت یک دوره جدید از تنش‌زدایی و بازتعریف روابط خارجی است یا آن‌گونه که مخالفان داخلی ادعا می‌کنند، بخشی از ساختار قدرت در حال تغییر تدریجی موازنه‌های سیاسی کشور است؟

اختلافات درون حاکمیت ایران که پیش‌تر عمدتا در جلسات سیاسی و رسانه‌های نزدیک به جناح‌ها دیده می‌شد، اکنون به فضای عمومی و مراسم رسمی نیز کشیده شده است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در جریان مراسم‌های مرتبط با تشییع پیکر علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، شعارهای تند علیه چهره‌های اجرایی و دیپلماتیک کشور، نشانه‌ای از افزایش فشار اجتماعی و سیاسی بر دولت بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، به دلیل نقش مستقیم در مسیر مذاکره و توافق، هدف اصلی انتقادات جریان‌های مخالف قرار گرفته‌اند.

این واکنش‌ها بیانگر یک اختلاف بنیادین است: جریان دولت و دیپلماسی رسمی، کاهش تنش خارجی را پیش‌شرط حل مشکلات اقتصادی و امنیتی می‌داند. اما جریان رادیکال، هرگونه مذاکره با آمریکا را خطر نفوذ سیاسی و تغییر تدریجی آرایش قدرت تلقی می‌کند.

این دو نگاه، در واقع دو برداشت متفاوت از «امنیت ملی» ارائه می‌دهند؛ یکی امنیت را از مسیر کاهش فشار خارجی دنبال می‌کند و دیگری آن را در حفظ تقابل ایدئولوژیک می‌بیند.

در چنین شرایطی، محمود نبویان، نماینده تندور مجلس ایران، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هشدار به مردم ایران: آیا یک کودتا در راه است؟؟ ....»



آقای نبویان، روز جمعه نیز در پیامی دیگر نوشت: «کسانی که در میانه‌ی جنگ و با مشاهده‌ی جنايات آمریکا در کشور، دم از صلح می‌زنند، منظورشان تسلیم شدن در برابر زیاده‌خواهی‌های رژیم شرور و خبیث آمریکاست.» او به صراحت طیفی را که به دنبال صلح با آمریکا هستند را «بدبخت‌» خواند.

rp.jpgخبرنامه گویا - دیدار اخیر رضا پهلوی با مازیار (ماکسیمیلیان) جزنی، حقوق‌دان ایرانی-فرانسوی و فرزند بیژن جزنی، از بنیان‌گذاران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، به یکی از خبرسازترین رویدادهای سیاسی روزهای اخیر در میان مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شد. در این دیدار، دو طرف درباره همگرایی نیروهای مخالف برای آینده ایران و همکاری‌های حقوقی در چارچوب پروژه «شکوفایی ایران» گفت‌وگو کردند. یادداشت پیش‌رو، واکنش‌های سیاسی به این دیدار و آنچه نویسنده آن را نشانه‌ای از دگرگونی در نگاه نسل جدید به میراث ایدئولوژیک گذشته می‌داند، بررسی می‌کند.

***

دیدار مازیار جزنی با رضا پهلوی و جدال تازه بر سر وراثت ایدئولوژیک در اپوزیسیون

هوشنگ رشدیه - خبرنامه گویا

واکنش خشم‌آلود بخشی از جریانهای سیاسی خارج کشور!! و گروه‌هایی که هنوز خود را وارث سنت چپ انقلابی می‌دانند به حمایت مازیار جزنی از شاهزاده رضا پهلوی، صرفاً واکنشی به یک انتخاب سیاسی نیست؛ این واکنش، آینه تمام‌نمای یک بیماری مزمن در فرهنگ سیاسی ایران است؛ بیماری‌ای که هنوز پس از نزدیک به نیم قرن از انقلاب ۱۳۵۷ درمان نشده است: ناتوانی در پذیرش حق انتخاب انسان و امتناع از بازنگری در گذشته.

در نگاه این جریان‌ها، مازیار جزنی پیش از آنکه یک انسان آزاد و صاحب رأی باشد، "فرزند بیژن جزنی" است؛ گویی نسبت خونی، برای او تکلیفی ابدی ایجاد کرده است که تا پایان عمر از جهان‌بینی پدر دفاع کند. اگر چنین نکند، نه منتقد، نه دگراندیش، بلکه "خائن" و "همدست قاتل پدر" خوانده می‌شود.

این منطق، نه نسبتی با آزادی دارد و نه با دموکراسی.

این همان منطق کهنه قبیله یی ست؛ همان اندیشه‌ای که در آن، فرزند رئیس قبیله وارث اندیشه پدر است و خروج از سنت قبیله، گناهی نابخشودنی. شگفت آنکه همین جریان‌ها دهه‌ها علیه سنت، استبداد و مناسبات موروثی شعار دادند، اما امروز خود، انسان را نه با عقل و تجربه و انتخابش، بلکه با شناسنامه خانوادگی‌اش داوری می‌کنند.

noazar.jpgنباید اشتباهات یک حکومت را به نام وطن نوشت

مهدی نوذر

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، با نزدیک شدن به پایان جام جهانی، حملات آمریکا علیه جمهوری اسلامی شدت گرفته است.

اما چیزی که امروز می‌بینیم، اتفاق تازه‌ای نیست؛ این همان سرنوشتی است که بسیاری از حکومت‌های ایدئولوژیک برای کشورشان رقم زده‌اند.

نه جنگ، نه مذاکره؟! هر دو آمد و نظامی که در آستانه سقوط است!

امروز جمهوری اسلامی نیز در مسیری قرار گرفته که سال‌ها درباره پیامدهای آن هشدار داده می‌شد.

سال‌ها فرصت داشت تنش را کاهش دهد، کشور را از خطر جنگ دور کند و منافع مردم ایران را در اولویت قرار دهد؛ اما چه کرد؟ باز هم شعار، باز هم دشمن‌تراشی و باز هم اصرار بر سیاست‌هایی که دودش بیش از همه به چشم مردم ایران رفت.

پس اگر امروز ایران خسارت می‌بیند، پیش از آنکه انگشت اتهام فقط به سمت بیرون گرفته شود، باید از کسانی پرسید که با اصرار بر این سیاست‌ها، کشور را به این نقطه رساندند. به باور نویسنده، مسئول اصلی وضعیتی که امروز ایران در آن قرار دارد، جمهوری اسلامی و رهبری آن است.

و یک نکته مهم...

dollar.jpgیورونیوز - دلار آمریکا روز شنبه با ثبت بالاترین نرخ تاریخی در بازار آزاد تهران، از مرز یک میلیون و ۹۴۰ هزار ریال عبور کرد؛ جهشی که همزمان با تشدید تنش‌های نظامی و سیاسی، نگرانی‌ها درباره ورود اقتصاد ایران به دور تازه‌ای از کاهش ارزش ریال و شتاب گرفتن تورم را افزایش داده است.

هر دلار آمریکا در جریان معاملات روز شنبه بازار آزاد تهران با ثبت رکوردی تاریخی در مقابل یک میلیون و ۹۴۱ هزار ریال معامله شد؛ نرخی که ۳۲ هزار ریال (معادل ۱.۶۷ درصد) بالاتر از نرخ پایانی معاملات غیررسمی روز گذشته بود.

در همین حال، هر یورو نیز دو میلیون و ۲۲۰ هزار ریال فروش رفت که نشان از افزایش قیمت ۳۶ هزار ریالی (معادل ۱.۶۴ درصد) نسبت به نرخ پایانی داد و ستدهای غیررسمی روز جمعه داشت.

با این جهش، ریال ایران در سال جاری میلادی تاکنون ۴۳.۷ درصد در مقابل دلار آمریکا تضعیف شده است. هر دلار آمریکا در ابتدای سال جاری میلادی در بازار آزاد تهران در مقابل یک میلیون و ۳۵۰ هزار ریال فروخته می‌شد؛ نرخی که همزمان با آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه به ۱ میلیون و ۷۲۰ هزار ریال رسید.

kharg.jpgایران اینترنشنال - شبکه الحدث به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، این گزینه را مطرح کرده است که حکومت ایران یا ضعیف بماند یا در آستانه فروپاشی قرار گیرد. همچنین گزینه حمله‌ای گسترده‌تر به زیرساخت‌های ایران نیز مطرح شده است.

این گزارشبه به‌نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد چین و روسیه نتوانسته‌اند به جمهوری اسلامی کمک کنند و قادر نخواهند بود آن را به وضعیت پیشین بازگردانند.

این گزارش به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد آمریکا برای حفظ آزادی کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی، تجهیزات نظامی بیشتری به خاورمیانه منتقل می‌کند. این در حالی است که تهران اکنون توان بستن تنگه هرمز یا انجام حملات گسترده مانند چند ماه گذشته را ندارد.

دستور تخلیه جزیره خارگ

یکی از مخاطبان ایران اینترنشنال که در جزیره خارگ فعالیت می‌کند، با ارسال پیامی به ایران‌اینترنشنال نوشت: کارکنان جزیره خارگ که عمدتا همراه با خانواده در این جزیره زندگی می‌کنند، جمعه ۲۶ تیر تماسی دریافت کردند. در این تماس به آنها دستور داده شده تا شنبه ۲۷ تیر جزیره را تخلیه کنند.

از بامداد شنبه ۲۷ تیر، حملات به جنوب ایران تشدید شده است. خارگ اهمیت راهبردی در صادرات نفت جمهوری اسلامی دارد؛ جزیره‌ای که اکثر ساکنان آن را کارکنان صنعت نفت و نظامیان تشکیل دادند و از جمله اهداف احتمالی در حمله زمینی آمریکا به‌شمار می‌رود.

jb.jpgمجتبی خامنه‌ای: برای آمریکا درس‌های فراموش‌ نشدنی داریم

مجتبی خامنه‌ای با انتشار پیامی نوشت: «نقض تفاهم‌نامه بار دیگر بی‌ارزشی و نامعتبربودن امضای رئیس‌جمهور آمریکا را ثابت کرد و نشان داد این کشور غیرقابل اعتماد است.» او افزود: «اکنون که آمریکا به دنبال جنگ‌افروزی است، ملت ایران برای دشمن آمریکایی درس‌های فراموش‌نشدنی دارد.»

مجتبی خامنه‌ای در پیام خود بر حفظ وحدت داخلی، حمایت از مسئولان و ادامه آنچه «مقاومت» خواند، تأکید کرد.

او با اشاره به تفاهم‌نامه میان رژیم ایران و آمریکا، نوشت: «امضای رئیس‌جمهور آمریکا چقدر بی‌ارزش و نامعتبر است» و افزود که آنچه «زورگویی، تمامیت‌خواهی و وحشی‌گری» آمریکا خواند، بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست این کشور است. او همچنین آمریکا را «غیرقابل اعتماد» توصیف کرد.

وی در ادامه هشدار داد که اگر آمریکا به دنبال تشدید درگیری باشد، «ملت ایران و جبهه مقاومت، درس‌های فراموش‌نشدنی برای او دارند» و از آنچه «رشادت‌های رزمندگان اسلام و مردم جنوب» خواند، به عنوان نمونه یاد کرد.

تاکنون هیچ اطلاعات رسمی و قابل راستی‌آزمایی درباره زنده بودن مجتبی خامنه‌ای منتشر نشده است. همین ابهام باعث شده اصالت پیام‌ها و بیانیه‌های منتسب به او پرسش‌برانگیز شوند.

واکنش جیسون برادسکی در شبکه ایکس:

«حتی اگر نقض تفاهم‌نامه از سوی جمهوری اسلامی را کنار بگذاریم، بیانیه‌ای که مجتبی خامنه‌ای، هنگام امضای این تفاهم‌نامه منتشر کرد، زمینه‌ساز موضع‌گیری امروز بود.

او در آن بیانیه با لحنی محتاطانه گفت که دیدگاه متفاوتی دارد، اما به مسعود پزشکیان اجازه داده است تفاهم‌نامه را با ایالات متحده امضا کند.

به این ترتیب، مجتبی خامنه‌ای از جایگاه خود محافظت کرد و کوشید مسئولیت شکست یا پیامدهای احتمالی این تصمیم متوجه او نشود. اکنون نیز به نظر می‌رسد او و حلقه فرماندهان سپاه پاسداران که در اطرافش قرار دارند، این رویکرد را درست و نتیجه‌بخش می‌دانند؛ همان شیوه‌ای که علی خامنه‌ای نیز در گذشته در پیش گرفته بود.

این وضعیت یادآور سخنرانی علی خامنه‌ای در پایان دولت حسن روحانی، در مرداد ۱۴۰۰ (اوت ۲۰۲۱) است؛ زمانی که با وجود آنکه خود مجوز مذاکرات و دیپلماسی جمهوری اسلامی با آمریکا را داده بود، در سخنرانی‌اش به‌شدت از حسن روحانی انتقاد کرد و او را مسئول این سیاست‌ها جلوه داد.

مجتبی خامنه‌ای نیز در بیانیه اخیر خود نامی از مسعود پزشکیان نمی‌برد، اما به نظر می‌رسد در نهایت، هزینه سیاسی این تصمیم در داخل کشور بر دوش پزشکیان و دیگر مقام‌های دولتی گذاشته خواهد شد.

***

ahmadza.jpgیادداشت تحریریه خبرنامه گویا: احمد زیدآبادی در یادداشتی، ایران اینترنشنال را متهم کرده است که پس از حمایت از جنگ و حمله به زیرساخت‌های ایران، اکنون خود را دلسوز مردم نشان می‌دهد. آنچه در ادامه می‌خوانید، متن واقعی او نیست، بلکه وارونه‌سازی همان استدلال؛ این بار درباره صداوسیمای جمهوری اسلامی و نقش آن در سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه. هدف، نشان دادن آن چیزی است که ما تناقض و استاندارد دوگانه در این نگاه می‌دانیم. متن اصلی زیدآبادی نیز در پایان، بدون تغییر آمده است.

مثل ماهی به نظر می‌رسیم؟

زیدآبادی جهان موازی - خبرنامه گویا

صداوسیمای جمهوری اسلامی امروز چنان از رنج مردم، امنیت شهروندان و خسارت‌های واردشده به جامعه سخن می‌گوید که انگار به کلی فراموش کرده است در جریان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه چگونه با تمام توان از برخوردهای مرگبار دفاع می‌کرد، معترضان را «اغتشاشگر» و «عامل بیگانه» می‌نامید و زمینه تبلیغاتی یکی از خونین‌ترین سرکوب‌های سال‌های اخیر را فراهم می‌کرد.

بله، تغییر لحن در سیاست و رسانه گاهی پیش می‌آید، اما حتی آن هم برای خودش چارچوب و اصولی دارد. نمی‌شود پس از دفاع از سرکوبی که بنا بر آمار رسمی خود حکومت هزاران کشته و زخمی بر جای گذاشت و به گفته منابع مخالف جمهوری اسلامی شمار قربانیان آن بسیار بیشتر بود، ناگهان در قامت مدافع جان و کرامت مردم ظاهر شد.

همه کسانی که در جریان اعتراضات نسبت به سرکوب، خشونت حکومتی و نقض حقوق شهروندان هشدار می‌دادند، از تریبون انحصاری صداوسیما با اتهام‌زنی، تخریب شخصیت و تهدید روبه‌رو شدند. اکنون، بدون کوچک‌ترین اشاره‌ای به آن نقش و سابقه، همان رسانه می‌کوشد خود را مدافع و دلسوز مردم معرفی کند.

گمان کرده‌اند حافظه ایرانی‌ها مثل حافظه ماهی است و ظرف چند ثانیه همه چیز را فراموش می‌کنند؟

killed.jpgوزارت بهداشت ایران: در دور جدید حملات آمریکا ۵۰ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر مجروح شدند

سخنگوی وزارت بهداشت ایران گفته است که در حملات هوایی ۶ تا ۲۷ تیرماه «۵۰ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر مجروح شدند.»

حسین کرمانپور گفت که در بین کشته شدگان «۵ زن و ۲ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال» دیده می شوند.

او همچنین افزود که «۳۲ زن و ۱۸ نوجوان» هم در میان مجروحان هستند.

به گفته سخنگوی وزارت بهداشت «۳۷ نفر از مجروحان» همچنان در بیمارستان بستری‌اند.

IMG_6321.pngسلام. حرف های دردناک شما را شنیدم. حقیقت این که به عنوان یک ایرانی که حرف های شما را دقیقا و با تمام وجود می فهمد نمی دانم چه باید بکنم. من این تحمل گرمای طاقت فرسا بدون وسیله ی خنک کننده و بی آبی و بی غذایی به همراه باران خمپاره که بر سرمان فرود می آمد را در زمان جنگ ایران و عراق و بعدا در دوران قطعی های برق و آب در خودِ تهران تجربه کرده ام و الان هم که در خارج هستم و هیچکدام از این مشکلات و مصائب در اینجا نیست، حرف شما را دقیقا می فهمم. اما ما اینجا چه باید بکنیم که اولا دردی به درد های شما اضافه نکنیم و ثانیا از دردهای شما کمی بکاهیم؟

این مدت ترجیح داده ام سکوت کنم چون با حرف های ما، سرِ لجن پراکنی مخالفان ما یعنی طرفداران پیدا و پنهان جمهوری نکبت اسلامی که عامل اصلی تمام این بدبختی هاست باز می شود و بر زخم شما عزیزان نمک می پاشند که اگر ماها حرف نزنیم آن ها هم به طور خودکار خفقون می گیرند و دنبال کیف و حال و زندگی شان می روند ولی به محض این که دهان باز کنیم شروع می کنند بابا ننه ی مصدق و کودتای ۳۲ و زندان های زمان شاه و گود و حلبی آبادهای نیم قرن پیش را جلوی چشم مان می آورند و با ترکیب متعفن «شیخ و شاه» مثلا جلوی استقرار دیکتاتوری جدید را می گیرند.

دقت کردید که این بار که شاهزاده در باره ی اعتراضات مردمی و خیابانی و در باره ی حملات نظامی امریکا کمتر سخن گفته، این تیپ آدم ها هم مزخرفات و یاوه گویی هاشان کمتر شده و انگار نه انگار که امریکا دارد راست و چپ «زیرساخت ها»ی مرده شور برده ی جمهوری اسلامی را می زند و ویران می کند؟

jordan.jpgایران اینترنشنال - ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، شنبه ۲۷ تیر در بیانیه‌ای اعلام کرد روز گذشته دو نظامی آمریکایی در جریان دفاع نیروهای این فرماندهی و نیروهای هم‌پیمان در برابر حملات موشک‌های بالستیک و پهپادهای جمهوری اسلامی در اردن کشته شدند و یک نظامی آمریکایی همچنان مفقود است.

سنتکام در این بیانیه افزود چهار نظامی آمریکایی برای درمان به بیمارستان‌هایی در اردن منتقل شدند و پس از مداوا مرخص شدند. دیگر نیروهایی که به دلیل جراحات جزئی تحت معاینه قرار گرفته بودند نیز به محل خدمت خود بازگشته‌اند.

سنتکام اعلام کرد به احترام خانواده‌ها، تا ۲۴ ساعت پس از اطلاع‌رسانی به بستگان نزدیک، از انتشار اطلاعات بیشتر، از جمله هویت نظامیان کشته‌شده، خودداری خواهد کرد.

shin1.jpg

zamani.jpgدر میانه بحران نظامی در جنوب ایران، شکاف میان تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی و واقعیت‌های موجود بیش از گذشته مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. حکومتی که سال‌ها با نمایش قدرت، تهدیدهای نظامی و شعارهای مقاومت تلاش کرده تصویری شکست‌ناپذیر از خود ارائه دهد، اکنون با پرسش‌های جدی درباره توان فرماندهی، مدیریت بحران و میزان اعتماد نیروهای خود روبه‌رو است.

در شرایط کنونی، روایت‌هایی مطرح شده است که بر اساس آن، برخی فرماندهان نظامی در مناطق بحرانی جنوب حضور مؤثر و مستقیم نداشته‌اند، در حالی که سربازان وظیفه همچنان در پادگان‌ها و مواضع نظامی باقی مانده‌اند. این وضعیت، از نگاه منتقدان، نشان‌دهنده فاصله میان کسانی است که فرمان می‌دهند و کسانی که باید هزینه تصمیم‌ها را پرداخت کنند.

journo.jpgچرا وزارت اطلاعات اصطلاح «انسان‌رسانه» را وارد ادبیات امنیتی کرد؟

ویژه خبرنامه گویا

در ۲۲ تیر ۱۴۰۵، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بخشنامه‌ای را در «پایگاه ملی اطلاع‌رسانی قوانین و مقررات کشور» منتشر کرد که در آن فهرستی از «شبکه‌های معاند»، «انسان‌رسانه‌های معاند» و «صفحات مجازی معاند» ارائه شده بود. این بخشنامه با استناد به تبصره ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم صادر شد؛ قانونی که ارسال فیلم، تصویر یا اطلاعات به رسانه‌ها و اشخاص تعیین‌شده از سوی حکومت را، در صورت تشخیص مراجع امنیتی، قابل پیگرد و مجازات سنگین می‌داند.

با این حال، اهمیت این سند تنها در فهرست اسامی آن نیست. نکته بنیادی‌تر، ورود رسمی اصطلاحی به زبان امنیتی و کیفری جمهوری اسلامی است که پیش از این بیشتر در حوزه ارتباطات و فضای مجازی به کار می‌رفت: «انسان‌رسانه».

چرا وزارت اطلاعات به جای اصطلاح‌های شناخته‌شده‌ای مانند روزنامه‌نگار، فعال رسانه‌ای، کنشگر سیاسی یا تولیدکننده محتوا، از چنین ترکیبی استفاده کرده است؟ آیا این فقط انتخاب واژه‌ای تازه است، یا نشانه تغییری عمیق‌تر در نگاه حکومت به قدرت رسانه و گردش اطلاعات؟

ph.jpgنسل ۵۷ هنوز تصور می‌کند مالک حقیقت سیاسی ایران است. همان نسلی که با شعارهای پرزرق‌وبرق، هیجان انقلابی، نفرت کور از پهلوی و اعتماد حیرت‌انگیز به روحانیت، یکی از بزرگ‌ترین فجایع تاریخ معاصر ایران را رقم زد، امروز دوباره در نقش آموزگار آزادی، دموکراسی و آینده‌نگری ظاهر شده است. گویی نه کشوری را به دست خمینی سپرده، نه میلیون‌ها ایرانی را گرفتار فقر، مهاجرت، زندان، اعدام و سرکوب کرده و نه چندین دهه از فرصت تاریخی یک ملت را سوزانده است. این گستاخی سیاسی از خود انقلاب ۵۷ نیز تلخ‌تر است؛ زیرا اشتباه یک بار ممکن است از نادانی باشد، اما ادامه دادن همان خودحق‌پنداری پس از دیدن این همه ویرانی، دیگر نادانی نیست؛ فرار آگاهانه از مسئولیت است.

مردم ایران حق دارند از این نسل بپرسند شما با کدام کارنامه دوباره برای ما نسخه می‌نویسید؟ آن زمان که کشور امنیت داشت، اقتصاد در حال رشد بود، زنان از حقوق اجتماعی بیشتری برخوردار بودند، آموزش و زیرساخت گسترش می‌یافت و ایران در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای قرار داشت، شما به جای اصلاح، انقلاب را انتخاب کردید. به جای نقد عقلانی، نفرت تولید کردید. به جای ساختن نهادهای مدنی، خمینی را بر موج احساسات عمومی سوار کردید. به جای پرسیدن اینکه فردای سقوط چه خواهد شد، تنها فریاد زدید شاه باید برود. شاه رفت، اما آزادی نیامد؛ آخوند آمد، اعدام آمد، جنگ آمد، حجاب اجباری آمد، مصادره آمد، فرار مغزها آمد و ملتی که می‌توانست آینده‌ای درخشان داشته باشد، گرفتار حکومتی شد که دشمن زندگی، شادی و پیشرفت بود.

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

گفتن از حکومتی که نه تنها توان تامین نان وآب وبرق روزانه مردم وامنیت آنان درجنگ را ندارد ولی هم‌چنان پُرادعا و گزافه گو است و حتا در هنگامه جنگ نیز از آزار وشکنجه واعدام جوانان مردم دست بر نمی‌د ارد، تنها زیاده گویی و تکرار است. در حقیقت اینک ایران در دست باندهای مافیایی گرفتار است که مافیای سپاه دست‌بالا را درآن داراست. به دیگر سخن اینک حکومتی به معنای حقیقی در ایران وجود ندارد. می‌توان دید که چگونه دو دستگی و چند دستگی به جایی رسیده است که حتا رییس جمهورویترینی بیش نیست و تنها نام آن را دارد و در عمل کنار گذاشته شده است.

یک گرفتاری بزرگ در کار ما مخالفان حکومت

شمار زیادی از نوشته‌ها، تحلیل و تفسیر‌ها بر تئوری‌ها ی نویسندگان، دانشمندان و فیلسوفان کشورهای دیگر به ویژه در غرب و آمریکا تکیه کرده و کوشش می کنند که با توجه به گفته‌ها و نوشته‌های آنان وضع امروز وآینده ایران را ترسیم کنند. نگارنده در توان اندک خود بارها یادآور شده است که هیچ یک از این تئوری‌ها هرگز نمی‌تواند پاسخ‌گوی وضعیت ایران در دوران سیاه و ننگین حکومت اسلامی باشد. این حکومت خودکامه ایدئولوژیک با هیچ حکومت خودکامه دیگری قابل سنجش نیست و توجه داشته باشیم که ما درقرن بیست‌ویکم، دوران پیشرفت‌های علمی و صنعتی سرگیجه آور به سر می‌بریم و گرفتار چنین حکومتِ فاسد، خون‌آشام، ناکارآمد وضد ایرانی شده‌ایم. تکیه‌گاه این حکومت بر کم سوادترین، ناآگاه‌ترین لایه‌های اجتماعی، لمپن‌ها و لات‌ها است که برای تکه استخوانی ابایی از دریدن وکشتن هم‌میهنان خود ندارند. کدام‌یک از حکومت‌های خودکامه در دو روز بین چهل تا پنجاه هزارتن از مردم خود را قتل‌عام کرده و با آن وضع توهین آمیز با کسته‌شدگان و مردم سوگوار برخورد کرده‌اند؟

کدام‌یک از حکومت‌های خودکامه دردورانی که کشورشان درگیر جنگ بوده نه تنها در اندیشه نگاهداری از جان ومال مردم نیوده و پناهگاهی برای آنان تهیه ندیده که برای ایجاد وحشت و هراس بیش‌ترمزدوران بیگانه را به کشور خود آورده و حتا اجازه نداده مردم در این دوران سخت که هیچ پشت و پناهی ندارند و فشار اقتصادی خرد‌کننده‌ای را تحمل می‌کنند، شب‌ها اندک آرامشی داشته و استراحت کنند.

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

یکی از مهم‌ترین مباحث در علوم سیاسی معاصر، رابطه میان تهدید خارجی و ثبات داخلی یا بقای حکومت‌ها است. برخلاف برداشت کلاسیک که جنگ را نتیجه تعارض میان دولت‌ها می‌داند، بخش مهمی از ادبیات جدید علوم سیاسی نشان می‌دهد که حکومت‌ها گاه از بحران‌های خارجی برای سرکوب تنش‌های داخلی یا مدیریت بحرانهای ناشی از ناکارآمدی و فقدان مشروعیت بهره می‌گیرند. یکی از پرسش‌های بنیادین در اقتصاد سیاسی این است که چرا برخی حکومت‌ها در شرایط بحران‌های داخلی، تنش‌های خارجی را - که به معنای ریسک ها و هزینه های کلان است- تشدید می‌کنند؟ در رویکردهای سنتی روابط بین‌الملل، جنگ پیامد تعارض منافع یا معمای امنیتی تلقی می‌شود (Waltz, 1979). با این حال، پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که جنگ و تهدید خارجی می‌توانند دارای کارکردهای مهم داخلی باشند (Levy, 1989).

در همین راستا، چارلز تیلی (1975) نشان داد که دولت‌ها غالباً از جنگ برای تمرکز و انحصار قدرت در نزد الیگارشهای حاکم و ایجاد انسجام سیاسی در میان قشر حاکم و سرسپردگانشان بهره برده‌اند. در همین راستا، نظریه جنگ انحرافی استدلال می‌کند که رهبران سیاسی در شرایط کاهش مشروعیت، رکود اقتصادی یا افزایش نارضایتی‌های اجتماعی به تشدید بحران خارجی روی میآورند تا توجه افکار عمومی را از تنگناها داخلی منحرف سازند. در این راستا، گفته های اخیر حسن رحیم‌پور ازغدی اهمیت نظری ویژه‌ای پیدا می‌کند. وی اظهار داشت که در صورت توقف رویارویی با آمریکا، «اغتشاشات داخلی دوباره برنامه‌ریزی خواهد شد». فارغ از صحت یا نادرستی این ادعا، اهمیت آن در افشای نوعی رویکرد سیاسی نهفته است: بقای نظم سیاسی موجود با تداوم وضعیت منازعه تعریف می‌شود.

ne.jpgنگاهی به بحران مرجع تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی و تأثیر آن بر راهبرد آمریکا

ناصر اعتمادی

تغییر مداوم لحن دونالد ترامپ میان مذاکره و جنگ با حکومت ایران، شاید تنها بازتاب شیوۀ غیرمتعارف او در سیاست نباشد. در پس این نوسان، پرسشی بنیادی‌تر نهفته است : در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای، چه کسی واقعاً تصمیم می‌گیرد؟ اگر واشنگتن نداند با چه کسی مذاکره می‌کند و علیه چه کسی می‌جنگد، تعریف هر راهبرد پایداری، چه برای صلح و چه برای جنگ، دشوار خواهد بود. بحران کنونی، از این منظر، بیش از آنکه صرفاً یک رویارویی نظامی باشد، پرده از بحران عمیق‌تری برمی‌دارد : بحران شناسایی قدرت و فقدان مرجع نهایی تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی.

تحولات هفته‌های اخیر در جنگ میان ایالات متحد آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، بیش از آنکه از تشدید یک رویارویی نظامی حکایت کنند، از آشکار شدن بحرانی عمیق‌تر در حیطۀ سیاست خبر می‌دهند. این بحران، صرفاً به توازن قوا یا شدت درگیری‌های نظامی مربوط نیست، بلکه به ناتوانی در شناسایی دقیق قدرت بازمی‌گردد. تغییر مکرر لحن دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی، شاید بیش از هر تحول دیگری، این بحران را آشکار کرده است.

رئیس‌جمهوری آمریکا، آن هم در فاصله‌ای کوتاه، یک روز از «معقول بودن» مقامات جمهوری اسلامی سخن می‌گوید و از تمایل «آنها» به صلح و مذاکره خبر می‌دهد، و روز دیگر همان «آنها» را «عهدشکن» و «بی‌سر و پا» می‌نامد. این چرخش را نمی‌توان صرفاً به شخصیت ترامپ، شیوه غیرمتعارف او در مذاکره کردن یا زبان تند و تحریک‌آمیز وی نسبت داد. مسئله عمیق‌تر از این است. آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، خودِ واژه‌ای است که ترامپ بارها در اشاره به طرف ایرانی به کار می‌برد : «آنها».

kayhan.jpgباید سران کشورهای عربی را «قصاص» کنیم

روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی منتشر می‌شود، در ستون «گفت و شنود» خود نوشت که جنگنده‌های آمریکا و اسرائیل برای کشتن علی خامنه‌ای و فرماندهان نظامی، از کشورهای عربی پرواز کرده بودند و بنابراین سران این دسته از کشورهای عربی، باید «قصاص» شوند.

***

«‌سر» یا «‌تَه‌»؟!

«گفت‌وشنود» کیهان

گفت: مگر جنگنده‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ترور و به شهادت رساندن رهبر عزیز و دانشمندان و فرماندهان نظامی کشورمان از پایگاه‌های آمریکا و اسرائيل در کشورهای عربی پرواز نکرده بودند؟!

گفتم: بر منکرش لعنت!

گفت: بنابراین سران این دسته از کشورهای عربی که به آمریکا و رژیم صهیونیستی پایگاه داده‌اند نیز در شهادت بزرگان ما شریک هستند و به عنوان قاتل رهبر و سایر عزیزانمان باید قصاص شوند.

گفتم: ایول! حرف حساب جواب ندارد.

گفت: پس چرا به قصرها و کاخ‌های سران این کشورها حمله نمی‌کنیم و آنها را به جهنم نمی‌فرستیم؟!

گفتم: اشکال کار آن است که سر آنها معلوم نیست. مگر نشنیده‌ای که ترامپ گفته بود آنها برای ملاقات با من باید «‌تَه‌» مرا ببوسند؟! خُب مسئولان ما نمی‌دانند باید سر آنها را بزنند یا تَه ترامپ را؟!

kuwait.jpgایندیپندنت فارسی - وزارت برق، آب و انرژی‌های تجدیدپذیر کویت، شنبه ۲۷ تیر، اعلام کرد در پی حمله جمهوری اسلامی به یکی دیگر از تاسیسات تولید برق و آب‌شیرین‌کن این کشور، آتش‌سوزی در یکی از بخش‌های این مجموعه رخ داده و چند واحد تولید برق به‌طور احتیاطی از مدار خارج شده‌اند.

این وزارتخانه اعلام کرد نیروهای امدادی موفق به مهار آتش شده‌اند. همچنین شرکت نفت کویت اعلام کرد یکی از تاسیسات حیاتی بخش نفت این کشور نیز در حملات جمهوری اسلامی هدف قرار گرفته که به زخمی شدن تعدادی از افراد و وارد شدن خسارت‌های قابل توجه منجر شده است.

وزارت امور خارجه کویت این حملات را نقض حاکمیت این کشور و «تشدیدی بسیار خطرناک» توصیف کرد.

***

آیا نفخ عامل چاقی است؟

| No Comments

تیشرت جنجالی ایمان صفا بازیگر در یک مراسم

Untitled-10.jpg

حامیان جمهوری اسلامی در لندن

18-1.jpgایندیپندنت - علیرضا بیرانوند پس از انتقاد علی دایی از او به دلیل تقدیر از امیر قلعه‌نویی و پیشنهاد ساخت مجسمه‌اش، با انتشار پیامی در روایتگر اینستاگرام خود، به اسطوره فوتبال ایران حمله کرد و او را با عناوینی چون «فرصت‌طلب» و «رانت‌خوار» خطاب قرار داد.

بیرانوند نوشت: «علی دایی در مصاحبه با برنامه‌ای که عواملش برای باخت تیم ملی در جام جهانی دست به دعا برداشته بودند، مرا مورد تمسخر و تحقیر قرار داد. اینکه من به عنوان بازیکن بگویم مجسمه مربی‌ام را، که برای اولین بار در جام جهانی نباخته، بسازند، نشان از احترام و قدردانی است.

رانت‌خواری و فرصت‌طلبی را همه زشت و قبیح می‌دانیم، اما کاش در خلوت هم آن کار دیگر نکنیم. کاش چهره ما واقعی باشد؛ زشت یا زیبا، اما واقعی.

جناب دایی با ترفند نخ‌نمای سکوت، مدعی مردمی بودن است، اما چنان تیم ملی را به باد انتقاد می‌گیرد که انگار چه سوابق درخشانی در مربیگری تیم ملی دارد. آن روش مذموم که علی دایی با لابی سیاسی مربی تیم ملی شد، هنوز از یاد کسی نرفته است.»

HNdK8R-WMAAHUdF.jpg

18-2.jpg

برترین‌ها: در ادامه واکنش‌ها به حواشی ایجادشده میان علیرضا بیرانوند و علی دایی، این بار اکبر عبدی با انتشار یک استوری از اسطوره فوتبال ایران حمایت کرد.

این استوری پس از آن منتشر شد که بیرانوند در واکنش به انتقادهای علی دایی از عملکرد تیم ملی، با انتشار چند استوری تند، اظهاراتی جنجالی علیه او مطرح کرد.

Untitled-556.jpg

shokm.jpg«جنوب را شخم زده‌اند»

شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان - همزمان با ادامه حملات هوایی ایالات متحده آمریکا به زیرساخت‌های جنوب ایران، ویدئویی از اظهارات یک شهروند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که او در آن از شرایط دشوار زندگی در مناطق جنوبی کشور و پیامدهای جنگ از وابستگان جمهوری اسلامی که خواهان انتقام هستند، انتقاد می‌کند.

این شهروند خطاب به حامیان ادامه جنگ می‌گوید: «شما که پرچم تکان می‌دهید و می‌گویید مذاکره نمی‌خواهیم و جنگ می‌خواهیم، بیایید چابهار و جنوب زندگی کنید تا ببینید می‌توانید شش ساعت بی‌آب و بی‌برق دوام بیاورید. چیزی از چابهار و بندرعباس باقی نمانده و جنوب را شخم زده‌اند.»



در روزهای اخیر، حملات هوایی آمریکا به زیرساخت‌های نظامی، بندری و حمل‌ونقل در استان‌های هرمزگان و بلوچستان ادامه داشته و موجب آسیب گسترده به تأسیسات و اختلال در زندگی روزمره شهروندان شده است.

در بلوچستان با قطعی برق، دسترسی شهروندان به سیگنال های تلفن همراه و اینترنت، آب و حتی خرید اقلام غذایی به طور کامل قطع می شود. اختلال و قطعی برق درحالی است که در بسیاری از مناطق بلوچستان این قطعی ها تا بیش از ۶ ساعت در گرمای شدید هوا ادامه دارد.

دژ - هواداران حکومت برای نشان دادن قدرت و روحیه خود در شبکه‌های اجتماعی کارزار انگیزشی به راه انداختند که یکی از آنها نمایش حرکات ژانگولر و جفتک‌پرانی رزمی در حاشیه تجمعات است.

***

attacks.jpgحسین قتیب (تحلیلگر مسائل سیاسی و راهبردی مستقر در تهران است که دیدگاه‌هایش در شبکه ایکس عمدتاً بازتاب‌دهنده رویکردی محافظه‌کار و همسو با جمهوری اسلامی است)

نبرد برای هرمز؛ سناریوی عملیات ترکیبی علیه جنوب ایران

گروهی بر این باورند که ایالات متحده به دلیل گرمای شدید جنوب ایران، دشواری عملیات زمینی و ملاحظات سیاسی داخلی، به حملات هوایی و موشکی محدود بسنده خواهد کرد. این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت؛ اما الگوی اهداف حملات اخیر، سناریوی خطرناک‌تری را نیز مطرح می‌کند: تبدیل جنگ از حملات تنبیهی به مراکز فرماندهی و نظامی، به کارزاری مستمر برای تضعیف کنترل ایران بر سواحل جنوبی، تنگه هرمز و شبکه صادرات انرژی.

در مرحله نخست جنگ، تمرکز حملات بر مراکز فرماندهی، سامانه‌های پدافندی، شبکه‌های ارتباطی و فرماندهان ارشد بود؛ هدف، ایجاد اختلال در ساختار فرماندهی و کنترل به نظر می‌رسید. اکنون اما منطق عملیات ظاهراً به سمت زیرساخت‌های حیاتی تغییر کرده است؛ پل‌ها، خطوط ریلی، فرودگاه‌ها، بنادر، برج‌های کنترل دریایی، جاده‌های ساحلی، شبکه برق و مخابرات و دیگر زیرساخت‌هایی که جابه‌جایی نیرو و پشتیبانی از عملیات دریایی را ممکن می‌کنند. حملات اخیر به زیرساخت‌های جنوب و تلاش آمریکا برای بازرسی یا متوقف کردن کشتی‌ها، با چنین الگویی همخوانی دارد.

عنوان سیاسی و حقوقی چنین کارزاری احتمالاً «آزادی کشتیرانی»، «امنیت انرژی» و «بازگشایی تنگه هرمز» خواهد بود. در این چارچوب، موضوع دیگر صرفاً برنامه هسته‌ای یا موشکی ایران نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که چه کسی کنترل عملی تنگه هرمز و قواعد عبور و مرور دریایی را در اختیار خواهد داشت.

در این سناریو، چابهار نخستین حلقه راهبردی به شمار می‌رود. هدف لزوماً اشغال بندر نیست، بلکه می‌تواند تضعیف سامانه‌های کنترل دریایی، راداری و ارتباطی باشد؛ به‌گونه‌ای که ایران مالک بندر باقی بماند، اما توان کنترل مستقل فضای دریایی پیرامون آن را از دست بدهد. اعلام هند مبنی بر اینکه ترمینال تحت مدیریت این کشور آسیب مستقیمی ندیده، با چنین برداشتی سازگار به نظر می‌رسد.

حلقه بعدی، جزیره خارک و پایانه‌های صادرات نفت است. حمله گسترده به خارک می‌تواند بازار جهانی نفت را به‌شدت متلاطم کند؛ از این رو، محتمل‌تر آن است که فشار از طریق محاصره دریایی، بازرسی کشتی‌ها، محدود کردن بیمه و کشتیرانی، تخریب محدود تأسیسات و قطع ارتباط جزیره با سرزمین اصلی اعمال شود. در چنین الگویی، هدف اصلی نابودی ذخایر نفت نیست، بلکه کاهش توان ایران برای صادرات منظم و ایمن نفت است. احتمال عملیات محدود برای کنترل جزیره را نیز نمی‌توان کاملاً منتفی دانست.

جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک نیز حلقه دیگری از این سناریو هستند. هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه این جزایر می‌تواند امارات را به طرف مستقیم درگیری تبدیل کند؛ از این رو، نقش احتمالی ابوظبی در مراحل نخست بیشتر می‌تواند به همکاری اطلاعاتی، لجستیکی و سیاسی محدود باشد. با این حال، اگر این تصور شکل بگیرد که ایران دیگر توان پاسخ مؤثر نظامی ندارد، سناریوهای دیگری نیز ممکن است مطرح شوند.

در حوزه زمینی نیز تکرار الگوی اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ چندان محتمل به نظر نمی‌رسد. گزینه واقع‌بینانه‌تر، قطع ارتباط میان استان‌های جنوبی، تخریب پل‌ها و خطوط ریلی، اختلال در برق و مخابرات، جداسازی جزایر از شبکه پشتیبانی و فرسایش توان لجستیکی ایران است؛ بدون آنکه نیازی به اشغال شهرها باشد.

در این میان، شبکه لنج‌ها و شناورهای کوچک جنوب تنها بخشی از اقتصاد محلی نیست؛ این شناورها در شرایط جنگی می‌توانند نقش لجستیکی ایفا کنند. به همین دلیل، اسکله‌های کوچک، کارگاه‌های تعمیر شناورها و انبارهای سوخت نیز ممکن است در فهرست اهداف قرار گیرند؛ وضعیتی که مرز میان اهداف نظامی و زیرساخت‌های غیرنظامی را بیش از پیش کمرنگ می‌کند.

هم‌زمان، تأسیسات آب، برق، مخابرات و مراکز کنترل نیز می‌توانند به اهدافی با ارزش عملیاتی بالا تبدیل شوند. در اقلیم گرم جنوب، این زیرساخت‌ها تنها خدمات عمومی نیستند، بلکه بخشی از توان ادامه عملیات نظامی محسوب می‌شوند. اختلال در آنها می‌تواند بدون عملیات زمینی گسترده، کارایی بنادر، پایگاه‌ها و مراکز پشتیبانی را به‌طور جدی کاهش دهد.

در چنین سناریویی، نیروهای ویژه نیز ممکن است پس از حملات هوایی و جنگ الکترونیک، برای تصرف موقت نقاط حساس در برخی جزایر راهبردی وارد عمل شوند. هدف از چنین عملیاتی لزوماً اشغال خاک ایران نیست، بلکه می‌تواند تغییر موازنه عملیاتی در تنگه هرمز، قطع خطوط پشتیبانی و ایجاد یک وضعیت انجام‌شده باشد.

در نهایت، سیستان و بلوچستان نیز می‌تواند به یکی از محورهای این جنگ ترکیبی تبدیل شود. مرزهای گسترده، ضعف زیرساختی، موقعیت جغرافیایی و فعالیت گروه‌های مسلح، این استان را مستعد تبدیل شدن به جبهه‌ای برای فرسایش امنیتی و فشار هم‌زمان بر مسیرهای منتهی به چابهار و جنوب کشور می‌کند.


به نظر من این نسخه حدود ۲۰٪ کوتاه‌تر است، اما مهم‌تر از آن، صدای نویسنده حفظ شده است؛ دیگر متن شبیه «گزارش درباره تحلیل» نیست، بلکه مانند یک یادداشت تحلیلی حرفه‌ای خوانده می‌شود. همچنین لحن آن از نظر حقوقی محتاط‌تر است، زیرا در جاهایی که در نسخه اصلی ادعاها رنگ قطعیت داشت، با واژه‌هایی مانند «به نظر می‌رسد»، «می‌تواند»، «احتمال دارد» و «محتمل است» تعدیل شده است.

messiYamal.jpgایندیپندنت فارسی - یکشنبه در فینال جام جهانی، لیونل مسی، اسطوره فوتبال جهان، برای نخستین بار رودرروی لامین یامال قرار می‌گیرد؛ ستاره جوانی که بسیاری او را وارث مسی در بارسلونا می‌دانند. در این دیدار تاریخی، آرژانتین و اسپانیا برای فتح جام قهرمانی به مصاف هم می‌روند.

رویارویی مسی ۳۹ ساله و یامال ۱۹ ساله، آن هم برای نخستین بار در فینال جام جهانی رویدادی شگفت‌انگیز است. این تقابل جذاب از یک سو تدوام کم‌نظیر دوران حرفه‌ای مسی را به تصویر می‌کشد و از سوی دیگر، از ظهور زودهنگام یکی از درخشان‌ترین استعدادهای نسل جدید فوتبال حکایت دارد.

اما این نخستین بار نیست که مسیر این دو به هم گره می‌خورد.

داستان به سال ۲۰۰۷ بازمی‌گردد؛ زمانی که مسی ۲۰ ساله تازه جایگاهش را در ترکیب اصلی بارسلونا تثبیت کرده بود و لامین یامال تنها پنج ماه داشت. آن دیدار در مجموعه عکس‌هایی ثبت شد که خوان مونفورت عکاس آنها بود.

01.jpg

این تصاویر دو سال پیش، زمانی که لامین یامال نقش مهمی در قهرمانی اسپانیا در یورو ۲۰۲۴ ایفا کرد، دوباره مورد توجه قرار گرفت، وقتی پدرش یکی از این عکس‌ها را در اینستاگرام با این توضیح کوتاه منتشر کرد: «آغاز دو اسطوره.» در این عکس‌ها، مسی با لبخندی بر لب، نوزاد چندماهه‌ای را در آغوش گرفته و او را حمام می‌کند؛ نوزادی که سال‌ها بعد به شکلی باورنکردنی پا جای پای او گذاشت و مسیر این اسطوره را در دنیای فوتبال دنبال کرد.

مونفورت به سرویس جهانی بی‌بی‌سی اسپورت گفت: «این واقعا معجزه سرنوشت است. یک تصادف شگفت‌انگیز؛ از آن اتفاق‌هایی که نتیجه‌اش بسیار بزرگ‌تر از چیزی می‌شود که تصورش را می‌کردید. اگر چنین داستانی را برای یک فیلم می‌نوشتید، کسی آن را باور نمی‌کرد.»

«مسی اصلا نمی‌دانست با نوزاد چه کار کند»

این عکس در رخت‌کن تیم میهمان ورزشگاه کمپ‌نو بارسلونا برداشته شد. خانواده لامین یامال در مسابقه‌ای شرکت کرده بودند و برنده حضور در این برنامه شده بودند.

17-10.jpgایندیپندنت فارسی - ماموران سرویس مخفی که مسئولیت حفاظت از جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری، و خانواده‌اش را بر عهده دارند، ظاهرا به‌قدری خسته شده‌اند که شروع به ساخت سکه‌های یادبود و برچسب‌هایی کرده‌اند تا زنده بیرون آمدن از این ماموریت را جشن بگیرند.

بر اساس گزارش جدید ام‌اس نو (MS NOW)، نارضایتی اعضای تیم حفاظت از ونس به‌دلیل آنچه ماموران تغییر مدام دقیقه ۹۰ برنامه‌ها، درخواست‌های پرهزینه برای سفر و انتظار «رفتار شاهانه» توصیف می‌کنند، رو به افزایش بوده است؛ گفته می‌شود این انتظارات بسیار فراتر از خواسته‌های خانواده معاونان رئیس‌جمهوری پیشین است.

شاید عجیب‌ترین نمونه‌ مربوط به زمانی باشد که ونس پیشنهاد کرد پسر دبستانی‌اش با هلیکوپتر معاون رئیس‌جمهوری موسوم به «مارین دو» به کلاس گلف در پایگاه مشترک اندروز در مریلند برده شود، مکانی که با خودرو فقط ۳۵ دقیقه با واشنگتن دی‌سی فاصله دارد. این پرواز در نهایت به‌دلیل هوای نامساعد لغو شد، اما ظاهرا صرفا طرح چنین پیشنهادی بیش از چند نفر را به‌شدت عصبانی کرد.

یکی از افراد مطلع در پیامی نوشت: «این مسخره است. پنس و هریس هیچ‌وقت از این کارها نکردند.» با توجه به اینکه هزینه عملیاتی هلیکوپتر معاون رئیس‌جمهوری برای مالیات‌دهندگان حدود ۱۶ تا ۲۴ هزار و ۶۰۰ دلار در ساعت برآورد می‌شود، به‌راحتی می‌توان فهمید چرا برخی افراد در داخل دولت نیز از این موضوع چندان راضی نبوده‌اند.

ghmbanner.jpg

خبرنامه گویا: دفتر رضا پهلوی با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که تینا قاضی‌مراد، روزنامه‌نگار و سردبیر پیشین بخش خبر تلویزیون من‌وتو، به تیم شاهزاده رضا پهلوی پیوسته و مسئولیت مدیریت ارتباطات دفتر او را بر عهده گرفته است.

rp1.jpgتینا قاضی‌مراد نیز همزمان با انتشار این خبر، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، پذیرش این مسئولیت را «افتخاری» برای خدمت در کنار شاهزاده رضا پهلوی توصیف کرد و نوشت این مسئولیت را ادامه همان تعهدی می‌داند که سال‌ها به آن باور داشته است.

انتصاب تینا قاضی‌مراد در شرایطی انجام می‌شود که دفتر شاهزاده رضا پهلوی طی یک سال گذشته فعالیت رسانه‌ای و بین‌المللی خود را گسترش داده است؛ از دیدار با مقام‌های سیاسی و حضور در رسانه‌های بین‌المللی تا انتشار منظم پیام‌ها و بیانیه‌ها. در چنین شرایطی، حضور یک روزنامه‌نگار و مدیر باسابقه خبری می‌تواند به تقویت راهبردهای ارتباطی، هماهنگی رسانه‌ای و ارتباط مؤثرتر با افکار عمومی کمک کند.

rp2.jpg

pol111.jpgحملات آمریکا سه مسیر ارتباطی دیگر در هرمزگان را مسدود کرد

استانداری هرمزگان اعلام کرد در حملات هوایی بامداد شنبه آمریکا، سه پل و تونل دیگر در این استان هدف قرار گرفتند و بخش‌هایی از مسیرهای ارتباطی مسدود شدند.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، پل رودخانه شور در مسیر بندرعباس به سیرجان و پل محور رفت سه‌راهی میناب به‌سمت رودان، پس از دوراهی سرزه، هدف حمله قرار گرفته‌اند.

همچنین تونل «شهید میرزایی» در محور بندرعباس به حاجی‌آباد بر اثر حمله مسدود شده و تردد در هر دو مسیر رفت و برگشت آن امکان‌پذیر نیست.



استانداری هرمزگان از مردم خواست تا اطلاع بعدی از تردد در این مسیرها خودداری کنند. تلاش برای ایجاد کنارگذر و مسیرهای جایگزین ادامه دارد.

محسن رضایی:

آمریکا یا می‌خواهد عملیاتی مشابه اصفهان انجام دهد یا سایت‌های هسته‌ای را دوباره بمباران کند یا قسمتی از سرزمین ما را بگیرد و بعد بگوید بیایید با شرایط جدید مذاکره کنیم.

سیاست هم مذاکره هم جنگ تمام شد؛ اگر آمریکا طی ۲-۳ روز آینده آمریکا جنگ را ادامه دهد وارد مرحلهٔ «تهاجم و انهدام کامل» خواهیم شد

در صورت فعال‌سازی این راهبرد دیگر به مقابله‌به‌مثل اکتفا نمی‌کنیم و هیچ مرز سیاسی در مقابل نیروهای تهاجمی ایران امنیت نخواهد داشت.

اهداف آمریکا از حمله به زیرساخت‌ها و پل‌های استراتژیک در ایران

فرزین ندیمی، تحلیلگر امور دفاعی و امنیتی، می‌گوید آمریکا در موج جدید حملات، تجهیزات مراقبتی و شناسایی، پل‌ها و مسیرهای ارتباطی را هدف قرار داده تا ارتباط پایگاه‌های ساحلی و جزایر با عمق خاک ایران را مختل کند. به گفته او، این حملات می‌تواند با هدف جلوگیری از انتقال تجهیزات و آماده‌سازی برای عملیات احتمالی بعدی انجام شده باشد.

***

sabeti.jpgایران وایر - به‌دنبال حملات سنگین شامگاه پنجشنبه ۲۵تیر۱۴۰۵ به مناطقی در خوزستان و هرمزگان‌، «امیرحسین ثابتی» عضو جبهه پایداری و نماینده مردم تهران در مجلس شورای نظامی مدعی شد این حملات، احتمالا «مقدمه حمله زمینی آمریکا» به جزایر جنوب ایران است.

سنتکام مرکز فرماندهی نظامی ایالات متحده اعلام کرده است که در ششمین شب از حملات هوایی خود به جنوب ایران، سامانه‌های دیده‌بانی ساحلی، پدافند هوایی، زیرساخت‌های لجستیکی نظامی و توانمندی‌های دریایی ایران را هدف قرار داده است.

در بخشی از یادداشت امیرحسین ثابتی که خبرگزاری فارس،نزدیک به سپاه پاسداران آن را منتشر کرده آمده است: «تخریب زیرساخت‌های مواصلاتی» با هدف «اشغال برخی جزایر ایران و نقاط کلیدی کشور» انجام شده تا به گفته او «دشمن از طریق گروه‌های تجزیه‌طلب یا از طریق هلی‌برن بتواند راحت‌تر به هدفش برسد و در تردد نیروهای نظامی ایران اخلال ایجاد شود.»

او در انتها مدعی شده است که در صورت حمله زمینی به ایران «احتمال تلفات بالای دشمن بسیار زیاد است.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

۲۴تیرماه۱۴۰۵ اکسیوس گزارش داد «دونالد ترامپ» در اتاق وضعیت کاخ سفید جلسه‌ای درباره گسترش عملیات نظامی علیه ایران برگزار کرد؛ عملیاتی که به نوشته این رسانه، دامنه‌ای فراتر از حملات کنونی در اطراف تنگه هرمز دارد. ترامپ همچنین در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، به‌طور مبهم احتمال عملیات زمینی را مطرح کرد.

برخی تحلیلیگران و مقامات جمهوری اسلامی نیز پیش از این گمانه‌زنی در خصوص انجام این حملات با هدف «حمله زمینی» به جزایری همچون «خارگ» را مطرح کرده بودند.

تحلیلگران بر این باورند که تامین امنیت کامل تنگه هرمز مستلزم کنترل جزایر و مناطق جنوبی ایران است و به همین دلیل، ترامپ به‌طور جدی گزینه استفاده از نیروی زمینی را بررسی می‌کند یا حتی ممکن است درباره آن تصمیم گرفته باشد.

خبرنامه گویا - رامین فلاح، کارشناس ارشد علوم سیاسی و الهیات، در یادداشتی با اشاره به تصویری که وزیر دفاع آمریکا از حضور یک تفنگدار نیروی دریایی ایالات متحده بر عرشه یک شناور تحت پرچم جمهوری اسلامی منتشر کرده، این تصویر را صرفاً یک ثبت لحظه نظامی نمی‌داند، بلکه آن را حامل پیامی سیاسی، روانی و راهبردی ارزیابی می‌کند.

پیام وزیر جنگ آمریکا در زیر تصویر: ایران دیگر کنترل تنگه هرمز را در دست ندارد:

phs.jpg

به اعتقاد فلاح، اگر تصاویر و اطلاعات منتشرشده بازتاب‌دهنده وضعیت میدانی باشند، می‌توان آنها را یکی از مهم‌ترین پیام‌های نمادین عملیات اخیر آمریکا در خلیج فارس دانست. او می‌گوید اهمیت این تصویر بیش از آنکه نظامی باشد، در پیام سیاسی و روانی آن نهفته است و ارتش آمریکا با انتشار آن در پی نمایش این پیام است که «در حال حاضر چه کسی فرمانده صحنه در خلیج فارس است.»

به نوشته فلاح، انتشار تصویر یک نظامی آمریکایی بر عرشه شناوری با پرچم جمهوری اسلامی، از منظر نمادین می‌تواند این پیام را منتقل کند که ایالات متحده در پی نمایش آزادی عمل و برتری عملیاتی خود در آبراه‌های منطقه است. جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته توانایی بستن یا ایجاد اختلال در تردد از تنگه هرمز را یکی از محورهای اصلی بازدارندگی خود معرفی کرده است. او معتقد است انتشار این تصویر می‌تواند این روایت را با چالش روبه‌رو کند و پرسش‌هایی درباره میزان توان بازدارندگی کنونی جمهوری اسلامی مطرح سازد.

فلاح در عین حال تأکید می‌کند که این موضوع به معنای از بین رفتن کامل توان نظامی جمهوری اسلامی نیست. به گفته او، تهران همچنان می‌تواند از توانمندی‌های نامتقارن و ایجاد نااطمینانی در مسیرهای کشتیرانی برای افزایش هزینه‌های امنیتی و اقتصادی استفاده کند.

bm.jpgبر اساس گزارش‌های منتشرشده و اظهارات نزدیکان بیژن مرتضوی، حضور او در مراسم بین دو نیمه فینال جام جهانی ۲۰۲۶ اکنون عملاً تأیید شده است. شواهد موجود نشان می‌دهد مرتضوی در ترکیب ارکستر و گروه نوازندگان این برنامه حضور خواهد داشت، در حالی که اجرای اصلی مراسم بر عهده چهره‌هایی چون مدونا، شکیرا، جاستین بیبر و گروه بی‌تی‌اس خواهد بود

***

به گزارش یورونیوز فرهاد محمدیه، مدیر هنری همراه بیژن مرتضوی، با انتشار پستی در اینستاگرام اعلام کرد این نوازنده ایرانی در مراسم موسیقی بین دو نیمه فینال جام جهانی ۲۰۲۶ حضور خواهد داشت. او نوشت مرتضوی در کنار هنرمندانی چون مدونا، شکیرا، جاستین بیبر و گروه بی‌تی‌اس در این رویداد جهانی حضور پیدا می‌کند.

محمدیه با انتشار تصاویری از استادیوم مت‌لایف نوشت: «بیژن مرتضوی به‌طور رسمی به جمع هنرمندان مراسم بین دو نیمه فینال جام جهانی فوتبال پیوسته است.» او در پایان از کریس مارتین، فیفا و تیم تولید این برنامه قدردانی کرد.

بیژن مرتضوی نیز چند روز پیش تصویری از خود در کنار کریس مارتین، مدیر هنری این مراسم، و گوستاوو دودامل، رهبر ارکستر، منتشر کرد و از تمرینی با ارکستر فیلارمونیک نیویورک خبر داد؛ تصویری که گمانه‌زنی‌ها درباره حضور او در فینال جام جهانی را تقویت کرد. شواهد موجود نشان می‌دهد مرتضوی در قالب ارکستر یا گروه نوازندگان این برنامه حضور خواهد داشت.

نیلا فرخی، همسر بیژن مرتضوی، نیز در واکنش به شایعات درباره سفر او به ایران، در اینستاگرام نوشت: «ایشان هم‌اکنون در آمریکا مشغول تمرین هستند. یک رویدادی در پیش است؛ لذتش را ببرید. افتخاری برای ایرانیان است.» این اظهارات نیز به‌طور تلویحی حضور مرتضوی در مراسم فینال را تأیید می‌کند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

بیژن مرتضوی، ویولن‌نواز و آهنگساز شناخته‌شده ایرانی، از چهره‌های مطرح موسیقی تلفیقی ایران است و سال‌هاست در ایالات متحده فعالیت می‌کند.

فینال جام جهانی ۲۰۲۶ روز ۱۹ ژوئیه (۲۸ تیر ۱۴۰۵) برگزار خواهد شد. فیفا پیش‌تر اعلام کرده بود که برای نخستین بار، برنامه‌ای رسمی به مدت ۱۱ دقیقه در بین دو نیمه فینال برگزار می‌شود. این مراسم با مدیریت هنری کریس مارتین برگزار خواهد شد و مدونا، شکیرا، جاستین بیبر و گروه بی‌تی‌اس از اجراکنندگان معرفی‌شده آن هستند. همچنین گوستاوو دودامل، ارکستر، گروه کر PS22 و شماری از شخصیت‌های «سسمی استریت» و «ماپت‌ها» نیز در این برنامه حضور خواهند داشت.

tanker.jpgمعاون سیاسی و امنیتی استاندار بوشهر روز جمعه خبر داد که یک نفتکش ایرانی در جزیره خارگ «برای بار دوم» هدف حمله آمریکا قرار گرفت.

احسان جهانیان به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، گفت نفتکش خالی «بلما ان‌آی ۲۲» که در این جزیره پهلو گرفته بود، مورد اصابت «دو فروند موشک آمریکایی» قرار گرفت.

او افزود: «دو روز پیش نیز این نفتکش مورد اصابت قرار گرفت تا از پهلوگیری آن در این پایانه صادراتی نفت جلوگیری شود.»

ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده تا به حال درباره هدف قرار دادن این نفتکش اظهارنظری نکرده است، اما بامداد روز پنجشنبه از هدف قرار دادن و از کار انداختن نفتکشی به نام «ام‌تی بِلما» با پرچم کوراسائو خبر داده بود.

سنتکام گفته بود مانع عبور این نفتکش خالی از محاصره دریایی شده بود.

arnz.jpgفاصله میدان التحریر تا شهیاد آزادی

چرا مصری‌ها در ژوییه سر اسلامی‌ها را به سنگ کوبیدند اما در ژانویه جان و جهان ما آتش گرفت؟

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

گاه از اینکه تاریخ را پیاپی ورق بزنم، افسرده می‌شوم. اما چه باک اگر قصد آن داری که حقیقتی را بازگو کنی. یادم نمی‌رود روزی که باراک حسین اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، به قاهره رفته بود و با آن سخنرانی پرنوش‌ونیش علیه وضع موجود و مهم‌ترین متحد کشورش در خاورمیانه، حسنی مبارک، مهمان دانشگاه قاهره و الازهر شده بود. چندی نگذشت که با شروع بهار عربی و سقوط بن‌علی در تونس، اخوان‌المسمین در مصر جان تازه‌ای گرفتند.

بعد از سفر پادشاه فقید به آمریکا و آن استقبال پرمعنی از او با گاز اشک‌آور و چشمان پراشک شاه ایران که جناب کارتر در زمان سفرش به ایران او را ستوده بود و از حکمت و درایتش تحسین کرده بود، به دیدار دکتر کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی، رفته بودم، همراه با زنده‌یاد علی باستانی، معاون سردبیر اطلاعات و یکی از حامیان سرسختم به‌عنوان دبیر سیاسی روزنامه اطلاعات.

سنجابی ضمن گفتگو اشاره کرد به نظر می‌رسد شاه در گفتگو با کارتر، وعده‌هایی داده است و «ما باید از این فرصت استفاده کنیم. مثلا اگر دکتر امینی نخست‌وزیر شود، جبهه ملی باید با او همراهی کند. با بودن او و برگزاری انتخابات، به طور قطع جبهه ملی صاحب حداقل هشت تا ۱۰ کرسی در مجلس خواهد شد. احتمال وزارت من و بختیار و حسیبی و اللهیار خان (صالح) هم هست. مشکل ما فروهر است که می‌گوید باید از پذیرش مسئولیت ناقص امتناع کنیم».

باستانی از من مسن‌تر و باتجربه‌تر بود و خطای جبهه ملی را در دولت قبلی دکتر امینی در آغاز دهه ۱۳۴۰ به چشم دیده بود. من البته در تاریخ برشدن دوباره جبهه ملی، ۱۲ ساله بودم که همراه با پدر با فولکس فروهر، به میتینگ جلالیه رفتیم. باستانی اما در سال ۱۳۴۰، روزنامه‌نگار جوانی بود که گزارش جلالیه را نوشته بود.

بیرون خانه دکتر سنجابی وقتی او را به خانه می‌رساندم، گفت این بار هم آقایان با عقده ۲۸ مرداد کار را خراب خواهند کرد. هنوز نه خبری از خمینی بود، نه اثری از انقلاب و شاه با همه اقتدار حکومت می‌کرد.

باز گردم به مصر.

سایت خبرآنلاین جمهوری ولایت فقیه که از شورش مصر به تب‌ولرز افتاده بود، در گزارشی مدعی شد که مصری‌ها با نگاه به ایران به پا خاسته‌اند. در حالی که هیچ شباهتی بین تب جنون‌آمیز ما در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) و شورش مصر در ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) وجود نداشت.

در مصر، مبارک در آغاز قرن بیست‌ویکم اصلاحات را با مجال دادن به همه احزاب از جمله اخوان‌المسلمین شروع کرد.در چند کشور عربی دیگر مثل اردن و مغرب و بحرین و عمان نیز تحولاتی رخ داد که با استقبال غرب مواجه شد، اما فقط مبارک بود که با همه اعتدالش، چنان موردعداوت غرب به‌ویژه باراک حسین اوباما و هیلاری کلینتون قرار گرفت که خانم کلینتون مثل سفرای آمریکا و انگلستان در زمان انقلاب که مرتب به دربار می‌رفتند یا زنگ می‌زدند که اعلیحضرت بالاخره کی ایران را ترک می‌کنند، ساعتش را نگاه می‌کرد و می‌گفت مگر مبارک هنوز هست؟

در مصر، سلطنت افسران آزاد ۶۰ سال طول کشید. یک سال محمد نجیب (پدر کودتایی که انقلاب نام گرفت)، ۱۷ سال جمال عبدالناصر (پسر اول انقلاب)، ۱۱ سال محمد انورالسادات (پسر دوم انقلاب) و ۳۱ سال محمد حسنی مبارک (نوه انقلاب).

در دوران عبدالناصر، مصری که در عصر فاروق یک نظام پارلمانی غرب‌مسلک داشت، به یک نظام متمرکز امنیتی‌نظامی تبدیل شد. احزاب ممنوع، روزنامه‌ها مصادره و دولتی و جامعه دچار تب شعار و انقلابی‌گری شد.

البته انقلاب حسناتی هم داشت، اما در مقایسه با دستاوردهای ما در دوران پهلوی، بسیار ناچیز بود. اصلاحات ارضی کردند، اما اصلاحات ارضی ما سال‌ها پیش‌تر انجام گرفت. زنان آزاد شدند، اما فقر، به حصارشان برد. روشنفکران و نویسندگانشان تب‌زده از شعارها، ستایشگران ناصر و رژیمش شدند و بعد از مرگ ناصر، نجیب محفوظشان خود را لعنت کرد و از بازگشت هشیاری سخن گفت.

دوران سادات، نیمه‌پیروزی جنگ رمضان (اکتبر) حاکم را خدا کرد. سادات اصلاحات مهمی انجام داد. مهم‌ترینش بریدن از شوروی و صلح با اسرائیل و بازپس‌گیری اراضی اشغالی کشورش از اسرائیل بود. او حتی برای برپایی دولت فلسطین مستقل طرحی شجاعانه داشت، اما تا خواست اصلاحاتش را در عرصه حقوق زنان و کارگران بنیادین کند، به تیر اسلامی‌هایی که برای زدن چپ‌ها و ناصری‌ها دستشان را باز گذاشته بود، خاموش شد.

مبارک ۱۰ سال بر دل‌ها حکومت کرد، اما زمانی که حکومت به دست عیال، سوزان خانم انگلیسی، و آقازاده جمال خان افتاد، فساد و استبداد به هم آمیخت. با این همه اوضاع مصری‌ها در بدترین روزها از امروز ما در ایران اشغالی هزار بار بهتر بود.

مصر فقیر با رشد ۶.۸ درصد اقتصادی، میلیون‌ها توریست، غلبه بر تروریسم اسلامی از خیلی جهات اوضاع بهتری پیدا می‌کرد، اما با وجود آزادی نسبی رسانه‌ها و استقلال قضات، فضا به مرور ضد مبارک و ایل‌وتبارش شد و زمانی که موضوع وراثت پیش آمد و جمال خواست بشارالاسد مصر شود، همه چیز به هم ریخت. عمو سام به اسلامی‌های کراواتی دل بست و مبارک هم از تخت ریاست به تخت زندان و بیمارستان نقل مکان کرد.

این همه گفتم تا به یکشنبه ۳۰ ژوئن ۲۰۱۳ (۹ تیر ۱۳۹۲) در مصر برسم.

یک سال بعد از آمدن خمینی همه‌چیز برای ما روشن بود. در ۲۲ بهمن ۱۳۵۸، سالروز به قدرت رسیدن خمینی، موج اعدام‌های انقلابی صدها تن از دولتمردان و نظامیان و بزرگان رژیم پیشین و البته بسیاری از خرده‌پایان از جمله پاسبان‌ها و سربازها و بی‌گناهان را درو کرده بود. دانشجویان به‌اصطلاح «خط امام» با کارگردانی توده‌ای‌ها و سرخ‌های عباپوش، عمل شرم‌آور اشغال سفارت و گروگانگیری را مرتکب شده بودند. زندان‌ها انباشته از بزرگان سیاست و فرهنگ و اقتصاد و قلم و نظام بود و روحانیون آزاده همچون آیت‌الله شریعتمداری و آیت‌الله قمی، روحانی، سیدمحمد شیرازی و علامه رضا صدر در تنگنا و حصر قرار داشتند.

voa.jpgخبرنامه گویا - در حالی که طی روزهای اخیر گمانه‌زنی‌ها درباره تغییرات احتمالی در مدیریت بخش فارسی صدای آمریکا افزایش یافته است، کانال امروزنما در گزارشی مدعی شده که رضا نجات به‌عنوان سرپرست موقت این بخش جایگزین علی جوانمردی شده است. این گزارش همچنین می‌گوید علی جوانمردی همچنان به‌عنوان «مشاور ارشد» بخش‌های فارسی، کردی و دری فعالیت می‌کند.

بر اساس گزارش امروزنما، رضا نجات از مدیران باسابقه بخش فارسی صدای آمریکا به شمار می‌رود و طی سال‌های گذشته در سمت‌های مدیریتی و اجرایی مختلف در این مجموعه فعالیت داشته است.

این ادعا تاکنون از سوی صدای آمریکا یا نهادهای مسئول آن به‌صورت رسمی اعلام یا تأیید نشده و خبرنامه گویا نیز نمی‌تواند آن را به‌طور مستقل تأیید کند.

امروزنما طی سال های گذشته نیز چندین بار درباره تغییرات مدیریتی در صدای آمریکا گزارش‌هایی منتشر کرده بود که بعداً با اعلام رسمی این سازمان هم‌خوانی داشت.

در روزهای اخیر، در شبکه‌های اجتماعی و میان برخی فعالان رسانه‌ای نیز گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال تغییر در ساختار مدیریتی بخش فارسی صدای آمریکا مطرح شده است.

بررسی خبرنامه گویا از فعالیت‌های رسمی بخش فارسی صدای آمریکا نیز نشان می‌دهد که علی جوانمردی در ماه ژوئن حضوری پررنگ در خروجی‌های رسمی این رسانه داشته است. بر اساس بررسی پست‌های کانال تلگرام بخش فارسی صدای آمریکا، نام یا حضور او در ماه ژوئن در دست‌کم ۱۸ مطلب دیده می‌شود، اما در ماه ژوئیه تاکنون تنها دو بار در این کانال دیده شده که آخرین مورد به ۹ ژوئیه بازمی‌گردد. این کاهش حضور، به‌تنهایی دلیلی بر وقوع تغییر مدیریتی نیست، اما هم‌زمان با گزارش‌های منتشرشده درباره جابه‌جایی‌های احتمالی، مورد توجه برخی ناظران قرار گرفته است.

arab.jpgچگونه می‌توان شاهزاده رضا پهلوی، چپ‌ها، ملی‌مذهبی‌ها و ملی‌گرایان را در یک ائتلاف هماهنگ گرد آورد؟

موضوع تشکیل ائتلافی فراگیر از مخالفان جمهوری اسلامی، دیگر صرفاً یک پیشنهاد سیاسی نیست؛ بلکه به یکی از ضرورت‌های اصلی شرایط کنونی ایران تبدیل شده است. جمهوری اسلامی، با وجود بحران‌های عمیق داخلی و خارجی، همچنان از پراکندگی مخالفان خود بهره می‌برد. ضعف اصلی اپوزیسیون نه کمبود چهره سیاسی، نه فقدان برنامه و نه نبود نارضایتی عمومی، بلکه ناتوانی در تبدیل این ظرفیت‌ها به یک آلترناتیو هماهنگ و قابل اعتماد است.

در میان نیروهای مختلف مخالف جمهوری اسلامی، نقش چند جریان اهمیت بیشتری دارد: ملی‌گرایان، جریان‌های چپ دموکراتیک، ملی‌مذهبی‌ها، جمهوری‌خواهان و مجموعه‌ای که پیرامون شاهزاده رضا پهلوی شکل گرفته است. هیچ‌یک از این جریان‌ها را نمی‌توان از معادله آینده ایران حذف کرد. در عین حال، هیچ‌یک نیز به‌تنهایی قادر نیست نمایندگی تمام جامعه متکثر ایران را بر عهده گیرد.

rezaee.jpgدر تاریخ معاصر، روشنفکران همواره از مهم‌ترین نیروهای تأثیرگذار بر تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده‌اند. آنان با اتکا به دانش، قدرت تحلیل، استقلال فکری و تعهد اجتماعی، نقشی فراتر از تولید علم یا هنر بر عهده داشتند و تلاش می‌کردند با نقد ساختارهای قدرت، آگاهی عمومی را افزایش دهند و مسیر اصلاح جامعه را هموار سازند. از عصر روشنگری در اروپا تا جنبش‌های آزادی‌خواهانه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، حضور روشنفکران در متن تحولات تاریخی انکارناپذیر است. با این حال، بسیاری از اندیشمندان معتقدند که در دهه‌های اخیر جایگاه سنتی روشنفکران به تدریج تضعیف شده و نفوذ اجتماعی آنان نسبت به گذشته کاهش یافته است. این دگرگونی تنها ناشی از ضعف یا انفعال روشنفکران نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از تغییرات ساختاری در نظام رسانه‌ای، اقتصاد جهانی، فناوری ارتباطات، فرهنگ عمومی و مناسبات قدرت است.

مسعود نقره‌کار روشنفکر را انسانی پرسشگر، سنجشگر، آینده‌نگر و آفرینندهٔ اندیشه می‌داند؛ کسی که با تکیه بر خرد و داوری مستقل، ساختارهای فرمانروایی، باورهای جاافتاده و اندیشه‌های خشک و تغییرناپذیر را به چالش می‌کشد و در راه آزادی، برابری و حرمت انسان می‌اندیشد و کنش می‌کند. از این دیدگاه، روشنفکری نه وابستگی به یک کیش سیاسی یا دستگاه فکری ویژه، بلکه توانایی بازاندیشی و سنجش پیوستهٔ خویش، جامعه و قدرت است.

metpolice.jpgپلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا اعلام کرد که وحید عابری، ۳۹ ساله و ساکن لیورپول، به اتهام همکاری با یک سرویس اطلاعاتی خارجی بازداشت شده است. پلیس اعلام کرد تحقیقات این پرونده به جمهوری اسلامی مرتبط است.

بر اساس بیانیه پلیس، عابری ۲۴ تیر در منطقه بیرمنگام بازداشت و چند محل در بیرمنگام و لیورپول نیز بازرسی شد. پس از تکمیل تحقیقات، دادستانی با طرح اتهام علیه او موافقت کرد.

هلن فلاناگان، رییس پلیس مبارزه با تروریسم لندن، گفت این پرونده نمونه دیگری از اقدام پلیس برای مختل کردن فعالیت‌های مشکوک مرتبط با سرویس‌های اطلاعاتی خارجی است. او افزود تاکنون هیچ تهدید مستقیمی علیه مردم یا هیچ فرد یا جامعه‌ای در ارتباط با این پرونده شناسایی نشده است.

وحید عابری تا زمان برگزاری جلسه دادگاه در بازداشت خواهد ماند و قرار است روز جمعه ۲۶ تیر در دادگاه وست‌مینستر حاضر شود.

یادداشت: در شبکه اجتماعی لینکدین، صفحه‌ای با نام «وحید عابری» وجود دارد که در آن فردی با همین نام خود را دانشجوی دانشگاه جان مورز لیورپول معرفی کرده است. همچنین، سوابق عمومی ثبت شرکت‌های بریتانیا نشان می‌دهد فردی با نام «وحید عابری» و تاریخ تولد فوریه ۱۹۸۷، در سال‌های اخیر به‌عنوان مدیر چند شرکت محلی در لیورپول ثبت شده است. خبرنامه گویا نمی‌تواند به‌طور مستقل تأیید کند که صفحه لینکدین و سوابق ثبتی یادشده متعلق به همان فردی باشد که پلیس در این پرونده از او نام برده است. با این حال، برخی از اطلاعات عمومی موجود، از جمله نام، سال تولد و ارتباط با شهر لیورپول، با مشخصات کلی منتشرشده از سوی پلیس همخوانی دارد.

17.jpgایران اینترنشنال - به گزارش اکسیوس، سه مقام آمریکایی و اسرائیلی اعلام کردند دولت آمریکا به اسرائیل اطلاع داده است که در آستانه احتمال گسترش عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی، ده‌ها هواپیمای سوخت‌رسان دیگر به این کشور اعزام خواهد کرد.

به گفته مقام‌های اسرائیلی، ارتش آمریکا ترجیح می‌دهد این هواپیماها را از فرودگاه بن‌گوریون به پرواز درآورد، زیرا دیگر پایگاه‌های هوایی منطقه بیشتر در معرض حملات جمهوری اسلامی قرار دارند و برای هواپیماهای آمریکایی امنیت کمتری دارند.

به گفته این منابع، پس از آنکه روز سه‌شنبه چند طرح جدید نظامی در نشست «اتاق وضعیت» کاخ سفید به دونالد ترامپ ارائه شد، رئیس‌جمهوری آمریکا در حال بررسی گزینه انجام عملیاتی گسترده‌تر علیه رژیم ایران است؛ عملیاتی که دامنه آن می‌تواند فراتر از حملات کنونی در اطراف تنگه هرمز باشد.

بر اساس این گزارش، از جمله گزینه‌های مطرح‌شده، حمله به زیرساخت‌های ایران مانند نیروگاه‌های برق، انجام حملات بیشتر به تأسیسات هسته‌ای، و همچنین حمله به مجموعه زیرزمینی «پیک‌اکس ماونتین» است که گمان می‌رود در حال تبدیل شدن به یک مرکز هسته‌ای باشد.

jd.jpgخبرنامه گویا - جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، در گفت‌وگوی اخیر خود با جو روگن با لحنی تند منتقدان توافق با جمهوری اسلامی را متهم کرد که با حمایت مالی برخی عناصر نزدیک به دولت اسرائیل در تلاش برای شکست مذاکرات هستند.

او این انتقادها را رد کرد و در پاسخ به مخالفان خود گفت: «بروید به جهنم.» ونس همچنین بار دیگر تأکید کرد که سیاست خارجی آمریکا باید بر اساس منافع واشنگتن، نه خواسته متحدان خارجی، تنظیم شود.

اظهارات اخیر ونس در حالی مطرح می‌شود که تلاش دولت ترامپ برای رسیدن به تفاهم با جمهوری اسلامی با موانع جدی روبه‌رو شده است. تمرکز ونس بر نقش اسرائیل، واقعیت اصلی را پنهان می‌کند؛ اینکه جمهوری اسلامی بارها نشان داده توافق‌های تاکتیکی را ابزاری برای خرید زمان، کاهش فشار و حفظ توان نظامی خود می‌داند. شکست روند اخیر بیش از آنکه نتیجه فشار مخالفان باشد، ناشی از ارزیابی خوش‌بینانه نسبت به رفتار حکومت ایران بوده است.



در مقابل، وزیر خارجه امریکا، مارکو روبیو همواره جمهوری اسلامی را یک تهدید راهبردی برای امنیت منطقه و آمریکا توصیف کرده و بر حفظ فشار اقتصادی، بازدارندگی نظامی و حمایت از متحدان واشنگتن تأکید داشته است. هرچند روبیو نیز از دیپلماسی حمایت می‌کند، اما مواضع او بر این فرض استوار است که تهران تنها در برابر فشار واقعی حاضر به عقب‌نشینی خواهد شد.

همین تفاوت نگاه باعث شده مخالفان جمهوری اسلامی، رویکرد ونس را با دیده تردید بنگرند. آنها معتقدند مسئله اصلی نه اسرائیل، بلکه ماهیت جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که طی چهار دهه گذشته از گروه‌های نیابتی، برنامه موشکی و سیاست تقابل با غرب به عنوان ابزار حفظ قدرت استفاده کرده است.

سانا ابراهیمی در شبکه اکس نوشت: فقط کافی است به تفاوت لحن مارکو روبیو و جی‌دی ونس درباره مردم ایران توجه کنید؛ روبیو از ایرانیان سخن می‌گوید، اما جی‌دی ونس ۹۰ میلیون ایرانی را به «تروریست» تقلیل داد:

***

طنز تصویری در شبکه های اجتماعی

HNYTXZXXYAA2Zgl.jpg

banayee.jpg

خبرنامه گویا - محسن بنایی، پژوهشگر و تحلیلگر، در ویدئویی تازه با اشاره به الگوی حملات چند روز اخیر آمریکا، معتقد است این عملیات از برخی جهات شباهت‌هایی با مرحله آماده‌سازی «عملیات نپتون» در جنگ جهانی دوم دارد؛ عملیاتی که زمینه‌ساز حمله متفقین به سواحل فرانسه و شکستن «دیوار آتلانتیک» بود.

او همچنین روحانیت حاکم و سپاه پاسداران را مسئول جنگ و پیامدهای آن برای ایران می‌داند و این وضعیت را با نقش رژیم نازی در ویرانی آلمان طی جنگ جهانی دوم مقایسه می‌کند.

***

nadimi.jpgایران اینترنشنال - فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، درباره اهداف حملات نظامی آمریکا در ایران گفت سنتکام پس از آنکه در پنج مرحله کانال‌های ساحلی جزایر و پایگاه‌های نیروی دریایی را هدف حملات قرار داد، اکنون وارد مرحله‌ای شده که امکانات ارتباطی میان نیروهای نظامی را قطع کند.

***

17-1.jpgامیرفرشاد ابراهیمی در شبکه اکس نوشت: مجری شبکه خبر در نقش یک جاسوس سایبری با لهجه انگلیسی سواحلی زنگ زده به هتل پلازا که گفته شده بود مورد هدف قرار گرفته و به خیال خودش داره جاسوسی میکنه !!؟

اون هم گفت که چیزی نیست و خللی وارد نشده است و میتونید اتاق رزرو کنید و تشریف بیارین پخش زنده هم بود کاری نمی‌شد کرد و گند زده شد به تمام کارشناسا و اخباری که گفتند هتل با خاک یکسان شد.

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان‌دهنده برخاستن دود سیاه از حوالی پایگاه هوایی کنارک در استان سیستان و بلوچستان در روز شنبه ۲۷ تیرماه است

***

spain.jpg

خبرنامه گویا - در ویدیوی زیر، بازیکنان تیم ملی اسپانیا در حاشیه جام جهانی ۲۰۲۶ در لس‌آنجلس دیده می‌شوند که پس از تمرین، کباب ایرانی صرف می‌کنند. در این تصاویر، «کبابی فرهاد» کباب‌های زغالی را در فضای باز برای اعضای تیم آماده و سرو می‌کند.

فرهاد در اینستاگرام نوشت:

زندگی پر از شگفتی است؛ روزی من طرفدار تیم ملی اسپانیا بودم، امروز بازیکنان تیم ملی اسپانیا طرفدار کباب‌های من هستند. 😂🇪🇸🥙

از عشق به فوتبال تا عشق به طعم کباب ایرانی. 🔥

***

azghadi.jpg

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی: اگر با آمریکا نجنگیم اعتراضات داخلی شروع می‌شود

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، گفت: اگر با آمریکا نجنگیم و برای هدف قرار دادن رهبران آن در آمریکا تلاش نکنیم، ترورها ادامه پیدا می‌کند، تحریم‌ها افزایش می‌یابد و اغتشاشات داخلی دوباره برنامه‌ریزی می‌شود.

او افزود قصاص رهبران آمریکا مسئله شخصی نیست بلکه مسئله «عزت و ذلت اسلام» است.

***

irib.jpg

خبرنامه گویا - صداوسیمای جمهوری اسلامی (شبکه سه) در گزارشی ویدیویی، کاروان حفاظتی سرویس مخفی ایالات متحده حامل دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، را در نیویورک و فلوریدا مورد بررسی قرار داد و با تحلیل مسیر حرکت آن، به نقاط ضعف امنیتی احتمالی این کاروان اشاره کرد؛ موضوعی که به گفته منتقدان، می‌تواند برای افرادی که قصد هدف قرار دادن رئیس‌جمهور آمریکا را دارند، قابل استفاده باشد.

این ویدیو به نقاط حساس و گلوگاه‌های مشخصی از جمله پل‌ها، مسیر حدود ۱۰ دقیقه‌ای میان اقامتگاه «مارالاگو» و باشگاه گلف بین‌المللی ترامپ، و همچنین محدودیت‌ها و انسدادهای خیابان ۵۸ در نزدیکی برج ترامپ در منهتن می‌پردازد و آن‌ها را از منظر امنیتی مورد بررسی قرار می‌دهد.

***

uaedrone.jpgخبرنامه گویا - گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از حملات اخیر به بندرعباس، گمانه‌زنی‌هایی را درباره استفاده احتمالی از پهپادهای ساخت امارات متحده عربی مطرح کرده است.

برخی تحلیلگران نظامی با استناد به تصاویر لاشه پهپادهای سرنگون‌شده، شباهت قابل‌توجه آن‌ها را با خانواده پهپادهای «یبهون» (Yabhon) ساخت امارات مطرح کرده‌اند؛ پهپادهایی که به گفته این منابع، ممکن است برای انجام ماموریت‌های تهاجمی و حملات یک‌طرفه تغییر کاربری یافته باشند.

با این حال، تاکنون هیچ مقام رسمی در امارات این ادعاها را تایید نکرده و منشا دقیق پهپادهای به‌کاررفته همچنان مشخص نیست.

هم‌زمان، سپاه و پدافند هوایی ارتش از رهگیری و انهدام چندین پهپاد متخاصم در آسمان بندرعباس خبر داده‌اند. در صورتی که ادعاهای مطرح‌شده درباره منشا اماراتی این پهپادها در آینده تایید شود، این تحول می‌تواند نشانه‌ای از ورود مستقیم یا غیرمستقیم یک بازیگر جدید منطقه‌ای به تقابل نظامی با جمهوری اسلامی باشد.

jonoob.jpgاگر از جنگ حمایت می‌کنید، به جنوب بیایید

دائما با صدای انفجار وحشت‌زده می‌شویم

بیکاریم و نان نداریم بخوریم. انگار هیچ‌کس قرار نیست به داد مردم جنوب برسد. ما جنگ نمی‌خواهیم...

«وقتی دائما اسکله‌ها را منفجر می‌کنند، زندگی برایمان متوقف می‌شود

خبرنامه گویا ــ ایران‌اینترنشنال در گزارشی از شکل‌گیری موجی از پیام‌ها و واکنش‌های مردمی هم‌زمان با ازسرگیری حملات آمریکا به جنوب ایران خبر داده است؛ پیام‌هایی که در آن شماری از شهروندان از حامیان حکومت خواسته‌اند که به‌جای حمایت از ادامه جنگ، به مناطق جنوبی کشور بروند و از نزدیک با شرایط مردم این مناطق روبه‌رو شوند.

در پی هدف قرار گرفتن مراکز نظامی در شهرهای جنوبی، موجی از همدلی با مردم این مناطق شکل گرفته است. شماری از مخاطبان ایران‌اینترنشنال با ارسال پیام‌هایی تأکید کردند که «درد جنوب، درد تمام ایران است.» یکی از شهروندان نیز نوشت کسانی که ماه‌ها در تجمعات از ادامه جنگ و حمله به اسرائیل و آمریکا حمایت می‌کردند، اکنون باید برای مشاهده پیامدهای آن به جنوب ایران بروند.

هم‌زمان، ساکنان مناطق جنوبی از دشواری‌های زندگی در شرایط جنگ سخن گفته‌اند. یک دانش‌آموز با انتقاد از تعویق امتحانات تا چهارم شهریور، به قطعی برق و گرمای شدید اشاره کرد و خواستار برگزاری مجازی امتحان‌ها شد. شهروندی از بندر ماهشهر نیز گفت مردم منطقه با وجود ادامه حملات، امیدوارند این تحولات به تغییر حکومت منجر شود.

در روزهای اخیر، همدلی با مردم جنوب تنها به پیام‌های شهروندان محدود نمانده است. کارزار «درخواست حضور اعضای جبهه پایداری در مناطق جنوب کشور، به‌ویژه سیریک و بندرعباس» که ۲۳ تیر در پلتفرم «کارزار» راه‌اندازی شد، تا ظهر ۲۵ تیر بیش از ۱۲۰ هزار امضا جمع‌آوری کرده است.

امضاکنندگان با اشاره به حمایت برخی اعضای جبهه پایداری از ادامه جنگ، از آنان خواسته‌اند برای درک مستقیم شرایط امنیتی و دشواری‌های زندگی مردم، در مناطق جنوبی حضور یابند و از نزدیک با پیامدهای جنگ آشنا شوند. آنان همچنین نسبت به تصمیم‌های «غیرکارشناسی» که می‌تواند جان و مال شهروندان را به خطر بیندازد، هشدار داده‌اند.

dual.jpgروزبه میرابراهیمی - ایران اینترنشنال

یکی از ویژگی‌های کم‌نظیر جمهوری اسلامی در سیاست خارجی، توانایی تبدیل کردن «مزیت‌های نسبی» به نقاط ضعف راهبردی است.

بسیاری از دولت‌ها می‌کوشند دارایی‌های ژئوپلیتیک، نظامی یا اقتصادی خود را به اهرم‌هایی برای افزایش قدرت چانه‌زنی و کاهش احتمال جنگ تبدیل کنند، اما جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که به‌دلیل نگاه ایدئولوژیک، محاسبات توهم‌آمیز و ناتوانی در درک تغییر موازنه‌های قدرت، همان مزیت‌ها را به عواملی برای آغاز دور بعدی بحران و جنگ بدل می‌کند.

آنچه امروز بر سر تنگه هرمز جریان دارد، تازه‌ترین نمونه از همین الگوی تکرارشونده است.

در کمتر از یک سال، جمهوری اسلامی سه بار همین چرخه را تکرار کرده است؛ نخست با برنامه هسته‌ای، سپس با برنامه موشکی و اکنون با تنگه هرمز.

هر بار ابزاری که قرار بود برای حکومت عنصر بازدارندگی باشد، در عمل به مهم‌ترین بهانه برای حمله و نقطه آسیب‌پذیری حکومت تبدیل شده است.

نخستین حلقه این زنجیره، برنامه هسته‌ای بود. سال‌ها حکومت تصور می‌کرد غنی‌سازی اورانیوم و حفظ تاسیسات گسترده هسته‌ای، مهم‌ترین تضمین امنیت و بقای نظام است.

bagheri2.jpgایندیپندنت فارسی - در برنامه «فوتبال ۳۶۰»، اظهارات اخیر علیرضا بیرانوند درباره ساخت مجسمه برای اعضای تیم ملی، با واکنش کریم باقری روبه‌رو شد.

عادل فردوسی‌پور با اشاره به این صحبت‌ها گفت برخی معتقدند باید برای آن‌ها مجسمه ساخته شود. در ادامه، کریم باقری در واکنش گفت: «مسئولین سرشان شلوغ است، خودت یک مجسمه از آقای قلعه‌نویی بساز و در خانه‌ات بگذار»

کریم باقری با اشاره به شرایط مدیریتی فوتبال ایران افزود، که مسئولان آن‌قدر درگیر مسائل دیگر هستند که فرصتی برای چنین موضوعاتی ندارند.

علی دایی به عادل فردوسی پور: آدم ها با ارزش هاشون و داشته هاشون بزرگ میشوند نه با مجسمه

ما جام جهانی را زمانی از دست دادیم که سردار آزمون را دعوت نکردیم

دایی در این گفتگو تاکید کرد: «اگر سردار آزمون بود، حتما صعود می‌کردیم.»

تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ با هدایت امیر قلعه‌نویی، با دو تساوی و شکست مقابل بلژیک و قرار گرفتن در رده سوم گروه خود، از راهیابی به مرحله یک‌هشتم نهایی بازماند. غیبت سردار آزمون، مهاجم باتجربه تیم ملی، یکی از موضوعات بحث‌برانگیز پیش و پس از این مسابقات بود و بسیاری از کارشناسان درباره تأثیر نبود او بر عملکرد خط حمله ایران اظهارنظر کردند.

***

fireIR.jpgخبرنامه گویا - آتش‌سوزی در یکی از پروژه‌های عمرانی حرم امام رضا، تنها چند روز پس از دفن علی خامنه‌ای در این مجموعه، به دلیل زمان وقوع، محل حادثه و روایت‌های متفاوت مقام‌های رسمی، به یکی از خبرسازترین رویدادهای روزهای اخیر تبدیل شده است. هرچند مسئولان آستان قدس رضوی و سازمان آتش‌نشانی این حادثه را یک سانحه فنی در کارگاه ساختمانی توصیف کرده‌اند، اما هم‌زمانی آن با فضای سیاسی پس از مرگ رهبر جمهوری اسلامی، موجی از گمانه‌زنی‌ها را در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها برانگیخته است.

بر اساس گزارش‌های رسمی، آتش‌سوزی در کارگاه در حال ساخت «رواق امیرالمؤمنین» و بخش تولید قیر پروژه توسعه صحن غدیر رخ داد. مقام‌های مسئول اعلام کردند آتش گرفتن عایق‌های حرارتی و مخازن قیر باعث ایجاد دود غلیظ سیاه‌رنگ شده و حریق نیز در مدت کوتاهی مهار شده است.

علی شیرازی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، با اشاره به روایت‌های متفاوت مقام‌های مسئول و همچنین به حساسیت‌های سیاسی و اجتماعی پیرامون محل دفن علی خامنه‌ای و واکنش‌های افکار عمومی به این موضوع پرداخت.

***

photo.jpgانتشار عکس دانشجویان، افتراهای جنسی و زندگی‌هایی که بر باد رفت

رقیه رضایی - ایران وایر

اطلاعاتی به‌ ایران‌وایر رسیده که نشان می‌دهد، کانال تلگرامی که عکس و مشخصات دختران و بعضا پسران را در لرستان با افتراهای جنسی منتشر می‌کرده، عکس «اسما جعفری» را از طریق یک «پیام ناشناس» دریافت کرده بوده است. اسما، دختر ۲۰ساله‌ای است که پیش‌تر وکیل زنان شاکی اعلام کرده بود یک روز بعد از انتشار عکسش، به زندگی خود پایان داده است.

یک منبع مطلع به ایران‌وایر گفته که تصویری که از او منتشر کردند، «عکس معمولی بوده، حتی عکس خصوصی هم نیست و از صفحه اینستاگرامش» بوده است؛ روایتی که با تنها تصویر منتشر شده از اسما در شبکه‌های اجتماعی هم‌خوانی دارد.

به گفته یک فرد مطلع دیگر که با چند نفر از شهروندانی که تصاویرشان در این کانال تلگرامی و کانال‌های تلگرامی پشتیبان آن منتشر شده بود در ارتباط است، قربانیان فقط زنان جوان و دانشجو نیستند، بلکه بین آن‌ها دختران دبیرستانی و مردان جوان هم هستند. عکس‌ها در ابتدا از پروفایل تلگرام اعضای گروه‌های تلگرامی مربوط به دانشگاه‌های خرم‌آباد و بروجرد برداشته شده ولی بعدا و با افزایش تعداد دنبال‌‌کنندگان این کانال‌ها، «بعضی‌ها به‌خاطر کینه و دشمنی عکس دخترها و پسرهای مردم را برای این‌ها (ادمین‌ها) فرستادند و جملات غیراخلاقی نوشتند.»

او با تاکید بر این‌که در فضای عمومی، بیشتر حمایت از قربانیان مطرح است، می‌گوید که خطر اما پابرجاست و از خانواده‌ها می‌خواهد که حامی و پناه فرزندان‌شان باشند و این مدت از آن‌ها بیشتر مراقبت کنند.»

elamieh.jpg

روزنامه «شرق» روز سه‌شنبه ۲۳تیر۱۴۰۵ گزارشی منتشر کرد و در آن از فعالیت چند کانال تلگرامی در شهرهای مختلف لرستان خبر داد، موضوعی که از هفته‌ها قبل نه‌تنها در خرم‌آباد و بروجرد، بلکه در شهرهای مختلف ایران رخ داده، اما به گفته یک منبع مطلع، به‌دلیل حساسیت‌های جامعه لُرستان در آن‌جا بیشتر از بقیه شهرها سر و صدا کرده است.

bridge.jpgتغییر راهبرد آمریکا؛ پل‌ها و زیرساخت‌های ارتباطی نیز وارد فهرست اهداف شدند

- یک منبع مستقر در خاورمیانه به شبکه Faytuks Network گفته است که دستورالعمل‌های حملات آمریکا به‌روزرسانی شده و اکنون پل‌ها و زیرساخت‌های ارتباطی نیز به فهرست اهداف افزوده شده‌اند؛ اقدامی که با هدف افزایش فشار بر جمهوری اسلامی انجام می‌شود.

وحیدآنلاین: در کهورستان بندرعباس یک پل هدف گرفته شده. صدای ویدیو: موشک خورد به وسط پل، تانکر سوخت منفجر شد، راننده مرد، یک تیکه از پل نیست، کسی این طرفی نیاد:

این پل در مسیر شاهراه اصلی‌ای که بندرعباس را از طریق لار به شیراز متصل می‌کند است و یکی از زیرساخت‌های مهم برای جابه‌جایی کالا به مقصد و از مبدأ بندر شهید رجایی و بندرعباس و همچنین تردد مسافران میان استان هرمزگان، استان فارس و مناطق مرکزی ایران به شمار می‌رود.

ششمین شب پیاپی حملات آمریکا به ایران با هدف قرار گرفتن ده‌ها موضع نظامی، زیرساخت‌های برق و چند پل در جنوب کشور همراه شد. هم‌زمان، کویت، بحرین و قطر از حملات، انفجارها و افزایش سطح تهدید امنیتی خبر دادند.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، اعلام کرد ششمین موج حملات آمریکا به ایران ساعت ۹:۴۰ پنج‌شنبه شب به وقت شرق آمریکا [۵:۱۰ صبح جمعه تهران] پایان یافت. به گفته این فرماندهی، جنگنده‌ها، پهپادها و ناوهای آمریکایی با مهمات هدایت‌شونده دقیق، ده‌ها هدف نظامی را در ایران مورد حمله قرار دادند.

سنتکام اعلام کرد سامانه‌های دیده‌بانی ساحلی، پدافند هوایی، زیرساخت‌های لجستیکی نظامی و توانمندی‌های دریایی ایران از جمله اهداف این عملیات بوده‌اند. این فرماندهی گفت حملات با دستور دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، برای تضعیف بیشتر توان نظامی جمهوری اسلامی و پاسخگو کردن تهران در قبال حملات اخیر به کشتی‌های تجاری انجام شده است.

حمله به بندرعباس:

دونالد ترامپ در بخشی از سخنرانی زنده خود خطاب به مردم آمریکا گفت کشورش در ایران به «دستاوردهای بزرگی» رسیده است و افزود نتایج این اقدامات «خیلی، خیلی زود» آشکار خواهد شد. او جزئیات بیشتری درباره این دستاوردها ارائه نکرد.

حمله به پل‌ها در هرمزگان و افزایش شمار قربانیان

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، گزارش داد بامداد جمعه شش پل در شهرستان خمیر استان هرمزگان در جریان حملات آمریکا آسیب دیده‌اند.

aa.jpgپیشگفتار

مفاهیم آزادی و دموکراسی از یونان باستان سرچشمه گرفته‌اند. از نظر تاریخی دموکراسی و آزادی از حکومت عده‌ای معدود در دوران باستان به حقوق جامع و برابر برای همه مردم تکامل یافته است. این تحول در چندین مرحله رخ داده است؛ دوران باستان (۵۰۰ سال قبل از میلاد)، دوران روشنگری و انقلابها ( قرن ۱۷ و ۱۸، انقلاب آمریکا و فرانسه)، دوران صنعتی شدن ( قرن ۱۹) و نهایتا تحولات قرن بیستم که مبارزه برای حق رأی زنان و علیه دیکتاتوری‌ها از ویژگی‌های این دوره بوده است. پس از جنگ جهانی دوم، دموکراسی‌های پایدار با حقوق اساسی در بسیاری از کشورها پدیدار شدند.

نگاهی به تاریخ آزادی و دموکراسی نشان می‌دهد که این پیشرفت یک خیابان یک‌طرفه نبوده، نیست و نخواهد بود. مبارزه برای آزادی اغلب باید با ظلم و ستم همراه می‌شد و تا به امروز نیز فرآیندی است که بایستی تنها توسط « قوانین و قانون اساسی » و استمرار مبارزه مردمان محافظت شود.

kendry.jpgترجمه نوشته راگو کندری درنشریه تریبون استراتژیک اورشلیم

سکولاریسم در یک ایران دموکراتیک پسااسلامی واقعاً چگونه خواهد بود و چگونه جدایی دین از دولت می‌تواند شهروندی، حکمرانی و زندگی ملی را در یک ایران دموکراتیک دگرگون کند؟

بیش از چهار دهه است که ایران، تحت نظامی سیاسی زندگی می‌کند که در آن، دین و قدرت سیاسی به شکلی عمیق درهم تنیده شده‌اند. جمهوری اسلامی صرفاً از دین الهام نگرفت، بلکه اقتدار دینی را به منبع اصلی مشروعیت سیاسی، قانون‌گذاری و حکمرانی خود تبدیل کرد. نتیجهٔ آن، شکل‌گیری نظامی بود که در آن شهروندی، قانون، آزادی‌های فردی و حتی هویت ملی از دریچه‌ای ایدئولوژیک و مذهبی تعریف می‌شوند.

با گسترش بحث‌ها دربارهٔ آیندهٔ ایران، یک پرسش اساسی بارها مطرح می‌شود: سکولاریسم در یک ایران دموکراتیک پس از جمهوری اسلامی، در عمل، چگونه خواهد بود؟

برای بسیاری از ایرانیان، سکولاریسم به معنای دشمنی با دین نیست و حذف ایمان از جامعه را هدف قرار نمی‌دهد. ایران وارث میراثی غنی از سنت‌های دینی، فرهنگی و تاریخی است که در طول هزاران سال شکل گرفته‌اند. هدف سکولاریسم تضعیف دین نیست؛ بلکه جلوگیری از دخالت دولت در دین و جلوگیری از دخالت دین در دولت است.

jhina.jpgدرباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی

انتشار نامه‌ای منسوب به سرکار خانم سپیده قلیان اززنان مبارز ایرانی و سخنان او درباره فاصله گرفتن از چپ و نزدیک‌تر شدن فکری و عاطفی به برخی پادشاهی خواهان از یک طرف وملاقات و نزدیکی آقای مازیارجزنی فرزند بیژن جزنی ازرهبران جنبش چپ دهه پنجاه به شاهزاده رضا پهلوی بعد از چرخش برخی چپ گرایان دهه پنجاه به بارگاه سلطنت رضا پهلوی درخارج کشور ، بار دیگر پرسشی قدیمی را پیش روی جامعه سیاسی ایران قرار داده است: چرا ما از فعالان سیاسی، زندانیان، فرزندان مبارزان و اعضای خانواده چهره‌های تاریخی انتظار داریم تا پایان عمر در همان مسیری حرکت کنند که دیگران برای آنان تعیین کرده‌اند؟

در متن منتشرشده،سپیده قلیان توضیح می‌دهد که در نوجوانی، متأثر از محیط خانوادگی، بی‌عدالتی اجتماعی و تجربه زیسته خود به چپ گرایش پیدا کرده، اما به‌تدریج و بر اثر تجربه زندان، مطالعه و مواجهه با رفتار جریان‌های مختلف، از آن سنت فکری فاصله گرفته است. او تأکید می‌کند که اکنون بیش از گذشته به آزادی‌های فردی، تکثر، محدود کردن قدرت حکومت و حق انتخاب انسان‌ها باور دارد.

اصل تغییر عقیده نه عجیب است و نه قابل سرزنش. انسان آزاد حق دارد اندیشه‌های خود را بازنگری کند، خطاهای گذشته را بپذیرد و حتی به نتیجه‌ای کاملاً مخالف با باورهای پیشین خود برسد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که جامعه، رسانه‌ها و نیروهای سیاسی، موضع یک فعال مشهور را به‌جای استدلال سیاسی می‌نشانند و چنین وانمود می‌کنند که تغییر نظر او، به‌خودی‌خود نشانه شکست یا پیروزی یک مکتب سیاسی است.

تتوهای مسی خبرساز شدند

| No Comments

zamani.jpgریزش بیش از ۳۰ هزار واحدی شاخص کل بورس در روز چهارشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ و ثبت ششمین روز متوالی افت بازار، تنها یک نوسان اقتصادی نیست؛ بلکه بازتابی از بحران عمیق اعتماد به آینده سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی است. همزمان، خروج ۲ هزار و ۶۷۷ میلیارد تومان سرمایه حقیقی از بازار سرمایه، نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند دارایی‌های خود را از بازاری که آینده آن را نامطمئن می‌بینند، خارج کنند.

بازار سرمایه همواره یکی از نخستین بخش‌هایی است که به تحولات سیاسی و امنیتی واکنش نشان می‌دهد. هرچه نااطمینانی افزایش یابد، ریسک سرمایه‌گذاری نیز بیشتر می‌شود و سرمایه به سمت بازارهای امن‌تر حرکت می‌کند. روند شش روزه سقوط بورس را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد.

در همین حال، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در این مقطع سیاست «مذاکره در کنار جنگ» را دنبال خواهد کرد. او همچنین مدعی شد که راهبرد ایالات متحده تغییری نکرده و هدف آن «ساقط کردن» نظام جمهوری اسلامی است. قالیباف تأکید کرد که جمهوری اسلامی در یک «جنگ جوهری و وجودی» با آمریکا قرار گرفته است.

Bahram_Farokhi_2.jpgدر سیاست، خطرناک‌تر از کمبود قدرت، توهم شناخت است. بسیاری از جنگ‌ها نه از برتری نظامی یک طرف، بلکه از سوءبرداشت او نسبت به جامعه‌ای آغاز شده‌اند که قرار بوده در برابر فشار خارجی فروبپاشد اما برعکس، منسجم‌تر شده است.

هرکس امروز از حمله به جنوب ایران، اشغال آن یا فلج کردن زیرساخت‌های اقتصادی این منطقه سخن می‌گوید، به نظر می‌رسد بیش از آنکه ایران را بشناسد، اسیر تصورات خود از ایران است.

جنوب ایران تنها مجموعه‌ای از پالایشگاه‌ها، بنادر و تأسیسات انرژی نیست. این منطقه بخشی از حافظه تاریخی ایران است, سرزمینی که مردمش در مقاطع مختلف تاریخ، از جنگ های دوران صفویه و قاجار تا جنگ با عراق صدام حسین، هزینه دفاع از کشور را پرداخته‌اند.

تصور اینکه این جامعه در برابر یک حمله خارجی یا اشغال نظامی، خانه و سرزمین خود را رها خواهد کرد، بیش از آنکه یک تحلیل باشد، یک خیال‌پردازی سیاسی است.

رونمایی حسین تهی از همسرش

| No Comments

pol.jpgایندیپندنت فارسی - در پی حملات ارتش آمریکا به پل‌ها و زیرساخت‌های جاده‌ای در جنوب ایران، استانداری هرمزگان روز جمعه ۲۶ تیر ماه با انتشار گزارشی اعلام کرد پنج پل در محورهای راهبردی این استان خسارت‌ دیده‌اند.

در تصاویر منتشر شده در رسانه‌های داخلی، تخریب گسترده پل کهورستان دیده می‌شود. پل کهورستان به عنوان یکی از محورهای ارتباطی و شریان‌های راهبردی استان هرمزگان به شمار می‌رود. این پل هرمزگان را به بخش‌های مرکزی ایران و استان شیراز وصل می‌کند.

به گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، تخریب این پل که از زیرساخت‌های جاده‌ای اصلی استان هرمزگان است، جابه‌جایی مسافران، حمل‌ونقل کالا و همچنین تردد میان شهرستان‌های غربی این استان را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.

استانداری هرمزگان فهرست پنج پل تخریب شده در حملات شامگاه پنجشنبه و بامداد جمعه در این استان را به این شرح اعلام کرد: پل گریوه در مسیر بندرعباس-خمیر-لار، پل روستای لاتیدان (کلمتلی) در مسیر برگشت بندرعباس-خمیر-لار، دو پل در مسیر کهورستان-لار، پل نیمه‌کاره محور بندر خمیر-کشار-بندرعباس و همچنین پل روستای مارو در شهرستان خمیر.

***

busbreaks.jpg

ساعاتی پیش یکی از اتوبوس‌های خط ویژه تندرو در خیابان ولیعصر به دلیل نقص در سامانه ترمز و بی احتیاطی راننده با دو خودروی امدادی تصادف کرد و در نهایت پس از طی مسیر متوقف شد.

1111.jpg

ایران اینترنشنال - پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، صبح جمعه ۲۶ تیر تصویری از تخریب برج مراقبت دریایی در چابهار منتشر کرد.

ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، نوشت برج مراقبت دریایی «کلانتری» بامداد جمعه برای سومین بار هدف حمله قرار گرفت و به‌طور کامل تخریب شد.

بر اساس گزارش ایرنا، تاکنون در نتیجه این حمله هیچ کشته یا مجروحی گزارش نشده است.

heglarge.jpg

parchambanner.jpgایران اینترنشنال - سنتکام، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، تصاویری از بازرسی یک نفتکش با پرچم جمهوری اسلامی از سوی تفنگداران دریایی آمریکا، از یگان اعزامی یازدهم تفنگداران دریایی، منتشر کرد.

سنتکام اعلام کرد نیروهای این نهاد در چارچوب محاصره دریایی، ۲۵ تیر نفتکش «ام/تی ون یائو» را در دریای عمان بازرسی کردند.

تانکرترکرز با بررسی داده‌ها نوشت این نفتکش هنگام تعقیب، نام خود را از «لان جینگ» به «آژین» تغییر داد و حدود یک ساعت بعد، پرچم خود را نیز از کوراسائو به ایران تغییر داد.

به گفته تانکرترکرز، این نفتکش به‌طور کامل حامل نفت کوره ایران بود.

10.jpg

16.jpgایران اینترنشنال - تیم ملی فوتبال آرژانتین در نیمه نهایی جام جهانی ۲۰۲۶، انگلیس را با نتیجه دو بر یک شکست داد و برای دومین دوره پی در پی به فینال رسید. گل‌های بازی را انزو فرناندز در دقیقه ۸۴ و لائوتارو مارتینس در دقیقه ۲+۹۰ برای آرژانتین و آنتونی گوردون در دقیقه ۵۵ برای انگلیس به ثمر رساندند.

آرژانتین روز یکشنبه در دیدار فینال به مصاف اسپانیا می‌رود. انگلیس هم روز شنبه دیدار رده‌بندی را مقابل فرانسه برگزار می‌کند.

آرژانتین در این بازی هم کامبک زد؛ آلبی سلسته با دو گل دیرهنگام، شکست را با پیروزی ۲ بر ۱ برابر انگلیس عوض کرد و به فینال جام جهانی ۲۰۲۶ صعود کرد.

آنتونی گوردون در ۱۰ دقیقه اول نیمه دوم انگلیس را پیش انداخته بود، اما در اواخر بازی، انزو فرناندز با شوتی تماشایی از پشت محوطه جریمه به تساوی کشاند.

سپس لائوتارو مارتینس در وقت‌های تلف‌شده گل برتری آرژانتین را با پاس گل لیونل مسی به ثمر رساند تا مدافع عنوان قهرمانی یک بازگشت دراماتیک دیگر را در جام جهانی ۲۰۲۶ رقم بزند.

مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال

دو نیمه متفاوت

نیمه نخست دیداری فشرده، پربرخورد و پرتنش بود، اما از نظر کیفیت فوتبال چیز زیادی برای ارائه نداشت.

در نیمه دوم، پس از گل انگلیس، به نظر می‌رسید همه چیز مطابق برنامه توماس توخل پیش می‌رود، اما او خیلی زود با تعویض‌هایش رویکردی کاملا دفاعی در پیش گرفت.

bbc.jpg

خبر تکمیلی:

سنتکام حمله آمریکا به یک انبار گندم در هویزه در ۲۳ تیر را رد کرد

فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، چهارشنبه ۲۴ تیر با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس، اظهارات رسانه‌های جمهوری اسلامی (و بی بی سی فارسی!) درباره حمله نیروهای آمریکایی به یک انبار گندم در هویزه در ۲۳ تیرماه را رد کرد.

سنتکام افزود نیروهای آمریکا در ۲۳ تیر اهداف نظامی جمهوری اسلامی را در بندرعباس، خورموج، اهواز، قشم، تنب، بوشهر و کوه‌استک هدف قرار دادند تا توان جمهوری اسلامی برای حمله به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز را کاهش دهند.

وقتی منبع خبر مشخص نیست

خبرنامه گویا - در گزارش امروز بی‌بی‌سی فارسی، نحوه بیان ادعای حمله آمریکا به یک سیلوی گندم در هویزه و یک کارخانه آب معدنی در دهلران خبرساز شد. چرا که مشخص نمی‌شود این اطلاعات دقیقاً بر چه منابعی استوار است. تا زمان پخش گزارش نیز هیچ تأیید مستقل، تصاویر ماهواره‌ای یا شواهد راستی‌آزمایی‌شده‌ای برای این دو ادعا منتشر نشده بود و گزارش‌های موجود عمدتاً به رسانه‌های دولتی جمهوری اسلامی یا منابعی استناد داشتند که خود این ادعاها را از مقام‌های ایرانی نقل می‌کردند.

نحوه تنظیم خبر نیز پرسش‌برانگیز است. گزارش با این جمله آغاز می‌شود که دونالد ترامپ گفته بود آمریکا شاید زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار دهد؛ موضوعی که تا این مقطع عمدتاً به پل‌ها و نیروگاه‌ها نسبت داده شده بود. اما بلافاصله اعلام می‌کند که «دیشب» آمریکا یک سیلوی گندم و یک کارخانه آب معدنی را هدف قرار داده است، بدون آنکه مشخص کند این ادعاها هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند یا اساساً منبع آن‌ها چیست. این شیوه روایت می‌تواند این تصور را ایجاد کند که تهدید ترامپ بلافاصله عملی شده و این حملات واقعیتی اثبات‌شده هستند.

گزارش در پایان نیز می‌گوید این حملات در راستای آن چیزی بوده که ارتش آمریکا «کاهش توان ایران برای هدف قرار دادن کشتی‌ها در تنگه هرمز» می‌نامد. لحنی کنایه‌آمیز نسبت به توضیح آمریکا که می‌تواند برداشت مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.

پاورقی: بخش قابل‌توجهی از ایرانیان خارج کشور سیاوش اردلان را از طریق مطالب منتشرشده در حساب شخصی او در شبکه X می‌شناسند؛ مطالبی که بارها به دلیل مواضع سیاسی‌اش جنجال‌برانگیز شده‌اند.

faqani.jpgایران وایر - در فاصله چند روز تا فینال جام جهانی ۲۰۲۶، گزارش‌هایی درباره احتمال حضور «بیژن مرتضوی»، خواننده و نوازنده ایرانی، در برنامه بین دو نیمه بازی پایانی منتشر شده است؛ ادعایی که تاکنون هیچ‌یک از نهادهای رسمی مرتبط با این مراسم آن را تایید نکرده‌اند.

بر اساس اطلاعیه رسمی فیفا و موسسه «گلوبال سیتیزن»، «مدونا»، «شکیرا» و گروه «بی‌تی‌اس»، اجراکنندگان اصلی نخستین برنامه بین دو نیمه فینال در تاریخ جام جهانی خواهند بود. این مراسم به تهیه‌کنندگی گلوبال سیتیزن و با همکاری شرکت‌های «لایو نیشن» و «دان اند داستد» برگزار می‌شود و «کریس مارتین»، خواننده گروه کلدپلی، مسوولیت انتخاب و تنظیم برنامه هنری آن را برعهده دارد.

با این حال، نام بیژن مرتضوی در اطلاعیه فیفا، فهرست منتشر شده از سوی گلوبال سیتیزن یا توضیحات مربوط به برنامه کریس مارتین دیده نمی‌شود. تا زمان انتشار این خبر، کریس مارتین، گلوبال سیتیزن و دیگر تهیه‌کنندگان مراسم نیز حضور این هنرمند ایرانی را تایید نکرده‌اند.

به نظر می‌رسد، گزارش‌هایی که از اجرای بیژن مرتضوی، تکنوازی ویولن او یا حضور چند دقیقه‌ای‌اش در مراسم منتشر می‌شوند، هنوز در حد ادعا و گمانه‌زنی باشند.

تنها عاملی که احتمال نزدیک شدن این شایعه به واقعیت را بالا برد، استوری کردن خبر تکنوازی بیژن مرتضوی، توسط خودش در استوری صفحه اینستاگرامش بود. (یادداشت خبرنامه گویا: آقای مرتضوی احتمالاً نه به‌عنوان تک‌نواز، بلکه در قالب بخشی از یک گروه یا ارکسترِ همراه اجرا خواهد کرد. با این حال، این موضوع نیز تاکنون از سوی برگزارکنندگان رسمی مراسم تایید نشده است.)

attacked.jpgخبرنامه گویا - تصاویر منتشرشده از حملات اخیر، انهدام یک قبضه توپ ضدهوایی ۳۵ میلی‌متری «سماوات» در محدوده نیروگاه اتمی بوشهر را نشان می‌دهد.

این سامانه که از تجهیزات پدافند هوایی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود، در نزدیکی این تأسیسات مستقر بوده و در جریان حملات هدف قرار گرفته است.

«سماوات» نسخه بومی‌سازی‌شده توپ ضدهوایی ۳۵ میلی‌متری محسوب می‌شود و برای مقابله با اهداف هوایی در ارتفاع پایین به کار گرفته می‌شود.

***

rushdi.jpg
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در پاسخ به پرسشی درباره تهدیدهای مطرح‌شده از سوی ایران علیه جانش، گفت که به این موضوع «اصلا فکر نمی‌کند».

او در گفتگو با فاکس بیزینس تاکید کرد: «اگر به این مسائل فکر کنم، دیگر نمی‌توانم مؤثر باشم.»
ترامپ افزود این کار را دیگران انجام می دهند و به نظرم در این زمینه عملکرد خوبی دارند و تاکید کرد خودش به این موضوع اصلا فکر نمی‌کند.

حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در اکس این بخش از مصاحبه فاکس با ترامپ را زیرنویس فارسی و منتشر کرده است.

الگوی فتوای سلمان رشدی ممکن است درباره ترامپ تکرار شود

کامیار بهرنگ، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، درباره تهدید جانی دونالد ترامپ از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی گفت پس از فتوای روح‌الله خمینی علیه سلمان رشدی، تلاش‌هایی از راه‌های مختلف برای اجرای آن انجام شد و درباره ترامپ نیز ممکن است همین الگو تکرار شود.

او افزود وقتی دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی چنین فضایی ایجاد می‌کند، نشان‌دهنده پروژه‌ای بزرگ‌تر است که از سوی نیروی قدس و گروه‌های نیابتی هدایت می‌شود و آمریکا نیز آن را جدی خواهد گرفت.

***

nae.jpgناصر اعتمادی

اگر گزارش نیویورک‌تایمز درباره تماس محرمانه رئیس پیشین موساد با محمود احمدی‌نژاد درست باشد، مهم‌ترین پیام آن نه خود احمدی‌نژاد، بلکه اعلام شکست آخرین فرضیه‌ای است که سال‌ها سیاست آمریکا و اسرائیل را در قبال جمهوری اسلامی هدایت می‌کرد: این تصور که می‌توان از درون همین نظام، چهره‌ای را یافت که مسیر جمهوری اسلامی را تغییر دهد. شاید به همین دلیل، این افشاگری بیش از آنکه روایتی درباره گذشته باشد، پیامی درباره آینده جنگ، سرنوشت جمهوری اسلامی و دشوارترین تصمیمی است که اکنون پیش روی واشنگتن قرار گرفته است.

نیویورک تایمز با انتشار گزارشی مدعی است که موساد طی چند سال گذشته کوشیده بود محمود احمدی‌نژاد را برای ایفای نقشی در دوران پس از جمهوری اسلامی آماده کند و در همین چارچوب حتی ملاقات مخفیانه‌ای میان رئیس پیشین موساد، دیوید بارنئا، و محمود احمدی‌نژاد در بوداپست صورت گرفت. فارغ از اینکه همه جزئیات این گزارش تا چه اندازه دقیق یا قابل اثبات باشد، اهمیت واقعی آن در شخص احمدی‌نژاد یا ملاقات او با رئیس پیشین موساد نیست، بلکه در پرسشی است که این گزارش پیش روی همه ناظران قرار می‌دهد : آیا پس از دو جنگ و فروپاشی بخش مهمی از ساختار فرماندهی جمهوری اسلامی، هنوز می‌توان به تغییر رژیم از درون خود این نظام امیدوار بود؟

به نظر من، پاسخ این پرسش امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است و سرنوشت جنگ جاری میان واشنگتن و تهران را رقم خواهد زد.

tonb.jpgپنجمین روز حملات آمریکا علیه ایران؛ سنتکام از پایان عملیات ۹۰ دقیقه‌ای علیه تنب بزرگ خبر داد

یورونیوز - ارتش آمریکا اعلام کرد که در راستای افزایش دامنه و سرعت عملیات نظامی خود، موج جدیدی از حملات علیه اهدافی در ایران را در روشنایی روز آغاز کرده است که نشان‌دهنده تغییر تاکتیک واشنگتن و ورود درگیری‌ها به فاز شدیدتری است. این پنجمین روز پیاپی عملیات نظامی آمریکا پس از فروپاشی مذاکرات صلح با ایران است.

ارتش آمریکا روز چهارشنبه ۱۵ ژوئیه (۲۴ تیر ۱۴۰۵) اعلام کرد که یک «موج ۹۰ دقیقه‌ای» از حملات هوایی علیه ایران را به پایان رسانده است.

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که «سامانه‌های پدافند ساحلی و محل‌های ذخیره‌سازی و پرتاب موشک‌های کروز در جزیره تنب بزرگ با استفاده از مهمات نقطه‌زن هدف قرار گرفت.»



به گفته سنتکام، این عملیات روزانه، «توانایی ایران برای حمله به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز را بیش از پیش کاهش داد.»

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) بلافاصله در پیام دیگری اعلام کرد از زمان ازسرگیری محاصره دریایی ایران توسط آمریکا در روز سه‌شنبه، و به عبارتی در ۱۷ ساعت اول اجرای دوباره محاصره بنادر ایران، مسیر دو کشتی تجاری را که «تلاش می‌کردند از این محاصره عبور کنند، تغییر داده‌اند.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

همزمان رسانه‌های دولتی ایران نیز به نوبه خود اعلام کردند که کشتی‌های تجاری خارجی همچنان امکان تردد تنگه هرمز را ندارد.

injured.jpgگزارشی از کشته و مجروح شدن ده‌ها نیروی نظامی و سرباز وظیفه در پی حمله هوایی به تیپ ۳۸۸ پیاده مکانیزه ارتش

شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان - در پی حمله هوایی ارتش آمریکا به تیپ ۳۸۸ پیاده مکانیزه ارتش جمهوری اسلامی ایران در شهرستان بمپور، گزارش‌ها از کشته و مجروح شدن ده‌ها نیروی نظامی، از جمله سربازان وظیفه، حکایت دارد. بر اساس اطلاعات دریافتی، آسایشگاه سربازان وظیفه نیز در جریان این حمله هدف قرار گرفته است.

به گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، بامداد امروز چهارشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵، جنگنده‌های ارتش آمریکا تیپ ۳۸۸ پیاده مکانیزه ارتش جمهوری اسلامی ایران در شهرستان بمپور را هدف حمله هوایی قرار دادند که در پی آن، ده‌ها نیروی نظامی و سرباز وظیفه کشته و مجروح شدند.


منابع شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان پیش‌تر گزارش داده بودند که دست‌کم شش انفجار مهیب در داخل این پادگان رخ داده و پس از آن آتش‌سوزی گسترده و ستون‌های دود از محل حادثه به آسمان برخاسته است.

arab.jpgحدود یک ماه از امضای تفاهم‌نامه میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی گذشت، اما این تفاهم‌نامه نتوانست به اهداف مورد انتظار دست یابد و عملاً شکست خورد. دو طرف بار دیگر به شرایط پیش از امضای آن بازگشته‌اند و همان پرسش‌های قبلی، این بار با فوریت بیشتر، در برابر دولت آمریکا قرار گرفته است: آینده این رویارویی چه خواهد بود و ترامپ چه گزینه‌ای در اختیار دارد؟

در مقاله پیشین با عنوان "چرا ترامپ با جمهوری اسلامی تفاهم‌نامه امضاء کرد؟" توضیح دادم که ترامپ از سر اعتماد به جمهوری اسلامی یا خوش‌بینی نسبت به نتیجه مذاکرات به تفاهم‌نامه تن نداد. او تحت فشار مجموعه‌ای از محدودیت‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی قرار داشت. ادامه جنگ نه جمهوری اسلامی را به تسلیم وادار می‌کرد، نه ساختار قدرت آن را از هم می‌پاشید و نه منابع مالی حکومت را به طور کامل قطع می‌کرد. در مقابل، افزایش قیمت نفت، فشار بر اقتصاد آمریکا، نگرانی حزب جمهوری‌خواه از پیامدهای انتخاباتی، مخالفت کنگره با ادامه جنگ بدون مجوز و فشار کشورهای عربی، هزینه‌های رویارویی را برای ترامپ افزایش داده بود.

اکنون که تفاهم‌نامه شکست خورده، هیچ‌یک از آن محدودیت‌ها از میان نرفته است. دولت آمریکا همچنان با همان بن‌بست راهبردی روبه‌روست: جمهوری اسلامی را نمی‌تواند با چند حمله محدود به تسلیم وادار کند، اما ادامه جنگ نیز برای واشنگتن و متحدانش هزینه‌های فزاینده‌ای دارد.

parsa.jpg

در جهانی که انسان،

با فشردن یک دکمه،

هزاران جان را به "عدد" تبدیل می‌کند،

دیگر نه شیطان معنا دارد،

نه حتی ترس از پایان...

شاید ترسناک‌ترین حقیقت این باشد:

پایان، دیگر اتفاقی نیست--

انتخابِ خودِ ماست.»

roozbeh.jpgزنجیره فرماندهی و مسئولیت کیفری در ماشین سرکوب جمهوری اسلامی

وقتی مردمی در خیابان کشته می‌شوند، نخستین تصویر همان ماموری است که شلیک کرده؛ همان باتومی که فرود آمده؛ همان لباس‌شخصی که از میان جمعیت گذشته؛ همان نیرویی که جوانی را روی زمین کشیده است. اما اگر عدالت فقط همان صحنه آخر را ببیند، بخش اصلی جنایت پنهان می‌ماند.

کشتار خیابانی از خیابان شروع نمی‌شود. خیابان، صحنه آخر است. پیش از آن، کسانی وضعیت را امنیتی کرده‌اند، جلسه گذاشته‌اند، نیرو خواسته‌اند، فرمانده تعیین کرده‌اند، راه خبر را بسته‌اند، بیمارستان و بازداشتگاه و دادگاه را وارد چرخه سرکوب کرده‌اند و پس از آن نیز کوشیده‌اند آمار، نام‌ها و مسئولیت‌ها را پنهان کنند.

پس پرسش اصلی این است: دستور کشتار از کجا آمد و می‌آید؟

آیا مسئولیت فقط با ماموری است که ماشه را کشیده؟ آیا فرمانده‌ای که دستور داده، استانداری که وضعیت را امنیتی کرده، وزیر کشوری که امنیت داخلی را مدیریت کرده، شورای عالی امنیت ملی که سیاست کلان امنیتی را تعیین کرده، و فرماندهی کل قوا که در راس این ساختار ایستاده، می‌توانند خود را کنار بکشند؟

Hamed_Aiynehvand_3.jpgنسلی که در انتظار گذشت

بعضی نسل‌ها با ساختن آینده شناخته می‌شوند و بعضی دیگر با انتظاری که هرگز به پایان نمی‌رسد. نسل من، دست‌کم در عرصه سیاست، از دسته دوم بود. ما بیش از آنکه فرصت ساختن داشته باشیم، در انتظار ماندیم؛ انتظار برای آنکه کسی از درون قدرت پیدا شود و راهی به سوی آزادی بگشاید، انتظار برای آنکه صندوق رأی معجزه کند، انتظار برای آنکه گفت‌وگو جای سرکوب را بگیرد و عقلانیت بر ایدئولوژی غلبه کند. هر بار که یکی از این امیدها فرو می‌ریخت، امید دیگری جای آن را می‌گرفت و ما، بی‌آنکه متوجه باشیم، جوانی خود را نه در ساختن جامعه، بلکه در انتظار ساختن آن از سوی دیگران سپری ‌کردیم.

امروز که به سه دهه گذشته نگاه می‌کنم، بیش از هر چیز احساس می‌کنم داستان نسل ما، داستان شکست یک جریان سیاسی یا ناکامی یک دولت نیست؛ داستان نسلی است که بارها آزادی را به دیگران برون‌ سپاری کرد. گویی همواره باور داشتیم راه نجات از جایی بیرون از جامعه خواهد رسید؛ از یک رئیس‌جمهور، از یک انتخابات، از یک توافق بین‌المللی یا حتی، در سال‌های بعد، از فشار قدرت‌های خارجی. آنچه کمتر درباره‌اش اندیشیدیم، این بود که هیچ جامعه‌ای بدون سازمان‌یافتگی، بدون نهادهای مستقل و بدون پذیرش مسئولیت شهروندانش، به آزادی پایدار دست نیافته است.

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، منابع طبیعی و به‌ویژه نفت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع قدرت دولت‌ها شناخته می‌شوند. نظریه‌پردازانی چون حازم ببلاوی و جیاکومو لوسیانی نشان داده‌اند که درآمدهای رانتی ناشی از منابع طبیعی می‌توانند استقلال مالی دولت از جامعه را افزایش داده و به تمرکز قدرت سیاسی بینجامند. با این حال، تحولات نظام بین‌الملل در دهه‌های اخیر نشان داده است که قدرت صرفاً از مالکیت منابع ناشی نمی‌شود، بلکه کنترل بر مسیرهای انتقال این منابع نیز می‌تواند به منبع مستقلی از نفوذ و اقتدار تبدیل شود.

از این منظر، تنگه هرمز صرفاً یک آبراه بین‌المللی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین دارایی‌های ژئوپلیتیکی جهان به شمار می‌رود. این تنگه که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می‌کند، یکی از شریان‌های اصلی اقتصاد جهانی است و هرگونه تنش یا اختلال در آن می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای قیمت انرژی، تورم جهانی، زنجیره‌های تأمین و رشد اقتصادی بین‌المللی داشته باشد. با این وجود بکارگیری این آبراهه برای تاثیر گذاری بر ژئوپلیتک جهان مانند هر ابزار دیگر ژئوپلیتکی محدود است و در شرایط خاص و بکارگیری نابجا میتواند به تنگنایی برای خود رژیم تبدیل شود.

بنابراین، مسئله اصلی نه کنترل بر نفت، بلکه کنترل یا تأثیرگذاری بر جریان انتقال نفت است. به بیان دیگر، اگر نفت منبع رانت باشد، هرمز مسیر تولید و بازتولید رانت است.

chabahar.jpgبه گزارش حال‌ وش / صبح امروز چهارشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵، ویدئوهای ارسالی به حال‌ وش، لحظات ابتدایی حمله جنگنده‌های ارتش آمریکا به محدوده اسکله شهید کلانتری چابهار و پایگاه امام علی سپاه را به تصویر کشیده است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، این حملات در محدوده برج کنترل ترافیک دریایی واقع در اسکله شهید کلانتری و تأسیسات نظامی اطراف آن انجام شده است. منابع محلی از شنیده شدن صدای چندین انفجار پیاپی در زمان وقوع حمله خبر داده‌اند.

اسکله شهید کلانتری چابهار طی روزهای اخیر نیز در جریان حملات هوایی آمریکا هدف قرار گرفته بود و این حمله، دومین حمله گزارش‌شده به این محدوده در روزهای اخیر به شمار می‌رود.



مقامات نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی تاکنون ضمن تأیید وقوع این حمله، اعلام کرده‌اند که این حملات تلفات جانی در پی نداشته است. با این حال، جزئیات بیشتری درباره میزان خسارات وارده به تأسیسات هدف قرار گرفته منتشر نشده است.

این حمله در حالی انجام شده که ساعاتی پیش نیز تیپ ۳۸۸ پیاده مکانیزه ارتش در شهرستان بمپور هدف حمله هوایی آمریکا قرار گرفته بود و گزارش‌هایی از انتقال شمار زیادی از مجروحان آن حمله به بیمارستان‌های ایرانشهر منتشر شده است.

***

mojva.jpg

تاکتیک‌های ناشناخته

| No Comments

محسن رضایی در جریان تنش‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای اعلام کرد که ایران تا کنون مدیریت هوشمندانه‌ای در نبردها داشته و مسیر منطقی را طی کرده است. او تأکید کرد که نیروهای مسلح ایران «تاکتیک‌های ناشناخته‌ای» در اختیار دارند که در صورت لزوم و عبور دشمن از خطوط قرمز، از آن‌ها رونمایی و استفاده خواهند کرد.

HNQYQeJWIAAxcqY.jpg

fp.jpg

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده سابق مجلس، در برنامه فرارو با انتقاد از طرح موضوع ترور در صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت: «کسی که قصد ترور دارد در صداوسیما اعلام نمی‌کند؛ یواشکی می‌رود.»

او همچنین با اشاره به اظهارات مطرح‌شده درباره ترور دونالد ترامپ افزود: «ترامپ لب مرز ایران بود، حداقل یک ترقه می‌زدید.» فلاحت‌پیشه تاکید کرد که «اصلا سیاست ترور، سیاست رسمی کشور نیست.»

***

jdv.jpg👈دویچه وله - جی‌دی‌ونس معاون دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با حضور در پادکست مشهور "جو روگان" اسرائيل را متهم کرد که برای از بین بردن تفاهم میان ایران و آمریکا و طرفداری از ادامه جنگ با ایران کمپین راه انداخته است.

او گفت: «من بدون هیچ تردیدی می‌دانم که افرادی در داخل دولت اسرائیل هستند که تلاش می‌کنند ما را از مسیر مذاکرات منحرف کنند چون می‌خواهند عملیات نظامی ادامه پیدا کند.»

معاون رئیس جمهور آمریکا گفت این افراد تلاش می‌کنند "افکار عمومی آمریکا را به طرف ادامه بی‌پایان جنگ تغییر دهند، نه برای رسیدن به هدف بلکه فقط برای ادامه جنگ بدون وقفه".

جی‌دی‌ونس به مقاله مجله تایم اشاره کرد که در آن نوشته شده اسرائیل در لابی با مدیر سابق کمپین انتخاباتی ترامپ؛ برد پارسکیل توافق کرده مبلغ ۴۵ میلیون دلار به اینفلوئنسرها پول پرداخت کند تا علیه تفاهم ایران و آمریکا و به نفع ادامه جنگ در شبکه‌های اجتماعی محتوا تولید کنند. برخی از آنها به گفته ونس به او نیز حمله کرده‌اند.

یادداشت خبرنامه گویا: در مقابل، بخشی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی نگاه متفاوتی به اظهارات جی‌دی ونس دارند. آنان معتقدند ونس، هرچند این برداشت را رد می‌کند، به جریان موسوم به «راستِ ووک» یا طیفی نزدیک به چهره‌هایی مانند تاکر کارلسون تعلق دارد؛ جریانی که بر کاهش مداخله نظامی آمریکا در خارج از کشور تأکید می‌کند. از نگاه این منتقدان، همین رویکرد در عمل می‌تواند با خواسته‌های برخی رقبای واشنگتن، از جمله جمهوری اسلامی، روسیه، چین و حتی کشورهایی مانند قطر که هم‌زمان با آمریکا و ایران روابط نزدیکی دارند، هم‌پوشانی پیدا کند.

***

kerami.jpgکرامت ویس‌کرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران در یک گفت‌و‌گوی تلویزیونی در پاسخ به آسیب‌های وارده به پالایشگاه‌های ایران در جریان جنگ گفت پالایشگاه لاوان در روز اول آتش‌بس مورد حمله قرار گرفت و نصف ظرفیت آن از دست رفت.

به گفته ویس‌کرمی، پالایشگاه لاوان که تا پیش از حمله روزانه نزدیک به سه میلیون لیتر بنزین تولید می‌کرد، اکنون با نزدیک به ۵۰ درصد ظرفیت در حال تولید است.

این مقام نفتی تاکید کرد شرکت فرآورده‌های نفتی کوشیده با افزایش خوراک سایر پالایشگاه‌ها، کاهش ظرفیت تولید لاوان را جبران کند.

***

sadeghi.jpg

cencom.jpgایران اینترنشنال - ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، با انتشار ویدیویی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد موج تازه حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی ساعت ۹ شب به وقت شرق آمریکا، بامداد پنج‌شنبه به وقت ایران، پایان یافته است.

به گفته این نهاد، در این حملات مراکز فرماندهی، سامانه‌های پدافندی، توان موشکی و پهپادی و تاسیسات پایش ساحلی ایران در چندین نقطه، از جمله بندرعباس، هدف قرار گرفت.

همزمان، شهروندان از شنیده شدن صدای انفجار و فعالیت پدافند هوایی در مناطق مختلف تهران، از جمله جمالزاده، میرداماد، پارچین، شهرک غرب و سعادت‌آباد خبر دادند. کانال‌های نزدیک به سپاه نیز از درگیری پدافند هوایی در پارچین با یک «شیء ناشناس» خبر دادند.

در استان مرکزی، مقام‌های محلی اعلام کردند منطقه‌ای در خارج از شهر خنداب بامداد پنجشنبه هدف دو حمله هوایی آمریکا قرار گرفت. هنوز گزارشی از خسارت یا تلفات منتشر نشده است.

ایران اینترنشنال - هم‌زمان با ادامه فراخوان مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی برای «انتقام» و «خونخواهی» علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، شهرداری تهران دیوارنگاره‌ای با تصویر دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در تابوت و شعار «ما ترامپ را می‌کشیم» نصب کرد.

tlarge.jpg

در تازه‌ترین نمونه از این تهدیدها، چهارشنبه ۲۴ تیر دیوارنگاره جدید میدان انقلاب، ترامپ را در حالی به تصویر می‌کشد که به پشت روی جعبه‌ای سیاه شبیه تابوت افتاده است.

پیام‌های فارسی متعددی زیر تصویر دیده می‌شود و عبارت انگلیسی «We will kill Trump» نیز به‌طور مستقیم رییس‌جمهوری آمریکا را به مرگ تهدید می‌کند.

شهرداری تهران همچنین از طرح جدید دیوارنگاره میدان فلسطین با شعار «خون در برابر خون» رونمایی کرد؛ طرحی که با محوریت خونخواهی خامنه‌ای، حاوی تصویری تهدیدآمیز علیه ترامپ، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و اعضای خانواده‌های آن‌ها است.

هم‌زمان، روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی منتشر می‌شود، نوشت «انتقام» ابزاری قدرتمند برای بازدارندگی و جلوگیری از «امام‌کشی» است و خونخواهی باید چنان بازدارندگی‌ای ایجاد کند که «نه ترامپ بلکه هر وارث دیگر او» نیز به مشارکت در جنگی دیگر در منطقه فکر نکند.

کیهان ۱۷ تیر هم در صفحه نخست خود نوشت «ترامپ نباید زنده بماند». حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در این روزنامه نیز ترامپ و خلبانان دخیل در کشتن خامنه‌ای را «واجب‌القتل» خواند.

Untitled-6.jpg

سالار ولایتمدار، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز گفت مردم شعار «انتقام، انتقام» سر می‌دهند و باید برای پرداخت هزینه آن آماده باشند.

او افزود ممکن است در این مسیر زیرساخت‌های کشور آسیب ببیند و جامعه با کمبودهایی مواجه شود.

15.jpgخبرنامه گوبا - ویدیوی زیر«برد لندر» نامزد حزب دموکرات برای نمایندگی حوزه دهم نیویورک در کنگره آمریکا را در مراسمی انتخاباتی در مسجد «الخویی» در منطقه کویینز در ماه مه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که سوره «اخلاص» را به زبان عربی تلاوت می‌کند.

لندر که یهودی و از چهره‌های جناح چپ-مترقی حزب دموکرات است، در این مراسم همچنین از سیاست‌های اسرائیل در جنگ غزه انتقاد کرد. این ویدیو پس از انتشار در فضای مجازی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده است.

تاریخ فراموش نمی‌کند؛ در آلمان دهه ۱۹۳۰ نیز گروه کوچکی از یهودیان در قالب «انجمن یهودیان ملی‌گرای آلمان»، با حدود ۶ تا ۷ هزار عضو اسمی (و به برآورد برخی مورخان حدود ۳۵۰۰ عضو فعال)، تصور می‌کردند با ابراز وفاداری به ملی‌گرایی آلمان می‌توانند از نازی‌ها در امان بمانند. نازی‌ها اما در نهایت هیچ تفاوتی میان آنان و دیگر یهودیان قائل نشدند.

ویدیویی از یکی از تجمعات حامیان حکومت با واکنش گسترده ای روبه‌رو شده است. در این ویدیو، زنی با هدبند پرچم جمهوری اسلامی، عینک آفتابی و شلوار جین تنگ دیده می‌شود؛ ترکیبی که با تیترطنزآمیز «ایشون بالاش کربلاس، پایینش آنتالیا!» به سرعت وایرال شد.

alimoji.jpgخبرنامه گویا - در جمهوری اسلامی، قدرت همواره فراتر از ساختارهای رسمی، بر شبکه‌ای از بیت‌ها، خاندان‌های روحانی و روابط شخصی استوار بوده است. از همین زاویه، مدتی پیش این فرضیه را مطرح کردیم که اگر مجتبی خامنه‌ای، با وجود اعلام رسمی رهبری، در همان روزهای نخست جنگ کشته شده باشد و حکومت این موضوع را پنهان کرده باشد، چه؟ آیا ممکن است حفظ نام او بخشی از راهبرد حفظ ثبات در حساس‌ترین مقطع جمهوری اسلامی بوده باشد؟

این سناریوی فرضی دو کارکرد احتمالی داشت:

نخست، حفظ نام «خامنه‌ای» در رأس هرم قدرت؛ نامی که برای بخش قابل توجهی از بدنه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، نماد ادامه مسیر نظام محسوب می‌شود.

دوم، اگر فرض کنیم او در واقع دیگر زنده نبوده، جمهوری اسلامی عملاً به رهبری می‌رسید که دیگر هرگز هدف عملیات ترور یا سوءقصد قرار نمی‌گرفت؛ زیرا اساساً دیگر وجود خارجی نداشت.

در چنین فرضی، آنچه باقی می‌ماند «نام رهبر» بود، نامی که می‌توانست از طریق بیانیه‌ها، پیام‌های مکتوب یا فایل‌های از پیش آماده‌شده، احساس تداوم و انسجام را تا پایان بحران حفظ کند. این صرفاً یک سناریوی تحلیلی است و نه ادعایی درباره رخدادهای واقعی.

subs.jpgانهدام کامل ناوگان زیردریایی؛ هر سه زیردریایی کلاس کیلو از بین رفتند

خبرنامه گویا - ارزیابی‌های اطلاعاتی و گزارش‌های منتشرشده از سوی منابع نظامی نشان می‌دهد که هر سه زیردریایی کلاس کیلوی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی اکنون از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند. دو فروند «نوح» و «یونس» پیش از آغاز درگیری‌های سال ۲۰۲۶، به دلیل مشکلات فنی و کمبود قطعات در بندرعباس زمین‌گیر شده بودند و «طارق»، تنها زیردریایی عملیاتی این ناوگان، در حملات آمریکا نابود شد. در حمله اخیر به تأسیسات اصلی تعمیر زیردریایی‌ها در بندرعباس، دو زیردریایی «نوح» و «یونس» نیز از بین رفتند.

سه زیردریایی کلاس کیلو از گران‌ترین تجهیزات نظامی ارتش رژیم ایران به شمار می‌رفتند. جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۷۰ برای خرید آن‌ها بین ۱.۵ تا نزدیک ۲ میلیارد دلار هزینه کرد که با ارزش امروز معادل بیش از ۳.۵ تا ۴ میلیارد دلار قدرت خرید برآورد می‌شود. حتی با معیار قیمت‌های فعلی بازار، ارزش این سه شناور حدود ۹۰۰ میلیون تا ۱.۲ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.

اگرچه برتری نظامی آمریکا در دریا از ابتدا روشن بود، اما بخش مهمی از خسارت‌ها نتیجه تصمیم‌های فرماندهی بوده است، نه صرفاً قدرت آتش طرف مقابل. تمرکز هر سه زیردریایی و مهم‌ترین زیرساخت تعمیراتی آن‌ها در یک پایگاه، بدون ایجاد ظرفیت جایگزین یا انتقال تجهیزات حساس، باعث شد با هدف قرار گرفتن بندرعباس، کل توان نگهداری و احیای ناوگان زیرسطحی ارتش نیز از بین برود. حتی اگر امکان جلوگیری از حملات وجود نداشت، می‌شد با کاهش تمرکز تجهیزات، از وارد شدن چنین خسارت سنگینی جلوگیری کرد.

این رخداد تنها یک شکست نظامی نیست، بلکه نمونه‌ای از هزینه سنگین تصمیم‌های فرماندهی است؛ تصمیم‌هایی که به نابودی دارایی‌هایی با ارزشی چند میلیارد دلار و سرمایه‌گذاری چند دهه‌ای منجر شده است.

mpm.jpgحمایت کشورهای حاشیه خلیج فارس از حمله ترامپ به جمهوری اسلامی

با اعلام ترامپ برای بازگشت محاصره دریایی بنادر ایران و آغاز جنگ نظامی، حملات آمریکا به شهرهای ایران سه‌شنبه شدت گرفت.

روزنامه اسرائیل هیوم فاش کرد کشورهای حاشیه خلیج فارس در پیامی مشترک به آمریکا خبر دادند از شروع جنگ علیه جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند.

گزارشی از مجتبا پورمحسن

با افزایش حملات آمریکا در ایران و شکل‌گیری آرایش جدید دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی از سوی کشورهای منطقه، خاورمیانه شاهد شکل‌گیری نظم امنیتی جدید با محوریت تنگه هرمز است. در این میان، گمانه‌زنی‌ها درباره گام بعدی دولت ترامپ در قبال جمهوری اسلامی افزایش یافته است.

حسین آقایی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، در «پیوست» درباره این موضوع می‌گوید

***

lajevardi.jpgپایان یک شیوه، نه پایان یک فرصت

حسین لاجوردی - خبرنامه گویا

امروز مسئله ایران دیگر صرفاً «جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای» نیست. تجربه انتقال قدرت نشان داده است که حذف یا مرگ یک رهبر الزاماً به تغییر نظام منجر نمی‌شود.

ساختارهای امنیتی، سپاه پاسداران، بوروکراسی، شبکه‌های اقتصادی و مراکز متعدد قدرت می‌توانند بدون مرکزیت پیشین نیز به حیات خود ادامه دهند و برای بازسازی اقتدار حکومت تلاش کنند.

واکنش‌های سازمان‌یافته حکومتی نیز نشان داد که نباید فقدان مشروعیت اکثریتی جمهوری اسلامی را با فقدان کامل پایگاه اجتماعی، منابع قدرت یا توان سازمانی آن اشتباه گرفت.

حکومت‌های نامشروع، تا زمانی که ابزار سرکوب، منابع مالی و شبکه اداری خود را حفظ کنند، می‌توانند بسیار بیشتر از آنچه مخالفان تصور می‌کنند دوام بیاورند.

اما این واقعیت به معنای پایان فرصت نیست.

مردم ایران به آخر خط نرسیده‌اند.

آنچه به پایان ظرفیت خود نزدیک شده، شیوه‌ای از سیاست‌ورزی است که بر انتظار فروپاشی ناگهانیِ حکومت، ظهور یک منجی، مداخله خارجی، انحصارطلبی و ادعای نمایندگی بدون سازوکار نمایندگی بنا شده است.

جامعه ایران در دهه‌های اخیر دگرگونی عمیقی را تجربه کرده است. خواست برابری، کرامت انسانی، آزادی انتخاب، حکومت پاسخ‌گو و پایان سلطه ایدئولوژیک نه از میان رفته و نه قابل بازگرداندن به گذشته است.

اعتراض‌ها ممکن است از حجاب، اقتصاد، آب، دستمزد، تبعیض قومی یا مذهبی آغاز شوند، اما بارها به نفی کلیت ساختار سیاسی رسیده‌اند.

chap.jpgخبرنامه گویا - در جریان یک گفت‌وگوی آنلاین که در کانال یوتیوب "مجله کیهان‌نورد" منتشر شد، «جمیل لخضر-حمینه»، دستیار پژوهشی دانشگاه مریلند و عضو سازمان چپ، سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا (DSA)، اظهاراتی جنجالی درباره ایرانیان و کوبایی‌های امریکایی مطرح کرد.

او با اشاره به ایرانی هایی که از حملات آمریکا به جمهوری اسلامی حمایت کرده‌اند و همچنین کوبایی‌های مهاجر مخالف حکومت کمونیستی کوبا، این افراد را «کرم» خواند و گفت: «بخش‌هایی از لس‌آنجلس و میامی را بمباران کنید؛ دنیا جای بهتری خواهد شد.» اشاره او به لس‌آنجلس ناظر به جامعه بزرگ ایرانیان مهاجر و به میامی ناظر به جامعه بزرگ کوبایی‌های مهاجر مخالف حکومت کوبا بود.

این اظهارات در حضور سه شرکت‌کننده دیگر سازمان سوسیالیست‌های دموکرات مطرح شد و ویدیو نشان می‌دهد که حاضران با لبخند و خنده به این سخنان واکنش نشان دادند. پس از انتشار بخش‌هایی از این گفت‌وگو بسیاری این سخنان را مصداق نفرت‌پراکنی و تشویق به خشونت علیه دو جامعه مهاجر توصیف کردند.

سازمان سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا که زوهران ممدانی، شهردار نیویورک، نیز از اعضای شناخته‌شده آن است، تاکنون موضع رسمی درباره این اظهارات منتشر نکرده است.

salibi.jpgاز صلیب تا هلال؛ دو جنگ با یک منطق قدرت

تاریخ، صرفاً تکرار رویدادها نیست؛ بلکه گاه الگوهای قدرت را در لباس‌های تازه بازتولید می‌کند. یکی از این الگوها، استفاده از دین برای سازمان‌دهی جنگ‌های بزرگ است؛ جنگ‌هایی که با انگیزه‌های اعتقادی آغاز می‌شوند اما در پایان، قدرت سیاسی و نظامی جای آرمان‌های مذهبی را می‌گیرد.

در قرن یازدهم میلادی، هنگامی که اورشلیم در اختیار حکومت‌های مسلمان بود، رهبران کلیسای کاتولیک اروپا مردم را به جنگ فراخواندند. پاپ اوربان دوم با وعده آمرزش گناهان، هزاران شوالیه، اشراف و جنگجوی اروپایی را زیر پرچم صلیب گرد آورد تا "سرزمین مقدس" را بازپس گیرند. این جنگ‌ها که نزدیک به دو قرن ادامه یافت، در تاریخ به نام جنگ‌های صلیبی شناخته می‌شود. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، تحولی است که در دل همین جنگ‌ها رخ داد.

وقتی شمشیر بر محراب غلبه کرد

در آغاز، کلیسا فرمانده معنوی جنگ بود و مشروعیت آن را تأمین می‌کرد، اما اداره جنگ، جمع‌آوری غنائم، تشکیل حکومت‌های صلیبی و مدیریت سرزمین‌های اشغالی به تدریج در اختیار شوالیه‌ها و اشراف نظامی قرار گرفت.

razzaghi.jpgدو قرن پس از جنگ‌های ایران و روس، بار دیگر نوعی تخیل دینی-سیاسی بر سرنوشت جغرافیای ایران سایه انداخته است؛ با این تفاوت که این بار روحانیت شیعه فقط محرک و مشروعیت‌بخش جنگی نابرابر نیست، بلکه خود در مرکز ساختار قدرت ایران ایستاده و مستقیما بر مسیر تصمیم‌گیری های راهبردی ایران اثر می‌گذارد. مسئله فقط تکرار چند شعار قدیمی درباره شهادت، انتقام و نبرد با «کفار» نیست؛ مسئله این است که همان الگوی تاریخیِ بسیج احساسات مذهبی و رویاگرایی متوهمانه بر اساس وعده نصرت و یاری الهی در حال بازتولید با ابزارهای قدرتمندتر امروزی است تا ایرانیان را وادار به ورود به جنگی نابرابر در جنوب ایران و در پهنه شاخاب پارس، تنگه هرمز و سواحل مکران کند.

از قفقاز تا شاخاب پارس

در جنگ‌های ایران و روس بخش مهمی از روحانیت شیعه بویژه در دوره دوم این جنگ‌ها، با صدور فتوای جهاد و تبدیل نبرد به مسئله‌ای قدسی، به شروع دوباره جنگی یاری رساند که دولت ایران از نظر نظامی، مالی و هادی امکان پیروزی در آن را نداشت. در آن دوره، جناحی از دربار برای ساکت کردن مخالفان و تزریق شور مذهبی، از آخوندهایی که با بریتانیا مراوده داشتند استفاده کرد تا صدای کسانی که واقعیت ها را شجاعانه بیان می کردند شنیده نشود. نتیجه خوش خدمتی آخوندها به انگلیس در آن دوره، ورود متوهمانه ایران به جنگی بود که پیروزی‌های ابتدایی‌اش خیلی زود جای خود را به شکست راهبردی و از دست رفتن قفقاز داد.

Hanif_Heidarnejad.jpgبنطر می رسد دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا در دامی گرفتار شده که خروج از آن در دست خودش است، همانطور که گرفتار شدن در آن نیز.

در چند هفته اخیر، رسانه‌های جهان هر روز به نقل از ترامپ یا سِنتکام ـ فرماندهی نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه، آسیای مرکزی و بخش‌هایی از جنوب آسیا ـ اعلام می‌کنند که «تنگه هرمز» باز است و کشتی‌های تجاری می‌توانند از این آبراه عبور کنند. همزمان، سپاه پاسداران خبر می‌دهد که این تنگه بسته است و از شلیک راکت به کشتی‌های تجاری خبر می‌دهد.

شرکت‌های کشتیرانی و شرکت‌های بیمه کشتی‌های تجاری که در این منطقه رفت‌وآمد دارند، ضمن افزایش هزینه خدمات خود، از کاهش رفت‌وآمد کشتی‌ها در این منطقه خبر می‌دهند. این واکنش نشان می‌دهد که ادعای دونالد ترامپ درباره برقراری امنیت در تنگه هرمز برای شرکت های تجاری این حوزه قابل باور نبوده است.

همزمان، سپاه پاسداران هر زمان که اراده کرده است، به کشورهای عربی خلیج فارس و نیز پادشاهی اردن موشک و پهپاد پرتاب می کند. امنیت شهروندان این کشورها، زیرساخت‌های غیرنظامی، همچنین امنیت پایگاه‌های آمریکا و کارکنان و خانواده‌های آنان در این کشورها، همواره در معرض تهدید قرار دارد.

keramati.jpgبا درگذشت لیندزی گراهام، تنها یک سناتور آمریکایی از میان ما نرفت؛ یکی از معدود سیاستمدارانی که در سخت‌ترین سال‌های مبارزه ملت ایران، صدای آزادی‌خواهان را شنید و در کنار آنان ایستاد نیز خاموش شد.

بر اساس گزارش اولیه پزشکی، او در ۷۱ سالگی بر اثر پارگی آئورت و پس از یک عارضه ناگهانی جان باخت؛ تنها ساعاتی پس از بازگشت از سفر به اوکراین. اما برای میلیون‌ها ایرانی، خبر درگذشت او صرفاً خبر مرگ یک چهره سیاسی نبود؛ خبر از دست رفتن دوستی بود که هرگز ایران را با جمهوری اسلامی یکی ندانست.

لیندزی گراهام سال‌ها با صراحت از این حقیقت سخن گفت که ملت ایران سزاوار آزادی، کرامت و حکومتی برخاسته از رأی مردم است؛ نه اسارت در چنگال استبداد دینی. او بارها میان مردم ایران و حاکمان جمهوری اسلامی مرزی روشن کشید و تأکید کرد که دشمن جهان، ملت ایران نیست، بلکه حکومتی است که تروریسم، صدور افراط‌گرایی و بی‌ثباتی را به سیاست رسمی خود تبدیل کرده است.

در روزهایی که ملت ایران در خیزش سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ برای بازپس‌گیری میهن خود به خیابان‌ها آمدند، لیندزی گراهام از جمله سیاستمدارانی بود که صدای آنان را شنید و در برابر جهان از حق مردم ایران برای رهایی از استبداد مذهبی دفاع کرد. برای بسیاری از ایرانیان، او صرفاً یک سناتور جمهوری‌خواه نبود؛ او دوستی صادق بود که باور داشت ایران می‌تواند بار دیگر کشوری آزاد، قدرتمند، آباد و الهام‌بخش در منطقه و جهان باشد.

assadi.jpgدر سالگرد کشتار رهبران اپوزیسیون کُرد ایرانی در وین؛ چهار دهه ترور، تعقیب، تهدید و سیاستی که با سکوت و مماشات مهار نشد

سی‌وهفت سال پس از کشتار عبدالرحمان قاسملو، عبدالله قادری‌آذر و فاضل رسول در وین، هنوز نمی‌توان از این واقعه تنها به‌عنوان یک قتل سیاسی متعلق به گذشته یاد کرد. آنچه روز ۱۳ ژوئیه ۱۹۸۹ در پایتخت اتریش اتفاق افتاد، یکی از آشکارترین حلقه‌های زنجیره‌ای بود که از نخستین سال‌های استقرار جمهوری اسلامی آغاز شد و تا امروز، با ابزارها و روش‌های متفاوت، ادامه یافته است: سیاست سازمان‌یافته تعقیب، ارعاب، ربایش، ترور و خاموش‌کردن مخالفان در خارج از مرزهای ایران.

قاسملو، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، و همراهانش با این تصور در مذاکره شرکت کرده بودند که شاید بتوان بخشی از مناقشه میان حکومت و جنبش سیاسی کُردستان را از راه گفت‌وگو حل کرد. اما مذاکره‌ای که باید مجرایی برای سیاست و دیپلماسی باشد، به صحنه قتل تبدیل شد. قاسملو، عبدالله قادری‌آذر، عضو کمیته مرکزی حزب، و فاضل رسول، استاد دانشگاه و میانجی عراقی، در محل مذاکره به گلوله بسته شدند. با وجود شناسایی مظنونان و طرح پرسش‌های جدی درباره اعضای هیئت ایرانی حاضر در مذاکرات، این پرونده هرگز در دادگاهی به نتیجه نهایی نرسید و عدالت برای قربانیان و خانواده‌های آنان تحقق نیافت.

khatami.jpgمقدمه

محمد خاتمی با حمایت از توافق اخیر جمهوری اسلامی و آمریکا، از نظام حکمرانی خواست منافع ایران و مردم را در اولویت قرار دهد و نسبت به از دست رفتن فرصت توافق هشدار داد. او همچنین تأکید کرد که مخالفان مذاکره نباید صلح‌جویی را با استناد به مفاهیم دینی «خیانت» معرفی کنند.

جماران

محمد خاتمی در دیدار با مشاوران خود گفت اکثریت مردم، با وجود گرایش‌های سیاسی متفاوت، از دخالت و به‌ویژه تجاوز خارجی خشمگین هستند و در عین حال خواهان پایان تنش‌ها و خروج کشور از بحران‌اند. او تأکید کرد نظام حکمرانی باید بیش از هر چیز به صلاح ایران و ملت بیندیشد و نگذارد فرصت توافق به تهدیدی تازه تبدیل شود.

«صلح را خیانت دانستن» با اسلام نسبتی ندارد

رئیس‌جمهور پیشین جمهوری اسلامی با انتقاد از کسانی که صلح و مذاکره را خیانت می‌دانند، گفت معرفی صلح‌جویی به‌عنوان اقدامی برخلاف مرام حسین بن علی و استفاده از نام واقعه کربلا برای حمله به مذاکره و مذاکره‌کنندگان، «به هیچ وجه با جوهر اسلام محمدی نسبتی ندارد.»

zamani.jpgاظهارات اخیر دونالد ترامپ، از جمله توصیف رهبران جمهوری اسلامی به عنوان «مشتی دیوانه»، تهدید به حمله به تأسیسات زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ»، تأکید بر اینکه «چه از طریق مذاکره و چه از طریق گزینه نظامی بر جمهوری اسلامی پیروز خواهیم شد» و اعلام تشدید فشارهای دریایی، نشان می‌دهد که سیاست آمریکا وارد مرحله‌ای جدید شده است. هدف این راهبرد، صرفاً انجام چند اقدام نظامی نیست، بلکه افزایش فشار همه‌جانبه بر جمهوری اسلامی برای تغییر محاسبات راهبردی آن است.

در نگاه دولت ترامپ، حملات نظامی به تنهایی برای دستیابی به اهداف آمریکا کافی نیست. به همین دلیل، واشنگتن تلاش می‌کند هم‌زمان از ابزارهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و فشارهای بین‌المللی استفاده کند تا هزینه ادامه سیاست‌های جمهوری اسلامی افزایش یابد. این رویکرد، ادامه سیاست فشار حداکثری است که اکنون با ابعاد امنیتی گسترده‌تری همراه شده است.

nabavian.jpgبر اساس نتایج انتخابات هیات رییسه کمیسیون امنیت ملی مجلس جمهوری اسلامی، ابراهیم رضایی از سمت سخنگویی و محمود نبویان از سمت نایب‌رییسی این کمیسیون کنار گذاشته شدند. هر دو از منتقدان تفاهم‌نامه جمهوری اسلامی و آمریکا به شمار می‌رفتند.

برکناری محمود نبویان از هیات رییسه این کمیسیون پس از آن صورت گرفت که او در یک برنامه تلویزیونی، به گفته صدا و سیما، مطالبی از اسناد دارای «طبقه‌بندی و مکاتبات مسئولان عالی کشور» را درباره شروط مجتبی خامنه‌ای برای مذاکرات مطرح کرده بود.

نبویان در این برنامه گفته بود مجتبی خامنه‌ای ۱۱ شرط برای مذاکرات تعیین کرده بود که از جمله آن‌ها دریافت غرامت از آمریکا، حفظ حق غنی‌سازی، رفع تحریم‌ها، آزادسازی اموال مسدودشده و اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز بود. او همچنین گفته بود مجتبی خامنه‌ای خواسته است دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز از هم‌اکنون آغاز شود.

dm.jpgآوین، معلمی حدود ۳۰ ساله، می‌گوید مردم به مرحله‌ای رسیده‌اند که ترس از مرگ دیگر اثر بازدارنده گذشته را ندارد

ایندیپندنت فارسی - شش ماه پس از اعتراض‌های سراسری دی‌ماه، مخالفان جمهوری اسلامی همچنان از فضای امنیتی، بازداشت‌ها، اعدام‌ها و محدودیت‌های گسترده می‌گویند. به گفته افرادی که با دیلی‌میل صحبت کرده‌اند، بسیاری از مخالفان هر شب با نگرانی از احتمال یورش نیروهای امنیتی به خانه‌هایشان می‌خوابند و هر صبح با خبر بازداشت و اعدام بیدار می‌شوند.

افرادی که با دیلی‌میل صحبت کرده‌اند می‌گویند در میدان‌های اصلی شهرها مسلسل مستقر شده، ایست‌های بازرسی در جاده‌ها افزایش پیدا کرده، شعارهای حکومتی حتی در گورستان‌های محل دفن کشته‌شدگان اعتراض‌های دی‌ماه نصب شده و قیمت مواد غذایی، دارو و هزینه‌های بالاتر رفته است.

هفته گذشته، حکومت مراسم تشییع شش‌روزه علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی را که در آغاز جنگ ایران در اسفندماه کشته شد، برگزار کرد.

افرادی که با دیلی‌میل گفت‌وگو کرده‌اند این مراسم را صحنه‌ای برای نمایش اقتدار حکومت توصیف کردند و گفتند که بسیاری از مخالفان احساس خشم و انزجار دارند و کشتار معترضان در دی‌ماه همچنان در ذهن مردم باقی مانده است.

gs.jpgایران اینترنشنال - روزنامه اسرائیل هیوم گزارش داد که کشورهای خلیج فارس نیز با کنار گذاشتن ملاحظات پیشین، به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی پیوسته‌اند. هم‌زمان وب‌سایت اکسیوس گزارش داد که حملات عربستان سعودی به فرودگاه صنعا تحت کنترل حوثی‌های مورد حمایت تهران با موافقت آمریکا صورت گرفته است.

اسرائیل هیوم در گزارش خود تاکید کرده است که کشورهای خلیج فارس در حملات آمریکا علیه جمهوری اسلامی مشارکت دارند و به بیان ساده، صبر آنها به پایان رسیده است.

پس از دوره‌ای کوتاه که واشینگتن مسیر دیپلماتیک را در پیش گرفت و بیشتر کشورهای خلیج فارس سیاست انتظار و نظاره را اتخاذ کردند و قطر نیز نقشی فعال در تلاش‌های میانجی‌گرانه داشت، اکنون این کشورها به موضع اساسی خود بازگشته‌اند: تلاش برای از میان بردن تهدید ایران از طریق زور.

دو مقام دیپلماتیک در کشورهای خلیج فارس به اسرائیل هیوم گفتند که در پایان هفته گذشته، پیامی واحد با همین مضمون به واشینگتن منتقل شد که شامل حمایت کامل از ازسرگیری حملات بود.

اسرائیل هیوم دریافته است که کشورهای خلیج فارس طی ۴۸ ساعت گذشته به حملات علیه جمهوری اسلامی پیوسته‌اند. مشارکت آنها گسترده نبوده است، اما اکنون به شرکت‌کنندگانی فعال در عملیات تهاجمی تبدیل شده‌اند. این تغییر سیاست تا حدی در پی حملات موشکی و پهپادی تهران به کشورهای خلیج فارس، از جمله قطر و تاسیسات گاز طبیعی آن، صورت گرفته است.

علی‌حسین قاضی‌زاده در شبکه اکس

ghaziXlarge.jpgplanelarge.jpg

IMG_6304.jpegدر گفت و گوها و نوشته های ما ایرانیان، کلمات «آزادی» و «دمکراسی» مثل نُقل و نبات به کار برده می شود و خواست مردم ایران نامیده می شود.

همین کلمه ی «مردم ایران» که تعدادشان به نود میلیون نفر می رسد و شصت میلیون شان به سن عقل رسیده اند، خودش یک کلمه ی نامشخص است که اصلا معلوم نیست که ها هستند و دقیقا چه می خواهند و آزادی و دمکراسی برایشان یعنی چه؟

واقعا تا حالا فکر کرده اید، آزادی یی که دنبال اش هستید آزادی چیست؟ اگر از من و شمای ایرانی خواسته شود که این خواست مبارک را تعریف کنیم و نمونه و مثال بیاوریم، چه خواهیم گفت؟

من و شما یعنی از دستفروش توی مترو گرفته تا وکیل دادگستری، از فلان روستایی که در ده اش زمین شخم می زند تا کارگری که آجر بالای ساختمان می اندازد، از فلان زن سالخورده ی فلان شهرستان دور افتاده تا بچه مدرسه ای عشایر که صبح تا عصر مدرسه می رود و بعد گوسفند به چرا می بَرَد، حتی فلان دختر و پسر «مدرن» و مثلا تحصیلکرده ی شهری که اگر از او بپرسی آزادیِ چه، جواب تان را با یک سری موهومات می دهد و در نهایت معلوم می شود که حداکثر خواست او آزادی های شخصی است و زیر فشارهای اجتماعی حکومت نبودن....

chamran.jpgخبرنامه گویا - مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران، در واکنش به انتقادها از خاموشی‌های گسترده و بدون اطلاع قبلی در پایتخت، علت این قطعی‌ها را حملات اخیر به زیرساخت‌های برق دانست. او در جمع خبرنگاران گفت: «اگر می‌دانستید دو روز پیش چه تعداد تأسیسات برقی را زدند، دیگر این سؤال را نمی‌کردید.» این اظهارنظر در حالی مطرح شد که دولت و وزارت نیرو تاکنون توضیح رسمی درباره علت خاموشی‌های اخیر ارائه نکرده‌اند.

چمران جزئیاتی درباره محل حملات، میزان خسارت یا عامل آن ارائه نکرد، اما سخنانش از سوی برخی رسانه‌ها به‌عنوان تأیید ضمنی حملات خارجی به شبکه برق ایران تفسیر شد. رسانه‌هایی مانند خبرآنلاین و خبرگزاری دانشجو نیز این پرسش را مطرح کردند که آیا رئیس شورای شهر ناخواسته اطلاعاتی محرمانه درباره تحولات امنیتی اخیر را فاش کرده است.

***

احمدی نژاد آفتابی شد

| No Comments

an.jpgخبرنامه گویا - صداوسیمای جمهوری اسلامی امروز تصاویری از حضور محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین ایران، در مراسم بزرگداشت آیت‌الله علی خامنه‌ای در مصلای امام خمینی تهران منتشر کرد.

این نخستین حضور علنی او پس از انتشار گزارش نیویورک‌تایمز است که به نقل از منابع ناشناس مدعی شده بود موساد طی سال‌های اخیر تلاش کرده احمدی‌نژاد را برای ایفای نقشی در ایران پس از تغییر حکومت جذب کند.

احمدی‌نژاد همچنین پیش از مراسم با انتشار بیانیه‌ای کشته شدن خامنه‌ای را تسلیت گفته بود.

***

m2.jpgمتکی: به پایگاه‌های آمریکا در منطقه حمله زمینی کنیم و هزاران سرباز بگیریم

منوچهر متکی، نماینده تهران در مجلس، در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد پایگاه‌هایی در منطقه که از آن به جمهوری اسلامی حمله می‌شود، «اهداف مشروع» هستند و باید یکی از آن‌ها را بگیریم.

نماینده مجلس تهران گفت: «باید به صورت زمینی به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه حمله و آنها را تصرف کنیم و هزاران سرباز آمریکایی اسیر بگیریم و به ایران بیاوریم.»

او افزود ما باید حمله زمینی را آغاز کنیم، چیزی که آمریکایی‌ها مدت‌ها تهدید کردند اما جرات اقدام نداشتند.

***

bbc.jpgبخش دیدنی‌های خبرنامه گویا - ویدیویی که در شبکه اجتماعی ایکس با عنوان «آیت‌الله بی‌بی‌سی» منتشر شده، بار دیگر عملکرد بی‌بی‌سی فارسی را هدف انتقاد قرار داده است.

فردی که این ویدئو را منتشر کرده مدعی است این رسانه حتی در گزارشی که قرار بود به درگذشت سناتور آمریکایی لیندسی گراهام اختصاص داشته باشد، موضوع رضا پهلوی را وارد روایت کرده و در پایان گزارش نیز چنین القا می‌کند که گراهام به‌طور قاطع با حمایت از رضا پهلوی به‌عنوان رهبر آینده ایران مخالفت کرده است. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که نقل‌قول ارائه‌شده، تصویر کاملی از سخنان گراهام را بازتاب نمی‌دهد.

بر اساس ویدیوی مورد اشاره، بی‌بی‌سی فارسی با حذف بخش مهمی از پاسخ لیندسی گراهام، مخاطب را به برداشتی متفاوت هدایت کرده است. گراهام در پاسخ اصلی گفته بود که انتخاب رهبر آینده ایران بر عهده مردم ایران است (او از هیچ فرد مشخصی حمایت نخواهد کرد)؛ این بخش از سخنان او در گزارش بی‌بی‌سی فارسی بازتاب نیافته و تنها قسمت مربوط به عدم حمایت از رضا پهلوی برجسته شده است.

این شیوه روایت، از نگاه منتقدان، نمونه‌ای از استفاده از «نیمه‌حقیقت» از طریق حذف زمینه و جزئیات است؛ روشی که به باور آنان، امکان دفاع در برابر اتهام جانبداری را نیز برای رسانه حفظ می‌کند، در حالی که روایت نهایی می‌تواند برداشت مخاطب را در جهتی خاص سوق دهد.

به قولی، «واکنش افراد به مرگ دیگران، گاهی بیش از هر چیز دیگری شخصیت و نگاه واقعی آن‌ها را آشکار می‌کند.»

anm.jpgایران اینترنشنال - دفتر محمود احمدی‌نژاد، رییس دولت پیشین جمهوری اسلامی، با انتشار اطلاعیه‌ای نسبت به انتشار گزارشی در روزنامه نیویورک‌تایمز درباره ارتباط محرمانه او با موساد، واکنش نشان داد و این گزارش را «کذب» خواند.

این اطلاعیه که بامداد سه‌شنبه ۲۳ تیر منتشر شد، ادعای قرار داشتن احمدی‌نژاد در حصر خانگی را هم رد کرد.

دفتر احمدی‌نژاد در این بیانیه، نیویورک‌تایمز را به انتشار «اخبار فیک و دروغ‌پردازی» متهم کرد و نوشت این روزنامه پیش‌تر نیز در ۳۰ اردیبهشت «خبری کاملا کذب» درباره احمدی‌نژاد منتشر کرده بود و اکنون با تکرار همان روایت و افزودن جزئیات، در پی «فتنه‌انگیزی» است.

در این اطلاعیه همچنین ادعا شده است که نیویورک‌تایمز «در قبال دریافت وجه» اقدام به انتشار «مقالات و اخبار جعلی» می‌کند و گزارش اخیر را بخشی از «جنگ روانی» علیه مردم ایران دانسته است.

دفتر احمدی‌نژاد در پایان با «تکذیب قاطع» همه ادعاهای مطرح‌شده در گزارش نیویورک‌تایمز اعلام کرد احمدی‌نژاد «چونان همیشه مشغول امور جاری» است و در حصر خانگی قرار ندارد.

نیویورک‌تایمز در گزارشی مدعی شده بود موساد طی سال‌های اخیر تلاش کرده محمود احمدی‌نژاد را به همکاری با اسرائیل ترغیب کند و او را به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی برای رهبری ایران پس از جمهوری اسلامی در نظر بگیرد. این گزارش همچنین مدعی شده بود احمدی‌نژاد در حال حاضر در حصر خانگی به سر می‌برد.

trump.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، دوشنبه در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز گفت: «همه رهبران آن‌ها کشته شدند. علی خامنه‌ای از بین رفت و مجتبی خامنه‌ای نیز ۹۰ درصد از بین رفته است. با این حال، نیویورک‌تایمز می‌نویسد که آن‌ها در حال بهبود وضعیت خود هستند.»

ترامپ درباره تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی تاسیسات هسته‌ای گفت: «آن‌ها هیچ شانسی ندارند. ما کاملا آن‌ها را تحت فشار گذاشته‌ایم. بیشتر تجهیزاتشان از بین رفته و سامانه‌های پدافند هوایی‌شان نابود شده‌اند. شامگاه یک‌شنبه ضربه بسیار سختی به آن‌ها وارد کردیم. هر بار که یک پهپاد بفرستند، با قدرت پاسخ می‌دهیم و ضربه سنگینی وارد می‌کنیم.»

***

طرح لبنانی کردن ایران

| No Comments

fr.jpgاز پاک‌کن‌های نصفه مدارس تا سایه جنگ؛ چگونه جمهوری اسلامی ایران را به سمت الگوی لبنان سوق می‌دهد؟

فرزانه روستایی

تحرکات نظامی در منطقه حاکی از آن است که مذاکرات به اتمام رسیده و جمهوری اسلامی تصمیم خود را گرفته است تا با قربانی کردن مردم ایران در جنگ رقبای داخلی را از میدان به در کنند و با ماجراجویی کشور را در همان مسیری نگه دارند که خامنه ای پلید آن را طراحی کرد.

پایان مذاکرات این پیام را به غرب ارسال می کند: آن هایی که تاکنون با آنها مذاکره کردید آدم های اصلی نبودند و از این به بعد با کسانی سرو کار دارید که حرف آخر را می زنند. اگر توافقنامه اخیر با آمریکا ورق پاره ای بیش نبوده و قالیباف و عراقچی چنین راحت کنار گذاشته شدند پس وارد فضای جدیدی در ایران شده ایم که بر اساس آن قرار است جنگ و فعالیت هسته ای را این بار تا به انتها ادامه دهند.

باندی که پس از قالیباف با زدن کشتی ها دارند خودنمایی می کنند و به غرب پیام جنگ و نیز انتقام ا ز ترامپ می دهند الگویی ندارد جز لبنان. آنها نه کرایه خانه می دهند، نه کارمند هستند، نه با حقوق ماهی ۱۶ میلیون خانواده خود را اداره می کنند، نه تنها پروتیین سفره آنها تن ماهی و تخم مرغ است، و نه اساسا آینده ایران و مردم آن برایشان اهمیت دارد. آدم های این باند مشکوک معتقدند اگر حزب الله ۲۴ سال مقاومت کرد و اسراییلی ها را به کشتن داد چرا ما بر اساس مدل حزب الله کشور را اداره نکنیم.

lg.jpgیک صدای قدرتمند خاموش شد؛ اما اگر مرگ او به تهدیدهای خارجی پیوند بخورد، ممکن است سیاست ترامپ را سخت‌تر از گذشته کند

بابک نژند - ویژه خبرنامه گویا

مرگ ناگهانی لیندزی گراهام، در نگاه نخست، برای جمهوری اسلامی خبر خوبی است: یکی از بانفوذترین حامیان مردم ایران از سیاست آمریکا حذف شده است. اما اگر این مرگ با شواهد معتبر به تهدیدهای خارجی پیوند بخورد، نتیجه ممکن است معکوس باشد.

در یادداشت پیشین خود در گویا نیوز نوشتم که حاکمان تهران ممکن است جنگ را نه برای پیروزی، بلکه برای بقا بخواهند. اکنون شادمانی آنان از مرگ گراهام، تناقض دیگری را پیش رویشان گذاشته است.[۱]

فقدانی واقعی برای مردم ایران

رسانه‌هایی نزدیک به هسته سخت حکومت، از جمله رجانیوز، مرگ گراهام را با شادمانی بازتاب دادند.[۲] اما او، به‌ویژه پس از کشتار گسترده معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، از ثابت‌قدم‌ترین حامیان مردم ایران در واشنگتن بود و آشکارا از پایان جمهوری اسلامی و حق آنان برای تعیین آینده خویش سخن می‌گفت.[۲]

فرماندار جمهوری‌خواه کارولینای جنوبی می‌تواند جانشینی موقت تعیین کند؛ اما جایگزین کردن نفوذ شخصی گراهام بر ترامپ و نقش او در اردوگاه جمهوری‌خواهان دشوارتر است.[۳]

آنچه می‌دانیم؛ و آنچه هنوز نمی‌دانیم

گراهام شامگاه ۱۱ ژوئیه، در ۷۱سالگی و پس از «بیماری کوتاه و ناگهانی» درگذشت. رسانه‌های آمریکایی از ایست قلبی هنگام انتقال او خبر داده‌اند؛ اما این مکانیسم مرگ است، نه تشخیص علت آن، و علت رسمی هنوز اعلام نشده است. مرگ او حدود ۳۶ ساعت پس از حضورش در کی‌یف و حمایت از تحریم‌های شدیدتر علیه روسیه رخ داد.[۳]

an.jpgخبرنامه گویا - اگر گزارش اختصاصی نیویورک‌تایمزدقیق باشد، یکی از عجیب‌ترین عملیات‌های اطلاعاتی سال‌های اخیر نه درباره یک فرمانده نظامی یا مقام امنیتی، بلکه درباره محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین جمهوری اسلامی، طراحی شده بود. این روزنامه مدعی است اسرائیل طی چند سال کوشید احمدی‌نژاد را به یک دارایی اطلاعاتی و حتی گزینه‌ای برای دوران پس از جمهوری اسلامی تبدیل کند؛ پروژه‌ای که به گفته این گزارش، در نهایت با آغاز جنگ و شکست تلاش برای انتقال او به یک خانه امن اسرائیلی ناکام ماند.

بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز، هنوز مشخص نیست نخستین تماس‌های موساد با احمدی‌نژاد دقیقاً از چه زمانی آغاز شده است. با این حال، مقام‌های ایرانی آگاه از این پرونده به این روزنامه گفته‌اند که دست‌کم بخشی از این ارتباطات ادعایی به سال ۲۰۲۳ و سفر احمدی‌نژاد به گواتمالا بازمی‌گردد؛ سفری که به دعوت دولت گواتمالا و برای شرکت در کنفرانسی درباره محیط‌زیست انجام شد. گواتمالا از جمله کشورهای آمریکای لاتین است که روابط نزدیکی با اسرائیل دارد.

به نوشته نیویورک‌تایمز، همین سفر نیز بدون حاشیه نبود. احمدی‌نژاد در فرودگاه تهران از سوی نیروهای امنیتی از خروج از کشور منع شد و کارت پرواز در اختیارش قرار نگرفت. او در اعتراض، چند ساعت در فرودگاه تحصن کرد؛ اقدامی که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت. احمدی‌نژاد در این مدت با مسافران و کارکنان فرودگاه عکس گرفت و ویدئوهایی از محل منتشر کرد. در نهایت، مقام‌های جمهوری اسلامی با خروج او موافقت کردند و وی راهی گواتمالا شد.

blockade.jpgیورونیوز - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد ایالات متحده محاصره دریایی ایران را بار دیگر برقرار کرده و از این پس اجازه نخواهد داد هیچ کشتی‌ای وارد بنادر ایران شود یا از آن‌ها خارج شود.

آقای ترامپ همچنین گفت که آمریکا در ازای تامین امنیت عبور کشتی‌های باری، ۲۰ درصد از ارزش محموله‌ها را به‌عنوان هزینه دریافت خواهد کرد؛ هرچند جزئیات این طرح و میزان جدی بودن اجرای آن، هنوز روشن نیست.

دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «تنگه هرمز باز است و با ایران یا بدون ایران، باز خواهد ماند. ما محاصره ایران را که تنها مانع ورود و خروج کشتی‌های ایرانی یا مشتریان ایران می‌شود، دوباره برقرار می‌کنیم. همه کشورهای دیگر می‌توانند آزادانه و منصفانه از تنگه هرمز استفاده کنند.»

او ادامه داد: «از این پس، آمریکا با عنوان "نگهبان تنگه هرمز" شناخته خواهد شد و در مقابل، برای تامین امنیت عبور کشتی‌ها، خواهان دریافت ۲۰ درصد از ارزش تمامی محموله‌های حمل‌شده خواهد بود.»

او در پایان این پیام نوشت: «روند اجرایی و سازوکار این طرح بلافاصله آغاز خواهد شد. از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

***

ورود آمریکا به سومین جنگ فراگیر با حمله به ۲۰ شهر ایران؛ ترامپ کنترل کامل تنگه را می‌خواهد

آمریکا با حمله به بیش از ۲۰ شهر ایران در یکشنبه‌شب و روز دوشنبه، گام به گام وارد سومین جنگ فراگیر با جمهوری اسلامی می‌شود. سپاه هم به چهار کشور عربی حمله موشکی کرد. ترامپ ساعاتی بعد گفت آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار خواهد گرفت. گزارشی از مجتبا پورمحسن

***

این محاصره دریایی که در واکنش به ازسرگیری درگیری‌ها میان آمریکا و ایران در روزهای اخیر اعمال شده، می‌تواند تنش‌ها در تنگه هرمز را به‌شدت تشدید کرده و معادلات حمل‌ونقل انرژی و کالا در خاورمیانه را دگرگون سازد.

یک مقام ارشد در یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس به آکسیوس گفت که آمریکا تاکنون موضوع دریافت عوارض یا حق‌الزحمه در قبال تامین امنیت تنگه هرمز را با متحدان منطقه‌ای خود مطرح نکرده است.

trump22.jpgایران اینترنشنال - نیویورک‌تایمز گزارش داد دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به‌طور رسمی کنگره را در جریان ازسرگیری درگیری‌ها با ایران قرار داده است.

بر اساس نامه‌ای که جمعه برای رهبران کنگره ارسال شده و نیویورک‌تایمز به آن دست یافته، ترامپ نوشته است نیروهای آمریکایی ۱۶ تیر «حملات دفاعی علیه اهدافی در داخل ایران» انجام داده‌اند.

به نوشته نیویورک‌تایمز، این نامه بار دیگر اختلاف میان کاخ سفید و کنگره بر سر اختیار رییس‌جمهوری برای ادامه جنگ با جمهوری اسلامی بدون مجوز کنگره را تشدید کرده است.

هر دو مجلس پیش‌تر به طرحی رای داده بودند که ترامپ را ملزم می‌کرد جنگ را پایان دهد یا برای ادامه آن از کنگره مجوز بگیرد، اما کاخ سفید همچنان تاکید دارد که ترامپ در چارچوب اختیارات قانون اساسی خود به‌عنوان فرمانده کل قوا عمل می‌کند.

khamooshi.jpgایران وایر - مدیرکل دفتر مدیریت انرژی و برنامه‌ریزی امور مشتریان شرکت توانیر از آغاز اجرای برنامه خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده در کشور خبر داد.

«عبدالامیر یاقوتی» در یک برنامه تلویزیونی گفت اطلاع‌رسانی درباره اعمال احتمالی محدودیت برق، دو روز پیش از اجرا انجام می‌شود و بر این اساس، برنامه قطعی‌های احتمالی برق تا روز چهارشنبه نهایی شده است.

این مقام شرکت توانیر جزییات بیشتری درباره علت ازسرگیری خاموشی‌ها یا میزان محدودیت‌ها ارائه نکرد.

پیش‌تر آرمان خالقی، دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت، اعلام کرده بود محدودیت تامین برق واحدهای صنعتی به دو روز در هفته افزایش یافته و پیش‌بینی می‌شود این محدودیت‌ها، همانند سال گذشته، به ساعات عصر تا نیمه‌شب نیز گسترش یابد.

Hanif_Heidarnejad.jpgچارچوب سنجش پایبندی به ارزش‌های دموکراتیک

کتابچه راهنمای شهروند برای ارزیابی رفتار دموکراتیک

در سال‌های اخیر، در میان ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی، این پرسش بیش از پیش مطرح می‌شود که: «چرا گروه‌های سیاسی با یکدیگر متحد نمی‌شوند؟»

پاسخ ساده این است که نیروهای سیاسی با ایدئولوژی‌ها، اولویت‌ها و راهبردهای متفاوت، الزاماً نمی‌توانند در یک تشکیلات واحد گرد هم آمده یا با یکدیگر همکاری کنند.

اما پرسش مهم‌تر این است: اگر اتحاد ممکن نیست، کدام نیروهای سیاسی می‌توانند با یکدیگر ائتلاف یا دست‌کم همکاری کنند؟

در تجربه دموکراسی‌های پایدار، ائتلاف و همکاری میان احزاب «دموکرات»، امری شناخته‌شده و رایج است. احزابی که در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف دارند، گاه برای دستیابی به هدفی مشخص یا مقابله با خطری مشترک، برای مدتی محدود با یکدیگر ائتلاف یا همکاری می‌کنند.

برای نمونه، در انتخابات پارلمانی فرانسه در سال ۲۰۲۴ و نیز در انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۲۲، احزاب میانه، چپ و راست جمهوری‌خواه با وجود اختلاف‌های سیاسی، برای جلوگیری از قدرت‌گیری راست افراطی با یکدیگر همکاری کردند.

همچنین در سال ۲۰۲۴ در برخی ایالت‌های شرق آلمان، از جمله تورینگن و زاکسِن، احزاب دموکرات با وجود اختلاف‌های سیاسی، از ائتلاف با حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان(AfD) » خودداری کردند و با همکاری یکدیگر مانع از حضور آن حزب در تشکیل دولت ایالتی شدند.

mko.jpgسازمان مجاهدین خلق سال‌هاست می‌کوشد خود را نقطه مقابل جمهوری اسلامی و بدیلی دموکراتیک برای آینده ایران معرفی کند. اما برای سنجش یک جریان سیاسی نباید تنها به بیانیه‌ها و تبلیغاتش نگاه کرد؛ باید دید در محدوده‌ای که قدرت داشته، با اعضای خود چگونه رفتار کرده، رهبرانش تا چه اندازه پاسخ‌گو بوده‌اند و با منتقدان چه زبانی به کار برده است. از این زاویه، میان جمهوری اسلامی و تشکیلات رجوی شباهت‌هایی جدی دیده می‌شود.

این دو دشمن یکدیگرند، اما دشمنی سیاسی الزاماً به معنای تفاوت اخلاقی و ساختاری نیست. دو جریان تمامیت‌خواه می‌توانند برای تصاحب قدرت با هم بجنگند، در حالی که هر دو مخالف را دشمن و رهبر را فراتر از پرسش می‌دانند.

8888.jpg

نوشته منتشرشده به نام سخنگوی مجاهدین خلق، پیش از آنکه پاسخی به علیرضا کیانی باشد، سندی علیه خود این سازمان است. در آن متن، به جای پاسخ به انتقادهای مطرح‌شده، مجموعه‌ای از توهین‌ها و برچسب‌ها ردیف شده است: "بچه شاه"، "بازیچه اجنبی"، "عقب‌مانده شاه"، "مزدور ارتجاع و استعمار" و "شعبان بی‌مخ". این زبان تصادفی نیست؛ زبان سازمانی است که انتقاد را حق شهروند نمی‌شناسد و آن را نشانه خیانت یا مزدوری تفسیر می‌کند.

attacks.jpgحسین قتیب (تحلیلگر مسائل سیاسی و راهبردی مستقر در تهران است که دیدگاه‌هایش در شبکه ایکس عمدتاً بازتاب‌دهنده رویکردی محافظه‌کار و همسو با جمهوری اسلامی است)

آنچه در جنوب ایران در حال رخ‌دادن است، فقط افزایش تعداد حملات دشمن نیست. مسئله اصلی، تغییر در عمق، جهت و منطق عملیات است.

تا این لحظه قشم، سیریک، بندرعباس، جاسک، بوشهر، خنداب، بندر ماهشهر، بهبهان، اندیمشک، دزفول، اهواز، آبادان و خرمشهر هدف تجاوز آمریکا قرار گرفته‌اند.

این نقاط تصادفی انتخاب نشده‌اند. وقتی آنها را روی نقشه کنار هم می‌گذاریم، یک الگوی روشن دیده می‌شود: حملات از خط ساحلی آغاز شده و به‌تدریج به سمت عقبه در جنوب و جنوب‌غرب کشور حرکت می‌کند.

هدف فقط زدن چند پایگاه، سامانه موشکی یا مرکز نظامی نیست. فشار از ساحل به سمت عمق در حال گسترش است تا خطوط دفاعی، رینگ‌های موشکی، مراکز پشتیبانی و مسیرهای انتقال نیرو و تجهیزات به عقب رانده شوند.

به بیان دیگر، دشمن تلاش می‌کند میان خط دفاع ساحلی و عقبه لجستیکی کشور فاصله ایجاد کند. ابتدا سواحل، بنادر و مراکز نزدیک به دریا تحت فشار قرار می‌گیرند و بعد دامنه حملات به مسیرهای ارتباطی، مراکز پشتیبانی و نقاط مهم‌تر در خوزستان و جنوب کشور کشیده می‌شود.

dolatshahi.jpgبخش (۶)

نبرد بریتانیا با قوای نازی‌ها فراتر از یک درگیری نظامی ساده بود زیرا اراده یک ملت ، نمایشی خیره‌کننده در برابر یک دیکتاتوری بود که می‌خواست نقشه جهان را از نو ترسیم کند.

همان‌طور که قبلاً اشاره شد هیتلر پس از سقوط برق‌آسای فرانسه تصور می‌کرد انگلستان هم به سرنوشت کشورهای دیگر دچار می‌شود و با ایجاد وحشت می‌تواند روحیه مردم را در هم بشکند. وقتی لندن زیر بمباران‌های شبانه تسلیم نشد، هیتلر دچار نوعی سردرگمی استراتژیک شد زیرا متوجه شد که در برابر جزیره‌ای کوچک و لجوج، ماشین جنگی‌اش در حال فرسوده شدن است.

hitler stalin.jpgمردم بریتانیا در آن سال‌ها نه فقط با هواپیماها، بلکه با فرهنگ خود نیز به جنگ با نازی‌ها برخاستند. آنها در خیابان‌های لندن و شهرهای صنعتی با هرچه در دست داشتند ایستادگی کردند- پناهگاه‌های مترو تبدیل به مأمن زندگی‌های دسته‌جمعی شد تا جریان عادی زندگی حتی در زیر صدای آژیرها متوقف نشود. خلبانان جوان بریتانیایی با فداکاری‌های باورنکردنی بارها در یک روز به آسمان می‌رفتند و پس از نبرد، دوباره خود را برای پرواز بعدی آماده می‌کردند. این حد از فداکاری در محاسبات سرد و ماشینی ارتش آلمان جایگاهی نداشت.

در این میان، نقش زنان بریتانیایی حیاتی و بی‌بدیل بود - با اعزام مردان به خط مقدم، زنان مسئولیتِ تمامیِ زیرساخت‌های کشور را بر عهده گرفتند. در کارخانه‌های تسلیحاتی، آن‌ها با دقتی خیره‌کننده به تولید شبانه‌روزی هواپیما پرداختند-. نیروی هوایی بریتانیا بدون مهارت و پشتکار زنان هرگز نمی‌توانست هواپیماهای آسیب‌دیده را به میدان بازگرداند/ هوش ریاضی زنانِِ دانشمند باعث شکستن کدهای پیچیده آلمانی در مراکز رمزنگاری شد. به‌علاوه، رانندگان آمبولانس، آتش‌نشانان و اپراتورهای پست‌های دیدبانی که اطلاعات دشمن را مخابره می‌کردند همگی بخشی از شبکه گسترده دفاعی بودند که اجازه نداد اراده ملت زیر آوار بمب‌ها خرد شود.

Behrouz_Varzandeh.jpgای آنان که دل در گروِ نام‌ها و چهره‌ها نهاده‌اید و ستارگانِ سیاست را قبله‌ی امیدهای خویش ساخته‌اید؛ از چپِ رادیکال تا راستِ افراطی، از انقلابی‌ترین آزادی‌خواهان تا سرسخت‌ترین مدافعانِ نظم و اقتدار، از آنان که عدالت را فریاد می‌زنید تا آنان که دموکراسی و حقوق بشر را پرچم خویش ساخته‌‌اید؛ از روزی بترسید که محبوبان شما بی‌هیچ مهار و نظارتی بر اریکه‌ی قدرت بنشینند.

قدرت، بیش از آنکه آزمونی برای مردم باشد، آزمونی برای دارندگان آن است. تاریخ بارها نشان داده که بسیاری از انسان‌ها و جریان‌ها، تا زمانی که در حاشیه‌اند، از آزادی، عدالت، کرامت انسان و حقوق مردم سخن می‌گویند؛ اما آنگاه که زمام امور را در دست می‌گیرند، همان آرمان‌ها را نخستین قربانی بقای خویش می‌سازند.

تاریخ در این باب استثناهای اندکی می‌شناسد. آنان که روزی با شعار رهایی مردم برخاستند، گاه خود به زندانبانان همان مردم بدل شدند. آنان که از دموکراسی، تکثر و حقوق بشر سخن می‌گفتند، در روز اقتدار، زبان مخالف را بریدند و اندیشه را به بند کشیدند. این سرگذشت، نه به ایدئولوژی‌ای محدود است، نه به دینی، نه به ملتی و نه به دورانی. این سرشتِ خودِ قدرت است که این‌گونه تکرار می‌شود.

parsa.jpgرسانه، تنها محلی برای انتشار نوشته‌ها نیست؛ رسانه خانه گفت‌وگوست. خانه‌ای که در آن نویسنده، خواننده، منتقد و سردبیر، هر یک مسئولیتی بر عهده دارند. اگر یکی از این ارکان از دایره احترام خارج شود، گفت‌وگو جای خود را به هیاهو می‌دهد.

سردبیر یک نشریه، صرفاً منتشرکننده مطالب نیست. او با تجربه، دانش و مسئولیت حرفه‌ای، میان انبوه نوشته‌ها انتخاب می‌کند و پاسخگوی اعتبار رسانه‌ای است که مدیریت آن را بر عهده دارد. ممکن است خواننده‌ای با انتشار یک شعر، داستان یا مقاله موافق نباشد؛ این حق طبیعی اوست. اما مخالفت با یک اثر، هرگز مجوز بی‌احترامی به سردبیر یا زیر سؤال بردن صلاحیت حرفه‌ای او نیست.

13.jpgایران اینترنشنال - حسین کنعانی‌مقدم، از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران، به سایت فرارو گفت: «اگر بنا بر ترور ترامپ باشد، جمهوری اسلامی به راحتی می‌تواند در کاخ سفید این کار را انجام دهد و هر زمان اراده‌ای برای این کار باشد، می‌توانیم انجام دهیم.»

کنعانی‌مقدم اضافه کرد: «ما هیچ مذاکره صلحی با آمریکایی‌ها نداریم، بلکه برای کاهش تنش مذاکره می‌کنیم.» او ادامه داد: «ما هیچ صلحی با ترامپ و ایادی جنایتکار او نداریم و در مذاکرات فقط به دنبال احقاق حقوق خود و تفهیم اتهامات به ایالات متحده هستیم. خونخواهی و قصاص هم به قوت خود باقی است.»

iw.jpg«ایران‌وایر» به‌تازگی گزارش محرمانه «علی ربیعی» چهره امنیتی سیاسی و دستیار اجتماعی ریاست‌جمهوری را منتشر کرده است، گزارشی که تصویری واقعی‌تر از جامعه ایران به دستگاه‌های حکومتی می‌دهد. اگرچه مشخص نیست که این نظرسنجی میان چه افرادی با چه تنوعی انجام شده، و بدون توضیحات درباره روش تحقیق و دامنه آماری به دست ایران‌وایر رسیده است، در اردیبهشت‌ماه سال جاری انجام شده و در خرداد‌ماه، گزارش تحلیلی علی ربیعی در نهادهای حکومتی پخش شده است. تصویری که حالا مبنای تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در شاخه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی می‌شود. این گزارش را به‌طور کامل با «سعید پیوندی» جامعه‌شناس و استاد دانشگاه «لورن» فرانسه در میان گذاشتیم و این مطلب، درباره تحلیل و انتقادهای این جامعه‌شناس است. او می‌گوید اگرچه این گزارش برای اعتبارسنجی نواقص زیادی دارد اما با چنددرصد احتمال اشتباه، می‌توان آن را درست دانست.

آیدا قجر - ایران وایر

در این تصویر که بر اساس نظرسنجی مرکز افکارسنجی «آرا» انجام‌شده، جامعه ایران نه جنگ می‌خواهد و نه این حکومت را. جامعه‌ای که بیش از ۸۰درصد انسان‌ها توانایی تامین مواد غذایی خود را ندارند و بیش از ۷۵درصد هم در تامین داروهای مورد نیاز خود مانده‌اند. اکثریت خشمگین‌اند و ناامید. مضطرب‌اند. جامعه‌ای که بعد از دو جنگ و یک کشتار خونین، در نسبت با آذرماه سال گذشته، به تعبیر جامعه‌شناسان «عاصی» شده است. و همزمان فقیرتر و بی‌اعتمادتر به حکومت حاکم بر کشورش. جامعه‌ای که به تعبیر سعید پیوندی، مشخص است که یک «سقوط روانی، تنش روانی، یک ترومای بزرگ را زندگی کرده است»‌ و هم‌زمان این آمار نشان می‌دهد که همین جامعه آسیب‌دیده، درحال پوست‌اندازی هویتی است.

از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی درباره «کیستی» آن‌ها پرسش پرسیده شده است؛ ۳۷درصد خودشان را «ایرانی» می‌دانند، ۳۴درصد «ایرانی مسلمان»، ۴درصد «فقط مسلمان»، ۱۲درصد «شهروند جهانی» و ۱۲درصد هم هویت اتنیکی را در اولویت قرار داده‌اند.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

همان‌طور که سعید پیوندی توضیح می‌دهد، این آمار با سیاست‌های حکومتی و اسناد آن که بر هویت «اسلامی ایرانی» تاکید دارد، در تناقض است. هویت «اسلامی ایرانی» مورد تاکید «علی خامنه‌ای» رهبر دوم جمهوری اسلامی هم بود: «اما گویا از درون جامعه اولویت به هویت «ایرانی» دادن، متولد شده است. اگر «نسل‌ها» و «سطح تحصیلات» را ملاک قرار دهیم؛ وقتی به‌سراغ کسانی که آموزش عالی دارند یا در شهرهای بزرگ به‌ويژه تهران زندگی می‌کنند از تعداد کسانی که خودشان را «ایرانی مسلمان» می‌دانند کم می‌شود.»

maknz.jpgایران اینترنشنال - همزمان با تشدید درگیری میان آمریکا و ایران، فرمانده پیشین سنتکام پیشنهاد کرده واشینگتن برای افزایش اهرم فشار در مذاکرات آینده، تصرف جزیره خارک، مهم‌ترین پایانه صادرات نفت ایران، را بررسی کند؛ پیشنهادی که بار دیگر بحث درباره گزینه‌های سختگیرانه‌تر علیه تهران را زنده کرده است.

ژنرال بازنشسته فرانک مک‌کنزی، فرمانده پیشین سنتکام، روز یکشنبه در گفت‌وگو با برنامه «Face the Nation» شبکه سی‌بی‌اس گفت ایالات متحده نه‌تنها توانایی حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را دارد، بلکه در صورت صدور دستور، قادر است کنترل جزیره خارک را نیز در دست بگیرد.

او گفت: «این کاری است که باید به آن فکر کنیم، زیرا در اختیار داشتن بخشی از خاک ایران می‌تواند عامل مهمی در مذاکرات آینده با [حکومت] ایران باشد.»

نشریه نیوزویک ضمن بازتاب این اظهارات نوشته، این موضع در شرایطی مطرح شد که آمریکا بامداد یکشنبه در واکنش به حمله جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری با پرچم قبرس در تنگه هرمز، حدود ۱۴۰ هدف نظامی در ایران را هدف حملات هوایی قرار داد. بر اساس اعلام سنتکام، این حملات مواضع پرتاب موشک و پهپاد، انبارهای مهمات و دیگر زیرساخت‌های نظامی ایران را هدف گرفته است.

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پس از این عملیات گفت: «ایران انتخاب بدی کرد و حالا بهای آن را می‌پردازد.»

newrounds.jpgدور تازه‌ حملات نیروهای آمریکا علیه اهداف جمهوری اسلامی

فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد نیروهای آمریکا از ساعت ۵ بعدازظهر به وقت شرق آمریکا (نیم بامداد ایران) دور تازه‌ای از حملات علیه اهداف جمهوری اسلامی را آغاز کرده‌اند.

سنتکام هدف از این حملات را کاهش بیشتر توان جمهوری اسلامی برای حمله به دریانوردان غیرنظامی و کشتی‌های تجاری در حال عبور از تنگه هرمز اعلام کرد.

در این بیانیه آمده که این حملات به دستور فرمانده کل قوا، دونالد ترامپ، و با هدف پاسخگو کردن نیروهای جمهوری اسلامی انجام شده است.

بمباران سنگین مواضع سپاه پاسداران در کرمان:



بر اساس گزارش‌های تأییدنشده، عمران عقیلی، رئیس یگان ارتباطات عملیات ویژه در استان خوزستان، در حمله به فرودگاه اهواز کشته شده است.

تاکنون هیچ منبع رسمی این گزارش را تأیید نکرده است.

مقام استانداری خوزستان: نقاطی در هشت شهر استان هدف حملات هوایی قرار گرفتند

حملات گسترده در خوزستان و جنوب ایران

مقام‌های خوزستان از حمله به دست‌کم هشت شهرستان خبر داده‌اند. ولی‌الله حیاتی، معاون امنیتی استانداری، به ایرنا گفت مناطقی در اهواز، امیدیه، ماهشهر، بهبهان، دزفول، اندیمشک، آبادان و اطراف شادگان هدف پرتابه‌های آمریکا قرار گرفته‌اند. او تأکید کرد گزارش اصابت به فرودگاه اهواز صحت ندارد و بررسی میزان خسارات همچنان ادامه دارد.

خبرگزاری‌های مهر و ایسنا نیز حملات به این مناطق را گزارش کردند. هم‌میهن از انفجارهای شدید در اهواز و رسانه‌های داخلی از شنیده شدن شش انفجار در خرمشهر خبر دادند. کانال «اخبار سپاه پاسداران» همچنین مدعی شد پایانه مرزی چذابه و «ظاهراً» پایگاه چهارم شکاری دزفول هدف قرار گرفته‌اند، اما این ادعاها تاکنون به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند. «سپاه سایبری پاسداران» نیز از قطع برق در بخش‌هایی از بهبهان خبر داد.

انفجارها در هرمزگان، بوشهر و جنوب‌شرق ایران

رسانه‌های حکومتی از شنیده شدن بیش از ۱۰ انفجار در بندرعباس و سیریک خبر دادند. خبرگزاری صداوسیما به نقل از گزارش‌های اولیه اعلام کرد یک دکل مخابراتی در اطراف روستای طاهرویی هدف قرار گرفته است.

همچنین خبرگزاری مهر از وقوع انفجارهایی در بوشهر، کنگان و چابهار خبر داد و تأکید کرد مقام‌های رسمی هنوز درباره منشأ این انفجارها یا میزان خسارات توضیحی نداده‌اند. اسکان‌نیوز نیز در فهرست مناطق هدف، بوشهر، قشم، جاسک، سیریک، بندرعباس، ماهشهر، بهبهان، اندیمشک، دزفول، اهواز، آبادان و خرمشهر را ذکر کرد.

گزارش انفجار در خنداب

در استان مرکزی نیز گزارش‌هایی از دو انفجار در اطراف خنداب منتشر شد. معاون استانداری مرکزی به خبرگزاری فارس گفت این انفجارها ناشی از اصابت پرتابه‌های «دشمن» به محدوده‌ای خارج از شهر خنداب بوده است.

khiabani.jpg

خبرنامه گویا - آنچه قرار بود ویژه‌برنامه‌ای برای تحلیل مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ باشد، به یکی از جنجالی‌ترین لحظات رسانه‌ای فوتبال ایران تبدیل شد. در جریان پخش زنده برنامه «برجام» از پلتفرم اینترنتی «آنتن»، مشاجره لفظی جواد خیابانی و خداداد عزیزی که از هفته‌ها قبل بر سر نقش گزارشگران و اظهارات مرتبط با امیر قلعه‌نویی آغاز شده بود، به اوج رسید.

خیابانی با اعتراض به لحن خداداد عزیزی گفت: «صدایت را برای من بلند نکن»، اما تنش‌ها به همان‌جا ختم نشد. با ادامه درگیری، دو طرف به رد و بدل کردن توهین و الفاظ خارج از عرف پرداختند؛ اتفاقی که در نهایت عوامل فنی را ناچار کرد برای کنترل شرایط، پخش زنده برنامه را متوقف کنند.

این ماجرا در شبکه‌های اجتماعی با سرعت گسترده‌ای بازنشر شد و واکنش‌های متفاوتی را برانگیخت. گروهی از کاربران رفتار دو چهره شناخته‌شده فوتبال را نشانه افت کیفیت برنامه‌های ورزشی و تلاش برای جلب توجه به هر قیمت دانستند، در حالی که برخی دیگر احتمال دادند بخشی از این تنش‌ها جنبه نمایشی و تبلیغاتی برای افزایش بازدید داشته باشد.

فارغ از انگیزه واقعی، نتیجه نهایی یکسان بود: ویژه‌برنامه‌ای که قرار بود درباره فوتبال باشد، بیش از هر چیز با فحاشی، بی‌انضباطی و قطع پخش زنده در ذهن مخاطبان ماند؛ تصویری که برای بسیاری، نمادی از افول استانداردهای گفت‌وگو در رسانه‌های جمهوری اسلامی است.

نوشته علیرام نورایی برای درگذشت لیندسی گراهام

HNHK0mqXUAAkAyl.jpg

مهدی رستم‌پور روزنامه‌نگار ورزشی در دژ فوتبالی می‌گوید باند قلعه‌نویی هنگام توزیع پاداش جام جهانی از بازیکنان اخاذی کرده است

***

برترین‌ها: نصب یک بنر در یکی از میدان‌های تهران طی ساعات اخیر در فضای مجازی مورد توجه کاربران قرار گرفته است. در این بنر، برای کشتن دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، جایزه‌ای شامل یک باب خانه مبله و دو باب مغازه در شهران اعلام شده است.

jayezeh.jpg

subs.jpgزیردریایی‌های جمهوری اسلامی هدف نسل جدید پهپادهای انتحاری دریایی آمریکا قرار گرفتند

خبرنامه گویا - حمله شب گذشته آمریکا به تأسیسات نگهداری زیردریایی‌ها و شناورهای نظامی جمهوری اسلامی در بندرعباس، تنها یک عملیات دیگر در ادامه درگیری‌های اخیر نبود؛ این حمله از آن جهت اهمیت دارد که برای نخستین بار، ارتش آمریکا به‌طور رسمی از پهپادهای دریایی انتحاری در یک عملیات رزمی استفاده کرد.

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد علاوه بر جنگنده‌ها، شناورهای جنگی و پهپادهای هوایی، سه شناور بدون سرنشین تهاجمی نیز در این عملیات به کار گرفته شدند و بخشی از زیرساخت‌های تعمیر و نگهداری نیروی دریایی ایران را هدف قرار دادند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، شناورهای استفاده‌شده از نوع Corsair هستند؛ سامانه‌ای که طی ماه‌های اخیر توسط نیروی دریایی آمریکا در خاورمیانه آزمایش و عملیاتی شده است. این شناورهای بدون سرنشین که در قالب «کارگروه ۵۹» نیروی دریایی آمریکا فعالیت می‌کنند، بخشی از راهبرد جدید واشینگتن برای جایگزین کردن سامانه‌های ارزان، هوشمند و بدون سرنشین به جای تجهیزات سنتی پرهزینه هستند.

لحظه حمله آمریکا به یک زیردریایی و مرکز تعمیر و نگهداری شناورهای نظامی در بندرعباس:

آمریکا پیش‌تر نیز از همین فناوری برای عملیات نجات خدمه یک بالگرد آپاچی در تنگه هرمز استفاده کرده بود و اکنون برای نخستین بار آن را در یک حمله مستقیم علیه اهداف نظامی جمهوری اسلامی به کار گرفته است.

biranvand2.jpgتا مکزیک آمد با اینفانتینو عکس گرفت، ولی به ما سر نزد

ایران اینترنشنال - علیرضا بیرانوند، دروازه‌بان تیم ملی در جام جهانی در یک گفتگوی تلویزیونی انتقادهای صریحی را متوجه مهدی مهدوی‌کیا و برخی از چهره‌های نسل‌های پیشین فوتبال ایران کرد.

بیرانوند با اشاره به حضور مهدوی‌کیا در مراسم افتتاحیه جام جهانی، از او به دلیل سر نزدن به اردوی تیم ملی انتقاد کرد و گفت: «رونالدینیو در تونل به بازیکنان برزیل روحیه می‌دهد، ولی بازیکن نسل قدیم ما برای افتتاحیه جام جهانی به مکزیک می‌آید، عکسش را با رییس فیفا می‌گیرد و منتشر می‌کند، اما حاضر نیست به هتل بیاید و به ما سر بزند. مگر اگر بیاید، چه می‌شود؟ چند نفر به او فحش می‌دهند؟»


بیرانوند در ادامه گفت: «شک نکنید که بازیکنان نسل‌های قدیمی تیم ملی دوست ندارند این تیم ملی موفق شود. چرا هر کدام از این بازیکنان قدیمی در برنامه‌های تلویزیونی، از سرمربی تا بازیکنان، همه را می‌کوبند؟ آقای مهدوی‌کیا، از چه ترسیدی که نیامدی به ما سر بزنی؟ از همین اسطوره‌ها، کدامشان بعد از بازی با بلژیک حتی یک استوری با مضمون "دمتون گرم" برای ما گذاشت؟ چرا نسل‌های قبلی دوست ندارند این نسل تیم ملی به جایی برسد؟»

خبرنامه گویا - این اظهارات بیرانوند برای منتقدان حکومت، تنها یک اختلاف فوتبالی تلقی نمی‌شود. او در سال‌های گذشته بارها از چهره‌ها و جریان‌های تندرو جمهوری اسلامی حمایت کرده و از جمله در انتخابات ریاست‌جمهوری از ابراهیم رئیسی حمایت علنی کرد؛ جریانی که از سوی نهادهای حقوق بشری به نقش در سرکوب اعتراضات و نقض گسترده حقوق بشر متهم شده است.

birlarge.jpg

در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز حتی نهادهای وابسته به حکومت، آمار ۳٬۱۱۷ کشته را اعلام کردند، هرچند گزارش TIME به نقل از دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران می‌گوید برآورد داخلی دولت از شمار قربانیان به مراتب بالاتر بوده و ممکن است از ۳۰ هزار نفر فراتر رفته باشد.

jeffeul.jpgایران اینترنشنال - رویترز صبح دوشنبه ۲۲ تیر گزارش داد با تشدید دوباره تنش‌ها در خاورمیانه، اروپا بیش از هر منطقه دیگری در برابر اختلال در عرضه سوخت جت آسیب‌پذیر است و ذخایر این سوخت در این قاره، بر اساس محاسبات این خبرگزاری، کمتر از ۳۰ روز تقاضا را پوشش می‌دهد.

بر اساس داده‌های شرکت مشاوره انرژی «انرژی اسپکتس»، پیش‌بینی می‌شود اروپا در سه‌ماهه سوم سال با کسری روزانه نزدیک به ۶۰۰ هزار بشکه سوخت جت روبه‌رو شود، در حالی که آمریکا و منطقه آسیا-اقیانوسیه با مازاد عرضه مواجه خواهند بود.

رویترز نوشت اروپا با افزایش واردات سوخت جت از آمریکا و آسیا، افزایش تولید پالایشگاه‌ها و برداشت از ذخایر، تاکنون مانع تمام شدن منابع این سوخت شده است، اما بریتانیا، فرانسه و آلمان به‌دلیل وابستگی به محموله‌های خاورمیانه‌ای که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، به‌ویژه آسیب‌پذیرند.

کمیسیون اروپا نیز هشدار داده است ذخایر سوخت جت در اواخر فصل سفرهای تابستانی ممکن است محدودتر شود و بروکسل در صورت لزوم، آزادسازی ذخایر ملی کشورهای عضو را هماهنگ خواهد کرد.

***اگر وضعیت عرضه در هفته‌های آینده بهبود پیدا نکند و اختلال در مسیرهای تأمین سوخت از خاورمیانه ادامه یابد، مسافران اروپایی ممکن است از ماه اوت به بعد با افزایش قیمت بلیت، کاهش پروازها، تغییر و لغو تعدادی از مسیرهای کم‌تقاضا روبه‌رو شوند. با این حال، مقام‌های اتحادیه اروپا تأکید کرده‌اند در حال حاضر انتظار کمبود فوری سوخت جت را ندارند و در صورت تشدید بحران، امکان آزادسازی ذخایر ملی و اجرای اقدامات اضطراری برای حفظ شبکه پروازی اروپا وجود دارد.

بهنام قلی پور - شلیک گاز اشک‌آور به تجمع اعتراضی تاکسی‌داران در تهران، امروز

12-2.jpg

بخش دیدنی‌های خبرنامه گویا - ویدیویی از نوشین لاری، حامی جمهوری اسلامی و همسر شهرام جزایری، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. او در این ویدیو می‌گوید پس از حدود شش سال تحصیل، هنگام ارائه نهایی پایان‌نامه حتی نمی‌دانسته محل اتصال برق برای شارژ لپ‌تاپ کجاست و این را موضوعی می‌داند که «همه باید بلد باشند». این اظهارات بار دیگر بحث رانت، سهمیه و نحوه دریافت مدارک دانشگاهی توسط افراد نزدیک به حاکمیت را در شبکه‌های اجتماعی داغ کرده است.

نوشین لاری پیش‌تر نیز به دلیل حمایت از جمهوری اسلامی، انتقاد از چهره‌های مخالف حکومت، از جمله رضا پهلوی، و همچنین ازدواج با شهرام جزایری، محکوم پیشین پرونده‌های اقتصادی، مورد توجه قرار گرفته بود. ادعاهای مطرح‌شده درباره نحوه دریافت مدرک تحصیلی او تاکنون با اسناد مستقل تأیید نشده و خبرنامه گویا درباره صحت آن‌ها اظهار نظر نمی‌کند.

kw.jpgخبرنامه گویا - گزارش‌های تأییدنشده از سوی اشرف وانی، خبرنگار شناخته‌شده حوزه امنیتی و دفاعی، حاکی از آن است که در پی حمله امروز به نیروهای نظامی آمریکا در کویت، ۱۲ نظامی آمریکایی زخمی شده‌اند که حال دو نفر از آن‌ها وخیم گزارش شده است.

به گفته اشرف وانی دو نفر از مجروحان که حالشان وخیم گزارش شده، برای ادامه درمان به پایگاه هوایی «رامشتاین» آمریکا در آلمان منتقل شده‌اند. این ادعا، مانند آمار ۱۲ مجروح، تاکنون از سوی مقام‌های آمریکایی به‌طور مستقل تأیید نشده و خبر همچنان در حال تکمیل است

هم‌زمان، برخی منابع اطلاعات متن‌باز (OSINT) نیز مدعی شده‌اند که نشانه‌هایی با این گزارش هم‌خوانی دارد و از انتقال مجروحان حکایت می‌کند.

اهمیت این گزارش در آن است که اگر صحت آن تأیید شود، می‌تواند یکی از جدی‌ترین موارد آسیب دیدن نیروهای آمریکایی در جریان دور تازه تنش‌های نظامی در منطقه باشد.

در بحران‌های نظامی، انتشار اطلاعات اولیه از سوی خبرنگاران میدانی یا منابع غیررسمی امری رایج است، اما تجربه نشان داده که بخشی از این گزارش‌ها در ادامه اصلاح یا رد می‌شوند.

خبر تکمیلی از سنتکام:

🚫 ادعا: دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی امروز مدعی شد که در حملات ایران به کویت، سه نظامی آمریکایی کشته شده‌اند*. این ادعا نادرست است.

واقعیت: فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد که هیچ‌یک از نیروهای نظامی آمریکا در منطقه کشته یا زخمی نشده‌اند و وضعیت همه نیروها مشخص است.

*یادداشت تحریریه خبرنامه گویا: برخی رسانه‌ها و کانال‌های وابسته به جمهوری اسلامی مدعی کشته شدن سه نظامی آمریکایی شدند، اما گزارش‌های منابع متن‌باز و خبرنگاران مستقل تنها از مجروح شدن شماری از نیروهای آمریکایی حکایت داشت؛ ادعایی که خبرنامه گویا نیز آن را با قید «تأییدنشده» پوشش داده بود.

12-8.jpgایران وایر - درست در روزگاری که جامعه ایران به‌تازگی از دالان تنگ و تاریک یک جنگ چهل‌روزه، تلاطم‌های شدید ارزی و سرکوب مرگبار اعتراضات داخلی، از نظر زمانی، عبور کرده بود، «علی ربیعی» در قامت دستیار اجتماعی «مسعود پزشکیان»، بر اساس داده‌های پیمایش اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ که توسط مرکز افکارسنجی «آرا» انجام شده، گزارش جامعی را تنظیم و در سطح نهادهای داخل قدرت ارایه کرده، این گزارش محرمانه به‌ «ایران‌وایر» رسیده است. عنوان گزارش علی ربیعی «آن‌چه ایران می‌خواهد» است که در خرداد ۱۴۰۵ به‌دست مقامات رسیده است.

***

پرده اول: ترک خوردن دوقطبی‌های سنتی

اگر پای تحلیل‌های رسانه‌ای رایج بنشینید، معمولا جامعه ایران را به دو گروه تقسیم می‌کنند؛ یک سو کسانی که مدافع صددرصدی وضع موجودند و در سوی دیگر، کسانی که همه‌چیز را تمام‌شده می‌دانند و خواهان فروپاشی‌اند. اما داده‌های سنجش افکار نشان می‌دهند که جناح‌های رادیکال و تندرو در هیچ‌کدام از دو طرف نتوانسته‌اند پایگاه اجتماعی خود را به بیش از ۱۰ تا ۲۰درصد جامعه توسعه دهند.

بدنه اصلی جامعه، ویژگی‌های بسیار جالبی دارد؛ آن‌ها از شرایط «معیشتی، فیلترینگ، ناکارآمدی و فساد» شدیدا ناراضی‌اند و با صدای بلند خواستار تغییرات و اصلاحات اساسی هستند، اما در عین حال، «ثبات»، «امنیت ملی»، «حفظ تمامیت ارضی» و «تغییرات گام‌به‌گام» را بر «آشوب» و رادیکالیسم سیاسی ترجیح می‌دهند.

پرده دوم: شیوع پدیده «اکنون‌زدگی»

بیش از ۶۳درصد از مردم اعلام کرده‌اند که خشم و عصبانیت زیادی را در زندگی روزمره تجربه می‌کنند. این عدد نسبت به آذر ۱۴۰۴ جهشی ۱۲درصدی را نشان می‌دهد.

طبق آمار بین‌المللی گالوپ در سال‌های گذشته، بالاترین نرخ خشم ثبت‌شده در جهان متعلق به کشور چاد با ۴۷درصد بوده است، اما این پیمایش عدد بی‌سابقه بیش از ۶۳درصد را در ایران ثبت کرده است.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

همچنین بیش از ۵۰درصد مردم رسما احساس ناامیدی از بهبود شرایط را ابراز کرده‌اند و ۴۷.۷درصد دچار احساس غم و افسردگی هستند. ۴۵.۴درصد جامعه از ترس و اضطراب مداوم ناشی از عدم قطعیت‌ها سخن می‌گویند.

moh.jpgخبرنامه گویا - رسانه‌های حکومتی و مقام‌های استان هرمزگان اعلام کردند نوح مهدوی، رئیس اداره نگهداری همراه اول هرمزگان، در جریان حملات آمریکا به جزیره فارور کشته شده است.

براساس گزارش‌های منتشرشده از سوی خبرگزاری مهر، استانداری هرمزگان و رسانه محلی «لنگه‌نیوز»، مهدوی برای تعمیر و راه‌اندازی دوباره دکل‌ها و شبکه‌های ارتباطی آسیب‌دیده پس از حملات به یکی از جزایر استان اعزام شده بود که در جریان این مأموریت جان خود را از دست داد.

استانداری هرمزگان اعلام کرد نوح مهدوی، اهل شهرستان بندرلنگه، در مأموریت «پایدارسازی ارتباطات مخابراتی» پس از حملات به جزیره فارور حضور داشت. همچنین دو نفر از همراهان او در این حمله زخمی شدند و تحت درمان قرار دارند.

رسانه‌های محلی هرمزگان گزارش داده‌اند مهدوی ۴۰ سال داشت و یک فرزند چهار ساله از او به جا مانده است.

تاکنون جزئیات مستقلی درباره زمان دقیق حمله، شرایط وقوع آن یا هویت دقیق افراد زخمی منتشر نشده و این گزارش‌ها عمدتاً بر اساس اعلام رسانه‌های حکومتی و مقام‌های محلی ایران تنظیم شده‌اند.

12-7.jpg

خبرگزاری هرانا - شهره سلطانی، بازیگر سینما و تلویزیون، در یک برنامه اینترنتی اعلام کرد که در سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود، به دلیل نگهداری حیوان خانگی، مدتی ممنوع‌الکار شده است.

jamesbond.jpgآیا جهان باید پیش از فروپاشی جمهوری اسلامی، تکلیف اورانیوم غنی‌شده را روشن کند؟

حسین عرب - خبرنامه گویا

گاهی یک خاطره، سال‌ها بعد معنای واقعی خود را پیدا می‌کند. چند سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، برای انجام یک معامله تجاری به یکی از جمهوری‌های تازه‌استقلال‌یافته آن سفر کردم. در یکی از مذاکرات، یکی از میزبانان در گفت‌وگویی خصوصی پیشنهاد عجیبی به من داد. گفت: "اگر جیوه سرخ بخواهید، می‌توانیم برایتان تهیه کنیم."

آن زمان نمی‌دانستم "جیوه سرخ" چیست. بعدها نیز روشن شد که درباره این ماده، روایت‌های ضدونقیض و حتی افسانه‌های بسیاری وجود داشته است. اما آن گفت‌وگو مرا به یاد فیلم‌های جیمز باند انداخت؛ فیلم‌هایی که در آنها یک سازمان مخفی یا یک دولت یاغی به ماده یا فناوری خطرناکی دست پیدا می‌کند و با تهدید جهان، قدرت‌های بزرگ را به بازی می‌گیرد.

آن روزها این سناریو بیشتر شبیه داستان‌های سینمایی بود، اما نگرانی دولت‌های بزرگ کاملاً واقعی بود. فروپاشی اتحاد شوروی این پرسش را پیش روی جهان قرار داده بود که اگر یک ابرقدرت هسته‌ای از هم بپاشد، چه بر سر هزاران کلاهک، مواد هسته‌ای و دانش فنی آن خواهد آمد؟

به همین دلیل، آمریکا، روسیه و کشورهای غربی تنها به تحولات سیاسی شوروی اکتفا نکردند. آنان یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌های تاریخ را برای شناسایی، حفاظت و انتقال ایمن تسلیحات و مواد هسته‌ای آغاز کردند. هدف روشن بود: اجازه ندهند مواد هسته‌ای، دانش فنی یا فناوری‌های حساس وارد بازار سیاه یا در اختیار بازیگران غیردولتی قرار گیرد.

ll.jpgخبرنامه گویا - لورا لومر، فعال سیاسی و رسانه‌ای آمریکایی، در پستی جنجالی با طرح یک نظریه توطئه مدعی شد که پنج روز پیش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌طور علنی خواستار ترور لیندسی گراهام آمریکایی شده بود.

او نوشت این سناتور امریکایی طی چند روز گذشته برای تلاش در جهت پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین به منطقه‌ای جنگ‌زده سفر کرده بود و کمتر از یک روز پس از بازگشت به آمریکا، کارکنان دفترش اعلام کردند که او بر اثر «یک بیماری کوتاه و ناگهانی» جان باخته است.

لومر با طرح این پرسش که آیا ممکن است لیندسی گراهام در جریان سفر یا پس از بازگشت به آمریکا توسط یک «دشمن خارجی» مسموم شده باشد، خواستار انجام تحقیقات درباره علت مرگ او شد.

او همچنین با اشاره به تهدید اخیر جمهوری اسلامی پرسید منظور از عبارت «بیماری کوتاه و ناگهانی» چیست و این احتمال را مطرح کرد که آیا علت مرگ می‌تواند مسمومیت بوده باشد.

لومر همچنین در پیام دیگری نوشت الکساندر دوگین، نظریه‌پرداز روس و از چهره‌های نزدیک به ولادیمیر پوتین، نیز اخیرا خواستار کشته شدن گراهام شده و گفته بود دنیا بدون گراهام جای بهتری خواهد بود.

توجه: ادعاهای لورا لومر در چارچوب یک نظریه توطئه مطرح شده و تاکنون با شواهد مستقل تأیید نشده‌اند. او نیز هیچ مدرکی برای فرضیه مسمومیت ارائه نکرده است. همچنین صرف هم‌زمانی دو رویداد، به‌تنهایی نشان‌دهنده وجود ارتباط میان آن‌ها نیست.

***

albaniIran.jpgچرا آلبانی سکولار شد اما ایران به حکومت دینی رسید؟

خبرنامه گویا - ایران و آلبانی زمانی هر دو جوامعی با اکثریت مسلمان بودند، اما تصمیم‌های سیاسی متفاوت در قبال نهادهای دینی، آن‌ها را به دو مسیر کاملاً متضاد در زمینه سکولاریزاسیون رساند.

آلبانی امروز نمونه‌ای از کشوری است که سکولاریسم به بخشی از ساختار رسمی و دموکراتیک آن تبدیل شده، در حالی که در ایران، مطالبه جدایی دین از حکومت همچنان پرهزینه است و بسیاری از منتقدان حکومت دینی با بازداشت، زندان، تبعید یا احکام اعدام روبه‌رو می‌شوند.

ریشه این دو مسیر متفاوت را می‌توان در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ جست‌وجو کرد؛ زمانی که هر دو کشور تحت رهبری دولت‌هایی قرار داشتند که برنامه نوسازی را دنبال می‌کردند. آلبانی جامعه‌ای عمدتاً سنتی بود و مسلمانان حدود ۶۹ تا ۷۱ درصد جمعیت آن را تشکیل می‌دادند. ایران نیز در دوران پهلوی کشوری با اکثریت قاطع مسلمان بود. هر دو حکومت، مذهب سنتی را یکی از موانع نوسازی می‌دانستند، اما شیوه اجرای سیاست‌های سکولار در دو کشور تفاوتی بنیادین داشت.

etemadi.jpgمجموعه‌ای از تحقیقات منتشرشده توسط بلومبرگ، فایننشال تایمز، تایمز لندن، تلگراف، فیگارو و شماری دیگر از رسانه‌های معتبر غربی، تصویری کم‌سابقه از شبکه مالی پنهان نزدیک‌ترین حلقه قدرت در جمهوری اسلامی ارائه کرده‌اند که بنا بر این تحقیقات طی سال‌ها توانسته است میلیاردها دلار سرمایه را، با وجود شدیدترین تحریم‌های بین‌المللی، از ایران به بازارهای مالی اروپا و دیگر مراکز اقتصادی جهان منتقل کند.

این تحقیقات پرسش دیگری را پیش می‌کشند: چگونه حکومتی که خود را قربانی انزوای اقتصادی جهانی می‌داند، توانسته است هم‌زمان یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های انتقال سرمایه به غرب را ایجاد و حفظ کند؟

بر پایه این تحقیقات، آنچه با آن روبرو هستیم، صرفاً یک پرونده فساد اقتصادی یا چند معامله مشکوک نیست. موضوع، شکل‌گیری نوعی اقتصاد موازی قدرت در جمهوری اسلامی است: شبکه‌ای که در آن درآمدهای نفتی، شرکت‌های پوششی، بانک‌های خصوصی، واسطه‌های مالی، نهادهای امنیتی و نزدیک‌ترین حلقه بیت رهبری به یکدیگر متصل می‌شوند و سرمایه‌هایی با ارزش صدها میلیون و شاید میلیاردها دلار را، دور از نظارت افکار عمومی، در اقتصاد جهانی به گردش درمی‌آورند.

Amir_Daha.jpgچگونه نفوذ اجتماعی به ابزاری برای جنگ روانی تبدیل می‌شود؟

هر شهروندی -- از جمله هنرمند، ورزشکار، نویسنده یا بازیگر -- حق دارد درباره مسائل سیاسی نظر بدهد؛ آزادی بیان دقیقاً بر همین اصل استوار است. اما وقتی سخن یک نفر را نه چند نفر، بلکه میلیون‌ها نفر می‌شنوند، آن سخن دیگر صرفاً یک نظر شخصی نیست، بلکه متغیری تأثیرگذار در معادله افکار عمومی می‌شود.

این نوشته نه حق مشارکت سیاسی سلبریتی‌ها را زیر سؤال می‌برد و نه آنان را به سکوت دعوت می‌کند. بلکه می‌خواهد به این مسئله بپردازد که نفوذ اجتماعی چگونه می‌تواند به ابزاری برای انحراف گفتمان سیاسی بدل شود و چرا حکومت‌های اقتدارگرا بیشترین سود را از این وضعیت می‌برند.

بحران مرجعیت

در گذشته، هنگامی که جامعه با بحرانی سیاسی مواجه می‌شد، مرجع مردم برای تحلیل و تفسیر رویدادها معمولاً احزاب و سازمان‌های سیاسی، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای، دانشگاهیان و فعالان باتجربه بودند؛ افرادی که دست‌کم تخصص و حوزه فعالیتشان سیاست، اقتصاد یا حقوق بود.

امروزه اما بخش مهمی از این مرجعیت به شبکه‌های اجتماعی منتقل شده است؛ جایی که شهرت اغلب بر تخصص غلبه دارد و تعداد دنبال‌کنندگان، گاه شاخص مهم‌تری برای اعتبار تلقی می‌شود تا عمق دانش و میزان تخصص فرد.

این به معنای بی‌ارزش بودن نظر سلبریتی‌ها نیست؛ بلکه یادآوری این نکته است که شهرت لزوماً معادل صلاحیت برای تحلیل سیاسی نیست.

tahmasebi.jpgسال اول دانشگاه بود که «مردی در قلعه بلند» اثر فیلیپ کی. دیک را خواندم. هنوز هم آن را یکی از محبوب‌ترین رمان‌هایی می‌دانم که خوانده‌ام. نه فقط به خاطر داستانش، بلکه به خاطر کاری که با ذهن خواننده می‌کند. دیک جهانی را تصور می‌کند که در آن متفقین جنگ جهانی دوم را باخته‌اند. با تغییر نتیجه یک رویداد تاریخی، ناگهان همه چیز غریب می‌شود. نه فقط جهان داستان، بلکه باورهای خود ما نیز. او وادارمان می‌کند از خود بپرسیم کدام باورهایمان محصول اصول‌اند و کدام فقط محصول تاریخی هستند که در آن به دنیا آمده‌ایم.

در روزهای اخیر، با بالا گرفتن دوباره تنش‌ها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی و در حالی که هنوز درگیر فهم و هضم آنچه در دی‌ماه بر ایران گذشت هستم، دوباره سراغ این کتاب رفتم. نه از سر نوستالژی، بلکه چون احساس کردم بار دیگر نیاز دارم جهان خودم را از زاویه‌ای متفاوت ببینم. سال‌ها با خودم فکر می‌کردم اگر قرار بود برای زمانه خودم یک جهان موازی بسازم، چه شکلی می‌شد. ذهنم اغلب به کره شمالی می‌رسید. فکر کردن به تاریکی در جایی که خانه من نبود، آسان‌تر بود. ایران خانه بود.

ایران اینترنشنال - ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند گروهی از متقاضیان خودروی سایپا شنبه ۲۰ تیر به دلیل تحویل نگرفتن خودروهای خود مقابل شرکت این خودروسازی تجمع کردند.

kuwait.jpgاصابت سه موشک بالستیک به حوالی بندر شویخ در پایتخت کویت

بر اساس گزارش‌های اولیه و تائید نشده، جمهوری اسلامی شامگاه امروز سه موشک بالستیک به سمت پرتابگرهای موشکی ATACMS در کویت شلیک کرده است؛ پرتابگرهایی که گفته می‌شود در حملات شب گذشته آمریکا علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته بودند.

در پی این حملات، ستون‌های دود غلیظ از منطقه برخاسته است.

تاکنون مقام‌های کویتی جزئیاتی درباره محل دقیق اصابت‌ها، میزان خسارت یا تلفات احتمالی اعلام نکرده‌اند.

خبر فوری: خبرگزاری فارس از شنیده‌شدن صدای انفجار در بندرعباس و جزیره قشم خبر داد.

باراک راوید، خبرنگار اکسیوس: یک مقام آمریکایی می‌گوید ارتش آمریکا حدود یک ساعت پیش سامانه‌های موشکی، پدافند هوایی و قایق‌های تندرو سپاه پاسداران را در چند نقطه اطراف تنگه هرمز هدف قرار داده است.

با وجود شنیده شدن چندین انفجار در منطقه جنوب ایران در ساعت گذشته، سنتکام حمله به اهداف ایرانی را تأیید نکرده است. آیا ممکن است کشور دیگری باشد؟

rd.jpgچرا همه جریان‌های ایدئولوژیک با معمار دولت-ملت ایرانی به ستیز برخاستند؟

هوشنگ رشدیه:

فهرست:

دیباچه

فصل اول: ایران پیش از رضاشاه؛ سرزمینی در آستانه فروپاشی

فصل دوم: معمار دولت-ملت؛ مردی که ایران را از نو ساخت

فصل سوم: ساختن ایران؛ رضاشاه و پایان عصر ملوک‌الطوایفی

فصل چهارم: دولت در برابر منبر؛ چرا روحانیت سنتی با پروژه رضاشاه به ستیز برخاست؟

فصل پنجم: طبقه یا ملت؟ چرا مارکسیسم با پروژه ملی رضاشاه ناسازگار بود

فصل ششم: ائتلاف نانوشته؛ چرا دشمنان یکدیگر، در مخالفت با رضاشاه هم‌پیمان شدند؟

فصل هفتم: ساختن ملت مدرن؛ تولد شهروند ایرانی

فرجام سخن

دیباچه

در تاریخ هر ملت، گاه انسان‌هایی ظهور می‌کنند که نمی‌توان آنان را تنها با معیارهای زمانه خود سنجید. آنان صرفاً یک دولت را اداره نمی‌کنند یا چند قانون را تغییر نمی‌دهند؛ بلکه مسیر تاریخ را دگرگون می‌سازند. درباره چنین شخصیت‌هایی، داوری‌ها معمولاً دوگانه است؛ گروهی آنان را تا مرز اسطوره بالا می‌برند و گروهی دیگر چنان در نفی آنان می‌کوشند که گویی هر آنچه ساخته‌اند، باید از حافظه تاریخ پاک شود.

رضاشاه پهلوی بی‌تردید یکی از همین شخصیت‌هاست.

کمتر چهره‌ای در تاریخ معاصر ایران را می‌توان یافت که پس از گذشت نزدیک به یک قرن، همچنان چنین در مرکز مناقشه‌های سیاسی و تاریخی قرار داشته باشد. برای برخی، او بنیان‌گذار ایران نوین است؛ مردی که کشوری ازهم‌گسیخته، فقیر و گرفتار آشوب را به سوی دولت مدرن، امنیت، آموزش نوین، صنعت، ارتش ملی و هویت ایرانی سوق داد. برای برخی دیگر، او نماد اقتدارگرایی و تمرکز قدرت است. اما آنچه شگفت‌آور است، تنها اختلاف نظر درباره رضاشاه نیست؛ بلکه این واقعیت است که تقریباً همه جریان‌های ایدئولوژیک قرن بیستم ایران، با وجود همه اختلاف‌های عمیقشان، در مخالفت با او به نقطه‌ای مشترک رسیدند.

روحانیت سنتی، مارکسیست‌ها، حزب توده، نیروهای چپ انقلابی، ملی‌گرایان رادیکال و بعدها سازمان مجاهدین خلق، هر یک از منظری متفاوت به مخالفت با رضاشاه برخاستند. دشمنانی که در بسیاری از عرصه‌ها حاضر بودند یکدیگر را نابود کنند، در نفی او زبان مشترکی یافتند.

آیا این همسویی، صرفاً یک تصادف تاریخی بود؟

یا آنکه رضاشاه پروژه‌ای را آغاز کرده بود که با بنیان‌های فکری همه این جریان‌ها ناسازگار بود؟

این مقاله، تلاشی است برای پاسخ دادن به همین پرسش.

اما پیش از هر داوری، باید از یک خطای رایج فاصله گرفت؛ خطایی که تاریخ را به میدان ستایش یا نفرت تبدیل می‌کند. تاریخ، دادگاه احساسات نیست. نه می‌توان با ستایش، خطاهای یک شخصیت تاریخی را نادیده گرفت و نه با نفرت، دستاوردهای او را انکار کرد. ملت‌هایی که تاریخ خود را با شعار می‌خوانند، دیر یا زود، همان اشتباهات را تکرار می‌کنند.

رضاشاه را نیز باید در متن زمانه خود دید، نه با معیارهای امروز و نه با روایت‌های تبلیغاتی مخالفان و موافقانش.

باید به یاد آورد که او ایرانِ سال 1357 را تحویل نگرفت؛ کشوری با دانشگاه‌ها، بزرگراه‌ها، ارتش منظم، نظام اداری، ثبت احوال، دادگستری، مرزهای تثبیت‌شده و مفهوم شهروندی. او وارث سرزمینی بود که هنوز بسیاری از ویژگی‌های یک دولت مدرن را نداشت؛ کشوری که در آن، اقتدار حکومت مرکزی از بسیاری از خوانین محلی کمتر بود، قدرت‌های خارجی در تصمیم‌های کلانش دخالت می‌کردند، بی‌سوادی فراگیر بود، بیماری و قحطی جان مردم را می‌گرفت و مفهوم «ملت ایران» هنوز زیر سایه هویت‌های ایلی، قبیله‌ای، محلی و مذهبی، استواری امروز را نیافته بود.

پرسش اساسی این نیست که آیا رضاشاه بی‌خطا بود یا نه؛ زیرا هیچ شخصیت تاریخی از خطا مصون نبوده است. پرسش این است که آیا بدون پروژه‌ای که او آغاز کرد، ایران می‌توانست به کشوری با دولت مرکزی نیرومند، نهادهای مدرن، ارتش ملی، آموزش عمومی، زیرساخت‌های سراسری و هویت ملی مشترک تبدیل شود؟

و پرسش مهم‌تر آن است که چرا هر نیرویی که موجودیت خود را در ایدئولوژی، مذهب، طبقه یا وفاداری‌های فراملی تعریف می‌کرد، با این پروژه سر سازگاری نداشت؟

در این نوشتار، کوشش بر آن است که پاسخ این پرسش‌ها نه از خلال شعارهای سیاسی، بلکه با رجوع به زمینه‌های تاریخی، تجربه دیگر کشورها و بررسی اندیشه‌های رقیب داده شود. خواهیم دید که مناقشه بر سر رضاشاه، در حقیقت مناقشه بر سر یک شخص نیست؛ بلکه جدالی است میان دو برداشت متفاوت از ایران.

یک برداشت، ایران را «ملت» می‌دانست؛ سرزمینی که باید قانون واحد، ارتش واحد، آموزش واحد، هویت ملی مشترک و دولت مرکزی مقتدر داشته باشد. برداشت دیگر، جامعه را بیش از آنکه ملت بداند، بر پایه طبقه، امت، ایدئولوژی یا وفاداری‌های محلی تعریف می‌کرد. از همین نقطه بود که یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های فکری تاریخ معاصر ایران آغاز شد؛ رویارویی‌ای که پژواک آن را هنوز، پس از گذشت دهه‌ها، در سیاست ایران می‌توان شنید.

این مقاله، نه در پی ساختن اسطوره‌ای بی‌عیب از رضاشاه است و نه در پی صدور حکمی قطعی درباره او. هدف آن، فهم یکی از مهم‌ترین لحظه‌های تاریخ ایران است؛ لحظه‌ای که کشوری کهن، پس از قرن‌ها آشفتگی، در آستانه تولد دوباره به عنوان یک دولت-ملت مدرن قرار گرفت؛ تولدی که ستایش‌ها و دشمنی‌هایش، هر دو، تا امروز ادامه یافته است.

فصل اول

ایران پیش از رضاشاه؛ سرزمینی در آستانه فروپاشی

هیچ تمدنی را نمی‌توان تنها از شکوه امروز یا دیروز آن شناخت. هر ملتی لحظاتی در تاریخ خود دارد که در آستانه سقوط ایستاده است؛ لحظاتی که اگر اراده‌ای برای دگرگونی پدید نیاید، تاریخ آن ملت به شاخه‌ای دیگر خواهد پیچید. ایران در واپسین سال‌های فرمانروایی قاجار، یکی از همان لحظه‌های سرنوشت‌ساز را تجربه می‌کرد.

برای شناخت رضاشاه، نخست باید ایران پیش از او را شناخت. هیچ معمار بزرگی را نمی‌توان بدون دیدن ویرانه‌ای که بر آن بنا کرده است، منصفانه داوری کرد.

ایران آغاز قرن چهاردهم خورشیدی، تنها کشوری فقیر نبود؛ کشوری بود که هنوز بسیاری از ارکان یک دولت مدرن در آن شکل نگرفته بود. در نقشه جهان، ایران کشوری مستقل به شمار می‌آمد، اما در واقعیت، اقتدار حکومت مرکزی از بسیاری از قدرت‌های محلی کمتر بود. تهران بر سراسر ایران حکومت نمی‌کرد؛ تنها می‌کوشید بر آن حکومت کند.

از آذربایجان تا بلوچستان، از خوزستان تا لرستان و از ترکمن‌صحرا تا فارس، خوانین، رؤسای ایلات و حاکمان محلی، هر یک قلمرو نفوذ خود را داشتند. در بسیاری از نقاط کشور، فرمان حکومت مرکزی تنها تا جایی اعتبار داشت که قدرت تفنگ‌های محلی اجازه می‌داد. دولت نه ارتشی یکپارچه داشت، نه نیروی انتظامی سراسری و نه دستگاه اداری منسجمی که بتواند قانون واحدی را در سراسر کشور اجرا کند.

آنچه امروز «ایران» می‌نامیم، بیش از آنکه یک دولت ملی باشد، مجموعه‌ای از قدرت‌های پراکنده بود که با رشته‌ای باریک به پایتخت پیوند می‌خوردند. مفهوم شهروندی، به معنای مدرن آن، هنوز جای خود را در ذهن جامعه نیافته بود. بسیاری، پیش از آنکه خود را ایرانی بدانند، عضو ایل، طایفه، خاندان، شهر یا جماعت مذهبی خود بودند. وفاداری به قبیله، غالباً بر وفاداری به دولت پیشی می‌گرفت و اقتدار خان، از اقتدار قانون نیرومندتر بود.

در چنین فضایی، ایران نه تنها از درون، بلکه از بیرون نیز زیر فشار قرار داشت.

در شمال، امپراتوری روسیه و پس از انقلاب بلشویکی، اتحاد جماهیر شوروی، نفوذی گسترده در سیاست و اقتصاد ایران داشتند. در جنوب، بریتانیا با تسلط بر خلیج فارس و حفظ منافع راهبردی خود، یکی از تعیین‌کننده‌ترین بازیگران سیاست ایران بود. قراردادهای نابرابر، امتیازهای اقتصادی، و دخالت مستقیم یا غیرمستقیم در امور داخلی، استقلال تصمیم‌گیری دولت ایران را به شدت محدود کرده بود.

فاجعه زمانی آشکارتر شد که جنگ جهانی اول آغاز گردید. ایران اعلام بی‌طرفی کرد، اما بی‌طرفی کشوری که دولت نیرومند نداشت، در برابر ارتش‌های بزرگ جهان ارزشی نداشت. نیروهای روس، عثمانی و بریتانیا بخش‌هایی از ایران را اشغال کردند و کشور به میدان رقابت قدرت‌هایی تبدیل شد که سرنوشت مردم ایران برایشان اهمیت چندانی نداشت.

پیامد این اشغال‌ها، یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ ایران بود؛ قحطی، بیماری، نابودی کشاورزی و فروپاشی اقتصاد محلی. در بسیاری از مناطق، مردم نه قربانی جنگ خود، بلکه قربانی جنگ دیگران شدند. گزارش‌های کنسولگری‌های خارجی، سفرنامه‌ها و اسناد باقی‌مانده از آن دوره، تصویری هولناک از گرسنگی، شیوع بیماری‌هایی چون وبا، تیفوس و مالاریا، و مرگ گسترده مردم ارائه می‌دهند.

فقر، چهره عمومی ایران بود.

بیش از نود درصد مردم بی‌سواد بودند. مدرسه، امتیازی بود که تنها بخش کوچکی از ساکنان شهرهای بزرگ از آن بهره‌مند می‌شدند. در هزاران روستا، کودکان هرگز کلاس درس نمی‌دیدند و خواندن و نوشتن، مهارتی استثنایی محسوب می‌شد. دانشگاهی وجود نداشت که پزشک، مهندس، حقوق‌دان یا مدیر برای کشور تربیت کند. هرکس می‌خواست تحصیلات عالی داشته باشد، ناچار بود به خارج از کشور برود؛ امکانی که تنها برای اقلیتی بسیار محدود فراهم بود.

نظام بهداشت نیز وضعیتی بهتر نداشت. در بیشتر شهرها، بیمارستان‌های مجهز وجود نداشت و پزشکان اندک بودند. امید به زندگی پایین بود و مرگ کودکان در اثر بیماری‌های قابل پیشگیری، رخدادی عادی به شمار می‌رفت. بیماری، برای میلیون‌ها ایرانی، نه یک حادثه، بلکه بخشی از زندگی روزمره بود.

راه‌ها، شریان‌های هر کشورند؛ اما ایران، شریان‌های فرسوده‌ای داشت که بسیاری از آنها در زمستان یا هنگام بارندگی عملاً از میان می‌رفتند. سفر از تهران به مشهد یا تبریز، گاه هفته‌ها طول می‌کشید. کاروان‌ها در معرض حمله راهزنان قرار داشتند و هیچ شبکه سراسری حمل‌ونقل، اقتصاد کشور را به هم پیوند نمی‌داد. تجارت داخلی، بیش از آنکه بر پایه امنیت و سرعت باشد، بر پایه شکیبایی و بخت استوار بود.

حتی دولت نیز از ابتدایی‌ترین ابزارهای اداره کشور محروم بود.

بسیاری از مردم شناسنامه نداشتند. ثبت دقیق تولد، مرگ و ازدواج وجود نداشت. مالکیت زمین‌ها در بسیاری موارد بر پایه اسناد محلی یا عرفی تعیین می‌شد و نظام یکپارچه ثبت اسناد هنوز شکل نگرفته بود. کشوری که شهروندانش در دفاتر رسمی دولت شناخته نمی‌شدند، چگونه می‌توانست برای آموزش، مالیات، خدمت نظام وظیفه یا برنامه‌ریزی اقتصادی تصمیم‌گیری کند؟

دستگاه قضایی نیز آشفته بود. در نقاط مختلف کشور، محاکم شرعی، عرف محلی، نفوذ خوانین و قدرت صاحبان ثروت، هر یک به گونه‌ای در حل‌وفصل اختلاف‌ها نقش داشتند. قانون، چهره‌ای واحد نداشت و عدالت، بیش از آنکه بر پایه قواعدی یکسان استوار باشد، به جایگاه اجتماعی و میزان نفوذ افراد وابسته بود.

اقتصاد ایران نیز عمدتاً کشاورزی، سنتی و کم‌بازده بود. صنعت مدرن، به معنای واقعی کلمه، وجود نداشت. نه کارخانه‌های بزرگ، نه شبکه برق سراسری، نه صنایع مادر و نه نظام بانکی کارآمدی که بتواند موتور توسعه اقتصادی شود. درآمد دولت، محدود و وابسته به مالیات‌های سنتی و درآمدهای گمرکی بود و همین امر، توان سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها را به شدت کاهش می‌داد.

اما شاید بزرگ‌ترین بحران ایران، نه فقر بود و نه بی‌سوادی.

بحران اصلی، فقدان «دولت» بود.

دولت، در مفهوم مدرن خود، نهادی است که انحصار اعمال قانون را در اختیار دارد، امنیت را برقرار می‌کند، مالیات می‌گیرد، مرزها را پاسداری می‌کند و شهروندان را، فارغ از وابستگی‌های قومی، مذهبی یا قبیله‌ای، زیر چتر قانونی واحد گرد می‌آورد.

ایرانِ پایان عصر قاجار، هنوز تا رسیدن به چنین جایگاهی فاصله‌ای بسیار داشت.

از همین رو، هنگامی که رضاشاه بر صحنه سیاست ایران ظاهر شد، مسئله اصلی او ساختن چند جاده یا چند ساختمان دولتی نبود. مسئله، ساختن خود «دولت» بود؛ دولتی که بتواند برای نخستین بار پس از قرن‌ها، قانون را بر تفنگ، شهروند را بر قبیله، و منافع ملی را بر نفوذ قدرت‌های محلی و خارجی برتری دهد.

درک این واقعیت، کلید فهم همه آن چیزی است که در فصل‌های بعد خواهد آمد. زیرا موافقت یا مخالفت با رضاشاه، پیش از آنکه بر سر یک شخص باشد، بر سر پاسخی بود که او برای این پرسش بنیادین برگزید: آیا می‌توان از دل کشوری پراکنده، ملتی واحد ساخت؟

فصل دوم

معمار دولت-ملت؛ مردی که ایران را از نو ساخت

اگر فصل پیشین، روایت ویرانه بود، این فصل، روایت معمار است.

تاریخ، تنها با انقلاب‌ها نوشته نمی‌شود؛ گاه یک ملت، نه با سقوط یک حکومت، بلکه با تولد یک «دولت» وارد عصر تازه‌ای می‌شود. رضاشاه را، پیش از آنکه یک پادشاه بدانیم، باید دولتمردی دانست که بزرگ‌ترین دغدغه‌اش ساختن دولت بود؛ نه دولتی برای یک خاندان، بلکه دولتی که پس از قرن‌ها پراکندگی، بتواند ایران را بر روی نقشه، از یک مفهوم جغرافیایی به یک واقعیت سیاسی تبدیل کند.

او ایران را از نو اختراع نکرد؛ اما ایران را دوباره سازمان داد.

باید به یاد داشت که رضاشاه، کشوری صنعتی، باسواد و آرام تحویل نگرفت. او وارث سرزمینی بود که هنوز بخش بزرگی از آن، با مناسبات ایلی و قبیله‌ای اداره می‌شد. در بسیاری از مناطق، اقتدار خان از اقتدار دولت بیشتر بود و وفاداری مردم، بیش از آنکه متوجه پرچم ایران باشد، به ایل، طایفه یا قدرت محلی تعلق داشت.

رضاشاه دریافت که نخستین شرط بقای ایران، ایجاد دولتی است که تنها دولت باشد؛ نه یکی از چند قدرت موجود در کشور.

از همین رو، نخستین گام او، ایجاد ارتشی ملی بود.

تا پیش از آن، ایران عملاً چند نیروی نظامی پراکنده داشت؛ بریگاد قزاق، ژاندارمری، نیروهای ایلی و دسته‌های مسلح محلی. کشوری که هر گوشه آن تفنگی مستقل از دولت داشته باشد، دیر یا زود، به میدان جنگ قدرت تبدیل خواهد شد. رضاشاه این ساختار را در هم شکست و ارتشی سراسری پدید آورد که وفاداری آن نه به خان، نه به ایل و نه به قدرت خارجی، بلکه به دولت ایران بود.

برای نخستین بار پس از سده‌ها، دولت توانست انحصار اعمال قدرت را در دست گیرد؛ اصلی که امروز یکی از پایه‌های هر دولت مدرن در علوم سیاسی به شمار می‌رود.

اما ارتش، تنها آغاز راه بود.

او می‌دانست که هیچ کشوری با تفنگ ساخته نمی‌شود.

ملتی که خواندن نداند، آینده خود را نیز نخواهد نوشت.

از همین رو، گسترش مدارس جدید، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های دوران او شد. مدرسه، دیگر امتیاز طبقه‌ای خاص نبود؛ به تدریج به نهادی عمومی تبدیل شد. هزاران کودک ایرانی که تا دیروز تنها میراث پدران خود را می‌آموختند، اکنون خواندن، نوشتن، تاریخ، جغرافیا و مفهوم ایران را در کلاس‌های درس فرا می‌گرفتند.

این، صرفاً آموزش نبود.

ساختن ملت بود.

هر کشوری، پیش از آنکه در جغرافیا متولد شود، در ذهن کودکانش متولد می‌شود.

تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ نیز، نقطه عطفی در همین مسیر بود. ایران، برای نخستین بار، صاحب نهادی شد که پزشک، مهندس، حقوق‌دان، معلم و مدیر برای آینده خود تربیت می‌کرد. تا پیش از آن، بسیاری از متخصصان ناچار بودند تحصیلات خود را در خارج از کشور بگذرانند؛ اما اکنون، بذر دانش نوین در خاک ایران کاشته می‌شد.

اگر آموزش، روح دولت مدرن بود، راه‌ها، رگ‌های آن بودند.

رضاشاه به‌درستی دریافته بود که کشوری که استان‌هایش از یکدیگر جدا افتاده‌اند، هرگز به ملتی واحد تبدیل نخواهد شد. از همین رو، ساخت هزاران کیلومتر جاده، پل و راه ارتباطی در دستور کار قرار گرفت.

اما نماد بزرگ این اندیشه، راه‌آهن سراسری ایران بود.

در آن روزگار، بسیاری این پروژه را رؤیایی غیرممکن می‌دانستند. مخالفان می‌گفتند کشوری فقیر، توان ساخت چنین شبکه عظیمی را ندارد. اما راه‌آهن، تنها چند ریل آهن نبود؛ شریان حیاتی کشوری بود که شمال و جنوب، شرق و غرب آن، برای نخستین بار به هم متصل می‌شدند.

راه‌آهن، بیش از آنکه یک پروژه اقتصادی باشد، پروژه وحدت ملی بود.

هر قطاری که از بندر شاهپور تا بندر شاه حرکت می‌کرد، در حقیقت، رشته‌ای تازه بر پیکر ایران می‌دوخت.

همزمان، اداره ثبت احوال شکل گرفت.

kalhor.jpgتاریخ ایران را نمی‌توان تنها با تاریخ پادشاهان، جنگ‌ها و شکست‌ها فهمید. گاه یک ملت نه فقط سرزمین، بلکه حافظه، زبان، هویت و مسیر تمدنی خود را از دست می‌دهد. حملهٔ اعراب به ایران در سدهٔ هفتم میلادی، یکی از همان گسست‌های بزرگ تاریخی بود. واقعه‌ای که نه تنها دولت ساسانی را فروپاشید، بلکه ایران را وارد جهانی کرد که مرکز قدرت، زبان، دین، نظام حقوقی و مشروعیت سیاسی آن بیرون از سنت تاریخی ایران قرار داشت.

اما پرسش بزرگ‌تر نهفته در این حقیقت است که آیا آن حمله فقط یک بار رخ داد؟

اگر حملهٔ نخست، ۱۴۰۰ سال پیش با سپاه و شمشیر از «بیرون» صورت گرفت، حملهٔ دوم در سال ۱۳۵۷ و از «درون» به وقوع پیوست؛ زمانی که اسلام سیاسی از درون، ایران را تسخیر کرد. این بار، نه سپاهیان عرب از بیابان به ایران یورش بردند و نه قادسیه‌ای تازه با همان صورت تاریخی تکرار شد. این بار اسلام سیاسی، با دستان خود ِایرانیان، با شعار عدالت، استقلال، آزادی و معنویت، از درون، دروازه‌های ایران را گشود و سرانجام دولت، قانون، آموزش، فرهنگ، زن، جامعه و آیندهٔ کشور را زیر فرمان شریعت حکومتی برد.

aa.jpgپیش گفتار

« فرهنگ باستانی ایران ما را دو طایفه نابود کردند. یکی غربی ها که می خواستند بگویند، تمدن مال غرب است، مال یونان است و دیگران بّربّرند (بّربّر = وحشی و بی شعور)، در حالیکه تمدن ایرانی غیر قابل انکار بود و دیگری عرب ها بودند که فاصله آنها با غرب تنها یک نقطه است!»
بهر روی یک جامعه‌ء پویای ایرانی هنگامی شکل خواهد گرفت که شهروندانش هم به هویت و تاریخِ خود افتخار کنند و هم برای دستیابی به آزادی‌های فردی و اجتماعی و حقوق دموکراتیک تلاش کنند. به این معنا که «ایرانی بودن» در تضاد با «آزاده و آزاداندیش بودن» نیست، بلکه این دو مفهوم می‌توانند مکمل یکدیگر بوده و به توسعه، پیشرفت و عدالت در ایران کمک کنند.

در این یاد داشت به مسائل «اتنیکی» (Ethnic) و «قومی» در ادبیات سیاسی و جامعه‌شناختی ایران، حساسیت‌های تاریخی مرتبط با واژه «قومیت» و تفاوت دیدگاه‌های سیاسی پرداخته می شود. تفاوتهای ملی گرایی در ایران و غرب بعنوان مثال با اتحادیه اروپای ( چند ملیتی، چند اتنیکی / چند قومی) مورد بحث قرار می گیرد. هدف نهایی؛ کوششی از برای انسجام ملی بیشتر ایرانیان در راه نیل به آزادی، امنیت، توسعه و رفاه اجتماعی در ایران است.

farzand2.jpgایندیپندنت فارسی - حسین تنگسیری، فرزند علیرضا تنگسیری، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه پاسداران، در گفتگو با یک رسانه غربی مدعی شد که ایران دیگر اجازه نخواهد داد هیچ‌یک از دارایی‌ها و پایگاه‌های آمریکا در منطقه در امان بماند و «تمام منافع، پایگاه‌های نظامی و ناوهای جنگی آمریکا در منطقه اهداف موجه ایران خواهند بود.»

او با اشاره به اصل «چشم در برابر چشم و دست در برابر دست» گفت این موضوع در کتاب مقدس آمده و از منظر فقهی نیز به‌عنوان حق قصاص و تلافی شناخته می‌شود. تنگسیری همچنین افزود: «دوران بزن و دررو تمام شده و این‌طور نیست که دشمن کاری انجام دهد و فرار کند. ما قطعا پاسخ خواهیم داد، حتی اگر این تلافی در خلیج مکزیک یا در سان‌فرانسیسکو باشد.»

علیرضا تنگسیری در ۶ فروردین ۱۴۰۵ در حمله اسرائیل زخمی شد و جمهوری اسلامی ایران ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد که او بر اثر شدت جراحات جان باخته است.

IMG_6290.pngداشتم مطلبی در باره ی استاد بزرگ «تهران شناس»، زنده یاد جعفر شهری که قدر او هم مانند برخی دیگر از اهل قلم در طول زندگی اش ناشناخته ماند می نوشتم که ناخودآگاه ذهن ام به داستانی رفت که او در یکی از کتاب هایش تعریف کرده بود که آن را در مقدمه ی کتاب ارزشمند «طهران قدیم» او یافتم که اینجا آن را نقل می کنم:
«...وقتی ناصرالدین شاه سرزده به دیدار میرزای جلوه، شاعر وارسته ی طرف علاقه اش که در مدرسه ی صدر مقابل مسجد شاه، حجره داشته می رود او را طبق معمول مشغول مطالعه می نگرد. پس از ادای احترام از طرف میرزا و ابراز عنایت از جانب شاه که او را با قَسَم جانِ خود بر سر جای اش نشانیده مانع حرکت اش می شود در باره ی کتاب مورد قرائت اش سوال می کند.
میرزا اظهار می دارد تاریخ نگاه می کرده است که شاه با همان لحن دوستانه می گوید میرزا خفه ام کردی از بس هر وقت تو را دیدم تاریخ می خواندی، آخر از چه چیز آن خوش ات می آید که همه اش سر در این یک رقم کتاب می کنی؟

امیر سابق قطر درگذشت

| No Comments

12-3.jpgدویچه وله - شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی که در دوران زمامداری خود، قطر را به یک بازیگر جهانی در عرصه‌های دیپلماسی، رسانه و سرمایه‌گذاری تبدیل کرد و سپس با واگذاری داوطلبانه قدرت به پسرش سنتی قدیمی را شکست، در ۷۴ سالگی درگذشت.

دیوان امیری قطر به عنوان عالی‌ترین نهاد دولتی این کشور، روز یکشنبه ۱۲ ژوئيه (۲۱ تیر) اعلام کرد که شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر سابق قطر، درگذشته است. خبرگزاری رسمی قطر (قنا) با انتشار این خبر، به علت فوت او اشاره‌ای نکرده است.

HNAWp1cXoAAvaZp.jpg

12-6.jpgدعای عجیب عباس قانع گزارشگر فوتبال برای بازی بلژیک و اسپانیا

ویدیوی شکرگزاری عباس قانع، گزارشگر فوتبال، پس از اعلام ۷ دقیقه وقت اضافه در دیدار اسپانیا و بلژیک

دیدنی‌های خبرنامه گویا - قانع در جریان گزارش با تکرار عبارت «یا رزاق» از خدا بابت این دقایق تشکر کرد. بسیاری استفاده از عبارات مذهبی در جریان گزارش یک مسابقه فوتبال را مورد انتقاد قرار داده اند. فرزاد فتاحی، روزنامه‌نگار و تهیه‌کننده ایران اینترنشنال، نیز با لحنی کنایه‌آمیز نوشت: «در مورد واکنش نورون‌ها و عملکرد مغز این گزارشگر، اطلاعات بیشتری در دست نیست.»

iw.jpgعلی‌اصغر حجازی که بود و چرا حضور دوباره‌اش اهمیت دارد؟

به گزارش ایران وایر برای نخستین‌بار پس از جنگ ۳۹ روزه و بیش از ۱۳۰ روز غیبت، علی‌اصغر حجازی، مسئول امور امنیتی دفتر رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در مراسم تدفین علی خامنه‌ای در مشهد در انظار عمومی ظاهر شد. این حضور در حالی انجام شد که پیش‌تر اسرائیل مدعی شده بود او را در عملیاتی ترور کرده است.

حجازی از معدود مقام‌هایی است که طی سه دهه گذشته، بدون حضور رسانه‌ای، در مرکز تصمیم‌گیری‌های امنیتی جمهوری اسلامی قرار داشته است. او تنها مسئول حفاظت از رهبر نبود، بلکه هماهنگی میان دفتر رهبری، وزارت اطلاعات، سپاه و دیگر نهادهای امنیتی را بر عهده داشت و بسیاری او را یکی از معماران ساختار امنیتی جمهوری اسلامی می‌دانند.

برخی تحلیلگران نیز معتقدند او در روند انتقال قدرت پس از مرگ علی خامنه‌ای و انتخاب مجتبی خامنه‌ای به رهبری نقش مؤثری داشته است، هرچند جزئیات این روند هرگز به‌صورت رسمی منتشر نشده است. با وجود این نفوذ گسترده، حجازی همچنان یکی از ناشناخته‌ترین چهره‌های جمهوری اسلامی باقی مانده است.

از دادستانی انقلاب تا بیت رهبری

حجازی پس از انقلاب وارد ساختارهای امنیتی و قضایی شد و با تشکیل وزارت اطلاعات، در سمت‌هایی از جمله رئیس ستاد جنگ و معاون امنیت خارجی فعالیت کرد. با آغاز رهبری علی خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸، به دفتر رهبری رفت و به یکی از مهم‌ترین مدیران پشت‌پرده بیت تبدیل شد؛ فردی که پیام‌ها و تصمیم‌های رهبر را به دولت، مجلس، قوه قضاییه و نهادهای امنیتی منتقل می‌کرد.

در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی نیز آمده است که خامنه‌ای از طریق حجازی به مهدی کروبی و بهزاد نبوی پیام داد اصلاح قانون مطبوعات نباید در مجلس مطرح شود؛ اقدامی که به توقف بررسی آن انجامید.

از سرکوب داخلی تا پرونده آمیا

نام حجازی در بسیاری از مهم‌ترین پرونده‌های امنیتی جمهوری اسلامی مطرح شده است. آمریکا او را به دلیل نقش ادعایی در سرکوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ تحریم کرد و وزارت خزانه‌داری این کشور از او به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی حلقه تصمیم‌گیری پیرامون علی خامنه‌ای نام برد.

دادستانی آرژانتین نیز او را از چهره‌های کلیدی مرتبط با پرونده انفجار مرکز همیاری یهودیان (آمیا) معرفی کرده و مدعی است پیش از این بمب‌گذاری به بوئنوس‌آیرس سفر کرده و با محسن ربانی دیدار داشته است. جمهوری اسلامی این اتهام‌ها را رد می‌کند.

نام او در پرونده برجام نیز مطرح شد. گزارش‌ها حاکی است که حجازی در جلسه‌ای با علی لاریجانی و علی شمخانی حضور داشت؛ جلسه‌ای که بسیاری آن را نشانه حمایت بیت رهبری از تصویب سریع توافق هسته‌ای دانستند. برجام در نهایت بدون بررسی پیشنهادهای اصلاحی و در حدود ۲۰ دقیقه در مجلس تصویب شد.

نفوذ فراتر از امنیت

طهماسب مظاهری، رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی، نیز از نقش حجازی در یکی از اختلاف‌های مهم اقتصادی دوران محمود احمدی‌نژاد پرده برداشته است. او می‌گوید هنگام بررسی ادعای احمدی‌نژاد درباره دریافت مجوز برداشت از ذخایر ارزی، حجازی تأیید کرد که چنین مجوزی از سوی رهبر صادر نشده است؛ روایتی که نشان می‌دهد نفوذ او تنها به مسائل امنیتی محدود نبود.

منتقدان همچنین از نفوذ گسترده خانواده او در شبکه‌های اقتصادی و مدیریتی جمهوری اسلامی سخن گفته و آن را نمونه‌ای از پیوند میان قدرت امنیتی و رانت اقتصادی دانسته‌اند.

بازگشت مردی که هرگز از مرکز قدرت دور نشد

پس از مرگ علی خامنه‌ای و حذف بسیاری از فرماندهان و چهره‌های قدیمی نظام، حجازی همچنان یکی از معدود افرادی است که به دلیل ارتباط هم‌زمان با بیت رهبری، سپاه، وزارت اطلاعات و ساختار اداری جمهوری اسلامی، از نفوذ قابل توجهی برخوردار است.

بازگشت علنی او در مراسم تدفین علی خامنه‌ای، بیش از آنکه صرفاً پاسخی به شایعات درباره سرنوشتش باشد، یادآور نقش چهره‌هایی است که دور از انظار عمومی، در مهم‌ترین تصمیم‌های جمهوری اسلامی اثرگذار بوده‌اند. شاید به همین دلیل نیز وزارت خارجه آمریکا برای ارائه اطلاعات درباره او جایزه تعیین کرده است؛ نشانه‌ای از اینکه غرب همچنان او را یکی از مهم‌ترین بازیگران پنهان ساختار قدرت جمهوری اسلامی می‌داند.

lego.jpgخبرنامه گویا - یک گروه مرتبط با حکومت ایران ویدیویی تولیدشده با هوش مصنوعی و با سبک شخصیت‌های لگو منتشر کرده که در آن به‌طور ضمنی مسئولیت مرگ سناتور لیندسی گراهام را بر عهده می‌گیرد و هم‌زمان افراد دیگری از جمله لورا لومر را نیز تهدید می‌کند.

در این ویدیو عبارت «KT» دیده می‌شود که برخی آن را احتمالاً مخفف «Kill Trump» (کشتن ترامپ) تفسیر کرده‌اند. همچنین در این ویدیو به مونیکا ویت، مأمور پیشین ضدجاسوسی نیروی هوایی آمریکا که بعدها به ایران پناهنده شد، اشاره شده است.

***

نحوه عجیب اعلام خبر فوت لیندسی گراهام توسط گوینده شبکه خبر: «به درک واصل شدن لیندسی گراهام را به ملت ایران شادباش می گویم»

صادق بیگدلی در اینستاگرام:

در صورت بارگذاری نشدن ویدیوی اینستاگرام، نسخه پشتیبان در ایکس (X):

***

attack.jpgسنتکام: در سومین موج حملات، ۱۴۰ هدف نظامی در ایران را هدف قرار دادیم

فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد سومین دور حملات این هفته علیه جمهوری اسلامی را به پایان رسانده و در این عملیات حدود ۱۴۰ هدف نظامی را هدف قرار داده است. به گفته سنتکام، این حملات در پاسخ به حمله ایران به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز انجام شده است.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده بامداد یکشنبه اعلام کرد سومین دور حملات این هفته علیه ایران را به پایان رسانده است؛ عملیاتی که به گفته این فرماندهی با هدف پاسخگو کردن نیروهای ایرانی پس از حمله به یک کشتی تجاری دیگر در تنگه هرمز انجام شد.

سنتکام در بیانیه‌ای اعلام کرد نیروهای آمریکایی در این عملیات حدود ۱۴۰ هدف نظامی حکومت ایران را با استفاده از مهمات هدایت‌شونده دقیق مورد حمله قرار دادند. این حملات با مشارکت جنگنده‌های مستقر در خشکی و دریا، پهپادها و شناورهای نیروی دریایی آمریکا انجام شد.



سنتکام نوشت: «در پاسخ، ایالات متحده با ادامه تضعیف توانایی ایران برای حمله به دریانوردان غیرنظامی و کشتی‌های تجاری که آزادانه از تنگه عبور می‌کنند، هزینه سنگینی به این کشور تحمیل می‌کند. این حملات به دستور فرمانده کل قوا انجام می‌شوند.»

یک مقام آمریکایی به باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، اعلام کرد که اهداف حملات اخیر آمریکا شامل رادارهای مراقبت هوایی، انبارهای نگهداری موشک و پهپاد، سکوهای پرتاب موشک و پهپاد، رادارهای مراقبت سطحی و سامانه‌های پدافند هوایی بوده است.

یک نیروی پدافند نیروی دریایی ارتش در حملات آمریکا کشته شد

خبرگزاری ایلنا گزارش داد حمیدرضا دهقان، از نیروهای پدافند نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، در حملات بامداد یکشنبه ۲۱ تیر آمریکا به جاسک کشته شد.

رسانه وابسته به سپاه: جمهوری اسلامی پایگاه‌های آمریکا در پنج کشور را هدف قرار داد

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، صبح یکشنبه ۲۱ تیر گزارش داد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در پاسخ به حملات ایالات متحده، اهداف و تاسیسات نظامی این کشور را در پنج کشور منطقه هدف قرار داده‌اند.

بر اساس این گزارش، پایگاه هوایی شاهزاده حسن در اردن، پایگاه هوایی العدید در قطر، بندر الشیوخ در کویت، پایگاه ناوگان پنجم و الجفیر در بحرین و همچنین بندر الدقم و مخازن سوخت ارتش آمریکا در عمان از جمله اهداف اعلام‌شده هستند.

هگست: تهران انتخاب بدی کرد، حالا تاوانش را می‌دهد

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، با بازنشر پست فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در مورد حملات جدید نیروهای آمریکا نوشت:‌ «ایران انتخاب بدی کرد. حالا تاوانش را می‌دهند.»

سپاه تنگه هرمز را بست

| No Comments

sep.jpgباراک راوید: سپاه پاسداران یک کشتی تجاری را در تنگه هرمز هدف قرار داد

باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، در شبکه ایکس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشته است که سپاه پاسداران یک موشک به سوی یک کشتی تجاری در حال عبور از تنگه هرمز شلیک کرده و کشتی هدف قرار گرفته است.

ایران اینترنشنال - نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرد تنگه هرمز از این پس تا اطلاع ثانوی و تا پایان آنچه «مداخلات آمریکا» در منطقه خوانده، به روی همه شناورها بسته خواهد بود. سپاه همچنین از توقف یک کشتی با «شلیک اخطار» خبر داد و آمریکا را به حملات بیشتر تهدید کرد.

نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بامداد یکشنبه ۲۱ تیر با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که تنگه هرمز از این پس تا اطلاع ثانوی و تا پایان «مداخلات آمریکا» در منطقه بسته خواهد بود و هیچ شناوری اجازه تردد از این آبراه را نخواهد داشت.

در این اطلاعیه نیروی دریایی سپاه همچنین اعلام کرد یک فروند «کشتی متخلف» پس از بی‌توجهی به اخطارها و تلاش برای عبور از «مسیر غیرمصوب»، هدف «شلیک اخطار» قرار گرفته و متوقف شده است.

سپاه مدعی شد پیش‌تر درباره «مداخلات بیگانگان» و «تعیین غیرقانونی مسیر حرکت کشتی‌ها» در تنگه هرمز هشدار داده بود و اعلام کرده بود که ادامه این روند با «برخورد قاطع» روبه‌رو خواهد شد.

امام رضا وقتی فهمید خامنه ای رو هم آوردن تو حرم دفن کردن

HM2WnPuaEAAwztc.jpg

mp.jpgسیاست یک بام و دو هوای جمهوری اسلامی در هرمز

فروش امنیت، زمانی معنا دارد که فروشنده خود عامل ایجاد ناامنی نباشد

مهدی پرپنچی

جمهوری اسلامی می‌خواهد برای تنگه هرمز هم‌زمان دو نقش متضاد تعریف کند: آن را هم کالایی امنیتی بداند و هم سلاحی بازدارنده. اما این دو نقش، منطقاً یکدیگر را نقض می‌کنند.

تهران از یک سو می‌گوید بابت تامین امنیت این آبراه، از کشتی‌های عبوری عوارض خواهد گرفت. از سوی دیگر، همین تنگه را مهم‌ترین ابزار بازدارندگی خود می‌داند و بارها تهدید کرده است که هر زمان لازم باشد، آن را ناامن یا مسدود خواهد کرد تا هزینه حمله به ایران را برای جهان افزایش دهد.

این دو ادعا با یکدیگر جمع نمی‌شوند.

هر خدمت امنیتی بر اعتماد استوار است. دریافت‌کننده خدمت باید اطمینان داشته باشد که ارائه‌دهنده امنیت، خود منشأ تهدید نیست. هیچ شرکت بیمه‌ای از مشتری حق بیمه نمی‌گیرد تا در مقابل، خانه او را آتش نزند. بیمه برای جبران خسارت ناشی از ریسک فروخته می‌شود، نه برای آنکه بیمه‌گر از ایجاد همان ریسک خودداری کند.

11-1.jpgمسعود سفیری در شبکه اکس: ظهور سید علی خمینی در مراسم تشییع خامنه ای و حمله به مذاکرات و مذاکره کنندگان و امریکا بی تردید نشان دهنده بحران در کادر رهبری جمهوری سوم است. بقایی که بیش و پیش از جنگ در معرض تهدید به حذف است.

علی خمینی امده تا صدای میرباقری از جبهه پایداری را کمرنگ کنه. اما برنده تئوری بقا فقط سپاهیان جانی هستن که اسلحه دارن. دستکم تا این لحظه. چون اگر به روحانیت اجازه ندن حتی نمی تونه سخنرانی کنه.

shenasayee.jpgخبرنامه گویا - سایت خبری رکنا گزارش داده است که فردی با صورت پوشانده‌شده که در مراسم تدفین علی خامنه‌ای در مشهد توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود، محمدجواد خامنه‌ای، فرزند مصطفی خامنه‌ای و نوه رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی است، نه مجتبی خامنه‌ای.

به نوشته رکنا، محمدجواد خامنه‌ای هنگام بمباران دفتر علی خامنه‌ای در محل حضور داشته و در اثر آن از ناحیه صورت دچار جراحت و سوختگی شده است. این گزارش علت پوشاندن صورت او در مراسم را همین آسیب‌ها عنوان می‌کند.

پیش از انتشار این گزارش، تصاویر این فرد در شبکه‌های اجتماعی موجی از گمانه‌زنی‌ها را به دنبال داشت و شماری از کاربران احتمال داده بودند که او مجتبی خامنه‌ای باشد که به دلایل امنیتی و به‌صورت ناشناس در مراسم شرکت کرده است.

masklarge.jpg

fn.jpgفرخ نگهدار: پس از جنگ، نگاهم به کارنامه خامنه‌ای تغییر کرد

خبرنامه گویا - فرخ نگهدار، از چهره‌های قدیمی جریان چپ ایران که سال‌ها خود را در صف منتقدان جمهوری اسلامی معرفی کرده است، در گفت‌وگویی با انصاف‌نیوز مواضعی مطرح کرده که از سوی مخالفان حکومت، چرخشی آشکار در مواضع سیاسی او تلقی شده است. او گفت نگاهش به کارنامه علی خامنه‌ای پس از جنگ اخیر تغییر کرده و اکنون مهم‌ترین نقطه قوت رهبر جمهوری اسلامی را ایجاد توان دفاعی و حفظ ساختار نظام می‌داند.

نگهدار گفت تا پیش از تحولات پس از «۹ اسفند»، خود و بسیاری از همفکرانش جمهوری اسلامی را به دلیل بحران مشروعیت، نارضایتی عمومی و مشکلات اقتصادی در آستانه تزلزل می‌دانستند، اما جنگ اخیر این ارزیابی را تغییر داده و به گفته او، نشان داده است که ساختار جمهوری اسلامی از انسجام و توان دفاعی بیشتری نسبت به تصور منتقدان برخوردار است.

او همچنین مدعی شد که این برداشت‌های پیشین تا حدی تحت تأثیر روایت مخالفان جمهوری اسلامی و دولت‌های خارجی شکل گرفته بود.

این مواضع در حالی بیان می‌شود که مخالفان جمهوری اسلامی، ارزیابی خود از دوران رهبری علی خامنه‌ای را بر پایه ده‌ها سال سرکوب سیاسی، اعدام‌ها، محدودیت آزادی‌های مدنی، برخورد با اعتراضات، بحران‌های اقتصادی، فساد ساختاری، مهاجرت گسترده نخبگان و انزوای بین‌المللی استوار می‌کنند.

تأکید بر «موفقیت دفاعی» حکومت، بدون اشاره به ده‌ها سال سرکوب سیاسی، بحران اقتصادی، اعدام‌ها، زندانی شدن هزاران منتقد و معترض و کشته شدن شمار زیادی از شهروندان در اعتراضات، نه تنها تصویری ناقص از کارنامه جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد، بلکه به عادی‌سازی یکی از پرهزینه‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران نیز می‌انجامد.

نگهدار در سال‌های گذشته نیز بارها به دلیل حمایت از رویکرد اصلاحات در چارچوب جمهوری اسلامی، مخالفت با سیاست تغییر رژیم و تأکید بر حفظ ساختار حکومت در برابر فشارهای خارجی، با انتقاد مخالفان جمهوری اسلامی روبه‌رو شده بود.

فرخ نگهدار در پایان ابراز امیدواری کرد جمهوری اسلامی پس از عبور از شرایط جنگی، برای توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی و بازسازی اعتماد عمومی نیز برنامه‌ریزی کند. این در حالی است که همین حکومت تنها چند ماه پیش اعتراضات دی‌ماه را با سرکوب گسترده پاسخ داد. به گفته مقام‌های جمهوری اسلامی، در جریان این سرکوب بیش از ۳۵۰۰ نفر کشته شدند، در حالی که مخالفان حکومت شمار قربانیان را هزاران نفر بیشتر می‌دانند.

11-7.jpgایران اینترنشنال - خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، گزارش داد که یکی از نهادهای امنیتی برای فیروز کریمی، کارشناس فوتبال، به دلیل حضور در یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای برای تحلیل و بررسی جام جهانی ۲۰۲۶، در دستگاه قضایی گردش کار ایجاد کرده و پرونده این سرمربی پیشین فوتبال در حال بررسی است.

به نوشته این خبرگزاری این دوره از جام جهانی «حساسیت‌های خاص» خودش را داشت و به همین دلیل «نهادهای مربوطه قبل از شروع مسابقات به برخی چهره‌های مطرح که بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفتند، تذکرات لازم به جهت ممنوعیت قطعی حضور در شبکه‌های ماهواره‌ای را داده بودند.»

Masoud_amirkhalili.jpgپیشگفتار:

جهانی‌شدن علاوه بر اقتصاد و سیاست به حوزه‌های فکری و فرهنگی نیز نفوذ کرده است. یکی از این عرصه‌ها، نگاه به روشنگری است که حالا ابعادی جهانی پیدا کرده و دیگر محدود به چارچوب‌ دنیای غرب نیست. در گذشته مباحث مربوط به روشنگری در غرب از دل سنت‌های این جنبش شکل می‌گرفت؛ سنتی که آزادی‌های سیاسی و فرهنگی را به ارمغان آورده است. امروزه، گرچه این میراث همچنان به عنوان پدیده‌ای مختص به دنیای غرب شناخته می‌شود، اما واکنش‌ها به آن از مرزهای جغرافیایی غرب فراتر رفته‌اند. بسیاری از انتقادات به ارزش‌های روشنگری به‌ویژه در بسترهای دینی نمود پیدا می‌کنند. برای مثال، اسلام‌گرایی آشکارا در تقابل با آموزه‌های روشنگری و روندهای مدرن‌سازی قرار دارد. این تضاد محصول کشمکش میان سنت و مدرنیته در جوامع اسلامی است. چنین وضعیتی در میان بنیادگرایی مسیحی نیز دیده می‌شود، هرچند که مخالفت با مدرنیسم بیشتر در چارچوب‌های حقوقی رایج در غرب (جدایی دین از سیاست) باقی می‌ماند. بنابراین، ممکن است شرایط قرون هفده و هجده اروپا دوباره تکرار شده باشد.

مدافعان روشنگری بار دیگر با جریان‌هایی مواجه‌اند که تحت پوشش دین در برابر پروژه‌های آنها مقاومت می‌کنند. از این رو، مفهوم "نقد دین" بار دیگر اهمیت تازه‌ای یافته که در ابتدا پیش بینی نمی‌شد. وقتی از رابطه میان روشنگری و نقد دین گفته می‌شود، شاید ساده‌ترین پاسخ این باشد که روشنگری خود نوعی نقد دین است و هر دو در اصل مشابه‌اند.

zamani.jpg

منوچهر متکی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و وزیر پیشین امور خارجه، در اظهاراتی درباره روند مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا تأکید کرد که واشنگتن اساساً به دنبال توافق و مذاکره واقعی نیست و هدف نهایی خود را سقوط جمهوری اسلامی قرار داده است.

متکی با اشاره به مذاکرات انجام‌شده گفت: «اسلام‌آباد یک طرح فریب بود و آمریکایی‌ها به دنبال مذاکره نیستند.» او افزود: «آمریکایی‌ها فقط یک هدف دارند و آن هم تمام کردن جمهوری اسلامی است.»

وی همچنین خطاب به اعضای تیم مذاکره‌کننده اظهار داشت: «اگر تیم مذاکره‌کننده هنوز به این باور نرسیده، جلسه بگذارند تا کسانی که این باور را دارند، برای آن‌ها استدلال کنند.»

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

در میدان متعارف سیاست و قدرت در جهان امروز، بقای رهبران بر مسند قدرت، مستلزم حضور روزمره آنها در عرصه تصمیم گیری و رسانه هاست. رهبران با سخن گفتن، حضور در عرصه عمومی و پاسخگویی به افکار عمومی، مشروعیت خود را حفظ می‌کنند. اما از شگفتی های رژیم ایران در شرایط فعلی، غیبت یا به زبان دیگر «پنهان» شدن رهبر آن است.

مجتبی خامنه ای در شرایطی مبهم و بطور پنهانی بر کرسی ولایت نشست. تا پیش از جلوس بر اریکه ولایت، یک سخنرانی یا نوشتار یا گفتگوی از او در رسانه های عمومی خود رژیم منتشر نشده است. مجتبی در مدت طولانی دستیار پدرش بود و طبعا مستقیم یا غیر مستقیم در تصمیمات او نقش داشت. افکار عمومی بخصوص پس از «جنبش سبز» با آگاهی از این امر همواره خواستار مرگ او بود. بخشی از افکار عمومی حتی زنده بودن مجتبی را باور ندارد و بخشی با استفاده از مترسک مقوایی درک خود از او بیان کردند.

یک اشتباه کافی است

| No Comments

asefi.jpgپیروزی‌سوزی؛ چگونه جمهوری اسلامی می‌تواند بزرگ‌ترین دستاورد راهبردی تنگه هرمز را به بزرگ‌ترین شکست خود تبدیل کند؟

از «تنگه‌داری» تا «فرصت‌سوزی»

حمید آصفی

گاهی ملت‌ها در میدان جنگ شکست می‌خورند، اما پشت میز سیاست پیروز می‌شوند. گاهی نیز برعکس؛ در میدان مقاومت می‌کنند، اما در اتاق‌های تصمیم‌گیری، پیروزی خود را می‌سوزانند.

خطر امروز ایران، دیگر از آسمان نمی‌آید؛ از اتاق‌های تصمیم‌سازی می‌آید.

جنگ، با همه خون‌ها، ویرانی‌ها و جان‌های از دست‌رفته، یک واقعیت را بر نقشه ژئوپلیتیک جهان حک کرد؛ ایران نشان داد که حذف‌پذیر نیست. نه با حمله‌ای برق‌آسا فروپاشید، نه با ترور فرماندهان از هم گسست و نه زیر فشار نظامی تسلیم شد. این فقط یک موفقیت نظامی نبود؛ یک بازتعریف ژئو‌استراتژیک بود.

اما جمهوری اسلامی بارها ثابت کرده است که در «پیروزی‌سوزی» مهارتی کم‌نظیر دارد.
گویی این نظام، کارخانه‌ای برای تبدیل فرصت به تهدید است؛ فرصت‌فرسایی به فناوری دائمی حکمرانی آن تبدیل شده است.

Yousef_J_Javidan.jpg

هنوزم چند موجودِ نخاله

روند بر خطِ شوم ِ «استحاله»

نمانْد از قبله‌شان، عظمایِ مجنون

بجز تابوت و مقداری تفاله

ولی بازم امیدی بسته‌اند تا

بیاید از سپاهی‌ها نواله

کنون که شیخ، قدرت می‌رود تا

نماید بر نظامی‌ها احاله

به امید صله از کاخ جابر

کمی گندیده میوه یا چغاله،

چنین مفلوک و مسکین بر سراچه

نشستند مفلسان با آه و ناله

که اربابِ سخی، ساندیس بر کف

فشاند قطره‌ای چند در پیاله

دریغا، عادت مفلس چنین‌ست

گهی در یوزد و گاهی زباله!

rp.jpgدر سیاست آزاد، هیچ شعاری مقدس نیست؛ اما هیچ شعاری هم فقط به این دلیل که رقیب سیاسی را ناراحت می‌کند، نباید خاموش شود. تفاوت دموکراسی با سیاست بسته دقیقاً همین‌جاست. در دموکراسی، جمهوری‌خواه حق دارد جمهوری را تبلیغ کند، پادشاهی‌خواه حق دارد پادشاهی مشروطه را تبلیغ کند، چپ حق دارد برنامه خودش را بگوید، لیبرال حق دارد از دولت محدود دفاع کند، و مردم حق دارند در خیابان، در رسانه، در تجمع و در صندوق رأی، گرایش خود را نشان دهند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که نقد سیاسی جای خود را به کنترل سیاسی می‌دهد؛ یعنی یک جریان به جای اینکه با شعار رقیب، شعار قوی‌تر بسازد، از چهره‌های سیاسی می‌خواهد مردم را مهار کنند.

در سال‌های اخیر، شعارهای پادشاهی‌خواهانه، از «رضا شاه، روحت شاد» تا «جاوید شاه» و حمایت آشکار از شاهزاده رضا پهلوی، از داخل ایران تا تجمعات خارج از کشور شنیده شده است. حتی برخی تحلیل‌ها نوشته‌اند که این شعارها فقط یک واکنش احساسی یا نوستالژیک نیست، بلکه هم نفی جمهوری اسلامی است و هم طرح یک آلترناتیو تاریخی و سیاسی. در همان تحلیل‌ها تأکید شده که روشنفکران چپ، مذهبی، اصلاح‌طلب یا نخبگان رسمی اپوزیسیون، آفریننده اصلی این موج نبودند؛ بلکه مردم عادی در کوچه و خیابان آن را به میدان آوردند. البته چون در ایران امکان نظرسنجی آزاد و مستقل وجود ندارد، نمی‌توان با قطعیت گفت چند درصد مردم خواهان پادشاهی مشروطه‌اند؛ اما نمی‌توان هم انکار کرد که این شعارها در خیابان و در میان بخشی از شجاع‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی شنیده شده‌اند.

parsa.jpg

در عصری که آخوندها قدرت را به دست داشتند،
نه از خدا نشانی بود،
نه از دردِ معیشتِ مردم امانی.

سفره‌هایشان رنگین،
گونه‌هایشان سرخ چو سیب،
چوب و چماق، پشتیبانشان؛
و خود، بی‌خبر
از دلِ خونین و سفره‌های خالیِ مردمانشان.

روزها، در برابر چشم مردم،
ذکر و دعا و ثنا؛
شب‌ها، در خفا،
جشن و پایکوبی برپا.

pakneujad.jpgاز مسئولیت نیروهای سیاسی تا ضرورت همبستگی فراگیر ملی

در بخش نخست (1) این گفت‌وگوی استدلالی، بر پایه پرسش و پاسخ میان نویسنده و هوش مصنوعی، این نتیجه به دست آمد که اگر اولویت نیروهای سیاسی، تأمین منافع ملی باشد و استمرار وضعیت موجود نیز به زیان منافع ملی بینجامد، آنگاه مسئولیت آنان تنها در مخالفت نظری با وضع موجود خلاصه نمی‌شود، بلکه تلاش برای شکل‌گیری همبستگی فراگیر ملی نیز به عنوان یک مسئولیت سیاسی مطرح می‌شود.

اکنون این پرسش پیش می‌آید که اگر همبستگی فراگیر ملی یک ضرورت است، چگونه می‌توان آن را محقق کرد؟ چه اصولی باید بر این همبستگی حاکم باشد تا پایدار بماند، اعتماد عمومی را جلب کند و از شکست آن جلوگیری شود؟

بخش دوم، به بررسی همین پرسش‌ها می‌پردازد و تلاش می‌کند، در ادامه همان گفت‌وگوی منطقی، الزامات شکل‌گیری و پایداری همبستگی فراگیر ملی را مورد بحث قرار دهد.

پرسش ششم

نویسنده:

اگر برای دفاع از منافع ملی وجود یک مجموعه منسجم، قدرتمند و مورد اعتماد مردم ضروری باشد، آیا می‌توان نتیجه گرفت که مسئولیت نخست همه اشخاص و جریان‌هایی که اولویت خود را تأمین منافع ملی می‌دانند، تلاش برای ایجاد چنین مجموعه‌ای است؟

گشت و گذار قیصر در ایران

| No Comments

12-5.jpgرادیوفردا - روابط عمومی سپاه پاسداران می‌گوید نیروهای هوافضای این نهاد در واکنش به حملات هوایی آمریکا به چند پایگاه ساحلی و دکل مخابراتی در جنوب ایران، پایگاه نظامی «پرنس حسن» در اردن را با چند موشک بالستیک هدف قرار داده‌اند.

بر اساس ادعای این بیانیه، مرکز فرماندهی و کنترل این پایگاه و آشیانه‌های پهپادهای «ام‌کیو-۹» منهدم شده‌اند. سپاه همچنین در این بیانیه می‌گوید حملات آمریکا پس از متوقف شدن چند شناور در جنوب تنگه هرمز انجام شده و هشدار داد ادامه حملات آمریکا با «پاسخ‌های شدیدتری» روبه‌رو خواهد شد. مقام‌های آمریکایی و اردنی هنوز این ادعاها را تأیید نکرده‌اند.

پرده آخر تشییع خامنه ای

| No Comments

11.jpgایران اینترنشنال - یک فایل پنج‌ساعته از مکالمات بی‌سیم نیروهای سرکوب‌گر در اصفهان به ایران اینترنشنال رسیده که نشان می‌دهد نیروی انتظامی با مجوز استفاده از سلاح جنگی، در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه با کلاشنیکف و وینچستر به معترضان شلیک کردند. دقایقی از مکالمات نیروهای انتظامی در بی‌سیم را در این ویدیو بشنوید.

davtalab.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، در پی انتشار گزارش‌های تازه درباره تهدیدهای منتسب به جمهوری اسلامی علیه خود، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» هشدار داد که هرگونه اقدام یا حتی تلاش برای ترور او، با پاسخی نظامی در مقیاسی بی‌سابقه روبه‌رو خواهد شد.

ترامپ در این پیام مدعی شد که «هزار موشک» هم‌اکنون جمهوری اسلامی را هدف گرفته‌اند و در صورت عملی شدن هرگونه طرح ترور علیه رئیس‌جمهور آمریکا، «هزاران موشک دیگر» نیز بلافاصله شلیک خواهند شد. او همچنین نوشت که دستورهای لازم از پیش صادر شده و ارتش آمریکا برای یک دوره یک‌ساله، با امکان تمدید، آماده است «تمام مناطق ایران را به‌طور کامل ویران کند.»

thruthS.jpgاین اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طی روزهای اخیر گزارش‌هایی درباره اطلاعات منتسب به اسرائیل از یک طرح تازه برای ترور ترامپ منتشر شده و هم‌زمان، برخی شعارها و تصاویر منتشرشده از مراسم تشییع علی خامنه‌ای نیز بار دیگر موضوع تهدیدهای علیه رئیس‌جمهور آمریکا را در کانون توجه قرار داده است. مقام‌های جمهوری اسلامی پیش‌تر هرگونه برنامه‌ریزی برای ترور ترامپ را رد کرده‌اند.

آنچه بیش از همه توجه مخاطبان را جلب کرده، پایان غیرمنتظره این پیام بود؛ جایی که ترامپ متن خود را با عبارت «ستایش مخصوص الله است» به پایان رساند.

برخی این انتخاب را نوعی بازی با کلمات و تقلید طعنه‌آمیز از ادبیات فرماندهان و سخنگوی سپاه دانسته‌اند؛ که بیانیه های تهدیدآمیز خود را اغلب با عبارات و ستایش‌های مذهبی به پایان می‌رسانند.

sat.jpgمهلت آمریکا به جمهوری اسلامی تا پایان روز شنبه

ایران اینترنشنال - دولت آمریکا از جمهوری اسلامی خواسته است تا شنبه با انتشار بیانیه‌ای رسمی، باز بودن همه مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز را اعلام و متعهد شود حملات به کشتی‌ها را متوقف می‌کند. مقام‌های آمریکایی هشدار داده‌اند که در صورت خودداری تهران از این اقدام، با «پیامدهای سخت» روبه‌رو خواهد شد.

مقام‌های ارشد دولت آمریکا روز جمعه اعلام کردند واشینگتن ادامه مذاکرات با جمهوری اسلامی را به انتشار یک بیانیه رسمی از سوی تهران درباره تنگه هرمز مشروط کرده است. به گفته این مقام‌ها، حکومت ایران باید تا روز شنبه به‌طور علنی اعلام کند که همه مسیرهای تنگه هرمز برای عبور کشتی‌ها باز است، هیچ‌گونه عوارضی از کشتی‌ها دریافت نخواهد شد و حملات به کشتی‌های تجاری متوقف می‌شود.

به گفته مقام‌های آمریکایی که در یک نشست تلفنی با گروهی از خبرنگاران سخن می‌گفتند، این پیام هم به‌طور مستقیم و هم از طریق میانجی‌های منطقه‌ای به جمهوری اسلامی منتقل شده است. واشینگتن انتظار دارد تهران این موضع را در جریان دیدار روز شنبه عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، با بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در مسقط اعلام کند.

بنابر گزارش رویترز یکی از مقام‌های آمریکایی گفت: «آنچه از ایران می‌خواهیم این است که به‌طور علنی اعلام کند دیگر به سوی کشتی‌ها شلیک نخواهد کرد و همه مسیرهای تنگه هرمز باز هستند.» او هشدار داد که اگر چنین بیانیه‌ای صادر نشود، «نتیجه خوبی» در انتظار جمهوری اسلامی نخواهد بود. مقام دیگری نیز گفت: «اگر این موضع ایران نباشد، فردا روز خوبی برای آن‌ها نخواهد بود.»

11-5.jpgخبرگزاری فارس: روابط عمومی سپاه امام رضا (ع) با صدور اطلاعیه‌ای، شهادت ۲تن از نیروهای ایثارگر و جان برکف بسیجی که در حال تامین امنیت شهر بودند را تایید کرد.

در این اطلاعیه آمده است: دو تن از فرزندان غیور و بسیجی مشهدالرضا به نامهای سید سجاد علوی و مهدی هنرمند که در حوالی میدان سرافرازان مشهد با فاصله حدود ۱۵ کیلومتری از حرم مطهر برای ایجاد آرامش و تامین امنیت در حال گشت زنی بودند مورد هدف قرار گرفته و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

همچنین در این حادثه یک عابر پیاده توسط عوامل مهاجم به تیم گشت بسیج مجروح و به بیمارستان منتقل شد.

در این اطلاعیه آمده است: بی تردید عامل و یا عوامل این جنایت به سزای عمل خود خواهند رسید و مطابق قانون با آنها برخورد خواهد شد.

اطلاعات تکمیلی این حادثه در دست بررسی است که متعاقبا به اطلاع عموم مردم خواهد رسید.

گفتنی است شامگاه جمعه ۱۸ تیرماه در حادثه تیراندازی در منطقه سرافرازان مشهد دو بسیجی به شهادت رسیدند.

Untitled-6.jpg

chia.jpgایندیپندنت فارسی - چین، جمعه ۱۹ تیرماه، از مجموعه‌ای از تسلیحات مایکروویوی پرقدرت رونمایی کرد که به گفته پژوهشگران دفاعی این کشور، توان خروجی آن‌ها به ۱۰۰ گیگاوات می‌رسد.

بر اساس مقاله‌ای که پژوهشگران دانشگاه ملی فناوری دفاعی چین منتشر کرده‌اند، این کشور در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از سامانه‌های پیشرفته مبتنی بر فناوری پالس‌های پرانرژی را برای تولید امواج مایکروویوی پرقدرت توسعه داده است.

این تسلیحات به‌جای استفاده از مواد منفجره، پالس‌های بسیار پرقدرت مایکروویوی را به سمت هدف گسیل می‌کنند و می‌توانند مدارهای الکترونیکی، سامانه‌های ارتباطی، رادارها و پهپادها را مختل کرده یا از کار بیندازند.

پژوهشگران چینی همچنین می‌گویند این فناوری می‌تواند شبکه‌های ماهواره‌ای در مدار پایین زمین (LEO)، از جمله استارلینک، را با هزینه‌ای بسیار کمتر از سامانه‌های متعارف هدف قرار دهد.

انتشار جزئیات این تسلیحات، از معدود مواردی است که اطلاعاتی درباره زرادخانه سلاح‌های مایکروویوی پرقدرت ارتش چین به‌صورت عمومی منتشر می‌شود.

HM9gc2rWMAAhoFK.jpg

soroosh.jpgعبدالکریم سروش از آمریکا، از قاسم سلیمانی و مراسم تشییع کشته‌شدگان جمهوری اسلامی تمجید کرد

خبرنامه گویا - عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی و استاد پیشین دانشگاه که سال‌هاست در ایالات متحده زندگی می‌کند، در اظهاراتی همسو با روایت رسمی جمهوری اسلامی، از مراسم تشییع کشته‌شدگان جنگ اخیر و فرماندهان نظامی حکومت تمجید کرد و آن را نشانه «عشق و ارادت مردم به شهیدان» و «نفرت از متجاوزان» دانست.

به گزارش روزنامه فرهیختگان، سروش مدعی شد حضور گسترده مردم در این مراسم بیانگر همبستگی ملی در برابر حملات خارجی بوده است. او همچنین گفت پس از مراسم تشییع روح‌الله خمینی، تنها تشییع قاسم سلیمانی چنین جمعیتی را به خود دیده بود و اکنون نیز مردم با همان شور، کشته‌شدگان اخیر را بدرقه کرده‌اند.

اظهارات سروش در حالی مطرح می‌شود که او سال‌هاست خارج از ایران و در آمریکا زندگی می‌کند؛ کشوری که جمهوری اسلامی آن را «دشمن اصلی» خود معرفی می‌کند.

منتقدان همچنین یادآوری می‌کنند که قاسم سلیمانی، که سروش از تشییع او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مراسم‌های تاریخ جمهوری اسلامی یاد کرده، از فرماندهان اصلی سپاه پاسداران و از چهره‌های محوری سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی بود؛ شخصیتی که نقش او در سرکوب اعتراضات داخلی و حمایت از حکومت بشار اسد، همواره از محورهای اصلی انتقاد مخالفان جمهوری اسلامی بوده است.

خبرنامه گویا - روزنامه کیهان، که مدیرمسئول آن با حکم رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شود و مواضعش اغلب بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های حاکمیت تلقی می‌شود، در یادداشتی خواستار حمله مستقیم به زیرساخت‌های عربستان سعودی و دیگر کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی شد.

pol.jpgجعفر بلوری، نویسنده «یادداشت روز» کیهان، استدلال کرده است کشورهایی که میزبان نیروهای نظامی آمریکا هستند، به‌ویژه همسایگان ایران، نباید «کشورهای مستقل» تلقی شوند؛ زیرا به گفته او، یا توان جلوگیری از استفاده آمریکا از خاک خود را ندارند یا در این زمینه با واشینگتن همکاری می‌کنند. او نتیجه گرفته است که حمله به این کشورها در عمل حمله متقابل به آمریکا و اسرائیل محسوب می‌شود.

در این یادداشت به‌صراحت آمده است که در پاسخ به حمله به پل «آق‌قلا» در استان گلستان، جمهوری اسلامی باید «بدون هشدار قبلی» پل «ملک فهد» عربستان سعودی را هدف قرار دهد. نویسنده همچنین خواستار حمله متقابل به پالایشگاه‌های کشورهای منطقه در صورت حمله به تأسیسات نفتی ایران شده و مدعی است چنین اقدامی می‌تواند از ادامه جنگ جلوگیری کند.

کیهان در ادامه با تکرار شعارهایی مانند «انتقام می‌گیریم» و تهدید به هدف قرار دادن زیرساخت‌های کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی، از استفاده از اهرم‌هایی مانند تنگه باب‌المندب و حتی خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) به‌عنوان ابزار فشار نام برده است.

خبرنامه گویا - انتشار ویدئویی از مراسم نماز بر پیکر علی خامنه‌ای که در آن مردی جوان با صورتی پوشیده یا به‌ صورت دیجیتالی سیاه شده در میان حلقه‌ای از محافظان دیده می‌شود، موجی از گمانه‌زنی را در میان کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است.

masklarge.jpgشماری از کاربران احتمال داده‌اند که این فرد مجتبی خامنه‌ای باشد. با این حال، اکثریت واکنش‌ها این فرضیه را رد کرده و مدعی شده‌اند که رژیم شاید این حضور را با هدف پاسخ به شایعات درباره زنده نبودن مجتبی خامنه‌ای ترتیب داده باشد. این کاربران با اشاره به تفاوت‌هایی در قد، اندام، حالت ایستادن و همچنین غیبت طولانی‌مدت او از انظار عمومی، نسبت به هویت فرد حاضر در ویدئو و زنده بودن او ابراز تردید کرده‌اند.

***

11-6.jpgایران وایر - یک کودک ۱۳ ساله در پی تیراندازی نیروهای مرزبانی به سوی یک خودروی خانوادگی در منطقه هو‌رامان استان کردستان جان خود را از دست داد. مقام‌های محلی اعلام کرده‌اند که این حادثه از سوی مراجع قضایی و نظامی در دست بررسی است.

تابناک خبر داد که این حادثه در منطقه مرزی «ته‌ته» هو‌رامان رخ داده است. اعضای یک خانواده پس از پایان کار روزانه در باغ خانوادگی، با یک دستگاه خودروی تویوتا در مسیر بازگشت به منزل خود در روستای «دره‌کی» از توابع شهرستان سروآباد بودند که نیروهای مرزبانی، به ظن آن‌که خودرو متعلق به قاچاقچیان است، به سوی آن تیراندازی کردند.

در جریان این تیراندازی، گلوله به کودک ۱۳ ساله‌ای که در قسمت بار خودرو حضور داشت اصابت کرد. او بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.

استاندار کردستان با تایید این حادثه اعلام کرده است که موضوع از طریق وزارت کشور، دادسرای نظامی و مراجع قضایی نیروهای مسلح در حال پیگیری است. او همچنین بر لزوم روشن شدن ابعاد حادثه، نحوه وقوع آن و اطلاع‌رسانی نتایج تحقیقات به افکار عمومی تأکید کرده است.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

بر اساس گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران که از سوی واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر شده، در سال ۱۴۰۴ در مجموع ۳۲ هزار و ۸۲۰ شهروند هدف شلیک نیروهای نظامی قرار گرفتند. بر پایه این گزارش، ۶ هزار و ۸۲۲ نفر در این تیراندازی‌ها جان خود را از دست دادند که شامل ۱۵ کولبر، ۲۳ سوخت‌بر و ۶ هزار و ۷۸۴ شهروند دیگر است. همچنین ۲۵ هزار و ۹۹۸ نفر نیز بر اثر شلیک نیروهای نظامی مجروح شدند؛ آماری که شامل ۲۲ کولبر، ۱۳ سوخت‌بر و ۲۵ هزار و ۹۶۳ شهروند عادی می‌شود.

mkh.jpgخبرنامه گویا - در تازه‌ترین پیام مکتوب منسوب به مجتبی خامنه‌ای آمده است که «انتقام خون» علی خامنه‌ای و دیگر کشته‌شدگان جنگ اخیر «به‌طور حتمی» باید گرفته شود. این پیام به مناسبت قدردانی از شرکت‌کنندگان در مراسم تشییع علی خامنه‌ای منتشر شده است.

در این پیام آمده است: «عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد.» همچنین در بخش دیگری از متن تأکید شده است که عاملان این حملات «آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد» و افزوده شده که تحقق این هدف به حضور شخص مجتبی خامنه‌ای یا دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی وابسته نیست، بلکه «آحادی از آزادگان در سراسر دنیا» این «مأموریت» را انجام خواهند داد.

پیام تازه همچنین با ارجاع به مفاهیم مذهبی می‌گوید: «ملت ما خونخواه حسین است» و کشته‌شدگان جنگ را در امتداد آن روایت توصیف می‌کند. استفاده از ادبیات مذهبی و تأکید بر «انتقام خون» در حالی صورت می‌گیرد که مقام‌های جمهوری اسلامی در هفته‌های اخیر نیز بارها از ضرورت «انتقام» پس از کشته شدن علی خامنه‌ای سخن گفته‌اند.

مجتبی خامنه‌ای که پس از کشته شدن پدرش در حملات آمریکا و اسرائیل به رهبری جمهوری اسلامی رسید، تاکنون در هیچ مراسم عمومی، از جمله تشییع علی خامنه‌ای، حضور علنی نداشته و هیچ پیام تصویری یا صوتی از او منتشر نشده است. تمام مواضع منتسب به او تاکنون تنها از طریق پیام‌های مکتوب منتشر شده‌اند.

همین غیبت، این پرسش را مطرح کرده که آیا این بیانیه‌ها واقعاً بازتاب دیدگاه‌های شخص اوست یا توسط دیگر مراکز قدرت به نام رهبر جدید جمهوری اسلامی منتشر می‌شود. مسئله این نیست که دیدگاه‌های شخص مجتبی خامنه‌ای لزوماً با این پیام‌ها متفاوت باشد؛ بلکه پنهان نگه داشتن رهبر و سخن گفتن به نام او، مشروعیت و اعتبار کل نظام را زیرسوال می‌برد.

10-1.jpgخبرنامه گویا - علیرضا افتخاری، خواننده‌ای که طی سال‌های گذشته بارها به دلیل حضور در برنامه‌ها و حاشیه‌های مرتبط با چهره‌های حکومتی، از جمله دیدار پرحاشیه با محمود احمدی‌نژاد، با انتقاد گسترده افکار عمومی روبه‌رو شده بود، اکنون در ویدئویی خواستار حذف صدای خود از آلبوم «بدرقه» شده است؛ آلبومی که به مناسبت مراسم تشییع علی خامنه‌ای و با حمایت شهرداری تهران منتشر شده است. افتخاری دلیل این درخواست را «ضعف فنی» اثر عنوان کرده و گفته تمایلی ندارد نسخه منتشرشده با اجرای او در دسترس مخاطبان باشد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که آلبوم «بدرقه» با صدای هفت خواننده، از جمله محمد معتمدی، پرواز همای و علیرضا افتخاری منتشر شده است.

10-4.jpgعلی برنایی در شبکه اکس نوشت: اختلاف سیستانی و خامنه‌ای فقط اختلاف دو آیت‌الله نیست، اختلاف دو مکتب و معماری قدرت در قلب شیعه دوازده امامی است: نجف در برابر قم. فقیه ناظر در برابر فقیه سلطان. در مدل سیستانی، مرجعیت بیرون از دولت می‌ایستد تا دولت همچنان زمینی، خطاپذیر و قابل‌پرسش بماند.

فقیه، نگهبانِ جامعه است، نه مالک حکومت. در مواقع بحران وارد می‌شود و وقتی سیاست باید کار خودش را بکند، عقب می‌ایستد. این کناره‌گیری انفعال نیست، نوعی خویشتن‌داری نهادی و دامن نیالودن به آلایشهای قدرت است.

مکتب نجف و در راس آن آیت‌الله سیستانی می‌گوید فقیه اگر به تخت قدرت بنشیند، دیگر نمی‌تواند داور بماند، خودش بازیکن می‌شود. مرجعیت اگر دولت شود، نقد دولت به نقد دین تبدیل می‌شود و خطای حاکم، لباس قداست می‌پوشد.

از همین‌جا است که مدل نجف، حتی وقتی سیاسی است، ضدتصاحب قدرت باقی می‌ماند. اما در مدل آیت‌الله خامنه‌ای، فقیه فقط ناظر نیست، سلطانِ صاحب قران است. بر راس دولت می‌نشیند، اما بیرون از دایره پاسخگویی می‌ماند. رئیس‌جمهور می‌آید و می‌رود، مجلس عوض می‌شود، پیمانه دولت‌ها پر می‌شود، اما مرکز ثقل قدرت همان‌جایی است که فقیه -سلطان بر آن نظارت دارد؛ ولایت، سپاه، قوه قضاییه، شورای نگهبان، رسانه و سیاست کلان.

در مدل فقیه-سلطان، سیاست دیگر رقابت برنامه‌ها نیست رقابت برای اثبات وفاداری است. رأی مردم زینتی است و تا جایی قابل تحمل است که از سقف ولایت عبور نکند وگرنه مانند انتخابات ۸۸ با تقلب هم که شده مطابق میل فقیه - سلطان عوض می شود.

در واقع مترسکی از دموکراسی هست، اما شبیه پنجره‌ای در اتاقی است که کلید در اصلی آن جای دیگری است. در واقع تفاوت نجف و قم همین‌جاست: نجف می‌خواهد، دین، دولت را مهار کند اما قم می‌خواهد، دین، دولت را تصاحب کند. نجف، با همه محافظه‌کاری‌اش، هنوز جایی برای دولت قابل‌نقد باقی می‌گذارد. قم، با همه ادعای انقلابی‌اش، نهایتاً به سلطنتی با ادبیات فقهی می‌رسد.

majlis.jpgاگر قصد مقابله به مثل ندارید، تهدید نکنید

ایران اینترنشنال - محمد منان‌رئیسی، نماینده قم در مجلس، در نامه‌ای سرگشاده به محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از اظهارات او درباره «مقابله به مثل» در برابر حمله به زیرساخت‌ها انتقاد کرد و خواستار اجرای این تهدیدها یا خودداری از طرح آن‌ها شد.

او تاکید کرد که اگر اراده‌ای برای حمله متقابل وجود ندارد، مسئولان نباید تهدیداتی را مطرح کنند که قصد اجرای آن را ندارند.

منان‌رئیسی هشدار داد چنین تهدیدهای بی‌نتیجه‌ای بیش از خسارت‌های ناشی از حملات دشمن، به «اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی» آسیب می‌زند.

ufc.jpgاتهام قتل و تروریسم برای مظنونان طرح حمله به مسابقات رزمی در محوطۀ کاخ سفید

رادیو بین المللی فرانسه - وزارت دادگستری ایالات متحدۀ آمریکا روز جمعه ۱۰ ژوئیه، اعلام کرد هشت مرد به اتهام مشارکت در طرحی برای حمله به مسابقات هنرهای رزمی ترکیبی (MMA) در کاخ سفید تحت پیگرد قرار گرفته‌اند. این مسابقات در ماه ژوئن به میزبانی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، برگزار شده بود و متهمان با اتهام تبانی برای قتل و اقدامات تروریستی روبه‌رو هستند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، دادستان‌ها اعلام کرده‌اند که این متهمان، که سن آنها بین ۱۹ تا ۳۲ سال است، قصد داشتند با استفاده از پهپادهای مسلح به این رویداد حمله کنند و در جریان هرج‌ومرج ناشی از آن، تک‌تیراندازان مقامات بلندپایه را هدف قرار دهند.

مقام‌های انتظامی و امنیتی گفته‌اند که پیش از برگزاری این رویداد در ۱۴ ژوئن، این طرح را خنثی کرده‌اند. این مسابقه همزمان با هشتادمین سالگرد تولد ترامپ برگزار شد و در نهایت بدون هیچ حادثه‌ای به پایان رسید.

arnz.jpgبامداد روز بعد از دفن «آقا»
غیبت مجتبی در مشهد، صف غایبان را ثلاثی کرد

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

سیدعلی آقا نه اهل معجزه بود، نه اصولا دین را در قالب سنتی آن باور داشت که مثلا تصور کنید چند سال بعد با لقب «حضرت آیت‌الله سیدعلی الحسینی الخامنه‌ای» رساله چاپ کند و به اخذ وجوهات شرعیه مشغول شود. شوریده‌سری داشت و صدایی که به جز ترانه‌های روز رادیو، اگر برمی‌خاست، به ذکر علی بود و در ستایش یار لم‌یزلی. سروته علی آقا را می‌زدی، یا در طرقبه بود یا در وکیل‌آباد. تهران هم که می‌آمد، رو به کعبه قلهک و شمیرانات نماز می‌گزارد که همه احباب و اخیار آنجا رحل اقامت افکنده بودند. حتی در ایام تبعید نیز در هر سویی بود، باغچه‌ای پیدا می‌کرد و تفرجگاهی که هوای نقی داشت و رفیقی پیدا می‌کرد از جنس حاج آقا تقی (از برادران مرحوم آیت‌الله حسن طباطبایی قمی، از رفقای گرمابه و گلستان سیدعلی آقا).

من بارها نوشته‌ام تغییر حالاتی را که در سیدعلی آقا دیدم، در هیچ‌یک از آخوندهای به‌قدرت‌رسیده ندیده‌ام. اینکه جنتی تغییر حالت داد یا آخوندی مثل محمدتقی مصباح یزدی به «حضرت آقا» تبدیل شد، جای شگفتی ندارد، اما صیروره سیدعلی آقا از نوع دیگری بود.

با اوضاعی که در این ۳۷ سال دیدم، هرگز امید نداشتم که «ولی امر» مربوطه مثل شیخ صنعان، سرانجام به خود آید و «پتیاره خانم قدرت» را رها کند و عاقبت‌بخیر شود. بر جبین حضرتش هم نور رستگاری که هیچ، سایه رهایی نیز ندیدم، اما به تیغ غیر گرفتار شدنش هم در بین تصوراتم نبود.

ih.jpgایران اینترنشنال - روزنامه اسرائیل‌هیوم گزارش داد دولت آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، در حال بررسی گزینه‌های موجود به‌منظور اقدام علیه جمهوری اسلامی، امکان سرنگون کردن حکومت و فراهم کردن شرایط لازم برای تحقق این هدف هستند؛ حتی اگر این روند طولانی باشد.

این روزنامه جمعه ۱۹ تیر نوشت یکی از نتیجه‌گیری‌های اصلی این است که برای پیشبرد چنین هدفی، باید محاصره اقتصادی ایران هرچه سریع‌تر از سر گرفته شود.

اسرائیل‌هیوم همچنین نوشت مقام‌های دیپلماتیک غربی نسبت به «از بین رفتن خویشتنداری» و تلاش‌ها برای آسیب رساندن به مقام‌های جمهوری اسلامی، از جمله مسعود پزشکیان و عباس عراقچی که تفاهم با آمریکا را پیش برده‌اند، هشدار دادند.

به نوشته این روزنامه، این مقام‌های غربی معتقدند تلاش‌ها برای آسیب رساندن به پزشکیان و عراقچی در جریان مراسم دفن علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، نشان‌دهنده از بین رفتن خویشتنداری سپاه پاسداران در قبال آن‌هاست.

10-5.jpgکیهان لندن - مخازن پالایشگاه شرکت «اکسین پالایش» واقع در شهرک صنعتی «سراب‌حمام» شهرستان پلدختر در استان لرستان عصر روز جمعه ۱۹ تیرماه ۱۴۰۵ دچار آتش‌سوزی شد.

این آتش‌سوزی با گذشت بیش از سه ساعت -هنگام تنظیم این خبر- و تا ساعت ۹:۳۰ شب به وقت محلی همچنان مهار نشده است. محمد عزیزی فرماندار پلدختر اعلام کرده آتش‌سوزی مخازن فرعی این واحد صنعتی را دربر گرفته و نیروهای آتش‌نشانی چند شهر برای مهار حریق به محل اعزام شده‌اند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

به گفته فرماندار پلدختر شدت آتش‌سوزی نزدیک شدن به کانون حریق و مهار آن را دشوار کرده است. او افزوده مخزن اصلی این واحد صنعتی تاکنون آسیب ندیده و تلاش نیروهای امدادی بر جلوگیری از سرایت آتش به آن متمرکز است. علت وقوع آتش‌سوزی هنوز مشخص نیست و بررسی آن پس از مهار کامل حریق امکان‌پذیر خواهد بود.

USiran.jpgخبرنامه گویا - پس از آنکه دونالد ترامپ اعلام کرد آتش‌بس با جمهوری اسلامی پایان یافته است، نشانه‌های تازه‌ای از افزایش آمادگی نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه دیده می‌شود. هم‌زمان با گزارش‌هایی درباره استقرار دو ناو هواپیمابر آمریکا در فاصله‌ای نزدیک و غیرمعمول از سواحل ایران، برخی منابع نظامی این تحرکات را نشانه‌ای از حفظ گزینه نظامی و افزایش فشار بر تهران، از جمله در اطراف تنگه هرمز، ارزیابی کرده‌اند.

در همین حال، گزارش‌هایی نیز از فعالیت گسترده جنگنده‌های نیروی هوایی اسرائیل منتشر شده و برخی کانال‌های عربی مدعی شده‌اند مسیر پرواز بخشی از این تحرکات به سمت شرق بوده است. هرچند هیچ‌یک از این گزارش‌ها به‌تنهایی نشانه آغاز یک عملیات قریب‌الوقوع نیست، اما مجموعه آنها از حفظ آمادگی عملیاتی در بالاترین سطح حکایت دارد.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که جمهوری اسلامی پس از حملات اخیر به برخی زیرساخت‌های خود، آمریکا و اسرائیل را به پاسخ متقابل تهدید کرده است. یکی از محورهای این هشدارها، حمله دو شب پیش به یک پل راه‌آهن در نزدیکی آق‌قلا در استان گلستان بود؛ حمله‌ای که در چارچوب موج گسترده‌تری از عملیات علیه اهدافی در ایران رخ داد.

razzaghi.jpgتحولات ساختاری پس از خامنه‌ای و نقش روزافزون شورای عالی امنیت ملی (شعام) در سیاست‌گذاری امنیتی و خارجی رژیم نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی پساخامنه‌ای دیگر سلطنت مطلقه فقیه نیست. برای توضیح وضعیت جدید، می‌توان از مفهوم «شرکت سهامی زرسالاران مذهبی و شرکا» استفاده کرد: ساختار حکمرانی‌ که در آن، ائتلافی از نهادهای اقتصادی-امنیتی و رانتی، رژیم را چون یک شرکت بقامحور اداره می‌کنند و شعام هیأت‌مدیره‌ای است که تصمیم‌های کلان را جمع‌بندی و ریسک را درون سیستم توزیع می‌کند.

این مقاله می‌کوشد توضیح دهد این شرکت سهامی چیست، چه اجزایی دارد، و شعام به‌عنوان هیأت‌مدیره آن چگونه عمل می‌کند.

تعریف «شرکت سهامی زرسالاران مذهبی و شرکا»

شرکت سهامی زرسالاران مذهبی، به‌عنوان مفهوم تحلیلی، به رژیمی اشاره دارد که در آن:

۱. قدرت میان چند سهام‌دار اصلی توزیع شده است

سهام‌داران اصلی شامل سپاه پاسداران، بیت رهبری، بنیادها و شبکه‌های اقتصادی-رانتی هستند که هر یک سهمی از قدرت، رانت، امنیت و حق وتوی عملی را دارند. هیچ تصمیم کلان امنیتی و خارجی بدون لحاظ کردن منافع این سهام‌داران دوام نمی‌آورد.

mirfatroos.jpgبخش نخست

* روزبه پارسی (ابن مقفّع) با ترجمۀ رسالات عصر ساسانی از پهلوی به زبان عربی ضمن حفظِ آنها از کتابسوزی های رایج کوشید تا به احیای مفاخر ملّی بپردازد.

* مانند دیگر فرزانگان ایرانشهری، روزبه پارسی (ابن مقفّع) عقلانیّت، عدالت و شایستگی را عامل مشروعیّت و بقای حکومتها می دانست.

* شیفتگی روزبه پارسی به تاریخ و فرهنگ ایران وقتی با بی اعتنائی وی به مناسک اسلامی درهم آمیخته می شد او را مورد سوء ظنِ شریعتمداران قرار می داد.

999888.jpg

اشراف زاده ای از تبارِ ساسانیان

شعوبیِ برجسته ابو عُبیده (متولّد حدود۱۱۴/۷۳۳) دربارۀ سَلَف و سابقۀ کاتبان و دبیران معروف آن عصر نکتۀ قابل تأمّلی دارد:

پدران شان در دربار خسروان (ساسانیان) خطیب بودند،چون اسیر شدند و فرزندان شان در سرزمین‌های عربی به دنیا آمدند،آن عِرْقِ کهن یا جوهرِ سخنوری بیدار شد و لذا کوشیدند تا در میان عرب زبانان نبز همان اعتباری را یابند که در میان پارسی زبانان داشتند.»۱

سخن ابو عُبیده در بارۀ داشتنِ « عِرْقِ کهن» و«جوهر سخنوری» را می توان به عموم فرزانگان ایرانیِ آن عصر - خصوصاً روزبه پارسی(ابن مقفّع) -تعمیم داد.از سوی دیگر،حضور وزیرانی از خاندان های معروف ایرانی(مانند خاندان برمکی ها و آل سهل) در کانون های سیاسی،فرهنگی و اجرائی خلافت عبّاسی موجب رواج آئین های ایرانی و باعث تسامح فکری و مذهبی خلفا در ایجاد محیطی آزاد برای نشر عقاید بود چندانکه مأمون عبّاسی را بخاطر میدان دادن به این مناظرات«امیر الکافرین»می نامیدند.۲به نظر ابن ندیم اکثر برمکیان زندیق بودند۳ و به روایت اَصْمَعی شاعر عرب:

najd.jpgمدل احتمالی رفتار حاکمان جمهوری اسلامی در بحران تازهٔ آمریکا، ایران و خلیج فارس

پرسش مهم این روزها این نیست که آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در جنگی مستقیم با آمریکا پیروز شود. پاسخ نظامی چنین پرسشی روشن است. پرسش دقیق‌تر این است: چرا حکومتی که از فاصلهٔ عظیم توان خود با آمریکا و اسرائیل آگاه است، ممکن است به‌جای عقب‌نشینی واقعی، بحران را تا آستانهٔ جنگ بالا ببرد یا حتی از شعله‌ور شدن آن استقبال کند؟

دور تازهٔ رویارویی دیگر صرفاً لفظی نیست. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که در ۷ و ۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، پس از حمله به کشتی‌های تجاری در تنگهٔ هرمز، حدود ۹۰ هدف نظامی جمهوری اسلامی را در سواحل ایران و پیرامون هرمز هدف قرار داده است. آسوشیتدپرس از آتش متقابل ایران علیه بحرین، کویت و قطر گزارش داده، در حالی که رویترز دست‌کم حملات به کویت و بحرین و هشدار امنیتی موقت در قطر را تأیید کرده است. مذاکرات غیرمستقیم دوحه نیز، به‌رغم زبان دیپلماتیک، نشانهٔ قاطعی از حرکت به سوی صلح پایدار نشان نداد و عمدتاً بر هرمز و دارایی‌های مسدودشدهٔ ایران متمرکز بود. [۲ تا ۵]

در یادداشت پیشین خود در گویا نیوز، با عنوان «آمریکا و جمهوری اسلامی: توافق صلح یا تنفس میان دو راند؟»، این احتمال را طرح کرده بودم که تفاهم موجود بیش از آنکه پایان بحران باشد، مکثی تاکتیکی میان دو مرحلهٔ تقابل است. رخدادهای اخیر این احتمال را به فرضیه‌ای جدی‌تر تبدیل کرده‌اند. [۱]

rezaee.jpgنویسنده: آرون گاندی

ترجمه و تألیف: دکتر محمد طباطبایی

نگارنده چکیده و بررسی: محمدرضا رضایی

کتاب «خشم یک هدیه است» نوشته‌ی آرون گاندی، نوه‌ی مهاتما گاندی است؛ نویسنده‌ای که نه‌تنها از رهگذر پیوند خانوادگی، بلکه از خلال زیستِ نزدیک با اندیشه‌ها و شیوه‌ی زندگی گاندی، توانسته است روایت‌هایی زنده و بی‌واسطه از آن جهان‌بینی اخلاقی به دست دهد. همین نزدیکی، به اثر حالتی میان خاطره‌نگاری و آموزه‌های اخلاقی بخشیده و آن را از قالب یک متن نظری بیرون آورده است. دکتر محمد طباطبایی با ترجمه و بازپرداخت این کتاب اثری خواندنی برای علاقه‌مندان آفریده و با افزودن لایه‌هایی از تفسیر روان‌شناختی، کوشیده است مفاهیم را برای خواننده‌ی امروز روشن‌تر، ملموس‌تر و کاربردی‌تر سازد.

aa11.jpg

درون‌مایه‌ی کتاب بر مجموعه‌ای از آموزه‌ها استوار است که هر یک به یکی از بنیادی‌ترین جنبه‌های زیست انسانی می‌پردازد و در عین سادگی، ریشه در تجربه‌های تاریخی و فردی دارد. نخستین و شاید برجسته‌ترین این مفاهیم، بازتعریف «خشم» است. در نگاه رایج، خشم اغلب نیرویی ویرانگر دانسته می‌شود که باید سرکوب یا مهار گردد، اما در این اثر، خشم نه به‌عنوان دشمن، بلکه به‌مثابه نیرویی نهفته تصویر می‌شود که اگر به‌درستی شناخته و هدایت شود، می‌تواند به سرچشمه‌ای برای دادخواهی و دگرگونی سازنده بدل گردد. این نگاه، اگرچه پیشینه‌ای در سنت‌های اخلاقی گوناگون دارد، در این کتاب با روایت‌های عینی و ملموس از زندگی گاندی جان می‌گیرد. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه تجربه‌های تبعیض، بی‌عدالتی و تحقیر، به‌جای آنکه به کینه‌توزی بینجامد، در وجود گاندی به نیرویی برای کنشِ بی‌خشونت تبدیل شد؛ کنشی که نه از سر ضعف، بلکه از نیرویی ژرف‌تر برمی‌خاست.

azari.jpgخطر سلطنت موروثی در ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، نیکروز اعظمی

https://news.gooya.com/2026/07/post-111177.php

آقای اعظمی، مشکل شما سلطنت نیست؛ ترس از رأی مردم است

آقای نیکروز اعظمی، مقاله شما درباره خطر سلطنت موروثی در ظاهر با زبان فلسفه سیاسی و حقوق شهروندی نوشته شده، اما در عمق خود یک مشکل اساسی دارد: به نظر می‌رسد مقاله از اصل دموکراسی دفاع می‌کند، اما درباره یکی از نتایج احتمالی آن، یعنی انتخاب پادشاهی مشروطه، تردید دارد. از رأی مردم دفاع می‌کنید، اما وقتی احتمال می‌دهید همین مردم در یک همه‌پرسی آزاد به پادشاهی مشروطه رأی دهند، ناگهان رأی آنان را نه نشانه بلوغ سیاسی، بلکه محصول نوستالژی، خستگی، فرسودگی و بازگشت به گذشته معرفی می‌کنید. این تناقض کوچکی نیست. کسی که واقعاً به حاکمیت مردم باور دارد، نمی‌تواند فقط تا جایی به رأی مردم احترام بگذارد که نتیجه آن با سلیقه جمهوری‌خواهانه یا ذهنیت چپ‌زده خودش سازگار باشد.

مشکل اصلی مقاله شما این نیست که با پادشاهی مخالفید. مخالفت با پادشاهی حق شماست. مشکل این است که شما پادشاهی مشروطه را نقد نمی‌کنید؛ شما تصویری از سلطنت مطلقه، شاه و رعیت، تقدس، مصونیت، ناپاسخگویی و فرمان‌برداری می‌سازید و سپس همان تصویر ساخته‌شده را به جای پادشاهی مشروطه می‌نشانید. این روش، نقد علمی نیست؛ این مصادره مفاهیم است. شما عمداً یا سهواً میان سلطنت مطلقه و پادشاهی مشروطه تفاوتی بنیادین نمی‌گذارید. در حالی که مشروطه دقیقاً برای محدود کردن قدرت، قانونمند کردن فرمانروایی، پایان دادن به خودکامگی و تبدیل مردم از رعیت به شهروند پدید آمد. اگر قرار بود پادشاهی مشروطه همان شاه و رعیت باشد، اساساً واژه مشروطه بی‌معنا بود.

parsian.jpgزندگی شهرنوش پارسی‌پور روایتی از مقاومت زنانه در برابر سانسور و تبعید، شکاف میان سرمایه فرهنگی و فقر معیشتی، یادآور پرسشی تکان‌دهنده است: چرا نویسنده‌ای با ده‌ها ترجمه جهانی و جوایز معتبر، در سال‌های پایانی عمر با بحران مالی روبه‌رو بود؟ جامعه فارسی‌زبان چگونه با نویسندگان مستقل خود رفتار کرده است؟

مقدمه:

مرگ، گاه تنها پایان یک حیات بیولوژیک و ایستادن تپش‌های یک قلب خسته نیست، بلکه نقطه عطفی است که وجدان یک جامعه را به بازاندیشی در باب یک عصر، یک گفتمان و یک نسلِ دردمند فرامی‌خواند. درگذشت شهرنوش پارسی‌پور، نویسنده، مترجم، تهیه‌کننده و فعال اجتماعی برجسته ایرانی، در روز جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ (۳ ژوئیه ۲۰۲۶) در سن هشتاد سالگی و در بیمارستانی در حومه سان‌فرانسیسکو1، از جنس همین پایان‌های تکان‌دهنده و بیدارگر است. او که به علت عوارض ناشی از سکته قلبی در بیمارستان بستری شده بود، از اواخر دهه هفتاد خورشیدی به دور از زادگاهش در شمال کالیفرنیا می‌زیست1. درگذشت این نویسنده برجسته ادبیات ایران، تنها خاموش شدن صدای یکی از مهم‌ترین راویان معاصر نیست؛ بلکه بار دیگر توجه تحلیل‌گران، جامعه‌شناسان و منتقدان را به سرنوشت تلخ بسیاری از نویسندگان و هنرمندان تبعیدی جلب می‌کند؛ انسان‌هایی که در طوفان‌های سیاسی وطن را از دست دادند، اما هرگز زبان و خاطره آن را ترک نکردند و تا واپسین نفس، در اتمسفر واژگان فارسی نفس کشیدند.

شهرنوش پارسی‌پور نه تنها یک نویسنده نوآور و ساختارشکن در فرم و محتوا بود، بلکه نماد زنی محسوب می‌شد که بهای گزاف استقلال اندیشه خود را با زندان‌های متوالی، تیغ برنده سانسور، ممنوعیت انتشار آثار و سرانجام تبعیدی ناگزیر و جانکاه پرداخت4. پژوهش حاضر با اتکا بر رویکردی بین‌رشته‌ای، در پی آن است تا میراث ادبی و فکری این نویسنده زن ایرانی را از ابعاد جامعه‌شناختی، نقد ادبی، روان‌شناسی تبعید و اقتصادِ سیاسیِ هنر مورد مطالعه‌ قرار دهد و نشان دهد که چگونه تجربیات زیسته او در تقابل با ساختارهای صلب قدرت، به آفرینش ادبیاتی انجامید که مرزهای واقعیت، اسطوره و هنجارهای جنسیتی را درنوردید.

10-2.jpgایندیپندنت فارسی - دونالد ترامپ در گفت‌وگویی با «نیویورک‌پست» اعلام کرد که دستورات لازم را برای واکنش به هرگونه تلاش احتمالی ایران برای ترور خود صادر کرده و در صورت وقوع چنین حادثه‌ای، ایران با پاسخی ویرانگر و بی‌سابقه مواجه خواهد شد. ترامپ اظهار داشت که مدت‌هاست در فهرست ترور تهران قرار دارد و به همین دلیل دستور داده است که اگر اتفاقی برای او بیفتد، ایالات متحده باید ایران را «به سطحی بمباران کند که هرگز پیش از آن ندیده‌اند».

او در پاسخ به گزارش‌های اخیر مبنی بر هشدار اسرائیل درباره طرح ترور جدید، با رد وجود طرحی تازه تاکید کرد که ایران سال‌هاست به دنبال حذف او بوده است. ترامپ گفت: «من از مدت‌ها قبل در صدر فهرست ترور آن‌ها بوده‌ام؛ زندگی همین است. امیدوارم دلتان برایم تنگ شود!»

خصومت میان ترامپ و جمهوری اسلامی ایران به‌طور رسمی از سال ۲۰۲۰ و پس از دستور او برای ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نظامی ایرانی، شدت یافت. این در حالی است که از زمان سوءقصد نافرجام علیه ترامپ در تجمع انتخاباتی ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۴ در پنسیلوانیا، چندین طرح ترور دیگر نیز علیه او کشف و خنثی شده است.

Untitled-3.jpg

trump.jpgترامپ: آتش‌بس با جمهوری اسلامی پایان یافته است

خبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، اعلام کرد جمهوری اسلامی از واشینگتن خواسته است گفت‌وگوها ادامه پیدا کند و آمریکا نیز با این درخواست موافقت کرده است.

ترامپ با این حال تأکید کرد که ایالات متحده «به‌صراحت و بدون هیچ ابهامی» به مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام کرده است که «آتش‌بس پایان یافته است». برجسته‌کردن این عبارت با حروف درشت نشان می‌دهد که ترامپ قصد داشته بر قطعی بودن پایان آتش‌بس و بازگشت آمریکا به آزادی عمل نظامی تأکید کند.

tweet77.jpg

آمریکا در پی حملات رژیم ایران علیه کشتی‌های عبوری، به ده‌ها هدف در پنج استان جنوب ایران حمله کرد.

خبرنامه گویا - در حالی که طی دو ساعت گذشته گزارش‌های متعددی از وقوع انفجار و حمله به چندین هدف نظامی در جنوب ایران منتشر شده است، یک مقام آمریکایی به الجزیره گفته که ارتش آمریکا در حال حاضر هیچ حمله‌ای انجام نمی‌دهد. این مقام در عین حال توضیحی درباره عامل احتمالی این حملات ارائه نکرد.

uae.jpgبر اساس گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، احسان جهانیان، معاون سیاسی و امنیتی استانداری بوشهر، اعلام کرد یک مقر نظامی در حاشیه شهر بوشهر هدف پرتابه‌های منتسب به «آمریکا و اسرائیل» قرار گرفته است. ایرنا همچنین به نقل از فرماندار کنارک گزارش داد که تأسیسات نیروی دریایی در این شهر نیز هدف حمله «دشمن» قرار گرفته است. همزمان، در شبکه‌های اجتماعی و منابع محلی نیز از وقوع انفجارهایی در مناطقی از کنارک، بندرعباس، قشم، سیریک و جاسک خبر داده شده است، اما تاکنون ابعاد دقیق این حملات مشخص نیست.

آنچه به این تحولات توجه بیشتری جلب کرده، مجموعه پیام‌های منتشرشده از سوی امجد طه، تحلیلگر و فعال رسانه‌ای ساکن امارات، است. او حدود سه ساعت پیش از انتشار نخستین گزارش‌های انفجار، تنها یک جمله منتشر کرد: «دقیقاً سه ساعت دیگر.»

tweet.jpgاین پیام در آن زمان توضیحی نداشت، اما سه ساعت بعد پس از انتشار گزارش‌های مربوط به حملات، او مدعی شد که ساعت ۲۰:۴۴ به وقت گرینویچ «جت های جنگی و پهپادهای ناشناس» در حمله‌ای به مواضع سپاه پاسداران و سایت‌های پرتاب موشک در کنارک، بندرعباس، قشم، سیریک و جاسک شرکت داشته‌اند.

valiasr.jpgخبرنامه گویا - اظهارات روز پیش ولی نصر درباره افزایش فشار آمریکا بر جمهوری اسلامی و احتمال بازگشت به جنگ، با واکنش طعنه‌آمیز کیان تاجبخش، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه نیویورک و زندانی سیاسی پیشین در ایران، روبه‌رو شده است. نصر که سال‌ها از مدافعان رویکرد تعامل و امتیازدهی برای کاهش تنش با جمهوری اسلامی شناخته می‌شود، استدلال کرده است که از نگاه تهران، واشینگتن در پی تضعیف موقعیت منطقه‌ای ایران و افزایش فشار برای وادار کردن آن به پذیرش خواسته‌های آمریکا یا بازگشت به جنگ است. تاجبخش نیز با لحنی کنایه‌آمیز به این روایت واکنش نشان داد و آن را به چالش کشید.

ولی نصر نوشت:

به نیویورک تایمز گفتم که ایران در معرض خطر بازگشت به جنگ قرار دارد، زیرا «تفاهم‌نامه بیش از پیش (برای ایران) شبیه یک سراب به نظر می‌رسد. از نگاه تهران، ایالات متحده در حال اجرای یک تلاش هماهنگ برای خارج کردن کنترل تنگه هرمز از دست ایران، تضعیف جایگاه آن در لبنان و در حال تقویت دوباره موقعیت خود است تا فشار بیشتری بر ایران وارد کند یا بار دیگر به گزینه جنگ روی بیاورد»

کیان تاجبخش در پاسخ نوشت:

خبر تکان‌دهنده از ولی نصر: ایالات متحده، کشوری که دهه‌ها امنیت آزادی کشتیرانی را برای بخش بزرگی از اقتصاد جهان تضمین کرده، شاید نخواهد جمهوری اسلامی یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های راهبردی جهان را به گروگان بگیرد.

و حتی عجیب‌تر اینکه، واشینگتن ممکن است با استفاده جمهوری اسلامی از حزب‌الله برای سلطه بر لبنان و تهدید اسرائیل از خاک یک کشور مستقل نیز مخالفت داشته باشد.

از نگاه تهران، نام این وضعیت «فشار» است. اما تقریباً در همه جای جهان، این اقدام تلاشی برای جلوگیری از حق وتوی یک حکومت انقلابی بر نظم منطقه‌ای تلقی می‌شود.

واقعاً چه گستاخی‌ای!

***

roosbeh.jpgاز کودک تا فرمانده؛ وقتی زبان رسمی حکومت تهدید است

کالبدشکافی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی صدای انتقام در جمهوری اسلامی

س. روزبه - خبرنامه گویا

در جمهوری اسلامی، تهدید فقط یک جمله نظامی یا واکنش عصبی چند مقام حکومتی نیست؛ تهدید به زبان رسمی قدرت تبدیل شده است. از رهبر و فرمانده سپاه تا وزیر و نماینده مجلس، از تریبون نماز جمعه تا صداوسیما، از مداح و مجری حکومتی تا نمایش‌های تبلیغاتی کودکان، یک واژه مدام تکرار می‌شود: انتقام، مجازات، نابودی، پاسخ سخت و دشمن.

اما چرا حکومتی که خود را قدرتمند معرفی می‌کند، هر روز نیاز دارد تهدید کند؟ چرا از بحران اقتصادی تا اعتراض اجتماعی، از فشار خارجی تا شکست سیاسی، همه چیز در نهایت به زبان دشمن و انتقام ترجمه می‌شود؟ چرا این تهدیدها فقط خطاب به آمریکا و اسرائیل نیست، بلکه در داخل نیز علیه مردم معترض، زنان، دانشجویان، کارگران، روزنامه‌نگاران و خانواده‌های دادخواه به کار می‌رود؟ و مهم‌تر از همه، وقتی کودکی که هنوز معنای مرگ، جنگ و سیاست را نمی‌داند، در نمایش‌های حکومتی شعار انتقام می‌دهد، با چه نوع فرهنگ سیاسی روبرو هستیم؟

پاسخ را باید در ماهیت سیاسی جمهوری اسلامی جستجو کرد. این حکومت از آغاز، خود را نه با رضایت آزاد مردم، بلکه با مفهوم دشمن تعریف کرده است. دشمن برای جمهوری اسلامی فقط یک کشور خارجی نیست؛ ستون هویتی نظام است. آمریکا، اسرائیل، غرب، نفوذی، ضد انقلاب، فتنه‌گر، جاسوس، زن معترض، دانشجو، کارگر، روزنامه‌نگار و خانواده دادخواه، همگی در مقاطع مختلف در فهرست دشمنان قرار گرفته‌اند. حکومت هرجا از پاسخگویی ناتوان شده، دشمن تازه ساخته است.

flight.jpgایندیپندنت فارسی - یک پرواز شرکت هواپیمایی رایان‌ایر که از یونان به مقصد آلمان در حال پرواز بود، پس از شکسته شدن یکی از پنجره‌های کابین در میانه پرواز، مجبور به بازگشت اضطراری شد. این حادثه باعث وحشت سرنشینان شد و در جریان آن، یک مسافر ۶۱ ساله که کنار پنجره نشسته بود، نزدیک بود از هواپیما به بیرون کشیده شود.

به گزارش نیویورک پست، این هواپیما که از فرودگاه مقدونیه در شهر تسالونیکی یونان به مقصد شهر ممینگن آلمان در حرکت بود، حدود یک ساعت پس از برخاستن دچار نقص فنی شد. به گفته شاهدان، پس از شنیده شدن صدایی شدید، یکی از پنجره‌های کابین آسیب دید و فشار داخل هواپیما کاهش یافت.

بر اساس گزارش‌ها، این مسافر ۶۱ ساله صربستانی که کنار پنجره نشسته بود، پس از آسیب‌دیدگی پنجره در معرض خطر بیرون کشیده شدن از کابین قرار گرفت، اما همسر او و دیگر مسافران با کمک یکدیگر توانستند او را به داخل کابین بازگردانند.

ویدئو در حین پرواز

ویدئو پس از فرود

سخنگوی شرکت هواپیمایی رایان‌ایر به روزنامه نیویورک پست گفت: «پرواز رایان‌ایر از تسالونیکی به ممینگن صبح جمعه (۱۰ ژوئیه)، اندکی پس از برخاستن، زمانی که یکی از پنجره‌های بخش مسافران در حین پرواز از جای خود خارج شد، به فرودگاه تسالونیکی بازگشت. هواپیما به‌طور عادی فرود آمد و مسافران به ترمینال منتقل شدند. یکی از مسافران درخواست کمک پزشکی کرد و پس از فرود، در فرودگاه تسالونیکی تحت درمان قرار گرفت.»

10.jpgبرترین‌ها: الناز شاکردوست، بازیگر سینما، از احضار خود به دادگاه انقلاب تهران خبر داد.

این بازیگر شناخته‌شده با انتشار تصویر احضاریه در استوری صفحه کاربری خود در اینستاگرام، نوشته که احضار او برای برگزاری جلسه محاکمه در دادگاه انقلاب و اتهام منتسب به وی «سیاسی - امنیتی» است.

بر اساس تصویر احضاریه که الناز شاکردوست منتشر کرده، او از سوی شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران برای برگزاری جلسه رسیدگی احضار شده است.

این بازیگر سینما، پیش از این و در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نیز تحت تعقیب قرار گرفته بود.

Untitled-15445.jpg

واکنش‌ قالیباف به شعار «مذاکره با دشمن خیانت است به میهن» مردم در حرم رضوی مورد توجه کاربران فضای مجازی قرار گرفته است.

***

kayhan.jpgهمزمانی جنگ و تشییع؛ شکاف‌های آشکار در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای

کیهان لندن - همزمان با برگزاری مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای، که دو روز از آن در کربلا و نجف برگزار شد، جمهوری اسلامی چند کشتی خارجی را در تنگه هرمز هدف قرار داد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، که برای شرکت در نشست رهبران ناتو به آنکارا رفته بود، در واکنش به این اقدام گفت: «به جمهوری اسلامی یک هفته فرصت دادیم تا برای خامنه‌ای عزاداری کند، اما حمله کردند.» به دستور رئیس‌جمهوری آمریکا، ارتش ایالات متحده چند مرکز استراتژیک در جنوب ایران را در حملاتی نسبتاً سنگین هدف قرار داد که به گفته مقام‌های آمریکایی، حدود ۱۵ نظامی کشته و زخمی شدند. سران ناتو نیز از این حملات حمایت کردند.

در ادامه، دونالد ترامپ در اظهاراتی بسیار تند، سران حکومت را با الفاظی نظیر «سرطان»، «آشغال» و «شرور» خطاب کرد و گفت «آتش‌بس» و «تفاهم» با جمهوری اسلامی پایان یافته است. مقام‌های آمریکایی نیز گفته‌اند کاخ سفید برای درگیری چندروزه یا حتی چند هفته‌ای با ایران آماده می‌شود و این موضوع را به اطلاع دولت‌های منطقه رسانده است. با این حال، آنها تأکید کرده‌اند که ادامه درگیری‌ها به واکنش جمهوری اسلامی بستگی دارد.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز در ۱۸ تیرماه در شبکه «ایکس» نوشت: «آمریکا هنوز یاد نگرفته است که زورگویی و بدعهدی دیگر بی‌هزینه نیست. شفاف بگویم؛ بزنید، می‌خورید.» او همچنین هشدار داد: «دست و پای بیهوده نزنید که بیشتر فرو خواهید رفت. تنگه هرمز فقط با "ترتیبات ایرانی" باز می‌شود، نه با تهدیدات آمریکایی.»

voa.jpgخبرنامه گویا - انتشار بخش‌هایی از گفت‌وگوی توماج صالحی با صدای آمریکا، که در آن از رفتار یکی از قضات جمهوری اسلامی با لحنی مثبت یاد می‌کند و از احتمال حرکت تدریجی بخشی از حاکمیت به سوی خواسته‌های مردم سخن می‌گوید، بحث‌های فراوانی برانگیخته است. توماج صالحی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های منتقد جمهوری اسلامی تبدیل شد. اما انجام چنین مصاحبه‌ای از داخل ایران خود پرسش‌هایی را ایجاد کرده است؛ زیرا جمهوری اسلامی اجازه گفت‌وگو با رسانه‌هایی مانند صدای آمریکا را بدون نظارت یا موافقت نهادهای امنیتی و قضایی صادر نمی‌کند.

توماج صالحی: واقعاً احساساتی شدم. که یک قاضی جمهوری اسلامی این حق را به من داد... راستش چند بار در زندگی برایم پیش آمده که تحت تأثیر قرار گرفته‌ام. یکی همین‌جا بود. دومین بار هم زمانی بود که یک قاضی مرا تبرئه کرد؛ در حالی که می‌دانم بعداً بازخواست شده است!

کلیپ دوم: و امیدواریم که بخشی از رژیم صلاح خودش را در این دانسته باشد... که قدم‌به‌قدم تمایل پیدا کند به اجرای خواسته‌های مردم. شاید با این قدم‌ها... قدم‌های ما به جلو و قدم‌های آن‌ها رو به عقب، به حکومتی برسیم که متکی به خواست اکثریت مردم باشد.

کلیپ سوم: در زمان دستگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفتم، اما در زندان شکنجه نشدم

***

jordanian.jpgمرد اردنی تحت تعقیب در پرونده قتل مادر نیویورکی، او را در تجمع ضداسرائیلی ملاقات کرده بود

خبرنامه گویا - قتل «جیمی کارنی»، فعال آمریکایی حامی فلسطین، به دست مردی که رسانه‌های ایرلندی او را شریک زندگی‌اش معرفی کرده‌اند، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا بخشی از جریان‌های چپ غربی در برخورد با اسلام‌گرایی افراطی و موج مهاجرت از جوامعی که گرایش‌های اسلام‌گرای تندرو در آن‌ها پررنگ است، واقعیت‌های امنیتی و فرهنگی را به سود باورهای ایدئولوژیک نادیده می‌گیرند؟

کارنی، ۴۳ ساله و اهل نیویورک، پس از مهاجرت به ایرلند با «احمد السقر»، پناهجوی اردنیِ فلسطینی‌تبار، وارد رابطه شد. گزارش‌ها حاکی است که او به اسلام گرویده بود. پلیس ایرلند اعلام کرد که السقر اکنون تحت تعقیب است.

این پرونده تنها چند روز پس از آن خبرساز شد که دختر ۱۳ ساله کارنی جسد مادرش را در خانه پیدا کرد. مظنون در جریان یک تجمع ضداسرائیلی با او آشنا شده بود و احتمال می‌رود پیش از بازداشت از ایرلند گریخته باشد.

کارنی در شبکه‌های اجتماعی بارها از فلسطین حمایت کرده، تصاویر مشترک خود با شریک زندگی‌اش را منتشر کرده و او را «مهربان‌ترین و آگاه‌ترین فردی که شناخته‌ام» توصیف کرده بود.

اکنون همان رابطه به یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های جنایی روزهای اخیر ایرلند تبدیل شده و بار دیگر بحث درباره خشونت خانگی، سیاست‌های پناهندگی و پیامدهای نادیده گرفتن تفاوت‌های عمیق فرهنگی را به صدر افکار عمومی بازگردانده است.

moji.jpg

طنز تصویری بابک تقوایی در شبکه اکس:

ویدیوی منتشرشده از مجتبی خامنه‌ای در حال رانندگی در مسیر تهران به مشهد برای شرکت در مراسم تشییع پیکر پدرش، علی خامنه‌ای!

***

ایندیپندنت فارسی - رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه، در پایان نشست سران ناتو در آنکارا، هدیه‌ای غیرمعمول به رهبران حاضر اهدا کرد: یک قبضه کلت کمری قدیمی مدل «گوموشای» (Gumusay) کالیبر ۳۵۷. مگنوم، محصول شرکت تسلیحاتی ترکیه‌ای MKE در دهه ۱۹۹۰، که به همراه مهمات درون جعبه‌های چوبی منقش به پرچم ترکیه و لوگوی ناتو قرار داشت.

gift.jpg

این اقدام با هدف نمایش توانمندی‌های صنعت دفاعی ترکیه صورت گرفت؛ صنعتی که اکنون به ابزاری کلیدی در سیاست خارجی و صادرات این کشور تبدیل شده است. طبق داده‌های «نظارت بر سلاح‌های سبک» ترکیه بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، پس از ایالات متحده و ایتالیا، سومین صادرکننده بزرگ سلاح‌های سبک در جهان با ارزشی حدود ۳ میلیارد دلار بوده است.

این هدیه که نام هر رهبر بر روی آن حک شده بود، واکنش‌های متفاوتی را به همراه داشت. بسیاری از رهبران، از جمله نخست‌وزیران هلند، سوئد و بلژیک، سلاح‌های خود را به پلیس یا سفارتخانه‌ها سپردند تا نگهداری یا غیرفعال شوند. در همین حال، برخی دیگر مانند رئیس کمیسیون اروپا و نخست‌وزیر یونان تصمیم گرفتند این هدیه را به موزه‌های نظامی اهدا کنند. یک دستیار رئیس‌جمهور لهستان نیز تاکید کرد که این سلاح در مکانی امن نگهداری خواهد شد و «قطعا هیچ‌کس با آن شلیک نخواهد کرد».

گزارش‌هایی از تیراندازی به ایست بازرسی بسیج در نزدیکی حرم امام رضا در مشهد

۲ حمله مسلحانه به ۲ ایست‌بازرسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دست‌کم ۴ نیروی بسیج در مشهد ایران کشته شدند

خبرنامه گویا - گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های عربی و برخی کانال‌های خبری حاکی از وقوع دو تیراندازی مسلحانه در نخستین دقایق بامداد جمعه، در محدوده جنوبی حرم امام رضا در مشهد است.

خبر تکمیلی: خبرگزاری دولتی ایرنا و کانال نزدیک به سپاه «صابرین‌نیوز» نیز بیانیه‌هایی درباره این حملات منتشر کرده‌اند که جزئیات آن‌ در ادامه این گزارش آمده است.

mlarge.jpg

بر اساس گزارش‌ها، اولین تیراندازی حدود ساعت ۰۰:۱۵ بامداد در محدوده استقرار یک ایستگاه بسیج، واقع در ضلع جنوبی و خارج از محوطه اصلی حرم، رخ داده است. برخی منابع مدعی هستند که مهاجم یا مهاجمان با پوشیدن لباس نظامی به نیروهای سپاه پاسداران و بسیج نزدیک شده و سپس اقدام به تیراندازی کرده‌اند.

گزارش‌های منتشرشده درباره تلفات نیز یکسان نیست، اما چندین منبع مدعی شده‌اند که دست‌کم چهار نفر در این حمله کشته شده‌اند. تاکنون هویت کشته‌شدگان، مهاجم یا مهاجمان و همچنین انگیزه احتمالی این حمله مشخص نشده است و هیچ گروهی نیز مسئولیت آن را بر عهده نگرفته است.

در روزهای اخیر و همزمان با برگزاری مراسم خاکسپاری علی خامنه‌ای در مشهد، تدابیر امنیتی در اطراف حرم امام رضا به‌طور چشمگیری افزایش یافته بود.

تکمیلی:

خبرگزاری حکومتی صابرین نیوز: بر اساس اطلاعات واصله، این تیراندازی در بلوار فکوری رخ داده است دو فرد ناشناس با لباس نظامی‌و با استفاده از اسلحه کمری، شماری از بسیجیان را مورد هدف قرار دادند که طی این اقدام تروریستی، یکی از بسیجیان در صحنه و دیگری در بیمارستان به شهادت رسید.

ایرنا: معاون امنیتی انتظامی استاندار خراسان رضوی: این حادثه حوالی ساعت ۲۲ پنجشنبه شب در منطقه سرافرازان رخ داده و حادثه تروریستی نبوده و انگیزه وقوع این درگیری در دست بررسی است.

براساس بررسی‌های اولیه ابتدا ۲ نفر با انگیزه شخصی با هم درگیر شده که یک نفر از آنها کشته می‌شود و با دخالت نفر سوم نفر دوم نیز جان می‌بازد. هر دو نفر با سلاح گرم کشته شده‌اند.

خبرنامه گویا تأکید می‌کند که تمامی اطلاعات فوق بر پایه گزارش‌های اولیه منتشر شده‌اند و تا زمان انتشار بیانیه رسمی یا تأیید مستقل، باید با احتیاط با آن‌ها برخورد کرد.

asefi.jpgکارت هرمز و هزینه یک محاسبه

حمید آصفی

حمله به سه کشتی تجاری در کریدور عمانِ تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی، مهم‌ترین پرسش را پیش روی تحلیلگران قرار داده است: چرا ایران حمله کرد؟ چه تهدیدی تصمیم‌گیرندگان را به این جمع‌بندی رساند که باید در چنین مقطعی دست به اقدامی با این سطح از ریسک دست بزنند؟

از منظر تحلیل راهبردی، تصمیم‌های پرهزینه در سیاست خارجی، به‌ویژه در حوزه امنیت ملی، معمولاً بر پایه محاسبه‌ای از تهدید و فرصت اتخاذ می‌شوند؛ هرچند آن محاسبه بعدها ممکن است درست یا نادرست از آب درآید.

به نظر می‌رسد کانون اصلی بحران، نه خود کشتی‌ها، بلکه کریدور دریایی عمان باشد.

اگر در تفاهم اسلام‌آباد قرار بوده ترتیبات عبور و مرور در تنگه هرمز، دست‌کم در دوره شصت‌روزه، با در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی ایران مدیریت شود، ایجاد مسیر جایگزین در نزدیکی سواحل عمان می‌توانست از نگاه تهران به معنای کاهش ارزش مهم‌ترین اهرم راهبردی و ژئوپلیتیک کشور باشد. اهمیت تنگه هرمز تنها در موقعیت جغرافیایی آن نیست، بلکه در این واقعیت نهفته است که یکی از معدود ابزارهای مؤثر ایران برای اثرگذاری بر امنیت انرژی و مذاکرات با آمریکاست.

jspost.jpgخبرنامه گویا - روزنامه اورشلیم پست به نقل از دو مقام اسرائیلی گزارش داد که ارزیابی فعلی این است که جمهوری اسلامی تمایلی به کشاندن اسرائیل به درگیری کنونی با آمریکا ندارد و به همین دلیل تاکنون حمله‌ای علیه اسرائیل انجام نداده است.

به گفته این مقام‌ها، در حال حاضر تنها دو عامل می‌تواند اسرائیل را به انجام حملات علیه ایران وارد کند:

۱. حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل.

۲. درخواست آمریکا از اسرائیل برای پیوستن به عملیات نظامی.

به گزارش اورشلیم پست، تاکنون هیچ‌یک از این دو سناریو رخ نداده است.

مقام‌های ارتش اسرائیل نیز گفته‌اند که در حال حاضر انتظار ندارند اسرائیل وارد تبادل حملات میان آمریکا و ایران شود.

با این حال، منابع آگاه به اورشلیم پست گفته‌اند اگر آمریکا به اسرائیل اعلام کند که برای حمله به ایران به مشارکت ارتش اسرائیل نیاز دارد، این ارزیابی می‌تواند تغییر کند.

hamedani.jpgبه نوشته علی همدانی خبرنگار پیشین بی‌بی‌سی در جوییش کرانیکل، بی‌بی‌سی جهانی برای دسترسی به تهران پذیرفت گزارش‌های تهیه‌شده از مراسم خاکسپاری علی خامنه‌ای از بی‌بی‌سی فارسی برای مخاطبان داخل ایران پخش نشود؛ تصمیمی که شماری از کارکنان این شبکه آن را «خیانت» به روزنامه‌نگاری مستقل توصیف کرده‌اند

خبرنامه گویا - به گزارش جوییش کرانیکل، در بی‌بی‌سی اعتراض‌های گسترده‌ای نسبت به توافق این رسانه با مقام‌های جمهوری اسلامی شکل گرفته است؛ توافقی که به خبرنگاران "بی‌بی‌سی جهانی" اجازه داد مراسم خاکسپاری علی خامنه‌ای را از داخل ایران پوشش دهند.

بی‌بی‌سی جهانی برای پوشش این مراسم برای بخش انگلیسی دو گروه خبری جداگانه به ایران اعزام کرده است.

با این حال، هیچ‌یک از گزارش‌های تهیه‌شده از داخل ایران برای مخاطبان ساکن ایران از طریق بی‌بی‌سی فارسی پخش نشده اند. بر اساس این توافق، خبرنگاران تنها با این شرط اجازه فعالیت در تهران را داشتند که هیچ‌یک از گزارش‌هایشان در سرویس فارسی بی‌بی‌سی مورد استفاده قرار نگیرد.

شماری از خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی در لندن به جوییش کرانیکل گفته‌اند که دیگر احساس نمی‌کنند امکان انجام روزنامه‌نگاری آزاد و مستقل را دارند و این تصمیم باعث شده است احساس کنند از سوی بی‌بی‌سی حمایت نمی‌شوند.

یکی از خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی گفت: «این اتفاق شرم‌آور است. بی‌بی‌سی به جای حمایت از ما، خواسته‌های دولت ایران را پذیرفت. آن‌ها با یک حکومت خونریز معامله کردند. این یک خیانت بزرگ بود.»

بی‌بی‌سی در یکی از برنامه‌های خود وجود این توافق را تأیید کرد.

چهارم ژوئیه، بن براون، مجری برنامه BBC News at Ten، اعلام کرد که نوال المغافی، خبرنگار ارشد بین‌الملل بی‌بی‌سی، از تهران گزارش تهیه کرده است، «به این شرط که هیچ‌یک از این گزارش‌ها در بی‌بی‌سی فارسی پخش نشود.»

parpanchi.jpgحکومتی که نجات را پیروزی می‌بیند

مهدی پرپنچی

بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس، جان میرشایمر ایران را پیروز جنگ خواند و رابرت پیپ در نیویورک‌تایمز نوشت که این جنگ، ایران را در مسیر تبدیل شدن به قدرت چهارم جهان قرار داده است.

این توهمات شیکاگویی را در تهران باور کردند. در حالی که جنازه رهبرشان هنوز روی زمین مانده بود، از گرفتن عوارض از تنگه هرمز سخن گفتند؛ گویی کشته شدن ده‌ها فرمانده ارشد، نابودی زیرساخت‌های نظامی و هزینه‌های سنگین جنگ را می‌شد با چند مقاله و مصاحبه به پیروزی راهبردی تبدیل کرد.

خامنه‌ایِ اول، سه دهه بر سه ستون هسته‌ای، موشکی و نیابتی سرمایه‌گذاری کرد. قرار بود این سه ستون، بازدارندگی بسازند، امنیت بیاورند و هزینه جنگ را برای دشمن غیرقابل تحمل کنند. اما نتیجه چه بود؟ دو جنگ ویرانگر، کشته شدن ده‌ها نفر از فرماندهان ارشد، فرسایش توان نظامی، انزوای بیشتر و تحمیل هزینه‌ای سنگین بر اقتصاد و جامعه ایران.

deadkh.jpgغیبت رهبر نادیده؛ تفسیرهای سیاسی از عدم حضور مجتبی خامنه‌ای و آینده قدرت در ایران

حسین عرب - خبرنامه گویا

در سیاست، گاهی آنچه رخ نمی‌دهد، از آنچه رخ می‌دهد مهم‌تر است. عدم حضور مجتبی خامنه‌ای در مراسم تشییع پدرش، در همین چارچوب قابل فهم است؛ رویدادی که نه به دلیل علت آن، بلکه به دلیل پیامدهای ادراکی و سیاسی‌اش به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در تحلیل آینده جمهوری اسلامی تبدیل شد.

سال‌هاست که نام او در کنار بحث جانشینی علی خامنه‌ای مطرح است، بی‌آنکه هرگز به‌صورت رسمی تثبیت شود. همین وضعیت "نه آشکار و نه انکارشده"، موقعیتی ویژه برای او ساخته بود: چهره‌ای در سایه که هم در معادلات قدرت حضور دارد و هم از دیده شدن عمومی پرهیز می‌کند. به همین دلیل، انتظار حضور او در لحظه تشییع رهبر پیشین، انتظاری صرفاً احساسی نبود، بلکه معنایی سیاسی داشت؛ انتظار برای مشاهده نشانه‌ای از آینده. اما این نشانه ظاهر نشد.

سیاستِ غیبت و قدرتِ تفسیر

در نظام‌های سیاسی بسته، نمادها اغلب جایگزین شفافیت می‌شوند. حضور یا غیبت یک فرد می‌تواند حامل پیام‌هایی درباره توازن قدرت، آینده جانشینی و حتی انسجام درونی حاکمیت باشد. از همین منظر، عدم حضور مجتبی خامنه‌ای به یک "رخداد تفسیری" تبدیل شد؛ رخدادی که هر گروه سیاسی معنای متفاوتی از آن استخراج کرد.

etemadi.jpgدور تازهٔ درگیری‌ها میان جمهوری اسلامی و ایالات متحد آمریکا که با حملات مجدد سپاه پاسداران به کشتی‌های تجاری در تنگهٔ هرمز آغاز شد، صرفاً یک بحران نظامی دیگر در خاورمیانه نیست. زمان وقوع آن - هم‌زمان با اجلاس ناتو در آنکارا و حضور دونالد ترامپ در ترکیه - تصادفی به نظر نمی‌رسد. چرا جمهوری اسلامی درست در چنین لحظه‌ای، در حساس‌ترین آبراه انرژی جهان، دست به اقدامی زد که می‌توانست واکنش مستقیم آمریکا و رئیس جمهوری آن، دونالد ترامپ، را برانگیزد؟

ممکن است هدف، آزمودن ارادهٔ واشنگتن بوده باشد. ممکن است تهران خواسته باشد واکنش دولت ترامپ را بسنجد و ببیند که آیا رئیس‌جمهوری آمریکا، پس از تفاهم‌نامهٔ ۱۷ ژوئن، واقعاً آمادهٔ بازگشت به جنگ است یا نه. اما فرض دیگری نیز وجود دارد که نمی‌توان به‌سادگی کنار گذاشت: اینکه این حملات، بیش از آنکه محصول یک محاسبهٔ سنجیدهٔ سیاست خارجی باشند، بازتاب بحران و رقابت درونی قدرت در ایران هستند. یعنی تلاشی از سوی بخشی از ساختار نظامی-امنیتی برای تغییر موازنهٔ سیاسی قدرت در تهران.

IMG_6272.jpegبا خودم قرار گذاشته بودم که دیگر چیزی خطاب به رییس جمهور ترامپ ننویسم. البته این قدر ساده لوح نیستم که تصور کنم او یا چند درجه پایین تر از او مطالب مرا می خوانند و من این ها را در اصل برای خودهامان یعنی برای مخالفان صد در صدی جمهوری نکبت اسلامی و برای ثبت در تاریخ می نویسم و انتظار و توقعی از این نوشته ها ندارم.

قبلا نوشته بودم که هر روز که در سرنگونی حکومت نکبت اسلامی تاخیر شود باید بهای سنگینی برای آن پرداخت. آقای ترامپ متاسفانه وارد بازی با پس مانده های جمهوری اسلامی شد و نمی دانم واقعا چه چیز به او القا کرده بودند که به رغم زرنگی در معامله که لازمه اش شناخت طرف مقابل است وارد این بازی شد ولی مهم برای ما این است که از تمام امکانات داخلی و خارجی برای سرنگون کردن کامل حکومت نکبت استفاده کنیم.

متاسفانه از مخالفان ایرانی هیچگونه انتظاری نمی رود و چند هزار کشته ی فقط دی ماه هم انگیزه ای نشد برای عمل موثر و متفاوت آن ها و فعلا باقی می ماند عملکرد خارجی ها و در ابتدا امریکا. از اسراییل هم که فعلا خبری نیست و ظاهرا کم شدن خطر اتمی جمهوری اسلامی برایشان کافی بوده است.

kham.jpgاین دیگر تشییع یک انسان نیست

این، تشییع افسانه‌ای است که نزدیک به نیم‌قرن کوشید خود را با ایران یکی بگیرد؛ افسانه‌ای که می‌خواست وطن را در انحصار ایدئولوژی خویش درآورد، ملت را در قامت "امت" بازتعریف کند و قدرت را به نام تقدس، از دسترس داوری مردم بیرون ببرد. امروز اما آنچه بر دوش تبلیغات حکومتی حمل می‌شود، تنها پیکر یک رهبر خون آشام نیست؛ بار سنگین روایتی است که زیر وزن حقیقت خم شده است.

حکومت‌ها را با تابوت حمل نمی‌کنند؛ با اعتماد مردم حمل می‌کنند.

مشروعیت را از گورستان بیرون نمی‌آورند؛ آن را در قلب شهروندان می‌یابند.

اقتدار را با بلندگو نمی‌سازند؛ با آزادی می‌سازند.

و هرگاه حکومتی ناچار شود برای اثبات زنده بودن خود، مرگ را به خیابان بیاورد، باید دانست که پیش از آن، چیزی بسیار بزرگ‌تر از یک انسان مرده است: باور عمومی به حقانیت آن حکومت.

pakneujad.jpgگفت‌وگویی استدلالی درباره مسئولیت نیروهای سیاسی در قبال منافع ملی

«چرا این گفت‌وگو را با هوش مصنوعی انجام دادم؟»

حدود بیست‌وهشت سال پیش، همراه با چند تن از دوستان در ایران، طی نزدیک به سه سال با مباحثی که شکل گرفت در نهایت پرسشهایی رسیدیم و با کسب اطلاعات بیشتر و تفکر پاسخ های قابل توجهی به سئوالات دادیم و حاصل آن نیز طراحی و تدوین طرح «شورای آزادی» که درواقع طرح ایجاد جبهه آزادیخواهی و ضددیکتاتوری است، پرداختیم.

حاصل آن بحث‌ها این بود که بدون همبستگی فراگیر ملی، نه امکان رهایی ایران از استبداد فراهم می‌شود و نه می‌توان استقرار پایدار آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملی را تضمین کرد.

unnamed.jpg

حاصل آن جمع‌بندی، تدوین «طرح شورای آزادی» بود؛ طرحی برای ایجاد یک جبهه فراگیر آزادی‌خواه و ضد دیکتاتوری بر محور تأمین منافع ملی. چند سال بعد نیز، در سال ۲۰۱۱، در ادامه همان دیدگاه، ایده «گفتمان سراسری و ملی با محوریت تأمین منافع ملی» را مطرح کردم؛ زیرا معتقد بودم تحقق همبستگی فراگیر ملی، بدون گفت‌وگوی فراگیر میان همه نیروهایی که اولویت خود را منافع ملی می‌دانند، امکان‌پذیر نخواهد بود.

در بیش از بیست‌وپنج سال گذشته، کوشیده‌ام این دیدگاه را با اشخاص و جریان‌های مختلف سیاسی در میان بگذارم و آنان را به ضرورت همبستگی فراگیر ملی متقاعد کنم. با وجود گفت‌وگوهای فراوان، این تلاش‌ها به نتیجه‌ای که برای تحقق آن ضروری می‌دانستم، نرسید و هر جریان، راهکار خود را برای ایجاد تشکل یا ائتلاف سیاسی دنبال کرد. از نگاه من، این مسیرها تاکنون نتوانسته‌اند به شکل‌گیری همبستگی فراگیر ملی بینجامند.

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgتا زمانی که رهبر رژیم زنده بود، از دو بازوی قدرت خود، اصولگرا و اصلاح‌طلب، و جنگ زرگری همیشگی این دو، برای حصول به مقاصد خود، هم در اداره امور داخلی و نیز سیاست خارجی، استفاده می‌نمود. ترامپ و تیم وی نیز، بعد از پی بردن به این ترفند رژیم در مذاکرات، تیم خود را به اصلاح‌طلب به ریاست معاون خود و اصولگرا به زعامت وزیر خارجه‌اش تقسیم نمود تا با اتخاذ همان شیوه معمول و همیشگی رژیم و به‌کارگیری این ترفند، از هر دوی این دو اهرم قدرت خویش، برای مجاب کردن رژیم به تقبل خواسته‌هایش یا بالعکس، قهر و خشم و مقابله با رژیم استفاده نماید.

بعد از مرگ رهبر رژیم و تعدادی از سرانش در حمله آمریکا به پناهگاه مربوطه، شیرازه امور در میان باقیمانده سران رژیم، چند مدتی به هم خورد و ترامپ توانست با استفاده از این وقفه، برخی از خواسته‌های خود را با اتخاذ همان ترفند اصلاح‌طلب ـ اصولگرا در تیم آمریکا، بر تتمه رژیم تحمیل نماید. اعلام آتش‌بس، بازگشایی تنگه هرمز و سرانجام قول وی مبنی بر تضمین عدم اخلال در مراسم یک‌هفته‌ای رهبر رژیم، حاصل این تعامل بود.

اینکه رژیم با یک خودکشی سیاسی، درست در اثنای اجلاس سران ناتو در ترکیه، سه کشتی کشورهای عرب منطقه را در تنگه هرمز مورد حمله قرار دهد، علیرغم تقبل خطرات مربوطه، باید بازگشت رژیم به تنظیم دوباره کارخانه اصولگرا ـ اصلاح‌طلب تلقی گردد؛ به‌خصوص اینکه ترامپ بلافاصله با حملات سنگین به هشتاد هدف، از بندرعباس تا بندر بوشهر، تفاهم‌نامه آتش‌بس با رژیم را باطل اعلام و طی سخنان تندی علیه کلیت رژیم، هرگونه تعامل با سران باقیمانده را اتلاف وقت نام برد.

به نظر می‌رسد قالیباف و تیم مذاکره‌کننده‌اش، در تماس با مذاکره‌کنندگان آمریکا، ویتکاف و کوشنر، حملات اخیر به کشتی‌های عبوری در تنگه هرمز را به اصولگرایان مخالف تفاهم با آمریکا نسبت خواهند داد تا چنین القا نمایند که اگر امتیازات بیشتری از آمریکا بگیرند، می‌توانند مخالفین اصولگرا را ساکت نمایند. شایسته است تیم مذاکره‌کننده آمریکا و نیز خود ترامپ، به این ترفندهای همیشگی رژیم پی برده و قولی را که با خشم کامل، چند ساعت پیش، برای خاتمه این بساط داد، عملی نموده و دنیا را یک بار و برای همیشه از شر این رژیم نجات دهد.



Ahmad_Alavi.jpgدر مراسم تشییع علی خامنه‌ای (دوشنبه، ۱۵ تیر ۱۴۰۵) ، شعاری که برخی از افرادی که در اطراف سعید جلیلی بودند مستقیماً خطاب به او سر داده شد، بیش از یک شعار احساسی بود؛ «نگذار مجتبی جام زهر را بنوشد.» چنین خطابی مسبوق به سابقه و برخاسته از فضای کشمکش های جناحهای گوناگون ائتلاف حاکم است.

به زبان دیگر این جمله در واقع بازتاب یکی از مهم‌ترین شکاف‌های درون ساختار رژیم حاکم در میان نیروی غالب است؛ دیگر کشمکش بین اصول گرا-اصلاح طلب نیست، شکافی میان «اصول گرایان» است، تنش میان کسانی که بقای نظام را در ادامه تقابل می‌بینند و کسانی که ادامه این مسیر را تهدیدی برای بقای خود نظام می‌دانند.

اکنون که مجتبی خامنه‌ای بر جایگاه رهبری تکیه زده است، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا جمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد یا نه؛ بلکه این است که کدام ائتلاف قدرت، راهبرد آینده نظام را تعیین خواهد کرد؟

zamani.jpgاظهارات دونالد ترامپ در حاشیه نشست سران ناتو، صرفاً یک تهدید لفظی نبود، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در رویکرد آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی باشد. ترامپ در این نشست با لحنی بسیار تند، رهبران جمهوری اسلامی را «وحشی» و غیرقابل اعتماد توصیف کرد و اعلام کرد که با توجه به حملات منتسب به سپاه پاسداران علیه کشتی‌ها و نفتکش‌ها، تفاهم‌ها و روند مذاکرات گذشته دیگر ادامه نخواهد یافت. او تأکید کرد که جمهوری اسلامی مسیر تقابل را انتخاب کرده و آمریکا در برابر این اقدامات، پاسخ قاطع خواهد داد.

ترامپ همچنین هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی به اقدامات خود ادامه دهد، آمریکا آماده انجام حملات نظامی بیشتری خواهد بود و اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست یابد. این سخنان نشان‌دهنده تغییر لحن واشنگتن از سیاست فشار و مذاکره به سمت افزایش بازدارندگی و اعمال فشار بیشتر است.

bbcrr.jpgخبرنامه گویا - این تصویر طنز یک مصاحبه خیالی با رضا پهلوی را به تصویر می‌کشد. در متن این تصویر از او پرسیده می‌شود: «با توجه به اینکه پدر فقید شما در مصر به خاک سپرده شده، آیا دست‌کم بخشی از مسئولیت شکست و حذف مصر از جام جهانی را بر عهده می‌گیرید؟»

کنایه اصلی این طنز، پیوند دادن دو موضوع کاملاً بی‌ارتباط است؛ حذف مصر از جام جهانی ۲۰۲۶ پس از شکست ۳ بر ۲ مقابل آرژانتین و محل دفن محمدرضا شاه در قاهره.

این تصویر به بحث‌های اخیر پیرامون پوشش بی‌بی‌سی فارسی درباره رضا پهلوی اشاره دارد.

bbc.jpgبرخی از منتقدان این شبکه معتقدند گزارش‌ها و تحلیل‌های آن تلاش می‌کند مسئولیت رویدادهای مختلف را به او نسبت دهد؛ برداشتی که پس از انتشار گزارش‌های اخیر و ادامه موضع‌گیری‌های متقابل میان بی‌بی‌سی فارسی و رسانه‌های وابسته به رضا پهلوی دوباره مطرح شده است.

attacks.jpgخبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، شامگاه چهارشنبه از شنیده‌شدن صدای چند انفجار در بندرعباس خبر داد.

شنیده شدن چندین صدای انفجار در چابهار، کنارک، لاوان و سیری

رسانه‌های ایران شامگاه چهارشنبه از شنیده‌شدن صدای انفجار در چند شهر از جمله بندرعباس، چابهار، کنارک، سیریک، لاوان و سیری خبر دادند.

رسانه‌های ایران: آمریکا به دو اسکله و برج کنترل ترافیک دریایی چابهار حمله کرده است

صداوسیمای جمهوری اسلامی گزارش داد در حمله آمریکا به چابهار، اسکله بهشتی، اسکله کلانتری و برج کنترل ترافیک دریایی هدف قرار گرفته و خساراتی به این تاسیسات وارد شده است.

333.jpg



همزمان فارس، وابسته به سپاه، گزارش داد که «پدافند ساحلی بندرعباس و قشم درحال مقابله با اهداف متخاصم است.»

خبرگزاری ایرنا نوشت که برق قسمتی از شهر چابهار قطع شده است.



شنیده شدن صدای انفجار در بخش‌هایی از استان بوشهر

رسانه‌های ایران، از جمله خبرگزاری‌های مهر و فارس، گزارش دادند که صدای انفجار در بخش‌هایی از استان بوشهر شنیده شد.



ترامپ: این اقدام در پاسخ به حملات به کشتی‌ها از سوی ایران در روز گذشته انجام شد. اگر تکرار شود، پاسخ بسیار شدیدتر خواهد بود!

گزارش‌ها از شنیده شدن صدای سه انفجار در جزیره ابوموسی خبر می‌دهند

aust.jpg

خبرنامه گویا - صداوسیمای جمهوری اسلامی با مردی مصاحبه می‌کند که مدعی است برای شرکت در مراسم خاکسپاری علی خامنه‌ای از استرالیا به ایران آمده است.

درست زمانی که ممکن است تماشاگران درباره واقعی‌بودن این روایت تردید کنند، او در میان یک گفت‌وگوی کاملاً فارسی، ناگهان کلمه «First» را به کار می‌برد؛ گویی همین یک واژه انگلیسی قرار است مُهر تأییدی بر اقامتش در استرالیا باشد!

از کانال هادی زنوزی

***

9.jpgمطرح شدن غیرمنتظره یک فروشگاه فنلاندی در مراسم خامنه ای

ایران اینترنشنال - گروه فروشگاه‌های زنجیره‌ای فنلاندی «کی گروپ» به شکلی غیرمنتظره در مراسم تشییع علی خامنه‌ای جای گرفت.

ویدیوهایی از عراق منتشر شده است که نشان می‌دهند تابوت دیکتاتور کشته‌شده ایران از یک کامیون یخچال‌دار با نشان تجاری این شرکت تخلیه شده است. در تصاویری که در کربلا ضبط و از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شده، جمعیتی انبوه اطراف یک کامیون یخچال‌دار با لوگوهای نارنجی و سفید دیده می‌شود که شباهت زیادی به نشان تجاری «کی گروپ»، بخشی از شرکت خرده‌فروشی فنلاندی «کسکو»، دارد.

در ادامه این تصاویر، مردانی با لباس تیره، تابوتی را از بخش یخچال‌دار کامیون بیرون می‌آورند و آن را بر فراز جمعیت حمل می‌کنند. این ویدیو در جریان بخش عراقی مراسم تشییع خامنه‌ای ضبط شده است. این مراسم که قسمتی از آن در نجف و کربلا برگزار شد، به دفن دیکتاتور کشته‌شده ایران در مشهد در روز ۱۸ تیر، ختم می‌شود.

این تصاویر به سرعت در فنلاند مورد توجه قرار گرفت. روزنامه «ایلتا-سانومات» این صحنه را «باورنکردنی» توصیف کرد و نوشت فنلاندی‌ها احتمالا با دیدن چیزی که شبیه نشان فروشگاه‌های «کی مارکت» در میانه مراسم تشییع خامنه‌ای بود، «چشم‌هایشان را مالیده‌اند [تا مطمئن شوند درست می‌بینند]».

حرکت قطارهای تهران-مشهد پس از حمله به مسیر ریلی با وقفه مواجه شد

روابط عمومی راه‌آهن جمهوری اسلامی اعلام کرد به دنبال حملات بامداد پنج‌شنبه ۱۸ تیر به یکی از نقاط مسیر ریلی تهران-مشهد، حرکت قطارهای مسافری در این مسیر با وقفه مواجه شد.

777888.jpg

گزارش‌ها حاکی از آن است که این حمله گودالی در زیر خط آهن ایجاد کرده و ریل‌ها و پایه‌های بتنی آن را قطع کرده است.


روابط عمومی راه‌آهن جمهوری اسلامی گفت: «جابه‌جایی مسافران قطارهای متوقف شده، از طریق ناوگان مسافری جاده‌ای به مشهد انجام می‌شود.»

اکسیوس: با پایان آتش‌بس، تمرکز ترامپ به نبرد بر سر کنترل تنگه هرمز تغییر کرده است

ایران اینترنشنال - وب‌سایت اکسیوس به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد کاخ سفید، خود را برای تبادل آتش چندروزه یا حتی چند هفته‌ای با ایران بر سر تنگه هرمز آماده می‌کند.

به نوشته اکسیوس، مدت و شدت این رویارویی به اقدام‌های بعدی تهران بستگی دارد. این رسانه افزود جنگی که با هدف تضعیف توان موشکی ایران و نابودی آنچه از برنامه هسته‌ای این کشور باقی مانده بود آغاز شد، اکنون به نبردی بر سر کنترل مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان تبدیل شده است.

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، پایگاه نظامی سپاه در بوشهر در حملات اخیر آمریکا آسیب دیده است؛ حملاتی که بخش پدافند هوایی این مجموعه را هدف قرار داد.

***

ar.jpgایران وایر - طی روزهای گذشته، برخی از خبرنگاران ایران‌وایر پیام‌هایی در پیام‌رسان «واتس‌اپ» دریافت کرده‌اند که با استفاده از تصویر «اصغر رمضانپور»، سردبیر تلویزیون ایران اینترنشنال و شماره‌هایی با پیش‌شماره بریتانیا ارسال شده بود.

در این پیام‌ها، فردی که خود را اصغر رمضانپور معرفی می‌کرد، به «پیام یونسی‌پور» و «آیدا قجر»، خبرنگاران ایران‌وایر، پیشنهاد همکاری با تلویزیون ایران‌ اینترنشنال را داده است. این ارتباط‌ها علاوه بر پیام‌های متنی، شامل پیام‌های صوتی نیز بوده که بررسی‌ها نشان می‌دهد صدای به‌کاررفته با استفاده از هوش مصنوعی و به شکلی ابتدایی تولید شده است.

ایران‌وایر در همین زمینه با «اصغر رمضانپور» گفت‌وگو کرده است. او با اشاره به گستردگی این پیام‌ها، درباره تلاش نهادهای وابسته به حکومت ایران برای جعل هویت روزنامه‌نگاران و فریب خبرنگاران رسانه‌های فارسی‌زبان توضیح داده است.

کی فکرش را می کرد؟

| No Comments

از تهران تا تل‌آویو؛ چرخش تاریخی ونزوئلا

خبرنامه گویا - یک هیئت امدادی اسرائیلی متشکل از کارکنان وزارت خارجه و ارتش این کشور در جریان مأموریتی برای ارزیابی خسارت‌های زمین‌لرزه‌های مرگبار اواخر ژوئن، به ونزوئلا سفر کرد و با دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت این کشور، دیدار کرد.

01.jpg02.jpg

این نخستین دیدار رسمی در سطح بالا میان دو طرف پس از حدود ۲۰ سال قطع روابط دیپلماتیک است. مأموریت این هیئت حدود ۳۰ نفره، ارزیابی آسیب ساختمان‌ها و کمک به برنامه‌ریزی بازسازی اعلام شده است.

این سفر در حالی انجام شد که ونزوئلا در دوران هوگو چاوز و نیکلاس مادورو یکی از نزدیک‌ترین متحدان جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین بود و همکاری‌های نظامی و فناوری میان دو کشور، از جمله در حوزه پهپاد و موشک، بارها مطرح شده بود. اکنون دیدار مقام‌های اسرائیلی با دولت جدید ونزوئلا از تغییر مسیر سیاست خارجی کاراکاس و فاصله گرفتن آن از تهران به سمت همکاری با آمریکا و اسرائیل حکایت دارد.

تصاویر منتشرشده از بندر کوچک کوهستک در استان هرمزگان، آنچه را که به‌عنوان پیامد حملات بامداد ۱۷ تیر آمریکا به شناورهای سپاه پاسداران توصیف شده، نشان می‌دهد. این تصاویر که توسط حساب معتبر متن‌باز شین منتشر شده‌اند، اسکله، قایق‌ها و آثار خسارت در محل را به تصویر می‌کشند.

20.jpg21.jpg

فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرده است که در این عملیات بیش از ۶۰ شناور تندرو سپاه، سامانه‌های پدافندی و رادارها را هدف قرار داده است. واشینگتن این عملیات را پاسخی به حملات جمهوری اسلامی علیه سه کشتی تجاری در تنگه هرمز طی ۲۴ ساعت گذشته عنوان کرده است.

8-4.jpgعبدی مدیا - حمیدرضا آصفی سخنگوی سابق وزارت امور خارجه در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی: ​ بهمن کلباسی، فرهمند، نفیسه کوهنورد و... که بعداً به بی‌بی‌سی رفتند، بسیار آمریکاستیز بودند و گاهی در جلسات تندرو‌تر از خود حکومتی‌ها بودند.

در بی‌بی‌سی، به خصوص بخش فارسی آن، همیشه گرایشات چپی و به خصوص آمریکاستیزانه بسیار غالب بوده و هست.

foroopashi.jpgمهدی نوذر

خامنه‌ای حتی یک تروریست موفق هم نبود؛ او نه فرمانده‌ای کاریزماتیک بود و نه چهره‌ای که بتواند دیگران را با نفوذ شخصی خود همراه کند. تمام هنر او این بود که با پول، سلاح و امتیاز، گروه‌های مسلح نیابتی و تروریستی را گرد خود جمع کند تا برایش اعتبار بسازند.

اقتدارش نه از احترام، بلکه از باج دادن به تروریست‌هایی می‌آمد که فقط تا زمانی کنار او می‌ماندند که هزینه‌شان پرداخت می‌شد.

سرنوشتش نیز تفاوتی با بسیاری از دیکتاتورها و جنایتکاران تاریخ نداشت؛ بلکه از بسیاری از آن‌ها تحقیرآمیزتر بود. در حالی که طبق معمول برای اسرائیل و آمریکا خط و نشان می‌کشید، توسط آنها به شکلی کشته شد که حتی نتوانستند چهره‌اش را برای آخرین وداع به حامیانش نشان دهند. سه ماه بعد، با اجازه همان قدرت‌هایی که سال‌ها برایشان رجز می‌خواند، تشییع شد؛ آن هم در حالی که همین حامیانش در تمام آن سه ماه، به‌جای عزاداری برای رهبرشان، سرگرم جشن، رقص و پایکوبی به بهانه «مقاومت» بودند و امروز همان‌ها با ضجه و شیون، ژست داغداری گرفته‌اند.

برای مراسمش میلیاردها هزینه شد، از سراسر ایران نیرو بسیج کردند و از گروه‌هایی مانند فاطمیون، حشدالشعبی و حزب‌الله نیز افراد را به میدان آوردند؛ اما با وجود همه این تلاش‌ها، حتی بنا بر ادعاها و گلایه‌های حامیان خودش نیز جمعیت به پانصد هزار نفر نرسید.

قدرتی که سال‌ها با سرکوب، تبلیغات و هزینه‌های سنگین ساخته شده بود، در پایان نتوانست حتی تصویری خلق کند که با ادعاهایش همخوانی داشته باشد. شاید بزرگ‌ترین شکست یک دیکتاتور همین باشد؛ اینکه پس از دهه‌ها حکومت، برای نمایش محبوبیتش نیز ناچار به بسیج اجباری و وارد کردن جمعیت از هر سو شود، اما باز هم نتیجه کمتر از انتظار خودش باشد.

plancet.jpgتهدید جانی از سوی ایران؛ ترامپ ترکیه را با هواپیمای جدید رئیس‌جمهوری آمریکا ترک نمی‌کند

یورونیوز - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا می‌گوید در فهرست مرگ که ایران تهیه کرده است او به عنوان نفر نخست در صدر قرار دارد.

رئیس‌جمهوری ایالات متحده در حاشیه نشست ناتو در پاسخ به پرسش خبرنگاران در مورد تهدیدها علیه جانش گفت که شغل رئیس‌جمهوری بسیار پرخطر است. او گفت که «ممکن است من هم دیگر نباشم. من هدف شماره یک آن‌ها هستم.»

یکی از خبرنگارها از او در مورد احتمال عدم استفاده از «ایر فورس وان»، هواپیمای ویژه رئیس‌جمهوری آمریکا هنگام ترک ترکیه به دلیل تهدید ایران سوال کرد. دونالد ترامپ در پاسخ گفت که این هواپیمای جدید که هدیه قطر به او بوده قرار است به سمت پایگاه‌های آمریکا در اروپا پرواز کند.

پرسش‌ها از رئیس‌جمهوری ایالات متحده در مورد تهدیدهای جانی علیه او از سوی ایران در حالی مطرح شد که مقام‌های ایران طی روزهای گذشته همزمان با برگزاری مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی سخنانی تهدیدآمیز علیه دونالد ترامپ به زبان آوردند.

لاریجانی خطاب به قالیباف: خونخواهی معنایش این نیست

محمدجواد لاریجانی، سیاستمدار اصولگرا که برادرش علی لاریجانی را در جریان جنگ ۴۰ روزه از دست داد گفت: «جسارتی که به ملت ما شده جسارت کوچکی نیست. رهبر این کشور را همراه با خانواده اش با آن جنایت ترور کردند.»

خبرنامه گویا - در پی حملات بامداد چهارشنبه ایالات متحده به اهداف نظامی در جنوب ایران، دست‌کم هشت نفر از نیروهای پدافند هوایی و نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی در بندرعباس و بوشهر کشته شدند.

eightdeadlarge.jpg

رسانه‌های حکومتی با تأیید این خبر، هویت کشته‌شدگان را سروان علی معینی از پایگاه هوایی شهید یاسینی بوشهر، ستوان‌یکم علی مهدی‌زاده، ستوان‌سوم حامد دورای، استواردوم امیرحسین قاسمی، استواردوم علیرضا زارعی ثانی، استواردوم علیرضا بالیده از پایگاه شهید عبدالکریمی بندرعباس، ناواستواردوم شهاب امیدی بزی و ناوی محمدجواد روانفر از منطقه یکم نیروی دریایی ارتش در بندرعباس اعلام کردند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این نیروها در جریان حملات آمریکا به مراکز پدافند هوایی و تأسیسات نظامی ارتش در بندرعباس و بوشهر جان خود را از دست داده‌اند. برخی گزارش‌ها حاکی است که این حملات در پاسخ به حمله سپاه پاسداران به چند کشتی تجاری در تنگه هرمز انجام شده و بخش‌هایی از زیرساخت‌ها و تجهیزات پدافند هوایی و نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.

ارتش جمهوری اسلامی نیز با انتشار بیانیه‌ای، ضمن تأیید کشته شدن این هشت نفر، اعلام کرد که به اقدامات آمریکا «پاسخ خواهد داد».

qb.jpgخبرنامه گویا - حدود یک هفته پیش، محمدباقر قالیباف برگه‌ای را که ظاهراً نسخه‌ای از تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا است، در دست گرفت و آن را نشانه‌ای از «تسلیم» واشینگتن در برابر جمهوری اسلامی معرفی کرد.

اما تحولات روزهای اخیر، روایت رسمی از آن توافق را با پرسش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است.

پس از حمله سپاه به چند نفتکش در نزدیکی تنگه هرمز، آمریکا با حملات نظامی به اهدافی در جنوب ایران واکنش نشان داد و هم‌زمان معافیت‌های موقت فروش نفت و محصولات پتروشیمی ایران را که در چارچوب تفاهم اخیر صادر شده بود، لغو کرد.

در ادامه این تحولات، قالیباف در پیامی به زبان انگلیسی در اکس نوشت:

کلیدی‌ترین موارد نقض تفاهم‌نامه ۱۴ بندی توسط آمریکا:

۱ - نقض ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز

۲- تهدیدهای مداوم به حملات نظامی بیشتر

۳- حمله به مناطق جنوبی ایران

۴- بازگرداندن تحریم‌های نفتی

۵- استمرار حمله‌های اسرائیل به لبنان

او در ادامه این پیام نوشت: «دوره قلدری و باج‌گیری تمام شده است، راه به جایی نمی‌برید، ما اهل کوتاه آمدن و عقب کشیدن نیستیم.»

این تغییر موضع، یک تناقض آشکار را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد. اگر برگه‌ای که قالیباف به نمایش گذاشت واقعاً «سند تسلیم آمریکا» بود، چرا تنها چند روز بعد خود او از «نقض تفاهم‌نامه» سخن گفت؟ در عرف سیاسی، تسلیم معمولاً به معنای پذیرش شرایط طرف برتر و پرهیز از رویارویی است؛ نه اینکه همان طرف ظرف چند روز با حمله نظامی، بازگرداندن تحریم‌ها و اعلام پایان توافق، ابتکار عمل را در دست بگیرد. اگر این تفاهم‌نامه واقعاً نشانه تسلیم آمریکا بود، چگونه چنین روایتی با رخدادهای بعدی سازگار است؟

کانال نظامی و تحلیلی رستاخیز

ایالات متحده به کشورهای حاشیه خلیج فارس هشدار داده است که باید برای وقوع جنگ احتمالی در ساعات آینده آماده شوند.

مورد اصابت قرار گرفتن یک ون در مرکز شهر بندر عباس

ماهیت این حمله گویای آن است که ممکن است یک ترور هدفمند بوده باشد

terror.jpgبا گذشت چندین ساعت از انتشار گزارش اولیه، هیچ اطلاعات یا گزارش تکمیلی معتبری درباره این حادثه منتشر نشده است و با توجه به داده‌های موجود، به نظر می‌رسد این رویداد به احتمال زیاد ترور هدفمند نبوده و ون یادشده در جریان حمله دچار آسیب جانبی شده است.


آتش‌سوزی گسترده در بندر عباس:

fire.jpgیک مقام آمریکایی به اسرائیل هیوم گفت اگر جمهوری اسلامی به تلاش برای جلوگیری از عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز پایان ندهد، ادامه آتش‌بس با خطر روبه‌رو خواهد شد.

نماینده مجلس:

tweet.jpgشلیک موشک از خاک ایران به سمت اهدافی در بحرین و کویت

پست کنایه آمیز کانال رستاخیز: گویا قطر و امارات از مادر مقامات فیلم های خصوصی اما کویت و بحرین به این فیلم ها دسترسی ندارند!

farah.jpgفرح پهلوی در واکنش به تصمیم دولت مصر برای محدود کردن مراسم چهل‌وهفتمین سالگرد درگذشت محمدرضا شاه پهلوی، از این تصمیم حمایت کرد و از ایرانیان خواست به آن احترام بگذارند

***

هم میهنان عزیزم،

امسال چهل و هفتمین سال درگذشت شاهنشاه ایران در مصر است، و در تمامی این سال ها حضور پر شکوه و چشمگیر شما نشانه بارزی از ارج نهادن به خاطره آن پادشاه بزرگ و خاندان پهلوی است.

جمهوری مصر و روسای جمهور آن از همان ابتدا، تا به امروز، همیشه و با ابراز محبتی برادرانه نسبت به خانواده پهلوی، در کنار ما بوده اند، و من برای همیشه از این همه لطف و دوستی بی شائبه سپاسگزار و قدردان هستم.

kendry.jpgترجمه نوشته راگو کندری در تایمز اسرائیل

تقریباً برای نیم قرن، پایتخت‌های غربی فروپاشی جمهوری اسلامی را پیش‌بینی کرده‌اند. هر بحران بزرگی به عنوان آغاز یک پایان تفسیر شده است: جنگ ایران و عراق، قیام‌های دانشجویی، جنبش سبز، کارزار فشار حداکثری، اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، بحران‌های اقتصادی، رویارویی‌های منطقه‌ای، ترور مقامات ارشد نظامی و رقابت‌های جناحی داخلی. پیش‌بینی‌ها تغییر می‌کنند، اما نتیجه‌گیری یکسان باقی می‌ماند: این بار رژیم سقوط خواهد کرد. با این حال، سیستم بقا می‌یابد.

این پایداری معمولاً با مفاهیم آشنایی توضیح داده می‌شود: سرکوب، ایدئولوژی، پروپاگاندا یا شرایط ژئوپلیتیک. این توضیحات حاوی رگه‌هایی از حقیقت هستند، اما ناقص می‌مانند زیرا به جای ساختار، بر رفتار تمرکز دارند. دلیل اصلی در جای دیگری نهفته است.

غرب همچنان ایران را اشتباه درک می‌کند، زیرا به تحلیل جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت-ملت متعارف ادامه می‌دهد؛ در حالی که اینگونه نیست. یک دیکتاتوری سنتی هم نیست. جمهوری اسلامی یک «معماری بقا» است.

vikings.jpgبحران هویتی در تمدنهای بازنده: چرا پارو زدن وایکینگی برای نروژی ها افتخار است ولی گذشته پادشاهی برای ایرانیان به اصطلاح روشنفکر شرم آور؟

تاریخ تنها به دست فاتحان نوشته نمیشود بلکه سرانجام این ذهن شکست خوردگان است که روایت تاریخ را میپذیرد. یک تمدن میتواند در جنگی شکست بخورد و در عین حال هویت خود را برای قرنها حفظ کند و برعکس، میتواند با پذیرش تدریجی جهان بینی فاتحان تنها بصورت ظاهری جان سالم بدر برد. در نگاه من، این وجه تمایز میتواند یکی از تناقضات مهم هویت ملی مدرن را توضیح دهد: نروژ با غرور، گذشته وایکینگی خود را در بزرگترین عرصه جهانی جشن میگیرد در حالیکه بسیاری از ایرانیان به اصطلاح روشنفکر یاد گرفته اند که از نظامی که روزگاری امپراطوری ایران را تبدیل به یکی از بزرگترین قدرتهای جهان کرده بود منزجر باشند.

این تنها یک پدیده سیاسی اجتماعی نیست بلکه روانشناسی تمدنهای شکست خورده است.

هر کشوری دارای یک هویت تمدنی است که در بهترین حالت در طول قرنها بر روی زیرساختی مرکب از اسطوره ها، دین، زبان، نهادها، نمادها و حافظه جمعی ساخته شده است. بسیاری از کشورهای نوپا آرزوی داشتن چنین هویتی را دارند. کشورهایی که هویت تاریخی و تمدنی خود را بصورت پیوسته حفظ نمایند معمولا از خودباوری فرهنگی بیشتری برخوردار هستند. در مقابل کشورهایی که پیوستگی تاریخی خود را از دست داده اند عموما بحران هویتی را تجربه میکنند که شاید تا قرنها ادامه داشته باشد.

نروژ مثالی از گزینه اول است.

nik.jpgسیاست یا پولیتیک در جهان یونانی، پیش از آنکه هنر فرمانروایی باشد، هنر چندگویی و گفت‌وگو بود. شهروندان در میدان عمومی گرد می‌ آمدند و درباره امور مشترک خویش به بحث و داوری می‌نشستند. حقیقت، واقعیت و مصلحت نه از زبان یک مرجع مقدس یا قدرتی برتر، بلکه از رهگذر گفت‌وگو، اقناع و مشارکت همگانی جست‌وجو می‌شد. از همین رو، سیاست برای یونانیان عرصه حضور شهروندان و تمرین مسئولیت جمعی بود.

در ایران فرهنگی، این کاملاً برعکس بود و سیاست غالباً معنایی دیگر یافت. مناسبات سیاسی بیشتر بر محور فرمان دادن و فرمان بردن شکل گرفت تا گفت‌وگو و مشارکت. در ساختار شاه/رعیت و فقیه/امت، قدرت از بالا به پایین جاری می‌شد و اطاعت، فضیلت به شمار می‌آمد. در چنین سنتی، سیاست میدان گفت‌وگو نبود بلکه ابزار تحمیل اراده و اِعمال کیفر بود. از این رو، فرهنگ سیاسی ما بیش از آنکه بر اقناع استوار باشد، بر اقتدار و تبعیت بنا شد. از همین تفاوت بنیادین است که در یک سو "شهروند"پدیدار می‌شود و در سوی دیگر "مطیع".

sepdead.jpgسپاه کشته شدن یکی از افسران خود در حمله هوایی آمریکا به پایگاه دریایی ماهشهر را تأیید کرد

خبرنامه گویا - روابط عمومی منطقه سوم نیروی دریایی سپاه اعلام کرد که محمدرضا خزینی، یکی از نیروهای سپاه و اهل بندر امام خمینی، صبح چهارشنبه ۱۷ تیر، در جریان حمله هوایی آمریکا به منطقه سوم دریایی ماهشهر کشته شده است. در اطلاعیه سپاه ادعا شده که او هنگام مقابله با پهپادهای آمریکایی بر اثر اصابت ترکش جان باخته است.

سپاه مدعی است محمدرضا خزینی هنگام مقابله با پهپادهای آمریکایی و در جریان دفاع از این پایگاه کشته شده است.

روابط عمومی منطقه سوم نیروی دریایی سپاه همچنین اعلام کرد زمان برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری وی متعاقباً اطلاع‌رسانی خواهد شد.

8-2.jpgانتخاب: رسایی پیشنهاد داد که ترامپ را که برای اجلاس ناتو به ترکیه آمده را با موشک هدف بگیرند.

حمید رسایی، نماینده مجلس، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ویراستی، با اشاره به حضور دونالد ترامپ در ترکیه برای شرکت در اجلاس ناتو، نوشت: «پیشنهادم این است: حالا که سگ زرد نجس در تیررس ماست و برای اجلاس ناتو به ترکیه آمده، رسماً و بدون تعارف، محل استقرار ترامپ نجس و جنایتکار را در ترکیه با موشک هدف بگیریم.»

ne.jpgناصر اعتمادی

سفر امانوئل ماکرون به دمشق و دیدار او با احمد الشرع را نباید رخدادی تشریفاتی یا صرفاً ابتکاری برای عادی‌سازی روابط فرانسه و سوریه دانست. این سفر، نشانهٔ چرخشی قابل‌توجه در سیاست خاورمیانه‌ای پاریس است. معنای این تحول تنها در سوریه خلاصه نمی‌شود و می‌تواند برای فهم رویکرد فرانسه نسبت به ایرانِ پس از خامنه‌ای نیز راهگشا باشد.

احمد الشرع یک سیاستمدار متعارف نیست که از مسیر انتخابات، نهادهای قانونی و رقابت آزاد سیاسی به قدرت رسیده باشد. او از دل جنگ داخلی، شبکه‌های جهادی و فروپاشی رژیم فاسد بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ برآمده است. تغییر ظاهر، پوشیدن کت‌وشلوار و سخن گفتن از دولت، ثبات و بازسازی، به‌خودی‌خود گذشتهٔ او و ساختار واقعی قدرتی را که بر آن تکیه دارد، دگرگون نمی‌کند. قدرت کنونی دمشق هنوز شکننده است. این قدرت بر ائتلافی از نیروهای اسلام‌گرا و مسلح استوار شده و در کشوری اعمال می‌شود که هنوز از جنگ، ویرانی، شکاف‌های قومی و مذهبی و مداخلهٔ قدرت‌های خارجی بیرون نیامده است.

razaghi.jpgنقش ایران در جهان؛ وقتی شیعه‌گری سیاسی اجازه تغییر نمی‌دهد

کیانوش رزاقی - خبرنامه گویا

در سال‌های اخیر، بحث درباره این‌که ایران چه نقشی باید در منطقه و جهان ایفا کند، از سطح دانشگاه و اتاق فکر فراتر رفته و به موضوعی عمومی تبدیل شده است. مهم‌ترین مانعی که همچنان در مرکز ماجرا نشسته و اجازه بازآرایی نقش ایران را نمی‌دهد یک چیز است: نحوه‌ای که تشیع در جمهوری اسلامی به سیاست و نقش ایران ترجمه شده. خود تشیع به‌عنوان سنت دینی خارج از موضوع بحث ما در سپهر عمومی است، بلکه این شیعه‌گری سیاسی‌شده است که بازآرایی نقش ایران را دشوار می‌کند.

فروکاستن ایران از ملت-دولت به امت مظلوم

در روایت رسمی، سه ستون شیعی برجسته شده‌اند: عاشورا، انتظار مهدوی و ولایت. این سه‌گانه وقتی از منبر و حسینیه وارد دفتر سیاست خارجی می‌شود، ایران را نه به‌عنوان یک ملت-دولت عادی، بلکه به‌عنوان امت مظلوم حق‌جو تعریف می‌کند؛ امتی که مأموریت تاریخی‌اش مقاومت در برابر ظلم جهانی و ادامه راه امامان است.

پیامد این ترجمه ساده است: نقش پایه ایران، مقاومت می‌شود، نه توسعه، نه توازن و نه میانجی‌گری. هر پیشنهاد برای تغییر نقش ـ مثلاً تبدیل ایران به قدرت منطقه‌ای متوازن، بازیگر توسعه‌محور یا شریک مسئول در نظم بین‌المللی ـ ناگهان در سطح اخلاق و هویت با پرسش روبه‌رو می‌شود: پس حق مظلومان چه می‌شود؟ خون شهدا چه می‌شود؟

centcom.jpg

- سنتکام اعلام کرد در واکنش به حمله جمهوری اسلامی به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز، بیش از ۸۰ هدف را در ایران هدف قرار داده است.

- ارتش کویت از رهگیری حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی خبر داد و در بحرین آژیر خطر به صدا در آمد.

- سپاه ادعا کرد به ۸۵ هدف در بحرین و کویت حمله کرده است.

موج تازه گزارش‌ها از شنیده شدن چندین انفجار در بوشهر

کانال تلگرام «وحید آنلاین» دقایقی پیش مجموعه‌ای از پیام‌های ارسالی مخاطبان را منتشر کرده که از شنیده شدن چندین صدای انفجار در بوشهر، حوالی ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۰:۴۰ صبح خبر می‌دهند.

-

فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، بامداد چهارشنبه ۱۷ تیر به وقت ایران، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که مجموعه‌ای از حملات سنگین علیه ایران را آغاز کرده‌ تا هزینه سنگینی بابت هدف قرار دادن و حمله به کشتی‌های تجاری با خدمه غیرنظامی و بی‌گناه در یک آبراه بین‌المللی بر حکومت ایران تحمیل کنند.

لحظه اصابت در بندرعباس:

سنتکام افزود حملات آمریکا در پاسخ به حملات ایران علیه سه کشتی تجاری که در حال عبور از تنگه هرمز بودند انجام شده است.

آژیر خطر برای بار سوم در بحرین به صدا درآورد

وزارت کشور بحرین برای سومین بار از بامداد چهارشنبه اعلام کرد آژیر خطر در این کشور به صدا درآمده است.

این وزارتخانه از شهروندان و ساکنان خواست آرامش خود را حفظ کنند و به نزدیک‌ترین محل امن بروند.

بر اساس اعلام وزارت کشور بحرین، آژیر خطر حدود ساعت ۹:۲۵ به وقت منامه (ساعت ۹:۵۵ به وقت تهران) به صدا درآمد.

مهر: صدای چندین انفجار در بوشهر و مناطق اطراف آن شنیده شد

خبرگزاری مهر صبح چهارشنبه گزارش داد که صدای چندین انفجار در شهر بوشهر و مناطق پیرامونی این شهر شنیده شده است.

مهر جزئیات بیشتری درباره علت این انفجارها، محل دقیق وقوع آن‌ها یا پیامدهای احتمالی منتشر نکرد.

mirbagheri.jpgخبرنامه گویا - ویدئویی ۲۰ ثانیه‌ای از صداوسیما در شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده منتشر شده است.

در این ویدئو، روحانی حکومتی محمدمهدی میرباقری می‌گوید: «دشمن به معنای واقعی کلمه هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» و سپس از مجری می‌پرسد: «خب سؤال من اینه؛ غلطی کرده یا نکرده؟»

مجری در پاسخ می‌گوید: «بله دیگه، رهبر خودش این حرف‌ها را می‌زد ولی به شهادت رسوندنش.»

این بخش از برنامه بار دیگر توجه‌ها را به شکاف میان شعارهای تبلیغاتی رسانه‌های حکومتی و واقعیت رخدادهای اخیر جلب کرده؛ روایتی که منتقدان می‌گویند بیش از آنکه با واقعیت‌های میدانی همخوانی داشته باشد، برای مصرف مخاطب داخلی تکرار می‌شود.

***

ایندیپندنت فارسی - تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه، نشان می‌دهد پارچه‌نوشتی بزرگ با عبارت انگلیسی «WE WILL KILL TRUMP» و ترجمه فارسی آن، «ما ترامپ را خواهیم کشت»، بر نمای ساختمانی در مشهد نصب شده است.

tma.jpg

رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای قرار است روز پنجشنبه در حرم اما هشتم شیعیان در مشهد دفن شود.

دونالد ترامپ، روز چهارشنبه در نشست خبری ناتو در آنکار به خبرنگاران گفت، «من در فهرست ترور ایران نفر شماره یک هستم».

تاکنون هیچ نهاد یا گروهی مسئولیت نصب این پارچه‌نوشت را بر عهده نگرفته است.

8.jpg

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، گفت ارتش این کشور احتمالا امشب دور تازه‌ای از حملات علیه اهدافی در ایران انجام خواهد داد.

ترامپ پیش از دیدار با ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری اوکراین، با اشاره به حملات جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز گفت: «آن‌ها چند پهپاد و یک موشک به سمت شناورها شلیک کردند، در حالی که این شناورها حق داشتند در تنگه هرمز حضور داشته باشند. به همین دلیل دیشب بسیار سخت به آن‌ها حمله کردیم.»

او افزود: «احتمالا امشب هم بار دیگر حمله بسیار شدیدی انجام خواهیم داد. فقط کمی از قبل به آن‌ها هشدار می‌دهم.»



ترامپ همچنین گفت: «امشب حمله بسیار شدیدی انجام خواهیم داد، اما باید ببینیم در نهایت اوضاع چگونه پیش می‌رود.»

واکنش ترامپ به حملات ایران: تفاهنامه با ایران تمام شد

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در پاسخ به سوال خبرنگاران در آنکارا درباره ادامه آتش‌بس میان آمریکا و جمهوری اسلامی، گفت از نظر او این آتش‌بس پایان یافته است و دیگر تمایلی به تعامل با تهران ندارد.

ترامپ گفت: «این سوال بسیار جالبی است. از نظر من، آتش‌بس پایان یافته است. دیگر نمی‌خواهم با آن‌ها سروکار داشته باشم.»

او افزود با مذاکره‌کنندگان آمریکایی گفت‌وگو خواهد کرد و در عین حال تاکید کرد: «آن‌ها می‌خواهند مذاکره کنند، اما از نظر من، ادامه تعامل با آن‌ها فقط اتلاف وقت است.»



آمریکا و ایران ۲۷ خرداد تفاهم‌نامه‌ای امضا کردند که بر اساس آن، درگیری‌های نظامی میان دو کشور متوقف شد و دو طرف متعهد شدند طی یک دوره ۶۰ روزه برای دستیابی به توافقی نهایی و پایدار درباره صلح مذاکره کنند.

mehrabad.jpg

گزارش‌های تأییدنشده به نقل از حساب معتبر متن‌باز «شین»

چندین هواپیما با فرستنده‌های خاموش در حال ترک فرودگاه مهرآباد و حرکت به سمت شرق کشور هستند.

احتمال می‌رود این جابه‌جایی ها با هدف کاهش آسیب‌پذیری در برابر حملات هوایی احتمالی به این فرودگاه انجام شده باشند.

shin.jpg

معاونت روابط عمومی و تبلیغات سپاه پاسداران ولی عصر خوزستان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که دو نیروی سپاه و یک نیروی بسیج در پی حمله هوایی صبح پنج‌شنبه به برخی مناطق استان خوزستان کشته شدند.

spelarge.jpgبر اساس این اطلاعیه، کشته‌شدگان حسین عموری، سعید توکلی‌زاده و محسن نجاتی معرفی شده‌اند.

سپاه ولی عصر خوزستان اعلام کرد این حملات از سوی آمریکا و اسرائیل انجام شده است.

همچنین ستوان‌سوم حمید زارعی حاجی‌آبادی، از نیروهای مرزبانی استان هرمزگان، بامداد هفدهم تیرماه در محدوده بندر کوهستک کشته شد.

mb.jpg
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این نیروی مرزبانی ساعت ۰۱:۳۰ بامداد و هنگام انجام مأموریت، در جریان حملات هوایی آمریکا جان باخته است.

7-10.jpgفرارو - حسین شریعتمداری مدیرمسؤول روزنامه کیهان در یادداشتی با عنوان «سر ترامپ را می‌خواهیم!» نوشت:

۱ـ روز دوشنبه در تشییع آقای شهید ایران که در تاریخ بشریت بی‌نظیر بود، تا چشم کار می کرد، اقیانوس بی‌کرانه و غیرقابل شمار انسان‌ها بود و پرچم‌های سرخی که به نشانه انتقام در دست‌ها و شانه‌ها به فراز آمده بود. خونخواهی امام شهید، پُرشمارترین شعاری بود که از ژرفای دل همگان به زبان‌ها کوچ کرده و با فریادهای بی‌امان در فضا طنین‌انداز بود.

این خواسته مردم دقیقاً و بی کم و کاست همان خواسته‌ای است که در توصیه‌های امام شهید و امام حاضر به صراحت آمده و بر ضرورت آن تاکید شده است. از این روی تحقق خواسته توده‌های چند ده‌میلیونی حاضر در مراسم تشییع بی‌نظیر روز دوشنبه آقای شهید و انبوه جماعتی که به مراسم نرسیده بودند، وظیفه غیرقابل تردید همگان و مخصوصاً مسئولان محترم نظام است. بخوانید!

trump.jpgایران اینترنشنال - وزارت خزانه‌داری آمریکا مجوزی را که ۳۱ خرداد برای تولید، تحویل و فروش نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی با منشا ایران صادر کرده بود، لغو و از روز سه‌شنبه مجوز عمومی جدیدی را جایگزین آن کرد.

لغو این معافیت‌ها که کمتر از سه هفته پیش صادر شده بودند، در واکنش به حملات دوباره ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز طی ۲۴ ساعت گذشته انجام شده است.


وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد مجوز عمومی X به طور کامل لغو شده و مجوز عمومی X1 جایگزین آن شده است.


بر اساس مجوز جدید، شرکت‌ها تا ۲۶ تیرماه فرصت دارند معاملات مجاز بر اساس معافیت ۳۱ خرداد را خاتمه دهند، اما از ۱۶ تیر خرید جدید یا بارگیری نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی با منشا ایران ممنوع است.


اوفک همچنین اعلام کرد هرگونه پرداخت به اشخاص یا نهادهای تحریم‌شده باید به حسابی مسدود و دارای سود در ایالات متحده واریز شود.

siss.jpgانتقاد چهره‌های نزدیک به حکومت از روایت رسمی درباره تغییر مسیر تشییع خامنه‌ای

خبرنامه گویا - ایران‌وایر در گزارشی نوشت که تغییر ناگهانی مسیر تشییع علی خامنه‌ای، با وجود هفته‌ها اطلاع‌رسانی رسمی، با انتقاد شماری از چهره‌های نزدیک به حکومت و حامیان جمهوری اسلامی روبه‌رو شده است.

مقام‌های برگزارکننده علت تغییر مسیر را «حضور گسترده و زودهنگام مردم» و بسته شدن معابر عنوان کرده‌اند، اما این توضیح نتوانسته منتقدان را قانع کند. به نوشته ایران‌وایر، مهدی فضائلی، میثم سعیدی، ابوذر نصر و کانال تلگرامی «جهاد تبیین» از نحوه اطلاع‌رسانی و مدیریت مراسم انتقاد کرده و گفته‌اند هزاران نفر که در مسیر اعلام‌شده منتظر بودند، از تغییر مسیر بی‌اطلاع ماندند.

به گزارش ایران‌وایر، حامیان حکومت می‌گویند خودروی حامل پیکر از شب قبل در ناحیه مقداد مستقر شده بود و برگزارکنندگان از این موضوع اطلاع داشتند، اما آن را به مردم اعلام نکردند. آنان استدلال می‌کنند اگر تصمیم به تغییر مسیر از شب قبل گرفته شده بود، نسبت دادن آن به ازدحام جمعیت در صبح روز مراسم با پرسش‌های جدی روبه‌رو است. میثم سعیدی نیز با اشاره به همین تناقض پرسیده است که اگر علت تغییر مسیر ازدحام بوده، خودروی حامل پیکر چگونه پیش از آغاز مراسم به محل جدید منتقل شده بود.

برخلاف برنامه رسمی، کاروان تشییع بدون اطلاع قبلی به‌جای حرکت در مسیر طولانی‌تر از شرق تهران، از مسیر کوتاه‌تر در غرب شهر به سمت میدان آزادی حرکت کرد؛ تغییری که هم باعث سرگردانی هزاران نفر از حاضران شد و هم به گمانه‌زنی‌ها درباره علت کوتاه شدن مسیر دامن زد.

سیاوش اردلان، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی، در شبکه ایکس نوشت که تغییر ناگهانی مسیر باعث سردرگمی حاضران شده است. هم‌زمان، مخالفان جمهوری اسلامی روایت او را تلاشی برای ارائه توضیحی درباره استقبال کمتر از انتظار ارزیابی کردند.

sa.jpgحاشیه‌ها به تهران محدود نماند. در آستانه مراسم نجف، خبرگزاری فارس مدعی شد محمدرضا سیستانی علت عدم اقامه نماز میت توسط پدرش، آیت‌الله علی سیستانی، را وضعیت جسمانی او اعلام کرده است:

figaro.jpgبا قاتلان مردم ایران دست ندهید

چهل هزار ایرانی جانشان را از دست ندادند تا تنگه هرمز به‌طور مشروط بازگشایی شود یا جهان آزاد تسلیم شود

رضا پهلوی - فیگارو - ترجمه ایندیپندنت فارسی

یک نوع دیپلماسی‌ صلح به ارمغان می‌آورد و از آزادی محافظت می‌کند، و نوع دیگر دیپلماسی‌ به بردگی و سلطه می‌انجامد.

توافق ۱۴بندی که برخی امروز می‌خواهند آن را به‌عنوان پیشرفت دیپلماتیک در تعامل با جمهوری اسلامی معرفی کنند، بی‌تردید در دسته دوم قرار می‌گیرد. این رژیم هرگز به تعهدی تن نداده است مگر آنکه هم‌زمان خود را برای نقض آن آماده کرده باشد. همان‌گونه که حکومت می‌کند، مذاکره می‌کند: با فریب، پنهان‌کاری، خشونت و جنایت. این تصور که این بار نتیجه متفاوتی رقم خواهد خورد، نه از تحلیل، بلکه از نادیده‌انگاری عامدانه واقعیت، و چه‌بسا از همدستی، ناشی می‌شود.

با این حال، چهل‌وهفت سال تاریخ باید ما را در برابر چنین توهمی واکسینه کرده باشد. هر بار که این رژیم خود را در تنگنا دیده است، چه در اثر تحریم‌ها، چه انزوای دیپلماتیک و چه فشار خیابان، همواره طرف مذاکره‌ای پیدا کرده است که راه نجاتی در اختیارش بگذارد، بهانه‌ای برای خرید چند سال فرصت بیشتر فراهم کند و سوخت لازم برای تداوم توسعه‌طلبی اسلام‌گرایانه‌اش را تامین کند.

و هر بار، این فرصت نه صرف اصلاح، بلکه صرف تحکیم دستگاه سرکوب، تقویت نیروهای نیابتی در منطقه و تکامل ابزارهای نظارت بر مردم شده است؛ تا بیش از پیش آنچه باشد که از آغاز بوده است: یک حکومت دینی تمامیت‌خواه. تکرار تاریخ تصادفی نیست: تکرار می‌شود زیرا کسانی که با تهران مذاکره می‌کنند از دیدن شری که هم سوخت و هم موتور محرک این رژیم است سر باز می‌زنند.

در نهایت، درباره چه سخن می‌گوییم؟ درباره حکومتی که در ماه ژانویه (دی ۱۴۰۴) نزدیک به ۴۰ هزار نفر از شهروندان را که فقط برای مطالبه حق زندگی آزادانه به خیابان آمده بودند، به قتل رساند. چهل هزار کشته. دست‌کم صد هزار زخمی. تعداد بی‌شماری بازداشتی. خانواده‌های بی‌شماری که فرزندانشان را از دست دادند. شهرهای بسیاری که تحت حکومت نظامی قرار گرفتند. زندان‌هایی که از زنان و مردان جوانی پر شد که تنها جرمشان امید بود.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

و اکنون قرار است با مسئولان این کشتار سر میز مذاکره بنشینند، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است، گویی خون ریخته‌شده بر خیابان‌های تهران، اصفهان و شیراز خشک شده است. همان‌گونه که با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنند، با جلادان نیز نباید مذاکره کرد. چهل هزار ایرانی جان ندادند تا تنگه هرمز به‌طور مشروط باز شود یا جهان آزاد تسلیم شود.

در این شتاب برای بخشش جنایتی که هنوز تاوانش پرداخت نشده، بی‌اخلاقی محض نهفته است. با جلادی که هنوز تیغ در دست دارد، معامله نمی‌کنند. در همان لحظه‌ای که قربانیان هیچ راه خروجی ندارند، نه از زندان‌، نه از سوگ و نه از کشور، نباید راه خروج آبرومندانه پیش پای او گذاشت.

sep.jpgخبرنامه گویا - بر اساس گزارش خبرگزاری تسنیم، شامگاه پنجشنبه ۱۱ تیر، یک واحد گشت انتظامی در شهرستان کرمانشاه به یک خودروی پژو ۴۰۵ مشکوک شد و به آن دستور توقف داد. به گفته این خبرگزاری، زمانی که مأموران برای بررسی خودرو نزدیک شدند، سرنشینان خودرو به سوی آنها تیراندازی کردند و سپس از محل گریختند. در این درگیری، سرگرد محسن چهری بر اثر اصابت گلوله کشته شد. مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون این حادثه را یک حمله مسلحانه علیه نیروهای انتظامی توصیف کرده‌اند و از جزئیات بیشتر درباره عاملان آن اطلاع‌رسانی نکرده‌اند.

همزمان، منابع مخالف جمهوری اسلامی مدعی هستند که محسن چهری از افسران حاضر در سرکوب اعتراضات دی‌ماه، از جمله وقایع هشتم و نهم ژانویه در محدوده طاق‌بستان کرمانشاه، بوده و به همین دلیل هدف حمله قرار گرفته است. این منابع از او با عنوان یکی از نیروهای سرکوبگر یاد می‌کنند و کشته شدنش را اقدامی تلافی‌جویانه از سوی «مبارزان کرمانشاهی» توصیف کرده‌اند.

تاکنون بیانیه‌ای از سوی شخص یا گروهی که مسئولیت این حمله را بر عهده گرفته باشد منتشر نشده است.

viseg.jpgوایزگراد۲۴ - ترجمه خبرنامه گویا

با چهار اینفلوئنسر آمریکایی آشنا شوید که در مراسم تشییع آیت‌الله علی خامنه‌ای در ایران حضور داشتند.

حدس می‌زنید چه وجه مشترکی دارند؟

- هر چهار نفر به جریان چپ رادیکال تعلق دارند.

- سه نفر از آنها آشکارا خود را کمونیست معرفی می‌کنند.

- همگی منتقد سرسخت تمدن غرب هستند.

- فعالیت‌های رسانه‌ای و سیاسی خود را عمدتاً صرف حمایت از آنتیفا، فلسطین، روسیه و جمهوری اسلامی ایران کرده‌اند.

01.jpg

7-11.jpgفارس: سرهنگ بهرام میرزایی، فرمانده سپاه ناحیه پاوه روز گذشته خبر شهادت یکی از فرماندهان سپاه را اعلام کرد.

وی اظهار کرد: سرهنگ پاسدار صفدر سلطانی جانشین فرمانده سپاه ناحیه پاوه، در حین انجام ماموریت به شهادت رسیده است.

فرمانده سپاه ناحیه پاوه با تبیین جزئیات این حادثه، افزود: سرهنگ پاسدار صفدر سلطانی در مسیر بازگشت به شهرستان پاوه، به منظور حضور در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، دچار حادثه تصادف شده و در این مسیر، به مقام والای شهادت نائل گشتند.

وی اضافه کرد: در این حادثه، حاج حسام‌الدینی عبدی‌نس مسئول نماینده ولی فقیه در سپاه ناحیه پاوه، به همراه یکی دیگر از پاسداران مخلص، به شدت مجروح شده‌اند و تحت مراقبت‌های پزشکی قرار دارند.

فرمانده سپاه ناحیه پاوه در پایان، ضمن ابراز تسلیت عمیق خود به خانواده‌ محترم شهادت‌یافته، برای شفای عاجل مصدومان این حادثه از درگاه خداوند متعال مسئلت کرد.

deatTA.jpgخبرنامه گویا - در ویدیوی زیر، همزمان با بازی‌های جاری جام جهانی در امریکا، گفت‌وگوی خیابانی با یک مهاجر پاکستانی در شهر فیلادلفیا دیده می‌شود که دهه‌ها پیش از انگلستان به آمریکا مهاجرت کرده است. او در پاسخ به این پرسش که چرا به‌جای پیراهن تیم آمریکا، پیراهن انگلستان را بر تن دارد، در بخشی از گفت‌وگو عبارت «مرگ بر آمریکا، همان‌طور که ایرانی‌ها می‌گویند» را به زبان می‌آورد؛ جمله‌ای که با واکنش طنزآمیز مصاحبه‌گر و پایانی جنجالی همراه می‌شود.

متن کامل گفت‌وگو

مصاحبه‌گر: درباره گاندی و استعمار چه احساسی داری؟

مصاحبه‌شونده: من (هندی نیستم) پاکستانی هستم ولی احساسات زیادی درباره استعمار دارم. اما اگر استعمار را کنار بگذاریم، پوشیدن پیراهن انگلیس حس خوبی دارد. البته تقریباً نیمی از عمرم را در آمریکا زندگی کرده‌ام.

مصاحبه‌گر (با لحن طنز): یعنی هیچ‌وقت پیراهن آمریکا را نمی‌پوشی؟

مصاحبه‌شونده: نه، پیراهنشان افتضاح است!

مصاحبه‌گر (با کنایه): مرگ بر آمریکا؟

مصاحبه‌شونده: بله، مرگ بر آمریکا؛ همان‌طور که ایرانی‌ها می‌گویند.

مصاحبه‌گر: اما مرگ بر انگلیس نه؟

مصاحبه‌شونده: نه، چون انگلیس دیگر کارش تمام شده و عملاً کشوری "مرده" است.

***

qatar.jpgخبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد نفتکش حامل گاز طبیعی مایع «الرکیات» قطر به دلیل آتش‌سوزی در اتاق موتور، در معرض خطر انفجار قرار دارد.

به گفته منابع، این شناور و یک نفتکش حامل نفت خام با پرچم عربستان، پس از آنکه سپاه پاسداران شامگاه کشتی‌های عبوری در تنگه هرمز را هدف حملات موشکی قرار داد، در نزدیکی این آبراه آسیب دیدند.

یکی از منابع به رویترز گفت نفتکش «الرکیات» که حامل گاز طبیعی مایع بود، پس از اصابت موشک به سمت چپ بدنه خود، پیام درخواست کمک اضطراری ارسال کرد.

قطر حمله جمهوری اسلامی به نفتکش این کشور را شدیداً محکوم کرد

ماجد محمد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، با محکوم کردن حمله به نفتکش حامل گاز طبیعی مایع «الرکیات» در نزدیکی تنگه هرمز، جمهوری اسلامی را مسئول این حمله دانست و اعلام کرد

ما هدف قرار گرفتن کشتی قطری «الرقیات» در هنگام عبور از نزدیکی تنگه هرمز را حمله‌ای غیرقابل قبول به امنیت و ایمنی کشتیرانی بین‌المللی، امنیت تأمین انرژی جهان، و نقضی آشکار و جدیِ حقوق بین‌الملل، به‌ویژه قواعد تضمین‌کننده آزادی کشتیرانی و عبور ایمن از آبراه‌های بین‌المللی، می‌دانیم.

ما از جمهوری اسلامی ایران می‌خواهیم فوراً به تمامی اقداماتی که امنیت منطقه را تضعیف می‌کند یا ایمنی کشتیرانی بین‌المللی را به خطر می‌اندازد پایان دهد و از به خطر انداختن امنیت تأمین انرژی جهان و منابع کشورهای منطقه در راستای پیگیری منافع محدود خود خودداری کند.

ما جمهوری اسلامی ایران را به‌طور کامل از نظر حقوقی مسئول این حمله و تمامی خسارات، پیامدها و تبعات ناشی از آن می‌دانیم.

***

saudi.jpgعربستان سعودی اعلام کرده است که جمهوری اسلامی را مسئول حمله به یکی از نفتکش‌های خود در هنگام عبور از تنگه هرمز می داند.

وزارت خارجه عربستان سعودی در بیانیه‌ای، «هدف قرار دادن نفتکش سعودی وِدیان توسط ایران در هنگام عبور از تنگه هرمز، و همچنین هدف قرار دادن نفتکش قطری رکایات را محکوم کرده است.

پیش از این قطر هم موضع مشابهی در قبال حمله دیگری که ایران را عامل آن معرفی کرده بود، اتخاذ کرده و با احضار کاردار جمهوری اسلامی ایران در دوحه یادداشت اعتراض رسمی به او داده است.

wclarge.jpgمسابقات فوتبال جام جهانی چیزی فراتر از یک رویداد ورزشی است و به بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ملت‌ها گره خورده است. پدیده جام جهانی می‌تواند میلیاردها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده و به‌عنوان کاتالیزوری برای ایجاد شور و هیجان ملی عمل کند . تماشای این بازیها بطور دسته ‌جمعی تجربه‌ای مشترک ایجاد میکند که بندرت پیش میاد و باعث تقویت پیوند اجتماعی می‌شود.

در این میان، کشورهای میزبان از این فرصت برای بهبود وجهه بین‌المللی و نمایش قدرت زیرساختی و فرهنگی خود استفاده می‌کنند تا شاید پیشرفت و اعتبارشان را به دنیا نشان دهند. همچنین این مسابقات فرصتی فراهم می‌کند تا مردم هیجان‌های فروخورده‌شان را تخلیه کنند؛ جایی که اشک‌های شوق یا فریادهای شادی بازیکنان و هواداران، فقط یک واکنش ورزشی نیست بلکه بازتابی از همۀ احساسات، و بالا و پایین‌های زندگی روزمره است.

Bahram_Farokhi_2.jpgرقابت اسرائیل و ترکیه و آغاز فصل تازه ژئوپولیتیک خاورمیانه

در خاورمیانه، پایان جنگ‌ها اغلب آغاز رقابت‌های تازه است، نه شروع ثبات. این منطقه بارها نشان داده که هر خلأ قدرت، به‌سرعت توسط بازیگری دیگر پر می‌شود و موازنه‌ای جدید را رقم می‌زند.
پس از جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل و جنگ بعدی با همکاری آمریکا و اسراییل بر علیه ایران و تضعیف نسبی نقش تهران در معادلات مستقیم امنیتی، نگاه‌ها به‌تدریج از یک محور آشنا فاصله گرفته و به سمت بازیگری معطوف شده که تا همین چند سال پیش کمتر در مرکز تحلیل‌های تقابلی قرار داشت: ترکیه.

اگر دهه گذشته را می‌توان دوران درگیری مستقیم و نیابتی میان اسرائیل و رژیم اسلامی دانست، دهه پیش‌رو ممکن است زیر سایه رقابتی متفاوت شکل بگیرد، رقابت میان تل‌آویو و آنکارا.
دو کشوری که هر دو خود را معماران بالقوه نظم جدید منطقه می‌دانند، اما بر دو مسیر کاملاً متفاوت حرکت می‌کنند: یکی بر پایه پیوندهای عمیق با غرب، شبکه‌های دریایی و اقتصاد انرژی، و دیگری بر اساس عمق استراتژیک زمینی، نفوذ منطقه‌ای و نقش‌آفرینی مستقل در جهان اسلام.

parsa.jpgهمهمه دانشجویان فضای کلاس را پر کرده بود. هر گروه درباره موضوعی صحبت می‌کرد و صدای خنده و گفت‌وگو از گوشه و کنار شنیده می‌شد.

استاد وارد کلاس شد، کیفی در دست داشت و با صدایی رسا گفت:

ـ خواهش می‌کنم سر جای خود بنشینید.
کم‌کم سکوت بر کلاس حاکم شد.

پس از نشستن پشت میز گفت:
ـ پیش از شروع درس، می‌خواهم درباره تحقیق‌هایی که هفته گذشته تحویل دادید چند دقیقه صحبت کنیم.

استاد چند برگه را از کیفش بیرون آورد.

ـ بعضی از مقاله‌ها بسیار خوب نوشته شده بودند؛ اما هنگام خواندن چند مورد از آن‌ها احساس کردم

نویسنده بیشتر یک ماشین بوده تا یک دانشجو.

چند نفر خندیدند.

یکی از دانشجویان گفت:

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

نحوه مواجهه جوامع با مرگ رهبران سیاسی از مهم‌ترین عرصه‌های شکل‌گیری حافظه جمعی است. حکومت‌ها از طریق مراسم سوگواری، ساخت آرامگاه‌های یادمانی، انتشار روایت‌های رسمی و بازنمایی رسانه‌ای می‌کوشند تصویر خاصی از رهبران خود را در حافظه ملی تثبیت کنند. این مسئله به‌ویژه در حکومت‌های استبدادی و اقتدارگرا بخصوص نوع مذهبی یا فرقه ای آن اهمیت بیشتری می‌یابد؛ زیرا مشروعیت سیاسی غالباً بر پایه شخصیت رهبر و نوعی قهرمان‌سازی سیاسی استوار است.

با این حال، مطالعات معاصر در عرصه حافظه جمعی نشان می‌دهد که حافظه تاریخی پدیده‌ای ثابت و تغییرناپذیر نیست. روایت‌هایی که در یک دوره تاریخی غالب هستند، ممکن است در دوره‌ای دیگر به چالش کشیده شوند و جای خود را به تفسیرهای جدید بدهند. ازاین‌رو، ارزیابی نهایی از یک رهبر سیاسی لزوماً همان چیزی نیست که در زمان مرگ او توسط دولت یا مقامات حکومتی و الیگارشهای رانتی حاکم تبلیغ می‌شود.

در بسیاری از جوامع، گذار به دموکراسی، افشای اسناد تاریخی و افزایش توجه به تجربیات قربانیان موجب شده است روایت‌های رسمی سابق مورد بازنگری قرار گیرند. به همین دلیل، آرامگاه‌ها، مجسمه‌ها و نمادهای عمومی رهبرانی که زمانی مورد ستایش بودند، بعدها به موضوع مناقشه‌های شدید سیاسی و اخلاقی تبدیل شده‌اند.

8-1.jpgبه گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مارک روته امروز در آنکارا و در حاشیه اجلاس ۲ روزه سران کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از حملات جدید و شبانه آمریکا به ایران حمایت کرد.

خبرگزاری رویترز از حمایت روته از تجاوز و حملات تازه ایالات متحده خبر داد. وی در مصاحبه روته با خبرنگاران مدعی «نقض آتش‌بس از سوی ایران شد» و ادعا کرد: واکنش قاطع آمریکا کاملاً حیاتی است.

churchil.jpgفهرست مطالب:

پیشگفتار

فصل اول: از نارسیس تا فروید

فصل دوم: زخم پنهان - فروید، کوهوت و کرنبرگ؛ سه روایت از خودشیفتگی

فصل سوم: گریز از آزادی - چرا انسان، خود زندانبان خویش می‌شود؟

فصل چهارم: توصیف الگوهای رفتاری و ساختارهای روانیِ رهبری خودشیفته

پیشگفتار

تمام استبدادهای بزرگ، پیش از آنکه در خیابان‌ها متولد شوند، در ذهن انسان زاده شده‌اند.

هیچ دیکتاتوری، نخستین بار با تانک و زندان آغاز نمی‌شود. پیش از آن، در جایی از روان انسان، اتفاقی افتاده است؛ اتفاقی خاموش که به‌تدریج مرز میان «خود» و «حقیقت» را از میان برده است.

شاید به همین دلیل است که روان‌شناسی، بسیار زودتر از سیاست، راز قدرت را فهمید.

قدرت، پیش از آنکه رابطه‌ای میان حاکم و مردم باشد، رابطه‌ای است میان انسان و خویشتن.

تا زمانی که این رابطه فهمیده نشود، فهم سیاست نیز ناقص خواهد ماند.

از همین‌جاست که روان‌شناسی و سیاست به هم می‌رسند.

قرن بیستم را غالباً قرن ایدئولوژی‌ها نامیده‌اند، اما شاید بتوان آن را قرن شخصیت‌ها نیز نامید؛ قرنی که در آن، بارها یک انسان، یک حزب یا یک ایدئولوژی خود را تجسم حقیقت معرفی کرد و میلیون‌ها انسان، آگاهانه یا ناآگاهانه، آن تصویر را پذیرفتند.

این مقاله، درباره سازوکاری است که می‌تواند در هر جامعه، هر حزب، هر حکومت و هر جنبشی پدید آید.

سازوکاری که روان‌شناسان آن را در سطح فرد «خودشیفتگی» می‌نامند و دانشمندان علوم سیاسی، در سطح نهاد، آن را در قالب تمرکز قدرت، شخصیت‌پرستی و تقدس‌بخشی به رهبری مطالعه می‌کنند.

پرسش این مقاله ساده است:

چگونه ممکن است انسانی که با آرمان عدالت آغاز می‌کند، آرام‌آرام خود را معیار عدالت بداند؟

چگونه ممکن است جنبشی که برای آزادی شکل می‌گیرد، تحمل آزادی را در درون خود از دست بدهد؟

و چگونه ممکن است جامعه‌ای، بارها یک الگوی روانی مشابه را در لباس‌های سیاسی متفاوت تجربه کند؟

فصل اول

از نارسیس تا فروید

در اسطوره یونانی، تراژدی نارسیس تنها یک داستان عاشقانه نیست؛ نخستین روایت شناخته‌شده درباره اسارت انسان در تصویر خویش است.

نارسیس جوانی بود با زیبایی خیره‌کننده که دل بسیاری را می‌ربود، اما هیچ‌کس را دوست نداشت. او نه عشق دیگران را می‌پذیرفت و نه رنج آنان را می‌دید. از جمله، پریِ کوهستان، اکو، که عاشق او شد و پس از طرد شدن، تنها پژواک صدایش از او باقی ماند.

در روایت مشهور دگردیسی‌ها، ایزدبانوی انتقام، نمسیس، او را مجازات کرد؛ اما نه با شمشیر، بلکه با آینه‌ای.

روزی نارسیس بر کنار چشمه‌ای زلال خم شد تا آب بنوشد. ناگهان چهره‌ای را در آب دید؛ چهره‌ای که هرگز مانندش ندیده بود. نمی‌دانست آن تصویر، بازتاب چهره خود اوست. شیفته آن تصویر شد و هرچه بیشتر می‌خواست به آن دست یابد، تصویر نیز بیشتر از او می‌گریخت.

او نه می‌توانست آن معشوق را در آغوش بگیرد، نه از او جدا شود.

تمام هستی‌اش به تماشای تصویر خویش فروکاسته شد.

از خوردن و آشامیدن بازماند.

روزها و شب‌ها کنار آب ماند، تا سرانجام از فرط فرسودگی و گرسنگی جان سپرد.

پس از مرگش، در همان‌جا گلی رویید که یونانیان آن را «نارسیس» نامیدند.

اما اهمیت این اسطوره، در مرگ جسمانی نارسیس نیست؛ در مرگ روانی اوست.

او زمانی نابود شد که دیگر نتوانست میان خودِ واقعی و تصویر آرمانیِ خود تمایز بگذارد.

تمام جهان، در آینه‌ای خلاصه شد که فقط خودش را بازمی‌تاباند.

از نگاه روان‌کاوی، این همان استعاره بزرگ خودشیفتگی است.

انسان خودشیفته، بیش از آنکه عاشق خود باشد، عاشق تصویری است که از خود ساخته است؛ تصویری که باید همیشه کامل، شکست‌ناپذیر، محبوب و ستایش‌شده باقی بماند. هر چیزی که این تصویر را تهدید کند--نقد، شکست، مخالفت یا حتی واقعیت--به دشمن تبدیل می‌شود.

اگر این الگو به عرصه سیاست راه یابد، رهبر نیز ممکن است به سرنوشت نمادین نارسیس دچار شود. او دیگر جامعه را آن‌گونه که هست نمی‌بیند، بلکه آن را آینه‌ای می‌خواهد که فقط عظمت او را بازتاب دهد. از آن لحظه، مردم دیگر شهروند نیستند؛ به تماشاگران و تحسین‌کنندگان بدل می‌شوند. هر صدای منتقد، موجی است که تصویر آینه را بر هم می‌زند و باید خاموش شود.

شاید راز ماندگاری اسطوره نارسیس نیز همین باشد: انسان، زمانی نابود نمی‌شود که عاشق خود شود؛ زمانی نابود می‌شود که دیگر چیزی جز تصویر خود را نبیند.

هرگاه رهبر، جامعه را به آینه‌ای برای تماشای تصویر خویش تبدیل کند، از همان لحظه، تراژدی نارسیس دیگر یک اسطوره نیست؛ به تاریخ بدل می‌شود.

قرن‌ها بعد، این افسانه بار دیگر زنده شد؛ نه در شعر، بلکه در علم.

در سال ۱۹۱۴، پزشک و روان‌کاو اتریشی زیگموند فروید، مقاله‌ای منتشر کرد که عنوان ساده‌ای داشت: »درباره نارسیسیسم«

از آن پس، واژه‌ای که روزگاری تنها نام یک شخصیت اسطوره‌ای بود، به یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم روان‌شناسی تبدیل شد.

فروید معتقد بود که هر انسان، زندگی خود را با نوعی خودشیفتگی آغاز می‌کند.

نوزاد، هنوز مرزی میان خود و جهان نمی‌شناسد.

او گمان می‌کند همه چیز برای اوست.

اگر گرسنه شود، جهان باید پاسخ دهد.

اگر گریه کند، همه چیز باید متوقف شود.

این، بیماری نیست.

ضرورتی طبیعی برای آغاز زندگی است.

فروید این مرحله را «خودشیفتگی اولیه» نامید.

اما رشد سالم شخصیت، از لحظه‌ای آغاز می‌شود که کودک آرام‌آرام درمی‌یابد دیگران نیز جهانی مستقل دارند.

می‌آموزد که همیشه حق با او نیست.

همیشه مرکز جهان نیست.

همیشه خواسته‌هایش برآورده نمی‌شود.

و حقیقت، بزرگ‌تر از خواسته‌های اوست.

از نگاه فروید، بلوغ روانی، یعنی پذیرفتن همین محدودیت.

اما زندگی، همیشه فرصت چنین بلوغی را فراهم نمی‌کند.

گاهی انسان، هرگز از آن مرحله نخست عبور نمی‌کند.

تنها لباسش عوض می‌شود.

سال‌های عمرش بیشتر می‌شود.

اما در اعماق روان، هنوز همان کودک باقی می‌ماند که جهان را امتداد خویش می‌بیند.

در چنین وضعیتی، انسان بیش از آنکه حقیقت را جست‌وجو کند، به دنبال تأیید خویش است.

او نمی‌پرسد: »واقعیت چیست«؟

می‌پرسد: » چه چیزی مرا تأیید می‌کند« ؟

میان این دو پرسش، فاصله‌ای به اندازه تمام تاریخ است.

فروید تأکید می‌کرد که خودشیفتگی، همیشه بیمارگونه نیست.

برعکس.

اگر انسان اندکی خود را دوست نداشته باشد، اعتمادبه‌نفس نیز شکل نمی‌گیرد.

کودکی که هیچ احساس ارزشی نسبت به خود ندارد، در بزرگسالی نیز نخواهد توانست با جهان رابطه‌ای سالم برقرار کند.

پس مسئله، عشق به خویشتن نیست.

مسئله، مرز آن است.

عشق به خویشتن، هنگامی فضیلت است که انسان بداند دیگران نیز همان اندازه ارزشمندند.

اما اگر این مرز فرو بریزد، عشق به خود، آرام‌آرام جای حقیقت را می‌گیرد.

از آن لحظه، هر مخالفتی، توهین تلقی می‌شود.

هر انتقادی، دشمنی.

هر اختلاف نظری، خیانت.

و حقیقت، دیگر چیزی نیست که کشف شود؛ چیزی است که باید از آن اطاعت کرد.

در اینجا، روان‌شناسی و سیاست به یکدیگر می‌رسند.

زیرا دقیقاً همین اتفاق، گاه در مقیاس یک جامعه نیز رخ می‌دهد.

همان‌گونه که یک فرد می‌تواند تصویری آرمانی از خود بسازد، یک حزب، یک حکومت یا حتی یک انقلاب نیز می‌تواند تصویری مقدس از خویش خلق کند.

در آغاز، این تصویر، الهام‌بخش است.

مردم را گرد هم می‌آورد.

امید می‌آفریند.

اما اگر امکان نقد از میان برود، اگر هیچ آینه‌ای باقی نماند که این تصویر را اصلاح کند، همان امید، اندک‌اندک به یقین مطلق تبدیل می‌شود.

و یقین مطلق، آغاز خطر است.

تاریخ، بارها این مسیر را پیموده است.

رهبرانی که در آغاز، خود را خدمتگزار مردم می‌دانستند، به‌تدریج خود را تجسم ملت پنداشتند.

انقلاب‌هایی که برای آزادی آغاز شدند، کم‌کم آزادی را مانعی بر سر راه حقیقت دانستند.

ایدئولوژی‌هایی که قرار بود انسان را نجات دهند، انسان را وسیله تحقق آرمان‌های خود کردند.

و همه اینها، پیش از آنکه یک مسئله سیاسی باشند، مسئله‌ای روان‌شناختی‌اند.

زیرا هرجا تصویر، جای واقعیت را بگیرد، خطر آغاز می‌شود.

اما پرسش بزرگ‌تر هنوز باقی است.

اگر خودشیفتگی می‌تواند در روان یک فرد شکل بگیرد، آیا ممکن است یک حزب نیز خودشیفته شود؟

آیا یک ایدئولوژی می‌تواند به همان سرنوشتی دچار شود که نارسیس دچار شد؟

آیا ممکن است یک ملت، سال‌ها تنها تصویر دلخواه خود را ببیند و نه واقعیت را؟

پاسخ این پرسش‌ها، ما را از مطب روان‌کاو، به جامعه می‌برد.

از فرد، به جمع.

از ذهن، به تاریخ.

و درست در همین نقطه است که نظریه‌پردازان بزرگ قرن بیستم، راه فروید را ادامه دادند.

آنان کوشیدند توضیح دهند چگونه زخمی که در روان یک انسان شکل می‌گیرد، می‌تواند روزی سرنوشت یک جامعه را تغییر دهد.

فصل بعد، روایت همین جست‌وجوست؛ از هاینز کوهوت و اتو کرنبرگ تا اریش فروم، ویلهلم رایش، تئودور آدورنو و هانا آرنت؛ اندیشمندانی که نشان دادند فاصله میان روان فرد و روان قدرت، بسیار کمتر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد.

فصل دوم

زخم پنهان

فروید، کوهوت و کرنبرگ؛ سه روایت از خودشیفتگی

روان انسان، شهری است که خیابان‌هایش همیشه به چشم نمی‌آیند.

بیشتر آنچه ما از خود می‌شناسیم، تنها میدان‌های روشن این شهر است؛ افکار، تصمیم‌ها، احساسات و رفتارهایی که هر روز تجربه می‌کنیم.

اما زیر این خیابان‌های روشن، شبکه‌ای از دالان‌های تاریک نیز وجود دارد؛ خاطره‌هایی که فراموش شده‌اند، آرزوهایی که هرگز بر زبان نیامده‌اند، ترس‌هایی که سال‌ها در سکوت مانده‌اند و نیازهایی که شاید خود انسان نیز از وجودشان آگاه نباشد.

روان‌کاوی، تلاشی بود برای ورود به همین شهر پنهان.

زیگموند فروید نخستین کسی بود که نشان داد انسان، همیشه آن موجود کاملاً خردمند و آگاه نیست که خود تصور می‌کند.

بخش بزرگی از رفتارهای ما، ریشه در ناهشیار دارد؛ در لایه‌هایی از شخصیت که از چشم خودمان نیز پنهان‌اند.

یکی از همین لایه‌ها، خودشیفتگی است.

اما خودشیفتگی، آن‌گونه که روان‌شناسان از آن سخن می‌گویند، چیزی بسیار پیچیده‌تر از خودپسندی یا غرور است.

فروید؛ خودشیفتگی، آغاز زندگی است

فروید باور داشت که هیچ انسانی بدون خودشیفتگی متولد نمی‌شود.

نوزاد، هنوز دیگری را نمی‌شناسد.

او جهان را امتداد وجود خود می‌بیند.

می‌گرید و جهان پاسخ می‌دهد.

گرسنه می‌شود و غذا می‌رسد.

درد می‌کشد و آغوشی او را آرام می‌کند.

برای کودک، جهان هنوز میان «من» و «دیگری» تقسیم نشده است.

فروید این وضعیت را «خودشیفتگی اولیه» نامید.

این مرحله، نه بیماری است و نه نقص.

برعکس، بخشی طبیعی از رشد انسان است.

اما زندگی سالم، به‌آرامی این مرز را تغییر می‌دهد.

کودک درمی‌یابد که مادر، وجودی مستقل دارد.

پدر نیز چنین است.

دوستان، معلمان و همه انسان‌های دیگر، جهانی جداگانه دارند.

او می‌آموزد که حقیقت، همیشه با خواسته او یکسان نیست.

از همین‌جا، بلوغ آغاز می‌شود.

بلوغ، در نگاه فروید، چیزی جز پذیرفتن محدودیت‌های خویش نیست.

پذیرفتن اینکه انسان، مرکز عالم نیست.

اما همیشه چنین نمی‌شود.

گاهی بخشی از آن خودشیفتگی اولیه، در شخصیت باقی می‌ماند.

نه به همان شکل کودکانه، بلکه در لباسی تازه.

در چنین حالتی، فرد بیش از آنکه در جست‌وجوی حقیقت باشد، در جست‌وجوی تأیید خویش است.

او جهان را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که دوست دارد باشد، می‌بیند.

در نتیجه، هر انتقاد، زخمی عمیق بر او وارد می‌کند.

هر مخالفت، تهدیدی علیه تمام هویت او می‌شود.

فروید تأکید می‌کرد که عشق به خود، تا اندازه‌ای برای سلامت روان ضروری است.

بدون آن، اعتمادبه‌نفس شکل نمی‌گیرد.

اما هنگامی که این عشق، جایگزین واقعیت شود، انسان دیگر حقیقت را نمی‌بیند؛ تنها تصویر خود را می‌بیند.

هاینز کوهوت؛ خودشیفتگی، فریاد یک زخم است

چند دهه بعد، روان‌کاو اتریشی-آمریکایی، هاینز کوهوت، نگاه تازه‌ای به این پدیده ارائه کرد.

او با بسیاری از بیمارانی روبه‌رو بود که در ظاهر، بسیار مغرور، موفق و مطمئن به نظر می‌رسیدند.

اما در ژرفای وجودشان، احساس خلأ می‌کردند.

کوهوت پرسید:

آیا ممکن است این تصویر بزرگ، تنها پوششی برای زخمی عمیق باشد؟

پاسخ او مثبت بود.

او معتقد بود انسان، از نخستین سال‌های زندگی، بیش از هر چیز نیاز دارد دیده شود.

نه فقط دیده شدن جسم.

بلکه دیده شدن احساسات، استعدادها، ترس‌ها و شادی‌هایش.

کودکی که والدینش موفقیت‌های او را می‌بینند، شکست‌هایش را با مهربانی درک می‌کنند و احساس امنیت عاطفی به او می‌دهند، به‌تدریج تصویری پایدار از خویشتن می‌سازد.

اما اگر این نیاز برآورده نشود، شخصیت ممکن است در بزرگسالی همواره محتاج تحسین دیگران باقی بماند.

در این نگاه، خودشیفتگی، نشانه قدرت نیست.

تلاشی است برای پوشاندن احساس ناپایداری.

به همین دلیل، بسیاری از افراد خودشیفته، بیش از هر چیز، از بی‌اعتنایی می‌ترسند.

نه از آن رو که واقعاً بزرگ‌اند، بلکه چون احساس می‌کنند اگر تحسین نشوند، چیزی از هویتشان فرو خواهد ریخت.

اتو کرنبرگ؛ وقتی جهان فقط دو رنگ دارد

اگر کوهوت، خودشیفتگی را زخمی پنهان می‌دید، اتو کرنبرگ بیشتر به پیامدهای آن توجه داشت.

کرنبرگ، روان‌کاو اتریشی-آمریکایی و از برجسته‌ترین پژوهشگران اختلالات شخصیت، سال‌ها رفتار انسان‌هایی را مطالعه کرد که تحمل اندکی در برابر مخالفت داشتند.

او به این نتیجه رسید که در شکل‌های شدید خودشیفتگی، انسان‌ها جهان را بسیار ساده می‌کنند.

در این جهان، رنگ‌های میانی وجود ندارد.

همه چیز یا سفید است یا سیاه.

یا حق است یا باطل.

یا دوست است یا دشمن.

یا وفادار است یا خائن.

این شیوه اندیشیدن، در روان‌شناسی «دوپاره‌سازی» یا Splitting نام دارد.

کرنبرگ معتقد بود چنین ذهنیتی، تحمل پیچیدگی را از دست می‌دهد.

دیگر نمی‌تواند بپذیرد که یک انسان، هم ویژگی‌های مثبت داشته باشد و هم خطاهایی جدی.

رهبر یا باید بی‌نقص باشد، یا کاملاً مردود.

مخالف یا باید کاملاً دشمن باشد، یا اصلاً وجود نداشته باشد.

در چنین ساختاری، گفت‌وگو جای خود را به داوری می‌دهد.

و نقد، به خیانت تعبیر می‌شود.

تفاوت کوهوت و کرنبرگ

در نگاه نخست، شاید این دو نظریه متناقض به نظر برسند.

اما در واقع، دو سوی یک حقیقت‌اند.

کوهوت می‌پرسد:

این زخم چگونه شکل گرفت؟

کرنبرگ می‌پرسد:

این زخم، امروز چگونه رفتار می‌کند؟

کوهوت بیشتر به ریشه‌های عاطفی شخصیت نگاه می‌کند.

کرنبرگ بیشتر به پیامدهای آن در روابط انسانی.

یکی از درون آغاز می‌کند.

دیگری از رفتار.

و هر دو، تصویری کامل‌تر از روان انسان به دست می‌دهند.

از روان فرد تا روان قدرت

در اینجا، پرسشی تازه پیش می‌آید.

آیا این نظریه‌ها فقط درباره افرادند؟

یا می‌توان ردّ آنها را در نهادها، احزاب و حکومت‌ها نیز جست؟

پاسخ، با احتیاط، مثبت است.

نه به این معنا که بتوان برای یک حزب یا یک حکومت تشخیص روان‌پزشکی صادر کرد؛ چنین کاری نه علمی است و نه اخلاقی.

اما می‌توان از این نظریه‌ها به‌عنوان چارچوبی برای مطالعه فرهنگ سیاسی بهره گرفت.

برای مثال، آیا یک سازمان، نقد را تحمل می‌کند؟

آیا رهبرانش اشتباهات خود را می‌پذیرند؟

آیا تصمیم‌ها قابل بازنگری‌اند؟

آیا اعضا می‌توانند آزادانه مخالفت کنند؟

آیا حقیقت، محصول گفت‌وگوست یا از بالا اعلام می‌شود؟

این پرسش‌ها، دیگر پرسش‌های روان‌پزشکی نیستند.

پرسش‌های علوم سیاسی‌اند.

اما روان‌شناسی، ابزار فهم آنها را در اختیار ما می‌گذارد.

شاید مهم‌ترین درس فروید، کوهوت و کرنبرگ این باشد که خطر، از آنجا آغاز نمی‌شود که انسان خود را دوست دارد.

خطر، از آنجا آغاز می‌شود که دیگر نتواند میان «خود» و «حقیقت» فاصله‌ای ببیند.

در آن لحظه، آینه دیگر وسیله شناخت نیست.

وسیله ستایش است.

و از همان لحظه، امکان خطا نیز از میان می‌رود.

زیرا کسی که خود را حقیقت می‌داند، دیگر دلیلی برای اصلاح خویش نمی‌بیند.

اما اگر این سازوکار در سطح جامعه نیز تکرار شود چه؟

اگر میلیون‌ها انسان، داوطلبانه، مسئولیت اندیشیدن را به رهبر، حزب یا ایدئولوژی واگذار کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

پاسخ این پرسش را روان‌کاوانی جست‌وجو نکردند که در مطب‌های خود بیماران را درمان می‌کردند؛ بلکه متفکرانی یافتند که فروپاشی دموکراسی‌ها، ظهور فاشیسم، استالینیسم و دیگر نظام‌های اقتدارگرا را با چشم خود دیده بودند.

از اینجا، این مقاله از روان فرد، به روان جامعه قدم می‌گذارد.

فصل بعد، روایت اندیشه‌های اریش فروم، ویلهلم رایش، تئودور آدورنو و هانا آرنت است؛ اندیشمندانی که کوشیدند توضیح دهند چگونه انسان‌های عادی، گاه با پای خود، به استقبال استبداد می‌روند.

فصل سوم

گریز از آزادی

چرا انسان، خود زندانبان خویش می‌شود؟

در نگاه نخست، استبداد همیشه از بیرون می‌آید.

با کودتا.

با ارتش.

با پلیس.

با زندان.

با سانسور.

اما این تنها نیمی از حقیقت است.

اگر استبداد فقط محصول زور بود، هرگز نمی‌توانست دهه‌ها دوام بیاورد.

هیچ حکومتی، هر اندازه هم مقتدر باشد، نمی‌تواند میلیون‌ها انسان را تنها با اسلحه اداره کند.

قدرت، زمانی ماندگار می‌شود که در ذهن مردم نیز جای بگیرد.

این همان پرسشی بود که پس از جنگ جهانی دوم، ذهن بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول کرد.

چگونه ممکن است مردمی که آزادی را تجربه کرده‌اند، خود، با شور و هیجان، به استقبال دیکتاتوری بروند؟

چگونه ممکن است انسان، داوطلبانه، از آزادی خویش چشم بپوشد؟

اریش فروم؛ آزادی همیشه شادی نمی‌آورد

روان‌کاو و جامعه‌شناس آلمانی، اریش فروم، پاسخ خود را در کتابی ارائه کرد که هنوز یکی از مهم‌ترین آثار روان‌شناسی سیاسی جهان به شمار می‌رود.

نام کتاب، بسیار ساده بود:

گریز از آزادی.

فروم، که ظهور نازیسم را از نزدیک دیده بود، پرسشی بنیادین مطرح کرد.

اگر آزادی، بزرگ‌ترین آرزوی بشر است، پس چرا میلیون‌ها آلمانی، خود، به استقبال هیتلر رفتند؟

او پاسخ داد:

زیرا آزادی، تنها یک حق نیست.

یک مسئولیت نیز هست.

انسان آزاد باید تصمیم بگیرد.

باید اشتباه کند.

باید پیامد انتخاب‌هایش را بپذیرد.

باید با تردید زندگی کند.

و این، آسان نیست.

آزادی، اضطراب می‌آورد.

انسان دیگر نمی‌تواند مسئولیت زندگی خود را بر دوش دیگری بیندازد.

دیگر نمی‌تواند شکست‌هایش را تنها به گردن دیگران بیندازد.

باید خودش انتخاب کند.

و همین، برای بسیاری از انسان‌ها، دشوارترین کار دنیاست.

از همین‌جا، گریز آغاز می‌شود.

گریز، نه از زندان.

بلکه از آزادی.

فروم می‌نویسد:

انسان، هنگامی که از تنهایی و مسئولیت آزادی خسته می‌شود، به دنبال کسی می‌گردد که به جای او تصمیم بگیرد.

رهبر.

حزب.

ایدئولوژی.

مذهب.

فرقی نمی‌کند.

مهم آن است که دیگری، بار اندیشیدن را از دوش او بردارد.

در عوض، او نیز آزادی خویش را تقدیم می‌کند.

به همین دلیل، فروم هشدار می‌دهد:

هیچ دیکتاتوری، بدون آمادگی روانی جامعه، پایدار نمی‌شود.

امنیت یا آزادی؟

فروم معتقد بود انسان، هم به آزادی نیاز دارد و هم به امنیت.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که این دو، در برابر یکدیگر قرار گیرند.

اگر جامعه‌ای احساس ناامنی شدید کند ــ ناامنی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا روانی ــ ممکن است حاضر شود آزادی را قربانی امنیت کند.

رهبر مقتدر، در چنین شرایطی، وعده می‌دهد:

»فکر نکنید؛ من فکر می‌کنم«.

»انتخاب نکنید؛ من انتخاب می‌کنم«.

»فقط اطاعت کنید«.

و بسیاری از انسان‌ها، از این پیشنهاد استقبال می‌کنند.

نه از آن رو که آزادی را دوست ندارند.

بلکه از آن رو که از مسئولیت آزادی می‌ترسند.

بوسه های خداحافظی

| No Comments

disg.jpgخبرنامه گویا - در حالی که غیبت مجتبی خامنه‌ای در تصاویر رسمی مراسم تشییع علی خامنه‌ای، گمانه‌زنی‌های فراوانی را در فضای مجازی برانگیخته بود، اکنون ادعایی تازه بار دیگر این موضوع را به صدر بحث‌ها بازگردانده است. نجاح محمدعلی، تحلیلگر و خبرنگار عراقی، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس مدعی شد که مجتبی خامنه‌ای در مراسم حضور داشته، اما در نقطه‌ای قرار گرفته بود که کمتر جلب توجه کند. او همچنین ادعا کرد که این حضور با هماهنگی نیروهای ویژه امنیتی و فرماندهان ارشد سپاه انجام شده است. این ادعا تاکنون از سوی هیچ منبع رسمی یا مستقل تأیید نشده و همچنان در حد یک روایت رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی باقی مانده است.

tweet11.jpgهمزمان، حساب "موساد: طنزآمیز و شگفت‌انگیز" نیز تصویری از فردی کلاه‌به‌سر در میان جمعیت منتشر کرد و به‌طور تلویحی این احتمال را مطرح ساخت که او می‌تواند مجتبی خامنه‌ای باشد. همین تصویر موج تازه‌ای از مقایسه‌ها را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت. برای بررسی این ادعا، تحریریه خبرنامه گویا با استفاده از ابزار هوش مصنوعی، تصویری از مجتبی خامنه‌ای را به‌صورت فرضی و صرفاً برای مقایسه بصری و سرگرمی بازسازی کرد؛ در این بازسازی، ریش و سبیل حذف و عمامه با یک کلاه بیسبال خاکستری جایگزین شده است تا مخاطبان بتوانند میزان شباهت را خودشان ارزیابی کنند. این تصویر به هیچ وجه سند یا مدرکی برای اثبات ادعا محسوب نمی‌شود.

mojilarge.jpgآنچه به این گمانه‌زنی‌ها دامن زده، ماه‌ها غیبت مجتبی خامنه‌ای از انظار عمومی و انتشار محدود اطلاعات درباره اوست. در حالی که تمام رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند او در مراسم تشییع حضور نداشته، انتشار روایت‌های متناقض از سوی افراد نزدیک به حکومت، از جمله ادعای حضور مخفیانه‌اش در میان جمعیت، بر ابهام‌ها افزوده است. تا زمانی که حکومت از انتشار تصاویر و اطلاعات قابل راستی‌آزمایی خودداری کند، شایعات و نظریه‌های توطئه همچنان جای اطلاع‌رسانی شفاف را خواهند گرفت.

missing.jpgمراسم وداع با رهبری؛ ویترین سیاست داخلیِ دوره جدید

حمید آصفی

در نظام‌های سیاسی، مراسم وداع با رهبران تنها آیین بدرقه یک فرد نیست؛ لحظه‌ای است که قدرت، تصویر آینده خود را به نمایش می‌گذارد. چینش صفوف، ترکیب حاضران و حتی فهرست غایبان، بخشی از زبان سیاسی حکومت است؛ زبانی که گاه بیش از ده‌ها سخنرانی، جهت‌گیری آینده را آشکار می‌کند.

غیبت رؤسای جمهور پیشین و برخی چهره‌های شناخته‌شده جمهوری اسلامی را نباید صرفاً یک اتفاق تشریفاتی یا حاصل اختلافات شخصی دانست. اگر این چینش، بازتاب تصمیم هسته مرکزی قدرت در طراحی مراسم بوده باشد، پیام آن بسیار فراتر از حذف چند چهره سیاسی است. این رخداد از «انقباض نمادین قدرت» حکایت می‌کند؛ فرآیندی که در آن، حتی دایره نیروهای درون نظام نیز دیگر به گستردگی گذشته تعریف نمی‌شود؛ زیرا قدرت، پیش از آنکه مخالفانش را حذف کند، تعریف خودی‌ها را تغییر می‌دهد.

در جمهوری اسلامی، تنها شکاف اصلی سیاست داخلی میان حکومت و جامعه مدنی یا میان اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان نیست. آنچه این مراسم به نمایش گذاشت، از شکافی عمیق‌تر خبر می‌دهد؛ شکاف میان «ساختار رسمی قدرت» و بخشی از همان نیروهایی که زمانی در بالاترین سطوح همین ساختار قرار داشتند. این دیگر حذف یک رقیب سیاسی نیست، بلکه بازتعریف و بازآرایی هندسه قدرت و حافظه سیاسی نظام است؛ تلاشی برای بازنویسی این پرسش که چه کسانی همچنان بخشی از روایت رسمی قدرت محسوب می‌شوند.

attack.jpgایران اینترنشنال - صداوسیمای جمهوری اسلامی به نقل از منابعی که نام آن‌ها را اعلام نکرد، گزارش داد نفتکشی که در تنگه هرمز هدف قرار گرفت، با حمایت آمریکا در حال استفاده از مسیر دریایی عمان بود و پس از «نادیده گرفتن هشدارهای مکرر» هدف قرار گرفت.

صداوسیما افزود مقام‌های رسمی تاکنون این گزارش را تایید یا رد نکرده‌اند.

پیش‌تر رسانه‌های آمریکایی به نقل از یک مقام این کشور گزارش داده بودند سپاه پاسداران به دو کشتی تجاری در تنگه هرمز موشک شلیک کرده است.

نگرانی از بازگشت تنش‌ها با ایران، بازارهای سهام آسیا را تحت فشار قرار داد

بازارهای سهام «آسیا» روز سه‌شنبه، با وجود پیش‌بینی جهش چشمگیر سود سامسونگ، کاهش یافتند. به گفته تحلیلگران، نگرانی‌ها درباره چشم‌انداز اقتصاد جهانی و تشدید تنش‌های مرتبط با ایران، سرمایه‌گذاران را به سمت سهام شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی و فناوری سوق داده است.

به گزارش رویترز، در همین حال، شاخص‌های اصلی بورس کره جنوبی، ژاپن و آسیا افت کردند، در حالی که بازارهای آمریکا در پایان معاملات روز دوشنبه با امید به رشد درآمد شرکت‌های فناوری و هوش مصنوعی افزایش یافته بودند

در ویدیوی زیر، تصاویری از خیابانی مملو از بطری‌های خالی آب و زباله پس از مراسم تشییع علی خامنه‌ای دیده می‌شود؛ بطری‌هایی که به گفته منتشرکنندگان، به‌صورت رایگان میان حاضران توزیع شده بود. این ویدیو که در شبکه‌های اجتماعی با عنوان «برشی کوتاه از عرازشه» بازنشر شده، واکنش‌های گسترده‌ای درباره وضعیت محل برگزاری مراسم و حجم زباله‌های برجا مانده برانگیخته است.

HMnTstYakAA8wNS.jpg

***

dej.jpg

منابع آگاه به دژ خبر دادند دولت مصر با یک تصمیم سیاسی، تمام برنامه‌های سالگرد درگذشت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه فقید ایران را که همه ساله در مسجد الرفاعی برگزار می‌شد لغو کرده است.

همچنین گزارش شد که از سوی مقام‌های مصری به وزارت خارجه این کشور ابلاغ شده اجازه ورود چهره سرشناس مخالف حکومت ایران به قاهره داده نشود.

یکی از همین منابع به دژ گفت: «برای السیسی ننگ است که در واپسین دوران رژیم ایران، به ملاها خوش خدمتی می‌کند.»

aa.jpgخبرنامه گویا - عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با انتشار تصاویری از مراسم تشییع علی خامنه‌ای در شبکه ایکس نوشت: «میلیون‌ها ایرانیِ سرافراز در وحدت کامل برای ادای احترام به آیت‌الله خامنه‌ای و میراث او گرد هم آمدند» و این حضور را نشانه بی‌اثر بودن تهدیدهای خارجی دانست.

اما بررسی گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که این ادعا، دست‌کم درباره جمعیت حاضر در تهران، تاکنون با شواهد مستقل تأیید نشده است. رویترز در گزارش خود تصریح کرد که امکان راستی‌آزمایی مستقل تعداد شرکت‌کنندگان را نداشته، اما تصاویر پهپادی «صدها هزار نفر» را نشان می‌دهد، نه میلیون‌ها نفر.

reuters1.jpgرویترز همچنین یادآور می‌شود که حکومت با بسیج گسترده امکانات، از جمله حمل‌ونقل رایگان یا یارانه‌ای، اسکان و خدمات رفاهی، تلاش کرده بود مراسم را به نمایش قدرت سیاسی تبدیل کند. با این حال، حضور در چنین مراسمی لزوماً به معنای حمایت سیاسی نیست؛ زیرا برخی شرکت‌کنندگان انگیزه‌های مذهبی، ملی یا تاریخی داشته‌اند. در همین گزارش آمده که جمهوری اسلامی همچنان بر پایگاه ایدئولوژیکی تکیه دارد که تحلیلگران آن را حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت ۹۳ میلیونی ایران می‌دانند؛ چنان‌که سعید جلیلی در انتخابات ۱۴۰۳ حدود ۱۳.۵ میلیون رأی کسب کرد.

جمع‌بندی راستی‌آزمایی: اگر منظور عراقچی مجموع مراسم‌های برگزارشده در سراسر کشور باشد، ادعای او محتمل‌تر به نظر می‌رسد، هرچند همچنان فاقد تأیید مستقل است. اما درباره مراسم اصلی تهران، گزارش‌ها و برآوردهای مستقل از حضور «صدها هزار نفر» حکایت دارند، نه میلیون‌ها نفر.

***

***

7-6.jpgایندیپندنت - ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی که بازخورد گسترده‌ای داشته است، نشان می‌دهد گروهی از حامیان حکومت در جریان مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، با ضربه زدن با دمپایی و پایمال کردن تصویری از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اعتراض خود را به او نشان دادند.

ظاهراً برای تکمیل صحنه، یک نفر را هم به جلوی کامیون حامل پیکر خامنه‌ای الصاق کرده بودند!

HMp0SFLXYAAF9ED.jpg

NL.jpgرقص میله در مراسم تشییع

در ویدیوی زیر، صحنه‌ای متفاوت از یک مراسم خاکسپاری در هلند دیده می‌شود؛ جایی که یک رقصنده با اجرای حرکات آکروباتیک روی میله، در کنار تابوت سفید و در سالنی پوشیده از گل به فرد درگذشته ادای احترام می‌کند.

رسانه‌های هلندی گزارش داده‌اند این مراسم به درخواست خانواده برگزار شده و به گذشته این زن و همسرش، که سال‌ها مدیریت یکی از مشهورترین کلوب‌های شبانه محله چراغ‌قرمز آمستردام را بر عهده داشتند، اشاره دارد.

همچنین برگزارکننده مراسم اعلام کرده است که پیکر همسر این زن، که در سال ۱۹۹۳ درگذشته بود، برای دفن دوباره در کنار او از خاک خارج شد تا این زوج پس از سال‌ها بار دیگر در کنار یکدیگر آرام بگیرند.

با احترام، فقط دو ابهام وجود دارد: نخست اینکه اگر آن خانم از هوش رفته بود، چگونه بطری آب و گوشی تلفن همچنان در دستش باقی ماند؟ دوم اینکه خامنه‌ای کردن دستمال توسط آن آقا، قرار بود چه دستاوردی داشته باشد؟

***

pez.jpgویدیوی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد دوشنبه ۱۵ تیرماه، جمعی از شرکت‌کنندگان در مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای در تهران، هنگام مواجه با مسعود پزشکیان، شعار «مرگ بر سازشگر» سر دادند.

بعد از امضای تفاهم بین آمریکا و ایران و موافقت برای شروع مذاکرات، مخالفت‌های زیادی با آن انجام شده است و در تجمع‌های شبانه حامیان حکومت شعارهایی برای توقف مذاکرات سر داده شده است.

بعد از امضای تفاهم بین ایران و آمریکا نامه‌ای منتسب به مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی منتشر شد که در آن آمده بود نظر او درباره توافق با آمریکا «چیز دیگری بوده ولی پس از آن که مسعود پزشکیان مسئولیت آن را پذیرفت، اجازه امضای آن را داده است.»

***

66-666.jpgبه گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مدیر شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی منطقه قم از عرضه رایگان ۱۱ جایگاه CNG برای خدمت‌رسانی به زائران مراسم تشییع رهبر شهید خبر داد.

محمدرضا محمدیان با اشاره به اینکه همه تمهیدات لازم برای تأمین پایدار بنزین و نفت‌گاز اندیشیده شده است گفت: انبار نفت قم نیز به‌صورت ۲۴ ساعته از عملیات سوخت‌رسانی پشتیبانی می‌کند.

مدیر شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی منطقه قم همچنین از عرضه رایگان سوخت CNG در۱۱ جایگاه‌ منتخب خبر داد که اسامی و زمان‌بندی آن به شرح زیر است:

جایگاه‌های وابسته به شهرداری قم (طی روز‌های ۱۵ تا ۱۷ تیرماه):

۱. ولیعصر (عج‌الله تعالی فرجه‌الشریف)

۲. بهشت معصومه (سلام‌الله‌علیه)

۳. هفتاد و دو تن

۴. حاجی‌زاده

۵. شیرازی

۶. جمهوری

۷. بوستان گل‌ها

۸. نوقطار

۹. بوستان علوی

جایگاه‌های خصوصی:

۱۰. پارسیان ۲ (از صبح شنبه ۱۳ تیر تا صبح شنبه ۲۰ تیر ماه)

۱۱. الماس شهر (از ساعت ۶ صبح دوشنبه ۱۵ تیر تا ۶ صبح چهارشنبه ۱۷ تیر)

محمدیان از شهروندان خواست با استفاده بیشتر از گاز طبیعی، در مدیریت مصرف سوخت همکاری کنند.

منبع: خبرگزاری صدا و سیما

6-3.jpgدلاوران تیپ ۶۵ نوهد ارتش در گمنامی و لب تیغ بیدادگاه نظامی

توانا - جان سرهنگ حمیدرضا خلیلی و حسین مجیدی با اتهام «بغی» و «کودتا» در خطر است. روایتی که پیش رو دارید، بر پایه مشاهدات و اطلاعات یک زندانی سیاسی تازه‌آزادشده از زندان تهران بزرگ تنظیم شده است.

این روایت از وضعیت شماری از نیروهای تیپ ۶۵ نوهد ارتش حکایت دارد که پس از بازداشت، بنا بر این گزارش با شکنجه، محرومیت از حقوق دادرسی و طرح اتهام «بغی» روبه‌رو شده‌اند؛ اتهامی که در صورت اثبات، می‌تواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.

«در اواخر فروردین‌ماه، موقتاً شماری از نظامی‌ها را به دلایلی از زندان نظامی به زندان تهران بزرگ، تیپ ۶، منتقل کردند. وقتی وارد زندان شدند، هنوز آثار شکنجه بر بدنشان، از جمله شکستگی دنده‌ها و آثار کابل، مشهود بود.

ایندیپندنت فارسی - خبرگزاری فارس، روز دوشنبه ۱۵ تیرماه در واکنش به انتشار شایعاتی درباره حضور مجتبی خامنه‌ای در مراسم تشییع پدرش در مصلای تهران اعلام کرد، این ادعا بر اساس برداشت نادرست از یک ویدیو مطرح شده است.

fars.jpgبر اساس ویدیوی تقطیع شده‌ای که در فضای مجازی منتشر شده است، مداحی در روز سوم تشییع جناز، حضور مجتبی خامنه‌ای در میان جمعیت را اعلام می‌کند. خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران در واکنش به انتشار این ویدیو نوشت: « تصویر واضح‌تر از این لحظه نشان می‌دهد که فرد مذکور رهبر معظم انقلاب نیستند.»

fars2.jpg

فارس نوشت برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی با استناد به تصویری از این مراسم، مدعی شده بودند فرد حاضر در تصویر مجتبی خامنه‌ای است، اما بررسی نسخه کامل‌تر و باکیفیت‌تر این ویدیو نشان می‌دهد فرد مورد اشاره او نیست.

این خبرگزاری حکومتی همچنین تاکید کرد پیش‌تر نیز ادعاهایی درباره عدم حضور فرزندان دیگر رهبر پیشین جمهوری اسلامی در مراسم نماز میت منتشر شده بود که ، صحت ندارد.

مجتبی خامنه‌ای ‌پس از انتصاب به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی حضوری عمومی نداشته و حتی صدایی از او نیز منتشر نشده است.

whatsapp.jpg«نه یک بشکه نفت، نه آزادسازی دارایی‌ها»؛ روایت یک مقام آمریکایی از وضعیت جمهوری اسلامی پس از توافق

امیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در جنگ‌های مدرن چیزی بسیار عجیب وجود دارد. یک روز دشمن را بمباران می‌کنی و روز بعد، وقتی اینترنتش دوباره وصل شد، از طریق واتس‌اپ با او صحبت می‌کنی. بسیاری از ما از دیدن گفت‌وگوهای دوستانه مقام‌های ارشد دولت آمریکا با سران جمهوری اسلامی تعجب می‌کنیم، اما احتمالاً این وضعیت برای مقام‌های ایرانی سخت‌تر است. آنها ناچارند با کسانی مذاکره کنند که هم رهبرشان را کشته‌اند و هم صدها میلیارد دلار به اقتصادشان خسارت زده‌اند.

در دو هفته نخست پس از امضای توافق، تقریباً همه به این نتیجه رسیده بودند که جمهوری اسلامی برنده شده است.

این احساس شکست، نتیجه ائتلاف کم‌سابقه‌ای بود؛ از رسانه‌های نزدیک به حکومت در تهران گرفته تا بخشی از رسانه‌های جریان اصلی آمریکا و همچنین فضای انتقادی در اسرائیل و میان جمهوری‌خواهان آمریکا.

اما اگر همه چیز تا این اندازه به سود رژیم ایران پیش می‌رود، چرا جمهوری اسلامی در آغاز هفته دوباره در تنگه هرمز دست به اقدام نظامی زد؟

ایندیپندنت - خبرگزاری صداوسیما روز دوشنبه با انتشار تصویری از حضور محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری پیشین جمهوری اسلامی در مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی خبر داد.

تشییع علی خامنه‌ای در تهران - BBC News فارسی
این خبر با توجه به شایعات گسترده ماه‌های گذشته درباره رئیس دولت‌های نهم و دهم جمهوری اسلامی اهمیت بسیاری دارد. خانه محمود احمدی‌نژاد در روز نخست جنگ هدف حمله قرار گرفت.

چند ماه پس از پایان جنگ روزنامه نیویورک تایمز روز ۳۰ اردیبهشت‌ماه با انتشار گزارشی مدعی شد که احمدی‌نژاد، «مهره‌ای» بوده که دولت ترامپ برای دوران گذار از جمهوری اسلامی روی آن حساب کرده بود و بمباران خانه او با هدف شکستن حصر انجام شد. مقام‌های جمهوری اسلامی این گزارش را تائید یا تکذیب نکردند.

zargh.jpgعلی‌اکبر صالحی، رییس بنیاد ایران‌شناسی و وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی، در یادداشتی در خبرگزاری دولتی ایرنا نوشت علی خامنه‌ای در دیداری خصوصی به او گفته بود: «ما مشکلی با داشتن رابطه علمی یا حتی اقتصادی با آمریکا نداریم و اگر می‌توانید، آن را توسعه دهید. مشکل ما در ورود به حوزه مذاکره سیاسی است که الان وقت آن نیست.»

به گفته صالحی، خامنه‌ای در آن دیدار تاکید کرده بود هر زمان که شرایط برای آغاز مذاکرات سیاسی مناسب باشد، آن را اعلام خواهد کرد.

مذاکره از سر ناچاری است؛ مردم جز انتقام قاطع، رضایت نمی‌دهند

عزت‌الله ضرغامی، عضو شورای عالی فضای مجازی، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گفت گفت‌وگوها «از باب اکل میته» است و اگر مذاکره‌ای انجام می‌شود، «از سر ناچاری» است.

او افزود: «حرف اول ما انتقام است؛ انتقامی که به‌گونه‌ای باشد که دشمنان را ادب کند و دل مردم را به خاطر داغی که بر آن‌ها وارد شده، آرام سازد.»

رییس پیشین سازمان صداوسیما تاکید کرد مذاکره‌کنندگان باید بدانند که مردم «جز یک انتقام جدی، روشن و قاطع، به چیز دیگری رضایت نخواهند داد.»

ضرغامی حضور هواداران جمهوری اسلامی در مراسم تشییع جنازه و دفن علی خامنه‌ای را «تجلی مفهوم بعثت مردم» دانست و گفت آن‌ها با همه وجود از انتقام و خون‌خواهی سخن گفتند و با حضور میلیونی خود این پیام را به جهان رساندند که ایرانی‌ها به دنبال انتقام هستند و هرگز این موضوع را فراموش نمی‌کنند.

در ویدیوها و تصاویر منتشرشده از مراسم تشییع و وداع با علی خامنه‌ای، رفتار سرد و بی‌اعتنایی مشهود مسعود پزشکیان در مواجهه با برخی از اعضای بیت رهبری، از جمله مسعود و میثم خامنه‌ای، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و فضای مجازی داشته است.

در حالی که رئیس‌جمهور در حال عبور و احوالپرسی با حاضران در مراسم بود، از مسعود و میثم خامنه‌ای عبور کرد و برخلاف سایرین، تعامل گرمی با این دو فرزند رهبر سابق انجام نداد.

روایت‌های متضاد: در حالی که برخی گزارش‌ها و ویدیوها حاکی از نادیده گرفته شدن آن‌ها است، برخی دیگر از رسانه‌های داخلی تصاویری مبنی بر مصافحه و احوالپرسی مسعود پزشکیان با پسر بزرگ‌تر رهبری منتشر کرده‌اند که تضاد در روایت‌ها و زوایای مختلف پوشش مراسم را نشان می‌دهد.

موشک خنثی‌شده

| No Comments

گاهی یک تصویر، بیشتر از چندین صفحه تحلیل سخن می‌گوید

توانا - کارتون تازه مانا نیستانی، منتشرشده در دویچه وله، با زبانی نمادین، به این پرسش می‌پردازد که سیاستی مبتنی بر تهدید، نظامی‌گری و تقابل دائمی، در نهایت چه پیامدی برای همان کشوری دارد که آن را دنبال می‌کند.

manalarge.jpg
در این نگاه، هزینه اصلی چنین رویکردی نه فقط در عرصه بین‌المللی، بلکه بر دوش مردم و آینده یک کشور سنگینی می‌کند؛ جایی که منابع ملی، رفاه شهروندان و فرصت‌های توسعه، قربانی سیاست‌هایی می‌شوند که وعده امنیت می‌دهند، اما نتیجه‌ای جز فرسایش و انزوا بر جای نمی‌گذارند.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

تاریخ بارها نشان داده است که ابزارهایی که برای ایجاد هراس و نمایش قدرت ساخته می‌شوند، گاه در نهایت به نمادی از شکست همان سیاست‌ها تبدیل می‌شوند.

تشکر از علی خامنه ای

| No Comments

fz2.jpgفرزانه روستایی

اگر علی خامنه ای را از معادلات سه دهه اخیر ایران حذف کنید شما با ایران و خاورمیانه متفاوتی مواجه خواهید شد.او به معنای واقعی منشأء یک فاجعه تاریخی جبران ناپذیر برای کشور بود و به همین دلیل، مرگ او به هر دلیل و با هر شیوه و به دست هر کسی یک آرزوی ملی ایرانی بود.

از منظر سیاسی، افزایش تمرکز قدرت در نهادهای تحت رهبری او و کاهش استقلال سایر نهادهای حکومتی ریشه اصلی بحران است. اساسا محدود شدن رقابت سیاسی، رد صلاحیت گسترده نامزدها و کاهش نقش نهادهای انتخابی موجب کاهش مشارکت سیاسی و تضعیف اعتماد عمومی شد که عملا پس از سه دهه مشروعیت رژیم را نابود کرد. از نگاه دیگری، پایه گذاری و حمایت از اقتصاد پنهان و سیاه که با نفوذ دفتر او منجر به شکل گیری مافیای سپاه شد بزرگترین خسارت ها را به بار آورد.


arab.jpgمقدمه: یک برچسب ساده با کارکردی پیچیده

در فضای سیاسی ایران، شاهزاده رضا پهلوی اغلب با یک عنوان ثابت معرفی می‌شود: "رهبر سلطنت‌طلبان". این برچسب در ظاهر توصیفی است، اما در عمل کارکردی فراتر از توصیف دارد؛ زیرا او را در قالب یک جریان ایدئولوژیک محدود و از پیش تعریف‌شده قرار می‌دهد.

در حالی که بررسی مواضع رسمی او نشان می‌دهد که نه تنها خود را رهبر یک پروژه سلطنت‌محور تعریف نکرده، بلکه بارها تأکید کرده است که نوع حکومت آینده ایران باید از طریق رفراندوم و اراده مستقیم مردم تعیین شود. این فاصله میان "موضع اعلام‌شده" و "برچسب رایج" دقیقاً نقطه‌ای است که بحث را از سطح توصیف به سطح کنش سیاسی هدفمند برای بی‌اعتبارسازی می‌برد.

Amir_Daha.jpgسال‌هاست ایرانیان از ضرورت گذار از جمهوری اسلامی سخن می‌گویند؛ از آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، انتخابات آزاد، حاکمیت قانون و آینده‌ای توأم با کرامت انسانی حرف می‌زنند.

این گفت‌وگوها ارزشمند و همچنان ضروری‌اند. اما هرچه زمان می‌گذرد، یک پرسش اساسی‌تر بر همه این بحث‌ها سایه می‌افکند؛ پرسشی که با تحولات پرشتاب کنونی، دیگر نمی‌توان آن را به تعویق انداخت: پس از جمهوری اسلامی، چه؟

این پرسش فقط سیاسی یا نظری نیست. دغدغه میلیون‌ها ایرانی در همه جا؛ در تهران، اهواز، تبریز، زاهدان، رشت، مشهد و سراسر کشور است. مردمی که سال‌ها هزینه سنگین این نظام را با جان، مال، فرصت‌ها و آینده خود پرداخته‌اند، حق دارند بدانند روزی که جمهوری اسلامی ساقط شود، چه کسانی مسئولیت اداره کشور را بر عهده خواهند گرفت؟ اقتصاد آسیب‌دیده را چگونه بازسازی خواهند کرد؟ نظام آموزشی، قضایی، سیاست خارجی و نهادهای عمومی را چگونه سامان خواهند داد؟

kangarloo.jpgمراسم تشییع جنازه دولتی علی خامنه‌ای که دیروز در ایران برگزار شد، منظره‌ای آشنا اما به شدت دوقطبی را در مقابل چشم جهانیان به تصویر کشانده است. تابوت دومین رهبر جمهوری اسلامی، پوشیده در تشریفات دولتی، در خیابان‌های تهران و قم، در میان جمعیت گریان، مرثیه‌های مذهبی و حضور پررنگ مقامات سپاه، دولت، کارمندان دولتی و مهمانان خارجی ، به حرکت درآمد. خامنه‌ای برای چهار دهه‌ تصمیم گیر مطلق جمهوری اسلامی بود - شخصیتی که حکومتش با سرکوب سیستماتیک آزادی‌های مدنی، سرکوب وحشیانه مخالفان داخلی و انزوای شدید اقتصادی ایران تعریف می‌شد.

برای ناظران خارجی، تصاویر تلویزیونی هزاران شهروندی که در سوگ بر سروسینه‌های خود می‌کوبند، یک پارادوکس گیج‌کننده را نشان می‌دهد. چگونه بخشی از ملت ایران برای فردی که به طور گسترده به دلیل سازماندهی دهه‌ها کشتارهای خیابانی، اعدام‌های دسته جمعی و سرکوب اجتماعی محکوم شده است، می‌توانند چنین نمایش‌های عمومی از عزاداری را به نمایش بگذارند؟ پاسخ نه در یک آگاهی ملی یکپارچه، بلکه در شکاف عمیق جامعه‌شناختی، اقتصادی و سیاسی نهفته است که ایران مدرن را تعریف می‌کند. نمایش تشییع جنازه، تلاقی پیچیده‌ای از بسیج ساختگی دولتی، یک هسته ایدئولوژیک بسیار وابسته و اکثریت عظیم و پنهانی است که بی‌سروصدا - و گاهی آشکارا - پایان یک دوره را جشن گرفتند.

ps.jpgپرویز صیاد با فیلمی قدیمی و برنامه‌ای متفاوت، اما حرفهای همیشه تازه و منحصر بفرد به شهر ما می آید. نمی‌دانم چرا هر وقت یاد صیاد می‌افتم و نامش را میشنوم،‌ جور عجیبی دلم میگیرد وشرم غریبی بر من چیره می‌شود. چرا که گویا هیچوقت او را نشناختم، نشناختیم و در خور، قدر ندانسته ایم. نام اویک برند در هنر ایران است.
لازم نیست که بگویی استاد و یا جناب آقای صیاد و یا عالیجناب. گرچه به گمان من این آخری یعنی عالیجناب بیش از همه برازنده همراهی نام صیاد است. پرویز صیاد عالیجناب عرصه هنر، هنر اجتماعی، هنر در خدمت جامعه است. هنرمندی که همیشه در کنار مردم بوده و همراهی مردم را به ساحل امن بالایی‌ها و زندگی راحت ترجیح داده. از مردم تاثیر گرفته و بر آنان تاثیر می‌گذارد یعنی همیشه حرفی برای گفتن داشته. حتی آن موقع که قرار بود کورش بخوابد و مردم بخوابند که گویا شهر در امن و امان است. اما چشمان تیز بین و زبان منتقد پرویز صیاد دنبال امن و آسایش نبود و نگران میدید و نگاه می‌کرد و به زیبایی و شیرینی سخنانش را در قالب نمایش و فیلم ارائه می‌کرد.

hamas.jpgرادیو بین المللی فرانسه - گروه حماس، دوشنبه ۶ ژوئیه، اعلام کرد نهادی را که نزدیک به دو دهه بر نوار غزه حکومت می‌کرد، منحل می‌کند. این اقدام که نشان‌دهنده یک تغییر سیاسی قابل‌توجه است، راه را برای یک کمیته تکنوکرات برای اداره نوار غزه، باز می‌کند.

اسماعیل الثوابته، رئیس‌ دفتر رسانه‌ای حماس به خبرگزاری فرانسه، گفته که «محمد الفرا، رئیس کمیته اضطراری دولت، به‌گونه رسمی استعفای خود را پیش کرده است.»

الثوابته همچنان گفته است که محمد الفرا «تصمیم گرفته که این کمیته را منحل کند تا انتقال اداری و دولتی به کمیته ملی اداره غزه تسهیل شود.»

کمیته ملی اداره غزه که درحال حاضر در قاهره مستقر است، توسط هیئت صلحی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا تاسیس کرد، ایجاد شده است.

از زمان برقراری آتش‌بس در غزه در اکتبر گذشته بین حماس و اسرائیل، این گروه بارها اعلام کرده که آماده کناره‌گیری از حکومت است. با این حال، حماس اما تاکنون حاضر نشده مساله خلع سلاح خود را بپذیرد.

million.jpgروایت حکومت از میلیون‌ها عزادار، روایت رسانه‌های جهانی از صدها هزار نفر

خبرنامه گویا - پیش از آغاز مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنه‌ای، رسانه‌های حکومتی و مقام‌های جمهوری اسلامی از حضور «میلیون‌ها نفر» سخن گفتند. در برخی گزارش‌ها حتی پیش‌بینی شد که ۱۵ میلیون نفر در تهران و تا ۳۵ میلیون نفر در مجموع مراسم چندروزه در سراسر کشور شرکت خواهند کرد. این ارقام اما پیش‌بینی‌های رسمی بودند و نه آمار تأییدشده.

با آغاز مراسم، گزارش رسانه‌های بین‌المللی تصویر متفاوتی ارائه داد. خبرگزاری رویترز از «ده‌ها هزار نفر» در برخی مراسم و سپس از جمعیت گسترده در تهران گزارش داد، اما ادعای حضور میلیونی را تأیید نکرد. روزنامه Financial Times نیز جمعیت مراسم اصلی تهران را در حد «صدها هزار نفر» توصیف کرد.

در میان رسانه‌های بین‌المللی، تنها شبکه الجزیره، رسانه مستقر در دوحه و دارای حمایت مالی دولت قطر، از حضور «میلیون‌ها نفر» در مراسم سخن گفت.

همزمان، گزارش‌های متعددی از اقدامات حکومت برای افزایش شمار شرکت‌کنندگان در مراسم منتشر شده است. این گزارش‌ها از به‌کارگیری گسترده امکانات دولتی، از جمله ناوگان حمل‌ونقل رایگان، اعزام کارکنان دولت و نیروهای سازمانی، توزیع رایگان غذا، نوشیدنی، شیرینی برای تشویق و تسهیل حضور شرکت‌کنندگان حکایت دارند. مقام‌های جمهوری اسلامی این اقدامات را بخشی از برنامه‌ریزی عادی و خدمات‌رسانی مراسم توصیف کرده‌اند.

در مقابل، منابع محلی و تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی از خروج شمار زیادی از شهروندان از تهران در روزهای برگزاری مراسم خبر دادند.

جنگ و صلح ابوعمار

| No Comments

za.jpgمقدمه تحریریه خبرنامه گویا: احمد زیدآبادی در این یادداشت، بدون اشاره مستقیم به جمهوری اسلامی، به الزامات و هزینه‌های انتخاب میان جنگ و صلح می‌پردازد. با توجه به شرایط کنونی کشور، این نوشته می‌تواند نقدی غیرمستقیم بر تداوم سیاست «نه جنگ، نه صلح» تلقی شود، هرچند نویسنده مصداق مشخصی را مطرح نمی‌کند

***

احمد زیدآبادی

وقتی یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین، پس از شکست مذاکراتش با اهود باراک، نخست‌وزیر اسرائیل، در واشینگتن به انتفاضهٔ مسلحانه چراغ سبز نشان داد، خطاب به او نوشتم:
«ابوعمار! اگر می‌خواهی بجنگی این راهش نیست و اگر می‌خواهی صلح کنی، باز هم این راهش نیست!»

آن سخن تنها درباره آن مقطع تاریخی نبود؛ بلکه به وضعیتی اشاره داشت که هر جامعه‌ای در آستانه انتخاب میان جنگ و صلح ممکن است با آن روبه‌رو شود.

جنگ و صلح هر دو تصمیماتی بسیار دردناک هستند که در مقاطعی از حیات کشورها خود را بر دولت‌ها تحمیل می‌کنند. هیچ راه هموار و بدون هزینه‌ای، نه برای جنگ و نه برای صلح، وجود ندارد. از همین رو، اگر قرار به جنگ یا صلح باشد، دولت‌ها باید در انتخاب خود مصمم و قاطع باشند و میان این دو دچار نوسان و تذبذب نشوند؛ وگرنه عوارض منفی هر دو بر کشورشان بار خواهد شد.

جنگ منطق و سازوکار مخصوص به خود را دارد، به‌ویژه اگر جنگی تمام‌عیار با یک قدرت نظامی بزرگ باشد. چنین جنگی در درجه نخست هزینه‌های آشکاری دارد. محاصره لنینگراد، نبرد خونین استالینگراد، بمباران شهرهای بزرگ و سرانجام هیروشیما و ناکازاکی، همگی یادآور آن‌اند که جنگ میان قدرت‌های بزرگ همواره با خسارت‌های گسترده و رنج‌های سنگین همراه است و هر کشوری که وارد چنین نبردی می‌شود باید برای تحمل این پیامدها آمادگی داشته باشد.

irish.jpg

خبرنامه گویا - در ویدیوی زیر، تادگ هیکی، کمدین ایرلندی و فعال ایدئولوژی‌های ضد سرمایه‌داری و ضد اسرائیل، در مراسم تشییع علی خامنه‌ای در تهران دیده می‌شود که شعار «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دهد و از جمهوری اسلامی «از طرف همه ملت‌های آزاد جهان» تشکر می‌کند. او همچنین از نقش ایران در مقابله با آمریکا و اسرائیل تمجید می‌کند. هیکی پیش‌تر نیز در مراسم تشییع ابراهیم رئیسی و حسن نصرالله حضور داشته، به ایران سفر کرده و مواضع مشابهی در حمایت از جمهوری اسلامی و علیه اسرائیل ابراز کرده است.

در سال‌های اخیر، جریان‌های چپ مترقی در کشورهایی مانند بریتانیا، ایرلند و اسپانیا، به‌ویژه در موضوع فلسطین، مواضعی گرفته‌اند که با گفتمان اسلام‌گرایان هم‌پوشانی دارد. این بحث به اروپا محدود نیست؛ پیروزی اخیر یک نامزد مسلمان سوسیالیست-کمونیست در انتخابات شهرداری نیویورک نیز به نمونه‌ای از تغییر جهت بخشی از چپ شهری در غرب تبدیل شده است.

7-8.jpgاز مسکو ۱۳۳۱ تا تهران امروز

خبرنامه گویا - در ویدیوی کانال حافظه تاریخی، تصاویر آرشیوی از مراسم پس از مرگ ژوزف استالین در اسفند ۱۳۳۱ (مارس ۱۹۵۳) دیده می‌شود. پیکر رهبر اتحاد جماهیر شوروی به مدت سه روز در تالار ستون‌های مسکو برای وداع عمومی قرار گرفت و سپس در میان جمعیت انبوه به میدان سرخ منتقل شد.

این مراسم با حضور گسترده نیروهای حکومتی، راهپیمایی‌های سازمان‌یافته و حمل تصاویر بزرگ استالین برگزار شد. این تصاویر همزمان با برگزاری چندروزه مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنه‌ای بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.

استالین پس از مرگ ابتدا در کنار پیکر ولادیمیر لنین در آرامگاه میدان سرخ قرار گرفت، اما کمتر از یک دهه بعد و در جریان سیاست «استالین‌زدایی»، پیکرش از آرامگاه خارج و به کنار دیوار کرملین منتقل شد.

بسیاری در روسیه استالین را مسئول سرکوب‌های گسترده، پاکسازی‌های سیاسی و مرگ میلیون‌ها نفر می‌شناسند.

انتشار تصاویری از حضور فرزندان علی خامنه‌ای در مراسم اقامه نماز میت بر پیکر او، پس از حدود یک سال دوری از انظار عمومی، توجه بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی را به خود جلب کرده است. در این مراسم، فرزندان او به همراه تنها داماد خانواده و رئیس دفتر علی خامنه‌ای حضور داشتند.

HMe5q4uXkAAxnUe.jpgبرخی رسانه‌های نزدیک به حکومت این ظاهر را نشانه‌ای از حضور در شرایط جنگی یا «میدان نبرد» توصیف کرده‌اند، اما هم‌زمان غیبت مجتبی خامنه‌ای در این مراسم نیز به گمانه‌زنی‌ها درباره وضعیت او دامن زده است. تاکنون هیچ تصویر یا نشانه‌ای از حضور مجتبی خامنه‌ای منتشر نشده و خبرگزاری رویترز پیش‌تر به نقل از منابع آگاه گزارش داده بود که او در جریان حملات سال گذشته دچار جراحات جدی، از جمله آسیب به صورت و پاها، شده است.

جنتی وارد می شود

| No Comments

jonnati.jpgحضور جنتی ۹۹ ساله در مراسم تشییع خامنه ای

احمد جنتی با ۹۹ سال سن یکی از کهنسال‌ترین مقامات جمهوری اسلامی، که با کمک چند نفر راه می‌رود، در مراسم تشییع علی خامنه‌ای حضور یافته است.

جنتی که سال ۱۳۵۸ عضو شورای نگهبان شد، از ۳۴ سال پیش دبیری این شورا را هم بر عهده دارد و با وجود کهولت سن و دشواری در سخن گفتن، همچنان در این سمت باقی مانده است.

جنتی که در طنز سیاسی مردمی ایران به عنوان کسی شناخته می‌شود که هیچ وقت نمی‌میرد، در ۹۱ سالگی برای دومین‌بار ازدواج کرد.

***

6-2.jpgایندیپندنت - خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه ۱۵ تیرماه و همزمان با برگزاری مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی در تهران، گزارشی از «پذیرایی» از حاضران در این مراسم را با عنوان «نوشیدنی رایگان و موسیقی الکترونیک در تشییع "جشن‌گونه" علی خامنه‌ای» منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، غرفه‌های پذیرایی در طول مسیر مستقر بودند و داوطلبان با توزیع آب، شربت، چای و مواد غذایی از شرکت‌کنندگان پذیرایی می‌کردند.

این خبرگزاری همچنین گزارش داد پخش موسیقی الکترونیک در بخش‌هایی از مراسم، در کنار نوحه‌ها و سرودهای رسمی، از نکات قابل توجه این آیین بود و در برخی نقاط نیز برای خنک کردن جمعیت از مه‌پاش استفاده شد.

مراسم تشییع رهبر پیشین جمهوری اسلامی تا روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه در شهرهای تهران، قم، نجف و کربلا در عراق و در مشهد ادامه خواهد داشت.

وحیدی را با موتور بردند!

| No Comments

نقل و انتقال وحیدی با موتور

تصاویر منتشرشده، خروج احمد وحیدی از مراسم‌های اخیر در مصلای تهران با موتور سیکلت را نشان می‌دهد. استفاده از موتور برای این جابه‌جایی با هدف عبور سریع‌تر از مسیرهای پرتردد و شلوغ اطراف محل برگزاری مراسم انجام شده است.

عراقچی هم موتورسوار شد

HMi0x3YXcAAaxoA.jpg

رادان و خزایی در یک قاب

| No Comments

2.jpg

نجات بهرامی در شبکه ایکس نوشت «این چند ثانیه را ببینید؛ سه ضلع جمهوری اسلامی و سه چهره‌ای که از نگاه من نماینده سه رکن آن هستند: وحید خزایی، یکی از فرماندهان امنیتی جمهوری اسلامی، و یک روحانی حامی حکومت که نقش توجیه و تبلیغ سیاست‌های رسمی را بر عهده دارد.»

loomer.jpgنشانه‌گیری چهره‌های آمریکایی منتقد جمهوری اسلامی با علامت هدف

ویدیوی منتشرشده از تهران، گروهی از شرکت‌کنندگان در مراسم تشییع علی خامنه‌ای را نشان می‌دهد که پوسترهای بزرگی با تصاویر دونالد ترامپ، لورا لومر، بن شاپیرو، میریام ادلسون، لیندزی گراهام، پیتر تیل و مارک دوبوویتز در دست دارند.

روی این تصاویر، علامت هدف به رنگ قرمز قرار گرفته و عبارت «دیر یا زود سرتان خواهد افتاد» و همچنین جمله «ببینیم چه می‌شود» به چشم می‌خورد.

***

mm.jpg

مریم مقدم در شبکه اکس نوشت:

این خانومه چرا همچین می‌کنه! نکنه بهش گفته بودن بریم پارتی، بعد سر از چال‌کردن خامنه‌ای درآورد؟

***

iranint.jpgاز خبر سی‌ان‌ان درباره خلبان جنگنده اف-۱۵ آمریکایی که در آسمان ایران دچار نقص فنی شده بود. بر اساس این گزارش، این خلبان در جلسه بازجویی مدعی شده در آن لحظه شبکه‌ای منسجم از پهپادها دیده که به شکل «عروس دریایی» -- با پهپادهای بزرگ‌تر در ارتفاع بالا و پهپادهای کوچک‌تر در پایین -- حرکت می‌کردند.

این ادعا که هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده، این نگرانی را در نهادهای اطلاعاتی آمریکا ایجاد کرده که جمهوری اسلامی احتمالاً به فناوری «مش‌نتورکینگ» پهپادی دست یافته باشد؛ شبکه‌ای که در آن از کار افتادن یک یا چند پهپاد به کارکرد کلی شبکه آسیب نمی‌زند.⁩

گزارش مرضیه حسینی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال

«عروس دریایی پهپادی»؛ سناریویی که چندان هم دور از ذهن نیست

خبرنامه گویا - ادعای مطرح‌شده در گزارش سی‌ان‌ان درباره خلبان اف-۱۵ آمریکایی که گفته است پیش از خروج اضطراری از جنگنده، آرایشی از پهپادهای ایرانی شبیه «عروس دریایی» دیده، هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده و حتی برخی مقام‌های اطلاعاتی آمریکا نیز با دیده تردید به آن می‌نگرند. با این حال، کارشناسان می‌گویند اصل فناوری مورد بحث، یعنی «شبکه مش» (Mesh Networking) میان پهپادها، نه فناوری ناشناخته‌ای است و نه هزینه بالایی دارد.

60.jpgایندیپندنت - کانال ۱۴ تلویزیون اسرائیل به نقل از گزارش‌های اطلاعاتی از یک همکاری عملیاتی میان نیروی قدس سپاه پاسداران و سازمان‌های جنایتکار خارجی خبر می‌دهد که هدف آن، مقامات ارشد دولت آمریکا عنوان شده است.

بر اساس این گزارش‌ها، نیروی قدس یک واحد مخفی تخصصی با نام «یگان مختار» ایجاد کرده است. گفته می‌شود این گروه تازه‌شناسایی‌شده در چندین قاره فعال است و تلاش دارد پایگاه‌های عملیاتی نزدیک به خاک آمریکا ایجاد کند؛ اقدامی که به گفته کانال ۱۴، «نگرانی‌های امنیت ملی در واشنگتن را افزایش داده است.»

rpghm22.jpgتینا قاضی مراد در شبکه اکس نوشت: شبکه بی‌بی‌سی فارسی در تیتر و متن گزارش خود از گفتگو با شاهزاده رضا پهلوی، سخنان ایشان را به شکلی نادرست، گزینشی و تحریف‌آمیز بازتاب داده است.

موضع شاهزاده رضا پهلوی همواره روشن، ثابت و بر پایه منافع ملی بوده است: مسئول اصلی بحران‌های کنونی در ایران و منطقه، جمهوری اسلامی است؛ رژیمی که بنیان سیاست خارجی آن بیش از چهار دهه بر جنگ‌افروزی، دشمنی با جامعه جهانی، مداخله نظامی و گروگان‌گرفتن منافع ملت ایران بنا شده است.

ایشان بارها تأکید کرده‌اند که هدف اصلی‌شان، به نتیجه رسیدن مبارزه ملت ایران با کمترین هزینه جانی ممکن است؛ چنان‌که در همین گفت‌وگو با من صراحتاً اشاره داشتند: «تمام هدف من این است که این مبارزه با کمترین تلفات جانی به نتیجه برسد.

برخلاف نظامی که برایش مهم نیست چند نفر از بین برود، هر انسانی که جانش را از دست بدهد برای من واقعا دردناک است. من با تمام خانواده‌هایی که عزیزی را از دست دادند همدردم. از میناب بگیرید تا تهران و نقاط دیگر.»

555.jpgبرترین ها - چندثانیه: بوئینگ ۷۷۷ یکی از موفق‌ترین هواپیماهای پهن‌پیکر دوموتوره جهان به شمار می‌رود که برای پروازهای میان‌برد و دوربرد طراحی شده است.

این هواپیما با بهره‌گیری از موتورهای قدرتمند، سامانه‌های پیشرفته ناوبری و مدیریت پرواز، به یکی از ستون‌های اصلی ناوگان بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی بزرگ جهان تبدیل شده است.

خانواده ۷۷۷ به دلیل مصرف سوخت بهینه، قابلیت اطمینان بالا و هزینه عملیاتی مناسب نسبت به هواپیماهای چهارموتوره، همچنان از محبوب‌ترین هواپیماهای دوربرد جهان محسوب می‌شود.

هواپیماهای واردشده به ایران از نوع بوئینگ ۷۷۷-۳۰۰ER هستند؛ پرفروش‌ترین و موفق‌ترین مدل خانواده ۷۷۷.

این هواپیما به موتورهای GE۹۰-۱۱۵B، قدرتمندترین موتورهای توربوفن نصب‌شده روی یک هواپیمای مسافربری، مجهز است و با بردی در حدود ۱۳٬۶۵۰ کیلومتر و ظرفیت حدود ۳۶۰ تا ۴۰۰ مسافر (بسته به چیدمان کابین)، برای انجام پروازهای طولانی و بین‌قاره‌ای طراحی شده است.

Untitled-6.jpg

Untitled-5.jpg

fn.jpg

فرخ نگهدار: ترامپ و نتانیاهو در اثر جنگ چهل روزه، جایگاه و موقعیت برتر خود را از دست داده‌اند و قدرت چانه‌زنی آمریکا در برابر ایران تضعیف شده است

فرخ نگهدار، از چهره‌های قدیمی جریان چپ ایران و نزدیک به سنت فدائیان اکثریت، سال‌هاست با مواضع اصلاح‌طلبانه، ضدجنگ و طرفدار گفت‌وگو شناخته می‌شود؛ مواضعی که باعث شده بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی نگاه مثبتی به او نداشته باشند.

***

shekaf.jpgطبقه روحانیت، شبکه‌های وابسته به سپاه پاسداران، دستگاه امنیتی و جناح‌های سیاسی‌ـ‌اقتصادی همگی برای حفاظت از منافعشان در نظامی که منبع اصلی اقتدارش تضعیف شده است، صف‌آرایی کرده‌اند

کسری اعرابی و سعید گلکار

ایندیپندنت فارسی - گروه‌های الیگارش جمهوری اسلامی با یکدیگر درگیر شده‌اند؛ و این درگیری ممکن است به‌زودی از کنترل خارج شود.

این درگیری بر سر ایدئولوژی یا آینده جمهوری اسلامی نیست؛ همه این گروه‌های الیگارش در اسلام‌گرایی متفق‌اند. برخی لباس روحانیت بر تن دارند، برخی یونیفورم نظامی می‌پوشند و برخی دیگر کت‌وشلوار به تن می‌کنند.

به بیان دیگر، همگی به اصول بنیادین اسلام‌گرایی شیعی در ایران پایبندند: اجرای اجباری شریعت در داخل کشور، حمایت از شبکه شبه‌نظامیان موسوم به «محور مقاومت»، ضدیت با آمریکا و هدف نابودی اسرائیل (که ناشی از یهودستیزی ذاتی است).

با این حال، این گروه‌ها در خلاء قدرتی که پس از حذف علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی که نقش پدرخوانده این گروه‌ها را ایفا می‌کرد، پدید آمده است، برای حفظ و گسترش نفوذ سیاسی و منافع اقتصادی‌شان با یکدیگر رقابت می‌کنند. خامنه‌ای پیش‌تر نقش پدرخوانده این طایفه‌ها را ایفا می‌کرد.

leaving.jpgایران اینترنشنال - رسانه‌های ایران گزارش دادند حسن خمینی همزمان با پخش آیه ۹۵ سوره نساء در مراسم علی خامنه‌ای در مصلای خمینی، این مراسم را ترک کرد. این آیه «مومنان خانه‌نشین» را که بدون عذر از جهاد خودداری می‌کنند با کسانی که در راه خدا جهاد می‌کنند مقایسه می‌کند و مجاهدان را نظر پاداش و جایگاه برتر می‌داند.

به گزارش رسانه‌های ایران، برگزارکنندگان این مراسم برای هیات‌های مختلف داخلی و خارجی آیات متفاوتی از قرآن را با مضامین متفاوت پخش کردند.

خروج حسن خمینی همزمان با پخش این آیه در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای به همراه داشت.

ghgh.jpgایران اینترنشنال - همزمان با سومین روز مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، و در حالی که مجتبی خامنه‌ای در مراسم نماز میت پدرش حضور علنی نداشت، با انتشار پیامی مکتوب غلامحسین محسنی اژه‌ای را برای پنج سال دیگر به ریاست قوه قضاییه منصوب کرد.

در این پیام کوتاه که حوالی ۷ عصر یکشنبه ۱۴ تیر در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد، مجتبی خامنه‌ای با استناد به اصل ۱۵۷ قانون اساسی، اژه‌ای را به ریاست قوه قضاییه منصوب و از «تلاش‌های ارزشمند و صادقانه» او قدردانی کرده است.

او همچنین در این پیام از پدرش با عنوان «قائد شهید» یاد کرده و نوشته است مطالبات مطرح‌شده از سوی او، همراه با نکات پیام هفتم تیر ۱۴۰۵، «راهگشای تحول، شکوفایی و دستیابی به قوه قضاییه مطلوب» است.

محسنی اژه‌ای یکی از چهر‌ه‌های شناخته‌شده دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با سابقه امنیتی است و به دلیل نقش داشتن در سرکوب مخالفان حکومت از سوی ایالات متحده تحریم شده است.

tarsoo.jpgمهدی سلیمی

در حالی که هنوز حاشیه‌های شب‌های نخست مراسم حکومتی و تصاویر منتشرشده از جشن‌ها و شادی برخی حاضران در شبکه‌های اجتماعی ادامه دارد، جمهوری اسلامی پس از هفته‌ها تأخیر، سرانجام مراسم خاکسپاری رهبر خود را برگزار کرد؛ مراسمی که بدون کاهش تنش‌های نظامی و دریافت نوعی اطمینان از نبود خطر حمله، امکان برگزاری آن وجود نداشت.

علی خامنه‌ای توهمات بسیاری داشت، اما شجاعت نداشت و آن‌چنان ترسو بود که نه جرأت جنگیدن داشت و نه توان آن را که بپذیرد سیاست‌هایش شکست خورده‌اند و باید آن‌ها را کنار بگذارد.

زمانی که اسرائیل حمله به غزه را آغاز کرد، هر کسی می‌دانست که دیر یا زود نوبت رژیم ملاها نیز خواهد رسید. اما خامنه‌ای ایستاد و تنها نظاره‌گر بود، به این امید که شاید گشایشی حاصل شود و با قربانی شدن نیروهای نیابتی، خود و حکومتش از این بحران جان سالم به در ببرند.

چندین نسل از مردم ایران قربانی توهمات کسی شدند که حتی جرأت دنبال کردن جاه‌طلبی‌های خود را نیز نداشت و سرانجام، در پی عقده ناشی از شکست‌های پیاپی، در دی‌ماه دستور سلاخی مردم ایران را صادر کرد.

اکنون نیز پایان کار او، برخلاف تصویر مقتدرانه‌ای که سال‌ها از خود ارائه می‌کرد، برای بسیاری از منتقدان یادآور فاصله میان شعارها و واقعیت است. رهبری که سال‌ها از نبرد نهایی سخن می‌گفت، اما در آخرین بحران‌ها نه در برابر مردم ظاهر شد و نه روایت رسمی حکومت توانست تصویری از حضور او در متن حوادث ارائه دهد.

مرگ و خاکسپاری چنین فردی نیز، به نظر من، باید در همین اندازه حقیرانه باشد. کسی که سال‌ها برای آمریکا و اسرائیل رجز می‌خواند، اما در جنگ دوازده‌روزه به دلیل پنهان شدن از انظار عمومی لقب «موشعلی» گرفت و در جنگ بعدی نیز در همان لحظات نخست حذف شد. اکنون نیز کسانی به عنوان عزادار او اشک تمساح می‌ریزند که پس از مرگش، هر روز در خیابان‌ها مشغول جشن و صیغه بودند.

news.jpgدر روزهای انقلاب مردم ایران، رسانه‌ها و وب‌سایت‌های خبری خارج از کشور فقط تماشاگر یا منتشرکننده خبر نیستند؛ بخشی از میدان اصلی نبرد روایت‌ها هستند. در داخل ایران، رسانه مستقل عملاً امکان فعالیت آزاد ندارد. هر صدایی که علیه جمهوری اسلامی بنویسد یا سخن بگوید، با توقیف، بازداشت، تهدید و سرکوب روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل، رسانه‌های خارج از کشور اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند. آنان می‌توانند صدای مردم را بازتاب دهند، جنایت حکومت را آشکار کنند، روایت رسمی جمهوری اسلامی را بشکنند و میان مردم داخل کشور و ایرانیان خارج از کشور پل ارتباطی بسازند. اما همین رسانه‌ها، اگر بی‌مسئولیت عمل کنند، می‌توانند به جای کمک به انقلاب مردم، به تفرقه، بدبینی و فرسایش اپوزیسیون دامن بزنند.

مسئولیت رسانه‌های برون‌مرزی فقط انتشار خبر نیست؛ تشخیص اهمیت خبر، فهم شرایط انقلاب، شناخت اثر اجتماعی محتوا و توجه به پیامدهای سیاسی آن نیز هست. رسانه نمی‌تواند پشت این جمله پنهان شود که «ما فقط منتشر می‌کنیم و قضاوت با مخاطب است.» در دوران انقلاب، هر تیتر، هر مقاله، هر مهمان، هر ویدیو و هر گفت‌وگو یک انتخاب سیاسی و رسانه‌ای است. رسانه با انتخاب خود تعیین می‌کند چه صدایی بزرگ شود، چه روایتی تقویت شود و ذهن مخاطب به کدام سمت برود. بنابراین، رسانه‌ای که در خارج از کشور فعالیت می‌کند، باید بداند آزادی عمل بیشتری دارد، اما همین آزادی، مسئولیت او را هم سنگین‌تر می‌کند.

rezaee.jpgحکومتی که پس از استقرار خود، نزدیک به پنج دهه همچنان بخش مهمی از گفتمان رسمی‌اش را بر انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ایران و عراق، فرهنگ شهادت و روایت‌های تاریخی و مذهبی استوار کرده است، در حالی که بسیاری از شهروندان بیش از هر زمان دیگری دغدغه آزادی، معیشت، امنیت و آینده خود را دارند، حکومتی است غیر قانونی و غیر‌مردمی.

هیچ ملتی بدون گذشته معنا پیدا نمی‌کند. تاریخ، حافظه جمعی یک ملت است و شناخت آن برای حفظ هویت ملی ضروری است. اما ارزش تاریخ در آن است که چراغ راه آینده باشد، نه آنکه جایگزین آینده شود. دولت‌هایی که از اعتماد عمومی برخوردارند، مشروعیت خود را از کیفیت حکمرانی، توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی، احترام به حقوق شهروندی و توانایی حل مشکلات روزمره مردم کسب می‌کنند. در مقابل، هر چه فاصله میان وعده‌های حکومت و واقعیت زندگی مردم بیشتر شود، نیاز حکومت به بازتولید روایت‌های تاریخی نیز افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، گذشته به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی تبدیل می‌شود؛ ابزاری که قرار است کمبودهای امروز را پنهان کند و امید ازدست‌رفته نسبت به آینده را با یادآوری گذشته جبران سازد.

parsa.jpgدر میانه بحران‌های پی‌درپی جامعه ایران، نمادهای ملی بیش از آنکه عامل همبستگی باشند، گاه به موضوعی برای مناقشه و قطب‌بندی‌های سیاسی تبدیل شده‌اند. نمونه آشکار این وضعیت، جدال‌های پایان‌ناپذیر پیرامون پرچم سه‌رنگ ایران است. گروهی می‌کوشند این پرچم را به میراث انحصاری یک دوره تاریخی یا یک خاندان سیاسی فروبکاهند و، در مقابل، گروهی دیگر به دلیل همین انتساب، از آن فاصله می‌گیرند.

اما پرسش اساسی این است: آیا می‌توان نمادی را که در حافظه تاریخی چند نسل از ایرانیان جای گرفته و فراز و فرودهای یک ملت را بازتاب داده است، در انحصار یک جریان سیاسی یا یک خاندان قرار داد؟

مرور اسناد تاریخی و حقوقی نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش منفی است. پرچم سه‌رنگ ایران، پیش از آنکه یادآور یک حکومت باشد، بخشی از میراث مشترک ملت ایران و نماد یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ معاصر کشور، یعنی جنبش مشروطه‌خواهی است.

najd.jpgدرباره تفاوت تشخیص‌گذاری از راه دور، شبه‌روان‌شناسی و تحلیل علمی رفتار سیاسی

در روزهای اخیر، نوشته‌ای در گویا نیوز با عنوان «شبه‌روان‌شناسی؛ ابزاری برای فروکوبی دگراندیشی» منتشر شد که در بخش سوم خود، با تکیه بر اخلاق پزشکی و اصل گلدواتر، نسبت به آمیختن مفاهیم روان‌شناختی و روان‌پزشکی با تحلیل سیاسی هشدار می‌دهد. نویسنده در پیش‌درآمد این بخش، «شبه‌روان‌شناسی» را شامل تشخیص روان‌شناختی از راه دور، آسیب‌شناسی سیاسی، یا استفاده ابزاری از مفاهیم روان‌شناختی می‌داند و معتقد است که نتیجهٔ چنین کاری می‌تواند آمیختن تحلیل سیاسی با آسیب‌شناسی روانی و در نهایت طرد و حذف دگراندیشان باشد. [1]

این نگرانی در سطحی از بحث بجاست. اگر کسی بدون ارزیابی بالینی، بدون اجازه و بدون دسترسی مستقیم به فرد، شخصی معین را به اختلال روانی، عارضهٔ شخصیتی، آسیب مغزی یا هر تشخیص بالینی دیگر متهم کند، چنین کاری هم از نظر علمی مردود است و هم از نظر اخلاق حرفه‌ای قابل دفاع نیست. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این اصل محدود و دقیق، به قاعده‌ای کلی برای بی‌اعتبار کردن هر نوع استفاده از روان‌شناسی، روان‌پزشکی و علوم رفتاری در تحلیل پدیده‌های سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.

ayat.jpgحضور هیات عربستان سعودی به ریاست ولید بن عبدالکریم خریجی، قائم‌مقام وزیر خارجه این کشور در مراسم تشییع علی خامنه‌ای و آیه قرآن تلاوت‌شده در حضور این هیات با واکنش کاربران در شبکه‌های اجتماعی مواجه شد. بسیاری این آیه را حاوی پیام به عربستان تفسیر کردند. اما آیا تهران با انتخاب آیات خاص برای تلاوت در حضور رهبران منطقه‌ای سعی در انتقال پیام سیاسی دارد؟

گزارش تابناک:

عربستان سعودی

«قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا ۖ فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَىٰ كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ ۚ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ»

(ترجمه: تحقیقاً برای شما در دو گروهی که [در جنگ بدر] با هم رو به رو شدند، نشانه‌ای [از قدرت خدا و حقّانیّت نبوّت پیامبر] بود، گروهی در راه خدا می‌جنگیدند، و گروه دیگر کافر بودند، که اهل ایمان را به چشم خویش دو برابر می‌دیدند [به همین خاطر شکست خوردند] و خدا هر که را بخواهد با یاری خود تأیید می‌کند؛ مسلماً در این [واقعیت] عبرتی برای دارندگان بصیرت است.)

کانال ۱۲ اسرائیل اعلام کرد که بر اساس تصاویر دوربین‌های مداربسته، فردی نقاب‌دار با در دست داشتن یک آجر به ساختمان این شبکه نزدیک شده و سپس آن را به سمت درهای ورودی پرتاب کرده است.

ch12.jpgهمچنین وای‌نت در گزارشی نوشت این حادثه حدود یک ماه پس از آن رخ داد که شعارهای نفرت‌پراکنانه، از جمله تهدید به مرگ، در نزدیکی دفترهای این شبکه نوشته شده بود.

***

5.jpgجعفر سبحانی تبریزی نماز جنازه علی خامنه‌ای را در مصلی تهران خواند؛ سه پسر خامنه‌ای هم حضور داشتند

میثم، مسعود و مصطفی خامنه‌ای، سه فرزند علی خامنه‌ای، ۱۲۷ روز پس از حمله‌ای که منجر به کشته شدن پدر و آسیب جدی برادرشان شد، در مراسم نماز میت پدرشان حاضر شدند.

در تمام روزهای گذشته میثم، مسعود و مصطفی خامنه‌ای نه نسبت به مرگ پدر واکنشی داشتند و پیامی صادر کردند و نه نسبت به انتصاب برادر دیگرشان، مجتبی، به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی.

در حالی که جمعیت انبوهی برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنه‌ای گرد هم آمده‌اند، محل حضور چهارمین پسر او به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی همچنان نامشخص است.

گفته می‌شود مجتبی خامنه‌ای در حمله‌ای که به کشته شدن پدر، مادر و همسرش انجامید، مجروح شده است. او از زمان آغاز جنگ در اواخر ماه فوریه در انظار عمومی ظاهر نشده و تنها از طریق بیانیه‌های مکتوبی که به نام او منتشر می شود، با حامیان خود در ارتباط بوده است.

در این مراسم، مقامات ارشد سه قوه شامل مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، غلامحسین محسنی‌اژه ای و نیز صادق آملی لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در صف نخست حضور داشتند. محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر علی خامنه‌ای هم در کنار آقای سبحانی ایستاده بود.

امیر فرشاد ابراهیمی در شبکه اکس نوشت:

خبرنگار تسنیم: «نظرتون درباره رهبری مجتبی چیه؟» زن حامی حکومت: «چی بگم؟! نمیدونم... ما که همه منتظر بودیم مجتبی حداقل برای تشییع جنازه باباش بیاد و حضوری باهامون صحبت کنه، ولی بازم نیومد!!

margbar.jpg

حامیان حکومت فریاد مرگ بر پهلوی سردادند

ویدیوی رسیده نشان می‌دهد گروهی از حامیان حکومت دوشنبه ۱۵ تیر در مراسم تشییع علی خامنه‌ای در محدوده خیابان آزادی و ایستگاه مترو آزادی در تهران، فریاد «مرگ بر پهلوی» سردادند.

***

police.jpgخبرنامه گویا - ویدیوی منتشرشده از شهر نورث چارلستون در ایالت کارولینای جنوبی، حمله شماری از نوجوانان به یک مأمور زن پلیس را نشان می‌دهد.

در این تصاویر، مأمور پلیس با مشت، لگد و یک فشفشه آتش‌بازی هدف حمله قرار می‌گیرد. این حادثه به پدیده موسوم به «Teen Takeover» نسبت داده شده؛ تجمع‌های گسترده نوجوانان که در ماه‌های اخیر در چند شهر آمریکا به درگیری، تخریب اموال و حمله به نیروهای پلیس انجامیده است.

از نگاه بسیاری، پس از اعتراضات BLM و تغییر قوانین و دستورالعمل‌های درگیری پلیس، بازدارندگی پلیس آمریکا کاهش یافته و در چنین صحنه‌ای، چند سال پیش مهاجمان به‌مراتب وضعیت بدتری پیدا می‌کردند.

این نوع حملات به نیروهای پلیس تنها به آمریکا محدود نیست و در سال‌های اخیر در بریتانیا نیز بارها خبرساز شده است. در این ویدیو، یک مأمور پلیس در جریان درگیری با فردی که تحت بازرسی قرار گرفته بود، با باتوم خودش از ناحیه سر هدف ضربه قرار می‌گیرد.

این در حالی است که پلیس بریتانیا هر سال هزاران نفر را به دلیل مطالب منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، از جمله پست‌های فیس‌بوک و توییت‌ها، مورد بازجویی قرار می‌دهد یا در برخی موارد بازداشت و تحت پیگرد قضایی قرار می‌دهد؛ موضوعی که سال‌هاست درباره اولویت‌های پلیس این کشور محل بحث و انتقاد است.

این در حالی است که در پرونده حمله دو برادر بریتانیایی پاکستانی‌تبار به مأموران پلیس در فرودگاه منچستر، با وجود انتشار ویدیوهای کامل از حمله به دو مأمور زن، روند رسیدگی قضایی بیش از یک سال به طول انجامید و اتهامات نیز هرگز به صدور حکم محکومیت منجر نشد؛ پرونده‌ای که بار دیگر بحث‌های گسترده‌ای درباره نحوه برخورد دستگاه قضایی بریتانیا با حمله به نیروهای پلیس برانگیخت.

***

zakani.jpg

ایران اینترنشنال - ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد در مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای، پذیرایی از برخی مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله علیرضا زاکانی، شهردار تهران، با غذای یکی از رستوران‌های شناخته‌شده و قدیمی تهران انجام شد؛ در حالی که شماری از شرکت‌کنندگان عادی، تخم‌مرغ آب‌پز دریافت کردند.

55-55.jpgفرارو - مراسم اقامه نماز میت بر پیکر آیت‌الله خامنه‌ای و اعضای خانواده ایشان، صبح امروز در مصلای بزرگ تهران با حضور مردم و مسئولان ارشد کشور برگزار شد. اما برخی چهره‌های نام‌آشنای سیاست ایران در این مراسم حاضر نبودند. در جریان این مراسم، سیدمصطفی، سیدمیثم و سیدمسعود خامنه‌ای، پسران رهبر شهید انقلاب، نیز حضور داشتند.

به گزارش فرارو، برنامه‌های مرتبط با وداع و تشییع همچنان ادامه دارد و ممکن است هر یک از چهره‌های غایب در رویدادهای بعدی، از جمله تشییع در تهران، قم، مشهد یا عتبات عالیات، حاضر شوند. این گزارش صرفاً مربوط به مراسم امروز در مصلای تهران و اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب است.

سه رئیس‌جمهور غایب

سیدمحمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی، سه رئیس‌جمهور پیشین کشور، در مراسم وداع و همچنین اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب حضور نداشتند. پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، روحانی، خاتمی و احمدی‌نژاد تنها رؤسای‌جمهور پیشین زنده ایران هستند.

خانواده امام خمینی

سیدحسن خمینی به همراه برادرانش، سیدیاسر و سیدعلی، در مراسم روز جمعه وداع مسئولان با رهبر شهید و اعضای خانواده ایشان حاضر شده بودند؛ حضوری که خالی از حاشیه نیز نبود. اما در تصاویر امروز، دست‌کم در ردیف‌های ابتدایی که قابل تشخیص بودند، اثری از حضور آن‌ها دیده نمی‌شد.

nytff.jpgنیویورک تایمز: مقام‌های جمهوری اسلامی از شکاف در حاکمیت و اختلاف بر سر توافق با آمریکا خبر دادند

ایران اینترنشنال - فرناز فصیحی در نیویورک تایمز به نقل از دو عضو سپاه پاسداران و یک فرد درگیر در برنامه‌ریزی مراسم حکومتی دفن خامنه‌ای نوشت که مجتبی خامنه‌ای به مقام‌ها گفته است می‌خواهد در مراسم تدفین پدرش در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد، که برای ۱۸ تیر برنامه‌ریزی شده، شرکت کند و نماز میت را بخواند.

این منابع به نیویورک تایمز گفتند که مقام‌های امنیتی تاکنون با حضور مجتبی خامنه‌ای در این مراسم مخالفت کرده‌اند، زیرا نگران هستند اسرائیل از این مراسم برای کشتن او یا ردیابی محل اختفایش استفاده کند.

نیویورک تایمز به نقل از چهار مقام ارشد ایرانی و دو عضو سپاه پاسداران نوشت که پس از کشتن رهبر ارشد نظام، میان جریان‌های قدرت شکاف ایجاد شده است. به گفته این منابع، جناح عملگرا خواهان پایان تنش با آمریکا و گشایش اقتصادی است، اما تندروها با هرگونه امتیاز مخالفت می‌کنند.

این روزنامه به نقل از چهار مقام ایرانی نوشت که مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، در دیدار با مجتبی خامنه‌ای گفته است ادامه فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی آمریکا کشور را با بحران روبه‌رو کرده و در صورت رد توافق اولیه آتش‌بس، استعفا خواهد داد.

همچنین عبدالناصر همتی در نامه‌ای نسبت به کمبود بودجه و پایان ذخایر حیاتی هشدار داده است.

من انتخاب نکردم؛ مرا مجبور کردند

خبرنامه گویا - سانا ابراهیمی، فعال ایرانی-آمریکایی، با بازنشر تصویری که می‌پرسد: «اگر پوشش یک راهبه شما را آزار نمی‌دهد، چرا حجاب اسلامی آزارتان می‌دهد؟» نوشت که این مقایسه بر یک پیش‌فرض نادرست استوار است؛ زیرا راهبه‌ها به انتخاب خود این پوشش را برمی‌گزینند، اما او در ایران از هفت‌سالگی مجبور به پوشیدن حجاب بود و در غیر این صورت حتی اجازه ورود به دبستان را نداشت.

hijlarge00.jpg

ابراهیمی در ادامه با لحنی تند نوشت:

دیگر بس است با این برچسب «اسلام‌هراسی»

از آن دختر هفت‌ساله‌ای بپرسید که من بودم؛ دختری که از هفت‌سالگی مجبور بود هر روز با این پوشش به مدرسه برود.

از آن دختر هشت‌ساله‌ای بپرسید که در مسیر مدرسه، در محله‌ای بسیار سنتی، نزدیک بود هدف تعرض یک مردی مسن‌ قرار بگیرد؛ و اگر به اندازه کافی سریع نمی‌دوید و مدرسه آن‌قدر نزدیک نبود، معلوم نبود چه بر سرش می‌آمد.

از من بپرسید که آیا کودکی‌ام از من گرفته نشد.

از من بپرسید که آیا نوجوانی‌ام در ایران سرشار از ترس و وحشت نبود.

از من بپرسید که آیا تحت ستم و آزار قرار نگرفتم و فقط یک «اسلام‌هراس» هستم.

***

moji.jpgایران وایر - روز چهارشنبه دهم تیرماه، پیکر «زهرا حداد عادل»، فرزند «غلام‌علی حدادعادل» و همسر «مجتبی خامنه‌ای»، سومین رهبر جمهوری اسلامی در مراسمی خصوصی که رسانه‌های ایران آن را «وداع خانوادگی» خوانده‌اند تشییع شد. در تصاویری که رسانه‌ها از این جمع منتشر کرده‌اند، مردانی با لباس نظامی و چفیه زرد که نماد همراهی با حزب‌الله لبنان است، زیر تابوت همسر مجتبی را گرفته‌اند. در تصویر دیگری غلامعلی حداد عادل بالای تابوت دخترش نشسته و چند زن پایین پایش نشسته‌اند و برای «شهیده زهرا حداد عادل» گریه می‌کنند. از «مجتبی خامنه‌ای»، رهبر سوم جمهوری اسلامی اما خبری نیست، حتی بر سر تابوت همسرش.

گذشته از این‌که مشخص نیست مجتبی خامنه‌ای زنده است یا خیر، یا بدن یا صورتش از شکل و شمایل افتاده یا نه، این بی‌توجهی و بی‌احترامی به زنان و همسران در میان روحانیون حاکم بر ایران، الگویی قدیمی و تکرارشونده است؛ از همسر «احمد علم‌الهدی» که حتی نامش بر سنگ قبرش نوشته نشده بود تا «منصوره خجسته باقرزاده» که ۸سال همسر رییس جمهور و ۳۶سال همسر شخص اول مملکت بود و تاکنون هیچ تصویری جز یک عکس کم‌کیفیت منتسب به او منتشر نشده است.

این گزارش درباره چهره‌زدایی، نام‌زدایی و عقلانیت‌زدایی مردان حاکم بر ایران از همسران‌شان است.

444.jpgخبرنامه گویا: این گزارش بر اساس مطالب منتشرشده توسط رسانه‌های تخصصی نظامی و منابع ثانویه تهیه شده است. ادعای آماده شدن و زمان تحویل جنگنده‌های سوخو-۳۵ به ایران تاکنون به‌صورت رسمی از سوی تهران یا مسکو تأیید نشده است

برترین ها - گجت نیوز: یک رسانه خارجی با انتشار جزئیاتی از تکمیل اولین محموله جنگنده سوخو ۳۵ توسط روسیه برای ایران، از آمادگی نهایی ۲۰ فروند از این پرنده‌های رزمی پیشرفته خبر داد.

گزارش‌های تازه حاکی از آن است که روسیه مراحل ساخت و تجهیز نخستین محموله شامل بیست فروند جنگنده پیشرفته سوخو-۳۵ را برای نیروی هوایی ایران به اتمام رسانده که این اقدام بزرگ‌ترین نوسازی ناوگان هوایی تهران پس از چندین دهه وقفه به شمار می‌رود.

طبق آخرین اخبار نظامی، همزمان با تکمیل این فرایند، کشورمان در حال طی مراحل فشرده آموزشی برای خلبانان خود و انجام تغییرات گسترده در زیرساخت‌های پایگاه‌های هوایی است تا زمینه را برای پذیرش و به‌کارگیری این پرنده‌های پیچیده از سال ۲۰۲۶ میلادی فراهم آورد.

rptweet.jpg

4.jpgایران وایر - شهروند خبرنگار ایران‌وایر چهره تهران را همزمان با آغاز مراسم عمومی تشییع رهبر دوم جمهوری اسلامی امنیتی، در سطح روزهای جنگ چهل روزه، تصویر کرد.

به گفته او ایست‌های بازرسی مجددا برپا شدند؛ جی‌پی‌اس مختل شده و نهادهای امنیتی با ارسال پیامک شهروندان را تهدید می‌کنند این گزارش در «تلویزیون ایران‌وایر» شنبه ۱۳تیر۱۴۰۵ پخش شده است.

masali.jpgایندیپندنت فارسی - دومین روز از مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، از بامداد شنبه ۱۳ تیر در مصلی [امام] خمینی تهران آغاز شد.

از ساعاتی پیش از آغاز مراسم، شماری از شرکت‌کنندگان مقابل درهای مصلی حضور یافتند، برخی به عزاداری و نوحه‌خوانی پرداختند و برخی دیگر در انتظار باز شدن درهای محل برگزاری مراسم ماندند. همچنین در جریان این مراسم، شعرخوانی و نوحه‌خوانی مذهبی نیز برگزار شد و حاضران شعارهای مذهبی سر دادند.

بر اساس برنامه اعلام‌شده، مراسم «وداع عمومی» از ساعت ۶ صبح شنبه آغاز شده و تا ساعت ۲۰ روز یکشنبه ادامه خواهد داشت.

در جریان این مراسم، گروهی از حاضران شعار «یالثارات القائد الشهید» (ای خون‌خواهانِ رهبر شهید) و دیگر شعارهای مرتبط با خون‌خواهی سر دادند و در نوحه‌ها نیز مضامین انتقام از دشمنان جمهوری اسلامی شنیده می‌شد. همچنین یک پرچم قرمز با عبارت انگلیسی «ترامپ را بکش» (Kill Trump) در میان جمعیت دیده شد.

بر اساس برنامه اعلام‌شده، مراسم «وداع عمومی» از ساعت ۶ صبح شنبه آغاز شده و تا ساعت ۲۰ روز یکشنبه ادامه خواهد داشت. پس از پایان این مراسم، قرار است تابوت علی خامنه‌ای برای برگزاری نماز میت و تشییع به قم منتقل شود، سپس مراسمی در عراق برگزار شود و در نهایت در مشهد به خاک سپرده شود.

***

Yousef_J_Javidan.jpgبخش یکم، بخش دوم

پیش درآمد

دیدیم که منظور از «شبه-روانشناسی» تشخیص روان‌شناختی از راه دور، آسیب‌شناسی سیاسی، یا استفاده ابزاری از مفاهیم روان‌شناختی است و نتیجه‌ی عملی آن می‌تواند آمیختن تحلیل سیاسی با مقوله‌ی آسیب‌شناسی روانی باشد و در نهایت سیاست طرد و حذف را پیش می‌برد. همچنین این گونه رفتار می‌تواند شائبه‌ی «حمله به شخص» [۱] ایجاد کند که افزون بر آن که یک کژروی شناخته شده در نگارش است انصاف و مداراگری را زیر پا می‌گذارد و تعامل اجتماعی را بسیار دشوار می‌کند.

چنانکه در نخستین بخش آمد اگر در سپهر سیاسی و اجتماعی از تخصص استفاده‌ی ابزاری شود، افزون بر مساله علمی بودن یا نبودن یک مدعا -- که در دومین بخش این سری نوشته به تفصیل مورد بحث قرار گرفت -- پای اخلاق حرفه‌ای نیز ممکن است به میان کشیده شود.

به خاطر اهمیت موضوع بخش سوم به این مساله اختصاص دارد.

از دیرباز تا به امروز حرفه‌های گوناگون دست به ایجاد یک سلسله قاعده‌ها و ضابطه‌های رفتاری زده‌اند و افراد شاغل در آن حرفه‌ها موظف به رعایت آن شیوه و هنجارها بوده‌اند. ضرورت ایجاد الگوهای رفتاری با گسترش جامعه‌های بشری و سازمان‌یافته‌تر شدن زیست انسانی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. هدف از ایجاد این رشته قواعد رفتاری و اخلاقی حفاظت از مردم، پاسداشت اعتماد عمومی، جهت دادن به رفتار حرفه‌ای و پاسخگو کردن اعضا در صورت سوءاستفاده و بهره‌برداری نادرست از موقعیت یا تخصص خود بوده است.

ضابطه‌ها و الگوهای رفتاری یک حرفه در تمامیت خود چارچوبی فراهم می‌آورند تا هم افراد شاغل در آن حرفه و هم مردم بدانند که چه رفتاری پذیرفتنی است و چه گونه رفتاری نامناسب و غیرقابل پذیرش است. این قواعد که تحت عنوان «اخلاق حرفه‌ای» شناخته می‌شوند، معیار و سنجه‌ی روشنی در اختیار همگان می‌گذارند تا افراد پایبند به بالاترین استانداردهای حرفه‌ای از دیگران متمایز شوند و افراد خاطی شناسایی شده و به رعایت ارزش‌ها و ضابطه‌های آن حرفه ملزم گردند.

بخش سوم: ضرورت پایبندی به اخلاق حرفه‌ای پزشکی

۱.۳ - «اخلاق پزشکی» و «اخلاق زیست‌پزشکی»

حرفه‌ی پزشکی به عنوان رشته‌ای شناخته می‌شود که یکی از کهن‌ترین آیین‌های رفتاری را در تاریخ ابداع و عرضه کرده است. پزشکان در طول تاریخ در بسیاری از جوامع دنیا هم به خاطر شفابخشی و نیز به خاطر پایبندی به اخلاق پزشکی همواره دارای ارج و احترام ویژه‌ای بوده‌اند. استوره‌ها و داستانهای بسیاری در دنیا وجود دارند که قهرمانان آن‌ها پزشکان هستند. در ایران نیز از این داستان‌ها و ارجگذاری‌ها داریم.

zamani.jpgتاریخ حکومت‌ها تنها با جنگ‌ها، انقلاب‌ها و انتخابات نوشته نمی‌شود؛ گاهی نحوه مواجهه یک نظام سیاسی با مرگ رهبرش، بیش از دهه‌ها تبلیغات، واقعیت قدرت و میزان اعتمادبه‌نفس آن را آشکار می‌کند. از همین منظر، نحوه مدیریت تشییع و خاکسپاری علی خامنه‌ای به یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین رویدادهای تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شد.

در فرهنگ اسلامی، دفن متوفی معمولاً در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام می‌شود. با این حال، جمهوری اسلامی به دلیل شرایط جنگی و ملاحظات امنیتی، مراسم تشییع و خاکسپاری را با تأخیر برگزار کرد. مقام‌های حکومت این تصمیم را ناشی از ضرورت‌های امنیتی دانستند، اما منتقدان آن را نشانه‌ای از آسیب‌پذیری ساختار قدرت و نگرانی حکومت از پیامدهای امنیتی و سیاسی این رویداد ارزیابی کردند.

به باور منتقدان، حقارت جمهوری اسلامی تنها در تأخیر برگزاری مراسم خاکسپاری خلاصه نمی‌شود. آنان معتقدند این حقارت از زمانی آشکار شد که در جریان جنگ، علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی کشته شدند و حکومت نتوانست از عالی‌ترین سطوح رهبری و فرماندهی خود محافظت کند. از نگاه آنان، این رخداد تصویری متفاوت از آنچه سال‌ها درباره اقتدار امنیتی و بازدارندگی جمهوری اسلامی تبلیغ می‌شد، ارائه کرد.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgسرزمین‌های زیادی را گردیده‌ام. در هر سرزمینی، افسانه‌ای را دنبال کرده‌ام. حال، در این سرزمین تاریخی، تکیه داده بر گلشن درخت گردویی، به افسانه آرش فکر می‌کنم.

درختی تنومند در دره‌ای بسیار کهن، در وادی فرغانه در ترکستان. شاید روزی روزگاری مردی که نیمش از ترکستان بود و ملول از دیو و دد، در جست‌وجوی انسان بر این درخت اساطیری تکیه زده باشد. انسانی که یافت نشد، و آن یافت‌نشده آرزوی دیرین است که هر جان آزاده‌ای در جان خود دارد.

من امروز، در خجسته‌روز جشن تیرگان، در جست‌وجوی این تیرم؛ تیری که قرن‌ها و قرن‌ها در پرواز است، بر دل‌های عاشق می‌نشیند تا تداوم دهد عشق، پایداری، آزادگی و آرزوهای ملتی را که در درازنای تاریخ، برای رهایی از ستم، رهایی از چنگال اهریمنان جنگیده‌اند.

کوه‌ها و دره‌ها را درنوردیده‌ام، بر تن تنومند بسیار درختان کهن دست کشیده‌ام تا شاید نشانی از تیر آرش بیابم. همراه بسیار جان‌های عاشقِ سرودخوان تا ستیغ البرز بالا رفته‌ام. سحرگاهان، آن‌گاه که خورشید تن به صخره‌ها می‌سایید و در نجوا با نسیم صبحگاهی بالا می‌آمد تا تن‌های سردشده از بیداد شب را گرمی بخشد، نشان تیر آرش گرفتم. لختی تأمل کرد و گفت:

asgaragha.jpgفلات ایران، مردمان و نام‌ها در گذر تاریخ

کشور ایران، با تمدنی ریشه‌دار در قلب فلات ایران و در مجاورت حوزه‌های تمدنی ورارودان (آسیای میانه) و میان‌رودان، همواره نقشی محوری در تاریخ این منطقه داشته است.

«آریانا» (Ariana) نام محل زندگی اقوام آریایی، از جمله مادها، پارس‌ها و پارت‌ها، بود و بخش غربی فلات ایران، محل سکونت مادها، به «مادایا» (Madia) شهرت داشت.

سیستم حکومتی در دوران مادها، هخامنشیان و پارت‌ها، ترکیبی از ساختار قبیله‌ای، ملوک‌الطوایفی و نوعی نظام فدرالی بود؛ به‌گونه‌ای که سران قبایل استقلال داخلی داشتند، اما تابع شاهنشاه بودند. با اصطلاحات امروزی، این ساختار تا حدی با نظام‌های پادشاهی مشروطه فدرال یا جمهوری فدرال قابل مقایسه است، هرچند تفاوت اصلی این دو، در نوع رئیس کشور است.

نام رسمی ایران نیز در طول تاریخ دستخوش تغییراتی شده است. در دوره هخامنشی، «پارس» و در منابع یونانی «پرسیس» یا «پرشیا» به کار می‌رفت. در دوره اشکانی، «آریان‌خشتر» و «اَریان»، در دوره ساسانی «ایران» و «ایرانشهر»، و پس از آن نیز نام‌هایی چون «ایران‌زمین»، «عراق عجم»، «بلاد فارس» و «مملکت عجم» در منابع دیده می‌شود. در دوره صفوی، «ممالک محروسه ایران»، «مملکت ایران» و «دولت علیه ایران» نام رسمی کشور بود و در متون غربی همچنان از «پرشیا» استفاده می‌شد. در دوره قاجار نیز همین نام‌ها رواج داشت و سرانجام در دوره پهلوی، نام تاریخی «ایران» به‌جای «پرشیا» رسمیت یافت. پس از انقلاب اسلامی، عنوان رسمی کشور «جمهوری اسلامی ایران» شد، هرچند در سال‌های اخیر بار دیگر استفاده از نام «ایران» در ادبیات رسمی پررنگ‌تر شده است.

داستان امیر نصر سامانی و رودکی

بویِ جویِ مولیان آید همی
یادِ یارِ مهربان آید همی

رودکی این قصیده را برای تأثیرگذاری بر امیر نصر دوم، پادشاه سامانی، سرود؛ زیرا او بیش از اندازه در هرات مانده و تمایلی به بازگشت به پایتخت، بخارا، نداشت. روایت مشهور می‌گوید هنگامی که رودکی این شعر را با نوای چنگ خواند، چنان بر دل امیر نشست که بی‌درنگ، حتی بدون کفش، سوار اسب شد و راه بخارا را در پیش گرفت.

سامانیان از مهم‌ترین دودمان‌های ایرانی‌تبار پس از حمله اعراب بودند. آنان با احیای زبان فارسی، گسترش فرهنگ ایرانی و ایجاد ساختاری اداری و منسجم، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری هویت ایرانی ایفا کردند. کتابخانه بزرگ «صوان‌الحکمه» در بخارا نیز از مراکز مهم علمی آن روزگار بود و ابوعلی سینا سال‌ها از آن بهره برد. حکومت سامانیان سرانجام در سال ۹۹۹ میلادی، با هجوم ترکان قره‌خانی و قدرت‌گیری غزنویان، به پایان رسید.

khaleghi.jpgگل‌های کویر

روشنفکران و روشنفکری در ایران

نویسنده: دکتر مسعود نقره‌کار

چند هفته پیش خبر انتشار کتاب تازه دکتر مسعود نقره‌کار را شنیده بودم و می‌دانستم نسخه‌يى از آن در راه است. هر روز چشم به راه رسیدن کتاب بودم. هنگامی که "گل‌های کویر؛ روشنفکران و روشنفکری در ایران" به دستم رسید، همان شوق آشنایی را حس کردم که سال‌هاست با خواندن نوشته‌های دکتر نقره‌کار همراه من است. کتاب را در دست گرفتم و پیش از آنکه خواندن را آغاز کنم، به پژوهش گسترده، جست‌وجوی پیگیر و دقتی فکر کردم که پشت این چند صد صفحه نهفته است.

دکتر مسعود نقره‌کار از آن دست پژوهشگرانی است که تنها به گردآوری چند نام و چند تاریخ بسنده نمی‌کند. او سال‌ها زندگی، اندیشه و سرگذشت انسان‌هایی را کاویده است که هر یک به گونه‌يى در شکل‌گیری سیمای فرهنگی و اجتماعی ایران سهم داشته‌اند. "گل‌های کویر"نیز از همین جنس است کتابی که در هر صفحه آن می‌توان سال‌ها مطالعه، کندوکاو در سندها، خواندن کتاب‌ها و نشریه‌های گوناگون و سنجیدن دیدگاه‌های متفاوت را دید.

borhani.jpgخبرنامه گویا - در بخشی از گفت‌وگوی محمد دلاوری با محسن برهانی (روحانی خلع‌لباس‌شده) در برنامه اینترنتی «اسپرسو تالک»، یکی از بحث‌برانگیزترین پرسش‌های سال‌های اخیر درباره جمهوری اسلامی مطرح شد.

حکومت اسلامی تا کجا حاضر است در برابر خواست اکثریت جامعه عقب‌نشینی کند؟ برهانی در بخش‌های مختلف این گفت‌وگو دیدگاه‌هایی مطرح کرد که واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت.

او در پاسخ به پرسشی درباره کاهش حجاب اجباری و تغییر پوشش زنان گفت اگر اکثریت جامعه خواهان امری باشند که از منظر فقه اسلامی «حرام» تلقی می‌شود، حکومت باید به خواست اکثریت تن بدهد.

او همین منطق را به موضوعات دیگری نیز تعمیم داد و گفت اگر اکثریت یک جامعه اسلامی خواستار آزادی مصرف مشروبات الکلی یا روابط همجنس‌گرایانه باشند، حکومت اسلامی نمی‌تواند در برابر خواست اکثریت بایستد.

اظهارات برهانی با واکنش‌های گسترده در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد. برخی این تغییر لحن را نتیجه فشارهای خارجی، از جمله حملات آمریکا و اسرائیل، دانستند. اما گروهی دیگر این تحلیل را رد کردند و استدلال کردند که آنچه امروز حتی بخشی از چهره‌های حقوقی و مذهبی نزدیک به ساختار قدرت را به بازنگری در برخی مواضع واداشته، نه فشار نظامی خارجی، بلکه تغییر عمیق جامعه ایران طی سال‌های گذشته است. از اعتراضات سراسری ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دی ۱۴۰۴، شکاف میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه به‌تدریج آشکارتر شده و هزینه اجرای سیاست‌های ایدئولوژیک را برای حکومت افزایش داده است.

در همین چارچوب، نویسنده‌ای با حروف اختصاری «م. ب» در واکنش به این مصاحبه نوشت:

ایندیپندنت فارسی - دومین روز از مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی در تهران ادامه دارد و تا این لحظه، سه رئیس‌جمهوری پیشین که در قید حیات‌اند، یعنی محمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی در این مراسم دیده نشده‌اند.

روز اول این مراسم، شرکت‌کنندگان با دعوت قبلی حضور یافته و اغلب از نمایندگان کشورهای خارجی و مقام‌های کنونی کشور بودند؛ اگرچه نوادگان روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی نیز در همین روز در مصلی تهران حضور یافتند.

با این‌حال به نظر می‌رسد سه رئیس‌جمهوری پیشین برای وداع در میان مقام‌های رسمی دعوت نشده بودند و دست‌کم تا غروب شنبه نیز به مصلی نرفته‌اند.

parsipour.jpgشهرنوش پارسی‌پور، نویسنده، مترجم و از چهره‌های برجسته ادبیات معاصر ایران، روز جمعه ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵)، در یکی از بیمارستان‌های حومه سان‌فرانسیسکو در آمریکا درگذشت.

خانواده و دوستان او اعلام کردند که پارسی‌پور از هفته گذشته، پس از سکته قلبی، در بیمارستان بستری بود.

پارسی‌پور که متولد ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران بود، از نویسندگانی به شمار می‌رفت که آثارش بارها با سانسور و ممنوعیت انتشار در ایران روبه‌رو شد. رمان‌های "زنان بدون مردان"، "طوبا و معنای شب" و "سگ و زمستان بلند" از شناخته‌شده‌ترین آثار او هستند.

او پیش از انقلاب در سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران فعالیت می‌کرد، اما در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان استعفا کرد. پس از انقلاب نیز چندین بار بازداشت شد و سال‌ها را بدون حکم رسمی در زندان گذراند؛ تجربه‌ای که بعدها در کتاب "خاطرات زندان" بازتاب یافت.

رمان "زنان بدون مردان" که به زبان‌های مختلف ترجمه شد، بعدها مبنای فیلمی به همین نام به کارگردانی شیرین نشاط قرار گرفت.

گفتگو ۱۲ سال پیش شهرنوش پارسی‌پور با بی بی سی فارسی

***

forbes.jpgرمزگشایی از هشدار فوربس؛ آیا نیروگاه بوشهر می‌تواند مسیر مخفی ایران به سمت بمب باشد؟

ایران اینترنشنال - وقتی از برنامه هسته‌ای ایران صحبت می‌شود، معمولاً نام نطنز، فردو و غنی‌سازی اورانیوم به میان می‌آید. اما نشریه فوربس در تحلیلی هشدار داده است که تمرکز صرف بر اورانیوم ممکن است توجه‌ها را از مسیر دیگری دور کند؛ مسیری که به پلوتونیوم و نیروگاه بوشهر مربوط می‌شود.

به نوشته فوربس، اگرچه مسیر پلوتونیوم بسیار دشوارتر است، اما نادیده گرفتن آن می‌تواند یک خلأ در هر توافق هسته‌ای آینده ایجاد کند.

قرارداد ایران و روسیه؛ روی کاغذ همه چیز امن است

نیروگاه بوشهر با همکاری روسیه ساخته شده و سوخت آن نیز از سوی مسکو تأمین می‌شود. طبق قرارداد، ایران باید سوخت مصرف‌شده را پس از خروج از راکتور به روسیه بازگرداند، زیرا این سوخت حاوی پلوتونیوم است؛ ماده‌ای که در صورت بازفرآوری می‌تواند در برخی طراحی‌های سلاح هسته‌ای کاربرد داشته باشد.

این سازوکار قرار بود مانع دسترسی ایران به پلوتونیوم شود، اما فوربس معتقد است تضمین‌های حقوقی همیشه در شرایط بحرانی کافی نیستند.

ukfrIRI.jpgتهران به طرح امنیت دریایی اروپا در تنگه هرمز واکنش نشان داد

ایران وایر - جمهوری اسلامی به بیانیه مشترک بریتانیا و فرانسه درباره تشکیل یک ماموریت نظامی چند ملیتی برای حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز واکنش نشان داد و هشدار داد که این آبراه «میدان نمایش نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیست.»

پیشتر کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، و امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، در بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند عمان با همکاری برای تامین امنیت کشتیرانی در آب‌های سرزمینی خود در تنگه هرمز موافقت کرده و لندن و پاریس نیز برای تشکیل یک ماموریت نظامی چند ملیتی به‌منظور حفاظت از آزادی کشتیرانی اعلام آمادگی کرده‌اند.

مکرون همچنین گفت ناو هواپیمابر «شارل دوگل» به فرانسه بازخواهد گشت، اما تجهیزات مین‌روبی، دو ناوچه و یک هواپیمای گشت دریایی این کشور در منطقه باقی می‌مانند تا در هماهنگی با متحدان فرانسه، امنیت عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز را تامین کنند.

کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز شنبه ۱۳ تیر با انتشار پیامی، ایران را «قدرت مسئول و ضامن امنیت تنگه هرمز» خواند و اعلام کرد هرگونه تحرک نظامی در این آبراه حساس با واکنش تهران روبه‌رو خواهد شد.

farmandeh.jpgخبرنامه گویا - نیروی دریایی سپاه پاسداران همزمان با مراسم خاکسپاری علی خامنه‌ای، از معرفی علی عظمایی به عنوان فرمانده جدید این نیرو خبر داد؛ انتصابی که به باور برخی ناظران، اعلام رسمی آن برای کاهش خطر ترور هدفمند فرمانده جدید به تعویق افتاده بود.

فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه، علیرضا تنگسیری، روز ششم فروردین و در جریان جنگ ۴۰ روزه، در حمله‌ای که اسرائیل مسئولیت آن را بر عهده گرفت کشته شد. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی چند روز بعد این خبر را تأیید کردند.

وزیر دفاع اسرائیل، تنگسیری را «مسئول مستقیم عملیات مین‌گذاری و تلاش‌ها برای مسدود کردن تنگه هرمز» معرفی کرده بود.

سپاه پاسداران تا پیش از این، انتصاب علی عظمایی به فرماندهی نیروی دریایی را به‌طور رسمی اعلام نکرده بود. عظمایی در دوران فرماندهی تنگسیری، جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه بود.

در جریان جنگ ۴۰ روزه و حملات آمریکا و اسرائیل، علاوه بر علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، ده‌ها مقام سیاسی و فرمانده ارشد نظامی جمهوری اسلامی نیز کشته شدند.

مقایسه مراسم تشییع کیم جونگ ایل در کره شمالی (آذر ۱۳۹۰)

و مراسم تشییع علی خامنه‌ای در ایران (تیر ۱۴۰۵)

***

voleyball.jpgخبرنامه گویا، بخش دیدنیها - ویدیویی ۱۲ ثانیه‌ای از جشن پیروزی یک تیم والیبال ساحلی زنان استرالیا، این روزها با بیش از یک میلیون بازدید در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود؛ اما آنچه بیشتر از نتیجه مسابقه توجه کاربران را جلب کرده، حلقه شادی پرشور بازیکنان دور مربی تیم است!

انتشار این کلیپ با کپشن «ایده شغل جدید؛ مربی تیم والیبال» موجی از شوخی و طنز به راه انداخته و بسیاری از کاربران با کنایه نوشته‌اند که «بالاخره شغل ایده‌آل مجردها پیدا شد!»

البته واقعیت این است که چنین صحنه‌هایی، بخشی کاملاً طبیعی از شادی پس از پیروزی در ورزش‌های تیمی است.

***

***

meli.jpg

از نظم ژاپنی تا بارِ سنگین تیم ملی ایران

ویدیویی زیر دو صحنه از تیم‌های ملی ژاپن و ایران را نشان می‌دهد.
بازگشت تیم ملی ژاپن از جام جهانی امسال، سفر تیم ملی ایران به آنتالیا
بازیکنان تیم‌های ملی معمولاً در سفرهای رسمی فقط وسایل شخصی محدود همراه دارند و مابقی نیازهای سفر، از لباس و تجهیزات ورزشی تا پوشش عمومی تیم، توسط فدراسیون فوتبال کشورشان تأمین می‌شود.

خبرنامه گویا: تصویر این پلاکارد به دلیل محتوای گرافیکی، برای رعایت ملاحظات انتشار به‌صورت محو (بلور) منتشر شده است

به گزارش خبرگزاری ایسنا، یک «فعال فرهنگی و عکاس اسپانیایی» به نام پدرو جی. ساآودرا با حضور در تهران، در حال پوشش مراسم حکومتی تشییع و دفن علی خامنه‌ای است.

trminsta.jpgدر یکی از عکس‌های منتشرشده در بخش روایتگر اینستاگرام این فرد، تصویری از دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در دست یکی از شرکت‌کنندگان در مراسم خامنه‌ای دیده می‌شود که روی آن عبارت «فقط انتقام» نوشته شده است.

بر روی این پلاکارد، تصویر سر بریده و خون‌آلود ترامپ دیده می‌شود.

در روزهای گذشته و در جریان برگزاری مراسم «وداع» با تابوت‌های علی خامنه‌ای و اعضای خانواده او، سرداران سپاه، نمایندگان مجلس و امامان جمعه، از «انتقام سخت و قطعی» و مجازات عاملان مرگ خامنه‌ای سخن گفته‌اند.

4-2.jpgایران اینترنشنال - خداداد عزیزی، مدیر تیم فوتبال تراکتور، در ویدیویی که در فضای مجازی منتشر شده، گفت که علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی، از او خواسته به باشگاه پرسپولیس برای جذب دراگان اسکوچیچ کمک کند و برای او با محمدمهدی احمدی، مدیرعامل بانک شهر و رییس کنسرسیوم بانکی مالک باشگاه پرسپولیس، جلسه تشکیل داده است.

عزیزی همچنین گفت که با بازیکنانی نیز به توافق رسیده بودند اما به‌دلیل دست‌دست کردن مدیران باشگاه پرسپولیس، حضور سرمربی کروات در این باشگاه منتفی شد.

farmandeh.jpgخبرنامه گویا - دو تصویر از علی عظمایی، فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه، کنار هم قرار گرفته‌اند؛ یک عکس از رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی و یک عکس از بی‌بی‌سی فارسی. به اعتقاد برخی کاربران، تصویر منتشرشده توسط بی‌بی‌سی فارسی از نظر وضوح، شارپنس، کنتراست و کیفیت کلی، چهره او را شفاف‌تر و از نظر بصری «آراسته‌تر» نشان می‌دهد؛ تفاوتی که می‌تواند ناشی از پردازش یا بهبود کیفیت تصویر باشد و لزوماً به معنای تغییر محتوای عکس نیست.

همین تفاوت اما در شبکه‌های اجتماعی به سوژه طنز برخی منتقدان قدیمی بی‌بی‌سی فارسی تبدیل شده است؛ منتقدانی که سال‌ها این شبکه را به نرمش در قبال جمهوری اسلامی متهم کرده‌اند و حالا با کنایه می‌گویند: «انگار دارند روی خوک رژ لب می‌زنند!»؛ اشاره‌ای به ضرب‌المثل معروف انگلیسی Putting lipstick on a pig که به تلاش برای جذاب جلوه دادن چیزی ذاتاً نامطلوب اشاره دارد.

bbc.jpgاین کنایه، صرفاً بازتاب شوخی و انتقاد برخی کاربران از نحوه ارائه تصویر است و نه ادعایی درباره انگیزه یا عملکرد بی‌بی‌سی فارسی.

44.jpgجکسون هینکل، چهره رسانه‌ای و اینفلوئنسر آمریکایی در حال توزیع شربت نذری در مصلی تهران

خبرنامه گویا - جکسون هینکل، چهره جنجالی شبکه‌های اجتماعی آمریکایی است که با شعارهایی مثل «کمونیسم ماگا» و مواضع تند ضدغربی، ضداسرائیلی و طرفدار روسیه شناخته می‌شود. منتقدان و نهادهای راستی‌آزمایی او را به انتشار اطلاعات نادرست و نظریه‌های توطئه متهم کرده‌اند.

در ارتباط با ایران و حوثی‌ها، هینکل از مدافعان پر سر و صدای «محور مقاومت» بوده و بارها از جمهوری اسلامی، حزب‌الله و حوثی‌های یمن حمایت کرده است. او در سال ۲۰۲۵ به یمن رفت، در نشست سازمان‌دهی‌شده از سوی حوثی‌ها در صنعا سخنرانی کرد و با مقام‌های حوثی دیدار داشت.

مریم مقدم - این خانومه چرا همچی می‌کنه! بهش گفتن قراره بریم پارتی بعد بردن چال‌‌کنون خامنه‌ای؟

5-1.jpgروح خامنه‌ای یک‌بار از بدنش جدا شده بود

عباس موزون، مجری برنامه «زندگی پس از زندگی» در صداوسیما که به روایت تجربه‌های نزدیک به مرگ و موضوعات ماورایی می‌پردازد، در بخشی از یک گفت‌وگو مدعی شد که روح علی خامنه‌ای پیش‌تر یک بار از بدنش جدا شده و به ارتفاعی صعود کرده است.

او همچنین گفت «بعید نیست» کسانی که علیه بشریت عمل می‌کنند، از نیروهای شیطانی کمک گرفته باشند.

imptrump.jpgخبرنامه گویا - یک افسر ارشد نیروی هوایی ایالات متحده روز چهارشنبه در اقدامی کم‌سابقه، با حضور روی پله‌های ساختمان کنگره آمریکا و در حالی که لباس رسمی نظامی بر تن داشت، خواستار استیضاح و برکناری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، شد.

سرگرد «جیسون واتسون» با در دست داشتن پلاکاردی با شعار «استیضاح، محکومیت، برکناری» (Impeach, Convict, Remove) تنها چند دقیقه پس از آغاز تجمع، به دلیل نادیده گرفتن دستور پلیس کنگره برای پایان دادن به این اقدام، بازداشت شد. او پیش از بازداشت در یک نشست خبری نیز در کنار چند فعال سیاسی و حقوقی، خواستار برکناری ترامپ و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری، شده بود.

arrested.jpg

بر اساس قوانین ارتش آمریکا، نیروهای فعال نظامی از مشارکت علنی در فعالیت‌های حزبی و سیاسی، به‌ویژه هنگام پوشیدن یونیفرم، منع شده‌اند؛ محدودیتی که با هدف حفظ بی‌طرفی نیروهای مسلح و جلوگیری از سیاسی شدن ارتش وضع شده است.

سخنگوی نیروی هوایی آمریکا نیز با تأکید بر این مقررات اعلام کرد فرماندهان موظف‌اند در صورت احراز تخلف، اقدامات اداری یا انضباطی لازم را انجام دهند. واتسون که بیش از ۲۰ سال سابقه خدمت دارد و اکنون در مأموریتی در لهستان مشغول فعالیت بوده و در زمان اعتراض در مرخصی به سر می‌برد، ممکن است با مجازات‌هایی از جمله تنبیه انضباطی، کاهش مزایا یا حتی پایان خدمت نظامی روبه‌رو شود.

حضور یک افسر فعال با لباس نظامی در یک تجمع کاملاً سیاسی، صرف‌نظر از اینکه هدف اعتراض چه کسی باشد، می‌تواند اعتماد عمومی به غیرسیاسی بودن ارتش را خدشه‌دار کند و به سابقه‌ای خطرناک برای ورود نیروهای مسلح به رقابت‌های حزبی تبدیل شود.

تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که هرگاه ارتش به بازیگر مستقیم رقابت‌های سیاسی تبدیل شود، خطر مداخله نظامیان در سیاست و حتی زمینه‌سازی برای کودتاهای نظامی افزایش می‌یابد.

khamfam.jpgآوا تودی - در مراسم امروز برای علی خامنه‌ای، هیچ‌کدام از پسران او حضور علنی نداشتند؛ نه مجتبی، نه مسعود، نه میثم، نه مصطفی.

حتی همسر خامنه‌ای نیز در قاب‌های منتشرشده دیده نشد.

برای حکومتی که سال‌ها با نام «بیت رهبری» قدرت، ثروت و سرکوب را موروثی کرده بود، این غیبت خانوادگی فقط یک حاشیه نیست؛ نشانه‌ای از شکاف، ترس و فروپاشی در همان حلقه‌ای است که قرار بود جانشین‌سازی را تضمین کند.

امروز بیش از هر زمان دیگر، احتمال انقراض سیاسی خاندان خامنه‌ای جدی‌تر دیده می‌شود.

در مراسم وداع با علی خامنه‌ای، حضور غلامعلی حدادعادل بیش از همه جلب توجه کرد؛ چهره‌ای که تنها از راه ازدواج با خانواده خامنه‌ای نسبت دارد. در مقابل، هیچ حضور آشکاری از اعضای مستقیم خانواده خامنه‌ای، از جمله پسران او، در تصاویر مراسم دیده نشد.

منوچهر فرید درگذشت

| No Comments

farid.jpgرادیو فردا - منوچهر فرید، بازیگر سرشناسی که با ایفای نقش در شماری از آثار شاخص موج نو سینمای ایران در یادها ماند، در ۸۹ سالگی در ملبورن استرالیا درگذشت.

او متولد سال ۱۳۱۶ در تهران و از هم‌نسلان چهره‌هایی چون علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، پرویز فنی‌زاده و پرویز صیاد بود که خبر درگذشت او روز جمعه ۱۱ تیرماه منتشر شد.

منوچهر فرید، که خودش علاقه‌ای به شرح دلایل ترک ایران نداشت، پس از انقلاب ۱۳۵۷ به دلیل بهائی بودن از ادامهٔ فعالیت هنری در ایران بازماند. در میانهٔ بهمن سال ۱۳۵۸، پس از پایان گرفتن دو فیلم «چریکه تارا» و «میراث من جنون»، ایران را ترک کرد و به آمریکا رفت و پس از چند سال در استرالیا ساکن شد.

منوچهر فرید در نمایی از فیلم «بلوچ» ساخته مسعود کیمیایی
منوچهر فرید در نمایی از فیلم «بلوچ» ساخته مسعود کیمیایی

بازیگری که از «رگبار» تا تبعید و کار در نساجی، نقش خود را زندگی کرد

منوچهر فرید در حافظهٔ سینمای ایران بیش از هر چیز با نقش «آقا رحیم» در فیلم «رگبار» بهرام بیضایی ماندگار شده است؛ نقشی که در نگاه نخست می‌توانست چهره‌ای منفی به نظر برسد، اما خود او سال‌ها بعد می‌گفت رحیم را چنین نمی‌دید و معتقد بود این شخصیت، در مسیر فیلم، به همدردی و صمیمیتی انسانی با معلم داستان می‌رسد.

moji.jpgجمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای از شکاف درونی شده که می‌تواند به رویارویی آشکار میان جناح‌های حاکم بینجامد

کسرا اعرابی و سعید گلکار - تلگراف

این رقابت بر سر ایدئولوژی یا آینده جمهوری اسلامی نیست. همه جناح‌های اصلی حکومت ــ از روحانیون گرفته تا فرماندهان نظامی و مدیران امنیتی و سیاسی ــ همچنان به اصول بنیادین نظام پایبند هستند؛ از اجرای شریعت در داخل کشور و حمایت از «محور مقاومت» گرفته تا دشمنی با آمریکا و اسرائیل. اختلاف اصلی بر سر حفظ و گسترش قدرت سیاسی و منافع اقتصادی در خلأیی است که پس از حذف علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، به وجود آمده است. خامنه‌ای سال‌ها نقش داور و هماهنگ‌کننده این شبکه‌های قدرت را ایفا می‌کرد.

تازه‌ترین نشانه این کشمکش در جایی بروز کرده که کمتر کسی انتظارش را داشت: مجلس خبرگان رهبری. هفته گذشته، ۷۳ نفر از اعضای این نهاد که معمولاً در عرصه عمومی سکوت می‌کنند، با انتشار بیانیه‌ای درباره مذاکرات با آمریکا و تفاهم‌نامه تازه امضاشده، به‌طور تلویحی از عملکرد شورای عالی امنیت ملی انتقاد کردند و هشدار دادند که هیچ مسئولی حق ندارد از نظر و دستورات رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای، عدول کند.

family.jpg

حسن خمینی، به همراه تعدادی از اعضای دیگر خانواده روح الله خمینی، بنیان‌گذار و اولین رهبر جمهوری اسلامی هم در مصلی تهران حاضر شدند و به علی خامنه‌ای ادای احترام کردند.

مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و غلامحسین محسنی اژه‌ای‌،‌ رئیس قوه قضائیه ایران هم در میان مقاماتی هستند که در این تصاویر دیده می‌شوند.

تصاویر منتشر شده از این مراسم در رسانه‌های ایران نشان می‌دهد مقامات در گروه‌های چند نفری در مقابل جایگاهی که تابوت‌های علی خامنه‌ای و تعدادی از اعضای خانواده کشته‌شده‌اش دیده می‌شوند، حاضر می‌شوند.

در این تصاویر شماری از مقامات کشورهای خارجی، اغلب از همسایگان و متحدان ایران در این مراسم حاضر شده‌اند از جمله رهبر ترکمنستان، روسای جمهور عراق، تاجیکستان، گرجستان، نخست وزیران پاکستان، ارمنستان، روسای مجلس جمهوری آذربایجان، عمان، قطر، عراق، ازبکستان، قرقیزستان، بنگلادش، مصر، وزراری خارجه نیکاراگوئه و کنگو و معاون رییس شورای امنیت روسیه، رییس اقلیم کردستان عراق، به همراه هیاتی از طالبان افغانستان و شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در عراق، یمن و لبنان و همچنین دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین دیده می‌شوند.



با این‌همه مقامات کشورهایی مانند چین، روسیه و ترکیه به عنوان حامیان جمهوری اسلامی ایران در این مراسم غایب بودند.

مجتبی خامنه‌ای و دیگر اعضای خانواده علی خامنه‌ای نیز در این مراسم حضور نداشتند و تنها برادر او «هادی خامنه‌ای»، در این تصاویر دیده می‌شود.

arnz.jpgچهار روز بعد از ۴۷ سال

ایندیپندنت فارسی - چهار روز بعد از ۴۷ سال نقطه عطفی است که سرنوشت ملتی سرفراز و آزاده را رقم می‌زند. معمولا در سرنوشت ملت‌ها لحظاتی‌اند که می‌تواند سرنوشت آن‌ها را دگرگون کند. مثلا فرض کنیم اگر رضای شیرخواره که مادرش به خیال مرگش، او را در قهوه‌خانه‌ای در جاده سوادکوه تهران رها کرد، با گرمای قهوه‌خانه به هوش نمی‌آمد، آن وقت سرنوشت ما بدون کودکی که بعدها رضاشاه کبیر می‌شد، چگونه رقم خورده بود؟ یا فکر کنید به جای مصطفی، پدرش، سید روح‌الله خمینی، مرده بود. در آن صورت شاید ما به نکبت انقلاب اسلامی دچار نمی‌شدیم و امروز ایران به‌مراتب فراتر از کره جنوبی و در جایگاه قدرتمندترین دولت خاورمیانه و پیشرفته‌ترینشان قرار داشت.

اگر خامنه‌ای در پایان جنگ ۱۲ روزه و نه در ۹ اسفند، کشته شده بود، وقتی در دی‌ماه مردم به خیابان می‌ریختند، ۴۰ هزار تن به قتل نمی‌رسیدند و ایران با رهبری شاهزاده در دوران گذار ره به سوی تعالی و دمکراسی می‌برد.

در این روزها، دائم به این لحظات می‌اندیشم. اگر غایر خان، حاکم اُترار، فرستادگان چنگیز را نکشته بود، اگر تیغ حاجب رگ‌های دست امیرکبیر را نبریده بود، اگر شاه فقید به سرطان مبتلا نبود، اگر به جای ازهاری، اویسی به نخست‌وزیری منصوب شده بود، چنانکه در آن شب ما در خانه دکتر علی امینی با آقای ودودی نشسته بودیم که دکتر از نزد پادشاه بازگردد و خبر را بدهد، راستی اگر فردوست و قره‌باغی و حاتم سند تسلیم ارتش را امضا نکرده بودند و به شاه و دکتر بختیار وفادار می‌ماندند... صدها اگر و ای کاش و اما... این همه با من است و لابد با شما هم.

جنگی که جهان نمی‌بیند

| No Comments

ss.jpgتا زمانی که جنگ جمهوری اسلامی علیه مردم ایران دیده نشود، هیچ توافقی آینده ایران را تضمین نخواهد کرد

عمق مقاومت مردم ایران در برابر خشونت جمهوری اسلامی [1]

شهلا شفیق

در اين تريبون لوموند، شهلا شفيق، نويسنده و جامعه شناس، با تامل بر کشمکشی که امريکا و اسرائيل را رودروی حکومت تهران قرار داده و نتايج آن برای مردم ايران، دعوت به چشم گشودن بر جنگی می‌کند که رژيم حاکم بر ضد ملت ايران پيش می‌برد.

جنگ آمريکا و اسرائيل با جمهوری اسلامی، که ابتدا در خرداد ـ تير 1404 درگرفت و سپس در اسفند 1404 از سرگرفته شد، در بيست و هشت خرداد 1405 به امضای يک تفاهم نامه برای پايان دادن به منازعات انجاميد. در طول اين ماه ها، ملت ايران رفته رفته از گفتار ترامپ غايب شد. او در ژانويه گذشته با ابراز حمايت از مبارزه بی امان ملت ايران به حاکمان مسلط بر کشورهشدار می‌داد که در صورت اعدام معترضان بايد منتظر پاسخی قاطع باشند. پس از آن اما، در حالی که دستگير شدگان در اعتراضات مداوما به پای چوبه دار می روند، رئيس جمهور آمريکا راه مذاکره را در پيش گرفت. او مفتخر است حاکمانی را به امضای قرارداد کشانيده که رهبرشان علی خامنه ای را کشته است و در همان حال تکرار می کند که اين جنگ سبب تغيير رژيم شده است.

از آنسو، جمهوری اسلامی علم پیروزی برداشته و ادعا می کند با امضای تفاهم‌نامه‌ به امتيازات بسيار دست يافته است. کشورهای اروپایی به نوبه خود از امضای تفاهم نامه ابراز خرسندی می‌کنند. در این میان، تنها مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در وضعیت حقوق بشر در ایران به همراه تعدادی از کارشناسان این سازمان بيانيه ای منتشر کرده که در آن از ملت ايران سخن رفته است: «میلیون‌ها ایرانی به خیابان‌ها آمدند و خواهان تغییرات اساسی در کشور شدند. صدای آن‌ها باید در هر مذاکره ای که مدعی تضمين آينده آ‌‌‌نهاست شنیده شود.»

اينک، در شرايطی که ادامه تشنج‌ها در منطقه امکان تحقق این تفاهم‌نامه را در معرض شک قرار می‌دهد، مردم ايران، با شرایط بس پیچیده‌ای مواجه اند. و درک اين پيچيدگی تنها زمانی ميسر است که به جنگی که رژیم اسلامی علیه ملت ايران براه انداخته است توجه کنيم . برای این کار، فقط کافی است به ندای مردم ایران گوش فرا دهيم. چرا که سال‌هاست که اين مردم صدا بلند کرده اند، علی رغم خفقان و سانسور مستقیم، وغیرمستقیم، يعنی آن سانسوری که لابی‌های به اصطلاح روشنفکر رژیم، و نيز فعالان سیاسی مغروق در افکار ضد امریکایی و ضد اسرائیلی به راه انداخته اند.

volley.jpgپلیس کانادا اعلام کرد ایرج مظفری، مربی ایرانی‌تبار والیبال و عضو سابق تیم ملی ایران، پس از چندین شکایت مربوط به آزار جنسی با ۱۰ اتهام کیفری روبه‌رو شده است؛ اتهام‌هایی که به گفته پلیس، به پنج شاکی و بازه زمانی ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ مربوط می‌شود

ایندیپندنت فارسی - پلیس سواره‌نظام سلطنتی کانادا در ونکوور شمالی اعلام کرد ایرج مظفری، مربی والیبال ایرانی‌تبار و عضو سابق تیم ملی والیبال ایران، پس از تحقیقات درباره چندین شکایت مربوط به آزار جنسی، با ۱۰ اتهام کیفری روبه‌رو شده است. این اتهام‌ها شامل سه فقره مداخله جنسی با فرد زیر ۱۶ سال، دو فقره لمس با انگیزه جنسی یک فرد کم‌سن و پنج فقره تجاوز یا آزار جنسی است.

به گفته پلیس، این جرائم ادعایی در فاصله ژانویه ۲۰۱۶ تا دسامبر ۲۰۲۴ رخ داده‌اند. تحقیقات پس از ثبت نخستین شکایت در دسامبر ۲۰۲۴ آغاز شد. مظفری در آوریل سال گذشته بازداشت شد، اما تا زمان تکمیل تحقیقات با شرایطی مشخص آزاد بود.

پلیس برای حفاظت از هویت پنج شاکی این پرونده، دستور منع انتشار اطلاعات هویتی آنان را صادر کرده است. مقام‌های پلیس از افرادی که برای ارائه شکایت و شهادت پیش‌قدم شدند قدردانی کردند و از دیگر قربانیان احتمالی خواستند در صورت نیاز با پلیس تماس بگیرند. ایرج مظفری در سال ۲۰۱۱ میلادی هدایت تیم ملی نوجوانان ایران را بر عهده گرفته بود و توانست مقام قهرمانی نوجوانان آسیا را به دست آورد.

000.jpg001.jpg

arab.jpgتحولات سیاسی بزرگ، صرفاً با نارضایتی عمومی یا تضعیف حکومت‌ها به نتیجه نمی‌رسند. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که موفقیت یک جنبش ملی، بیش از هر چیز به وجود یک استراتژی روشن، نقشه راه مشخص و هماهنگی میان نیروهای اجتماعی و سیاسی وابسته است. هر اندازه هدف نهایی روشن باشد، بدون تعیین مسیر رسیدن به آن، احتمال پراکندگی نیروها، سردرگمی افکار عمومی و حتی شکست جنبش افزایش می‌یابد.

در همین چارچوب، اقدام شاهزاده رضا پهلوی و تیم همراه ایشان در تهیه و انتشار "دفترچه دوران اضطرار" را می‌توان یکی از مهم‌ترین گام‌های نظری و عملی در پروژه گذار از جمهوری اسلامی دانست. این سند، تصویری نسبتاً روشن از چگونگی اداره کشور در فاصله میان فروپاشی جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت مستمر و قانونی ارائه می‌دهد و تلاش می‌کند نگرانی‌های مربوط به خلأ قدرت، هرج‌ومرج، حفظ امنیت، تداوم خدمات عمومی و انتقال مسئولیت‌های حاکمیتی را پاسخ دهد.

اما همین اقدام، پرسشی اساسی را نیز پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد. اگر برای دوران پس از فروپاشی برنامه وجود دارد، آیا برای رسیدن به آن نقطه نیز برنامه‌ای جامع تدوین شده است؟

، حسین عرب

amkh.jpgاحمد وحت‌خواه

ویژه خبرنامه گویا

جورج بوش پسر در دوران ریاست‌جمهوری هشت‌ساله خود، هنگامی که جمهوری اسلامی را در کنار رژیم‌های صدام در عراق و کیم ایل سونگ در کره شمالی، به‌درستی یکی از سه ضلع «محور شرارت» معرفی کرد، گفته بود: «روزی که ایران از چنگال این رژیم اهریمنی آزاد شود، ایالات متحده آمریکا هیچ دوستی بهتر از ایران در صحنه جهانی نخواهد داشت.»

دقت کنیم؛ نه اینکه ایران دوستی بهتر از آمریکا پیدا نکند، بلکه این آمریکا، بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی، نظامی و صنعتی جهان است که در فردای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، بهترین کشور دوست را برای خود پیدا می‌کند.

این سخنان جورج بوش و شاید بهتر گفته باشیم آرزوی جمهوری‌خواهان آن روز آمریکا بود که به حقیقت نپیوست؛ چون جانشین او باراک اوباما شد که در جریان جنبش سبز در کشور ما، وزیر خارجه او، هیلاری کلینتون، در پاسخ به پرسشی از سوی خبرنگار سی‌ان‌ان که چرا دولت دموکرات‌ها از این جنبش دموکراسی‌خواهی دفاع نکرد، عوام‌فریبانه گفته بود: «کسی از ما تقاضای کمک نکرده بود.» جل‌الخالق!

Gileh_Mard.jpgصبح که از خواب پاشدم، اولین خبری که به گوشم خورد این بود که آقای دانولد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و ولی‌فقیه کره زمین، در سال گذشته مجموعاً دو میلیارد و دویست میلیون دلار درآمد داشته است. (خدا بدهد برکت)

اینکه این‌همه ثروت افسانه‌ای چگونه طی یک سال روی هم تلنبار شده، داستان شگفت‌انگیزی است که آدم‌هایی مثل ما را، که خرمان به گل مانده، به چندوچون آن راه نیست؛ اما یک افسر سابق سازمان سیا به نام «John Kiriakou» که حدود ۱۵ سال در آن سازمان خدمت می‌کرده، داستان‌هایی تعریف می‌کند که روی کله آدم‌های بی‌بروبرگشت ساده‌لوحی مثل ما، که زنده و مرده‌مان صنار نمی‌ارزد، اسفناج سبز می‌شود و آدم اگر مختصری عقل توی کله‌اش باشد، می‌فهمد این ثروت افسانه‌ای از کجا آمده و به قول عباس‌آقا، اگر کدخدا و کدبانو با هم بسازند، از خاک زر کنند!

mko.jpgدر سیاست، هر جریانی را باید نه با شعارهای امروز، بلکه با پرونده دیروز سنجید. مجاهدین خلق دقیقاً از همین نقطه می‌ترسند. آنان می‌خواهند مردم ایران گذشته را فراموش کنند و فقط صحنه‌آرایی امروز را ببینند؛ گردهمایی‌های پرهزینه، سخنرانی‌های آماده، چهره‌های بازنشسته خارجی، شعارهای بزک‌شده درباره آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و صلح. اما تاریخ را نمی‌توان با نورافکن سالن‌های اجاره‌ای پاک کرد. حقیقت ساده و تلخ است: مجاهدین خلق در یکی از حساس‌ترین لحظه‌های تاریخ ایران، در زمان جنگ ایران و عراق، نه در کنار مردم ایران ایستادند، نه در کنار خاک ایران، نه در کنار سرباز ایرانی؛ بلکه از خاک صدام حسین علیه ایران اسلحه کشیدند.

این همان نقطه‌ای است که تمام ادعاهای امروز مجاهدین را ویران می‌کند. جریانی که روزی از خاک دشمن متجاوز به ایران حمله کرد، امروز حق ندارد خود را آموزگار صلح معرفی کند. جریانی که در سال‌های جنگ، ارتش آزادی‌بخش راه انداخت و در کنار ماشین جنگی صدام قرار گرفت، امروز نمی‌تواند با چند شعار قشنگ، خود را آلترناتیو ملی جا بزند. مسئله فقط اختلاف سیاسی نیست؛ مسئله خیانت تاریخی به ملت ایران است.

حتی اگر درباره تعداد دقیق کشته‌شدگان ایرانی در عملیات‌ها و حملات مجاهدین روایت‌های مختلف وجود داشته باشد، اصل ماجرا قابل انکار نیست: آنان در دوران جنگ، سلاح خود را به سوی نیروهای ایرانی گرفتند. حتی در روایت‌ها و مطالب منتشرشده در فضای فارسی، از عددهایی مانند پنجاه هزار سرباز ایرانی سخن گفته شده است. این عدد اگر هم نیازمند راستی‌آزمایی مستقل باشد، از اصل جنایت سیاسی چیزی کم نمی‌کند. اصل حقیقت این است که مجاهدین خلق در جنگ ایران و عراق، جای خود را نه کنار ایران، بلکه کنار صدام انتخاب کردند.

Mahmoud_Zahraei.jpg«آن‌که با هیولاها می‌جنگد، باید مراقب باشد خود به هیولا تبدیل نشود»
فریدریچ نیچه

به دنبال افزایش درگیری‌های درون اپوزیسیون، گسترش تهمت‌پراکنی و اتهام‌زنی علیه یکدیگر و در حالی که با گام‌هایی شتابان به سوی ویران کردن تمامی معیارهای اخلاقی و از میان بردن امکان شکل‌گیری یک فضای سالم و مدنی پیش می‌رویم، این بار یک خبرنگار و مجری، از تریبون یک رسانه تصویری، به خود اجازه داده است که دست به فحاشی جنسیتی بزند. آنچه رخ داده تنها یک لغزش زبانی یا یک عصبانیت لحظه‌ای نیست؛ نشانه‌ای است از بحرانی عمیق‌تر که اگر در برابر آن سکوت کنیم، فردا دیگر از اخلاق، حرمت انسان و فرهنگ گفت‌وگو چیزی باقی نخواهد ماند.

اما پرسش این است که ما را چه شده است؟ اپوزیسیون، یا بهتر بگویم کسانی که خود را در جایگاه اپوزیسیون قرار داده‌اند، چه مسیری را در پیش گرفته‌اند؟ در حال کندن چه چاله‌ها و چاه‌هایی در مسیر خود هستند؟ این دشمنی، تهمت، تحقیر و فحاشی به یکدیگر قرار است تا کجا ادامه پیدا کند؟ مرز میان اختلاف سیاسی و دشمنی شخصی کجاست؟ خط قرمز اخلاق در کدام نقطه این مسیر ویرانگر قرار دارد؟

abtahi.jpgمحمدعلی ابطحی: «مدیریت آهنین» در بیت رهبری بر انتشار اطلاعات و تصاویر نظارت می‌کرد

محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، با انتقاد از شیوه مدیریت اطلاع‌رسانی در بیت علی خامنه‌ای، از وجود آنچه «مدیریت آهنین» در این دفتر خواند، خبر داد و گفت بر انتشار روایت‌ها و حتی تصاویر افراد حاضر در دیدارهای رهبر جمهوری اسلامی نظارت سخت‌گیرانه‌ای اعمال می‌شد.

ابطحی در گفت‌وگو با جماران گفت: «یک مدیریت آهنین در دفتر رهبری بود که کسی مبادا چیزی از آنجا پخش کند یا نکند.»

او در توضیح این موضوع، خاطره‌ای از یکی از دیدارهای ماه رمضان با خامنه‌ای را روایت کرد و گفت پس از انتشار روایتی شخصی از آن دیدار در شبکه‌های اجتماعی، از دفتر رهبری با او تماس گرفته شد و به دلیل انتشار این مطلب بدون هماهنگی مورد اعتراض قرار گرفت.

به گفته ابطحی، مسئولان روابط عمومی دفتر رهبری به او گفته بودند: «اگر این‌طور پیش برود، دیگر شما را دعوت نمی‌کنیم یا عکس‌های شما را در تصاویر منتشرشده قرار نمی‌دهیم.»

ابطحی افزود این ماجرا برای او نشان داد که انتخاب افرادی که تصاویرشان از دیدارهای رهبر جمهوری اسلامی منتشر می‌شود، تصادفی نیست و به‌صورت هدفمند انجام می‌شود. او ابراز امیدواری کرد که در دوره جدید، پس از عبور از شرایط امنیتی، چنین شیوه‌ای در مدیریت اطلاع‌رسانی ادامه پیدا نکند.

روایت ابطحی از تلاش‌های سردار سلیمانی برای برقراری رابطه بین خاتمی و خامنه ای

محمدعلی ابطحی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و رئیس دفتر رئیس‌جمهور در دولت اصلاحات به جماران گفت: حاج قاسم برای برقراری رابطه بین آقای خاتمی و رهبری خیلی تلاش کرد و داشت ایجاد می‌شد که متاسفانه ایشان شهید شد.

***

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه: سیاست پس از مرگ؛ زمانی که جنازه به ابزار قدرت تبدیل می‌شود

بر پایه تجربه تاریخ سیاست برخی از حکومت‌ها بخصوص حکومتهای استبدادی و اقتدارگرا از طریق برگزاری جنازه‌گردانی و یا مناسک و آیین‌های سیاسی مشابه تلاش می‌کنند مجموعه‌ای از پیام‌های نمادین و سیاسی را به جامعه داخلی و بازیگران خارجی منتقل کنند. این مراسم، افزون بر جنبه‌های عاطفی و فرهنگی در میان سرسپردگان حکومتی، کارکردی مهم در بازتولید مشروعیت و تداوم نظم سیاسی دارند. از یک سو، با تأکید بر تداوم نهادهای حکومتی و نمایش انسجام ساختار قدرت، این پیام را منتقل می‌کنند که نظام سیاسی و رژیم حاکم همچنان پابرجاست و با فقدان یا درگذشت یک فرد دچار گسست نخواهد شد. از سوی دیگر، با جلب مشارکت عمومی و برجسته‌سازی عناصر هویتی مشترک، می‌کوشند تصویری از وحدت و همبستگی در میان سرسپردگان حکومت و مقبولیت حکومت را به نمایش بگذارند.

همچنین، رهبر یا شخصیت مورد نظر در این مناسک اغلب به‌عنوان بخشی از تاریخ ملی، فرهنگی یا دینی بازنمایی و تثبیت می‌شود تا پیوندی میان ساختار سیاسی موجود و حافظه جمعی جامعه ایجاد گردد. افزون بر این، این مراسم حامل پیامی برای سایر کشورها و بازیگران بین‌المللی نیز هست؛ پیامی مبنی بر اینکه ثبات سیاسی و توان حکمرانی همچنان حفظ شده و انتقال قدرت یا فقدان افراد کلیدی به معنای تضعیف نظام سیاسی نیست. در نهایت، یکی از مهم‌ترین کارکردهای این مناسک تأکید بر این نکته است که مشروعیت حکومت به حیات یا مرگ یک فرد وابسته نیست، بلکه در قالب نهادها، ارزش‌ها و ساختارهای سیاسی تداوم می‌یابد.

اما پرسش اساسی این است:

davidDR.jpgبا ادامه بحث‌ها در واشینگتن درباره پیامدهای آتش‌بس آمریکا و ایران، دیوید دِ روش، مدیر پیشین بخش سیاست‌گذاری شبه‌جزیره عربستان در پنتاگون، معتقد است روند کلی تحولات نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در حال باختن بازی بلندمدت است و افول آن به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای سال‌ها پیش آغاز شده است.

او در گفت‌وگو با رادیو فردا می‌گوید جمهوری اسلامی با وجود تلاش برای نمایش جنگ به‌عنوان پیروزی، از نظر نظامی ضعیف‌تر، از نظر دیپلماتیک منزوی‌تر و از نظر اقتصادی آسیب‌پذیرتر از گذشته از جنگ خارج شده است.

به گفته او، مذاکرات نیز با مانع بزرگی روبه‌رو است؛ زیرا روشن نیست تصمیم نهایی در تهران توسط چه کسی گرفته می‌شود. مذاکره‌کنندگان مواضعی را مطرح می‌کنند که گاه از سوی فرماندهان سپاه یا دیگر نهادهای قدرت رد می‌شود. این چنددستگی، رسیدن به توافق را دشوار کرده و با ابهام پیرامون انتقال رهبری، وضعیت را پیچیده‌تر ساخته است.

دِ روش می‌گوید جمهوری اسلامی همچنان می‌کوشد با تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز، هزینه بیمه کشتی‌ها را افزایش دهد و فشار اقتصادی ایجاد کند، اما این اقدام بیش از آنکه نشانه برتری نظامی باشد، تلاشی برای ایجاد نااطمینانی در بازار جهانی است. به گفته او، ناوهای آمریکا همچنان آزادانه از منطقه عبور می‌کنند و توان دریایی جمهوری اسلامی نسبت به گذشته به‌مراتب کاهش یافته است.

tasnim.jpg

ویدیوی منتشرشده از سوی خبرگزاری تسنیم، لحظاتی از مراسم عزاداری علی خامنه‌ای را با حضور محمدباقر قالیباف، غلامعلی حدادعادل و عباس عراقچی نشان می‌دهد.

در این تصاویر، گریه‌های بسیار پرحرارت قالیباف بیش از هر چیز توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی را جلب کرده؛ تا جایی که نگاه عباس عراقچی به او نیز دستمایه شوخی و کنایه در فضای مجازی شده است

***

***

بخشی از برنامه میدان با فهمیه خضر حیدری

کارزار علیه تیمِ فوتبال در جامِ جهانی: کی برد و کی باخت؟ گفتگو با آرش سرکوهی، سوشا مکانی

***

doosh.jpg

ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، زنی را با پوشش کامل اسلامی در حال دوش گرفتن پس از ورود به دریا در یکی از مناطق ساحلی دبی نشان می‌دهد.

محل فیلم‌برداری به نظر می‌رسد یکی از دوش‌های عمومی کنار ساحل باشد؛ جایی که افراد برای شستن شن و آب شور از بدن از آن استفاده می‌کنند.

***

3.jpg

مریم مقدم - تصویری از یک زن با لباس زیر در حال قدم زدن در پارک غدیر یزد منتشر شده. دادستان گفته این زن و کسانی که فیلم را منتشر کردند، بازداشت شدند.

در مراسم تشییع «علی خامنه‌ای»، حضور هیات طالبانی و مخالفان آن‌ها به شکل همزمان در این مراسم توجه بسیاری را به خود جلب کرد. ویدیوهای منتشر شده در رسانه‌های ایران نشان می‌دهد «احمد مسعود»، رهبر «جبهه مقاومت ملی افغانستان» و «محمد محقق»، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در این مراسم حاضر شدند. همزمان هیات حکومت طالبان هم در این مراسم حاضر شدند.

***

ch14.jpgخبرنامه گویا - شبکه ۱۴ اسرائیل با انتشار تیزری از یک برنامه دو قسمتی، از گفت‌وگو با افرادی خبر داده که این شبکه مدعی است به اطلاعات و اسناد داخلی گروه تروریستی سپاه پاسداران دسترسی داشته‌اند. این برنامه که قرار است در دو شب متوالی پخش شود، به گفته سازندگان آن، شامل روایت‌هایی از عملیات اطلاعاتی، ساختارهای امنیتی و فعالیت‌های پنهان درون سپاه است.

در تیزر منتشرشده، تصاویر نمایشی از افراد یونیفرم‌پوش در حال بازجویی، تهدید اعضای خانواده، صحنه‌های انفجار و تعقیب و گریز دیده می‌شود و در میان آنها، نوشته‌هایی روی تصویر از «نخستین مصاحبه رسانه‌ای اسرائیل با منابع نفوذی سپاه» خبر می‌دهد. با این حال، محتوای کامل این ادعاها هنوز منتشر نشده و جزئیات مطرح‌شده در تیزر در زمان انتشار این گزارش به‌طور مستقل قابل راستی‌آزمایی نبوده است.

***

2-2.jpg

ویدیویی که ایران اینترنشنال منتشر کرده، نصب شبنامه‌ای در ورودی دانشگاه صنعتی شریف را نشان می‌دهد که در آن از شهروندان خواسته شده است هم‌زمان با مراسم تشییع علی خامنه‌ای، بادکنک‌های سفید با عبارت «دی ۱۴۰۴» را به آسمان بفرستند. روی این شبنامه عنوان «دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف» درج شده است.

عبارت «دی ۱۴۰۴» به اعتراضات سراسری زمستان ۱۴۰۴ اشاره دارد؛ اعتراضاتی که به درگیری‌های گسترده و کشته‌شدن و بازداشت هزاران معترضان انجامید. انتشار این ویدیو در آستانه مراسم تشییع خامنه‌ای را میتوان نشانه‌ای از تداوم کنش‌های نمادین جریان دانشجویی دانست؛ اقداماتی که با هدف زنده نگه داشتن یاد اعتراضات گذشته و نمایش مخالفت با حکومت، در شرایط پرتنش سیاسی انجام می‌شود.

doodeta.jpgخبرنامه گویا - کامران غضنفری، نماینده مجلس، در اظهاراتی کم‌سابقه مدعی شده است که «یک کودتا علیه رهبری مجتبی خامنه‌ای در جریان است.» او همچنین با اشاره به کمرنگ شدن مراسم شبانه حکومتی در خیابان‌ها و میدان‌ها، ادعا کرده افرادی با پرداخت پول به مداحان و سخنرانان در تلاش هستند این مراسم را تعطیل کنند.

این اظهارات بار دیگر گمانه‌زنی‌ها درباره تشدید رقابت‌های درونی بر سر جانشینی در بیت خامنه‌ای را پررنگ کرده است. منتقدان حکومت نیز با کنایه می‌پرسند اگر مجتبی خامنه‌ای هنوز رهبر نشده، چگونه می‌توان از «کودتا علیه رهبری او» سخن گفت؟

همزمان، جمله مشهور رضا پهلوی که گفته بود: «گرگ‌ها را به حال خود رها کنید، بگذارید همدیگر را بدرند»، بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود و بسیاری آن را توصیفی از اختلافات روزافزون در ساختار قدرت جمهوری اسلامی می‌دانند.

***

aftweet1.jpg11.jpg12.jpg

پس موضوع واقعی مذاکرات چیست؟

کانال حمید آصفی

03topnewsC.jpg

اظهارات محمدباقر قالیباف مبنی بر اینکه «موضوع موشکی قابل مذاکره نیست، غنی‌سازی قابل مذاکره نیست و تنگه هرمز قابل مذاکره نیست»، این پرسش را بیش از پیش در افکار عمومی پررنگ کرده است.

وقتی گفته می‌شود «موضوع موشکی قابل مذاکره نیست، غنی‌سازی قابل مذاکره نیست و تنگه هرمز قابل مذاکره نیست»، طبیعی است که نخستین پرسش افکار عمومی این باشد: پس ماه‌ها مذاکره دقیقاً بر سر چیست؟

مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که درباره موضوعات اختلاف، امکان گفت‌وگو، چانه‌زنی و رسیدن به راه‌حل وجود داشته باشد. اگر مهم‌ترین پرونده‌ها از پیش از دایره گفت‌وگو خارج شوند، آنچه باقی می‌ماند، بیش از آنکه «مذاکره» باشد، اعلام مواضع است. سخنان قالیباف نیز دقیقاً همین پرسش را در ذهن افکار عمومی ایجاد می‌کند که اگر مهم‌ترین موضوعات قابل مذاکره نیستند، دستور کار واقعی مذاکرات چیست؟

shmal.jpgهمزمان با چند روز تعطیلی، جاده چالوس بار دیگر به پارکینگ خودروها تبدیل شده است. ویدیوهای منتشرشده از این مسیر، صف‌های طولانی خودروها را نشان می‌دهد که در برخی نقاط، به‌ویژه داخل تونل‌ها، تقریباً بدون حرکت متوقف مانده‌اند؛ تصویری که برای بسیاری از مسافران شمال، صحنه‌ای آشناست.

این تصاویر در حالی منتشر می‌شود که فضای رسمی کشور همچنان تحت تأثیر مراسم و برنامه‌های حکومتی قرار دارد، اما ظاهراً برای بخشی از مردم، تعطیلات فرصت مناسبی برای سفر بوده است. دست‌کم از روی ترافیک جاده چالوس، به نظر می‌رسد چمدان و هوای شمال برای عده‌ای اولویت بیشتری از حال‌وهوای سوگواری داشته است.

***

nytqbaraq.jpgنیویورک‌تایمز نوشت: مقام‌های آمریکایی بر این باور بودند که اسرائیل شاید در حال طراحی نقشه‌ای برای کشتن عالی‌ترین مذاکره‌کنندگان ایران بوده، آن هم در حالی که واشنگتن در بهار امسال با تهران درگیر گفت‌وگوهای حساسی برای دستیابی به یک توافق موقت صلح بود؛ این را مقام‌های کنونی و سابق آمریکایی گفته‌اند.

به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: کشتن مقام‌های ارشد ایران از همان آغاز جنگ بخشی از راهبرد اسرائیل بود. اما نگرانی‌های آمریکا درباره هدف قرار گرفتن دو مقام مشخص ایرانی -- عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس -- در جریان مذاکرات حساس آتش‌بس که از آوریل آغاز شد، به‌شدت افزایش یافت.

به گفته برخی از این مقام‌ها، ایالات متحده که نگران بود هرگونه تلاش اسرائیل برای ترور، مذاکرات را به شکست بکشاند، حتی پا را فراتر گذاشت و از برخی کشورهای منطقه خواست به ایران درباره احتمال هدف قرار گرفتن این دو مقام از سوی اسرائیل هشدار بدهند.

nytimes.jpg

مقام‌های آمریکایی اذعان داشتند که در مرحله شدید جنگ، عراقچی و قالیباف، به‌عنوان مقام‌های بلندپایه دولتی، می‌توانستند اهداف مشروعی برای اسرائیل محسوب شوند؛ اسرائیلی که قصد سرنگونی حکومت ایران را داشت. اما پس از آن‌که مذاکرات از ماه آوریل به‌طور جدی آغاز شد، مقام‌های آمریکایی معتقد بودند هرگونه تلاش برای کشتن این مذاکره کنندگان ایرانی، هم گفت‌وگوها را پایان می‌دهد و هم دوباره جنگ را شعله‌ور می‌کند.

kasthti.jpgراستی‌آزمایی ادعای ایران درباره به گل نشستن کشتی خارجی در تنگه هرمز: کشتی متعلق به پسر شمخانی است

یورونیوز- تلویزیون دولتی ایران مدعی شده که یک کشتی خارجی به دلیل نادیده گرفتن دستورالعمل‌های سپاه پاسداران، در تنگه هرمز به گل نشسته است. با این حال، بررسی نهادهای ردیابی دریایی نشان می‌دهد که این کشتی در واقع به شبکه‌های وابسته به خود تهران تعلق دارد و از ماه‌ها پیش در این منطقه متوقف بوده است.

تلویزیون دولتی ایران این هفته با پخش هشدارهایی مدعی شد یک کشتی خارجی که دستورات نیروی دریایی سپاه پاسداران را نادیده گرفته بود، در تنگه هرمز گرفتار شده است.

با این حال شواهد حاکی از آن است که این شناور مستقیما به ایران مرتبط بوده و ظاهرا ماه‌هاست که در این تنگه به گل نشسته شده است.

بر اساس شکل ظاهری، موقعیت مکانیِ گزارش‌شده و سایر جزئیات، این شناور یک کشتی کانتینری به نام «آریستا» است که طبق گزارش‌ها با پرچم دروغین کشور کومور (مجمع‌الجزایر قمر) تردد می‌کند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

این کشتی سال گذشته با نام «گائوجا» و با پرچم پاناما فعالیت می‌کرد؛ همان شناوری که وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آن را به دلیل عضویت در شبکه‌ای که «ده‌ها میلیارد دلار سود» برای حاکمان ایران به همراه داشته، در فهرست تحریم‌های خود قرار داده بود.

khamreutres.jpgخبرنامه گویا - خبرگزاری رویترز در گزارشی درباره مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنه‌ای نوشت جمهوری اسلامی این مراسم را فرصتی برای نمایش وفاداری عمومی و اثبات تداوم روحیه انقلابی نظام می‌داند. مقام‌های حکومتی از مردم خواسته‌اند حضور گسترده‌ای در مراسم داشته باشند و آن را «همه‌پرسی دیگری برای جمهوری اسلامی» توصیف کرده‌اند.

به نوشته رویترز، حکومت برای برگزاری این مراسم برنامه‌ریزی گسترده‌ای انجام داده و با فراهم کردن حمل‌ونقل، اسکان و غذا، در پی بسیج میلیون‌ها نفر در شهرهای مختلف است. مراسم از تهران آغاز می‌شود و سپس در قم، مشهد و همچنین شهرهای نجف و کربلا در عراق ادامه خواهد یافت. هم‌زمان تدابیر امنیتی شدیدی نیز در تهران و دیگر شهرها برقرار شده است.

با این حال، رویترز می‌نویسد در پس این ظاهر وحدت، حمایت عمومی از جمهوری اسلامی به‌شدت تضعیف شده است. به نوشته این خبرگزاری، سال‌ها تحریم، بحران اقتصادی، تورم و سرکوب اعتراض‌ها موجب فرسایش اعتماد عمومی شده و بخش بزرگی از جامعه، به‌ویژه نسل جوان، دیگر احساس نزدیکی با آرمان‌های انقلاب ۱۳۵۷ ندارد.

blend.jpgخبرنامه گویا - انتشار نامه‌ای با امضای شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، کایلی مور-گیلبرت و شماری از پژوهشگران درباره سینا عضدی، با انتشار ویدیویی از شیرین سعیدی و موج تازه‌ای از پرسش‌ها درباره او همراه شده است.

ائتلاف "اتحاد علیه مدافعان رژیم اسلامی ایران" (AAIRIA) می‌گوید شیرین سعیدی بلافاصله پس از انتشار این نامه، ویدیویی منتشر کرد و از وکلای ایرانی خواست هرگونه اطلاعات «عمومی یا محرمانه» درباره شیرین عبادی و کایلی مور- گیلبرت را برای او ارسال کنند.

به گفته این ائتلاف، سعیدی در همین ویدیو کایلی مور- گیلبرت را «جاسوس» خوانده است؛ عنوانی که جمهوری اسلامی سال‌ها برای این پژوهشگر استرالیایی به کار می‌برد. مور- گیلبرت پس از شرکت در یک کنفرانس علمی در ایران بازداشت شد و بیش از دو سال در زندان‌های جمهوری اسلامی زندانی بود تا سرانجام در جریان مبادله زندانیان آزاد شد.

AAIRIA می‌گوید این ویدیو، در کنار سوابق اخیر سعیدی، به گفته این ائتلاف پرسش‌هایی درباره ارتباط احتمالی او با نهادهای جمهوری اسلامی مطرح کرده است. سعیدی که پیش‌تر مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه و دانشیار دانشگاه آرکانزاس بود، پس از جنجال بر سر فعالیت‌هایش در شبکه‌های اجتماعی و همچنین اتهام استفاده از سربرگ دانشگاه برای حمایت از یک مقام محکوم‌شده جمهوری اسلامی، از سمت خود برکنار شد. هیئت امنای دانشگاه در اردیبهشت ۱۴۰۵ (مه ۲۰۲۶) به اتفاق آرا اخراج او را تأیید کرد. همچنین، بر اساس گزارش‌های منتشرشده، پس از برکناری او بررسی‌هایی درباره برخی از آثار علمی و رساله دکترای وی آغاز شده است.

این ائتلاف در ادامه از سینا عضدی خواسته است توضیح دهد چرا با وجود انتقادهای گسترده نسبت به شیرین سعیدی، او را برای حضور در دانشگاه جورج واشنگتن دعوت کرده است. همچنین از او پرسیده شده آیا توصیف مور- گیلبرت به عنوان «جاسوس» را می‌پذیرد، از تلاش سعیدی برای جمع‌آوری اطلاعات درباره امضاکنندگان نامه اطلاع داشته یا از آن حمایت می‌کند و در غیر این صورت، آیا حاضر است این اقدام را به‌طور علنی محکوم کند.

در زمان انتشار این گزارش، دانشگاه جورج واشنگتن، سینا عضدی و شیرین سعیدی پاسخی عمومی به پرسش‌های مطرح‌شده از سوی AAIRIA و امضاکنندگان نامه منتشر نکرده‌اند.

rp.jpgرضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران در گفتگو با یورونیوز گفت که به باور او تنها برنده تفاهم‌نامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا، «رژیم ایران است» و از تمدید آتش‌بس «برای تجدید قوا و تسلیح مجدد استفاده خواهد کرد.» او با این حال تاکید کرد که «مردم ایران در نهایت جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد»

یورونیوز - تفاهم‌نامه پایان جنگ میان آمریکا و ایران در روز ۱۷ ژوئن در شرایطی امضا شد که سه ماه و نیم از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و کشته‌شدن علی خامنه‌ای، رهبر و تعدادی از مقامات ارشد ایران می‌گذشت.

این حملات حدود ۵۰ روز پس از سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه در ایران آغاز شد. این اعتراضات که در اوایل دی‌ماه و در پی تشدید بحران ارزی و سقوط ناگهانی ارزش پول ملی آغاز شده بود، پس از فراخوان‌های رضا پهلوی گسترش یافت. هزاران هزار معترض در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه (۸ و ۹ ژانویه) در سراسر ایران به خیابان‌ها آمدند و علیه حکومت جمهوری اسلامی شعار سر دادند. این اعتراضات گسترده با سرکوب خشن نیروهای امنیتی مواجه شد و هزاران کشته بر جای گذاشت.

دولت ایران تعداد کشته‌شدگان ایران اعتراضات را سه‌هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرد. سازمان حقوق بشری هرانا طی گزارش اعلام کرد که کشته‌شدن هفت هزار و هفت نفر را تایید کرده است. با این حال برخی برآوردهای غیررسمی شمار کشته‌شدگان را تا ۴۰ هزار نفر نیز تخمین زده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

رئیس‌جمهوری آمریکا در آن زمان از معترضان ایرانی خواست که به اعتراض ادامه دهند و «کنترل نهادهای خود را در دست گیرند.» او همچنین گفت که «کمک در راه است.»

IMG_6215.jpegقبل از ورود به اصل مطلب:
خوانندگان عزیز ف. م. سخن حتما مطلع هستند که جناب خداوند عالمیان از سال ها قبل در ارتباط مستقیم با ف. م. سخن می باشد و گفت و شنودها و دعوامرافعه های او با سخن، در سال های گذشته در اینترنت موجود است.

چند سالی بود که جناب خداوند تماس اش با سخن قطع شده بود تا پریشب زمانی که سخن خواب بود، در هامبورگ آسمون غرنبه ای شد که مسلمان نشنود کافر نبیند و سخن در حالی که از شدت صدای رعد از خواب پرید و از توی رختخواب جهید، خداوند عالمیان را در حالی که لیوانی ودکا با یخ در دست گرفته بود دید که بر کاناپه منزل سخن نشسته و همین طور زیر لب چیزهایی می گوید. کاملا معلوم بود که جناب خداوند خشمگین است و به همین جهت سخن زیاد به او نزدیک نشد تا خشم الهی کار دست اش ندهد.
سخن- قربان سلام عرض کردم. حال جناب عالی؟ کجا تشریف داشتید این مدت؟
خداوند- سلام و زهرمار. سلام و کوفت. سلام و درد بی درمان.
سخن- بله. خیلی ممنون. شما به من لطف دارید. مرحمت عالی پاینده.... راستی این ودکایی که دست تون ه، گورباچف ه. اگه بخواین مُسکووسکایا و اسمیرنف هم دارم.
خداوند- الاغ! پاچه خاری ممنوع! میذاری حواس ام رو جمع کنم ببینم چی میخوام بگم یا نه؟!
سخن (در حالی که با کف دست جلوی دهان اش را می گیرد سعی می کند ساکت بماند اما نمی تواند و با خنده می گوید)- قربان بازی تیم ملی رو ملاحظه کردید؟ خوب ری... به هیکلتون! هاهاها!
خداوند با ابروان در هم کشیده- این چه طرز صحبت کردن ه با من؟! خجالت نمی کشی؟! بگم عزر.....
سخن-نه قربان غلط کردم. نخواستم بی ادبی کنم. یاد داستان شعبون و پادشاه فقیدمون توو آبعلی افتادم. پادشاه رفته بودن آبعلی واسه اسکی شعبون هم در رکاب ایشون بودن، شاه اسکی می کرد و شعبون اون پایین ایشون رو تماشا می کرد و سگ لرز می زد. پادشاه همین طور اسکی کرد و اسکی کرد تا رسید پایین، یه ویراژ خفن داد و ترمز کرد و کلی برف و گِل پاشید روو شعبون. بعد از شعبون پرسید: چطور بود شعبون؟! اونم گفت: اعلیحضرتا! اون اول اش که شروع کردید عالی بود! آخرش اما حسابی ریدید به هیکل جان نثار! هاهاهاها!

22.jpgایران اینترنشنال - مراسم خانوادگی خداحافظی با پیکر زهرا حدادعادل، همسر مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، شامگاه چهارشنبه ۱۰ تیر برگزار شد. به گزارش رسانه‌های ایران، غلامعلی حدادعادل، پدر او، اعضای خانواده، شماری از همکاران و دوستانش در این مراسم که در فرهنگسرا برگزار شد، حضور داشتند اما همسرش، رهبری جمهوری اسلامی، غایب این مراسم بود.

زهرا حدادعادل در حمله مشترک آمریکا و اسرائیل در نهم اسفند، همراه با علی خامنه‌ای کشته شد.

این نخستین بار است که تابوت یکی از اعضای خانواده علی خامنه‌ای که در این حمله کشته شده، به نمایش عمومی گذاشته می‌شود.

فاکس‌نیوز: غیبت رهبران جهان در مراسم دفن خامنه‌ای نشانه انزوای جمهوری اسلامی است

شبکه فاکس‌نیوز در گزارشی نوشت غیبت رهبران و مقام‌های بلندپایه قدرت‌های بزرگ در مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنه‌ای، نشانه‌ای از انزوای روزافزون جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی است.

roozbeh.jpgدر کجای جهان، در قرن بیست و یکم، حکومتی برای روبه‌رو شدن با مردم بی‌دفاع، سلاح میدان جنگ را به خیابان می‌آورد؟

کدام دولت، اگر هنوز خود را دولت بداند و مردم را شهروند بشمارد، بر وانت و خودروی نظامی تیربار سنگین می‌نشاند و شهر را به صحنه رویارویی نظامی تبدیل می‌کند؟

وقتی در خیابان‌های یک کشور، در برابر معترضان، دوشکا دیده می‌شود، آیا هنوز می‌توان از «کنترل تجمع» سخن گفت؟ یا باید پذیرفت که حکومت، مردم خود را نه شهروند، بلکه دشمن داخلی می‌بیند؟

تصاویر منتشرشده، روایت‌های شاهدان و گزارش‌هایی که از برخی شهرهای ایران در روزهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ به بیرون رسید، برای بسیاری از ایرانیان تکان‌دهنده بود. مردم پیش‌تر در آبان ۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و ده‌ها اعتراض صنفی و مدنی دیده بودند که پاسخ جمهوری اسلامی به اعتراض، باتوم، زندان، گلوله، قطع اینترنت و اعدام است. اما حضور سلاحی مانند دوشکا در فضای شهری، سطح دیگری از سرکوب را آشکار کرد.

roshandel.jpgتأملی در نسبت حافظه تاریخی، مبارزه جمعی و وحدت ملی در ایران

در مطالعات ملت‌سازی و هویت ملی، پرچم صرفاً یک نماد گرافیکی یا نشان حکومتی تلقی نمی‌شود، بلکه بخشی از «سرمایه نمادین» یک ملت است؛ سرمایه‌ای که می‌تواند روایت مشترکی از گذشته، حال و آینده یک جامعه را در خود متبلور سازد. از همین رو، پژوهش‌های مربوط به دولت-ملت‌ها نشان می‌دهد که نمادهای ملی زمانی بیشترین ظرفیت انسجام‌بخشی را پیدا می‌کنند که محصول یک تجربه تاریخی مشترک، مبارزات جمعی و فرآیندهای فراگیر اجتماعی باشند، نه صرفاً نتیجه اراده یک حکومت، یک سلسله پادشاهی یا یک جریان سیاسی خاص.

drafsh.jpg

نمونه‌های متعددی در جهان این واقعیت را تأیید می‌کنند. پرچم هند به‌عنوان نماد مبارزه سراسری مردم این کشور علیه استعمار بریتانیا شکل گرفت و امروزه یکی از مهم‌ترین عناصر هویت ملی هندیان محسوب می‌شود. پرچم الجزایر نیز با جنبش استقلال‌طلبی و مبارزه مردم این کشور علیه استعمار فرانسه پیوند خورده است. پرچم ویتنام یادآور مقاومت طولانی مردم این کشور در برابر سلطه خارجی است و پرچم آفریقای جنوبی پس از پایان آپارتاید، به نماد آشتی ملی و وحدت میان گروه‌های مختلف قومی و نژادی تبدیل شد. در تمامی این نمونه‌ها، پرچم ملی نه صرفاً نشانه یک دولت، بلکه نماد یک تجربه تاریخی مشترک و مشارکت جمعی در ساختن سرنوشت ملی بوده است.

از منظر نظریه‌های هویت ملی، چنین نمادهایی به دلیل آنکه در حافظه تاریخی جامعه ریشه دارند، از مشروعیت اجتماعی گسترده‌تری برخوردار می‌شوند. شهروندان خود را در شکل‌گیری معنای آن سهیم می‌دانند و به همین دلیل، پرچم به عاملی برای همبستگی و انسجام ملی تبدیل می‌شود. در مقابل، نمادهایی که بیش از حد با یک حکومت، خاندان یا دوره سیاسی خاص گره خورده باشند، معمولاً در دوران گذارهای سیاسی با چالش مشروعیت و اختلاف‌نظر مواجه می‌شوند.

keramati.jpgقدرت، زمانی که آینده‌ای برای عرضه ندارد، گذشته را به نمایش می‌گذارد. حکومتی که دیگر قادر نیست امید تولید کند، ناچار است خاطره بسازد؛ حتی اگر آن خاطره، تشییع جنازه یک دیکتاتور باشد.

امروز سراسر ایران را تعطیل کرده‌اند؛ نه برای شادی مردم، نه برای آرامش جامعه، بلکه برای آنکه دوربین‌های حکومتی خیابان‌های پرجمعیت را ثبت کنند و به جهان بگویند که «رهبر محبوب» بدرقه شد. در حکومت‌های استبدادی، جمعیت همیشه بخشی از دکور صحنه است. هرچه بحران مشروعیت عمیق‌تر باشد، نیاز به تصویرسازی بیشتر می‌شود.

حکومتی که پس از سال‌ها سرکوب، فساد، شکست اقتصادی، انزوای بین‌المللی و جنگ، امروز با زخمی عمیق بر پیکره خود ایستاده، بیش از هر زمان دیگری به یک نمایش بزرگ احتیاج دارد. زیرا اقتدار واقعی را از دست داده است و تنها چیزی که برایش باقی مانده، تولید تصویر است.

مراسم تشییع جنازه، در اینجا دیگر یک آیین سوگواری نیست؛ یک عملیات رسانه‌ای است. اتوبوس‌ها، تعطیلی ادارات، تبلیغات شبانه‌روزی، شبکه‌های حکومتی و صدها ساعت پخش مستقیم، همگی در خدمت یک هدف قرار گرفته‌اند: القای این تصور که حکومت همچنان پشتوانه مردمی دارد.

اما مشروعیت را نمی‌توان با دوربین ساخت.

Shahla_abghari_2.jpgدر سال ١٤۰۰ مقاله ای با عنوان "آمار قتل های ناموسی در ایران بالا میرود چرا؟"( اخبار روز - دسامبر 2021 / شهلا عبقری ) نوشتم و در آن دلایل چندی را ذکر کردم ، حال پس از گذشت حدود چهار سال از آغاز جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی ( ژن، ژیان، آزادی) همچنان آمار قتل های ناموسی در گسترش است!

این سوال پیش می آید که تاثیر این جنبش انقلابی چگونه بوده است و چرا آمار قتل های ناموسی بیش از پیش در حال بالا رفتن است؟

جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی ( ژن، ژیان، ئازادی) در ۲۶ شهریور ١٤۰١ آغاز گشت. این جنبش توانست شکل پوشش اجباری را در کوچه و خیابان تغییر دهد و حتی میتوان گفت که پوشش اجباری به آن شکلی که هدف رژیم اسلامی بوده است را بکل از میان برده است . این جنبش، حقوق زنان، برابری جنسیتی و مقابله با تبعیض‌های سیستماتیک را به گفتمان محوری خواست های عمومی جامعه تبدیل کرد و توانست تغییرات موثری در فرهنگ مقاومت و مبارزه بوجود بیاورد.

در پروسه این جنبش، آگاهی زنان و دختران و جوانان بیش از پیش در مورد حقوق زنان بالا رفته است ، و دیگر زنان جامعه زیر بار تحقیرنمی‌روند. دختران جوان در مقابله با مردسالاری در خانه و خانواده و ارکان جامعه دلیرانه مبارزه می کنند و ترس و واهمه ای به خود راه نمی‌دهند.

دختران زیر بار حکم کردن پدر و برادر و همسر نمی روند و از هزینه دادن در این راه هراسی ندارند.

برخی از کنشگران و محققان حقوق زنان بر این باورند که این مورد خود یکی از مهمترین عوامل بالارفتن قتل های ناموسی است.

rsid.jpgهوشنگ رشدیه در کتاب «عبور از دو مناره؛ اسلام سیاسی، تمامیت‌خواهی و جستجوی آزادی در ایران معاصر» می‌کوشد به یکی از پرسش‌های بنیادین تاریخ معاصر ایران پاسخ دهد: چرا جامعه‌ای که بیش از یک قرن برای آزادی مبارزه کرده، بارها با شکل تازه‌ای از استبداد روبه‌رو شده است؟ خبرنامه گویا در ادامه، مروری بر مهم‌ترین محورهای این کتاب ارائه می‌کند و علاقه‌مندان می‌توانند در پایان این گزارش، از طریق لینک پیوست، متن کامل کتاب را مطالعه کنند.

نویسنده در پیشگفتار تأکید می‌کند که این اثر «نه محصول یک واقعه، بلکه حاصل سال‌ها اندیشیدن» به این پرسش است که چرا «انقلابی که با آرمان آزادی آغاز می‌شود، گاه در پایان، آزادی را نخستین قربانی خود می‌کند» و چگونه جنبش‌هایی که برای رهایی شکل می‌گیرند، گاه همان سازوکارهای قدرتی را بازتولید می‌کنند که روزی علیه آن برخاسته بودند.

رشدیه تصریح می‌کند این کتاب نه خاطره‌نگاری است و نه بیانیه سیاسی. به گفته او، «بیش از اشخاص، ساختارها موضوع بحث‌اند؛ بیش از نیت‌ها، پیامدها و بیش از شعارها، رفتارها.» او همچنین می‌نویسد: «آزادی، پیش از آنکه یک پیروزی سیاسی باشد، نوعی فرهنگ است؛ فرهنگ پذیرش دیگری، فرهنگ محدود کردن قدرت و فرهنگ پذیرفتن اینکه هیچ انسانی، هیچ حزبی و هیچ ایدئولوژی‌ای مالک حقیقت نیست.»

محور اصلی کتاب، بررسی نسبت دین و قدرت سیاسی است. نویسنده تأکید می‌کند: «هدف این کتاب، نفی ایمان یا باور دینی نیست.» بلکه موضوع آن «لحظه‌ای است که دین یا هر ایدئولوژی دیگری، از قلمرو وجدان فردی خارج می‌شود و به برنامه‌ای برای تصرف و انحصار قدرت سیاسی بدل می‌گردد.» از نگاه او، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی مؤمن‌تر است، بلکه این است که «چه کسی حق دارد حقیقت را برای دیگران تعریف کند.»

متن کامل کتاب «عبور از دو مناره؛ اسلام سیاسی، تمامیت‌خواهی و جستجوی آزادی در ایران معاصر» نوشته هوشنگ رشدیه را می‌توانید از طریق لینک زیر مطالعه کنید.

[لینک متن کامل کتاب]

parsa.jpgقسمت قسمت اول:« وسوسه ی پرواز»
مقدمه نویسنده

مهاجرت، در نگاه بسیاری، پلی است به سوی آزادی و آینده‌ای روشن. اما در دل همین آزادی، زخم‌هایی هست که کمتر درباره‌اش گفته می‌شود. زخم‌هایی که نه روی پوست، بلکه بر جان و دل می‌نشینند.

این داستان، «گم شدن در مهاجرت»، روایت زندگی هزاران انسانی است که از سرزمین‌های بسته و دربند دل می‌کنند، با امیدی روشن رهسپار دنیای تازه می‌شوند، اما در میانه‌ی راه می‌بینند آنچه به دست آورده‌اند، بهایی سنگین دارد: جدایی، تنهایی، گم‌کردن خانه و ریشه.

شاهرخ و پریچهر، شخصیت‌های این رمان، زاده‌ی تخیل نیستند؛ آن‌ها آینه‌ای از واقعیت‌اند. هرکدام از ما در چهره‌ی آن‌ها رگه‌ای از خود یا اطرافیانمان را خواهیم دید. عشقی که قربانی می‌شود، رؤیایی که به پشیمانی می‌انجامد، خانه‌ای که در آزادی ویران می‌گردد.

این رمان نه برای سرزنش است و نه برای ستایش. تنها می‌خواهد تصویری روشن از حقیقت تلخ مهاجرت به دست بدهد؛ حقیقتی که شاید کسی آن را بلند نگوید، اما بسیاری در سکوت تجربه‌اش کرده‌اند.

اگر روزی در جایی دور از وطن، کتاب را ورق زدید و میان کلمات، صدای خود یا اطرافیانتان را شنیدید، بدانید این روایت فقط قصه‌ی شاهرخ و پریچهر نیست؛ قصه‌ی ماست، قصه‌ی مهاجرانی که میان امید و غربت، خانه و آزادی، عشق و پشیمانی، گرفتار شدند.

«خانه ای که در آزادی ویران شد»

ساعت نزدیک غروب بود. آفتاب نیمه‌جان از پشت دیوارهای آجری محله قدیمی پایین می‌رفت و سایه‌ها را کش‌دار می‌کرد. شاهرخ کلید انداخت و وارد حیاط خانه شد؛ بوی نم خاکِ تازه آبیاری‌شده هنوز در هوا بود. مادرش روی تخت چوبی زیر درخت توت نشسته بود و سرفه‌های خشک پشت سر هم گلویش را می‌لرزاند. شاهرخ جلو رفت، دستی به شانه‌ی مادر کشید، پرسید:

ـ داروها رو خوردی مادر؟

مادر لبخند کم‌رنگی زد:

ـ آره پسرم... خدا خیرت بده.


دلش هر بار با دیدن ضعف مادر می‌لرزید. پدر هم چند قدم آن‌طرف‌تر، با تکیه به عصا آرام راه می‌رفت؛ پاهایش دیگر مثل گذشته توان نداشتند.

اما در دل شاهرخ، چیزی روشن می‌ماند: پریچهر. او همه‌ی خستگی‌هایش را با یک لبخند پریچهر فراموش می‌کرد. هشت سال بود با هم زیر یک سقف زندگی می‌کردند؛ روزهایشان پر از خنده‌های کوچک، سفرهای کوتاه شمال، و شب‌های دراز با گفت‌وگوهای صمیمی.

با این‌حال مدتی بود که پریچهر آرام و قرار نداشت. هر بار که به خانه می‌رسید، می‌دید او پشت پنجره ایستاده و به خیابان نگاه می‌کند، مثل پرنده‌ای که دلش پرواز می‌خواهد.

یک شب پریچهر بی‌مقدمه گفت:

ـ شاهرخ... من دیگه طاقت ندارم.

شاهرخ که تازه از سر کار برگشته بود و عرق از پیشانی‌اش پاک می‌کرد، جا خورد:

ـ طاقت چی رو؟

پریچهر به روسری تا نیمه افتاده روی شانه‌اش اشاره کرد:

ـ این زندگی. این دیوارا. این حجاب. این خفه‌گی. من دیگه نمی‌تونم...

شاهرخ به او خیره ماند. دلش می‌خواست بگوید: «من که هستم، مگر تو تنها هستی؟» اما نگاه سوزان پریچهر جواب را در دلش خشکاند.

از آن شب، ماجرای مهاجرت در زندگی‌شان سایه انداخت. پریچهر پیگیر شد؛ دوستانی که در خارج داشت، سایت‌ها، خبرها. شاهرخ در سکوت گوش می‌داد. هر بار دلش به مادر و پدر بیمار می‌رفت. با خودش می‌گفت: «من چطور می‌تونم این دو تا رو بذارم و برم؟» اما پریچهر با گریه می‌گفت:
ـ اگر اینجا بمونم، می‌میرم.

روزها گذشت. فشار حرف‌های او، دلتنگی‌هایش، و رویاهایی که هر شب تعریف می‌کرد، مثل موج آرام‌آرام شاهرخ را در خود فرو برد. سرانجام، یک روز به مادرش گفت:

ـ مادر... شاید مجبور بشم برم.

مادر نگاه طولانی به او انداخت. بغض کرده بود، اما فقط گفت:

dameshgh.jpgخبرنامه گویا - در ظاهر، خبر از آمادگی دمشق برای گفت‌وگو با حزب‌الله است؛ اما در پس این چرخش، برخی نشانه‌ها از الگویی حکایت دارد که شاید واشینگتن می‌خواهد به تهران نشان دهد: دولتی که سیاست خارجی خود را بر پایه منافع ملی، نه ایدئولوژی، تنظیم کند، می‌تواند جایگاه متفاوتی در معادلات منطقه‌ای و روابط با آمریکا به دست آورد. این گزارش، در کنار روایت تحولات سوریه، به این برداشت نیز دامن می‌زند که دولت جدید دمشق ممکن است به نمونه‌ای از این رویکرد عمل‌گرایانه تبدیل شده باشد

***

یورونیوز - در روزهایی که درگیری‌های اسرائیل و حزب‌الله در لبنان شدت بیشتری داشت و نگرانی‌ها درباره گسترش پیامدهای آن بر توافق مهم ایران و آمریکا سایه انداخته بود، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا ایده‌ای را مطرح کرد که برای بسیاری در منطقه غیرمنتظره بود.

اسعد شیبانی، وزیر امور خارجه سوریه روز پنج‌شنبه دوم ژوئیه (۱۱ تیر ۱۴۰۵) در جریان سفر به بیروت اعلام کرد که دمشق در صورت «اقتضای منافع» آماده دیدار با گروه لبنانی مورد حمایت ایران، یعنی حزب‌الله است.

این در حالی است که فرماندهان و شورشیان سابقی که اکنون قدرت را در سوریه در دست دارند، سال‌ها با گروه شیعی حزب‌الله درگیر بودند.

دفتر جوزف عون، رئیس جمهوری لبنان اعلام کرد که احمد شرع، رئیس جمهوری سوریه، به او اطمینان داده است دمشق در امور داخلی لبنان جانب هیچ طرفی را نخواهد گرفت. صفحه ریاست‌جمهوری لبنان در شبکه «ایکس» به نقل از آقای عون اعلام کرد: «لبنان به همان اندازه که دمشق به ثبات بیروت اهمیت می‌دهد، به ثبات سوریه نیز اهمیت می‌دهد.»

آقای عون از هماهنگی موجود میان دو کشور، به‌ویژه در زمینه‌های کنترل مرزها و جلوگیری از قاچاق افراد و سلاح و هر اقدامی که امنیت دو کشور را تهدید می‌کند، ابراز رضایت کرد و از تشکیل کمیته عالی میان دو کشور برای حفظ منافع مشترک استقبال کرد.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

به گزارش خبرگزاری رسمی لبنان، وزیر امور خارجه سوریه در این سفر با شماری از رهبران لبنان از جمله جوزف عون، رئیس‌جمهور، و نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان که متحد حزب‌الله محسوب می‌شود، دیدار کرد.

وزیر امور خارجه سوریه در پاسخ به پرسشی درباره احتمال دیدار با مسئولان حزب‌الله گفت: «اگر دیدار با حزب‌الله در راستای منافع باشد، ما نسبت به آن آغوش بازی داریم.» او در عین حال تاکید کرد که گفت‌وگوهایش با نبیه بری صرفا به توسعه روابط دوجانبه میان دو کشور محدود بوده و موضوع حزب‌الله در دستور کار نبوده است.

samaltman.jpgخبرنامه گویا - سم آلتمن، مدیرعامل اوپن‌ای‌آی، پیشنهادی کم‌سابقه مطرح کرده است: واگذاری بخشی از سهام غول‌های هوش مصنوعی به دولت آمریکا تا شهروندان نیز در ثروتی که این فناوری ایجاد می‌کند سهیم شوند. آلتمن که بارها نسبت به احتمال حذف میلیون‌ها شغل در اثر گسترش هوش مصنوعی هشدار داده، این طرح را راهی برای ایجاد نوعی موازنه اجتماعی، تقسیم بخشی از سود این صنعت با مردم و کاهش فشارهای سیاسی بر شرکت‌های هوش مصنوعی می‌داند

***

یورونیوز - سم التمن، مدیرعامل شرکت اوپن‌ای‌آی می‌خواهد سهمی به ارزش ده‌ها میلیارد دلار از این شرکت را به دولت آمریکا واگذار کند و از غول‌های دیگر سیلیکون‌ولی هم می‌خواهد همین کار را انجام دهند.

فایننشال تایمز روز پنجشنبه گزارش داد که اوپن‌ای‌آی به دولت آمریکا پیشنهاد داده ۵ درصد از سهام خود را واگذار کند؛ اقدامی که سازنده چت‌جی‌پی‌تی با آن تلاش می‌کند از شدت فشارهای سیاسی رو‌به‌افزایش در واشنگتن بکاهد.

این سهم حدود ۴۲.۶ میلیارد دلار (۳۷.۴ میلیارد یورو) ارزش خواهد داشت؛ رقمی قابل توجه حتی برای شرکتی ثروتمند مثل اوپن‌ای‌آی. این برآورد بر اساس ارزش ۸۵۲ میلیارد دلاری (۷۴۹ میلیارد یورویی) است که سرمایه‌گذاران تنها سه ماه پیش، هنگام جذب سرمایه جدید در ماه مارس، برای این شرکت تعیین کردند.

به‌نوشته این گزارش، سم آلتمن می‌خواهد دیگر بازیگران بزرگ هوش مصنوعی آمریکا، از جمله آنتروپیک، گوگل و متا، نیز ۵ درصد سهام خود را واگذار کنند تا در عمل، بخشی دولتی در کل صنعت هوش مصنوعی ایالات متحده شکل بگیرد.

ایران اینترنشنال - تصاویر ماهواره‌ای جدید از نطنز، فردو و اصفهان از استقرار خودروهای پشتیبانی، ایجاد موانع در ورودی برخی تونل‌های زیرزمینی و تغییرات دفاعی در اطراف این مراکز خبر می‌دهد؛ تحولاتی که هم‌زمان با افزایش تنش‌های لفظی میان جمهوری اسلامی و اسرائیل منتشر شده است.

به نوشته وب‌سایت‌ خبری جوئیش‌فید (JFeed) تصاویر ماهواره‌ای تازه با وضوح بالا که از سوی شبکه‌های بین‌المللی پایش منتشر شده‌اند، از تحرکات جدید در برخی از تاسیسات هسته‌ای ایران، از جمله نطنز، فردو و اصفهان، خبر می‌دهند. این تصاویر، به گفته تحلیلگران، نشانه‌هایی از فعالیت‌های لجستیکی و تغییرات دفاعی در اطراف تونل‌های زیرزمینی این مراکز را نشان می‌دهند.

sattlarge.jpgدر مجموعه تصاویر مربوط به تاسیسات هسته‌ای نطنز، نمایی نزدیک از ورودی تونل‌های واقع در اطراف کوه «کلنگ گزلا» منتشر شده است. تحلیلگران می‌گویند در ورودی غربی مجموعه اصلی تونل‌ها چندین خودروی حمل‌ونقل و پشتیبانی مستقر شده‌اند؛ موضوعی که به باور آنها می‌تواند بیانگر ادامه فعالیت‌های لجستیکی در بخش‌های زیرزمینی این مجموعه باشد.

تصاویر دیگری نیز از تاسیسات غنی‌سازی فردو منتشر شده که در آنها موانع فیزیکی تازه‌ای در مسیرهای اصلی منتهی به محدوده حفاظت‌شده دیده می‌شود. همچنین تصاویر مربوط به مجتمع هسته‌ای اصفهان و شبکه تونل‌های زیرزمینی اطراف آن، از ایجاد تغییرات مشابه در ساختارهای دفاعی این مجموعه حکایت دارد.

etemadi.jpgتغییر یک راهبرد، نه یک تاکتیک

ناصر اعتمادی

آیا تغییر ناگهانی سیاست آمریکا و همگرایی کم‌سابقه غرب در قبال جمهوری اسلامی صرفاً محصول ملاحظات جنگی و دیپلماتیک است، یا از ارزیابی تازه‌ای نسبت به ساختار قدرت در ایران سرچشمه می‌گیرد؟ این مقاله از این فرضیه دفاع می‌کند که پس از حذف علی خامنه‌ای، تمرکز راهبردی غرب ممکن است از «سرنگونی جمهوری اسلامی» به «دگرگونی موازنه قدرت در درون آن» منتقل شده باشد؛ تغییری که اگر واقعیت داشته باشد، پیامدهای مهمی برای آینده ایران و راهبرد نیروهای مخالف جمهوری اسلامی خواهد داشت.


امضای تفاهم‌نامه میان دولت دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی ایران واکنش‌های فراوانی برانگیخت. برخی آن را عقب‌نشینی واشنگتن خواندند، برخی شکست اسرائیل و پیروزی سیاسی جمهوری اسلامی و برخی دیگر پیروزی دیپلماسی. برای توضیح این چرخش نیز دلایل متعددی مطرح شده است: فشار افکار عمومی آمریکا، مخالفت پایگاه اجتماعی ترامپ با ادامه جنگ، هزینه‌های سنگین اقتصادی، نگرانی از گسترش درگیری و ملاحظات انتخاباتی.

بی‌تردید هیچ‌یک از این عوامل را نمی‌توان نادیده گرفت. اما به نظر می‌رسد مسئله‌ای بنیادی‌تر در حال وقوع است که کمتر مورد توجه قرار گرفته و شاید بتواند منطق واقعی تغییر رفتار آمریکا و، به دنبال آن، بخش مهمی از کشورهای غربی را توضیح دهد.

امضای تفاهم‌نامه با جمهوری اسلامی ایران توسط دونالد ترامپ در کاخ ورسای

هدف این نوشته دفاع از این سیاست یا مخالفت با آن نیست. بحث بر سر درستی یا نادرستی آن نیز نیست. مسئله صرفاً فهم تغییری است که ظاهراً در ارزیابی غرب از جمهوری اسلامی پدید آمده است. اگر چنین تغییری واقعاً رخ داده باشد، نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی نیز ناگزیرند آن را بشناسند؛ زیرا مستقیماً بر آینده آن‌ها و تحولات کشور اثر خواهد گذاشت.

alarabiya.jpgمنابع اختصاصی به «العربیه» گزارش دادند ایالات متحده با ارسال پیام‌های کاملاً روشن به تهران، مخالفت قاطع خود را با هرگونه تغییر در وضعیت موجود در تنگه هرمز ابراز داشته است.

واشینگتن هشدار داده است، تغییر شرایط در این آبراه استراتژیک، به معنای نقض صریح تفاهمات دوجانبه تلقی خواهد شد.

به گفته این منابع، پیام‌های اخیر آمریکا به ایران بسیار شفاف بوده و تأکید می‌کند هرگونه تنش‌آفرینی در تنگه هرمز، پیامدهای مستقیمی در پی خواهد داشت.

در همین راستا، واشینگتن تحرکات ایران در این آبراه را از نزدیک رصد کرده و رفتار تهران در تنگه هرمز را «آزمون نخست» برای سنجش میزان پایبندی آن به توافقات می‌داند.

منابع العربیه در پایان تصریح کردند هرگونه گشایش و پیشرفت در پرونده آزادسازی اموال مسدودشده ایران، به طور کامل مشروط به پایبندی عملی تهران به این تفاهمات است.

vahidi.jpg

جلسه ستاد تشییع جنازه علی خامنه‌ای، پنجشنبه ۱۱ تیر، با حضور محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، و احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، برگزار شد.

این اولین حضور عمومی وحیدی پس از ماه‌ها - در واقع، از دوره قبل از جنگ است

با وجود اعلام آتش‌بس، تدابیر امنیتی در سطوح عالی جمهوری اسلامی همچنان در بالاترین سطح قرار دارد و مقام‌های ارشد نظام به‌دلیل نگرانی از حملات هدفمند، حضورهای عمومی خود را به حداقل رسانده‌اند؛ موضوعی که در ماه‌های اخیر بارها مورد توجه رسانه‌ها و تحلیلگران قرار گرفته است.

01.jpg

در مجموع، این گزارش از نظر توصیف رویداد نسبتاً متوازن نوشته شده، اما از نظر ایجاد زمینه و ارائه تصویر کامل کامل و بی‌طرف نیست:

bbcchatgpt.jpgنقاط قوت

  • لحن گزارش عمدتاً خبری است و از واژه‌های ارزشی یا قضاوت‌آمیز استفاده نمی‌کند.
  • اسامی مقام‌هایی که حضور دارند را فهرست کرده و از اغراق درباره اهمیت آنها پرهیز کرده است.

آنچه گزارش کم‌رنگ یا حذف کرده است

مهم‌ترین ضعف گزارش این است که به همان اندازه که حضور افراد را برجسته می‌کند، درباره غیبت‌ها توضیح نمی‌دهد.

برای اینکه خواننده تصویر کامل‌تری داشته باشد، انتظار می‌رود به مواردی مانند این نیز اشاره شود:

  • هیچ رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر از قدرت‌های بزرگ مانند کشورهای اروپای غربی، ژاپن یا هند حضور ندارد.
  • روسیه (اگر واقعاً در سطح رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر نماینده‌ای اعزام نکرده باشد) در سطح عالی حضور ندارد و این از نظر خبری قابل توجه است.
  • چین نیز به جای رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر، معاون کنگره خلق را اعزام کرده که مقام مهمی است اما در بالاترین سطح رهبری چین قرار ندارد.
  • اکثر مهمانان خارجی معرفی‌شده، مقام‌هایی از کشورهای همسایه یا متحدان منطقه‌ای جمهوری اسلامی هستند.

بدون این زمینه، خواننده ممکن است تصور کند حضور خارجی بسیار گسترده‌تر یا در سطح بالاتری از آن چیزی است که واقعاً رخ داده است.

عبارت «ده‌ها کشور»

گزارش می‌گوید:

«انتظار می‌رود رهبران کشورها، روسای مجلس، وزرای خارجه ده‌ها کشور دیگر هم در این مراسم حاضر باشند.»

این جمله مبهم است. اگر منظور این است که نمایندگانی از ده‌ها کشور حضور دارند، بهتر است همین گفته شود. اما کنار هم قرار دادن «رهبران کشورها، رؤسای مجلس و وزرای خارجه ده‌ها کشور» بدون ذکر اسامی یا سطح نمایندگی، ممکن است برای مخاطب تصویری بزرگ‌تر از واقعیت ایجاد کند.

جمع‌بندی

نمی‌توان گفت گزارش جانبدارانه است، اما می‌توان گفت انتخاب اطلاعات باعث شده تصویر کامل دیپلماتیک مراسم به خواننده منتقل نشود.

عکسی از شهرام جزایری (فعال اقتصادی) به همراه همسرش در تجمعات شبانه تهران

خبرنامه گویا - شهرام جزایری؛ نامی که برای بسیاری از ایرانیان با یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های فساد اقتصادی جمهوری اسلامی، رشوه، نفوذ در ساختار قدرت و سال‌ها زندان گره خورده است. حالا انتشار تصویری از او در تجمعات شبانه حامیان حکومت، برای بسیاری یادآور این جمله قدیمی شده که در جمهوری اسلامی، بعضی چهره‌ها هرگز از صحنه کنار نمی‌روند؛ فقط جایگاهشان عوض می‌شود.

Untitled-4455.jpg

***

sol.jpgپس اظهارات محمد منظرپور؛ سالومه سیدنیا خواستار توضیح درباره یک پرونده قدیمی شد

خبرنامه گویا - در ادامه واکنش‌ها به اظهارات اخیر محمد منظرپور علیه سالومه سیدنیا، این روزنامه‌نگار با انتشار یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس، با استناد به یک گزارش قدیمی خبرگزاری آسوشیتدپرس، از محمد منظرپور خواست درباره ادعایی مربوط به نسبت خانوادگی با فردی به نام «علی‌اصغر منظرپور» توضیح دهد.

سیدنیا در ابتدای نوشته خود با اشاره به آنچه «حملات جنسی و پر از خشونت» از سوی محمد منظرپور توصیف کرد، نوشت این نخستین بار نیست که هدف چنین حملاتی قرار می‌گیرد و مدعی شد منظرپور پیش‌تر نیز در سال ۲۰۱۶ ویدیویی با «الفاظ رکیک» علیه او منتشر کرده بود.

او سپس به گزارشی از خبرگزاری آسوشیتدپرس در سال ۲۰۰۵ اشاره کرد که درباره کیفرخواست فدرال علیه فردی به نام «علی‌اصغر منظرپور» منتشر شده بود.

qb.jpgمحمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در گفتگوی با صداوسیما، اخبار مربوط به دسترسی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به سایت‌های بمباران‌شده ایران را رد کرد و گفت بر اساس قانون، هیچ‌گونه دسترسی به این مراکز داده نخواهد شد.

قالیباف همچنین اعلام کرد که در شرایط فعلی، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تنها مجاز به دسترسی به دو مرکز است: نیروگاه اتمی بوشهر و راکتور تحقیقاتی تهران. او افزود جمهوری اسلامی نسبت به همین میزان دسترسی نیز مطابق تعهدات خود عمل می‌کند، اما دسترسی به سایت‌هایی که در جریان حملات آسیب دیده‌اند، بر اساس قانون ممنوع است.

قالیباف با اشاره به مصوبه مجلس و تصمیم شورای عالی امنیت ملی تاکید کرد که چارچوب همکاری با آژانس به‌طور کامل در قانون مشخص شده و هیچ امتیازی فراتر از آن به این نهاد بین‌المللی داده نمی‌شود. به گفته او، تعیین سطح و حدود دسترسی‌ها صرفا در اختیار شورای عالی امنیت ملی است و تمامی اقدامات در همین چارچوب انجام می‌شود.

این اظهارات در بخشی از گفتگوی تلویزیونی قالیباف مطرح شد که پخش آن شب گذشته به‌طور ناگهانی متوقف شده بود. قطع این برنامه با اعتراض مرکز رسانه‌ای مجلس همراه شد و این نهاد اعلام کرد بخش‌هایی از مصاحبه، از جمله توضیحات درباره بازرسی‌های آژانس، پیش از پخش بدون هماهنگی حذف شده است. صداوسیما در پاسخ اعلام کرد که این بخش‌ها مطابق برنامه در قسمت دوم گفتگو پخش خواهد شد و اظهارات تازه قالیباف نیز در همین بخش دوم مطرح شده است.

jonatkhah.jpgخبرنامه گویا - محمدعلی جنت‌خواه در کانال تلگرام خود با اشاره به تحلیل‌هایی که سال گذشته منتشر کرده بود، نوشت پس از آغاز مذاکرات میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین، پیش‌بینی کرده بود که در صورت بی‌نتیجه ماندن این گفت‌وگوها، فشارها بر زیرساخت‌های انرژی روسیه افزایش خواهد یافت.

او مدعی شد در آن زمان بسیاری از این ارزیابی را نپذیرفته و از مذاکره ترامپ با پوتین انتقاد می‌کردند، اما به باور او، این مذاکرات مقدمه مرحله‌ای تازه از فشار بر صنایع نفت، گاز و پتروشیمی روسیه بود.

جنت‌خواه همچنین به دیدار پرحاشیه دونالد ترامپ و ولودیمیر زلنسکی اشاره کرد و نوشت ترامپ در آن دیدار به زلنسکی گفته بود بدون حمایت آمریکا «کارتی برای بازی» ندارد. به نوشته او، پس از آن دیدار، همکاری میان واشینگتن و کی‌یف وارد مرحله تازه‌ای شد.

او در ادامه مدعی شد که از نگاه ترامپ، مذاکره صرفاً ابزاری برای رسیدن به توافق نیست، بلکه نوعی «اتمام حجت» با طرف مقابل محسوب می‌شود؛ رویکردی که در صورت بی‌نتیجه ماندن گفت‌وگوها، زمینه را برای اعمال فشارهای بیشتر فراهم می‌کند.

جنت‌خواه در پایان نیز مدعی شد که روسیه اکنون برای تأمین بخشی از نیازهای سوخت خود به واردات بنزین از هند و برخی کشورهای دیگر روی آورده است.

نوشته کامل محمدعلی جنت‌خواه در تلگرام:

hassanzadeh.jpgایندیپندنت فارسی - حسن حسن‌زاده،‌ فرماند سپاه محمد رسول‌‌الله تهران سه‌شنبه نهم تیرماه به خبرگزاری فارس گفت خودروی مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی به شکل «ضریح امام رضا» طراحی شده و به زودی آماده می‌شود.

با توجه به اینکه از زمان کشته شدن علی خامنه‌ای در موج اول حملات آمریکا و اسرائیل در روز نهم اسفند چهار ماه می‌گذرد، گمانه‌زنی‌ها درباره چگونگی نگهداری از جسد رهبر پیشین نظام ادامه دارد. ایمان عطارزاده، سخنگوی ستاد تشییع خامنه‌ای سه‌شنبه شب گفت که «جسد در شرایط «خوب و شرعی» نگهداری شده» و به ودیعه گذاشتن، به معنای دفن موقت برای دفن دائم بعدی آن را، تکذیب کرد.

با این حال، اعلام خبر ساخت خودرو به شکل حرم امام رضا، به گمانه‌زنی‌ها درباره دیده نشدن و پنهان بودن «جسد» رهبر پیشین جمهوری اسلامی، دامن زده است.

***

arqbanner.jpg

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه دهم تیرماه با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که «مفاد تفاهم‌نامه اسلام‌آباد روشن و برای همه علنی است.» او افزود دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، متعهد شده است که «حیوانات خانگی» خود در تل‌آویو را «پوزه‌بند بزند».

عراقچی همچنین نوشت: «اگر آن‌ها از ارباب خود سرپیچی کنند، ایران آن‌ها را ادب خواهد کرد.» او در پایان هشدار داد: «هرگونه تهدید علیه مردم و رهبری ما با پاسخی فوری و قدرتمند روبه‌رو خواهد شد.»

arrrchi.jpgایندیپندنت فارسی - این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، ساعاتی پیش در گفتگو با رسانه‌های اسرائیلی گفته بود: مجتبی خامنه‌ای «برای مرگ علامت‌گذاری شده است».

وزیر دفاع اسرائیل همچنین با توصیف ایران به عنوان «تاجران ماهر» و دریافت امتیاز از طرف مقابل تاکید کرد: «اسرائیل اجازه نخواهد داد تهران به سلاح هسته‌ای دست یابد، اگر این هدف از طریق یک توافق محقق شود، چه بهتر.»

kharaian.jpgایران‌اینترنشنال - اظهارات مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده «احیای سیاست» و از چهره‌های رسانه‌ای نزدیک به ساختار حاکمیت، درباره این‌که «جمهوری اسلامی در حال پیگیری انحلال سیستماتیک سپاه از داخل است»، پرسشی غیرمنتظره را پیش کشیده است: آیا تهران در حال آماده‌سازی برای بازآفرینی یکی از اصلی‌ترین ستون‌های قدرت خود است؟

چنین ایده‌ای تا همین چند ماه پیش تقریبا غیرقابل تصور به نظر می‌رسید. اما طرح آن از سوی چهره‌ای در داخل ایران، این احتمال را مطرح کرده که دست‌کم بخشی از ساختار قدرت در تهران، به فکر بازنگری در شکل و جایگاه سپاه پاسداران افتاده است.

با این حال، کارشناسانی که با ایران‌اینترنشنال گفت‌وگو کرده‌اند، می‌گویند مساله اصلی نه حذف سپاه، بلکه ماهیت چیزی است که ممکن است جایگزین آن شود؛ یا حتی این‌که آیا اساسا قرار است چیزی جز یک تغییر نام و بازآرایی ظاهری رخ دهد.

شهرام خُلدی، تاریخ‌دان، می‌گوید انحلال سپاه بسیار پیچیده‌تر از حذف یک نهاد نظامی است. او یادآوری می‌کند که نام این نهاد «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» است، نه سپاه پاسداران ایران؛ و اصل ۱۵۰ قانون اساسی نیز آن را نهادی برای «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» معرفی می‌کند.

به گفته خُلدی، همین جایگاه ایدئولوژیک، انحلال کامل سپاه را بسیار بعید می‌کند. او معتقد است حاکمیت ممکن است شکل سپاه را تغییر دهد، اما ماهیت آن را حفظ کند: یک الیگارشی نظامی که در پوشش حکومت دینی عمل می‌کند.

regime.jpgایران اینترنشنال - بر اساس روایت کتاب «تغییر حکومت» که به تازگی منتشر شده است، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، حتی زمانی که برنامه‌ریزی برای حمله به حکومت ایران جریان داشت، همچنان در پی دستیابی به توافقی هسته‌ای با تهران بود.

این موضوع در کتابی با عنوان Regime Change مطرح شده که با جزییات روایت می‌کند چگونه مسیر دیپلماسی در نهایت به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی انجامید.

این کتاب که هفته جاری منتشر شده، ترامپ را رییس‌جمهوری توصیف می‌کند که تا آستانه آغاز عملیات همچنان معتقد بود دستیابی به راه‌حلی دیپلماتیک امکان‌پذیر است.

اما با متوقف شدن مذاکرات، او به‌تدریج به این نتیجه رسید که حکومت ایران در موقعیت آسیب‌پذیری قرار دارد.

جاناتان سوان و مگی هابرمن، نویسندگان کتاب، نوشتند ترامپ بارها به مشاورانش گفته بود «احساس خوبی» نسبت به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی دارد و می‌خواهد «حکومت را از بین ببرد و بعدا درباره جزییات تصمیم بگیرد».

این کتاب که بر پایه گفت‌وگو با مقام‌های ارشد دولت آمریکا نوشته شده، روند بحث‌های کاخ سفید درباره دیپلماسی، تغییر حکومت ایران و اقدام نظامی را بازسازی می‌کند؛ از جمله ارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) مبنی بر اینکه اگر ایالات متحده تصمیم به هدف قرار دادن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بگیرد، احتمال موفقیت این عملیات بالا است.

etemadi.jpgسخن گفتن در یاد علی شاکری‌زند آسان نیست. نه فقط به این دلیل که دوستی را از دست داده‌ایم، بلکه به این دلیل که با رفتن او، یکی از واپسین نمایندگان نسلی را بدرقه می‌کنیم که تقریباً همه زندگی خود را وقف آزادی، استقلال، حکومت قانون و سربلندی ایران کرد.

در سال‌های فعالیت روزنامه‌نگاری‌ام بارها فرصت گفتگو و مصاحبه با علی شاکری‌زند را داشتم. این گفتگوها، که در آغاز بخشی از کار حرفه‌ای من بود، به تدریج به دوستی و شناختی عمیق‌تر از شخصیت و اندیشه او انجامید. اگر امروز بخواهم از میان همه آنچه از او در ذهنم باقی مانده است تنها یک ویژگی را برجسته کنم، خواهم گفت که علی شاکری‌زند از آن انسان‌هایی بود که در همان نخستین دیدار، دو احساس را در مخاطب خود برمی‌انگیخت: احترام و اعتماد.

pic.jpg

این احترام صرفاً از سابقه مبارزاتی یا جایگاه سیاسی او ناشی نمی‌شد، بلکه از منش او برمی‌خاست؛ از آرامش، وقار، فروتنی و صداقتی که در رفتار و گفتارش آشکار بود. اعتماد نیز از این احساس سرچشمه می‌گرفت که با انسانی روبرو هستید که میان آنچه می‌اندیشد، آنچه می‌گوید و آنچه انجام می‌دهد، فاصله‌ای وجود ندارد. علی شاکری زند حقیقتاً با خود یگانه بود.

در حقیقت، هرچه آشنایی با او بیشتر می‌شد، این احترام و اعتماد نیز عمیق‌تر می‌گشت. گفتگو با علی شاکری‌زند انسان را وادار می‌کرد که با دقت بیشتری سخن بگوید و در داوری درباره دیگران، به‌ویژه مخالفان سیاسی، شتاب‌زده نباشد. او معتقد بود که اختلاف نظر، هر اندازه هم عمیق باشد، نباید جای انصاف را بگیرد. هرگز ندیدم که صراحت را با بی‌انصافی درآمیزد. نقدهای او همیشه بسیار صریح بود، اما هیچ‌گاه از مرز عدالت در داوری عبور نمی‌کرد. میان نقد اندیشه‌ها و داوری درباره اشخاص تفاوت قائل بود و همین ویژگی به سخن او اعتبار می‌بخشید.

خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی تصاویری از کشتی کانتینربری منتشر کرد که پیش‌تر اعلام کرده بود پس از عبور از مسیری خارج از مسیر تعیین‌شده از سوی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، به گل نشسته است.

shiplarge.jpgدر این گزارش، یک مسئول به صدا و سیما گفت: «چون این کشتی از مسیری که برای آن هماهنگ نشده و امکان عبور از آن را نداشته، حرکت کرده است، نمی‌توانیم برایش کاری انجام دهیم.»

در تصاویر منتشرشده، یک یدک‌کش در کنار این کشتی دیده می‌شود که به نظر می‌رسد در حال تلاش برای کمک به آن است.

شرکت تانکرترکرز که نفتکش‌ها را در آب‌های بین‌المللی ردیابی می‌کند، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اگر این کشتی فقط ۱۰ متر داخل آب فرو می‌رود، چطور در جایی که عمق آب ۳۵ تا ۵۰ متر است به گل نشسته؟»

tweet.jpg

arab.jpgنوشتن در رسانه‌های جمعی همواره میان دو قطب در حرکت است: خواست مخاطب و نیاز جامعه. از یک سو، طبیعی است که مخاطبان علاقه‌مند باشند مطالبی را بخوانند، بشنوند و ببینند که با باورها، نگرش‌ها و خواسته‌های آنان همخوانی دارد. انسان‌ها معمولاً با دیدگاه‌هایی احساس نزدیکی بیشتری می‌کنند که تأییدکننده برداشت‌های قبلی آنها باشد. اما وظیفه رسانه و نویسنده تنها بازتاب دادن خواسته‌های مخاطب نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت آن‌ها بیان واقعیت‌هایی است که شاید همیشه خوشایند نباشد.

پرسش اصلی اینجاست: مرز میان جلب رضایت مخاطب و وفاداری به واقعیت کجاست؟ چگونه می‌توان یادداشتی نوشت که هم خواننده را به فکر وادارد و هم از مسیر واقعیت فاصله نگیرد؟ رسانه‌ای که تنها به دنبال خشنود کردن مخاطبان خود باشد، ممکن است به تدریج از نقش روشنگرانه خود فاصله بگیرد و تبدیل به بازتاب‌دهنده احساسات و انتظارات موجود شود.

mf.jpg* روزبه پارسی (ابن مقفّع) برجسته ترین حافظِ حافظۀ ملّی و تاریخی ایرانیان پیش از فردوسی بود.

* «تعریب»(عربی گرداندنِ نام های ایرانی) باعثِ هویّت زدائی از شخصیّت های تاریخ ایران شده است. ما قرن ها است که از شناختِ نام و نشانِ واقعیِ بسیاری از فرزانگان تاریخ و فرهنگ ایران، محروم مانده ایم.

* وجود ده ها «تاج نامه» نشانۀ تداوم خاطرۀ شهریاریِ ساسانی پس از اسلام است.

amflrg.jpg

اشاره:

تاریخ دگراندیشی در ایرانِ پس از اسلام -متأسفانه-هنوز تدوین نشده و آنچه در این باره بیش از همه مفقود و مسکوت مانده دو نکتۀ اساسی است:

۱-بخاطر سُلطه شریعت و شریعتمداران این دگراندیشی ها در هاله ای از عرفان و اسلام ابراز شده اند، لذا،در بررسی تاریخ اندیشه در این عصر توجه به «قاب ها و نقاب های اندیشه »بسیار ضروری است.

۲- یکی از تغییرات اساسی پس از حملۀ تازیان،«تعریب»(عربی گردانی) نام -های ایرانی بود.در واقع پس از استیلای اعراب و اسلام نام و نسَب ایرانیان-به اجبار- تغییر کرد و هر یک به «وِلا» یا سرپرستی این یا آن قبیلۀ عربی درآمدند ۱

در همین راستا، فقدان حرف«گ»در زبان عربی باعث شده تا نام ابوسعید گناوه ای رهبر قیام مهم قرمطیان در سدۀ سوم/نهم تبدیل به «ابو سعید جنّابی» گردد.این تحریف و تعریب حتّی در مهم ترین پژوهش های مربوط به قرمطیان راه یافته است!

یا امام زمان! گیله‌مرد

| No Comments

Gileh_Mard.jpgمانده‌ایم حیران که خدایا! پروردگارا! بارالها! اگر فردا پس‌فردا بلایی سرمان آمد و خواستیم دست به دامان امام زمان بشویم، باید یقه کدام امام غایب را بچسبیم؟

حضرت حجت بن الحسن العسکری (عجل‌الله تعالی فرجه)؟

حضرت آقا مجتبای مرحومِ مرحول؟

یا حضرت امام زمان سبیلو، آقای مسعود رجوی (رحمت‌الله علیه)!؟

خوب شد مسیحی و زرتشتی نیستیم، وگرنه باید چشم‌به‌راه مسیحای موعود و سوشیانت هم می‌بودیم!

Hanif_Heidarnejad.jpgشنبه‌شب ۶ تیرماه ۱۴۰۵ / ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶، فهیمه خضر حیدری در برنامه «عمق میدان» در صدای آمریکا با مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، گفتگو داشت. در اینجا ببینید!

پرسش‌ها چالشی اما یک جهته و از نظر من هدفمند بود. او می‌توانست در این برنامه ۶۰ دقیقه‌ای پرسش‌های بسیار دیگری نیز مطرح کند، اما بیش از دو سوم زمان برنامه بر این موضوع متمرکز بود که چرا حزب دمکرات کردستان ایران عملیات مسلحانه نمی‌کند؟ واضح است که این پرسشی مرتبط با استراتژی این حزب است. مصطفی هجری هم با شفافیت به آن پاسخ داد و به بیان‌های مختلف نیز آن را تکرار کرد.

فشرده پاسخ مصطفی هجری به پرسش های مکرر در این مورد:

«ما الان بیشتر اهمیت می‌دهیم به مبارزه سیاسی. ولی نیروهای مسلح ما الان از رهبری حزب و مراکز حزب در کردستان عراق حفاظت می‌کنند. اما اگر سیاست حزب ایجاب کند، برای مقاصد دیگر هم از آن استفاده خواهد شد. ... مسئله این نیست که آیا امروز از سلاح استفاده می‌کنیم یا نمی‌کنیم، مسئله این است که از همه اشکال مبارزه که بتواند جنبش کُرد در کردستان ایران را پیش ببرد، از آن [روش‌ها] استفاده می‌کنیم.»

خضر حیدری: «یعنی مبارزه مسلحانه را کنار گذاشتید و دیگر در دستور کار شما نیست؟»

هجری: «نه! نه اینکه دیگر در دستور کار ما نیست، بلکه بسته به موقعیت سیاسی و تأثیرگذاری‌اش از آن استفاده می‌کنیم.»

zamani.jpgسال‌ها فعالیت سیاسی، حضور در میان نیروهای مختلف اپوزیسیون و تجربه فراز و نشیب‌های مبارزه برای آزادی، مرا به این جمع‌بندی رسانده است که آلترناتیو واقعی جمهوری اسلامی نه یک دولت خارجی و نه یک قدرت بین‌المللی، بلکه مردم ایران هستند.

بزرگ‌ترین اشتباه هر جنبش آزادی‌خواه آن است که سرنوشت خود را به تصمیم دیگران گره بزند. تاریخ نشان داده است که دولت‌ها، فارغ از شعارها و مواضع اعلامی خود، سیاست خارجی را بر اساس منافع ملی، امنیت و ملاحظات ژئوپلیتیکی تنظیم می‌کنند. از این رو، نباید انتظار داشت که اولویت اصلی آنان، ساختن یک ایران آزاد، دموکراتیک و پیشرو باشد.

در سال‌های گذشته، بسیاری امیدوار بودند که تغییر در سیاست قدرت‌های جهانی بتواند مسیر تحولات ایران را دگرگون کند. اما تجربه نشان داده است که رویکرد بسیاری از کشورها بیش از آنکه بر حمایت از یک گذار بنیادین استوار باشد، بر مدیریت بحران، مهار جمهوری اسلامی و جلوگیری از بی‌ثباتی گسترده در منطقه متمرکز بوده است.

sina.jpgگروهی از کارشناسان برجسته در امور جمهوری اسلامی، از جمله شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی و برنده جایزه صلح نوبل، هفته گذشته با انتشار نامه‌ای علنی خطاب به دانشگاه جرج واشنگتن، خواستار انجام تحقیقات درباره سینا عضدی، استاد این دانشگاه، شدند. استادی که به جانبداری از رژیم جمهوری اسلامی ایران متهم شده است

نهاد «اتحاد علیه مدافعان رژیم اسلامی ایران» مستقر در ایالات متحده بطور انحصاری این نامه را دریافت و در وب‌سایت رسمی خود منتشر کرده است

نوشته: بنجامین وینتال
ترجمه و تنظیم: کیهان لندن

کارشناسان امور ایران می‌گویند اتهامات تکان‌‌دهنده‌ای که علیه سینا عضدی مطرح شده، پرسش‌های جدی درباره صلاحیت او برای فعالیت‌های دانشگاهی در زمینه برنامه غیرقانونی تسلیحات هسته‌ای جمهوری اسلامی و نیز جنایت‌های این رژیم علیه بشریت را به‌وجود آورده است.

سینا عضدی، استادیار سیاست خاورمیانه و مدیر برنامه کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جرج واشنگتن، به‌ تازگی کتابی جنجال‌‌برانگیز با عنوان «ایران و بمب: ایالات متحده، ایران و مسئله هسته‌ای» منتشر کرده است.

بر مبنای این نامه، سینا عضدی از سرکوب شهروندان از سوی جمهوری اسلامی دفاع کرده است. او در گفتگویی با بخش فارسی بی‌‌بی‌سی در سال ۲۰۱۹ گفته بود: «دولت‌ها حق دارند علیه شهروندان خود از قوه قهریه استفاده کنند، چه در آمریکا و چه در ایران.»

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

دولت ایالات متحده، جمهوری اسلامی ایران را در زمره دولت‌های حامی تروریسم قرار داده است.

کارشناسان امور ایران در این نامه نوشته‌اند: «عضدی چنین القا کرده است که حکومت‌ها در برابر آنچه تهدید تلقی می‌کنند، بطور معمول با به‌کارگیری نیروی مرگبار علیه معترضان واکنش نشان می‌دهند. چنین اظهاراتی خطر عادی جلوه‌دادن سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات مدنی را در پی دارد و صدای شهروندان ایرانی را که به‌صورت مسالمت‌آمیز برای آزادی و حقوق سیاسی خود به اعتراض برخاسته‌اند، تضعیف می‌کند. تحلیل دانشگاهی باید روشنگر چنین سوءاستفاده‌ها و نقض حقوقی باشد، نه آنکه برای آنها توجیه بتراشد.»

ms.jpgمحسن سازگارا به یورونیوز: اگر «آقا مجتبی» راه پدرش را برود، بر او همان می‌رود که بر پدرش رفت

محسن سازگارا، فعال سیاسی در مصاحبه با یورونیوز آتش‌بس میان ایران و آمریکا را «لرزان» دانست و گفت که اگر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران راه پدرش را برود «بر او همان می‌رود که بر پدرش رفت».

یک هفته پس از امضای تفاهم‌نامه ورسای از سوی رؤسای جمهور ایران و آمریکا، آتش‌بس بین دو کشور نقض شد. ایالات متحده در ۲۶ ژوئن (۵ تیر) به بندر سیریک حمله کرد و این اقدام را پاسخی به حملهٔ ایران به یک کشتی باری (با پرچم سنگاپور) در روز ۲۵ ژوئن دانست. جمهوری اسلامی ایران نیز در واکنش به این اقدام، به چند زیرساخت و پایگاه نظامی آمریکا در کشورهای منطقه حمله کرد و این زد و خورد نظامی تا روز هفتم تیر (۲۸ ژوئن) ادامه داشت. در میانهٔ این درگیری نظامی، ۶۳ عضو مجلس خبرگان ایران نیز بیانیه‌ای منتشر کردند که بازگشایی تنگهٔ هرمز با توجه به ادامهٔ حملات اسرائیل به لبنان را «خطایی راهبردی» و دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را مهدورالدم دانستند. یورونیوز در گفت‌وگو با محسن سازگارا، فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل ایران، وضعیت پرتنش فعلی بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده را از زوایای مختلف بررسی کرده است. متن این گفت‌وگو پیش روی شما است.

در حالی که به نظر می‌رسید دونالد ترامپ و معاونش به شدت مشتاق توافق با ایرانند، اخیراً دور تازه‌ای از درگیری نظامی در سواحل جنوبی ایران آغاز شد و جمهوری اسلامی مجدداً به چند کشور منطقه موشک شلیک کرد. آیا نقض آتش‌بس از سوی جمهوری اسلامی، زیر سر مخالفان توافق با آمریکا و ناشی از حاکمیت چندگانه در ایران است؟

ایران البته حمله به آن کشتی را گردن نگرفت ولی آمریکا آن اقدام را کار ایران دانست و به سیریک حمله کرد و ایران هم پایگاه‌های آمریکا را زد. این وضع نشان می‌دهد که آتش‌بس لرزان است؛ به‌خصوص اینکه چند معضل دارد که یکی از آن‌ها مسئلهٔ اسرائیل و لبنان است. آقای نتانیاهو هم دائماً تکرار می‌کند که در لبنان یک وجب هم عقب نخواهد رفت. معضل‌های دیگر آتش‌بس، مسئلهٔ پول‌های بلوکه‌شدهٔ ایران و نیز چنددستگی در ایران و واشنگتن و فشار زیاد بر آقای ترامپ بر سر امضای تفاهم‌نامه با ایران است. مجموع این عوامل، آتش‌بس را بسیار لرزان کرده و به همین دلیل هم در توافقی که در سوئیس شده، یک کمیسیون از سه کمیسیونِ درنظرگرفته‌شده، به مدیریت این تنش‌ها اختصاص دارد که پاکستان و قطر هم در این کمیسیون هستند.

moji.jpgاز «بعثت مردم» تا «تمدن نوین اسلامی»؛ کلیدواژه‌هایی برای فهم خط فکری مجتبی خامنه‌ای

خلاصه مقاله مهدی بیگی برای ایران اینترنشنال

از ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که مجلس خبرگان رهبری مجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرد، حدود ۲۰ پیام و نوشته از او منتشر شده است.

بخشی از این پیام‌ها، مانند پیام‌های تسلیت یا مناسبت‌های رسمی، جنبه تشریفاتی دارند، اما دست‌کم ۱۰ پیام، تصویری روشن از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک او ارائه می‌کنند؛ از ارتش، مجلس و زبان فارسی گرفته تا حج، غدیر، خلیج فارس، توافق با آمریکا و جبهه مقاومت.

در میان همه این موضوع‌ها، یک واژه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند: «بعثت».

در نگاه نخست، بعثت شاید صرفاً اصطلاحی مذهبی به نظر برسد، اما تکرار آن در پیام‌های مختلف نشان می‌دهد این واژه در ادبیات مجتبی خامنه‌ای، تنها یک تعبیر دینی نیست، بلکه می‌تواند یکی از کلیدهای فهم نگاه او به مردم، حکومت و آینده جمهوری اسلامی باشد.

دزدی از یک جراح زیبایی

| No Comments

commies.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ در سخنرانی آغاز جشن‌های روز استقلال آمریکا در کوه راشمور، نسبت به آنچه «احیای تهدید کمونیسم» در آمریکا خواند هشدار داد.

او گفت: «اکنون شاهد احیای تهدید کمونیسم در کشورمان هستیم؛ از جمله از سوی تازه‌واردانی که وارد آمریکا شده‌اند و از ایده‌هایی حمایت می‌کنند که کاملا با شیوه زندگی و موفقیت بزرگ ما در تضاد است.»

ترامپ همچنین کمونیسم را «تهدیدی مرگبار برای آزادی آمریکا» خواند و آن را هم‌تراز حملات ۱۱ سپتامبر، «دشمن قانون اساسی»، «دشمن چهارم ژوییه ۱۷۷۶» و به طور کلی «دشمن» توصیف کرد.

این سخنرانی نخستین حضور عمومی او در مراسم روز استقلال پس از پایان جنگ با حکومت ایران بود و برخلاف هفته‌های اخیر، هیچ اشاره‌ای به ایران یا مذاکرات تهران و واشینگتن نداشت.

***

kalameh.jpgاقدام حیرت‌انگیز و بی‌سابقه صداوسیما (شبکه خبر) در قطع ناگهانی گفت‌وگوی محمدباقر قالیباف، واکنش‌های گسترده‌ای را به همراه داشته است و پرده از شکاف عمیق میان لایه‌های واقع‌گرای ساختار سیاسی و جریان رادیکال حاکم بر سازمان صداوسیما برمی‌دارد.

این مصاحبه که بیش از دو ساعت پیش از پخش، به‌صورت کامل و ضبط‌شده تحویل مقامات صداوسیما شده بود، به شکلی ناشیانه و بدون هیچ‌گونه هماهنگی از میانه متوقف شد و دست‌کم ۲۰ دقیقه از مهم‌ترین سخنان رئیس مجلس توقیف و سانسور شد.

محتوای سانسورشده چه بود؟

سخنان حذف‌شده قالیباف حاوی نکات بسیار حساس دیپلماتیک، اقتصادی و انتقادهای تند داخلی بود.

آزادسازی اموال بلوکه‌شده و مجوز اوفک: برنامه دقیقاً در لحظه‌ای قطع شد که قالیباف، به‌عنوان رئیس تیم مذاکره‌کننده، در حال کالبدشکافی نحوه انتقال ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران در کره جنوبی به قطر (برای مصارف بشردوستانه مانند غذا و دارو) و افشاگری درباره توافق ناکام دولت ابراهیم رئیسی با آمریکا در این زمینه بود. او با دفاع از صادرات نفت با مجوز اوفک (OFAC)، آن را سند شکست آمریکا و نشانه قدرت جمهوری اسلامی دانست و از کسانی که این واقعیت‌های دیپلماتیک را کتمان می‌کنند، انتقاد کرد.

masdood.jpgایران اینترنشنال - یک مقام دولت آمریکا به نیویورک‌پست گفت جمهوری اسلامی تاکنون هیچ مبلغی از شش میلیارد دلار دارایی‌های مسدودشده خود را دریافت نکرده است و تا زمانی که تهران به «شاخص‌های تعیین‌شده» در یادداشت تفاهم با آمریکا نرسد، هیچ بخشی از این منابع آزاد نخواهد شد.

این مقام که نامش فاش نشده، سه‌شنبه ۹ تیر گفت برخلاف انتظار تهران، واشینگتن با پرداخت یک‌جای این منابع موافقت نکرده و هرگونه دسترسی به این دارایی‌ها منوط به اجرای تعهدات جمهوری اسلامی است.

او افزود: «هیچ‌یک از دارایی‌های مسدودشده آزاد نشده است و تا زمانی که ایران الزامات تعیین‌شده را برآورده نکند، هیچ پولی پرداخت نخواهد شد. هیچ چیز رایگان داده نمی‌شود و همه چیز به تحقق شاخص‌های مشخص وابسته است.»

به گفته این مقام آمریکایی، در صورت پیشرفت مذاکرات و اجرای تعهدات، منابع مالی نیز به‌صورت مرحله‌ای و برای خرید کالاهای بشردوستانه آزاد خواهد شد و پرداخت‌ها مستقیما به فروشندگان انجام می‌شود، نه به حکومت ایران.

zarei.jpgعضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: یک باند خودسر در صداوسیما برنامه قالیباف را قطع کرد

مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در واکنش به قطع سخنان محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، در صداوسیمای جمهوری اسلامی، نوشت «یک باند خودسر» در این سازمان در «جنگ‌های شناختی» میان دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، و قالیباف، «کنار ترامپ ایستاد» و برنامه او را قطع کرد.

زارعی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت این افراد «به جای توبه و عذرخواهی»از آنچه او «تفسیر به رای» درباره مواضع مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خواند، بار دیگر با قطع برنامه قالیباف «خودزنی» کردند.

او همچنین این اقدام را «رفتاری غیرپروتکلی و غیراخلاقی» در قبال رییس مجلس توصیف کرد و افزود این گروه در دو سال گذشته نیز رویکردی مشابه در قبال قالیباف داشته است.

زارعی در پایان خواستار رسیدگی فوری به این موضوع شد.

روانشناسی رنگ صورتی

| No Comments

iranianameri2.jpgایران اینترنشنال - مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل، از انتصاب الی کوهانیم، دیپلمات ایرانی‌تبار آمریکایی، به عنوان مشاور ارشد سیاست‌گذاری در نمایندگی ایالات متحده در سازمان ملل خبر داد.

کوهانیم متولد تهران است و خانواده یهودی او پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران به آمریکا مهاجرت کردند. او در دولت نخست دونالد ترامپ معاون فرستاده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور مقابله با یهودستیزی بود و از منتقدان شناخته‌شده جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

والتز با اعلام این انتصاب نوشت: «کمتر کسی به اندازه الی رژیم ایران را می‌شناسد» و افزود که از حضور او در تیم خود خرسند است.

001.jpg002.jpg

ghalenoi.jpg«در این چهل سال فقط ظلم بوده و ظلم بوده و ظلم.»

پیام یونسی‌پور - ایران وایر

این جملات «امیر قلعه‌نویی» است؛ ۱۳مرداد۱۴۰۱ و پس از دیدار تیم‌های گل‌گهر و استقلال. او سرمربی گل‌گهر بود و تیمش در نیمه نهایی جام حذفی شکست خورد. قلعه‌نویی که از تصمیم داوری برافروخته بود مقابل دوربین زنده صداوسیما جمهوری اسلامی گفت که «در این چهل سال تنها چیزی که نبوده عدالت است» و ادامه داد که «در این سال‌ها فقط ظلم بوده و ظلم بوده و ظلم.»

حالا روزنامه «خبرورزشی» در گزارشی مدعی شده که امیر قلعه‌نویی، پیش از آغاز رقابت‌های جام جهانی ۲۰۲۶، جدا از قرارداد رسمی خود با فدراسیون فوتبال، «یک میلیون دلار پاداش ویژه» دریافت کرده است؛ درست یک ماه پیش از آغاز رقابت‌های جام جهانی.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

خبرورزشی نوشته که فدراسیون فوتبال یک میلیون دلار دیگر را نیز میان بازیکنان تیم فوتبال ایران تقسیم شده کرده است.

امیر قلعه‌نویی از اعتراف به ظلم چهل‌ ساله در ایران چگونه به پاداش غیرقابل درک یک میلیون دلاری، آن هم پیش از آغاز رقابت‌های جام جهانی رسید؟

varamin.jpgخبرنامه گویا - در ویدیویی که از یک تجمع شبانه در میدان خمینی ورامین منتشر شده، سخنران مراسم از حاضران می‌خواهد برای تعیین جایزه‌ای ۱۰۰ کیلوگرمی از طلا، زیورآلات خود را اهدا کنند تا به فردی که دونالد ترامپ یا بنیامین نتانیاهو را به قتل برساند، تعلق گیرد.

او همچنین مدعی می‌شود که اگر این حرکت در سراسر ایران گسترش یابد، مجموع این جایزه می‌تواند به هزار کیلوگرم طلای خالص برسد. در این مراسم، جمعی از حاضران با در دست داشتن پرچم‌های جمهوری اسلامی و ایران از این فراخوان حمایت می‌کنند.

این فراخوان پس از آن مطرح می‌شود که در هفته‌های گذشته نیز برخی چهره‌ها و نمایندگان نزدیک به رژیم، پیشنهادهایی برای تعیین جایزه‌های چند میلیون دلاری علیه ترامپ و نتانیاهو مطرح کرده بودند. با این حال، در ویدیوی منتشرشده مشخص نیست «۱۰۰ کیلو طلا از طرف مردم ورامین» قرار است توسط چه شخص یا نهادی تأمین شود

jdv.jpg

خبرنامه گویا - جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، در اظهارنظری درباره توافق اخیر میان واشینگتن و تهران گفت هدف دونالد ترامپ از این تفاهم‌نامه، کمک به بازگشت نفت به بازارهای جهانی، پر کردن دوباره ذخایر نفتی و سپس ارزیابی روند تحولات و تصمیم‌گیری درباره گام‌های بعدی است.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که برخی می‌پرسند آیا واشینگتن نیز، دست‌کم در این مقطع، از همان تاکتیکی استفاده می‌کند که سال‌ها به جمهوری اسلامی نسبت داده می‌شد؛ یعنی خریدن زمان در خلال مذاکرات!؟

***

خبرنامه گویا - تصویری که ESPN FC منتشر کرده، به یکی از عجیب‌ترین الگوهای جام جهانی ۲۰۲۶ اشاره دارد؛ هر سه تیم ساحل عاج، جمهوری دموکراتیک کنگو و سنگال پس از دریافت گل در دقیقه ۸۶، برابر رقبای اروپایی خود شکست خوردند. ساحل عاج با گل دیرهنگام ارلینگ هالند مقابل نروژ، کنگو با گل هری کین برابر انگلیس و سنگال با گل روملو لوکاکو مقابل بلژیک، هر سه در واپسین دقایق از ادامه رقابت‌ها بازماندند.

espn.jpgاین تصویر، چهره سه مهاجم سرشناس اروپایی را در کنار زمان ثبت گل‌های سرنوشت‌ساز نشان می‌دهد؛ گل‌هایی که در فاصله‌ای کوتاه، نتیجه سه مسابقه را تغییر دادند و امید سه نماینده آفریقا را از بین بردند. هرچند این هم‌زمانی بیش از هر چیز یک الگوی آماری جالب است، اما بار دیگر نشان می‌دهد که در فوتبال، چند دقیقه پایانی می‌تواند سرنوشت یک تورنمنت را دگرگون کند.

11-3.jpgدر ویدیویی که از فرودگاه منتشر شده، گروه بزرگی از هواداران با در دست داشتن پرچم‌های ایران، طبل، گلدان و تلفن‌های همراه، برای استقبال از اعضای تیم ملی فوتبال پس از حذف زودهنگام از جام جهانی ۲۰۲۶ گرد هم آمده‌اند. حاضران تلاش می‌کنند با اجرای تشویق موسوم به «وایکینگی» از تیم استقبال کنند، اما هماهنگی میان جمعیت چندان موفق به نظر نمی‌رسد.

ناصر کرمی با انتشار این ویدیو از این نوع استقبال به‌شدت انتقاد کرده و نوشت:

تشویق وایکینگی در استقبال از تیم ملی؟ به چه مناسبت؟ شما باید سینه بزنید. هم از جهت تناسب فرهنگی و هم به خاطر تیمی که برای اولین بار در بیست سال گذشته حتی نتوانسته جزو ۳۲ تیم منتخب جام جهانی باشه. بگذریم که چه گندی هم زده اید به تشویق وایکینگی با این شیوه تشویقتان.

italy.jpgخبرنامه گویا - دن برماوی، مدیر «IDI Center» و نویسنده حوزه اسلام و غرب، با انتشار ویدیویی از یک بازار در ایتالیا نوشت که در آن، یک مرد عرب مانع از سرقت مرد عرب دیگری می‌شود. به گفته او، فرد متهم به سرقت در واکنش، مردی را که جلوی او را گرفته بود، با لفظ «یهودی» خطاب می‌کند؛ واژه‌ای که به گفته برماوی در اینجا به‌عنوان توهین به کار رفته است. فیلم‌بردار نیز در ویدیو از رفتار سارق انتقاد می‌کند و می‌گوید چنین اقداماتی به اعتبار اعراب در اروپا لطمه می‌زند.

برماوی این صحنه را نمونه‌ای از آنچه «کاربرد فرهنگی» این واژه در بخشی از جوامع عرب توصیف می‌کند، می‌داند. او مدعی است در این کاربرد، «یهودی» به کسی گفته می‌شود که حاضر نیست صرفاً به دلیل هم‌دینی یا هم‌هویتی، از یک مسلمان در برابر غیرمسلمانان حمایت کند و در عوض، قانون یا اصول اخلاقی را بر همبستگی گروهی ترجیح می‌دهد.

***

111.jpgایران وایر - قطع ناگهانی پخش گفت‌وگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و رییس هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، با واکنش رسمی مرکز رسانه مجلس روبه‌رو شد. این مرکز با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد بخش‌هایی از این مصاحبه که درباره جنگ، تنگه هرمز و تفاهم با آمریکا بود، بدون هماهنگی از سوی صداوسیما پخش نشده است.

در اطلاعیه مرکز رسانه مجلس آمده است که این گفت‌وگو «در راستای اجرای دستور رهبر جمهوری اسلامی درباره پیگیری مفاد تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» و برای ارائه گزارش به افکار عمومی، با هماهنگی سازمان صداوسیما ضبط شده بود و بیش از دو ساعت پیش از زمان پخش در اختیار این سازمان قرار گرفت، اما پخش آن در میانه برنامه متوقف شد.

این مرکز با انتقاد از عملکرد صداوسیما نوشت که حتی اگر تصمیمی برای حذف بخشی از گفت‌وگو وجود داشت، «حداقل انتظار» آن بود که این موضوع پیش از پخش با مرکز رسانه مجلس هماهنگ شود.

به گفته مرکز رسانه مجلس، بخش‌های حذف‌شده شامل پاسخ قالیباف به «ادعای بازرسی آژانس از سایت‌های هسته‌ای ایران»، توضیح درباره روند آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، اعتبار ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی پیش‌بینی‌شده در متن تفاهم‌نامه، پاسخ به اظهارات دونالد ترامپ و همچنین تشریح پیام مجتبی خامنه‌ای رهبر سوم جمهوری اسلامی در ۲۸ خرداد بوده است.

1-10.jpg

ویدیوهایی که به ایران‌اینترنشنال رسیده نشان می‌دهد در ادامه تمهیدات گسترده جمهوری اسلامی برای مراسم تدفین علی خامنه‌ای، چادرهای بسیاری برای استقرار حامیان حکومت در پارک‌ها و فضاهای عمومی تهران برپا شده است.

تابوتی از چوب ام‌دی‌اف با پوششی شبیه پرچم عربستان؛ پرچم ایران کو؟

HMFczKdXMAMXyJi.jpg

1.jpg

ایران اینترنشنال - بر اساس فایل صدای منتسب به یکی از مقام‌های شهرداری منطقه ۱۰ تهران، تمامی کارکنان زن و مرد این مجموعه به حضور در برنامه تشییع علی خامنه‌ای ملزم شده‌اند.

Monthly Archives

Pages

  • about
Powered by Movable Type 6.3.11

About this Archive

This page is an archive of entries from July 2026 listed from newest to oldest.

June 2026 is the previous archive.

August 2026 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.