October 2026 Archives

javananmardi.jpgخبرنامه گویا - علی جوانمردی، مسئول پیشین بخش فارسی صدای آمریکا، در واکنش به گزارشی درباره ورود مأموران وزارت امنیت داخلی ایالات متحده به دفتر سابق او در ساختمان صدای آمریکا، این ادعا را به‌شدت رد کرد و آن را «چرت‌وپرت مطلق» خواند.

پایگاه خبری «امروز نما» به نقل از چهار منبع ناشناس مدعی شده است که روز جمعه ۱۰ مهر (۲ اکتبر)، پنج یا شش مأمور وزارت امنیت داخلی آمریکا وارد ساختمان صدای آمریکا شده و پس از شکستن قفل دفتر جوانمردی، آن را بازرسی کرده‌اند. در این گزارش همچنین ادعا شده که مأموران در جست‌وجوی شیئی نامشخص بوده‌اند و پس از یافتن آن، محل را ترک کرده‌اند.

خبرنامه گویا برای بررسی صحت این ادعا مستقیماً با علی جوانمردی تماس گرفت و از او خواست درباره حضور احتمالی مأموران و شکستن قفل دفتر سابقش توضیح دهد.

جوانمردی در پاسخ اختصاصی به خبرنامه گویا نوشت: «چرت و پرت مطلق که ارزش توضیح نداره! فیلم جمیزباندی هست احتمالا! دلت خواست منتشر کن اسباب خنده است.»

گزارش «امروز نما» همچنین شامل ادعاهایی درباره استفاده مأموران از تجهیزات شنود دیوارها و جست‌وجو برای یافتن وسیله‌ای نامشخص است، اما هیچ مدرک مستقلی برای تأیید این جزئیات ارائه نشده است.

تا زمان انتشار این خبر، خبرنامه گویا نتوانسته است ادعای حضور مأموران وزارت امنیت داخلی آمریکا، شکستن قفل دفتر یا کشف وسیله‌ای در محل را به‌طور مستقل تأیید کند. همچنین هیچ توضیح رسمی از سوی وزارت امنیت داخلی آمریکا یا مدیریت صدای آمریکا درباره وقوع چنین رویدادی در دست نیست.

11-3.jpgتوانا - کشته‌شدن فرید مکاری در بازداشت؛ گزارش‌ها از شکنجه پس از ادرار بر مزار خامنه‌ای حکایت دارد فرید مکاری، حدوداً ۳۷ساله و اهل زاهدشهر از توابع شهرستان فسا، پس از بازداشت در مشهد جان باخت.

یک منبع مطلع و یک خبرنگار همشهری فرد کشته‌شده می‌گویند او در بازداشت نیروهای سازمان اطلاعات سپاه مشهد تحت شکنجه‌های شدید قرار گرفته است.

به گفته این دو منبع، مکاری چندی پیش مادرش را برای زیارت به مشهد برده بود. او در سفری دیگر به مشهد، با حضور بر مزار رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، بر آن ادرار کرد و پس از آن بازداشت شد.

این منابع می‌گویند مکاری در بازداشت به‌شدت شکنجه شده و استخوان‌های بدنش شکسته بود. به گفته آنان، آثار صدها ضربه با جسمی تیز، از جمله قمه یا چاقو، نیز بر بدن او دیده می‌شد. پیکر او پس از حدود دو هفته به خانواده‌اش تحویل داده شد. به گفته منابع مطلع، مقام‌های جمهوری اسلامی از خانواده خواسته‌اند علت مرگ را «سانحه تصادف» اعلام کنند؛ با این حال، روایت کشته‌شدن او در زاهدشهر پیچیده است. فرید مکاری روز دوشنبه ۱۳ مهر در آرامستان زاهدشهر به خاک سپرده شد.

همشهری‌های آو در شبکه‌های اجتماعی از خصلت‌های خوب او می‌نویسند. جوانی که نتوانست خشمش نسبت به دیکتاتور پیشین و عامل کشتار. هزاران ایرانی و فلاکت کشور پنهان کند.

فیلم جدید جان سینا با حضور کوتاه گلشیفته فراهانی

Matchbox: The Movie 2026

11-1.jpg

اعتراض به تجمع مقابل منزل حسن روحانی؛ چرا مقابل خانه سعید جلیلی تجمع نکنیم؟

در پی برگزاری تجمع مقابل منزل حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین جمهوری اسلامی، کامبیز مهدیزاده با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی اکس، از غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، خواست به آنچه «بی‌قانونی» در برگزاری این تجمع‌ها خواند، رسیدگی کند.

مهدیزاده خطاب به اژه‌ای نوشت: «یا با درایت، بساط این بی‌قانونی را جمع کنید، یا صریح اعلام کنید این تجمع‌ها و شعارها قانونی است!» او سپس پرسید: «اگر قانون برای همه یکسان است، چرا ما نتوانیم از فردا مقابل منزل سعید جلیلی تجمع کنیم و خواستار محاکمه او شویم؟» مهدیزاده تأکید کرد: «قانون یا برای همه است یا برای هیچ‌کس!»

از طاغوت تا افتخار

| No Comments

takhtj.jpgتاریخ باستان ابزار سیاست جمهوری اسلامی

سولماز ایکدر - ایران وایر | بازنویسی و تلخیص توسط خبرنامه گویا

سخنان مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درباره حمله خشایارشا به یونان، موجی از واکنش‌ها را در میان مقام‌های جمهوری اسلامی برانگیخته است. چهره‌های حکومتی برای پاسخ به او به افتخارات ایران باستان، از کوروش هخامنشی تا شاپور ساسانی، متوسل شده‌اند؛ همان پادشاهانی که رهبران جمهوری اسلامی سال‌ها آن‌ها را «طاغوت» می‌خواندند و افتخار به حکومت‌هایشان را نکوهش می‌کردند.

روبیو در سخنرانی خود در آتن، با اشاره به حمله سپاهیان خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، از غارت معابد و ویرانی آکروپولیس سخن گفت و مقاومت یونانیان را بخشی از میراث تمدن غرب توصیف کرد. این اظهارات با واکنش تند مقام‌های جمهوری اسلامی روبه‌رو شد؛ محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با یادآوری شکست والرین، امپراتور روم، در برابر شاپور ساسانی هشدار داد: «زانو خواهید زد.» علی‌اکبر صالحی، وزیر خارجه پیشین، نیز از ایران به‌عنوان «سرزمین کوروش بزرگ» یاد کرد؛ پادشاهی که به گفته او اسیران را آزاد می‌کرد و به باورهای دیگران احترام می‌گذاشت.

اما این دفاع از پادشاهان ایران باستان با مواضع تاریخی رهبران جمهوری اسلامی تضادی آشکار دارد. علی خامنه‌ای در سال ۱۳۹۱ لشکرکشی خشایارشا به یونان را از «افتخارات تاریخی طاغوت» خوانده بود. او در سال ۱۳۹۷ نیز درباره افتخار به حکومت‌های کیانیان و هخامنشیان گفته بود: «اینها تصورات واهی و توهم است، افتخارآفرین نیست.»

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

روح‌الله خمینی نیز مخالفت آشکاری با ملی‌گرایی و تاریخ شاهنشاهی ایران داشت. او در سال ۱۳۵۹ اعلام کرده بود: «افراد ملی به درد ما نمی‌خورند، افراد مسلم به درد ما می‌خورند. اسلام با ملیت مخالف است.» خمینی همچنین تاریخ شاهنشاهی ایران را محکوم کرده و حتی عنوان «انوشیروان عادل» را رد کرده بود.

این تناقض تنها به سخنرانی‌ها محدود نمی‌شود. در حالی که مقام‌های جمهوری اسلامی اکنون برای مقابله با آمریکا به نام کوروش استناد می‌کنند، گردهمایی مردم در آرامگاه او در پاسارگاد، به مناسبت هفتم آبان، سال‌ها با محدودیت‌ها و برخوردهای امنیتی روبه‌رو بوده است. به بیان دیگر، استفاده از نام کوروش برای دفاع سیاسی از حکومت مجاز است، اما بزرگداشت مستقل او از سوی شهروندان همچنان با مانع مواجه می‌شود.

چرخش حکومت به سوی نمادهای ملی پس از جنگ ۱۲روزه نیز آشکارتر شد. از درخواست خامنه‌ای برای اجرای «ای ایران» در مراسم مذهبی تا نمایش مجسمه پیروزی شاپور ساسانی بر امپراتور روم در میدان انقلاب تهران، نمادهایی که زمانی در حاشیه گفتمان رسمی حکومت قرار داشتند، به ابزار نمایش قدرت و برانگیختن احساسات ملی تبدیل شدند.

پرسش اصلی این است: چگونه پادشاهانی که زمانی افتخار به آن‌ها «توهم» و «طاغوت‌پرستی» تلقی می‌شد، اکنون به پشتوانه تبلیغاتی جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند؟ آنچه در این تغییر موضع دیده می‌شود، استفاده گزینشی از تاریخ ایران است؛ تاریخی که حکومت هنگام رویارویی با دشمن خارجی به افتخارات آن استناد می‌کند، اما در داخل کشور همچنان برای بزرگداشت مستقل همان میراث محدودیت ایجاد می‌کند.

کمدینی که رئیس جمهور شد

| No Comments

trump.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز شنبه ۱۰ اکتبر، در گردهمایی انتخاباتی جمهوری‌خواهان در شهر کلارکسویل ایالت تنسی، با تقلید لحن رهبران جمهوری اسلامی و تکرار سه‌باره عبارت «الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله»، آن‌ها را به تمسخر گرفت.

ترامپ در بخشی از سخنانش، حکومت ایران را «دیوانه» توصیف کرد و گفت: «خودشان هم این را می‌دانند. من همیشه به آن‌ها می‌گویم شما واقعاً دیوانه‌اید!» او سپس با تقلید شیوه سخن گفتن مقام‌های جمهوری اسلامی، آن‌ها را به تهدید دیگران به کشتار و تکرار شعارهای مذهبی متهم کرد.

ترامپ همچنین هشدار داد که رهبران جمهوری اسلامی ممکن است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آمریکا، برای ضربه زدن به موقعیت جمهوری‌خواهان دست به اقدامات تازه‌ای بزنند، اما تأکید کرد که آمریکا می‌تواند «خیلی سریع» به این اقدامات پایان دهد. رئیس‌جمهور آمریکا پیش از این نیز بارها از عبارت «الحمدلله» برای طعنه زدن به مقام‌های جمهوری اسلامی استفاده کرده بود؛ از جمله در پیام‌های خود در شبکه تروث سوشال درباره حملات نظامی آمریکا و محاصره دریایی ایران.

اگر این رژیم بماند...

| No Comments

daha.jpgنیم‌قرن فرصت‌سوزی؛ خسارت‌هایی که حتی با رفتن این حکومت هم جبران نمی‌شوند

امیر دها

کارنامه جمهوری اسلامی را پیش از هر چیز باید با خون نوشت: با جوخه های اعدام که هرگز خاموش نماندند، با زندان‌هایی که از جوانان این سرزمین پر شدند، با انبوه جاویدنامانی که در خیابان‌ها جان باختند، و با آزادی‌هایی که نیم‌قرن زیر پا لگدمال شد. این سنگین‌ترین سند محکومیت این رژیم است و هیچ سند دیگری از وزن آن نمی‌کاهد. اما سند دیگری هم هست، که حتی آنان که چشم بر این خون‌ها بسته‌اند، نمی‌توانند انکارش کنند: نقشه ایران را بگشاییم و بپرسیم سرزمینی با این موقعیت، این منابع، این تاریخ و این مردم، امروز باید کجا می‌ایستاد و کجا ایستاده است؟

ایران بر یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان نشسته، در چهارراه شرق و غرب جای دارد و ظرفیتی برای گردشگری دارد که کمتر کشوری از آن برخوردار است. و از همه مهم‌تر، مردمانی دارد که هر جای جهان فرصت یافته‌اند، درخشیده‌اند.

با این همه، پس از نزدیک به نیم‌قرن حکومت جمهوری اسلامی، با تناقضی تلخ روبه‌روییم. کشوری نشسته بر دریایی از نفت و گاز، زمستان‌ها با کمبود انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند. کشوری که می‌توانست شاهراه تجارت آسیا و اروپا باشد، نظاره‌گر راه‌های ترانزیتی تازه‌ای است که بیرون از مرزهایش کشیده می‌شوند. سرزمینی که می‌توانست میزبان میلیون‌ها گردشگر باشد، این بازار را به همسایگانش واگذار کرده است. و ملتی که می‌توانست آینده‌اش را در خانه خود بسازد، فرزندانش را در فرودگاه‌ها بدرقه می‌کند.

فاجعه اما تنها در فرصت‌های ازدست‌رفته نیست. هولناک‌تر آن است که بخشی از این زخم‌ها حتی با تغییر حکومت هم به‌آسانی التیام نمی‌یابند. نفتی که از زمین بیرون کشیده شد، به زمین بازنمی‌گردد. سرمایه‌ای که رفت، لزوماً برنمی‌گردد. و نسلی که بهترین سال‌های عمرش را باخت، آن سال‌ها را هرگز پس نخواهد گرفت.

آنان که امروز نگرانی از «انهدام زیرساخت‌ها» را سپر دفاع از بقای جمهوری اسلامی کرده‌اند، اما از انهدامی که این حکومت نزدیک به نیم‌قرن است در آن نقش داشته، سخنی نمی‌گویند: ویرانی تدریجی یک کشور؛ بی‌صدا و بی‌انفجار، اما بی‌وقفه.

centcom.jpgایندیپندنت فارسی - فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) روز شنبه، با انتشار ویدیویی در اکس اعلام کرد که نیروهای این فرماندهی «یک کشتی باری تجاری را در دریای عمان پس از آنکه خدمه آن هشدارهای مکرر را نادیده گرفتند و قصد نقض محاصره دریایی مداوم علیه ایران را داشتند، از کار انداختند.»

به گفته سنتکام، یک جنگنده ارتش آمریکا «بخش انتهایی (پاشنه) کشتی با پرچم پاناما به نام «ام‌وی اوشن مولیکا» (معروف به اریکا سان) را با مهمات هدایت‌دقیق هدف قرار داد و بدون آسیب رسیدن به خدمه، سامانه رانش کشتی را کاملا از کار انداخت.» این بیانیه می‌افزاید که این کشتی تجاری بزرگ «پس از خروج از یک بندر ایرانی، در تلاش برای عبور از آب‌های منطقه‌ای بود.»

سنتکام همچنین تاکید کرد که نیروهای آمریکایی از ۱۴ ژوئیه محاصره کلیه شناورهای ورودی و خروجی به بنادر ایران را از سر گرفته‌اند و طی سه ماه اجرای سخت‌گیرانه این مقررات، «چهار شناور تجاری از کار افتاده، ۱۳۵ کشتی بازگردانده شده و ۱۰ نفتکش مرتبط با شبکه چندمیلیارد دلاری سایه سپاه پاسداران منهدم شده‌اند.»

در پایان این بیانیه از همه دریانوردان خواسته شده است هشدارهای محاصره را رعایت کنند و در خلیج عمان و ورودی‌های تنگه هرمز با نیروهای دریایی آمریکا در تماس باشند.

pilot.jpgدادستانی امارات: کمک‌خلبان عمانی فلای‌دبی که قصد داشت هواپیمای مسافربری را به فرودگاه اسرائیل بکوبد، از دوران دانشجویی در استرالیا تحت تأثیر افکار افراطی قرار گرفته بود

خبرنامه گویا - دادستانی کل امارات متحده عربی جزئیات تازه‌ای از پرونده کمک‌خلبان عمانی شرکت فلای‌دبی منتشر کرده است؛ فردی که متهم است با الهام از حملات ۱۱ سپتامبر، قصد داشته یک هواپیمای مسافربری را به فرودگاه بن‌گوریون اسرائیل بکوبد. به گفته مقام‌های اماراتی، گرایش او به افکار افراطی از سال ۲۰۱۷ و دوران دانشجویی در استرالیا آغاز شده بود.

به گفته حمد سیف الشامسی، دادستان کل امارات، همام الحمامی، کمک‌خلبان ۲۹ ساله، هنگام تحصیل در دانشگاه RMIT ملبورن با تبلیغات گروه‌های افراطی و مطالب ترویج‌کننده عملیات انتحاری آشنا شد. او همچنین با افرادی مرتبط با مرکزی موسوم به «My Centre» ارتباط برقرار کرده بود؛ مرکزی که به گفته بازپرسان، فردی لبنانی معروف به «ابوحمزه» مدیریت آن را بر عهده داشت.

نکته قابل توجه اینکه در شرایطی که برخی کشورهای غربی همچنان با انتقادهایی درباره سهل‌گیری در برابر فعالیت جریان‌های اسلام‌گرای افراطی و سیاست‌های مهاجرتی خود روبه‌رو هستند، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از جمله امارات، رویکرد سخت‌گیرانه‌تری در قبال برخی از این جریان‌ها اتخاذ کرده‌اند.

در همین ارتباط، امارات در ژانویه ۲۰۲۶ دانشگاه‌های بریتانیا را از فهرست مراکز مشمول بورسیه دولتی دانشجویان خود کنار گذاشت؛ تصمیمی که به گزارش فایننشال تایمز، ناشی از نگرانی ابوظبی درباره نفوذ اخوان‌المسلمین و احتمال گرایش دانشجویان به افراط‌گرایی اسلامی در محیط دانشگاه‌های بریتانیا بود. گروهی که در امارات تروریستی شناخته می‌شود، در بریتانیا ممنوع نیست. به این ترتیب، طنز تلخ ماجرا آنجاست که کشوری اسلامی نگران افراطی‌شدن جوانانش در دانشگاه‌های غربی است؛ همان غربی که قرار بود الگوی مقابله با افراط‌گرایی باشد.

irint.jpgخبرنامه گویا - به گزارش ایران اینترنشنال مارک کتز، پژوهشگر ارشد مسائل روسیه، می‌گوید بزرگ‌ترین نگرانی کرملین نه دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای، بلکه سقوط حکومت کنونی و روی کار آمدن دولتی متمایل به غرب در ایران است. به گفته او، مسکو حتی حاضر است با ایرانِ مجهز به بمب اتمی کنار بیاید، اما نمی‌خواهد تهران از مدار سیاست‌های ضدغربی خارج شود.

کتز، استاد دانشگاه جورج میسون و پژوهشگر ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تأکید کرد که روسیه برخلاف آمریکا و اسرائیل، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را تهدیدی حیاتی نمی‌داند. او گفت: «برای آن‌ها، بدترین سناریو، ایرانی متمایل به غرب است» و افزود: «آن‌ها می‌خواهند این حکومت باقی بماند؛ در این شکی نیست.»

به گفته این تحلیلگر، حمایت مسکو از جمهوری اسلامی به معنای آمادگی روسیه برای دفاع از حکومت ایران نیست. با وجود گسترش همکاری‌های نظامی و امضای پیمان مشارکت راهبردی، روسیه هیچ تعهدی برای دفاع متقابل از جمهوری اسلامی ندارد. کتز یادآور شد که در جنگ ۱۲روزه نیز مسکو کمک چندانی به تهران نکرد.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgچرا که با تمام توان خود از مبارزه ایشان حمایت می‌کنم ـ قسمت پایانی

«بخشکید سرچشمه‌های قدیم
نماند آب، جز آب چشم یتیم
نبودی به جز آه بیوه‌زنی
اگر بر شدی دودی از روزنی
نه در کوه سبزی، نه در باغ شخ
ملخ بوستان خورده، مردم ملخ»

امروز آنچه از روزنه‌های تنگ‌شده توسط جمهوری اسلامی برمی‌خیزد جز صدای آه و ناله مادران و پدران عزادار نیست. جز آه و نفرین مردمی دردمند و ناراضی از جمهوری اسلامی که تلخ‌ترین نوع زندگی و گذران سخت توأم با هراس را بر آنها تحمیل کرده است.

روح جامعه سخت آشفته و دردمند است. روحی که هر روز عذاب می‌کشد. از فقر، نداری، جنگ، ویرانی! از بر باد داده شدن ثروت‌های ملی‌اش به دست حکومتی ابله و آخرالزمانی سخت عصبی‌ست. وجودش لبریز از فریاد و کینه است. دردمند از دیدن و شاهد بودن بر پرپر شدن غنچه‌های جوان و رعنای باغ وطن توسط حکومتی که هیچ‌گونه تعهد اخلاقی نسبت به مردمش احساس نمی‌کند.

حکومتی که از گلوی کودکان خود می‌بُرد و سرازیر شکم نیروهای نیابتی خویش می‌کند. هم‌زمان و دردناک‌تر این‌که داعیه‌داران مبارزه برای آزادی، عدالت اجتماعی، به‌جای تجدیدنظر در دیدگاه‌های ایدئولوژیک خود نسبت به حاکمیت و ایستادن در کنار مردم خود! باز رگ‌های ضد امپریالیستی و ضد اسرائیلی‌شان بالا آمده و در دفاع از سیاست ضد امپریالیستی رژیم جامه می‌درانند و دیگر افراد و جریان‌هایی که چنین حمایتی از عملکرد رژیم نمی‌کنند را به باد انتقاد گرفته، به‌عنوان وطن‌فروش زیر سؤال می‌برند.

شاهزاده رضا پهلوی را که مورد حمایت جهان آزاد نیز می‌باشد! مورد هجوم حکومت و بیرق‌گردانان آن قرار می‌گیرد و به‌اصطلاح مبارزان ضد امپریالیست نیز نقش ستون پنجم را در رابطه با آقای رضا پهلوی بازی می‌کنند.

houthi.jpgایران اینترنشنال - روزنامه اسرائیلی هاآرتص در تحلیلی هشدار داد که حملات حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی به عربستان سعودی، آمریکا را در برابر انتخابی دشوار قرار داده است: رها کردن ریاض در برابر حملات یا مداخله نظامی که می‌تواند واشینگتن را در زمانی که حوثی‌ها تعیین می‌کنند، به جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی بکشاند.

تسوی بارئل، تحلیلگر هاآرتص، می‌نویسد هدف حوثی‌ها تنها مقابله با عملیات نظامی عربستان در یمن نیست؛ آن‌ها می‌خواهند نشان دهند هرگونه پیشروی نیروهای تحت حمایت ریاض در یمن می‌تواند با حملات موشکی و پهپادی به خاک عربستان پاسخ داده شود. به این ترتیب، حتی موفقیت نظامی عربستان نیز لزوماً به معنای تأمین امنیت این کشور نخواهد بود.

حملات پیاپی به فرودگاه ریاض، برگزاری کنگره جهانی انرژی با حضور حدود ۲۵ هزار مهمان بین‌المللی را نیز با اختلال روبه‌رو کرده است. به نوشته هاآرتص، حوثی‌ها با هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی و رویدادهای بین‌المللی، علاوه بر تحمیل خسارت اقتصادی، اعتبار عربستان را به‌عنوان کشوری امن برای سرمایه‌گذاری و میزبانی نشست‌های جهانی زیر سؤال می‌برند.

rahimi.jpg​در تاریخ معاصر ایران، خطای اولویت‌شناسی بارها سرنوشت یک ملت را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. نگاهی به مسیر طی‌شده در چند دهه اخیر نشان می‌دهد که چگونه ایدئولوژی‌زدگی و نگاه انتزاعی به مناسبات بین‌المللی، گاه نیروهای سیاسی را از واقعیت‌های ملموس جامعه دور کرده و آنان را در نقطه‌ای قرار داده که با خواست عمومی مردم همخوانی ندارد.

​از جمله عملکرد حزب توده در دهه ۱۳۲۰--گواه آن است که وقتی هدف، «مبارزه با امپریالیسم» یا «پیشبرد ایدئولوژی» تعریف شود، حقیقت و جان انسان‌ها به مسائلی حاشیه‌ای تبدیل می‌شوند.

نمونه‌های تاریخی مانند ترور محمد مسعود و بهره‌برداری تبلیغاتی از آن، هشداری ماندگار در تاریخ ماست که نشان می‌دهد چگونه آرمان‌های ایدئولوژیک می‌توانند اخلاق سیاسی را قربانی کنند. سرودن و بعدها پس‌گرفتن اشعار در وصف شخصیت‌های مبارز، نمادی از سرخوردگی روشنفکرانی است که حقیقت تاریخی را دیرتر از واقعیت درک کردند.

​ماجرای جایزه آزادی و فرار از همبستگی ملی

​نمونهٔ روشن این تناقض تحلیلی در واکنش اخیر برخی گروه‌های چپ به تصمیم بنیاد فریدریش ناومن تجلی یافته است. این بنیاد آلمانی «جایزه آزادی ۲۰۲۶» را به مردم ایران اهدا کرده و از رضا پهلوی خواسته است آن را به عنوان نماینده‌ای شناخته‌شده به صورت امانی دریافت کند.

نامادری، فرامرز پارسا

| No Comments

parsa.jpg-- اِوا، خان‌خانم، این چه حرفیه که می‌زنید؟

شوک‌خانم، مادرشوهر نجیبه، سرش را تکان داد.

نجیبه هفده سال بیشتر نداشت. با مردی ازدواج کرده بود که همسر اولش را از دست داده و دو پسر سه و پنج‌ساله داشت.

او اهل دهی در نزدیکی شهر مرکزی بود؛ دهی که حالا پشت سر گذاشته و همراه شوهرش در پایین‌شهر زندگی می‌کرد. مادرشوهر و دو خواهر شوهرش نیز در همان خانه بودند.

نجیبه، به قول شوهرش و حتی مادرشوهرش، «دهاتی» بود؛ اما در رفتارش وقار و فهمی بود، هرچند هنوز گاهی رفتارش شبیه دختر بچه‌ها می‌شد و با بچه‌ها مامان‌بازی می‌کرد.

مدرسه رفتن آرزویش بود؛ آرزویی که هیچ‌وقت به آن نرسیده بود. با این حال، از ارمینه، دختر همسایه که هم‌سن‌وسالش بود و خانه‌شان بام‌به‌بام خانه‌ی آنها قرار داشت، خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود؛ آن‌قدر که بتواند یک کتاب را بخواند.

مراد، بعد از مرگ همسر اولش، حاضر نبود زن شهری بگیرد. البته این تصمیم بیشتر از آنکه از خودش باشد، نتیجه‌ی حرف‌های مادرش بود.

یک روز شوک‌خانم به پسرش گفته بود:

-- پسرم، این زنای شهری وجدان ندارن. اولش با بچه‌ها خوب رفتار می‌کنن، اما وقتی خودشون بچه‌دار بشن، وای به حال بچه‌های تو.

مراد پرسیده بود:

-- پس مادر، از کجا زن بگیرم که از این بچه‌ها مراقبت کنه؟

سیما، خواهر کوچک‌تر مراد، که آنجا نشسته بود، با شنیدن این حرف اخم کرد.

-- یعنی زن می‌خوای که فقط از بچه‌هات مراقبت کنه؟

مادرش با تندی نگاهش کرد.

-- حرف نزن.

سیما کوتاه نیامد.

-- تو خودت دو تا دختر داری. اگه یکی بیاد خواستگاری و دو تا بچه هم داشته باشه، منو بهش می‌دی؟

شوک‌خانم عصبانی شد.

-- زبونت رو گاز بگیر! مگه تو کلفت بچه‌های مردمی؟

سیما لبخند تلخی زد.

-- پس چرا برای زن گرفتن مراد، دنبال دختری می‌گردی که همین کار رو بکنه؟

شوک‌خانم جواب نداد.

سیما ادامه داد:

-- همه‌ی مادرها آرزوی خوشبختی دخترهاشون رو دارن. ولی تو به پسرت می‌گی برو از دهات زن بگیر، چون از خداشونه که به تو شوهر کنن؟

این بحث‌ها نزدیک یک سال بود که در خانه تکرار می‌شد.

سهیلا، خواهر بزرگ‌تر مراد، خودش درگیر عشق و زندگی خودش بود و کمتر در خانه دیده می‌شد. اما سیما نمی‌توانست نسبت به سرنوشت دختری که قرار بود وارد این خانه شود بی‌تفاوت باشد.

یک بار گفت:

zamani.jpgانتخاب رئیس پارلمان زاکسن-آنهالت و معمای چهار رأی اضافی

انتخاب توبیاس راوش از حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) به ریاست پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت در ۶ اکتبر ۲۰۲۶، بحث گسترده‌ای درباره مرزهای سیاسی احزاب آلمان و امکان همکاری میان جریان‌هایی با گرایش‌های متفاوت ایجاد کرد. راوش در یک رأی‌گیری محرمانه ۴۸ رأی موافق، ۲۹ رأی مخالف و پنج رأی ممتنع به دست آورد.

در این پارلمان، AfD دارای ۳۹ کرسی و حزب اتحاد سارا واگن‌کنشت (BSW) دارای پنج کرسی است؛ بنابراین، مجموع کرسی‌های این دو حزب ۴۴ کرسی می‌شود و راوش چهار رأی بیشتر از مجموع کرسی‌های آن‌ها دریافت کرد. این نتیجه پرسش مهمی را مطرح می‌کند: چهار رأی اضافی از کجا آمده است؟

حمایت حزب سارا واگن‌کنشت از نامزد AfD

نکته مهم این ماجرا آن است که حزب BSW پیش از رأی‌گیری اعلام کرده بود از نامزدی راوش حمایت خواهد کرد. بنابراین، حمایت این حزب از نامزد AfD موضوعی اعلام‌شده بود، نه صرفاً یک گمانه‌زنی رسانه‌ای.

تصمیم حزب سارا واگن‌کنشت توجه بسیاری را جلب کرد؛ زیرا BSW با پیشینه و هویت چپ‌گرایانه شناخته می‌شود، درحالی‌که AfD در جناح راست سیاست آلمان قرار دارد.

این تصمیم پرسش مهمی را درباره جهت‌گیری سیاسی BSW مطرح می‌کند: چگونه حزبی که از سنت چپ سیاسی برخاسته است، در یک رأی‌گیری مهم پارلمانی از نامزد حزبی در جناح راست حمایت می‌کند؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به مواضع مشترک این دو جریان در برخی موضوعات، به‌ویژه سیاست روسیه، جنگ اوکراین، تحریم‌ها و مهاجرت، توجه کرد.

rubio.jpg

خبرنامه گویا - مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در سفر به آتن با استقبال کیمبرلی گیلفویل، سفیر آمریکا در یونان و نامزد سابق دونالد ترامپ جونیور، روبه‌رو شد؛ سفیری که اکنون با اتهام‌های تازه درباره سوءاستفاده از موقعیت و روابط سیاسی خود مواجه است.

روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داده که گیلفویل پیش از تأیید انتصابش به سفارت، از یکی از حامیان مالی ترامپ خواسته بود بدهی ۱۰۰ هزار دلاری کارت اعتباری امریکن اکسپرس او را پرداخت کند و در مقابل، وعده دسترسی به مقام‌های بلندپایه دولت ترامپ را داده بود. به گفته این روزنامه، گیلفویل همچنین خواسته بود پرداخت پول به شکلی انجام شود که ردپایی از آن باقی نماند.

روبیو در نشست خبری مشترک با وزیر خارجه یونان، از پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره این اتهام‌ها خودداری کرد، اما با دفاع از عملکرد گیلفویل گفت که سفارت آمریکا در آتن کار خود را به‌خوبی انجام می‌دهد و سفیر آمریکا عملکرد قدرتمندی داشته است. گیلفویل اتهام‌های تخلف را رد کرده و وکیل او نیز اصالت برخی پیام‌های منتشرشده را زیر سؤال برده است. هم‌زمان، شماری از نمایندگان دموکرات کنگره خواستار تحقیق درباره رفتار و فعالیت‌های او شده‌اند.

Sepideh_Hajjami.jpg۷ اکتبر ۲۰۲۳، روزی که گروه فلسطینی حماس به اسرائیل حمله کرد، حدود ۱۲۰۰ انسان بی‌گناه را کشت و صدها نفر را به گروگان گرفت، روزی که جهان شاهد یکی از هولناک‌ترین جنایت‌ها علیه غیرنظامیان در تاریخ معاصر بود. روزی که انسانیت، فارغ از ملیت، مذهب و گرایش سیاسی قربانیان، باید در برابر جنایتکاران قرار می‌گرفت؛ اما آنچه در گوشه‌وکنار جهان رخ داد، پرسش‌هایی جدی و دردناک دربارهٔ معنای حقوق بشر، مرزهای همدلی و معیارهای دوگانهٔ مدعیان انسانیت به وجود آورد.
چرا دقیقاً ۷ اکتبر؟
در تقویم جهان، روزهای بسیاری برای حمایت از مردم فلسطین وجود دارد. پس چرا عده‌ای از حامیان فلسطین درست در روز ۷ اکتبر و در سالگرد حمله‌ای تجمع می‌کنند که با قتل‌عام غیرنظامیان، کشتار خانواده‌ها، ربودن انسان‌ها و خشونتی هولناک همراه بود؟
چرا در روزی که خانواده‌های قربانیان در سوگ عزیزانشان نشسته‌اند، در خیابان‌های شهرهای جهان پرچم فلسطین برافراشته می‌شود و در برخی تجمع‌ها، از عملیاتی که به این کشتار انجامید با عنوان «طوفان الاقصی» یاد می‌شود؟ چرا در بعضی از این تجمع‌ها، شعارهای ستایش‌آمیز دربارهٔ مقاومت و عاملان حمله شنیده می‌شود؟ و چرا باید شاهد گزارش‌هایی از پخش شیرینی و ابراز شادی در ارتباط با این روز باشیم؟
آیا واقعاً نمی‌شد یک روز دیگر را برای حمایت از مردم فلسطین انتخاب کرد؟
پرچم فلسطین به‌خودی‌خود نماد حماس یا تأیید جنایت ۷ اکتبر نیست. اما وقتی زمان، شعارها، تصاویر و رفتارهای همراه یک تجمع در کنار هم قرار می‌گیرند، نمی‌توان معنای سیاسی آن‌ها را نادیده گرفت. انتخاب آگاهانهٔ سالگرد یک جنایت برای تجلیل از عاملان آن، دیگر صرفاً حمایت از حقوق یک ملت نیست؛ بلکه می‌تواند به عادی‌سازی خشونت و توجیه جنایت منجر شود.
هیچ آرمان سیاسی، هیچ مبارزه‌ای برای آزادی و هیچ ادعایی دربارهٔ حق تعیین سرنوشت، مجوز کشتن غیرنظامیان، گروگان‌گیری یا شادی برای مرگ انسان‌های بی‌گناه نیست.
۷ اکتبر یک جنایت بود. هرکس، در هر نقطه‌ای از جهان، با هر پرچم و هر عنوانی، این جنایت را تأیید یا ستایش کند، یک جنایتکار بالاقوه است و باید در برابر موضع خود پاسخ‌گو باشد. محکوم کردن این رفتار نه مخالفت با مردم فلسطین، بلکه دفاع از اصل جهان‌شمول حقوق بشر است.

Ahmad_Alavi.jpgشرایط چسبندگی و جدایی مقامات حکومتی به رژیم مستقر کدام است؟

۱. مقدمه: چرا بحران الزاماً به جدایی مقامات حکومتی از رژیم منجر نمی‌شود؟

یکی از خطاهای رایج در تحلیل رژیم‌های اقتدارگرا، این تصور است که تشدید بحران اقتصادی، افزایش نارضایتی اجتماعی، کاهش مشروعیت یا گسترش اختلافات در رأس قدرت، به‌طور خودکار موجب جدایی مقامات حکومتی از رژیم می‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که رابطه میان بحران و جدایی خطی نیست. ممکن است یک رژیم با تورم بالا، بحران ارزی، کاهش قدرت خرید، اعتراضات اجتماعی و شکاف‌های سیاسی مواجه باشد، اما مقامات آن همچنان به ساختار حاکمیت وابسته باقی بمانند.

علت این وضعیت را نمی‌توان صرفاً در سرسپردگی به گفتمان مسلط جست‌وجو کرد. مقام حکومتی ممکن است علاوه بر منصب سیاسی، از سرمایه اقتصادی، شبکه‌های قدرت، موقعیت اجتماعی، اعتبار خانوادگی، دگم های روانشناختی، سابقه امنیتی و سرمایه نمادین برخوردار باشد. این دارایی‌ها در طول سال‌ها با استمرار رژیم پیوند می‌خورند و خروج از ساختار حاکم را برای فرد پرهزینه می‌کنند. بنابراین، باید میان نارضایتی از شرایط موجود، انتقاد از سیاست‌ها و تصمیم به جدایی از رژیم تمایز گذاشت. به همین دلیل است که برخی از مقامات حکومتی در خلوت نسبت به سیاست های رژیم انتقاد ورزیده و با آن مخالفند اما در جلوت و محیط اداری سرسپردگی نشان میدهند. پرسش اساسی این است که آیا مقام حکومتی به این نتیجه رسیده است که آینده شخصی، خانوادگی و سیاسی او خارج از رژیم بهتر و مطمئن‌تر از ماندن در آن خواهد بود یا خیر.

۲. ائتلاف حاکم و انسجام مقامات حکومتی

بقای رژیم‌های اقتدارگرا به ائتلافی متشکل از مقامات سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی و اداری وابسته است. این ائتلاف زمانی پایدار می‌ماند که اعضای آن ادامه همکاری با رژیم را سودمندتر از گزینه‌های جایگزین بدانند. از این منظر، رژیم فقط یک ساختار سیاسی نیست، بلکه نظامی برای توزیع منابع، منافع، موقعیت و امنیت نیز هست.

هنگامی که منابع کاهش می‌یابد، لزوماً ائتلاف حاکم فرو نمی‌پاشد. چه‌بسا رقابت میان مقامات برای دستیابی به منابع محدودشده تشدید شود، اما آنان همچنان از استمرار رژیم حمایت کنند؛ زیرا سقوط آن می‌تواند منافع مشترکشان را به خطر اندازد. بنابراین، باید میان بحران ائتلاف و فروپاشی آن تفاوت گذاشت. بحران ائتلاف با افزایش اختلاف، رقابت و بی‌اعتمادی مشخص می‌شود، در حالی که فروپاشی زمانی آغاز می‌شود که بخشی از اعضای ائتلاف، استمرار رژیم را دیگر سازگار با منافع خود ندانند. پژوهش‌های حول موضوع نشان می‌دهد که کاهش اطمینان مقامات به توانایی رژیم در توزیع منابع و منافع، احتمال جدایی آنان را افزایش می‌دهد. بااین‌حال، برخورداری از شبکه‌های شخصی و ارتباطات اقتصادی مستقل نیز در تبدیل نارضایتی به خروج اهمیت دارد.

۳. نظریه چسبندگی چندلایه مقامات حکومتی

برای توضیح تداوم وابستگی مقامات به رژیم، می‌توان از مفهوم «چسبندگی چندلایه مقامات حکومتی» استفاده کرد. بر اساس این انگاره، چسبندگی نتیجه پیوند هم‌زمان چند نوع سرمایه و منفعت است که تنها به منفعت مالی منحصر نمی شود. سرمایه اقتصادی شامل دسترسی به قراردادها، منابع دولتی، اعتبارات، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و شبکه‌های تجاری است. سقوط رژیم ممکن است نه‌تنها منصب سیاسی، بلکه بخش مهمی از دارایی‌ها و منافع اقتصادی فرد را نیز تهدید کند. پژوهش سموحی سینان‌اوغلو درباره ۷۶ کشور در فاصله سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۹ نشان می‌دهد که روابط مادی متقابل میان حکومت‌های اقتدارگرا و متحدان اقتصادی می‌تواند انگیزه جدایی را کاهش دهد.

سرمایه سیاسی از سابقه فعالیت در ساختار قدرت، روابط سازمانی و نفوذ در نهادهای حکومتی شکل می‌گیرد. هرچه موقعیت فرد بیشتر درون ساختار موجود ساخته شده باشد، خروج می‌تواند به معنای از دست دادن سرمایه سیاسی انباشته‌شده باشد.

سرمایه امنیتی به امنیت شخصی و خانوادگی مقامات مربوط است. کسانی که در ساختارهای نظامی، امنیتی یا سیاسی نقش داشته‌اند، ممکن است از پیامدهای خروج و آینده خود در نظم بعدی نگران باشند. در نتیجه، حتی در صورت نارضایتی از رژیم، خطرهای احتمالی خروج می‌تواند آنان را به ماندن ترغیب کند.

ایران وایر - بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر» بامداد ۱۳مهر۱۴۰۵ در جنایتی خون‌بار، زن جوان ۲۸ ساله‌ای در قشم توسط برادرش با چاقو مثله شد.

به گفته یک منبع آگاه «مریم یارمحمدی» با انگیزه‌های ناموسی با همکاری همسر و با دخالت مستقیم یکی از برادرانش از طریق سلاح سرد (چاقو) به شکلی فجیع کشته شده است: «همسرش با برادرش هماهنگ کرد. بچه‌ها را از خانه بیرون برد. برادرش شبانه به خانه مریم آمد و با ضربات مهلک چاقو ابتدا پستان‌ها و واژن او و در نهایت گردنش را هدف قرار داد. بعد هم بالای سر مریم ایستاد تا مطمئن شود مرده است و بعد او را به بیمارستان برد.»

marasemlarge.jpg

به گفته این منبع آگاه برادر مریم توسط پلیس بازداشت شد اما خانواده و نزدیکانش مقابل بیمارستان تجمع کرده و با اعلام اینکه «ما هیچ شکایتی نداریم و رضایت می‌دهیم چرا که مرگ کمترین مجازات برای او بود» قاتلان را آزاد کردند.

برجسته کردن آسیب به اندام‌های جنسی آشکارا نشان می‌دهد که این قتل با انگیزه‌های ناموسی رخ داده و مریم یاراحمدی قربانی ناکارآمدی قوانین شده است. قوانینی که به مردان یک خانواده مجوز می‌دهد در هماهنگی و همدستی آشکار، جان زنی را بگیرند و در نهایت با حمایت تمام قد دیگر اعضا از مجازات رهایی پیدا کنند.

asefi.jpgحمید آصفی

مصطفی میرسلیم در تازه‌ترین اظهارات خود، بار دیگر بحث «انفال» را پیش کشیده و با استناد به تعاریف فقهی، تأکید کرده است که نفت متعلق به «خدا و رسول» است، نه مردم. این سخنان بار دیگر پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: ثروت‌های طبیعی ایران متعلق به چه کسانی است و چه نهادی حق دارد درباره سرنوشت آن‌ها تصمیم بگیرد؟

در جمهوری اسلامی، تفسیر حکومتی از انفال به ابزاری برای توجیه تمرکز مالکیت و مدیریت بخش بزرگی از منابع ملی در اختیار حکومت و نهادهای وابسته به قدرت تبدیل شده است؛ ساختاری که به باور منتقدان، به جای تأمین منافع عمومی، زمینه گسترش رانت، انحصار و کاهش نظارت مردم بر ثروت‌های کشور را فراهم کرده است.

۱. فریب انفال

در منطق میرسلیم و همفکران او، مفهوم «انفال» چنان تفسیر می‌شود که گویی مردم ایران اختیار مستقیمی بر ثروت‌های طبیعی سرزمین خود ندارند و تصمیم‌گیری درباره این منابع در انحصار حکومت است.

حال آنکه حتی اگر منابع طبیعی در چارچوب فقهی انفال تعریف شوند، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: درآمد حاصل از این منابع چگونه هزینه می‌شود، چه کسانی بر آن نظارت دارند و مردم چه سهمی از منافع آن می‌برند؟

مشکل از جایی آغاز می‌شود که مفهوم انفال از یک عنوان فقهی به پوششی برای تمرکز قدرت اقتصادی تبدیل می‌شود؛ جایی که بخش‌هایی از ثروت ملی در اختیار نهادهایی قرار می‌گیرد که عملکرد مالی آن‌ها از شفافیت و نظارت عمومی کافی برخوردار نیست.

به این ترتیب، آنچه قرار است متعلق به عموم باشد، در عمل به منبعی برای تقویت ساختارهای اقتصادی وابسته به قدرت تبدیل می‌شود.

saudi2.jpgخبرنامه گویا - حمله موشکی تازه به فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، دست‌کم ۱۲ کشته و ۳۰۹ زخمی برجای گذاشت. در میان کشته‌شدگان یک شهروند آمریکایی نیز دیده می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در واکنش به این حمله احتمال پیوستن واشینگتن به عملیات نظامی عربستان علیه حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی را رد نکرد.

به گزارش رویترز، سازمان هواپیمایی کشوری عربستان اعلام کرد چهار شهروند سعودی، دو بنگلادشی و شش شهروند دیگر از آمریکا، مصر، اردن، سوریه، فلسطین و سودان در این حمله کشته شده‌اند. وضعیت شماری از مجروحان وخیم است و مصدومان با آمبولانس و بالگرد به بیمارستان‌ها منتقل شده‌اند.

این سومین حمله به فرودگاه ریاض در یک هفته گذشته است. به گزارش وال‌استریت ژورنال، موشک به ترمینال شماره سه فرودگاه، محل انتظار مسافران، اصابت کرده است. تصاویر منتشرشده از محل حادثه آثار خون بر کف فرودگاه و خسارات ناشی از حمله را نشان می‌دهد.



بر اساس گزارش رویترز، حمله بدون هشدار قبلی صورت گرفت و سامانه هشدار تهدید عربستان هیچ اخطاری صادر نکرد. فعالیت فرودگاه متوقف و پروازها لغو یا به مسیرهای دیگر هدایت شدند. سفارتخانه‌های غربی نیز به شهروندان خود هشدار دادند از فرودگاه و مناطق اطراف آن دور بمانند.

farzroosayee.jpgفرزانه روستایی

پوتین و پزشکیان در مدت کمتر از دو ماه برای دومین بار یکدیگر را ملاقات کردند که امری عادی نیست. این دیدار در ترکمنستان انجام شد. هر دو کشور درگیر جنگی هستند که برایشان به باتلاقی مرگ آور تبدیل شده است.

تفاوت پوتین و پزشکیان در این است که پوتین رئیس نظامی های روسیه است، اما رئیس جمهور ایران ماشین امضای نظامی ها و امنیتی هاست و نیز این مسئولیت را بر عهده دارد که نگذارد غارت کشور از سوی طبقات حاکم زیادی علنی و باعث ابروریزی بیشتر نظام شود. اساسا مقام های ایران زیاد از روسیه دیدار می کنند و این ملاقات ها بقدری زیاد است که می شود گفت بدون اجازه روسیه آب نمی خورند.

درست است که جواد ظریف با افشای نقش روسیه در معادلات ایران و هم پیمانی میدان و روسیه تا حدودی انتحار کرد، اما ناگفته نماند که او در جریان برجام و در دوران وزارت حارجه خود ۳۰ بار به روسیه سفر کرد و تو گویی به غیر از مسئولیت وزارت خارجه ایران، رئیس میز ایران در کرملین نیز بوده است.

آینده ایران از مسآئل مهم روسیه است. زیرا ایران اهرم فشاری است که به صورت هماهنگ مورد استفاده قرار میگیرد تا کرملین راهی برای معامله با غرب بر سر جنگ اکراین پیدا کند. پزشکیان سواد سیاسی این را ندارد تا درک کند چگونه گردانندگان سپاه و آپاراتچی های نظام دارند سرنوشت کشور را با روسیه معامله می کنند، هر چند مردم با دقت رفتار او را زیر نطر دارند.

trumpZel.jpgتشدید اختلاف با زلنسکی بر سر صلح و معامله با روسیه

خبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با انتقاد شدید از ولودیمیر زلنسکی، خواستار تغییر رهبری اوکراین شده و گفته است این کشور به «رهبری جدید که بتواند به توافق برسد» نیاز دارد. او زلنسکی را به مخالفت با توافق‌های صلح متهم کرده و حملات اوکراین به پالایشگاه‌های نفت روسیه را عامل فشار بر قیمت سوخت و کشاورزان آمریکایی دانسته است.

این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که روابط واشنگتن و کی‌یف پس از توافق تازه ترامپ با ولادیمیر پوتین برای عرضه میلیون‌ها تن گازوئیل روسیه به بازارهای جهانی، وارد بحرانی تازه شده است. ترامپ امیدوار است این توافق به کاهش قیمت سوخت در آمریکا کمک کند، اما اوکراین هشدار داده است که کاهش تحریم‌های انرژی روسیه، منابع مالی بیشتری برای ادامه جنگ در اختیار مسکو قرار می‌دهد.

بر اساس گزارش اکسیوس، ترامپ پس از آن به توافق سوختی با پوتین روی آورد که زلنسکی دست‌کم شش درخواست واشنگتن برای توقف حملات به پالایشگاه‌های روسیه را نپذیرفت. زلنسکی پیشنهاد کرده بود در صورتی که روسیه حملات به نیروگاه‌های اوکراین را متوقف کند، کی‌یف نیز حملات به تأسیسات نفتی روسیه را متوقف خواهد کرد؛ پیشنهادی که به توافق نینجامید.

هم‌زمان، گزارش فایننشال تایمز حاکی است فرستادگان ترامپ به مقام‌های اوکراینی هشدار داده‌اند که ادامه حملات به پالایشگاه‌های روسیه می‌تواند همکاری اطلاعاتی آمریکا با کی‌یف را به خطر بیندازد. مقام‌های آمریکایی درباره مطرح شدن تهدید صریح به قطع اطلاعات، روایت متفاوتی ارائه کرده‌اند.

mosma.jpgایران وایر - صفحه اینستاگرام مصطفی مهرآیین، جامعه‌شناس و استاد سابق دانشگاه، از بازداشت و انتقال او به زندان برای اجرای حکم حبس خبر داده است. مجموع محکومیت این پژوهشگر علوم اجتماعی هشت سال حبس تعزیری است که پنج سال آن قابل اجراست.

مهرآیین پس از انتشار نامه‌های سرگشاده خطاب به علی خامنه‌ای، انتقاد از سیاست‌های جمهوری اسلامی و درخواست کناره‌گیری او از قدرت، بازداشت و محاکمه شد و پس از مدتی با تودیع وثیقه به‌طور موقت آزاد شده بود.

دادگاه انقلاب مهرآیین را به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به پنج سال، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال و «اهانت به مقام رهبری» به دو سال حبس محکوم کرده است.

حکم اولیه در آذر ۱۴۰۴ صادر و در اواخر دی‌ماه در دادگاه تجدیدنظر تایید شده بود. ابلاغیه اجرای حکم نیز ۱۵ بهمن همان سال صادر شد. از مجموع هشت سال محکومیت، مجازات اشد، یعنی پنج سال حبس، قابل اجراست.

مهرآیین پیشتر روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۴، ساعاتی پس از انتشار نامه‌ای خطاب به خامنه‌ای و مقام‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی، بازداشت شده بود. او در آن نامه خواستار پایان فوری جنگ، بازگشت به مذاکرات و کناره‌گیری خامنه‌ای از قدرت شده و از مردم خواسته بود با پرچم‌های سفید و شعار «صلح با جهان» به خیابان‌ها بیایند.

او پیش از آن نیز چندین‌بار به‌ دلیل نامه‌های انتقادی‌اش به خامنه‌ای با پرونده قضایی و احضار به دادسرا روبه‌رو شده بود.

این جامعه شناس و استاد سابق دانشگاه دهم فروردین ۱۴۰۴، یک روز پس از انتشار نخستین نامه انتقادی خطاب به خامنه‌ای، ابلاغیه تشکیل پرونده در دادسرای فرهنگ و رسانه دریافت کرده بود. مهرآیین در آن نامه از خامنه‌ای خواسته بود از مردم عذرخواهی کند و از قدرت کنار برود.

او پس از انتشار تصویر احضاریه‌ای برای حضور در شعبه نهم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه در حساب کاربری‌اش در اینستاگرام

، در نامه دیگری اعلام کرد در دادسرا حاضر نخواهد شد و خامنه‌ای را به گفت‌وگو و مناظره دعوت کرد.

مهرآیین در همان نامه تأکید کرده بود تهدید و پیگرد قضایی او را به سکوت وادار نمی‌کند و خطاب به خامنه‌ای نوشته بود: «من آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید را از شما خواهم گرفت: سکوت را.»

ch1.jpgخبرنامه گویا - جمشید اسدی، اقتصاددان و تحلیلگر سیاسی، در گفت‌وگو با آریا کنگرلو در برنامه «منافع ملی» از شبکه یک، با انتقاد از نقش نیروهای چپ و مذهبی در انقلاب ۱۳۵۷، اعتراف کرد که خود نیز از حامیان انقلاب بوده و امروز آن را اشتباهی بزرگ می‌داند. او گفت: «من خودم چپ بودم آن موقع، مقصرترین خودم را می‌دانم» و افزود: «من انقلابی بودم، من اشتباه کردم، بسیار اشتباه بدی کردم، برای اینکه نمی‌شناختم آزادی یعنی چه.» اسدی تأکید کرد مردم پیش از انقلاب مطالبات به‌حقی داشتند، اما شناخت کافی از آزادی و پیامدهای انتخاب خود نداشتند.

اسدی همچنین هشدار داد که نارضایتی گسترده از جمهوری اسلامی به‌تنهایی تضمین‌کننده سقوط حکومت نیست. او گفت: «هیچ نظامی به این خاطر نیفتاده که در اوضاع بدیه. یک نظام می‌افته برای اینکه یه گزینه قوی در مقابلش وجود داره.» به گفته او، اپوزیسیون ملی‌گرا و مشروطه‌خواه باید به نیرویی قدرتمند تبدیل شود. وی همچنین نسبت به اختلافات درون اپوزیسیون و احتمال تهدید تمامیت ارضی ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی هشدار داد.

در مقابل، آریا کنگرلو با رد احتمال تجزیه ایران، این سناریو را ساخته حکومت برای ترساندن مردم و جلوگیری از تغییر نظام دانست. او تأکید کرد هیچ گزینه‌ای را بدتر از ادامه جمهوری اسلامی نمی‌داند.

اسدی در پاسخ گفت هدفش دفاع از حکومت نیست، بلکه هشدار درباره خطرات دوران گذار و جلوگیری از تکرار اشتباهات انقلاب ۵۷ است. این اختلاف‌نظر به بحثی تند میان دو طرف درباره آینده ایران و نقش اپوزیسیون انجامید.

isrUS.jpgخبرنامه گویا - در حالی که میلیون‌ها ایرانی همچنان نگران ازسرگیری جنگ و پیامدهای ویرانگر آن هستند، روزنامه اسرائیلی «معاریو» از اختلاف‌نظر تازه میان واشنگتن و تل‌آویو بر سر زمان و مسئولیت حمله نظامی مجدد به ایران خبر داده است. بر اساس این گزارش، مقام‌های آمریکایی طی دو هفته گذشته از اسرائیل خواسته بودند بدون مشارکت مستقیم آمریکا، حمله‌ای یک‌جانبه به ایران انجام دهد.

به نوشته معاریو، هدف واشنگتن این بود که در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در سوم نوامبر، هزینه‌های سیاسی آغاز دور تازه درگیری‌ها متوجه دونالد ترامپ نشود. مقام‌های آمریکایی ظاهراً تصور می‌کردند اسرائیل نیز با توجه به انتخابات پارلمانی خود در ۲۷ اکتبر، ممکن است مایل باشد پیش از آن تاریخ دست به عملیات نظامی بزند.

اما این محاسبه با نگرانی فرماندهان نظامی اسرائیل روبه‌رو شده است. ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در گفت‌وگو با مقام‌های آمریکایی هشدار داده که آغاز دوباره جنگ با ایران می‌تواند به حملات گسترده موشکی جمهوری اسلامی علیه اسرائیل منجر شود و حتی برگزاری انتخابات این کشور را به تعویق بیندازد.

گزارش معاریو حاکی است که یکی از دلایل فشار اولیه واشنگتن، نگرانی از سرعت بازسازی توانایی‌های جمهوری اسلامی در تولید موشک‌های بالستیک و پهپادهای نظامی بوده است. با این حال، منابع این روزنامه می‌گویند آمریکا فعلاً از درخواست خود برای حمله یک‌جانبه اسرائیل عقب‌نشینی کرده است. موضع نهایی بنیامین نتانیاهو در قبال این پیشنهاد نیز روشن نیست.

راز بقای جمهوری اسلامی

| No Comments

ji.jpgبا وجود کشته‌شدن خامنه‌ای، ضربات سنگین نظامی و نارضایتی گسترده مردم، چرا جمهوری اسلامی هنوز سقوط نکرده است؟

وحید پوراستاد - رادیو فردا (تلخیص و ویرایش‌شده از متن اصلی)

کشته‌شدن علی خامنه‌ای در حملات آمریکا و اسرائیل و از میان رفتن شماری از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی، ضربه سنگینی به ساختار قدرت جمهوری اسلامی وارد کرد. با این حال، حکومت توانست با جانشینی مجتبی خامنه‌ای و حفظ بخشی از زنجیره فرماندهی، از فروپاشی فوری جلوگیری کند. این در حالی است که جمهوری اسلامی هم‌زمان با بحران اقتصادی، تورم، فقر گسترده، نارضایتی عمومی و کاهش شدید مشروعیت اجتماعی روبه‌روست.

مهم‌ترین دلیل تداوم حکومت را باید در بقای دستگاه سرکوب، حفظ شبکه‌های اقتصادی و امنیتی وابسته به قدرت، نبود ریزش سازمان‌یافته در نیروهای نظامی و امنیتی و تبدیل‌نشدن نارضایتی گسترده مردم به حرکتی سراسری و هماهنگ جست‌وجو کرد. جمهوری اسلامی بخش بزرگی از توان اقناع جامعه را از دست داده، اما همچنان منابع و ابزارهای لازم برای حفظ قدرت و اجرای فرمان را در اختیار دارد.

سپاه پاسداران؛ شبکه‌ای که بقایش با حکومت گره خورده است

سپاه پاسداران طی چهار دهه از یک نیروی نظامی و ایدئولوژیک به شبکه‌ای گسترده در سیاست، اقتصاد، امنیت و تجارت تبدیل شده است. منافع مالی، موقعیت سیاسی و امنیت بسیاری از فرماندهان، مدیران و نهادهای وابسته به این مجموعه با ادامه حیات جمهوری اسلامی پیوند خورده است.

در چنین ساختاری، حتی بحران‌های شدید اقتصادی یا شکست‌های نظامی لزوماً به جدایی نیروهای کلیدی از حکومت منجر نمی‌شود. تغییر نظام می‌تواند موقعیت و منافع این شبکه‌ها را به خطر اندازد و همین وابستگی، انگیزه حفظ ساختار موجود را تقویت می‌کند.

با وجود کشته‌شدن فرماندهان ارشد سپاه و نیروهای امنیتی در حملات آمریکا و اسرائیل، تاکنون نشانه آشکاری از ریزش سازمان‌یافته در دستگاه نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی دیده نشده است. حکومت توانسته بخش‌هایی از فرماندهی آسیب‌دیده را بازسازی کند و زنجیره اجرای دستورات را حفظ کند.

این انسجام نسبی، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های وضعیت کنونی جمهوری اسلامی با حکومت‌هایی است که در جریان بحران‌های سیاسی یا انقلاب‌ها فروپاشیده‌اند.

aghayee.jpgجمهوری اسلامی به کارت بازی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است

گفتگوی حسین آقایی با ایران اینترنشنال

حسین آقایی: روسیه و چین برای نجات جمهوری اسلامی خود را به آب‌وآتش نمی‌زنند؛ آن‌ها به دنبال حفظ ایرانی ضعیف هستند و پوتین حاضر نیست کارت ایران را بدون گرفتن امتیاز از آمریکا واگذار کند.

توافق دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین برای صادرات گازوئیل روسیه به آمریکا را باید در چارچوب تلاش دو کشور برای ترمیم و بهبود روابطشان ارزیابی کرد. تماس تلفنی ترامپ و پوتین و اظهارات یوری اوشاکوف، دستیار ارشد رئیس‌جمهور روسیه، نشان می‌دهد که واشنگتن و مسکو به‌طور جدی به دنبال بهبود روابط هستند و برای رسیدن به این هدف، از جنگ اوکراین و مسئله ایران به‌عنوان ابزار معامله استفاده می‌کنند.

این توافق را باید در کنار دو معامله احتمالی دیگر بررسی کرد؛ نخست، طرحی ۲۰ میلیارد دلاری برای خرید دارایی‌های بین‌المللی شرکت نفتی لوک‌اویل روسیه از سوی سرمایه‌گذاران آمریکایی، اماراتی و قطری و دوم، احتمال سرمایه‌گذاری آمریکا در پروژه نورد استریم برای انتقال گاز روسیه به اروپا.

اگرچه حجم اولیه گازوئیلی که روسیه قرار است در اختیار بازار آمریکا و جهان قرار دهد در مقایسه با مصرف آمریکا چندان زیاد نیست، اما اهمیت سیاسی این توافق بسیار فراتر از ارزش اقتصادی آن است. به نظر می‌رسد روسیه و آمریکا برای پایان دادن به جنگ اوکراین و بهبود روابط خود تلاش می‌کنند و هم‌زمان از کارت ایران نیز استفاده می‌کنند.

پوتین از یک‌سو به دنبال تأمین هزینه‌های جنگ اوکراین است و از سوی دیگر، با این توافق به ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا کمک می‌کند. او می‌داند که اگر جمهوری‌خواهان اکثریت کنگره را از دست بدهند، دموکرات‌ها رویکرد مشابه ترامپ در قبال روسیه نخواهند داشت. هدف دیگر پوتین می‌تواند جلوگیری از ادامه حملات اوکراین به پالایشگاه‌های نفت روسیه باشد؛ حملاتی که ترامپ نیز با آن‌ها مخالفت کرده است.

darkoob.jpgاز درس حقوق بشر جمهوری اسلامی تا نقد دموکراسی آمریکا از سوی اصغر فرهادی؛ هنر ما در مبتذل کردن مفاهیم بزرگ

دارکوب - خبرنامه گویا

ایرنا خبر داده وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی سفیر فرانسه را به دلیل «نقض فاحش حقوق بشر» و برخورد خشونت‌آمیز با اعتراض‌های دانش‌آموزی احضار کرده است.

اگر خبر را جدا از گوینده بخوانیم، حرف عجیبی نیست. پلیس فرانسه نباید دانش‌آموز را بی‌دلیل بزند، معترض را ناقص کند یا از نیروی نامتناسب استفاده کند. حقوق بشر اگر معنایی داشته باشد، باید همان‌جا هم رعایت شود؛ مستقل از اینکه ناقض آن جمهوری اسلامی باشد یا دولت فرانسه.

اما وقتی سرمان را برمی‌گردانیم و قیافه گوینده را می‌بینیم، دچار «خنده عصبی» می‌شویم. حکومتی که فقط چند ماه پیش، در فاصله‌ای کوتاه، چند ده هزار نفر از مردم خود را در خیابان‌ها به طرزی وحشیانه کشته؛ عمداً به سر و سینه معترض شلیک کرده، اینترنت را بسته و بازداشت و سرکوب را ادامه داده و هنوز هم ادامه می‌دهد، اکنون سفیر یک کشور دیگر را احضار کرده تا درباره «حق تجمع مسالمت‌آمیز» و «استفاده بیش از اندازه از زور» به او درس بدهد.

جل‌الخالق! این دیگر فقط ریاکاری نیست؛ ابتذال یک مفهوم است.

فرانسه، همین «ناقض حقوق بشری» که بناست از جمهوری اسلامی درس مدارا بیاموزد، در اعتراض‌هایی که بخش‌هایی از آن به خشونت و تخریب کشیده شد، بیش از هفتصد پلیس و ژاندارم زخمی داده است؛ در برابر حدود دویست دانش‌آموز مجروح. با این همه، دولت باید در برابر افکار عمومی، رسانه‌ها و نهادهای نظارتی درباره رفتار پلیس پاسخ بدهد و حتی استفاده از یکی از ابزارهای پلیس پس از جراحت شدید یک نوجوان متوقف می‌شود. در ایران اما نیروهای حکومتی ده‌ها هزار نفر را با قساوت و وحشیگری، از خیابان تا بیمارستان و حتی درون خانه‌ها، می‌کشند؛ و بعد همین حکومت سفیر فرانسه را برای تدریس «مدارا با معترضان» فرامی‌خواند.

اینجا اگر قرار بود کسی به وزارت امور خارجه احضار شود، نه سفیر فرانسه، که خودِ «وقاحت» و «بی‌شرمی» بود.

گاهی فکر می‌کنم جمهوری اسلامی تعمداً چنین بلایی بر سر واژه‌ها می‌آورد؛ آن‌قدر آنها را در وارونه‌ترین موقعیت‌ها مصرف می‌کند تا معنا و وزنشان را از بین ببرد. «حقوق بشر» وقتی از دهان یکی از خونبارترین ناقضان حقوق بشر دوران معاصر بیرون می‌آید، کم‌کم از یک مفهوم به عبارتی بی‌خاصیت تبدیل می‌شود. جمهوری اسلامی از اول همین بوده و همین است دیگر...

و اما بدا به حال ما نویسندگان و صاحبان تریبون اگر خواسته یا ناخواسته همان الگو را تکرار کنیم.

اصغر فرهادی در جشنواره ریو می‌گوید اینکه آمریکا را دموکراسی بنامیم «دروغ» است و برای توضیح آمریکای واقعی به زندان‌ها، سیاه‌پوستان و مهاجران اشاره می‌کند.

mirsalim.jpgخبرنامه گویا - مصطفی میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌وگویی تازه تأکید کرد که نفت ایران متعلق به مردم نیست و گفت: «چه کسی گفته نفت مال مردم است؟ نفت انفال است و متعلق به خدا و رسول.» او همچنین اظهارات مسئولانی را که نفت را حق مردم دانسته‌اند، رد کرد و گفت «بیخود گفته‌اند».

میرسلیم با انتقاد از قیمت بنزین در ایران مدعی شد که این سوخت «مفت» در اختیار مردم قرار می‌گیرد و افزود نفت سرمایه کشور است، نه درآمدی که باید با سوزاندن آن مصرف شود.

او پیش‌تر نیز در اسفند ۱۴۰۳ گفته بود ملی شدن صنعت نفت به معنای تعلق نفت به ملت ایران نیست، بلکه به این معناست که نفت دیگر متعلق به انگلیسی‌ها نیست.

میرسلیم در بخش دیگری از این گفت‌وگو از کیفیت خودروهای داخلی دفاع کرد و مدعی شد خودروی تیبا قابلیت رقابت با محصولات خارجی را دارد و «لگن» خواندن خودروهای داخلی مغلطه است. او همچنین بخش عمده تلفات تصادفات رانندگی را ناشی از شیوه رانندگی و شرایط جاده‌ها دانست و با نسبت دادن آن به کیفیت خودروها مخالفت کرد.


arnz2.jpgهک تلگرام علیرضا نوری‌زاده؛ ارسال پیام‌های درخواست پول از مخاطبان

خبرنامه گویا - علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی مقیم لندن، در تماس مستقیم با خبرنامه گویا از هک شدن حساب تلگرام خود و سوءاستفاده مالی از نامش خبر داد. به گفته او، فرد یا افراد ناشناس در ساعات گذشته با دسترسی به حساب تلگرام وی، پیام‌هایی حاوی درخواست واریز پول و کمک مالی برای صدها نفر از دوستان، همکاران و مخاطبان او ارسال کرده‌اند.

آقای نوری‌زاده تأکید کرده است که تمامی درخواست‌های مالی ارسال‌شده از این حساب جعلی بوده و ارتباطی با او ندارد. وی از دریافت‌کنندگان این پیام‌ها خواسته است به هیچ‌یک از درخواست‌های واریز وجه پاسخ ندهند و تا زمان رفع کامل مشکل امنیتی، حساب تلگرام او را مسدود کنند تا از هرگونه سوءاستفاده احتمالی جلوگیری شود.

هنوز مشخص نیست چه فرد یا گروهی مسئول نفوذ به این حساب بوده و آیا کسی در نتیجه پیام‌های جعلی پولی پرداخت کرده است یا خیر. همچنین اطلاعاتی درباره چگونگی دسترسی مهاجمان به حساب تلگرام آقای نوری‌زاده منتشر نشده است.

مصطفی مهرآیین کیست؟

| No Comments

tadayon.jpgهم اکنون که سرنگونی جمهوری اسلامی به باور بسیاری صاحب نظران قریب الوقوع است طبیعتأ ذهن آنان که نگران ایران اند متوجه اوضاع بعدی است. مسیری را که سیاست و تحولات پس از سرنگونی خواهد پیمود نبایستی مانند سیل انقلاب دیگری فرض کرد که قابل پیش بینی و کنترل نیست و منتهی به آشوب و اغتشاش میشود. این همان استدلال احمقانه بعضی دولت های غربی است که تا بحال حکومت اسلامی را بخاطر منافعشان در ثبات نسبی لازم برای معاملات اقتصادی سرپا نگاه داشته است.

اکراه این غربی های مماشات گر درمخالفت تمام عیار با دولت اسلامی شاید قسمتی بخاطر ترسشان از اسلامیست های داخلی اروپا باشد و در کل ملاحظه با جهان اسلام را نیز باید در نظر داشت. ولی ایرانی دلسوز ایران نمیتواند بخاطر ترس ها و منافع این و آن از راه و کار صحیح خود منحرف شود.

زمانی بود که پس از وقایع ۲۸ مرداد ۳۲ اصطلاح راه مصدق از طرف هواداران او و آنچه از جبهه ملی باقیمانده بود برای ابراز مخالفت با حکومت شاه فقید که دولت و سیاست های نخست وزیر وقت محمد مصدق را واژگون کرده بود بکار میرفت. راه مصدق به کارها و سیاست هایی اطلاق میشد که عمدتأ شامل اجرای دقیق قانون اساسی مشروطه به معنای حکومت به شیوه دموکراسی پارلمانی و سلطنت شاه در رل مقام غیر مسئول تشریفاتی بود. این در واقع در تضاد با شیوه حکمرانی پادشاهی پهلوی از آغاز تأسیس این سلسله بود و بدین جهت کسانی مانند مصدق که اصرار به اجرای قانون اساسی داشتند مخالف محسوب میشدند.

قیمت روزانه دلار

| No Comments

arab.jpgاز احترام به تمدن ایران در واشنگتن تا تقابل تمدنی در آتن

سخنان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، در هفتم اکتبر ۲۰۲۶ در آتن، پرسشی جدی را درباره مسئولیت سیاسی و اخلاقی مقامات یک کشور دموکراتیک مطرح می‌کند: آیا می‌توان در واشنگتن از عظمت تمدن ایران و ضرورت تفکیک ملت ایران از جمهوری اسلامی سخن گفت، اما در آتن، تاریخ ایران را در چارچوب تقابل میان تمدن غرب و دشمنان آن بازخوانی کرد؟

مسئله دفاع از خشایارشاه یا توجیه کشورگشایی هخامنشیان نیست. مسئله استفاده گزینشی از تاریخ، پیوند تلویحی گذشته یک ملت با حکومت کنونی آن و مهم‌تر از همه، مسئولیت وزیر امور خارجه کشوری است که مدعی دفاع از ارزش‌های جهان‌شمول دموکراسی است.

روبیو در آتن چه گفت؟

مارکو روبیو در سخنرانی خود در آتن، با اشاره به حمله خشایارشاه به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، چنین گفت:

"سپاهیان خشایارشاه به این شهر رسیدند و پرستشگاه‌های آن را به آتش کشیدند. بیشتر آتنی‌ها پیش‌تر شهر را ترک کرده بودند، اما گروه کوچکی در آکروپولیس باقی ماندند و مقاومت کردند. آنان سرانجام شکست خوردند. ایرانیان معابد را غارت کردند، پرستشگاه‌ها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند."

او سپس از بازسازی آتن و ساخت پارتنون سخن گفت و میراث یونان و روم را از سرچشمه‌های تمدن غرب معرفی کرد.

روبیو در بخش دیگری از سخنرانی، با ستایش مقاومت اسپارتیان در برابر سپاهیان ایران، مفاهیمی چون شجاعت، وفاداری، فداکاری و انجام وظیفه را به میراث تمدن غرب پیوند زد.

او سپس با اشاره به حاکمان کنونی ایران گفت: "این کاملاً متفاوت است با آنچه حتی امروز در میان متعصبانی مانند ملاهای تندروی ایران می‌بینیم؛ کسانی که در آیین مرگ‌پرستی خود، کودکان بمب‌گذار انتحاری را قهرمانان ملی می‌خوانند و شهادت را هدفی فی‌نفسه معرفی می‌کنند."

و افزود: "قهرمانان ما ممکن است آماده باشند برای آرمان خود بمیرند، اما مرگ را پرستش نمی‌کنند." این گزیده‌ها ترجمه بخش‌های مرتبط از سخنرانی روبیو هستند.

blood.jpgخون‌ریز، خون‌شور، خون‌خوار

س. روزبه

جمهوری اسلامی این روزها بیش از گذشته از «خون‌خواهی» سخن می‌گوید. خون کشته‌شدگان خود را فراموش‌نشدنی می‌خواند، از انتقام حرف می‌زند و رسانه، منبر و تریبون رسمی را برای زنده نگه داشتن آن به کار می‌گیرد و حتی برای آن جایزه تعیین می کند .

اما درست در همین نقطه پرسشی ساده پیش روی ما قرار می‌گیرد: حکومتی که خود را خون‌خواه معرفی می‌کند، با خون کسانی که خود متهم به ریختن آن است چه کرده است و رهبر و عامرین تصویب قتل عام چگونه باید پاسخ دهند ؟

شاید بتوان بخشی از پاسخ را در سه واژه خلاصه کرد: خون‌ریز، خون‌شور و خون‌خوار.

این سه واژه قرار نیست اصطلاحات حقوقی یا دانشگاهی باشند. استعاره‌ای هستند برای دیدن سه چهره متفاوت یک سازوکار: جایی خون ریخته می‌شود؛ جایی تلاش می‌شود رد آن خون از روایت رسمی پاک شود؛ و جایی دیگر، دستگاه قضایی با صدور و اجرای حکم مرگ، جان انسانی را که در خیابان کشته نشده، می‌گیرد.

خون‌ریز؛ وقتی گلوله جای پاسخ را می‌گیرد

نخستین ضلع، آشکارترین آنهاست.

تاریخ جمهوری اسلامی با پرونده‌های متعددی از اعدام، سرکوب خیابانی، تیراندازی به معترضان، شکنجه و مرگ در بازداشتگاه روبه‌رو بوده است. اما برای دیدن این ضلع اول لازم نیست فهرستی بلند از قربانیان تهیه کنیم. و سعی کردم برای هر ضلع یک مثال نام ببرم . نام مهسا ژینا امینی کافی است تا یکی از مهم‌ترین فصل‌های این تاریخ به یاد آورده شود.

asgar.jpgدر فرهنگ عامیانه ما ایرانیان، حکایت‌های زیادی از قضاوت‌های طنزآمیز کدخدایان (دهبان، دهیار) وجود دارد. کدخدایان آن دوران‌ها، وظیفه حل‌وفصل اختلافات محلی، داوری و قضاوت میان اهالی و طایفه را نیز بر عهده داشته‌اند.

در هر حال روایت می‌کنند که یک روستایی از دست پسر کدخدای روستا به ژاندارمری محل شکایت می‌برد که پسر کدخدا دیشب از بالای دیوار خانه من به درون خانه آمده و به دختر من دست‌درازی کرده است. در ضمن اسامی چندین شاهد را هم در لیستی ضمیمه شکایت می‌کند.

کدخدا حسین با پسرش در ژاندارمری حاضر و در برابر شکایت روستایی می‌گوید: پسر من از دیوار خانه این فرد بالا نرفته است. می‌گویند: عجب حرفی می‌زنی کدخدا، اسامی شهادت‌دهندگان در این لیست آمده است که پسر شما دیشب از دیوار خانه این فرد بالا رفته است. کدخدا می‌گوید: بنده هم فردا لیستی از امضاشدگانی را می‌آورم که شهادت می‌دهند، پسر من از دیوار خانه بالا نرفته است!

در گذشته به این‌گونه استدلال‌ها و داوری‌ها می‌گفتند: قضاوت کدخدا حسینی!

در هر حال، در خبرنامه گویا آمده بود که حدود ۷۰۰ نفر نامه‌ای را به بنیاد فریدریش ناومان آلمان نوشته‌اند تا این بنیاد «جایزه آزادی ۲۰۲۶» را، که به مردم ایران تعلق گرفته است، به امانت به رضا پهلوی نسپارد.

حال تصور کنید؛ فردا اگر ۱۷۰۰ نام و نشان امضاشده در لیست دیگری به دست بنیاد فریدریش آلمان برسد که: خواهشمندیم جایزه را حتماً به آقای رضا پهلوی بدهید!

شما فکر می‌کنید بنیاد مربوطه درباره این جایزه چه تصمیمی خواهد گرفت و مهم‌تر اینکه درباره ما ایرانیان چه فکر خواهند کرد؟

قضاوت کدخدا حسینی!؟

kian.jpgپشت پرده پیام‌های متناقض ترامپ؛ جمهوری اسلامی در تله خطرناک جنگ

بیژن کیان: نه دولت آمریکا و نه رسانه‌های بزرگ بدون دلیل خبری را منتشر نمی‌کنند. هر خبری هدفی دارد و اگر قرار نبود ما از موضوعی آگاه شویم، احتمالاً آن خبر به این شکل به دستمان نمی‌رسید. بنابراین، به‌جای گمانه‌زنی درباره آنچه پشت درهای بسته، از جمله در نشست کمپ دیوید، گذشته است، باید تحولات را با منطق و بر اساس رفتار بازیگران اصلی بررسی کنیم.

امروز پرسش این است که آیا واقعاً توافقی با جمهوری اسلامی در راه است؟ توافق با چه کسی و با چه اختیاری؟ مسعود پزشکیان و عباس عراقچی چه قدرت مستقلی برای تصمیم‌گیری دارند؟ این افراد حتی اگر بخواهند تعهدی بدهند، چه تضمینی وجود دارد که بتوانند آن را اجرا کنند؟ طرف مقابل با حکومتی روبه‌روست که سابقه دروغ‌گویی و نقض تعهدات، اعتماد به آن را از بین برده است.

ترامپ از یک سو می‌گوید تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا قصد عملیات نظامی ندارد، اما چه تضمینی وجود دارد که فردا تصمیم دیگری نگیرد؟ اتفاقاً همین پیش‌بینی‌ناپذیری یکی از ابزارهای فشار اوست. جمهوری اسلامی باید دائماً در این بلاتکلیفی بماند که آیا با مذاکره روبه‌روست یا حمله نظامی.

نباید تصور کنیم ترامپ از فریبکاری و روش‌های جمهوری اسلامی آگاه نیست. این هفتمین رئیس‌جمهور آمریکاست که با این حکومت روبه‌رو می‌شود و دلیلی وجود ندارد که او در برابر حکومتی که همچنان امیدوار است بحران را پشت سر بگذارد و سرکوب مردم را ادامه دهد، کوتاه بیاید.

باید نوشت، پرویز مویدی

| No Comments

write.jpg

باید نوشت

از بوسه ای که از لبان غزل خوان عاشقان نور

بی هیچ دریغی ربوده اند

باید نوشت از بازوان جوان علی رضا

که در شب اعدام

در انتظار تن گرم عاشقانه ی مهشاد

بازو گشوده ماند

باید از سوگ ورنج و غم نوشت

که

برجای جشن و شادمانی دلدادگان نشست

باید

از اشک های گرم

از اه های سرد

از چوبه های دار

از جوخه های مرگ

از ان جوان نوشت که با چشم های بسته ودر انتظار مرگ

خواهان جشن و شادمانی و اوای عشق شد

باید

از گیسوان باد برده ی مهسا

از بی گناهی نیکا

از جان برکفان وهزاران هزارها

از دست های سبز شکسته ی دی ماه

از موج های سرخ پیاپی

از زندگی و زن نوشت

arzxh.jpgواکنش منفی تماشاگران نمایش «آرش» در تهران به حضور اسماعیل بقایی

ایندیپندنت فارسی - اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، هنگام سخنرانی در حاشیه اجرای نمایش ارکسترال «آرش» در هتل اسپیناس تهران، با اعتراض و هو کردن گروهی از تماشاگران روبه‌رو شد.

در ویدیویی که رسانه انصاف‌نیوز منتشر کرده است، بقایی پس از حضور در مقابل تماشاگران، سخنان خود را با خواندن شعری آغاز می‌کند، اما گروهی از حاضران با هو کردن، به حضور و سخنرانی او واکنش نشان می‌دهند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، سخنگوی وزارت امور خارجه برای قدردانی از عوامل نمایش درخواست میکروفون کرده بود.

هنوز جزئیات بیشتری درباره دلیل اعتراض تماشاگران و واکنش بقایی به این اتفاق منتشر نشده است. نمایش «آرش» به کارگردانی علی سرابی و همراه با اجرای زنده موسیقی ارکسترال، بر اساس داستان اسطوره‌ای آرش کمانگیر روی صحنه رفته است.

علی شادمان در نقش آرش و حمید صفت در نقش افراسیاب در این اثر حضور دارند. پیش‌تر نیز خبر کنار گذاشته شدن نوید محمدزاده از گروه بازیگران این نمایش مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته بود.

خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است؛ متن کامل آن را می‌توانید از طریق این لینک بخوانید

Hamid_Rafi.jpgبه یاد ابوالحسن بنی‌صدر؛ از «فضای حق» تا ایستادگی در برابر استبداد

در سالگرد درگذشت ابوالحسن بنی‌صدر، با احترام به یاد و جایگاه او، باید به پرسش‌هایی پاسخ داد که سال‌ها درباره شخصیت، عملکرد و مواضع او مطرح شده‌اند؛ پرسش‌هایی که بخش مهمی از آنها در فضای قدرت و از سوی مخالفان سیاسی او شکل گرفت و سپس به‌عنوان «واقعیت» تکرار شد.

این پرسش‌ها را نباید نادیده گرفت. برعکس، باید آنها را روشن، صریح و مستند مطرح کرد و پاسخ داد؛ نه برای دفاع کورکورانه از بنی‌صدر، بلکه برای روشن کردن حقیقت و پایان دادن به روایت‌هایی که بدون بررسی تاریخی، سال‌ها تکرار شده‌اند.

آیا بنی‌صدر واقعاً خودخواه و خودرأی بود، یا استقلال رأی او با خودخواهی یکی گرفته شد؟

آیا مخالفت او با تصمیم‌های قدرت، ناشی از جاه‌طلبی سیاسی بود، یا دفاع از اصولی که برای آنها انقلاب شده بود؟

آیا او واقعاً در برابر آزادی و حقوق مردم ایستاده بود، یا در مواردی که با اجبار و سرکوب مخالفت کرد، همین مواضع بعدها علیه او به کار گرفته شد؟

این مقاله تلاشی است برای پاسخ دادن به همین پرسش‌ها؛ برای جدا کردن واقعیت از تبلیغات، حقیقت از روایت قدرت، و قضاوت تاریخی از اتهام سیاسی.

زیرا اگر قرار است درباره بنی‌صدر قضاوت کنیم، باید یک معیار روشن داشته باشیم:

حق، نه قدرت.

در «فضای قدرت»، مخالفت با حاکمیت می‌تواند دشمنی تلقی شود، استقلال رأی خودخواهی نام بگیرد و پرسش، تهدید به شمار آید.

اما در «فضای حق»، انسان صاحب حق است.

حق دارد بیندیشد.

حق دارد مخالفت کند.

حق دارد پرسش کند.

و حق دارد در برابر قدرت بایستد.

zangene.jpgزنگنه پس از اعلام خبر واگذاری اراضی در بندر چابهار به افغانستان: با طالبان برای «انتقال نفت ایران از طریق خط لوله» صحبت کردیم

محسن زنگنه، نماینده تربت حیدریه و رئیس کمیسیون ویژه اصل ۴۴ در مجلس شورای اسلامی، در پی بازتاب گسترده سخنان پیشین خود درباره واگذاری ۱۱۰ هکتار از اراضی بندر چابهار به افغانستان و اینکه «افغانستان می‌تواند سرزمینی متعلق به خود در منطقه آزاد داشته باشد»، در ویدیویی جدید با متهم کردن برخی رسانه‌ها به «شیطنت و دشمنی»، از برنامه‌ریزی‌های جدید و «آغوش باز» جمهوری اسلامی برای همکاری با حکومت طالبان خبر داد.

زنگنه با اشاره به محاصره دریایی ایران گفت: «امروز با افغانستان بر سر انتقال نفت ایران از طریق خط لوله صحبت کردیم و امیدواریم در سال‌های آینده شاهد تاسیس پالایشگاه‌های بزرگ نفتی در غرب افغانستان باشیم.» او همچنین به توافق بر سر احداث ۷۰۰ کیلومتر خط‌آهن و شهرک‌های صنعتی مشترک با افغانستان اشاره کرد.
این امتیازدهی‌ها و «پروژه‌های میلیاردی» با طالبان در حالی مطرح می‌شود که این نماینده مجلس هیچ اشاره‌ای به نقض مکرر «معاهده هیرمند» و پرداخت نشدن حقابه قانونی ایران از سوی طالبان نکرد. موضوعی که بحران شدید بی‌آبی و خشکسالی را برای مردم سیستان و بلوچستان به همراه داشته است. طالبان در سال‌های اخیر از اجرای «معاهده هیرمند» و رهاسازی ۸۲۰ میلیون مکعب آب این رودخانه به سوی هامون خودداری می‌کنند.

aliz.jpg

دعوای کارشناس صدا و سیما با علی علیزاده

درگیری لفظی شدید میان علی علیزاده و وحید خضاب، کارشناس برنامه «به وقت ایران» شبکه خبر، به مشاجره و توهین‌های متقابل کشیده شد. این جدال در جریان بحث درباره استفاده از چهره‌های سیاسی مختلف در ساختار جمهوری اسلامی رخ داد.

***

arnz.jpgحرکت روشنفکری؛ از منورالفکران مشروطیت تا مداحان توده و خمینی

جایگاه دهخدا، کسروی و یار شاطر کجا است؟

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

آیا ما در خانه پدری و در جمع ایرانیان به‌غربت‌نشسته (تبعیدی و مقیم با آمدوشد بی‌اشکال به خانه پدری) روشنفکر در مفهوم جهانی آن داریم؟ اصولا در جهانی که با عنوان «اسلامی» از دیگر نقاط ارض، نوعی جدایی را‌ــ خواسته یا ناخواسته‌ــ پذیرا شده، آیا مفهوم روشنفکر در معنای «منورالفکر» باقی مانده است؟

معدود کسانی مثل مشیرالدوله پیرنیا و برادرش موتمن‌الملک و داور و تیمورتاش بدون ذره‌ای تردید، از منورالفکران در دوران پسامشروطیت بودند، اما همین‌ها در رابطه با دین، آزادی زنان (منهای تیمورتاش)، پذیرش یکی بودن شهروندان و تصدیق اینکه انسانی چون کسروی حق دارد با نگرشی متفاوت، مذهب جاری را نقد کند، مشکل داشتند.

سعد زغلول پاشا، الکواکبی نقراشی پاشا و محمد عبده هم روشنفکر بودند، اما آن‌ها نیز در تمام سرزمین‌های عربی و اسلامی، با معنای روشنفکر در تعبیر اروپایی آن بیگانه بودند.

تا امروز کدام روشنفکر عراقی در برابر مافیای الدعوه و کدام روشنفکر افغان در برابر تروریسم ارتجاعی طالبانی جانانه ایستاده است؟ مخالفان طالبان اغلب عضو همان هیأت حاکمه‌ای‌اند که ابعاد فسادشان چنان بالا گرفت که مردم از شر مار به افعی طالبان پناه بردند.

شما یک روشنفکر ترک را نام ببرید که هنوز جان و جهانش را راهبرد آتاتورک مشخص می‌کند. در اروپا و آمریکا و... روشنفکر نه فقط وجدان جامعه که وجدان خویش است. شما نگاه کنید چند تن از روشنفکران ایرانی در ماه‌های اخیر در تحلیل و بررسی جنایت دی‌ماه و جنایات بعدی در اعدام جانفدایان خانه پدری نوشتند و گفتند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

شما می‌توانید روشنفکر مخالف نظام پادشاهی باشید و در نقد آن، آرایتان را عنوان کنید، ولی امروز که بحث فقط نجات خانه پدری است و کسی غنیمتی را تقسیم نمی‌کند، این حمله و دشمنی با رضا پهلوی که قبل از انقلاب خمینی ولیعهد ایران بود و ۴۷ سال است با همه توان، برای رهایی وطنش از طاعون ولایت فقیه می‌کوشد و در دی‌ماه ۱۴۰۴ میلیون‌ها ایرانی در داخل کشور و چهار سوی جهان نامش را آواز دادند، آیا تکرار همان خطای ۵۷ نیست که سیاستمدار روشنفکر مرتکب شد و به جای همدلی با دکتر بختیار، نخست‌وزیر قانونی، به خورشیدی بله گفت که از مغرب طلوع کرده بود؟ (اشاره به مضمون اطلاعیه دکتر سنجابی، دبیرکل جبهه ملی، در روز بازگشت خمینی)

etemaadi.jpgپوتین میانجی تهران و واشنگتن است یا در پی معاملۀ بزرگ‌تری با آمریکا؟

ناصر اعتمادی

رییس جمهوری روسیه در ملاقات با مسعود پزشکیان گفته است که حاضر است تمام توان خود را برای پایان دادن به جنگ میان تهران و واشنگتن به کار بگیرد. اما آیا مسکو در پی میانجیگری است یا می‌خواهد از نیاز جمهوری اسلامی به خروج از جنگ در معاملۀ بزرگ‌تری با آمریکا استفاده کند؟

دیدار ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان در زمانی صورت گرفته که دو مسیر هم‌زمان در برابر جمهوری اسلامی باز شده است. از یک سو گفتگو و میانجیگری و از سوی دیگر تدارکات سنتکام برای ازسرگیری احتمالی حملات گسترده به رژیم تهران.

دونالد ترامپ گفته است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر حملۀ تازه‌ای انجام نخواهد داد. این سخن بیش از آنکه احتمال حمله را منتفی کند، واقعی بودن تدارکات نظامی و تعویق تصمیم نهایی را تأیید می‌کند. در چنین وضعی، پیشنهاد پوتین برای کمک به پایان جنگ را نمی‌توان صرفاً یک ژست دیپلماتیک دانست.

پرسش نخست این است که مسکو از ایفای این نقش چه سودی می برد. ادامۀ بحران در تنگۀ هرمز و افزایش بهای نفت، دست‌کم از حیث قیمت انرژی، به زیان روسیه نبوده است. بنابراین اگر کرملین اکنون برای پایان جنگ اعلام آمادگی می‌کند، باید فرض کرد منفعت مهم‌تری در پایان آن می‌بیند. این منفعت شاید اساساً بیرون از پروندۀ جمهوری اسلامی باشد.

parsi.jpgخبرنامه گویا - تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی در واشنگتن، معتقد است در صورت آغاز دور سوم جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، واشنگتن به احتمال زیاد به تکرار حملات پیشین بسنده نخواهد کرد و جنگ جدید می‌تواند ابعاد بسیار گسترده‌تری داشته باشد.

پارسی در گفت‌وگو با وب‌سایت «انتخاب» گفت: «بعید می‌دانم که آن‌ها سراغ دور سوم جنگ بروند، شبیه به آنچه در دور اول و دوم گذشت. تجربه‌اش به وضوح به بن‌بست رسیده، بنابراین تکرار همان کار، به هیچ وجه فکر نمی‌کنم کسی را در دولت آمریکا متقاعد کند که این کار بن‌بست را می‌شکند.»

او درباره احتمال ورود چین برای جلوگیری از جنگی گسترده‌تر گفت: «اگر چینی‌ها درک می‌کردند که دور سوم آنقدر بزرگ است که آن‌ها نمی‌توانند خودشان را از تبعات آن دور کنند، ممکن است وارد عمل می‌شدند تا جلوی آن را بگیرند.»

به گفته پارسی، چین از اهرم‌های فشار قابل‌توجهی بر واشنگتن برخوردار است، اما تا زمانی که بتواند خود را از پیامدهای جنگ دور نگه دارد، تمایلی به مداخله جدی نشان نخواهد داد. با این حال، تهدید مستقیم منافع اقتصادی و امنیت انرژی چین می‌تواند محاسبات پکن را تغییر دهد.

تریتا پارسی، بنیان‌گذار پیشین شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)، از چهره‌های بحث‌برانگیز محافل سیاسی واشنگتن است که به دلیل ارتباطات و تعاملات گذشته با مقام‌ها و چهره‌های نزدیک به جمهوری اسلامی، همواره با انتقاد مخالفان حکومت ایران روبه‌رو بوده است.

پارسی پیش‌تر نیز در تحلیلی مشترک با توماس پیکرینگ، دیپلمات باسابقه آمریکایی، نسبت به خطر گسترش دور سوم جنگ هشدار داده و چین را از معدود قدرت‌هایی دانسته بود که می‌تواند برای شکستن بن‌بست میان تهران و واشنگتن نقش مؤثری ایفا کند.

ala.jpgالعربیه - فیلم "فروشنده" اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی، که در فستیوال کان فرانسه موفق به دریافت جایزه شد، با سرمایه "موسسه فیلم دوحه" به مدیریت خانم فاطمه الرمیحی ساخته شده است.

در فستیوال فیلم کان امسال، موسسه فیلم دوحه 7 فیلم را معرفی کرده بود که فیلم "فروشنده" فرهادی یکی از این فیلمها بود. این 7 فیلم با سرمایه این موسسه ساخته شده اند، و در فستیوال امسال 3 فیلم از این میان موفق به دریافت جایزه شدند.

گفتنی است که فیلم قبلی فرهادی، بنام "جدایی نادر از سیمین" نیز که برنده جایزه اسکار شد، بدون کمک مالی دولت ایران و با کمک 25 هزار دلاری "انجمن فیلم آمریکا" ساخته شده است.

rappher.jpgخبرنامه گویا - ظاهراً موسیقی رپ هم سرانجام توانسته از فیلترهای جمهوری اسلامی عبور کند!

ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که در تجمعات شبانه حامیان جمهوری اسلامی، موسیقی رپ به بخش تازه‌ای از برنامه‌ها تبدیل شده است.

در یکی از این ویدئوها، سینا آبگون، معروف به «رپر انقلابی»، با ادبیاتی تهدیدآمیز علیه کشورهای منطقه رجزخوانی می‌کند و حاضران نیز او را همراهی می‌کنند.

این استقبال تازه از رپ در حالی است که خوانندگان منتقد حکومت، از جمله وفا احمدپور، به دلیل ترانه‌های اعتراضی خود سابقه بازداشت و زندان دارند و بنا بر گزارش‌ها، شماری دیگر از رپرهای معترض نیز همچنان پشت میله‌های زندان هستند.

حکومتی که برای تک‌خوانی زنان ایرانی محدودیت‌های گسترده وضع کرده، از اجرای جولیا بطرس، خواننده زن لبنانی، در مراسم حکومتی تهران استقبال می‌کند.

در جمهوری اسلامی، مشکل ظاهراً نه با رپ است و نه با صدای زن؛ مسئله این است که چه کسی می‌خواند و برای چه کسی!

saudi.jpgخبرنامه گویا - سازمان هواپیمایی کشوری عربستان سعودی روز جمعه ۱۷ مهر اعلام کرد در دو حمله حوثی‌های یمن به فرودگاه بین‌المللی ملک خالد ریاض، سه شهروند سعودی، از جمله یک خلبان شرکت هواپیمایی سعودیا، کشته و شماری از شهروندان سعودی و اتباع خارجی زخمی شده‌اند. این حملات که روز پنجشنبه انجام شد، به تأسیسات فرودگاهی و یک هواپیمای مسافربری آسیب رساند و اختلال گسترده‌ای در پروازهای بین‌المللی ایجاد کرد.

شرکت هواپیمایی سعودیا در بیانیه‌ای جداگانه کشته شدن کاپیتان حمود بن علی الکثیری، از خلبانان این شرکت، را تأیید کرد. به گفته این شرکت، یکی از هواپیماهای سعودیا هنگام توقف روی زمین هدف قرار گرفت و آسیب دید، اما در زمان حمله هیچ مسافری داخل هواپیما حضور نداشت.

سازمان هواپیمایی عربستان اعلام کرد حمله نخست تأسیسات فرودگاه و حمله دوم یکی از هواپیماهای شرکت سعودیا را هدف قرار داد. مجروحان این حملات با جراحات متفاوت به مراکز درمانی منتقل شدند. مقام‌های سعودی همچنین از فعال شدن برنامه‌های واکنش اضطراری و آغاز بررسی خسارات خبر داده‌اند.

هم‌زمان، حملات موشکی حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، فعالیت شرکت‌های هواپیمایی بین‌المللی را مختل کرده است. بر اساس گزارش رویترز، گروه لوفت‌هانزا پروازهای خود به ریاض را تا ۱۶ اکتبر تعلیق کرده و چند شرکت هواپیمایی هند نیز پروازهای خود به پایتخت عربستان را موقتاً متوقف کرده‌اند.

یادآوری: محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، پیش‌تر در واکنش به محدودیت پرواز شرکت‌های هواپیمایی ایرانی هشدار داده بود که اگر کشورهای همسایه با آمریکا برای توقف این پروازها همکاری کنند، «فرودگاه‌های آنان هم نمی‌توانند پرواز داشته باشند». محمد مخبر، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، نیز تأکید کرده بود: «پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است، یا برای هیچ‌کس». با این حال، شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی بعداً اعلام کرد قصد مقابله‌به‌مثل نظامی در این زمینه را ندارد.

reuters.jpgخبرنامه گویا - به گزارش رویترز جمهوری اسلامی در میانه جنگ، تعقیب معترضان و مخالفان حکومت را در داخل و خارج از ایران تشدید کرده است. ضبط اموال، مسدودسازی حساب‌های بانکی، ابطال گذرنامه و تهدید خانواده‌های مخالفان در کنار بازداشت‌های گسترده و اعدام معترضان، بخشی از کارزار هماهنگ دستگاه‌های امنیتی، قضایی و رسانه‌ای حکومت برای ایجاد فضای ترس و افزایش هزینه اعتراض است.

۹ ماه پس از اعتراضات خونین دی‌ماه، ایران یکی از شدیدترین دوره‌های سرکوب سیاسی در چند دهه اخیر را تجربه می‌کند. بررسی پرونده‌های معترضان و گفت‌وگو با بیش از ۷۵ کارشناس حقوق بشر، وکیل و شهروند ایرانی نشان می‌دهد که با وجود حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی، انتظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب حکومت همچنان پابرجاست و به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

بر اساس گزارش‌های سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، دست‌کم ۳۴ نفر در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه اعدام شده و هزاران نفر به زندان افتاده‌اند. بسیاری از بازداشت‌شدگان با اتهام‌هایی مانند خیانت و همکاری با دشمنان جمهوری اسلامی روبه‌رو شده‌اند. محاکمه‌های پشت درهای بسته، صدور و اجرای شتاب‌زده احکام اعدام و پخش اعترافات اجباری از تلویزیون حکومتی، از ابزارهای اصلی ایجاد ترس در جامعه است.

سرکوب مخالفان به مرزهای ایران محدود نمانده است. گفت‌وگو با ده‌ها ایرانی در ترکیه، ارمنستان و گرجستان نشان می‌دهد که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با تهدید خانواده‌های آنان در ایران، جلوگیری از صدور یا تمدید گذرنامه و محروم کردن مخالفان از خدمات کنسولی، در تلاش برای متوقف کردن فعالیت‌های اعتراضی در خارج از کشور هستند.

فشارهای مالی و تهدید به مصادره اموال نیز به یکی از ابزارهای مقابله با مخالفان تبدیل شده است. سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای که ۷ ژوئن منتشر شد، اعلام کرد اموال صدها نفر به اتهام ارتباط با دشمن شناسایی و توقیف شده است. رئیس کل دادگستری اصفهان نیز با اشاره به تأثیر این مصادره‌ها بر اعتراضات خارج از کشور، گفته است چنین اقداماتی باعث می‌شود این اعتراضات کم‌رمق‌تر و ناامیدکننده‌تر شوند.

زهرا، دانشجوی ۲۳ ساله ایرانی در استانبول، یکی از افرادی است که همراه خانواده‌اش هدف این فشارها قرار گرفته است. او پس از انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات در اینستاگرام، با تهدید مأموران اطلاعاتی روبه‌رو شد. مأموران به خانواده‌اش هشدار دادند که اگر او مطالب انتقادی خود را حذف نکند، مادرش بازداشت خواهد شد. حساب بانکی زهرا در ایران نیز مسدود شده است.

trump.jpgپیام دونالد ترامپ مبنی بر توقف حملات به ایران تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، گمانه‌زنی‌هایی درباره اهداف او را برانگیخته است. آیا ترامپ برای جلوگیری از شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات سوم نوامبر عقب نشسته یا قصد غافلگیر کردن جمهوری اسلامی را دارد؟

خبرنامه گویا - سی‌ان‌ان در تحلیلی نوشت جنگ با ایران، برخلاف وعده‌های اولیه ترامپ، به پیروزی سریع منجر نشده و اکنون به یکی از مشکلات جدی جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات تبدیل شده است.

ترامپ پنج‌شنبه ۱۶ مهر در تروث سوشال اعلام کرد آمریکا تا پیش از انتخابات حمله تازه‌ای به ایران نخواهد کرد، اما محاصره نفتی جمهوری اسلامی ادامه می‌یابد. او همچنین مدعی شد مذاکرات واشنگتن و تهران «سازنده» بوده است.

به نوشته سی‌ان‌ان، اشاره ترامپ به انتخابات می‌تواند نشانه نگرانی او از پیامدهای سیاسی جنگی باشد که پس از نزدیک به هشت ماه همچنان ادامه دارد و افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های زندگی، نارضایتی رأی‌دهندگان آمریکایی را برانگیخته است.

بر اساس نظرسنجی سی‌ان‌ان، بیش از هفت نفر از هر ۱۰ رأی‌دهنده در آیووا و اوهایو معتقدند سیاست‌های ترامپ هزینه زندگی را افزایش داده است. نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو نیز نشان می‌دهد ۷۴ درصد آمریکایی‌ها نگران قیمت انرژی هستند، در حالی که پیش از جنگ این رقم ۴۳ درصد بود.

این وضعیت حتی برخی نامزدهای جمهوری‌خواه را به فاصله گرفتن از مواضع ترامپ واداشته است.

اما آیا وعده ترامپ برای توقف حملات قابل اعتماد است؟ رئیس‌جمهوری آمریکا پیش از عملیات نظامی گذشته نیز با اظهاراتی درباره ادامه مذاکرات یا به تعویق افتادن تصمیم‌گیری، طرف مقابل را درباره زمان حمله در ابهام نگه داشته بود.

net.jpgهشدار فرمانده ارتش اسرائیل درباره جنگ با رژیم ایران

خبرنامه گویا - باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، به نقل از یک مقام آمریکایی و منبع دیگری که در جریان گفت‌وگوهای نظامی قرار گرفته، گزارش داد ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، روز سه‌شنبه ۱۴ مهر در تماس با مقام‌های ارشد آمریکایی از آماده‌سازی ارتش ایالات متحده برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی طی سه هفته آینده مطلع شده است.

به گفته این منابع، زمیر در این گفت‌وگو هشدار داده است که آغاز دوباره جنگ در چنین بازه زمانی ممکن است به تعویق انتخابات پارلمانی اسرائیل، برنامه‌ریزی‌شده برای ۲۷ اکتبر (۵ آبان)، منجر شود؛ زیرا ارزیابی مقام‌های نظامی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی در واکنش به حملات آمریکا، اسرائیل را هدف حملات موشکی قرار خواهد داد.

گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی همچنین از بررسی گزینه‌های مختلف نظامی، از جمله حملات چندروزه به تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌ها و مراکز انرژی ایران حکایت دارند. در این میان، گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال آغاز عملیات غافلگیرانه پیش از انتخابات اسرائیل مطرح شده است.

این هشدار در حالی مطرح شده که پیش‌تر برخی چهره‌های مخالف بنیامین نتانیاهو در اسرائیل نسبت به احتمال استفاده او از تشدید درگیری‌های نظامی برای به تعویق انداختن انتخابات هشدار داده بودند. روزنامه اسرائیلی معاریو نیز در ماه اوت به نقل از مقام‌های ارشد نظامی گزارش داده بود که نگرانی‌هایی درباره احتمال تشدید عمدی جنگ از سوی نتانیاهو برای ایجاد اختلال در روند انتخابات وجود دارد. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، نیز اخیراً در واکنش به هشدارهای امنیتی نتانیاهو تأکید کرده بود که انتخابات باید در موعد مقرر برگزار شود و هیچ‌کس بهانه‌ای برای مختل کردن آن ندارد.

ykp.jpgنه راه پس، نه راه پیش

یدالله کریمی‌پور

حکومت بعث جمهوری عراق به رهبری صدام حسین، از سال ۱۹۹۱ در وضعیت ترکیبی شگفت‌انگیزی قرار گرفت:

۱- انزوای استراتژیک بین‌المللی؛
۲- تحریم‌های خردکننده؛
۳- رویارویی با دشمنان خارجی توانمند؛
۴- نارضایتی عمیق و گسترده داخلی؛
۵- و در واکنش به آن، سرکوب سخت و فراگیر.

صدام و یارانش برای تداوم قدرت، بیش از پیش به ارتش، گارد جمهوری، دستگاه‌های امنیتی و شبکه‌ها و میلیشیاهای حزبی متکی شدند. تقریباً همه گروه‌های مهم اجتماعی، از شیعیان و کردها تا حتی مخالفان سنی، در دوره‌هایی هدف سرکوب قرار گرفتند. صدام خود را قهرمان جهان عرب و اسلام، فاتح جنگ و مدافع «ضد امپریالیسم» و «ضد اسرائیل» معرفی می‌کرد؛ ولی در عمل، بقای حکومت بیش از هر چیز به بعثیسم، وفاداری سازمانی و قدرت سرکوب وابسته شده بود.

از سوی دیگر، حکومت هنوز از نظر نظامی خود را قدرتی قابل‌اعتنا می‌دانست: ارتشی با ده‌ها لشکر، صدها هواپیمای جنگی، انبارهای موشک اسکاد و دستگاه امنیتی گسترده که مدعی توان مقابله مؤثر با آمریکا بود. ولی این قدرت نظامی نتوانست خلأ فزاینده میان حکومت و جامعه را جبران کند.

سرانجام، آن شد که انتظار می‌رفت: در سال ۲۰۰۳، رژیم بعث در پی حمله نظامی ائتلاف به رهبری آمریکا متلاشی شد؛ و نکته مهم‌تر اینکه حمایت گسترده و تعیین‌کننده‌ای از سوی مردم برای حفظ حکومت صورت نگرفت. زیرا صدام و مدیرانش تمرکزی بر کسب حمایت مردم نداشتند.

تجربه عراق نشان می‌دهد که وقتی یک حکومت همزمان پایگاه اجتماعی، مشروعیت داخلی و متحدان استراتژیک خارجی خود را از دست می‌دهد، ممکن است برای مدتی با اتکا به دستگاه امنیتی ـ نظامی همچنان پابرجا بماند؛ ولی این اتکا لزوماً به معنای برخورداری از قدرت پایدار نیست. گاه حکومتی از بیرون قدرتمند و از درون شکننده است.

از همین منظر، مطالعه سرنوشت حکومت‌هایی که در سال‌های پایانی حکمرانی خود به چنین وضعیتی رسیده‌اند، می‌تواند برای پژوهشگران بسیار آموزنده باشد: حکومت‌هایی که نه توان اصلاح مسیر را دارند، نه امکان عقب‌نشینی، نه متحدان قابل اتکا در بیرون و نه پشتوانه اجتماعی کافی در درون؛ یعنی در نهایت، در وضعیتی قرار می‌گیرند که می‌توان آن را «نه راه پس، نه راه پیش» یا «آچمز ژئوپلیتیکی ـ داخلی» نامید.

Darvish_Ranjbar_2.jpgتاریخ معاصر ایران را می‌توان از زوایای گوناگون بررسی کرد: کشمکش سنت و تجدد، دین و سکولاریسم، استبداد و آزادی، ملی‌گرایی و اسلام‌گرایی، یا غرب‌گرایی و غرب‌ستیزی. اما شاید بتوان از منظری دیگر نیز به این تاریخ نگریست: آیا تجربه دو نظام سیاسی بسیار متفاوت در ایران، جامعه را به سوی صورت تازه‌ای از هویت و سیاست سوق داده است که نه بازگشت به گذشته باشد و نه ادامه وضع موجود؟

برای طرح چنین پرسشی، فلسفه هگل و به‌ویژه مفهوم فراروی یا Sublation می‌تواند چارچوبی قابل تأمل فراهم کند .در توضیح فلسفه هگل اغلب از فرمول مشهور «تز، آنتی‌تز و سنتز» استفاده می‌شود. این فرمول، هرچند برای توضیح ساده دیالکتیک مفید است اما بیان دقیق اندیشه هگل نیست. مفهوم مهم‌تر در اندیشه او همان چیزی است که در انگلیسی Sublation نامیده می‌شود.

ترجمه دقیق این مفهوم به فارسی آسان نیست، زیرا معنای آن را نمی‌توان با یک واژه فارسی به‌طور کامل منتقل کرد. این مفهوم به‌طور هم‌زمان سه حرکت ظاهراً متفاوت را در خود دارد: نفی کردن، حفظ کردن و فراتر رفتن. مرحله تازه، مرحله پیشین را صرفاً نابود و حذف نمی‌کند؛ بخشی از آن را نفی می‌کند، بخشی را در خود حفظ می‌کند و آنچه حفظ شده است در ساختاری تازه و در سطحی دیگر معنا پیدا می‌کند. در این مقاله، از واژه فراروی به‌عنوان معادل کوتاه‌تر Sublation استفاده می‌شود، با این توضیح که مقصود از آن همین معنای سه‌گانه «نفی، حفظ و فراتررفتن» است.

از این منظر می‌توان پرسید آیا تاریخ معاصر ایران را نیز می‌توان، نه به معنای یک قانون جبری تاریخی، بلکه به‌عنوان نوعی کشمکش دیالکتیکی میان دو پروژه سیاسی و فرهنگی بررسی کرد؟

shokouhmirzadegi.jpgبه دوست عزیز و گرامی‌ام دکتر محسن بنائی که بازی پنجاه‌وهفتی‌ها را شناخت و رهایش نمی‌کند

مطلب «خداحافظ ترکیه» درست پانزده سال و دو هفته قبل، (۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰) در ارتباط با به‌وجود آوردن تغییرات مهمی در قوانین ترکیه، منتشر شد.

تغییراتی که اردوغان از الگوی «بازی خطرناک» انقلاب ۵۷ برداشت کرده بود، الگویی که هنوز هم برخی از «پنجاه‌وهفتی‌ها» نمی‌خواهند زیربارش بروند.

در این تاریخ، به گزارش خبرگزاری‌های ترکیه، ۴۹ میلیون تن از ۷۱ میلیون و پانصد هزار جمعیت ترکیه که در رفراندوم قانون اساسی شرکت کردند و ۵۸ درصد از آنها به تغییر قانون اساسی رأی مثبت دادند تا، این‌گونه، رجب طیب اردوغان، (که چهار سال بعد رئیس‌جمهور شد)، برنده‌ی این رفراندوم باشد و ترکیه را هم به مسیری بیندازد که ایران رفت. و تعجبی ندارد که در این یکی دو سال گذشته همه‌جا مستقیم و غیرمستقیم از حکومت اسلامی حمایت می‌کند و نگران فروپاشی آن است.

خداحافظ ترکیه

در ترکیه هم همه چیز، مثل یک بازی/نمایش خطرناک، شروع شده؛ یک بازی که «شخصیت»‌های اصلی‌اش زنان هستند. تا چند سال پیش در ترکیه هم، مثل ایران قبل از انقلاب، مسلمانانی بودند که به اعتقادات مذهبی‌شان پابند بودند و نماز می‌خواندند و روزه می‌گرفتند. زنانی بودند که حجاب داشتند، اما داشتن این حجاب، مثل همان روزه و نماز، نه به‌عنوان نمایشی سیاسی که به‌عنوان امری مذهبی رعایت می‌شد. آن‌که حجاب داشت نه کاری به حزب و گروه و دسته‌ای داشت و نه برای رضایت گروه و دسته‌ای روسری‌اش را بالا و پایین می‌کشید. خودش بود و خدایش و مذهبش؛ درست مثل این همه‌ی مسیحیان مذهبی در سراسر کشورهای اروپایی و آمریکایی که شیوه‌ی پوشیدن و نپوشیدنشان، و حتی شیوه‌ی عبادت کردنشان، ربطی به کسی ــ چه حزب و چه فرد ــ ندارد. رابطه‌ای است بین خدا و خودشان؛ بین مذهب و خودشان.

Hanif_Heidarnejad.jpgنقش «لولاگونه» چپ ضد‌امپریالیستی در برقراری ارتباط میان گروه‌های مختلف غیرمذهبی و انتقال روایت‌های جمهوری اسلامی به جامعه آلمان

تقسیم کار سه‌لایه میان جمهوری اسلامی، نیروهای شیعه غیرایرانی و نیروهای غیرمذهبیِ ضداسرائیلی ـ ضدآمریکایی

جایگزینی «شبکه‌های غیرمتمرکز فراملی» در فقدان فرماندهی متمرکز

حنیف حیدرنژاد - روز دوم اکتبر ۲۰۲۶ و در آستانه ۷ اکتبر، سالروز حمله تروریستی حماس به اسرائیل، دو انجمن غیردولتی در آلمان، به نام‌های «مرکز رسانه و دموکراسی» با حروف اختصاری democ و «دفتر کمیته یهودیان آمریکا در آلمان» با حروف اختصاری AJC، نتیجه یک پژوهش مشترک جدید خود را منتشر کردند.

این پژوهش با عنوان «پس از ممنوعیت مرکز اسلامی هامبورگ (IZH)؛ شبکه‌های غیرمتمرکز، حوزه‌های نفوذ جدید و تاب‌آوری اسلام‌گرایی شیعه دوازده‌امامی در آلمان» در ۴۰ صفحه منتشر شده است.

انجمن democ جریان‌های ضددموکراتیک را بررسی، مستندسازی و تحلیل می‌کند. فعالیت‌های آن حوزه‌هایی مانند راست افراطی، یهودستیزی و اسلام‌گرایی را دربرمی‌گیرد.

موسسه AJC برلین، بخشی از شبکه بین‌المللی این سازمان یهودی ـ آمریکایی است که در زمینه مبارزه با یهودستیزی، حفاظت از جوامع یهودی و مسائل مربوط به امنیت و سیاست خاورمیانه فعالیت می‌کند.

منابع و روش پژوهش

گزارش منتشرشده این دو نهاد صرفاً بر اظهارنظرهای سیاسی یا گزارش‌های رسانه‌ای تکیه ندارد. نویسندگان اعلام کرده‌اند که برای بررسی شبکه‌ها از اسناد ثبت انجمن‌ها، تصمیمات قضایی، گزارش‌های نهادهای دولتی و امنیتی، مشاهده مستقیم تجمعات و بررسی شبکه‌های اجتماعی استفاده کرده‌اند. همچنین، در موارد مختلف، به اسناد دادگاه‌ها، پرونده‌های ثبت انجمن‌ها، گزارش‌های سازمان‌های امنیتی و مطالب منتشرشده توسط خود گروه‌ها استناد شده است.

یکی از ویژگی‌های مهم پژوهش آن است که موضوع ارتباطات بین زیرشبکه‌ها، نقش‌ها، رفت‌وآمدها و همکاری‌های میان گروه‌های مختلف را بررسی می‌کند.

آنچه در پی می‌آید، بررسی تحلیلی گزارش فوق است.

موضوع اصلی پژوهش چیست؟

موضوع اصلی گزارش، بررسی وضعیت اسلام‌گرایی شیعه دوازده‌امامی نزدیک به جمهوری اسلامی ایران در آلمان پس از ممنوعیت «مرکز اسلامی هامبورگ» (IZH)، معروف به مسجد آبی یا مسجد امام علی، در سال ۲۰۲۴ است.

گزارش تأکید می‌کند که این جریان را نباید با کل جامعه شیعیان آلمان یکی دانست. منظور پژوهش، جریان مشخصی از اسلام‌گرایی شیعه دوازده‌امامی است که نقطه مرجع ایدئولوژیک آن جمهوری اسلامی و، به‌ویژه، نظریه «ولایت فقیه» است. نویسندگان، این شبکه را یک شبکه «فراملی» می‌دانند که از بخش‌های نسبتاً مستقل ایرانی، لبنانی، آذری و ترک تشکیل شده است. (گزارش مشخص نکرده است که وقتی از ترک‌ها یا آذری‌ها صحبت می‌کند، آیا منظورش افرادی با تابعیت ترکیه و آذربایجان است یا آنکه منظور دیگری دارد. این یکی از ضعف‌های گزارش است.)

گزارش در مورد شیعه دوازده‌امامی و ولایت فقیه می‌نویسد:

bahmani.jpgآن‌جا که ثانیه‌ها بوی نیستی می‌دهند، اما ناگهان «عقد» می‌بندند تا مرگ، مرد را تنها و بی‌کس نیابد. این قطعهٔ منثور، به همان شکوه و ایستادگی مهشاد کشانی و علیرضا سپاهی تقدیم.

حقا که مهشاد مفهوم عشق را جابه‌جا کرد!

شب، سنگین و عریان بر سجافِ پنجره‌ها افتاده بود و حیاطِ زندان، بوی آخرین مهلت می‌داد.

در آن دهلیزِ تنهایی، مرد ساعت‌ها را نمی‌شمرد؛ او مرگ را منتظر بود که با قدم‌های آهنین به دیدارش می‌آمد. اما پیش از آن‌که دست‌های سردِ جلاد زنجیر بر مچ‌هایش فرو بندد، «او» آمد. مهشاد ــ نه با جامه‌ی سوگ، که با پیرهنی از جنسِ آفتاب و پایداری.

در آستانهٔ طناب و تبر، پای سفره‌ای نشستند که نانش از جنسِ عهد بود و عطرش از بوی سوگند. دست در دستِ محکوم گذاشت؛ نه برای آن‌که از فاجعه بگریزند، بلکه برای آن‌که بر رخسارِ نیستی سیلی بزنند. او در واپسین دقیقهٔ حیات، نامِ خویش را به نامِ مرد گره زد تا جلاد بداند کسی که فردا بر بالای دار می‌چرخد، نه یک تنهای رهاشده در تاریکی، که مردی عاشق، هم‌پیمان و جاودانه است.

مرگ از هولِ این حضور به زانو درآمد؛ چرا که در لحظهٔ آخر، آن‌چه بر چوبهٔ دار آویخته شد، تنها کالبدی خالی بود... روحِ مرد، پیش‌تر در آغوشِ وفاداریِ زن، به بی‌مرگی پیوسته بود.

م. بهمنی

aslani.jpgروایتی از پاییز پس از کشتار ۶۷؛ ساک‌هایی که به‌جای زندانیان اعدام‌شده به خانواده‌ها تحویل داده شدند

بوی پیراهنِ مچاله در غربتِ برزنت

مهدی اصلانی - خبرنامه گویا

هنوز زخمِ تابستان بر تن زمین داغ بود که پاییز سر رسید. اما این بار خزان نه از جانِ درختان، که از پسِ درهای آهنی‌ی کمیته‌های انقلاب سر برآورد.

وقتی که بازمانده‌گان را به احضارگاه‌ بی‌رحمِ کمیته‌های چندگانه‌ی تهران فراخواندند.

کاش باران برای شُستنِ گم‌گورها و گونه‌ها می‌بارید و بغض آسمان بر خاکِ زادگاه زخمی هق‌هق می‌شد.

در پاییزِ آن فریب‌سال، آوارِ فراخوان‌ها نازل شد. فراخواندنِ خانواده‌ها پس از انتظاری طولانی.

کسانی هنوز امید داشتند و با خود سند یا قباله‌ی زمین و خانه برای آزادی‌ی احتمالی آورده بودند. شاید زنده باشد!

کودکان شکوفه در جست‌و‌خیز صبح‌گاهی و حسرتِ در‌آغوش کشیدن پدر.

هر مادر و هم‌سری که قدم بر آن جُغد‌مکان می‌گذاشت، چند لحظه بعد ساک‌به‌دست بر آسفالت خیابان فرو می‌پاشید. شماری از خانواده‌ها هم‌چون «بهکیش‌ها» و «ریاحی‌ها» از آن مسلخ، سهمی فراتر از یک ساک نصیب بردند.

ساکی سبک از اشیای به‌جامانده، عینک، پیراهن تا نخورده.

عقربه‌های پرت‌حواس، ایستاده بر ساعتِ مرگِ یاس!

حکومت، جان‌ها را گرفت و استخوان‌های جانِ جوان را بر خاک‌پشته‌ها شیار کرد.

این ساک‌ها، شناس‌نامه‌های جُرم و جنایت باقی ماند.

و بندیان در پشت دیوارهای سربی‌ی بند، در اولین هواخوری.

از باغچه‌های زندان جز زمینی سوخته بر جای نمانده بود.

له‌له و عطشِ باغچه‌های بی‌آب، میراثِ شومِ آن تابستانِ بی‌رحم بود.

این زمین‌سوخته‌گی هم‌جنسِ همه‌ی پاییزها نبود.

یارانِ رفته، بی‌بوسه‌ی واپسین، پاره‌ای از دلِ زندان را با خود برده بودند.

کجا رفت «حاج‌محسن» که فهمِ گل داشت و مَحرَمِ شکوفه‌ها بود؟

«حسین خزائلی» و آن حُسن‌یوسفِ نام‌آورش که سر به سقفِ آسمان می‌سایید؟

حمزه‌ شلالوند که با خدا هم شوخی داشت.

رسول رضائیان و کار‌دستی‌ برای دخترکان‌اش.

و چشم‌های ما در اولین هواخوری‌ی پساکشتار در بند ۸ گوهردشت، بر تنهایی‌ی طناب‌های رخت و زیرپیراهن‌های غایب گره خورده بود.

ساعت‌های مچی‌ی اعدامیان، نبض‌های جامانده‌ای هستند که روی دقیقه‌ی مرگ سکته کردند.

به ساعتِ مرگِ گل.

Der Originaltitel: Ausgewählte Erzählungen von Anton Tschechowrezaee.jpg

آنتون چخوف (۱۸۶۰-۱۹۰۴) از آن دسته نویسندگانی است که آثارش با گذشت زمان کهنه نمی‌شوند. به همین دلیل با اشتیاق فراوان می‌خواهم مجموعهٔ «داستان‌های برگزیده» او را معرفی و توصیه کنم؛ مجموعه‌ای ارزشمند که در دهه‌های پایانی قرن نوزدهم نوشته شده و در نسخه‌ای ویراسته توسط انتشارات فرانکلین در مونیخ در سال ۱۹۸۲ منتشر شده است. این کتاب که نزدیک به چهارصد برگ حجم دارد، حاصل تلاش مترجمان برجسته‌ای چون گ. دیک، و. دیول، م. فایفر و اچ. فون شولتز است که توانسته‌اند آثار چخوف را از زبان روسی به آلمانی منتقل کنند. آنان تنها به انتقال معنای واژگان بسنده نکرده‌اند، بلکه روح، فضای فکری و ظرافت‌های هنری آثار چخوف را نیز به خوانندگان آلمانی‌زبان رسانده‌اند؛ امری که در ترجمهٔ ادبی همواره کاری دشوار و ارزشمند به شمار می‌رود.

مطالعهٔ این مجموعه بار دیگر نشان می‌دهد که ادبیات بزرگ مرزهای زمان و مکان را درمی‌نوردد. با وجود آنکه بیش از یک قرن از نگارش این داستان‌ها می‌گذرد، مسائل و دغدغه‌هایی که چخوف مطرح می‌کند همچنان برای انسان امروز آشنا و قابل لمس هستند. او دربارهٔ انسان می‌نویسد؛ دربارهٔ امیدها و شکست‌ها، آرزوها و ناامیدی‌ها، عدالت و بی‌عدالتی، عشق و تنهایی، و جست‌وجوی معنایی که زندگی را ارزشمند می‌سازد. به همین دلیل خواننده، فارغ از ملیت، زبان یا پیشینهٔ فرهنگی خود، می‌تواند با شخصیت‌های او همدلی کند و بخشی از تجربه‌های خویش را در آن‌ها بازشناسد.

یکی از ویژگی‌های برجستهٔ چخوف، سادگی نثر اوست. او از جمله نویسندگانی است که بدون توسل به پیچیدگی‌های زبانی یا ساختارهای دشوار، مفاهیم را روشن بیان می‌کند. در نگاه نخست، داستان‌ها ساده و روان به نظر می‌رسند، اما هرچه بیشتر در آن‌ها تأمل کنیم، ابعاد تازه‌تری از معنا آشکار می‌شود. همین ویژگی باعث شده است که آثار او هم برای خوانندگان حرفه‌ای ادبیات و هم برای کسانی که تازه به دنیای کتاب و داستان قدم گذاشته‌اند، جذاب و دلنشین باشد. چخوف با مهارتی کم‌نظیر نشان می‌دهد که قدرت ادبیات نه در پرگویی، بلکه در انتخاب دقیق واژه‌ها و تصویرسازی‌های ظریف نهفته است.

نگاه ملی، بهروز فتحعلی

| No Comments

bf.jpgحکمرانی مدرن؛ چارچوبی برای ایران آینده

رواداری، آزادی‌های اجتماعی و بهره‌گیری از تجربه جوامع موفق با تکیه بر دستاوردهای بشری، بی‌تردید از ضرورت‌های ساختن جامعه‌ای مدرن است. اما مسئله اساسی این است که این تجربه‌ها و دستاوردها در چه چارچوبی قرار می‌گیرند و بر چه بستر فکری و هویتی به کار گرفته می‌شوند. پذیرش صرفِ دستاوردهای بشری، بدون داشتن تصویری روشن از منافع ملی و مسیر تاریخی یک کشور، می‌تواند به ‌جای پیشرفت به سردرگمی منجر شود.

هیچ کشوری را نمی‌توان صرفاً با مجموعه ‌ای از تکنیک‌ها و الگوهای وارداتی اداره کرد. توسعه، پیشرفت و حکمرانی به چارچوبی فکری نیاز دارند؛ چارچوبی که بتواند میان تاریخ، فرهنگ، منافع ملی و الزامات جهان مدرن ارتباط برقرار کند. به عبارتی دیگر، کشورهایی که امروز به‌عنوان نمونه ‌های موفق توسعه شناخته می‌شوند، مسیر خود را بر پایه ترکیبی از عناصر تاریخی، فرهنگی و فکری خود ساخته ‌اند.

چین نمونه قابل ‌توجهی در این زمینه است. این کشور در مسیر تحول خود، مجموعه‌ای از عناصر گوناگون، از میراث کنفوسیوسی، تاریخ و فرهنگ چین گرفته تا ایدئولوژی سوسیالیستی و حتی بخشی از میراث سیاسی دوره مائو را در ساختار فکری و حکمرانی خود ترکیب کرده است. فارغ از ارزیابی ارزشی این عناصر، نکته مهم آن است که چین تلاش کرده مسیر توسعه خود را بر بستر هویت و تجربه تاریخی خویش بنا کند، نه اینکه صرفاً نسخه ‌ای آماده را از دیگران اقتباس کند.

در مقابل، تجربه روسیه می‌تواند از زاویه ‌ای دیگر مورد توجه قرار گیرد. روسیه در بخش بزرگی از تاریخ معاصر خود با سنت‌های اقتدارگرایانه، ضعف آزادی‌های اجتماعی و گسست‌های شدید سیاسی مواجه بوده است. حتی پس از فروپاشی اتحاد شوروی، این کشور نتوانست به ‌طور پایدار مسیری متکی بر نهادهای مدرن، آزادی‌های مدنی و توسعه متوازن ایجاد کند؛ به ‌گونه ‌ای که در سال‌های اخیر، شاهد تقویت دوباره مؤلفه ‌های اقتدارگرایی و بازگشت این کشور به میراث سیاسی گذشته بوده‌ایم. این تجربه نشان می‌دهد که صرفِ سخن گفتن از دستاوردهای بشری، یا حتی برخورداری از پیشینه‌ای تاریخی و طولانی، بدون ایجاد بستر نهادی و هویتی مناسب، الزاماً به توسعه و آزادی منجر نمی‌شود.

akhoond.jpg

ویدیوی ارسال‌شده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد یک آخوند و یک مرد حامی تحمیل حجاب حکومتی با یک زن در پارک در قم بر سر پوشش اجباری مشاجره کردند.

این زن در پاسخ به این دو فرد گفت که بحث کردن با شما مانند آموزش «انتگرال به یک ماهی در دریا» است که چیزی متوجه نمی‌شوند.

***

concert.jpg

درگیری میان شماری از تماشاگران در یک کنسرت موسیقی در کرمان، شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر، به توقف زودهنگام برنامه انجامید.

به گزارش عصر ایران، در جریان این درگیری یک فعال شبکه‌های اجتماعی نیز زخمی شده است. هنوز جزئیات بیشتری درباره علت درگیری و وضعیت فرد مجروح منتشر نشده است.

***

killed.jpgخبرنامه گویا - در ادامه حملات مسلحانه به نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی در سیستان و بلوچستان، نصرت افتخاری، معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان، روز جمعه ۱۷ مهر در انفجار بمب کنار جاده‌ای در منطقه چشمه‌زیارت زاهدان کشته شد. هم‌زمان، ویدئوی تازه‌ای از خودروی منهدم‌شده نیروهای شبه‌نظامی فاطمیون در حمله هفته گذشته در منطقه رودماهی منتشر شده است؛ حمله‌ای که به گزارش منابع محلی دست‌کم پنج کشته بر جای گذاشت.

سعید منتظرالمهدی، سخنگوی نیروی انتظامی، کشته‌شدن نصرت افتخاری را تأیید کرد و مدعی شد عامل اصلی بمب‌گذاری نیز هنگام فرار کشته شده است. به گزارش حال‌وش، پس از انفجار در چشمه‌زیارت، نیروهای نظامی و امنیتی به منطقه اعزام شدند و صدای تیراندازی شنیده شد. همچنین گزارش‌هایی از پرواز بالگرد نظامی و تشدید حضور نیروهای امنیتی در منطقه منتشر شده است.

در همین حال، ویدئوی منتشرشده از یک خودروی لندکروز متعلق به نیروهای فاطمیون، آثار حمله مسلحانه روز جمعه ۱۰ مهر در منطقه رودماهی زاهدان را نشان می‌دهد. بر اساس گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، این خودرو هنگام گشت‌زنی در مسیر کله‌پده ابتدا هدف انفجار مین قرار گرفت و سپس افراد مسلح به سوی آن تیراندازی کردند. در این حمله دست‌کم پنج سرنشین خودرو کشته شدند.

گروه «جبهه مبارزین مردمی» مسئولیت حمله به نیروهای فاطمیون را بر عهده گرفته است. رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران هویت یکی از کشته‌شدگان را احمد یعقوبی اعلام کرده‌اند، اما هویت سایر افراد مشخص نشده است.

پیش‌تر نیز گزارش شده بود که روز ۲۰ شهریور، چهار نیروی افغان وابسته به فاطمیون در حمله‌ای دیگر در منطقه رودماهی کشته شده‌اند. گزارش‌های اخیر از افزایش حضور نیروهای فاطمیون، گروه شبه‌نظامی متشکل از اتباع افغانستان و وابسته به سپاه پاسداران، در مناطق مختلف سیستان و بلوچستان حکایت دارد.

irib.jpgسوال مجری صداوسیما از مدیرعامل اتحادیه لبنی

ایندیپندنت فارسی - در جریان گفتگوی مجری برنامه «تهران بیست» شبکه تهران با علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی، درباره افزایش قیمت محصولات لبنی، پرسش مجری درباره تاثیر نرخ دلار بر قیمت شیر و پاسخ مهمان برنامه، واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی را به همراه داشته است.

مجری با اشاره به افزایش قیمت شیر، پنیر و ماست گفت: «اون گاوی که اونجا در دامداری‌ها خرامان خرامان داره شیر تولید می‌کنه که دلار نمی‌خوره.» او همچنین با اشاره به کاهش سرانه مصرف لبنیات از ۱۳۰ به ۴۰ کیلوگرم، از تاثیر افزایش قیمت‌ها بر سفره مردم انتقاد کرد.



مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی در پاسخ گفت: «می‌فرمایید دلار نمی‌خورند، باید بگیم که نه، دلار می‌خورند اتفاقا!» او توضیح داد که بخشی از نهاده‌های دامی وارداتی است و افزایش نرخ ارز مستقیما بر هزینه تامین آن‌ها تاثیر می‌گذارد.

ظفری همچنین افزود که افزایش قیمت نهاده‌های وارداتی، بر قیمت علوفه تولید داخل نیز تاثیر می‌گذارد و به همراه آثار روانی نوسانات ارزی، هزینه تولید شیر و سایر محصولات لبنی را افزایش می‌دهد.

نرگس محمدی و شعار جاویدشاه!

| No Comments

***

nyt.jpgخبرنامه گویا - روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی به قلم دیوید سنگر و اریک اشمیت نوشته است جنگ با جمهوری اسلامی، برخلاف اهداف اولیه دونالد ترامپ، نه‌تنها قدرت نظامی آمریکا را افزایش نداده، بلکه با آسیب‌پذیر کردن پایگاه‌های این کشور در خاورمیانه و حتی بریتانیا، پنتاگون را به عقب‌نشینی و بازنگری در استقرار نیروهایش وادار کرده است.

به نوشته این روزنامه، خروج شتاب‌زده ۱۲ بمب‌افکن B-1 آمریکایی از پایگاه فیر‌فورد بریتانیا، در پی دریافت اطلاعاتی درباره احتمال حمله پهپادی عوامل مرتبط با جمهوری اسلامی، تازه‌ترین نمونه از تغییر آرایش نظامی آمریکا در جریان جنگ است. ترامپ و مقام‌های دولت او این اقدام را احتیاطی توصیف کرده‌اند، اما نیویورک‌تایمز معتقد است این جابه‌جایی‌ها نشان‌دهنده محدودیت‌های تازه‌ای است که جنگ برای ارتش آمریکا ایجاد کرده است.

این گزارش می‌افزاید حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به پایگاه‌های آمریکا در بحرین، کویت، قطر، امارات و عربستان سعودی، خسارت‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌های نظامی وارد کرده و نیروهای آمریکایی را به ترک شماری از این مراکز واداشته است. برخی پایگاه‌ها چنان آسیب دیده‌اند که پنتاگون تمایل چندانی به بازسازی آنها ندارد و انتقال تأسیسات به نقاط دورتر را بررسی می‌کند.

در کویت، حمله به بندر شویبه به کشته شدن شش نظامی آمریکایی و انهدام یک مرکز عملیات تاکتیکی انجامید. پایگاه‌های علی‌السالم و کمپ بوهرینگ نیز آسیب دیدند. در قطر، سامانه راداری پایگاه العدید هدف قرار گرفت و در بحرین، تجهیزات ارتباطی مقر ناوگان پنجم آمریکا آسیب دید. حملات به پایگاه پرنس سلطان عربستان نیز به هواپیماهای سوخت‌رسان و تجهیزات ارتباطی خسارت وارد کرد.

نیویورک‌تایمز تأکید کرده است که این عقب‌نشینی‌ها در حالی رخ داده که نیروی دریایی و هوایی جمهوری اسلامی در حملات آمریکا و اسرائیل به‌شدت آسیب دیده و اقتصاد ایران نیز زیر فشار سنگین جنگ و محاصره دریایی قرار گرفته است. با این حال، تهران همچنان توانسته با تهدید پایگاه‌های آمریکا، هزینه ادامه عملیات نظامی را افزایش دهد.

به نوشته این روزنامه، خروج نیروها از پایگاه‌های منطقه و محدود شدن استفاده از پایگاه بریتانیا، عملیات نظامی آمریکا را پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر کرده است. بمب‌افکن‌های آمریکایی همچنان قادر به حمله هستند، اما ناچارند مسیرهای طولانی‌تری را از خاک آمریکا طی کنند و به سوخت‌گیری بیشتری نیاز دارند.

دانا استرول، مقام پیشین پنتاگون، هشدار داده است که مهم‌ترین پیامد این وضعیت، برداشت احتمالی جمهوری اسلامی از عقب‌نشینی‌های آمریکاست: اینکه حتی تهدید حمله به پایگاه‌های دوردست آمریکا می‌تواند ترامپ را به جابه‌جایی نیروهایش وادار کند. به گفته او، چنین برداشتی ممکن است تهران را به ادامه اقدامات پرخطر تشویق کند.

این گزارش همچنین از احتمال صرف ده‌ها میلیارد دلار برای بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده خبر می‌دهد؛ هزینه‌هایی که به گفته قانون‌گذاران آمریکایی، پنتاگون تاکنون برآورد روشنی از آنها ارائه نکرده است. در همین حال، فرماندهی مرکزی آمریکا در حال بررسی بازطراحی شبکه پایگاه‌های نظامی خود در خاورمیانه است؛ تحولی که با وعده اولیه ترامپ برای دستیابی به پیروزی سریع در جنگ تفاوت آشکاری دارد.

ch1444.jpgدر برنامه تازه شهرام همایون در تلویزیون کانال یک، خط زمانی حادثه پرواز فلای‌دبی FZ1073 و تحولات نظامی و سیاسی پیرامون ایران و اسرائیل بررسی می‌شود.

از هشدار نتانیاهو پیش از انتخابات اسرائیل و حادثه بحث‌برانگیز فلای‌دبی تا گزارش‌های مربوط به آمادگی ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به ایران و اعلام تازه ترامپ مبنی بر خودداری از حمله پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا.

آیا تصمیم ترامپ معادلات نتانیاهو را تغییر داد؟ آیا حادثه فلای‌دبی می‌توانست زمینه‌ساز تشدید درگیری‌ها شود؟ شهرام همایون با کنار هم گذاشتن این رویدادها، پرسش‌های مهمی را مطرح می‌کند؛ در حالی که ارتباط احتمالی حادثه فلای‌دبی با ایران یا طراحی عمدی آن هنوز اثبات نشده است.

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*

***

tajik.jpgخبرنامه گویا - نصرت‌الله تاجیک، سفیر پیشین جمهوری اسلامی در اردن، در گفت‌وگو با انصاف‌نیوز اذعان کرد که در ایران درباره ظرفیت عملیات هفتم اکتبر حماس و تأثیر آن بر اسرائیل «اضافه‌برآورد» صورت گرفت؛ اشتباهی که به گفته او، در کنار تضعیف بازدارندگی منطقه‌ای جمهوری اسلامی، زمینه را برای رویارویی‌های نظامی بعدی با اسرائیل و آمریکا فراهم کرد.

این دیپلمات بازنشسته گفت عملیات هفتم اکتبر در حد توان یک گروه فلسطینی طراحی و اجرا شده بود و ایران و دیگر گروه‌های همسو در منطقه از آن اطلاع یا در اجرای آن هماهنگی نداشتند. با این حال، در تهران این تصور شکل گرفت که عملیات حماس می‌تواند موازنه قدرت را به‌طور اساسی تغییر دهد و دست بالا را به فلسطینی‌ها بدهد؛ تصوری که به گفته تاجیک، به‌اندازه کافی دقیق، علمی و بی‌طرفانه بررسی نشد.

تاجیک با اشاره به ضربات واردشده به نیروهای همسو با جمهوری اسلامی در لبنان و تحولات سوریه گفت ایران طی سال‌ها نفوذ ژئوپلیتیکی خود را تا شرق مدیترانه گسترش داده و از آن برای ایجاد بازدارندگی استفاده کرده بود، اما تحولات پس از هفتم اکتبر بخشی از این ظرفیت را تضعیف کرد.

او تأکید کرد که آسیب دیدن بازدارندگی منطقه‌ای جمهوری اسلامی، در کنار تضعیف انسجام داخلی، آمریکا و اسرائیل را برای اقدامات نظامی بعدی علیه ایران جسورتر کرد. تاجیک جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه را از جمله پیامدهای زنجیره تحولات پس از عملیات حماس دانست و گفت این رویارویی‌ها هزینه‌های انسانی و مادی سنگینی به ایران تحمیل کرده‌اند.

به گفته سفیر پیشین ایران، یکی از اشتباهات در ارزیابی عملیات هفتم اکتبر، توجه ناکافی به شخصیت بنیامین نتانیاهو، وضعیت سیاسی او و احتمال واکنش گسترده اسرائیل بود. تاجیک گفت اگرچه عملیات حماس به تصویر امنیتی اسرائیل ضربه زد، اما پیامدهای آن به جنگی منطقه‌ای کشیده شد که لبنان، سوریه، یمن و ایران را نیز درگیر کرد.

او همچنین روایت‌هایی را که مدعی‌اند اسرائیل و نتانیاهو از ابتدا پشت عملیات هفتم اکتبر قرار داشتند، فاقد شواهد کافی دانست و تأکید کرد که این عملیات از سوی خود حماس طراحی و اجرا شده بود.

تاجیک در ارزیابی نتایج عملیات گفت با وجود افزایش همدلی افکار عمومی جهان با فلسطینی‌ها و آسیب دیدن اعتبار بین‌المللی اسرائیل، این تحولات به دستاورد سیاسی مشخصی برای فلسطینی‌ها منجر نشد و غزه با ویرانی گسترده و تلفات انسانی سنگین روبه‌رو شد.

این دیپلمات پیشین در پایان هشدار داد که معادلات قدرت در خاورمیانه تغییر کرده و نظم تازه‌ای در حال شکل‌گیری است، اما سرنوشت آن هنوز روشن نیست. او خواستار درس گرفتن از تحولات گذشته و پرهیز از تصمیم‌گیری‌های هیجانی شد.

منبع: گفت‌وگوی انصاف‌نیوز با نصرت‌الله تاجیک

mayor.jpgخبرنامه گویا - انتشار ویدئویی از بالی باگایوکو، شهردار سن‌دنی در حومه پاریس، که میان دانش‌آموزان معترض و نیروهای پلیس ضدشورش ایستاده و از مأموران می‌خواهد به جوانان حمله نکنند، در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشته است. صحنه‌ای که پرسشی کنایه‌آمیز را برای مخاطبان ایرانی مطرح می‌کند: اگر دانش‌آموزان تهران به خیابان بیایند، علیرضا زاکانی کدام طرف خواهد ایستاد؟

باگایوکو، عضو حزب چپ‌گرای «فرانسه تسلیم‌ناپذیر»، به خبرگزاری رویترز گفته است برای جلوگیری از برخورد پلیس با دانش‌آموزانی به محل اعتراض رفته که بسیاری از آنها رفتار خشونت‌آمیزی نداشتند. او که پدر چهار فرزند است، گفته: «دانش‌آموزان دبیرستانی که در خیابان بودند، می‌توانستند فرزندان خودم باشند... مسئولیت من است که در کنار آنها بایستم.»

با این حال، حضور شهردار مانع برخورد پلیس نشد و مأموران به سوی جمعیت، از جمله خود او، گاز اشک‌آور شلیک کردند. اعتراضات دانش‌آموزی فرانسه از اواخر سپتامبر در واکنش به کمبود معلم، کلاس‌های پرجمعیت، فرسودگی مدارس و نابرابری آموزشی آغاز شده و به شهرهای مختلف گسترش یافته است.

در این میان، جمهوری اسلامی نیز به جمع مدافعان حقوق دانش‌آموزان فرانسوی پیوسته است. وزارت خارجه جمهوری اسلامی سفیر فرانسه در تهران را در اعتراض به برخورد پلیس با معترضان احضار کرد و اسماعیل بقایی، سخنگوی این وزارتخانه، دولت فرانسه را به برخورد دوگانه با حقوق بشر متهم کرد. پاریس نیز در واکنش، سفیر جمهوری اسلامی را احضار و تهران را به انتشار اطلاعات نادرست درباره اعتراضات متهم کرد.

trumpravid.jpgگزارش تکمیلی:

تا انتخابات به ایران حمله نمی‌کنیم

خبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، پنج‌شنبه ۱۶ مهر، تنها ساعاتی پس از انتشار گزارش‌های اکسیوس و آتلانتیک درباره احتمال ازسرگیری حملات نظامی به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، اعلام کرد که تا پیش از انتخابات سوم نوامبر (۱۲ آبان) هیچ حمله‌ای به ایران انجام نخواهد داد. ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ما در حال انجام گفت‌وگوهای سازنده با جمهوری اسلامی ایران هستیم.» او تأکید کرد که با وجود وضعیت بسیار نامساعد اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی، محاصره ایران با تمام قدرت ادامه خواهد یافت. ترامپ همچنین مدعی شد تنها در شب گذشته ۲۲ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده، بدون آنکه حتی یک بشکه متعلق به ایران باشد یا به مقصد ایران حمل شود. او در پایان با حروف بزرگ تأکید کرد: «ایران سلاح هسته‌ای نخواهد داشت!»

این موضع‌گیری در حالی است که اکسیوس ساعاتی پیش به نقل از مقام‌های آمریکایی از دستور پنتاگون برای تکمیل آمادگی حملات گسترده خبر داده بود. به نوشته این رسانه، مذاکرات تهران و واشینگتن تا آن زمان پیشرفتی نداشت و میانجی‌های قطری همچنان منتظر پاسخ جمهوری اسلامی به پیشنهاد متقابل آمریکا بودند. یک مقام اسرائیلی نیز به اکسیوس گفته بود که احتمال حمله پیش از انتخابات آمریکا پایین است، اما پس از انتخابات به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. اکنون ترامپ عملاً احتمال حمله پیش از ۱۲ آبان را رد کرده، اما درباره اقدام نظامی پس از انتخابات هیچ تعهدی نداده است. در همین حال، به گزارش آسوشیتدپرس، آمریکا همچنان در حال تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه، از جمله اعزام سومین ناو هواپیمابر به منطقه است. بنابراین، اعلام تازه ترامپ به معنای توقف آماده‌سازی‌های نظامی یا منتفی‌شدن جنگ دوباره نیست.

tweet.jpg

گزارش اولیه:

دو گزارش هشداردهنده از واشینگتن؛ آماده‌سازی برای دور تازه حملات به ایران

خبرنامه گویا - دو رسانه آمریکایی اکسیوس و آتلانتیک در گزارش‌هایی تازه از تشدید آماده‌سازی‌های نظامی واشینگتن برای حمله دوباره به ایران خبر داده‌اند. به گزارش اکسیوس، پنتاگون به فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) دستور داده مقدمات ازسرگیری عملیات رزمی گسترده در ایران را تکمیل کند. هم‌زمان، آتلانتیک به نقل از دو مقام دولت آمریکا نوشته است کاخ سفید خواستار تهیه گزینه‌هایی برای حمله به اهدافی در ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا شده است. با وجود این تحرکات، دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی برای آغاز حملات نگرفته و زمان اجرای احتمالی عملیات نیز مشخص نشده است.

بر اساس گزارش اکسیوس، دستور آماده‌سازی چند روز پیش به سنتکام ابلاغ شده و در صورت آغاز عملیات، تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی و دیگر اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ممکن است هدف بمباران گسترده قرار گیرند. منابع آمریکایی و اسرائیلی احتمال داده‌اند که عملیات حتی پیش از انتخابات اسرائیل، که یک هفته زودتر از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا برگزار می‌شود، آغاز شود. انتظار می‌رود حملات احتمالی با هماهنگی واشینگتن و تل‌آویو و مشارکت ارتش اسرائیل انجام شود.

آتلانتیک در گزارش خود بر ارتباط برنامه‌ریزی نظامی با محاسبات انتخاباتی ترامپ تأکید کرده است. به نوشته این مجله، رئیس‌جمهوری آمریکا می‌خواهد پیش از انتخابات ۱۲ آبان، هم نشانه‌ای از پیشرفت در رویارویی با جمهوری اسلامی ارائه دهد و هم زمینه کاهش قیمت بنزین را فراهم کند. یکی از جمهوری‌خواهان آگاه از رایزنی‌های دولت گفته است حمله تازه می‌تواند به ترامپ امکان دهد تصویری از پیروزی خود ارائه کند. با این حال، حتی طرفداران این گزینه نیز اذعان دارند که حملات محدود لزوماً تهران را به پذیرش توافق وادار نمی‌کند، امنیت تنگه هرمز را بازنمی‌گرداند و قیمت سوخت را در کوتاه‌مدت کاهش نمی‌دهد.

tangsiri.jpgترور تنگسیری فقط به تنگه هرمز مربوط نبود

خبرنامه گویا - گزارش تازه روزنامه اسرائیلی اورشلیم‌پست، جزئیات جدیدی از پشت پرده ترور علیرضا تنگسیری، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه پاسداران، فاش کرده است. بر اساس این گزارش، نگرانی اسرائیل فقط از اقدامات تنگسیری در تنگه هرمز نبود؛ مقام‌های ارشد اسرائیلی احتمال می‌دادند او در آینده به فرماندهی کل سپاه پاسداران برسد و به تهدیدی جدی‌تر برای این کشور تبدیل شود.

اورشلیم‌پست روز پنجشنبه ۱۶ مهر گزارش داد که مقام‌های اطلاعاتی و نظامی اسرائیل، تنگسیری را فرماندهی «خلاق و توانمند» ارزیابی می‌کردند و معتقد بودند در صورت رسیدن او به رأس سپاه پاسداران، مقابله با وی دشوارتر از احمد وحیدی خواهد بود. به نوشته این روزنامه، اسرائیلی‌ها وحیدی را در مقایسه با تنگسیری، فرمانده‌ای با قدرت ابتکار و نفوذ محدودتر در تصمیم‌گیری‌های کلان نظامی می‌دانستند.

این گزارش همچنین به جزئیات تماسی محرمانه اشاره می‌کند که حدود ۱۹ مارس، برابر با ۲۸ اسفند، میان برد کوپر، فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، و ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، برقرار شد. به نوشته اورشلیم‌پست، کوپر در این تماس خواستار حذف تنگسیری به دلیل نقش او در تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز شد و زمیر نیز با این درخواست موافقت کرد. هفت روز بعد، در ۲۶ مارس، تنگسیری در حمله اسرائیل به بندرعباس کشته شد.

اورشلیم‌پست تأکید کرده است که درخواست آمریکا تنها دلیل این عملیات نبود و اسرائیل پیش‌تر نیز برای حذف تنگسیری برنامه‌ریزی کرده بود. بر اساس این گزارش، نگرانی از آینده فرماندهی سپاه، نقش تنگسیری در عملیات دریایی و احتمال تشدید تهدیدها علیه کشتی‌های تجاری، از عوامل مؤثر در تصمیم اسرائیل بودند.

ارتش اسرائیل در زمان کشته‌شدن تنگسیری اعلام کرده بود این عملیات با استفاده از اطلاعات نیروی دریایی این کشور انجام شده و چند تن دیگر از فرماندهان نیروی دریایی سپاه نیز در حمله کشته شده‌اند. تنگسیری از سال ۱۳۹۷ فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران را بر عهده داشت و طی ماه‌های پیش از مرگش بارها تهدیدهایی علیه تأسیسات و منافع آمریکا در منطقه مطرح کرده بود.

ویدیوی آرشیو الجزیره درباره کشته‌شدن تنگسیری

moji.jpgمجتبی خامنه‌ای از ضربات آمریکا و اسرائیل به نیروی انتظامی گفت؛ نایب‌رئیس مجلس: روزهاست منتظر حمله هستیم

خبرنامه گویا - مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی با اشاره به حملات آمریکا و اسرائیل به نیروهای انتظامی اعلام کرد که این دو کشور تلاش داشتند رده‌های مختلف فرماندهی و عملیاتی فراجا را هدف قرار دهند، اما به گفته او، این حملات نتوانست مانع ادامه فعالیت نیروهای انتظامی شود.

خامنه‌ای در این پیام گفت نیروهای انتظامی حتی پس از خروج از مقرهای خود، در خیابان‌ها و خودروها به انجام ماموریت‌هایشان ادامه دادند. او همچنین خواستار تقویت همه‌جانبه فراجا از نظر نیروی انسانی، تجهیزات و فناوری‌های جدید، از جمله استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌ها شد.

هم‌زمان، حمیدرضا حاجی‌بابایی، نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی، در رزمایش «جانفدا» در همدان، با اشاره به تهدیدهای دونالد ترامپ برای ازسرگیری حملات نظامی به ایران گفت: «ترامپ آخرین حربه خود را به کار برد و گفت به‌زودی به ایران حمله می‌کنیم؛ ما روزهاست منتظر حمله آمریکا هستیم.»

حاجی‌بابایی با ادعای اینکه جمهوری اسلامی به دنبال جنگ نیست، تهدید کرد هر کشوری که به ایران حمله کند «سیلی محکمی» خواهد خورد. او همچنین درباره احتمال حمله زمینی آمریکا گفت نیروهای بسیج با سربازان آمریکایی خواهند جنگید و «هزاران آمریکایی را اسیر و در برابر دید جهانیان رسوا خواهند کرد».

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که مقام‌های جمهوری اسلامی از یک سو درباره حملات پیشین به ساختارهای نظامی و انتظامی سخن می‌گویند و بر ضرورت تقویت این نیروها تاکید دارند و از سوی دیگر، در واکنش به احتمال ازسرگیری حملات آمریکا، تهدید به مقابله نظامی و اسارت سربازان آمریکایی می‌کنند.

etemaadi.jpgناصر اعتمادی

تا زمانی که واشنگتن نداند با خود این نظام چه می‌خواهد بکند، هر پیروزی نظامی می‌تواند فقط مقدمۀ بحران بعدی باشد.

پنتاگون از فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، خواسته است تدارکات لازم را برای ازسرگیری احتمالی حملات گسترده به جمهوری اسلامی تکمیل کند. به گزارش آکسیوس، دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی در این باره نگرفته، اما حمله به تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی و دیگر اهداف راهبردی جمهوری اسلامی در دست بررسی است. منابع دیگری، از جمله آتلانتیک، نیز از آماده‌شدن گزینه‌هایی برای حمله، حتی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، خبر داده‌اند.

با این حال، مسئلۀ اصلی نه زمان حمله است و نه حتی خود حمله. مسئله این است که آمریکا از حملۀ بعدی چه نتیجۀ سیاسی را می‌خواهد به دست آورد؟

حذف محتوای صفحات اینستاگرام با دستور قضایی؛ زنان آرایشگر ارشاد می‌شوند

در هفته‌های اخیر، موج تازه‌ای از برخوردها با صفحات شبکه‌های اجتماعی، گردانندگان حساب‌های مجازی و واحدهای صنفی به ویژه زنان آرایشگر در نقاط مختلف ایران گزارش شده است.

ershad.jpg

مسدودسازی صفحات، حذف گسترده محتوا، انتشار اجباری تعهدنامه، احضار یا برخورد قضایی با گردانندگان حساب‌ها، پلمب واحدهای صنفی و محدود کردن فعالیت کسب‌وکارهای آنلاین، از جمله اقداماتی است که شهروندان از آن سخن گفته‌اند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد محتوای صفحه اینستاگرام «سودا محمدی»، مدرس بین‌المللی رنگ مو حذف شده و تنها پست موجود در صفحه‌ او تایید می‌کند که «به‌‌دلیل انتشار محتوای مجرمانه در فضای مجازی مورد ارشاد» قرار گرفته است.

بخش قابل توجهی از این اقدامات با موضوع حجاب اجباری، حضور زنان با پوشش اختیاری و مفاهیم مبهمی مانند «هنجارشکنی»، «منافی عفت» و «عدم رعایت شئونات اسلامی» ارتباط دارد.

هم‌زمانی فشار بر فعالیت‌های آنلاین، کسب‌وکارها و محل‌های تجمع عمومی، نشانه‌هایی از تشدید دوباره سازوکارهای کنترل اجتماعی را آشکار می‌کند؛ روندی که فضای مجازی و عرصه عمومی را به‌طور هم‌زمان تحت تأثیر قرار داده است.

khodro.jpgحال‌وش از تلفات سنگین نیروهای فاطمیون در نیکشهر خبر می‌دهد؛ ارتش تنها یک کشته و سه زخمی را تأیید کرده است

خبرنامه گویا - هم‌زمان با افزایش حملات مسلحانه به نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی در سیستان و بلوچستان، روز پنج‌شنبه ۱۶ مهر دست‌کم دو حمله جداگانه در زاهدان و نیکشهر گزارش شد. مقام‌های حکومتی کشته شدن دو نفر و زخمی شدن سه نفر را تأیید کرده‌اند، اما پایگاه خبری حال‌وش با انتشار گزارشی متفاوت، مدعی شده است که شمار تلفات حمله نیکشهر به‌مراتب بیشتر بوده و افراد هدف قرارگرفته، نه کارکنان ارتش، بلکه نیروهای شبه‌نظامی لشکر فاطمیون بوده‌اند. این ادعا هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده است.


در نخستین حمله، افراد مسلح خودروی گشت یگان تکاوری پلیس را در محور لخشک، منطقه نصرت‌آباد زاهدان، هدف تیراندازی قرار دادند. پلیس سیستان و بلوچستان اعلام کرد ستوان‌سوم وحید عنایت در این حمله کشته شده و چند نفر از مهاجمان نیز در تیراندازی متقابل زخمی و متواری شده‌اند. جمشید رخشانی‌نسب، فرماندار زاهدان، حمله را به افراد مسلحی که از آنان با عنوان «اشرار» نام برد نسبت داد. پلیس همچنین مدعی شناسایی مهاجمان و ادامه عملیات برای بازداشت آنان شده است.

در حمله دوم، خودروی حامل نیروهای نظامی در منطقه کرین‌دوک نیکشهر هدف قرار گرفت. روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی نیروی زمینی ارتش اعلام کرد یک مینی‌بوس حامل کارکنان این لشکر که برای تعویض شیفت از مسیر نیکشهر به کنارک در حرکت بود، مورد حمله قرار گرفته است. بر اساس روایت رسمی، محمدرضا اوکاتی در این حمله کشته و سه نفر دیگر زخمی شده‌اند. رسانه‌های حکومتی از جمله تسنیم، مهر و نورنیوز همین آمار را منتشر کرده‌اند، بی‌آنکه توضیح بیشتری درباره هویت مهاجمان یا جزئیات درگیری ارائه کنند.

trumpNeWar.jpgجنگ سوم با حکومت ایران، دو تحلیل متفاوت از نقشه ترامپ و نتانیاهو

یورونیوز - در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بار دیگر از پایان قریب‌الوقوع جنگ با ایران سخن گفته، گزارش‌های تازه رسانه‌های آمریکایی حاکی از آن است که واشنگتن در حال آماده‌سازی طرح‌هایی برای ازسرگیری حملات نظامی به ایران، حتی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در سوم نوامبر (۱۲ آبان)، است.

مجله آتلانتیک روز چهارشنبه هفتم اکتبر (۱۵ مهر) به نقل از دو مقام دولت آمریکا گزارش داد که کاخ سفید از پنتاگون خواسته است گزینه‌هایی برای حمله به اهدافی در ایران تدوین کند که پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای قابل اجرا باشند.

به گفته منابع آمریکایی و اسرائیلی، این حملات ممکن است حتی پیش از انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر (۵ آبان) آغاز شوند. دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز روز چهارشنبه برای دومین بار طی دو روز با یکدیگر گفت‌وگو کردند.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) روز دوشنبه ۱۳ مهر از اجرای سخت‌گیرانه محاصره دریایی ایران خبر داد و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، نیز مذاکره با واشنگتن را بی‌معنا خواند و گفت هدف آمریکا نه گفت‌وگو، بلکه «ساقط‌ کردن نظام جمهوری اسلامی ایران است.»

پزشکیان مذاکره را در حالی بی‌معنا خوانده که گفت‌وگو با آمریکا یکی از شعارهای اصلی انتخاباتی او بود. عباس موسوی، معاون تشریفات دفتر رئیس‌جمهور، نیز هشدار داد: «ارزیابی شخصی من این است که اوضاع به سمت افزایش تنش پیش می‌رود.»

ترامپ روز ۲۷ سپتامبر احتمال حمله به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای را رد نکرد و گفت: «ممکن است.» او در مصاحبه با مجله تایم نیز احتمال حمله پس از انتخابات را «ممکن» دانست.

در واکنش، علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، روز ۱۳ مهر به «کشورهای میزبان آمریکا در منطقه» هشدار داد و گفت: «قبل و بعد از انتخابات آمریکا علیه ایران اقدام شود، با شدت پاسخ می‌دهیم.»

در حالی که بسیاری از ناظران احتمال ازسرگیری جنگ پس از انتخابات آمریکا را بیشتر می‌دانند، تشدید تهدیدهای ترامپ و تأکید نتانیاهو بر سرنگونی جمهوری اسلامی، احتمال وقوع جنگ پیش از انتخابات اسرائیل و آمریکا را نیز مطرح کرده است.

نتانیاهو سوم سپتامبر در جمع فرماندهان ارتش اسرائیل درباره جمهوری اسلامی گفت: «این حکومت در حال حاضر در وضعیت بسیار متزلزلی قرار دارد. من متقاعد شده‌ام که می‌توانیم این تهدید را یک‌بار برای همیشه از میان برداریم؛ یعنی این حکومت را سرنگون کنیم.»

در چنین شرایطی، یورونیوز در گفت‌وگو با رضا علیجانی، فعال سیاسی ملی‌مذهبی، و صادق شجاعی، عضو هیئت سیاسی-اجرایی «همبستگی جمهوری‌خواهان ایرانی»، دو ارزیابی متفاوت از احتمال وقوع جنگ سوم، زمان آغاز آن و نقش ترامپ و نتانیاهو ارائه کرده است.

جنگ شاید به نفع نتانیاهو نباشد

رضا علیجانی معتقد است نتانیاهو درباره جنگ با ایران مواضع متناقضی دارد. او به یورونیوز گفت نخست‌وزیر اسرائیل ممکن است برای جلب افکار عمومی پیش از انتخابات به یک بحران نیاز داشته باشد، اما هزینه جنگ نباید آن‌قدر بالا برود که نتیجه معکوس بدهد.

علیجانی گفت: «او چند روز قبل گفت ایران ممکن است در آستانه انتخابات به اسرائیل شلیک کند. در نتیجه اگر خودش جنگ را آغاز کند، جمهوری اسلامی هم عکس‌العمل نشان می‌دهد و این شاید به نفع نتانیاهو نباشد.»

به باور او، نتانیاهو ترجیح می‌دهد دیگران را به سمت جنگ سوق دهد و خود در موقعیت حمایت‌کننده باقی بماند. با این حال، مخالفت گسترده افکار عمومی اسرائیل با جمهوری اسلامی، محاسبات سیاسی او را پیچیده کرده است.

sep.jpgخبرنامه گویا - هم‌زمان با ادامه مذاکرات غیرمستقیم جمهوری اسلامی و آمریکا، مجید ابن‌الرضا، سرپرست وزارت دفاع جمهوری اسلامی، با انتشار پیامی تهدیدآمیز در شبکه اجتماعی ایکس، از گسترش احتمالی دامنه حملات موشکی تا نزدیکی خاک آمریکا سخن گفت؛ تهدیدی که در حالی مطرح می‌شود که عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، از ادامه مذاکرات و تبادل پیام با واشنگتن خبر داده است.

ابن‌الرضا خطاب به آمریکا نوشت: «فاصله شما با ما را موشک‌های ما تعیین می‌کند؛ دیروز دریای عمان، امروز اقیانوس هند و فردا خلیج خوک‌ها.»

اشاره او به «خلیج خوک‌ها» در سواحل کوبا، نزدیک به ایالات متحده، بخش قابل‌توجه این تهدید است؛ عبارتی که دامنه رویارویی احتمالی را از آب‌های اطراف ایران تا نزدیکی قاره آمریکا گسترش می‌دهد.

او در ادامه نوشت: «او هنوز جنگ را در مهدکودک پنتاگون نقاشی می‌کند؛ غافل از اینکه جهان را با سخنرانی و نمایش نمی‌توان تقسیم کرد. میدان حرف آخر را می‌زند.» ابن‌الرضا همچنین هشدار داد: «اشتباهی سربزند، تقسیم‌بندی جدیدی خواهید دید.»

در مقابل این تهدیدها، عباس عراقچی اعلام کرد که مذاکرات با آمریکا همچنان ادامه دارد و تهران در حال بررسی دیدگاه‌های واشنگتن درباره پیشنهاد خود است.

عراقچی گفت: «طرح خود را تحت عنوان طرح هفت‌روزه ارائه دادیم و دیدگاه‌های طرف آمریکایی را نیز در مقابل آن شنیدیم و مشغول بررسی آن‌ها هستیم. ظرف چند روز آینده پاسخ خود را ارائه خواهیم کرد.» او تأکید کرد که پیام‌ها همچنان از طریق میانجی‌ها میان دو طرف ردوبدل می‌شود.

de.jpgنهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی پایگاه‌های نظامی آمریکا در آلمان را زیر نظر دارند

ایران اینترنشنال - خبرگزاری رویترز پنج‌شنبه ۱۶ مهر به نقل از هفته‌نامه اقتصادی آلمانی ویرتشافتس‌ووخه گزارش داد نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی پایگاه‌های نظامی آمریکا در آلمان، از جمله رامشتاین و اشپانگدالم، را هدف فعالیت‌های اطلاعاتی خود قرار داده‌اند و نگرانی‌هایی درباره احتمال حملات پنهانی مرتبط با درگیری‌های نظامی در ایران وجود دارد.

این رسانه آلمانی به نقل از چند مقام اطلاعاتی غربی که نامشان فاش نشده، نوشت اسرائیل سه هفته پیش به طرف‌های آمریکایی و آلمانی درباره تهدید احتمالی هشدار داده است.

بر اساس این گزارش، نگرانی‌ها به‌ویژه متوجه پایگاه‌هایی است که از عملیات نظامی و پشتیبانی لجستیکی آمریکا در ارتباط با جنگ ایران حمایت می‌کنند.

رویترز نوشت تا زمان انتشار گزارش، امکان دریافت اظهارنظر از وزارت دفاع آلمان و نیروهای آمریکایی مستقر در این کشور فراهم نشده بود.

Shahla_Shafigh.jpgاز زندان تا پای چوبه دار، آنچه برعلی رضا سپاهی گذشت، با وضوحی خيره کننده ذات و ماهيت جمهوری اسلامی را نشان می دهد.

از بازداشت به دليل شرکت در اعتراضات، تا شکنجه و اعتراف اجباری، مسيرعلی رضا همان بود که بسياری بازداشت شدگان ديگر اعتراضات پيموده اند. به مرگ محکوم اش کردند اما پيش از آنکه به مسلخ رود قلب جوان او به جلادان فرمان ايست داد. علی رضا به سبب سکته قلبی از چوبه دار نجات يافت اما جلادان دست از قصاص او برنداشتند. قانون قصاص خود آيا مروج قتل نيست؟ پاسخ مثبت است . غير قابل انکار است اما که اين قانون منسوخ و نافی تمامی دستاورده های بشری در زمينه عدالت قضائی، به جد مدد رسان جمهوری اسلامی در نقشه های قتل معترضان است.

سال هاست ايرانيان دريافته اند که پرونده سازی برای معترضان جزئی جدا نشدنی از روند سرکوب مبارزات مردم است. حکومت می زند و می کوبد و خون می ريزد و برای لاپوشانی جناياتش معترضان را به خشونت متهم می کند. پرونده می سازد، شاکی به ميدان می آورد و قصاص می کند .

دی ماه پيشين، درخيزش "شير و خورشيد"، شاهد بوديم که انبوهی شگفت آور جمعيت معترضان، که بر پايه برخی مشاهدات علوم سياسی، می تواند سبب ساز سقوط حکومت گردد، از اقدام جمهوری اسلامی به خون ريزی پيش نگرفت و حاکمان برای بقا از هيچ جنايتی روگردان نشدند. اين راهم ديديم و می بينيم که ماشين کشتار رژيم آماده کاراست . پس از به خاک و خون کشيدن مردم به پا خاسته و خفه کردن صدای آنها که خواست تغيير را فرياد می زدند نوبت انداختن طناب بر گردن بازداشت شدگان رسيد. روزها و روزهاست که قاتلان بساط دار را گسترده اند و جان می گيرند . وعاقبت، علی رضا سپاهی، در بيست چهار سالگی ، به همراه علی رضا رئيسی بيست و يک ساله، به قتل رسيد .

شب پيش ازاين جنايت، يکی از وکلای علی رضا سپاهی ، اميرسالار داودی ، عقد او با نامزدش مهشاد کشائی را که اوهم در زندان محبوس است جاری کرد . جمهوری اسلامی، اين پيوندعاشقانه را به خون کشيد اما تصوير باشکوهی از اين وصل در حافظه جمعی ايرانيان ثبت شد . گواه رودروئی عشق و مرگ در دل حبس گاه جمهوری.

و اين همه ، يک بار ديگر، حقايقی را اعلام می کند که اصلاح طلب ها و نيزهمه آنها که با ادعای دفاع از صلح ومنافع مردم در کنار جمهوری اسلامی قرارگرفته اند بر آن پرده ساتر می افکنند.اين حقيقت که جمهوری اسلامی خصم عشق و زندگی است؛ اين حقيقت که ترور در ذات اين نظام است و جنايت پيشگی اين حکومت نه امری عارضی بل ماهوی است.

arab.jpgخبرگزاری فارس در گزارشی با عنوان "تنگه در قُرق؛ رویکرد تهاجمی جمهوری اسلامی در یک هفته گذشته" مدعی شده است که حملات اخیر به نفتکش‌ها بار دیگر عبور نفت از خلیج فارس و دریای عمان را به‌شدت کاهش داده و نشان داده است که آمریکا نتوانسته تردد عادی در تنگه هرمز را برقرار کند.

درباره ارقام این گزارش می‌توان و باید بحث کرد. داده‌های منتشرشده از سوی مؤسسات ردیابی نفتکش‌ها تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند. بر اساس داده‌های اولیه کپلر که رویترز منتشر کرده، میانگین هفت‌روزه صادرات نفت خام منطقه در ۳۰ سپتامبر حدود ۱۸.۳ میلیون بشکه در روز بوده و در ۱۴ روز ماه سپتامبر حتی از سطح پیش از جنگ نیز فراتر رفته است. بنابراین ادعای فارس درباره سقوط کل صادرات منطقه به کمتر از پنج میلیون بشکه در روز، دست‌کم بدون توضیح درباره بازه زمانی و تعریف آماری مورد استفاده، قابل پذیرش نیست.

اما اهمیت مطلب فارس شاید بیش از آنکه در ارقام آن باشد، در روایتی باشد که می‌کوشد از راهبرد جمهوری اسلامی در تنگه هرمز ارائه کند.

بستن تنگه هدف نهایی نیست

در تحلیل رفتار جمهوری اسلامی در هرمز معمولاً مسئله به صورت دوگانه مطرح می‌شود: آیا جمهوری اسلامی می‌تواند تنگه را ببندد یا آمریکا می‌تواند آن را باز نگه دارد؟ تحولات اخیر نشان می‌دهد شاید این صورت‌بندی اساساً ناقص باشد. جمهوری اسلامی برای اعمال فشار لزوماً نیازی ندارد تنگه هرمز را به طور کامل ببندد. در مقابل، بازبودن تنگه نیز الزاماً به معنای بازگشت شرایط عادی نیست.

میان این دو وضعیت، حالت سومی وجود دارد: تنگه باز باشد، اما عبور از آن پرخطر، گران و غیرقابل پیش‌بینی باقی بماند. همین وضعیت می‌تواند از نظر اقتصادی آثار مهمی ایجاد کند. رویترز گزارش کرده است که با وجود بازیابی قابل توجه صادرات نفت، هزینه اجاره برخی نفتکش‌های بسیار بزرگ در مسیر خاورمیانه به آسیا از حدود ۳۰ هزار دلار در روز در ژانویه به بیش از ۱.۲ میلیون دلار رسیده است. سهم حمل‌ونقل که پیش‌تر حدود سه درصد قیمت تحویل‌شده نفت بود، در برخی محاسبات به حدود ۲۷ درصد رسیده است. بنابراین ممکن است برای ایجاد فشار اقتصادی نیازی به متوقف‌کردن میلیون‌ها بشکه نفت وجود نداشته باشد. کافی است "ریسک" باقی بماند.

author.jpg(هفته نامه ماریان) برگردان: علی شبان

یادداشت مترجم:

دنی سترینوویچ Danny Citrinowicz عضو ِ ارشد برنامه ی محور ِ ایران و شیعه، در مؤسسه ی مطالعات امنیت ملی است که یک اندیشکده برجسته ی اسرائیلی می باشد. دنی سترینوویچ به مدت ۲۵ سال در سرویس اطلاعات دفاعی اسرائیل خدمت کرده و سمت های فرماندهی گوناگونی از جمله رئیس بخش ایران در پژوهش های تحلیلی و نماینده ی این بخش در ایالات متحده به عهده او گذاشته شده بود. برای دهه ها، ایران جایگاه ِ ویژه ای از تهدید ها، چه برای دولت های چپگرا، میانه رو و یا راست گرای اسرائیل داشته؛ و به عنوان مهمترین چالش استراتژیک ِ بلند مدت برای امنیت این کشور در نظر گرفته شده است.

شش ماه پس از آنکه اسرائیل اعلام کرد آخرین رویاروئی او با ایران، تهدید جمهوری اسلامی را به طور قابل توجهی کاهش داده است، تهران در حال ِ باز سازی برنامه‌های هسته ای و موشک های بالستیک خود است. بنابراین، بازدارندگی، مانند دوره های پیشین، بیشتر موقتی به نظر می‌رسد تا دگرگون کننده. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، مدت هاست که معتقد است تنها فشار پایدار - که در حالت ایده‌آل به اقدام قاطع ایالات متحده منجر می‌شود - می‌تواند مسیر استرا تژیک ایران را اساساً نغییر دهد. به گفته وی، تضعیف هر چه بیشتر ِ زیر ساخت های هسته ای و موشک های بالستیک ِ ایران، حتی اگر بلافاصله رقابت منطقه ای را حل نکند، یک موفقیت تاریخی خواهد بود. و طبیعتاً فرض اساسی این است که انباشت شکست ها ی نظامی در نهایت تهران را مجبور به تجدید نظر در استراتژی خود خواهد کرد.

باید توجه داشت که بعید است مسیر سیاست اسرائیل در قبال ایران، پس از انتخابات [ اسرائیل] - صرف نظر از اینکه چه کسی نخست وزیر شود - تغییر چشمگیری کند. تمرکز راهبردی بر مسأله ی ایران چنان مزایای سیاسی و امنیتی ای برای نظام اسرائیل به همراه دارد که بعید است هیچیک از رهبران اصلی، آن را کنار بگذارند یا سرمایه‌گذاری برای مقابله با تهدیدهای ایران را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

ایران به عنوان یک اصل سازمان دهنده و وحدت بخش در سیاست امنیت ملی اسرائیل عمل می کند. این امر اجماع سیاسی گسترده ای ایجاد کرده است : تداوم هزینه‌های دفاعی را توجیه می نماید و با نظریه ی امنیتی ی پس از۷ اکتبر ۲۰۲۳- که بر اقدام پیش دستانه و به حداقل رساندن ریسک تأکید دارد - همسو است. از این منظر، پرونده ی ایران به یک چهره ی خاص وابسته نیست، بلکه در فرهنگ راهبردی این کشور، نهادینه شده است.

اگر حکومت ایران با ثبات بماند و پیشبرد توانمندی‌های هسته ای و موشکی خود را ادامه دهد، اسرائیل احتمالاً بر اساس اصلی عمل خواهد کرد که پس از ۷ اکتبر تثبیت شده است : ارزیابی تهدید ها نه بر پایه ی خواسته‌های اعلام شده، بلکه بر مبنای توانمندی‌های اثبات شده بررسی خواهد شد.ضربه ی ناشی از غافلگیری راهبردی [ پس از۷ اکتبر ۲۰۲۳]، نظریه ی مبتنی بر توانمندی‌ها را عمیقاً تقویت کرده است. در چنین شرایطی، تصور شکل‌گیری چالشی داخلی و معنا داردر اسرائیل علیه رویکردی فعالانه تر و یا حتی پیشگیرانه در برابر ایران، دشوار است. همین همگامی، میزان خطر پذیری و تشدید تنش ِ اسرائیل را در سال‌های پیش رو، تعیین خواهد کرد. ع.ش

***

و اینک مقاله ی دنی سیترینوویچ ، با عنوان ِ « ایران می‌تواند ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه به بمب هسته ای دست یابد» را که در هفته نامه ماریان ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده است، می خوانیم :

این هشدار ِ دنی سیترینوویچ ، رئیس سابق پرونده ایران در اداره اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر INSS [ مؤسسه مطالعات امنیت ملی در اسرائیل] است که در کنفرانس ِ بنیاد ژان ژورس[ اندیشکده ای است که در سال ۱۹۹۲توسط وزیر سوسیالیست فرانسه تاسیس شده است] در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، ابراز داشت. او ارزیابی دقیقی از جنگ علیه ایران ارائه داد. او می‌گوید : با توجه به اینکه رژیم هنوز پا برجاست، و مسئله ی هسته ای حل نشده و حوثی ها فعالانه در میدان هستند و موفقیت نظامی نتایج مطلوب را به همراه نداشته است؛ ممکن است رویاروئی ها ی جدیدی در پی آن رخ دهد.

حذف خامنه ای باعث فروپاشی مورد انتظار نشد

برای او، نتیجه واقعی یک جنگ، با تعداد ِ اهداف نابود شده سنجیده نمی شود، بلکه با اهدافی که به دست می‌آید سنجیده می شود. و به گفته او، اهداف اصلی به ثمر نرسیده اند. جمهوری اسلامی هنوز پا برجاست، مسأله هسته ای حل نشده باقی‌مانده است و شبکه ی متحدان تهران، از جمله حوثی ها در یمن، خنثی نشده ا ند.

roozblarge.jpgاز «یکی برای همه، همه برای یکی» تا نفت ما نه، نفت شما هم نه

در «سه تفنگدار» الکساندر دوما، دارتانیان و سه همراهش شعاری دارند که بعدها به نماد رفاقت و همبستگی بدل شد؛ در ترجمه رایج فارسی: «یکی برای همه، همه برای یکی.» یعنی خطر یکی، خطر همه است و هیچ‌کس دیگری را در میدان تنها نمی‌گذارد.

اما در سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی، طی سال‌ها فرمول دیگری بارها تکرار شده که می‌توان آن را وارونه همان عبارت دانست: اگر ما نتوانیم، دیگران هم نباید بتوانند. اگر نفت ما صادر نشود، نفت دیگران نیز نباید صادر شود؛ اگر امنیت ما تامین نشود، زیرساخت دیگران هم نباید امن بماند؛ و اگر هواپیمای ما نتواند پرواز کند، دیگران نیز نباید امکان پرواز داشته باشند.

«دکترین همه یا هیچ‌کس» نام رسمی هیچ سند اعلام‌شده‌ای در جمهوری اسلامی نیست. این تعبیر، یک عنوان تحلیلی برای الگویی تکرارشونده در سخنان مقام‌های مختلف است. پرسش این است که آیا تکرار یک منطق واحد در نفت، کشتیرانی، امنیت، زیرساخت و هوانوردی آن‌قدر منسجم شده که بتوان از یک دکترین غیررسمی سخن گفت؟

ریشه روشن این منطق دست‌کم به سال ۲۰۱۸ بازمی‌گردد. حسن روحانی در واکنش به تلاش آمریکا برای رساندن صادرات نفت ایران به صفر گفت اگر جلوی صادرات نفت ایران گرفته شود، نفتی نیز از خلیج فارس صادر نخواهد شد. علی خامنه‌ای همان سال مضمون «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچ کشور منطقه‌ای صادر نخواهد شد» را «سیاست و رویکرد نظام» توصیف کرد.

در ۲۰۲۶ این زبان صریح‌تر شد. محمدباقر قالیباف نوشت: «معادله این جنگ مشخص است: یا همه یا هیچکس» و افزود: «در منطقه‌ای که ما نفت نفروشیم، کسی نفت نخواهد فروخت. اگر امنیت ما تامین نشود، هیچ زیرساختی ایمن نخواهد بود.» چند هفته بعد همین منطق به آسمان رسید؛ محمد مخبر نوشت: «پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است یا برای هیچکس.

سیاست برای چیست؟ دارکوب

| No Comments

darkoob.jpgدرباره زندگی، آزادی و اشتباهی که سیاست را به هدف تبدیل کرد

شاید یکی از اشتباه‌های دیرپای ما این بوده است که سیاست را بیش از اندازه جدی گرفته‌ایم.

نه به این معنا که سیاست مهم نیست. تصمیم سیاسی می‌تواند جنگ یا صلح بسازد، آزادی را حفظ یا نابود کند، ثروت یک ملت را افزایش دهد یا نسل‌ها را فقیر کند. مسئله دقیقاً همین است: سیاست مهم است، اما اهمیتش ابزاری است، نه ذاتی.

سیاست برای سیاست نیست. حکومت برای حکومت نیست.

استقلال، جمهوری، سلطنت، دموکراسی، انتخابات و حتی قانون اساسی هیچ‌کدام به خودی خود مقصد نیستند. همه اینها، در بهترین حالت، ابزارهایی هستند برای اینکه انسان بتواند فردا کمی بهتر از امروز زندگی کند.

اگر چنین نکنند، باید درباره ارزششان شک کرد.

ممکن است گفته شود که اتفاقاً برای رسیدن به همین زندگی بهتر است که شکل سیاست اهمیت پیدا می‌کند؛ مثلاً جمهوری یا دموکراسی را می‌خواهیم چون آزادی و رفاه بیشتری می‌آورد. اگر قرار بود از هیچ، دولتی بسازیم، این استدلال قابل فهم بود. اما مسئله ما چنین نبوده است. نظمی وجود داشته که، با همه کاستی‌هایش، سیاست را در خدمت بهتر شدن زندگی قرار داده بود؛ اما ما به جای سنجیدن آن با حاصلش، خودِ شکل سیاست را معیار کردیم. وسیله آرام‌آرام جای غایت نشست و کار به جایی رسید که به جای آنکه سیاست را با کیفیت زندگی بسنجیم، کیفیت زندگی را با «درستی سیاست» توجیه کردیم.

شاید یکی از خطرناک‌ترین خطاهای ما همین بود که آنچه ساخته شده بود را بدیهی فرض کردیم. مدرسه و دانشگاه، راه و صنعت، دستگاه اداری، امنیت و گسترش حقوق اجتماعی را «حداقل‌هایی» دانستیم که گویا هر حکومتی، صرف‌نظر از ماهیت و توانش، ناگزیر آنها را حفظ خواهد کرد.

پس تمام آنچه موجود بود با کاستی‌های واقعی‌اش سنجیده شد، اما آنچه قرار بود جایش بنشیند با آرزوهایش.

گویی می‌شد بر سر حاصل چند دهه ساختن قمار کرد، چون شکل سیاسی مطلوب نبود. شاید آدم معمولی، آنکه نه تریبونی دارد و نه نامی در سپهر روشنفکری، گاه بهتر می‌فهمد که هیچ‌یک از اینها بدیهی نیست؛ چون هزینه خراب شدن نظریه‌ها را نه در مقاله، که در زندگی خودش می‌پردازد.

شاید از همین‌جا بسیاری از اختلاف‌های سیاسی ما صورت دیگری پیدا کنند. ما غالباً درباره شکل ظرف بحث کرده‌ایم و محتوای آن را فراموش کرده‌ایم. اینکه حکومت جمهوری باشد یا سلطنتی، مستقل باشد یا در اتحاد با قدرت‌های دیگر، رئیس دولت چگونه انتخاب شود و حتی قدرت از چه مسیری به دست آمده باشد، همگی پرسش‌های مهمی‌اند؛ اما پیش از همه آنها سؤال ساده‌تری وجود دارد:

این نظم سیاسی با زندگی انسان چه می‌کند؟ محتوای زندگی است که اهمیت دارد.

hafez.jpgچکیده

این مقاله با بررسی و مقایسهٔ اشعار حافظ، نگاه او را به پیامبر اسلام و نهاد پیامبری بررسی می‌کند. با مقایسهٔ دیوان حافظ با آثار سعدی و مولوی، مشخص می‌شود که حافظ برخلاف سنت شاعران هم‌عصر خود، هیچ شعر مستقلی در ستایش پیامبر اسلام نسروده است. او در حالی که برای پادشاهان زمان خود مثل شاه شجاع مداحی‌های مفصل کرده و عالی‌ترین صفات را به آن‌ها نسبت داده، دربارهٔ پیامبر اسلام تنها در سه بیت سخن گفته که هیچ‌کدام هم مدح پیامبر نیستند. این مقاله نشان می‌دهد که این سکوت، اتفاقی یا از سرِ «پرهیز از ریا» نبوده، بلکه نشانهٔ موضع‌گیری آگاهانهٔ حافظ نسبت به دین رسمی و نهاد پیامبری است. همچنین با نقد ادعای محمد گل‌اندام، نشان داده می‌شود که یکی از دلایل اصلیِ جمع‌آوری نشدن دیوان در زمان حیات حافظ، ترس او از برملا شدن همین باورها و به خطر افتادن جانش بوده است.

۱. مقدمه: چطور باورهای دینی یک شاعر را بشناسیم؟

شناخت حافظ کار ساده‌ای نیست؛ چرا که برداشت‌های مختلف و گاه متناقضی از شخصیت و باورهای دینی او وجود دارد. بخشی از این تفاوت‌ها به دلیل تعبیرپذیر بودن شعر حافظ است و بخشی دیگر به پیش‌داوری‌های حافظ‌پژوهان برمی‌گردد. اما وجود ابیات متعددی که با ظاهر شریعت ناسازگارند، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا حافظ اساساً به شریعت رسمی باور داشته است یا نه؟

شاید بهترین راه برای پاسخ به این پرسش، مقایسهٔ حافظ با دیگر شاعران بزرگ و رجوع به اشعاری باشد که شاعران در اقرار به باورهای خود می‌سرایند. برای نمونه، سعدی در دیباچهٔ گلستان به روشنی به توحید و نبوت اقرار می‌کند و می‌نویسد:

madani.jpgخبرنامه گویا - سعید مدنی، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی، با انتقاد از سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی می‌گوید حکومت به جای کاهش فقر، نابرابری و بهبود رفاه مردم، منابع کشور را صرف غنی‌سازی اورانیوم و ساخت تأسیسات زیرزمینی می‌کند.

مدنی تأکید می‌کند که انتخاب غنی‌سازی به‌عنوان اولویت، به معنای پذیرش پیامدهایی مانند تحریم‌های اقتصادی و فشار بیشتر بر معیشت مردم است. به گفته او، وقتی حکومت چنین مسیری را انتخاب می‌کند، در واقع کاهش فقر، افزایش رفاه و توسعه کشور را در اولویت قرار نداده است.

او همچنین با انتقاد از تأمین کسری بودجه دولت از طریق چاپ پول می‌گوید این سیاست به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم منجر می‌شود؛ پیامدهایی که دولت از آنها آگاه است، اما عملاً برای جبران کسری بودجه «دست در جیب مردم می‌کند».

flight.jpg

تصاویر تازه منتشرشده از فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، یک هواپیمای آسیب‌دیده و دود برخاسته از آن را پس از حملات موشکی حوثی‌های یمن نشان می‌دهد. خبرگزاری رویترز نیز به نقل از منابع آگاه گزارش داده که یک هواپیمای ظاهراً بدون سرنشین در این فرودگاه دچار آتش‌سوزی شده و آتش آن مهار شده است.

یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، روز پنجشنبه ۱۶ مهر اعلام کرد که نیروهای این گروه با موشک بالستیک فرودگاه ریاض را هدف قرار داده‌اند.

این حملات موجب اختلال گسترده در پروازها شده و شرکت‌هایی از جمله لوفت‌هانزا و ایر ایندیا پروازهای خود به ریاض را به حالت تعلیق درآورده‌اند

از منتقد پوتین تا مخالفان جمهوری اسلامی؛ وقتی چپ افراطی به راست افراطی می‌رسد!

گری کاسپاروف، قهرمان پیشین شطرنج جهان و از سرسخت‌ترین منتقدان ولادیمیر پوتین، با بازنشر تصویری از یک حساب کاربری ایرانی، متعلق به یکی از مخالفان جمهوری اسلامی در شبکه ایکس، به تناقض‌های چپ افراطی غرب تاخت.

casptwtlarge.jpg

کاسپاروف نوشت تا پیش از مشاهده دفاع چپ‌گرایان افراطی غربی از روسیه فاشیستی پوتین، تصور نمی‌کرد ضدآمریکایی‌بودن تا این اندازه در مواضع آنها ریشه داشته باشد؛ همان‌هایی که روزگاری با حرارت از اتحاد جماهیر شوروی دفاع می‌کردند، حالا به مدافعان پوتین تبدیل شده‌اند.

تصویر بازنشرشده نیز با کنار هم قرار دادن نازیسم، اسلام‌گرایی و کمونیسم، بر نقاط اشتراک ادعایی آنها تأکید دارد؛ تصویر از جایی که ظاهراً پرچم‌ها و شعارها عوض می‌شوند، اما دشمنی با غرب همچنان وجه مشترک باقی می‌ماند. از دید او در این میان، جمهوری اسلامی هم می‌تواند از داشتن چنین هم‌فکرانی در دو سر طیف سیاسی جهان خرسند باشد!

sis.jpgاختصاص بیش از ۱۱۰ هکتار از اراضی بندر چابهار به افغانستان؛ زنگنه: افغانستان سرزمینی متعلق به خود در چابهار خواهد داشت

ایندیپندنت فارسی - محسن زنگنه، نماینده تربت حیدریه و رئیس کمیسیون ویژه اصل ۴۴ در مجلس شورای اسلامی، از توافق با وزارت صنعت برای واگذاری اراضی در بندر چابهار به کشور افغانستان خبر داد.

او در گفتگو با تلویزیون سحر افغانستان اعلام کرد که پیرو مذاکرات انجام‌شده با وزیر صنعت و تجارت طالبان، مقرر شده است حدود ۱۰ هکتار زمین در حاشیه آب‌های بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در مرحله نخست در محدوده منطقه ویژه اقتصادی این بندر به افغانستان اختصاص یابد تا دولت افغانستان با سرمایه‌گذاری در این اراضی، زیرساخت‌های لازم برای ترانزیت کالاهای خود به سمت دریا را ایجاد کند. او گفت: «در گفتگو با وزیر صنعت [طالبان] توافق کردیم که افغانستان بتواند در بندر چابهار در منطقه آزاد، یک سرزمین متعلق به خودش داشته باشد.»



زنگنه با اشاره به درخواست طرف افغانستانی برای دریافت زمین‌های بیشتری در حاشیه دریا افزود که به دلیل محدودیت‌های موجود در سواحل، این موضوع با چالش‌هایی مواجه است، اما پیگیری‌ها برای نهایی‌سازی این توافق ادامه دارد. او اختصاص این اراضی را در راستای توافقنامه امضا شده در سال ۱۳۹۵ میان ایران، هند و افغانستان دانست؛ این در حالی است که با بازگشت طالبان و سقوط جمهوری افغانستان، اعتبار این توافقنامه و تعهدات ذیل آن نیز مورد پرسش قرار گرفته بود.

IMG_7115.jpegتقدیم به خانم کیانی گرامی

ندیده ام تا کنون هیچ شاعری چهره ی وحشت را ترسیم کند.

حافظ ما گفته شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل و این اوج تجربه ی شاعر است از ترس و وحشت اما من که شاعر نیستم هرگاه یاد ۷ اکتبر می افتم که لشکریان حماس به خانه های مردم هجوم بردند و زدند و کشتند و سوختند و روی مغول را سفید کردند و یادم می آید که زن و مرد و پیر و جوان و کودک در اتاق های امن
با چشمان دریده از وحشت به صدای نعره های آدمخوران پشت در گوش می دهند و بر خود می لرزند و مرددند که آیا در را بگشایند و رحمانیت و راستگویی اسلام را باور کنند و یا در همان جا که هستند بمانند شاید کسی به کمک شان بیاید و نجات شان دهد.... باری می ترسم.

نه از آن ترس ها که دقایقی بعد از یاد می رود بل از آن ترس ها که به طور ناگهانی مو را سفید می کند.

تصاویر آن روز را که دیدم از خودم خجالت کشیدم که چرا نتوانستم از سال انقلاب شوم ۵۷ تا الان حکومت آدمخوران را از پای بیندازم تا شاهد چنین کشتاری نباشم.

من شرمنده ام از تو ای کودک ای زن ای مرد. من هم به خاطر بی عرضگی ام مسوول ام. ۵۰ سال جنگ بی پیروزی و سراسر شکست مرا هم فرسوده کرده است و جز چند قطره اشک برای جان ترسیده ات چیزی برای نثار به تو ندارم.

gold.jpgخبرنامه گویا - به گزارش انصاف نیوز در حالی که جهش قیمت طلا باعث افزایش شمار طلافروشی‌ها در اصفهان شده، رئیس اتحادیه طلا و جواهر این شهر از رکود شدید بازار، تعطیلی واحدهای صنفی و فروش طلا از سوی مردم برای تأمین هزینه‌های ضروری زندگی خبر داده است.

حمیدرضا نیکخواه، رئیس اتحادیه طلا و جواهر اصفهان، در گفت‌وگو با سایت «اصفهان زیبا» گفته است افزایش قیمت طلا برخلاف تصور عمومی به معنای رونق کسب‌وکار طلافروشان نیست و بسیاری از واحدهای فروش و کارگاه‌های تولیدی با کاهش شدید تقاضا، کم‌کاری و بیکاری روبه‌رو شده‌اند.

به گفته او، گرایش به راه‌اندازی طلافروشی در سال‌های اخیر افزایش یافته، اما بسیاری از تازه‌واردان پس از مواجهه با هزینه‌های سنگین و نبود مشتری، ناچار به تعطیلی کسب‌وکار خود می‌شوند.

این مقام صنفی تأکید کرده است که کاهش قدرت خرید مردم بازار را در رکود فرو برده و بخش قابل‌توجهی از مراجعه‌کنندگان به طلافروشی‌ها نه برای خرید، بلکه برای فروش طلا و تأمین نقدینگی مورد نیاز زندگی مراجعه می‌کنند.

گزارش «اصفهان زیبا» همچنین نشان می‌دهد که ویترین طلافروشی‌ها تغییر کرده است. سرویس‌های سنگین ۴۰ تا ۸۰ گرمی جای خود را به زنجیرهای باریک، انگشترهای ساده و زیورآلات چندگرمی داده‌اند. تولیدکنندگان و حتی برندهای بزرگ نیز برای جلوگیری از تشدید رکود، به ساخت طلاهای سبک‌تر و کاهش اجرت ساخت روی آورده‌اند.

هم‌زمان، تقاضای باقی‌مانده در بازار بیشتر به سمت طلای آب‌شده، طلای دست‌دوم و سکه‌های کوچک سوق پیدا کرده است؛ خریدارانی که به‌جای خرید زیورآلات، به دنبال حفظ ارزش پس‌انداز خود در برابر کاهش ارزش پول هستند.

"فرایند سقوط جمهوری حکومت آغاز شده و «پایان شب سیه سپید است"

***

messi.jpgایندیپندنت فارسی - کریستیانو رونالدو، ستاره فوتبال باشگاه النصر عربستان سعودی، پس از خداحافظی لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین، زیر عکس خداحافظی او در اینستاگرام پیامی نوشت و برای دستاوردهایش با آرژانتین ابراز احترام کرد.

رونالدو نوشت: «لئو، سال‌های زیادی از کشورت دفاع کردی و داستانی رقم زدی که برای همیشه باقی خواهد ماند. برای تمام آنچه با آرژانتین به دست آورده‌ای، احترام قائلم. در آغوشت می‌گیرم.»


مسی، ستاره فوتبال آرژانتین، روز سه‌شنبه در دیداری دوستانه برابر بنین در ورزشگاه مونومنتال بوئنوس‌آیرس برای آخرین بار با پیراهن تیم ملی آرژانتین به میدان رفت و با یک گل و دو پاس گل به پیروزی تیمش کمک کرد.

دوران حضور مسی در تیم ملی آرژانتین بیش از دو دهه ادامه داشت و با قهرمانی در جام جهانی و دو قهرمانی در کوپا آمریکا همراه شد.

مسی با هشت توپ طلا، پرافتخارترین بازیکن تاریخ این جایزه است و دوران ملی خود را پس از سال‌ها حضور در بالاترین سطح فوتبال جهان به پایان رساند.

sokho2.jpgخبرنامه گویا - ارتش جمهوری اسلامی ویدیویی تبلیغاتی برای جذب خلبانان جوان منتشر کرده است؛ اما یک جزئیات در فرم‌های استخدام توجه‌ها را جلب کرده: از داوطلبان خواسته شده میزان تسلط خود به زبان روسی را اعلام کنند.

این موضوع گمانه‌زنی‌ها را درباره آماده‌سازی نسل تازه‌ای از خلبانان ایرانی برای آموزش با جنگنده‌های روسی، از جمله خانواده سوخو، تقویت کرده است.

تهران در سال‌های اخیر همکاری نظامی خود با مسکو را گسترش داده و پیش‌تر جنگنده‌های آموزشی یاک-۱۳۰ روسی را تحویل گرفته است. مقام‌های ایرانی همچنین خرید سوخو-۳۵ را تأیید کرده‌اند و در سال ۲۰۲۵ یک نماینده مجلس از ورود جنگنده‌های میگ-۲۹ روسی به ایران و در راه بودن سوخو-۳۵ها خبر داد

hacker.jpgایندیپندنت فارسی - پلیس مونته‌نگرو اعلام کرد که یک مرد ایرانی متهم به مشارکت در پروژه هک بیش از ۱۵۰ دانشگاه و شرکت آمریکایی از طرف سپاه پاسداران و سرقت اطلاعاتی به ارزش بیش از ۳ میلیارد دلار، از مونته‌نگرو به ایالات متحده مسترد شده است.

امیر براتی ۴۰ ساله که تابعیت ترکیه را نیز دارد، قرار است با اتهامات کلاهبرداری اینترنتی و رایانه‌ای در دادگاه فدرال ناحیه جنوبی نیویورک روبرو شود؛ جایی که او و ۱۶ تبعه دیگر ایرانی در ماه اوت در یک کیفرخواست اصلاح‌شده متهم شده بودند. پلیس مونته‌نگرو براتی را در ماه ژوئن به درخواست اف‌بی‌آی بازداشت کرده بود. استرداد وی دستاوردی مهم برای مجریان قانون آمریکا به شمار می‌رود، چرا که هکرهای ایرانی به ندرت در دادگاه‌های آمریکا محاکمه می‌شوند.

بر اساس کیفرخواست صادرشده، براتی و همدستانش از سال ۲۰۱۳ در کارزاری چندساله برای سرقت داده‌ها از دانشگاه‌ها و شرکت‌های جهان مشارکت داشته و به حدود ۸۰۰۰ حساب ایمیل متعلق به استادان در آمریکا، اروپا و نقاط دیگر نفوذ کرده‌اند. ارزش دارایی‌های فکری و داده‌های سرقت‌شده حدود ۳.۴ میلیارد دلار برآورد شده است.

به گفته دادستانی آمریکا، براتی در ردیابی روند هک دانشگاه‌ها و تهیه فهرست اهداف بخش خصوصی کمک کرده است. از جمله شرکت‌های خصوصی آسیب‌دیده می‌توان به ۱۱ شرکت فناوری و دو پیمانکار دفاعی اشاره کرد که بسیاری از این نفوذها به نمایندگی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شده است.

eshagh.jpgاز کاسبان تحریم تا محاصره دریایی

ایران وایر - «اسحاق جهانگیری»، معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم، در گفت‌وگویی تفصیلی با تلویزیون «اکوایران»، ابعاد تازه‌ای از ناکارآمدی ساختار تصمیم‌گیری، هزینه‌های هنگفت تحریم‌ها بر معیشت مردم، رانت خواران تحریم و ورود مواجهه ایران و آمریکا به مرحله بی‌سابقه «محاصره دریایی» را تشریح کرد. جهانگیری با نقد جدی تاخیر در اتخاذ «تصمیم‌های سخت» و کارشکنی رسانه‌ای علیه دیپلماسی، بر ضرورت انسجام ملی و تشکیل کمیته‌های ویژه برای عبور از بحران تاکید کرد. خلاصه‌ای از این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید.

نظام تصمیم‌گیری؛ فلج در برابر «تصمیم‌های سخت»

جهانگیری با اشاره به وضعیت رکود تورمی و ناترازی‌های گسترده در بخش انرژی، بودجه و نظام بانکی، ریشه بخش مهمی از مشکلات اقتصادی کشور را در «تأخیر در تصمیم‌گیری» می‌داند.

او دراین‌باره تاکید کرده‌است: «امروز تورم، یک تورم بالایی است و آثار اصلی‌اش هم در زندگی مردم است؛ هزینه‌های زندگی خانوار را بالا می‌برد و زندگی بر طبقات حقوق‌بگیر و طبقات ضعیف جامعه سخت می‌شود. ما در یک رکود تورمی هستیم، چون رشد اقتصادی منفی و تورم بالا می‌تواند به خیلی از بخش‌های دیگر اقتصادی آسیب بگذارد. همچنین ناترازی‌ها، مخصوصاً ناترازی انرژی، ناترازی بودجه و نظام بانکی، جزو موضوعاتی است که اقتصاد کشور را تحت تأثیر و فشار قرار می‌دهد.»

شایعه آزادی تتلو

| No Comments

tattelo.jpgخبرنامه گویا - در پی انتشار موج تازه‌ای از خبرها درباره احتمال عفو و آزادی امیرحسین مقصودلو، معروف به «تتلو»، وکلای او اعلام کردند که تا این لحظه هیچ ابلاغ یا سند مکتوبی درباره آزادی، عفو یا تغییر وضعیت قضایی این خواننده زندانی دریافت نکرده‌اند.

شایعات تازه پس از انتشار مطلبی در صفحه یوتیوب منتسب به تتلو بالا گرفت. در این مطلب ادعا شده بود که دادستان و رئیس کل دادگستری گفت‌وگوهای «مثبتی» با او داشته‌اند و در صورت ارائه گزارش مناسب، امکان آزادی‌اش وجود دارد. پس از آن نیز در صفحه‌ای که از سوی خانواده تتلو اداره می‌شود، ادعایی درباره عفو او منتشر شد که بر اساس آن، آزادی این خواننده به پاک کردن تتوهای بدنش ظرف دو ماه مشروط شده است. هیچ مرجع قضایی تاکنون چنین شرطی را تأیید نکرده است.

نسیم مقصودلو، خواهر تتلو، اما ساعاتی بعد خبر آزادی برادرش را تکذیب کرد. به گفته او، ویدئویی که به‌عنوان خبر تازه عفو و آزادی تتلو بازنشر شده، مربوط به گذشته است.

او همچنین گفته برخی محتواهایی که در این باره در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است:

وکلای تتلو نیز به تسنیم گفته‌اند هیچ سند رسمی درباره تغییر وضعیت او دریافت نکرده‌اند؛ بنابراین، دست‌کم تا روز چهارشنبه ۱۵ مهر، خبر عفو یا آزادی او تأیید نشده است.

پرونده تتلو طی ماه‌های گذشته بارها با اخبار ضدونقیض همراه بوده است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی پیش‌تر اعلام کرده بود حکم اعدام او در پرونده اتهام «سب‌النبی» تأیید و قابل اجرا شده، اما هم‌زمان درخواست‌های وکلای او، از جمله پذیرش «توبه» و بررسی مجدد حکم، در دستور کار قرار گرفته است.

در ادامه این روند، وکلای تتلو اعلام کردند دادگاه «توبه» او را احراز کرده و پرونده برای تصمیم نهایی به رئیس قوه قضاییه ارسال شده است. آخرین گزارش‌های پیش از موج تازه شایعات نیز حاکی از آن بود که تصمیم نهایی درباره این درخواست هنوز اعلام نشده است.

aliD.jpgخبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد که پس از حضور علی دایی و همسرش در یک مراسم در قم، تالار محل برگزاری مراسم به‌دلیل آنچه فارس «رعایت نکردن حجاب از سوی همسر علی دایی» عنوان کرده، با دستور دادستان قم پلمب و برای برگزارکنندگان پرونده قضایی تشکیل شده است.

این خبرگزاری به نقل از قرارگاه امنیتی سجاد نوشت برگزاری مراسم در یکی از تالارهای قم به دلیل آنچه «عدم رعایت قوانین و ضوابط مرتبط و حضور افراد خاص و مکشفه‌ها» خوانده شد، اعتراض حامیان حکومت را در پی داشته است.

بر اساس این گزارش، پلیس اماکن با دستور مستقیم دادستان قم محل برگزاری مراسم را پلمب کرد و برای برگزارکنندگان نیز پرونده قضایی تشکیل شد.

shhom.jpgشهرام همایون در برنامه «آخرین لحظه پلاس» از تلویزیون کانال یک، به بررسی گزارش تازه آتلانتیک درباره احتمال حمله آمریکا به ایران و پیام‌های ضدونقیض مقام‌های دولت ترامپ می‌پردازد.

از بررسی گزینه‌های نظامی علیه جمهوری اسلامی در پنتاگون تا موضع تازه جی‌دی ونس درباره غنی‌سازی اورانیوم، اختلاف اظهارات ترامپ و ونس درباره ماجرای پرواز فلای‌دوبی و ابهام در جابه‌جایی بمب‌افکن‌های آمریکایی؛ آیا واشنگتن برای حمله آماده می‌شود یا اختلاف‌نظر در دولت ترامپ بر سر نحوه برخورد با جمهوری اسلامی بالا گرفته است؟

محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک*
***

mooshaki.jpgجمهوری اسلامی برای بازسازی تولید موشک و پهپاد با چالش‌های جدی روبه‌رو است

ایندیپندنت فارسی - جمهوری اسلامی از سال ۲۰۲۴ تاکنون شمار زیادی موشک بالیستیک، کروز و پهپاد در حملات منطقه‌ای مصرف کرده و هم‌زمان، حملات اسرائیل و آمریکا در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ بخش مهمی از صنایع موشکی و پهپادی، پرتابگرها، مراکز پژوهشی و زنجیره‌های تامین ایران را هدف قرار داده‌اند.

در حالی که تهران مدعی ادامه تولید و توسعه این تسلیحات است، پرسش اصلی این است که جمهوری اسلامی با چه سرعتی می‌تواند ذخایر مصرف‌شده را جایگزین و زیرساخت‌های آسیب‌دیده را بازسازی کند. حکومت ایران در کوتاه‌مدت احتمالا می‌تواند با استفاده از قطعات ذخیره‌شده پیش از جنگ، صدها موشک و پهپاد مونتاژ کند، اما ادامه تولید در مقیاس بالا نیازمند بازسازی گسترده صنایع آسیب‌دیده است.

برآوردها نشان می‌دهد حملات سال‌های اخیر بیش از ۴۰ مرکز مرتبط با موشک‌های بالستیک، نزدیک به ۲۰ مرکز مرتبط با موشک‌های کروز و بیش از ۲۰ مرکز پهپادی را هدف قرار داده‌اند. بخش‌های گلوگاهی مانند سامانه‌های هدایت، موتور و پیشران، کلاهک، بدنه، پرتابگر و خطوط مونتاژ نهایی نیز از اهداف اصلی بوده‌اند.

آسیب‌ها فقط ظرفیت تولید را کاهش نداده‌اند؛ بلکه توان جمهوری اسلامی برای توسعه نسل‌های جدید و ارتقای برد، دقت، قدرت تخریب و توان عبور موشک‌ها و پهپادها از سامانه‌های دفاعی را نیز محدود کرده‌اند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این حملات، ضربه به زنجیره تامین داخلی و کاهش خودکفایی صنایع هوافضای ایران است. بخش‌هایی که جمهوری اسلامی طی دهه‌ها برای بومی‌سازی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده بود، از موتورهای موشکی و تجهیزات هدایت گرفته تا مواد پیشران، موتور پهپاد و الیاف کربن، هدف قرار گرفته‌اند.

در نتیجه، وابستگی تهران به تامین‌کنندگان خارجی احتمالا افزایش خواهد یافت. بازسازی صنعت موشک‌های بالستیک نیز به دلیل پیچیدگی فنی و دشواری پنهان‌سازی تاسیسات، بسیار دشوارتر از احیای تولید پهپاد است.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

جمهوری اسلامی احتمالا برای راه‌اندازی دوباره خطوط تولید، بیش از گذشته به چین، روسیه و احتمالا کره شمالی و همچنین شبکه‌های خرید غیرقانونی برای تهیه موتور، قطعات الکترونیکی، مواد اولیه، تجهیزات هدایت و ماشین‌آلات تولید و آزمایش متکی خواهد شد.

در مجموع، تهران ممکن است در کوتاه‌مدت بخشی از توان موشکی و پهپادی خود را احیا کند، اما بازگشت به ظرفیت پیشین و تولید نسل‌های جدید با موانع جدی فناورانه، صنعتی، اقتصادی، لجستیکی و امنیتی روبه‌رو است.

برگرفته از نشریه «وار آن د راکز»

seppish.jpgایران اینترنشنال - محمد اکرمی‌نیا، سخنگوی ارتش، اعلام کرد جمهوری اسلامی «عملیات‌های پیش‌دستانه علیه دشمن» انجام داده است و در صورت لزوم، برای جلوگیری از «هرگونه تجاوز و تعرض»، این عملیات‌ها را تکرار خواهد کرد.

سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی گفت: «حمله به پایگاه آمریکا در اردن، پیش‌دستانه بود و ابتکار عمل را از آن‌ها گرفت.»

او در این‌باره افزود: «عملیات پیش‌دستانه با رعایت اصولی از جمله ضرورت، فوریت و تناسب، مشروع است و بانک اهدافی از دشمنان را مرتب به‌روزرسانی می‌کنیم.»

اکرمی‌نیا در ادامه اعلام کرد: «آمریکایی‌ها جرات تجاوز زمینی پیدا نخواهند کرد، اما اگر این احتمال به وقوع بپیوندد، حتما آسیب‌پذیری آن‌ها بسیار بیشتر خواهد شد.»

او همچنین درباره تنگه هرمز گفت: «نیروهای آمریکایی جرات نمی‌کنند شناورهای خود را از فاصله ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلومتری به سواحل ما نزدیک‌تر کنند.»

او در ادامه افزود باز بودن تنگه هرمز «یک ادعا و دروغ بزرگ» است که شخص رییس‌جمهوری آمریکا روزانه «در کنار هزاران دروغ» دیگر بیان می‌کند.

vance.jpgخبرنامه گویا - سخنان تازه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، درباره آینده برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی بار دیگر پرسش‌هایی را درباره موضع واقعی دولت ترامپ در قبال غنی‌سازی اورانیوم در ایران مطرح کرده است.

ونس در گفت‌وگوی اختصاصی با رویترز گفت جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق و پایان جنگ باید ظرفیت غنی‌سازی خود را به‌طور «معناداری» کاهش دهد. او در عین حال نگفت که واشنگتن همچنان بر اصل «غنی‌سازی صفر» اصرار دارد؛ موضوعی که بلافاصله توجه ناظران پرونده هسته‌ای ایران را جلب کرد. رویترز نیز گزارش داده است که آمریکا خواهان اقدامات عملی، از جمله کاهش یا احتمالا حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالا است، اما اظهارات ونس به‌صراحت خواستار برچیدن همه ظرفیت غنی‌سازی نشده است.

لارنس نورمن، خبرنگار ارشد وال‌استریت ژورنال و از شناخته‌شده‌ترین خبرنگاران حوزه پرونده هسته‌ای ایران، این سخنان را یک «تغییر موضع قابل‌توجه» توصیف کرد. او نوشت ظرفیت فعلی غنی‌سازی جمهوری اسلامی اکنون «صفر یا نزدیک به صفر» است؛ بنابراین وقتی ونس از «کاهش ظرفیت» سخن می‌گوید، معنای عملی آن می‌تواند پذیرش بازسازی نوعی ظرفیت غنی‌سازی برای تولید اورانیوم با غنای پایین باشد.

نورمن افزود هنوز مشخص نیست چنین ترتیبی تحت چه شرایطی انجام خواهد شد، اما از نگاه او یک نکته روشن است: «غنی‌سازی صفر در کار نخواهد بود.»

syriaSaudi.jpgخبرنامه گویا - سوریه ممکن است برای کمک به عربستان سعودی در جنگ با حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، نیرو اعزام کند. این احتمال در حالی مطرح شده که حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها به شهرها و فرودگاه‌های عربستان شدت گرفته و طی هفته جاری دست‌کم سه نفر در این حملات کشته شده‌اند.

خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر به نقل از یک مقام آمریکایی و یک مقام وزارت دفاع سوریه گزارش داد که دمشق در حال بررسی مشارکت نظامی در جنگ یمن است؛ اقدامی که می‌تواند به گسترش ائتلاف منطقه‌ای علیه حوثی‌ها و تقویت موقعیت عربستان در این جنگ منجر شود.

عربستان سعودی هم‌زمان تلاش‌های خود را برای جلب حمایت متحدانش، از جمله ترکیه و پاکستان، افزایش داده است. ریاض به‌ویژه پس از حملات اخیر حوثی‌ها به زیرساخت‌های غیرنظامی و فرودگاه‌های این کشور، به دنبال تقویت توان دفاعی و نظامی خود است.

صبح پنجشنبه صداهای مهیبی در ریاض شنیده شد. رویترز اعلام کرد منشأ این صداها مشخص نشده، اما برخی دیپلمات‌ها هشدارهای امنیتی دریافت کرده‌اند و تعدادی از مدارس از والدین خواسته‌اند فرزندانشان را در محل امن نگه دارند.

حوثی‌های یمن اعلام کردند فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض را با موشک بالستیک هدف قرار داده‌اند. مقام‌های سعودی نیز پیش‌تر از کشته‌شدن یک نفر در حمله به فرودگاه ریاض و دو نفر دیگر در حملات به فرودگاه ابها خبر داده بودند.

مقام‌های آمریکایی و سوری به رویترز گفتند حمایت احتمالی دمشق می‌تواند از کمک‌های دفاعی برای حفاظت از عربستان تا مشارکت مستقیم در عملیات علیه حوثی‌ها را شامل شود.

fars.jpgایندیپندنت فارسی - خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در مقاله‌ای که روز سه‌شنبه ۱۴ مهر منتشر شد، با استناد به منابع خود اعلام کرد که نیروهای نظامی ایالات متحده طی روزهای اخیر تحرکاتی داشته‌اند که می‌توانست نشان‌دهنده آمادگی برای آغاز یک حمله باشد، اما در نهایت حمله‌ای از سوی این نیروها صورت نگرفته است.

به نوشته فارس، در این مدت جنگنده‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکایی در جنوب خلیج فارس به پرواز درآمده‌اند و در یک مورد نیز حضور یک هواپیمای شناسایی در نزدیکی جزیره قشم، همزمان با فعالیت جنگنده‌ها و پهپادهای آمریکایی گزارش شده است.

خبرگزاری فارس این اقدامات و انجام نشدن حمله را نوعی «عملیات فریب» یا «چوپان دروغگو» ارزیابی کرده و هدف آن را عادی‌سازی و حساسیت‌زدایی نسبت به این تحرکات دانسته است؛ با این هدف که بتوانند در زمانی که نیروهای جمهوری اسلامی به دلیل ساده‌انگاری از آمادگی لازم برخوردار نیستند، حمله اصلی را غافلگیرانه انجام دهند.

فارس این راهبرد را به عملیات‌های شبیه‌سازی حمله هفتم اکتبر که حماس از ماه‌ها قبل از حمله اصلی، در ملاءعام انجام می‌داد، تشبیه کرده است.

***

oilm22.jpg

6-10.jpgایسنا - گوشی تلفن همراه سیاوش طهمورث به وی بازگردانده شد.

سارق موبایل سیاوش طهمورث:

گوشی را ۲۰ میلیون فروختم بازیگر سینما: اگر به خودم می‌گفتی ۲۰ میلیون را بهت می‌دادم.

***

farghoon.jpg

در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، مردی در چند مغازه برای خرید کالاهای روزمره از جمله کنسرو تن ماهی، رب گوجه‌فرنگی و چای، دسته‌های اسکناس را روی پیشخوان می‌ریزد و هزینه خرید را پرداخت می‌کند.

انتشار این تصاویر بار دیگر به نمادی از سقوط ارزش ریال و حجم بالای اسکناس مورد نیاز برای خرید حتی چند قلم کالای معمولی تبدیل شده است.

***

saeedi.jpgاستاد دانشگاه امام صادق: یک جناح در حکومت می‌گوید توان موشکی و منطقه‌ای به‌شدت تضعیف شده است

خبرنامه گویا - روح‌الامین سعیدی، استاد دانشگاه امام صادق، در مناظره‌ای درباره شکست تفاهم ایران و آمریکا، از وجود یک ارزیابی کم‌سابقه در درون حاکمیت خبر داد که بر اساس آن، توان موشکی، دریایی و هوایی جمهوری اسلامی به‌شدت تضعیف شده و آسیب به نیروهای نیابتی نیز تهران را عملا با اهرم‌های محدودتری روبه‌رو کرده است.

سعیدی در این مناظره که پایگاه خبری «انتخاب» روز سه‌شنبه ۱۵ مهر منتشر کرد، هنگام توضیح اختلاف نظرها بر سر «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» گفت مخالفان این تفاهم استدلال می‌کردند: «توان موشکی و دریایی و هوایی ما به‌شدت تضعیف شده، محور مقاومت هم که آسیب دیده و ما اهرم فشاری به‌جز تنگه هرمز نداریم.» بنابراین این بخش از سخنان او، روایت دیدگاه یک طیف درون نظام است و نه لزوما ارزیابی شخصی سعیدی.

به گفته سعیدی، همین طیف معتقد بود با باز شدن مسیر عبور از تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار جمهوری اسلامی از دست رفته و باید با استفاده دوباره از این اهرم، خطر حملات بعدی آمریکا و به‌ویژه اسرائیل را عقب انداخت. این سخنان در شرایطی مطرح می‌شود که اختلاف بر سر نحوه اجرای تفاهم اسلام‌آباد و وضعیت تنگه هرمز همچنان یکی از محورهای اصلی تنش میان تهران و واشینگتن است.

پیام خمینی برای مردم فرانسه

| No Comments

shhom.jpgشهرام همایون: روز شنبه، هنگام پخش برنامه آقای تقی‌زاده، سیستم پخش کانال یک ناگهان از کار افتاد. بررسی‌های فنی بعدی نشان داد فرد یا افرادی از بیرون ساختمان، سیستم انتقال صدا و تصویر شبکه را قطع کرده‌اند. بر اساس تشخیص اولیه تیم فنی، این اختلال ناشی از دخالت بیرونی بوده و انجام آن به دانش فنی بالایی نیاز داشته است.

پلیس در جریان موضوع قرار گرفته و با همکاری شرکت «ای‌تی‌اند‌تی» در حال تهیه گزارش فنی و بررسی چگونگی این اتفاق هستیم. هنوز هویت عوامل مشخص نشده است، اما پیگیری برای روشن‌شدن جزئیات و شناسایی مسئولان این اقدام ادامه دارد.

در طول ۲۵ سال فعالیت کانال یک، بارها با مشکلات و اختلال‌هایی روبه‌رو شده‌ایم؛ این بار موضوع را تا پایان پیگیری خواهیم کرد و نتیجه را به اطلاع مخاطبان خواهیم رساند. کسانی که در این ماجرا دست داشته‌اند بدانند: این بار رها نمی‌کنیم.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک
***

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgدر جست‌وجوی یک کلمه‌ام! کلمه‌ای از جنس نور که دیدگانت را روشنی بخشد! کلمه‌ای از جنس موسیقی که زیباترین ملودی‌ها را در گوشت بنوازد، کلمه‌ای از جنس ابریشم! لطیف اما مقاوم و پُرقدرت! رشته‌هایی که انسان‌ها را به هم پیوند دهد.

کلمه‌ای از جنس خاطره که هر بار در ذهنت شکل می‌گیرد، ترا به زیباترین زمان‌ها، چهره‌ها، یادها و حوادثی پیوند دهد که حسی از محبت، جاودانگی و تاریخی را در تو زنده کند. تاریخی که در آن عظمت و بزرگی یک سرزمین، یک ملت را حس کنی، چهره حلاج را که نماز عشقش دو رکعت بود و راست نمی‌آمد مگر این‌که وضویش به خون کند! عشقی که در عمیق‌ترین بخش وجودت آن را حس کنی! حس‌های غریبی که پیوسته به یاد تو می‌آورد که کیستی؟ به کجای جهان تعلق داری؟ گذشته‌ات چه بود؟ حالت چیست؟ و آینده را چگونه خواهی ساخت؟ این کدامین کلمه مقدس است که این‌چنین با سرشاری در ذهنت جاری‌ست؟ و تو پیوسته در جست‌وجوی آنی! کلمه‌ای.

کلمه‌ای که با جسم و روح تو عجین می‌شود! روحت را صیقل می‌دهد. آرامشت می‌بخشد! با شادی‌ها و غم‌های تو درهم می‌آمیزد، ترا متعهد به خود می‌کنند. چرا که تمامی رگ و پی تو نشأت‌گرفته از این کلمه جادویی‌ست.

1791235589815blob.png

وطن! سرزمین آبایی!

جایی که عزیزانت را در آن به خاک سپرده‌ای.

وطن، این کلمه زیبای نشسته بر جان، شکل نمی‌گیرد و قلبت برای آن نمی‌طپد اگر مردم حضور تاریخی در آن نداشته باشند. مردمی که در درازنای تاریخ از میان رنج‌ها، قهرمانی‌ها، تلاش و ایجادگری، خنده و اشک عبور کرده‌اند. گاه در کسوت سیاوش از میان آتش گذشته‌اند تا از پاکیزگی خویش دفاع کنند. گاه چون آرش جان بر تیر می‌نهد.

6-2.jpg

خبرنامه گویا - رسانه اصولگرای رجانیوز از پایان حضور وحید حقانیان، از قدیمی‌ترین و بانفوذترین چهره‌های دفتر رهبری، از ابتدای مهرماه خبر داده است؛ خبری که در ساعات اخیر از سوی چند رسانه داخلی نیز بازنشر شده است.

رجانیوز نوشته است این تغییر پس از کنار گذاشته شدن علی آقامحمدی صورت گرفته است.

آقامحمدی که حدود ۳۶ سال در مجموعه اقتصادی دفتر رهبری فعالیت داشت، در شهریورماه جای خود را به احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت ابراهیم رئیسی، داد. مجموعه این تغییرات اکنون گمانه‌زنی‌ها درباره بازچینی گسترده‌تر در حلقه مدیریتی دفتر رهبری را افزایش داده است.

حقانیان سال‌ها از نزدیک‌ترین افراد به علی خامنه‌ای محسوب می‌شد و با عناوینی چون معاون اجرایی و معاون امور ویژه دفتر او فعالیت می‌کرد. وزارت خزانه‌داری آمریکا هنگام تحریم حقانیان در سال ۲۰۱۹ از او به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی حلقه اطراف رهبر جمهوری اسلامی یاد کرد. نقش او عمدتاً شامل ارتباط دفتر رهبری با نهادهای سیاسی و امنیتی و پیگیری مأموریت‌های ویژه بود.

bf.jpgوقتی خبر درگذشت بابک امیرخسروی را شنیدم، مدتی طولانی در سکوت ماندم.

مردی که از پیچ‌های پرخطر تاریخ سیاسی ایران گذشته بود، با چه‌گوارا ماهی‌گیری کرده بود، با بومدین، میتران و دکوئیار دوستی و نشست‌وبرخاست داشته بود، سال‌ها با جوانشیر، طبری و ایرج اسکندری رفاقت و هم‌فکری کرده بود و بدگمانی و حسادت کیانوری با خود را از سر گذرانده بود؛ سرانجام در ۹۹ سالگی، در گوشه‌ای از پاریس، در خانه سالمندان، چشم از جهان فرو بسته بود. چه پایان غریبی، برای مردی که بخش بزرگی از زندگی‌اش را در متن سیاست و قلب تاریخ گذرانده بود!

و نخستین چیزی که به ذهنم رسید این بود:

حیفِ بابک!

نه فقط حیف مرد شریفی که رفت، بلکه حیف انسانی با آن همه استعداد، پشتکار، حافظه، تجربه و توان اندیشیدن؛ انسانی که اگر زندگی، مسیر دیگری را پیش پایش می‌گذاشت، نامش در آن عرصه‌ می‌درخشید.

خاطرات سیاسی بابک، در خانه من ضبط و ثبت شد. او در آن خاطرات، به شرح زندگی سیاسی خود که متعلق به نسلی بود که با رؤیای عدالت و آزادی وارد سیاست شده بود، پرداخت و به تفصیل، از حزب توده و سال‌ها تلاش‌ خستگی‌ناپذیر خود برای اصلاح این حزب سخن گفت. بخش‌های دیگر خاطرات او نیز به تجاربش از مهاجرت، شوروی، رفقا، شکست‌ها، انقلاب ۵۷ و جمهوری اسلامی اختصاص داشت. این خاطرات، پایه‌ای شد برای کتابی که بعدها تحت عنوان «زندگی‌نامه سیاسی بابک امیر خسروی» به چاپ رسید.

محور اصلی خاطرات بابک امیر خسروی را سال‌ها تلاش‌ مستمر او برای اصلاح حزب توده تشکیل می‌داد. اما در پس این روایت او، حقیقتی حضور داشت که او خود هرگز نتوانست و یا نخواست که ببیند و آن، این که:

parsa.jpg«آموزشِ راستینِ مدنی از جایی آغاز می‌شود که یاد بگیریم برای نجاتِ سقفِ مشترکمان، نیازی به هم‌ رنگ شدن نداریم؛ بلکه نیازمندِ پذیرشِ تفاوت‌ها و هم‌بستگیِ تمامِ طبقات هستیم.»

یادداشت نویسنده: چرا این مقاله نوشته شد؟

این نوشته، حاصلِ دغدغه‌ای دیرین و تماشای چشم‌اندازِ نگران‌کنندهٔ جامعه‌ای است که هر روز بیش از دیروز به سمت دوقطبی شدن و از هم‌گسستگی پیش می‌رود. انگیزۀ قلم زدن در این موضوع، نه میل به خودنمایی است و نه ادعای داشتنِ راه‌حل‌های معجزه‌آسا؛ بلکه احساس وظیفه‌ای مِلّی و انسانی برای یادآوریِ زنگ‌ خطرهایی است که تاریخ بارها به صدا درآورده است.

وقتی به احزاب، دسته‌ها و جریان‌های مختلف نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که چگونه میل به "حق مطلق بودن" و ذهنیتِ "ما بهتر از دگراندیشان هستیم"، دیوارهای بی‌اعتمادی را میان قشرهای مختلف بلندتر کرده است. این مقاله نوشته شد تا یادآوری کند هیچ جامعه‌ای با حذف، خط‌کشی‌های افراطی و انحصارطلبی فکری به رفاه و آسایش نرسیده است. پیشرفت واقعی یک سرزمین، تنها زمانی رخ می‌دهد که بپذیریم جامعه به تمام طبقات و تفاوت‌هایش نیاز دارد؛ و هنرِ حقیقیِ کسانی که فرمان هدایت را در دست دارند، نه در جدا کردن این حلقه‌ها، بلکه در پیوند دادن و یاری رساندن به آن‌ها برای ساختن یک زندگی عادلانه و خالی از منیت است

فرامرز پارسا

۱. کسست‌های امروز و مسابقهٔ حق‌به‌جانبی

شاید یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جوامع امروز، اختلاف نظر نباشد؛ ناتوانی در زندگی کردن با اختلاف نظر باشد.

اگر به نقشهٔ سیاسی و اجتماعی دنیای امروز نگاه کنیم، بیش از آنکه پیوندها را ببینیم، شاهد گسست‌ها هستیم. گویی جهان به مسابقه‌ای بزرگ برای «حق‌به‌جانب بودن» تبدیل شده است؛ میدانی که در آن هر حزب، سازمان یا دسته‌ای گمان می‌کند حقیقت را بیشتر از دیگری در اختیار دارد و مخالف خود را یا در اشتباه می‌بیند یا در برابر خود.

safaee.jpg

امروز نما | علی صفایی

مقدمه

در روابط بین‌الملل، تهدید زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که احتمال تبدیل آن به اقدام عملی وجود داشته باشد. دولت‌ها می‌توانند تهدیدهای شدید مطرح کنند، اما میان «بیان تهدید» و «توانایی اجرای تهدید» فاصله‌ای اساسی وجود دارد. این فاصله زمانی آشکار می‌شود که طرف مقابل تهدید را جدی بگیرد و واکنش نشان دهد. تهدید محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم تهران، درباره مقابله با محدودیت جدید و گسترده پروازهای خارجی شرکت های هواپیمایی ایرانی نمونه‌ای از همین وضعیت است. پیام اولیه روشن بود: اگر کشورهای منطقه دسترسی هواپیماهای ایرانی به فرودگاه‌های خود را محدود کنند، رژیم ایران نیز متقابلا دسترسی هواپیماهای آنها را محدود خواهد کرد. اما تنها ۳ روز بعد، «دبیرخانه» همان «شورای» که رضایی مسئولیت آن را بر عهده دارد، اعلام کرد که مقابله‌ به‌ مثل نظامی در دستور کار نیست. بنابراین مسئله اصلی یادداشت حاضر این نیست که آیا رضایی «اشتباه کرد» یا خیر. مسئله مهم‌تر این است که چرا یک تهدید نسبتا شدید در فاصله کوتاهی به عقب‌نشینی انجامید؟ پاسخ را باید در اقتصاد سیاسی قدرت جست‌وجو کرد؛ یعنی در رابطه میان منابع واقعی قدرت، وابستگی متقابل، هزینه‌های اقدام و توانایی تبدیل تهدید به تعهد معتبر.

حرف سکوت، ویدا فرهودی

| No Comments

farhoodi.jpg

سکوت کردم و در من ترانه جاری بود

ترانه نه... چه بگویم که عین زاری بود

سکوت حرف مهیبی برای گفتن داشت

که از هراس بیانش به رازداری بود

از آن زمان که به یادم می‌آمد اندوهی

درون نبض وجودم به بیقراری بود

غمی که سرکشی‌اش تا جنون مرا می‌بُرد

و فکر روزنه‌ای سوی رستگاری بود

ولی مدام کسی تازیانه می‌چرخواند

و زخم، تازه به تازه به پایداری بود

کسی به حکم شهامت به مرگ می‌خندید

و ضربه‌های جنایت هماره کاری بود

و در میانه‌ی مردم دریغ یک دو کرور

چه تلخ دیده‌ی‌شان از نگاه عاری بود

وباز یک دو کروری هراس آلوده

یگانه چاره‌شان اشک و بردباری بود

***

سکوت کرده‌ام اما ببین که شعر نجیب

مرام سرخ مدامش امیدواری بود

و گفت قصه‌ی غم را به باز یابیِ راز

که واژه تلخ ولی صادقانه، باری بود

ویدا فرهودی

biniaz.jpgنشریه شهریور

درآمد

پیش از پرداختن به اصل موضوع ضروری است که برای بهترفهمی آن به چند مورد پایه‌ای اشاره کنم.

تقریباً همه نوشته‌های تاکنونی انسان‌ها «پسارویداد» (Post-event) بوده و اندکی از نوشته‌ها هم «پیشارویداد» (Pre-event). پسارویداد یعنی اتفاقات و رخدادها پدیدار شده‌اند، سپس ما انسان‌ها در صدد توضیح و تفسیر آن‌ها برمی‌آییم. نوشته‌های پیشارویداد از کیفیت پیش‌گویانه برخوردارند و به مسائلی می‌پردازد که در آینده رخ خواهند داد. انجیل عهد عتیق سرشار از این پیش‌گویی‌هاست، مانند کتاب اشعیا، حزقیال و دانیال نبی و چند کتاب دیگر و در عهد جدید مهم‌ترین پیش‌گویی یا نوشته «پیشارویداد» کتاب مکاشفه یوحنا است. سوسیالیسم مارکس نیز - که خود او را سوسیالیسم علمی نامیده بود- جزو پیش‌گویی‌ها یا پیش‌بینی‌ها به شمار می‌رود.

بسیاری از پیش‌گویی‌ها یا پیش‌بینی‌ها در واقعیت رخ ندادند یا اگر هم رخ دادند به آن شکلی نبود که پیش‌بینی شده بودند. اساساً سخنان یا نظریه‌های پیش‌گویانه از ارزش علمی برخوردار نیستند زیرا اصل «پیش‌بینی‌ناپذیری روندهای طبیعی و اجتماعی» را که نظریه آشوب (Chaos Theory) آن را تدوین کرده است نقض می‌کنند. پیش‌گویی‌ها یا پیش‌بینی‌ها مانند بلیط بخت‌آزمایی هستند که شاید محقق شوند، شاید هم نشوند.

باری، اکثریت قریب‌ به اتفاق نوشته‌های ما انسان‌ها، پسارویداد است یعنی تلاش می‌کنیم یک رخداد یا واقعیت را از دیدگاه و زاویه دید خود مورد تفسیر و توضیح قرار بدهیم. ایران‌گرایی هم جزو موارد «پسارویداد» است، یعنی واقعیتی وجود دارد که کسانی مانند من تلاش می‌کنند آن را از زاویه دید خود توضیح بدهند.

ایرانیت و ایران‌گرایی

مستقل از اراده شما و من در بستر تاریخیِ ایران، پدیده‌ای وجود که می‌توان آن را پایبندی به ایرانیت یا ایران‌گرایی نامید. یعنی مردمان ایران چه از این موضوع آگاه باشند چه آگاه نباشند، ایران‌گرایی را در فرآیند تاریخی و زندگی خود زیسته‌اند و خواهند زیست. این که امروزه کسانی مانند من تلاش می‌کنند آن را توضیح بدهند، بدین معناست که ما نویسندگان درصدد برمی‌آییم آنچه که به صورت طبیعی یا ناخودآگاه در زندگی ما جاریست، با نام و نشانه‌ها [داده‌ها] پرتوافکنی کنیم تا ببینیم چگونه در رودخانه تاریخی ایران‌زمین شنا کرده‌ایم و می‌کنیم.

این خبر شوخی نیست

| No Comments

france.jpgخبرنامه گویا - جمهوری اسلامی سفیر فرانسه در تهران را به وزارت خارجه احضار کرده؛ دلیلش هم، به گفته مقام‌های ایرانی، «نقض حقوق بشر» و برخورد با اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه است.

خبرگزاری ایرنا می‌گوید وزارت خارجه جمهوری اسلامی در این دیدار از دولت فرانسه خواسته به تعهدات حقوق بشری خود پایبند باشد.

این توصیه در حالی از تهران صادر شده که در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، حتی آمار رسمی جمهوری اسلامی از ۳۱۱۷ کشته حکایت داشت. بخش اصلی کشتار تنها در دو روز، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه (۸ و ۹ ژانویه) رخ داد.

این گزارش می‌گوید جمهوری اسلامی در جریان احضار سفیر فرانسه «با یادآوری تعهدات حقوق بشری دولت فرانسه طبق معاهدات بین‌المللی، خواستار رعایت حقوق و آزادی‌های بنیادین بشری به‌ویژه حق تجمع مسالمت‌آميز مردم فرانسه شد.»

return.jpgخبرنامه گویا - بازگشت محسن نامجو و بیژن مرتضوی به ایران در هفته‌های اخیر، همزمان با تلاش حکومت برای تشویق بازگشت ایرانیان خارج از کشور، بار دیگر این سیاست را مورد توجه قرار داده است؛ ارتباط مستقیم این دو هنرمند با آیین‌نامه تازه اعلام نشده است

حنیف حیدرنژاد

روز دوشنبه، ۱۳ مهر، رسانه‌های حکومتی از تصویب آیین‌نامه ویژه‌ای تحت عنوان «جذب ایرانیان خارج از کشور» خبر دادند. جمهوری اسلامی که در پی سال‌ها سرکوب، بحران‌های عمیق اقتصادی و انزوای بین‌المللی با موج بی‌سابقه مهاجرت و فرار مغزها مواجه است، این بار تلاش می‌کند با ویترینی از «مشوق‌های مادی»، تصویری وارونه از وضعیت کشور نمایش دهد.

در این طرح، امتیازات ویژه‌ای پیش‌بینی شده که بسیاری از آن‌ها اساساً از شهروندان و نخبگان داخل کشور دریغ می‌شود؛ مشوق‌هایی نظیر:

  • رانت اقتصادی و رفاهی: واردات یک دستگاه خودرو با سود بازرگانی صفر، تسهیلات ترجیحی جهت ودیعه، خرید یا ساخت مسکن و بهره‌مندی از پوشش کامل بیمه اجتماعی و درمانی.
  • میان‌برهای اداری و استخدامی: بررسی خارج از نوبت پرونده‌های جذب، تسریع در ارزشیابی مدارک و تسهیل در جذب به عنوان اعضای هیئت علمی و استخدام در دستگاه‌های اجرایی، آن هم با «معافیت از فراخوان‌های عمومی و زمان‌بر».
  • امتیازات علمی و مالیاتی: اعتبار مالیاتی ۱۰۰ درصدی برای خرید زیرساخت‌های پژوهشی، حمایت ویژه جهت تأسیس و توسعه شرکت‌ و ورود تجهیزات علمی و حرفه‌ای و ایجاد بستر برای «همکاری‌های علمیِ منعطف» (تضمین فعالیت همزمان در داخل و خارج).
  • تسهیلات امنیتی و اداری: حل فرآیند نظام‌وظیفه از طریق «پروژه‌های جایگزین خدمت» و امریه، در کنار تسهیل صدور روادید برای بستگان غیرایرانی.

کدام نخبگان؟ تناقض بزرگ نظام در جذب و دفع
طنز تلخ و آشکار این طرح در زمان‌بندی و بستر اجرای آن است. این آیین‌نامه در شرایطی تصویب می‌شود که دستگاه امنیتی و قضایی حکومت، کارآفرینان، دانشجویان، معترضان و دانشگاهیان میهن‌پرست را در داخل کشور با احکام سنگین زندان، اخراج، تعلیق و سرکوب مواجه کرده است. سیستم از یک‌سو از طریق موج «خالص‌سازی»، دانشگاه‌ها را از اساتید مستقل تهی و نخبگان داخلی را ناچار به مهاجرت می‌کند و از سوی دیگر، دست به دامن افرادی در خارج از کشور می‌شود که دهه‌ها آن‌ها را با برچسب‌های تحقیرآمیز نواخته است. هدف از این طرح رژیم را می‌توان در چند محور تحلیل کرد:

kolsoom.jpgکلثوم اکبری، زنی که پرونده‌اش با مرگ مشکوک یک مرد ۸۲ ساله در محمودآباد آغاز شد و سرانجام به اعتراف به قتل ۱۱ شوهر رسید، اکنون در آستانه اجرای حکم قرار گرفته است.

خبرنامه گویا - سخنگوی قوه قضاییه روز سه‌شنبه ۱۴ مهر اعلام کرد شعبه ۲۹ دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی او را رد کرده و حکم ۱۰ فقره قصاص قطعی شده است. پرونده برای طی مراحل نهایی و «استیذان» به دادگستری مازندران بازمی‌گردد. خانواده‌های ۱۰ قربانی خواستار قصاص شده‌اند.

پرونده اکبری یکی از تکان‌دهنده‌ترین پرونده‌های جنایی سال‌های اخیر ایران است؛ نه فقط به دلیل شمار قربانیان، بلکه به این دلیل که قتل‌ها بنا بر اسناد پرونده طی حدود دو دهه و عمدتاً در پوشش ازدواج با مردان سالمند رخ داده‌اند. مرگ بسیاری از قربانیان در ابتدا طبیعی یا ناشی از بیماری تصور شده بود و همین موضوع باعث شد این زنجیره برای سال‌ها ناشناخته بماند.

ماجرا سرانجام در شهریور ۱۴۰۲ و پس از مرگ مشکوک آخرین همسر ۸۲ ساله اکبری آشکار شد. خانواده مرد به نحوه مرگ او مشکوک شدند و در جریان پیگیری‌ها، خانواده‌ها متوجه شباهت عجیب تجربه‌هایشان شدند: زنی به نام «کلثوم» وارد زندگی پدران سالمندشان شده بود و مدت کوتاهی بعد آنها جان باخته بودند. همین سرنخ تحقیقات را به قتل‌های قدیمی‌تر کشاند و در نهایت اکبری بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از پرونده، اکبری قربانیان را با ترکیبی از داروها و مواد دیگر مسموم یا بی‌حال می‌کرد و در بعضی موارد پس از بیهوش شدن آنها، قتل را کامل می‌کرد. بسیاری از مردان قربانی سن بالا یا سابقه بیماری داشتند؛ شرایطی که موجب می‌شد مرگشان در نگاه نخست غیرعادی به نظر نرسد. یکی از ابعاد هولناک پرونده همین است: مردانی که مرگشان سال‌ها «طبیعی» تلقی شد، بعدها به عنوان قربانیان یک رشته قتل مورد بررسی قرار گرفتند.

اکبری در جریان رسیدگی قضایی به ۱۱ فقره قتل عمد و یک مورد شروع به قتل متهم شد. او در آخرین جلسه دادگاه ابراز پشیمانی کرد، اما دیوان عالی کشور اکنون رأی دادگاه را تأیید کرده است. گزارش‌های قضایی همچنین از بررسی جنبه‌های جرم‌شناختی این پرونده و نقش خشونت، فقر و بی‌توجهی به سالمندان سخن گفته‌اند؛ پرونده‌ای که پس از بیش از دو دهه قتل، اکنون به آخرین ایستگاه قضایی خود رسیده است.

ویدیوی همراه خبر، بخش‌هایی از اظهارات تازه سخنگوی قوه قضاییه درباره قطعی شدن حکم و بازگشت پرونده به مازندران برای اجرای حکم را نشان می‌دهد

***

بوی جنگ دوباره در منطقه

| No Comments

almayadeen.jpg"اهداف آمریکا و اسرائیل از پیش تعیین شده‌اند"

خبرنامه گویا - جمهوری اسلامی در تازه‌ترین موج هشدارهای نظامی می‌گوید خود را برای ازسرگیری جنگ آماده کرده و اهداف احتمالی برای حمله به آمریکا و اسرائیل را از پیش تعیین کرده است؛ مواضعی که هم‌زمان با بن‌بست دوباره در مذاکرات تهران و واشنگتن و افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه مطرح می‌شود.

رضا طلایی‌نیک، سخنگوی وزارت دفاع جمهوری اسلامی، سه‌شنبه ۱۴ مهر گفت در صورت حمله دوباره آمریکا یا اسرائیل، پاسخ ایران «سنگین‌تر» خواهد بود و اهدافی که نیروهای مسلح می‌توانند در واکنش به آن هدف قرار دهند، از پیش شناسایی و آماده شده‌اند. او همچنین مدعی شد ظرفیت تولید سلاح، تجهیزات دفاعی و مهمات ایران اکنون به دو و نیم برابر پیش از آغاز جنگ رسیده و تولید برخی تسلیحات بیش از سه برابر شده است.

آماده بودن «فهرست اهداف» به خودی خود نشان نمی‌دهد جمهوری اسلامی چه تعداد از این اهداف را می‌تواند با موفقیت مورد اصابت قرار دهد. با این حال لحن مقام‌های سیاسی و نظامی تهران در روزهای اخیر بیش از پیش به یک جهت اشاره می‌کند: حکومت احتمال دور تازه‌ای از درگیری را جدی گرفته و افکار عمومی و نیروهای حامی خود را برای آن آماده می‌کند.

مسعود پزشکیان نیز دیروز مذاکره با آمریکا را در شرایط کنونی «بی‌معنا» خواند و گفت واشنگتن در پی تغییر جمهوری اسلامی است. هم‌زمان، اختلاف بر سر پیشنهاد تهران برای بازگشایی کامل تنگه هرمز ادامه دارد.

از سوی دیگر، آمریکا نیز حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داده است. آسوشیتدپرس گزارش داده حدود ۹ هزار نیروی جدید و سومین ناو هواپیمابر آمریکا در حال اعزام به خاورمیانه‌اند؛ آرایشی که در صورت شکست تلاش‌های دیپلماتیک، گزینه‌های بیشتری در اختیار دونالد ترامپ قرار می‌دهد.

با دورتر شدن چشم‌انداز توافق، لحن دو طرف نیز آشکارا جنگی‌تر شده است. منطقه‌ای که هنوز از پیامدهای درگیری قبلی بیرون نیامده، بار دیگر به سوی رویارویی‌ای می‌رود که می‌تواند گسترده‌تر و پرهزینه‌تر باشد.

المیادین: تهران برای جنگ بعدی آماده می‌شود؛ فهرست گسترده‌ای از اهداف آمریکا و اسرائیل از پیش تعیین شده است:

***

cubaIran.jpgخبرنامه گویا - گزارش تازه بی‌بی‌سی فارسی درباره گروهی از کوبایی‌تبارهای ثروتمند آمریکا است که در میامی برای آینده کوبا پس از سقوط احتمالی حکومت کمونیستی برنامه‌ریزی می‌کنند؛ از سرمایه‌گذاری در انرژی و کشاورزی تا بازسازی زیرساخت‌ها و طرح مطالبات مربوط به املاک مصادره‌شده. اما آنچه در این گزارش محل انتقاد است، نه اصل پرداختن به ثروت این مهاجران، بلکه شیوه قاب‌بندی آن است. بی‌بی‌سی موفقیت اقتصادی آنان را کمتر به‌عنوان ظرفیتی برای بازسازی یک کشور فقیر نشان می‌دهد و بیشتر با تاکید بر «خانه مجلل»، «رام»، «رولکس» و احتمال منافع شخصی، فضایی می‌سازد که خواننده از همان ابتدا با سوءظن به انگیزه‌های آنان نگاه کند.

این پرسش فقط درباره کوبا نیست. برای ایرانیان نیز روایت آشناست: خانواده‌هایی که حکومت دارایی‌هایشان را مصادره کرد، ناچار به مهاجرت شدند و سپس در غرب دوباره از صفر کسب‌وکار ساختند و موفق شدند. عجیب است اگر همان کسانی که جمهوری اسلامی اموالشان را گرفت و از کشور راند، این بار در رسانه‌های غربی به دلیل آنکه توانسته‌اند دوباره ثروت و کسب‌وکار ایجاد کنند، با سوءظن نگریسته شوند.

اما یک پرسش ساده کمتر مطرح می‌شود: اگر کوبای فقیر روزی بخواهد اقتصاد ویران خود را بازسازی کند، سرمایه، فناوری، مدیریت و شبکه‌های تجاری مورد نیاز را چه کسانی باید تامین کنند؟ مهاجران فقیر یا کارآفرینانی که در خارج از کشور شرکت ساخته‌اند، سرمایه جذب کرده‌اند و بازارهای جهانی را می‌شناسند؟ خود گزارش هزینه بازسازی تنها شبکه برق کوبا را میلیاردها دلار برآورد می‌کند، اما ثروت کسانی را که شاید بتوانند بخشی از این سرمایه را تامین کنند، عمدتا با سوءظن توصیف می‌کند.

برای ایرانیان، نمونه خانواده خسروشاهی روشن است. این خانواده پیش از انقلاب در صنایع دارویی، غذایی و تولیدی ایران فعال بود. پس از انقلاب بخش مهمی از دارایی‌ها و شرکت‌های خانوادگی آنان مصادره و ملی شد و اعضای خانواده ایران را ترک کردند. حسن خسروشاهی پس از مهاجرت به کانادا Future Shop را تاسیس کرد؛ شرکتی که بعدها به یکی از بزرگ‌ترین فروشندگان لوازم الکترونیکی کانادا تبدیل شد. دارا خسروشاهی نیز از شاخه دیگری از همین خانواده صنعتی است و امروز مدیرعامل اوبر است.

این نمونه‌ها یک واقعیت ساده را نشان می‌دهد: می‌توان کارخانه، زمین یا شرکت یک کارآفرین را مصادره کرد، اما توانایی او برای ساختن کسب‌وکار را نمی‌توان مصادره کرد.

در بخشی از رسانه‌های غربی اما موفقیت مالی مهاجران گاهی به جای آنکه نشانه توانایی باشد، به‌عنوان نشانه‌ای از «امتیاز»، «قدرت» و احتمال سوءاستفاده دیده می‌شود. ثروتمند بودن به‌خودی‌خود به معنای فساد نیست، همان‌طور که فقیر بودن نیز تضمین‌کننده فضیلت نیست.

همین سوءبرداشت درباره میلیاردرها نیز بارها تکرار می‌شود. وقتی گفته می‌شود فردی ۵۰ یا ۱۰۰ میلیارد دلار ثروت دارد، این به معنای وجود چنین پولی در حساب بانکی او نیست. بخش بزرگی از این رقم، ارزش سهام او در شرکت‌هایی است که ساخته یا اداره کرده؛ یعنی ارزش بازاری کسب‌وکار، دارایی‌ها، فناوری و درآمد آینده آن. نقد مالیات، انحصار، رابطه ثروت و قدرت سیاسی یا رفتار یک شرکت کاملا مشروع است، اما تبدیل خودِ موفقیت اقتصادی به نشانه‌ای از بی‌اخلاقی، تحلیل اقتصادی نیست.

برای ایران نیز پرسش اصلی همین است. کشوری که دهه‌ها سرمایه از آن خارج شده، صنایعش فرسوده شده و میلیون‌ها نیروی متخصص و کارآفرینش مهاجرت کرده‌اند، اگر روزی وارد مرحله بازسازی شود، به سرمایه، دانش، مدیریت و ارتباط با بازارهای جهانی نیاز خواهد داشت. عجیب است اگر همان کسانی که جمهوری اسلامی دارایی‌شان را مصادره کرد و از کشور راند، این بار در غرب به دلیل آنکه دوباره موفق شده‌اند، در جایگاه متهم قرار گیرند.

bbc.jpg

araghchi.jpgخبرنامه گویا - فشار بر عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، پس از انتشار خبرهایی درباره تبادل پیام میان تهران و واشینگتن در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل افزایش یافته و درخواست استیضاح او با هفت محور در سامانه مجلس ثبت شده است.

محمد رشیدی، عضو هیئت‌رئیسه مجلس، ثبت درخواست استیضاح را تایید کرده، اما گفته است این درخواست هنوز به هیئت‌رئیسه ارجاع نشده است.

ثابتی نیز پیش‌تر با انتشار نامه‌ای خطاب به محمدباقر قالیباف اعلام کرده بود که خواهان استیضاح عراقچی به دلیل آنچه «خطا و خودسری‌های وزیر خارجه» خوانده، شده است. او هفت محور را برای استیضاح مطرح کرده که مهم‌ترین آنها انجام اقدامات «بدون مجوز» در سیاست خارجی و دیدار با مقام‌های آمریکایی در نیویورک، عبور از «خطوط قرمز نظام» در مذاکرات و ادامه تلاش برای مذاکره با آمریکا است.

هفت اتهامی که در طرح استیضاح علیه عراقچی مطرح شده، عبارت‌اند از:

  1. اقدام در سیاست خارجی بدون مجوز؛ از جمله ادعای دیدار یا تماس با مقام‌های آمریکایی در جریان سفر به نیویورک.

  2. عبور از «خطوط قرمز نظام» در مذاکرات و وارد کردن آنچه طراح استیضاح «آسیب به منافع ملی» می‌خواند.

  3. خطاهای محاسباتی و مواضع گمراه‌کننده پیش از جنگ‌ها؛ با این ادعا که ارزیابی‌های وزارت خارجه در غافلگیری جمهوری اسلامی نقش داشته است.

  4. اظهارات و مواضع نادرست درباره بازار نفت که به ادعای طراح استیضاح، به کاهش قیمت نفت و کاهش فشار اقتصادی بر آمریکا کمک کرده است.

  5. ضعف در دیپلماسی اقتصادی و تمرکز بیش از حد وزارت خارجه بر مذاکره با آمریکا به جای پیگیری روابط اقتصادی با سایر کشورها.

  6. انتصاب سفیران سفارشی و فاقد صلاحیت لازم و کنار گذاشتن شایسته‌سالاری در برخی ماموریت‌های دیپلماتیک.

  7. نبود ابتکار در سیاست خارجی و اصرار بر مذاکره با آمریکا در کنار بی‌توجهی به ظرفیت کشورهای همسایه، منطقه و دیگر شرکای جمهوری اسلامی.

houthi.jpgخبرنامه گویا - نیروهای دولت به‌رسمیت‌شناخته‌شده یمن با پشتیبانی گسترده هوایی عربستان سعودی بخش‌های مهمی از منطقه ذُباب در ساحل دریای سرخ را بازپس گرفته و به گفته مقام‌های یمنی، کنترل موثر تنگه راهبردی باب‌المندب را به دست آورده‌اند؛ آبراهی که تصرف بخش‌هایی از اطراف آن به دست حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی در ماه گذشته، نگرانی‌های گسترده‌ای درباره امنیت کشتیرانی و صادرات انرژی ایجاد کرده بود.

معمر الاریانی، وزیر اطلاع‌رسانی دولت یمن، روز دوشنبه اعلام کرد نیروهای دولتی فرودگاه ذُباب و مواضع کلیدی در باریک‌ترین بخش باب‌المندب را تصرف کرده و مسیرهای تدارکاتی نیروهای حوثی را قطع کرده‌اند. با این حال، منابع نظامی گفته‌اند درگیری در برخی مواضع، از جمله یک پایگاه نظامی در نزدیکی تنگه، همچنان ادامه دارد.

تصاویری از نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان سعودی که در جریان عملیات امروز در جنوب‌غربی یمن، با خودروهای زرهی از روی شماری از نیروهای حوثی که تسلیم شده بودند عبور می‌کنند:

عملیات نیروهای دولتی با مشارکت «نیروهای سپر میهن» و «تیپ‌های العمالقه» و با پوشش هوایی سنگین ائتلاف به رهبری عربستان انجام شده است. ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف، گفت حدود ۱۰۰ جنگنده در پشتیبانی از عملیات شرکت دارند و صدها هدف متعلق به حوثی‌ها بمباران شده است.

حوثی‌ها ادعای پیشروی نیروهای دولتی در باب‌المندب را رد کرده و آن را «کاملا نادرست» خوانده‌اند. آنها همچنین تهدید کرده‌اند هواپیماهایی را که وارد حریم هوایی عربستان سعودی شوند، هدف قرار خواهند داد.

بازپس‌گیری سواحل اطراف باب‌المندب می‌تواند توان حوثی‌ها برای اخلال مستقیم در عبور کشتی‌ها میان دریای سرخ و اقیانوس هند را محدود کند، اما این گروه همچنان قادر است از مناطق ساحلی و مواضع داخلی‌تر با پهپاد و موشک کشتی‌ها را تهدید کند.

هم‌زمان، نبرد در دیگر جبهه‌ها نیز شدت گرفته است. چند منبع نظامی وابسته به دولت یمن گفته‌اند حوثی‌ها در اطراف تعز پیشروی کرده و بخش‌هایی از یک جاده کوهستانی راهبردی را در اختیار گرفته‌اند؛ پیشروی‌ای که می‌تواند نیروهای دولتی در این منطقه را تحت فشار بیشتری قرار دهد.

دولت یمن همچنین از آغاز یک «حمله راهبردی» به سوی صنعا خبر داده؛ پایتختی که بیش از یک دهه است در کنترل حوثی‌ها قرار دارد. تشدید هم‌زمان حملات زمینی و هوایی، عملا آتش جنگ داخلی یمن را پس از چند سال کاهش نسبی درگیری‌ها دوباره شعله‌ور کرده است.

اهمیت باب‌المندب تنها به جنگ داخلی یمن محدود نیست. این تنگه یکی از گلوگاه‌های اصلی تجارت جهانی و انتقال انرژی است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند بر مسیر کشتیرانی میان آسیا، خلیج فارس، کانال سوئز و اروپا اثر فوری بگذارد. از همین رو، عقب رانده شدن حوثی‌های مورد حمایت تهران از ساحل این تنگه می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات نظامی هفته‌های اخیر در جنگ یمن باشد.

mojpm.jpgانتظار برای حمله آمریکا و اسرائیل، یا زدن ضربه پیش‌دستانه

مجتبا پورمحسن - ایران اینترنشنال

دونالد ترامپ در تازه‌ترین سخنرانی خود درباره جنگ با ایران، با لحنی کم‌سابقه از بهای مقابله با جمهوری اسلامی سخن گفت و افزایش قیمت نفت و سوخت را «بهایی ناچیز» برای حفظ امنیت آمریکا و جهان دانست.

ترامپ در جمع هوادارانش در گرند آیلند نبراسکا گفت آمریکا در حال «درهم کوبیدن رژیم ایران» است و این وضعیت به‌زودی پایان خواهد یافت. او گفت: «ما داریم این کشور، خاورمیانه، اسرائیل و همه جهان را از یک مشکل نجات می‌دهیم.» ترامپ حتی با اشاره به احتمال حمله جمهوری اسلامی به شهرهای آمریکا گفت چنین خطری نیز نباید مانع ادامه این مسیر شود.

هم‌زمان فشار اقتصادی و نظامی بر جمهوری اسلامی افزایش یافته است. با وجود تلاش تهران برای حفظ فشار در تنگه هرمز و حمله به کشتی‌ها در خلیج فارس، قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار سقوط کرده و بنا بر گزارش رویترز، صادرات نفت ایران به صفر رسیده است. سنتکام نیز اعلام کرده نیروهای آمریکایی تاکنون مسیر ۱۳۰ کشتی تجاری را تغییر داده‌اند تا محاصره دریایی بنادر ایران حفظ شود. وزیر خزانه‌داری آمریکا می‌گوید این سیاست «انزوای اقتصادی» نتیجه داده و ارزش ریال را به پایین‌ترین سطح تاریخی رسانده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی نیز تهدیدهای خود را افزایش داده‌اند. محسن رضایی گفته در صورت «خطای محاسباتی» آمریکا، تهران جبهه‌های جنگ را گسترش خواهد داد و «غافلگیری‌های تازه» خواهد داشت.

در سوی دیگر، اسرائیل نیز خود را برای دور تازه‌ای از جنگ آماده می‌کند. روزنامه «اسرائیل هیوم» گزارش داده ارتش اسرائیل علاوه بر هماهنگی نزدیک اطلاعاتی و عملیاتی با آمریکا، طرح‌هایی برای اقدام مستقل علیه جمهوری اسلامی آماده کرده است. هم‌زمان رسانه اسرائیلی «والا نیوز» از استقرار سه هزار نیروی آمریکایی در خاک اسرائیل خبر داده است.

ترامپ همچنین گفته جمهوری اسلامی در طرحی برای سرنگونی یک هواپیمای فلای‌دبی حامل مسافران اسرائیلی نقش داشته است. در بریتانیا نیز آمریکا ۱۲ بمب‌افکن خود را از پایگاه هوایی فیرفورد خارج کرده است.

این اقدامات می‌تواند بخشی از همان سیاست «تنش کنترل‌شده» تهران باشد؛ انجام حملات مستقیم یا نیابتی، بدون پذیرش رسمی مسئولیت. اما به نظر می‌رسد کنترل این بازی بیش از گذشته از دست جمهوری اسلامی خارج شده و همین حملات بخش بزرگ‌تری از جهان را علیه تهران متحد کرده است.

در یمن نیز فشار بر حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی افزایش یافته است. نیروهای عضو پیمان دفاعی مکه، از جمله ارتش پاکستان، برای حمله گسترده به حوثی‌ها و بازپس‌گیری تنگه باب‌المندب آماده می‌شوند و حملات علیه این گروه افزایش یافته است. در عراق نیز گزارش‌هایی منتشر شده که آمریکا پس از خروج نیروهایش، محدودیت عملیات هوایی اسرائیل را برداشته و احتمال حملات تازه به گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران افزایش یافته است.

حتی اهرم تنگه هرمز نیز دیگر کارایی سابق را ندارد. بر اساس داده‌های مؤسسه کپلر، در هفت روز گذشته به‌طور میانگین روزانه ۱۰.۳ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده؛ رقمی معادل حدود ۷۶ درصد سطح پیش از جنگ ۴۰ روزه.

اکنون با نزدیک شدن انتخابات در آمریکا و اسرائیل، سپاه پاسداران با دو انتخاب پرخطر روبه‌روست: انتظار برای حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل، یا دست زدن به یک حمله پیش‌دستانه برای بیرون آمدن از گوشه رینگ.

***

6-3.jpgفرزاد فتاحی در شبکه اکس: یک شهروند در ویدیویی گفت ١٣ مهر همراه خانواده‌اش در مسیر شیراز به امیدیه (جاده گچساران-پازنان) در حرکت بوده که نزدیک روستای قلعه‌کعبی، دو مامور سرنشین یک خودروی پژو ۴۰۵ شخصی آن‌ها را متوقف کردند.

ماموران پس از بازرسی، سوییچ خودروی خانوادگی را با خود برده و این خانواده را در گرمای ظهر جاده رها کردند. در نهایت با تماس این شهروند با پلیس ۱۱۰، «رییس روستای قلعه کعبی» سوییچ را بازگردانده است.

jalali.jpgخبرنامه گویا - «تلویزیون خانه‌تان هوشمند نیست؟ ما هم عین همان!»؛ این پاسخ غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل، به پرسشی درباره خطر امنیتی استفاده از ساعت هوشمند برای مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، موجی از انتقاد را برانگیخته است.

خبرنگار از جلالی پرسید آیا استفاده از ساعت هوشمند برای مقام‌ها، آن هم در شرایط امنیتی کنونی، خطرناک نیست.

او در پاسخ موضوع را کم‌اهمیت جلوه داد و گفت: «الان شرایط جنگ است یا صلح؟ هواپیما پرواز می‌کند یا نه؟ پرواز تهران به مشهد می‌رود یا نه؟»

این واکنش در حالی خبرساز شده که جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر بارها با نفوذهای امنیتی و ترور مقام‌های ارشد روبه‌رو بوده است. در حمله ۹ اسفند سال گذشته نیز علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان و مقام‌های بلندپایه کشته شدند. فایننشال تایمز بعدتر گزارش داد اسرائیل برای ردیابی اهداف خود از جمله از نفوذ به دوربین‌های شهری و شبکه تلفن همراه در تهران استفاده کرده بود.

منتقدان می‌گویند رئیس نهادی که وظیفه‌اش مقابله با نفوذ و تهدیدهای امنیتی است، باید بیش از دیگر مقام‌ها نسبت به ابزارهای متصل و امکان جمع‌آوری اطلاعات حساسیت داشته باشد. «تابناک» نیز خطاب به جلالی نوشت که او «یک شهروند عادی» نیست و مسئولیتش ایجاب می‌کند درباره ابزارهای احتمالی جاسوسی و نشت اطلاعات هوشیارتر باشد.

ماجرا زمانی جنجالی‌تر شد که اظهارات پیشین خود جلالی بازنشر شد. او سال‌ها قبل اعلام کرده بود مسئولانی که به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده دسترسی دارند اصولاً نباید از گوشی‌های هوشمند استفاده کنند و بهتر است برای امور اداری از تلفن‌های غیرهوشمند بهره ببرند. جلالی حتی در تیرماه ۱۴۰۴ نیز گوشی‌های هوشمند را دارای «حداقل ۱۸ آسیب‌پذیری مهم» توصیف کرده بود.

هم‌زمان تصاویری از دیگر مقام‌های نظامی جمهوری اسلامی با ساعت‌های هوشمند نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و بحث درباره ضعف انضباط امنیتی در میان مقام‌های ارشد را دوباره مطرح کرده است. علی قلهکی، تحلیلگر نزدیک به حکومت، نوشت همین «سهل‌اندیشی‌ها» زمینه موفقیت اسرائیل و آمریکا در انجام ترورهای گسترده مقام‌های نظامی، امنیتی و سیاسی را فراهم کرده است.

6-1.jpgرامین فلاح در ایکس نوشت: خبر بازداشت «آگوست هانینگ»، فردی که نزدیک به یک دهه بر صدر دستگاه اطلاعات خارجی آلمان (BND) تکیه زده بود و سپس در مقام معاون وزیر کشور، نخ‌های ساختار امنیتی بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی اروپا را در دست داشت، حادثه‌ای ساده یا یک پرونده جنایی عادی نیست.

این دقیقاً مصداق «سوزاندن شاه‌مهره‌ها در راستای خانه‌تکانی بنیادی و استقرار نظم جدید» است. ابعاد استراتژیک، زنجیره زمانی و پیامدهای سیاسی این خبر؛

۱. بازخوانی دوره هانینگ (۱۹۹۸ تا ۲۰۰۹)؛ مهندسی انحطاط اروپا دوران مسئولیت هانینگ دقیقاً منطبق است با دوره حاکمیت ائتلاف‌های چپ-میانه در آلمان (دولت گرهارد شرودر و سپس آنگلا مرکل): تسهیل نفوذ و تغییر دموگرافیک: این همان برهه‌ای است که زیرساخت‌های حقوقی و امنیتی برای موج‌های بعدی مهاجرت، باز شدن دروازه‌های اروپا و نفوذ شبکه‌های افراطی فراهم شد.

تطبیق با محور شرقی و بازوهای منطقه‌ای: در همین دوران بود که آلمان به «بهشت امنیتی و مالی» برای شبکه‌های نفوذ رژیم جمهوری اسلامی (ازجمله مرکز اسلامی هامبورگ و شریان‌های مالی سپاه) و جریان‌های چپ رادیکال تبدیل شد. BND تحت مدیریت هانینگ نه تنها مانع این روند نشد، بلکه با ایجاد «کوراسپاتی‌های امنیتی»، مسیر را برای جا افتادن این شبکه‌ها هموار کرد.

۲. چرا روسیه نیست؟ (رمزگشایی از مقصد سفارشی اطلاعات) تأکید رسانه‌های آلمانی (مانند Süddeutsche Zeitung) مبنی بر اینکه پرونده مربوط به روسیه نیست، لایه بسیار جذاب‌تر و خطرناک‌تری را افشا می‌کند. اگر متهم این ۲۰۰۰ سند طبقه‌بندی‌شده مسکو نیست، گزینه‌های روی میز به یک محور اصلی محدود می‌شود: کارتل‌های قدرت چندملیتی / جریان‌های جهانی‌گرا (Globalist Networks): با هدف فروش اطلاعات برای مهندسی افکار عمومی، هدایت پرونده‌های انرژی و تثبیت گفتمان چپ-سبز در اروپا.

۳. چرا الان؟ (سوزاندن شاه‌مهره در آستانه تغییر نظم) دستگیری یک مرد ۸۰ ساله با چنین وزنی در ساختار آلمان، نشان‌دهنده یک «پروتکل تصفیه عمیق (Deep State Purge)» است: تغییر محاسبات ایالات متحده و غرب جدید: با تغییر آرایش قدرت در واشنگتن و جدی شدن پرونده ضربه نهایی به رژیم ایران و مهار جریان‌های چپ در اروپا، وجود «شبکه‌های آلوده قدیمی» در سرویس‌های اروپایی یک خطر امنیتی مرگبار برای عملیات‌های پیش‌رو محسوب می‌شد.

ch1.jpgدر این بازپخش از آرشیو کانال یک، مرتضی برجسته، خواننده ایرانی، در گفت‌وگو با شهرام همایون ماجرای رابطه‌ای را شرح می‌دهد که به گفته او به تصویربرداری مخفیانه، تهدید و باج‌خواهی کشیده شد. او می‌گوید زنی جوان با ابراز علاقه وارد زندگی‌اش شد و بدون اطلاع او از روابط خصوصی‌شان فیلم و عکس تهیه کرد.

برجسته روایت می‌کند که پس از آن، با تهدید انتشار تصاویر و درخواست پرداخت ۵۰ تا ۷۰ هزار دلار روبه‌رو شد. او این ماجرا را با فعالیت‌های سیاسی خود در اینستاگرام مرتبط می‌دانست و معتقد بود هدف، علاوه بر دریافت پول، وادار کردن او به سکوت سیاسی بوده است.

مرتضی با حضور در برنامه، ماجرا را علنی کرد و گفت مجرد است و همسری ندارد که انتشار تصاویر به زندگی مشترکش آسیب بزند. این گفت‌وگو مربوط به سال ۱۳۹۸ است.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

6-5.jpgفارس - احضار سفیر فرانسه به وزارت خارجهٔ ایران در پی برخورد خشونت‌آمیز دولت فرانسه با اعتراضات دانش‌آموزی و موارد گسترده نقض‌ فاحش حقوق بشر، امروز سفیر فرانسه در تهران احضار شد. وزارت خارجه با یادآوری تعهدات حقوق بشری دولت فرانسه، خواستار رعایت آزادی‌های بنیادین بشری مردم فرانسه شد.

etemadi.jpgاهرم تنگه هرمز در حال فرسایش است، فشار بر تهران افزایش می‌یابد و واشنگتن برای مرحله بعد آماده می‌شود. پس از سوم نوامبر، انتخاب میان توافق و تشدید رویارویی دشوارتر از همیشه به تعویق خواهد افتاد. اما یک متغیر می‌تواند همه محاسبات را برهم بزند: جامعه ایران.

تصمیم کشورهای گروه هفت برای آزادسازی هماهنگ صد میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از ذخایر راهبردی خود، در ظاهر اقدامی برای مهار قیمت انرژی است؛ اما معنای سیاسی آن فراتر از بازار نفت می‌رود. بحران تنگه هرمز به نبردی بر سر زمان تبدیل شده است: کدام طرف می‌تواند هزینه ادامه وضع موجود را بیشتر تحمل کند؟

جمهوری اسلامی با ایجاد اختلال در یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان توانسته بخشی از هزینه جنگ را به اقتصاد آمریکا، اروپا و کشورهای منطقه منتقل کند. افزایش قیمت نفت و به‌ویژه فرآورده‌های پالایش‌شده، از جمله گازوئیل، در آمریکا نیز در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر پیامد سیاسی پیدا کرده است.

زمان‌بندی اقدام گروه هفت از همین رو مهم است. صد میلیون بشکه قرار است طی چهار ماه وارد بازار شود، اما بخش قابل توجهی از ذخایر گازوئیل در بیست روز نخست آزاد خواهد شد. این اقدام بحران تنگه هرمز را حل نمی‌کند. هدف فوری آن کاهش آثار اقتصادی این بحران و خریدن فرصت برای تصمیم‌گیری سیاسی است. تصمیم گروه هفت برای بازبینی وضعیت پس از بیست روز نشان می‌دهد که این اقدام نه راه‌حلی پایدار، بلکه بخشی از مدیریت یک دوره حساس است.

اما زمان فقط برای واشنگتن اهمیت ندارد. رژیم تهران نیز برای ادامه رویارویی خود، هزینه‌ای فزاینده می‌پردازد: ریال به پایین‌ترین سطوح تاریخی خود سقوط کرده، تورم از هفتاد درصد، بر اساس آمار رسمی، فراتر رفته و بانک مرکزی برای جلوگیری از سقوط بیشتر ارزش ریال از عرضه دو میلیارد دلار ارز از طریق بانک‌های دولتی خبر داده است. در این رویارویی اما عمق منابع دو طرف یکسان و قابل مقایسه نیست.

محدودیت اهرم تنگه هرمز

راهبرد جمهوری اسلامی در بحران جاری بر محاسبه‌ای روشن استوار است: اگر اختلال در تنگه هرمز هزینه اقتصادی و سیاسی لازم را برای آمریکا و متحدانش ایجاد کند، فشار برای رسیدن به توافق افزایش خواهد یافت. این راهبرد بی‌اثر نبوده است. همین که قدرت‌های بزرگ اقتصادی بار دیگر ناچار به استفاده از ذخایر اضطراری شده‌اند، نشان می‌دهد که فشار انرژی واقعی است.

با این حال، بازار جهانی و کشورهای منطقه نیز سریعاً در حال سازگار شدن با وضعیت حاضر هستند. خطوط لوله عربستان سعودی و امارات، انتقال نفت میان کشتی‌ها و مسیرهای جایگزین بخشی از وابستگی به تنگه هرمز را کاهش داده‌اند. صادرات نفت خام کشورهای منطقه، به استثنای ایران، در سپتامبر به حدود ۱۶٫۵ میلیون بشکه در روز رسیده و به سطح پیش از جنگ نزدیک شده است.

نقطه آسیب‌پذیرتر همچنان فرآورده‌های پالایش‌شده است. جریان آنها در مقایسه با پیش از جنگ به‌شدت کاهش یافته و به همین دلیل گازوئیل در مرکز اقدامات اخیر گروه هفت قرار گرفته است.

در کنار این سازگاری اقتصادی، اکنون سازگاری امنیتی و نظامی نیز در حال شکل‌گیری است. حفاظت از زیرساخت‌های جایگزین، از جمله بندر ینبع در دریای سرخ، تقویت سامانه‌های دفاعی منطقه و افزایش حضور نظامی آمریکا نشان می‌دهد که پاسخ به بحران دیگر فقط تأمین نفت با استفاده از ذخایر اضطراری نیست : تا میانه نوامبر سه ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه حضور خواهند داشت.

پیام این تحول برای تهران روشن است: جمهوری اسلامی همچنان می‌تواند تنگه هرمز را ناامن و عبور از آن را پرهزینه کند، اما میان توان ایجاد اختلال و توان تحمیل شرایط سیاسی تفاوت وجود دارد. هرچه جریان انرژی بیشتر با شرایط جدید سازگار شود و حفاظت نظامی از آن گسترش یابد، فاصله میان این دو بیشتر خواهد شد. به بیان دیگر، اهرم تنگۀ هرمز از میان نرفته است، اما ارزش سیاسی آن ثابت نیست و می‌تواند به تدریج فرسوده شود.

این نکته در مذاکرات نیز اهمیت دارد. تهران می‌خواهد پیش از فرسایش بیشتر این اهرم، دستاورد آن را به امتیازات مشخص - از کاهش فشار اقتصادی و رفع بخشی از محدودیت‌ها تا ترتیبات مربوط به تنگه هرمز - تبدیل کند. واشنگتن، در مقابل، دلیلی ندارد مهم‌ترین ابزار فشار خود را واگذار کند و سپس تازه وارد مذاکره درباره مسئله هسته‌ای شود. اختلاف بر سر مذاکرات، بنابراین، فقط اختلاف درباره موضوعات مورد مذاکره نیست؛ اختلاف بر سر ترتیب امتیاز دادن نیز هست.

از تنگه هرمز به جنگ نامتعارف؟

کاهش کارایی یک اهرم الزاماً به معنای کاهش تمایل جمهوری اسلامی به اعمال فشار نخواهد بود. این امر حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. اگر توان تهران برای ایجاد اختلال مؤثر و پایدار در تنگه هرمز کاهش یابد و مسیر باب‌المندب نیز بیش از گذشته تحت حفاظت منطقه‌ای و بین‌المللی قرار گیرد، یکی از پرسش‌های امنیتی مهم این خواهد بود که آیا جمهوری اسلامی برای جبران این محدودیت بیشتر به ابزارهایی روی خواهد آورد که در ادبیات نظامی خود جنگ نامتقارن یا نامتعارف نامیده می‌شود: استفاده از نیروهای نیابتی، عملیات سایبری، خرابکاری و عملیات پنهان یا قابل انکار در خارج از منطقه.

سابقه جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن مخالفان، اسرائیلی‌ها، یهودیان و دیگر منافع خارجی در بیرون از مرزهای کشور آن‌قدر جدی است که کاهش قدرت اهرم‌های متعارف‌تر باید با افزایش توجه به این حوزه‌ها همراه شود. در نتیجه، کاهش قدرت جمهوری اسلامی در تنگه هرمز لزوماً به معنای کاهش خطر خارجی آن نیست. این تحول ممکن است فقط شکل خطر را تغییر دهد.

crackediri.jpgجمهوری اسلامی امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان و فراگیر روبه‌روست؛ بحران مشروعیت، اقتصاد، انرژی، آب، محیط زیست، مدیریت اجتماعی و مهم‌تر از همه، بحران توانایی اداره کشور. این بحران‌ها هر یک به‌تنهایی جدی‌اند، اما ترکیب آنها می‌تواند موجودیت نظام فقاهتی را به نقطه‌ای برساند که دیگر با سرکوب، تبلیغات و تصمیم‌های مقطعی قابل مدیریت نباشد.

در این میان، یک تناقض کمتر مورد توجه قرار گرفته است: جمهوری اسلامی در طول نزدیک به پنج دهه تلاش کرده است دولت مدرن را در خدمت حکومت ایدئولوژیک قرار دهد، اما نتوانسته خودِ دولت را از میان ببرد.

بخش مهمی از دستگاه اداری، اجرایی و تخصصی کشور که پیش از انقلاب شکل گرفته بود، با همه تغییرات، تصفیه‌ها، فرسایش‌ها و موازی‌سازی‌ها همچنان باقی مانده است. وزارتخانه‌ها، شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، نظام ثبت، شبکه بانکی، دستگاه قضایی، آموزش و پرورش، تأمین اجتماعی، سازمان‌های فنی و هزاران واحد اجرایی دیگر را نمی‌توان با شعار و فرمان ایدئولوژیک اداره کرد.

حکومت می‌تواند مدیر سیاسی را عوض کند، نهاد موازی بسازد و حتی بخشی از ساختار موجود را تضعیف کند؛ اما نمی‌تواند نیازهای واقعی جامعه را حذف کند.

مردم آب، برق، درمان، مدرسه، حقوق، بازنشستگی، حمل‌ونقل، امنیت، سند مالکیت و خدمات شهری می‌خواهند. برای حل این مسائل، در نهایت به دولت، سازمان، قانون، بودجه و نیروی متخصص نیاز است.

اینجاست که تناقض اساسی خود را نشان می‌دهد.

از یک طرف، «مقامات مسئول» می‌کوشند جامعه را با تصمیم‌های سیاسی و ایدئولوژیک اداره کنند؛ از طرف دیگر، واقعیت پیچیده جامعه آنها را دائماً مجبور می‌کند به همان دستگاه تخصصی و دیوان‌سالاری‌ای مراجعه کنند که در چهار دهه گذشته بارها تضعیفش کرده‌اند.

chap.jpgروایت مازوخیسم سیاسی از آغاز تا سقوط

در بخش عمده‌ای از قرن بیستم، احزاب چپ که ریشه در اتحادیه‌های کارگری و جنبش طبقهٔ کارگر صنعتی داشتند، از نیروهای اثرگذار و حتی مسلط بر عرصهٔ سیاسی اروپا به شمار می‌رفتند. آنان، دست‌کم در مقاطعی، توانستند مطالبات اجتماعی را به برنامه‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل کنند و میان سازمان سیاسی و جامعهٔ واقعی پیوندی برقرار سازند.

اما داستان چپ ایرانی مسیری متفاوت را پیمود. پس از نزدیک به یک قرن فعالیت سیاسی، این جریان هنوز نتوانسته است حتی یک «قرارداد اجتماعی» روشن و قابل‌اجرا با جامعهٔ ایران ارائه کند؛ قراردادی که پاسخ‌گوی همان دغدغه‌هایی باشد که سال‌ها به نام آن‌ها سخن گفت و برایشان سینه زد.

چرا بخش بزرگی از چپ ایرانی، به جای تبدیل آرمان‌های خود به یک قرارداد اجتماعی ملموس با مردم ایران، همچنان در گذشته، در خاطرهٔ شکست‌ها و در جدال‌های ایدئولوژیک قرن بیستم گرفتار مانده است؟

چپ ایرانی هنوز هم پهلوی را به‌مثابه عبایی می‌بیند که می‌توان کمبودها، شکست‌ها و راه‌های اشتباهی را که سال‌ها پیموده است، زیر آن پنهان کرد.

هرگاه سخن از کارنامهٔ تاریخی چپ ایرانی به میان می‌آید، به‌جای مواجههٔ بی‌واسطه با خطاهای نظری، سیاسی و سازمانی خود، بازگشت به گذشته و برجسته‌کردن نقش پهلوی به ساده‌ترین راه فرار از پاسخ‌گویی تبدیل می‌شود.

M_Sahar_4.jpg
ای به مِحنت دچار، ای ایران
گذرت رنجبار، ای ایران
خستۀ داغ و درد، ای میهن
زخمی ِ روزگار ، ای ایران
دیرگاهی ست عاشقانت را
نیست در دل ، قرار ، ای ایران
با که گویم که از عنایتِ دین
دهشت آمد به بار، ای ایران؟
با که گویم کز آسمان به زمین
نکبت آمد نثار ای ایران ؟
زان شقاوت که شرع با ما کرد
شرم شد شرمسار ، ای ایران؟
نشنیدی که در شرار ِستان
سوخت شهر و دیار، ای ایران ؟
نشنیدی که شد سُرور و صفا
غرقِ دود و غبار، ای ایران؟
هیچ یادی ز سروِ کاشمرت
هست در جویبار، ای ایران

خبرت هست از آن که یارانند

در غمت داغدار ، ای ایران

لاله زارت میانِ آتش و خون
چمنت بی بهار ، ای ایران
هیچ پُرسیده ای چرا نرسد

دست یاری ، به یار، ای ایران

هیچ دانی چگونه شد برباد

حاصلِ رنج و کار ، ای ایران

ندَوَد قطره ای ز کاریزت
جانب ِ کشتزار، ای ایران

اینچنین رسمِ روزگار شده ست

وحشتِ آشکار ، ای ایران
نغمه ای جانفزا نمی بارد
دیگر از آبشار، ای ایران
خرمنت را شرر به کین دادهَ ست
دستِ آتش بیار، ای ایران
اوفتادهَ ست مُهرِ تقدیرت
به کفِ نابکار ، ای ایران
پنبه زارانِ باغ و بُستانت
غرقِ خونِ انار ، ای ایران
جگرِ شیرخواره ات را سُفت
تیغ ِ دندانِ مار ، ای ایران
هر سپیدار ، گشت چوبۀ دار
سرِ هر رهگذار، ای ایران
رهروِ شوقِ سربلندی تو
می شود سربدار، ای ایران

رنجِ نوباوگان ایران شد

آهِ اندهگسار، ای ایران

اهلِ دین زآستین برون کرده ست
دستِ خنجرگذار، ای ایران
مرغِ باغِ ترا نمانده به جز
قفسی در حصار، ای ایران
جوجگانت زنند پَر در خون
زیرِ خاشاک و خار ، ای ایران

می بُرَد دستِ کین به تیغ ستم

گوش، با گوشوار ، ای ایران
کودکان ترا نمانده به جز
رسمِ ترکِ دیار، ای ایران
اینچنین ست و با تو کژ بازد
لطفِ پروردگار ، ای ایران
برتو گویی نظر فرو بسته ست
رحمتِ کردگار، ای ایران
هیچ دانی چرا فتادستی
به چنین حال زار ، ای ایران ؟
کرده روباهِ شرع ، شیر تو را
به چه حیلت ، شکار، ای ایران؟

هیچ پرسیده ای زخود، که چه بود

علتِ انتحار ، ای ایران؟

وعدۀ دین چه بود کز روزت

سر زند شامِ تار ، ای ایران
بر وجودت چنین چگونه رسید
رعشۀ ناگوار ای ایران ؟
مرزِ پُر گوهرِ ترا که نواخت
ضربت پُر شمار ، ای ایران ؟
خانه و خاک و خوان و خرگاهت
زچه افتاد، خوار، ای ایران؟
شهسواران شوکتت ز چه باب
نگذرند از غبار، ای ایران؟
بارِ دیگر ترا چگونه شکست
قوم اُشتر سوار، ای ایران ؟
بار دیگر غنیمت که شد این
خطّۀ نامدار ، ای ایران ؟
بار دیگر کدام بادِ جنون
کرد از این سو گذار، ای ایران
که ببُرد آبروی و در آتش
سوختت اعتبار، ای ایران
بهرِ آیندگان به جا ننهاد
لوحۀ افتخار، ای ایران
از چه هستی ت را به عشوۀ دین
باختی در قمار ، ای ایران
جاودان گشت با غم غربت
غمِ ایل و تبار، ای ایران
روز آزادی ترا تا چند
بکشیم انتظار، ای ایران؟

لحظه ای را ز بهرِ آسایش
دیده برهم گذار، ای ایران
با چنین بارغم ، مرا با من
لحظه ای واگذار ، ای ایران
کاینچنین بهر دادخواهیِ تو
شعر من شد شعار، ای ایران
گریه ام گونه سای و سینه گداز
خنده ام تلخوار، ای ایران!

ای وطن، ابر های عالم را

در دلِ من من مبار، ای ایران!

م.سحر

https://msahar.blogspot.com/

Bahram_Farokhi_2.jpgمدتی بود که قصد داشتم مقاله‌ای درباره انقلاب مشروطه ایران، تحولات پس از آن و انتقال قدرت از خاندان قاجار به خاندان پهلوی بنویسم و آن را با انقلاب "شکوهمند انگلستان" و انتقال قدرت از خاندان استوارت‌ به ویلیام اورنج و ماری مقایسه کنم. در انگلستان، هفت شخصیت سیاسی و مذهبی با دعوت از ویلیام اورنج، نقشی مهم در آغاز این تحول تاریخی ایفا کردند. در ایران نیز، شخصیت‌های مهم دوران قاجار در انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی بی‌تأثیر نبودند.

ویلیام اورنج از خارج برای حکومت به انگلستان دعوت شد. اما شرایط در ایران متفاوت بود:

در شرایط ضعف دولت مرکزی، شورش‌های داخلی، دخالت روسیه و بریتانیا و بی‌میلی احمدشاه به اداره کشور، رضاخان به تدریج به نماد اقتدار و یکپارچگی ایران تبدیل شد.

قصد دارم در این مقاله شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو گذار تاریخی و نقش نخبگان سیاسی در تغییر سلسله‌ها را بررسی کنم. شاید شرایط تلخ و پرالتهاب امروز ایران، با حکومت ناتوان و سرکوبگر و سایه حملات و مداخلات خارجی، بیش از هر زمان دیگری مرا به بازخوانی این فصل‌های سرنوشت‌ساز تاریخ و مقایسه بین دو انقلاب تاریخی ایران و انگلستان واداشته است.

دو تجربه در مهار سلطنت و انتقال تاج‌وتخت

مقایسه انقلاب مشروطه ایران با انقلاب شکوهمند

انگلستان، اگر صرفاً بر شباهت‌های ظاهری دو رویداد تکیه کند، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. این دو انقلاب در دو جامعه، دو دوره تاریخی و در شرایطی کاملاً متفاوت رخ دادند. با این حال، در مرکز هر دو تجربه یک پرسش مشترک قرار داشت: قدرت پادشاه تا کجا باید ادامه پیدا کند و چه نهادی می‌تواند آن را محدود کند؟

در انگلستانِ اواخر قرن هفدهم، مناقشه میان سلطنت و پارلمان به مرحله‌ای رسیده بود که مسئله فقط تغییر یک پادشاه نبود، بلکه تعیین حدود اختیارات سلطنت و جایگاه پارلمان در ساختار حکومت بود. در ایران نیز انقلاب مشروطه با هدف ایجاد حکومت قانون، تشکیل مجلس و جلوگیری از حکومت خودسرانه شکل گرفت.

تفاوت مهم آن بود که در انگلستان، نهاد پارلمان پیش از انقلاب شکوهمند سابقه‌ای طولانی و جایگاهی تثبیت‌شده داشت، در ایران، مجلس و دیگر نهادهای مشروطه تازه در حال شکل‌گیری بودند و هنوز از قدرت و ثبات لازم برخوردار نشده بودند. همین تفاوت نهادی، سرنوشت دو تجربه را تا حد زیادی از یکدیگر جدا کرد.

"انقلاب شکوهمند"، محدود کردن سلطنت از مسیر پارلمان

در انگلستان، جیمز دوم با سیاست‌های مذهبی و حکومتی خود با مقاومت بخش‌هایی از نخبگان سیاسی و مذهبی روبه‌رو شد. نگرانی اصلی مخالفان تنها شخص پادشاه نبود, مسئله این بود که آیا پادشاه می‌تواند بدون رضایت پارلمان قوانین را معلق کند، مالیات بگیرد یا ساختار نظامی کشور را به شکلی گسترش دهد که موازنه سنتی قدرت را بر هم بزند.

Ahmad_Alavi.jpgاز بحران گفت‌وگوی داخلی تا بحران تعهد خارجی

مقدمه

دشواری مذاکره با رژیم ایران معمولاً با عواملی مانند فقدان مشروعیت دمکراتیک، بی‌اعتمادی تاریخی، گفتمان حاکم، منافع ژئوپلیتیک، برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها و محاسبات امنیتی توضیح داده می‌شود. این عوامل مهم‌اند، اما برای توضیح یک پرسش بنیادی کافی نیستند: در غیاب فصل الخطاب و غیب رهبری چه کسی می‌تواند به نام کل رژیم تصمیم بگیرد و تضمین کند که سایر مراکز قدرت نیز آن تصمیم را اجرا خواهند کرد؟ مذاکره‌کننده خارجی تنها در سطح بین‌المللی مذاکره نمی‌کند؛ هر توافق خارجی باید در ساختار داخلی قدرت نیز پذیرفته، تصویب، اجرا و حفظ شود. از این منظر، ساختار داخلی قدرت مستقیماً بر قابلیت مذاکره خارجی اثر می‌گذارد.

در یک نظام نهادمند، اختلافات سیاسی از طریق سازوکارهای مشخص مذاکره و حل اختلاف مدیریت می‌شوند. اما هنگامی که گفت‌وگوی نهادمند تضعیف و اختلافات عمدتاً از طریق کنترل و اجبار مدیریت شوند، تعارض از بین نمی‌رود، بلکه می‌تواند از جامعه به درون ائتلاف حاکم منتقل شود.

از اقتدار متمرکز تا چندمرکزی‌شدن

برای فهم این وضعیت باید میان سه نوع اقتدار تمایز گذاشت: اقتدار رسمی، قدرت واقعی و اقتدار داوری. اقتدار رسمی به اختیارات قانونی یک مقام یا نهاد مربوط است؛ قدرت واقعی به توانایی عملی برای اثرگذاری بر تصمیمات؛ و اقتدار داوری به توانایی پایان‌دادن به اختلافات میان مراکز قدرت و تبدیل تصمیم نهایی به تصمیم الزام‌آور برای همه. در نظامی که رهبر نقش «فصل‌الخطاب» دارد، بسیاری از اختلافات درون ائتلاف حاکم می‌توانند در نهایت در یک مرکز حل شوند. اما اگر اقتدار داوری تضعیف شود، فاصله میان اقتدار رسمی و قدرت واقعی افزایش می‌یابد. در این شرایط، مسئله الزاماً ضعف حکومت نیست؛ ممکن است رژیم همچنان از قدرت امنیتی، نظامی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار باشد، اما قدرت واقعی میان چند مرکز توزیع شده باشد. از این منظر، چندمرکزی‌شدن اقتدار می‌تواند پیامد انباشت تعارضات حل‌نشده باشد. بحران گفت‌وگوی داخلی، در صورت همراه‌شدن با تضعیف سازوکار داوری، می‌تواند رقابت میان مراکز سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی را افزایش دهد.

brooks.jpgخبرنامه گویا - به گفته رابین بروکس، اقتصاددان و پژوهشگر ارشد موسسه بروکینگز، فشار محاصره نفتی و تحریم‌های آمریکا اکنون با شدت فزاینده‌ای اقتصاد جمهوری اسلامی را هدف گرفته است. شواهد نشان می‌دهد تهران بیش از پیش برای حفظ ثبات اقتصادی و اجتماعی با مشکل روبه‌رو شده و احتمال رسیدن این فشارها به نقطه‌ای بحرانی در حال افزایش است:

من از ماه‌ها پیش استدلال کرده‌ام که هدف اصلی محاصره باید قطع جریان درآمد نفتی ایران باشد. اقتصاد جمهوری اسلامی به‌شدت به پول حاصل از صادرات نفت وابسته است؛ همان ارزی که امکان واردات کالا، تجهیزات و مواد مورد نیاز کشور را فراهم می‌کند. وقتی این درآمد کاهش یابد، توان واردات نیز به‌سرعت محدود می‌شود.

تحریم‌های مالی این فشار را بیشتر می‌کنند. حتی اگر جمهوری اسلامی همچنان به بخشی از درآمد نفتی دسترسی داشته باشد، تهدید تحریم باعث می‌شود بانک‌ها، شرکت‌ها و فروشندگان خارجی برای معامله با ایران احتیاط بیشتری کنند. در نتیجه بخشی از پولی که تهران در اختیار دارد نیز عملاً استفاده‌ناپذیر می‌شود.

رفتار ریال به‌خوبی شدت این فشار را نشان می‌دهد. هر بار که محاصره اعمال شده، ارزش پول ایران به‌شدت کاهش یافته است. دور فعلی محدودیت‌ها نیز بسیار سنگین‌تر از مرحله نخست است و سقوط ریال این تفاوت را به‌وضوح نشان می‌دهد. اگر سرعت افت اخیر سالانه محاسبه شود، کاهش ارزش ریال به حدود ۱۴۰ درصد می‌رسد؛ بسیار فراتر از روند معمول کاهش ارزش پول ایران.

dlrrial.jpg

با این حال، تهران تاکنون یک ضربه‌گیر موقت در اختیار داشت. در چهار هفته‌ای که محاصره متوقف شده بود، ایران حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت صادر کرد. بخش بزرگی از این نفت مدتی در نفتکش‌های نزدیک چین باقی ماند و به‌تدریج فروخته شد. همین محموله‌ها باعث شد جمهوری اسلامی حتی پس از بازگشت محاصره نیز برای مدتی به بخشی از درآمد نفتی دسترسی داشته باشد.

اکنون این ذخیره تقریباً تمام شده است. این یعنی درآمدهای نفتی ایران می‌تواند به‌زودی به پایین‌ترین سطح برسد و اثر کامل محاصره و تحریم‌های آمریکا تازه از این مرحله به بعد نمایان شود.

آنچه تاکنون در اقتصاد رژیم ایران دیده‌ایم ممکن است فقط مقدمه بوده باشد. فشار اصلی اکنون در حال رسیدن است.

راه رفتن در خیابان ممنوع شد

| No Comments

aivideo.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی ساخته‌شده با هوش مصنوعی از «پیروز استودیو» با حضور چهره‌هایی چون محسن نامجو، قیصر، بیژن مرتضوی و محمود کریمی، مداح حکومتی، در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. این ویدیوی طنز و آخرالزمانی، بازگشت خیالی برخی هنرمندان ایرانی به کشور را در فضایی پس از فروپاشی جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد.

در بخش‌های مختلف ویدیو، تهران ویران و آب‌گرفته، برج‌های میلاد و آزادی در میان سیلاب، ساختمان‌های مخروبه، روحانیون و مقام‌های حکومتی درمانده، کودکی گرسنه و گریان و کشتی‌ای در حال غرق شدن دیده می‌شود. در یکی از صحنه‌ها نیز مقام‌ها با جمله «داریم غرق می‌شویم» تصویر می‌شوند؛ روایتی نمادین و طنزآمیز از پایان حکومت و ایرانِ به‌جامانده پس از آن.

maddahlarge.jpg

ajerloo.jpgخبرنامه گویا - انتخاب در گفت‌وگو با سعید آجرلو، عضو تیم رسانه‌ای هیئت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، به بررسی محاسبات جنگ و مذاکرات با آمریکا پرداخته است. آنچه می‌خوانید، گزیده ویرایش‌شده سخنان او درباره پیش‌بینی‌های نادرست، امید بستن به انتخابات کنگره و انتظار حمایت چین است

یش‌بینی‌های غلط، امید به مهار ترامپ و تصور غیرواقعی از حمایت چین

سعید آجرلو: می‌گفتند نفت ۱۵۰ دلار می‌شود، کنگره جلوی ترامپ را می‌گیرد و مکانیسم ماشه تأثیر مالی و اقتصادی ندارد؛ حالا باید بیایند جواب بدهند. می‌گفتند اگر جنگ به‌جای ۴۰ روز، ۶۰ روز ادامه پیدا کند، کنگره مقابل ترامپ می‌ایستد. جنگ به ۶۰ روز هم رسید، اما کنگره جلوی او را نگرفت. مکانیسم ماشه هم تأثیر داشت. ما با سلسله‌ای از اشتباهات تحلیلی روبه‌رو هستیم که مطرح‌کنندگانشان باید پاسخگو باشند.

انتخابات کنگره برای ترامپ اهمیت دارد، اما باید وزن واقعی آن را بدانیم. چه تضمینی وجود دارد که اگر شکست بخورد و از فشار انتخابات رها شود، رفتار سخت‌تری نکند؟ از انتخابات نوامبر تا شروع کار کنگره جدید در ژانویه هم فاصله وجود دارد. بعد از آن نیز رئیس‌جمهور آمریکا قدرت دارد، خیلی هم قدرت دارد؛ کارش را می‌کند و آن چیزی را که در ذهن دارد انجام می‌دهد. شکست در انتخابات، تضمین پایان جنگ نیست.

اینکه بگوییم آمریکا خسته می‌شود و می‌رود، ساده‌انگارانه است. مثال یمن را می‌زنند، درحالی‌که آمریکا با یمن تفاهم کرد و رفت؛ ترامپ هم علنی اعلام کرد. حتی اگر خسته شود و کنار برود، چه تضمینی هست که دوباره برنگردد؟ اگر این جنگ را «وجودی» می‌دانید، چطور پایان آن را به خسته شدن آمریکا یا تغییر ترکیب کنگره گره می‌زنید؟ این تصور هم که با یک ضربه یا تشدید درگیری می‌توان جنگ را تمام کرد، ساده‌انگارانه است.

حرف مخالفان تفاهم اسلام‌آباد را شنیده‌ام، اما مجموعه این دوستان ایده نهایی ندارند. وقتی می‌پرسیم چه کنیم که از جنگ خارج شویم، چند اقدام کوچک و تاکتیکی پیشنهاد می‌کنند، ولی راه اصلی را نمی‌گویند. شاید آمریکا خسته شود، شاید با چین و روسیه کاری بکنیم؛ این‌ها پاسخ روشن به مسئله خروج از جنگ نیست.

burqa2.jpg

خبرنامه گویا - در ویدیویی که صحت آن هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده، فردی با پوشش کامل زنانه و نقاب سیاه دیده می‌شود. پس از کنار زدن پوشش، مشخص می‌شود فرد زیر آن یک مرد است که برای کامل‌تر کردن ظاهر زنانه خود، سینه‌بند پوشیده بود تا از زیر پوشش، برجستگی سینه شبیه اندام یک زن به نظر برسد.

برخی حساب‌ها در شبکه‌های اجتماعی مدعی شده‌اند این فرد یکی از فرماندهان ارشد حوثی‌ها بوده که هنگام فرار به دست نیروهای مورد حمایت عربستان بازداشت شده است.

انتشار این تصاویر هم‌زمان با تشدید نبردها در غرب و جنوب‌غرب یمن صورت گرفته است. نیروهای دولت مورد حمایت عربستان روز دوشنبه از پیشروی در امتداد ساحل دریای سرخ و بازپس‌گیری مواضعی در اطراف باب‌المندب خبر دادند؛ در مقابل، درگیری‌ها در محورهای تعز همچنان ادامه دارد. ویدیوهای مربوط به اسارت یا فرار فرماندهان دو طرف نیز در جنگ تبلیغاتی یمن به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شوند و بسیاری از ادعاهای همراه آنها قابل راستی‌آزمایی فوری نیستند.

rezaiNYT.jpgاذعان به یکی از دشوارترین دوره‌های کشور در میانه سقوط ریال و فشار معیشتی

خبرنامه گویا ـ محسن رضایی در جلسه‌ای با حضور مسعود پزشکیان و شماری از وزیران، وضعیت کنونی ایران را از دشوارترین دوره‌های کشور توصیف کرد؛ اذعانی کم‌سابقه به شدت بحران اقتصادی، پس از بیش از هفت ماه جنگ و در پی تشدید تحریم‌ها و محاصره دریایی آمریکا.

به گزارش نیویورک‌تایمز، سقوط ارزش ریال پس از آغاز جنگ در فوریه، در هفته‌های اخیر شتاب گرفته است. افزایش هزینه واردات، بحران معیشتی را عمیق‌تر کرده؛ همان بحرانی که دسامبر گذشته به اعتراضات سراسری انجامید و با سرکوب مرگبار نیروهای امنیتی روبه‌رو شد. تحلیلگران می‌گویند محاصره دریایی آمریکا نیز صادرات نفت ایران را به‌شدت محدود کرده و با کاهش درآمد اصلی کشور، به بحران سوخت دامن زده است.

در روزهای اخیر، شماری از کارکنان بخش دولتی و خصوصی، از جمله معلمان و پرستاران، در شبکه‌های اجتماعی گفته‌اند حقوقشان دیگر کفاف زندگی را نمی‌دهد و از کار خود کناره‌گیری می‌کنند. رسانه‌های داخلی نیز از تجمع بازنشستگان در اعتراض به پرداخت‌نشدن کامل مستمری‌ها خبر داده‌اند.

رسانه‌های حکومتی نقل‌قول مستقیمی از سخنان رضایی در جلسه روز شنبه منتشر نکردند، اما ایرنا گزارش داد او شرایط را از دشوارترین دوره‌های کشور دانسته و وعده حمایت شورای امنیت از اقدامات اقتصادی دولت را داده است. پزشکیان نیز در پیامی در شبکه‌های اجتماعی از اتخاذ «آرایش جدید» برای مدیریت شرایط ویژه خبر داد، بی‌آنکه توضیح دهد این تغییر در عمل چه معنایی دارد.

تشدید فشار اقتصادی هم‌زمان با توقف پیشرفت مذاکرات تهران و واشینگتن رخ داده است. هر دو طرف از امتیازدادن خودداری می‌کنند و می‌کوشند نشان دهند توان تحمل فشار بیشتری دارند. مقام‌های آمریکایی می‌گویند در این رویارویی اقتصادی دست بالا را دارند؛ با این حال، قیمت نفت همچنان بالاتر از پیش از جنگ است و ناامنی تنگه هرمز و آسیب به زیرساخت‌های انرژی، پیامدهای بحران را برای اقتصاد جهانی ادامه داده است.

آمریکا همچنین بیشتر پروازهای غیرنظامی میان ایران و دیگر کشورها را مسدود کرده است؛ اقدامی که به انزوای اقتصادی کشور افزوده و به گفته برخی کارشناسان تحریم، می‌تواند واردات کالاهای حیاتی، از جمله دارو، را دشوارتر کند.

russiaIRIB2.jpgخبرنامه گویا - دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، در گفت‌وگویی با خبرنگار صداوسیمای جمهوری اسلامی تاکید کرد که «مشارکت راهبردی» تهران و مسکو به معنای تشکیل یک پیمان یا بلوک نظامی مشترک نیست.

او همچنین گفت روسیه خود درگیر جنگ است و تسلیحات تولیدشده در این کشور پیش از هر چیز باید در اختیار نیروهای نظامی روسیه قرار گیرد.

مدودف در ادامه با اشاره به توانایی‌های نظامی ایران گفت جمهوری اسلامی ظرفیت‌های قابل توجهی در تولید تجهیزات نظامی دارد و ایرانیان باید «شرایط روسیه» و اولویت‌های مسکو را نیز در نظر بگیرند. مضمون این سخنان روشن است: تهران نمی‌تواند توافق راهبردی با مسکو را تضمینی برای دریافت تسلیحات یا مداخله نظامی روسیه در صورت حمله خارجی بداند.

این موضع با متن «پیمان جامع مشارکت راهبردی» دو کشور نیز همخوانی دارد. این توافق ۲۰ ساله که ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ به امضای مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین رسید، همکاری‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی از جمله رزمایش مشترک، آموزش نظامیان و همکاری‌های فنی را پیش‌بینی کرده، اما هیچ بند دفاع متقابلی ندارد. طبق ماده سوم، در صورت حمله به یکی از دو کشور، طرف دیگر صرفا متعهد است به مهاجم کمک نظامی نکند و برای حل اختلاف بر اساس منشور سازمان ملل تلاش کند؛ تعهدی برای ورود به جنگ وجود ندارد.

این تفاوت زمانی برجسته‌تر می‌شود که توافق ایران با پیمان روسیه و کره‌شمالی مقایسه شود. در پیمان مسکو و پیونگ‌یانگ، صراحتا بند کمک متقابل در صورت حمله خارجی گنجانده شده است؛ بندی که کرملین نیز آن را «بدون ابهام» توصیف کرده بود. چنین تضمینی هرگز به جمهوری اسلامی داده نشد.

این در حالی است که همکاری نظامی تهران با مسکو از آغاز جنگ اوکراین به‌طور چشمگیری گسترش یافت. ایران پهپادهای شاهد و فناوری مرتبط با تولید آنها را در اختیار روسیه گذاشت و مسکو نیز تولید داخلی این پهپادها را توسعه داد. با این حال، تحویل تجهیزات پیشرفته روسی که سال‌ها درباره آنها در ایران سخن گفته می‌شد، از جمله جنگنده‌های سوخو-۳۵ و سامانه‌های پدافندی پیشرفته، در سطحی که بتواند موازنه نظامی ایران را به‌طور اساسی تغییر دهد تحقق نیافت.

در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران نیز واکنش مسکو عمدتا به محکومیت سیاسی، مواضع دیپلماتیک و تلاش برای میانجی‌گری محدود ماند. روسیه با وجود خرید تسلیحات ایرانی برای جنگ اوکراین، وارد درگیری نظامی در حمایت از جمهوری اسلامی نشد.

اظهارات تازه مدودف اکنون همان واقعیتی را که از ابتدا در متن قرارداد وجود داشت، صریح‌تر بیان می‌کند: «شراکت راهبردی» تهران و مسکو، اتحاد نظامی نیست و روسیه در صورت جنگ تعهدی برای دفاع از جمهوری اسلامی ندارد.

variety.jpgخبرنامه گویا - اصغر فرهادی، کارگردان برنده دو جایزه اسکار، می‌گوید فیلم بعدی‌اش به زبان فارسی ساخته خواهد شد و تحولات جاری در ایران و مسئله فلسطین، هرچند موضوع مستقیم فیلم نیستند، می‌توانند بر فضای داستان اثر بگذارند.

فرهادی در گفت‌وگو با نشریه آمریکایی «ورایتی» در جشنواره فیلم ریو، در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم تازه‌اش به جنگ ایران و درگیری‌های فلسطین می‌پردازد، گفت: «نه به‌طور مستقیم.» او در عین حال تایید کرد که فضای سیاسی کنونی منطقه ممکن است به شکلی غیرمستقیم و در لایه‌های پنهان روایت وارد فیلم شود.

او گفت در سینمایش معمولا از بیان مستقیم سیاسی پرهیز می‌کند و ترجیح می‌دهد سیاست از دل زندگی روزمره، روابط خانوادگی و رفتار شخصیت‌ها دیده شود. به گفته فرهادی، حتی فیلمی درباره یک خانواده می‌تواند بدون شعار و موضع‌گیری مستقیم، بازتابی از شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه باشد.

فرهادی همچنین بار دیگر اعلام کرد فیلم بعدی او به زبان فارسی خواهد بود. او پیش‌تر گفته بود این پروژه در ایران یا فرانسه فیلم‌برداری نمی‌شود، اما هنوز محل تولید، داستان و بازیگران آن مشخص نشده‌اند.

او در بخش دیگری از گفت‌وگو از پروژه‌ای گفت که قرار بود در آمریکا ساخته شود. فرهادی توضیح داد سه سال در ایالات متحده روی تحقیق، نگارش و انتخاب بازیگران کار کرده و حتی با بازیگران سرشناس آمریکایی وارد مرحله انتخاب بازیگر شده بود، اما در نهایت احساس کرده با فضای آن پروژه ارتباط لازم را ندارد و مسیر فیلم را تغییر داده است.

hamas.jpgیورونیوز - یک نشریه اسرائيلی می‌گوید ایران به دلیل نارضایتی از عملکرد حماس در کرانه باختری کمک مالی به این گروه فلسطینی را متوقف نگه داشته است.

نشریه جروزالم پست اسرائیل گزارش داد رژیم ایران رسیدگی به درخواست حماس برای ازسرگیری حمایت مالی از این گروه را به تعویق انداخته است؛ اقدامی که به گفته این رسانه، ناشی از نارضایتی تهران از ناتوانی حماس در برهم زدن ثبات کلی امنیتی در کرانه باختری است.

بر اساس این گزارش، یک هیات بلندپایه حماس اوایل سپتامبر به تهران سفر و با مقام‌های ارشد ایرانی، از جمله عباس عراقچی، وزیر خارجه، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، دیدار کرد.

یک منبع فلسطینی به این رسانه اسرائيلی گفته که هیات حماس از نمایندگان حکومت ایران خواسته بود حمایت مالی خود را از سر بگیرند؛ حمایتی که بنا بر ادعای مطرح‌شده، به‌دلیل «فشار» اخیر بر بودجه متوقف شده بود.

این منبع گفت که ایران به‌دلیل «نارضایتی» از ناکامی حماس در تاثیرگذاری بر وضعیت کرانه باختری، هیچ تعهدی برای ازسرگیری کمک مالی به این گروه نداد.
هشدار ارتش اسرائیل درباره افزایش تنش‌ها با وجود کاهش حملات

مقام‌های اسرائیلی در اواسط سپتامبر اعلام کردند با وجود آنکه حملات تروریستی در کرانه باختری به پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۱ رسیده است، احتمال دارد مراکز فرماندهی حماس در دیگر مناطق، از جمله ترکیه، غزه، ایران، قطر و لبنان، برای پیشبرد طرح‌های حمله به اسرائیلی‌ها و سربازان ارتش این کشور تلاش کنند.

آنها کاهش فعالیت‌های تروریستی را به عملیات مشترک لشکر «یهودا و سامره» به فرماندهی سرتیپ کوبی هلر، شین‌بت، نهاد امنیت داخلی اسرائیل، پلیس اسرائیل و پلیس مرزی نسبت داده‌اند.

مطابق گزارش‌‌های پیشین رسانه‌های اسرائیلی، لشکر یهودا و سامره پیش از تعطیلات اخیر یهودیان، عملیات پیشگیرانه گسترده‌ای را انجام داد که علاوه بر مظنونان به مشارکت در فعالیت‌های تروریستی، مراکز تحریک به خشونت را نیز هدف قرار می‌داد. هدف از این عملیات، کاهش احتمال وقوع حملات در منطقه اعلام شده بود.

duoexec.jpgایران‌اینترنشنال - رسانه‌ها و فعالان حقوق بشر از اعدام علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی، دو تن از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان، خبر دادند. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، نیز با تاخیری چندساعته این خبر را تایید کرد.

منابع نزدیک به خانواده‌های رئیسی و سپاهی صبح دوشنبه ۱۳ مهر به ایران‌اینترنشنال گفتند جمهوری اسلامی این دو زندانی سیاسی را اعدام کرده است.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو نیز گزارش داد حکم اعدام سپاهی و رئیسی سحرگاه ۱۳ مهر در زندان مرکزی اصفهان، معروف به زندان دستگرد، اجرا شد. رسانه حقوق بشری هرانا هم به نقل از شهرزاد شهبازی، وکیل دادگستری، اعدام سپاهی را تایید کرد.

خبرگزاری میزان برخلاف رویه معمول خود که خبر اجرای احکام اعدام را در ساعات اولیه صبح منتشر می‌کند، تا ظهر ۱۳ مهر درباره اعدام این دو زندانی سیاسی سکوت کرد و سپس دست به انتشار آن زد.

دفتر شاهزاده پهلوی درباره اعدام دو معترض: قتل‌های حکومتی بی‌پاسخ نخواهد ماند

دفتر شاهزاده رضا پهلوی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جمهوری اسلامی علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی، از بازداشت‌شدگان انقلاب ملی شیر و خورشید، را اعدام کرد. علیرضا سپاهی در زندان و در سایه حکم اعدام، با مهشاد کشانی ازدواج کرده بود که خود به پنج سال حبس محکوم شده است. حمله قلبی علیرضا سپاهی اجرای حکم را مدتی به تعویق انداخت، اما جنایتکارانی که جان جوانان ایران را هدف گرفته‌اند، از کشتن او دست نکشیدند.»

دفتر شاهزاده پهلوی افزود: «قتل‌های حکومتی بی‌پاسخ نخواهد ماند. از صادرکنندگان دستور و حکم تا مجریان اعدام، تمامی مسئولان این جنایت را در چارچوب قانون و در دادگاه عادلانه پاسخگو خواهیم کرد.»

در پایان این مطلب آمده است: «اخطار کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران روشن است: هر اعدام بر مسئولیت کیفری شما می‌افزاید. به فراموشی این جنایات، مصونیت از مجازات یا بخشش دل نبندید.»

bone.jpgخبرنامه گویا - آمریکا پس از دریافت هشدار درباره احتمال حمله پهپادی منتسب به سپاه پاسداران، هر ۱۲ بمب‌افکن بی‌۱ مستقر در پایگاه «آرای‌اف فیرفورد» بریتانیا را به آمریکا بازگرداند. پنتاگون خروج همه بمب‌افکن‌ها را تأیید کرده است. به گزارش نیویورک‌تایمز، این جابه‌جایی چنان فوری بود که برخی هواپیماها پیش از آماده شدن هواپیماهای سوخت‌رسان به پرواز درآمدند.

مقام‌های آمریکایی و اروپایی به وال‌استریت‌ژورنال گفته‌اند هشدار اطلاعاتی از طرحی پیچیده و چندوجهی حکایت داشت که هدف آن آسیب زدن به هواپیماها و کشتن نظامیان آمریکایی، از جمله خلبانان، بود. جی‌دی ونس خروج بمب‌افکن‌ها را اقدامی احتیاطی برای حفاظت از نیروهای آمریکایی توصیف کرد و دونالد ترامپ نیز گفت دریافت تهدید، دلیل این تصمیم بوده است.

سناریوی مطرح‌شده اجرای حمله از داخل خاک بریتانیاست

تایمز لندن از احتمال به‌کارگیری افراد محلی برای حمله پهپادی نوشته است. همچنین مقایسه با عملیات «تار عنکبوت» اوکراین مطرح شده؛ عملیاتی که در آن پهپادها از داخل خاک روسیه و با استفاده از خودروهای حامل به پرواز درآمدند. این مقایسه توضیح می‌دهد چرا فاصله ایران تا بریتانیا لزوماً مانع چنین تهدیدی نیست، اما شیوه اجرای طرح منتسب به سپاه هنوز تأیید نشده است.

ریچارد بارونز، ژنرال پیشین ارتش بریتانیا، به بی‌بی‌سی گفته است حتی پهپادی هزارپوندی می‌تواند یکی از این بمب‌افکن‌های گران‌قیمت را از کار بیندازد؛ با این حال، او تأکید کرده که از ماهیت تهدید اخیر اطلاع ندارد. در مقابل، برخی مقام‌های بریتانیایی درباره توان تهران برای اجرای عملیاتی با این پیچیدگی ابراز تردید کرده‌اند.

پلیس بریتانیا پیش‌تر شش نفر را در ارتباط با پرونده فیرفورد بازداشت کرده بود که همگی با قرار وثیقه آزاد شدند. در بررسی خودروهای مظنونان بنزین پیدا شد، اما وسیله انفجاری کشف نشد. تحقیقات ادامه دارد و ارتباط این بازداشت‌ها با هشدار حمله پهپادی روشن نشده است.

arayeshejadid.jpgهم‌زمانی سه بحران برای جمهوری اسلامی؛ نفت، ارز و تنگه هرمز

خبرنامه گویا - به گزارش یورو نیوز در حالی که صادرات نفت کشورهای منطقه، به‌جز ایران، از سطح پیش از جنگ فراتر رفته، جمهوری اسلامی با محدودیت شدید در فروش نفت، رکوردشکنی قیمت ارز و ادامه ناامنی در تنگه هرمز روبه‌رو است. هم‌زمان با کنار رفتن وزیر نفت، مسعود پزشکیان گفته دولت برای مدیریت «شرایط ویژه» آرایش جدیدی گرفته است.

استعفای محسن پاک‌نژاد از وزارت نفت، آن هم در اوج فشار بر صادرات نفت ایران، گمانه‌زنی‌هایی درباره وضعیت درآمدهای نفتی حکومت به راه انداخته است. دلیل رسمی کناره‌گیری او «مسائل خانوادگی و شخصی» عنوان شده، اما هم‌زمان گزارش‌هایی درباره سقوط صادرات نفت ایران منتشر شده است.

ساعاتی پیش از اعلام استعفا، پاک‌نژاد در ویدیویی تاکید کرده بود درآمد نفت فروخته‌شده وصول خواهد شد. در مقابل، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، پنجشنبه اعلام کرد ایران در ماه سپتامبر هیچ نفت خامی روی نفتکش‌ها بارگیری نکرده و دولت ترامپ در تلاش است «حیاتی‌ترین منبع درآمد رژیم ایران» را قطع کند.

پزشکیان نیز پیش‌تر در ماه اوت عملا اختلال در صادرات نفت را تایید کرده و گفته بود: «قبلا نفت می‌فروختیم، اکنون نمی‌توانیم بفروشیم.»

در همین حال، داده‌های شرکت ردیابی نفتکش «کپلر» نشان می‌دهد صادرات نفت خام کشورهای منطقه بدون احتساب ایران، در آخرین هفته سپتامبر به حدود ۱۹.۵ تا ۲۲.۵ میلیون بشکه در روز رسیده؛ بالاتر از میانگین حدود ۱۸ میلیون بشکه‌ای پیش از جنگ.

برخی رسانه‌ها و حساب‌های نزدیک به ساختار قدرت در ایران تلاش کرده‌اند اعتبار این داده‌ها را زیر سؤال ببرند و به استفاده یکی از تحلیلگران کپلر از نماد شیر و خورشید در شبکه اجتماعی ایکس اشاره کرده‌اند؛ موضوعی که به‌خودی‌خود پاسخی به داده‌های مربوط به حجم صادرات نفت منطقه نیست.

ds.jpg"تنها مشکل ایران، رژیم است، جامعه ایران ظرفیت تبدیل‌شدن به یکی از نیروهای ثبات و پیشرفت خاورمیانه را دارد"

خبرنامه گویا ـ ویدیویی از یک گفت‌وگوی سال ۲۰۱۸ با دان شوفتان، استراتژیست و پژوهشگر اسرائیلی حوزه امنیت ملی، بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است؛ ویدیویی که در آن او با لحنی کم‌سابقه درباره جامعه ایران سخن می‌گوید و میان مردم ایران و جمهوری اسلامی مرزی روشن می‌کشد.

شوفتان در پاسخ به این پرسش که «بهترین سناریو برای آینده ایران چیست؟»، می‌گوید تغییر حکومت پیش از هر چیز نه برای اسرائیل، بلکه «برای خود مردم ایران» ضروری است. او جامعه ایران را «بسیار تأثیرگذار» و ایرانیان را در بلندمدت، در کنار اسرائیل، از بزرگ‌ترین امیدهای خاورمیانه توصیف می‌کند. به گفته او، حتی چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی نیز نتوانسته عناصر تکثرگرا و ظرفیت‌های مدرن جامعه ایران را از میان ببرد. متن ویدیوی اصلی این سخنان را تأیید می‌کند.

او سپس تصویری کاملاً متفاوت از آینده ایران ترسیم می‌کند: ایرانی که پس از جمهوری اسلامی می‌تواند به گفته او به نیرویی برای ثبات و مدرن‌شدن خاورمیانه تبدیل شود و به کشورهای منطقه در مواجهه با چالش‌های قرن بیست‌ویکم کمک کند.

جمله محوری او شاید همان عبارتی باشد که امروز، سال‌ها پس از ضبط این گفت‌وگو، دوباره توجه‌ها را جلب کرده است: «من از جامعه ایران فقط انتظارهای خوب دارم؛ تنها چیزی که در ایران مشکل دارد، رژیم است.»

arab.jpgمرز وعده انتخاباتی و خرید رأی در دموکراسی آمریکا کجاست؟

در سیاست، وعده دادن چیز تازه‌ای نیست. نامزدها وعده می‌دهند مالیات‌ها را کاهش دهند، حقوق بازنشستگان را افزایش دهند، بیمه درمانی را گسترش دهند یا برای ایجاد اشتغال سرمایه‌گذاری کنند. رأی‌دهندگان نیز طبیعی است که هنگام انتخاب میان احزاب و نامزدها، پیامدهای اقتصادی برنامه‌های آنان را در نظر بگیرند.

اما آیا برای وعده‌های اقتصادی مرزی وجود دارد؟

اگر رئیس‌جمهور کشوری به شهروندان بگوید: "اگر حزب من در انتخابات پیروز شود، هر یک از شما پنج هزار دلار دریافت خواهید کرد"، آیا هنوز با یک وعده معمول انتخاباتی روبه‌رو هستیم، یا وارد منطقه‌ای شده‌ایم که مرز میان سیاست عمومی و ایجاد انگیزه مستقیم مالی برای نتیجه‌ای مشخص در انتخابات مبهم می‌شود؟

این پرسش دیگر فرضی نیست.

دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶ وعده داده است که اگر جمهوری‌خواهان کنترل مجلس نمایندگان و سنا را در اختیار داشته باشند، هر شهروند بزرگسال آمریکایی ۵۰۰۰ دلار دریافت خواهد کرد. کاخ سفید این پیشنهاد را با عنوان «Trump Dividend» معرفی کرده و استدلال کرده است که مردم آمریکا باید در موفقیت اقتصادی کشور سهیم شوند. ترامپ نیز آن را به درآمدها و سیاست‌های اقتصادی دولت، از جمله درآمد تعرفه‌ها، مرتبط کرده است.

خود اصل بازگرداندن درآمد دولت به مردم الزاماً عجیب نیست. اگر دولتی درآمدی بیش از نیازهای خود داشته باشد، می‌توان استدلال کرد که شهروندان باید از آن منتفع شوند. کاهش مالیات یا حتی پرداخت مستقیم پول به مردم نیز در آمریکا سابقه دارد.

پرسش از جای دیگری آغاز می‌شود:

Amir_Daha.jpgحدود هفتصد نفر نامه‌ای به بنیاد فریدریش ناومان نوشته‌اند تا این بنیاد «جایزه آزادی ۲۰۲۶» را، که به مردم ایران تعلق گرفته است، به امانت به رضا پهلوی نسپارد.

این نامه البته اتفاقی نیست؛ ادامه یک الگوست. هر بار دری در عرصه بین‌المللی به روی رضا پهلوی باز می‌شود، گروهی تقریباً با یک مأموریت ثابت پشت آن ظاهر می‌شوند: این در را ببندید.

دیروز حدود سیصد نفر به نمایندگان پارلمان سوئد نامه نوشتند تا مانع حضور و سخنرانی او شوند. امروز حدود هفتصد نفر به یک بنیاد آلمانی نامه می‌نویسند تا حتی جایزه‌ای را که متعلق به رضا پهلوی نیست و قرار است فقط به امانت در اختیارش باشد، به او نسپارند.

فردا نوبت کدام پارلمان، دانشگاه، بنیاد یا نهاد بین‌المللی است؟

امضای چنین نامه‌هایی حق آنان است. مخالفت با رضا پهلوی هم حق آنان است. اما حق مخالفت، مجوز تحریف واقعیت نیست.

و وقتی یک رفتار از نقد یک سیاستمدار فراتر می‌رود و به تلاش مکرر برای جلوگیری از حضور، شنیده‌شدن و اعتبار بین‌المللی او تبدیل می‌شود، می‌توان پرسید: این رقابت سیاسی است، یا تلاش برای حذف رقیب از زمینی که قادر به شکست‌دادنش در آن نیستید؟

نامه‌ای که خودش را نقض می‌کند

بنیاد فریدریش ناومان هرگز رضا پهلوی را «نماینده منتخب مردم ایران» معرفی نکرده است.

بنیاد صریحاً اعلام کرده است که برنده جایزه، مردم ایران هستند و رضا پهلوی فقط آن را به امانت دریافت می‌کند تا روزی که ایران آزاد شود و جایزه به نمایندگان آزادانه انتخاب‌شده مردم سپرده شود.

حالا پیشنهاد پایانی هفتصد امضاکننده را بخوانید:

dibarlarge.jpgدر ۲۳ سپتامبر در گویا نیوز مقاله‌ای با عنوان «چند متر دیوار برای ۴۷ سال؟» نوشتم. پرسش آن مقاله این بود که اگر روزی بخواهیم برای قربانیان این سال‌ها موزه‌ای بسازیم و تنها تصویر هر قربانی را در قابی کوچک بر دیوار قرار دهیم، به چه میزان فضا نیاز خواهیم داشت؟ اما مسئله اصلی طول دیوار نبود؛ پرسش بزرگ‌تر این بود که جامعه ایران با حافظه و روایت این دوره چه خواهد کرد.

آن مقاله پس از انتشار و بازنشر در شبکه‌های اجتماعی، چندصد هزار بار دیده شد و واکنش‌ها و نظرهای بسیاری برانگیخت. برای من، بیش از تعداد بازدیدها، خود این واکنش‌ها اهمیت داشت؛ اینکه موضوع قربانیان، ثبت نام و تصویر آنان و چگونگی حفظ حافظه این سال‌ها، تا چه اندازه هنوز برای مردم زنده، حساس و دردناک است.

در میان همین واکنش‌ها، یکی از خوانندگان سوال دیگری مطرح کرد:

«این دوران را در آینده چه خواهند نامید؟»

پرسشی که در ابتدا ساده به نظر می‌رسید، روزها ذهن مرا مشغول کرد و باعث شد تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام دهم. همین پرسش مرا مصمم کرد بحث مقاله قبلی را از زاویه‌ای دیگر ادامه دهم.

تاریخ چگونه نام می‌گذارد؟

ما از دوره قاجار، دوره پهلوی یا عصر مشروطه سخن می‌گوییم. بنابراین شاید ساده‌ترین پاسخ این باشد: «دوره جمهوری اسلامی».

در تاریخ‌نگاری و منابع دانشگاهی نیز همین تعبیر اکنون به کار می‌رود. برای نمونه، دانشنامه ایرانیکا در دوره‌بندی تاریخ ایران از عبارت Islamic Republic Period استفاده کرده و آن را در ادامه «دوره قاجار و پهلوی» قرار داده است.

از منظر تاریخ‌نگاری سیاسی، پس شاید پاسخ روشن باشد: دوره‌ای که در سال ۱۳۵۷ آغاز شد و «دوره جمهوری اسلامی» نام دارد.

اما آیا این سه کلمه برای توصیف آنچه در این ۴۷ سال بر ایران و ایرانیان گذشته کافی است؟

signLarge.jpgپاسخی به تحلیل وارونه و کینه‌توزانهٔ اکبر معصوم‌بیگی از خون‌های دی‌ماه

تاریخ گاه با دراماتیک‌ترین تراژدی‌هایش تکرار می‌شود و روشن‌فکریِ مسخ‌شده، تلخ‌ترین بازیگر این نمایش تکراری است. یادداشت اخیر اکبر معصوم‌بیگی دربارهٔ رستاخیز خونین دی‌ماه، متنی است که از بندبند آن بوی کهنهٔ کینه‌ای پنجاه‌ساله به مشام می‌رسد؛ کینه‌ای کور و درمانده که چنان چشم بصیرت نویسنده‌اش را بر حقیقت جاری در خیابان‌ها بسته که قادر نیست فریاد یک ملت برای آزادی را ببیند، مگر آنکه آن را در ترازوی خصومت‌های دیرین خویش عیار بزند.

شما، آقای معصوم‌بیگی، آگاهانه یا از سرِ نابینایی سیاسی، در حال بازآفرینی همان خطای مرگباری هستید که نیم قرن پیش، طیفی ناهمگون و شوم ــ از چپ‌های مسخ‌شده در حزب توده و فدائیان خلق تا مجاهدین و فرقه‌های مذهبی و تروریستی و متعصب همانند حزب مؤتلفه و دیگر جریان‌های مذهبی وابسته به خمینی ــ در قبال شاه مرتکب شدند. شما و هم‌قطاران دیروز و امروزتان، از سر کینه‌ای کور به پهلوی، آغوش خود را بر دیو ارتجاع گشودید؛ دیوی که از درون صندوقچه‌های آن فاجعه برآمد و نزدیک به پنج دهه است که خاک ایران را با خون پاک‌ترین فرزندانش آبیاری می‌کند. اما شگفتا که پس از این همه سال تماشاگریِ مسلخ، هنوز از خروارها خاکستر و خاک به چشمان ملت ریخته، عبرت نگرفته‌اید!

امروز نیز همان خنجر زنگ‌زدهٔ کینه را برداشته‌اید و بر پیکر خیزش ملی دی‌ماه می‌زنید. شما با بهتان زدن به شاهزاده رضا پهلوی و تحقیر میلیون‌ها ایرانی شجاعی که نام او را به‌عنوان نماد همبستگی و ساختارشکنی فریاد زدند ــ و بیش از چهل هزار تن از آنان با همین نام بر لب، زیر بارش گلوله‌های پاسداران به خاک افتادند ــ عملاً در ستاد همان سرکوبگرانی سنگر گرفته‌اید که شلاق و تفنگ بر جان مردم می‌کوبند. این موضع‌گیری، نه یک «تحلیلِ دلسوزانه»، بلکه شست‌وشوی دست‌های تا مرفق آغشته به خونِ نظام ولایت فقیهی است که از هیچ جنایتی شرم ندارد.

در روزگاری که رژیم سفاک سفرهٔ ارعاب پهن کرده و خود با وقاحتِ تمام، تصاویر سرکوب و کشتارش را بازگو می‌کند تا لرزه بر اندام جامعه اندازد، شما به‌جای نشانه رفتنِ قلبِ این هیولای خون‌خوار، انگشت اتهام را به‌سوی رهبری محبوبِ مردم و خون‌های پاک بر زمین ریخته می‌گیرید. کار شما خاک پاشیدن به چشم خانواده‌های داغ‌داری است که هنوز داغ فرزندانشان بر سینه‌شان می‌سوزد.

Masoud_amirkhalili.jpgبرخلاف تصور عمومی که سکولاریسم را فقط نتیجه عصر روشنگری یا انقلاب‌های مدرن می‌داند، ریشه‌های مفهومی و ساختاری آن به تفکیک اساسی برمی‌گردد که در حقوق رومی بین مسائل عمومی (حقوقی) و دینی وجود داشت. به همین دلیل، می‌توان حقوق روم را یکی از عوامل مهم سکولاریزاسیون در غرب به شمار آورد.

حقوق رومی

حقوق رومی از همان ابتدا بر پایه تفکیک میان حقوق عمومی (Jus Publicum) و حقوق خصوصی (Jus Privatum) و همچنین تمایز میان قلمرو حقوق (Jus) و قلمرو امور مقدس (Fas) بنا شد.

در اندیشه رومی، «حقوق» برآمده از قرارداد، عقلانیت مدنی و مناسبات شهروندی بود و نه متکی بر وحی یا شریعت آسمانی. این ساختار موجب شد که حتا پس از مسیحی شدن امپراتوری روم (چرخش کنستانتینی)، قوانین مدنی و جزایی شالوده غیردینی خود را حفظ کنند. و به‌ویژه از آن‌رو که گفته می‌شود خود مسیح یهودی‌مذهب این اصل را صورت‌بندی کرده بود: «آنچه از آن قیصر است به قیصر بدهید، و آنچه از آن خداست به خدا.» (انجیلِ لوقا ۲۰:۲۵).

دین می‌توانست وجدان فردی یا آیین‌های دولتی را هدایت کند، اما سنت حقوقی مستقل از عقاید دینی عمل می‌کرد.

حقوق رومی بر اساس ضرورت‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تنظیم شدند، نه تکالیف دینی. حقوق رومی مفهوم حقوق شهروندی را فارغ از تعلقات مذهبی تعریف کرد. در حقوق رومی، فرد به‌عنوان «دارنده حق و تکلیف در برابر دولت» شناخته می‌شد، نه به‌عنوان مؤمن به یک باور دینی.

این نگاه بعدها در عصر روشنگری به ساخت مفاهیمی چون: حقوق بشر، حقوق مدنی و برابری در برابر قانون کمک شایانی کرد: بسیاری از نظام‌های حقوقی اروپایی (موسوم به «خانواده‌ی حقوقی رومی ـ ژرمنی»)، از جمله قانونِ مدنی فرانسه (ناپلئون، ۱۸۰۴) و قانونِ مدنی آلمان، مستقیم بر مفاهیم و ساختارِ حقوقِ رومی بنا شده‌اند.

سینمای آزاد

پيشگفتار

سینمای ایران در سال‌های پیش از انقلاب اسلامى ۱۳۵۷، برخلاف تصور رایج، فقط عرصه فیلم‌های روشنفکرانه، اجتماعی یا سرگرم‌کننده نبود. در بخش بزرگی از تولیدات سینمایی و تلویزیونی آن دوره، نشانه‌ها، آیین‌ها و ارزش‌های مذهبی به شکل‌های گوناگون حضور داشتند؛ گاهی در مرکز داستان و گاهی تنها در چند صحنه، دیالوگ یا حتی یک صدای آشنا مانند اذان.

نمونه‌هایی که در این مقاله بررسی می‌شوند تنها بخشی از مجموعه گسترده فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی با مضامین، نشانه‌ها یا فضای مذهبی در سینمای پیش از انقلاب هستند. هدف، ارائه فهرست کامل نیست؛ بلکه بررسی روندی است که طی آن مذهب از یک عنصر طبیعی فرهنگ جامعه به یک زبان عاطفی، اخلاقی و در سال‌های پایانی، سیاسی تبدیل شد.

این حضور را نمی‌توان به یک جریان واحد یا برنامه‌ای سازمان‌یافته نسبت داد. بسیاری از فیلمسازان صرفاً واقعیت جامعه‌ای مذهبی را روی پرده آورده‌اند. اما مسئله از جایی اهمیت پیدا می‌کند که یک مجموعه ثابت از تصاویر و مفاهیم بارها تکرار می‌شود: مسجد، سقاخانه، اذان، نماز، عزاداری، علم، نذر، زیارت، امامزاده، توبه، گناه، شهادت، ظلم و قیام.

تکرار این عناصر، به‌خصوص در لحظات حساس درام، به آنها نیرویی فراتر از یک نشانه محیطی می‌دهد. سینما از این تصاویر برای ایجاد ترس، امید، ترحم، احساس گناه، رستگاری و همدلی استفاده می‌کند و تماشاگر را از مسیر احساس به جهان اخلاقی فیلم وارد می‌سازد.

«قیصر»؛ سنت، غیرت و مذهب

«قیصر» ساخته مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این روند است. فیلم در ظاهر داستان انتقام یک مرد از کسانی است که به خواهرش تجاوز کرده‌اند؛ اما جهان اخلاقی آن از ترکیب سنت، خانواده، غیرت، جوانمردی و نشانه‌های مذهبی ساخته شده است.

عزاداری، سقاخانه، زورخانه، فضای سنتی محله‌ها و همراهى خدمتکار خانه به مشهد و زیارت امام رضا، تنها تزئینات صحنه نیستند. آنها بخشی از جهان ارزشی فیلم را شکل می‌دهند؛ جهانی که در آن آبرو، حرمت خانواده، مردانگی و اخلاق سنتی به یکدیگر گره خورده‌اند.

در «قیصر»، مذهب بیشتر در تار و پود زندگی سنتی حضور دارد تا در قالب سخنرانی یا شعار. همین شکل از حضور، آن را برای مخاطب طبیعی و پذیرفتنی می‌کند. اما در همین جهان، جایگاه زن نیز به‌روشنی تعریف شده است.

police.jpgحمله مسلحانه در بمپور؛ پلیس دو کشته اعلام کرد، حال‌وش از تلفات بیشتر خبر داد

خبرنامه گویا ـ در پی حمله مسلحانه در محور بمپور به ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان، پلیس از کشته شدن دو مأمور و زخمی شدن یک مأمور دیگر خبر داد. حال‌وش، به نقل از منابع محلی، گزارش کرده که دو خودروی نیروهای نظامی هدف تیراندازی قرار گرفته‌اند و دست‌کم سه نفر کشته شده‌اند.

بر اساس اطلاعیه پلیس، این حمله روز دوشنبه ۱۳ مهرماه، علیه گشت انتظامی پاسگاه نوکجو شهرستان بمپور صورت گرفت. پلیس نام دو مأمور کشته‌شده را استوار دوم امیرحسین قاسمی و گروهبان یکم نظام دست‌گشاده اعلام کرد. تسنیم نیز آمار دو کشته را منتشر کرده و خبرگزاری صداوسیما از حمله به یک گشت پلیس خبر داده است.

در مقابل، حال‌وش به نقل از منابع خود و شاهدان عینی نوشته است که دو دستگاه هایلوکس هدف حمله قرار گرفته‌اند؛ در یکی از خودروها دست‌کم سه سرنشین کشته شده‌اند و خودروی دوم در جریان تیراندازی واژگون شده است. وضعیت سرنشینان خودروی دوم مشخص نیست و اطلاعیه پلیس نیز توضیحی درباره آن ارائه نکرده است. آمار بالاتر تلفات در گزارش حال‌وش هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده است.

پلیس از آغاز عملیات شناسایی و بازداشت مهاجمان خبر داده است. هویت افراد مسلح، انگیزه حمله و شمار نهایی کشته‌ها و زخمی‌ها همچنان روشن نیست.

ehsasi.jpgشیرینی آزادی یا صدای شیون اعدام

خبرنامه گویا - زنی که مغازه‌اش روبه‌روی یکی از زندان‌های ایران قرار دارد، از خانواده‌هایی می‌گوید که هر روز با دو حال کاملاً متفاوت از مقابل مغازه او می‌گذرند؛ بعضی برای آزادی عزیزانشان شیرینی می‌خرند و جشن می‌گیرند، اما بعضی دیگر ساعت‌ها آنجا می‌نشینند و از نگرانی، انتظار و آخرین دیدار با زندانی محکوم به اعدام می‌گویند.

او هنگام روایت این بخش بغض می‌کند و می‌گوید گاهی صدای شیون و گریه خانواده‌هایی را می‌شنود که عزیزشان اعدام شده است. مغازه‌ای که برای برخی محل خرید شیرینی آزادی است، برای برخی دیگر به جایی برای شنیدن خبر مرگ و خداحافظی آخر تبدیل شده است.

***

یک قاب، چند جهان متفاوت در حزب سبز بریتانیا

خبرنامه گویا - در تصویری از یک گردهمایی حزب سبز در لیدز، مردی با ریش، کلاه سیاه و چفیه در کنار فردی سبیل‌دار با پوشش زنانه و نشان سبز حزب ایستاده و با نگاهی که چندان راحت به نظر نمی‌رسد، او را برانداز می‌کند.

greenlarge.jpg

انتشار این عکس در شبکه‌های اجتماعی با واکنش‌های طنزآمیز همراه شده و کاربران آن را نمادی از ائتلاف طیف‌هایی دانسته‌اند که دیدگاه‌هایشان در موضوعات اجتماعی و فرهنگی با یکدیگر سازگار نیست؛ تصویری که شاید بیش از هر بیانیه سیاسی، تناقض‌های درونی این ائتلاف سبز و قرمز را به نمایش می‌گذارد.

مرد مسلمان در این تصویر مثین علی، عضو شورای شهر لیدز و از سپتامبر ۲۰۲۵ یکی از دو معاون رهبر حزب سبز انگلستان و ولز است. او پس از پیروزی در انتخابات محلی سال ۲۰۲۴ بیشتر مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت؛ در سخنرانی پس از پیروزی، از «بلند کردن صدای غزه و فلسطین» سخن گفت و عبارت «الله‌اکبر» را به کار برد.

علی بعدتر گفت استفاده از این عبارت برای او به‌عنوان یک مسلمان، بیان شادی و شکرگزاری بوده و برخی بازتاب‌های رسانه‌ای را تحریف‌آمیز دانست.

mice.jpg

یک دانش‌آموز با ارسال ویدیویی به ایران‌اینترنشنال، صفحه‌ای از کتاب «آمادگی دفاعی» پایه نهم را نشان می‌دهد که در آن تصویر دستی با انگشتر عقیق در کنار چند موش چاپ شده است.

او با کنایه می‌گوید: «خواستند بگویند انگشتر موش‌ها را فراری می‌دهد، ولی معلوم است قبول دارند خامنه‌ای کنار موش‌ها بوده.»

شباهت دست و انگشتر در تصویر با انگشترهای شناخته‌شده علی خامنه‌ای باعث شده این صفحه از کتاب در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گیرد و واکنش‌های طنزآمیز دانش‌آموزان و کاربران را به دنبال داشته باشد. تصویر مورد بحث بخشی از مطالب کتاب درباره موضوعات دفاعی و پدافند غیرعامل است.

seconwife.jpgخبرنامه گویا - خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، در گفت‌وگویی تازه «زهرا حماده» را به عنوان همسر محمدسعید ایزدی، معروف به «حاج رمضان»، فرمانده کشته‌شده نیروی قدس سپاه معرفی کرده و از نقش قاسم سلیمانی در شکل‌گیری این ازدواج خبر داده است. تسنیم در معرفی این گفت‌وگو نیز حماده را صراحتاً «همسر محمد سعید ایزدی» خوانده است.

این معرفی از آن جهت قابل توجه است که پیش از این، رسانه‌های حکومتی بارها «سعیده سالاری» را نیز به عنوان همسر محمدسعید ایزدی معرفی کرده بودند.

زهرا حماده در مصاحبه با تسنیم گفته است پیش از ایزدی با یکی دیگر از نیروهای موسوم به «محور مقاومت» ازدواج کرده بود که کشته شد. او در آن زمان دو فرزند چهار و دو ساله داشت و حدود دو سال بعد با ایزدی ازدواج کرد. به گفته حماده، زندگی مشترک آنها حدود ۱۲ سال ادامه داشت و دو فرزند به نام‌های فاطمه معصومه و محمدحسین حاصل این ازدواج هستند.

حماده همچنین گفته است اطرافیان ایزدی از او خواسته بودند ازدواج کند تا «نسلش ادامه پیدا کند» و فرزندانی داشته باشد که مسیر او را دنبال کنند. هنگامی که خبرنگار تسنیم می‌پرسد آیا قاسم سلیمانی از جمله افرادی بوده که در این ازدواج نقش داشته، حماده پاسخ مثبت می‌دهد.

محمدسعید ایزدی از فرماندهان ارشد نیروی قدس و مسئول شاخه موسوم به «سپاه فلسطین» بود. او در جریان جنگ ۱۲روزه و در حمله اسرائیل به قم کشته شد.

naft.jpgخبرنامه گویا - ایران‌اینترنشنال می‌گوید اطلاعاتی در اختیار دارد که بر اساس آن، برکناری محسن پاک‌نژاد از وزارت نفت بخشی از تغییر آرایش شبکه‌ای است که فروش نفت و انتقال درآمدهای آن را در اختیار دارد؛ شبکه‌ای که بنا بر این روایت، اکنون بیش از گذشته به سازمان اطلاعات سپاه و سیستم بانکی روسیه متصل شده است.

ساعاتی پیش از اعلام برکناری پاک‌نژاد، خبرگزاری فارس از انتقال حدود یک‌ونیم میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران از طریق شبکه بانکی روسیه خبر داد. به روایت ایران‌اینترنشنال، اهمیت این هم‌زمانی در آن است که پس از دشوارتر شدن استفاده از مسیرهای مالی پیشین، به‌ویژه در امارات، بخشی از پول فروش نفت اکنون از کانال‌های بانکی روسیه جابه‌جا می‌شود.

در این روایت، پاک‌نژاد در ماه‌های اخیر به‌دلیل افشای پرونده تراستی‌ها و اختلاف بر سر نحوه فروش و بازگشت پول نفت، به مانعی برای تثبیت این آرایش تازه تبدیل شده بود؛ بنابراین کنار گذاشتن او می‌توانست راه را برای تمرکز بیشتر فروش نفت و انتقال درآمدها در شبکه‌ای نزدیک‌تر به سازمان اطلاعات سپاه و مسیر بانکی روسیه باز کند. از این زاویه، برکناری وزیر نه پایان فعالیت تراستی‌ها، بلکه حذف یک مانع و ادامه همان شبکه با سازوکاری تازه تلقی می‌شود.

در ماه‌های گذشته، گزارش‌های متعددی درباره میلیاردها دلار درآمد نفتی بازنگشته منتشر شده بود.

***

channel1.jpgبرنامه «ویرگول» تلویزیون کانال یک

محمدحسین رنجبران به تکرار آنچه «توهین به رهبری» در آنتن زنده صداوسیما خواند، اعتراض کرد و خواستار پاسخگویی مسئولان این سازمان شد.

او مدعی شد چنین اتفاقی در ۴۸ سال گذشته سابقه نداشته، اما در پنج سال اخیر سه بار رخ داده است. رنجبران همچنین با رد توضیح «هک» گفت صرفاً شعار دادن درباره رهبری و ولایت کافی نیست و عملکرد مسئولان باید بررسی شود.

در ادامه برنامه «ویرگول» تلویزیون کانال یک، مونا پژهان با علیرضا نامور حقیقی درباره بن‌بست مذاکرات و احتمال تشدید درگیری میان جمهوری اسلامی و آمریکا گفت‌وگو می‌کند. نامور حقیقی معتقد است خواسته‌های دو طرف با یکدیگر سازگار نیست و فعلاً شرایط توافقی پایدار فراهم نشده است.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

sardar2.jpgنقش همسر فرمانده سپاه در تاسیس مدرسه شجره طیبه نداسا و ۹۶ مدرسه مشابه دیگر

ایران اینترنشنال - علی فدوی شامگاه یک‌شنبه ۱۲ مهر در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد. این حضور پس از مدت‌ها شایعه اعدام او به اتهام جاسوسی و کشته شدن همسرش در جریان بازجویی رخ داد. او در بخشی از گفت‌وگو، همسرش را موسس مدرسه شجره طیبه نداسا در میناب معرفی و تاکید کرد او در جنگ ۱۲ روزه کشته شده است.

فدوی سابقه فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (نداسا) و جانشینی فرمانده کل سپاه پاسداران را در کارنامه داشت، اما از دی‌ماه ۱۴۰۴، کمی پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، به سمت ریاست گروه مشاوران فرمانده سپاه گمارده شد.



کمرنگ شدن حضور او سبب شد تا گمانه‌زنی‌های زیادی درباره بازداشت او مطرح شود. این شایعات به خود او محدود نماند؛ در فضای مجازی شایعه کشته شدن همسرش در جریان بازجویی نیز منتشر شد.



حضور فدوی در این برنامه تلویزیونی نشان داد او زنده است و تاکید او روی کشته شدن همسرش در جریان جنگ ۱۲ روزه، به‌نظر پاسخی به شایعه مرگ او در جریان بازجویی بود.

namvarH.jpgعلیرضا نامور حقیقی، تحلیل‌گر سیاسی و استراتژیک، گفت استقرار حدود سه هزار نیروی آمریکایی در اسرائیل و گزارش‌ها درباره اعزام نیرو و تجهیزات بیشتر به منطقه، نشان می‌دهد آمریکا خود را برای دور تازه‌ای از درگیری با جمهوری اسلامی آماده می‌کند.

او افزود مذاکرات دیپلماتیک به نتیجه نرسیده و شروط جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز از سوی آمریکا پذیرفته نشده است. به گفته نامور حقیقی، بدون بازبینی راهبردی تهران در پرونده‌هایی مانند آمریکا، اسرائیل، برنامه هسته‌ای و مسائل نظامی، دیپلماسی جمهوری اسلامی به نتیجه نخواهد رسید.

***

افاضات جدید بیژن و زنش!

| No Comments

بدون شرح!

azimi.jpgخبرنامه گویا - میکائیل عظیمی، پژوهشگر اقتصاد بخش عمومی در گفتگو با انصاف نیوز، می‌گوید پس از آنچه «فاجعه دی‌ماه ۱۴۰۴» می‌نامد، رابطه حکومت و جامعه در ایران وارد مرحله‌ای تازه شده و دیگر نمی‌توان کشور را با همان روش‌ها و رویه‌های پیشین اداره کرد.

عظیمی معتقد است حوادث دی‌ماه چنان نقطه عطفی بوده که می‌توان تاریخ جمهوری اسلامی را به پیش و پس از آن تقسیم کرد. به گفته او، «پس از فاجعه دی‌ماه، به هیچ عنوان دیگر نمی‌شود به آن شکل‌های سنتی و قدیمی فکر کنیم و عمل کنیم» و رابطه دولت با جامعه و حکومت با شهروندان «وارد یک فاز دیگری شده است».

او وضعیت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را نیز به‌شدت بحرانی توصیف می‌کند و می‌گوید اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی «دیگر به ته دیگ رسیده، اگر نخواهیم بگوییم در این دیگ چیزی نمانده است».

بخش مهمی از انتقادهای عظیمی به نحوه تنظیم بودجه و توزیع منابع عمومی بازمی‌گردد. او بودجه را نه صرفاً مجموعه‌ای از اعداد و ارقام، بلکه یکی از روشن‌ترین اسناد برای شناخت اولویت‌های واقعی حکومت می‌داند.

به گفته او، مقام‌های حکومتی می‌توانند در سخنرانی‌ها از اولویت آموزش، بهداشت، معیشت یا توسعه سخن بگویند، اما این بودجه است که نشان می‌دهد در عمل پول کشور کجا خرج می‌شود. عظیمی از همین رو بودجه را «دم خروس» شعارها و وعده‌های حکومت توصیف می‌کند.

او می‌گوید از طریق سند بودجه می‌توان فهمید دولت از چه گروه‌هایی پول می‌گیرد و منابع را در اختیار کدام بخش‌ها، نهادها و گروه‌های اجتماعی قرار می‌دهد.

rooydad24.jpgخبرنامه گویا - به گزارش رویداد ۲۴ محمود زیبایی، کارشناس سابق بانک مرکزی که نامش در جریان محاکمه بابک زنجانی مطرح شد، سال‌هاست در کانادا زندگی می‌کند و اکنون در شمار منتقدان جمهوری اسلامی و حامیان رضا پهلوی دیده می‌شود. اتهام‌های تازه بابک زنجانی علیه او، بار دیگر نام این کارشناس پیشین بانک مرکزی و نقش او در یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های اقتصادی جمهوری اسلامی را بر سر زبان‌ها انداخته است.

بابک زنجانی اخیرا با انتشار تصویری از زیبایی در شبکه ایکس مدعی شد او در پرونده‌اش تنها یک کارشناس بانکی نبوده، بلکه در زندان اوین از متهمان بازجویی می‌کرده و به اطلاعات مرتبط با پرونده نفتی و شیوه‌های دور زدن تحریم‌ها دسترسی داشته است. زنجانی در ادامه اتهام‌هایی از جمله «نفوذ» و ارتباط با موساد را نیز علیه او مطرح کرد؛ ادعاهایی که تاکنون هیچ سند عمومی مستقلی برای آنها ارائه نشده است.

پس از انتشار این اظهارات، منابع قضایی اعلام کردند محمود زیبایی هرگز بازجو، بازپرس، ضابط یا نماینده قوه قضاییه در پرونده زنجانی نبوده و تنها به‌عنوان یکی از کارشناسان بانک مرکزی برای بررسی تراکنش‌ها و تشخیص اصالت اسناد بانکی در پرونده حضور داشته است.

زیبایی نیز در واکنش، حمله متقابلی را آغاز کرد. او مدعی شد به حدود ۴۰ گیگابایت از ایمیل‌های شخصی زنجانی دسترسی داشته و از او پرسید چرا در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ در کیش برای دستگاه‌های حکومتی اسپری فلفل تولید می‌کرده است. صحت مستقل این ادعاها نیز روشن نیست.

«امین نظام» در پرونده بابک زنجانی

بر اساس سوابق منتشرشده، محمود زیبایی بیش از دو دهه در بانک مرکزی فعالیت داشته و مسئولیت‌هایی در حوزه روابط کارگزاری، سامانه سویفت و سیستم‌های پرداخت برعهده داشته است. همین سابقه تخصصی حضور او در پرونده زنجانی را، که بخش مهمی از آن به نقل‌وانتقال پول و اصالت اسناد بانکی و پیام‌های سویفت مربوط می‌شد، توضیح می‌دهد.

در روایتی که از جلسات محاکمه زنجانی در رسانه‌های مرتبط با او منتشر شده، آمده است که وکیل زنجانی به حضور زیبایی به‌عنوان کارشناس اعتراض کرده و بانک مرکزی را یکی از طرف‌های ذی‌نفع پرونده دانسته است. بنا بر همان روایت، قاضی ابوالقاسم صلواتی در پاسخ گفته بود: «آقای محمود زیبایی امین نظام است.»

وزیر نفت استعفا داد

| No Comments

estefa.jpg- استعفای ناگهانی وزیر نفت؛ «دلایل شخصی» یا بحران در مهم‌ترین منبع درآمد جمهوری اسلامی؟

- محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، روز یکشنبه ۱۲ مهر از سمت خود استعفا کرد؛ تغییری که در بحبوحه افزایش فشارهای اقتصادی ایالات متحده آمریکا بر حکومت ایران و محدود شدن صادرات نفت ایران صورت می‌گیرد.

خبرنامه گویا - محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، در شرایطی از سمت خود کنار رفت که حکومت هم‌زمان با فشار شدید بر صادرات و درآمدهای نفتی و یک کشمکش طولانی بر سر مدیریت بخش‌هایی از صنعت پتروشیمی روبه‌روست؛ مجموعه‌ای از تحولات که توضیح رسمی دولت درباره «دلایل شخصی» استعفا را با پرسش‌های جدی مواجه کرده است.

مسعود پزشکیان روز یکشنبه ۱۲ مهر استعفای پاک‌نژاد را پذیرفت و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، را به سرپرستی وزارت نفت منصوب کرد. دفتر ریاست‌جمهوری می‌گوید پاک‌نژاد «از مدت‌ها پیش» به دلیل «مشکلات و دلایل شخصی» خواستار کناره‌گیری شده بود و پزشکیان در ابتدا با استعفای او مخالفت کرده بود. درباره ماهیت این مشکلات و علت تغییر نظر رئیس دولت توضیحی داده نشده است.

همین ابهام، مهم‌ترین پرسش را ایجاد می‌کند: اگر دلیل استعفا صرفاً شخصی بوده، چرا پذیرش آن به یکی از بحرانی‌ترین مقاطع برای صنعت نفت جمهوری اسلامی موکول شده است؟

در هفته‌های اخیر فشار بر شریان‌های مالی و نفتی حکومت به‌شدت افزایش یافته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در چارچوب کارزار «Operation Economic Outcast» دامنه تحریم‌ها را گسترش داده و صراحتاً اعلام کرده هدف آن قطع شبکه‌های درآمدی، دور زدن تحریم‌ها و منابع مالی در اختیار جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران است. تازه‌ترین اقدامات واشینگتن در اول اکتبر بخش‌های بیشتری از اقتصاد ایران و شبکه‌های مالی مرتبط با حکومت را هدف قرار داد.

داده‌های ردیابی نفتکش‌ها نیز تصویری به‌مراتب تیره‌تر از روایت مقام‌های جمهوری اسلامی ارائه می‌کنند. گزارش‌های اخیر از کاهش بسیار شدید بارگیری و صادرات تازه نفت ایران حکایت دارند؛ در حالی که پاک‌نژاد پیش‌تر اصرار داشت فروش نفت متوقف نشده و بخشی از محموله‌ها پس از انتقال به خارج از آب‌های ایران به مشتریان تحویل می‌شود.

oil.jpgاما همه خبرها خوب نیست

کیهان لندن - تازه‌ترین داده‌های مؤسسه ردیابی کشتی «کپلر» نشان می‌دهد صادرات نفت خام از خاورمیانه، با وجود ادامه حملات به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز و اطراف آن، در روزهای پایانی سپتامبر از سطح پیش از جنگ فراتر رفته است.

بر اساس این داده‌ها، حجم صادرات روزانه منطقه در هفته پایانی سپتامبر به حدود ۱۹.۵ تا ۲۲.۵ میلیون بشکه رسید؛ در حالی که میانگین صادرات از مارس ۲۰۲۵ تا فوریه، پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز بود.

میانگین هفت‌روزه صادرات نفت خام تا اول اکتبر نیز به ۱۸.۵ میلیون بشکه در روز رسید. با احتساب فرآورده‌های نفتی، مواد شیمیایی و مایعات گازی، صادرات در هفت روز منتهی به ۳۰ سپتامبر به حدود ۲۲.۴ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. شمار محموله‌های گاز طبیعی مایع‌شده عبوری از هرمز نیز در سپتامبر به بالاترین سطح ماهانه از فوریه رسید.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

«کپلر» می‌گوید این آمار کشتی‌هایی را که احتمالا با خاموش کردن سامانه شناسایی خودکار از منطقه عبور کرده‌اند، شامل نمی‌شود.

پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۲۵ کشتی بزرگ تجاری از تنگه هرمز عبور می‌کردند و این آبراه مسیر انتقال حدود ۲۰ درصد نفت خام و گاز طبیعی مایع‌شده جهان بود.

افزایش صادرات در حالی رخ داده که حملات به کشتی‌های تجاری همچنان ادامه دارد و مقام‌های جمهوری اسلامی هم‌زمان مدعی کنترل تنگه هرمز هستند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، گفته است تا زمان تحقق هفت شرط جمهوری اسلامی بر اساس «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد»، تنگه هرمز «باز نخواهد شد».

شرکت اطلاعات کشتیرانی «مریسکس» در گزارشی در ۱۱ مهر دست‌کم هفت حادثه دریایی اخیر در منطقه را ثبت کرده است. از جمله نفتکش بزرگ «کاظمه ۳» که اول اکتبر هنگام عبور از تنگه با یک پرتابه ناشناس هدف قرار گرفت و دچار آتش‌سوزی شد. خدمه این نفتکش آسیبی ندیدند و از کشتی تخلیه شدند.

آژانس عملیات تجاری دریایی بریتانیا نیز اعلام کرده از دوم اکتبر دست‌کم روزانه یک حمله در تنگه هرمز یا خلیج عدن ثبت شده است.

«مریسکس» هشدار داده است کشتی‌های تجاری در هرمز با تهدیدی نظامی «شدیدتر و به‌طور فزاینده غیرقابل پیش‌بینی» روبه‌رو هستند. این شرکت می‌گوید هنوز شواهدی در دست نیست که همه حوادث اخیر ناشی از هدف‌گیری عمدی کشتی‌های مشخص باشد.

یکی از سناریوهای مطرح‌شده از سوی «مریسکس» این است که نیروهای جمهوری اسلامی موشک‌ها را به سوی محدوده‌ای از پیش تعیین‌شده شلیک کنند و سامانه هدایت موشک پس از شناسایی رادار کشتی‌های حاضر در منطقه، روی یکی از آنها قفل کند. در چنین شرایطی، صرف حضور یک کشتی در محدوده درگیری می‌تواند آن را در معرض حمله قرار دهد.

pilot.jpgخبرنامه گویا - به گزارش ایران اینترنشنال روزنامه «کوریه دلا سرا» با تطبیق یافته‌های تازه، شهادت‌ها و گزارش‌های امنیتی، جزییات تازه‌ای از نقشه کمک‌خلبان فلای‌دبی برای کوبیدن هواپیما به برج‌های تل‌آویو ارائه داد. هم‌زمان، گزارش‌هایی از ارتباط احتمالی‌اش با گروهی وابسته به جمهوری اسلامی در سوریه منتشر شد.

این روزنامه ایتالیایی یکشنبه ۱۲ مهر، به نقل از دستگاه اطلاعاتی اسرائیل نوشت کمک‌خلبان قصد داشت هواپیما را به آسمان‌خراش‌های تل‌آویو بکوبد، بدون آنکه فرصتی برای برخاستن جنگنده‌ها و متوقف کردن هواپیما یا آغاز مذاکره برای رهایی مسافران باقی بماند.

همزمان، اسرائیل هیوم نیز از حضور یک تیم تحقیقاتی اسرائیلی در امارات و مشارکت نهادهای اطلاعاتی آمریکا، عمان و سوریه در تحقیقات پرونده خبر داد.

شکست نقشه اولیه و تلاش برای ساقط کردن هواپیما

به روایت کوریه دلا سرا، نقشه اولیه کمک‌خلبان این بود که کاپیتان را بکُشد و بدون جلب توجه افراد بیرون از کابین، پرواز را در مسیر تعیین‌شده تا تل‌آویو ادامه دهد.

این روزنامه نوشت پس از ورود مسافران به کابین و مختل شدن نقشه اولیه، کمک‌خلبان تصمیم گرفت هواپیما را همان‌جا در بیابان سرنگون کند. او سیستم خودران هواپیما را قطع کرد و با فشار دادن فرمان به جلو، سبب افت شدید ارتفاع شد.

بر اساس این گزارش، همام الحمامی ابتدا به بهانه خواندن نماز از صندلی برخاست و حدود چهار تا پنج دقیقه بعد با تبر نجات که پشت صندلی خلبان‌ها قرار داشت، به اسمیت مَچار، کاپیتان هندی هواپیما، حمله کرد.

گزارش‌ها حاکی از این است که مچار با وجود جراحت‌ها و خونریزی شدید تلاش کرد در کابین را باز کند تا مسافران و خدمه برای کمک وارد شوند.

کوریه دلا سرا برای بازسازی وقایع، روایت افراد حاضر را با گزارش‌های خدمه پرواز، کارکنان فرودگاه و کنترل ترافیک هوایی و داده‌های سامانه‌های تخصصی تطبیق داده و ویدیوهای حادثه را نیز با کمک دو کاپیتان مجرب بوئینگ ۷۳۷ بررسی کرده است.

رویترز نیز خبر داد دادستان کل امارات متحده عربی ابزار حمله را تبر اضطراری کابین خلبان معرفی کرد و این رویداد را «حمله تروریستی» خواند.

این حادثه هشتم مهر در پرواز شماره ۱۰۷۳ فلای‌دبی از دبی به تل‌آویو رخ داد. پس از حمله به کاپیتان و کاهش شدید ارتفاع، مسافران و خدمه کمک‌خلبان را مهار کردند و دو خلبان حاضر در میان مسافران، کنترل هواپیما را به دست گرفتند و آن را در تبوک عربستان سعودی فرود آوردند.

اقامت و تحصیل در استرالیا و بریتانیا

پلیس فدرال استرالیا اعلام کرد تیم مشترک مبارزه با تروریسم ویکتوریا، متشکل از پلیس فدرال، پلیس این ایالت و سازمان اطلاعات امنیتی استرالیا، ارتباط کمک‌خلبان با این کشور را بررسی می‌کند.

خبرنامه گویا - حساب «شین» در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرده به مجموعه‌ای شامل ۲۵۲۱ فایل آموزشی منتسب به سپاه پاسداران و بسیج دست یافته است؛ مجموعه‌ای از آموزش سلاح و تک‌تیراندازی تا کنترل اعتراضات، عملیات روانی، گشت شهری و مقابله با ناآرامی‌ها را در بر می‌گیرد.

shinlarge.jpg
به گفته «شین»، این آرشیو شامل پوشه‌هایی با عناوینی چون «AK-47»، «دوشکا»، «RPG7»، «تک‌تیرانداز و ضد تک‌تیرانداز»، «تخریب و انفجارات و تله‌های انفجاری»، «عملیات روانی»، «گشت شهری»، «کمین و ضدکمین» و «ایست و بازرسی» دیده می‌شود.

filesshin.jpg

بخش مهمی از این اسناد به برخورد با اعتراضات اختصاص دارد. در یک ارائه ۴۳ اسلایدی با عنوان «آرام‌سازی»، از «تیراندازی توسط تیراندازان ماهر» و «استفاده از قدرت آتش» به‌عنوان اقداماتی نام برده شده که فرماندهان می‌توانند برای کنترل ناآرامی‌ها به کار گیرند. به گفته «شین»، این موارد در اسلاید ۲۴ دوره کنترل ناآرامی آمده است.

در همین مجموعه، تجمع‌های پس از انتخابات «غیرعادی» طبقه‌بندی شده‌اند و اختلافات مزدی، بیکاری، افزایش هزینه‌های زندگی و نارضایتی سیاسی نیز از عوامل شکل‌گیری ناآرامی‌ها معرفی شده‌اند.

این اسناد تصویر روشنی از نگاه امنیتی جمهوری اسلامی به جامعه ارائه می‌کنند: نارضایتی اجتماعی نه یک مسئله سیاسی و اقتصادی، بلکه یک تهدید امنیتی تلقی می‌شود.

قرار گرفتن بیکاری، گرانی، اختلافات مزدی و نارضایتی سیاسی در کنار آموزش تیراندازی، کنترل خیابان و عملیات روانی نشان می‌دهد حکومت به جای پرداختن به ریشه‌های اعتراض، خود را برای مقابله با معترضان آماده می‌کند.

اهمیت این آرشیو فقط در آموزش سلاح یا سرکوب نیست؛ بلکه در نشان دادن یک نظام کامل برای کنترل جامعه است: یعنی با ساختاری روبه‌رو هستیم که سرکوب را نه اقدامی اضطراری، بلکه بخشی از برنامه‌ریزی دائمی حکومت می‌بیند.

***

ghashghavi.jpgحسن قشقاوی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت در مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا تغییری ایجاد نشده و تهران همچنان معتقد است «هفت شرط» باید محقق و منعقد شود تا پس از آن درباره تنگه هرمز گشایشی صورت گیرد.

خبرگزاری ایلنا یکشنبه ۱۲ مهر گزارش داد قشقاوی تفاوت اسلام‌آباد و نیویورک را که با میانجی‌گری غیرمستقیم قطر مطرح شد، تنها «فشردگی زمان» دانست و گفت اختلافی در موضع جمهوری اسلامی یا محتوای مذاکرات وجود نداشت.

قشقاوی گفت جمهوری اسلامی در موضوع شروط و تنگه هرمز در مرحله «پسامذاکرات» قرار دارد و افزود مذاکرات، «کریدور عبور موقت» در تنگه هرمز میان تهران و عمان و همچنین قانون مجلس در این زمینه، همگی روشن هستند.

***

او تصمیم‌گیری نهایی را بر عهده مقام‌های آمریکایی دانست و افزود از نظر مسائل محتوایی ابهامی وجود ندارد که نیازمند مذاکرات جدید باشد.

ch1.jpgگفتگوی مونا پژهان با قاسم شعله‌سعدی

آیا حمله بعدی به ایران می‌تواند پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و به‌صورت غافلگیرانه رخ دهد؟ در این برنامه کانال یک، مونا پژهان با قاسم شعله‌سعدی درباره احتمال ازسرگیری جنگ، زمان‌بندی حمله و پیامدهای سیاست‌های جمهوری اسلامی گفت‌وگو می‌کند. شعله‌سعدی هشدار می‌دهد که نباید اظهارات ترامپ درباره زمان حمله را تضمینی برای به تعویق افتادن آن دانست.

احتمال عملیات نظامی برای تصرف جزایر، کنترل تنگه هرمز یا جزیره خارگ و خطر تبدیل آن به جنگی گسترده و طولانی، از دیگر محورهای این گفت‌وگوست. شعله‌سعدی اشغال گسترده ایران به شیوه عراق و افغانستان را محتمل نمی‌داند، اما درباره پیامدهای عملیات محدود برای تمامیت ارضی، امنیت کشور و صادرات نفت هشدار می‌دهد.

شعله‌سعدی جمهوری اسلامی را در پایان عمر سیاسی خود می‌داند و ضمن انتقاد از توان و سازمان‌دهی اپوزیسیون، دیدگاه خود را درباره نقش «شورای انقلاب ملی ایران» و ضرورت حمایت مردم از آن مطرح می‌کند.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

ghatl.jpgپنج پرونده قتل در تهران، از درگیری بر سر سگ‌گردانی تا اختلاف مالی و قتل با همدستی همسر مقتول، در هفته‌های اخیر در پلیس آگاهی تهران مورد رسیدگی قرار گرفته است

خبرنامه گویا - به گزارش اعتماد، در یکی از این پرونده‌ها، مردی ۳۹ ساله در سعادت‌آباد پس از درگیری بر سر سگ‌گردانی با ضربات چاقو کشته شد. بر اساس تحقیقات پلیس، مقتول شامگاه چهارم مرداد در ضلع جنوب‌غربی پارک آبشار در حال سگ‌گردانی بود که با مردی وارد مشاجره شد. متهم پس از بازگشت به خودروی خود، چاقویی از داشبورد برداشت و بار دیگر به سوی او رفت و وی را از ناحیه گردن و سینه مجروح کرد. مرد ۳۹ ساله پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. متهم پس از دستگیری گفته است اختلافات قبلی بر سر سگ‌گردانی انگیزه این درگیری بوده است.

در پرونده‌ای دیگر، جسد زنی حدودا ۴۰ ساله در خانه‌ای در جنوب تهران پیدا شد. به دلیل گذشت زمان، هویت او در ابتدا مشخص نبود، اما آزمایش DNA به شناسایی مقتول انجامید. تحقیقات پلیس به مردی رسید که حدود سه سال با این زن زندگی می‌کرد و پس از مرگ او ناپدید شده بود. متهم پس از بازداشت به قتل در جریان یک مشاجره اعتراف کرده است.

اختلاف بر سر یک بدهی میلیاردی نیز به قتل مدیر یک مرکز ترک اعتیاد انجامید. متهم گفته است یک میلیارد تومان از مقتول قرض گرفته و در مقابل، سفته‌هایی به ارزش ۱۸ میلیارد تومان در اختیار او قرار داده بود. به گفته پلیس، مشاجره بر سر این بدهی به درگیری کشیده شد و مقتول با چاقو و قطعات شیشه شکسته به قتل رسید. در جریان تحقیقات یک سلاح کمری غیرمجاز نیز در کولر آبی پشت‌بام خانه کشف شد.

در پرونده چهارم، معمای ناپدید شدن مردی ۴۰ ساله پس از حدود دو سال به بازداشت برادر ناتنی او منجر شد. تحقیقات نشان داده است که متهم پس از ناپدید شدن برادرش، با تلفن همراه او برای خانواده پیام می‌فرستاده تا وانمود کند وی همچنان زنده است. آزمایش DNA در نهایت هویت بقایای انسانی کشف‌شده را متعلق به فرد مفقودشده تایید کرد.

در پرونده‌ای دیگر، مردی ۴۲ ساله هنگام خواب با شلیک گلوله به سرش کشته شد. پلیس همسر ۳۶ ساله مقتول و جوانی ۱۸ ساله را در ارتباط با این قتل بازداشت کرده است. بنا بر اعترافات منتسب به متهم جوان، همسر مقتول اسلحه‌ای در اختیار او قرار داده و در خانه را باز گذاشته بود. متهم سپس وارد خانه شده و زمانی که مرد خواب بوده، یک گلوله به سر او شلیک کرده است. سلاح مورد استفاده بعدا در خانه خواهر متهم کشف شد.

هر پنج پرونده همچنان در دست رسیدگی قضایی قرار دارند و بخش مهمی از جزئیات منتشرشده بر اساس تحقیقات پلیس و اعترافات منتسب به متهمان است.

alivaez.jpgخبرنامه گویا - علی واعظ، مدیر پروژه ایران در «گروه بین‌المللی بحران»، در تحلیلی برای فارن افرز نوشته است که در صورت طولانی‌شدن درگیری با آمریکا، جمهوری اسلامی ممکن است دامنه اقدامات نظامی خود را گسترش دهد و فشار بر واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن را افزایش دهد.

واعظ از چهره‌های بحث‌برانگیز حوزه ایران در واشنگتن است و بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی، تحلیل‌های او را بیش از حد نزدیک به روایت تهران یا جریان اصلاح‌طلب می‌دانند. او در مقابل، سال‌ها بر دیپلماسی و مذاکره برای حل مناقشه ایران و غرب تأکید کرده است.

به نوشته واعظ، تهران در شرایط کنونی تمایل چندانی به مصالحه سریع ندارد و ممکن است برای افزایش هزینه جنگ، فشار بر اقتصاد متحدان آمریکا، بازار جهانی انرژی و تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه را افزایش دهد.

واعظ سناریوهای شدیدتری را نیز مطرح می‌کند؛ از جمله احتمال هدف قرار گرفتن مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی یا حتی انجام عملیات زمینی علیه برخی اهداف در کشورهای همسایه. او از احتمال تلاش برای حمله یا تصرف پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس نیز سخن می‌گوید.

واعظ استدلال می‌کند که هدف تهران در چنین سناریویی می‌تواند فرسایش تدریجی زیرساخت‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا در خاورمیانه باشد.

در مجموع واعظ تصویری از یک جنگ فرسایشی ارائه می‌کند که در آن هیچ‌یک از دو طرف در کوتاه‌مدت قادر به دستیابی کامل به اهداف خود نیست و در نتیجه خطر گسترش تدریجی دامنه درگیری همچنان باقی می‌ماند.

arab.jpgچگونه نقد کنیم و چگونه به نقد پاسخ دهیم؟

مقاله‌هایی که در گویا منتشر می‌شوند، اغلب با واکنش‌های گوناگون خوانندگان روبه‌رو هستند. برخی با استدلال مخالفت می‌کنند، برخی پرسش مطرح می‌کنند، بعضی برداشت دیگری از نوشته دارند، عده‌ای به نویسنده انگیزه‌ای نسبت می‌دهند که او خود برای نوشته‌اش قائل نیست، و گاه نیز واکنش از تمسخر و حمله شخصی تا فحاشی پیش می‌رود.

این نوشته قرار نیست پاسخی به منتقدان مقالات من باشد. من خود در گویا در دو جایگاه قرار دارم: گاه نویسنده‌ام و دیگران نوشته مرا نقد می‌کنند و گاه خواننده و منتقدم و درباره نوشته دیگران نظر می‌دهم. بنابراین هر معیاری که برای نقد دیگران پیشنهاد می‌کنم، باید درباره نقدهای خودم نیز صادق باشد.

هدف این نوشته نیز داوری درباره کاربران گویا نیست. گویا صرفاً میدان مشخصی است که در آن می‌توانیم پدیده‌ای واقعی را مشاهده کنیم: ما چگونه یکدیگر را نقد می‌کنیم و چگونه به نقد پاسخ می‌دهیم؟

اگر بحث را به "فرهنگ نقد در جامعه ایران" تعمیم دهیم، ادعایی بسیار بزرگ مطرح کرده‌ایم که اثبات آن نیازمند بررسی بسیار گسترده‌تری است. در اینجا قلمرو بحث محدود و روشن است: مقاله‌ها و واکنش‌هایی که در فضای گویا شکل می‌گیرد.

چرا نقد می‌کنیم؟

پیش از آنکه درباره روش نقد سخن بگوییم، شاید لازم باشد بپرسیم اساساً چرا نقد می‌کنیم؟

من وقتی مقاله‌ای می‌نویسم، معمولاً کوشش می‌کنم در کنار تحلیل یک مسئله، اگر بتوانم پیشنهادی نیز برای مواجهه با آن مطرح کنم. نه به این دلیل که تصور می‌کنم راه‌حل نهایی را یافته‌ام، بلکه دقیقاً به این دلیل که یک پیشنهاد می‌تواند وارد عرصه عمومی شود، نقد شود، اشکالاتش آشکار گردد، اصلاح شود یا حتی کنار گذاشته شود و جای خود را به پیشنهاد بهتری بدهد.

در مدیریت کیفیت مفهومی بنیادی به نام "بهبود مستمر" وجود دارد. حتی اگر وضع موجود خوب باشد، این پرسش همچنان باقی است: آیا می‌توان آن را بهتر کرد؟ اندیشه و سیاست نیز می‌توانند از چنین نگاهی بهره ببرند. بهترین پیشنهادی که امروز در اختیار داریم، لزوماً بهترین پیشنهادی نیست که فردا می‌توانیم داشته باشیم.

عبارت مشهور مارکس در تز یازدهم درباره فویرباخ نیز از زاویه دیگری به همین مسئله نزدیک می‌شود: فیلسوفان جهان را به شیوه‌های مختلف تفسیر کرده‌اند؛ مسئله، تغییر آن است. اما برای تغییر، تفسیر لازم است و تفسیر نیز می‌تواند خطا داشته باشد. پیشنهاد ما نیز می‌تواند ناقص باشد. از همین‌جا نقش نقد آغاز می‌شود.

آنچه دوربین‌های مردم ثبت کردند؛ نگاهی به مستند «این روایت ماست»

در تاریکی خیابان خلوت، تنها سایه مردی که از خانه بیرون آمده است، در تصویر قابل مشاهده است. شب در سکوت است و تنها صدای قدم‌های مرد شنیده می‌شود. (اپیزود ۱)

parmislarge.jpgنزدیک به هشت ساعت تماشای «این روایت ماست»، بیش از آنکه تجربه تماشای یک مستند باشد، مواجهه‌ای طولانی و فرساینده با رنج انسان است؛ با خیابان‌هایی در دود و تیراندازی، با پیکرهایی بر زمین، با چهره‌هایی هراسان و با لحظه‌هایی که در آنها، میان آشوب و مرگ، هنوز دستی برای نجات دیگری دراز می‌شود. بعضی تصاویر آن‌قدر سنگین‌اند که زبان، در برابرشان، دیر یا زود از کار می‌افتد.

شاید به همین دلیل است که نوشتن درباره «این روایت ماست» برای من بیشتر از نقد یک مستند است. اینجا با آرشیوی روبه‌رو هستیم که بخشی از یک دوره پرالتهاب را نه از نگاه یک ناظر بیرونی، بلکه از چشم کسانی ثبت کرده که خود در متن واقعه ایستاده‌اند؛ با تلفن‌های همراهی که در لحظه روشن شده‌اند و تصاویری که قرار نبوده لزوماً فیلم باشند، اما بعدها به بخشی از حافظه یک دوره تبدیل شده‌اند.

از بازار تا خیابان

اعتراض از جایی آغاز می‌شود که بسیاری از تصاویر اولیه به آن اشاره دارند: فشار اقتصادی، گرانی، سقوط قدرت خرید و نارضایتی‌ای که در بازار و میان مردم انباشته شده است. از همان‌جا، روایت به خیابان می‌رسد؛ جایی که اعتراض اقتصادی به‌تدریج با شعارها و مطالبات سیاسی درهم می‌آمیزد.

مستند این تغییر را با آرشیوی از بازار، مترو، دانشگاه و خیابان‌های شهرهای مختلف دنبال می‌کند؛ بی‌آنکه بخواهد همه این صداها را به یک خواسته واحد تقلیل دهد.

این گستردگی، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در کنار بررسی‌های مستقل قرار بگیرد. Human Rights Watch در گزارشی که در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر کرد، اعلام کرد تصاویر و ویدیوهای اعتراضات را در ۲۷ استان از ۳۱ استان ایران راستی‌آزمایی کرده است. این نهاد همچنین ۵۱ عکس و ویدئوی تأییدشده را بررسی و با ۲۱ نفر، از جمله شاهدان، بستگان قربانیان، روزنامه‌نگاران و کارکنان پزشکی، گفت‌وگو کرده است.

این تطبیق، تمام روایت مستند را تأیید نمی‌کند؛ اما نشان می‌دهد بخشی از آرشیوی که فیلم بر آن تکیه دارد، در خارج از قاب مستند نیز امکان بررسی و راستی‌آزمایی دارد.

Darvish_Ranjbar_2.jpg

جناب ابوالفضل محققی طی مقالات¹ متعدد با حمایت از رضا پهلوی، او را گزینه مطلوب رهبری دوران گذار معرفی کرده و از دیگر نیروهای مخالف جمهوری اسلامی خواسته است حول محور او گرد آیند. در تازه‌ترین نوشته نیز مخالفان این نظر را «اپوزیسیون سنتی و متوهم»، گرفتار «خودمحوری» و عملاً عاملی در تضعیف مبارزه با جمهوری اسلامی توصیف می‌کند.

در این نگاه، یک فرض اساسی وجود دارد: جامعه ایران برای گذار از این وضعیت به یک محور و رهبر نیاز دارد و رضا پهلوی شناخته‌شده‌ترین فردی است که می‌تواند این نقش را ایفا کند؛ بنابراین دیگر نیروهای خواهان گذار از وضعیت کنونی باید حول او جمع شوند.

دقیقاً همین «بنابراین» محل مناقشه است.

نیاز به رهبری یا هماهنگی، به‌خودی‌خود حق رهبری یک فرد معین را اثبات نمی‌کند. حتی اگر پذیرفته شود که دوران گذار نیازمند یک چهره یا نهاد هماهنگ‌کننده است، هنوز پرسش اصلی باقی است: چه کسی، با چه سازوکاری و بر پایه کدام مشروعیت؟

یکم ـ «شاهزاده» و اصل برابری شهروندان

در نوشته‌های آقای محققی، رضا پهلوی تقریباً همواره با عنوان «شاهزاده» معرفی می‌شود. اما همین عنوان پرسشی بنیادی ایجاد می‌کند.

صرف استفاده از این عنوان اثبات نمی‌کند که رضا پهلوی مدعی حق موروثی حکومت است؛ بحث من نیز چنین ادعایی نیست. پرسش این است که اگر مبنای ایران آینده برابری سیاسی شهروندان است، جایگاه یک عنوان موروثی در این چارچوب چیست؟ شاهزاده بودن مقامی نیست که از رأی مردم به دست آمده باشد؛ عنوانی موروثی و ناشی از تولد است. دموکراسی اما از اصل برابری سیاسی شهروندان آغاز می‌شود. اگر همه شهروندان از حقوق سیاسی برابر برخوردارند، هیچ‌کس نباید صرفاً به دلیل خانواده‌ای که در آن متولد شده است، از پیش صاحب عنوان یا جایگاه سیاسی ویژه‌ای باشد.

اگر رضا پهلوی خواهان ائتلافی دموکراتیک و فراگیر است، یکی از گام‌های اعتمادساز می‌تواند این باشد که صریحاً از هواداران خود بخواهد او را نه با عنوان موروثی «شاهزاده»، بلکه به‌عنوان رضا پهلوی، یک شهروند و فعال سیاسی، خطاب کنند.

darkoob.jpgهیچ ملتی با ژن استبداد به دنیا نمی‌آید. اما عادت به استبداد می‌تواند نسل به نسل منتقل شود؛ نه در خون، بلکه در تربیت، زبان و مناسباتی که در آنها کسی خود را محق می‌داند مصلحت دیگری را بهتر از خود او تشخیص دهد.

پیش از آنکه استبداد به ساختمان دولت برسد، در ذهن ما خانه کرده است؛ در تصورمان از خانواده، جامعه، مردم و از حقی که برای خود در تعیین زندگی دیگری قائل می‌شویم. آنجا که اقتدار در خانواده از مسئولیت فاصله می‌گیرد و به کنترل‌گری تبدیل می‌شود، قرینه همان رفتار را در مقیاس حکومت، توتالیتاریسم می‌نامیم.

ریشه تاریخی آن در نظم سنتی است که مرد مرکز قدرت خانواده و تصمیم‌گیر اصلی و فعال مایشاء بود. با نوسازی ایران در دوره پهلوی و سپس پهلوی دوم، این نوع قدرت به‌تدریج در چهارچوب قوانین مترقی محدود شد و می‌رفت که هرچه بیشتر ذیل تجلی آزادی «فرد»ی مسئولیت‌پذیر و بالنده‌تر شود. انقلاب ۵۷ اما مسیر آزادی فردی را که می‌توانست عبوری آرام به سوی رهایی از این نوع تفکر باشد، معکوس کرد؛ آنچه می‌رفت به بخشی از تاریخ تحولات عمیق فرهنگی-اجتماعی تبدیل شود، بار دیگر به خاستگاه پیشین خود بازگشت و در تار و پود خانواده‌ها، سیاست و مناسبات اجتماعی چنان رخنه کرد که گاه شناسایی و درک گونه‌های رفتاری آن به غایت دشوار می‌شود.

منطق این تفکر ساده است: تصمیم را من می‌گیرم، اما پیامدهای تصمیم بر عهده توست. تا آنجا که قدرت می‌خواهد فرمان بدهد، تقریباً هیچ چیز خصوصی نیست؛ اما از جایی که باید پاسخ‌گو باشد، ناگهان «حریم خصوصی» کشف می‌شود. مرز میان خصوصی و عمومی نه بر اساس حق فرد، بلکه بر اساس منفعت صاحب قدرت جابه‌جا می‌شود:

قدرت حداکثری در تصمیم‌گیری برای دیگری؛ مسئولیت حداقلی در برابر سرنوشت او.

خصلت دیگر این نگاه، عزیزتر بودن بیگانه از خودی است. برای غریبه احترام، ملاحظه و سخاوت زیاد وجود دارد؛ اما نزدیک‌ترین انسان‌ها گاه از حداقل همان حرمت محروم‌اند. شاید چون بیگانه را «دیگری» می‌بیند و ناچار است برایش مرز قائل شود، اما زن و فرزند -و در مقیاسی بزرگ‌تر، شهروند- را امتداد خود می‌پندارد؛ پس برای خود حق بیشتری در تصرف زندگی او قائل می‌شود.

جمهوری اسلامی در مقیاسی بزرگ‌تر همین منطق را زندگی کرده است. برای لبنان و فلسطین و یمن رسالت دارد. برای «امت» مسئولیت تاریخی دارد. برای متحدان و پروژه‌های منطقه‌ای منابع، انرژی و سرمایه سیاسی پیدا می‌کند؛ اشک می‌ریزد؛ خانه‌های خرابشان را از نو می‌سازد؛ برای رنج انسان آن سوی مرزها زبان عاطفی و مسئولیت تاریخی دارد. اما وقتی نوبت به شهروند خودش می‌رسد، ناگهان منابع محدود است، مشکل پیچیده است، «اقتصاد مقاومتی» است و بخش بزرگی از درد مردم به مسئله شخصی خودشان تبدیل می‌شود.

در پوشش و سبک زندگی شهروند، تا خصوصی‌ترین قلمرو او صاحب حق مداخله است؛ اما وقتی سخن از مسکن، امنیت اقتصادی، آینده جوان، رفاه و یک زندگی انسانی می‌شود، همان شهروند باید خودش گلیمش را از آب بیرون بکشد. یعنی آنجا که می‌خواهد دخالت کند، زندگی خصوصی تو مسئله حکومت است و آنجا که باید مسئولیت بپذیرد، مسئله حکومت نیست.

این دوگانگی رفتار را حتی در نسبت برخی مخالفان جمهوری اسلامی با «قدرت» نیز می‌توان دید. در مراسم نوبل صلح ۲۰۲۳ در اسلو، احترام به پادشاه و ملکه نروژ و تشریفات سلطنتی بخشی از نزاکت مدرن تلقی می‌شود و این امر توسط خانواده نرگس محمدی بدون تامل و کاملاً پذیرفته شد. اما کافی است از پادشاه نروژ به فرزند آخرین پادشاه ایران برسند؛ همان احترام به «ارتجاع» تعبیر می‌شود و تحقیر و دشنام علیه رضا پهلوی برای برخی حتی نشانه ترقی‌خواهی جلوه می‌کند، در حالی که ایرانیان بسیاری او را انتخاب سیاسی خود می‌دانند.

نه اینکه حتماً رضا پهلوی را دوست داشته باشیم یا از او حمایت کنیم. برعکس؛ نکته‌ام این است اگر فردیت و آزادی انتخاب را جدی می‌گیریم، همان حقی که برای خود در رد او قائلیم باید برای میلیون‌ها ایرانی که او را انتخاب سیاسی خود می‌دانند نیز محترم بشماریم.

تناقض عجیبی است که احترام در برابر قدرت خارجی «نزاکت» نام می‌گیرد، اما احترام به انتخاب هم‌میهن خودمان «ارتجاع»، «نادانی» یا «فریب‌خوردگی» تلقی می‌شود. و بلافاصله: «کتاب بخوانید!» یعنی نه‌فقط انتخابت غلط است؛ تو هنوز آن‌قدر نفهمیده‌ای که حق داشته باشی این انتخاب را کرده باشی.

و از همین خانه است که وارد سیاست می‌شویم...

من برای خودم حق انتخاب قائلم، اما انتخاب تو فقط تا جایی محترم است که با نظریه و فکر من سازگار باشد. اینجاست که تفاوت میان «فکر کردن درباره انسان» و «فکر کردن با انسان» آشکار می‌شود. در اولی، مردم مواد خام نظریه‌اند؛ اگر واقعیت با نظریه سازگار نباشد، واقعیت را آن‌قدر تفسیر می‌کنیم تا دوباره در نظریه جا بگیرد. در دومی، نظریه باید آن‌قدر فروتن باشد که واقعیت انسان بتواند آن را تغییر دهد.

دی‌ماه ۱۴۰۴ یکی از هولناک‌ترین آزمون‌های همین تفاوت بود.

دی‌ماه دیگر اعتراض و سرکوب، به معنایی که سال‌ها از این دو کلمه فهمیده بودیم، نبود. قتلگاه بود. شهرهایی که پر از جوانان زنده و امیدوار بود، در عرض چند ساعت به میدان شکار انسان تبدیل شد. گلوله برای ترساندن شلیک نمی‌شد. جایی می‌نشست که آدم را می‌کشد: سر. گردن. سینه.

ده‌ها هزار نفر به خشن‌ترین شکل کشته شدند.

اما حتی عدد هم حقیقت آن دو روز را توضیح نمی‌دهد.

mohagheghi.jpgهذیان شبانه؛ ناکسانی بر در می‌کوبند!

ابوالفضل محققی - خبرنامه گویا

من دچار هذیانم! دچار ترس! پنجره‌ها را بسته‌ام، طوری که هیچ صدایی از بیرون نمی‌آید. حتی پرده‌ها را هم کشیده‌ام. دیگر نه طاقت دیدن دارم و نه طاقت شنیدن. تنها بعد از نیمه‌شب، وقتی شهر تن بیمار و تب‌دار خود را به تاریکی و سکوت می‌سپارد و دسته اراذل و اوباش حکومتی خیابان‌ها را ترک می‌کنند، به ایوان می‌روم؛ همان‌ها که هر شب در خیابان‌ها خیمه می‌زنند، بیرق اسلام ناب محمدی را با عربده و هیاهو در فضا می‌چرخانند و تکبیر می‌گویند تا نسق از مردم بکشند. بر شهر خفته نظر می‌کنم. شهر خسته، شهر بی‌دفاع!

شهری که گاه فکر می‌کنم زن و مردی پیرگشته، بیمار و از پای افتاده‌ای هستند که دیگر رمقی بر تنشان نمانده است؛ با رگ‌های خشک‌شده که هیچ خونی جوان، روشن و سرشار از زندگی در آنها جریان ندارد.

گاه صدای نفس‌نفس زدن زوج‌های خواب‌آلودی، سکوت دردناک شهر را برهم می‌زند؛ تن‌های بی‌رمقی که دارند کیسه‌های فشارآورده بر تن خود را خالی می‌کنند! بی‌آن‌که شوری عاشقانه تن آن را بلرزاند. زنی از سر درد فریاد می‌کشد. نوزادی بینوا پای بر هستی می‌نهد، تا فردا شهر او را در میان خشونت، فقر و بیچارگی در کام خویش بکشد.

فریادهایی دردناک از دیوارهای بلند زندان بزرگ شهر عبور می‌کنند، در فضا می‌پیچند، طناب آخرین فریادها را در گلویشان می‌فشارد. تنها صدای خرناس غریبی از حنجره اعدام‌شدگان برمی‌خیزد. جنازه جوانی در فضا معلق می‌شود.

جغدی نشسته بر بلندترین گلدسته مطلای شهر، که پیکر پیرمردی جنایت‌پیشه در آن مدفون شده، فریاد می‌کشد: «خون، خون!» در فاصله‌ای نه‌چندان دور از گنبد و گلدسته‌های طلایی، در گورستان‌های گمنام که به گستردگی یک کشورند، گورکنانی در حال کندن گورند. دیرگاهی است جز صدای شبانه تیشه‌های این گورکنان و جغدی که «خون، خون» می‌گوید، صدایی در شب نمی‌پیچد. آن‌ها هر شب در حال کندن گورند؛ گورهای گمنام، گورهای دسته‌جمعی که اعدام‌شدگان شب و کشته‌شدگان معترض در میادین شهر را در خود جای می‌دهند.

razzaghi.jpgروایت احیای اقتصادی بریتانیا در اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواسط ۱۹۸۰ یکی از آموزنده‌ترین و البته دردناک ترین داستان های تاریخ معاصر ایران است که تا کنون روایت نشده است.

کفگیر بریتانیا در اواسط دهه ۱۹۷۰ به ته دیگ خورده بود و پرشکوه ترین امپراتوری تاریخ به کشوری تبدیل شده بود که هم‌زمان با تورم افسارگسیخته، رکود، بیکاری، بحران ارزی و کسری شدید تراز پرداخت‌ها روبه‌رو بود. بریتانیا در اواسط دهه ۱۹۷۰ در آستانه یک فروپاشی مالی قرار گرفته بود.

بریتانیا در سال ۱۹۷۶ از نظر حقوقی «ورشکسته» نشد، اما دچار بحران شدید نقدینگی و اعتماد به پوند شد. آنچه در نهایت به عبور از این بحران و تغییر ساختاری اقتصاد کمک کرد، ترکیبی از انضباط مالی، اصلاحات اقتصادی و مهم‌تر از همه، جهش ناگهانی ارزش نفت دریای شمال بود. در این میان، انقلاب ۱۹۷۹ ایران و سپس جنگ ایران و عراق نقشی کلیدی و غیرمستقیم اما بسیار مؤثر ایفا کردند.

بریتانیا در آستانه دهه ۱۹۷۰: اقتصادی بیمار
در پایان دهه ۱۹۶۰ و آغاز دهه ۱۹۷۰، اقتصاد بریتانیا با مشکلات ساختاری عمیقی دست‌وپنجه نرم می‌کرد: رشد ضعیف، کاهش رقابت‌پذیری صنایع سنتی، بهره‌وری پایین، قدرت بالای اتحادیه‌های کارگری، فشار مداوم بر پوند و کسری‌های خارجی. شوک نفتی ۱۹۷۳ این مشکلات را آشکارتر و شدیدتر کرد. افزایش ناگهانی قیمت نفت به اقتصادهای واردکننده انرژی ضربه زد و بریتانیا نیز از این قاعده مستثنی نبود. تورم به سطوح بی‌سابقه‌ای رسید و در میانه دهه، اقتصاد وارد وضعیت «رکود تورمی» (stagflation) شد: ترکیب ناخوشایند رکود اقتصادی و تورم بسیار بالا (در سال ۱۹۷۵ حدود ۲۴ درصد). کاهش ارزش پوند نیز هزینه واردات را بالا می‌برد و چرخه تورم را تشدید می‌کرد.

IMG_7094.jpegدر «اسراییل‌دوستی» من که شکی نیست بنابراین این مطلب را از روی ناراحتی به خاطر چیزهایی که این روزها در باره ی داستان عمل تروریستی کمک خلبان هواپیمای فلای دوبی می شنوم می نویسم بلکه تاثیرکی داشته باشد و بساط این خبربازی های موهن و ضد انسانی جمع شود.

حکایت دقیق عمل تروریستیِ کمک خلبان این هواپیما به سادگی و با قاطعیت در عرض چند ساعت می توانست و می تواند مشخص شود چرا که اولا هواپیما سالم و سلامت است، ثانیا حاضران در صحنه همگی زنده هستند و می توانند حرف بزنند، ثالثا در هواپیماهای مدرن امارات، آلات و ادواتی نصب شده که همه چیز را ضبط و ثبت می کند.

در کابین خلبان، ما دستگاهی داریم به نام «کاک پیت وُیس ریکوردر» که به اختصار به آن CVR می گویند و این دستگاه مکالمات داخل کابین خلبان را ضبط می کند.

در هواپیماهای قدیمی این دستگاه می توانست به صورت آنالوگ سی دقیقه ی آخر مکالمات داخل کابین خلبان را حفظ کند ولی هواپیماهای جدید با سیستم دیجیتال می توانند بیش از بیست و پنج ساعت مکالمات داخل کابین را در خود نگاه دارند. بنابراین چون هواپیما سالم است و سقوط نکرده می توان خیلی سریع این صداهای ضبط شده را تبدیل به نوار قابل شنیدن کرد و چگونگی درگیری خلبان و کمک خلبان (تروریست یا دیوانه ی روانی) را متوجه شد.

البته در هواپیماهای مدرن، کابین مسافران نیز به دوربین های مدار بسته مجهز است که برای حفظ حریم خصوصی مسافران، تصاویر را ضبط نمی کند و فقط به خلبانان اجازه ی مشاهده ی وضعیت داخل کابین مسافران را به صورت زنده می دهد که با آن کاری نداریم.

pakneujad.jpgمقاله آقای عرب تحت عنوان «همگرایی بدون ائتلاف؛ توافقی که نیازی به امضا ندارد» با عنوان «پیشنهادی برای یک پروتکل حداقلی رفتار سیاسی در اپوزیسیون» را با دقت خواندم. با تمام احترامی که برای ایشان قائل هستم و به نظرم دارای نیت خوب برای حل مشکل نیروهای مخالف رژیم هستند، اما بدیهی است که داشتن نیت خوب برای حل مسائل سیاسی کافی نیست.

موضوعی که ایشان مطرح کرده‌اند، ضرورت وجود قواعدی برای رفتار سیاسی میان نیروها در هنگام همکاری و رقابت سیاسی است؛ ضرورتی که به خودی خود محل اختلاف من نیست. اما آنچه مرا واداشت تا این نوشته را نقد کنم، عدم توجه ایشان به صورت مسئله برای حل مسئله و استخراج راه‌حل درست، متناسب با خواستی است که مدعیان مخالف رژیم آن را دنبال می‌کنند.

به نظر من، برای حل هر مسئله‌ای، ابتدا باید صورت مسئله درست و دانش لازم برای حل آن را داشته باشیم تا بتوان بر اساس خواست مورد نظر، راه‌حل درست را مشخص کرد. اگر صورت مسئله اشتباه تشخیص داده شود، نمی‌توان انتظار داشت راه‌حل ارائه‌شده الزاماً با علت اصلی مشکل ارتباط داشته باشد.

از همین زاویه، پرسش اصلی من این است که آقای عرب چگونه به این نتیجه رسیده‌اند که یکی از اصلی‌ترین مشکلات نیروهای به اصطلاح اپوزیسیون، «فقدان قواعد مشترک برای رقابت و همکاری» است؟

شهین تسلیمی : مردم ایران بهترین زندگی را دارند؛ گرانی همه‌جای دنیا وجود دارد و ما در کشورمان آزادی زیادی داریم.

parsi.jpgتریتا پارسی در گفت‌وگو با انتخاب: ترامپ فهمیده توافق با تهران چه هزینه‌ای دارد

خبرنامه گویا ـ تریتا پارسی، هم‌بنیان‌گذار و معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی در واشنگتن، در گفت‌وگویی با سایت «انتخاب» در داخل ایران، گفته است که ۳۰ روز آینده در تحولات مربوط به جمهوری اسلامی اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت و انتخابات آمریکا و اسرائیل در محاسبات پیش رو نقش خواهند داشت.

اما بخش قابل توجه سخنان پارسی به ارزیابی او از تغییر محاسبات دونالد ترامپ درباره توافق با تهران مربوط می‌شود. به گفته او، ترامپ در مقطعی تلاش کرد مسیر دیپلماسی را امتحان کند و اگرچه این مسیر ابتدا نتیجه داد، اما از نظر سیاسی برای او «خیلی گران تمام شد».

پارسی می‌گوید ترامپ پس از امضای تفاهم با جمهوری اسلامی با موجی از مخالفت‌ها در واشنگتن روبه‌رو شد؛ از جمهوری‌خواهان و حامیان اسرائیل گرفته تا شماری از دموکرات‌ها و حتی جناح‌هایی در داخل دولت خودش.

او به‌طور مشخص از جریان‌های نزدیک به پیت هگست، مارکو روبیو و جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، نام برد و گفت در داخل دولت نیز مخالفت شدیدی با توافق وجود داشت.

به روایت پارسی، در نهایت تنها ترامپ و جی‌دی ونس بودند که از آن توافق دفاع کردند. او نتیجه گرفت که رئیس‌جمهوری آمریکا اکنون یک تجربه سیاسی مشخص پشت سر گذاشته است: «حالا تجربه کرده که بستن یک توافق با ایران چه هزینه‌ای برای او دارد.»

3.jpg

خبرنامه گویا - دیدنی‌ها

در پی انتشار خبر بازگشت بیژن مرتضوی، خواننده و نوازنده شناخته‌شده ایرانی، به ایران، نادر رفیعی، مدیر تلویزیون امید ایران (OITN)، در برنامه‌ای مجموعه‌ای از ادعاهای جنجالی را درباره پیشینه سفرهای مرتضوی به ایران، وضعیت مالی او و چگونگی بازگشت اخیرش مطرح کرده است.

رفیعی مدعی شده بیژن مرتضوی پیش از بازگشت اخیر نیز دست‌کم دو بار به‌صورت پنهانی به ایران سفر کرده و در ایران ملک خریده و سرمایه‌گذاری کرده است. او همچنین ادعا می‌کند این خواننده در سال‌های گذشته رفت‌وآمدهایی به ایران داشته که علنی نشده بود.

نادر رفیعی در بخش دیگری از سخنان خود مدعی شده مرتضوی اکنون با مشکلات جدی مالی روبه‌رو است و به تعبیر او «به پیسی خورده و بی‌پول شده است». او همچنین ادعا کرده جمهوری اسلامی برای بازگشت مرتضوی به ایران به او پول داده و قرار است زمینه برگزاری کنسرتی برای وی در تخت‌جمشید فراهم شود.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طی روزهای گذشته بازگشت بیژن مرتضوی و همسرش نیلا فرخی به ایران خبرساز شده است. پس از انتشار نخستین گزارش‌ها درباره حضور او در ایران، ویدئویی از مرتضوی و همسرش منتشر شد که در آن خبر بازگشت او تکذیب می‌شد؛ اما مدت کوتاهی بعد تصاویر ورود این دو به فرودگاه خمینی تهران و بوسیدن خاک ایران توسط مرتضوی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های داخل ایران منتشر شد.

خبرنامه گویا مستقلاً قادر به تأیید ادعاهای نادر رفیعی درباره خرید ملک، سرمایه‌گذاری، وضعیت مالی بیژن مرتضوی، دریافت پول از جمهوری اسلامی یا برنامه برگزاری کنسرت در تخت‌جمشید نیست. این ویدئو صرفاً به دلیل مطرح‌شدن این ادعاها از سوی نادر رفیعی و بازتاب گسترده آن‌ها منتشر می‌شود و انتشار آن به معنای تأیید صحت این گفته‌ها نیست.

koochakzadeh.jpgایران اینترنشنال - مهدی کوچک‌زاده، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، با انتقاد از رویکردهای بانک مرکزی در موضوع نرخ ارز، گفت: «مملکت را دارند به آمریکا می‌فروشند. من گفتم این جنایت است. به خدا اگر از جهنم نمی‌ترسیدم، امروز خودم را جلوی بانک مرکزی آتش می‌زدم.»

کوچک‌زاده با انتقاد از اقدام بانک مرکزی برای فروش ۱۰ هزار دلار به اشخاص حقیقی، گفت: «مردمی که دارند یارانه می‌گیرند، اگر دو و نیم میلیارد تومان پول داشته باشند که بروند ۱۰ هزار دلار بخرند، یارانه‌شان قطع می‌شود؛ پس این کار را نمی‌کنند. این ۱۰ هزار دلار غیر از اینکه می‌رود توی متکای پولدارها، کجا می‌رود؟»

نماینده تهران گفت: «آخر چرا این مملکت این‌قدر بی‌صاحب شده که هر کسی، هر غلطی می‌خواهد در این مملکت می‌کند؟ زندان هم دیگر عادی شده است. عیب ندارد، من می‌روم زندان.»

***

chemKits.jpgویژه خبرنامه گویا ـ آنچه در ادامه می‌آید گزارشی از گمانه‌زنی‌ها و بحث‌هایی است که طی روزهای اخیر در شبکه‌های اجتماعی درباره آمادگی جمهوری اسلامی برای سناریوهای شیمیایی، پرتوزا و هسته‌ای شکل گرفته است؛ گمانه‌زنی‌هایی که هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند، اما به دلیل همزمانی چند نشانه و تصویر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، امروز در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره میزان آمادگی در برابر احتمال استفاده آمریکا از «بمب هسته‌ای تاکتیکی» گفت: «با نیروهای مسلح باید صحبت کنید، نه با من.»

همزمان، تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که گفته می‌شود مربوط به کیت‌های حفاظت و امداد CBRN است؛ تجهیزاتی برای شرایط شیمیایی، زیستی، پرتوزا و هسته‌ای که بر اساس ادعاهای منتشرشده، اخیراً در اختیار شماری از نیروهای مستقر در مناطق جنوبی ایران قرار گرفته است.

در یکی از تصاویر، «دستورالعمل کیت امداد اضطراری میدان» دیده می‌شود که نحوه استفاده از تجهیزات رفع آلودگی و داروهای مقابله با مسمومیت را توضیح می‌دهد. در تصویر دیگری نیز چند تزریق‌کننده سبزرنگ دیده می‌شود که کاربران آنها را اتواینجکتور اتروپین معرفی کرده‌اند؛ دارویی که برای مقابله با مسمومیت ناشی از عوامل عصبی و برخی ترکیبات ارگانوفسفره کاربرد دارد.

c1.jpgc2.jpg
حساب منبع‌باز
"شین" با انتشار یکی از همین تصاویر نوشت که این تجهیزات ظاهراً بخشی از کیت‌های استاندارد نیروهای ایرانی است و با اشاره به سابقه استفاده صدام حسین از سلاح شیمیایی علیه ایران پرسید: اگر صدام سال‌هاست مرده، چرا اکنون چنین تجهیزاتی در اختیار نیروهای مستقر در جنوب قرار می‌گیرد؟

shin.jpgc3.jpg
این حساب حتی این احتمال را مطرح کرد که اتروپین‌ها نه برای مقابله با حمله شیمیایی دشمن، بلکه برای حفاظت نیروهای جمهوری اسلامی در سناریویی توزیع شده باشند که خود حکومت یا سپاه در جریان یک تهاجم زمینی از عوامل ارگانوفسفره در داخل ایران استفاده کند.

c4.jpg

گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند تمرکز توزیع این تجهیزات بر نیروهای مستقر در جنوب ایران، به‌ویژه مناطق نزدیک خلیج فارس و تنگه هرمز بوده است. در برخی از این گزارش‌ها از ماسک ضدگاز، لباس حفاظتی، تجهیزات رفع آلودگی، داروهای اضطراری و پادزهرهای عوامل عصبی نام برده شده است.

خبرنامه گویا این گمانه‌زنی‌ها را صرفاً به دلیل بازتاب گسترده و اهمیت خبری آنها در شبکه‌های اجتماعی بازتاب می‌دهد. انتشار این ادعاها به معنای تأیید صحت آنها یا تأیید وجود برنامه‌ای برای استفاده از سلاح شیمیایی یا هسته‌ای نیست.

iranian.jpgخبرنامه گویا ـ دیدنی‌ها: در این ویدئو، جوانی که ایرانی مقیم کانادا معرفی شده، همراه گروهی از معترضان مخالف، با پرچم‌های شیر و خورشید ایران و اسرائیل، در کنار مسیر یک راهپیمایی مذهبی حرکت می‌کند. در صف راهپیمایان مقابل، پرچم‌های جمهوری اسلامی و فلسطین دیده می‌شود. او خطاب به گزارشگر کانادایی می‌گوید: «اگر این مسلمان‌ها قدرت را در دست بگیرند، شماها دیگر مُردید؛ شماها را می‌کشند.»

او سپس با لحنی تند اصطلاح «اسلام‌هراسی» را زیر سؤال می‌برد و می‌پرسد: «چرا مسیحی‌هراسی نداریم؟»

خشم این جوان را می‌توان در زمینه تجربه ایرانیان از حکومت دینی و سرکوب آزادی‌ها دید؛ تجربه‌ای که برای بخشی از ایرانیان مهاجر، هشدار درباره قدرت‌گیری اسلام سیاسی را به موضوعی شخصی تبدیل کرده است.

***

comedian.jpgخبرنامه گویا - استی پالتی، کمدین و چهره فعال شبکه‌های اجتماعی، پس از حادثه پرواز فلای‌دبی و دخالت شماری از مسافران برای مهار کمک‌خلبانی که به خلبان حمله کرده بود، ویدیوی کوتاهی با عنوان «مردان واقعی هنوز وجود دارند» منتشر کرد.

پالتی در ویدیوی خود واکنش سریع مسافرانی را که به سمت کابین رفتند ستایش می‌کند و سپس با لحنی تند، آن را با واکنشی فرضی در یک پرواز حامل مسافران آمریکایی ــ به‌ویژه از ایالت‌های لیبرال مانند کالیفرنیا ــ مقایسه می‌کند. این مقایسه برداشت و استدلال شخصی پالتی است و او در آن، انفعال سیاسی و اجتماعی بخشی از جامعه آمریکا را هدف انتقاد قرار می‌دهد:

«می‌دانید امروز چه چیزی یاد گرفتم؟ اینکه مردان واقعی هنوز وجود دارند.

آن پروازی که از دبی بلند شد قرار بود سقوط کند. همه آن آدم‌ها می‌توانستند در آن هواپیما کشته شوند.

اما بگذارید یک چیز را بگویم. من به شما قول می‌دهم اگر این پرواز از کالیفرنیا بود، یا از یکی از این ایالت‌های به‌شدت لیبرال، احتمالا چنین مقاومتی برای متوقف کردن این فرد شکل نمی‌گرفت.

حتی می‌توانم بگویم بعضی‌ها شاید به‌جای مقابله با او، عملا کمکش هم می‌کردند.

کار در آمریکا به جایی رسیده که نوعی انفعال خودویرانگر شکل گرفته؛ تا آنجا که بعضی‌ها شعار «انتفاضه را جهانی کنید» سر می‌دهند، بدون آنکه فکر کنند چنین خشونتی در نهایت می‌تواند خودشان را هم هدف قرار دهد.

من خوشحالم که مردانی هنوز وجود دارند که در چنین لحظه‌ای بلند می‌شوند و کاری انجام می‌دهند.

آنها جان تمام آن آدم‌ها را نجات دادند.

ما (یهودیان) اینجا هستیم و قرار نیست کنار برویم.

هرچقدر می‌خواهید خشم و سرخوردگی سیاسی‌تان را ابراز کنید، اما حق ندارید دیگران را هم به بهای آن گرفتار و قربانی کنید.

به مردان واقعی که در آن هواپیما وارد عمل شدند، درود.

flyD.jpgاز ممنوعیت پرواز در عمان تا کابین فلای‌دبی؛ همام الحمامی کیست؟

خبرنامه گویا - کمک‌خلبان متهم به حمله به کاپیتان و تلاش برای سرنگونی پرواز دبی-تل‌آویو، «همام الحمامی»، شهروند عمان، معرفی شده است. العربیه انگلیسی به نقل از منابع خود نام او را منتشر کرده و وال‌استریت ژورنال نیز این هویت را به نقل از افراد مطلع از تحقیقات گزارش داده است.

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، الحمامی پیش‌تر به‌دلیل نگرانی از گرایش‌های افراطی‌اش در عمان از پرواز منع شده بود، اما پس از آن به استخدام فلای‌دبی درآمد. هنوز مشخص نیست مقام‌های عمان اطلاعات مربوط به این نگرانی‌ها را با امارات یا شرکت‌های هواپیمایی در میان گذاشته بودند یا نه. فلای‌دبی و دولت عمان به درخواست این روزنامه برای اظهارنظر پاسخ ندادند.

سی‌بی‌اس نیز به نقل از منابع خود گزارش داده که او پیش‌تر به‌دلیل «دیدگاه‌های افراطی» از شرکت عمان‌ایر اخراج شده بود.

حادثه روز چهارشنبه هشتم مهر در پرواز شماره ۱۰۷۳ رخ داد. بنا بر اظهارات مقام‌های اسرائیلی و سعودی، کمک‌خلبان با چاقو به کاپیتان حمله کرد و هواپیما وارد کاهش ارتفاع شدید شد. کاپیتان مجروح توانست در کابین را باز کند تا مسافران و خدمه مهاجم را مهار کنند. دو خلبان دیگر که در هواپیما حضور داشتند، پرواز را در تبوک عربستان به زمین نشاندند.

تحقیقات به رهبری امارات ادامه دارد. مقام‌های اسرائیلی می‌گویند کمک‌خلبان تحت تأثیر افراط‌گرایی اسلام‌گرایانه قرار گرفته بود و احتمال همکاری او با دیگران را بررسی می‌کنند. با این حال، انگیزه دقیق حمله و ارتباط احتمالی آن با ایران یا هر کشور دیگری هنوز اثبات نشده است.

انتشار تصاویر قدیمی ایران، همزمان با خبر تأییدنشده سفر احتمالی او، به گمانه‌زنی‌ها دامن زد

سینما دیلی

با انتشار پست تازه گلشیفته فراهانی، شامل تصاویری از روزهای حضور او در ایران و تهران، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال بازگشت این بازیگر به کشور بار دیگر شدت گرفته است.

چند روز قبل و همزمان با مطرح‌شدن اخبار مربوط به بازگشت برخی هنرمندان ایرانی، خبرگزاری تابناک نیز از احتمال سفر گلشیفته فراهانی به ایران خبر داد؛ خبری که البته هنوز به‌صورت مستقل تأیید نشده و حتی در گزارش تابناک نیز از احتمال سفر، نه بازگشت برای اقامت، صحبت شده است.

gflarge.jpgدر صورت تأیید و رخ دادن این سفر، گلشیفته فراهانی یکی از مهم‌ترین چهره‌های سینمای ایران خواهد بود که پس از سال‌ها فعالیت در خارج از کشور به ایران بازمی‌گردد. او در سال‌های گذشته مسیر متفاوتی را در سینمای جهان دنبال کرده و در آثاری بین‌المللی به ایفای نقش پرداخته است.

حالا انتشار این تصاویر و همزمانی آن با خبرهای اخیر درباره احتمال سفر او به ایران، بار دیگر نام گلشیفته را در صدر گمانه‌زنی‌ها قرار داده است؛ هرچند تا این لحظه هیچ تأیید یا تکذیب رسمی از سوی این بازیگر درباره بازگشت یا سفر به ایران منتشر نشده است.

3-3.jpgخبرنامه گویا - به گزارش برترین ها

شهرداری تهران طرحی با عنوان «تورم صفر» به راه انداخته که قرار است قیمت شماری از کالاهای اساسی را برای شش ماه ثابت نگه دارد؛ طرحی که در ظاهر با هدف کاهش فشار معیشتی بر خانوارها معرفی شده، اما از همان ابتدا یک پرسش سیاسی را هم به میان آورده است: آیا علیرضا زاکانی بار دیگر به پاستور فکر می‌کند؟

در مرحله نخست، ۱۲ قلم کالای اساسی از جمله برنج، گوشت، حبوبات، ماکارونی، سویا، خرما، شکر و روغن مشمول این طرح شده‌اند. قرار است این کالاها در میادین میوه و تره‌بار، فروشگاه‌های شهروند و از طریق سامانه «شهرزاد» با قیمت ثابت عرضه شوند. زاکانی همچنین گفته قیمت برخی از این اقلام در آغاز طرح پنج تا ۵۰ درصد پایین‌تر از بازار خواهد بود و در ادامه مرغ، رب و پنیر نیز به این سبد اضافه می‌شوند.

شهرداری در کنار این برنامه وعده داده سود بازرگانی فروشگاه‌های شهروند برای بیش از ۱۸ هزار قلم کالا را ۵۰ درصد کاهش دهد و با خرید مستقیم از تولیدکنندگان و حذف بخشی از واسطه‌ها، هزینه خرید خانوارها را پایین بیاورد.

روی کاغذ، همه‌چیز شبیه یک طرح حمایتی است. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که قیمت‌ها در اقتصاد ایران ثابت نمی‌مانند. با افزایش نرخ ارز، هزینه حمل‌ونقل، مواد اولیه و تولید، این پرسش مطرح است که اگر قیمت واقعی کالا بالا برود اما شهرداری همچنان آن را با نرخ قبلی عرضه کند، مابه‌التفاوت از کجا پرداخت خواهد شد؟

3-5.jpgوزیر خزانه‌داری آمریکا مدعی شد ایران تا پایان هفته هیچ محموله نفتی در دریا نخواهد داشت و درآمدهای نفتی تهران به صفر خواهد رسید؛ ادعایی که واشنگتن آن را نشانه پایان توان ایران برای تجارت نفت عنوان کرده است.
رویداد۲۴| اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا مدعی شد ایران تا پایان هفته هیچ محموله نفتی در دریا نخواهد داشت و دیگر درآمدی از صادرات نفت به دست نخواهد آورد.
بسنت در گفت‌وگوهایی که پایگاه آمریکایی «آکسیوس» آنها را منتشر کرده، مدعی شد: «کار ایران کاملا تمام شده است» و تهران برای نخستین بار در تاریخ، هیچ درآمدی نخواهد داشت.

وزیر خزانه‌داری آمریکا همچنین با اشاره به وضعیت نفت عبوری از تنگه هرمز ادعا کرد حدود ۱.۱ میلیارد بشکه نفت از این مسیر به سمت آمریکا منتقل می‌شود، در حالی که سهم ایران «صفر» است.

این ادعا در حالی مطرح شده که واشنگتن طی ماه‌های اخیر فشارهای خود برای محدود کردن صادرات نفت ایران و تشدید تحریم‌های نفتی علیه تهران را افزایش داده است.

بسنت پیش‌تر نیز در تعطیلات آخر هفته گذشته مدعی شده بود ایران ظرف دو هفته آخرین محموله‌های نفتی خود را به چین تحویل خواهد داد و پس از آن «چیزی» برای تجارت در اختیار نخواهد داشت.

اظهارات وزیر خزانه‌داری آمریکا در شرایطی مطرح می‌شود که واشنگتن تلاش دارد با اعمال فشار بر منابع درآمدی ایران، صادرات نفت این کشور را هدف قرار دهد.

net.jpgچرا خشم شما متوجه جمهوری اسلامی نمی‌شود؟

ایران اینترنشنال - بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با انتقاد از سیاست دولت‌های غربی و به‌ویژه بریتانیا گفت آنها انتقادهای خود را بر اسرائیل متمرکز کرده‌اند، در حالی که به گفته او، تهدید جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن را نادیده می‌گیرند. او خطاب به معترضان در بریتانیا پرسید چرا به جای اسرائیل، مقابل سفارت جمهوری اسلامی اعتراض نمی‌کنند.

نتانیاهو گفت: «چیزی که به مردم بریتانیا می‌گویم این است: کجا هستید؟ کسانی که علیه ما اعتراض می‌کنند، چرا مقابل سفارت جمهوری اسلامی اعتراض نمی‌کنید؟ چرا تمام زهر دولت بریتانیا متوجه آنها نمی‌شود؟»

او افزود: «چرا علیه جمهوری اسلامی جهت‌گیری نمی‌شود؟ چرا علیه نیروهای نیابتی آن نیست؟»

نخست‌وزیر اسرائیل همچنین دولت‌های غربی را متهم کرد که تهدید جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسند و گفت: «این حکومتی در ایران است که ده‌ها هزار نفر از شهروندان خود را کشته یا مجروح کرده است.»

او افزود جمهوری اسلامی اقتصاد غرب، منابع انرژی و آبراه‌های بین‌المللی را «خفه» می‌کند اما موج خشمی را که علیه اسرائیل وجود دارد، متوجه جمهوری اسلامی نمی‌بیند.


UKDubai.jpgاز نیروهای نیابتی تا شبکه‌های پنهان؛ الگویی برای فشار فرسایشی بر دشمنان قدرتمندتر

خبرنامه گویا - دو حادثه امنیتی اخیر در بریتانیا و یک پرواز عازم اسرائیل، بار دیگر توجه‌ها را به یکی از قدیمی‌ترین روش‌های جمهوری اسلامی برای مقابله با دشمنان قدرتمندتر معطوف کرده است: «جنگ نامتقارن»؛ راهبردی که به جای رویارویی مستقیم و پرهزینه، بر عملیات محدود، نیروهای نیابتی، شبکه‌های واسطه و ایجاد فشار فرسایشی متکی است.

بازداشت چند نفر در نزدیکی پایگاه هوایی «فرفورد» بریتانیا، که نیروهای آمریکایی از آن در عملیات علیه ایران استفاده کرده‌اند، و حمله کمک‌خلبان به خلبان پرواز فلای‌دبی به مقصد اسرائیل، زمینه گزارش تازه آسوشیتدپرس درباره این راهبرد را فراهم کرده است.

با این حال، تحقیقات درباره هر دو حادثه همچنان ادامه دارد و تاکنون هیچ مدرک عمومی و قطعی درباره ارتباط تهران با آنها ارائه نشده است. مقام‌های بریتانیایی از «قرائن محکم» درباره احتمال دخالت ایران در ماجرای فرفورد سخن گفته‌اند، اما جزئیات این شواهد منتشر نشده است. تهران نیز هرگونه دخالت را رد کرده است. در پرونده فلای‌دبی نیز مقام‌های آمریکایی از احتمال ارتباط مهاجم با ایران سخن گفته‌اند، اما چنین ارتباطی تاکنون اثبات نشده است.

اگر ارتباط تهران با حادثه فرفورد اثبات شود، این پرونده با الگویی مطابقت خواهد داشت که مقام‌های امنیتی غربی سال‌هاست درباره آن هشدار می‌دهند: استفاده از عملیات کم‌هزینه و غیرمستقیم برای ایجاد فشار بر دشمنی که از نظر توان نظامی متعارف بسیار قدرتمندتر است.

ch1.jpgگفتگوی آریا کنگرلو با جمشید اسدی

چرا بخشی از جریان‌های چپ و اسلام‌گرا با تاریخ ایران پیش از اسلام و میراث پهلوی خصومت دارند؟ شکوه ایران باستان و دستاوردهای نوسازی دوران پهلوی، روایت‌هایی را به چالش می‌کشند که پیشرفت و هویت ایرانی را تنها در چارچوب ایدئولوژی خود می‌پذیرند. بحث بر سر گذشته، به جدالی بر سر حافظه تاریخی ایرانیان و نگاه آنان به آینده تبدیل شده است.

سعید لیلاز، حکومت ساسانیان را «خشن‌ترین حکومت مذهبی تاریخ ایران» می‌خواند و ادعاهایی درباره ازدواج‌های خانوادگی پادشاهان هخامنشی و مجازات ارتداد در دوره ساسانی مطرح می‌کند. اما تعمیم این ادعاها به یک تمدن، نیازمند شواهد و بررسی تاریخی است. اگر مجازات ارتداد و سرکوب مذهبی محکوم است، چرا همین معیار درباره جمهوری اسلامی و برخورد آن با دگراندیشان و اقلیت‌های مذهبی به کار گرفته نمی‌شود؟ اشاره به خشونت در گذشته، پاسخی به خشونت حکومت امروز نیست.

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک

فاتحه مرجعیت

| No Comments

arnz.jpgبعد از ولایت، اینک فاتحه مرجعیت را خوانده‌اند

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

دیرگاهی است که مذهب در پرتو معانی، مفاهیم و البته ایدئولوژی انقلاب خمینی، جایگاهش را به‌ویژه نزد نسل جوان، از دست داده است. مذهب نخست از طریق خانواده، مدرسه، محیط و در مراحل آموزش عالی به اندیشه‌ات راه پیدا می‌کرد و بعد در طول سال‌های جوانی و میانسالی و پیری، بر پایه باورداشت شخص، مسیر خود را یا به تعصب یا به اعتدال و حتی نفی طی می‌کرد. در این مسیر، بنا به پایگاه اجتماعی شخص، روحانیت نیز جایی پیدا می‌کرد یا جایی از دست می‌داد، اما اکنون به نظرم می‌رسد کار مرجعیت نیز مثل ولایت فقیه، تمام است.

پیش از انقلاب، حداقل در آن سه دهه پایانی حکومت پهلوی، روحانیت در ایران بدون در نظر آوردن مراتب و جایگاه «فقهی» آن‌ها (من فقهی می‌گویم نه علمی زیرا استفاده مثلا صفت اعلم برای مرجع اعلا به منزله احاطه آن فرد بر علوم تجربی و حتی علوم انسانی نبود و نیست، بلکه به علوم در مفهوم حوزوی آن مثل فقه و تا حدودی منطق و فلسفه قدیم و ادبیات و دانش انساب خلاصه می‌شد. البته بودند علمایی چون مرحوم دکتر مهدی حائری که مجتهد مسلم بود و به‌ندرت چلواری بر سر داشت یا امام موسی صدر که حقوقدانی آگاه بود یا علامه طباطبایی که ریاضیات می‌دانست و امثال ایشان که از علوم جدیده نیز بی‌بهره نبودند) در سه دایره فکری قابل شناختن بوده‌اند.

دایره نخست که در آن از مرجع اعلا و مراجع سرشناس گرفته تا مدرسان نامدار و بی‌نام و سرانجام خطیبان و روضه‌خوان‌های بعضا آشنا حضور داشتند، نگاه عمده و اصلی روحانیت به شئون زندگی، غیرسیاسی و صرفا مذهبی بود.

در این نگرش سنتی، روحانیون ضمن اینکه پایبند سنت بودند و به تحول جامعه به سوی مدرن شدن نظر مساعدی نداشتند، اما مخالفت خود را در حد غرولند ابراز می‌کردند یا زمانی که یکی از مسئولان با آنان [مراجع] دیدار می‌کرد، گفتگو در این محور دور می‌زد که حکومت در تعبیر شیعه اثنی‌عشری متعلق به ولی عصر بود و در دوران غیبت او، «الملک العادل» ظل‌الله است واطاعت از او واجب شمرده می‌شود.

مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین بروجردی شخصیت برجسته این دایره بود. ضمن اینکه در دو دیگر نیز اعتبار و احترام داشت. پس از او شخصیت‌هایی چون مرحوم سیدمحسن حکیم و شاهرودی و خویی در نجف و مرحوم شریعتمداری، خوانساری، گلپایگانی، مرعشی نجفی، حاج شیخ بهاءالدین نوری، عبدالله مسیح تهرانی ملقب به چهلستونی، حاج آقا حسین خادمی اصفهانی، مرتضی حائری یزدی، رضی شیرازی، علامه حاج شیخ‌علی مقدادی اصفهانی (فرزند مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی) حسن سعید، سید محمد روحانی و... از برجستگان دایره علمای سنتی غیرآلوده به سیاست و حواشی آن بودند.

از خطبا و منبری‌های سرشناس در این دایره می‌توان از شخصیت‌هایی چون مرحوم حسینعلی راشد، دکتر سیدمحسن بهبهانی، سبزواری، سید مهدی قوام‌زاده، برادران میرفخرایی (جندقی) نوغانی، مناقبی و البته ادیب و خطیب و استاد سرشناس یعنی مرحوم دکتر عباس مهاجرانی یاد کرد. اشراف روحانیت همگی در این دایره بودند.

amniati.jpgجلسه محرمانه تیم امنیت ملی آمریکا درباره رژیم ایران؛ ترامپ گزینه بعدی را بررسی می‌کند

خبرنامه گویا - همزمان با بن‌بست مذاکرات تهران و واشنگتن و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره دور تازه حملات آمریکا، اعضای ارشد تیم امنیت ملی دونالد ترامپ روز جمعه در جلسه‌ای محرمانه و چندساعته در «کمپ‌دیوید» درباره ایران گفتگو کردند.

اکسیوس به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داد این نشست به مرحله بعدی جنگ با ایران اختصاص داشت. برگزاری چنین جلسه‌ای در کمپ‌دیوید غیرمعمول است و کاخ سفید نیز آن را رسما اعلام نکرد. آخرین نشست مشابه در ژوئن ۲۰۲۵، چند روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران برگزار شده بود.

در این نشست که به ریاست جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا برگزار شد، مارکو روبیو، وزیر خارجه، پیت هگست، وزیر دفاع، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، جان راتکلیف، رئیس سازمان سیا و دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا حضور داشتند.

یکی از مقام‌های آمریکایی به اکسیوس گفت در این جلسه درباره برخی مسائل «تصمیم‌گیری شد یا دست‌کم به‌طور مفصل بحث شد»، اما جزئیات تصمیم‌ها هنوز روشن نیست.

ویدیویی از جاویدنام محسن شریف کاظمی مدیر مدرسه‌ای از فردیس کرج دیدم، که داره برای شاگرداش از کوروش بزرگ و مهرگان می‌گه... مرد شریفی که ۱۹ دی‌ماه، بزرگ‌ترین درسش رو تو خیابون پس داد؛ درسِ شرافت، ایستادگی و وفاداری به ایران...

22-2.jpgرادیوفردا - صداوسیمای جمهوری اسلامی و خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه، در گزارش‌هایی جداگانه، خواستار پیگیری مواضع و پرونده‌های قضایی پیشین شماری از هنرمندانی شدند که اخیراً به ایران بازگشته‌اند.

صداوسیما در گزارشی تصویری که شامگاه پنج‌شنبه پخش شد، با اشاره به فاطمه معتمدآریا، اصغر فرهادی و محسن نامجو، نسبت به آن‌چه «عادی‌سازی کنش‌های ضد ملی» خواند، ابراز نگرانی کرد و خواستار «اجرای عدالت» شد.

این گزارش با نمایش تصاویری از تجمعات شبانه حکومتی گفت «هیچ‌کس با پافشاری بر مواضع ضدمیهنی و بدون ابراز پشیمانی از خطای ملی» نباید تبرئه شود.


صداوسیما، در این گزارش، به حمایت فاطمه معتمدآریا و اصغر فرهادی از اعتراضات «زن زندگی آزادی» و همچنین پروندهٔ محسن نامجو به اتهام «توهین به مقدسات» اشاره کرد.

خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز در گزارشی جداگانه دربارهٔ بازگشت فاطمه معتمدآریا خواستار شفاف‌سازی قوه قضائیه درباره وضعیت پرونده‌های قضایی پیشین این بازیگر شده و در عین حال از مواضع سیاسی خانم معتمدآریا در خارج از ایران انتقاد کرده است.

dollarmil.jpgخبرنامه گویا - با رسیدن دلار در بازار آزاد به حدود ۲۶۹ هزار تومان، این پرسش مطرح است که اگر سرعت افت ریال در چهار ماه گذشته ادامه پیدا کند، نرخ دلار یک سال دیگر کجا خواهد بود. امتداد همین روند به‌طور ریاضی، عددی نزدیک به یک میلیون تومان به دست می‌دهد. این رقم پیش‌بینی قطعی نیست؛ بلکه سناریویی است برای سنجش اینکه ادامه شرایط فعلی تا کجا می‌تواند ریال را تضعیف کند.

اگر محدودیت صادرات و دسترسی به ارز، تحریم‌ها، کسری بودجه، تورم بالا و نااطمینانی سیاسی و نظامی ادامه یابد، سناریوی بدبینانه می‌تواند دلار را در یک سال آینده به محدوده ۸۰۰ هزار تا یک میلیون تومان برساند. بر پایه نرخ فعلی و سرعت افت چهار ماه گذشته، محاسبه ساده رقمی نزدیک به ۹۸۰ هزار تومان نشان می‌دهد. تکرار دقیق این سرعت بعید است، اما اگر اعتماد به ریال بیشتر کاهش یابد، افزایش تقاضا برای دلار و طلا می‌تواند خود به شتاب بیشتر سقوط پول ملی منجر شود.

اگر هیچ گشایش مهمی رخ ندهد، حرکت دلار به سطوح بسیار بالاتر از نرخ امروز سناریویی جدی باقی می‌ماند. چشم‌انداز اقتصاد ایران همچنان به صادرات نفت، دسترسی به منابع ارزی، مسیرهای تجاری و شدت تنش‌های منطقه‌ای وابسته است. بانک مرکزی ممکن است با عرضه ارز یا محدودیت‌های بیشتر، دوره‌هایی از ثبات ایجاد کند، اما چنین مداخلاتی لزوماً روند بلندمدت را تغییر نمی‌دهد.

در مقابل، یک گشایش متوسط ــ مانند کاهش تنش، بهبود نسبی صادرات نفت یا دسترسی بیشتر به درآمدهای ارزی بدون رفع اساسی تحریم‌ها ــ می‌تواند سرعت سقوط ریال را کاهش دهد. در چنین حالتی، نرخ دلار در پایان یک سال ممکن است به‌جای نزدیکی یک میلیون تومان، در محدوده‌ای مانند ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان قرار گیرد. یک گشایش بزرگ شامل کاهش گسترده تحریم‌ها، عادی‌تر شدن صادرات نفت و دسترسی بانکی به درآمدهای ارزی می‌تواند مسیر را به‌طور جدی تغییر دهد و حتی مدتی ریال را تقویت کند.

اما در شرایط فعلی، خطر اصلی نه خود عدد یک میلیون تومان، بلکه ادامه روندی است که دلار را از یک رکورد به رکورد بعدی می‌رساند. اگر محدودیت‌های خارجی ادامه یابد و دولت هم‌زمان برای جبران کسری‌ها به افزایش نقدینگی متکی بماند، توقف‌های مقطعی بازار ممکن است فقط وقفه‌ای در مسیر نزولی ریال باشد. در این سناریو، عبور دلار از ۵۰۰ یا ۶۰۰ هزار تومان می‌تواند بسیار زودتر از رسیدن به مرز یک میلیون تومان به نقطه عطف بعدی بازار ارز ایران تبدیل شود.

سیاوش جمشیدی اعدام شد

| No Comments

exec.jpgکیهان لندن - قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اجرای حکم اعدام سیاوش جمشیدی خیرآبادی، شهروند بازداشت‌شده در اعتراضات دی۴۰۴ در شهرکُرد، خبر داد.

خبرگزاری «میزان» وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی گزارش داده حکم اعدام سیاوش جمشیدی خیرآبادی سحرگاه روز شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵ در شهرکُرد اجرا شده است.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی مدعی شده این شهروند در جریان اعتراضات شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۵ در خیابان «ناصرخسرو» شهرکرد به سمت مأموران سرکوبگر حکومتی تیراندازی کرده و با یک اتومبیل «اس‌ال‌ایکس» متواری شده است.

در این گزارش بدون ارائه اسناد و شواهد ادعا شده سیاوش جمشیدی خیرآبادی دارای «سوابق مجرمانه متعدد» و عناوین اتهامی چون «حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز، کلاهبرداری، سرقت و مشارکت در آدم‌ربایی» بوده که در پرونده او درج شده است.

یاسمین انصاری کیست

| No Comments

kharatian.jpgخبرنامه گویا ـ مهدی خراتیان، تحلیلگر نزدیک به حکومت، می‌گوید چین حاضر بود اطلاعات ماهواره‌ای در اختیار جمهوری اسلامی بگذارد، به شرط آنکه این همکاری محرمانه بماند و قابل انکار باشد. به روایت او، پس از علنی‌شدن استفاده از تصاویر ماهواره‌ای چین برای حمله به یک ناوشکن آمریکایی، پکن ارائه اطلاعات ماهواره‌ای به تهران را به‌طور کامل متوقف کرد.

مجری برنامه نیز پیام پکن به تهران را این‌گونه توصیف کرد: «ابتدا مشکل خود را با آمریکایی‌ها حل کنید.» این روایت از توقف همکاری اطلاعاتی مورد اشاره خراتیان حکایت دارد.

پیش‌تر وزارت خارجه آمریکا در ماه مه سه شرکت چینی را به اتهام ارائه تصاویر ماهواره‌ای برای کمک به حملات جمهوری اسلامی علیه نیروهای آمریکایی تحریم کرده بود.

چنین تصاویری برای شناسایی اهداف و ارزیابی خسارت پس از حمله کاربرد دارند و محدودشدن دسترسی به آنها می‌تواند توان هدف‌گیری جمهوری اسلامی را کاهش دهد.

مصاحبه شاهرخ، در صدای آمریکا با آقای بهارلو، سال ۲۰۰۷ میلادی

atishN.jpgده دقیقه بعد سه موشک به همان نقطه خورد

قدرت‌الله محمدی، مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی تهران، در روایتی تازه از حملات هوایی به پایتخت گفته است نیروهای آتش‌نشانی در جریان حمله به ارتفاعات شمال تهران، تعدادی از «مسئولان بلندپایه» را از محل اصابت خارج کردند و حدود ۱۰ دقیقه بعد همان نقطه بار دیگر هدف حمله موشکی قرار گرفت.

بر اساس روایت منتشرشده، آتش‌نشانان پس از اصابت نخست به محل اعزام شدند و مقام‌های حاضر در منطقه را خارج کردند. محمدی گفته است حدود ۱۰ دقیقه پس از این عملیات، «همان محل با سه موشک» هدف قرار گرفت.

این روایت از آن جهت اهمیت دارد که برای نخستین‌بار اطلاعاتی مستقیم از سوی مجموعه آتش‌نشانی درباره حضور و نجات مقام‌های بلندپایه جمهوری اسلامی در ارتفاعات تهران در جریان جنگ منتشر می‌شود. به گزارش ایران‌وایر مشخص نیست این مقام‌ها برای پناه گرفتن به ارتفاعات منتقل شده بودند یا به دلیل دیگری در آن محل حضور داشتند.

گزارش‌های منتشرشده در روز ۹ فروردین ۱۴۰۵ از حملات گسترده به چند نقطه تهران، از جمله سعادت‌آباد، ظفر، یک مرکز مخابراتی در منطقه یک و محوطه تله‌کابین توچال در بام تهران خبر داده بودند.

3-2.jpgایران وایر - شمشیر و قمه در دست شرکت‌کنندگان راهپیمایی حکومتی «جانفداها». در جریان راهپیمایی روز گذشته «جانفداها» در اصفهان، گروهی از شرکت‌کنندگان با شمشیر و قمه در خیابان حاضر شدند و شعارهای «مرگ بر پهلوی» و «مرگ بر منافق» سر دادند.

این درحالی‌ست که براساس ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی، تظاهر یا قدرت‌نمایی با چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر می‌تواند مجازات حبس و شلاق در پی داشته باشد. هنوز مشخص نیست حمل این سلاح‌ها در راهپیمایی حکومتی با چه مجوزی انجام شده است.

mostofi.jpgتحلیل هفته؛ گفت‌وگوی مهدی نصیری با آرمان مستوفی

مهدی نصیری: «جنگ آخرالزمانی» یعنی چه؟

عراقچی اعلام کرده که برای «جنگ آخرالزمانی» هم آماده‌اند. این سخن را چطور باید فهمید و چه نسبتی با وضعیت مذاکرات و احتمال ادامه جنگ دارد؟

آرمان مستوفی: اعتراف به بن‌بست

این حرف، پیش از هر چیز، نشانه کاهش امید به میانجیگری‌ها و مذاکرات صلح است. هنوز نمی‌توان گفت دیپلماسی کاملاً منتفی شده، اما به نظر می‌رسد امید عراقچی هم کمتر شده است.

«جنگ آخرالزمانی» یعنی جنگیدن تا پایان؛ حتی اگر آن پایان، نابودی باشد. چنین عبارتی را می‌توان نوعی اعتراف دانست: می‌دانیم پیروز نمی‌شویم، اما باز هم ادامه می‌دهیم. این بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشان‌دهنده بن‌بستی است که جمهوری اسلامی در آن گرفتار شده است.

حکومت دهه‌ها سرمایه‌های ایران را صرف رسیدن به چنین موقعیتی کرده و مردم را به فقر و فلاکت کشانده است. حالا هم عده‌ای می‌خواهند مسئولیت جنگ را متوجه ملت ایران کنند؛ گویی مردم جنگ‌طلب‌اند و جمهوری اسلامی نماد صلح است.

جنگ‌طلبی را باید در سابقه شعارهای مرگ، آتش‌زدن پرچم‌ها، حمله به سفارتخانه‌ها و تهدید کشورهای دیگر جست‌وجو کرد. نمی‌توان این کارنامه را نادیده گرفت و سپس مردم مخالف حکومت را مسئول بحران معرفی کرد.

مهدی نصیری: استفاده ابزاری از جریان‌های مختلف

جمهوری اسلامی همواره از نیروها و جریان‌های مختلف استفاده ابزاری کرده است. اختلاف مذهبی یا دشمنی قبلی، لزوماً مانع همکاری آن با یک گروه نمی‌شود. در مقطعی همکاری می‌کند و در مقطعی دیگر، وقتی منافعش اقتضا کند، مقابل همان جریان می‌ایستد. این رابطه‌ها را باید با منطق منفعت و حفظ قدرت فهمید.

آرمان مستوفی: همگرایی با دشمنان دیروز

نمونه روشن آن، رابطه با طالبان است؛ جریانی که در دوره نخست تسلطش بر افغانستان، به کنسولگری جمهوری اسلامی در مزارشریف حمله کرد و دیپلمات‌ها و دیگر افراد حاضر در آنجا را کشت. با این حال، آن دشمنی مانع نزدیک‌شدن بعدی دو طرف نشد.

درباره القاعده نیز سابقه حضور اعضا و خانواده‌های رهبران آن در ایران مطرح بوده است. از نگاه من، خطر امروز نزدیک‌شدن جریان‌هایی است که تا دیروز با یکدیگر دشمن بودند، اما اکنون در مقابله با دشمن مشترک به هم نزدیک می‌شوند؛ نوعی شبکه بین‌المللی از اسلام‌گرایی افراطی.

در ماجرای فلای‌دبی هم باید توجه داشت که هواپیما متعلق به یک شرکت دبی بود و به اسرائیل می‌رفت. اگر عامل حادثه تحت تأثیر القاعده بوده باشد، این موضوع به‌خودی‌خود احتمال ارتباطش با جمهوری اسلامی را رد نمی‌کند. البته تعیین ارتباط مشخص او، به شواهد مربوط به همان پرونده بستگی دارد.

22-4.jpgبی بی سی - پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا اعلام کرده که دو تبعه ایرانی متهم به دست داشتن در «طرحی برای حمله به جامعه یهودیان منچستر» شده‌اند.

پلیس این دو مرد را رحمان صالحی۳۵ ساله و سلام احمدیان ۳۶ ساله معرفی کرده و گفته که گمان می‌رود با قایق‌های کوچک وارد بریتانیا شده باشند.

پلیس همچنین گفته است که این دو مرد در ارتباط با «طرح توطئه مورد نظرشان»، با شخص سومی که خارج از بریتانیا و احتمالاً در ایران حضور دارد، در تماس بوده‌اند.

قرار است آنها روز شنبه ۱۱ مهر در دادگاه حاضر شوند.

dollarbsnner.jpgسقوط ادامه‌دار ریال؛ دلار در آستانه ۲۷۰ هزار تومان

خبرنامه گویا - قیمت ارز و طلا در بازار آزاد ایران شنبه ۱۱ مهر بار دیگر رکوردهای تازه‌ای ثبت کرد و دلار به محدوده ۲۷۰ هزار تومان نزدیک شد. هم‌زمان یورو از مرز ۳۰۰ هزار تومان عبور کرد و بهای پوند و درهم امارات نیز افزایش یافت.

داده‌های بازار در ساعات مختلف معاملات، دلار را در محدوده ۲۶۷ تا نزدیک ۲۶۹ هزار تومان نشان می‌دادند. یورو نیز به بیش از ۳۰۱ تا ۳۰۲ هزار تومان، پوند به محدوده ۳۵۴ تا ۳۵۵ هزار تومان و درهم امارات به بیش از ۷۳ هزار تومان رسید. بهای هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز در برخی معاملات از ۲۶ میلیون تومان عبور کرد.

افزایش تازه قیمت‌ها تنها چند روز پس از عبور دلار از مرز ۲۵۰ هزار تومان رخ می‌دهد. قیمت دلار ششم مهر حدود ۲۴۱ هزار و ۸۰۰ تومان بود؛ به این ترتیب، ارزش دلار در برابر ریال ظرف پنج روز بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته است.

سرعت ثبت رکوردهای تازه در بازار ارز نیز افزایش یافته است. دلار که عبور آن از مرز ۲۰۰ هزار تومان مدت زیادی نگذشته بود، در فاصله‌ای کوتاه وارد کانال ۲۶۰ هزار تومان شد و اکنون به مرز ۲۷۰ هزار تومان نزدیک شده است.

افزایش قیمت ارز در شرایطی ادامه دارد که مقام‌های جمهوری اسلامی طی روزهای گذشته مجموعه‌ای از محدودیت‌ها را برای کنترل بازار اعمال کرده‌اند. مرکز اطلاعات مالی وزارت اقتصاد ششم مهر اعلام کرد محدودیت‌های بانکی علیه ۴۵ نفر دیگر به اتهام فعالیت مشکوک در بازارهای غیررسمی ارز و طلا اعمال شده و شمار افراد مشمول این محدودیت‌ها به ۲۱۴ نفر رسیده است.

بانک مرکزی هم‌زمان محدودیت‌های تازه‌ای را متوجه بازار رمزارز کرده است. بر اساس ابلاغ این بانک، معاملات تتر در شماری از صرافی‌های رمزارزی از ساعت ۲۱ تا ۹ صبح متوقف شده و سقف خرید روزانه برای هر کاربر نیز دو هزار تتر تعیین شده است.

همچنین گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد بانک مرکزی در حال بررسی نحوه فعالیت صرافی‌های رمزارزی فاقد مجوز است. رسانه‌های نزدیک به حکومت، تتر و معاملات صرافی‌های رمزارزی را یکی از کانال‌های انتقال نوسان و انتظارات قیمتی به بازار ارز معرفی کرده‌اند.

با وجود این محدودیت‌ها، روند صعودی دلار، طلا و دیگر ارزهای عمده متوقف نشده است. ادامه افت ارزش ریال، هزینه واردات کالا و مواد اولیه را افزایش می‌دهد و فشار تورمی بیشتری بر قیمت کالاهای مصرفی، دارو و هزینه‌های زندگی خانوارها وارد می‌کند.

dej.jpgدژ - در شرایطی که میلیون‌ها تن از مردم ایران زیر سنگینی مخارج روزانه کمر خم کرده‌اند و سفره‌هایشان خالی است، عوامل و مهره‌های نظام داخل و خارج از کشور در رفاه و آسایش با پول همین مردم بریز و بپاش می‌کنند.

حاج‌آقا ابوالفضل پسندیده، سفیر جمهوری اسلامی در مکزیک و همسرش، چند مهمان ویژه داشتند که در «اقامتگاه سفیر» به صورت ویژه با سفره ایرانی از آنها پذیرایی شد.

دو نفر از این مهمان‌ها مارسلا لکوئونا، بازیگر، استندآپ‌کمدین و نویسنده فمینیست و میچ مندوزا پادکستر مکزیکی بودند؛ آن‌هم با پوششی که هرگز زنان ایران اجازه ندارند در فضای عمومی یا دیدارهای مشابه آن را به تن کنند.



در حاشیه این مهمانی حاج‌اقا پسندیده برای ارشاد مهمانان جهت‌ قبله را به مهمانان آموزش داد.

یکی از هموطنان داخل ایران در کامنتی نوشته است، ما اینجا زیر بمب و موشک و گرانی روزی صدبار می‌میریم و زنده می‌شویم، آقایان در دور دست عشق و حال می‌کنند!

یادداشت تحریریه: این مطلب با حفظ محتوا و لحن نویسنده، به‌صورت محدود ویرایش شده است.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgحمایت از چهره‌های مدنی و فاصله گرفتن از مرزبندی‌های خودی و غیرخودی، راهی برای تقویت نقش شاهزاده در اتحاد ملی

ابوالفضل محققی

زیاد به سال‌های دور نمی‌روم؛ به سال‌هایی می‌روم که شاهزاده رضا پهلوی به هر شهری که می‌رفت، تلاش می‌کرد چهره‌های سیاسی فعال را پیدا کند، رفیقانه و صمیمی با کسانی که برای آزادی ایران مبارزه می‌کردند دیدار نماید، پای صحبتشان بنشیند و توان خود را در جهت وحدت بین جریان‌های سیاسی به کار ببندد. همین‌گونه رفتارهای ساده و بی‌آلایشش چهره‌ای مطلوب از ایشان می‌ساخت.

طوری که زنده‌یاد داریوش همایون در سال‌های پایانی عمرش به‌روشنی می‌گفتند که «رضا پهلوی نماد وحدت و آلترناتیوی سکولار هستند که توانایی جمع کردن میلیون‌ها نفر را دارند. بدون محوریت رضا پهلوی، اپوزیسیون به گروه‌های کوچک و بی‌اثر تبدیل می‌شود.» چرا که باور داشتند اتحاد اپوزیسیون شرط حیاتی برای گذار سیاسی از جمهوری اسلامی است و خود چه میزان برای دست یافتن به چنین اتحاد عملی جان فرسود و برای جلب و جذب افراد تلاش کرد.

او افتادگی و فروتنی شاهزاده رضا پهلوی را می‌ستود و معتقد بود این سلامت نفس می‌تواند از ایشان رهبری مورد اعتماد بسازد. به‌راستی نیز گفتار و عمل شاهزاده رضا پهلوی چنین بوده و هست. برخی ایراد می‌گیرند و جامه می‌درانند که ایشان هرگز نسبت به گذشته تاریخی خود ایراد جدی نداشته و انتقاد نکرده است. حال آن‌که ایشان بیشتر از تمام جریان‌ها با گذشته‌ای که نقشی در آن نداشته‌اند برخورد کرده‌اند؛ کاری که متأسفانه کمتر گروه سیاسی حاضر به انجام آن در قبال گذشته، عملکرد و مسئولیت خود در سال‌های گذشته شده است.

آخرین شیفت، امیر دها

| No Comments

Amir_Daha.jpgموج ویدیوهای استعفای معلمان و پرستاران پرسشی جدی را پیش می‌کشد: چه اتفاقی می‌افتد وقتی نیروی متخصص دیگر امیدی به بهبود و اصلاح ندارد و «رفتن» را تنها گزینه باقی‌مانده می‌بیند؟

معلمی رو به کلاس میایستد و از شاگردانش خداحافظی می‌کند. پرستاری در پایان شیفت، گوشی را رو به خودش می‌گیرد و از همکاران و بیمارانش با حزن و‌ تأسف خداحافظی می‌کند. این ویدیوها که از آخرین روز کاری، آخرین شیفت یا تصمیم به استعفا روایت می‌کنند، در هفته های اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه شبکه‌های اجتماعی بدل شده اند. در بسیاری از آنها نشانی از خشم و هیاهو نیست. لحن، بیشتر لحن یک وداع دردمندانهٔ شخصی است.

شاید همین لحن بظاهر آرام است که این پدیده را معنادار میکند. در اعتراض صنفی کلاسیک، کارمند مطالبه گر است، چون هنوز می‌خواهد بماند: شرایط کار را تغییر دهید، حقوق را افزایش دهید، منزلت حرفه‌ای مرا به رسمیت بشناسید تا بتوانم ادامه دهم. اما در بخشی از روایت‌های تازه، این مرحله پشت سر گذاشته شده است. فرد دیگر نمی‌گوید «شرایط را تغییر دهید تا بمانم»؛ می‌گوید: «دیگر امیدی به تغییر ندارم؛ من میروم.»

هنوز آمار رسمی و جامعی از تعداد استعفاهای معلمان و کادر درمان در ماه‌های اخیر منتشر نشده و نمی‌توان صرفاً از روی ویدیوها دربارهٔ ابعاد سراسری این پدیده حکم داد. اما آنچه میتوان سنجید، بستری است که این ویدیوها در آن منتشر می‌شوند. شواهد موجود نشان می‌دهد جذب و نگهداشت نیروی متخصص، به‌ویژه در آموزش و درمان، به چالشی جدی تبدیل شده است.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران صرفاً به معنای افزایش قیمت دلار در بازار ارز نیست. در اقتصادی که بخش مهمی از نهاده‌های تولید، کالاهای واسطه‌ای، مواد اولیه، تجهیزات و حتی انتظارات قیمتی آن به نرخ ارز وابسته است، افزایش نرخ دلار می‌تواند به یک شوک فراگیر برای ساختار هزینه و جریان نقدی بنگاه‌ها ـ بخصوص بنگاه‌های کوچک و متوسط ـ تبدیل شود. این شوک ابتدا در بازار ارز و قیمت کالاها ظاهر می‌شود، اما در صورت تداوم می‌تواند به ترازنامه بنگاه‌ها، سرمایه در گردش، توان بازپرداخت بدهی‌ها و اعتبار تجاری نیز منتقل شود.

داده‌های منتشرشده درباره شهریور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که از حدود ۹.۱ میلیون فقره چک مبادله‌شده به ارزش بیش از ۵۸.۹ هزار میلیارد تومان، حدود ۱.۴ میلیون فقره به ارزش بیش از ۱۲.۸ هزار میلیارد تومان برگشت خورده است. بنابراین حدود ۱۵.۶ درصد چک‌ها از نظر تعداد و ۲۱.۸ درصد از نظر ارزش برگشت خورده‌اند. اهمیت بیشتر این آمار در آن است که ۹۶.۱ درصد ارزش چک‌های برگشتی به دلیل کسری یا فقدان موجودی بوده است. این ارقام به خودی خود اثبات نمی‌کنند که افزایش نرخ دلار علت مستقیم چک‌های برگشتی بوده است. با این حال، از منظر اقتصاد کلان و مالی بنگاه، میان شوک ارزی، تورم، افزایش نیاز به سرمایه در گردش، کاهش قدرت خرید و تشدید ریسک نقدینگی، یک زنجیره نظری و تجربی قابل دفاع وجود دارد.

asgarA.jpgکس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید!
(حافظ)

در یادداشت پیشین «دربارهٔ خودخواهی و خُلق‌وخوی ما ایرانیان» یادآوری کردم که یکی از ویژگی‌های ما ایرانیان، نفرین کردن و فحش‌هایمان هستند. عبارت «الهی نعشت را ببرند کربلا» نیز یک دعا یا در اصطلاح قدیمی‌ها یک «نفرینِ دعاکننده» در فرهنگ مذهبی شیعیان است. با این حال، مفهوم و کاربرد آن بستگی به لحن و موقعیت دارد: در ظاهر واژه «نعش» (جسد) بار منفی دارد و شبیه به نفرین است، اما به حقیقت یک دعای «خیر عظیم» برای عاقبت‌به‌خیر شدن است.

امروزه هم می‌بینیم که بانگ جرس قافله بازگشت ایرانیان به میهن، به‌خصوص بزرگ‌ترها با موهای سفید، همراه با تبلیغات و بوق و کرنای رسانه‌ای، رواج یافته است. بازگشت و اصولاً ورود و خروج هر شهروندی به سرزمین پدر/مادری خود جزو حقوق اساسی و قانونی اوست و جای هیچ بحثی هم نمی‌باشد؛ البته با رعایت قوانین کیفری و حقوقی ورودی و خروجی هر کشور.

در هر حال، نگارنده بر این باور است که یک پرسش کلی بایستی مجاز، حق و مشروع باشد و آن اینکه: «بازگشت این‌گونه شهروندان پس از سال‌ها دوری از وطن، احتمالاً با پرونده‌های سیاسی و غیره و مخصوصاً در این اوضاع جنگی فاجعه‌بار، چه پیامدهایی برای خود و جمهوری ملایان دارد؟ و اینکه این بازگشت در راستای منافع ملی است یا نه؟»

تجربه تلخ تاریخ

● بازگشت «ولادیمیر ایلیچ لنین»، شهروند رسمی روسیه، به روسیه در سال ۱۹۱۷، پس از آن بود که دولت موقت جدید روسیه به همه تبعیدیان سیاسی عفو عمومی اعطا کرده و از آن‌ها خواسته بود که بازگردند. با این حال، ورود لنین به روسیه به نفع امپراتوری آلمان می‌بود؛ مورخان عمدتاً پیامدهای آن را برای ملت و دولت روسیه فاجعه‌بار می‌دانند!

● بازگشت خمینی و همراهان؛ یک داوری منصفانه و در حال حاضر می‌تواند این باشد که ورود خمینی و همراهانش به کشور برای ایرانیان و منافع ملی ایران فاجعه‌بار بوده است. این فاجعه بزرگ را بعد از نیم قرن، پایانی نیست!

mehreganbanner.jpgآیینی کهن برای یادآوری مهر، داد، همبستگی و امید در ایران امروز

امروز، دهم مهرماه است ، روزی که در گاه‌شماری کهن ایرانی به نام «مهر» آراسته است. و چه نامی شایسته‌تر از مهر، برای روزگاری که آدمی بیش از هر زمان به مهر و دوستی محتاج است.

مهرگان را نمی‌توان تنها جشنی از میان جشن‌های کهن ایران دانست ،مهرگان بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی این سرزمین است، یادگار روزگاری که ایرانیان، روز و ماه و فصل را تنها با گذر زمان نمی‌سنجیدند، بلکه هر یک را معنایی می‌بخشیدند و در پس هر نام، پندی برای زندگی می‌جستند.

در جهان‌بینی ایرانی، سال دوازده خانه بی‌جان در دفتر تقویم نبود، هر ماه نامی داشت و هر نام پیامی. «مهر» نام پیمان و دوستی و پیوند بود ،و از همین روست که پس از گذشت هزاران سال، هنوز «مهر» در زبان ما زنده است: مهر مادر، مهر یار، مهر دوست و مهر میهن.

گویی روزگار پیر شده است، اما این واژه پیر نشده.

فریدون و ضحاک ، قصه‌ای که هنوز زنده است

در حافظه اسطوره‌ای ایران، مهرگان با داستان فریدون و شکست ضحاک پیوند خورده است ،روایتی که در شاهنامه و سنت‌های حماسی ایران، نماد پیروزی داد بر بیداد و روشنایی بر تاریکی است.

ضحاک در این داستان، تنها نام یک فرمانروا نیست، صورت اسطوره‌ای روزگاری است که ترس بر جان مردم چیره شده و ظلم، جامه عادت پوشیده است. فریدون نیز تنها یک پهلوان نیست ،نماد اراده‌ای است که از میان مردم برمی‌خیزد و می‌گوید هیچ تاریکی، هرچند دیرپا، حق ندارد خود را سرنوشت ابدی آدمی بداند.

این داستان را نباید همچون یک واقعه تاریخی اثبات‌شده خواند ،اما حقیقتی در آن نهفته است که پس از هزاران سال هنوز جان دارد: ایرانیان از دیرباز برای آزادی، داد، پیمان و روشنایی، داستان و اسطوره ساخته‌اند.

در فرهنگ ایرانی، پهلوان تنها آن نیست که بر دشمن غلبه کند ،پهلوان آن است که در برابر بیداد بایستد و جهان را اندکی به سوی داد نزدیکتر کند.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل، همراه با فهرست منابع و ارجاعات، را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

parsian.jpgاز ورشکستگی آبی تا بن‌بست انرژی؛ مسئولیت حکمرانی در بحران‌های ایران

مشهورترین و جامع‌ترین تعریف از توسعه پایدار، نخستین بار در سال ۱۹۸۷ میلادی در گزارش کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه سازمان ملل متحد، موسوم به گزارش «برانتلند» (Brundtland Report)، ارائه گردید. بر اساس این گزارش، توسعه پایدار فرآیندی است که نیازهای نسل کنونی را برآورده می‌سازد، بدون آنکه توانایی نسل‌های آینده در تأمین نیازهایشان را به مخاطره اندازد [۱].

فلسفه وجودی این پارادایم بر سه رکن اصلی استوار است که باید به صورت متوازن و هم‌افزا مدیریت شوند. نخست، «پایداری اقتصادی» که بر رشد اقتصادی فراگیر، استفاده کارآمد از منابع، ایجاد فرصت‌های شغلی شرافتمندانه و کاهش فقر و نابرابری ساختاری تأکید دارد. دوم، «پایداری اجتماعی» که تمرکز آن بر ارتقای عدالت اجتماعی، احترام به حقوق بنیادین بشر، توانمندسازی اقشار حاشیه‌نشین و تضمین دسترسی برابر به آموزش، بهداشت و رفاه است. سوم، «پایداری زیست‌محیطی» که متعهد به حفاظت از منابع طبیعی، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، حفظ تنوع زیستی و تاب‌آوری اکوسیستم‌ها می‌باشد. بدین ترتیب، رشد اقتصادی که به بهای تخریب محیط زیست یا تعمیق شکاف‌های طبقاتی حاصل شود، در چارچوب مفهومی توسعه پایدار فاقد اعتبار است.

وضعیت‌سنجی توسعه پایدار در ایران

ارزیابی نهادهای بین‌المللی همچون شاخص عملکرد تغییرات اقلیمی (CCPI) نشان می‌دهد که ایران با رتبه ۶۶، در جایگاه ماقبل آخر قرار دارد؛ وضعیتی که بازتاب‌دهنده سهم ناچیز (حدود یک درصدی) انرژی‌های تجدیدپذیر، وابستگی شدید به سوخت‌های فسیلی، و انتشار بالای گازهای گلخانه‌ای است، در حالی که کشور برنامه‌ای مصوب برای رسیدن به انتشار خالص صفر (Net-zero) در دستور کار ندارد [۱۰].

قنات: تجلی مهندسی و جامعه‌شناسی پایدار

بارزترین نماد توسعه پایدار در تاریخ ایران، سیستم مدیریت منابع آب سنتی یا «قنات» است. قنات تنها یک سازه هیدرولیکی برای انتقال آب نبود، بلکه یک نظام جامع بوم‌شناختی، اقتصادی و اجتماعی محسوب می‌شد. از منظر زیست‌محیطی، قنات آب را از بخش‌های بالادست به صورت تونلی با شیب ملایم و بدون نیاز به پمپاژ مصنوعی منتقل می‌کرد که مانع از تبخیر سطحی می‌شد. ویژگی حیاتی این سیستم، برداشت آب دقیقاً متناسب با ظرفیت تجدیدپذیری آبخوان‌ها بود که از بیلان منفی سفره‌های زیرزمینی جلوگیری می‌کرد [۱۶].

از منظر جامعه‌شناسی، نظام قنات نیازمند همکاری مستمر، سرمایه اجتماعی بالا و مشارکت جمعی برای حفر، لایروبی و توزیع عادلانه آب بود. این نظام، نهادهای اجتماعی قدرتمندی را پیرامون حقوق آب (حق‌آبه) شکل داد که قرن‌ها ضامن انسجام جوامع محلی و روستایی بودند [۱۸]. افول این سیستم مدبرانه با ورود تکنولوژی‌های مدرن نظیر چاه‌های عمیق موتوردار و سدسازی‌های گسترده آغاز شد؛ گذاری که به تخریب نظام سنتی همبستگی اجتماعی، تبدیل مدیریت مشارکتی به بروکراسی متمرکز دولتی، و آغاز غارت آبخوان‌ها انجامید [۲۰].

ابعاد زیست‌محیطی: از ورشکستگی آبی تا ناکامی در آمایش سرزمین

شاید بتوان مهم‌ترین، فوری‌ترین و مخرب‌ترین چالش توسعه پایدار در ایران را در بخش محیط زیست و به ویژه بحران آب و مدیریت سرزمینی جستجو کرد؛ بحرانی که ریشه در تغییرات اقلیمی دارد، اما مقصر اصلی آن خطاهای فاحش حکمرانی است.

ورشکستگی آبی و اقتصاد سیاسی آب

ایران از مرحله «تنش آبی» عبور کرده و به پدیده «ورشکستگی آبی» (Water Bankruptcy) دچار شده است. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که تقاضای سیستماتیک برای آب، به صورت دائمی از ظرفیت تجدیدپذیر حوضه‌های آبریز فراتر رود [۲۰]. از دهه ۱۹۶۰ میلادی، با آغاز برنامه‌های نوسازی، بیش از ۶۰۰ سد در ایران ساخته شد که بسیاری از آن‌ها فاقد توجیه زمین‌شناختی و اکولوژیک بودند [۲۰]. این بحران، محصول مستقیم حکمرانی ناکارآمد، غلبه «تفکر سازه‌ای» (تأکید بر سدسازی و انتقال آب بین‌حوضه‌ای)، و کنار گذاشته شدن جوامع محلی از مدیریت منابع است [۱۳].

بخش کشاورزی با مصرف بیش از ۹۰ درصد منابع آبی کشور و با راندمان بسیار پایین، به عامل اصلی تخلیه آب‌های زیرزمینی تبدیل شده است. سیاست‌های معطوف به خودکفایی غذایی، منجر به کشت محصولات به شدت آب‌بر در مناطق خشک گردیده است [۲۰].

فرونشست زمین: زلزله خاموش و مرگ آبخوان‌ها

پیامد مستقیم استخراج بی‌رویه آب‌های زیرزمینی، پدیده مرگبار «فرونشست زمین» (Land Subsidence) است. در دشت‌های آبرفتی ایران، مکانیسم غالب فرونشست، «تراکم تحکیمی» (Consolidation) رسوبات ریزدانه در پی افت فشار آب منفذی است [۲۸]. با فشرده شدن این رسوبات، بخشی از ظرفیت ذخیره‌سازی آب زیرزمینی برای همیشه از بین می‌رود و حتی با تزریق مجدد آب نیز قابل جبران نخواهد بود [۲۸].

این پدیده در دشت‌های متعددی از جمله اصفهان، اردبیل، فسا و نیشابور به مرحله بحرانی رسیده و نرخ آن در برخی مناطق تا ده‌ها سانتی‌متر در سال (۲ الی ۶ سانتی‌متر در دشت‌های منتخب و بسیار بیشتر در کانون‌های بحرانی) گزارش شده است [۲۹].

rohaniAC.jpgخبرنامه گویا - ویدیویی از یکی از تجمعات شبانه حامیان جمهوری اسلامی منتشر شده که در آن یک سخنران در حمله به حسن روحانی مدعی می‌شود او در جریان سفرش به مشهد خواسته بود برای دستشویی مورد استفاده‌اش کولر نصب شود.

همین سخنران ادعا می‌کند در همان سفر، برای محل سخنرانی روحانی نیز سیستم‌های خنک‌کننده در فضای باز نصب شده بود تا به گفته او «آرایشش به هم نخورد». او همچنین مدعی می‌شود تشک مورد استفاده روحانی نیز با هواپیما از تهران به مشهد منتقل شده بود!

ادعای انتقال تشک البته پیش‌تر نیز مطرح شده بود. محسن دهنوی، نماینده وقت مجلس، سال ۱۴۰۰ گفته بود در سفر روحانی به مشهد، به دلیل پیدا نشدن تشک و پتوی موردنظر او در شهر، این وسایل از تهران با هواپیما فرستاده شد. دفتر ریاست‌جمهوری وقت به این اظهارات واکنش نشان داد و علیرضا معزی، معاون ارتباطات دفتر روحانی، چنین ادعاهایی را «دروغ» خواند.

در سال‌های گذشته همچنین تصاویری از یکی دیگر از سفرهای روحانی، این بار به سیستان‌وبلوچستان، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود که منتشرکنندگان آن مدعی بودند برای سخنرانی کوتاه او در فضای باز کولر گازی نصب شده است.

حملات علیه حسن روحانی در هفته‌های اخیر در تجمعات موسوم به «شبانه» شدت گرفته است. این تجمع‌ها به محلی برای مخالفت بخشی از حامیان حکومت با مذاکره و توافق با آمریکا تبدیل شده‌اند.

این تجمعات در روزهای اخیر حاشیه دیگری هم داشته است. یک روحانی در تجمع میدان شهدای تهران مدعی شد مجتبی خامنه‌ای دو شب پیش برای دومین بار و به مدت حدود نیم ساعت در این تجمع حضور داشته است. با این حال، جز گفته او مدرک یا تصویر مستقلی برای تأیید این ادعا منتشر نشده است.

aslani.jpgمهدی اصلانی - خبرنامه گویا

روزگاری پُشت‌کردن و قَهر حُرمت داشت. هنرمند جلای وطن‌ کرده بار چمدانش سنگین‌تر از کاغذ فتو‌کُپی بود. سنگین از بغض و غربت.

در فرمان‌روایی‌ی دگرگونی، بیزنس «وطن‌‌دوستی» با «عافیت‌طلبی» تاخت زده شد.

نخست نوحه‌خوان‌مطربِ لومپن و«قیصر» درجه چندمی که چاقوی پوست‌خیارکنی دستش می‌دادی خودش را زخمی می‌کرد شکار شد. بعدتر محسن نامجو با زلف پریشان و غوغای چُس‌ناله‌های مدرن.

حالا نوبت به «عمله دسته‌دسته» بیژن مرتضوی رسید. مردی با آرشه‌ی جادویی و ویترنی از حاشیه‌ها. دیگر قبح عمل کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد. در فضای مجازی بیش‌تر سخن از ظاهر و آرایش و هم‌سرگزینی‌های سریالی‌اش است. و این یعنی تبدیل شدن امر سیاسی به موضوعی فُکاهی.

حکومت خوف نیز نقش مهمان‌نواز کلان‌نگر و مهرورز ایفا می‌کند. پروژه‌ای برای تزریق واکسن «عادی‌سازی»

قصد حکومت با دون‌پاشی‌ی بازگشت دو کارکرد دارد.

pilot.jpgنمی‌توانستم اجازه دهم همه مسافران کشته شوند

ایندیپندنت فارسی - اسمیت ماچهار، خلبان هندی پرواز فلای‌دبی که روز چهارشنبه هشتم مهر ماه، از سوی کمک‌خلبان با چاقو هدف حمله قرار گرفت، روز جمعه در تماس تصویری با نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، جزئیات این حادثه را بازگو کرد.

ماچار که از تخت بیمارستانی در ابوظبی و در حالی که لوله‌ای در بینی و دست و سرش پانسمان شده بود با مودی صحبت می‌کرد، گفت: «می‌دانستم هواپیما در حال سقوط است. روی زمین افتاده بودم. به خودم گفتم در همین نزدیکی است، فقط در را باز کن. توانستم این کار را انجام دهم و مردم وارد شدند.»

این خلبان هندی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «در واقع برای نجات جان خودم تقلا می‌کردم، اما هم‌زمان خوب می‌دانستم که نمی‌توانم بگذارم همه آن‌ها [مسافران هواپیما] کشته شوند.»
اسمیت ماچهار ۱۷ سال است خلبانی می‌کند و ۱۱ سال است که کاپیتان است. هواپیمای فلای‌دبی با ۱۷۴ سرنشین در جریان این حادثه در کمتر از ۳۰ ثانیه حدود ۱۴ هزار پا، معادل چهار هزار و ۲۶۷ متر، سقوط کرد.

سخنگوی نخست‌وزیر اسرائیل روز پنجشنبه گفت ماچهار هنگام باز کردن در کابین خلبان، غرق در خون روی زمین افتاده بود. پس از باز شدن در، مسافران و خدمه توانستند کمک‌خلبان را مهار کنند و دو خلبان دیگر فلای‌دبی که در هواپیما حضور داشتند، کنترل آن را در دست گرفتند. هواپیما در نهایت در تبوک عربستان سعودی فرود آمد.

uae.jpgخبرنامه گویا - حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نایب‌رئیس اول کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، در اظهاراتی کم‌سابقه خواستار «تصرف امارات متحده عربی» و استقرار نیروهای جمهوری اسلامی در این کشور شد.

حاجی‌دلیگانی روز جمعه ۱۰ مهر در گفت‌وگو با وب‌سایت «دیده‌بان ایران» مدعی شد ایران به‌طور مداوم از خاک امارات تهدید می‌شود و برنامه‌ریزی برای عبور کشتی‌هایی که به گفته او «خلاف منافع ایران» حرکت می‌کنند، در این کشور صورت می‌گیرد. او گفت: «بنابراین باید به آنجا برویم و امنیت آن منطقه را برقرار کنیم؛ یعنی در آنجا مستقر شویم.»

خبرنگار سپس از او پرسید که آیا منظورش «تحت تصرف درآوردن» امارات است. حاجی‌دلیگانی پاسخ داد: «بله، باید امارات را تصرف کنیم؛ این امر به‌راحتی انجام می‌شود.» او استدلال کرد نیروهای جمهوری اسلامی باید در مناطقی مستقر شوند که به ادعای او از آنجا علیه ایران حمله یا برای حمله برنامه‌ریزی می‌شود.

این نماینده مجلس همچنین در واکنش به حضور بنیامین نتانیاهو در امارات گفت نخست‌وزیر اسرائیل باید هنگام حضور در خاک این کشور «هدف قرار می‌گرفت». او امارات را «شعبه‌ای از اسرائیل» توصیف کرد؛ ادعایی که از سوی مقام‌های اماراتی تأیید نشده است.

حاجی‌دلیگانی در بخش دیگری از این مصاحبه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، را نیز هدف حمله لفظی قرار داد و گفت «زبان یا دهان آقای عراقچی باید کنترل شود». او مواضع محتاطانه و صحبت از مذاکره را «پالس ضعف» خواند و گفت برخی نمایندگان در پی استفاده از ابزارهایی از جمله استیضاح وزیر خارجه هستند. حاجی‌دلیگانی پیش‌تر نیز به دلیل دیدار عراقچی با استیو ویتکاف از احتمال پیگیری استیضاح او سخن گفته بود.

اظهارات مربوط به «تصرف امارات» در شرایطی مطرح می‌شود که روابط تهران با کشورهای حاشیه خلیج فارس و وضعیت تنگه هرمز از محورهای اصلی تنش‌های منطقه‌ای است. حاجی‌دلیگانی در همین مصاحبه مدعی شد تنگه هرمز همچنان «کاملاً تحت کنترل» جمهوری اسلامی است و برخی کشتی‌ها تنها با اسکورت آمریکا تلاش می‌کنند از آن عبور کنند.

ansari.jpgنماینده ایرانی‌تبار کنگره: زندگی شخصی‌ام به کسی مربوط نیست

خبرنامه گویا - به گزارش نیویورک پست یاسمین انصاری، نماینده ۳۴ ساله دموکرات از ایالت آریزونا، در ماه‌های اخیر با جک کوکچیارلا، یوتیوبر و فعال سیاسی چپگرای ۲۴ ساله آمریکایی، وارد رابطه شده است.

این دو نخستین بار در بهار ۲۰۲۵، زمانی که کوکچیارلا با انصاری مصاحبه کرد، با یکدیگر آشنا شدند. آشنایی آنها چند ماه بعد به دوستی و سپس، به گفته منابع نزدیک به این دو، به رابطه عاطفی تبدیل شد.

انصاری حاضر به اظهار نظر درباره این رابطه نشد و گفت: «درباره زندگی شخصی‌ام اظهار نظر نمی‌کنم و این موضوع به کسی مربوط نیست.» او سپس توجه را به مسائل سیاسی معطوف کرد و از سیاست‌های دونالد ترامپ، عملکرد اداره مهاجرت و گمرک آمریکا و ادامه جنگ آمریکا در ایران انتقاد کرد. کوکچیارلا نیز از اظهار نظر درباره زندگی شخصی خود خودداری کرده است.

انصاری که از ژانویه ۲۰۲۵ عضو مجلس نمایندگان آمریکاست، در سیاتل در خانواده‌ای مهاجر از ایران متولد شد و در آریزونا بزرگ شد. او فارغ‌التحصیل دانشگاه استنفورد است و پیش از ورود به کنگره، عضو شورای شهر و معاون شهردار فینیکس بود. انصاری در انتخابات ۲۰۲۴ به عنوان نخستین زن دموکرات ایرانی‌تبار وارد کنگره آمریکا شد.

او پیش‌تر با ادعاهایی در شبکه‌های اجتماعی درباره ارتباط با جمهوری اسلامی روبه‌رو شده بود. در ماه آوریل، دادخواستی اینترنتی با بیش از ۱۳ هزار امضا خواستار تحقیق درباره ادعای «ارتباط و لابی‌گری خارجی اعلام‌نشده» او شد، اما این دادخواست مدرکی برای اثبات چنین ارتباطی ارائه نکرد و در آن از یک تصویر دستکاری‌شده از انصاری با عمامه نیز استفاده شده بود. انصاری این اتهامات را «دروغ» و «اطلاعات نادرست عمدی» خوانده و هرگونه ارتباط با جمهوری اسلامی را رد کرده است.

جک کوکچیارلا نخست در دوران دانشجویی در کالج دارتموث و با به چالش کشیدن چهره‌های محافظه‌کار در شبکه‌های اجتماعی شناخته شد. او بعداً به دانشگاه کلمبیا منتقل شد و در رشته علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد. کانال یوتیوب او اکنون بیش از یک میلیون دنبال‌کننده دارد و او با چهره‌های برجسته حزب دموکرات مصاحبه کرده است.

کوکچیارلا در سال ۲۰۲۲ نیز با اتهام‌هایی درباره تعرض جنسی در دارتموث روبه‌رو شد. او این اتهام‌ها را رد کرد و علیه یکی از همکلاسی‌های سابق خود به دلیل طرح ادعاهای مشابه شکایت کرد؛ پرونده در نهایت با توافق طرفین خاتمه یافت.

tachnuke.jpg«باید تصمیم بزرگی بگیرم»؛ آیا ترامپ به ایران حمله اتمی می‌کند؟

یورونیوز - آیا تهدیدهای تلویحی ترامپ به استفاده از سلاح اتمی تاکتیکی ــ سلاح هسته‌ای با قدرت انفجاری محدودتر که برای اهداف مشخص نظامی یا زیرساختی طراحی شده ــ علیه ایران جدی است، یا رئیس‌جمهور آمریکا از این ادبیات برای فشار بیشتر در مذاکرات استفاده می‌کند؟

دونالد ترامپ روز ۳۰ شهریور در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «من باید تصمیم بزرگی بگیرم: آیا توافقی با ایران حاصل خواهد شد... یا اینکه جمهوری اسلامی را به سرعت نابود کنم تا بدون کوچک‌ترین شانس بقا یا امیدی برای نسل‌های آینده، سرنگون شود؟»

او پیش‌تر نیز در روزهای پایانی جنگ چهل‌روزه گفته بود: «آن‌ها را به عصر حجر... برمی‌گردانیم.» در هجدهم فروردین هشدار داد: «اگر ایران به توافق نرسد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد» و یک ماه بعد نیز از «یک درخشش بزرگ» در ایران در صورت نبود آتش‌بس سخن گفت.

این اظهارات از سوی برخی ناظران و شماری از مخالفان جمهوری اسلامی به‌عنوان تهدید تلویحی به حمله اتمی تعبیر شده است. مارجوری تیلور گرین، عضو پیشین جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان و طرفدار سابق ترامپ نیز مدعی شد دولت او درباره استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران گفت‌وگو کرده است؛ ادعایی که ترامپ رد کرده است.

با این حال، ترامپ تاکنون صریحاً ایران را به حمله اتمی تهدید نکرده و چنین احتمالی را نیز نفی کرده است. عباس عراقچی نیز پنجم مهر گفت ایران «حتی اگر [تقابل] به جنگ آخرالزمان منجر شود» عقب‌نشینی نخواهد کرد.

در همین حال، بحران اقتصادی، فشارهای معیشتی و سرکوب‌های خونین در ایران نیز بخشی از جامعه را به این باور رسانده که سقوط حاکمیت تنها راه خروج از وضعیت موجود است.

یورونیوز درباره احتمال حمله اتمی آمریکا با محمد مهاجری، سردبیر خبرآنلاین، حسن شریعتمداری، چهره جمهوری‌خواهان خارج کشور، مهدی نصیری، سردبیر پیشین روزنامه کیهان و طرفدار کنونی رضا پهلوی، و بیژن عبدالکریمی، فیلسوف منتقد اپوزیسیون جمهوری اسلامی گفت‌وگو کرده است:

araqh.jpgخبرنامه گویا - ادامه اقامت عباس عراقچی در نیویورک پس از خروج مسعود پزشکیان، همراه با گزارش تأمین حفاظت او از سوی آمریکا و خبر دستور مارکو روبیو برای خروج هیئت ایرانی، به شایعه «پناهندگی» وزیر خارجه جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی دامن زد. با این حال، عراقچی و همراهانش بامداد سه‌شنبه نیویورک را ترک کردند.

عراقچی برای ادامه مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا از طریق میانجی‌های قطری در نیویورک مانده بود. پیش‌تر، اکسیوس گزارش داده بود وزارت خارجه آمریکا پس از بررسی تهدیدهای امنیتی علیه او، با اختصاص تیم حفاظت آمریکایی موافقت کرده است. در شایعات شبکه‌های اجتماعی، این درخواست به ترس عراقچی از سوءقصد عناصر درون جمهوری اسلامی نسبت داده شد؛ برخی حتی مدعی ارتباط مرگ اخیر خواهرش با این ماجرا شدند.

sis.jpg
ادامه اقامت عباس عراقچی در نیویورک پس از خروج مسعود پزشکیان، گزارش تأمین حفاظت او از سوی آمریکا، مرگ اخیر خواهرش و خبر دستور مارکو روبیو برای خروج هیئت ایرانی، برای برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی به مواد اولیه یک سناریوی هالیوودی تبدیل شد: وزیری که از ترس سوءقصد عوامل حکومت خودش، به آمریکا پناه می‌برد؛ فیلمنامه آماده بود، فقط مدرک کم داشت.

گزارش یک جاسوسی؛ از نفوذ به سیستم بانکی و مخابراتی تا خرابکاری در تاسیسات هسته‌ای و انفجار مرکز موشکی در ملارد

شاهد علوی - ایران اینترنشنال

۲۵ مرداد ۱۴۰۵، آگهی ثبت تغییرات شرکت تهران اینترنت منتشر شد. در این آگهی نام مهدی نادری جهرمی، موسس و مالک اپ هف‌هشتاد، به عنوان رییس هیات‌مدیره آمده بود؛ فردی که بنا بر اسناد و روایت‌های بررسی‌شده در این گزارش، کسب‌وکار و ارتباطاتش برای چند سال به یکی از مسیرهای نفوذ موساد در ایران تبدیل شد.

jahromi.jpg

این گزارش بر اساس مجموعه‌ای از قراردادها، نامه‌های بانکی، مدارک شرکتی و قضایی، اطلاعات منابع باز و روایت فردی با نام «کیا» نوشته شده است؛ فارغ‌التحصیل دانشگاه امام صادق که می‌گوید در آن سال‌ها مامور موساد در ایران بوده است.

از کارت شارژ تا تامین مالی عملیات موساد

فعالیت شرکت تهران اینترنت از سال ۱۳۷۸ با توزیع کارت تلفن آغاز شد و به‌تدریج به فروش کارت‌های اعتباری، خدمات مخابراتی و گردش مالی گسترده رسید.

تابستان ۱۳۸۷، گردش روزانه بیش از یک میلیارد تومانی مجموعه توجه کیا را جلب کرد که آن زمان در شرکت پرداخت الکترونیک سامان کیش کار می‌کرد. او پس از مدتی به مجموعه نادری پیوست و در شرکت ارگ الکترونیک پارس مسئولیت گرفت.

به گفته کیا، نادری از روابط بانکی و ابزارهایی مانند اعتبار اسنادی، ضمانت‌نامه و سپرده‌های بانکی برای به‌دست آوردن اعتبار و سود استفاده می‌کرد. کیا می‌گوید همین روش‌ها بعدا به او امکان داد هزینه بخشی از عملیات خود و حتی برخی ماموریت‌های دیگر موساد را از داخل سیستم مالی ایران تامین کند.

j1.jpg

او می‌گوید: «پس از آن نه تنها پول لازم برای ماموریت‌های خودم را تامین می‌کردم، بلکه پول شماری از ماموریت‌های دیگر موساد را هم که من مجری‌اش نبودم تامین می‌کردم.»

بر اساس روایت کیا، فساد در برخی شعب بانکی و ارتباط با مدیران امکان ایجاد چرخه‌هایی از اعتبار و نقدینگی را فراهم کرده بود که بعدها برای تامین منابع عملیات جاسوسی مورد استفاده قرار گرفت.

usnavy.jpgخبرنامه گویا - به گزارش ایندیپندنت فارسی ارتش آمریکا حدود ۹ هزار نظامی را همراه با مجموعه‌ای از ناوها، از جمله سومین ناو هواپیمابر، به خاورمیانه اعزام می‌کند؛ اقدامی که در حالی صورت می‌گیرد که دونالد ترامپ بار دیگر احتمال حملات تازه علیه ایران را مطرح کرده است. این نیروها شامل بیش از هفت هزار ملوان و حدود دو هزار تفنگدار دریایی‌اند.

ترامپ روز پنجشنبه همچنین گفت نشانه‌های اولیه، احتمال ارتباط تهران با کمک‌خلبان فلای‌دبی را مطرح می‌کند؛ فردی که روز چهارشنبه کاپیتان پرواز عازم اسرائیل را با چاقو هدف قرار داد و تلاش کرد کنترل هواپیما را به دست بگیرد. رئیس‌جمهوری آمریکا تأکید کرد تحقیقات ادامه دارد و اگر ارتباط ایران با این حادثه اثبات شود، تهران «ضربه بسیار سختی» خواهد خورد. مقام‌های تحقیق هنوز انگیزه عامل حمله را قطعی اعلام نکرده‌اند.

گروه رزمی ناو هواپیمابر «یواس‌اس تئودور روزولت» و گروه عملیات آبی‌خاکی «یواس‌اس ماکین آیلند» از جمله نیروهایی‌اند که راهی منطقه شده‌اند. به گفته یک مقام آمریکایی، ممکن است تا پایان اکتبر سه ناو هواپیمابر آمریکا هم‌زمان در خاورمیانه حضور داشته باشند. با احتساب نیروهای مستقر، شمار ملوانان و تفنگداران دریایی آمریکا در منطقه می‌تواند به بیش از ۲۰ هزار نفر برسد.

ترامپ در مصاحبه‌ای با مجله تایم نیز در پاسخ به این پرسش که آیا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر بمباران ایران تشدید خواهد شد، گفت چنین اقدامی «ممکن» است. او همچنین اعلام کرد تازه‌ترین پیشنهاد آتش‌بس تهران را نپذیرفته، زیرا از نظر او «به‌اندازه کافی خوب» نبوده است.

musk.jpgیورونیوز - ایلان ماسک با پذیرش مسئولیت هدایت مشترک پروژه «مریدیان» پنتاگون برای بررسی «آینده جنگ‌ها»، بار دیگر به‌عنوان مشاور رسمی به دولت دونالد ترامپ بازمی‌گردد.

ماسک که در انتخابات ۲۰۲۴ از حامیان اصلی ترامپ بود، پیش‌تر هدایت «دپارتمان کارآمدی دولت» و روند کاهش گسترده مشاغل در دولت فدرال را بر عهده داشت. او اکنون در کنار پالمر لاکی، بنیان‌گذار شرکت فناوری‌های دفاعی «اندوریل»، و نیوت گینگریچ، رئیس جمهوری‌خواه پیشین مجلس نمایندگان، پروژه تازه پنتاگون را رهبری خواهد کرد.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، روز چهارشنبه در پایگاه نظامی «کوانتیکو»، مریدیان را تلاشی به رهبری «زبده‌ترین مغزهای آمریکا» برای شناخت آینده نبردها معرفی کرد. او گفت: «ما در حال به‌کارگیری مزیتی منحصر‌به‌فرد برای آمریکا هستیم که دشمنان ما از آن بی‌بهره‌اند: نوآوران، فرماندهان ارشد و متخصصان فناوری ما.»

شرکت‌های ماسک هم‌اکنون نیز از پیمانکاران بزرگ پنتاگون هستند. «اسپیس‌اکس» در ساخت شبکه‌های ماهواره‌ای برای سپر دفاع موشکی موردنظر ترامپ، موسوم به «گنبد طلایی»، مشارکت دارد. شرکت هوش مصنوعی «ایکس ای‌آی» نیز امسال قراردادی امضا کرد که استفاده از چت‌بات «گراک» را در سامانه‌های محرمانه و طبقه‌بندی‌شده ارتش ممکن می‌کند.

noghrekar.jpgکانون نویسندگان ایران، به عنوان یک تشکل صنفی و دموکراتیک، با مرامنامه و اساسنامه ای مترقی و مدرن(1)، از همان آغاز شکل گیری در اردیبهشت ماه سال 1347، گوشتِ قُربونیِ برخی از جریان های سیاسی شد. درگیری های حزبی و سازمانی و ایدئولوژیک از نخستین روزهای آغاز فعالیت کانون آغازشد. قراراین بود که این تشکل در چارچوب مرامنامه و اساسنامه، با منش و روش دموکراتیک فعالیت کند اما اعضا و هواداران حزب توده و جریان های باورمند به " مشی مبارزه مسلحانه علیه رژیم پهلوی" منتهای تلاششان این شد که سیاست های حزبی و سازمانی خود را در کانون پیش ببرند و از کانون تابلو و وسیله ای برای تبلیغات سیاسی - ایدئولوژیک حزب و سازمان سیاسی خود بسازند، روشی که در جنبش چپ ایران از هنگام بنیانگذاری حزب کمونیست ایران متداول شد، یعنی تلاش و مبارزه و توطئه چینی برای تبدیل تشکل های ضنفی و مدنی به زائده حزبی و سازمانی.( ویژگی ای که جریان های راست و ملی گرا هم از آن بَری نبوده اند.)

books.jpg

کانون نویسندگان ایران، در سه دوره فعالیت اش هرگز از بلیۀ حزبی و سازمانی و"ایدئولوژیک" شدن مصون نمانده است، بلیه ای که کانونی با حضور برجسته ترین نویسندگان وشاعران و مترجمان را اندک اندک وبه تدریج به کانون اختلاف ونفاق، کانون تهمت زنی، کانون جدائی و انشعاب، و محلی برای نمایش" لمپنیسم فرهنگی و سیاسی" تا حد فحاشی و عربده کشیِ در جلسات، تبدیل کرده است.

انحصارطلبی های فرقه گرایانه و "خطی" سالیانی ست فاتحۀ " مرام و برنامه" کانون، بویژه حضور پلورالیسم فکری، فرهنگی و هنری در این تشکل متنوع و متکثر را خوانده است.

tahmasebi.jpgهنوز وقتی به کودکی‌ام فکر می‌کنم، بوی شکوفه‌های بهارنارنج، نمک خزر و خاک خیس پاییز را به یاد می‌آورم و شوق کودکانه برای برف گاه‌به‌گاه زمستان را. کنار همه این‌ها، سیاست هم بود. شب‌ها با ما در اتاق می‌نشست، ودکای دست‌ساز می‌نوشید، سیگار می‌کشید و تا دیروقت حرف می‌زد. مردانی با سبیل‌های پرپشت از حزب توده، انقلاب، زندان، جمهوری اسلامی و شوروی می‌گفتند.

برای من، چپ پیش از آنکه موضعی سیاسی باشد، مجموعه‌ای از همین تصویرها بود: کتاب، سیگار، اعتراض و آدم‌هایی که تصور می‌کردم طرف کسانی هستند که زور کمتری دارند. پیش از آنکه چپ را بشناسم، عاشق تصویرش شده بودم.

left.jpg
دل‌کندن از آن تصویر آسان نبود. اما خاطره نمی‌بایست جای قضاوت را بگیرد.

حزب توده واقعاً حزب بود. عضو، تشکیلات، روزنامه و اتحادیه داشت و در جامعه حضور داشت. در میان کارگران و روشنفکران نفوذ کرده بود و تشکیلات زنان نزدیک به آن برای آموزش و مشارکت سیاسی زنان فعالیت می‌کرد. حزب همچنین بخشی از اقلیت‌های مذهبی را وارد فعالیت سیاسی کرد. برای بسیاری، توده فقط یک سازمان نبود، دری بود به جهانی که وعده می‌داد عادلانه‌تر باشد.

اما این همه تاریخ حزب توده نیست.

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

Hanif_Heidarnejad.jpgطرح مشکل

در هر کشور و نظام حکومتی که بر اساس اصول دموکراتیک و حاکمیت قانون اداره می‌شود، ارزش‌های بنیادین از طریق قوانین و مقررات تعریف شده و از طریق آموزش و در یک فرایند زمانی، در جامعه نهادینه می‌شوند.

تخلفات احتمالی و هرگونه مخالفت یا ضدیت با این اصول و ارزش‌ها نیز در قوانین مختلف تعریف شده و راهکارهای قانونی مشخصی برای برخورد با آنها پیش‌بینی می‌شود.

مردم ایران از زمان تأسیس جمهوری اسلامی، مبارزه با این نظام را در ابعاد و اشکال مختلف آغاز کرده و ادامه داده‌اند.

اکثریت بزرگی از ایرانیانِ مخالف جمهوری اسلامی، با وجود تفاوت‌های جدی در دیدگاه‌های سیاسی، خواهان گذار از این حکومت و استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک هستند.

با این حال، درباره شکل و محتوای نظام سیاسی ایران پس از جمهوری اسلامی، میان شهروندان و نیروهای سیاسی مختلف اختلاف نظرهای جدی وجود دارد.

اختلافات موجود میان ایرانیان، شهروندان و نیروهای سیاسی، روزانه در حجمی زیاد، اغلب در رسانه‌ها و به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند.

بخشی از این اختلافات در قالب نقد و تحلیل سازنده بیان می‌شود. اما بخش دیگری به شکل پرخاشگری، خشونت کلامی، تخریب و حمله شخصی، اتهام‌زنی، توهین، فحاشی، مسخره کردن و حتی تهدید به خشونت فیزیکی یا مرگ بروز پیدا می‌کند. بخشی از این رفتارها نیز با استفاده از نام‌ها و حساب‌های کاربری ناشناس انجام می‌شود.

به دلیل پراکندگی ایرانیان در کشورهای مختلف و با توجه به تفاوت قوانین کشورها در زمینه تخلفات رسانه‌ای، تهدید، اتهام‌زنی و تعرض به حریم خصوصی، و همچنین هزینه‌بَر و زمان‌بَر بودن فرایندهای قانونی برای اثبات چنین مواردی، کنترل و مقابله با این وضعیت در عمل بسیار دشوار است.

در کنار حملات و درگیری‌های میان ایرانیان با گرایش‌های سیاسی مختلف، «لشکر سایبری» جمهوری اسلامی نیز با تولید و انتشار موضوعات و ادعاهای بی‌پایه و ایجاد حاشیه‌های جدید، به اختلاف‌افکنی و تشدید درگیری‌ها کمک می‌کند.

اختلافات و درگیری‌های موجود میان ایرانیان با گرایش‌های سیاسی مختلف، بخش قابل توجهی از انرژی آنان را از مبارزه با جمهوری اسلامی منحرف کرده است. پیامد عملی این وضعیت می‌تواند فرسایش نیروها، کاهش انگیزه بخشی از افراد برای فعالیت سیاسی و افزایش هزینه و طولانی‌تر شدن فرایند مبارزه باشد.

nik.jpg

فروغ حتا با آیندگانِ پس از خود که در گذشته خفته‌اند، «فاصله» دارد

مقدمه

در این مقاله، مفهوم «فاصله» از گذشته‌ای نیاکانی را که فروغ فرخزاد آن را «نجات‌دهنده» می‌دانست، تحلیل می‌شود. استدلال این است که فرهنگ ما به‌شدت با هنجارهای قدیمی درآمیخته و نقد این پیوستگی با طردشدگی و تنهایی همراه است. تلاش برای گره زدن مسائل نوین امروزی (مانند نوزایی «زن، زندگی، آزادی») به ارزش‌های کهن و کهنه که از یزدان‌گزیدگی شاهان هخامنشی و دولت دینی ساسانی تا اسلامیت، همه سر به سر دینی‌اند، مانع از تازگی و تحول واقعی می‌شود. زیرا هر امر نوین پیش از آنکه به معنای امروزین خود برسد، در چارچوب‌های گذشته تفسیر و مستعمره‌سازی می‌شود.

مقاله که بخشاً انعکاس‌دهنده سخن فروغ و تحلیل آن است، نتیجه می‌گیرد که رهایی‌بخشیِ واقعی نه در پیوند با ریشه‌های دیروز، بلکه در توانایی «فاصله‌گرفتن» از سلطه نیاکان و پذیرش «عوامل تازه» بدون واسطه ارزش‌های فرهنگیِ گذشته نهفته است.

مفهوم «فاصله»، «نجات‌دهنده» فروغ

رویدادهای فرهنگ ما در قرون متمادی از حیث آرمانی، باورمندی و هنجاری، چنان در یکدیگر تنیده و به هم جوش خورده‌اند که نظامی از ارزش‌ها، روش‌ها و معیارها با ساختاری منسجم شکل داده‌اند. نظامی که چنان با ذهن و زندگی ما درآمیخته است که نزدیک شدن انتقادی به آن، تنها به فاصله گرفتن از یک عادت نیاز ندارد، بلکه حقیقتاً دلیری می‌خواهد.

zamani.jpgایران در میانه یک فشار چندلایه

ایران امروز در شرایطی پرالتهاب و نابسامان در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار دارد.

در روزهای اخیر، چند تحول امنیتی در منطقه و اروپا توجه‌ها را به خود جلب کرده است؛ از پرونده امنیتی مربوط به پایگاه RAF Fairford در انگلستان، که مورد استفاده نیروهای آمریکایی قرار می‌گیرد، تا حادثه جدی در پرواز FZ1073 شرکت فلای‌دبی، یک بوئینگ 737 مکس 8 در مسیر دبی-تل‌آویو. این رخدادها در کنار تحولات سیاسی و امنیتی منطقه، پرسش‌هایی درباره گسترده‌تر شدن سطح تنش‌ها ایجاد کرده‌اند.

در پرونده RAF Fairford، پنج مرد بریتانیایی در نزدیکی این پایگاه بازداشت شدند و پلیس بریتانیا تحقیقات خود را درباره اتهام‌های مرتبط با تروریسم و مواد منفجره آغاز کرد. نخست‌وزیر بریتانیا، اندی برنهام (Andy Burnham)، گفته است که «نشانه‌های قوی» از نقش جمهوری اسلامی در آنچه در اطراف پایگاه RAF Fairford رخ داده، وجود دارد.

در حادثه پرواز FZ1073 فلای‌دبی، که یک بوئینگ 737 مکس 8 از دبی به تل‌آویو بود، در داخل کابین خلبان درگیری شدیدی رخ داد و هواپیما پس از کاهش شدید ارتفاع، به سمت عربستان تغییر مسیر داد و در فرودگاه تبوک فرود اضطراری کرد. تحقیقات درباره علت و جزئیات این حادثه ادامه دارد.

کنار هم قرار دادن این تحولات می‌تواند این احتمال را مطرح کند که منطقه وارد مرحله‌ای از فشارها و محاسبات امنیتی پیچیده‌تر شده است؛ دو پرونده امنیتی که جمهوری اسلامی را با پرسش روبه‌رو نموده است.

نرگس فرخی کیست؟

| No Comments

گفتگوی حسن اعتمادی با مهرداد درویش پور رضا علیجانی

*محتوای تبلیغاتی با حمایت تلویزیون کانال یک
***

akhoond.jpgحمله با قمه و چاقو به یک روحانی در رشت؛ ضارب متواری است

خبرنامه گویا - یک روحانی در رشت روز جمعه با سلاح سرد مورد حمله قرار گرفت و مجروح شد. پلیس می‌گوید ضارب پس از حمله متواری شده و عملیات برای شناسایی و بازداشت او ادامه دارد.

رسانه‌های محلی فرد مجروح را محمدابراهیم رفعتی معرفی کرده‌اند. در یک ویدیوی آرشیوی که ۹ دی ۱۴۰۴ در مسجد حضرت بقیه‌الله‌الاعظم سرخبنده رشت ضبط شده، رفعتی در جمع حاضران در حال خواندن یک ترانه سنتی ایرانی دیده می‌شود:

سرهنگ عیسی روشن‌قلب، فرمانده انتظامی رشت، گفت پلیس پس از دریافت گزارش حمله فردی ناشناس به یک روحانی، تحقیقات ویژه‌ای را آغاز کرده و «سرنخ‌های مهمی» از مهاجم به دست آورده است. به گفته او، تیم‌های پلیس با هماهنگی دستگاه قضایی در پی بازداشت ضارب هستند.

پلیس همچنین اعلام کرده که وضعیت جسمی فرد مجروح مساعد است و درمان او ادامه دارد. تا زمان انتشار این خبر، گزارشی از بازداشت مهاجم منتشر نشده و مقام‌ها نیز درباره علت یا انگیزه حمله توضیحی نداده‌اند و گفته‌اند جزئیات پس از دستگیری متهم اعلام خواهد شد.

تمسخر بیژن مرتضوی توسط قیصر

| No Comments

crash.jpgبرخورد تریلی با پل عابر پیاده در جاجرود

ایران اینترنشنال - تریلی به‌دلیل باز ماندن جک کمپرسی با پل عابر پیاده در محدوده باغکمش پردیس در محور قدیم جاجرود برخورد کرد. این حادثه ساعت ۶ صبح رخ داد و راننده تریلی مصدوم و به مرکز درمانی منتقل شد.»

این حادثه تلفات جانی نداشت، اما به سازه پل خسارت جدی وارد شد و مسیر برای ساعاتی با ترافیک سنگین مواجه بود. عوامل امدادی و پلیس راه برای بازگشایی مسیر در محل حاضر شدند.

***

japan.jpgایندیپندنت فارسی - سفارت ژاپن در ایران ویدیویی در اینستاگرام منتشر کرد که در آن تسوکادا تاماکی، سفیر این کشور، در پیام خداحافظی خود با مردم ایران، قطعاتی از موسیقی فیلم‌های هایائو میازاکی، فیلمساز شناخته‌شده ژاپنی، را با فلوت اجرا می‌کند.

میازاکی خالق آثار پویانمایی مطرحی چون «شاهزاده مونونوکه»، «شهر اشباح»، «قلعه متحرک هاول» و «پسرک و مرغ ماهیخوار» است. تسوکادا تاماکی پیش‌تر نیز در دوران حضورش در ایران، قطعاتی از مجموعه‌های خاطره‌انگیز ژاپنی «سال‌های دور از خانه»، «داستان زندگی» و «سرزمین شمالی» را با فلوت اجرا کرده بود.

***

"بیژن مرتضوی طلبکار شد"

| No Comments

mojv.jpgخبرنامه گویا - مجتبی واحدی در ویدیویی با عنوان «بیژن مرتضوی طلبکار شد» در یوتیوب، به سخنان این خواننده درباره بازگشت به ایران واکنش نشان می‌دهد:

بیژن مرتضوی بازگشت به ایران را حق طبیعی خود می‌داند و می‌گوید مردم نباید بابت آن او را مؤاخذه کنند. اما همان‌طور که او برای خودش حق بازگشت قائل است، مردم هم حق دارند تصمیم او و پیامدهایش را نقد کنند. چرا خبر بازگشت ابتدا از سوی او و همسرش تکذیب شد و چند روز بعد تصاویر ورودش به ایران منتشر شد؟

بحث بر سر نیت‌خوانی نیست؛ نتیجه این اقدام مهم است. جمهوری اسلامی از بازگشت چهره‌های شناخته‌شده برای القای ماندگاری خود، تقویت روحیه طرفدارانش و ناامید کردن مخالفان بهره‌برداری می‌کند. حتی اگر چنین هدفی در میان نباشد، نمی‌توان پیامدهای این بازگشت را نادیده گرفت و از مردم خواست اعتراض نکنند.

اگر وطن خانه ماست، چرا بسیاری از ایرانیان امکان بازگشت امن، دیدار فرزندان و پدر و مادر یا حتی حضور بر مزار عزیزانشان را ندارند؟ آقای مرتضوی، حالا که خاک فرودگاه را بوسیده‌اید، به محل کشته شدن جوانان معترض هم بروید و ادای احترام کنید. حق بازگشت شما، حق اعتراض مردم را از بین نمی‌برد.

***

بیژن "چی چی" به ایران بازگشت

| No Comments

"شبهای پایگاه بسیج"

| No Comments

fasihi.jpgخبرنامه گویا - فرزانه فصیحی، دونده المپیکی ایران، در واکنشی تند به احسان حدادی، رئیس فدراسیون دوومیدانی، او را «بدنام‌ترین ورزشکار تاریخ ایران» خواند و نوشت ورزشکاران جوان باید او را «عبرت» قرار دهند، نه الگو.

این واکنش پس از سخنان تازه حدادی درباره ورزشکاران زن مطرح شد. او گفته بود قصد دارد با آنها جلسه بگذارد و درباره انتخاب میان فعالیت گسترده در شبکه‌های اجتماعی و تمرکز بر قهرمانی صحبت کند.

فصیحی در اینستاگرام خطاب به حدادی نوشت: «در جهان موازی تو باید پشت میله‌های زندان می‌بودی... ولی اینجا سرنوشت صدها و هزاران جوان پاک و معصوم رو هم سپردن دستت و حالا فاز نصیحت برداشتی.»

او با نام بردن از ریحانه مبینی، زهرا زارعی و فاطمه محیطی‌زاده افزود: «همه‌شون سرمایه‌های این مملکت هستن و کاری که باید بکنن اینه که تو رو عبرت قرار بدن نه الگو.»

تنش میان فصیحی و فدراسیون از قبل وجود داشت. او پیش‌تر گفته بود پس از موضع‌گیری علنی درباره اعتراضات، با فشار روبه‌رو شده و با وجود کسب سهمیه، از حضور در مسابقات جهانی بازمانده است.

در هفته‌های اخیر، مهاجرت چند دونده زن، از جمله مریم طوسی و الناز کمپانی، نیز بار دیگر نحوه مدیریت فدراسیون و وضعیت ورزشکاران زن را مورد توجه قرار داده است.

همزمان، پرونده جنجالی اعضای تیم دوومیدانی ایران در کره‌جنوبی همچنان بر فدراسیون سایه انداخته است. در آن پرونده دو ورزشکار ایرانی به چهار سال زندان محکوم شدند و یک ورزشکار و یک مربی تبرئه شدند.

حدادی همچنین پیش‌تر با اعتراض گروهی از ورزشکاران، مربیان و پیشکسوتان دوومیدانی روبه‌رو شده بود که خواستار برکناری او از ریاست فدراسیون شده بودند.

پست تند فرزانه فصیحی تازه‌ترین نشانه از شکاف عمیق میان مدیریت فدراسیون و بخشی از چهره‌های مطرح دوومیدانی ایران است.

ukbanner.jpgایران اینترنشنال - پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا روز پنج‌شنبه ۹ مهر اعلام کرد یک شهروند دوتابعیتی بریتانیایی-ایرانی را به ظن آماده‌سازی اقدامات تروریستی بازداشت کرده است.

این بازداشت در چارچوب تحقیقات درباره فعالیت‌های مشکوکی انجام شده که روز یکشنبه در نزدیکی پایگاه هوایی فرفورد در غرب انگلستان رخ داد.

پیش‌تر پنج مرد بریتانیایی حدودا ۲۰ ساله نیز در نزدیکی این پایگاه به ظن جرایم مرتبط با تروریسم و مواد منفجره بازداشت شده و سپس با قرار وثیقه آزاد شدند.

اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، چهارشنبه گفته بود «نشانه‌های قوی» وجود دارد که ایران در حادثه فرفورد نقش داشته است، اما تحقیقات پلیس درباره این پرونده همچنان ادامه دارد.

نیروهای آمریکایی از پایگاه فرفورد برای انجام حملات علیه جمهوری اسلامی استفاده کرده‌اند.

IMG_7048.pngصف کسانی که دارند به ایران باز می گردند در حال طولانی شدن است. تعدادی هنرمند و تعدادی نویسنده و «مثلا» سیاسی نویس در این صف حضور داشتند و دارند که چند تایی شان قدم به خاک نه پاک، بلکه خونالود وطن گذاشته اند که مبارک شان باشد.

این صف گاه کوتاه و گاه بلند، از قدیم وجود داشته و بازگشت برخی با شگفتی همراه بوده که با دانستن دلایل بازگشت شان زیاد هم شگفت زده نخواهیم شد. مردم به قول عوام «کار و زندگی» دارند و مبارزه یا ژست مبارزه با حکومت نکبت اسلامی، با طولانی مدت شدن خود، حوصله ی برخی را سر برده و برنامه هایی که برای بعد از سقوط حکومت ریخته بودند را نقش بر آب کرده و بهتر دیده اند به جای کسب نام و نان بیشتر در «آینده» همان چه را که «امروز» دارند و حکومت بر روی آن مثل ماری خطرناک چنبره زده حفظ کنند و عطای منافع آینده را به لقایش ببخشند.

البته «دلم واسه تهرون و اصفهون تنگ شده» و «مامان ام مریضه» و «بابام فوت کرده» بهانه های مردم پسند و عوام فریبی ست که برای توجیه بازگشت به کار برده می شود، اما چیزهایی هم مثل «مال و دارایی» و «ارث و میراث» و «نوشتن در نشریات داخلی برای خوانندگان ساکن ایران» و «برگزاری کنسرت برای ایرانیان پر تعداد داخل کشور» و چیزهای «غیر مهم» دیگری امثال این ها هم هست که بیان اش زیاد جالب نیست چون آخرش به «پول و شهرت» ختم می شود و دلایل مردم پسندی برای بازگشت به شمار نمی آید.

شما وقتی به بهانه ی «مبارزه» برای آزادی مردم از شر دژخیمان اسلامی و ترس از دستگیری و زندان و اعدام، به خارج آمده اید و با این ترفندها اقامت و پناهندگی و پاسپورت خارجی گرفته اید و مطالب ضد حکومتی نوشته اید و ترانه هایی که به مذاق حکومت خوش نمی آمده و با رقص رقاصکان نیمه برهنه همراه بوده خوانده اید و برای محکم کاری روی استیج یا در رسانه های مخالف، حرف های گنده گنده ی ضد حکومتی و ضد مذهبی زده اید و برای خودتان نان و آبی در خارج دست و پا کرده اید، دیگر گفتن این که «مامان بزرگم در حال مرگه» و «خاله ام پیغام داده ننه جون کجایی چرا نمیای من نفس های آخرم رو کنار تو بکشم» زیاد جالب نیست و هر کس این ها را بشنود به تان خواهد گفت «داداش! مگه وقتی داشتی توو سفارت فلان داستان سر هم می کردی که من مسلمون بودم مسیحی شدم، یا آدم عادی بودم، یهو همجنسگرا شدم، یا اهل نماز روزه بودم یهو بی دین و کافر شدم،،، مامان بزرگ و خاله و خان دایی ات جلو چشمت نبودن که ممکنه یه روزی در این مدت ۴۸ سال، وقت دار فانی وداع گفتن شان فرا برسد و تو باید در کنارشون باشی و سر تختِ مرده کشی رو بگیری و اونا رو تا بهشت زهرا و بهشت سکینه و بهشت های دیگه بدرقه کنی؟!»

france.jpgخبرنامه گویا - اعتراض دانش‌آموزان دبیرستانی فرانسه که حدود یک هفته پیش از حومه پاریس آغاز شد، اکنون به سراسر کشور و شماری از دانشگاه‌ها رسیده و در چند شهر با آتش‌سوزی، تخریب و درگیری با پلیس همراه شده است. سباستین لوکورنو، نخست‌وزیر فرانسه، روز پنج‌شنبه نشست اضطراری مدیریت بحران تشکیل داد.

روز چهارشنبه ۳۵۶ دبیرستان تحت تأثیر اعتراض‌ها قرار گرفتند. در همان روز ۶۲۵ نفر بازداشت و ۸۳ پلیس و ژاندارم مجروح شدند. وزارت آموزش نیز از زخمی شدن دست‌کم ۱۱۹ دانش‌آموز و عضو کادر آموزشی خبر داده است. رویترز شمار بازداشت‌ها طی دو روز را بیش از هزار نفر، عمدتاً نوجوان، گزارش کرده است.

اعتراض‌ها ابتدا بر کمبود معلم، کلاس‌های شلوغ، ساختمان‌های فرسوده و فشار سامانه پذیرش دانشگاه «پارکورسوپ» متمرکز بود، اما اکنون بخش‌هایی از آن از چارچوب اعتراض آموزشی خارج شده است. حدود ۳۰ پردیس دانشگاهی نیز روز پنج‌شنبه به این حرکت پیوستند.

در نانت، سالن ورودی دبیرستان نلسون ماندلا در یک آتش‌سوزی عمدی تخریب شد. TF1 گزارش داده حدود ۵۰ فرد نقاب‌دار مقابل مدرسه حضور داشتند و مواد آتش‌زا و پرتابه شلیک می‌کردند. مقام‌های محلی و نمایندگان سیاسی گفته‌اند بخشی از افراد درگیر ظاهراً خارج از جنبش دانش‌آموزی بوده‌اند، اما هویت آنها هنوز مشخص نشده است.

در مارسی نیز یک خودروی آتش‌نشانی به آتش کشیده شد و یک اتوبوس شهری سوخت. در لیل، استراسبورگ و شهرهای دیگر نیز آتش‌زدن موانع، تخریب و درگیری با پلیس گزارش شده است. مقام‌های دولتی می‌گویند گروه‌هایی در تلاش‌اند از اعتراض دانش‌آموزان برای تشدید آشوب استفاده کنند.

ویدیوهایی که تصویر دیگری نشان می‌دهند

هم‌زمان، شبکه‌های اجتماعی پر از ویدیوهایی شده که آتش‌سوزی، تخریب تجهیزات مدارس، شکستن وسایل داخل ساختمان‌ها و حضور جوانان نقاب‌دار را نشان می‌دهند. در برخی تصاویر نیز پرچم فلسطین و پرچم‌های سرخ در تجمع‌ها دیده می‌شود.

از جمله تصاویری از دبیرستان Paul-Louis Courier در شهر تور منتشر شده که دانش‌آموزان ورودی مدرسه را مسدود کرده‌اند.

ویدیوهای دیگری تخریب وسایل داخل مدارس و روشن شدن آتش مقابل ساختمان‌های آموزشی را نشان می‌دهد.

بخشی از حساب‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی مدعی شده‌اند جوانان نسل دوم و سوم خانواده‌های مهاجر سهم مهمی در خشونت‌ها دارند و در برخی تجمع‌ها نیز تهدیدهایی علیه یهودیان مطرح شده است.

isr.jpgحساب «اسرائیل به فارسی» در پی حادثه فلای‌دبی، تصاویر هواپیماربایی کیش‌ایر در ۳۱ سال پیش را منتشر کرد

ایندیپندنت فارسی - حساب رسمی «اسرائیل به فارسی» همزمان با بازتاب گسترده حادثه پرواز فلای‌دبی از دبی به تل‌آویو، ویدیویی از هواپیماربایی پرواز ۷۰۷ کیش‌ایر در سال ۱۳۷۴ منتشر کرد و نوشت: «حالا که بحث هواپیما گرم است، یاد کنیم از هواپیمای کیش‌ایر که ۳۱ سال پیش در مسیر تهران به کیش با ۱۷۴ سرنشین ربوده شده بود.»

این حادثه روز ۲۸ شهریور ۱۳۷۴ رخ داد؛ یک بوئینگ ۷۰۷ کیش‌ایر که از تهران عازم جزیره کیش بود، توسط یکی از خدمه پرواز که به اسلحه مجهز بود ربوده شد. با کاهش سوخت هواپیما، درخواست فرود در عربستان سعودی و اردن پذیرفته نشد و هواپیما در نهایت اجازه یافت در پایگاه هوایی عوودا در جنوب اسرائیل فرود بیاید. تمامی ۱۷۴ سرنشین و خدمه جان سالم به در بردند و هواپیما و مسافران یک روز بعد به ایران بازگشتند.



انتشار این تصاویر در شرایطی صورت گرفته که پرواز FZ1073 فلای‌دبی روز چهارشنبه پس از درگیری خشونت‌آمیز در کابین خلبان و کاهش شدید ارتفاع، مجبور به فرود اضطراری در شهر تبوک عربستان سعودی شد. کمک‌خلبان بازداشت شده و انگیزه او همچنان در دست بررسی است.
حساب «اسرائیل به فارسی» در پایان پست خود نوشت: «جمهوری اسلامی هرگز نتوانست پیوند بین دو ملت ایران و اسرائیل را از بین ببرد.»

30-1.jpgخبرنامه گویا - لورکا قنبری، تنها فرزند شهیار قنبری، شاعر و ترانه‌سرای سرشناس ایرانی، پس از یک دوره بیماری سخت و هفته‌ها بستری بودن در بخش مراقبت‌های ویژه درگذشت. خبر درگذشت او روز چهارشنبه ۸ مهر منتشر شد و مرتضی برجسته، خواننده ایرانی، از جمله هنرمندانی بود که این خبر را اعلام کرد.

شهیار قنبری پیش‌تر برای تأمین هزینه‌های سنگین درمان و مراقبت از فرزندش درخواست کمک مالی کرده بود؛ فراخوانی که در روزهای وخامت حال لورکا منتشر شد.

مهرداد آسمانی در پیامی، این فقدان را به شهیار قنبری و خانواده‌اش تسلیت گفت و از همدلی دوستداران ترانه‌های او نوشت. او لورکا را پسری مهربان و دوست‌داشتنی توصیف کرد و برای شهیار قنبری در این روزهای دشوار آرزوی سلامتی و تندرستی کرد.

خبرنامه گویا درگذشت لورکا را به شهیار قنبری و خانواده‌اش تسلیت می‌گوید و برای آنان در تحمل اندوه از دست دادن تنها فرزندشان، آرامش و شکیبایی آرزو می‌کند.

saipa.jpgخبرنامه گویا - وزارت خزانه‌داری آمریکا در دور تازه‌ای از تحریم‌ها، شماری از بزرگ‌ترین شرکت‌های خودروسازی، راه‌آهن و صنایع فلزی ایران، از جمله ایران‌خودرو، سایپا، راه‌آهن جمهوری اسلامی و هپکو را هدف قرار داده است.

این اقدام در چارچوب عملیات «طرد اقتصادی» انجام شده؛ برنامه‌ای که واشینگتن می‌گوید هدف آن قطع منابع درآمدی و شبکه‌های مالی جمهوری اسلامی است.

تحریم‌ها علاوه بر شرکت‌های ایرانی، شماری از تامین‌کنندگان و واسطه‌های مالی در چین، هنگ‌کنگ، امارات، ترکیه، اندونزی و آلمان را نیز دربر می‌گیرد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفته است این عملیات توانایی جمهوری اسلامی برای تامین مالی «ماشین جنگی» خود را کاهش داده و واشینگتن به دنبال قطع منابع مالی باقی‌مانده حکومت ایران است.

ایران‌خودرو و سایپا در فهرست تحریم‌ها

ایران‌خودرو، سایپا، ایران‌خودرو دیزل، پارس‌خودرو، زامیاد و چند شرکت فعال در تولید موتورسیکلت از جمله شرکت‌های مشمول تحریم‌های تازه‌اند.

وزارت خزانه‌داری می‌گوید ایران‌خودرو و سایپا بیش از ۹۰ درصد بازار داخلی خودرو را در اختیار دارند و صنعت خودرو یکی از بزرگ‌ترین بخش‌های اقتصاد ایران پس از نفت و گاز است.

iraq.jpg«روزهای خوشی در انتظار عراق نیست مگر جمهوری اسلامی کاملاً ریشه‌کن شود»

تروسکە صادقی

۲۳ سال پیش آمریکا حکومت دیکتاتوری صدام حسین را سرنگون کرد، اما ساختار سیاسی پس از آن عملاً فضای گسترده‌ای برای قدرت‌گیری جریان‌های شیعه و افزایش نفوذ جمهوری اسلامی در عراق ایجاد کرد. امروز که نیروهای آمریکایی در عراق نیستند، برای من نخستین موضع‌گیری علی زیدی در اول اکتبر جالب بود.

درسته، الزیدی از انحصار تصمیم جنگ و صلح در دست دولت سخن گفته، اما در همان سخنان به گروه‌های مسلح تا ژوئن سال آینده میلادی برای خلع سلاح فرصت داده؛ بدون آنکه تضمینی وجود داشته باشه که این گروه‌ها واقعاً سلاح خود را تحویل دهند.

همزمان تأکید می‌کنه گروه‌های مسلح غیرعراقی باید خلع سلاح شوند؛ عبارتی که می‌تواند مستقیماً احزاب کرد ایرانی مستقر در اقلیم کردستان را دربر بگیرد؛ همان گروه‌هایی که اردوگاه‌هایشان پیش‌تر بارها هدف حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی و میلیشیاها قرار گرفته و در نتیجه این فشارها بخش‌هایی از مواضع خود را تخلیه کرده‌اند.

javid.jpgپس از نزدیک به نیم قرن اختلاف، انشعاب، شورا، منشور، ائتلاف و کنگره، شاید وقت آن رسیده باشد یک واقعیت ساده را بپذیریم: اتحاد سیاسی با دعوت‌نامه ساخته نمی‌شود.

مشکل اپوزیسیون ایران کمبود کنگره نبوده است. ما بارها سازمان ساخته‌ایم، شورا تشکیل داده‌ایم، منشور نوشته‌ایم و تلاش کرده‌ایم گروه‌هایی را که سال‌ها با یکدیگر اختلاف داشته‌اند دور یک میز بنشانیم. نتیجه نیز بارها روشن شده است: تا زمانی که همگرایی واقعی از پایین شکل نگرفته باشد، هیچ ساختاری از بالا قادر نیست آن را تولید کند.

امروز مسئله روشن‌تر از گذشته است. مردم برای مخالفت با جمهوری اسلامی منتظر تشکیل کنگره نمانده‌اند. در اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ نیز در بسیاری از شهرهای ایران، در کنار شعارهای ضدحکومتی، شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی شنیده شد. این حرکت را یک شورا طراحی نکرد و یک کنگره به مردم دستور نداد. بخشی از جامعه خود انتخاب کرد که اعتماد و امید سیاسی‌اش را چگونه بیان کند.

نکته اصلی دقیقاً همین‌جاست: اتحاد واقعی ابتدا در جامعه شکل می‌گیرد و سپس برای خود ساختار می‌سازد، نه برعکس.

arab.jpgشاهزاده رضا پهلوی امروز درگیر مجموعه گسترده‌ای از فعالیت‌های سیاسی، ارتباطات بین‌المللی، رسانه‌ای و امور مربوط به آماده‌سازی برای دوران گذار است. طبیعی است که یک نفر، هر اندازه فعال و برخوردار از امکانات و همکاران متعدد باشد، نمی‌تواند شخصاً همه امور را پیگیری کند، با همه نیروهای سیاسی در ارتباط باشد، تمام پیشنهادها و پرسش‌ها را بررسی کند و هم‌زمان مسئولیت‌های مربوط به رهبری سیاسی خود را نیز انجام دهد. بنابراین تقسیم مسئولیت نه نشانه ضعف رهبری، بلکه لازمه نهادینه شدن و افزایش ظرفیت آن است.

هرچه دامنه فعالیت یک جریان سیاسی گسترده‌تر می‌شود، ضرورت آن بیشتر می‌شود که افراد مشخصی مسئول حوزه‌های مختلف باشند؛ به‌گونه‌ای که هم بخشی از بار کاری رهبر را برعهده بگیرند و هم جامعه، متخصصان، نیروهای سیاسی و طرف‌های خارجی بدانند برای هر موضوع با چه کسی باید ارتباط برقرار کنند. از همین جا می‌توان به ضرورت ایجاد یک ساختار موقت برای مرحله کنونی رسید؛ ساختاری که می‌توان آن را "هیئت دبیران پیش از گذار" نامید.

چرا نه دولت موقت؟

در برابر پیشنهاد معرفی دولت موقت یا شورای سیاسی، استدلالی مطرح می‌شود که قابل توجه است: بخشی از اعضای دولت موقت آینده باید از میان نیروهای داخل کشور انتخاب شوند و شرایط امنیتی امروز اجازه معرفی آنان را نمی‌دهد. علاوه بر این، ترکیب دولت موقت باید متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی زمان انتقال قدرت تعیین شود. اما این استدلال به معنای آن نیست که تا آن زمان نباید مسئولیت‌های موجود را تقسیم کرد.

jamshidirani.jpgسه‌شنبه، ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶، دیوان‌عالی آمریکا در پرونده DHS v. D.V.D. با اکثریت رأی شش به سه، اجرای حکم دادگاه پایین‌تر علیه سیاست اخراج پناهجویان با پرونده‌های ردشده را به کشورهای ثالث موقتاً متوقف کرد و با این حکم موقت آخرین میخ را به تابوت پناهندگی در آمریکا کوبید. این تصمیم امکان ادامه اجرای سیاست دولت ترامپ مبنی بر اخراج چنین افرادی به کشورهای آفریقایی را فراهم می‌کند و رسیدگی و تأیید نهایی قانونی‌بودن آن را به آینده نزدیک موکول می‌کند. سه قاضی لیبرال دیوان‌عالی (هر سه زن)، سوتومایور، کیگن و جکسون، با ادامه اجرای چنین حکمی مخالفت کردند.

این سومین مداخله دیوان به نفع دولت ترامپ می‌باشد. این سابقه نشان می‌دهد دولت پیش از حل اختلاف ماهوی، چند بار از حمایت دیوان در مرحله اضطراری برخوردار شده است.

اخراج افراد به کشور ثالث، مقصدی غیر از کشور مبدأ شخص می‌باشد؛ جایی که ممکن است فرد هیچ ارتباط خانوادگی، زبانی یا اجتماعی با آن نداشته باشد. برای ایرانیان اخراجی که از آزار سیاسی، مذهبی یا شکنجه گریخته‌اند، انتقال به چنین مقصدی می‌تواند دوره تازه‌ای از بلاتکلیفی ایجاد کند.

Ahmad_Alavi.jpgبر پایه تازه ترین گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطه‌به‌نقطه در شهریور ۱۴۰۵ به ۸۹.۸ درصد رسیده است. به این معنا که خانوارها برای خرید مجموعه‌ای مشابه از کالاها و خدمات نسبت به شهریور سال گذشته، به‌طور متوسط ۸۹.۸ درصد بیشتر هزینه کرده‌اند. تورم ماهانه نیز در شهریور به ۴.۲ درصد رسیده است؛ یعنی سطح عمومی قیمت‌ها نسبت به مردادماه ۴.۲ درصد افزایش یافته است. تورم سالانه نیز به ۷۳.۶ درصد رسیده است. افزایش تورم ماهانه از ۳.۴ درصد در مرداد به ۴.۲ درصد در شهریور از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد فشار افزایش قیمت‌ها دوباره شتاب گرفته است.

این وضعیت را نمی‌توان صرفاً به عنوان افزایش معمول قیمت‌ها تفسیر کرد. تورم نزدیک به ۹۰ درصد نشانه ورود اقتصاد به مرحله‌ای از تورم بسیار بالا و فرسایش سریع قدرت خرید است. در چنین شرایطی، تورم نه فقط پیامد مشکلات اقتصادی، بلکه به‌تدریج به عاملی برای بازتولید تنگناها و بحران اقتصادی تبدیل می‌شود.

بنابراین اقتصاد ایران پیش از تشدید بحران ۱۴۰۵ نیز با مشکلات ساختاری مانند تورم مزمن، کسری بودجه، محدودیت سرمایه‌گذاری، بحران بانکی، کمبود انرژی و آب و تحریم‌های طولانی‌مدت مواجه بود. بنابراین جنگ، تحریم‌های جدید و محدودیت تجارت خارجی را باید بیشتر به‌عنوان شوک تشدیدکننده یک ساختار از پیش آسیب‌پذیر در نظر گرفت، نه علت یگانه بحران. بانک جهانی نیز تأکید کرده است که تشدید تحریم‌ها و تنش‌های نظامی همزمان با مشکلات ساختاری موجود، فشار بر نرخ ارز، انتظارات تورمی و کسری بودجه را افزایش داده است.

rb.jpgدر سال‌های اخیر «زیرزمین» یا «تونل» به واژه‌ای تکرارشونده در ادبیات نظامی جمهوری اسلامی تبدیل شده است: شهرهای موشکی، پایگاه‌های پهپادی، انبارها و مراکز زیرزمینی. حالا رضا طلایی‌نیک، سخنگوی وزارت دفاع، نیز گفته بخشی از توانمندی‌های راهبردی نیروهای مسلح در «محیط‌های امن و زیرساخت‌های زیرزمینی» مستقر شده و مدعی است همین اقدام باعث شده بخشی از محاسبات طرف مقابل درباره توان دفاعی و ظرفیت تولید تسلیحات جمهوری اسلامی محقق نشود.

اما «زیرزمین» بیرون از ادبیات رسمی حکومت، معنای دیگری هم پیدا کرده است.

در بخشی از شبکه‌های اجتماعی، رفتن مقام‌ها به پناهگاه دیگر فقط اقدامی حفاظتی توصیف نمی‌شود؛ به زبان طنز و تمسخر راه پیدا کرده است. «موش»، «سوراخ موش» و تصویر کسی که برای نجات خود به زیرزمین می‌خزد، به بخشی از واکنش‌های مردم تبدیل شده است.

می‌توان به این طنزها خندید یا آنها را صرفاً بخشی از جنگ روانی دانست. اما پشت همین تصویر، پرسشی جدی وجود دارد:

وقتی حکومتی بخش مهمی از توان نظامی خود را به زیرزمین می‌برد، دقیقاً چه چیزی را حفظ می‌کند؟

موشک را؟ فرمانده را؟ توان جنگیدن را؟ یا خود حکومت را؟

برای پاسخ، شاید بهتر باشد برای لحظه‌ای از ایران فاصله بگیریم و به تجربه‌هایی نگاه کنیم که در آنها انتقال نیرو، تولید یا فرماندهی به زیرزمین، بخشی از راهبرد جنگ و بقا بوده است.

آلمان؛ کارخانه ماند، حکومت نماند

پس از بمباران مرکز تحقیقات موشکی پینمونده در اوت ۱۹۴۳، حکومت نازی بخش مهمی از تولید موشک V-2 را به مجموعه زیرزمینی میتل‌ورک در کوه‌های هارتس منتقل کرد. هزاران زندانی اردوگاه دورا-میتلباو با کار اجباری و در شرایطی مرگبار برای ساخت و اداره این مجموعه به کار گرفته شدند.

از نظر فنی، انتقال به زیرزمین جواب داد. خطوط تولید تقریباً تا آخرین روزهای پیش از تخلیه فعال ماندند و از سپتامبر ۱۹۴۴ ماهانه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ موشک V-2 تولید می‌شد.

پس زیرزمین وظیفه خودش را انجام داده بود. کارخانه هنوز کار می‌کرد. اما بیرون تونل‌ها چه خبر بود؟

ارتش آلمان جبهه‌ها را از دست می‌داد، حمل‌ونقل و صنعت کشور زیر فشار بود و نیروهای متفقین از شرق و غرب پیش می‌آمدند. کارخانه زیرزمینی باقی ماند، اما حکومتی که آن کارخانه برایش سلاح می‌ساخت تسلیم شد.

پس نخستین سؤال این است:

اگر سلاح و کارخانه باقی بماند، اما صاحب آن دیگر نتواند جنگ را ادامه دهد، زیرزمین چه چیزی را نجات داده است؟

voa.jpgفهیمه خضر حیدری: چرا عبارت «چپ هرگز نفهمید» در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از جنبش زن، زندگی، آزادی، پررنگ‌تر شده است؟ واکنشی به تجربه‌ای تلخ است یا ابزاری برای حذف یک جریان سیاسی؟ مرز میان نقد منصفانه چپ و چپ‌ستیزی کجاست؟

فرج سرکوهی: در تاریخ ایران، چپ‌ها هم در تحولات اجتماعی نقش داشته‌اند و هم خطاهای بزرگی کرده‌اند. حزب توده خطاهای بسیاری داشت، اما هم‌زمان سوسیال‌دموکرات‌هایی مانند خلیل ملکی با مصدق همکاری می‌کردند و مخالف حزب توده بودند. پس از انقلاب نیز بخشی از چپ با جمهوری اسلامی همکاری کرد و سابقه‌ای ننگین بر جای گذاشت، اما گروه‌های دیگری علیه آن ایستادند و سرکوب و اعدام شدند.

عبارت «چپ هرگز نفهمید» در روزنامه سازندگی مطرح شد و بعد، در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی، هواداران پادشاهی در خارج از کشور آن را برجسته کردند. به نظر من، با برچسب‌هایی مانند «۵۷ی» و «چپ»، افراد و جریان‌های متفاوت را یکسان می‌کنند. جامعه ایران متنوع است و گرایش‌های چپ، راست و میانه همگی حق حضور دارند.

خضر حیدری: آقای زاهدی، شما چه فکر می‌کنید؟

نادر زاهدی: از صحبت آقای سرکوهی این‌طور برداشت کردم که هر روشنفکری در ایران چپ بوده است؛ چنین نیست. پیش از مطرح‌شدن چپ نیز روشنفکرانی بودند که قدم‌های میهن‌پرستانه برداشتند.

حزب مشروطه از زمان تأسیس برای همکاری با نیروهای چپ پیش‌قدم شد. داریوش همایون می‌گفت با وجود آنچه بر سر ایران آمده، بیایید دست‌به‌دست هم بدهیم و کشور را نجات دهیم. اما در جلساتی که من حضور داشتم، این تلاش‌ها به همکاری عملی نرسید و همچنان همه تقصیرها متوجه شاه و رضاشاه بود.

خضر حیدری: حتی اگر همکاری نکرده باشند، آیا این دلیل ناسزاگویی به آنهاست؟

زاهدی: من و حزب من ناسزا نمی‌گوییم. باید از طرف دیگر هم پرسید که چپ‌ها چگونه با پادشاهی‌خواهان برخورد می‌کنند. چرا برنامه‌ای درباره این موضوع برگزار نشود؟ برخورد و مرزبندی فقط از یک طرف نیست.

خضر حیدری: آقای تقی‌زاده، دیدگاه شما چیست؟

رضا تقی‌زاده: من ضرورت این دست دوستی را نمی‌بینم، چون میان چپ و راست سیاست ایران دو جهان‌بینی متفاوت وجود دارد. کارنامه چپ، از جریان‌های مسلح تا حزب توده، حمایت از خمینی و دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به روسیه، باید بررسی شود.

انتقاد از خود یکی از ابزارهای چپ معرفی می‌شود، اما بازماندگان آن کمتر حاضرند کارنامه خود را نقد کنند. آنها نظریه‌های وارداتی را قالب قرار می‌دادند و می‌خواستند نیازهای ایران را در آن قالب‌ها بریزند. به نظر من، علت مخالفت با چپ را باید در همین پیشینه جست‌وجو کرد.

rubio.jpgخبرنامه گویا - به گزارش باراک راوید برای آکسیوس: به گفته یک مقام آمریکایی و یک منبع مطلع دیگر، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز دوشنبه پس از به بن‌بست رسیدن مذاکرات، خواستار خروج فوری هیئت جمهوری اسلامی از آمریکا شد. عباس عراقچی، وزیر خارجه، نیز در میان اعضای این هیئت بود که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بودند.

این اقدام، با وجود آنکه هیئت ایرانی احتمالاً به‌زودی آمریکا را ترک می‌کرد، توبیخی کم‌سابقه در عرصه دیپلماسی بود که عمق بی‌اعتمادی میان دو کشور را نشان داد. تلاش میانجی‌های قطری برای دستیابی به توافقی با هدف پایان دادن به جنگ، پیشرفت چندانی نداشته و هیچ‌یک از طرفین حاضر به عقب‌نشینی از مواضع خود نشده‌اند.

به گفته مقام آمریکایی، کاخ سفید صبح دوشنبه هنوز به پیشرفت مذاکرات در ادامه روز امیدوار بود، اما تا اواخر بعدازظهر روشن شد که گفت‌وگوها به بن‌بست رسیده است. شامگاه همان روز، نمایندگی آمریکا در سازمان ملل به دستور روبیو به نمایندگی جمهوری اسلامی اطلاع داد که هیئت عراقچی باید فوراً نیویورک را ترک کند.

این مقام آمریکایی گفت: «روبیو هیئت ایرانی را بیرون کرد؛ اقامتشان بیش از حد طول کشیده بود. مجمع عمومی تمام شده بود و وقت رفتنشان بود.»

عراقچی و همراهانش چند ساعت بعد راهی فرودگاه شدند و ساعت ۱:۲۰ بامداد سه‌شنبه با پرواز نیویورک به دوحه آمریکا را ترک کردند. منبع دوم نیز درخواست واشنگتن برای خروج هیئت را تأیید کرد، اما گفت عراقچی از پیش قرار بود دوشنبه‌شب سفر بازگشت به تهران را آغاز کند.

به گفته منابع منطقه‌ای، میانجی‌های قطری همچنان درباره پیشنهاد مصالحه خود با دو طرف گفت‌وگو می‌کنند. در همین حال، دونالد ترامپ روز چهارشنبه در پاسخ به پرسشی درباره امکان توافق با حکومتی که آن را «دیوانه» می‌خواند، گفت: «شاید بمبارانشان کنم. باید تصمیم بگیریم؛ یا بمبارانشان می‌کنیم یا به توافق می‌رسیم. زمان تصمیم نزدیک است و این ماجرا خیلی زود، به یک شکل یا شکل دیگر، تمام خواهد شد.»

yekta2.jpg"این وضو را برای نماز در بیت‌المقدس می‌گیرم"

خبرنامه گویا - صدا و سیمای جمهوری اسلامی ویدیویی از حضور حسین یکتا، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران، در رودخانه لیتانی در جنوب لبنان منتشر کرده است. یکتا در این ویدیو هنگام وضو گرفتن از «نماز در بیت‌المقدس» و آماده شدن برای کشته شدن سخن می‌گوید.

او می‌گوید: «همان‌طور که در دجله وضو گرفتیم، در کربلا نماز خواندیم و صدام را بالای دار دیدیم، اکنون مقابل چشم اسرائیلی‌ها در این رودخانه وضو می‌گیرم.»

یکتا سپس با اشاره به سخنان علی خامنه‌ای درباره نماز خواندن جوانان در بیت‌المقدس می‌گوید این وضو را «برای نماز در بیت‌المقدس» و آماده شدن برای کشته شدن می‌گیرد.

رسانه‌های نزدیک به حکومت، حضور او در جنوب لبنان را در چارچوب «مقاومت» و «خط مقدم نبرد با اسرائیل» بازتاب داده‌اند.

یکتا از چهره‌های تبلیغاتی و فرهنگی نزدیک به سپاه است و پیش‌تر نیز بارها با ادبیات جنگی درباره اسرائیل، «آزادی قدس» و درگیری‌های منطقه‌ای سخن گفته است.

این ویدیو هم‌زمان با واکنش‌های انتقادی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده؛ واکنش‌هایی که عمدتاً متوجه تکرار ادبیات جنگ، «شهادت» و وعده «نماز در بیت‌المقدس» از سوی چهره‌های نزدیک به جمهوری اسلامی است.

syriaHizb.jpgرویترز: سوریه و حزب‌الله محرمانه مذاکره کردند؛ نارضایتی ایران مانع توافق شد

خبرنامه گویا - خبرگزاری رویترز گزارش داد که مقام‌های دولت جدید سوریه و نمایندگان حزب‌الله لبنان، با میانجی‌گری ترکیه، ماه گذشته به‌طور محرمانه و رودررو دیدار کردند؛ نخستین تماس مستقیم شناخته‌شده میان دو طرف از زمان سقوط حکومت بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴.

به گفته شش منبع مطلع، نمایندگانی از دستگاه اطلاعاتی و وزارت خارجه سوریه و حزب‌الله، به دعوت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ترکیه در ماه سپتامبر دیدار کردند. مذاکرات با هدف کاهش تنش‌ها و حل اختلافات امنیتی میان دمشق و حزب‌الله انجام شد.

روابط دو طرف پس از سقوط اسد به‌شدت تغییر کرده است. حزب‌الله سال‌ها برای حفظ حکومت اسد در جنگ داخلی سوریه جنگید و سوریه نیز یکی از مسیرهای اصلی انتقال تسلیحات ایران به این گروه بود. دولت جدید دمشق اکنون حزب‌الله را به قاچاق سلاح و حفظ شبکه‌هایی در خاک سوریه متهم می‌کند؛ اتهام‌هایی که حزب‌الله درباره حضور و فعالیت نظامی خود در سوریه رد کرده است.

در مذاکرات ترکیه، دمشق به حزب‌الله اطمینان داده است که قصد ندارد برای خلع سلاح این گروه وارد لبنان شود. در مقابل، مقام‌های سوری خواستار همکاری حزب‌الله برای جلوگیری از قاچاق از مرز و برچیدن هسته‌های باقی‌مانده این گروه، به‌ویژه در جنوب سوریه، شدند.

1.jpgدژ- با آغاز سال تحصیلی نو، حکومت در مدارس هم با بحران روبه‌رو شده است. دانش‌آموزان دبستانی در قزوین، در مقابل مدیر و ناظم مدرسه که آنها را با شلنگ تهدید می‌کند شعار می‌دهند « «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده». این یعنی برای نسل جدید «پهلوی» یک نماد مبارزه است.

Monthly Archives

Pages

  • about
Powered by Movable Type 6.3.11

About this Archive

This page is an archive of entries from October 2026 listed from newest to oldest.

September 2026 is the previous archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.