October 2026 Archives

اولین تصویر از دیدار فرماندهان نظامی با مجتبی خامنه‌ای

خبرنامه گویا - رسانه‌های حکومتی از دیدار مجتبی خامنه‌ای با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح و دستور او برای پاسخ «بدون محدودیت جغرافیایی» به تهدیدها خبر داده‌اند؛ بی‌آنکه عکس، فیلم یا صدایی از این دیدار منتشر کنند. در تصویر طنز زیر، تدابیر حفاظتی رهبر ظاهراً شامل خاموش نگه‌داشتن پنکه هم می‌شود؛ مبادا فرمانده کل قوا را باد ببرد!

moghava.jpg

vanceletter.jpgصحبت های محسن رضایی درباره نامه جی‌ دی‌ونس

ایندیپندنت فارسی - محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، شامگاه شنبه نهم آبان‌ماه در گفتگو با صداوسیما اعلام کرد نامهٔ جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا را مطالعه کرده است، اما هنوز پاسخی به آن نداده است.

رضایی گفت: «لحن آن‌ها کاملا تغییر کرده و این علامت بسیار خوبی است که نشان می‌دهد ملت ایران پیروزی و اقتدار خود را تثبیت کرده است.»

او درباره محتوای نامه افزود: «چون آن‌ها چیزی از نامه را مطرح نکرده‌اند، من هم فعلا چیزی نمی‌گویم.»



پیش‌تر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز شنبه نهم آبان‌ماه در گفتگو با شبکه الجزیره گفته بود پیام جی‌دی ونس با دقت بررسی شده و در نشست‌های سطح عالی درباره آن بحث و تبادل نظر صورت گرفته است.

این سخنان در حالی مطرح می‌شود که به تأیید مقام‌های تهران، مذاکره‌کنندگان ایرانی برای گفتگو با میانجی‌های قطری در دوحه حضور دارند. این رایزنی‌ها با هدف پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا انجام می‌شود.

همزمان با سخنان محسن رضایی، مارکو روبیو، وزیر خارجهٔ ایالات متحده اعلام کرد، واشنگتن برای رسیدن به راه‌حلی دیپلماتیک با تهران آمادگی دارد.

ghaninejad.jpgخبرنامه گویا ـ موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان ساکن ایران، در یادداشتی تند، عبدالکریم سروش را به تفرعن، خودبزرگ‌بینی و انحصارطلبی متهم کرد و از او خواست بابت نقش خود در ستاد انقلاب فرهنگی و رنج دانشگاهیان، علناً از مردم ایران عذرخواهی کند. او خطاب به سروش نوشت که دوران تک‌گویی و برخورداری از تریبون انحصاری گذشته است.

توصیه‌ای مشفقانه به دباغِ خود خیاط‌پندار

موسی غنی‌نژاد - دانشمندان علم پزشکی بر این رأی هستند که مغز انسان با گذر عمر کوچک می‌شود که یکی از نتایج آن نسیان و البته زوال عقل است. فیلسوف اعظم روشنفکران دینی، جناب دکتر حسین حاج فرج‌الله دباغ، معروف به عبدالکریم سروش، که اخیراً مدعی خیاطی و دهان‌دوزی هم شده، پا به دوران کهنسالی گذاشته و مانند هر کهنسالی، مثل راقم این سطور، در معرض زوال عقل قرار گرفته است.

توصیه مشفقانه بنده سراپا تقصیر به آن مرجع کبیر نواندیشی دینی این است که تا دیر نشده و فرصت باقی است، بیاید صادقانه و علنی از گذشته ننگین خود در ستاد انقلاب فرهنگی که موجب هتک حرمت و رنج ده‌ها انسان فرهیخته دانشگاهی شده، اظهار ندامت کرده و از ملت بزرگ ایران عذرخواهی کند. خدا را چه دیدی، شاید این توبه مورد قبول حضرت حق قرار گیرد و از بار گناهان او بکاهد. گرچه کارنامه دباغ نواندیشی دینی پر از پایمال کردن حق‌الناس است و حق تعالی دستش در بخشیدن این بخش از گناهان باز نیست.

در هر صورت، عذرخواهی از محضر ملت بزرگ ایران ممکن است به‌عنوان مرهمی بر دل‌ها، فرجی برای حاج فرج‌الله باشد. اما با توجه به اظهارات آکنده از تفرعن، تبختر و خودبزرگ‌بینی اخیر وی درباره منتقدان شریعتی، به نظر نمی‌رسد او از توهمات دوران جوانی خود که ناشی از متکلم وحده بودن در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود، رها شده باشد.

مرجع و مراد نواندیشان دینی گویا هنوز نفهمیده که دوران تک‌گویی و در اختیار داشتن تریبون انحصاری گذشته و پیشرفت تکنولوژی که او این‌همه علیه آن سخن‌سرایی می‌کرد، دیگر اجازه این‌گونه انحصارطلبی‌ها را نمی‌دهد.

فاعتبروا یا اولی الابصار «پس عبرت بگیرید، ای صاحبان بصیرت»

***

ice2banner.jpgخبرنامه گویا ـ اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، آیس، در لس‌آنجلس با انتشار تصویری از نسیم پوراحمد، تبعه ایران، در شبکه اجتماعی ایکس از بازداشت او خبر داد و نوشت:

«مأموران آیس در لس‌آنجلس، نسیم پوراحمد، تبعه ایران را بازداشت کردند. سابقه طولانی جرائم او که به سال ۱۹۹۹ بازمی‌گردد، شامل محکومیت‌هایی در مجموع بیش از هشت سال حبس برای کلاهبرداری با کارت اعتباری، نگهداری مواد مخدر، سرقت هویت و جا زدن خود به‌جای دیگران است. حکم اخراج او در سال ۲۰۰۹ صادر شده و تا زمان اجرای اخراج، در بازداشت آیس باقی خواهد ماند.»

عکس خودش، هویت زنی دیگر

یکی از پرونده‌های پیشین پوراحمد به اکتبر ۲۰۲۰ در شهر گلندیل کالیفرنیا مربوط می‌شود؛ زمانی که به گفته پلیس، او اتاقی در یک متل در خیابان سن‌فرناندو را با مدرک شناسایی جعلی اجاره کرده بود؛ مدرکی با عکس خودش، اما مشخصات زنی دیگر.

پلیس گلندیل در اطلاعیه آن زمان اعلام کرد مأموران هنگام بازرسی اتاق، مقدار قابل‌توجهی مت‌آمفتامین، ترازوی دیجیتال، وسایل بسته‌بندی، پول نقد، چندین مدرک شناسایی جعلی و کارت‌های اعتباری متعلق به زنان دیگر پیدا کردند.

پوراحمد در این پرونده به اتهام نگهداری مواد مخدر با قصد فروش، سرقت هویت، جعل مهر رسمی و نگهداری وسایل مصرف مواد مخدر بازداشت شد. این اطلاعیه نتیجه رسیدگی قضایی به اتهام‌های آن پرونده را مشخص نمی‌کند.

بر اساس اعلام آیس، پوراحمد اکنون برای اجرای حکم اخراجی در بازداشت است که در سال ۲۰۰۹ صادر شده بود. در متن منتشرشده، زمان و مقصد اخراج او اعلام نشده است.

***

caspian.jpgدشمنی با اسرائیل یا با یهودیان؟ این بار نام «خزر» زیر سؤال رفت

خبرنامه گویا ـ بر پایه گزارش ایران‌وایر: نام «خزر» هم در تلویزیون جمهوری اسلامی به پرونده «توطئه صهیونیستی» پیوسته است؛ این بار به‌دلیل یهودی‌شدن بخشی از حاکمان قومی که قرن‌ها پیش از پیدایش اسرائیل زندگی می‌کردند.

ایران‌وایر گزارش داده صداوسیما دست‌کم در دو نوبت در برنامه‌های هواشناسی، عنوان «کاسپین» را جایگزین «خزر» کرده است. پیش‌تر نیز در برنامه‌ای از شبکه افق با عنوان «نقشه صهیونیست‌ها برای تغییر نام دریای کاسپین به خزر»، احمد کاظمی مدعی شده بود استفاده از نام خزر به ادعاهای مربوط به سابقه یک امپراتوری یهودی در قفقاز کمک می‌کند.

گره ماجرا همین‌جاست: آنچه در این استدلال تهدید جلوه داده می‌شود، سابقه تاریخی یهودیان است. خزرها اتحادیه‌ای چندقومیتی بودند که از سده هفتم تا دهم میلادی قدرت داشتند. به نوشته دانشنامه ایرانیکا، خاندان سلطنتی آنان در سده نهم به یهودیت گروید؛ این به معنای یهودی‌بودن همه جمعیت نبود و مسلمانان، مسیحیان و پیروان ادیان دیگر نیز در قلمرو آنان زندگی می‌کردند. این تاریخ نزدیک به هزار سال پیش از تأسیس اسرائیل است.

31-10.jpgفرارو: سخنگوی ارتش گفت: سوخو ۳۵ هنوز وارد کشور نشده است.

سخنگوی ارتش اعلام کرد جنگنده سوخو ۳۵ هنوز وارد ایران نشده و پس از جنگ تحویل داده خواهد شد.

این در حالی است که پیش‌تر برخی کارشناسان صداوسیما ادعای ورود این جنگنده را مطرح کرده بودند.

Untitled-4.jpg

regim.jpgخبرنامه گویا ـ ایران نفت فروخته، اما به ادعای رئیس پیشین سازمان خصوصی‌سازی، میلیاردها دلار پول آن دریافت نشده است؛ بخش عمده این پول نیز به واسطه‌ای مربوط می‌شود که از قبل صدها میلیون دلار بدهی داشته است. این ادعا، محور جدال حسین قربان‌زاده و وحید اشتری در خبرگزاری فارس بود؛ جدالی بر سر عملکرد وزارت نفت دولت پزشکیان و نقش دیگر نهادهای حکومتی در فروش نفت.

قربان‌زاده در مناظره چهارم آبان مدعی شد از حدود ۳۲ میلیارد دلار فروش نفت در دوره وزارت محسن پاک‌نژاد، ۴٫۷ میلیارد دلار وصول نشده است. به گفته او، ۳٫۷ میلیارد دلار از این مبلغ به فردی مربوط است که پیش‌تر نیز ۷۸۰ میلیون دلار بدهی داشته است. پرسش او این بود: چرا به کسی که بدهی قبلی‌اش را نپرداخته، باز هم نفت فروخته‌اند؟

او خواهان «محاکمه صحرایی» وزیر پیشین نفت شد. اشتری، فعال رسانه‌ای اصول‌گرا، در پاسخ گفت نهادهای امنیتی و بانکی نیز در فروش نفت و دریافت پول آن نقش دارند و نمی‌توان همه مسئولیت را به گردن وزیر انداخت. پاک‌نژاد نیز پیش از استعفا گفته بود دریافت پول نفت ادامه دارد.

از پول نفت تا جنجال چت‌های خصوصی

مناظره در ادامه از بحث میلیاردهای نفتی به نمایش مکاتبات خصوصی کشید. قربان‌زاده تصاویری از چت‌های منتسب به اشتری با یکی از مدیران هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس را نشان داد و روابط رسانه‌ای او را زیر سؤال برد.

اشتری به اصالت تصاویر اعتراض کرد و آن‌ها را «نقاشی» و «فتوشاپ» خواند. او سپس در جریان مناظره با مسئول روابط عمومی هلدینگ تماس گرفت. این رویارویی، بحث را از مسئولیت وصول پول نفت به اعتبار افشاگری‌ها و ارتباطات خود افشاگران کشاند؛ در حالی که پرسش درباره سرنوشت میلیاردها دلار همچنان بی‌پاسخ ماند.

در ویدئوی زیر، بخش مربوط به نمایش چت‌ها و واکنش اشتری را ببینید

***

dhina.jpgنفت ایران، بدهی چینی‌ها و ایرباس‌هایی با «پوسته موتور»

داریوش معمار ـ ایندیپندنت فارسی
این گزارش برای انتشار در خبرنامه گویا کوتاه و ویرایش شده است.

شرکت چینی هائوکان انرژی، بنا بر نامه‌ای منتشرشده، بیش از ۸۲۶ میلیون دلار بابت نفت دریافتی به ایران بدهکار بوده است؛ شرکتی که معامله تأمین دو ایرباس دست‌دوم آن برای ایران‌ایر نیز اکنون با افشاگری مدیرعامل این شرکت درباره قیمت هواپیماها، موتورهای مسئله‌دار و تعهدات مالی سنگین زیر سؤال رفته است.

قراردادهای هائوکان قرار بود درآمد فروش نفت را به نوسازی ناوگان هوایی و توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل تبدیل کنند. اما به گفته طاهر عبدالحی، مدیرعامل ایران‌ایر، خرید همین دو هواپیما حدود ۱۷ تا ۱۸ هزار میلیارد تومان تعهد مالی برای این شرکت ایجاد کرده است.

چهار موتور یدکی؛ یکی فقط پوسته بود

دو فروند ایرباس اِی۳۳۰-۲۰۰ ساخت سال ۲۰۱۲، در خرداد ۱۴۰۴ از طریق عمان وارد ایران شدند و ورودشان دستاورد نوسازی ناوگان معرفی شد. اکنون عبدالحی می‌گوید ارزش کارشناسی‌شده این معامله حدود ۱۰۱ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار بوده، اما در نهایت ۱۲۱ میلیون دلار بابت آن از محل مطالبات نفتی ایران دریافت شده است. به گفته او، هزینه‌های انتقال و عملیات پروازی نیز به این مبلغ اضافه شده‌اند.

مدیرعامل ایران‌ایر همچنین ادعای تحویل چهار موتور یدکی کامل را رد کرده است: یکی از اقلام تحویلی تنها پوسته موتور بوده و سه موتور دیگر نیز از نظر چرخه‌های پروازی باقی‌مانده، محدودیت جدی دارند.

moji.jpgدستور مجتبی خامنه‌ای: هر تهدیدی باید با پاسخ فوری و «بدون محدودیت جغرافیایی» روبه‌رو شود

خبرنامه گویا ـ پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر جمهوری اسلامی از دیدار مجتبی خامنه‌ای با فرماندهان ارشد نظامی خبر داد و به نقل از او نوشت هرگونه تهدید علیه حکومت باید با پاسخی «فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» روبه‌رو شود؛ دیداری که هیچ عکس، ویدیو یا فایل صوتی از آن منتشر نشده است.

بر اساس این روایت، خامنه‌ای خواستار به‌روزرسانی «بانک اهداف» شده تا «انواع دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن» در تیررس نیروهای مسلح قرار گیرد. او همچنین گفته در صورت ازسرگیری حملات، جمهوری اسلامی «زمان و شرایط» پایان جنگ را تعیین خواهد کرد.

رسانه حکومتی از حضور رؤسای ستاد کل، سپاه و ارتش در این دیدار خبر داده است. پیش‌تر نیز گزارش‌هایی از دیدار خامنه‌ای با سران قوا و محسن رضایی منتشر شده بود، بدون آنکه تصویری از این دیدارها ارائه شود. او از زمان انتصاب به رهبری، در انظار عمومی ظاهر نشده و پیام‌های منتسب به او تنها به‌صورت مکتوب انتشار یافته‌اند.

این تهدیدها در حالی مطرح می‌شوند که شبکه ام‌اس‌ناو به نقل از سه مقام ارشد کشورهای حاشیه خلیج فارس گزارش داده آمریکا به متحدان منطقه‌ای خود درباره احتمال دور تازه‌ای از حملات کوتاه‌مدت و شدید علیه جمهوری اسلامی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره هشدار داده است.

در متن منتسب به خامنه‌ای، حمایت از گروه‌های مسلح همسو با تهران نیز تکرار شده و از تجمعات خیابانی حامیان حکومت قدردانی شده است. او پشتیبانی از نیروهای نظامی را از ارکان مقابله با «بیگانگان ایران‌ستیز و مزدوران داخلی آنها» خوانده، بی‌آنکه روشن کند منظورش از «مزدوران داخلی» چه کسانی است.

DEIRI.jpgپاسخ تهدیدآمیز عراقچی به مرتس: ۱۰۰ میلیارد یورو هیچ است؛ دیگر خط قرمزی نداریم

خبرنامه گویا ـ در حالی که صدراعظم آلمان از تحمیل بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو هزینه اضافی انرژی به شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان اروپایی سخن می‌گوید و خواستار پایان جنگ است، عباس عراقچی با وعده «ضربه سهمگین و ویرانگر» پاسخ داده است؛ پاسخی که هم‌زمان با تلاش میانجی‌ها برای جلوگیری از دور تازه درگیری منتشر می‌شود.

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی روز شنبه، ۹ آبان، در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «۱۰۰ میلیارد یورو در مقایسه با ضربه سهمگین و ویرانگری که نیروهای مسلح قدرتمند ایران به کسانی که جرئت تعرض به ملت ما را داشته باشند وارد خواهند کرد، هیچ است. دیگر خط قرمزی وجود نخواهد داشت.»

فریدریش مرتس روز جمعه، در پایان سفرش به کره جنوبی، گفته بود افزایش قیمت انرژی در هشت ماه گذشته بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو هزینه اضافی روی دست اروپا گذاشته است؛ هزینه‌ای که به گفته او، شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان پرداخته‌اند. او با تأکید بر منفعت اقتصادی آلمان در پایان سریع جنگ، گفت این منازعه راه‌حل نظامی ندارد و همه طرف‌ها، از جمله اسرائیل و دولت آینده آن، باید به دنبال راه‌حل دیپلماتیک باشند.

alarabia.jpgپیش‌نویس تازه برای توافق با تهران؛ هرمز، ذخایر اورانیوم و نقش احتمالی چین

خبرنامه گویا ـ شبکه العربیه از دستیابی به پیش‌نویس اولیه چارچوبی برای مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی خبر داد؛ طرحی که بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم با غنای بالا و اجرای گام‌های متقابل برای کاهش تنش را دنبال می‌کند. نقش چین به‌عنوان ضامن احتمالی اجرای توافق نیز در دست بررسی است.

بر اساس این گزارش، میانجی‌ها به دنبال گرفتن تعهد اولیه از تهران درباره آینده ذخایر اورانیوم با غنای بالا هستند. انتقال این مواد به کشور ثالث مورد توافق یا کاهش سطح غنی‌سازی، از گزینه‌های مطرح‌شده است که اجرای آن‌ها به ترتیبات فنی و راستی‌آزمایی مورد توافق بستگی دارد.

در بخش دریایی، بازگشایی هرمز ظرف هفت روز پس از دستیابی به تفاهم اولیه پیش‌بینی شده است.

اشکان خطیبی روی جلد مجله الف

| No Comments

نمایشگاه هالووین در تهران

| No Comments

trump.jpgخبرنامه گویا ـ اکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد اختلاف نظر در دولت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، بر سر امکان توافق با جمهوری اسلامی ادامه دارد. جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، و استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ترامپ، خواستار ازسرگیری مذاکرات هستند، اما پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نسبت به امکان دستیابی به توافق با حکومت کنونی ایران تردید دارند.

این اختلاف‌نظر در شرایطی مطرح می‌شود که میانجی‌های قطری روز جمعه با هماهنگی آمریکا بیش از ۱۲ ساعت در تهران گفت‌وگو کردند. بنا بر گزارش اکسیوس، رایزنی‌ها قرار است روز شنبه در دوحه ادامه یابد؛ تلاشی برای ازسرگیری مذاکرات مستقیم و جلوگیری از دور تازه جنگ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا.

به نوشته اکسیوس، مصر، ترکیه، عراق، پاکستان و عربستان سعودی نیز از تهران خواسته‌اند پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا با ازسرگیری مذاکرات موافقت کند. یک مقام آمریکایی به این رسانه گفته است شکست سنگین جمهوری‌خواهان در انتخابات ممکن است تمایل ترامپ به صدور دستور عملیات نظامی گسترده را افزایش دهد.

در آمریکا بحث بر سر سه گزینه ادامه دارد: تداوم فشار اقتصادی و محاصره، مذاکره دوباره یا اقدام نظامی. آیا تحرکات دیپلماتیک برای آرام نگه داشتن بازارها تا انتخابات است یا ترامپ توافقی می‌خواهد که آن را «پیروزی» بنامد و از جنگ خارج شود؟ توافقی سریع بعید به نظر می‌رسد؛ ضمن آنکه روشن نیست جمهوری اسلامی، حتی در برابر امتیازهای اقتصادی، چنین برگ برنده انتخاباتی به ترامپ بدهد.

***

azaribanner.jpgنامه سرگشاده به مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا

آقای نخست‌وزیر،

با خشم و اعتراض شدید، بیانیه مشترک دولت شما با امارات متحده عربی در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ را محکوم می‌کنم؛ بیانیه‌ای که در آن جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را سرزمین‌های اشغال‌شده امارات معرفی کرده‌اید.

آقای کارنی، شما چگونه به خود اجازه می‌دهید درباره تمامیت ارضی یک ملت دیگر چنین قضاوتی کنید؟ چه کسی به شما اختیار داده است که برای ایران تعیین تکلیف کنید؟

این جزایر پیوندی دیرینه با تاریخ ایران دارند. در سال ۱۹۷۱ و در دوران محمدرضاشاه پهلوی، ایران پیش از تشکیل کشور امارات متحده عربی کنترل این جزایر را در دست گرفت. اختلافات حقوقی و تاریخی درباره این جزایر را نمی‌توان با امضای یک بیانیه سیاسی به سود یک طرف خاتمه داد.

شما در همان بیانیه از احترام به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی کشورها و حل مسالمت‌آمیز اختلافات سخن می‌گویید، اما چند سطر بعد، ادعای سرزمینی امارات را حقیقتی قطعی معرفی می‌کنید. این چه نوع دیپلماسی است؟ اگر به حقوق بین‌الملل اعتقاد دارید، چرا پیش از رسیدگی حقوقی نهایی، خودتان حکم صادر کرده‌اید؟

آقای کارنی، آیا ایرانیان کانادایی را فراموش کرده‌اید؟

آیا حضور ایرانیانی را که در کانادا زندگی می‌کنند، مالیات می‌پردازند، کسب‌وکار ایجاد کرده‌اند و در پیشرفت این کشور سهم دارند، نادیده گرفته‌اید؟ آیا نگرانی‌های آنان برای شما هیچ اهمیتی ندارد؟

دولت شما هم‌زمان از فرصت‌های سرمایه‌گذاری تا سقف ۷۰ میلیارد دلار کانادا با مشارکت امارات سخن گفته است. آیا انتظار دارید مردم نپرسند که منافع اقتصادی و مناسبات سیاسی چه نقشی در این موضع‌گیری داشته‌اند؟ آیا برای جلب رضایت یک شریک اقتصادی لازم بود چنین جانبداری آشکاری در یک اختلاف سرزمینی صورت گیرد؟

آقای نخست‌وزیر، مخالفت با جمهوری اسلامی به معنای چشم‌پوشی از تمامیت ارضی ایران نیست. حکومت‌ها تغییر می‌کنند، اما ایران سرزمین تاریخی یک ملت است و هیچ دولت خارجی حق ندارد اختلافات سیاسی با حکومت کنونی را بهانه‌ای برای نادیده گرفتن ادعاها و حقوق سرزمینی ایرانیان قرار دهد.

آقای کارنی، آیا از این تصمیم شرم نمی‌کنید؟

من خواهان پس گرفتن عبارت مورد اعتراض، ارائه توضیح رسمی درباره مبنای حقوقی آن و عذرخواهی از جامعه ایرانیان کانادا هستم.

سخن پایانی من با ایرانیان و همه شهروندان کاناداست.

از همه ایرانیان، چه در کانادا و چه در سایر نقاط جهان، و از تمامی شهروندان کانادایی که به اصول حاکمیت ملی و احترام متقابل کشورها باور دارند، درخواست می‌کنم در برابر این تصمیم سکوت نکنند. با ارسال اعتراض رسمی، تماس با دفاتر نمایندگان پارلمان، اطلاع‌رسانی در رسانه‌ها و اعتراضات مدنی و مسالمت‌آمیز، از دولت کانادا پاسخ‌گویی بخواهند و این موضع را قاطعانه محکوم کنند.

هیچ سیاستمداری نباید تصور کند که می‌تواند درباره تمامیت ارضی یک ملت چنین اظهارنظر کند و از پاسخ‌گویی به اعتراضات عمومی مصون بماند.

شرم بر شما، آقای کارنی! شرم بر این موضع‌گیری غیرمسئولانه! شرم بر هر سیاستمداری که احترام به حاکمیت ملی کشورها را قربانی مصلحت‌های دیپلماتیک کند!

با احترام به مردم کانادا و با اعتراض قاطع به تصمیم دولت شما،

ارشان آذری

انتاریو، کانادا

اطلاعات تماس رسمی مارک کارنی برای ارسال اعتراض

۱. ایمیل رسمی و عمومی

[email protected]

کپی
این ایمیل در وب‌سایت پارلمان کانادا ثبت شده است. ایمیل شخصی و خصوصی قابل تأییدی در منابع رسمی منتشر نشده است.
House of Commons of Canada

۲. شماره تلفن‌ها

دفتر نخست‌وزیری کانادا، شماره مرکزی

613-992-4211

کپی

دفتر نمایندگی مارک کارنی در نپین

613-825-3422

کپی
شماره مرکزی در فهرست تماس دولتی و شماره دفتر نپین در وب‌سایت پارلمان درج شده‌اند.
Canada+1

khalili.jpgبیژن خلیلی، مدیرمسئول و سردبیر نشریه ایرانشهر

در روزهای اخیر، متنی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و خانم مهین میلانی از آقای رضا انصاری، بدون راستی‌آزمایی آن را بازپخش کرده‌اند و به همین دلیل من لازم دانستم به این موضوع ورود کنم و دقیق‌تر همه اتفاقات تاریخی در آن زمان و پس از آن را در این مورد بررسی کنم.

پست فیس‌بوکی خانم میلانی ادعا می‌کند که آلبرت انیشتین و هانا آرنت، دو روشنفکر یهودی و ۲۶ نفر دیگر در نامه‌ای به روزنامه نیویورک تایمز در ۴ سپتامبر ۱۹۴۸، کشتار غیرنظامیان فلسطینی در ۱۰۷ روستا به دست شبه‌نظامیان صهیونیست به رهبری مناخیم بگین را محکوم کرده و حزب او را با احزاب نازی و فاشیست مقایسه کرده‌اند.

بررسی متن اصلی نامه نشان می‌دهد که این روایت حاوی اطلاعات نادرست و تحریف‌های تاریخی است. اما اهمیت موضوع تنها در تصحیح تاریخ و محتوای یک نامه نیست؛ مسئله مهم‌تر، شیوه برخورد با کشتار غیرنظامیان یهودی و عرب در جنگ فلسطین در سال‌های ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸ و ضرورت به‌کارگیری معیارهای اخلاقی یکسان برای قضاوت درباره آنهاست.

نامه مورد بحث در ۴ دسامبر ۱۹۴۸ (نه در ۴ سپتامبر) در نیویورک تایمز منتشر شد. تاریخ نگارش آن ۲ دسامبر همان سال بود و ۲۸ نفر، از جمله آلبرت انیشتین و هانا آرنت، آن را امضا کرده بودند. موضوع نامه، سفر مناخیم بگین به آمریکا و معرفی حزب آزادی یا حروت بود که از اعضا و هواداران سازمان ایرگون شکل گرفته بود. امضاکنندگان، حزب حروت را از نظر تشکیلات، روش‌ها، فلسفه سیاسی و جاذبه اجتماعی، مشابه احزاب نازی و فاشیست توصیف کردند.

javidbanner.jpgطنز سیاسی

فرض کنید یک روز جمهوری اسلامی سقوط کرده، مسعود رجوی هم بعد از سال‌ها از غیب ظاهر شده، با مریم و لشکر باز

نشسته‌های آلبانی تشریف آورده تهران! مسعود شده رهبر انقلاب، مریم هم رئیس‌جمهور منتخب مادام‌العمر! اولین مصاحبه تلویزیونی را هم سپرده‌اند دست مهدی ابریشمچی، شوهر سابق مریم! خلاصه جمع خانوادگی جور شده، فقط مردم ایران مانده‌اند که نمی‌دانند وسط این بساط چه‌کاره‌اند!

مهدی: سلام برادر مسعود! اول از همه بگو ببینم این همه سال کدوم گوری بودی؟ ما که پیر شدیم، تو هنوز قایم‌باشک بازی می‌کنی؟

مسعود: مهدی جان، من در حال هدایت انقلاب بودم!

مهدی: از کجا؟ از زیرزمین؟ آخه مرد حسابی، این چه انقلابی بود که رهبرش غیب شده، رئیس‌جمهورش انتخاب شده، ولی ملت هنوز خبر نداره؟

مریم: مهدی! زشته، جلوی دوربین با مسعود این‌جوری حرف نزن!

مهدی: ای بابا مریم خانم! من چهل ساله دارم رعایت می‌کنم، بذار دو تا سؤال هم بپرسم!

مهدی: خب خواهر مریم، شما چطوری رئیس‌جمهور شدی؟ مردم کی رأی دادن؟

مریم: شورای مقاومت منو انتخاب کرده!

putin.jpgپس از سفر مسعود پزشکیان به مسکو و دیدار او با ولادیمیر پوتین در پنجم آبان ماه ۱۴۰۵ برابر با ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶، تصمیم گرفتم رفت‌وآمد مقام‌های جمهوری اسلامی و روسیه را از زمان جنگ خرداد ۱۴۰۴ بررسی کنم. در بررسی اولیه به حدود بیست ماموریت و رفت‌وآمد رسیدم؛ آماری که هنوز به دلیل سفرهای محرمانه و همپوشانی هیئت‌ها قطعی نبود. اما تعداد ملاقات‌ها، به‌ویژه در سطوح عالی سیاسی و امنیتی، توجهم را جلب کرد.

سخنان کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی در مسکو، تردیدم را بیشتر کرد. او گفته بود علی لاریجانی طی یک سال‌ونیم، پیش از کشته‌شدنش، هفت بار به روسیه سفر کرده که تنها دو مورد علنی بوده است. پنج سفر دیگر با توافق تهران و مسکو محرمانه مانده بود.

مگر دو کشور سفارتخانه، سفیر، وزارت خارجه و ارتباطات مستقیم ندارند؟ البته ملاقات حضوری میان دولت‌ها امری عادی است؛ اما وقتی پای جنگ، امنیت ملی و مذاکرات محرمانه مقام‌های عالی در میان باشد، پرسیدن درباره اهداف و نتایج این رفت‌وآمدها حق مردم است.

سه پرسش اساسی برایم مطرح شد:

۱. مقام‌های جمهوری اسلامی در این رفت‌وآمدهای مکرر، به‌ویژه سفرهای محرمانه، چه تصمیم‌هایی را با مسکو در میان گذاشتند که مردم ایران حق آگاهی از آنها را نداشتند؟

۲. روسیه در برابر دریافت فناوری نظامی، پهپاد، قراردادهای اقتصادی و دسترسی به منابع ایران چه به دست آورد و هنگامی که ایران زیر حملات نظامی قرار گرفت، چه حمایت عملی و قابل اندازه‌گیری ارائه کرد؟

۳. مرز میان همکاری راهبردی و وابستگی امنیتی کجاست؟ آیا جمهوری اسلامی برای حفظ امنیت و بقای حکومت، درباره مسائل داخلی خود و حتی اعتراضات مردم نیز با روسیه مشورت کرده است و یا اجازه بگیرد !؟

بررسی زمان‌بندی ارتباطات امنیتی دو کشور، پرسش‌هایم را جدی‌تر کرد.

اعتراضات دی ۱۴۰۴ در پی فشارهای اقتصادی آغاز شد و به اعتراضات گسترده سیاسی انجامید. حکومت با سرکوب خونین و قطع اینترنت به مقابله با مردم برخاست.

درست در میانه این بحران، روز ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶، سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه، با علی لاریجانی گفتگو کرد. طبق گزارش رویترز، شویگو ضمن ابراز تاسف از کشته‌شدن افراد، آنچه را دخالت خارجی می‌خواند محکوم کرد. دو طرف نیز بر ادامه تماس‌ها و هماهنگی امنیتی توافق کردند.

banai.jpgکابوس هزارساله

نشریه شهریور

اگرچه از همان نخستین سال‌های دهه سیاه 60 اعدام زندانیان همزمان با اذان صبح انجام گرفت، ولی تا جایی که به یاد دارم، فریاد «الله‌ اکبر» تازه پس از اعدام تبه‌کارانه نوید افکاری - همان که گفته بود «آنها برای طناب دارشان دنبال یک گردن می‌گردند» - به نمادی از قتل حکومتی فرارُست.

فرمانروایی 47 ساله مردان دین بر سرزمین باستانی ایران، با تبه‌کاری و دزدی‌ و چپاول دارایی‌های ملت، سرکوب و شکنجه و کشتار شهروندان ایران و سرکشیدن به همه گوشه‌های زیست روزانه آنان، پرسشی نه تنها کاربردی و اجتماعی، که بسیار آینده‌نِگرانه را در برابر مردم ایران، به ویژه نسل زد نهاده است:

«در آن روزی که فرمانروایی ملّایان به پایان برسد، سرنوشت دین و دین‌داری در ایران به کجا خواهد انجامید؟»

جامعه ایرانی تنها بر سر سرکوب و کشتار و زیرپانهادن حقوق بشر نیست که به ستیز با جمهوری اسلامی برخاسته است، بیش و پیش از آن ما در اینجا با یک دوگانه باهم‌ستیز ایران‌گراییِ شهروندان و امّت‌گرایی فرمانروایان روبروییم، شهروندانی که شاهان پهلوی گام‌به‌گام سرنوشت آنان را از شریعت برکَنده و با قانون نوشته‎شده به دست انسان‌ها پیوسته بودند و در این چهار و اندی دَهه گواهان رنج‌کشیدۀ بر بادرفتن آن‌همه تلاش بوده‌اند، اینک بار دیگر خواهان بازگشت به سرچشمه رهایی خویش، یعنی مشروطه و قانون اساسی هستند. در برابر آنان مردان دین، قانونی جز کلام الله‌شان را برنمی‌تابند و برآنند که آخوند و ملا که خود «روحانی»اند، باید سرنوشت شهروندان «جسمانی» را رقم بزنند.

دربارۀ «بمب‌اتم‌گرایان»

| No Comments

tadayoni.jpgمهدی تدینی

در طول چند سال اخیر، به ویژه از زمان جنگ دوازده‌روزه، در رسانه‌های رسمی و نیمه‌رسمی جمعی از به اصطلاح کارشناسان و سیاستمداران دربارۀ فایده یا ضرورت سلاح هسته‌ای صحبت می‌کنند. برخی صریح از سلاح هسته‌ای دفاع می‌کنند. برخی هم کار رو به جایی رسوندند که با لحنی همزمان همه‌چیزدان، ملامت‌گرانه و نصیحت‌گرانه می‌گن «من سال‌ها پیش گفته بودم ما بمب اتم می‌خوایم». الان هم که کشور درگیر دو جنگ شده و به زعم همین کارشناسان در آستانۀ جنگ سوم هستیم، ادعای این بمب‌اتم‌گرایان جدی‌تر مطرح و شنیده می‌شه.

اما استدلال‌هایی که این طرفداران سلاح هسته‌ای مطرح می‌کنند یک ایراد ماهوی داره؛ یعنی اصلاً استدلال نیست و به مشکلی که قراره حلش کنه نمی‌پردازه. بلکه فقط یک رویای مجانی و بی‌توضیح رو می‌فروشه.

مدعیانِ صلح و بازدارندگی از طریق سلاح هسته‌ای هیچ توضیحی نمی‌دن که این سلاح هسته‌ای قراره چه‌جوری ساخته بشه و در مسیر ساختش چه مشکلاتی می‌تونه پیش بیاد و برای پیش‌گیری از این مشکلات احتمالی چه راه‌حلی وجود داره تا کل پروژه نابود نشه. بلکه فقط به «بعد از ساخت سلاح هسته‌ای» می‌پردازند. می‌گن اگر ما سلاح هسته‌ای داشته باشیم، دیگه کسی جرئت نمی‌کنه به ما حمله کنه.

rezaee.jpgرابطه میان دین و حکومت یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال مهم‌ترین مسائل تاریخ سیاسی بشر است. در بسیاری از جوامع گذشته، دین و حکومت ارتباطی بسیار نزدیک با یکدیگر داشته‌اند و مشروعیت حکومت تا اندازه زیادی از باورهای دینی سرچشمه می‌گرفته است. پادشاهان خود را نماینده خدا یا دارای مشروعیت الهی می‌دانستند و نهادهای دینی نیز در قانون‌گذاری، آموزش، قضاوت و زندگی اجتماعی نقش مهمی ایفا می‌کردند. با پیدایش دولت مدرن و گسترش اندیشه‌هایی مانند آزادی، برابری، حقوق شهروندی و حاکمیت مردم، این پرسش به‌تدریج مطرح شد که آیا دولت باید بر اساس یک دین خاص اداره شود یا اینکه باید میان حوزه دین و حکومت نوعی تفکیک ایجاد شود.

در پاسخ به این پرسش، در جهان معاصر مفاهیمی مانند «سکولاریسم» و «لائیسیته» شکل گرفتند. این دو مفهوم اگرچه در بسیاری از موارد به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما از نظر تاریخی و معنایی یکسان نیستند. سکولاریسم مفهومی گسترده‌تر است که به استقلال دولت و سیاست از اقتدار دینی، برابری شهروندان صرف‌نظر از باور مذهبی اشاره دارد. لائیسیته بیشتر مفهومی حقوقی و سیاسی است که در تاریخ فرانسه شکل مشخصی پیدا کرد و بر بی‌طرفی دولت، جدایی نهادهای دینی از دولت و حذف نمادهای دینی از فضای عمومی تأکید می‌کند.

تاریخ شکل‌گیری این مفاهیم تنها به اروپا محدود نمی‌شود. در آمریکا، فرانسه، ترکیه، هند و بسیاری از کشورهای دیگر، رابطه دین و دولت به شیوه‌های متفاوتی تنظیم شده است. در ایران نیز این مسئله تاریخ پیچیده‌ای دارد و از دوره صفویه، انقلاب مشروطه و دوره پهلوی تا دِشامَد ۱۳۵۷ و تشکیل حکومت اسلامی، رابطه میان دین و حکومت چندین بار دستخوش تغییر اساسی شده است.

هدف این نوشته بررسی تاریخ شکل‌گیری سکولاریسم و لائیسیته، توضیح مفاهیم آنها، بررسی مهم‌ترین الگوهای موجود در جهان و در نهایت بررسی جایگاه این دو مفهوم در تاریخ معاصر ایران است.

سکولاریسم در معنای امروزی خود برآیند یک رویداد یکتا نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از تحولات تاریخی و فکری است که در طول چند قرن در اروپا و سپس در دیگر نقاط جهان شکل گرفت. واژه سکولار ریشه در واژه لاتینی «saeculum» دارد و به امور این‌جهانی و دنیوی اشاره می‌کند. با گذشت زمان، این واژه در مباحث سیاسی و اجتماعی برای توصیف وضعیتی به کار رفت که در آن امور دولت و جامعه الزاماً تابع اقتدار نهادهای دینی نیستند.

در اروپای سده‌های میانه، کلیسای کاتولیک یکی از قدرتمندترین نهادهای اجتماعی و سیاسی بود. کلیسا نه تنها در امور دینی، بلکه در آموزش، ازدواج، ثبت رویدادهای مهم زندگی، اخلاق عمومی و حتی مشروعیت حکومت‌ها نقش داشت. پادشاهان نیز در بسیاری از کشورهای اروپایی مشروعیت خود را با مفاهیم دینی توجیه می‌کردند. بنابراین مرز روشنی میان دین و حکومت وجود نداشت.

30-32.jpg

از خواستگار مشکوک تا تعقیب همسر؛ بازار میلیونی کارآگاهان خصوصی

خبرنامه گویا ـ وقتی به همسر یا خواستگار خود شک دارید، اما راهی برای فهمیدن حقیقت پیدا نمی‌کنید، چقدر حاضرید برای رفع این تردید پول بدهید؟ در ایران، آگهی‌دهندگانی با عنوان «کارآگاه خصوصی» از همین نگرانی‌ها مشتری می‌گیرند؛ با وعده تعقیب، جمع‌آوری عکس و فیلم و کشف رازهایی که ممکن است سرنوشت یک رابطه را تغییر دهد.

گزارش همشهری از تماس با شماری از این آگهی‌دهندگان، گوشه‌ای از این بازار کمترشناخته‌شده را نشان می‌دهد: مبالغ درخواستی از ۲۰ تا بیش از ۱۰۰ میلیون تومان، هزینه بیشتر برای تعقیب شبانه و نرخ جداگانه برای نیروهای همراه. بااین‌حال، وقتی صحبت از مجوز و نظارت بر فعالیتشان می‌شود، پاسخ‌ها به همین روشنی نیست.

«۳۰ میلیون برای یک هفته؛ نصفش اول کار»

در یکی از تماس‌ها، زنی که پاسخگوی آگهی است، ابتدا درباره شغل همسر، مدت بدگمانی و مدارک احتمالی سؤال می‌کند: «مدرک خاصی از خیانتش دارید یا حس ششم‌تون این‌رو می‌گه؟» سپس قیمت می‌دهد: «۳۰ میلیون تومن برای یه هفته که نصفش رو اول کار می‌گیریم.»

31-17.jpgفرارو- شبکه ۱۴ اسرائیل مدعی حضور گسترده توان هوایی آمریکا در خاک اسرائیل شد.

به گزارش فرارو به نقل از کلش ریپورت، این رسانه اسرائیلی ادعا کرد که بیش از ۸۰ فروند هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی در اسرائیل مستقر شده‌اند.

هیچ‌یک از مقامات آمریکایی یا اسرائیلی، این آمار را به‌طور رسمی تأیید نکرده‌اند. همچنین، این رقم توسط سایر رسانه‌های بزرگ به‌طور مستقل تأیید نشده است.

این ادعا نخستین بار توسط حساب کاربری انگلیسی‌زبان شبکه ۱۴ در شبکه اجتماعی ایکس مطرح شد. در این گزارش ادعا شده است که طی ۴۸ ساعت گذشته، یک «عملیات ترابری هوایی نظامی بی‌سابقه از سوی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه» به وقوع پیوسته است.

طبق ادعای این گزارش، دست‌کم ۱۰ فروند هواپیمای ترابری سنگین «به‌همراه حدود ۸۰ فروند هواپیمای تانکر سوخت‌رسان» در اسرائیل فرود آمده‌اند. در مطالب بعدی، به حضور «بیش از ۸۰» هواپیمای سوخت‌رسان در اسرائیل اشاره شده است.

شبکه ۱۴ مشخص نکرده که کدام پایگاه‌ها درگیر این ماجرا هستند یا این هواپیماها از چه نوعی می‌باشند. همچنین روشن نیست که آیا تمام این بیش از ۸۰ تانکر در همین دو روز اخیر وارد شده‌اند، یا اینکه این رقم، مجموع تعداد هواپیماهای سوخت‌رسانی است که هم‌اکنون در این کشور حضور دارند.

برخی حساب‌های کاربری در شبکه اجتماعی ایکس - با استناد به وب‌سایت رصدگرِ منابع بازِ «وارسرو» (WarSurv) - مدعی شده‌اند که این هواپیماها از نوع تانکرهای «KC-135» و «KC-46» هستند؛ جزئیاتی که هنوز تأیید نشده است.

آنچه دیگران تأیید کرده‌اند

بخشی از این انتقال هوایی که سایر رسانه‌ها تأیید کرده‌اند، شامل هواپیماهای ترابری است، نه تانکرها.

خبرگزاری عمومی اسرائیل، کان نیوز، در ۲۹ اکتبر ادعا کرد که ۱۰ هواپیمای ترابری آمریکایی در پایگاه‌های هوایی اودا و نواتیم در جنوب اسرائیل فرود آمده‌اند. برخی از آن‌ها از فورت بلیس، تگزاس آمده بودند و احتمالاً تجهیزات پدافند هوایی حمل می‌کردند.

روزنامه جروزالم پست، با انتشار گزارش کان، اعلام کرد که سایر هواپیماهای این کاروان در اردن، قطر و عربستان سعودی فرود آمده‌اند. گزارش منتشر شده توسط پست، به تانکرها اشاره‌ای نکرده است.

30-31.jpg

کیهان خواستار پایان شفافیت هسته‌ای شد؛ بگذارید آمریکا بترسد

خبرنامه گویا ـ روزنامه کیهان برای تغییر سیاست هسته‌ای جمهوری اسلامی سه پیشنهاد مطرح کرد:

  • خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای؛
  • خودداری مقام‌ها از انکار صریح ساخت بمب اتم؛
  • پایان دائمی مذاکرات هسته‌ای.

پیشنهادهایی برای قراردادن برنامه هسته‌ای در «پرده‌ای از ابهام» و ترساندن آمریکا از احتمال دستیابی تهران به سلاح اتمی.

کیهان در یادداشت روز خود نوشت: «وقت آن است این معادله عوض شود و برنامه هسته‌ای ایران از پشت این ویترین شفاف خارج شده و در پرده‌ای از ابهام قرار گیرد.» این روزنامه خروج از ان‌پی‌تی را نخستین گام دانست و افزود: «دیگر لازم نیست مقامات ایران از نفی قاطع و صریح ساخت تسلیحات هسته‌ای سخن بگویند. اظهارات دوپهلو، مواضع ابهام‌آمیز و حتی سکوت بهترین پاسخ به هرگونه سؤال درباره اهداف نظامی برنامه هسته‌ای ایران است.»

این روزنامه همچنین خواستار بسته‌شدن همیشگی مسیر مذاکرات شد و آن را «هوشمندانه‌ترین سیاست» خواند. کیهان با اشاره به حمله آمریکا تأکید کرد جمهوری اسلامی «نه فعلاً که اصلاً و ابداً» دیگر درباره برنامه هسته‌ای خود مذاکره نکند.

کیهان در پایان، خطاب به مقام‌های آمریکایی نوشت: «اگر آمریکایی‌ها از احتمال دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای می‌ترسند، بد نیست کمی بترسند.» این روزنامه چنین «ترس همیشگی» را «کوچک‌ترین تقاصی» توصیف کرد که آمریکا باید بپردازد. این پیشنهادها موضع کیهان است و در متن یادداشت، خبری از تصویب آن‌ها یا تصمیم رسمی برای تغییر سیاست هسته‌ای ارائه نشده است.

31-15.jpgبه گزارش آفتاب نیوز،

اداره کل هواپیمایی کشوری عربستان در بیانیه‌ای توضیح داد که «این حمله منجر به تعدادی مجروح شد» و اینکه عملیات تا زمان تکمیل ارزیابی خسارات و تأیید ایمنی تأسیسات با هماهنگی مقامات ذیصلاح متوقف شده است.

او گفت این حمله در بحبوحه آنچه او «حملات آشکار» علیه تأسیسات هوانوردی غیرنظامی در پادشاهی توصیف کرد، رخ می‌دهد.

ترامپ در پاسخ به سوال خبرنگاران در بیرون کاخ سفید در مورد احتمال مشارکت ایالات متحده در حملات عربستان سعودی علیه حوثی‌ها، گفت: «ممکن است این کار را انجام دهیم، آن را بررسی خواهیم کرد.»

او افزود: «ما همین الان از آخرین حمله مطلع شدیم، بنابراین تصمیمی خواهیم گرفت. ما خیلی سریع در حال حرکت هستیم.»

دو مقام منطقه‌ای به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتند که فرودگاه دوباره مورد حمله قرار گرفته و تخلیه شده است و یکی از آنها گفت که ترافیک هوایی متوقف شده است.

بدر الربیعان، خبرنگار الجزیره در ریاض، گفت که اطلاعات منتشر شده از منابع نشان می‌دهد که ساختمان شماره ۳ که محل پرواز‌های تعدادی از خطوط هوایی است، آسیب دیده و بخش‌هایی از سقف آن فرو ریخته و ترکش‌ها در اطراف آن پراکنده شده‌اند، اما تاکنون هیچ جزئیات رسمی در مورد میزان خسارت منتشر نشده است.

خبرگزاری رویترز به نقل از شاهدان عینی و منابع آگاه گزارش داد که بیش از ۱۲ آمبولانس به سمت فرودگاه بین‌المللی ریاض حرکت کرده‌اند، در حالی که پس از شنیده شدن صدای انفجار مهیب، مسافران از بخش‌هایی از آن تخلیه شده‌اند.

یک مقام سعودی به وال استریت ژورنال گفت که آمبولانس‌ها و بالگرد‌ها برای انتقال مجروحان به بیمارستان ملک فهد در ریاض اعزام شده‌اند.

طبق داده‌های ردیابی پرواز از Flightradar۲۴، همانطور که رویترز گزارش داده است، تمام پرواز‌هایی که به ریاض می‌رفتند، تغییر مسیر داده یا لغو شدند و در یک مقطع، فقط یک هلیکوپتر بر فراز فرودگاه در حال پرواز بود.

با توجه به این تحولات، فرودگاه بین‌المللی ملک خالد از مسافران خواست تا قبل از عزیمت به فرودگاه، مستقیماً با خطوط هوایی خود تماس گرفته و وضعیت پرواز‌های خود را بررسی کنند.

سفارت بریتانیا در ریاض نیز در پی آنچه که در اطلاعیه‌ای «حادثه جدی» در فرودگاه بین‌المللی ملک خالد توصیف کرد، به شهروندان خود توصیه کرد از رفتن به این فرودگاه خودداری کنند.

31-13.jpgرویداد۲۴| به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی پلیس پایتخت خبر داد: ساعت ۱۹۵۰ روز پنجشنبه مورخه ۷ آبان ماه؛ واحد گشت کلانتری در تعقیب سارقان کیف قاپ که پس از سرقت در خیابان سیمای ایران در حال فرار بودند اقدام به شلیک کرده که در همین حین یک تیر بصورت سهوی به خانم راننده خودرویِ عبوری اصابت کرد.

پس از این سانحه واحد گشت بلافاصله حادثه دیده را به نزدیکترین بیمارستان منتقل که پس از عمل جراحی در آی سی یو بستری گردید. متأسفانه باوجود تلاش کادر درمان راننده خانم صبح امروز فوت شد.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ این حادثه را به خانواده متوفی تسلیت عرض نموده و با تشکیل تیم ویژه و تخصصی، دستگیری سارقین در حال پیگیری است؛ ضمنا پرونده قضایی حادثه توسط مرجع محترم قضایی تشکیل و در حال رسیدگی می‌باشد.

30-33.jpg

خبرنامه گویا ـ در حالی که نگرانی از بازگشت جنگ، فشار اقتصادی و نامعلومی آینده بر زندگی مردم سایه انداخته، روزنامه جمهوری اسلامی از حاکمیت خواسته پیشنهاد مذاکره در نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، را جدی بگیرد و اجازه ندهد تندروهای داخلی فرصت دیپلماسی را پیش از آزموده‌شدن از بین ببرند.

این روزنامه هشدار داده است: «هنر حکمرانی آن نیست که کشور را تا آخرین نقطه تحمل جامعه در وضعیت بحران نگه داریم. هنر حکمرانی آن است که پیش از آنکه هزینه‌های یک بحران غیرقابل جبران شود، راه خروجی برای آن پیدا کنیم.»

به نوشته جمهوری اسلامی، مناقشه تهران و واشنگتن از مرحله مهار تنش و چانه‌زنی عبور کرده و به نقطه «تعیین‌تکلیف» رسیده است. این روزنامه پیشنهاد مذاکره را، با وجود احتمال فریب یا خرید زمان از سوی آمریکا، پنجره‌ای احتمالی برای جلوگیری از بازگشت جنگ دانسته و تأکید کرده حتی شانس اندک توافق نیز ارزش آزمودن دارد.

هزینه بن‌بست و نگرانی مردم

جمهوری اسلامی در توصیف وضعیت داخلی به نگرانی جامعه از شرایط اقتصادی، اختلال در ارتباطات و فقدان چشم‌انداز روشن اشاره کرده است؛ نگرانی‌هایی که با اختلافات علنی در حاکمیت و تعدد مراکز قدرت تشدید می‌شود.

1-3.jpgخبرنامه گویا ـ ویدئویی از برخورد صمیمانه آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفی‌نیا در یک مراسم، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است؛ دو بازیگری که سال‌ها پس از جدایی، همچنان رابطه‌ای دوستانه دارند.

حاجیان پیش‌تر در گفت‌وگو با برنامه «مدیا» درباره رابطه‌اش با همسر سابق خود گفته بود که زندگی مشترک خوبی داشته‌اند و پس از جدایی نیز دوستی و ارتباط اجتماعی و هنری‌شان ادامه پیدا کرده است. او شریفی‌نیا را فردی باهوش و باسواد توصیف کرده و بر جایگاه او به‌عنوان پدر دخترانشان، مهراوه و ملیکا، تأکید کرده بود.

حاجیان در همان گفت‌وگو توضیح داده بود که فرزندانشان علاوه بر پدر و مادر، به ارتباط خوب میان آن دو نیز نیاز دارند؛ نگاهی که حضور صمیمانه این زوج سابق در کنار یکدیگر، نمونه‌ای از آن است.

31-18.jpg

خبرنامه گویا - محسن رضایی در گفت‌وگویی تلویزیونی، بخش‌هایی از صحبت‌های نشست تهران با حضور مقام‌های عربستان، پاکستان و ترکیه را بازگو کرد. او به نقل از ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، گفت اسرائیل پس از ایران، ترکیه و سپس عربستان را هدف خواهد گرفت و از بحث درباره شکل‌گیری ائتلاف «هندوها و یهودیان» علیه مسلمانان و پاکستان سخن گفت.

نجات بهرامی، روزنامه‌نگار، با انتشار این ویدئو در شبکه ایکس نوشت رضایی صحبت‌های غیرعلنی نشست تهران را مقابل دوربین جار زده است؛ حالا عامدانه یا به لطف همان درایتی که از او سراغ داریم!

1-2.jpg

خبرنامه گویا ـ روح‌الامین سعیدی، کارشناس صداوسیمای جمهوری اسلامی، مدعی شد مقام‌های چینی در جریان اعتراضات دی‌ماه، بقای حکومت ایران را به‌شدت زیر سؤال می‌دانستند و کارکنان سفارت چین خود را برای سناریوی فروپاشی آماده کرده بودند.

سعیدی همچنین گفت چین و روسیه صریحاً با دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای مخالف‌اند؛ اظهاراتی که از فاصله میان انتظارات تهران از دو شریک شرقی و محاسبات پکن و مسکو حکایت دارد.

ch1.jpg

پشت پرده پیام‌ها میان تهران و واشینگتن چه می‌گذرد و چه کسانی درباره مذاکرات تصمیم می‌گیرند؟ در این قسمت از «ویرگول» تلویزیون کانال یک، قاسم شعله‌سعدی به بررسی نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی، رایزنی‌های پنهانی و گزارش‌ها درباره کنار گذاشته‌شدن محمدباقر قالیباف از روند مذاکرات می‌پردازد؛ تحولاتی که پرسش‌هایی درباره رقابت در ساختار قدرت جمهوری اسلامی و سرنوشت مذاکرات هسته‌ای مطرح کرده‌اند.

***

dabir.jpgبرترین‌ها: ویدیویی از انگلیسی صحبت کردن علیرضا دبیر با اعضای کادر فنی تیم ملی روسیه در حاشیه رقابت‌های کشتی قهرمانی جهان، به‌تازگی در فضای مجازی وایرال شده و انتقاد برخی کاربران را به دنبال داشته است.

در همین رابطه، کاربری به نام «خانم معلم» با انتشار این ویدیو نوشت: «سطح زبان دکتر مملکت! یادم میاد یه زمانی برای ورود به دکترا باید آزمون تعیین سطح TOLIMO یا ... شرکت می‌کردن! از انگلیسی فقط Good رو بلده انگار.»

***

nuke.jpgخبرنامه گویا ـ حسین قتیب، نام مستعار نویسنده‌ای ساکن ایران که به‌عنوان مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی فعالیت می‌کند، در دو نوشته در شبکه ایکس از منطق بازدارندگی هسته‌ای دفاع کرده، اما درباره استفاده جمهوری اسلامی از تهدید به ساخت بمب هشدار داده است. نوشته دوم همراه با ویدئویی از محسن رضایی منتشر شده که تلویحاً احتمال حرکت به‌سوی تولید سلاح هسته‌ای در صورت حمله دوباره را مطرح می‌کند.

دو نوشته زیر برای اختصار کوتاه شده‌اند.

بمب اتم، بیمه عمر حکومت‌ها نیست

سال‌هاست چند مغالطه درباره سلاح هسته‌ای در فضای سیاسی ایران تکرار می‌شود؛ مغالطه‌هایی که وجه مشترکشان این است که از بازدارندگی هسته‌ای انتظار انجام کارهایی را دارند که اساساً برای آن طراحی نشده است!

می‌گویند شوروی بمب اتم داشت، ولی فروپاشید!

خب، مگر قرار بوده بمب اتم تورم را کنترل کند، اقتصاد را اصلاح کند و حزب کمونیست را نجات دهد؟!

سلاح هسته‌ای ابزار جلوگیری از نابودی کشور به دست دشمن خارجی است، نه بیمه عمر حکومت‌ها. شوروی از درون فروپاشید؛ این موضوع نه اثبات ناکارآمدی بازدارندگی هسته‌ای است و نه نفی آن. مثل این است که بگوییم جلیقه ضدگلوله بی‌فایده است، چون صاحبش سکته قلبی کرد!

می‌گویند ایران اسرائیل را موشک‌باران کرد؛ پس بمب اتم اسرائیل چه فایده‌ای داشت؟

31-14.jpgعصرایران - هادی چوپان یک استوری متفاوت را منتشر کرده که جلب نظر می کند.

این استایل که ظاهرا باید آن را به نوعی همزمان با هالووین در نظر گرفت شباهت زیادی به هالک هوگان دارد. هالک هوگان، یکی از مشهورترین چهره های تاریخ کشتی حرفه ای و از نمادهای فراموش نشدنی دنیای سرگرمی ورزشی بود.

او با جثه درشت، سبیل بلوند، دستمال سر زرد و حرکات نمایشی خاص خود به شهرت جهانی رسید و در دهه های 1980 و 1990 به یکی از بزرگ ترین ستاره های WWE تبدیل شد. هوگان علاوه بر رینگ کشتی، در سینما و تلویزیون نیز حضور داشت. هوگان در 24 ژوئیه 2025 (2 مرداد 1404) در 71 سالگی درگذشت.

hulk.jpg

mousavian.jpgدرخواست موسویان از اروپا؛ میانجی‌گری برای تهران، هشدار درباره آمریکا

خبرنامه گویا ـ حسین موسویان، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی و سفیر سابق آن در آلمان، در یادداشتی از برلین خواسته برای کاهش تنش میان تهران و واشینگتن و ایجاد نظام امنیت جمعی در خلیج فارس پیش‌قدم شود. او هم‌زمان با ترسیم تصویری تهدیدآمیز از سیاست‌های آمریکا، اروپا را به ایفای نقشی مستقل‌تر فراخوانده است.

به گزارش رویداد۲۴، موسویان در این یادداشت، منتشرشده در نشریه «ریپابلیک»، مدعی شده راهبرد دولت ترامپ در قبال اروپا تغییر کرده و واشینگتن به‌دنبال گسترش کنترل خود بر منابع انرژی و مسیرهای انتقال آن، از جمله تنگه هرمز است. او برای توصیف فاصله‌گرفتن آمریکا از اروپا نوشته است: «فرزند اروپا اکنون در حال جداشدن از مادر خویش است.»

نسخه پیشنهادی موسویان، بازگشت آلمان به میانجی‌گری است: کمک به پایان خصومت جمهوری اسلامی و آمریکا، ایجاد سازوکار همکاری میان هشت کشور ساحلی خلیج فارس، حمایت از راه‌حل دوکشوری برای اسرائیل و فلسطین و گسترش همکاری‌های انرژی میان اروپا و کشورهای منطقه.

خبرنامه گویا ـ نیوزویک با عنوان «جمهوری سوسیالیستی آمریکا» و تصویری به سبک تبلیغات شوروی، گسترش نفوذ سوسیالیست‌های دموکرات و چهره‌هایی چون برنی سندرز، الکساندریا اوکاسیو کورتز و زهران ممدانی را بررسی کرده است.

newsweek.jpgمجله در مطلبی مرتبط، منتشرشده در ۱۴ اکتبر، می‌پرسد: «آماده‌اید به انقلاب سوسیالیستی آمریکا بپیوندید؟» آزمون ۲۰ پرسشی آن، لغو سنا و کاهش ساعات کار را کنار انتخاب شیر قهوه و داشتن ساک پارچه‌ای می‌گذارد؛ با امتیازی یکسان برای هر پاسخ مثبت.

این شیوه، سوسیالیسم را در قالب سرگرمی و انتخاب‌های روزمره عادی‌سازی می‌کند و تفاوت خدمات عمومی با تغییرات بنیادی سیاسی و اقتصادی را کم‌رنگ می‌سازد.

برای ایرانی‌ها، همراهی بخشی از نیروهای چپ با اسلام‌گرایان در انقلاب ۵۷ و سرکوب بعدی همان نیروها، یادآور پیامدهای نادیده‌گرفتن آزادی در سایه شعارهای عدالت‌خواهانه است.

کاخ سفید در واکنش، نیوزویک را به عادی‌سازی و رمانتیک‌کردن سوسیالیسم متهم کرده است. نسخه کوتاه‌شده این پاسخ را در ادامه می‌خوانید.

lit.jpgتایید بازداشت دو زن لیتوانیایی در ایران

ایران وایر - وزارت خارجۀ لیتوانی اعلام کرد مقامات جمهوری اسلامی بازداشت دو زن شهروند این کشور در ایران را تأیید کرده‌اند، اما علت بازداشت آن‌ها نامشخص است و دیپلمات‌های لیتوانی هنوز موفق به تماس مستقیم با این دو نفر نشده‌اند.

بر اساس گزارش‌های رادیو و تلویزیون ملی لیتوانی، هویت این دو زن «دایوا زاکاژاوسکایته» و «اریکا شلیمایته» اعلام شده و گفته می‌شود برای گردشگری به ایران سفر کرده بودند.

آن‌ها روز ۲۳مهر۱۴۰۵ بازداشت شدند و خبر بازداشت آن‌ها روز پنجم آبان به اطلاع مقامات ارشد وزارت خارجۀ لیتوانی رسیده است.

«استاکنیه‌نه» وزیر خارجه این کشور از اظهارنظر دربارۀ علت بازداشت این دو زن خودداری کرد و گفت این تازه‌ترین اطلاعات رسمی است که در اختیار دولت لیتوانی قرار گرفته است.

وزارت خارجۀ لیتوانی اعلام کرده که از ۱۶ اکتبر با خانواده‌های این دو زن در تماس بوده، اما تاکنون نتوانسته است مستقیماً با آن‌ها گفت‌وگو کند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

به گفته وزیر خارجه، مقام‌های لیتوانی در تلاش‌اند هرچه سریع‌تر امکان ملاقات کنسولی با دو زن بازداشت شده را فراهم کنند تا از شرایط نگهداری، وضعیت سلامت و دسترسی آن‌ها به وکیل، دارو و خدمات ترجمه مطلع شوند.

به‌گفتۀ او، احتمالاً یک مامور کنسولی از دیگر کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا برای انجام این ماموریت کمک خواهد کرد.

خواهر دایوا زاکاژاوسکایته، در گفت‌وگو با رادیو تلویزیون ملی لیتوانی گفته است که در جریان سفر خواهرش به ایران به‌طور مرتب با او در ارتباط بوده، اما پس از آنکه این دو زن برای گردش به منطقه‌ای بیابانی رفتند، تماس با آن‌ها قطع شد.

روتا کورساکینه در ادامه گفته است پیش از تایید رسمی خبر بازداشت، از طریق «منابع غیررسمی» از وضعیت خواهرش مطلع شده و اطلاعاتی را برای بررسی در اختیار وزارت خارجۀ لیتوانی قرار داده بود. او همچنین گفت می‌داند این دو زن به محل دیگری منتقل شده‌اند و از نام شهر محل نگهداری آن‌ها اطلاع دارد، اما جزئیات بیشتری ارایه نکرد.

هنوز مشخص نیست این دو شهروند لیتوانیایی دقیقاً به چه اتهامی بازداشت شده‌اند و مقام‌های جمهوری اسلامی نیز توضیحی عمومی دربارۀ پروندۀ آن‌ها ارائه نکرده‌اند.

ch1.jpg

داریوش سجادی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مدافع جمهوری اسلامی، در این برنامه تلویزیون کانال یک با پرسش‌هایی صریح درباره مسئولیت رهبران حکومت در بحران‌های ایران، حدود اختیارات دولت پزشکیان و دلایل نارضایتی عمومی روبه‌رو می‌شود.

آیا ساختار قدرت ظرفیت اصلاح دارد و جمهوری اسلامی برای حفظ خود حاضر به تغییر است؟

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*

azizi.jpgنامه ونس به رضایی؛ فرصت مذاکره زیر سایه تهدید حمله تازه

خبرنامه گویا ـ نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی، هم‌زمان با گزارش‌ها درباره احتمال حمله تازه آمریکا، پرسش‌هایی درباره فرصت باقی‌مانده برای مذاکره و تغییر موازنه قدرت در تهران ایجاد کرده است. الجزیره در گزارشی، انتخاب رضایی به‌عنوان مخاطب معاون رئیس‌جمهوری آمریکا و موانع این ابتکار دیپلماتیک را بررسی کرده است.

متن نامه هنوز منتشر نشده، اما وال‌استریت ژورنال گزارش داده موضوع اصلی آن، یافتن «چارچوبی برای مذاکرات» بوده است؛ چارچوبی که شاید بتواند مانع صدور دستور حمله شود. نیویورک‌تایمز نیز نوشته ونس پیشنهاد دیدار مستقیم مقام‌های ارشد دو کشور را مطرح کرده و خواسته موضوع هسته‌ای از آغاز در دستور کار باشد. بر اساس این گزارش، نامه از طریق میانجی‌های قطری تحویل داده شده و قطر یا ترکیه از محل‌های احتمالی مذاکرات هستند.

صابرین‌نیوز: پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، با انتشار تصویری از یک سرباز، پیامی کوتاه و صریح درباره هدف واشنگتن از حضور در جنگ منتشر کرد و مدعی شد: «آمریکا برای پیروزی می‌آید.»

این موضع‌گیری در بحبوحه تنش‌های نظامی مداوم واشنگتن در خاورمیانه و بررسی گزینه‌های نظامی جدید علیه ایران در کاخ سفید صورت گرفته است.

Untitled-4.jpg

ostad.jpgخبرنامه گویا ـ علی‌اکبر رائفی‌پور در ویدئوی زیر مدعی می‌شود در انگلستان و هلند کرسی دانشگاهی «علی‌اصغرشناسی» راه افتاده است.

مدعیان می‌گویند دانشگاه‌های اروپایی این کرسی را راه انداخته‌اند تا با گسترش مراسم «شیرخوارگان حسینی» مقابله کنند؛ مراسمی که در آن خانواده‌ها، نوزادان خود را به یاد علی‌اصغر به مجالس عزاداری می‌آورند.

«علی‌اصغرشناسی» در معنای لفظی، یعنی مطالعه درباره علی‌اصغر، فرزند خردسال امام حسین که بنا بر روایت مشهور شیعیان، در واقعه کربلا کشته شد.

***

rezai.jpgگزارش واشنگتن‌پست درباره ارزیابی کاخ سفید از محسن رضایی: او قدرت کافی دارد و از «شرایط وخیم» ایران آگاه است

ایندیپندنت فارسی - روزنامه واشنگتن‌پست روز جمعه هشتم آبان‌ماه، در گزارشی درباره جزئیات نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، نوشت معاون رئیس‌جمهوری آمریکا در این نامه آمادگی واشنگتن برای مذاکره با تهران درباره توافق هسته‌ای را اعلام کرده است.

به نوشته این روزنامه، ونس هفتهٔ گذشته در نامه‌ای به رضایی، منافع اصلی دو کشور را تشریح کرد و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را اولویت آمریکا دانست. او در مقابل، بازسازی اقتصاد آسیب‌دیده از جنگ و تحریم‌ها و حفظ حاکمیت ملی را از منافع ایران برشمرد و خواستار معرفی نمایندگانی با اختیار تصمیم‌گیری درباره مسائل هسته‌ای شد.

واشنگتن‌پست به نقل از مقام‌های اطلاعاتی آمریکا نوشت دولت ترامپ رضایی را مهم‌ترین چهره برای پیشبرد توافق در تهران می‌داند. این مقام‌ها معتقدند او با مجتبی خامنه‌ای در تماس مستمر است و پس از دریافت نامه ونس نیز با رهبر جمهوری اسلامی گفتگو کرده است.

به نوشته واشنگتن‌پست، رضایی با بازسازی شورای عالی امنیت ملی و انتصاب افراد نزدیک به خود در این نهاد، قدرتش را افزایش داده و از حمایت فرماندهان پیشین سپاه برخوردار است. مقام‌های آمریکایی معتقدند او «شرایط وخیم» ایران را درک می‌کند.

جیسون برودسکی در شبکه ایکس نوشت: «محسن رضایی مدت‌ها دستمایه جوک و تمسخر بود؛ علی خامنه‌ای او را سال‌ها در مجمع تشخیص مصلحت نظام به حاشیه رانده بود، تا اینکه تلفات در میان رهبران جمهوری اسلامی پس از عملیات «خشم حماسی»، حکومت را ناچار کرد دوباره او را به میدان بیاورد. با این پیشینه، این تلاش برای برقراری ارتباط با رضایی طنزآمیز به نظر می‌رسد.»



ونس پیش‌تر نیز در ماه آوریل برای مذاکره با محمدباقر قالیباف به اسلام‌آباد سفر کرده بود. پیشنهاد او لغو تحریم‌های اقتصادی آمریکا در ازای توافقی الزام‌آور درباره برنامه هسته‌ای ایران بود. آن مذاکرات به تفاهمی محدود انجامید که پس از درگیری دو کشور در تنگهٔ هرمز از بین رفت.

این روزنامه همچنین نوشت قطر همچنان میانجی اصلی درگیری است و فرستادگان این کشور با رضایی و دیگر مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در تماس‌اند. با وجود آنکه رهبران ایران نامهٔ مستقیم ونس را نشانهٔ احترام تلقی کرده‌اند، هنوز نشانه‌ای از تغییر موضع تهران درباره مسئلهٔ هسته‌ای دیده نمی‌شود.

30-4.jpgرویداد۲۴| فارن‌پالیسی نوشته این اما درست نیست از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، موشک‌ها و پهپادهای ایران به پالایشگاه‌ها، واحدهای تولید گاز طبیعی مایع و پایانه‌های صادراتی در سراسر خلیج فارس آسیب رسانده‌اند.

انصارالله یمن نیز جبهه دومی را در دریای سرخ گشوده‌ است. بازسازی بخش بزرگی از زیرساخت‌های آسیب‌دیده سال‌ها زمان خواهد برد.

به نوشته این رسانه هزینه این خسارت‌ها نیز عمدتاً بر دوش واردکنندگان انرژی در آسیا، اروپا و کشورهای در حال توسعه خواهد بود؛ کشورهایی که نظام‌های تأمین انرژی خود را بر پایه دسترسی پایدار و قابل‌اعتماد به منابع انرژی خلیج فارس بنا کرده‌اند.

fatherDaughter.jpgخبرنامه گویا ـ نهال عبداللهی دوستانش را برای جشن تولد دعوت کرده بود؛ اما آن شب با بازداشت او و شماری از مهمانان پایان یافت. اکنون، بنا بر روایت یک منبع مطلع، نهال همچنان در زندان است و پدرش که برای آزادی او پیگیری می‌کرد، پس از چند روز کما و بستری‌شدن در بیمارستان جان باخته است.

یک منبع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفته است عبدالله عبداللهی، معلم بازنشسته قرآن و تعلیمات دینی در علی‌آباد کتول، هنگام پیگیری وضعیت دخترش با فشار شدید روانی و سرزنش مسئولان روبه‌رو شده بود. به روایت این منبع، تلاش‌های بی‌نتیجه برای آزادی نهال با وخامت حال پدر همراه شد؛ او به کما رفت، به بیمارستان علی‌آباد منتقل شد و چند روز بعد درگذشت. در اطلاعات ارائه‌شده، علت پزشکی مرگ او مشخص نشده است.

نهال، حدوداً ۲۵ ساله، هفته گذشته بین ۳۰ تا ۴۰ نفر از دوستانش را به هتل «آتلان» در علی‌آباد کتول دعوت کرده بود. به گفته همین منبع، مأموران انتظامی با فریب وارد هتل شدند و پس از درگیری با مسئول آن، حدود ۳۰ نفر از حاضران را بازداشت و تلفن‌های همراه شماری از آنان را ضبط کردند.

برخی مهمانان با وثیقه آزاد شدند، اما نهال و تعدادی دیگر همچنان در بازداشت مانده‌اند. این منبع محل نگهداری نهال را زندان امیرآباد اعلام کرده است.

carney.jpgبی بی سی - مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا از ادعای مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر سه‌گانه خلیج فارس حمایت کرده است.

این حمایت هم‌زمان با دیدار شیخ خالد بن محمد بن زاید آل‌نهیان، ولیعهد ابوظبی از کانادا صورت گرفته است.

در پی این دیدار دو طرف با صدور یک بیانیه مشترک در ۲۸ اکتبر بر همکاری کانادا و امارات متحده عربی در زمینه‌های مختلف تاکید کردند.

بند پایانی این بیانیه مشترک به ادعای مالکیت امارات بر جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی پرداخته و خواهان پایان «اشغال» این جزایر به وسیله ایران شده است.

این بیانیه می‌نویسد: «دو کشور خواستار پایان اشغال جزایر سه‌گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی هستند و آن را نقض حاکمیت ملی امارات متحده عربی و منشور سازمان ملل متحد می‌دانند.»

ایران جزایر سه‌گانه خلیج فارس را بخش جدایی ناپذیر از سرزمین خود می‌داند که در اشغال بریتانیا بوده است.

نیروی دریایی ایران پیش از اعلام موجودیت امارات متحده عربی در سال ۱۹۷۱ این جزایر راهبردی را در اختیار گرفت.

arnz.jpgدوستی جاودانهٔ ملت ابراهیم و ملت کوروش

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

در عمر ۵۵ سالهٔ روزنامه‌نگاری‌ام، هرگز انتخابات اسرائیل آنچنان که این بار برایم اهمیت داشت و تا بامدادان و روشن شدن نتایج اولیه آن، بیدار ماندم، اعتبار و اهمیت نداشت. دلبستگی من به تحولات خاورمیانه، دانستن زبان عربی و داشتن دوستان عرب، دیدارهایم از بیروت و قاهره و دمشق عملاً مرا در صف مخالفان اسرائیل قرار داده بود. ترجمه آثار ادبیات مقاومت فلسطین و سرودهای انقلابی بزرگانی چون صلاح عبدالصبور، محمود درویش، فدوی طوقان، سالم جبران، عبدالوهاب البیاتی و نزار قبانی بعد از سال ۱۹۶۷ هم بر دلبستگی من به صف مخالفان اسرائیل می‌افزود.

در نگاه روشنفکر ایرانی و ما جوان‌های پر از شور و احساس در انتخاب اسرائیل، دیرسالی، حزب کارگر‌‌ــ با نرمش بیشتر در برابر عرب‌ها و فلسطینی‌ها‌‌ــ جای قابل‌قبول‌تری داشت. ما بودیم و بن گورین و گلدامایر و مناحیم بگین و شامیر و پرز و حزب کارگر و لیکود احزاب دینی به حساب نمی‌آمدند.

فروپاشی اتحاد شوروی و سرازیر شدن یهودیان شوروی همزمان با یهودیان شرقی فالاشا و یهودیان مغرب و یمن از سوی دیگر جامعه اسرائیل را دگرگون کرد. چپ‌ها خیلی کمرنگ شدند و راست‌ها به‌سرعت بر دولت مسلط شدند. حالا کم‌کم دولت را پس از مردان تاریخی اسرائیل، شارون و نتانیاهو، نظامیان بازنشسته و سیاستمداران امیدوار، صحنه را تسخیر کردند.

با این همه یگانه دموکراسی در خاورمیانه با همه بالا و پایین‌ها و از همه مهم‌تر تهدیدهایی که گاه مثل ۷ اکتبر جان و جهان اسرائیل را در معرض خطری جدی قرار داد، همچنان استمرار یافته است.

انتخابات این هفته اسرائیل اما مثل دیگر انتخابات از زمان تولد اسرائیل نبود. حالا علاوه بر مردم اسرائیل، مردمانِ دیاری دیگر نیز با اضطراب و نگرانی آن را دنبال کردند .اگر شهروند اسرائیل با آرزوی داشتن زندگی بهتر به پای صندوق رأی رفت، بسیاری از شهروندان ایران در داخل و خارج بیدار نشستند و با دلهره آرزو کردند نتانیاهو برنده شود.

در زبان مذهبی، ملت عنوان پیروان یک دین است. ملت ابراهیم، ملت مسیح و ملت محمد که در زمان خلافت عمر، به «امت» تبدیل شد. با این حال امپراتوری ایران به عنوان یک ملت بزرگ و ملت ابراهیم، ​​مدت‌ها کنار هم و با وحدت ابدی زیسته‌اند.

یهودیان ایران چه در دوران صفویه و قاجار و چه قبل از آن، اگرچه رنج‌های زیادی کشیدند، رهبران بزرگانشان در جمع حضوری چشمگیر داشتند. پزشکان درباری عمدتاً یهودی بودند و صنایع و تجارت دست آنها بود. خانواده‌های بزرگی مانند حییم، بروخیم، لوی، آلیانس، دلشاد، کهن، حی، مشفق همدانی، نی‌داوود، صدیق، امینی کردوانی، القانیان، بیبیان و... ده‌ها یهودی مشهور دیگر نمادهایی از چهره‌های برجسته اواخر دوران قاجار و طول سلطنت دو پهلوی بودند که در زمینه‌های صنعت، فرهنگ و سیاست، هنر، ورزش و موسیقی جایگاهشان را تثبیت کردند.

centcom.jpgایران اینترنشنال - برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، در ویدیویی که جمعه هشت آبان در حساب کاربری سنتکام در شبکه ایکس منتشر شد، اعلام کرد که در جریان پرواز بر فراز تنگه هرمز، ده‌ها کشتی تجاری و تجهیزات نظامی آمریکا را مشاهده کرده، اما هیچ اثری از حضور سپاه پاسداران ندیده است.

او گفت: «وقتی بر فراز تنگه هرمز پرواز کردم، ده‌ها کشتی تجاری از جمله نفتکش‌ها و کشتی‌های حامل گاز مایع را دیدم، اما هیچ اثری از سپاه پاسداران در آنجا نبود.»

کوپر افزود که سپاه پاسداران دهه‌ها در تنگه هرمز و آب‌های اطراف آن گشت‌زنی می‌کرد، اما به گفته او، نیروی دریایی ایران در حملات آمریکا در اوایل سال جاری غرق شده است.

فرمانده سنتکام همچنین اعلام کرد نیروهای آمریکایی مین‌های دریایی ایران را از مسیرهای اصلی کشتیرانی در تنگه هرمز پاک‌سازی کرده‌اند و همچنان برای حفاظت از کشتی‌های تجاری در منطقه حضور دارند.

او گفت آمریکا با محاصره بنادر ایران مانع صادرات نفت این کشور شده و از تابستان تاکنون به شرکای خود در خلیج فارس برای صادرات بیش از ۱.۵ میلیارد بشکه نفت خام کمک کرده است.

29-11.jpg

سیا برای ایرانِ پس از شاه نقشه داشت؛ اما سقوط سلطنت را ندید

خبرنامه گویا ـ چند ماه پیش از انقلاب ۱۳۵۷، تحلیلگران سیا سرگرم بررسی آینده ایران بودند: اگر شاه از دنیا برود، چه کسی حکومت خواهد کرد؟ شهبانو فرح چه نقشی خواهد داشت و ارتش از چه کسی حمایت خواهد کرد؟ آنان برای انتقال تاج‌وتخت سناریو داشتند، اما تحولی را که چند ماه بعد سرنوشت میلیون‌ها ایرانی را تغییر داد، تهدیدی نزدیک نمی‌دیدند.

گزارش محرمانه «ایران پس از شاه»، تهیه‌شده در اوت ۱۹۷۸، درباره ایرانِ پس از انقلاب نبود؛ درباره ادامه سلطنت پس از مرگ محمدرضا شاه بود. همین تفاوت، امروز سند را خواندنی می‌کند: دستگاه اطلاعاتی آمریکا جزئیات جانشینی را بررسی می‌کرد، درحالی‌که ارزیابی‌اش از ثبات حکومت به‌زودی نادرست از آب درآمد.

جمله‌ای که تاریخ خلافش را نشان داد

در مقدمه گزارش آمده بود: «ایران در وضعیت انقلابی یا حتی پیشاانقلابی نیست.»

تحلیلگران وجود نارضایتی سیاسی و مشکلات اجتماعی را می‌پذیرفتند، اما معتقد بودند این نارضایتی‌ها حکومت را تهدید نمی‌کند. وفاداری ارتش به سلطنت، یکی از پایه‌های اصلی این اطمینان بود؛ مخالفان نیز نیرویی ارزیابی می‌شدند که می‌توانستند برای انتقال قدرت دردسر ایجاد کنند، اما نه اینکه مسیر آن را تعیین کنند.

kalhor.jpgایران را چگونه تحویل گرفتید، با ثروتش چه کردید و به کجا رسانده‌اید؟

مدافعان جمهوری اسلامی، هرگاه سخن از دستاوردهای دوران پهلوی به میان می‌آید، فهرستی از سدها، راه‌ها، دانشگاه‌ها و نیروگاه‌های ساخته‌شده پس از فاجعه ۵۷ را پیش می‌کشند؛ گویی ساختن زیرساخت، لطف حکومت به مردم است. اما پرسش اصلی ملت ایران تنها این نیست که چه ساخته‌اید؛ پرسش این است: با چه هزینه‌ای، به دست چه کسانی، با چه شیوه‌ای از واگذاری و با چه نتیجه‌ای برای مردم؟

رضاشاه پهلوی زمام کشوری گرفتار ضعف حکومت مرکزی، ناامنی و کمبود نهادهای نوین را به دست گرفت و با ایجاد ارتش ملی، احداث راه‌آهن سراسری، تأسیس دانشگاه تهران و بنیان‌گذاری نهادهای اداری و قضایی نوین، پایه‌های نوسازی ایران را استوار کرد. محمدرضا شاه پهلوی این مسیر را با گسترش صنعت، آموزش، بهداشت و زیرساخت‌ها ادامه داد و جایگاه منطقه‌ای و جهانی ایران را تقویت کرد.

جمهوری اسلامی وارث این بنیان‌ها شد و در نزدیک به نیم قرن، درآمدهای نفتی، منابع طبیعی و توان چند نسل از ایرانیان را نیز در اختیار داشت. بنابراین، کارنامه‌اش را باید با مجموع امکاناتی سنجید که دریافت کرده و فرصت‌هایی که برای پیشرفت کشور داشته است. پرسش ملت همچنان پابرجاست: کشور را چگونه تحویل گرفتید و به کجا رسانده‌اید؟

30-36.jpgعیسی کلانتری، معاون رئیس‌جمهور در دولت دوازدهم، در گفت‌وگو با انصاف نیوز با تردید نسبت به ادعاهایی درباره پایین بودن نسبت هزینه‌های دولت ایران به تولید ناخالص داخلی گفت: حتی اگر چنین محاسبه‌ای با یک معیار خاص انجام شده باشد، واقعیت ساختار اقتصادی کشور با آن سازگار نیست.

او‌گفت:وجود چند میلیون‌ کارمند دولتی، سهم گسترده نهادهای دولتی و حاکمیتی از اقتصاد و تداوم کسری بودجه، نشان می‌دهد که نمی‌توان صرفاً با یک نسبت آماری درباره اندازه دولت قضاوت کرد.

او با اشاره به تعداد بالای کارکنان دولت بیان کرد که اگر نسبت هزینه‌های دولت واقعاً پایین باشد، باید توضیح داده شود که چگونه کشوری با این حجم نیروی انسانی دولتی همچنان با کسری بودجه مواجه است.مسئله فقط تعداد کارکنان نیست، بلکه باید پرسید این نیروی انسانی چه میزان بهره‌وری دارد و چه سهمی از منابع عمومی صرف پرداخت هزینه‌های آنها می‌شود.

او تأکید کرد که بحث اصلی باید به این سمت برود که آیا این حجم از نیروی انسانی در ساختار دولت، متناسب با نیاز کشور و همراه با بهره‌وری کافی است یا خیر.بخش قابل توجهی از منابع کشور صرف اداره ساختاری می‌شود که در نهایت همچنان با کسری بودجه روبه‌رو است.

معاون رئیس‌جمهور در دولت دوازدهم همچنین گفت: برای سنجش اندازه دولت، نباید تنها دستگاه‌هایی را که عنوان رسمی دولتی دارند محاسبه کرد.

او گفت: بخش قابل توجهی از اقتصاد ایران در اختیار دولت و نهادهای وابسته به حاکمیت قرار دارد و این موضوع باید در محاسبات مربوط به اندازه واقعی دولت مورد توجه قرار گیرد.

کلانتری درباره بودجه برخی نهادها نیز انتقاد کرد و گفت: بخشی از این ساختارها، به‌ویژه در حوزه فرهنگی، از نظر او کارکرد قابل قبولی ندارند و می‌توان درباره ضرورت ادامه تأمین مالی آنها تجدیدنظر کرد.

او یکی دیگر از مشکلات ساختاری را فشار نمایندگان مجلس و گروه‌های مختلف برای افزایش بودجه یا ایجاد ساختارهای جدید دانست و‌ این وضعیت را بخشی از ویژگی‌های ساختار سیاسی کشورهای جهان سوم توصیف کرد و گفت: نمایندگان در حوزه‌های انتخابیه خود و در تعامل با دستگاه‌های مختلف، گاه به دنبال تأمین منافع منطقه‌ای و سازمانی هستند.

کلانتری در پایان گفت: تا زمانی که این سازوکار اصلاح نشود، کوچک‌سازی دولت صرفاً با کاهش چند ردیف بودجه یا تغییر ساعت کاری کارکنان امکان‌پذیر نیست و مسئله نیازمند اصلاح ریشه‌ای ساختار اقتصادی و اداری کشور است.

30-35.jpgعصرایران - «یوهان وادفول» وزیر امور خارجه آلمان مدعی شد که به باور «اکثریت کشورهای گروه ۲۰»، ایران برای دستیابی به راه‌حلی جهت پایان دادن به درگیری‌ها با آمریکا وارد مذاکره شود.
به گزارش ایسنا، وادفول در پیامی در شبکه‌های اجتماعی وزارت امور خارجه آلمان همچنین از انصارالله یمن خواست «حملات خود را متوقف کنند» و از روسیه نیز خواست «با حملات خود در دریای سیاه، امنیت غذایی جهان را به سوی فروپاشی سوق ندهد».
درحالی که ایران علی‌رغم تحریم‌ها و تجاوزهای آمریکا، بارها با حسن نیت به پای میز مذاکره رفته است، واشنگتن هر بار به تعهدات خود پشت کرده و با طرح خواسته‌های بی‌جا، مسیر را به روی دیپلماسی بسته است.
«دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا نیز خود به صراحت در روزهای اخیر اعلام کرد که به توافق اسلام‌آباد و اجرای آن از اساس باور نداشته است.
این اظهارات نشان می‌دهد دولت آمریکا اساسا مسیرهای مذاکراتی را صرفا یک تله یا مستمسکی‌ برای رسیدن به اهداف کوتاه‌مدت و یا پلی برای دستیابی به اهدافش می‌داند و باور جدی به حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات ندارد.

30-34.jpgبه گزارش خبرنگار اقتصادی تابناک؛ با گذشت بیش از سه ماه از برگزاری مجمع عمومی شرکت بازرگانی صنایع شیر ایران، صورت‌های مالی این مجموعه به‌دلیل حجم گسترده‌ای از تخلفات، ابهامات مالی و پرونده‌های مفتوح ارزی همچنان در هاله‌ای از ابهام و بلاتکلیفی قرار دارد.

در شرایطی که مستندات و گزارش کمیته حقوقی، شخص سید جواد میربابایی، مدیرعامل شرکت بازرگانی را عامل تحمیل خسارات سنگین به اموال صندوق بازنشستگی می‌داند، انفعال و تجلیل عجیب محمد نریمانی‌راد، سرپرست صنایع شیر ایران (پگاه) از این مدیر، و همچنین خودداری آرش علاالدینی، رئیس مجمع، از تعیین‌تکلیف این تخلفات، ابعاد پرونده را وارد فاز تازه‌ای کرده است.

بر اساس اطلاعات و اسناد رسیده، یکی از موارد اساسی در عدم تایید صورت‌های مالی، افزایش غیرقانونی کارمزد پرداختی به تراستی‌ها است.

در حالی که سقف مصوب هیئت‌مدیره شرکت صنایع شیر ایران حداکثر ۱.۵ درصد تعیین شده و تراستی‌ها و صرافی‌های بانکی چنین عملیاتی را با رقمی زیر ۰.۵ درصد انجام می‌دهند، شرکت بازرگانی بدون اخذ مجوزهای قانونی، این رقم را به ۲.۳۵ درصد افزایش داده است؛ اقدامی که شائبه ویژه‌خواری و انحراف منابع گسترده‌ای را پدید آورده است.

سرنوشت نامعلوم میلیون‌ها یورو از جیب بازنشستگان!

بخش تکان‌دهنده‌تر این پرونده، ماجرای ناپدید شدن ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار یورو ارز در پرونده موسوم به شرکت «کارنو اسپیکو» است.

طبق اسناد، شرکت بازرگانی صنایع شیر ایران معادل ریالی این میزان ارز را از شرکت کارنو اسپیکو دریافت کرده، اما از تحویل ۱.۷ میلیون یورو ارز به این شرکت امتناع ورزیده است. جالب اینجاست که مدیران بازرگانی در دادگاه مدعی شده‌اند این حجم کلان ارزی را به فردی به‌عنوان نماینده کارنو تحویل داده‌اند؛ ادعایی عجیب که دادگاه به دلیل نبود کوچک‌ترین رسید کتبی یا معرفی‌نامه رسمی، آن را مردود دانسته و صراحتاً اعلام کرده سرنوشت این ارز نامعلوم است!

در نهایت با شکایت شرکت کارنو، دادگاه بدوی شرکت بازرگانی را به بازگرداندن اصل ۱.۷ میلیون یورو به‌همراه تمام خسارات دادرسی محکوم کرده است. ارقامی کلان که مستقیماً باید از جیب سهامداران و بازنشستگان پرداخت شود، بدون آنکه مشخص شود سرنوشت اصل ارز پرداختی به شخص غیرمجاز چه بوده است.

علاوه بر این، محکومیت دیگری به ارزش بیش از ۱۰۰ هزار دلار در هیئت داوری علیه این شرکت صادر شده که زیان ارزی دیگری بر پیکره این مجموعه تحمیل کرده است.

اما ریشه این مصونیت عجیب و رفتارهای فراقانونی میربابایی در کجاست؟ اطلاعات موثق حاکی از آن است که حامی اصلی و پشت‌پرده مدیرعامل بازرگانی، حسن زنوزی، عضو هیئت‌مدیره صنایع شیر ایران است؛ فردی که همراه با نریمانی‌راد به‌عنوان نمایندگان گروه توسعه صنایع بهشهر در هیئت‌مدیره حضور دارند.

نکته قابل‌تأمل و نقض آشکار مقررات حاکم بر شرکت‌های وابسته به صندوق بازنشستگی این است که هیچ‌گونه مجوزی مبنی بر موظف بودن حسن زنوزی در هیئت‌مدیره یا تایید صلاحیت وی از سوی سهامدار مدیریتی وجود ندارد، اما وی به‌طور غیرقانونی بر مسند «معاونت امور مجامع و شرکت‌ها» تکیه زده است.

زنوزی با سوءاستفاده از همین جایگاه غیرقانونی که ذاتاً وظیفه نظارت عالیه، ارزیابی عملکرد و بررسی مجامع شرکت‌های تابعه را بر عهده دارد، به‌جای پیگیری تخلفات محرز، شکایت قضایی و استیفای حقوق از دست رفته صندوق بازنشستگی، عملاً به حامی و سپر بلای تمام‌عیار میربابایی تبدیل شده و بسترساز لاپوشانی اقدامات پرابهام وی در مجمع شده است.

نکته دیگر آنکه با وجود ارجاع موضوع توسط آرش علاالدینی (رئیس مجمع) به کمیته حقوقی صنایع شیر ایران و اعلام صریح و مکتوب این کمیته مبنی بر ورود خسارات هنگفت توسط شخص میربابایی، رئیس مجمع همچنان از نهایی کردن تکلیف مجمع سر باز زده و شائبه تن دادن به فشارهای پشت‌پرده را تقویت کرده است.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

mko.jpgمقدمه: تناقض بزرگ در شطرنج مبارزه

در پی خیزش شکوهمند و کم‌نظیر «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، جامعه‌ی ایران وارد فاز نوینی از همگرایی و گذار شد. میلیون‌ها ایرانی در داخل و خارج از کشور، با صدایی رسا خواستار نفی کلّیت جمهوری اسلامی و ایجاد سرپناهی ملی بر پایه‌ی حاکمیت قانون شدند؛ کانون این همگرایی در قامت شاهزاده رضا پهلوی به عنوان وکالت‌دار و رهبرِ نمادین دوران گذار تجلی یافت. اما برخی گروه‌های چپ رادیکال و به‌ویژه سازمان مجاهدین خلق، تمام توپخانه‌ی رسانه‌ای، کلامی و سیاسی خود را نه به سمت کانون اصلی سرکوب و اعدام، بلکه به سوی تنها نمادِ انسجام‌بخشِ ملی نشان رفتند.

چرا جریان‌هایی که خود قربانی اعدام‌ها و سرکوب‌های دهه ۶۰ توسط فاشیسم مذهبی بودند، دشمنِ بالفعلِ موجود را رها کرده و به نبرد با «گذشته» و «وکالت‌داران ملیِ امروز» برخاسته‌اند؟ پاسخ این پرسش در سه گسلِ ساختاری نهفته است: روان‌کاویِ گناه و انکار، بستگیِ ایدئولوژیک، و هراس از زوال هویت.

روان‌کاویِ گناه و مکانیسم دفاعی «انکار و جابه‌جایی»

همراهی گروه‌های چپ و مجاهدین با جریان خمینی در سال ۱۳۵۷، خطایی ساده در محاسبات سیاسی نبود؛ بلکه یک «فاجعه‌ی تاریخی» بود. آنان شاهنشاهی پهلوی ـ که کشوری رو به رشد، مدرن و دارای امنیت ساختاری بود ـ را سرنگون کردند و در فتح‌الفتوح خمینی شریک شدند. حاصل این ائتلاف، پیدایش دوزخی شد که دهه‌هاست نسل‌های متوالی ایران را می‌سوزاند.

پذیرش این که «ما کشور را به قهقرا بردیم»، فروپاشی روانی به همراه دارد. از این رو، دستگاه ذهنی آنان خشمی را که باید صرفِ ریشه‌کنی جمهوری اسلامی یا خودانتقادی تاریخی کنند، به سمت شاهزاده رضا پهلوی جابه‌جا می‌کنند.

naetem.jpgحمله احتمالی ترامپ؛ برای گرفتن امتیاز یا تغییر حکومت؟

نوشتهٔ ناصر اعتمادی

اگر گفتگوهای واشنگتن و تهران به نتیجه نرسند، دونالد ترامپ با انتخابی تازه روبروست: ازسرگیری حملات تازه برای گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی یا راهبردی برای تغییر حکومت در ایران. دومی می‌تواند توازن قدرت در خاورمیانه و جهان را دگرگون کند.

رسش اصلی این نیست که آیا آمریکا بار دیگر به جمهوری اسلامی ایران حمله می‌کند یا نه. پرسش این است که اگر حمله‌ای تازه انجام شود، هدف نهایی آن چه خواهد بود.

حملۀ نظامی می‌تواند مجدداً توان نظامی حکومت را کاهش دهد، اما لزوماً رفتار آن را عوض نمی‌کند و به خود جنگ نیز پایان نمی‌دهد. اگر واشنگتن فقط بخواهد تأسیسات و توان نظامی جمهوری اسلامی ایران را بیشتر تضعیف کند، بی‌آنکه راهی برای پایان درگیری بیابد، چرخۀ حمله، پاسخ نظامی و گفتگوهای بی‌حاصل ادامه خواهند یافت. در این صورت، دولت ترامپ باید روشن کند که هنوز در پی گرفتن امتیاز از تهران است یا هدفش تغییر حکومت در ایران.

این دو هدف یکی نیستند. در روزهای اخیر، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، پیامی برای محسن رضایی فرستاد. میانجی‌های قطری این پیام را به تهران رساندند. محسن رضایی روز گذشته، ۲۸ اکتبر، پاسخ تهران را به همان میانجی‌ها اعلام کرد: تهران پیشنهاد ونس را نپذیرفت. در پیام ونس پیشنهاد شده بود گفتگوها بر سر چارچوب مذاکرات از سر گرفته شوند و برنامۀ هسته‌ای جمهوری اسلامی از همان ابتدا در مرکز مذاکرات قرار بگیرد.

arab.jpgتحولات اخیر در مناسبات جمهوری اسلامی و آمریکا، پرسشی را مطرح کرده است که اهمیت آن فراتر از مذاکرات هسته‌ای و اختلافات دو کشور است: آیا آمریکا در حال تغییر طرف اصلی مذاکره خود در جمهوری اسلامی است؟

پس از ناکامی در اجرای تفاهم پیشین میان تهران و واشنگتن و اختلافاتی که میان دستگاه دیپلماسی و نهادهای نظامی آشکار شد، محسن رضایی بارها بر ضرورت واقع‌بینی در مذاکرات و توجه به مراکز اصلی تصمیم‌گیری تأکید کرده است. گزارش‌های اخیر درباره گفت‌وگوهای نمایندگان نظامی کشورهای منطقه با رضایی و مکاتبه احتمالی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، با او نیز بر اهمیت این پرسش افزوده‌اند.

هنوز نمی‌توان این گزارش‌ها را به معنای تصمیم قطعی آمریکا برای کنار گذاشتن دولت و وزارت امور خارجه دانست. بااین‌حال، مجموعه تحولات این احتمال را مطرح می‌کند که واشنگتن برای دستیابی به توافقی قابل اجرا، در پی ارتباط مستقیم‌تر با کسانی است که اختیار واقعی تصمیم‌گیری و کنترل نیروهای نظامی را در دست دارند.

اگر چنین باشد، مسئله تنها تغییر مذاکره‌کنندگان نیست؛ بلکه ممکن است با مرحله تازه‌ای از جابه‌جایی قدرت در درون جمهوری اسلامی روبه‌رو باشیم.

نظامیان و مسئله ناکارآمدی دولت

سپاه پاسداران طی دهه‌های گذشته به‌تدریج از یک نیروی نظامی به یکی از مهم‌ترین مراکز قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. بااین‌حال، نفوذ گسترده در ساختار حکومت با در اختیار گرفتن مسئولیت اصلی اداره کشور تفاوت دارد.

به نظر می‌رسد در میان بخش‌هایی از جریان نظامی و امنیتی، این تصور تقویت شده است که مشکلات جمهوری اسلامی بیش از آنکه ناشی از سیاست‌های بنیادین حکومت باشد، حاصل ناتوانی دولت و مدیران غیرنظامی در اجرای آن سیاست‌هاست.

در چنین برداشتی، استراتژی جمهوری اسلامی مورد پرسش قرار نمی‌گیرد. آنچه باید تغییر کند، مدیران و سازوکارهای اجرایی است.

نظامیان ممکن است معتقد باشند که دولت با تصمیم‌گیری‌های پراکنده، اختلافات درونی، ضعف مدیریتی و ناتوانی در مواجهه با بحران‌های داخلی و خارجی، کشور را در وضعیتی قرار داده که ادامه آن ممکن نیست.

در مقابل، آنان انضباط سازمانی، تمرکز فرماندهی و سرعت تصمیم‌گیری را مزیت خود می‌دانند و تصور می‌کنند با انتقال اختیارات به یک مرکز مقتدر می‌توانند کشور را بهتر اداره کنند.

این نگاه، اگر به برنامه عملی تبدیل شود، به معنای تلاش برای اصلاح جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه تلاشی برای نجات همان نظام از طریق تغییر مرکز مدیریت و تصمیم‌گیری است.

از محدود کردن روحانیت تا بی‌اختیار کردن دولت

یکی از ویژگی‌های جمهوری اسلامی، وجود مراکز متعدد قدرت است. رهبری، روحانیت، سپاه، دولت، مجلس و نهادهای امنیتی، هر یک در بخش‌هایی از تصمیم‌گیری نقش دارند؛ هرچند میزان نفوذ و اختیار آنان یکسان نیست.

در سال‌های اخیر، افزایش نقش نهادهای نظامی و امنیتی در تصمیمات کلان، این پرسش را مطرح کرده که آیا استقلال سیاسی نهادهای روحانی و غیرنظامی بیش از گذشته محدود شده است؟

اگر فرضیه افزایش کنترل نظامیان بر سازوکارهای ارتباط با رهبری و تصمیم‌گیری‌های کلان درست باشد، می‌توان تصور کرد که آنان برای گسترش قدرت خود دیگر نیازی به رویارویی آشکار با نهادهای مذهبی ندارند. حفظ جایگاه رسمی رهبری حتی می‌تواند به تصمیمات آنان پوشش قانونی و مذهبی بدهد.

در چنین مسیری، دولت می‌تواند هدف بعدی تمرکز قدرت باشد.

cyrus.jpgای کوروش، نیستی که ببینی بر سر ایران چه آمده و جوانانت در خیابان‌ها چگونه نام ایران و یاد تو را فریاد می‌زنند.

نیستی که ببینی جوانانی که به ریشه‌ی ایرانی‌شان می‌بالند و نام تو را نشانه‌ای از شکوه و سربلندی ایران می‌دانند، چگونه در برابر جمهوری اسلامی می‌ایستند؛ چگونه از آزادی، از ایران و از حق زندگی می‌گویند و پاسخ فریادشان گلوله است.

ای کوروش، نیستی که ببینی فرزندانت برای سربلندی میهنشان به خیابان می‌آیند، از جانشان می‌گذرند و بهای سنگینی برای آزادی می‌پردازند. جوانانی که نام تو را تنها در کتاب‌های تاریخ نخوانده‌اند، بلکه آن را در دلشان زنده نگه داشته‌اند؛ جوانانی که می‌خواهند در سرزمین خودشان آزاد باشند، به ایرانی بودنشان ببالند و سرنوشت کشورشان را خودشان رقم بزنند.

چه دردناک است که در سرزمین تو، جوان ایرانی برای فریاد زدن نام میهنش باید جان بدهد. چه تلخ است که مادران، به‌جای دیدن شادی و آینده‌ی فرزندانشان، در سوگ آنان اشک بریزند؛ و چه سنگین است داغ جوانانی که با آرزوی آزادی از خانه بیرون رفتند و دیگر هرگز بازنگشتند.

اما ای کوروش، با همه‌ی این دردها، ایران هنوز زنده است. نامت هنوز در دل جوانانی می‌تپد که از یاد نبرده‌اند فرزند چه سرزمینی هستند. هنوز صدای ایران‌خواهی خاموش نشده و هنوز مردمی هستند که با همه‌ی زخم‌ها و داغ‌هایشان، به فردایی آزاد امید دارند.

امروز، در زادروز تو، دلم برای ایران می‌گیرد؛ برای جوانانی که به یاد تو و برای سربلندی میهنشان برخاستند و جانشان را از دست دادند. برای مادرانی که داغ فرزند بر دل دارند و برای سرزمینی که سزاوار چنین روزهای تلخی نیست.

zandi.jpgدر رثای چراغی که از خانه ادب پارسی فرو نشست

درآمدی بر فراق خورشیدهای فروزان ادب پارسی

روزگار، این کهن‌سال چرخ گردون، چه بی‌پروا بر مدار خویش می‌گردد و چه بی‌اعتنا به دل‌های داغدار، گوهرهای تابناک دانش و فرهنگ را یکی پس از دیگری از پهنه گیتی برمی‌چیند. گویی سپهر نیلوفری را با دل‌های شکسته سر سازگاری نیست و دست سرد زمانه، پیوسته به باغ ادب و اندیشه می‌رسد تا گلی دیگر از گلستان دانایی بچیند و چراغی دیگر از خانه کهن فرهنگ این سرزمین فرو نشاند. دریغا و دردا که دیروز، پنجم آبان‌ماه سال ۱۴۰۵، یکی از آن ستارگان فروزان از آسمان ادب پارسی خاموش شد، ستاره‌ای که سالیان دراز، فروغ دانش و روشنایی سخن را در دل دوستداران فرهنگ این مرزوبوم زنده نگاه داشته بود. استاد فرزانه، زنده‌یاد« دکتر مهدی ماحوزی»، دیده از جهان فروبست و ما را با داغ فراق خویش تنها گذاشت. او که عمر گران‌مایه خود را در راه پاسداری از میراث سخن و افروختن چراغ اندیشه سپری کرده بود، اکنون از دیده پنهان شده است، اما فروغ دانش و یاد نیکش همچنان در جان دوستداران و شاگردانش خواهد تابید.

در روزگاری چنین، که غبار فراموشی بر بسیاری از ارزش‌های دیرپای فرهنگ و دانش می‌نشیند، خاموشی مردی از تبار دانایی، تنها خاموشی یک تن نیست، فرونشستن چراغی است که سالیان دراز، رهروان ادب را روشنایی می‌بخشید. مردی که عمر خویش را به خواندن و شناساندن گنجینه‌های زبان پارسی سپرد، با واژه‌ها زیست، در سایه سخن بزرگان بالید و دل در گرو ماندگاری نام و نشان فرهنگ ایران داشت.

استاد فرزانه، زنده‌یاد دکتر مهدی ماحوزی، از همان مردان بود، مردی که رفتنش، نه تنها جای خالی یک آموزگار را در کلاس درس باقی گذاشت، بلکه دریغی بزرگ بر دل دوستداران ادب پارسی نهاد. او از گوهرهای کمیاب روزگار بود که ارزشش را باید در ژرفای دانش، فروتنی منش و ماندگاری یادگارهایش جست. با رفتن او، یکی از چراغ‌های روشن خانه ادب پارسی فرو نشست و داغی دیگر بر دل آنان نشست که روزگاری از خرمن دانشش خوشه‌ای چیده بودند.

استاد ماحوزی، فرزندی از تبار آزادگان جنوب

استاد فرزانه و بی‌مانند، زنده‌یاد دکتر مهدی ماحوزی، همان مردی که سالیان دراز پاسدار گنجینه‌های ادبی گذشتگان و چراغ‌افروز انجمن‌های دانش بود، چشم از جهان فرو بست و روی در نقاب خاک کشید. خاک پاک دشتستان نام‌آور، سرزمینی که روزگاری مردانی چون رئیسعلی دلواری را در دامان خویش پرورده بود، بار دیگر در سوگ فرزندی برومند و دانشمند نشست، استادی که از تبار آزادگان جنوب بود و در سرشت خویش پاکی و در جان خود روشنایی داشت.

halojanfada.jpgدژ ـ جشن هالووین امسال در چند شهر ایران، از جمله تهران، اصفهان و شیراز، به خیابان‌ها کشیده شد. شمار زیادی از مردم، به‌ویژه جوانان، با هماهنگی و فراخوان قبلی، لباس‌ها و گریم‌های هالووین را پوشیدند و جشن گرفتند. برگزاری این جشن‌ها هم‌زمان با تجمعات «جانفدا»، دو فضای متفاوت را در برابر چشم گذاشت و شکاف موجود در جامعه را آشکار کرد.

در یکی از تجمعات «جانفدا»، مداح در واکنش به جشن‌های هالووین، از حاضران خواست در حمایت از مجید موسوی، فرمانده نیروی هوایی سپاه، این شعار را سر دهند: «سید مجید شب شب هالووینه، فرمون بده موشکا رو ببینه!»

حمله به جشن هالووین در تهران؛ «شبیه اعتراضات بود، دنبال مردم می‌دویدند»

خبرنامه گویا ـ شاهدان عینی به ایران‌اینترنشنال گفته‌اند نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی شامگاه جمعه به تجمع جوانان با لباس‌ها و گریم‌های هالووین در خیابان ایرانشهر تهران حمله کردند. گزارش‌ها از بازداشت، ضرب‌وشتم شهروندان و تعطیلی کافه‌های این خیابان حکایت دارد.

به گفته شاهدان، مأموران راهنمایی و رانندگی و کلانتری مسیر را بستند و نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی برای متفرق‌کردن جمعیت وارد عمل شدند. یک شاهد که از حضور خودروهای هایلوکس خبر داده، فضای خیابان را چنین توصیف کرده است: «شبیه اعتراضات بود. می‌دویدند دنبال مردم و داد می‌زدند متفرق شوید.»

kish.jpgدادستان تهران خواستار تشدید نظارت بر پوشش شهروندان و مسدودسازی صفحات تورهای گردشگری شد

ایران اینترنشنال - علی صالحی، دادستان تهران، خواستار تشدید نظارت بر پوشش شهروندان در اماکن عمومی شد و هشدار داد مدیران دستگاه‌های اجرایی که در اجرای مقررات حجاب کوتاهی کنند، با برخورد «قاطع و بازدارنده» روبه‌رو خواهند شد.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، جمعه هشتم آبان گزارش داد صالحی در جلسه‌ای با مدیران و نمایندگان دستگاه‌های اجرایی، از وقوع آنچه «هنجارشکنی» خواند در سالن‌های ورزشی، رستوران‌ها، تالارها، بوستان‌ها، سینماها و سالن‌های تئاتر انتقاد کرد و خواستار تشدید نظارت بر این اماکن شد.

او هشدار داد در صورت وقوع «هنجارشکنی»، هم با مسئولان صدور مجوز و هم با «افراد خاطی» برخورد خواهد شد.

صالحی همچنین دستور داد صفحات مجازی تورهای گردشگری فاقد مجوز ظرف یک هفته مسدود شوند و با گردانندگان آن‌ها برخورد شود. او مدعی شد در برخی تورها «هنجارشکنی» صورت می‌گیرد و در صفحات آن‌ها «محتوای غیراخلاقی» منتشر می‌شود.

دادستانی تهران چهارم آبان نیز به‌دلیل آنچه رعایت نشدن «موازین قانونی و شرعی» اعلام شد، علیه برگزارکنندگان نمایشگاه هنری آرت‌فر تهران اعلام جرم کرد و دستور مسدودسازی سایت بلیت‌فروشی و حساب کاربری برگزارکننده را داد.

بررسی عملکرد ۲۸ دستگاه در اجرای مقررات حجاب

صالحی گفت ۲۸ دستگاه اجرایی در زمینه «حجاب و عفاف» تکلیف قانونی دارند و سازمان بازرسی استان تهران موظف است ظرف یک ماه عملکرد آن‌ها را بررسی کند.

او از مدیران خواست گزارش مکتوب و مستند اقدامات خود را به دادستانی و دبیرخانه کارگروه ارائه کنند و بر رعایت مقررات پوشش اسلامی از سوی کارکنان تاکید کرد.

دادستان تهران همچنین خواستار شناسایی و برخورد نهادهای اطلاعاتی و سپاه پاسداران با گروه‌هایی شد که آن‌ها را «باندهای سازمان‌یافته ترویج فساد» و تحت حمایت «دشمنان» خواند.

صالحی با انتقاد از فروش لباس‌های مغایر با «ارزش‌های اسلامی»، خواستار افزایش نظارت بسیج اصناف بر فروشندگان پوشاک، تولیدکنندگان و مزون‌های دارای مجوز و برخورد با واحدهای فاقد مجوز شد.

او از پلیس فتا نیز خواست نظارت بر فضای مجازی را افزایش دهد و با انتقاد از فعالیت برخی بلاگرها و انتشار محتوای «نامناسب»، تاکید کرد برخوردها نباید به مسدودسازی صفحات محدود شود.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی طی هفته‌های اخیر فشار بر شهروندان را برای تحمیل حجاب اجباری و اعمال محدودیت بر پوشش و سبک زندگی افزایش داده است.

***

30-1.jpgایران اینترنشنال - براساس ویدیوها و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، یک شهروند ۳۰ ساله پنج‌شنبه ۷ آبان در اعتراض به مشکلات معیشتی از دکل مخابراتی در نکا بالا رفت و شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی» سر داد.

به گفته شاهدان، ماموران لباس‌شخصی تلفن برخی فیلم‌برداران را ضبط کردند و این شهروند را پس از پایین آمدن از دکل بازداشت کردند. از محل نگهداری و وضعیت او اطلاعی در دست نیست.

***

محسن رضایی پیام انگلیسی داد

| No Comments

31.jpgخبرنامه گویا ـ محسن رضایی در پیامی خطاب به کشورهای اروپایی، آن‌ها را به حمایت از اسرائیل متهم کرد و گفت: «جنگ و ترور تاوان دارد؛ حالا نوبت شماست که تاوان پس بدهید.»

به گزارش تابناک، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در پیامی خطاب به کشورهای اروپایی نوشت:

همین دیروز، اروپا به کثیف‌کاری‌های رژیم صهیونیستی افتخار می‌کرد، اما امروز از میلیاردها دلاری که جنگ با ایران برایش هزینه تراشیده، به فغان آمده است.

وی تصریح کرد: وقتی برای جنایات جنگی هورا می‌کشیدید، فکرش را هم نمی‌کردید که تبعاتش دامن شما را هم بگیرد؟ جنگ و ترور تاوان دارد؛ حالا نوبت شماست که تاوان پس بدهید.

Untitled-15.jpg

گریه یک نانوا خبرساز شد

| No Comments

30-37.jpgایران اینترنشنال - ویدیوی منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد یک نانوا پس از الک کردن آرد سهمیه‌ای در نانوایی خود، خطاب به شهروندان با گریه می‌گوید به‌جای آرد، خوراک حیوانات را به نانوایی‌ها داده‌اند.

dabir.jpgایران اینترنشنال - ورزش سه خبر داده که علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی پس از راهیابی کشتی‌گیر ارمنستانی به فینال مسابقات جهانی، رحمان عموزاد را با خود به سونا برده و دو ساعت او را آنجا نگه داشته تا وزن کم کند.

به نوشته این رسانه، وزن عموزاد پس از مسابقه اول که با شکست او همراه شد،‌ ناگهان افزایش یافت.

ورزش سه در گزارش اولیه خود نوشت: «بر اساس پیگیری‌های خبرنگار ما، در اتفاقی غیرمنتظره، حدود دو ساعت است که علیرضا دبیر و رحمان عموزاد در سونا حضور دارند»

به گزارش ورزش سه رئیس فدراسیون کشتی، شخصا در کنار این کشتی‌گیر حضور داشت و در این پروسه همراهی‌اش کرد تا شرایط برای رسیدن عموزاد به وزن قانونی فراهم شود. پژمان درستکار، سرمربی تیم ملی کشتی آزاد نیز در کنار عموزاد و دبیر حضور داشت.

پس از حدود شش ساعت و پیش از آنکه رحمان عموزاد برای استراحت شبانه آماده شود، به وزن ایده‌آل رسید و نگرانی‌ها درباره احتمال نرسیدن این کشتی‌گیر به وزن قانونی برطرف شد.

پیش از ظهر پنجشنبه، رحمان عموزاد، نماینده وزن ۶۵ کیلوگرم کشتی آزاد ایران، در مرحله یک‌چهارم نهایی رقابت‌های قهرمانی جهان مقابل وازگن توانیان از ارمنستان با نتیجه ۳ بر ۲ شکست خورد و از صعود به نیمه‌نهایی بازماند.

دخالت علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در روند آماده‌سازی کشتی‌گیران در ماه‌های گذشته، هم خبرساز شد؛ او کشتی‌گیران را وادار کرد روی تپه‌های خاکی همدیگر را به سمت بالا هل بدهند.

پیش‌تر هم ویدیویی از دبیر منتشر شده بود که نشان می‌داد او کشتی‌گیران را با شلنگ باغ‌بانی «ریکاوری» می‌کند.

توضیح: در تصویر، وضعیت صورت رحمان عموزاد (نفر سمت چپ) در مسابقه با کشتی‌گیر ارمنستانی را می‌بینید.

29.jpg

تبریک تولد احمدی‌نژاد؛ به زبانی که «متوجه می‌شوید»!

معیر جاودانفر، تحلیلگر ایرانی‌تبار اسرائیلی، در پیامی کنایه‌آمیز در شبکه ایکس، هفتادمین سالروز تولد محمود احمدی‌نژاد را تبریک گفت؛ تبریکی که با انگلیسی شروع شد و به عبری رسید.

او نوشت: «رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد عزیز، هفتادمین سالروز تولدتان مبارک. اگر انگلیسی متوجه نمی‌شوید، اجازه بدهید به زبانی بگویم که متوجه می‌شوید: יום הולדת שמח». عبارت پایانی به زبان عبری یعنی «تولدت مبارک»!

جاودانفر، پژوهشگر و مدرس ایرانی‌ـ‌اسرائیلی و متولد تهران، از نویسندگان کتاب «ابوالهول هسته‌ای تهران» درباره زندگی و کارنامه احمدی‌نژاد است؛ بنابراین، تبریک‌دهنده با صاحب تولد و سابقه سیاسی او ناآشنا نیست.

falaj.jpgخبرنامه گویا ـ محسن ریحانی، تحلیلگر مسائل نظامی مستقر در ایران، در تازه‌ترین نوشته خود به تأثیر احتمالی قطع برق سراسری بر فعالیت پایگاه‌های موشکی جمهوری اسلامی پرداخته است. طرح این موضوع در کنار اشاره او به «ابعاد تکنیکی‌تر» عملیات آینده، می‌تواند اشاره‌ای به هدف قرار گرفتن شبکه برق در حمله بعدی آمریکا یا اسرائیل باشد:

متن زیر، تنظیم و تلخیص دو نوشته محسن ریحانی در شبکه ایکس است:

قطع برق سراسری قطعاً بر عملکرد سیستم نظامی اثر منفی خواهد گذاشت و در صورت نبود آمادگی، این تأثیر احتمالاً بزرگ خواهد بود. اما طبق محاسبه من، پایگاه‌های موشکی جمهوری اسلامی همچنان می‌توانند با اتکا به ژنراتورها و ذخایر سوخت داخلی، برای مدتی نسبتاً طولانی به فعالیت ادامه دهند؛ اگر شفت‌ها و سیستم تهویه آن‌ها سالم بماند.

اگر مصرف برق یک پایگاه موشکی را به‌طور متوسط بین ۵۰۰ کیلووات تا یک مگاوات فرض کنیم، بخش مهمی از این مصرف به تهویه و روشنایی اختصاص دارد. در حالت ۵۰۰ کیلووات، مصرف سوخت حدود ۱۴۰ لیتر در ساعت، معادل ۳۳۶۰ لیتر در روز خواهد بود؛ یعنی حدود ۲۳٫۵ مترمکعب در یک هفته. با مصرف یک مگاوات، این ارقام دو برابر می‌شود. در صورت کاهش سوخت نیز می‌توان برخی کارکردهای کمتر ضروری را محدود کرد.

najafi.jpgنامه از واشنگتن، ناز از تهران؛ چند نکته درباره نامه ونس به رضایی

خبرنامه گویا ـ مصطفی نجفی در یادداشتی با عنوان «چند نکته درباره نامه ونس به سرلشکر رضایی»، از لحن «نرم و محترمانه» واشنگتن می‌گوید، اما وقتی نوبت تهران می‌رسد، پاسخ همچنان در دست بررسی است و مذاکره هم مشروط به پذیرش مطالبات جمهوری اسلامی؛ فعلاً نامه از آن‌سو آمده و شرط‌وشروط از این‌سو!

نجفی درباره واکنش تهران می‌نویسد: «ایران تاکنون پاسخی به نامه آمریکا نداده و هنوز جمع‌بندی نهایی درباره نحوه پاسخ یا حتی پاسخ به آن صورت نگرفته است.»

او همچنین مدعی تفاوت محسوس لحن این نامه با نامه پیشین ترامپ است: «در این نامه، ادبیات تهدید بسیار کم‌رنگ‌تر و لحن نرم و محترمانه برجسته‌تر است.» بااین‌حال، در یادداشت خود منبع یا نقل‌قولی از نامه برای این مقایسه ارائه نمی‌کند.

نکته دیگر یادداشت، انتخاب محسن رضایی به‌عنوان مخاطب معاون رئیس‌جمهوری آمریکاست؛ انتخابی که نجفی آن را، با اشاره به هم‌تراز نبودن جایگاه دو طرف، حامل پیامی سیاسی می‌داند.

اما پایان یادداشت از تحلیل به بیان شروط تهران می‌رسد. نجفی می‌نویسد گفت‌وگو زمانی نتیجه می‌دهد که «واشنگتن از مواضع غیرسازنده خود عقب‌نشینی کند و مطالبات و شروط اعلامی ایران را بپذیرد.»

در این روایت، لحن نرم نامه نشانه اهمیت جایگاه تهران تعبیر می‌شود، اما تصمیم درباره پاسخ به آن همچنان به جمع‌بندی‌های بعدی موکول است.

مصطفی نجفی، تحلیلگر سیاست خارجی و پژوهشگر روابط بین‌الملل، سابقه سردبیری سایت «تابناک» را دارد.

elon.jpgخبرنامه گویا - آیا پیشرفت فناوری انسان را آزاد می‌کند یا به‌تدریج او را از صحنه کنار می‌زند؟ این پرسش، نقطه تلاقی دو نگاه متفاوت به آینده است: نگاه امین معلوف، نویسنده‌ای که سرنوشت تمدن را از دریچه تاریخ و تجربه انسانی می‌بیند، و نگاه ایلان ماسک، کارآفرینی که می‌کوشد آینده موردنظرش را با موشک، خودرو برقی، هوش مصنوعی و ربات بسازد. یکی نگران عقب‌ماندن انسان از ساخته‌های خویش است؛ دیگری امکان عبور از محدودیت‌هایی را می‌بیند که قرن‌ها سرنوشت انسان را تعیین کرده‌اند. اما فاصله این دو، کمتر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد.

گزارش رادیو فردا از کتاب تازه معلوف، «قرن دگردیسی ما»، بر مسئله‌ای اساسی دست می‌گذارد: توانایی بشر برای تغییر جهان، سریع‌تر از توانایی او برای اداره این تغییر رشد کرده است. می‌توان ماشین‌هایی ساخت که بنویسند، تحلیل کنند و بخشی از کار انسان را انجام دهند؛ اما هنوز توافق روشنی وجود ندارد که قدرت حاصل از این توانایی‌ها چگونه توزیع شود و انسان در نظم تازه چه جایگاهی داشته باشد.

اهمیت نگاه معلوف در همین جابه‌جایی پرسش است. بحث فقط این نیست که هوش مصنوعی چه کارهایی می‌تواند انجام دهد؛ مسئله این است که انسان پس از واگذاری آن کارها، چگونه زندگی خواهد کرد.

نگرانی او درباره اشتغال نیز از همین جنس است. در روایت رادیو فردا، معلوف یادآوری می‌کند که شغل صرفاً منبع درآمد نیست؛ راهی برای مشارکت، استقلال و برخورداری از شأن اجتماعی است. جامعه‌ای که معاش افراد را تأمین کند، اما به آنان احساس اضافی‌بودن بدهد، لزوماً جامعه‌ای موفق نیست. ممکن است فقر درآمدی کاهش یابد، اما احساس بی‌قدرتی و بی‌معنایی گسترش پیدا کند.

بااین‌حال، این نگاه نیز پرسشی دشوار پیش روی خود دارد: آیا باید جایگاه اجتماعی انسان را همچنان به شغل او گره زد؟ بسیاری از کارهای ضروری برای زندگی جمعی، از مراقبت از اعضای خانواده تا فعالیت داوطلبانه و آفرینش هنری، الزاماً درآمد یا عنوان شغلی ندارند. اگر فناوری بتواند اجبار به انجام کارهای فرساینده را کاهش دهد، شاید فرصت بازتعریف منزلت انسان فراهم شود. خطر، از دست‌رفتن کار است؛ فرصت، رهایی از این تصور که ارزش هر فرد را باید با موقعیت اقتصادی او سنجید.

ahza.jpgسینا قنبرپور - ایران‌وایر

«علیرضا زاکانی» شهردار پایتخت پس از رایگان نگاه داشتن مترو و اتوبوس در تهران به سراغ سفره مردم آمده. او با اجرای طرح «تورم صفر» می‌خواهد سبد معیشت مردم را تامین کند. این مجموعه اقدامات آن هم در آستانه برگزاری انتخابات دوره هفتم شوراهای شهر و روستا سوال‌برانگیز شده‌است. پس از مطرح شدن طرح او، سردادن شعار «زاکانی قهرمان، تشکر! تشکر!» توسط طرفداران حکومت در میدان‌ها و تقاطع‌های اصلی تهران این پرسش را برجسته کرده که او سودای چه برنامه‌ای را در سر دارد و رابطه او با تندروهایی که بیش از ۸ ماه است در میادین اصلی شهرهای ایران جا خوش کرده‌اند چیست؟

مطرح شدن شعار «زاکانی قهرمان، تشکر! تشکر!» حتی سبب شد «مهدی اقراریان» عضو شورای شهر تهران در وصف آن بگوید: «اقلیت پرصدا در میدان می‌خواهد از زاکانی قهرمان‌سازی کند و به نظر من آقای زاکانی علاقه‌مند است احمدی‌نژاد ثانی لقب بگیرد و دیده شود.»

زاکانی در حالی سکان مدیریت شهر تهران را همچنان در دست دارد که طبق روال عادی در ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ باید دوره هفتم انتخابات شوراهای شهر و روستا برگزار می‌شد اما وقوع جنگ از ۹ اسفند ۱۴۰۴ موجب به وجود آمدن شرایط غیرعادی، به تعویق افتادن انتخابات و استمرار دوره مدیریت او و سایر شهرداران شد.

یک جنگ نامتقارن پنهان

| No Comments

lemond.jpgلوموند ـ ترجمه رادیو فردا؛ ویرایش و کوتاه‌سازی: خبرنامه گویا

با فروکش کردن جنگ میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل، یک «جنگ نامتقارن پنهان» در اروپا ادامه دارد؛ مجموعه‌ای از طرح‌های ترور، خرابکاری و حملات سایبری منتسب به جمهوری اسلامی که نگرانی سرویس‌های اطلاعاتی غربی را افزایش داده است. تهدیدی که زمانی بیشتر متوجه مخالفان حکومت و منافع اسرائیل بود، اکنون تأسیسات نظامی را نیز در بر می‌گیرد.

پرونده پایگاه هوایی فرفورد بریتانیا یکی از تازه‌ترین نمونه‌هاست. این پایگاه میزبان هواپیماهای نظامی آمریکایی بوده که در حملات علیه ایران شرکت داشتند. پلیس ضدتروریسم بریتانیا، حادثه ۲۷ سپتامبر در نزدیکی آن را به سرویس‌های اطلاعاتی ایران یا شبکه‌های وابسته به آن‌ها مرتبط می‌داند.

بر اساس اطلاعاتی که سرویس‌های بریتانیایی در اختیار همتایان اروپایی خود گذاشته‌اند، مظنونان قصد داشتند با پهپادهای کوچکِ دارای قابلیت حمل مواد منفجره، بمب‌افکن‌های آمریکایی را هدف بگیرند. با این حال، در خودروهای آنان تنها چند گالن بنزین پیدا شد. پنج نفر بازداشت و سپس با وثیقه آزاد شدند؛ دو نفر نیز بر اساس قانون امنیت ملی بریتانیا تفهیم اتهام شده‌اند.

سپاه پاسداران پیش‌تر هشدار داده بود هر پایگاهی که برای بمباران ایران استفاده شود، «هدفی مشروع» خواهد بود. محافل اطلاعاتی معتقدند شواهد کافی برای افشای اقدامات ایران دارند، اما دستگاه قضایی برای گردآوری مدارک قطعی با دشواری روبه‌روست.

worried.jpgبه جای درگیر شدن با رفتار دیگران و اتفاق‌های خارج از کنترلتان، بر تصمیم‌ها و قدم‌هایی تمرکز کنید که می‌توانید برای بهتر شدن وضعیت خود بردارید

یورونیوز - یک قرار عاشقانه، اشتباهی کوچک در محل کار یا نتیجه غیرعادی یک آزمایش پزشکی؛ گاهی همین اتفاق‌های معمولی کافی‌اند تا ذهن شروع به ساختن ترسناک‌ترین سناریوها کند. «اگر از من خوشش نیاید؟»، «اگر کارم را از دست بدهم؟» یا «اگر به بیماری خطرناکی مبتلا شده باشم؟»

نگرانی‌ها ممکن است خیلی زود به پرسش‌های هولناک‌تری تبدیل شوند: «اگر دیگر هیچ‌وقت شغلی پیدا نکنم؟» یا «اگر زندگی‌ام از هم بپاشد؟»

روان‌شناسان به این الگوی فکری «فاجعه‌سازی ذهنی» (Catastrophizing) می‌گویند؛ وضعیتی که در آن فرد از میان احتمال‌های مختلف آینده، بر بدترین نتیجه ممکن تمرکز می‌کند.

جوانا آرچ، روان‌شناس بالینی و استاد دانشگاه کلرادو بولدر، می‌گوید این افکار می‌توانند به‌تدریج کنترل ذهن را در دست بگیرند و علاوه بر افزایش اضطراب و ناامیدی، توانایی فرد برای تصمیم‌گیری و اقدام را کاهش دهند.

چرا ذهن ما بدترین اتفاق‌ها را تصور می‌کند؟

به گفته آرچ، مغز انسان برای شناسایی خطر و محافظت از ما تکامل یافته است. مشکل اینجاست که ذهن گاهی میان تهدید واقعی و سناریویی که صرفا در تخیل شکل گرفته، تمایز کافی قائل نمی‌شود.

بعضی افراد نیز تصور می‌کنند فکر کردن مداوم به بدترین اتفاق‌ها، آن‌ها را برای مقابله با مشکلات آماده می‌کند؛ در حالی که این نگرانی‌ها معمولا نه مانع وقوع اتفاق‌های ناگوار می‌شوند و نه تحمل آن‌ها را آسان‌تر می‌کنند.

محل دفن خاندان پهلوی کجاست

| No Comments

MMaleki.jpgجمهوری اسلامی از جنگ تغذیه می‌کند؛ بگذارید پاسخگوی کشوری باشد که ویران کرده است

نیویورک‌پست ـ تلخیص و تنظیم: خبرنامه گویا

میعاد ملکی ـ هشت سال در وزارت خزانه‌داری برای تشدید تحریم‌های این حکومت کار کردم و خواهان رفتنش هستم. دقیقاً به همین دلیل است که دور بعدی بمباران نباید آغاز شود.

جمهوری اسلامی در تلاش است آنچه را در حملات از دست داده، بازسازی کند. اما حمله دوباره همان چیزی را به حکومت می‌دهد که آن را زنده نگه می‌دارد: جنگ.

پاسخ بهتر، نه حمله است و نه توافق؛ بلکه حفظ فشار، هدف‌گرفتن بازوهای سرکوب در صورت ضرورت استفاده از نیرو، و واداشتن حکومت به اداره کشوری ورشکسته است، بدون جنگی که پشت آن پنهان شود.

جمهوری اسلامی برای جنگیدن ساخته شده، نه حکمرانی. در ژانویه، اعتراض‌ها به سقوط ارزش ریال را با مرگبارترین سرکوب تاریخ خود پاسخ داد. جنگی که از ۲۸ فوریه آغاز شد، حتی با کشته‌شدن رهبرش نیز آن را سرنگون نکرد؛ در عوض، خیابان‌ها را از معترضان خالی کرد و به حکومت فرصت داد سرکوبی را که آغاز کرده بود، ادامه دهد.

یک ازدواج مخفیانه در لندن

| No Comments

vance.jpgنامه ونس به رضایی؛ ترامپ از کمک پزشکی می‌گوید، قلهکی از پیشنهاد و تهدید

خبرنامه گویا - دونالد ترامپ در واکنش به گزارش وال‌استریت ژورنال درباره ارسال نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی برای ازسرگیری مذاکرات با جمهوری اسلامی، گفت موضوع این تماس، کمک‌رسانی و ارسال تجهیزات پزشکی بوده است. هم‌زمان، علی قلهکی در شبکه ایکس مدعی شد پیام آمریکا علاوه بر پیشنهاد، حاوی تهدید نیز بوده است.

وال‌استریت ژورنال روز چهارشنبه ۶ آبان، به نقل از مقام‌های آمریکایی و افراد آگاه گزارش داد که معاون رئیس‌جمهوری آمریکا با دستور ترامپ، نامه‌ای برای محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، فرستاده است. به نوشته این روزنامه، ونس می‌کوشد روشن کند آیا زمینه مشترکی میان دو طرف وجود دارد که ترامپ را از صدور دستور نهایی برای حمله‌ای «کوتاه و شدید» در هفته‌های آینده منصرف کند.

ترامپ در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره اینکه آیا به ونس دستور داده برای آغاز مذاکرات صلح اقدام کند، گفت: «نه، موضوع این است که آنها به کمک‌هایی از جمله تجهیزات پزشکی و اقلام مختلف دیگر نیاز دارند.» او افزود ونس نظرش را پرسیده و او پاسخ داده است: «اگر می‌خواهی این کار را انجام بدهی، اشکالی ندارد.»

در همین حال، علی قلهکی در ایکس نوشت «پیام سطح بالایی» که از آمریکا به ایران رسیده، هم «پیشنهاد» با «محورهای نشدنی» دارد و هم «تهدید» با «اهدافی بی‌ثمر». باراک راوید در پاسخ پرسید: «منظورت نامه ونس است؟» قلهکی نیز تأیید کرد که منظورش همان نامه است.

tweet.jpgقلهکی در ادامه مدعی شد خواسته‌های آمریکا شامل بازرسی از سایت‌های هسته‌ای بمباران‌شده و تأسیساتی مانند فردو و کوه‌کلنگ، همچنین تحویل اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد است. او این درخواست‌ها را عبور از «خطوط قرمز رهبری جدید» توصیف کرد و نوشت اگر واشنگتن هم‌زمان بر این خواسته‌ها و تهدید به جنگ پس از انتخابات کنگره اصرار کند، جنگ «اجتناب‌ناپذیر» خواهد شد.

به گفته یک منبع آگاه به وال‌استریت ژورنال، نامه ونس و گفت‌وگوهای بعدی مقام‌های دو کشور هنوز وارد جزئیات پیشنهاد صلح نشده و بیشتر درباره چارچوب احتمالی مذاکرات بوده است. این روزنامه همچنین نوشت برخی مقام‌های آمریکایی معتقدند مذاکره با چهره‌های تندرو در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ممکن است نتیجه بهتری داشته باشد.

javid.jpgپیش از آنکه به یکی از مشکلات نگران‌کننده فرهنگ سیاسی خودمان بپردازم، لازم می‌دانم از شماری از رسانه‌های فارسی‌زبان قدردانی کنم؛ رسانه‌هایی که برخلاف بسیاری از تریبون‌های وابسته به جریان‌های سیاسی، کوشیده‌اند فضایی برای انتشار دیدگاه‌های متفاوت فراهم کنند. منظورم رسانه‌هایی است که در عمل، هرکدام با شیوه و سیاست تحریریه خود، امکان دسترسی به نوشته‌ها، اخبار و دیدگاه‌های گوناگون را فراهم کرده‌اند. اهمیت این رسانه‌ها تنها در انتشار خبر نیست، بلکه در ایجاد فضایی است که مشروطه‌خواه، جمهوری‌خواه، چپ‌گرا و راست‌گرا بتوانند با اندیشه‌های یکدیگر آشنا شوند.

ارزش واقعی یک رسانه چندصدایی زمانی آشکار می‌شود که حاضر باشد سخنی برخلاف باور و سلیقه گردانندگان خود نیز منتشر کند. انتشار نوشته‌های همفکران کار دشواری نیست؛ هنر روزنامه‌نگاری مستقل آن است که میان عقیده شخصی و مسئولیت حرفه‌ای تفاوت بگذارد.

اداره این رسانه‌ها آسان نیست. پشت فعالیت روزانه آنها تلاش انسانی، هزینه‌های فنی، مسئولیت حقوقی و فشارهای گوناگون قرار دارد. بسیاری از این رسانه‌ها با امکانات محدود و تلاش گردانندگانشان فعالیت می‌کنند. ما باید تا اندازه توان خود از ادامه فعالیت آنها حمایت کنیم؛ چه با کمک مالی داوطلبانه، چه با فرستادن مطالب مستند و ارزشمند و چه با رعایت اخلاق در برخورد با نویسندگان و خوانندگان. حمایت مالی از رسانه مستقل نباید به معنای خریدن جهت‌گیری سیاسی آن باشد. ما باید به استقلال رسانه کمک کنیم، نه اینکه از آن انتظار داشته باشیم تنها صدای ما باشد.

رسانه در تحولات سیاسی نقشی بسیار فراتر از انتقال خبر دارد. می‌تواند حقیقتی پنهان را آشکار کند، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد، به جنبشی اجتماعی قدرت ببخشد و حتی در تغییر مسیر سیاسی یک کشور نقش مهمی داشته باشد. تاریخ معاصر نشان داده است که رسانه‌ها در کنار عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می‌توانند بر شکل‌گیری اعتراضات و تحولات بزرگ اثر بگذارند. بنابراین اعتبار رسانه موضوعی فرعی نیست؛ یکی از سرمایه‌های اصلی جامعه است.

اما همه رسانه‌ها وظیفه و شیوه یکسانی ندارند. برای نمونه، وقتی به پایگاه رسمی حزب کمونیست کارگری ایران یا سازمان مجاهدین خلق مراجعه می‌کنیم، با رسانه‌هایی روبه‌رو هستیم که آشکارا به یک تشکیلات سیاسی وابسته‌اند و مأموریت اصلی آنها معرفی و دفاع از مواضع همان تشکیلات است. طبیعی است که در چنین پایگاه‌هایی نباید انتظار داشته باشیم دیدگاه‌های مشروطه‌خواهی یا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی همان جایگاهی را داشته باشد که در رسانه‌ای با رویکرد چندصدایی می‌تواند داشته باشد.

این تفاوت را باید درست شناخت. رسانه حزبی حق دارد دیدگاه سیاسی خود را تبلیغ کند، اما نباید آن را با رسانه‌ای که برای عقاید رقیب نیز فضای واقعی فراهم می‌کند، یکسان دانست. حق داشتن یک تریبون سیاسی با ادعای نمایندگی همه اندیشه‌ها تفاوت دارد. اگر رسانه‌ای تنها یک دیدگاه را بازتاب می‌دهد، مخاطب حق دارد یک‌جانبه‌نگری آن را نقد کند و از رسانه‌های فراگیرتر حمایت کند؛ همان‌طور که هیچ جریان سیاسی نباید بتواند رسانه رقیب را صرفاً به دلیل مخالفت عقیدتی خاموش کند.

noghrekar.jpgکانون نویسندگان ایران طبق روالی که از بدو تآسیس این کانون( اردیبهشت 1347) رعایت شده است در رابطه با درگذشت اعضایش بیانیه صادرکرده است. در بیانیه ضمن برشمردن آثار و فعالیت های ادبی و فرهنگی عضو از دست رفته، همراه با اعلام همدردی با خانواده و دوستان، به جامعه فرهنگی و هنری و به ملت ایران تسلیت گفته شده است.

به تازگی یکی از اعضای برجسته و مؤثر کانون نویسندگان ایران، مهدی خانبابا تهرانی، که خدمات بسیاری در رابطه با کانون نویسندگان ایران انجام داده است، در گذشت. هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران که در صدور بیانیه شهره است در پیوند با درگذشت این عضو کانون سکوت کرده است، و در پاسخ به پرسشی که از اعضای کانون در درقبال چرائیِ این سکوت مطرح کرده ام، در ای - میلی خبر دادند که مراتب به اطلاع هیئت دبیران رسید!

برای اعضای صادقِ کانونی که تاریخ کانونشان را نمی دانند، می نویسم:

مهدی خانبابا تهرانی به عنوان روزنامه نگار، مترجم و فعال فرهنگی با پیشنهاد و توصیه احمد شاملو، هوشنگ گلشیری و باقر پرهام عضو کانون نویسندگان ایران شد. تهرانی در تهیه و تدوین بسیاری از اسناد، بیانیه ها و اطلاعیه های دموکراتیکِ کانون نویسندگان نقش داشت. پس از یورش به دفتر کانون در خیابان مشتاق( تیرماه 1360)، برای مدتی جلسات هیئت دبیران کانون درآپارتمان وی، روبروی پارک لاله برگزار می شد.

کانون نویسندگان ایران در تبعید نیز در رابطه با درگذشت مهدی خانبابا تهرانی به همان روش و منش کانون نویسندگان ایران عمل کرده است وبا تآسی از کانون نویسندگان در داخل کشور سکوت و بی اعتنائی در پیش گرفته است. مهدی خانبابا تهرانی بهمراه غلامحسین ساعدی، ناصرپاکدامن، هما ناطق و... از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران در تبعید( تابستان سال 1362)، و عضو فعال و مؤثر این کانون بود. بدون تلاش و حضور مهدی خانبابا تهرانی بسیاری از فعالیت های این کانون به ویژه جلسه های مهم و مجامع عمومی کانون در فرانکفورت و آلمان امکان تحقق و برگزاری نمی یافت. پاسخِ پرسش از برخی از اعضای کانون نویسندگان ایران در تبعید که آیا کانونتان در رابطه با درگذشت یکی از بنیانگذاران وعضو فعال اش در حد همدردی با خانواده وی بیانیه داده است؟ سکوت بود، و یا خبر دادند که خبر ندارند.

پرسش هنوز باقی ست و باقی خواهد ماند، چرا که این نوع سکوت های معنادار با مرامنامه و اساسنامه هر دو کانون همخوانی ندارند؟

مسعود نقره کار

28اکتبر 2026/ 6آبان 1405

kalhor.jpgدر بزرگداشت محمدرضا شاه پهلوی

چهارم آبان، زادروز محمدرضا شاه پهلوی است؛ پادشاهی که نام او برای بسیاری از ایرانیان با آرزوی ایرانی نیرومند، آباد و سربلند پیوند خورده است. یاد او تنها یادآور یک دورهٔ تاریخی نیست، بلکه یادآور تصویری از ایرانی است که می‌توانست و می‌تواند در شمار کشورهای پیشرفته و اثرگذار جهان جای گیرد.

محمدرضا شاه در روزگاری دشوار زمام پادشاهی را به دست گرفت و بخش بزرگی از زندگی خود را وقف ساختن کشوری کرد که هم از میراث پرافتخار گذشته بهره گیرد و هم با دانش و فناوری روز به سوی آینده حرکت کند. آرمان او ایرانی بود با دولتی توانمند، جامعه‌ای آموزش‌دیده، اقتصادی پویا، ارتشی نیرومند و جایگاهی شایسته در جهان.

یکی از برجسته‌ترین فصل‌های این مسیر، برنامه‌های نوسازی و اصلاحات اجتماعی بود. انقلاب سفید، با اصلاحات ارضی، گسترش آموزش، سپاه دانش، سپاه بهداشت و اعطای حق رأی به زنان، چهرهٔ جامعهٔ ایران را دگرگون کرد. جوانان تحصیل‌کرده به روستاها رفتند تا آموزش و خدمات بهداشتی را به مردمی برسانند که سال‌ها از این فرصت‌ها دور مانده بودند. مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها گسترش یافتند و راه پیشرفت برای نسل‌های تازه هموارتر شد.

حق رأی زنان و حضور آنان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی، گامی بزرگ در ساختن ایرانی نو بود. باور به توانایی زنان و مردان در کنار یکدیگر، جامعه را برای مشارکت گسترده‌تر در آیندهٔ کشور آماده کرد. این دگرگونی‌ها بخشی از نگاه آینده‌نگر پادشاهی بود که می‌خواست ایران با جهان نو همگام شود و ایرانیان از فرصت‌های آموزش، کار و پیشرفت برخوردار باشند.

در عرصهٔ اقتصاد و سازندگی نیز ایران گام‌های بزرگی برداشت. کارخانه‌ها و صنایع تازه شکل گرفتند، راه‌ها و سدها ساخته شدند، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های کشور گسترش یافتند و درآمد نفت برای تقویت توان اقتصادی و ساختن آینده به کار گرفته شد. اقتصاد ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ رشدی پرشتاب داشت و کشور در مسیر صنعتی‌شدن قرار گرفت.

این سازندگی فقط در ساختمان‌ها و کارخانه‌ها خلاصه نمی‌شد. گسترش آموزش، تربیت نیروی متخصص و ایجاد فرصت‌های تازه، سرمایه‌ای انسانی برای کشور فراهم آورد. آرزوی ایران پیشرفته بر همین پایه‌ها استوار بود: ایرانی که جوانانش دانش بیاموزند، استعدادهایشان را به کار گیرند و در آبادانی میهن سهم داشته باشند.

در سیاست خارجی، محمدرضا شاه می‌کوشید ایران را مستقل، امن و اثرگذار نگه دارد. او با قدرت‌های گوناگون جهان رابطه برقرار کرد و جایگاه ایران را در منطقه و عرصهٔ بین‌المللی ارتقا داد. امنیت خلیج فارس، پاسداری از منافع ملی و افزایش نقش ایران در تصمیم‌های منطقه‌ای، از محورهای این سیاست بود.

توافق الجزایر در سال ۱۹۷۵ با عراق، نمونه‌ای از دیپلماسی برای کاستن از تنش و پیشبرد منافع ملی بود. این توافق به اختلاف دیرینهٔ دو کشور دربارهٔ اروندرود پرداخت و نشان داد که ایران می‌تواند با مذاکره، قدرت و واقع‌بینی، راهی برای پاسداری از امنیت و منافع خود بجوید.

Mehran_Rafiei.jpg

- دلم شور می زنه، اینجا خیلی سرده ... آخه یه چیزی بگو مامان.

دختر که با دست چپ آیفونش را گرفته بود با دست راست دستگیره ویلچر را فشار می داد. مراقب میانسال که معلوم بود همه جای بیمارستان را مثل کف دستش می شناسد به نرمی گفت:

- توی این قسمت مریض خونه بیشترِ موبایل ها از کار می افتن.

بعد برای اینکه خاطرش جمع شود که بیمارِ رنگ پریده منظورش را درست فهمیده همان مطلب را با کلمات ساده تری تکرار کرد. پوپک سری تکان داد و آهی کشید. راهروها و آسانسورها پر از آدم بودند و او با دهانی نیمه باز به اطراف نگاه می کرد. بالاخره وارد بخش رادیولوژی شدند و در مقابل میز پذیرش در ته صف به انتظار ایستادند. پوپک به طرف مراقب خود چرخید و چیزی پرسید.

- حتما تا ظهر کارمون تموم می شه و بر می گردیم به بیمارستان خودمون.

دختر بیقرار بود. مراقب همان جملات را تکرار کرد، بار دوم کلمه به کلمه و با لبخندی مادرانه. پوپک مکثی کرد و دوباره چیزی پرسید.

- منظورت جشن هالووینه؟ درست نمی دونم.

او زیر لبی چیزی گفت.

- شاید دو سه هفته دیگه باشه، آخه هالووین که مال استرالیایی ها نیس.

انگار دیگه حوصله نداشت که حرف هایش را تکرار کند. خودش را با تلفنش مشغول کرد.

mef.jpgایران اینترنشنال - میدل‌ایست‌ فوروم در تحلیلی نوشت فشار نظامی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر داده، اما هنوز پیوندهای سیاسی حکومت را نگسسته است. چالش راهبردی اصلی چگونگی تبدیل دستاوردهای نظامی و فشار اقتصادی به یک گذار سیاسی پایدار است، نه صرفا تضعیف توان نظامی حکومت.

ست دی. کاپلان، پژوهشگر گذارهای سیاسی و دولت‌های شکننده، در مقاله‌ای با عنوان «ایجاد شکاف در ساختار قدرت جمهوری اسلامی» که چهارشنبه ۲۸ اکتبر در وب‌سایت اندیشکده آمریکایی «انجمن خاورمیانه» منتشر شد، استدلال کرد حکومت‌های استبدادی به‌ندرت صرفا در اثر نارضایتی عمومی فرو می‌پاشند.

از نگاه او، آسیب‌پذیری زمانی افزایش می‌یابد که اعتماد نخبگان به بقای حکومت فرسوده شود، نهادهای سیاسی جایگزین شکل بگیرند و اعتبار بیابند و حکومت دیگر نتواند حامیانش را قانع کند که ماندن در کنار آن، امن‌ترین راه حفظ ثبات و منافعشان است.

بر همین اساس، نویسنده چهار هدف مکمل را برای گذار سیاسی پیشنهاد می‌کند: ساختن اپوزیسیونی متحد و آماده اداره کشور؛ ایجاد شکاف در ائتلاف حاکم با برخورد متفاوت با گروه‌های درون آن؛ تسلط بر فضای رسانه‌ای و اطلاعاتی؛ و رقابت اقتصادی با حکومت از طریق تحریم هدفمند، حمایت از مقاومت مدنی و ارائه چشم‌اندازی باورپذیر از رفاه پس از گذار.

parsa.jpgوقتی ساختارها خودکار می شوند و جامعه به فراموشی سپرده می شود

تاریخ معاصر حکمرانی، صحنه کشمکشی مداوم میان وعده نمایندگی مردم و واقعیت بقای ساختارهای قدرت بوده است. هنگامی که دولتمردان و کارگزاران سیاسی به استقلالی فزاینده در تصمیم‌گیری دست می‌یابند، تغییری اساسی در ماهیت قدرت رخ می‌دهد: دولت که باید ابزاری برای اداره امور عمومی و پاسخگویی به جامعه باشد، به ساختاری بسته تبدیل می‌شود که بیش از هر چیز به حفظ و تداوم خود می‌اندیشد.

در چنین وضعیتی، مطالبات مردم لزوماً با تصمیمی آگاهانه سرکوب نمی‌شوند؛ گاهی اتفاقی عمیق‌تر رخ می‌دهد: این مطالبات به‌تدریج از محاسبات ساختار قدرت حذف می‌شوند. مردم حضور دارند، نیازهایشان واقعی است و پیامد تصمیمات را تحمل می‌کنند، اما در نظام تصمیم‌گیری، دیگر جایگاهی تعیین‌کننده ندارند.

مکانیسم گسست؛ قدرت چگونه مستقل می شود؟

جدایی بدنه تصمیم‌گیر از جامعه، معمولاً یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. این روند به‌تدریج و از مسیرهای گوناگون شکل می‌گیرد که دو عامل در آن نقش مهمی دارند.

۱. استقلال مالی از جامعه

هنگامی که دولت به منابع درآمدی مستقل از فعالیت اقتصادی شهروندان، مانند فروش منابع طبیعی، انحصارهای اقتصادی یا درآمدهای متمرکز، دسترسی گسترده پیدا می‌کند، ممکن است وابستگی آن به رضایت و مشارکت اقتصادی جامعه کاهش یابد.

دولتی که برای تأمین بخش بزرگی از منابع مالی خود به فعالیت شهروندان و مالیات حاصل از آن وابسته نباشد، ممکن است فشار کمتری برای پاسخگویی به مطالبات آنان احساس کند. در چنین شرایطی، فاصله میان تصمیم‌گیرندگان و مردمی که پیامد تصمیمات را تحمل می‌کنند، افزایش می‌یابد.

۲. بوروکراسی خودمحور

نهادهای اداری برای حفظ نظم و تداوم فعالیت خود به قواعد و سازوکارهای مشخص نیاز دارند. اما همین سازوکارها، اگر به هدفی مستقل تبدیل شوند، می‌توانند به مانعی در برابر اصلاحات بدل شوند.

در این مرحله، موفقیت نه با بهبود زندگی مردم، بلکه با اجرای دستورالعمل‌ها، تکمیل گزارش‌ها و رعایت شاخص‌های درون‌سازمانی سنجیده می‌شود. ساختار اداری به‌جای آنکه وسیله‌ای برای حل مشکلات جامعه باشد، به سیستمی تبدیل می‌شود که حفظ نظم داخلی خود را در اولویت قرار می‌دهد.

به این ترتیب، تصمیمات ممکن است از نظر اداری کاملاً درست و منظم باشند، اما در زندگی واقعی مردم،

ادعای هفت سال زندگی پشت این درها

خبرنامه گویا ـ بابک زنجانی با انتشار تصاویری از فضایی کوچک و سرویس بهداشتی آن در اینستاگرام، مدعی شد این همان سلول انفرادی است که هفت سال از دوران حبس خود را در آن گذرانده است.

این چهره جنجالی پرونده‌های اقتصادی، همراه با انتشار تصاویر، بار دیگر حسن روحانی، رئیس‌جمهوری پیشین، و بیژن زنگنه، وزیر پیشین نفت، را هدف انتقاد قرار داد. او مصادره اموالش را «ناعادلانه» خواند و این مقام‌ها را در حبس طولانی‌مدت خود مسئول دانست؛ ادعاهایی که صرف انتشار این تصاویر، درستی آن‌ها را ثابت نمی‌کند.

زنجانی پیش‌تر نیز گفته بود هفت سال در سلولی «دو در یک» نگهداری شده است. تصاویر تازه، روایت او از دوران زندان را بار دیگر به بحث گذاشته‌اند، اما محل و زمان ثبت عکس‌ها و مدت اقامت او در این سلول، مستقلاً تأیید نشده است.

Untitled-1556.jpg

نسخه واضح‌تر عکس با بهسازی دیجیتال:

enhanced.jpg

30-2.jpgهالووین؛ سرگرمی جوانان، کابوس مسئولان جمهوری اسلامی

خبرنامه گویا ـ اتاق اصناف ایران با انتشار اطلاعیه‌ای، برگزاری جشن هالووین در اماکن عمومی و واحدهای صنفی را ممنوع اعلام کرد. کافه‌ها، رستوران‌ها و دیگر مراکز پذیرایی تهدید شده‌اند که حتی در صورت تبلیغ این مراسم، با پلمب و پیگرد قضایی روبه‌رو خواهند شد؛ محدودیتی با عنوان «صیانت از شئون فرهنگی، مذهبی و اجتماعی کشور».

به گزارش رویداد۲۴، تهدید و برخورد با برگزارکنندگان هالووین سابقه دارد، اما این ممنوعیت‌ها نتوانسته استقبال جوانان از این جشن را متوقف کند. حکومت همچنان برای تعیین شکل سرگرمی مردم به ابزارهای انتظامی و قضایی متوسل می‌شود؛ حتی وقتی موضوع، لباس و گریم و دورهمی در یک کافه است.

برای بخشی از جوانان ایرانی، هالووین فرصتی برای تفریح و همراهی با رویدادی جهانی است. گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نیز ارتباط با فرهنگ‌ها و شیوه‌های زندگی دیگر را به بخشی از تجربه روزمره آنان تبدیل کرده؛ واقعیتی که با پلمب کافه‌ها از میان نمی‌رود.

جشن هالووین در خیابان ایرانشهر تهران

در مقابل، رسانه‌ها و چهره‌های حکومتی این علاقه را به «نفوذ فرهنگ غرب» نسبت می‌دهند. تسنیم از ضعف «فرهنگ‌سازی داخلی» سخن گفته و حمید رسایی نیز پیش‌تر در حمله به علاقه‌مندان این جشن نوشته بود: «ترسناک‌تر از شما، افکار توی سرتان است.»

مسئله اما فراتر از هالووین است: حق مردم برای انتخاب سرگرمی و سبک زندگی خود. جمهوری اسلامی با امنیتی‌کردن یک جشن تفریحی، آن را به عرصه دیگری از تقابل با جوانان تبدیل می‌کند. آیا حکومتی که حتی گریم و دورهمی جوانان را تحمل نمی‌کند، با تهدید به پلمب می‌تواند شکاف خود با جامعه را کاهش دهد؟

lari.jpgایندیپندنت فارسی - محمدجواد لاریجانی، رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی و برادر علی لاریجانی، رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی، در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، درباره توانایی ایران در ساخت تسلیحات پیشرفته و مخالفت با دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای گفت ایران برای ساخت تسلیحات به اجازه آمریکا نیاز ندارد.

به گزارش خبرآنلاین، لاریجانی گفت: «مگر ما برای ساخت سایر سلاح‌ها از شما اجازه گرفته‌ایم که حالا برای این موضوع اجازه بگیریم؟ اگر تصمیمی بگیریم، نیازی به اجازه گرفتن از شما نداریم.»

لاریجانی در ادامه افزود: «ساخت بمب اتم برای ما اسباب‌بازی است.»



او همچنین با تأکید بر پیشرفت صنعت هسته‌ای ایران مدعی شد که این کشور در این زمینه از پاکستان، هند و اسرائیل جلوتر است.

همه با هدفون، محسن رضایی با گوش خودی!

خبرنامه گویا ـ در میان تصاویر نشست مقام‌های جمهوری اسلامی با نمایندگان عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران، یک تفاوت کوچک به چشم می‌آید: مسعود پزشکیان و دوستان هدفون ترجمه همزمان روی گوش دارند، اما محسن رضایی بدون هدفون نشسته است؛ شاید آقا محسن نیازی به ترجمه ندارد؛ شاید هم ترجیح داده‌اند در جریان جزئیات قرار نگیرد!

HVwEtdLWUAANHAU.jpg

fajee.jpgخبرنامه گویا ـ «بابا، بابا! برگرد پیش من!» فریادهای جان‌سوز کودکی که پس از حمله روسیه به ایستگاه راه‌آهن دنیپرو، پدرش را صدا می‌زند؛ لحظه‌ای دردناک از جنگی که زندگی مسافران عادی را در چند ثانیه زیرورو کرد.

حمله پهپادی روسیه به سکوی این ایستگاه در روز پنجشنبه ۷ آبان، دست‌کم ۱۴ کشته و ۱۴ زخمی بر جای گذاشت. هنگام حمله، قطاری مسافری عازم زاپوریژیا در کنار سکو بود. یک پسر ۱۱ساله نیز در میان مجروحان است و حال شماری از زخمی‌ها وخیم گزارش شده است.

***

هیات عزاداری مختلط شد!

| No Comments

29-1.jpgزنان و مردان در این هیئت مذهبی، بدون جداسازی در کنار یکدیگر عزاداری می‌کنند؛ تصویری که پرسشی ساده پیش می‌کشد:

اگر حضور مشترک آنان در مراسم مذهبی پذیرفتنی است، چرا همین حضور در کنسرت، ورزشگاه و دیگر جمع‌های اجتماعی با محدودیت روبه‌رو می‌شود؟

کاش این کنار هم بودن، بیرون از هیئت هم به رسمیت شناخته شود.

دژ - در جریان جنگ ۴۰ روزه، [اسفند ۱۴۰۴] پایگاه هوایی شیراز یکی از مراکزی بود که به شدت آسیب و خسارت سنگین دید.

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، پنج فروند هواپیمای «ایلوشین» (Il-76)، دو فروند C-130 و چند فروند جنگنده بمب‌افکن سوخو-۲۲ در این پایگاه مورد هدف قرار گرفته‌ و منهدم شدند.

اضافه بر انهدام هواگرد‌ها، شلترهای پایگاه نیز به شدت تخریب شدند، اما‌ هنوز بازسازی نشده‌اند.

dejlarge.jpg

Ahmad_Alavi.jpgبازندگان و برندگان افزایش قیمت بنزین و جمع‌آوری کارت‌های سوخت اضطراری

مقدمه: بنزین در تلاقی بحران اقتصادی و ملاحظات امنیتی

اجرای طرح بنزین ۱۰ هزار تومانی در پنج استان و جمع‌آوری یا محدودسازی کارت‌های سوخت اضطراری جایگاه‌ها را باید در چارچوب گسترده‌تری از سیاست انرژی رژیم حاکم بر ایران تحلیل کرد. این اقدامات می‌توانند بخشی از تلاش برای کنترل مصرف، محدود کردن عرضه خارج از سهمیه و کاهش فشار مالی ناشی از تأمین بنزین باشند. در عین حال، احتمال تشدید تنش‌های نظامی و اختلال در تأمین و توزیع سوخت نیز ضرورت بررسی سناریوهای مدیریت بحران را افزایش می‌دهد. بااین‌حال، میان ضرورت اقتصادی محدودسازی مصرف و آمادگی مشخص برای وقوع جنگ باید تمایز گذاشت. افزایش قیمت بنزین و محدودیت کارت‌های اضطراری، به‌خودی‌خود اثبات‌کننده آمادگی برای درگیری نظامی نیست؛ هرچند می‌توانند در صورت بروز بحران، امکان کنترل متمرکزتر مصرف و توزیع سوخت را فراهم کنند.

۱. دلایل اقتصادی و ساختاری سیاست جدید

۱.۱. کسری بنزین و فشار بر منابع مالی و ارزی

یکی از انگیزه‌های اصلی افزایش قیمت سوخت خارج از سهمیه، فاصله میان تقاضای داخلی و ظرفیت تأمین بنزین است. رشد مصرف، پرمصرف بودن بخش مهمی از ناوگان خودروها، محدودیت ظرفیت پالایش و دشواری تأمین سرمایه برای توسعه زیرساخت‌ها، فشار مستمری بر نظام تأمین سوخت وارد می‌کند. در شرایط تحریم و محدودیت دسترسی به منابع ارزی، تأمین کسری بنزین نیز می‌تواند هزینه بیشتری برای دولت ایجاد کند. بنابراین، افزایش قیمت مصرف مازاد را می‌توان تلاشی برای کاهش تقاضا و محدود کردن هزینه یارانه سوخت دانست. جمع‌آوری یا محدودسازی کارت‌های اضطراری نیز می‌تواند با همین هدف، یعنی کنترل دقیق‌تر برداشت از جایگاه‌ها و جلوگیری از عرضه خارج از سهمیه‌های تعیین‌شده، ارتباط داشته باشد. بااین‌حال، سیاست قیمت‌گذاری نمی‌تواند جایگزین اصلاحات ساختاری شود. اگر ناکارآمدی پالایشگاه‌ها، مصرف بالای خودروها، کمبود حمل‌ونقل عمومی و مشکلات سرمایه‌گذاری پابرجا بمانند، افزایش قیمت تنها بخشی از فشار را از بودجه دولت به مصرف‌کنندگان منتقل خواهد کرد.

macron.jpgخبرنامه گویا ـ امانوئل مکرون در توضیح جراحات مأموران پلیس در اعتراض‌های فرانسه، به نگرانی برخی از آن‌ها درباره توانایی بچه‌دار شدن اشاره کرد؛ جزئیاتی که در نمونه‌هایی از واکنش‌های کاربران، به سوژه کنایه و تمسخر تبدیل شد.

رئیس‌جمهوری فرانسه در گفت‌وگو با اوگو تراور، بنیان‌گذار رسانه «اوگو دکریپت»، از مأموران جوانی گفت که دندان‌هایشان را از دست داده‌اند و افزود برخی مجروحان نمی‌دانند آیا در آینده می‌توانند بچه‌دار شوند یا نه. او سپس تأکید کرد: «نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم.»

خوشبختانه رئیس‌جمهور همین‌جا از ورود به جزئیات خودداری کرد؛ وگرنه برای بررسی ریشه‌های اعتراض‌ها، احتمالاً باید از مطالبات عمومی عبور می‌کردیم و به اعضای خصوصی مأموران می‌رسیدیم!

***

shiroodi.jpgواقعا تا آدم نکشیم بی‌خیالش نباید بشیم؟

ویس لو رفته از ابوذر شیرودی رئیس سازمان هواپیمایی کشور که در رسانه‌های مختلف بازنشر شده است را در ادامه می‌توانید بشنوید.

شیرودی می‌گوید هواپیمایی با ۲ میلیون دلار ارزش، سالانه ۸ تا ۹ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده و طی سال‌ها نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار نصیب صاحبانش کرده است؛ اما برخی به‌جای نوسازی ناوگان، ترجیح داده‌اند در کشور‌های دیگر هتل بخرند.

به گفته او، برخی شرکت‌های هواپیمایی حاضر نیستند از این «قلک درآمدزا» دست بکشند؛ حتی وقتی پای جان مسافران در میان است.

***

cad.jpgخبرنامه گویا ـ تصاویر در نگاه اول شبیه صحنه‌ای از «کالاف دیوتی» است؛ موقعیت نیروها، هشدارها و اطلاعات میدان نبرد مقابل چشم سرباز ظاهر می‌شود. اما این‌بار موضوع یک بازی ویدئویی نیست؛ «ایگل‌آی» یا «چشم عقاب»، سامانه واقعیت ترکیبی شرکت آمریکایی آندوریل است که برای آوردن این امکانات به تجهیزات سربازان طراحی شده است. این مجموعه، نمایشگر، حسگرها و ابزارهای ارتباطی را با قابلیت‌های هوش مصنوعی یکپارچه می‌کند.

یکی از چشمگیرترین قابلیت‌های معرفی‌شده، آگاهی از تهدیدهایی است که پشت ساختمان‌ها یا موانع از دید مستقیم پنهان مانده‌اند. راز ماجرا، «دیدن از میان دیوار» نیست؛ سامانه اطلاعات حسگرهای متصل به شبکه را ترکیب می‌کند و موقعیت تهدیدهای شناسایی‌شده را در میدان دید سرباز قرار می‌دهد. چنین قابلیتی به اطلاعات موجود در شبکه وابسته است، نه اینکه عینک بتواند هر فرد پنهان‌شده‌ای را پیدا کند.

نمایش موقعیت هم‌رزمان، نقشه سه‌بعدی و تصاویر زنده از دیگر امکانات معرفی‌شده است؛ اطلاعاتی که می‌تواند تصویری گسترده‌تر از محیط، فراتر از زاویه دید مستقیم سرباز، فراهم کند. بااین‌حال، علامت‌گذاری نیروهای خودی و تهدیدها را نباید به معنای تشخیص قطعی و بی‌خطای دوست و دشمن صرفاً از روی ظاهر افراد دانست.

ایگل‌-آی تصویری از آینده جنگ‌های شبکه‌ای ارائه می‌کند؛ آینده‌ای که در آن سرباز، علاوه بر آنچه مقابل خود می‌بیند، به اطلاعات دیگر حسگرهای میدان نبرد نیز دسترسی دارد. البته تصاویر معرفی محصول، به‌تنهایی اثبات‌کننده عملکرد همه این قابلیت‌ها در شرایط واقعی نبرد نیستند.

30.jpgاخبار جمهور - علی پورکاوه، مداح حکومتی، در توصیف اعتقادات مذهبی شیعیان می‌گوید: «ما به جمهوری زهرایی خود می‌نازیم ورنه بی‌فاطمه این خطه ایران هیچ است.»

در این نگاه، ایران با تاریخ، فرهنگ و هویت مستقل خود، بدون پیوند با یک باور مذهبی «هیچ» است؛ تعریفی که بار دیگر نشان می‌دهد ایدئولوژی حاکم چگونه هویت ملی ایران را به حاشیه می‌راند.

nadimi.jpgسخنان فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی در مؤسسه واشنگتن، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال

به نظر من، تحولاتی که این روزها می‌بینیم، بیشتر نشانه آماده‌شدن برای یک اقدام عمده نظامی است. حضور مستقیم فرماندهان منطقه‌ای ارتش آمریکا در کاخ سفید اهمیت ویژه‌ای دارد؛ این فرماندهان مسئول اجرای عملیات‌اند و نیروهای رزمی مستقیماً زیر نظر آن‌ها فعالیت می‌کنند.

ارتباط آن‌ها با کاخ سفید معمولاً از طریق ویدئوکنفرانس یا با واسطه رئیس ستاد مشترک انجام می‌شود. حضورشان در کاخ سفید بیشتر زمانی اهمیت پیدا می‌کند که تصمیمی بزرگ درباره آغاز عملیات یا تغییر شیوه جنگ در میان باشد. در گذشته نیز هنگام افزایش نیروهای آمریکایی در عراق یا پیش از حمله به افغانستان، چنین دیدارهایی انجام می‌شد.

از این منظر، حضور دریاسالار کوپر در کاخ سفید می‌تواند نشانه آن باشد که رئیس‌جمهوری آمریکا در آستانه تصمیمی مهم است و می‌خواهد ارزیابی فرمانده مسئول عملیات را حضوری بشنود. در کنار این موضوع، افزایش تنش در تنگه هرمز، حملات سپاه به نفتکش‌ها، شلیک پدافند سپاه به هواگردهای آمریکایی و اعزام نیروهای بیشتر به منطقه نیز، در مجموع، نشانه تشدید تنش است.

اگر گزارش‌ها درباره آماده‌باش کشورهای خلیج فارس برای عملیاتی «کوتاه اما شدید» درست باشد، احتمالاً طرحی برای حمله فشرده در یک بازه زمانی محدود در نظر گرفته شده است. بااین‌حال، کوتاه‌بودن طرح اولیه تضمین نمی‌کند که عملیات هم کوتاه بماند؛ عملیات «خشم حماسی» نیز قرار بود کوتاه باشد، اما حدود ۴۰ روز ادامه یافت.

مدت درگیری به واکنش جمهوری اسلامی بستگی خواهد داشت. هرچه این واکنش در منطقه ویرانگرتر باشد، احتمال حملات متقابل و طولانی‌شدن عملیات بیشتر می‌شود.

شدت بالای عملیات می‌تواند به معنای حمله به شمار زیادی از اهداف نظامی در زمانی کوتاه باشد؛ به‌ویژه سامانه‌های پدافند هوایی و پایگاه‌های موشکی که در صورت مشارکت اسرائیل، احتمالاً در اولویت خواهند بود.

به نظر من، اهداف اقتصادی و نفتی در مرحله نخست جزو اهداف حمله نخواهند بود؛ اما اگر جمهوری اسلامی به اهداف مشابه حمله کند، دامنه درگیری می‌تواند به این تأسیسات نیز کشیده شود.

sookht.jpgآتش‌سوزی در ساختمان منتسب به «مهر دارو»؛ دود غلیظ در جاده مخصوص کرج

خبرنامه گویا - صبح پنجشنبه ۷ آبان، آتش‌سوزی در ساختمانی دوطبقه و در حال ساخت در محدوده کیلومتر ۱۰ تا ۱۱ جاده مخصوص کرج، دود سیاه و غلیظی را در منطقه پراکنده کرد. برخی رسانه‌ها این ساختمان را متعلق به پروژه توسعه شرکت داروسازی «مهر دارو» معرفی کرده‌اند.

به گفته جلال ملکی، سخنگوی آتش‌نشانی تهران، انبارها و نمای کامپوزیت ساختمان درگیر حریق شده بود. آتش‌نشانان با ایجاد شکاف در دیوارها و دسترسی به کانون آتش، حریق را حوالی ساعت ۹ صبح مهار کردند و عملیات لکه‌گیری آغاز شد.

ملکی اعلام کرد هنگام حادثه کسی داخل ساختمان حضور نداشت و آتش‌سوزی مصدوم یا تلفات جانی نداشت. در برخی گزارش‌های غیررسمی، جوشکاری غیراصولی علت حادثه عنوان شده، اما این ادعا در اطلاعات ارائه‌شده تأیید رسمی نشده است.

mayor.jpgقتل مسلحانه شهردار جونقان؛ انگیزه نامعلوم، روایت‌های رسمی متفاوت

خبرنامه گویا ــ اسماعیل اسلامی باباحیدری، شهردار جونقان در استان چهارمحال‌وبختیاری، در پی تیراندازی در شهر فارسان کشته شد.

عبدالعلی ارژنگ، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار، به تسنیم گفت شهردار جونقان بامداد چهارشنبه هدف سوءقصد مسلحانه قرار گرفته و بر اثر اصابت گلوله جان باخته است.

نورنیوز، با استناد به اطلاعات اولیه و اظهارات کارکنان شهرداری جونقان، محل تیراندازی را منزل اسلامی در شهر فارسان گزارش کرده است.

mehrani.jpgاز کانال تلگرام بهزاد مهرانی

حسین جنتی، فرزند احمد جنتی، در اوایل دهه ۱۳۵۰ به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست. او چند بار در دوره شاه بازداشت شد و در سال ۱۳۵۴ به حبس ابد محکوم شد، اما در آبان ۱۳۵۷ همراه شماری از زندانیان سیاسی آزاد شد.

پس از انقلاب، مسیر پدر و پسر کاملاً از هم جدا شد. احمد جنتی به یکی از چهره‌های اصلی جمهوری اسلامی تبدیل شد، اما حسین جنتی فعالیت خود در مجاهدین خلق را ادامه داد، مدتی مسئول دفتر این سازمان در اصفهان بود و در انتخابات دوره اول مجلس نیز نامزد شد، اما رأی نیاورد.

با آغاز درگیری مسلحانه میان مجاهدین و جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰، حسین جنتی به زندگی مخفی رفت و بعدها در جریان عملیات نیروهای حکومتی علیه خانه‌های تیمی مجاهدین کشته شد.

اما نکته جالب در خاطرات عزت شاهی، ماجرایی از دوران زندان حسین جنتی است. شاهی می‌نویسد که اسدالله لاجوردی و محمدعلی هاشم‌بیگ لشکری در زندان با جنتی آشنا شدند. در همان دوران، شیخی به نام «شیخ گلرو» - حجت‌الاسلام کاظم گلرو_مدام برای حسین جنتی مزاحمت ایجاد می‌کرد تا اینکه ماجرا به گوش لاجوردی رسید.

لاجوردی گفت صدای موضوع را درنیاورند تا خودش ترتیب قضیه را بدهد.

عزت شاهی می‌نویسد:

«طولی نمی‌کشد که سر سفره غذا، سر قاشق و چنگال بهانه تراشیده، با گلرو درگیر می‌شوند و حسابی او را کتک می‌زنند. با دخالت مأمورین، گلرو را به انفرادی می‌برند و یک ماه بعد آزادش می‌کنند.»

منبع: خاطرات عزت شاهی، انتشارات سوره مهر، ص ۷۲.

lajjenlarge.jpg

پایان نتانیاهو نزدیک است

| No Comments

moradi.jpgمجید مرادی

اردوگاه نتانیاهو ۵۱ کرسی و اردوگاه آیزنکوت ۵۱ کرسی را در انتخابات کنیست تاکنون به دست آوردند. احتمال این که اردوگاه آیزنکوت نهایتا یک یا دو کرسی بیشتر به دست آورد هست.

در هر حال هرکدام از این دو اکثریت را به دست آورند باز حدود ۱۸ کرسی اردوگاه عرب‌ها همچنان تعیین کننده خواهد بود.

عرب‌ها تصمیم خود را برای فرستادن نتانیاهو به خانه گرفته‌اند.

احمد طیبی نماینده عرب کنیست به زندانیان فلسطینی وعده پایان حکومت نتانیاهو و پایان مزاحمت‌های بن غفیر وزیر امنیت داخلی او را داده است.

herzog.jpgدو سال قدرت، عفو کامل و خداحافظی ابدی با سیاست

خبرگزاری دژ - شبکه۱۴ اسرائیل گزارش داد که اسحاق هرتزوگ،رئیس‌جمهوری این کشور،در تلاش است با ارائه طرحی برای تشکیل دولت چرخشی،بن‌بست سیاسی ناشی از نتایج انتخابات پارلمانی را برطرف کند؛ طرحی که بر اساس آن،بنیامین نتانیاهو دو سال دیگر نخست‌وزیر خواهد ماند و در مقابل،با دریافت عفو کامل قضایی،برای همیشه از فعالیت سیاسی کناره‌گیری خواهد کرد.

به گزارش این شبکه،هرتزوگ حدود دو سال است که در پشت پرده امکان دستیابی به چنین توافقی را بررسی می‌کند. بر اساس این طرح،نتانیاهو نخستین دوره ریاست دولت چرخشی را بر عهده خواهد گرفت تا بتواند در دو سال آینده،هم‌زمان با ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ،از فرصت همکاری نزدیک با واشینگتن استفاده کند.

این گزارش تأکید می‌کند که یکی از اهداف طرح پیشنهادی،جلوگیری از تشکیل دولتی شکننده با حمایت احزاب عرب است؛ دولتی که به باور جریان راست اسرائیل،ممکن است سیاست‌های نظامی این کشور در غزه،لبنان،سوریه و رویارویی با جمهوری اسلامی را تغییر دهد.

هم‌زمان،با ادامه شمارش آرای ویژه انتخابات،گزینه‌های دیگری از جمله جذب نمایندگان اردوگاه مخالفان به ائتلاف نتانیاهو یا برگزاری انتخابات مجدد نیز مطرح است.

شبکه۱۴ تأکید کرده است که سرنوشت این طرح به نتایج نهایی انتخابات و مذاکرات تشکیل دولت بستگی دارد.

dar.jpgپس از کشف چهار لوح زرین و سیمین داریوش، رضاشاه مانع انتقال یک جفت از آنها به دانشگاه شیکاگو شد؛ دهه‌ها بعد، یکی از مسئولان پیشین موزه مدعی شد لوح زرین را ذوب کرده و با پولش پیکان خریده است

سایه رحیمی - ایندیپندنت فارسی

سال ۱۳۷۷، دو دهه پس از وقوع انقلاب ۵۷، شاهرخ رزمجو، باستان‌شناس جوان، هنگام سامان‌دهی آثار موجود در خزانهٔ موزهٔ ملی ایران متوجه شد که از چهار لوح زرین و سیمین داریوش بزرگ، پادشاه هخامنشی، تنها دو لوح در خزانه موجود است. این چهار لوح در سال ۱۳۱۲ از زیر پی کاخ آپادانای تخت جمشید کشف شده و پس از انقلاب، همگی به موزهٔ ملی ایران انتقال یافته بود. پی‌گیری‌های رزمجو برای یافتن دو لوح ناپدیدشده، پرده از یکی از تکان‌دهنده‌ترین پرونده‌های سرقت و نابودی میراث باستانی ایران برداشت.

رد این دو اثر تاریخی به نصرت‌الله معتمدی، باستان‌شناس و از مدیران پیشین موزهٔ ملی ایران، رسید که در مقطعی مسئولیت نگهداری این گنجینه را بر عهده داشت. معتمدی که آن زمان در محوطهٔ باستانی زیویه در کردستان مشغول کاوش بود، برای پاسخگویی به تهران فراخوانده شد.

با ورود مأموران آگاهی و آغاز تحقیقات، لوح سیمین پیدا شد، اما معتمدی دربارهٔ لوح زرین اعتراف کرد که آن را سال‌ها پیش قطعه‌قطعه و ذوب کرده و طلای حاصل از آن را به مبلغ یک میلیون تومان فروخته بود تا با پول آن یک دستگاه خودرو پیکان بخرد.

ch1.jpgواکنش دونالد ترامپ به گزارش ارسال نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی

شهرام همایون: نامه ونس به محسن رضایی برای بررسی امکان ازسرگیری مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی بوده، اما ترامپ می‌گوید موضوع نامه تجهیزات پزشکی است. اگر موضوع فقط تجهیزات پزشکی بود، چرا معاون رئیس‌جمهوری آمریکا باید به محسن رضایی نامه بنویسد؟ این کار می‌توانست از طریق پاکستان یا قطر انجام شود.

موضوع، خرید دارو و تجهیزات پزشکی از محل پول‌های مسدودشده ایران است؛ به این ترتیب که با اجازه وزارت خزانه‌داری آمریکا، ایران تجهیزات و دارو بخرد و هزینه آن زیر نظر این وزارتخانه از همان منابع پرداخت شود. به نظر من، موضوع پزشکی انتخاب شده تا حساسیت طرفداران جنگ در ایران، آمریکا و اسرائیل برانگیخته نشود.

من اسم این مسیر را «دیپلماسی پزشکی» می‌گذارم؛ شبیه دیپلماسی پینگ‌پنگ که راه ارتباط آمریکا و چین را باز کرد. ماجرای تجهیزات پزشکی را در همین چارچوب ببینید و صبر کنید. ممکن است در روزهای آینده خبر مهم‌تری در همین زمینه منتشر شود، اما ماجرا آن‌قدر پیچیده است که هنوز نمی‌دانیم این تلاش به نتیجه می‌رسد یا دوباره به هم می‌ریزد.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

voting2.jpgمشاجره در سازمان ملل؛ نزدیک‌شدن وزیر خارجه کوبا به تریبون، واکنش تند مایک والتز و توقف موقت جلسه را در پی داشت.

خبرنامه گویا ـ نشست مجمع عمومی سازمان ملل درباره تحریم‌های آمریکا علیه کوبا، روز سه‌شنبه پنجم آبان، به مشاجره‌ای پرسر‌وصدا میان مایک والتز، سفیر آمریکا، و برونو رودریگز، وزیر خارجه کوبا، کشیده شد.

والتز در سخنرانی خود، حکومت کوبا را متهم کرد که رهبرانش در رفاه زندگی می‌کنند، در حالی که مردم با کمبود و خاموشی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. او برای تأکید بر سخنانش، تصاویری از زندگی تجملی مقام‌های کوبایی، از جمله عکسی از فیدل کاسترو با ساعت گران‌قیمت، نشان داد.

اعضای هیئت کوبا با کوبیدن روی میز و درخواست تذکر آیین‌نامه‌ای، به سخنان او اعتراض کردند. رودریگز نیز از جای خود برخاست و به سمت جایگاه ریاست جلسه رفت و والتز را «دروغگو» خواند.

سفیر آمریکا با صدای بلند واکنش نشان داد: «عقب برو! عقب برو، آقای سفیر! اینجا هاوانا نیست.» او همچنین گفت اجازه نمی‌دهد با نزدیک‌شدن به تریبون مرعوبش کنند.

رئیس مجمع عمومی برای بازگرداندن نظم، جلسه را موقتاً متوقف کرد. پس از آن، وزیر خارجه کوبا فرصت یافت اعتراضش را بیان کند و سخنان والتز را توهین‌آمیز و خلاف واقع خواند. والتز نیز سخنرانی خود را ادامه داد و از کشورها خواست به قطعنامه پایان تحریم‌های آمریکا علیه کوبا رأی منفی بدهند.

سرنوشت انتخابات و این مرد

| No Comments

یدالله کریمی پور

شاید هر دو بلوک راست و چپ میانه، به ۶۱ کرسی لازم نرسند. در این صورت، قدرت تعیین‌کننده به دو حزب عربی با حدود ۱۹ تا ۲۰ کرسی منتقل می‌شود.

هر دو از نظر ایدئولوژیک با حضور احزاب عرب در ائتلاف ها مخالف‌اند. اعراب تا پیش از انتخابات خواهان پایان دولت نتانیاهو بودند. آیا پس از انتخابات، عملگرایی جایگزین شعارهای انتخاباتی می‌شود؟

abbaslarge.jpgفهرست مشترک، شامل حدش، تعال و بلد، با گرایش چپ و ملیگرایی فلسطینی، بیشترین کرسی را هدف گرفته و رعم به رهبری منصور عباس (عکس بالا)، با وجود مخالفت با ادامه دولت نتانیاهو، پیشینه عملگرایی و همکاری با احزاب یهودی را دارد.

آیزنکوت برای تشکیل دولت به حمایت بیرونی هر دو حزب عربی نیازمند است؛ ولی برای نتانیاهو شاید حمایت منصور عباس بس باشد.

حال پرسش اصلی این است: آیا عباس حاضر است برای کسب امتیازهای عملی برای جامعه عرب، با نتانیاهو معامله کند؟ ماهر بودن بیبی در ائتلاف سازی و فرصت طلبی منصور عباس، راه را کوتاه می کند. به هر روی سرنوشت دولت آینده اسرائیل شاید نه در اردوگاه‌های یهودی، بلکه شاید در دست عباس باشد. ممکن است بیبی آنرا برنتابد.

muskZanj.jpgاز دکل نفت تا پهپاد فضایی

سروش دریافر - ایران اینترنشنال

اگر روزگاری بابک زنجانی با دکل‌های گمشده‌ نفت و شمش‌های فرضی طلا در ترکیه تیتر یک رسانه‌ها بود، حالا در عصر پساآزادی ظاهرا تصمیم گرفته کت‌وشلوار تاجر نفتی را با تی‌شرت مشکی ایلان ماسک تاخت بزند. پروژه‌ جدید: دات‌وان.

بسته‌ای شگفت‌انگیز شامل پرتاب ماهواره‌ لئو در ۱۶ آذر به‌صورت «لایو»، پرواز دادن ۲۰۰ فروند پهپاد استراتوسفری تا پایان سال، ارائه‌ اینترنت پرسرعت روی گوشی بدون نیاز به سیم‌کارت، و دست‌آخر چاشنی همیشگی پروژه‌های مشکوک این سال‌ها: استخراج یک توکن اختصاصی به نام «DOTO».

یک فروند کیوب‌ست منظومه نمی‌شود، آقای زنجانی!

نخستین بند ادعا، پرتاب ماهواره در مدار پایین زمین (LEO) در روز ۱۶ آذر است.

در ادبیات فضایی، مدار لئو یعنی ماهواره با سرعتی نزدیک به ۲۸ هزار کیلومتر در ساعت دور زمین می‌چرخد.

معنای ساده‌اش این است: ماهواره شما در هر شبانه‌روز تنها چند دقیقه از آسمان ایران رد می‌شود و بقیه‌ روز را در حال تماشای قطب جنوب یا اقیانوس آرام است.

برای اینکه اینترنت پایدار داشته باشید، به «منظومه» نیاز دارید؛ یعنی صدها و هزاران ماهواره که دست‌به‌دست هم بدهند.

از طرفی، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۴ مهر اعلام کرد پروژه‌ این ماهواره ۳۵ درصد پیشرفت داشته است.

در دنیای واقعی مهندسی فضایی، پر کردن فاصله‌ ۳۵ درصد تا پرتاب واقعی نیازمند ماه‌ها تست‌های طاقت‌فرسای لرزش صوتی، شوک حرارتی و خلأ است.

مگر اینکه دوستان ماهواره را آماده از سوپرمارکت‌های هوافضای روسیه خریده باشند و فقط برچسب «دات‌وان» رویش چسبانده باشند.

terror.jpgایندیپندنت فارسی - وزارت کشور صربستان روز چهارشنبه ششم آبان‌ماه اعلام کرد یک مهاجم «کم سن‌وسال» با دو چاقو و در حالی که فریاد می‌زد «الله اکبر» به مامور پلیس محافظ سفارت اسرائیل در بلگراد حمله کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، مامور پلیس، با شلیک گلوله فرد مهاجم را از پای درآورد. وزارت کشور صربستان اعلام کرد در پی این حمله، هشدار حملات تروریستی در این کشور را به بالاترین سطح افزایش داده است.

وزارت کشور صربستان هویت مهاجم نوجوان را اعلام نکرده اما گفته است که او اهل شهر شاباتس این کشور بالکان بوده است.

به گزارش رسانه‌های محلی محافظ سفارت اسرائیل در جریان این حمله در نخستین ساعت بامداد چهارشنبه، از ناحیه صورت و به‌صورت سطحی، زخمی شد.

***

مشکل این عکس چیست؟

| No Comments

تهران در آبان ماه ۱۴۰۵

| No Comments

ghzZadeh.jpgکارزار همکاری ملی برای نجات ایران وارد مرحله تازه‌ای می‌شود، شاهزاده رضا پهلوی از همه ایرانیان، نه فقط نیروهای نظامی و دولتی، دعوت کرده است به این کارزار بپیوندند.

هدف این مرحله، پشتیبانی از مبارزات همه اقشار جامعه و تسهیل ارتباط، هماهنگی و سازماندهی در داخل کشور است.

تینا قاضی‌مراد، مدیر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی، در این ویدیو نحوه پیوستن به کارزار و نکات مهم درباره آن را توضیح می‌دهد.



برای آغاز ارتباط، شناسه زیر را در تلگرام جست‌وجو کنید:

http://t.me/BarkhizIranBot

شناسه را در صفحه مشخصات بات نیز بررسی کنید و پیش از اطمینان از اصالت مسیر ارتباطی، اطلاعات حساس یا هویتی ارسال نکنید.

etemadi.jpgتهران می‌گوید نتیجۀ انتخابات اسرائیل برایش فرقی نمی‌کند. اما پیروزی یا شکست بنیامین نتانیاهو، و پس از آن نتیجۀ انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، می‌تواند بر امکان ازسرگیری جنگ اثر بگذارد.

در آستانۀ انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران، گفت : نتیجۀ انتخابات اسرائیل برای تهران «هیچ فرقی» نمی‌کند.

این حرف بخشی از واقعیت را بیان می‌کند: مخالفت با جمهوری اسلامی در سیاست اسرائیل به نتانیاهو محدود نمی‌شود. گادی آیزنکوت، رقیب اصلی او، نیز جمهوری اسلامی را تهدیدی راهبردی می‌داند و احتمال استفاده از نیروی نظامی را کنار نگذاشته است.

اما این به آن معنا نیست که برای تهران فرقی ندارد چه کسی نخست‌وزیر اسرائیل شود.

نتانیاهو بیش از دیگر رهبران اسرائیل آشکارا از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن گفته است. او می‌گوید از موساد و ارتش خواسته برای رسیدن به این هدف اقدام کنند و حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید را فرصتی تاریخی برای «تمام‌کردن کار» می‌داند. ترامپ نیز همین تعبیر را به کار برده و از اسرائیلی‌ها خواسته است دوباره به نتانیاهو رأی بدهند.

بااین‌حال، نباید از این سخنان نتیجه گرفت که اسرائیل و آمریکا راهبردی مشترک و روشن برای تغییر حکومت در ایران دارند.

هجوم مسافران به جزيره كيش

| No Comments

azaribanner.jpgدر سیاست، گاهی زمان انتشار یک پیام به اندازه محتوای آن اهمیت دارد. پیام تازه شاهزاده رضا پهلوی در شرایطی منتشر شده که آمریکا و اسرائیل بار دیگر احتمال عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را در مرکز محاسبات خود قرار داده‌اند. بنیامین نتانیاهو آشکارا از سرنگونی حکومت ایران سخن می‌گوید و دونالد ترامپ بر ضرورت تکمیل مأموریت نظامی مشترک تأکید می‌کند. گزارش روزنامه اسرائیل هیوم نیز از تهیه طرح عملیاتی با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی خبر می‌دهد.

در چنین فضایی، شاهزاده رضا پهلوی بیانیه‌ای منتشر می‌کند که در آن از ضعف جمهوری اسلامی، ضرورت پیوستن نیروهای نظامی به مردم، برنامه اداره کشور پس از سرنگونی و مشارکت مستقیم همه ایرانیان سخن می‌گوید. اهمیت این پیام را باید فراتر از یک دعوت سیاسی معمول بررسی کرد.

آیا شاهزاده رضا پهلوی در حال آماده کردن ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی ایران برای شرایطی است که توازن قدرت در کشور به‌سرعت تغییر کند؟

برای پاسخ، باید به ترتیب جملات پیام توجه کرد. شاهزاده نخست اعلام می‌کند که جمهوری اسلامی دیگر حکومت یک سال پیش نیست و ضعیف‌تر شده است. این جمله صرفاً بیان مخالفت با حکومت نیست، بلکه ارائه تصویری از وضعیت کنونی ساختار قدرت است.

یک حکومت ممکن است همچنان نیروهای مسلح و دستگاه امنیتی داشته باشد، ولی از درون با بحران اقتصادی، فرسایش مدیریتی و کاهش اعتماد نیروهای وابسته به خود مواجه شود. در چنین شرایطی، قدرت حکومت فقط با شمار موشک‌ها و تجهیزات نظامی سنجیده نمی‌شود؛ میزان انسجام فرماندهان، توان پرداخت هزینه‌های اداره کشور و آمادگی بدنه حکومت برای اجرای دستورات نیز اهمیت پیدا می‌کند.

شاهزاده با تأکید بر ضعف جمهوری اسلامی، در واقع توجه مخاطبان را به فاصله میان قدرت ظاهری حکومت و توانایی واقعی آن برای ادامه حکمرانی جلب می‌کند.

بخش دوم پیام به مسئولیت سپاه پاسداران در بحران کشور اختصاص دارد. شاهزاده سلطه سپاه بر ارکان حکومت و منابع اقتصادی را عامل اصلی وضعیت کنونی معرفی می‌کند. این بخش اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا مسئله جمهوری اسلامی را تنها به رأس سیاسی حکومت محدود نمی‌کند، بلکه ساختاری را مورد توجه قرار می‌دهد که قدرت نظامی، امنیتی و اقتصادی در آن به یکدیگر پیوند خورده‌اند.

در این ساختار، تغییر رأس حکومت لزوماً به معنای تغییر کامل مناسبات قدرت نیست. برای عبور از جمهوری اسلامی باید آینده نهادهایی که در اقتصاد، امنیت و اداره کشور نفوذ دارند نیز مشخص شود. این موضوع، یکی از دشوارترین مسائل هر دوران گذار سیاسی خواهد بود.

سپس شاهزاده به مهم‌ترین جمله پیام می‌رسد: «ما هم برای سرنگونی جمهوری اسلامی و هم برای اداره ایران پس از آن برنامه داریم.»

این جمله باید محور اصلی تحلیل قرار گیرد.

darkoob.jpgچهارم آبان، زادروز محمدرضاشاه پهلوی است؛ مردی که شاید برای شناختنش باید از تصویر تاجگذاری، لباس نظامی و شکوه دربار فاصله بگیریم و به جوان بیست و یک ساله‌ای بازگردیم که در شهریور ۱۳۲۰، ناگهان خود را در برابر مسئولیتی یافت که حتی مردان باتجربه نیز از تصور سنگینی آن به هراس می‌افتند.

برای درک موقعیت او، شاید کافی باشد جوانی را تصور کنیم که ناگهان پدرش را از دست می‌دهد و یک‌شبه مسئولیت خانواده‌ای پرجمعیت بر دوشش می‌افتد؛ مادری که تا دیروز دغدغه تأمین هزینه‌های زندگی را نداشت، خواهران و برادرانی خردسال که هنوز معنای نان‌آور خانواده بودن را نمی‌دانند و چشم‌هایی که از فردای آن روز، همگی به او دوخته شده‌اند. جوانی که تا دیروز خود فرزند خانواده بود، حال باید جای پدر بنشیند؛ بی‌آنکه فرصت کرده باشد جوانی کند، تجربه بیندوزد یا خود را برای چنین مسئولیتی آماده سازد. شاید شب‌ها، وقتی همه خوابیده‌اند، از خود بپرسد چگونه باید از پس این همه انتظار و مسئولیت برآید.

حال تصور کنیم این خانواده، کشوری به نام ایران باشد؛ پدر را بیگانگان از خانه رانده باشند و دو قدرت بزرگ نیز خانه را اشغال کرده باشند. محمدرضاشاه در بیست و یک سالگی در چنین موقعیتی قرار گرفت. جوانی که باید مسئولیت سرنوشت میلیون‌ها انسان را بر عهده می‌گرفت؛ در حالی که حتی سرنوشت پدرش نیز در اختیار خودش نبود.

ایران در اشغال ارتش‌های بریتانیا و شوروی بود. ارتشی که رضاشاه با زحمت ساخته بود، فروپاشیده و پادشاهی که سال‌ها با اقتدار حکومت کرده بود، ناچار به ترک وطن شده بود. فرزندش مانده بود و کشوری زخم‌خورده، مردمی نگران و آینده‌ای نامعلوم.

javid.jpgاین بار باید پرسشی را مستقیماً با تمام شخصیت‌ها، سازمان‌ها و جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی در میان گذاشت؛ پرسشی که شاید پاسخ آن برای برخی خوشایند نباشد. اگر مردم ایران با حضور در خیابان‌ها، شعارهای سیاسی و حمایت آشکار از یک شخصیت، نشانه‌های انتخاب محور رهبری خود را نشان داده‌اند، شما دقیقاً به دنبال چه هستید؟ می‌خواهید به خواست آنان کمک کنید یا همچنان اصرار دارید ابتدا خودتان درباره رهبری به توافق برسید و سپس نتیجه را به مردم اعلام کنید؟

آقایان و خانم‌های اپوزیسیون! این بار گوش‌هایتان را خوب باز کنید. مردم ایران نه اعضای تشکیلات شما هستند، نه منتظر تصمیم دبیرکل‌ها مانده‌اند و نه برای تعیین آینده کشور به اجازه نشست‌های سیاسی خارج از کشور احتیاج دارند. اگر قرار است اراده ملت مبنای مشروعیت سیاسی باشد، این اصل باید از همین امروز پذیرفته شود، نه فقط زمانی که نتیجه انتخابات مطابق خواسته شما باشد.

چهل‌وهفت سال تجربه سیاسی باید برای فهمیدن یک واقعیت کافی باشد: اختلافات تاریخی مخالفان جمهوری اسلامی با تشکیل چند شورای تازه از میان نخواهد رفت. اما نکته مهم‌تر این است که آزادی ایران اساساً نباید به حل تمام این اختلافات وابسته شود.

آیا قرار است مردم ایران هزینه ناتوانی اپوزیسیون در توافق با یکدیگر را بپردازند؟

تصور کنید فردا ده سازمان سیاسی دیگر تشکیل شوند و هرکدام مدعی شوند که برای نجات کشور باید همه مخالفان زیر چتر رهبری آنها جمع شوند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا مشکل حکومت حل می‌شود یا فقط تعداد مدعیان رهبری افزایش پیدا می‌کند؟

Mahmoud_Zahraei.jpgدر تظاهرات گستردهٔ دانش‌آموزان فرانسه، بخش بزرگی از شرکت‌کنندگان اعتراض خود را به ‌شیوه‌ای مسالمت‌آمیز بیان کردند. با این ‌حال، گروهی دیگر که بنا بر روایت حاضر، در روز ۱۷ اکتبر شمارشان نیز اندک نبود، به رفتارهایی خشونت‌آمیز و خطرناک روی آوردند؛ رفتارهایی که ضرورت تأمل دربارهٔ مرز میان اعتراض مدنی و خشونت را پیش می‌کشد.

برای بررسی این مسئله، نخست باید رفتار معترضان خشونت ‌ورز و نحوهٔ برخورد پلیس را جداگانه مرور کرد و سپس به سراغ زمینه‌ها و انگیزه‌های احتمالی این خشونت رفت؛

اقدامات و رفتار تظاهرکنندگان؛

پرتاب سنگ ‌فرش و مواد آتش‌بازی به ‌سوی پلیس، درگیری مستقیم با مأموران، آتش ‌زدن خودروها، دوچرخه‌ها، سطل‌های زباله و یک دکهٔ روزنامه ‌فروشی، غارت فروشگاه‌ها و تخریب اموال یاد شده است. همچنین، ورود اجباری به شهرداری مارسی، آسیب ‌رساندن به یک مرکز پلیس شهری و تلاش برای ورود به شهرداری‌های لیل و کاله و آتش زدن و تخریب بخش بزرگی از شهرداری لیموژ که بنایی تاریخی و چند صد ساله بود، از دیگر موارد ذکرشده است.

traincrash.jpgیورونیوز - به گفته مقام‌های منطقه کاستیا-لامانچا، برخورد دو قطار سریع‌السیر در روز چهارشنبه در استان تولدو، در جنوب مادرید، دست‌کم ۶۴ کشته و ۸۰ زخمی برجای گذاشت. این حادثه یکی از مرگبارترین سوانح ریلی تاریخ اسپانیا به شمار می‌رود و خدمات ریلی میان مادرید، سیوداد رئال و اندلس را متوقف کرده است.

سانحه ساعت ۸:۵۴ صبح به وقت محلی، نزدیک شهر اوردا و در بخشی مستقیم از مسیر راه‌آهن با دید مناسب رخ داد. علت برخورد هنوز مشخص نشده است.

دو قطار متعلق به شرکت‌های اسپانیایی رنفه (Renfe) و ایریو (Iryo) بودند که در مسیر مادرید به سویل فعالیت می‌کردند. به گفته رنفه، برخورد در نزدیکی ایستگاه اوردا باعث خروج دو واگن انتهایی قطار ایریو از ریل شد و نیروهای امدادی به محل اعزام شدند.

تصاویر رسانه‌های محلی، لاشه واگن‌های هر دو قطار را در امتداد خطوط و روی خاکریز مجاور نشان می‌دهد؛ جایی که امدادگران مشغول عملیات هستند. تصاویری نیز از مسافرانی منتشر شده که همراه با چمدان‌های خود محل سانحه را ترک می‌کنند.

گارد مدنی اسپانیا نیروهای بیشتر و واحدهای تخصصی، شامل پلیس راهنمایی و رانندگی، تیم‌های نظارت هوایی، اپراتورهای پهپاد و کارشناسان پزشکی قانونی سوانح بزرگ را به محل فرستاده است. مقام‌های امدادی نیز عملیات را با تیم‌های حفاظت مدنی کاستیا-لامانچا هماهنگ می‌کنند.

شرکت مدیریت زیرساخت‌های راه‌آهن اسپانیا (Adif) اعلام کرد حرکت قطارهای سریع‌السیر در هر دو جهت میان مادرید و اندلس متوقف شده است.

پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، در شبکه اجتماعی ایکس از این حادثه ابراز «شوک و تأسف» کرد و گفت پیوسته با وزیر حمل‌ونقل و رئیس منطقه خودمختار کاستیا-لامانچا در ارتباط است.

مونیکا گارسیا، وزیر بهداشت، این برخورد را «حادثه‌ای با پیامدهای شدید» خواند و هشدار داد که ممکن است به «فاجعه‌ای بزرگ» تبدیل شود.

اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، در واکنش به این «خبر ویرانگر» اعلام کرد «اروپا در سوگ قربانیان است». امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، نیز با اسپانیا ابراز همبستگی کرد.

این سانحه تنها ۹ ماه پس از برخورد دو قطار سریع‌السیر در نزدیکی آداموس در جنوب اسپانیا رخ داده است؛ حادثه‌ای که در ژانویه گذشته ۴۶ کشته برجای گذاشت. سانحه تازه نگرانی‌های جدی درباره ایمنی شبکه راه‌آهن اسپانیا را افزایش داده است.

زیباجوی عزیز سردار رویانیان!

| No Comments

خبرنامه گویا - سردار محمد رویانیان، مدیرعامل پیشین پرسپولیس، روی صندلی مطب دکتر آتنا زیادلو، دندان‌پزشک فعال در زمینه طراحی لبخند و زیبایی دندان. خانم دکتر در توضیح عکس، از «افتخار» میزبانی رویانیان و مرور خاطرات پرسپولیس نوشته و او را «خوش‌رو، بااخلاق و حرفه‌ای» توصیف کرده است. علت مراجعه مشخص نیست؛ اما اگر قرار بوده لبخند سردار زیباتر شود، ظاهراً عکاس پیش از رونمایی از لبخند، شاتر را زده است!

HVr1VwcWoAA8KuB1.jpg

voting22.jpg

با شمارش ۸۵.۶ درصد آرا، ائتلاف نتانیاهو ۵۳ کرسی و مخالفان او ۴۸ کرسی به دست آوردند

بر اساس نتایج اولیه انتخابات اسرائیل، با شمارش ۸۵.۶ درصد آرا، ائتلاف حامی بنیامین نتانیاهو ۵۳ کرسی و مخالفان او ۴۸ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی پارلمان را به دست آورده‌اند. فهرست مشترک با ۱۲ کرسی و حزب رعام با هفت کرسی، در مجموع ۱۹ کرسی دارند.

حزب لیکود با ۲۶ کرسی، حزب شاس با هفت کرسی، حزب قدرت یهودی با هفت کرسی، حزب اتحاد تورات‌شناسان با هفت کرسی و حزب صهیونیسم دینی با شش کرسی، از احزاب ائتلاف نتانیاهو هستند.

در سوی مقابل، حزب یاشار با ۲۱ کرسی، حزب باهم با ۱۲ کرسی، حزب دموکرات‌ها با هشت کرسی و حزب اسرائیل بیتنو با هفت کرسی، در مجموع ۴۸ کرسی مخالفان را تشکیل می‌دهند.

این نتایج با ادامه شمارش آرا ممکن است تغییر کنند.

رهبر «فهرست مشترک عرب»: آماده‌ایم به برکناری نتانیاهو کمک کنیم

یوسف جبارین، رهبر «فهرست مشترک عرب»، می‌گوید ائتلافش آماده است زمینه برکناری دولت بنیامین نتانیاهو را فراهم کند.

بر اساس اعلام کمیسیون مرکزی انتخابات اسرائیل، این فهرست با کسب ۱۱٫۹ درصد آرا در جایگاه چهارم قرار دارد و می‌تواند در تشکیل دولت ائتلافی نقش‌آفرین باشد.

جبارین در شبکه ایکس، دولت نتانیاهو را به «خونریزی، برتری‌جویی، نژادپرستی و طرد دیگران» متهم کرد و گفت راه تغییر از «همکاری اصیل و برابر یهودی-عرب» می‌گذرد.

هم‌زمان، یائیر گولان، رهبر حزب چپ‌گرای «دموکرات‌ها»، از اپوزیسیون خواسته برای تشکیل دولت با احزاب عرب همکاری کند؛ گزینه‌ای که گادی آیزنکوت، رهبر «بلوک تغییر»، پیش‌تر رد کرده بود.

scottB.jpgخبرنامه گویا - اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در گفت‌وگوی اختصاصی با ایران‌اینترنشنال در واشینگتن گفت بسیاری از فرماندهان سپاه پاسداران «مثل موش‌هایی در لوله فاضلاب» در مکان‌های عمیق و تاریک پنهان شده‌اند.

بسنت با اشاره به انزوای علی خامنه‌ای گفت این فرماندهان به دلیل پنهان شدن، از سختی‌ها و مشکلاتی که مردم ایران با آن روبه‌رو هستند، بی‌خبرند.

وزیر خزانه‌داری آمریکا افزود نیروهای خط مقدم، سیاستمداران و اعضای سپاه که همچنان در انظار عمومی حضور دارند، وضعیت را می‌بینند و به گفته او، شاهد «از هم پاشیدن اوضاع» هستند.

***

27-27.jpg

پا کوبیدن رئیس‌جمهوری ایران مقابل مأمور تشریفات روسیه، مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت.

خبرنامه گویا ـ ورود مسعود پزشکیان به کاخ کرملین با صحنه‌ای کوتاه و غیرمنتظره همراه شد؛ او مقابل مأمور تشریفات روسیه، پای خود را به حالت احترام نظامی محکم بر زمین کوبید؛ حرکتی که با لبخند مأمور روس همراه شد.

پزشکیان برای شرکت در هشتمین نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز به روسیه رفته بود و در حاشیه این نشست با ولادیمیر پوتین دیدار کرد.

doha.jpgلبخند پس از موشک؛ جمهوری اسلامی چگونه همسایگانش را به میز مذاکره می‌کشاند؟

خبرنامه گویا ـ یادداشت تحلیلی

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی، روز سه‌شنبه پنجم آبان در حاشیه نشست کشورهای صادرکننده گاز در مسکو با شیخ تمیم بن حمد آل‌ثانی، امیر قطر، دیدار کرد. دو طرف درباره گسترش روابط و همکاری در بخش انرژی گفت‌وگو کردند؛ همان بخشی که چند ماه پیش هدف موشک‌های جمهوری اسلامی قرار گرفت.

در اسفند گذشته، پس از حمله اسرائیل به تأسیسات گازی ایران، جمهوری اسلامی به تأسیسات انرژی قطر حمله کرد. به گفته مقام‌های قطری، این حملات به مجموعه گازی رأس‌لفان آسیب گسترده زد و ۱۷ درصد ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع کشور را از مدار خارج کرد. دوحه نیز در واکنش، وابستگان نظامی و امنیتی ایران را اخراج کرد.

با این حال، امروز مقام‌های دو کشور بار دیگر از همکاری سخن می‌گویند. همین فاصله میان حمله موشکی و دیدار دوستانه، مسئله اصلی سیاست همسایگان ایران در برابر جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد: آنها برای پرهیز از جنگی پرهزینه به مذاکره و کاهش تنش روی می‌آورند، اما این رویکرد تاکنون نتوانسته تهدید را از میان بردارد.

اسرائیل و منطق بازدارندگی

اسرائیل، کشوری کوچک در منطقه‌ای پرتنش، سال‌هاست بر این باور عمل می‌کند که برای بقا باید به حمله پاسخ سخت بدهد و هزینه‌ای سنگین بر مهاجم تحمیل کند. در این منطق، اگر دشمن بداند با هر ضربه، چند ضربه دریافت خواهد کرد، پیش از حمله بعدی ناچار به محاسبه خواهد شد.

در مقابل، بسیاری از کشورهای منطقه که زیرساخت‌های عظیم نفتی، گازی، تجاری و شهری دارند، می‌دانند در یک جنگ گسترده چه چیزهایی را ممکن است از دست بدهند. جمهوری اسلامی نیز از همین آسیب‌پذیری استفاده می‌کند: هرگاه با فشار نظامی روبه‌رو می‌شود، کشورهای همسایه و زیرساخت‌های حیاتی آنها را نیز در معرض تهدید قرار می‌دهد.

این تفاوت در واکنش، برای حکومت تهران یک پیام دارد: می‌توان همسایگان را هدف گرفت و سپس با اتکا به ترس آنها از جنگ، بار دیگر پشت میز مذاکره نشست.

arnz.jpgپایه‌گذار کنفدراسیون دانشجویان خطاهایشان را پذیرفت

۲۸ امرداد کودتا نبود؛ تنفیذ بندی از وظایف شاه بود

علیرضا نوری‌زاده - خبرنامه گویا

یک‌بار ربع قرن و بار دوم نیم قرن یا بیشتر، دور از خانه پدری و کافه پدر در حسن‌آباد و کافه ملک‌خانم روبه‌روی آب کرج آن روزها و بولوار الیزابت بعدی و نام بی‌مسمای امروزش که دست‌پخت ولایت جهل و جور و فساد است؛ دور افتاد، اما چه در طبقه پنج آپارتمان که روزی ده بار از آن بالا و پایین می‌رفت، چه در خانه بعدی که آسانسور داشت و آقا مهدی مشکلی حتی در روزهای سخت بیماری، در بالا و پایین رفتن نداشت؛ در کافه پدر و کنار سماور مادر زندگی می‌کرد. آقا مهدی خانبابا تهرانی برای من گامی بالاتر از رفیق بود. چه بسیار از او آموختم، چه در دوران اقامت کوتاهش در تهران.

مجله امید ایران من در اوج بود با بالاترین تیراژ؛ بعد از گفت‌وگویی با نورالدین کیانوری؛ آقا مهدی همراه با سعید از دوستان کهنش در کنفدراسیون که با ما ارتباط خانوادگی داشت به دفتر مجله آمد. با روایت‌هایی که درباره زندگیش خوانده و شنیده بودم بهت‌زده نگاهش کردم. سعید معرفیش کرد. چه صادقانه و متواضع آمد و مصافحه کرد. او بچه حسن‌آباد بود، من بچه امیریه؛ او قطب چپ و از ارکان کنفدراسیون بود، من فراری از کنفدراسیون؛ یک‌بار که خبرچین وقت دستگاه که از بزرگان تشکیلات لندن بود حضورم را در نشست کنفدراسیون به نماینده ساواک گزارش داده بود و او که با پدرم آشنا بود در سفری به تهران تذکری به پدر داده بود و بازگویی گزارشی که مأمورش از شعر خواندن من در دانشگاه لندن به او داده بود. همین شد نزد دکتر ثابتیان رفتم که بعدها هفته‌ای حداقل یک‌بار به دفترم در لندن می‌آمد و از عزیزانم شد و به او داستان خبرچین را گفتم. بعد هم همیشه از راه دور و کتابفروشی چپ سر راه دانشگاه کنفدراسیون را دنبال کردم.

27-8.jpgبه گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

دادستانی تهران از بازداشت یک بلاگر زن ورزشی و صدور حکم جلب یکی از عوامل برگزاری نمایشگاه فیتکس خبر داد.

در پی تشکیل پرونده قضایی در رابطه با رفتارهای خلاف عرف و قانون در «نمایشگاه فیتکس تهران» که مدتی پیش در بوستان گفتگو برگزار شد، دادستانی تهران از بازداشت یک بلاگر زن ورزشی و صدور حکم جلب برای یکی از عوامل برگزاری این رویداد خبر داد.

براساس این گزارش، یک بلاگر زن ورزشی حاضر در این نمایشگاه به اتهام انتشار تصاویر و فیلم در فضای مجازی و حقیقی که موجب جریحه‌دار شدن افکار عمومی شده و تبلیغ علیه نظام بازداشت شد.

همچنین برای یکی دیگر از عوامل برگزارکننده مراسم که در طراحی و برنامه‌ریزی این رویداد نقش داشته است، حکم جلب صادر شده است.

پیش‌تر در پی برگزاری این رویداد که با عدم رعایت موازین قانونی و شرعی همراه بود، دادستانی تهران ضمن ورود به موضوع، ضمن تشکیل پرونده برای عوامل و دست‌اندرکاران برگزاری نمایشگاه، متهمان را به دادسرا احضار کرده بود.

در جریان این اقدامات، صفحات متعلق به این نمایشگاه نیز مسدود شد.

رسیدگی قضایی به ابعاد مختلف این پرونده ادامه دارد.

ghelyan.jpgبازداشت‌شدگان از تجاوز، شکنجه با برق و اعدام نمایشی گفتند

خبرنامه گویا ـ سپیده قلیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین، در نامه‌ای به مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، از شکنجه بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ خبر داد و خواستار اقدام جدی‌تر جامعه جهانی شد.

قلیان در این نامه که ایران‌وایر منتشر کرده، نوشته است پس از آزادی از زندان، با ۱۵۰ بازداشت‌شده در مشهد، خوزستان و تهران گفت‌وگو کرده است. او می‌گوید: «آن‌چه این افراد از سر گذرانده‌اند شامل تجاوز، شکنجه، بستن به تخت و وصل برق، شکستن استخوان و اعدام نمایشی است.»

او که در دی‌ماه ۱۴۰۴ در زندان وکیل‌آباد مشهد محبوس بود، می‌گوید خود نیز «شاهد عینی شکنجه و آزار زندانیان» بوده است.

قلیان خطاب به ساتو نوشته است: «از این خسته‌ام که مردم ایران برای جهانیان به مجموعه‌ای از اعداد با اهداف سیاسی تبدیل شده‌اند.» او افزوده است: «فراموش‌کردن این روایت‌ها و تبدیل‌شدن جان‌باختگان دی‌ماه و زندانیانی که هر روز اعدام می‌شوند به اعداد عملاً همدستی در جنایت است.»

این فعال مدنی همچنین از فشار بر خانواده‌های زندانیان سخن گفته است: «وقتی جمهوری اسلامی به آن‌ها می‌گوید اطلاع‌رسانی نکنید تا فرزندتان را اعدام نکنیم، باور می‌کنند»؛ با این حال، به گفته او، در موارد بسیاری زندانیان بدون اطلاع‌رسانی پیش از اعدام کشته شده‌اند.

قلیان روش‌های معمول راستی‌آزمایی از طریق خانواده‌ها را ناکافی دانسته و نوشته است: «ما عملاً احساس خفگی می‌کنیم و دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی تمام فضاها را از ما گرفته است.» او خواستار روش‌ها و پروتکل‌های تازه برای بررسی وضعیت ایران شده است.

او همچنین هشدار داده است که جمهوری اسلامی «در پی عادی‌سازی اعدام زندانیان زن با جرایم منتسب به جرایم سیاسی است.»

قلیان نوشته است روایت‌هایی را از زندان‌های وکیل‌آباد، دزفول، سپیدار، شیبان، تهران بزرگ و فشافویه جمع‌آوری کرده که «تحت شرایط دشوار و فشار فراوان» به بیرون رسیده‌اند. او از سازمان ملل خواسته است از «محکوم کردن‌های فرمایشی و نمایشی» عبور کند و تصمیم‌های جدی‌تری بگیرد.

***

27-4.jpgخبرآنلاین: محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در پیامی به زبان عربی تأکید کرد امنیت غرب آسیا باید از داخل منطقه شکل بگیرد.

محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، در شبکه اجتماعی ایکس به زبان عربی نوشت:

آمریکا برای هیچ‌یک از کشورهای منطقه امنیت به ارمغان نیاورده است و ناتوانی واشنگتن در ارائه تضمین‌های امنیتی آشکار شده است.

امنیت در غرب آسیا باید از درون خودِ منطقه نشأت بگیرد و باید از هرگونه مداخله خارجی جلوگیری شود.

Untitled-5567.jpg

27-6.jpgرویداد۲۴ | مازیار وکیلی: مسعود پزشکیان پس از حوادث تلخ سال ۱۴۰۱ و مرگ مهسا امینی به ریاست‌جمهوری رسید؛ در دورانی که خیابان‌های ایران پوست‌اندازی کرده بود و پوشش حدودا اختیاری، نه یک اتفاق موردی، بلکه به رویه‌ای علنی در جامعه تبدیل شده بود. حضور حجاب‌بان‌ها، تذکرهای قهری، توقیف خودروها و برخوردهای مشابه تنش‌های اجتماعی را به اوج رسانده بود و بازگشت به عقب هم ممکن نبود.

با پیروزی مسعود پزشکیان که یکی از شعارهایش در طول انتخابات حذف گشت ارشاد بود، همه منتظر بودند او که حالا رئیس‌جمهور ایران بود، در قامت رئیس شورای عالی امنیت ملی چه تصمیمی درباره حجاب می‌گیرد.

روز شنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۳ و بعد از تصویب پر حاشیه قانون حجاب و عفاف، دولت رسما اعلام کرد که درخواست کرده فعلاً این قانون ابلاغ نشود. در نهایت هم با تصمیم شورای عالی امنیت ملی بنا به مصلحت جامعه، اجرای این قانون متوقف شد. اما این ظاهر ماجرا بود؛ چون موافقان قانون حجاب و عفاف این مقوله را به حیثیتشان گره زده اند و حاضر نیستند آن را رها کنند.

اما در بعد اجرایی، گشت و حجاب بانی وجود نداشت و عرصه عمومی با نوعی کژدار و مریز در مقوله حجاب به کارش ادامه می داد. قوه قضائیه اما به شکل تازه ای به موضوع ورود کرد. استراتژی دستگاه قضا مشخص بود؛ دیگر خبری از ون‌های گشت ارشاد یا برخورد بی حجابی نبود. اما اگر تصویری از تجمع افراد با حجاب اختیاری به رسانه ها درز می کرد، برخورد الزامی بود. این می تواند شامل رویدادهای کم جمعیتی مانند یک مزون لباس یا حتی راه رفتن در خیابان ایرانشهر و سنایی باشد یا رویدادهای پر مخاطبی چون ماراتن کیش.

قوه قضائیه کارش را انجام می‌داد و با ابزارهای مختلف، از اعلام جرم و دستگیری گرفته تا پلمب مغازه‌ها و کافه‌ها، بدون توجه به توقف اجرای قانون، کار خودش را پیش می‌برد.

آخرین نمونه این برخوردها، برخورد با رویداد آرت‌فیر تهران بود که در ایران‌مال تهران برگزار شد. ظاهراً ماجرا هنوز برای قوه قضائیه تمام نشده و رئیس دستگاه قضا اصرار دارد به هر شکلی با مسئله پوشش اختیاری برخورد کند.

elnazshd.jpgخبرنامه گویا - الناز شاکردوست، بازیگر سینما، در واکنش به تبلیغات فیلم «من می‌ترسم» که در آن از مهاجرت او سخن گفته شده بود، اعلام کرد مهاجرت نکرده و حکم زندان مانع بازگشتش به ایران شده است.

شاکردوست در بخش نظرات این تبلیغ نوشت: «دروغ و شایعه زرد. اینکه کسی به خاطر زندان نتواند به کشورش برگردد مهاجرت نیست.»

او پس از سرکوب اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و در اعتراض به کشته شدن مردم، از حضور در جشنواره فیلم فجر انصراف داده و نوشته بود: «من در عزای عزیزانم به سر می‌برم؛ چه جشنی، چه جشنواره‌ای؟»

به گفته وکیل این بازیگر، دادگاه انقلاب او را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و دو سال محرومیت از فعالیت‌های هنری، سیاسی و حضور در فضای مجازی محکوم کرد؛ حکمی که در دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید شد.

در حالی که شاکردوست می‌گوید به دلیل حکم زندان نمی‌تواند به ایران بازگردد، فیلم «من می‌ترسم» با بازی او، به کارگردانی بهنام بهزادی، پس از حدود هفت سال انتظار از ۲۹ مهر در سینماهای ایران اکران شده است.

بهزادی نیز در روزهای اخیر از موانع استفاده از تصویر شاکردوست در تبلیغات فیلم انتقاد کرده و درباره محدودیت‌هایی که به گفته او بر بازگشت این بازیگر به ایران تأثیر گذاشته‌اند، سخن گفته است.

mbappe.jpgخبرنامه گویا ـ کیلیان امباپه، ستاره فرانسوی رئال مادرید، پس از اشاره به تصویری طنزآمیز که چهره او را روی تصویر مائو تسه‌دونگ قرار داده و توصیف او به عنوان یک «دیکتاتور چینی»، قراردادهای تبلیغاتی خود با سه شرکت چینی را از دست داد و عذرخواهی کرد.

در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، از امباپه درباره تصویر طنزآمیز مورد علاقه‌اش با چهره خود او پرسیده می‌شود. او به تصویری اشاره می‌کند که به گفته‌اش چهره او را روی تصویر فردی قرار داده که «فکر می‌کنم یک دیکتاتور چینی» بوده است. امباپه نام مائو را به زبان نمی‌آورد، اما در ادامه ویدیو تصویری شبیه بنیانگذار جمهوری خلق چین با چهره او نمایش داده می‌شود.

پس از انتشار ویدیو، شرکت نوشیدنی دونگ‌پنگ، شرکت لبنی منگ‌نیو و تولیدکننده پنیر میلک‌گراند اعلام کردند به همکاری با امباپه پایان می‌دهند. رسانه‌های چینی همچنین از تعلیق پخش مسابقات لالیگای اسپانیا و بازی‌های مرتبط با امباپه از تلویزیون دولتی چین خبر دادند.

سخنگوی وزارت خارجه چین نیز گفت گفتار و رفتاری که به احساسات مردم چین لطمه بزند، با مخالفت بخش‌های مختلف جامعه این کشور روبه‌رو خواهد شد.

امباپه روز سه‌شنبه پنجم آبان اظهارنظر خود را «نسنجیده» خواند و گفت: «از همه کسانی که سخنانم آنها را ناراحت کرده، عذرخواهی می‌کنم. این به‌هیچ‌وجه قصد من نبود. برای مردم چین و تاریخ آنها احترام عمیقی قائلم و صمیمانه متأسفم.»

مائو که تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۶ رهبر چین بود، حکومتی سرکوبگر را اداره می‌کرد. سیاست «جهش بزرگ به جلو» او به قحطی گسترده و مرگ میلیون‌ها نفر انجامید و انقلاب فرهنگی نیز با سرکوب، خشونت و آزار گسترده همراه بود.

با این حال، در بسیاری از گزارش‌ رسانه های غربی مربوط به این جنجال، تمرکز بر واکنش چین و عذرخواهی امباپه بوده و به کارنامه مائو تنها اشاره‌ای کوتاه شده یا اصلاً اشاره نشده است.

عادات عجیب کانادایی ها

| No Comments

ch1.jpgسرنوشت سیاسی بنیامین نتانیاهو به شمارش نهایی آرا و مذاکرات ائتلافی گره خورده است. در برنامه «شب معجزه یا سقوط بی‌بی؟» با شهرام همایون در کانال یک، برآوردهای اولیه انتخابات اسرائیل، رقابت دو اردوگاه برای رسیدن به اکثریت ۶۱ کرسی و نقش احزاب عرب در تشکیل دولت بررسی می‌شود. آرای باقی‌مانده می‌تواند توازن کرسی‌ها و شانس نتانیاهو برای ادامه نخست‌وزیری را تغییر دهد.

پیوند کارزار انتخاباتی نتانیاهو با پرونده ایران، تبلیغات درباره حمله نظامی و گزارش‌های مطرح‌شده درباره اختلاف او با فرماندهان ارتش اسرائیل و دولت ترامپ، محور دیگر برنامه است. پیامدهای احتمالی تغییر دولت اسرائیل برای جمهوری اسلامی و تلاش‌های دیپلماتیک پاکستان برای پایان دادن به درگیری‌ها نیز بررسی می‌شود.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

یادداشت خبرنامه گویا: رضا تجویدی، سردبیر ماهنامه عکاسی انسل و از دوستان محسن راستانی، مطلب زیر را درباره انتشار یکی از آثار این عکاس در مجله فرانسوی مادام فیگارو برای خبرنامه گویا فرستاده است. به گفته آقای تجویدی، راستانی پیش از درگذشت از او خواسته بود این موضوع را به رسانه‌های فارسی‌زبان منتقل کند. متن ارسالی در زیر بدون تغییر بازنشر می‌شود.

tajvidi.jpgرضا تجویدی

مجلهٔ فرانسوی «مادام فیگارو» در ویژه‌نامهٔ ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶، عکسی از مجموعهٔ «خانوادهٔ ایرانی» محسن راستانی را در کنار تصویری از پوشاک لویی ویتون منتشر کرده است؛ انتخابی که بار دیگر توجه به آثار این عکاس شناخته‌شدهٔ ایرانی را در عرصهٔ بین‌المللی نشان می‌دهد.

مادام فیگارو، از نشریات معتبر فرانسه در حوزهٔ مد، فرهنگ و سبک زندگی، از سال ۱۹۸۰ به مجموعهٔ انتشارات آخر هفتهٔ روزنامهٔ «لو فیگارو» پیوسته است. شمارهٔ اخیر این مجله با محور «فرهنگ‌ها و مدها»، پیوند میان آفرینش هنری و جهان پوشاک را بررسی می‌کند.

در مجموعهٔ تصویری «Résonances» به معنای «هم‌طنینی‌ها»، آثار نقاشی، مجسمه و عکاسی در کنار تصاویر مد قرار گرفته‌اند. این چیدمان، شباهت‌های فرمی، رنگی و بصری میان آثار هنرمندان و پوشاک برندهای شناخته‌شده را برجسته می‌کند. آثاری از اندی وارهول، الکساندر کالدر، کلیفورد استیل و دیگر هنرمندان در این مجموعه حضور دارند.

mr.jpgدر صفحهٔ ۶۴، پرتره‌ای سیاه‌وسفید از محسن راستانی چاپ شده و زیر آن، نام عکاس و عبارت «بدون عنوان، از مجموعهٔ خانوادهٔ ایرانی» آمده است. نام گالری راه ابریشم نیز در اعتبار عکس درج شده است. صفحهٔ روبه‌رو، شمارهٔ ۶۵، به تصویر مدلی اختصاص دارد که شنل پشمی، پیراهن چرمی و کلاه پشمی لویی ویتون را پوشیده است. فرم گستردهٔ پوشش در ناحیهٔ شانه‌ها، بافت لباس، حالت مایل سر و عکاسی سیاه‌وسفید، میان دو تصویر ارتباطی روشن ایجاد می‌کند.

555.jpgعکس‌های مد این مجموعه را اریک نِر ثبت کرده و اجرای آن بر عهدهٔ سیلوی کلمانته بوده است. انتشار عکس اصلی همراه با نام راستانی، ارجاع آگاهانهٔ مجله به اثر او را نشان می‌دهد؛ با این حال، این صفحات ادعایی دربارهٔ طراحی لباس لویی ویتون بر اساس عکس راستانی مطرح نمی‌کنند. آنچه ارائه شده، تطبیق بصری یک اثر عکاسی با تصویری از مد معاصر است.

kalhor.jpgسخنان اخیر دونالد ترامپ دربارهٔ افزایش عبور نفت از تنگهٔ هرمز را نباید به معنای حل معمای جمهوری اسلامی دانست. ترامپ می‌کوشد نشان دهد فشار نظامی و دریایی آمریکا نتوانسته جریان نفت را متوقف کند و واشنگتن همچنان ابتکار عمل را در دست دارد. اما این ادعا، حتی اگر با نیت مقابله با تهران بیان شده باشد، باید با آمار و نتیجهٔ واقعی سیاست آمریکا سنجیده شود؛ نه با لحن پیروزمندانهٔ یک رئیس‌جمهور.

داده‌ها میان دو واقعیت تفاوت می‌گذارند. بدون شک مجموع صادرات نفت منطقه، با احتساب مسیرهای جایگزین، در مقطع اندکی از سطح پیش از جنگ فراتر رفته است؛ اما عبور نفت از خودِ تنگهٔ هرمز، در اکتبر، هنوز حدود ۸۲ درصدِ سطح پیش از جنگ بوده است. پس وقتی گفته می‌شود «نفت بیشتری از تنگه می‌گذرد»، باید پرسید: منظور نفتِ عبوری از خود تنگه است یا مجموع صادراتی که از راه‌های گوناگون از منطقه خارج می‌شود؟ این دو یکی نیستند.

golestan.jpgخبرنامه گویا ــ در پی انتشار گزارشی درباره فروش عمارت محل زندگی ابراهیم گلستان در انگلستان، روایتی درباره وضعیت مالکیت این ساختمان مطرح شده است.

خبرنامه گویا پیش‌تر به نقل از تابناک گزارش داده بود که عمارت «وایکهرست» در ساسکس انگلستان، محل زندگی ابراهیم گلستان، در نوامبر ۲۰۲۴ به قیمت ۶ میلیون و ۷۵۰ هزار پوند معامله شده است. در آن گزارش، گلستان مالک و ساکن عمارت معرفی شده بود.

سهند شمس اسحاقی در ایمیلی به خبرنامه گویا نوشته‌ای از محمد قائد در فصلنامه «سمرقند» را درباره وضعیت مالکیت آن با ما در میان گذاشت.

محمد قائد در این نوشته، با اشاره به توضیحات حسن کامشاد، می‌گوید برداشت او این بوده است که گلستان مالک عمارت نبوده و در برابر نگهداری ساختمان و باغ، اجازه اقامت در بخشی از آن را داشته است. قائد در عین حال این روایت را «برداشت شاید اشتباه» خود توصیف کرده است.

وضعیت مالکیت عمارت هنوز به‌طور مستقل برای خبرنامه گویا روشن نشده است. گزارش تابناک نیز، بر اساس آنچه در خبر قبلی گویا آمده، هویت فروشنده را مشخص نکرده بود.

یادداشت تحریریه: در خبر پیشین گویا، گلستان مالک عمارت معرفی شده بود. با توجه به روایت مطرح‌شده و تأیید نشدن مستقل مالکیت، این موضوع نیازمند بررسی بیشتر است.

excerpt.jpg

roozbeh.jpgمدتی است پرسشی ذهنم را مشغول کرده است: وقتی مردم به آزادی امید بسته‌اند، چرا بعضی از کسانی که خود را در این راه می‌دانند، به‌جای کمک به رهایی جمعی، به یکدیگر حمله می‌کنند؟ آیا این جدل‌ها ما را از دام نزدیک‌تر می‌کند یا طناب آن را محکم‌تر؟

این پرسش با دیدن پستی درباره «مقاومت» و هزینه آن دوباره برایم جدی شد. در آن نوشته آمده بود که از پشت میزهای ریاست برای مردم نسخه مقاومت می‌پیچند، سهم مردم از مقاومت فقر و سختی است و سهم برخی رهبران رفاه و آسایش. این سخن را نمی‌توان بی‌مدرک به فرد معینی نسبت داد؛ اما پرسشی که پیش می‌کشد مهم است: کسانی که مردم را به کنش و مقاومت فرامی‌خوانند، تا چه اندازه مسئولیت پیامدهای آن را می‌پذیرند؟

پیش‌تر در دو مقاله در گویا نیوز درباره حاشیه‌سازی و دور شدن توجه از هدف اصلی نوشته‌ام. رفتارها و جدل‌های اخیر، از جمله سخنان آقای علی کریمی، مرا به بازگشت به همان دغدغه واداشت. نمی‌خواهم ماجرای هر پست و پاسخ را دنبال کنم. من هدف خود را دارم و به‌نظرم کار درست را انجام می‌دهم و هر توهین و الفاظی را برای آزادی ایران خواهم پذیرفت و از هیچ شخص و گروهی ناراحت نخواهم شد و به‌دنبال حاشیه هم نیستم، ولی مسئله من این است که حمله‌های متقابل چه بر سر همکاری و امید مردم می‌آورند.

چکاد، ویدا فرهودی

| No Comments

farhoodi.jpg

توقعم نه همین یک دو بیت بی‌پروا ست

درون سینه‌ی من بیش از این بسی سوداست

هوای حادثه‌ام گر رَماند تا غربت

ورای غربت تلخم هجوم صد غوغاست

به شوق پنجره‌ای رو به نور می‌پویم

تمام فاصله‌ها را، تمام، بی کم و کاست!

به فکرِ رویش شعرم به قعرِ موهنِ غم

و تا که هست شکفتن سرود پا بر جاست

مگو که ذهن مرا تا نهایتش خوانی

که دانش‌ات نه به قدرِ ترانه‌ام شیداست

من از تبار طلوعم تو لیک اهلِ غروب

قبول شب به نگاهت خمیدنی تنها ست

خمیده نیست ولی پیکرم که وقت غزل

عروج من به چکادِ بلندِ رؤیاها ست

رسالتم چو دهد شعر، تا به گور می‌گویم

مرامِ واژه‌‌ی سُرخم تدارک فردا ست

وگرچه نیست شود پیکرم، سپرده به باد

صدای عشق بماند، همیشه بی پرواست

ویدا فرهودی

asgaragha.jpgدر انقلاب فرانسه مردم خشمگین پاریس زندان باستیل را فتح کردند. مردمان امروز فرانسه ساختمان شهرداری را؟!

می‌دانیم که گفتمان فلسفه سیاسی درباره مبارزه با دشمنان آزادی و دموکراسی پیرامون یک «معضل اساسی» دور می‌زند، یعنی؛ پارادوکس تحمل (Paradox of Tolerance). این پارادوکس بیان می‌کند که اگر افراد بردبار با افراد نامدارا مبارزه نکنند، تحمل بی‌قید و شرط ناگزیر به ناپدید شدن خودِ تحمل منجر خواهد شد. در ساده‌ترین زبان؛ در نهایت توانایی بردباری خود را از دست خواهد داد و نابود خواهد شد!

کارل پوپر (Karl Popper)، مشهورترین تبیین را از این پارادوکس ارائه داده است. پوپر استدلال می‌کرد که اگر یک جامعه بدون محدودیت بردبار باشد، سرانجام توانایی بردباری آن توسط افراد نابردبار (دشمنان آزادی) نابود خواهد شد. بنابراین، دموکراسی برای بقای خود حق دارد در برابر کسانی که خواهان نابودی دموکراسی هستند، «رواداری و بردباری» نشان ندهد.

ژان-ژاک روسو و جان لاک (Jean-Jacques Rousseau und John Locke)؛ پیش از پوپر نیز این بحث وجود داشت. به‌عنوان مثال، جان لاک معتقد بود جامعه نباید نسبت به عقایدی که اساس قوانین جامعه و صلح عمومی را مختل می‌کنند، تساهل به خرج دهد.

چرا این یک «معضل اساسی» است؟

چون هر دو راهکار پیش‌رو، یک تناقض در خود دارند:

۱- اگر دموکراسی به دشمنانش آزادی کامل بدهد، ممکن است آن‌ها از طریق خودِ سازوکارهای دموکراتیک (مانند انتخابات یا آزادی بیان) به قدرت برسند و دموکراسی را از درون نابود کنند (اتفاقی که در آلمان نازی رخ داد).

۲- اگر دموکراسی آزادی این گروه را سلب کند، متهم می‌شود که خودش اصول آزادی و تکثرگرایی را زیر پا گذاشته و شبیه به دشمنانش رفتار کرده است.

رفتار و کردار جامعه آزاد با دشمنانش

در طول قرن‌ها، فیلسوفان استراتژی‌های مختلفی را برای چگونگی برخورد یک جامعه آزاد با دشمنان خود تدوین کرده‌اند. مهم‌ترین مواضع را می‌توان به سه مکتب فکری زیر تقسیم کرد:

Masoud_amirkhalili.jpgپیشگفتار:

قدرت شخیص در دموکراسی به معنای توانایی شهروندان در بررسی انتقادی اطلاعات سیاسی، سنجش دیدگاه‌های گوناگون و رسیدن به داوری مستقل و مستدل درباره مسائل سیاسی است. به بیان دیگر، شهروندان نباید صرفاً گفته‌های سیاستمداران، رسانه‌ها یا اکثریت را بپذیرند، بلکه باید خود بیندیشند و داوری کنند. ایمانوئل کانت بر اهمیت اندیشیدن مستقل تأکید داشت. شعار مشهور او در عصر روشنگری چنین است: "شجاعت داشته باش که از خرد خود بهره بگیری!" این اندیشه در دموکراسی جایگاهی محوری دارد: شهروندان نباید تنها فرمان‌بردار باشند، بلکه باید مستقل بیندیشند، استدلال کنند و تصمیم‌های سیاسی را بسنجند. در مجموع، قدرت داوری یکی از پیش‌شرط‌های مهم دموکراسی پویاست؛ زیرا به شهروندان امکان می‌دهد بر قدرت سیاسی نظارت انتقادی داشته باشند و مسئولانه عمل کنند. دموکراسی نه‌تنها به انتخابات آزاد، بلکه به شهروندانی نیاز دارد که بتوانند قوه تشخیص مستقل خود را شکل دهند.

عوام‌گرایی (Populism)

ظهور دوبارهٔ احزاب پوپولیستی، بار دیگر پرسش‌هایی را دربارهٔ ماهیت دموکراسی و الزامات اساسی آن مطرح کرده است. دموکراسی مفهومی گسترده است که شکل‌های گوناگون مشارکت شهروندان و سازمان‌دهی قدرت سیاسی را در بر می‌گیرد: از دموکراسی مستقیم و غیرمستقیم تا نظام‌های انتخاباتی تناسبی و اکثریتی و الگوهای ریاست‌جمهوری و پارلمانی. در سال‌های اخیر، بحث دربارهٔ ماهیت دموکراسی اغلب بدون توجه به چارچوب‌های دقیق و ساختاریِ متعارف پیش رفته است. ازاین‌رو، جای تعجب نیست که برداشت پوپولیست‌ها از دموکراسی با برداشت احزاب میانه‌رو متفاوت باشد. این تفاوت حتا در تأکید آن‌ها بر مفهوم مردم به‌جای شهروندان نیز آشکار است. پوپولیست‌ها مردم (توده) را محور اصلی دموکراسی می‌دانند، درحالی‌که گروه‌های دیگر از "شهروند" سخن می‌گویند؛ مفهومی که گاه با ویژگی‌های آگاهی و استقلال همراه می‌شود. مسئله دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا همهٔ شهروندان، صرفاً به این دلیل که حق رأی دارند و می‌توانند آزادانه نظر خود را بیان کنند، آگاه و مستقل به شمار می‌آیند؟

تصاویر بعضی از آگهی‌های فروش و اجاره خانه چنان با واقعیت فاصله دارند که آدم نمی‌داند پای چیدمان عجیب در میان است یا هوش مصنوعی!

یکی از کاربران با انتشار تصویر یک خانه، به موقعیت عجیب مبل، تلویزیون و یخچال کنایه زده است: ظاهراً ساکنان باید پشت به تلویزیون روی مبل بنشینند و به یخچال نگاه کنند؛ با این حال، به گفته او، مشاور املاک اصرار دارد که عکس واقعی و متعلق به همان خانه است!listlarge.jpg

honey.jpgایندیپندنت فارسی - بازرسان اتاق اصناف و ماموران بهداشت روز سه شنبه پنجم آبان ماه کارگاهی را در تهران کشف کردند که در آن عسل تقلبی با استفاده از قند، شکر و مواد غیرمجاز تولید و برای عرضه به بازار بسته‌بندی می‌شد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، در این کارگاه ماده‌ای شبیه عسل بدون دخالت زنبور تولید می‌شد. تصاویر منتشرشده دیگ‌های بزرگ حاوی مایعی غلیظ و همچنین ظروف و برچسب‌های آماده برای بسته‌بندی محصولات را نشان می‌دهد.


بر اساس این گزارش، عسل‌های تقلبی تولیدشده در این کارگاه با قیمت‌های پایین به بازار عرضه می‌شدند. بازرسان پس از شناسایی محل، کارگاه را کشف و فعالیت آن را متوقف کردند.

27-1.jpgرفتار سرد فیلدمارشال محسن رضایی در استقبال از فیلدمارشال عاصم منیر

ایندیپندنت - رفتار محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، در استقبال از فیلدمارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، بار دیگر در جریان سفر او به تهران جلب توجه کرد.

این دومین سفر منیر به تهران در کمتر از یک هفته است؛ سفری که این بار با حضور مقام‌های ارشد عربستان سعودی و ترکیه و با هدف گفت‌وگو دربارهٔ امنیت منطقه‌ای انجام شد.

در سفر پیشین منیر به تهران در روز سه‌شنبه ۲۸ مهر، رفتار سرد و کم‌تحرک رضایی هنگام استقبال از فرمانده ارتش پاکستان در مقابل استقبال گرم مسعود پزشکیان قرار گرفت و بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت. برخی رسانه‌ها با انتشار تصاویر این دیدار، به تفاوت آشکار رفتار این دو مقام ایرانی با مهمان پاکستانی اشاره کردند.

روزنامهٔ پاکستانی دان نیز دربارهٔ سفر پیشین منیر گزارش داد که او برای انتقال پیام‌ها و بررسی امکان ازسرگیری مذاکرات بر اساس تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد به تهران رفته بود، اما این گفت‌وگوها به پیشرفت چشمگیر یا توافق رسمی منجر نشد. در نشست تازهٔ تهران، مقام‌های چهار کشور دربارهٔ همکاری‌های منطقه‌ای و تلاش برای تقویت صلح و امنیت گفت‌وگو کردند.

رویترز به نقل از یک مقام پاکستانی گزارش داده است که عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، با موافقت دونالد ترامپ برای پیگیری راه‌حل دیپلماتیک، پیشنهاد تازه‌ای برای پایان درگیری‌ها به تهران ارائه کرده است.
***

آماده باش اضطراری در اروپا

| No Comments

27-28.jpgفرهاد متقی در شبکه اکس نوشت: آماده‌باش اضطراری در اروپا؛ دولت‌ها به شهروندان هشدار دادند! بریتانیا خواستار ذخیره آب و غذا برای ۳ روز شده، آلمان آمادگی تا ۱۰ روز را توصیه می‌کند و نروژ و سوئد بر ذخایر یک‌هفته‌ای تأکید دارند!

اتحادیه اروپا نیز بر آمادگی ۷۲ ساعته تأکید کرده است. در سایه تهدید جنگ، حملات سایبری و بحران انرژی، دولت‌ها از مردم می‌خواهند برای روزهای بحرانی آماده باشند؛ هرچند این هشدارها به معنای قریب‌الوقوع بودن جنگ نیست. لیست بقیه کشورها در تصویر

منابع: دولت بریتانیا، کمیسیون اروپا و نهادهای مدیریت بحران کشورهای اروپایی

HVogRmWXYAA4n-k.jpg

panahi.jpgایران اینترنشنال - مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، در گفت‌وگو با امتداد اعلام کرد شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران این کارگردان را به پنج سال و یک ماه حبس تعزیری و مصادره تمامی اموال منقول و غیرمنقول محکوم کرده است. به گفته او، این حکم به‌صورت غیابی صادر شده است.

نیلی افزود دادگاه همچنین پناهی را به دو سال محرومیت از فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.

وکیل پناهی درباره روند رسیدگی به این پرونده گفت هفته گذشته، پس از آنکه موکلش از مسدود شدن حساب‌های بانکی خود خبر داد، با مراجعه به اجرای احکام دادسرای فرهنگ و رسانه متوجه شدند که او در پرونده دیگری به‌صورت غیابی محکوم شده است.

به گفته نیلی، در پرونده اعلام شده بود پناهی خارج از کشور است، در حالی که او دهم فروردین و در جریان جنگ ۴۰ روزه به ایران بازگشته بود.

نیلی همچنین گفت شعبه ۱۶ دادسرای فرهنگ و رسانه در ۳۰ اردیبهشت برای پناهی حکم جلب صادر کرده، در حالی که این کارگردان در همان روز برای رسیدگی به پرونده دیگری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب حاضر بوده است.

وکیل پناهی تاکید کرد وقت رسیدگی به پرونده جدید به موکلش ابلاغ نشده و حکم صادرشده غیابی است.

laylaz.jpgلیلاز: احتمال جنگ با آمریکا تا دو هفته دیگر؛ مجتبی خامنه‌ای بعد از جنگ می‌تواند «بناپارت ایران» شود

سعید لیلاز در گفت‌وگو با یورونیوز، وقوع جنگی سنگین میان ایران و آمریکا را ظرف یکی، دو هفته آینده «بسیار محتمل» دانست. او معتقد است جمهوری اسلامی با فشار خارجی سقوط نمی‌کند و پس از پایان جنگ، ممکن است مجتبی خامنه‌ای در نقش «بناپارت ایران» اصلاحات بنیادین را پیش ببرد و زمینه دگرگونی نظام را فراهم کند.

یورونیوز: آقای لیلاز، به نظر شما وقوع جنگ بین آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران قطعی است یا هنوز راهی برای اجتناب از جنگ باقی مانده است؟

سعید لیلاز: من از مسائل نظامی چیزی نمی‌دانم ولی از مجموع تحولات هشت ماه گذشته، چه در روابط ایران و آمریکا و چه در منطقه، به نظرم وقوع یک جنگ سنگین به احتمال بسیار زیاد ظرف یکی دو هفته آینده گریزناپذیر خواهد بود برای اینکه طرفین الان در یک بن‌بست دیپلماتیک و نظامی قرار دارند. در حوزۀ نظامی ممکن است این بن‌بست با یک حملۀ یکجانبه از طرف آمریکا و سپس اعلام خروج قطعی از مناقشه با ایران شکسته شود، اما به لحاظ دیپلماتیک مسئلۀ ایران و آمریکا به این زودی‌ها حل نخواهد شد و تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت.

یورونیوز: برخی معتقدند یک جنگ حتی ویرانگر، تاثیری بر بقای جمهوری اسلامی ندارد ولی برخی هم، بویژه با توجه به سخنان اخیر نتانیاهو، آن را زمینه‌ساز مبارزات مسلحانه در ایران می‌دانند و به همین دلیل معتقدند یک جنگ ویرانگر می‌تواند زمینه‌ساز فروپاشی نظام شود. نظر شما چیست؟

سعید لیلاز: من عبارت «جنگ سنگین» را به کار بردم. اگر جنگ ویرانگری شکل بگیرد، ویرانگری‌اش برای کل منطقه خاورمیانه و بویژه منطقه خلیج فارس خواهد بود. بنابراین آثارش علاوه بر ایران، دامان کل منطقه و کل جهان را خواهد گرفت. اما اینکه گفته می‌شود شاید این جنگ موجب وقوع جنگ داخلی در ایران شود، این آرزویی است که حدود نیم قرن است در بین رهبران غربی وجود دارد. من تقریبا یقین دارم در این حالت هم اتفاقی نمی‌افتد برای اینکه سپاه پاسداران به لحاظ امنیتی کنترل بسیار محکمی روی کشور دارد. در عین حال طبقات اجتماعی مختلف در ایران حاضر و قادر نیستند در این زمینه تشنجی بیافرینند.

یورونیوز: به نظرتان ممکن است جمهوری اسلامی نه با یک جنگ بلکه با چند جنگ سقوط کند؟

سعید لیلاز: من باورم این نیست که ما با جنگ نظامی یا تحریم یا حتی با محاصرۀ اقتصادی سرنگون خواهیم شد. من جمهوری اسلامی را در حال ضعیف‌تر شدن می‌بینم اما نه به علت عوامل بیرونی و بین‌المللی. من معتقدم که جمهوری اسلامی در تناقض‌های خودش دارد غرق می‌شود و غرق خواهد شد. اتفاقا این جنگ‌ها و درگیری‌ها بروز و ظهور این تناقض‌ها را دارد عقب می‌اندازد.

26.jpgادعاهای یک روحانی درباره فساد و ریاکاری

خبرنامه گویا ـ یک روحانی در ویدئوی منتشرشده در حساب «اخبار جمهور»، اظهاراتی درباره فساد در جامعه مذهبی ایران مطرح می‌کند؛ سخنانی که شکاف میان ظاهر مذهبی و رفتارهای پنهان در برخی محافل دینی را زیر سؤال می‌برد.

اخبار جمهور در توضیح این ویدئو، به پرسش‌های پیشین خود درباره پرونده‌های موسوم به «روابط نامشروع» در دادگاه ویژه روحانیت، وقایعی در جامعةالزهرا و حوزه‌های علمیه خواهران و همچنین ادعاهای مربوط به روابط همجنس‌گرایانه برخی روحانیون، از جمله افراد متأهل، اشاره کرده است.

محور اصلی این بحث، پاسخ‌گویی محافلی است که برای زندگی خصوصی مردم معیارهای سخت‌گیرانه تعیین می‌کنند: اتهام‌های مطرح‌شده درباره اعضای خودشان چگونه بررسی می‌شود و نتایج این رسیدگی‌ها تا چه اندازه علنی است؟ مسئله، گرایش جنسی افراد نیست؛ بلکه احتمال سوءاستفاده از موقعیت، نقض حقوق دیگران و اعمال معیارهای دوگانه است.

scottB.jpgخبرنامه گویا - اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در گفت‌وگوی اختصاصی با ایران‌اینترنشنال از ایرانیان خواست پرداخت مالیات را متوقف کنند و پیش از فرا رسیدن زمستان، سوخت ذخیره کنند.

او پیش‌بینی کرد اقتصاد ایران تا مارس ۲۰۲۷ بیش از ۲۵ درصد کوچک‌تر خواهد شد.

درخواست هم‌زمان برای نپرداختن مالیات و ذخیره سوخت، این گمانه را تقویت می‌کند که پیام بسنت فراتر از فشار روانی در مذاکرات، به منابع مالی و انرژی حکومت اشاره دارد. بر پایه این برداشت، هدف احتمالی آمریکا و اسرائیل می‌تواند محدود کردن درآمدهای نفتی و مالیاتی جمهوری اسلامی و تضعیف توان حکومت و سپاه برای تأمین هزینه‌های سرکوب و پیشبرد سیاست‌های ایدئولوژیک و منطقه‌ای باشد.

گفت‌وگوی کامل با اسکات بسنت:

بسنت در گفت‌وگویی که دوشنبه چهارم آبان در ساختمان وزارت خزانه‌داری ایالات متحده در واشینگتن انجام شد، این کاهش را شدیدتر از انقباض اقتصادی شوروی پس از فروپاشی توصیف کرد.

وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت برایش باورکردنی نیست کشوری که سومین منابع بزرگ انرژی جهان را دارد، نتواند بنزین کافی برای نیاز داخلی تولید کند. او پیش‌بینی کرد میزان تولید بنزین باز هم کاهش یابد.

بسنت از ایرانیان خواست کالاهای مورد نیاز خود را از حالا تهیه کنند: «هر چیزی را که برای زمستان لازم دارید، همین حالا تهیه کنید. ذخیره کردن سوخت را شروع کنید. کمبود شدیدی در سوخت گرمایشی پیش خواهد آمد. در مورد بنزین هم، همه باید همین حالا باک خودروهایشان را پر کنند.»

kayhan333.jpgمحمد الرمیحی (الشرق الاوسط) -مطالعه کتاب «بر کرانه‌های امپراتوری؛ از برژنف تا پوتین» نوشته سلام مسافر، روزنامه‌نگاری که مدت طولانی در اتحاد جماهیر شوروی و دوران پس از آن زندگی کرده و در کتاب خود دلایل پایان دوران شوروی را شرح داده، مرا بر آن داشت تا میان اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری اسلامی ایران مقایسه‌ای انجام دهم.

*منبع: الشرق الأوسط
*نویسنده: دکتر محمد الرمیحی استاد جامعه‌شناسی سیاسی در دانشگاه کویت
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

شباهت بسیاری از مؤلفه‌های این دو نظام آشکار است. هر دو را می‌توان در زمره نظام‌های تمامیت‌خواه قرار داد؛ اولی سکولار و دومی دینی است. هر دو نشان می‌دهند که قدرت چگونه می‌تواند دیواری از انزوای شناختی ایجاد کند و مردم را میان دو انتخاب قرار دهد: اطاعت یا ماندن در همان وضعیت

من معتقد نیستم که تاریخ خود را تکرار می‌کند، اما می‌بینم که نظام‌ها، با وجود تفاوت در باورهایشان، ممکن است در دلایل ضعف خود به یکدیگر شباهت داشته باشند. عواملی تکرار می‌شوند که باعث می‌شوند کشوری در عرصه خارجی قدرتمند باشد، اما از درمان بیماری‌های درونی خود ناتوان بماند.

روایت‌هایی که روزنامه‌نگارانِ شاهد افول اتحاد جماهیر شوروی بجا گذاشته‌اند، جامعه‌ای را آشکار می‌کند که به‌ تدریج از زبانی که رهبرانش با آن سخن می‌گفتند، فاصله گرفته بود. حزب از پیروزی‌های سوسیالیسم سخن می‌گفت، در حالی که شهروندان برای تهیه نیازهای اولیه خود در صف می‌ایستادند. امتیازات مقامات حکومتی و خانواده‌هایشان نیز پیامی متفاوت از آنچه تریبون‌های رسمی اعلام می‌کردند، به مردم می‌داد. شکاف از همینجا آغاز شد؛ از فاصله میان سخنان رسمی و زندگی واقعی.

دولت اتحاد جماهیر شوروی مردی را به فضا می‌فرستاد، اما کشاورزانش همچنان با داس محصول خود را درو می‌کردند، در حالی که همان حکومت موشک‌های قوی می‌ساخت و رهبرانش در مراسم خاص خود غرق بودند!

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

من در تجربه جمهوری اسلامی ایران نیز چیزی مشابه با اتحاد جماهیر شوروی می‌بینم. انقلاب با شعار حمایت از مستضعفان آغاز شد، اما پس از آن نهادها و منافع ویژه‌ای پیرامون قدرت شکل گرفتند که به‌ سختی می‌توان آنها را در برابر قانون و نظارت همگانی پاسخگو کرد. شهروندی که درباره عدالت می‌شنود، می‌خواهد آن را در درآمد، فرصت شغلی و آینده فرزندانش ببیند. درخواست دائمی برای صبر و شکیبایی کافی نیست؛ به‌ ویژه زمانی که به نظر می‌رسد بار فداکاری بر دوش مردم به یک اندازه تقسیم نشده و کسانی که به مراکز تصمیم‌گیری نزدیک‌ترند، کمتر هزینه تصمیمات زمامداران را می‌پردازند.

27-7.jpgرویداد۲۴ | مازیار وکیلی: باشگاه استقلال مدت‌ها بود که در بلاتکلیفی عمیقی به سر می‌برد و نداشتن مدیرعاملی که به امور اجرایی باشگاه رسیدگی کند، باعث شده بود تا علی تاجرنیا به مرد همه‌کاره باشگاه استقلال تبدیل شود و بر تمام امور باشگاه، از نقل‌وانتقالات گرفته تا امور اجرایی روزمره، نظارت کند.

از مرداد ۱۴۰۴ که علی نظری جویباری از مدیرعاملی باشگاه استقلال کنار رفت، تاجرنیا که نماینده هلدینگ خلیج فارس در باشگاه بود، خودش امور اجرایی را نیز در دست گرفت و همین موضوع باعث شد استقلال مدت‌ها بدون یک مدیر اجرایی مستقل اداره شود.

در این میان، مشکلاتی هم برای استقلال پیش آمد. بسته شدن پنجره نقل‌وانتقالاتی باشگاه و مسائلی که بر سر قرارداد کاریله به وجود آمد، نشان داد که باشگاه به یک مدیر اجرایی جدا از علی تاجرنیا، که رئیس هیئت‌مدیره هم بود، احتیاج دارد. به همین خاطر بود که از مدت‌ها قبل رسانه‌ها منتظر بودند تا نام مدیرعامل جدید باشگاه استقلال اعلام شود.

در این میان، گزینه‌های زیادی هم در رسانه‌ها مطرح شد و همه منتظر بودند تا یک چهره ورزشی که حداقل آشنایی با فوتبال داشته باشد، به‌عنوان مدیرعامل انتخاب شود. اما ظاهراً نگاه مدیران هلدینگ خلیج فارس با نگاه تماشاگران و رسانه‌ها همسو نبود و آن‌ها در نهایت به گزینه‌ای اقتصادی به نام مصطفی متدین رسیدند که مزایا و معایب خودش را دارد.

اما حداقل حسن انتخاب مصطفی متدین این است که باشگاه استقلال از بلاتکلیفی بیرون می‌آید و با یک مدیر اجرایی که ظاهراً حمایت همه‌جانبه هلدینگ خلیج فارس را هم پشت سر خود می‌بیند، به کار ادامه خواهد داد. انتخابی که در نهایت می‌تواند باشگاه استقلال را در مقطع حساس فعلی، که به آرامش نیاز دارد، به سرمنزل مقصود برساند. البته باید منتظر ماند و دید که آیا متدین، بدون سابقه ورزشی، توانایی اداره مجموعه پرحاشیه‌ای مانند استقلال را دارد یا نه.

مصطفی متدین کیست؟

مصطفی متدین، مدیرعامل تازه انتخاب‌شده باشگاه استقلال، در میان اهالی ورزش چهره چندان شناخته‌شده‌ای نیست و عمده فعالیت‌های او به امور مهندسی و عمرانی مربوط می‌شود. متدین سابقه ۳۰ سال فعالیت عمرانی دارد و پیش از ورود به هلدینگ خلیج فارس، به مدت ۱۰ سال مدیرعامل هلدینگ تخصصی مهندسین مشاور قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا بوده است.

حوزه فعالیت این مجموعه به پروژه‌های صنعت و معدن، خطوط ریلی، سدسازی، بندرسازی، نفت، پالایشگاه و پتروشیمی مربوط می‌شد و متدین در بخش مشاوره، طراحی و مدیریت پروژه‌های بزرگ فعالیت می‌کرد.

اما نام متدین بیشتر در آبان‌ماه سال ۱۴۰۱ بر سر زبان‌ها افتاد؛ زمانی که پس از حادثه سال ۱۴۰۱ در مجتمع متروپل آبادان، او به‌عنوان یکی از نمایندگان مدیرعامل هلدینگ تخصصی مشاور قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا در صحنه حادثه حاضر شد و درباره روند آواربرداری، ایمن‌سازی سازه، جست‌وجوی افراد گرفتار و خطر ریزش بخش‌های باقی‌مانده به مردم گزارش می‌داد.

در سال ۱۴۰۲ بود که متدین به‌عنوان سرپرست شرکت پیدمکو انتخاب شد؛ شرکتی که به‌عنوان بازوی اجرایی شرکت ملی صنایع پتروشیمی شناخته می‌شود. آن‌طور که در توضیحات وب‌سایت این شرکت آمده است، شرکت مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی به‌عنوان یک مرجع تخصصی در صنعت پتروشیمی، در زمینه‌های مختلف، از جمله خدمات مدیریت طرح، مشاوره، طراحی و مهندسی، تأمین دانش فنی و تجهیزات، فناوری‌های خاص، مدیریت طرح، راه‌اندازی و پیش‌راه‌اندازی فعالیت می‌کند. این شرکت با اجرای پروژه‌های متعدد و طرح‌های توسعه‌ای و تکمیلی صنعت ارزش‌آفرین پتروشیمی، به‌ویژه با تکیه بر ساخت داخل و استفاده حداکثری از توانمندی‌های داخلی کشور، به‌عنوان بزرگ‌ترین شرکت مدیریت طرح و مجری طرح‌های پتروشیمی شناخته می‌شود.

متدین در اردیبهشت ۱۴۰۴ اعلام کرد که پیدمکو مدیریت حدود ۲۵ طرح با سرمایه‌گذاری بیش از ۱۱ میلیارد دلار را بر عهده دارد. پتروشیمی هرمز در دو فاز، پتروشیمی الماس، طرح جمع‌آوری گازهای مشعل شرق کارون با ۱۹ زیرپروژه و طرح PDH/PP پالایشگاه گاز بیدبلند خلیج فارس، از مهم‌ترین پروژه‌های زیر نظر این شرکت بودند. مجموع سرمایه‌گذاری چهار طرح اصلی بیش از هشت میلیارد دلار اعلام شد.

ishh.jpgخبرنامه گویا - آمریکا و اسرائیل در حال تهیه طرحی عملیاتی با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و پایان دادن به حاکمیت مبتنی بر ترس سپاه پاسداران هستند. به نوشته «اسرائیل هیوم»، ارزیابی منابع مطلع این است که ضربه‌ای مستقیم و ویرانگر به رأس حکومت، همراه با اقدام‌های نظامی بی‌سابقه، می‌تواند روندی را آغاز کند که در نهایت به سقوط نظام بینجامد. بحران اقتصادی و ناتوانی حکومت در پرداخت حقوق نیز از عوامل مؤثر در این سناریو عنوان شده است.

بنیامین نتانیاهو خواهان اجرای سریع عملیاتی در ایران بوده، اما با مخالفت ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، روبه‌رو شده است؛ زامیر پیشاپیش در جریان طرح قرار نگرفته بود. به گفته یک منبع آگاه، رومن گوفمن، رئیس موساد، از عملیات پیشنهادی حمایت کرده است.

این عملیات، با وجود احتمال شعله‌ور کردن دوباره جنگ، قرار نبوده به معنای آغاز یک حمله گسترده باشد. یک مقام بسیار ارشد نظامی اسرائیل گفته است حمله‌ای در آن ابعاد تنها با هماهنگی کامل واشنگتن و تصمیم دونالد ترامپ انجام خواهد شد. به گفته منبع مطلع، برای اجرای عملیات محدود در مقطع کنونی نیز ممکن است دلایل عملیاتی موجهی وجود داشته باشد که ارتباطی با انتخابات ندارد.

در مقابل، چهره‌های مخالف نتانیاهو طی هفته گذشته او را متهم کرده‌اند که ممکن است برای تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات اسرائیل به دنبال حمله به ایران باشد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، نگرانی در میان مسئولان نظامی و اطلاعاتی بیش از آنکه مخالفت اصولی با عملیات باشد، به نزدیکی زمان اجرا به انتخابات و شائبه انگیزه‌های سیاسی مربوط است.

منابع دیپلماتیک می‌گویند ترامپ فعلاً ترجیح می‌دهد تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا صبر کند. او معتقد است عملیات در زمان دیگری نیز می‌تواند اثربخشی مشابهی داشته باشد و نگران است جهش بیشتر قیمت نفت، به موقعیت انتخاباتی حزب جمهوری‌خواه آسیب بزند.

برخی مقام‌های اسرائیلی و غیر‌اسرائیلی، با استناد به ارزیابی خود از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران، حمله‌ای بزرگ‌تر را اجتناب‌ناپذیر می‌دانند؛ از نگاه آنان، پرسش این نیست که چنین حمله‌ای انجام خواهد شد یا نه؛ بلکه این است که چه زمانی انجام می‌شود.

mpm.jpgدر حالی که مقام‌های ارشد امنیتی سه کشور با سفر به تهران آخرین تلاش‌ها را برای توافق پیگیری می‌کنند، سی‌ان‌ان به نقل از دومقام‌ آمریکایی خبر داد ارتش این کشور آماده شده تا ظرف ۹۶ ساعت از زمان دریافت دستور ترامپ، جنگی بزرگ با جمهوری اسلامی را آغاز کند.

گزارشی از مجتبا پورمحسن - ایران اینترنشنال

ارتش آمریکا برای آغاز عملیاتی گسترده علیه جمهوری اسلامی آماده است؛ عملیاتی که بنا بر گزارش سی‌ان‌ان به نقل از دو مقام آمریکایی، می‌تواند ظرف ۹۶ ساعت پس از دریافت دستور دونالد ترامپ آغاز شود و دامنه آن از حملات محدود به رادارها و پرتابگرهای موشکی فراتر برود. این بازه زمانی، فاصله دریافت فرمان تا اجرای عملیات است؛ نه شمارش معکوس قطعی برای آغاز جنگ.

هم‌زمان، سفر مقام‌های ارشد نظامی و امنیتی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به تهران، تلاشی برای جلوگیری از رویارویی تازه و باز کردن مسیر توافق با واشینگتن است. اما مواضع جمهوری اسلامی همچنان از پافشاری بر سیاست‌های گذشته حکایت دارد. محمدباقر قالیباف می‌گوید تهران «حرف جدیدی» ندارد و این آمریکاست که باید برای نجات خود از آنچه او «باتلاق» می‌خواند، اقدام کند.

این موضع‌گیری، تناقض اصلی رفتار حکومت را آشکار می‌کند: از یک‌سو می‌گوید خواهان جنگ نیست و از سوی دیگر تأکید دارد که چه جنگ بشود و چه نشود، سیاستش تغییر نمی‌کند. ادامه این رویکرد، در شرایط افزایش آمادگی نظامی آمریکا، می‌تواند فرصت دیپلماسی را محدودتر کند و هزینه تصمیم‌های حکومت را بار دیگر بر دوش مردم ایران بگذارد.

27-2.jpg

حمله مسلحانه به مقر انتظامی در خاش؛ گزارش‌ها از تلفات و مسدود شدن خیابان‌ها

خبرنامه گویا - حال‌وش از کشته و زخمی شدن شماری از نیروهای نظامی خبر داده، اما خبرگزاری تسنیم مدعی شده این حمله تلفاتی نداشته است.

افراد مسلح روز سه‌شنبه ۵ آبان به مقر یگان امداد در شهر خاش حمله کردند. به گزارش حال‌وش، در پی این حمله تیراندازی شدیدی در منطقه رخ داد و نیروهای امنیتی خیابان‌های منتهی به محل، از جمله خیابان‌های امام خمینی و جمهوری را مسدود کردند.

حال‌وش به نقل از منابع محلی و شاهدان عینی گزارش داد که چندین آمبولانس به محل اعزام شدند و شماری از نیروهای نظامی کشته یا زخمی شده‌اند.

یکی از اهالی خاش به حال‌وش گفت تیراندازی از حدود ساعت ۱۶:۵۶ آغاز شد و بیش از یک ساعت با شدت ادامه داشت. به گفته او، نیروهای امنیتی مسیرهای منتهی به محل را بسته‌اند و اجازه تردد به خودروها و شهروندان نمی‌دهند.

در مقابل، خبرگزاری تسنیم گزارش داد که افراد مسلح به یک مقر انتظامی در خاش تیراندازی کرده‌اند، اما مدعی شد این حمله تلفاتی نداشته است.

در هفته‌های اخیر نیز گزارش‌هایی از درگیری میان نیروهای نظامی و اعضای جبهه مبارزین مردمی در نقاط مختلف سیستان و بلوچستان منتشر شده است.

trivisit.jpgمأموریت امنیتی سه کشور در تهران؛ تلاش برای مهار جنگ و فشار بر جمهوری اسلامی

خبرنامه گویا ـ وزیر دفاع عربستان سعودی، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه روز دوشنبه چهارم آبان در تهران با مسعود پزشکیان دیدار کردند؛ مأموریتی برای کاهش تنش‌ها و جلوگیری از بازگشت جنگ، در شرایطی که حملات حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، امنیت عربستان و تعهدات دفاعی دو شریک آن را به چالش کشیده است.

پزشکیان در دیدار با خالد بن سلمان، عاصم منیر و ابراهیم کالین گفت تهران از هر تفاهمی که به تقویت امنیت منطقه منجر شود، حمایت می‌کند و برای «برداشتن گام‌هایی در جهت همکاری منطقه‌ای و حل‌وفصل اختلافات» آماده است. حضور هم‌زمان این سه مقام دفاعی و اطلاعاتی، وزن امنیتی مأموریت را نشان می‌دهد؛ هرچند جزئیات پیام‌ها و پیشنهادهای آنان علنی نشده است.

وزارت خارجه عربستان پیش از نشست اعلام کرد سفر نمایندگان کشورهای عضو «پیمان مکه برای دفاع مشترک» با هدف کاهش تنش‌ها، ترغیب به گفت‌وگو و ایجاد کانال‌های مذاکراتی برای جلوگیری از بازگشت درگیری نظامی انجام می‌شود. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، نیز گفت ایده نشست در سفر هفته گذشته عاصم منیر به تهران مطرح شده و می‌تواند نخستین گام برای ایجاد سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای باشد.

برای ریاض، مسئله فوری حفاظت از فرودگاه‌ها، تأسیسات نفتی و مسیرهای صادرات است. گزارش‌های تازه از حملات حوثی‌ها به ایستگاه‌های خط لوله شرق به غرب و فرودگاه ریاض، از گسترش پیامدهای درگیری حکایت دارد. پاکستان و ترکیه نیز با مسئله‌ای فراتر از میانجی‌گری روبه‌رو هستند: پیمان دفاعی مکه، امضاشده در مرداد، حمله به یک عضو را حمله به همه اعضا می‌داند و ادامه حملات به عربستان، اعتبار این تعهد را می‌آزماید.

wire.jpgاتهام‌زنی جنسی در کانال‌های تلگرامی جوانرود و پاوه؛ گزارش‌ها از اقدام به خودکشی شماری از زنان و مرگ دست‌کم یک نفر حکایت دارد

مریم دهکردی و آیدا قجر ـ ایران وایر

بنابر اطلاعاتی که به‌ ایران‌وایر رسیده است، جمع‌آوری و انتشار تصاویر شخصی و خصوصی زنان در شهرهای «جوانرود» و «پاوه» به‌ فاجعه‌هایی انسانی منجر شده است. ایجاد کانال‌های تلگرامی برای انتشار تصاویر زنان و معرفی آن‌ها به‌عنوان «کارگران جنسی» و اتهام‌زنی‌های جنسی، این‌بار در این شهرها قربانی‌ به‌همراه داشته است. گزارش‌ها و اسنادی که به ایران‌وایر رسیده، حاکی از آن‌ است که تعدادی از زنان قربانی این اقدام، تلاش کرده‌اند که به زندگی خود پایان دهند. در میان آن‌ها، دست‌کم یک زن زندگی‌اش پایان یافته است. هویت این زن، نزد ایران‌وایر محفوظ است.

«داکسینگ (Doxxing)» نوعی آزار دیجیتال است که در آن اطلاعات هویتی یا خصوصی افراد، بدون رضایت آن‌ها و معمولا با هدف تهدید، تحقیر، ارعاب، اخاذی یا آسیب‌رساندن به اعتبار و امنیت‌شان، در اینترنت منتشر می‌شود. برخی از قربانیان این اقدام در جوانرود و پاوه هنوز تحت درمان و در بیمارستان بستری هستند.

«در جوانرود، وقتی این کانال‌ها لو رفتند و عکس زنان منتشر شدند، پدر یکی از دخترها، موهای سر دخترش را تراشید»، «خانواده نخواستند که چیزی منتشر شود، برای همین اطلاع‌رسانی هم درست انجام نشد و اخبار مدام ضدونقیض منتشر شدند، دختر را به‌خاک سپردند. خودش زندگی‌اش را تمام کرد.»

این دو نمونه روایت‌ها، مربوط به همین داکسینگ اخیر در جوانرود و پاوه است. بنابر اطلاع‌ ایران‌وایر، بسیاری از خانواده‌ها نیز مقرراتی سخت‌گیرانه برای رفت‌وآمد و ارتباطات فرزندان دختر خود تعیین کرده‌اند؛ همان دخترانی که قربانی انتشار تصاویر خصوصی‌شان شده‌اند.

خبرنامه گویا - انفجار در یک ساختمان مسکونی در محله نارمک تهران، بخشی از دیوارهای آن را تخریب کرد و آوار را به خیابان ریخت. تصاویر منتشرشده از محل، شکاف‌های بزرگ در دیوارهای طبقات بالایی و آوار در اطراف خودروهای پارک‌شده را نشان می‌دهد. حساب «مملکته» محل حادثه را خیابان ۴۶ متری شرقی، کوچه مهرنژاد اعلام کرده است.

ma1.jpg
جلال ملکی، سخنگوی آتش‌نشانی تهران، گفت انفجار در طبقه چهارم یک ساختمان چهارطبقه رخ داده و به سه خودروی پارک‌شده خسارت زده است. به گفته او، هنگام حادثه کسی در واحد حضور نداشته و انفجار کشته یا مصدومی نداشته است. آتش‌نشانی در بررسی اولیه، نشت و تجمع گاز و احتمال ایجاد جرقه توسط یک وسیله برقی را علت حادثه عنوان کرده است.

ma2.jpg

در مقابل، حساب «مملکته» پیامی منتسب به یکی از ساکنان منتشر کرده که مدعی شنیدن صدایی شبیه موتور پهپاد پیش از انفجار و جلوگیری مأموران از تصویربرداری در محل است. این فرد محل انفجار را طبقه سوم توصیف کرده است.

***

Manouchehr_Taghavi_Bayat.jpgنیرویی بزرگ از ایرانیان؛ میلیون‌ها نفر، در سراسر جهان پراکنده‌اند. هم‌میهنان ما از دورترین نقاط مانند ژاپن تا نزدیک‌ترین کشورها مانند ترکیه و کشورهایی در دریای پارس، به کار و کوشش مشغول هستند. مغز و پوست و گوشت و استخوان همه‌ی آن‌ها از خاک ایران ساخته شده است. این خیل بزرگ زندگی خود را به ایران بدهکارند. آن‌ها در بیشتر کشورها، چه در اروپا یا آمریکا، موقعیت‌های مهمی دارند و اغلب مدیران شرکت‌های بزرگ هستند یا در دانشگاه‌ها و دستگاه‌های دولتی و خصوصی مشاغل مهمی دارند. توان مالی برخی از ایرانیان حتا شگفت‌انگیز است.

از آنجایی که فرهنگ و آموزش‌های مادری ایرانیان در درازای هزاران سال نسل به نسل در مغز و اندیشه‌ی آنان جای گرفته است، پدیده‌ای به نام عرق ملی هم در ایرانیان هست. به باور من شمار بزرگی از هم‌میهنان ما؛ «توانا بود هر که دانا بود» را به یاد دارند. این‌چنین سخنانی در جان و روان همه‌ی ایرانیان جای گرفته است، همان‌گونه که شاید بیشتر ایرانیان زبانزد «هنر نزد ایرانیان است و بس» را شنیده باشند.

هنر در زبان فردوسی و در شاهنامه به معنای توانایی و دانایی در کارهای رزمی بوده و معنای آن با هنر که امروز ما در ادبیات زبان فارسی به کار می‌بریم یکی نیست. گو این‌که این گفته‌ی فردوسی هم نقل‌قولی است از زبان بهرام گور، شاه ایران، در پاسخ به فرستاده‌ی امپراتور چین. خود فردوسی، چنان‌که از نخستین واژه‌های شاهنامه برمی‌آید، یعنی؛ به «نام خداوند جان و خرد»، مردی خردمند بوده و به همین دلیل از چنان خردمندی بدور است که کسانی و یا قومی را برتر از دیگری بداند. نگاه امروزی ما درباره‌ی برتری نژادی با نگاه پیشینیان ما یکسان نیست.

javid.jpgیکی از تناقض‌های عجیب سیاست امروز ایران این است که بسیاری از مردم عادی، در شناخت مشکلات کشور و پیامدهای تصمیمات حکومت، از شماری از کسانی که پنجاه سال عنوان فعال سیاسی، روشنفکر و تحلیلگر را یدک می‌کشند، پیشی گرفته‌اند. مردمی که تجربه زندگی روزمره به آنان درس سیاست داده، در حالی که برخی مدعیان روشنفکری همچنان در چارچوب تفکرات و اختلافات نیم‌قرن گذشته گرفتار مانده‌اند.

در چهل‌وهفت سال حکومت جمهوری اسلامی، فشارهای اقتصادی، محرومیت‌های اجتماعی، فساد، تبعیض و دخالت حکومت در زندگی خصوصی چنان بر جامعه سنگینی کرده که حتی کسانی که روزگاری کمترین علاقه‌ای به سیاست نداشتند، ناخواسته به تحلیلگران وضعیت کشور و زندگی خود تبدیل شده‌اند.

امروز چوپانی در روستایی دورافتاده، کارگری در کارخانه، کشاورزی در زمین‌های خشک یا پیرمردی که حتی فرصت سوادآموزی نداشته است، ممکن است شناختی عمیق از پیامدهای سیاست‌های حکومتی داشته باشد. این انسان‌ها شاید نام نظریه‌پردازان سیاسی را ندانند، اما به‌خوبی می‌توانند تفاوت وعده‌های حکومت را با واقعیت زندگی خود تشخیص دهند.

جمهوری اسلامی با عملکرد چهل‌وهفت‌ساله خود، حتی کسانی را که هیچ علاقه‌ای به سیاست نداشتند، وادار کرده است هر روز درباره تصمیمات حکومت و تأثیر آن بر سرنوشتشان فکر کنند.

برای این مردم، تورم یک نمودار اقتصادی نیست، بیکاری موضوع یک مقاله دانشگاهی نیست و آزادی شعاری برای سخنرانی نیست. این مسائل مستقیماً با نان سفره، آینده فرزندان و امنیت زندگی آنان ارتباط دارد. آنان سیاست را از راه تجربه آموخته‌اند، نه از پشت میزهای کنفرانس.

اما در سوی دیگر، برخی چهره‌های سیاسی را می‌بینیم که سال‌هاست در آلمان، فرانسه یا آمریکا زندگی می‌کنند و همچنان با همان ادبیات قدیمی برای جامعه ایران نسخه می‌نویسند. هر روز مقاله‌ای منتشر می‌کنند، مصاحبه‌ای انجام می‌دهند یا با یکی از رقیبان سیاسی خود وارد جدال می‌شوند؛ بی‌آنکه روشن باشد برداشت آنان تا چه اندازه با تحولات واقعی جامعه ایران هماهنگ است.

zamani.jpgجمهوری اسلامی سیستمی اشغالگر است که بر پایه امت‌سازی، شیعه‌گری و در تقابل با منافع ملی ایران شکل گرفت و حمایت شد. این حکومت به بخشی از گلوبالیسم جهانی، روسوفیل‌ها و انگلیسی‌ها تبدیل شد و روابط راهبردی خود با روسیه و چین را نیز در راستای سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی‌اش گسترش داد. جمهوری اسلامی بر اساس یک پلتفرم، ایران را به سوی تباهی سوق داد.

این حکومت در داخل، مردم خود را به گروگان گرفت، آنان را استثمار کرد و ملت بزرگ ایران را در تقابل با امت‌سازی و ایدئولوژی مذهبی قرار داد. ایران را غارت کردند، دزدی سیستماتیک را نهادینه کردند و منابع کشور را صرف جنگ‌افروزی و جنگ‌های نیابتی نمودند.

چندین تریلیون دلار را صرف موضوع هسته‌ای، برنامه موشکی، جنگ‌های نیابتی و حمایت از امت‌سازی در منطقه کردند. از روز نخست با مردم ایران در تقابل بودند، مردم ایران را فقیر کردند و تورم و گرانی را بر آنان تحمیل نمودند.

جمهوری اسلامی حکومتی است که مبنای فکری آن، طبق اصل پنجم قانون اساسی خودش، بر ولایت امر و امامت امت استوار است و رهبری را به فقیهی واگذار می‌کند که در دوران غیبت امام زمان، عهده‌دار این جایگاه دانسته می‌شود. در عمل نیز، بسیاری از سیاست‌ها و عملکردهای این حکومت در چارچوب همین ایدئولوژی مذهبی و ادعای نمایندگی دینی توجیه می‌شوند.

رجزخوانی، تهدید منطقه و استراتژی بقای جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی همچنان از طریق دولت، سپاه پاسداران و نهادهای حکومتی خود به رجزخوانی و تهدید ادامه می‌دهد. این حکومت با تهدید کشورهای منطقه و گسترش سیاست تقابل، بقای خود را بر امنیت و منافع ملت ایران و ثبات منطقه مقدم می‌داند؛ گویی راهبرد آن چیزی جز تهدید، ارعاب و تحمیل هزینه بر دیگران نیست.

پیام سیاسی این حکومت روشن است: من باید باقی بمانم، بقای من اولویت دارد و قرار نیست رفتار خود را تغییر دهم یا به یک حکومت عادی در مناسبات بین‌المللی تبدیل شوم. در این چارچوب، تقابل با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل نه یک اختلاف مقطعی، بلکه بخشی از استراتژی کلان جمهوری اسلامی است؛ استراتژی‌ای که هزینه‌های آن را پیش از همه، مردم ایران و سپس ملت‌های منطقه می‌پردازند.

مسئله صرفاً اختلاف بر سر یک پرونده سیاسی یا نظامی نیست؛ مسئله، ساختار و منطق حکومتی است که بقای خود را با تداوم تنش، توسعه توان نظامی، تهدید رقبا و گسترش نفوذ منطقه‌ای گره زده است. تا زمانی که حفظ نظام بر منافع ملی ایران مقدم باشد، انتظار تغییر بنیادین در این رویکرد با پرسش‌های جدی روبه‌رو خواهد بود.

arab.jpgدر مقاله‌ای پیشین خطاب به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نوشتم که مسئله جمهوری اسلامی را نمی‌توان صرفاً با جنگ و قدرت نظامی حل کرد. اکنون با تشدید تنش‌ها میان جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل، این پرسش اهمیت بیشتری یافته است: آیا راهبرد کنونی این کشورها، چه از مسیر جنگ و چه از طریق مذاکره، می‌تواند به حل پایدار بحران منجر شود؟

آمریکا و اسرائیل می‌توانند خسارت‌های سنگینی به توان نظامی و زیرساخت‌های ایران وارد کنند و بسیاری از فرماندهان و کارگزاران جمهوری اسلامی را از میان بردارند. اما حذف افراد الزاماً به معنای فروپاشی ساختار قدرت نیست. افراد دیگری جایگزین می‌شوند و دستگاه امنیتی و اداری حکومت ممکن است، هرچند ضعیف‌تر، همچنان به حیات خود ادامه دهد.

از سوی دیگر، آمریکا خواهان مذاکره با جمهوری اسلامی است. فرض کنیم فردا حکومت این درخواست را بپذیرد و حتی توافقی حاصل شود. آیا بحران پایان یافته است؟

به گمان من، هیچ‌یک از این دو مسیر به‌تنهایی راه‌حل نهایی نیست. جنگ ممکن است کشور را ویران کند، بی‌آنکه حکومت را سرنگون سازد؛ مذاکره نیز ممکن است بحران را موقتاً کاهش دهد و به تعویق بیندازد، بی‌آنکه عوامل پیدایش آن را از میان ببرد.

راه‌حل پایدار را باید در تغییر سیاسی به اراده مردم ایران جست‌وجو کرد؛ تغییری که قدرت‌های خارجی می‌توانند از آن حمایت کنند، اما نمی‌توانند جایگزین مردم شوند.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است

Hamid_Rafi.jpgاستقلال و آزادی از جایی آغاز می‌شوند که اختیار را واگذار نمی‌کنیم

ملتی که قرن‌ها به نام شاه، دین، ایدئولوژی، حزب یا رهبر برایش تصمیم گرفته‌اند، با تغییر نام حاکمان آزاد نمی‌شود. اگر دیگری همچنان به جای مردم بیندیشد، انتخاب کند و سرنوشت آنان را تعیین کند، فقط صاحب قدرت عوض شده است؛ منطق سلطه همچنان پابرجاست.

مسئله اصلی این نیست که چه کسی بر ما حکومت می‌کند؛ مسئله این است که چه کسی حق تصمیم‌گیری درباره زندگی و سرنوشت ما را در اختیار دارد؟

آیا خودمان تصمیم می‌گیریم، یا این حق را به دیگری سپرده‌ایم؟

اینجاست که استقلال و آزادی به یکدیگر می‌رسند.

استقلال یعنی حق تصمیم‌گیری از آنِ خود انسان باشد؛ آزادی یعنی بتواند تصمیم خود را آزادانه انتخاب کند و به عمل درآورد. استقلال، اختیار تصمیم را حفظ می‌کند و آزادی، امکان به‌کارگیری آن را.

بنابراین، آزادی بدون استقلال، انتخابی است که اختیار آن در دست دیگری است؛ استقلال بدون آزادی، اختیاری است که امکان به‌کارگیری آن سلب شده است.

اما استقلال به معنای بی‌نیازی از دیگران نیست. انسان مستقل مشورت می‌کند، از دانش متخصصان بهره می‌برد و نظر دیگران را می‌سنجد؛ حتی ممکن است پیشنهاد آنان را بپذیرد. تفاوت در این است که تصمیم نهایی را آگاهانه و از روی اختیار خود می‌گیرد.

مشورت، واگذاری اختیار نیست. اعتماد، تسلیم نیست. پذیرفتن نظر دیگری نیز به‌خودی‌خود به معنای ازدست‌دادن استقلال نیست.

واگذاری اختیار از جایی آغاز می‌شود که انسان بگوید:

mairkabir.jpgبنابر گزارش رسیده به خبرنامه امیرکبیر شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، امروز یکشنبه ۳ آبان‌ماه، جلسه‌ای عمومی با حضور دانشجویانی از دانشکده‌های مختلف برگزار کرد. این نشست که به طرح مطالبات صنفی، رفاهی و سیاسی اختصاص داشت، با مداخله شماری از دانشجویان بسیجی به درگیری لفظی و فیزیکی کشیده شد.

این جلسه به دعوت شورای صنفی علوم اجتماعی در لابی دانشکده برگزار شد و دانشجویان، علاوه بر بیان مشکلات و تجربه‌های شخصی خود، محورهای نامه‌ای جمعی را که به امضای شماری از دانشجویان رسیده بود، برای حاضران خواندند.



تعیین تکلیف وضعیت شورای صنفی و برگزاری هرچه سریع‌تر انتخابات دوره جدید، رسیدگی به وضعیت نامناسب خوابگاه‌ها و کیفیت غذا، تعیین ضوابط روشن برای عملکرد حراست و پایان دادن به برخوردهای تحقیرآمیز و تهدیدآمیز، از جمله در زمینه پوشش، از خواسته‌های مطرح‌شده بود. دانشجویان همچنین خواستار توقف احضارهایی شدند که آن‌ها را غیرقانونی می‌دانند و بر مسئولیت دانشگاه در پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشت‌شده و احکام قضایی صادرشده علیه آنان تأکید کردند.

rp.jpgخیرنامه گویا - شاهزاده رضا پهلوی با تبریک بازگشت ماریا کورینا ماچادو به ونزوئلا، از امید به آزادی ایران و آغاز فصلی تازه در روابط دو ملت نوشت. او بازگشت رهبر مخالفان ونزوئلا و برنده جایزه صلح نوبل به کشورش را الهام‌بخش مبارزان آزادی و دموکراسی در سراسر جهان خواند.

شاهزاده رضا پهلوی در پیام خود نوشت: «بازگشت به سرزمین مادری بی‌تردید برای شما سرشار از شادی است و در عین حال، مایه امید ملت ونزوئلا و الهام‌بخش همه کسانی است که در سراسر جهان برای آزادی و دموکراسی مبارزه می‌کنند.»

او با تأکید بر همبستگی مردم دو کشور افزود: «مردم ایران در کنار مردم ونزوئلا ایستاده‌اند. باور دارم با آزادی ایران و ونزوئلا، فصل تازه‌ای از دوستی و همکاری پایدار میان ملت‌های ما آغاز خواهد شد.»

ماچادو یکشنبه سوم آبان، پس از حدود ۱۰ ماه دوری، به ونزوئلا بازگشت. او در دسامبر ۲۰۲۵ برای دریافت جایزه صلح نوبل کشورش را ترک کرده بود. شاهزاده رضا پهلوی هنگام اعطای این جایزه نیز از مبارزه مردم ونزوئلا برای آزادی حمایت کرده بود.

artfair.jpgخبرنامه گویا - دادستانی تهران علیه برگزارکنندگان نمایشگاه «آرت‌فر تهران» اعلام جرم کرد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، از تشکیل پرونده قضایی و احضار برگزارکنندگان برای ارائه توضیحات خبر داده است.

میزان دلیل این برخورد را «عدم رعایت موازین قانونی و شرعی» عنوان کرده، اما در متن منتشرشده توضیح مشخصی درباره مصادیق آن نداده است. سایت فروش بلیت نمایشگاه و حساب کاربری برگزارکننده در شبکه‌های اجتماعی نیز مسدود شده‌اند.

این برخورد پس از جنجال رسانه‌های نزدیک به نهادهای حکومتی و نظامی بر سر تصاویر رویدادی دیگر به نام «نمایشگاه فیتکس» صورت می‌گیرد؛ تصاویری که با موجی از اعتراض این رسانه‌ها روبه‌رو شد.

در جامعه‌ای عادی، برگزاری نمایشگاه، حضور زنان و مردان و معاشرت آزادانه بخشی از زندگی روزمره است. آنچه باید غیرعادی تلقی شود، تبدیل چنین رویدادهایی به پرونده قضایی و کشاندن برگزارکنندگان به دادسرا با عنوان کلی «موازین شرعی» است.

houtie.jpgخبرنامه گویا - ویدئویی از زاویه دید یک رزمنده، لحظات پرتنش درگیری با حوثی‌ها را در بیابان‌های استان الجوف یمن نشان می‌دهد. این تصاویر که از سوی یک قبیله مخالف حوثی‌ها منتشر شده، بیننده را به قلب نبرد میان نیروهای مخالف و حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی می‌برد.

درگیری‌ها در استان مرزی الجوف ادامه دارد. هم‌زمان در جنوب غربی یمن، شدت گرفتن نبرد در اطراف شهر تعز و محاصره آن، ورود کمک‌های بشردوستانه را مختل کرده و به کمبود آب، غذا و سوخت دامن زده است.

***

shelangreal.jpgایران وایر - تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد گروهی از شهروندان در محله «شلنگ‌آباد» اهواز، پس از پیروزی رئال مادرید مقابل بارسلونا در الکلاسیکو، به خیابان‌ها آمده و جشن گرفته‌اند.

رئال مادرید یکشنبه شب در ورزشگاه خانگی بارسلونا، در حالی با نتیجه ۲بر یک به پیروزی رسید که حریفش در ۹ دیدار گذشته خود در «لالیگا» هیچ امتیازی از دست نداده بود.

محله شلنگ‌آباد، یکی از محله‌های غربی و جنوبی شهر اهواز است.

***

26-4.jpgایران اینترنشنال - علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در حاشیه مسابقات جهانی کشتی، در گفتگویی با صدا و سیمای جمهوری اسلامی درباره درگیری با مسئولان برگزاری مسابقات گفت: «لات‌ها و سیاسی‌ها می‌دانند من چه‌کار کردم.»

او مدعی شد درگیری که روز گذشته در کنار تشک ایجاد کرد، باعث شد در روز آخر مسابقات فرنگی، داوران رفتار متفاوتی با کشتی‌گیران ایرانی، داشته باشند.

***

ch1.jpgدر برنامه‌ای از تلویزیون کانال یک با حضور مهدی خزعلی و حسین علی‌زاده، پیشنهاد تعطیلی برنامه هسته‌ای و همه‌پرسی درباره ساختار جمهوری اسلامی، واکنش تند خزعلی را برانگیخت. جواد اطاعت، نماینده پیشین مجلس، در ویدئوی پخش‌شده می‌گوید اگر منافع ملی ایجاب کند، باید برنامه هسته‌ای را تعطیل کرد و به‌سوی توسعه رفت. او با یادآوری اولویت «حفظ نظام» در سخنان خمینی می‌پرسد وقتی می‌توان احکام دینی را تعطیل کرد، چرا نتوان از هسته‌ای گذشت؟ مصطفی کواکبیان نیز خواستار همه‌پرسی درباره ساختار نظام برای رفع بن‌بست‌های موجود می‌شود.

خزعلی در مخالفت با این پیشنهادها، تعابیری چون «ستون پنجم»، «مزدور» و «بزدل» به کار می‌برد و خواستار برخورد جدی با کسانی می‌شود که آنان را ستون پنجم می‌خواند. او با اشاره به خروج آمریکا از برجام و حملات نظامی، توافق با واشنگتن را تضمینی برای جلوگیری از حمله نمی‌داند؛ هرچند می‌پذیرد مسئولان با مذاکره به‌موقع می‌توانستند به نتایجی برسند. او در ادامه به مهدی نصیری و شاهزاده رضا پهلوی نیز حمله می‌کند و حمایت از تغییر حکومت با اتکا به آمریکا را محکوم می‌کند.

علی‌زاده، طرح این پیشنهادها از درون نظام را نشانه شدت بحران می‌داند و می‌گوید شاخص‌های اقتصادی، معیشتی و امنیتی همگی قرمز شده‌اند. او با زیر سؤال بردن ادعای حمایت عمومی از حکومت می‌پرسد آیا حضور هواداران در خیابان جای نظر همه مردم را می‌گیرد؟ علی‌زاده همچنین آسیب‌پذیری آسمان ایران را در برابر ادعاهای قدرت دفاعی قرار می‌دهد و می‌پرسد چرا پیشنهاد تغییر سیاست باید با اتهام «ستون پنجم» پاسخ بگیرد؛ اتهامی که خود خزعلی در دوران مخالفت با حکومت نمی‌پذیرفت.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

27.jpg

عدالت‌خواه روی آنتن غافلگیر شد؛ چت‌های اشتری درباره پروژه رسانه‌ای

خبرنامه گویا - چت‌های وحید اشتری روی آنتن فارس؛ درخواست پروژه از هلدینگی که منتقدش بود

مناظره درباره عملکرد هلدینگ خلیج فارس، با انتشار چت‌های منتسب به وحید اشتری و تماس زنده او با مدیر روابط عمومی این مجموعه، مسیر دیگری پیدا کرد.

وحید اشتری، فعال جریان موسوم به «عدالت‌خواهی» و از چهره‌های نزدیک به سعید جلیلی، در مناظره‌ای زنده در خبرگزاری فارس با چت‌هایی روبه‌رو شد که به گفته طرف مقابل، نشان می‌داد او برای دریافت پروژه رسانه‌ای از هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس رایزنی کرده است؛ همان مجموعه‌ای که اشتری از عملکرد آن انتقاد کرده بود.

حسین قربان‌زاده، عضو هیئت‌مدیره هلدینگ، روز دوشنبه ۴ آبان در جریان مناظره تصاویر این چت‌ها را منتشر کرد. اشتری در واکنش، روی آنتن با حامد شمس، مدیر روابط عمومی هلدینگ، تماس گرفت؛ اما شمس صحت مدارک ارائه‌شده از سوی قربان‌زاده را تأیید کرد.

مناظره قرار بود به اختلاف دو طرف بر سر عملکرد هلدینگ و برکناری محسن پاک‌نژاد، وزیر پیشین نفت، بپردازد. قربان‌زاده از اشتری خواسته بود درباره ادعای نقش او در برکناری وزیر، زیان‌ده بودن هلدینگ و ارتباط تراستی‌های نفتی با پاک‌نژاد توضیح دهد.

در چت‌های منتشرشده، نام بابک زنجانی و فردی که مسئولیت اموال او را بر عهده داشته نیز در ارتباط با پیشنهاد همکاری رسانه‌ای مطرح شد. زنجانی در واکنش، هرگونه آشنایی یا ارتباط با اشتری را رد کرد و گفت روح‌الله کیانی در دوره بازداشت او از سوی وزارت نفت مسئولیت اموالش را بر عهده داشته است.

26-3.jpg

داستان روایت‌های متناقض درباره مجتبی خامنه‌ای و تلاش برای تقدس‌بخشی به او همچنان ادامه دارد؛ کسی که حامیانش زمانی آرزوی نشاندنش بر جایگاه رهبری را داشتند، حتی اگر به قیمت تخریب دیگر فرزندان علی خامنه‌ای تمام می‌شد.

حالا، هفت ماه پس از کشته‌شدن او، تلاش برای زنده نگه‌داشتن نامش با روایت‌هایی درباره چگونگی و محل مرگش همراه شده است؛ روایت‌هایی که به جای پایان دادن به پرسش‌ها، بر تناقض‌ها افزوده‌اند.

shopping.jpgایرانیان از بازگشت جنگ تمام‌عیار می‌ترسند

ایران اینترنشنال - شماری از ساکنان تهران در گفت‌وگو با آسوشیتدپرس از ذخیره دارو و غذا و آماده شدن برای ترک پایتخت خبر داده‌اند؛ نزدیک شدن انتخابات آمریکا و اسرائیل، تهدیدهای نظامی تازه و فشار گرانی، نگرانی آن‌ها از بازگشت جنگ تمام‌عیار را تشدید کرده است.

فرشته حاجی‌پور، ۳۵ساله و مادر یک کودک نوپا، می‌گوید از ترس «جنگ احتمالی و بمب‌های بزرگ‌تر»، داروهای بدون نسخه و مواد غذایی ذخیره می‌کند.

هاشم وجدانی، مربی ورزشی ۴۵ساله، نیز تصمیم گرفته است تهران را ترک کند. او گفت: «وسایلم را جمع کرده‌ام تا به شهری امن‌تر در شمال کشور بروم. امروز کنسرو، بیسکویت شور و پتوی اضافی بیشتری خریدم.»

این نگرانی‌ها در شهری جریان دارد که آثار حملات پیشین هنوز در آن دیده می‌شود. به گزارش آسوشیتدپرس، در حملات آمریکا و اسرائیل در ماه‌های اسفند و فروردین، هزاران خانه در تهران آسیب دیده یا تخریب شده است.

ترس از بدتر شدن اوضاع، مردم را به خرید بیشتر سوق می‌دهد

محمد عابدی، ۳۹ساله، می‌گوید افزایش حملات به کشتی‌ها در تنگه هرمز او را واداشته است با وجود گرانی، برای خانواده‌اش خرمای خشک، روغن خوراکی و برنج بیشتری بخرد. او گفت: «نگرانم اوضاع بدتر شود.»

26-1.jpgعلیرضا بیرانوند، دروازه‌بان تراکتور، برای آغاز خدمت سربازی خود راهی استان فارس شد و خود را به یگان خدمتی‌اش در پادگان آباده معرفی کرد.

تصویر منتشر شده در رسانه‌های ایران، از جمله خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران نشان می‌دهد او به پادگان آباده رفته تا وسایل مورد نیاز برای دوره آموزشی خود را تحویل بگیرد.

HVjyxlDWUAE9dAR.jpg

ejbari.jpg

خبرنامه گویا - احسان ارباب، کارگردان نمایش «مرد و پیکر زن»، پس از تقدیم این نمایش به جاویدنام پژمان قلی‌پور، از کشته‌شدگان اعتراضات آبان ۹۸، بازداشت شد. اکنون ویدیویی از او با دست‌های دستبندزده منتشر شده که در آن مقابل دوربین عذرخواهی می‌کند؛ هنرمندی که روی صحنه یاد یکی از جان‌باختگان را زنده کرد، حالا تصویر «ابراز پشیمانی» او در بازداشت منتشر شده است.


ایران‌اینترنشنال روز دوشنبه چهارم آبان گزارش داد که ارباب دوم مهر، پس از انتشار مطالبی در شبکه‌های اجتماعی بازداشت شده است. او در ویدیوی منتشرشده، فعالیت‌های خود را «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبری» و حمایت از اعتراضات می‌خواند و ابراز پشیمانی می‌کند. هرانا این ویدیو را «اعتراف اجباری» توصیف کرده است؛ شرایط ضبط آن مشخص نیست.



صفحه اینستاگرام ارباب نیز با دستور مقام قضایی مسدود و تمام محتوای آن، جز همین ویدیو، حذف شده است؛ از تمام حرف‌ها و فعالیت‌های او، تنها تصویری با دستبند باقی گذاشته‌اند. هنوز اطلاعاتی درباره نهاد بازداشت‌کننده، محل نگهداری، اتهامات رسمی و وضعیت دسترسی او به وکیل و خانواده منتشر نشده است.

khk22.jpgخبرنامه گویا ـ روژان ابراهیمی، ورزشکار ۲۰ ساله رشته هنرهای رزمی ترکیبی اهل سقز، بنا بر گزارش کردپا و روایت منتشرشده از سوی شیرین عبادی، پس از بازداشت و فشار نیروهای امنیتی برای همکاری با اداره اطلاعات، روز ۲۸ مهر اقدام به خودکشی کرد. خانواده‌اش به‌موقع متوجه شدند و او پس از انتقال به بیمارستان و پنج روز بستری، از خطر مرگ نجات یافت.

به گزارش کردپا، ابراهیمی روز ۱۱ مهر بازداشت و پس از مدتی با وثیقه آزاد شد، اما تلفن همراه و حساب اینستاگرامش به مدت ۲۳ روز در اختیار نیروهای امنیتی باقی ماند. این نهاد حقوق بشری گزارش داده که مأموران از حساب شخصی او برای ارسال پیام‌های تهدیدآمیز به فعالان سیاسی خارج از ایران استفاده کرده‌اند.

شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، در واکنش به این گزارش نوشت که مأموران با احضارهای مکرر و تهدید به شکنجه، بازداشت دوباره، پرونده‌سازی و احکام سنگین زندان، تلاش کرده‌اند این ورزشکار را به همکاری برای شناسایی و به دام انداختن فعالان سیاسی وادار کنند. به نوشته او، ابراهیمی حتی در بیمارستان نیز احساس امنیت نداشت و می‌خواست پیش از پایان درمان آنجا را ترک کند.

مسیح علی‌نژاد نیز با بازتاب این پرونده، فشارهای امنیتی را عامل اقدام این دختر جوان دانسته و خواستار تأمین امنیت او شده است.

jomIslm.jpgهشدار روزنامه جمهوری اسلامی درباره یک چهره داخلی

روزنامه جمهوری اسلامی از طرح «دشمن» برای حذف مسئولان و رساندن یک چهره داخلی به رأس قدرت سخن گفته است؛ بدون ذکر نام یا ارائه سند. اشاره به تبلیغات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ و تخریب مقام‌های گذشته و حال، نشانه‌هایی است که به محمود احمدی‌نژاد اشاره دارد

خبرنامه گویا ـ روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله‌ای مدعی شد نقشه‌ای برای کنار زدن مسئولان فعلی و سابق و باقی گذاشتن یک چهره داخلی در رأس حکومت در حال اجراست؛ فردی که به نوشته این روزنامه، مدت‌هاست او را «در آب‌نمک خوابانده‌اند». این روزنامه نامی از فرد مورد نظر نبرد، اما تأکید کرد او «نه رضا پهلوی است، نه سران مجاهدین خلق و نه بقیه چهره‌های اپوزیسیون خارج‌نشین».

این روزنامه در مطلبی با عنوان «نقشه راه در حال تکمیل شدن است»، ادعا کرد هدف این طرح، حفظ ظاهر ساختار حکمرانی و خالی کردن آن از محتوای واقعی برای فریب افکار عمومی است. نویسنده، تغییر دولت‌ها، حذف فیزیکی مقام‌های ارشد، آنچه «ترور رهبری» خوانده و تخریب چهره‌های سیاسی را اجزای یک برنامه بلندمدت معرفی کرده، بی‌آنکه سند مشخصی برای ارتباط این موارد ارائه کند.

جمهوری اسلامی در توصیف چهره مورد نظر، به «مخالف‌خوانی»، زیر سؤال بردن مقام‌های گذشته و حال و «سکوت معنادار» او در برخی مقاطع اشاره کرده است. این روزنامه همچنین از آنچه «تکرار بزک‌شده تبلیغات انتخاباتی هشتادوهشت» در فضای مجازی نامیده، ابراز نگرانی کرده؛ با این حال، هویت فرد و مصادیق این تبلیغات را روشن نکرده است.

سرمقاله در پایان از مسئولان خواسته این فرد را «دقیق» زیر نظر بگیرند، تبلیغات جریان منتسب به او را مهار کنند و با کسانی که از تریبون‌های عمومی علیه مسئولان فعلی و سابق سخن می‌گویند، برخورد کنند. به این ترتیب، هشدار درباره یک «توطئه» بدون معرفی فرد یا ارائه شواهد مشخص، به درخواست برای محدود کردن تریبون‌ها و مهار انتقاد از مقام‌های حکومت رسیده است.

25-2.jpg

بارنیا: عوامل ما هنوز در تهران‌اند؛ بازداشت‌های گسترده به حفظ آن‌ها کمک کرد

خبرنامه گویا ـ دیوید بارنیا، رئیس پیشین موساد، می‌گوید انتشار ویدیوی عوامل این سازمان در داخل ایران در آغاز جنگ ۱۲روزه، اقدامی عمدی برای سردرگم کردن دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی بوده است. به گفته او، موساد می‌خواست با تحریک موج بازداشت‌ها، شناسایی عوامل واقعی خود را در میان انبوه بازداشت‌شدگان دشوار کند.

بارنیا در همایش «پرایوریتی» گفت ویدیوی دارای نشان موساد، صبح نخستین روز عملیات «طلوع شیران» در ژوئن ۲۰۲۵ منتشر شد. او مدعی شد محاسبه موساد این بود که بازداشت شمار زیادی از مردم، دستگاه امنیتی ایران را در تفکیک مظنونان از عوامل عملیاتی ناتوان کند و سرانجام به آزادی آن‌ها بینجامد؛ نتیجه‌ای که به ادعای او رخ داد.

او همچنین مدعی شد هویت ۹۹٫۹ درصد از عوامل موساد افشا نشده و عوامل شرکت‌کننده در عملیات همچنان در تهران زندگی می‌کنند. بارنیا درباره اعدام‌شدگان به اتهام جاسوسی برای اسرائیل نیز گفت آن‌ها هیچ ارتباطی با موساد نداشته‌اند و مقام‌های جمهوری اسلامی به‌اشتباه آنان را عامل این سازمان معرفی کرده‌اند. او نام یا جزئیات پرونده این افراد را ارائه نکرد.

havades.jpgنامه عجیب پس از سرقت طلا؛ «به‌اندازه نیازم برداشتم، دنبالم نگردید»

خبرنامه گویا ـ دو مرد در تهران با معرفی خود به‌عنوان مأمور اداره آب وارد خانه‌ای شدند، دو کودک ۱۲ و ۱۳ساله را کتک زدند و دست‌وپایشان را بستند و طلاهای خانواده را به سرقت بردند. یک روز بعد، بخشی از طلاها همراه با نامه‌ای منتسب به طراح سرقت به خانه بازگردانده شد: «آن مقدار طلا را که لازم داشتم برداشتم و بقیه را پس می‌دهم.»

به گزارش اعتمادآنلاین، مادر خانواده برای مراجعه به پزشک از خانه بیرون رفته و دختر و پسرش را در خانه گذاشته بود. او پس از بازگشت، وقتی کسی در را باز نکرد، با کلید وارد شد و خانه را به‌هم‌ریخته دید. ابتدا پسرش را با دست‌وپای بسته در یکی از اتاق‌ها پیدا کرد و پس از کمک‌خواستن از همسایه‌ها، دخترش نیز با دست‌وپای بسته در حمام پیدا شد.

دو کودک به مأموران گفتند مردان ناشناس به بهانه بررسی کنتور و احتمال نشتی آب، آنها را متقاعد کرده بودند در را باز کنند. سارقان پس از ورود به آنها حمله کردند، زیورآلات دختر را از گوش و دستش بیرون آوردند و پسر را با کتک و تهدید مجبور کردند محل نگهداری طلاهای مادرش را نشان دهد. به گفته مادر، حدود ۱۲۰ گرم از طلاهای او سرقت شده است.

سارقان با شنیدن زنگ خانه از پشت‌بام فرار کردند، اما همسایه‌ها به تعقیب آنها رفتند و یکی از متهمان را چند کوچه آن‌طرف‌تر گرفتند و تحویل پلیس دادند. متهم بازداشت‌شده مدعی شد برای کمک به دوستی به نام شهرام وارد این سرقت شده است؛ فردی که از بدهی مهریه و احتمال زندانی‌شدن می‌گفته و پیشنهاد سرقت از خانه باجناقش را داده بود.

به گفته این متهم، او و همدستش منتظر ماندند تا پدر خانواده سر کار باشد و مادر نیز از خانه خارج شود. قرار بوده طلاهای سرقت‌شده از طریق همدست فراری به شهرام برسد.

یک روز بعد، کیسه‌ای حاوی بخشی از طلاها و دست‌نوشته‌ای منتسب به شهرام به خانه مالباخته انداخته شد. نویسنده نامه گفته بود طلای مورد نیازش را برداشته و باقی را پس می‌دهد؛ همچنین از خانواده خواسته بود دیگر دنبالش نگردند. دو متهم دیگر، از جمله فرد معرفی‌شده به‌عنوان طراح سرقت، همچنان تحت تعقیب‌اند.

mojmko.jpgطنز سیاسی از امیر جاوید - خبرنامه گویا

خبر فوری از تهران: مسعود پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای دیدار کرد!

خبر فوری از پاریس: مریم رجوی با مسعود رجوی دیدار کرد!

خبر دوم البته خیالی است، اما چه اشکالی دارد؟ مگر برای خبر اول عکس و فیلم منتشر شده که ما برای خبر دوم دنبال عکس و فیلم بگردیم؟

خبر بعدی از تهران: محمدباقر قالیباف با مجتبی خامنه‌ای دیدار کرد و درباره مسائل مهم کشور گفت‌وگو کردند!

خبر بعدی از تشکیلات مجاهدین: مهدی ابریشمچی با مسعود رجوی دیدار کرد و درباره مسائل مهم خانوادگی و آخرین تحولات زندگی مشترک سابق خود با همسر فعلی آقای رجوی گفت‌وگو کردند!

در پایان این ملاقات، دو طرف بر ضرورت حفظ وحدت تشکیلاتی تأکید کردند و قرار شد موضوع انتقال همسر از مهدی به مسعود، که در سال ۱۳۶۴ انجام شده بود، دیگر در دستور کار جلسات آینده قرار نگیرد!

البته از این ملاقات نیز هیچ تصویر یا صدایی منتشر نشد، زیرا ظاهراً هر دو طرف به حفظ اسرار خانوادگی و تشکیلاتی علاقه فراوان دارند!

حالا خبر تازه از تهران: غلامحسین محسنی اژه‌ای با مجتبی خامنه‌ای دیدار کرد و درباره اجرای قاطع احکام قضایی گفت‌وگو کردند!

tabriz.jpgخبرنامه گویا ـ شنیده‌شدن صدای انفجار در بخش‌هایی از تبریز روز یکشنبه سوم آبان، با انتشار گزارش‌هایی درباره وقوع انفجار در یک تأسیسات نظامی و راداری در جنوب غربی این شهر همراه شد. حساب «Shin» از گزارش‌های اولیه درباره انفجار در این محدوده خبر دادند. بر اساس این گزارش‌ها، نخستین صدای انفجار حدود ساعت ۱۳:۳۹ به وقت ایران شنیده شد و گزارش‌هایی نیز از شنیده‌شدن انفجارهای دیگر در ادامه بعدازظهر منتشر شد.

در روایت‌های منتسب به شاهدان، صداها شدید و شبیه انفجار ناشی از حمله هوایی توصیف شده‌اند. ادعای انفجار در تأسیسات راداری هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده.

در مقابل، مجید فرشی، مدیرکل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی، علت صداهای شنیده‌شده را «پاکسازی مهمات عمل‌نکرده دشمن» در جنوب غربی تبریز اعلام کرد. همشهری‌آنلاین این توضیح را پس از شنیده‌شدن صداهای انفجار در شهر منتشر کرد.

مدیریت بحران استان سه روز پیش نیز درباره شنیده‌شدن صدای انفجار در غرب تبریز به‌دلیل انهدام مهمات عمل‌نکرده اطلاعیه داده بود.

25-6.jpg ایسنا: به نقل از فدراسیون جودو، اعزام تیم ملی جودوی ایران به رقابت‌های گرنداسلم ابوظبی در پی صادر نشدن ویزای اعضای تیم از سوی کشور میزبان لغو شد.

تیم ملی جودوی ایران پیش از این برای حضور در رقابت‌های گرنداسلم ابوظبی ثبت‌نام کرده بود و قرار بود روزهای ۷ و ۸ آبان‌ماه در این مسابقات به میدان برود؛ اما با وجود ثبت‌نام و برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده برای اعزام ویزای اعضای تیم صادر نشد تا حضور ملی‌پوشان ایران در این رقابت‌ها منتفی شود.

این اتفاق در شرایطی رخ داد که رقابت‌های گرنداسلم ابوظبی از اهمیت ویژه‌ای برای جودوکاران برخوردار است و امتیازات آن می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای جایگاه ورزشکاران در رنکینگ المپیک داشته باشد. در نتیجه این تصمیم، جودوکاران ایران فرصت حضور در یک رویداد مهم بین‌المللی و کسب امتیازات ارزشمند المپیکی را از دست دادند.

این نخستین بار نیست که صادر نشدن ویزا، مانع حضور جودوکاران ایران در رقابت‌های بین‌المللی می‌شود. پیش از این نیز دولت اکوادور از صدور ویزا برای اعضای تیم ملی نوجوانان ایران خودداری کرد و در نهایت، نوجوانان جودوکار کشورمان از حضور در مسابقات جهانی اکوادور بازماندند.

abdolkarim.jpgخبرنامه گویا ـ بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، در دفاع از سیاست «مقاومت» جمهوری اسلامی به روزنامه اعتماد گفت به‌جای پرسش درباره هزینه‌های سیاست های رژیم، باید دید «چه چیزهایی را همچنان داریم». او در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد مدعی شد: «در این کشور هنوز زندگی جاری است، هنوز برکت و نعمت وجود دارد، کمبود و کاستی و قحطی مشاهده نشده است و سیستم توانسته از این منظر درست عمل کند.»

عبدالکریمی با بیان اینکه بدون این رویکرد «معلوم نبود ایران چه سرنوشتی پیدا می‌کرد»، افزود: «ما جابه‌جایی جمعیتی نداشته‌ایم، اینها از برکت مقاومت است.» او همچنین گفت مذاکره زمانی کارآمد است که از موضع قدرت و با پشتوانه توازن نیروها انجام شود.

او با تأکید بر اینکه «هر چیزی که به مقاومت ضربه بزند، به موجودیت کشور ضربه زده است»، خواستار انسجام جامعه حول این سیاست شد و گفت: «بچه‌های انقلاب و فرزندان خمینی‌اند که می‌توانند در این دفاع میهنی از موجودیت کشور دفاع کرده و برای ایران توفیق و پیروزی به بار بیاورند.»

این استاد فلسفه همچنین اعتراض مردم را متوجه توزیع نابرابر هزینه‌ها دانست، نه اصل هزینه‌های «مقاومت». او گفت در حالی که اقشار محروم هزینه دفاع را بر سفره‌های خود می‌بینند، گروه‌هایی دیگر به انباشت ثروت مشغول‌اند و خواستار عدالت در تقسیم هزینه‌ها و بهبود معیشت شد.

عبدالکریمی در این ارزیابی، ادامه زندگی روزمره و نرسیدن به قحطی را نشانه موفقیت سیاست «مقاومت» معرفی می‌کند. در این نگاه، معیار موفقیت عملکرد حکومت، جلوگیری از وضعیتی بدتر است؛ نه بهبود شرایط زندگی مردم.

qatar.jpgایران اینترنشنال - خبرگزاری رویترز، یکشنبه سوم آبان به نقل از یک مقام آگاه گزارش داد که میانجی‌گران قطری در چارچوب تلاش‌هایی برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای و با هماهنگی آمریکا به تهران سفر کرده‌اند.

این مقام که در جریان تحولات قرار دارد، به رویترز گفت حضور میانجی‌گران قطری در تهران بخشی از تلاش‌های هماهنگ با آمریکا برای کاهش تنش‌ها در منطقه است.

نشریه هیل به نقل از منابع آگاه گزارش داد ارتش آمریکا چند گزینه برای حمله دوباره به اهداف حکومت ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آماده کرده است. اجرای این طرح‌ها به تایید دونالد ترامپ بستگی دارد و هنوز تصمیم نهایی اعلام نشده است.

بر اساس این گزارش که شنبه ۲ آبان منتشر شد، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، طرح‌هایی برای حملات بیشتر به اهدافی در ایران تهیه کرده است. یک منبع گفته این طرح‌ها در صورت صدور مجوز رییس‌جمهوری قابل اجرا خواهند بود.

گزارش‌ها از پیشنهاد جدید ایران به آمریکا؛ تسنیم: دروغ است

«العربیه» روز شنبه به نقل از منابع خود گزارش داد که تهران به واشنگتن پیشنهاد داده است در ازای رفع محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، تنگه هرمز را بازگشایی کند.

بنابر این گزارش، ایران همچنین به پاکستان اعلام کرده است که برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا آمادگی دارد.

همزمان، خبرگزاری «اسوشیتدپرس» نیز به نقل از رضا امیری‌مقدم، سفیر ایران در پاکستان، گزارش داد که تهران به اسلام‌آباد اعلام کرده است در صورت لغو محاصره دریایی بنادر ایران از سوی واشنگتن، آماده بازگشایی تنگه هرمز خواهد بود.

به گفته آقای امیری‌مقدم، موضع ایران در جریان سفر عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، به تهران منتقل شده است. او همچنین گفت که آقای ترامپ این پیشنهاد را رد کرده و بر ادامه محاصره دریایی بنادر ایران تاکید کرده است.

25-7.jpg

خط‌ونشان منصور ارضی برای روحانیون؛ اگر مداحان اعتصاب کنند، مجالس شما تعطیل می‌شود

خبرنامه گویا ـ «مداحان هم کار را روی زمین می‌گذارند و مجالس شما می‌خوابد.» این پاسخ منصور ارضی به انتقادهای روحانیون از شیوه عزاداری مداحان، تصویری از جایگاه این گروه در جمهوری اسلامی ارائه می‌کند؛ چهره‌هایی که نفوذشان چنان گسترش یافته که در برابر منتقدان مذهبی خود نیز از موضع قدرت سخن می‌گویند.

رویداد۲۴ در گزارشی به قلم علیرضا نجفی، با مرور مسیر قدرت‌گیری مداحان، این سخنان ارضی را نقل کرده است: «اینکه می‌خواهند به مداحان گیر بدهند، اگر به ما دستور دهند نخوانید، دیگر نمی‌خوانیم؛ اما اگر به مداحان بگویید اعتصاب کنید، مداحان هم کار را روی زمین می‌گذارند و مجالس شما می‌خوابد.»

این موضع‌گیری در شرایطی بود که شماری از مراجع به اشعار، تعابیر و سبک‌های جدید عزاداری اعتراض داشتند. ناصر مکارم شیرازی از مداحان خواسته بود قداست مجالس را حفظ کنند و با برخی گفته‌ها، عزاداری را «به انحراف» نکشانند. با این حال، بنا بر گزارش رویداد۲۴، این اعتراض‌ها نتوانست روند تغییر مجالس را متوقف کند. بهرام دلیر، روحانی، نیز گفته است که در سال‌های اخیر اداره مجالس عزاداری از دست روحانیت خارج شده و به دست مداحان افتاده است.

ارضی که گفته بود «سیاست ما عین مداحی ماست»، از همین تریبون‌ها برای حمله به چهره‌های سیاسی استفاده می‌کرد. او بارها به هاشمی رفسنجانی توهین کرد و در سال ۱۳۹۲ خواستار مرگ او شد. رویداد۲۴ همچنین از او نقل کرده است: «آقا می‌گن من فحش می‌دم! معلومه که می‌دم! چرا ندم!» چنین سخنانی نشان می‌دهد که توهین در این مجالس، رفتاری بود که ارضی آشکارا از آن دفاع می‌کرد.

پشتوانه این نفوذ، پیوند مداحان با قدرت سیاسی بود. در انتخابات سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸، مداحان سرشناس از محمود احمدی‌نژاد حمایت کردند. پس از پیروزی او، به نوشته رویداد۲۴، ارضی در برخی سفرهای استانی رئیس‌جمهور حضور یافت و سعید حدادیان با توصیه علیرضا زاکانی، اداره مسجد دانشگاه تهران را بر عهده گرفت. حمایت انتخاباتی، راه حضور بیشتر آنان در نهادهای رسمی را باز کرد.

etemadi.jpgنتانیاهو با کدام نیروی سیاسی می خواهد جمهوری اسلامی را سرنگون کند؟

ناصر اعتمادی

هشت ماه پس از حملۀ فوریۀ ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی هنوز بر سر کار است. سئوال اصلی این است که چه نیروی سیاسی می‌تواند سقوط حکومت را به گذار سیاسی تبدیل کند.

بیست‌ویکم اکتبر، بنیامین نتانیاهو اعلام کرد به ارتش اسرائیل و موساد دستور داده است جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل این سخن می‌توانست بخشی از رقابت و تبلیغات انتخاباتی تلقی شود. اما، حملۀ مشترک اسرائیل و آمریکا در ۲۸ فوریۀ ۲۰۲۶، که با کشتن علی خامنه‌ای و شماری از مقام‌های نظامی و سیاسی حکومت ایران آغاز شد، نشان داد که طرح تغییر رژیم در ایران موضوع تازه‌ای نیست و از همان ابتدا در دستور کار دولت اسرائیل بوده و عملیات نظامی فوریه گذشته قرار بود راه سقوط حکومت ایران را هموار کند.

هشت ماه بعد، اما، جمهوری اسلامی هنوز بر سر کار است. آنچه حملات فوریه نشان دادند این است که ضربه‌ای ولو سنگین به حکومت، به‌تنهایی نیروی سیاسیِ جایگزین نمی‌سازد. البته برنامۀ موساد آنطور که روزنامۀ «لوموند» بعداً در اوت گذشته نوشت فقط به بمباران محدود نبود. قرار بود چند اتفاق هم‌زمان رخ دهد: گروه‌های مسلح کرد از عراق وارد میدان شوند، مردم را به اعتراض فرابخوانند و شماری از مقام‌های جمهوری اسلامی نیز از حکومت جدا شوند. به گزارش نیویورک تایمز حتی پیشتر با محمود احمدی‌نژاد تماس گرفته شده بود تا شاید در صورت تغییر اوضاع، در شکل‌گیری آرایش سیاسی تازه نقشی ایفا کند.

در ۲۲ فوریه، پنج سازمان کرد ایرانی نیز ائتلافی تشکیل دادند و سازمان ششمی نیز ماه بعد به آنها پیوست. رویترز از تماس‌های اسرائیل و آمریکا با این گروه‌ها خبر داد، اما نگفت که موساد ائتلاف را به وجود آورده است.

بااین‌همه، طرح به نتیجه نرسید. دنی سیترینوویچ، مسئول پیشین پروندۀ ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل، در گفتگو با «لوموند» این ماجرا را یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های راهبردی اسرائیل خواند. دو مقام موساد که با این طرح ارتباط داشتند نیز بعداً کنار گذاشته شدند.

ghb.jpgیورونیوز - محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، روز یکشنبه سوم آبان در واکنش به تهدیدهای آمریکا اعلام کرد که تهران «در برابر هرگونه تعرض به تمامیت ارضی خود پاسخی خارج از تصور» خواهد داد و «تهدید به جنگ گسترده یا ترور نمی‌تواند جمهوری اسلامی را به عقب‌نشینی از مواضع خود وادار کند.»

قالیباف در نطق پیش از دستور خود در مجلس گفت: «ما مرعوب نمی‌شویم و آماده‌ایم تا مقابل هرگونه جسارت به تمامیت ارضی ایران بزرگ، پاسخی خارج از تصورشان بدهیم.»

او افزود که «تهدید به جنگ گسترده یا ترور» باعث نخواهد شد که ایران :از آنچه حقوق و منافع خود می‌داند، کوتاه بیاید.»

رئیس مجلس ایران همچنین تأکید کرد «تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و تعهدات نقض‌شده‌اش را به شکلی عملی جبران نکند، ادعاهای واشنگتن برای جمهوری اسلامی» اعتباری نخواهد داشت.

قالیباف با اشاره به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گفت: «این آمریکا بود که با محاسبات غلط و جنگ علیه ایران، وارد باتلاق شد و اکنون هم آنها هستند که باید اقدامات لازم برای نجات خود را انجام دهند.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که با وجود آتش‌بس ماه آوریل، تنش‌ها میان تهران و واشنگتن ادامه دارد.

javid.jpgتناقض در سیاست واشنگتن، مواضع تام باراک و پرسش از آینده جمهوری اسلامی

سخنان اخیر تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و از نزدیکان دونالد ترامپ، درباره آینده جمهوری اسلامی پرسش‌های جدی ایجاد کرده است. باراک در مصاحبه روز ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که آمریکا به دنبال تغییر حکومت ایران نیست و هدف آن تغییر رفتار جمهوری اسلامی و پایان دادن به تهدیدهای این حکومت است. این سخنان درست در زمانی مطرح می‌شود که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در ۲۱ اکتبر صریحاً اعلام کرده بود تنها راه پایان دادن به تهدیدهای جمهوری اسلامی، برکناری این حکومت است؛ هدفی که به گفته او به ارتش اسرائیل، موساد و نهادهای امنیتی ابلاغ شده است.

این تفاوت را نمی‌توان تنها اختلافی لفظی میان دو سیاستمدار دانست. مسئله بر سر شناخت ماهیت جمهوری اسلامی و آینده منطقه است. چگونه دو کشور که در مقابله نظامی و امنیتی با جمهوری اسلامی همکاری گسترده دارند، درباره سرنوشت همین حکومت چنین مواضع متفاوتی مطرح می‌کنند؟ آیا واشنگتن هنوز به دنبال توافق با جمهوری اسلامی است، در حالی که اسرائیل ادامه موجودیت آن را تهدیدی دائمی علیه امنیت خود می‌داند؟

چرا نتانیاهو بر پایان جمهوری اسلامی تأکید می‌کند؟

برای درک موضع نتانیاهو باید به ماهیت سیاست‌های جمهوری اسلامی توجه کرد. این حکومت از نخستین سال‌های تأسیس خود، دشمنی با اسرائیل را به بخشی از ایدئولوژی و سیاست خارجی رسمی تبدیل کرده است. این دشمنی تنها در شعار خلاصه نشده، بلکه در حمایت مالی، تسلیحاتی و نظامی از گروه‌هایی مانند حزب‌الله، حماس و دیگر نیروهای مسلح منطقه‌ای نیز نمود پیدا کرده است.

اسرائیل با یک اختلاف معمول دیپلماتیک روبه‌رو نیست، بلکه با حکومتی مواجه است که طی دهه‌ها منابع قابل‌توجهی را برای گسترش نفوذ نظامی و ایجاد تهدید علیه آن اختصاص داده است. از نگاه رهبران اسرائیل، حتی نابودی بخشی از تأسیسات هسته‌ای و توان موشکی جمهوری اسلامی نمی‌تواند تضمین کند که حکومت پس از مدتی برای بازسازی همان توانایی‌ها تلاش نکند.

assadi.jpgفراخوان مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، بار دیگر توجه جامعه جهانی را به مسئله سرکوب مخالفان، فشار بر خانواده‌های معترضان و نقض حقوق بنیادین شهروندان ایرانی جلب کرده است.

بر اساس این فراخوان، قربانیان، خانواده‌ها، فعالان حقوق بشر و سازمان‌های مدنی می‌توانند شواهد و اطلاعات خود را درباره تهدیدها، آزارها و سرکوب فرامرزی ارائه کنند.

این فراخوان اهمیت فراوانی دارد، زیرا بدون ثبت حقیقت، پیگیری عدالت دشوار خواهد بود. اما پرسشی اساسی نیز وجود دارد:

پس از ثبت این همه شواهد و انتشار گزارش‌های متعدد، چه اقدام عملی برای حمایت از قربانیان و پاسخ‌گو کردن مسئولان انجام خواهد شد؟

ensafnews.jpgخبرنامه گویا ـ سعید رضوی فقیه در گفت‌وگو با انصاف‌نیوز، وعده امکان بازگشت «همه ایرانیان خارج از کشور» را با پرسشی مشخص روبه‌رو کرده است: آیا این دعوت شامل فرح پهلوی و رضا پهلوی هم می‌شود؟ و اگر قرار است افرادی مستثنا باشند، معیار این استثناها چیست؟

او با اشاره به نام شماری از مخالفان جمهوری اسلامی و کارکنان ایران‌اینترنشنال، پرسیده است آیا بخش‌های مختلف حاکمیت، از جمله نهادهای امنیتی، درباره بازگشت آنان توافق دارند و چه نهادی مسئول تضمین امنیت، احترام و آسایش افراد پس از ورود به کشور خواهد بود.

رضوی فقیه برای نشان‌دادن فاصله میان مواضع سیاسی و امکان بازگشت، به عطاءالله مهاجرانی اشاره کرده است. به گفته او، مهاجرانی با دفاع از جمهوری اسلامی و موضع‌گیری علیه اسرائیل تلاش کرده بار دیگر «خودی» پذیرفته شود، اما همچنان زمینه بازگشتش فراهم نشده است.

او همچنین درباره پیشنهاد سفر موقت ایرانیان خارج از کشور به مشهد برای دیدار با بستگان ابراز تردید کرده و گفته است ترتیبات ویژه امنیتی ممکن است به امنیتی‌تر شدن شهر و مسیرهای ورود و خروج بینجامد.

رضوی فقیه احتمال داده برخی از این پیشنهادها برای کسب دستاورد سیاسی دولت مطرح شوند؛ به‌گونه‌ای که موفقیت به نام دولت ثبت شود و مسئولیت شکست بر عهده دیگر نهادها بیفتد. پرسش محوری این گفت‌وگو همچنان بی‌پاسخ می‌ماند: دعوت به بازگشت، با تضمین کدام نهاد و با چه مسئولیتی در برابر برخوردهای امنیتی همراه است؟

*وقتی روشن است رضا پهلوی و فرح پهلوی در چارچوب جمهوری اسلامی به ایران بازنمی‌گردند، چرا نام آنان در رسانه‌های حکومتی، در بحث بازگشت ایرانیان مطرح می‌شود؟ پرسش اصلی این است: حکومتی که در دی‌ماه گذشته هزاران معترض را کشت، چگونه امروز از «آغوش باز» سخن می‌گوید؟ پیش از دعوت ایرانیان خارج به بازگشت، باید پاسخگوی سرکوب مردم داخل کشور بود. زخم دی‌ماه با وعده بازگشت التیام نمی‌یابد.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

***

ardalan.jpgبر اساس برخی گزارش‌ها، حکومت نیروهای ویژه‌ای را از پیش آموزش داده بود. هنگامی که جمعیت خیابانی از توان نیروهای عادی فراتر رفت، دستور سرکوب شدید صادر شد. روایت‌هایی می‌گویند نیروهای خیابانی گاهی عمداً عقب‌نشینی می‌کردند تا مردم جسور شوند و به دنبالشان بروند. در نتیجه، مردم به سمت مناطقی هدایت می‌شدند که از پیش برای سرکوب آماده شده بودند؛ از جمله مساجد، پایگاه‌های بسیج، کلانتری‌ها و ساختمان‌های دولتی که گفته می‌شود از پشت‌بام‌هایشان با تک‌تیرانداز و تیربار پوشش داده می‌شدند.

برای تأیید همهٔ جزئیات، بررسی مستقل و دسترسی به شواهد میدانی ضروری است؛ اما آنچه از روایت‌ها برمی‌آید، نشان می‌دهد مردم با نیرویی سازمان‌یافته و مسلح روبه‌رو بودند.

ضرورت دفاع از خود

در برابر چنین ماشینی، «دفاع از خود» دیگر فقط یک شعار نیست؛ با حفظ جان مردم ارتباط مستقیم دارد. مردم بی‌سلاح در برابر نیروهای آموزش‌دیده، مسلح و سازمان‌یافته قرار گرفتند. گزارش‌ها از جاوید نام شدن هزاران نفر در آن دو شب حکایت دارند.

parsa.jpgتغییر، گاهی شکلی دیگر از بی‌اختیاری است

راه را می‌رویم، بی‌آن‌که مقصدی در ذهن داشته باشیم. می‌بینیم، اما دیگر به معنای واقعی کلمه نمی‌بینیم؛ فقط تماشا می‌کنیم.

فاصله‌ها را در ذهن خود کش داده‌ایم و در عین نزدیکی، بی‌صدا از یکدیگر دور می‌شویم. در جمع هستیم، اما دیده نمی‌شویم.

نمایشگرها به آهن‌رباهایی خاموش تبدیل شده‌اند که ذهن انسان را بی‌وقفه به سوی خود می‌کشند. آدم‌ها، برای پر کردن زمان و فرار از سکوت، در گوشه‌وکنار جهان درگیر نمایش‌هایی شده‌اند که بسیاری از آن‌ها نه معنایی دارند و نه ارزشی.

در آغاز، فناوری با لبخند وارد زندگی انسان شد؛ با وعده‌ی زندگی بهتر، آگاهی بیشتر و جهانی نزدیک‌تر. انسان نیز با امید به استقبال آن رفت.

اما آنچه در ادامه رخ داد، با آن وعده‌ها فاصله داشت.

parmis.jpgضرورت ارزیابی مستقل پیامدهای محیط‌زیستی تأسیسات زیرزمینی

وقتی امنیت یک کشور فقط با قدرت نظامی سنجیده شود، چه کسی هزینهٔ پنهان آن را در آب، خاک، کوهستان، حیات‌وحش و آیندهٔ نسل‌های بعد می‌پردازد؟

در دل کوهستان‌ها، دور از چشم شهروندان و پشت دیوارهای محرمانگی، زیرساخت‌هایی ساخته می‌شوند که هدف اعلام‌شدهٔ آن‌ها افزایش توان دفاعی و نظامی است. اما ارزیابی چنین پروژه‌هایی نباید تنها به کارکرد نظامی، هزینهٔ ساخت یا میزان بازدارندگی آن‌ها محدود بماند. هر حفاری بزرگ در دل کوه، هر جادهٔ دسترسی تازه و هر مجموعهٔ زیرزمینی، دست‌کم این پرسش را مطرح می‌کند: محیط طبیعی پیرامون آن چه تغییراتی را تجربه می‌کند و چه نهادی مسئول سنجش و انتشار این تغییرات است؟

این پرسش در ایران اهمیتی دوچندان دارد؛ کشوری که بخش‌هایی از آن با افت سطح آب‌های زیرزمینی، فرونشست زمین، خشک‌شدن تالاب‌ها و فشار بر زیست‌بوم‌های شکننده روبه‌رو هستند. پژوهش‌های مربوط به حوضهٔ زاینده‌رود و تالاب گاوخونی، نقش مدیریت آب، گسترش کشاورزی آبی، برداشت از منابع زیرزمینی و زیرساخت‌های انتقال و ذخیرهٔ آب را در تشدید بحران نشان داده‌اند. این شواهد به‌تنهایی هیچ ارتباط مستقیمی میان خشک‌شدن گاوخونی و تأسیسات نظامی زیرزمینی ثابت نمی‌کنند؛ اما روشن می‌کنند که هر فشار تازه بر منابع آب در چنین حوضه‌ای باید با حساسیت و شفافیت بررسی شود.

در این میان، مسئله فقط مصرف مستقیم آب نیست. حفاری در مناطق کوهستانی ممکن است، بسته به زمین‌شناسی و شرایط اجرا، مسیر جریان آب زیرزمینی را تغییر دهد، به چشمه‌ها و زیستگاه‌ها آسیب بزند یا با ایجاد راه‌های دسترسی، چشم‌انداز طبیعی را تکه‌تکه کند. شدت و حتی وقوع این پیامدها به محل، عمق، روش حفاری و شرایط هیدروژئولوژیک بستگی دارد؛ بنابراین نمی‌توان آن‌ها را بدون بررسی میدانی به همهٔ تأسیسات تعمیم داد.

مسئلهٔ اصلی، در نهایت، فقط این نیست که آیا یک تأسیسات نظامی آب مصرف می‌کند یا نه. پرسش بزرگ‌تر این است: آیا پیش از ساخت، هنگام بهره‌برداری و پس از آن، اثرات احتمالی چنین پروژه‌هایی بر آب، خاک، کوهستان و حیات‌وحش به‌طور مستقل ارزیابی می‌شوند؟ آیا داده‌های لازم برای بررسی عمومی در دسترس‌اند؟ و اگر محرمانگی نظامی مانع پاسخ‌گویی شود، جامعه چگونه می‌تواند میان ادعای امنیت و هزینه‌های احتمالی محیط‌زیستی داوری کند؟

هدف این مقاله طرح پرسشی جدی‌تر است: در کشوری که منابع طبیعی آن زیر فشارهای متعدد قرار دارند، آیا هزینه‌های محیط‌زیستی و اجتماعی زیرساخت‌های نظامی نیز به‌اندازهٔ هزینه‌های مالی و راهبردی آن‌ها سنجیده می‌شوند؟

nasri.jpgخبرنامه گویا - علی نصری، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل، درباره پیامدهای دستیابی به سلاح هسته‌ای هشدار داده و می‌گوید داشتن بمب اتم بدون «توان ضربه دوم» می‌تواند به «خودکشی» تبدیل شود؛ وضعیتی که به‌گفته او، طرف مقابل را به حمله پیش‌دستانه ترغیب می‌کند.

منظور از «توان ضربه دوم»، امکان پاسخ هسته‌ای پس از تحمل حمله نخست دشمن است؛ یعنی بخشی از زرادخانه از حمله جان سالم به در ببرد و همچنان قابل استفاده باشد. نصری می‌گوید هرچند بمب اتم از نظر روانی بازدارندگی ایجاد می‌کند، صرف داشتن آن کافی نیست: «طرف مقابل با این ارزیابی که دارنده بمب ممکن است هر لحظه دست به تهاجم بزند، انگیزه پیدا می‌کند تا برای دفع خطر، زودتر حمله پیش‌دستانه خود را انجام دهد.»

پرسش او از مروجان دستیابی به بمب اتم این است: دوره پرخطر رسیدن به سلاح و سپس ایجاد زرادخانه‌ای که بتواند از حمله دشمن در امان بماند، چگونه قرار است طی شود، بدون آنکه موجودیت کشور در معرض خطر قرار بگیرد؟

macron.jpg

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در این ویدئو با قدم‌هایی آهسته و حالتی شاهانه از مقابل صف سربازان گارد جمهوری با لباس‌های تشریفاتی عبور می‌کند؛ تصاویری با حال‌وهوای ناپلئونی، در روزهایی که اعتراض‌ها به گرانی و ناآرامی‌های خیابانی، دولت او را زیر فشار گذاشته است.

***

جنجال در نمایشگاه فیتکس

| No Comments

fitness.jpgایران وایر - انتشار ویدئوهایی از اجرای حرکات آکروباتیک و انعطاف‌پذیری زنان در نمایشگاه «فیتکس» در بوستان گفت‌وگوی تهران، با واکنش رسانه‌های حکومتی و درخواست برای برخورد قضایی با برگزارکنندگان همراه شده است.

خبرگزاری مهر در گزارشی با عنوان «ضرورت ورود دستگاه قضا به نحوه برگزاری نمایشگاه فیتکس»، خواستار بررسی مجوزها، نحوه نظارت و تخلفات احتمالی شده است. خبرگزاری تسنیم نیز با توصیف تصاویر این نمایشگاه به‌عنوان «ناهنجاری گسترده»، خواستار مداخله مسئولان ورزشی و نهادهای ذی‌صلاح شده است.

صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز تصاویر اجرای زنان را به‌صورت شطرنجی پخش کرده و ضمن انتقاد از صدور مجوز برگزاری نمایشگاه، خواستار ورود دستگاه قضایی و برخورد با مسئولان و عوامل برگزاری آن شده است. در واکنش به این انتقادها، «حبیب ستوده‌نژاد»، مدیرکل ورزش و جوانان استان تهران، اعلام کرده که نمایشگاه زیر نظر این اداره کل برگزار نشده و مسئولان آن از برگزاری نمایشگاه اطلاعی نداشته‌اند.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از توقیف حساب‌های اینستاگرامی شماری از ورزشکارانی منتشر شده که تصاویر حضور خود در نمایشگاه فیتکس را به اشتراک گذاشته بودند.

***

26-2.jpg

خبرنامه گویا ـ ناهید کبیری، شاعر و همسر سیروس ابراهیم‌زاده، با انتشار تصویری از قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا، به نحوه خاکسپاری همسرش اعتراض کرد. او می‌گوید با وجود پیشنهاد مسئولان برای دفن این هنرمند در قطعه هنرمندان، مشترک بودن گور را پیش از خاکسپاری از خانواده پنهان کرده بودند.

کبیری در یادداشت اینستاگرامی خود نوشت:

«با این همه گور خالی، در قطعه‌ی هنرمندان بهشت‌زهرا می‌خواهید چه کنید آقایان؟ برای چه کسانی پنهان کرده‌اند؟ من فقط بخشی از آن را عکس گرفتم.

اگر یکی از آن‌ها را دل‌تان نیامد به یکی از باسوادترین، شریف‌ترین و محبوب‌ترین هنرمندان این سرزمین ارزانی بدارید، پس چرا پیشنهاد خاکسپاری در قطعه‌ی هنرمندان را به من و ما اعلام کردید؟ مگر همسر من حسرت دفن در این قطعه را داشت، مگر چیزی به شهرت و شخصیت‌اش اضافه می‌کرد؟ مگر خانواده‌اش که با آن هزینه‌ی کلان او را با عشق به وطن آوردند، توانایی خرید یک مکان آبرومند را در جایی دیگر نداشتند؟

مگر از سوی ما پیشنهادی دریافت کرده بودید؟ این پیشنهاد از سوی شما بود آقایان! او فقط و فقط خاک وطن‌اش را می‌خواست، نه آن خاکی که شما تصاحب‌اش کرده‌اید و با منت به هنرمندان ارزانی می‌دارید.»

کبیری در ادامه، با اشاره به جلسه روز دوشنبه ۲۷ مهر، تنها ۴۸ ساعت پیش از خاکسپاری، در دفتر خانه سینما نوشت:

869619131_18452335477192938_8799893730373874026_n.jpg

«از همه چیز گفتید که مهم‌ترین و اساسی‌ترین بخش، یعنی جایگاه و نشانی خانه‌ی ابدی این هنرمند بزرگوار را نگویید. پنهان کنید. هم از من، هم از دوستانی که با شما در ارتباط نزدیک بودند. چرا؟ زیرا خوب می‌دانستید اگر بگویند، من تن محترم و بی‌دفاع همسر عزیزم را از هتک حرمت شمایان نجات خواهم داد.

خانمی که در آن جلسه‌ی شوم شناسنامه‌ی همسرم را از من گرفت که در اتاق دیگری نشانی آن گور مشترک را به ثبت برساند، چرا چیزی به من نگفت؟

این فرهنگ بی‌اخلاقی و پنهانکاری را از کجا آورده‌اید؟ از تمدن که بگذریم، به رسم و رسوم سنتی سرزمین‌تان هم اعتنایی ندارید؟

مانده‌ام که این همه قساوت از کجا می‌آید!»

dabir.jpgخبرنامه گویا ــ ناکامی محمدهادی ساروی در رسیدن به فینال کشتی فرنگی قهرمانی جهان، با جنجال علیرضا دبیر در کنار تشک همراه شد. رئیس فدراسیون کشتی ایران پس از شکست ساروی مقابل حریف روس، به‌شدت به داوران و مسئولان مسابقات اعتراض کرد؛ تنشی که با دخالت اطرافیان برای آرام‌کردن او همراه شد.

ساروی، قهرمان المپیک پاریس و از امیدهای طلای ایران، روز یکشنبه سوم آبان در نیمه‌نهایی وزن ۹۷ کیلوگرم مسابقات آستانه قزاقستان، با نتیجه ۵ بر یک مغلوب آرتور سارگسیان شد. او پیش از این، حریفان ارمنستانی و آلمانی خود را بدون واگذاری امتیاز شکست داده بود، اما با این باخت فرصت رقابت برای طلا را از دست داد و راهی دیدار رده‌بندی شد.

اعتراض کادر فنی ایران به دو صحنه بازمی‌گشت: نخست، خروج حریف روس از تشک که داوران پس از بازبینی، آن را مربوط به پایان زمان مسابقه دانستند و امتیازی به ساروی ندادند؛ دوم، حرکت پای حریف روس در جریان حمله ساروی که تیم ایران به آن معترض بود. ورزش سه این حرکت را استفاده از «فن ممنوعه» توصیف کرده، اما داوران رأی خود را تغییر ندادند و امتیاز خروج از تشک به کشتی‌گیر روس رسید.

دبیر که روز قبل نیز به داوری مسابقه علی اسکو اعتراض داشت، این بار با واکنشی تند در حاشیه مسابقه خبرساز شد؛ در روزی که یکی از مهم‌ترین امیدهای طلای کشتی ایران از فینال بازماند، درگیری رئیس فدراسیون هم به تلخی شکست اضافه شد.

homayoun.jpgشهرام همایون در تلویزیون کانال یک، احتمال ازسرگیری جنگ را به نتیجه انتخابات اسرائیل مرتبط می‌داند و می‌گوید شکست بنیامین نتانیاهو می‌تواند احتمال حمله به ایران را کاهش دهد. او در ارزیابی شخصی خود، احتمال جنگ را ۸۰ درصد عنوان می‌کند و معتقد است در صورت ناکامی انتخاباتی نتانیاهو، این رقم به ۲۰ درصد می‌رسد.

همایون با اشاره به گزارش‌های رسانه‌ای درباره تحرکات نظامی آمریکا و انتقال مهمات به منطقه، نسبت به پیامدهای حمله به زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات نظامی ایران هشدار می‌دهد. او همچنین اختلاف‌نظر در دولت آمریکا بر سر حمایت از نتانیاهو را از عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری درباره دور تازه حملات می‌داند.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

25-3.jpgایران اینترنشنال - ویدیوی منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی، کاخ رضاشاه پهلوی را در روستای اُجابیت کلاردشت در استان مازندران نشان می‌دهد که درهای آن به تازگی به روی عموم باز شده است. این کاخ سال ۱۳۱۸ ساخته شده و پس از انقلاب در اختیار ریاست‌جمهوری بوده است.

25.jpg

معین، خواننده ایرانی مقیم آمریکا، در کنسرت اخیر خود در آتلانتا، ضمن گرامیداشت یاد جاویدنامان و اعلام حمایت از مردم ایران، از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرد. او ابراز امیدواری کرد که با همبستگی ملی و کمک رضا پهلوی، ایران آزاد شود.

معین در این سخنان از رضا پهلوی با عنوان «رضاشاه دوم» یاد کرد. این موضع‌گیری پس از آن مطرح شد که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، پیش‌تر در پاسخ به پرسشی درباره احتمال بازگشت این خواننده به ایران گفته بود او نیز یکی از شهروندان ایران است.

***

25-5.jpgایندیپندنت فارسی - ویدیویی از سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله/کشور رژیم طالبان و رهبر شبکهٔ حقانی، منتشر شده است که نشان می‌دهد شماری از هوادارانش چهره و دست او را می‌بوسند و او نیز از پنجرهٔ خودرویش به برخی از آنان پول می‌دهد.

حقانی که سوار بر خودرو ضدگلوله و همراه با کاروان محافظانش است، از داخل خودرو با هوادارانش دیدار می‌کند و به شماری از آنان اسکناس‌های هزارافغانی می‌دهد. در سال‌های حاکمیت مجدد طالبان، بارها ویدیوهایی از دست‌بوسی سراج‌الدین حقانی منتشر شده است.

در این تصاویر، هوادارانش برای نزدیک شدن به او و بوسیدن دستش در اطراف خوردو او جمع می‌شوند. شبکهٔ حقانی در دوران نظام جمهوریت، مسئول شماری از حملات مرگبار انفجاری، انتحاری و مسلحانه بود و نیروهای ویژه برای اجرای حملات انتحاری را نیز در اختیار داشت.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

در حملات این شبکه، افزون بر نظامیان، غیرنظامیان نیز جان باخته‌اند. اکنون مقام‌ها و رسانه‌های وابسته به طالبان، حقانی را در دیدارهای مردمی و برنامه‌های توزیع کمک به تصویر می‌کشند؛ تصاویری که بدون اشاره به حملات مرگبار این شبکه منتشر می‌شوند.

25-8.jpgرویداد۲۴ | در شرایطی که دولت مسعود پزشکیان هم‌زمان با فشارهای سیاسی بر عملکرد برخی وزرا، با درخواست‌هایی برای استیضاح عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، روبه‌رو شده و استعفای وزیر نفت نیز بر دشواری‌های دولت افزوده است، بحث بر سر تغییر اعضای کابینه از یک اختلاف معمول میان مجلس و دولت فراتر رفته است.

به گزارش فرارو، وقتی وزیر امور خارجه در موضوعات حساس منطقه‌ای و مذاکراتی، مجری تصمیمات اتخاذشده در سطوح بالاتر نظام معرفی می‌شود، هدف قرار دادن او چه نسبتی با مسئولیت‌پذیری سیاسی دارد؟ آیا می‌توان مسئولیت نتایج سیاست خارجی را متوجه وزیر کرد، اما اختیار تعیین مسیر را در سطحی دیگر دانست؟

منصور حقیقت‌پور، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و نماینده ادوار مجلس، با انتقاد از تلاش‌ها برای کنار گذاشتن برخی چهره‌های سیاسی، از نمایندگان خواست در شرایط کنونی به جای تضعیف دولت و چهره‌های فعال در عرصه سیاست خارجی، برای عبور کشور از وضعیت موجود راهکار ارائه کنند.

آقای عراقچی پیشانی رفتار سیاسی ما در منطقه است

منصور حقیقت‌پور با انتقاد از تلاش برخی نمایندگان برای استیضاح عباس عراقچی، گفت: «انتظار از نمایندگان مجلس این است که خانه ملت به مرکز کارشناسی، بررسی مسائل و گفت‌وگوهای دقیق تبدیل شود.»

او ادامه داد: «آقای عراقچی پیشانی رفتار سیاسی ما در منطقه است و اقداماتی که انجام می‌دهد، صرفاً در چارچوب اختیارات معمول وزارت امور خارجه قابل ارزیابی نیست. آقای عراقچی تصمیمات شورای عالی امنیت ملی و مقام‌های بالادستی را اجرا می‌کند. این مسئله نیز موضوع تازه‌ای نیست و در دوره‌های گذشته هم وجود داشته است.»

حقیقت‌پور افزود: «برای مثال، در سال‌های قبل وزارت امور خارجه مسئولیت‌های خود را بر عهده داشت، اما آقای جلیلی مذاکرات را انجام می‌داد. بنابراین، اقدامات مذاکراتی، گفت‌وگوها و تصمیماتی که در این حوزه اتخاذ می‌شود، در چارچوب مصوبات نظام قرار دارد.»

وی با تأکید بر ضرورت توجه به شرایط کشور گفت: «اگر امروز وضعیت کشور را وضعیت جنگی بدانیم، باید متناسب با همین شرایط تصمیم بگیریم. نمی‌توان از یک سو شرایط ویژه کشور را پذیرفت و از سوی دیگر، با اقداماتی که موجب تضعیف جبهه سیاسی می‌شود، بر مشکلات افزود.»

زین اسب را در میانه جنگ عوض نمی‌کنند

این نماینده پیشین مجلس تصریح کرد: «به تعبیر امام، در چنین شرایطی زین اسب را عوض نمی‌کنند. امروز نیز دست گذاشتن روی آقای عراقچی و تلاش برای تغییر او، به معنای عوض کردن زین اسب در میانه میدان است و این اقدام به ضرر ما تمام می‌شود.»

حقیقت‌پور گفت: «به نظر من، نمایندگان باید در این مقطع دست نگه دارند و شرایط را تحمل کنند تا کشور بتواند از این مرحله تاریخی عبور کند. اگر قرار است چنین تصمیمی گرفته شود، دست‌کم باید درباره تبعات آن و میزان موافقت سطوح عالی نظام با آن بررسی صورت بگیرد.»

24-1.jpgبلندگو شما را بزرگ نمی‌کند»؛ این روزنامه با انتقاد از شعارهای تند در حرم رضوی پرسید: «پشت اینان به کجا گرم است؟

خبرنامه گویا - روزنامه جمهوری اسلامی در انتقادی تند از شعارهای گروهی از حامیان تندرو حکومت علیه حسن روحانی و محمدجواد ظریف در حرم امام رضا، از مسئولان خواست جلوی این افراد را بگیرند و با اشاره به احتمال حمایت محافل قدرت از آنها پرسید: «پشت اینان به کجا گرم است؟»

این روزنامه در یادداشتی به قلم غلامرضا بنی‌اسدی، منتشرشده در روز شنبه دوم آبان، شعاردهندگان را گروهی اندک اما پرهیاهو توصیف کرد که به گفته نویسنده، حتی در شرایط جنگی نیز به‌جای آمریکا، مقام‌های پیشین جمهوری اسلامی را هدف حملات خود قرار داده‌اند.

روزنامه جمهوری اسلامی با مطرح کردن احتمال «نفوذ» در میان این گروه‌ها، برخورد دوگانه مسئولان با شعاردهندگان را زیر سؤال برد و نوشت: «اگر به جای این جماعت اندک، گروهی دیگر در حرم، صدا به شعار بلند می‌کردند باز هم رفتار مسئولان و متولیان، همین بود؟»

این روزنامه سپس با اشاره به حملات علیه مقام‌های دولت‌های پیشین پرسید: «اگر به جای مقامات سابق و فعلی دولت‌های آفتابی، کسی سراغِ ابروی بالای چشمِ اصحاب سایه می‌رفت باز به همین راحتی برمی‌گشت؟»

نویسنده همچنین هشدار داد که این گروه‌ها با حملات خود به اختلافات داخلی دامن می‌زنند و در شرایطی که کشور با خطر گسترش دوباره جنگ روبه‌روست، به آنچه «انسجام ملی» می‌نامد آسیب می‌رسانند.

روزنامه جمهوری اسلامی در پایان با لحنی کم‌سابقه خطاب به شعاردهندگان نوشت: «بلندگو، فقط صدایتان را بلند می‌کند، شما را بزرگ نمی‌کند.»

این روزنامه همچنین از مسئولان خواست با این افراد برخورد کنند و هشدار داد: «جلوی اینها را بگیرید، پیش از آن که خنجرشان در پشت ایران و انقلاب بنشیند.»

جواد رمضان‌نژاد کیست؟

| No Comments

24.jpgاز شبکه افق و بسیج صداوسیما تا ساترا، مدیر برکنارشده به دلیل توهین به اهل سنت، گزینه ریاست صداوسیما شد

خبرنامه گویا - با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره کنار رفتن پیمان جبلی از ریاست صداوسیمای جمهوری اسلامی، نام جواد رمضان‌نژاد، از مدیران نزدیک به جریان اصول‌گرای حاکم بر این سازمان، نیز در میان گزینه‌های احتمالی جانشینی او مطرح شده است؛ مدیری که از تأسیس شبکه ایدئولوژیک افق و ریاست بسیج صداوسیما تا نظارت بر شبکه نمایش خانگی در ساترا، سابقه‌ای طولانی در ساختار رسانه‌ای حکومت دارد.

به گزارش رویداد۲۴، دوره پنج‌ساله ریاست پیمان جبلی در شرایطی به پایان رسیده که عملکرد صداوسیما حتی با انتقاد چهره‌های حکومتی روبه‌رو شده است. در میان نام‌های مطرح برای جانشینی او، رمضان‌نژاد از جمله مدیرانی است که سابقه فعالیت در بخش‌های ایدئولوژیک و نظارتی این سازمان را دارد.

جواد رمضان‌نژاد، متولد ۱۳۵۶، نخستین مدیر شبکه افق بود؛ شبکه‌ای که با هدف ترویج گفتمان انقلاب اسلامی و «مقاومت» راه‌اندازی شد و ارتباط نزدیکی با مجموعه رسانه‌ای اوج، وابسته به سپاه پاسداران، دارد. او از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ مدیریت این شبکه را بر عهده داشت؛ شبکه‌ای که برنامه‌هایی مانند «جهان‌آرا» را به یکی از تریبون‌های چهره‌های تندرو و نزدیک به جریان اصول‌گرا تبدیل کرد.

برکناری پس از توهین به اهل سنت

یکی از جنجالی‌ترین مقاطع فعالیت رمضان‌نژاد به سال ۱۳۹۸ و دوران مدیریت او بر شبکه پنج سیما بازمی‌گردد. در جریان پخش زنده یک مراسم مذهبی، احمد قدمی، از مداحان حکومتی، به شخصیت‌های مورد احترام اهل سنت توهین کرد. این اقدام اعتراض گسترده نمایندگان مجلس، روحانیون و جامعه اهل سنت را در پی داشت.

ghalibaf.jpgرادیو فردا - سفارت ایران در هند روز شنبه دوم آبان اعلام کرد که محمدباقر قالیباف به دلیل «برخی شرایط پیش‌بینی‌نشده» در روسای مجالس کشورهای عضو بریکس در دهلی‌نو شرکت نخواهد کرد.

سفارت ایران به جزئیات بیشتری در این باره اشاره نکرده اما این اعلام با انتشار گزارش‌ها درباره احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در برخی رسانه‌ها همزمان شده است.

قالیباف در چند ماه اخیر مذاکره‌کننده ارشد جمهوری اسلامی در گفت‌وگوها با ایالات متحده بوده و مواضع تهران درباره جنگ و آتش‌بس و شرایط مذاکرات توسط او اعلام شده است.

در بیانیه سفارت ایران در دهلی نو آمده که هیئت پارلمانی جمهوری اسلامی ایران در این نشست شرکت خواهد کرد.

مجمع پارلمانی کشورهای عضو بریکس قرار است طی روزهای چهارم و پنجم آبان در پایتخت هند برگزار شود.

خبرنامه گویا - همزمانی لغو سفر قالیباف با انتشار گزارش‌هایی درباره احتمال ازسرگیری درگیری‌های نظامی و ترور هدفمند مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، گمانه‌زنی‌هایی را درباره دلایل امنیتی این تصمیم مطرح کرده است. برخی تحلیلگران این احتمال را مطرح می‌کنند که لغو سفر با تدابیر حفاظتی برای مقام‌های ارشد مرتبط باشد.

malavan.jpgخبرنامه گویا ـ دست‌کم ۴۰ ملوان ایرانی از نفتکش‌های تحت تحریم آمریکا که در نزدیکی سریلانکا سرگردان مانده‌اند، به مراقبت فوری پزشکی نیاز پیدا کرده و برای درمان به ساحل منتقل شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، این ملوانان روزهای شنبه و یک‌شنبه، دوم و سوم آبان، از طریق بندر گال به خشکی انتقال یافتند. وزارت خارجه سریلانکا اعلام کرد این اقدام با هماهنگی این کشور انجام شده و سفارت ایران هزینه‌ها را پرداخت کرده است. درباره نوع بیماری یا وضعیت ملوانان جزئیاتی اعلام نشده است.

نزدیک به ۱۲ نفتکش خالی ایرانی در اطراف بندر گال لنگر انداخته‌اند. ارتش سریلانکا نیز برای زیر نظر گرفتن این شناورها که خارج از آب‌های سرزمینی این کشور قرار دارند، هواپیماهای شناسایی و قایق‌های گشتی اعزام کرده است.

انتقال اضطراری ملوانان در حالی صورت گرفته که پیش‌تر گزارش‌هایی از کاهش ذخایر اقلام ضروری در نفتکش‌های متوقف‌شده منتشر شده بود. وال‌استریت ژورنال گزارش داده بود فشارهای آمریکا ده‌ها نفتکش ایرانی و مرتبط با جمهوری اسلامی را در آب‌های آسیا سرگردان کرده است. سازمان اتحاد علیه ایران هسته‌ای نیز می‌گوید شماری از این کشتی‌ها پس از تخلیه محموله‌های نفت، به‌دلیل محاصره دریایی آمریکا قادر به بازگشت به بنادر ایران نیستند.

dej.jpgچرا پادگان‌ها تخلیه نشدند؟

گزارش اختصاصی دژ از پرونده‌های شکایت علیه فرماندهان یگان‌ها و بلاتکلیفی خانواده نظامیان، هشت ماه پس از حملات اسرائیل

خبرنامه گویا - بر اساس گزارش تازه رسانه «دژ»، شماری از خانواده‌های نظامیان کشته‌شده در جنگ، از فرماندهان یگان‌های نظامی شکایت کرده‌اند. پرسش اصلی این خانواده‌ها آن است که چرا با وجود احتمال حملات نظامی، نیروهای مستقر در پادگان‌ها و مراکز نظامی پیش از آغاز جنگ به محل امن منتقل نشدند.

دژ به نقل از یک منبع مطلع گزارش داده است که هشت ماه پس از حملات اسرائیل، بسیاری از خانواده‌های نظامیان کشته‌شده همچنان در بلاتکلیفی به سر می‌برند و پرونده‌های مربوط به آنان در نهادهای مسئول، از جمله بنیاد شهید، به نتیجه نرسیده است.

این منبع به دژ گفته است: «موارد بلاتکلیفی خانواده نظامیان کشته‌شده در جنگ زیاد است. بیشتر یگان‌ها پرونده را برای ارگان‌های مربوط از جمله بنیاد شهید ارسال کردند، اما کمبود بودجه و شمار زیاد پرونده‌ها باعث شده خانواده‌ها همچنان بلاتکلیف بمانند.»

warning.jpgخبرنامه گویا - فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، درباره احتمال گشوده‌شدن جبهه‌های تازه جنگ علیه جمهوری اسلامی هشدار داده و گفته است آمریکا به دنبال اجرای سناریوی حملات زمینی از طریق گروه‌های مسلح در شرق و غرب ایران است؛ اظهاراتی که در بحبوحه افزایش درگیری‌ها در سیستان‌وبلوچستان و مناطق کردنشین غرب کشور مطرح می‌شود.

مالکی روز شنبه دوم آبان در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا گفت: «پس از شکست‌های پی‌درپی آمریکایی‌ها در خلیج فارس و تنگه هرمز و همچنین آنچه در جنوب اصفهان اتفاق افتاد، سناریوی جدید آن‌ها، حملات زمینی از طریق نیروهای نیابتی در غرب و شرق کشور است.»

او همچنین گفت ردپای دو کشور عربی در ناآرامی‌های اخیر جنوب شرق ایران «کاملاً مشهود» بوده و این موضوع به مقام‌های پاکستانی نیز اطلاع داده شده است.

این هشدار در شرایطی مطرح شده که درگیری‌های مسلحانه در دو سوی کشور افزایش یافته است. بر اساس گزارش خبرگزاری هرانا، از ۳۱ مارس تا ۱۰ اکتبر دست‌کم ۶۳ رویداد مسلحانه در سیستان‌وبلوچستان و بخش‌هایی از استان کرمان ثبت شده که ۹۴ کشته و ۳۳ زخمی برجای گذاشته است.

هم‌زمان در غرب ایران نیز تنش میان سپاه پاسداران و گروه‌های مسلح کرد شدت گرفته است. سپاه روز شنبه ۲۴ اکتبر اعلام کرد یکی از مراکز مهم تجمع نیروهای حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) را هدف قرار داده است. این در حالی است که پژاک پیش‌تر از حمله نیروهای خود به یکی از پایگاه‌های سپاه در منطقه مریوان خبر داده بود.

در روزهای اخیر همچنین گزارش‌هایی از انتقال تجهیزات سنگین نظامی به سنندج، کامیاران، سروآباد، مریوان و بانه منتشر شده است.

مالکی در بخش دیگری از سخنان خود، ضمن پذیرش وجود نارضایتی‌های اقتصادی و معیشتی، ناآرامی‌های شرق کشور را در چارچوب تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی توصیف کرد.

war.jpgخبرنامه گویا - هم‌زمان با تهدید تازه دونالد ترامپ به حمله مجدد علیه جمهوری اسلامی، روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داده است که ناوهای جنگی آمریکا در منطقه، از جمله ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس جورج واشنگتن»، در حال بارگیری گسترده موشک‌ها و بمب‌های سنگرشکن و آماده‌شدن برای دور احتمالی تازه‌ای از حملات به ایران هستند. هم‌زمان، واشینگتن در اقدامی کم‌سابقه شمار کارکنان دیپلماتیک خود را در چند کشور خاورمیانه کاهش داده است.

وال‌استریت ژورنال روز شنبه دوم آبان (۲۴ اکتبر) در گزارشی از عرشه ناو هواپیمابر جورج واشنگتن در دریای عرب، از انتقال محموله‌های بزرگ مهمات، از جمله موشک‌های دوربرد و بمب‌های ویژه حمله به تأسیسات مستحکم و زیرزمینی خبر داد. این تحرکات در شرایطی صورت می‌گیرد که به گفته مقام‌های آمریکایی، پنتاگون در حال آماده نگه‌داشتن گزینه‌های نظامی مختلف برای رئیس‌جمهور است. با این حال، هنوز تصمیم نهایی برای آغاز حملات جدید اتخاذ نشده است.

ترامپ: شاید یک «خشم حماسی کوچک» دیگر لازم باشد

دونالد ترامپ روز جمعه در گردهمایی انتخاباتی در فورت مایرز فلوریدا، بار دیگر جمهوری اسلامی را تهدید کرد و گفت: «شاید لازم باشد یک عملیات خشم حماسی کوچک دیگر هم انجام دهیم تا بالاخره تن به توافق بدهند.»

او گفت اگر مقام‌های جمهوری اسلامی عاقل باشند، وارد مذاکره خواهند شد، اما نسبت به این احتمال ابراز تردید کرد.

ترامپ مدعی شد آمریکا در عملیات «چکش نیمه‌شب» توان غنی‌سازی هسته‌ای ایران را نابود کرده و در عملیات «خشم حماسی» دیگر اهداف نظامی خود را تحقق بخشیده است. او همچنین با اشاره به بحران اقتصادی ایران گفت جمهوری اسلامی منابع مالی کافی ندارد و کنترل تنگه هرمز در اختیار آمریکاست.

tomB.jpgخبرنامه گویا - تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه دونالد ترامپ، در اظهاراتی جنجالی درباره نقش واشنگتن در تحولات سیاسی ایران مدعی شد که ایالات متحده نه‌تنها شاه را به قدرت رسانده، بلکه در سال ۱۳۵۷ او را کنار زده و روح‌الله خمینی را جایگزین کرده است؛ سخنانی کم‌سابقه از زبان یک مقام ارشد دولت آمریکا که بار دیگر بحث درباره نقش واشنگتن در سقوط حکومت پهلوی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی را مطرح کرده است.

باراک روز جمعه اول آبان، در گفت‌وگو با ماریو نافال، با اشاره به شرایط دشوار زندگی مردم ایران گفت: «برای یک ایرانی معمولی زنده ماندن بسیار دشوار است. وقتی از این فشار رها شوند، می‌توانند به‌مرور حکومت خود را تغییر دهند.»

او سپس در اظهارنظری صریح درباره گذشته ایران گفت: «ما سه بار حکومت را تغییر داده‌ایم، درست است؟ ما شاه را به قدرت رساندیم. ما در سال ۱۹۷۹ خمینی را به قدرت رساندیم. ما شاه را کنار زدیم.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که نقش دولت جیمی کارتر در ماه‌های پایانی حکومت محمدرضاشاه پهلوی و ارتباطات پنهانی واشنگتن با اطرافیان خمینی، از موضوعات بحث‌برانگیز تاریخ معاصر ایران بوده است. اسناد ازطبقه‌بندی‌خارج‌شده، تماس‌های نمایندگان آمریکا با نزدیکان خمینی و اختلاف‌نظر مقام‌های واشنگتن درباره ادامه حمایت از شاه را تأیید می‌کنند، اما ادعای اینکه آمریکا مستقیماً خمینی را به قدرت رسانده، به‌عنوان یک واقعیت تاریخی اثبات نشده است.

باراک در بخش دیگری از گفت‌وگو تأکید کرد که دولت ترامپ به‌دنبال تغییر مستقیم حکومت ایران نیست، بلکه خواهان تغییر رفتار جمهوری اسلامی است. او در عین حال گفت مردم ایران در صورت رهایی از فشارهای کنونی و مشاهده رفاه و پیشرفت کشورهای همسایه، سرانجام می‌توانند خود برای تغییر حکومتشان تصمیم بگیرند.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که نزدیک به نیم قرن پس از سقوط شاه و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، مردم ایران همچنان با پیامدهای آن تحول تاریخی روبه‌رو هستند. با این حال، باراک توضیح نداد که ادعای او درباره نقش مستقیم آمریکا در به قدرت رسیدن خمینی بر چه اسنادی استوار است.

wapo.jpgخبرنامه گویا - هم‌زمان با تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه و آماده‌سازی گزینه‌های حمله برای دونالد ترامپ، دیوید ایگنیشس، ستون‌نویس واشینگتن‌پست، درباره ازسرگیری جنگ با ایران هشدار داده است. پرسش اصلی او این است: واشینگتن این بار چه می‌خواهد و جنگ چگونه قرار است آن را محقق کند؟

ایگنیشس در یادداشت ۲۳ اکتبر، افزایش تب جنگ در واشینگتن، اورشلیم و تهران و دستور خروج برخی کارکنان سفارت آمریکا در ریاض را نشانه‌هایی نگران‌کننده می‌خواند. به نوشته او، فرماندهان آمریکایی در آستانه انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، برای ارائه گزینه‌های نظامی به ترامپ آماده می‌شوند.

به روایت این ستون‌نویس، نتانیاهو و مشاوران اطلاعاتی‌اش در آغاز جنگ، ترامپ را متقاعد کرده بودند که کشتن رهبران جمهوری اسلامی می‌تواند زنجیره‌ای از رویدادها را به سقوط حکومت پیوند بزند. اما به ارزیابی او، این محاسبه محقق نشد و تندروهای جانشین، از بقای خود در برابر حملات جسورتر شدند.

کریم سجادپور، پژوهشگر بنیاد کارنگی، نیز در این یادداشت می‌گوید ترامپ از آغاز جنگ به دنبال «ضربه‌ای نهایی» برای واداشتن تهران به تسلیم بوده است. به باور او، جمهوری اسلامی زمانی به سازش نزدیک می‌شود که فشار اقتصادی بقایش را تهدید کند و هم‌زمان راه خروجی دیپلماتیک پیش رویش باشد؛ تهدید نظامی به‌تنهایی کافی نیست.

ایگنیشس همچنین حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به مقر ناوگان پنجم در بحرین و پایگاه العدید در قطر را نشانه آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا می‌داند: تاسیساتی که قرار بود بازدارنده باشند، خود به هدف حملات تبدیل شدند. او خواستار اتکای بیشتر به نیروهای مستقر در دریا و پایگاه‌های هوایی دوردست است؛ هرچند اچ. آر. مک‌مستر، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، هشدار می‌دهد عملیات از راه دور برای رسیدن به اهداف سیاسی کافی نیست.

arnz.jpg- بودن یا نبودن مجتبی، مسئله این نیست

- چرا نتانیاهو به‌رغم دانستن حقیقت همچنان از مجتبی می‌گوید

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

آقای پزشکیان هفت ساعت با مجتبی خامنه‌ای بود، سردار عبداللهی سه ساعت و حالا سردار دکتر قالیباف ژوکر را برداشته تا سه کارت جور کند و دست آخر به زمین بزند. مهم نیست دو تا آس دارد یا دو تا سرباز؛ مهم این است که با ژوکر سه کارت همگون را به زمین می‌زند.

در بازی رامی و ریم و... ژوکر جای ورقِ نداشته در سری ورق‌های دست و یا جای کارت سوم از یک نوع را می‌گیرد.

سید مجتبی خامنه‌ای بعد از سرگردانی مجموعهٔ قدرت در پی کشته شدن پدرش، با قیام و قعود تلفنی که سران سه قوه برای تتمهٔ خبرگان پنهان‌شده در ده و شهرک و نهانگاه ترتیب دادند، جانشین پدرش شد. مشکل اما اینجا بود که تا یک هفته، یک ماه، سه ماه... می‌شد بهانه آورد که چون دشمن در کمین است نایب آقا در زیر زمین می‌ماند تا خطر برطرف شود، غیبت صغری به سر آید و روزگار به کام شود، اما ماه‌ها گذشت و آن پرده‌نشین رخ به کسی باز نکرد و جز پیام‌های مکتوب گاه به گاه نغمه‌ای ساز نکرد.

حتی پدرزن خیلی محرمش که داغدار دخترش یعنی همسر سید مجتبی، بخت دیدار با داماد معظم را نیافت و هر روز حکایت تازه‌ای بافت که مقام معظم دلتنگ است و میل مبارکش به انتقام و جنگ. به عبارتی، سید مجتبی در مقام ژوکر به دست هر کس و ناکسی می‌افتاد که دنبال ورق سوم همگون بود، فریاد می‌زد که شرفیاب شدم و آقا توجیهات لازم را دادند و فراموش می‌کرد همین چند هفته پیش جناب رئیس‌جمهوری پس از آنکه دیدار هفت ساعته با مجتبی داشت به ینگه دنیا رفت و در آنجا به اخبارنویس آمریکایی گفتند کشور را شش نفر اداره می‌کنند که سه تن آنها سران سه قوه‌اند.

23-9.jpgنوشته‌های منتشرنشده‌اش کجاست؟

خبرنامه گویا ــ عمارت تاریخی ابراهیم گلستان در انگلستان، جایی که این نویسنده و فیلمساز نزدیک به چهار دهه در آن زندگی کرد، به قیمت ۶ میلیون و ۷۵۰ هزار پوند فروخته شده است. با این حال، سرنوشت نوشته‌های منتشرنشده او همچنان روشن نیست؛ آثاری که می‌توانند روایت شخصی یکی از چهره‌های اثرگذار فرهنگ ایران از یک قرن زندگی و تحولات سیاسی و اجتماعی باشند.

به گزارش تابناک، با استناد به اسناد معاملات ملکی بریتانیا، عمارت «وایکهرست» در ساسکس روز ۲۹ نوامبر ۲۰۲۴، بیش از یک سال پس از مرگ گلستان، معامله شده است. در این گزارش اطلاعاتی درباره خریدار یا نحوه تقسیم عواید فروش ارائه نشده است.

گلستان از سال ۱۹۸۴ مالک و ساکن این عمارت بود و تا زمان درگذشتش در ۳۱ مرداد ۱۴۰۲، در صدسالگی، در آن زندگی می‌کرد. این بنای دوره ویکتوریا، با برجک‌های مدور، سقف‌های مخروطی و پنجره‌های بلند، بین سال‌های ۱۸۷۲ تا ۱۸۷۴ با الهام از قصرهای فرانسوی ساخته شد. طراح آن، ادوارد میدلتون بری، عمارت را برای هنری هاث، بانکدار و مجموعه‌دار کتاب و آثار هنری، طراحی کرده بود.

وایکهرست پیش از سکونت گلستان نیز سابقه‌ای سینمایی داشت و از جمله محل فیلم‌برداری «عقاب فرود آمده است» و «افسانه خانه جهنمی» بود. پس از آن، این عمارت به اقامتگاه خصوصی فیلمسازی تبدیل شد که بخش بزرگی از سال‌های دوری از ایران را در آن گذراند.

این ملک در فهرست بناهای تاریخی درجه دو بریتانیا ثبت شده و نگهداری و تغییرات آن تابع ضوابط حفاظتی است. به نوشته تابناک، پس از فروش نیز درخواست‌هایی برای تعمیر پنجره‌ها، بام و سنگ‌کاری و اصلاح تأسیسات و فضاهای داخلی در پرونده‌های شورای منطقه ثبت شده است.

اما پرسش باقی‌مانده، سرنوشت میراث ادبی گلستان است. نزدیکانش گفته‌اند او در دهه‌های پایانی زندگی همچنان می‌نوشت. گزارش تابناک روشن نمی‌کند این دست‌نوشته‌ها اکنون در اختیار چه کسی است و آیا برنامه‌ای برای انتشارشان وجود دارد؛ نوشته‌هایی که برخلاف عمارت، هنوز معلوم نیست چه زمانی درهایشان به روی مخاطبان باز خواهد شد.

roozbeh.jpgاز جنگ ظفار و نقش محمدرضاشاه پهلوی تا سفر سلطان عمان به لندن؛ نگاهی به تغییر جایگاه ایران در معادلات امنیتی خلیج فارس

چگونه کشوری که روزگاری برای حفظ امنیت همسایه خود نیروی نظامی اعزام می‌کرد و یکی از بازیگران اصلی خلیج فارس بود، امروز با وجود انبوه موشک‌ها و نمایش قدرت نظامی، با پرسش‌هایی جدی درباره نفوذ و اعتبار منطقه‌ای خود روبه‌روست؟ آیا قدرت یک کشور را باید با توانایی تهدید همسایگان سنجید یا با میزان اعتماد، اعتبار و نقشی که در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای دارد؟

سفر رسمی سلطان هیثم بن طارق، پادشاه عمان، به بریتانیا در اکتبر ۲۰۲۶ و استقبال باشکوه چارلز سوم در قلعه ویندزور، فرصتی برای بازخوانی بخشی از تاریخ سیاسی خلیج فارس فراهم کرده است؛ تاریخی که در آن ایران روزگاری نقشی تعیین‌کننده در حفظ سلطنت عمان داشت و امروز بریتانیا در پی گسترش همکاری‌های راهبردی خود با مسقط است.

زمانی که ایران به یاری سلطان عمان رفت

در دهه ۱۹۷۰، سلطان قابوس بن سعید با شورشی مسلحانه در منطقه ظفار روبه‌رو بود. شورشیانی با گرایش مارکسیستی که از حمایت یمن جنوبی برخوردار بودند، حکومت عمان را تهدید می‌کردند. محمدرضاشاه پهلوی که امنیت خلیج فارس را بخشی از امنیت ملی ایران می‌دانست، به درخواست سلطان قابوس تصمیم به اعزام نیروهای نظامی گرفت.

از سال ۱۹۷۳، ارتش ایران در عملیات ظفار مشارکت کرد. بریتانیا با مستشاران، فرماندهان و نیروهای ویژه، اردن با کمک‌های نظامی و برخی کشورهای منطقه با پشتیبانی‌های دیگر در کنار سلطان قابوس قرار داشتند. اما حضور مستقیم نیروهای ایرانی، به‌ویژه در عملیات زمینی و پشتیبانی هوایی، از عوامل مهم تغییر موازنه جنگ بود.

این مداخله برای ایران بدون هزینه و تلفات نبود، اما شاه آن را اقدامی برای جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم و حفظ امنیت منطقه می‌دانست.

ایران آن روز تنها صاحب قدرت نظامی نبود؛ کشوری بود که سلطان همسایه برای مقابله با تهدیدی جدی به توان آن اتکا می‌کرد. این نقش، بخشی از جایگاه ایران به عنوان «ژاندارم خلیج فارس» را شکل می‌داد؛ جایگاهی که پس از خروج نظامی بریتانیا از شرق سوئز، با سیاست امنیتی آمریکا و نقش منطقه‌ای ایران پیوند داشت.

arab.jpgدر شرایطی که جمهوری اسلامی با فشارهای فزاینده نظامی، اقتصادی و محدودیت‌های ناشی از جنگ روبه‌روست، نشانه‌هایی از طرح ضرورت تغییر شیوه اداره کشور در میان برخی مقامات حکومتی دیده می‌شود. سخنان اخیر علیرضا زاکانی، شهردار تهران، محمدرضا پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، و برخی دیگر از مسئولان، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا حکومت در حال آماده‌شدن برای استقرار نوعی نظام مدیریت اضطراری است؟

اهمیت این پرسش زمانی بیشتر می‌شود که بحران درآمدهای نفتی را در کنار احتمال گسترش نارضایتی‌های اجتماعی قرار دهیم. حکومتی که با کاهش منابع مالی و دشواری تأمین نیازهای اساسی مردم مواجه شود، ممکن است حفظ نظم داخلی را به مهم‌ترین اولویت خود تبدیل کند. در چنین شرایطی، تغییر ساختار اداره کشور می‌تواند نه صرفاً اقدامی برای افزایش کارآمدی اقتصادی، بلکه تلاشی برای حفظ کنترل سیاسی و جلوگیری از گسترش اعتراضات باشد.

سخنان زاکانی؛ فراتر از اختیارات یک شهردار

علیرضا زاکانی در اول آبان ۱۴۰۵، در سخنانی که ظاهراً ارتباط مستقیمی با مسئولیت شهرداری تهران نداشت، به مسائل نظامی خلیج فارس، درآمدهای نفتی و مالیاتی، تأمین کالاهای اساسی و ضرورت اصلاح ساختار اداره کشور پرداخت.

او با اعلام اینکه از محل تصمیم‌گیری درباره اداره نبرد در خلیج فارس بازدید کرده است، بر اشراف نیروهای نظامی به شرایط منطقه تأکید کرد. سپس درباره منابع ارزی و ریالی کشور، فروش نفت، ظرفیت تبدیل نفت خام به فرآورده‌های نفتی و امکان تثبیت قیمت کالاهای اساسی سخن گفت.

اما مهم‌ترین بخش اظهارات او، اشاره به اختلال در هرم مدیریت کشور و ضرورت اصلاح ساختار اداره امور در شرایط جنگی بود.

این سخنان را نمی‌توان صرفاً انتقاد یک شهردار از عملکرد دولت تلقی کرد. زاکانی در واقع درباره مجموعه‌ای از مسائل سخن می‌گوید که به مسئولیت دولت، نهادهای اقتصادی و مراکز عالی تصمیم‌گیری نظام مربوط می‌شوند.

اهمیت موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم او پیش‌تر، در هفتم مهر، نیز تأکید کرده بود که قواعد اداره کشور هنوز با شرایط جنگی انطباق نیافته‌اند.

تکرار این موضع نشان می‌دهد که موضوع تغییر شیوه اداره کشور برای زاکانی یک اظهار نظر گذرا نیست. او ظاهراً می‌کوشد ضرورت ایجاد سازوکارهای متفاوت اجرایی را به بحثی در سطح مدیریت کلان کشور تبدیل کند.

البته هنوز نمی‌توان مشخص کرد که این مواضع حاصل ابتکار شخصی اوست یا بازتاب گفت‌وگوهایی است که در سطوح بالاتر قدرت جریان دارد.

شورای ثبات اقتصادی؛ از پیشنهاد تا دستور کار

هم‌زمان با سخنان زاکانی، محمدرضا پورابراهیمی نیز از ناکارآمدی روش‌های معمول تصمیم‌گیری اقتصادی در شرایط جنگی انتقاد کرده است.

او در ۲۵ مهر با مقایسه مدیریت اقتصادی و فرماندهی نظامی، خواستار ایجاد ساختاری متمرکز برای تصمیم‌گیری اقتصادی شد. پورابراهیمی معتقد است که وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی همچنان با قواعد دوران عادی فعالیت می‌کنند، در حالی که شرایط جنگی به تصمیم‌گیری سریع و هماهنگ نیاز دارد.

مهم‌تر اینکه در اول آبان اعلام کرد موضوع تشکیل "شورای ثبات اقتصادی" در دستور کار شورای عالی امنیت ملی قرار گرفته است.

این خبر از آن جهت اهمیت دارد که بحث مدیریت اضطراری را از سطح پیشنهاد یک شخصیت سیاسی فراتر می‌برد و به یکی از مهم‌ترین مراکز تصمیم‌گیری کشور پیوند می‌دهد.

در جلسه اقتصادی دولت در یازدهم مهر نیز پیشنهاد ایجاد ساختاری اجرایی، چابک و هماهنگ برای تصمیم‌گیری سریع‌تر مطرح شده بود و محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، آمادگی این شورا را برای همکاری با دولت در مدیریت شرایط اقتصادی اعلام کرده بود.

کنار هم قرار دادن این اظهارات نشان می‌دهد که مسئله تغییر سازوکار تصمیم‌گیری اقتصادی در چند سطح حکومتی مطرح شده است.

با این همه، میان پیشنهاد تشکیل یک شورا و تأسیس واقعی آن تفاوت وجود دارد. تاکنون در منابع بررسی‌شده، مصوبه رسمی تشکیل شورای ثبات اقتصادی، ترکیب اعضا و حدود اختیارات آن مشخص نشده است. همچنین شواهد موجود برای اثبات وجود یک طرح هماهنگ و از پیش تصویب‌شده کافی نیست.

بحران نفت؛ از کمبود ارز تا تهدید ثبات اجتماعی

اقتصاد جمهوری اسلامی، با وجود درآمدهای مالیاتی و سایر منابع، همچنان برای تأمین ارز مورد نیاز واردات و بخشی از هزینه‌های عمومی به درآمد نفت وابستگی مهمی دارد.

محدود شدن صادرات نفت، دشواری انتقال درآمدهای حاصل از فروش و افزایش هزینه‌های جنگ می‌تواند تعادل مالی حکومت را برهم بزند.

البته کاهش صادرات نفت الزاماً به معنای قطع فوری تمام درآمدهای نفتی نیست. درآمد محموله‌های پیشین ممکن است با تأخیر وصول شود و حکومت نیز می‌تواند برای مدتی از ذخایر یا منابع جایگزین استفاده کند. با این حال، اگر محدودیت‌ها ادامه یابد، فشار بر منابع ارزی و بودجه عمومی افزایش خواهد یافت.

Yousef_J_Javidan.jpg

زمامداری فواسیل هزار و اندی سال بود

فسیل سالاری در ایران به کار است

فسیل در کشور ما بیشمار است

فسیل داریم مکلا و معمم

فسیلِ مفت پرورده، و بی‌غم

فسیل داریم همه دانا به ظاهر

فسیل داریم ز نسل ملا باقر

فسیل داریم به پیشانی‌ش داغی

بماند از خدمت ابلیس باقی

فسیل داریم که چشمش بی‌فروغ‌ست

کلام یاوه‌اش دوغ و دروغ‌ست

«نانو» در مغز او گر راه یابد

ببیند پرتوی آنجا نتابد

سخن‌ها بر زبانش کَتره کَتره

که بر مغزش تنیدستی کِنَترِه

کِنَترِه بسته بر مغزش تمامی

و بر گفتارش از عامی و خامی

فسیل داریم که استاد علوم‌ست

ز مکتب‌خانه‌ی ملا غلوم‌ست

فسیل داریم ز حوزه دکترا-دار

ندارد کنترل بر حرف و ادرار

فسیل هیئتی داریم فراوان

ز نسل گرگسار و شکل انسان

فسیل داریم با تزهای بودار

به فکر ماندن ملا و سردار

مثال گرگِ بالان دیده باشد

مریدِ معبدِ «پوزیده» باشد

خوش‌ست با آنکه بنشسته به مسند

فسیل داریم که ملا می‌پرستد

فسیل داریم که نادان و سفیه‌ست

فسیل داریم هوادار فقیه‌ست

فسیل داریم که معتاد نظام‌ست

بپاید ملا، دنیایش به کام‌ست

نه دانا و نه از اهل تمیزست

فسیل که جُندِ اسلام‌عزیزست

■■■■■■

(۲)

قرارست که فسیل در موزه باشد

نه دردِ دائم ِ هر روزه باشد

فسیل داریم که صد قرنِ درازست

زمانی که بزادندش به رازست

فسیل داریم که شیدا، واله باشد

نئاندرتالِ هشتصد ساله باشد

فسیل «جنتی» که بیش یا کم

بمانده یادگار از عهد آدم

فسیل داریم نشسته روز محشر

دمد در صور اسرافیل یکسر

فواسیل معظم گم بگردید

نهان در حوزه‌های قم بگردید

روید تا مدتی آسوده باشیم

رها از گله‌ی فرسوده باشیم

■■■■■■

(۳)

چنان عفریت کز گوری بر آمد

فسیل داریم شبانگه می‌خرامد

که جولان می‌دهد هر سویِ سامان

که گیرد صبحگه از مردمان جان

بنوشیده ز خون، این مردم آزار

شده پرورده چونان خوکِ پروار

بگرداند جوانان را نگونسار

به هنگام ِ اذانِ صبح از دار

شنو آوا بر آمد از جوانان

که کی میرید ای پوسیده سُتخوان

نمی‌میرید که ما آزاد گردیم

رها از ماتم و بیداد گردیم

فسیلِ موحشی کو گورزادست

حدیث رفتنش چندی به باد‌ست

کنون بشنو حدیثش بر لب باد

نمانَد زین پلیدان هیچ جز یاد

فسیلان سوته‌دل با هم بنالید

که سرسختید ولی بیچاره حالید

رود این نسلِ هشتصد ساله بر باد

رهد جانِ جوان از ضربِ بیداد

فسیلانِ معمم وقت رفتن

بیامد تا روید از مرز میهن



دوازده اکتبر ۲۶

یوسف جاویدان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گرگ بالان دیده: گرگ از دام رهیده، گرگ با تجربه.

کَترِه: یاوه، سخن بی‌معنی.

کِنَترِه: تار عنکبوت.

نانو یا نانو ذرات: ریز روبات‌های بسیار کوچک که برای درمان وارد بدن می‌کنند. ضخامت هر موی انسان کمابیش ۱۰۰،۰۰۰ نانومتر است‌.




Reza_Farmand_2.jpg

رفیق، یک زاهد کمونیستی ا‌ست
وآموزه‌های مارکسیستی‌اش را
چون یک جهادی درونی‌کرده است
با اینکه اسلام
زیر و روی ایران و ایرانی را هزاران بار شخم زده است
رفیق هنوز آن را روبنا می‌بیند
و کاری به کارش ندارد

رفیق، یک زاهد کمونیستی ا‌ست
با اینکه بربران دینی
از سرزمین مادری‌اش تارانده‌اند
او هنوز نماز ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی‌اش
به امامت شیخ قطع نمی‌شود
و دست در دست او می‌کوشد
تا تمدن غربی را اسلامی کند

رفیق با پاهای‌اش حرف نمی‌زند که غرب را پسندیده‌اند
و باورهای‌اش را همیشه لگدمال می‌کنند
او یکبار هم از پاهای‌اش نمی‌پرسد که چرا غرب را پسندیده‌اند
پاسخ‌اش ویرانگر خواهد بود
فکر کن پارسایی سالخورده ناگهان دریابد
که بهشتی در کار نیست
ندانستن‌اش برای سلامتی‌اش بهتر است

چشم و گوش و هوش رفیق
در توفان انترناسیونالیسم چنان بر باد رفته است
که میهن‌اش را نمی‌تواند ببیند
جهان آزادی را که پناه‌اش داده نمی‌تواند ببیند
و همینطور لشگریان شیخ را
که می‌کوشند تا ایران را
در مرداب شریعت غرق کنند

رضا فرمند

Darvish_Ranjbar_2.jpgبیش از هفتاد سال از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گذشته اما این واقعه همچون زخمی باز بر پیکر تاریخ معاصر ایران باقی مانده است. زخمی که با گذشت زمان نه‌تنها التیام نیافته بلکه با مشاهده سرنوشت کشور و آنچه پس از انقلاب ۱۳۵۷ بر ایران گذشته است درد آن بیشتر احساس می‌شود.

برای نگارنده اهمیت ۲۸ مرداد تنها در سرنگونی دولت مصدق دخالت سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا یا بازگشت محمدرضاشاه به قدرت خلاصه نمی‌شود. فاجعه بزرگ‌تر آن بود زیرا تجربه نوپای دموکراسی پارلمانی در ایران با ضربه‌ای سهمگین روبه‌رو شد و راهی که می‌توانست به استقرار تدریجی حکومت قانون بینجامد مسدود گردید.

بااین‌حال برای درک این فاجعه نباید گرفتار شخصیت‌پرستی شد. نه محمدرضاشاه را می‌توان از مسئولیت تصمیماتش معاف دانست و نه مصدق را شخصیتی عاری از اشتباه تصور کرد. تاریخ را نمی‌توان با تقسیم شخصیت‌ها به قهرمانان بی‌خطا و و شخصیت های سراسر خطا کار فهمید.

پرسش اساسی این است که چرا ایران با وجود انقلاب مشروطه و برخورداری از فرصتی تاریخی برای تجربه حکومت پارلمانی نتوانست این مسیر را ادامه دهد و سرانجام هیولایی موسوم به حکومت اسلامی از دل آن بیرون آمد؟

انقلاب مشروطه سال ۱۲۸۵ تنها تلاشی برای تأسیس مجلس و تدوین قانون اساسی نبود. این انقلاب می‌خواست رابطه چند صد ساله میان فرمانروا و فرمان‌بردار را دگرگون کند.

Ahmad_Alavi.jpgشعار «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» در تجمع زنان کفن‌پوش و چادری، در صحن مرقد امام هشتم شیعیان صرفاً بیان یک باور مذهبی نیست؛ این شعار می‌تواند در بستر منازعات سیاسی امروز، به ابزاری برای تعریف سرسپردگی و خیانت و سرپیچی از اطاعت رهبر تبدیل شود. هنگامی که اختلاف بر سر مذاکره، سیاست خارجی یا عملکرد دولت در قالب روایت کوفه-کربلا بازنمایی می‌شود، رقابت بر سر انتخاب سیاست مناسب جای خود را به داوری اخلاقی درباره میزان سرسپردگی افراد جناح مقابل را می‌دهد. در این راستا، رهبر سیاسی در جایگاه نمادین شخصیتی- حسین ابن علی- قرار می‌گیرد که نباید تنها گذاشته شود و مخالفان سیاست‌های او ممکن است در جایگاه سازشکاران یا تکرارکنندگان رفتار کوفیان قرار گیرند. بدین‌ترتیب، یک اختلاف سیاسی از عرصه ارزیابی منافع عمومی خارج می‌شود و به آزمونی برای سنجش سرسپردگی مذهبی و سیاسی تبدیل می‌گردد.

از حافظه تاریخی تا فناوری قدرت

موریس هالبواکس (Maurice Halbwachs)، جامعه‌شناس فرانسوی، نشان می‌دهد که حافظه جمعی صرفاً بازگویی گذشته نیست؛ جوامع رخدادهای تاریخی را متناسب با نیازهای زمان حال بازتفسیر و بازتعبیر می‌کنند. در کاربرد سیاسی روایت کوفه-کربلا و عاشورا نیز می‌توان عناصر خاصی مانند سرسپردگی و خیانت را برجسته کرد و ظرفیت‌های دیگری مانند اعتراض به قدرت و مقاومت در برابر ستم و چپاول قشر حاکم را به حاشیه راند و به فراموشی سپرد. نتیجه چنین گزینشی، تبدیل یک روایت تاریخی به ابزاری برای مرزبندی سیاسی و بیرون راندن حریف از چرخه قدرت است. اگر حمایت از رهبر به‌عنوان وظیفه‌ای مقدس تعریف شود، مخالفت با تصمیم‌های او نیز ممکن است نه یک اختلاف مشروع، بلکه نشانه سازش یا خیانت به دین و مذهب معرفی شود. این همان نقطه‌ای است که روایت مذهبی می‌تواند به فناوری قدرت تبدیل شود: نه لزوماً از طریق اجبار مستقیم، بلکه با تعیین اینکه چه کسی شایسته حضور در عرصه سیاسی است و چه کسی باید از آن کنار گذاشته شود.

استایل جدید ترلان پروانه

| No Comments

24-2.jpg

رویداد ۲۴ - اخیرا شروین حاجی‌پور در گفت‌و‌گو با امیرحسین قیاسی به پرسشی درباره آخرین رابطه عاطفی‌اش پاسخ داده؛ گفت‌وگویی که بار دیگر نام ترلان پروانه را به میان آورد. این خواننده در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت عاطفی‌اش گفت که در حال حاضر با کسی در ارتباط نیست، اما قصد دارد امسال ازدواج کند.

این اظهارات در شرایطی مطرح شد که پیش‌تر خبر‌هایی درباره جدایی او و ترلان پروانه منتشر شده بود. در همین حال، ترلان پروانه نیز در واکنش به فضای شکل‌گرفته پس از انتشار این گفت‌و‌گو، توییتی منتشر کرد. او نوشت: «هالووین امسال بیایم شبیه اکسامون بشیم، از هر هیولایی ترسناک‌تریم.»

Untitled-1.jpg

sisters.jpgخبرنامه گویا - شبکه آمریکایی سی‌بی‌اس نیوز در گزارشی به سرنوشت ترانه و رومینا رحیمی، خواهران دوقلوی ۲۱ ساله‌ای پرداخته که پس از شرکت در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازداشت شدند. ترانه به اعدام و رومینا به دهه‌ها زندان محکوم شده است؛ احکامی که به گفته خانواده آن‌ها، بر پایه اعترافات گرفته‌شده زیر شکنجه صادر شده‌اند.

سی‌بی‌اس در گفت‌وگو با مسعود نورمحمدی، پسرخاله این دو خواهر که در آمریکا زندگی می‌کند، از تلاش خانواده برای نجات جان ترانه و آزادی رومینا گزارش داده است. به گفته نورمحمدی، دو خواهر در بازداشت تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفتند و بازجویان برای گرفتن اعتراف اجباری از ترانه، او را تهدید کردند که اگر به اتهامات مورد نظرشان اعتراف نکند، خواهر دوقلویش رومینا را مقابل چشمان او مورد تجاوز جنسی قرار خواهند داد. به گفته او، ترانه همچنین مجبور بود صدای فریادهای خواهرش را هنگام شکنجه بشنود.

بر اساس روایت خانواده، شدت ضرب‌وشتم، شکستگی استخوان‌ها و کنده‌شدن موهای این دو دختر به اندازه‌ای بود که مادرشان هنگام نخستین ملاقات پس از چند ماه، به‌سختی توانست آن‌ها را بشناسد. بستگان همچنین از محرومیت دو خواهر از درمان مناسب و تهدید خانواده به دلیل اطلاع‌رسانی درباره پرونده خبر داده‌اند.

ترانه و رومینا در ارتباط با اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در میدان شهدای اصفهان بازداشت شدند. دادگاه انقلاب اصفهان ترانه را با اتهام «محاربه» به اعدام و ۱۱ سال حبس و رومینا را با اتهاماتی از جمله «معاونت در محاربه» به حبس طولانی‌مدت محکوم کرد. درباره میزان محکومیت رومینا، گزارش‌ها متفاوت است؛ ایران‌اینترنشنال و سی‌بی‌اس از ۳۶ سال و شماری از رسانه‌های دیگر از ۲۵ سال حبس خبر داده‌اند.

به گزارش ایران‌اینترنشنال، مسعود نورمحمدی پیش‌تر اعلام کرده بود مسئولان زندان دولت‌آباد اصفهان، ترانه را در واکنش به اطلاع‌رسانی خانواده‌اش در خارج از کشور از دریافت غذا محروم کرده‌اند.

خانواده رحیمی با کمک وکلای حقوق بشری در بریتانیا موضوع را به سازوکارهای حقوق بشری سازمان ملل ارجاع داده‌اند و امیدوارند فشارهای بین‌المللی مانع اجرای حکم اعدام ترانه شود.

netbanner.jpgخبرنامه گویا ـ بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با انتشار تصویری ساخته‌شده با هوش مصنوعی از حمله اتمی به تل‌آویو، درباره دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای هشدار داد؛ اقدامی که مخالفانش آن را تلاشی برای ترساندن رأی‌دهندگان در آستانه انتخابات خواندند.

نتانیاهو همراه این تصویر، نوشته‌ای از یووال بلومبرگ، نویسنده و تحلیلگر اسرائیلی، منتشر کرد که تهدید هسته‌ای ایران را مهم‌تر از تمام اختلافات داخلی اسرائیل می‌داند. در این نوشته آمده است: «اگر دو بمب اتمی در مرکز کشور فرود بیاید، چه کسی به تمام این جنجال‌های ساختگی اهمیت خواهد داد؟»

bomb.jpg

این پیام همچنین مدعی است اسرائیل تنها دو سال فرصت دارد تا در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، تهدید جمهوری اسلامی را برطرف کند؛ پیامی که اختلافات سیاسی داخلی را عامل انحراف توجه از خطری برای موجودیت اسرائیل معرفی می‌کند.

به گزارش اسکای‌نیوز، انتشار این تصویر تنها دو روز پیش از انتخابات، واکنش تند یائیر گولان، رئیس حزب دموکرات‌ها و معاون پیشین رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، را برانگیخت. او نتانیاهو را متهم کرد که با ایجاد هراس از حمله هسته‌ای، به دنبال کسب رأی است.

23-5.jpg

کیهان نگران کم‌جمعیت‌شدن تجمعات شبانه و تسویه‌حساب میان حامیان حکومت است

خبرنامه گویا ــ روزنامه کیهان خواستار ادامه تجمعات شبانه در حمایت از جمهوری اسلامی شده و درباره کاهش مشارکت، محدود شدن حاضران به یک طیف سیاسی و تبدیل تجمع‌ها به صحنه «تسویه‌حساب‌های داخلی» هشدار داده است؛ نگرانی‌هایی که در کنار ادعای این روزنامه درباره «یکپارچه» بودن حضور مردم مطرح شده‌اند.

به گزارش رویداد۲۴، کیهان این تجمعات را «نهضت ملی» توصیف کرده و نوشته است حضور خیابانی همچنان «به اندازه روز اول موضوعیت دارد». این روزنامه با تأکید بر ادامه تجمع‌ها می‌گوید: «حفظ پیروزی و به سرانجام رساندن آن از پیروزی اولیه مهم‌تر است.»

کیهان در توضیح ضرورت حفظ خیابان، مدعی شده برنامه آمریکا و اسرائیل ترکیبی از ناآرامی داخلی، ورود نیروهای مسلح از مرزها، تضعیف توان نظامی و حملات هوایی بوده است. این روزنامه ناآرامی‌های داخلی را مقدمه اجرای دیگر بخش‌های این سناریو معرفی کرده است.

نکته قابل توجه، اشاره کیهان به ابعاد ضربات آغاز جنگ است. این روزنامه از کشته‌شدن فرماندهان و «اصابت گسترده به مناطق مهم نظامی و مراکز پلیس» سخن گفته، اما مدعی شده حضور مردم در خیابان‌ها، در کنار اقدامات نیروهای مسلح، محاسبات طرف مقابل را برهم زده است.

با این حال، بخش پایانی یادداشت به نگرانی درباره آینده همین تجمعات اختصاص دارد. کیهان هشدار داده است: «یکی کاسته‌شدن حضور همه اقشار مردم و یک‌طیفی شدن آن است» و سپس افزوده: «مبادا میدان وجهی میتینگ‌گونه به خود بگیرد و به صحنه تسویه‌حساب‌های داخلی تبدیل گردد.»

این هشدارها نشان می‌دهد کیهان، در کنار تبلیغ تجمعات به‌عنوان نماد وحدت ملی، نگران کاهش دامنه مشارکت و بروز اختلاف میان جریان‌های حاضر در خیابان نیز هست.

sibyl.jpg

خبرنامه گویا - ویدیویی عجیب از نوزادی با سبیل پرپشت و سیاه، در شبکه‌های اجتماعی خبرساز شده است. در این تصاویر، نوزاد تازه‌متولدشده با سبیلی شبیه مردان بزرگسال دیده می‌شود؛ ظاهری که واکنش‌های طنزآمیز بسیاری به دنبال داشته است.

هرچند برخی کاربران این پدیده را به موهای جنینی موسوم به «لانوگو» نسبت داده‌اند، اما اصالت ویدیو تأیید نشده و بررسی‌ها احتمال ساخت یا دستکاری آن با هوش مصنوعی را مطرح کرده‌اند

***

fatherson.jpgخبرنامه گویا - مردی که ۱۹ سال از زندگی خود را در پرورشگاهی در آلمان گذرانده بود، پس از ۵۵ سال سرانجام پدر واقعی‌اش را پیدا کرد؛ دیداری سرشار از احساس که در یکی از تأثیرگذارترین لحظات آن، تسبیح دوران کودکی‌اش را به گردن پدر انداخت.

جاشوا شنلوخ در نوزادی به یک مرکز نگهداری کودکان وابسته به کلیسای کاتولیک سپرده شد و هرگز به فرزندخواندگی پذیرفته نشد. او سال‌ها شاهد بود که کودکان دیگر همراه والدینشان پرورشگاه را ترک می‌کنند، در حالی که کسی به دنبالش نمی‌آمد. به گفته خودش، هر روز با تسبیح دعا می‌کرد که روزی بتواند پدرش را ببیند.

سال‌ها بعد، همسرش نیکول با تهیه یک کیت آزمایش دی‌ان‌ای، جست‌وجو برای یافتن خانواده او را آغاز کرد. با کمک یک متخصص شجره‌شناسی، ابتدا چند نفر از بستگانش شناسایی شدند و سرانجام رد پدرش، آرتور کولبرت، پیدا شد؛ نظامی پیشین آمریکایی که در سال‌های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ در آلمان خدمت کرده و بدون اطلاع از تولد پسرش به آمریکا بازگشته بود.



جاشوا ابتدا بدون معرفی خود با آرتور تماس گرفت. هنگامی که آرتور تأیید کرد در همان سال‌ها در شهر کایزرسلاوترن آلمان حضور داشته، جاشوا از شدت هیجان نتوانست به صحبت ادامه دهد. آزمایش دی‌ان‌ای سپس با احتمال ۹۹٫۹۹ درصد رابطه پدر و فرزندی آن‌ها را تأیید کرد.

در نخستین دیدار، پدر و پسر یکدیگر را در آغوش گرفتند و هر دو گریستند. جاشوا تسبیحی را که از کودکی با آن برای دیدن پدرش دعا کرده بود، به گردن او انداخت. او درباره این لحظه گفت: «رفتن به سوی پدرم احتمالاً طولانی‌ترین مسیری بود که در تمام عمرم طی کرده‌ام.»

این دیدار خانوادگی به همین‌جا ختم نشد. در مراسمی در شهر جفرسون ایالت تگزاس، بیش از ۶۰ نفر از بستگان جاشوا گرد هم آمدند تا برای نخستین بار با او ملاقات کنند. عمویش هنگام استقبال فریاد زد: «به خانه خوش آمدی عزیزم! به خانه خوش آمدی!»

جاشوا که سال‌ها با احساس طردشدگی بزرگ شده بود، در واکنش به استقبال خانواده‌اش گفت: «بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌توان دریافت، دوست داشته شدن است.»

خبرنامه

جاشوا ابتدا بدون معرفی خود با آرتور تماس گرفت. هنگامی که آرتور تأیید کرد در همان سال‌ها در شهر کایزرسلاوترن آلمان حضور داشته، جاشوا از شدت هیجان نتوانست به صحبت ادامه دهد. آزمایش دی‌ان‌ای سپس با احتمال ۹۹٫۹۹ درصد رابطه پدر و فرزندی آن‌ها را تأیید کرد.

در نخستین دیدار، پدر و پسر یکدیگر را در آغوش گرفتند و هر دو گریستند. جاشوا تسبیحی را که از کودکی با آن برای دیدن پدرش دعا کرده بود، به گردن او انداخت. او درباره این لحظه گفت: «رفتن به سوی پدرم احتمالاً طولانی‌ترین مسیری بود که در تمام عمرم طی کرده‌ام.»

این دیدار خانوادگی به همین‌جا ختم نشد. در مراسمی در شهر جفرسون ایالت تگزاس، بیش از ۶۰ نفر از بستگان جاشوا گرد هم آمدند تا برای نخستین بار با او ملاقات کنند. عمویش هنگام استقبال فریاد زد: «به خانه خوش آمدی عزیزم! به خانه خوش آمدی!»

جاشوا که سال‌ها با احساس طردشدگی بزرگ شده بود، در واکنش به استقبال خانواده‌اش گفت: «بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌توان دریافت، دوست داشته شدن است.»

snn.jpgروایت پسر تنگسیری از آخرین ساعات پدرش

خبرنامه گویا ـ حسین تنگسیری، فرزند علیرضا تنگسیری، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه، می‌گوید پدرش در روز کشته‌شدن، با وجود هفت تا هشت بار تغییر محل اقامت، در آخرین محل استقرارش هدف حمله قرار گرفت؛ روایتی که پرسش‌های تازه‌ای درباره ناکامی تدابیر حفاظتی فرماندهان جمهوری اسلامی مطرح می‌کند.

به گفته او، تنگسیری حدود ساعت یک‌ونیم بامداد به ساختمانی هشت‌طبقه در بندرعباس رسید و ساعت ۴:۱۳ صبح، هنگام خواندن نماز شب، هدف حمله قرار گرفت. فرزندش این حمله را به یک جنگنده اف‌۳۵ آمریکایی نسبت داده و گفته است تنها دو نفر، از جمله یکی از محافظان، از فروریختن ساختمان جان سالم به در بردند. او همچنین گفته پدرش قرار بود حدود نیم ساعت پس از نماز صبح ساختمان را ترک کند.

او همچنین گفته پدرش قرار بود حدود نیم ساعت پس از نماز صبح ساختمان را ترک کند. حسین تنگسیری با اشاره به شناسایی محل حضور پدرش، با وجود جابه‌جایی‌های مکرر، می‌گوید: هضم کردن این حد از نفوذ سخت است.

حسین تنگسیری همچنین از تدابیری گفته که حتی ارتباط خانواده با پدرش را محدود کرده بود: تغییر محل اقامت هر سه تا چهار شب و دریافت خبر سلامتی او از طریق واسطه‌ها. با این حال، این پنهان‌کاری‌ها مانع شناسایی آخرین محل حضورش نشد.

او گفته پدرش، با وجود رعایت مسائل حفاظتی، زمان مرگ را در اختیار خدا می‌دانست. اما این توضیح مذهبی، پرسش امنیتی را بی‌پاسخ می‌گذارد: محل حضور فرمانده نیروی دریایی سپاه، با وجود جابه‌جایی‌های مکرر و تدابیر حفاظتی، چگونه شناسایی شد؟

abtahi.jpgخبرنامه گویا - محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر پیشین محمد خاتمی، در بخشی از مستند «رئیس سازمان»، خاطره‌ای عجیب از دیدار با صادق قطب‌زاده، رئیس وقت صداوسیما، در سال‌های نخست پس از انقلاب روایت می‌کند؛ دیداری که قرار بود با هدف افزایش نفوذ در رادیو و تلویزیون انجام شود، اما با صحنه‌ای غیرمنتظره همراه شد.

ابطحی می‌گوید همراه با آقای هاشمی‌نژاد برای دیدار با قطب‌زاده به طبقه سیزدهم ساختمان صداوسیما رفتند و در دفتر او با صحنه‌ای غیرمنتظره روبه‌رو شدند. به گفته او، زنی با دامن قرمز، به‌جای نشستن روی صندلی، روی میز لم داده بود و با آن‌ها صحبت می‌کرد. ابطحی هنگام تعریف این خاطره، با حرکات بدن، نحوه لم‌دادن آن زن روی میز را نیز نشان می‌دهد.

ابطحی هنگام بازگویی این خاطره، به سن کم خود و تازه پشت سر گذاشتن دوران بلوغ نیز اشاره می‌کند؛ اشاره‌ای که حضور آن زن در دفتر رئیس تلویزیون را معنادارتر می‌سازد!

***

france.jpgخبرنامه گویا - انتشار تصاویری از آلن برونون، عضو شورای شهر گرونوبل فرانسه و از چهره‌های حزب چپ رادیکال «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» (LFI)، در کنار گروهی از آشوبگران نقاب‌دار و حامل پرچم فلسطین، جنجال‌برانگیز شده است.

در این تصاویر، برونون با لبخند در کنار افرادی با صورت‌های پوشیده، شبیه اعضای گروه‌های موسوم به «بلک‌بلاک»، ژست می‌گیرد. منتشرکنندگان تصاویر مدعی‌اند که شماری از همین افراد دقایقی بعد در تخریب شعبه بانک «کردی اگریکول» در میدان گوستاو ریوِه گرونوبل مشارکت داشته‌اند؛ ادعایی که هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده است.

برونون تنها یک فعال سیاسی نیست؛ او ریاست کمیسیون مالی شورای شهر گرونوبل را نیز بر عهده دارد؛ سمتی که در ماه مه ۲۰۲۶، در پی توافق سیاسی با لورانس روفن، شهردار این شهر، به او واگذار شد.

این تصویر در حالی خبرساز شده که خیابان‌های گرونوبل صحنه خشونت، تخریب بانک‌ها و شکستن ویترین مغازه‌ها بوده است؛ عکس یادگاری یک مقام سیاسی با افراد آشوبگر در شهری که کسبه و شهروندانش هزینه ناآرامی‌ها را می‌پردازند.

***

ayat.jpgخبرنامه گویا - در پی نگرانی از احتمال آغاز موج تازه‌ای از حملات هدفمند آمریکا و اسرائیل علیه مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، محمدعلی جاودان، روحانی نزدیک به محافل حکومتی، درباره احتمال ترور مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف هشدار داده است.

جاودان در سخنانی که ویدئوی آن منتشر شده، مدعی شده است آمریکا و اسرائیل در پی بمباران مراکز مهم و حذف فیزیکی شماری از مسئولان جمهوری اسلامی، از جمله رئیس‌جمهور و رئیس مجلس هستند.

محمدسعید احدیان، دستیار سیاسی و رسانه‌ای قالیباف، در واکنش به انتشار این ویدئو فاش کرد که جاودان چند روز پیش نیز در تماسی خصوصی، نگرانی خود را درباره امنیت رئیس مجلس مطرح کرده بود. احدیان نوشت:

این هشدارها در شرایطی مطرح می‌شود که پس از کشته شدن علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان و مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در حملات آمریکا و اسرائیل، نگرانی درباره امنیت چهره‌های باقی‌مانده در رأس حکومت افزایش یافته است.

در انتظار اتفاقی بزرگ

| No Comments

blockade.jpgکیهان لندن - همزمان با محاصره دریایی و تحریم گسترده خطوط هوایی جمهوری اسلامی، آمریکا به همسایگان ایران فشار شدیدی وارد کرد تا پایانه‌های مرزی را تعطیل کنند. زور دولت‌های منطقه به فشارهای آمریکا نرسید و «تحریم مرزی» شدت گرفت. در تازه‌ترین موارد، مرز شلمچه، چذابه و مندلی در غرب توسط عراق و مرز ریمدان و تفتان در شرق توسط دولت پاکستان به روی ایران بسته شدند.

با جدی شدن گزارش‌ها مربوط به بسته شدن مرزهای عراق، چند نفتکش و کشتی تجاری در بندر بصره هدف حمله قرار گرفت. مقامات جمهوری اسلامی تهدید کردند اگر پاکستان مسیر خروج کامیون‌ها را به روی ایران بازنکند، آنها هم مرز را می‌بندند. تبعیت پاکستان از تحریم‌های آمریکا اصلاً خوشایند جمهوری اسلامی نیست به ویژه آنکه گزارش شد بخشی از ناوگان دریایی آمریکا در آب‌های جنوب پاکستان مستقر شده است.

امید جمهوری اسلامی: نتیجه انتخابات در آمریکا و اسرائیل!

شدت گرفتن تحریم‌های دریایی، هوایی و زمینی موجی از گرانی را در ایران به دنبال داشته است که با توجه به عمق نارضایتی‌های عمومی، یک تهدید امنیتی مستقیم علیه جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

به باور کارشناسان، برای جمهوری اسلامی که در شدیدترین بحران‌ها گرفتار شده، راهی بجز تسلیم یا ادامه جنگ و تحمل پیامدهای آن وجود ندارد. یکی از تاکتیک‌های همیشگی حکومت که همچنان به کار گرفته می‌شود و در شرایط کنونی شاید از معدود «راهکار»های آن باشد، وقت‌کشی است.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

بقایای جمهوری اسلامی در این مدت تلاش می‌کنند با هدف قرار دادن نفتکش‌ها و گسترش اقدامات تروریستی، قیمت نفت و بطور کلی انرژی را در آستانه انتخابات میاندوره‌ای آمریکا و انتخابات پارلمانی اسرائیل بالا ببرند به این امید که بنیامین نتانیاهو از قدرت کنار رود و در ایالات متحده نیز جمهوریخواهان در کنگره به اکثریت نرسند و به این ترتیب فشار از روی جمهوری اسلامی کم شود. این محاسبات اما از یکسو، سرنوشت نظام را به سیاست و رویدادها در آمریکا و اسرائیل گره می‌زند و از سوی دیگر، نقشی در زندگی روزانه‌ی مردم که با شدیدترین فشارهای همه‌جانبه دست و پنجه نرم می‌کنند، ندارد.

guardian.jpgخبرنامه گویا - به نقل از گاردین

روزنامه گاردین در گزارشی تحقیقی فاش کرده است که حسین قندهاری، میلیاردر ایرانی‌تبار و از حامیان مالی نایجل فاراژ، سیاستمدار سرشناس بریتانیایی و منتقد سرسخت جمهوری اسلامی، پیش‌تر شریک تجاری آستان قدس رضوی، نهاد اقتصادی قدرتمند زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی، بوده است.

بر اساس اسنادی که گاردین در فرانسه به دست آورده، قندهاری، معروف به ساسان قندهاری، بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ از طریق شرکت‌های وابسته به صندوق سرمایه‌گذاری خود در پروژه احداث شبکه فیبر نوری ایران مشارکت داشته است. در این همکاری، مجموعه تحت مالکیت او ۴۹ درصد سهام شرکت مشترک «عمران رضوی بین‌الملل» را در اختیار داشت و ۵۱ درصد دیگر متعلق به آستان قدس رضوی بود.


این
افشاگری از آن جهت جنجال‌برانگیز است که نایجل فاراژ، رهبر حزب راست‌گرای «اصلاح بریتانیا»، از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. او پیش‌تر حکومت ایران را تهدیدی بزرگ‌تر از روسیه برای بریتانیا خوانده، از حملات آمریکا علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده و حتی در تجمع ایرانیان مقابل سفارت ایران در لندن حضور یافته است.

قندهاری، تاجر ۶۱ ساله ایرانی‌تبار، تابستان امسال وعده کمک چند میلیون پوندی به حزب فاراژ را داد. او همچنین ۵۰ هزار پوند برای تأمین هزینه دو مجوز حضور فاراژ در مجمع جهانی اقتصاد در داووس پرداخت کرده است.

تیراندازی مرگبار در پاریس

| No Comments

paris2.jpgخبرنامه گویا - در پی تیراندازی مردی مسلح از داخل یک خودرو به سوی مردم در حومه پاریس، دست‌کم یک نفر کشته و چهار نفر زخمی شدند. در میان مجروحان، دختری ۱۲ ساله دیده می‌شود که به گزارش رسانه‌ها هشت گلوله به او اصابت کرده و وضعیتش بحرانی است.

این حمله صبح جمعه ۲۳ اکتبر در شهرهای تراپ و لا وری‌یر، در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب غربی پاریس، رخ داد. مهاجم از داخل خودرو در چند نقطه به سوی مردم تیراندازی کرد و حدود ۱۰ دقیقه بعد در شهر مجاور کوانی‌یر بازداشت شد.

به گزارش رسانه‌های فرانسوی، مظنون مردی ۳۹ ساله است که ظاهراً از یک مسلسل دستی قدیمی متعلق به دوران جنگ جهانی دوم استفاده کرده است. قربانی کشته‌شده جوانی ۲۶ ساله گزارش شده است.

Thumbnail image for mayor.jpgعلی رابه، شهردار تراپ، گفت مهاجم ظاهراً به‌صورت تصادفی به سوی مردم شلیک می‌کرد و قصد داشت «قتل‌عام به راه بیندازد». به گفته او، اینکه شمار قربانیان بیشتر نشده، معجزه‌آساست.

در همین حال، مقام‌های محلی احتمال وجود انگیزه نژادپرستانه در این حمله را مطرح کرده‌اند. شهردار لا وری‌یر با اشاره به تبار آفریقایی برخی قربانیان، این احتمال را قابل توجه دانسته است؛ موضوعی که هنوز در تحقیقات قضایی به اثبات نرسیده است.

امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، با ابراز اندوه عمیق از این حادثه، با خانواده قربانیان ابراز همدردی کرد و از بازداشت سریع مهاجم خبر داد.

دادستانی ملی مبارزه با تروریسم فرانسه رسیدگی به پرونده را بر عهده گرفته است. تحقیقات از جمله بر احتمال تروریستی بودن حمله و انگیزه‌های نژادی یا مذهبی آن متمرکز است.

این تیراندازی در شرایطی رخ داده که فرانسه پس از اعتراض‌های خشونت‌آمیز هفته گذشته علیه افزایش هزینه‌های زندگی، با تنش‌های امنیتی روبه‌روست و دولت تدابیر امنیتی را تشدید کرده است.

***

euronews.jpgخبرنامه گویا - یورونیوز فارسی در گزارشی به طرح دو پژوهشگر برای مدیریت مشترک تنگه هرمز پرداخته که در رسانه آمریکایی «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» منتشر شده است؛ اما به نکته‌ای درباره ارتباط این رسانه با تریتا پارسی اشاره نکرده است.

«ریسپانسیبل استیت‌کرفت» وابسته به مؤسسه کوئینسی در واشنگتن است که تریتا پارسی، بنیان‌گذار پیشین شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)، از بنیان‌گذاران و معاون اجرایی آن است. یورونیوز با وجود اشاره به مؤسسه کوئینسی، ارتباط پارسی با این مؤسسه را ذکر نکرده است. اشاره به این ارتباط، به معنای رد اعتبار استدلال‌ها و پیشنهادهای مطرح‌شده در مقاله نیست.

***

پیشنهاد تازه برای مدیریت تنگه هرمز؛ آیا نسخه‌ای ۱۷۰ساله می‌تواند بن‌بست ایران و آمریکا را بشکند؟

طرح مورد بحث چیست و چه تغییری در کنترل تنگه هرمز پیشنهاد می‌کند؟

طارق ام. یوسف و پل دی. دایر، دو پژوهشگر مسائل خاورمیانه، در مقاله‌ای با عنوان «وقت آن رسیده که الگوی دانوب در تنگه هرمز اجرا شود»، پیشنهاد کرده‌اند اداره امور فنی و ایمنی این آبراه به کمیسیونی متشکل از کشورهای منطقه سپرده شود؛ الگویی برگرفته از نهادی که ۱۷۰ سال پیش برای مدیریت رود دانوب در اروپا تشکیل شد.

به نوشته این دو پژوهشگر، جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که نه اتکای کشورهای عربی به چتر امنیتی واشنگتن و نه مسیرهای جایگزین صادرات نفت، نمی‌تواند امنیت اقتصادی و کشتیرانی خلیج‌فارس را به‌طور کامل تضمین کند.

در طرح پیشنهادی، کمیسیونی متشکل از هشت کشور ساحلی خلیج‌فارس مسئول هماهنگی عبور کشتی‌های تجاری، امداد و نجات، مقابله با آلودگی و ایمنی دریانوردی خواهد بود. آمریکا و قدرت‌های بزرگ تجاری اروپا و آسیا نیز می‌توانند در هیئتی مشورتی حضور داشته باشند، اما حق وتو نخواهند داشت.

یکی از حساس‌ترین بخش‌های این پیشنهاد، مسئله دریافت پول از کشتی‌های عبوری است؛ موضوعی که به یکی از اختلاف‌های اصلی جمهوری اسلامی با آمریکا و کشورهای دیگر تبدیل شده است.

23-8.jpg

خبرنامه گویا ــ فرانسه پس از یک هفته بازداشت‌های گسترده، غارت فروشگاه‌ها و آتش‌زدن ساختمان‌های عمومی، برای دور تازه اعتراض‌ها در شنبه ۲۴ اکتبر آماده می‌شود. دولت وعده داده شمار نیروهای پلیس و ژاندارمری را ۲۰ درصد افزایش دهد و حفاظت از نقاط حساس را به نیروهای نظامی بسپارد؛ در حالی که وزیر کشور پذیرفته است نیروهای انتظامی در برخی شهرها کنترل اوضاع را از دست داده بودند.

به گزارش شرق، ناآرامی‌های آخر هفته گذشته بیش از ۲۵۰۰ بازداشتی و نزدیک به هزار مأمور آسیب‌دیده بر جای گذاشت. برآورد دولت از تخریب یا غارت دست‌کم سه هزار واحد تجاری حکایت دارد و فعالان خرده‌فروشی خسارت‌ها را صدها میلیون دلار ارزیابی کرده‌اند.

اعتراض‌ها از مدارس و با مطالبه رفع کمبود معلم و رسیدگی به ساختمان‌های فرسوده آغاز شد، اما با پیوستن اتحادیه‌ها و هواداران جنبش جلیقه‌زردها، به اعتراض علیه گرانی، افت قدرت خرید و کاهش هزینه‌های عمومی گسترش یافت. وزارت کشور شمار شرکت‌کنندگان در راهپیمایی‌های شنبه گذشته را حدود ۵۵۰ هزار نفر اعلام کرد؛ برگزارکنندگان از حضور ۸۰۰ هزار نفر خبر دادند. بیشتر تجمع‌ها مسالمت‌آمیز بود، اما در حاشیه آنها گروه‌هایی به پلیس، مراکز دولتی و فروشگاه‌ها حمله کردند.

23-6.jpgخبرنامه گویا - روزنامه جوان از رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران در یادداشتی درباره آینده پس از جنگ هشدار داده است که داشتن قدرت نظامی و سیاسی، به‌تنهایی به معنای برخورداری از برنامه‌ای برای تأثیرگذاری بر نظم آینده نیست. این روزنامه پرسیده است آیا جمهوری اسلامی برای جایگاه خود در آینده منطقه برنامه دارد یا قرار است با قواعدی روبه‌رو شود که دیگران شکل داده‌اند؟

به گزارش رویداد۲۴، جوان تأکید کرده که موکول‌کردن طراحی راهبرد به پایان جنگ، به معنای واگذاری ابتکار عمل به دیگران است؛ زیرا کشورهای منطقه در ائتلاف‌ها، تضمین‌های امنیتی و مسیرهای اقتصادی خود بازنگری خواهند کرد.

این روزنامه همچنین توافق ایران و عربستان با میانجی‌گری چین را کافی ندانسته و نوشته است که توافق‌های دوجانبه جایگزین یک چارچوب فراگیر امنیت منطقه‌ای نمی‌شوند. جوان خواستار سازوکارهای گفت‌وگو و جلوگیری از برخوردهای ناخواسته با همسایگان شده و بر رعایت حاکمیت ملی کشورها و توجه به نگرانی‌های امنیتی متقابل تأکید کرده است.

جوان درباره «امنیت مشترک» نیز تصریح کرده که باید از سطح شعار فراتر برود و به قواعد، کانال‌های ارتباطی و توافق‌های قابل ارزیابی تبدیل شود. این روزنامه در پایان تأکید کرده است که امنیت ملی برای مردم باید با چشم‌انداز آرامش، توسعه و معیشت همراه باشد.

vahshat.jpgزنی که هشت ماه در کمد خانه «سعید وحشت» زندانی بود

خبرنامه گویا - روزنامه اعتماد در گزارشی تازه از پرونده تکان‌دهنده «خانه وحشت» با یکی از قربانیان سعید ایروانی گفت‌وگو کرده است؛ مردی که به اتهام قتل و تجاوز به عنف به دو حکم اعدام محکوم شده، اما اجرای حکمش در ۲۲ مهرماه متوقف شده است. برخی رسانه‌ها علت توقف اعدام را نوشتن توبه‌نامه اعلام کرده‌اند؛ موضوعی که وکلای پرونده درباره آن ابراز تردید می‌کنند.

سعید ایروانی که زندانیان قزلحصار او را «سعید وحشت» می‌نامند، آبان ۱۴۰۰ پس از کشف جسد یک زن جوان و پیدا شدن دو زن دیگر در خانه‌اش بازداشت شد. یکی از این زنان، ماه‌ها در کمد دیواری زندانی بود. خواهر ایروانی نیز به اتهام معاونت در قتل در زندان به سر می‌برد.

اعتماد در گفت‌وگو با «زهرا»، زن ۳۰ ساله‌ای که به گفته خودش هشت ماه در کمد دیواری آن خانه محبوس بوده، جزئیات تازه‌ای از این پرونده منتشر کرده است.

هشت ماه در کمد؛ بدون غذا و دسترسی به سرویس بهداشتی

زهرا می‌گوید پس از اختلافات خانوادگی و زندگی در خیابان، تصمیم گرفته بود برای کار خیاطی به ترکیه برود. در ترمینال، مردی به او نزدیک شد و خود را «سرهنگ میلاد فتوحی» معرفی کرد. او پیشنهاد داد تا آماده شدن مقدمات سفر، زهرا در خانه خانواده‌اش اقامت کند.

زهرا می‌گوید: «وقتی وارد خانه شدم متوجه شدم دروغ گفته است. خواستم بیرون بروم، اما اجازه نداد. دست‌وپایم را بست و به من تجاوز کرد.»

به گفته او، یک ماه نخست در اتاقی زندانی بود و در این مدت بارها مورد ضرب‌وشتم و تجاوز قرار گرفت. سپس ایروانی به بهانه آمدن خواهرزاده‌اش از او خواست داخل کمد پنهان شود، اما پس از ورود زهرا، در کمد را بست و او را همان‌جا زندانی کرد.

زهرا می‌گوید: «نه آب و غذا می‌داد و نه اجازه می‌داد برای رفتن به دستشویی از کمد بیرون بیایم. همان‌جا کارم را انجام می‌دادم؛ چاره‌ای نداشتم.»

او تنها زمانی می‌توانست چیزی بخورد که سعید و خواهرش خانه نبودند و «ساناز»، زن دیگری که در خانه محبوس بود، در کمد را باز می‌کرد. زهرا از پسمانده غذاها تغذیه می‌کرد.

به گفته او، ایروانی گاهی در کمد را باز می‌کرد و تهدیدش می‌کرد: «اگر صدایت دربیاید، مثل سگ می‌کشمت.»

pappad.jpgایندیپندنت فارسی - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز پنجشنبه هفتم آبان‌ماه با انتشار ویدیویی مدعی شد یک پهپاد آمریکایی موسوم به «ام‌کیو‌ام-۱۷۰» را در غرب تنگهٔ هرمز شناسایی و به‌طور سالم به زمین نشانده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، نیروی دریایی سپاه در بیانیه‌ای اعلام کرد: «یگان جنگ الکترونیک این نیرو طی یک عملیات آفندی، موفق شده است یک فروند پهپاد آمریکایی MQM-170 را در غرب تنگه هرمز، پس از کشف و شناسایی، با در اختیار گرفتن سامانه‌های هدایت و کنترل، به‌صورت سالم بر زمین بنشاند.»

بر اساس این بیانیه، مأموریت پهپاد شناسایی سامانه‌های پدافند هوایی جمهوری اسلامی در نوار ساحلی خلیج فارس و تنگهٔ هرمز بوده است.



نیروی دریایی سپاه همچنین اعلام کرد بررسی اطلاعات بازیابی‌شده از پهپاد نشان داده است که مبدأ پرواز آن، سواحل یکی از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بوده است.

این ادعا پس از آن مطرح شد که سپاه پاسداران پیش‌تر از سرنگونی یک پهپاد دیگر آمریکایی از نوع «ام‌کیو-۱» در حریم هوایی شرق تنگهٔ هرمز خبر داده بود.

جنیفر لوپز دوباره عاشق شد

| No Comments

UKFR.jpgخبرنامه گویا - فرانسه و بریتانیا برای نخستین بار رزمایش مشترکی برای شبیه‌سازی حمله هسته‌ای برگزار کردند. در این عملیات، جنگنده‌های تایفون بریتانیا، جنگنده‌های رافال فرانسه را بر فراز مدیترانه همراهی کردند؛ اقدامی که در بحبوحه تنش با روسیه، نشانه گسترش همکاری هسته‌ای دو کشور است.

وزارتخانه‌های دفاع دو کشور روز جمعه ۲۳ اکتبر اعلام کردند این رزمایش شامگاه سه‌شنبه با نام «رومی» برگزار شد. جنگنده‌های رافال از پایگاه سن‌دیزیه فرانسه برخاستند و با اسکورت جنگنده‌های بریتانیایی، حمله‌ای هسته‌ای را شبیه‌سازی کردند. در این تمرین از سلاح هسته‌ای واقعی استفاده نشد.

وس استریتینگ، وزیر دفاع بریتانیا، این رزمایش را نشانه عزم مشترک دو کشور برای دفاع از اروپا و حفظ بازدارندگی هسته‌ای دانست.

کاترین ووترَن، وزیر نیروهای مسلح فرانسه، نیز تأکید کرد که استقلال نیروهای هسته‌ای دو کشور مانعی برای هماهنگی نظامی و گسترش همکاری آن‌ها نیست.

این قدرت‌نمایی تنها ۱۷ روز پس از آزمایش موفقیت‌آمیز موشک بالستیک هسته‌ای M51.3 فرانسه انجام شد.

این موشک روز ۶ اکتبر، بدون کلاهک هسته‌ای، از زیردریایی اتمی «لو ویژیلان» در نزدیکی سواحل بریتانی شلیک شد. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، شخصاً بر این آزمایش نظارت داشت و آن را نشانه‌ای از اعتبار توان بازدارندگی هسته‌ای کشورش دانست.

طرح حمله سه روزه به ایران!

| No Comments

ch1.jpg

آیا آمریکا و اسرائیل در حال بررسی دور تازه‌ای از حملات علیه جمهوری اسلامی هستند؟ شهرام همایون در این برنامه «آخرین لحظه پلاس»، گزارشی منتسب به نیویورک‌تایمز درباره بررسی طرح یک عملیات نظامی سه‌روزه علیه ایران را مرور می‌کند؛ طرحی که زمان احتمالی اجرا، اهداف و ارتباط آن با روند مذاکرات و انتخابات آمریکا و اسرائیل، محور بحث این برنامه است.

هم‌زمان، خبر رویترز درباره دستور خروج کارکنان دیپلماتیک غیرضروری آمریکا از عربستان سعودی، پرسش‌هایی درباره احتمال تشدید درگیری‌ها مطرح کرده است.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک
***

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

eu.jpgسال‌ها هشدار دادیم؛ گوش نکردید. امروز وقت آن رسیده است که بهای سیاست‌های دیروزتان را ببینید.

سال‌هاست که بسیاری از ایرانیان، با صدایی رسا و از سر شناخت و تجربه، به دولت‌های اروپایی هشدار داده‌اند: با جمهوری اسلامی مماشات نکنید! امنیت و منافع ملت‌های خود را قربانی قراردادهای اقتصادی، منافع شرکت‌های بزرگ و لبخندهای دیپلماتیک نکنید. روزی خواهد رسید که بهای این مماشات را نه‌فقط مردم ایران، بلکه شهروندان خودتان نیز خواهند پرداخت.

اما شما چه کردید؟ به هشدارها بی‌اعتنایی کردید. قراردادهای بزرگ اقتصادی بستید؛ از قراردادهای شرکت توتال گرفته تا توافق‌های صنعتی و خودروسازی و دیگر معاملات پرسود. با لبخند و رضایت پای میز مذاکره نشستید، گویی می‌توان با حکومتی که ترور، سرکوب و گروگان‌گیری را به ابزار سیاست خارجی خود تبدیل کرده است، تجارت کرد و هم‌زمان انتظار داشت امنیت اروپا دست‌نخورده باقی بماند.

ما بارها گفتیم که این حکومت صرفاً یک شریک تجاری یا یک بازیگر معمولی در روابط بین‌الملل نیست. حکومتی است که مخالفان خود را حتی در خارج از مرزهای ایران هدف قرار داده و سابقه‌ای طولانی از عملیات تروریستی، تهدید و ارعاب در کارنامه آن ثبت شده است. ترور شاپور بختیار در فرانسه، قتل مخالفان جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی و پرونده‌های متعدد مرتبط با عملیات و توطئه‌های منتسب به عوامل این حکومت، همگی هشدارهایی بودند که نمی‌بایست نادیده گرفته می‌شدند.

bf.jpgمدتی است که در پی جنجالی که افراد و گروه‌‌های چپ برخاسته از جریان‌های چریکی دوران شاه، پیرامون شکایت از آقای پرویز ثابتی به راه انداخته‌اند، توجه افکار عمومی ایرانیان، بار دیگر به رویدادهای سیاسی دهه پایانی حکومت پهلوی جلب شده است. این امر نیز، به‌نوبهٔ خود، پرسش‌های مهمی را درباره مواضع سیاسی و تشکیلاتی دیروز و امروز شاکیان آقای ثابتی و منتقدان ساواک مطرح کرده است.

اگر قرار باشد کارنامه ساواک و مسئولیت افراد مرتبط با آن در مقابله با سازمان‌های چریکی مخالف حکومت شاه بررسی شود، باید عملکرد این سازمان‌ها و اقدامات مسلحانه آن‌ها، اثرات این اقدامات و قربانیان ناشی از آن‌ها نیز با معیارهای مستند و منصفانه مورد رسیدگی قرار بگیرد. تنها با چنین رویکردی است که امکان شناخت دقیق‌تر آن دوران فراهم خواهد شد و به ما کمک خواهد کرد تا به ارزیابی واقع‌بینانه‌تری از پیامدهای اقدامات این سازمان‌های چریکی و نحوه برخورد ساواک با آن‌ها دست یابیم.

یکی از افرادی که در جنجال اخیر علیه آقای پرویز ثابتی و ساواک، نقش فعالی داشته است، آقای مهدی فتاپور می‌باشد. از آنجا که ایشان، خود در زمان شاه از رهبران یکی از همان سازمان‌ها، یعنی سازمان‌ چریک‌های فدایی خلق بوده است، نویسنده این نوشتار، روی سخن را به او اختصاص داده و از ایشان دعوت می‌کند به مواردی که در اینجا ذکر خواهد شد، پاسخ دهد.

ابتدا لازم است به مروری کوتاه بر پیشینه سیاسی آقای فتاپور بپردازیم. همانگونه که اشاره شد، ایشان از رهبران سازمان چریک‌های فدایی خلق بوده است که سیاست مبتنی بر مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی را دنبال می‌کرد. آقای فتاپور و بخش بزرگی از اعضای آن سازمان، پس از بهمن ۵۷ و در همراهی با سیاست‌های حزب توده، سازمان اکثریت را تشکیل دادند و به یکی از حامیان خمینی و جمهوری اسلامی تبدیل شدند. به‌طوری‌که حتی در برابر سرکوب‌های این نظام نیز موضعی همراه با همکاری و هم‌سویی با آن داشتند. تا آنکه نوبت به سرکوب سازمان اکثریت و دستگیری اعضای آن رسید. در آن گیر و دار، آقای فتاپور به شوروی گریخت. ایشان در آنجا، با وجود مشاهده واقعیت‌های نظام حاکم بر آن کشور، وابستگی ریشه‌دار حزب توده به شوروی و رفتار سرکوبگرانه مقامات شوروی با پناهندگان پرسشگر و مخالف، راه سکوت و همکاری با مقامات شوروی را در پیش گرفت و پس از خروج از شوروی و اقامت در آلمان نیز، به ادامه سیاست‌های کج‌دار و مریز با جمهوری اسلامی پرداخت. به جرأت می‌توان گفت که ایشان در مقام رهبریت سازمان اکثریت، مسیری را که کیانوری و رهبران حزب توده، طی دهه‌ها، در هم‌سویی با سیاست‌های شوروی و سپس همراهی با جمهوری اسلامی پیموده بودند، در مدتی کوتاه و تنها طی چند سال پشت سر گذاشت.

banayee.jpgنشریه شهریور

آن چه که امروز در برابر چشمان ما رخ می‌دهد، چیزی است بسیار فراتر از انقلابی برای سرنگونی یک رژیم سرکوب‌گر و تبه‌کار، ایران در آستانه یک چرخش بزرگ تمدنی یا پنجمین نوزایی[۱] تاریخی-فرهنگی خویش است.

بر تخت نشستنِ داریوش بزرگ را شاید بتوان بزنگاه زایش هستنده‌ای[۲] دانست، که دیرتر با بهره‌گیری از جهان‌بینی و اسطوره‌‌شناسی اوستایی "ایران" نامیده شد، در پی پنج هزار سال شهرآیینی در باختر آسیا اینک یک شاهنشاهیِ دادگر، فراگیر، نیرومند، روادار، هم‌گرا و دیگرپذیر پدید آمده بود، سامانه‌ای از ارزش‌های پُرارج انسانی که سایه خویش را همچون درختی ستُرگ تا به امروز بر سر ما ایرانیان گسترده است.

آفند مقدونیان به این بازه پرشکوه تاریخ ایرانی پایان داد، تا فرزندان ارشک 65 سال دیرتر با بازآفرینی یاد آرش کمان‌گیر نخستین نوزایی ایرانی را به انجامی پرشکوه برسانند. آنان با نشاندن پیکره یک کمان‌دار بر پشت سکه‌های زرین و سیمین خویش، تبار خود را به پهلوان افسانه‌ای ایران، آرش شیواتیر اوستایی رساندند و به مانند او خاک میهن را از بیگانه بپرداختند، تا مرزهای ایران دوباره از فرات تا جیحون فرا گسترده شود و فرهنگ ایرانی دوباره مردمانی از تیره‌ها و تبارهای گونه‌گون را در بر بگیرد[۳]: پیکانی پارتی نشسته بر بال‌های باد تا به امروز در آسمان فرهنگی ما در پرواز است.

rezaee.jpgاز چه زمانی انسان توان تغییر خود را از دست می‌دهد؟ آیا انسان همیشه در جایگاهی است که بتواند خود را تغییر بدهد؟ آیا کسی که ۳۰ سال مسلمان مؤمن و نمازخوان بوده می‌تواند در طول چند ماه مسلمانی‌اش را کنار بگذارد؟ نه! اگر هم بگوید دروغ می‌گوید! آیا اگر کسی ۳۰ سال به سوسیالیسم به عنوان تنها راه رهایی باور داشته می‌تواند طی چند ماه به اقتصاد آزاد باور داشته باشد؟‌ نه!

ب. بی‌نیاز (داریوش)، نقش تکرار در حقیقت‌‌سازی و تغییر خویش. تارنمای بازنگری

انسان برای فهم جهان، داوری درباره خوب و بد و تصور آینده، به مجموعه‌ای از ارزش‌ها و مفاهیم نیاز دارد. هیچ انسانی کاملاً بدون پیش‌فرض زندگی نمی‌کند. آزادی، عدالت، برابری، سنت، ملیت، دین، سوسیالیسم، لیبرالیسم و محافظه‌کاری، هر کدام می‌توانند ‌چارچوبی برای تفسیر باشند.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که ایدئولوژی دیگر ابزار فهم واقعیت نباشد، بلکه جایگزین واقعیت شود. در این نقطه، فرد دیگر نمی‌پرسد: «واقعیت چیست و آیا نظریه من آن را درست توضیح می‌دهد؟» بلکه می‌پرسد: «چگونه می‌توانم واقعیت را طوری تفسیر کنم که نظریه من همچنان درست باقی بماند؟» این تغییر ظاهراً کوچک، چرخشگاه بسیار مهمی است.

در حالت نخست، انسان صاحب یک نظریه است؛ در حالت دوم، نظریه صاحب انسان می‌شود.

از اینجا می‌توان از چیزی سخن گفت که به‌طور استعاری می‌توان آن را اعتیاد ایدئولوژیک نامید.

این اصطلاح بیشتر به یک وضعیت فکری و روانی اشاره دارد که در آن فرد، گروه یا روشنفکر، برای حفظ دستگاه اعتقادی خود حاضر می‌شود واقعیت، تجربه، شواهد و حتی اخلاق را قربانی کند.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است

commislm.jpgوقتی اعتراض مردم به میدان قدرت‌نمایی جریان‌های ایدئولوژیک تبدیل می‌شود

آنچه امروز در خیابان‌های فرانسه و شماری از کشورهای اروپایی مشاهده می‌کنیم، زنگ خطری است که نباید به‌آسانی از کنار آن گذشت. اعتراضاتی که با خواسته‌های اقتصادی، کمبود امکانات آموزشی و نارضایتی‌های اجتماعی آغاز شدند، در برخی شهرها به صحنه آتش‌سوزی، تخریب اموال عمومی، غارت فروشگاه‌ها و درگیری‌های گسترده با پلیس تبدیل شده‌اند. در این میان، حضور تشکیلات کمونیستی و گروه‌های چپ رادیکال در سازمان‌دهی اعتراضات و تلاش برای تأثیرگذاری بر مسیر آن‌ها، پرسش‌های جدی درباره اهداف این جریان‌ها ایجاد کرده است.

برای شناخت خطر جریان‌های ایدئولوژیک، نیازی نیست تنها به شعارهایشان گوش کنیم؛ باید عملکرد، تشکیلات، روش‌های مبارزه و تجربه تاریخی آن‌ها را بررسی کنیم. کمونیسم انقلابی و اسلام سیاسی، با وجود اختلافات عمیق نظری، در بسیاری از مقاطع تاریخی نشان داده‌اند که چگونه می‌توانند مخالفت با ساختارهای موجود را به نقطه اشتراک سیاسی تبدیل کنند. تجربه انقلاب ۱۳۵۷ ایران یکی از نمونه‌های مهم چنین همگرایی‌هایی است؛ تجربه‌ای که پیامدهای آن همچنان بر زندگی میلیون‌ها ایرانی سایه انداخته است.

امروز پرسش این است که آیا برخی جریان‌های رادیکال اروپایی نیز در تلاش‌اند نارضایتی واقعی مردم را به فرصتی برای پیشبرد اهداف انقلابی و ایدئولوژیک خود تبدیل کنند؟

23-4.jpgرویداد 24 - سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه:
واشنگتن در پی تشدید تنش‌ها، سطح پرسنل دیپلماتیک خود را در چند کشور منطقه غرب آسیا کاهش داده و تخلیه زودهنگام را کلید زده است.

آمریکا تعدیل و کاهش شمار کارکنان سفارتخانه‌های خود در بحرین، کویت، اردن، قطر، بیروت و امارات را در دستور کار قرار داد.

مقامات آمریکایی اذعان کردند تخلیه پیشین خانواده‌های کارکنان سفارت آمریکا در عربستان سعودی مستقیماً به حملات یمن ارتباط داشته است.

در 24 ساعت گذشته، 86 هواپیمای نظامی در منطقه شناسایی شدند که شامل 7 هواپیمای ترابری ورودی از خارج منطقه، از جمله 6 هواپیمای آمریکایی و یک هواپیمای نروژی، همچنین 2 هواپیمای ترابری نظامی منطقه‌ای، 28 هواپیمای سوخت‌رسان، 18 هواپیمای شناسایی، یک جنگنده، 26 هواپیمای ترابری نظامی که در داخل منطقه جابه‌جا شدند و 4 بالگرد نظامی بودند.

23-3.jpgدویچه وله - خبرگزاری صداوسیما تصاویری از یک مرکز زیرزمینی تولید پهپاد ارتش جمهوری اسلامی در مکانی نامعلوم منتشر کرده است.

kenya.jpg🔹یک ساختمان ۱۸ طبقه که در حال ساخت بود، بعدازظهر امروز در منطقه «ایستلی» در نایروبی، پایتخت کنیا، فرو ریخت و شمار نامشخصی از کارگران ساختمانی و شهروندان زیر آوار گرفتار شده‌اند.

🔹به گزارش خبرگزاری «شینهوا»، عیسی محمد، فرمانده پلیس منطقه‌ای نایروبی، اعلام کرد مقامات همچنان در حال جمع‌آوری اطلاعات درباره این حادثه هستند و تیم‌های امدادی با شتاب به محل اعزام شده‌اند. تا این لحظه، اطلاعاتی درباره تلفات احتمالی منتشر نشده است.

***

shirjeh.jpgایندیپندنت فارسی - مولی کارلسون، شیرجه‌زن کانادایی، با شیرجه از یک کوه یخ در سواحل نیوفاندلند کانادا، به نخستین زنی تبدیل شد که چنین شیرجه‌ای را انجام می‌دهد.

به گزارش رویترز، کارلسون با کمک ویل گد، یخ‌نورد سرشناس کانادایی، برای انجام این شیرجه با موج‌های اقیانوس، حرکت کوه یخ و شرایط نامساعد جوی روبه‌رو شد. این شیرجه علاوه بر ثبت یک رکورد تاریخی، بلندترین شیرجه رو به عقب کارلسون تاکنون نیز بود.

خطر حرکت غیرقابل پیش‌بینی کوه‌های یخ زمانی آشکار شد که پس از شیرجه کارلسون، گد تنها لحظاتی پیش از جدا شدن بخشی از کوه یخ توانست خود را به قایق گروه برساند.

کارلسون پس از این شیرجه گفت ایده پریدن از کوه یخ از تجربه‌های او در زمینه چالش‌های سلامت روان الهام گرفته است. او کوه یخ را نمادی دانست که تنها ۱۰ درصد آن در معرض دید است و ۹۰ درصد دیگر زیر سطح آب قرار دارد؛ بخشی که «هیچ‌کس آن را نمی‌بیند».

jordan.jpgخبرنامه گویا - حمله مسلحانه به مراسم خاکسپاری در کلیسایی در جنوب اردن، چندین کشته و ده‌ها زخمی برجای گذاشت. تصاویر دوربین مداربسته که شبکه العربیه منتشر کرده، سه مهاجم مسلح را نشان می‌دهد که دو نفر از آنها به سوی کلیسا حرکت می‌کنند و نفر سوم ظاهراً به دلیل گیر کردن سلاحش از همراهی با آنها بازمی‌ماند.

این حمله روز جمعه ۲۳ اکتبر، هنگام برگزاری مراسم خاکسپاری در کلیسای «حمود» در استان کرک، واقع در جنوب اردن، رخ داد. به گزارش شبکه دولتی «المملکه»، دو مرد مسلح از خودرویی پیاده شدند و به سوی عزاداران آتش گشودند. یکی از مهاجمان سلاح خودکار و دیگری تپانچه در اختیار داشت.

یکی از شاهدان عینی به المملکه گفت مهاجمان برای چند دقیقه بی‌وقفه تیراندازی کردند و سپس از محل گریختند.

به گفته او، هنگام حمله بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر در داخل و اطراف کلیسا حضور داشتند و بیشتر قربانیان بین ۵۰ تا ۷۰ سال سن داشتند.

گزارش‌های اولیه رسانه‌های اردنی از دست‌کم هفت کشته خبر می‌دهند.

نیروهای امنیتی اردن عملیات تعقیب مهاجمان را آغاز کرده‌اند. تاکنون هویت عاملان و انگیزه حمله مشخص نشده و هیچ گروهی مسئولیت آن را بر عهده نگرفته است.

***

madras.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی از یک مدرسه اسلامی در هند، گروهی از کودکان دختر و پسر را نشان می‌دهد که در نمایشی، روش‌های مختلف کتک زدن زنان را اجرا می‌کنند.

در این تصاویر، کودکان ابتدا ضربه زدن با دمپایی، مشت و لگد و چوب را به نمایش می‌گذارند و سپس استفاده از «مسواک» یا چوب کوچک مخصوص تمیز کردن دندان را به‌عنوان روشی قابل قبول معرفی می‌کنند. زیرنویس‌های هندی و علامت‌های تصویری، روش‌های خشن‌تر را رد و روش آخر را تأیید می‌کنند.

این نمایش به آیه ۳۴ سوره نساء در قرآن ارتباط داده شده است؛ آیه‌ای که در تفسیر سنتی آن، پس از اندرز دادن و جدا کردن بستر، تنبیه بدنی همسر در صورت «نافرمانی» مطرح می‌شود. در برخی تفسیرهای اسلامی، از جمله روایتی منسوب به ابن‌عباس، تأکید شده که ضربه نباید شدید یا آسیب‌زا باشد و حتی به استفاده از چوب مسواک اشاره شده است. با این حال، همین مجاز دانستن نوعی از تنبیه بدنی زنان، موضوع انتقاد گسترده مخالفان خشونت خانگی و مدافعان حقوق زنان است.

این ویدیو که از ۲۱ اکتبر در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده، میلیون‌ها بار دیده شده و واکنش‌های انتقادی فراوانی برانگیخته است. برخی کاربران آن را نمونه‌ای از عادی‌سازی خشونت علیه زنان در آموزش‌های مذهبی دانسته‌اند.

prices.jpg

bakhshi.jpgخبرنامه گویا - اظهارات حامد بخشی، از چهره‌های حامی جمهوری اسلامی که با خانواده‌های قربانیان مدرسه شجره طیبه میناب در ارتباط بوده، ابعاد تازه‌ای از برخورد مقام‌های حکومتی با بازماندگان این فاجعه را مطرح کرده است. به گفته او، برخی مسئولان به خانواده‌های داغدار گفته‌اند وقتی از وجود تأسیسات نظامی در اطراف مدرسه اطلاع داشتند، چرا فرزندانشان را در آنجا ثبت‌نام کردند؟

این سخنان که ویدئوی آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، بار دیگر پرسش‌هایی را درباره مسئولیت جمهوری اسلامی در تأمین امنیت دانش‌آموزان و نحوه برخورد با خانواده‌هایی مطرح کرده است که فرزندانشان را در حمله موشکی نهم اسفند ۱۴۰۴ از دست دادند.

در حمله روز ۲۸ فوریه به مدرسه شجره طیبه میناب، بنا بر گزارش عفو بین‌الملل، ۱۵۶ نفر از جمله ۱۲۰ کودک کشته شدند. تحقیقات مستقل نشان داده‌اند که مدرسه در مجاورت مجموعه نظامی نیروی دریایی سپاه پاسداران قرار داشت، هرچند ساختمان مدرسه با دیوار و ورودی جداگانه از بخش نظامی تفکیک شده بود.

اظهارات بخشی اکنون پرسش دیگری را پیش کشیده است: اگر مجاورت مدرسه با تأسیسات نظامی خطری شناخته‌شده بود، چرا مسئولان به جای پاسخگویی درباره ایمنی و تعطیل نکردن مدرسه در آغاز جنگ، خانواده‌هایی را مورد سؤال قرار داده‌اند که فرزندانشان را برای تحصیل به آنجا فرستاده بودند؟

این در حالی است که تحقیقات مستقل، از جمله بررسی عفو بین‌الملل، مسئولیت حمله مرگبار به مدرسه را متوجه نیروهای آمریکایی دانسته و خواستار پاسخگویی درباره این حمله شده‌اند.

naft.jpgخبرنامه گویا - یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار افشاگر، در تازه‌ترین اظهارات خود درباره پشت‌پرده فروش نفت جمهوری اسلامی، از واگذاری نزدیک به ۹۰ میلیارد دلار نفت به شمار محدودی از واسطه‌ها خبر داده است؛ افرادی که برخی از آنها با مقام‌های ارشد حکومتی، نهادهای امنیتی و جریان‌های سیاسی نزدیک به قدرت ارتباط دارند.

به گفته سلطانی، محمدجواد باوند، معاون پیشین اقتصادی اطلاعات سپاه، در ساختار فروش نفت نقش مهمی پیدا کرده و حدود ۸۰ تا ۸۵ میلیون بشکه نفت به چهار واسطه واگذار شده است. او مدعی است این افراد تنها از محل تخفیف‌های فروش این محموله‌ها، حدود ۱.۵ میلیارد دلار سود به دست آورده‌اند؛ رقمی که جدا از دیگر درآمدهای احتمالی آنها از معاملات نفتی است.

سلطانی نام چهار نفر را در این شبکه مطرح کرده است: حسین شمخانی، فرزند علی شمخانی، که به گفته او در ۴۷۸ نوبت بیش از ۳۰ میلیارد دلار نفت دریافت کرده؛ روح‌الله رضوی، داماد مجید متقی‌فر، سخنگوی جبهه پایداری، که همراه با شبکه مرتبط با خود بیش از ۱۷ میلیارد دلار نفت در اختیار گرفته؛ علی بایندریان، با بیش از ۱۵ میلیارد دلار محموله نفتی در ۱۸۹ نوبت، و محمدهادی مؤمنین که ارزش نفت واگذارشده به او بیش از ۱۱ میلیارد دلار اعلام شده است.

در گزارش‌های تازه سلطانی، نام دو واسطه دیگر نیز دیده می‌شود: فردی چینی موسوم به «ویلیام» با بیش از ۱۲ میلیارد دلار و حسین آقاباری با حدود ۴.۷ میلیارد دلار نفت. مجموع ارزش محموله‌های واگذارشده به این شش واسطه، طبق ارقام اعلام‌شده، به حدود ۸۹.۷ میلیارد دلار می‌رسد.

بخش دیگری از افشاگری‌ها به بدهی‌های سنگین این شبکه مربوط می‌شود. سلطانی بدهی حسین شمخانی را حدود ۶۴۸ میلیون دلار، علی بایندریان را ۴۳۶ میلیون دلار، محمدهادی مؤمنین را ۴۰۰ میلیون دلار و حسین آقاباری را ۷۷۹ میلیون دلار اعلام کرده است؛ در مجموع بیش از ۲.۲ میلیارد دلار بدهی منتسب به این چهار نفر.

پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چه کسانی اجازه داده‌اند ده‌ها میلیارد دلار از ثروت نفتی ایران در اختیار این واسطه‌ها قرار گیرد و چه کسی مسئول بازگرداندن پول آن به کشور است؟

ارقام فوق بر اساس اظهارات و گزارش‌های منتشرشده از سوی یاشار سلطانی است و به معنای اختلاس یا ناپدید شدن تمام ارزش نفت واگذارشده نیست. میزان دقیق بدهی‌ها و تخلفات احتمالی نیز نیازمند بررسی مستقل اسناد مالی و قراردادهاست.

terror.jpgخبرنامه گویا - اکسیوس از هشدار تازه نهادهای اطلاعاتی آمریکا درباره پیشرفت طرح‌های جمهوری اسلامی برای ترور دیپلمات‌ها و مقام‌های آمریکایی خبر داد. بر اساس یادداشتی اطلاعاتی خطاب به مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تلاش‌ها برای هدف قرار دادن این افراد در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان به‌شدت افزایش یافته و برخی طرح‌های مرگبار به «مراحل پیشرفته» رسیده‌اند.

به نوشته اکسیوس، این تهدیدها یکی از دلایل کاهش کارکنان چند نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در منطقه است. واشنگتن اوایل هفته به خانواده‌ها و کارکنان غیرضروری سفارت خود در ریاض و کنسولگری‌های جده و ظهران دستور خروج داد. یک مقام آمریکایی، تهدید حملات حوثی‌ها و «طرح‌های تروریستی رژیم ایران» را دلیل این تصمیم اعلام کرد.

جی کلیتون، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، در این یادداشت یک‌صفحه‌ای و غیرمحرمانه از روبیو خواسته است هشدارها به کارکنان بیشتری منتقل شود. او پیشنهاد کرده سطح محرمانگی اطلاعات حساس تا حد امکان کاهش یابد تا افرادی که احتمال دارد هدف قرار گیرند، از خطر آگاه شوند.

در این یادداشت، نام اهداف، شیوه اجرای طرح‌ها و کشورهای خارج از خاورمیانه ذکر نشده است.

***

22-3.jpgبابک زنجانی نخست‌وزیر عراق را تهدید کرد؛ «پشیمان خواهید شد!»

خبرنامه گویا - بابک زنجانی، چهره جنجالی اقتصادی نزدیک به جمهوری اسلامی، در واکنش به بسته شدن گذرگاه مرزی چذابه از سوی عراق، نخست‌وزیر این کشور را تهدید کرد و خواستار محدود کردن عبور نفتکش‌های عراقی از تنگه هرمز شد.

زنجانی در شبکه ایکس نوشت: «عراقی‌ها برای بستن مرز ایران پشیمان خواهند شد.» او نخست‌وزیر عراق را «گستاخ» خواند و خواستار اقدام تلافی‌جویانه در تنگه هرمز شد.

او مدعی شد صادرات نفت عراق از حدود ۹۹ میلیون بشکه در ماه به تنها ۱۸.۶ میلیون بشکه کاهش یافته و بغداد برای جبران آن، صادرات روزانه ۲۳۰ هزار بشکه نفت از مسیر ترکیه را در پیش گرفته است.

زنجانی هشدار داد که عراق باید «معنی واقعی انسداد مرز و تبعات آن» را درک کند.

Untitled-466778.jpg

این واکنش در حالی مطرح شده که دولت عراق روز چهارشنبه ۲۹ مهر گذرگاه الشیب، مقابل چذابه در استان خوزستان، را به روی مسافران و محموله‌های تجاری بست. رویترز به نقل از مقام‌های مرزی عراق گزارش داد که هدف از این اقدام، بازبینی تدابیر امنیتی و نصب تجهیزات شناسایی برای جلوگیری از قاچاق کالاهای ممنوعه بوده است.

هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره احتمال بسته شدن تدریجی دیگر گذرگاه‌های مرزی منتشر شده است؛ با این حال، سخنگوی دولت عراق اعلام کرده که گذرگاه‌های دیگر همچنان فعال‌اند و مبادلات تجاری ادامه دارد.

yasharS.jpgایران وایر - «یاشار سلطانی»، روزنامه‌نگار و پژوهشگر حوزه فساد اقتصادی، در تازه‌ترین افشاگری خود درباره شبکه فروش نفت جمهوری اسلامی، مدعی شده است که «حسین شمخانی»، فرزند علی شمخانی، طی چهار تا پنج سال گذشته بیش از ۳۰ میلیارد دلار نفت ایران را فروخته و با وجود بدهی‌های چند صد میلیون دلاری، همچنان از واسطه‌های اصلی فروش نفت کشور بوده است.

سلطانی که پیش‌تر درباره نقش نهادهای امنیتی و شبکه‌های واسطه در فروش نفت ایران افشاگری کرده بود، این بار با ارائه آمارهایی از تعداد محموله‌های واگذارشده، میزان فروش و بدهی برخی از چهره‌های فعال در این شبکه سخن گفته است.

به گفته او، حسین شمخانی تا پایان اردیبهشت۱۴۰۵ در ۴۷۸ نوبت محموله نفتی به ارزش بیش از ۳۰ میلیارد و ۱۶۵ میلیون دلار دریافت کرده است. سلطانی بدهی ثبت‌شده او در این تاریخ را حدود ۶۴۸ میلیون دلار و سهمش از مجموع فروش نفت ایران در دوره مورد بررسی را ۱۱٫۹۲ درصد اعلام کرد.

این روزنامه‌نگار همچنین مدعی شد «روح‌الله رضوی» و «بدرالدین موسوی» در مجموع ۳۰۶ محموله نفتی به ارزش بیش از ۱۷ میلیارد دلار دریافت کرده‌اند.

pak.jpgتهدید جمهوری اسلامی به بستن مرز پاکستان

خبرنامه گویا - فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، از بازگشایی یک‌طرفه مرز پاکستان با ایران خبر داد و تهدید کرد در صورت ادامه محدودیت‌ها، جمهوری اسلامی نیز مرز خود را خواهد بست.

مالکی در گفت‌وگو با ایلنا گفت در سفر اخیر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران، موضوع بسته شدن مرز مطرح شد و او همان‌جا دستور بازگشایی آن را صادر کرد. با این حال، به گفته مالکی، مرز تنها برای ورود کامیون‌های پاکستانی به ایران باز شده و کامیون‌های ایرانی همچنان اجازه ورود به پاکستان را ندارند.

این نماینده مجلس با متهم کردن آمریکا به اعمال فشار بر کشورهای همسایه برای محدود کردن روابط اقتصادی با جمهوری اسلامی گفت: «ما از دوستان پاکستانی خود اصلاً انتظار چنین اتفاقی را نداشتیم و انتظار نمی‌رفت تحت تأثیر فشارهای آمریکایی‌ها قرار بگیرند.»

مالکی افزود از سفیر پاکستان خواسته شده برای توضیح درباره این وضعیت به مجلس برود. او همچنین با اشاره به محدودیت‌های مرزی عراق گفت فشارهای آمریکا بر کشورهای همسایه ایران افزایش یافته است.

khashaShah.jpgآبراهه‌ای که پس از ۲۵ قرن کشف شد

خبرنامه گویا - به گزارش سایه رحیمی در ایندیپندنت فارسی، حدود ۲۵۰۰ سال پیش، خشایارشا*، پادشاه هخامنشی، دستور ساخت آبراهه‌ای عظیم در شمال یونان را صادر کرد؛ پروژه‌ای کم‌نظیر در جهان باستان که با شکافتن خشکی، مسیر عبور ناوگان جنگی ایران را هموار کرد. این آبراهه نزدیک به دو کیلومتر طول و ۳۰ متر عرض داشت و چنان پهن بود که دو کشتی جنگی می‌توانستند هم‌زمان از آن عبور کنند.

خشایارشا این کانال را در آستانه لشکرکشی به یونان و برای جلوگیری از تکرار فاجعه‌ای ساخت که سال‌ها پیش برای ناوگان داریوش رخ داده بود. در سال ۴۹۲ پیش از میلاد، طوفانی سهمگین در نزدیکی دماغه آتوس شمار زیادی از کشتی‌های ایرانی را نابود کرده بود. آبراهه جدید به ناوگان هخامنشی امکان می‌داد بدون عبور از این مسیر خطرناک، وارد دریای اژه شود.

این شاهکار مهندسی برای قرن‌ها ناپدید شده بود و برخی مورخان حتی در وجود آن تردید داشتند. تا اینکه در دهه ۱۹۹۰، گروهی از پژوهشگران بریتانیایی و یونانی با استفاده از روش‌های لرزه‌نگاری و بررسی لایه‌های زیرزمینی، بقایای آبراهه را کشف کردند و شواهد محکمی از درستی روایت‌های تاریخی درباره آن به دست آوردند.

aghayee.jpgخبرنامه گویا - حسین آقایی، کارشناس مسائل نظامی و امنیتی، در گفت‌وگو با شبکه ایران اینترنشنال ، با بررسی تحرکات اخیر جنگنده‌های اسرائیلی و احتمال حمله دوباره به ایران، از افزایش خطر وقوع دور تازه‌ای از جنگ سخن گفت:

مجری: گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد آمریکا به سمت حمله پیش‌دستانه متمایل شده است. از سوی دیگر، شاهد مانورهای اخیر جنگنده‌های اسرائیلی بوده‌ایم. با توجه به این تحولات، منطقه اکنون در چه وضعیت نظامی قرار دارد؟

حسین آقایی: به نظر می‌رسد وقوع دور تازه‌ای از درگیری‌ها تقریباً اجتناب‌ناپذیر و حتی می‌توان گفت تقریباً قطعی است؛ مگر اینکه اتفاقات خاصی رخ دهد. برای مثال، جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا شکست سنگینی بخورند یا بنیامین نتانیاهو بار دیگر نخست‌وزیر اسرائیل نشود. چنین تحولاتی می‌تواند بر تصمیم سیاست‌گذاران و استراتژیست‌های آمریکا و اسرائیل تأثیر بگذارد. بنابراین، نمی‌توان نقش انتخابات این دو کشور را در تصمیم‌گیری‌های نظامی نادیده گرفت.

مانور اخیر جنگنده‌های اسرائیلی که تا نزدیکی ایران پیش رفتند، بسیار مهم است و نشانه آشکاری از تمرین برای عملیات نظامی آینده محسوب می‌شود. سه ماه پیش از عملیات «طلوع شیران» نیز اسرائیل مانور مشابهی انجام داده بود که طی آن جنگنده‌ها از اسرائیل به سمت سوریه و عراق پرواز کردند و بازگشتند.

این اقدامات بخشی از مرحله‌ای است که در اصطلاح نظامی «مرحله صفر جنگ» نامیده می‌شود. ما اکنون در همین مرحله قرار داریم؛ مرحله‌ای که شامل تمرین‌های عملیاتی و راهبردی، افزایش آمادگی رزمی و پایش اطلاعاتی است. در مراحل بعدی وارد فاز جنبشی یا همان عملیات نظامی مستقیم خواهیم شد.

جنگنده‌های شرکت‌کننده در این مانور احتمالاً از نوع اف-۳۵ نیروی هوایی اسرائیل بوده‌اند که تعدادی هواپیمای سوخت‌رسان نیز آن‌ها را همراهی می‌کردند. هدف این مانورها علاوه بر نمایش قدرت هوایی و توان بازدارندگی اسرائیل، ارزیابی سرعت رسیدن به صحنه نبرد، میزان مصرف سوخت، ظرفیت حمل مهمات و همچنین بررسی وضعیت پدافند هوایی جمهوری اسلامی و محیط دفاعی منطقه است.

با توجه به هشدارهای بسیار جدی روز گذشته بنیامین نتانیاهو به جمهوری اسلامی و همچنین مفاد دکترین امنیتی جدید اسرائیل که بر حملات پیش‌دستانه و پیشگیرانه تأکید دارد، معتقدم اگر نتانیاهو تنها تصمیم‌گیرنده بود، تا همین امروز حملاتی علیه جمهوری اسلامی انجام می‌داد.

به نظر می‌رسد در حال حاضر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، از جمله کسانی هستند که توصیه به احتیاط می‌کنند. اما به اعتقاد من، پس از انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، ایران شاهد حملات بزرگی خواهد بود.

bomb.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با تهدید به استفاده از «مادر همه بمب‌ها» علیه جمهوری اسلامی، بار دیگر قدرت نظامی واشینگتن را به رخ فرماندهان سپاه پاسداران کشیده است. این بمب غول‌پیکر غیرهسته‌ای، با قدرت انفجاری بسیار بالا، برای نابودی مجموعه‌های نظامی گسترده، تونل‌ها و برخی تأسیسات زیرزمینی طراحی شده و می‌تواند در حملات احتمالی آینده علیه جمهوری اسلامی به کار گرفته شود.

ترامپ در روزهای اخیر گفت: «مادر همه بمب‌ها هسته‌ای نیست. این فقط یک بمب بسیار بزرگ است؛ شبیه یک بمب هسته‌ای کوچک.» او تأکید کرد که آمریکا نیازی به استفاده از سلاح هسته‌ای ندارد.

به گزارش ایندیپندنت فارسی به نقل از فاکس‌نیوز، این سلاح با نام GBU-43 یا «موآب»، حدود ۱۰ تن وزن دارد و با هدایت ماهواره‌ای به سوی هدف حرکت می‌کند. انفجار آن موج فشار عظیمی ایجاد می‌کند که می‌تواند تأسیسات، استحکامات و شبکه‌های تونلی را تخریب کند.

تفاوت این بمب با سنگرشکن‌هایی که آمریکا در جنگ ۱۲روزه علیه تأسیسات هسته‌ای فردو و نطنز استفاده کرد، در شیوه تخریب آن است. در حملات ژوئن ۲۰۲۵، بمب‌افکن‌های رادارگریز بی-۲ آمریکا ۱۴ بمب سنگرشکن GBU-57، هر یک به وزن حدود ۱۳.۶ تن، بر اهداف زیرزمینی ایران فرو ریختند. این بمب‌ها برای نفوذ در لایه‌های سنگ و بتن و انفجار در اعماق زمین ساخته شده‌اند.

tri.jpgگفت‌وگوی مهدی نصیری با بیژن کیان و فرزانه روستایی

مهدی نصیری: درود به دو مهمان ارجمند، آقای بیژن کیان و خانم فرزانه روستایی، فعال سیاسی و رسانه‌ای ساکن سوئد. نخستین پرسش من از هر دو مهمان این است که در شرایط کنونی، مهم‌ترین مسئله‌ای که درباره ایران و تحولات پیش رو باید با مردم در میان گذاشت چیست؟

فرزانه روستایی: امروز ایران تقریباً در تمام زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی با بحران روبه‌روست، اما مهم‌ترین مسئله، خطر آغاز یک جنگ نظامی تازه در روزها یا هفته‌های آینده است.

پشت این خطر، مسئله‌ای حتی مهم‌تر وجود دارد و آن اداره کشور به دست نظامیان است. سپاه پاسداران عملاً ایران را ملک شخصی خود می‌داند. از اقتصاد و تجارت و واردات و صادرات گرفته تا پروژه‌های هسته‌ای، موشکی و بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی، همه چیز در اختیار سپاه قرار گرفته است.

سپاه تصور می‌کند با موشک‌ها و تأسیسات هسته‌ای خود می‌تواند در برابر ارتش آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند. فرماندهان جمهوری اسلامی واقعاً تصور می‌کنند در جنگ‌های گذشته پیروز شده‌اند و در جنگ بعدی می‌توانند کار آمریکا را تمام کنند. این توهمات برای آینده ایران بسیار خطرناک است.

فاجعه این است که جمهوری اسلامی چنان با مردم رفتار کرده که بسیاری از ایرانیان امید خود را به تغییرات داخلی از دست داده‌اند و به دخالت خارجی امیدوار شده‌اند. این وضعیت نتیجه عملکرد خود حکومت است.

سپاه کشوری را به گروگان گرفته که هدف اصلی گردانندگان آن حفظ قدرت و منافع اقتصادی است. آن‌ها از جنگ و آخرالزمان سخن می‌گویند، اما هزاران شرکت و شبکه اقتصادی در داخل و خارج کشور دارند و از دور زدن تحریم‌ها سود می‌برند.

من به‌شدت نگران آینده ایران هستم. این افراد برای باقی ماندن در قدرت ممکن است به جنگ داخلی، فروپاشی کشور و حتی دخالت نیروهای خارجی تن بدهند. خطر جنگ داخلی و آسیب دیدن مرزهای ایران بسیار جدی است و امیدوارم در این پیش‌بینی اشتباه کنم.

22.jpg

توانا - به گزارش وب‌سایت زومان، نهادهای بالادستی جمهوری اسلامی در ابلاغیه‌ای رسمی و الزام‌آور دستور داده‌اند که در صورت آغاز جنگ جدید، دسترسی شهروندان ایران به اینترنت بین‌الملل بلافاصله قطع شود؛ تصمیمی که اگر اجرا شود، میلیون‌ها نفر را بار دیگر از ارتباط با جهان خارج محروم خواهد کرد.

🔸در حالی که مردم ایران در بحران‌های گذشته هزینه سنگین قطع ارتباطات را با از دست دادن درآمد، اختلال در کسب‌وکار، محرومیت از اطلاع‌رسانی و دشواری ارتباط با خانواده‌هایشان پرداخته‌اند، ظاهرا مقام‌های جمهوری اسلامی همچنان قطع اینترنت را یکی از نخستین گزینه‌های مواجهه با بحران می‌دانند.

تجربه جنگ ۱۲روزه، اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰روزه نشان داده است که قطع اینترنت صرفا یک محدودیت فنی نیست؛ اقدامی است که دسترسی شهروندان به اخبار مستقل، امکان مستندسازی رویدادها و ارتباط با جهان خارج را مختل می‌کند. در جریان آخرین جنگ نیز اینترنت بین‌الملل برای حدود سه ماه با محدودیت‌های گسترده مواجه بود.

🔸تناقض آشکار این سیاست آنجاست که حکومت مدعی حفاظت از امنیت مردم است، اما در حساس‌ترین و خطرناک‌ترین شرایط، یکی از ضروری‌ترین ابزارهای دسترسی آنان به اطلاعات و ارتباطات را هدف قرار می‌دهد. شهروندی که در میانه جنگ به اخبار فوری، ارتباط با نزدیکان یا خدمات اینترنتی نیاز دارد، چرا باید قربانی تصمیمی شود که بدون پاسخ‌گویی و شفافیت اتخاذ شده است؟

قطع اینترنت نه پناهگاه می‌سازد، نه امنیت شهروندان را تضمین می‌کند و نه مشکلات ناشی از جنگ را کاهش می‌دهد. برعکس، خاموش کردن شبکه ارتباطی می‌تواند جامعه را در شرایط بحرانی آسیب‌پذیرتر کند و امکان نظارت عمومی بر عملکرد نهادهای مسئول را کاهش دهد.

🔸البته زومان تاکید کرده که هنوز تاریخ صدور نامه، جزئیات محدودیت‌ها و سازوکار بازگشت اینترنت مشخص نیست. متن ابلاغیه نیز در اطلاعات منتشرشده ارائه نشده و صدور این دستور به‌طور مستقل تایید نشده است.

euronews.jpgخبرنامه گویا - به گزارش یورونیوز، یک کاپیتان سابق کشتی‌های تجاری و مدیرعامل شرکت راهبری دریایی در گفت‌وگویی اختصاصی با یورونیوز، از نابودی بخش بزرگی از ناوگان جنگی جمهوری اسلامی، کشته شدن دست‌کم ۹۵ دریانورد غیرنظامی و کاهش ۹۰ درصدی تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز از آغاز جنگ خبر داده است.

این دریانورد ۵۰ ساله که با نام مستعار «حامد» معرفی شده، درباره وضعیت نیروی دریایی جمهوری اسلامی گفت: «ناوگان نیروی دریایی تا حد زیادی از بین رفته. حتی در بندرعباس به ناوهایی که در ساحل در حال تعمیر بودند، حمله شد.» به گفته او، آمار واقعی انهدام شناورهای نظامی به دلیل شرایط جنگی اعلام نشده و فعلاً نیز منتشر نخواهد شد.

او همچنین از کشته شدن حدود ۹۵ دریانورد غیرنظامی، از فرمانده و ملوان تا سرمهندس و آشپز کشتی‌های تجاری، خدماتی، صیادی و مسافربری خبر داد و از سکوت رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی درباره این قربانیان انتقاد کرد. به گفته او، شماری از کشته‌شدگان در شناورهای پشتیبانی سکوهای نفت و گاز فعالیت داشتند.

این مدیر دریایی درباره پیامدهای محاصره آمریکا و تحریم‌ها گفت حدود ۶۰ درصد کشتی‌های ایرانی تحریم شده‌اند و عملاً امکان ورود به بسیاری از بنادر خارجی را ندارند. به گفته او، کشتی‌های بزرگ ایرانی حتی قادر به تردد محدود به بنادر همسایه نیستند و برای انتقال برخی محموله‌ها به کشورهای دیگر، از بنادر واسطه و انتقال بار میان کشتی‌ها استفاده می‌شود.

حسن پیرانی کجاست؟

| No Comments

pirani.jpgخبرنامه گویا - به گزارش ایران وایر حسن پیرانی دورباش، فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی که پس از انتشار ویدیویی خطاب به مجتبی خامنه‌ای بازداشت و برای بیش از دو ماه ناپدید شده بود، بار دیگر از زندان لاکان رشت به مکانی نامعلوم منتقل شده است. منابع آگاه به «ایران‌وایر» می‌گویند احتمال دارد او برای گرفتن اعتراف اجباری تحت فشار قرار گرفته باشد.

پیرانی روز ۲۱ تیرماه در ویدیویی خطاب به مجتبی خامنه‌ای گفته بود: «پدرت ایران را نابود کرد، ایرانی را خوار و ذلیل کرد و حالا پسر راه پدر را ادامه می‌دهد.» او از رهبر جمهوری اسلامی خواسته بود خود را تسلیم ملت ایران کند و به مقام‌های حکومت هشدار داده بود: «دست از هم‌دستی با شیطان بردارید.»

دو روز پس از انتشار این ویدیو، پیرانی ناپدید شد و ارتباطش با خانواده و دوستان قطع شد. حساب اینستاگرام او نیز به کنترل پلیس امنیت درآمد. به گزارش ایران‌وایر، این فعال سیاسی پس از هفته‌ها بی‌خبری در بند ۱۲ زندان لاکان رشت، معروف به «ستارگان»، دیده شد، اما روز سه‌شنبه بار دیگر به مکانی نامعلوم انتقال یافت.

به گفته منابع مطلع، پیرانی در آخرین روزهای حضورش در زندان از نظر روحی به‌شدت آسیب دیده بود و در تماسی با یکی از هم‌بندی‌های سابق خود درخواست کمک کرده بود: «صدای من باشید، نگذارید من را خفه کنند. پیج من را گرفتند، نگذارید صدای من به این راحتی خاموش شود.»

این زندانی سیاسی پیش‌تر نیز در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ به دلیل فعالیت‌های انتقادی در فضای مجازی بازداشت شده بود.

به گفته هم‌بندی سابقش، او در آن دوره با وجود ضرب‌وشتم، از دادن رمز اینستاگرام خودداری کرده و در اعتراض به بازداشت، اعتصاب غذای خشک کرده بود؛ اقدامی که به کاهش شدید وزن و وخامت وضعیت جسمی او انجامید.

منابع ایران‌وایر با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی و روانی پیرانی می‌گویند محل نگهداری فعلی او مشخص نیست و احتمال انتقال دوباره‌اش به سلول انفرادی برای بازجویی و اعتراف‌گیری وجود دارد. این نگرانی در حالی مطرح می‌شود که او پیش‌تر در بند «ستارگان»، محل نگهداری زندانیان متهم یا محکوم به جرایم سنگین، نگهداری می‌شد.

javid.jpgاین روزها برخی از مخالفان جمهوری اسلامی مرتب تکرار می‌کنند که سرنگونی حکومت باید فقط به دست مردم ایران انجام شود و کمک خارجی، وابستگی و خیانت است. اما یک پرسش ساده را بی‌پاسخ می‌گذارند: مردمی که با دست خالی روبه‌روی تفنگ، زندان و دستگاه عظیم سرکوب قرار گرفته‌اند، دقیقاً چگونه باید این حکومت را از قدرت کنار بزنند؟ با شعار؟ با صدور بیانیه؟ یا با فرستادن دوباره جوانان به خیابان، بدون آنکه راهی برای محافظت از آنان وجود داشته باشد؟

در دی‌ماه هزاران هزار ایرانی در سرکوب اعتراضات جان باختند. خانواده‌هایی داغدار شدند، جوانانی بازداشت شدند و تهدید اعدام همچنان بر سر بسیاری از زندانیان سنگینی می‌کند. قرار نیست هر بار که مردم برای آزادی فریاد می‌زنند، پاسخی جز گلوله دریافت کنند و بعد از آنان خواسته شود برای اثبات شجاعت خود باز هم تنها به میدان بروند. شجاعت مردم ایران ثابت شده است؛ آنچه هنوز پاسخ روشنی ندارد، برنامه عملی مخالفان هرگونه کمک جهانی است.

artesh.jpgایران وایر - فرمانده ارتش ایران در تازه‌ترین اظهارات خود درباره رویارویی احتمالی ایران با آمریکا ادعا کرده که نیروی نظامی جمهوری اسلامی برای یک «جنگ ناهم‌تراز و تجهیزات مورد نیاز آن» آماده است.

در نبرد ناهم‌تراز، طرف‌های درگیر از نظر قدرت نظامی، تجهیزات، منابع مالی یا فناوری وضعیت مشابهی ندارند اما طرف ضعیف‌تر برای جبران، از روش‌های متفاوت و غیرکلاسیک جنگی استفاده می‌کند.

خبرگزاری تسنیم به نقل از امیر حاتمی، نوشت: «در جنگ ناهم‌تراز پیشین، با تجهیزاتی با دشمن جنگیدیم که دشمن غافلگیر شد چرا که ضربات بسیار محکمی دریافت کرد. ما دشمن را مورد ارزیابی قرار داده و می‌دانیم که توانمندی‌های قابل توجهی دارد ولی با درنظرگیری تمام این موارد، خود را برای جنگ ناهم‌تراز و تجهیزات مورد نیاز آن، آماده کرده‌ایم.»

فرمانده ارتش ایران این موضوع را «در بازدید از یکی از مراکز تولید پهپادهای رزمی-هجومی ارتش» عنوان کرده و درباره اعمال محدودیت از سوی جمهوری اسلامی برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز هرمز گفته است «برای اعمال این مقررات، از تجهیزات مختلفی از جمله مین‌های دریایی و بخشی از سامانه‌های اتوماتیک کنترل‌گر، استفاده شده است.»

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

حاتمی می‌گوید تاکید جمهوری اسلامی بر این است که کشورهای مختلف، شرایط اعمال شده توسط به گفته او «جنایتکاران آمریکایی» را درک کنند و برای جلوگیری از آسیب به خود، با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در هماهنگی کامل باشند.

ایران و آمریکا هر دو ادعا می‌کنند که کنترل عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را در اختیار خود دارند.

roozbeh.jpgماموران موساد، کره مریخ و دروغی که گویی گویندگانش هم باور کرده‌اند

بیش از نه ماه از کشتار دی‌ماه گذشته و مقام‌های جمهوری اسلامی هنوز دست‌بردار همان ادعاها نیستند. هر بار که سخن از جان‌باختگان و مسئولیت کشتار به میان می‌آید، دوباره پای موساد و عوامل خارجی را وسط می‌کشند. با خود گفتم شاید دیگر نباید با زبان همیشگی منطق، قانون و استدلال با آنان سخن گفت. چون نه فیلم‌های واقعی مردم و نه شاهدان واقعی و نه گزارش‌های سازمان ملل و عفو بین‌الملل را می‌پذیرند، پس شاید بهتر باشد این بار به زبان طنز، شعر و حکایت‌های خودمان متوسل شوم؛ شاید متوجه شوند و دست‌کم این‌قدر به شعور و قدرت تفکر ایرانیان توهین نکنند.

در فرهنگ عامیانه ایران حکایتی هست از دزدی که خروسی را زیر لباس پنهان کرده بود. وقتی صاحب خروس از او پرسید چه دزدیده است، با قسم و آیه منکر شد؛ غافل از آنکه دم خروس از زیر لباسش بیرون زده بود. صاحب خروس پرسید: «قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را؟»

حالا حکایت جمهوری اسلامی است. مقام‌های حکومت می‌گویند عوامل موساد به خیابان‌های ایران آمده‌اند و مردم را کشته‌اند. بسیار خوب؛ اما این همه فیلم و عکس از تیراندازی نیروهای مسلح چیست؟ آیا قرار است مردم چشم‌هایشان را ببندند تا روایت رسمی باورپذیر شود؟

azaribanner.jpgآقایان در پاریس و لندن! آتشی که چهل‌وهفت سال پیش در ایران شعله‌ور شد، امروز زنگ خطر را در خانه خودتان به صدا درآورده است!

اگر کسی چهل‌وهفت سال پیش به فرانسوی‌ها می‌گفت روزی خیابان‌های کشورشان صحنه آتش‌زدن خودروها، تخریب ساختمان‌های عمومی، غارت فروشگاه‌ها و درگیری‌های گسترده خواهد شد، شاید باور نمی‌کردند. اما امروز تصاویر فرانسه برای بسیاری از ایرانیانی که انقلاب ۱۳۵۷ را دیده‌اند، به‌شدت آشناست.

در جریان اعتراض‌های ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، گروه‌هایی به خشونت روی آوردند و حتی ساختمان تاریخی شهرداری لیموژ در آتش‌سوزی عمدی ویران شد. مقام‌های فرانسوی، جریان‌های چپ افراطی و غارتگران فرصت‌طلب را در بخشی از این خشونت‌ها مسئول معرفی کرده‌اند.

اعتراض به مشکلات اقتصادی، آموزشی و اجتماعی حق مردم است. اما کدام منطق سیاسی اجازه می‌دهد به نام عدالت، اموال مردم نابود شود؟ چه تفکری آتش‌زدن ساختمان‌های عمومی را مبارزه برای آزادی معرفی می‌کند؟

برای ایرانیان پاسخ این پرسش‌ها چندان دشوار نیست. ما پیش‌تر شاهد آن بوده‌ایم که چگونه شعارهای فریبنده انقلابی می‌توانند به ابزاری برای توجیه خشونت تبدیل شوند.

سال ۵۷؛ وقتی کمونیست‌ها و اسلام‌گرایان به یکدیگر گره خوردند

در انقلاب ۱۳۵۷، کمونیست‌ها و اسلام‌گرایان، با وجود اختلافات عقیدتی، برای سرنگونی حکومت پهلوی به یکدیگر گره خوردند و در مبارزات انقلابی همسو شدند. کمونیست‌ها وعده جامعه بی‌طبقه می‌دادند و اسلام‌گرایان وعده حکومت عدل اسلامی. اما سرانجام خمینی قدرت را قبضه کرد و بسیاری از همان کمونیست‌هایی را که در انقلاب نقش داشتند، به زندان انداخت، سرکوب کرد یا به جوخه اعدام سپرد. حاصل این همراهی، حکومتی شد که چهل‌وهفت سال است مردم ایران بهای سنگین آن را می‌پردازند.

سینما رکس آبادان؛ نمونه‌ای هولناک از خشونت و تبلیغات انقلابی

در مرداد ۱۳۵۷، سینما رکس آبادان به آتش کشیده شد و صدها انسان بی‌گناه زنده‌زنده سوختند. مخالفان حکومت وقت، از جمله خمینی، حکومت پهلوی را متهم کردند. اما بعدها حسین تکبعلی‌زاده، از عاملان آتش‌سوزی که با محافل مذهبی انقلابی ارتباط داشت، به مشارکت در این جنایت اعتراف کرد. آن فاجعه به یکی از عوامل تشدید خشم انقلابی تبدیل شد. سینما رکس نشان داد که چگونه یک جنایت می‌تواند با اتهام‌زنی سیاسی همراه شود و بر سرنوشت یک کشور تأثیر بگذارد.

فرانسه؛ وقتی چپ افراطی از عدالت سخن می‌گوید و خیابان‌ها می‌سوزند

امروز در فرانسه جریان‌های چپ افراطی، گروه‌های انقلابی و سازمان‌های مختلف سیاسی فعالیت دارند. البته همه این گروه‌ها کمونیست نیستند و نمی‌توان مسئولیت خشونت را به همه چپ‌گرایان نسبت داد. اما آن دسته از جریان‌هایی که آتش‌زدن، تخریب و حمله به پلیس را وسیله مبارزه سیاسی می‌دانند، باید بدون تعارف محکوم شوند.

کمونیسم اقتدارگرا در قرن بیستم بارها نشان داد که چگونه می‌توان به نام برابری و رهایی کارگران، حکومت‌های تک‌حزبی، زندان‌های سیاسی و دستگاه‌های سرکوب ایجاد کرد.

امروز نیز هر گروهی که انقلاب خشونت‌آمیز را بر قانون و انتخابات ترجیح می‌دهد، باید پاسخ دهد چگونه قرار است از دل آتش‌زدن مدارس، فروشگاه‌ها و ساختمان‌های عمومی، جامعه‌ای آزاد و عادلانه ساخته شود.

آقای مکرون! مسئله فقط مهار چند آشوبگر نیست. مسئله این است که آیا حکومت فرانسه حاضر است با جریان‌هایی که خشونت سیاسی را توجیه می‌کنند، برخورد قانونی و قاطع داشته باشد؟

اما خطر دیگری نیز وجود دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت: اسلام‌گرایی سیاسی.

در مه ۲۰۲۵، وزارت کشور فرانسه گزارشی رسمی درباره فعالیت اخوان‌المسلمین و اسلام‌گرایی سیاسی منتشر کرد. این گزارش درباره شبکه‌هایی هشدار می‌دهد که برای گسترش نفوذ مذهبی و اجتماعی خود فعالیت می‌کنند.

باید روشن گفت که حضور شبکه‌های اسلام‌گرا در فرانسه به معنای اثبات دخالت آنان در آتش‌سوزی‌های اخیر نیست. اما نفوذ ایدئولوژیک و خشونت خیابانی دو مسئله متفاوت‌اند که هر دو می‌توانند نهادهای دموکراتیک را با چالش روبه‌رو کنند.

خطر اسلام‌گرایی سیاسی همیشه از خیابان آغاز نمی‌شود. گاهی از انجمن‌های ظاهراً اجتماعی، تبلیغات ایدئولوژیک، فشار بر منتقدان و تلاش برای تحمیل قوانین مذهبی به دیگران آغاز می‌شود.

پرسش این است: آیا فرانسه اجازه خواهد داد جریان‌هایی که با برابری حقوق زنان و مردان، آزادی انتخاب پوشش و جدایی نهاد دین از حکومت مخالف‌اند، از آزادی‌های دموکراتیک برای محدود کردن حقوق دیگران استفاده کنند؟

فرانسه باید میان آزادی مذهب و تلاش برای برپایی حکومت مذهبی مرزی روشن داشته باشد. هیچ شهروندی نباید به‌خاطر اعتقاد مذهبی‌اش تحت فشار قرار گیرد؛ همان‌طور که هیچ گروهی نیز نباید اجازه داشته باشد عقاید خود را با تهدید و زور به جامعه تحمیل کند.

انگلستان؛ از تبلیغات خمینی در بی‌بی‌سی تا نگرانی امروز درباره افراط‌گرایی

در سال ۱۳۵۷، خمینی در فرانسه اقامت داشت و رادیوی فارسی بی‌بی‌سی یکی از رسانه‌هایی بود که پیام‌ها و فراخوان‌های او را به گوش ایرانیان می‌رساند.

نقش این رسانه چنان بحث‌برانگیز بود که جورج براون، وزیر خارجه پیشین بریتانیا، در اکتبر ۱۹۷۹ در مجلس اعیان از عملکرد بی‌بی‌سی فارسی انتقاد کرد و گفت که این رسانه فراخوان‌های خمینی برای اعتصاب و اعتراض را پخش می‌کرد.

امروز از انگلستان باید پرسید: آیا تصور می‌کردید حکومتی که خمینی وعده می‌داد، روزی به چنین دستگاه سرکوبی تبدیل شود؟

اما اکنون نگرانی بزرگ‌تری پیش روی خود بریتانیاست.

Hanif_Heidarnejad.jpgنقش جمهوری اسلامی در دامن زدن به ناآرامی‌های فرانسه و پیامدهای خودداری مکرون از رویارویی مستقیم

اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه که از ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ با مطالبات صنفی و آموزشی آغاز شد، به سرعت به یک بحران ملی بدل گردید. دامنه‌ این ناآرامی‌ها از یک دبیرستان به صدها مدرسه و ده‌ها دانشگاه کشیده شد و پیامدهایی چون درگیری‌های خشن خیابانی، بازداشت‌های گسترده، ورود تقابلی احزاب سیاسی و انتقادهای حقوق بشری را به همراه داشت. این اعتراضات اکنون به عنوان یکی از چالش‌برانگیزترین بحران‌های اجتماعی فرانسه در سال‌های اخیر به شمار می‌رود.

در این میان، آتش‌سوزی مهیب ساختمان شهرداری لیموژ (Limoges) در مرکز فرانسه و فروریختن برجک بالای آن در شعله‌های آتش در شبانگاه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، به نمادی از قدرت ویرانگری نهفته در حاشیه این ناآرامی‌ها تبدیل شد. برجک مرکزی این عمارت تاریخی حدود ۴۳ متر ارتفاع داشت و یکی از شاخص‌ترین عناصر معماری شهر محسوب می‌شد؛ بنایی که ساخت آن در سال ۱۸۷۹ آغاز، در ژوئیه ۱۸۸۳ افتتاح و بخشی از آن از سال ۱۹۷۵ در فهرست میراث تاریخی فرانسه ثبت شده است. براستی کدام نیروی اهریمنی - این‌چنین - ویرانی و نیستی را گام‌به‌گام در جامعه فرانسه می‌گستراند؟

در بررسی چرایی و چگونگی تشدید ساختار این بحران، اکنون نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری به سمت جمهوری اسلامی ایران چرخیده است.

درس آشوب، فرامرز پارسا

| No Comments

parsa.jpgاستاد وقتی وارد محوطه دانشگاه شد، گروهی از دختران و پسران دانشجو را دید که در گوشه‌ای جمع شده بودند. از فاصله دور، گفت‌وگویی دوستانه به نظر می‌رسید؛ اما هرچه نزدیک‌تر شد، چهره‌های برافروخته و صداهای بلندتر از چیز دیگری حکایت می‌کردند. چند نفر از دانشجویان نیز در کلاس او نبودند.

قدم‌هایش را تند کرد و به جمع نزدیک شد.

با دیدن استاد، یکی از دختران دانشجو به طرف او برگشت و گفت:

ـ بهتر است شما وارد این ماجرا نشوید، استاد. ممکن است درگیری بالا بگیرد.

استاد نگاهی به چهره‌های خشمگین انداخت و پرسید:

ـ چه اتفاقی افتاده است؟

یکی از پسران با عصبانیت جواب داد:

ـ چرا کشورهای پیشرفته باید حق کشورهای دیگر را بخورند؟ چرا به‌جای همکاری، منابع و ثروت ملت‌ها را به تاراج می‌برند؟

دانشجوی دیگری میان حرف او پرید:

ـ چون تا وقتی کسی در برابرشان نایستد، دلیلی برای تغییر ندارند!

چند صدای دیگر بلند شد. هرکس می‌خواست حرف خودش را به کرسی بنشاند و هیچ‌کس حاضر نبود به دیگری فرصت دهد جمله‌اش را تمام کند.

استاد دستش را بالا برد و با صدایی رسا گفت:

Ahmad_Alavi.jpgچگونه بحران معیشت، فرسایش اعتماد و آشکارشدن خشم پنهان می‌توانند زمینه خیزش عمومی را فراهم کنند؟

۱. مقدمه: چرا بحران فراگیر الزاماً به خیزش عمومی منجر نمی‌شود؟

فقر، تورم، فساد و ناکارآمدی حکمرانی می‌توانند نارضایتی گسترده‌ای ایجاد کنند، اما لزوماً به اعتراض سراسری یا تغییر سیاسی نمی‌انجامند. در برخی جوامع، بحران‌های عمیق به مهاجرت، کناره‌گیری اجتماعی یا سازگاری فردی منجر می‌شوند؛ در جوامع دیگر، همین فشارها زمینه بسیج عمومی را فراهم می‌کنند. بنابراین، مسئله اصلی صرفاً شدت بحران نیست، بلکه چگونگی تبدیل نارضایتی‌های پراکنده به درکی مشترک از بی‌عدالتی، مسئولیت سیاسی و امکان تغییر است.

مانکور اولسون (Mancur Olson) در نظریه کنش جمعی نشان می‌دهد که افراد، حتی در صورت برخورداری از منافع مشترک از جنبش اجتماعی، ممکن است به دلیل هزینه‌های مشارکت و خطرهای احتمالی از همکاری با آن خودداری کنند. داگ مک‌آدام (Doug McAdam) بر فرصت‌های سیاسی و ظرفیت‌های بسیج تأکید دارد و تیمور کوران (Timur Kuran) توضیح می‌دهد که در نظام‌های اقتدارگرا، ترس می‌تواند نارضایتی واقعی را پنهان کند. بر این اساس، خیزش عمومی فرایندی پویا و غیرخطی است که از تعامل بحران‌های ساختاری، ادراک عمومی، شبکه‌های ارتباطی و ارزیابی مردم از هزینه و امکان مشارکت شکل می‌گیرد.

23-1.jpgرویداد 24 - امیرحسین ثابتی، نمایندهٔ مجلس، در گفت‌و‌گو با مجری صداوسیما گفت این گزاره که «همه جنگ‌ها با مذاکره تمام می‌شوند» غلط است.

وقتی مجری پایان جنگ ویتنام را نتیجه مذاکره دانست، ثابتی مثال جنگ ۳۳روزه حزب‌الله را پیش کشید؛ اما مجری یادآوری کرد که آن جنگ هم با قطعنامه پایان یافت.

23.jpgایران اینترنشنال - علیرضا بیرانوند، در دقایق نخست بازی تراکتور و صنعت نفت به طور عجیبی مصدوم شد؛ در دقیقه ۴ بازی او در حالی که توپ را با پای راست پاس داد، اما از پای چپ مصدوم شد.

اما نحوه خروج بیرانوند هم عجیب بود؛ ابتدا با برانکارد از چمن خارج شد و روی نیمکت نشست. اما لحظاتی بعد، روی دوش دو نفر به سمت تونل خروجی استادیوم سهند تبریز و رختکن رفت.

به نوشته رسانه‌های ایران این آخرین بازی بیرانوند برای تراکتور در این فصل است و او از فردا سرباز محسوب می‌شود.

***

23-7.jpg

خبرنامه گویا ــ سخنگوی سپاه تصویری از یک نفتکش در حال سوختن منتشر کرده که در کنار آن، قیمت نفت برنت از ۱۱۶ به ۱۱۷ دلار افزایش می‌یابد؛ پیامی تهدیدآمیز با پیوند زدن آتش‌سوزی کشتی‌ها به بالا رفتن بهای نفت.

به گزارش شرق، حسین محبی شامگاه جمعه اول آبان این تصویر را در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد. این اقدام هم‌زمان با تأکید مقام‌های جمهوری اسلامی بر کنترل تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز و در شرایط ادامه محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا صورت گرفته است.

شرق همچنین از برخورد کشتی‌ها با مین و وقوع انفجار و آتش‌سوزی در هفته‌های اخیر خبر داده و مسیر حرکت آنها را «غیرمجاز» خوانده است؛ تعبیری که بازتاب موضع جمهوری اسلامی درباره ضوابط عبور از تنگه هرمز است. در متن این گزارش، جزئیات مستقلی درباره این حوادث ارائه نشده و مشخص نیست تصویر منتشرشده از سوی سخنگوی سپاه به کدام رویداد مربوط است.

Untitled-7.jpg

king.jpg

چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، در جریان ضیافت شام رسمی که به افتخار سلطان هیثم بن طارق، پادشاه عمان، برگزار شد، با استناد به حدیثی منسوب به پیامبر اسلام درباره مردم عمان گفت: «اگر نزد مردم عمان می‌رفتی، نه به تو ناسزا می‌گفتند و نه تو را کتک می‌زدند.»

پادشاه بریتانیا با نقل این حدیث از اخلاق و رفتار مردم عمان تمجید کرد. این مراسم هم‌زمان با سفر رسمی سلطان عمان به بریتانیا برگزار شد؛ سفری که بنا بر گزارش منتشرشده، نخستین سفر دولتی یک سلطان عمانی به بریتانیا از سال ۱۹۸۲ تاکنون محسوب می‌شود.

***

22-1.jpg

ایران اینترنشنال - ۱۷ روز پیش، شعبه ۴۵ دیوان عدالت اداری انتخابات ریاست فدراسیون تکواندو را باطل اعلام کرد. حالا دادنامه این حکم که به دست ایران‌اینترنشنال رسیده، جزییات بیشتری از این ماجرا را افشا کرده است.

گفت‌وگو با داوود میمندی، ملی‌پوش پیشین تکواندو

waterfall.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی تماشایی از غار «کازا د پدرا» در ایالت سائوپائولوی برزیل، آبشاری شگفت‌انگیز را نشان می‌دهد که گویی از دل آسمان و میان رنگین‌کمان به زمین فرو می‌ریزد. ترکیب نور خورشید، مه و قطرات معلق آب، منظره‌ای رویایی پدید آورده که تصاویر آن در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.

«گیبا مورایس»، تصویربردار این صحنه، می‌گوید آبشار در واقع از شکافی در بالای دهانه عظیم غار سرازیر می‌شود، اما زاویه دوربین و شرایط نوری این تصور را ایجاد می‌کند که آب از میان ابرها فرو می‌ریزد. غار کازا د پدرا در منطقه حفاظت‌شده جنگل‌های اطلس برزیل قرار دارد و با دهانه‌ای نزدیک به ۲۰۰ متر ارتفاع، از شگفتی‌های طبیعی این کشور به شمار می‌رود.

***

***

22-2.jpgرادیوفردا - همه کسانی که به پارک شاهرود سر زده‌اند یا این مکان محل تفریح و ورزش آن‌ها است، آهوی معروف آن را دیده‌اند. داستان این آهو را خیلی‌ها نمی‌دانند، اما گفته می‌شود که شکارچیان مادر او را کشتند و قصد داشتند که او را در حالی که تازه به دنیا آمده بود با خود ببرند.

این آهو در واقع متعلق به سازمان منابع طبیعی است ولی یکی از اهالی او را بزرگ کرده و به او رسیدگی می‌کند. این آهو به نماد همزیستی حیوانات و انسان‌ها در شاهرود تبدیل شده، چرا که بدون هیچ ترس و واهمه‌ای میان انسان‌ها زندگی می‌کند و شهروندان هم از حضور او استقبال می‌کنند و مراقب او هستند.

robot.jpgخبرنامه گویا - شرکت چینی «یونیتری رباتیکس» (Unitree Robotics) از ربات انسان‌نمای جدیدی به نام H2-X با عنوان «نگهبان افسانه‌ای کونگ‌فو» رونمایی کرده است؛ رباتی که در ویدیوی منتشرشده با اجرای حرکات رزمی، ضربه‌های قدرتمند و عملیات شبیه‌سازی‌شده نجات انسان، توانایی‌های چشمگیر خود را به نمایش می‌گذارد.

در این ویدیو که روز چهارشنبه ۲۱ اکتبر (۲۹ مهر) منتشر شد، ربات با مشت و لگد به بدنه خودرو ضربه می‌زند، حرکات آکروباتیک اجرا می‌کند و از سکویی به ارتفاع چهار متر به پایین می‌پرد. در صحنه‌ای دیگر، ربات در برابر مهاجمی چاقو به دست از یک زن محافظت می‌کند و سپس با بلند کردن قسمت جلوی خودرو، امکان نجات فردی گرفتار در زیر آن را فراهم می‌سازد. در صحنه‌ای دیگر نیز یک ماکت کودک را از مسیر خودروی در حال حرکت کنار می‌زند.

این ربات که بر پایه مدل H2 ساخته شده، حدود ۱.۸ متر ارتفاع دارد. به گفته شرکت سازنده، حداکثر دوام باتری آن در حالت ایستاده حدود هشت ساعت است؛ رقمی که به معنای هشت ساعت فعالیت سنگین یا اجرای مداوم حرکات رزمی نیست.

pahpad.jpgخبرنامه گویا - صداوسیمای جمهوری اسلامی روز پنجشنبه ۳۰ مهر برای نخستین‌بار تصاویری از یک مرکز زیرزمینی تولید پهپادهای رزمی و انتحاری ارتش منتشر کرد؛ تصاویری که در شرایط افزایش نگرانی‌ها از آغاز دور تازه‌ای از درگیری‌های نظامی با آمریکا و اسرائیل، بخشی از توان تسلیحاتی جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد.

در این ویدئو، ده‌ها پهپاد در یک تأسیسات زیرزمینی دیده می‌شوند. خبرنگار صداوسیما تأکید می‌کند که ورود دوربین به این مرکز نظامی با تدابیر امنیتی ویژه انجام شده است. پهپادهای به نمایش درآمده شباهت زیادی به مدل «آرش» دارند که ارتش پیش‌تر نیز از آن استفاده کرده است.

امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی، در جریان بازدید از این مرکز مدعی شد که با وجود خسارت‌های واردشده در جنگ با آمریکا و اسرائیل، ظرفیت تولید تسلیحات افزایش یافته و نیروهای ارتش از آمادگی بیشتری برای مقابله با حملات احتمالی برخوردارند.

به گزارش آسوشیتدپرس، رسانه‌های حکومتی همچنین از تولید نمونه جدید پهپاد انتحاری «آرش» با کلاهک جنگی ۱۰۰ کیلوگرمی، دو برابر نمونه پیشین، خبر داده‌اند. حاتمی نیز مدعی شد که ارتش در فناوری پهپاد به پیشرفت قابل‌توجهی دست یافته و تجهیزات جدید دیگری در آینده رونمایی خواهند شد.

انتشار این تصاویر در حالی صورت می‌گیرد که نگرانی از گسترش دوباره جنگ همچنان ادامه دارد.

haghighatpour.jpgخبرنامه گویا - منصور حقیقت‌پور، نماینده پیشین مجلس و از نزدیکان علی لاریجانی، در گفت‌وگویی تصویری با روزنامه شرق، از فشارهای سیاسی علیه رئیس پیشین مجلس، حلالیت‌طلبی شماری از مقام‌های جمهوری اسلامی و جمله‌ای تکان‌دهنده از لاریجانی پیش از کشته‌شدنش پرده برداشت.

حقیقت‌پور با انتقاد از جریان‌های تندرو که به گفته او سال‌ها علیه لاریجانی فعالیت می‌کردند، گفت: «فتنه‌گر احمدی‌نژاد بود، نه لاریجانی. لاریجانی عاقلانه رفتار کرد.»

او همچنین فاش کرد که شماری از مسئولان و وزیران با لاریجانی تماس گرفته و از او طلب حلالیت کرده بودند؛ روایتی که از اختلافات و تسویه‌حساب‌های سیاسی در درون ساختار قدرت جمهوری اسلامی حکایت دارد.

اما تأثیرگذارترین بخش این گفت‌وگو، خاطره‌ای است که حقیقت‌پور از لاریجانی نقل می‌کند: «به من می‌گفت شما فکر می‌کنید ما تا آخر سال زنده‌ایم؟»

این جمله اکنون معنای دیگری پیدا کرده است. علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در اسفند ۱۴۰۴ و تنها چند روز مانده به پایان سال، در حمله هوایی اسرائیل کشته شد.

اظهارات حقیقت‌پور در حالی مطرح می‌شود که ماه‌ها پس از کشته‌شدن لاریجانی، اختلافات قدیمی میان جناح‌های حکومتی همچنان موضوع روایت‌های تازه از درون ساختار قدرت استت.

pilot2.jpgخبرنامه گویا - اسرائیل اعلام کرد پروازهایی که سینا امجدیان، خلبان ایرانی‌تبار شرکت یونایتد ایرلاینز، در کادر پروازی آن‌ها حضور داشته باشد، اجازه ورود به این کشور را نخواهند داشت.

این تصمیم پس از انتشار ویدیویی از بوسیدن نشان جمهوری اسلامی و ادای احترام نظامی از سوی این خلبان و همچنین گزارش‌هایی درباره حمایت او از سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان گرفته شده است.

به گزارش پایگاه خبری اسرائیلی وای‌نت در چهارشنبه ۲۹ مهر، وزارت حمل‌ونقل اسرائیل پس از دریافت هشدار امنیتی از وزارت امور دیاسپورا و مبارزه با یهودستیزی، محدودیت پروازی علیه امجدیان را اعمال کرده است.

p1.jpgاز صفحه اینستاگرام منتسب به امجدیان

***

بر اساس گزارش وای‌نت، در یکی از پست‌های منتشرشده در شبکه اجتماعی ایکس، امجدیان در ویدیویی نشان جمهوری اسلامی را می‌بوسد و به آن ادای احترام نظامی می‌کند. پست دیگری نیز او را به حمایت از سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان متهم کرده و خواستار بررسی رفتار او از سوی یونایتد ایرلاینز شده است.

وزارت امور دیاسپورا در نامه‌ای به مقام‌های امنیتی و حمل‌ونقل اسرائیل هشدار داده که با توجه به مسئولیت حساس خلبانان و امنیت مسافران، این اطلاعات باید بررسی شود.

این تصمیم در پی حادثه اخیر یک پرواز فلای‌دبی به مقصد تل‌آویو اتخاذ شده است؛ پروازی که کمک‌خلبان آن با تبر اضطراری به خلبان حمله کرد و به گفته دادستانی امارات، قصد انجام یک حمله تروریستی را داشت. دخالت خدمه و مسافران مانع تسلط او بر هواپیما شد.

p2.jpgبوسه امجدیان بر نشان جمهوری اسلامی - از صفحه اینستاگرام منتسب به او

***

هنوز مشخص نیست امجدیان تاکنون پروازی به اسرائیل داشته یا برای چنین پروازی برنامه‌ریزی شده بوده است. همچنین گزارشی از جلوگیری عملی از ورود پروازی به دلیل حضور او منتشر نشده و یونایتد ایرلاینز نیز تا زمان انتشار گزارش وای‌نت واکنشی نشان نداده است.

21-2.jpgفرهاد متقی - هشدار حمله قریب‌الوقوع در صداوسیما؛ کارکنان رادیو از فردا سر کار نمی‌روند منابع اختصاصی از داخل ایران می‌گویند: امروز در معاونت صدای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی به کارکنان گفته شده از فردا سر کار حاضر نشوند و فقط مدیران مرد در محل کار بمانند.

همه کارکنان زن از جمله مدیران زن نیز مشمول این دستور هستند. به گفته این منابع، دلیل تصمیم احتمال حمله‌ای بسیار نزدیک و نگرانی از هدف قرار گرفتن شبکه‌های رادیویی عنوان شده است.

در صورت جدی بودن احتمال حمله به مراکز رادیویی، می‌توان ارزیابی کرد که دامنه اهداف احتمالی ممکن است گسترده‌تر از تاسیسات نفتی، زیرساخت‌های انرژی یا مراکز مرتبط با برنامه هسته‌ای از جمله مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ در نزدیکی نطنز باشد.

با این حال، مشخص نیست این دستور اقدامی احتیاطی است یا براساس اطلاعات مشخص امنیتی درباره زمان و دامنه حمله احتمالی اتخاذ شده است.

isaf.jpgآکسیوس: جنگنده‌های اسرائیلی تا مرز ایران رفتند؛ تله‌ای برای آغاز دوباره جنگ؟

خبرنامه گویا - پایگاه خبری آکسیوس در گزارشی تازه از پرواز ده‌ها جنگنده و هواپیمای سوخت‌رسان اسرائیلی تا نزدیکی مرز ایران خبر داده است؛ عملیاتی که به گفته برخی منابع آمریکایی، ممکن بود با تحریک پدافند جمهوری اسلامی به شلیک، بهانه‌ای برای آغاز دور تازه‌ای از حملات نظامی علیه ایران فراهم کند.

به گزارش آکسیوس، این عملیات روز دوشنبه ۱۹ اکتبر (۲۷ مهر) انجام شد. جنگنده‌های اسرائیلی با عبور از آسمان سوریه و عراق، مسیری بیش از ۱۳۰۰ کیلومتری را پیمودند که با مسیر احتمالی یک حمله نظامی به ایران همخوانی داشت. هواپیماها پس از نزدیک شدن به مرز ایران تغییر مسیر دادند و به اسرائیل بازگشتند.

منابع آمریکایی تأکید کرده‌اند که اسرائیل از رصد این پرواز توسط سامانه‌های پدافند هوایی ایران آگاه بود. به گفته برخی از این منابع، این تصور وجود داشت که اسرائیل امیدوار است نیروهای جمهوری اسلامی به سوی جنگنده‌ها شلیک کنند تا زمینه برای آغاز حملات تازه علیه ایران فراهم شود. با این حال، مقام‌های اسرائیلی پیشاپیش واشنگتن را از این پرواز مطلع کرده و هدف آن را یک رزمایش آموزشی برای نمایش قدرت و بازدارندگی اعلام کرده بودند.

نکته قابل‌توجه، هم‌زمانی این عملیات با سفر از پیش اعلام‌نشده پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، به اسرائیل بود. هگست همان روز در پایگاه هوایی «عوودا»، محل استقرار جنگنده‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکایی، با بنیامین نتانیاهو دیدار کرد. هرچند منابع آکسیوس می‌گویند این دو رویداد ارتباط عملیاتی مستقیمی نداشتند، هم‌زمانی آن‌ها در میانه رایزنی‌های واشنگتن و تل‌آویو درباره احتمال ازسرگیری جنگ با جمهوری اسلامی توجه‌ها را جلب کرده است.

irib.jpgخبرنامه گویا - در حالی که گمانه‌زنی‌ها درباره پایان ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما شدت گرفته، نام یکی از مدیرانی که در دوره او اخراج شد، به‌عنوان گزینه جانشینی‌اش مطرح شده است؛ مصطفی محمدی، مدیر سابق مرکز طرح، برنامه و بودجه صداوسیما که به نوشته رویداد۲۴، پس از اختلاف با جبلی از این سازمان اخراج شد.

محمدی در دوران ریاست عبدالعلی علی‌عسگری به یکی از سمت‌های مهم مدیریتی صداوسیما رسید و در تصمیم‌گیری‌های مالی و برنامه‌ریزی این سازمان نقش داشت. او همچنین در مناقشه حق پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال، نماینده صداوسیما در مذاکرات و مناظره‌ها با مسئولان فوتبال بود؛ اختلافی که در نهایت به نتیجه مشخصی برای باشگاه‌ها نرسید.

با روی کار آمدن پیمان جبلی و قدرت گرفتن وحید جلیلی، برادر سعید جلیلی، در مدیریت صداوسیما، ترکیب مدیریتی این سازمان تغییر کرد. محمدی نیز در پی اختلاف با جبلی اخراج شد و فعالیت خود را به‌عنوان مشاور قرارگاه قرب ادامه داد.

اکنون مطرح شدن نام این مدیر اخراجی برای جانشینی جبلی، همزمان با افزایش انتقادها از مدیریت فعلی صداوسیما، توجه رسانه‌ها را جلب کرده است. جبلی و وحید جلیلی در سال‌های اخیر به دلیل آنچه منتقدان تبدیل صداوسیما به تریبون جریان‌های نزدیک به جبهه پایداری و نادیده گرفتن دیدگاه‌های بخش بزرگی از جامعه می‌دانند، با انتقاد روبه‌رو بوده‌اند.

دوره پنج‌ساله ریاست جبلی هفتم مهرماه به پایان رسید. روزنامه جمهوری اسلامی نیز در گزارشی به نقل از منابع غیررسمی مدعی شده که تغییر رئیس صداوسیما قطعی است؛ هرچند هنوز حکم رسمی تازه‌ای اعلام نشده است.

در میان گزینه‌های مطرح، نام افرادی چون علی دارابی، عبدالرضا رحمانی‌فضلی و محسن اسماعیلی نیز دیده می‌شود. رویداد۲۴ شانس مصطفی محمدی را برای تصدی ریاست صداوسیما چندان بالا ارزیابی نکرده و او را مدیری باتجربه اما کمتر شناخته‌شده توصیف کرده است.

مطرح شدن نام مدیری که در دوره جبلی اخراج شد، این پرسش را مطرح کرده است که آیا تغییر احتمالی ریاست صداوسیما به معنای پایان نفوذ وحید جلیلی و جریان نزدیک به جبهه پایداری در این سازمان خواهد بود؟

21-1.jpgایندیپندنت - رسانه‌های دولتی کرهٔ شمالی پس از انتشار شایعه‌هایی دربارهٔ مرگ کیم جونگ اون، تصاویر تازه‌ای از او منتشر کردند که رهبر کرهٔ شمالی را در کنار دخترش، کیم جو آئه، در نمایشگاه پوشاکی در پیونگ‌یانگ نشان می‌دهند.

انتشار این عکس‌ها پاسخی غیرمستقیم به موج شایعاتی بود که پیش از آن در شبکه‌های اجتماعی بالا گرفته بود. کیم جو آئه در سال‌های اخیر بارها در کنار پدرش در مراسم رسمی ظاهر شده و پوشش او نیز توجه رسانه‌ها را جلب کرده است. او معمولاً کت‌ودامن، پالتو و کفش‌هایی می‌پوشد که بیش از پوشاک کودکانه، به لباس زنان بزرگسال شباهت دارند.

بااین‌حال، لباس‌های جو آئه و حتی بسیاری از پوشاکی که در تصاویر همین نمایشگاه دیده می‌شوند، از نظر برش، فرم و ترکیب به مد معاصر غربی نزدیک‌اند. حکومت کرهٔ شمالی در دوره‌های مختلف بر پوشش زنان نظارت سختگیرانه‌ای داشته است.

در دورهٔ کیم جونگ اون نیز حکومت بارها با پوشش‌هایی که «خارجی» یا «غیرسوسیالیستی» می‌خواند، برخورد کرده است. در تصاویر، کیم همراه دخترش میان غرفه‌های لباس و کفش می‌گردد و محصولات را تماشا می‌کند. خبرگزاری رسمی کرهٔ شمالی اعلام کرد این بازدید روز دوشنبه ۱۹ اکتبر انجام شده است، هرچند زمان ثبت تصاویر را نمی‌توان مستقلاً تأیید کرد.

شایعهٔ مرگ یا بیماری شدید کیم جونگ اون پیش از این نیز چند بار منتشر شده است. بسته بودن فضای خبری کرهٔ شمالی و دشواری تأیید مستقل وضعیت رهبران این کشور، زمینهٔ انتشار چنین شایعاتی را فراهم می‌کند.

father.jpgخبرنامه گویا - اسماعیل شکری، پدر سپهر شکری از جان‌باختگان اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، با مقایسه اعتراضات فرانسه و کشتار معترضان در ایران، خطاب به مقام‌های جمهوری اسلامی گفت: «شمایی که ادعای رأفت اسلامی دارید، چطور دلتان آمد بچه‌های دست‌خالی، زیبا و باادب ما را با گلوله جنگی بکشید؟»

او با اشاره به سرکوب خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و پنهان‌کاری حکومت درباره ابعاد کشتار پرسید: «در آن دو شب چه کار کردید و چرا مخفی‌کاری می‌کنید؟» شکری همچنین با متهم‌کردن نیروهای حکومتی به شلیک تیر خلاص به مجروحان در بیمارستان‌ها، خطاب به مسئولان گفت: «خودتان اقرار کردید که در بیمارستان‌ها به آن‌ها تیر خلاص زدید.»

پدر سپهر شکری با اشاره به تصاویر اعتراضات فرانسه گفت در کشوری که جمهوری اسلامی آن را «غرب وحشی» می‌نامد، معترضان کشته نشدند، اما در ایران نیروهای حکومتی جوانان دست‌خالی را با گلوله جنگی هدف قرار دادند.

او همچنین خطاب به مسعود پزشکیان و دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی، از فساد، ثروت‌اندوزی مسئولان و فاصله زندگی آنان با مردم انتقاد کرد و خواستار آن شد که به جای تکرار شعارهای میهن‌دوستانه، ثروت خود را در اختیار مردم بگذارند.

پدر این جوان جان‌باخته در پاسخ به کسانی که با نسبت‌دادن مصرف مشروبات الکلی به معترضان درصدد تخریب چهره آنان هستند، گفت: «من به بچه‌م افتخار می‌کنم... دزد مملکت نبود، اختلاس‌گر نبود.»

سپهر شکری، جوان ۲۵ ساله تهرانی، در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت. ویدیوی پدرش در مرکز پزشکی قانونی کهریزک، هنگامی که میان پیکرهای جان‌باختگان با فریاد «سپهر بابا کجایی؟» در جست‌وجوی فرزندش بود، بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت.

اسماعیل شکری که خود در نخستین روز فروردین ۱۴۰۵ بر سر مزار فرزندش بازداشت و پس از چند ساعت آزاد شده بود، همچنان خواهان پاسخگویی آمران و عاملان کشتار معترضان است.

ft.jpgسود نفتی در آن سوی جهان

خبرنامه گویا - به گزارش ایندیپندنت فارسی جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی و اختلال گسترده در صادرات نفت و گاز خاورمیانه، به رونق کم‌سابقه صنعت انرژی در قاره آمریکا منجر شده است. در حالی که بازارهای جهانی با کمبود عرضه و افزایش قیمت‌ها روبه‌رو هستند، کشورهایی مانند آرژانتین، کانادا، برزیل و ونزوئلا به برندگان اقتصادی این جنگ تبدیل شده‌اند.

روزنامه فایننشال تایمز گزارش داده است که تولید نفت و گاز در آمریکای شمالی و جنوبی در مسیر افزایش ۱۰ درصدی طی دو سال منتهی به دسامبر ۲۰۲۶ قرار دارد. هم‌زمان صادرات نفت خام و فرآورده‌های نفتی آمریکا به اروپا، آسیا و اقیانوسیه ۱۵ درصد افزایش یافته است.

حملات به زیرساخت‌های نفتی و نفتکش‌ها در تنگه هرمز، عرضه بیش از دو میلیارد بشکه نفت خام به بازارهای جهانی را مختل کرده و مشتریان را به یافتن منابع جایگزین سوق داده است. شرکت‌های بزرگ نفتی نیز میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری تازه در قاره آمریکا آغاز کرده‌اند.

آرژانتین از مهم‌ترین برندگان این تحول است. توسعه میدان عظیم نفت شیل «واکا موئرتا» باعث جهش تولید و صادرات این کشور شده و مجموع صادرات آرژانتین در ماه سپتامبر برای نخستین بار از ۱۰ میلیارد دلار گذشته است. شرکت توتال‌انرژیز نیز از برنامه سرمایه‌گذاری ۱۰ میلیارد دلاری در بخش انرژی این کشور خبر داده است.

در ونزوئلا، تولید نفت از ابتدای سال جاری ۱۰ درصد افزایش یافته و به حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز رسیده است. شرکت‌های بزرگ غربی برای توسعه صنعت نفت این کشور برنامه‌ریزی می‌کنند. کانادا نیز با جذب سرمایه‌گذاری‌های چندده‌میلیارددلاری در بخش گاز مایع، در تلاش است جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت بزرگ انرژی تثبیت کند.

به نوشته فایننشال تایمز، این تحولات می‌تواند در بلندمدت وابستگی بازار جهانی به نفت خاورمیانه را کاهش دهد و قدرت اوپک در تعیین قیمت‌ها را محدود کند. به این ترتیب، جنگی که خاورمیانه را با بحران انرژی روبه‌رو کرده، در آن سوی جهان به فرصتی بزرگ برای تولیدکنندگان نفت و گاز تبدیل شده است.

musk.jpgخبرنامه گویا - ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، در گفت‌وگوی تازه‌ای با والتر آیزاکسون درباره مهاجرت و خطر اسلام‌گرایی افراطی در آمریکا، فاش کرد فردی که به‌دلیل حمله خشونت‌آمیز به یک زن از کارخانه تسلا در تگزاس اخراج شده بود، چند ماه بعد در یک تیراندازی مرگبار در شهر آستین سه نفر را کشت.

ماسک گفت این کارمند در دسامبر ۲۰۲۵، هنگامی که مشغول نماز خواندن در کارخانه بود، به زنی که ناخواسته پایش را روی سجاده او گذاشته بود، حمله کرد. به گفته ماسک، این زن انتظار نداشت کسی در مسیر رفت‌وآمد کارخانه مشغول نماز باشد. ماسک تأکید کرد که حمله بسیار خشونت‌آمیز بود و به اخراج کارمند منجر شد.

فرد مورد اشاره ماسک، اندیاگا دیاگنه، شهروند ۵۳ ساله آمریکایی و متولد سنگال بود که اول مارس ۲۰۲۶ در نزدیکی یک بار در مرکز آستین تیراندازی کرد و سه نفر را کشت. او همچنین ۱۵ نفر را زخمی کرد و سرانجام با شلیک مأموران پلیس کشته شد. پیش‌تر شبکه سی‌بی‌اس گزارش داده بود زنی ۶۵ ساله به نام لیلیان بردی در شکایتی علیه تسلا، دیاگنه را به حمله خشونت‌آمیز در محل کار متهم کرده است.

ماسک در ادامه با انتقاد از سیاست‌های مهاجرتی آمریکا گفت: «فکر نمی‌کنم باید اجازه بدهیم چنین افرادی وارد کشور شوند. شما چنین نظری ندارید؟» او هشدار داد که نادیده گرفتن تفاوت‌های فرهنگی و عقیدتی می‌تواند پیامدهای مرگباری داشته باشد و گفت: «اگر جهادی‌ها را شناسایی و غربال نکنید، جهادی‌ها وارد می‌شوند، جهاد می‌کنند و آدم می‌کشند.»

مدیرعامل تسلا با اشاره به سیاست‌های امنیتی اسرائیل افزود: «اسرائیلی‌ها این موضوع را به‌خوبی درک می‌کنند. اگر اجازه بدهید کسانی که می‌خواهند اسرائیلی‌ها را بکشند وارد کشور شوند، همین کار را خواهند کرد.» او تأکید کرد که بسیاری از مسلمانان افرادی منطقی هستند، اما به گفته او، افراط‌گرایان مسلمان پیروان دیگر ادیان را دشمن می‌دانند و باید از ورود چنین افرادی جلوگیری کرد.

بر اساس گزارش اف‌بی‌آی، عامل تیراندازی آستین هنگام حمله لباسی با نقش پرچم جمهوری اسلامی و نوشته «متعلق به الله» بر تن داشت و از علی خامنه‌ای تمجید می‌کرد. با این حال، این نهاد تاکنون شواهدی از ارتباط او با گروه‌های تروریستی خارجی یا هدایت حمله از سوی آن‌ها پیدا نکرده است. همچنین جزئیات ادعای ماسک درباره سجاده و علت اخراج کارمند تسلا به‌طور مستقل تأیید نشده است.

trumpjail.jpgخبرنامه گویا - شهرداری تهران در اقدامی عجیب یک زندان نمادین در میدان تجریش برپا کرده که در آن بازیگری با گریم و پوشش دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، پشت میله‌های زندان قرار گرفته است.

این سازه متفاوت که به شکل یک بیلبورد زنده طراحی شده، با شعار «ندیدن این صحنه جرم است» به نمایش درآمده و ویدیوهای آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. به گزارش رسانه‌های داخلی از جمله تسنیم، شرق و همشهری، برگزارکنندگان اعلام کرده‌اند که این نمایش قرار است به‌صورت شبانه‌روزی ادامه داشته باشد.

این نمایش بخشی از یک کارزار تبلیغاتی ۱۵روزه سازمان زیباسازی شهرداری تهران است! مهدی مذهبی، مدیرعامل این سازمان، پیش‌تر اعلام کرده بود که این کارزار با تصاویر مبهم آغاز شده و سپس با نمایش‌هایی از جمله یک عروسی نمادین و روایت «عروسی خونین جزیره سیریک» ادامه یافته است. به گفته او، هدف این برنامه طرح موضوع پیگرد و مجازات عاملان آنچه «جنایت علیه شهدای ایرانی» خوانده شده، در فضای عمومی شهر است.

این نمایش در شرایطی با هزینه شهرداری تهران برپا شده که ارزش پول ملی به پایین‌ترین سطوح تاریخی سقوط کرده، گرانی افسارگسیخته قدرت خرید مردم را به‌شدت کاهش داده و بخش بزرگی از جامعه حتی برای تأمین نیازهای اولیه زندگی با دشواری روبه‌روست. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که آیا بهترین راه هزینه کردن بودجه عمومی برای زیباسازی پایتخت، برپایی نمایش زندانی شدن ترامپ در میدان تجریش است؟

openai.jpgمهندس بازداشت‌شده اوپن‌آی‌ای با خاندان سلطنتی سعودی ارتباط داشته است

رادیو فردا

🔸دادستان‌های آمریکایی می‌گویند یک مهندس سابق اوپن‌ای‌آی که متهم است دستگاه شنود غیرقانونی را در دفاتر این شرکت کار گذاشته، با خانوادهٔ سلطنتی عربستان سعودی ارتباط داشته است و باید در بازداشت بماند.

🔸عبدالرحمن الفوزان ۳۵ ساله، ۹ اکتبر [۱۷ مهر] به دنبال اتهاماتی مبنی بر کار گذاشتن یک میکروفون در یکی از اتاق‌های کنفرانس یکی از دفاتر اوپن‌ای‌آی در سان‌فرانسیسکو بازداشت شد. او به اتهام شنود مکالمات شفاهی با حداکثر پنج سال زندان روبه‌رو است.

🔸دفتر دادستان ایالات متحده در سندی که روز یکشنبه ۲۶ مهرماه ثبت شد، گفته که الفوزان ارتباطات مکرری با یکی از اعضای ناشناس خانوادهٔ سلطنتی سعودی داشته است.

🔸الفوزان که از سال ۲۰۲۵ در اوپن‌ای‌آی کار می‌کرده، قرار است روز دوشنبه در جلسهٔ رسیدگی به قرار بازداشت در یکی از دادگاه‌های سان‌فرانسیسکو حاضر شود.

🔸اگرچه شکایت علیه الفوزان به فعالیت‌های جاسوسی اشاره‌ای ندارد، جی کلیتون، مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده، هفتهٔ گذشته در بیانیه‌ای به‌طور ضمنی اشاره کرد که این پرونده پیامدهای امنیت ملی دارد.

🔸در سند جدید دادگاه آمده است: «تحقیقات دولت ادامه دارد و ممکن است به اتهامات جدی دیگری منجر شود».
در این سند همچنین آمده که این موضوع «برای امنیت ملی ایالات متحده نگران‌کننده است».

net.jpgاز نیروگاه‌ها تا مراکز هسته‌ای

ایندیپندنت فارسی - بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، قصد داشت اوایل ماه میلادی جاری حمله‌ای گسترده به ایران آغاز کند که تأسیسات هسته‌ای، مراکز حکومتی و شماری از نیروگاه‌ها را هدف قرار می‌داد، اما مخالفت دونالد ترامپ مانع اجرای آن شد. افشای این برنامه در روز چهارشنبه ۲۹ مهر، هم‌زمان با گزارش‌هایی از تمرین پرواز جنگنده‌های اسرائیلی به سوی ایران و اعزام نیروهای بیشتر آمریکا به خاورمیانه، گمانه‌زنی‌ها را دربارهٔ آغاز دور تازه جنگ افزایش داد.

بر اساس گزارش فایننشال تایمز به نقل از سه فرد مطلع، ارتش اسرائیل برای اجرای حملات در آخرهفته منتهی به ۱۰ اکتبر (۱۸ مهر) آماده بود. با این‌ حال، ترامپ با ازسرگیری جنگ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آمریکا مخالفت کرد و برنامهٔ بمباران به تعویق افتاد.

انتشار این خبر در داخل اسرائیل نیز واکنش و هشدارهایی را به همراه داشت. وای‌نت در گزارشی با عنوان «جنون محض»، به نقل از یک مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، نوشت حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران می‌تواند جنگی منطقه‌ای ایجاد کند، فشار بر سامانه‌های دفاع موشکی اسرائیل را افزایش دهد و به اقتصاد آن به‌شدت آسیب بزند. این مقام پیشین منطق راهبردی آغاز جنگی تازه و زمان‌بندی آن در فاصلهٔ کمتر از یک هفته تا انتخابات اسرائیل را هم زیر سوال برد.

نیروگاه‌ها در فهرست اهداف تازه

به نوشتهٔ فایننشال تایمز، عملیات برنامه‌ریزی‌شده قرار بود از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه شدیدتر باشد. منابع این روزنامه از تهیه بانک تازه‌ای از اهداف خبر دادند که علاوه بر مراکز هسته‌ای و حکومتی، زیرساخت‌های غیرنظامی هدف‌قرارنگرفته در حملات قبلی را نیز شامل می‌شد.

قرارگرفتن نیروگاه‌ها در این فهرست دامنهٔ پیامدهای جنگ احتمالی را به خدمات حیاتی و زندگی روزمرهٔ مردم ایران گسترش می‌دهد. یکی از منابع فایننشال تایمز ازسرگیری حملات در هفته‌های آینده را سناریویی محتمل توصیف کرد و منبعی دیگر نیز آماده‌سازی عملیات را بخشی از فشار مذاکراتی دانست و گفت تصمیم نهایی دربارهٔ آغاز دوباره جنگ به ترامپ وابسته است.

زمان‌بندی این برنامه با دو انتخابات مهم هم‌زمان شده است: انتخابات پارلمانی اسرائیل در ۲۷ اکتبر (پنجم آبان) و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا سوم نوامبر (دوازدهم آبان). شبکه ۱۲ اسرائیل نیز پیش‌تر گزارش داده بود نتانیاهو از ترامپ خواسته است پیش از این دو انتخابات، حملات به ایران از سر گرفته شود.

تمرین پرواز به سوی ایران

در کنار افشای طرح حمله، فاکس‌نیوز از تمرین هوایی جنگنده‌های اسرائیلی در مسیر ایران، بر فراز سوریه و عراق، خبر داد. این تحرکات در شرایطی انجام شدند که مقام‌های اسرائیلی بار دیگر بر آمادگی برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران تاکید می‌کنند.

بر اساس این گزارش، تمرین پروازی پس از تماس تلفنی نتانیاهو و ترامپ انجام شد؛ تماسی که نخست‌وزیر اسرائیل در جریان آن، مقابل دوربین‌ها، بر ضرورت تکمیل اقدام مشترک دو طرف تأکید کرد.

هم‌زمان، فاکس‌نیوز به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد ناوگروه تئودور روزولت و یگان سیزدهم اعزامی تفنگداران دریایی راهی خاورمیانه شده‌اند. بر اساس این گزارش، با ورود این نیروها، شمار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه بار دیگر به سه فروند افزایش خواهد یافت و حدود ۱۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی نیز به نیروهای مستقر اضافه خواهند شد. انتظار می‌رود این نیروها تا پایان نوامبر به منطقه برسند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

این تحولات پس از دیدار اعلام‌نشده پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، با نتانیاهو در پایگاه هوایی عوودا رخ داد. سخنگوی نخست‌وزیر اسرائیل گفت موضوع دیدار تهدیدهای منطقه‌ای و همکاری تهاجمی و دفاعی دو طرف بود.

qbaf.jpgایران اینترنشنال - برگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، چهارشنبه ۲۹ مهر از دیدار محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، با مجتبی خامنه‌ای خبر داد.

تسنیم نوشت: «در این دیدار، آخرین تحولات جنگ نظامی، اقتصادی و شناختی دشمن آمریکایی-اسرائیلی بررسی و بر تقویت مولفه‌های قدرت کشور، نقش موثر نمایندگان مجلس در حفظ و تحکیم انسجام اجتماعی و وحدت ملی، استمرار حضور آگاهانه و بازدارنده ملت مبعوث در تجمعات میدانی، اهتمام دولت و مجلس به همکاری برای گره‌گشایی از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و پیشبرد امور مرتبط با شرکای راهبردی کشور تاکید شد.»

این رسانه افزود: «رییس مجلس در این ملاقات، گزارش‌هایی از فعالیت نمایندگان ملت از شروع جنگ سوم تاکنون و برنامه‌های جاری و آینده مجلس برای حل مسائل و مشکلات کشور را ارائه کرد.»

ansaribanner.jpg

از پرسه در چهارراه پهلوی تا غروب غربت

مرثیه‌ای برای مسافرِ حسن‌آباد مهدی اصلانی

خان‌بابا رفت!

مهدی اصلانی - خبرنامه گویا

او را شاید بتوان یکی از تهرانی‌ترین آواهای سرگردان در تاریخ سیاست معاصر دانست.

مردی که جغرافیای تنش سال‌ها در آلمان و غربت گذشت، اما ساعت جان و دلش روی وقتِ زادگاهش حسن‌آباد و چهارراه پهلوی قدیم کوک بود. بر کسانی که او را می‌شناختند دانسته بود که جانِ او جایی در میان عطرِ برنجِ دم‌سیاه و ری‌کرده‌ی طارم‌ و چلوکبابِ «رستوران شمشاد» پدرش قاسم‌‌آقا پرسه می‌زد.

او از تبار سیاست‌‌ورزانی بود که در آتش پرلهیبِ آرمان‌ها سوخت، اما خاکسترش بوی وطن داشت.

مردی که مسیر پرپیچ‌وخم تاریخ معاصر را پیاده گز کرد، از روزهای پرشور حزب توده تا مرزبندی‌های سازمان انقلابی، سفر به چین مائو و رادیو پکن و کنفدراسیون و جبهه‌ی دموکراتیک و هم‌شانه‌گی با شکری پاک‌نژاد و متین‌دفتری و هوشنگ کشاورز، تا پیاده شدن در ایستگاه پرچالش شورای ملی مقاومت و زان‌پس کناره‌گیری و تنهایی‌ی کهن‌ساله‌گی!

او در سیاست لغزید، سُر خورد و سوخت، اما حدود نیم قرن هر روز صبح، پیش از آن‌که چشم در غربت بگشاید، ابتدا در خیالش به زادگاهش، تهران سلام می‌کرد.

زندگی لوکس بشار اسد در مسکو

| No Comments

yaghoubzadeh.jpgخبرنامه گویا - آلفرد یعقوب‌زاده، عکاس خبری سرشناس ایرانی که دهه‌ها جنگ و درگیری‌های خونین جهان را از نزدیک ثبت کرده است، این بار هنگام پوشش اعتراضات خیابانی پاریس بر اثر انفجار نارنجک پلیس فرانسه مجروح شد.

یعقوب‌زاده روز شنبه ۱۷ اکتبر، هنگام عکاسی از اعتراضات پاریس، از ناحیه پشت پا و کنار ستون فقرات آسیب دید. او در گفت‌وگو با ایسنا درباره چگونگی حادثه گفت ابتدا گروهی از معترضان چیزی شبیه نارنجک به سوی پلیس پرتاب کردند و مأموران نیز با پرتاب نارنجک پاسخ دادند. این عکاس باسابقه تأکید کرد که هدف حمله عمدی قرار نگرفته و جراحتش نتیجه یک حادثه غیرعمدی بوده است.

او درباره وضعیت جسمانی خود گفت: «کمی درد دارم، اما حالم خوب است.» یعقوب‌زاده همچنین تأکید کرد که با وجود آسیب‌دیدگی، موفق شده تصاویر خوبی از اعتراضات ثبت کند.

در همین حال، روزنامه فرانسوی لوموند روز سه‌شنبه ۲۰ اکتبر با انتشار ویدیویی از اعتراضات ۱۷ اکتبر پاریس، خطر نارنجک‌های جدید پلیس فرانسه را بررسی کرد. در تصاویر تأییدشده این روزنامه، نارنجکی از نوع GL-304 در نزدیکی پاهای فردی که خبرنگار معرفی شده منفجر می‌شود و او با شلوار پاره و زخم‌های متعدد روی پا بر زمین می‌افتد. هنوز مشخص نیست فرد مجروح در این ویدیو همان آلفرد یعقوب‌زاده باشد.

به گزارش لوموند، نارنجک GL-304 در سال ۲۰۲۵ با هدف کاهش خطر جراحت وارد تجهیزات پلیس فرانسه شد، اما تحقیقات این روزنامه نشان می‌دهد که استفاده از آن همچنان به مجروح شدن معترضان و خبرنگاران منجر شده است. این موضوع بار دیگر شیوه برخورد پلیس با تجمعات خیابانی و امنیت خبرنگاران را زیر سؤال برده است.

اعتراضات گسترده اخیر فرانسه که از نارضایتی دانش‌آموزان و جوانان آغاز شده، در روز ۱۷ اکتبر به درگیری‌های شدید، آتش‌سوزی و غارت در چند شهر از جمله پاریس، لیون و مارسی کشیده شد و صدها نفر در جریان ناآرامی‌ها بازداشت یا مجروح شدند.

آلفرد یعقوب‌زاده، برنده جایزه معتبر ورلدپرس‌فوتو، از چهره‌های شناخته‌شده عکاسی خبری جهان است. او جنگ ایران و عراق و درگیری‌های لبنان، افغانستان، سومالی و چچن را پوشش داده و پیش از این نیز چندین بار در مأموریت‌های خبری مجروح شده است؛ عکاسی که بیش از چهار دهه دوربینش شاهد جنگ‌ها و بحران‌های جهان بوده و این بار خود در خیابان‌های پاریس زخمی شده است.

پرفسور مجید سمیعی کیست؟

| No Comments

20-5.jpgدر حالی که محسن رضایی خروج اورانیوم غنی‌شده از ایران را رد کرده، منابع خبری از پیشنهاد تازه قطر و پاکستان برای توافق با آمریکا در برابر امتیازهای مالی و هسته‌ای خبر می‌دهند

خبرنامه گویا - همزمان با سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران و تلاش‌های تازه برای ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا، گزارش‌هایی از ارائه یک پیشنهاد مشترک از سوی قطر و پاکستان منتشر شده است؛ پیشنهادی که در آن آزادسازی بخشی از منابع مالی جمهوری اسلامی در برابر امتیازاتی در پرونده هسته‌ای مطرح است.

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، روز سه‌شنبه ۲۸ مهر در دیدار با عاصم منیر تأکید کرد: «حتی ذره‌ای از مواد هسته‌ای غنی‌شده از ایران خارج نخواهد شد.» او همچنین آغاز هرگونه مذاکره با آمریکا را به اجرای شروط تهران مشروط کرد.

به نوشته تابناک، این موضع‌گیری می‌تواند واکنشی به پیشنهاد انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران به روسیه باشد؛ موضوعی که احتمالاً در سفر روز دوشنبه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به تهران نیز مطرح شده است. مسکو پیش‌تر آمادگی خود را برای تحویل گرفتن ذخایر اورانیوم ایران اعلام کرده بود، اما مقام‌های جمهوری اسلامی همچنان با خروج این مواد مخالفت می‌کنند.

20-9.jpg

روزنامه جمهوری اسلامی مدعی شده است آمریکا و اسرائیل برای تغییر آرایش سیاسی در ایران و به قدرت رساندن فردی از داخل کشور برنامه‌ریزی کرده‌اند؛ چهره‌ای که به نوشته این روزنامه، از مدت‌ها پیش برای ایفای نقش در ساختار آینده قدرت آماده شده است

خبرنامه گویا - به گزارش رویداد۲۴، روزنامه جمهوری اسلامی نوشته است: «نقشه راه اینست که صحنه را از مسئولین فعلی و سابق خالی کنند غیر از یک نفر که مدت‌هاست او را در آب نمک خوابانده‌اند برای روزی که نیازمند ظاهرسازی در رأس حکمرانی هستند تا بتوانند با حفظ شمایل و خالی کردن آن از محتوای واقعی، افکار عمومی را فریب بدهند.»

این روزنامه تغییر دولت‌ها، ترور مقام‌های ارشد و تبلیغات سیاسی در فضای مجازی را بخش‌هایی از طرحی بلندمدت توصیف کرده که به ادعای آن، از چند سال پیش آغاز شده و اکنون با سرعت بیشتری دنبال می‌شود.

چه کسی مهره مورد نظر آمریکا و اسرائیل است؟

روزنامه جمهوری اسلامی تأکید کرده است: «فرد مورد نظر، نه رضا پهلوی است، نه سران منافقین و نه بقیه مهره‌های اپوزیسیون خارج‌نشین.»

این روزنامه مدعی است طراحان اسرائیلی و آمریکایی، چهره‌های اپوزیسیون خارج از کشور را فاقد ظرفیت لازم می‌دانند و در مقابل، روی فردی در داخل ایران حساب باز کرده‌اند.

جمهوری اسلامی درباره این فرد نوشته است: «اگر آن مهره‌های خارجی هرز هستند این مهره داخلی هم زنگ‌زده است، زنگش هم آنقدر زیاد است که هرقدر روغن‌کاریش کنند افاده نخواهد کرد.»

اشاره معنادار به انتخابات سال ۸۸

یکی از نکات قابل توجه مقاله، اشاره به تبلیغات سیاسی اخیر و شباهت آن با فضای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ است. جمهوری اسلامی از «شتاب گرفتن تبلیغات گوبلزی» و تکرار بزک‌شده تبلیغات انتخاباتی آن سال سخن گفته است.

این روزنامه همچنین «تغییر دولت‌ها، حذف فیزیکی مسئولان ارشد، ترور رهبری، فرصت دادن به کسی که باید حلقه آخر باشد» و تبلیغات گسترده در فضای مجازی را اجزای نقشه‌ای توصیف کرده که به ادعای آن، تاکنون بخش‌هایی از آن اجرا شده است.

جمهوری اسلامی از مسئولان خواسته با هوشیاری این طرح را خنثی کنند و مقابله با ترورهای احتمالی، نظارت بر تبلیغات سیاسی و زیر نظر گرفتن فرد مورد اشاره را در دستور کار قرار دهند.

نام این چهره در مقاله جمهوری اسلامی نیامده، اما انتشار آن تنها یک روز پس از انتشار تصاویر تازه محمود احمدی‌نژاد، همراه با اشاره معنادار به انتخابات سال ۸۸، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا مخاطب هشدار روزنامه، رئیس‌جمهور پیشین است؟

20-8.jpgخبرنامه گویا - به گزارش رویداد۲۴ سخنگوی سپاه پاسداران از تلاش جمهوری اسلامی برای رونمایی از سلاحی جدید با عنوان «پدر بمب‌ها» خبر داد و تأکید کرد که تنگه هرمز حتی در صورت بازگشت تردد کشتی‌ها به شرایط پیش از جنگ، دیگر به روی عبور و مرور آزاد شناورها باز نخواهد شد.

حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در گفت‌وگویی که رسانه‌های داخلی از جمله رویداد۲۴ و فرارو منتشر کرده‌اند، مدعی شد تنگه هرمز «صد درصد بسته است» و کشتی‌هایی که بدون مجوز جمهوری اسلامی از آن عبور می‌کنند، با خاموش کردن تجهیزات ردیابی و پرداخت رشوه، به‌طور مخفیانه تردد می‌کنند.

او با رد ادعای آمریکا درباره باز بودن تنگه هرمز گفت عبور محدود نفتکش‌ها به معنای بازگشایی این آبراه نیست و تأکید کرد: «تنگه هرمز ممکن است به لحاظ ترافیک به قبل از جنگ بازگردد، اما از نظر آزادی قطعاً به پیش از ۹ اسفند باز نخواهد گشت.»

محبی همچنین مدعی شد نیروهای آمریکایی از خلیج فارس عقب‌نشینی کرده‌اند و ناوهای این کشور اکنون در فاصله ۷۰۰ کیلومتری تنگه هرمز قرار دارند. او گفت سپاه توانایی هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی را دارد و این توانایی را آزمایش کرده است.

سخنگوی سپاه در بخش دیگری از اظهارات خود ادعا کرد شماری از پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه تخریب شده و دیگر قابل استفاده نیستند. او همچنین مدعی شد ناوهای هواپیمابر جرالد فورد و آبراهام لینکلن به دلیل نگرانی از رویارویی با ایران از منطقه عقب‌نشینی کرده‌اند.

محبی با اشاره به افزایش برد، دقت و قدرت تخریب موشک‌های جمهوری اسلامی گفت: «مادر بمب‌ها را قبلاً هم آمریکا استفاده کرده است و ما الان درصدد هستیم پدر بمب‌ها را رونمایی کنیم که برای دشمن تازگی دارد.»

M_Sahar_4.jpgمردی مهربان، صمیمی ،اهل رفاقت بود و در ارتباطات شخصی اش رفتاری خالصانه و بی شیله و پیله داشت حضورش دلچسب و آرامش بخشی بود!

با اینکه نزدیک 70 سال در خارج از ایران و (بیشتر در آلمان) زیسته بود هنوز آن لحن گرم و لهجه دلپذیر تهران قدیم را حفظ کرده بود!

هنگامی که دبیر کانون نویسندگان ایران در پنج سال نخستین تشکیل آن بودم برایم بارها پیش آمد که به آلمان رفتم و یکی دوشبی نیز مهمان او بودم و از مهربانی و تواضع و خوش سخنی او برخوردار شده ام.

با اعتقادات سیاسی انروز هایش که سابقه طولانی در تشکیلات کنفدراسیون و کوشش های سیاسی چپ او ( که از عضویت درحزب توده آغاز شده و به بخش منشعب مائوئیستی آن رسیده و در این رابطه به چین هم رفته بود و در رادیو چین درجهت اهدف ایدئولوژیک و فکری اش تلاش کرده بود)، همدل و همراه نبودم.

درآن سالها کتاب منظومۀ نمایشی « حزب توده در بارگاه خلیفه» من در پاریس منتشر شده بود که آن کتاب را بسیار دوست می داشت و تعدادی از نسخه های آنرا را در آلمان برای آشنایان و دوستانش فرستاده بود.

به هرحال جدا از بینش سیاسی اش تواضع و بی ریایی و صمیمیتی که همواره در دوستی داشت برایم قابل تقدیر بود.

kalhor.jpgایران، خانهٔ مشترک ماست و ملت ایران، یک خانوادهٔ بزرگ؛ با باورهای گوناگون، اما سرنوشتی به‌هم‌پیوسته. حفظ این خانه، مسئولیت همهٔ ماست و هیچ منفعت حزبی و گروهی نباید بر منافع آن مقدم شود. اگر مقصد اپوزیسیون، رهایی میهن است، چرا راه را بر یکدیگر می‌بندیم؟ چرا اختلاف بر سر حکومت فردا، باید نیروی رهایی امروز را فرسوده کند؟

پاسخ را نمی‌توان تنها در سرزنش «فرهنگ ایرانی» جست. مردمی که به خانواده وفادارند و در دشواری‌ها دست نزدیکان خود را می‌گیرند، با همبستگی بیگانه نیستند. گره آنجاست که این وفاداری در حلقهٔ خودی‌ها متوقف می‌شود و به مسئولیت در برابر همهٔ هم‌میهنان گسترش نمی‌یابد. باید آموخت و آموزش داد که ملت، خانوادهٔ بزرگ‌تری است و تعلق به آن، به هم‌حزبی و هم‌عقیده‌بودن وابسته نیست.

شیوهٔ برخورد با اختلاف نیز اهمیت دارد. هرجا آرامش با خاموش‌کردن اعتراض حفظ شود، خطر آن هست که اطاعت با اتحاد اشتباه گرفته شود. در سیاست نیز کسی که وحدت را تنها در پذیرش نظر خود می‌بیند، با نخستین مخالفت، دیگری را از دایرهٔ همراهان بیرون می‌راند. او خواهان گردآمدن دیگران زیر پرچم خویش است، اما قاعدهٔ همکاری میان نیروهای مستقل را نپذیرفته است. البته پراکندگی اپوزیسیون تنها ریشه‌ای فرهنگی ندارد؛ تجربهٔ بی‌اعتمادی، شیوهٔ سازمان‌دهی و نگرانی از تقسیم قدرت نیز در آن سهم دارند.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgهر زمان که پاریس دچار خشونت و آشوب می‌شود، من به یاد کلیسای نتردام می‌افتم، با آن معماری متفاوت! سنگ‌های تیز کمتر تراش‌خورده که گویی نه معبدی برای عبادت، بل بارویی برای مبارزه با آسمان ساخته شده، ساختمانی که گویی هنوز کامل نیست و حضور شیطان، فرشته، خدا و انسان سرکش را در آن حس می‌کنی. پاریس، گویی درون تمامی زیبایی‌های خود روحی عاصی و سرکش را نهفته دارد.

ستون‌های عظیم قد برافراشته در شهر. طاق نصرت‌ها. آرامگاه‌ها، از دیوار کمونارها تا پانتئون، همه، همه به یادت می‌آورند که این‌جا پاریس است، ساخته‌شده از خون و شراب، از ساقه‌های گل و تیغه گیوتین؛ از استبداد و مبارزه بی‌امان برای آزادی؛ از یادبود باستیل تا طاق نصرت اتووال، با کافه‌های همیشه مملو از جمعیت در حال گفت‌وگو و نوشانوش. بازارهای میوه و گل با آن سروصدا و نژادهای مختلف. من در هیچ‌کجا چنین ترکیب وسیع نژادی را ندیدم. حضور گسترده الجزایری‌ها که بی‌اختیار ترا به یاد آن مبارزه خشن، کشتارها و آوارگی می‌اندازد. آفریقایی‌ها از کارگران ساده تا امه سزر که زیباترین شعرهای خود را در پاریس سرود.

در این سرزمین، در این شهر، همه حضور دارند؛ از اشراف سرمایه‌دارشده تا تهیدستان، از آنارشیست‌های چپ تا راست‌های افراطی، از کمونیست تا ناسیونالیست، تا بنیادگرای اسلامی.

این پاریس است، خاستگاه نخستین انقلاب که آزادی را بشارت می‌داد. شهر نخستین سنگرهای خیابانی، نطق‌های آتشین. دیواری که کمونارها در پای آن ایستادند و در برابر گلوله سینه گشودند تا از آزادی دفاع کنند.

«این‌جا معبدی است بدون محراب؛ بدون نیلوفرهای آبی، بدون پنجره‌های آبی کلیسا! معبدی که وقتی مردم از آن سخن می‌گویند، آن را دیوار می‌نامند!» (ژول ژوی)

خبرنامه گویا - امیر کراب به مناسبت درگذشت مهدی خانبابا تهرانی، از چهره‌های باسابقه جنبش چپ ایران، دو شعر با عنوان‌های «خوابگرد» و «سفر به فراسوها» برای انتشار در خبرنامه گویا فرستاده است. شعر نخست در سال ۲۰۱۷ و شعر دوم به یاد این فعال سیاسی فقید سروده شده است.


Amir_Kareab.jpgخوابگرد

زندگی جاده‌ای‌ست، بس سهل و ممتنع
تا لحظه‌ها را بخوانی و بنویسی!
در پایان بی‌پایان این راه، با خود دیدار کنی
تا سیاهه سفر را بازخوانی کنی!

سفری بس نفس‌گیر، مانند خواب دم صبح
به کوتاهی رفع عطش، و به بلندای شب یلدا
تا دیگران خود را بنویسند و بخوانند...!
و راز سربه‌مهر عطش رفتن را پایانی نباشد

نوستالژی بودن‌ها و نبودن‌ها تکرار شوند
و گردوخاک این سفرها و رفتن در مه
تا خواب‌زده، در رؤیا خود را مکرراً بازخوانی کنی...

آن‌طرف نیستی؛ وزیدن باد و باران و خورشیدهاست
و نوستالژی سفر پایان‌ناپذیر حسرت‌ها و آه‌ها...!

امیر کراب - سوم ژانویه ۲۰۱۷

1000128344.jpg
سفر به فراسوها

زندگی یک سفر است!

روزی که مانند روزهای دیگری‌ست
سفرمان را آغاز می‌کنیم
تا هستی را درنوردیم

هر کس برای خودش رؤیاها و امیدهایی دارد
آن‌چنان غرق خود می‌شویم
بی‌محابا یکه‌تاز میدانیم
می‌خواهیم خود را اثبات کنیم

از سرنوشت خود بی‌اطلاعیم
آزمون و خطاهایی را انجام می‌دهیم
تا وجودمان را اثبات کنیم!

اما، در این فاصله، چشم‌برهم‌زدنی سفر به پایان می‌رسد
و سؤال‌های بی‌جوابمان یکی پس از دیگری بی‌پاسخ می‌مانند!

در روزی که تاب و توانمان به صفر رسیده است
سفر را به دیگران وامی‌گذاریم
و معمای این سفر برای هیچ‌کس گشودنی نیست

یکی پس از دیگری به «صندوق عدم» پا می‌گذاریم
تا رؤیاهایمان در هستی به فراسوها سفر کنند

زمانی که ما غایبیم
و دیگرانی تازه‌نفس، به شعبده‌بازی هستی دل خوش می‌کنند
سفر از آغاز تا نهایت، در ذهنمان رؤیا می‌بافند!

امیر کراب - به یاد مهدی خانبابا تهرانی

یادش جاودان باد.

cnn.jpgتغییر مالکیت شبکه و سایه اختلافات سیاسی

خبرنامه گویا - کریستین امانپور، خبرنگار ایرانی‌تبار و از مشهورترین چهره‌های شبکه خبری سی‌ان‌ان، اعلام کرد پس از ۴۳ سال فعالیت، در ژوئن ۲۰۲۷ این شبکه را ترک می‌کند؛ تصمیمی که هم‌زمان با انتقال مالکیت سی‌ان‌ان به گروه رسانه‌ای نزدیک به محافل محافظه‌کار آمریکا، پرسش‌هایی درباره آینده این شبکه و دلایل کناره‌گیری یکی از شناخته‌شده‌ترین مجریان آن برانگیخته است.

امانپور ۶۸ ساله که از سال ۱۹۸۳ فعالیت خود را در سی‌ان‌ان آغاز کرد، روز دوشنبه ۱۹ اکتبر (۲۷ مهر) اعلام کرد پس از ماه‌ها فکر کردن و شب‌های بی‌خوابی، به تصمیم جدایی از این شبکه رسیده است. برنامه او از ابتدای سال آینده به هفته‌ای یک بار کاهش می‌یابد و در ماه مه به پایان می‌رسد.

او در پیام خداحافظی خود، ضمن یادآوری گزارش‌هایش از جنگ‌های خلیج فارس، بوسنی، رواندا، افغانستان و اوکراین، بر استقلال روزنامه‌نگاری تأکید کرد و به همکارانش توصیه کرد: «همیشه حقیقت‌گو باشید، نه بی‌طرف.»

تغییر مالکیت سی‌ان‌ان؛ پایان یک دوران؟

کناره‌گیری امانپور تنها چند هفته پس از انتقال مالکیت سی‌ان‌ان به مجموعه پارامونت اسکای‌دنس به رهبری دیوید الیسون اعلام شده است. الیسون، فرزند لری الیسون، میلیاردر آمریکایی و از حامیان دونالد ترامپ، اکنون کنترل یکی از تأثیرگذارترین شبکه‌های خبری جهان را در اختیار دارد.

این تغییر مالکیت در ماه‌های گذشته با نگرانی شماری از کارکنان و چهره‌های رسانه‌ای درباره تغییر رویکرد سیاسی سی‌ان‌ان همراه بوده است. به‌ویژه تحولات شبکه سی‌بی‌اس، دیگر رسانه تحت کنترل الیسون، و چرخش تحریریه آن به سمت دیدگاه‌های محافظه‌کارانه، این نگرانی‌ها را تشدید کرده است.

کنسرت ساسی مانکن کنسل شد

| No Comments

21-3.jpgساسی نه تنها کنسرت ۷ نوامبرشو کنسل کرد بلکه از مردم خواست در گردهمایی ۷ نوامبر حضور باشکوهی داشته باشند.

بچه‌پولدارهای نسل جدید

| No Comments

ai.jpgوقتی هوش مصنوعی جای پول را می‌گیرد!

خبرنامه گویا - دوران بچه‌پولدارهای قدیمی با ماشین‌های چندمیلیاردی، ساعت‌های گران‌قیمت و لباس‌های برند ظاهراً به سر آمده است!

نسل جدید حتی به پول هم احتیاج ندارد؛ کافی است جلوی دوربین کمی ژست بگیرد و بقیه کار را به هوش مصنوعی بسپارد.

در این ویدیو، واقعیت و نسخه ساخته‌شده با هوش مصنوعی را کنار هم می‌بینید

***

asgaragha.jpg

ساقی، به جامِ عَدل بِدِه بادِه! تا گِدا
غِیرَت نَیاوَرَد، کِه جَهان پُر‌بَلا کُنَد!

(حافظ)

الله؛ خالق جهان، جن و انس، مالک گنج‌ها و ملایان، وکیلِ الله در این سِکولوم

می‌دانیم که طرفداران نظریه ولایت فقیه دوازده‌امامی در ایران باور دارند که در دوران غیبت «امام معصوم»، فقیه عادل و جامع‌الشرایط، مصداق «اولی‌الامر» (قرآن) و صاحب فرمان است و مردم موظف به اطاعت مطلق از احکام حکومتی او هستند.

با وجود نظر کاملاً متضاد فقیهان دیگر، ملایان شیعه توانستند با اتحاد با چپ‌های کمونیست و ملی‌مذهبی‌ها در ایران، به شیوه نیرنگ و خدعه، قدرت را پس از گذشت ۱۳۱۸ سال از قتل خلیفه چهارم مسلمین، امام اول شیعیان، به دست گیرند و خلافت را در ایران دوباره برپا کنند. حفاظت از این نظام را از اوجب واجبات بدانند؛ مخالفان را اعدام کنند و احکام الهی قرآن را در صورت نیاز ساقط و لغو نمایند. مُلک و مردمان ایران را غنیمت جنگی قلمداد کنند و گنج‌های زمینی را به نام خدا تصاحب نمایند؛ ایران، مملکت ملایان و قزلباشان؟

این فاجعه در ایران، نتیجه اتحاد نامیمون اسلام‌گرایان خداشناس، چپ‌های کمونیست بی‌خدا و ملی‌مذهبی‌های میانه‌خواه بود.

● آیا ایرانیان به‌تنهایی قادر به براندازی این نظام فاجعه‌بار هستند؟

هر کسی با نیروی طبیعی خدادادی خود و با اندکی کوشش می‌تواند به این پرسش پاسخی سنجیده پیدا کند. نیازی به بهره‌گیری از نظریه فیلسوفان و دانشمندان جامعه‌شناس هم نیست. نگارنده در اینجا فشرده و فهرست‌وار دلایل خود را می‌آورد. این عوامل، از یک سو بازدارنده اقدام خود ایرانیان هستند و از سوی دیگر، نیاز به یاری‌رسانی خارجی برای براندازی نظام ستمگر را توجیه می‌کنند:

  • پهلوی‌ستیزی مفرط ملایان و دشمنی با تاریخ شاهنشاهی چند هزارساله ایران پیش از اسلام، با ترویج دروغ و تهمت،

  • دین‌خویی خود ایرانیان در طول تاریخ و تغذیه و باج دادن به ملایان،

  • نفوذ مستمر، دیکته کردن و دخالت ملایان شیعه دوازده‌امامی به مدت بسیار طولانی در همه ارکان و شئون زندگی ایرانیان، ترویج خرافات و... (ازدواج، طلاق، مرگ، جهنم و بهشت و...)،

  • دست یافتن ملایان شیعه به قدرت مطلق و ثروت در ایران،

  • چپاول، حاتم‌بخشی و فقیر کردن پنجمین سرزمین ثروتمند جهان، با موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد،

  • ظهور و قدرت گرفتن الیگارش‌های بی‌فرهنگ و خانواده‌های ستمگر نوین،

  • شناخت و مهارت ملایان در ایجاد تفرقه، چنددستگی و بی‌اعتمادی میان مردمان ایران و به خدمت گرفتن بعضی از آنان،

  • هماهنگ شدن با روسیه، چین و کره شمالی علیه غرب،

  • عشق و عطش به قدرت پس از قرن‌ها در اقلیت بودن تشیع، سرکوب گسترده اقلیت‌های دینی و سیاسی و...،

  • وحشت بزرگ از فروپاشی؛ ایجاد رعب و وحشت، فدا کردن مُلک و ملت، پناه بردن به ملی‌گرایی کاذب و بی‌آبرو کردن بزرگان و نمادهای جامعه،

  • لجاجت و پایداری مطلق و کورکورانه بر ایدئولوژی آخرالزمانی.

این فهرست می‌تواند کامل‌تر شود!

برافتادن و آینده نظام ملایان در ایران

هیچ معلوم نیست که مردمان شریف و شجاع ایران تا چه اندازه و تا کجا باید هزینه جانی و مالی بپردازند تا طایفه ملایان از ادعای ایدئولوژیک بیجا، ناحق و ایران‌سوز خود دست بردارند. چه باید بشود تا دست این طایفه از دین خدا کوتاه شود و نهایتاً به حجره، مکتب‌خانه و مسجد خود بازگردند؟

بدون شرح!

janfadalarge.jpg

zamani.jpgمحمد زمانی در تلویزیون کلمه

در این گفت‌وگو، موضوعات مهمی درباره آینده سیاسی ایران، همبستگی ملی و نقش نیروهای سیاسی در مسیر گذار از جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گرفت.

🔹 ۱. رفتارشناسی جامعه ایرانی: چرا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی فراتر از نوستالژی است؟ بررسی زمینه‌های اجتماعی و سیاسی این حمایت و مطالبات بخش‌هایی از جامعه ایران برای تغییر.

🔹 ۲. پیام زلزله فرانکفورت: بررسی ظرفیت‌های اتحاد اقوام، همبستگی ایرانیان خارج از کشور و ضرورت همکاری میان جریان‌های مختلف سیاسی و ملی.

🔹 ۳. ابعاد بین‌المللی: اهمیت سیاسی و نمادین جایزه بنیاد فریدریش ناومان برای آزادی و تأثیر آن بر بازتاب مطالبات مردم ایران در محافل سیاسی اروپا.

🔹 ۴. نقش جمهوری‌خواهان ملی: بررسی دیدگاه نیروهای ملی و جمهوری‌خواه درباره آینده سیاسی ایران، همگرایی ملی و همکاری با دیگر نیروهای دموکراسی‌خواه.

🔹 ۵. اکسیون ایرانیان در فرانکفورت، ۷ نوامبر: اهمیت حضور و مشارکت ایرانیان در این گردهمایی، بازتاب مطالبات مردم ایران در عرصه بین‌المللی و نقش همبستگی ایرانیان خارج از کشور در جلب توجه افکار عمومی و نهادهای سیاسی اروپا.

محور اصلی گفت‌وگو: ضرورت همگرایی ملی، پذیرش تکثر سیاسی و تأکید بر حق مردم ایران برای تعیین آزادانه نظام سیاسی آینده کشور.

21.jpgحرکت عجیب هوتن شکیبا حین تماشای یک نمایش واکنش‌های زیادی برانگیخته است. به نظر می‌رسد او بدون هماهنگی با گروه اجرایی، از بازیگران می‌خواهد تا نمایشی را که بر اساس داستانی واقعی در مورد کودکان بی‌سرپناه بود، با کمک‌های مالی تماشاگران جور دیگری تمام کند.

fireAlum.jpgخبرنامه گویا - ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی از وقوع حادثه‌ای همراه با شعله‌های آتش، دود غلیظ و صدایی شبیه انفجار در کارخانه آلومینیوم‌سازی اراک حکایت دارند. این حادثه عصر سه‌شنبه ۲۸ مهرماه در خط ۶ شرکت آلومینیوم ایران (ایرالکو) رخ داده و گزارش‌های اولیه از احتمال انفجار یکی از دیگ‌های خط تولید خبر می‌دادند.

در پی انتشار گسترده این تصاویر، عبدالرضا حاجی‌علی‌بیگی، فرماندار اراک، وقوع انفجار را تکذیب کرد و گفت حادثه ناشی از نقص فنی و نوسانات برق بوده است. او همچنین هرگونه احتمال خرابکاری یا اقدام امنیتی را رد کرد و مدعی شد که حادثه تلفات جانی نداشته و با دخالت نیروهای فنی و امدادی مهار شده است.

با این حال، شرکت آلومینیوم ایران روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه در اطلاعیه‌ای به سازمان بورس تأیید کرد که بر اثر اختلال در سیستم برق خط ۶، تعدادی از دیگ‌های تولید آلومینیوم از مدار خارج شده‌اند و عملیات بازگرداندن آن‌ها به چرخه تولید ادامه دارد.

برخی گزارش‌های غیررسمی شمار دیگ‌های ازکارافتاده را حدود ۶۰ دستگاه اعلام کرده‌اند، اما شرکت ایرالکو هنوز تعداد دقیق آن‌ها و میزان خسارت وارده را مشخص نکرده و اعلام کرده است که جزئیات پس از بررسی‌های تکمیلی منتشر خواهد شد.

با وجود تکذیب انفجار و خرابکاری از سوی مقام‌های حکومتی، علت دقیق حادثه و ابعاد خسارت آن هنوز به‌طور مستقل روشن نشده است.

20-11.jpgخبرنامه گویا - بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، در یادداشتی در روزنامه «فرهیختگان» با انتقاد از سیاست مذاکره‌محور اصلاح‌طلبان و ادامه مقاومت بدون چشم‌انداز روشن، هشدار داد که هر دو رویکرد می‌توانند به تضعیف بیشتر کشور منجر شوند.

عبدالکریمی با انتقاد از اصلاح‌طلبانی که مذاکره با آمریکا و رفع تحریم‌ها را راه‌حل بحران‌های کشور می‌دانند، تأکید کرد توافق بدون پشتوانه قدرت و تضمین‌های معتبر، می‌تواند به نتیجه‌ای شکننده منجر شود. او در مقابل هشدار داد که مقاومت بدون هدف مشخص و دستاورد قابل سنجش نیز به فرسایش توان ملی می‌انجامد: «مذاکره بدون پشتوانه قدرت ممکن است به توافقی آسیب‌پذیر بینجامد، و مقاومت بدون افق سیاسی و معیار سنجش موفقیت ممکن است فرسایشی شود.»

او با تأکید بر ضرورت بازسازی قدرت ملی، اقتصاد، کیفیت حکمرانی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی را در کنار توان دفاعی از عوامل اصلی قدرت کشور دانست و نوشت: «ایران نه با مذاکره به‌خودی‌خود نجات می‌یابد و نه با مقاومت به‌خودی‌خود.»

با این حال، عبدالکریمی در طرح ضرورت بازسازی قدرت ملی، پاسخ روشنی به نقش جمهوری اسلامی در تضعیف اقتصاد، کاهش اعتماد عمومی و فرسایش ظرفیت‌های کشور نمی‌دهد.


kalhor2.jpgاپوزیسیون؛ برای نجات ایران یا پیروزی بر یکدیگر؟

کوروش کلهر

مشکل اپوزیسیون ایران، وجود اختلاف نیست؛ ناتوانی در همکاری با وجود اختلاف است. نیروهایی که از رهایی یک میهن سخن می‌گویند، گاه چنان درگیر شکست‌دادن یکدیگرند که هدف اصلی مبارزه به حاشیه می‌رود. اختلاف بر سر آیندهٔ ایران، به دشمنی در زمان حال تبدیل می‌شود و رقابت سیاسی، توان مبارزه با جمهوری اسلامی را فرسوده می‌کند.

نسبت‌دادن این وضعیت به «فرهنگ ایرانی» شاید توضیح کافی نباشد. جامعه‌ای که پیوند خانوادگی و وفاداری به نزدیکان در آن نیرومند است، ظرفیت همبستگی دارد؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این وفاداری پشت دیوار خانه متوقف می‌ماند و مسئولیت در برابر ملت، به‌عنوان خانواده‌ای بزرگ‌تر، آموخته نمی‌شود. این کاستی در سیاست نیز بازتولید می‌شود: حزب و سازمان به حلقه‌ای بسته از خودی‌ها بدل می‌شوند و وابستگی، جای شایستگی، کارنامه و توان حل اختلاف را می‌گیرد. وقتی وفاداری به خودی‌ها بر مسئولیت در برابر ایران غلبه کند، خانواده‌گرایی دیگر پشتوانهٔ همبستگی نیست؛ مانع آن است.

در چنین ساختاری، مخالفت به‌سرعت معنای بی‌وفایی می‌گیرد. کسی که اتحاد را فقط در پذیرش نظر خود می‌بیند، خواهان همکاری نیروهای مستقل نیست؛ انتظار دارد دیگران به صف پیروانش بپیوندند. با نخستین اعتراض، مرز خودی و غیرخودی کشیده می‌شود و گفت ‌وگو جای خود را به اتهام می‌دهد.

ریشهٔ این رفتار را شاید بیش از هر چیز بتوان در تربیت خانوادگی و عادت‌های فرهنگی جست‌وجو کرد؛ اما ساختار تشکیلات سیاسی، بی‌اعتمادی و برچسب ‌زدن به مخالفان با عنوان «خائن»، منافع شخصی و گروهی و ترس از تقسیم قدرت نیز در تداوم آن نقش عمده دارند. تا زمانی که تصمیم ‌گیری در انحصار چند نفر باشد و پاسخ‌گویی جایگاهی نداشته باشد، دعوت به اتحاد از حد شعار فراتر نمی‌رود.

babakt.jpg"روسیه پیشنهاد دفاع از تهران با جنگنده‌های سوخو-۳۵ و سامانه اس-۴۰۰ را داده است"

خبرنامه گویا - بابک تقوایی، تحلیلگر نظامی، به نقل از منابع خود در نیروی هوایی ایران گزارش داد که روسیه پیشنهاد استقرار یک اسکادران جنگنده سوخو-۳۵ و یک سامانه پدافند دوربرد اس-۴۰۰ را برای دفاع از تهران به جمهوری اسلامی ارائه کرده است.

به گفته تقوایی، این پیشنهاد در جریان مذاکرات روز دوشنبه ۲۷ مهر در تهران، با حضور هیئت روسی به ریاست سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، و در چارچوب توافق‌های امنیتی دو کشور مطرح شده است.

این پیشنهاد پس از انهدام بخش مهمی از تجهیزات دفاع هوایی پایتخت در حملات آمریکا و اسرائیل طی جنگ‌های سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ مطرح می‌شود. به گزارش تقوایی، جنگنده‌های رهگیر میگ-۲۹ اسکادران یازدهم شکاری مستقر در فرودگاه مهرآباد و دو آتشبار پدافندی اس-۳۰۰ در جنوب و غرب تهران از جمله تجهیزات منهدم‌شده در این حملات بوده‌اند.

za.jpgخبرنامه گویا - احمد زیدآبادی در یادداشت زیر، با انتقاد از اظهارات محمدباقر قالیباف، می‌پرسد آیا مذاکره برای پایان دادن به جنگ است یا خرید وقت برای تجدید قوا و ادامه رویارویی؟ پرسشی بجا و مهم، اما آنچه در این یادداشت نادیده گرفته شده، مسئولیت جمهوری اسلامی در شکل‌گیری بحران کنونی است

مذاکره به عنوان تاکتیک جنگی یا ابزاری در خدمت صلح؟

احمد زیدآبادی

محمدباقر قالیباف رئیس مجلس برای چندمین بار تکرار کرده است که "ما هم می‌جنگیم و هم مذاکره می‌کنیم."

بله. بین جنگ و مذاکره منافاتی نیست به طوری که بشر مخیر به انتخاب یکی از بین آن دو باشد.
اما مقصود از مذاکره چیست؟ آیا مذاکره، ابزاری برای دستیابی به صلح و رفع خصومت است؟ یا اینکه تاکتیکی جهت فرصت‌آفرینی و خرید وقت برای تجهیز شدن به منظور آمادگی بیشتر برای ادامهٔ جنگ؟

اگر منظور مورد دوم است دیگر برساختِ دوگانهٔ جنگ و مذاکره امری عبث است چرا که در آن صورت مذاکره چیزی بیش از یک تاکتیک جنگی به حساب نمی‌آید.

اما اگر منظور از مذاکره پایان دادن به جنگ و دستیابی به صلح است، دوگانهٔ جنگ و صلح جایگزین منطقی‌تری برای دوگانهٔ جنگ و مذاکره است.

جنگ و صلح ولی بر خلاف جنگ و مذاکره با هم منافات دارند و قابل جمع نیستند، بنابراین، ناگزير باید بین آنها یکی را انتخاب کرد.

به نظرم اکنون کشور ما به نقطه‌ای رسیده است که بین جنگ و صلح ناگزیر است یکی را انتخاب کند.

آقای قالیباف به عنوان رئیس هیئت مذاکره‌کنندهٔ ایران موظف است در این باره با صراحت و شجاعت بیشتری با افکارعمومی روبرو شود.

مفهوم‌سازی واژه‌ها بر عهدهٔ آقای قالیباف و دیگر مقام‌هایی است که در این باره سخن می‌گویند.
واژه‌ها و اصطلاحات بدون مفهوم‌سازی همچون بادکنکی پر از باد هستند و بیشتر به کار سرگرمی می‌آیند تا رساندن پیامی و روشن کردن هدفی!

فضای سیاسی کشور ما از شدت حجم و انباشت واژه‌های مفهوم‌سازی نشده، چنان آماس کرده که همه گیج و منگ شده‌اند!

درگذشت مهدی خان‌بابا تهرانی؛ از مبارزه کمونیستی علیه شاه تا نقد نقش چپ در انقلاب ۵۷

خبرنامه گویا - مهدی خان‌بابا تهرانی، از چهره‌های باسابقه جنبش کمونیستی و چپ ایران و مخالفان حکومت پهلوی، شامگاه دوشنبه ۲۷ مهر در فرانکفورت آلمان درگذشت. او که بخش مهمی از زندگی خود را صرف مبارزه انقلابی علیه نظام پادشاهی کرده بود، در سال‌های بعد به منتقد اندیشه‌های کمونیستی، جزم‌اندیشی سیاسی و نقش نیروهای چپ در انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد.

pass.jpg
خان‌بابا تهرانی فعالیت سیاسی خود را از نوجوانی در محافل نزدیک به حزب توده آغاز کرد و در ۱۸سالگی به سازمان جوانان این حزب پیوست. او پس از کودتای ۲۸ مرداد بازداشت شد و در سال ۱۳۳۵ برای ادامه تحصیل به آلمان رفت؛ جایی که در شکل‌گیری جنبش دانشجویی مخالف حکومت شاه و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی نقش داشت.

او بعدها در اعتراض به وابستگی حزب توده به اتحاد جماهیر شوروی، به جریان مائوئیستی پیوست و از پایه‌گذاران «سازمان انقلابی حزب توده ایران» شد. خان‌بابا تهرانی در سال ۱۹۶۴ به چین رفت و چند سال در بخش فارسی رادیو پکن فعالیت کرد. با این حال، تجربه زندگی در چین و مشاهده تحولات دوران مائو، به‌تدریج زمینه فاصله گرفتن او از این تفکرات را فراهم ساخت.

clip.jpg"جمهوری اسلامی هرگز به توسعه نمی‌رسد، چون بقای خود را انتخاب کرده است"

*خبرنامه گویا - این ویدیو از آرشیو برنامه «دیالوگ» در سال ۱۴۰۴ است که در آن نوید کلهرودی، پژوهشگر علوم سیاسی، به نقد ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی، فساد و ترجیح بقای حکومت بر توسعه کشور می‌پردازد. با توجه به تحولات اخیر و ارتباط سخنان او با شرایط امروز ایران، این ویدیو را بار دیگر بازنشر می‌کنیم

***

سید نوید کلهرودی، دانش‌آموخته دکتری اندیشه سیاسی از دانشگاه تهران و پژوهشگر مسائل سیاسی، در اظهاراتی صریح به انتقاد از ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی، فساد مسئولان و برخوردهای امنیتی با منتقدان پرداخت و تأکید کرد که حکومت به جای توسعه کشور، حفظ قدرت و بقای خود را در اولویت قرار داده است.

کلهرودی با مقایسه دستگاه قضایی اسرائیل و جمهوری اسلامی گفت که حتی در اوج جنگ غزه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ناچار به پاسخگویی در دادگاه درباره اتهام‌های فساد مالی بود. او با اشاره به پرونده جنجالی کاظم صدیقی، امام جمعه سابق تهران، پرسید: «ما این کار را با صدیقی کردیم؟»

نتانیاهو از سال ۲۰۲۰ در سه پرونده با اتهام‌های رشوه‌خواری، کلاهبرداری و خیانت در امانت محاکمه شده و با وجود ادامه فعالیت در مقام نخست‌وزیری، بارها در دادگاه حاضر شده است. در مقابل، پرونده باغ ازگل و انتقال زمین‌های چند هزار میلیارد تومانی به مؤسسه‌ای وابسته به خانواده صدیقی، به یکی از نمادهای بحث‌برانگیز فساد و مصونیت چهره‌های نزدیک به قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

ch1.jpgآیا نتانیاهو قصد دارد در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ کار جمهوری اسلامی را یکسره کند؟ در برنامه «ویگول» از تلویزیون کانال یک، امید دانا و سام منتظری درباره احتمال آغاز دور تازه جنگ و سرنوشت حکومت ایران به بحث پرداختند. امید دانا سفر اعلام‌نشده وزیر دفاع آمریکا به اسرائیل را نشانه تدارک جنگ و تلاش برای «تعیین تکلیف جمهوری اسلامی» دانست.

دانا با اشاره به احتمال عملیات زمینی محدود در جزیره خارک، گسترش حملات علیه نیروهای امنیتی و حمایت از مخالفان حکومت در مناطق مرزی، جنگ را فرصتی تاریخی برای سرنگونی جمهوری اسلامی خواند. او تأکید کرد: «ما از اسرائیل و آمریکا نخواستیم دموکراسی بیاورند؛ گفتیم جمهوری اسلامی را برای ما ببرند یا دست‌کم تضعیف کنند» تا مردم بتوانند سرنوشت خود را به دست بگیرند.

در مقابل، سام منتظری درباره ویرانی زیرساخت‌ها، گسترش ناامنی و هزینه‌های جنگ هشدار داد و فروپاشی اقتصادی را راهی برای پایان حکومت دانست. دانا نیز با یادآوری قربانیان اعتراضات گذشته، منتقدان جنگ را به نداشتن راهکار عملی برای سرنگونی جمهوری اسلامی متهم کرد.

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*

در دانشگاه تهران چه خبر است؟

| No Comments

20-10.jpg

اخراج استادان و نظارت محرمانه بر دانشجویان

منبع: رویداد۲۴، مازیار وکیلی

دانشگاه تهران در دوران ریاست محمدحسین امید، مدیری نزدیک به جریان اصلاحات که در دولت مسعود پزشکیان به این سمت منصوب شد، با موج تازه‌ای از برخوردهای انضباطی، اخراج استادان و محدودیت‌های دانشجویی روبه‌رو شده است؛ روندی که با وعده‌های دولت درباره بازگرداندن استادان اخراج‌شده و کاهش فشارهای سیاسی و امنیتی بر دانشگاه‌ها در تضاد است.

بازگشت حجاب‌بان‌ها در قالبی تازه

محمدحسین امید تأیید کرده است که از حدود پنج تا شش ماه پیش کارگروهی برای بررسی رفتارهای «ناهنجار» دانشجویان تشکیل شده است. به گفته او، این کارگروه بر اساس اطلاعاتی که «به‌صورت محرمانه» به دانشگاه گزارش می‌شود، دانشجویان را احضار می‌کند و می‌کوشد پیش از ارجاع پرونده به شورای انضباطی، موضوع را از طریق گفت‌وگو حل کند.

این سازوکار را می‌توان شکل تازه‌ای از فعالیت حجاب‌بان‌ها دانست؛ با این تفاوت که به جای حضور آشکار در محیط دانشگاه، گزارش رفتار دانشجویان به‌صورت محرمانه به مسئولان منتقل می‌شود. تشکیل چنین کارگروهی در کنار شورای انضباطی، پرسش‌هایی درباره گسترش نظارت بر زندگی شخصی دانشجویان و دخالت نهادهای دانشگاهی در پوشش و رفتار آنان ایجاد کرده است.

اخراج استادان و فشار تشکل‌های حکومتی

در روزهای اخیر، حکم اخراج دو استاد مدعو دانشگاه تهران، زهرا بیرشک و فرزاد کلبعلی، صادر شده است. حضور بیرشک به‌عنوان کارشناس در بی‌بی‌سی فارسی و اظهارات منتسب به او درباره حضرت فاطمه از دلایل اعلام‌شده برای اخراج او بوده است. درباره کلبعلی، استاد مدعو دانشکده حقوق و علوم سیاسی، نیز انتشار مطالب توهین‌آمیز علیه برخی مقام‌های حکومتی عنوان شده است.

بسیج دانشجویی دانشکده حقوق پس از اخراج کلبعلی، در بیانیه‌ای از این اقدام استقبال کرد و اعلام کرد: «بیرون کردن این افراد، اولین اقدام نبود، اما امید است آخرینش باشد، چراکه دانشگاه دیگر به قبل از ۹ اسفند بازنخواهد گشت!»

این موضع‌گیری، پرسش‌هایی جدی درباره استقلال مدیریت دانشگاه و نقش تشکل‌های وابسته به حکومت در تصمیم‌گیری درباره سرنوشت استادان ایجاد کرده است.

پیش از این نیز آذین موحد، از استادان دانشگاه تهران، با اتهاماتی از جمله حمایت از اعتراضات، تشویق دانشجویان به کشف حجاب و همراهی با معترضان، به شش ماه انفصال از خدمت محکوم شده بود.

channel1.jpgجمهوری اسلامی چهار کشور عربی را به دشمنان قسم‌خورده ایران تبدیل کرده است

در برنامه «ویرگول» تلویزیون کانال یک، با حضور علیرضا نامور حقیقی، احتمال میانجیگری روسیه میان جمهوری اسلامی و آمریکا و خطر گسترش جنگ بررسی شد. یکی از طرح‌های مطرح‌شده، انتقال ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران به روسیه، بازگشایی تنگه هرمز و در مقابل، پایان محاصره آمریکا و کاهش بخشی از تحریم‌هاست. با این حال، پذیرش چنین توافقی از سوی جمهوری اسلامی بعید به نظر می‌رسد.

حملات و تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه کشورهای منطقه، بحرین، کویت، امارات و عربستان سعودی را به دشمنان جدی حکومت تبدیل کرده است؛ کشورهایی که حتی در صورت پایان جنگ با آمریکا و اسرائیل، ممکن است به اقدامات خود علیه جمهوری اسلامی ادامه دهند. در همین حال، خسارت‌های انسانی و اقتصادی جنگ و محاصره روزبه‌روز افزایش می‌یابد، اما مقام‌های حکومت به جای اعلام هزینه‌های واقعی تحمیل‌شده به ایران، عمدتاً از خسارت‌های آمریکا سخن می‌گویند.

آمریکا راه‌حل سریع و آسانی برای پایان این بحران ندارد و شکست مذاکرات می‌تواند ایران را وارد یک جنگ فرسایشی و طولانی یا مرحله تازه‌ای از حملات گسترده و ویرانگر کند. کاهش تنش مستلزم عقب‌نشینی جمهوری اسلامی در دو موضوع اساسی، یعنی کنترل تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای است؛ در غیر این صورت، ادامه رویارویی خسارت‌های سنگین‌تری به کشور تحمیل خواهد کرد.

kurds.jpgسفیر جمهوری اسلامی از توافق با عراق برای تحویل مخالفان کُرد به ایران خبر داد

خبرنامه گویا - بر اساس گزارش ایران وایر، محمدکاظم آل‌صادق، سفیر جمهوری اسلامی در عراق، مدعی شده است که تهران و بغداد برای اخراج اعضای گروه‌های کُرد مخالف جمهوری اسلامی از اقلیم کردستان یا تحویل آن‌ها به ایران به توافق رسیده‌اند؛ ادعایی که در بیانیه رسمی دولت عراق تأیید نشده است.

آل‌صادق روز سه‌شنبه ۲۸ مهر در پیامی به زبان عربی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد این توافق در نشست مشترک امنیتی ایران و عراق حاصل شده و شامل دو گزینه اخراج مخالفان کُرد از اقلیم کردستان یا تحویل آن‌ها به مقام‌های جمهوری اسلامی است.

این نشست روز دوشنبه ۲۷ مهر در بغداد با حضور نمایندگان جمهوری اسلامی، دولت عراق و اقلیم کردستان برگزار شد. دفتر مشاور امنیت ملی عراق در بیانیه‌ای اعلام کرد که گفت‌وگوها بر اجرای توافق امنیتی پیشین، حل مسائل باقی‌مانده و تقویت همکاری‌های امنیتی متمرکز بوده است، اما هیچ اشاره‌ای به اخراج یا تحویل مخالفان کُرد به ایران نکرد.

قاسم العبودی، مشاور امنیت ملی عراق، پیش‌تر در گفت‌وگو با شبکه رووداو از توافق برای اسکان اعضای گروه‌های کُرد مخالف جمهوری اسلامی و خانواده‌هایشان در اردوگاه‌هایی دور از مرز ایران خبر داده و بر حل مسالمت‌آمیز این موضوع تأکید کرده بود.

ایران و عراق در اسفند ۱۴۰۱ توافق‌نامه‌ای امنیتی امضا کردند که بر اساس آن، بغداد متعهد شد گروه‌های کُرد مخالف جمهوری اسلامی را از مناطق مرزی دور کند و مانع فعالیت نظامی آن‌ها علیه ایران از خاک عراق شود.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

انتقال مخالفان کُرد به مناطق دیگر عراق با تحویل آن‌ها به جمهوری اسلامی تفاوت اساسی دارد. در صورت صحت ادعای سفیر جمهوری اسلامی، بغداد عملاً در معرض این اتهام قرار می‌گیرد که مخالفان سیاسی را به حکومتی تحویل می‌دهد که در آن با خطر جدی بازداشت، شکنجه، محاکمه‌های ناعادلانه و حتی اعدام روبه‌رو هستند. چنین اقدامی، در صورت وجود خطر واقعی شکنجه یا آزار شدید، نقض آشکار اصل منع بازگرداندن اجباری و تعهدات بین‌المللی عراق خواهد بود.

20-6.jpgکاربران ایرانی از ساعاتی پیش برای ورود به اپلیکیشن چت‌جی‌پی‌تی با پیام «کشور شما پشتیبانی نمی‌شود» مواجه شده‌اند. این اختلال در شرایطی رخ داده که دسترسی به این سرویس پیش‌تر با روش‌هایی در لایه زیرساخت امکان‌پذیر بود؛ اما اکنون وضعیت دسترسی کاربران تغییر کرده است.

رویداد۲۴| اپلیکشن چت‌جی‌پی‌تی به علت تحریم از دسترس کاربران ایرانی خارج شده است؛‌ موضوعی که اتفاق جدیدی محسوب نمی‌شود.

به گزارش فارس، کاربران ایرانی از ساعاتی قبل هنگام ورود به اپلیکیشن چت‌جی‌پی‌تی با این خطا مواجه می‌شوند که «کشور شما پشتیبانی نمی‌شود». پیغامی که حاکی از تحریم این اپلیکیشن برای آی‌پی‌های ایران است.

این تحریم البته اتفاق جدیدی نیست و چت‌ جی‌پی‌تی در کنار سایر مدل‌های هوش‌مصنوعی مستقر در آمریکا مانند جمنای، گراک و کلاود از ابتدای رونمایی،‌ برای کاربران ایرانی تحریم شده است.

Untitled-3.jpg

mehrain.jpgسخنانی که مصطفی مهرآیین را به زندان کشاند

ایران‌وایر - عطا محامد

مصطفی مهرآیین، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، که بارها خواستار پایان حکومت جمهوری اسلامی و کناره‌گیری علی خامنه‌ای از قدرت شده بود، روز ۱۸ مهر بار دیگر برای اجرای حکم زندان بازداشت شد. او پیش‌تر در اظهارنظری صریح گفته بود: «جمهوری اسلامی اگر در این کشور بماند، ایران هم نابود می‌شود و هزینه حفظ جمهوری اسلامی نابودی ایران است.»

مهرآیین در مناظره‌ها و گفت‌وگوهای متعدد، ولایت فقیه را عامل اصلی بحران سیاسی ایران معرفی کرده و گفته بود: «در این مملکت ما همه حرف‌ها رو می‌زنیم که حرف آخر رو نزنیم که اون هم رفتن ولایت فقیه است.»

او در انتقاد از تمرکز قدرت در دست رهبر جمهوری اسلامی نیز گفته بود: «مگر این مردم انقلاب کردند که فقط یک نفر آقا باشد؟» و افزوده بود: «یه نفر شده آقا و او حق همه چیز و همه کار داره و تمام مردم جامعه شدن رعیت و بنده.»

این جامعه‌شناس که جمهوری اسلامی را «شر مطلق» و طوفان شنی توصیف کرده بود که «زندگی را دفن کرده است»، در گفت‌وگو با میلاد دخانچی، درباره راه‌های تغییر ساختار سیاسی گفت: «دو تا راهکار هست: یکی اصلاحات توسط درون سیستم، یکی اینکه کل سیستم فرو بریزه.» او سپس تأکید کرد: «من معتقدم، من پیشنهادم اینه، بهتره کلش فرو بریزه.»

20-7.jpgرویداد۲۴ | مازیار وکیلی - یکی از نکات مثبتی که مسعود پزشکیان، به‌عنوان رئیس‌جمهور، و حسین سیمایی صراف، به‌عنوان وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت پزشکیان، مدام بر آن تأکید و به آن افتخار می‌کردند، بازگرداندن بسیاری از استادان محروم از تدریس به دانشگاه در سال‌های گذشته بوده است. شاید به همین دلیل است که انتشار خبر لغو کلاس‌های درس زهرا بیرشک در دانشگاه تهران تا این اندازه خبرساز شده است؛ منع از تدریسی که با شعارهای دولت پزشکیان و وزارت علوم او در تضاد است.

اما برای منع زهرا بیرشک از تدریس، دلایلی مطرح شده که جالب‌توجه است. آن‌طور که در بیانیه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران (محل تدریس بیرشک) آمده، دلایل لغو کلاس های او در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و منع ورودش به دانشگاه! پس از دو جلسه تدریس در گروه فلسفه «عدم اطلاع دانشکده ادبیات از برخی سوابق رسانه‌ای» او بوده است.

دانشگاه تهران در اطلاعیه ای نوشته: «وی با نام اصلی خود (زهرا بیرشک) دانشجوی اسبق این دانشکده بوده که پس از اتمام تحصیل در خارج و بازگشت به ایران، تدریس یک درس به‌صورت حق‌التدریسی برای ایشان تعریف شده است؛ درحالی‌که وی در فضای مجازی و برخی رسانه‌ها، با نام «سپیده بیرشک» فعالیت می‌نموده و دانشکده ادبیات به همین دلیل از فعالیت‌های وی بی‌اطلاع بوده و به‌محض اطلاع، هرگونه همکاری با وی را خاتمه داده است.»

putin.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای دیدار سه‌جانبه با ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ، رهبران روسیه و چین، اعلام آمادگی کرد؛ نشستی که ممکن است فراتر از جنگ اوکراین، زمینه‌ساز توافقی گسترده درباره امنیت جهانی، تقسیم نفوذ و پرونده‌هایی از جمله ایران شود.

به گزارش رویترز و وال‌استریت ژورنال، پیشنهاد این نشست را پوتین برای گفت‌وگو درباره سرنوشت جنگ اوکراین مطرح کرده است، اما ترامپ می‌گوید موضوع اصلی باید خلع سلاح هسته‌ای باشد.

ترامپ دوشنبه ۲۷ مهر گفت: «اگر رئیس‌جمهور شی بخواهد چنین دیداری برگزار شود، من هم موافقم.» او افزود که موضوعاتی مانند تجارت نیز می‌تواند مطرح شود. احتمال برگزاری این نشست در حاشیه اجلاس همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در چین وجود دارد.

پیشنهاد پوتین برای مذاکره درباره آینده اوکراین بدون حضور کی‌یف، نگرانی اوکراین و متحدان اروپایی‌اش را برانگیخته است. ترامپ نیز بار دیگر از ولودیمیر زلنسکی انتقاد کرد، موضع روسیه در جنگ را «قابل قبول» خواند و گفت شاید زمان آن رسیده باشد که فرد دیگری از طرف اوکراین مذاکره کند.

این اظهارات هم‌زمان با ادامه حملات موشکی و پهپادی روسیه به اوکراین مطرح شده است. در یکی از حملات اخیر به خارکیف، شش غیرنظامی از جمله یک دختر یک‌ساله و مادرش کشته شدند.

ترک‌هایی در ستون‌های قدرت

| No Comments

etemaadi.jpgبحران معیشتی نیروهای سرکوب؛ زنگ خطر برای بقای جمهوری اسلامی

ناصر اعتمادی

جمهوری اسلامی برای حفظ بقای خود بیش از هر زمان دیگری به نیروهای نظامی و امنیتی وابسته شده است. اما بحران اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید و محدودیت درآمدهای نفتی، تأمین هزینه‌های این نیروها و حفظ امتیازات مادی آنان را دشوارتر کرده است. این فشارها حتی می‌توانند دامن نیروهای وفاداری را بگیرند که منافع اقتصادی و رانت‌های حکومتی از عوامل وابستگی آنان به رژیم بوده است. در شرایطی که نظامیان دست بالا را در ساختار قدرت پیدا کرده‌اند، فرسایش منابع مالی حکومت می‌تواند به یکی از عوامل آسیب‌پذیری ستون امنیتی آن تبدیل شود. گسترش دوبارۀ اعتراضات اجتماعی، این آسیب‌پذیری را در برابر آزمونی جدی قرار خواهد داد.

روز ۱۵ مهر ۱۴۰۵، محمدباقر قالیباف در دیدار با احمدرضا رادان، فرماندۀ انتظامی کشور، بر ضرورت رسیدگی به وضعیت معیشتی کارکنان فراجا تأکید کرد و گفت: «همه تلاش ما این است که به‌صورت ویژه در حوزه زیرساختی و معیشت کارکنان فراجا اقدامات جدی انجام دهیم.» او همچنین خواستار همکاری قوای سه‌گانه برای تأمین نیازهای نیروهای مسلح، به‌ویژه فرماندهی انتظامی، شد.

اهمیت این سخنان فراتر از یک وعدۀ اداری است. در شرایطی که نهادهای نظامی و امنیتی نفوذ بیشتری در ساختار قدرت یافته‌اند، تأکید رئیس مجلس بر ضرورت رسیدگی فوری به معیشت نیروهای انتظامی، از حساسیت سیاسی این مسئله حکایت دارد.

در همان ماه، شماری از نمایندگان مجلس نیز خواستار افزایش حقوق نیروهای نظامی و انتظامی شدند. هم‌زمان، نامزد وزارت دفاع، افزایش چشمگیر حقوق کارکنان نیروهای مسلح، بهبود قدرت خرید خانواده‌های آنان و گسترش خدمات رفاهی و بازنشستگی را در برنامۀ خود قرار داد.

این اظهارات نشان می‌دهند که حفظ شرایط مادی زندگی نیروهای مسلح به یکی از دغدغه‌های آشکار مسئولان جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

افزایش بودجه و فرسایش قدرت خرید

جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته کوشیده است با اختصاص منابع گسترده به نهادهای نظامی و امنیتی، توان عملیاتی و انسجام آنها را حفظ کند. با این همه، افزایش اسمی بودجه در شرایط تورمی الزاماً به معنای افزایش توان مالی نیست.

بررسی اسناد بودجۀ ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که مجموع اعتبارات برآوردشده برای سپاه پاسداران، با احتساب سهمیه‌های نفتی و اعتبارات ویژه، به حدود ۳۱۱ هزار میلیارد تومان می‌رسید، در حالی که رقم مشابه برای ارتش حدود ۱۷۷ هزار میلیارد تومان بود. به این ترتیب، منابع پیش‌بینی‌شده برای سپاه نزدیک به ۱٫۸ برابر ارتش بود. همچنین، نزدیک به ۴۷ درصد منابع بررسی‌شده در بودجۀ نظامی به سهمیه‌های نفتی و اعتبارات ویژه وابسته بود.

این ارقام، افزون بر جایگاه ممتاز سپاه در تقسیم منابع حکومتی، اهمیت درآمدهای نفتی و سازوکارهای مالی ویژه در تأمین هزینه‌های نظامی را آشکار می‌کنند.

kolang.jpgخبرنامه گویا - سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، روز سه‌شنبه ۲۸ مهر هشدار داد که آمریکا «قطعاً» تأسیسات هسته‌ای موسوم به «کوه کلنگ» را هدف حمله قرار خواهد داد. هم‌زمان، خبرگزاری رویترز به نقل از سه مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد که تهران انتظار دارد دونالد ترامپ برای شکستن بن‌بست جنگ هشت‌ماهه، حملات نظامی علیه ایران را از سر بگیرد.

اسحاقی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا گفت بر اساس «اخبار و تحلیل‌های مطرح‌شده و رصد رفتار دشمن»، حمله آمریکا به کوه کلنگ قطعی است و تأکید کرد: «ما باید واقعیت‌ها را با مردم در میان بگذاریم.»

او افزود آمریکا و اسرائیل احتمالاً به‌زودی دست به اقدام نظامی تازه‌ای خواهند زد و مدعی شد برای مقابله با حمله احتمالی به زیرساخت‌های هسته‌ای، «واکنشی با پیوست ۱۸ ساله طراحی شده است». وی جزئیات بیشتری درباره این طرح ارائه نکرد.

رویترز: جمهوری اسلامی به جای توافق، خود را برای حمله آماده می‌کند

رویترز روز سه‌شنبه به نقل از سه مقام ارشد جمهوری اسلامی و یک منبع آگاه در ایران گزارش داد که مقام‌های تهران معتقدند ترامپ آماده ازسرگیری عملیات نظامی است.

یکی از این مقام‌ها به رویترز گفت: «ایران خود را برای ازسرگیری حملات اسرائیل و آمریکا آماده می‌کند، نه برای توافق با آمریکا با هدف پایان دادن به جنگ.»

به گفته این منابع، مقام‌های جمهوری اسلامی حاضر نیستند امتیازهایی بدهند که پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر، به پیروزی سیاسی ترامپ منجر شود. از همین رو، احتمال پیشرفت اساسی در مذاکرات پیش از انتخابات اندک ارزیابی می‌شود.

Mahmoud_Zahraei.jpgاعتراض دانش‌آموزان فرانسوی با مطالباتی واقعی آغاز شد؛ مدرسه‌ای بهتر، معلمانی در دسترس و امکاناتی که حق هر دانش‌آموز است. حمایت بخشی از روشنفکران، عدالت‌خواهان و نیروهای سیاسی از این خواسته‌ها طبیعی بود. دفاع از حق اعتراض، دفاع از یک اصل دموکراتیک است؛ اما همین اصل زمانی بی‌معنا می‌شود که خشونت، غارت و آتش‌زدن اموال عمومی زیر سایهٔ اعتراض پنهان بماند.

در دو روز اخیر، اعتراض‌ها در شماری از شهرهای فرانسه با صحنه‌هایی از تخریب و غارت همراه شده است: ساختمان‌های عمومی هدف قرار گرفته‌اند، فروشگاه‌ها غارت شده‌اند و شهرداری تاریخی لیموژ در آتش سوخته است. این خشونت‌ها را نمی‌توان به همهٔ معترضان نسبت داد؛ صدها هزار نفر در راهپیمایی‌ها شرکت کردند و بسیاری از تجمع‌ها مسالمت‌آمیز بود. اما نمی‌توان هم‌زمان مدافع حق دانش‌آموزان بود و در برابر کسانی که شهر و اموال عمومی را ویران می‌کنند، سکوت کرد.

فرانسه کشوری آزاد است و تظاهرات در آن حق شهروندان است. پلیس برای حفظ نظم عمومی و امنیت مردم در صحنه حضور دارد، نه برای آن‌که آزادی اعتراض را از معترضان بگیرد. در چنین کشوری، حضور افراد نقاب‌پوش در تظاهرات امری غیرطبیعی و پرسش‌برانگیز است. اگر هدف، رساندن صدای اعتراض در یک تجمع مدنی و دموکراتیک است، چرا باید چهره پنهان بماند؟ هرچند نقاب به‌تنهایی اثبات جرم نیست، اما وقتی با حمله، غارت و آتش‌افروزی همراه می‌شود، یادآور پنهان‌کاری، عملیات غیرقانونی و حتی تروریسم است و باید دربارهٔ هدف و سازمان‌دهندگان آن به‌شدت شک کرد.

نگاهی به آمار زخمی‌های تظاهرکنندگان و مقایسهٔ آن با آسیب‌دیدگان نیروهای پلیس و امدادرسان، نشان‌دهندهٔ بردباری و مداراى پلیس با تظاهرکنندگان است. تا میانهٔ اکتبر، مقام‌های فرانسوی از زخمی‌شدن ۲۴۸ دانش‌آموز، ۱۴۹ نفر از کارکنان مدارس و ۹۳۷ مأمور پلیس و ژاندارمری خبر داده بودند. دربارهٔ تظاهرات ۱۷ اکتبر، نخست‌وزیر از زخمی‌شدن ۱۵۰ مأمور پلیس و ژاندارمری گفت؛ وزیر کشور نیز بعدتر رقمی حدود ۵۰۰ نیروی پلیس، آتش‌نشانی و امدادگر را اعلام کرد.

faraji.jpgوجدانِ دوپارهٔ یک فیلسوف

جمشید فرجی - ویژه خبرنامه گویا

یورگن هابرماس (۱۹۲۹-۲۰۲۶)، فیلسوف نامدار آلمانی، به همراه سه تن از همفکرانش، کوتاه‌مدتی پس از حمله حماس به اسرائیل در سال ۲۰۲۳، در بیانیه‌ای همدلانه، اما به گمان بسیاری جانبدارانه، با دولت اسرائیل همدردی کرد و بر حق انتقام و پاسخ نظامی به حماس صحه گذاشت. آن بیانیه موجب خشم بسیاری از ناقدان شد، به‌ویژه فیلسوفانی که متأثر از فلسفه انتقادی بودند. برخی حتی آن را در تضاد با اصول جهان‌شمول و مشورتی خود هابرماس دانستند. آیا هابرماس در خلق چنین تضاد آشکاری در جهان اندیشه ی فلسفی معاصر تنهاست؟ خیر!

از زاویه‌ای دیگر، نمونه‌ای را می‌توان آورد که شگفتی‌هایش کمتر از بیانیه ی هابرماس نیست: عبدالکریم سروش، فیلسوف شهیر ایرانی مقیم ایالات متحده آمریکا. ایشان در مخالفت با حملات نظامی اخیر آمریکا به ایران، هیأت حاکمه ایالات متحده را به‌ شدت مذمت، و همزمان از مدافعان نظامی ایران با عباراتی ستایش‌آمیز یاد می‌کند. حقیر در نوشته دیگری به سراغ بیانیه هابرماس خواهد رفت، اما نمی‌تواند بنا به مقتضیات کنونی، مواضع آقای عبدالکریم سروش درباره جنگ اخیر را به وقت دیگری حواله کند. حال بیایید برای لحظه ای باور کنیم که هسته های شناختی فیلسوفان در مقابل هر تعارضی (و شاید تناقضی) مقاوم است، یعنی گَرد هیچ تعارضی دست کم بر دامن فیلسوفان نمی نشیند. آیا در باره ی این فیلسوف نیز چنین است؟

poshtp.jpgسفر اعلام‌نشده وزیر جنگ آمریکا به اسرائیل؛ آماده‌باش ارتش و گمانه‌زنی‌ها درباره حمله دوباره به ایران

خبرنامه گویا - پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، روز دوشنبه ۲۷ مهر در سفری اعلام‌نشده به اسرائیل با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، دیدار کرد. این سفر هم‌زمان با افزایش تحرکات نظامی و رایزنی‌های واشنگتن و تل‌آویو درباره احتمال ازسرگیری حملات گسترده علیه جمهوری اسلامی انجام شده است.

باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد این دیدار در پایگاه هوایی «عوودا» در جنوب اسرائیل برگزار شد؛ پایگاهی که جنگنده‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکایی در آن مستقر هستند. هگست همچنین با نظامیان آمریکایی مستقر در این پایگاه دیدار کرد. پنتاگون و سفارت اسرائیل در واشنگتن جزئیات این سفر را تأیید نکرده‌اند.

این دیدار تنها هشت روز پیش از انتخابات اسرائیل و یک روز پس از حمایت علنی دونالد ترامپ از نتانیاهو انجام شد. اکسیوس گزارش داده است که آمریکا و اسرائیل درباره احتمال آغاز دور تازه‌ای از عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی در حال گفت‌وگو هستند.

arab.jpgچگونه می‌توان از نامزدهای انتخاباتی آمریکا تعهدات عملی و قابل ارزیابی گرفت؟

در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶، دعوت رضا پهلوی از ایرانی‌تباران آمریکایی برای توجه به آزادی ایران هنگام رأی دادن، فرصتی برای طرح پرسشی مهم فراهم کرده است: آیا ایرانی‌تباران آمریکا باید تنها از نامزدهایی حمایت کنند که در سخنرانی‌های خود از آزادی ایران سخن می‌گویند، یا می‌توانند از قدرت انتخاباتی خود برای دریافت تعهدات مشخص در حمایت از مبارزه مردم ایران بهره بگیرند؟

این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که رقابت انتخاباتی تنها فرصتی برای انتخاب میان نامزدها نیست؛ بلکه فرصتی برای طرح مطالبات شهروندان و پاسخگو کردن سیاستمداران نیز هست.

اصل موضوع روشن است: سرنگونی جمهوری اسلامی بر عهده مردم ایران است. هیچ دولت خارجی نمی‌تواند و نباید جایگزین اراده مردم ایران در تعیین سرنوشت سیاسی کشور شود. اما این اصل به معنای بی‌اهمیت بودن نقش دولت‌های خارجی نیست. آمریکا، به‌عنوان یکی از قدرت‌های تأثیرگذار بر مناسبات سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی، می‌تواند با تصمیمات خود بر شرایط مبارزه مردم ایران تأثیر بگذارد.

بنابراین، پرسش اصلی این مقاله آن است که ایرانی‌تباران دارای حق رأی در آمریکا چگونه می‌توانند از رقابت انتخاباتی برای جلب حمایت عملی سیاستمداران آمریکایی از پایان جمهوری اسلامی و استقرار نظامی دموکراتیک در ایران استفاده کنند.

از حمایت لفظی تا تعهد سیاسی

در رقابت‌های انتخاباتی آمریکا، نامزدها برای جلب رأی گروه‌های مختلف اجتماعی وعده‌هایی مطرح می‌کنند. این وعده‌ها ممکن است به مالیات، اشتغال، آموزش، امنیت یا سیاست خارجی مربوط باشند. رأی‌دهندگان نیز حق دارند پیش از تصمیم‌گیری، از نامزدها درباره مواضع و برنامه‌هایشان پرسش کنند و اجرای وعده‌های آنان را پس از انتخابات پیگیری کنند. ایرانی‌تباران آمریکا نیز می‌توانند از همین حق استفاده کنند.

Iran, quand la terre trembleMasoud_amirkhalili.jpg

پیشگفتار

در صدمین سالگرد تولد میشل فوکو ( ۱۵ اکتبر ۱۹۲۶ )، کتاب‌های متعددی با محوریت نظریات فلسفی این متفکر برجسته فرانسوی منتشر شده‌اند که یکی از این آثار با نام "ایران، آنگاه که زمین می‌لرزد" به سفر فوکو در دوران اوج انقلاب اسلامی ایران می‌پردازد و دیدگاه‌های فیلسوف را در رابطه با این رویداد بررسی و نقد می‌کند.

پیشینه:

میشل فوکو در پاییز سال ۱۹۷۸، همزمان با اوج‌گیری انقلاب دو بار به ایران سفر کرد. او به‌منظور فهم و تحلیل آنچه در حال وقوع بود، ده مقاله برای روزنامه ایتالیایی "کوریره دلا سرا" نوشت. این مقالات که فوکو آنها را "گزارش اندیشه‌ها" (reportage d'idées) نامید، نوعی گزارش‌نویسی فلسفی بودند. هدف فوکو فقط توصیف وقایع نبود، بلکه فیلسوف تلاش می‌کرد، اندیشه‌ها و امیدهایی را که محرک این وقایع بودند، درک کند. فوکو به‌طور ویژه به سه جنبه کلیدی انقلاب توجه نشان داد:

-نیروی جمعی قیام، به این معنا چطور ممکن شده بود که مردمی از طبقات اجتماعی و سیاسی مختلف بتوانند به‌طور هماهنگ عمل کنند؟

-محدودیت‌های الگوهای توضیحی غربی، به این معنا که چرا نمی‌شد این انقلاب را به‌سادگی در قالب مفاهیمی چون انقلاب لیبرال یا مارکسیستی تحلیل کرد؟

- نقش دین، یعنی چگونه اسلام شیعه توانسته بود برای بسیاری از مردم به زبانی برای بیان مقاومت تبدیل شود؟ فوکو در یکی از گزارش‌های خود بیان کرد که در طول مدت اقامتش در تهران حتا یک بار هم واژه "انقلاب" را نشنیده است. بااین‌حال، در مواجهه با پنج سؤال او، چهار بار پاسخی واحد دریافت کرده بود: "حکومت اسلامی" ((Le gouvernement islamique. فوکو تأکید داشت که اینجا انقلابی جریان نداشت که توسط یک گروه پیش‌رو ( Avantgarde ) برنامه‌ریزی شده باشد و ساختاری پیشرفته و منظم آن را هدایت کند. بلکه این مذهب بود که به‌عنوان یک بازیگر سیاسی، انقلاب را رهبری می‌کرد. فوکو این پدیده را تحت عنوان "معنویت سیاسی" (spiritualité politique ) مورد توجه قرار داد و تحلیل کرد.

Babak_Khati.jpg 📍برای شروع خونریزی‌های ناشی از فعل و انفعالات هورمونی در زنان عبارت منس (mense) يا كاملتر آن (Menstruation) در زبان انگلیسی به کار می‌رود که معادل‌های فارسی عادت ماهانه، قاعدگی، پریود (که خود کلمه ای غیرفارسی است)، رگل ( گرفته شده از کلمه‌ی لاتین (Regla) دقیقا به همین معنی یا از ریشه regulation انگلیسی به معنی تنظیم کردن) و... برای آن درنظر گرفته‌ شده‌ است.

کلماتی که همگی به نوعی به داشتن دوره زمانی مشخص در ماه اشاره دارند.

🔶 با کاهش عملکرد این هورمون‌ها به طور میانگین بین ۴۵ تا ۵۵ سالگی، منس یا قاعدگی زنان قطع می شود (که البته در اینجا قصد ورود به مسائل پزشکی این دوره را نداریم) و وارد دوره منوپاوز (menopause) یا قطع قاعدگی می‌شوند.

📍در ادبیات عامه و پزشکی ما از این دوره به طور شایع از عنوان یائسگی استفاده می‌شود که از ریشه یأس و به معنی ناامیدی است. [البته خود چسباندن کلمه «یائسه» عربی به پسوند فارسی «ی» که به‌خاطر «ه» بیان حرکت انتهای کلمه یائسه به «گ» تبدیل شده مثل تشنگی (تشنه گی) و ورزیدگی (ورزیده گی) و ساختن این اسم مصدر عجیب خود جای بحث فراوان زبان شناسی دارد.]

🔶 اما صرف نظر از بحث زبان شناسی ادبی به نظر می‌ رسد کلمه دوران یائسگی به معنی دوران ناامیدی برای توصیف این بازه زمانی کلمه مناسبی نیست، مگر اینکه ارزش یک زن را صرفا در باروری و توانایی زاد و ولد او بدانیم که با از بین رفتن آن به دوره‌ای از یاس و نومیدی وارد می‌گردد.

20-2.jpg

همه هنرمندان می‌توانند به ایران برگردند، جز برادرم!

خبرنامه گویا - نسیم، خواهر امیرحسین مقصودلو معروف به «امیر تتلو»، در سخنانی تلخ درباره روند رسیدگی به پرونده برادرش، از وضعیت او در زندان و برخورد متفاوت با وی انتقاد کرد.

او با اشاره به بازگشت برخی هنرمندان به ایران و فعالیت آزادانه آن‌ها، گلایه کرد که چرا برادرش از چنین امکانی محروم است.

امیر تتلو، خواننده جنجالی موسیقی رپ و آراندبی فارسی، از چهره‌های شناخته‌شده موسیقی زیرزمینی ایران است که فعالیت هنری خود را از اوایل دهه ۸۰ آغاز کرد.

20-1.jpgفرزاد فتاحی - یکی از رانندگان وانت بازار آهن شادآباد، در حال جابه‌جایی بار استیل مورد حمله مسلحانه سارقان (خفت‌گیران) قرار گرفته است.

سارقان از پشت سر به خودروی او شلیک کردند اما گلوله به سر راننده برخورد نکرده است. راننده می‌گوید: «پلیس امنیت، پدر خودم را درآورد.»

pilot.jpgایندیپندنت فارسی - خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ویدیویی از جواد قارایی، مستندساز، منتشر کرده است که لحظاتی از عملیات جستجو و یافتن خلبان ایرانی پس از سقوط جنگنده‌اش در جریان جنگ ۴۰روزه را نشان می‌دهد.

بر اساس این گزارش، خلبان پس از درگیری با یک جنگندهٔ اسرائیلی، پیش از سقوط هواپیما از آن خارج شده بود. قارایی نوشته است این عملیات در زمستان ۱۴۰۴ در کوه‌های البرز مرکزی و محدودهٔ افجه تا دشت لار انجام شد و گروه‌های امدادی برای یافتن خلبانان در منطقه جستجو می‌کردند.

***

Ahmad_Alavi.jpg۱. محاصره و تحریم لجستیکی؛ فراتر از اختلال در تجارت خارجی

محاصره دریایی و اختلال در مسیرهای زمینی صرفاً محدودیتی بر ورود کشتی‌ها، صادرات نفت یا فعالیت بنادر نیست؛ بلکه می‌تواند شبکه‌ای از روابط حمل‌ونقل، تأمین مالی، بیمه، گمرک، انبارداری و توزیع کالا را مختل کند. در چنین شرایطی، حتی اگر برخی مرزها باز بمانند، ازدحام، تأخیر و محدودیت ظرفیت ممکن است مانع انتقال کالا در حجم و زمان مورد نیاز شود. گزارش آسوشیتدپرس در سپتامبر ۲۰۲۶ از افزایش شمار کامیون‌های منتظر در مرز گوربولاک ترکیه از حدود ۲۰۰ به ۱۲۰۰ دستگاه و طولانی شدن زمان انتظار حکایت داشت.

همچنین، گزارش الجزیره در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ درباره توقف تجارت در گذرگاه‌های تفتان و گبد ـ ریمدان پاکستان، نقش تصمیم‌های اداری و امنیتی در محدود کردن جریان کالا را برجسته کرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که اختلال لجستیکی می‌تواند هم از اشباع زیرساخت‌ها و هم از مداخلات سیاسی و امنیتی ناشی شود. مسئله اصلی آن است که تداوم این اختلال‌ها، به‌ویژه در صورت همراهی با محدودیت‌های مالی و کاهش درآمدهای ارزی، چگونه به تورم، کاهش تولید، کاهش اشتغال و تضعیف قدرت خرید خانوارها منتقل می‌شود.

20.jpgخبرنامه گویا - منصور، خواننده سرشناس ایرانی، در کنسرت شنبه‌شب ۱۷ اکتبر (۲۵ مهر) در دالبی تئاتر هالیوود، با بازخوانی طنزآمیز ترانه معروف «بی‌بی گل» معین، به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که به «بی‌بی» شهرت دارد، اشاره کرد.

منصور در بخشی از این اجرا، با اشاره به حملات نظامی اخیر علیه جمهوری اسلامی گفت: «ما در رؤیاهامون نمی‌دیدیم کسی دک‌وپوز این ملاها رو بیاره پایین!» او سپس با اجرای «بی‌بی گل» و اشاره طنزآمیز به نتانیاهو، به برنامه خود رنگ‌وبویی سیاسی داد.

در پایان کنسرت نیز پرچم‌های شیر و خورشید به صحنه آورده شد و منصور به جان‌باختگان راه آزادی ایران ادای احترام کرد. ویدیوی این اجرا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و برخی کاربران با استقبال از شوخی سیاسی منصور، آن را «تراپی رایگان» توصیف کرده‌اند.

baby.jpgایندیپندنت فارسی - «فارغ از هیاهوی دنیا»؛ لم دادن نوزاد مصری پس از تولد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی را برانگیخت

ویدیوی نوزادی تازه متولد شده در قاهره، پایتخت مصر توجه میلیون‌ها کاربر شبکه‌های اجتماعی را برانگیخت.

این نوزاد که هنوز بند نافش هم بریده نشده، دست‌هایش رو پشت سر گذاشته و یکی از پاهایش را رو پای دیگر انداخته و بی‌خیال لم داده است.

دکتر اسلام الده، پزشک زایمان، با انتشار این ویدیو در حساب کاربری خودش وضعیت بی‌غم و بی‌خیال این نوزاد را «حالت شاهانه» توصیف کرده است.

***

kenarak.jpgگزارش‌هایی از حمله جنگنده‌های آمریکایی به کنارک؛ دو نظامی زخمی شدند

خبرنامه گویا - گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی از حمله به تأسیسات نظامی در منطقه کنارک، واقع در استان سیستان و بلوچستان، حکایت دارد. بابک تقوایی، تحلیلگر مسائل نظامی و هوانوردی، مدعی شده است که جنگنده‌های نیروی دریایی آمریکا در واکنش به تلاش سپاه پاسداران برای هدف قرار دادن یک ناوشکن آمریکایی، مواضع نیروی دریایی سپاه را در این منطقه بمباران کرده‌اند.

به گفته تقوایی، نیروی دریایی سپاه تلاش کرده بود یک ناوشکن آمریکایی از کلاس «آرلی برک» را در شمال دریای عرب هدف قرار دهد. در واکنش، جنگنده‌های اف-۱۸ سوپرهورنت مستقر بر ناو هواپیمابر «یواس‌اس جورج اچ. دبلیو. بوش» حملاتی را علیه مواضع نیروی دریایی سپاه در کنارک انجام داده‌اند. او همچنین از احتمال حملات هوایی بیشتر خبر داده است.

هم‌زمان، حساب خبری «دژ» در شبکه ایکس به نقل از منابع اختصاصی خود گزارش داده است که حوالی ساعت یک بامداد یکشنبه ۲۷ مهرماه، یکی از پایگاه‌های نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی با دو موشک سبک هدف قرار گرفته و دو نفر از کارکنان این نیرو زخمی شده‌اند.

با این حال، میان دو روایت تفاوت مهمی وجود دارد؛ تقوایی از حمله به مواضع نیروی دریایی سپاه سخن گفته، در حالی که گزارش دژ محل اصابت را پایگاه نیروی دریایی ارتش معرفی کرده است. همچنین مشخص نیست این دو گزارش به یک عملیات مربوط می‌شوند یا رویدادهایی جداگانه را توصیف می‌کنند.

تا زمان تنظیم این خبر، تأیید مستقلی درباره جزئیات این حملات، هویت نیروهای مهاجم و شمار مجروحان به دست نیامده است.

netbanner.jpg

خبرنامیه گویا - بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، شامگاه یکشنبه ۲۶ مهر، هنگام معرفی دکترین جدید امنیت ملی این کشور، نقشه‌ای از آرایش ژئوپلیتیکی خاورمیانه به نمایش گذاشت که منطقه را به سه محور اصلی تقسیم می‌کند:

- محور جمهوری اسلامی و گروه‌های متحد آن،

- ائتلافی با محوریت عربستان سعودی و ترکیه،

- و مجموعه‌ای از کشورهای همسو با اسرائیل و امارات متحده عربی.

maplarge.jpgبرای مشاهده نقشه در اندازه کامل، روی آن کلیک کنید

***

این نقشه که با عنوان «ائتلاف‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه» ارائه شد، تصویری از رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و تغییر توازن نیروها ترسیم می‌کند. در آن، ایران و متحدانش با رنگ زرشکی مشخص شده‌اند؛ در مقابل، کشورهای عربستان سعودی، ترکیه، مصر و پاکستان در یک محور سبزرنگ و اسرائیل و امارات در محوری جداگانه قرار گرفته‌اند.

بر اساس راهنمای نقشه، سه محور اصلی عبارت‌اند از:

  • محور جمهوری اسلامی: ایران، حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن، گروه‌های مسلح شیعه در عراق و حماس در غزه.

  • ائتلاف سنی: ترکیه، عربستان سعودی، مصر و پاکستان، همراه با کشورهای نزدیک به این محور، از جمله سوریه، اردن، قطر، کویت، سودان و سومالی.

  • محور اسرائیل و امارات: اسرائیل و امارات متحده عربی، همراه با کشورها و نیروهایی که در نقشه نزدیک به این محور معرفی شده‌اند؛ از جمله هند، یونان، اتیوپی، جمهوری آذربایجان و برخی گروه‌های محلی در لیبی، سودان و یمن.

farah.jpgکیهان لندن - یکشنبه ۲۶ مهرماه دفتر شهبانو فرح پهلوی اطلاعیه‌ای به شرح زیر منتشر کرد:

«دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانوی ایران به اطلاع همکان می‌رساند که افراد و یا مراجع مشکوک و با اهداف مخرب، آدرسی را در فضای مجازی با نام «say hello to Farah Pahlavi» پخش کرده‌اند.

هدف این کار می‌تواند سعی در دسترسی به مشخصات کسانی باشد که مایلند برای شهبانوی ایران پیامی ارسال نمایند.

هم‌میهنان گرامی توجه کنند که تنها سایت رسمی شهبانوی ایران، و آدرس‌های شناخته‌شده از پیش ایشان در فضای مجازی معتبر هستند، و هر آدرس دیگری باید مشکوک و غیرقابل اعتماد محسوب گردد.

دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانوی ایران»

civilW.jpgجمهوری اسلامی هواداران خود را به سلاح مجهز می‌کند

ایران‌اینترنشنال - محسن مهیمنی

جمهوری اسلامی در شرایطی که نارضایتی عمومی و بحران اقتصادی در ایران ادامه دارد، با توزیع پول، امکانات ویژه و آموزش نظامی به هواداران خود، به‌دنبال سازماندهی نیروهایی است که در صورت بروز اعتراضات گسترده، بتوانند در برابر شهروندان قرار گیرند؛ روندی که خطر کشاندن کشور به درگیری‌های مسلحانه داخلی را افزایش داده است.

به گزارش ایران‌اینترنشنال، حکومت هم‌زمان از سه ابزار برای تقویت نیروهای وفادار به خود استفاده می‌کند: توزیع پول و بسته‌های معیشتی، اعطای امتیازات ارتباطی مانند اینترنت و سیم‌کارت، و آموزش و تجهیز نظامی. این اقدامات در حالی صورت می‌گیرد که بخش بزرگی از جامعه با فقر، گرانی و محدودیت‌های شدید ارتباطی روبه‌رو است.

یکی از نگران‌کننده‌ترین ابعاد این روند، مسلح کردن هواداران حکومت و انتقال سلاح به خانه‌های افراد غیرنظامی است. بر اساس روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، شماری از بسیجیان و طلاب پس از گذراندن دوره‌های آموزش نظامی، سلاح‌های دریافتی را به خانه برده‌اند. برخی گزارش‌ها نیز از نبود سازوکاری روشن برای بازپس‌گیری این سلاح‌ها حکایت دارند.

هم‌زمان، آموزش کار با اسلحه از نیروهای بسیج فراتر رفته و به برخی مدارس نیز کشیده شده است. حضور هواداران حکومت در تجمعات خیابانی با قمه و ابزار خشونت، نگرانی‌ها درباره استفاده از این نیروها برای مقابله با معترضان را افزایش داده است.

mohajerani.jpgخبرنامه گویا - عطاالله مهاجرانی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی، در واکنشی توهین‌آمیز به سخنرانی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن، او را «بی‌سواد و گاگول» خواند.

مهاجرانی در شبکه ایکس مدعی شد نویسندگان سخنرانی روبیو، کتاب «برخورد تمدن‌ها» اثر ساموئل هانتینگتون را مبنا قرار داده و با کمک هوش مصنوعی متن سخنرانی او را تنظیم کرده‌اند.

او نوشت: «همین شده است که روبیو در آتن خواند!» و در پایان، وزیر خارجه آمریکا را «بی‌سواد و گاگول» نامید.

مهاجرانی همچنین اعلام کرد قصد دارد در مقاله‌ای در روزنامه دولتی ایران به این موضوع بپردازد.

منبع: خبرآنلاین، به نقل از حساب ایکس عطاالله مهاجرانی

abdi.jpgچرا ایرانی‌ها بوی گل سوسن و یاسمن را حقّ فرانسه می‌دانند؟

زهرا عبدی

ما را برای حق آزادی «ناآماده» خواندید، آمادگی خودتان را دیدیم. معلمِ دموکراسی که خمینی را تریبون داد و صدام را سلاح، حالا خودش در آتش افتاده.

بله، زمین چنان گرد است که آن‌که آتش را صادر کرد، آتش را وارد می‌کند.

سال‌ها از بلندای منبر تمدن به ما درس دموکراسی دادید و با اینکه دی‌خون ۱۴۰۴ را دیدید، گفتید ایرانیان هنوز برای آزادی آماده نیستند! امروز به خیابان‌های خودتان نگاه کنید: مغازه‌های غارت‌شده، سوختن ساختمان دویست‌ساله و شهرهایی پر از آتش و دود. اگر حاصل آن‌همه قیل‌وداد از دموکراسی این غارت خانه‌ها و مغازه‌هاست، لطفاً این نسخه را فقط برای خودتان بپیچید.

ما هرگز نقش نوفل‌لوشاتو را فراموش نخواهیم کرد. فرانسه و انگلیس به خمینی بزرگ‌ترین و رساترین تریبون جهان را دادند و با هواپیمای فرانسه و اسکورت انگلیسی روانهٔ ایرانش کردید و بعد هم نه‌تنها نشستید و تماشا کردید که این قصاب با مردم ما چه کرد بلکه یک جنگ هم راه انداختید با سفارش اینکه تا جا دارد ادامه یابد تا جا پایش محکم شود.

***

ویدئو:

تصاویری عجیب از فرانسه؛ گروهی از مردم در حالی به رقص و پایکوبی مشغول‌اند که شهرشان در پس‌زمینه غرق در آتش و دود است

***

مگر یادمان می‌رود وقتی عراق به خاک ما حمله کرد، فرانسه از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان سلاحش شد: جنگندهٔ میراژ، موشک اگزوسه و هواپیماهای سوپراتاندارد، که پنج فروندش را حتی از موجودی نیروی دریایی خودتان به عراق سپردید! فرانسه پس از شوروی، دومین تأمین‌کنندهٔ بزرگ سلاح عراق بود. میراژ فرستاد، هلیکوپتر گازل فرستاد، موشک رولان فرستاد. نفت‌کش‌ها و پایانه‌های نفتی ما زیر اگزوسه رفت.

آلمان هم کنار نایستاد. شرکت‌های آلمانی تجهیزات و مواد اولیهٔ کارخانه‌های سلاح شیمیایی عراق را رساندند. سردشت را به یاد بیاورید.

arqghchi.jpgخبرنامه گویا - عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در پیامی خطاب به امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، از اعتراضات این کشور حمایت کرد و مدعی شد مردم فرانسه خواهان تغییرات بنیادین و آزادی تجمعات هستند. این اظهارات با واکنش تند گیدئون سعار، وزیر خارجه اسرائیل، روبه‌رو شد که سرکوب و اعدام معترضان در ایران را یادآوری کرد.

عراقچی در واکنش به سخنان مکرون درباره نقش افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ با ایران در اعتراضات فرانسه، نوشت: «مکرون زمانی زمینه را برای این وضعیت فراهم کرد که به رئیس‌جمهوری آمریکا اطمینان داد از جنایات علیه ایرانیان استقبال می‌کند.»

گیدئون سعار در پاسخ به عراقچی در شبکه ایکس نوشت: «وزیر خارجه جمهوری اسلامی از ناآرامی‌ها در فرانسه ابراز خوشحالی می‌کند. حکومتی که هزاران معترض را در داخل کشور می‌کشد و اعدام می‌کند و تروریسم را به خارج صادر می‌کند، اکنون درباره آزادی تجمعات به پاریس درس می‌دهد.»

این جدال لفظی در حالی رخ می‌دهد که اعتراضات فرانسه، با محوریت گرانی، افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های زندگی، به درگیری با پلیس و ناآرامی در شماری از شهرها کشیده شده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس روز دوشنبه گزارش داد که شمار بازداشت‌شدگان به دست‌کم ۲۴۰۰ نفر رسیده است. دولت فرانسه نیز محدودیت‌های رفت‌وآمد در برخی مناطق برقرار کرده و مکرون خواستار بازنگری در عملکرد نیروهای امنیتی شده است.

gholhaki.jpgعلی قلهکی، فعال رسانه‌ای اصولگرا و از چهره‌های نزدیک به محافل سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی، مدعی شد روسیه در حال پیشبرد طرحی برای تعیین تکلیف حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی ایران است و توانسته تهران و واشنگتن را تا حدودی با این پیشنهاد همراه کند.

قلهکی که به انتشار اخبار پشت‌پرده و افشاگری درباره اختلافات درون حکومت شناخته می‌شود، پیش‌تر از حامیان ابراهیم رئیسی بود. او خرداد ۱۴۰۱ در جریان برخورد اطلاعات سپاه با فعالان رسانه‌ای نزدیک به حکومت بازداشت شد. نام او همچنین با انتشار زودهنگام اخبار سیاسی، از جمله فهرست نامزدهای تأییدصلاحیت‌شده انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰، مطرح شده است.

به ادعای قلهکی، سفر احتمالی سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به تهران می‌تواند نشانه شکل‌گیری تفاهم‌های اولیه میان ایران، روسیه و آمریکا درباره اورانیوم ۶۰ درصدی باشد. او همچنین نوشته است که پیشنهاد مسکو مورد توجه یکی از مقام‌های ارشد تصمیم‌گیر جمهوری اسلامی قرار گرفته، اما هویت این مقام را مشخص نکرده است.

قلهکی می‌گوید تهران در برابر چنین توافقی خواهان لغو تمامی تحریم‌های آمریکاست و حتی پیشنهاد رفع تدریجی تحریم‌ها را نیز مطرح کرده است. با این حال، او احتمال می‌دهد واشنگتن در نهایت تنها به رفع محاصره بسنده کند و تهدید حمله نظامی را همچنان حفظ کند.

shin.jpgدستور ایجاد اردوگاه‌های اضطراری در سراسر ایران

خبرنامه گویا - بر اساس تصاویر سندی منتسب به وزارت کشور جمهوری اسلامی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، اسکندر مومنی، وزیر کشور، دستور آماده‌سازی اردوگاه‌های اسکان اضطراری در شهرها و روستاهای ایران را برای مقابله با پیامدهای احتمالی جنگ، حملات تروریستی و حوادث طبیعی صادر کرده است.

این دستورالعمل به تاریخ ششم مهرماه ۱۴۰۵، که حساب کاربری «شین» در شبکه ایکس منتشر کرده، «احتمال وقوع جنگ و حملات تروریستی از سوی دشمن» را از جمله تهدیدهایی برشمرده که می‌تواند به تلفات انسانی، خسارت‌های مالی و تخریب ساختمان‌های مسکونی، اداری و زیرساخت‌های شهری منجر شود.

طبق این سند، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی موظف شده در مرحله نخست ۶ هزار کانکس در شش نقطه کشور ذخیره کند تا در صورت وقوع بحران، به‌سرعت به مناطق آسیب‌دیده منتقل شوند.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgآخرین روزهای پاییزی‌ست با آفتابی تنبل و نورهای رقصان در فضایی اثیری. برخی درختان زردآلو شکوفه زده‌اند. تعجب می‌کنم. شاید به‌خاطر شوخ‌چشمی و خنده دخترانی باشد که هر روز در این پارک جمع می‌شوند، می‌رقصند، آواز می‌خوانند و خود را برای مراسم نوروزی آماده می‌کنند.

زنبورهای عسل دور آن‌ها می‌چرخند و با وزوزی دسته‌جمعی موسیقی طبیعت را اجرا می‌کنند. در خلسه‌ای لذت‌بخش، بعد گردشی طولانی در پارک، حال بر نیمکتی نشسته و تن به آفتاب داده‌ام.

خنکی مطبوعی پوستم را نوازش می‌کند. گاه مانند رشته‌ای از ابریشم از چاک پیراهنم به درون می‌خزد. پوست نازک سینه‌ام با وجود این‌که پیرسالی طراوت جوانی از آن گرفته، گویی سال‌ها به عقب برمی‌گردد. خلجانی دلنشین در تمامی تنم می‌نشیند. مانند رشته آبی ملایم در رگ‌هایم جاری می‌شود. رخوتی دلنشین که میل خوابم می‌دهد.

دو مرغ مینا تندتند نوک‌های زردشان را به هم می‌سایند. این لحظه را نباید از دست داد.

از دوردست پارک صدای خواندن مستانه‌ای به گوش می‌رسد. در وصف عاشقی است. آبی به زلالی اشک چشم از جوی کنار نیمکت می‌گذرد. تعدادی باغبان با لباس‌های زرد و نارنجی شهرداری در حال نشاندن گل‌های زرد، لاجوردی، سرخ و سفید بنفشه در باغچه وسط پارک هستند.

چرخ‌وفلک عظیم نهاده‌شده در گوشه پارک در حال چرخیدن است. دختران و پسران جوان نشسته بر نیمکت‌های چرخ‌وفلک، دست در گردن هم، به بهانه ترس، چنگ در دست و کمر هم می‌اندازند و فریاد می‌زنند. فضا آکنده از لذت است.

ejei.jpgدر شبکه‌های اجتماعی و میان بخش زیادی از مردم، نام غلامحسین محسنی اژه‌ای بارها با عنوان «قاتل سریالی» مطرح می‌شود. اما چرا چنین عنوانی درباره یکی از بلندپایه‌ترین مقامات قضایی جمهوری اسلامی به کار می‌رود؟ آیا این تعبیر تنها واکنشی به سرکوب و اعدام‌هاست یا می‌توان برای آن دلایل تاریخی، حقوقی و جرم‌شناختی یافت؟

این پرسش مرا به بررسی سوابق چند دهه فعالیت او در دستگاه‌های امنیتی و قضایی واداشت. نخست باید روشن کرد که قاتل سریالی کیست و آیا تنها کسی قاتل محسوب می‌شود که شخصاً انسانی را کشته باشد؟ آیا آمر نیز در سلسله‌مراتب عاملان قتل قرار می‌گیرد؟

آیا میان کسی که با دست خود مرتکب قتل می‌شود و مقامی که پشت میز قدرت درباره مرگ انسان‌ها تصمیم می‌گیرد، دستور صادر می‌کند و اجرای آن را به دیگران می‌سپارد، تفاوتی در مسئولیت کیفری وجود دارد؟ و اگر چنین دستورهایی بارها تکرار شوند، آیا جایگاه حکومتی می‌تواند ماهیت قتل غیرقانونی را تغییر دهد و آیا می‌توان آن را قتل سریالی محسوب کرد؟

چهار عنوان، چهار مسئولیت

جلاد: در معنای اصلی، مجری اعدام است؛ اما در ادبیات سیاسی به کسانی نیز گفته می‌شود که در کشتار و سرکوب نقش دارند. این تعبیر به‌تنهایی عنوان کیفری مشخصی نیست.

آمر قتل: کسی است که دستور قتل غیرقانونی را صادر می‌کند، حتی اگر در صحنه حضور نداشته باشد. مسئولیت کیفری او به اثبات دستور، قصد مجرمانه و ارتباط آن با وقوع جرم بستگی دارد.

france.jpgوقتی به فرانسه نگاه می‌کنم، به پاریس؛ به آن شهر افسانه‌ای، به نماد زیبایی، هنر، فلسفه، انقلاب و آزادی، قلبم فشرده می‌شود. پاریس برای نسل ما فقط یک شهر نبود؛ یک رؤیا بود، یک آرمان، یک پنجره به سوی جهانی دیگر. شهری که نامش با انقلاب فرانسه، با آزادی، برابری، برادری، با اندیشهٔ لائیک و سکولاریسم و با تولد مفاهیم نوین دموکراسی گره خورده بود.

ما با نام فرانسه بزرگ شدیم. در کتاب‌هایمان از انقلاب فرانسه خواندیم، از روشنگری آموختیم، از فیلسوفانش اندیشه گرفتیم و در رؤیاهای کودکی‌مان آرزو کردیم روزی در خیابان‌های پاریس قدم بزنیم، کتاب‌های فرانسوی بخوانیم و از نزدیک لمس کنیم که چگونه ملتی توانست علیه استبداد برخیزد و برای آزادی، تاریخ را دگرگون کند.

پاریس برای ما نماد شکوه تمدن بود؛ نماد این امید که انسان می‌تواند از تاریکی جهل، تعصب و استبداد عبور کند و جهانی بسازد که در آن عقل جای خرافه را بگیرد، قانون جای زور را، و آزادی جای بندگی را.

اما امروز، وقتی به تصاویر آتش، ویرانی، خشونت و آشوب در خیابان‌های فرانسه نگاه می‌کنم، چیزی در درونم فرو می‌ریزد. انگار کسی زخمی کهنه را دوباره باز کرده باشد. انگار تاریخ، با تمام زخم‌ها و کابوس‌هایش، از گور برخاسته و در برابر چشمان من ایستاده باشد.

ناخودآگاه ذهنم به ایران بازمی‌گردد؛ به سال ۱۳۵۷ خورشیدی، به روزهایی که خمینی به ایران بازگشت و فصلی تاریک از تاریخ معاصر ما آغاز شد. به روزهایی که بخشی از روشنفکران و نیروهای چپ، با محاسبات سیاسی و دشمنی با نظم موجود، در برابر قدرت‌گیری اسلام سیاسی سکوت کردند یا به آن یاری رساندند؛ بی‌آنکه بدانند چه هیولایی را در آغوش می‌گیرند و چه بهایی را قرار است یک ملت برای این خطای تاریخی بپردازد.

و من از خودم می‌پرسم: مگر ما این راه را نرفتیم؟ مگر ما نتیجهٔ هم‌پیمانی جریان‌های افراطی را ندیدیم؟ مگر ندیدیم چگونه آرمان‌های آزادی‌خواهانه، در میان شعارهای فریبنده، قربانی قدرت‌طلبی مذهبی شدند؟ مگر ندیدیم چگونه وعدهٔ عدالت، استقلال و رهایی، به استبدادی تازه و سهمگین‌تر ختم شد؟

ما دیدیم. ما زندگی کردیم. ما بهایش را پرداختیم.

و هنوز داریم می‌پردازیم.

javidbanner.jpgنسل انقلاب ۵۷، تا چه زمانی می‌خواهد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟

امیر جاوید

قدیمی‌ها می‌گفتند: «رو که نیست، سنگ پای قزوین است!» این ضرب‌المثل وقتی به یاد آدم می‌آید که برخی مدافعان شعارهای انقلاب ۵۷ را می‌شنود. روزگاری «مرگ بر شاه» در خیابان‌ها فریاد زده می‌شد؛ امروز، وقتی در تجمعاتی شعار «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» شنیده می‌شود، عده‌ای آن را نشانه فاشیسم و دشمنی با دموکراسی معرفی می‌کنند. هرکس حق دارد با ادبیات تند و واژه «مرگ» مخالفت کند؛ اما اگر معیار شما امروز پرهیز از چنین زبانی است، چرا همان معیار را درباره دیروز به کار نمی‌برید؟ نقد شعار حق شماست، مصادره حق اعتراض دیگران نه.

بگذارید از همین ابتدا روشن کنم که این نوشته نه دفاع از تهدید انسان‌هاست و نه دعوت به حذف کسی به دلیل عقیده‌اش. معنای سیاسی یک شعار را باید بررسی کرد و اگر به خشونت علیه اشخاص تعبیر می‌شود، نسبت به آن هشدار داد. اما به همان اندازه باید پرسید چرا بعضی فعالان سیاسی، به جای نقد مضمون نارضایتی معترضان، فوری برچسب می‌زنند؟ اگر در سال ۵۷ شعار تند را بیان خشم سیاسی می‌دانستید، امروز نمی‌توانید تنها با تغییر نام گویندگان، اصل اعتراض را نامشروع اعلام کنید. دموکراسی با معیار دوگانه سازگار نیست.

با این همه، اختلاف اصلی من حتی بر سر این شعار نیست. مسئله این است که عده‌ای هنوز خود را صاحب اختیار آینده ایران می‌دانند. گویی چون زمانی در انقلاب حضور داشته‌اند، حق دارند برای نسل‌های بعد نیز تصمیم بگیرند. وقتی جوانان دیدگاهی متفاوت بیان می‌کنند، می‌گویند تاریخ نمی‌دانند، ساده‌اند یا فریب خورده‌اند. آقایان، سابقه مبارزه هرچقدر هم طولانی باشد، مجوز قیمومت دائمی نیست. آینده کشور نه ارث یک حزب است، نه دارایی یک سازمان و نه ملک خصوصی یک نسل.

به عنوان یک ایرانی که می‌خواهد فردای کشورش را با معیار حقوق شهروندی بسنجد، صریح می‌گویم: مسئله من دعوای نام‌های «جمهوری» و «پادشاهی» نیست. آنچه اهمیت دارد محتوای حکومت است. اگر جمهوری باشد اما شهروند نتواند آزادانه انتقاد کند، چه ارزشی دارد؟ اگر پادشاهی باشد اما قانون قدرت را محدود نکند، چه ضمانتی برای آزادی باقی می‌ماند؟ من حکومتی می‌خواهم که در آن مقام سیاسی پاسخ‌گو باشد، دادگاه مستقل حکم بدهد و هیچ فردی به سبب عقیده، زبان، جنسیت یا پیشینه خانوادگی شهروند درجه دو محسوب نشود.

Mehran_Rafiei.jpg

هنوزم شبِ شعر عظما بپاست

که در کُنجِ دوزخ ولایت بجاست

نشینند هر شب سرانِ نظام

ولاکن به نوبت به گِردِ امام

همی آفرین گوید آن کامگار

به هر یاوه گویی، به هر نابکار

غزل ها بخواند خمینی به ناز

درآید ز عظما صدایی چو غاز

گر آرد نسیمی ز طوسی خبر

تراود بزاقش ، بکوبد به سر

بخواند اگر شعرِ تر اکبری

ببیند جزایش ز دستِ تری

زمانی که نوبت به هاله رسد

شعاعی بتابد که عظما رَمَد

رییسی بنالد ز دیوانِ داد

ز پروازِ شومی که دادش به باد

به دلخواهِ عظما چو چرخد جهان

به مداح و طوسی نیاید زیان

ch1444.jpgدر برنامه «آخرین لحظه» شهرام همایون از تلویزیون کانال یک، حمایت دونالد ترامپ از بنیامین نتانیاهو و پیامدهای احتمالی آن برای ایران و اسرائیل بررسی شده است.

تنها ۹ روز مانده به انتخابات اسرائیل، دونالد ترامپ رسماً از نتانیاهو حمایت کرده است؛ اما یک جمله در پیام رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است نتیجه‌ای برخلاف انتظار او داشته باشد. به گزارش اکسیوس، ترامپ گفته است اگر فرد دیگری رهبری اسرائیل را بر عهده بگیرد، آمریکا ناچار خواهد شد خودش با مسئله ایران برخورد کند؛ اقدامی که تمایلی به انجام آن ندارد. آیا ترامپ ناخواسته به رأی‌دهندگان اسرائیلی پیام داده که شکست نتانیاهو می‌تواند آمریکا را به پذیرش مسئولیت بیشتری در مقابله با جمهوری اسلامی وادار کند؟

این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که ادامه جنگ و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی آن می‌تواند بر انتخابات اسرائیل تأثیر بگذارد. آیا اسرائیلی‌ها خواهان ادامه سیاست‌های نتانیاهو هستند یا ترجیح می‌دهند واشنگتن نقش مستقیم‌تری در رویارویی با جمهوری اسلامی داشته باشد؟

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*

childweapon.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی از یک دختر نوجوان در تبریز که در جریان تجمعی شبانه، سلاح کلاشنیکف را با سرعتی چشمگیر باز و بسته می‌کند، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و توجه کاربران را به خود جلب کرده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، این دختر در جریان برنامه‌های آموزش نظامی در تبریز توانسته است در حدود ۲۰ ثانیه قطعات سلاح را باز و دوباره سرهم کند.

رسانه‌های حکومتی از او با عنوان «دختر جان‌فدا» یاد کرده و این اقدام را به‌عنوان یک مهارت نظامی مورد توجه قرار داده‌اند.

***

Darioush_Majlesi.jpgچنانچه نگاهی به جغرافیای سیاسی منطقه (بخصوص کشورمان) و غرب بیاندازیم اگر دچار یاس و افسردگی نگردید اقلا همراه با بهت، از خودتان خواهید پرسید در این طوفان سیاسی، کشتی سرزمین ما به کدام سمت میراند. تنها دلخوشی ضعیفی که به خودم میدهم، ادامه مذاکرات بین ایران و آمریکا میباشد که به هر حال نشان ضعیفی از آن دارد که هنوز امیدی برای طرفین مذاکره، به نوعی توافق وجود دارد. هرگز فکر نمیکردم، پزشکیان، رئیس جمهوری که از این سمت فقط عنوانش را یدک میکشد، روزی تبدیل به تنها امید من ، برای توافق و صلح با آمریکا و آزاد شدن سرمایه بلوکه شده کشورمان خواهد شد. برای اظهاراتی که دو طرف در خارج از جلسه میگویند ارزش زیادی قایل نگردید.

تا آنجا که به رئیس چمهور (نیمه خل) آمریکا مربوط میگردد، در شرایط عادی، آنچه را که امروز سفید میخواند، همان را فردا قرمز مینامد. ترامپ بین جنگ و صلح مردد و دو دل است، در نظرسنجی های آمریکا درباره انتخابات میان دوره، امکان شکست او بیش از پیروزی او میباشد، جنگ مجدد با ایران، از سوی رای دهندگان آمریکا، تعبیر به نوعی قول شکنی خواهد گردید، از سوی دیگر آمریکا تمایلی هم به تجدید تجربه "توافق اسلام آباد" که همه آنرا بیشتر به نفع ایران مینامیدند ندارد.

اگر توجه کنیم که حل پرونده هسته ای، شاه کلید مشکل بین ایران و آمریکا میباشد، پس توافق درباره تنگه هرمز، فرع پرونده هسته ای قرار دارد. هر دو کشور به مقدار زیادی، در رابطه با غنی کردن، از خواسته اولیه خود عدول کرده اند. آمریکا میداند که جز صلح گزینه دیگری ندارد و تیم مذاکره کننده ایرانی هم به خوبی آگاه است که شکست احتمالی مذاکرات، به معنای برگشتن به ایران، با دست خالی میباشد، یعنی روبرو شدن با فقر، کمبود بسیار چشمگیر دارو و زیر ساختار های ویران، که طبیعتا نمیتواند گزینه دلخواهی باشد.

khalili.jpgخبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است؛ متن کامل آن را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

حمید دباشی؛ وقتی دشمنی با اسرائیل به دفاع از جمهوری اسلامی می‌رسد

پاسخی به مقاله «سیاست ایرانیان مهاجر در باتلاق صهیونیسم نسل‌کش فرو رفته است»

بیژن خلیلی - سردبیر نشریه ایرانشهر

حمید دباشی، استاد دانشگاه کلمبیا، در مقاله‌ای که در نشریه «میدل ایست آی» منتشر کرده، با عنوان تحریک‌آمیز «سیاست ایرانیان مهاجر در باتلاق صهیونیسم نسل‌کش فرو رفته است»، به گروه بزرگی از ایرانیان خارج از کشور حمله کرده است؛ ایرانیانی که خواهان پایان جمهوری اسلامی هستند و از همکاری با آمریکا و اسرائیل برای مقابله با این حکومت حمایت می‌کنند.

آنچه در این مقاله بیش از همه جلب توجه می‌کند، نه انتقاد دباشی از اسرائیل و نه مخالفت او با سیاست‌های دونالد ترامپ، بلکه نادیده گرفتن مسئولیت تاریخی جمهوری اسلامی در سرکوب مردم ایران، گسترش تروریسم در منطقه و دشمنی سازمان‌یافته با اسرائیل و آمریکاست.

دباشی از ایرانیانی که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند، با تعبیرهایی چون «انگل»، «خبرچین بومی»، «برده خانگی»، «قلم‌به‌مزد» و «وابسته به امپراتوری» یاد می‌کند. او حتی رضا پهلوی، آذر نفیسی و مسیح علی‌نژاد را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و آنان را به خدمتگزاری به صهیونیسم متهم می‌کند.

اما پرسش اساسی این است: چگونه است که استادی دانشگاه در آمریکا، با برخورداری از آزادی بیان و امنیت شغلی، ایرانیانی را که برای پایان دادن به یک حکومت سرکوبگر تلاش می‌کنند، تحقیر می‌کند، اما هنگامی که سخن از مسئولیت همان حکومت در سرنوشت مردم ایران به میان می‌آید، آن را مدافع تمامیت ارضی کشور معرفی می‌کند؟

جمهوری اسلامی؛ مسئولیتی که دباشی از کنار آن می‌گذرد

دباشی در مقاله خود تصویری از ایران ارائه می‌دهد که گویی این کشور قربانی تهاجمی بی‌دلیل شده و جمهوری اسلامی صرفاً در مقام دفاع از مردم و سرزمین ایران قرار گرفته است.

Ahmad_Alavi.jpgوقتی گفته می‌شود تورم سالانه ایران در شهریور ۱۴۰۵ به ۷۳.۶ درصد رسیده، ممکن است چنین به نظر برسد که همه خانوارهای ایرانی تقریباً با یک فشار قیمتی مواجه‌اند. اما پشت این عدد متوسط، واقعیت متفاوتی وجود دارد. تورم برای گروه‌های مختلف درآمدی یکسان نیست و هرچه به سمت دهک‌های پایین‌تر حرکت کنیم، فشار افزایش قیمت‌ها بیشتر می‌شود. بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، تورم سالانه دهک دوم در شهریور به ۸۲.۴ درصد رسید، در حالی که این نرخ برای دهک دهم ۷۱.۳ درصد بود.

بنابراین خانوارهای این دو گروه با فاصله‌ای بیش از ۱۱ واحد درصدی در تورم مواجه بوده‌اند. اهمیت موضوع زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم این شکاف در طول سال به‌تدریج افزایش یافته است: در اردیبهشت حدود ۷.۳ واحد درصد بود، در تیر به ۹.۶ واحد، در مرداد به ۱۰.۷ واحد و در شهریور به ۱۱.۱ واحد درصد رسید. بنابراین مسئله فقط افزایش تورم نیست؛ نابرابری در تجربه تورم نیز در حال افزایش است.

چرا تورم فقرا بیشتر است؟

دلیل نخست، تفاوت در سبد مصرفی خانوارهاست. خانوارهای کم‌درآمد بخش بسیار بیشتری از درآمد خود را صرف کالاهای ضروری، به‌ویژه مواد غذایی، می‌کنند. در شهریور ۱۴۰۵، خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها حدود ۴۲ درصد از هزینه دهک‌های پایین را تشکیل می‌دادند، در حالی که این سهم برای دهک دهم حدود ۲۲ درصد بود. این تفاوت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم تورم مواد غذایی بسیار بالاتر از تورم عمومی بوده است. تورم سالانه گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات در شهریور به حدود ۱۰۸.۸ درصد رسید. برخی اقلام ضروری حتی افزایش قیمت شدیدتری داشتند؛ روغن‌ها و چربی‌ها نزدیک به ۱۹۷ درصد، نان و غلات بیش از ۱۲۱ درصد و گوشت، شیر، پنیر و تخم‌مرغ نیز بیش از ۱۱۵ درصد افزایش سالانه قیمت داشتند. در نتیجه، افزایش قیمت غذا برای یک خانوار کم‌درآمد بسیار سنگین‌تر از خانواری است که بخش کوچکی از درآمد خود را صرف خوراک می‌کند. در ادبیات اقتصادی، این مسئله با «قانون انگل» توضیح داده می‌شود: هرچه درآمد پایین‌تر باشد، سهم کالاهای ضروری در مخارج بیشتر است. به همین دلیل، هنگامی که موج تورمی از سمت غذا حرکت می‌کند، دهک‌های پایین زودتر و شدیدتر آسیب می‌بینند.

zara.jpgخبرنامه گویا - در جریان ناآرامی‌های اخیر فرانسه، افرادی در شهر لیون روی شیشه ویترین یک فروشگاه غارت‌شده برند زارا، شعار «فلسطین را آزاد کنید» نوشته‌اند.

طنز ماجرا آنجاست که جنبش‌های چپ‌گرا و حامی فلسطین، که سال‌ها از اعتراضات خیابانی و جنبش‌های رادیکال حمایت کرده‌اند، اکنون با صحنه‌هایی از خشونت، غارت و تخریب در شهرهای خود روبه‌رو شده‌اند؛ گویی آتشی که به گسترش آن کمک کرده‌اند، این بار به دامان خودشان افتاده است.

***

18-5.jpgایندیپندنت - تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، برگزاری مراسم «عروس بَرون» را پشت یک تریلی ۱۴ چرخ در یکی از خیابان‌های تهران نشان می‌دهد.

ویدیویی که انتشار آن با استقبال کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده است. «عروس بَرون» (عروس بَران) به سنت و مراسمی گفته می‌شود که در پایان جشن عروسی، عروس را با ساز و دهل، شادی، کف‌زدن و همراهی خانواده و همسایگان از خانه پدر به خانه داماد می‌برند.

***

security.jpgایران اینترنشنال - سفارت مجازی آمریکا در ایران در اطلاعیه‌ای امنیتی هشدار داد جمهوری اسلامی و گروه‌های حامی آن ممکن است منافع و مراکز مرتبط با ایالات متحده را در سراسر جهان، از جمله شرکت‌ها و موسسات آمریکایی، هدف قرار دهند.

این اطلاعیه که یکشنبه ۲۶ مهر منتشر شد، از شهروندان آمریکایی حاضر در خاورمیانه خواست با توجه به شرایط پیچیده امنیتی منطقه، هوشیاری بیشتری داشته باشند و برای احتمال لغو پروازها، بسته شدن حریم هوایی و اختلال در سفرها آماده شوند.

سفارت مجازی آمریکا همچنین تاکید کرد: «به هیچ دلیلی به ایران سفر نکنید. شهروندان آمریکایی باید همین حالا ایران را ترک کنند.»

در این هشدار به حملات حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی علیه عربستان سعودی، از جمله حمله به فرودگاه‌های غیرنظامی و زیرساخت‌های حیاتی، اشاره شده است. به گفته سفارت مجازی آمریکا، این درگیری‌ها ممکن است به‌سرعت به مناطق دیگر گسترش یابند.

این اطلاعیه همچنین هشدار داد «رویه‌های عبور از مرزهای زمینی ایران ممکن است بدون اطلاع قبلی یا با اطلاع بسیار کوتاه، تغییر کنند».

از شهروندان آمریکایی خواسته شده است وضعیت پروازها در ایران را مستقیما از شرکت‌های هواپیمایی بررسی کنند، برای شرایط اضطراری برنامه جایگزین داشته باشند و از حضور در تجمع‌های بزرگ و مکان‌های دارای حضور گسترده پلیس خودداری کنند.

سفارت مجازی آمریکا پیش‌تر نیز بارها از شهروندان این کشور خواسته بود از سفر به ایران خودداری کنند و در صورت حضور در ایران، برای خروج از کشور برنامه‌ریزی کنند.

paris.jpgپاریس؛ حجم ویرانی‌ها چنان گسترده است که انگار بالگردهای جنگی آپاچی شهر را هدف حمله قرار داده‌اند!

خبرنامه گویا - پاریس پس از اعتراضات خشونت‌بار آخر هفته به صحنه‌ای از ویرانی تبدیل شده است؛ خیابان‌های پوشیده از شیشه‌های شکسته، خودروها و دوچرخه‌های سوخته، فروشگاه‌های غارت‌شده و ساختمان‌های آسیب‌دیده، تصاویری را رقم زده‌اند که بیشتر به مناطق جنگ‌زده شباهت دارند.

مقام‌های فرانسوی گروه‌های وابسته به چپ افراطی و افرادی را که با سوءاستفاده از اعتراضات دست به غارت زده‌اند، مسئول بخش مهمی از خشونت‌ها معرفی کرده‌اند.

***

rp.jpgخبرنامه گویا - شاهزاده رضا پهلوی روز یکشنبه ۲۶ مهر، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، از ایرانیان ساکن این کشور و رای‌دهندگان آمریکایی خواست هنگام حضور در پای صندوق‌های رای، آزادی ایران و موضع نامزدها در برابر جمهوری اسلامی را یکی از معیارهای اصلی انتخاب خود قرار دهند.

او در پیامی در شبکه ایکس، با تاکید بر اینکه سیاستمداران آمریکایی باید موضع روشنی در برابر سرکوب مردم ایران داشته باشند، نوشت: «هنگام رای دادن، در نظر بگیرید که هر نامزد در کدام سو ایستاده است؛ در کنار مردم ایران یا در کنار سرکوبگران آنان.»

شاهزاده رضا پهلوی در این پیام از «هم‌میهنان ایرانی» خود در آمریکا و تمامی آمریکایی‌هایی که برای آزادی، صلح، ثبات و امنیت اقتصادی ارزش قائل‌اند، خواست در انتخابات نوامبر شرکت کنند و آزادی ایران را به‌عنوان موضوعی اساسی در تصمیم خود در نظر بگیرند.

او با اشاره به بیش از چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی و پیامدهای سیاست‌های آن برای مردم ایران و جهان، تاکید کرد که ایرانیان شایسته زندگی با کرامت، آزادی بیان و حق انتخاب رهبران خود بدون ترس و سرکوب هستند.

ejeiMKO.jpgدویچه وله - "ستاد فرماندهی سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران" اعلام کرد که چند تن از اعضای این سازمان شامگاه جمعه ۲۴ مهر (۱۶ اکتبر) در جریان حمله به ساختمان مرکزی قوه قضائیه در تهران، با نیروهای حراست و گشت انتظامی درگیر و بازداشت شدند.

بر اساس این گزارش پیش از وقوع درگیری خبری مبنی بر حرکت غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی به سمت ساختمان مرکزی این نهاد در بلوار کشاورز دریافت شده بود و در پی این خبر چند "کانون شورشی" وابسته به سازمان مجاهدین خلق با هدف به دام انداختن اژه‌ای و در واکنش به احکام اعدام، به این محل اعزام شدند.

به گفته ستاد فرماندهی مجاهدین، درگیری حدود ساعت ۹ شب در خیابان عبدالله‌زاده، منشعب از بلوار کشاورز، در نزدیکی ساختمان مرکزی قوه قضائیه رخ داد و تعدادی از افراد اعزام‌شده بازداشت شدند. این ستاد همچنین اعلام کرد که تا ساعت ۱۲ نیمه‌شب جمعه شماری دیگر موفق شدند محاصره نیروهای امنیتی را بشکنند و از محل خارج شوند.

این سازمان مخالف جمهوری اسلامی اعلام کرده است که اسامی و مشخصات افرادی را که بازداشت آنها قطعی شود، متعاقبا برای مراجع بین‌المللی ارسال خواهد کرد.

در این گزارش همچنین آمده است که محسنی اژه‌ای برای استقرار و انجام فعالیت‌های خود از مکان‌های مختلفی استفاده می‌کند و ساختمان مرکزی قوه قضاییه در بلوار کشاورز یکی از این مکان‌هاست. به گفته این سازمان، ساختمان اصلی این مجموعه دارای ۲۰ طبقه روی زمین و سه طبقه زیرزمین است.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

مقام‌های رسمی جمهور اسلامی تا کنون واکنشی به حمله مجاهدین به اژه‌ای گزارشی نشان نداده‌اند.

خبرگزاری تسنیم و وسایت نورنیوز خبر سازمان مجاهدین خلق درباره حمله به ساختمان مرکزی قوه قضاییه در تهران را تکذیب کردند. نورنیوز نوشت که بر اساس پیگیری‌های انجام‌شده از منابع مختلف، این ادعا صحت ندارد و "انتشار آن با هدف جلب توجه رسانه‌ای" ارزیابی شده است

ecuador.jpgمرگ هولناک کشیش در اکوادور بر اثر سقوط صلیب هنگام مراسم مذهبی

هشدار: ویدیو حاوی صحنه‌های دلخراش است.

خبرنامه گویا - پاتریسیو آلفردو سانچز مولیناری، کشیش کاتولیک در شهر گوایاکیل اکوادور، روز شنبه ۱۷ اکتبر (۲۵ مهر) هنگام برگزاری مراسم عشای ربانی بر اثر سقوط یک صلیب بزرگ چوبی که پشت سرش نصب شده بود، جان باخت.

این حادثه در کلیسای «پرپتو سوکورو» رخ داد و لحظه سقوط صلیب و برخورد آن با سر کشیش، در جریان پخش زنده مراسم ثبت شد. در تصاویر دیده می‌شود که صلیب ناگهان از دیوار جدا شده و روی کشیش سقوط می‌کند. حاضران در کلیسا بلافاصله برای کمک به او شتافتند.

اسقف‌نشین اعظم گوایاکیل با انتشار بیانیه‌ای درگذشت این کشیش را تأیید و با خانواده و جامعه مذهبی او ابراز همدردی کرد. هنوز مشخص نیست چه عاملی باعث جدا شدن صلیب از دیوار شده و آیا نقصی در سازه یا اتصالات آن وجود داشته است.

trump.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، پس از ماه‌ها اختلاف‌نظر و تنش با بنیامین نتانیاهو بر سر جنگ با جمهوری اسلامی و تحولات منطقه، در چرخشی چشمگیر حمایت کامل خود را از نخست‌وزیر اسرائیل در انتخابات پیش‌رو اعلام کرد. ترامپ هم‌زمان بار دیگر جمهوری اسلامی را تهدید کرد که اگر به‌سرعت مسیر خود را تغییر ندهد، آمریکا به‌زودی «کار را تمام خواهد کرد».

ترامپ روز یکشنبه ۲۶ مهر در پیامی طولانی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، نتانیاهو را «نخست‌وزیری جنگجو» و «شریکی بزرگ‌تر برای صلح» در مقابله با جمهوری اسلامی توصیف کرد و از شهروندان اسرائیلی خواست در انتخابات ۲۷ اکتبر (۵ آبان) بار دیگر او را به قدرت برسانند.

رئیس‌جمهوری آمریکا با اشاره به شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی جمهوری اسلامی نوشت که تهدیدهای تهران سرانجام می‌توانست به واقعیت تبدیل شود، اما جمهوری اسلامی اکنون از نظر نظامی و مالی به‌شدت ضربه خورده است.

او هشدار داد: «اگر به‌سرعت روش خود را تغییر ندهند، به‌زودی کار را تمام خواهیم کرد.»

ترامپ در بخش دیگری از پیام خود، انتخاب هر فردی غیر از نتانیاهو را برای رهبری اسرائیل نامناسب دانست و نوشت: «اگر اسرائیل رهبر اشتباهی داشته باشد، که هر کسی غیر از بی‌بی خواهد بود، آمریکا مجبور می‌شود خودش این کار را انجام دهد و من تمایلی به این کار ندارم.»

او همچنین با ستایش از مقاومت سیاسی نتانیاهو در برابر مخالفت‌های داخلی، وی را رهبری «قوی، شجاع و درخشان» خواند و تأکید کرد که این پیام باید به‌عنوان «حمایت کامل و تمام‌عیار» او از انتخاب مجدد نتانیاهو تلقی شود.

qbaf.jpgخبرنامه گویا - محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه ۲۶ مهر در پیامی به زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی ایکس، دولت‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و شرکت‌های منطقه را تهدید کرد که در صورت حمایت از شرکت‌های هوش مصنوعی و داده‌ای که به گفته او در حملات نظامی یا «کشتار کودکان» نقش دارند، با اقدامات قهری جمهوری اسلامی روبه‌رو خواهند شد.

قالیباف در این پیام نوشت: «نهاد مدیریت داده‌های خلیج فارس در راه است» و از دولت‌ها و سرمایه‌گذاران منطقه خواست از اختصاص هرگونه منابع مالی، سهام، زمین و انرژی به شرکت‌های مورد اشاره خودداری کنند.

رئیس مجلس جمهوری اسلامی هشدار داد: «هر کس به آنان یاری برساند، با اقدام قهری ما روبه‌رو خواهد شد.»

قالیباف نام هیچ شرکت مشخصی را مطرح نکرد و توضیح نداد منظور او از «اقدام قهری» چیست و جمهوری اسلامی چگونه قصد دارد این تهدید را علیه دولت‌ها و سرمایه‌گذاران خارجی اجرا کند.

او همچنین درباره ساختار، اختیارات و زمان آغاز فعالیت نهادی که از آن با عنوان «نهاد مدیریت داده‌های خلیج فارس» یاد کرده، جزئیاتی ارائه نداد.

در یک برنامه‌ی زنده در شبکه ایران اینترنشنال با حضور کامبیز حسینی و مراد ویسی، یک جوان ۳۳ ساله به نام نیما از تهران روی خط آمد و از تصمیم خود برای خودکشی خبر داد. او مشکلات مالی، وضعیت کشور و تجربه‌ی بازداشت و شکنجه را از دلایل ناامیدی خود عنوان کرد و مجری برنامه تلاش کرد او را به آرامش دعوت کند.

defence.jpgمهرداد اخلاقی، پانزدهمین وزیر دفاع جمهوری اسلامی شد

ایران اینترنشنال - هرداد اخلاقی کتابچی، از مدیران قدیمی و تحریم‌شده صنایع موشکی جمهوری اسلامی که در توسعه برنامه موشکی سپاه پاسداران نقش داشته، پس از کشته شدن وزیر پیشین دفاع در حملات آمریکا و اسرائیل، یکشنبه ۲۶ مهر با رای اعتماد مجلس به وزارت دفاع رسید.

اخلاقی با کسب ۲۳۷ رای موافق و ۱۵ رای مخالف از مجموع ۲۷۷ نماینده حاضر در نشست مجازی مجلس شورای اسلامی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی شد.

او جانشین عزیز نصیرزاده می‌شود که نهم اسفند ۱۴۰۴، در نخستین روز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شد. وزارت دفاع پس از کشته شدن نصیرزاده با سرپرستی مجید ابن‌الرضا اداره می‌شد.

اخلاقی برخلاف شماری از وزیران پیشین دفاع که از فرماندهی نظامی به کابینه راه یافته بودند، بیشتر دوران خود را در مجموعه‌های تولید تسلیحات، صنایع هوافضا و برنامه موشک‌های بالستیک گذرانده است.

نام او از سال ۲۰۰۷ در فهرست تحریم‌های بین‌المللی قرار گرفت و فعالیتش در «گروه صنعتی شهید باقری»، سازمان صنایع هوافضا و سازمان صنایع دفاع، او را به یکی از مدیران باسابقه شبکه تولید و تامین تسلیحات جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

از صنایع دفاعی تا مدیریت برنامه موشکی

مهرداد اخلاقی کتابچی ۱۹ شهریور ۱۳۳۷ در رشت متولد شد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و کارشناسی ارشد مدیریت راهبردی از دانشگاه صنعتی مالک اشتر، وابسته به وزارت دفاع، است.

farzaneRoostayee.jpgفرزانه روستایی

به همان سادگی که ۴۰-۵۰ هزار نفر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه قتل عام شدند کشور ما در معرض این خطر است که در صورت استفاده آمریکا از بمب های ۱۳ تنی به نام مادر همه بمب ها، هزاران نفر دیگر و از قضا از نیروهای سپاه و بسیج در جنگ کشته و مادران آنها عزادار شوند.

جمهوری اسلامی با فلاکت بار ترین پروژه هسته ای تاریخ بشر، مردم ایران را درگیر احمقانه ترین قمار یک قمار باز مست متوهم کرده است. برای باندهای نظامی و مافیای حاکم اصلا مهم نیست چه تعداد از مردم این کشور از هر طرف کشته می شوند. بسیاری از مردم می دانند که این جنگ نه ربطی به اسلام دارد و نه به میهن و نه به هیچ چیز دیگر. این جنگ نبرد برای بقای یک طبقه نوظهور قبلا گرسنه شلوار پاره دوچرخه ساز و کیف کش تازه به دوران رسیده خارج ندیده روسوفیل است که ملتی را به گروگان گرفته است.

دیروز مادران دهها هزار نفر از مردم معترض و آزادیخواه به عزا نشستند و این بار قرار است مادران سپاهی ها و بسیج سیاه پوش شوند. هیچ چیز بدتر از این نیست که عزا بخشی از زندگی عادی مردم کشوری شود و از قضا ما داریم به همین سو می رویم.

18-4.jpgایندیپندنت - در پی گسترش اعتراضات علیه گرانی و افزایش هزینه‌های زندگی، مرکز شهر میلان ایتالیا روز شنبه ۲۵ مهرماه صحنه درگیری‌های خشونت‌آمیز میان گروه‌هایی از معترضان نقابدار و نیروهای پلیس بود.

به گزارش آسوشیتدپرس، گروه‌هایی از افراد نقابدار در میدان دوئومو، مقابل کلیسای جامع میلان، با نیروهای پلیس ضدشورش درگیر شدند و به فروشگاه‌ها دستبرد زدند. معترضان همچنین با استفاده از میزهای کافه‌ها و رستوران‌ها موانعی در خیابان ایجاد کردند و آنها را به آتش کشیدند.

پلیس برای متفرق‌کردن جمعیت از گاز اشک‌آور و ماشین‌های آب‌پاش استفاده کرد. در پی تشدید درگیری‌ها، فروشگاه‌های مرکز شهر کرکره‌های خود را پایین کشیدند و گردشگران محدوده مرکزی را ترک کردند. ایستگاه متروی دوئومو نیز در جریان ناآرامی‌ها تعطیل شد.

گزارش‌ها از آسیب‌دیدن اموال عمومی و خودروهای نیروهای امنیتی، مجروح‌شدن چندین نفر و بازداشت حدود ۵۰ معترض، از جمله شماری نوجوان، حکایت دارند. این اعتراضات با محوریت مخالفت با افزایش هزینه‌های زندگی، گرانی سوخت، دستمزدهای ناکافی، وضعیت خدمات درمانی عمومی و شرایط مدارس برگزار شد.

جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، خشونت‌ها را محکوم کرد و با تأکید بر حق تظاهرات مسالمت‌آمیز گفت که به آتش‌کشیدن شهرها قابل قبول نیست. جوزپه سالا، شهردار میلان، نیز با اشاره به قابل‌درک‌بودن دلایل اعتراضات، خشونت علیه نیروهای امنیتی و خسارت به شهر را غیرقابل توجیه دانست.

imamr.jpgخبرنامه گویا - ویدئویی از تلاش دختران و پسران برای آشنایی و برقراری ارتباط با یکدیگر در حرم امام رضا در مشهد منتشر شده است؛ تصاویری که محدودیت‌های اجتماعی و دشواری‌های روابط جوانان در ایران را بار دیگر برجسته می‌کند.

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی وزارت ورزش و جوانان، حدود ۱۸ میلیون نفر در ایران تاکنون ازدواج نکرده‌اند؛ ۱۰ میلیون مرد و ۸ میلیون زن. همچنین آمارهای ثبت احوال نشان می‌دهد در سال‌های اخیر تعداد طلاق‌های ثبت‌شده معادل حدود ۴۰ درصد ازدواج‌های جدید بوده است.

افزایش هزینه‌های زندگی، گرانی مسکن و مشکلات اشتغال، ازدواج را برای بسیاری از جوانان دشوار کرده است.

این وضعیت در حالی ادامه دارد که مقام‌های جمهوری اسلامی بر افزایش ازدواج و فرزندآوری تأکید می‌کنند، اما جوانان هم برای تشکیل خانواده و هم برای برقراری روابط اجتماعی با موانع متعددی روبه‌رو هستند.

arab.jpgسخنی که پرده از یک تناقض برداشت

مصطفی میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، اخیراً در اظهارنظری درباره مالکیت منابع نفتی ایران پرسیده است: "چه کسی گفته نفت مال مردم است؟" او در ادامه، نفت را از انفال و متعلق به خدا و رسول دانسته است.

این سخنان را نباید صرفاً یک اظهارنظر عجیب یا نسنجیده از سوی یکی از مسئولان جمهوری اسلامی تلقی کرد. اهمیت آن در این است که میرسلیم به زبانی صریح، تفسیری از رابطه حکومت و ثروت ملی را بیان کرده که پیامدهای آن بسیار فراتر از یک اختلاف فقهی است.

سال‌هاست مسئولان جمهوری اسلامی از بیت‌المال، حقوق مردم، عدالت اجتماعی و حفاظت از ثروت عمومی سخن می‌گویند. اما وقتی نوبت به تعیین صاحب اصلی ثروت و حدود اختیار حکومت در تصرف آن می‌رسد، پرسشی اساسی مطرح می‌شود: آیا حکومت خود را نماینده مردم در اداره دارایی‌های آنان می‌داند، یا مردم را صرفاً کسانی می‌شمارد که باید تصمیم حکومت درباره این دارایی‌ها را بپذیرند؟

سخنان میرسلیم از آن جهت اهمیت دارد که می‌تواند کلیدی برای فهم ساختاری باشد که در آن، وزارت نفت مسئولیت رسمی دارد، اما لزوماً همه اختیارات تصمیم‌گیری درباره فروش نفت و درآمد حاصل از آن در اختیار این وزارتخانه نیست.

انفال؛ اختیار اداره یا حق مالکیت؟

اصل ۴۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی، انفال و ثروت‌های عمومی را در اختیار حکومت اسلامی قرار داده تا بر طبق مصالح عامه درباره آنها عمل کند.

در این اصل دو نکته وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود.

نخست آنکه قانون اساسی از "در اختیار بودن" سخن می‌گوید، نه از مالکیت شخصی رهبر یا هر مقام حکومتی دیگر.

دوم آنکه این اختیار به رعایت "مصالح عامه" مقید شده است. بنابراین حتی بر اساس همین قانون اساسی نیز نمی‌توان نتیجه گرفت که حاکم اسلامی مجاز است منابع نفتی را به هر شکل که مایل باشد مصرف کند.

ماده دوم قانون نفت نیز منابع نفتی را جزو انفال و ثروت‌های عمومی معرفی می‌کند و اعمال حق حاکمیت و مالکیت عمومی بر آنها را، به نمایندگی از حکومت اسلامی، بر عهده وزارت نفت قرار می‌دهد.

در نتیجه، میان آنچه میرسلیم از انفال برداشت می‌کند و آنچه از متن قوانین می‌توان استنباط کرد، فاصله‌ای مهم وجود دارد.

اما مسئله اصلی فقط یک اختلاف حقوقی نیست.

پرسش مهم‌تر این است که اگر اختیار اداره ثروت عمومی در ساختار سیاسی چنان متمرکز شود که مردم و نهادهای نمایندگی آنان نتوانند درباره چگونگی مصرف آن نظارت مؤثر داشته باشند، آیا تفاوت میان مالکیت عمومی و مالکیت حکومت در عمل همچنان حفظ خواهد شد؟

ممکن است در قانون، نفت ثروت عمومی نامیده شود، اما اگر اختیار تخصیص، فروش، انتقال درآمد و تعیین محل مصرف آن از نظارت عمومی خارج شود، مالکیت مردم به حقی تبدیل می‌شود که در عمل امکان اعمال آن را ندارند.

از ملی شدن صنعت نفت تا تفسیر ولایی از مالکیت

برای درک اهمیت سخنان میرسلیم باید به مفهوم ملی شدن صنعت نفت بازگشت.

ملی شدن نفت صرفاً تغییر مدیریت یک صنعت یا جایگزینی شرکت‌های خارجی با مدیران ایرانی نبود. در معنای سیاسی و تاریخی آن، تأکیدی بود بر حق ملت ایران برای تصمیم‌گیری درباره منابع طبیعی کشور و جلوگیری از سلطه قدرت‌هایی که بدون پاسخگویی به مردم ایران از این منابع بهره‌برداری می‌کردند.

در این نگاه، دولت مالک مستقل ثروت ملی نیست؛ دولت نهادی است که از طرف ملت و در چهارچوب قانون مسئولیت اداره آن را بر عهده می‌گیرد.

اما در تفسیر ولایی از انفال، نقطه آغاز استدلال تغییر می‌کند. به جای آنکه اختیار حکومت از حق ملت برای اداره ثروت خود ناشی شود، اختیار حکومت از جایگاه دینی حاکم استنتاج می‌شود.

این دو برداشت پیامدهای سیاسی متفاوتی دارند.

در برداشت نخست، حکومت باید به صاحبان ثروت، یعنی مردم، پاسخ دهد.

در برداشت دوم، این خطر وجود دارد که حکومت خود را صاحب اختیاری مستقل از اراده مردم بداند و پاسخگویی را نه حقی متعلق به شهروندان، بلکه امری تابع تشخیص حاکم تلقی کند.

سخنان میرسلیم را باید در همین چهارچوب بررسی کرد. مسئله صرفاً این نیست که او از واژه انفال استفاده کرده است؛ مسئله این است که با نفی مالکیت مردم، مبنای پاسخگویی حکومت در اداره ثروت عمومی را زیر سؤال می‌برد.

وقتی ساختار فروش نفت را بررسی می‌کنیم

در مقاله "چه کسی نفت ایران را اداره می‌کند؟" تلاش کردم نشان دهم که برای شناخت ساختار واقعی قدرت در صنعت نفت، نباید تنها به وزارت نفت و شرکت ملی نفت توجه کرد.

پرسش اصلی این بود که چه کسی اختیار دارد نفت را به خریدار یا واسطه مشخصی تحویل دهد، چه کسی مسیر انتقال درآمد را تعیین می‌کند و چه نهادی درباره ادامه همکاری با تراستی‌هایی که بدهی معوق دارند تصمیم می‌گیرد.

بررسی ساختار فروش نفت در شرایط تحریم نشان می‌دهد که دست‌کم سه مجموعه در این فرایند نقش دارند.

نخست، ساختار رسمی شامل وزارت نفت، شرکت ملی نفت، بانک مرکزی و خزانه است.

دوم، شبکه تجاری و مالی شامل تریدرها، تراستی‌ها، شرکت‌های پوششی و واسطه‌های بانکی است که انتقال ارزش نفت را در شرایط تحریم امکان‌پذیر می‌کنند.

سوم، ساختار امنیتی و تصمیم‌گیری است که در آن شورای عالی امنیت ملی و نهادهای امنیتی در تأیید، حفاظت یا هماهنگی برخی مسیرهای فروش نفت نقش دارند.

در کنار این مجموعه‌ها، نهادهای نظامی و اقتصادی وابسته به ساختار رهبری نیز بر اساس برخی مجوزها و احکام بودجه‌ای به منابع نفتی دسترسی پیدا می‌کنند.

در چنین ساختاری، مسئولیت رسمی و اختیار واقعی لزوماً در یک نقطه متمرکز نیستند.

وزارت نفت ممکن است مسئول فروش شناخته شود، اما درباره انتخاب برخی واسطه‌ها اختیار کامل نداشته باشد. بانک مرکزی ممکن است مسئول وصول درآمد باشد، اما بر تمام مراحل انتقال آن نظارت مستقیم نداشته باشد. نهاد امنیتی نیز ممکن است در تصمیم‌گیری نقش داشته باشد، بی‌آنکه همانند دستگاه اجرایی در برابر مجلس پاسخگو باشد.

اکنون سخنان میرسلیم بُعد دیگری به این مسئله می‌افزاید.

اگر از نظر برخی صاحبان قدرت، نفت اساساً متعلق به مردم نباشد، باید پرسید این برداشت چه تأثیری بر جایگاه نظارت عمومی و مسئولیت‌پذیری در ساختار واقعی اداره نفت دارد؟

irib.jpg

در بخشی از برنامه سلام صبح بخیر که از شبکه سه سیما پخش می شود، با آوردن یک الاغ، شیر این حیوان را دوشیدند. انتشار این تصاویر در شبکه های اجتماعی بحث برانگیز شده است.

***

parsian.jpgنقشه‌ها چگونه بر ذهن، سیاست و حافظه جمعی ملت‌ها اثر می‌گذارند و چرا تصمیم اخیر سازمان ملل درباره Equal Earth فراتر از یک اصلاح فنی و نشانه‌ای از دگرگونی در نظم جهانی است؟ تحلیلی ژئوپلیتیک از پیوند میان نقشه‌نگاری، حافظه تاریخی و رقابت گفتمان‌های جهانی برای عدالت شناختی، استعمارزدایی و نظم نوین بین‌المللی.

مقدمه:

تصویب قطعنامه (A/80/L.104) توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد (UN) در ۴ سپتامبر ۲۰۲۶، نقطه عطفی تاریخی در تقاطع میان کارتوگرافی (نقشه‌نگاری)، حقوق بین‌الملل و فرهنگ جهانی در حافظه جمعی به شمار می‌آید.

این قطعنامه تحت عنوان (Correct the Map) با زیرعنوان: «متعادل‌سازی بازنمایی کارتوگرافیک جهان و ترویج نمایش عادلانه مناطق مختلف جهان، به‌ویژه آفریقا» با اکثریت قاطع ۱۶۴ رأی موافق، تنها یک رأی مخالف و شش رأی ممتنع به تصویب رسید. این متن توصیه می‌کند که در آموزش عمومی و بازنمایی‌های جهانی، به تدریج از تجسم و تصویر Mercator-Projektionفاصله گرفته شود.

ابتکار این قطعنامه از سوی جمهوری توگو به نمایندگی از گروه کشورهای آفریقایی مطرح شد و با حمایت اتحادیه آفریقا (AU) به تصویب رسید. در این قطعنامه استفاده از نقشه‌های جهانی هم‌مساحت (Equal-area Maps)، به‌ویژه پروژه موسوم به Equal Earth)) مورد حمایت قرار گرفته است. نقشه‌ها صرفاً بازنمایی‌های هندسی خنثی نیستند؛ بلکه ابزارهای بصری قدرتمندی هستند که آگاهی جمعی، اولویت‌های ژئوپلیتیکی و روایت‌های تاریخی را شکل می‌دهند.

این تصمیم عمیق و تأثیرگذار سازمان ملل متحد شایسته ستایش فراوان است، زیرا نشان می‌دهد نهادهای بین‌المللی قادرند تحریف‌هایی را که طی قرون متمادی و در بستر استعمار شکل گرفته‌اند شناسایی و به‌صورت نمادین اصلاح کنند. پژوهش حاضر این رویداد را از ابعاد مختلف در محتوا بررسی کرده و ابعاد تاریخی، جغرافیایی و سیاسی آن، مزایا و چالش‌های الگوی جدید نقشه‌نگاری و پیامدهای آن برای روابط بین‌الملل را مورد تحلیل قرار می‌دهد.

مبانی تاریخی و جغرافیایی نقشه‌نگاری جهان

پارادوکس بنیادین کارتوگرافی در این واقعیت نهفته است که سطح تقریباً کروی و سه‌بعدی زمین، یعنی ژئوئید( (Geoid را نمی‌توان بدون ایجاد اعوجاج و تحریف به صفحه‌ای دوبعدی و مسطح منتقل کرد. هر نوع کوشش ناگزیر مستلزم مصالحه‌ای میان سه ویژگی اصلی است:

  • حفظ مساحت (Equivalence)
  • حفظ زوایا (Conformality)
  • حفظ فاصله‌ها (Equidistance)

تلاش Mercator که تا امروز رایج‌ترین الگوی نقشه‌نگاری جهان بوده است، در سال ۱۵۶۹ توسط نقشه‌نگار فلاندری Gerardus Mercator (Geert de Kremer) طراحی شد و هدف اصلی آن تسهیل دریانوردی دریایی بود. ویژگی ممتاز این ترسیم استوانه‌ای، حفظ زوایا یا Conformality است. در این سیستم، مسیرهای دارای زاویه ثابت قطب‌نما که در دریانوردی با عنوان Loxodrom شناخته می‌شوند به صورت خطوط مستقیم نمایش داده می‌شوند. این امر حرکت دریانوردان در اقیانوس‌ها را به شکل چشمگیری تسهیل می‌کرد. اما این مزیت دریانوردی، هزینه‌ای مهم نیز در پی داشت: قربانی شدن دقت مساحت‌ها. در ترسیم Mercator مقیاس نقشه با افزایش فاصله از خط استوا به شکل غیر متناسبی از واقعیت رشد می‌کند. ضریب اعوجاج خطی متناسب است با معکوس کسینوس عرض جغرافیایی که به صورت ریاضی با تابع:

sec(φ) بیان می‌شود. از آنجا که مساحت کمیتی دوبعدی است، مناطق واقع در عرض‌های جغرافیایی بالا با ضریب sec²(φ) بزرگ‌تر نمایش داده می‌شوند. این ویژگی ریاضی موجب تحریف‌های بصری عظیمی شده است که تصور جهان را در ذهن نسل‌های متعدد شکل داده‌اند. برای مثال:

  • گرینلند با مساحت واقعی حدود ۲٫۲ میلیون کیلومتر مربع تقریباً هم‌اندازه قاره آفریقا نمایش داده می‌شود.
  • در حالی که مساحت واقعی آفریقا حدود ۳۰٫۴ میلیون کیلومتر مربع است.
  • بدین ترتیب آفریقا در واقع نزدیک به ۱۴ برابر بزرگ‌تر از گرینلند است.

به همین ترتیب، اروپا، روسیه و آمریکای شمالی در مرکز بصری نقشه جهان به شکلی نامتناسب بزرگ جلوه می‌کنند، در حالی که آمریکای جنوبی، جنوب آسیا و آفریقا به نواحی استوایی رانده شده و از نظر بصری کوچک‌تر از اندازه واقعی خود به نظر می‌رسند.

Equal Earth راه‌حلی برای نابرابری بصری در نقشه‌های جهان:

پاریس؛ به افق نوفل‌لوشاتو

خبرنامه گویا - تصویری طنزآمیز از امانوئل مکرون در شمایل روح‌الله خمینی، کنایه‌ای به ناآرامی‌های فرانسه و یادآور روزهایی است که ائتلاف نیروهای چپ و اسلام‌گرا در ایران به انقلاب ۵۷ و سرنگونی حکومت پهلوی انجامید.

این تصویر، ناآرامی‌های فرانسه را با حوادث منتهی به انقلاب ۵۷ ایران مقایسه می‌کند و با اشاره به شعارهای اقتصادی برخی جریان‌های چپ و اسلام‌گرا، از جمله درخواست حمایت‌های بیشتر دولت و بازتوزیع ثروت، شباهتی طنزآمیز میان این اعتراضات و شعارهای عدالت‌خواهانه دوران انقلاب ایران ترسیم می‌کند.

HU5EJxTaAAARLIr.jpg

naderi.jpgخبرنامه گویا - احمد نادری، نماینده تهران و عضو هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی، بار دیگر خواستار ساخت بمب اتم شد و گفت با شناختی که از مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی دارد، انتظار دارد فتوای او درباره سلاح هسته‌ای با فتوای پدرش متفاوت باشد.

به گزارش دیدبان ایران، نادری گفت: «از رفتار حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، چنین برداشت می‌کنم که فتوای ایشان متفاوت خواهد بود و نظرات متفاوتی در این زمینه خواهند داشت.»

او با اشاره به فتوای علی خامنه‌ای درباره ممنوعیت سلاح هسته‌ای افزود که تغییر این رویکرد به معنای اشتباه بودن نظر رهبر پیشین نیست، بلکه شرایط تغییر کرده است. نادری گفت: «در آن زمان مورد حمله قرار نگرفته بودیم، اما اکنون مورد حمله قرار گرفته‌ایم» و به همین دلیل باید متناسب با شرایط جدید تصمیم‌گیری کرد.

این نماینده مجلس تأکید کرد که بیش از یک دهه است خواستار ساخت و آزمایش بمب اتم است و پس از کشته شدن حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان، نیز در نطق علنی مجلس بر ضرورت تغییر دکترین هسته‌ای جمهوری اسلامی تأکید کرده بود.

نادری پیش‌تر در آبان ۱۴۰۳ نیز گفته بود جمهوری اسلامی هزینه‌های سنگین برنامه هسته‌ای را پرداخته، بی‌آنکه دستاورد امنیتی مورد انتظار را به دست آورده باشد. او در آن زمان آزمایش بمب اتم را تنها راه ایجاد تعادل نظامی در منطقه دانسته بود.

saddam.jpgخبرنامه گویا - پوشش متفاوت سحر گلدوست، بازیگر سینما و تلویزیون، در مراسم اکران خصوصی فیلم «بُت» با واکنش‌های طنزآمیز کاربران شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است.

گلدوست که با بازی در نقش «ثریا»، همسر دوم شخصیت پارسا پیروزفر در سریال «در انتهای شب» شناخته می‌شود، در این مراسم با کت‌وشلواری کرم‌رنگ و پوشش سری غیرمعمول ظاهر شد. برخی کاربران با انتشار تصاویر او، شکل کلاهش را به کلاه نظامی افسران حزب بعث عراق در دوران صدام حسین تشبیه کرده‌اند.

یکی از کاربران با کنایه به محدودیت‌های حجاب اجباری در ایران نوشته است: «از بس می‌خواهند یک چیز متفاوت روی کله‌شان بگذارند که تابع قوانین حجاب باشند، این یکی شبیه افسرهای حزب بعث زمان صدام حسین شده است.»

HU5NjwSXUAAtKmw.jpg

این واکنش‌ها بار دیگر دشواری انتخاب پوشش متفاوت برای زنان هنرمند در چارچوب مقررات حجاب اجباری جمهوری اسلامی را به موضوع شوخی و بحث در فضای مجازی تبدیل کرده است.

zandi.jpgپاسخی به مقاله اقای کوروش کلهر در گویا نیوز،

از چهل‌وهفت سال مبارزه مردم تا میراث پهلوی، دوران گذار و حق حاکمیت ملت

در گلستان روزگار، هر درختی را ریشه‌ای است و هر میوه‌ای را فصلی، اما دریغ که گاه باغبان، حاصل رنج هزاران دست را به نام خویش سند می‌زند و رهگذری را که سال‌ها در راه آبادی باغ خار در پا شکسته است، به شمار نمی‌آورد. تاریخ نیز چنین است، دفتر حسابی نیست که هر کس برگ‌های خوشایند خود را از آن برگزیند و باقی را به باد فراموشی بسپارد. نه رنج مردمان را می‌توان به نام یک خاندان نوشت، نه میراث گذشتگان را سند مالکیت آینده ساخت و نه آواز بلند را با حقانیت یکی گرفت.

مقاله آقای کوروش کلهر با عنوان «خاندان پهلوی ایران نوین را ساختند، امروز شاهزاده رضا پهلوی پرچم‌دار آن میراث است» بار دیگر پرسشی آشنا را پیش می‌کشد، مخالفان جمهوری اسلامی در این چهل‌وهفت سال چه بدیلی ساخته‌اند و چرا نتوانسته‌اند بر سر رهبری واحدی به توافق برسند؟

این پرسش، در نگاه نخست، شاید معقول بنماید، اما هنگامی که به جای بررسی تاریخ مبارزات مردم، تنها به نبود یک رهبر واحد خیره شویم، بخش بزرگی از واقعیت را از نظر انداخته‌ایم. گویی مبارزه تنها زمانی معنا می‌یابد که نام یک نفر بر پیشانی آن نوشته شده باشد و مردمی که بی‌نام و نشان، در خیابان، دانشگاه، زندان و تبعید هزینه داده‌اند، تا روزی که رهبری واحدی پیدا شود، در حاشیه تاریخ ایستاده‌اند.

چنین نگاهی نه تمام حقیقت را بازمی‌گوید و نه راهی مطمئن برای آینده می‌گشاید.

چهل‌وهفت سال مبارزه را نمی‌توان از دفتر تاریخ پاک کرد

اگر بناست از کارنامه مخالفان جمهوری اسلامی سخن بگوییم، نخست باید پرسید، کدام مبارزه را نادیده گرفته‌ایم؟ کدام زندان را از یاد برده‌ایم؟ خون کدام جان‌باخته را در حساب خود نیاورده‌ایم؟

از سرکوب‌های خونین دهه شصت و کشتار جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، که برخی از بازماندگان، خانواده‌ها و پژوهشگران آن را در چارچوب بحث نسل‌کشی نیز بررسی کرده‌اند، تا جنبش دانشجویی، اعتراض‌های سال ۱۳۷۸، جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، خیزش‌های دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، اعتراض‌های سال ۱۴۰۱ و خیزش زن، زندگی، آزادی، و سرانجام اعتراض‌ها و رویدادهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، تاریخ معاصر ایران سرشار از ایستادگی مردمی است که بارها برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی به میدان آمده‌اند و بهای سنگینی پرداخته‌اند.

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه: وقتی کار دیگر مانع فقر نیست

برآورد خط فقر ماهانه بیش از ۸۵ میلیون تومان و هزینه سبد معیشت خانوار کارگری در حدود ۹۱ میلیون تومان، تصویری نگران‌کننده از وضعیت معیشت در ایران ارائه می‌کند. حمید حاج‌اسماعیلی، فعال حوزه کار و اشتغال، از قرار گرفتن حدود ۸۰ درصد کارگران و کارمندان در آستانه فقر سخن گفته است؛ ادعایی که برای تأیید قطعی به داده‌های مستقل و روش محاسبه شفاف نیاز دارد. بااین‌حال، مسئله اصلی فراتر از اختلاف بر سر یک رقم است: شکاف میان درآمد حاصل از کار و هزینه تأمین نیازهای اساسی، به‌گونه‌ای گسترش یافته که اشتغال به‌تنهایی دیگر تضمین‌کننده امنیت اقتصادی خانوار نیست.

۱. دلایل بحران معیشت

تورم مزمن، کاهش قدرت خرید پول ملی، افزایش هزینه مسکن و عقب‌ماندن دستمزد واقعی از هزینه‌های زندگی، از عوامل اصلی این وضعیت‌اند. بر اساس گزارش منتشرشده از داده‌های مرکز آمار ایران، تورم نقطه‌به‌نقطه شهریور ۱۴۰۵ به ۸۹٫۸ درصد و تورم ماهانه به ۴٫۲ درصد رسید. در کنار این عوامل، محدودیت‌های ناشی از تحریم، اختلال در تجارت و صادرات نفت، نااطمینانی اقتصادی و ناکارآمدی برخی سیاست‌های داخلی نیز می‌توانند فشار بر خانوارها را تشدید کنند. شدت این فشار به نحوه مدیریت اقتصاد و توزیع هزینه‌های بحران وابسته است.

۲. شکاف دستمزد و هزینه زندگی

بر اساس ارقام گزارش‌شده، سبد معیشت ۹۱٫۳ میلیون تومانی حدود ۵٫۵ برابر دستمزد پایه ۱۶٫۶ میلیون تومانی است. حتی دریافتی حدود ۲۵ میلیون تومانی یک کارگر متأهل دارای فرزند، کمتر از یک‌سوم این هزینه برآوردشده را پوشش می‌دهد. این ارقام، با وجود تفاوت احتمالی در روش محاسبه و ترکیب خانوار، از شکافی جدی حکایت دارند. در اقتصاد، این وضعیت مصداق «فقر شاغلان» است؛ یعنی فرد با وجود اشتغال، درآمد کافی برای تأمین نیازهای اساسی خانوار ندارد.

bahonar.jpgپاسخ تصویری زینب ابوطالبی به باهنر

خبرنامه گویا - زینب ابوطالبی، مجری سابق شبکه افق که با جمله جنجالی «هر کس نمی‌خواهد، جمع کند از ایران برود» شناخته می‌شود، با انتشار ویدیویی تازه شایعه مهاجرت خود را تکذیب کرد و اعلام کرد همچنان در ایران زندگی می‌کند.

این ماجرا پس از اظهارات محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، آغاز شد که مدعی شده بود ابوطالبی از ایران مهاجرت کرده است. انتشار این ادعا، سخنان جنجالی این مجری در سال ۱۳۹۸ را بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی مطرح کرد.

ابوطالبی ابتدا در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم خبر مهاجرتش را تکذیب کرد و از پیگیری قضایی انتشار این ادعا خبر داد. با این حال، برخی کاربران خواستار انتشار تصویری تازه از او در ایران شدند.

سرانجام ابوطالبی در حاشیه همایش بانوان فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی شریف با عنوان «یک قدم برای ایران» مقابل دوربین ظاهر شد. او گفت مدتی درگیر زندگی شخصی و رسیدگی به پنج فرزند خود بوده است. ویدیوی این حضور روز شنبه ۲۵ مهرماه در رسانه‌ها منتشر شد.

در تازه‌ترین واکنش‌ها، ساجده سلیمانی، مجری سابق تلویزیون، نیز خواستار ارائه سند برای ادعای مهاجرت ابوطالبی شده است.

ابوطالبی در دی‌ماه ۱۳۹۸، پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، در برنامه «انتقام سخت» شبکه افق گفته بود ایران متعلق به «حزب‌اللهی‌ها» است و کسانی که این وضعیت را نمی‌پسندند، می‌توانند کشور را ترک کنند.

nyp.jpgخبرنامه گویا - فرداد فرحزاد، مجری شبکه ایران‌اینترنشنال، در گفت‌وگو با روزنامه آمریکایی نیویورک‌پست از جزئیات نقشه سپاه پاسداران برای قتل خود و سیما ثابت در لندن سخن گفته است؛ عملیاتی که در سال ۲۰۲۲ با اسم رمز «عروسی» طراحی شد، اما با افشای اطلاعات آن ناکام ماند. فرحزاد همچنین هشدار داده که جمهوری اسلامی برای حذف مخالفانش در خارج از کشور از شبکه‌های جنایی استفاده می‌کند.

فرحزاد که پیش‌تر در بی‌بی‌سی فعالیت داشت، می‌گوید در سال ۲۰۲۳، هنگام پوشش حملات هفتم اکتبر در اسرائیل، از طرحی برای ترور خود مطلع شد که یک سال پیش از آن برنامه‌ریزی شده بود.

در این عملیات، عوامل مرتبط با سپاه از نام رمز «داماد» برای فرحزاد و «عروس» برای سیما ثابت، مجری وقت ایران‌اینترنشنال، استفاده می‌کردند.

بر اساس تحقیقات شبکه بریتانیایی آی‌تی‌وی، عوامل مرتبط با سپاه در سال ۲۰۲۲ به یک قاچاقچی انسان پیشنهاد ۲۰۰ هزار دلار داده بودند تا این دو خبرنگار را به قتل برساند. طرح اولیه انفجار خودروی بمب‌گذاری‌شده مقابل ساختمان ایران‌اینترنشنال در لندن بود، اما بعداً به حمله با چاقو تغییر یافت.

iw.jpgسولماز ایکدر - ایران‌وایر - زنانی سیاه‌پوش با کفن، پرچم‌های سرخ «یالثارات خامنه‌ای» و پرچم حزب‌الله لبنان، ماه‌هاست در نقاط مختلف تهران تجمع می‌کنند؛ از مقابل خانه حسن روحانی و ساختمان قوه قضاییه تا مجلس و فرودگاه مهرآباد. خواسته اصلی آن‌ها انتقام‌گیری، مخالفت با مذاکره و محاکمه مقام‌هایی است که به باورشان از سیاست‌های علی خامنه‌ای فاصله گرفته‌اند.

این زنان که ابتدا با عنوان «بانوان کفن‌پوش مشهدی» به تهران آمدند، در تجمع‌های خود علیه حسن روحانی، محمدجواد ظریف و مسعود پزشکیان شعار داده و برخی مقام‌های جمهوری اسلامی را «خائن» و «نفوذی» خوانده‌اند. در تجمعی مقابل خانه روحانی شعار «مرگ بر سه مزدور سفیانی؛ خاتمی و ظریف و روحانی» سر داده شد. در فرودگاه مهرآباد نیز هنگام بازگشت پزشکیان از نیویورک، تجمع‌کنندگان شعار «ما مسئول بی‌غیرت نمی‌خواهیم» سر دادند و برای مقام‌های موسوم به «نفوذی» مرگ خواستند.

با وجود ادامه این تجمع‌ها، هویت سازمان‌دهندگان اصلی و منابع مالی سفر و اقامت چندماهه این زنان در تهران همچنان نامشخص است. فراخوان‌های آنان از طریق کانالی به نام «طوعه» در پیام‌رسان ایتا منتشر می‌شود و گروه‌هایی از استان‌های دیگر نیز به این جریان پیوسته‌اند. در فراخوان‌های اخیر، از برنامه‌هایی با عنوان «سه‌شنبه‌های خون‌خواهی و مطالبه‌گری» نام برده شده است.

نام برخی چهره‌های تندرو حکومت نیز با این تجمع‌ها گره خورده است. کامران غضنفری، نماینده مجلس، در چند تجمع زنان کفن‌پوش سخنرانی کرده و حسین الله‌کرم نیز تأیید کرده است که از حرکت آنان حمایت کرده و درباره حضورشان با افرادی در دفتر خامنه‌ای گفت‌وگو داشته است. با این حال، مشخص نیست چه افراد یا نهادهایی هزینه رفت‌وآمد و اقامت این زنان را تأمین می‌کنند.

یکی دیگر از چهره‌های شاخص این تجمع‌ها مهری طالبی دارستانی است؛ از مدافعان سرسخت حجاب اجباری که پیش‌تر با طرح جنجالی «کلینیک ترک بی‌حجابی» خبرساز شده بود. او پس از پیوستن به تجمع‌های زنان کفن‌پوش، به یکی از سخنرانان مخالف مذاکره و خواهان برخورد قضایی با مقام‌های جمهوری اسلامی تبدیل شده است. دارستانی پیش‌تر تهدید کرده بود: «اگر اتفاقی برای امام جامعه بیفتد اصحاب مذاکره را زنده نخواهیم گذاشت.»

حضور این زنان حتی برای برخی برگزارکنندگان مراسم حکومتی نیز دردسرساز شده است. به نوشته جماران، تحصن زنان کفن‌پوش در «رواق کشوردوست» تهران و شعارهای تند آنان علیه مسئولان، برنامه‌های این محل را مختل کرد و سرانجام به تعطیلی آن انجامید.

زنان کفن‌پوش همچنین در تجمع‌هایی مقابل وزارت امور خارجه، دیوان عالی کشور و مجلس، خواستار محاکمه و حتی اعدام برخی مقام‌های فعلی و سابق شده‌اند. با این حال، حضور خیابانی آنان همچنان ادامه دارد و برخورد قضایی مؤثری با این تجمع‌ها گزارش نشده است.

پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چه کسانی هزینه حضور طولانی‌مدت این زنان در تهران را می‌پردازند و چگونه گروهی که آشکارا خواستار مرگ و اعدام مخالفان سیاسی خود می‌شود، می‌تواند بدون برخورد جدی به فعالیت ادامه دهد؟

tarasati.jpgردپای یکی از متهمان اصلی فساد نفتی جمهوری اسلامی در نیوزیلند

خبرنامه گویا - به گزارش ایندیپندنت فارسی همزمان با ادعای قوه قضائیه جمهوری اسلامی درباره توقیف اموال متهمان پرونده فساد در شبکه فروش نفت، گزارش یک روزنامه استرالیایی از حضور محمدهادی مؤمنین، یکی از متهمان اصلی پرونده «تراستی‌های نفتی»، در نیوزیلند خبر داده است.

خروج یا فرار این بدهکار بزرگ نفتی از ایران، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چگونه متهمان پرونده‌های کلان اقتصادی می‌توانند کشور را ترک کنند و چه کسانی مسئول جلوگیری از خروج آنان بوده‌اند.

به گزارش ایندیپندنت فارسی، مؤمنین یکی از واسطه‌های فروش نفت ایران است که نامش در پرونده بازنگرداندن درآمدهای نفتی مطرح شده است. پیش‌تر قوه قضائیه از پیگیری بین‌المللی برای بازگرداندن ۱۵ متهم این پرونده خبر داده بود، اما درباره محل اقامت آنان و وضعیت استرداد پول‌های نفتی توضیح روشنی ارائه نکرده است.

دادستان تهران اخیراً اعلام کرد که برای وصول درآمدهای بازنگشته نفتی، ۸۶ خودروی لوکس، ۱۸۷ قطعه زمین، ۸۶ واحد آپارتمان، چندین ویلا و دو ملک کارخانه‌ای توقیف شده است. با این حال مشخص نیست این دارایی‌ها متعلق به کدام متهمان است و چه میزان از بدهی‌های آنان وصول شده است.

hashdolsh.jpg

رویترز: یک کشته و چهار زخمی در انفجار

خبرنامه گویا - انفجاری مهیب روز شنبه ۲۵ مهرماه در یکی از مقرهای حشدالشعبی، گروه شبه‌نظامی عراقی نزدیک به جمهوری اسلامی، در بغداد رخ داد. تصاویر منتشرشده از لحظه انفجار، شعله‌ور شدن محل حادثه و برخاستن دود غلیظ به آسمان را نشان می‌دهد.

خبرگزاری رویترز به نقل از منابع امنیتی و پزشکی گزارش داد که در این انفجار دست‌کم یک عضو حشدالشعبی کشته و چهار نفر دیگر زخمی شده‌اند.

حشدالشعبی در بیانیه اولیه خود اعلام کرد که انفجار در انبار مهمات فرسوده در یکی از مقرهای این گروه در منطقه «شرق القناه» بغداد رخ داده است. این گروه در ابتدا مدعی شده بود که حادثه هیچ تلفات انسانی نداشته است؛ ادعایی که با گزارش منابع رویترز مغایرت دارد.

تصاویری از محل وقوع انفجار در داخل مقر حشدالشعبی در بغداد:

به گزارش رسانه‌های محلی عراق، صدای انفجار در چندین محله بغداد شنیده شد و ستون‌های دود و شعله‌های آتش از فاصله دور قابل مشاهده بود. برخی گزارش‌ها نیز از شکسته شدن شیشه خانه‌ها و مغازه‌های اطراف بر اثر شدت انفجار حکایت دارند.

علت دقیق انفجار هنوز مشخص نشده و روشن نیست حادثه بر اثر انفجار خودبه‌خودی مهمات رخ داده یا عامل دیگری در آن نقش داشته است.

irgc.jpgخبرنامه گویا - مجید ابن‌الرضا، سرپرست وزارت دفاع جمهوری اسلامی، روز شنبه ۲۵ مهرماه در واکنش به احتمال استفاده آمریکا از بمب سنگین موسوم به «مادر تمام بمب‌ها» علیه ایران، مدعی شد قدرت موشکی جمهوری اسلامی معادلات را تغییر داده و خطاب به مقام‌های آمریکایی نوشت: «از همین حالا باید بگویید: سلام قربان!»

ابن‌الرضا در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «عناوین و ابعاد بمب‌ها اهمیتی ندارند! بمب‌های شما جای دیگری منفجر می‌شوند؛ در حیثیت جهانی‌تان، اقتصاد آمریکا و حتی معادلات انتخاباتی‌تان!»

او همچنین مدعی شد قدرت موشکی جمهوری اسلامی آمریکا را به موقعیت کنونی رسانده است.

این اظهارات پس از انتشار گزارش‌هایی درباره بررسی گزینه استفاده از بمب GBU-43/B، معروف به «مادر تمام بمب‌ها»، در صورت ازسرگیری حملات آمریکا به ایران مطرح شد. دونالد ترامپ نیز در اظهارات اخیر خود ضمن رد استفاده از سلاح هسته‌ای تاکتیکی، به این بمب غیرهسته‌ای اشاره کرده است.

ابن‌الرضا پس از کشته‌شدن عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در موج نخست حملات آمریکا و اسرائیل، سرپرستی وزارت دفاع را بر عهده گرفت. موضع‌گیری تازه او در شرایطی مطرح می‌شود که تنش‌های نظامی میان تهران و واشینگتن همچنان ادامه دارد.

rezazadeh.jpgخبرنامه گویا - هم‌زمان با ادامه تنش‌های نظامی میان جمهوری اسلامی و آمریکا، یعقوب رضازاده، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، از جریان داشتن مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشینگتن با میانجی‌گری قطر و عمان خبر داد. در همین حال، عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد تهران طرحی برای بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز به آمریکا ارائه کرده و اکنون منتظر تصمیم واشینگتن است.

رضازاده گفت جمهوری اسلامی شروط خود را برای مذاکره به طرف آمریکایی اعلام کرده و باید دید واشینگتن این شرایط را می‌پذیرد یا خیر. او همچنین درباره احتمال آغاز دور تازه جنگ گفت: «فکر نمی‌کنم تا پیش از برگزاری انتخابات کنگره آمریکا و انتخابات اسرائیل جنگی رخ دهد.»

این عضو کمیسیون امنیت ملی در عین حال هشدار داد که در صورت حمله به ایران، جمهوری اسلامی پاسخ محکمی خواهد داد و مدعی شد توانمندی‌های نظامی حکومت در مقایسه با دو جنگ گذشته افزایش یافته است.

arnz.jpgحوثی‌ها؛ آلت دست رژیم، عامل فلاکت و ویرانی یمن

حضور حکومت کمونیست‌ها در عدن در دهه ۱۹۶۰ و نیمه اول دهه ۱۹۷۰ یک‌چند نگرانی‌هایی را برای شاه فقید به همراه داشت، اما او با سرکوب مقتدرانه جنبش ظفار در عمان و کمک به شمالی‌ها، نفوذ بسیاری در یمن پیدا کرد

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

از وهرز تا سردار غفاری

چرا سعودی قدرتمند از پس لنگ‌پوشان خنجربه‌کمر برنمی‌آید

حوثی‌ها آلت دست رژیم، عامل فلاکت و ویرانی یمن

به عنوان یک آشنا به امور منطقه، طبیعی است که این روزها طرف سوال رسانه‌ها و دوست و آشنا باشم. اولین سوال ساده است: چرا عربستان سعودی با این همه قدرت و مکنت و هواپیماهای جنگنده فوق‌مدرن از پس به قول علی‌اکبر خان طبیب‌حضور ولایتی، مشتی لُنگ‌به‌کمر خنجربه‌دست که نیمی از روز روی زمین ولو هستند، با قاتی که گوشه لپ می‌گذارند (و با چای روی آن، شیره گیاه را می‌نوشند و نشئه می‌شوند) برنمی‌آید.

البته پاسخ به این سوال ساده نیست. باید یمن را بشناسی و از ارتباط هزاران ساله میان ارض حجاز و سرزمین ملکه سبا باخبر باشی تا تعجب نکنی اگر در کوی و بازار، واژه‌های آشنای فارسی به گوشَت خورد و شنیدی پدری فرزندش را بهروز، اردشیر یا مهدخت خطاب می‌کند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

یمن سرزمین عجایب است. چند سال پیش، کاوشگران آلمانی از دیوار مسجدی، صحیفه‌ای بر پوست آهو یافتند که قرآن کامل بود و قدیمی‌ترین نسخهٔ کتاب آسمانی ۱.۵ میلیارد مسلمان، اما هنوز اعراب‌گذاری این صحیفه خاتمه نیافته است.

jdvance.jpgتصمیم نهایی با رئیس‌جمهور است

خبرنامه گویا - به گزارش یورونیوز جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، در مصاحبه‌ای تازه تلویحاً از اختلاف‌نظر خود با دونالد ترامپ درباره جنگ ایران سخن گفت، اما تأکید کرد که تصمیم‌گیری نهایی با رئیس‌جمهور است و اعضای دولت موظف به اجرای تصمیم‌های او هستند.

ونس در گفت‌وگو با شان اسپایسر، سخنگوی پیشین کاخ سفید، که جمعه ۱۶ اکتبر منتشر شد، در پاسخ به پرسشی درباره رابطه‌اش با تاکر کارلسون، مفسر محافظه‌کار و از مخالفان سرسخت جنگ ایران، گفت: «حتی اگر بر سر یک موضوع مشخص اختلاف‌نظر داشته باشید، می‌توانید همچنان بر موضع خود بمانید. فکر می‌کنم من هم چنین اختلاف‌نظری داشته‌ام.»

او با اشاره به مخالفت شدید کارلسون با جنگ ایران افزود: «ما هم در گفت‌وگوهای خصوصی و هم در محافل عمومی درباره این موضوع صحبت کرده‌ایم. می‌دانم چه احساسی دارد و درکش می‌کنم.»

egypt.jpgخبرنامه گویا - شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل گزارش داده است که مصر در حال آماده‌سازی برای اعزام هزاران نیروی نظامی و تجهیزات سنگین به عربستان سعودی با هدف مقابله با حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی است. این گزارش در حالی منتشر شده که حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها به عربستان شدت گرفته و احتمال گسترش جنگ در منطقه افزایش یافته است.

با این حال، ادعای اعزام هزاران سرباز مصری هنوز از سوی مقام‌های رسمی مصر یا عربستان تأیید نشده و منابع مستقل نیز جزئیات آن را تأیید نکرده‌اند.

عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهوری مصر، روز شنبه ۲۵ مهر اعلام کرد که کشورش در صورت درخواست رسمی عربستان سعودی، آماده کمک نظامی برای دفاع از امنیت این کشور است. او تأکید کرد که مصر به دنبال حمله به هیچ کشوری نیست، اما نمی‌تواند در برابر تهدید امنیت عربستان بی‌تفاوت بماند.

به گزارش رویترز، السیسی همچنین خواستار تشکیل نشست فوق‌العاده پارلمان برای بررسی صدور مجوز اقدام نظامی احتمالی شده است. قرار است پارلمان مصر روز یکشنبه تشکیل جلسه دهد.

این تحولات پس از موج تازه حملات حوثی‌ها به اهدافی در عربستان، از جمله فرودگاه بین‌المللی ملک خالد ریاض و تأسیسات نفتی آرامکو، رخ می‌دهد. به گزارش آسوشیتدپرس، حملات اخیر دست‌کم ۱۹ کشته بر جای گذاشته است.

همزمان، گاردین از توافق عربستان و امارات برای تقویت نیروهای ضدحوثی در یمن خبر داده است. بر اساس این گزارش، امارات حمایت مالی از نیروهای یمنی را از سر می‌گیرد و عربستان پوشش هوایی عملیات آن‌ها را برعهده خواهد گرفت؛ توافقی که هنوز به‌طور رسمی تأیید نشده است.

وال‌استریت ژورنال نیز به نقل از منابع اطلاعاتی گزارش داده است که جمهوری اسلامی با ارائه اطلاعات هدف‌گیری، آموزش و پشتیبانی عملیاتی به حوثی‌ها، در افزایش توان حملات موشکی و پهپادی این گروه نقش دارد. تهران پیش‌تر ارسال تسلیحات به حوثی‌ها را رد کرده است.

با افزایش حملات حوثی‌ها و احتمال ورود مصر به درگیری‌ها، نگرانی‌ها از گسترش جنگ یمن و شکل‌گیری رویارویی منطقه‌ای گسترده‌تر با نیروهای مورد حمایت جمهوری اسلامی افزایش یافته است.

arabTaj.jpgاز شیخ خزعل تا جنگ با صدام

یدالله کریمی پور

از دورهٔ شیخ خزعل تا امروز، دو برداشت درباره خوزستان و به‌ ویژه عرب‌های ایرانی بارها تکرار شده است: اینکه خوزستان استانی «عرب» است و عرب‌ها هم گرایش تجزیه‌طلبانه دارند. هر دو برداشت معیوب و با واقعیت‌های تاریخی و جمعیتی ناسازگارند.

نخست، عرب‌ها حدود ۳۳٫۶٪ جمعیت استان را تشکیل می‌دهند؛ فارس‌ها و لرهای بختیاری نیز هر کدام نزدیک به یکسوم جمعیت را دارند. بنابراین تصویر «استان عرب» بیشتر یک برساخته سیاسی است تا توصیف جمعیتی دقیق.

دوم، برای سنجش گرایش‌های سیاسی واقعی عرب ها، واقعی‌ترین آزمون، جنگ ایران و عراق بود. صدام حسین با پروپاگاندای «آزادسازی عربستان» وارد خوزستان شد و انتظار استقبال داشت. ولی ایرانیان عرب‌زبان سوسنگرد، بستان، هویزه، حمیدیه، شوش، شادگان و...، نه تنها به او نپیوستند، بلکه همراه با سایر هم‌وطنان، ایستادگی کردند. این وفاداری در شرایطی رخ داد که جنگ بیشترین آسیب را به همین مناطق وارد کرد. مطالعات بعدی نیز نشان داده‌اند که جنگ نه تنها وفاداری ملی را تضعیف نکرد، بلکه در بسیاری موارد پیوند هویت قومی و هویت ملی را تقویت کرد.

دوره شیخ خزعل نیز باید در بستر خود فهمیده شود: تلاش یک قدرت محلی برای حفظ خودمختاری در برابر تمرکزگرایی به حق رضاشاه در آن دوره فهم پذیر است. البته با حمایت منافع بریتانیا، نه جنبش توده‌ای تجزیه‌طلبانه پایدار. بنابراین تعمیم آن به کل تاریخ معاصر خوزستان، تحریف است.

مساله اصلی امروز خوزستان، فرض «تجزیه‌طلبی جمعی» نیست. مسئله نسبت میان تعلق ملی، مطالبات محلی مشروع و کیفیت حکمرانی است. مردم این استان، عرب و غیرعرب، مانند بسیاری از ایرانیان دیگر، از محرومیت نسبی، آلودگی شدید محیطی، بحران آب، بیکاری و احساس تبعیض رنج می‌برند؛ در حالی که جلگه خوزستان و پیرامونش، از دیدگاه ارزش های ترکیبی در ردیف یازدهمین جلگه برتر جهان محسوب می شود. ترکیبی از منابع آبی سرشار، ذخایر هیدروکرینی، توپوگرافی ممتاز، جمعیت کافی و...آن را به جغرافیایی بی مانند تبدیل کرده است. ولی شوربختانه طی پنج دهه گذشته، دچار افت و بلکه پسرفت در توسعه شده است. در واقع نارضایتی غالب خوزستانی ها از جنس بقیه ایرانیان است. تبدیل این نارضایتی‌های واقعی به اتهام «واگرایی» یا «تجزیه‌طلبی»، نه تحلیل دقیقی است و نه کمکی به فهم یا حل مسئله می‌کند.

همبستگی و پیوستگی ملی اکثریت مردم خوزستان، از جمله عرب‌های ایرانی، بارها به اثبات رسیده است. آنچه نیاز است، نه انکار هویت قومی و نه اتهام‌زنی، بلکه حکمرانی عادلانه‌تر، توسعه متوازن و پاسخگویی به مطالبات محلی است. وحدت ملی با نادیده گرفتن دردهای محلی تضعیف می‌شود، نه با به رسمیت شناختن آن‌ها.

kayhan.jpgپس از جنگ ۴۰ روزه و افزایش فشارهای خارجی بر جمهوری اسلامی، گزارش‌های شهروندان و منابع میدانی از تشدید فضای امنیتی در داخل ایران حکایت دارد

به نوشته کیهان لندن، دستگاه‌های امنیتی و نظامی با گسترش ایست‌های بازرسی، گشت‌های محله‌محور، کنترل مسافران و رصد زندگی شخصی مردم، تلاش می‌کنند از شکل‌گیری اعتراضات ضدحکومتی جلوگیری کنند.

این اقدامات در شرایطی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی با افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی خارجی روبروست. سر کِن مک‌کالوم، مدیرکل سازمان اطلاعات و امنیت داخلی بریتانیا (ام‌آی۵)، هشدار داده که جمهوری اسلامی دامنه فعالیت‌های خود در خاک بریتانیا را گسترش داده و دیگر تنها به هدف قرار دادن مخالفان سیاسی و رسانه‌ها بسنده نمی‌کند، بلکه مراکز و تأسیسات نظامی را نیز در فهرست اهداف احتمالی خود قرار داده است.

فضای امنیتی فرودگاه خمینی؛ بازجویی و کنترل تلفن همراه مسافران

با کاهش شدید پروازهای بین‌المللی به تهران، شهروندانی که پس از جنگ به ایران سفر کرده‌اند می‌گویند فرودگاه خمینی «سوت و کور» است، اما تعداد مأموران اطلاعاتی و لباس‌شخصی‌ها که در فرودگاه مستقر شده‌اند بسیار زیاد است. به گفته آنها، برخورد مأموران با مسافران توهین‌آمیز است و ممکن است افراد را ساعت‌ها در اتاق نگه داشته و سؤال‌پیچ کنند.

ch1.jpgاز آرشیو تلویزیون کانال یک

شهرام همایون در گفت‌وگویی چالشی با «اسکپتیک»، چهره جنجالی کلاب‌هاوس، شیوه بحث و برخورد او با مخاطبان را به پرسش کشید. همایون با وجود تمجید از دانش و آگاهی اسکپتیک، از لحن تحقیرآمیز و استفاده او از توهین و الفاظ رکیک انتقاد کرد و گفت دانش و آگاهی او درگیر شخصیتی شده که برای حضور در فضای مجازی ساخته است.

اسکپتیک در پاسخ گفت شخصیتی که در کلاب‌هاوس از خود نشان می‌دهد، تا حد زیادی بازتاب شخصیت واقعی و بدون نقاب اوست. او تأکید کرد که در بحث‌های خود بر علم، شواهد و استدلال تکیه دارد و درباره پرسش‌هایی مانند وجود خدا و منشأ جهان، پاسخ صادقانه‌اش «نمی‌دانم» است. با این حال، همایون روش او در تحقیر مخالفان و تلاش برای نشان دادن برتری فکری خود را زیر سؤال برد و گفت: «متأسفانه دانش شما درگیر اون کاراکتری شده.»

گفت‌وگو با پرسش‌های صریح همایون درباره پنهان کردن چهره واقعی، استفاده از هویت مستعار و به‌کارگیری الفاظ جنسی در بحث‌های کلاب‌هاوس، به رویارویی تندتری کشیده شد.

roozbeh.jpgاز تنگه هرمز تا کشتار دی؛ وقتی کسی مسئولیت را نمی‌پذیرد

چه کسی این شعرک کودکانه را به یاد ندارد؟ «من نبودم، دستم بود؛ تقصیر آستینم بود!» از بازی‌های پیش‌دبستانی تا حیاط مدرسه، آن را با خنده تکرار می‌کردیم. کودکی شیطنتی می‌کرد و وقتی بازخواست می‌شد، تقصیر را گردن دستش می‌انداخت و دست را به آستین حواله می‌داد. قرار نبود کسی فریب بخورد؛ خود بهانه، بازی بود.

اما وقتی همین شیوه به رفتار یک حکومت شباهت پیدا می‌کند، دیگر ماجرا خنده‌دار نیست. تفاوت فقط در این است که آنجا پای یک شیطنت کودکانه در میان بود و اینجا پای کشتی‌های هدف قرارگرفته، امنیت منطقه، جان شهروندان و سرنوشت یک کشور.

در ششم و هفتم ژوئیه ۲۰۲۶، سه کشتی تجاری در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتند؛ چند هفته پس از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا. گزارش یورونیوز، به نقل از بهزاد نبوی و منابع نیویورک‌تایمز، می‌گوید مسعود پزشکیان از عملیات اطلاع قبلی نداشت و از فرماندهان توضیح خواست. بنا بر همان گزارش، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه، نیز گفته بود دستور حمله را نداده و از آن بی‌خبر بوده است.

zamani.jpgتاریخ جنگ جهانی دوم دو تجربه متفاوت را پیش روی ما قرار می‌دهد: ژاپن در اوت ۱۹۴۵، در پی بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی و ورود اتحاد شوروی به جنگ، تسلیم آمریکا و متحدانش شد؛ در مقابل، حکومت هیتلر در مه ۱۹۴۵، پس از پیشروی و حملات نظامی متفقین از جبهه‌های مختلف، با شکست نظامی آلمان و فروپاشی رژیم نازی به پایان رسید. این دو تجربه تاریخی، دو مسیر متفاوت را نشان می‌دهند: تسلیم در برابر فشار نظامی و پذیرش شکست، یا ادامه تقابل تا شکست نظامی و فروپاشی حکومت.

اکنون این پرسش مطرح است که جمهوری اسلامی، در مواجهه با بحران‌های داخلی و فشارهای خارجی، کدام مسیر را در پیش خواهد گرفت: تسلیم و عقب‌نشینی در برابر فشارها یا ادامه تقابل و حرکت به سوی فروپاشی؟

در هر دو سناریو، بقای جمهوری اسلامی به‌عنوان ساختار کنونی قدرت در معرض پایان قرار می‌گیرد؛ تفاوت در انتخاب میان این دو رویکرد و هزینه‌هایی است که هر یک از این مسیرها به همراه خواهد داشت.

جمهوری اسلامی؛ حکومتی گرفتار در بحران‌های انباشته

جمهوری اسلامی از آغاز استقرار خود، با ساختاری شکل گرفت که منتقدان آن را مبتنی بر فساد، رانت، غارت منابع ملی و حذف شایسته‌سالاری می‌دانند. در طول دهه‌های گذشته، بخش بزرگی از ثروت و ظرفیت اقتصادی ایران به‌جای آنکه در خدمت توسعه کشور و بهبود زندگی شهروندان قرار گیرد، در ساختارهای غیرشفاف قدرت و شبکه‌های وابسته به حکومت مصرف شده است.

حاصل این روند، گسترش تورم، فقر، گرانی، کاهش قدرت خرید مردم، بحران‌های اقتصادی و افزایش نارضایتی اجتماعی بوده است. در کنار این مشکلات، سرکوب سیاسی، محدود کردن آزادی‌های فردی و اجتماعی، بازداشت‌ها و اعدام‌ها نیز شکاف میان حکومت و جامعه را عمیق‌تر کرده‌اند.

جناح‌های مختلف جمهوری اسلامی، با وجود اختلافات ظاهری، در حفظ ساختار اصلی قدرت نقش داشته‌اند. در تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز جریان‌هایی وجود داشته‌اند که نزدیکی به روسیه را محور سیاست خود قرار داده‌اند؛ گروه‌هایی بر ارتباط با چین تأکید کرده‌اند و برخی دیگر، در چارچوب محاسبات خود، به دنبال تنظیم رابطه با قدرت‌های غربی، از جمله انگلیس، و محافل و جریان‌های موسوم به گلوبالیست‌ها بوده‌اند. با این حال، رقابت میان این جریان‌ها نتوانسته است بحران‌های بنیادی کشور را حل کند.

مسئله تنها اختلاف میان جناح‌های حکومت نیست؛ مسئله ساختاری است که در آن منافع سیاسی و اقتصادی گروه‌های برخوردار از قدرت، بارها بر منافع عمومی جامعه مقدم شده است.

مسافر، فرامرز پارسا

| No Comments

parsa.jpgـ گرانی داره بیداد می‌کنه. قیمت‌ها سرسام‌آور بالا رفته.

کمی مکث کرد و با عصبانیت ادامه داد:

ـ حقوقی که می‌گیرم، با خرج و دخل زندگی‌مون نمی‌خونه.

رانندهٔ اسنپ از آینهٔ جلو نگاهی به مسافر انداخت. مردی میانسال بود، اما چهره‌اش شکسته‌تر از سنش به نظر می‌رسید.

ـ درست می‌گی برادر. من معلمم. بعد از مدرسه هم اسنپ کار می‌کنم، ولی باز آخر ماه کم میارم.

مرد با آهی از ‌حسرت گفت

ـ تو لااقل ماشین داری و کار می‌کنی. من چی؟ همه جا پیاده می‌رم. درآمدم آنقدر نیست که کرایه بدم. امروز هم مادرم رو بردن بیمارستان؛ صاحب کارم دلش سوخت و برام اسنپ گرفت.

ـ خدا شفا بده. نگران نباش، درست می‌شه. خدا بزرگه. قدیمی‌ها می‌گفتن: اونی که دندان داده، نان هم می‌دهد.

مرد با تلخی خندید:

laylaz.jpgخبرنامه گویا - اظهارات اخیر سعید لیلاز درباره کریم‌خان زند، از جمله توصیف او به‌عنوان «یک لُر بی‌سواد» و ادعاهایی درباره دائم‌الخمر بودن خاندان زندیه، واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخته است. لیلاز پس از بالا گرفتن انتقادها، اعلام کرد سخنانش تقطیع شده و قصد توهین به مردم لر یا خاندان زندیه را نداشته است. او همچنین عذرخواهی کرد. مطلب زیر، واکنش حمید آصفی به این اظهارات و نقد شیوه داوری تاریخی لیلاز است.

وقتی روشنفکر به تحقیر قومی پناه می‌برد؛ اعتراض به سعید لیلاز و دفاع از شأن تاریخی کریم‌خان زند

حمید آصفی

اظهارات اخیر سعید لیلاز، تحلیلگر سیاسی و اقتصادی، درباره کریم‌خان زند با واکنش‌های گسترده‌ای روبه‌رو شده است. لیلاز در بخشی از یک گفت‌وگو، بنیان‌گذار سلسله زندیه را «یک لُر بی‌سواد» توصیف کرد و مدعی شد اعضای خاندان او همواره مست بوده‌اند. انتشار این سخنان اعتراض‌هایی را، به‌ویژه درباره لحن تحقیرآمیز و اشاره به قومیت کریم‌خان، برانگیخت. لیلاز پس از بالا گرفتن انتقادها، توضیح داد که سخنانش تقطیع شده و قصد توهین به مردم لر یا خاندان زندیه را نداشته است. او همچنین بابت برداشت ایجادشده از اظهاراتش عذرخواهی کرد.

با این حال، مسئله تنها یک لغزش لفظی یا نیت شخصی گوینده نیست؛ با نمونه‌ای از ورشکستگی استدلال در لباسی از اعتمادبه‌نفس روشنفکرانه مواجهیم. این شیوه سخن‌گفتن، پرسشی جدی درباره مرز میان نقد تاریخی و تحقیر قومی پیش می‌کشد.

آقای لیلاز حق دارند کریم‌خان زند را نقد کنند، سیاست‌هایش را به پرسش بکشند و درباره ضعف‌های حکمرانی او داوری کنند؛ اما کمبود استدلال را نمی‌توان با تحقیر قومی جبران کرد. تفاوتی بنیادین میان بررسی انتقادی یک فرمانروا و فروکاستن شخصیت او به چند صفت توهین‌آمیز وجود دارد. اولی به شناخت تاریخ کمک می‌کند؛ دومی جای پژوهش را با قضاوت شتاب‌زده عوض می‌کند.

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

برای سال‌ها، چین مهم‌ترین خریدار نفت ایران و اصلی‌ترین مسیر تبدیل نفت تحریمی به درآمد ارزی بوده است. اما در سال ۲۰۲۶، هم‌زمانی تحریم‌های آمریکا، اختلال در حمل‌ونقل دریایی، کاهش عرضه نفت ایران و دسترسی چین به منابع جایگزین، این رابطه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. مسئله فقط کاهش صادرات نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا چین می‌تواند بدون اتکا به نفت ایران نیازهای پالایشگاهی خود را تأمین کند.

۱. رابطه نفتی رژیم ایران و چین؛ از تحریم تا وابستگی متقابل

پس از بازگشت تحریم‌های نفتی آمریکا، پالایشگاه‌های مستقل چین، به‌ویژه پالایشگاه‌های موسوم به «تی‌پات» در استان شاندونگ، به خریداران اصلی نفت تحریمی رژیم ایران تبدیل شدند. شبکه واسطه‌ها، شرکت‌های پوششی و ناوگان سایه نیز امکان ادامه این تجارت را فراهم کرد. بااین‌حال، این رابطه به سه شرط وابسته بود: امکان انتقال نفت، جذابیت تخفیف‌ها و پایین‌تر بودن هزینه ریسک تحریم از منافع خرید.

۲. کاهش واردات چین؛ فراتر از نوسان ماهانه

بر اساس داده‌های کپلر (Kpler) که رویترز در اوت ۲۰۲۶ منتشر کرد، واردات نفت ایران به چین از میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به ۷۸۵ هزار بشکه در ژوئن، ۸۲۳ هزار بشکه در ژوئیه و حدود ۵۳۴ هزار بشکه در اوت کاهش یافت. این ارقام نشان‌دهنده افت شدید واردات‌اند، اما به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که چین تصمیم گرفته است نفت ایران را برای همیشه کنار بگذارد. باید میان کاهش عرضه قابل‌دسترس و کاهش پایدار تقاضای چین تمایز گذاشت.

aleez.jpgعلی علیزاده زیر تیغ رسانه‌های حکومتی؛ "حامی جمهوری اسلامی" متهم به ترویج تندروی شد

خبرنامه گویا - روزنامه اصولگرای «قدس»، وابسته به آستان قدس رضوی، در حمله‌ای کم‌سابقه به علی علیزاده، فعال رسانه‌ای حامی جمهوری اسلامی و گرداننده برنامه «جدال» در لندن، او را به ترویج تندروی متهم کرد. این روزنامه همچنین به ادعای تأثیرپذیری عوامل سوءقصد احتمالی به عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، از دیدگاه‌های علیزاده اشاره کرد.

روزنامه قدس روز شنبه ۲۵ مهر در یادداشتی با عنوان «علیزیسم علیه وحدت»، علیزاده را از عوامل تشدید تنش‌های سیاسی و تحریک جریان‌های تندرو دانست.

این روزنامه همچنین از حملات لفظی علیزاده به عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، انتقاد کرد. علیزاده مدعی شده بود مواضع عراقچی آمریکا را به حمله نظامی تشویق می‌کند و حتی ممکن است به کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی بینجامد.

علی علیزاده کیست؟

رویداد۲۴، رسانه داخلی جمهوری اسلامی، در گزارشی به بررسی پیشینه علی علیزاده پرداخته است؛ چهره‌ای که فعالیت سیاسی خود را با حمایت از جنبش سبز آغاز کرد، اما به‌تدریج به یکی از مدافعان سرسخت جمهوری اسلامی و سیاست‌های منطقه‌ای آن تبدیل شد.

علیزاده که به «علیز» مشهور است، سال‌هاست در لندن زندگی می‌کند و از طریق رسانه «جدال» به دفاع از سیاست‌های جمهوری اسلامی و آنچه «محور مقاومت» می‌نامد می‌پردازد. او در رسانه‌های داخلی و خارجی حضور داشته و مناظره‌های جنجالی‌اش با چهره‌هایی مانند صادق زیباکلام و موسی غنی‌نژاد بازتاب گسترده‌ای داشته است.

یکی از جنجالی‌ترین مواضع او حمایت از سیاست چرخش به شرق دولت ابراهیم رئیسی بود. علیزاده وعده داده بود که اگر این سیاست تا خرداد ۱۴۰۲ موجب گشایش اقتصادی نشود، از فعالیت سیاسی و رسانه‌ای کناره‌گیری خواهد کرد.

خداحافظی جنجالی از سیاست؛ وعده‌ای که عملی نشد

او در خرداد همان سال، با اذعان به عملی نشدن پیش‌بینی خود، کناره‌گیری از فضای سیاسی را اعلام کرد؛ وعده‌ای که دوام نیاورد و او اکنون همچنان به فعالیت رسانه‌ای و دفاع از سیاست‌های جمهوری اسلامی ادامه می‌دهد.

ویدیوی مرتبط: علی علیزاده پیش‌تر وعده داده بود در صورت شکست سیاست چرخش به شرق دولت رئیسی و محقق نشدن گشایش اقتصادی، از فعالیت سیاسی کناره‌گیری کند. او در خرداد ۱۴۰۲ به شکست پیش‌بینی خود اذعان کرد و اعلام کرد که به وعده‌اش عمل خواهد کرد؛ با این حال، فعالیت رسانه‌ای او پس از این خداحافظی ادامه یافت.

dolatshahi.jpgبخش ۷

نبرد در پشت دروازه‌های مسکو: جایی که ماشین جنگی متوقف شد - در پاییز سال هزار و نهصد و چهل و یک، در حالی که آلمانی‌ها به چند کیلومتری مسکو رسیده بودند و برج‌های کرملین از دور پیدا بود، همه‌چیز تغییر کرد. «ژنرال زمستان» با سرما و برف سوزان روسیه فرا رسید- عبارتی که مورخان به‌صورت استعاری استفاده می‌کنند تا بگویند سرما و برف در روسیه مانند یک ژنرال فرمانده و قدرتمند عمل کرد؛ ژنرالی که انگار در کنار ارتش سرخ شوروی جنگید و با سلاحِ یخ و بوران، تانک‌ها، تجهیزات و سربازان آلمانی را زمین‌گیر و منجمد کرد، کاری که شاید از عهده‌ی خیلی از ارتش‌ها خارج بود.

دمای هوا به ناگهان به چهل درجه زیر صفر سقوط کرد؛ روغن موتور تانک‌های نازی یخ زد، سلاح‌هایشان از کار افتاد و سربازان آلمانی که لباس گرم نداشتند گروه گروه بر اثر سرمازدگی جان می‌باختند. این دلیل دیگری بود بر نادانی هیتلر که چشم‌ بسته ارتشش را بدون تجهیزات زمستانی روانه پهنه‌های بی‌پایان روسیه کرده بود/ هرچند اگر بهترین تجهیزات را هم در اختیار داشتند برای مردم آلمان که در طول عمرشان سرمای چهل درجه زیر صفر را تجربه نکرده بودند امکان اینکه سربازان چشم و گوش بسته‌ی هیتلر در آن دیار به گوشت‌های منجمد تبدیل نشوند، زیر صفر بود!

در این لحظه حیاتی ژنرالی بنام " گئورگی ژوکوف" استراتژیست بزرگ و فرمانده ارشد ارتش سرخ که با تدابیر بی‌نظیرش سرنوشت جبهه‌های شرق را تغییر داد، با هوشمندی تمام ازاین ضعف مرگبار نازی‌ها استفاده کرد. او فرمانده‌ای بی‌رحم در انضباط و نترس درخط مقدم بود؛ چنان‌که هیتلر همواره او را خطرناک‌ترین حریف خود در شوروی می‌دانست ودر نهایت همین ژوکوف بود که فاتحانه وارد برلین شد.

ژوکوف با اتکا به اطلاعات حیاتی جاسوسی بنام «ریچارد زورگه» که قبلا بدان اشاره شده بود مبنی بر عدم حمله ژاپن به آلمان و خاطر جمع شدن هیتلر از آن، لشکرهای زُبده و آموزش دیده سیبری را که متناسب با سخت‌ترین شرایط سرما تجهیز شده بودند به خط مقدم مسکو گسیل داشت. ورود این نیروهای تازه‌ نفس، موازنه قدرت را به کلی برهم زد. ضربه متقابل شوروی در پشت دروازه‌های مسکو چنان سهمگین و ناگهانی بود که نیروهای آلمانی برای نخستین بار در طول جنگ جهانی دوم، آشفته و سراسیمه مجبور به عقب‌نشینی شدند و به این ترتیب، افسانه «شکست‌ناپذیری ماشین جنگی نازی» در میان برف و یخ وخون مسکو دفن شد.

ww.png

هیتلر که غرورش در پشت دروازه‌های مسکو جراحت برداشته بود، خشمگینانه مسیر جنگ را به سمت جنوب و شهرهای نفتی قفقاز چرخاند. چشم او به «استالینگراد» افتاد؛ شهری که نام رقیب سرسختش را بر خود داشت و تسخیر آن نه‌تنها ضربه‌ای اقتصادی، بلکه شکستی روانی برای شوروی محسوب می‌شد.

مرگ بر دلار آمریکا!

| No Comments

margbar.jpg

خبرنامه گویا - حمیدرضا مقصودی، مدیر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه در دولت ابراهیم رئیسی، در سخنانی با دفاع از آتش زدن دلار در تجمعات شبانه، شعار «مرگ بر دلار آمریکایی» سر داد و گفت: «حُب این ارز نجس را از قلب خود بیرون می‌کنیم.»

او همچنین در واکنش به پیشنهاد کمک به نیازمندان با این دلارها گفت: «نگویید این‌ها را به مستضعفین بدهیم؛ این ارز تبدیل به گوساله سامری شده است.»

***

yousefi.jpgگرانی کار فرشته‌هاست؛ لطفاً به دولت گیر ندهید!

خبرنامه گویا - احمدعلی یوسفی، مدیر گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در اظهاراتی بحث‌برانگیز درباره سازوکار تعیین قیمت‌ها گفت: «قیمت‌ها به دست خداست و خداوند فرشتگانی را تعیین می‌کند تا قیمت‌ها را مشخص کنند.»

این سخنان در حالی مطرح می‌شود که میلیون‌ها ایرانی زیر فشار گرانی، تورم افسارگسیخته و سقوط قدرت خرید، برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در چنین شرایطی، نسبت دادن تعیین قیمت‌ها به فرشتگان، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا مردم را چنان ساده‌لوح تصور کرده‌اند که قرار است به‌جای پاسخگویی مسئولان درباره سیاست‌های اقتصادی و بحران معیشت، توضیحات آسمانی را بپذیرند؟

***

17.jpgایندیپندنت - پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی، در گفتگو با برنامه اینترنتی «ماجرای جنگ»، درباره مرگ ابراهیم رئیسی گفت: «به نظرم ایشان ترور شد.» کولیوند با رد این ادعا که امدادگران ترکیه جسد رئیس جمهوری پیشین اسلامی را پیدا کردند، گفت: «هرکس می‌گوید ترکیه پیکر شهید رئیسی را پیدا کرده، غلط می‌کند.»

او درباره عملیات جست‌وجو افزود که تلفن‌ها آنتن می‌دادند، اما «به شکل عجیبی لوکیشن‌ها نادرست بود». هلیکوپتر ابراهیم رئیسی روز ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، هنگام بازگشت از مراسم افتتاح سد در مرز جمهوری آذربایجان، در منطقه ورزقان استان آذربایجان شرقی سقوط کرد.

رئیسی، حسین میرعبداللهیان، وزیر خارجه وقت، محمدعلی آل‌هاشم، امام جمعه تبریز، مالک رحمتی، استاندار آذربایجان شرقی، و چهار نفر از همراهان و خدمه جان باختند. گزارش نهایی ستاد کل نیروهای مسلح، شرایط جوی پیچیده و برخورد بالگرد با کوه در مه غلیظ را علت حادثه اعلام کرد.

hassanSHZ.jpgخبرنامه گویا - آغاز ساخت‌وساز و پیش‌فروش آپارتمان در زمین خانه مصادره‌شده حسن شماعی‌زاده، خواننده و آهنگساز سرشناس ایرانی، در نیاوران تهران بار دیگر خبرساز شده است. شماعی‌زاده با انتشار تصویری از پروژه ساختمانی، به خریداران هشدار داده که این ملک متعلق به فرزندانش است و با وجود مصادره آن از سوی جمهوری اسلامی، همچنان سند رسمی مالکیت در اختیار دارد.

به گزارش رویداد۲۴، براساس اطلاعات منتشرشده، عملیات ساختمانی این پروژه از ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ آغاز شده و قرار است در ۲۰ خرداد ۱۴۰۷ به پایان برسد. واحدهای این ساختمان نیز برای پیش‌فروش عرضه شده‌اند. شماعی‌زاده هشدار داده است که سرانجام ملک خود را پس خواهد گرفت و کسانی که آپارتمان‌های ساخته‌شده در این زمین را خریداری کنند، متضرر خواهند شد.

story.jpg

خانه شماعی‌زاده در سال ۱۳۷۲ با حکم حسینعلی نیری، از اعضای هیئت موسوم به «هیئت مرگ» در اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷، مصادره شد. از جمله دلایل مطرح‌شده برای مصادره این ملک، اشتغال شماعی‌زاده به آنچه «شغل کثیف خوانندگی» خوانده شد و ساخت ترانه «نفرین بر جنگ» بود.

شماعی‌زاده بارها تأکید کرده که این خانه با پول حاصل از ارث پدری همسرش خریداری شده و سند آن به نام دو فرزندش، عقیق و افشین، است. با این حال، قوه قضائیه جمهوری اسلامی پس از مصادره، ملک را به ستاد اجرایی فرمان امام واگذار کرد و این ملک در ادامه چند بار به اشخاص دیگر منتقل شد.

اینجا چه خبره؟

| No Comments

17-1.jpgتصادف عمدی در تجمع جانفدا؛ موتور کوبید، فرار کرد

دژ - بر اساس گزارش‌های میدانی، تازگی موارد نزاع و درگیری در تجمعات شبانه میان هواداران حکومت با یکدیگر و همچنین میان مردم با آنها افزایش پیدا کرده است.

در یکی از این موارد در تهران، یک موتوری شبانه به زنان چادری حاضر در تجمع جانفدا کوبید و فرار کرد. معلوم نیست این رویداد، درگیری هواداران نظام با یکدیگر بوده یا ناشی از خشم مردم از مزاحمت‌های شبانه روزی جانفدایان.

goftegoo.jpgایران و آینده‌های ممکن

گفت‌وگوی داروین صبوری و مهدی مطهرنیا این نشست در تاریخ سیزدهم مهرماه ۱۴۰۵ در تهران برگزار شد

مهدی مطهرنیا: شدنی‌ترین آینده پیش روی ایران، تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین شرکای استراتژیک قدرت مسلط جهانی است. ایران از نظر موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک ظرفیت بسیار بالایی دارد. آمریکا برای حفظ موقعیت ابرقدرتی خود در قرن بیست‌ویکم به ایران نیاز دارد؛ نه به خاطر علاقه به ایرانیان، بلکه به دلیل موقعیت استراتژیک این کشور.

اما مسئله اصلی ایران، حاکمان و شیوه حکمرانی است. ایران منابع فراوانی دارد، اما از حکمرانی خردمندانه محروم است.

من زمانی برای دانشجویانم مثالی می‌زدم: یک ژاپنی به ایرانی می‌گوید در کشور شما ۹۰ درصد مردم باهوش‌اند و ۱۰ درصد کم‌هوش، اما در ژاپن برعکس است. با این حال، نقطه اشتراک دو کشور این است که در هر دو، همان ۱۰ درصد حکومت می‌کنند!

مسئله ایران همین است؛ حاکمان و شیوه حکمرانی در ایران. خردمند باید حاکم باشد؛ کسی که بتواند دست‌کم ده گام جلوتر را ببیند.

آینده ایران می‌تواند بسیار روشن باشد، اما شرط دارد. ایرانیان باید متحد شوند و به جای اینکه تنها بپرسند چه کسی حاکم خواهد شد، بپرسند چه شیوه حکمرانی می‌تواند ایران را به سوی خردمندی ببرد.

bahonar.jpgخبرنامه گویا - محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در اظهاراتی تازه مدعی شد که سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) در پشت پرده تحریک تجمعات شبانه حامیان جمهوری اسلامی علیه مذاکره و در حمایت از ادامه جنگ قرار دارد. او هدف این اقدامات را ایجاد اختلاف میان هواداران حکومت و تقسیم آنها به دو گروه طرفدار جنگ و طرفدار صلح دانست.

باهنر در این گفت‌وگوی ویدئویی گفت که دشمن گاهی با چند واسطه «سوار اعتقاد» نیروهای حزب‌اللهی و ارزشی می‌شود و با تحریک آنها، شعارهای تند «جنگ، جنگ، جنگ» را به تجمعات خیابانی می‌کشاند. او هشدار داد که هدف از این اقدامات، ایجاد دودستگی و «تکه‌پاره کردن» جامعه است. باهنر برای ادعای دخالت موساد در این تجمعات شواهدی ارائه نکرد.

این عضو مجمع تشخیص همچنین از مخالفان مذاکره با آمریکا انتقاد کرد و گفت کسانی که در خیابان علیه مذاکره شعار می‌دهند، از پیچیدگی‌های سیاست آگاهی ندارند. او با تأکید بر اینکه «مذاکره ادامه جنگ است و نتیجه جنگ در مذاکره مشخص می‌شود»، از ادامه مسیر دیپلماتیک دفاع کرد.

اظهارات باهنر در شرایطی مطرح می‌شود که تجمعات شبانه حامیان جمهوری اسلامی، که ابتدا برای حمایت از حکومت در جریان جنگ شکل گرفت، در ماه‌های گذشته به صحنه اختلاف میان جناح‌های حکومتی بر سر ادامه جنگ یا توافق با آمریکا تبدیل شده است.

hamzeh.jpg

از شکست در سوریه و بن‌بست هسته‌ای تا هشدار درباره جنگ و اعتراضات داخلی

خبرنامه گویا - حمزه صفوی، فرزند یحیی رحیم‌صفوی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و مشاور رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در گفت‌وگویی به شکست سیاست‌های حکومت در سوریه، بن‌بست برنامه هسته‌ای و خطر هم‌زمانی جنگ با اعتراضات داخلی اشاره کرد.

صفوی، استادیار دانشگاه تهران، در برنامه «نه جنگ، نه صلح» صریحاً گفت: «در سوریه ما شکست خوردیم؛ شکی وجود ندارد.» او برخلاف روایت رسمی حکومت درباره «دفاع از حرم»، حضور جمهوری اسلامی در سوریه را اقدامی راهبردی برای گسترش نفوذ منطقه‌ای و دستیابی به دریای مدیترانه توصیف کرد؛ سیاستی که سال‌ها منابع مالی و نظامی ایران صرف آن شد.

او درباره برنامه هسته‌ای نیز گفت: «۲۰-۳۰ سال است ایران درگیر حل کردن موضوع هسته‌ای است به نحوی که نه توانسته بمب بسازد و نه توانسته از مزایای عضویت در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی استفاده کند.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای فشارهای اقتصادی سنگینی بر مردم ایران وارد کرده است.

halvahsh.jpgخبرنامه گویا - انتشار دو ویدئوی تازه از درگیری‌های مسلحانه در سراوان سیستان و بلوچستان و فاریاب استان کرمان، جزئیات جدیدی از کشته‌شدن یک فرمانده ارشد سپاه پاسداران و یک جوان بلوچ را آشکار کرده است. ویدئوی نخست، حسین ظریفی، فرمانده عملیاتی قرارگاه سپاه سجاد سراوان، را اندکی پیش از کشته‌شدن بر پشت‌بام خانه‌های مسکونی نشان می‌دهد. در ویدئوی دوم، میثم بامری، جوان بلوچ، پیش از کشته‌شدن خود از تیراندازی به یک افسر نظامی در واکنش به ضرب‌وشتم خواهرش سخن می‌گوید.

آخرین تصاویر فرمانده سپاه بر پشت‌بام خانه‌های مردم در سراوان

به گزارش حال‌وش، ویدئویی که پنج‌شنبه ۲۳ مهرماه از سوی کانال‌های وابسته به نهادهای امنیتی منتشر شده، سرتیپ دوم حسین ظریفی، فرمانده عملیاتی قرارگاه سپاه سجاد سراوان، را لحظاتی پیش از کشته‌شدن در منطقه جهادآباد نشان می‌دهد. ظریفی در این تصاویر بر پشت‌بام یک ساختمان مسکونی حضور دارد و ظاهراً در حال بررسی و هدایت عملیات نظامی است.

به گفته منابع محلی، ظریفی به همراه احمد هراتی زراعتی، مسئول اطلاعات این قرارگاه، برای بررسی میدانی درگیری‌ها به این محل رفته بود که هدف تیراندازی افراد مسلح منتسب به گروه «جبهه مبارزین مردمی» قرار گرفت و هر دو کشته شدند.

حال‌وش پیش‌تر گزارش داده بود که ظریفی بر اثر اصابت گلوله به گردن و ران پا کشته شده و دست‌کم ۱۳ نیروی نظامی دیگر نیز در این درگیری زخمی شده‌اند.

روایت جوان بلوچ از کشتن یک افسر نظامی در واکنش به ضرب‌وشتم خواهرش

در ویدئوی دیگری که پنج‌شنبه ۲۳ مهرماه توسط حال‌وش منتشر شده، میثم بامری، جوان ۲۹ ساله بلوچ اهل روستای پشموکی شهرستان فاریاب در استان کرمان، پیش از کشته‌شدن خود درباره انگیزه تیراندازی به مهدی جمشیدی، از نیروهای نظامی این شهرستان، سخن می‌گوید.

بامری در این ویدئو می‌گوید خواهرش در جریان اعتراضات ۲۷ خردادماه در روستای پشموکی به دست نیروهای نظامی مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته بود. او توضیح می‌دهد که هنگام آن حادثه در محل حضور نداشته، اما اکنون در واکنش به آنچه بر سر خواهرش آمده، دست به اقدام زده و دیگر برایش اهمیتی ندارد که چه سرنوشتی در انتظار اوست.

به گزارش حال‌وش، میثم بامری که متأهل و دارای فرزند بود، روز شنبه ۱۸ مهرماه بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی در شهرستان فاریاب کشته شد. مقام‌های امنیتی استان کرمان پیش‌تر او را عامل تیراندازی مرگبار به مهدی جمشیدی معرفی کرده بودند.

***

16-1.jpgعباس آخوندی در ایکس نوشت: یکبار در ۵ مهرماه ۱۳۶۰ حوالی ساعت ۵ بعداز ظهر توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با پنج گلوله ترور شدم که با فاصله چند سانیمتری از پشت سرم گلوله ها عبور کردند. خداوند ۴۵ سال به من فرصت داد تا زندگی با معنی‌ای داشته باشم.

هر چند آدمی اغلب قدر عمر را نمی داند. به‌هر روی، داوری نهایی می‌ماند به روز واپسین در بارگاه الهی که به رحمت بی‌گران او امیدواریم. این بار در ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ توسط گروه جدیدی که افکارشان هنور برای من شناخته شده نیست هدف قرار گرفتم.

لیکن باز تقدیر خداوند این بود که پیش از عملیات، این توطئه خنثی شود. و یکبار دیگر خداوند به من فرصت زندگی داد. تا ببینیم در این وقت اضافه برای ایران چه می‌کنیم و چه توشه‌ای برای آخرت بر می‌داریم.

qom.jpgدادگاه قم زنی را به‌دلیل بوسیدن و در آغوش گرفتن مردی در یک کافی‌شاپ، در پی شکایت همسرش، به ۵۰ ضربه شلاق محکوم کرد

خبرنامه گویا - شعبه ۱۱۹ دادگاه کیفری دو قم زنی را به‌دلیل بوسیدن و در آغوش گرفتن مردی در یک کافی‌شاپ به ۵۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم کرد. این حکم در پی شکایت همسر زن و با استناد به فیلمی از این ملاقات صادر شده است.

به گزارش هرانا، در دادنامه صادرشده در ۱۸ مهرماه آمده است که این زن هنگام برگزاری جشن تولد در کافی‌شاپ، پس از تقدیم کیک به مردی دیگر، او را بوسیده و در آغوش گرفته است. دادگاه این رفتار را مصداق «رابطه نامشروع یا عمل منافی عفت» تشخیص داده است.

این زن در جلسه دادگاه اتهام را رد کرد، اما قاضی با استناد به تصاویر ارائه‌شده و با اعلام اینکه فیلم با فتوشاپ یا هوش مصنوعی ساخته نشده، دفاعیات او را نپذیرفت و حکم ۵۰ ضربه شلاق صادر کرد. این حکم ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی است.

بر اساس ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی، بوسیدن و دیگر اعمالی که «منافی عفت» شناخته شوند، میان زن و مردی که رابطه زوجیت ندارند، می‌تواند تا ۹۹ ضربه شلاق مجازات داشته باشد. این در حالی است که نهادهای بین‌المللی حقوق بشر، مجازات شلاق را از مصادیق مجازات‌های ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز می‌دانند.

pez.jpgماه‌ها در پناهگاه بودند و به خانه نرفتند

خبرنامه گویا - مسعود پزشکیان، روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه، در اظهاراتی کم‌سابقه از ابعاد تلفات نیروهای موشکی حکومت پرده برداشت و اعلام کرد که ۱۵۰۰ نفر از نیروهای مستقر در کنار پرتابگرهای موشکی در جریان جنگ با آمریکا و اسرائیل کشته شده‌اند. این اعتراف در حالی مطرح می‌شود که مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون از انتشار آمار دقیق تلفات نظامی جنگ ۴۰ روزه خودداری کرده‌اند.

پزشکیان در سخنانی که ویدیوی آن در رسانه‌های داخلی منتشر شده، گفت: «کسانی که پای لانچرها بودند، ۱۵۰۰ نفر از این عزیزان در آنجا شهید شدند.» او همچنین فاش کرد که شماری از این نیروها ماه‌ها در پناهگاه‌های موشکی مستقر بودند و حتی فرصت بازگشت به خانه و دیدار با خانواده‌هایشان را نداشتند.

پرتابگرهای موشکی جمهوری اسلامی، از جمله تأسیسات زیرزمینی و سامانه‌های متحرک، از اهداف اصلی حملات آمریکا و اسرائیل بودند. این حملات با هدف کاهش توان شلیک موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی انجام شد.

اظهارات پزشکیان از نخستین موارد اعلام آمار مشخص تلفات نیروهای موشکی از سوی مقام‌های ارشد حکومت است. پیش‌تر، سخنگوی قوه قضائیه در اول تیرماه شمار کل کشته‌شدگان جنگ ۴۰ روزه را ۳۵۱۹ نفر اعلام کرده بود، بدون آنکه آمار نظامیان و غیرنظامیان را تفکیک کند.

با اعلام کشته شدن ۱۵۰۰ نیروی موشکی، همچنان ابعاد واقعی تلفات و خسارات به تأسیسات موشکی روشن نیست. پزشکیان نیز مشخص نکرده این آمار مربوط به کدام مرحله از درگیری‌هاست و آیا تمامی تلفات واحدهای موشکی را شامل می‌شود یا خیر.

پزشکیان پس از اشاره به کشته شدن نیروهای موشکی، بدون نام بردن از فرد یا گروه مشخصی گفت: «حالا عده‌ای هم در جامعه مفت می‌خورند.» او همچنین در سخنانی دیگر، شرایط کنونی جمهوری اسلامی را از نظر فشارهای نظامی و اقتصادی بی‌سابقه در ۴۸ سال گذشته توصیف کرد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که خانواده‌های قربانیان جنگ همچنان با پیامدهای انسانی درگیری‌ها روبه‌رو هستند و حکومت هنوز آمار تفکیکی و جامعی از تلفات نظامی و غیرنظامی منتشر نکرده است.

kalhor.jpgحال شما ، پس از چهل ‌وهفت سال جز تخریب شاهزاده رضا پهلوی چه بدیلی برای نجات ایران ساخته‌اید؟

چهل‌وهفت سال برای اثبات یک ادعای سیاسی، زمان کمی نیست. جریان‌هایی که امروز با صدایی بلند به شاهزاده رضا پهلوی و خاندان پهلوی حمله می‌کنند، باید پیش از مطالبهٔ کناررفتن او، حاصل کار خود را به ملت ایران نشان دهند: کدام رهبری، کدام سازمان فراگیر و کدام برنامهٔ عملی را ساخته‌ اند که بتواند اعتماد عمومی را جلب کند و راه عبور از جمهوری اسلامی را بگشاید؟ بزرگیِ ادعا را باید با نتیجه سنجید. بلندتر سخن‌گفتن، جای خالیِ کارنامه را پر نمی‌کند.

محور این نقد، صرفِ مخالفت با شاهزاده رضا پهلوی نیست؛ مخالفت حق هر ایرانی است. مسئله، جریانی است که ناتوانی خود در ساختن بدیل را پشت تخریب او پنهان می‌کند و سپس همین تخریب را نشانهٔ اهمیت سیاسی خویش می‌فروشد. کسی که برای اثبات وزن خود ناچار است هر روز نام دیگری را هدف بگیرد، باید پاسخ دهد: اگر آن نام را از سخنانش برداریم، چه برنامه‌ای برای ایران باقی می‌ماند؟

گزارش مؤسسهٔ گمان دربارهٔ ترجیحات سیاسی ایرانیان در سال ۲۰۲۴، انتخاب شاهزاده رضا پهلوی را ۳۱ درصد، توماج صالحی را ۶ درصد و نرگس محمدی را ۵ درصد ثبت کرده است. هرچند ، نظرسنجی اینترنتی جای انتخابات آزاد را نمی‌گیرد و این ارقام نیز اثبات اکثریت مطلق نیستند؛ اما فاصلهٔ ثبت‌شده را نمی‌توان با ناسزا از میان برد. پاسخ سیاسی به چنین پشتوانه‌ای، ساختن بدیلی توانمندتر است؛ نه متهم‌کردن مردمی که انتخابشان با پسند یک حزب یا گروه سازگار نیست.( ۱)

خاندان پهلوی را نیز باید با کارنامهٔ ساختن سنجید. راه‌آهن سراسری ایران، با طول ۱۳۹۴ کیلومتر، در دوران رضاشاه ساخته شد و شمال و جنوب کشور را به یکدیگر پیوند داد. دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ تأسیس شد و به یکی از پایه‌های آموزش عالی ایران بدل گشت.( ۲)(۳) این دستاوردها حاصل کوشش ایرانیان و تصمیم و پشتیبانی حکومت وقت بود. حذف نقش حکومت پهلوی از این کارنامه، تاریخ‌نگاری نیست؛ تسویه‌حساب سیاسی شما با تاریخ است.

poem.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی از مقایسه بخش‌هایی از دیدار علی خامنه‌ای با شاعران حکومتی و تقلید طنزآمیز سعید شکیبا، دوبلور و طنزپرداز اینستاگرامی، منتشر شده است. شکیبا در این ویدیو با تقلید صدای خامنه‌ای و تکرار عباراتی مانند «آورین، آورین» و درخواست «چای نبات»، فضای این دیدارها را به طنز کشیده بود.

انتشار این ویدیو با واکنش حامیان جمهوری اسلامی روبه‌رو شد و دادسرای تهران برای او پرونده قضایی تشکیل داد. قوه قضاییه محتوای منتشرشده را «توهین‌آمیز و هتاکانه» خواند و صفحه اینستاگرام شکیبا نیز با دستور قضایی مسدود شد. در ویدیوی همراه، تصاویر واقعی این دیدار در کنار تقلید شکیبا قرار گرفته تا مخاطبان بتوانند اصل ماجرا را با نسخه طنز آن مقایسه کنند.

***

Amir_Daha.jpgسه مسیر نامطمئن و مسئولیت ما در برابر آینده ایران

هیچ‌کس با اطمینان نمی‌داند بحرانی که پس از خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ و جنگ سال جاری، ایران و منطقه را در بر گرفته، به کجا می‌انجامد. اما برای فهم اینکه چگونه به این نقطه رسیده‌ایم، نمی‌توان از بیش از چهار دهه سیاست خارجی تقابل‌جویانه جمهوری اسلامی چشم پوشید: از دشمنی مستمر با آمریکا و شعار نابودی اسرائیل تا ایجاد و حمایت از گروه‌های مسلح منطقه‌ای و سیاست‌هایی که بارها ایران را تا آستانه رویارویی نظامی پیش برده‌اند.

اکنون پرسشی اساسی پیش روی ماست: اگر تحولات کنونی زمینه تغییر ساختار سیاسی کشور را فراهم کنند، این تغییر از چه مسیری خواهد گذشت و چگونه می‌توان احتمال نتیجه‌ای مطلوب برای مردم ایران را افزایش داد؟

سه سناریوی عمده قابل بررسی است: گسترش جنگ، توافق با قدرت‌های غربی، و ادامه فشار اقتصادی و سیاسی. هیچ‌یک از اینها پایان مطلوبی را تضمین نمی‌کند؛ اما دو عامل داخلی می‌توانند بر پیامد هر سه اثر بگذارند: مسئولیت‌پذیری شهروندان و آمادگی نیروهای سیاسی مخالف حکومت.

۱) جنگ: ضربه‌ای سریع با پیامدهایی نامطمئن

جنگ می‌تواند در مدتی کوتاه توان نظامی و امنیتی حکومت را تضعیف کند، اما این لزوماً به معنای فراهم‌شدن شرایط انتقال قدرت نیست. تجربه جنگ‌های منطقه نشان می‌دهد که عملیات نظامی، حتی وقتی به سقوط حکومت می‌انجامد، ثبات و امنیت را به‌خودی‌خود به همراه نمی‌آورد؛ و تخریب زیرساخت‌ها، تلفات غیرنظامیان و خطر گسترش درگیری‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت.

african.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی از یک زن آفریقایی حامی جمهوری اسلامی که به زبان فارسی از حکومت ایران دفاع می‌کند و به رضا پهلوی و هوادارانش حمله می‌کند، در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است. او خطاب به طرفداران پهلوی می‌گوید: «شما تحمل ندارید یک خانم رنگین‌پوست فارسی صحبت کند و از جمهوری اسلامی طرفداری کند، ولی حق دارید بروید از آن سگ زرد [ترامپ] و آن یکی [نتانیاهو] بخواهید که مردم شما را بکشند، درسته؟»

حالا کسی نیست به این خانم یادآوری کند که همان جمهوری اسلامی که او از آن دفاع می‌کند، در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ هزاران نفر از شهروندان ایرانی را به کام مرگ کشاند؟ حکومتی که خود کشته‌شدن دست‌کم ۳۱۱۷ نفر را تأیید کرده؛ رقمی که به گفته نهادهای حقوق بشری بسیار کمتر از شمار واقعی قربانیان است.

تفاوت اینجاست که یکی نیروهای نظامی دشمن خود را هدف قرار می‌دهد و دیگری شهروندان بی‌گناه کشور خودش را.

***

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgحافظه فیس‌بوکم نوشته چهار سال قبلم بر سرود «سلام فرمانده» را در صفحه نهاده است.

با چنین آغازی:

نرون، آن حاکم خون‌خواره، بر فراز شهر رم ایستاده است. چنگ بر دست، به شعله‌هایی می‌نگرد که از خانه‌ها، کوچه‌ها و میدان‌های رم زبانه می‌کشند.

فریاد می‌زند:

«شهر را به آتش بکشید. آن‌چنان بسوزانید که صدای شیون مادران را بشنوم. صدای کودکانی را که در میان آتش می‌سوزند و فریاد می‌کشند. خانه‌ها فرو می‌ریزند.»

انسان‌ها در آتش و دود گم می‌شوند.

نرون زخمه‌ای بر چنگ می‌زند و می‌گوید:

«اشکدانم را بیاورید. می‌خواهم چند قطره اشک بریزم.»

خادمی پیش می‌آید.

اما هنوز اشکی در چشمان او نیست. به آتش می‌نگرد، به فریادها گوش می‌دهد. سری تکان داده، باز تکرار می‌کند: «نه! نه! هنوز کافی نیست. هنوز آن‌چنان که باید متأثر شده اشک بریزم، متأثر نشده‌ام.»

شهر همچنان می‌سوزد.

Hanif_Heidarnejad.jpgفرهنگ اصطلاحات تهیه‌شده توسط حنیف حیدرنژاد، با توضیح ساده مفاهیم حقوقی، مثال‌های کاربردی و منابع قانونی، برای پناهجویان ایرانی و فعالان حوزه مهاجرت

فرهنگ اصطلاحاتی که اکنون در اختیار شما قرار دارد، شامل ۱۲۵ واژه و اصطلاح حقوقی و اداری در حوزه پناهندگی و اقامت در آلمان است. هدف آن ارائه تعریفی ساده و روشن، همراه با نکات کاربردی برگرفته از تجربه کاری، برای آسان‌تر شدن فهم این اصطلاحات است.

این مجموعه برای افرادی تهیه شده است که به‌تازگی در حوزه پناهندگی و اقامت فعالیت خود را آغاز کرده‌اند ــ اعم از مددکاران اجتماعی، روان‌شناسان یا افراد با عناوین حرفه‌ای دیگر ــ و همچنین برای دانشجویان، کارآموزان رشته‌های علوم اجتماعی و داوطلبان و علاقه‌مندانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند. این افراد در آغازِ کار با انبوهی از اصطلاحات و تعاریف حقوقی روبه‌رو می‌شوند که فهم آنها گاه دشوار و گیج‌کننده است. این فرهنگ اصطلاحات به آنها کمک می‌کند مهم‌ترین و رایج‌ترین اصطلاحاتی را که در نامه‌های اداری و احکام دادگاه با آنها روبه‌رو می‌شوند، بهتر درک کنند.

این فرهنگ آخرین تغییرات این حوزه در آلمان و اتحادیه اروپا تا آگوست ۲۰۲۶ را دربر می‌گیرد.

تعریف هر اصطلاح بر اساس ساختاری یکسان ارائه شده و شامل این بخش‌هاست:

  • تعریف اصطلاح
  • توضیح ساده برای فرد غیرمتخصص
  • نکته عملی و تجربی
  • مثال
  • مبانی حقوقی و منابع مرتبط

نکته مهم برای مخاطب ایرانی

تجربه کاری با پناهجویان ایرانی نشان می‌دهد که بسیاری از آنان با تعریف دقیق اصطلاحات و مقررات قانونی این حوزه آشنایی کافی ندارند و گاهی یک نامه اداری، نامه وکیل یا حکم دادگاه را بر اساس برداشت نادرست یا غیردقیق از یک اصطلاح خوانده و تفسیر می‌کنند. این برداشتِ نادرست می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های بعدی فرد تأثیر گذاشته و حتی به ضرر او تمام شود.

این فرهنگ اصطلاحات می‌تواند به علاقه‌مندان و افراد ذی‌نفع کمک کند تا اطلاعات پایه‌ای خود را در این زمینه تقویت کنند. با این وجود، در تصمیم‌گیری‌های مهم، مشورت با یک مرکز مشاوره یا وکیل توصیه می‌شود.

در لینک‌های زیر می‌توانید فرهنگ اصطلاحات را به زبان فارسی و آلمانی در فرمت PDF ببینید.

https://hanifhidarnejad.com/fileadmin/user_upload/asyl/Glossar_zum_Asyl-_und_Aufenthaltsrecht_in_Deutschland_Sep_2026_FARSI_EF-01.pdf

https://hanifhidarnejad.com/fileadmin/user_upload/asyl/Glossar_zum_Asyl-_und_Aufenthaltsrecht_in_Deutschland_Sep_

دژ - بنا به گزارش منابع میدانی در چمارسرای رشت، پس از آنکه حامیان حکومت نیمه‌شب با سر و صدا برای اهالی محل ایجاد مزاحمت کردند، تذکر و هشدار گرفتند اما با برخورد نامناسب به مردم توهین کردند که باعث درگیری و شروع دعوا شد.

این ویدیو پنجشنبه‌شب ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵ در برخی صفحات به اشتراک گذاشته شد.

گویا حامیان حکومت آخر شب ریخته بودن تو کوچه و شعار میدادن، مردمم ریختن سرشون و گفتن آرامش مارو گرفتین، میخوایم بخوابیم و تا جایی که تونستن کتکشون زدن.

"ترامپ خیال همه را راحت کرد"

| No Comments

ch1444.jpg

شهرام همایون در برنامه امروز شبکه یک تلویزیون، با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ درباره خودداری از اعزام نیروی زمینی به ایران و استفاده از سلاح هسته‌ای، به این پرسش می‌پردازد که آیا این مواضع به معنای کاهش خطر جنگ است یا احتمال حملات نظامی متعارف همچنان وجود دارد.

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*
***

asgar.jpgدر روایات زیادی آورده‌اند که در صدر اسلام، پیامبر اسلام به مسلمانان توصیه کردند که «موهای سفید» خود را رنگ کنند تا ظاهرشان با یهودیان و مسیحیان آن زمان (که موی خود را رنگ نمی‌کردند) متفاوت باشد.

این سنت در فقه شیعه اسلامی نیز به کار می‌رود. شیعیان و سنی‌ها موی سر و ریش سفید را با مواد طبیعی مانند «حنا و وسمه» رنگ می‌کردند که به‌عنوان عملی مستحب توصیه شده است. این سنت را در ادبیات دینی «خضاب کردن» می‌گویند که ثواب بسیار دارد.

دلیل اجرای این سنت نیز در روایات مذهبی، طراوت و رونق بخشیدن و «پیرمردان را جوان‌تر» نشان دادن آمده است.

احتمالاً از این روست که عکس‌های «بچه امام»، ولی فقیه مجاهد، ماشاءالله در سن ۵۷ سالگی همه‌جا با ظاهری بین ۳۰ تا ۴۰ سالگی، با موهای مشکی براق و صورتی جوان و نیرومند در عکس‌های مطبوعاتی و پلاکاردها نشان داده می‌شود. از نظر جسمانی اما ایشان را کسی ندیده است؛ یعنی این بچه امام فقیه مجاهد تاکنون ظهور نکرده و همچنان در غیبتند!

برعکس ایشان، شاهزاده پهلوی همه‌جا در انظار عمومی، با وجود سن ۶۶ سالگی و با موهای سفید برفی، خیلی هم جوان‌تر به نظر می‌رسند.

این پدیده سنت نیکو، در همه عکس‌های منتشرشده از چهره امامان شیعه دوازده‌امامی نیز دیده می‌شود. هیچ‌کدام با ریش سفید ترسیم نشده‌اند. باز بر اساس برخی روایات شیعه دوازده‌امامی، سن ظاهری امام زمان هنگام ظهور، با چهره یک جوان برومند، حدود ۳۰ تا ۴۰ سالگی (یا کمتر از ۴۰ سال) توصیف شده است.

مِنّت خدای را عَزَّ وَ جَلَّ که ما ایرانیان از این نظر هیچ کمبود و کم‌وکسری نداریم؛ یکی حضرت امام مهدی غایب هزار و چند ساله را داریم و یکی هم «بچه امام» مجاهد نستوه ۵۷ ساله، غایب، اما با سن ظاهری ۳۰ تا ۴۰ ساله در هنگام ظهور!

شکرا عظیما، از دست و زبان که برآید...

پاینده بماند ایران

trial.jpgخبرنامه گویا - مصطفی سپه‌وند، یکی از سه ایرانی متهم به جاسوسی از خبرنگاران ایران‌اینترنشنال در بریتانیا، در دادگاه لندن مدعی شد فردی که خود را افسر سپاه پاسداران معرفی کرده و در بریتانیا زندگی می‌کند، او را تهدید کرده بود که در صورت سرپیچی از دستورهایش، خودش و مادرش را به قتل خواهد رساند.

سپه‌وند، ۴۱ ساله، روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه در دادگاه سلطنتی وولویچ لندن گفت فردی به نام «ابی» که ساکن شهر ولورهمپتون است، در سال ۲۰۲۴ با او تماس تصویری گرفته و با نشان دادن پرچم ایران تهدیدش کرده است. به گفته سپه‌وند، این فرد به او گفته بود: «مادرت را می‌کشیم.»

این متهم مدعی شد پس از تماس تهدیدآمیز، شیشه خودرویش شکسته شد و افرادی ناشناس وارد خانه‌اش در لندن شدند. او همچنین از حمله به خانه مادرش خبر داد، اما پذیرفت که هویت عاملان این اقدامات را نمی‌داند.

سپه‌وند در بخش دیگری از دفاعیاتش مدعی شد که خانواده‌اش سال‌ها در ایران تحت فشار نیروهای امنیتی بوده‌اند. او از بازداشت و آزار بستگانش و اعدام دو تن از نزدیکان خود به اتهام مخالفت با سپاه و «محاربه» سخن گفت.

با این حال، دادستانی بریتانیا ادعای اقدام از سر ترس و اجبار را رد کرده و می‌گوید سپه‌وند در ازای دریافت پول و وعده حل مشکلات قضایی‌اش در ایران، برای دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی فعالیت می‌کرده است. در جریان محاکمه، پیام‌هایی مطرح شده که در آن‌ها به وعده پرداخت ۱۵۰ هزار پوند اشاره شده است. سپه‌وند دریافت دو هزار پوند برای فیلم‌برداری را پذیرفته، اما مشارکت در طرح حمله به خبرنگاران را رد کرده است.

دادستانی می‌گوید سپه‌وند به همراه فرهاد جوادی‌منش، ۴۶ ساله، و شاپور قلعه‌علی‌خانی نوری، ۵۷ ساله، با جمع‌آوری اطلاعات درباره مجتبا پورمحسن و کامبیز حسینی، دو خبرنگار ایران‌اینترنشنال، قصد داشتند زمینه حمله‌ای شدید و آسیب‌رساندن به دست‌کم یکی از آن‌ها را فراهم کنند. به گفته دادستانی، قرار بوده سپه‌وند شخصاً این حمله را انجام دهد. هر سه متهم اتهام‌های خود را رد کرده‌اند و محاکمه همچنان ادامه دارد.

tesla.jpgخودرویی که در هوا می‌چرخد و از روی کامیون می‌پرد؛ نمایشی از فناوری‌هایی که شاید آینده صنعت خودروسازی را تغییر دهند

خبرنامه گویا - خودرویی که از دیوار بالا می‌رود، وارونه حرکت می‌کند، در هوا می‌چرخد و از روی یک کامیون می‌پرد؛ صحنه‌هایی که بیشتر به فیلم‌های علمی‌تخیلی شباهت دارند، این‌بار در مراسم رونمایی از نسل جدید خودروی برقی رودستر تسلا به نمایش درآمدند.

شرکت تسلا روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه، در مراسمی در ایالت تگزاس، از فناوری‌های جدید خودروی اسپرت رودستر رونمایی کرد. این خودرو که با همکاری شرکت فضایی اسپیس‌ایکس متعلق به ایلان ماسک توسعه یافته، به سامانه‌هایی مجهز شده که امکان بلند شدن کوتاه‌مدت از زمین و انجام حرکات نمایشی در هوا را فراهم می‌کنند.

در یکی از تماشایی‌ترین بخش‌های مراسم، رودستر از مسیری شیب‌دار بالا رفت و با استفاده از سامانه مکش، به‌صورت وارونه به حرکت ادامه داد. سپس از انتهای مسیر به هوا پرتاب شد، در میانه پرواز چرخید و با کمک پیشران‌های تعبیه‌شده در بدنه، سالم روی چهار چرخ فرود آمد.

در نمایش دیگری نیز خودرو از روی ردیفی از محصولات تسلا، از جمله کامیون برقی «سمی» و چند خودروی سواری، پرید.

به گفته لارس موراوی، مدیر ارشد مهندسی تسلا، سامانه پیشرفته رودستر از پیشران‌های گاز فشرده استفاده می‌کند. تسلا همچنین اعلام کرده است این خودرو می‌تواند در کمتر از یک ثانیه از حالت سکون به سرعت ۹۷ کیلومتر در ساعت برسد، سرعت نهایی آن از ۳۷۰ کیلومتر در ساعت فراتر رود و با یک بار شارژ بیش از ۴۸۰ کیلومتر حرکت کند.

خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است؛ متن کامل آن را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

pirabi.jpgنشریه شهریور

هرگاه سخن از ایران‌گرایی به میان می‌آید، ذهن بیشتر ما به سوی تاریخ سیاسی، مفهوم ملت، جنبش مشروطه، زبان پارسی، مرزهای جغرافیایی یا اندیشه‌های روشنفکران دو سده اخیر می‌رود. گویی ایران‌گرایی تنها در کتاب‌های تاریخ، رساله‌های سیاسی یا گفت‌وگو درباره دولت و ملت معنا پیدا کرده است. اما اگر اندکی از این نگاه فاصله بگیریم، با پرسشی روبه‌رو می‌شویم که کمتر درباره آن اندیشیده‌ایم: آیا می‌توان ایران را شنید؟

پاسخ این پرسش شاید در نگاه نخست دور از ذهن به نظر برسد، اما ریشه‌ای تاریخی و فرهنگی دارد. ایران تنها با سرزمین، حکومت یا مرزهای سیاسی تعریف نمی‌شود. آنچه در طول هزاران سال، با وجود جنگ‌ها، فروپاشی سلسله‌ها، مهاجرت‌ها و دگرگونی‌های اجتماعی، نام و خاطره ایران را زنده نگه داشته است، مجموعه‌ای از عناصر فرهنگی بوده که نسل به نسل انتقال یافته‌اند: زبان پارسی، شاهنامه، آیین‌هایی چون نوروز و یلدا، معماری، نگارگری، خوشنویسی و البته موسیقی.

موسیقی در این میان جایگاهی ویژه دارد. بسیاری از آثار مکتوب در گذر زمان از میان رفته‌اند، بسیاری از بناها ویران شده‌اند و حکومت‌های بی‌شماری آمده و رفته‌اند، اما نغمه‌ها، آوازها و سنت‌های موسیقایی همچنان در حافظه مردم باقی مانده‌اند. موسیقی تنها بیانگر احساسات یک جامعه نیست؛ بخشی از حافظۀ تاریخی و فرهنگی آن نیز هست. برای بسیاری از ایرانیان، به‌ویژه کسانی که سال‌ها دور از وطن زیسته‌اند، شنیدن چند جمله از یک آواز قدیمی یا صدای سازی آشنا، بیش از دیدن هر تصویر یا خواندن هر کتابی، حس ایران را زنده می‌کند. موسیقی بی‌آنکه نیازمند ترجمه باشد، انسان را به جغرافیا، زبان و گذشته‌ای پیوند می‌دهد که شاید سال‌ها از آن فاصله گرفته باشد.

ایران‌گرایی نیز پیش از آنکه به مفهومی سیاسی تبدیل شود، در فرهنگ ایران حضور داشته است. پیش از آنکه روزنامه‌های عصر مشروطه از ملت و وطن بنویسند، شاعران، موسیقی‌دانان و روایتگران این سرزمین، هر یک به شیوۀ خود از ایران سخن گفته بودند؛ شاید نه با همین واژگان، اما با همان احساس تعلق. این احساس در شاهنامه فردوسی، در غزل‌های حافظ، در آیین‌های کهن، در نام شهرها و پهلوانان و در نغمه‌هایی که سده‌ها سینه‌به‌سینه منتقل شده‌اند، دیده و شنیده می‌شود.

از این منظر، موسیقی ایرانی تنها در ایران پدید نیامده است؛ خود نیز یکی از سازندگان مفهوم ایران بوده است. همان‌گونه که زبان پارسی تنها وسیله ارتباط نبود و به شکل‌گیری یک حوزه فرهنگی گسترده یاری رساند، موسیقی نیز فراتر از یک هنر عمل کرده است. این موسیقی در طول قرن‌ها جغرافیای فرهنگی ایران را به یاد سپرده، شعر پارسی را با خود همراه کرده، روایت‌های تاریخی را زنده نگه داشته و گروه‌های گوناگون این سرزمین را، با همه تفاوت‌هایشان، در میراثی مشترک گرد آورده است. موسیقی ایرانی تنها بازتاب هویت ایرانی نیست؛ یکی از سازندگان آن نیز هست.

**موسیقی یادگار ماندنیِ ایران**

از موسیقی ایران باستان، آن‌گونه که امروز بتوان آن را با اطمینان بازسازی و اجرا کرد، چیزی در دست نداریم. نه نت‌نویسی آن دوران باقی مانده و نه صدایی که بتوان شنید. با این حال، منابع تاریخی و ادبی نشان می‌دهند که موسیقی در فرهنگ ایران جایگاهی بلند داشته است. نام‌هایی چون باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین تنها یادگار چند هنرمند نیستند؛ نماد دورانی‌اند که موسیقی بخشی از شکوه فرهنگی ایران به شمار می‌رفت.

در روایت‌های مربوط به دربار خسرو پرویز، باربد تنها نوازنده‌ای چیره‌دست نیست. او هنرمندی‌ست که برای مناسبت‌ها، جشن‌ها و رویدادهای گوناگون آهنگسازی می‌کرده است. «هفت خسروانی»، «سی لحن» و روایت‌هایی که بعدها در ادبیات پارسی بازتاب یافتند، نشان می‌دهند که موسیقی در آن روزگار زبانی برای روایت، یادآوری و حفظ فرهنگ بوده است. حتی اگر بخشی از این روایت‌ها رنگ افسانه گرفته باشد، ماندگاری خود آن‌ها از اهمیت موسیقی در ذهن ایرانیان خبر می‌دهد.

پس از ورود اسلام نیز سنت‌های موسیقایی ایران یکباره از میان نرفتند. فرهنگ ایرانی در ساختار سیاسی و دینی تازه دگرگون شد، اما بخشی از دانش و تجربه پیشین در قالب‌های دیگر ادامه یافت. بسیاری از اندیشمندانی که پایه‌های نظری موسیقی در جهان اسلام را استوار کردند، از حوزه فرهنگی ایران برخاسته بودند. فارابی با نگاه فلسفی و علمی خود، ابن‌سینا با تحلیل‌های نظری و عبدالقادر مراغی با نوشته‌ها و تجربه عملی خویش، هر یک حلقه‌ای از زنجیره‌ای شدند که گذشته را به آینده پیوند داد.

اگر شاهنامه را حافظه نوشتاری ایران بدانیم، ردیف موسیقی ایرانی را می‌توان حافظه شنیداری آن نامید. همان‌گونه که فردوسی با واژه‌ها، بخشی از تاریخ و جهان اسطوره‌ای ایران را برای آیندگان نگاه داشت، موسیقی ایرانی نیز با نغمه‌ها احساس تعلق به این سرزمین را زنده نگه داشت؛ احساسی که نه به مرزهای سیاسی وابسته بود و نه به دوام یک حکومت.

**پیوند موسیقی با زبان و شعر پارسی**

این حافظه شنیداری پیوندی ژرف با زبان پارسی دارد. در بسیاری از نمونه‌های موسیقی ایرانی، دشوار می‌توان میان شعر و نغمه مرزی روشن کشید. کلام تنها متنی نیست که بر موسیقی افزوده شده باشد و موسیقی نیز صرفاً آرایشی برای زیباتر شنیده شدن شعر نیست. این دو قرن‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند و بخشی از جهان عاطفی ایرانیان را ساخته‌اند.

از همین رو، آواز ایرانی را می‌توان شیوه‌ای برای تفسیر شعر پارسی دانست. بسیاری از ایرانیان نخستین بار ابیاتی از حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی یا باباطاهر را نه در کتاب، بلکه از زبان خوانندگان شنیده‌اند. گاه بیتی که در میان صدها بیت یک دیوان پنهان مانده بود، با اجرای موسیقایی در خاطره جمعی جای گرفته و نسل‌ها تکرار شده است. موسیقی به شعر امکان داده است از کتابخانه و محفل ادبی فراتر رود و وارد خانه، سفر، آیین، خلوت و زندگی روزمره مردم شود.

فردوسی جایگاهی متفاوت دارد. شاهنامه بیش از آنکه با غزل‌خوانی دستگاهی پیوند داشته باشد، با سنت روایت، نقالی، شاهنامه‌خوانی و موسیقی حماسی همراه است. وزن استوار شاهنامه، نام پهلوانان، تصویر نبردها، سوگ قهرمانان و ستایش خرد و داد، ظرفیت موسیقایی ویژه‌ای به آن داده است. هنگامی که ابیات شاهنامه با لحن حماسی اجرا می‌شوند، شعر از صفحه بیرون می‌آید و به رخدادی جمعی بدل می‌گردد. شنونده تنها داستانی کهن را دنبال نمی‌کند؛ با بخشی از حافظه تاریخی و اسطوره‌ای ایران روبه‌رو می‌شود.

پیوند شعر و موسیقی به سنت دستگاهی محدود نیست. در موسیقی نواحی نیز دوبیتی‌های خراسان، بیت‌های کردی، ترانه‌های لری، منظومه‌های آذری، آوازهای گیلکی و مازندرانی، شعرهای بلوچی و سروده‌های قشقایی، هر یک بخشی از تجربه مردمان این سرزمین را حفظ کرده‌اند. موسیقی در بسیاری از این نمونه‌ها جایی است که زبان محلی، خاطره کوچ، رنج کار، عشق، سوگ و پیوند با سرزمین در آن باقی مانده است.

ایران همواره سرزمینی چندزبانه بوده است. زبان‌ها و گویش‌های گوناگون در حاشیه فرهنگ آن قرار نداشته‌اند، بلکه بخشی از متن زندگی آن بوده‌اند. موسیقی به این زبان‌ها امکان داده است که حتی در دوره‌هایی که کمتر نوشته شده‌اند، همچنان شنیده و منتقل شوند. مادری که ترانه‌ای را برای کودک خود می‌خواند یا بخشی‌ای که روایتی طولانی را با ساز بازمی‌گوید، تنها اثری هنری اجرا نمی‌کند؛ بخشی از زبان و حافظه جامعه خود را به نسل بعد می‌سپارد.

در کنار این گوناگونی، زبان پارسی نیز طی سده‌ها میدان مشترکی برای ارتباط فرهنگی میان بخش‌های مختلف ایران بوده است. بسیاری از موسیقی‌دانان، فارغ از زبان مادری خود، با شعر پارسی آواز خوانده‌اند و آثار فردوسی، سعدی، حافظ و مولوی را به گوش مردمانی در شهرها و نواحی مختلف رسانده‌اند. موسیقی هم زبان‌های محلی را حفظ کرده و هم به گسترش زبان فرهنگی مشترک یاری رسانده است. این دو کارکرد در تضاد نیستند. فرهنگ ایران از راه حذف تفاوت‌ها دوام نیاورده، بلکه میان گوناگونی و حافظه مشترک پیوند برقرار کرده است.

15-4.jpg

شهرام صولتی: ۹۰ درصد خوانندگان لس‌آنجلسی با جمهوری اسلامی در ارتباط‌اند

خبرنامه گویا - به گزارش همشهری شهرام صولتی، خواننده قدیمی موسیقی پاپ ایرانی، در گفت‌وگویی با علیرضا امیرقاسمی در برنامه «آنکات»، با طرح ادعاهایی جنجالی درباره ارتباط خوانندگان ایرانی مقیم خارج از کشور با جمهوری اسلامی، بار دیگر بحث روابط پشت‌پرده هنرمندان با حکومت و احتمال بازگشت برخی خوانندگان سرشناس به ایران را داغ کرده است.

صولتی در بخشی از این مصاحبه مدعی شد که «۹۰ درصد» خوانندگان و هنرمندان لس‌آنجلسی با جمهوری اسلامی در ارتباط هستند، به ایران رفت‌وآمد می‌کنند یا در داخل کشور فعالیت اقتصادی دارند. او همچنین ادعا کرد که بلیت کنسرت‌های برخی خوانندگان مشهور خارج از کشور در ایران فروخته می‌شود. صولتی برای این آمار و ادعاها سند مشخصی ارائه نکرده.

این خواننده در بخش دیگری از گفت‌وگو، درباره احتمال بازگشت معین به ایران گفت: «اون‌طور که بوش میاد، معین می‌ره ایران. من هم اگه بشه می‌رم.» او همچنین تمایل خود را برای بازگشت به زادگاهش، در صورت فراهم شدن شرایط مناسب و بهبود وضعیت زندگی مردم، مطرح کرد.

این جنجال در حالی ادامه دارد که بسیاری از خوانندگان نسل قدیم، پس از دهه‌ها زندگی دور از وطن، همچنان با مسئله بازگشت به ایران روبه‌رو هستند؛ کشوری که آثارشان در آن طرفداران فراوان دارد، اما محدودیت‌های سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی سال‌ها مانع فعالیت آزادانه آنان شده است.

ترور ناکام عباس آخوندی

| No Comments

15-3.jpg

خبرنامه گویا - جبهه اصلاحات ایران روز پنج‌شنبه ۲۳ مهرماه اعلام کرد فردی مسلح که گفته می‌شود قصد ترور عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی جمهوری اسلامی را داشته، در مجموعه کتابخانه ملی تهران بازداشت شده است.

به گزارش جبهه اصلاحات، این حادثه پس از پایان نشست بنیاد باران با سخنرانی آخوندی رخ داد. هنگام خروج او از محل، فرد مظنون با راننده‌اش درگیر شد، اما راننده موفق شد سلاح را از دست او خارج کند. سپس نیروهای حراست و پلیس فرد مظنون را بازداشت کردند.

براساس این گزارش، فرد بازداشت‌شده مدعی شده با افراد دیگری در ارتباط است و حتی در صورت دستگیری او، افراد دیگری اقدام به ترور را دنبال خواهند کرد. گفته می‌شود او نام چند شخصیت دیگر را نیز به‌عنوان اهداف احتمالی مطرح کرده است.

آخوندی اخیراً از سیاست‌های اقتصادی، امنیتی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی انتقاد کرده و روایت حکومت درباره «افول آمریکا» را زیر سؤال برده بود.

تاکنون هویت و انگیزه فرد بازداشت‌شده، صحت ادعای ارتباط او با افراد دیگر و نام اهداف احتمالی اعلام نشده و جزئیات این ماجرا نیز به‌طور مستقل تأیید نشده است.

bebinid.jpgفواید خودارضایی از زبان دکتر حمیدرضا آرزه‌گر (اورولوژیست)

خبرنامه گویا - اظهارات صریح دکتر حمیدرضا آرزه‌گر، متخصص اورولوژی، درباره خودارضایی مردان و تأثیر آن بر سلامت جسمی، توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی را جلب کرده است. مجری برنامه از او می‌پرسد: «می‌گویند اگر مردها رابطه جنسی مداوم و منظم نداشته باشند، از لحاظ فیزیکی و جسمی متضرر می‌شوند و دچار بیماری خواهند شد؛ این درست است؟»

آرزه‌گر در پاسخ، بر اهمیت انزال برای سلامت مردان تأکید کرده و به گفته او، مردانی که رابطه جنسی منظم ندارند، می‌توانند از طریق خودارضایی نیاز جنسی خود را برطرف کنند. انتشار چنین اظهاراتی در جمهوری اسلامی، جایی که خودارضایی در احکام رسمی مذهبی حرام شمرده می‌شود، تضاد میان دیدگاه‌های پزشکی و محدودیت‌های شرعی را مورد توجه قرار داده است. البته از نظر علمی، خودارضایی برای همه مردان ضرورتی پزشکی محسوب نمی‌شود و نداشتن رابطه جنسی منظم نیز لزوماً باعث بیماری نخواهد شد.

***

leb.jpgخبرنامه گویا - بانک مرکزی لبنان در اقدامی معنادار، مجوز فعالیت بانک صادرات ایران را در این کشور لغو کرد؛ تصمیمی که در بحبوحه افزایش فشارهای اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، از فاصله گرفتن نهادهای مالی لبنان از تهران حکایت دارد. لبنان سال‌ها یکی از مهم‌ترین مراکز نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی، به‌ویژه از طریق حزب‌الله، بوده است.

به گزارش بلومبرگ در روز پنج‌شنبه ۲۳ مهرماه، کریم سعید، رئیس بانک مرکزی لبنان، اعلام کرد این تصمیم با هدف حفاظت از نظام بانکی کشورش در برابر خطر تحریم‌ها گرفته شده است. او تأکید کرد لبنان نمی‌تواند اجازه دهد فعالیت بانک‌های ایرانی، ارتباط مؤسسات مالی این کشور با نظام بانکی بین‌المللی را به خطر بیندازد.

به گزارش رسانه لبنانی «المدن»، بانک صادرات پنج شعبه در لبنان، از جمله در بیروت، بعلبک و صیدا، داشته و با کمتر از ۷۰ کارمند فعالیت می‌کرده است. این بانک پیش از تصمیم اخیر نیز به دلیل محدودیت‌های بین‌المللی، ارتباط محدودی با شبکه بانکی داخلی و جهانی داشت. از این رو، اهمیت لغو مجوز آن بیش از آنکه اقتصادی باشد، سیاسی و نمادین ارزیابی می‌شود.

nohands.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی از مسابقات رزمی نوجوانان که گفته می‌شود در ترکیه برگزار شده، نشان می‌دهد پسربچه‌ای پس از پیروزی، حاضر نمی‌شود داور زن دست او را به نشانه برنده شدن بالا ببرد.

او با عقب رفتن و خودداری از تماس با داور، واکنشی نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد ناشی از باورهای مذهبی و ممنوعیت تماس با زن نامحرم باشد.

این ویدیو بار دیگر بحث تناقض‌های احکام مذهبی را داغ کرده است؛ از یک‌سو در اسلام دست دادن با زن نامحرم حرام شمرده می‌شود و از سوی دیگر پیامبر اسلام با عایشه در شش‌سالگی عقد کرد و در نه‌سالگی زندگی زناشویی با او را آغاز کرد. منتقدان با اشاره به این روایت می‌پرسند چگونه تماس ساده دست با یک زن می‌تواند حرام باشد، اما ازدواج با کودکی نه‌ساله در متون دینی مجاز شمرده شده باشد؟

15-6.jpgبرترین ها - به نقل از پایگاه اطلاع رسانی صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان ورزش کشور، ظهر امروز پنجشنبه (۲۳مهرماه)، عباس واحدی با حضور در یکی از بیمارستان‌های تهران، از حمید علیدوستی، پیشکسوت نام‌آور فوتبال و تیم ملی، عیادت کرد.

در جریان این دیدار، مدیرعامل صندوق ضمن گفتگو با پزشکان معالج، در جریان آخرین وضعیت جسمانی، روند درمان و مراحل پزشکی حمید علیدوستی قرار گرفت.

واحدی با تجلیل از سال‌ها تلاش و افتخارآفرینی این چهره ارزنده فوتبال ایران در میادین ملی و باشگاهی، برای وی آرزوی سلامتی کرد.

در این دیدار که حسین فرجی عضو هیئت مدیره صندوق نیز حضور داشت، دستورات لازم جهت پیگیری امور درمانی علیدوستی صادر شد.

حمید علیدوستی متولد ۲۱ اسفند ۱۳۳۴ بازیکن سابق و مربی فوتبال اهل ایران است. وی در دو جام ملت‌های آسیا ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ بازیکن فیکس تیم ملی ایران بود و در این تورنمنت‌ها برای تیم ملی ایران هشت بازی کرده و ۳ گل به ثمر رساند. او همچنین سابقه بازی در بازی‌های آسیایی ۱۹۸۶ و ۱۹۸۲ برای تیم ملی ایران را دارد. علیدوستی با ۱۵ ٰگل زده هفتمین گلزن برتر تیم ملی ایران به همراه وحید هاشمیان است.

akhoond.jpgخبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد یاسر طاهری، عضو جامعه روحانیت مرکز مازندران و امام جماعت مسجد «حسن عسکری» در محله راهبند ساری، پنجشنبه ۲۳ مهر در خانه شخصی خود به قتل رسید.

این رسانه بر اساس گزارش‌های اولیه نوشت که این قتل با سلاح سرد رخ داده و انگیزه آن هنوز مشخص نیست.

علی عباسی، مدیرکل پزشکی قانونی مازندران، گفت: «در حال حاضر بازپرس‌ها در صحنه وقوع قتل در حال بررسی هستند و پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی، علت و چگونگی قتل اعلام می‌شود.»

از این روحانی همچنین به عنوان رئیس قرارگاه محله مهدوی جنوب شهر ساری یاد شده است. او همواره بر جایگاه بسیج تاکید داشت و در سخنرانی‌های خود از جمهوری اسلامی حمایت همه جانبه می‌کرد.

"تغییر پیمان جبلی قطعی شد"

| No Comments

irib.jpgروزنامه جمهوری اسلامی: منابع غیر رسمی از قطعی شدن تغییر رئیس سازمان صداوسیما خبر می‌دهند

خبرنامه گویا - گزارش‌های تازه از رسانه‌های جمهوری اسلامی حاکی از آن است که دوران ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما ممکن است به پایان رسیده باشد. روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از منابع غیررسمی خبر داده که تصمیم برای تغییر رئیس این سازمان قطعی شده و نام چند نفر نیز برای جانشینی او مطرح است.

بر اساس این گزارش که روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه منتشر شد، دوره پنج‌ساله ریاست جبلی از هفتم مهرماه به پایان رسیده است. با این حال، تاکنون حکم رسمی برای انتصاب رئیس جدید یا تمدید مسئولیت جبلی منتشر نشده است.

دوران ریاست پیمان جبلی بر صداوسیما با تشدید تبلیغات ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، سانسور گسترده، حذف صداهای منتقد و تلاش برای گسترش نفوذ حکومت بر رسانه‌های مستقل همراه بوده است. در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱، صداوسیما به یکی از ابزارهای اصلی تبلیغات حکومتی علیه معترضان تبدیل شد و با پخش اعترافات تلویزیونی بازداشت‌شدگان، انتقاد شدید سازمان‌های حقوق بشری را برانگیخت؛ اقداماتی که به تحریم جبلی از سوی آمریکا انجامید. او همچنین با حمایت از گسترش نظارت صداوسیما بر شبکه نمایش خانگی و پلتفرم‌های اینترنتی، برای افزایش کنترل حکومت بر تولیدات فرهنگی و هنری تلاش کرد.

گزینه‌های جانشینی: تابناک پیش‌تر از عبدالرضا رحمانی‌فضلی، علی دارابی، محسن اسماعیلی و مهدی عبوری نام برده بود. در گزارش جدیدتری نیز نام مصطفی محمدی، از مدیران پیشین صداوسیما و مدیران مرتبط با قرارگاه بقیةالله سپاه، به عنوان گزینه جدی مطرح شده است.

نورنیوز نیز در گزارشی که امروز منتشر شده، بحث تغییر ریاست صداوسیما را از زاویه دیگری مطرح کرده و پرسیده است که اولویت این سازمان باید تغییر مدیر باشد یا تحول در رویکرد رسانه‌ای آن.

herzog.jpgخروج اعتراضی هیئت جمهوری اسلامی و چند کشور از سالن سخنرانی رئیس‌جمهوری اسرائیل؛ امیر قطر در سالن ماند

خبرنامه گویا - هم‌زمان با آغاز سخنرانی اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهوری اسرائیل، در نشست سران کشورهای آسیایی در باکو، نمایندگان جمهوری اسلامی، ترکیه، پاکستان، کویت و تشکیلات خودگردان فلسطین در اقدامی اعتراضی سالن اجلاس را ترک کردند. این اتفاق روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه، در هفتمین اجلاس «کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادساز در آسیا» (سیکا) در پایتخت جمهوری آذربایجان رخ داد. تصاویر منتشرشده، خروج گروهی از نمایندگان را هنگام آغاز سخنرانی هرتزوگ نشان می‌دهد.

در میان مقام‌هایی که سالن را ترک کردند، هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، و کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، حضور داشتند. خبرگزاری آناتولی شمار هیئت‌های معترض را بیش از ۱۰ کشور اعلام کرده و برخی رسانه‌های ایرانی از خروج ۱۳ هیئت خبر داده‌اند.

اما نکته قابل‌توجه این بود که شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، برخلاف نمایندگان جمهوری اسلامی و ترکیه، در سالن باقی ماند و به سخنرانی رئیس‌جمهوری اسرائیل گوش داد. نمایندگان امارات متحده عربی و بحرین نیز سالن را ترک نکردند. این در حالی است که رسانه‌های ایرانی نام قطر را نیز در میان کشورهای معترض آورده‌اند؛ ادعایی که با گزارش شاهدان حاضر در اجلاس درباره باقی ماندن شخص امیر قطر در سالن مغایرت دارد.

هرتزوگ با وجود خروج اعتراضی شماری از هیئت‌ها به سخنرانی خود ادامه داد و بر گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و روابط اسرائیل با کشورهای آسیایی تأکید کرد.

voa.jpgخبرنامه گویا - در برنامه «میدان» صدای آمریکا، فهیمه خضر حیدری در گفت‌وگو با عرفان قانعی‌فر درباره اتهام‌های شکنجه در ساواک از او پرسید:

بسیاری از شاکیان ساواک می‌گویند با کتک، شلاق، قرار گرفتن در وضعیت‌های دردناک بدنی، شوک الکتریکی، شکنجه موسوم به «آپولو»، آویزان شدن از مچ دست، آویزان کردن وزنه از اندام تناسلی و حتی تجاوز جنسی شکنجه شده‌اند. اینکه این ادعاها تا چه اندازه درست یا نادرست است، بحث دیگری است؛ اما پاسخ شما به این اتهام‌ها چیست؟

عرفان قانعی‌فرد: عرض کنم، درباره این ادعای آویزان کردن وزنه از اندام جنسی، من از تمام زیست‌شناسان کشور دعوت می‌کنم که بگویند مگر این عضو بدن جرثقیل است، طناب کوهنوردی است، خرطوم فیل آفریقایی است یا لوستر چرخان؟

کسی که این ادعا را مطرح کرده، رضا براهنی است. حتی احمد شاملو هم درباره او مطالبی گفته است. من این حرف‌ها را نگفته‌ام؛ شاملو گفته است.

شما از عدالت صحبت می‌کنید و من هم مطلقاً مخالف عدالت نیستم. اما فرض کنید برای ۳۰ ثانیه رئیس ساواک هستید. با گروه‌هایی مانند فداییان اسلام، مؤتلفه اسلامی، چریک‌های فدایی خلق، پیکار و دیگر گروه‌های مسلح چه می‌کنید؟ به آن‌ها کرم کارامل یا کاپوچینو می‌دهید؟ با کسانی که بمب‌گذاری می‌کردند و دست به اقدامات مسلحانه می‌زدند، چه برخوردی باید صورت می‌گرفت؟

پرسش اساسی من این است که چرا هنگام بازخوانی تاریخ، درباره بمب‌گذاران، سارقان مسلح و عاملان ترور و تصفیه‌های درون‌گروهی سکوت می‌کنیم؟ مگر قربانیان خشونت آن‌ها انسان نبودند؟ چرا مأمور امنیتی باید پاسخ‌گو باشد، اما عامل خشونت مسلحانه نه؟

نمی‌شود تاریخ را به دادگاه یک‌طرفه تبدیل کرد. کسانی که سال‌هاست می‌گویند زندانی سیاسی بوده‌اند و شکنجه شده‌اند، باید درباره اقدامات خودشان هم پاسخ بدهند.

فهیمه خضر حیدری: اما این همان چیزی است که جمهوری اسلامی هم به مخالفانش می‌گوید؛ اینکه اگر نمی‌خواستید زندانی یا شکنجه شوید، فعالیت سیاسی نمی‌کردید و در خانه می‌نشستید.

عرفان قانعی‌فرد: اتفاقاً منتظر چنین پرسشی بودم. در این بحث نباید عدالت را فراموش کرد. تروریسم و بمب‌گذاری، فارغ از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، باید مورد بررسی قرار گیرد. نمی‌توان درباره خشونت گروه‌های مسلح سکوت کرد و تنها عملکرد دستگاه امنیتی را زیر سؤال برد.

karbaschi.jpgخبرنامه گویا - غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین تهران و از چهره‌های شناخته‌شده اصلاح‌طلب، در اظهاراتی کم‌سابقه در برنامه زنده شبکه خبر صداوسیما، با انتقاد صریح از تبلیغات حکومتی درباره قدرت جمهوری اسلامی در برابر آمریکا، تأکید کرد که توان ایران با ایالات متحده قابل مقایسه نیست و خسارت‌هایی که مردم ایران متحمل شده‌اند، به‌مراتب سنگین‌تر از آسیب‌های واردشده به طرف آمریکایی است.

کرباسچی روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه در برنامه «به وقت ایران»، با انتقاد از حضور مداوم کارشناسان حکومتی که از شکست دادن آمریکا سخن می‌گویند، اظهار داشت: «ما نمی‌توانیم پدر آمریکا را دربیاوریم!» او تأکید کرد که تکرار ادعاهای پیروزی در تلویزیون، واقعیت موازنه قدرت و خسارت‌های واردشده به ایران را تغییر نمی‌دهد.

این فعال سیاسی با اشاره به اختلاف چشمگیر توان اقتصادی و نظامی دو کشور، خواستار ارزیابی واقع‌بینانه از هزینه‌های تقابل با آمریکا شد و هشدار داد که ادامه این وضعیت، فشارهای بیشتری بر مردم ایران وارد خواهد کرد.

پخش چنین سخنان صریحی از تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا حکومت در تلاش است افکار عمومی، به‌ویژه بدنه تندرو و هواداران سرسخت خود را، برای پذیرش عقب‌نشینی‌ها و امتیازدهی‌های احتمالی به آمریکا با هدف خروج از بن‌بست کنونی آماده کند؛ عقب‌نشینی‌هایی که لزوماً به معنای تغییر در سیاست‌های ایدئولوژیک و مواضع دیرینه جمهوری اسلامی نخواهد بود.

darkoob.jpgوقتی کمک به مردم «استعمار» است و کشتن مردم «استقلال»

فرض کنید پدری فرزندش را کتک می‌زند. نه یک بار و از سر خشم، بلکه مرتب و با برنامه. او را در خانه زندانی می‌کند، از تحصیل محروم می‌سازد، تحقیر می‌کند و هر بار که کودک اعتراض می‌کند، بر شدت خشونت می‌افزاید. سرانجام کودک از همسایگان کمک می‌خواهد.

پدر فریاد می‌زند: این مسئله خانوادگی است. او فرزند من است. هیچ‌کس حق دخالت در امور داخلی خانواده مرا ندارد.

اکنون تصور کنید جماعتی نیز پیدا شوند که به جای نجات کودک، پشت در خانه اجتماع کنند و درباره اهمیت استقلال خانواده، حرمت حریم خصوصی و خطر دخالت بیگانگان سخنرانی کنند. حتی به همسایه‌ای که قصد نجات کودک را دارد اعتراض کنند که شما با این اقدام، بنیان خانواده را تهدید می‌کنید.

آیا این جماعت حقیقتاً مدافع نهاد خانواده‌اند یا، دانسته یا ندانسته، مدافع حق پدر برای ادامه خشونت و از بین رفتن اعضای خانواده؟

دنیای متمدن مدت‌هاست به این پرسش پاسخ داده است. پدر و مادر بودن، مالکیت بر جان فرزند ایجاد نمی‌کند. پیوند خونی، مجوز خشونت نیست. حریم خصوصی خانواده نیز تا جایی محترم است که به زندانی برای قربانی تبدیل نشده باشد. هنگامی که امنیت و جان کودک در خطر است، نهادهای عمومی نه‌تنها حق دخالت دارند، بلکه وظیفه دارند از او محافظت کنند؛ حتی اگر حفاظت از او مستلزم سلب حضانت از والدین باشد.

حال پرسش این است: چرا آنچه درباره یک خانواده بدیهی می‌دانیم، در مقیاس یک ملت ناگهان به خیانت، وطن‌فروشی و وابستگی به بیگانه تبدیل می‌شود؟

چرا پدری که فرزندش را می‌کشد، جنایتکار است، اما حکومتی که فرزندان یک ملت را در مقیاسی وسیع، مکرر و پیوسته می‌کشد، می‌تواند پشت عنوان حاکمیت ملی پنهان شود و از جهانیان بخواهد در امور داخلی او دخالت نکنند؟

مگر حکومت از پدر و مادر حقی بیشتر بر جان انسان‌ها دارد؟

سال‌ها پیش، در پاسخ به نوشته یکی از مخالفان خارج‌نشین درباره اصلاحات ساختاری و آنچه او «دخیل بستن به کوله‌پشتی سرباز آمریکایی» می‌خواند، از همین نگاه به‌ظاهر ملی انتقاد کرده بودم که مخالفت با کمک اقتصادی یا حتی نظامی آمریکا به مخالفان حکومت‌هایی مانند جمهوری اسلامی، فرضی نیست که همگان ملزم به پذیرفتن آن باشند.

آن زمان نیز مسئله برای من نه آمریکا بود، نه اسرائیل و نه هیچ قدرت خارجی دیگر. مسئله این بود که چرا باید ملیت کسی که امکان کمک دارد، از زندگی و سرنوشت انسانی که به کمک نیازمند است، مهم‌تر باشد؟

پرسیده بودم اگر فرزندتان بیمار شود، آیا برایتان مهم است پزشکی که می‌تواند او را نجات دهد چه دین و ملیتی دارد؟ به‌ویژه اگر تنها همین پزشک قادر به درمان او باشد؟ پدر دلسوز، جان فرزندش را وسیله آموزش پزشکی خود یا دیگران قرار نمی‌دهد. در حکومت نیز حال ملت باید خوب باشد. حکومت برای خوشبختی انسان‌هاست، نه انسان‌ها برای اثبات حقانیت حکومت.

15-2.jpgخبرنامه گویا - ویدئویی جنجالی از بریتانیا منتشر شده که در آن مادری خشمگین، فردی معرفی‌شده به نام «امام محمد جمیل»، روحانی پاکستانی، را به ارسال تصاویر برهنه و مستهجن از خود برای دختر ۱۰ ساله‌اش متهم می‌کند.


این زن با اعتراض شدید به رفتار او، خواستار پاسخگویی فرد متهم شده است.



در توضیحات منتشرشده همراه ویدئو، همچنین ادعا شده که در این میان، عملکرد پلیس بریتانیا نیز پرسش‌برانگیز است. در حالی که چنین اتهامات سنگینی نیازمند رسیدگی فوری و قاطع قضایی است، گزارش‌هایی از برخورد پلیس با معترضان به اتهام اسلام‌هراسی و نژادپرستی منتشر شده است. این وضعیت بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره اولویت‌های دستگاه قضایی و امنیتی بریتانیا و سیاستمدارانی مطرح می‌کند که متهم‌اند به نام مقابله با تبعیض، از رسیدگی به نگرانی‌های مشروع شهروندان غافل شده‌اند.

fbs.jpgخبرنامه گویا - فیروزه بنی‌صدر، دختر ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهوری ایران، در پیامی ویدیویی به مناسبت پنجمین سالگرد درگذشت پدرش، با محکوم کردن حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، از عملکرد نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در جنگ اخیر دفاع کرد و مقاومت آنان را «قهرمانانه» و «حماسه‌آفرین» خواند.

او در آغاز سخنان خود، ضمن ادای احترام به قربانیان جمهوری اسلامی، از «دفاع قهرمانانه و حماسه‌آفرین نیروهای نظامی ایران» قدردانی کرد و در بخش دیگری گفت: «در زمان تجاوز اسرائیل و آمریکا نیز نیروهای نظامی ما افتخار آفریدند و جهان را شگفت‌زده کردند.» بنی‌صدر همچنین تأکید کرد که جریان سیاسی موسوم به «رهروان استقلال و آزادی» از مقاومت نیروهای نظامی در برابر حملات خارجی حمایت می‌کند.

فیروزه بنی‌صدر در دفاع از سپاه پاسداران نیز به مواضع پدرش اشاره کرد و گفت او با تلاش برای تروریستی اعلام کردن کلیت سپاه مخالف بود، زیرا معتقد بود چنین اقدامی نه برای مقابله با فرماندهان متهم به جنایت، بلکه با هدف زمینه‌سازی برای حمله نظامی به ایران صورت می‌گیرد. او در عین حال، از نقش فرماندهان سپاه در ادامه جنگ ایران و عراق و گسترش نفوذ اقتصادی این نهاد انتقاد کرد.

بنی‌صدر همچنین دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را «جنایتکاران جنگی» خواند و مخالفانی را که از حمله خارجی برای سرنگونی جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند، به وابستگی به قدرت‌های خارجی متهم کرد. به گفته او، جنگ اخیر جنبش اعتراضی مردم ایران را متوقف کرده و خطر تضعیف استقلال کشور را افزایش داده است.

با وجود حمایت صریح از نیروهای نظامی و مقاومت آنان، بنی‌صدر تأکید کرد که مخالفت با حمله خارجی نباید به معنای توقف مبارزه با جمهوری اسلامی باشد. او حکومت را مسئول سرکوب، اعدام، نقض آزادی‌ها و گسترش فساد در ساختار نظامی و اقتصادی دانست و خواستار پایان جنگ، لغو تحریم‌ها و ادامه تلاش برای برقراری یک نظام جمهوری مستقل و دموکراتیک شد.

15-5.jpgالعربیه - تصاویر منتشرشده، غرق شدن یک کشتی کانتینری در آب‌های تنگه هرمز را نشان می‌دهد که بنا بر گزارش‌ها، پس از برخورد با یک مین دریایی دچار سانحه شده است. سپاه پاسداران روز گذشته اعلام کرد این کشتی حامل ۲۵۰۰ کانتینر بوده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، گوشی‌های آیفون ۱۸ و عطرهای لوکس از جمله کالاهای موجود در محموله این کشتی بوده‌اند.

ویدیوی منتشرشده نشان می‌دهد که پس از غرق شدن کشتی کانتینری در تنگه هرمز، مردم محلی با قایق به محل حادثه رفته و مشغول بیرون کشیدن و جمع‌آوری محموله‌های کشتی از آب هستند.

***

چپ، چپ شده است، رضا فرمند

| No Comments

Reza_Farmand_2.jpg
رفیق، ‌انگار نمی‌بیند و نمی‌تواند ببیند
که چپ، چپ شده است
و بار ایده‌های کمونیستی‌اش واژگون شده
او در میان آرمان‌های مرده
و در گورستان دیکتاتورهای کمونیستی
همچنان سرود انترناسیونال می‌خواند

رفیق ‌انگار نمی‌بیند و نمی‌تواند ببیند
که چپ، چپ شده است
او همچنان با قطب‌نمای انقلابی
که کشتی‌های بسیاری را به صخره کوبیده
می‌کوشد تا کشتی ایران را هدایت کند
و تا می‌تواند آن را به سوی گرداب‌ها و بیراه‌ها می‌برد.

رفیق از پهلوی‌ها سخت طلبکار است
که ایرانِ ویران را به سوی آبادی بردند
شاهراهش را به سوی غرب گشودند
دانش اندوزی را همگانی کردند
بال و پر زن را گشودند
و گرد فراموشی را از نام باستانی ایران گرفتند

رفیق، هنوز از شاه، سخت دلچرکین است که نگذاشت
همه‌ی خشاب‌های‌اش بر سینه‌ی پاسبان‌ها خالی کند
و توفان‌های ویرانگرش را شکوفا کند
و ایران را به یاری برادران مجاهد و فلسطینی
به بیراه‌ها ببرد

رفیق
انگار هنوز در نیافته است
که باورهای آرمانی‌اش
با روبان‌های خوشرنگ انقلابی
به طور زنجیره‌ای
در همه‌جای جهان واژگون شده است
***
اکنون دو راه پیش روی ایران گشوده شده است
شاهراهی که به غرب می‌رود
و کوره‌راهی که به کربلا

گام‌های رفیق که خوب می‌اندیشند
او را به غرب آورده‌اند
حقیقتی که رفیق به روی خود نمی‌آورد
مگرنه فرو می‌ریزد
باورهای انقلابی‌اش اما هنوز
با کاروان شیخ،
با شعارهای ناسازگارِ مرگ بر آمریکا،
مرگ بر اسرائیل
راهیِ کربلاست

رضا فرمند

،

bf.jpgبخش فارسی دویچه وله، معمولا اخبار خاصی را پوشش می‌دهد که اصولاً در هیچ رسانه‌ دیگری توجهی به آنها نمی‌شود؛ یکی از این‌دست خبرهای مندرج در دویچه وله، نامه‌ سرگشاده‌ای است از جانب تعدادی از تشکل‌ها و سازمان‌های سیاسی جمهوری‌خواه که خود را تحت عنوان «همبستگی برای جمهوری و دموکراسی در ایران» معرفی کرده‌اند.

امضاء کنندگان این نامه، که تعدادشان به ۷۰۰ نفر می‌رسد، خطاب به مسئولین کلیسای پائولوس و شهر فرانکفورت، خواستار بازنگری آنها در دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای دریافت جایزه آزادی ۲۰۲۶ بنیاد فریدریش نائومان آلمان به ملت ایران شده‌اند. خبری که تنها هدف آن، مطرح کردن لشکری ۷۰۰ نفره با عنوانی پر‌طمطراق است که در واقعیت امر، هیچکدام از آنها، از هیچگونه صلاحیت سیاسی برخوردار نمی‌باشند.

پرسش اساسی اینجاست:
این ۷۰۰ نفر، در صحنه سیاسی، چه چیزی برای عرضه به ایران دارند؟

چه کارنامه‌ای؟
چه برنامه‌ای؟
چه راه‌حلی؟

پشت آن ۷۰۰ امضاء، چه اعتباری را می‌توان یافت؟ پشت امضاء‌کنندگانی که عمدتاً از هواداران سابق و سالخورده توده‌ای و پان‌ ترک‌ها و پان کردها می‌باشند و با وجود پناهندگی سیاسی در آلمان، علاقه خاص به سفرهای تفریحی به ایران دارند و در هیچ کار سیاسی جدی، اثر و نشانی از آنان را نمی‌توان یافت؟

۴۷ سال از فاجعه ۵۷ گذشته است؛ ۴۷ سال تمام از فاجعه‌ای که عمده امضاء کنندگان این نامه اعتراضی به بنیاد فردریش، در ایجاد آن نقش داشته‌اند. روی سخن، به این توده درهم ۷۰۰ نفره است :

اگر در این ۴۷ سال نتوانسته‌اید حتی یک پروژه سیاسی روشن و قابل اجرا برای آینده ایران ارائه کنید، اگر نتوانسته‌اید یک تشکل مؤثر بسازید، اگر نتوانسته‌اید یک نقشه راه برای خروج ایران از بحران ارائه کنید، اکنون قرار است با این ۷۰۰ امضاء، کدام خلاء را پر کنید؟

برنامه منافع ملی، آریا کنگرلو در شبکه کانال یک

***

خبرنامه گویا - انتشار تصاویر تازه از جلسه هیئت دولت مسعود پزشکیان در روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه، گمانه‌زنی‌هایی درباره انتقال این نشست به پناهگاهی زیرزمینی برانگیخته است. مقایسه تصاویر جدید با جلسات پیشین نشان می‌دهد که نشست در سالنی متفاوت، کوچک‌تر و شبیه تأسیسات زیرزمینی برگزار شده است.

underg.jpgاین تغییر مکان در شرایطی توجه‌ها را جلب کرده که نگرانی از آغاز دوباره حملات اسرائیل و آمریکا افزایش یافته است. برخی ناظران آن را نشانه نگرانی مقام‌های جمهوری اسلامی از امنیت ساختمان‌های حکومتی و احتمال حملات تازه می‌دانند. با این حال، زیرزمینی بودن محل نشست هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده است.

تضاد میان ادعاهای مقام‌های جمهوری اسلامی درباره اقتدار نظامی و آمادگی برای جنگ، با تصاویر تازه جلسات دولت قابل‌توجه است.

15-1.jpgایندیپندنت - اکسل دیتمان، سفیر جدید آلمان در ایران، روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه، در ویدیویی که سفارت آلمان در تهران منتشر کرد، هنگام قدم زدن در کوچه برلن تهران، خود را معرفی کرد و گفت: «کوچه برلن تکه‌ای از برلین در تهران است.»

دیتمان در ادامه این ویدیو، با حضور در سفارت آلمان و نوشیدن چای با نبات، به فرهنگ مهمان‌نوازی ایرانیان اشاره کرد و گفت که چای در ایران چیزی فراتر از یک نوشیدنی ساده و نشانه‌ای از مهمان‌نوازی است.

***

خبرنامه گویا - تصویری تاریخی از جلسه محاکمه شرکت‌کنندگان در کنفرانس برلین در دادگاه انقلاب تهران در آبان ۱۳۷۹ (نوامبر ۲۰۰۰). در این عکس، از راست به چپ، علی افشاری، فعال سیاسی و دانشجویی، محمدعلی سپانلو، شاعر و نویسنده، محمود دولت‌آبادی، نویسنده سرشناس، و جمیله کدیور، نماینده وقت مجلس، دیده می‌شوند.

court.jpg

این دادگاه در پی برگزاری کنفرانس «ایران پس از انتخابات» در فروردین ۱۳۷۹ در آلمان تشکیل شد؛ نشستی که با واکنش شدید مقامات جمهوری اسلامی روبه‌رو شد و شماری از شرکت‌کنندگان آن به اتهام‌هایی از جمله اقدام علیه امنیت ملی تحت پیگرد قرار گرفتند. محاکمه این چهره‌های سیاسی و فرهنگی در دوران ریاست‌جمهوری محمد خاتمی، با اعتراض نهادهای بین‌المللی حقوق بشر همراه شد.

sepah.jpgخبرنامه گویا - حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در واکنش به انتقادهای غلامحسین کرباسچی درباره حمله به سه کشتی در تنگه هرمز پس از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، تأکید کرد که این حملات «نه خودسرانه بوده و نه بدون هماهنگی با مسئولان بالاتر» انجام شده است.

او مدعی شد آمریکا دو بار در جریان مذاکرات و بار سوم پس از امضای تفاهم‌نامه نقض عهد کرده و حمله به کشتی‌ها «پاسخ قاطع و دندان‌شکن» به اقدام آمریکا بوده است.

کرباسچی پیش‌تر در برنامه زنده «به وقت ایران» شبکه خبر گفته بود حمله به سه کشتی پس از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، بهانه لازم را برای نقض توافق در اختیار آمریکا گذاشت. او تأکید کرد که اگر این کشتی‌ها هدف قرار نمی‌گرفتند، جمهوری اسلامی همچنان دست برتر را در توافق داشت.

کرباسچی همچنین با اشاره به روایت بهزاد نبوی از بی‌اطلاعی مسعود پزشکیان درباره عامل حملات، پرسید: «مگر می‌شود رئیس‌جمهور مملکت نداند که آن سه کشتی را چه کسی زده است؟»

سخنگوی سپاه در پاسخ تأکید کرد که در نیروهای مسلح هیچ اقدامی بدون رعایت سلسله‌مراتب و هماهنگی با مقامات بالاتر انجام نمی‌شود. این اظهارات در حالی مطرح شده که بهزاد نبوی پیش‌تر گفته بود، بنا بر اطلاعات او، فرماندهان نظامی نیز در پاسخ به اعتراض پزشکیان، مسئولیت حملات را نپذیرفته بودند. اکنون در حالی که روایت کرباسچی از بی‌اطلاعی رئیس‌جمهور حکایت دارد، سخنگوی سپاه از هماهنگی با مقامات بالاتر سخن می‌گوید؛ بدون آنکه مشخص کند دستور حمله را چه کسی صادر کرده است.

centcom.jpgآمریکا یک لنج جاسوسی مرتبط با سپاه را در دریای عمان منهدم کرد؛ افشای تاکتیک تازه جمهوری اسلامی برای هدف‌یابی کشتی‌ها

خبرنامه گویا - فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه با انتشار ویدیویی از انهدام یک لنج مرتبط با جمهوری اسلامی در دریای عمان خبر داد؛ شناوری که به گفته ارتش آمریکا، برای شناسایی موقعیت و هدف‌یابی ناوهای جنگی این کشور مورد استفاده قرار می‌گرفت.

این عملیات در حالی فاش شده که گزارش تازه رویترز از به‌کارگیری شناورهای کوچک و دیده‌بان‌های غیرمسلح توسط سپاه پاسداران برای شناسایی کشتی‌ها و هدایت حملات در تنگه هرمز حکایت دارد.

سنتکام اعلام کرد این لنج روز ۱۴ مهرماه هدف قرار گرفت و پیش از انهدام آن، تمامی سرنشینان به‌طور ایمن از شناور خارج شدند.

خبرگزاری رویترز نیز روز چهارشنبه در گزارشی فاش کرد که جمهوری اسلامی پس از آسیب‌دیدن بخش بزرگی از زیرساخت‌های راداری خود در حملات آمریکا، به استفاده از دیده‌بان‌های غیرمسلح مستقر در قایق‌های کوچک روی آورده است.

هم‌زمان، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از منابع محلی مدعی شد سه صیاد ایرانی بر اثر حمله یک پهپاد آمریکایی در آب‌های نزدیک شهرستان سیریک در استان هرمزگان زخمی شده‌اند.

رسانه‌های حکومتی ویدیویی از بیرون کشیدن سه صیاد زخمی ایرانی از قایق‌های امدادی منتشر کرده‌اند

انتشار این تصاویر هم‌زمان با تشدید حملات به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز صورت می‌گیرد.

arash.jpgخبرنامه گویا - آرش عزیزی، تحلیل‌گر سیاسی، در گفت‌وگویی با ایران اینترنشنال درباره آینده ایران، شانس رضا پهلوی برای رهبری ایران را «صفر» دانست. عزیزی با زیر سؤال بردن جایگاه سیاسی رضا پهلوی، این پرسش را مطرح کرد که او با تکیه بر کدام نیروی سازمان‌یافته و اهرم قدرت در داخل کشور می‌خواهد جمهوری اسلامی را کنار بزند. به باور عزیزی، راهبرد رضا پهلوی و حامیانش بیش از آنکه بر قدرت داخلی استوار باشد، به مداخله احتمالی آمریکا و اسرائیل وابسته است؛ در حالی که این کشورها برنامه مشخصی برای به قدرت رساندن او ندارند.

اما علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر باسابقه سیاسی، در واکنش به ادعای «شانس صفر» رضا پهلوی، به شعارهای شنیده‌شده در اعتراضات داخل ایران اشاره کرد و با یادآوری شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده»، بر وجود حمایت مردمی از او تأکید کرد. نوری‌زاده در پاسخ به عزیزی، صدای معترضانی را یادآوری کرد که خواستار بازگشت پهلوی هستند.

نوری‌زاده همچنین تأکید کرد که رضا پهلوی اساساً به دنبال تبدیل شدن به رهبر بعدی ایران یا کسب قدرت دائمی نیست، بلکه می‌خواهد نقش رهبری و مدیریت دوران گذار از جمهوری اسلامی را بر عهده بگیرد تا زمینه برگزاری انتخابات آزاد و تعیین نوع حکومت آینده به دست مردم فراهم شود.

14-1.jpgسعید شکیبا، بلاگر و طنزپرداز شناخته‌شده ایرانی که به تقلید صدای چهره‌های مشهور شهرت دارد، این بار با تقلید صدای علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، جنجال تازه‌ای در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته است. انتشار ویدیوی او با واکنش تند شماری از حامیان حکومت همراه شده که خواستار برخورد قضایی و امنیتی با این طنزپرداز شده‌اند.

شکیبا که بیش از یک میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام دارد، پیش‌تر نیز صدای شماری از مقام‌های جمهوری اسلامی را تقلید کرده بود. او همچنین در ویدیویی جداگانه از کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ حمایت کرده بود؛ موضوعی که پیش از انتشار این تقلید صدا نیز واکنش‌هایی به فعالیت‌های او برانگیخته بود.

***

film.jpgیورونیوز - فیلم ‏«‎خانه دوست اینجاست» ‎روز یکشنبه ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶ ‏‎(‎‏۱۹ مهر ۱۴۰۵‏‎) ‎در جشنواره فیلم ‏لندن به نمایش درآمد و دومین نمایش این فیلم نیز برای روز سه‌شنبه ۱۳ اکتبر، ساعت ‏‏۱۸:۳۰ به وقت محلی برنامه‌ریزی شده است‎.

‎کارگردانان این فیلم در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه اثر خود را «نامه‌ای عاشقانه» به نسل جوان هنرمندان ایرانی توصیف کرده‌اند که با وجود جنگ و محدودیت‌های حکومتی، همچنان به فعالیت هنری ادامه می‌دهند.

این فیلم به کارگردانی حسین کشاورز و مریم عطایی، زوج فیلمساز ایرانی، داستان دو دوست و هم‌خانه به نام‌های پری و هانا را روایت می‌کند. پری نمایشنامه‌نویس و بازیگر است و هانا به رقصندگی مشغول است. هر دو به جمعی از هنرمندان زیرزمینی تهران تعلق دارند که بدون دریافت مجوز از مقام‌های جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند.



این فیلم که قرار است چهارم دسامبر در آمریکا اکران شود، در شرایطی ساخته شد که حملات آمریکا و اسرائیل به تهران در جریان جنگ ۱۲ روزه و محدودیت‌های ارتباطی اعمال‌شده از سوی حکومت، روند تولید آن را با دشواری‌های جدی روبه‌رو کرده بود.

حسین کشاورز به خبرگزاری فرانسه گفت هدف آن‌ها نشان دادن زندگی هنرمندانی بوده که حتی در دوران جنگ و آشفتگی، از فعالیت هنری دست نمی‌کشند.

او با اشاره به وضعیت کنونی ایران گفت: «جنگ با آمریکا عملا پایانی ندارد و اقتصاد واقعا در حال سقوط آزاد است. بنابراین ایران دوران بسیار دشواری را می‌گذراند.»

deaths.jpgخبرنامه گویا - شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان با انتشار تصویری از پیکر سه عضو کشته‌شده «جبهه مبارزین مردمی» در ارتفاعات کوه سیاه‌لوپ، واقع در منطقه چاه‌احمد شهرستان تفتان، گزارش داد که نیروهای سپاه پاسداران اجساد این افراد را از بالای تپه روی زمین کشیده و به پایین کوه منتقل کرده‌اند.

به گزارش این شبکه در روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه، منابع محلی اعلام کردند که در مسیر انتقال پیکرها، آثار خون و مو روی زمین باقی مانده و خارهای گیاهان به موهای کشته‌شدگان چسبیده بود. این ادعاها هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند. بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، طرف‌های درگیری موظف‌اند حرمت پیکر کشته‌شدگان را رعایت کنند و رفتار تحقیرآمیز با اجساد می‌تواند نقض این تعهدات محسوب شود.

درگیری‌ها از صبح سه‌شنبه ۲۱ مهرماه، با حمله نیروهای سپاه به مواضع افراد مسلح در منطقه چاه‌احمد آغاز شد و به ارتفاعات سیاه‌لوپ و ارزن‌تاک گسترش یافت. منابع محلی از استفاده از سلاح‌های سنگین، اعزام نیروهای پشتیبانی و پرواز پهپادهای شناسایی در منطقه خبر داده‌اند.

«جبهه مبارزین مردمی» در بیانیه‌ای اعلام کرد که نیروهای سپاه به همراه شمار زیادی از اعضای لشکر فاطمیون به محل استقرار این گروه یورش بردند. به ادعای این گروه، در نبردی که از ساعت شش صبح تا تاریکی هوا ادامه داشت، بیش از ۲۰ تن از نیروهای سپاه و فاطمیون، از جمله فرمانده میدانی آنان، کشته شدند و نیروهای مهاجم سرانجام عقب‌نشینی کردند.

این گروه کشته‌شدن سه عضو خود را تأیید کرده است. در مقابل، رسانه‌های وابسته به سپاه شمار افراد مسلح کشته‌شده را پنج نفر اعلام کرده و هویت یکی از نیروهای نظامی جان‌باخته را «یاسر باقری»، اهل بم، گزارش داده‌اند. آمار تلفات اعلام‌شده از سوی طرفین به‌طور مستقل تأیید نشده است.

شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان تاکنون هویت سه عضو کشته‌شده جبهه مبارزین مردمی و جزئیات دقیق نحوه کشته‌شدن آنان را منتشر نکرده است.

qatar.jpgخبرنامه گویا - شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، روز سه‌شنبه ۲۱ مهرماه، در هشداری درباره احتمال گسترش جنگ در منطقه، از نهادهای حکومتی و شهروندان کشورش خواست برای «بدترین سناریوهای ممکن» آماده شوند. این هشدار در شرایطی مطرح می‌شود که حملات جمهوری اسلامی به کشورهای حاشیه خلیج فارس و افزایش تهدیدهای نظامی، نگرانی‌ها از آغاز دور تازه‌ای از درگیری‌ها را تشدید کرده است.

امیر قطر در مراسم افتتاح پنجاه‌وپنجمین دوره مجلس شورای این کشور گفت: «وظیفه ما این است که همواره برای بهترین شرایط تلاش کنیم، اما باید برای بدترین سناریوها نیز آماده باشیم و همه، از نهادها گرفته تا شهروندان، مسئولیت خود را بر عهده بگیرند.»

او با محکوم کردن حملات موشکی جمهوری اسلامی به خاک قطر، این اقدامات را «نقض آشکار حاکمیت ملی، قوانین بین‌المللی و اصول حسن همجواری» خواند و تأکید کرد که امنیت کشورهای خلیج فارس قابل مذاکره نیست. شیخ تمیم همچنین گفت قطر خواهان حل اختلافات از راه دیپلماسی است، اما در دفاع از حاکمیت و امنیت خود کوتاه نخواهد آمد.

گزارش تازه رویترز: گسترش حملات جمهوری اسلامی در خلیج فارس

در همین حال، خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه به نقل از دو مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد تهران با تغییر تاکتیک‌های نظامی، حملات به کشتی‌ها در تنگه هرمز را افزایش داده و قصد دارد دامنه عملیات خود را به دریای عمان و آب‌های نزدیک قطر و امارات گسترش دهد.

به گفته این مقامات، هدف تهران حفظ قیمت بالای نفت و افزایش فشار بر دولت دونالد ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکاست. رویترز همچنین از وقوع دست‌کم پنج حادثه امنیتی علیه کشتی‌های تجاری در ۴۸ ساعت گذشته خبر داده است.

هم‌زمان، وال‌استریت ژورنال گزارش داده که جمهوری اسلامی با تقویت مواضع دفاعی، بسیج نیروهای وفادار و تهدید آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن، خود را برای احتمال ازسرگیری حملات نظامی پس از انتخابات کنگره آماده می‌کند.

exec.jpgخبرنامه گویا - جمهوری اسلامی بامداد چهارشنبه ۲۲ مهرماه، علی‌سینا مصطفوی، کوهنورد حرفه‌ای، موزیسین و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه را در زندان کرمان اعدام کرد. مصطفوی، اهل بم و متولد سال ۱۳۶۶، متأهل و پدر یک دختر بود و سابقه صعود به قله‌های مرتفع جهان از جمله اورست را داشت.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، با معرفی مصطفوی به‌عنوان فردی وابسته به جریان سلطنت‌طلب، مدعی شد او در جریان جنگ ۴۰ روزه در حمایت از رضا پهلوی، آمریکا و اسرائیل دست به اقدامات مسلحانه زده است.

مصطفوی پنجم اردیبهشت در خانه‌اش بازداشت شد و بنا بر گزارش‌های منتشرشده، هنگام بازداشت مورد ضرب‌وجرح قرار گرفت. حکم اعدام او در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمان صادر و ششم مهرماه در دیوان عالی کشور تأیید شد.

ساعاتی پیش از اجرای حکم، حساب «ارتباط شاهزاده رضا پهلوی» با هشدار درباره انتقال این ورزشکار به سلول انفرادی، اعلام کرده بود که حکم اعدام او بر پایه اعترافات اجباری زیر شکنجه و در یک دادگاه نمایشی صادر شده است.

اعدام این کوهنورد در حالی صورت گرفت که ۴۶ کشور در شورای حقوق بشر سازمان ملل، با محکوم کردن موج تازه اعدام‌ها در ایران، هشدار داده بودند که جمهوری اسلامی از مجازات اعدام برای ایجاد ترس در جامعه و سرکوب مخالفت‌ها استفاده می‌کند.

killed.jpgخبرنامه گویا - در ادامه حملات مسلحانه علیه نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در سیستان و بلوچستان، روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه، دست‌کم دو نفر از نیروهای وابسته به سپاه پاسداران و نیروی انتظامی در دو حمله جداگانه در شهرستان مهرستان کشته و سه مامور دیگر زخمی شدند.

به گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، در این دو حمله دست‌کم پنج نفر کشته و زخمی شدند. رسانه‌های وابسته به سپاه هویت کشته‌شدگان را افسانه عقیلا، فرمانده حوزه بسیج زنان «شهیده افضل» در مهرستان، و محمدعلی شهریاری، گروهبان‌یکم نیروی انتظامی، اعلام کرده‌اند.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد که افسانه عقیلا در پی تیراندازی افراد مسلح مقابل منزل خود کشته شد.

در حمله‌ای جداگانه، افراد مسلح به خودروی نیروی انتظامی در شهرستان مهرستان تیراندازی کردند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، محمدعلی شهریاری در این حمله کشته و سه مامور دیگر زخمی شدند.

این حملات در ادامه ناامنی‌های مسلحانه در سیستان و بلوچستان رخ داده است؛ استانی که بارها شاهد حمله به نیروهای سپاه، بسیج و نیروی انتظامی بوده است. تاکنون هویت عاملان این دو حمله و ارتباط احتمالی میان آنها مشخص نشده و گزارشی از بازداشت مهاجمان منتشر نشده است.

newstech.jpgخبرنامه گویا - فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) روز چهارشنبه ۲۲ مهر اعلام کرد «نیروی ویژه ۹۹» در حال آزمایش قابلیت‌های جدید پهپادی و ارتباطی برای تقویت توان رزمی نیروهای آمریکایی در خاورمیانه است. سنتکام جزئیات این فناوری‌ها را اعلام نکرده، سنتکام جزئیات این فناوری‌ها را اعلام نکرده، اما به نظر می‌رسد پهپادهای شناسایی پیشرفته و سامانه‌های هدایت و هماهنگی انبوه پهپادها از محتمل‌ترین فناوری‌های مورد اشاره باشند.

پهپادهای شناسایی با مداومت پروازی بالا: بر اساس اسناد تدارکاتی منتشرشده در اوت ۲۰۲۶، نیروی هوایی آمریکا برای خرید ۱۴۵ پهپاد کوچک «دینگو» برای نیروی ویژه ۹۹ اقدام کرده است. این پهپادها بنا بر مشخصات اعلام‌شده، می‌توانند بیش از ۲۰ ساعت پرواز کنند و با استفاده از حسگرهای پیشرفته و ارتباطات ماهواره‌ای، اطلاعات و تصاویر مناطق عملیاتی را به نیروهای آمریکایی منتقل کنند.

دسته‌های انبوه پهپادی (Drone Swarms): یکی دیگر از فناوری‌های احتمالی، استفاده از ده‌ها یا صدها پهپاد هماهنگ با کمک هوش مصنوعی است که می‌توانند به‌طور هم‌زمان عملیات شناسایی یا حملات پرتعداد انجام دهند. چنین قابلیتی می‌تواند با اشباع سامانه‌های پدافند هوایی، به‌ویژه در رویارویی احتمالی با ایران، اهمیت نظامی داشته باشد؛ هرچند سنتکام تأیید نکرده که آزمایش‌های تازه شامل این فناوری است.

سنتکام تأکید کرده نیروی ویژه ۹۹ همچون یک «آزمایشگاه عملیاتی» در منطقه فعالیت می‌کند و فناوری‌های نوین را برای افزایش اثربخشی نیروها در میدان نبرد آزمایش می‌کند. هنوز مشخص نیست کدام‌یک از این قابلیت‌ها در عملیات آینده ارتش آمریکا به کار گرفته خواهند شد.

khatami.jpgمحمد خاتمی: جمهوری اسلامی حق دخالت در مسئله فلسطین را ندارد، ملت ایران هزینه سنگینی پرداخته است

خبرنامه گویا - محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری پیشین جمهوری اسلامی، با انتقاد صریح از سیاست‌های حکومت ایران در قبال فلسطین و اسرائیل، گفت تهران حق ندارد خود را جای ملت فلسطین بگذارد و در سرنوشت آنان دخالت کند. او تأکید کرد که این مداخلات هزینه‌های سنگینی برای مردم ایران به همراه داشته و چنین سیاستی را «قبول» ندارد.

در ویدیویی که از سخنان خاتمی در حاشیه مراسمی در روز سه‌شنبه ۲۱ مهرماه منتشر شده، رئیس دولت اصلاحات با وجود انتقاد از مشروعیت اسرائیل، مرزبندی روشنی میان حمایت از فلسطینی‌ها و دخالت جمهوری اسلامی در مناقشه فلسطین و اسرائیل ترسیم می‌کند. او می‌گوید حکومت ایران حق ندارد به جای مردم فلسطین تصمیم بگیرد، به‌ویژه زمانی که پیامدهای چنین سیاستی دامنگیر ملت ایران می‌شود.

این اظهارات در شرایطی مطرح شده که سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی و حمایت چند دهه‌ای حکومت از گروه‌های مسلح موسوم به «محور مقاومت»، یکی از موضوعات اصلی انتقاد از سیاست خارجی تهران بوده است. در حالی که مردم ایران با بحران اقتصادی، فشارهای معیشتی و پیامدهای جنگ روبه‌رو هستند، سخنان خاتمی بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که چرا ایرانیان باید بهای تصمیم‌هایی را بپردازند که درباره سرنوشت کشورهای دیگر گرفته می‌شود.

hassanR.jpg

خبرنامه گویا - حسن روحانی بالاخره محاکمه شد؛ البته نه در دادگاه جمهوری اسلامی، بلکه در وسط خیابان! در یکی از تجمعات شبانه، شماری از حامیان حکومت با برگزاری یک دادگاه نمادین، رئیس‌جمهوری سابق را محاکمه کردند. در این مراسم، سه نفر در نقش‌های قاضی، دادستان و حسن روحانی ظاهر شدند و صحنه محاکمه او را بازسازی کردند. به این ترتیب، محاکمه‌ای که سال‌ها درباره آن صحبت شده، دست‌کم در قالب یک نمایش خیابانی برگزار شد!

اما پرسش جدی‌تر این است: در حکومتی که حتی رئیس‌جمهوری سابق آن از حملات و اتهامات جناح‌های رقیب در امان نیست، چه کسانی واقعاً قدرت و نفوذ دارند؟

***

bibitrump.jpgخبرنامه گویا - باراک راوید، خبرنگار وب‌سایت اکسیوس، هم‌زمان با انتشار گزارشی درباره احتمال ازسرگیری حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، در حساب ایکس خود به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که بنیامین نتانیاهو چندین بار درباره حمله تازه به ایران با دونالد ترامپ گفت‌وگو کرده و رئیس‌جمهوری آمریکا به او گفته است: «خب بی‌بی، برو و آماده شو.»

به گفته این مقام آمریکایی، ترامپ هیچ تعهد مشخصی برای حمله نداده است: «برو و آماده شو، ممکن است به معنای همین حالا، بعداً یا حتی هرگز باشد.»

bibi.jpg

راوید در پست دیگری نیز سخنان تهدیدآمیز ترامپ در یک گردهمایی انتخاباتی در آلاسکا را بازتاب داد. رئیس‌جمهوری آمریکا در این سخنان گفته است: «صبر کنید و ببینید با ایران چه خواهیم کرد. ضربه سنگینی به آن وارد خواهیم کرد. صبر کنید و ببینید با ایران چه می‌کنیم، چون دیگر واقعاً به ستوه آمده‌ایم.»

alaska.jpg

وب‌سایت اکسیوس سه‌شنبه ۲۱ مهر به نقل از چند مقام آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد که ترامپ و نتانیاهو هفته گذشته درباره احتمال آغاز عملیات نظامی گسترده جدید علیه جمهوری اسلامی، پیش از انتخابات دو کشور، گفت‌وگو کرده‌اند. نتانیاهو در این تماس‌ها نسبت به اطلاعات تازه دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل درباره تلاش تهران برای بازسازی برنامه هسته‌ای خود ابراز نگرانی کرده است.

با این حال، کاخ سفید گزارش گفت‌وگو درباره ازسرگیری جنگ را رد کرده و تأکید کرده است که ترامپ قصد ندارد پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در سوم نوامبر، حمله تازه‌ای علیه ایران انجام دهد. دفتر نتانیاهو نیز از تأیید جزئیات گفت‌وگوهای دو رهبر خودداری کرده است.

هم‌زمان، روزنامه اسرائیلی معاریو گزارش داده است که واشینگتن پیش‌تر از اسرائیل خواسته بود به‌تنهایی حمله تازه‌ای علیه جمهوری اسلامی انجام دهد؛ طرحی که با مخالفت ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، فعلاً کنار گذاشته شد. زمیر هشدار داده بود که چنین عملیاتی و پاسخ احتمالی تهران می‌تواند به تعویق انتخابات اسرائیل منجر شود.

به نوشته معاریو، دولت ترامپ ترجیح می‌داد اسرائیل مسئولیت خطرات سیاسی حمله را بر عهده بگیرد؛ زیرا آغاز دوباره جنگ پیش از انتخابات آمریکا می‌توانست برای ترامپ پرهزینه باشد، در حالی که احتمال داشت به سود موقعیت انتخاباتی نتانیاهو تمام شود.

اکسیوس همچنین گزارش داده است که با وجود اعلام ترامپ مبنی بر خودداری از حمله پیش از انتخابات، ارتش‌های آمریکا و اسرائیل همچنان در آماده‌باش قرار دارند و مقدمات عملیات احتمالی را تکمیل می‌کنند. به گفته منابع این رسانه، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، و فرماندهان سنتکام از حامیان جدی ازسرگیری حملات هستند، اما بیشتر مشاوران ترامپ ادامه تحریم‌ها و فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را در شرایط کنونی ترجیح می‌دهند.

در همین حال، میانجیگران قطری همچنان منتظر پاسخ تهران به آخرین پیشنهاد متقابل واشینگتن برای پایان دادن به جنگ هستند؛ پیشنهادی که شامل درخواست امتیازهای هسته‌ای از جمهوری اسلامی است.

khatami.jpgخبرنامه گویا - ویدئویی از محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین جمهوری اسلامی، در نشست بنیاد باران، بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشته است. در این ویدئو، خاتمی که با دو عصای زیر بغل وارد سالن می‌شود، هنگام نزدیک شدن به صندلی، عصاهای خود را از زمین بلند می‌کند و چند قدم آخر تا صندلی را با حرکاتی سریع و روان، گویی نوجوانی چابک است، بدون تکیه بر عصا برمی‌دارد؛ صحنه‌ای که با واکنش‌های طنزآمیز و کنایه‌آمیز کاربران در شبکه‌های اجتماعی همراه شده است.

کاربران با انتشار این تصاویر و استفاده از عباراتی مانند «معجزه» و «شفای ناگهانی»، نحوه راه رفتن خاتمی را دستمایه شوخی و کنایه قرار داده‌اند.

***

javid.jpgدر بحث آینده ایران، واژه تکثرگرایی فراوان شنیده می‌شود، بی‌آنکه همیشه روشن باشد منظور احترام به تفاوت‌های فرهنگی است یا تقسیم قدرت بر پایه قومیت. این دو را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت. من از حق همه ایرانیان برای حفظ زبان، آیین و فرهنگ خود دفاع می‌کنم، اما با تبدیل هویت قومی به مبنای سهمیه‌بندی دائمی قدرت مخالفم. پرسش این است: آیا هر فرد به اعتبار شهروند بودن صاحب حق خواهد بود یا جایگاه سیاسی او به تعلق گروهی وابسته می‌شود؟

ایران در طول تاریخ، از همزیستی و ارتباط مردمانی با زبان‌ها، باورها و سنت‌های گوناگون شکل گرفته است. آذربایجانی، کرد، بلوچ، عرب، لر، گیلک، ترکمن، فارس و دیگر ایرانیان نه جزایری جداافتاده، بلکه اجزای یک جامعه تاریخی بوده‌اند. مهاجرت، تجارت، همسایگی و ازدواج، مناطق کشور را به هم پیوند داده است. البته این تاریخ به معنای نبود اختلاف و تبعیض نیست. اما واقعیت آن است که زندگی مشترک ایرانیان را نمی‌توان به چند مرز ثابت قومی فروکاست و بر پایه آن برای هر بخش مالک سیاسی جداگانه‌ای تعریف کرد.

کافی است به خانواده‌های خودمان نگاه کنیم. مادربزرگ کرد، پدربزرگ آذربایجانی، عروس فارس و داماد لر؛ این یک خانواده ایرانی است. فرزندان چنین خانواده‌ای قرار است متعلق به کدام سهمیه باشند؟ چه کسی اختیار دارد برای آنان شناسنامه سیاسی قومی صادر کند؟ آیا اگر کسی خود را فقط ایرانی بداند، باید از حق نمایندگی یا مشارکت سیاسی محروم شود؟ پژوهش‌های جامعه‌شناختی نیز نشان داده‌اند که در ایران هویت‌یابی چندگانه وجود دارد. سیاستی که این پیچیدگی را نادیده بگیرد، ممکن است به جای شناخت جامعه، آن را در قالب‌های مصنوعی جای دهد.

Hanif_Heidarnejad.jpgروز دوشنبه ۱۲ اکتبر (۲۰ مهر ۱۴۰۵)، اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، طی سخنانی در مجلس عوام این کشور در ارتباط با توطئه تروریستی در پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فرفورد (RAF Fairford) -- محل استقرار ۱۲ فروند بمب‌افکن دورپرواز بی-۱ آمریکایی -- اعلام کرد: «می‌توانم تأیید کنم که بر اساس ارزیابی‌های ما، به احتمال زیاد این عملیات در ایران هماهنگ شده و تقریباً به‌طور قطع تحت هدایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است.» او با تأکید بر اینکه سپاه پاسداران در طراحی این حمله نقش داشته، خاطرنشان کرد: «بریتانیا این تهدیدها را در خاک خود تحمل نخواهد کرد.»

تحقیقات پرونده فرفورد از تاریخ ۲۷ سپتامبر (۵ مهر) و با بازداشت پنج مرد بریتانیایی در نزدیکی این پایگاه آغاز شد. پلیس در بازرسی از خودروهای این افراد گالن‌های بنزین (مواد اشتعال‌زا) کشف کرد، اما هیچ بمب دست‌ساز یا مواد منفجره آماده‌ای یافت نشد. این مظنونان طبق قوانین ضد تروریسم بریتانیا، با تودیع وثیقه و تحت شرایط نظارتی بسیار سخت‌گیرانه آزاد شدند تا تحقیقات تکمیل شود. با این حال، پلیس ضداطلاعات بریتانیا روند دستگیری‌ها را متوقف نکرده و در روزهای اخیر، یک جوان ۲۲ ساله بریتانیایی و یک مرد ۲۵ ساله دوتابعیتی ایرانی-بریتانیایی را نیز در لندن به ظن ارتباط با این توطئه بازداشت کرده است.

بیانیه‌های بی‌خاصیت

هم‌زمان با اظهارات نخست‌وزیر بریتانیا، وزیران امور خارجه ۳۲ کشور جهان از جمله بریتانیا، آمریکا، فرانسه، آلمان، کانادا و استرالیا، با انتشار بیانیه‌ای مشترک از ارزیابی لندن درباره دخالت جمهوری اسلامی در رویداد ۵ مهر در این پایگاه نظامی حمایت کردند. در این بیانیه آمده است: «ما استفاده ایران از حملات خشونت‌آمیز، از جمله اقدامات توطئه‌آمیز مرگبار، آتش‌سوزی عمدی، خرابکاری، حملات سایبری و سایر فعالیت‌های ترکیبی علیه خود و شرکایمان را با شدیدترین عبارات محکوم می‌کنیم. ما انتساب دخالت ایران در حادثه ۲۷ سپتامبر در پایگاه هوایی فرفورد توسط بریتانیا را به رسمیت می‌شناسیم. بریتانیا به این نتیجه رسیده است که این رویداد نشان‌دهنده تمایل مداوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای انجام فعالیت‌های خصمانه در خارج از مرزهای خود از طریق شبکه‌های مخفی و بازیگران نیابتی است.»

arab.jpgاز اقتدار فردی علی خامنه‌ای تا مسئله اراده نیروهای حافظ حکومت

پرسشی که کمتر به آن پرداخته‌ایم

در سال‌های گذشته، بخش قابل‌توجهی از تحلیل‌های سیاسی درباره جمهوری اسلامی بر یک پرسش متمرکز بوده است: این حکومت چه زمانی سقوط خواهد کرد؟ پیش‌بینی‌های متعددی مطرح شده‌اند و بسیاری از آن‌ها تحقق نیافته‌اند. شاید علت را باید در خود پرسش جست‌وجو کرد. پیش از آنکه بتوان درباره پایان یک حکومت داوری کرد، باید فهمید آن حکومت چگونه توانسته است با وجود بحران‌های اقتصادی، نارضایتی اجتماعی، ناکارآمدی سیاسی، فشار خارجی و جنگ، همچنان به حیات خود ادامه دهد. پرسش دقیق‌تر این است:

جمهوری اسلامی چگونه به بقای خود ادامه داده و چه عواملی می‌توانند سازوکارهای بقای آن را تغییر دهند؟

برای پاسخ، باید میان چهار مفهوم تفاوت گذاشت: بقای حکومت، توانایی حکمرانی، انسجام نیروهای نظامی و امنیتی، و اراده این نیروها برای دفاع از حکومت. یک حکومت ممکن است بخش مهمی از توانایی حکمرانی خود را از دست داده باشد، اما همچنان ابزارهای لازم برای حفظ قدرت را در اختیار داشته باشد. همچنین ممکن است نیروهای نظامی آن از نظر سازمانی منسجم باشند، اما در شرایطی معین دیگر حاضر نباشند برای حفظ همان حکومت هر هزینه‌ای را بپردازند. این تمایز، نقطه آغاز تحلیل حاضر است.

palt.jpgگروه موسیقی پالت به دلیل ممانعت از حضور نوازنده زن بر روی صحنه تور ایران خود را لغو کرد

رادیو فردا - گروه موسیقی پالت از لغو تور ایران خود به دلیل ممانعت از حضور نوازنده زن این گروه بر روی صحنه خبر داد و اعلام کرد «ما، گروه پالت ۷ نفر هستیم و زمانی روی صحنه حاضر می‌شویم که هر ۷ نفر مثل هم امکان اجرا داشته باشیم.»

🔸این گروه روز سه‌شنبه ۲۱ مهر با انتشار متنی که در صفحه امید نعمتی و دو نفر دیگر از اعضای این گروه اعلام کرد «تصمیم داشتیم بعد از سال‌ها اجراهایی را در سراسر ایران برگزار کنیم اما از آنجا که در بعضی شهرها به ما گفته شد نوازنده زن اجازه رفتن روی صحنه را ندارد، کل تور پالت را کنسل اعلام می‌کنیم تا شاید وقتی دیگر...»



🔸گروه موسیقی پالت با اشاره به تلاش‌ها و اعتراض‌های صورت گرفته برای «آوازخواندن» زنان در سال‌های اخیر اضافه کرده است، «سال‌هاست قلبمان به امید دیدن و شنیدن هنر همکاران آوازخوان خانم تپیده و حالا پس از این‌ همه سال تلاش و اعتراض موزیسین‌های زن و مرد، شاهد بازگشت به نقطه‌ای هستیم که نوازندگان زن حتی اجازه اجرا ندارند.»

🔸پیشتر محسن شریفیان مؤسس گروه موسیقی لیان از لغو کنسرت این گروه در اهواز به دلیل ممانعت از حضور نوازندگان زن خبر داده بود.

14-2.jpgایندیپندنت - رضا زبیب، سفیر جمهوری اسلامی ایران در اسپانیا، در جریان مراسم دست‌دادن (بسامانوس) رسمی با خاندان سلطنتی، بار دیگر از فشردن دست ملکه لتیزیا و شاهزاده‌خانم‌ها لئونور و اینفانتا سوفیا خودداری کرد.

سفیر ایران تنها با پادشاه فدرال اسپانیا، فلیپه ششم، با دست دادن احوالپرسی کرد؛ اما در مواجهه با این سه زن، بدون هیچ‌گونه تماس فیزیکی، تنها به گذاشتن دست‌ها روی هم و خم کردن خفیف سر اکتفا نمود.

ملکه لتیزیا دست خود را برای احوالپرسی با زبیب جلو برده بود اما دستش در هوا ماند. این اقدام مشابه برخوردهای پیشین دیپلمات‌های جمهوری اسلامی است که بازتاب‌هایی را در رسانه‌های اسپانیایی به همراه داشته است.

***

parsa.jpg- میر قاسم، چی شده؟ چرا این‌قدر درهمی؟

میر قاسم سرش را بلند کرد و نگاهی به دوست دوران بچگی‌اش انداخت.

- چیزی نیست، عادل جان.

عادل رفت کنارش نشست.

- روشن کن، من یکی دو پوکی بزنم.

میر قاسم چپق را پر کرد، آتش زد و بعد از چند پوک، آن را به عادل داد.

عادل نگاهی به چپق انداخت.

- ولی این چپق بابابزرگت لکه نداره.

میر قاسم لبخند کوتاهی زد.

- خدابیامرز، میرعلی، پدرم، می‌گفت بابابزرگم خودش این چپق رو درست کرده.

بعد از چند پوک، عادل دوباره پرسید:

- چی شده امروز سرحال نیستی؟

میر قاسم نفسی عمیق کشید، لحظه‌ای نگه داشت و بعد آرام بیرون داد.

- می‌دونی چی، عادل؟

14-3.jpgایندیپندنت - به گزارش «نیویورک پست»، انتشار ویدیویی «باورنکردنی» از زنده شدن ناگهانی یک دختر ۱۵ ساله درون تابوت در جریان مراسم خاکسپاری‌اش در گواتمالا، کاربران شبکه‌های اجتماعی را در بهت فرو برد.

براساس این گزارش، ماجرا از آنجا آغاز شد که یولیدی، دختر نوجوان، در مسیر انتقال به مرکز درمانی از هوش رفت و پدرش که نبض و تنفس او را احساس نکرده بود، بدون مراجعه به بیمارستان و تایید پزشک تصور کرد فرزندش فوت کرده است.

خانواده نیز طبق رسم محلی دفن سریع اموات، تابوتی تهیه کرده و تنها هشت ساعت پس از بیهوشی، مراسم ترحیم را در حیاط خانه آغاز کردند. با این حال، در میانه شیون و زاری بستگان، مادر این دختر متوجه تکان خوردن او در داخل تابوت شد و چند لحظه بعد، نوجوان ۱۵ ساله ناگهان درون تابوت نشست و شروع به صحبت کرد تا سوگواری حاضران جای خود را به شوک و سپس فریادهای شادی بدهد.

nik.jpgابتدا تعاریفی موجز در رابطه با "ملت" و "ملی گرایی"

ملت:

ملت به مجموعه‌ ای از انسانها گفته می‌شود که در یک بستر تاریخی، اجتماعی و سیاسی، خود را متعلق به یک جامعه مشترک می‌دانند. زبان، سرزمین، خاطره تاریخی و فرهنگ می‌توانند در شکلگیری ملت نقش داشته باشند، اما هیچیک به‌ تنهایی شرط قطعی ملت بودن نیست. ملت لزوماً با یک قوم، نژاد یا دین واحد تعریف نمی‌ شود. در معنای سیاسی مدرن، ملت مجموعه‌ای از شهروندان آزاد و برابر است که سرنوشت سیاسی مشترک خود را تعیین می‌کنند.

ملی‌گرایی:

ملی‌گرایی یک نگرش سیاسی است که ملت را محور اصلی هویت جمعی و سازماندهی سیاسی می‌داند. این نگرش بر حق ملت برای تعیین سرنوشت خویش، استقلال سیاسی و حفظ یا تحقق منافع ملی تأکید می‌کند. ملی‌گرایی می‌تواند بر پایهٔ شهروندی برابر و ارادهٔ آزاد افراد شکل بگیرد یا بر تبار، زبان، دین و میراث تاریخی تکیه داشته باشد. بنابراین، ملی‌گرایی لزوماً به معنای آزادی‌خواهی نیست و ممکن است با فردیت و آزادی‌های فردی سازگار باشد یا در تعارض قرار گیرد.

Ahmad_Alavi.jpgجایزه علوم اقتصادی بانک مرکزی سوئد به یاد آلفرد نوبل در سال ۲۰۲۶، بر اساس گزارش منتشرشده، به رابرت ای. هال (Robert E. Hall) و مایکل وودفورد (Michael Woodford) تعلق گرفته است. اهمیت پژوهش‌های این دو اقتصاددان را باید در تحول شیوه تحلیل اقتصاد کلان و درک رابطه میان رفتار خانوارها، انتظارات اقتصادی و سیاست‌گذاری دولت‌ها و بانک‌های مرکزی جست‌وجو کرد. این رویکرد با عنوان کلی «مبانی خرد اقتصاد کلان» (Microfoundations of Macroeconomics) شناخته می‌شود. مسئله اصلی اقتصاد کلان این است که چرا اقتصادها با وجود مداخله دولت و بانک مرکزی، همچنان با تورم، رکود و بیکاری مواجه می‌شوند و چرا یک سیاست اقتصادی ممکن است در شرایطی مؤثر باشد، اما در شرایطی دیگر نتیجه‌ای متفاوت به بار آورد.

برای مثال، افزایش نرخ بهره می‌تواند تقاضا و فشارهای تورمی را کاهش دهد، اما هم‌زمان هزینه تأمین مالی بنگاه‌ها را افزایش دهد و سرمایه‌گذاری و اشتغال را تضعیف کند. افزایش مخارج دولت نیز ممکن است به رونق اقتصادی کمک کند، ولی اگر با محدودیت عرضه یا کسری بودجه تورم‌زا همراه باشد، به افزایش بیشتر قیمت‌ها بینجامد. بنابراین، اثر سیاست اقتصادی به شرایط اولیه اقتصاد، رفتار خانوارها و بنگاه‌ها و انتظارات آنان درباره آینده بستگی دارد.

senate.jpgخبرنامه گویا - جاستین مورفی، نامزد جمهوری‌خواه سنای آمریکا در نیوجرسی، در مناظره با کوری بوکر، سناتور دموکرات، با حمله شدید به سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی، خواستار ادامه قاطعانه عملیات نظامی آمریکا علیه حکومت ایران شد. سخنان او با تشویق حاضران و واکنش دیدنی بوکر همراه شد و در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای یافت.

در این مناظره که هشتم اکتبر برگزار شد، از مورفی پرسیدند اگر ترامپ از او بپرسد «درباره ایران چه کنم؟»، چه پاسخی می‌دهد؟

مورفی پاسخ داد: «کار را تمام کنید! نمی‌توانیم در میانه جنگ تصمیم بگیریم که دیگر نمی‌خواهیم ادامه دهیم.»

او سپاه پاسداران را «سازمانی تروریستی و افراطی» خواند که مردم ایران را از تاریخ و زندگی شایسته محروم کرده و با قتل، تجاوز، شکنجه و ترور، عامل گسترش تروریسم در خاورمیانه و جهان بوده است.

مورفی با یادآوری اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ و گروگان‌گیری ۵۲ آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز، جمهوری اسلامی و سپاه را «غده‌ای سرطانی بر پیکر بشریت» توصیف کرد و گفت: «وقت آن رسیده که این وضعیت پایان یابد. چهار دهه کافی است. مردم ایران به اندازه کافی رنج کشیده‌اند.»

مورفی در پایان، خطاب به دونالد ترامپ، با لحنی تند و غیرمعمول گفت:

«آقای رئیس‌جمهور، کلاه کابویی‌ات را سرت بگذار، برو بیرون و حسابی پدرشان را دربیاور! این کار را تمام کن و درست هم تمامش کن!»

این سخنان با تشویق حاضران همراه شد، در حالی که کوری بوکر با واکنشی آشکارا مخالف به صحبت‌های رقیب جمهوری‌خواه خود گوش می‌داد.

بوکر در پاسخ، چنین رویکردی را نمونه‌ای از «سیاست خارجی کابویی» دانست که به گفته او، آمریکا را بارها گرفتار جنگ‌های پرهزینه در خاورمیانه کرده است.

احیای واحد ۸۴۰ پس از ضربات موساد

***

vahdatkhah.jpgاحمد وحدت خواه - ویژه خبرنامه گویا

روانشاد ناصر مطرقی استاد زبان و ادبیات عربی بود و همیشه گله داشت که برخی از روشنفکران چپ ایرانی به اشتباه مقام «رئیس جمهوری» را که یک شغل منتخب برای اداره امور کشور است «رئیس جمهور» می خوانند، که به معنای شخصی است که بر مردم آقایی و ریاست دارد، چون در عربی جمهور یعنی مردم.

بیسوادی برخی از روشنفکران جمهوریخواه ایرانی امروز نه در نداشتن سواد ادبی آنها، بلکه در نادانی سیاسی آنها از روند تحولات جاری جهانی و مهمتر از آن اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایرانیان داخل و خارج کشور است.

در مضحکه فرستادن نامه ۷۰۰ تن از چنین «کنشگران و روشنفکران» به بنیاد «فردریش نویمان» که اهدای جایزه آزادی خود به شاهزاده رضاپهلوی به نیابت از سوی ملت ایران را پس بگیرد، ما شاهد چنین بلاهت سیاسی و دورافتداگی از واقعیات و خواسته های ملت ایران بوده ایم.

این جماعت که کیستی و هویت نداشته سیاسی خود را تنها از مخالفت با نیروهای پادشاهی خواه ایرانی می یابند، گمان برده بودند بنیادی که در یک دموکراسی غربی بر سابقه آزادی خواهی یک شاهزاده شرقی صحه می گذارد و او را از جانب ملت خود شایسته دریافت این جایزه می داند، گویا یک خوابارفروشی سر محل است که از صاحب آن بخواهند به یکی از همسایه های آنها برنج و روغن نفروشد تا او و خانواده اش از گرسنگی بمیرند!

فصل مشترک این افراد و گروهک ها هم در «جمهوری خواه» خواندن خودشان است.

به گفته شادروان مطرقی برگردیم، اگر این ۷۰۰ نفر مدعی هستند که گزینه مردم ایران برای فردای کشورشان می بایستی نظام جمهوری باشد، آیا حتی یک نفر از این جماعت می تواند تصویر یا صدای یکی از ده ها هزار جاویدنام کشورمان را که به دست رژیم تبهکار اسلامی در دی ماه سال گذشته قتل عام شدند نشان دهد که آنها در اعتراضاتشان فریاد جمهوری خواهی سر داده باشند؟

یا آنکه وابستگی های دینی و لنینی گوشهایشان را در شنیدن «رضا رضاپهلوی» از سوی عمدتا نسل جوان و آینده ایران در آن اعتراضات کر کرده است!

جمهوری خواهی عیب نیست و در فردای آزاد ایران هم می توان به تبلیغ و درخواست برای آن برخاست، مشکل از آنجا آغاز می شود که ترکیب کنونی جمهوریخواهان ایرانی و کینه ورزی آنها با نیروهای پادشاهی خواه بیشتر آنها را «جمهوری اسلامی خواهان» می سازد!

amniati.jpgشبکه دویچه‌وله آلمان مستندی از مصاحبه با برخی ماموران جداشده از جمهوری اسلامی منتشر کرد. مصاحبه‌شوندگان در این مستند که در کانال یوتیوب مستند دویچه‌وله در دسترس است، تاکید کردند که جمهوری اسلامی برای نجات خود از سقوط، به هر ابزاری متوسل می‌شود.

در مستند دویچه‌وله تاکید شده است که ماموران جداشده از جمهوری اسلامی سمت‌های ارشدی داشته‌اند و این شبکه برای اطمینان از اینکه این افراد از طرف جمهوری اسلامی مامور نباشند، ماه‌ها راستی‌آزمایی کرده است.

مصاحبه‌شوندگان در این مستند با اشاره به تلاش گسترده حکومت برای شست‌وشوی مغزی ماموران اطلاعاتی خود، گفتند جمهوری اسلامی همه عرصه‌های خصوصی آنها، از جمله انتخاب همسر، را تحت نظارت شدید داشت و آنها را از ارتباط با مردم عادی جامعه منع کرده بود.

یکی از ماموران اطلاعاتی جداشده از جمهوری اسلامی به دویچه‌وله گفت بسیاری از ماموران لباس‌شخصی برای شناسایی نشدن، موهای خود را با رنگ‌های غیرمتعارف رنگ می‌کنند، مهمانی‌های شبانه برگزار می‌کنند، رقصنده‌های بسیار ماهری هستند، زنان را اغوا می‌کنند و ماه‌ها با معترضان در ارتباط قرار می‌گیرند.

***

هشدارهای جنگی جمهوری اسلامی به آمریکا؛ تهدید به غرق کردن ناوها و حمله زمینی به کشورهای منطقه

wsj.jpgخبرنامه گویا - روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داد جمهوری اسلامی خود را برای احتمال ازسرگیری جنگ با آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آماده می‌کند. به گفته منابع این روزنامه، مقام‌های تهران احتمال حمله زمینی به کشورهای همسایه، غرق کردن ناوهای جنگی آمریکا و هدف قرار دادن تأسیسات نفتی کشورهای عربی منطقه را مطرح کرده‌اند. هم‌زمان، حکومت با تقویت استحکامات نظامی و حفاظت از سایت‌های هسته‌ای می‌کوشد با تهدید به گسترش جنگ، واشینگتن را از حملات تازه بازدارد.

بر اساس این گزارش که سه‌شنبه ۲۱ مهر منتشر شد، مقام‌های جمهوری اسلامی در اظهارات علنی و گفت‌وگوهای خصوصی با مسئولان کشورهای منطقه هشدار داده‌اند که حملات تازه آمریکا را با گسترش درگیری در سراسر خاورمیانه پاسخ خواهند داد.

به نوشته وال‌استریت ژورنال، برخی مقام‌های جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با مسئولان منطقه احتمال عملیات زمینی در خاک کشورهای همسایه را مطرح کرده‌اند. تهران همچنین به مقام‌های کشورهای عربی هشدار داده است که در صورت آغاز دوباره جنگ، تأسیسات نفتی عربستان سعودی و دیگر اهداف منطقه‌ای ممکن است هدف حمله قرار گیرند.

تهدید به غرق کردن ناوهای آمریکا و حمله به زیرساخت‌های منطقه

منابع مطلع به وال‌استریت ژورنال گفته‌اند مقام‌های جمهوری اسلامی به میانجی‌ها هشدار داده‌اند که در جنگ بعدی، نیروهای آمریکایی را شدیدتر هدف قرار خواهند داد؛ از جمله با تلاش برای غرق کردن ناوهای جنگی آمریکا و کشتن خدمه آن‌ها.

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز روز یکشنبه ۱۹ مهر امارات متحده عربی را تهدید کرد و گفت در صورت ازسرگیری جنگ، مراکز داده، کابل‌های ارتباطی و زیرساخت‌های دیجیتال منطقه می‌توانند هدف حمله قرار گیرند.

تقویت سایت‌های هسته‌ای و آماده‌سازی حامیان حکومت برای جنگ

تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند جمهوری اسلامی در اطراف تأسیسات هسته‌ای نطنز و کوه کلنگ گزلا خاکریزها و موانع دفاعی جدیدی ایجاد کرده است. تهران همچنین از وقفه در درگیری‌ها برای بازسازی تأسیسات موشکی و پهپادی و تجدید ذخایر تسلیحاتی استفاده کرده است.

در داخل کشور نیز تبلیغات نظامی گسترش یافته است. بیلبوردهای تهران آموزش استفاده از موشک‌های دوش‌پرتاب و تفنگ‌های تک‌تیرانداز را تبلیغ می‌کنند. سپاه پاسداران از آموزش زنان در زمینه تاکتیک‌های چریکی و هدایت پهپاد خبر داده و در سبزوار نیز نیروهای وابسته به حکومت برای کودکان مهدکودک داستان‌های جنگی روایت کرده‌اند.

وال‌استریت ژورنال می‌نویسد فضای جنگی در عین حال می‌تواند توجه‌ها را از بحران اقتصادی و فشار فزاینده بر معیشت مردم منحرف کند. صنم وکیل، مدیر بخش خاورمیانه اندیشکده چتم‌هاوس، معتقد است وضعیت جنگی در شرایط بن‌بست دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسی، فعلاً به سود حکومت است و جنگ تازه ممکن است راهی برای خروج از این بن‌بست تلقی شود.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

بی شک جواد ظریف مسئول بخش قابل توجهی از فروپاشی امروز است و بر باد رفتن همه چیز و همه کس را تا حدود زیادی می توان به حساب او گذاشت. او تحصیلکرده ترین وزیر خارجه درس خوانده آمریکا بود و بیش از هر وزیر خارجه دیگری در جمهوری اسلامی تجربه و دانش دیپلماسی و شبکه سیاسی و لابی در آمریکا داشت. از هر زاویه ای نقش مدیریتی او را ارزیابی کنید می ببینید که او تقریبا معمار جمهوری اسلامی امروز است. او غرب را می شناخت، آمریکا را تجریه کرده بود، تاریخ روابط بین الملل می دانست، معنا و ابعاد قدرت نظامی اسراییل و تکنولوزی های جدید را می شناخت، اما در راس بزرگترین خطاهایی قرار گرفت که به فروپاشی و انزوای بین المللی کشور منجر شد.

وقتی سخنرانی های اخیر او را گوش می کنید گویی او ۸ سال حساس را وزیر خارجه نبوده و حتی در دورانی که وزیر خارجه نبود مهمترین لابی های سیاست خارجی را بر عهده نداشت. بزرگترین معضل ظریف تفکرات ضد آمریکایی او بود که باعث شد تا در موضوع سیاست خارجی کامل کننده تقش سپاه و سپاه قدس در فعالیت های تروریستی خارج از کشور باشد.

یک وزیر خارجه خیلی ضد آمریکایی

تفکرات ضد آمریکایی ظریف منجر به ۳۱ سفر او به روسیه شد. به احتمال زیاد همین رفت و آمدها بود که پای سپاه و مقام های امنیتی را به روسیه باز کرد و عملا هر سیاستی در ایران بر اساس ملاحظات روسیه شکل گرفت. امروز و پس از دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه می توان دریافت که سیاست های ضد آمریکایی و ضد اسراییلی و تلاش برای بیرون راندن آمریکا از منطقه چه خسارات سنگینی بر ما وارد کرد. او به قدری ضد آمریکایی بود که پشت لابی دولت بنیادگرای قطر در مذاکرات با آمریکا برای بیرون راندن اشرف غنی و دوباره به قدرت رساندن طالبان در افغانستان در سال ۲۰۲۱ قرار گرفت. ظریف فقط می خواست پایگاه بکگرام آمریکا در افغانستان (و در عراق) تعطیل شود حتی اگر به قیمت واگذاری افغانستان به طالبان و واگذاری امور عراق به تروریست های شیعه عراقی شود.

fatemioon.jpgخبرنامه گویا - در پی درگیری‌های شدید روز سه‌شنبه ۲۱ مهرماه در منطقه چاه‌احمد شهرستان تفتان در سیستان و بلوچستان، منابع محلی از کشته و زخمی شدن بیش از ۲۰ نیروی شبه‌نظامی لشکر فاطمیون خبر داده‌اند. هم‌زمان، گزارش‌هایی از شنیده شدن صدای دو انفجار مهیب در نزدیکی پایگاه نظامی پیرسوران در منطقه کورین زاهدان منتشر شده است.

به گزارش «حال‌وش» و «شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان»، درگیری‌ها از حدود ساعت شش صبح در ارتفاعات کوه «لوپ» و مناطق چاه‌احمد و ارزن‌تاک آغاز شد. گروهی از نیروهای فاطمیون که از پایگاه «سرکال قلعه‌بید» با خودرو و موتورسیکلت اعزام شده بودند، در کمین افراد مسلح گرفتار شدند.

حال‌وش به نقل از شاهدان عینی گزارش داده است که حدود ۱۸ موتورسیکلت حامل نیروهای فاطمیون هدف تیراندازی سنگین قرار گرفتند و بیش از ۲۰ نفر کشته یا زخمی شدند. به گفته منابع محلی، کشته‌شدگان و مجروحان با خودروهای نظامی از محل منتقل شدند. آمار دقیق تلفات هنوز مستقلاً تأیید نشده است.

پس از این تلفات، حدود ۴۰ خودروی حامل نیروهای کمکی به منطقه اعزام شدند و نیروهای نظامی با پهپاد، خمپاره و سلاح‌های سنگین ارتفاعات را هدف قرار دادند. منابع محلی همچنین از استقرار ده‌ها خودروی نظامی در محور زاهدان به خاش و اعزام آمبولانس‌ها خبر داده‌اند.

در مقابل، خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، از کشته شدن سه فرد مسلح در منطقه چاه‌احمد و انهدام یک «خانه تیمی» خبر داده است. رسانه‌های حکومتی در گزارش‌های اولیه اشاره‌ای به تلفات احتمالی نیروهای فاطمیون نکرده‌اند.

هم‌زمان، شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان از شنیده شدن صدای دو انفجار شدید در منطقه پیرسوران از توابع بخش کورین زاهدان خبر داده است. به گفته منابع این شبکه، شدت انفجارها به اندازه‌ای بوده که برخی ساکنان احتمال داده‌اند پایگاه نظامی پیرسوران، واقع در ارتفاعات کوه «کله»، هدف حمله قرار گرفته باشد.

euUS.jpgخبرنامه گویا - محمدرضا محسنی ثانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، سه‌شنبه ۲۱ مهر در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، اتهامات نخست‌وزیر بریتانیا درباره نقش جمهوری اسلامی در تهدید پایگاه هوایی فرفورد را بخشی از «جنگ روانی آمریکا» توصیف کرد و گفت واشینگتن با این اقدامات در تلاش است حمایت سیاسی کشورهای اروپایی را جلب کرده و زمینه را برای اقدامات احتمالی آینده علیه ایران فراهم کند.

او همچنین مدعی شد انتقال تجهیزات نظامی آمریکا به مناطق دورتر در دریای عمان و اقیانوس هند، نشانه نگرانی واشینگتن از توان موشکی جمهوری اسلامی و تلاش برای خارج کردن نیروهای آمریکایی از برد حملات احتمالی است.

به گفته محسنی ثانی، «شگرد اصلی» دولت دونالد ترامپ ایجاد یک «انگیزه ساختگی» برای افکار عمومی اروپا و مشروعیت بخشیدن به اقدامات احتمالی آینده آمریکاست.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، دوشنبه ۲۰ مهر در پارلمان این کشور اعلام کرد طرح مشکوک علیه پایگاه هوایی فرفورد، که محل استقرار بمب‌افکن‌های آمریکایی بوده، به احتمال بسیار زیاد در ایران هماهنگ شده و تقریباً به‌طور قطع تحت هدایت سپاه پاسداران قرار داشته است. دولت بریتانیا همچنین از اعمال تحریم‌های بیشتر علیه جمهوری اسلامی خبر داد.

در تحولی مهم، آمریکا، بریتانیا و ۲۷ کشور دیگر روز دوشنبه در بیانیه‌ای مشترک، اقدامات منتسب به جمهوری اسلامی از جمله طراحی حملات خشونت‌آمیز، خرابکاری و حملات سایبری را محکوم کردند. این کشورها ضمن حمایت از ارزیابی دولت بریتانیا درباره نقش ایران در حادثه فرفورد، بر همکاری برای مقابله با تهدیدهای جمهوری اسلامی تأکید کردند.

همچنین کن مک‌کالوم، رئیس سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا (MI5)، سه‌شنبه ۲۱ مهر هشدار داد که جمهوری اسلامی فعالیت‌های خود را از تهدید مخالفان و اهداف غیرنظامی به سمت تأسیسات نظامی و اهداف حساس‌تر در بریتانیا گسترش داده است.

llenA.jpgجمهوری اسلامی ملی‌گراست؟! این دیگر تحریف تاریخ نیست، وارونه‌کردن حقیقت در روز روشن است!

تلنگر خراسانی

خبرنامه گویا - در پی طرح ادعای ملی‌گرا بودن جمهوری اسلامی در بحث‌های برنامه پیرس مورگان، تلنگر خراسانی در یادداشت زیر به بررسی این ادعا پرداخته و با اشاره به برخورد حکومت با نمادهای تاریخی و فرهنگی ایران، آن را به چالش کشیده است. این مقاله با ویرایش و تلخیص منتشر می‌شود و ویدیوی مرتبط با موضوع نیز در ادامه در دسترس خوانندگان قرار گرفته است.


در مناظره برنامه پیرس مورگان، بنا بر روایت منتشرشده، آلن ایر، از مسئولان سابق دولت اوباما، سخنان محمد مرندی را تأیید می‌کند که جمهوری اسلامی نیز مانند حکومت شاه، ملی‌گراست! اما آیا می‌توان جمهوری اسلامی را همچون حکومت شاه، ملی‌گرا دانست؟

کدام ملی‌گرایی؟ ملی‌گرایی یا تقابل با هویت ملی ایرانیان؟

ملی‌گرایی تنها به معنای دفاع از مرزهای جغرافیایی یا مخالفت با قدرت‌های خارجی نیست؛ حکومتی که خود را ملی‌گرا می‌نامد، باید به تاریخ، فرهنگ، هویت و اراده ملت نیز احترام بگذارد.

حکومتی که چهارشنبه‌سوری، از کهن‌ترین آیین‌های ایرانی، در دوران حاکمیتش بارها با مخالفت و محدودیت روبه‌رو شده؛ سیزده‌بدر را با عنوان رسمی «روز طبیعت» می‌شناسد و حتی در قاب پیام‌های نوروزی رهبر پیشین آن، سفره هفت‌سین جایی نداشت، چگونه می‌تواند مدعی پاسداری از هویت ملی باشد؟

خامنه‌ای سال نو ایرانی را تبریک می‌گفت، اما در قاب پیام‌های نوروزی‌اش نشانی از هفت‌سین نبود؛ تصویر خمینی بود، اما نمادهای کهن نوروز نه!

از آن تأسف‌بارتر، برخورد تحقیرآمیز او با افتخارات ایران باستان و پادشاهان هخامنشی، از کوروش و داریوش گرفته تا میراث تاریخی تخت جمشید است.

و طنز تلخ‌تر اینکه در هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش، بارها راه‌های منتهی به آرامگاه او را بر مردم بسته‌اند!

کدام حکومت ملی‌گرا از حضور ملت در کنار آرامگاه یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ کشورش هراس دارد؟

شاه به میراث ایران باستان افتخار می‌کرد؛ جمهوری اسلامی بارها با نمادهای همان میراث به تقابل برخاسته است.

این تفاوت تنها به نمادها و آیین‌های تاریخی محدود نمی‌شود. احترام به هویت ملی، بدون احترام به اراده مردم و حق آنان در تعیین سرنوشت خود، معنای چندانی ندارد. حکومتی که منافع ایدئولوژیک خود را بر خواست و منافع ملت مقدم می‌داند، چگونه می‌تواند مدعی ملی‌گرایی باشد؟

اما سخن آخر خطاب به مدافعان ادعای ملی‌گرایی جمهوری اسلامی است:

ملی‌گرایی با ادعا ثابت نمی‌شود. با احترام به تاریخ، پاسداری از فرهنگ، حفظ منافع ملی و حرمت نهادن به مردم معنا پیدا می‌کند.

نمی‌توان از یک‌سو میراث کوروش را تحقیر کرد، راه پاسارگاد را بست و نمادهای نوروزی را به حاشیه راند، و از سوی دیگر مدعی شد ادامه‌دهنده همان ملی‌گرایی دوران پهلوی هستید!

ایران‌دوستی با شعار اثبات نمی‌شود؛ کارنامه حکومت‌هاست که نشان می‌دهد چه کسی پاسدار هویت ملی بوده و چه کسی آن را قربانی ایدئولوژی کرده است!

ایلهان عمر را بهتر بشناسیم

| No Comments

امیر جاوید - خبرنامه گویا

آقای مسعود رجوی، یک خواهش دوستانه از شما داریم: لطفاً این هنر غیب شدن و از پشت پرده بیانیه صادر کردن را دیگر به کسی آموزش ندهید! پس از کشته شدن علی خامنه‌ای در حملات آمریکا و اسرائیل و جانشینی پسرش مجتبی خامنه‌ای، نزدیک به هفت ماه گذشته و هنوز مردم ایران رهبر تازه جمهوری اسلامی را در یک حضور علنی ندیده‌اند. اما بیانیه‌هایش منتشر می‌شوند! آدم شک می‌کند نکند مجتبی خامنه‌ای دوره تخصصی رهبری از راه دور را نزد شما گذرانده است! البته شما استاد این رشته هستید و ایشان هنوز شاگرد تازه‌کار محسوب می‌شود. شما بیش از بیست سال سابقه غیبت دارید و ایشان تازه هفت ماه است وارد این حرفه شده است!

mrlarge.jpgاما آقای رجوی، ظاهراً در میان تمام گرفتاری‌های مردم ایران، یک موضوع خواب و آرامش شما را به هم زده است: جایزه آزادی بنیاد فریدریش نویمان که قرار است به ملت ایران اهدا شود و شاهزاده رضا پهلوی آن را به امانت دریافت کند!

آقای رجوی، مگر چه اتفاقی افتاده است؟ مگر بنیاد نویمان سند شش‌دانگ ایران را به نام شاهزاده رضا پهلوی زده است؟ مگر کلید خزانه کشور را به ایشان سپرده‌اند؟ مگر قرار است فردای مراسم، همه مخالفان پهلوی برای ورود به ایران از بنیاد اجازه بگیرند؟ این یک جایزه برای مردم ایران است، نه تقسیم ارث خانوادگی که شما نگران باشید سهمتان را خورده‌اند!

ما که نمی‌دانستیم یک جایزه می‌تواند چنین زلزله‌ای در میان مخالفان پهلوی ایجاد کند. هنوز مراسم برگزار نشده، نامه پشت نامه، اعتراض پشت اعتراض و بیانیه پشت بیانیه منتشر شده است. حدود هفتصد نفر نامه امضا کرده‌اند، بیست‌وپنج تشکل سیاسی و مدنی در نامه‌ای دیگر اعتراض کرده‌اند، شش نهاد جمهوری‌خواه نیز وارد میدان شده‌اند و بیش از هفتاد شخصیت آلمانی هم نامه نوشته‌اند. سرانجام مسعود رجوی از غیبت خود صدای تشویق بلند کرده و در پیام ۱۶ مهر از این اعتراض‌ها قدردانی کرده است!

dahabanner.jpgآیا امروز، آینهٔ فرداست؟

امیر دها - خبرنامه گویا

چند روز پیش، در فضای مجازی ویدیوی کوتاهی دیدم که برای دقایقی مرا به تماشای خود میخکوب کرد. فرشی بزرگ، ظاهراً ابریشمی، با زمینه‌ای روشن و با هارمونی زیبایی از رنگ‌ها، در ابعاد تقریبی سه در چهار متر، بر دیوار بلند نمایشگاهی آویخته بود. بر تار و پود آن، تصاویر ۱۱۰ تن از نامدارترین پادشاهان ایران، از هخامنشیان تا پهلوی، با ظرافتی خیره‌کننده نقش بسته بود.

نمی‌دانم بافت این فرش چه مدت زمان برده، چند هنرمند در آفرینش آن مشارکت داشته‌اند یا چه کسی سفارش‌دهنده آن بوده است. اما آنچه ذهنم را بیش از هنر و ظرافت بافت به خود مشغول کرد، انتخاب موضوع آن بود: گردآوردن قرن‌ها تاریخ پادشاهی ایران در یک قاب واحد.

در همان روزها، به گزارشی از نمایشگاه فرش دستباف ایران برخوردم که برای معرفی اثری با موضوع پادشاهان ایران، عنوانی تأمل‌برانگیز انتخاب کرده بود: «جایی که تار و پودِ گذشته، آینده را می‌سازد.»

نمی‌دانم آن گزارش درباره همان فرشی بود که دیده بودم یا اثری دیگر؛ اما عبارت آن، پرسشی را که مدتی است ذهنم را مشغول کرده، دوباره زنده کرد: آیا جامعه ایران در حال بازخوانی تاریخ خود برای ساختن تصویری تازه از آینده نیست؟ این پرسش تنها از تماشای یک فرش برنخاسته است.

در تصاویر و گزارش‌هایی که از ایران می‌رسد، گاه نشانه‌هایی به چشم می‌خورد که در نگاه نخست شاید چندان مهم نباشند: گردنبندهای فروهر، نشان شیر و خورشید، تصاویر پادشاهان ایران باستان و نقش‌مایه‌های تخت جمشید در ویترین طلافروشی‌ها و فروشگاه‌های زیورآلات. نمونه‌های ارزان‌تر همین نمادها را می‌توان در بساط دست‌فروشان و میان اجناس فروشندگان دوره‌گرد متروی تهران نیز دید.

بازار، برخلاف نهادهای تبلیغاتی، معمولاً بر اساس تقاضای مشتری عمل می‌کند. فروشنده‌ای که کالایی را پشت ویترین می‌گذارد، انتظار دارد خریداری برای آن پیدا شود. اگرچه از مشاهده عرضه یک کالا نمی‌توان میزان فروش یا گرایش اکثریت جامعه را تعیین کرد، وقتی نمادهایی با پیشینه تاریخی مشخص در شکل‌ها و قیمت‌های مختلف و تقریباً همه‌جا عرضه می‌شوند، نمی‌توان تقاضای اجتماعی برای آنها را نادیده گرفت.

darkooblarge.jpgدر انقلاب سال ۱۳۵۷، روح‌الله خمینی در نوفل‌لوشاتو سخن می‌گفت و چند ساعت بعد صدایش در شهرهای ایران شنیده می‌شد. نوارهایش تکثیر می‌شد و اعلامیه‌هایش به دورترین نقاط کشور می‌رسید. نه اینترنتی وجود داشت، نه شبکه‌های اجتماعی و نه امکانات ارتباطی امروز. پس چگونه چنین دستگاه عظیمی کار می‌کرد؟

پاسخ در چیزی است که امروز کمبودش را به‌شدت احساس می‌کنیم: نیروی میانی سازمان‌یافته.

خمینی شخصاً نوار تکثیر نمی‌کرد، اعلامیه پخش نمی‌کرد و اعتصاب سازمان نمی‌داد. هزاران نفر از جریان‌های گوناگون این کارها را انجام می‌دادند. چپ‌ها، مذهبی‌ها، ملی‌گرایان، ملی‌مذهبی‌ها، بازاریان و دانشجویان، هر یک تشکیلات و امکانات خود را داشتند. بازاری پول می‌داد، کارمند اعتصاب می‌کرد، کارگر نفت تولید را متوقف می‌ساخت و دانشجو اعلامیه منتشر می‌کرد. نوعی تقسیم کار اجتماعی شکل گرفته بود.

خمینی نیز اقتدار مذهبی و شبکه گسترده روحانیت و مساجد را در اختیار داشت؛ امکانی برای بسیج توده‌های مردم که بسیاری از گروه‌های دیگر فاقد آن بودند. مردم به میدان می‌آمدند، اما نیروهای سازمان‌یافته بودند که این حضور را به قدرت سیاسی تبدیل می‌کردند.

امروز پیام یک شخصیت سیاسی در چند ثانیه به سراسر جهان می‌رسد، اما سرعت ارتباط جای سازمان‌دهی را نگرفته است. مخاطب داریم، اما هر مخاطبی سازمان‌دهنده نیست. حمایت سیاسی داریم، اما حمایت به‌خودی‌خود ظرفیت اجرایی تولید نمی‌کند.

سازمان مجاهدین همچون پنجاه سال پیش، با همان تشکیلات آهنین، همچنان به مبارزه ادامه می‌دهد و ظاهراً چون هنوز خبر سرنگونی شاه به دستشان نرسیده، نوک پیکان حملاتشان همچنان متوجه پهلوی است! بسیاری از سنت‌های تشکیلاتی گذشته نیز فرسوده شده‌اند یا به دلیل انتخاب فرزند پادشاه، از جنبش کنونی فاصله گرفته‌اند. شبکه‌های اجتماعی و مدنی تازه‌ای پدید آمده‌اند، اما میان ظرفیت‌های پراکنده و توان هماهنگ ملی فاصله‌ای جدی وجود دارد. نتیجه آنکه بار اصلی تغییر سیاسی بر دوش مردمی افتاده که نه تجربه تشکیلاتی کافی دارند، نه امکانات مالی و نه امنیت لازم برای تحمل هزینه فعالیت مستمر.

پارادوکس تاریخی؛ آن روز و امروز

در سال ۵۷، ایران با وجود محدودیت‌های سیاسی، کشوری در مسیر توسعه بود؛ اقتصادی با دوره‌ای طولانی از رشد سریع، صنعتی در حال گسترش، دانشگاه‌هایی رو به پیشرفت و آزادی‌های اجتماعی که بسیاری از آنها در تاریخ ایران سابقه نداشت.

بااین‌حال، مجموعه‌ای از گروه‌های سیاسی و جریان‌هایی از روحانیت، تصویری چنان سیاه از وضع موجود و چنان رؤیایی از فردای سرنگونی ساختند که بخش بزرگی از جامعه را با خود همراه کردند. یکی جامعه بی‌طبقه می‌ساخت، دیگری حکومت عدل علی، آن یکی آزادی و استقلال مطلق و این آخری جامعه بی‌طبقه توحیدی! سرانجام تمام آن آرمان‌شهرهای پرطمطراق در زبان مردم کوچه و بازار به همان «آب و برق مجانی» رسید.

بخش‌هایی از جامعه همچنان سنتی و مذهبی بودند؛ تا جایی که «مینی‌ژوپ» نماد فساد و فحشا شمرده می‌شد. محدودیت‌های سیاسی حکومت نیز واقعیت داشت، اما آیا می‌توان آنها را بدون شناخت تجربه سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، نفوذ جریان‌های وابسته به شوروی، بحران آذربایجان و مبارزات مسلحانه دهه‌های بعد فهمید؟ این تهدیدها همه محدودیت‌ها را توجیه نمی‌کنند، اما در شکل‌گیری سیاست امنیتی حکومت نقشی تعیین‌کننده داشتند.

در کشوری با جمعیتی حدود سی میلیون نفر، حزب توده، فداییان خلق، مجاهدین خلق، شبکه‌های مذهبی و ملی‌مذهبی و روشنفکران و چهره‌های فرهنگی بانفوذ، هر یک به شکلی در مخالفت با حکومت فعالیت داشتند؛ برخی با سلاح، برخی با رؤیای انقلاب ایدئولوژیک و برخی با آثار و سخنان خود. تبلیغات ایدئولوژیک نیز تصویری از حکومت ایران در جهان ساخته بود که به‌آسانی نمی‌شد با آن مقابله کرد. رقم صد هزار زندانی سیاسی در محافل مخالفان و رسانه‌های خارجی رواج یافت، بی‌آنکه مستند شده باشد.

mirsalim.jpgاز رأی مردم به جمهوری اسلامی تا اختیار حاکمان بر ثروت، جنگ و سرنوشت یک ملت

مصطفی میرسلیم گفته است نفت مال مردم ایران نیست؛ متعلق به خدا و رسول است. اما چرا نباید از سخنان او شگفت زده نشد ؟ مگر این همان نظامی نیست که نزدیک به نیم‌قرن پیش به نام جمهوریت تأسیس شد و سپس قدرت تصمیم‌گیری درباره مهم‌ترین مسائل کشور را در جایگاهی متمرکز کرد که مردم مستقیماً آن را انتخاب نمی‌کنند؟

میرسلیم، خواسته یا ناخواسته، حقیقتی را یادآوری کرده است که بسیار فراتر از مالکیت نفت است: در جمهوری اسلامی، مرز میان اختیار حکومت و حقوق مردم کجاست؟ چه کسی تصمیم می‌گیرد و چه کسی باید پاسخگوی پیامدهای آن باشد؟

از رأی مردم تا تمرکز قدرت

در فروردین ۱۳۵۸، مردم در همه‌پرسی جمهوری اسلامی شرکت کردند؛ جالب این است زمانی که متن نهایی قانون اساسی هنوز تدوین نشده بود. قانون اساسی در آذر همان سال به همه‌پرسی جداگانه‌ای گذاشته شد و در بازنگری سال ۱۳۶۸ نیز اختیارات رهبری تغییر یافت.

نظریه ولایت فقیه پیش از انقلاب مطرح شده بود، اما تا آن زمان اجرایی نشده بود .آشنایی با نام یک نظریه با شناخت پیامدهای اجرای آن تفاوت دارد. بسیاری از مردم با امید آزادی، استقلال و حاکمیت بر سرنوشت خود به انقلاب پیوستند. آیا آنان تصور می‌کردند روزی اختیار فرماندهی نیروهای مسلح، تعیین سیاست‌های کلی و تصمیم‌گیری درباره جنگ و صلح در جایگاهی متمرکز شود که از انتخاب مستقیم مردم بیرون است؟

مسئولیت این سرنوشت را نمی‌توان صرفاً بر دوش رأی‌دهندگان گذاشت. رهبران انقلاب که از آزادی و جمهوریت سخن می‌گفتند نیز در برابر ساختاری که طراحی و مستقر کردند مسئولیت تاریخی دارند.

نفت بهانه است؛ مسئله اختیار حکومت است

اصل ۴۵ قانون اساسی، انفال و ثروت‌های عمومی، از جمله معادن، را در اختیار حکومت اسلامی قرار می‌دهد تا طبق مصالح عامه اداره شوند. این عبارت به معنای مالکیت شخصی رهبر یا محرومیت مردم از حقوقشان نسبت به منابع عمومی نیست.

اما همین اصل پرسشی بنیادی ایجاد می‌کند: چه کسی مصلحت عمومی را تشخیص می‌دهد و مردم چگونه می‌توانند بر تصمیم‌های او نظارت کنند؟اصلا نقش مردم چیست ؟

اگر نفت ثروت عمومی است، چرا شهروندان نباید درباره درآمدها و محل هزینه‌کرد آن پاسخ روشن بخواهند؟ اگر حکومت به نمایندگی از جامعه منابع کشور را اداره می‌کند، چرا مطالبه شفافیت باید به موضوعی سیاسی و امنیتی تبدیل شود؟

مشکل تنها آن نیست که میرسلیم چه برداشتی از انفال دارد؛ مشکل آن است که در ساختار قدرت، اختیار تصمیم‌گیری می‌تواند بسیار گسترده‌تر از امکان نظارت عمومی باشد.

ژیان برگشت!

| No Comments

gian.jpgژیان دوباره زنده شد؛ بازگشت یک خاطره شیرین از ایران قدیم

خبرنامه گویا - ژیان، خودروی کوچک و خاطره‌انگیزی که روزگاری در خیابان‌های ایران جولان می‌داد و برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی یادآور دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی است، بار دیگر خبرساز شده است. شرکت فرانسوی سیتروئن در نمایشگاه خودروی پاریس ۲۰۲۶ از مدل مفهومی برقی «۲سی‌وی» رونمایی کرده؛ خودرویی با ظاهری تازه که یادآور همان خانواده مشهور خودروهای سیتروئن است که ایرانیان آن را با نام ژیان به خاطر می‌آورند.

ژیان از سال ۱۳۴۷ در شرکت «سیتروئن ایران»، که بعدها به سایپا تغییر نام داد، تولید می‌شد. این خودرو در واقع نسخه ایرانی سیتروئن «دایان» و از خانواده مدل معروف ۲سی‌وی بود. ژیان با بدنه کوچک، مصرف پایین بنزین و قیمت مناسب، به یکی از خودروهای محبوب و اقتصادی ایران پیش از انقلاب تبدیل شد و در کنار پیکان، جای خود را در زندگی روزمره خانواده‌های ایرانی باز کرد.

در سال‌های نخست عرضه، قیمت ژیان حدود ۱۲ هزار تومان بود، در حالی که پیکان نزدیک به ۱۷ هزار تومان فروخته می‌شد. همین اختلاف قیمت، ژیان را برای خانواده‌هایی که به دنبال خرید نخستین خودروی شخصی خود بودند، به گزینه‌ای جذاب تبدیل کرده بود. البته موتور کم‌قدرت، تکان‌های معروف بدنه و دشواری حرکت در سربالایی‌ها نیز بخشی از خاطرات و شوخی‌های همیشگی درباره این خودروی کوچک بود.

تولید ژیان در ایران پس از انقلاب به‌تدریج کاهش یافت و سرانجام رنو ۵ جای آن را در خطوط تولید سایپا گرفت. اما ژیان با وجود گذشت چند دهه، همچنان برای بسیاری از ایرانیان یادآور روزگاری است که خیابان‌ها پر از پیکان، ژیان و رنو بود و داشتن یک خودروی شخصی، آرزوی بسیاری از خانواده‌ها به شمار می‌رفت.

اکنون سیتروئن می‌کوشد همان سادگی و جذابیت گذشته را در قالب خودرویی برقی زنده کند. مدل جدید با حفظ برخی ویژگی‌های ظاهری ۲سی‌وی قدیمی، از طراحی امروزی، فضای داخلی رنگارنگ و امکانات جدید برخوردار است. این شرکت قصد دارد نسخه تولیدی آن را تا سال ۲۰۲۸ با قیمت پایه حدود ۱۵ هزار یورو به بازار عرضه کند؛ هرچند مشخصات و قیمت نهایی هنوز قطعی نیست.

بازگشت این خودروی خاطره‌انگیز در حالی است که خودروسازان اروپایی برای رقابت با خودروهای برقی ارزان‌قیمت چینی، بار دیگر به سراغ مدل‌های محبوب گذشته رفته‌اند.

خبرنامه گویا - صداوسیما روز سه‌شنبه در دست‌کم دو بخش هواشناسی، نام «کاسپین» را جایگزین «خزر» روی نقشه‌ها کرد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که شبکه افق در برنامه‌ای با عنوان «نقشه صهیونیست‌ها برای تغییر نام دریای کاسپین به خزر» مدعی شد استفاده از نام خزر بخشی از تلاش اسرائیل برای اثبات وجود یک «امپراتوری یهودی» در منطقه قفقاز است!

irib.jpgاحمد کاظمی، کارشناس این برنامه، حتی ادعا کرد که «جهانیان ایرانی‌ها را بابت استفاده از نام خزر مسخره می‌کنند»! در حالی که هنوز خبری از تغییر رسمی نام این دریا نیست، کاربران شبکه‌های اجتماعی با انتقاد از این جنجال یادآوری کرده‌اند که مسئله مهم‌تر، حقوق و منافع ایران در دریای خزر و عملکرد جمهوری اسلامی در برابر روسیه است؛ موضوعی که به باور منتقدان، زیر سایه روابط تهران و مسکو قرار گرفته است.

Masoud_amirkhalili.jpgپرسش آغازین: چگونه می‌توان هویت باستانی ایرانیان را با استفاده از دیالکتیک هگل، پس از اسلامی شدن ایران در سال 651 میلادی تحلیل کرد؟ هگل به هویت به عنوان یک فرآیند پویا نگاه می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه یک هویت می‌تواند پس از تغییرات بنیادین همچنان پیوسته و پایدار باقی بماند. در دیالکتیک هگل، مراحل مختلف این فرآیند به اینگونه توضیح داده شده است: مرحله اول یا "تز" که می‌توان آن را در دوره ایران ساسانی مشاهده کرد، شامل عناصری نظیر آتشکده‌های زرتشتی، زبان فارسی میانه، ایدئولوژی شاهنشاهی و میراث امپراتوری است. سپس مرحله "آنتی‌تز" شکل می‌گیرد که با فتح عربی - اسلامی همراه است.

این دوره با ورود دین اسلام، جایگزینی زبان عربی به عنوان زبان رسمی، و ایجاد نظام حکومتی جدید به شکل خلافت مشخص می‌شود که هویت را به حالتی دیگر یا حتا به بیگانه تبدیل می‌کند. مرحله آخر "سنتز" (رفع Aufhebung = ) است. "رفع" در معنای هگلی همزمان سه حرکت دارد: چیزی نفی می‌شود؛ چیزی حفظ می‌شود و چیزی در سطحی تازه و بالاتر بازسازی می‌شود.

azar.jpgخبرنامه گویا - به گزارش ایندیپندنت، اجرای مقررات تازه پوشش در مدارس جمهوری آذربایجان و جلوگیری از ورود شماری از دانش‌آموزان محجبه به کلاس‌های درس، اعتراض‌هایی را در این کشور به دنبال داشته است. گزارش‌ها همچنین از محدودیت فعالیت معلمان محجبه، تحریم کلاس‌ها از سوی برخی دانش‌آموزان و بازداشت ۳۷ نفر خبر می‌دهند.

دولت جمهوری آذربایجان روز ۳۰ شهریور مقررات جدیدی برای لباس فرم مدارس تصویب کرد که اگرچه نامی از حجاب نمی‌برد، اما پوشش مغایر با اصول آموزش سکولار و یکپارچگی لباس فرم را ممنوع می‌کند. مقررات مشابهی نیز برای پوشش معلمان به اجرا درآمده است.

در جمهوری آذربایجان، مدیر یک مدرسه به همراه مأموران پلیس در ورودی مدرسه ایستاده و از ورود دختران محجبه جلوگیری می‌کند. او در پاسخ به اعتراض‌ها می‌گوید: «دستور وزارتخانه است؛ اجازه ورود ندارند.»:

در پی این تصمیم، شماری از دانش‌آموزان در باکو و منطقه ماسالی در حمایت از همکلاسی‌های محجبه خود از حضور در کلاس‌ها خودداری کردند.

دختر دانش‌آموزی در جمهوری آذربایجان پس از جلوگیری از ورودش به مدرسه به دلیل داشتن حجاب، اشک می‌ریزد:

این تحولات در کشوری رخ می‌دهد که اکثریت جمعیت آن مسلمان و عمدتاً شیعه هستند، اما برخلاف جمهوری اسلامی، ساختار حکومتی سکولار دارد و جدایی دین از دولت در قانون اساسی آن تصریح شده است. جمهوری آذربایجان همچنین با وجود اشتراکات مذهبی با ایران، روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی نزدیکی با اسرائیل برقرار کرده و در سیاست خارجی مسیر متفاوتی از تهران در پیش گرفته است.

با این حال، محدودیت‌های تازه حجاب بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که مرز میان سکولاریسم، آزادی مذهبی و حق تحصیل کجاست.

ghash.jpg

خبرناما گویا - شادی برنده شدن یک خودروی پژو ۲۰۷ در کرمان برای یکی از شرکت‌کنندگان در همایش پیاده‌روی خانوادگی چنان غیرمنتظره بود که پس از شنیدن نام خود در مراسم قرعه‌کشی، از شدت هیجان و خوشحالی بیهوش شد! ویدیوی این لحظه که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، توجه کاربران را به خود جلب کرده است.

این همایش روز یکشنبه ۱۹ مهرماه با حضور حدود ۲۳۰ هزار نفر در کرمان برگزار شد. به گزارش هیات ورزش‌های همگانی استان کرمان، در پایان مراسم دو دستگاه پژو ۲۰۷ و ۱۰۰ دستگاه دوچرخه میان شرکت‌کنندگان قرعه‌کشی شد؛ اما آنچه بیش از همه خبرساز شد، واکنش غیرمنتظره یکی از برندگان جایزه خودرو بود.

***

dej.jpg

دژ - یکی از هواداران نظام، موسوم به «جانفدا»، می‌گوید مدت‌هاست برای مقابله با عملیات زمینی آمریکا و اسرائیل در بیابان مستقر شده و برای این کار هیچ پولی دریافت نکرده است.

کارشناسان براین باورند این کارزار «جانفدا» بیش از آنکه اقدامی برای مقابله با نیروهای خارجی با تسلیحات پیشرفته باشد، بـ.-سیج حامیان نظام برای ارتقاء روحیه و تقویت ماشین سرکوب است، آنهم پس از آنکه در جنگ ۴۰ روزه صدمات سنگینی دید.

***

mamdani.jpgاز وعده‌های مجانی تا دی‌جی‌بازی؛ ریمیکس سیاسی تهران ۵۷ و نیویورک امروز!

خبرنامه گویا - از تهران سال ۵۷ تا نیویورک امروز، ظاهراً بعضی وعده‌های سیاسی هرگز از مُد نمی‌افتند! شباهت برخی شعارهای انتخاباتی زهران ممدانی، شهردار نیویورک، با وعده‌های روح‌الله خمینی، دستمایه مقایسه‌های طنزآمیز و انتقادی شده است. خمینی از آب و برق و اتوبوس مجانی برای مستمندان سخن می‌گفت و ممدانی نیز با وعده اتوبوس رایگان، تثبیت اجاره‌بها و خدمات نگهداری از کودکان به میدان آمد.

در ویدیویی طنز که با هوش مصنوعی ساخته شده، خمینی و ممدانی در کنار یکدیگر به دی‌جی‌بازی مشغول‌اند؛ تصویری خیالی با یادآوری یک واقعیت تلخ برای ایرانیانی که روزگاری به وعده‌های شیرین دل بستند و بهای سنگینی برای آن پرداختند.

***

parsian.jpgچگونه هنوز ارجاع به نبردهای باستانی در قرن بیست‌ویکم برای مشروعیت‌بخشی به اقتدار قدرت و تقابل ژئوپلیتیک به کار گرفته می‌شوند؟ چگونه زمان‌پریشی تاریخی، فرصت‌طلبی سیاسی و ساخت «دیگری» در روایت‌های معاصرِ سیاست خارجی ایالات متحده به توجیه هژمونی سیاسی و نظامی بدل می‌شوند. نقدی بر بهره‌برداری ایدئولوژیک از گذشته در سخنرانی مارکو روبیو در آتن و پیامدهای آن برای فهم روابط ایران و غرب.

نطق مارکو روبیو در آتن در 7 اکتبر 2026:

https://www.state.gov/releases/office-of-the-spokesman/2026/10/secretary-of-state-marco-rubio-remarks

مقدمه

در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ و در بحبوحه تنش جنگی ایالات متحده با ایران، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، با حضور در پنی‌کس (Pnyx) آتن و با پس‌زمینه آکروپولیس، یکی از بحث‌برانگیزترین سخنرانی‌های دوران تصدی خود را ایراد کرد1. این نطق که با هدف ترغیب متحدان اروپایی برای همسویی با دکترین «اول آمریکا» (America First) طراحی شده بود، به شکلی نظام‌مند از روایت‌های تقلیل‌گرایانه تاریخی برای توجیه استراتژی‌های ژئوپلیتیک معاصر بهره برد3. مقاله حاضر با رویکردی انتقادی، به کالبدشکافی محتوای این نطق، ارزیابی ادعاهای تاریخی آن در ترازوی تاریخ‌نگاری مدرن هخامنشی، و تحلیل بستر سیاسی آن به مثابه ابزاری برای فرصت‌طلبی سیاسی می‌پردازد.

1noghrekar.jpg

ادیان الهی و" آسمانی" مهمترین و نقش آفرین ترین عامل در پیدائی نابردباری، نفرت پراکنی، کینه توزی، خشونت آفرینی و جنگ اند، به ویژه آنجا که با قدرت و کانون سیاسی ای همجنسِ خود درآمیزند. سیمای واقعی ِ سه پدیده ی یهودیت، مسیحیت و اسلام را سیاست بازانِ شارعِ این ادیان: نتانیاهوها، ترامپ ها و خامنه ای ها در" غزه" نقش زده اند. خالقان و "سازندگان" غزه و گورستان های بدونِ مرز نشان داده ا ند در جهان " مدرن" حتی مذهب ومرام شان از یک جنس است، و تفاوتی اگر هست در شکل و در سطح است و به وقتش نیز در مکان ها و زمان ها ی مختلف چهرۀ واقعی شان را با ریختن خون یکدیگر به نمایش گذاشته و خواهند گذاشت. غزه و غزه ها نماد و تجلیِ آمیزشِ دین و حکومت، مذهب و سیاست و معجونی از انواع افراطی گری های ادیانِ " آسمانی" و ایدئولوژی های دین گونۀ " زمینی" است که در ورق پاره هایی رنگین با عناوینِ " ایسم" های "چپ و راست" فاجعه آفریده اند.

آنچه در کتاب های" آسمانی"، تورات و انجیل و قران، چشمگیراست شباهت آن ها به یکدیگراست، انگار پیام آوران کتاب ها را از روی دست هم نوشته و تقلب کرده اند، درست مثل توضیح المسائل آخوندها.

در این یادداشت به نمونه ای از شباهتِ به روز شدۀ مسیحیت و اسلام اشاره می کنم، به مشابهت مسیحیت ِناسیونالیستیِ ترامپی و اسلام سیاسی خمینی - خامنه ای، دو حکومت و نظامی که مشابهتی ترکیبی دارند، حکومت ترامپ: "حکومتِ مسیحیان افراطی و تاگیسم"، و حکومت اسلامی:"آخوندیسم و جاهلیسم".

2

از شباهت ناگزیرِ این دو پدیدۀ شوم، برخورد این دو حکومت با "حکم و اجرای مجازات اعدام" است، حکم و اجرای سلب حق حیات از انسان با خشن ترینِ روش ها، حتی در ملاعام.

خمینی و حاکم شرع اش خلخالی گفتند و هنوز ازآن گفته پیروی می شود که اعدام وسیله ای برای زدودن عوامل جرم و جنایت است و چنانچه در ملاعام انجام شود باعث عبرت دیگران می شود تا دست ازمخالفت با حکومت اسلامی بردارند و مرتکب جرم و جنایت نشوند. پس از 48 سال نتیجه این کارِعبادی و عبرت آموز، افزایشِ مخالفت با حکومت اسلامی و نیز افزایش میزان جرم و جنایت و آسیب های اجتماعی و روانی در ایران است.

ترامپ و وزیر جنگ اش هگست نیز به مانند خلخالی و خمینی اعدام - و به احتمال زیاد در آینده ای نزدیک" لینچ کردن"- را وسیله ای برای زدودن عوامل جرم و جنایت می دانند که انجام آن در ملاعام باعث عبرت دیگران می شود تا جرم و جنایت نکنند. آمار جرم و جنایت در امریکا بیهودگی و زیان آوری این روش عبادیِ وعبرت آموز را نشان داده است.

خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب، ویرایش و کوتاه شده است. متن کامل و اصلی آن را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

Mehrdad_Darvishpour_2.jpgضرورت لغو مجازات اعدام در پرتو دادخواهی و دفاع از حق حیات

مهرداد درویش‌پور

متن حاضر برگرفته از سخنرانی نگارنده در سمینار روز جهانی مبارزه با اعدام است که به دعوت نهاد همگرایی جمهوری‌خواهان ایران ـ استکهلم، در ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶ برگزار شد.

پیشگفتار

بحث امروز من، از یک سو، برگرفته از سخنرانی «خشونت و قدرت و ضرورت لغو مجازات اعدام» است که چهل سال پیش در استکهلم ایراد شد و چندی بعد متن آن در فوریه ۱۹۸۷ در شماره یک مجله «تلاش ـ بررسی چپ نو» انتشار یافت. متأسفانه در آن زمان اندیشه خشونت‌گرا در اپوزیسیون بسیار نیرومند بود و بخش مهمی از آن، به‌صورت تلویحی یا آشکار، از ضرورت «اعدام‌های انقلابی» برای «نابودی دشمن» حمایت می‌کرد و برای آن «حقانیت طبقاتی» قائل بود.

بسیاری مخالفت مرا حتی با اعدام سران نظام سلطنتی در آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی و یا مخالفت با اعدام افرادی نظیر لاجوردی و خلخالی در صورت پیروزی نیروهای ترقی‌خواه نادرست می‌دانستند و ضمن دفاع از «اعدام انقلابی»، ایده لغو کامل مجازات اعدام را نظریه‌ای «لیبرالی» می‌خواندند. خوشبختانه امروز بسیاری از همان سازمان‌ها به مخالفان جدی و سازماندهندگان کارزارها علیه اعدام بدل شده‌اند.

در این میان، به ویژه گسترش اعدام‌های حکومتی وضعیتی به‌شدت نگران‌کننده پدید آورده و ضرورت گسترش کارزار همگانی مبارزه علیه مجازات اعدام را دوچندان کرده است. کارزاری فراگروهی که نمی‌توان آن را به یک جریان سیاسی یا فکری خاص محدود کرد و باید به یکی از اولویت‌های جنبش مطالبه‌محور کنونی بدل شود.

گزارش سالانه سازمان حقوق بشر ایران و «باهم علیه مجازات اعدام» نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۱۶۳۹ نفر در ایران اعدام شدند. رقمی که نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۶۸ درصد افزایش یافته و بالاترین شمار ثبت‌شده پس از کشتار مهیب ۱۳۶۷ در زندان‌ها است. نزدیک به نیمی از این اعدام‌ها به اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر مربوط بود و ۱۱ حکم نیز در ملأ عام اجرا شد.

البته این آمار حداقلی است و با توجه به پنهان‌کاری حکومت، شمار واقعی اعدام‌ها می‌تواند بیشتر باشد. برای نمونه عفو بین‌الملل در گزارش خود در همان سال رقم به‌مراتب بالاتری ارائه کرده و دست‌کم ۲۱۵۹ اعدام را در ایران ثبت کرده است. با این همه در هر دو صورت ایران از نظر تعداد اعدام‌ها پس از چین در رتبه دوم جهان قرار دارد، اما از آنجا که آمار اعدام در چین محرمانه است، ایران بزرگ‌ترین مجری شناخته‌شده مجازات مرگ در جهان به شمار می‌رود.

من در همان سخنرانی و مقاله نامبرده چهل سال پیش، از جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان «جمهوری مرگ» نام بردم و هنوز بر این باورم که این مفهوم نه تنها اعتبار خود را از دست نداده، بلکه امروز از اعتبار بیشتری برخوردار شده است. در نگاه بنیادگرایان اسلامی، نه تنها نابودی دگراندیشان و هر آن کس که «مجرم»، «محارب»، «مفسد» یا «دشمن» خوانده می‌شود، بلکه شهادت‌طلبی نیز بخشی از فلسفه سیاسی این شوریدگان و ستایشگران مرگ است.

البته بازتولید زبان انتقام و خشونت و نمایش حلقه‌های دار در بخشی از اپوزیسیون راست افراطی نشان می‌دهد که نقد سیاست مرگ را نمی‌توان تنها به جمهوری اسلامی محدود کرد. مخالفت اصولی با اعدام هنگامی اعتبار دارد که دشمنان سیاسی ما را نیز دربر گیرد و راه تعویض جای جلاد و قربانی را ببندد.

فلسفه مجازات اعدام از منظر حقوقی؛ «عدالت» یا انتقام؟

به لحاظ تاریخی مجازات اعدام از همان آغاز ـ چه به صورت خودسرانه فردی و گروهی و چه به صورت قانونی ـ با بهانه و انگیزه‌هایی چون انتقام‌جویی، اعاده حیثیت، عبرت مجرمان، بازداشتن دیگران از ارتکاب جرم، اجرای «عدالت» و «حق‌طلبی» صورت گرفته است که در متون دینی گوناگون نیز مشروعیت یافته است.

مجازات اعدام در نظام حقوقی جمهوری اسلامی در قالب قصاص، حدود و برخی مجازات‌های تعزیری اجرا می‌شود و توجیه آن بر آمیزه‌ای از مکافات، ادعای بازدارندگی، حفظ اقتدار نظام و حتی این باور استوار است که این گونه مجازات دنیوی می‌تواند از عذاب اخروی گناهکار بکاهد!

با این همه، برخی پژوهشگران فقهی تأکید می‌کنند در فقه شیعه درباره قلمرو و شرایط اجرای این مجازات‌ها اتفاق نظر وجود ندارد و قانون نیز به صورت رسمی محاربه را به کشیدن سلاح و ایجاد ناامنی محدود کرده و تأثیر شک و شبهه در اثبات جرائم حدی را پذیرفته است. از این رو، حتی بر پایه موازین فقهی و قوانین خود حکومت نیز نمی‌توان هر اعتراض سیاسی را بدون اثبات شرایط قانونی، محاربه یا افساد فی‌الارض خواند و بر پایه اعتراف اجباری و دادرسی ناعادلانه حکم مرگ صادر کرد.

در میان فیلسوفان مدافع حق حیات، سزار بکاریا حقوق‌دان ایتالیایی از نخستین مخالفان مجازات اعدام بود که در رساله «جرائم و مجازات» خود در سال ۱۷۶۴ نوشت:

kosari.jpgخبرنامه گویا - اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، با دفاع از طرح «مقابله با نفوذ» که با هدف شناسایی و مقابله با نفوذ عوامل خارجی و آنچه تهدیدی علیه امنیت جمهوری اسلامی خوانده می‌شود مطرح شده است، اعلام کرد افرادی که قصد سفر به خارج از کشور دارند، باید پیش از خروج اطلاع‌رسانی کنند تا «بعداً گرفتار نشوند».

کوثری در گفت‌وگو با جماران مدعی شد این طرح محدودیتی برای مردم ایجاد نمی‌کند و افزود: «اگر کسی ریگی در کفش نداشته باشد، این طرح صددرصد به نفع او است.» به گفته او، هدف از اطلاع‌رسانی پیش از سفر، جلوگیری از تبدیل شدن شهروندان به «آلت دست دیگران» است.

این طرح به سفرهای خارجی محدود نمی‌شود. کوثری درباره ممنوعیت گفت‌وگو با برخی رسانه‌های خارجی نیز گفت مردم «نباید با رسانه‌های خاص که نمی‌خواهند اصلاً جمهوری اسلامی وجود داشته باشد گفتگو کنند».

این اظهارات با واکنش انتقادی در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد. یغما فشخامی، روزنامه‌نگار، در شبکه اکس نوشت: «یعنی ظاهراً از این به بعد سفر خارجی هم قراره با اطلاع و هماهنگی قبلی باشه و برای رفتن از کشور باید اجازه بگیریم!»

کوثری همچنین اعلام کرد از ۳۳ ماده طرح مقابله با نفوذ، تاکنون ۲۲ ماده بررسی شده و چند ماده برای بررسی مجدد به کمیسیون بازگشته است. این طرح هنوز به قانون لازم‌الاجرا تبدیل نشده، اما احتمال گسترش نظارت بر سفرها و ارتباطات خارجی شهروندان نگرانی‌هایی ایجاد کرده است.

اظهارات این نماینده مجلس با واکنش انتقادی در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است. یغما فشخامی، روزنامه‌نگار، در واکنش به سخنان کوثری در شبکه اکس نوشت: «یعنی ظاهراً از این به بعد سفر خارجی هم قراره با اطلاع و هماهنگی قبلی باشه و برای رفتن از کشور باید اجازه بگیریم!»

این طرح هنوز به قانون لازم‌الاجرا تبدیل نشده است.

ilhan.jpgخبرنامه گویا - مأموران اداره تحقیقات امنیت داخلی آمریکا (HSI) بامداد دوشنبه ۲۰ مهر، با حکم قضایی به خانه ایلهان عمر، نماینده دموکرات و از منتقدان سرسخت دونالد ترامپ در واشنگتن دی‌سی رفتند و آن را بازرسی کردند. این اقدام در چارچوب تحقیقات کیفری فدرال انجام شده و بار دیگر اتهامات جنجالی درباره سوابق مهاجرتی این نماینده سومالیایی‌تبار کنگره آمریکا را در کانون توجه قرار داده است.

به گزارش فاکس‌نیوز و سی‌بی‌اس، محور تحقیقات به مدارک مهاجرتی ایلهان عمر مربوط می‌شود؛ اسنادی که پدر فقید او هنگام ورود خانواده به آمریکا و در دوران کودکی عمر تکمیل کرده بود. وزارت دادگستری آمریکا با تأیید اجرای حکم بازرسی اعلام کرد این عملیات بخشی از تحقیقات کیفری در حال انجام است، اما جزئیات اتهامات احتمالی را منتشر نکرد.

این پرونده در حالی خبرساز شده که ایلهان عمر سال‌ها با اتهامات جنجالی درباره سوابق ازدواج و مهاجرت خود روبه‌رو بوده است. از جمله برخی جمهوری‌خواهان مدعی شده‌اند که او برای تسهیل مهاجرت برادرش با او ازدواج کرده است؛ ادعایی که عمر همواره آن را رد کرده است.

mohamed.jpgعطا محامد - ایران‌وایر

خبرنامه گویا: این گزارش برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب، ویرایش و کوتاه شده است. در این نسخه، بخش‌های اصلی مربوط به مواضع حسین مرعشی درباره مذاکره و عقب‌نشینی جمهوری اسلامی، انتقاد او از مخالفان مذاکره و واکنش تند اصولگرایان حفظ شده است. متن کامل و اصلی گزارش را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

از پیشنهاد عقب‌نشینی جمهوری اسلامی تا اتهام همکاری با آمریکا؛ جدال مرعشی و اصولگرایان بر سر بقای نظام

«من به رییس‌جمهور، رییس مجلس، آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، و فرماندهان محترم سپاه هشدار می‌دهم که در زمینه جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند.» این جمله را «حسین مرعشی»، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، گفت. او که نسبت به تبعات وضعیت اقتصادی موجود هشدار می‌داد گفت: «ایران، مهم‌تر از هر مساله دیگری است؛ مهم‌تر از غنی‌سازی و مهم‌تر از حفظ دستاوردهای هسته‌ای.» و پرسید: «چه کسی گفته مذاکره خیانت است؟» مرعشی در حالی به پرهیز از جنگ مجدد دعوت می‌کرد که از فرماندهان سپاه تقدیر کرد، نظام را «چتر امنیتی» کشور نامید و تصمیم شورای عالی امنیت ملی با تایید رهبری را «فصل‌الخطاب» خواند.

با این حال او به تسلیم طلبی توسط نزدیکان سپاه متهم شده است. این دومین بار است که او در چهل روز گذشته به «خیانت» متهم شده. پس از انتشار گفته‌های او در ۱۱ شهریور در مورد چین که تاکید کرده بود برای حضور «محمدباقر قالیباف»، رییس مجلس، در پکن شرط گذاشته شده است مورد حملات اصولگرایان قرار گرفت. او توضیح داد که چین گفته است: ایران باید تنگه هرمز را باز کند، عوارض نگیرد و اختلافش را با عربستان و آمریکا حل کند. آن زمان، دفتر قالیباف این حرف را تکذیب کرد، اما همین کافی بود که برخی مرعشی را «جاده‌صاف‌کن سیاست‌های کاخ‌سفید» بخوانند و نام او را در شمار «وحدت‌شکنان» بیاورند. اما مرعشی و منتقدانش هر دو بقای نظام را می‌خواهند؛ او اگر هم از معیشت مردم می‌گوید، چون نارضایتی آن‌ها را خطری برای همین نظام می‌داند.

ایران، مهم‌تر از غنی‌سازی

مرعشی در گفت‌وگو با خبرآنلاین در ۱۸ مهر ماه گفت که مسوولان نباید خطر جنگ را بپذیرند، اگر لازم شد باید عقب‌نشینی کنند، و تاکید کرد که مذاکره خیانت نیست. او گفت حکومت سه راه پیش رو دارد: حمله، دفاع سنگین یا «عقب‌نشینی‌های تاکتیکی». او هیچ‌کدام را رد نکرد، اما گفت کشور نمی‌تواند بلاتکلیف بماند: «نمی‌توان کشوری را در وضعیت تعلیق نگه داشت.» مرعشی از شاه عباس صفوی مثال آورد که به گفته او برای شکست دادن ازبک‌ها با عثمانی آتش‌بس کرد و تبریز «حدود ۱۸ سال» در دست عثمانی‌ها ماند. او نتیجه گرفت: «جمهوری اسلامی باید یاد بگیرد که در مواقع لازم، امتیازهای تاکتیکی بدهد.»

koodakhamsar.jpgخبرنامه گویا - یک دختر ۱۵ ساله افغان به نام «شریفه» که در سن کودکی به ازدواج درآمده بود، در مشهد بر اثر ضرب‌وشتم شدید همسر ۲۲ ساله‌اش جان باخت. بر اساس گزارش‌ها، انگیزه این جنایت، خشم مرد جوان از همسرش پس از آن بود که شریفه «تصویری زیبا از خودش» را برای یکی از دوستانش فرستاد و دوستش از این تصویر تعریف و تمجید کرد.

به گزارش رکنا، همسر شریفه پس از مشاهده واکنش دوست او به عکس منتشرشده در فضای مجازی، به‌شدت عصبانی شد و دختر نوجوان را با مشت، لگد و سیم شارژر تلفن همراه مورد ضرب‌وشتم قرار داد. شدت ضربات به اندازه‌ای بود که شریفه بیهوش شد.

مرد جوان پس از این حادثه، با کمک زن دیگری همسر نیمه‌جانش را به مطب یک پزشک منتقل کرد. پزشک با مشاهده وضعیت وخیم دختر نوجوان با اورژانس تماس گرفت و او به بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد مشهد انتقال یافت. شریفه پس از چهار روز بستری، بر اثر خونریزی مغزی و شدت جراحات جان باخت.

پرونده مرگ این دختر ۱۵ ساله روز ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ به مراجع قضایی مشهد ارجاع شد. همسر او که پس از مرگ شریفه متواری شده بود، سرانجام روز دوم شهریور در یکی از محله‌های مشهد بازداشت شد.

متهم در جریان بازسازی صحنه جرم به ضرب‌وشتم همسرش اعتراف کرد و مدعی شد که تعریف و تمجید یکی از دوستان شریفه از تصویر او در فضای مجازی باعث خشمش شده است.

این جنایت بار دیگر مسئله کودک‌همسری و آسیب‌پذیری دختران نوجوان در برابر خشونت خانگی را برجسته کرده است؛ خشونتی که در این پرونده، بنا بر اعترافات متهم، تنها به دلیل ارسال یک عکس و واکنش مثبت یک دوست به آن، به مرگ دختری ۱۵ ساله انجامید.

متهم پس از بازسازی صحنه جرم با دستور مقام قضایی روانه زندان شده و تحقیقات درباره این پرونده همچنان ادامه دارد.

وقتی پزشک مسافرکش می‌شود

| No Comments

dr.jpgمرگِ تخصص؛ از پزشک مسافرکش تا بازتولید فقر در اقتصاد ایران

حمید آصفی

وقتی پزشک عمومی برای تأمین معاش به مسافرکشی روی می‌آورد، با یک جابه‌جایی شغلی معمولی روبه‌رو نیستیم؛ با نشانه‌ای از اختلال در رابطه میان تخصص و اقتصاد مواجهیم. گزارش روزنامه شرق درباره روی‌آوردن پزشکان عمومی به مشاغلی مانند رانندگی و مراقبت از سالمندان، تصویری روشن از این وضعیت ارائه می‌دهد. به گفته رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران، حدود ۳۵ درصد پزشکان عمومی دیگر طبابت نمی‌کنند. حقوق ماهانه ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومانی و ناتوانی برخی پزشکان در تأمین هزینه‌های مطب نیز ابعاد معناداری از این بحران را آشکار می‌کند.

اقتصاد یک کشور زمانی وارد مرحله فرسایش ساختاری می‌شود که دیگر نتواند میان دانش، مهارت و معیشت رابطه‌ای معقول برقرار کند. در چنین وضعیتی، تحصیلات عالی الزاماً به امنیت شغلی، تخصص به درآمد متناسب و سال‌ها سرمایه‌گذاری آموزشی به آینده‌ای قابل پیش‌بینی منتهی نمی‌شود. فرد درس می‌خواند، مهارت می‌آموزد و تخصص کسب می‌کند؛ اما هنگامی که وارد بازار کار می‌شود، درمی‌یابد که اقتصاد برای دانسته‌های او بهایی متناسب نمی‌پردازد.

پزشک عمومی امروز با هزینه‌های مطب، اجاره، تجهیزات، دستمزد کارکنان، مالیات و سایر مخارج حرفه‌ای روبه‌روست؛ هزینه‌هایی که در اقتصاد تورمی پیوسته افزایش می‌یابند، درحالی‌که درآمد او الزاماً با این تغییرات همگام نیست. باید میان حقوق پزشک استخدام‌شده و درآمد پزشک صاحب مطب نیز تفاوت گذاشت؛ زیرا درآمد حاصل از ویزیت، پیش از آنکه به معیشت پزشک تبدیل شود، باید هزینه‌های ارائه خدمت را پوشش دهد.

dabir.jpgپشت‌پرده آشتی جنجالی رؤسای فوتبال و کشتی

رئیس فدراسیون کشتی با اتکا به نفوذ سیاسی‌اش، اکنون در جایگاه ناظر و بازخواست‌کننده مدیران دیگر رشته‌ها ظاهر شده

خبرنامه گویا - به گزارش ایندیپندنت فارسی، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، روز یکشنبه ۱۹ مهر، پس از تهدیدهای علیرضا دبیر به افشاگری و درخواست ورود قوه قضاییه به پرونده‌های فوتبال، به فدراسیون کشتی رفت تا اختلاف با او را حل‌وفصل کند. یک روز بعد نیز از دبیر دعوت کرد تا در مرکز ملی فوتبال حضور یابد. این رفت‌وآمدها، پس از عذرخواهی تلفنی یکی از اعضای هیأت‌رئیسه فوتبال، از نگاه منتقدان نشانه عقب‌نشینی تاج در برابر مدیری است که نفوذش از حوزه کشتی فراتر رفته است.

علیرضا دبیر پنجشنبه ۱۶ مهر در واکنش به اظهارات مسئولان فدراسیون فوتبال اعلام کرد پس از مسابقات جهانی با آنان به‌صورت «تک‌به‌تک» کار دارد. او همچنین هشدار داد مدیران فوتبال باید زمانی بترسند که او خواستار ورود قوه قضاییه شود. دبیر مدعی شد اگر اراده کند، می‌تواند حتی از تعداد قندهای قندان آنان اطلاع پیدا کند.

رئیس فدراسیون کشتی همچنین ادعا کرد از ارتباط برخی افراد در فدراسیون فوتبال با رسانه‌های خارج از ایران اطلاع دارد و تهدید کرد در زمان مناسب درباره آنان صحبت خواهد کرد. او با استفاده از عنوان «وطن‌فروش» برای افرادی که اطلاعات در اختیار این رسانه‌ها قرار می‌دهند، اختلافی ورزشی را به موضوعی امنیتی پیوند زد.

دبیر در همین اظهارات اعلام کرد محمدرحمان سالاری، عضو هیأت‌رئیسه فوتبال، پس از انتقاد از دخالت او، تلفنی عذرخواهی کرده است. او همچنین دولت، مجلس و وزارت ورزش را خطاب قرار داد و خواست مدیران فوتبال را فراخوانند و تکلیف آنان را روشن کنند.

پرونده‌های مالی و تهدیدی که تاج را به عقب‌نشینی کشاند

عقب‌نشینی تاج در شرایطی رخ داد که عملکرد او پیش‌تر به دلیل پرونده‌های مالی، قراردادهای ابهام‌برانگیز و اتهام‌های فساد زیر سؤال رفته بود. ایندیپندنت فارسی در گزارش‌های متعدد به پرونده پرداخت ۲۰۰ سکه طلا از سوی مدیران گل‌گهر به مدیران فدراسیون، ابهام درباره هزینه‌کرد بیش از ۱۰ میلیون دلار کمک فیفا و هزینه هشت میلیون یورویی قرارداد کوتاه‌مدت مارک ویلموتس پرداخته است.

تاثیر اقامت در فضا بر بدن

| No Comments

ebnolreza.jpgایران اینترنشنال - مجید ابن‌الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، دوشنبه ۲۰ مهر در جمع روسای برخی سازمان‌های صنعتی وزارت دفاع گفت: «کسانی که امروز با ادبیات کینه‌توزانه و سرشار از عقده درباره ایران و هویت تمدنی ملت ما سخن می‌گویند، یا تاریخ را نمی‌شناسند یا با فهم غلط و ناقص از مفاهیم راهبردی عملا با آتش بازی می‌کنند.»

او خطاب به آمریکا گفت: «با آتش بازی نکنید؛ دست نیروهای مسلح ما پر است.»

ابن‌الرضا افزود: «تقابل تمدنی، بازی با آتش است؛ آتشی که آغازکنندگان آن نمی‌توانند برای گسترش و پایانش مرز تعیین کنند و پیامدهای آن را فقط به دیگران محدود سازند.»

او گفت: «اگر تصور می‌کنند می‌توانند با تهاجم تمدنی، ملت ایران را به عقب‌نشینی وادار کنند، تاریخ ایران و اراده این ملت را به‌درستی نشناخته‌اند. البته همه اینها ناشی از استیصال و شکست آنهاست.»

۱۰ قانون مهم زندگی برای همه

| No Comments

voa.jpgدر این قسمت از برنامه «عمق میدان» تلویزیون صدای آمریکا، مهدی خلجی، نویسنده و پژوهشگر با سابقه فعالیت در مطبوعات دوران اصلاحات، به بررسی تحولات سیاسی ایران، وضعیت اپوزیسیون و آینده جمهوری اسلامی پرداخته و اظهارات تندی علیه رضا پهلوی و دیگر جریان‌های مخالف حکومت مطرح کرده است؛ سخنانی که با دیدگاه بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی در تضاد است.

متن زیر گزیده ویرایش‌شده سخنان مهدی خلجی در این گفت‌وگو است و انتشار آن به معنای تأیید دیدگاه‌های وی از سوی خبرنامه گویا نیست. ویدیوی کامل مصاحبه در پایان مطلب آمده است.

حمله تند به رضا پهلوی و هشدار درباره ظهور «فاشیسم تازه‌نفس»

مهدی خلجی: باید میان اپوزیسیون و دگراندیش تفاوت قائل شد. اپوزیسیون به دنبال تغییر حکومت و جایگزین شدن با قدرت موجود است، اما دگراندیش لزوماً در پی تصرف قدرت نیست؛ بلکه در برابر دروغ، تحمیل حقیقت مطلق و شکل‌گیری قدرت استبدادی مقاومت می‌کند.

متأسفانه اپوزیسیون ایرانی، از مجاهدین خلق گرفته تا پهلوی‌ها، به دنبال این است که خودش به «ولایت فقیه با یک نقاب جدید» تبدیل شود. تنها کاری که بلد است براندازی است، بدون آنکه ایده‌ای داشته باشد که پس از براندازی چه باید کرد.

اگر هدف فقط نابودی جمهوری اسلامی باشد، می‌توانید از ترامپ حمایت کنید و از او بخواهید تمام ایران را با خاک یکسان کند و تمدن ایرانی را یک‌شبه از بین ببرد. اما اگر براندازی وسیله‌ای برای تأسیس حکومتی مبتنی بر آزادی، حقوق بشر و کرامت انسانی باشد، نمی‌توان از هر وسیله‌ای استفاده کرد و مدافع جنگ بود.

مشکل آقای پهلوی این است که به دنبال یک ایران آباد، آزاد و خالی از سکنه است. من آقای پهلوی را بسیار خطرناک‌تر از جمهوری اسلامی می‌دانم و بسیار خطرناک‌تر از هر دشمن خارجی.

ترامپ و نتانیاهو از آقای پهلوی استفاده ابزاری کردند تا افکار عمومی را برای جنگ آماده کنند و چنین نشان دهند که جنگ با ایران، نه فقط خواست آن‌ها، بلکه خواست ملت ایران است. آقای پهلوی تصور دیگری از اهداف آن‌ها داشت، اما ترامپ و نتانیاهو خوب می‌دانستند چه می‌کنند.

12-1.jpg

برنامه گویا - شهیار قنبری، شاعر، ترانه‌سرا و خواننده سرشناس ایرانی، حدود دو هفته پس از درگذشت پسرش لورکا، در حالی که هنوز داغ سنگین از دست دادن تنها فرزندش را بر دل دارد، بار دیگر به اجرای آثارش بازگشت. بازگشتی تلخ و تأثربرانگیز برای هنرمندی که در هفته‌های گذشته یکی از دشوارترین دوران زندگی خود را پشت سر گذاشته است.

لورکا قنبری، تنها فرزند این هنرمند، روز هشتم مهرماه پس از هفته‌ها بستری بودن در بیمارستان و دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات شدید جسمی درگذشت.

ch1444.jpgبرنامه شهرام همایون در تلویزیون کانال یک

یکی از دلایل بقای جمهوری اسلامی، اسرائیل و به‌ویژه سیاست‌های دولت بنیامین نتانیاهو بوده است. جمهوری اسلامی به گسترش ایران‌هراسی و تقویت موقعیت اسرائیل کمک کرده و ادامه تنش و جنگ نیز به سود تندروهای ایران تمام شده است. چهره‌هایی مانند سعید جلیلی، محمود نبویان و حمید رسایی با مواضع جنگ‌طلبانه خود عملاً در مسیری همسو با سیاست‌های اسرائیل حرکت می‌کنند.

نباید تصور کرد که ترامپ و نتانیاهو الزاماً خواهان همان آینده‌ای برای ایران هستند که مردم ایران می‌خواهند. دولت‌ها بر اساس منافع ملی خود تصمیم می‌گیرند و اتکای اپوزیسیون به قدرت‌های خارجی برای سرنگونی جمهوری اسلامی، بدون درک این واقعیت، اشتباهی بزرگ است.

اما پرسش اصلی از مخالفان جمهوری اسلامی این است: اگر قرار است این حکومت سقوط کند، با ۱۳ میلیون نفری که به سعید جلیلی رأی داده‌اند چه خواهید کرد؟

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*
***

مراسم عجیب ازدواج نکردن

| No Comments

bride.jpgزوج‌هایی که به یکدیگر قول می‌دهند ازدواج نکنند!

خبرنامه گویا - در مراسمی متفاوت و طنزآمیز در پاریس، زوج‌ها به جای پیمان ازدواج، تصمیم خود برای ازدواج نکردن را جشن گرفتند. این مراسم روز یکشنبه ۱۹ مهرماه، در چارچوب جشن سالانه برداشت انگور در محله مون‌مارتر و با حضور اریک لوژواندر، شهردار منطقه ۱۸ پاریس، برگزار شد.

شهردار در پایان یکی از این مراسم‌ها خطاب به یک زوج اعلام کرد: «من شما را رسماً ازدواج‌نکرده و نامزد برای ابد اعلام می‌کنم.» شرکت‌کنندگان نیز با لباس‌های ویژه و گل‌آرایی موهای خود، در فضایی شاد و نمادین، پیمان «ازدواج نکردن» بستند.

در میان شرکت‌کنندگان، دومینیک ۷۶ ساله و میشل ۸۰ ساله که شش سال است با یکدیگر زندگی می‌کنند، توجه‌ها را جلب کردند. دومینیک با اشاره به اینکه شریک زندگی‌اش پیش‌تر دو بار طلاق گرفته، گفت قصد ندارد «سومین» همسر او باشد. زنی دیگر نیز سگش را به‌عنوان همراه همیشگی خود در این جشن انتخاب کرده بود.

این مراسم که هر سال در مون‌مارتر برگزار می‌شود، با نگاهی طنزآمیز به سنت ازدواج، بر این ایده تأکید دارد که برای جشن گرفتن عشق و زندگی مشترک، لزوماً نیازی به ازدواج رسمی نیست.

12.jpgادعای مبهم هستی مهدوی درباره اتفاقی در ژاپن؛ اشاره به پرونده تجاوز و قتل یک دختر بریتانیایی

خبرنامه گویا - هستی مهدوی، بازیگر ایرانی، در واکنش به انتشار ویدیوی خداحافظی سفیر ژاپن در تهران، مدعی شد دو سال است پیگیر اتفاقاتی است که در ژاپن برایش رخ داده، اما پاسخی دریافت نکرده است. او می‌گوید پلیس ژاپن نیز او را به سفیر ارجاع داده، اما سفیر پاسخ‌گو نبوده است.

بررسی پست‌های پیشین مهدوی نشان می‌دهد او خود را با لوسی بلکمن، دختر ۲۱ ساله بریتانیایی که در سال ۲۰۰۰ در توکیو ناپدید شد و بعدها بقایای جسدش کشف شد، مقایسه کرده است. پرونده بلکمن با جرایم جنسی یک بازرگان ژاپنی ارتباط داشت که به حبس ابد محکوم شد.

مهدوی در آن پست نوشته بود: «لوسی، به تو قول می‌دهم. من و تو حالا یکی شده‌ایم؛ تو در سال ۲۰۰۰ و من در سال ۲۰۲۴، تو در اول ژوئیه و من در ۱۷ سپتامبر.» او همچنین از برچسب‌های «تجاوز» و «جرم» استفاده کرده بود.

مهدوی که پس از حدود دو سال زندگی در ژاپن به ایران بازگشته، هنوز روشن نکرده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۴ چه اتفاقی برایش رخ داده و سفیر ژاپن چه ارتباطی با این موضوع دارد. ادعاهای او به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند.

goool.jpg

خبرنامه گویا - صحنه‌ای زیبا و احساسی در فوتبال ایران؛ مدافع تیم کاراگستر شبستر پس از به ثمر رساندن نخستین گل فصل تیمش در ورزشگاه یادگار امام تبریز، به جای شادی معمول با هم‌تیمی‌هایش، به سمت سکوها دوید و مادرش را در آغوش گرفت. این شادی گل متفاوت و دیدنی، یکی از احساسی‌ترین لحظات هفته فوتبال ایران را رقم زد؛ لحظه‌ای که عشق مادر و فرزند، زیباتر از خود گل به تصویر کشیده شد.

***

خبرنامه گویا - دیدنی‌ها: یورونیوز فارسی با انتشار تصاویری از تظاهرات هزاران نفر در پرتغال، از اعتراض مردم به گرانی مسکن و افزایش هزینه‌های زندگی خبر داده است. اما نکته جالب، پرچم‌هایی است که در تصاویر همراه این گزارش دیده می‌شوند؛ خبری از پرچم پرتغال نیست، در عوض پرچم فلسطین و نمادهای جریان‌های چپ خودنمایی می‌کنند! ظاهراً این روزها حتی برای اعتراض به اجاره‌خانه در اروپا هم باید پرچم فلسطین به دست گرفت!

euro1.jpg

البته این صحنه‌ها دیگر به پرتغال محدود نمی‌شود. از فرانسه و بلژیک گرفته تا بریتانیا، در ماه‌های اخیر نیز شاهد تجمعات مشابهی بوده‌ایم که در آن‌ها پرچم فلسطین و نمادهای جریان‌های چپ خودنمایی می‌کنند.

جالب‌تر، رفتار رسانه‌هایی است که بدون پرداختن به این تناقض آشکار، همه‌چیز را در قالب یک اعتراض عادی و صرفاً معیشتی روایت می‌کنند. انگار مهم نیست چه پرچمی در دست معترضان است و چه جریان‌هایی در خیابان نقش‌آفرینی می‌کنند؛ مهم این است که تیتر خبر با روایت مطلوبشان هماهنگ باشد!

شاید بد نباشد رسانه‌ها دست‌کم از خود بپرسند: این تظاهرات واقعاً درباره بحران مسکن است یا بحران مسکن به فرصتی برای تبلیغ یک دستورکار سیاسی دیگر تبدیل شده است؟

euro2.jpg

11-2.jpgخبرنامه گویا - گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی، در فیلم تازه هالیوودی «مچ‌باکس» (Matchbox: The Movie) در کنار جان سینا، بازیگر مشهور آمریکایی، ظاهر شده است. فراهانی در این فیلم اکشن و کمدی نقش «رابی»، یک دلال اسلحه را بازی می‌کند. در سکانسی از فیلم، او با ظاهری آراسته و رفتاری اغواگرانه، در فضایی پرتنش با جان سینا و دیگر شخصیت‌ها روبه‌رو می‌شود و بخشی از دیالوگ‌های خود را به زبان فارسی بیان می‌کند.

فیلم «مچ‌باکس» به کارگردانی سم هارگریو و با حضور بازیگرانی چون جسیکا بیل، سم ریچاردسون و دانای گوریرا ساخته شده و از ۹ اکتبر ۲۰۲۶ در اپل تی‌وی منتشر شده است. داستان فیلم درباره مأمور مخفی سازمان سیا و گروهی از دوستان دوران کودکی اوست که ناخواسته وارد ماجرایی جنایی و بین‌المللی می‌شوند. حضور کوتاه گلشیفته فراهانی و شیوه ایفای نقش او نیز در میان برخی کاربران فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد-- مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق، در نوشته‌ای که رسانه‌های وابسته به این سازمان منتشر کرده‌اند، با ارسال «درود» به همه اشخاص، گروه‌ها، احزاب و سازمان‌هایی که با تحویل دادن جایزه بنیاد فریدریش ناومان به رضا پهلوی مخالفت کرده‌اند، از آنان تشکر کرده است.

بنیاد فریدریش نویمان (Friedrich Naumann Foundation) جایزه آزادی سال ۲۰۲۶ خود را به ملت ایران اهدا کرده است. بنیاد تصمیم گرفته تا این جایزه را به صورت امانت و به نمایندگی از مردم ایران به شاهزاده رضا پهلوی تحویل دهد.

اینک و در مخالفت با تصمیم این بنیاد، همان نیروهایی که در دوران انقلاب ۱۳۵۷ با عنوان «ارتجاع سرخ و سیاه» شناخته می‌شدند، بار دیگر، با وجود اختلاف‌های عمیق سیاسی و ایدئولوژیک، در مخالفت با پهلوی در یک صف قرار گرفته‌اند. گویی همچنان در حال مبارزه با محمدرضا شاه هستند؛ با این تفاوت که این بار دشمنی خود را متوجه رضا پهلوی کرده‌اند. مجموعه این موضع‌گیری‌ها تصویری از شکل‌گیری نوعی «جبهه» ارائه می‌دهد؛ جبهه‌ای نانوشته در ضدیت با رضا پهلوی.

رجوی در نوشته خود، به‌جای ارائه تحلیلی مستدل، با زبانی تحقیرآمیز به رضا پهلوی حمله کرده و می نویسد: «ایرانیان علیه جایزه و مشوق به دنباله شاه دیکتاتور و وابسته برمی‌خیزند».

این فرهنگِ بیان نشان دهنده عجز او در تحلیل سیاسی و ناتوانی اش در پذیرشِ واقعیت تغییر جامعه و نیز نشانه خودباختگی سیاسی و وحشت از انزوای اجتماعی است. وحشتی که باعث شده نزدیک 25 سال خود را مخفی کرده و از مواجهه با مردم بگریزد.

رجوی، همچون خامنه‌ای، چنان در توهم خودساخته گرفتار شده که قادر به دیدن تحولات جامعه ایران نیست. معلوم نیست «ایرانیانی» که او مدعی است علیه اعطای این جایزه برخاسته‌اند، چه کسانی هستند، چه تعدادند و پایگاه اجتماعی آنان کجاست؟

pal.jpgگزارش سالانه سازمان‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که از آغاز سال ۲۰۲۶، در مجموع ۲۳۹ میلیون نفر در سراسر جهان به‌طور بی‌سابقه‌ای در شرایط جنگ، گرسنگی، بیماری و آوارگی زندگی می‌کنند. سودان، سودان جنوبی، مالی، کنگو، میانمار، هائیتی و اتیوپی در رأس این فهرست قرار دارند. زنان و دختران در این مناطق از دسترسی به سرپناه و حمایت کافی محروم‌اند و روزانه در معرض خشونت و سوءاستفاده جنسی قرار دارند.

جمهوری اسلامی در مدتی کوتاه، هزاران معترض را به شکلی وحشیانه سرکوب و اعدام کرده است و این جنایات همچنان ادامه دارد؛ اما در میان بسیاری از فعالان حقوق بشر، صدایی که به همان اندازه رسا و پیگیر در دفاع از حقوق مردم ایران بلند شود، کمتر به گوش می‌رسد. چگونه می‌توان از حقوق بشر و آزادی مردم فلسطین سخن گفت، اما در برابر سرکوب، اعدام و کشتار مردم ایران سکوت کرد؟ حقوق بشر، مرز و ملیت نمی‌شناسد؛ دفاع از حقوق یک ملت نباید به بهای نادیده گرفتن رنج و ستم بر ملتی دیگر تمام شود

اما چرا در میان بحران‌های انسانی متعددی که در سراسر جهان جریان دارند، مسئله فلسطین تا این اندازه در رسانه‌های اروپایی بازتاب می‌یابد؛ رسانه‌هایی که بسیاری از آن‌ها گرایش‌های چپ‌گرایانه دارند؟

این موضوع در میان بخشی از جوانان اروپایی، به نوعی ژست روشنفکری و نمادی از هویت و تعلق جمعی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که حمایت از فلسطین گاه فراتر از یک موضع سیاسی یا انسان‌دوستانه، به یک برند اجتماعی برای نمایش آگاهی سیاسی و روشنفکری بدل می‌شود بدون اینکه گاهی اوقات کوچکترین آگاهی از وضعیت سیاسی اجتماعی و حتی جغرافیایی آن منطقه داشته باشند.

sepehrvand.jpgبرای انتخاب این پنج قطعه، فقط به این نگاه نکرده‌ام که کدام شعر احساس بیشتری دارد یا کدام جمله زیباتر است. سعی کرده‌ام چند چیز را با هم در نظر بگیرم: احساس و تأثیر عاطفی، تصویرسازی، تخیل، روان بودن زبان، موسیقی کلام، ارتباط بخش‌های مختلف شعر با هم، عمق معنا، تازگی بعضی تعبیرها، ارتباط عشق با زندگی و خودشناسی و اینکه کدام تصویرها بیشتر در ذهن می‌مانند.

بنابراین، این پنج قطعه را نباید حتماً «پنج شعر قطعی و برتر کتاب» دانست. بهتر است آنها را پنج قطعه قابل توجه بدانیم که به نظر می‌رسد بعضی از ویژگی‌های مهم شعرهای امیر کراب را بهتر نشان می‌دهند.

۱. «ضیافت زندگی»

به نظرم مهم‌ترین ویژگی این قطعه، داستان پیدا کردن دوباره خود است. شاعر می‌گوید:
«سال‌ها بود خودش را گم کرده بود

بار سفر بست تا گمشده‌اش را پیدا کند»
و بعد:

«خودش را در گمشده‌اش یافت
و تعبیر خواب‌هایش را در او یافت
با خود آشتی کرد...»

اینجا عشق فقط رابطه میان دو نفر نیست. معشوق باعث می‌شود شخصیت شعر دوباره خودش را پیدا کند و با خودش آشتی کند. به همین دلیل، شعر از یک عاشقانه معمولی کمی فراتر می‌رود و به موضوعاتی مثل هویت، خودشناسی و زندگی نزدیک می‌شود. عنوان «ضیافت زندگی» هم با همین فضای کلی هماهنگ است.

Ahmad_Alavi.jpgخبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است؛ متن کامل آن را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

۱. مقدمه

بانک در اقتصاد مدرن یکی از مهم‌ترین نهادهای واسطه‌گری مالی است. خانوارها و بنگاه‌هایی که مازاد منابع دارند، سپرده‌های خود را در بانک قرار می‌دهند و بانک این منابع را به متقاضیان اعتبار منتقل می‌کند. در یک نظام بانکی سالم، تصمیم درباره اعطای اعتبار باید بر مبنای توان بازپرداخت، بازده مورد انتظار، کیفیت وثایق و ریسک پروژه اتخاذ شود. به همین دلیل، سپرده‌گذار انتظار دارد که بانک به‌عنوان یک واسطه حرفه‌ای از منابع او محافظت کند.

این رابطه در صورتی می‌تواند پایدار بماند که میان سه عنصر اساسی یعنی مالکیت منابع، اختیار تخصیص منابع و مسئولیت تحمل زیان تعادل وجود داشته باشد. مشکل زمانی آغاز می‌شود که منابع متعلق به گروهی باشد، تصمیم‌گیری درباره آنها در اختیار گروه دیگری قرار گیرد و در صورت شکست تصمیم‌ها، هزینه نهایی به گروه سومی منتقل شود. در چنین شرایطی، نظام بانکی از یک نهاد واسطه‌گر به نهادی برای انتقال ریسک تبدیل می‌شود.

این امر در اقتصاد ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. نظام بانکی طی سال‌های گذشته با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری از جمله مطالبات غیرجاری، ضعف سرمایه، تسهیلات تکلیفی، تسهیلات مرتبط، دارایی‌های غیرمولد، بدهی دولت و وابستگی برخی بانک‌ها به منابع بانک مرکزی مواجه بوده است. بنابراین، مسئله را نمی‌توان تنها با این پرسش توضیح داد که چرا یک بانک خاص دچار بحران شده است. پرسش بنیادی‌تر این است که چرا در ساختار اقتصادی ایران، ریسک ناشی از تصمیم‌های اعتباری می‌تواند از تصمیم‌گیرندگان و ذی‌نفعان اصلی به سپرده‌گذاران و عموم جامعه منتقل شود.

مسئله اصلی این نوشتار، رابطه میان ساختار رانتی اقتصاد، نظام بانکی و وضعیت سپرده‌گذار است. سپرده‌گذار منابع خود را در اختیار بانک قرار می‌دهد، اما معمولاً نه اطلاعات کافی درباره وضعیت واقعی ترازنامه بانک و نه قدرتی برای دخالت در تصمیم‌های اعتباری آن دارد. در مقابل، مدیران، مالکان و شبکه‌های ذی‌نفع بانکی از قدرت بیشتری برای تصمیم‌گیری درباره تخصیص منابع برخوردارند.

rubio.jpgنگاهی به سخنان مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در تپه پِنیکس آتن در ۷ اکتبر ۲۰۲۶، شکوه ایران باستان و هشداری به مخالفان جنگ‌طلب و جمهوری اسلامی

حکایت تاریخی که از یاد بعضی رفته است!

ای مردمان، حکایت ایران، حکایت نامی نیست که دیروز بر صفحه روزگار افتاده باشد و فردا با فرمان این و آن از میان برخیزد. حکایت سرزمینی است که در گذر هزاران سال، تاج‌ها بر سر دیده و تاج‌ها بر خاک نهاده، بانگ شادی شنیده و نوحه شکست، اما رشته جان و زبان و فرهنگش را یکسره از دست نداده است. این خاک، پیش از آنکه بسیاری از دولت‌های امروز نام و نشان یابند، گهواره آبادی‌ها و اندیشه‌ها بود. در دشت‌هایش مردمان کشتند و ساختند، در شهرهای کهنش دادوستد و فرمانروایی شکل گرفت و در گستره فلاتش، از دل رنج و امید، رسم زندگی و آیین فرهنگ برآمد.

در این دفتر کهن، نه همه برگ‌ها زرین است و نه همه کردار شاهان در خور ستایش. تاریخ، اگر تاریخ باشد، هم شکوه دارد و هم شکست، هم دادگری و هم ستم، هم آبادی و هم ویرانی. اما بزرگی یک تمدن را تنها با کردار یک پادشاه یا سرنوشت یک سلسله نمی‌سنجند، باید دید پس از رفتن شاهان چه مانده است و پس از فرونشستن گرد سپاه‌ها، کدام زبان و فرهنگ در جان مردم زنده مانده است.

تخت جمشید را سنگ‌ها برپا داشته‌اند، اما ایران را سنگ‌ها زنده نگه نداشته‌اند. آنچه این نام را از تندباد سده‌ها گذرانده، زبان و فرهنگ و حافظه مردمی است که روزگارانی به اوج رسیده‌اند، روزگارانی شکست خورده‌اند و با این همه، از یاد بردن خویش را نپذیرفته‌اند. شاهان آمده‌اند و رفته‌اند، پرچم‌ها برافراشته و سرنگون شده‌اند، اما ایران، با همه زخم‌هایش، در دفتر تاریخ باقی مانده است.

اگر در پی ریشه‌های این یادگار دیرپا رویم، به یک سال و یک دودمان نمی‌رسیم. در فلات ایران و سرزمین‌های پیرامون آن، آثار سکونت و فرهنگ به هزاران سال پیش بازمی‌گردد و در میان‌رودان، میان دجله و فرات، شهرنشینی و تمدن‌های باستانی از کهن‌ترین فصل‌های تاریخ بشر را رقم زده‌اند. این میراث را نمی‌توان با یک عدد ساده در ترازوی تاریخ نهاد، اما می‌توان گفت که داستان تمدن در این بخش از جهان، هزاران سال پیش از پیدایش بسیاری از دولت‌های امروزی آغاز شده بود.

این سخن نه برای مسابقه میان ملت‌هاست و نه برای کاستن از دستاوردهای دیگران، بلکه برای یادآوری حقیقتی ساده است: تاریخ، میراث مشترک بشر است، نه ملک انحصاری یک کشور و نه دفتر افتخاراتی که هر دولت، به میل خویش، صفحه‌هایش را بازنویسی کند.

مارکو انتونیو روبیو، وزیر خارجه آمریکا،و از فرزندان مهاجران کوبایی در سخنانی در آتن به میراث یونان باستان پرداخت و از دلاوری، وفاداری ملی و احیای قدرت غرب سخن گفت و این مفاهیم را با سیاست «آمریکا اول» دونالد ترامپ پیوند زد!. ستایش تاریخ یونان نه گناه است و نه مایه شگفتی. هر ملتی حق دارد به میراث خود بنگرد و از آن چراغی برای امروز خویش بگیرد. اما آنجا که تاریخ به خدمت سیاست درآید، پرسش آغاز می‌شود: آیا چراغ را برای روشن کردن راه افروخته‌اند یا برای آنکه سایه دیگران را بزرگ‌تر و چهره خود را درخشان‌تر نشان دهند؟ گزارش رویترز درباره سخنرانی روبیو در آتن

گویی بعضی از مردان سیاست، چون کتاب تاریخ را گشوده‌اند، نخست صفحه‌ای را یافته‌اند که نام نیاکان خویش در آن درشت‌تر نوشته شده و سپس پنداشته‌اند که باقی دفتر، حاشیه‌ای بر همان صفحه است. شاید در حساب روزگار آنان، تاریخ آمریکا چنان بر صفحه ذهن سنگینی می‌کند که گمان می‌رود پیش از پیدایش جمهوری آمریکا، دنیا چیزی جز مقدمه‌ای بر ظهور واشنگتن نبوده است!

اما تاریخ، دفتر یادداشت کاخ سفید نیست که با تغییر دولت، صفحه‌هایش را از نو شماره کنند. ایالات متحده، با عمری حدود دو قرن و نیم از زمان استقلال، کشوری جوان در مقیاس تاریخ تمدن‌های کهن است ،کشوری که در عین حال، نقشی بزرگ و انکارناپذیر در جهان امروز دارد. با این همه، جامعه‌ای که برده‌داری در آن تا سال ۱۸۶۵ قانونی بود و پس از لغو آن نیز دهه‌ها با تبعیض نژادی دست‌وپنجه نرم کرد، خود می‌داند که گذر از بی‌عدالتی به آزادی و برابری، نه آسان است و نه با یک اعلامیه به پایان می‌رسد. این گذشته، دستاوردهای مردم آمریکا را نفی نمی‌کند، اما جای تأمل دارد که سیاست‌مداران چنین کشوری، گاه در جایگاه داور تمدن‌ها می‌نشینند و برای دیگر ملت‌ها نسخه می‌پیچند. سند آرشیو ملی آمریکا درباره لغو برده‌داری

سیصد و اندی سال تاریخ آمریکا، هر اندازه پرحادثه و اثرگذار، تنها فصلی از تاریخ جهان است، نه همه آن. جهان پیش از پیدایش آمریکا شهر و دولت و تمدن داشت، شعر می‌سرود، قانون می‌نوشت و درباره عدالت و قدرت می‌اندیشید. اگر هر ملت تنها افتخارات خود را به یاد آورد و لغزش‌هایش را به فراموشی بسپارد، تاریخ از دانش به آرایش بدل می‌شود و از چراغ راه، به آینه‌ای برای خودستایی.

و اینجاست که باید به زبان طنز گفت: خوشا به حال تاریخی که نویسندگانش هرگز دچار کمبود حافظه نمی‌شوند، زیرا هر چه را به سود خویش باشد به یاد دارند و هر چه را دشوار آید، به دست فراموشی می‌سپارند!

Mehran_Rafiei.jpg

چو اخبارِ شورش به دوزخ رسید

خمینی ز خامی ز جایش پرید

به یادش بیامد زمان هایِ پیش

که آتش فشاندی به فتوای خویش

ولاکن به فکر فریبی فتاد

بگوید دوباره ز جنگ و جهاد

فراخواند احمد به گودالِ گور

که امرش بگوید امامِ شرور

چو احکامِ خود را به احمد بگفت

بخندید شیخک بر آن حرفِ مُفت

پسر خواند یاسین به گوشِ پدر

مگر از حماقت بیاید به در

گذشت آن زمانی که داری به یاد

که هر دم بگفتی دروغی ز داد

اماما نظامت ز بنیان گسست

بساط فقاهت به ذلت نشست

نخواند ترانه برایت کسی

که در چشمِ مردم چو خار و خسی

نیفتد دگر نقشِ نحسَت به ماه

چو کردی تو عُمرِ سه نسلی تباه

نه یانکی بریزد به جیبت دلار

نه شرقی بیفتد به دامت خُمار

به دوزخ بمان و به آتش بساز

که گردی پشیمان گر آیی تو باز

zarif.jpgخبرنامه گویا - محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی، در سخنانی با حمله به منتقدان عملکرد حکومت در موضوع دریای خزر و استفاده از الفاظ توهین‌آمیز، از سیاست‌های جمهوری اسلامی دفاع کرد و مدعی شد ایران در دوران محمدرضاشاه پهلوی حتی جرئت تردد کشتی‌های تجاری خود در بخش‌های شمالی دریای خزر را نداشت.

ظریف در بخشی از سخنرانی خود که به تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ بازمی‌گردد، با اشاره به استخراج نفت در باکو گفت: «چرا یکی زمان اعلی‌حضرت همایونی به روس‌ها نگفت پدرسوخته‌ها پول من را بدهید؛ سهم ما را از باکو بدهید، نصفش برای ماست؟» او سپس با لحنی تند افزود: «به آن فلان‌شده‌هایی که می‌خواهند ما را در تاریخ زندانی کنند، بگویید چرا اعلی‌حضرت شما نرفت از روس‌ها بر سر باکو سهم بگیرد؟»

ظریف در ادامه گفت: «هر کسی به شما گفت ما دریای کاسپین را از دست دادیم، بدانید که یا تاریخ نمی‌داند یا چرت می‌گوید.» او ادعا کرد در دوران پهلوی «یک کشتی تجاری ما هم بالای خط آستارا-حسین‌قلی نمی‌رفت» و افزود جمهوری اسلامی نخستین حکومت پس از نادرشاه است که سرزمینی از دست نداده است.

این اظهارات در حالی بیان شده که سهم ایران از بستر و منابع زیر بستر دریای خزر همچنان موضوع بحث‌های حقوقی و سیاسی است و برخلاف ادعای ظریف، مسئله تعیین سهم ایران را نمی‌توان صرفاً با اشاره به محدوده تردد کشتی‌ها در دوران پهلوی روشن‌شده دانست.

ظریف: اورانیوم کافی برای ساخت سلاح هسته‌ای نداریم

ظریف در بخش دیگری از همین سخنرانی، با انتقاد از طرفداران دستیابی به سلاح هسته‌ای گفت: «اگر کسی فکر می‌کند با سلاح هسته‌ای می‌توان بازدارندگی ایجاد کرد، فقط به اسرائیل نگاه کند.» او همچنین با اشاره به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پرسید آیا برخورداری از بزرگ‌ترین زرادخانه هسته‌ای جهان توانست مانع فروپاشی آن کشور شود؟

وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی سپس مدعی شد: «ما به اندازه کافی اورانیوم هم نداریم که بتوانیم سلاح هسته‌ای بسازیم.» او دیدگاه طرفداران تسلیحات هسته‌ای را حاصل «پارادایم بی‌سوادی» توصیف کرد و شکل‌گیری آن را به چند «عوام‌فریب» نسبت داد.

11-3.jpgتوانا - کشته‌شدن فرید مکاری در بازداشت؛ گزارش‌ها از شکنجه پس از ادرار بر مزار خامنه‌ای حکایت دارد فرید مکاری، حدوداً ۳۷ساله و اهل زاهدشهر از توابع شهرستان فسا، پس از بازداشت در مشهد جان باخت.

یک منبع مطلع و یک خبرنگار همشهری فرد کشته‌شده می‌گویند او در بازداشت نیروهای سازمان اطلاعات سپاه مشهد تحت شکنجه‌های شدید قرار گرفته است.

به گفته این دو منبع، مکاری چندی پیش مادرش را برای زیارت به مشهد برده بود. او در سفری دیگر به مشهد، با حضور بر مزار رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، بر آن ادرار کرد و پس از آن بازداشت شد.

این منابع می‌گویند مکاری در بازداشت به‌شدت شکنجه شده و استخوان‌های بدنش شکسته بود. به گفته آنان، آثار صدها ضربه با جسمی تیز، از جمله قمه یا چاقو، نیز بر بدن او دیده می‌شد. پیکر او پس از حدود دو هفته به خانواده‌اش تحویل داده شد. به گفته منابع مطلع، مقام‌های جمهوری اسلامی از خانواده خواسته‌اند علت مرگ را «سانحه تصادف» اعلام کنند؛ با این حال، روایت کشته‌شدن او در زاهدشهر پیچیده است. فرید مکاری روز دوشنبه ۱۳ مهر در آرامستان زاهدشهر به خاک سپرده شد.

همشهری‌های آو در شبکه‌های اجتماعی از خصلت‌های خوب او می‌نویسند. جوانی که نتوانست خشمش نسبت به دیکتاتور پیشین و عامل کشتار. هزاران ایرانی و فلاکت کشور پنهان کند.

mojri.jpgخبرنامه گویا - زینب ابوطالبی، مجری پیشین شبکه افق صداوسیما که با جمله جنجالی «اگر کسی اعتقاد ندارد، جمع کند از ایران برود» خبرساز شده بود، خود نیز ایران را ترک کرده است.

محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره‌های باسابقه اصولگرا، در اظهاراتی تازه از مهاجرت این مجری خبر داده است.

ابوطالبی در دی‌ماه ۱۳۹۸، در برنامه‌ای از شبکه افق، در دفاع از سبک زندگی مورد نظر جمهوری اسلامی گفته بود: «اگر کسی اعتقاد ندارد، جمع کند از ایران برود؛ برود همان جاهایی که همان رفاه و همان مدل زندگی را دارد.» این سخنان با واکنش‌های گسترده روبه‌رو شد و منتقدان او را متهم کردند که ایران را ملک انحصاری طرفداران حکومت می‌داند و برای شهروندانی که عقاید متفاوت دارند، حق زندگی در کشورشان قائل نیست.

این مجری که اجرای برنامه «نیمه پنهان ماه» را نیز بر عهده داشت، پس از بالا گرفتن اعتراض‌ها ناچار به توضیح و عذرخواهی شد.

اکنون محمدرضا باهنر در اشاره به سرنوشت همین مجری گفته است که بعدها شنیده او خود از ایران مهاجرت کرده است.

خبر مهاجرت ابوطالبی، بار دیگر تناقض میان شعارهای برخی چهره‌های نزدیک به جمهوری اسلامی و انتخاب‌های شخصی آنان را به بحث گذاشته است.

mpm.jpgقمار خطرناک سپاه؛ چرا جمهوری اسلامی ممکن است جنگ پیش از انتخابات آمریکا را ترجیح دهد؟

ایران اینترنشنال - حمله موشکی مرگبار حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی به فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض، به کشته شدن دست‌کم ۱۲ نفر، از جمله یک شهروند آمریکایی، و زخمی شدن بیش از ۳۰۰ نفر منجر شده است. این سومین حمله حوثی‌ها به این فرودگاه طی یک هفته اخیر است. همزمان، انفجار یک نفتکش غول‌پیکر حامل دو میلیون بشکه نفت در تنگه هرمز و حمله جنگنده آمریکایی به یک کشتی تجاری که قصد عبور از محاصره دریایی ایران را داشت، منطقه را در آستانه دور تازه‌ای از درگیری قرار داده است.

دونالد ترامپ حمله به فرودگاه ریاض را «وحشتناک» خوانده و گفته است پس از گفت‌وگو با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، درباره پیوستن آمریکا به عملیات علیه حوثی‌ها تصمیم خواهد گرفت. در مقابل، حوثی‌ها هشدار داده‌اند که فرودگاه‌ها و حریم هوایی عربستان، به استثنای مکه و مدینه، همچنان هدف حملات آنها خواهند بود.

در خلیج فارس نیز سپاه پاسداران از برخورد یک نفتکش با مین دریایی در مسیر جنوبی تنگه هرمز و آتش‌سوزی آن خبر داده است. گارد ساحلی امارات اعلام کرده هر ۲۲ خدمه نفتکش نجات یافته‌اند. همزمان، سنتکام با انتشار ویدیویی اعلام کرد یک جنگنده آمریکایی سامانه پیشرانش کشتی باری «اوشن مولیکا» را که قصد شکستن محاصره دریایی ایران داشت، از کار انداخته است.

javananmardi.jpg

خبرنامه گویا - در پی انتشار گزارشی به نقل از رسانه «امروز نما» درباره ادعای ورود مأموران وزارت امنیت داخلی آمریکا به دفتر سابق علی جوانمردی در ساختمان صدای آمریکا، توضیحات زیر برای آگاهی خوانندگان منتشر می‌شود.

این گزارش با ذکر منبع و پس از تماس مستقیم با آقای جوانمردی و انعکاس عین پاسخ ایشان منتشر شده بود. خبرنامه گویا پیش از انتشار، در چارچوب اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری و رعایت حق پاسخ‌گویی، موضوع را مستقیماً با ایشان در میان گذاشت و همچنین در متن خبر صریحاً تأکید کرد که ادعاهای مطرح‌شده به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند.

از پاسخ اولیه آقای جوانمردی، که با وجود رد صریح محتوای گزارش گفته بود «دلت خواست منتشر کن، اسباب خنده است»، چنین برداشت شد که ایشان مخالفتی با انتشار آن ندارند. با این حال، پس از دریافت پیام دوم ایشان و روشن شدن مخالفتشان با انتشار گزارش، خبرنامه گویا با توجه به حساسیت موضوع و نبود تأیید مستقل برای ادعاهای مطرح‌شده، تصمیم گرفت متن گزارش را از دسترس خارج کند.

این تصمیم به معنای تأیید یا رد قطعی ادعاهای مطرح‌شده نیست، بلکه با احترام به آقای جوانمردی و در راستای مسئولیت‌پذیری رسانه‌ای، رعایت حقوق اشخاص و پایبندی به استانداردهای حرفه‌ای اطلاع‌رسانی اتخاذ شده است.

simonhirsch.jpgخبرنامه گویا - سیمور هرش، روزنامه‌نگار تحقیقی سرشناس آمریکایی، در گزارشی تازه از جریان داشتن مذاکرات محرمانه میان واشنگتن و تهران خبر داده و نوشته است که این گفت‌وگوها، با وجود پیشرفت‌های محدود، نگرانی عمیقی در اسرائیل ایجاد کرده است. به گفته او، وخامت وضعیت اقتصادی ایران، رهبران جمهوری اسلامی را برای دستیابی به توافقی هسته‌ای با آمریکا تحت فشار قرار داده است.

هرش در گزارش روز هشتم اکتبر خود، به نقل از منابع آمریکایی و اسرائیلی نوشته است که گروهی از کارشناسان نظامی و هسته‌ای اسرائیل، در واکنش به مذاکرات پشت پرده، سندی با عنوان «نظام راستی‌آزمایی هسته‌ای کاملاً نفوذناپذیر در ایران» تهیه کرده‌اند. هدف این سند، تعیین شروطی سخت‌گیرانه برای جلوگیری از احیای مخفیانه فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی است.

بر اساس این سند که هرش می‌گوید نسخه‌ای از آن را دریافت کرده، اسرائیل خواستار بازرسی‌هایی بسیار فراتر از مقررات معمول آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است؛ از جمله دسترسی بازرسان ظرف ۲۴ ساعت به تمامی تأسیسات هسته‌ای، نظامی و غیرنظامی ایران، بدون امکان پنهان‌سازی یا پاک‌سازی شواهد.

یکی دیگر از شروط مطرح‌شده، تعیین تکلیف کامل ذخایر اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی جمهوری اسلامی است. بر اساس این پیشنهاد، ذخایر یادشده باید یا از ایران خارج شوند یا غنای آن‌ها به میزان قابل‌قبولی کاهش یابد.

اما مهم‌ترین بخش گزارش هرش، نگرانی اسرائیل از دستیابی دولت دونالد ترامپ به توافقی است که بدون برچیدن کامل توانایی‌های تسلیحاتی هسته‌ای جمهوری اسلامی، به کاهش فشارها بر تهران منجر شود.

tajamo.jpgارشان آذری

پرسش من از آن دسته از مخالفان پهلوی و فعالان سیاسی که مرتب فحاشی برخی هواداران شاهزاده رضا پهلوی را برجسته می‌کنند، بسیار روشن است: چرا وقتی نوبت به رفتار مدنی، نظم و احترام صدها هزار ایرانی می‌رسد، این واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرید؟

مگر در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، حدود ۳۵۰ هزار نفر در تورنتو، ۲۵۰ هزار نفر در مونیخ و طبق گزارش‌های منتشرشده حدود ۳۵۰ هزار نفر در لس‌آنجلس به خیابان نیامدند؟ مگر در لندن، ونکوور، استرالیا و دیگر شهرهای جهان ده‌ها هزار ایرانی دیگر به این حرکت نپیوستند؟ مجموع این تجمع‌ها بیش از یک میلیون شرکت‌کننده داشت. این جمعیت عظیم، شامل مشروطه‌خواهان و دیگر ایرانیان همراه با فراخوان شاهزاده بود که در برابر چشم جهانیان حضور پیدا کردند.

چرا از نظم و رفتار مسالمت‌آمیز این جمعیت‌ها سخن نمی‌گویید؟ چرا نمی‌گویید پلیس مونیخ از رفتار محترمانه شرکت‌کنندگان قدردانی کرد؟ چرا نمی‌گویید داگ فورد، نخست‌وزیر انتاریو، از ایرانیانی سخن گفت که به مأموران پلیس گل رز می‌دادند و از آنان تشکر می‌کردند؟ چرا از مردمی که پس از راهپیمایی زباله‌های خیابان را جمع می‌کردند، تصویری در نوشته‌های انتقادی شما دیده نمی‌شود؟

آیا این‌ها نشانه‌های فرهنگ سیاسی و مسئولیت‌پذیری همان مردمی نیست که امروز برخی می‌خواهند آنان را با رفتار چند فرد توهین‌کننده معرفی کنند؟

من هرگز ادعا نمی‌کنم که در میان این جمعیت‌های بزرگ هیچ تخلفی رخ نداده است. اما تفاوت بزرگی میان چند تخلف محدود و رفتار عمومی صدها هزار انسان وجود دارد. چگونه می‌توان آن نظم گسترده را کنار گذاشت و فحاشی چند حساب مجازی را به چهره یک جریان سیاسی تبدیل کرد؟

اگر این رژیم بماند...

| No Comments

daha.jpgنیم‌قرن فرصت‌سوزی؛ خسارت‌هایی که حتی با رفتن این حکومت هم جبران نمی‌شوند

امیر دها

کارنامه جمهوری اسلامی را پیش از هر چیز باید با خون نوشت: با جوخه های اعدام که هرگز خاموش نماندند، با زندان‌هایی که از جوانان این سرزمین پر شدند، با انبوه جاویدنامانی که در خیابان‌ها جان باختند، و با آزادی‌هایی که نیم‌قرن زیر پا لگدمال شد. این سنگین‌ترین سند محکومیت این رژیم است و هیچ سند دیگری از وزن آن نمی‌کاهد. اما سند دیگری هم هست، که حتی آنان که چشم بر این خون‌ها بسته‌اند، نمی‌توانند انکارش کنند: نقشه ایران را بگشاییم و بپرسیم سرزمینی با این موقعیت، این منابع، این تاریخ و این مردم، امروز باید کجا می‌ایستاد و کجا ایستاده است؟

ایران بر یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان نشسته، در چهارراه شرق و غرب جای دارد و ظرفیتی برای گردشگری دارد که کمتر کشوری از آن برخوردار است. و از همه مهم‌تر، مردمانی دارد که هر جای جهان فرصت یافته‌اند، درخشیده‌اند.

با این همه، پس از نزدیک به نیم‌قرن حکومت جمهوری اسلامی، با تناقضی تلخ روبه‌روییم. کشوری نشسته بر دریایی از نفت و گاز، زمستان‌ها با کمبود انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند. کشوری که می‌توانست شاهراه تجارت آسیا و اروپا باشد، نظاره‌گر راه‌های ترانزیتی تازه‌ای است که بیرون از مرزهایش کشیده می‌شوند. سرزمینی که می‌توانست میزبان میلیون‌ها گردشگر باشد، این بازار را به همسایگانش واگذار کرده است. و ملتی که می‌توانست آینده‌اش را در خانه خود بسازد، فرزندانش را در فرودگاه‌ها بدرقه می‌کند.

فاجعه اما تنها در فرصت‌های ازدست‌رفته نیست. هولناک‌تر آن است که بخشی از این زخم‌ها حتی با تغییر حکومت هم به‌آسانی التیام نمی‌یابند. نفتی که از زمین بیرون کشیده شد، به زمین بازنمی‌گردد. سرمایه‌ای که رفت، لزوماً برنمی‌گردد. و نسلی که بهترین سال‌های عمرش را باخت، آن سال‌ها را هرگز پس نخواهد گرفت.

آنان که امروز نگرانی از «انهدام زیرساخت‌ها» را سپر دفاع از بقای جمهوری اسلامی کرده‌اند، اما از انهدامی که این حکومت نزدیک به نیم‌قرن است در آن نقش داشته، سخنی نمی‌گویند: ویرانی تدریجی یک کشور؛ بی‌صدا و بی‌انفجار، اما بی‌وقفه.

eghfbanner.jpgخبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب، ویرایش و کوتاه شده است. متن کامل و اصلی آن را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

شهبانوی ایران، سال هشتاد و هشتم بر تو مبارک بادا!

سخنرانی عرفان قانعی‌فرد در مراسم تولد شهبانو فرح پهلوی در نیویورک

بانوان و مردان گرامی، ایرانیان سربلند، دوستداران ایران و دلبستگان به شکوه این سرزمین کهن؛

در سرگذشت ملت‌ها، نام‌هایی درخشان هستند که گذر روزگار رنگ نمی‌بازند؛ نام‌هایی که نه بر سنگ، بلکه بر جان مردمان نوشته می‌شوند؛ نه با فرمان برمی‌آیند و نه با فرمان از یاد می‌روند. این نام‌ها از آنِ کسانی است که سرنوشت خویش را با میهن گره زده‌اند؛ آنان که می‌توان تخت و تاج را از ایشان گرفت، اما نمی‌توان ایران را از جانشان جدا کرد.

امروز، در بزرگداشت هشتادوهشتمین زادروز شهبانو فرح پهلوی، از بانویی سخن می‌گوییم که هم شکوه پادشاهی را دیدند و هم تلخی غربت را؛ هم روزهای روشن سازندگی را شناختند و هم تاریکی شب‌های بلند دوری از میهن را. اما آنچه نام شهبانو را در دل ایرانیان جاودانه و ماندگار ساخته، نه تاج گوهرنشان، که مهر بی‌پایان ایشان به ایران است؛ مهری که نه رنج آن را فرسود و نه گذشت نزدیک به نیم‌سده از آن کاست.

بزرگی شهبانو در آن است که تاج را از سر برداشتند، اما ایران را هرگز از دل ننهادند؛ بانویی که تخت پادشاهی را از دست دادند، اما بر تخت مهر مردم ایران همچنان سربلند ماندند. ایشان در این نیم‌قرن، یک آرزو را هرگز واننهادند: آزادی و سربلندی مردم ایران؛ و سه نام را از یاد نبردند: خدا، شاه، میهن.

هم‌میهنان؛

هنگامی که در ۴ آبان سال ۱۳۴۶، ۵۹ سال پیش، تاج شهبانویی بر سر نهادند، آن رویداد فاخر، فراتر از یک آیین درباری بود؛ نشانی از دگرگونی جایگاه زن در روزگار ایران نوین. بانویی ایرانی در جایگاهی ایستاد که پیش از آن، تنها مردان نماد آشکار فرمانروایی بودند. آن تاج، هم نشان پادشاهی و هم نشانی از دگرگونی جایگاه زن ایرانی در چهره رسمی کشور بود.

شهبانو با پشتیبانی از فرهنگ، هنر، آموزش و پاسداری از یادگارهای تاریخی ایران، در شناساندن چهره زن ایرانیِ دانا، خودباور و آفریننده سهم داشتند. امروز نیز زنان ایران، در راه آزادی پوشش، اندیشه و شیوه زندگی خویش ایستادگی می‌کنند؛ راهی که پیشینه‌اش به کوشش نسل‌های پیاپی زنان ایرانی بازمی‌گردد. از شکوه تاج‌گذاری یک زن تا فریاد آزادی‌خواهی زنان امروز، یک آرزوی دیرینه همچنان زنده است: زن ایرانی، خود بر سرنوشت خویش فرمان براند.

راه آزادی زنان ایران نه یک‌شبه آغاز شد و نه یک‌شبه به فرجام می‌رسد. این راه، دستاورد کوشش زنان بی‌شماری در گذر نسل‌هاست؛ و شهبانو فرح پهلوی یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های آن روزگار دگرگونی بودند.

از طاغوت تا افتخار

| No Comments

takhtj.jpgتاریخ باستان ابزار سیاست جمهوری اسلامی

سولماز ایکدر - ایران وایر | بازنویسی و تلخیص توسط خبرنامه گویا

سخنان مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درباره حمله خشایارشا به یونان، موجی از واکنش‌ها را در میان مقام‌های جمهوری اسلامی برانگیخته است. چهره‌های حکومتی برای پاسخ به او به افتخارات ایران باستان، از کوروش هخامنشی تا شاپور ساسانی، متوسل شده‌اند؛ همان پادشاهانی که رهبران جمهوری اسلامی سال‌ها آن‌ها را «طاغوت» می‌خواندند و افتخار به حکومت‌هایشان را نکوهش می‌کردند.

روبیو در سخنرانی خود در آتن، با اشاره به حمله سپاهیان خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، از غارت معابد و ویرانی آکروپولیس سخن گفت و مقاومت یونانیان را بخشی از میراث تمدن غرب توصیف کرد. این اظهارات با واکنش تند مقام‌های جمهوری اسلامی روبه‌رو شد؛ محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با یادآوری شکست والرین، امپراتور روم، در برابر شاپور ساسانی هشدار داد: «زانو خواهید زد.» علی‌اکبر صالحی، وزیر خارجه پیشین، نیز از ایران به‌عنوان «سرزمین کوروش بزرگ» یاد کرد؛ پادشاهی که به گفته او اسیران را آزاد می‌کرد و به باورهای دیگران احترام می‌گذاشت.

اما این دفاع از پادشاهان ایران باستان با مواضع تاریخی رهبران جمهوری اسلامی تضادی آشکار دارد. علی خامنه‌ای در سال ۱۳۹۱ لشکرکشی خشایارشا به یونان را از «افتخارات تاریخی طاغوت» خوانده بود. او در سال ۱۳۹۷ نیز درباره افتخار به حکومت‌های کیانیان و هخامنشیان گفته بود: «اینها تصورات واهی و توهم است، افتخارآفرین نیست.»

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

روح‌الله خمینی نیز مخالفت آشکاری با ملی‌گرایی و تاریخ شاهنشاهی ایران داشت. او در سال ۱۳۵۹ اعلام کرده بود: «افراد ملی به درد ما نمی‌خورند، افراد مسلم به درد ما می‌خورند. اسلام با ملیت مخالف است.» خمینی همچنین تاریخ شاهنشاهی ایران را محکوم کرده و حتی عنوان «انوشیروان عادل» را رد کرده بود.

این تناقض تنها به سخنرانی‌ها محدود نمی‌شود. در حالی که مقام‌های جمهوری اسلامی اکنون برای مقابله با آمریکا به نام کوروش استناد می‌کنند، گردهمایی مردم در آرامگاه او در پاسارگاد، به مناسبت هفتم آبان، سال‌ها با محدودیت‌ها و برخوردهای امنیتی روبه‌رو بوده است. به بیان دیگر، استفاده از نام کوروش برای دفاع سیاسی از حکومت مجاز است، اما بزرگداشت مستقل او از سوی شهروندان همچنان با مانع مواجه می‌شود.

چرخش حکومت به سوی نمادهای ملی پس از جنگ ۱۲روزه نیز آشکارتر شد. از درخواست خامنه‌ای برای اجرای «ای ایران» در مراسم مذهبی تا نمایش مجسمه پیروزی شاپور ساسانی بر امپراتور روم در میدان انقلاب تهران، نمادهایی که زمانی در حاشیه گفتمان رسمی حکومت قرار داشتند، به ابزار نمایش قدرت و برانگیختن احساسات ملی تبدیل شدند.

پرسش اصلی این است: چگونه پادشاهانی که زمانی افتخار به آن‌ها «توهم» و «طاغوت‌پرستی» تلقی می‌شد، اکنون به پشتوانه تبلیغاتی جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند؟ آنچه در این تغییر موضع دیده می‌شود، استفاده گزینشی از تاریخ ایران است؛ تاریخی که حکومت هنگام رویارویی با دشمن خارجی به افتخارات آن استناد می‌کند، اما در داخل کشور همچنان برای بزرگداشت مستقل همان میراث محدودیت ایجاد می‌کند.

کمدینی که رئیس جمهور شد

| No Comments

irint.jpgخبرنامه گویا - به گزارش ایران اینترنشنال مارک کتز، پژوهشگر ارشد مسائل روسیه، می‌گوید بزرگ‌ترین نگرانی کرملین نه دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای، بلکه سقوط حکومت کنونی و روی کار آمدن دولتی متمایل به غرب در ایران است. به گفته او، مسکو حتی حاضر است با ایرانِ مجهز به بمب اتمی کنار بیاید، اما نمی‌خواهد تهران از مدار سیاست‌های ضدغربی خارج شود.

کتز، استاد دانشگاه جورج میسون و پژوهشگر ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تأکید کرد که روسیه برخلاف آمریکا و اسرائیل، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را تهدیدی حیاتی نمی‌داند. او گفت: «برای آن‌ها، بدترین سناریو، ایرانی متمایل به غرب است» و افزود: «آن‌ها می‌خواهند این حکومت باقی بماند؛ در این شکی نیست.»

به گفته این تحلیلگر، حمایت مسکو از جمهوری اسلامی به معنای آمادگی روسیه برای دفاع از حکومت ایران نیست. با وجود گسترش همکاری‌های نظامی و امضای پیمان مشارکت راهبردی، روسیه هیچ تعهدی برای دفاع متقابل از جمهوری اسلامی ندارد. کتز یادآور شد که در جنگ ۱۲روزه نیز مسکو کمک چندانی به تهران نکرد.

pilot.jpgدادستانی امارات: کمک‌خلبان عمانی فلای‌دبی که قصد داشت هواپیمای مسافربری را به فرودگاه اسرائیل بکوبد، از دوران دانشجویی در استرالیا تحت تأثیر افکار افراطی قرار گرفته بود

خبرنامه گویا - دادستانی کل امارات متحده عربی جزئیات تازه‌ای از پرونده کمک‌خلبان عمانی شرکت فلای‌دبی منتشر کرده است؛ فردی که متهم است با الهام از حملات ۱۱ سپتامبر، قصد داشته یک هواپیمای مسافربری را به فرودگاه بن‌گوریون اسرائیل بکوبد. به گفته مقام‌های اماراتی، گرایش او به افکار افراطی از سال ۲۰۱۷ و دوران دانشجویی در استرالیا آغاز شده بود.

به گفته حمد سیف الشامسی، دادستان کل امارات، همام الحمامی، کمک‌خلبان ۲۹ ساله، هنگام تحصیل در دانشگاه RMIT ملبورن با تبلیغات گروه‌های افراطی و مطالب ترویج‌کننده عملیات انتحاری آشنا شد. او همچنین با افرادی مرتبط با مرکزی موسوم به «My Centre» ارتباط برقرار کرده بود؛ مرکزی که به گفته بازپرسان، فردی لبنانی معروف به «ابوحمزه» مدیریت آن را بر عهده داشت.

نکته قابل توجه اینکه در شرایطی که برخی کشورهای غربی همچنان با انتقادهایی درباره سهل‌گیری در برابر فعالیت جریان‌های اسلام‌گرای افراطی و سیاست‌های مهاجرتی خود روبه‌رو هستند، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از جمله امارات، رویکرد سخت‌گیرانه‌تری در قبال برخی از این جریان‌ها اتخاذ کرده‌اند.

در همین ارتباط، امارات در ژانویه ۲۰۲۶ دانشگاه‌های بریتانیا را از فهرست مراکز مشمول بورسیه دولتی دانشجویان خود کنار گذاشت؛ تصمیمی که به گزارش فایننشال تایمز، ناشی از نگرانی ابوظبی درباره نفوذ اخوان‌المسلمین و احتمال گرایش دانشجویان به افراط‌گرایی اسلامی در محیط دانشگاه‌های بریتانیا بود. گروهی که در امارات تروریستی شناخته می‌شود، در بریتانیا ممنوع نیست. به این ترتیب، طنز تلخ ماجرا آنجاست که کشوری اسلامی نگران افراطی‌شدن جوانانش در دانشگاه‌های غربی است؛ همان غربی که قرار بود الگوی مقابله با افراط‌گرایی باشد.

khamseh.jpg«به خدا مال من نیست!»

خبرنامه گویا - ویدیویی از حضور علیرضا خمسه، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، در مراسم ختم زنده‌یاد اکبر عبدی با جمله «خلوت کنید، آقای خمسه است!» در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده و واکنش‌های طنزآمیز و انتقادی بسیاری به دنبال داشته است.

در این ویدیو، مردی تنومند با کنار زدن حاضران تلاش می‌کند مسیر عبور خمسه را باز کند؛ رفتاری که باعث شده برخی کاربران تصور کنند این بازیگر با بادیگارد شخصی در مراسم حاضر شده است.

خمسه در گفت‌وگو با مجید واشقانی، ضمن تکذیب داشتن محافظ شخصی، با لحنی طنزآمیز گفت: «به خدا من بادیگارد ندارم؛ اصلاً پولش را ندارم!» او توضیح داد فرد همراهش از عوامل انتظامات مراسم بوده و ارتباطی با او نداشته است. خمسه با اشاره به زندگی معمولی خود، از پیاده‌روی صبحگاهی در پارک و ایستادن در صف نانوایی گفت و با گلایه از توهین‌های کاربران پرسید: «چرا به من فحش می‌دهید؟»

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgچرا که با تمام توان خود از مبارزه ایشان حمایت می‌کنم ـ قسمت پایانی

«بخشکید سرچشمه‌های قدیم
نماند آب، جز آب چشم یتیم
نبودی به جز آه بیوه‌زنی
اگر بر شدی دودی از روزنی
نه در کوه سبزی، نه در باغ شخ
ملخ بوستان خورده، مردم ملخ»

امروز آنچه از روزنه‌های تنگ‌شده توسط جمهوری اسلامی برمی‌خیزد جز صدای آه و ناله مادران و پدران عزادار نیست. جز آه و نفرین مردمی دردمند و ناراضی از جمهوری اسلامی که تلخ‌ترین نوع زندگی و گذران سخت توأم با هراس را بر آنها تحمیل کرده است.

روح جامعه سخت آشفته و دردمند است. روحی که هر روز عذاب می‌کشد. از فقر، نداری، جنگ، ویرانی! از بر باد داده شدن ثروت‌های ملی‌اش به دست حکومتی ابله و آخرالزمانی سخت عصبی‌ست. وجودش لبریز از فریاد و کینه است. دردمند از دیدن و شاهد بودن بر پرپر شدن غنچه‌های جوان و رعنای باغ وطن توسط حکومتی که هیچ‌گونه تعهد اخلاقی نسبت به مردمش احساس نمی‌کند.

حکومتی که از گلوی کودکان خود می‌بُرد و سرازیر شکم نیروهای نیابتی خویش می‌کند. هم‌زمان و دردناک‌تر این‌که داعیه‌داران مبارزه برای آزادی، عدالت اجتماعی، به‌جای تجدیدنظر در دیدگاه‌های ایدئولوژیک خود نسبت به حاکمیت و ایستادن در کنار مردم خود! باز رگ‌های ضد امپریالیستی و ضد اسرائیلی‌شان بالا آمده و در دفاع از سیاست ضد امپریالیستی رژیم جامه می‌درانند و دیگر افراد و جریان‌هایی که چنین حمایتی از عملکرد رژیم نمی‌کنند را به باد انتقاد گرفته، به‌عنوان وطن‌فروش زیر سؤال می‌برند.

شاهزاده رضا پهلوی را که مورد حمایت جهان آزاد نیز می‌باشد! مورد هجوم حکومت و بیرق‌گردانان آن قرار می‌گیرد و به‌اصطلاح مبارزان ضد امپریالیست نیز نقش ستون پنجم را در رابطه با آقای رضا پهلوی بازی می‌کنند.

centcom.jpgایندیپندنت فارسی - فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) روز شنبه، با انتشار ویدیویی در اکس اعلام کرد که نیروهای این فرماندهی «یک کشتی باری تجاری را در دریای عمان پس از آنکه خدمه آن هشدارهای مکرر را نادیده گرفتند و قصد نقض محاصره دریایی مداوم علیه ایران را داشتند، از کار انداختند.»

به گفته سنتکام، یک جنگنده ارتش آمریکا «بخش انتهایی (پاشنه) کشتی با پرچم پاناما به نام «ام‌وی اوشن مولیکا» (معروف به اریکا سان) را با مهمات هدایت‌دقیق هدف قرار داد و بدون آسیب رسیدن به خدمه، سامانه رانش کشتی را کاملا از کار انداخت.» این بیانیه می‌افزاید که این کشتی تجاری بزرگ «پس از خروج از یک بندر ایرانی، در تلاش برای عبور از آب‌های منطقه‌ای بود.»

سنتکام همچنین تاکید کرد که نیروهای آمریکایی از ۱۴ ژوئیه محاصره کلیه شناورهای ورودی و خروجی به بنادر ایران را از سر گرفته‌اند و طی سه ماه اجرای سخت‌گیرانه این مقررات، «چهار شناور تجاری از کار افتاده، ۱۳۵ کشتی بازگردانده شده و ۱۰ نفتکش مرتبط با شبکه چندمیلیارد دلاری سایه سپاه پاسداران منهدم شده‌اند.»

در پایان این بیانیه از همه دریانوردان خواسته شده است هشدارهای محاصره را رعایت کنند و در خلیج عمان و ورودی‌های تنگه هرمز با نیروهای دریایی آمریکا در تماس باشند.

shahdokht.jpgخبرنامه گویا - شاهدخت فرحناز پهلوی روز شنبه ۱۸ مهرماه در مراسمی در نیویورک که به یاد علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی، دو معترض اعدام‌شده در اصفهان برگزار شد، حضور یافت و با اهدای گل به یاد و خاطره این دو جوان ادای احترام کرد.

علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، بامداد دوشنبه ۱۳ مهرماه در زندان دستگرد اصفهان اعدام شدند.

این دو جوان از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» بودند؛ پرونده‌ای که به گفته سازمان‌های حقوق بشری، با گزارش‌هایی از شکنجه، اعترافات اجباری و نقض اصول دادرسی عادلانه همراه بوده است. با اعدام این دو نفر، شمار اعدام‌شدگان این پرونده به هفت نفر رسید.

rubio.jpg

خبرنامه گویا - مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در سفر به آتن با استقبال کیمبرلی گیلفویل، سفیر آمریکا در یونان و نامزد سابق دونالد ترامپ جونیور، روبه‌رو شد؛ سفیری که اکنون با اتهام‌های تازه درباره سوءاستفاده از موقعیت و روابط سیاسی خود مواجه است.

روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داده که گیلفویل پیش از تأیید انتصابش به سفارت، از یکی از حامیان مالی ترامپ خواسته بود بدهی ۱۰۰ هزار دلاری کارت اعتباری امریکن اکسپرس او را پرداخت کند و در مقابل، وعده دسترسی به مقام‌های بلندپایه دولت ترامپ را داده بود. به گفته این روزنامه، گیلفویل همچنین خواسته بود پرداخت پول به شکلی انجام شود که ردپایی از آن باقی نماند.

روبیو در نشست خبری مشترک با وزیر خارجه یونان، از پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره این اتهام‌ها خودداری کرد، اما با دفاع از عملکرد گیلفویل گفت که سفارت آمریکا در آتن کار خود را به‌خوبی انجام می‌دهد و سفیر آمریکا عملکرد قدرتمندی داشته است. گیلفویل اتهام‌های تخلف را رد کرده و وکیل او نیز اصالت برخی پیام‌های منتشرشده را زیر سؤال برده است. هم‌زمان، شماری از نمایندگان دموکرات کنگره خواستار تحقیق درباره رفتار و فعالیت‌های او شده‌اند.

11-1.jpg

اعتراض به تجمع مقابل منزل حسن روحانی؛ چرا مقابل خانه سعید جلیلی تجمع نکنیم؟

در پی برگزاری تجمع مقابل منزل حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین جمهوری اسلامی، کامبیز مهدیزاده با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی اکس، از غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، خواست به آنچه «بی‌قانونی» در برگزاری این تجمع‌ها خواند، رسیدگی کند.

مهدیزاده خطاب به اژه‌ای نوشت: «یا با درایت، بساط این بی‌قانونی را جمع کنید، یا صریح اعلام کنید این تجمع‌ها و شعارها قانونی است!» او سپس پرسید: «اگر قانون برای همه یکسان است، چرا ما نتوانیم از فردا مقابل منزل سعید جلیلی تجمع کنیم و خواستار محاکمه او شویم؟» مهدیزاده تأکید کرد: «قانون یا برای همه است یا برای هیچ‌کس!»

rahimi.jpg​در تاریخ معاصر ایران، خطای اولویت‌شناسی بارها سرنوشت یک ملت را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. نگاهی به مسیر طی‌شده در چند دهه اخیر نشان می‌دهد که چگونه ایدئولوژی‌زدگی و نگاه انتزاعی به مناسبات بین‌المللی، گاه نیروهای سیاسی را از واقعیت‌های ملموس جامعه دور کرده و آنان را در نقطه‌ای قرار داده که با خواست عمومی مردم همخوانی ندارد.

​از جمله عملکرد حزب توده در دهه ۱۳۲۰--گواه آن است که وقتی هدف، «مبارزه با امپریالیسم» یا «پیشبرد ایدئولوژی» تعریف شود، حقیقت و جان انسان‌ها به مسائلی حاشیه‌ای تبدیل می‌شوند.

نمونه‌های تاریخی مانند ترور محمد مسعود و بهره‌برداری تبلیغاتی از آن، هشداری ماندگار در تاریخ ماست که نشان می‌دهد چگونه آرمان‌های ایدئولوژیک می‌توانند اخلاق سیاسی را قربانی کنند. سرودن و بعدها پس‌گرفتن اشعار در وصف شخصیت‌های مبارز، نمادی از سرخوردگی روشنفکرانی است که حقیقت تاریخی را دیرتر از واقعیت درک کردند.

​ماجرای جایزه آزادی و فرار از همبستگی ملی

​نمونهٔ روشن این تناقض تحلیلی در واکنش اخیر برخی گروه‌های چپ به تصمیم بنیاد فریدریش ناومن تجلی یافته است. این بنیاد آلمانی «جایزه آزادی ۲۰۲۶» را به مردم ایران اهدا کرده و از رضا پهلوی خواسته است آن را به عنوان نماینده‌ای شناخته‌شده به صورت امانی دریافت کند.

نامادری، فرامرز پارسا

| No Comments

parsa.jpg-- اِوا، خان‌خانم، این چه حرفیه که می‌زنید؟

شوک‌خانم، مادرشوهر نجیبه، سرش را تکان داد.

نجیبه هفده سال بیشتر نداشت. با مردی ازدواج کرده بود که همسر اولش را از دست داده و دو پسر سه و پنج‌ساله داشت.

او اهل دهی در نزدیکی شهر مرکزی بود؛ دهی که حالا پشت سر گذاشته و همراه شوهرش در پایین‌شهر زندگی می‌کرد. مادرشوهر و دو خواهر شوهرش نیز در همان خانه بودند.

نجیبه، به قول شوهرش و حتی مادرشوهرش، «دهاتی» بود؛ اما در رفتارش وقار و فهمی بود، هرچند هنوز گاهی رفتارش شبیه دختر بچه‌ها می‌شد و با بچه‌ها مامان‌بازی می‌کرد.

مدرسه رفتن آرزویش بود؛ آرزویی که هیچ‌وقت به آن نرسیده بود. با این حال، از ارمینه، دختر همسایه که هم‌سن‌وسالش بود و خانه‌شان بام‌به‌بام خانه‌ی آنها قرار داشت، خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود؛ آن‌قدر که بتواند یک کتاب را بخواند.

مراد، بعد از مرگ همسر اولش، حاضر نبود زن شهری بگیرد. البته این تصمیم بیشتر از آنکه از خودش باشد، نتیجه‌ی حرف‌های مادرش بود.

یک روز شوک‌خانم به پسرش گفته بود:

-- پسرم، این زنای شهری وجدان ندارن. اولش با بچه‌ها خوب رفتار می‌کنن، اما وقتی خودشون بچه‌دار بشن، وای به حال بچه‌های تو.

مراد پرسیده بود:

-- پس مادر، از کجا زن بگیرم که از این بچه‌ها مراقبت کنه؟

سیما، خواهر کوچک‌تر مراد، که آنجا نشسته بود، با شنیدن این حرف اخم کرد.

-- یعنی زن می‌خوای که فقط از بچه‌هات مراقبت کنه؟

مادرش با تندی نگاهش کرد.

-- حرف نزن.

سیما کوتاه نیامد.

-- تو خودت دو تا دختر داری. اگه یکی بیاد خواستگاری و دو تا بچه هم داشته باشه، منو بهش می‌دی؟

شوک‌خانم عصبانی شد.

-- زبونت رو گاز بگیر! مگه تو کلفت بچه‌های مردمی؟

سیما لبخند تلخی زد.

-- پس چرا برای زن گرفتن مراد، دنبال دختری می‌گردی که همین کار رو بکنه؟

شوک‌خانم جواب نداد.

سیما ادامه داد:

-- همه‌ی مادرها آرزوی خوشبختی دخترهاشون رو دارن. ولی تو به پسرت می‌گی برو از دهات زن بگیر، چون از خداشونه که به تو شوهر کنن؟

این بحث‌ها نزدیک یک سال بود که در خانه تکرار می‌شد.

سهیلا، خواهر بزرگ‌تر مراد، خودش درگیر عشق و زندگی خودش بود و کمتر در خانه دیده می‌شد. اما سیما نمی‌توانست نسبت به سرنوشت دختری که قرار بود وارد این خانه شود بی‌تفاوت باشد.

یک بار گفت:

trump.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز شنبه ۱۰ اکتبر، در گردهمایی انتخاباتی جمهوری‌خواهان در شهر کلارکسویل ایالت تنسی، با تقلید لحن رهبران جمهوری اسلامی و تکرار سه‌باره عبارت «الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله»، آن‌ها را به تمسخر گرفت.

ترامپ در بخشی از سخنانش، حکومت ایران را «دیوانه» توصیف کرد و گفت: «خودشان هم این را می‌دانند. من همیشه به آن‌ها می‌گویم شما واقعاً دیوانه‌اید!» او سپس با تقلید شیوه سخن گفتن مقام‌های جمهوری اسلامی، آن‌ها را به تهدید دیگران به کشتار و تکرار شعارهای مذهبی متهم کرد.

ترامپ همچنین هشدار داد که رهبران جمهوری اسلامی ممکن است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آمریکا، برای ضربه زدن به موقعیت جمهوری‌خواهان دست به اقدامات تازه‌ای بزنند، اما تأکید کرد که آمریکا می‌تواند «خیلی سریع» به این اقدامات پایان دهد. رئیس‌جمهور آمریکا پیش از این نیز بارها از عبارت «الحمدلله» برای طعنه زدن به مقام‌های جمهوری اسلامی استفاده کرده بود؛ از جمله در پیام‌های خود در شبکه تروث سوشال درباره حملات نظامی آمریکا و محاصره دریایی ایران.

zamani.jpgانتخاب رئیس پارلمان زاکسن-آنهالت و معمای چهار رأی اضافی

انتخاب توبیاس راوش از حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) به ریاست پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت در ۶ اکتبر ۲۰۲۶، بحث گسترده‌ای درباره مرزهای سیاسی احزاب آلمان و امکان همکاری میان جریان‌هایی با گرایش‌های متفاوت ایجاد کرد. راوش در یک رأی‌گیری محرمانه ۴۸ رأی موافق، ۲۹ رأی مخالف و پنج رأی ممتنع به دست آورد.

در این پارلمان، AfD دارای ۳۹ کرسی و حزب اتحاد سارا واگن‌کنشت (BSW) دارای پنج کرسی است؛ بنابراین، مجموع کرسی‌های این دو حزب ۴۴ کرسی می‌شود و راوش چهار رأی بیشتر از مجموع کرسی‌های آن‌ها دریافت کرد. این نتیجه پرسش مهمی را مطرح می‌کند: چهار رأی اضافی از کجا آمده است؟

حمایت حزب سارا واگن‌کنشت از نامزد AfD

نکته مهم این ماجرا آن است که حزب BSW پیش از رأی‌گیری اعلام کرده بود از نامزدی راوش حمایت خواهد کرد. بنابراین، حمایت این حزب از نامزد AfD موضوعی اعلام‌شده بود، نه صرفاً یک گمانه‌زنی رسانه‌ای.

تصمیم حزب سارا واگن‌کنشت توجه بسیاری را جلب کرد؛ زیرا BSW با پیشینه و هویت چپ‌گرایانه شناخته می‌شود، درحالی‌که AfD در جناح راست سیاست آلمان قرار دارد.

این تصمیم پرسش مهمی را درباره جهت‌گیری سیاسی BSW مطرح می‌کند: چگونه حزبی که از سنت چپ سیاسی برخاسته است، در یک رأی‌گیری مهم پارلمانی از نامزد حزبی در جناح راست حمایت می‌کند؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به مواضع مشترک این دو جریان در برخی موضوعات، به‌ویژه سیاست روسیه، جنگ اوکراین، تحریم‌ها و مهاجرت، توجه کرد.

Sepideh_Hajjami.jpg۷ اکتبر ۲۰۲۳، روزی که گروه فلسطینی حماس به اسرائیل حمله کرد، حدود ۱۲۰۰ انسان بی‌گناه را کشت و صدها نفر را به گروگان گرفت، روزی که جهان شاهد یکی از هولناک‌ترین جنایت‌ها علیه غیرنظامیان در تاریخ معاصر بود. روزی که انسانیت، فارغ از ملیت، مذهب و گرایش سیاسی قربانیان، باید در برابر جنایتکاران قرار می‌گرفت؛ اما آنچه در گوشه‌وکنار جهان رخ داد، پرسش‌هایی جدی و دردناک دربارهٔ معنای حقوق بشر، مرزهای همدلی و معیارهای دوگانهٔ مدعیان انسانیت به وجود آورد.
چرا دقیقاً ۷ اکتبر؟
در تقویم جهان، روزهای بسیاری برای حمایت از مردم فلسطین وجود دارد. پس چرا عده‌ای از حامیان فلسطین درست در روز ۷ اکتبر و در سالگرد حمله‌ای تجمع می‌کنند که با قتل‌عام غیرنظامیان، کشتار خانواده‌ها، ربودن انسان‌ها و خشونتی هولناک همراه بود؟
چرا در روزی که خانواده‌های قربانیان در سوگ عزیزانشان نشسته‌اند، در خیابان‌های شهرهای جهان پرچم فلسطین برافراشته می‌شود و در برخی تجمع‌ها، از عملیاتی که به این کشتار انجامید با عنوان «طوفان الاقصی» یاد می‌شود؟ چرا در بعضی از این تجمع‌ها، شعارهای ستایش‌آمیز دربارهٔ مقاومت و عاملان حمله شنیده می‌شود؟ و چرا باید شاهد گزارش‌هایی از پخش شیرینی و ابراز شادی در ارتباط با این روز باشیم؟
آیا واقعاً نمی‌شد یک روز دیگر را برای حمایت از مردم فلسطین انتخاب کرد؟
پرچم فلسطین به‌خودی‌خود نماد حماس یا تأیید جنایت ۷ اکتبر نیست. اما وقتی زمان، شعارها، تصاویر و رفتارهای همراه یک تجمع در کنار هم قرار می‌گیرند، نمی‌توان معنای سیاسی آن‌ها را نادیده گرفت. انتخاب آگاهانهٔ سالگرد یک جنایت برای تجلیل از عاملان آن، دیگر صرفاً حمایت از حقوق یک ملت نیست؛ بلکه می‌تواند به عادی‌سازی خشونت و توجیه جنایت منجر شود.
هیچ آرمان سیاسی، هیچ مبارزه‌ای برای آزادی و هیچ ادعایی دربارهٔ حق تعیین سرنوشت، مجوز کشتن غیرنظامیان، گروگان‌گیری یا شادی برای مرگ انسان‌های بی‌گناه نیست.
۷ اکتبر یک جنایت بود. هرکس، در هر نقطه‌ای از جهان، با هر پرچم و هر عنوانی، این جنایت را تأیید یا ستایش کند، یک جنایتکار بالاقوه است و باید در برابر موضع خود پاسخ‌گو باشد. محکوم کردن این رفتار نه مخالفت با مردم فلسطین، بلکه دفاع از اصل جهان‌شمول حقوق بشر است.

Ahmad_Alavi.jpgشرایط چسبندگی و جدایی مقامات حکومتی به رژیم مستقر کدام است؟

۱. مقدمه: چرا بحران الزاماً به جدایی مقامات حکومتی از رژیم منجر نمی‌شود؟

یکی از خطاهای رایج در تحلیل رژیم‌های اقتدارگرا، این تصور است که تشدید بحران اقتصادی، افزایش نارضایتی اجتماعی، کاهش مشروعیت یا گسترش اختلافات در رأس قدرت، به‌طور خودکار موجب جدایی مقامات حکومتی از رژیم می‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که رابطه میان بحران و جدایی خطی نیست. ممکن است یک رژیم با تورم بالا، بحران ارزی، کاهش قدرت خرید، اعتراضات اجتماعی و شکاف‌های سیاسی مواجه باشد، اما مقامات آن همچنان به ساختار حاکمیت وابسته باقی بمانند.

علت این وضعیت را نمی‌توان صرفاً در سرسپردگی به گفتمان مسلط جست‌وجو کرد. مقام حکومتی ممکن است علاوه بر منصب سیاسی، از سرمایه اقتصادی، شبکه‌های قدرت، موقعیت اجتماعی، اعتبار خانوادگی، دگم های روانشناختی، سابقه امنیتی و سرمایه نمادین برخوردار باشد. این دارایی‌ها در طول سال‌ها با استمرار رژیم پیوند می‌خورند و خروج از ساختار حاکم را برای فرد پرهزینه می‌کنند. بنابراین، باید میان نارضایتی از شرایط موجود، انتقاد از سیاست‌ها و تصمیم به جدایی از رژیم تمایز گذاشت. به همین دلیل است که برخی از مقامات حکومتی در خلوت نسبت به سیاست های رژیم انتقاد ورزیده و با آن مخالفند اما در جلوت و محیط اداری سرسپردگی نشان میدهند. پرسش اساسی این است که آیا مقام حکومتی به این نتیجه رسیده است که آینده شخصی، خانوادگی و سیاسی او خارج از رژیم بهتر و مطمئن‌تر از ماندن در آن خواهد بود یا خیر.

۲. ائتلاف حاکم و انسجام مقامات حکومتی

بقای رژیم‌های اقتدارگرا به ائتلافی متشکل از مقامات سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی و اداری وابسته است. این ائتلاف زمانی پایدار می‌ماند که اعضای آن ادامه همکاری با رژیم را سودمندتر از گزینه‌های جایگزین بدانند. از این منظر، رژیم فقط یک ساختار سیاسی نیست، بلکه نظامی برای توزیع منابع، منافع، موقعیت و امنیت نیز هست.

هنگامی که منابع کاهش می‌یابد، لزوماً ائتلاف حاکم فرو نمی‌پاشد. چه‌بسا رقابت میان مقامات برای دستیابی به منابع محدودشده تشدید شود، اما آنان همچنان از استمرار رژیم حمایت کنند؛ زیرا سقوط آن می‌تواند منافع مشترکشان را به خطر اندازد. بنابراین، باید میان بحران ائتلاف و فروپاشی آن تفاوت گذاشت. بحران ائتلاف با افزایش اختلاف، رقابت و بی‌اعتمادی مشخص می‌شود، در حالی که فروپاشی زمانی آغاز می‌شود که بخشی از اعضای ائتلاف، استمرار رژیم را دیگر سازگار با منافع خود ندانند. پژوهش‌های حول موضوع نشان می‌دهد که کاهش اطمینان مقامات به توانایی رژیم در توزیع منابع و منافع، احتمال جدایی آنان را افزایش می‌دهد. بااین‌حال، برخورداری از شبکه‌های شخصی و ارتباطات اقتصادی مستقل نیز در تبدیل نارضایتی به خروج اهمیت دارد.

۳. نظریه چسبندگی چندلایه مقامات حکومتی

برای توضیح تداوم وابستگی مقامات به رژیم، می‌توان از مفهوم «چسبندگی چندلایه مقامات حکومتی» استفاده کرد. بر اساس این انگاره، چسبندگی نتیجه پیوند هم‌زمان چند نوع سرمایه و منفعت است که تنها به منفعت مالی منحصر نمی شود. سرمایه اقتصادی شامل دسترسی به قراردادها، منابع دولتی، اعتبارات، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و شبکه‌های تجاری است. سقوط رژیم ممکن است نه‌تنها منصب سیاسی، بلکه بخش مهمی از دارایی‌ها و منافع اقتصادی فرد را نیز تهدید کند. پژوهش سموحی سینان‌اوغلو درباره ۷۶ کشور در فاصله سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۹ نشان می‌دهد که روابط مادی متقابل میان حکومت‌های اقتدارگرا و متحدان اقتصادی می‌تواند انگیزه جدایی را کاهش دهد.

سرمایه سیاسی از سابقه فعالیت در ساختار قدرت، روابط سازمانی و نفوذ در نهادهای حکومتی شکل می‌گیرد. هرچه موقعیت فرد بیشتر درون ساختار موجود ساخته شده باشد، خروج می‌تواند به معنای از دست دادن سرمایه سیاسی انباشته‌شده باشد.

سرمایه امنیتی به امنیت شخصی و خانوادگی مقامات مربوط است. کسانی که در ساختارهای نظامی، امنیتی یا سیاسی نقش داشته‌اند، ممکن است از پیامدهای خروج و آینده خود در نظم بعدی نگران باشند. در نتیجه، حتی در صورت نارضایتی از رژیم، خطرهای احتمالی خروج می‌تواند آنان را به ماندن ترغیب کند.

saudi2.jpgخبرنامه گویا - حمله موشکی تازه به فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، دست‌کم ۱۲ کشته و ۳۰۹ زخمی برجای گذاشت. در میان کشته‌شدگان یک شهروند آمریکایی نیز دیده می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در واکنش به این حمله احتمال پیوستن واشینگتن به عملیات نظامی عربستان علیه حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی را رد نکرد.

به گزارش رویترز، سازمان هواپیمایی کشوری عربستان اعلام کرد چهار شهروند سعودی، دو بنگلادشی و شش شهروند دیگر از آمریکا، مصر، اردن، سوریه، فلسطین و سودان در این حمله کشته شده‌اند. وضعیت شماری از مجروحان وخیم است و مصدومان با آمبولانس و بالگرد به بیمارستان‌ها منتقل شده‌اند.

این سومین حمله به فرودگاه ریاض در یک هفته گذشته است. به گزارش وال‌استریت ژورنال، موشک به ترمینال شماره سه فرودگاه، محل انتظار مسافران، اصابت کرده است. تصاویر منتشرشده از محل حادثه آثار خون بر کف فرودگاه و خسارات ناشی از حمله را نشان می‌دهد.



بر اساس گزارش رویترز، حمله بدون هشدار قبلی صورت گرفت و سامانه هشدار تهدید عربستان هیچ اخطاری صادر نکرد. فعالیت فرودگاه متوقف و پروازها لغو یا به مسیرهای دیگر هدایت شدند. سفارتخانه‌های غربی نیز به شهروندان خود هشدار دادند از فرودگاه و مناطق اطراف آن دور بمانند.

ایران وایر - بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر» بامداد ۱۳مهر۱۴۰۵ در جنایتی خون‌بار، زن جوان ۲۸ ساله‌ای در قشم توسط برادرش با چاقو مثله شد.

به گفته یک منبع آگاه «مریم یارمحمدی» با انگیزه‌های ناموسی با همکاری همسر و با دخالت مستقیم یکی از برادرانش از طریق سلاح سرد (چاقو) به شکلی فجیع کشته شده است: «همسرش با برادرش هماهنگ کرد. بچه‌ها را از خانه بیرون برد. برادرش شبانه به خانه مریم آمد و با ضربات مهلک چاقو ابتدا پستان‌ها و واژن او و در نهایت گردنش را هدف قرار داد. بعد هم بالای سر مریم ایستاد تا مطمئن شود مرده است و بعد او را به بیمارستان برد.»

marasemlarge.jpg

به گفته این منبع آگاه برادر مریم توسط پلیس بازداشت شد اما خانواده و نزدیکانش مقابل بیمارستان تجمع کرده و با اعلام اینکه «ما هیچ شکایتی نداریم و رضایت می‌دهیم چرا که مرگ کمترین مجازات برای او بود» قاتلان را آزاد کردند.

برجسته کردن آسیب به اندام‌های جنسی آشکارا نشان می‌دهد که این قتل با انگیزه‌های ناموسی رخ داده و مریم یاراحمدی قربانی ناکارآمدی قوانین شده است. قوانینی که به مردان یک خانواده مجوز می‌دهد در هماهنگی و همدستی آشکار، جان زنی را بگیرند و در نهایت با حمایت تمام قد دیگر اعضا از مجازات رهایی پیدا کنند.

asefi.jpgحمید آصفی

مصطفی میرسلیم در تازه‌ترین اظهارات خود، بار دیگر بحث «انفال» را پیش کشیده و با استناد به تعاریف فقهی، تأکید کرده است که نفت متعلق به «خدا و رسول» است، نه مردم. این سخنان بار دیگر پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: ثروت‌های طبیعی ایران متعلق به چه کسانی است و چه نهادی حق دارد درباره سرنوشت آن‌ها تصمیم بگیرد؟

در جمهوری اسلامی، تفسیر حکومتی از انفال به ابزاری برای توجیه تمرکز مالکیت و مدیریت بخش بزرگی از منابع ملی در اختیار حکومت و نهادهای وابسته به قدرت تبدیل شده است؛ ساختاری که به باور منتقدان، به جای تأمین منافع عمومی، زمینه گسترش رانت، انحصار و کاهش نظارت مردم بر ثروت‌های کشور را فراهم کرده است.

۱. فریب انفال

در منطق میرسلیم و همفکران او، مفهوم «انفال» چنان تفسیر می‌شود که گویی مردم ایران اختیار مستقیمی بر ثروت‌های طبیعی سرزمین خود ندارند و تصمیم‌گیری درباره این منابع در انحصار حکومت است.

حال آنکه حتی اگر منابع طبیعی در چارچوب فقهی انفال تعریف شوند، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: درآمد حاصل از این منابع چگونه هزینه می‌شود، چه کسانی بر آن نظارت دارند و مردم چه سهمی از منافع آن می‌برند؟

مشکل از جایی آغاز می‌شود که مفهوم انفال از یک عنوان فقهی به پوششی برای تمرکز قدرت اقتصادی تبدیل می‌شود؛ جایی که بخش‌هایی از ثروت ملی در اختیار نهادهایی قرار می‌گیرد که عملکرد مالی آن‌ها از شفافیت و نظارت عمومی کافی برخوردار نیست.

به این ترتیب، آنچه قرار است متعلق به عموم باشد، در عمل به منبعی برای تقویت ساختارهای اقتصادی وابسته به قدرت تبدیل می‌شود.

farzroosayee.jpgفرزانه روستایی

پوتین و پزشکیان در مدت کمتر از دو ماه برای دومین بار یکدیگر را ملاقات کردند که امری عادی نیست. این دیدار در ترکمنستان انجام شد. هر دو کشور درگیر جنگی هستند که برایشان به باتلاقی مرگ آور تبدیل شده است.

تفاوت پوتین و پزشکیان در این است که پوتین رئیس نظامی های روسیه است، اما رئیس جمهور ایران ماشین امضای نظامی ها و امنیتی هاست و نیز این مسئولیت را بر عهده دارد که نگذارد غارت کشور از سوی طبقات حاکم زیادی علنی و باعث ابروریزی بیشتر نظام شود. اساسا مقام های ایران زیاد از روسیه دیدار می کنند و این ملاقات ها بقدری زیاد است که می شود گفت بدون اجازه روسیه آب نمی خورند.

درست است که جواد ظریف با افشای نقش روسیه در معادلات ایران و هم پیمانی میدان و روسیه تا حدودی انتحار کرد، اما ناگفته نماند که او در جریان برجام و در دوران وزارت حارجه خود ۳۰ بار به روسیه سفر کرد و تو گویی به غیر از مسئولیت وزارت خارجه ایران، رئیس میز ایران در کرملین نیز بوده است.

آینده ایران از مسآئل مهم روسیه است. زیرا ایران اهرم فشاری است که به صورت هماهنگ مورد استفاده قرار میگیرد تا کرملین راهی برای معامله با غرب بر سر جنگ اکراین پیدا کند. پزشکیان سواد سیاسی این را ندارد تا درک کند چگونه گردانندگان سپاه و آپاراتچی های نظام دارند سرنوشت کشور را با روسیه معامله می کنند، هر چند مردم با دقت رفتار او را زیر نطر دارند.

trumpZel.jpgتشدید اختلاف با زلنسکی بر سر صلح و معامله با روسیه

خبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با انتقاد شدید از ولودیمیر زلنسکی، خواستار تغییر رهبری اوکراین شده و گفته است این کشور به «رهبری جدید که بتواند به توافق برسد» نیاز دارد. او زلنسکی را به مخالفت با توافق‌های صلح متهم کرده و حملات اوکراین به پالایشگاه‌های نفت روسیه را عامل فشار بر قیمت سوخت و کشاورزان آمریکایی دانسته است.

این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که روابط واشنگتن و کی‌یف پس از توافق تازه ترامپ با ولادیمیر پوتین برای عرضه میلیون‌ها تن گازوئیل روسیه به بازارهای جهانی، وارد بحرانی تازه شده است. ترامپ امیدوار است این توافق به کاهش قیمت سوخت در آمریکا کمک کند، اما اوکراین هشدار داده است که کاهش تحریم‌های انرژی روسیه، منابع مالی بیشتری برای ادامه جنگ در اختیار مسکو قرار می‌دهد.

بر اساس گزارش اکسیوس، ترامپ پس از آن به توافق سوختی با پوتین روی آورد که زلنسکی دست‌کم شش درخواست واشنگتن برای توقف حملات به پالایشگاه‌های روسیه را نپذیرفت. زلنسکی پیشنهاد کرده بود در صورتی که روسیه حملات به نیروگاه‌های اوکراین را متوقف کند، کی‌یف نیز حملات به تأسیسات نفتی روسیه را متوقف خواهد کرد؛ پیشنهادی که به توافق نینجامید.

هم‌زمان، گزارش فایننشال تایمز حاکی است فرستادگان ترامپ به مقام‌های اوکراینی هشدار داده‌اند که ادامه حملات به پالایشگاه‌های روسیه می‌تواند همکاری اطلاعاتی آمریکا با کی‌یف را به خطر بیندازد. مقام‌های آمریکایی درباره مطرح شدن تهدید صریح به قطع اطلاعات، روایت متفاوتی ارائه کرده‌اند.

***

mosma.jpgایران وایر - صفحه اینستاگرام مصطفی مهرآیین، جامعه‌شناس و استاد سابق دانشگاه، از بازداشت و انتقال او به زندان برای اجرای حکم حبس خبر داده است. مجموع محکومیت این پژوهشگر علوم اجتماعی هشت سال حبس تعزیری است که پنج سال آن قابل اجراست.

مهرآیین پس از انتشار نامه‌های سرگشاده خطاب به علی خامنه‌ای، انتقاد از سیاست‌های جمهوری اسلامی و درخواست کناره‌گیری او از قدرت، بازداشت و محاکمه شد و پس از مدتی با تودیع وثیقه به‌طور موقت آزاد شده بود.

دادگاه انقلاب مهرآیین را به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به پنج سال، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال و «اهانت به مقام رهبری» به دو سال حبس محکوم کرده است.

حکم اولیه در آذر ۱۴۰۴ صادر و در اواخر دی‌ماه در دادگاه تجدیدنظر تایید شده بود. ابلاغیه اجرای حکم نیز ۱۵ بهمن همان سال صادر شد. از مجموع هشت سال محکومیت، مجازات اشد، یعنی پنج سال حبس، قابل اجراست.

مهرآیین پیشتر روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۴، ساعاتی پس از انتشار نامه‌ای خطاب به خامنه‌ای و مقام‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی، بازداشت شده بود. او در آن نامه خواستار پایان فوری جنگ، بازگشت به مذاکرات و کناره‌گیری خامنه‌ای از قدرت شده و از مردم خواسته بود با پرچم‌های سفید و شعار «صلح با جهان» به خیابان‌ها بیایند.

او پیش از آن نیز چندین‌بار به‌ دلیل نامه‌های انتقادی‌اش به خامنه‌ای با پرونده قضایی و احضار به دادسرا روبه‌رو شده بود.

این جامعه شناس و استاد سابق دانشگاه دهم فروردین ۱۴۰۴، یک روز پس از انتشار نخستین نامه انتقادی خطاب به خامنه‌ای، ابلاغیه تشکیل پرونده در دادسرای فرهنگ و رسانه دریافت کرده بود. مهرآیین در آن نامه از خامنه‌ای خواسته بود از مردم عذرخواهی کند و از قدرت کنار برود.

او پس از انتشار تصویر احضاریه‌ای برای حضور در شعبه نهم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه در حساب کاربری‌اش در اینستاگرام

، در نامه دیگری اعلام کرد در دادسرا حاضر نخواهد شد و خامنه‌ای را به گفت‌وگو و مناظره دعوت کرد.

مهرآیین در همان نامه تأکید کرده بود تهدید و پیگرد قضایی او را به سکوت وادار نمی‌کند و خطاب به خامنه‌ای نوشته بود: «من آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید را از شما خواهم گرفت: سکوت را.»

isrUS.jpgخبرنامه گویا - در حالی که میلیون‌ها ایرانی همچنان نگران ازسرگیری جنگ و پیامدهای ویرانگر آن هستند، روزنامه اسرائیلی «معاریو» از اختلاف‌نظر تازه میان واشنگتن و تل‌آویو بر سر زمان و مسئولیت حمله نظامی مجدد به ایران خبر داده است. بر اساس این گزارش، مقام‌های آمریکایی طی دو هفته گذشته از اسرائیل خواسته بودند بدون مشارکت مستقیم آمریکا، حمله‌ای یک‌جانبه به ایران انجام دهد.

به نوشته معاریو، هدف واشنگتن این بود که در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در سوم نوامبر، هزینه‌های سیاسی آغاز دور تازه درگیری‌ها متوجه دونالد ترامپ نشود. مقام‌های آمریکایی ظاهراً تصور می‌کردند اسرائیل نیز با توجه به انتخابات پارلمانی خود در ۲۷ اکتبر، ممکن است مایل باشد پیش از آن تاریخ دست به عملیات نظامی بزند.

اما این محاسبه با نگرانی فرماندهان نظامی اسرائیل روبه‌رو شده است. ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در گفت‌وگو با مقام‌های آمریکایی هشدار داده که آغاز دوباره جنگ با ایران می‌تواند به حملات گسترده موشکی جمهوری اسلامی علیه اسرائیل منجر شود و حتی برگزاری انتخابات این کشور را به تعویق بیندازد.

گزارش معاریو حاکی است که یکی از دلایل فشار اولیه واشنگتن، نگرانی از سرعت بازسازی توانایی‌های جمهوری اسلامی در تولید موشک‌های بالستیک و پهپادهای نظامی بوده است. با این حال، منابع این روزنامه می‌گویند آمریکا فعلاً از درخواست خود برای حمله یک‌جانبه اسرائیل عقب‌نشینی کرده است. موضع نهایی بنیامین نتانیاهو در قبال این پیشنهاد نیز روشن نیست.

راز بقای جمهوری اسلامی

| No Comments

ji.jpgبا وجود کشته‌شدن خامنه‌ای، ضربات سنگین نظامی و نارضایتی گسترده مردم، چرا جمهوری اسلامی هنوز سقوط نکرده است؟

وحید پوراستاد - رادیو فردا (تلخیص و ویرایش‌شده از متن اصلی)

کشته‌شدن علی خامنه‌ای در حملات آمریکا و اسرائیل و از میان رفتن شماری از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی، ضربه سنگینی به ساختار قدرت جمهوری اسلامی وارد کرد. با این حال، حکومت توانست با جانشینی مجتبی خامنه‌ای و حفظ بخشی از زنجیره فرماندهی، از فروپاشی فوری جلوگیری کند. این در حالی است که جمهوری اسلامی هم‌زمان با بحران اقتصادی، تورم، فقر گسترده، نارضایتی عمومی و کاهش شدید مشروعیت اجتماعی روبه‌روست.

مهم‌ترین دلیل تداوم حکومت را باید در بقای دستگاه سرکوب، حفظ شبکه‌های اقتصادی و امنیتی وابسته به قدرت، نبود ریزش سازمان‌یافته در نیروهای نظامی و امنیتی و تبدیل‌نشدن نارضایتی گسترده مردم به حرکتی سراسری و هماهنگ جست‌وجو کرد. جمهوری اسلامی بخش بزرگی از توان اقناع جامعه را از دست داده، اما همچنان منابع و ابزارهای لازم برای حفظ قدرت و اجرای فرمان را در اختیار دارد.

سپاه پاسداران؛ شبکه‌ای که بقایش با حکومت گره خورده است

سپاه پاسداران طی چهار دهه از یک نیروی نظامی و ایدئولوژیک به شبکه‌ای گسترده در سیاست، اقتصاد، امنیت و تجارت تبدیل شده است. منافع مالی، موقعیت سیاسی و امنیت بسیاری از فرماندهان، مدیران و نهادهای وابسته به این مجموعه با ادامه حیات جمهوری اسلامی پیوند خورده است.

در چنین ساختاری، حتی بحران‌های شدید اقتصادی یا شکست‌های نظامی لزوماً به جدایی نیروهای کلیدی از حکومت منجر نمی‌شود. تغییر نظام می‌تواند موقعیت و منافع این شبکه‌ها را به خطر اندازد و همین وابستگی، انگیزه حفظ ساختار موجود را تقویت می‌کند.

با وجود کشته‌شدن فرماندهان ارشد سپاه و نیروهای امنیتی در حملات آمریکا و اسرائیل، تاکنون نشانه آشکاری از ریزش سازمان‌یافته در دستگاه نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی دیده نشده است. حکومت توانسته بخش‌هایی از فرماندهی آسیب‌دیده را بازسازی کند و زنجیره اجرای دستورات را حفظ کند.

این انسجام نسبی، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های وضعیت کنونی جمهوری اسلامی با حکومت‌هایی است که در جریان بحران‌های سیاسی یا انقلاب‌ها فروپاشیده‌اند.

aghayee.jpgجمهوری اسلامی به کارت بازی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است

گفتگوی حسین آقایی با ایران اینترنشنال

حسین آقایی: روسیه و چین برای نجات جمهوری اسلامی خود را به آب‌وآتش نمی‌زنند؛ آن‌ها به دنبال حفظ ایرانی ضعیف هستند و پوتین حاضر نیست کارت ایران را بدون گرفتن امتیاز از آمریکا واگذار کند.

توافق دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین برای صادرات گازوئیل روسیه به آمریکا را باید در چارچوب تلاش دو کشور برای ترمیم و بهبود روابطشان ارزیابی کرد. تماس تلفنی ترامپ و پوتین و اظهارات یوری اوشاکوف، دستیار ارشد رئیس‌جمهور روسیه، نشان می‌دهد که واشنگتن و مسکو به‌طور جدی به دنبال بهبود روابط هستند و برای رسیدن به این هدف، از جنگ اوکراین و مسئله ایران به‌عنوان ابزار معامله استفاده می‌کنند.

این توافق را باید در کنار دو معامله احتمالی دیگر بررسی کرد؛ نخست، طرحی ۲۰ میلیارد دلاری برای خرید دارایی‌های بین‌المللی شرکت نفتی لوک‌اویل روسیه از سوی سرمایه‌گذاران آمریکایی، اماراتی و قطری و دوم، احتمال سرمایه‌گذاری آمریکا در پروژه نورد استریم برای انتقال گاز روسیه به اروپا.

اگرچه حجم اولیه گازوئیلی که روسیه قرار است در اختیار بازار آمریکا و جهان قرار دهد در مقایسه با مصرف آمریکا چندان زیاد نیست، اما اهمیت سیاسی این توافق بسیار فراتر از ارزش اقتصادی آن است. به نظر می‌رسد روسیه و آمریکا برای پایان دادن به جنگ اوکراین و بهبود روابط خود تلاش می‌کنند و هم‌زمان از کارت ایران نیز استفاده می‌کنند.

پوتین از یک‌سو به دنبال تأمین هزینه‌های جنگ اوکراین است و از سوی دیگر، با این توافق به ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا کمک می‌کند. او می‌داند که اگر جمهوری‌خواهان اکثریت کنگره را از دست بدهند، دموکرات‌ها رویکرد مشابه ترامپ در قبال روسیه نخواهند داشت. هدف دیگر پوتین می‌تواند جلوگیری از ادامه حملات اوکراین به پالایشگاه‌های نفت روسیه باشد؛ حملاتی که ترامپ نیز با آن‌ها مخالفت کرده است.

darkoob.jpgاز درس حقوق بشر جمهوری اسلامی تا نقد دموکراسی آمریکا از سوی اصغر فرهادی؛ هنر ما در مبتذل کردن مفاهیم بزرگ

دارکوب - خبرنامه گویا

ایرنا خبر داده وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی سفیر فرانسه را به دلیل «نقض فاحش حقوق بشر» و برخورد خشونت‌آمیز با اعتراض‌های دانش‌آموزی احضار کرده است.

اگر خبر را جدا از گوینده بخوانیم، حرف عجیبی نیست. پلیس فرانسه نباید دانش‌آموز را بی‌دلیل بزند، معترض را ناقص کند یا از نیروی نامتناسب استفاده کند. حقوق بشر اگر معنایی داشته باشد، باید همان‌جا هم رعایت شود؛ مستقل از اینکه ناقض آن جمهوری اسلامی باشد یا دولت فرانسه.

اما وقتی سرمان را برمی‌گردانیم و قیافه گوینده را می‌بینیم، دچار «خنده عصبی» می‌شویم. حکومتی که فقط چند ماه پیش، در فاصله‌ای کوتاه، چند ده هزار نفر از مردم خود را در خیابان‌ها به طرزی وحشیانه کشته؛ عمداً به سر و سینه معترض شلیک کرده، اینترنت را بسته و بازداشت و سرکوب را ادامه داده و هنوز هم ادامه می‌دهد، اکنون سفیر یک کشور دیگر را احضار کرده تا درباره «حق تجمع مسالمت‌آمیز» و «استفاده بیش از اندازه از زور» به او درس بدهد.

جل‌الخالق! این دیگر فقط ریاکاری نیست؛ ابتذال یک مفهوم است.

فرانسه، همین «ناقض حقوق بشری» که بناست از جمهوری اسلامی درس مدارا بیاموزد، در اعتراض‌هایی که بخش‌هایی از آن به خشونت و تخریب کشیده شد، بیش از هفتصد پلیس و ژاندارم زخمی داده است؛ در برابر حدود دویست دانش‌آموز مجروح. با این همه، دولت باید در برابر افکار عمومی، رسانه‌ها و نهادهای نظارتی درباره رفتار پلیس پاسخ بدهد و حتی استفاده از یکی از ابزارهای پلیس پس از جراحت شدید یک نوجوان متوقف می‌شود. در ایران اما نیروهای حکومتی ده‌ها هزار نفر را با قساوت و وحشیگری، از خیابان تا بیمارستان و حتی درون خانه‌ها، می‌کشند؛ و بعد همین حکومت سفیر فرانسه را برای تدریس «مدارا با معترضان» فرامی‌خواند.

اینجا اگر قرار بود کسی به وزارت امور خارجه احضار شود، نه سفیر فرانسه، که خودِ «وقاحت» و «بی‌شرمی» بود.

گاهی فکر می‌کنم جمهوری اسلامی تعمداً چنین بلایی بر سر واژه‌ها می‌آورد؛ آن‌قدر آنها را در وارونه‌ترین موقعیت‌ها مصرف می‌کند تا معنا و وزنشان را از بین ببرد. «حقوق بشر» وقتی از دهان یکی از خونبارترین ناقضان حقوق بشر دوران معاصر بیرون می‌آید، کم‌کم از یک مفهوم به عبارتی بی‌خاصیت تبدیل می‌شود. جمهوری اسلامی از اول همین بوده و همین است دیگر...

و اما بدا به حال ما نویسندگان و صاحبان تریبون اگر خواسته یا ناخواسته همان الگو را تکرار کنیم.

اصغر فرهادی در جشنواره ریو می‌گوید اینکه آمریکا را دموکراسی بنامیم «دروغ» است و برای توضیح آمریکای واقعی به زندان‌ها، سیاه‌پوستان و مهاجران اشاره می‌کند.

mirsalim.jpgخبرنامه گویا - مصطفی میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌وگویی تازه تأکید کرد که نفت ایران متعلق به مردم نیست و گفت: «چه کسی گفته نفت مال مردم است؟ نفت انفال است و متعلق به خدا و رسول.» او همچنین اظهارات مسئولانی را که نفت را حق مردم دانسته‌اند، رد کرد و گفت «بیخود گفته‌اند».

میرسلیم با انتقاد از قیمت بنزین در ایران مدعی شد که این سوخت «مفت» در اختیار مردم قرار می‌گیرد و افزود نفت سرمایه کشور است، نه درآمدی که باید با سوزاندن آن مصرف شود.

او پیش‌تر نیز در اسفند ۱۴۰۳ گفته بود ملی شدن صنعت نفت به معنای تعلق نفت به ملت ایران نیست، بلکه به این معناست که نفت دیگر متعلق به انگلیسی‌ها نیست.

میرسلیم در بخش دیگری از این گفت‌وگو از کیفیت خودروهای داخلی دفاع کرد و مدعی شد خودروی تیبا قابلیت رقابت با محصولات خارجی را دارد و «لگن» خواندن خودروهای داخلی مغلطه است. او همچنین بخش عمده تلفات تصادفات رانندگی را ناشی از شیوه رانندگی و شرایط جاده‌ها دانست و با نسبت دادن آن به کیفیت خودروها مخالفت کرد.


arnz2.jpgهک تلگرام علیرضا نوری‌زاده؛ ارسال پیام‌های درخواست پول از مخاطبان

خبرنامه گویا - علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی مقیم لندن، در تماس مستقیم با خبرنامه گویا از هک شدن حساب تلگرام خود و سوءاستفاده مالی از نامش خبر داد. به گفته او، فرد یا افراد ناشناس در ساعات گذشته با دسترسی به حساب تلگرام وی، پیام‌هایی حاوی درخواست واریز پول و کمک مالی برای صدها نفر از دوستان، همکاران و مخاطبان او ارسال کرده‌اند.

آقای نوری‌زاده تأکید کرده است که تمامی درخواست‌های مالی ارسال‌شده از این حساب جعلی بوده و ارتباطی با او ندارد. وی از دریافت‌کنندگان این پیام‌ها خواسته است به هیچ‌یک از درخواست‌های واریز وجه پاسخ ندهند و تا زمان رفع کامل مشکل امنیتی، حساب تلگرام او را مسدود کنند تا از هرگونه سوءاستفاده احتمالی جلوگیری شود.

هنوز مشخص نیست چه فرد یا گروهی مسئول نفوذ به این حساب بوده و آیا کسی در نتیجه پیام‌های جعلی پولی پرداخت کرده است یا خیر. همچنین اطلاعاتی درباره چگونگی دسترسی مهاجمان به حساب تلگرام آقای نوری‌زاده منتشر نشده است.

مصطفی مهرآیین کیست؟

| No Comments

ch1.jpgخبرنامه گویا - جمشید اسدی، اقتصاددان و تحلیلگر سیاسی، در گفت‌وگو با آریا کنگرلو در برنامه «منافع ملی» از شبکه یک، با انتقاد از نقش نیروهای چپ و مذهبی در انقلاب ۱۳۵۷، اعتراف کرد که خود نیز از حامیان انقلاب بوده و امروز آن را اشتباهی بزرگ می‌داند. او گفت: «من خودم چپ بودم آن موقع، مقصرترین خودم را می‌دانم» و افزود: «من انقلابی بودم، من اشتباه کردم، بسیار اشتباه بدی کردم، برای اینکه نمی‌شناختم آزادی یعنی چه.» اسدی تأکید کرد مردم پیش از انقلاب مطالبات به‌حقی داشتند، اما شناخت کافی از آزادی و پیامدهای انتخاب خود نداشتند.

اسدی همچنین هشدار داد که نارضایتی گسترده از جمهوری اسلامی به‌تنهایی تضمین‌کننده سقوط حکومت نیست. او گفت: «هیچ نظامی به این خاطر نیفتاده که در اوضاع بدیه. یک نظام می‌افته برای اینکه یه گزینه قوی در مقابلش وجود داره.» به گفته او، اپوزیسیون ملی‌گرا و مشروطه‌خواه باید به نیرویی قدرتمند تبدیل شود. وی همچنین نسبت به اختلافات درون اپوزیسیون و احتمال تهدید تمامیت ارضی ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی هشدار داد.

در مقابل، آریا کنگرلو با رد احتمال تجزیه ایران، این سناریو را ساخته حکومت برای ترساندن مردم و جلوگیری از تغییر نظام دانست. او تأکید کرد هیچ گزینه‌ای را بدتر از ادامه جمهوری اسلامی نمی‌داند.

اسدی در پاسخ گفت هدفش دفاع از حکومت نیست، بلکه هشدار درباره خطرات دوران گذار و جلوگیری از تکرار اشتباهات انقلاب ۵۷ است. این اختلاف‌نظر به بحثی تند میان دو طرف درباره آینده ایران و نقش اپوزیسیون انجامید.

tadayon.jpgهم اکنون که سرنگونی جمهوری اسلامی به باور بسیاری صاحب نظران قریب الوقوع است طبیعتأ ذهن آنان که نگران ایران اند متوجه اوضاع بعدی است. مسیری را که سیاست و تحولات پس از سرنگونی خواهد پیمود نبایستی مانند سیل انقلاب دیگری فرض کرد که قابل پیش بینی و کنترل نیست و منتهی به آشوب و اغتشاش میشود. این همان استدلال احمقانه بعضی دولت های غربی است که تا بحال حکومت اسلامی را بخاطر منافعشان در ثبات نسبی لازم برای معاملات اقتصادی سرپا نگاه داشته است.

اکراه این غربی های مماشات گر درمخالفت تمام عیار با دولت اسلامی شاید قسمتی بخاطر ترسشان از اسلامیست های داخلی اروپا باشد و در کل ملاحظه با جهان اسلام را نیز باید در نظر داشت. ولی ایرانی دلسوز ایران نمیتواند بخاطر ترس ها و منافع این و آن از راه و کار صحیح خود منحرف شود.

زمانی بود که پس از وقایع ۲۸ مرداد ۳۲ اصطلاح راه مصدق از طرف هواداران او و آنچه از جبهه ملی باقیمانده بود برای ابراز مخالفت با حکومت شاه فقید که دولت و سیاست های نخست وزیر وقت محمد مصدق را واژگون کرده بود بکار میرفت. راه مصدق به کارها و سیاست هایی اطلاق میشد که عمدتأ شامل اجرای دقیق قانون اساسی مشروطه به معنای حکومت به شیوه دموکراسی پارلمانی و سلطنت شاه در رل مقام غیر مسئول تشریفاتی بود. این در واقع در تضاد با شیوه حکمرانی پادشاهی پهلوی از آغاز تأسیس این سلسله بود و بدین جهت کسانی مانند مصدق که اصرار به اجرای قانون اساسی داشتند مخالف محسوب میشدند.

arab.jpgاز احترام به تمدن ایران در واشنگتن تا تقابل تمدنی در آتن

سخنان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، در هفتم اکتبر ۲۰۲۶ در آتن، پرسشی جدی را درباره مسئولیت سیاسی و اخلاقی مقامات یک کشور دموکراتیک مطرح می‌کند: آیا می‌توان در واشنگتن از عظمت تمدن ایران و ضرورت تفکیک ملت ایران از جمهوری اسلامی سخن گفت، اما در آتن، تاریخ ایران را در چارچوب تقابل میان تمدن غرب و دشمنان آن بازخوانی کرد؟

مسئله دفاع از خشایارشاه یا توجیه کشورگشایی هخامنشیان نیست. مسئله استفاده گزینشی از تاریخ، پیوند تلویحی گذشته یک ملت با حکومت کنونی آن و مهم‌تر از همه، مسئولیت وزیر امور خارجه کشوری است که مدعی دفاع از ارزش‌های جهان‌شمول دموکراسی است.

روبیو در آتن چه گفت؟

مارکو روبیو در سخنرانی خود در آتن، با اشاره به حمله خشایارشاه به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، چنین گفت:

"سپاهیان خشایارشاه به این شهر رسیدند و پرستشگاه‌های آن را به آتش کشیدند. بیشتر آتنی‌ها پیش‌تر شهر را ترک کرده بودند، اما گروه کوچکی در آکروپولیس باقی ماندند و مقاومت کردند. آنان سرانجام شکست خوردند. ایرانیان معابد را غارت کردند، پرستشگاه‌ها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند."

او سپس از بازسازی آتن و ساخت پارتنون سخن گفت و میراث یونان و روم را از سرچشمه‌های تمدن غرب معرفی کرد.

روبیو در بخش دیگری از سخنرانی، با ستایش مقاومت اسپارتیان در برابر سپاهیان ایران، مفاهیمی چون شجاعت، وفاداری، فداکاری و انجام وظیفه را به میراث تمدن غرب پیوند زد.

او سپس با اشاره به حاکمان کنونی ایران گفت: "این کاملاً متفاوت است با آنچه حتی امروز در میان متعصبانی مانند ملاهای تندروی ایران می‌بینیم؛ کسانی که در آیین مرگ‌پرستی خود، کودکان بمب‌گذار انتحاری را قهرمانان ملی می‌خوانند و شهادت را هدفی فی‌نفسه معرفی می‌کنند."

و افزود: "قهرمانان ما ممکن است آماده باشند برای آرمان خود بمیرند، اما مرگ را پرستش نمی‌کنند." این گزیده‌ها ترجمه بخش‌های مرتبط از سخنرانی روبیو هستند.

blood.jpgخون‌ریز، خون‌شور، خون‌خوار

س. روزبه

جمهوری اسلامی این روزها بیش از گذشته از «خون‌خواهی» سخن می‌گوید. خون کشته‌شدگان خود را فراموش‌نشدنی می‌خواند، از انتقام حرف می‌زند و رسانه، منبر و تریبون رسمی را برای زنده نگه داشتن آن به کار می‌گیرد و حتی برای آن جایزه تعیین می کند .

اما درست در همین نقطه پرسشی ساده پیش روی ما قرار می‌گیرد: حکومتی که خود را خون‌خواه معرفی می‌کند، با خون کسانی که خود متهم به ریختن آن است چه کرده است و رهبر و عامرین تصویب قتل عام چگونه باید پاسخ دهند ؟

شاید بتوان بخشی از پاسخ را در سه واژه خلاصه کرد: خون‌ریز، خون‌شور و خون‌خوار.

این سه واژه قرار نیست اصطلاحات حقوقی یا دانشگاهی باشند. استعاره‌ای هستند برای دیدن سه چهره متفاوت یک سازوکار: جایی خون ریخته می‌شود؛ جایی تلاش می‌شود رد آن خون از روایت رسمی پاک شود؛ و جایی دیگر، دستگاه قضایی با صدور و اجرای حکم مرگ، جان انسانی را که در خیابان کشته نشده، می‌گیرد.

خون‌ریز؛ وقتی گلوله جای پاسخ را می‌گیرد

نخستین ضلع، آشکارترین آنهاست.

تاریخ جمهوری اسلامی با پرونده‌های متعددی از اعدام، سرکوب خیابانی، تیراندازی به معترضان، شکنجه و مرگ در بازداشتگاه روبه‌رو بوده است. اما برای دیدن این ضلع اول لازم نیست فهرستی بلند از قربانیان تهیه کنیم. و سعی کردم برای هر ضلع یک مثال نام ببرم . نام مهسا ژینا امینی کافی است تا یکی از مهم‌ترین فصل‌های این تاریخ به یاد آورده شود.

asgar.jpgدر فرهنگ عامیانه ما ایرانیان، حکایت‌های زیادی از قضاوت‌های طنزآمیز کدخدایان (دهبان، دهیار) وجود دارد. کدخدایان آن دوران‌ها، وظیفه حل‌وفصل اختلافات محلی، داوری و قضاوت میان اهالی و طایفه را نیز بر عهده داشته‌اند.

در هر حال روایت می‌کنند که یک روستایی از دست پسر کدخدای روستا به ژاندارمری محل شکایت می‌برد که پسر کدخدا دیشب از بالای دیوار خانه من به درون خانه آمده و به دختر من دست‌درازی کرده است. در ضمن اسامی چندین شاهد را هم در لیستی ضمیمه شکایت می‌کند.

کدخدا حسین با پسرش در ژاندارمری حاضر و در برابر شکایت روستایی می‌گوید: پسر من از دیوار خانه این فرد بالا نرفته است. می‌گویند: عجب حرفی می‌زنی کدخدا، اسامی شهادت‌دهندگان در این لیست آمده است که پسر شما دیشب از دیوار خانه این فرد بالا رفته است. کدخدا می‌گوید: بنده هم فردا لیستی از امضاشدگانی را می‌آورم که شهادت می‌دهند، پسر من از دیوار خانه بالا نرفته است!

در گذشته به این‌گونه استدلال‌ها و داوری‌ها می‌گفتند: قضاوت کدخدا حسینی!

در هر حال، در خبرنامه گویا آمده بود که حدود ۷۰۰ نفر نامه‌ای را به بنیاد فریدریش ناومان آلمان نوشته‌اند تا این بنیاد «جایزه آزادی ۲۰۲۶» را، که به مردم ایران تعلق گرفته است، به امانت به رضا پهلوی نسپارد.

حال تصور کنید؛ فردا اگر ۱۷۰۰ نام و نشان امضاشده در لیست دیگری به دست بنیاد فریدریش آلمان برسد که: خواهشمندیم جایزه را حتماً به آقای رضا پهلوی بدهید!

شما فکر می‌کنید بنیاد مربوطه درباره این جایزه چه تصمیمی خواهد گرفت و مهم‌تر اینکه درباره ما ایرانیان چه فکر خواهند کرد؟

قضاوت کدخدا حسینی!؟

kian.jpgپشت پرده پیام‌های متناقض ترامپ؛ جمهوری اسلامی در تله خطرناک جنگ

بیژن کیان: نه دولت آمریکا و نه رسانه‌های بزرگ بدون دلیل خبری را منتشر نمی‌کنند. هر خبری هدفی دارد و اگر قرار نبود ما از موضوعی آگاه شویم، احتمالاً آن خبر به این شکل به دستمان نمی‌رسید. بنابراین، به‌جای گمانه‌زنی درباره آنچه پشت درهای بسته، از جمله در نشست کمپ دیوید، گذشته است، باید تحولات را با منطق و بر اساس رفتار بازیگران اصلی بررسی کنیم.

امروز پرسش این است که آیا واقعاً توافقی با جمهوری اسلامی در راه است؟ توافق با چه کسی و با چه اختیاری؟ مسعود پزشکیان و عباس عراقچی چه قدرت مستقلی برای تصمیم‌گیری دارند؟ این افراد حتی اگر بخواهند تعهدی بدهند، چه تضمینی وجود دارد که بتوانند آن را اجرا کنند؟ طرف مقابل با حکومتی روبه‌روست که سابقه دروغ‌گویی و نقض تعهدات، اعتماد به آن را از بین برده است.

ترامپ از یک سو می‌گوید تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا قصد عملیات نظامی ندارد، اما چه تضمینی وجود دارد که فردا تصمیم دیگری نگیرد؟ اتفاقاً همین پیش‌بینی‌ناپذیری یکی از ابزارهای فشار اوست. جمهوری اسلامی باید دائماً در این بلاتکلیفی بماند که آیا با مذاکره روبه‌روست یا حمله نظامی.

نباید تصور کنیم ترامپ از فریبکاری و روش‌های جمهوری اسلامی آگاه نیست. این هفتمین رئیس‌جمهور آمریکاست که با این حکومت روبه‌رو می‌شود و دلیلی وجود ندارد که او در برابر حکومتی که همچنان امیدوار است بحران را پشت سر بگذارد و سرکوب مردم را ادامه دهد، کوتاه بیاید.

باید نوشت، پرویز مویدی

| No Comments

write.jpg

باید نوشت

از بوسه ای که از لبان غزل خوان عاشقان نور

بی هیچ دریغی ربوده اند

باید نوشت از بازوان جوان علی رضا

که در شب اعدام

در انتظار تن گرم عاشقانه ی مهشاد

بازو گشوده ماند

باید از سوگ ورنج و غم نوشت

که

برجای جشن و شادمانی دلدادگان نشست

باید

از اشک های گرم

از اه های سرد

از چوبه های دار

از جوخه های مرگ

از ان جوان نوشت که با چشم های بسته ودر انتظار مرگ

خواهان جشن و شادمانی و اوای عشق شد

باید

از گیسوان باد برده ی مهسا

از بی گناهی نیکا

از جان برکفان وهزاران هزارها

از دست های سبز شکسته ی دی ماه

از موج های سرخ پیاپی

از زندگی و زن نوشت

arzxh.jpgواکنش منفی تماشاگران نمایش «آرش» در تهران به حضور اسماعیل بقایی

ایندیپندنت فارسی - اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، هنگام سخنرانی در حاشیه اجرای نمایش ارکسترال «آرش» در هتل اسپیناس تهران، با اعتراض و هو کردن گروهی از تماشاگران روبه‌رو شد.

در ویدیویی که رسانه انصاف‌نیوز منتشر کرده است، بقایی پس از حضور در مقابل تماشاگران، سخنان خود را با خواندن شعری آغاز می‌کند، اما گروهی از حاضران با هو کردن، به حضور و سخنرانی او واکنش نشان می‌دهند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، سخنگوی وزارت امور خارجه برای قدردانی از عوامل نمایش درخواست میکروفون کرده بود.

هنوز جزئیات بیشتری درباره دلیل اعتراض تماشاگران و واکنش بقایی به این اتفاق منتشر نشده است. نمایش «آرش» به کارگردانی علی سرابی و همراه با اجرای زنده موسیقی ارکسترال، بر اساس داستان اسطوره‌ای آرش کمانگیر روی صحنه رفته است.

علی شادمان در نقش آرش و حمید صفت در نقش افراسیاب در این اثر حضور دارند. پیش‌تر نیز خبر کنار گذاشته شدن نوید محمدزاده از گروه بازیگران این نمایش مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته بود.

houthi.jpgایران اینترنشنال - روزنامه اسرائیلی هاآرتص در تحلیلی هشدار داد که حملات حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی به عربستان سعودی، آمریکا را در برابر انتخابی دشوار قرار داده است: رها کردن ریاض در برابر حملات یا مداخله نظامی که می‌تواند واشینگتن را در زمانی که حوثی‌ها تعیین می‌کنند، به جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی بکشاند.

تسوی بارئل، تحلیلگر هاآرتص، می‌نویسد هدف حوثی‌ها تنها مقابله با عملیات نظامی عربستان در یمن نیست؛ آن‌ها می‌خواهند نشان دهند هرگونه پیشروی نیروهای تحت حمایت ریاض در یمن می‌تواند با حملات موشکی و پهپادی به خاک عربستان پاسخ داده شود. به این ترتیب، حتی موفقیت نظامی عربستان نیز لزوماً به معنای تأمین امنیت این کشور نخواهد بود.

حملات پیاپی به فرودگاه ریاض، برگزاری کنگره جهانی انرژی با حضور حدود ۲۵ هزار مهمان بین‌المللی را نیز با اختلال روبه‌رو کرده است. به نوشته هاآرتص، حوثی‌ها با هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی و رویدادهای بین‌المللی، علاوه بر تحمیل خسارت اقتصادی، اعتبار عربستان را به‌عنوان کشوری امن برای سرمایه‌گذاری و میزبانی نشست‌های جهانی زیر سؤال می‌برند.

خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است؛ متن کامل آن را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

Hamid_Rafi.jpgبه یاد ابوالحسن بنی‌صدر؛ از «فضای حق» تا ایستادگی در برابر استبداد

در سالگرد درگذشت ابوالحسن بنی‌صدر، با احترام به یاد و جایگاه او، باید به پرسش‌هایی پاسخ داد که سال‌ها درباره شخصیت، عملکرد و مواضع او مطرح شده‌اند؛ پرسش‌هایی که بخش مهمی از آنها در فضای قدرت و از سوی مخالفان سیاسی او شکل گرفت و سپس به‌عنوان «واقعیت» تکرار شد.

این پرسش‌ها را نباید نادیده گرفت. برعکس، باید آنها را روشن، صریح و مستند مطرح کرد و پاسخ داد؛ نه برای دفاع کورکورانه از بنی‌صدر، بلکه برای روشن کردن حقیقت و پایان دادن به روایت‌هایی که بدون بررسی تاریخی، سال‌ها تکرار شده‌اند.

آیا بنی‌صدر واقعاً خودخواه و خودرأی بود، یا استقلال رأی او با خودخواهی یکی گرفته شد؟

آیا مخالفت او با تصمیم‌های قدرت، ناشی از جاه‌طلبی سیاسی بود، یا دفاع از اصولی که برای آنها انقلاب شده بود؟

آیا او واقعاً در برابر آزادی و حقوق مردم ایستاده بود، یا در مواردی که با اجبار و سرکوب مخالفت کرد، همین مواضع بعدها علیه او به کار گرفته شد؟

این مقاله تلاشی است برای پاسخ دادن به همین پرسش‌ها؛ برای جدا کردن واقعیت از تبلیغات، حقیقت از روایت قدرت، و قضاوت تاریخی از اتهام سیاسی.

زیرا اگر قرار است درباره بنی‌صدر قضاوت کنیم، باید یک معیار روشن داشته باشیم:

حق، نه قدرت.

در «فضای قدرت»، مخالفت با حاکمیت می‌تواند دشمنی تلقی شود، استقلال رأی خودخواهی نام بگیرد و پرسش، تهدید به شمار آید.

اما در «فضای حق»، انسان صاحب حق است.

حق دارد بیندیشد.

حق دارد مخالفت کند.

حق دارد پرسش کند.

و حق دارد در برابر قدرت بایستد.

zangene.jpgزنگنه پس از اعلام خبر واگذاری اراضی در بندر چابهار به افغانستان: با طالبان برای «انتقال نفت ایران از طریق خط لوله» صحبت کردیم

محسن زنگنه، نماینده تربت حیدریه و رئیس کمیسیون ویژه اصل ۴۴ در مجلس شورای اسلامی، در پی بازتاب گسترده سخنان پیشین خود درباره واگذاری ۱۱۰ هکتار از اراضی بندر چابهار به افغانستان و اینکه «افغانستان می‌تواند سرزمینی متعلق به خود در منطقه آزاد داشته باشد»، در ویدیویی جدید با متهم کردن برخی رسانه‌ها به «شیطنت و دشمنی»، از برنامه‌ریزی‌های جدید و «آغوش باز» جمهوری اسلامی برای همکاری با حکومت طالبان خبر داد.

زنگنه با اشاره به محاصره دریایی ایران گفت: «امروز با افغانستان بر سر انتقال نفت ایران از طریق خط لوله صحبت کردیم و امیدواریم در سال‌های آینده شاهد تاسیس پالایشگاه‌های بزرگ نفتی در غرب افغانستان باشیم.» او همچنین به توافق بر سر احداث ۷۰۰ کیلومتر خط‌آهن و شهرک‌های صنعتی مشترک با افغانستان اشاره کرد.
این امتیازدهی‌ها و «پروژه‌های میلیاردی» با طالبان در حالی مطرح می‌شود که این نماینده مجلس هیچ اشاره‌ای به نقض مکرر «معاهده هیرمند» و پرداخت نشدن حقابه قانونی ایران از سوی طالبان نکرد. موضوعی که بحران شدید بی‌آبی و خشکسالی را برای مردم سیستان و بلوچستان به همراه داشته است. طالبان در سال‌های اخیر از اجرای «معاهده هیرمند» و رهاسازی ۸۲۰ میلیون مکعب آب این رودخانه به سوی هامون خودداری می‌کنند.

aliz.jpg

دعوای کارشناس صدا و سیما با علی علیزاده

درگیری لفظی شدید میان علی علیزاده و وحید خضاب، کارشناس برنامه «به وقت ایران» شبکه خبر، به مشاجره و توهین‌های متقابل کشیده شد. این جدال در جریان بحث درباره استفاده از چهره‌های سیاسی مختلف در ساختار جمهوری اسلامی رخ داد.

***

arnz.jpgحرکت روشنفکری؛ از منورالفکران مشروطیت تا مداحان توده و خمینی

جایگاه دهخدا، کسروی و یار شاطر کجا است؟

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

آیا ما در خانه پدری و در جمع ایرانیان به‌غربت‌نشسته (تبعیدی و مقیم با آمدوشد بی‌اشکال به خانه پدری) روشنفکر در مفهوم جهانی آن داریم؟ اصولا در جهانی که با عنوان «اسلامی» از دیگر نقاط ارض، نوعی جدایی را‌ــ خواسته یا ناخواسته‌ــ پذیرا شده، آیا مفهوم روشنفکر در معنای «منورالفکر» باقی مانده است؟

معدود کسانی مثل مشیرالدوله پیرنیا و برادرش موتمن‌الملک و داور و تیمورتاش بدون ذره‌ای تردید، از منورالفکران در دوران پسامشروطیت بودند، اما همین‌ها در رابطه با دین، آزادی زنان (منهای تیمورتاش)، پذیرش یکی بودن شهروندان و تصدیق اینکه انسانی چون کسروی حق دارد با نگرشی متفاوت، مذهب جاری را نقد کند، مشکل داشتند.

سعد زغلول پاشا، الکواکبی نقراشی پاشا و محمد عبده هم روشنفکر بودند، اما آن‌ها نیز در تمام سرزمین‌های عربی و اسلامی، با معنای روشنفکر در تعبیر اروپایی آن بیگانه بودند.

تا امروز کدام روشنفکر عراقی در برابر مافیای الدعوه و کدام روشنفکر افغان در برابر تروریسم ارتجاعی طالبانی جانانه ایستاده است؟ مخالفان طالبان اغلب عضو همان هیأت حاکمه‌ای‌اند که ابعاد فسادشان چنان بالا گرفت که مردم از شر مار به افعی طالبان پناه بردند.

شما یک روشنفکر ترک را نام ببرید که هنوز جان و جهانش را راهبرد آتاتورک مشخص می‌کند. در اروپا و آمریکا و... روشنفکر نه فقط وجدان جامعه که وجدان خویش است. شما نگاه کنید چند تن از روشنفکران ایرانی در ماه‌های اخیر در تحلیل و بررسی جنایت دی‌ماه و جنایات بعدی در اعدام جانفدایان خانه پدری نوشتند و گفتند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

شما می‌توانید روشنفکر مخالف نظام پادشاهی باشید و در نقد آن، آرایتان را عنوان کنید، ولی امروز که بحث فقط نجات خانه پدری است و کسی غنیمتی را تقسیم نمی‌کند، این حمله و دشمنی با رضا پهلوی که قبل از انقلاب خمینی ولیعهد ایران بود و ۴۷ سال است با همه توان، برای رهایی وطنش از طاعون ولایت فقیه می‌کوشد و در دی‌ماه ۱۴۰۴ میلیون‌ها ایرانی در داخل کشور و چهار سوی جهان نامش را آواز دادند، آیا تکرار همان خطای ۵۷ نیست که سیاستمدار روشنفکر مرتکب شد و به جای همدلی با دکتر بختیار، نخست‌وزیر قانونی، به خورشیدی بله گفت که از مغرب طلوع کرده بود؟ (اشاره به مضمون اطلاعیه دکتر سنجابی، دبیرکل جبهه ملی، در روز بازگشت خمینی)

etemaadi.jpgپوتین میانجی تهران و واشنگتن است یا در پی معاملۀ بزرگ‌تری با آمریکا؟

ناصر اعتمادی

رییس جمهوری روسیه در ملاقات با مسعود پزشکیان گفته است که حاضر است تمام توان خود را برای پایان دادن به جنگ میان تهران و واشنگتن به کار بگیرد. اما آیا مسکو در پی میانجیگری است یا می‌خواهد از نیاز جمهوری اسلامی به خروج از جنگ در معاملۀ بزرگ‌تری با آمریکا استفاده کند؟

دیدار ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان در زمانی صورت گرفته که دو مسیر هم‌زمان در برابر جمهوری اسلامی باز شده است. از یک سو گفتگو و میانجیگری و از سوی دیگر تدارکات سنتکام برای ازسرگیری احتمالی حملات گسترده به رژیم تهران.

دونالد ترامپ گفته است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر حملۀ تازه‌ای انجام نخواهد داد. این سخن بیش از آنکه احتمال حمله را منتفی کند، واقعی بودن تدارکات نظامی و تعویق تصمیم نهایی را تأیید می‌کند. در چنین وضعی، پیشنهاد پوتین برای کمک به پایان جنگ را نمی‌توان صرفاً یک ژست دیپلماتیک دانست.

پرسش نخست این است که مسکو از ایفای این نقش چه سودی می برد. ادامۀ بحران در تنگۀ هرمز و افزایش بهای نفت، دست‌کم از حیث قیمت انرژی، به زیان روسیه نبوده است. بنابراین اگر کرملین اکنون برای پایان جنگ اعلام آمادگی می‌کند، باید فرض کرد منفعت مهم‌تری در پایان آن می‌بیند. این منفعت شاید اساساً بیرون از پروندۀ جمهوری اسلامی باشد.

parsi.jpgخبرنامه گویا - تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی در واشنگتن، معتقد است در صورت آغاز دور سوم جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، واشنگتن به احتمال زیاد به تکرار حملات پیشین بسنده نخواهد کرد و جنگ جدید می‌تواند ابعاد بسیار گسترده‌تری داشته باشد.

پارسی در گفت‌وگو با وب‌سایت «انتخاب» گفت: «بعید می‌دانم که آن‌ها سراغ دور سوم جنگ بروند، شبیه به آنچه در دور اول و دوم گذشت. تجربه‌اش به وضوح به بن‌بست رسیده، بنابراین تکرار همان کار، به هیچ وجه فکر نمی‌کنم کسی را در دولت آمریکا متقاعد کند که این کار بن‌بست را می‌شکند.»

او درباره احتمال ورود چین برای جلوگیری از جنگی گسترده‌تر گفت: «اگر چینی‌ها درک می‌کردند که دور سوم آنقدر بزرگ است که آن‌ها نمی‌توانند خودشان را از تبعات آن دور کنند، ممکن است وارد عمل می‌شدند تا جلوی آن را بگیرند.»

به گفته پارسی، چین از اهرم‌های فشار قابل‌توجهی بر واشنگتن برخوردار است، اما تا زمانی که بتواند خود را از پیامدهای جنگ دور نگه دارد، تمایلی به مداخله جدی نشان نخواهد داد. با این حال، تهدید مستقیم منافع اقتصادی و امنیت انرژی چین می‌تواند محاسبات پکن را تغییر دهد.

تریتا پارسی، بنیان‌گذار پیشین شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)، از چهره‌های بحث‌برانگیز محافل سیاسی واشنگتن است که به دلیل ارتباطات و تعاملات گذشته با مقام‌ها و چهره‌های نزدیک به جمهوری اسلامی، همواره با انتقاد مخالفان حکومت ایران روبه‌رو بوده است.

پارسی پیش‌تر نیز در تحلیلی مشترک با توماس پیکرینگ، دیپلمات باسابقه آمریکایی، نسبت به خطر گسترش دور سوم جنگ هشدار داده و چین را از معدود قدرت‌هایی دانسته بود که می‌تواند برای شکستن بن‌بست میان تهران و واشنگتن نقش مؤثری ایفا کند.

ala.jpgالعربیه - فیلم "فروشنده" اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی، که در فستیوال کان فرانسه موفق به دریافت جایزه شد، با سرمایه "موسسه فیلم دوحه" به مدیریت خانم فاطمه الرمیحی ساخته شده است.

در فستیوال فیلم کان امسال، موسسه فیلم دوحه 7 فیلم را معرفی کرده بود که فیلم "فروشنده" فرهادی یکی از این فیلمها بود. این 7 فیلم با سرمایه این موسسه ساخته شده اند، و در فستیوال امسال 3 فیلم از این میان موفق به دریافت جایزه شدند.

گفتنی است که فیلم قبلی فرهادی، بنام "جدایی نادر از سیمین" نیز که برنده جایزه اسکار شد، بدون کمک مالی دولت ایران و با کمک 25 هزار دلاری "انجمن فیلم آمریکا" ساخته شده است.

rappher.jpgخبرنامه گویا - ظاهراً موسیقی رپ هم سرانجام توانسته از فیلترهای جمهوری اسلامی عبور کند!

ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که در تجمعات شبانه حامیان جمهوری اسلامی، موسیقی رپ به بخش تازه‌ای از برنامه‌ها تبدیل شده است.

در یکی از این ویدئوها، سینا آبگون، معروف به «رپر انقلابی»، با ادبیاتی تهدیدآمیز علیه کشورهای منطقه رجزخوانی می‌کند و حاضران نیز او را همراهی می‌کنند.

این استقبال تازه از رپ در حالی است که خوانندگان منتقد حکومت، از جمله وفا احمدپور، به دلیل ترانه‌های اعتراضی خود سابقه بازداشت و زندان دارند و بنا بر گزارش‌ها، شماری دیگر از رپرهای معترض نیز همچنان پشت میله‌های زندان هستند.

حکومتی که برای تک‌خوانی زنان ایرانی محدودیت‌های گسترده وضع کرده، از اجرای جولیا بطرس، خواننده زن لبنانی، در مراسم حکومتی تهران استقبال می‌کند.

در جمهوری اسلامی، مشکل ظاهراً نه با رپ است و نه با صدای زن؛ مسئله این است که چه کسی می‌خواند و برای چه کسی!

saudi.jpgخبرنامه گویا - سازمان هواپیمایی کشوری عربستان سعودی روز جمعه ۱۷ مهر اعلام کرد در دو حمله حوثی‌های یمن به فرودگاه بین‌المللی ملک خالد ریاض، سه شهروند سعودی، از جمله یک خلبان شرکت هواپیمایی سعودیا، کشته و شماری از شهروندان سعودی و اتباع خارجی زخمی شده‌اند. این حملات که روز پنجشنبه انجام شد، به تأسیسات فرودگاهی و یک هواپیمای مسافربری آسیب رساند و اختلال گسترده‌ای در پروازهای بین‌المللی ایجاد کرد.

شرکت هواپیمایی سعودیا در بیانیه‌ای جداگانه کشته شدن کاپیتان حمود بن علی الکثیری، از خلبانان این شرکت، را تأیید کرد. به گفته این شرکت، یکی از هواپیماهای سعودیا هنگام توقف روی زمین هدف قرار گرفت و آسیب دید، اما در زمان حمله هیچ مسافری داخل هواپیما حضور نداشت.

سازمان هواپیمایی عربستان اعلام کرد حمله نخست تأسیسات فرودگاه و حمله دوم یکی از هواپیماهای شرکت سعودیا را هدف قرار داد. مجروحان این حملات با جراحات متفاوت به مراکز درمانی منتقل شدند. مقام‌های سعودی همچنین از فعال شدن برنامه‌های واکنش اضطراری و آغاز بررسی خسارات خبر داده‌اند.

هم‌زمان، حملات موشکی حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، فعالیت شرکت‌های هواپیمایی بین‌المللی را مختل کرده است. بر اساس گزارش رویترز، گروه لوفت‌هانزا پروازهای خود به ریاض را تا ۱۶ اکتبر تعلیق کرده و چند شرکت هواپیمایی هند نیز پروازهای خود به پایتخت عربستان را موقتاً متوقف کرده‌اند.

یادآوری: محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، پیش‌تر در واکنش به محدودیت پرواز شرکت‌های هواپیمایی ایرانی هشدار داده بود که اگر کشورهای همسایه با آمریکا برای توقف این پروازها همکاری کنند، «فرودگاه‌های آنان هم نمی‌توانند پرواز داشته باشند». محمد مخبر، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، نیز تأکید کرده بود: «پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است، یا برای هیچ‌کس». با این حال، شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی بعداً اعلام کرد قصد مقابله‌به‌مثل نظامی در این زمینه را ندارد.

reuters.jpgخبرنامه گویا - به گزارش رویترز جمهوری اسلامی در میانه جنگ، تعقیب معترضان و مخالفان حکومت را در داخل و خارج از ایران تشدید کرده است. ضبط اموال، مسدودسازی حساب‌های بانکی، ابطال گذرنامه و تهدید خانواده‌های مخالفان در کنار بازداشت‌های گسترده و اعدام معترضان، بخشی از کارزار هماهنگ دستگاه‌های امنیتی، قضایی و رسانه‌ای حکومت برای ایجاد فضای ترس و افزایش هزینه اعتراض است.

۹ ماه پس از اعتراضات خونین دی‌ماه، ایران یکی از شدیدترین دوره‌های سرکوب سیاسی در چند دهه اخیر را تجربه می‌کند. بررسی پرونده‌های معترضان و گفت‌وگو با بیش از ۷۵ کارشناس حقوق بشر، وکیل و شهروند ایرانی نشان می‌دهد که با وجود حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی، انتظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب حکومت همچنان پابرجاست و به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

بر اساس گزارش‌های سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، دست‌کم ۳۴ نفر در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه اعدام شده و هزاران نفر به زندان افتاده‌اند. بسیاری از بازداشت‌شدگان با اتهام‌هایی مانند خیانت و همکاری با دشمنان جمهوری اسلامی روبه‌رو شده‌اند. محاکمه‌های پشت درهای بسته، صدور و اجرای شتاب‌زده احکام اعدام و پخش اعترافات اجباری از تلویزیون حکومتی، از ابزارهای اصلی ایجاد ترس در جامعه است.

سرکوب مخالفان به مرزهای ایران محدود نمانده است. گفت‌وگو با ده‌ها ایرانی در ترکیه، ارمنستان و گرجستان نشان می‌دهد که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با تهدید خانواده‌های آنان در ایران، جلوگیری از صدور یا تمدید گذرنامه و محروم کردن مخالفان از خدمات کنسولی، در تلاش برای متوقف کردن فعالیت‌های اعتراضی در خارج از کشور هستند.

فشارهای مالی و تهدید به مصادره اموال نیز به یکی از ابزارهای مقابله با مخالفان تبدیل شده است. سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای که ۷ ژوئن منتشر شد، اعلام کرد اموال صدها نفر به اتهام ارتباط با دشمن شناسایی و توقیف شده است. رئیس کل دادگستری اصفهان نیز با اشاره به تأثیر این مصادره‌ها بر اعتراضات خارج از کشور، گفته است چنین اقداماتی باعث می‌شود این اعتراضات کم‌رمق‌تر و ناامیدکننده‌تر شوند.

زهرا، دانشجوی ۲۳ ساله ایرانی در استانبول، یکی از افرادی است که همراه خانواده‌اش هدف این فشارها قرار گرفته است. او پس از انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات در اینستاگرام، با تهدید مأموران اطلاعاتی روبه‌رو شد. مأموران به خانواده‌اش هشدار دادند که اگر او مطالب انتقادی خود را حذف نکند، مادرش بازداشت خواهد شد. حساب بانکی زهرا در ایران نیز مسدود شده است.

trump.jpgپیام دونالد ترامپ مبنی بر توقف حملات به ایران تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، گمانه‌زنی‌هایی درباره اهداف او را برانگیخته است. آیا ترامپ برای جلوگیری از شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات سوم نوامبر عقب نشسته یا قصد غافلگیر کردن جمهوری اسلامی را دارد؟

خبرنامه گویا - سی‌ان‌ان در تحلیلی نوشت جنگ با ایران، برخلاف وعده‌های اولیه ترامپ، به پیروزی سریع منجر نشده و اکنون به یکی از مشکلات جدی جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات تبدیل شده است.

ترامپ پنج‌شنبه ۱۶ مهر در تروث سوشال اعلام کرد آمریکا تا پیش از انتخابات حمله تازه‌ای به ایران نخواهد کرد، اما محاصره نفتی جمهوری اسلامی ادامه می‌یابد. او همچنین مدعی شد مذاکرات واشنگتن و تهران «سازنده» بوده است.

به نوشته سی‌ان‌ان، اشاره ترامپ به انتخابات می‌تواند نشانه نگرانی او از پیامدهای سیاسی جنگی باشد که پس از نزدیک به هشت ماه همچنان ادامه دارد و افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های زندگی، نارضایتی رأی‌دهندگان آمریکایی را برانگیخته است.

بر اساس نظرسنجی سی‌ان‌ان، بیش از هفت نفر از هر ۱۰ رأی‌دهنده در آیووا و اوهایو معتقدند سیاست‌های ترامپ هزینه زندگی را افزایش داده است. نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو نیز نشان می‌دهد ۷۴ درصد آمریکایی‌ها نگران قیمت انرژی هستند، در حالی که پیش از جنگ این رقم ۴۳ درصد بود.

این وضعیت حتی برخی نامزدهای جمهوری‌خواه را به فاصله گرفتن از مواضع ترامپ واداشته است.

اما آیا وعده ترامپ برای توقف حملات قابل اعتماد است؟ رئیس‌جمهوری آمریکا پیش از عملیات نظامی گذشته نیز با اظهاراتی درباره ادامه مذاکرات یا به تعویق افتادن تصمیم‌گیری، طرف مقابل را درباره زمان حمله در ابهام نگه داشته بود.

net.jpgهشدار فرمانده ارتش اسرائیل درباره جنگ با رژیم ایران

خبرنامه گویا - باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، به نقل از یک مقام آمریکایی و منبع دیگری که در جریان گفت‌وگوهای نظامی قرار گرفته، گزارش داد ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، روز سه‌شنبه ۱۴ مهر در تماس با مقام‌های ارشد آمریکایی از آماده‌سازی ارتش ایالات متحده برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی طی سه هفته آینده مطلع شده است.

به گفته این منابع، زمیر در این گفت‌وگو هشدار داده است که آغاز دوباره جنگ در چنین بازه زمانی ممکن است به تعویق انتخابات پارلمانی اسرائیل، برنامه‌ریزی‌شده برای ۲۷ اکتبر (۵ آبان)، منجر شود؛ زیرا ارزیابی مقام‌های نظامی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی در واکنش به حملات آمریکا، اسرائیل را هدف حملات موشکی قرار خواهد داد.

گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی همچنین از بررسی گزینه‌های مختلف نظامی، از جمله حملات چندروزه به تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌ها و مراکز انرژی ایران حکایت دارند. در این میان، گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال آغاز عملیات غافلگیرانه پیش از انتخابات اسرائیل مطرح شده است.

این هشدار در حالی مطرح شده که پیش‌تر برخی چهره‌های مخالف بنیامین نتانیاهو در اسرائیل نسبت به احتمال استفاده او از تشدید درگیری‌های نظامی برای به تعویق انداختن انتخابات هشدار داده بودند. روزنامه اسرائیلی معاریو نیز در ماه اوت به نقل از مقام‌های ارشد نظامی گزارش داده بود که نگرانی‌هایی درباره احتمال تشدید عمدی جنگ از سوی نتانیاهو برای ایجاد اختلال در روند انتخابات وجود دارد. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، نیز اخیراً در واکنش به هشدارهای امنیتی نتانیاهو تأکید کرده بود که انتخابات باید در موعد مقرر برگزار شود و هیچ‌کس بهانه‌ای برای مختل کردن آن ندارد.

ykp.jpgنه راه پس، نه راه پیش

یدالله کریمی‌پور

حکومت بعث جمهوری عراق به رهبری صدام حسین، از سال ۱۹۹۱ در وضعیت ترکیبی شگفت‌انگیزی قرار گرفت:

۱- انزوای استراتژیک بین‌المللی؛
۲- تحریم‌های خردکننده؛
۳- رویارویی با دشمنان خارجی توانمند؛
۴- نارضایتی عمیق و گسترده داخلی؛
۵- و در واکنش به آن، سرکوب سخت و فراگیر.

صدام و یارانش برای تداوم قدرت، بیش از پیش به ارتش، گارد جمهوری، دستگاه‌های امنیتی و شبکه‌ها و میلیشیاهای حزبی متکی شدند. تقریباً همه گروه‌های مهم اجتماعی، از شیعیان و کردها تا حتی مخالفان سنی، در دوره‌هایی هدف سرکوب قرار گرفتند. صدام خود را قهرمان جهان عرب و اسلام، فاتح جنگ و مدافع «ضد امپریالیسم» و «ضد اسرائیل» معرفی می‌کرد؛ ولی در عمل، بقای حکومت بیش از هر چیز به بعثیسم، وفاداری سازمانی و قدرت سرکوب وابسته شده بود.

از سوی دیگر، حکومت هنوز از نظر نظامی خود را قدرتی قابل‌اعتنا می‌دانست: ارتشی با ده‌ها لشکر، صدها هواپیمای جنگی، انبارهای موشک اسکاد و دستگاه امنیتی گسترده که مدعی توان مقابله مؤثر با آمریکا بود. ولی این قدرت نظامی نتوانست خلأ فزاینده میان حکومت و جامعه را جبران کند.

سرانجام، آن شد که انتظار می‌رفت: در سال ۲۰۰۳، رژیم بعث در پی حمله نظامی ائتلاف به رهبری آمریکا متلاشی شد؛ و نکته مهم‌تر اینکه حمایت گسترده و تعیین‌کننده‌ای از سوی مردم برای حفظ حکومت صورت نگرفت. زیرا صدام و مدیرانش تمرکزی بر کسب حمایت مردم نداشتند.

تجربه عراق نشان می‌دهد که وقتی یک حکومت همزمان پایگاه اجتماعی، مشروعیت داخلی و متحدان استراتژیک خارجی خود را از دست می‌دهد، ممکن است برای مدتی با اتکا به دستگاه امنیتی ـ نظامی همچنان پابرجا بماند؛ ولی این اتکا لزوماً به معنای برخورداری از قدرت پایدار نیست. گاه حکومتی از بیرون قدرتمند و از درون شکننده است.

از همین منظر، مطالعه سرنوشت حکومت‌هایی که در سال‌های پایانی حکمرانی خود به چنین وضعیتی رسیده‌اند، می‌تواند برای پژوهشگران بسیار آموزنده باشد: حکومت‌هایی که نه توان اصلاح مسیر را دارند، نه امکان عقب‌نشینی، نه متحدان قابل اتکا در بیرون و نه پشتوانه اجتماعی کافی در درون؛ یعنی در نهایت، در وضعیتی قرار می‌گیرند که می‌توان آن را «نه راه پس، نه راه پیش» یا «آچمز ژئوپلیتیکی ـ داخلی» نامید.

Darvish_Ranjbar_2.jpgتاریخ معاصر ایران را می‌توان از زوایای گوناگون بررسی کرد: کشمکش سنت و تجدد، دین و سکولاریسم، استبداد و آزادی، ملی‌گرایی و اسلام‌گرایی، یا غرب‌گرایی و غرب‌ستیزی. اما شاید بتوان از منظری دیگر نیز به این تاریخ نگریست: آیا تجربه دو نظام سیاسی بسیار متفاوت در ایران، جامعه را به سوی صورت تازه‌ای از هویت و سیاست سوق داده است که نه بازگشت به گذشته باشد و نه ادامه وضع موجود؟

برای طرح چنین پرسشی، فلسفه هگل و به‌ویژه مفهوم فراروی یا Sublation می‌تواند چارچوبی قابل تأمل فراهم کند .در توضیح فلسفه هگل اغلب از فرمول مشهور «تز، آنتی‌تز و سنتز» استفاده می‌شود. این فرمول، هرچند برای توضیح ساده دیالکتیک مفید است اما بیان دقیق اندیشه هگل نیست. مفهوم مهم‌تر در اندیشه او همان چیزی است که در انگلیسی Sublation نامیده می‌شود.

ترجمه دقیق این مفهوم به فارسی آسان نیست، زیرا معنای آن را نمی‌توان با یک واژه فارسی به‌طور کامل منتقل کرد. این مفهوم به‌طور هم‌زمان سه حرکت ظاهراً متفاوت را در خود دارد: نفی کردن، حفظ کردن و فراتر رفتن. مرحله تازه، مرحله پیشین را صرفاً نابود و حذف نمی‌کند؛ بخشی از آن را نفی می‌کند، بخشی را در خود حفظ می‌کند و آنچه حفظ شده است در ساختاری تازه و در سطحی دیگر معنا پیدا می‌کند. در این مقاله، از واژه فراروی به‌عنوان معادل کوتاه‌تر Sublation استفاده می‌شود، با این توضیح که مقصود از آن همین معنای سه‌گانه «نفی، حفظ و فراتررفتن» است.

از این منظر می‌توان پرسید آیا تاریخ معاصر ایران را نیز می‌توان، نه به معنای یک قانون جبری تاریخی، بلکه به‌عنوان نوعی کشمکش دیالکتیکی میان دو پروژه سیاسی و فرهنگی بررسی کرد؟

shokouhmirzadegi.jpgبه دوست عزیز و گرامی‌ام دکتر محسن بنائی که بازی پنجاه‌وهفتی‌ها را شناخت و رهایش نمی‌کند

مطلب «خداحافظ ترکیه» درست پانزده سال و دو هفته قبل، (۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰) در ارتباط با به‌وجود آوردن تغییرات مهمی در قوانین ترکیه، منتشر شد.

تغییراتی که اردوغان از الگوی «بازی خطرناک» انقلاب ۵۷ برداشت کرده بود، الگویی که هنوز هم برخی از «پنجاه‌وهفتی‌ها» نمی‌خواهند زیربارش بروند.

در این تاریخ، به گزارش خبرگزاری‌های ترکیه، ۴۹ میلیون تن از ۷۱ میلیون و پانصد هزار جمعیت ترکیه که در رفراندوم قانون اساسی شرکت کردند و ۵۸ درصد از آنها به تغییر قانون اساسی رأی مثبت دادند تا، این‌گونه، رجب طیب اردوغان، (که چهار سال بعد رئیس‌جمهور شد)، برنده‌ی این رفراندوم باشد و ترکیه را هم به مسیری بیندازد که ایران رفت. و تعجبی ندارد که در این یکی دو سال گذشته همه‌جا مستقیم و غیرمستقیم از حکومت اسلامی حمایت می‌کند و نگران فروپاشی آن است.

خداحافظ ترکیه

در ترکیه هم همه چیز، مثل یک بازی/نمایش خطرناک، شروع شده؛ یک بازی که «شخصیت»‌های اصلی‌اش زنان هستند. تا چند سال پیش در ترکیه هم، مثل ایران قبل از انقلاب، مسلمانانی بودند که به اعتقادات مذهبی‌شان پابند بودند و نماز می‌خواندند و روزه می‌گرفتند. زنانی بودند که حجاب داشتند، اما داشتن این حجاب، مثل همان روزه و نماز، نه به‌عنوان نمایشی سیاسی که به‌عنوان امری مذهبی رعایت می‌شد. آن‌که حجاب داشت نه کاری به حزب و گروه و دسته‌ای داشت و نه برای رضایت گروه و دسته‌ای روسری‌اش را بالا و پایین می‌کشید. خودش بود و خدایش و مذهبش؛ درست مثل این همه‌ی مسیحیان مذهبی در سراسر کشورهای اروپایی و آمریکایی که شیوه‌ی پوشیدن و نپوشیدنشان، و حتی شیوه‌ی عبادت کردنشان، ربطی به کسی ــ چه حزب و چه فرد ــ ندارد. رابطه‌ای است بین خدا و خودشان؛ بین مذهب و خودشان.

Hanif_Heidarnejad.jpgنقش «لولاگونه» چپ ضد‌امپریالیستی در برقراری ارتباط میان گروه‌های مختلف غیرمذهبی و انتقال روایت‌های جمهوری اسلامی به جامعه آلمان

تقسیم کار سه‌لایه میان جمهوری اسلامی، نیروهای شیعه غیرایرانی و نیروهای غیرمذهبیِ ضداسرائیلی ـ ضدآمریکایی

جایگزینی «شبکه‌های غیرمتمرکز فراملی» در فقدان فرماندهی متمرکز

حنیف حیدرنژاد - روز دوم اکتبر ۲۰۲۶ و در آستانه ۷ اکتبر، سالروز حمله تروریستی حماس به اسرائیل، دو انجمن غیردولتی در آلمان، به نام‌های «مرکز رسانه و دموکراسی» با حروف اختصاری democ و «دفتر کمیته یهودیان آمریکا در آلمان» با حروف اختصاری AJC، نتیجه یک پژوهش مشترک جدید خود را منتشر کردند.

این پژوهش با عنوان «پس از ممنوعیت مرکز اسلامی هامبورگ (IZH)؛ شبکه‌های غیرمتمرکز، حوزه‌های نفوذ جدید و تاب‌آوری اسلام‌گرایی شیعه دوازده‌امامی در آلمان» در ۴۰ صفحه منتشر شده است.

انجمن democ جریان‌های ضددموکراتیک را بررسی، مستندسازی و تحلیل می‌کند. فعالیت‌های آن حوزه‌هایی مانند راست افراطی، یهودستیزی و اسلام‌گرایی را دربرمی‌گیرد.

موسسه AJC برلین، بخشی از شبکه بین‌المللی این سازمان یهودی ـ آمریکایی است که در زمینه مبارزه با یهودستیزی، حفاظت از جوامع یهودی و مسائل مربوط به امنیت و سیاست خاورمیانه فعالیت می‌کند.

منابع و روش پژوهش

گزارش منتشرشده این دو نهاد صرفاً بر اظهارنظرهای سیاسی یا گزارش‌های رسانه‌ای تکیه ندارد. نویسندگان اعلام کرده‌اند که برای بررسی شبکه‌ها از اسناد ثبت انجمن‌ها، تصمیمات قضایی، گزارش‌های نهادهای دولتی و امنیتی، مشاهده مستقیم تجمعات و بررسی شبکه‌های اجتماعی استفاده کرده‌اند. همچنین، در موارد مختلف، به اسناد دادگاه‌ها، پرونده‌های ثبت انجمن‌ها، گزارش‌های سازمان‌های امنیتی و مطالب منتشرشده توسط خود گروه‌ها استناد شده است.

یکی از ویژگی‌های مهم پژوهش آن است که موضوع ارتباطات بین زیرشبکه‌ها، نقش‌ها، رفت‌وآمدها و همکاری‌های میان گروه‌های مختلف را بررسی می‌کند.

آنچه در پی می‌آید، بررسی تحلیلی گزارش فوق است.

موضوع اصلی پژوهش چیست؟

موضوع اصلی گزارش، بررسی وضعیت اسلام‌گرایی شیعه دوازده‌امامی نزدیک به جمهوری اسلامی ایران در آلمان پس از ممنوعیت «مرکز اسلامی هامبورگ» (IZH)، معروف به مسجد آبی یا مسجد امام علی، در سال ۲۰۲۴ است.

گزارش تأکید می‌کند که این جریان را نباید با کل جامعه شیعیان آلمان یکی دانست. منظور پژوهش، جریان مشخصی از اسلام‌گرایی شیعه دوازده‌امامی است که نقطه مرجع ایدئولوژیک آن جمهوری اسلامی و، به‌ویژه، نظریه «ولایت فقیه» است. نویسندگان، این شبکه را یک شبکه «فراملی» می‌دانند که از بخش‌های نسبتاً مستقل ایرانی، لبنانی، آذری و ترک تشکیل شده است. (گزارش مشخص نکرده است که وقتی از ترک‌ها یا آذری‌ها صحبت می‌کند، آیا منظورش افرادی با تابعیت ترکیه و آذربایجان است یا آنکه منظور دیگری دارد. این یکی از ضعف‌های گزارش است.)

گزارش در مورد شیعه دوازده‌امامی و ولایت فقیه می‌نویسد:

bahmani.jpgآن‌جا که ثانیه‌ها بوی نیستی می‌دهند، اما ناگهان «عقد» می‌بندند تا مرگ، مرد را تنها و بی‌کس نیابد. این قطعهٔ منثور، به همان شکوه و ایستادگی مهشاد کشانی و علیرضا سپاهی تقدیم.

حقا که مهشاد مفهوم عشق را جابه‌جا کرد!

شب، سنگین و عریان بر سجافِ پنجره‌ها افتاده بود و حیاطِ زندان، بوی آخرین مهلت می‌داد.

در آن دهلیزِ تنهایی، مرد ساعت‌ها را نمی‌شمرد؛ او مرگ را منتظر بود که با قدم‌های آهنین به دیدارش می‌آمد. اما پیش از آن‌که دست‌های سردِ جلاد زنجیر بر مچ‌هایش فرو بندد، «او» آمد. مهشاد ــ نه با جامه‌ی سوگ، که با پیرهنی از جنسِ آفتاب و پایداری.

در آستانهٔ طناب و تبر، پای سفره‌ای نشستند که نانش از جنسِ عهد بود و عطرش از بوی سوگند. دست در دستِ محکوم گذاشت؛ نه برای آن‌که از فاجعه بگریزند، بلکه برای آن‌که بر رخسارِ نیستی سیلی بزنند. او در واپسین دقیقهٔ حیات، نامِ خویش را به نامِ مرد گره زد تا جلاد بداند کسی که فردا بر بالای دار می‌چرخد، نه یک تنهای رهاشده در تاریکی، که مردی عاشق، هم‌پیمان و جاودانه است.

مرگ از هولِ این حضور به زانو درآمد؛ چرا که در لحظهٔ آخر، آن‌چه بر چوبهٔ دار آویخته شد، تنها کالبدی خالی بود... روحِ مرد، پیش‌تر در آغوشِ وفاداریِ زن، به بی‌مرگی پیوسته بود.

م. بهمنی

aslani.jpgروایتی از پاییز پس از کشتار ۶۷؛ ساک‌هایی که به‌جای زندانیان اعدام‌شده به خانواده‌ها تحویل داده شدند

بوی پیراهنِ مچاله در غربتِ برزنت

مهدی اصلانی - خبرنامه گویا

هنوز زخمِ تابستان بر تن زمین داغ بود که پاییز سر رسید. اما این بار خزان نه از جانِ درختان، که از پسِ درهای آهنی‌ی کمیته‌های انقلاب سر برآورد.

وقتی که بازمانده‌گان را به احضارگاه‌ بی‌رحمِ کمیته‌های چندگانه‌ی تهران فراخواندند.

کاش باران برای شُستنِ گم‌گورها و گونه‌ها می‌بارید و بغض آسمان بر خاکِ زادگاه زخمی هق‌هق می‌شد.

در پاییزِ آن فریب‌سال، آوارِ فراخوان‌ها نازل شد. فراخواندنِ خانواده‌ها پس از انتظاری طولانی.

کسانی هنوز امید داشتند و با خود سند یا قباله‌ی زمین و خانه برای آزادی‌ی احتمالی آورده بودند. شاید زنده باشد!

کودکان شکوفه در جست‌و‌خیز صبح‌گاهی و حسرتِ در‌آغوش کشیدن پدر.

هر مادر و هم‌سری که قدم بر آن جُغد‌مکان می‌گذاشت، چند لحظه بعد ساک‌به‌دست بر آسفالت خیابان فرو می‌پاشید. شماری از خانواده‌ها هم‌چون «بهکیش‌ها» و «ریاحی‌ها» از آن مسلخ، سهمی فراتر از یک ساک نصیب بردند.

ساکی سبک از اشیای به‌جامانده، عینک، پیراهن تا نخورده.

عقربه‌های پرت‌حواس، ایستاده بر ساعتِ مرگِ یاس!

حکومت، جان‌ها را گرفت و استخوان‌های جانِ جوان را بر خاک‌پشته‌ها شیار کرد.

این ساک‌ها، شناس‌نامه‌های جُرم و جنایت باقی ماند.

و بندیان در پشت دیوارهای سربی‌ی بند، در اولین هواخوری.

از باغچه‌های زندان جز زمینی سوخته بر جای نمانده بود.

له‌له و عطشِ باغچه‌های بی‌آب، میراثِ شومِ آن تابستانِ بی‌رحم بود.

این زمین‌سوخته‌گی هم‌جنسِ همه‌ی پاییزها نبود.

یارانِ رفته، بی‌بوسه‌ی واپسین، پاره‌ای از دلِ زندان را با خود برده بودند.

کجا رفت «حاج‌محسن» که فهمِ گل داشت و مَحرَمِ شکوفه‌ها بود؟

«حسین خزائلی» و آن حُسن‌یوسفِ نام‌آورش که سر به سقفِ آسمان می‌سایید؟

حمزه‌ شلالوند که با خدا هم شوخی داشت.

رسول رضائیان و کار‌دستی‌ برای دخترکان‌اش.

و چشم‌های ما در اولین هواخوری‌ی پساکشتار در بند ۸ گوهردشت، بر تنهایی‌ی طناب‌های رخت و زیرپیراهن‌های غایب گره خورده بود.

ساعت‌های مچی‌ی اعدامیان، نبض‌های جامانده‌ای هستند که روی دقیقه‌ی مرگ سکته کردند.

به ساعتِ مرگِ گل.

Der Originaltitel: Ausgewählte Erzählungen von Anton Tschechowrezaee.jpg

آنتون چخوف (۱۸۶۰-۱۹۰۴) از آن دسته نویسندگانی است که آثارش با گذشت زمان کهنه نمی‌شوند. به همین دلیل با اشتیاق فراوان می‌خواهم مجموعهٔ «داستان‌های برگزیده» او را معرفی و توصیه کنم؛ مجموعه‌ای ارزشمند که در دهه‌های پایانی قرن نوزدهم نوشته شده و در نسخه‌ای ویراسته توسط انتشارات فرانکلین در مونیخ در سال ۱۹۸۲ منتشر شده است. این کتاب که نزدیک به چهارصد برگ حجم دارد، حاصل تلاش مترجمان برجسته‌ای چون گ. دیک، و. دیول، م. فایفر و اچ. فون شولتز است که توانسته‌اند آثار چخوف را از زبان روسی به آلمانی منتقل کنند. آنان تنها به انتقال معنای واژگان بسنده نکرده‌اند، بلکه روح، فضای فکری و ظرافت‌های هنری آثار چخوف را نیز به خوانندگان آلمانی‌زبان رسانده‌اند؛ امری که در ترجمهٔ ادبی همواره کاری دشوار و ارزشمند به شمار می‌رود.

مطالعهٔ این مجموعه بار دیگر نشان می‌دهد که ادبیات بزرگ مرزهای زمان و مکان را درمی‌نوردد. با وجود آنکه بیش از یک قرن از نگارش این داستان‌ها می‌گذرد، مسائل و دغدغه‌هایی که چخوف مطرح می‌کند همچنان برای انسان امروز آشنا و قابل لمس هستند. او دربارهٔ انسان می‌نویسد؛ دربارهٔ امیدها و شکست‌ها، آرزوها و ناامیدی‌ها، عدالت و بی‌عدالتی، عشق و تنهایی، و جست‌وجوی معنایی که زندگی را ارزشمند می‌سازد. به همین دلیل خواننده، فارغ از ملیت، زبان یا پیشینهٔ فرهنگی خود، می‌تواند با شخصیت‌های او همدلی کند و بخشی از تجربه‌های خویش را در آن‌ها بازشناسد.

یکی از ویژگی‌های برجستهٔ چخوف، سادگی نثر اوست. او از جمله نویسندگانی است که بدون توسل به پیچیدگی‌های زبانی یا ساختارهای دشوار، مفاهیم را روشن بیان می‌کند. در نگاه نخست، داستان‌ها ساده و روان به نظر می‌رسند، اما هرچه بیشتر در آن‌ها تأمل کنیم، ابعاد تازه‌تری از معنا آشکار می‌شود. همین ویژگی باعث شده است که آثار او هم برای خوانندگان حرفه‌ای ادبیات و هم برای کسانی که تازه به دنیای کتاب و داستان قدم گذاشته‌اند، جذاب و دلنشین باشد. چخوف با مهارتی کم‌نظیر نشان می‌دهد که قدرت ادبیات نه در پرگویی، بلکه در انتخاب دقیق واژه‌ها و تصویرسازی‌های ظریف نهفته است.

نگاه ملی، بهروز فتحعلی

| No Comments

bf.jpgحکمرانی مدرن؛ چارچوبی برای ایران آینده

رواداری، آزادی‌های اجتماعی و بهره‌گیری از تجربه جوامع موفق با تکیه بر دستاوردهای بشری، بی‌تردید از ضرورت‌های ساختن جامعه‌ای مدرن است. اما مسئله اساسی این است که این تجربه‌ها و دستاوردها در چه چارچوبی قرار می‌گیرند و بر چه بستر فکری و هویتی به کار گرفته می‌شوند. پذیرش صرفِ دستاوردهای بشری، بدون داشتن تصویری روشن از منافع ملی و مسیر تاریخی یک کشور، می‌تواند به ‌جای پیشرفت به سردرگمی منجر شود.

هیچ کشوری را نمی‌توان صرفاً با مجموعه ‌ای از تکنیک‌ها و الگوهای وارداتی اداره کرد. توسعه، پیشرفت و حکمرانی به چارچوبی فکری نیاز دارند؛ چارچوبی که بتواند میان تاریخ، فرهنگ، منافع ملی و الزامات جهان مدرن ارتباط برقرار کند. به عبارتی دیگر، کشورهایی که امروز به‌عنوان نمونه ‌های موفق توسعه شناخته می‌شوند، مسیر خود را بر پایه ترکیبی از عناصر تاریخی، فرهنگی و فکری خود ساخته ‌اند.

چین نمونه قابل ‌توجهی در این زمینه است. این کشور در مسیر تحول خود، مجموعه‌ای از عناصر گوناگون، از میراث کنفوسیوسی، تاریخ و فرهنگ چین گرفته تا ایدئولوژی سوسیالیستی و حتی بخشی از میراث سیاسی دوره مائو را در ساختار فکری و حکمرانی خود ترکیب کرده است. فارغ از ارزیابی ارزشی این عناصر، نکته مهم آن است که چین تلاش کرده مسیر توسعه خود را بر بستر هویت و تجربه تاریخی خویش بنا کند، نه اینکه صرفاً نسخه ‌ای آماده را از دیگران اقتباس کند.

در مقابل، تجربه روسیه می‌تواند از زاویه ‌ای دیگر مورد توجه قرار گیرد. روسیه در بخش بزرگی از تاریخ معاصر خود با سنت‌های اقتدارگرایانه، ضعف آزادی‌های اجتماعی و گسست‌های شدید سیاسی مواجه بوده است. حتی پس از فروپاشی اتحاد شوروی، این کشور نتوانست به ‌طور پایدار مسیری متکی بر نهادهای مدرن، آزادی‌های مدنی و توسعه متوازن ایجاد کند؛ به ‌گونه ‌ای که در سال‌های اخیر، شاهد تقویت دوباره مؤلفه ‌های اقتدارگرایی و بازگشت این کشور به میراث سیاسی گذشته بوده‌ایم. این تجربه نشان می‌دهد که صرفِ سخن گفتن از دستاوردهای بشری، یا حتی برخورداری از پیشینه‌ای تاریخی و طولانی، بدون ایجاد بستر نهادی و هویتی مناسب، الزاماً به توسعه و آزادی منجر نمی‌شود.

akhoond.jpg

ویدیوی ارسال‌شده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد یک آخوند و یک مرد حامی تحمیل حجاب حکومتی با یک زن در پارک در قم بر سر پوشش اجباری مشاجره کردند.

این زن در پاسخ به این دو فرد گفت که بحث کردن با شما مانند آموزش «انتگرال به یک ماهی در دریا» است که چیزی متوجه نمی‌شوند.

***

concert.jpg

درگیری میان شماری از تماشاگران در یک کنسرت موسیقی در کرمان، شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر، به توقف زودهنگام برنامه انجامید.

به گزارش عصر ایران، در جریان این درگیری یک فعال شبکه‌های اجتماعی نیز زخمی شده است. هنوز جزئیات بیشتری درباره علت درگیری و وضعیت فرد مجروح منتشر نشده است.

***

killed.jpgخبرنامه گویا - در ادامه حملات مسلحانه به نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی در سیستان و بلوچستان، نصرت افتخاری، معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان، روز جمعه ۱۷ مهر در انفجار بمب کنار جاده‌ای در منطقه چشمه‌زیارت زاهدان کشته شد. هم‌زمان، ویدئوی تازه‌ای از خودروی منهدم‌شده نیروهای شبه‌نظامی فاطمیون در حمله هفته گذشته در منطقه رودماهی منتشر شده است؛ حمله‌ای که به گزارش منابع محلی دست‌کم پنج کشته بر جای گذاشت.

سعید منتظرالمهدی، سخنگوی نیروی انتظامی، کشته‌شدن نصرت افتخاری را تأیید کرد و مدعی شد عامل اصلی بمب‌گذاری نیز هنگام فرار کشته شده است. به گزارش حال‌وش، پس از انفجار در چشمه‌زیارت، نیروهای نظامی و امنیتی به منطقه اعزام شدند و صدای تیراندازی شنیده شد. همچنین گزارش‌هایی از پرواز بالگرد نظامی و تشدید حضور نیروهای امنیتی در منطقه منتشر شده است.

در همین حال، ویدئوی منتشرشده از یک خودروی لندکروز متعلق به نیروهای فاطمیون، آثار حمله مسلحانه روز جمعه ۱۰ مهر در منطقه رودماهی زاهدان را نشان می‌دهد. بر اساس گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، این خودرو هنگام گشت‌زنی در مسیر کله‌پده ابتدا هدف انفجار مین قرار گرفت و سپس افراد مسلح به سوی آن تیراندازی کردند. در این حمله دست‌کم پنج سرنشین خودرو کشته شدند.

گروه «جبهه مبارزین مردمی» مسئولیت حمله به نیروهای فاطمیون را بر عهده گرفته است. رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران هویت یکی از کشته‌شدگان را احمد یعقوبی اعلام کرده‌اند، اما هویت سایر افراد مشخص نشده است.

پیش‌تر نیز گزارش شده بود که روز ۲۰ شهریور، چهار نیروی افغان وابسته به فاطمیون در حمله‌ای دیگر در منطقه رودماهی کشته شده‌اند. گزارش‌های اخیر از افزایش حضور نیروهای فاطمیون، گروه شبه‌نظامی متشکل از اتباع افغانستان و وابسته به سپاه پاسداران، در مناطق مختلف سیستان و بلوچستان حکایت دارد.

irib.jpgسوال مجری صداوسیما از مدیرعامل اتحادیه لبنی

ایندیپندنت فارسی - در جریان گفتگوی مجری برنامه «تهران بیست» شبکه تهران با علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی، درباره افزایش قیمت محصولات لبنی، پرسش مجری درباره تاثیر نرخ دلار بر قیمت شیر و پاسخ مهمان برنامه، واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی را به همراه داشته است.

مجری با اشاره به افزایش قیمت شیر، پنیر و ماست گفت: «اون گاوی که اونجا در دامداری‌ها خرامان خرامان داره شیر تولید می‌کنه که دلار نمی‌خوره.» او همچنین با اشاره به کاهش سرانه مصرف لبنیات از ۱۳۰ به ۴۰ کیلوگرم، از تاثیر افزایش قیمت‌ها بر سفره مردم انتقاد کرد.



مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی در پاسخ گفت: «می‌فرمایید دلار نمی‌خورند، باید بگیم که نه، دلار می‌خورند اتفاقا!» او توضیح داد که بخشی از نهاده‌های دامی وارداتی است و افزایش نرخ ارز مستقیما بر هزینه تامین آن‌ها تاثیر می‌گذارد.

ظفری همچنین افزود که افزایش قیمت نهاده‌های وارداتی، بر قیمت علوفه تولید داخل نیز تاثیر می‌گذارد و به همراه آثار روانی نوسانات ارزی، هزینه تولید شیر و سایر محصولات لبنی را افزایش می‌دهد.

نرگس محمدی و شعار جاویدشاه!

| No Comments

***

nyt.jpgخبرنامه گویا - روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی به قلم دیوید سنگر و اریک اشمیت نوشته است جنگ با جمهوری اسلامی، برخلاف اهداف اولیه دونالد ترامپ، نه‌تنها قدرت نظامی آمریکا را افزایش نداده، بلکه با آسیب‌پذیر کردن پایگاه‌های این کشور در خاورمیانه و حتی بریتانیا، پنتاگون را به عقب‌نشینی و بازنگری در استقرار نیروهایش وادار کرده است.

به نوشته این روزنامه، خروج شتاب‌زده ۱۲ بمب‌افکن B-1 آمریکایی از پایگاه فیر‌فورد بریتانیا، در پی دریافت اطلاعاتی درباره احتمال حمله پهپادی عوامل مرتبط با جمهوری اسلامی، تازه‌ترین نمونه از تغییر آرایش نظامی آمریکا در جریان جنگ است. ترامپ و مقام‌های دولت او این اقدام را احتیاطی توصیف کرده‌اند، اما نیویورک‌تایمز معتقد است این جابه‌جایی‌ها نشان‌دهنده محدودیت‌های تازه‌ای است که جنگ برای ارتش آمریکا ایجاد کرده است.

این گزارش می‌افزاید حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به پایگاه‌های آمریکا در بحرین، کویت، قطر، امارات و عربستان سعودی، خسارت‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌های نظامی وارد کرده و نیروهای آمریکایی را به ترک شماری از این مراکز واداشته است. برخی پایگاه‌ها چنان آسیب دیده‌اند که پنتاگون تمایل چندانی به بازسازی آنها ندارد و انتقال تأسیسات به نقاط دورتر را بررسی می‌کند.

در کویت، حمله به بندر شویبه به کشته شدن شش نظامی آمریکایی و انهدام یک مرکز عملیات تاکتیکی انجامید. پایگاه‌های علی‌السالم و کمپ بوهرینگ نیز آسیب دیدند. در قطر، سامانه راداری پایگاه العدید هدف قرار گرفت و در بحرین، تجهیزات ارتباطی مقر ناوگان پنجم آمریکا آسیب دید. حملات به پایگاه پرنس سلطان عربستان نیز به هواپیماهای سوخت‌رسان و تجهیزات ارتباطی خسارت وارد کرد.

نیویورک‌تایمز تأکید کرده است که این عقب‌نشینی‌ها در حالی رخ داده که نیروی دریایی و هوایی جمهوری اسلامی در حملات آمریکا و اسرائیل به‌شدت آسیب دیده و اقتصاد ایران نیز زیر فشار سنگین جنگ و محاصره دریایی قرار گرفته است. با این حال، تهران همچنان توانسته با تهدید پایگاه‌های آمریکا، هزینه ادامه عملیات نظامی را افزایش دهد.

به نوشته این روزنامه، خروج نیروها از پایگاه‌های منطقه و محدود شدن استفاده از پایگاه بریتانیا، عملیات نظامی آمریکا را پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر کرده است. بمب‌افکن‌های آمریکایی همچنان قادر به حمله هستند، اما ناچارند مسیرهای طولانی‌تری را از خاک آمریکا طی کنند و به سوخت‌گیری بیشتری نیاز دارند.

دانا استرول، مقام پیشین پنتاگون، هشدار داده است که مهم‌ترین پیامد این وضعیت، برداشت احتمالی جمهوری اسلامی از عقب‌نشینی‌های آمریکاست: اینکه حتی تهدید حمله به پایگاه‌های دوردست آمریکا می‌تواند ترامپ را به جابه‌جایی نیروهایش وادار کند. به گفته او، چنین برداشتی ممکن است تهران را به ادامه اقدامات پرخطر تشویق کند.

این گزارش همچنین از احتمال صرف ده‌ها میلیارد دلار برای بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده خبر می‌دهد؛ هزینه‌هایی که به گفته قانون‌گذاران آمریکایی، پنتاگون تاکنون برآورد روشنی از آنها ارائه نکرده است. در همین حال، فرماندهی مرکزی آمریکا در حال بررسی بازطراحی شبکه پایگاه‌های نظامی خود در خاورمیانه است؛ تحولی که با وعده اولیه ترامپ برای دستیابی به پیروزی سریع در جنگ تفاوت آشکاری دارد.

ch1444.jpgدر برنامه تازه شهرام همایون در تلویزیون کانال یک، خط زمانی حادثه پرواز فلای‌دبی FZ1073 و تحولات نظامی و سیاسی پیرامون ایران و اسرائیل بررسی می‌شود.

از هشدار نتانیاهو پیش از انتخابات اسرائیل و حادثه بحث‌برانگیز فلای‌دبی تا گزارش‌های مربوط به آمادگی ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به ایران و اعلام تازه ترامپ مبنی بر خودداری از حمله پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا.

آیا تصمیم ترامپ معادلات نتانیاهو را تغییر داد؟ آیا حادثه فلای‌دبی می‌توانست زمینه‌ساز تشدید درگیری‌ها شود؟ شهرام همایون با کنار هم گذاشتن این رویدادها، پرسش‌های مهمی را مطرح می‌کند؛ در حالی که ارتباط احتمالی حادثه فلای‌دبی با ایران یا طراحی عمدی آن هنوز اثبات نشده است.

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*

***

tajik.jpgخبرنامه گویا - نصرت‌الله تاجیک، سفیر پیشین جمهوری اسلامی در اردن، در گفت‌وگو با انصاف‌نیوز اذعان کرد که در ایران درباره ظرفیت عملیات هفتم اکتبر حماس و تأثیر آن بر اسرائیل «اضافه‌برآورد» صورت گرفت؛ اشتباهی که به گفته او، در کنار تضعیف بازدارندگی منطقه‌ای جمهوری اسلامی، زمینه را برای رویارویی‌های نظامی بعدی با اسرائیل و آمریکا فراهم کرد.

این دیپلمات بازنشسته گفت عملیات هفتم اکتبر در حد توان یک گروه فلسطینی طراحی و اجرا شده بود و ایران و دیگر گروه‌های همسو در منطقه از آن اطلاع یا در اجرای آن هماهنگی نداشتند. با این حال، در تهران این تصور شکل گرفت که عملیات حماس می‌تواند موازنه قدرت را به‌طور اساسی تغییر دهد و دست بالا را به فلسطینی‌ها بدهد؛ تصوری که به گفته تاجیک، به‌اندازه کافی دقیق، علمی و بی‌طرفانه بررسی نشد.

تاجیک با اشاره به ضربات واردشده به نیروهای همسو با جمهوری اسلامی در لبنان و تحولات سوریه گفت ایران طی سال‌ها نفوذ ژئوپلیتیکی خود را تا شرق مدیترانه گسترش داده و از آن برای ایجاد بازدارندگی استفاده کرده بود، اما تحولات پس از هفتم اکتبر بخشی از این ظرفیت را تضعیف کرد.

او تأکید کرد که آسیب دیدن بازدارندگی منطقه‌ای جمهوری اسلامی، در کنار تضعیف انسجام داخلی، آمریکا و اسرائیل را برای اقدامات نظامی بعدی علیه ایران جسورتر کرد. تاجیک جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه را از جمله پیامدهای زنجیره تحولات پس از عملیات حماس دانست و گفت این رویارویی‌ها هزینه‌های انسانی و مادی سنگینی به ایران تحمیل کرده‌اند.

به گفته سفیر پیشین ایران، یکی از اشتباهات در ارزیابی عملیات هفتم اکتبر، توجه ناکافی به شخصیت بنیامین نتانیاهو، وضعیت سیاسی او و احتمال واکنش گسترده اسرائیل بود. تاجیک گفت اگرچه عملیات حماس به تصویر امنیتی اسرائیل ضربه زد، اما پیامدهای آن به جنگی منطقه‌ای کشیده شد که لبنان، سوریه، یمن و ایران را نیز درگیر کرد.

او همچنین روایت‌هایی را که مدعی‌اند اسرائیل و نتانیاهو از ابتدا پشت عملیات هفتم اکتبر قرار داشتند، فاقد شواهد کافی دانست و تأکید کرد که این عملیات از سوی خود حماس طراحی و اجرا شده بود.

تاجیک در ارزیابی نتایج عملیات گفت با وجود افزایش همدلی افکار عمومی جهان با فلسطینی‌ها و آسیب دیدن اعتبار بین‌المللی اسرائیل، این تحولات به دستاورد سیاسی مشخصی برای فلسطینی‌ها منجر نشد و غزه با ویرانی گسترده و تلفات انسانی سنگین روبه‌رو شد.

این دیپلمات پیشین در پایان هشدار داد که معادلات قدرت در خاورمیانه تغییر کرده و نظم تازه‌ای در حال شکل‌گیری است، اما سرنوشت آن هنوز روشن نیست. او خواستار درس گرفتن از تحولات گذشته و پرهیز از تصمیم‌گیری‌های هیجانی شد.

منبع: گفت‌وگوی انصاف‌نیوز با نصرت‌الله تاجیک

mayor.jpgخبرنامه گویا - انتشار ویدئویی از بالی باگایوکو، شهردار سن‌دنی در حومه پاریس، که میان دانش‌آموزان معترض و نیروهای پلیس ضدشورش ایستاده و از مأموران می‌خواهد به جوانان حمله نکنند، در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشته است. صحنه‌ای که پرسشی کنایه‌آمیز را برای مخاطبان ایرانی مطرح می‌کند: اگر دانش‌آموزان تهران به خیابان بیایند، علیرضا زاکانی کدام طرف خواهد ایستاد؟

باگایوکو، عضو حزب چپ‌گرای «فرانسه تسلیم‌ناپذیر»، به خبرگزاری رویترز گفته است برای جلوگیری از برخورد پلیس با دانش‌آموزانی به محل اعتراض رفته که بسیاری از آنها رفتار خشونت‌آمیزی نداشتند. او که پدر چهار فرزند است، گفته: «دانش‌آموزان دبیرستانی که در خیابان بودند، می‌توانستند فرزندان خودم باشند... مسئولیت من است که در کنار آنها بایستم.»

با این حال، حضور شهردار مانع برخورد پلیس نشد و مأموران به سوی جمعیت، از جمله خود او، گاز اشک‌آور شلیک کردند. اعتراضات دانش‌آموزی فرانسه از اواخر سپتامبر در واکنش به کمبود معلم، کلاس‌های پرجمعیت، فرسودگی مدارس و نابرابری آموزشی آغاز شده و به شهرهای مختلف گسترش یافته است.

در این میان، جمهوری اسلامی نیز به جمع مدافعان حقوق دانش‌آموزان فرانسوی پیوسته است. وزارت خارجه جمهوری اسلامی سفیر فرانسه در تهران را در اعتراض به برخورد پلیس با معترضان احضار کرد و اسماعیل بقایی، سخنگوی این وزارتخانه، دولت فرانسه را به برخورد دوگانه با حقوق بشر متهم کرد. پاریس نیز در واکنش، سفیر جمهوری اسلامی را احضار و تهران را به انتشار اطلاعات نادرست درباره اعتراضات متهم کرد.

trumpravid.jpgگزارش تکمیلی:

تا انتخابات به ایران حمله نمی‌کنیم

خبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، پنج‌شنبه ۱۶ مهر، تنها ساعاتی پس از انتشار گزارش‌های اکسیوس و آتلانتیک درباره احتمال ازسرگیری حملات نظامی به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، اعلام کرد که تا پیش از انتخابات سوم نوامبر (۱۲ آبان) هیچ حمله‌ای به ایران انجام نخواهد داد. ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ما در حال انجام گفت‌وگوهای سازنده با جمهوری اسلامی ایران هستیم.» او تأکید کرد که با وجود وضعیت بسیار نامساعد اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی، محاصره ایران با تمام قدرت ادامه خواهد یافت. ترامپ همچنین مدعی شد تنها در شب گذشته ۲۲ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده، بدون آنکه حتی یک بشکه متعلق به ایران باشد یا به مقصد ایران حمل شود. او در پایان با حروف بزرگ تأکید کرد: «ایران سلاح هسته‌ای نخواهد داشت!»

این موضع‌گیری در حالی است که اکسیوس ساعاتی پیش به نقل از مقام‌های آمریکایی از دستور پنتاگون برای تکمیل آمادگی حملات گسترده خبر داده بود. به نوشته این رسانه، مذاکرات تهران و واشینگتن تا آن زمان پیشرفتی نداشت و میانجی‌های قطری همچنان منتظر پاسخ جمهوری اسلامی به پیشنهاد متقابل آمریکا بودند. یک مقام اسرائیلی نیز به اکسیوس گفته بود که احتمال حمله پیش از انتخابات آمریکا پایین است، اما پس از انتخابات به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. اکنون ترامپ عملاً احتمال حمله پیش از ۱۲ آبان را رد کرده، اما درباره اقدام نظامی پس از انتخابات هیچ تعهدی نداده است. در همین حال، به گزارش آسوشیتدپرس، آمریکا همچنان در حال تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه، از جمله اعزام سومین ناو هواپیمابر به منطقه است. بنابراین، اعلام تازه ترامپ به معنای توقف آماده‌سازی‌های نظامی یا منتفی‌شدن جنگ دوباره نیست.

tweet.jpg

گزارش اولیه:

دو گزارش هشداردهنده از واشینگتن؛ آماده‌سازی برای دور تازه حملات به ایران

خبرنامه گویا - دو رسانه آمریکایی اکسیوس و آتلانتیک در گزارش‌هایی تازه از تشدید آماده‌سازی‌های نظامی واشینگتن برای حمله دوباره به ایران خبر داده‌اند. به گزارش اکسیوس، پنتاگون به فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) دستور داده مقدمات ازسرگیری عملیات رزمی گسترده در ایران را تکمیل کند. هم‌زمان، آتلانتیک به نقل از دو مقام دولت آمریکا نوشته است کاخ سفید خواستار تهیه گزینه‌هایی برای حمله به اهدافی در ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا شده است. با وجود این تحرکات، دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی برای آغاز حملات نگرفته و زمان اجرای احتمالی عملیات نیز مشخص نشده است.

بر اساس گزارش اکسیوس، دستور آماده‌سازی چند روز پیش به سنتکام ابلاغ شده و در صورت آغاز عملیات، تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی و دیگر اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ممکن است هدف بمباران گسترده قرار گیرند. منابع آمریکایی و اسرائیلی احتمال داده‌اند که عملیات حتی پیش از انتخابات اسرائیل، که یک هفته زودتر از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا برگزار می‌شود، آغاز شود. انتظار می‌رود حملات احتمالی با هماهنگی واشینگتن و تل‌آویو و مشارکت ارتش اسرائیل انجام شود.

آتلانتیک در گزارش خود بر ارتباط برنامه‌ریزی نظامی با محاسبات انتخاباتی ترامپ تأکید کرده است. به نوشته این مجله، رئیس‌جمهوری آمریکا می‌خواهد پیش از انتخابات ۱۲ آبان، هم نشانه‌ای از پیشرفت در رویارویی با جمهوری اسلامی ارائه دهد و هم زمینه کاهش قیمت بنزین را فراهم کند. یکی از جمهوری‌خواهان آگاه از رایزنی‌های دولت گفته است حمله تازه می‌تواند به ترامپ امکان دهد تصویری از پیروزی خود ارائه کند. با این حال، حتی طرفداران این گزینه نیز اذعان دارند که حملات محدود لزوماً تهران را به پذیرش توافق وادار نمی‌کند، امنیت تنگه هرمز را بازنمی‌گرداند و قیمت سوخت را در کوتاه‌مدت کاهش نمی‌دهد.

tangsiri.jpgترور تنگسیری فقط به تنگه هرمز مربوط نبود

خبرنامه گویا - گزارش تازه روزنامه اسرائیلی اورشلیم‌پست، جزئیات جدیدی از پشت پرده ترور علیرضا تنگسیری، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه پاسداران، فاش کرده است. بر اساس این گزارش، نگرانی اسرائیل فقط از اقدامات تنگسیری در تنگه هرمز نبود؛ مقام‌های ارشد اسرائیلی احتمال می‌دادند او در آینده به فرماندهی کل سپاه پاسداران برسد و به تهدیدی جدی‌تر برای این کشور تبدیل شود.

اورشلیم‌پست روز پنجشنبه ۱۶ مهر گزارش داد که مقام‌های اطلاعاتی و نظامی اسرائیل، تنگسیری را فرماندهی «خلاق و توانمند» ارزیابی می‌کردند و معتقد بودند در صورت رسیدن او به رأس سپاه پاسداران، مقابله با وی دشوارتر از احمد وحیدی خواهد بود. به نوشته این روزنامه، اسرائیلی‌ها وحیدی را در مقایسه با تنگسیری، فرمانده‌ای با قدرت ابتکار و نفوذ محدودتر در تصمیم‌گیری‌های کلان نظامی می‌دانستند.

این گزارش همچنین به جزئیات تماسی محرمانه اشاره می‌کند که حدود ۱۹ مارس، برابر با ۲۸ اسفند، میان برد کوپر، فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، و ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، برقرار شد. به نوشته اورشلیم‌پست، کوپر در این تماس خواستار حذف تنگسیری به دلیل نقش او در تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز شد و زمیر نیز با این درخواست موافقت کرد. هفت روز بعد، در ۲۶ مارس، تنگسیری در حمله اسرائیل به بندرعباس کشته شد.

اورشلیم‌پست تأکید کرده است که درخواست آمریکا تنها دلیل این عملیات نبود و اسرائیل پیش‌تر نیز برای حذف تنگسیری برنامه‌ریزی کرده بود. بر اساس این گزارش، نگرانی از آینده فرماندهی سپاه، نقش تنگسیری در عملیات دریایی و احتمال تشدید تهدیدها علیه کشتی‌های تجاری، از عوامل مؤثر در تصمیم اسرائیل بودند.

ارتش اسرائیل در زمان کشته‌شدن تنگسیری اعلام کرده بود این عملیات با استفاده از اطلاعات نیروی دریایی این کشور انجام شده و چند تن دیگر از فرماندهان نیروی دریایی سپاه نیز در حمله کشته شده‌اند. تنگسیری از سال ۱۳۹۷ فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران را بر عهده داشت و طی ماه‌های پیش از مرگش بارها تهدیدهایی علیه تأسیسات و منافع آمریکا در منطقه مطرح کرده بود.

ویدیوی آرشیو الجزیره درباره کشته‌شدن تنگسیری

moji.jpgمجتبی خامنه‌ای از ضربات آمریکا و اسرائیل به نیروی انتظامی گفت؛ نایب‌رئیس مجلس: روزهاست منتظر حمله هستیم

خبرنامه گویا - مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی با اشاره به حملات آمریکا و اسرائیل به نیروهای انتظامی اعلام کرد که این دو کشور تلاش داشتند رده‌های مختلف فرماندهی و عملیاتی فراجا را هدف قرار دهند، اما به گفته او، این حملات نتوانست مانع ادامه فعالیت نیروهای انتظامی شود.

خامنه‌ای در این پیام گفت نیروهای انتظامی حتی پس از خروج از مقرهای خود، در خیابان‌ها و خودروها به انجام ماموریت‌هایشان ادامه دادند. او همچنین خواستار تقویت همه‌جانبه فراجا از نظر نیروی انسانی، تجهیزات و فناوری‌های جدید، از جمله استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌ها شد.

هم‌زمان، حمیدرضا حاجی‌بابایی، نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی، در رزمایش «جانفدا» در همدان، با اشاره به تهدیدهای دونالد ترامپ برای ازسرگیری حملات نظامی به ایران گفت: «ترامپ آخرین حربه خود را به کار برد و گفت به‌زودی به ایران حمله می‌کنیم؛ ما روزهاست منتظر حمله آمریکا هستیم.»

حاجی‌بابایی با ادعای اینکه جمهوری اسلامی به دنبال جنگ نیست، تهدید کرد هر کشوری که به ایران حمله کند «سیلی محکمی» خواهد خورد. او همچنین درباره احتمال حمله زمینی آمریکا گفت نیروهای بسیج با سربازان آمریکایی خواهند جنگید و «هزاران آمریکایی را اسیر و در برابر دید جهانیان رسوا خواهند کرد».

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که مقام‌های جمهوری اسلامی از یک سو درباره حملات پیشین به ساختارهای نظامی و انتظامی سخن می‌گویند و بر ضرورت تقویت این نیروها تاکید دارند و از سوی دیگر، در واکنش به احتمال ازسرگیری حملات آمریکا، تهدید به مقابله نظامی و اسارت سربازان آمریکایی می‌کنند.

etemaadi.jpgناصر اعتمادی

تا زمانی که واشنگتن نداند با خود این نظام چه می‌خواهد بکند، هر پیروزی نظامی می‌تواند فقط مقدمۀ بحران بعدی باشد.

پنتاگون از فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، خواسته است تدارکات لازم را برای ازسرگیری احتمالی حملات گسترده به جمهوری اسلامی تکمیل کند. به گزارش آکسیوس، دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی در این باره نگرفته، اما حمله به تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی و دیگر اهداف راهبردی جمهوری اسلامی در دست بررسی است. منابع دیگری، از جمله آتلانتیک، نیز از آماده‌شدن گزینه‌هایی برای حمله، حتی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، خبر داده‌اند.

با این حال، مسئلۀ اصلی نه زمان حمله است و نه حتی خود حمله. مسئله این است که آمریکا از حملۀ بعدی چه نتیجۀ سیاسی را می‌خواهد به دست آورد؟

حذف محتوای صفحات اینستاگرام با دستور قضایی؛ زنان آرایشگر ارشاد می‌شوند

در هفته‌های اخیر، موج تازه‌ای از برخوردها با صفحات شبکه‌های اجتماعی، گردانندگان حساب‌های مجازی و واحدهای صنفی به ویژه زنان آرایشگر در نقاط مختلف ایران گزارش شده است.

ershad.jpg

مسدودسازی صفحات، حذف گسترده محتوا، انتشار اجباری تعهدنامه، احضار یا برخورد قضایی با گردانندگان حساب‌ها، پلمب واحدهای صنفی و محدود کردن فعالیت کسب‌وکارهای آنلاین، از جمله اقداماتی است که شهروندان از آن سخن گفته‌اند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد محتوای صفحه اینستاگرام «سودا محمدی»، مدرس بین‌المللی رنگ مو حذف شده و تنها پست موجود در صفحه‌ او تایید می‌کند که «به‌‌دلیل انتشار محتوای مجرمانه در فضای مجازی مورد ارشاد» قرار گرفته است.

بخش قابل توجهی از این اقدامات با موضوع حجاب اجباری، حضور زنان با پوشش اختیاری و مفاهیم مبهمی مانند «هنجارشکنی»، «منافی عفت» و «عدم رعایت شئونات اسلامی» ارتباط دارد.

هم‌زمانی فشار بر فعالیت‌های آنلاین، کسب‌وکارها و محل‌های تجمع عمومی، نشانه‌هایی از تشدید دوباره سازوکارهای کنترل اجتماعی را آشکار می‌کند؛ روندی که فضای مجازی و عرصه عمومی را به‌طور هم‌زمان تحت تأثیر قرار داده است.

khodro.jpgحال‌وش از تلفات سنگین نیروهای فاطمیون در نیکشهر خبر می‌دهد؛ ارتش تنها یک کشته و سه زخمی را تأیید کرده است

خبرنامه گویا - هم‌زمان با افزایش حملات مسلحانه به نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی در سیستان و بلوچستان، روز پنج‌شنبه ۱۶ مهر دست‌کم دو حمله جداگانه در زاهدان و نیکشهر گزارش شد. مقام‌های حکومتی کشته شدن دو نفر و زخمی شدن سه نفر را تأیید کرده‌اند، اما پایگاه خبری حال‌وش با انتشار گزارشی متفاوت، مدعی شده است که شمار تلفات حمله نیکشهر به‌مراتب بیشتر بوده و افراد هدف قرارگرفته، نه کارکنان ارتش، بلکه نیروهای شبه‌نظامی لشکر فاطمیون بوده‌اند. این ادعا هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده است.


در نخستین حمله، افراد مسلح خودروی گشت یگان تکاوری پلیس را در محور لخشک، منطقه نصرت‌آباد زاهدان، هدف تیراندازی قرار دادند. پلیس سیستان و بلوچستان اعلام کرد ستوان‌سوم وحید عنایت در این حمله کشته شده و چند نفر از مهاجمان نیز در تیراندازی متقابل زخمی و متواری شده‌اند. جمشید رخشانی‌نسب، فرماندار زاهدان، حمله را به افراد مسلحی که از آنان با عنوان «اشرار» نام برد نسبت داد. پلیس همچنین مدعی شناسایی مهاجمان و ادامه عملیات برای بازداشت آنان شده است.

در حمله دوم، خودروی حامل نیروهای نظامی در منطقه کرین‌دوک نیکشهر هدف قرار گرفت. روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی نیروی زمینی ارتش اعلام کرد یک مینی‌بوس حامل کارکنان این لشکر که برای تعویض شیفت از مسیر نیکشهر به کنارک در حرکت بود، مورد حمله قرار گرفته است. بر اساس روایت رسمی، محمدرضا اوکاتی در این حمله کشته و سه نفر دیگر زخمی شده‌اند. رسانه‌های حکومتی از جمله تسنیم، مهر و نورنیوز همین آمار را منتشر کرده‌اند، بی‌آنکه توضیح بیشتری درباره هویت مهاجمان یا جزئیات درگیری ارائه کنند.

trumpNeWar.jpgجنگ سوم با حکومت ایران، دو تحلیل متفاوت از نقشه ترامپ و نتانیاهو

یورونیوز - در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بار دیگر از پایان قریب‌الوقوع جنگ با ایران سخن گفته، گزارش‌های تازه رسانه‌های آمریکایی حاکی از آن است که واشنگتن در حال آماده‌سازی طرح‌هایی برای ازسرگیری حملات نظامی به ایران، حتی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در سوم نوامبر (۱۲ آبان)، است.

مجله آتلانتیک روز چهارشنبه هفتم اکتبر (۱۵ مهر) به نقل از دو مقام دولت آمریکا گزارش داد که کاخ سفید از پنتاگون خواسته است گزینه‌هایی برای حمله به اهدافی در ایران تدوین کند که پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای قابل اجرا باشند.

به گفته منابع آمریکایی و اسرائیلی، این حملات ممکن است حتی پیش از انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر (۵ آبان) آغاز شوند. دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز روز چهارشنبه برای دومین بار طی دو روز با یکدیگر گفت‌وگو کردند.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) روز دوشنبه ۱۳ مهر از اجرای سخت‌گیرانه محاصره دریایی ایران خبر داد و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، نیز مذاکره با واشنگتن را بی‌معنا خواند و گفت هدف آمریکا نه گفت‌وگو، بلکه «ساقط‌ کردن نظام جمهوری اسلامی ایران است.»

پزشکیان مذاکره را در حالی بی‌معنا خوانده که گفت‌وگو با آمریکا یکی از شعارهای اصلی انتخاباتی او بود. عباس موسوی، معاون تشریفات دفتر رئیس‌جمهور، نیز هشدار داد: «ارزیابی شخصی من این است که اوضاع به سمت افزایش تنش پیش می‌رود.»

ترامپ روز ۲۷ سپتامبر احتمال حمله به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای را رد نکرد و گفت: «ممکن است.» او در مصاحبه با مجله تایم نیز احتمال حمله پس از انتخابات را «ممکن» دانست.

در واکنش، علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، روز ۱۳ مهر به «کشورهای میزبان آمریکا در منطقه» هشدار داد و گفت: «قبل و بعد از انتخابات آمریکا علیه ایران اقدام شود، با شدت پاسخ می‌دهیم.»

در حالی که بسیاری از ناظران احتمال ازسرگیری جنگ پس از انتخابات آمریکا را بیشتر می‌دانند، تشدید تهدیدهای ترامپ و تأکید نتانیاهو بر سرنگونی جمهوری اسلامی، احتمال وقوع جنگ پیش از انتخابات اسرائیل و آمریکا را نیز مطرح کرده است.

نتانیاهو سوم سپتامبر در جمع فرماندهان ارتش اسرائیل درباره جمهوری اسلامی گفت: «این حکومت در حال حاضر در وضعیت بسیار متزلزلی قرار دارد. من متقاعد شده‌ام که می‌توانیم این تهدید را یک‌بار برای همیشه از میان برداریم؛ یعنی این حکومت را سرنگون کنیم.»

در چنین شرایطی، یورونیوز در گفت‌وگو با رضا علیجانی، فعال سیاسی ملی‌مذهبی، و صادق شجاعی، عضو هیئت سیاسی-اجرایی «همبستگی جمهوری‌خواهان ایرانی»، دو ارزیابی متفاوت از احتمال وقوع جنگ سوم، زمان آغاز آن و نقش ترامپ و نتانیاهو ارائه کرده است.

جنگ شاید به نفع نتانیاهو نباشد

رضا علیجانی معتقد است نتانیاهو درباره جنگ با ایران مواضع متناقضی دارد. او به یورونیوز گفت نخست‌وزیر اسرائیل ممکن است برای جلب افکار عمومی پیش از انتخابات به یک بحران نیاز داشته باشد، اما هزینه جنگ نباید آن‌قدر بالا برود که نتیجه معکوس بدهد.

علیجانی گفت: «او چند روز قبل گفت ایران ممکن است در آستانه انتخابات به اسرائیل شلیک کند. در نتیجه اگر خودش جنگ را آغاز کند، جمهوری اسلامی هم عکس‌العمل نشان می‌دهد و این شاید به نفع نتانیاهو نباشد.»

به باور او، نتانیاهو ترجیح می‌دهد دیگران را به سمت جنگ سوق دهد و خود در موقعیت حمایت‌کننده باقی بماند. با این حال، مخالفت گسترده افکار عمومی اسرائیل با جمهوری اسلامی، محاسبات سیاسی او را پیچیده کرده است.

sep.jpgخبرنامه گویا - هم‌زمان با ادامه مذاکرات غیرمستقیم جمهوری اسلامی و آمریکا، مجید ابن‌الرضا، سرپرست وزارت دفاع جمهوری اسلامی، با انتشار پیامی تهدیدآمیز در شبکه اجتماعی ایکس، از گسترش احتمالی دامنه حملات موشکی تا نزدیکی خاک آمریکا سخن گفت؛ تهدیدی که در حالی مطرح می‌شود که عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، از ادامه مذاکرات و تبادل پیام با واشنگتن خبر داده است.

ابن‌الرضا خطاب به آمریکا نوشت: «فاصله شما با ما را موشک‌های ما تعیین می‌کند؛ دیروز دریای عمان، امروز اقیانوس هند و فردا خلیج خوک‌ها.»

اشاره او به «خلیج خوک‌ها» در سواحل کوبا، نزدیک به ایالات متحده، بخش قابل‌توجه این تهدید است؛ عبارتی که دامنه رویارویی احتمالی را از آب‌های اطراف ایران تا نزدیکی قاره آمریکا گسترش می‌دهد.

او در ادامه نوشت: «او هنوز جنگ را در مهدکودک پنتاگون نقاشی می‌کند؛ غافل از اینکه جهان را با سخنرانی و نمایش نمی‌توان تقسیم کرد. میدان حرف آخر را می‌زند.» ابن‌الرضا همچنین هشدار داد: «اشتباهی سربزند، تقسیم‌بندی جدیدی خواهید دید.»

در مقابل این تهدیدها، عباس عراقچی اعلام کرد که مذاکرات با آمریکا همچنان ادامه دارد و تهران در حال بررسی دیدگاه‌های واشنگتن درباره پیشنهاد خود است.

عراقچی گفت: «طرح خود را تحت عنوان طرح هفت‌روزه ارائه دادیم و دیدگاه‌های طرف آمریکایی را نیز در مقابل آن شنیدیم و مشغول بررسی آن‌ها هستیم. ظرف چند روز آینده پاسخ خود را ارائه خواهیم کرد.» او تأکید کرد که پیام‌ها همچنان از طریق میانجی‌ها میان دو طرف ردوبدل می‌شود.

de.jpgنهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی پایگاه‌های نظامی آمریکا در آلمان را زیر نظر دارند

ایران اینترنشنال - خبرگزاری رویترز پنج‌شنبه ۱۶ مهر به نقل از هفته‌نامه اقتصادی آلمانی ویرتشافتس‌ووخه گزارش داد نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی پایگاه‌های نظامی آمریکا در آلمان، از جمله رامشتاین و اشپانگدالم، را هدف فعالیت‌های اطلاعاتی خود قرار داده‌اند و نگرانی‌هایی درباره احتمال حملات پنهانی مرتبط با درگیری‌های نظامی در ایران وجود دارد.

این رسانه آلمانی به نقل از چند مقام اطلاعاتی غربی که نامشان فاش نشده، نوشت اسرائیل سه هفته پیش به طرف‌های آمریکایی و آلمانی درباره تهدید احتمالی هشدار داده است.

بر اساس این گزارش، نگرانی‌ها به‌ویژه متوجه پایگاه‌هایی است که از عملیات نظامی و پشتیبانی لجستیکی آمریکا در ارتباط با جنگ ایران حمایت می‌کنند.

رویترز نوشت تا زمان انتشار گزارش، امکان دریافت اظهارنظر از وزارت دفاع آلمان و نیروهای آمریکایی مستقر در این کشور فراهم نشده بود.

Shahla_Shafigh.jpgاز زندان تا پای چوبه دار، آنچه برعلی رضا سپاهی گذشت، با وضوحی خيره کننده ذات و ماهيت جمهوری اسلامی را نشان می دهد.

از بازداشت به دليل شرکت در اعتراضات، تا شکنجه و اعتراف اجباری، مسيرعلی رضا همان بود که بسياری بازداشت شدگان ديگر اعتراضات پيموده اند. به مرگ محکوم اش کردند اما پيش از آنکه به مسلخ رود قلب جوان او به جلادان فرمان ايست داد. علی رضا به سبب سکته قلبی از چوبه دار نجات يافت اما جلادان دست از قصاص او برنداشتند. قانون قصاص خود آيا مروج قتل نيست؟ پاسخ مثبت است . غير قابل انکار است اما که اين قانون منسوخ و نافی تمامی دستاورده های بشری در زمينه عدالت قضائی، به جد مدد رسان جمهوری اسلامی در نقشه های قتل معترضان است.

سال هاست ايرانيان دريافته اند که پرونده سازی برای معترضان جزئی جدا نشدنی از روند سرکوب مبارزات مردم است. حکومت می زند و می کوبد و خون می ريزد و برای لاپوشانی جناياتش معترضان را به خشونت متهم می کند. پرونده می سازد، شاکی به ميدان می آورد و قصاص می کند .

دی ماه پيشين، درخيزش "شير و خورشيد"، شاهد بوديم که انبوهی شگفت آور جمعيت معترضان، که بر پايه برخی مشاهدات علوم سياسی، می تواند سبب ساز سقوط حکومت گردد، از اقدام جمهوری اسلامی به خون ريزی پيش نگرفت و حاکمان برای بقا از هيچ جنايتی روگردان نشدند. اين راهم ديديم و می بينيم که ماشين کشتار رژيم آماده کاراست . پس از به خاک و خون کشيدن مردم به پا خاسته و خفه کردن صدای آنها که خواست تغيير را فرياد می زدند نوبت انداختن طناب بر گردن بازداشت شدگان رسيد. روزها و روزهاست که قاتلان بساط دار را گسترده اند و جان می گيرند . وعاقبت، علی رضا سپاهی، در بيست چهار سالگی ، به همراه علی رضا رئيسی بيست و يک ساله، به قتل رسيد .

شب پيش ازاين جنايت، يکی از وکلای علی رضا سپاهی ، اميرسالار داودی ، عقد او با نامزدش مهشاد کشائی را که اوهم در زندان محبوس است جاری کرد . جمهوری اسلامی، اين پيوندعاشقانه را به خون کشيد اما تصوير باشکوهی از اين وصل در حافظه جمعی ايرانيان ثبت شد . گواه رودروئی عشق و مرگ در دل حبس گاه جمهوری.

و اين همه ، يک بار ديگر، حقايقی را اعلام می کند که اصلاح طلب ها و نيزهمه آنها که با ادعای دفاع از صلح ومنافع مردم در کنار جمهوری اسلامی قرارگرفته اند بر آن پرده ساتر می افکنند.اين حقيقت که جمهوری اسلامی خصم عشق و زندگی است؛ اين حقيقت که ترور در ذات اين نظام است و جنايت پيشگی اين حکومت نه امری عارضی بل ماهوی است.

arab.jpgخبرگزاری فارس در گزارشی با عنوان "تنگه در قُرق؛ رویکرد تهاجمی جمهوری اسلامی در یک هفته گذشته" مدعی شده است که حملات اخیر به نفتکش‌ها بار دیگر عبور نفت از خلیج فارس و دریای عمان را به‌شدت کاهش داده و نشان داده است که آمریکا نتوانسته تردد عادی در تنگه هرمز را برقرار کند.

درباره ارقام این گزارش می‌توان و باید بحث کرد. داده‌های منتشرشده از سوی مؤسسات ردیابی نفتکش‌ها تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند. بر اساس داده‌های اولیه کپلر که رویترز منتشر کرده، میانگین هفت‌روزه صادرات نفت خام منطقه در ۳۰ سپتامبر حدود ۱۸.۳ میلیون بشکه در روز بوده و در ۱۴ روز ماه سپتامبر حتی از سطح پیش از جنگ نیز فراتر رفته است. بنابراین ادعای فارس درباره سقوط کل صادرات منطقه به کمتر از پنج میلیون بشکه در روز، دست‌کم بدون توضیح درباره بازه زمانی و تعریف آماری مورد استفاده، قابل پذیرش نیست.

اما اهمیت مطلب فارس شاید بیش از آنکه در ارقام آن باشد، در روایتی باشد که می‌کوشد از راهبرد جمهوری اسلامی در تنگه هرمز ارائه کند.

بستن تنگه هدف نهایی نیست

در تحلیل رفتار جمهوری اسلامی در هرمز معمولاً مسئله به صورت دوگانه مطرح می‌شود: آیا جمهوری اسلامی می‌تواند تنگه را ببندد یا آمریکا می‌تواند آن را باز نگه دارد؟ تحولات اخیر نشان می‌دهد شاید این صورت‌بندی اساساً ناقص باشد. جمهوری اسلامی برای اعمال فشار لزوماً نیازی ندارد تنگه هرمز را به طور کامل ببندد. در مقابل، بازبودن تنگه نیز الزاماً به معنای بازگشت شرایط عادی نیست.

میان این دو وضعیت، حالت سومی وجود دارد: تنگه باز باشد، اما عبور از آن پرخطر، گران و غیرقابل پیش‌بینی باقی بماند. همین وضعیت می‌تواند از نظر اقتصادی آثار مهمی ایجاد کند. رویترز گزارش کرده است که با وجود بازیابی قابل توجه صادرات نفت، هزینه اجاره برخی نفتکش‌های بسیار بزرگ در مسیر خاورمیانه به آسیا از حدود ۳۰ هزار دلار در روز در ژانویه به بیش از ۱.۲ میلیون دلار رسیده است. سهم حمل‌ونقل که پیش‌تر حدود سه درصد قیمت تحویل‌شده نفت بود، در برخی محاسبات به حدود ۲۷ درصد رسیده است. بنابراین ممکن است برای ایجاد فشار اقتصادی نیازی به متوقف‌کردن میلیون‌ها بشکه نفت وجود نداشته باشد. کافی است "ریسک" باقی بماند.

author.jpg(هفته نامه ماریان) برگردان: علی شبان

یادداشت مترجم:

دنی سترینوویچ Danny Citrinowicz عضو ِ ارشد برنامه ی محور ِ ایران و شیعه، در مؤسسه ی مطالعات امنیت ملی است که یک اندیشکده برجسته ی اسرائیلی می باشد. دنی سترینوویچ به مدت ۲۵ سال در سرویس اطلاعات دفاعی اسرائیل خدمت کرده و سمت های فرماندهی گوناگونی از جمله رئیس بخش ایران در پژوهش های تحلیلی و نماینده ی این بخش در ایالات متحده به عهده او گذاشته شده بود. برای دهه ها، ایران جایگاه ِ ویژه ای از تهدید ها، چه برای دولت های چپگرا، میانه رو و یا راست گرای اسرائیل داشته؛ و به عنوان مهمترین چالش استراتژیک ِ بلند مدت برای امنیت این کشور در نظر گرفته شده است.

شش ماه پس از آنکه اسرائیل اعلام کرد آخرین رویاروئی او با ایران، تهدید جمهوری اسلامی را به طور قابل توجهی کاهش داده است، تهران در حال ِ باز سازی برنامه‌های هسته ای و موشک های بالستیک خود است. بنابراین، بازدارندگی، مانند دوره های پیشین، بیشتر موقتی به نظر می‌رسد تا دگرگون کننده. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، مدت هاست که معتقد است تنها فشار پایدار - که در حالت ایده‌آل به اقدام قاطع ایالات متحده منجر می‌شود - می‌تواند مسیر استرا تژیک ایران را اساساً نغییر دهد. به گفته وی، تضعیف هر چه بیشتر ِ زیر ساخت های هسته ای و موشک های بالستیک ِ ایران، حتی اگر بلافاصله رقابت منطقه ای را حل نکند، یک موفقیت تاریخی خواهد بود. و طبیعتاً فرض اساسی این است که انباشت شکست ها ی نظامی در نهایت تهران را مجبور به تجدید نظر در استراتژی خود خواهد کرد.

باید توجه داشت که بعید است مسیر سیاست اسرائیل در قبال ایران، پس از انتخابات [ اسرائیل] - صرف نظر از اینکه چه کسی نخست وزیر شود - تغییر چشمگیری کند. تمرکز راهبردی بر مسأله ی ایران چنان مزایای سیاسی و امنیتی ای برای نظام اسرائیل به همراه دارد که بعید است هیچیک از رهبران اصلی، آن را کنار بگذارند یا سرمایه‌گذاری برای مقابله با تهدیدهای ایران را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

ایران به عنوان یک اصل سازمان دهنده و وحدت بخش در سیاست امنیت ملی اسرائیل عمل می کند. این امر اجماع سیاسی گسترده ای ایجاد کرده است : تداوم هزینه‌های دفاعی را توجیه می نماید و با نظریه ی امنیتی ی پس از۷ اکتبر ۲۰۲۳- که بر اقدام پیش دستانه و به حداقل رساندن ریسک تأکید دارد - همسو است. از این منظر، پرونده ی ایران به یک چهره ی خاص وابسته نیست، بلکه در فرهنگ راهبردی این کشور، نهادینه شده است.

اگر حکومت ایران با ثبات بماند و پیشبرد توانمندی‌های هسته ای و موشکی خود را ادامه دهد، اسرائیل احتمالاً بر اساس اصلی عمل خواهد کرد که پس از ۷ اکتبر تثبیت شده است : ارزیابی تهدید ها نه بر پایه ی خواسته‌های اعلام شده، بلکه بر مبنای توانمندی‌های اثبات شده بررسی خواهد شد.ضربه ی ناشی از غافلگیری راهبردی [ پس از۷ اکتبر ۲۰۲۳]، نظریه ی مبتنی بر توانمندی‌ها را عمیقاً تقویت کرده است. در چنین شرایطی، تصور شکل‌گیری چالشی داخلی و معنا داردر اسرائیل علیه رویکردی فعالانه تر و یا حتی پیشگیرانه در برابر ایران، دشوار است. همین همگامی، میزان خطر پذیری و تشدید تنش ِ اسرائیل را در سال‌های پیش رو، تعیین خواهد کرد. ع.ش

***

و اینک مقاله ی دنی سیترینوویچ ، با عنوان ِ « ایران می‌تواند ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه به بمب هسته ای دست یابد» را که در هفته نامه ماریان ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده است، می خوانیم :

این هشدار ِ دنی سیترینوویچ ، رئیس سابق پرونده ایران در اداره اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر INSS [ مؤسسه مطالعات امنیت ملی در اسرائیل] است که در کنفرانس ِ بنیاد ژان ژورس[ اندیشکده ای است که در سال ۱۹۹۲توسط وزیر سوسیالیست فرانسه تاسیس شده است] در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، ابراز داشت. او ارزیابی دقیقی از جنگ علیه ایران ارائه داد. او می‌گوید : با توجه به اینکه رژیم هنوز پا برجاست، و مسئله ی هسته ای حل نشده و حوثی ها فعالانه در میدان هستند و موفقیت نظامی نتایج مطلوب را به همراه نداشته است؛ ممکن است رویاروئی ها ی جدیدی در پی آن رخ دهد.

حذف خامنه ای باعث فروپاشی مورد انتظار نشد

برای او، نتیجه واقعی یک جنگ، با تعداد ِ اهداف نابود شده سنجیده نمی شود، بلکه با اهدافی که به دست می‌آید سنجیده می شود. و به گفته او، اهداف اصلی به ثمر نرسیده اند. جمهوری اسلامی هنوز پا برجاست، مسأله هسته ای حل نشده باقی‌مانده است و شبکه ی متحدان تهران، از جمله حوثی ها در یمن، خنثی نشده ا ند.

roozblarge.jpgاز «یکی برای همه، همه برای یکی» تا نفت ما نه، نفت شما هم نه

در «سه تفنگدار» الکساندر دوما، دارتانیان و سه همراهش شعاری دارند که بعدها به نماد رفاقت و همبستگی بدل شد؛ در ترجمه رایج فارسی: «یکی برای همه، همه برای یکی.» یعنی خطر یکی، خطر همه است و هیچ‌کس دیگری را در میدان تنها نمی‌گذارد.

اما در سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی، طی سال‌ها فرمول دیگری بارها تکرار شده که می‌توان آن را وارونه همان عبارت دانست: اگر ما نتوانیم، دیگران هم نباید بتوانند. اگر نفت ما صادر نشود، نفت دیگران نیز نباید صادر شود؛ اگر امنیت ما تامین نشود، زیرساخت دیگران هم نباید امن بماند؛ و اگر هواپیمای ما نتواند پرواز کند، دیگران نیز نباید امکان پرواز داشته باشند.

«دکترین همه یا هیچ‌کس» نام رسمی هیچ سند اعلام‌شده‌ای در جمهوری اسلامی نیست. این تعبیر، یک عنوان تحلیلی برای الگویی تکرارشونده در سخنان مقام‌های مختلف است. پرسش این است که آیا تکرار یک منطق واحد در نفت، کشتیرانی، امنیت، زیرساخت و هوانوردی آن‌قدر منسجم شده که بتوان از یک دکترین غیررسمی سخن گفت؟

ریشه روشن این منطق دست‌کم به سال ۲۰۱۸ بازمی‌گردد. حسن روحانی در واکنش به تلاش آمریکا برای رساندن صادرات نفت ایران به صفر گفت اگر جلوی صادرات نفت ایران گرفته شود، نفتی نیز از خلیج فارس صادر نخواهد شد. علی خامنه‌ای همان سال مضمون «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچ کشور منطقه‌ای صادر نخواهد شد» را «سیاست و رویکرد نظام» توصیف کرد.

در ۲۰۲۶ این زبان صریح‌تر شد. محمدباقر قالیباف نوشت: «معادله این جنگ مشخص است: یا همه یا هیچکس» و افزود: «در منطقه‌ای که ما نفت نفروشیم، کسی نفت نخواهد فروخت. اگر امنیت ما تامین نشود، هیچ زیرساختی ایمن نخواهد بود.» چند هفته بعد همین منطق به آسمان رسید؛ محمد مخبر نوشت: «پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است یا برای هیچکس.

سیاست برای چیست؟ دارکوب

| No Comments

darkoob.jpgدرباره زندگی، آزادی و اشتباهی که سیاست را به هدف تبدیل کرد

شاید یکی از اشتباه‌های دیرپای ما این بوده است که سیاست را بیش از اندازه جدی گرفته‌ایم.

نه به این معنا که سیاست مهم نیست. تصمیم سیاسی می‌تواند جنگ یا صلح بسازد، آزادی را حفظ یا نابود کند، ثروت یک ملت را افزایش دهد یا نسل‌ها را فقیر کند. مسئله دقیقاً همین است: سیاست مهم است، اما اهمیتش ابزاری است، نه ذاتی.

سیاست برای سیاست نیست. حکومت برای حکومت نیست.

استقلال، جمهوری، سلطنت، دموکراسی، انتخابات و حتی قانون اساسی هیچ‌کدام به خودی خود مقصد نیستند. همه اینها، در بهترین حالت، ابزارهایی هستند برای اینکه انسان بتواند فردا کمی بهتر از امروز زندگی کند.

اگر چنین نکنند، باید درباره ارزششان شک کرد.

ممکن است گفته شود که اتفاقاً برای رسیدن به همین زندگی بهتر است که شکل سیاست اهمیت پیدا می‌کند؛ مثلاً جمهوری یا دموکراسی را می‌خواهیم چون آزادی و رفاه بیشتری می‌آورد. اگر قرار بود از هیچ، دولتی بسازیم، این استدلال قابل فهم بود. اما مسئله ما چنین نبوده است. نظمی وجود داشته که، با همه کاستی‌هایش، سیاست را در خدمت بهتر شدن زندگی قرار داده بود؛ اما ما به جای سنجیدن آن با حاصلش، خودِ شکل سیاست را معیار کردیم. وسیله آرام‌آرام جای غایت نشست و کار به جایی رسید که به جای آنکه سیاست را با کیفیت زندگی بسنجیم، کیفیت زندگی را با «درستی سیاست» توجیه کردیم.

شاید یکی از خطرناک‌ترین خطاهای ما همین بود که آنچه ساخته شده بود را بدیهی فرض کردیم. مدرسه و دانشگاه، راه و صنعت، دستگاه اداری، امنیت و گسترش حقوق اجتماعی را «حداقل‌هایی» دانستیم که گویا هر حکومتی، صرف‌نظر از ماهیت و توانش، ناگزیر آنها را حفظ خواهد کرد.

پس تمام آنچه موجود بود با کاستی‌های واقعی‌اش سنجیده شد، اما آنچه قرار بود جایش بنشیند با آرزوهایش.

گویی می‌شد بر سر حاصل چند دهه ساختن قمار کرد، چون شکل سیاسی مطلوب نبود. شاید آدم معمولی، آنکه نه تریبونی دارد و نه نامی در سپهر روشنفکری، گاه بهتر می‌فهمد که هیچ‌یک از اینها بدیهی نیست؛ چون هزینه خراب شدن نظریه‌ها را نه در مقاله، که در زندگی خودش می‌پردازد.

شاید از همین‌جا بسیاری از اختلاف‌های سیاسی ما صورت دیگری پیدا کنند. ما غالباً درباره شکل ظرف بحث کرده‌ایم و محتوای آن را فراموش کرده‌ایم. اینکه حکومت جمهوری باشد یا سلطنتی، مستقل باشد یا در اتحاد با قدرت‌های دیگر، رئیس دولت چگونه انتخاب شود و حتی قدرت از چه مسیری به دست آمده باشد، همگی پرسش‌های مهمی‌اند؛ اما پیش از همه آنها سؤال ساده‌تری وجود دارد:

این نظم سیاسی با زندگی انسان چه می‌کند؟ محتوای زندگی است که اهمیت دارد.

hafez.jpgچکیده

این مقاله با بررسی و مقایسهٔ اشعار حافظ، نگاه او را به پیامبر اسلام و نهاد پیامبری بررسی می‌کند. با مقایسهٔ دیوان حافظ با آثار سعدی و مولوی، مشخص می‌شود که حافظ برخلاف سنت شاعران هم‌عصر خود، هیچ شعر مستقلی در ستایش پیامبر اسلام نسروده است. او در حالی که برای پادشاهان زمان خود مثل شاه شجاع مداحی‌های مفصل کرده و عالی‌ترین صفات را به آن‌ها نسبت داده، دربارهٔ پیامبر اسلام تنها در سه بیت سخن گفته که هیچ‌کدام هم مدح پیامبر نیستند. این مقاله نشان می‌دهد که این سکوت، اتفاقی یا از سرِ «پرهیز از ریا» نبوده، بلکه نشانهٔ موضع‌گیری آگاهانهٔ حافظ نسبت به دین رسمی و نهاد پیامبری است. همچنین با نقد ادعای محمد گل‌اندام، نشان داده می‌شود که یکی از دلایل اصلیِ جمع‌آوری نشدن دیوان در زمان حیات حافظ، ترس او از برملا شدن همین باورها و به خطر افتادن جانش بوده است.

۱. مقدمه: چطور باورهای دینی یک شاعر را بشناسیم؟

شناخت حافظ کار ساده‌ای نیست؛ چرا که برداشت‌های مختلف و گاه متناقضی از شخصیت و باورهای دینی او وجود دارد. بخشی از این تفاوت‌ها به دلیل تعبیرپذیر بودن شعر حافظ است و بخشی دیگر به پیش‌داوری‌های حافظ‌پژوهان برمی‌گردد. اما وجود ابیات متعددی که با ظاهر شریعت ناسازگارند، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا حافظ اساساً به شریعت رسمی باور داشته است یا نه؟

شاید بهترین راه برای پاسخ به این پرسش، مقایسهٔ حافظ با دیگر شاعران بزرگ و رجوع به اشعاری باشد که شاعران در اقرار به باورهای خود می‌سرایند. برای نمونه، سعدی در دیباچهٔ گلستان به روشنی به توحید و نبوت اقرار می‌کند و می‌نویسد:

madani.jpgخبرنامه گویا - سعید مدنی، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی، با انتقاد از سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی می‌گوید حکومت به جای کاهش فقر، نابرابری و بهبود رفاه مردم، منابع کشور را صرف غنی‌سازی اورانیوم و ساخت تأسیسات زیرزمینی می‌کند.

مدنی تأکید می‌کند که انتخاب غنی‌سازی به‌عنوان اولویت، به معنای پذیرش پیامدهایی مانند تحریم‌های اقتصادی و فشار بیشتر بر معیشت مردم است. به گفته او، وقتی حکومت چنین مسیری را انتخاب می‌کند، در واقع کاهش فقر، افزایش رفاه و توسعه کشور را در اولویت قرار نداده است.

او همچنین با انتقاد از تأمین کسری بودجه دولت از طریق چاپ پول می‌گوید این سیاست به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم منجر می‌شود؛ پیامدهایی که دولت از آنها آگاه است، اما عملاً برای جبران کسری بودجه «دست در جیب مردم می‌کند».

flight.jpg

تصاویر تازه منتشرشده از فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، یک هواپیمای آسیب‌دیده و دود برخاسته از آن را پس از حملات موشکی حوثی‌های یمن نشان می‌دهد. خبرگزاری رویترز نیز به نقل از منابع آگاه گزارش داده که یک هواپیمای ظاهراً بدون سرنشین در این فرودگاه دچار آتش‌سوزی شده و آتش آن مهار شده است.

یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، روز پنجشنبه ۱۶ مهر اعلام کرد که نیروهای این گروه با موشک بالستیک فرودگاه ریاض را هدف قرار داده‌اند.

این حملات موجب اختلال گسترده در پروازها شده و شرکت‌هایی از جمله لوفت‌هانزا و ایر ایندیا پروازهای خود به ریاض را به حالت تعلیق درآورده‌اند

از منتقد پوتین تا مخالفان جمهوری اسلامی؛ وقتی چپ افراطی به راست افراطی می‌رسد!

گری کاسپاروف، قهرمان پیشین شطرنج جهان و از سرسخت‌ترین منتقدان ولادیمیر پوتین، با بازنشر تصویری از یک حساب کاربری ایرانی، متعلق به یکی از مخالفان جمهوری اسلامی در شبکه ایکس، به تناقض‌های چپ افراطی غرب تاخت.

casptwtlarge.jpg

کاسپاروف نوشت تا پیش از مشاهده دفاع چپ‌گرایان افراطی غربی از روسیه فاشیستی پوتین، تصور نمی‌کرد ضدآمریکایی‌بودن تا این اندازه در مواضع آنها ریشه داشته باشد؛ همان‌هایی که روزگاری با حرارت از اتحاد جماهیر شوروی دفاع می‌کردند، حالا به مدافعان پوتین تبدیل شده‌اند.

تصویر بازنشرشده نیز با کنار هم قرار دادن نازیسم، اسلام‌گرایی و کمونیسم، بر نقاط اشتراک ادعایی آنها تأکید دارد؛ تصویر از جایی که ظاهراً پرچم‌ها و شعارها عوض می‌شوند، اما دشمنی با غرب همچنان وجه مشترک باقی می‌ماند. از دید او در این میان، جمهوری اسلامی هم می‌تواند از داشتن چنین هم‌فکرانی در دو سر طیف سیاسی جهان خرسند باشد!

sis.jpgاختصاص بیش از ۱۱۰ هکتار از اراضی بندر چابهار به افغانستان؛ زنگنه: افغانستان سرزمینی متعلق به خود در چابهار خواهد داشت

ایندیپندنت فارسی - محسن زنگنه، نماینده تربت حیدریه و رئیس کمیسیون ویژه اصل ۴۴ در مجلس شورای اسلامی، از توافق با وزارت صنعت برای واگذاری اراضی در بندر چابهار به کشور افغانستان خبر داد.

او در گفتگو با تلویزیون سحر افغانستان اعلام کرد که پیرو مذاکرات انجام‌شده با وزیر صنعت و تجارت طالبان، مقرر شده است حدود ۱۰ هکتار زمین در حاشیه آب‌های بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در مرحله نخست در محدوده منطقه ویژه اقتصادی این بندر به افغانستان اختصاص یابد تا دولت افغانستان با سرمایه‌گذاری در این اراضی، زیرساخت‌های لازم برای ترانزیت کالاهای خود به سمت دریا را ایجاد کند. او گفت: «در گفتگو با وزیر صنعت [طالبان] توافق کردیم که افغانستان بتواند در بندر چابهار در منطقه آزاد، یک سرزمین متعلق به خودش داشته باشد.»



زنگنه با اشاره به درخواست طرف افغانستانی برای دریافت زمین‌های بیشتری در حاشیه دریا افزود که به دلیل محدودیت‌های موجود در سواحل، این موضوع با چالش‌هایی مواجه است، اما پیگیری‌ها برای نهایی‌سازی این توافق ادامه دارد. او اختصاص این اراضی را در راستای توافقنامه امضا شده در سال ۱۳۹۵ میان ایران، هند و افغانستان دانست؛ این در حالی است که با بازگشت طالبان و سقوط جمهوری افغانستان، اعتبار این توافقنامه و تعهدات ذیل آن نیز مورد پرسش قرار گرفته بود.

IMG_7115.jpegتقدیم به خانم کیانی گرامی

ندیده ام تا کنون هیچ شاعری چهره ی وحشت را ترسیم کند.

حافظ ما گفته شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل و این اوج تجربه ی شاعر است از ترس و وحشت اما من که شاعر نیستم هرگاه یاد ۷ اکتبر می افتم که لشکریان حماس به خانه های مردم هجوم بردند و زدند و کشتند و سوختند و روی مغول را سفید کردند و یادم می آید که زن و مرد و پیر و جوان و کودک در اتاق های امن
با چشمان دریده از وحشت به صدای نعره های آدمخوران پشت در گوش می دهند و بر خود می لرزند و مرددند که آیا در را بگشایند و رحمانیت و راستگویی اسلام را باور کنند و یا در همان جا که هستند بمانند شاید کسی به کمک شان بیاید و نجات شان دهد.... باری می ترسم.

نه از آن ترس ها که دقایقی بعد از یاد می رود بل از آن ترس ها که به طور ناگهانی مو را سفید می کند.

تصاویر آن روز را که دیدم از خودم خجالت کشیدم که چرا نتوانستم از سال انقلاب شوم ۵۷ تا الان حکومت آدمخوران را از پای بیندازم تا شاهد چنین کشتاری نباشم.

من شرمنده ام از تو ای کودک ای زن ای مرد. من هم به خاطر بی عرضگی ام مسوول ام. ۵۰ سال جنگ بی پیروزی و سراسر شکست مرا هم فرسوده کرده است و جز چند قطره اشک برای جان ترسیده ات چیزی برای نثار به تو ندارم.

gold.jpgخبرنامه گویا - به گزارش انصاف نیوز در حالی که جهش قیمت طلا باعث افزایش شمار طلافروشی‌ها در اصفهان شده، رئیس اتحادیه طلا و جواهر این شهر از رکود شدید بازار، تعطیلی واحدهای صنفی و فروش طلا از سوی مردم برای تأمین هزینه‌های ضروری زندگی خبر داده است.

حمیدرضا نیکخواه، رئیس اتحادیه طلا و جواهر اصفهان، در گفت‌وگو با سایت «اصفهان زیبا» گفته است افزایش قیمت طلا برخلاف تصور عمومی به معنای رونق کسب‌وکار طلافروشان نیست و بسیاری از واحدهای فروش و کارگاه‌های تولیدی با کاهش شدید تقاضا، کم‌کاری و بیکاری روبه‌رو شده‌اند.

به گفته او، گرایش به راه‌اندازی طلافروشی در سال‌های اخیر افزایش یافته، اما بسیاری از تازه‌واردان پس از مواجهه با هزینه‌های سنگین و نبود مشتری، ناچار به تعطیلی کسب‌وکار خود می‌شوند.

این مقام صنفی تأکید کرده است که کاهش قدرت خرید مردم بازار را در رکود فرو برده و بخش قابل‌توجهی از مراجعه‌کنندگان به طلافروشی‌ها نه برای خرید، بلکه برای فروش طلا و تأمین نقدینگی مورد نیاز زندگی مراجعه می‌کنند.

گزارش «اصفهان زیبا» همچنین نشان می‌دهد که ویترین طلافروشی‌ها تغییر کرده است. سرویس‌های سنگین ۴۰ تا ۸۰ گرمی جای خود را به زنجیرهای باریک، انگشترهای ساده و زیورآلات چندگرمی داده‌اند. تولیدکنندگان و حتی برندهای بزرگ نیز برای جلوگیری از تشدید رکود، به ساخت طلاهای سبک‌تر و کاهش اجرت ساخت روی آورده‌اند.

هم‌زمان، تقاضای باقی‌مانده در بازار بیشتر به سمت طلای آب‌شده، طلای دست‌دوم و سکه‌های کوچک سوق پیدا کرده است؛ خریدارانی که به‌جای خرید زیورآلات، به دنبال حفظ ارزش پس‌انداز خود در برابر کاهش ارزش پول هستند.

"فرایند سقوط جمهوری حکومت آغاز شده و «پایان شب سیه سپید است"

***

messi.jpgایندیپندنت فارسی - کریستیانو رونالدو، ستاره فوتبال باشگاه النصر عربستان سعودی، پس از خداحافظی لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین، زیر عکس خداحافظی او در اینستاگرام پیامی نوشت و برای دستاوردهایش با آرژانتین ابراز احترام کرد.

رونالدو نوشت: «لئو، سال‌های زیادی از کشورت دفاع کردی و داستانی رقم زدی که برای همیشه باقی خواهد ماند. برای تمام آنچه با آرژانتین به دست آورده‌ای، احترام قائلم. در آغوشت می‌گیرم.»


مسی، ستاره فوتبال آرژانتین، روز سه‌شنبه در دیداری دوستانه برابر بنین در ورزشگاه مونومنتال بوئنوس‌آیرس برای آخرین بار با پیراهن تیم ملی آرژانتین به میدان رفت و با یک گل و دو پاس گل به پیروزی تیمش کمک کرد.

دوران حضور مسی در تیم ملی آرژانتین بیش از دو دهه ادامه داشت و با قهرمانی در جام جهانی و دو قهرمانی در کوپا آمریکا همراه شد.

مسی با هشت توپ طلا، پرافتخارترین بازیکن تاریخ این جایزه است و دوران ملی خود را پس از سال‌ها حضور در بالاترین سطح فوتبال جهان به پایان رساند.

sokho2.jpgخبرنامه گویا - ارتش جمهوری اسلامی ویدیویی تبلیغاتی برای جذب خلبانان جوان منتشر کرده است؛ اما یک جزئیات در فرم‌های استخدام توجه‌ها را جلب کرده: از داوطلبان خواسته شده میزان تسلط خود به زبان روسی را اعلام کنند.

این موضوع گمانه‌زنی‌ها را درباره آماده‌سازی نسل تازه‌ای از خلبانان ایرانی برای آموزش با جنگنده‌های روسی، از جمله خانواده سوخو، تقویت کرده است.

تهران در سال‌های اخیر همکاری نظامی خود با مسکو را گسترش داده و پیش‌تر جنگنده‌های آموزشی یاک-۱۳۰ روسی را تحویل گرفته است. مقام‌های ایرانی همچنین خرید سوخو-۳۵ را تأیید کرده‌اند و در سال ۲۰۲۵ یک نماینده مجلس از ورود جنگنده‌های میگ-۲۹ روسی به ایران و در راه بودن سوخو-۳۵ها خبر داد

hacker.jpgایندیپندنت فارسی - پلیس مونته‌نگرو اعلام کرد که یک مرد ایرانی متهم به مشارکت در پروژه هک بیش از ۱۵۰ دانشگاه و شرکت آمریکایی از طرف سپاه پاسداران و سرقت اطلاعاتی به ارزش بیش از ۳ میلیارد دلار، از مونته‌نگرو به ایالات متحده مسترد شده است.

امیر براتی ۴۰ ساله که تابعیت ترکیه را نیز دارد، قرار است با اتهامات کلاهبرداری اینترنتی و رایانه‌ای در دادگاه فدرال ناحیه جنوبی نیویورک روبرو شود؛ جایی که او و ۱۶ تبعه دیگر ایرانی در ماه اوت در یک کیفرخواست اصلاح‌شده متهم شده بودند. پلیس مونته‌نگرو براتی را در ماه ژوئن به درخواست اف‌بی‌آی بازداشت کرده بود. استرداد وی دستاوردی مهم برای مجریان قانون آمریکا به شمار می‌رود، چرا که هکرهای ایرانی به ندرت در دادگاه‌های آمریکا محاکمه می‌شوند.

بر اساس کیفرخواست صادرشده، براتی و همدستانش از سال ۲۰۱۳ در کارزاری چندساله برای سرقت داده‌ها از دانشگاه‌ها و شرکت‌های جهان مشارکت داشته و به حدود ۸۰۰۰ حساب ایمیل متعلق به استادان در آمریکا، اروپا و نقاط دیگر نفوذ کرده‌اند. ارزش دارایی‌های فکری و داده‌های سرقت‌شده حدود ۳.۴ میلیارد دلار برآورد شده است.

به گفته دادستانی آمریکا، براتی در ردیابی روند هک دانشگاه‌ها و تهیه فهرست اهداف بخش خصوصی کمک کرده است. از جمله شرکت‌های خصوصی آسیب‌دیده می‌توان به ۱۱ شرکت فناوری و دو پیمانکار دفاعی اشاره کرد که بسیاری از این نفوذها به نمایندگی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شده است.

eshagh.jpgاز کاسبان تحریم تا محاصره دریایی

ایران وایر - «اسحاق جهانگیری»، معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم، در گفت‌وگویی تفصیلی با تلویزیون «اکوایران»، ابعاد تازه‌ای از ناکارآمدی ساختار تصمیم‌گیری، هزینه‌های هنگفت تحریم‌ها بر معیشت مردم، رانت خواران تحریم و ورود مواجهه ایران و آمریکا به مرحله بی‌سابقه «محاصره دریایی» را تشریح کرد. جهانگیری با نقد جدی تاخیر در اتخاذ «تصمیم‌های سخت» و کارشکنی رسانه‌ای علیه دیپلماسی، بر ضرورت انسجام ملی و تشکیل کمیته‌های ویژه برای عبور از بحران تاکید کرد. خلاصه‌ای از این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید.

نظام تصمیم‌گیری؛ فلج در برابر «تصمیم‌های سخت»

جهانگیری با اشاره به وضعیت رکود تورمی و ناترازی‌های گسترده در بخش انرژی، بودجه و نظام بانکی، ریشه بخش مهمی از مشکلات اقتصادی کشور را در «تأخیر در تصمیم‌گیری» می‌داند.

او دراین‌باره تاکید کرده‌است: «امروز تورم، یک تورم بالایی است و آثار اصلی‌اش هم در زندگی مردم است؛ هزینه‌های زندگی خانوار را بالا می‌برد و زندگی بر طبقات حقوق‌بگیر و طبقات ضعیف جامعه سخت می‌شود. ما در یک رکود تورمی هستیم، چون رشد اقتصادی منفی و تورم بالا می‌تواند به خیلی از بخش‌های دیگر اقتصادی آسیب بگذارد. همچنین ناترازی‌ها، مخصوصاً ناترازی انرژی، ناترازی بودجه و نظام بانکی، جزو موضوعاتی است که اقتصاد کشور را تحت تأثیر و فشار قرار می‌دهد.»

شایعه آزادی تتلو

| No Comments

tattelo.jpgخبرنامه گویا - در پی انتشار موج تازه‌ای از خبرها درباره احتمال عفو و آزادی امیرحسین مقصودلو، معروف به «تتلو»، وکلای او اعلام کردند که تا این لحظه هیچ ابلاغ یا سند مکتوبی درباره آزادی، عفو یا تغییر وضعیت قضایی این خواننده زندانی دریافت نکرده‌اند.

شایعات تازه پس از انتشار مطلبی در صفحه یوتیوب منتسب به تتلو بالا گرفت. در این مطلب ادعا شده بود که دادستان و رئیس کل دادگستری گفت‌وگوهای «مثبتی» با او داشته‌اند و در صورت ارائه گزارش مناسب، امکان آزادی‌اش وجود دارد. پس از آن نیز در صفحه‌ای که از سوی خانواده تتلو اداره می‌شود، ادعایی درباره عفو او منتشر شد که بر اساس آن، آزادی این خواننده به پاک کردن تتوهای بدنش ظرف دو ماه مشروط شده است. هیچ مرجع قضایی تاکنون چنین شرطی را تأیید نکرده است.

نسیم مقصودلو، خواهر تتلو، اما ساعاتی بعد خبر آزادی برادرش را تکذیب کرد. به گفته او، ویدئویی که به‌عنوان خبر تازه عفو و آزادی تتلو بازنشر شده، مربوط به گذشته است.

او همچنین گفته برخی محتواهایی که در این باره در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است:

وکلای تتلو نیز به تسنیم گفته‌اند هیچ سند رسمی درباره تغییر وضعیت او دریافت نکرده‌اند؛ بنابراین، دست‌کم تا روز چهارشنبه ۱۵ مهر، خبر عفو یا آزادی او تأیید نشده است.

پرونده تتلو طی ماه‌های گذشته بارها با اخبار ضدونقیض همراه بوده است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی پیش‌تر اعلام کرده بود حکم اعدام او در پرونده اتهام «سب‌النبی» تأیید و قابل اجرا شده، اما هم‌زمان درخواست‌های وکلای او، از جمله پذیرش «توبه» و بررسی مجدد حکم، در دستور کار قرار گرفته است.

در ادامه این روند، وکلای تتلو اعلام کردند دادگاه «توبه» او را احراز کرده و پرونده برای تصمیم نهایی به رئیس قوه قضاییه ارسال شده است. آخرین گزارش‌های پیش از موج تازه شایعات نیز حاکی از آن بود که تصمیم نهایی درباره این درخواست هنوز اعلام نشده است.

aliD.jpgخبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد که پس از حضور علی دایی و همسرش در یک مراسم در قم، تالار محل برگزاری مراسم به‌دلیل آنچه فارس «رعایت نکردن حجاب از سوی همسر علی دایی» عنوان کرده، با دستور دادستان قم پلمب و برای برگزارکنندگان پرونده قضایی تشکیل شده است.

این خبرگزاری به نقل از قرارگاه امنیتی سجاد نوشت برگزاری مراسم در یکی از تالارهای قم به دلیل آنچه «عدم رعایت قوانین و ضوابط مرتبط و حضور افراد خاص و مکشفه‌ها» خوانده شد، اعتراض حامیان حکومت را در پی داشته است.

بر اساس این گزارش، پلیس اماکن با دستور مستقیم دادستان قم محل برگزاری مراسم را پلمب کرد و برای برگزارکنندگان نیز پرونده قضایی تشکیل شد.

shhom.jpgشهرام همایون در برنامه «آخرین لحظه پلاس» از تلویزیون کانال یک، به بررسی گزارش تازه آتلانتیک درباره احتمال حمله آمریکا به ایران و پیام‌های ضدونقیض مقام‌های دولت ترامپ می‌پردازد.

از بررسی گزینه‌های نظامی علیه جمهوری اسلامی در پنتاگون تا موضع تازه جی‌دی ونس درباره غنی‌سازی اورانیوم، اختلاف اظهارات ترامپ و ونس درباره ماجرای پرواز فلای‌دوبی و ابهام در جابه‌جایی بمب‌افکن‌های آمریکایی؛ آیا واشنگتن برای حمله آماده می‌شود یا اختلاف‌نظر در دولت ترامپ بر سر نحوه برخورد با جمهوری اسلامی بالا گرفته است؟

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*
***

mooshaki.jpgجمهوری اسلامی برای بازسازی تولید موشک و پهپاد با چالش‌های جدی روبه‌رو است

ایندیپندنت فارسی - جمهوری اسلامی از سال ۲۰۲۴ تاکنون شمار زیادی موشک بالیستیک، کروز و پهپاد در حملات منطقه‌ای مصرف کرده و هم‌زمان، حملات اسرائیل و آمریکا در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ بخش مهمی از صنایع موشکی و پهپادی، پرتابگرها، مراکز پژوهشی و زنجیره‌های تامین ایران را هدف قرار داده‌اند.

در حالی که تهران مدعی ادامه تولید و توسعه این تسلیحات است، پرسش اصلی این است که جمهوری اسلامی با چه سرعتی می‌تواند ذخایر مصرف‌شده را جایگزین و زیرساخت‌های آسیب‌دیده را بازسازی کند. حکومت ایران در کوتاه‌مدت احتمالا می‌تواند با استفاده از قطعات ذخیره‌شده پیش از جنگ، صدها موشک و پهپاد مونتاژ کند، اما ادامه تولید در مقیاس بالا نیازمند بازسازی گسترده صنایع آسیب‌دیده است.

برآوردها نشان می‌دهد حملات سال‌های اخیر بیش از ۴۰ مرکز مرتبط با موشک‌های بالستیک، نزدیک به ۲۰ مرکز مرتبط با موشک‌های کروز و بیش از ۲۰ مرکز پهپادی را هدف قرار داده‌اند. بخش‌های گلوگاهی مانند سامانه‌های هدایت، موتور و پیشران، کلاهک، بدنه، پرتابگر و خطوط مونتاژ نهایی نیز از اهداف اصلی بوده‌اند.

آسیب‌ها فقط ظرفیت تولید را کاهش نداده‌اند؛ بلکه توان جمهوری اسلامی برای توسعه نسل‌های جدید و ارتقای برد، دقت، قدرت تخریب و توان عبور موشک‌ها و پهپادها از سامانه‌های دفاعی را نیز محدود کرده‌اند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این حملات، ضربه به زنجیره تامین داخلی و کاهش خودکفایی صنایع هوافضای ایران است. بخش‌هایی که جمهوری اسلامی طی دهه‌ها برای بومی‌سازی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده بود، از موتورهای موشکی و تجهیزات هدایت گرفته تا مواد پیشران، موتور پهپاد و الیاف کربن، هدف قرار گرفته‌اند.

در نتیجه، وابستگی تهران به تامین‌کنندگان خارجی احتمالا افزایش خواهد یافت. بازسازی صنعت موشک‌های بالستیک نیز به دلیل پیچیدگی فنی و دشواری پنهان‌سازی تاسیسات، بسیار دشوارتر از احیای تولید پهپاد است.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

جمهوری اسلامی احتمالا برای راه‌اندازی دوباره خطوط تولید، بیش از گذشته به چین، روسیه و احتمالا کره شمالی و همچنین شبکه‌های خرید غیرقانونی برای تهیه موتور، قطعات الکترونیکی، مواد اولیه، تجهیزات هدایت و ماشین‌آلات تولید و آزمایش متکی خواهد شد.

در مجموع، تهران ممکن است در کوتاه‌مدت بخشی از توان موشکی و پهپادی خود را احیا کند، اما بازگشت به ظرفیت پیشین و تولید نسل‌های جدید با موانع جدی فناورانه، صنعتی، اقتصادی، لجستیکی و امنیتی روبه‌رو است.

برگرفته از نشریه «وار آن د راکز»

seppish.jpgایران اینترنشنال - محمد اکرمی‌نیا، سخنگوی ارتش، اعلام کرد جمهوری اسلامی «عملیات‌های پیش‌دستانه علیه دشمن» انجام داده است و در صورت لزوم، برای جلوگیری از «هرگونه تجاوز و تعرض»، این عملیات‌ها را تکرار خواهد کرد.

سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی گفت: «حمله به پایگاه آمریکا در اردن، پیش‌دستانه بود و ابتکار عمل را از آن‌ها گرفت.»

او در این‌باره افزود: «عملیات پیش‌دستانه با رعایت اصولی از جمله ضرورت، فوریت و تناسب، مشروع است و بانک اهدافی از دشمنان را مرتب به‌روزرسانی می‌کنیم.»

اکرمی‌نیا در ادامه اعلام کرد: «آمریکایی‌ها جرات تجاوز زمینی پیدا نخواهند کرد، اما اگر این احتمال به وقوع بپیوندد، حتما آسیب‌پذیری آن‌ها بسیار بیشتر خواهد شد.»

او همچنین درباره تنگه هرمز گفت: «نیروهای آمریکایی جرات نمی‌کنند شناورهای خود را از فاصله ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلومتری به سواحل ما نزدیک‌تر کنند.»

او در ادامه افزود باز بودن تنگه هرمز «یک ادعا و دروغ بزرگ» است که شخص رییس‌جمهوری آمریکا روزانه «در کنار هزاران دروغ» دیگر بیان می‌کند.

vance.jpgخبرنامه گویا - سخنان تازه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، درباره آینده برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی بار دیگر پرسش‌هایی را درباره موضع واقعی دولت ترامپ در قبال غنی‌سازی اورانیوم در ایران مطرح کرده است.

ونس در گفت‌وگوی اختصاصی با رویترز گفت جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق و پایان جنگ باید ظرفیت غنی‌سازی خود را به‌طور «معناداری» کاهش دهد. او در عین حال نگفت که واشنگتن همچنان بر اصل «غنی‌سازی صفر» اصرار دارد؛ موضوعی که بلافاصله توجه ناظران پرونده هسته‌ای ایران را جلب کرد. رویترز نیز گزارش داده است که آمریکا خواهان اقدامات عملی، از جمله کاهش یا احتمالا حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالا است، اما اظهارات ونس به‌صراحت خواستار برچیدن همه ظرفیت غنی‌سازی نشده است.

لارنس نورمن، خبرنگار ارشد وال‌استریت ژورنال و از شناخته‌شده‌ترین خبرنگاران حوزه پرونده هسته‌ای ایران، این سخنان را یک «تغییر موضع قابل‌توجه» توصیف کرد. او نوشت ظرفیت فعلی غنی‌سازی جمهوری اسلامی اکنون «صفر یا نزدیک به صفر» است؛ بنابراین وقتی ونس از «کاهش ظرفیت» سخن می‌گوید، معنای عملی آن می‌تواند پذیرش بازسازی نوعی ظرفیت غنی‌سازی برای تولید اورانیوم با غنای پایین باشد.

نورمن افزود هنوز مشخص نیست چنین ترتیبی تحت چه شرایطی انجام خواهد شد، اما از نگاه او یک نکته روشن است: «غنی‌سازی صفر در کار نخواهد بود.»

syriaSaudi.jpgخبرنامه گویا - سوریه ممکن است برای کمک به عربستان سعودی در جنگ با حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، نیرو اعزام کند. این احتمال در حالی مطرح شده که حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها به شهرها و فرودگاه‌های عربستان شدت گرفته و طی هفته جاری دست‌کم سه نفر در این حملات کشته شده‌اند.

خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر به نقل از یک مقام آمریکایی و یک مقام وزارت دفاع سوریه گزارش داد که دمشق در حال بررسی مشارکت نظامی در جنگ یمن است؛ اقدامی که می‌تواند به گسترش ائتلاف منطقه‌ای علیه حوثی‌ها و تقویت موقعیت عربستان در این جنگ منجر شود.

عربستان سعودی هم‌زمان تلاش‌های خود را برای جلب حمایت متحدانش، از جمله ترکیه و پاکستان، افزایش داده است. ریاض به‌ویژه پس از حملات اخیر حوثی‌ها به زیرساخت‌های غیرنظامی و فرودگاه‌های این کشور، به دنبال تقویت توان دفاعی و نظامی خود است.

صبح پنجشنبه صداهای مهیبی در ریاض شنیده شد. رویترز اعلام کرد منشأ این صداها مشخص نشده، اما برخی دیپلمات‌ها هشدارهای امنیتی دریافت کرده‌اند و تعدادی از مدارس از والدین خواسته‌اند فرزندانشان را در محل امن نگه دارند.

حوثی‌های یمن اعلام کردند فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض را با موشک بالستیک هدف قرار داده‌اند. مقام‌های سعودی نیز پیش‌تر از کشته‌شدن یک نفر در حمله به فرودگاه ریاض و دو نفر دیگر در حملات به فرودگاه ابها خبر داده بودند.

مقام‌های آمریکایی و سوری به رویترز گفتند حمایت احتمالی دمشق می‌تواند از کمک‌های دفاعی برای حفاظت از عربستان تا مشارکت مستقیم در عملیات علیه حوثی‌ها را شامل شود.

fars.jpgایندیپندنت فارسی - خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در مقاله‌ای که روز سه‌شنبه ۱۴ مهر منتشر شد، با استناد به منابع خود اعلام کرد که نیروهای نظامی ایالات متحده طی روزهای اخیر تحرکاتی داشته‌اند که می‌توانست نشان‌دهنده آمادگی برای آغاز یک حمله باشد، اما در نهایت حمله‌ای از سوی این نیروها صورت نگرفته است.

به نوشته فارس، در این مدت جنگنده‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکایی در جنوب خلیج فارس به پرواز درآمده‌اند و در یک مورد نیز حضور یک هواپیمای شناسایی در نزدیکی جزیره قشم، همزمان با فعالیت جنگنده‌ها و پهپادهای آمریکایی گزارش شده است.

خبرگزاری فارس این اقدامات و انجام نشدن حمله را نوعی «عملیات فریب» یا «چوپان دروغگو» ارزیابی کرده و هدف آن را عادی‌سازی و حساسیت‌زدایی نسبت به این تحرکات دانسته است؛ با این هدف که بتوانند در زمانی که نیروهای جمهوری اسلامی به دلیل ساده‌انگاری از آمادگی لازم برخوردار نیستند، حمله اصلی را غافلگیرانه انجام دهند.

فارس این راهبرد را به عملیات‌های شبیه‌سازی حمله هفتم اکتبر که حماس از ماه‌ها قبل از حمله اصلی، در ملاءعام انجام می‌داد، تشبیه کرده است.

***

oilm22.jpg

6-10.jpgایسنا - گوشی تلفن همراه سیاوش طهمورث به وی بازگردانده شد.

سارق موبایل سیاوش طهمورث:

گوشی را ۲۰ میلیون فروختم بازیگر سینما: اگر به خودم می‌گفتی ۲۰ میلیون را بهت می‌دادم.

***

farghoon.jpg

در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، مردی در چند مغازه برای خرید کالاهای روزمره از جمله کنسرو تن ماهی، رب گوجه‌فرنگی و چای، دسته‌های اسکناس را روی پیشخوان می‌ریزد و هزینه خرید را پرداخت می‌کند.

انتشار این تصاویر بار دیگر به نمادی از سقوط ارزش ریال و حجم بالای اسکناس مورد نیاز برای خرید حتی چند قلم کالای معمولی تبدیل شده است.

***

saeedi.jpgاستاد دانشگاه امام صادق: یک جناح در حکومت می‌گوید توان موشکی و منطقه‌ای به‌شدت تضعیف شده است

خبرنامه گویا - روح‌الامین سعیدی، استاد دانشگاه امام صادق، در مناظره‌ای درباره شکست تفاهم ایران و آمریکا، از وجود یک ارزیابی کم‌سابقه در درون حاکمیت خبر داد که بر اساس آن، توان موشکی، دریایی و هوایی جمهوری اسلامی به‌شدت تضعیف شده و آسیب به نیروهای نیابتی نیز تهران را عملا با اهرم‌های محدودتری روبه‌رو کرده است.

سعیدی در این مناظره که پایگاه خبری «انتخاب» روز سه‌شنبه ۱۵ مهر منتشر کرد، هنگام توضیح اختلاف نظرها بر سر «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» گفت مخالفان این تفاهم استدلال می‌کردند: «توان موشکی و دریایی و هوایی ما به‌شدت تضعیف شده، محور مقاومت هم که آسیب دیده و ما اهرم فشاری به‌جز تنگه هرمز نداریم.» بنابراین این بخش از سخنان او، روایت دیدگاه یک طیف درون نظام است و نه لزوما ارزیابی شخصی سعیدی.

به گفته سعیدی، همین طیف معتقد بود با باز شدن مسیر عبور از تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار جمهوری اسلامی از دست رفته و باید با استفاده دوباره از این اهرم، خطر حملات بعدی آمریکا و به‌ویژه اسرائیل را عقب انداخت. این سخنان در شرایطی مطرح می‌شود که اختلاف بر سر نحوه اجرای تفاهم اسلام‌آباد و وضعیت تنگه هرمز همچنان یکی از محورهای اصلی تنش میان تهران و واشینگتن است.

پیام خمینی برای مردم فرانسه

| No Comments

shhom.jpgشهرام همایون: روز شنبه، هنگام پخش برنامه آقای تقی‌زاده، سیستم پخش کانال یک ناگهان از کار افتاد. بررسی‌های فنی بعدی نشان داد فرد یا افرادی از بیرون ساختمان، سیستم انتقال صدا و تصویر شبکه را قطع کرده‌اند. بر اساس تشخیص اولیه تیم فنی، این اختلال ناشی از دخالت بیرونی بوده و انجام آن به دانش فنی بالایی نیاز داشته است.

پلیس در جریان موضوع قرار گرفته و با همکاری شرکت «ای‌تی‌اند‌تی» در حال تهیه گزارش فنی و بررسی چگونگی این اتفاق هستیم. هنوز هویت عوامل مشخص نشده است، اما پیگیری برای روشن‌شدن جزئیات و شناسایی مسئولان این اقدام ادامه دارد.

در طول ۲۵ سال فعالیت کانال یک، بارها با مشکلات و اختلال‌هایی روبه‌رو شده‌ایم؛ این بار موضوع را تا پایان پیگیری خواهیم کرد و نتیجه را به اطلاع مخاطبان خواهیم رساند. کسانی که در این ماجرا دست داشته‌اند بدانند: این بار رها نمی‌کنیم.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک
***

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgدر جست‌وجوی یک کلمه‌ام! کلمه‌ای از جنس نور که دیدگانت را روشنی بخشد! کلمه‌ای از جنس موسیقی که زیباترین ملودی‌ها را در گوشت بنوازد، کلمه‌ای از جنس ابریشم! لطیف اما مقاوم و پُرقدرت! رشته‌هایی که انسان‌ها را به هم پیوند دهد.

کلمه‌ای از جنس خاطره که هر بار در ذهنت شکل می‌گیرد، ترا به زیباترین زمان‌ها، چهره‌ها، یادها و حوادثی پیوند دهد که حسی از محبت، جاودانگی و تاریخی را در تو زنده کند. تاریخی که در آن عظمت و بزرگی یک سرزمین، یک ملت را حس کنی، چهره حلاج را که نماز عشقش دو رکعت بود و راست نمی‌آمد مگر این‌که وضویش به خون کند! عشقی که در عمیق‌ترین بخش وجودت آن را حس کنی! حس‌های غریبی که پیوسته به یاد تو می‌آورد که کیستی؟ به کجای جهان تعلق داری؟ گذشته‌ات چه بود؟ حالت چیست؟ و آینده را چگونه خواهی ساخت؟ این کدامین کلمه مقدس است که این‌چنین با سرشاری در ذهنت جاری‌ست؟ و تو پیوسته در جست‌وجوی آنی! کلمه‌ای.

کلمه‌ای که با جسم و روح تو عجین می‌شود! روحت را صیقل می‌دهد. آرامشت می‌بخشد! با شادی‌ها و غم‌های تو درهم می‌آمیزد، ترا متعهد به خود می‌کنند. چرا که تمامی رگ و پی تو نشأت‌گرفته از این کلمه جادویی‌ست.

1791235589815blob.png

وطن! سرزمین آبایی!

جایی که عزیزانت را در آن به خاک سپرده‌ای.

وطن، این کلمه زیبای نشسته بر جان، شکل نمی‌گیرد و قلبت برای آن نمی‌طپد اگر مردم حضور تاریخی در آن نداشته باشند. مردمی که در درازنای تاریخ از میان رنج‌ها، قهرمانی‌ها، تلاش و ایجادگری، خنده و اشک عبور کرده‌اند. گاه در کسوت سیاوش از میان آتش گذشته‌اند تا از پاکیزگی خویش دفاع کنند. گاه چون آرش جان بر تیر می‌نهد.

6-2.jpg

خبرنامه گویا - رسانه اصولگرای رجانیوز از پایان حضور وحید حقانیان، از قدیمی‌ترین و بانفوذترین چهره‌های دفتر رهبری، از ابتدای مهرماه خبر داده است؛ خبری که در ساعات اخیر از سوی چند رسانه داخلی نیز بازنشر شده است.

رجانیوز نوشته است این تغییر پس از کنار گذاشته شدن علی آقامحمدی صورت گرفته است.

آقامحمدی که حدود ۳۶ سال در مجموعه اقتصادی دفتر رهبری فعالیت داشت، در شهریورماه جای خود را به احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت ابراهیم رئیسی، داد. مجموعه این تغییرات اکنون گمانه‌زنی‌ها درباره بازچینی گسترده‌تر در حلقه مدیریتی دفتر رهبری را افزایش داده است.

حقانیان سال‌ها از نزدیک‌ترین افراد به علی خامنه‌ای محسوب می‌شد و با عناوینی چون معاون اجرایی و معاون امور ویژه دفتر او فعالیت می‌کرد. وزارت خزانه‌داری آمریکا هنگام تحریم حقانیان در سال ۲۰۱۹ از او به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی حلقه اطراف رهبر جمهوری اسلامی یاد کرد. نقش او عمدتاً شامل ارتباط دفتر رهبری با نهادهای سیاسی و امنیتی و پیگیری مأموریت‌های ویژه بود.

bf.jpgوقتی خبر درگذشت بابک امیرخسروی را شنیدم، مدتی طولانی در سکوت ماندم.

مردی که از پیچ‌های پرخطر تاریخ سیاسی ایران گذشته بود، با چه‌گوارا ماهی‌گیری کرده بود، با بومدین، میتران و دکوئیار دوستی و نشست‌وبرخاست داشته بود، سال‌ها با جوانشیر، طبری و ایرج اسکندری رفاقت و هم‌فکری کرده بود و بدگمانی و حسادت کیانوری با خود را از سر گذرانده بود؛ سرانجام در ۹۹ سالگی، در گوشه‌ای از پاریس، در خانه سالمندان، چشم از جهان فرو بسته بود. چه پایان غریبی، برای مردی که بخش بزرگی از زندگی‌اش را در متن سیاست و قلب تاریخ گذرانده بود!

و نخستین چیزی که به ذهنم رسید این بود:

حیفِ بابک!

نه فقط حیف مرد شریفی که رفت، بلکه حیف انسانی با آن همه استعداد، پشتکار، حافظه، تجربه و توان اندیشیدن؛ انسانی که اگر زندگی، مسیر دیگری را پیش پایش می‌گذاشت، نامش در آن عرصه‌ می‌درخشید.

خاطرات سیاسی بابک، در خانه من ضبط و ثبت شد. او در آن خاطرات، به شرح زندگی سیاسی خود که متعلق به نسلی بود که با رؤیای عدالت و آزادی وارد سیاست شده بود، پرداخت و به تفصیل، از حزب توده و سال‌ها تلاش‌ خستگی‌ناپذیر خود برای اصلاح این حزب سخن گفت. بخش‌های دیگر خاطرات او نیز به تجاربش از مهاجرت، شوروی، رفقا، شکست‌ها، انقلاب ۵۷ و جمهوری اسلامی اختصاص داشت. این خاطرات، پایه‌ای شد برای کتابی که بعدها تحت عنوان «زندگی‌نامه سیاسی بابک امیر خسروی» به چاپ رسید.

محور اصلی خاطرات بابک امیر خسروی را سال‌ها تلاش‌ مستمر او برای اصلاح حزب توده تشکیل می‌داد. اما در پس این روایت او، حقیقتی حضور داشت که او خود هرگز نتوانست و یا نخواست که ببیند و آن، این که:

parsa.jpg«آموزشِ راستینِ مدنی از جایی آغاز می‌شود که یاد بگیریم برای نجاتِ سقفِ مشترکمان، نیازی به هم‌ رنگ شدن نداریم؛ بلکه نیازمندِ پذیرشِ تفاوت‌ها و هم‌بستگیِ تمامِ طبقات هستیم.»

یادداشت نویسنده: چرا این مقاله نوشته شد؟

این نوشته، حاصلِ دغدغه‌ای دیرین و تماشای چشم‌اندازِ نگران‌کنندهٔ جامعه‌ای است که هر روز بیش از دیروز به سمت دوقطبی شدن و از هم‌گسستگی پیش می‌رود. انگیزۀ قلم زدن در این موضوع، نه میل به خودنمایی است و نه ادعای داشتنِ راه‌حل‌های معجزه‌آسا؛ بلکه احساس وظیفه‌ای مِلّی و انسانی برای یادآوریِ زنگ‌ خطرهایی است که تاریخ بارها به صدا درآورده است.

وقتی به احزاب، دسته‌ها و جریان‌های مختلف نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که چگونه میل به "حق مطلق بودن" و ذهنیتِ "ما بهتر از دگراندیشان هستیم"، دیوارهای بی‌اعتمادی را میان قشرهای مختلف بلندتر کرده است. این مقاله نوشته شد تا یادآوری کند هیچ جامعه‌ای با حذف، خط‌کشی‌های افراطی و انحصارطلبی فکری به رفاه و آسایش نرسیده است. پیشرفت واقعی یک سرزمین، تنها زمانی رخ می‌دهد که بپذیریم جامعه به تمام طبقات و تفاوت‌هایش نیاز دارد؛ و هنرِ حقیقیِ کسانی که فرمان هدایت را در دست دارند، نه در جدا کردن این حلقه‌ها، بلکه در پیوند دادن و یاری رساندن به آن‌ها برای ساختن یک زندگی عادلانه و خالی از منیت است

فرامرز پارسا

۱. کسست‌های امروز و مسابقهٔ حق‌به‌جانبی

شاید یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جوامع امروز، اختلاف نظر نباشد؛ ناتوانی در زندگی کردن با اختلاف نظر باشد.

اگر به نقشهٔ سیاسی و اجتماعی دنیای امروز نگاه کنیم، بیش از آنکه پیوندها را ببینیم، شاهد گسست‌ها هستیم. گویی جهان به مسابقه‌ای بزرگ برای «حق‌به‌جانب بودن» تبدیل شده است؛ میدانی که در آن هر حزب، سازمان یا دسته‌ای گمان می‌کند حقیقت را بیشتر از دیگری در اختیار دارد و مخالف خود را یا در اشتباه می‌بیند یا در برابر خود.

safaee.jpg

امروز نما | علی صفایی

مقدمه

در روابط بین‌الملل، تهدید زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که احتمال تبدیل آن به اقدام عملی وجود داشته باشد. دولت‌ها می‌توانند تهدیدهای شدید مطرح کنند، اما میان «بیان تهدید» و «توانایی اجرای تهدید» فاصله‌ای اساسی وجود دارد. این فاصله زمانی آشکار می‌شود که طرف مقابل تهدید را جدی بگیرد و واکنش نشان دهد. تهدید محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم تهران، درباره مقابله با محدودیت جدید و گسترده پروازهای خارجی شرکت های هواپیمایی ایرانی نمونه‌ای از همین وضعیت است. پیام اولیه روشن بود: اگر کشورهای منطقه دسترسی هواپیماهای ایرانی به فرودگاه‌های خود را محدود کنند، رژیم ایران نیز متقابلا دسترسی هواپیماهای آنها را محدود خواهد کرد. اما تنها ۳ روز بعد، «دبیرخانه» همان «شورای» که رضایی مسئولیت آن را بر عهده دارد، اعلام کرد که مقابله‌ به‌ مثل نظامی در دستور کار نیست. بنابراین مسئله اصلی یادداشت حاضر این نیست که آیا رضایی «اشتباه کرد» یا خیر. مسئله مهم‌تر این است که چرا یک تهدید نسبتا شدید در فاصله کوتاهی به عقب‌نشینی انجامید؟ پاسخ را باید در اقتصاد سیاسی قدرت جست‌وجو کرد؛ یعنی در رابطه میان منابع واقعی قدرت، وابستگی متقابل، هزینه‌های اقدام و توانایی تبدیل تهدید به تعهد معتبر.

حرف سکوت، ویدا فرهودی

| No Comments

farhoodi.jpg

سکوت کردم و در من ترانه جاری بود

ترانه نه... چه بگویم که عین زاری بود

سکوت حرف مهیبی برای گفتن داشت

که از هراس بیانش به رازداری بود

از آن زمان که به یادم می‌آمد اندوهی

درون نبض وجودم به بیقراری بود

غمی که سرکشی‌اش تا جنون مرا می‌بُرد

و فکر روزنه‌ای سوی رستگاری بود

ولی مدام کسی تازیانه می‌چرخواند

و زخم، تازه به تازه به پایداری بود

کسی به حکم شهامت به مرگ می‌خندید

و ضربه‌های جنایت هماره کاری بود

و در میانه‌ی مردم دریغ یک دو کرور

چه تلخ دیده‌ی‌شان از نگاه عاری بود

وباز یک دو کروری هراس آلوده

یگانه چاره‌شان اشک و بردباری بود

***

سکوت کرده‌ام اما ببین که شعر نجیب

مرام سرخ مدامش امیدواری بود

و گفت قصه‌ی غم را به باز یابیِ راز

که واژه تلخ ولی صادقانه، باری بود

ویدا فرهودی

biniaz.jpgنشریه شهریور

درآمد

پیش از پرداختن به اصل موضوع ضروری است که برای بهترفهمی آن به چند مورد پایه‌ای اشاره کنم.

تقریباً همه نوشته‌های تاکنونی انسان‌ها «پسارویداد» (Post-event) بوده و اندکی از نوشته‌ها هم «پیشارویداد» (Pre-event). پسارویداد یعنی اتفاقات و رخدادها پدیدار شده‌اند، سپس ما انسان‌ها در صدد توضیح و تفسیر آن‌ها برمی‌آییم. نوشته‌های پیشارویداد از کیفیت پیش‌گویانه برخوردارند و به مسائلی می‌پردازد که در آینده رخ خواهند داد. انجیل عهد عتیق سرشار از این پیش‌گویی‌هاست، مانند کتاب اشعیا، حزقیال و دانیال نبی و چند کتاب دیگر و در عهد جدید مهم‌ترین پیش‌گویی یا نوشته «پیشارویداد» کتاب مکاشفه یوحنا است. سوسیالیسم مارکس نیز - که خود او را سوسیالیسم علمی نامیده بود- جزو پیش‌گویی‌ها یا پیش‌بینی‌ها به شمار می‌رود.

بسیاری از پیش‌گویی‌ها یا پیش‌بینی‌ها در واقعیت رخ ندادند یا اگر هم رخ دادند به آن شکلی نبود که پیش‌بینی شده بودند. اساساً سخنان یا نظریه‌های پیش‌گویانه از ارزش علمی برخوردار نیستند زیرا اصل «پیش‌بینی‌ناپذیری روندهای طبیعی و اجتماعی» را که نظریه آشوب (Chaos Theory) آن را تدوین کرده است نقض می‌کنند. پیش‌گویی‌ها یا پیش‌بینی‌ها مانند بلیط بخت‌آزمایی هستند که شاید محقق شوند، شاید هم نشوند.

باری، اکثریت قریب‌ به اتفاق نوشته‌های ما انسان‌ها، پسارویداد است یعنی تلاش می‌کنیم یک رخداد یا واقعیت را از دیدگاه و زاویه دید خود مورد تفسیر و توضیح قرار بدهیم. ایران‌گرایی هم جزو موارد «پسارویداد» است، یعنی واقعیتی وجود دارد که کسانی مانند من تلاش می‌کنند آن را از زاویه دید خود توضیح بدهند.

ایرانیت و ایران‌گرایی

مستقل از اراده شما و من در بستر تاریخیِ ایران، پدیده‌ای وجود که می‌توان آن را پایبندی به ایرانیت یا ایران‌گرایی نامید. یعنی مردمان ایران چه از این موضوع آگاه باشند چه آگاه نباشند، ایران‌گرایی را در فرآیند تاریخی و زندگی خود زیسته‌اند و خواهند زیست. این که امروزه کسانی مانند من تلاش می‌کنند آن را توضیح بدهند، بدین معناست که ما نویسندگان درصدد برمی‌آییم آنچه که به صورت طبیعی یا ناخودآگاه در زندگی ما جاریست، با نام و نشانه‌ها [داده‌ها] پرتوافکنی کنیم تا ببینیم چگونه در رودخانه تاریخی ایران‌زمین شنا کرده‌ایم و می‌کنیم.

این خبر شوخی نیست

| No Comments

france.jpgخبرنامه گویا - جمهوری اسلامی سفیر فرانسه در تهران را به وزارت خارجه احضار کرده؛ دلیلش هم، به گفته مقام‌های ایرانی، «نقض حقوق بشر» و برخورد با اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه است.

خبرگزاری ایرنا می‌گوید وزارت خارجه جمهوری اسلامی در این دیدار از دولت فرانسه خواسته به تعهدات حقوق بشری خود پایبند باشد.

این توصیه در حالی از تهران صادر شده که در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، حتی آمار رسمی جمهوری اسلامی از ۳۱۱۷ کشته حکایت داشت. بخش اصلی کشتار تنها در دو روز، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه (۸ و ۹ ژانویه) رخ داد.

این گزارش می‌گوید جمهوری اسلامی در جریان احضار سفیر فرانسه «با یادآوری تعهدات حقوق بشری دولت فرانسه طبق معاهدات بین‌المللی، خواستار رعایت حقوق و آزادی‌های بنیادین بشری به‌ویژه حق تجمع مسالمت‌آميز مردم فرانسه شد.»

return.jpgخبرنامه گویا - بازگشت محسن نامجو و بیژن مرتضوی به ایران در هفته‌های اخیر، همزمان با تلاش حکومت برای تشویق بازگشت ایرانیان خارج از کشور، بار دیگر این سیاست را مورد توجه قرار داده است؛ ارتباط مستقیم این دو هنرمند با آیین‌نامه تازه اعلام نشده است

حنیف حیدرنژاد

روز دوشنبه، ۱۳ مهر، رسانه‌های حکومتی از تصویب آیین‌نامه ویژه‌ای تحت عنوان «جذب ایرانیان خارج از کشور» خبر دادند. جمهوری اسلامی که در پی سال‌ها سرکوب، بحران‌های عمیق اقتصادی و انزوای بین‌المللی با موج بی‌سابقه مهاجرت و فرار مغزها مواجه است، این بار تلاش می‌کند با ویترینی از «مشوق‌های مادی»، تصویری وارونه از وضعیت کشور نمایش دهد.

در این طرح، امتیازات ویژه‌ای پیش‌بینی شده که بسیاری از آن‌ها اساساً از شهروندان و نخبگان داخل کشور دریغ می‌شود؛ مشوق‌هایی نظیر:

  • رانت اقتصادی و رفاهی: واردات یک دستگاه خودرو با سود بازرگانی صفر، تسهیلات ترجیحی جهت ودیعه، خرید یا ساخت مسکن و بهره‌مندی از پوشش کامل بیمه اجتماعی و درمانی.
  • میان‌برهای اداری و استخدامی: بررسی خارج از نوبت پرونده‌های جذب، تسریع در ارزشیابی مدارک و تسهیل در جذب به عنوان اعضای هیئت علمی و استخدام در دستگاه‌های اجرایی، آن هم با «معافیت از فراخوان‌های عمومی و زمان‌بر».
  • امتیازات علمی و مالیاتی: اعتبار مالیاتی ۱۰۰ درصدی برای خرید زیرساخت‌های پژوهشی، حمایت ویژه جهت تأسیس و توسعه شرکت‌ و ورود تجهیزات علمی و حرفه‌ای و ایجاد بستر برای «همکاری‌های علمیِ منعطف» (تضمین فعالیت همزمان در داخل و خارج).
  • تسهیلات امنیتی و اداری: حل فرآیند نظام‌وظیفه از طریق «پروژه‌های جایگزین خدمت» و امریه، در کنار تسهیل صدور روادید برای بستگان غیرایرانی.

کدام نخبگان؟ تناقض بزرگ نظام در جذب و دفع
طنز تلخ و آشکار این طرح در زمان‌بندی و بستر اجرای آن است. این آیین‌نامه در شرایطی تصویب می‌شود که دستگاه امنیتی و قضایی حکومت، کارآفرینان، دانشجویان، معترضان و دانشگاهیان میهن‌پرست را در داخل کشور با احکام سنگین زندان، اخراج، تعلیق و سرکوب مواجه کرده است. سیستم از یک‌سو از طریق موج «خالص‌سازی»، دانشگاه‌ها را از اساتید مستقل تهی و نخبگان داخلی را ناچار به مهاجرت می‌کند و از سوی دیگر، دست به دامن افرادی در خارج از کشور می‌شود که دهه‌ها آن‌ها را با برچسب‌های تحقیرآمیز نواخته است. هدف از این طرح رژیم را می‌توان در چند محور تحلیل کرد:

kolsoom.jpgکلثوم اکبری، زنی که پرونده‌اش با مرگ مشکوک یک مرد ۸۲ ساله در محمودآباد آغاز شد و سرانجام به اعتراف به قتل ۱۱ شوهر رسید، اکنون در آستانه اجرای حکم قرار گرفته است.

خبرنامه گویا - سخنگوی قوه قضاییه روز سه‌شنبه ۱۴ مهر اعلام کرد شعبه ۲۹ دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی او را رد کرده و حکم ۱۰ فقره قصاص قطعی شده است. پرونده برای طی مراحل نهایی و «استیذان» به دادگستری مازندران بازمی‌گردد. خانواده‌های ۱۰ قربانی خواستار قصاص شده‌اند.

پرونده اکبری یکی از تکان‌دهنده‌ترین پرونده‌های جنایی سال‌های اخیر ایران است؛ نه فقط به دلیل شمار قربانیان، بلکه به این دلیل که قتل‌ها بنا بر اسناد پرونده طی حدود دو دهه و عمدتاً در پوشش ازدواج با مردان سالمند رخ داده‌اند. مرگ بسیاری از قربانیان در ابتدا طبیعی یا ناشی از بیماری تصور شده بود و همین موضوع باعث شد این زنجیره برای سال‌ها ناشناخته بماند.

ماجرا سرانجام در شهریور ۱۴۰۲ و پس از مرگ مشکوک آخرین همسر ۸۲ ساله اکبری آشکار شد. خانواده مرد به نحوه مرگ او مشکوک شدند و در جریان پیگیری‌ها، خانواده‌ها متوجه شباهت عجیب تجربه‌هایشان شدند: زنی به نام «کلثوم» وارد زندگی پدران سالمندشان شده بود و مدت کوتاهی بعد آنها جان باخته بودند. همین سرنخ تحقیقات را به قتل‌های قدیمی‌تر کشاند و در نهایت اکبری بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از پرونده، اکبری قربانیان را با ترکیبی از داروها و مواد دیگر مسموم یا بی‌حال می‌کرد و در بعضی موارد پس از بیهوش شدن آنها، قتل را کامل می‌کرد. بسیاری از مردان قربانی سن بالا یا سابقه بیماری داشتند؛ شرایطی که موجب می‌شد مرگشان در نگاه نخست غیرعادی به نظر نرسد. یکی از ابعاد هولناک پرونده همین است: مردانی که مرگشان سال‌ها «طبیعی» تلقی شد، بعدها به عنوان قربانیان یک رشته قتل مورد بررسی قرار گرفتند.

اکبری در جریان رسیدگی قضایی به ۱۱ فقره قتل عمد و یک مورد شروع به قتل متهم شد. او در آخرین جلسه دادگاه ابراز پشیمانی کرد، اما دیوان عالی کشور اکنون رأی دادگاه را تأیید کرده است. گزارش‌های قضایی همچنین از بررسی جنبه‌های جرم‌شناختی این پرونده و نقش خشونت، فقر و بی‌توجهی به سالمندان سخن گفته‌اند؛ پرونده‌ای که پس از بیش از دو دهه قتل، اکنون به آخرین ایستگاه قضایی خود رسیده است.

ویدیوی همراه خبر، بخش‌هایی از اظهارات تازه سخنگوی قوه قضاییه درباره قطعی شدن حکم و بازگشت پرونده به مازندران برای اجرای حکم را نشان می‌دهد

***

بوی جنگ دوباره در منطقه

| No Comments

almayadeen.jpg"اهداف آمریکا و اسرائیل از پیش تعیین شده‌اند"

خبرنامه گویا - جمهوری اسلامی در تازه‌ترین موج هشدارهای نظامی می‌گوید خود را برای ازسرگیری جنگ آماده کرده و اهداف احتمالی برای حمله به آمریکا و اسرائیل را از پیش تعیین کرده است؛ مواضعی که هم‌زمان با بن‌بست دوباره در مذاکرات تهران و واشنگتن و افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه مطرح می‌شود.

رضا طلایی‌نیک، سخنگوی وزارت دفاع جمهوری اسلامی، سه‌شنبه ۱۴ مهر گفت در صورت حمله دوباره آمریکا یا اسرائیل، پاسخ ایران «سنگین‌تر» خواهد بود و اهدافی که نیروهای مسلح می‌توانند در واکنش به آن هدف قرار دهند، از پیش شناسایی و آماده شده‌اند. او همچنین مدعی شد ظرفیت تولید سلاح، تجهیزات دفاعی و مهمات ایران اکنون به دو و نیم برابر پیش از آغاز جنگ رسیده و تولید برخی تسلیحات بیش از سه برابر شده است.

آماده بودن «فهرست اهداف» به خودی خود نشان نمی‌دهد جمهوری اسلامی چه تعداد از این اهداف را می‌تواند با موفقیت مورد اصابت قرار دهد. با این حال لحن مقام‌های سیاسی و نظامی تهران در روزهای اخیر بیش از پیش به یک جهت اشاره می‌کند: حکومت احتمال دور تازه‌ای از درگیری را جدی گرفته و افکار عمومی و نیروهای حامی خود را برای آن آماده می‌کند.

مسعود پزشکیان نیز دیروز مذاکره با آمریکا را در شرایط کنونی «بی‌معنا» خواند و گفت واشنگتن در پی تغییر جمهوری اسلامی است. هم‌زمان، اختلاف بر سر پیشنهاد تهران برای بازگشایی کامل تنگه هرمز ادامه دارد.

از سوی دیگر، آمریکا نیز حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داده است. آسوشیتدپرس گزارش داده حدود ۹ هزار نیروی جدید و سومین ناو هواپیمابر آمریکا در حال اعزام به خاورمیانه‌اند؛ آرایشی که در صورت شکست تلاش‌های دیپلماتیک، گزینه‌های بیشتری در اختیار دونالد ترامپ قرار می‌دهد.

با دورتر شدن چشم‌انداز توافق، لحن دو طرف نیز آشکارا جنگی‌تر شده است. منطقه‌ای که هنوز از پیامدهای درگیری قبلی بیرون نیامده، بار دیگر به سوی رویارویی‌ای می‌رود که می‌تواند گسترده‌تر و پرهزینه‌تر باشد.

المیادین: تهران برای جنگ بعدی آماده می‌شود؛ فهرست گسترده‌ای از اهداف آمریکا و اسرائیل از پیش تعیین شده است:

***

cubaIran.jpgخبرنامه گویا - گزارش تازه بی‌بی‌سی فارسی درباره گروهی از کوبایی‌تبارهای ثروتمند آمریکا است که در میامی برای آینده کوبا پس از سقوط احتمالی حکومت کمونیستی برنامه‌ریزی می‌کنند؛ از سرمایه‌گذاری در انرژی و کشاورزی تا بازسازی زیرساخت‌ها و طرح مطالبات مربوط به املاک مصادره‌شده. اما آنچه در این گزارش محل انتقاد است، نه اصل پرداختن به ثروت این مهاجران، بلکه شیوه قاب‌بندی آن است. بی‌بی‌سی موفقیت اقتصادی آنان را کمتر به‌عنوان ظرفیتی برای بازسازی یک کشور فقیر نشان می‌دهد و بیشتر با تاکید بر «خانه مجلل»، «رام»، «رولکس» و احتمال منافع شخصی، فضایی می‌سازد که خواننده از همان ابتدا با سوءظن به انگیزه‌های آنان نگاه کند.

این پرسش فقط درباره کوبا نیست. برای ایرانیان نیز روایت آشناست: خانواده‌هایی که حکومت دارایی‌هایشان را مصادره کرد، ناچار به مهاجرت شدند و سپس در غرب دوباره از صفر کسب‌وکار ساختند و موفق شدند. عجیب است اگر همان کسانی که جمهوری اسلامی اموالشان را گرفت و از کشور راند، این بار در رسانه‌های غربی به دلیل آنکه توانسته‌اند دوباره ثروت و کسب‌وکار ایجاد کنند، با سوءظن نگریسته شوند.

اما یک پرسش ساده کمتر مطرح می‌شود: اگر کوبای فقیر روزی بخواهد اقتصاد ویران خود را بازسازی کند، سرمایه، فناوری، مدیریت و شبکه‌های تجاری مورد نیاز را چه کسانی باید تامین کنند؟ مهاجران فقیر یا کارآفرینانی که در خارج از کشور شرکت ساخته‌اند، سرمایه جذب کرده‌اند و بازارهای جهانی را می‌شناسند؟ خود گزارش هزینه بازسازی تنها شبکه برق کوبا را میلیاردها دلار برآورد می‌کند، اما ثروت کسانی را که شاید بتوانند بخشی از این سرمایه را تامین کنند، عمدتا با سوءظن توصیف می‌کند.

برای ایرانیان، نمونه خانواده خسروشاهی روشن است. این خانواده پیش از انقلاب در صنایع دارویی، غذایی و تولیدی ایران فعال بود. پس از انقلاب بخش مهمی از دارایی‌ها و شرکت‌های خانوادگی آنان مصادره و ملی شد و اعضای خانواده ایران را ترک کردند. حسن خسروشاهی پس از مهاجرت به کانادا Future Shop را تاسیس کرد؛ شرکتی که بعدها به یکی از بزرگ‌ترین فروشندگان لوازم الکترونیکی کانادا تبدیل شد. دارا خسروشاهی نیز از شاخه دیگری از همین خانواده صنعتی است و امروز مدیرعامل اوبر است.

این نمونه‌ها یک واقعیت ساده را نشان می‌دهد: می‌توان کارخانه، زمین یا شرکت یک کارآفرین را مصادره کرد، اما توانایی او برای ساختن کسب‌وکار را نمی‌توان مصادره کرد.

در بخشی از رسانه‌های غربی اما موفقیت مالی مهاجران گاهی به جای آنکه نشانه توانایی باشد، به‌عنوان نشانه‌ای از «امتیاز»، «قدرت» و احتمال سوءاستفاده دیده می‌شود. ثروتمند بودن به‌خودی‌خود به معنای فساد نیست، همان‌طور که فقیر بودن نیز تضمین‌کننده فضیلت نیست.

همین سوءبرداشت درباره میلیاردرها نیز بارها تکرار می‌شود. وقتی گفته می‌شود فردی ۵۰ یا ۱۰۰ میلیارد دلار ثروت دارد، این به معنای وجود چنین پولی در حساب بانکی او نیست. بخش بزرگی از این رقم، ارزش سهام او در شرکت‌هایی است که ساخته یا اداره کرده؛ یعنی ارزش بازاری کسب‌وکار، دارایی‌ها، فناوری و درآمد آینده آن. نقد مالیات، انحصار، رابطه ثروت و قدرت سیاسی یا رفتار یک شرکت کاملا مشروع است، اما تبدیل خودِ موفقیت اقتصادی به نشانه‌ای از بی‌اخلاقی، تحلیل اقتصادی نیست.

برای ایران نیز پرسش اصلی همین است. کشوری که دهه‌ها سرمایه از آن خارج شده، صنایعش فرسوده شده و میلیون‌ها نیروی متخصص و کارآفرینش مهاجرت کرده‌اند، اگر روزی وارد مرحله بازسازی شود، به سرمایه، دانش، مدیریت و ارتباط با بازارهای جهانی نیاز خواهد داشت. عجیب است اگر همان کسانی که جمهوری اسلامی دارایی‌شان را مصادره کرد و از کشور راند، این بار در غرب به دلیل آنکه دوباره موفق شده‌اند، در جایگاه متهم قرار گیرند.

bbc.jpg

araghchi.jpgخبرنامه گویا - فشار بر عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، پس از انتشار خبرهایی درباره تبادل پیام میان تهران و واشینگتن در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل افزایش یافته و درخواست استیضاح او با هفت محور در سامانه مجلس ثبت شده است.

محمد رشیدی، عضو هیئت‌رئیسه مجلس، ثبت درخواست استیضاح را تایید کرده، اما گفته است این درخواست هنوز به هیئت‌رئیسه ارجاع نشده است.

ثابتی نیز پیش‌تر با انتشار نامه‌ای خطاب به محمدباقر قالیباف اعلام کرده بود که خواهان استیضاح عراقچی به دلیل آنچه «خطا و خودسری‌های وزیر خارجه» خوانده، شده است. او هفت محور را برای استیضاح مطرح کرده که مهم‌ترین آنها انجام اقدامات «بدون مجوز» در سیاست خارجی و دیدار با مقام‌های آمریکایی در نیویورک، عبور از «خطوط قرمز نظام» در مذاکرات و ادامه تلاش برای مذاکره با آمریکا است.

هفت اتهامی که در طرح استیضاح علیه عراقچی مطرح شده، عبارت‌اند از:

  1. اقدام در سیاست خارجی بدون مجوز؛ از جمله ادعای دیدار یا تماس با مقام‌های آمریکایی در جریان سفر به نیویورک.

  2. عبور از «خطوط قرمز نظام» در مذاکرات و وارد کردن آنچه طراح استیضاح «آسیب به منافع ملی» می‌خواند.

  3. خطاهای محاسباتی و مواضع گمراه‌کننده پیش از جنگ‌ها؛ با این ادعا که ارزیابی‌های وزارت خارجه در غافلگیری جمهوری اسلامی نقش داشته است.

  4. اظهارات و مواضع نادرست درباره بازار نفت که به ادعای طراح استیضاح، به کاهش قیمت نفت و کاهش فشار اقتصادی بر آمریکا کمک کرده است.

  5. ضعف در دیپلماسی اقتصادی و تمرکز بیش از حد وزارت خارجه بر مذاکره با آمریکا به جای پیگیری روابط اقتصادی با سایر کشورها.

  6. انتصاب سفیران سفارشی و فاقد صلاحیت لازم و کنار گذاشتن شایسته‌سالاری در برخی ماموریت‌های دیپلماتیک.

  7. نبود ابتکار در سیاست خارجی و اصرار بر مذاکره با آمریکا در کنار بی‌توجهی به ظرفیت کشورهای همسایه، منطقه و دیگر شرکای جمهوری اسلامی.

houthi.jpgخبرنامه گویا - نیروهای دولت به‌رسمیت‌شناخته‌شده یمن با پشتیبانی گسترده هوایی عربستان سعودی بخش‌های مهمی از منطقه ذُباب در ساحل دریای سرخ را بازپس گرفته و به گفته مقام‌های یمنی، کنترل موثر تنگه راهبردی باب‌المندب را به دست آورده‌اند؛ آبراهی که تصرف بخش‌هایی از اطراف آن به دست حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی در ماه گذشته، نگرانی‌های گسترده‌ای درباره امنیت کشتیرانی و صادرات انرژی ایجاد کرده بود.

معمر الاریانی، وزیر اطلاع‌رسانی دولت یمن، روز دوشنبه اعلام کرد نیروهای دولتی فرودگاه ذُباب و مواضع کلیدی در باریک‌ترین بخش باب‌المندب را تصرف کرده و مسیرهای تدارکاتی نیروهای حوثی را قطع کرده‌اند. با این حال، منابع نظامی گفته‌اند درگیری در برخی مواضع، از جمله یک پایگاه نظامی در نزدیکی تنگه، همچنان ادامه دارد.

تصاویری از نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان سعودی که در جریان عملیات امروز در جنوب‌غربی یمن، با خودروهای زرهی از روی شماری از نیروهای حوثی که تسلیم شده بودند عبور می‌کنند:

عملیات نیروهای دولتی با مشارکت «نیروهای سپر میهن» و «تیپ‌های العمالقه» و با پوشش هوایی سنگین ائتلاف به رهبری عربستان انجام شده است. ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف، گفت حدود ۱۰۰ جنگنده در پشتیبانی از عملیات شرکت دارند و صدها هدف متعلق به حوثی‌ها بمباران شده است.

حوثی‌ها ادعای پیشروی نیروهای دولتی در باب‌المندب را رد کرده و آن را «کاملا نادرست» خوانده‌اند. آنها همچنین تهدید کرده‌اند هواپیماهایی را که وارد حریم هوایی عربستان سعودی شوند، هدف قرار خواهند داد.

بازپس‌گیری سواحل اطراف باب‌المندب می‌تواند توان حوثی‌ها برای اخلال مستقیم در عبور کشتی‌ها میان دریای سرخ و اقیانوس هند را محدود کند، اما این گروه همچنان قادر است از مناطق ساحلی و مواضع داخلی‌تر با پهپاد و موشک کشتی‌ها را تهدید کند.

هم‌زمان، نبرد در دیگر جبهه‌ها نیز شدت گرفته است. چند منبع نظامی وابسته به دولت یمن گفته‌اند حوثی‌ها در اطراف تعز پیشروی کرده و بخش‌هایی از یک جاده کوهستانی راهبردی را در اختیار گرفته‌اند؛ پیشروی‌ای که می‌تواند نیروهای دولتی در این منطقه را تحت فشار بیشتری قرار دهد.

دولت یمن همچنین از آغاز یک «حمله راهبردی» به سوی صنعا خبر داده؛ پایتختی که بیش از یک دهه است در کنترل حوثی‌ها قرار دارد. تشدید هم‌زمان حملات زمینی و هوایی، عملا آتش جنگ داخلی یمن را پس از چند سال کاهش نسبی درگیری‌ها دوباره شعله‌ور کرده است.

اهمیت باب‌المندب تنها به جنگ داخلی یمن محدود نیست. این تنگه یکی از گلوگاه‌های اصلی تجارت جهانی و انتقال انرژی است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند بر مسیر کشتیرانی میان آسیا، خلیج فارس، کانال سوئز و اروپا اثر فوری بگذارد. از همین رو، عقب رانده شدن حوثی‌های مورد حمایت تهران از ساحل این تنگه می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات نظامی هفته‌های اخیر در جنگ یمن باشد.

mojpm.jpgانتظار برای حمله آمریکا و اسرائیل، یا زدن ضربه پیش‌دستانه

مجتبا پورمحسن - ایران اینترنشنال

دونالد ترامپ در تازه‌ترین سخنرانی خود درباره جنگ با ایران، با لحنی کم‌سابقه از بهای مقابله با جمهوری اسلامی سخن گفت و افزایش قیمت نفت و سوخت را «بهایی ناچیز» برای حفظ امنیت آمریکا و جهان دانست.

ترامپ در جمع هوادارانش در گرند آیلند نبراسکا گفت آمریکا در حال «درهم کوبیدن رژیم ایران» است و این وضعیت به‌زودی پایان خواهد یافت. او گفت: «ما داریم این کشور، خاورمیانه، اسرائیل و همه جهان را از یک مشکل نجات می‌دهیم.» ترامپ حتی با اشاره به احتمال حمله جمهوری اسلامی به شهرهای آمریکا گفت چنین خطری نیز نباید مانع ادامه این مسیر شود.

هم‌زمان فشار اقتصادی و نظامی بر جمهوری اسلامی افزایش یافته است. با وجود تلاش تهران برای حفظ فشار در تنگه هرمز و حمله به کشتی‌ها در خلیج فارس، قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار سقوط کرده و بنا بر گزارش رویترز، صادرات نفت ایران به صفر رسیده است. سنتکام نیز اعلام کرده نیروهای آمریکایی تاکنون مسیر ۱۳۰ کشتی تجاری را تغییر داده‌اند تا محاصره دریایی بنادر ایران حفظ شود. وزیر خزانه‌داری آمریکا می‌گوید این سیاست «انزوای اقتصادی» نتیجه داده و ارزش ریال را به پایین‌ترین سطح تاریخی رسانده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی نیز تهدیدهای خود را افزایش داده‌اند. محسن رضایی گفته در صورت «خطای محاسباتی» آمریکا، تهران جبهه‌های جنگ را گسترش خواهد داد و «غافلگیری‌های تازه» خواهد داشت.

در سوی دیگر، اسرائیل نیز خود را برای دور تازه‌ای از جنگ آماده می‌کند. روزنامه «اسرائیل هیوم» گزارش داده ارتش اسرائیل علاوه بر هماهنگی نزدیک اطلاعاتی و عملیاتی با آمریکا، طرح‌هایی برای اقدام مستقل علیه جمهوری اسلامی آماده کرده است. هم‌زمان رسانه اسرائیلی «والا نیوز» از استقرار سه هزار نیروی آمریکایی در خاک اسرائیل خبر داده است.

ترامپ همچنین گفته جمهوری اسلامی در طرحی برای سرنگونی یک هواپیمای فلای‌دبی حامل مسافران اسرائیلی نقش داشته است. در بریتانیا نیز آمریکا ۱۲ بمب‌افکن خود را از پایگاه هوایی فیرفورد خارج کرده است.

این اقدامات می‌تواند بخشی از همان سیاست «تنش کنترل‌شده» تهران باشد؛ انجام حملات مستقیم یا نیابتی، بدون پذیرش رسمی مسئولیت. اما به نظر می‌رسد کنترل این بازی بیش از گذشته از دست جمهوری اسلامی خارج شده و همین حملات بخش بزرگ‌تری از جهان را علیه تهران متحد کرده است.

در یمن نیز فشار بر حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی افزایش یافته است. نیروهای عضو پیمان دفاعی مکه، از جمله ارتش پاکستان، برای حمله گسترده به حوثی‌ها و بازپس‌گیری تنگه باب‌المندب آماده می‌شوند و حملات علیه این گروه افزایش یافته است. در عراق نیز گزارش‌هایی منتشر شده که آمریکا پس از خروج نیروهایش، محدودیت عملیات هوایی اسرائیل را برداشته و احتمال حملات تازه به گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران افزایش یافته است.

حتی اهرم تنگه هرمز نیز دیگر کارایی سابق را ندارد. بر اساس داده‌های مؤسسه کپلر، در هفت روز گذشته به‌طور میانگین روزانه ۱۰.۳ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده؛ رقمی معادل حدود ۷۶ درصد سطح پیش از جنگ ۴۰ روزه.

اکنون با نزدیک شدن انتخابات در آمریکا و اسرائیل، سپاه پاسداران با دو انتخاب پرخطر روبه‌روست: انتظار برای حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل، یا دست زدن به یک حمله پیش‌دستانه برای بیرون آمدن از گوشه رینگ.

***

6-3.jpgفرزاد فتاحی در شبکه اکس: یک شهروند در ویدیویی گفت ١٣ مهر همراه خانواده‌اش در مسیر شیراز به امیدیه (جاده گچساران-پازنان) در حرکت بوده که نزدیک روستای قلعه‌کعبی، دو مامور سرنشین یک خودروی پژو ۴۰۵ شخصی آن‌ها را متوقف کردند.

ماموران پس از بازرسی، سوییچ خودروی خانوادگی را با خود برده و این خانواده را در گرمای ظهر جاده رها کردند. در نهایت با تماس این شهروند با پلیس ۱۱۰، «رییس روستای قلعه کعبی» سوییچ را بازگردانده است.

jalali.jpgخبرنامه گویا - «تلویزیون خانه‌تان هوشمند نیست؟ ما هم عین همان!»؛ این پاسخ غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل، به پرسشی درباره خطر امنیتی استفاده از ساعت هوشمند برای مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، موجی از انتقاد را برانگیخته است.

خبرنگار از جلالی پرسید آیا استفاده از ساعت هوشمند برای مقام‌ها، آن هم در شرایط امنیتی کنونی، خطرناک نیست.

او در پاسخ موضوع را کم‌اهمیت جلوه داد و گفت: «الان شرایط جنگ است یا صلح؟ هواپیما پرواز می‌کند یا نه؟ پرواز تهران به مشهد می‌رود یا نه؟»

این واکنش در حالی خبرساز شده که جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر بارها با نفوذهای امنیتی و ترور مقام‌های ارشد روبه‌رو بوده است. در حمله ۹ اسفند سال گذشته نیز علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان و مقام‌های بلندپایه کشته شدند. فایننشال تایمز بعدتر گزارش داد اسرائیل برای ردیابی اهداف خود از جمله از نفوذ به دوربین‌های شهری و شبکه تلفن همراه در تهران استفاده کرده بود.

منتقدان می‌گویند رئیس نهادی که وظیفه‌اش مقابله با نفوذ و تهدیدهای امنیتی است، باید بیش از دیگر مقام‌ها نسبت به ابزارهای متصل و امکان جمع‌آوری اطلاعات حساسیت داشته باشد. «تابناک» نیز خطاب به جلالی نوشت که او «یک شهروند عادی» نیست و مسئولیتش ایجاب می‌کند درباره ابزارهای احتمالی جاسوسی و نشت اطلاعات هوشیارتر باشد.

ماجرا زمانی جنجالی‌تر شد که اظهارات پیشین خود جلالی بازنشر شد. او سال‌ها قبل اعلام کرده بود مسئولانی که به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده دسترسی دارند اصولاً نباید از گوشی‌های هوشمند استفاده کنند و بهتر است برای امور اداری از تلفن‌های غیرهوشمند بهره ببرند. جلالی حتی در تیرماه ۱۴۰۴ نیز گوشی‌های هوشمند را دارای «حداقل ۱۸ آسیب‌پذیری مهم» توصیف کرده بود.

هم‌زمان تصاویری از دیگر مقام‌های نظامی جمهوری اسلامی با ساعت‌های هوشمند نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و بحث درباره ضعف انضباط امنیتی در میان مقام‌های ارشد را دوباره مطرح کرده است. علی قلهکی، تحلیلگر نزدیک به حکومت، نوشت همین «سهل‌اندیشی‌ها» زمینه موفقیت اسرائیل و آمریکا در انجام ترورهای گسترده مقام‌های نظامی، امنیتی و سیاسی را فراهم کرده است.

6-1.jpgرامین فلاح در ایکس نوشت: خبر بازداشت «آگوست هانینگ»، فردی که نزدیک به یک دهه بر صدر دستگاه اطلاعات خارجی آلمان (BND) تکیه زده بود و سپس در مقام معاون وزیر کشور، نخ‌های ساختار امنیتی بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی اروپا را در دست داشت، حادثه‌ای ساده یا یک پرونده جنایی عادی نیست.

این دقیقاً مصداق «سوزاندن شاه‌مهره‌ها در راستای خانه‌تکانی بنیادی و استقرار نظم جدید» است. ابعاد استراتژیک، زنجیره زمانی و پیامدهای سیاسی این خبر؛

۱. بازخوانی دوره هانینگ (۱۹۹۸ تا ۲۰۰۹)؛ مهندسی انحطاط اروپا دوران مسئولیت هانینگ دقیقاً منطبق است با دوره حاکمیت ائتلاف‌های چپ-میانه در آلمان (دولت گرهارد شرودر و سپس آنگلا مرکل): تسهیل نفوذ و تغییر دموگرافیک: این همان برهه‌ای است که زیرساخت‌های حقوقی و امنیتی برای موج‌های بعدی مهاجرت، باز شدن دروازه‌های اروپا و نفوذ شبکه‌های افراطی فراهم شد.

تطبیق با محور شرقی و بازوهای منطقه‌ای: در همین دوران بود که آلمان به «بهشت امنیتی و مالی» برای شبکه‌های نفوذ رژیم جمهوری اسلامی (ازجمله مرکز اسلامی هامبورگ و شریان‌های مالی سپاه) و جریان‌های چپ رادیکال تبدیل شد. BND تحت مدیریت هانینگ نه تنها مانع این روند نشد، بلکه با ایجاد «کوراسپاتی‌های امنیتی»، مسیر را برای جا افتادن این شبکه‌ها هموار کرد.

۲. چرا روسیه نیست؟ (رمزگشایی از مقصد سفارشی اطلاعات) تأکید رسانه‌های آلمانی (مانند Süddeutsche Zeitung) مبنی بر اینکه پرونده مربوط به روسیه نیست، لایه بسیار جذاب‌تر و خطرناک‌تری را افشا می‌کند. اگر متهم این ۲۰۰۰ سند طبقه‌بندی‌شده مسکو نیست، گزینه‌های روی میز به یک محور اصلی محدود می‌شود: کارتل‌های قدرت چندملیتی / جریان‌های جهانی‌گرا (Globalist Networks): با هدف فروش اطلاعات برای مهندسی افکار عمومی، هدایت پرونده‌های انرژی و تثبیت گفتمان چپ-سبز در اروپا.

۳. چرا الان؟ (سوزاندن شاه‌مهره در آستانه تغییر نظم) دستگیری یک مرد ۸۰ ساله با چنین وزنی در ساختار آلمان، نشان‌دهنده یک «پروتکل تصفیه عمیق (Deep State Purge)» است: تغییر محاسبات ایالات متحده و غرب جدید: با تغییر آرایش قدرت در واشنگتن و جدی شدن پرونده ضربه نهایی به رژیم ایران و مهار جریان‌های چپ در اروپا، وجود «شبکه‌های آلوده قدیمی» در سرویس‌های اروپایی یک خطر امنیتی مرگبار برای عملیات‌های پیش‌رو محسوب می‌شد.

ch1.jpgدر این بازپخش از آرشیو کانال یک، مرتضی برجسته، خواننده ایرانی، در گفت‌وگو با شهرام همایون ماجرای رابطه‌ای را شرح می‌دهد که به گفته او به تصویربرداری مخفیانه، تهدید و باج‌خواهی کشیده شد. او می‌گوید زنی جوان با ابراز علاقه وارد زندگی‌اش شد و بدون اطلاع او از روابط خصوصی‌شان فیلم و عکس تهیه کرد.

برجسته روایت می‌کند که پس از آن، با تهدید انتشار تصاویر و درخواست پرداخت ۵۰ تا ۷۰ هزار دلار روبه‌رو شد. او این ماجرا را با فعالیت‌های سیاسی خود در اینستاگرام مرتبط می‌دانست و معتقد بود هدف، علاوه بر دریافت پول، وادار کردن او به سکوت سیاسی بوده است.

مرتضی با حضور در برنامه، ماجرا را علنی کرد و گفت مجرد است و همسری ندارد که انتشار تصاویر به زندگی مشترکش آسیب بزند. این گفت‌وگو مربوط به سال ۱۳۹۸ است.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

6-5.jpgفارس - احضار سفیر فرانسه به وزارت خارجهٔ ایران در پی برخورد خشونت‌آمیز دولت فرانسه با اعتراضات دانش‌آموزی و موارد گسترده نقض‌ فاحش حقوق بشر، امروز سفیر فرانسه در تهران احضار شد. وزارت خارجه با یادآوری تعهدات حقوق بشری دولت فرانسه، خواستار رعایت آزادی‌های بنیادین بشری مردم فرانسه شد.

etemadi.jpgاهرم تنگه هرمز در حال فرسایش است، فشار بر تهران افزایش می‌یابد و واشنگتن برای مرحله بعد آماده می‌شود. پس از سوم نوامبر، انتخاب میان توافق و تشدید رویارویی دشوارتر از همیشه به تعویق خواهد افتاد. اما یک متغیر می‌تواند همه محاسبات را برهم بزند: جامعه ایران.

تصمیم کشورهای گروه هفت برای آزادسازی هماهنگ صد میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از ذخایر راهبردی خود، در ظاهر اقدامی برای مهار قیمت انرژی است؛ اما معنای سیاسی آن فراتر از بازار نفت می‌رود. بحران تنگه هرمز به نبردی بر سر زمان تبدیل شده است: کدام طرف می‌تواند هزینه ادامه وضع موجود را بیشتر تحمل کند؟

جمهوری اسلامی با ایجاد اختلال در یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان توانسته بخشی از هزینه جنگ را به اقتصاد آمریکا، اروپا و کشورهای منطقه منتقل کند. افزایش قیمت نفت و به‌ویژه فرآورده‌های پالایش‌شده، از جمله گازوئیل، در آمریکا نیز در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر پیامد سیاسی پیدا کرده است.

زمان‌بندی اقدام گروه هفت از همین رو مهم است. صد میلیون بشکه قرار است طی چهار ماه وارد بازار شود، اما بخش قابل توجهی از ذخایر گازوئیل در بیست روز نخست آزاد خواهد شد. این اقدام بحران تنگه هرمز را حل نمی‌کند. هدف فوری آن کاهش آثار اقتصادی این بحران و خریدن فرصت برای تصمیم‌گیری سیاسی است. تصمیم گروه هفت برای بازبینی وضعیت پس از بیست روز نشان می‌دهد که این اقدام نه راه‌حلی پایدار، بلکه بخشی از مدیریت یک دوره حساس است.

اما زمان فقط برای واشنگتن اهمیت ندارد. رژیم تهران نیز برای ادامه رویارویی خود، هزینه‌ای فزاینده می‌پردازد: ریال به پایین‌ترین سطوح تاریخی خود سقوط کرده، تورم از هفتاد درصد، بر اساس آمار رسمی، فراتر رفته و بانک مرکزی برای جلوگیری از سقوط بیشتر ارزش ریال از عرضه دو میلیارد دلار ارز از طریق بانک‌های دولتی خبر داده است. در این رویارویی اما عمق منابع دو طرف یکسان و قابل مقایسه نیست.

محدودیت اهرم تنگه هرمز

راهبرد جمهوری اسلامی در بحران جاری بر محاسبه‌ای روشن استوار است: اگر اختلال در تنگه هرمز هزینه اقتصادی و سیاسی لازم را برای آمریکا و متحدانش ایجاد کند، فشار برای رسیدن به توافق افزایش خواهد یافت. این راهبرد بی‌اثر نبوده است. همین که قدرت‌های بزرگ اقتصادی بار دیگر ناچار به استفاده از ذخایر اضطراری شده‌اند، نشان می‌دهد که فشار انرژی واقعی است.

با این حال، بازار جهانی و کشورهای منطقه نیز سریعاً در حال سازگار شدن با وضعیت حاضر هستند. خطوط لوله عربستان سعودی و امارات، انتقال نفت میان کشتی‌ها و مسیرهای جایگزین بخشی از وابستگی به تنگه هرمز را کاهش داده‌اند. صادرات نفت خام کشورهای منطقه، به استثنای ایران، در سپتامبر به حدود ۱۶٫۵ میلیون بشکه در روز رسیده و به سطح پیش از جنگ نزدیک شده است.

نقطه آسیب‌پذیرتر همچنان فرآورده‌های پالایش‌شده است. جریان آنها در مقایسه با پیش از جنگ به‌شدت کاهش یافته و به همین دلیل گازوئیل در مرکز اقدامات اخیر گروه هفت قرار گرفته است.

در کنار این سازگاری اقتصادی، اکنون سازگاری امنیتی و نظامی نیز در حال شکل‌گیری است. حفاظت از زیرساخت‌های جایگزین، از جمله بندر ینبع در دریای سرخ، تقویت سامانه‌های دفاعی منطقه و افزایش حضور نظامی آمریکا نشان می‌دهد که پاسخ به بحران دیگر فقط تأمین نفت با استفاده از ذخایر اضطراری نیست : تا میانه نوامبر سه ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه حضور خواهند داشت.

پیام این تحول برای تهران روشن است: جمهوری اسلامی همچنان می‌تواند تنگه هرمز را ناامن و عبور از آن را پرهزینه کند، اما میان توان ایجاد اختلال و توان تحمیل شرایط سیاسی تفاوت وجود دارد. هرچه جریان انرژی بیشتر با شرایط جدید سازگار شود و حفاظت نظامی از آن گسترش یابد، فاصله میان این دو بیشتر خواهد شد. به بیان دیگر، اهرم تنگۀ هرمز از میان نرفته است، اما ارزش سیاسی آن ثابت نیست و می‌تواند به تدریج فرسوده شود.

این نکته در مذاکرات نیز اهمیت دارد. تهران می‌خواهد پیش از فرسایش بیشتر این اهرم، دستاورد آن را به امتیازات مشخص - از کاهش فشار اقتصادی و رفع بخشی از محدودیت‌ها تا ترتیبات مربوط به تنگه هرمز - تبدیل کند. واشنگتن، در مقابل، دلیلی ندارد مهم‌ترین ابزار فشار خود را واگذار کند و سپس تازه وارد مذاکره درباره مسئله هسته‌ای شود. اختلاف بر سر مذاکرات، بنابراین، فقط اختلاف درباره موضوعات مورد مذاکره نیست؛ اختلاف بر سر ترتیب امتیاز دادن نیز هست.

از تنگه هرمز به جنگ نامتعارف؟

کاهش کارایی یک اهرم الزاماً به معنای کاهش تمایل جمهوری اسلامی به اعمال فشار نخواهد بود. این امر حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. اگر توان تهران برای ایجاد اختلال مؤثر و پایدار در تنگه هرمز کاهش یابد و مسیر باب‌المندب نیز بیش از گذشته تحت حفاظت منطقه‌ای و بین‌المللی قرار گیرد، یکی از پرسش‌های امنیتی مهم این خواهد بود که آیا جمهوری اسلامی برای جبران این محدودیت بیشتر به ابزارهایی روی خواهد آورد که در ادبیات نظامی خود جنگ نامتقارن یا نامتعارف نامیده می‌شود: استفاده از نیروهای نیابتی، عملیات سایبری، خرابکاری و عملیات پنهان یا قابل انکار در خارج از منطقه.

سابقه جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن مخالفان، اسرائیلی‌ها، یهودیان و دیگر منافع خارجی در بیرون از مرزهای کشور آن‌قدر جدی است که کاهش قدرت اهرم‌های متعارف‌تر باید با افزایش توجه به این حوزه‌ها همراه شود. در نتیجه، کاهش قدرت جمهوری اسلامی در تنگه هرمز لزوماً به معنای کاهش خطر خارجی آن نیست. این تحول ممکن است فقط شکل خطر را تغییر دهد.

crackediri.jpgجمهوری اسلامی امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان و فراگیر روبه‌روست؛ بحران مشروعیت، اقتصاد، انرژی، آب، محیط زیست، مدیریت اجتماعی و مهم‌تر از همه، بحران توانایی اداره کشور. این بحران‌ها هر یک به‌تنهایی جدی‌اند، اما ترکیب آنها می‌تواند موجودیت نظام فقاهتی را به نقطه‌ای برساند که دیگر با سرکوب، تبلیغات و تصمیم‌های مقطعی قابل مدیریت نباشد.

در این میان، یک تناقض کمتر مورد توجه قرار گرفته است: جمهوری اسلامی در طول نزدیک به پنج دهه تلاش کرده است دولت مدرن را در خدمت حکومت ایدئولوژیک قرار دهد، اما نتوانسته خودِ دولت را از میان ببرد.

بخش مهمی از دستگاه اداری، اجرایی و تخصصی کشور که پیش از انقلاب شکل گرفته بود، با همه تغییرات، تصفیه‌ها، فرسایش‌ها و موازی‌سازی‌ها همچنان باقی مانده است. وزارتخانه‌ها، شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، نظام ثبت، شبکه بانکی، دستگاه قضایی، آموزش و پرورش، تأمین اجتماعی، سازمان‌های فنی و هزاران واحد اجرایی دیگر را نمی‌توان با شعار و فرمان ایدئولوژیک اداره کرد.

حکومت می‌تواند مدیر سیاسی را عوض کند، نهاد موازی بسازد و حتی بخشی از ساختار موجود را تضعیف کند؛ اما نمی‌تواند نیازهای واقعی جامعه را حذف کند.

مردم آب، برق، درمان، مدرسه، حقوق، بازنشستگی، حمل‌ونقل، امنیت، سند مالکیت و خدمات شهری می‌خواهند. برای حل این مسائل، در نهایت به دولت، سازمان، قانون، بودجه و نیروی متخصص نیاز است.

اینجاست که تناقض اساسی خود را نشان می‌دهد.

از یک طرف، «مقامات مسئول» می‌کوشند جامعه را با تصمیم‌های سیاسی و ایدئولوژیک اداره کنند؛ از طرف دیگر، واقعیت پیچیده جامعه آنها را دائماً مجبور می‌کند به همان دستگاه تخصصی و دیوان‌سالاری‌ای مراجعه کنند که در چهار دهه گذشته بارها تضعیفش کرده‌اند.

chap.jpgروایت مازوخیسم سیاسی از آغاز تا سقوط

در بخش عمده‌ای از قرن بیستم، احزاب چپ که ریشه در اتحادیه‌های کارگری و جنبش طبقهٔ کارگر صنعتی داشتند، از نیروهای اثرگذار و حتی مسلط بر عرصهٔ سیاسی اروپا به شمار می‌رفتند. آنان، دست‌کم در مقاطعی، توانستند مطالبات اجتماعی را به برنامه‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل کنند و میان سازمان سیاسی و جامعهٔ واقعی پیوندی برقرار سازند.

اما داستان چپ ایرانی مسیری متفاوت را پیمود. پس از نزدیک به یک قرن فعالیت سیاسی، این جریان هنوز نتوانسته است حتی یک «قرارداد اجتماعی» روشن و قابل‌اجرا با جامعهٔ ایران ارائه کند؛ قراردادی که پاسخ‌گوی همان دغدغه‌هایی باشد که سال‌ها به نام آن‌ها سخن گفت و برایشان سینه زد.

چرا بخش بزرگی از چپ ایرانی، به جای تبدیل آرمان‌های خود به یک قرارداد اجتماعی ملموس با مردم ایران، همچنان در گذشته، در خاطرهٔ شکست‌ها و در جدال‌های ایدئولوژیک قرن بیستم گرفتار مانده است؟

چپ ایرانی هنوز هم پهلوی را به‌مثابه عبایی می‌بیند که می‌توان کمبودها، شکست‌ها و راه‌های اشتباهی را که سال‌ها پیموده است، زیر آن پنهان کرد.

هرگاه سخن از کارنامهٔ تاریخی چپ ایرانی به میان می‌آید، به‌جای مواجههٔ بی‌واسطه با خطاهای نظری، سیاسی و سازمانی خود، بازگشت به گذشته و برجسته‌کردن نقش پهلوی به ساده‌ترین راه فرار از پاسخ‌گویی تبدیل می‌شود.

M_Sahar_4.jpg
ای به مِحنت دچار، ای ایران
گذرت رنجبار، ای ایران
خستۀ داغ و درد، ای میهن
زخمی ِ روزگار ، ای ایران
دیرگاهی ست عاشقانت را
نیست در دل ، قرار ، ای ایران
با که گویم که از عنایتِ دین
دهشت آمد به بار، ای ایران؟
با که گویم کز آسمان به زمین
نکبت آمد نثار ای ایران ؟
زان شقاوت که شرع با ما کرد
شرم شد شرمسار ، ای ایران؟
نشنیدی که در شرار ِستان
سوخت شهر و دیار، ای ایران ؟
نشنیدی که شد سُرور و صفا
غرقِ دود و غبار، ای ایران؟
هیچ یادی ز سروِ کاشمرت
هست در جویبار، ای ایران

خبرت هست از آن که یارانند

در غمت داغدار ، ای ایران

لاله زارت میانِ آتش و خون
چمنت بی بهار ، ای ایران
هیچ پُرسیده ای چرا نرسد

دست یاری ، به یار، ای ایران

هیچ دانی چگونه شد برباد

حاصلِ رنج و کار ، ای ایران

ندَوَد قطره ای ز کاریزت
جانب ِ کشتزار، ای ایران

اینچنین رسمِ روزگار شده ست

وحشتِ آشکار ، ای ایران
نغمه ای جانفزا نمی بارد
دیگر از آبشار، ای ایران
خرمنت را شرر به کین دادهَ ست
دستِ آتش بیار، ای ایران
اوفتادهَ ست مُهرِ تقدیرت
به کفِ نابکار ، ای ایران
پنبه زارانِ باغ و بُستانت
غرقِ خونِ انار ، ای ایران
جگرِ شیرخواره ات را سُفت
تیغ ِ دندانِ مار ، ای ایران
هر سپیدار ، گشت چوبۀ دار
سرِ هر رهگذار، ای ایران
رهروِ شوقِ سربلندی تو
می شود سربدار، ای ایران

رنجِ نوباوگان ایران شد

آهِ اندهگسار، ای ایران

اهلِ دین زآستین برون کرده ست
دستِ خنجرگذار، ای ایران
مرغِ باغِ ترا نمانده به جز
قفسی در حصار، ای ایران
جوجگانت زنند پَر در خون
زیرِ خاشاک و خار ، ای ایران

می بُرَد دستِ کین به تیغ ستم

گوش، با گوشوار ، ای ایران
کودکان ترا نمانده به جز
رسمِ ترکِ دیار، ای ایران
اینچنین ست و با تو کژ بازد
لطفِ پروردگار ، ای ایران
برتو گویی نظر فرو بسته ست
رحمتِ کردگار، ای ایران
هیچ دانی چرا فتادستی
به چنین حال زار ، ای ایران ؟
کرده روباهِ شرع ، شیر تو را
به چه حیلت ، شکار، ای ایران؟

هیچ پرسیده ای زخود، که چه بود

علتِ انتحار ، ای ایران؟

وعدۀ دین چه بود کز روزت

سر زند شامِ تار ، ای ایران
بر وجودت چنین چگونه رسید
رعشۀ ناگوار ای ایران ؟
مرزِ پُر گوهرِ ترا که نواخت
ضربت پُر شمار ، ای ایران ؟
خانه و خاک و خوان و خرگاهت
زچه افتاد، خوار، ای ایران؟
شهسواران شوکتت ز چه باب
نگذرند از غبار، ای ایران؟
بارِ دیگر ترا چگونه شکست
قوم اُشتر سوار، ای ایران ؟
بار دیگر غنیمت که شد این
خطّۀ نامدار ، ای ایران ؟
بار دیگر کدام بادِ جنون
کرد از این سو گذار، ای ایران
که ببُرد آبروی و در آتش
سوختت اعتبار، ای ایران
بهرِ آیندگان به جا ننهاد
لوحۀ افتخار، ای ایران
از چه هستی ت را به عشوۀ دین
باختی در قمار ، ای ایران
جاودان گشت با غم غربت
غمِ ایل و تبار، ای ایران
روز آزادی ترا تا چند
بکشیم انتظار، ای ایران؟

لحظه ای را ز بهرِ آسایش
دیده برهم گذار، ای ایران
با چنین بارغم ، مرا با من
لحظه ای واگذار ، ای ایران
کاینچنین بهر دادخواهیِ تو
شعر من شد شعار، ای ایران
گریه ام گونه سای و سینه گداز
خنده ام تلخوار، ای ایران!

ای وطن، ابر های عالم را

در دلِ من من مبار، ای ایران!

م.سحر

https://msahar.blogspot.com/

Bahram_Farokhi_2.jpgمدتی بود که قصد داشتم مقاله‌ای درباره انقلاب مشروطه ایران، تحولات پس از آن و انتقال قدرت از خاندان قاجار به خاندان پهلوی بنویسم و آن را با انقلاب "شکوهمند انگلستان" و انتقال قدرت از خاندان استوارت‌ به ویلیام اورنج و ماری مقایسه کنم. در انگلستان، هفت شخصیت سیاسی و مذهبی با دعوت از ویلیام اورنج، نقشی مهم در آغاز این تحول تاریخی ایفا کردند. در ایران نیز، شخصیت‌های مهم دوران قاجار در انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی بی‌تأثیر نبودند.

ویلیام اورنج از خارج برای حکومت به انگلستان دعوت شد. اما شرایط در ایران متفاوت بود:

در شرایط ضعف دولت مرکزی، شورش‌های داخلی، دخالت روسیه و بریتانیا و بی‌میلی احمدشاه به اداره کشور، رضاخان به تدریج به نماد اقتدار و یکپارچگی ایران تبدیل شد.

قصد دارم در این مقاله شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو گذار تاریخی و نقش نخبگان سیاسی در تغییر سلسله‌ها را بررسی کنم. شاید شرایط تلخ و پرالتهاب امروز ایران، با حکومت ناتوان و سرکوبگر و سایه حملات و مداخلات خارجی، بیش از هر زمان دیگری مرا به بازخوانی این فصل‌های سرنوشت‌ساز تاریخ و مقایسه بین دو انقلاب تاریخی ایران و انگلستان واداشته است.

دو تجربه در مهار سلطنت و انتقال تاج‌وتخت

مقایسه انقلاب مشروطه ایران با انقلاب شکوهمند

انگلستان، اگر صرفاً بر شباهت‌های ظاهری دو رویداد تکیه کند، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. این دو انقلاب در دو جامعه، دو دوره تاریخی و در شرایطی کاملاً متفاوت رخ دادند. با این حال، در مرکز هر دو تجربه یک پرسش مشترک قرار داشت: قدرت پادشاه تا کجا باید ادامه پیدا کند و چه نهادی می‌تواند آن را محدود کند؟

در انگلستانِ اواخر قرن هفدهم، مناقشه میان سلطنت و پارلمان به مرحله‌ای رسیده بود که مسئله فقط تغییر یک پادشاه نبود، بلکه تعیین حدود اختیارات سلطنت و جایگاه پارلمان در ساختار حکومت بود. در ایران نیز انقلاب مشروطه با هدف ایجاد حکومت قانون، تشکیل مجلس و جلوگیری از حکومت خودسرانه شکل گرفت.

تفاوت مهم آن بود که در انگلستان، نهاد پارلمان پیش از انقلاب شکوهمند سابقه‌ای طولانی و جایگاهی تثبیت‌شده داشت، در ایران، مجلس و دیگر نهادهای مشروطه تازه در حال شکل‌گیری بودند و هنوز از قدرت و ثبات لازم برخوردار نشده بودند. همین تفاوت نهادی، سرنوشت دو تجربه را تا حد زیادی از یکدیگر جدا کرد.

"انقلاب شکوهمند"، محدود کردن سلطنت از مسیر پارلمان

در انگلستان، جیمز دوم با سیاست‌های مذهبی و حکومتی خود با مقاومت بخش‌هایی از نخبگان سیاسی و مذهبی روبه‌رو شد. نگرانی اصلی مخالفان تنها شخص پادشاه نبود, مسئله این بود که آیا پادشاه می‌تواند بدون رضایت پارلمان قوانین را معلق کند، مالیات بگیرد یا ساختار نظامی کشور را به شکلی گسترش دهد که موازنه سنتی قدرت را بر هم بزند.

Ahmad_Alavi.jpgاز بحران گفت‌وگوی داخلی تا بحران تعهد خارجی

مقدمه

دشواری مذاکره با رژیم ایران معمولاً با عواملی مانند فقدان مشروعیت دمکراتیک، بی‌اعتمادی تاریخی، گفتمان حاکم، منافع ژئوپلیتیک، برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها و محاسبات امنیتی توضیح داده می‌شود. این عوامل مهم‌اند، اما برای توضیح یک پرسش بنیادی کافی نیستند: در غیاب فصل الخطاب و غیب رهبری چه کسی می‌تواند به نام کل رژیم تصمیم بگیرد و تضمین کند که سایر مراکز قدرت نیز آن تصمیم را اجرا خواهند کرد؟ مذاکره‌کننده خارجی تنها در سطح بین‌المللی مذاکره نمی‌کند؛ هر توافق خارجی باید در ساختار داخلی قدرت نیز پذیرفته، تصویب، اجرا و حفظ شود. از این منظر، ساختار داخلی قدرت مستقیماً بر قابلیت مذاکره خارجی اثر می‌گذارد.

در یک نظام نهادمند، اختلافات سیاسی از طریق سازوکارهای مشخص مذاکره و حل اختلاف مدیریت می‌شوند. اما هنگامی که گفت‌وگوی نهادمند تضعیف و اختلافات عمدتاً از طریق کنترل و اجبار مدیریت شوند، تعارض از بین نمی‌رود، بلکه می‌تواند از جامعه به درون ائتلاف حاکم منتقل شود.

از اقتدار متمرکز تا چندمرکزی‌شدن

برای فهم این وضعیت باید میان سه نوع اقتدار تمایز گذاشت: اقتدار رسمی، قدرت واقعی و اقتدار داوری. اقتدار رسمی به اختیارات قانونی یک مقام یا نهاد مربوط است؛ قدرت واقعی به توانایی عملی برای اثرگذاری بر تصمیمات؛ و اقتدار داوری به توانایی پایان‌دادن به اختلافات میان مراکز قدرت و تبدیل تصمیم نهایی به تصمیم الزام‌آور برای همه. در نظامی که رهبر نقش «فصل‌الخطاب» دارد، بسیاری از اختلافات درون ائتلاف حاکم می‌توانند در نهایت در یک مرکز حل شوند. اما اگر اقتدار داوری تضعیف شود، فاصله میان اقتدار رسمی و قدرت واقعی افزایش می‌یابد. در این شرایط، مسئله الزاماً ضعف حکومت نیست؛ ممکن است رژیم همچنان از قدرت امنیتی، نظامی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار باشد، اما قدرت واقعی میان چند مرکز توزیع شده باشد. از این منظر، چندمرکزی‌شدن اقتدار می‌تواند پیامد انباشت تعارضات حل‌نشده باشد. بحران گفت‌وگوی داخلی، در صورت همراه‌شدن با تضعیف سازوکار داوری، می‌تواند رقابت میان مراکز سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی را افزایش دهد.

brooks.jpgخبرنامه گویا - به گفته رابین بروکس، اقتصاددان و پژوهشگر ارشد موسسه بروکینگز، فشار محاصره نفتی و تحریم‌های آمریکا اکنون با شدت فزاینده‌ای اقتصاد جمهوری اسلامی را هدف گرفته است. شواهد نشان می‌دهد تهران بیش از پیش برای حفظ ثبات اقتصادی و اجتماعی با مشکل روبه‌رو شده و احتمال رسیدن این فشارها به نقطه‌ای بحرانی در حال افزایش است:

من از ماه‌ها پیش استدلال کرده‌ام که هدف اصلی محاصره باید قطع جریان درآمد نفتی ایران باشد. اقتصاد جمهوری اسلامی به‌شدت به پول حاصل از صادرات نفت وابسته است؛ همان ارزی که امکان واردات کالا، تجهیزات و مواد مورد نیاز کشور را فراهم می‌کند. وقتی این درآمد کاهش یابد، توان واردات نیز به‌سرعت محدود می‌شود.

تحریم‌های مالی این فشار را بیشتر می‌کنند. حتی اگر جمهوری اسلامی همچنان به بخشی از درآمد نفتی دسترسی داشته باشد، تهدید تحریم باعث می‌شود بانک‌ها، شرکت‌ها و فروشندگان خارجی برای معامله با ایران احتیاط بیشتری کنند. در نتیجه بخشی از پولی که تهران در اختیار دارد نیز عملاً استفاده‌ناپذیر می‌شود.

رفتار ریال به‌خوبی شدت این فشار را نشان می‌دهد. هر بار که محاصره اعمال شده، ارزش پول ایران به‌شدت کاهش یافته است. دور فعلی محدودیت‌ها نیز بسیار سنگین‌تر از مرحله نخست است و سقوط ریال این تفاوت را به‌وضوح نشان می‌دهد. اگر سرعت افت اخیر سالانه محاسبه شود، کاهش ارزش ریال به حدود ۱۴۰ درصد می‌رسد؛ بسیار فراتر از روند معمول کاهش ارزش پول ایران.

dlrrial.jpg

با این حال، تهران تاکنون یک ضربه‌گیر موقت در اختیار داشت. در چهار هفته‌ای که محاصره متوقف شده بود، ایران حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت صادر کرد. بخش بزرگی از این نفت مدتی در نفتکش‌های نزدیک چین باقی ماند و به‌تدریج فروخته شد. همین محموله‌ها باعث شد جمهوری اسلامی حتی پس از بازگشت محاصره نیز برای مدتی به بخشی از درآمد نفتی دسترسی داشته باشد.

اکنون این ذخیره تقریباً تمام شده است. این یعنی درآمدهای نفتی ایران می‌تواند به‌زودی به پایین‌ترین سطح برسد و اثر کامل محاصره و تحریم‌های آمریکا تازه از این مرحله به بعد نمایان شود.

آنچه تاکنون در اقتصاد رژیم ایران دیده‌ایم ممکن است فقط مقدمه بوده باشد. فشار اصلی اکنون در حال رسیدن است.

راه رفتن در خیابان ممنوع شد

| No Comments

aivideo.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی ساخته‌شده با هوش مصنوعی از «پیروز استودیو» با حضور چهره‌هایی چون محسن نامجو، قیصر، بیژن مرتضوی و محمود کریمی، مداح حکومتی، در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. این ویدیوی طنز و آخرالزمانی، بازگشت خیالی برخی هنرمندان ایرانی به کشور را در فضایی پس از فروپاشی جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد.

در بخش‌های مختلف ویدیو، تهران ویران و آب‌گرفته، برج‌های میلاد و آزادی در میان سیلاب، ساختمان‌های مخروبه، روحانیون و مقام‌های حکومتی درمانده، کودکی گرسنه و گریان و کشتی‌ای در حال غرق شدن دیده می‌شود. در یکی از صحنه‌ها نیز مقام‌ها با جمله «داریم غرق می‌شویم» تصویر می‌شوند؛ روایتی نمادین و طنزآمیز از پایان حکومت و ایرانِ به‌جامانده پس از آن.

maddahlarge.jpg

ajerloo.jpgخبرنامه گویا - انتخاب در گفت‌وگو با سعید آجرلو، عضو تیم رسانه‌ای هیئت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، به بررسی محاسبات جنگ و مذاکرات با آمریکا پرداخته است. آنچه می‌خوانید، گزیده ویرایش‌شده سخنان او درباره پیش‌بینی‌های نادرست، امید بستن به انتخابات کنگره و انتظار حمایت چین است

یش‌بینی‌های غلط، امید به مهار ترامپ و تصور غیرواقعی از حمایت چین

سعید آجرلو: می‌گفتند نفت ۱۵۰ دلار می‌شود، کنگره جلوی ترامپ را می‌گیرد و مکانیسم ماشه تأثیر مالی و اقتصادی ندارد؛ حالا باید بیایند جواب بدهند. می‌گفتند اگر جنگ به‌جای ۴۰ روز، ۶۰ روز ادامه پیدا کند، کنگره مقابل ترامپ می‌ایستد. جنگ به ۶۰ روز هم رسید، اما کنگره جلوی او را نگرفت. مکانیسم ماشه هم تأثیر داشت. ما با سلسله‌ای از اشتباهات تحلیلی روبه‌رو هستیم که مطرح‌کنندگانشان باید پاسخگو باشند.

انتخابات کنگره برای ترامپ اهمیت دارد، اما باید وزن واقعی آن را بدانیم. چه تضمینی وجود دارد که اگر شکست بخورد و از فشار انتخابات رها شود، رفتار سخت‌تری نکند؟ از انتخابات نوامبر تا شروع کار کنگره جدید در ژانویه هم فاصله وجود دارد. بعد از آن نیز رئیس‌جمهور آمریکا قدرت دارد، خیلی هم قدرت دارد؛ کارش را می‌کند و آن چیزی را که در ذهن دارد انجام می‌دهد. شکست در انتخابات، تضمین پایان جنگ نیست.

اینکه بگوییم آمریکا خسته می‌شود و می‌رود، ساده‌انگارانه است. مثال یمن را می‌زنند، درحالی‌که آمریکا با یمن تفاهم کرد و رفت؛ ترامپ هم علنی اعلام کرد. حتی اگر خسته شود و کنار برود، چه تضمینی هست که دوباره برنگردد؟ اگر این جنگ را «وجودی» می‌دانید، چطور پایان آن را به خسته شدن آمریکا یا تغییر ترکیب کنگره گره می‌زنید؟ این تصور هم که با یک ضربه یا تشدید درگیری می‌توان جنگ را تمام کرد، ساده‌انگارانه است.

حرف مخالفان تفاهم اسلام‌آباد را شنیده‌ام، اما مجموعه این دوستان ایده نهایی ندارند. وقتی می‌پرسیم چه کنیم که از جنگ خارج شویم، چند اقدام کوچک و تاکتیکی پیشنهاد می‌کنند، ولی راه اصلی را نمی‌گویند. شاید آمریکا خسته شود، شاید با چین و روسیه کاری بکنیم؛ این‌ها پاسخ روشن به مسئله خروج از جنگ نیست.

burqa2.jpg

خبرنامه گویا - در ویدیویی که صحت آن هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده، فردی با پوشش کامل زنانه و نقاب سیاه دیده می‌شود. پس از کنار زدن پوشش، مشخص می‌شود فرد زیر آن یک مرد است که برای کامل‌تر کردن ظاهر زنانه خود، سینه‌بند پوشیده بود تا از زیر پوشش، برجستگی سینه شبیه اندام یک زن به نظر برسد.

برخی حساب‌ها در شبکه‌های اجتماعی مدعی شده‌اند این فرد یکی از فرماندهان ارشد حوثی‌ها بوده که هنگام فرار به دست نیروهای مورد حمایت عربستان بازداشت شده است.

انتشار این تصاویر هم‌زمان با تشدید نبردها در غرب و جنوب‌غرب یمن صورت گرفته است. نیروهای دولت مورد حمایت عربستان روز دوشنبه از پیشروی در امتداد ساحل دریای سرخ و بازپس‌گیری مواضعی در اطراف باب‌المندب خبر دادند؛ در مقابل، درگیری‌ها در محورهای تعز همچنان ادامه دارد. ویدیوهای مربوط به اسارت یا فرار فرماندهان دو طرف نیز در جنگ تبلیغاتی یمن به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شوند و بسیاری از ادعاهای همراه آنها قابل راستی‌آزمایی فوری نیستند.

rezaiNYT.jpgاذعان به یکی از دشوارترین دوره‌های کشور در میانه سقوط ریال و فشار معیشتی

خبرنامه گویا ـ محسن رضایی در جلسه‌ای با حضور مسعود پزشکیان و شماری از وزیران، وضعیت کنونی ایران را از دشوارترین دوره‌های کشور توصیف کرد؛ اذعانی کم‌سابقه به شدت بحران اقتصادی، پس از بیش از هفت ماه جنگ و در پی تشدید تحریم‌ها و محاصره دریایی آمریکا.

به گزارش نیویورک‌تایمز، سقوط ارزش ریال پس از آغاز جنگ در فوریه، در هفته‌های اخیر شتاب گرفته است. افزایش هزینه واردات، بحران معیشتی را عمیق‌تر کرده؛ همان بحرانی که دسامبر گذشته به اعتراضات سراسری انجامید و با سرکوب مرگبار نیروهای امنیتی روبه‌رو شد. تحلیلگران می‌گویند محاصره دریایی آمریکا نیز صادرات نفت ایران را به‌شدت محدود کرده و با کاهش درآمد اصلی کشور، به بحران سوخت دامن زده است.

در روزهای اخیر، شماری از کارکنان بخش دولتی و خصوصی، از جمله معلمان و پرستاران، در شبکه‌های اجتماعی گفته‌اند حقوقشان دیگر کفاف زندگی را نمی‌دهد و از کار خود کناره‌گیری می‌کنند. رسانه‌های داخلی نیز از تجمع بازنشستگان در اعتراض به پرداخت‌نشدن کامل مستمری‌ها خبر داده‌اند.

رسانه‌های حکومتی نقل‌قول مستقیمی از سخنان رضایی در جلسه روز شنبه منتشر نکردند، اما ایرنا گزارش داد او شرایط را از دشوارترین دوره‌های کشور دانسته و وعده حمایت شورای امنیت از اقدامات اقتصادی دولت را داده است. پزشکیان نیز در پیامی در شبکه‌های اجتماعی از اتخاذ «آرایش جدید» برای مدیریت شرایط ویژه خبر داد، بی‌آنکه توضیح دهد این تغییر در عمل چه معنایی دارد.

تشدید فشار اقتصادی هم‌زمان با توقف پیشرفت مذاکرات تهران و واشینگتن رخ داده است. هر دو طرف از امتیازدادن خودداری می‌کنند و می‌کوشند نشان دهند توان تحمل فشار بیشتری دارند. مقام‌های آمریکایی می‌گویند در این رویارویی اقتصادی دست بالا را دارند؛ با این حال، قیمت نفت همچنان بالاتر از پیش از جنگ است و ناامنی تنگه هرمز و آسیب به زیرساخت‌های انرژی، پیامدهای بحران را برای اقتصاد جهانی ادامه داده است.

آمریکا همچنین بیشتر پروازهای غیرنظامی میان ایران و دیگر کشورها را مسدود کرده است؛ اقدامی که به انزوای اقتصادی کشور افزوده و به گفته برخی کارشناسان تحریم، می‌تواند واردات کالاهای حیاتی، از جمله دارو، را دشوارتر کند.

russiaIRIB2.jpgخبرنامه گویا - دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، در گفت‌وگویی با خبرنگار صداوسیمای جمهوری اسلامی تاکید کرد که «مشارکت راهبردی» تهران و مسکو به معنای تشکیل یک پیمان یا بلوک نظامی مشترک نیست.

او همچنین گفت روسیه خود درگیر جنگ است و تسلیحات تولیدشده در این کشور پیش از هر چیز باید در اختیار نیروهای نظامی روسیه قرار گیرد.

مدودف در ادامه با اشاره به توانایی‌های نظامی ایران گفت جمهوری اسلامی ظرفیت‌های قابل توجهی در تولید تجهیزات نظامی دارد و ایرانیان باید «شرایط روسیه» و اولویت‌های مسکو را نیز در نظر بگیرند. مضمون این سخنان روشن است: تهران نمی‌تواند توافق راهبردی با مسکو را تضمینی برای دریافت تسلیحات یا مداخله نظامی روسیه در صورت حمله خارجی بداند.

این موضع با متن «پیمان جامع مشارکت راهبردی» دو کشور نیز همخوانی دارد. این توافق ۲۰ ساله که ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ به امضای مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین رسید، همکاری‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی از جمله رزمایش مشترک، آموزش نظامیان و همکاری‌های فنی را پیش‌بینی کرده، اما هیچ بند دفاع متقابلی ندارد. طبق ماده سوم، در صورت حمله به یکی از دو کشور، طرف دیگر صرفا متعهد است به مهاجم کمک نظامی نکند و برای حل اختلاف بر اساس منشور سازمان ملل تلاش کند؛ تعهدی برای ورود به جنگ وجود ندارد.

این تفاوت زمانی برجسته‌تر می‌شود که توافق ایران با پیمان روسیه و کره‌شمالی مقایسه شود. در پیمان مسکو و پیونگ‌یانگ، صراحتا بند کمک متقابل در صورت حمله خارجی گنجانده شده است؛ بندی که کرملین نیز آن را «بدون ابهام» توصیف کرده بود. چنین تضمینی هرگز به جمهوری اسلامی داده نشد.

این در حالی است که همکاری نظامی تهران با مسکو از آغاز جنگ اوکراین به‌طور چشمگیری گسترش یافت. ایران پهپادهای شاهد و فناوری مرتبط با تولید آنها را در اختیار روسیه گذاشت و مسکو نیز تولید داخلی این پهپادها را توسعه داد. با این حال، تحویل تجهیزات پیشرفته روسی که سال‌ها درباره آنها در ایران سخن گفته می‌شد، از جمله جنگنده‌های سوخو-۳۵ و سامانه‌های پدافندی پیشرفته، در سطحی که بتواند موازنه نظامی ایران را به‌طور اساسی تغییر دهد تحقق نیافت.

در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران نیز واکنش مسکو عمدتا به محکومیت سیاسی، مواضع دیپلماتیک و تلاش برای میانجی‌گری محدود ماند. روسیه با وجود خرید تسلیحات ایرانی برای جنگ اوکراین، وارد درگیری نظامی در حمایت از جمهوری اسلامی نشد.

اظهارات تازه مدودف اکنون همان واقعیتی را که از ابتدا در متن قرارداد وجود داشت، صریح‌تر بیان می‌کند: «شراکت راهبردی» تهران و مسکو، اتحاد نظامی نیست و روسیه در صورت جنگ تعهدی برای دفاع از جمهوری اسلامی ندارد.

variety.jpgخبرنامه گویا - اصغر فرهادی، کارگردان برنده دو جایزه اسکار، می‌گوید فیلم بعدی‌اش به زبان فارسی ساخته خواهد شد و تحولات جاری در ایران و مسئله فلسطین، هرچند موضوع مستقیم فیلم نیستند، می‌توانند بر فضای داستان اثر بگذارند.

فرهادی در گفت‌وگو با نشریه آمریکایی «ورایتی» در جشنواره فیلم ریو، در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم تازه‌اش به جنگ ایران و درگیری‌های فلسطین می‌پردازد، گفت: «نه به‌طور مستقیم.» او در عین حال تایید کرد که فضای سیاسی کنونی منطقه ممکن است به شکلی غیرمستقیم و در لایه‌های پنهان روایت وارد فیلم شود.

او گفت در سینمایش معمولا از بیان مستقیم سیاسی پرهیز می‌کند و ترجیح می‌دهد سیاست از دل زندگی روزمره، روابط خانوادگی و رفتار شخصیت‌ها دیده شود. به گفته فرهادی، حتی فیلمی درباره یک خانواده می‌تواند بدون شعار و موضع‌گیری مستقیم، بازتابی از شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه باشد.

فرهادی همچنین بار دیگر اعلام کرد فیلم بعدی او به زبان فارسی خواهد بود. او پیش‌تر گفته بود این پروژه در ایران یا فرانسه فیلم‌برداری نمی‌شود، اما هنوز محل تولید، داستان و بازیگران آن مشخص نشده‌اند.

او در بخش دیگری از گفت‌وگو از پروژه‌ای گفت که قرار بود در آمریکا ساخته شود. فرهادی توضیح داد سه سال در ایالات متحده روی تحقیق، نگارش و انتخاب بازیگران کار کرده و حتی با بازیگران سرشناس آمریکایی وارد مرحله انتخاب بازیگر شده بود، اما در نهایت احساس کرده با فضای آن پروژه ارتباط لازم را ندارد و مسیر فیلم را تغییر داده است.

hamas.jpgیورونیوز - یک نشریه اسرائيلی می‌گوید ایران به دلیل نارضایتی از عملکرد حماس در کرانه باختری کمک مالی به این گروه فلسطینی را متوقف نگه داشته است.

نشریه جروزالم پست اسرائیل گزارش داد رژیم ایران رسیدگی به درخواست حماس برای ازسرگیری حمایت مالی از این گروه را به تعویق انداخته است؛ اقدامی که به گفته این رسانه، ناشی از نارضایتی تهران از ناتوانی حماس در برهم زدن ثبات کلی امنیتی در کرانه باختری است.

بر اساس این گزارش، یک هیات بلندپایه حماس اوایل سپتامبر به تهران سفر و با مقام‌های ارشد ایرانی، از جمله عباس عراقچی، وزیر خارجه، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، دیدار کرد.

یک منبع فلسطینی به این رسانه اسرائيلی گفته که هیات حماس از نمایندگان حکومت ایران خواسته بود حمایت مالی خود را از سر بگیرند؛ حمایتی که بنا بر ادعای مطرح‌شده، به‌دلیل «فشار» اخیر بر بودجه متوقف شده بود.

این منبع گفت که ایران به‌دلیل «نارضایتی» از ناکامی حماس در تاثیرگذاری بر وضعیت کرانه باختری، هیچ تعهدی برای ازسرگیری کمک مالی به این گروه نداد.
هشدار ارتش اسرائیل درباره افزایش تنش‌ها با وجود کاهش حملات

مقام‌های اسرائیلی در اواسط سپتامبر اعلام کردند با وجود آنکه حملات تروریستی در کرانه باختری به پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۱ رسیده است، احتمال دارد مراکز فرماندهی حماس در دیگر مناطق، از جمله ترکیه، غزه، ایران، قطر و لبنان، برای پیشبرد طرح‌های حمله به اسرائیلی‌ها و سربازان ارتش این کشور تلاش کنند.

آنها کاهش فعالیت‌های تروریستی را به عملیات مشترک لشکر «یهودا و سامره» به فرماندهی سرتیپ کوبی هلر، شین‌بت، نهاد امنیت داخلی اسرائیل، پلیس اسرائیل و پلیس مرزی نسبت داده‌اند.

مطابق گزارش‌‌های پیشین رسانه‌های اسرائیلی، لشکر یهودا و سامره پیش از تعطیلات اخیر یهودیان، عملیات پیشگیرانه گسترده‌ای را انجام داد که علاوه بر مظنونان به مشارکت در فعالیت‌های تروریستی، مراکز تحریک به خشونت را نیز هدف قرار می‌داد. هدف از این عملیات، کاهش احتمال وقوع حملات در منطقه اعلام شده بود.

duoexec.jpgایران‌اینترنشنال - رسانه‌ها و فعالان حقوق بشر از اعدام علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی، دو تن از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان، خبر دادند. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، نیز با تاخیری چندساعته این خبر را تایید کرد.

منابع نزدیک به خانواده‌های رئیسی و سپاهی صبح دوشنبه ۱۳ مهر به ایران‌اینترنشنال گفتند جمهوری اسلامی این دو زندانی سیاسی را اعدام کرده است.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو نیز گزارش داد حکم اعدام سپاهی و رئیسی سحرگاه ۱۳ مهر در زندان مرکزی اصفهان، معروف به زندان دستگرد، اجرا شد. رسانه حقوق بشری هرانا هم به نقل از شهرزاد شهبازی، وکیل دادگستری، اعدام سپاهی را تایید کرد.

خبرگزاری میزان برخلاف رویه معمول خود که خبر اجرای احکام اعدام را در ساعات اولیه صبح منتشر می‌کند، تا ظهر ۱۳ مهر درباره اعدام این دو زندانی سیاسی سکوت کرد و سپس دست به انتشار آن زد.

دفتر شاهزاده پهلوی درباره اعدام دو معترض: قتل‌های حکومتی بی‌پاسخ نخواهد ماند

دفتر شاهزاده رضا پهلوی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جمهوری اسلامی علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی، از بازداشت‌شدگان انقلاب ملی شیر و خورشید، را اعدام کرد. علیرضا سپاهی در زندان و در سایه حکم اعدام، با مهشاد کشانی ازدواج کرده بود که خود به پنج سال حبس محکوم شده است. حمله قلبی علیرضا سپاهی اجرای حکم را مدتی به تعویق انداخت، اما جنایتکارانی که جان جوانان ایران را هدف گرفته‌اند، از کشتن او دست نکشیدند.»

دفتر شاهزاده پهلوی افزود: «قتل‌های حکومتی بی‌پاسخ نخواهد ماند. از صادرکنندگان دستور و حکم تا مجریان اعدام، تمامی مسئولان این جنایت را در چارچوب قانون و در دادگاه عادلانه پاسخگو خواهیم کرد.»

در پایان این مطلب آمده است: «اخطار کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران روشن است: هر اعدام بر مسئولیت کیفری شما می‌افزاید. به فراموشی این جنایات، مصونیت از مجازات یا بخشش دل نبندید.»

bone.jpgخبرنامه گویا - آمریکا پس از دریافت هشدار درباره احتمال حمله پهپادی منتسب به سپاه پاسداران، هر ۱۲ بمب‌افکن بی‌۱ مستقر در پایگاه «آرای‌اف فیرفورد» بریتانیا را به آمریکا بازگرداند. پنتاگون خروج همه بمب‌افکن‌ها را تأیید کرده است. به گزارش نیویورک‌تایمز، این جابه‌جایی چنان فوری بود که برخی هواپیماها پیش از آماده شدن هواپیماهای سوخت‌رسان به پرواز درآمدند.

مقام‌های آمریکایی و اروپایی به وال‌استریت‌ژورنال گفته‌اند هشدار اطلاعاتی از طرحی پیچیده و چندوجهی حکایت داشت که هدف آن آسیب زدن به هواپیماها و کشتن نظامیان آمریکایی، از جمله خلبانان، بود. جی‌دی ونس خروج بمب‌افکن‌ها را اقدامی احتیاطی برای حفاظت از نیروهای آمریکایی توصیف کرد و دونالد ترامپ نیز گفت دریافت تهدید، دلیل این تصمیم بوده است.

سناریوی مطرح‌شده اجرای حمله از داخل خاک بریتانیاست

تایمز لندن از احتمال به‌کارگیری افراد محلی برای حمله پهپادی نوشته است. همچنین مقایسه با عملیات «تار عنکبوت» اوکراین مطرح شده؛ عملیاتی که در آن پهپادها از داخل خاک روسیه و با استفاده از خودروهای حامل به پرواز درآمدند. این مقایسه توضیح می‌دهد چرا فاصله ایران تا بریتانیا لزوماً مانع چنین تهدیدی نیست، اما شیوه اجرای طرح منتسب به سپاه هنوز تأیید نشده است.

ریچارد بارونز، ژنرال پیشین ارتش بریتانیا، به بی‌بی‌سی گفته است حتی پهپادی هزارپوندی می‌تواند یکی از این بمب‌افکن‌های گران‌قیمت را از کار بیندازد؛ با این حال، او تأکید کرده که از ماهیت تهدید اخیر اطلاع ندارد. در مقابل، برخی مقام‌های بریتانیایی درباره توان تهران برای اجرای عملیاتی با این پیچیدگی ابراز تردید کرده‌اند.

پلیس بریتانیا پیش‌تر شش نفر را در ارتباط با پرونده فیرفورد بازداشت کرده بود که همگی با قرار وثیقه آزاد شدند. در بررسی خودروهای مظنونان بنزین پیدا شد، اما وسیله انفجاری کشف نشد. تحقیقات ادامه دارد و ارتباط این بازداشت‌ها با هشدار حمله پهپادی روشن نشده است.

arayeshejadid.jpgهم‌زمانی سه بحران برای جمهوری اسلامی؛ نفت، ارز و تنگه هرمز

خبرنامه گویا - به گزارش یورو نیوز در حالی که صادرات نفت کشورهای منطقه، به‌جز ایران، از سطح پیش از جنگ فراتر رفته، جمهوری اسلامی با محدودیت شدید در فروش نفت، رکوردشکنی قیمت ارز و ادامه ناامنی در تنگه هرمز روبه‌رو است. هم‌زمان با کنار رفتن وزیر نفت، مسعود پزشکیان گفته دولت برای مدیریت «شرایط ویژه» آرایش جدیدی گرفته است.

استعفای محسن پاک‌نژاد از وزارت نفت، آن هم در اوج فشار بر صادرات نفت ایران، گمانه‌زنی‌هایی درباره وضعیت درآمدهای نفتی حکومت به راه انداخته است. دلیل رسمی کناره‌گیری او «مسائل خانوادگی و شخصی» عنوان شده، اما هم‌زمان گزارش‌هایی درباره سقوط صادرات نفت ایران منتشر شده است.

ساعاتی پیش از اعلام استعفا، پاک‌نژاد در ویدیویی تاکید کرده بود درآمد نفت فروخته‌شده وصول خواهد شد. در مقابل، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، پنجشنبه اعلام کرد ایران در ماه سپتامبر هیچ نفت خامی روی نفتکش‌ها بارگیری نکرده و دولت ترامپ در تلاش است «حیاتی‌ترین منبع درآمد رژیم ایران» را قطع کند.

پزشکیان نیز پیش‌تر در ماه اوت عملا اختلال در صادرات نفت را تایید کرده و گفته بود: «قبلا نفت می‌فروختیم، اکنون نمی‌توانیم بفروشیم.»

در همین حال، داده‌های شرکت ردیابی نفتکش «کپلر» نشان می‌دهد صادرات نفت خام کشورهای منطقه بدون احتساب ایران، در آخرین هفته سپتامبر به حدود ۱۹.۵ تا ۲۲.۵ میلیون بشکه در روز رسیده؛ بالاتر از میانگین حدود ۱۸ میلیون بشکه‌ای پیش از جنگ.

برخی رسانه‌ها و حساب‌های نزدیک به ساختار قدرت در ایران تلاش کرده‌اند اعتبار این داده‌ها را زیر سؤال ببرند و به استفاده یکی از تحلیلگران کپلر از نماد شیر و خورشید در شبکه اجتماعی ایکس اشاره کرده‌اند؛ موضوعی که به‌خودی‌خود پاسخی به داده‌های مربوط به حجم صادرات نفت منطقه نیست.

ds.jpg"تنها مشکل ایران، رژیم است، جامعه ایران ظرفیت تبدیل‌شدن به یکی از نیروهای ثبات و پیشرفت خاورمیانه را دارد"

خبرنامه گویا ـ ویدیویی از یک گفت‌وگوی سال ۲۰۱۸ با دان شوفتان، استراتژیست و پژوهشگر اسرائیلی حوزه امنیت ملی، بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است؛ ویدیویی که در آن او با لحنی کم‌سابقه درباره جامعه ایران سخن می‌گوید و میان مردم ایران و جمهوری اسلامی مرزی روشن می‌کشد.

شوفتان در پاسخ به این پرسش که «بهترین سناریو برای آینده ایران چیست؟»، می‌گوید تغییر حکومت پیش از هر چیز نه برای اسرائیل، بلکه «برای خود مردم ایران» ضروری است. او جامعه ایران را «بسیار تأثیرگذار» و ایرانیان را در بلندمدت، در کنار اسرائیل، از بزرگ‌ترین امیدهای خاورمیانه توصیف می‌کند. به گفته او، حتی چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی نیز نتوانسته عناصر تکثرگرا و ظرفیت‌های مدرن جامعه ایران را از میان ببرد. متن ویدیوی اصلی این سخنان را تأیید می‌کند.

او سپس تصویری کاملاً متفاوت از آینده ایران ترسیم می‌کند: ایرانی که پس از جمهوری اسلامی می‌تواند به گفته او به نیرویی برای ثبات و مدرن‌شدن خاورمیانه تبدیل شود و به کشورهای منطقه در مواجهه با چالش‌های قرن بیست‌ویکم کمک کند.

جمله محوری او شاید همان عبارتی باشد که امروز، سال‌ها پس از ضبط این گفت‌وگو، دوباره توجه‌ها را جلب کرده است: «من از جامعه ایران فقط انتظارهای خوب دارم؛ تنها چیزی که در ایران مشکل دارد، رژیم است.»

arab.jpgمرز وعده انتخاباتی و خرید رأی در دموکراسی آمریکا کجاست؟

در سیاست، وعده دادن چیز تازه‌ای نیست. نامزدها وعده می‌دهند مالیات‌ها را کاهش دهند، حقوق بازنشستگان را افزایش دهند، بیمه درمانی را گسترش دهند یا برای ایجاد اشتغال سرمایه‌گذاری کنند. رأی‌دهندگان نیز طبیعی است که هنگام انتخاب میان احزاب و نامزدها، پیامدهای اقتصادی برنامه‌های آنان را در نظر بگیرند.

اما آیا برای وعده‌های اقتصادی مرزی وجود دارد؟

اگر رئیس‌جمهور کشوری به شهروندان بگوید: "اگر حزب من در انتخابات پیروز شود، هر یک از شما پنج هزار دلار دریافت خواهید کرد"، آیا هنوز با یک وعده معمول انتخاباتی روبه‌رو هستیم، یا وارد منطقه‌ای شده‌ایم که مرز میان سیاست عمومی و ایجاد انگیزه مستقیم مالی برای نتیجه‌ای مشخص در انتخابات مبهم می‌شود؟

این پرسش دیگر فرضی نیست.

دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶ وعده داده است که اگر جمهوری‌خواهان کنترل مجلس نمایندگان و سنا را در اختیار داشته باشند، هر شهروند بزرگسال آمریکایی ۵۰۰۰ دلار دریافت خواهد کرد. کاخ سفید این پیشنهاد را با عنوان «Trump Dividend» معرفی کرده و استدلال کرده است که مردم آمریکا باید در موفقیت اقتصادی کشور سهیم شوند. ترامپ نیز آن را به درآمدها و سیاست‌های اقتصادی دولت، از جمله درآمد تعرفه‌ها، مرتبط کرده است.

خود اصل بازگرداندن درآمد دولت به مردم الزاماً عجیب نیست. اگر دولتی درآمدی بیش از نیازهای خود داشته باشد، می‌توان استدلال کرد که شهروندان باید از آن منتفع شوند. کاهش مالیات یا حتی پرداخت مستقیم پول به مردم نیز در آمریکا سابقه دارد.

پرسش از جای دیگری آغاز می‌شود:

Amir_Daha.jpgحدود هفتصد نفر نامه‌ای به بنیاد فریدریش ناومان نوشته‌اند تا این بنیاد «جایزه آزادی ۲۰۲۶» را، که به مردم ایران تعلق گرفته است، به امانت به رضا پهلوی نسپارد.

این نامه البته اتفاقی نیست؛ ادامه یک الگوست. هر بار دری در عرصه بین‌المللی به روی رضا پهلوی باز می‌شود، گروهی تقریباً با یک مأموریت ثابت پشت آن ظاهر می‌شوند: این در را ببندید.

دیروز حدود سیصد نفر به نمایندگان پارلمان سوئد نامه نوشتند تا مانع حضور و سخنرانی او شوند. امروز حدود هفتصد نفر به یک بنیاد آلمانی نامه می‌نویسند تا حتی جایزه‌ای را که متعلق به رضا پهلوی نیست و قرار است فقط به امانت در اختیارش باشد، به او نسپارند.

فردا نوبت کدام پارلمان، دانشگاه، بنیاد یا نهاد بین‌المللی است؟

امضای چنین نامه‌هایی حق آنان است. مخالفت با رضا پهلوی هم حق آنان است. اما حق مخالفت، مجوز تحریف واقعیت نیست.

و وقتی یک رفتار از نقد یک سیاستمدار فراتر می‌رود و به تلاش مکرر برای جلوگیری از حضور، شنیده‌شدن و اعتبار بین‌المللی او تبدیل می‌شود، می‌توان پرسید: این رقابت سیاسی است، یا تلاش برای حذف رقیب از زمینی که قادر به شکست‌دادنش در آن نیستید؟

نامه‌ای که خودش را نقض می‌کند

بنیاد فریدریش ناومان هرگز رضا پهلوی را «نماینده منتخب مردم ایران» معرفی نکرده است.

بنیاد صریحاً اعلام کرده است که برنده جایزه، مردم ایران هستند و رضا پهلوی فقط آن را به امانت دریافت می‌کند تا روزی که ایران آزاد شود و جایزه به نمایندگان آزادانه انتخاب‌شده مردم سپرده شود.

حالا پیشنهاد پایانی هفتصد امضاکننده را بخوانید:

dibarlarge.jpgدر ۲۳ سپتامبر در گویا نیوز مقاله‌ای با عنوان «چند متر دیوار برای ۴۷ سال؟» نوشتم. پرسش آن مقاله این بود که اگر روزی بخواهیم برای قربانیان این سال‌ها موزه‌ای بسازیم و تنها تصویر هر قربانی را در قابی کوچک بر دیوار قرار دهیم، به چه میزان فضا نیاز خواهیم داشت؟ اما مسئله اصلی طول دیوار نبود؛ پرسش بزرگ‌تر این بود که جامعه ایران با حافظه و روایت این دوره چه خواهد کرد.

آن مقاله پس از انتشار و بازنشر در شبکه‌های اجتماعی، چندصد هزار بار دیده شد و واکنش‌ها و نظرهای بسیاری برانگیخت. برای من، بیش از تعداد بازدیدها، خود این واکنش‌ها اهمیت داشت؛ اینکه موضوع قربانیان، ثبت نام و تصویر آنان و چگونگی حفظ حافظه این سال‌ها، تا چه اندازه هنوز برای مردم زنده، حساس و دردناک است.

در میان همین واکنش‌ها، یکی از خوانندگان سوال دیگری مطرح کرد:

«این دوران را در آینده چه خواهند نامید؟»

پرسشی که در ابتدا ساده به نظر می‌رسید، روزها ذهن مرا مشغول کرد و باعث شد تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام دهم. همین پرسش مرا مصمم کرد بحث مقاله قبلی را از زاویه‌ای دیگر ادامه دهم.

تاریخ چگونه نام می‌گذارد؟

ما از دوره قاجار، دوره پهلوی یا عصر مشروطه سخن می‌گوییم. بنابراین شاید ساده‌ترین پاسخ این باشد: «دوره جمهوری اسلامی».

در تاریخ‌نگاری و منابع دانشگاهی نیز همین تعبیر اکنون به کار می‌رود. برای نمونه، دانشنامه ایرانیکا در دوره‌بندی تاریخ ایران از عبارت Islamic Republic Period استفاده کرده و آن را در ادامه «دوره قاجار و پهلوی» قرار داده است.

از منظر تاریخ‌نگاری سیاسی، پس شاید پاسخ روشن باشد: دوره‌ای که در سال ۱۳۵۷ آغاز شد و «دوره جمهوری اسلامی» نام دارد.

اما آیا این سه کلمه برای توصیف آنچه در این ۴۷ سال بر ایران و ایرانیان گذشته کافی است؟

signLarge.jpgپاسخی به تحلیل وارونه و کینه‌توزانهٔ اکبر معصوم‌بیگی از خون‌های دی‌ماه

تاریخ گاه با دراماتیک‌ترین تراژدی‌هایش تکرار می‌شود و روشن‌فکریِ مسخ‌شده، تلخ‌ترین بازیگر این نمایش تکراری است. یادداشت اخیر اکبر معصوم‌بیگی دربارهٔ رستاخیز خونین دی‌ماه، متنی است که از بندبند آن بوی کهنهٔ کینه‌ای پنجاه‌ساله به مشام می‌رسد؛ کینه‌ای کور و درمانده که چنان چشم بصیرت نویسنده‌اش را بر حقیقت جاری در خیابان‌ها بسته که قادر نیست فریاد یک ملت برای آزادی را ببیند، مگر آنکه آن را در ترازوی خصومت‌های دیرین خویش عیار بزند.

شما، آقای معصوم‌بیگی، آگاهانه یا از سرِ نابینایی سیاسی، در حال بازآفرینی همان خطای مرگباری هستید که نیم قرن پیش، طیفی ناهمگون و شوم ــ از چپ‌های مسخ‌شده در حزب توده و فدائیان خلق تا مجاهدین و فرقه‌های مذهبی و تروریستی و متعصب همانند حزب مؤتلفه و دیگر جریان‌های مذهبی وابسته به خمینی ــ در قبال شاه مرتکب شدند. شما و هم‌قطاران دیروز و امروزتان، از سر کینه‌ای کور به پهلوی، آغوش خود را بر دیو ارتجاع گشودید؛ دیوی که از درون صندوقچه‌های آن فاجعه برآمد و نزدیک به پنج دهه است که خاک ایران را با خون پاک‌ترین فرزندانش آبیاری می‌کند. اما شگفتا که پس از این همه سال تماشاگریِ مسلخ، هنوز از خروارها خاکستر و خاک به چشمان ملت ریخته، عبرت نگرفته‌اید!

امروز نیز همان خنجر زنگ‌زدهٔ کینه را برداشته‌اید و بر پیکر خیزش ملی دی‌ماه می‌زنید. شما با بهتان زدن به شاهزاده رضا پهلوی و تحقیر میلیون‌ها ایرانی شجاعی که نام او را به‌عنوان نماد همبستگی و ساختارشکنی فریاد زدند ــ و بیش از چهل هزار تن از آنان با همین نام بر لب، زیر بارش گلوله‌های پاسداران به خاک افتادند ــ عملاً در ستاد همان سرکوبگرانی سنگر گرفته‌اید که شلاق و تفنگ بر جان مردم می‌کوبند. این موضع‌گیری، نه یک «تحلیلِ دلسوزانه»، بلکه شست‌وشوی دست‌های تا مرفق آغشته به خونِ نظام ولایت فقیهی است که از هیچ جنایتی شرم ندارد.

در روزگاری که رژیم سفاک سفرهٔ ارعاب پهن کرده و خود با وقاحتِ تمام، تصاویر سرکوب و کشتارش را بازگو می‌کند تا لرزه بر اندام جامعه اندازد، شما به‌جای نشانه رفتنِ قلبِ این هیولای خون‌خوار، انگشت اتهام را به‌سوی رهبری محبوبِ مردم و خون‌های پاک بر زمین ریخته می‌گیرید. کار شما خاک پاشیدن به چشم خانواده‌های داغ‌داری است که هنوز داغ فرزندانشان بر سینه‌شان می‌سوزد.

Masoud_amirkhalili.jpgبرخلاف تصور عمومی که سکولاریسم را فقط نتیجه عصر روشنگری یا انقلاب‌های مدرن می‌داند، ریشه‌های مفهومی و ساختاری آن به تفکیک اساسی برمی‌گردد که در حقوق رومی بین مسائل عمومی (حقوقی) و دینی وجود داشت. به همین دلیل، می‌توان حقوق روم را یکی از عوامل مهم سکولاریزاسیون در غرب به شمار آورد.

حقوق رومی

حقوق رومی از همان ابتدا بر پایه تفکیک میان حقوق عمومی (Jus Publicum) و حقوق خصوصی (Jus Privatum) و همچنین تمایز میان قلمرو حقوق (Jus) و قلمرو امور مقدس (Fas) بنا شد.

در اندیشه رومی، «حقوق» برآمده از قرارداد، عقلانیت مدنی و مناسبات شهروندی بود و نه متکی بر وحی یا شریعت آسمانی. این ساختار موجب شد که حتا پس از مسیحی شدن امپراتوری روم (چرخش کنستانتینی)، قوانین مدنی و جزایی شالوده غیردینی خود را حفظ کنند. و به‌ویژه از آن‌رو که گفته می‌شود خود مسیح یهودی‌مذهب این اصل را صورت‌بندی کرده بود: «آنچه از آن قیصر است به قیصر بدهید، و آنچه از آن خداست به خدا.» (انجیلِ لوقا ۲۰:۲۵).

دین می‌توانست وجدان فردی یا آیین‌های دولتی را هدایت کند، اما سنت حقوقی مستقل از عقاید دینی عمل می‌کرد.

حقوق رومی بر اساس ضرورت‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تنظیم شدند، نه تکالیف دینی. حقوق رومی مفهوم حقوق شهروندی را فارغ از تعلقات مذهبی تعریف کرد. در حقوق رومی، فرد به‌عنوان «دارنده حق و تکلیف در برابر دولت» شناخته می‌شد، نه به‌عنوان مؤمن به یک باور دینی.

این نگاه بعدها در عصر روشنگری به ساخت مفاهیمی چون: حقوق بشر، حقوق مدنی و برابری در برابر قانون کمک شایانی کرد: بسیاری از نظام‌های حقوقی اروپایی (موسوم به «خانواده‌ی حقوقی رومی ـ ژرمنی»)، از جمله قانونِ مدنی فرانسه (ناپلئون، ۱۸۰۴) و قانونِ مدنی آلمان، مستقیم بر مفاهیم و ساختارِ حقوقِ رومی بنا شده‌اند.

سینمای آزاد

پيشگفتار

سینمای ایران در سال‌های پیش از انقلاب اسلامى ۱۳۵۷، برخلاف تصور رایج، فقط عرصه فیلم‌های روشنفکرانه، اجتماعی یا سرگرم‌کننده نبود. در بخش بزرگی از تولیدات سینمایی و تلویزیونی آن دوره، نشانه‌ها، آیین‌ها و ارزش‌های مذهبی به شکل‌های گوناگون حضور داشتند؛ گاهی در مرکز داستان و گاهی تنها در چند صحنه، دیالوگ یا حتی یک صدای آشنا مانند اذان.

نمونه‌هایی که در این مقاله بررسی می‌شوند تنها بخشی از مجموعه گسترده فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی با مضامین، نشانه‌ها یا فضای مذهبی در سینمای پیش از انقلاب هستند. هدف، ارائه فهرست کامل نیست؛ بلکه بررسی روندی است که طی آن مذهب از یک عنصر طبیعی فرهنگ جامعه به یک زبان عاطفی، اخلاقی و در سال‌های پایانی، سیاسی تبدیل شد.

این حضور را نمی‌توان به یک جریان واحد یا برنامه‌ای سازمان‌یافته نسبت داد. بسیاری از فیلمسازان صرفاً واقعیت جامعه‌ای مذهبی را روی پرده آورده‌اند. اما مسئله از جایی اهمیت پیدا می‌کند که یک مجموعه ثابت از تصاویر و مفاهیم بارها تکرار می‌شود: مسجد، سقاخانه، اذان، نماز، عزاداری، علم، نذر، زیارت، امامزاده، توبه، گناه، شهادت، ظلم و قیام.

تکرار این عناصر، به‌خصوص در لحظات حساس درام، به آنها نیرویی فراتر از یک نشانه محیطی می‌دهد. سینما از این تصاویر برای ایجاد ترس، امید، ترحم، احساس گناه، رستگاری و همدلی استفاده می‌کند و تماشاگر را از مسیر احساس به جهان اخلاقی فیلم وارد می‌سازد.

«قیصر»؛ سنت، غیرت و مذهب

«قیصر» ساخته مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این روند است. فیلم در ظاهر داستان انتقام یک مرد از کسانی است که به خواهرش تجاوز کرده‌اند؛ اما جهان اخلاقی آن از ترکیب سنت، خانواده، غیرت، جوانمردی و نشانه‌های مذهبی ساخته شده است.

عزاداری، سقاخانه، زورخانه، فضای سنتی محله‌ها و همراهى خدمتکار خانه به مشهد و زیارت امام رضا، تنها تزئینات صحنه نیستند. آنها بخشی از جهان ارزشی فیلم را شکل می‌دهند؛ جهانی که در آن آبرو، حرمت خانواده، مردانگی و اخلاق سنتی به یکدیگر گره خورده‌اند.

در «قیصر»، مذهب بیشتر در تار و پود زندگی سنتی حضور دارد تا در قالب سخنرانی یا شعار. همین شکل از حضور، آن را برای مخاطب طبیعی و پذیرفتنی می‌کند. اما در همین جهان، جایگاه زن نیز به‌روشنی تعریف شده است.

police.jpgحمله مسلحانه در بمپور؛ پلیس دو کشته اعلام کرد، حال‌وش از تلفات بیشتر خبر داد

خبرنامه گویا ـ در پی حمله مسلحانه در محور بمپور به ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان، پلیس از کشته شدن دو مأمور و زخمی شدن یک مأمور دیگر خبر داد. حال‌وش، به نقل از منابع محلی، گزارش کرده که دو خودروی نیروهای نظامی هدف تیراندازی قرار گرفته‌اند و دست‌کم سه نفر کشته شده‌اند.

بر اساس اطلاعیه پلیس، این حمله روز دوشنبه ۱۳ مهرماه، علیه گشت انتظامی پاسگاه نوکجو شهرستان بمپور صورت گرفت. پلیس نام دو مأمور کشته‌شده را استوار دوم امیرحسین قاسمی و گروهبان یکم نظام دست‌گشاده اعلام کرد. تسنیم نیز آمار دو کشته را منتشر کرده و خبرگزاری صداوسیما از حمله به یک گشت پلیس خبر داده است.

در مقابل، حال‌وش به نقل از منابع خود و شاهدان عینی نوشته است که دو دستگاه هایلوکس هدف حمله قرار گرفته‌اند؛ در یکی از خودروها دست‌کم سه سرنشین کشته شده‌اند و خودروی دوم در جریان تیراندازی واژگون شده است. وضعیت سرنشینان خودروی دوم مشخص نیست و اطلاعیه پلیس نیز توضیحی درباره آن ارائه نکرده است. آمار بالاتر تلفات در گزارش حال‌وش هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده است.

پلیس از آغاز عملیات شناسایی و بازداشت مهاجمان خبر داده است. هویت افراد مسلح، انگیزه حمله و شمار نهایی کشته‌ها و زخمی‌ها همچنان روشن نیست.

ehsasi.jpgشیرینی آزادی یا صدای شیون اعدام

خبرنامه گویا - زنی که مغازه‌اش روبه‌روی یکی از زندان‌های ایران قرار دارد، از خانواده‌هایی می‌گوید که هر روز با دو حال کاملاً متفاوت از مقابل مغازه او می‌گذرند؛ بعضی برای آزادی عزیزانشان شیرینی می‌خرند و جشن می‌گیرند، اما بعضی دیگر ساعت‌ها آنجا می‌نشینند و از نگرانی، انتظار و آخرین دیدار با زندانی محکوم به اعدام می‌گویند.

او هنگام روایت این بخش بغض می‌کند و می‌گوید گاهی صدای شیون و گریه خانواده‌هایی را می‌شنود که عزیزشان اعدام شده است. مغازه‌ای که برای برخی محل خرید شیرینی آزادی است، برای برخی دیگر به جایی برای شنیدن خبر مرگ و خداحافظی آخر تبدیل شده است.

***

یک قاب، چند جهان متفاوت در حزب سبز بریتانیا

خبرنامه گویا - در تصویری از یک گردهمایی حزب سبز در لیدز، مردی با ریش، کلاه سیاه و چفیه در کنار فردی سبیل‌دار با پوشش زنانه و نشان سبز حزب ایستاده و با نگاهی که چندان راحت به نظر نمی‌رسد، او را برانداز می‌کند.

greenlarge.jpg

انتشار این عکس در شبکه‌های اجتماعی با واکنش‌های طنزآمیز همراه شده و کاربران آن را نمادی از ائتلاف طیف‌هایی دانسته‌اند که دیدگاه‌هایشان در موضوعات اجتماعی و فرهنگی با یکدیگر سازگار نیست؛ تصویری که شاید بیش از هر بیانیه سیاسی، تناقض‌های درونی این ائتلاف سبز و قرمز را به نمایش می‌گذارد.

مرد مسلمان در این تصویر مثین علی، عضو شورای شهر لیدز و از سپتامبر ۲۰۲۵ یکی از دو معاون رهبر حزب سبز انگلستان و ولز است. او پس از پیروزی در انتخابات محلی سال ۲۰۲۴ بیشتر مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت؛ در سخنرانی پس از پیروزی، از «بلند کردن صدای غزه و فلسطین» سخن گفت و عبارت «الله‌اکبر» را به کار برد.

علی بعدتر گفت استفاده از این عبارت برای او به‌عنوان یک مسلمان، بیان شادی و شکرگزاری بوده و برخی بازتاب‌های رسانه‌ای را تحریف‌آمیز دانست.

mice.jpg

یک دانش‌آموز با ارسال ویدیویی به ایران‌اینترنشنال، صفحه‌ای از کتاب «آمادگی دفاعی» پایه نهم را نشان می‌دهد که در آن تصویر دستی با انگشتر عقیق در کنار چند موش چاپ شده است.

او با کنایه می‌گوید: «خواستند بگویند انگشتر موش‌ها را فراری می‌دهد، ولی معلوم است قبول دارند خامنه‌ای کنار موش‌ها بوده.»

شباهت دست و انگشتر در تصویر با انگشترهای شناخته‌شده علی خامنه‌ای باعث شده این صفحه از کتاب در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گیرد و واکنش‌های طنزآمیز دانش‌آموزان و کاربران را به دنبال داشته باشد. تصویر مورد بحث بخشی از مطالب کتاب درباره موضوعات دفاعی و پدافند غیرعامل است.

seconwife.jpgخبرنامه گویا - خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، در گفت‌وگویی تازه «زهرا حماده» را به عنوان همسر محمدسعید ایزدی، معروف به «حاج رمضان»، فرمانده کشته‌شده نیروی قدس سپاه معرفی کرده و از نقش قاسم سلیمانی در شکل‌گیری این ازدواج خبر داده است. تسنیم در معرفی این گفت‌وگو نیز حماده را صراحتاً «همسر محمد سعید ایزدی» خوانده است.

این معرفی از آن جهت قابل توجه است که پیش از این، رسانه‌های حکومتی بارها «سعیده سالاری» را نیز به عنوان همسر محمدسعید ایزدی معرفی کرده بودند.

زهرا حماده در مصاحبه با تسنیم گفته است پیش از ایزدی با یکی دیگر از نیروهای موسوم به «محور مقاومت» ازدواج کرده بود که کشته شد. او در آن زمان دو فرزند چهار و دو ساله داشت و حدود دو سال بعد با ایزدی ازدواج کرد. به گفته حماده، زندگی مشترک آنها حدود ۱۲ سال ادامه داشت و دو فرزند به نام‌های فاطمه معصومه و محمدحسین حاصل این ازدواج هستند.

حماده همچنین گفته است اطرافیان ایزدی از او خواسته بودند ازدواج کند تا «نسلش ادامه پیدا کند» و فرزندانی داشته باشد که مسیر او را دنبال کنند. هنگامی که خبرنگار تسنیم می‌پرسد آیا قاسم سلیمانی از جمله افرادی بوده که در این ازدواج نقش داشته، حماده پاسخ مثبت می‌دهد.

محمدسعید ایزدی از فرماندهان ارشد نیروی قدس و مسئول شاخه موسوم به «سپاه فلسطین» بود. او در جریان جنگ ۱۲روزه و در حمله اسرائیل به قم کشته شد.

naft.jpgخبرنامه گویا - ایران‌اینترنشنال می‌گوید اطلاعاتی در اختیار دارد که بر اساس آن، برکناری محسن پاک‌نژاد از وزارت نفت بخشی از تغییر آرایش شبکه‌ای است که فروش نفت و انتقال درآمدهای آن را در اختیار دارد؛ شبکه‌ای که بنا بر این روایت، اکنون بیش از گذشته به سازمان اطلاعات سپاه و سیستم بانکی روسیه متصل شده است.

ساعاتی پیش از اعلام برکناری پاک‌نژاد، خبرگزاری فارس از انتقال حدود یک‌ونیم میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران از طریق شبکه بانکی روسیه خبر داد. به روایت ایران‌اینترنشنال، اهمیت این هم‌زمانی در آن است که پس از دشوارتر شدن استفاده از مسیرهای مالی پیشین، به‌ویژه در امارات، بخشی از پول فروش نفت اکنون از کانال‌های بانکی روسیه جابه‌جا می‌شود.

در این روایت، پاک‌نژاد در ماه‌های اخیر به‌دلیل افشای پرونده تراستی‌ها و اختلاف بر سر نحوه فروش و بازگشت پول نفت، به مانعی برای تثبیت این آرایش تازه تبدیل شده بود؛ بنابراین کنار گذاشتن او می‌توانست راه را برای تمرکز بیشتر فروش نفت و انتقال درآمدها در شبکه‌ای نزدیک‌تر به سازمان اطلاعات سپاه و مسیر بانکی روسیه باز کند. از این زاویه، برکناری وزیر نه پایان فعالیت تراستی‌ها، بلکه حذف یک مانع و ادامه همان شبکه با سازوکاری تازه تلقی می‌شود.

در ماه‌های گذشته، گزارش‌های متعددی درباره میلیاردها دلار درآمد نفتی بازنگشته منتشر شده بود.

***

channel1.jpgبرنامه «ویرگول» تلویزیون کانال یک

محمدحسین رنجبران به تکرار آنچه «توهین به رهبری» در آنتن زنده صداوسیما خواند، اعتراض کرد و خواستار پاسخگویی مسئولان این سازمان شد.

او مدعی شد چنین اتفاقی در ۴۸ سال گذشته سابقه نداشته، اما در پنج سال اخیر سه بار رخ داده است. رنجبران همچنین با رد توضیح «هک» گفت صرفاً شعار دادن درباره رهبری و ولایت کافی نیست و عملکرد مسئولان باید بررسی شود.

در ادامه برنامه «ویرگول» تلویزیون کانال یک، مونا پژهان با علیرضا نامور حقیقی درباره بن‌بست مذاکرات و احتمال تشدید درگیری میان جمهوری اسلامی و آمریکا گفت‌وگو می‌کند. نامور حقیقی معتقد است خواسته‌های دو طرف با یکدیگر سازگار نیست و فعلاً شرایط توافقی پایدار فراهم نشده است.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

sardar2.jpgنقش همسر فرمانده سپاه در تاسیس مدرسه شجره طیبه نداسا و ۹۶ مدرسه مشابه دیگر

ایران اینترنشنال - علی فدوی شامگاه یک‌شنبه ۱۲ مهر در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد. این حضور پس از مدت‌ها شایعه اعدام او به اتهام جاسوسی و کشته شدن همسرش در جریان بازجویی رخ داد. او در بخشی از گفت‌وگو، همسرش را موسس مدرسه شجره طیبه نداسا در میناب معرفی و تاکید کرد او در جنگ ۱۲ روزه کشته شده است.

فدوی سابقه فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (نداسا) و جانشینی فرمانده کل سپاه پاسداران را در کارنامه داشت، اما از دی‌ماه ۱۴۰۴، کمی پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، به سمت ریاست گروه مشاوران فرمانده سپاه گمارده شد.



کمرنگ شدن حضور او سبب شد تا گمانه‌زنی‌های زیادی درباره بازداشت او مطرح شود. این شایعات به خود او محدود نماند؛ در فضای مجازی شایعه کشته شدن همسرش در جریان بازجویی نیز منتشر شد.



حضور فدوی در این برنامه تلویزیونی نشان داد او زنده است و تاکید او روی کشته شدن همسرش در جریان جنگ ۱۲ روزه، به‌نظر پاسخی به شایعه مرگ او در جریان بازجویی بود.

namvarH.jpgعلیرضا نامور حقیقی، تحلیل‌گر سیاسی و استراتژیک، گفت استقرار حدود سه هزار نیروی آمریکایی در اسرائیل و گزارش‌ها درباره اعزام نیرو و تجهیزات بیشتر به منطقه، نشان می‌دهد آمریکا خود را برای دور تازه‌ای از درگیری با جمهوری اسلامی آماده می‌کند.

او افزود مذاکرات دیپلماتیک به نتیجه نرسیده و شروط جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز از سوی آمریکا پذیرفته نشده است. به گفته نامور حقیقی، بدون بازبینی راهبردی تهران در پرونده‌هایی مانند آمریکا، اسرائیل، برنامه هسته‌ای و مسائل نظامی، دیپلماسی جمهوری اسلامی به نتیجه نخواهد رسید.

***

افاضات جدید بیژن و زنش!

| No Comments

بدون شرح!

azimi.jpgخبرنامه گویا - میکائیل عظیمی، پژوهشگر اقتصاد بخش عمومی در گفتگو با انصاف نیوز، می‌گوید پس از آنچه «فاجعه دی‌ماه ۱۴۰۴» می‌نامد، رابطه حکومت و جامعه در ایران وارد مرحله‌ای تازه شده و دیگر نمی‌توان کشور را با همان روش‌ها و رویه‌های پیشین اداره کرد.

عظیمی معتقد است حوادث دی‌ماه چنان نقطه عطفی بوده که می‌توان تاریخ جمهوری اسلامی را به پیش و پس از آن تقسیم کرد. به گفته او، «پس از فاجعه دی‌ماه، به هیچ عنوان دیگر نمی‌شود به آن شکل‌های سنتی و قدیمی فکر کنیم و عمل کنیم» و رابطه دولت با جامعه و حکومت با شهروندان «وارد یک فاز دیگری شده است».

او وضعیت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را نیز به‌شدت بحرانی توصیف می‌کند و می‌گوید اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی «دیگر به ته دیگ رسیده، اگر نخواهیم بگوییم در این دیگ چیزی نمانده است».

بخش مهمی از انتقادهای عظیمی به نحوه تنظیم بودجه و توزیع منابع عمومی بازمی‌گردد. او بودجه را نه صرفاً مجموعه‌ای از اعداد و ارقام، بلکه یکی از روشن‌ترین اسناد برای شناخت اولویت‌های واقعی حکومت می‌داند.

به گفته او، مقام‌های حکومتی می‌توانند در سخنرانی‌ها از اولویت آموزش، بهداشت، معیشت یا توسعه سخن بگویند، اما این بودجه است که نشان می‌دهد در عمل پول کشور کجا خرج می‌شود. عظیمی از همین رو بودجه را «دم خروس» شعارها و وعده‌های حکومت توصیف می‌کند.

او می‌گوید از طریق سند بودجه می‌توان فهمید دولت از چه گروه‌هایی پول می‌گیرد و منابع را در اختیار کدام بخش‌ها، نهادها و گروه‌های اجتماعی قرار می‌دهد.

rooydad24.jpgخبرنامه گویا - به گزارش رویداد ۲۴ محمود زیبایی، کارشناس سابق بانک مرکزی که نامش در جریان محاکمه بابک زنجانی مطرح شد، سال‌هاست در کانادا زندگی می‌کند و اکنون در شمار منتقدان جمهوری اسلامی و حامیان رضا پهلوی دیده می‌شود. اتهام‌های تازه بابک زنجانی علیه او، بار دیگر نام این کارشناس پیشین بانک مرکزی و نقش او در یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های اقتصادی جمهوری اسلامی را بر سر زبان‌ها انداخته است.

بابک زنجانی اخیرا با انتشار تصویری از زیبایی در شبکه ایکس مدعی شد او در پرونده‌اش تنها یک کارشناس بانکی نبوده، بلکه در زندان اوین از متهمان بازجویی می‌کرده و به اطلاعات مرتبط با پرونده نفتی و شیوه‌های دور زدن تحریم‌ها دسترسی داشته است. زنجانی در ادامه اتهام‌هایی از جمله «نفوذ» و ارتباط با موساد را نیز علیه او مطرح کرد؛ ادعاهایی که تاکنون هیچ سند عمومی مستقلی برای آنها ارائه نشده است.

پس از انتشار این اظهارات، منابع قضایی اعلام کردند محمود زیبایی هرگز بازجو، بازپرس، ضابط یا نماینده قوه قضاییه در پرونده زنجانی نبوده و تنها به‌عنوان یکی از کارشناسان بانک مرکزی برای بررسی تراکنش‌ها و تشخیص اصالت اسناد بانکی در پرونده حضور داشته است.

زیبایی نیز در واکنش، حمله متقابلی را آغاز کرد. او مدعی شد به حدود ۴۰ گیگابایت از ایمیل‌های شخصی زنجانی دسترسی داشته و از او پرسید چرا در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ در کیش برای دستگاه‌های حکومتی اسپری فلفل تولید می‌کرده است. صحت مستقل این ادعاها نیز روشن نیست.

«امین نظام» در پرونده بابک زنجانی

بر اساس سوابق منتشرشده، محمود زیبایی بیش از دو دهه در بانک مرکزی فعالیت داشته و مسئولیت‌هایی در حوزه روابط کارگزاری، سامانه سویفت و سیستم‌های پرداخت برعهده داشته است. همین سابقه تخصصی حضور او در پرونده زنجانی را، که بخش مهمی از آن به نقل‌وانتقال پول و اصالت اسناد بانکی و پیام‌های سویفت مربوط می‌شد، توضیح می‌دهد.

در روایتی که از جلسات محاکمه زنجانی در رسانه‌های مرتبط با او منتشر شده، آمده است که وکیل زنجانی به حضور زیبایی به‌عنوان کارشناس اعتراض کرده و بانک مرکزی را یکی از طرف‌های ذی‌نفع پرونده دانسته است. بنا بر همان روایت، قاضی ابوالقاسم صلواتی در پاسخ گفته بود: «آقای محمود زیبایی امین نظام است.»

وزیر نفت استعفا داد

| No Comments

estefa.jpg- استعفای ناگهانی وزیر نفت؛ «دلایل شخصی» یا بحران در مهم‌ترین منبع درآمد جمهوری اسلامی؟

- محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، روز یکشنبه ۱۲ مهر از سمت خود استعفا کرد؛ تغییری که در بحبوحه افزایش فشارهای اقتصادی ایالات متحده آمریکا بر حکومت ایران و محدود شدن صادرات نفت ایران صورت می‌گیرد.

خبرنامه گویا - محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، در شرایطی از سمت خود کنار رفت که حکومت هم‌زمان با فشار شدید بر صادرات و درآمدهای نفتی و یک کشمکش طولانی بر سر مدیریت بخش‌هایی از صنعت پتروشیمی روبه‌روست؛ مجموعه‌ای از تحولات که توضیح رسمی دولت درباره «دلایل شخصی» استعفا را با پرسش‌های جدی مواجه کرده است.

مسعود پزشکیان روز یکشنبه ۱۲ مهر استعفای پاک‌نژاد را پذیرفت و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، را به سرپرستی وزارت نفت منصوب کرد. دفتر ریاست‌جمهوری می‌گوید پاک‌نژاد «از مدت‌ها پیش» به دلیل «مشکلات و دلایل شخصی» خواستار کناره‌گیری شده بود و پزشکیان در ابتدا با استعفای او مخالفت کرده بود. درباره ماهیت این مشکلات و علت تغییر نظر رئیس دولت توضیحی داده نشده است.

همین ابهام، مهم‌ترین پرسش را ایجاد می‌کند: اگر دلیل استعفا صرفاً شخصی بوده، چرا پذیرش آن به یکی از بحرانی‌ترین مقاطع برای صنعت نفت جمهوری اسلامی موکول شده است؟

در هفته‌های اخیر فشار بر شریان‌های مالی و نفتی حکومت به‌شدت افزایش یافته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در چارچوب کارزار «Operation Economic Outcast» دامنه تحریم‌ها را گسترش داده و صراحتاً اعلام کرده هدف آن قطع شبکه‌های درآمدی، دور زدن تحریم‌ها و منابع مالی در اختیار جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران است. تازه‌ترین اقدامات واشینگتن در اول اکتبر بخش‌های بیشتری از اقتصاد ایران و شبکه‌های مالی مرتبط با حکومت را هدف قرار داد.

داده‌های ردیابی نفتکش‌ها نیز تصویری به‌مراتب تیره‌تر از روایت مقام‌های جمهوری اسلامی ارائه می‌کنند. گزارش‌های اخیر از کاهش بسیار شدید بارگیری و صادرات تازه نفت ایران حکایت دارند؛ در حالی که پاک‌نژاد پیش‌تر اصرار داشت فروش نفت متوقف نشده و بخشی از محموله‌ها پس از انتقال به خارج از آب‌های ایران به مشتریان تحویل می‌شود.

oil.jpgاما همه خبرها خوب نیست

کیهان لندن - تازه‌ترین داده‌های مؤسسه ردیابی کشتی «کپلر» نشان می‌دهد صادرات نفت خام از خاورمیانه، با وجود ادامه حملات به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز و اطراف آن، در روزهای پایانی سپتامبر از سطح پیش از جنگ فراتر رفته است.

بر اساس این داده‌ها، حجم صادرات روزانه منطقه در هفته پایانی سپتامبر به حدود ۱۹.۵ تا ۲۲.۵ میلیون بشکه رسید؛ در حالی که میانگین صادرات از مارس ۲۰۲۵ تا فوریه، پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز بود.

میانگین هفت‌روزه صادرات نفت خام تا اول اکتبر نیز به ۱۸.۵ میلیون بشکه در روز رسید. با احتساب فرآورده‌های نفتی، مواد شیمیایی و مایعات گازی، صادرات در هفت روز منتهی به ۳۰ سپتامبر به حدود ۲۲.۴ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. شمار محموله‌های گاز طبیعی مایع‌شده عبوری از هرمز نیز در سپتامبر به بالاترین سطح ماهانه از فوریه رسید.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

«کپلر» می‌گوید این آمار کشتی‌هایی را که احتمالا با خاموش کردن سامانه شناسایی خودکار از منطقه عبور کرده‌اند، شامل نمی‌شود.

پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۲۵ کشتی بزرگ تجاری از تنگه هرمز عبور می‌کردند و این آبراه مسیر انتقال حدود ۲۰ درصد نفت خام و گاز طبیعی مایع‌شده جهان بود.

افزایش صادرات در حالی رخ داده که حملات به کشتی‌های تجاری همچنان ادامه دارد و مقام‌های جمهوری اسلامی هم‌زمان مدعی کنترل تنگه هرمز هستند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، گفته است تا زمان تحقق هفت شرط جمهوری اسلامی بر اساس «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد»، تنگه هرمز «باز نخواهد شد».

شرکت اطلاعات کشتیرانی «مریسکس» در گزارشی در ۱۱ مهر دست‌کم هفت حادثه دریایی اخیر در منطقه را ثبت کرده است. از جمله نفتکش بزرگ «کاظمه ۳» که اول اکتبر هنگام عبور از تنگه با یک پرتابه ناشناس هدف قرار گرفت و دچار آتش‌سوزی شد. خدمه این نفتکش آسیبی ندیدند و از کشتی تخلیه شدند.

آژانس عملیات تجاری دریایی بریتانیا نیز اعلام کرده از دوم اکتبر دست‌کم روزانه یک حمله در تنگه هرمز یا خلیج عدن ثبت شده است.

«مریسکس» هشدار داده است کشتی‌های تجاری در هرمز با تهدیدی نظامی «شدیدتر و به‌طور فزاینده غیرقابل پیش‌بینی» روبه‌رو هستند. این شرکت می‌گوید هنوز شواهدی در دست نیست که همه حوادث اخیر ناشی از هدف‌گیری عمدی کشتی‌های مشخص باشد.

یکی از سناریوهای مطرح‌شده از سوی «مریسکس» این است که نیروهای جمهوری اسلامی موشک‌ها را به سوی محدوده‌ای از پیش تعیین‌شده شلیک کنند و سامانه هدایت موشک پس از شناسایی رادار کشتی‌های حاضر در منطقه، روی یکی از آنها قفل کند. در چنین شرایطی، صرف حضور یک کشتی در محدوده درگیری می‌تواند آن را در معرض حمله قرار دهد.

pilot.jpgخبرنامه گویا - به گزارش ایران اینترنشنال روزنامه «کوریه دلا سرا» با تطبیق یافته‌های تازه، شهادت‌ها و گزارش‌های امنیتی، جزییات تازه‌ای از نقشه کمک‌خلبان فلای‌دبی برای کوبیدن هواپیما به برج‌های تل‌آویو ارائه داد. هم‌زمان، گزارش‌هایی از ارتباط احتمالی‌اش با گروهی وابسته به جمهوری اسلامی در سوریه منتشر شد.

این روزنامه ایتالیایی یکشنبه ۱۲ مهر، به نقل از دستگاه اطلاعاتی اسرائیل نوشت کمک‌خلبان قصد داشت هواپیما را به آسمان‌خراش‌های تل‌آویو بکوبد، بدون آنکه فرصتی برای برخاستن جنگنده‌ها و متوقف کردن هواپیما یا آغاز مذاکره برای رهایی مسافران باقی بماند.

همزمان، اسرائیل هیوم نیز از حضور یک تیم تحقیقاتی اسرائیلی در امارات و مشارکت نهادهای اطلاعاتی آمریکا، عمان و سوریه در تحقیقات پرونده خبر داد.

شکست نقشه اولیه و تلاش برای ساقط کردن هواپیما

به روایت کوریه دلا سرا، نقشه اولیه کمک‌خلبان این بود که کاپیتان را بکُشد و بدون جلب توجه افراد بیرون از کابین، پرواز را در مسیر تعیین‌شده تا تل‌آویو ادامه دهد.

این روزنامه نوشت پس از ورود مسافران به کابین و مختل شدن نقشه اولیه، کمک‌خلبان تصمیم گرفت هواپیما را همان‌جا در بیابان سرنگون کند. او سیستم خودران هواپیما را قطع کرد و با فشار دادن فرمان به جلو، سبب افت شدید ارتفاع شد.

بر اساس این گزارش، همام الحمامی ابتدا به بهانه خواندن نماز از صندلی برخاست و حدود چهار تا پنج دقیقه بعد با تبر نجات که پشت صندلی خلبان‌ها قرار داشت، به اسمیت مَچار، کاپیتان هندی هواپیما، حمله کرد.

گزارش‌ها حاکی از این است که مچار با وجود جراحت‌ها و خونریزی شدید تلاش کرد در کابین را باز کند تا مسافران و خدمه برای کمک وارد شوند.

کوریه دلا سرا برای بازسازی وقایع، روایت افراد حاضر را با گزارش‌های خدمه پرواز، کارکنان فرودگاه و کنترل ترافیک هوایی و داده‌های سامانه‌های تخصصی تطبیق داده و ویدیوهای حادثه را نیز با کمک دو کاپیتان مجرب بوئینگ ۷۳۷ بررسی کرده است.

رویترز نیز خبر داد دادستان کل امارات متحده عربی ابزار حمله را تبر اضطراری کابین خلبان معرفی کرد و این رویداد را «حمله تروریستی» خواند.

این حادثه هشتم مهر در پرواز شماره ۱۰۷۳ فلای‌دبی از دبی به تل‌آویو رخ داد. پس از حمله به کاپیتان و کاهش شدید ارتفاع، مسافران و خدمه کمک‌خلبان را مهار کردند و دو خلبان حاضر در میان مسافران، کنترل هواپیما را به دست گرفتند و آن را در تبوک عربستان سعودی فرود آوردند.

اقامت و تحصیل در استرالیا و بریتانیا

پلیس فدرال استرالیا اعلام کرد تیم مشترک مبارزه با تروریسم ویکتوریا، متشکل از پلیس فدرال، پلیس این ایالت و سازمان اطلاعات امنیتی استرالیا، ارتباط کمک‌خلبان با این کشور را بررسی می‌کند.

خبرنامه گویا - حساب «شین» در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرده به مجموعه‌ای شامل ۲۵۲۱ فایل آموزشی منتسب به سپاه پاسداران و بسیج دست یافته است؛ مجموعه‌ای از آموزش سلاح و تک‌تیراندازی تا کنترل اعتراضات، عملیات روانی، گشت شهری و مقابله با ناآرامی‌ها را در بر می‌گیرد.

shinlarge.jpg
به گفته «شین»، این آرشیو شامل پوشه‌هایی با عناوینی چون «AK-47»، «دوشکا»، «RPG7»، «تک‌تیرانداز و ضد تک‌تیرانداز»، «تخریب و انفجارات و تله‌های انفجاری»، «عملیات روانی»، «گشت شهری»، «کمین و ضدکمین» و «ایست و بازرسی» دیده می‌شود.

filesshin.jpg

بخش مهمی از این اسناد به برخورد با اعتراضات اختصاص دارد. در یک ارائه ۴۳ اسلایدی با عنوان «آرام‌سازی»، از «تیراندازی توسط تیراندازان ماهر» و «استفاده از قدرت آتش» به‌عنوان اقداماتی نام برده شده که فرماندهان می‌توانند برای کنترل ناآرامی‌ها به کار گیرند. به گفته «شین»، این موارد در اسلاید ۲۴ دوره کنترل ناآرامی آمده است.

در همین مجموعه، تجمع‌های پس از انتخابات «غیرعادی» طبقه‌بندی شده‌اند و اختلافات مزدی، بیکاری، افزایش هزینه‌های زندگی و نارضایتی سیاسی نیز از عوامل شکل‌گیری ناآرامی‌ها معرفی شده‌اند.

این اسناد تصویر روشنی از نگاه امنیتی جمهوری اسلامی به جامعه ارائه می‌کنند: نارضایتی اجتماعی نه یک مسئله سیاسی و اقتصادی، بلکه یک تهدید امنیتی تلقی می‌شود.

قرار گرفتن بیکاری، گرانی، اختلافات مزدی و نارضایتی سیاسی در کنار آموزش تیراندازی، کنترل خیابان و عملیات روانی نشان می‌دهد حکومت به جای پرداختن به ریشه‌های اعتراض، خود را برای مقابله با معترضان آماده می‌کند.

اهمیت این آرشیو فقط در آموزش سلاح یا سرکوب نیست؛ بلکه در نشان دادن یک نظام کامل برای کنترل جامعه است: یعنی با ساختاری روبه‌رو هستیم که سرکوب را نه اقدامی اضطراری، بلکه بخشی از برنامه‌ریزی دائمی حکومت می‌بیند.

***

ghashghavi.jpgحسن قشقاوی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت در مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا تغییری ایجاد نشده و تهران همچنان معتقد است «هفت شرط» باید محقق و منعقد شود تا پس از آن درباره تنگه هرمز گشایشی صورت گیرد.

خبرگزاری ایلنا یکشنبه ۱۲ مهر گزارش داد قشقاوی تفاوت اسلام‌آباد و نیویورک را که با میانجی‌گری غیرمستقیم قطر مطرح شد، تنها «فشردگی زمان» دانست و گفت اختلافی در موضع جمهوری اسلامی یا محتوای مذاکرات وجود نداشت.

قشقاوی گفت جمهوری اسلامی در موضوع شروط و تنگه هرمز در مرحله «پسامذاکرات» قرار دارد و افزود مذاکرات، «کریدور عبور موقت» در تنگه هرمز میان تهران و عمان و همچنین قانون مجلس در این زمینه، همگی روشن هستند.

***

او تصمیم‌گیری نهایی را بر عهده مقام‌های آمریکایی دانست و افزود از نظر مسائل محتوایی ابهامی وجود ندارد که نیازمند مذاکرات جدید باشد.

ch1.jpgگفتگوی مونا پژهان با قاسم شعله‌سعدی

آیا حمله بعدی به ایران می‌تواند پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و به‌صورت غافلگیرانه رخ دهد؟ در این برنامه کانال یک، مونا پژهان با قاسم شعله‌سعدی درباره احتمال ازسرگیری جنگ، زمان‌بندی حمله و پیامدهای سیاست‌های جمهوری اسلامی گفت‌وگو می‌کند. شعله‌سعدی هشدار می‌دهد که نباید اظهارات ترامپ درباره زمان حمله را تضمینی برای به تعویق افتادن آن دانست.

احتمال عملیات نظامی برای تصرف جزایر، کنترل تنگه هرمز یا جزیره خارگ و خطر تبدیل آن به جنگی گسترده و طولانی، از دیگر محورهای این گفت‌وگوست. شعله‌سعدی اشغال گسترده ایران به شیوه عراق و افغانستان را محتمل نمی‌داند، اما درباره پیامدهای عملیات محدود برای تمامیت ارضی، امنیت کشور و صادرات نفت هشدار می‌دهد.

شعله‌سعدی جمهوری اسلامی را در پایان عمر سیاسی خود می‌داند و ضمن انتقاد از توان و سازمان‌دهی اپوزیسیون، دیدگاه خود را درباره نقش «شورای انقلاب ملی ایران» و ضرورت حمایت مردم از آن مطرح می‌کند.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

ghatl.jpgپنج پرونده قتل در تهران، از درگیری بر سر سگ‌گردانی تا اختلاف مالی و قتل با همدستی همسر مقتول، در هفته‌های اخیر در پلیس آگاهی تهران مورد رسیدگی قرار گرفته است

خبرنامه گویا - به گزارش اعتماد، در یکی از این پرونده‌ها، مردی ۳۹ ساله در سعادت‌آباد پس از درگیری بر سر سگ‌گردانی با ضربات چاقو کشته شد. بر اساس تحقیقات پلیس، مقتول شامگاه چهارم مرداد در ضلع جنوب‌غربی پارک آبشار در حال سگ‌گردانی بود که با مردی وارد مشاجره شد. متهم پس از بازگشت به خودروی خود، چاقویی از داشبورد برداشت و بار دیگر به سوی او رفت و وی را از ناحیه گردن و سینه مجروح کرد. مرد ۳۹ ساله پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. متهم پس از دستگیری گفته است اختلافات قبلی بر سر سگ‌گردانی انگیزه این درگیری بوده است.

در پرونده‌ای دیگر، جسد زنی حدودا ۴۰ ساله در خانه‌ای در جنوب تهران پیدا شد. به دلیل گذشت زمان، هویت او در ابتدا مشخص نبود، اما آزمایش DNA به شناسایی مقتول انجامید. تحقیقات پلیس به مردی رسید که حدود سه سال با این زن زندگی می‌کرد و پس از مرگ او ناپدید شده بود. متهم پس از بازداشت به قتل در جریان یک مشاجره اعتراف کرده است.

اختلاف بر سر یک بدهی میلیاردی نیز به قتل مدیر یک مرکز ترک اعتیاد انجامید. متهم گفته است یک میلیارد تومان از مقتول قرض گرفته و در مقابل، سفته‌هایی به ارزش ۱۸ میلیارد تومان در اختیار او قرار داده بود. به گفته پلیس، مشاجره بر سر این بدهی به درگیری کشیده شد و مقتول با چاقو و قطعات شیشه شکسته به قتل رسید. در جریان تحقیقات یک سلاح کمری غیرمجاز نیز در کولر آبی پشت‌بام خانه کشف شد.

در پرونده چهارم، معمای ناپدید شدن مردی ۴۰ ساله پس از حدود دو سال به بازداشت برادر ناتنی او منجر شد. تحقیقات نشان داده است که متهم پس از ناپدید شدن برادرش، با تلفن همراه او برای خانواده پیام می‌فرستاده تا وانمود کند وی همچنان زنده است. آزمایش DNA در نهایت هویت بقایای انسانی کشف‌شده را متعلق به فرد مفقودشده تایید کرد.

در پرونده‌ای دیگر، مردی ۴۲ ساله هنگام خواب با شلیک گلوله به سرش کشته شد. پلیس همسر ۳۶ ساله مقتول و جوانی ۱۸ ساله را در ارتباط با این قتل بازداشت کرده است. بنا بر اعترافات منتسب به متهم جوان، همسر مقتول اسلحه‌ای در اختیار او قرار داده و در خانه را باز گذاشته بود. متهم سپس وارد خانه شده و زمانی که مرد خواب بوده، یک گلوله به سر او شلیک کرده است. سلاح مورد استفاده بعدا در خانه خواهر متهم کشف شد.

هر پنج پرونده همچنان در دست رسیدگی قضایی قرار دارند و بخش مهمی از جزئیات منتشرشده بر اساس تحقیقات پلیس و اعترافات منتسب به متهمان است.

alivaez.jpgخبرنامه گویا - علی واعظ، مدیر پروژه ایران در «گروه بین‌المللی بحران»، در تحلیلی برای فارن افرز نوشته است که در صورت طولانی‌شدن درگیری با آمریکا، جمهوری اسلامی ممکن است دامنه اقدامات نظامی خود را گسترش دهد و فشار بر واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن را افزایش دهد.

واعظ از چهره‌های بحث‌برانگیز حوزه ایران در واشنگتن است و بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی، تحلیل‌های او را بیش از حد نزدیک به روایت تهران یا جریان اصلاح‌طلب می‌دانند. او در مقابل، سال‌ها بر دیپلماسی و مذاکره برای حل مناقشه ایران و غرب تأکید کرده است.

به نوشته واعظ، تهران در شرایط کنونی تمایل چندانی به مصالحه سریع ندارد و ممکن است برای افزایش هزینه جنگ، فشار بر اقتصاد متحدان آمریکا، بازار جهانی انرژی و تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه را افزایش دهد.

واعظ سناریوهای شدیدتری را نیز مطرح می‌کند؛ از جمله احتمال هدف قرار گرفتن مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی یا حتی انجام عملیات زمینی علیه برخی اهداف در کشورهای همسایه. او از احتمال تلاش برای حمله یا تصرف پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس نیز سخن می‌گوید.

واعظ استدلال می‌کند که هدف تهران در چنین سناریویی می‌تواند فرسایش تدریجی زیرساخت‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا در خاورمیانه باشد.

در مجموع واعظ تصویری از یک جنگ فرسایشی ارائه می‌کند که در آن هیچ‌یک از دو طرف در کوتاه‌مدت قادر به دستیابی کامل به اهداف خود نیست و در نتیجه خطر گسترش تدریجی دامنه درگیری همچنان باقی می‌ماند.

arab.jpgچگونه نقد کنیم و چگونه به نقد پاسخ دهیم؟

مقاله‌هایی که در گویا منتشر می‌شوند، اغلب با واکنش‌های گوناگون خوانندگان روبه‌رو هستند. برخی با استدلال مخالفت می‌کنند، برخی پرسش مطرح می‌کنند، بعضی برداشت دیگری از نوشته دارند، عده‌ای به نویسنده انگیزه‌ای نسبت می‌دهند که او خود برای نوشته‌اش قائل نیست، و گاه نیز واکنش از تمسخر و حمله شخصی تا فحاشی پیش می‌رود.

این نوشته قرار نیست پاسخی به منتقدان مقالات من باشد. من خود در گویا در دو جایگاه قرار دارم: گاه نویسنده‌ام و دیگران نوشته مرا نقد می‌کنند و گاه خواننده و منتقدم و درباره نوشته دیگران نظر می‌دهم. بنابراین هر معیاری که برای نقد دیگران پیشنهاد می‌کنم، باید درباره نقدهای خودم نیز صادق باشد.

هدف این نوشته نیز داوری درباره کاربران گویا نیست. گویا صرفاً میدان مشخصی است که در آن می‌توانیم پدیده‌ای واقعی را مشاهده کنیم: ما چگونه یکدیگر را نقد می‌کنیم و چگونه به نقد پاسخ می‌دهیم؟

اگر بحث را به "فرهنگ نقد در جامعه ایران" تعمیم دهیم، ادعایی بسیار بزرگ مطرح کرده‌ایم که اثبات آن نیازمند بررسی بسیار گسترده‌تری است. در اینجا قلمرو بحث محدود و روشن است: مقاله‌ها و واکنش‌هایی که در فضای گویا شکل می‌گیرد.

چرا نقد می‌کنیم؟

پیش از آنکه درباره روش نقد سخن بگوییم، شاید لازم باشد بپرسیم اساساً چرا نقد می‌کنیم؟

من وقتی مقاله‌ای می‌نویسم، معمولاً کوشش می‌کنم در کنار تحلیل یک مسئله، اگر بتوانم پیشنهادی نیز برای مواجهه با آن مطرح کنم. نه به این دلیل که تصور می‌کنم راه‌حل نهایی را یافته‌ام، بلکه دقیقاً به این دلیل که یک پیشنهاد می‌تواند وارد عرصه عمومی شود، نقد شود، اشکالاتش آشکار گردد، اصلاح شود یا حتی کنار گذاشته شود و جای خود را به پیشنهاد بهتری بدهد.

در مدیریت کیفیت مفهومی بنیادی به نام "بهبود مستمر" وجود دارد. حتی اگر وضع موجود خوب باشد، این پرسش همچنان باقی است: آیا می‌توان آن را بهتر کرد؟ اندیشه و سیاست نیز می‌توانند از چنین نگاهی بهره ببرند. بهترین پیشنهادی که امروز در اختیار داریم، لزوماً بهترین پیشنهادی نیست که فردا می‌توانیم داشته باشیم.

عبارت مشهور مارکس در تز یازدهم درباره فویرباخ نیز از زاویه دیگری به همین مسئله نزدیک می‌شود: فیلسوفان جهان را به شیوه‌های مختلف تفسیر کرده‌اند؛ مسئله، تغییر آن است. اما برای تغییر، تفسیر لازم است و تفسیر نیز می‌تواند خطا داشته باشد. پیشنهاد ما نیز می‌تواند ناقص باشد. از همین‌جا نقش نقد آغاز می‌شود.

آنچه دوربین‌های مردم ثبت کردند؛ نگاهی به مستند «این روایت ماست»

در تاریکی خیابان خلوت، تنها سایه مردی که از خانه بیرون آمده است، در تصویر قابل مشاهده است. شب در سکوت است و تنها صدای قدم‌های مرد شنیده می‌شود. (اپیزود ۱)

parmislarge.jpgنزدیک به هشت ساعت تماشای «این روایت ماست»، بیش از آنکه تجربه تماشای یک مستند باشد، مواجهه‌ای طولانی و فرساینده با رنج انسان است؛ با خیابان‌هایی در دود و تیراندازی، با پیکرهایی بر زمین، با چهره‌هایی هراسان و با لحظه‌هایی که در آنها، میان آشوب و مرگ، هنوز دستی برای نجات دیگری دراز می‌شود. بعضی تصاویر آن‌قدر سنگین‌اند که زبان، در برابرشان، دیر یا زود از کار می‌افتد.

شاید به همین دلیل است که نوشتن درباره «این روایت ماست» برای من بیشتر از نقد یک مستند است. اینجا با آرشیوی روبه‌رو هستیم که بخشی از یک دوره پرالتهاب را نه از نگاه یک ناظر بیرونی، بلکه از چشم کسانی ثبت کرده که خود در متن واقعه ایستاده‌اند؛ با تلفن‌های همراهی که در لحظه روشن شده‌اند و تصاویری که قرار نبوده لزوماً فیلم باشند، اما بعدها به بخشی از حافظه یک دوره تبدیل شده‌اند.

از بازار تا خیابان

اعتراض از جایی آغاز می‌شود که بسیاری از تصاویر اولیه به آن اشاره دارند: فشار اقتصادی، گرانی، سقوط قدرت خرید و نارضایتی‌ای که در بازار و میان مردم انباشته شده است. از همان‌جا، روایت به خیابان می‌رسد؛ جایی که اعتراض اقتصادی به‌تدریج با شعارها و مطالبات سیاسی درهم می‌آمیزد.

مستند این تغییر را با آرشیوی از بازار، مترو، دانشگاه و خیابان‌های شهرهای مختلف دنبال می‌کند؛ بی‌آنکه بخواهد همه این صداها را به یک خواسته واحد تقلیل دهد.

این گستردگی، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در کنار بررسی‌های مستقل قرار بگیرد. Human Rights Watch در گزارشی که در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر کرد، اعلام کرد تصاویر و ویدیوهای اعتراضات را در ۲۷ استان از ۳۱ استان ایران راستی‌آزمایی کرده است. این نهاد همچنین ۵۱ عکس و ویدئوی تأییدشده را بررسی و با ۲۱ نفر، از جمله شاهدان، بستگان قربانیان، روزنامه‌نگاران و کارکنان پزشکی، گفت‌وگو کرده است.

این تطبیق، تمام روایت مستند را تأیید نمی‌کند؛ اما نشان می‌دهد بخشی از آرشیوی که فیلم بر آن تکیه دارد، در خارج از قاب مستند نیز امکان بررسی و راستی‌آزمایی دارد.

Darvish_Ranjbar_2.jpg

جناب ابوالفضل محققی طی مقالات¹ متعدد با حمایت از رضا پهلوی، او را گزینه مطلوب رهبری دوران گذار معرفی کرده و از دیگر نیروهای مخالف جمهوری اسلامی خواسته است حول محور او گرد آیند. در تازه‌ترین نوشته نیز مخالفان این نظر را «اپوزیسیون سنتی و متوهم»، گرفتار «خودمحوری» و عملاً عاملی در تضعیف مبارزه با جمهوری اسلامی توصیف می‌کند.

در این نگاه، یک فرض اساسی وجود دارد: جامعه ایران برای گذار از این وضعیت به یک محور و رهبر نیاز دارد و رضا پهلوی شناخته‌شده‌ترین فردی است که می‌تواند این نقش را ایفا کند؛ بنابراین دیگر نیروهای خواهان گذار از وضعیت کنونی باید حول او جمع شوند.

دقیقاً همین «بنابراین» محل مناقشه است.

نیاز به رهبری یا هماهنگی، به‌خودی‌خود حق رهبری یک فرد معین را اثبات نمی‌کند. حتی اگر پذیرفته شود که دوران گذار نیازمند یک چهره یا نهاد هماهنگ‌کننده است، هنوز پرسش اصلی باقی است: چه کسی، با چه سازوکاری و بر پایه کدام مشروعیت؟

یکم ـ «شاهزاده» و اصل برابری شهروندان

در نوشته‌های آقای محققی، رضا پهلوی تقریباً همواره با عنوان «شاهزاده» معرفی می‌شود. اما همین عنوان پرسشی بنیادی ایجاد می‌کند.

صرف استفاده از این عنوان اثبات نمی‌کند که رضا پهلوی مدعی حق موروثی حکومت است؛ بحث من نیز چنین ادعایی نیست. پرسش این است که اگر مبنای ایران آینده برابری سیاسی شهروندان است، جایگاه یک عنوان موروثی در این چارچوب چیست؟ شاهزاده بودن مقامی نیست که از رأی مردم به دست آمده باشد؛ عنوانی موروثی و ناشی از تولد است. دموکراسی اما از اصل برابری سیاسی شهروندان آغاز می‌شود. اگر همه شهروندان از حقوق سیاسی برابر برخوردارند، هیچ‌کس نباید صرفاً به دلیل خانواده‌ای که در آن متولد شده است، از پیش صاحب عنوان یا جایگاه سیاسی ویژه‌ای باشد.

اگر رضا پهلوی خواهان ائتلافی دموکراتیک و فراگیر است، یکی از گام‌های اعتمادساز می‌تواند این باشد که صریحاً از هواداران خود بخواهد او را نه با عنوان موروثی «شاهزاده»، بلکه به‌عنوان رضا پهلوی، یک شهروند و فعال سیاسی، خطاب کنند.

darkoob.jpgهیچ ملتی با ژن استبداد به دنیا نمی‌آید. اما عادت به استبداد می‌تواند نسل به نسل منتقل شود؛ نه در خون، بلکه در تربیت، زبان و مناسباتی که در آنها کسی خود را محق می‌داند مصلحت دیگری را بهتر از خود او تشخیص دهد.

پیش از آنکه استبداد به ساختمان دولت برسد، در ذهن ما خانه کرده است؛ در تصورمان از خانواده، جامعه، مردم و از حقی که برای خود در تعیین زندگی دیگری قائل می‌شویم. آنجا که اقتدار در خانواده از مسئولیت فاصله می‌گیرد و به کنترل‌گری تبدیل می‌شود، قرینه همان رفتار را در مقیاس حکومت، توتالیتاریسم می‌نامیم.

ریشه تاریخی آن در نظم سنتی است که مرد مرکز قدرت خانواده و تصمیم‌گیر اصلی و فعال مایشاء بود. با نوسازی ایران در دوره پهلوی و سپس پهلوی دوم، این نوع قدرت به‌تدریج در چهارچوب قوانین مترقی محدود شد و می‌رفت که هرچه بیشتر ذیل تجلی آزادی «فرد»ی مسئولیت‌پذیر و بالنده‌تر شود. انقلاب ۵۷ اما مسیر آزادی فردی را که می‌توانست عبوری آرام به سوی رهایی از این نوع تفکر باشد، معکوس کرد؛ آنچه می‌رفت به بخشی از تاریخ تحولات عمیق فرهنگی-اجتماعی تبدیل شود، بار دیگر به خاستگاه پیشین خود بازگشت و در تار و پود خانواده‌ها، سیاست و مناسبات اجتماعی چنان رخنه کرد که گاه شناسایی و درک گونه‌های رفتاری آن به غایت دشوار می‌شود.

منطق این تفکر ساده است: تصمیم را من می‌گیرم، اما پیامدهای تصمیم بر عهده توست. تا آنجا که قدرت می‌خواهد فرمان بدهد، تقریباً هیچ چیز خصوصی نیست؛ اما از جایی که باید پاسخ‌گو باشد، ناگهان «حریم خصوصی» کشف می‌شود. مرز میان خصوصی و عمومی نه بر اساس حق فرد، بلکه بر اساس منفعت صاحب قدرت جابه‌جا می‌شود:

قدرت حداکثری در تصمیم‌گیری برای دیگری؛ مسئولیت حداقلی در برابر سرنوشت او.

خصلت دیگر این نگاه، عزیزتر بودن بیگانه از خودی است. برای غریبه احترام، ملاحظه و سخاوت زیاد وجود دارد؛ اما نزدیک‌ترین انسان‌ها گاه از حداقل همان حرمت محروم‌اند. شاید چون بیگانه را «دیگری» می‌بیند و ناچار است برایش مرز قائل شود، اما زن و فرزند -و در مقیاسی بزرگ‌تر، شهروند- را امتداد خود می‌پندارد؛ پس برای خود حق بیشتری در تصرف زندگی او قائل می‌شود.

جمهوری اسلامی در مقیاسی بزرگ‌تر همین منطق را زندگی کرده است. برای لبنان و فلسطین و یمن رسالت دارد. برای «امت» مسئولیت تاریخی دارد. برای متحدان و پروژه‌های منطقه‌ای منابع، انرژی و سرمایه سیاسی پیدا می‌کند؛ اشک می‌ریزد؛ خانه‌های خرابشان را از نو می‌سازد؛ برای رنج انسان آن سوی مرزها زبان عاطفی و مسئولیت تاریخی دارد. اما وقتی نوبت به شهروند خودش می‌رسد، ناگهان منابع محدود است، مشکل پیچیده است، «اقتصاد مقاومتی» است و بخش بزرگی از درد مردم به مسئله شخصی خودشان تبدیل می‌شود.

در پوشش و سبک زندگی شهروند، تا خصوصی‌ترین قلمرو او صاحب حق مداخله است؛ اما وقتی سخن از مسکن، امنیت اقتصادی، آینده جوان، رفاه و یک زندگی انسانی می‌شود، همان شهروند باید خودش گلیمش را از آب بیرون بکشد. یعنی آنجا که می‌خواهد دخالت کند، زندگی خصوصی تو مسئله حکومت است و آنجا که باید مسئولیت بپذیرد، مسئله حکومت نیست.

این دوگانگی رفتار را حتی در نسبت برخی مخالفان جمهوری اسلامی با «قدرت» نیز می‌توان دید. در مراسم نوبل صلح ۲۰۲۳ در اسلو، احترام به پادشاه و ملکه نروژ و تشریفات سلطنتی بخشی از نزاکت مدرن تلقی می‌شود و این امر توسط خانواده نرگس محمدی بدون تامل و کاملاً پذیرفته شد. اما کافی است از پادشاه نروژ به فرزند آخرین پادشاه ایران برسند؛ همان احترام به «ارتجاع» تعبیر می‌شود و تحقیر و دشنام علیه رضا پهلوی برای برخی حتی نشانه ترقی‌خواهی جلوه می‌کند، در حالی که ایرانیان بسیاری او را انتخاب سیاسی خود می‌دانند.

نه اینکه حتماً رضا پهلوی را دوست داشته باشیم یا از او حمایت کنیم. برعکس؛ نکته‌ام این است اگر فردیت و آزادی انتخاب را جدی می‌گیریم، همان حقی که برای خود در رد او قائلیم باید برای میلیون‌ها ایرانی که او را انتخاب سیاسی خود می‌دانند نیز محترم بشماریم.

تناقض عجیبی است که احترام در برابر قدرت خارجی «نزاکت» نام می‌گیرد، اما احترام به انتخاب هم‌میهن خودمان «ارتجاع»، «نادانی» یا «فریب‌خوردگی» تلقی می‌شود. و بلافاصله: «کتاب بخوانید!» یعنی نه‌فقط انتخابت غلط است؛ تو هنوز آن‌قدر نفهمیده‌ای که حق داشته باشی این انتخاب را کرده باشی.

و از همین خانه است که وارد سیاست می‌شویم...

من برای خودم حق انتخاب قائلم، اما انتخاب تو فقط تا جایی محترم است که با نظریه و فکر من سازگار باشد. اینجاست که تفاوت میان «فکر کردن درباره انسان» و «فکر کردن با انسان» آشکار می‌شود. در اولی، مردم مواد خام نظریه‌اند؛ اگر واقعیت با نظریه سازگار نباشد، واقعیت را آن‌قدر تفسیر می‌کنیم تا دوباره در نظریه جا بگیرد. در دومی، نظریه باید آن‌قدر فروتن باشد که واقعیت انسان بتواند آن را تغییر دهد.

دی‌ماه ۱۴۰۴ یکی از هولناک‌ترین آزمون‌های همین تفاوت بود.

دی‌ماه دیگر اعتراض و سرکوب، به معنایی که سال‌ها از این دو کلمه فهمیده بودیم، نبود. قتلگاه بود. شهرهایی که پر از جوانان زنده و امیدوار بود، در عرض چند ساعت به میدان شکار انسان تبدیل شد. گلوله برای ترساندن شلیک نمی‌شد. جایی می‌نشست که آدم را می‌کشد: سر. گردن. سینه.

ده‌ها هزار نفر به خشن‌ترین شکل کشته شدند.

اما حتی عدد هم حقیقت آن دو روز را توضیح نمی‌دهد.

mohagheghi.jpgهذیان شبانه؛ ناکسانی بر در می‌کوبند!

ابوالفضل محققی - خبرنامه گویا

من دچار هذیانم! دچار ترس! پنجره‌ها را بسته‌ام، طوری که هیچ صدایی از بیرون نمی‌آید. حتی پرده‌ها را هم کشیده‌ام. دیگر نه طاقت دیدن دارم و نه طاقت شنیدن. تنها بعد از نیمه‌شب، وقتی شهر تن بیمار و تب‌دار خود را به تاریکی و سکوت می‌سپارد و دسته اراذل و اوباش حکومتی خیابان‌ها را ترک می‌کنند، به ایوان می‌روم؛ همان‌ها که هر شب در خیابان‌ها خیمه می‌زنند، بیرق اسلام ناب محمدی را با عربده و هیاهو در فضا می‌چرخانند و تکبیر می‌گویند تا نسق از مردم بکشند. بر شهر خفته نظر می‌کنم. شهر خسته، شهر بی‌دفاع!

شهری که گاه فکر می‌کنم زن و مردی پیرگشته، بیمار و از پای افتاده‌ای هستند که دیگر رمقی بر تنشان نمانده است؛ با رگ‌های خشک‌شده که هیچ خونی جوان، روشن و سرشار از زندگی در آنها جریان ندارد.

گاه صدای نفس‌نفس زدن زوج‌های خواب‌آلودی، سکوت دردناک شهر را برهم می‌زند؛ تن‌های بی‌رمقی که دارند کیسه‌های فشارآورده بر تن خود را خالی می‌کنند! بی‌آن‌که شوری عاشقانه تن آن را بلرزاند. زنی از سر درد فریاد می‌کشد. نوزادی بینوا پای بر هستی می‌نهد، تا فردا شهر او را در میان خشونت، فقر و بیچارگی در کام خویش بکشد.

فریادهایی دردناک از دیوارهای بلند زندان بزرگ شهر عبور می‌کنند، در فضا می‌پیچند، طناب آخرین فریادها را در گلویشان می‌فشارد. تنها صدای خرناس غریبی از حنجره اعدام‌شدگان برمی‌خیزد. جنازه جوانی در فضا معلق می‌شود.

جغدی نشسته بر بلندترین گلدسته مطلای شهر، که پیکر پیرمردی جنایت‌پیشه در آن مدفون شده، فریاد می‌کشد: «خون، خون!» در فاصله‌ای نه‌چندان دور از گنبد و گلدسته‌های طلایی، در گورستان‌های گمنام که به گستردگی یک کشورند، گورکنانی در حال کندن گورند. دیرگاهی است جز صدای شبانه تیشه‌های این گورکنان و جغدی که «خون، خون» می‌گوید، صدایی در شب نمی‌پیچد. آن‌ها هر شب در حال کندن گورند؛ گورهای گمنام، گورهای دسته‌جمعی که اعدام‌شدگان شب و کشته‌شدگان معترض در میادین شهر را در خود جای می‌دهند.

razzaghi.jpgروایت احیای اقتصادی بریتانیا در اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواسط ۱۹۸۰ یکی از آموزنده‌ترین و البته دردناک ترین داستان های تاریخ معاصر ایران است که تا کنون روایت نشده است.

کفگیر بریتانیا در اواسط دهه ۱۹۷۰ به ته دیگ خورده بود و پرشکوه ترین امپراتوری تاریخ به کشوری تبدیل شده بود که هم‌زمان با تورم افسارگسیخته، رکود، بیکاری، بحران ارزی و کسری شدید تراز پرداخت‌ها روبه‌رو بود. بریتانیا در اواسط دهه ۱۹۷۰ در آستانه یک فروپاشی مالی قرار گرفته بود.

بریتانیا در سال ۱۹۷۶ از نظر حقوقی «ورشکسته» نشد، اما دچار بحران شدید نقدینگی و اعتماد به پوند شد. آنچه در نهایت به عبور از این بحران و تغییر ساختاری اقتصاد کمک کرد، ترکیبی از انضباط مالی، اصلاحات اقتصادی و مهم‌تر از همه، جهش ناگهانی ارزش نفت دریای شمال بود. در این میان، انقلاب ۱۹۷۹ ایران و سپس جنگ ایران و عراق نقشی کلیدی و غیرمستقیم اما بسیار مؤثر ایفا کردند.

بریتانیا در آستانه دهه ۱۹۷۰: اقتصادی بیمار
در پایان دهه ۱۹۶۰ و آغاز دهه ۱۹۷۰، اقتصاد بریتانیا با مشکلات ساختاری عمیقی دست‌وپنجه نرم می‌کرد: رشد ضعیف، کاهش رقابت‌پذیری صنایع سنتی، بهره‌وری پایین، قدرت بالای اتحادیه‌های کارگری، فشار مداوم بر پوند و کسری‌های خارجی. شوک نفتی ۱۹۷۳ این مشکلات را آشکارتر و شدیدتر کرد. افزایش ناگهانی قیمت نفت به اقتصادهای واردکننده انرژی ضربه زد و بریتانیا نیز از این قاعده مستثنی نبود. تورم به سطوح بی‌سابقه‌ای رسید و در میانه دهه، اقتصاد وارد وضعیت «رکود تورمی» (stagflation) شد: ترکیب ناخوشایند رکود اقتصادی و تورم بسیار بالا (در سال ۱۹۷۵ حدود ۲۴ درصد). کاهش ارزش پوند نیز هزینه واردات را بالا می‌برد و چرخه تورم را تشدید می‌کرد.

IMG_7094.jpegدر «اسراییل‌دوستی» من که شکی نیست بنابراین این مطلب را از روی ناراحتی به خاطر چیزهایی که این روزها در باره ی داستان عمل تروریستی کمک خلبان هواپیمای فلای دوبی می شنوم می نویسم بلکه تاثیرکی داشته باشد و بساط این خبربازی های موهن و ضد انسانی جمع شود.

حکایت دقیق عمل تروریستیِ کمک خلبان این هواپیما به سادگی و با قاطعیت در عرض چند ساعت می توانست و می تواند مشخص شود چرا که اولا هواپیما سالم و سلامت است، ثانیا حاضران در صحنه همگی زنده هستند و می توانند حرف بزنند، ثالثا در هواپیماهای مدرن امارات، آلات و ادواتی نصب شده که همه چیز را ضبط و ثبت می کند.

در کابین خلبان، ما دستگاهی داریم به نام «کاک پیت وُیس ریکوردر» که به اختصار به آن CVR می گویند و این دستگاه مکالمات داخل کابین خلبان را ضبط می کند.

در هواپیماهای قدیمی این دستگاه می توانست به صورت آنالوگ سی دقیقه ی آخر مکالمات داخل کابین خلبان را حفظ کند ولی هواپیماهای جدید با سیستم دیجیتال می توانند بیش از بیست و پنج ساعت مکالمات داخل کابین را در خود نگاه دارند. بنابراین چون هواپیما سالم است و سقوط نکرده می توان خیلی سریع این صداهای ضبط شده را تبدیل به نوار قابل شنیدن کرد و چگونگی درگیری خلبان و کمک خلبان (تروریست یا دیوانه ی روانی) را متوجه شد.

البته در هواپیماهای مدرن، کابین مسافران نیز به دوربین های مدار بسته مجهز است که برای حفظ حریم خصوصی مسافران، تصاویر را ضبط نمی کند و فقط به خلبانان اجازه ی مشاهده ی وضعیت داخل کابین مسافران را به صورت زنده می دهد که با آن کاری نداریم.

pakneujad.jpgمقاله آقای عرب تحت عنوان «همگرایی بدون ائتلاف؛ توافقی که نیازی به امضا ندارد» با عنوان «پیشنهادی برای یک پروتکل حداقلی رفتار سیاسی در اپوزیسیون» را با دقت خواندم. با تمام احترامی که برای ایشان قائل هستم و به نظرم دارای نیت خوب برای حل مشکل نیروهای مخالف رژیم هستند، اما بدیهی است که داشتن نیت خوب برای حل مسائل سیاسی کافی نیست.

موضوعی که ایشان مطرح کرده‌اند، ضرورت وجود قواعدی برای رفتار سیاسی میان نیروها در هنگام همکاری و رقابت سیاسی است؛ ضرورتی که به خودی خود محل اختلاف من نیست. اما آنچه مرا واداشت تا این نوشته را نقد کنم، عدم توجه ایشان به صورت مسئله برای حل مسئله و استخراج راه‌حل درست، متناسب با خواستی است که مدعیان مخالف رژیم آن را دنبال می‌کنند.

به نظر من، برای حل هر مسئله‌ای، ابتدا باید صورت مسئله درست و دانش لازم برای حل آن را داشته باشیم تا بتوان بر اساس خواست مورد نظر، راه‌حل درست را مشخص کرد. اگر صورت مسئله اشتباه تشخیص داده شود، نمی‌توان انتظار داشت راه‌حل ارائه‌شده الزاماً با علت اصلی مشکل ارتباط داشته باشد.

از همین زاویه، پرسش اصلی من این است که آقای عرب چگونه به این نتیجه رسیده‌اند که یکی از اصلی‌ترین مشکلات نیروهای به اصطلاح اپوزیسیون، «فقدان قواعد مشترک برای رقابت و همکاری» است؟

شهین تسلیمی : مردم ایران بهترین زندگی را دارند؛ گرانی همه‌جای دنیا وجود دارد و ما در کشورمان آزادی زیادی داریم.

parsi.jpgتریتا پارسی در گفت‌وگو با انتخاب: ترامپ فهمیده توافق با تهران چه هزینه‌ای دارد

خبرنامه گویا ـ تریتا پارسی، هم‌بنیان‌گذار و معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی در واشنگتن، در گفت‌وگویی با سایت «انتخاب» در داخل ایران، گفته است که ۳۰ روز آینده در تحولات مربوط به جمهوری اسلامی اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت و انتخابات آمریکا و اسرائیل در محاسبات پیش رو نقش خواهند داشت.

اما بخش قابل توجه سخنان پارسی به ارزیابی او از تغییر محاسبات دونالد ترامپ درباره توافق با تهران مربوط می‌شود. به گفته او، ترامپ در مقطعی تلاش کرد مسیر دیپلماسی را امتحان کند و اگرچه این مسیر ابتدا نتیجه داد، اما از نظر سیاسی برای او «خیلی گران تمام شد».

پارسی می‌گوید ترامپ پس از امضای تفاهم با جمهوری اسلامی با موجی از مخالفت‌ها در واشنگتن روبه‌رو شد؛ از جمهوری‌خواهان و حامیان اسرائیل گرفته تا شماری از دموکرات‌ها و حتی جناح‌هایی در داخل دولت خودش.

او به‌طور مشخص از جریان‌های نزدیک به پیت هگست، مارکو روبیو و جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، نام برد و گفت در داخل دولت نیز مخالفت شدیدی با توافق وجود داشت.

به روایت پارسی، در نهایت تنها ترامپ و جی‌دی ونس بودند که از آن توافق دفاع کردند. او نتیجه گرفت که رئیس‌جمهوری آمریکا اکنون یک تجربه سیاسی مشخص پشت سر گذاشته است: «حالا تجربه کرده که بستن یک توافق با ایران چه هزینه‌ای برای او دارد.»

3.jpg

خبرنامه گویا - دیدنی‌ها

در پی انتشار خبر بازگشت بیژن مرتضوی، خواننده و نوازنده شناخته‌شده ایرانی، به ایران، نادر رفیعی، مدیر تلویزیون امید ایران (OITN)، در برنامه‌ای مجموعه‌ای از ادعاهای جنجالی را درباره پیشینه سفرهای مرتضوی به ایران، وضعیت مالی او و چگونگی بازگشت اخیرش مطرح کرده است.

رفیعی مدعی شده بیژن مرتضوی پیش از بازگشت اخیر نیز دست‌کم دو بار به‌صورت پنهانی به ایران سفر کرده و در ایران ملک خریده و سرمایه‌گذاری کرده است. او همچنین ادعا می‌کند این خواننده در سال‌های گذشته رفت‌وآمدهایی به ایران داشته که علنی نشده بود.

نادر رفیعی در بخش دیگری از سخنان خود مدعی شده مرتضوی اکنون با مشکلات جدی مالی روبه‌رو است و به تعبیر او «به پیسی خورده و بی‌پول شده است». او همچنین ادعا کرده جمهوری اسلامی برای بازگشت مرتضوی به ایران به او پول داده و قرار است زمینه برگزاری کنسرتی برای وی در تخت‌جمشید فراهم شود.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طی روزهای گذشته بازگشت بیژن مرتضوی و همسرش نیلا فرخی به ایران خبرساز شده است. پس از انتشار نخستین گزارش‌ها درباره حضور او در ایران، ویدئویی از مرتضوی و همسرش منتشر شد که در آن خبر بازگشت او تکذیب می‌شد؛ اما مدت کوتاهی بعد تصاویر ورود این دو به فرودگاه خمینی تهران و بوسیدن خاک ایران توسط مرتضوی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های داخل ایران منتشر شد.

خبرنامه گویا مستقلاً قادر به تأیید ادعاهای نادر رفیعی درباره خرید ملک، سرمایه‌گذاری، وضعیت مالی بیژن مرتضوی، دریافت پول از جمهوری اسلامی یا برنامه برگزاری کنسرت در تخت‌جمشید نیست. این ویدئو صرفاً به دلیل مطرح‌شدن این ادعاها از سوی نادر رفیعی و بازتاب گسترده آن‌ها منتشر می‌شود و انتشار آن به معنای تأیید صحت این گفته‌ها نیست.

koochakzadeh.jpgایران اینترنشنال - مهدی کوچک‌زاده، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، با انتقاد از رویکردهای بانک مرکزی در موضوع نرخ ارز، گفت: «مملکت را دارند به آمریکا می‌فروشند. من گفتم این جنایت است. به خدا اگر از جهنم نمی‌ترسیدم، امروز خودم را جلوی بانک مرکزی آتش می‌زدم.»

کوچک‌زاده با انتقاد از اقدام بانک مرکزی برای فروش ۱۰ هزار دلار به اشخاص حقیقی، گفت: «مردمی که دارند یارانه می‌گیرند، اگر دو و نیم میلیارد تومان پول داشته باشند که بروند ۱۰ هزار دلار بخرند، یارانه‌شان قطع می‌شود؛ پس این کار را نمی‌کنند. این ۱۰ هزار دلار غیر از اینکه می‌رود توی متکای پولدارها، کجا می‌رود؟»

نماینده تهران گفت: «آخر چرا این مملکت این‌قدر بی‌صاحب شده که هر کسی، هر غلطی می‌خواهد در این مملکت می‌کند؟ زندان هم دیگر عادی شده است. عیب ندارد، من می‌روم زندان.»

***

chemKits.jpgویژه خبرنامه گویا ـ آنچه در ادامه می‌آید گزارشی از گمانه‌زنی‌ها و بحث‌هایی است که طی روزهای اخیر در شبکه‌های اجتماعی درباره آمادگی جمهوری اسلامی برای سناریوهای شیمیایی، پرتوزا و هسته‌ای شکل گرفته است؛ گمانه‌زنی‌هایی که هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند، اما به دلیل همزمانی چند نشانه و تصویر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، امروز در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره میزان آمادگی در برابر احتمال استفاده آمریکا از «بمب هسته‌ای تاکتیکی» گفت: «با نیروهای مسلح باید صحبت کنید، نه با من.»

همزمان، تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که گفته می‌شود مربوط به کیت‌های حفاظت و امداد CBRN است؛ تجهیزاتی برای شرایط شیمیایی، زیستی، پرتوزا و هسته‌ای که بر اساس ادعاهای منتشرشده، اخیراً در اختیار شماری از نیروهای مستقر در مناطق جنوبی ایران قرار گرفته است.

در یکی از تصاویر، «دستورالعمل کیت امداد اضطراری میدان» دیده می‌شود که نحوه استفاده از تجهیزات رفع آلودگی و داروهای مقابله با مسمومیت را توضیح می‌دهد. در تصویر دیگری نیز چند تزریق‌کننده سبزرنگ دیده می‌شود که کاربران آنها را اتواینجکتور اتروپین معرفی کرده‌اند؛ دارویی که برای مقابله با مسمومیت ناشی از عوامل عصبی و برخی ترکیبات ارگانوفسفره کاربرد دارد.

c1.jpgc2.jpg
حساب منبع‌باز
"شین" با انتشار یکی از همین تصاویر نوشت که این تجهیزات ظاهراً بخشی از کیت‌های استاندارد نیروهای ایرانی است و با اشاره به سابقه استفاده صدام حسین از سلاح شیمیایی علیه ایران پرسید: اگر صدام سال‌هاست مرده، چرا اکنون چنین تجهیزاتی در اختیار نیروهای مستقر در جنوب قرار می‌گیرد؟

shin.jpgc3.jpg
این حساب حتی این احتمال را مطرح کرد که اتروپین‌ها نه برای مقابله با حمله شیمیایی دشمن، بلکه برای حفاظت نیروهای جمهوری اسلامی در سناریویی توزیع شده باشند که خود حکومت یا سپاه در جریان یک تهاجم زمینی از عوامل ارگانوفسفره در داخل ایران استفاده کند.

c4.jpg

گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند تمرکز توزیع این تجهیزات بر نیروهای مستقر در جنوب ایران، به‌ویژه مناطق نزدیک خلیج فارس و تنگه هرمز بوده است. در برخی از این گزارش‌ها از ماسک ضدگاز، لباس حفاظتی، تجهیزات رفع آلودگی، داروهای اضطراری و پادزهرهای عوامل عصبی نام برده شده است.

خبرنامه گویا این گمانه‌زنی‌ها را صرفاً به دلیل بازتاب گسترده و اهمیت خبری آنها در شبکه‌های اجتماعی بازتاب می‌دهد. انتشار این ادعاها به معنای تأیید صحت آنها یا تأیید وجود برنامه‌ای برای استفاده از سلاح شیمیایی یا هسته‌ای نیست.

iranian.jpgخبرنامه گویا ـ دیدنی‌ها: در این ویدئو، جوانی که ایرانی مقیم کانادا معرفی شده، همراه گروهی از معترضان مخالف، با پرچم‌های شیر و خورشید ایران و اسرائیل، در کنار مسیر یک راهپیمایی مذهبی حرکت می‌کند. در صف راهپیمایان مقابل، پرچم‌های جمهوری اسلامی و فلسطین دیده می‌شود. او خطاب به گزارشگر کانادایی می‌گوید: «اگر این مسلمان‌ها قدرت را در دست بگیرند، شماها دیگر مُردید؛ شماها را می‌کشند.»

او سپس با لحنی تند اصطلاح «اسلام‌هراسی» را زیر سؤال می‌برد و می‌پرسد: «چرا مسیحی‌هراسی نداریم؟»

خشم این جوان را می‌توان در زمینه تجربه ایرانیان از حکومت دینی و سرکوب آزادی‌ها دید؛ تجربه‌ای که برای بخشی از ایرانیان مهاجر، هشدار درباره قدرت‌گیری اسلام سیاسی را به موضوعی شخصی تبدیل کرده است.

***

comedian.jpgخبرنامه گویا - استی پالتی، کمدین و چهره فعال شبکه‌های اجتماعی، پس از حادثه پرواز فلای‌دبی و دخالت شماری از مسافران برای مهار کمک‌خلبانی که به خلبان حمله کرده بود، ویدیوی کوتاهی با عنوان «مردان واقعی هنوز وجود دارند» منتشر کرد.

پالتی در ویدیوی خود واکنش سریع مسافرانی را که به سمت کابین رفتند ستایش می‌کند و سپس با لحنی تند، آن را با واکنشی فرضی در یک پرواز حامل مسافران آمریکایی ــ به‌ویژه از ایالت‌های لیبرال مانند کالیفرنیا ــ مقایسه می‌کند. این مقایسه برداشت و استدلال شخصی پالتی است و او در آن، انفعال سیاسی و اجتماعی بخشی از جامعه آمریکا را هدف انتقاد قرار می‌دهد:

«می‌دانید امروز چه چیزی یاد گرفتم؟ اینکه مردان واقعی هنوز وجود دارند.

آن پروازی که از دبی بلند شد قرار بود سقوط کند. همه آن آدم‌ها می‌توانستند در آن هواپیما کشته شوند.

اما بگذارید یک چیز را بگویم. من به شما قول می‌دهم اگر این پرواز از کالیفرنیا بود، یا از یکی از این ایالت‌های به‌شدت لیبرال، احتمالا چنین مقاومتی برای متوقف کردن این فرد شکل نمی‌گرفت.

حتی می‌توانم بگویم بعضی‌ها شاید به‌جای مقابله با او، عملا کمکش هم می‌کردند.

کار در آمریکا به جایی رسیده که نوعی انفعال خودویرانگر شکل گرفته؛ تا آنجا که بعضی‌ها شعار «انتفاضه را جهانی کنید» سر می‌دهند، بدون آنکه فکر کنند چنین خشونتی در نهایت می‌تواند خودشان را هم هدف قرار دهد.

من خوشحالم که مردانی هنوز وجود دارند که در چنین لحظه‌ای بلند می‌شوند و کاری انجام می‌دهند.

آنها جان تمام آن آدم‌ها را نجات دادند.

ما (یهودیان) اینجا هستیم و قرار نیست کنار برویم.

هرچقدر می‌خواهید خشم و سرخوردگی سیاسی‌تان را ابراز کنید، اما حق ندارید دیگران را هم به بهای آن گرفتار و قربانی کنید.

به مردان واقعی که در آن هواپیما وارد عمل شدند، درود.

flyD.jpgاز ممنوعیت پرواز در عمان تا کابین فلای‌دبی؛ همام الحمامی کیست؟

خبرنامه گویا - کمک‌خلبان متهم به حمله به کاپیتان و تلاش برای سرنگونی پرواز دبی-تل‌آویو، «همام الحمامی»، شهروند عمان، معرفی شده است. العربیه انگلیسی به نقل از منابع خود نام او را منتشر کرده و وال‌استریت ژورنال نیز این هویت را به نقل از افراد مطلع از تحقیقات گزارش داده است.

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، الحمامی پیش‌تر به‌دلیل نگرانی از گرایش‌های افراطی‌اش در عمان از پرواز منع شده بود، اما پس از آن به استخدام فلای‌دبی درآمد. هنوز مشخص نیست مقام‌های عمان اطلاعات مربوط به این نگرانی‌ها را با امارات یا شرکت‌های هواپیمایی در میان گذاشته بودند یا نه. فلای‌دبی و دولت عمان به درخواست این روزنامه برای اظهارنظر پاسخ ندادند.

سی‌بی‌اس نیز به نقل از منابع خود گزارش داده که او پیش‌تر به‌دلیل «دیدگاه‌های افراطی» از شرکت عمان‌ایر اخراج شده بود.

حادثه روز چهارشنبه هشتم مهر در پرواز شماره ۱۰۷۳ رخ داد. بنا بر اظهارات مقام‌های اسرائیلی و سعودی، کمک‌خلبان با چاقو به کاپیتان حمله کرد و هواپیما وارد کاهش ارتفاع شدید شد. کاپیتان مجروح توانست در کابین را باز کند تا مسافران و خدمه مهاجم را مهار کنند. دو خلبان دیگر که در هواپیما حضور داشتند، پرواز را در تبوک عربستان به زمین نشاندند.

تحقیقات به رهبری امارات ادامه دارد. مقام‌های اسرائیلی می‌گویند کمک‌خلبان تحت تأثیر افراط‌گرایی اسلام‌گرایانه قرار گرفته بود و احتمال همکاری او با دیگران را بررسی می‌کنند. با این حال، انگیزه دقیق حمله و ارتباط احتمالی آن با ایران یا هر کشور دیگری هنوز اثبات نشده است.

انتشار تصاویر قدیمی ایران، همزمان با خبر تأییدنشده سفر احتمالی او، به گمانه‌زنی‌ها دامن زد

سینما دیلی

با انتشار پست تازه گلشیفته فراهانی، شامل تصاویری از روزهای حضور او در ایران و تهران، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال بازگشت این بازیگر به کشور بار دیگر شدت گرفته است.

چند روز قبل و همزمان با مطرح‌شدن اخبار مربوط به بازگشت برخی هنرمندان ایرانی، خبرگزاری تابناک نیز از احتمال سفر گلشیفته فراهانی به ایران خبر داد؛ خبری که البته هنوز به‌صورت مستقل تأیید نشده و حتی در گزارش تابناک نیز از احتمال سفر، نه بازگشت برای اقامت، صحبت شده است.

gflarge.jpgدر صورت تأیید و رخ دادن این سفر، گلشیفته فراهانی یکی از مهم‌ترین چهره‌های سینمای ایران خواهد بود که پس از سال‌ها فعالیت در خارج از کشور به ایران بازمی‌گردد. او در سال‌های گذشته مسیر متفاوتی را در سینمای جهان دنبال کرده و در آثاری بین‌المللی به ایفای نقش پرداخته است.

حالا انتشار این تصاویر و همزمانی آن با خبرهای اخیر درباره احتمال سفر او به ایران، بار دیگر نام گلشیفته را در صدر گمانه‌زنی‌ها قرار داده است؛ هرچند تا این لحظه هیچ تأیید یا تکذیب رسمی از سوی این بازیگر درباره بازگشت یا سفر به ایران منتشر نشده است.

3-3.jpgخبرنامه گویا - به گزارش برترین ها

شهرداری تهران طرحی با عنوان «تورم صفر» به راه انداخته که قرار است قیمت شماری از کالاهای اساسی را برای شش ماه ثابت نگه دارد؛ طرحی که در ظاهر با هدف کاهش فشار معیشتی بر خانوارها معرفی شده، اما از همان ابتدا یک پرسش سیاسی را هم به میان آورده است: آیا علیرضا زاکانی بار دیگر به پاستور فکر می‌کند؟

در مرحله نخست، ۱۲ قلم کالای اساسی از جمله برنج، گوشت، حبوبات، ماکارونی، سویا، خرما، شکر و روغن مشمول این طرح شده‌اند. قرار است این کالاها در میادین میوه و تره‌بار، فروشگاه‌های شهروند و از طریق سامانه «شهرزاد» با قیمت ثابت عرضه شوند. زاکانی همچنین گفته قیمت برخی از این اقلام در آغاز طرح پنج تا ۵۰ درصد پایین‌تر از بازار خواهد بود و در ادامه مرغ، رب و پنیر نیز به این سبد اضافه می‌شوند.

شهرداری در کنار این برنامه وعده داده سود بازرگانی فروشگاه‌های شهروند برای بیش از ۱۸ هزار قلم کالا را ۵۰ درصد کاهش دهد و با خرید مستقیم از تولیدکنندگان و حذف بخشی از واسطه‌ها، هزینه خرید خانوارها را پایین بیاورد.

روی کاغذ، همه‌چیز شبیه یک طرح حمایتی است. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که قیمت‌ها در اقتصاد ایران ثابت نمی‌مانند. با افزایش نرخ ارز، هزینه حمل‌ونقل، مواد اولیه و تولید، این پرسش مطرح است که اگر قیمت واقعی کالا بالا برود اما شهرداری همچنان آن را با نرخ قبلی عرضه کند، مابه‌التفاوت از کجا پرداخت خواهد شد؟

3-5.jpgوزیر خزانه‌داری آمریکا مدعی شد ایران تا پایان هفته هیچ محموله نفتی در دریا نخواهد داشت و درآمدهای نفتی تهران به صفر خواهد رسید؛ ادعایی که واشنگتن آن را نشانه پایان توان ایران برای تجارت نفت عنوان کرده است.
رویداد۲۴| اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا مدعی شد ایران تا پایان هفته هیچ محموله نفتی در دریا نخواهد داشت و دیگر درآمدی از صادرات نفت به دست نخواهد آورد.
بسنت در گفت‌وگوهایی که پایگاه آمریکایی «آکسیوس» آنها را منتشر کرده، مدعی شد: «کار ایران کاملا تمام شده است» و تهران برای نخستین بار در تاریخ، هیچ درآمدی نخواهد داشت.

وزیر خزانه‌داری آمریکا همچنین با اشاره به وضعیت نفت عبوری از تنگه هرمز ادعا کرد حدود ۱.۱ میلیارد بشکه نفت از این مسیر به سمت آمریکا منتقل می‌شود، در حالی که سهم ایران «صفر» است.

این ادعا در حالی مطرح شده که واشنگتن طی ماه‌های اخیر فشارهای خود برای محدود کردن صادرات نفت ایران و تشدید تحریم‌های نفتی علیه تهران را افزایش داده است.

بسنت پیش‌تر نیز در تعطیلات آخر هفته گذشته مدعی شده بود ایران ظرف دو هفته آخرین محموله‌های نفتی خود را به چین تحویل خواهد داد و پس از آن «چیزی» برای تجارت در اختیار نخواهد داشت.

اظهارات وزیر خزانه‌داری آمریکا در شرایطی مطرح می‌شود که واشنگتن تلاش دارد با اعمال فشار بر منابع درآمدی ایران، صادرات نفت این کشور را هدف قرار دهد.

net.jpgچرا خشم شما متوجه جمهوری اسلامی نمی‌شود؟

ایران اینترنشنال - بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با انتقاد از سیاست دولت‌های غربی و به‌ویژه بریتانیا گفت آنها انتقادهای خود را بر اسرائیل متمرکز کرده‌اند، در حالی که به گفته او، تهدید جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن را نادیده می‌گیرند. او خطاب به معترضان در بریتانیا پرسید چرا به جای اسرائیل، مقابل سفارت جمهوری اسلامی اعتراض نمی‌کنند.

نتانیاهو گفت: «چیزی که به مردم بریتانیا می‌گویم این است: کجا هستید؟ کسانی که علیه ما اعتراض می‌کنند، چرا مقابل سفارت جمهوری اسلامی اعتراض نمی‌کنید؟ چرا تمام زهر دولت بریتانیا متوجه آنها نمی‌شود؟»

او افزود: «چرا علیه جمهوری اسلامی جهت‌گیری نمی‌شود؟ چرا علیه نیروهای نیابتی آن نیست؟»

نخست‌وزیر اسرائیل همچنین دولت‌های غربی را متهم کرد که تهدید جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسند و گفت: «این حکومتی در ایران است که ده‌ها هزار نفر از شهروندان خود را کشته یا مجروح کرده است.»

او افزود جمهوری اسلامی اقتصاد غرب، منابع انرژی و آبراه‌های بین‌المللی را «خفه» می‌کند اما موج خشمی را که علیه اسرائیل وجود دارد، متوجه جمهوری اسلامی نمی‌بیند.


UKDubai.jpgاز نیروهای نیابتی تا شبکه‌های پنهان؛ الگویی برای فشار فرسایشی بر دشمنان قدرتمندتر

خبرنامه گویا - دو حادثه امنیتی اخیر در بریتانیا و یک پرواز عازم اسرائیل، بار دیگر توجه‌ها را به یکی از قدیمی‌ترین روش‌های جمهوری اسلامی برای مقابله با دشمنان قدرتمندتر معطوف کرده است: «جنگ نامتقارن»؛ راهبردی که به جای رویارویی مستقیم و پرهزینه، بر عملیات محدود، نیروهای نیابتی، شبکه‌های واسطه و ایجاد فشار فرسایشی متکی است.

بازداشت چند نفر در نزدیکی پایگاه هوایی «فرفورد» بریتانیا، که نیروهای آمریکایی از آن در عملیات علیه ایران استفاده کرده‌اند، و حمله کمک‌خلبان به خلبان پرواز فلای‌دبی به مقصد اسرائیل، زمینه گزارش تازه آسوشیتدپرس درباره این راهبرد را فراهم کرده است.

با این حال، تحقیقات درباره هر دو حادثه همچنان ادامه دارد و تاکنون هیچ مدرک عمومی و قطعی درباره ارتباط تهران با آنها ارائه نشده است. مقام‌های بریتانیایی از «قرائن محکم» درباره احتمال دخالت ایران در ماجرای فرفورد سخن گفته‌اند، اما جزئیات این شواهد منتشر نشده است. تهران نیز هرگونه دخالت را رد کرده است. در پرونده فلای‌دبی نیز مقام‌های آمریکایی از احتمال ارتباط مهاجم با ایران سخن گفته‌اند، اما چنین ارتباطی تاکنون اثبات نشده است.

اگر ارتباط تهران با حادثه فرفورد اثبات شود، این پرونده با الگویی مطابقت خواهد داشت که مقام‌های امنیتی غربی سال‌هاست درباره آن هشدار می‌دهند: استفاده از عملیات کم‌هزینه و غیرمستقیم برای ایجاد فشار بر دشمنی که از نظر توان نظامی متعارف بسیار قدرتمندتر است.

ch1.jpgگفتگوی آریا کنگرلو با جمشید اسدی

چرا بخشی از جریان‌های چپ و اسلام‌گرا با تاریخ ایران پیش از اسلام و میراث پهلوی خصومت دارند؟ شکوه ایران باستان و دستاوردهای نوسازی دوران پهلوی، روایت‌هایی را به چالش می‌کشند که پیشرفت و هویت ایرانی را تنها در چارچوب ایدئولوژی خود می‌پذیرند. بحث بر سر گذشته، به جدالی بر سر حافظه تاریخی ایرانیان و نگاه آنان به آینده تبدیل شده است.

سعید لیلاز، حکومت ساسانیان را «خشن‌ترین حکومت مذهبی تاریخ ایران» می‌خواند و ادعاهایی درباره ازدواج‌های خانوادگی پادشاهان هخامنشی و مجازات ارتداد در دوره ساسانی مطرح می‌کند. اما تعمیم این ادعاها به یک تمدن، نیازمند شواهد و بررسی تاریخی است. اگر مجازات ارتداد و سرکوب مذهبی محکوم است، چرا همین معیار درباره جمهوری اسلامی و برخورد آن با دگراندیشان و اقلیت‌های مذهبی به کار گرفته نمی‌شود؟ اشاره به خشونت در گذشته، پاسخی به خشونت حکومت امروز نیست.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

فاتحه مرجعیت

| No Comments

arnz.jpgبعد از ولایت، اینک فاتحه مرجعیت را خوانده‌اند

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

دیرگاهی است که مذهب در پرتو معانی، مفاهیم و البته ایدئولوژی انقلاب خمینی، جایگاهش را به‌ویژه نزد نسل جوان، از دست داده است. مذهب نخست از طریق خانواده، مدرسه، محیط و در مراحل آموزش عالی به اندیشه‌ات راه پیدا می‌کرد و بعد در طول سال‌های جوانی و میانسالی و پیری، بر پایه باورداشت شخص، مسیر خود را یا به تعصب یا به اعتدال و حتی نفی طی می‌کرد. در این مسیر، بنا به پایگاه اجتماعی شخص، روحانیت نیز جایی پیدا می‌کرد یا جایی از دست می‌داد، اما اکنون به نظرم می‌رسد کار مرجعیت نیز مثل ولایت فقیه، تمام است.

پیش از انقلاب، حداقل در آن سه دهه پایانی حکومت پهلوی، روحانیت در ایران بدون در نظر آوردن مراتب و جایگاه «فقهی» آن‌ها (من فقهی می‌گویم نه علمی زیرا استفاده مثلا صفت اعلم برای مرجع اعلا به منزله احاطه آن فرد بر علوم تجربی و حتی علوم انسانی نبود و نیست، بلکه به علوم در مفهوم حوزوی آن مثل فقه و تا حدودی منطق و فلسفه قدیم و ادبیات و دانش انساب خلاصه می‌شد. البته بودند علمایی چون مرحوم دکتر مهدی حائری که مجتهد مسلم بود و به‌ندرت چلواری بر سر داشت یا امام موسی صدر که حقوقدانی آگاه بود یا علامه طباطبایی که ریاضیات می‌دانست و امثال ایشان که از علوم جدیده نیز بی‌بهره نبودند) در سه دایره فکری قابل شناختن بوده‌اند.

دایره نخست که در آن از مرجع اعلا و مراجع سرشناس گرفته تا مدرسان نامدار و بی‌نام و سرانجام خطیبان و روضه‌خوان‌های بعضا آشنا حضور داشتند، نگاه عمده و اصلی روحانیت به شئون زندگی، غیرسیاسی و صرفا مذهبی بود.

در این نگرش سنتی، روحانیون ضمن اینکه پایبند سنت بودند و به تحول جامعه به سوی مدرن شدن نظر مساعدی نداشتند، اما مخالفت خود را در حد غرولند ابراز می‌کردند یا زمانی که یکی از مسئولان با آنان [مراجع] دیدار می‌کرد، گفتگو در این محور دور می‌زد که حکومت در تعبیر شیعه اثنی‌عشری متعلق به ولی عصر بود و در دوران غیبت او، «الملک العادل» ظل‌الله است واطاعت از او واجب شمرده می‌شود.

مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین بروجردی شخصیت برجسته این دایره بود. ضمن اینکه در دو دیگر نیز اعتبار و احترام داشت. پس از او شخصیت‌هایی چون مرحوم سیدمحسن حکیم و شاهرودی و خویی در نجف و مرحوم شریعتمداری، خوانساری، گلپایگانی، مرعشی نجفی، حاج شیخ بهاءالدین نوری، عبدالله مسیح تهرانی ملقب به چهلستونی، حاج آقا حسین خادمی اصفهانی، مرتضی حائری یزدی، رضی شیرازی، علامه حاج شیخ‌علی مقدادی اصفهانی (فرزند مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی) حسن سعید، سید محمد روحانی و... از برجستگان دایره علمای سنتی غیرآلوده به سیاست و حواشی آن بودند.

از خطبا و منبری‌های سرشناس در این دایره می‌توان از شخصیت‌هایی چون مرحوم حسینعلی راشد، دکتر سیدمحسن بهبهانی، سبزواری، سید مهدی قوام‌زاده، برادران میرفخرایی (جندقی) نوغانی، مناقبی و البته ادیب و خطیب و استاد سرشناس یعنی مرحوم دکتر عباس مهاجرانی یاد کرد. اشراف روحانیت همگی در این دایره بودند.

amniati.jpgجلسه محرمانه تیم امنیت ملی آمریکا درباره رژیم ایران؛ ترامپ گزینه بعدی را بررسی می‌کند

خبرنامه گویا - همزمان با بن‌بست مذاکرات تهران و واشنگتن و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره دور تازه حملات آمریکا، اعضای ارشد تیم امنیت ملی دونالد ترامپ روز جمعه در جلسه‌ای محرمانه و چندساعته در «کمپ‌دیوید» درباره ایران گفتگو کردند.

اکسیوس به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داد این نشست به مرحله بعدی جنگ با ایران اختصاص داشت. برگزاری چنین جلسه‌ای در کمپ‌دیوید غیرمعمول است و کاخ سفید نیز آن را رسما اعلام نکرد. آخرین نشست مشابه در ژوئن ۲۰۲۵، چند روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران برگزار شده بود.

در این نشست که به ریاست جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا برگزار شد، مارکو روبیو، وزیر خارجه، پیت هگست، وزیر دفاع، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، جان راتکلیف، رئیس سازمان سیا و دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا حضور داشتند.

یکی از مقام‌های آمریکایی به اکسیوس گفت در این جلسه درباره برخی مسائل «تصمیم‌گیری شد یا دست‌کم به‌طور مفصل بحث شد»، اما جزئیات تصمیم‌ها هنوز روشن نیست.

ویدیویی از جاویدنام محسن شریف کاظمی مدیر مدرسه‌ای از فردیس کرج دیدم، که داره برای شاگرداش از کوروش بزرگ و مهرگان می‌گه... مرد شریفی که ۱۹ دی‌ماه، بزرگ‌ترین درسش رو تو خیابون پس داد؛ درسِ شرافت، ایستادگی و وفاداری به ایران...

22-2.jpgرادیوفردا - صداوسیمای جمهوری اسلامی و خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه، در گزارش‌هایی جداگانه، خواستار پیگیری مواضع و پرونده‌های قضایی پیشین شماری از هنرمندانی شدند که اخیراً به ایران بازگشته‌اند.

صداوسیما در گزارشی تصویری که شامگاه پنج‌شنبه پخش شد، با اشاره به فاطمه معتمدآریا، اصغر فرهادی و محسن نامجو، نسبت به آن‌چه «عادی‌سازی کنش‌های ضد ملی» خواند، ابراز نگرانی کرد و خواستار «اجرای عدالت» شد.

این گزارش با نمایش تصاویری از تجمعات شبانه حکومتی گفت «هیچ‌کس با پافشاری بر مواضع ضدمیهنی و بدون ابراز پشیمانی از خطای ملی» نباید تبرئه شود.


صداوسیما، در این گزارش، به حمایت فاطمه معتمدآریا و اصغر فرهادی از اعتراضات «زن زندگی آزادی» و همچنین پروندهٔ محسن نامجو به اتهام «توهین به مقدسات» اشاره کرد.

خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز در گزارشی جداگانه دربارهٔ بازگشت فاطمه معتمدآریا خواستار شفاف‌سازی قوه قضائیه درباره وضعیت پرونده‌های قضایی پیشین این بازیگر شده و در عین حال از مواضع سیاسی خانم معتمدآریا در خارج از ایران انتقاد کرده است.

dollarmil.jpgخبرنامه گویا - با رسیدن دلار در بازار آزاد به حدود ۲۶۹ هزار تومان، این پرسش مطرح است که اگر سرعت افت ریال در چهار ماه گذشته ادامه پیدا کند، نرخ دلار یک سال دیگر کجا خواهد بود. امتداد همین روند به‌طور ریاضی، عددی نزدیک به یک میلیون تومان به دست می‌دهد. این رقم پیش‌بینی قطعی نیست؛ بلکه سناریویی است برای سنجش اینکه ادامه شرایط فعلی تا کجا می‌تواند ریال را تضعیف کند.

اگر محدودیت صادرات و دسترسی به ارز، تحریم‌ها، کسری بودجه، تورم بالا و نااطمینانی سیاسی و نظامی ادامه یابد، سناریوی بدبینانه می‌تواند دلار را در یک سال آینده به محدوده ۸۰۰ هزار تا یک میلیون تومان برساند. بر پایه نرخ فعلی و سرعت افت چهار ماه گذشته، محاسبه ساده رقمی نزدیک به ۹۸۰ هزار تومان نشان می‌دهد. تکرار دقیق این سرعت بعید است، اما اگر اعتماد به ریال بیشتر کاهش یابد، افزایش تقاضا برای دلار و طلا می‌تواند خود به شتاب بیشتر سقوط پول ملی منجر شود.

اگر هیچ گشایش مهمی رخ ندهد، حرکت دلار به سطوح بسیار بالاتر از نرخ امروز سناریویی جدی باقی می‌ماند. چشم‌انداز اقتصاد ایران همچنان به صادرات نفت، دسترسی به منابع ارزی، مسیرهای تجاری و شدت تنش‌های منطقه‌ای وابسته است. بانک مرکزی ممکن است با عرضه ارز یا محدودیت‌های بیشتر، دوره‌هایی از ثبات ایجاد کند، اما چنین مداخلاتی لزوماً روند بلندمدت را تغییر نمی‌دهد.

در مقابل، یک گشایش متوسط ــ مانند کاهش تنش، بهبود نسبی صادرات نفت یا دسترسی بیشتر به درآمدهای ارزی بدون رفع اساسی تحریم‌ها ــ می‌تواند سرعت سقوط ریال را کاهش دهد. در چنین حالتی، نرخ دلار در پایان یک سال ممکن است به‌جای نزدیکی یک میلیون تومان، در محدوده‌ای مانند ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان قرار گیرد. یک گشایش بزرگ شامل کاهش گسترده تحریم‌ها، عادی‌تر شدن صادرات نفت و دسترسی بانکی به درآمدهای ارزی می‌تواند مسیر را به‌طور جدی تغییر دهد و حتی مدتی ریال را تقویت کند.

اما در شرایط فعلی، خطر اصلی نه خود عدد یک میلیون تومان، بلکه ادامه روندی است که دلار را از یک رکورد به رکورد بعدی می‌رساند. اگر محدودیت‌های خارجی ادامه یابد و دولت هم‌زمان برای جبران کسری‌ها به افزایش نقدینگی متکی بماند، توقف‌های مقطعی بازار ممکن است فقط وقفه‌ای در مسیر نزولی ریال باشد. در این سناریو، عبور دلار از ۵۰۰ یا ۶۰۰ هزار تومان می‌تواند بسیار زودتر از رسیدن به مرز یک میلیون تومان به نقطه عطف بعدی بازار ارز ایران تبدیل شود.

سیاوش جمشیدی اعدام شد

| No Comments

exec.jpgکیهان لندن - قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اجرای حکم اعدام سیاوش جمشیدی خیرآبادی، شهروند بازداشت‌شده در اعتراضات دی۴۰۴ در شهرکُرد، خبر داد.

خبرگزاری «میزان» وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی گزارش داده حکم اعدام سیاوش جمشیدی خیرآبادی سحرگاه روز شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵ در شهرکُرد اجرا شده است.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی مدعی شده این شهروند در جریان اعتراضات شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۵ در خیابان «ناصرخسرو» شهرکرد به سمت مأموران سرکوبگر حکومتی تیراندازی کرده و با یک اتومبیل «اس‌ال‌ایکس» متواری شده است.

در این گزارش بدون ارائه اسناد و شواهد ادعا شده سیاوش جمشیدی خیرآبادی دارای «سوابق مجرمانه متعدد» و عناوین اتهامی چون «حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز، کلاهبرداری، سرقت و مشارکت در آدم‌ربایی» بوده که در پرونده او درج شده است.

یاسمین انصاری کیست

| No Comments

kharatian.jpgخبرنامه گویا ـ مهدی خراتیان، تحلیلگر نزدیک به حکومت، می‌گوید چین حاضر بود اطلاعات ماهواره‌ای در اختیار جمهوری اسلامی بگذارد، به شرط آنکه این همکاری محرمانه بماند و قابل انکار باشد. به روایت او، پس از علنی‌شدن استفاده از تصاویر ماهواره‌ای چین برای حمله به یک ناوشکن آمریکایی، پکن ارائه اطلاعات ماهواره‌ای به تهران را به‌طور کامل متوقف کرد.

مجری برنامه نیز پیام پکن به تهران را این‌گونه توصیف کرد: «ابتدا مشکل خود را با آمریکایی‌ها حل کنید.» این روایت از توقف همکاری اطلاعاتی مورد اشاره خراتیان حکایت دارد.

پیش‌تر وزارت خارجه آمریکا در ماه مه سه شرکت چینی را به اتهام ارائه تصاویر ماهواره‌ای برای کمک به حملات جمهوری اسلامی علیه نیروهای آمریکایی تحریم کرده بود.

چنین تصاویری برای شناسایی اهداف و ارزیابی خسارت پس از حمله کاربرد دارند و محدودشدن دسترسی به آنها می‌تواند توان هدف‌گیری جمهوری اسلامی را کاهش دهد.

مصاحبه شاهرخ، در صدای آمریکا با آقای بهارلو، سال ۲۰۰۷ میلادی

atishN.jpgده دقیقه بعد سه موشک به همان نقطه خورد

قدرت‌الله محمدی، مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی تهران، در روایتی تازه از حملات هوایی به پایتخت گفته است نیروهای آتش‌نشانی در جریان حمله به ارتفاعات شمال تهران، تعدادی از «مسئولان بلندپایه» را از محل اصابت خارج کردند و حدود ۱۰ دقیقه بعد همان نقطه بار دیگر هدف حمله موشکی قرار گرفت.

بر اساس روایت منتشرشده، آتش‌نشانان پس از اصابت نخست به محل اعزام شدند و مقام‌های حاضر در منطقه را خارج کردند. محمدی گفته است حدود ۱۰ دقیقه پس از این عملیات، «همان محل با سه موشک» هدف قرار گرفت.

این روایت از آن جهت اهمیت دارد که برای نخستین‌بار اطلاعاتی مستقیم از سوی مجموعه آتش‌نشانی درباره حضور و نجات مقام‌های بلندپایه جمهوری اسلامی در ارتفاعات تهران در جریان جنگ منتشر می‌شود. به گزارش ایران‌وایر مشخص نیست این مقام‌ها برای پناه گرفتن به ارتفاعات منتقل شده بودند یا به دلیل دیگری در آن محل حضور داشتند.

گزارش‌های منتشرشده در روز ۹ فروردین ۱۴۰۵ از حملات گسترده به چند نقطه تهران، از جمله سعادت‌آباد، ظفر، یک مرکز مخابراتی در منطقه یک و محوطه تله‌کابین توچال در بام تهران خبر داده بودند.

3-2.jpgایران وایر - شمشیر و قمه در دست شرکت‌کنندگان راهپیمایی حکومتی «جانفداها». در جریان راهپیمایی روز گذشته «جانفداها» در اصفهان، گروهی از شرکت‌کنندگان با شمشیر و قمه در خیابان حاضر شدند و شعارهای «مرگ بر پهلوی» و «مرگ بر منافق» سر دادند.

این درحالی‌ست که براساس ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی، تظاهر یا قدرت‌نمایی با چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر می‌تواند مجازات حبس و شلاق در پی داشته باشد. هنوز مشخص نیست حمل این سلاح‌ها در راهپیمایی حکومتی با چه مجوزی انجام شده است.

mostofi.jpgتحلیل هفته؛ گفت‌وگوی مهدی نصیری با آرمان مستوفی

مهدی نصیری: «جنگ آخرالزمانی» یعنی چه؟

عراقچی اعلام کرده که برای «جنگ آخرالزمانی» هم آماده‌اند. این سخن را چطور باید فهمید و چه نسبتی با وضعیت مذاکرات و احتمال ادامه جنگ دارد؟

آرمان مستوفی: اعتراف به بن‌بست

این حرف، پیش از هر چیز، نشانه کاهش امید به میانجیگری‌ها و مذاکرات صلح است. هنوز نمی‌توان گفت دیپلماسی کاملاً منتفی شده، اما به نظر می‌رسد امید عراقچی هم کمتر شده است.

«جنگ آخرالزمانی» یعنی جنگیدن تا پایان؛ حتی اگر آن پایان، نابودی باشد. چنین عبارتی را می‌توان نوعی اعتراف دانست: می‌دانیم پیروز نمی‌شویم، اما باز هم ادامه می‌دهیم. این بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشان‌دهنده بن‌بستی است که جمهوری اسلامی در آن گرفتار شده است.

حکومت دهه‌ها سرمایه‌های ایران را صرف رسیدن به چنین موقعیتی کرده و مردم را به فقر و فلاکت کشانده است. حالا هم عده‌ای می‌خواهند مسئولیت جنگ را متوجه ملت ایران کنند؛ گویی مردم جنگ‌طلب‌اند و جمهوری اسلامی نماد صلح است.

جنگ‌طلبی را باید در سابقه شعارهای مرگ، آتش‌زدن پرچم‌ها، حمله به سفارتخانه‌ها و تهدید کشورهای دیگر جست‌وجو کرد. نمی‌توان این کارنامه را نادیده گرفت و سپس مردم مخالف حکومت را مسئول بحران معرفی کرد.

مهدی نصیری: استفاده ابزاری از جریان‌های مختلف

جمهوری اسلامی همواره از نیروها و جریان‌های مختلف استفاده ابزاری کرده است. اختلاف مذهبی یا دشمنی قبلی، لزوماً مانع همکاری آن با یک گروه نمی‌شود. در مقطعی همکاری می‌کند و در مقطعی دیگر، وقتی منافعش اقتضا کند، مقابل همان جریان می‌ایستد. این رابطه‌ها را باید با منطق منفعت و حفظ قدرت فهمید.

آرمان مستوفی: همگرایی با دشمنان دیروز

نمونه روشن آن، رابطه با طالبان است؛ جریانی که در دوره نخست تسلطش بر افغانستان، به کنسولگری جمهوری اسلامی در مزارشریف حمله کرد و دیپلمات‌ها و دیگر افراد حاضر در آنجا را کشت. با این حال، آن دشمنی مانع نزدیک‌شدن بعدی دو طرف نشد.

درباره القاعده نیز سابقه حضور اعضا و خانواده‌های رهبران آن در ایران مطرح بوده است. از نگاه من، خطر امروز نزدیک‌شدن جریان‌هایی است که تا دیروز با یکدیگر دشمن بودند، اما اکنون در مقابله با دشمن مشترک به هم نزدیک می‌شوند؛ نوعی شبکه بین‌المللی از اسلام‌گرایی افراطی.

در ماجرای فلای‌دبی هم باید توجه داشت که هواپیما متعلق به یک شرکت دبی بود و به اسرائیل می‌رفت. اگر عامل حادثه تحت تأثیر القاعده بوده باشد، این موضوع به‌خودی‌خود احتمال ارتباطش با جمهوری اسلامی را رد نمی‌کند. البته تعیین ارتباط مشخص او، به شواهد مربوط به همان پرونده بستگی دارد.

22-4.jpgبی بی سی - پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا اعلام کرده که دو تبعه ایرانی متهم به دست داشتن در «طرحی برای حمله به جامعه یهودیان منچستر» شده‌اند.

پلیس این دو مرد را رحمان صالحی۳۵ ساله و سلام احمدیان ۳۶ ساله معرفی کرده و گفته که گمان می‌رود با قایق‌های کوچک وارد بریتانیا شده باشند.

پلیس همچنین گفته است که این دو مرد در ارتباط با «طرح توطئه مورد نظرشان»، با شخص سومی که خارج از بریتانیا و احتمالاً در ایران حضور دارد، در تماس بوده‌اند.

قرار است آنها روز شنبه ۱۱ مهر در دادگاه حاضر شوند.

dollarbsnner.jpgسقوط ادامه‌دار ریال؛ دلار در آستانه ۲۷۰ هزار تومان

خبرنامه گویا - قیمت ارز و طلا در بازار آزاد ایران شنبه ۱۱ مهر بار دیگر رکوردهای تازه‌ای ثبت کرد و دلار به محدوده ۲۷۰ هزار تومان نزدیک شد. هم‌زمان یورو از مرز ۳۰۰ هزار تومان عبور کرد و بهای پوند و درهم امارات نیز افزایش یافت.

داده‌های بازار در ساعات مختلف معاملات، دلار را در محدوده ۲۶۷ تا نزدیک ۲۶۹ هزار تومان نشان می‌دادند. یورو نیز به بیش از ۳۰۱ تا ۳۰۲ هزار تومان، پوند به محدوده ۳۵۴ تا ۳۵۵ هزار تومان و درهم امارات به بیش از ۷۳ هزار تومان رسید. بهای هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز در برخی معاملات از ۲۶ میلیون تومان عبور کرد.

افزایش تازه قیمت‌ها تنها چند روز پس از عبور دلار از مرز ۲۵۰ هزار تومان رخ می‌دهد. قیمت دلار ششم مهر حدود ۲۴۱ هزار و ۸۰۰ تومان بود؛ به این ترتیب، ارزش دلار در برابر ریال ظرف پنج روز بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته است.

سرعت ثبت رکوردهای تازه در بازار ارز نیز افزایش یافته است. دلار که عبور آن از مرز ۲۰۰ هزار تومان مدت زیادی نگذشته بود، در فاصله‌ای کوتاه وارد کانال ۲۶۰ هزار تومان شد و اکنون به مرز ۲۷۰ هزار تومان نزدیک شده است.

افزایش قیمت ارز در شرایطی ادامه دارد که مقام‌های جمهوری اسلامی طی روزهای گذشته مجموعه‌ای از محدودیت‌ها را برای کنترل بازار اعمال کرده‌اند. مرکز اطلاعات مالی وزارت اقتصاد ششم مهر اعلام کرد محدودیت‌های بانکی علیه ۴۵ نفر دیگر به اتهام فعالیت مشکوک در بازارهای غیررسمی ارز و طلا اعمال شده و شمار افراد مشمول این محدودیت‌ها به ۲۱۴ نفر رسیده است.

بانک مرکزی هم‌زمان محدودیت‌های تازه‌ای را متوجه بازار رمزارز کرده است. بر اساس ابلاغ این بانک، معاملات تتر در شماری از صرافی‌های رمزارزی از ساعت ۲۱ تا ۹ صبح متوقف شده و سقف خرید روزانه برای هر کاربر نیز دو هزار تتر تعیین شده است.

همچنین گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد بانک مرکزی در حال بررسی نحوه فعالیت صرافی‌های رمزارزی فاقد مجوز است. رسانه‌های نزدیک به حکومت، تتر و معاملات صرافی‌های رمزارزی را یکی از کانال‌های انتقال نوسان و انتظارات قیمتی به بازار ارز معرفی کرده‌اند.

با وجود این محدودیت‌ها، روند صعودی دلار، طلا و دیگر ارزهای عمده متوقف نشده است. ادامه افت ارزش ریال، هزینه واردات کالا و مواد اولیه را افزایش می‌دهد و فشار تورمی بیشتری بر قیمت کالاهای مصرفی، دارو و هزینه‌های زندگی خانوارها وارد می‌کند.

dej.jpgدژ - در شرایطی که میلیون‌ها تن از مردم ایران زیر سنگینی مخارج روزانه کمر خم کرده‌اند و سفره‌هایشان خالی است، عوامل و مهره‌های نظام داخل و خارج از کشور در رفاه و آسایش با پول همین مردم بریز و بپاش می‌کنند.

حاج‌آقا ابوالفضل پسندیده، سفیر جمهوری اسلامی در مکزیک و همسرش، چند مهمان ویژه داشتند که در «اقامتگاه سفیر» به صورت ویژه با سفره ایرانی از آنها پذیرایی شد.

دو نفر از این مهمان‌ها مارسلا لکوئونا، بازیگر، استندآپ‌کمدین و نویسنده فمینیست و میچ مندوزا پادکستر مکزیکی بودند؛ آن‌هم با پوششی که هرگز زنان ایران اجازه ندارند در فضای عمومی یا دیدارهای مشابه آن را به تن کنند.



در حاشیه این مهمانی حاج‌اقا پسندیده برای ارشاد مهمانان جهت‌ قبله را به مهمانان آموزش داد.

یکی از هموطنان داخل ایران در کامنتی نوشته است، ما اینجا زیر بمب و موشک و گرانی روزی صدبار می‌میریم و زنده می‌شویم، آقایان در دور دست عشق و حال می‌کنند!

یادداشت تحریریه: این مطلب با حفظ محتوا و لحن نویسنده، به‌صورت محدود ویرایش شده است.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgحمایت از چهره‌های مدنی و فاصله گرفتن از مرزبندی‌های خودی و غیرخودی، راهی برای تقویت نقش شاهزاده در اتحاد ملی

ابوالفضل محققی

زیاد به سال‌های دور نمی‌روم؛ به سال‌هایی می‌روم که شاهزاده رضا پهلوی به هر شهری که می‌رفت، تلاش می‌کرد چهره‌های سیاسی فعال را پیدا کند، رفیقانه و صمیمی با کسانی که برای آزادی ایران مبارزه می‌کردند دیدار نماید، پای صحبتشان بنشیند و توان خود را در جهت وحدت بین جریان‌های سیاسی به کار ببندد. همین‌گونه رفتارهای ساده و بی‌آلایشش چهره‌ای مطلوب از ایشان می‌ساخت.

طوری که زنده‌یاد داریوش همایون در سال‌های پایانی عمرش به‌روشنی می‌گفتند که «رضا پهلوی نماد وحدت و آلترناتیوی سکولار هستند که توانایی جمع کردن میلیون‌ها نفر را دارند. بدون محوریت رضا پهلوی، اپوزیسیون به گروه‌های کوچک و بی‌اثر تبدیل می‌شود.» چرا که باور داشتند اتحاد اپوزیسیون شرط حیاتی برای گذار سیاسی از جمهوری اسلامی است و خود چه میزان برای دست یافتن به چنین اتحاد عملی جان فرسود و برای جلب و جذب افراد تلاش کرد.

او افتادگی و فروتنی شاهزاده رضا پهلوی را می‌ستود و معتقد بود این سلامت نفس می‌تواند از ایشان رهبری مورد اعتماد بسازد. به‌راستی نیز گفتار و عمل شاهزاده رضا پهلوی چنین بوده و هست. برخی ایراد می‌گیرند و جامه می‌درانند که ایشان هرگز نسبت به گذشته تاریخی خود ایراد جدی نداشته و انتقاد نکرده است. حال آن‌که ایشان بیشتر از تمام جریان‌ها با گذشته‌ای که نقشی در آن نداشته‌اند برخورد کرده‌اند؛ کاری که متأسفانه کمتر گروه سیاسی حاضر به انجام آن در قبال گذشته، عملکرد و مسئولیت خود در سال‌های گذشته شده است.

آخرین شیفت، امیر دها

| No Comments

Amir_Daha.jpgموج ویدیوهای استعفای معلمان و پرستاران پرسشی جدی را پیش می‌کشد: چه اتفاقی می‌افتد وقتی نیروی متخصص دیگر امیدی به بهبود و اصلاح ندارد و «رفتن» را تنها گزینه باقی‌مانده می‌بیند؟

معلمی رو به کلاس میایستد و از شاگردانش خداحافظی می‌کند. پرستاری در پایان شیفت، گوشی را رو به خودش می‌گیرد و از همکاران و بیمارانش با حزن و‌ تأسف خداحافظی می‌کند. این ویدیوها که از آخرین روز کاری، آخرین شیفت یا تصمیم به استعفا روایت می‌کنند، در هفته های اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه شبکه‌های اجتماعی بدل شده اند. در بسیاری از آنها نشانی از خشم و هیاهو نیست. لحن، بیشتر لحن یک وداع دردمندانهٔ شخصی است.

شاید همین لحن بظاهر آرام است که این پدیده را معنادار میکند. در اعتراض صنفی کلاسیک، کارمند مطالبه گر است، چون هنوز می‌خواهد بماند: شرایط کار را تغییر دهید، حقوق را افزایش دهید، منزلت حرفه‌ای مرا به رسمیت بشناسید تا بتوانم ادامه دهم. اما در بخشی از روایت‌های تازه، این مرحله پشت سر گذاشته شده است. فرد دیگر نمی‌گوید «شرایط را تغییر دهید تا بمانم»؛ می‌گوید: «دیگر امیدی به تغییر ندارم؛ من میروم.»

هنوز آمار رسمی و جامعی از تعداد استعفاهای معلمان و کادر درمان در ماه‌های اخیر منتشر نشده و نمی‌توان صرفاً از روی ویدیوها دربارهٔ ابعاد سراسری این پدیده حکم داد. اما آنچه میتوان سنجید، بستری است که این ویدیوها در آن منتشر می‌شوند. شواهد موجود نشان می‌دهد جذب و نگهداشت نیروی متخصص، به‌ویژه در آموزش و درمان، به چالشی جدی تبدیل شده است.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران صرفاً به معنای افزایش قیمت دلار در بازار ارز نیست. در اقتصادی که بخش مهمی از نهاده‌های تولید، کالاهای واسطه‌ای، مواد اولیه، تجهیزات و حتی انتظارات قیمتی آن به نرخ ارز وابسته است، افزایش نرخ دلار می‌تواند به یک شوک فراگیر برای ساختار هزینه و جریان نقدی بنگاه‌ها ـ بخصوص بنگاه‌های کوچک و متوسط ـ تبدیل شود. این شوک ابتدا در بازار ارز و قیمت کالاها ظاهر می‌شود، اما در صورت تداوم می‌تواند به ترازنامه بنگاه‌ها، سرمایه در گردش، توان بازپرداخت بدهی‌ها و اعتبار تجاری نیز منتقل شود.

داده‌های منتشرشده درباره شهریور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که از حدود ۹.۱ میلیون فقره چک مبادله‌شده به ارزش بیش از ۵۸.۹ هزار میلیارد تومان، حدود ۱.۴ میلیون فقره به ارزش بیش از ۱۲.۸ هزار میلیارد تومان برگشت خورده است. بنابراین حدود ۱۵.۶ درصد چک‌ها از نظر تعداد و ۲۱.۸ درصد از نظر ارزش برگشت خورده‌اند. اهمیت بیشتر این آمار در آن است که ۹۶.۱ درصد ارزش چک‌های برگشتی به دلیل کسری یا فقدان موجودی بوده است. این ارقام به خودی خود اثبات نمی‌کنند که افزایش نرخ دلار علت مستقیم چک‌های برگشتی بوده است. با این حال، از منظر اقتصاد کلان و مالی بنگاه، میان شوک ارزی، تورم، افزایش نیاز به سرمایه در گردش، کاهش قدرت خرید و تشدید ریسک نقدینگی، یک زنجیره نظری و تجربی قابل دفاع وجود دارد.

asgarA.jpgکس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید!
(حافظ)

در یادداشت پیشین «دربارهٔ خودخواهی و خُلق‌وخوی ما ایرانیان» یادآوری کردم که یکی از ویژگی‌های ما ایرانیان، نفرین کردن و فحش‌هایمان هستند. عبارت «الهی نعشت را ببرند کربلا» نیز یک دعا یا در اصطلاح قدیمی‌ها یک «نفرینِ دعاکننده» در فرهنگ مذهبی شیعیان است. با این حال، مفهوم و کاربرد آن بستگی به لحن و موقعیت دارد: در ظاهر واژه «نعش» (جسد) بار منفی دارد و شبیه به نفرین است، اما به حقیقت یک دعای «خیر عظیم» برای عاقبت‌به‌خیر شدن است.

امروزه هم می‌بینیم که بانگ جرس قافله بازگشت ایرانیان به میهن، به‌خصوص بزرگ‌ترها با موهای سفید، همراه با تبلیغات و بوق و کرنای رسانه‌ای، رواج یافته است. بازگشت و اصولاً ورود و خروج هر شهروندی به سرزمین پدر/مادری خود جزو حقوق اساسی و قانونی اوست و جای هیچ بحثی هم نمی‌باشد؛ البته با رعایت قوانین کیفری و حقوقی ورودی و خروجی هر کشور.

در هر حال، نگارنده بر این باور است که یک پرسش کلی بایستی مجاز، حق و مشروع باشد و آن اینکه: «بازگشت این‌گونه شهروندان پس از سال‌ها دوری از وطن، احتمالاً با پرونده‌های سیاسی و غیره و مخصوصاً در این اوضاع جنگی فاجعه‌بار، چه پیامدهایی برای خود و جمهوری ملایان دارد؟ و اینکه این بازگشت در راستای منافع ملی است یا نه؟»

تجربه تلخ تاریخ

● بازگشت «ولادیمیر ایلیچ لنین»، شهروند رسمی روسیه، به روسیه در سال ۱۹۱۷، پس از آن بود که دولت موقت جدید روسیه به همه تبعیدیان سیاسی عفو عمومی اعطا کرده و از آن‌ها خواسته بود که بازگردند. با این حال، ورود لنین به روسیه به نفع امپراتوری آلمان می‌بود؛ مورخان عمدتاً پیامدهای آن را برای ملت و دولت روسیه فاجعه‌بار می‌دانند!

● بازگشت خمینی و همراهان؛ یک داوری منصفانه و در حال حاضر می‌تواند این باشد که ورود خمینی و همراهانش به کشور برای ایرانیان و منافع ملی ایران فاجعه‌بار بوده است. این فاجعه بزرگ را بعد از نیم قرن، پایانی نیست!

mehreganbanner.jpgآیینی کهن برای یادآوری مهر، داد، همبستگی و امید در ایران امروز

امروز، دهم مهرماه است ، روزی که در گاه‌شماری کهن ایرانی به نام «مهر» آراسته است. و چه نامی شایسته‌تر از مهر، برای روزگاری که آدمی بیش از هر زمان به مهر و دوستی محتاج است.

مهرگان را نمی‌توان تنها جشنی از میان جشن‌های کهن ایران دانست ،مهرگان بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی این سرزمین است، یادگار روزگاری که ایرانیان، روز و ماه و فصل را تنها با گذر زمان نمی‌سنجیدند، بلکه هر یک را معنایی می‌بخشیدند و در پس هر نام، پندی برای زندگی می‌جستند.

در جهان‌بینی ایرانی، سال دوازده خانه بی‌جان در دفتر تقویم نبود، هر ماه نامی داشت و هر نام پیامی. «مهر» نام پیمان و دوستی و پیوند بود ،و از همین روست که پس از گذشت هزاران سال، هنوز «مهر» در زبان ما زنده است: مهر مادر، مهر یار، مهر دوست و مهر میهن.

گویی روزگار پیر شده است، اما این واژه پیر نشده.

فریدون و ضحاک ، قصه‌ای که هنوز زنده است

در حافظه اسطوره‌ای ایران، مهرگان با داستان فریدون و شکست ضحاک پیوند خورده است ،روایتی که در شاهنامه و سنت‌های حماسی ایران، نماد پیروزی داد بر بیداد و روشنایی بر تاریکی است.

ضحاک در این داستان، تنها نام یک فرمانروا نیست، صورت اسطوره‌ای روزگاری است که ترس بر جان مردم چیره شده و ظلم، جامه عادت پوشیده است. فریدون نیز تنها یک پهلوان نیست ،نماد اراده‌ای است که از میان مردم برمی‌خیزد و می‌گوید هیچ تاریکی، هرچند دیرپا، حق ندارد خود را سرنوشت ابدی آدمی بداند.

این داستان را نباید همچون یک واقعه تاریخی اثبات‌شده خواند ،اما حقیقتی در آن نهفته است که پس از هزاران سال هنوز جان دارد: ایرانیان از دیرباز برای آزادی، داد، پیمان و روشنایی، داستان و اسطوره ساخته‌اند.

در فرهنگ ایرانی، پهلوان تنها آن نیست که بر دشمن غلبه کند ،پهلوان آن است که در برابر بیداد بایستد و جهان را اندکی به سوی داد نزدیکتر کند.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل، همراه با فهرست منابع و ارجاعات، را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

parsian.jpgاز ورشکستگی آبی تا بن‌بست انرژی؛ مسئولیت حکمرانی در بحران‌های ایران

مشهورترین و جامع‌ترین تعریف از توسعه پایدار، نخستین بار در سال ۱۹۸۷ میلادی در گزارش کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه سازمان ملل متحد، موسوم به گزارش «برانتلند» (Brundtland Report)، ارائه گردید. بر اساس این گزارش، توسعه پایدار فرآیندی است که نیازهای نسل کنونی را برآورده می‌سازد، بدون آنکه توانایی نسل‌های آینده در تأمین نیازهایشان را به مخاطره اندازد [۱].

فلسفه وجودی این پارادایم بر سه رکن اصلی استوار است که باید به صورت متوازن و هم‌افزا مدیریت شوند. نخست، «پایداری اقتصادی» که بر رشد اقتصادی فراگیر، استفاده کارآمد از منابع، ایجاد فرصت‌های شغلی شرافتمندانه و کاهش فقر و نابرابری ساختاری تأکید دارد. دوم، «پایداری اجتماعی» که تمرکز آن بر ارتقای عدالت اجتماعی، احترام به حقوق بنیادین بشر، توانمندسازی اقشار حاشیه‌نشین و تضمین دسترسی برابر به آموزش، بهداشت و رفاه است. سوم، «پایداری زیست‌محیطی» که متعهد به حفاظت از منابع طبیعی، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، حفظ تنوع زیستی و تاب‌آوری اکوسیستم‌ها می‌باشد. بدین ترتیب، رشد اقتصادی که به بهای تخریب محیط زیست یا تعمیق شکاف‌های طبقاتی حاصل شود، در چارچوب مفهومی توسعه پایدار فاقد اعتبار است.

وضعیت‌سنجی توسعه پایدار در ایران

ارزیابی نهادهای بین‌المللی همچون شاخص عملکرد تغییرات اقلیمی (CCPI) نشان می‌دهد که ایران با رتبه ۶۶، در جایگاه ماقبل آخر قرار دارد؛ وضعیتی که بازتاب‌دهنده سهم ناچیز (حدود یک درصدی) انرژی‌های تجدیدپذیر، وابستگی شدید به سوخت‌های فسیلی، و انتشار بالای گازهای گلخانه‌ای است، در حالی که کشور برنامه‌ای مصوب برای رسیدن به انتشار خالص صفر (Net-zero) در دستور کار ندارد [۱۰].

قنات: تجلی مهندسی و جامعه‌شناسی پایدار

بارزترین نماد توسعه پایدار در تاریخ ایران، سیستم مدیریت منابع آب سنتی یا «قنات» است. قنات تنها یک سازه هیدرولیکی برای انتقال آب نبود، بلکه یک نظام جامع بوم‌شناختی، اقتصادی و اجتماعی محسوب می‌شد. از منظر زیست‌محیطی، قنات آب را از بخش‌های بالادست به صورت تونلی با شیب ملایم و بدون نیاز به پمپاژ مصنوعی منتقل می‌کرد که مانع از تبخیر سطحی می‌شد. ویژگی حیاتی این سیستم، برداشت آب دقیقاً متناسب با ظرفیت تجدیدپذیری آبخوان‌ها بود که از بیلان منفی سفره‌های زیرزمینی جلوگیری می‌کرد [۱۶].

از منظر جامعه‌شناسی، نظام قنات نیازمند همکاری مستمر، سرمایه اجتماعی بالا و مشارکت جمعی برای حفر، لایروبی و توزیع عادلانه آب بود. این نظام، نهادهای اجتماعی قدرتمندی را پیرامون حقوق آب (حق‌آبه) شکل داد که قرن‌ها ضامن انسجام جوامع محلی و روستایی بودند [۱۸]. افول این سیستم مدبرانه با ورود تکنولوژی‌های مدرن نظیر چاه‌های عمیق موتوردار و سدسازی‌های گسترده آغاز شد؛ گذاری که به تخریب نظام سنتی همبستگی اجتماعی، تبدیل مدیریت مشارکتی به بروکراسی متمرکز دولتی، و آغاز غارت آبخوان‌ها انجامید [۲۰].

ابعاد زیست‌محیطی: از ورشکستگی آبی تا ناکامی در آمایش سرزمین

شاید بتوان مهم‌ترین، فوری‌ترین و مخرب‌ترین چالش توسعه پایدار در ایران را در بخش محیط زیست و به ویژه بحران آب و مدیریت سرزمینی جستجو کرد؛ بحرانی که ریشه در تغییرات اقلیمی دارد، اما مقصر اصلی آن خطاهای فاحش حکمرانی است.

ورشکستگی آبی و اقتصاد سیاسی آب

ایران از مرحله «تنش آبی» عبور کرده و به پدیده «ورشکستگی آبی» (Water Bankruptcy) دچار شده است. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که تقاضای سیستماتیک برای آب، به صورت دائمی از ظرفیت تجدیدپذیر حوضه‌های آبریز فراتر رود [۲۰]. از دهه ۱۹۶۰ میلادی، با آغاز برنامه‌های نوسازی، بیش از ۶۰۰ سد در ایران ساخته شد که بسیاری از آن‌ها فاقد توجیه زمین‌شناختی و اکولوژیک بودند [۲۰]. این بحران، محصول مستقیم حکمرانی ناکارآمد، غلبه «تفکر سازه‌ای» (تأکید بر سدسازی و انتقال آب بین‌حوضه‌ای)، و کنار گذاشته شدن جوامع محلی از مدیریت منابع است [۱۳].

بخش کشاورزی با مصرف بیش از ۹۰ درصد منابع آبی کشور و با راندمان بسیار پایین، به عامل اصلی تخلیه آب‌های زیرزمینی تبدیل شده است. سیاست‌های معطوف به خودکفایی غذایی، منجر به کشت محصولات به شدت آب‌بر در مناطق خشک گردیده است [۲۰].

فرونشست زمین: زلزله خاموش و مرگ آبخوان‌ها

پیامد مستقیم استخراج بی‌رویه آب‌های زیرزمینی، پدیده مرگبار «فرونشست زمین» (Land Subsidence) است. در دشت‌های آبرفتی ایران، مکانیسم غالب فرونشست، «تراکم تحکیمی» (Consolidation) رسوبات ریزدانه در پی افت فشار آب منفذی است [۲۸]. با فشرده شدن این رسوبات، بخشی از ظرفیت ذخیره‌سازی آب زیرزمینی برای همیشه از بین می‌رود و حتی با تزریق مجدد آب نیز قابل جبران نخواهد بود [۲۸].

این پدیده در دشت‌های متعددی از جمله اصفهان، اردبیل، فسا و نیشابور به مرحله بحرانی رسیده و نرخ آن در برخی مناطق تا ده‌ها سانتی‌متر در سال (۲ الی ۶ سانتی‌متر در دشت‌های منتخب و بسیار بیشتر در کانون‌های بحرانی) گزارش شده است [۲۹].

rohaniAC.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی از یکی از تجمعات شبانه حامیان جمهوری اسلامی منتشر شده که در آن یک سخنران در حمله به حسن روحانی مدعی می‌شود او در جریان سفرش به مشهد خواسته بود برای دستشویی مورد استفاده‌اش کولر نصب شود.

همین سخنران ادعا می‌کند در همان سفر، برای محل سخنرانی روحانی نیز سیستم‌های خنک‌کننده در فضای باز نصب شده بود تا به گفته او «آرایشش به هم نخورد». او همچنین مدعی می‌شود تشک مورد استفاده روحانی نیز با هواپیما از تهران به مشهد منتقل شده بود!

ادعای انتقال تشک البته پیش‌تر نیز مطرح شده بود. محسن دهنوی، نماینده وقت مجلس، سال ۱۴۰۰ گفته بود در سفر روحانی به مشهد، به دلیل پیدا نشدن تشک و پتوی موردنظر او در شهر، این وسایل از تهران با هواپیما فرستاده شد. دفتر ریاست‌جمهوری وقت به این اظهارات واکنش نشان داد و علیرضا معزی، معاون ارتباطات دفتر روحانی، چنین ادعاهایی را «دروغ» خواند.

در سال‌های گذشته همچنین تصاویری از یکی دیگر از سفرهای روحانی، این بار به سیستان‌وبلوچستان، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود که منتشرکنندگان آن مدعی بودند برای سخنرانی کوتاه او در فضای باز کولر گازی نصب شده است.

حملات علیه حسن روحانی در هفته‌های اخیر در تجمعات موسوم به «شبانه» شدت گرفته است. این تجمع‌ها به محلی برای مخالفت بخشی از حامیان حکومت با مذاکره و توافق با آمریکا تبدیل شده‌اند.

این تجمعات در روزهای اخیر حاشیه دیگری هم داشته است. یک روحانی در تجمع میدان شهدای تهران مدعی شد مجتبی خامنه‌ای دو شب پیش برای دومین بار و به مدت حدود نیم ساعت در این تجمع حضور داشته است. با این حال، جز گفته او مدرک یا تصویر مستقلی برای تأیید این ادعا منتشر نشده است.

aslani.jpgمهدی اصلانی - خبرنامه گویا

روزگاری پُشت‌کردن و قَهر حُرمت داشت. هنرمند جلای وطن‌ کرده بار چمدانش سنگین‌تر از کاغذ فتو‌کُپی بود. سنگین از بغض و غربت.

در فرمان‌روایی‌ی دگرگونی، بیزنس «وطن‌‌دوستی» با «عافیت‌طلبی» تاخت زده شد.

نخست نوحه‌خوان‌مطربِ لومپن و«قیصر» درجه چندمی که چاقوی پوست‌خیارکنی دستش می‌دادی خودش را زخمی می‌کرد شکار شد. بعدتر محسن نامجو با زلف پریشان و غوغای چُس‌ناله‌های مدرن.

حالا نوبت به «عمله دسته‌دسته» بیژن مرتضوی رسید. مردی با آرشه‌ی جادویی و ویترنی از حاشیه‌ها. دیگر قبح عمل کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد. در فضای مجازی بیش‌تر سخن از ظاهر و آرایش و هم‌سرگزینی‌های سریالی‌اش است. و این یعنی تبدیل شدن امر سیاسی به موضوعی فُکاهی.

حکومت خوف نیز نقش مهمان‌نواز کلان‌نگر و مهرورز ایفا می‌کند. پروژه‌ای برای تزریق واکسن «عادی‌سازی»

قصد حکومت با دون‌پاشی‌ی بازگشت دو کارکرد دارد.

pilot.jpgنمی‌توانستم اجازه دهم همه مسافران کشته شوند

ایندیپندنت فارسی - اسمیت ماچهار، خلبان هندی پرواز فلای‌دبی که روز چهارشنبه هشتم مهر ماه، از سوی کمک‌خلبان با چاقو هدف حمله قرار گرفت، روز جمعه در تماس تصویری با نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، جزئیات این حادثه را بازگو کرد.

ماچار که از تخت بیمارستانی در ابوظبی و در حالی که لوله‌ای در بینی و دست و سرش پانسمان شده بود با مودی صحبت می‌کرد، گفت: «می‌دانستم هواپیما در حال سقوط است. روی زمین افتاده بودم. به خودم گفتم در همین نزدیکی است، فقط در را باز کن. توانستم این کار را انجام دهم و مردم وارد شدند.»

این خلبان هندی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «در واقع برای نجات جان خودم تقلا می‌کردم، اما هم‌زمان خوب می‌دانستم که نمی‌توانم بگذارم همه آن‌ها [مسافران هواپیما] کشته شوند.»
اسمیت ماچهار ۱۷ سال است خلبانی می‌کند و ۱۱ سال است که کاپیتان است. هواپیمای فلای‌دبی با ۱۷۴ سرنشین در جریان این حادثه در کمتر از ۳۰ ثانیه حدود ۱۴ هزار پا، معادل چهار هزار و ۲۶۷ متر، سقوط کرد.

سخنگوی نخست‌وزیر اسرائیل روز پنجشنبه گفت ماچهار هنگام باز کردن در کابین خلبان، غرق در خون روی زمین افتاده بود. پس از باز شدن در، مسافران و خدمه توانستند کمک‌خلبان را مهار کنند و دو خلبان دیگر فلای‌دبی که در هواپیما حضور داشتند، کنترل آن را در دست گرفتند. هواپیما در نهایت در تبوک عربستان سعودی فرود آمد.

uae.jpgخبرنامه گویا - حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نایب‌رئیس اول کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، در اظهاراتی کم‌سابقه خواستار «تصرف امارات متحده عربی» و استقرار نیروهای جمهوری اسلامی در این کشور شد.

حاجی‌دلیگانی روز جمعه ۱۰ مهر در گفت‌وگو با وب‌سایت «دیده‌بان ایران» مدعی شد ایران به‌طور مداوم از خاک امارات تهدید می‌شود و برنامه‌ریزی برای عبور کشتی‌هایی که به گفته او «خلاف منافع ایران» حرکت می‌کنند، در این کشور صورت می‌گیرد. او گفت: «بنابراین باید به آنجا برویم و امنیت آن منطقه را برقرار کنیم؛ یعنی در آنجا مستقر شویم.»

خبرنگار سپس از او پرسید که آیا منظورش «تحت تصرف درآوردن» امارات است. حاجی‌دلیگانی پاسخ داد: «بله، باید امارات را تصرف کنیم؛ این امر به‌راحتی انجام می‌شود.» او استدلال کرد نیروهای جمهوری اسلامی باید در مناطقی مستقر شوند که به ادعای او از آنجا علیه ایران حمله یا برای حمله برنامه‌ریزی می‌شود.

این نماینده مجلس همچنین در واکنش به حضور بنیامین نتانیاهو در امارات گفت نخست‌وزیر اسرائیل باید هنگام حضور در خاک این کشور «هدف قرار می‌گرفت». او امارات را «شعبه‌ای از اسرائیل» توصیف کرد؛ ادعایی که از سوی مقام‌های اماراتی تأیید نشده است.

حاجی‌دلیگانی در بخش دیگری از این مصاحبه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، را نیز هدف حمله لفظی قرار داد و گفت «زبان یا دهان آقای عراقچی باید کنترل شود». او مواضع محتاطانه و صحبت از مذاکره را «پالس ضعف» خواند و گفت برخی نمایندگان در پی استفاده از ابزارهایی از جمله استیضاح وزیر خارجه هستند. حاجی‌دلیگانی پیش‌تر نیز به دلیل دیدار عراقچی با استیو ویتکاف از احتمال پیگیری استیضاح او سخن گفته بود.

اظهارات مربوط به «تصرف امارات» در شرایطی مطرح می‌شود که روابط تهران با کشورهای حاشیه خلیج فارس و وضعیت تنگه هرمز از محورهای اصلی تنش‌های منطقه‌ای است. حاجی‌دلیگانی در همین مصاحبه مدعی شد تنگه هرمز همچنان «کاملاً تحت کنترل» جمهوری اسلامی است و برخی کشتی‌ها تنها با اسکورت آمریکا تلاش می‌کنند از آن عبور کنند.

ansari.jpgنماینده ایرانی‌تبار کنگره: زندگی شخصی‌ام به کسی مربوط نیست

خبرنامه گویا - به گزارش نیویورک پست یاسمین انصاری، نماینده ۳۴ ساله دموکرات از ایالت آریزونا، در ماه‌های اخیر با جک کوکچیارلا، یوتیوبر و فعال سیاسی چپگرای ۲۴ ساله آمریکایی، وارد رابطه شده است.

این دو نخستین بار در بهار ۲۰۲۵، زمانی که کوکچیارلا با انصاری مصاحبه کرد، با یکدیگر آشنا شدند. آشنایی آنها چند ماه بعد به دوستی و سپس، به گفته منابع نزدیک به این دو، به رابطه عاطفی تبدیل شد.

انصاری حاضر به اظهار نظر درباره این رابطه نشد و گفت: «درباره زندگی شخصی‌ام اظهار نظر نمی‌کنم و این موضوع به کسی مربوط نیست.» او سپس توجه را به مسائل سیاسی معطوف کرد و از سیاست‌های دونالد ترامپ، عملکرد اداره مهاجرت و گمرک آمریکا و ادامه جنگ آمریکا در ایران انتقاد کرد. کوکچیارلا نیز از اظهار نظر درباره زندگی شخصی خود خودداری کرده است.

انصاری که از ژانویه ۲۰۲۵ عضو مجلس نمایندگان آمریکاست، در سیاتل در خانواده‌ای مهاجر از ایران متولد شد و در آریزونا بزرگ شد. او فارغ‌التحصیل دانشگاه استنفورد است و پیش از ورود به کنگره، عضو شورای شهر و معاون شهردار فینیکس بود. انصاری در انتخابات ۲۰۲۴ به عنوان نخستین زن دموکرات ایرانی‌تبار وارد کنگره آمریکا شد.

او پیش‌تر با ادعاهایی در شبکه‌های اجتماعی درباره ارتباط با جمهوری اسلامی روبه‌رو شده بود. در ماه آوریل، دادخواستی اینترنتی با بیش از ۱۳ هزار امضا خواستار تحقیق درباره ادعای «ارتباط و لابی‌گری خارجی اعلام‌نشده» او شد، اما این دادخواست مدرکی برای اثبات چنین ارتباطی ارائه نکرد و در آن از یک تصویر دستکاری‌شده از انصاری با عمامه نیز استفاده شده بود. انصاری این اتهامات را «دروغ» و «اطلاعات نادرست عمدی» خوانده و هرگونه ارتباط با جمهوری اسلامی را رد کرده است.

جک کوکچیارلا نخست در دوران دانشجویی در کالج دارتموث و با به چالش کشیدن چهره‌های محافظه‌کار در شبکه‌های اجتماعی شناخته شد. او بعداً به دانشگاه کلمبیا منتقل شد و در رشته علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد. کانال یوتیوب او اکنون بیش از یک میلیون دنبال‌کننده دارد و او با چهره‌های برجسته حزب دموکرات مصاحبه کرده است.

کوکچیارلا در سال ۲۰۲۲ نیز با اتهام‌هایی درباره تعرض جنسی در دارتموث روبه‌رو شد. او این اتهام‌ها را رد کرد و علیه یکی از همکلاسی‌های سابق خود به دلیل طرح ادعاهای مشابه شکایت کرد؛ پرونده در نهایت با توافق طرفین خاتمه یافت.

tachnuke.jpg«باید تصمیم بزرگی بگیرم»؛ آیا ترامپ به ایران حمله اتمی می‌کند؟

یورونیوز - آیا تهدیدهای تلویحی ترامپ به استفاده از سلاح اتمی تاکتیکی ــ سلاح هسته‌ای با قدرت انفجاری محدودتر که برای اهداف مشخص نظامی یا زیرساختی طراحی شده ــ علیه ایران جدی است، یا رئیس‌جمهور آمریکا از این ادبیات برای فشار بیشتر در مذاکرات استفاده می‌کند؟

دونالد ترامپ روز ۳۰ شهریور در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «من باید تصمیم بزرگی بگیرم: آیا توافقی با ایران حاصل خواهد شد... یا اینکه جمهوری اسلامی را به سرعت نابود کنم تا بدون کوچک‌ترین شانس بقا یا امیدی برای نسل‌های آینده، سرنگون شود؟»

او پیش‌تر نیز در روزهای پایانی جنگ چهل‌روزه گفته بود: «آن‌ها را به عصر حجر... برمی‌گردانیم.» در هجدهم فروردین هشدار داد: «اگر ایران به توافق نرسد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد» و یک ماه بعد نیز از «یک درخشش بزرگ» در ایران در صورت نبود آتش‌بس سخن گفت.

این اظهارات از سوی برخی ناظران و شماری از مخالفان جمهوری اسلامی به‌عنوان تهدید تلویحی به حمله اتمی تعبیر شده است. مارجوری تیلور گرین، عضو پیشین جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان و طرفدار سابق ترامپ نیز مدعی شد دولت او درباره استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران گفت‌وگو کرده است؛ ادعایی که ترامپ رد کرده است.

با این حال، ترامپ تاکنون صریحاً ایران را به حمله اتمی تهدید نکرده و چنین احتمالی را نیز نفی کرده است. عباس عراقچی نیز پنجم مهر گفت ایران «حتی اگر [تقابل] به جنگ آخرالزمان منجر شود» عقب‌نشینی نخواهد کرد.

در همین حال، بحران اقتصادی، فشارهای معیشتی و سرکوب‌های خونین در ایران نیز بخشی از جامعه را به این باور رسانده که سقوط حاکمیت تنها راه خروج از وضعیت موجود است.

یورونیوز درباره احتمال حمله اتمی آمریکا با محمد مهاجری، سردبیر خبرآنلاین، حسن شریعتمداری، چهره جمهوری‌خواهان خارج کشور، مهدی نصیری، سردبیر پیشین روزنامه کیهان و طرفدار کنونی رضا پهلوی، و بیژن عبدالکریمی، فیلسوف منتقد اپوزیسیون جمهوری اسلامی گفت‌وگو کرده است:

araqh.jpgخبرنامه گویا - ادامه اقامت عباس عراقچی در نیویورک پس از خروج مسعود پزشکیان، همراه با گزارش تأمین حفاظت او از سوی آمریکا و خبر دستور مارکو روبیو برای خروج هیئت ایرانی، به شایعه «پناهندگی» وزیر خارجه جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی دامن زد. با این حال، عراقچی و همراهانش بامداد سه‌شنبه نیویورک را ترک کردند.

عراقچی برای ادامه مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا از طریق میانجی‌های قطری در نیویورک مانده بود. پیش‌تر، اکسیوس گزارش داده بود وزارت خارجه آمریکا پس از بررسی تهدیدهای امنیتی علیه او، با اختصاص تیم حفاظت آمریکایی موافقت کرده است. در شایعات شبکه‌های اجتماعی، این درخواست به ترس عراقچی از سوءقصد عناصر درون جمهوری اسلامی نسبت داده شد؛ برخی حتی مدعی ارتباط مرگ اخیر خواهرش با این ماجرا شدند.

sis.jpg
ادامه اقامت عباس عراقچی در نیویورک پس از خروج مسعود پزشکیان، گزارش تأمین حفاظت او از سوی آمریکا، مرگ اخیر خواهرش و خبر دستور مارکو روبیو برای خروج هیئت ایرانی، برای برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی به مواد اولیه یک سناریوی هالیوودی تبدیل شد: وزیری که از ترس سوءقصد عوامل حکومت خودش، به آمریکا پناه می‌برد؛ فیلمنامه آماده بود، فقط مدرک کم داشت.

گزارش یک جاسوسی؛ از نفوذ به سیستم بانکی و مخابراتی تا خرابکاری در تاسیسات هسته‌ای و انفجار مرکز موشکی در ملارد

شاهد علوی - ایران اینترنشنال

۲۵ مرداد ۱۴۰۵، آگهی ثبت تغییرات شرکت تهران اینترنت منتشر شد. در این آگهی نام مهدی نادری جهرمی، موسس و مالک اپ هف‌هشتاد، به عنوان رییس هیات‌مدیره آمده بود؛ فردی که بنا بر اسناد و روایت‌های بررسی‌شده در این گزارش، کسب‌وکار و ارتباطاتش برای چند سال به یکی از مسیرهای نفوذ موساد در ایران تبدیل شد.

jahromi.jpg

این گزارش بر اساس مجموعه‌ای از قراردادها، نامه‌های بانکی، مدارک شرکتی و قضایی، اطلاعات منابع باز و روایت فردی با نام «کیا» نوشته شده است؛ فارغ‌التحصیل دانشگاه امام صادق که می‌گوید در آن سال‌ها مامور موساد در ایران بوده است.

از کارت شارژ تا تامین مالی عملیات موساد

فعالیت شرکت تهران اینترنت از سال ۱۳۷۸ با توزیع کارت تلفن آغاز شد و به‌تدریج به فروش کارت‌های اعتباری، خدمات مخابراتی و گردش مالی گسترده رسید.

تابستان ۱۳۸۷، گردش روزانه بیش از یک میلیارد تومانی مجموعه توجه کیا را جلب کرد که آن زمان در شرکت پرداخت الکترونیک سامان کیش کار می‌کرد. او پس از مدتی به مجموعه نادری پیوست و در شرکت ارگ الکترونیک پارس مسئولیت گرفت.

به گفته کیا، نادری از روابط بانکی و ابزارهایی مانند اعتبار اسنادی، ضمانت‌نامه و سپرده‌های بانکی برای به‌دست آوردن اعتبار و سود استفاده می‌کرد. کیا می‌گوید همین روش‌ها بعدا به او امکان داد هزینه بخشی از عملیات خود و حتی برخی ماموریت‌های دیگر موساد را از داخل سیستم مالی ایران تامین کند.

j1.jpg

او می‌گوید: «پس از آن نه تنها پول لازم برای ماموریت‌های خودم را تامین می‌کردم، بلکه پول شماری از ماموریت‌های دیگر موساد را هم که من مجری‌اش نبودم تامین می‌کردم.»

بر اساس روایت کیا، فساد در برخی شعب بانکی و ارتباط با مدیران امکان ایجاد چرخه‌هایی از اعتبار و نقدینگی را فراهم کرده بود که بعدها برای تامین منابع عملیات جاسوسی مورد استفاده قرار گرفت.

usnavy.jpgخبرنامه گویا - به گزارش ایندیپندنت فارسی ارتش آمریکا حدود ۹ هزار نظامی را همراه با مجموعه‌ای از ناوها، از جمله سومین ناو هواپیمابر، به خاورمیانه اعزام می‌کند؛ اقدامی که در حالی صورت می‌گیرد که دونالد ترامپ بار دیگر احتمال حملات تازه علیه ایران را مطرح کرده است. این نیروها شامل بیش از هفت هزار ملوان و حدود دو هزار تفنگدار دریایی‌اند.

ترامپ روز پنجشنبه همچنین گفت نشانه‌های اولیه، احتمال ارتباط تهران با کمک‌خلبان فلای‌دبی را مطرح می‌کند؛ فردی که روز چهارشنبه کاپیتان پرواز عازم اسرائیل را با چاقو هدف قرار داد و تلاش کرد کنترل هواپیما را به دست بگیرد. رئیس‌جمهوری آمریکا تأکید کرد تحقیقات ادامه دارد و اگر ارتباط ایران با این حادثه اثبات شود، تهران «ضربه بسیار سختی» خواهد خورد. مقام‌های تحقیق هنوز انگیزه عامل حمله را قطعی اعلام نکرده‌اند.

گروه رزمی ناو هواپیمابر «یواس‌اس تئودور روزولت» و گروه عملیات آبی‌خاکی «یواس‌اس ماکین آیلند» از جمله نیروهایی‌اند که راهی منطقه شده‌اند. به گفته یک مقام آمریکایی، ممکن است تا پایان اکتبر سه ناو هواپیمابر آمریکا هم‌زمان در خاورمیانه حضور داشته باشند. با احتساب نیروهای مستقر، شمار ملوانان و تفنگداران دریایی آمریکا در منطقه می‌تواند به بیش از ۲۰ هزار نفر برسد.

ترامپ در مصاحبه‌ای با مجله تایم نیز در پاسخ به این پرسش که آیا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر بمباران ایران تشدید خواهد شد، گفت چنین اقدامی «ممکن» است. او همچنین اعلام کرد تازه‌ترین پیشنهاد آتش‌بس تهران را نپذیرفته، زیرا از نظر او «به‌اندازه کافی خوب» نبوده است.

musk.jpgیورونیوز - ایلان ماسک با پذیرش مسئولیت هدایت مشترک پروژه «مریدیان» پنتاگون برای بررسی «آینده جنگ‌ها»، بار دیگر به‌عنوان مشاور رسمی به دولت دونالد ترامپ بازمی‌گردد.

ماسک که در انتخابات ۲۰۲۴ از حامیان اصلی ترامپ بود، پیش‌تر هدایت «دپارتمان کارآمدی دولت» و روند کاهش گسترده مشاغل در دولت فدرال را بر عهده داشت. او اکنون در کنار پالمر لاکی، بنیان‌گذار شرکت فناوری‌های دفاعی «اندوریل»، و نیوت گینگریچ، رئیس جمهوری‌خواه پیشین مجلس نمایندگان، پروژه تازه پنتاگون را رهبری خواهد کرد.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، روز چهارشنبه در پایگاه نظامی «کوانتیکو»، مریدیان را تلاشی به رهبری «زبده‌ترین مغزهای آمریکا» برای شناخت آینده نبردها معرفی کرد. او گفت: «ما در حال به‌کارگیری مزیتی منحصر‌به‌فرد برای آمریکا هستیم که دشمنان ما از آن بی‌بهره‌اند: نوآوران، فرماندهان ارشد و متخصصان فناوری ما.»

شرکت‌های ماسک هم‌اکنون نیز از پیمانکاران بزرگ پنتاگون هستند. «اسپیس‌اکس» در ساخت شبکه‌های ماهواره‌ای برای سپر دفاع موشکی موردنظر ترامپ، موسوم به «گنبد طلایی»، مشارکت دارد. شرکت هوش مصنوعی «ایکس ای‌آی» نیز امسال قراردادی امضا کرد که استفاده از چت‌بات «گراک» را در سامانه‌های محرمانه و طبقه‌بندی‌شده ارتش ممکن می‌کند.

noghrekar.jpgکانون نویسندگان ایران، به عنوان یک تشکل صنفی و دموکراتیک، با مرامنامه و اساسنامه ای مترقی و مدرن(1)، از همان آغاز شکل گیری در اردیبهشت ماه سال 1347، گوشتِ قُربونیِ برخی از جریان های سیاسی شد. درگیری های حزبی و سازمانی و ایدئولوژیک از نخستین روزهای آغاز فعالیت کانون آغازشد. قراراین بود که این تشکل در چارچوب مرامنامه و اساسنامه، با منش و روش دموکراتیک فعالیت کند اما اعضا و هواداران حزب توده و جریان های باورمند به " مشی مبارزه مسلحانه علیه رژیم پهلوی" منتهای تلاششان این شد که سیاست های حزبی و سازمانی خود را در کانون پیش ببرند و از کانون تابلو و وسیله ای برای تبلیغات سیاسی - ایدئولوژیک حزب و سازمان سیاسی خود بسازند، روشی که در جنبش چپ ایران از هنگام بنیانگذاری حزب کمونیست ایران متداول شد، یعنی تلاش و مبارزه و توطئه چینی برای تبدیل تشکل های ضنفی و مدنی به زائده حزبی و سازمانی.( ویژگی ای که جریان های راست و ملی گرا هم از آن بَری نبوده اند.)

books.jpg

کانون نویسندگان ایران، در سه دوره فعالیت اش هرگز از بلیۀ حزبی و سازمانی و"ایدئولوژیک" شدن مصون نمانده است، بلیه ای که کانونی با حضور برجسته ترین نویسندگان وشاعران و مترجمان را اندک اندک وبه تدریج به کانون اختلاف ونفاق، کانون تهمت زنی، کانون جدائی و انشعاب، و محلی برای نمایش" لمپنیسم فرهنگی و سیاسی" تا حد فحاشی و عربده کشیِ در جلسات، تبدیل کرده است.

انحصارطلبی های فرقه گرایانه و "خطی" سالیانی ست فاتحۀ " مرام و برنامه" کانون، بویژه حضور پلورالیسم فکری، فرهنگی و هنری در این تشکل متنوع و متکثر را خوانده است.

tahmasebi.jpgهنوز وقتی به کودکی‌ام فکر می‌کنم، بوی شکوفه‌های بهارنارنج، نمک خزر و خاک خیس پاییز را به یاد می‌آورم و شوق کودکانه برای برف گاه‌به‌گاه زمستان را. کنار همه این‌ها، سیاست هم بود. شب‌ها با ما در اتاق می‌نشست، ودکای دست‌ساز می‌نوشید، سیگار می‌کشید و تا دیروقت حرف می‌زد. مردانی با سبیل‌های پرپشت از حزب توده، انقلاب، زندان، جمهوری اسلامی و شوروی می‌گفتند.

برای من، چپ پیش از آنکه موضعی سیاسی باشد، مجموعه‌ای از همین تصویرها بود: کتاب، سیگار، اعتراض و آدم‌هایی که تصور می‌کردم طرف کسانی هستند که زور کمتری دارند. پیش از آنکه چپ را بشناسم، عاشق تصویرش شده بودم.

left.jpg
دل‌کندن از آن تصویر آسان نبود. اما خاطره نمی‌بایست جای قضاوت را بگیرد.

حزب توده واقعاً حزب بود. عضو، تشکیلات، روزنامه و اتحادیه داشت و در جامعه حضور داشت. در میان کارگران و روشنفکران نفوذ کرده بود و تشکیلات زنان نزدیک به آن برای آموزش و مشارکت سیاسی زنان فعالیت می‌کرد. حزب همچنین بخشی از اقلیت‌های مذهبی را وارد فعالیت سیاسی کرد. برای بسیاری، توده فقط یک سازمان نبود، دری بود به جهانی که وعده می‌داد عادلانه‌تر باشد.

اما این همه تاریخ حزب توده نیست.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

Hanif_Heidarnejad.jpgطرح مشکل

در هر کشور و نظام حکومتی که بر اساس اصول دموکراتیک و حاکمیت قانون اداره می‌شود، ارزش‌های بنیادین از طریق قوانین و مقررات تعریف شده و از طریق آموزش و در یک فرایند زمانی، در جامعه نهادینه می‌شوند.

تخلفات احتمالی و هرگونه مخالفت یا ضدیت با این اصول و ارزش‌ها نیز در قوانین مختلف تعریف شده و راهکارهای قانونی مشخصی برای برخورد با آنها پیش‌بینی می‌شود.

مردم ایران از زمان تأسیس جمهوری اسلامی، مبارزه با این نظام را در ابعاد و اشکال مختلف آغاز کرده و ادامه داده‌اند.

اکثریت بزرگی از ایرانیانِ مخالف جمهوری اسلامی، با وجود تفاوت‌های جدی در دیدگاه‌های سیاسی، خواهان گذار از این حکومت و استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک هستند.

با این حال، درباره شکل و محتوای نظام سیاسی ایران پس از جمهوری اسلامی، میان شهروندان و نیروهای سیاسی مختلف اختلاف نظرهای جدی وجود دارد.

اختلافات موجود میان ایرانیان، شهروندان و نیروهای سیاسی، روزانه در حجمی زیاد، اغلب در رسانه‌ها و به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند.

بخشی از این اختلافات در قالب نقد و تحلیل سازنده بیان می‌شود. اما بخش دیگری به شکل پرخاشگری، خشونت کلامی، تخریب و حمله شخصی، اتهام‌زنی، توهین، فحاشی، مسخره کردن و حتی تهدید به خشونت فیزیکی یا مرگ بروز پیدا می‌کند. بخشی از این رفتارها نیز با استفاده از نام‌ها و حساب‌های کاربری ناشناس انجام می‌شود.

به دلیل پراکندگی ایرانیان در کشورهای مختلف و با توجه به تفاوت قوانین کشورها در زمینه تخلفات رسانه‌ای، تهدید، اتهام‌زنی و تعرض به حریم خصوصی، و همچنین هزینه‌بَر و زمان‌بَر بودن فرایندهای قانونی برای اثبات چنین مواردی، کنترل و مقابله با این وضعیت در عمل بسیار دشوار است.

در کنار حملات و درگیری‌های میان ایرانیان با گرایش‌های سیاسی مختلف، «لشکر سایبری» جمهوری اسلامی نیز با تولید و انتشار موضوعات و ادعاهای بی‌پایه و ایجاد حاشیه‌های جدید، به اختلاف‌افکنی و تشدید درگیری‌ها کمک می‌کند.

اختلافات و درگیری‌های موجود میان ایرانیان با گرایش‌های سیاسی مختلف، بخش قابل توجهی از انرژی آنان را از مبارزه با جمهوری اسلامی منحرف کرده است. پیامد عملی این وضعیت می‌تواند فرسایش نیروها، کاهش انگیزه بخشی از افراد برای فعالیت سیاسی و افزایش هزینه و طولانی‌تر شدن فرایند مبارزه باشد.

nik.jpg

فروغ حتا با آیندگانِ پس از خود که در گذشته خفته‌اند، «فاصله» دارد

مقدمه

در این مقاله، مفهوم «فاصله» از گذشته‌ای نیاکانی را که فروغ فرخزاد آن را «نجات‌دهنده» می‌دانست، تحلیل می‌شود. استدلال این است که فرهنگ ما به‌شدت با هنجارهای قدیمی درآمیخته و نقد این پیوستگی با طردشدگی و تنهایی همراه است. تلاش برای گره زدن مسائل نوین امروزی (مانند نوزایی «زن، زندگی، آزادی») به ارزش‌های کهن و کهنه که از یزدان‌گزیدگی شاهان هخامنشی و دولت دینی ساسانی تا اسلامیت، همه سر به سر دینی‌اند، مانع از تازگی و تحول واقعی می‌شود. زیرا هر امر نوین پیش از آنکه به معنای امروزین خود برسد، در چارچوب‌های گذشته تفسیر و مستعمره‌سازی می‌شود.

مقاله که بخشاً انعکاس‌دهنده سخن فروغ و تحلیل آن است، نتیجه می‌گیرد که رهایی‌بخشیِ واقعی نه در پیوند با ریشه‌های دیروز، بلکه در توانایی «فاصله‌گرفتن» از سلطه نیاکان و پذیرش «عوامل تازه» بدون واسطه ارزش‌های فرهنگیِ گذشته نهفته است.

مفهوم «فاصله»، «نجات‌دهنده» فروغ

رویدادهای فرهنگ ما در قرون متمادی از حیث آرمانی، باورمندی و هنجاری، چنان در یکدیگر تنیده و به هم جوش خورده‌اند که نظامی از ارزش‌ها، روش‌ها و معیارها با ساختاری منسجم شکل داده‌اند. نظامی که چنان با ذهن و زندگی ما درآمیخته است که نزدیک شدن انتقادی به آن، تنها به فاصله گرفتن از یک عادت نیاز ندارد، بلکه حقیقتاً دلیری می‌خواهد.

zamani.jpgایران در میانه یک فشار چندلایه

ایران امروز در شرایطی پرالتهاب و نابسامان در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار دارد.

در روزهای اخیر، چند تحول امنیتی در منطقه و اروپا توجه‌ها را به خود جلب کرده است؛ از پرونده امنیتی مربوط به پایگاه RAF Fairford در انگلستان، که مورد استفاده نیروهای آمریکایی قرار می‌گیرد، تا حادثه جدی در پرواز FZ1073 شرکت فلای‌دبی، یک بوئینگ 737 مکس 8 در مسیر دبی-تل‌آویو. این رخدادها در کنار تحولات سیاسی و امنیتی منطقه، پرسش‌هایی درباره گسترده‌تر شدن سطح تنش‌ها ایجاد کرده‌اند.

در پرونده RAF Fairford، پنج مرد بریتانیایی در نزدیکی این پایگاه بازداشت شدند و پلیس بریتانیا تحقیقات خود را درباره اتهام‌های مرتبط با تروریسم و مواد منفجره آغاز کرد. نخست‌وزیر بریتانیا، اندی برنهام (Andy Burnham)، گفته است که «نشانه‌های قوی» از نقش جمهوری اسلامی در آنچه در اطراف پایگاه RAF Fairford رخ داده، وجود دارد.

در حادثه پرواز FZ1073 فلای‌دبی، که یک بوئینگ 737 مکس 8 از دبی به تل‌آویو بود، در داخل کابین خلبان درگیری شدیدی رخ داد و هواپیما پس از کاهش شدید ارتفاع، به سمت عربستان تغییر مسیر داد و در فرودگاه تبوک فرود اضطراری کرد. تحقیقات درباره علت و جزئیات این حادثه ادامه دارد.

کنار هم قرار دادن این تحولات می‌تواند این احتمال را مطرح کند که منطقه وارد مرحله‌ای از فشارها و محاسبات امنیتی پیچیده‌تر شده است؛ دو پرونده امنیتی که جمهوری اسلامی را با پرسش روبه‌رو نموده است.

نرگس فرخی کیست؟

| No Comments

گفتگوی حسن اعتمادی با مهرداد درویش پور رضا علیجانی

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک
***

akhoond.jpgحمله با قمه و چاقو به یک روحانی در رشت؛ ضارب متواری است

خبرنامه گویا - یک روحانی در رشت روز جمعه با سلاح سرد مورد حمله قرار گرفت و مجروح شد. پلیس می‌گوید ضارب پس از حمله متواری شده و عملیات برای شناسایی و بازداشت او ادامه دارد.

رسانه‌های محلی فرد مجروح را محمدابراهیم رفعتی معرفی کرده‌اند. در یک ویدیوی آرشیوی که ۹ دی ۱۴۰۴ در مسجد حضرت بقیه‌الله‌الاعظم سرخبنده رشت ضبط شده، رفعتی در جمع حاضران در حال خواندن یک ترانه سنتی ایرانی دیده می‌شود:

سرهنگ عیسی روشن‌قلب، فرمانده انتظامی رشت، گفت پلیس پس از دریافت گزارش حمله فردی ناشناس به یک روحانی، تحقیقات ویژه‌ای را آغاز کرده و «سرنخ‌های مهمی» از مهاجم به دست آورده است. به گفته او، تیم‌های پلیس با هماهنگی دستگاه قضایی در پی بازداشت ضارب هستند.

پلیس همچنین اعلام کرده که وضعیت جسمی فرد مجروح مساعد است و درمان او ادامه دارد. تا زمان انتشار این خبر، گزارشی از بازداشت مهاجم منتشر نشده و مقام‌ها نیز درباره علت یا انگیزه حمله توضیحی نداده‌اند و گفته‌اند جزئیات پس از دستگیری متهم اعلام خواهد شد.

تمسخر بیژن مرتضوی توسط قیصر

| No Comments

crash.jpgبرخورد تریلی با پل عابر پیاده در جاجرود

ایران اینترنشنال - تریلی به‌دلیل باز ماندن جک کمپرسی با پل عابر پیاده در محدوده باغکمش پردیس در محور قدیم جاجرود برخورد کرد. این حادثه ساعت ۶ صبح رخ داد و راننده تریلی مصدوم و به مرکز درمانی منتقل شد.»

این حادثه تلفات جانی نداشت، اما به سازه پل خسارت جدی وارد شد و مسیر برای ساعاتی با ترافیک سنگین مواجه بود. عوامل امدادی و پلیس راه برای بازگشایی مسیر در محل حاضر شدند.

***

japan.jpgایندیپندنت فارسی - سفارت ژاپن در ایران ویدیویی در اینستاگرام منتشر کرد که در آن تسوکادا تاماکی، سفیر این کشور، در پیام خداحافظی خود با مردم ایران، قطعاتی از موسیقی فیلم‌های هایائو میازاکی، فیلمساز شناخته‌شده ژاپنی، را با فلوت اجرا می‌کند.

میازاکی خالق آثار پویانمایی مطرحی چون «شاهزاده مونونوکه»، «شهر اشباح»، «قلعه متحرک هاول» و «پسرک و مرغ ماهیخوار» است. تسوکادا تاماکی پیش‌تر نیز در دوران حضورش در ایران، قطعاتی از مجموعه‌های خاطره‌انگیز ژاپنی «سال‌های دور از خانه»، «داستان زندگی» و «سرزمین شمالی» را با فلوت اجرا کرده بود.

***

"بیژن مرتضوی طلبکار شد"

| No Comments

mojv.jpgخبرنامه گویا - مجتبی واحدی در ویدیویی با عنوان «بیژن مرتضوی طلبکار شد» در یوتیوب، به سخنان این خواننده درباره بازگشت به ایران واکنش نشان می‌دهد:

بیژن مرتضوی بازگشت به ایران را حق طبیعی خود می‌داند و می‌گوید مردم نباید بابت آن او را مؤاخذه کنند. اما همان‌طور که او برای خودش حق بازگشت قائل است، مردم هم حق دارند تصمیم او و پیامدهایش را نقد کنند. چرا خبر بازگشت ابتدا از سوی او و همسرش تکذیب شد و چند روز بعد تصاویر ورودش به ایران منتشر شد؟

بحث بر سر نیت‌خوانی نیست؛ نتیجه این اقدام مهم است. جمهوری اسلامی از بازگشت چهره‌های شناخته‌شده برای القای ماندگاری خود، تقویت روحیه طرفدارانش و ناامید کردن مخالفان بهره‌برداری می‌کند. حتی اگر چنین هدفی در میان نباشد، نمی‌توان پیامدهای این بازگشت را نادیده گرفت و از مردم خواست اعتراض نکنند.

اگر وطن خانه ماست، چرا بسیاری از ایرانیان امکان بازگشت امن، دیدار فرزندان و پدر و مادر یا حتی حضور بر مزار عزیزانشان را ندارند؟ آقای مرتضوی، حالا که خاک فرودگاه را بوسیده‌اید، به محل کشته شدن جوانان معترض هم بروید و ادای احترام کنید. حق بازگشت شما، حق اعتراض مردم را از بین نمی‌برد.

***

بیژن "چی چی" به ایران بازگشت

| No Comments

"شبهای پایگاه بسیج"

| No Comments

fasihi.jpgخبرنامه گویا - فرزانه فصیحی، دونده المپیکی ایران، در واکنشی تند به احسان حدادی، رئیس فدراسیون دوومیدانی، او را «بدنام‌ترین ورزشکار تاریخ ایران» خواند و نوشت ورزشکاران جوان باید او را «عبرت» قرار دهند، نه الگو.

این واکنش پس از سخنان تازه حدادی درباره ورزشکاران زن مطرح شد. او گفته بود قصد دارد با آنها جلسه بگذارد و درباره انتخاب میان فعالیت گسترده در شبکه‌های اجتماعی و تمرکز بر قهرمانی صحبت کند.

فصیحی در اینستاگرام خطاب به حدادی نوشت: «در جهان موازی تو باید پشت میله‌های زندان می‌بودی... ولی اینجا سرنوشت صدها و هزاران جوان پاک و معصوم رو هم سپردن دستت و حالا فاز نصیحت برداشتی.»

او با نام بردن از ریحانه مبینی، زهرا زارعی و فاطمه محیطی‌زاده افزود: «همه‌شون سرمایه‌های این مملکت هستن و کاری که باید بکنن اینه که تو رو عبرت قرار بدن نه الگو.»

تنش میان فصیحی و فدراسیون از قبل وجود داشت. او پیش‌تر گفته بود پس از موضع‌گیری علنی درباره اعتراضات، با فشار روبه‌رو شده و با وجود کسب سهمیه، از حضور در مسابقات جهانی بازمانده است.

در هفته‌های اخیر، مهاجرت چند دونده زن، از جمله مریم طوسی و الناز کمپانی، نیز بار دیگر نحوه مدیریت فدراسیون و وضعیت ورزشکاران زن را مورد توجه قرار داده است.

همزمان، پرونده جنجالی اعضای تیم دوومیدانی ایران در کره‌جنوبی همچنان بر فدراسیون سایه انداخته است. در آن پرونده دو ورزشکار ایرانی به چهار سال زندان محکوم شدند و یک ورزشکار و یک مربی تبرئه شدند.

حدادی همچنین پیش‌تر با اعتراض گروهی از ورزشکاران، مربیان و پیشکسوتان دوومیدانی روبه‌رو شده بود که خواستار برکناری او از ریاست فدراسیون شده بودند.

پست تند فرزانه فصیحی تازه‌ترین نشانه از شکاف عمیق میان مدیریت فدراسیون و بخشی از چهره‌های مطرح دوومیدانی ایران است.

ukbanner.jpgایران اینترنشنال - پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا روز پنج‌شنبه ۹ مهر اعلام کرد یک شهروند دوتابعیتی بریتانیایی-ایرانی را به ظن آماده‌سازی اقدامات تروریستی بازداشت کرده است.

این بازداشت در چارچوب تحقیقات درباره فعالیت‌های مشکوکی انجام شده که روز یکشنبه در نزدیکی پایگاه هوایی فرفورد در غرب انگلستان رخ داد.

پیش‌تر پنج مرد بریتانیایی حدودا ۲۰ ساله نیز در نزدیکی این پایگاه به ظن جرایم مرتبط با تروریسم و مواد منفجره بازداشت شده و سپس با قرار وثیقه آزاد شدند.

اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، چهارشنبه گفته بود «نشانه‌های قوی» وجود دارد که ایران در حادثه فرفورد نقش داشته است، اما تحقیقات پلیس درباره این پرونده همچنان ادامه دارد.

نیروهای آمریکایی از پایگاه فرفورد برای انجام حملات علیه جمهوری اسلامی استفاده کرده‌اند.

IMG_7048.pngصف کسانی که دارند به ایران باز می گردند در حال طولانی شدن است. تعدادی هنرمند و تعدادی نویسنده و «مثلا» سیاسی نویس در این صف حضور داشتند و دارند که چند تایی شان قدم به خاک نه پاک، بلکه خونالود وطن گذاشته اند که مبارک شان باشد.

این صف گاه کوتاه و گاه بلند، از قدیم وجود داشته و بازگشت برخی با شگفتی همراه بوده که با دانستن دلایل بازگشت شان زیاد هم شگفت زده نخواهیم شد. مردم به قول عوام «کار و زندگی» دارند و مبارزه یا ژست مبارزه با حکومت نکبت اسلامی، با طولانی مدت شدن خود، حوصله ی برخی را سر برده و برنامه هایی که برای بعد از سقوط حکومت ریخته بودند را نقش بر آب کرده و بهتر دیده اند به جای کسب نام و نان بیشتر در «آینده» همان چه را که «امروز» دارند و حکومت بر روی آن مثل ماری خطرناک چنبره زده حفظ کنند و عطای منافع آینده را به لقایش ببخشند.

البته «دلم واسه تهرون و اصفهون تنگ شده» و «مامان ام مریضه» و «بابام فوت کرده» بهانه های مردم پسند و عوام فریبی ست که برای توجیه بازگشت به کار برده می شود، اما چیزهایی هم مثل «مال و دارایی» و «ارث و میراث» و «نوشتن در نشریات داخلی برای خوانندگان ساکن ایران» و «برگزاری کنسرت برای ایرانیان پر تعداد داخل کشور» و چیزهای «غیر مهم» دیگری امثال این ها هم هست که بیان اش زیاد جالب نیست چون آخرش به «پول و شهرت» ختم می شود و دلایل مردم پسندی برای بازگشت به شمار نمی آید.

شما وقتی به بهانه ی «مبارزه» برای آزادی مردم از شر دژخیمان اسلامی و ترس از دستگیری و زندان و اعدام، به خارج آمده اید و با این ترفندها اقامت و پناهندگی و پاسپورت خارجی گرفته اید و مطالب ضد حکومتی نوشته اید و ترانه هایی که به مذاق حکومت خوش نمی آمده و با رقص رقاصکان نیمه برهنه همراه بوده خوانده اید و برای محکم کاری روی استیج یا در رسانه های مخالف، حرف های گنده گنده ی ضد حکومتی و ضد مذهبی زده اید و برای خودتان نان و آبی در خارج دست و پا کرده اید، دیگر گفتن این که «مامان بزرگم در حال مرگه» و «خاله ام پیغام داده ننه جون کجایی چرا نمیای من نفس های آخرم رو کنار تو بکشم» زیاد جالب نیست و هر کس این ها را بشنود به تان خواهد گفت «داداش! مگه وقتی داشتی توو سفارت فلان داستان سر هم می کردی که من مسلمون بودم مسیحی شدم، یا آدم عادی بودم، یهو همجنسگرا شدم، یا اهل نماز روزه بودم یهو بی دین و کافر شدم،،، مامان بزرگ و خاله و خان دایی ات جلو چشمت نبودن که ممکنه یه روزی در این مدت ۴۸ سال، وقت دار فانی وداع گفتن شان فرا برسد و تو باید در کنارشون باشی و سر تختِ مرده کشی رو بگیری و اونا رو تا بهشت زهرا و بهشت سکینه و بهشت های دیگه بدرقه کنی؟!»

france.jpgخبرنامه گویا - اعتراض دانش‌آموزان دبیرستانی فرانسه که حدود یک هفته پیش از حومه پاریس آغاز شد، اکنون به سراسر کشور و شماری از دانشگاه‌ها رسیده و در چند شهر با آتش‌سوزی، تخریب و درگیری با پلیس همراه شده است. سباستین لوکورنو، نخست‌وزیر فرانسه، روز پنج‌شنبه نشست اضطراری مدیریت بحران تشکیل داد.

روز چهارشنبه ۳۵۶ دبیرستان تحت تأثیر اعتراض‌ها قرار گرفتند. در همان روز ۶۲۵ نفر بازداشت و ۸۳ پلیس و ژاندارم مجروح شدند. وزارت آموزش نیز از زخمی شدن دست‌کم ۱۱۹ دانش‌آموز و عضو کادر آموزشی خبر داده است. رویترز شمار بازداشت‌ها طی دو روز را بیش از هزار نفر، عمدتاً نوجوان، گزارش کرده است.

اعتراض‌ها ابتدا بر کمبود معلم، کلاس‌های شلوغ، ساختمان‌های فرسوده و فشار سامانه پذیرش دانشگاه «پارکورسوپ» متمرکز بود، اما اکنون بخش‌هایی از آن از چارچوب اعتراض آموزشی خارج شده است. حدود ۳۰ پردیس دانشگاهی نیز روز پنج‌شنبه به این حرکت پیوستند.

در نانت، سالن ورودی دبیرستان نلسون ماندلا در یک آتش‌سوزی عمدی تخریب شد. TF1 گزارش داده حدود ۵۰ فرد نقاب‌دار مقابل مدرسه حضور داشتند و مواد آتش‌زا و پرتابه شلیک می‌کردند. مقام‌های محلی و نمایندگان سیاسی گفته‌اند بخشی از افراد درگیر ظاهراً خارج از جنبش دانش‌آموزی بوده‌اند، اما هویت آنها هنوز مشخص نشده است.

در مارسی نیز یک خودروی آتش‌نشانی به آتش کشیده شد و یک اتوبوس شهری سوخت. در لیل، استراسبورگ و شهرهای دیگر نیز آتش‌زدن موانع، تخریب و درگیری با پلیس گزارش شده است. مقام‌های دولتی می‌گویند گروه‌هایی در تلاش‌اند از اعتراض دانش‌آموزان برای تشدید آشوب استفاده کنند.

ویدیوهایی که تصویر دیگری نشان می‌دهند

هم‌زمان، شبکه‌های اجتماعی پر از ویدیوهایی شده که آتش‌سوزی، تخریب تجهیزات مدارس، شکستن وسایل داخل ساختمان‌ها و حضور جوانان نقاب‌دار را نشان می‌دهند. در برخی تصاویر نیز پرچم فلسطین و پرچم‌های سرخ در تجمع‌ها دیده می‌شود.

از جمله تصاویری از دبیرستان Paul-Louis Courier در شهر تور منتشر شده که دانش‌آموزان ورودی مدرسه را مسدود کرده‌اند.

ویدیوهای دیگری تخریب وسایل داخل مدارس و روشن شدن آتش مقابل ساختمان‌های آموزشی را نشان می‌دهد.

بخشی از حساب‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی مدعی شده‌اند جوانان نسل دوم و سوم خانواده‌های مهاجر سهم مهمی در خشونت‌ها دارند و در برخی تجمع‌ها نیز تهدیدهایی علیه یهودیان مطرح شده است.

isr.jpgحساب «اسرائیل به فارسی» در پی حادثه فلای‌دبی، تصاویر هواپیماربایی کیش‌ایر در ۳۱ سال پیش را منتشر کرد

ایندیپندنت فارسی - حساب رسمی «اسرائیل به فارسی» همزمان با بازتاب گسترده حادثه پرواز فلای‌دبی از دبی به تل‌آویو، ویدیویی از هواپیماربایی پرواز ۷۰۷ کیش‌ایر در سال ۱۳۷۴ منتشر کرد و نوشت: «حالا که بحث هواپیما گرم است، یاد کنیم از هواپیمای کیش‌ایر که ۳۱ سال پیش در مسیر تهران به کیش با ۱۷۴ سرنشین ربوده شده بود.»

این حادثه روز ۲۸ شهریور ۱۳۷۴ رخ داد؛ یک بوئینگ ۷۰۷ کیش‌ایر که از تهران عازم جزیره کیش بود، توسط یکی از خدمه پرواز که به اسلحه مجهز بود ربوده شد. با کاهش سوخت هواپیما، درخواست فرود در عربستان سعودی و اردن پذیرفته نشد و هواپیما در نهایت اجازه یافت در پایگاه هوایی عوودا در جنوب اسرائیل فرود بیاید. تمامی ۱۷۴ سرنشین و خدمه جان سالم به در بردند و هواپیما و مسافران یک روز بعد به ایران بازگشتند.



انتشار این تصاویر در شرایطی صورت گرفته که پرواز FZ1073 فلای‌دبی روز چهارشنبه پس از درگیری خشونت‌آمیز در کابین خلبان و کاهش شدید ارتفاع، مجبور به فرود اضطراری در شهر تبوک عربستان سعودی شد. کمک‌خلبان بازداشت شده و انگیزه او همچنان در دست بررسی است.
حساب «اسرائیل به فارسی» در پایان پست خود نوشت: «جمهوری اسلامی هرگز نتوانست پیوند بین دو ملت ایران و اسرائیل را از بین ببرد.»

30-1.jpgخبرنامه گویا - لورکا قنبری، تنها فرزند شهیار قنبری، شاعر و ترانه‌سرای سرشناس ایرانی، پس از یک دوره بیماری سخت و هفته‌ها بستری بودن در بخش مراقبت‌های ویژه درگذشت. خبر درگذشت او روز چهارشنبه ۸ مهر منتشر شد و مرتضی برجسته، خواننده ایرانی، از جمله هنرمندانی بود که این خبر را اعلام کرد.

شهیار قنبری پیش‌تر برای تأمین هزینه‌های سنگین درمان و مراقبت از فرزندش درخواست کمک مالی کرده بود؛ فراخوانی که در روزهای وخامت حال لورکا منتشر شد.

مهرداد آسمانی در پیامی، این فقدان را به شهیار قنبری و خانواده‌اش تسلیت گفت و از همدلی دوستداران ترانه‌های او نوشت. او لورکا را پسری مهربان و دوست‌داشتنی توصیف کرد و برای شهیار قنبری در این روزهای دشوار آرزوی سلامتی و تندرستی کرد.

خبرنامه گویا درگذشت لورکا را به شهیار قنبری و خانواده‌اش تسلیت می‌گوید و برای آنان در تحمل اندوه از دست دادن تنها فرزندشان، آرامش و شکیبایی آرزو می‌کند.

saipa.jpgخبرنامه گویا - وزارت خزانه‌داری آمریکا در دور تازه‌ای از تحریم‌ها، شماری از بزرگ‌ترین شرکت‌های خودروسازی، راه‌آهن و صنایع فلزی ایران، از جمله ایران‌خودرو، سایپا، راه‌آهن جمهوری اسلامی و هپکو را هدف قرار داده است.

این اقدام در چارچوب عملیات «طرد اقتصادی» انجام شده؛ برنامه‌ای که واشینگتن می‌گوید هدف آن قطع منابع درآمدی و شبکه‌های مالی جمهوری اسلامی است.

تحریم‌ها علاوه بر شرکت‌های ایرانی، شماری از تامین‌کنندگان و واسطه‌های مالی در چین، هنگ‌کنگ، امارات، ترکیه، اندونزی و آلمان را نیز دربر می‌گیرد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفته است این عملیات توانایی جمهوری اسلامی برای تامین مالی «ماشین جنگی» خود را کاهش داده و واشینگتن به دنبال قطع منابع مالی باقی‌مانده حکومت ایران است.

ایران‌خودرو و سایپا در فهرست تحریم‌ها

ایران‌خودرو، سایپا، ایران‌خودرو دیزل، پارس‌خودرو، زامیاد و چند شرکت فعال در تولید موتورسیکلت از جمله شرکت‌های مشمول تحریم‌های تازه‌اند.

وزارت خزانه‌داری می‌گوید ایران‌خودرو و سایپا بیش از ۹۰ درصد بازار داخلی خودرو را در اختیار دارند و صنعت خودرو یکی از بزرگ‌ترین بخش‌های اقتصاد ایران پس از نفت و گاز است.

iraq.jpg«روزهای خوشی در انتظار عراق نیست مگر جمهوری اسلامی کاملاً ریشه‌کن شود»

تروسکە صادقی

۲۳ سال پیش آمریکا حکومت دیکتاتوری صدام حسین را سرنگون کرد، اما ساختار سیاسی پس از آن عملاً فضای گسترده‌ای برای قدرت‌گیری جریان‌های شیعه و افزایش نفوذ جمهوری اسلامی در عراق ایجاد کرد. امروز که نیروهای آمریکایی در عراق نیستند، برای من نخستین موضع‌گیری علی زیدی در اول اکتبر جالب بود.

درسته، الزیدی از انحصار تصمیم جنگ و صلح در دست دولت سخن گفته، اما در همان سخنان به گروه‌های مسلح تا ژوئن سال آینده میلادی برای خلع سلاح فرصت داده؛ بدون آنکه تضمینی وجود داشته باشه که این گروه‌ها واقعاً سلاح خود را تحویل دهند.

همزمان تأکید می‌کنه گروه‌های مسلح غیرعراقی باید خلع سلاح شوند؛ عبارتی که می‌تواند مستقیماً احزاب کرد ایرانی مستقر در اقلیم کردستان را دربر بگیرد؛ همان گروه‌هایی که اردوگاه‌هایشان پیش‌تر بارها هدف حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی و میلیشیاها قرار گرفته و در نتیجه این فشارها بخش‌هایی از مواضع خود را تخلیه کرده‌اند.

javid.jpgپس از نزدیک به نیم قرن اختلاف، انشعاب، شورا، منشور، ائتلاف و کنگره، شاید وقت آن رسیده باشد یک واقعیت ساده را بپذیریم: اتحاد سیاسی با دعوت‌نامه ساخته نمی‌شود.

مشکل اپوزیسیون ایران کمبود کنگره نبوده است. ما بارها سازمان ساخته‌ایم، شورا تشکیل داده‌ایم، منشور نوشته‌ایم و تلاش کرده‌ایم گروه‌هایی را که سال‌ها با یکدیگر اختلاف داشته‌اند دور یک میز بنشانیم. نتیجه نیز بارها روشن شده است: تا زمانی که همگرایی واقعی از پایین شکل نگرفته باشد، هیچ ساختاری از بالا قادر نیست آن را تولید کند.

امروز مسئله روشن‌تر از گذشته است. مردم برای مخالفت با جمهوری اسلامی منتظر تشکیل کنگره نمانده‌اند. در اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ نیز در بسیاری از شهرهای ایران، در کنار شعارهای ضدحکومتی، شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی شنیده شد. این حرکت را یک شورا طراحی نکرد و یک کنگره به مردم دستور نداد. بخشی از جامعه خود انتخاب کرد که اعتماد و امید سیاسی‌اش را چگونه بیان کند.

نکته اصلی دقیقاً همین‌جاست: اتحاد واقعی ابتدا در جامعه شکل می‌گیرد و سپس برای خود ساختار می‌سازد، نه برعکس.

arab.jpgشاهزاده رضا پهلوی امروز درگیر مجموعه گسترده‌ای از فعالیت‌های سیاسی، ارتباطات بین‌المللی، رسانه‌ای و امور مربوط به آماده‌سازی برای دوران گذار است. طبیعی است که یک نفر، هر اندازه فعال و برخوردار از امکانات و همکاران متعدد باشد، نمی‌تواند شخصاً همه امور را پیگیری کند، با همه نیروهای سیاسی در ارتباط باشد، تمام پیشنهادها و پرسش‌ها را بررسی کند و هم‌زمان مسئولیت‌های مربوط به رهبری سیاسی خود را نیز انجام دهد. بنابراین تقسیم مسئولیت نه نشانه ضعف رهبری، بلکه لازمه نهادینه شدن و افزایش ظرفیت آن است.

هرچه دامنه فعالیت یک جریان سیاسی گسترده‌تر می‌شود، ضرورت آن بیشتر می‌شود که افراد مشخصی مسئول حوزه‌های مختلف باشند؛ به‌گونه‌ای که هم بخشی از بار کاری رهبر را برعهده بگیرند و هم جامعه، متخصصان، نیروهای سیاسی و طرف‌های خارجی بدانند برای هر موضوع با چه کسی باید ارتباط برقرار کنند. از همین جا می‌توان به ضرورت ایجاد یک ساختار موقت برای مرحله کنونی رسید؛ ساختاری که می‌توان آن را "هیئت دبیران پیش از گذار" نامید.

چرا نه دولت موقت؟

در برابر پیشنهاد معرفی دولت موقت یا شورای سیاسی، استدلالی مطرح می‌شود که قابل توجه است: بخشی از اعضای دولت موقت آینده باید از میان نیروهای داخل کشور انتخاب شوند و شرایط امنیتی امروز اجازه معرفی آنان را نمی‌دهد. علاوه بر این، ترکیب دولت موقت باید متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی زمان انتقال قدرت تعیین شود. اما این استدلال به معنای آن نیست که تا آن زمان نباید مسئولیت‌های موجود را تقسیم کرد.

jamshidirani.jpgسه‌شنبه، ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶، دیوان‌عالی آمریکا در پرونده DHS v. D.V.D. با اکثریت رأی شش به سه، اجرای حکم دادگاه پایین‌تر علیه سیاست اخراج پناهجویان با پرونده‌های ردشده را به کشورهای ثالث موقتاً متوقف کرد و با این حکم موقت آخرین میخ را به تابوت پناهندگی در آمریکا کوبید. این تصمیم امکان ادامه اجرای سیاست دولت ترامپ مبنی بر اخراج چنین افرادی به کشورهای آفریقایی را فراهم می‌کند و رسیدگی و تأیید نهایی قانونی‌بودن آن را به آینده نزدیک موکول می‌کند. سه قاضی لیبرال دیوان‌عالی (هر سه زن)، سوتومایور، کیگن و جکسون، با ادامه اجرای چنین حکمی مخالفت کردند.

این سومین مداخله دیوان به نفع دولت ترامپ می‌باشد. این سابقه نشان می‌دهد دولت پیش از حل اختلاف ماهوی، چند بار از حمایت دیوان در مرحله اضطراری برخوردار شده است.

اخراج افراد به کشور ثالث، مقصدی غیر از کشور مبدأ شخص می‌باشد؛ جایی که ممکن است فرد هیچ ارتباط خانوادگی، زبانی یا اجتماعی با آن نداشته باشد. برای ایرانیان اخراجی که از آزار سیاسی، مذهبی یا شکنجه گریخته‌اند، انتقال به چنین مقصدی می‌تواند دوره تازه‌ای از بلاتکلیفی ایجاد کند.

Ahmad_Alavi.jpgبر پایه تازه ترین گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطه‌به‌نقطه در شهریور ۱۴۰۵ به ۸۹.۸ درصد رسیده است. به این معنا که خانوارها برای خرید مجموعه‌ای مشابه از کالاها و خدمات نسبت به شهریور سال گذشته، به‌طور متوسط ۸۹.۸ درصد بیشتر هزینه کرده‌اند. تورم ماهانه نیز در شهریور به ۴.۲ درصد رسیده است؛ یعنی سطح عمومی قیمت‌ها نسبت به مردادماه ۴.۲ درصد افزایش یافته است. تورم سالانه نیز به ۷۳.۶ درصد رسیده است. افزایش تورم ماهانه از ۳.۴ درصد در مرداد به ۴.۲ درصد در شهریور از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد فشار افزایش قیمت‌ها دوباره شتاب گرفته است.

این وضعیت را نمی‌توان صرفاً به عنوان افزایش معمول قیمت‌ها تفسیر کرد. تورم نزدیک به ۹۰ درصد نشانه ورود اقتصاد به مرحله‌ای از تورم بسیار بالا و فرسایش سریع قدرت خرید است. در چنین شرایطی، تورم نه فقط پیامد مشکلات اقتصادی، بلکه به‌تدریج به عاملی برای بازتولید تنگناها و بحران اقتصادی تبدیل می‌شود.

بنابراین اقتصاد ایران پیش از تشدید بحران ۱۴۰۵ نیز با مشکلات ساختاری مانند تورم مزمن، کسری بودجه، محدودیت سرمایه‌گذاری، بحران بانکی، کمبود انرژی و آب و تحریم‌های طولانی‌مدت مواجه بود. بنابراین جنگ، تحریم‌های جدید و محدودیت تجارت خارجی را باید بیشتر به‌عنوان شوک تشدیدکننده یک ساختار از پیش آسیب‌پذیر در نظر گرفت، نه علت یگانه بحران. بانک جهانی نیز تأکید کرده است که تشدید تحریم‌ها و تنش‌های نظامی همزمان با مشکلات ساختاری موجود، فشار بر نرخ ارز، انتظارات تورمی و کسری بودجه را افزایش داده است.

rb.jpgدر سال‌های اخیر «زیرزمین» یا «تونل» به واژه‌ای تکرارشونده در ادبیات نظامی جمهوری اسلامی تبدیل شده است: شهرهای موشکی، پایگاه‌های پهپادی، انبارها و مراکز زیرزمینی. حالا رضا طلایی‌نیک، سخنگوی وزارت دفاع، نیز گفته بخشی از توانمندی‌های راهبردی نیروهای مسلح در «محیط‌های امن و زیرساخت‌های زیرزمینی» مستقر شده و مدعی است همین اقدام باعث شده بخشی از محاسبات طرف مقابل درباره توان دفاعی و ظرفیت تولید تسلیحات جمهوری اسلامی محقق نشود.

اما «زیرزمین» بیرون از ادبیات رسمی حکومت، معنای دیگری هم پیدا کرده است.

در بخشی از شبکه‌های اجتماعی، رفتن مقام‌ها به پناهگاه دیگر فقط اقدامی حفاظتی توصیف نمی‌شود؛ به زبان طنز و تمسخر راه پیدا کرده است. «موش»، «سوراخ موش» و تصویر کسی که برای نجات خود به زیرزمین می‌خزد، به بخشی از واکنش‌های مردم تبدیل شده است.

می‌توان به این طنزها خندید یا آنها را صرفاً بخشی از جنگ روانی دانست. اما پشت همین تصویر، پرسشی جدی وجود دارد:

وقتی حکومتی بخش مهمی از توان نظامی خود را به زیرزمین می‌برد، دقیقاً چه چیزی را حفظ می‌کند؟

موشک را؟ فرمانده را؟ توان جنگیدن را؟ یا خود حکومت را؟

برای پاسخ، شاید بهتر باشد برای لحظه‌ای از ایران فاصله بگیریم و به تجربه‌هایی نگاه کنیم که در آنها انتقال نیرو، تولید یا فرماندهی به زیرزمین، بخشی از راهبرد جنگ و بقا بوده است.

آلمان؛ کارخانه ماند، حکومت نماند

پس از بمباران مرکز تحقیقات موشکی پینمونده در اوت ۱۹۴۳، حکومت نازی بخش مهمی از تولید موشک V-2 را به مجموعه زیرزمینی میتل‌ورک در کوه‌های هارتس منتقل کرد. هزاران زندانی اردوگاه دورا-میتلباو با کار اجباری و در شرایطی مرگبار برای ساخت و اداره این مجموعه به کار گرفته شدند.

از نظر فنی، انتقال به زیرزمین جواب داد. خطوط تولید تقریباً تا آخرین روزهای پیش از تخلیه فعال ماندند و از سپتامبر ۱۹۴۴ ماهانه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ موشک V-2 تولید می‌شد.

پس زیرزمین وظیفه خودش را انجام داده بود. کارخانه هنوز کار می‌کرد. اما بیرون تونل‌ها چه خبر بود؟

ارتش آلمان جبهه‌ها را از دست می‌داد، حمل‌ونقل و صنعت کشور زیر فشار بود و نیروهای متفقین از شرق و غرب پیش می‌آمدند. کارخانه زیرزمینی باقی ماند، اما حکومتی که آن کارخانه برایش سلاح می‌ساخت تسلیم شد.

پس نخستین سؤال این است:

اگر سلاح و کارخانه باقی بماند، اما صاحب آن دیگر نتواند جنگ را ادامه دهد، زیرزمین چه چیزی را نجات داده است؟

voa.jpgفهیمه خضر حیدری: چرا عبارت «چپ هرگز نفهمید» در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از جنبش زن، زندگی، آزادی، پررنگ‌تر شده است؟ واکنشی به تجربه‌ای تلخ است یا ابزاری برای حذف یک جریان سیاسی؟ مرز میان نقد منصفانه چپ و چپ‌ستیزی کجاست؟

فرج سرکوهی: در تاریخ ایران، چپ‌ها هم در تحولات اجتماعی نقش داشته‌اند و هم خطاهای بزرگی کرده‌اند. حزب توده خطاهای بسیاری داشت، اما هم‌زمان سوسیال‌دموکرات‌هایی مانند خلیل ملکی با مصدق همکاری می‌کردند و مخالف حزب توده بودند. پس از انقلاب نیز بخشی از چپ با جمهوری اسلامی همکاری کرد و سابقه‌ای ننگین بر جای گذاشت، اما گروه‌های دیگری علیه آن ایستادند و سرکوب و اعدام شدند.

عبارت «چپ هرگز نفهمید» در روزنامه سازندگی مطرح شد و بعد، در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی، هواداران پادشاهی در خارج از کشور آن را برجسته کردند. به نظر من، با برچسب‌هایی مانند «۵۷ی» و «چپ»، افراد و جریان‌های متفاوت را یکسان می‌کنند. جامعه ایران متنوع است و گرایش‌های چپ، راست و میانه همگی حق حضور دارند.

خضر حیدری: آقای زاهدی، شما چه فکر می‌کنید؟

نادر زاهدی: از صحبت آقای سرکوهی این‌طور برداشت کردم که هر روشنفکری در ایران چپ بوده است؛ چنین نیست. پیش از مطرح‌شدن چپ نیز روشنفکرانی بودند که قدم‌های میهن‌پرستانه برداشتند.

حزب مشروطه از زمان تأسیس برای همکاری با نیروهای چپ پیش‌قدم شد. داریوش همایون می‌گفت با وجود آنچه بر سر ایران آمده، بیایید دست‌به‌دست هم بدهیم و کشور را نجات دهیم. اما در جلساتی که من حضور داشتم، این تلاش‌ها به همکاری عملی نرسید و همچنان همه تقصیرها متوجه شاه و رضاشاه بود.

خضر حیدری: حتی اگر همکاری نکرده باشند، آیا این دلیل ناسزاگویی به آنهاست؟

زاهدی: من و حزب من ناسزا نمی‌گوییم. باید از طرف دیگر هم پرسید که چپ‌ها چگونه با پادشاهی‌خواهان برخورد می‌کنند. چرا برنامه‌ای درباره این موضوع برگزار نشود؟ برخورد و مرزبندی فقط از یک طرف نیست.

خضر حیدری: آقای تقی‌زاده، دیدگاه شما چیست؟

رضا تقی‌زاده: من ضرورت این دست دوستی را نمی‌بینم، چون میان چپ و راست سیاست ایران دو جهان‌بینی متفاوت وجود دارد. کارنامه چپ، از جریان‌های مسلح تا حزب توده، حمایت از خمینی و دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به روسیه، باید بررسی شود.

انتقاد از خود یکی از ابزارهای چپ معرفی می‌شود، اما بازماندگان آن کمتر حاضرند کارنامه خود را نقد کنند. آنها نظریه‌های وارداتی را قالب قرار می‌دادند و می‌خواستند نیازهای ایران را در آن قالب‌ها بریزند. به نظر من، علت مخالفت با چپ را باید در همین پیشینه جست‌وجو کرد.

rubio.jpgخبرنامه گویا - به گزارش باراک راوید برای آکسیوس: به گفته یک مقام آمریکایی و یک منبع مطلع دیگر، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز دوشنبه پس از به بن‌بست رسیدن مذاکرات، خواستار خروج فوری هیئت جمهوری اسلامی از آمریکا شد. عباس عراقچی، وزیر خارجه، نیز در میان اعضای این هیئت بود که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بودند.

این اقدام، با وجود آنکه هیئت ایرانی احتمالاً به‌زودی آمریکا را ترک می‌کرد، توبیخی کم‌سابقه در عرصه دیپلماسی بود که عمق بی‌اعتمادی میان دو کشور را نشان داد. تلاش میانجی‌های قطری برای دستیابی به توافقی با هدف پایان دادن به جنگ، پیشرفت چندانی نداشته و هیچ‌یک از طرفین حاضر به عقب‌نشینی از مواضع خود نشده‌اند.

به گفته مقام آمریکایی، کاخ سفید صبح دوشنبه هنوز به پیشرفت مذاکرات در ادامه روز امیدوار بود، اما تا اواخر بعدازظهر روشن شد که گفت‌وگوها به بن‌بست رسیده است. شامگاه همان روز، نمایندگی آمریکا در سازمان ملل به دستور روبیو به نمایندگی جمهوری اسلامی اطلاع داد که هیئت عراقچی باید فوراً نیویورک را ترک کند.

این مقام آمریکایی گفت: «روبیو هیئت ایرانی را بیرون کرد؛ اقامتشان بیش از حد طول کشیده بود. مجمع عمومی تمام شده بود و وقت رفتنشان بود.»

عراقچی و همراهانش چند ساعت بعد راهی فرودگاه شدند و ساعت ۱:۲۰ بامداد سه‌شنبه با پرواز نیویورک به دوحه آمریکا را ترک کردند. منبع دوم نیز درخواست واشنگتن برای خروج هیئت را تأیید کرد، اما گفت عراقچی از پیش قرار بود دوشنبه‌شب سفر بازگشت به تهران را آغاز کند.

به گفته منابع منطقه‌ای، میانجی‌های قطری همچنان درباره پیشنهاد مصالحه خود با دو طرف گفت‌وگو می‌کنند. در همین حال، دونالد ترامپ روز چهارشنبه در پاسخ به پرسشی درباره امکان توافق با حکومتی که آن را «دیوانه» می‌خواند، گفت: «شاید بمبارانشان کنم. باید تصمیم بگیریم؛ یا بمبارانشان می‌کنیم یا به توافق می‌رسیم. زمان تصمیم نزدیک است و این ماجرا خیلی زود، به یک شکل یا شکل دیگر، تمام خواهد شد.»

yekta2.jpg"این وضو را برای نماز در بیت‌المقدس می‌گیرم"

خبرنامه گویا - صدا و سیمای جمهوری اسلامی ویدیویی از حضور حسین یکتا، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران، در رودخانه لیتانی در جنوب لبنان منتشر کرده است. یکتا در این ویدیو هنگام وضو گرفتن از «نماز در بیت‌المقدس» و آماده شدن برای کشته شدن سخن می‌گوید.

او می‌گوید: «همان‌طور که در دجله وضو گرفتیم، در کربلا نماز خواندیم و صدام را بالای دار دیدیم، اکنون مقابل چشم اسرائیلی‌ها در این رودخانه وضو می‌گیرم.»

یکتا سپس با اشاره به سخنان علی خامنه‌ای درباره نماز خواندن جوانان در بیت‌المقدس می‌گوید این وضو را «برای نماز در بیت‌المقدس» و آماده شدن برای کشته شدن می‌گیرد.

رسانه‌های نزدیک به حکومت، حضور او در جنوب لبنان را در چارچوب «مقاومت» و «خط مقدم نبرد با اسرائیل» بازتاب داده‌اند.

یکتا از چهره‌های تبلیغاتی و فرهنگی نزدیک به سپاه است و پیش‌تر نیز بارها با ادبیات جنگی درباره اسرائیل، «آزادی قدس» و درگیری‌های منطقه‌ای سخن گفته است.

این ویدیو هم‌زمان با واکنش‌های انتقادی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده؛ واکنش‌هایی که عمدتاً متوجه تکرار ادبیات جنگ، «شهادت» و وعده «نماز در بیت‌المقدس» از سوی چهره‌های نزدیک به جمهوری اسلامی است.

syriaHizb.jpgرویترز: سوریه و حزب‌الله محرمانه مذاکره کردند؛ نارضایتی ایران مانع توافق شد

خبرنامه گویا - خبرگزاری رویترز گزارش داد که مقام‌های دولت جدید سوریه و نمایندگان حزب‌الله لبنان، با میانجی‌گری ترکیه، ماه گذشته به‌طور محرمانه و رودررو دیدار کردند؛ نخستین تماس مستقیم شناخته‌شده میان دو طرف از زمان سقوط حکومت بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴.

به گفته شش منبع مطلع، نمایندگانی از دستگاه اطلاعاتی و وزارت خارجه سوریه و حزب‌الله، به دعوت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ترکیه در ماه سپتامبر دیدار کردند. مذاکرات با هدف کاهش تنش‌ها و حل اختلافات امنیتی میان دمشق و حزب‌الله انجام شد.

روابط دو طرف پس از سقوط اسد به‌شدت تغییر کرده است. حزب‌الله سال‌ها برای حفظ حکومت اسد در جنگ داخلی سوریه جنگید و سوریه نیز یکی از مسیرهای اصلی انتقال تسلیحات ایران به این گروه بود. دولت جدید دمشق اکنون حزب‌الله را به قاچاق سلاح و حفظ شبکه‌هایی در خاک سوریه متهم می‌کند؛ اتهام‌هایی که حزب‌الله درباره حضور و فعالیت نظامی خود در سوریه رد کرده است.

در مذاکرات ترکیه، دمشق به حزب‌الله اطمینان داده است که قصد ندارد برای خلع سلاح این گروه وارد لبنان شود. در مقابل، مقام‌های سوری خواستار همکاری حزب‌الله برای جلوگیری از قاچاق از مرز و برچیدن هسته‌های باقی‌مانده این گروه، به‌ویژه در جنوب سوریه، شدند.

1.jpgدژ- با آغاز سال تحصیلی نو، حکومت در مدارس هم با بحران روبه‌رو شده است. دانش‌آموزان دبستانی در قزوین، در مقابل مدیر و ناظم مدرسه که آنها را با شلنگ تهدید می‌کند شعار می‌دهند « «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده». این یعنی برای نسل جدید «پهلوی» یک نماد مبارزه است.

Monthly Archives

Pages

  • about
Powered by Movable Type 6.3.11

About this Archive

This page is an archive of entries from October 2026 listed from newest to oldest.

September 2026 is the previous archive.

November 2026 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.