April 2026 Archives

9999.jpgمنوتو - رضا پهلوی در مطلبی در شبکه اکس در واکنش به بخشی از بیانیه نخست وزیر بریتانیا در ارتباط با استقبال این کشور از مذاکرات آتش‌بس نوشت: «بریتانیا به‌طور مداوم با رژیم جنایتکار ایران مماشات کرده است.

نخست‌وزیر از حفاظت از غیرنظامیان بی‌گناه ایران سخن می‌گوید، اما در کمک به توقف کشتار ۴۰ هزار ایرانی بی‌گناه در ماه ژانویه اقدامی نکرده است.» در ادامه این مطلب آمده: «تنها پایان دادن به این رژیم که ترور را به خاک بریتانیا نیز می‌آورد می‌تواند به صلح پایدار و ثبات منطقه‌ای منجر شود.

کی‌یر استارمر باید از مسیر چرچیل پیروی کند، نه چمبرلین. او باید از مبارزه مردم ایران برای آزادی حمایت کند. مردم ایران به خاطر خواهند سپرد چه کسانی در زمان نیاز در کنارشان ایستادند و چه کسانی در برابرشان بودند. هنوز برای تغییر مسیر دولت زمان وجود دارد: سپاه پاسداران را که بی‌گناهان را می‌کشد تحت پیگرد قرار دهد، سفیر رژیم نامشروع را اخراج کند و برای حمایت از مردم ایران اقدام کند.»

کی‌یر استارمر نخست‌وزیر بریتانیا در همین شبکه اکس با بازنشر بیانیه از آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایالات‌متحده و جمهوری‌اسلامی استقبال کرده و همچنین بر تلاش‌ برای برقراری دوباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تاکید کرده بود.

بخشی از این بیانیه که شاهزاده رضا پهلوی را به واکنش واداشته بود آمده: «ما به‌شدت خواستار پیشرفت سریع به‌سوی یک توافق واقعی و اساسی هستیم. این موضوع برای حفاظت از غیرنظامیان در ایران و تضمین امنیت منطقه حیاتی است و می‌تواند از بروز یک بحران شدید جهانی در حوزه انرژی جلوگیری کند.»

fdd.jpgاندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، را از میان برده و پسر و جانشین او، مجتبی، هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده است. با این حال، ساختار نظام همچنان پابرجاست.

جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای طراحی شده که به یک فرد وابسته نباشد و بر مجموعه‌ای از نهادها استوار است. در شرایط بحران، دو ستون اصلی آن را حفظ می‌کنند: نیروهای مسلح که جنگ را ادامه می‌دهند و برای آمریکا و اسرائیل هزینه ایجاد می‌کنند، و دستگاه سرکوب داخلی که با آنچه تهدید واقعی موجودیتی نظام تلقی می‌شود یعنی مردم ایران مقابله می‌کند.

بقای نظام اکنون به چهره‌های کلیدی در مجلس، سپاه پاسداران، شورای عالی امنیت ملی، قوه قضاییه و نیروهای انتظامی وابسته است.

۱. محمدباقر قالیباف - رئیس مجلس

قالیباف کارنامه‌ای شامل سرکوب، فساد، سابقه در سپاه و ارتباط با گروه‌های مسلح فلسطینی دارد، با این حال تحریم نشده و اکنون به نمایندگی از تهران در حال هدایت گفت‌وگوها با واشنگتن است.

او فعالیت خود را با پیوستن به سپاه آغاز کرد و به فرماندهی نیروی هوایی سپاه رسید. در اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، سرکوب خشونت‌آمیز را مدیریت کرد؛ در آن اعتراضات نیروهای امنیتی دانشجویان را از پشت‌بام خوابگاه‌ها به پایین انداختند. او بعدها گفت: «من از کسانی بودم که در سطح خیابان ضرب‌وشتم انجام می‌دادم و به آن افتخار می‌کنم.» سپس ریاست پلیس کشور را بر عهده گرفت.

در دوره شهرداری تهران در میانه دهه ۱۳۸۰، چندین پرونده فساد در ارتباط با او از جمله انتقال اموال شهرداری به شرکت‌های وابسته به سپاه و اختلاس در پروژه‌های عمرانی مطرح شد.

به‌عنوان رئیس مجلس، او در سال ۲۰۲۴ در دیدار با مقام‌های حماس و جهاد اسلامی از آن‌ها حمایت کرد و اخیراً نیز با هرگونه مصالحه با واشنگتن مخالفت کرده و گفته است: «ما قطعاً به دنبال آتش‌بس نیستیم؛ باید در دهان متجاوز بزنیم.»

hafezi.jpgرویترز - پریسا حافظی، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

مقام‌های ایرانی آتش‌بس با امریکا و اسرائیل را یک پیروزی راهبردی می‌دانند، اما در عمل با اقتصادی ویران، انزوای بین‌المللی، چشم‌انداز ضعیف برای بازسازی سریع و جمعیتی فقیرتر و خشمگین‌تر روبه‌رو هستند.

پس از هفته‌ها حملات آمریکا و اسرائیل، بسیاری از ایرانیان شغل خود را از دست داده‌اند. قیمت‌ها جهش پیدا کرده‌اند، کارخانه‌ها، نیروگاه‌ها، خطوط راه‌آهن، فرودگاه‌ها و پل‌ها تخریب شده‌اند و روابط تجاری حیاتی با کشورهای خلیج فارس (که ممکن است برای دهه‌ها قطع بمانند) از هم گسسته است.

در حالی که رژیم اسلامی پس از اعمال کنترل بر منابع حیاتی انرژی در منطقه جسورتر به نظر می‌رسد، با مشکلات داخلی فزاینده‌ای مواجه است که ممکن است در نهایت تهدیدی بزرگ‌تر از بمب‌های آمریکا یا اسرائیل برای جمهوری اسلامی باشد.

نیاز به رفع تحریم‌ها

رویترز در گفت‌وگو با منابع سیاسی، صاحبان کسب‌وکار و تحلیلگران، تصویری از کشوری ترسیم کرده که به آستانه فروپاشی اقتصادی نزدیک شده و رهبران آن از آینده‌ای فقیرتر و نامطمئن نگران‌اند.

همواره در پس‌زمینه، تهدید موج جدیدی از اعتراضات سراسری وجود دارد؛ مشابه اعتراضات ژانویه که مقام‌ها برای سرکوب آن هزاران نفر را کشتند رقمی که از تلفات ایران در جریان جنگ نیز بیشتر بوده است.

یک مقام اصلاح‌طلب پیشین گفت نگرانی از اینکه اقتصاد فروپاشیده موج تازه‌ای از اعتراضات را تحریک کند، بر تمام تصمیمات دولت سایه انداخته است. یک منبع نزدیک به حاکمیت نیز اقتصاد را «پاشنه آشیل» کشور توصیف کرد.

به گفته این منبع، هر توافق صلح جامع باید شامل رفع تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده باشد؛ در غیر این صورت دولت حتی برای پرداخت حقوق کارکنان نیز با مشکل جدی مواجه خواهد شد، چه برسد به بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده. این وضعیت می‌تواند توانایی حکومت برای اداره کشوری ۹۰ میلیونی را زیر سؤال ببرد.

علی انصاری، استاد تاریخ دانشگاه سنت‌اندروز، می گوید:

99999.jpgایران اینترنشنال - کانال تلگرامی مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، پیامی منسوب به او به مناسبت چهلمین روز کشته شدن علی خامنه‌ای منتشر کرد. در این پیام آمده است که جمهوری اسلامی عزم خود برای انتقام خون پدرش را زنده نگه می‌دارد.

او گفت: «ملت عزیز اگر چه با پایان گرفتن مدت عزای رسمی شهادت رهبر عظیم‌الشان خود، جامه عزا را از تن بیرون می‌آورد، اما عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگه می‌دارد و پیوسته مترصد تحقق آن خواهد بود.»

qb.jpgایران وایر - در یکی از ویدیوهایی که از مراسم حکومتی چهلمین روز کشته‌شدن «علی خامنه‌ای» در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، یکی از حامیان حکومت خطاب به «محمدباقر قالیباف» فریاد می‌زند: «اخبار تایید شده داریم که به پاکستان می‌روی.

تو هر چه داری از صدقه سر آقا و مجتبی است. لعنت بر تو اگر خون آقا را پایمال کنی.» وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفته است هیات مذاکره کننده «احتمالا به ریاست قالیباف» به اسلام‌آباد خواهد رفت.

صیغه خیابانی در ساوجبلاغ

| No Comments

9.jpg

ایران اینترنشنال - ویدیوی منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد یک مامور نیروی انتظامی در ساوجبلاغ در تجمعات حکومتی روز ۱۸ فروردین زنی را برای مدت یک ماه صیغه موقت می‌کند.

9999.jpgایندیپندنت - ویدیوهای منتشر شده از مراسم حکومتی چهلمین روز کشته شدن علی خامنه‌ای، نشانگر حضور عراقی‌ها در خیابان‌های تهران است. حشد الشعبی، یکی از گروه‌های اصلی نیابتی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود که در روزهای گذشته تصاویری از حضورشان در ایران منتشر شده بود.

در تصاویری که رسانه های جمهوری اسلامی منتشر کرده‌اند عراقی‌ها در حال شعار دادن دیده می‌شوند. آنها شعار می‌دهند: «جهان بداند و ببیند که جدایی ایران و عراق ... غیرممکن خواهد بود.»

امیرفرشاد ابراهیمی - کری خوانی رئیس کازینوی قم برای ترامپ. تمام آس ها دست ماست و می‌خواهیم تو را حاکم کوت کنیم.

maleki.jpgمیلاد ملکی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

به‌عنوان یک ایرانی-آمریکایی که هم در لباس نظامی و هم به‌عنوان یک شهروند غیرنظامی به کشورم خدمت کرده‌ام، تأسف‌بار است که می‌بینم برخی در آمریکا عملاً در نقش بازتاب‌دهنده تبلیغات جمهوری اسلامی ظاهر می‌شوند و دستاوردهای نیروهای نظامی را فقط برای تسویه‌حساب‌های سیاسی داخلی کم‌اهمیت جلوه می‌دهند.

نباید نیازی به این توضیح باشد؛ نتایج خودشان روشن‌اند. اما چون این روایات از تهران سرچشمه می‌گیرند و در آمریکا هم در حال تکرار هستند، به هر کدام جداگانه پاسخ می‌دهم.

نمونه ای از پوشش های همسو با جمهوری اسلامی در امریکا

«فاجعه کامل راهبردی؟»
تضعیف نیروی دریایی، نیروی هوایی، توان موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی، آسیب به برنامه هسته‌ای، کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، و حذف لایه بالایی زیرساخت‌های اطلاعاتی، نظامی و تروریستی آن در ۳۸ روز، برای ما فاجعه نیست؛ این یک فاجعه برای رژیمی است که چنین ضربه‌ای را متحمل شد.

«هسته‌ای: رژیم هنوز اورانیوم با غنای بالا دارد»
مقایسه درست این نیست که انتظار خلع سلاح فوری داشته باشیم؛ بلکه باید دید اگر هیچ حمله‌ای انجام نمی‌شد، جمهوری اسلامی امروز در چه موقعیتی قرار می‌گرفت. عملیات‌ها تأسیسات کلیدی را به‌شدت آسیب زد و برنامه را به‌طور قابل‌توجهی عقب انداخت. این موضوع اهمیت دارد. این برنامه نزدیک به یک تریلیون دلار برای رژیم هزینه داشته است.

maskan.jpgکیهان لندن - شرایط جنگی سبب تغییر ترکیب ودیعه و اجاره در بازار اجاره‌ مسکن شده است. اغلب صاحبخانه‌ها تمایل دارند سهم بیشتری از رقم اجاره را به صورت ودیعه دریافت کنند.

با پایان تعطیلات نوروزی، فصل جابجایی مستأجران در سال جدید خورشیدی آغاز شده است. شرایط جنگی و آتش‌بس موقت میان آمریکا و جمهوری اسلامی که بسیاری کارشناسان آن را شکننده عنوان می‌کنند سبب تغییر سلیقه صاحبخانه‌ها برای دریافت ودیعه و اجاره ماهانه شده است.

اغلب صاحبخانه‌ها در سالهای گذشته به علت هزینه بالای زندگی ترجیح می‌دادند رقم اجاره ماهانه بیشتری از مستأجران دریافت و سهم ودیعه را کاهش می‌دادند؛ اما پس از آغاز جنگ و در پی افزایش ناپایداری اقتصادی بسیاری از صاحبخانه‌ها طلب ودیعه بیشتری کرده و از سهم اجاره‌بهای ماهانه کم کرده‌اند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

رقم اجاره در ایران ترکیبی از نرخی به‌عنوان ودیعه و اجاره اس. ودیعه تا پایان مدت قرارداد به صورت امانت نزد صاحبخانه به امانت می‌ماند. معمولا ارزش ملک به صورت ۷۰ درصد ودیعه و ۳۰ درصد اجاره ارزش‌گذاری می‌شود.

arnz.jpgحکایت رئیس‌جمهور آمریکا و ملت ایران

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری قدرتمندترین کشور جهان، از آغاز جنگ اخیر، موضعش را درباره جنگ، هدف‌های آن، رژیم جمهوری اسلامی، مخالفان رژیم و شاهزاده رضا پهلوی، رهبر انقلاب شیروخورشید، ۱۰۷ بار تغییر داد و در نهایت از یک هفته پیش از آتش‌بس، از نابودی یک تمدن، برگرداندن ایران به عصر حجر و البته احیای عظمت ایران دوران پیش از انقلاب سخن گفت. سرانجام هم طرح آتش‌بس سران یکی از فاسدترین رژیم‌های منطقه را با کارنامه‌ای سیاه در به قدرت رساندن طالبان در افغانستان و سرکوبی جنبش‌های مدنی در شبه‌دموکراسی پاکستان پذیرفت و با به جا گذاشتن بهت و خشم در دل ملت سرفراز ما، با ادعای اینکه رژیم تغییر کرده و مذاکره‌کنندگان با دولت او رهبرانی خردمند و عمل‌گرا وآماده صلح‌اند، فعلا بازگرداندن ایران به عصر حجر را به تعویق انداخته است.

ترامپ ۹ اسفند خطاب به سپاه و نیروهای رژیم و ملت ایران چنین گفت: «خطاب به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همه نیروهای پلیس می‌گویم امشب باید سلاح‌هایتان را زمین بگذارید تا از مصونیت کامل برخوردار شوید. در غیر این صورت با مرگ قطعی روبرو شوید. یا سلاح‌هایتان را زمین بگذارید تا با شما منصفانه رفتار شود و از مصونیت کامل برخوردار شوید، یا با مرگ حتمی مواجه خواهید شد.»

او «مردم بزرگ و سرافراز ایران» را هم این چنین خطاب قرار داد: «امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. از خانه‌هایتان خارج نشوید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرود خواهند آمد، همه‌جا. وقتی کار ما تمام شود، دولتتان را در دست بگیرید. این دولت متعلق به شما خواهد بود تا آن را در اختیار بگیرید. این احتمالا تنها فرصت شما برای نسل‌ها است.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

سال‌ها از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز آن را دریافت نکردید. هیچ رئیس‌جمهوری حاضر نبود کاری را انجام دهد که من امشب انجام می‌دهم. اکنون رئیس‌جمهوری دارید که آنچه را می‌خواستید به شما می‌دهد. حال ببینیم چگونه پاسخ می‌دهید. آمریکا با قدرتی قاطع و نیرویی ویرانگر از شما پشتیبانی می‌کند. اکنون زمان آن است که سرنوشت خود را در دست بگیرید و آینده‌ای شکوفا و پرافتخار را که در دسترس شما است آزاد کنید. این لحظه اقدام است. اجازه ندهید از دست برود.»

ویدیوی منتشرشده در رسانه‌های ایران نشان می‌دهد مسعود پزشکیان در مراسم چهلم علی خامنه‌ای در تهران با حلقه‌ای شدید از حفاظت و محافظان ماسک‌دار حاضر شد.

***

***

int.jpg«تعهدنامه اینترنتی» تک‌نت؛ نظارت گسترده با یک قرارداد اجباری

خبرنامه گویا، منبع کانال "شین"

یک تعهدنامه متعلق به شرکت تک‌نت نشان می‌دهد که دریافت اینترنت در ایران بیش از گذشته با ثبت هویت، ذخیره اطلاعات کاربران و انتقال مسئولیت کامل به مشترک همراه شده است. این سند که مشترکان مجبور به امضای آن هستند، عملاً استفاده از اینترنت را تحت چارچوبی سخت‌گیرانه قرار می‌دهد.

در این تعهدنامه چند نکته اصلی دیده می‌شود:

۱. ثبت کامل فعالیت کاربران تا ۹ ماه

اگر یک شرکت یا سازمان اینترنت را بین کارکنان توزیع کند، باید مشخصات هویتی همه کاربران و فعالیت اینترنتی آن‌ها ثبت و حداقل ۹ ماه نگهداری شود. این اطلاعات باید در صورت درخواست در اختیار «مراجع ذی‌صلاح» قرار گیرد.

۲. اینترنت عمومی بدون احراز هویت تقریباً ممنوع

ارائه Wi-Fi در مکان‌های عمومی فقط با اعمال «سیاست‌های امنیتی» و هماهنگی با شرکت مجاز است. این یعنی اتصال ناشناس به اینترنت عمومی عملاً از بین می‌رود و کاربران باید قابل شناسایی باشند.

segal.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

پس از پایان جنگ و اعلام آتش‌بس، پرسش اصلی دیگر درباره نیت‌های تهران نیست، بلکه درباره توان واقعی آن برای ادامه تهدید است. جمع‌بندی کلی این است: جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست، اما توان نظامی و گزینه‌های راهبردی آن نسبت به پیش از جنگ به‌طور محسوسی کاهش یافته است.

در طول جنگ، تهران خطوط قرمزی اعلام کرده بود: آتش‌بس موقت را نمی‌پذیرد، تنگه هرمز باز نخواهد شد و جنگ لبنان باید پایان یابد. اما در عمل، آتش‌بس برقرار شد، هرمز تا حدودی بازگشایی شد و محور منطقه‌ای ایران تحت فشار شدید قرار گرفت. این شکاف میان مواضع اعلامی و واقعیت میدانی، نشان‌دهنده محدود شدن قدرت مانور رژیم است.

روایت «پیروزی از طریق بقا» اکنون از سوی برخی مطرح می‌شود؛ اینکه جمهوری اسلامی در برابر فشار شدید دوام آورده است. اما مسئله اصلی ارزش این بقاست. پس از جنگ‌های گذشته، رژیم با منابع مالی قابل‌توجه توانست بازسازی کند و حتی بازدارندگی خود را تقویت کند. امروز شرایط متفاوت است: خسارات بیشتر، منابع کمتر و فشار داخلی شدیدتر.

هزینه‌های جنگ برای تهران چندلایه بوده است. بخش مهمی از فرماندهی نظامی و امنیتی از بین رفته، زیرساخت‌های صنعتی و نظامی آسیب دیده و توان عملیاتی ارتش و سپاه کاهش یافته است. توان نظامی جمهوری اسلامی نسبت به پیش از جنگ به کسری از گذشته تقلیل یافته، هرچند این دستاوردهای تاکتیکی الزاماً به معنای پیروزی راهبردی نیست.

در نتیجه، رژیم اکنون با یک معادله دشوار روبه‌روست:

farr.jpgفرزانه روستایی

سایه قیام مردم علیه جمهوری اسلامی و انتطار ۹۰ میلیون ایرانی برای در آغوش کشیدن شاهد زیبای سرنگونی این رژیم حتی از خبر آتش بس سنگین تر و نافذ تر است. جنگ شروع شد زیرا این رژیم هر آنچه را داشتیم خرج امروز کرده بود که اگر در معرض خطر فروپاشی قرار گرفت همه چیز را به خاک و خون بکشد تا سرپا بماند. مذاکراتی که قرار است در پاکستان آغاز شود بشدت تابع این معادله است که هر آنچه مورد توافق قرار گیرد و هر بده بستانی صورت بپذیرد،‌ هنوز سقوط جمهوری اسلامی از توقف جنگ مهمتر است و البته برگزاری انتخابات آزاد و سراسری.

جمهوری اسلامی برای مذاکرات حساسی که پیرو توافق آتش بس قرار است شروع شود با معضلات لاینحل ذیل مواجه است. به همین دلیل بیشتر ترجیح می دهد تا آخرین نفس مقاومت کند نه اینکه کوتاه بیاید و امتیاز مبادله کند.

۱- عمیق تر شدن بحران دوگانگی حاکمیت در ایران و اینکه دولت پزشکیان و سرداران سپاه در دو دنیای متفاوت سیر می کنند بزرگترین معضل مذاکرات است. سپاه خواهان ادامه جنگ به هر قیمت و با هر عواقبی هستند. دولت پزشکیان به این فکر می کند که پرداخت حقوق به کارکنان دولت تقریبا غیر ممکن و کشور عملا غیر قابل اداره شده است. این ماجرا از آنجا شروع شد که از روز اول قرار بود مسعود پزشکیان نقش تابلو دیوار را بازی کند نه هیج نقش دیگری را.

۲- مجموع جمهوری اسلامی هنوز شکست در همه جبهه ها را نپذیرفته است و احتمالا هرگز نخواهد پذیرفت.

۳- اساسا دیپلماسی از نگاه ج ا وقت کشی و کش دادن مذاکرات است با این امید که طرف مقابل خسته و درمانده شود و کوتاه بیاید.

۴- سپاه و شورای فرماندهی اش فکر می کنند می شود در مذاکرات یک چیز گفت و در عمل کار دیگری کرد، می شود پای توافقی را امضا کرد اما برعکس آن را برای مردم نقل کرد، و اینکه خدعه کردن و صادق نبودن اساس تفکر یک نظام آخوندی است.

۵- جمهوری اسلامی یعنی سپاه. سپاه نیز یعنی یک شبکه چند صد میلیارد دلاری متشکل از هزاران شرکت تو در تو در ایران و خارج از کشور با هیات مدیره هایی اکثرا سپاهی که همه چیز از خاویار تا پهپاد انتحاری معامله می کنند و حد و مرزی برای درآمدزایی ندارند. تا حدی که حتی تجارت مواد مخدر از ایران تا لبنان و ونزوئلا نیز به نوعی یک کار اقتصادی محسوب می شود.

9-9.jpgایندیپندنت فارسی - امیرحسین میراسماعیلی : در حالی که تنها دو روز از آغاز آتش‌بس موقت میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده و اسرائیل می‌گذرد و گمانه‌زنی‌ها درباره ترکیب تیم مذاکره‌کننده تهران برای گفتگوهای پیش‌ رو در اسلام‌آباد افزایش یافته، انتشار ویدیویی از امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده پیشین نیروی هوافضای سپاه پاسداران، که به نقش کلیدی اما کمتر افشا‌شده قالیباف در توسعه برنامه موشکی جمهوری اسلامی اشاره دارد، بار دیگر محمدباقر قالیباف را در کانون توجه قرار داده است.

امیرعلی حاجی‌زاده در این ویدیو که به نظر می‌رسد نزدیکان محمدباقر قالیباف آن را در واکنش به انتقاد برخی چهره‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و نمایندگان مجلس درباره نقش او در آتش‌بس فعلی منتشر کرده‌اند، تصریح می‌کند: «آن‌ کسی که باعث شد برنامه موشکی ما در این حد توسعه پیدا کند و نامش تا امروز گمنام مانده، دکتر قالیباف است.»

او در ادامه توضیح می‌دهد که ساختار فعلی استقرار موشکی جمهوری اسلامی، از جمله ایجاد پایگاه‌های متعدد و شهرهای موشکی زیرزمینی در مناطق مختلف، حاصل همان سیاست‌گذاری‌ها و حمایت‌هایی است که در دوره حضور قالیباف در سپاه پاسداران و فرماندهی او بر چهره‌های چون حاجی‌زاده، شکل گرفت.

این اظهارات در شرایطی منتشر می‌شود که محمدباقر قالیباف، رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی، پس از کشته‌ شدن علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان نظامی و امنیتی ارشد، اکنون یکی از معدود چهره‌های باقی‌مانده در سطح بالای ساختار قدرت جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و حتی گفته می‌شود در انتصاب مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدید نظام، بیشترین نقش را ایفا کرده است؛ موقعیتی که باعث شد نام او نه‌تنها در معادلات داخلی، بلکه در سناریوهای دیپلماتیک، از جمله احتمال دیدار با جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، در اسلام‌آباد نیز مطرح شود.

میراث یک راهبرد پنهان

برای درک نقش قالیباف در توسعه برنامه موشکی جمهوری اسلامی، باید به دهه ۱۳۷۰ و دوران حضور او در سپاه پاسداران بازگشت، یعنی زمانی که او فرمانده نیروی هوایی سپاه شد.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

این مقطع نقطه عطفی در تغییر رویکرد نظامی جمهوری اسلامی، از تکیه صرف بر جنگ‌های کلاسیک به سمت توسعه توان موشکی و جنگ‌های نامتقارن به شمار می‌رود و پایه‌های اصلی برنامه موشکی جمهوری اسلامی را نیروی هوایی سپاه که بعدها نام آن به نیروی هوافضا تغییر کرد، در همین دوره بنا گذاشت.

***

9.jpgیورونیوز - صدراعظم آلمان و سرگیری گفت‌وگوهای مستقیم با تهران؛ تیم مذاکره‌کننده آلمانی راهی پاکستان است
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، اعلام کرد که دولت این کشور پس از یک دوره طولانی توقف در حال ازسرگیری گفت‌وگوهای مستقیم با رهبری ایران در تهران است.


از تابستان ۲۰۲۵ تاکنون، هیچ گفت‌وگوی سطح بالایی میان برلین و تهران صورت نگرفته است.
مرتس با اشاره به اینکه این تصمیم در هماهنگی کامل با ایالات متحده و شرکای اروپایی اتخاذ شده، افزود: «پس از یک دوره طولانی سکوت که دلایل جدی برای آن داشتیم، اکنون ما به‌عنوان دولت، گفت‌وگوها با تهران را از سر می‌گیریم.»

به گزارش خبرگزاری دولتی چین، شین‌هوا، مرتس همچنین خاطرنشان کرد که یک تیم مذاکره‌کننده آلمانی برای گفتگو با طرف ایرانی راهی پاکستان است و او طبق برنامه، اواخر روز پنجشنبه یک تماس تلفنی با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، خواهد داشت.


صدراعظم آلمان هدف از این اقدام را جلوگیری از ایجاد شکاف در ناتو و کاهش فشار ناشی از تنش‌های میان آمریکا و ایران بر روابط فراآتلانتیک عنوان کرد. به گفته آقای مرتس «نمی‌خواهیم ناتو دچار شکاف شود. ناتو ضامن امنیت ماست، به‌ویژه و بیش از همه در اروپا.»


مرتس همچنین با اشاره به تماس تلفنی‌اش با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، خبر داد که او را تشویق کرده است تا مذاکرات با ایران را با فوریت و جدیت دنبال کند.

سعید طوسی آفتابی شد!

| No Comments

سعید قاسمی نژاد - طرف خیلی جدی به سعید طوسی میگه شما جلسه زیاد با رهبری داشتید و خیلی از ایشون خاطره دارید.

شاه ما، شاه اونا

| No Comments

uaeisr.jpgاصطلاح «ناتوی عربی» تازه نیست. سال‌هاست در محافل سیاسی و امنیتی درباره ائتلافی عربی برای مهار ایران سخن گفته می‌شود، اما این ایده معمولاً یا در سطح شعار مانده یا در برخورد با اختلاف منافع دولت‌های عربی، مسئله فلسطین، و تردید نسبت به تعهد واقعی آمریکا از نفس افتاده است. به همین دلیل، اگر امروز هم کسی با شتاب بگوید «ناتوی منطقه‌ای تشکیل شد»، بیشتر شبیه تیتر هیجان‌زده حرف زده تا تحلیل. آنچه اکنون در خاورمیانه در حال شکل‌گیری است، هنوز یک پیمان رسمی شبیه ناتو نیست؛ نه ماده دفاع جمعی دارد، نه فرماندهی علنی و واحد، نه ساختار حقوقی روشن. اما همین هم تمام حقیقت نیست، چون در زیر پوست بحران، یک شبکه واقعی از همگرایی امنیتی، دفاع هوایی، تبادل اطلاعات و هماهنگی راهبردی در حال شکل گرفتن است؛ و شاید همین شبکه، از هر پیمان پرزرق‌وبرق کاغذی مهم‌تر باشد.

پیمان ابراهیم از همان آغاز فقط پروژه‌ای برای عکس یادگاری دیپلماتیک نبود. این روند از سال ۲۰۲۰ راه افتاد تا در کنار عادی‌سازی رابطه با اسرائیل، یک نظم تازه منطقه‌ای هم بسازد؛ نظمی که در آن برخی دولت‌های عربی، اسرائیل و آمریکا بتوانند در برابر تهدیدهای مشترک به هم نزدیک‌تر شوند. با این همه، این مسیر در سال‌های بعد، به‌ویژه پس از جنگ غزه، از نظر سیاسی و علنی کند شد. نمونه روشن آن عربستان سعودی است که همچنان عادی‌سازی آشکار را به مسئله فلسطین گره می‌زند، و حتی گزارش رویترز در ۸ مه ۲۰۲۵ نشان داد که واشنگتن برای پیشبرد گفت‌وگوهای هسته‌ای غیرنظامی با ریاض، دیگر شناسایی اسرائیل را شرط فوری قرار نمی‌دهد. همین یک نکته نشان می‌دهد که مسیر عادی‌سازی رسمی هنوز پرهزینه و پرمانع است.

اما جنگ اخیر، منطق منطقه را از سطح سیاست نمادین به سطح بقا و امنیت برده است. وقتی درگیری از مرز بیانیه و اعتراض دیپلماتیک عبور می‌کند و به موشک، پهپاد، زیرساخت انرژی، بنادر، کشتیرانی و امنیت شهرها می‌رسد، دولت‌ها دیگر فقط با زبان آرمان یا افکار عمومی تصمیم نمی‌گیرند؛ با زبان ضرورت امنیتی تصمیم می‌گیرند. درست در همین نقطه است که ایران، حتی اگر بخواهد با تهدید و فشار، جهان عرب را مرعوب یا از اسرائیل دور کند، ممکن است نتیجه معکوس بگیرد. حمله به کشورهای عربی یا به خطر انداختن مسیرهای انرژی، بیش از آنکه اعراب را پراکنده کند، به آنها یادآوری می‌کند که تهدید مشترک، پاسخ مشترک می‌خواهد. گزارش رویترز در ۲۷ مارس ۲۰۲۶ دقیقاً همین تغییر لحن را ثبت کرده است: دولت‌های عرب خلیج فارس به آمریکا گفته‌اند صرف پایان جنگ کافی نیست و هر توافقی باید توان موشکی و پهپادی ایران را به‌طور پایدار محدود کند و امکان استفاده از انرژی و تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار را از تهران بگیرد. این دیگر زبان احتیاط دیپلماتیک نیست؛ زبان مهار راهبردی است.

tahmasebi.jpgآنچه امروز در برابر ماست، نه پایان بحران است و نه آغاز یک دوره باثبات. آنچه رخ داده، بیش از هر چیز یک مکث است؛ وقفه‌ای ناپایدار در دل تنشی که هنوز تعیین تکلیف نشده است. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه اتفاقی افتاده، بلکه این است که مسیر پیش‌رو به کدام سو خواهد رفت. پاسخ روشن است: هنوز نمی‌دانیم و مهم‌تر اینکه، احتمالاً در کوتاه‌مدت نیز نخواهیم دانست.

تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که گذارهای سیاسی نه قابل نسخه‌برداری هستند و نه تابع الگوهای ثابت. هر کشور مسیر خاص خود را طی می‌کند، حتی اگر شباهت‌هایی در ظاهر وجود داشته باشد. ایران نیز در این میان، وضعیتی چندلایه دارد. ساختار سیاسی آن ترکیبی است از عناصر ایدئولوژیک و امنیتی که در کنار یکدیگر، نوعی نظام خاص ایجاد کرده‌اند. همین ویژگی باعث می‌شود که تحلیل مسیر آینده آن، دشوارتر از بسیاری موارد دیگر باشد با این حال، تاریخ و تحلیل بی‌فایده نیستند. آن‌ها آینده را پیش‌بینی نمی‌کنند، اما مرزهای ممکن را نشان می‌دهند. بر اساس تجربه‌های گذشته، فشار بر چنین نظام‌هایی معمولاً به چند مسیر اصلی منجر می‌شود. تاریخ و تحلیل آینده را پیش‌بینی نمی‌کنند، اما دامنه مسیرهای ممکن را روشن می‌سازند. در وضعیت کنونی ایران، می‌توان شش مسیر اصلی را در نظر گرفت.

بازسازی اقتدار

در برخی شرایط، فشار بیرونی به جای تضعیف حکومت، به تقویت آن منجر می‌شود. حکومت‌ها در چنین موقعیتی با افزایش کنترل داخلی، بازتعریف روایت مشروعیت و تمرکز منابع، انسجام بیشتری پیدا می‌کنند. در ایران، این سناریو می‌تواند با امنیتی‌تر شدن فضا، محدود شدن عرصه عمومی و برجسته شدن گفتمان بقا همراه باشد. تهدید خارجی در اینجا به ابزار مشروعیت تبدیل می‌شود و مخالفت داخلی در چارچوب امنیتی بازتعریف می‌گردد. این مسیر معمولاً زمانی تقویت می‌شود که حکومت بتواند همزمان کنترل سیاسی را حفظ کند و حداقلی از ثبات اقتصادی یا مدیریتی را برقرار نگه دارد. در این حالت، بحران نه نقطه ضعف، بلکه به منبع بازتولید قدرت تبدیل می‌شود.

توافق بدون تغییر

در این حالت، سطحی از تفاهم میان ایران و بازیگران بیرونی شکل می‌گیرد، حتی اگر رسمی و پایدار نباشد. تنش کاهش می‌یابد، اما ساختار داخلی دست‌نخورده باقی می‌ماند. در چنین وضعیتی، زمان به دست می‌آید، فشار کمتر می‌شود و تغییر به آینده نامعلومی منتقل می‌شود. نمونه آن را می‌توان در توافق هسته‌ای برجام دید، که به کاهش تنش انجامید اما ساختار داخلی را تغییر نداد. نمونه‌ای دیگر، تعامل اقتصادی چین با جهان بدون تغییر در نظام سیاسی است. در شرایط کنونی نیز، این سناریو یکی از واقع‌بینانه‌ترین مسیرها است، زیرا بسیاری از بازیگران بیرونی بیش از هر چیز در پی مهار بحران هستند.

Ali_Fayaz.jpgانسان در دوره مدرن به دست آوردهای علمی و اجتماعی غیر قابل تصوری دست یافته است. هم در زمینه ساختارهای سیاسی و هم در زمینه های صنعتی و تکنولوژیک. با این حال پیدایش جنگ ها و کشتارهای هولناک جنگی از قرن بیستم تا کنون نشان می دهد که بشر - علیرغم تمامی این دست آوردها - از دوران توحش چندان فاصله ای نگرفته است و به خاطر حفظ قدرت، توسعه مرزهای جغرافیایی، غارت اقتصادی و ... حاضر است به هر نوع جنایتی دست بزند و برای توجیه آن ده ها استدلال ارائه دهد.

در منطقه خاورمیانه، به ویژه پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی و تقسیم سرزمین های زیر سلطه آن توسط پیمان سایکس - پیکو، این منطقه کماکان شاهد جنگ، درگیری و دشمنی ها بوده است. از تاسیس دولت اسراییل گرفته تا جنگ های داخلی یمن، پیدایش کشورهای نوبنیاد عربی، کودتاهای پیاپی عراق، شرایط متزلزل مصر و ... تا جنگ بزرگ هشت ساله ایران و عراق و سپس جنگ آمریکا در خلیج فارس علیه عراق، تا ویرانی غزه و سپس جنگ کنونی آمریکا و اسراییل با رژیم جمهوری اسلامی. مجموعه این جنگ ها و کشتارها نشان می دهد که جهان "متمدن" و مدرن که تبدیل به "دهکده ای جهانی" شده است، به راستی در سطح یک "دهکده" رسیده است. "دهکده ای" که همه ی مشکلات و مسائل خود را می خواهد با قدرت نظامی و جنگ و کشتار حل و فصل کند.

دولت های آمریکا و اسراییل که با نقطه زنی و رژیم زنی جنگ را آغاز کردند و بسیاری از جنایتکاران حاکم بر ایران، از جمله رییس و سردسته آنان را روانه دوزخ ساختند، به تدریج و پس از بمباران پایگاه های نظامی رژیم، مراکز اقتصادی و صنعتی را نیز هدف قرار دادند و سخن از "عصر حجر"ی کردن ایران و نابودی "یک تمدن کامل" به میان آوردند. تلفات غیر نظامی رو به افزایش است و همه نگران ویرانی ایران هستند. آن هم به گونه ای که حتا اگر یک رژیم مردمی و دموکراتیک هم - در آینده ای نزدیک - بخواهد کشور را اداره کند، به جای پر کردن شکاف های طبقاتی و کاهش فقر، می بایست چندین دهه وقت خود را مصروف بازسازی زیرساخت ها نماید. و این عملا به معنای نابودی یک کشور است و نه شکوفایی آن. و البته و بدون هیچ تردیدی مسئول و باعث و بانی این خرابی ها و ویران سازی ها رژیم جمهوری اسلامی می باشد. و هر چقدر بر عمر ننگین این رژیم افزوده شود، ایران ما ویرانه تر خواهد شد. با این حال آرزومندیم پرداخت این هزینه های غیر قابل جبران به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی منجر شود تا شاید کمی از رنج ها و دردهای ما کاسته شود.

نگارنده خود موافق جنگ نیست و اساسا جنگ را پدیده ای ضد بشری و مربوط به دوران توحش بشر می داند. جنگ به معنی تعطیل کردن فکر و اندیشه و بستن درهای مذاکره و گفت و گو می باشد. کاربرد ابزار و آلات مدرن جنگی که کشتن افراد بی طرف و "بی گناه"، یکی از دست آوردهای شوم آن است به هیچ وجه برای انسانی که برای حقوق شهروندی و جان انسان ها ارزش و احترام قائل است، قابل قبول نیست. جنگ علاوه بر کشتارانسان ها و حتا جانوران معصوم و از همه جا بی خبر، حاصل تلاش ها و دست آوردهای انسان ها را نیز نابود می سازد. از دست رفتن جان یک انسان هم هزینه ای است سنگین و غیر قابل قبول. از سوی دیگر، همیشه یک طرف دیوانه و غیر قابل مهار وجود دارد که زمینه ساز توحش و بربریت می شود. و تا زمانی که این نوع از رفتارها کنترل نشود، بشریت کماکان شاهد جنگ، کشتار و ویرانی خواهد بود.

این مقدمه را نوشتم تا با آگاهی از این شرایط به اصل موضوع بپردازم:

عصر حجر، م.سحر

| No Comments

M_Sahar_4.jpg

نیم قرنی ست که ما راهی ی عصرِ حجریم

لیکن از بودنِ در عصر حجر بی خبریم

زیر بارِ ستمِ غار نشینان شده خم

خوش در این وَهم ،که با حور و مَلَک هم سفریم

بردۀ شرع مُبینیم و نبینیم چنین

زیرِ شلّاقِ شرر ، سوخته کِتف و کمریم

قومِ کَهفیم که سرمست ز خواب خوش مرگ

غافلانیم که در قعرِ لَجن غوطه وریم

وطنی را به عدو داده و دل داده بدو

وینچنین در کفِ او تیغ و طناب و تبریم

دارِخویشیم و پریشیم و نخواهیم آموخت

که خود ، از ماست اگر بذرِ هَبا و هَدریم

که خود ازماست، اگر زندگی از ماست دریغ

یا خود از ماست، گر از تخمِ فنا باروریم

خود از آندم که سپرُدیم عنان در کفِ جهل

پیشِ شمشیر جنون ، ره زده ای بی سپریم

می فروشیم، وطن را به مرامی موهوم

ای شگفتا که بدین بی شرفی مفتخریم

زان طنابی که به گِرد تنِ خود بافته ایم

آرزومند فراری ، به طنابی دگریم

هیچمان مانده ز گنجینۀ وجدان و اگر

رَمقی مان به تن و جان نرسد ، جان نبریم

هرچه از شرم و شرف بود، به شبرو دادیم

اینک آن رهرو دلمُردۀ کوته نگریم

زادۀ عصر مُدرنیم ولی از درِ دین

دل به دریا زدۀ وحشتِ عصر حجریم

دعویِ دانشِ ما ، جُز رهِ دانش نزند

در هنر مُدّعیانیم ، ولی بی هنریم

م.سحر

https://msahar.blogspot.com/

جنون نمایی، بهمن پارسا

| No Comments

parsa.jpgماکیاولی، سیاستمدار، فیلسوف و نویسندهٔ ایتالیایی سده‌های پانزدهم و شانزدهم، بیش از هر چیز با رسالهٔ مشهور خود «امیر» شناخته می‌شود. اثری که در دوره‌های مختلف تاریخ اندیشهٔ سیاسی، بارها موضوع نقد و مناقشه بوده است. بسیاری از منتقدان بر این باورند که دیدگاه‌های مطرح‌شده در این رساله با اصول و ارزش‌هایی که یک جامعهٔ اخلاق‌مدار انسانی باید بر آن‌ها استوار باشد سازگار نیست.

مبنای این انتقادها عموماً چنین است: در نگاه ماکیاولی، آنچه در سیاست اهمیت بنیادی دارد نتیجهٔ عمل سیاسی است، نه الزاماً پایبندی به معیارهای اخلاقی متعارف. به بیان دیگر، در ادارهٔ یک کشور یا جامعه، سیاستمدار ناگزیر نیست همواره به آنچه عرفاً فضیلت اخلاقی به شمار می‌آید پایبند بماند؛ آنچه تعیین‌کننده است کارآمدیِ تصمیم‌ها و میزان موفقیت آن‌ها در تحقق اهداف قدرت سیاسی است. در چنین چارچوبی، صفاتی مانند راستکاری، پاک‌دستی یا صداقت ـ هرچند در حیات فردی ارزشمندند ـ در عرصهٔ سیاست ممکن است جایگاه تعیین‌کننده‌ای نداشته باشند.

این نگاه البته صرفاً محصول ذهن ماکیاولی نبود. نگاهی به تاریخ، حتی در دورترین اعصار، نشان می‌دهد که بسیاری از دولتمردان پیش از او نیز عملاً بر پایهٔ چنین منطقی عمل می‌کرده‌اند؛ ماکیاولی در واقع بیشتر توصیف‌گر واقعیت سیاست بود تا مبتکر آن. خود او نیز در اثر دیگرش، گفتارهایی دربارهٔ لیویوس، به نکته‌ای اشاره می‌کند که بعدها در تحلیل رفتار سیاستمداران بارها مورد توجه قرار گرفته است: گاه تظاهر به جنون یا غیرقابل پیش‌بینی بودن می‌تواند برای صاحبان قدرت ابزاری کارآمد در برابر مخالفان باشد.

نمونه‌ای شناخته‌شده از چنین رویکردی را می‌توان در رفتار ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در دوران جنگ ویتنام مشاهده کرد. نیکسون در شرایطی قدرت را در دست داشت که جنگ ویتنام به بن‌بستی خونین تبدیل شده بود. بمباران‌های گسترده و عملیات نظامی سنگین نیز نتوانسته بود طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کند. در چنین فضایی، او به راهبردی متوسل شد که بعدها با عنوان «تئوری دیوانه» (Madman Theory) شناخته شد.

معامله بزرگ

| No Comments

chess.jpgپیشنهادهای وسوسه‌انگیز واشنگتن؛ آزمون تاریخی برای رژیم ایدئولوژیک؟

ویژه خبرنامه گویا - آتش‌بس دو هفته‌ای میان واشنگتن و تهران بیش از آنکه نشانه پایان تنش باشد، ادامه همان الگوی شناخته‌شده‌ای است که از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ دیده می‌شود: باز کردن درِ دیپلماسی، تعیین ضرب‌الاجل، تهدید به اقدام نظامی، آماده‌سازی افکار عمومی برای حمله، و در صورت قانع نشدن از جدیت تهران، بازگشت به فشار و حتی اقدام نظامی. این چرخه‌ای است که بارها تکرار شده و اکنون وارد مرحله تازه‌ای شده است.

در این چارچوب، آتش‌بس اخیر صرفاً یک «وقفه تاکتیکی» است؛ فرصتی برای آزمودن محاسبات تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی. اگر تهران وارد مسیر مورد نظر واشنگتن نشود، به‌احتمال زیاد دور دیگری از درگیری شکل خواهد گرفت. همان چرخه: فشار، توقف کوتاه، مذاکره، تهدید، و در صورت شکست، بازگشت به تنش.

در واقع تهران در ابتدا تلاش داشت این سبک مذاکره ترامپی را بشکند؛ اصرار داشت که تنها یک توافق دائمی را می‌پذیرد و با آتش‌بس موقت مخالف بود. اما تهدیدهای مستقیم ترامپ این موضع را تغییر داد و در نهایت جمهوری اسلامی با آتش‌بس موقت موافقت کرد. همین تغییر نشان می‌دهد که فشار نظامی همچنان عامل تعیین‌کننده در رفتار تهران است.

ترامپ چه می‌خواهد؟ «هر توافقی» نه، یک توافق بزرگ

نشانه‌ها حاکی از آن است که ترامپ صرفاً به دنبال یک توافق محدود نیست. او به‌دنبال توافقی نزدیک به همان طرح گسترده‌ای است که بارها از آن با عنوان «طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا» یاد شده است؛ توافقی که نه‌تنها برنامه هسته‌ای، بلکه سیاست منطقه‌ای، توان موشکی و حتی مسیر کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هدف قرار می‌دهد.

***

aa.jpgنظام جمهوری اسلامی ملایان بر سه پایه استوار شده است:

۱_ قانون اساسی جمهوری اسلامی، ولایت فقیه
بر اساس اصل ۵ و ۵۷، در زمان غیبت امام دوازدهم شیعیان، «ولایت امر و امامت امت» بر عهده ولی فقیه است که قوای سه‌گانه زیر نظر او فعالیت می‌کنند.

۲_ ولایت مطلقه امر (رهبر)
طبق بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، رهبر دارای ولایت مطلقه بر قوای مقننه، مجریه و قضاییه است.

۳_ سپاه پاسداران، حفاظت از نظام جمهوری اسلامی
در قانون اساسی جمهوری اسلامی هیچ اشاره‌ای به عنوان «حفظ نظام از اوجب واجبات است» نشده است.
سپاه پاسداران، ارتش ملی ایران نیست؛ بلکه سپاه، قزلباشان نظام جمهوری ملایان هستند. سپاه برای نگهداری و دفاع از نظام ملایان تشکیل شده است. صدور و توسعه ایدئولوژی شیعه دوازده‌امامی نیز جزو وظایف دیگر این تشکیلات است. زمین‌ها، دریاها، معادن و هوای ایران، علاوه بر بیشترین سرمایه‌های ملی نیز در اختیار سپاه قرار دارد. سپاه بازوی قدرت، خزانه‌دار و شمشیر ولایت مطلقه فقیه (رهبر) است.

عقاید فقهای شیعه و بنیانگذاران جمهوری اسلامی درباره حفظ نظام

_ آیت‌الله خمینی: معتقد بوده که مصلحت نظام از همه چیز بالاتر است و گفته مشهور منسوب به وی: «حفظ نظام (از) اوجب واجبات است» می‌باشد.
_ آیت‌الله حسین‌علی منتظری: معتقد بوده که مصلحت نظام بالاتر از هر چیزی است و گفته منسوب به وی «حفظ نظام اوجب واجبات است».
_ فقهای دیگر شیعه با تکیه بر نظریه ولایت فقیه، حکومت‌هایی که بر اساس قوانین اسلام باشند را برای مدیریت جامعه مجاز می‌دانند، اما این حکومت‌ها همچنان در مقایسه با حکومت مستقیم امام معصوم، از کمال مشروعیت برخوردار نیستند. روایاتی نیز وجود دارد که هر پرچمی که قبل از قیام قائم (امام دوازدهم شیعه) برافراشته شود را پرچم طاغوت می‌داند (پرچم جمهوری اسلامی چه پرچمی است؟).

alarabia.jpgالعربیه - ارتش اسرائیل در حال آماده‌سازی یک «سامانه هشدار» ویژه‌ برای شناسایی هرگونه جابه‌جایی اورانیوم غنی‌شده دفن‌شده ایران، به‌ویژه در اصفهان و نطنز است.

«رادیو ارتش اسرائیل» پنج‌شنبه 20 فروردین به نقل از منابعی گزارش داد نهاد اطلاعاتی ارتش این «مدل هشدار» را به‌عنوان یک سازوکار عملیاتی ویژه طراحی می‌کند که در صورت هرگونه تلاش ایران برای استخراج اورانیوم از زیر زمین، به تصمیم‌گیران سیاسی هشدار می‌دهد.

همکاری اطلاعاتی با آمریکا

یک مقام ارشد ارتش اسرائیل به رادیو ارتش گفت تمام توانمندی‌های بخش اطلاعات برای این هدف به‌کار گرفته می‌شود و تبادل اطلاعاتی با آمریکا انجام خواهد شد. او خاطرنشان کرد پیگیری مشترک واشینگتن و تل‌آویو در جریان است.

این تحولات پس از اعلام توافق آتش‌بس آمریکا و ایران مطرح می‌شود. توافقی دو هفته‌ای که از روز چهارشنبه آغاز شده و پاکستان آن را اعلام کرده بود.

قرار است مذاکراتی بین دو طرف در اسلام‌آباد برگزار شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، هشدار داده در صورت نرسیدن به توافق، حملات گسترده‌ای علیه ایران انجام خواهد شد.

Taraneh_Javanbakht.jpgدر شرایطی که عده‌ای از هم‌وطنان توسط برخی افراد تهدید به سلب ملیت شده‌اند، ضروری دیدم این مطلب را درباره این موضوع بنویسم. ملیت ما هویت ماست و ما را به تاریخ، فرهنگ و مردم کشورمان و نیز ایرانیان سراسر جهان پیوند می‌دهد. ما به یمن ملیت ایرانی می‌توانیم خود را بازماندگان بزرگان علم و اندیشه از کشورمان بدانیم؛ کسانی که قرن‌ها پیش با تلاش و جدیت خود، پیشرفت بشر را در حوزه‌های مختلف علمی، فلسفی، ادبی و هنری رقم زدند.

هنوز کسی با من در مورد سلب ملیت تماس نگرفته است، اما اخیراً در برخی سایت‌ها دیدم که گویا عده‌ای در ایران به تکاپو افتاده‌اند تا با تهدید ایرانیان خارج از کشور که مخالف این حکومت هستند، موضوع سلب ملیت را مطرح کنند. در حالی که کسانی که سالیان سال به سرکوب و غارت هم‌وطنانمان و دخالت در امور دیگر کشورها متهم بوده‌اند، اساساً صلاحیت تعیین تکلیف برای ملیت هیچ ایرانی‌ای را ندارند.

ملیت ایرانی برای ما بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ماست و هیچ فرد یا نهادی نمی‌تواند آن را، مادامی که خودمان مایل به حفظ آن هستیم، از ما بگیرد. ضروری می‌دانم برای دادن قوت قلب به هم‌وطنانم که همانند من در خارج از ایران زندگی می‌کنند بگویم که ما ایرانیان خارج از کشور، حتی اگر مخالف حکومت فعلی باشیم، همچنان ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم ماند. هویت ملی ما فراتر از هر حکومت و ساختار سیاسی است.

nik.jpgما ایرانیان، فارغ از هرگونه نسبت‌ دادن اتهام به یکدیگر، نیازمند آنیم که با نگاهی سنجیده و مسئولانه به بازشناسی ماهیت جمهوری اسلامی، نظامی که در تأسیس آن نقش داشته ایم، بپردازیم. این بازشناسی، اگر از سطح داوری‌های شتاب‌ زده فراتر رود و به فهمی نزدیک به یقین از ویژگی‌ های ساختاری، ایدئولوژیک و کارکردی این نظام بینجامد، می‌تواند افق درک ما را از وضعیت کنونی، بویژه جنگی که بر ایران و ایرانیان تحمیل شده، روشن‌تر سازد. تنها از رهگذر چنین تأملی است که می‌توان نسبت میان این نظام و پدیده جنگ را نه در سطحی شعاری، بلکه در ساحت علّی و تحلیلی دریافت. نسبتی که بی‌گمان، کلید فهم بسیاری از بن‌بست ها و بحران‌های امروز ما نیز در آن نهفته است.

"جمهوری اسلامی" برآمده از ارزشهای اسلامی است، ارزشهایی که در لایه‌های ژرف فرهنگ و نوع زیست‌ جهانی ما ریشه دوانده بود و در قالب "جمهوری"، به خود صورتی نوین داد. این پیکربندی، نه صرفاً ترکیبی از دو واژه، بلکه تلاقی سنتی دیرپا با جریان فکری/سیاسی مدرن است که در آن تلاش شده تا مفاهیم دینی در هیأتی سیاسی و نهادی بازتعریف شوند. وقتی خمینی در مصاحبه اش در فرانسه می گوید: جمهوری مورد نظر، همین جمهوری فرانسه است(نقل به معنی)، معنایش همین "تلاقی" است.

برای نیل به فهمی دقیقتر از "جمهوری اسلامی"، ناگزیر باید به مؤلفه پسوندیِ آن یعنی اسلام، بازگشت. اما نه در معنایی عام و انتزاعی، بلکه در همین چارچوب مشخص و تاریخی که در این ساختار، مبنای "مشروعیت" و اعمال قدرت قرار گرفته است. بازشناسی و یادآوری نحوه رفتاریِ اسلام و نیز نحوه بنیانگذاری آن، امکان آن را فراهم می‌آورد تا سازوکارهای تولید، توزیع و تثبیت قدرت در "جمهوری اسلامی" را بهتر دریابیم.به بیان دیگر، تنها از میان واکاوی نسبتِ میان اسلام و قدرت در این چارچوب است که می‌توان به منطق عمل سیاسی جمهوری اسلامی نزدیک شد. منطقی که طی نزدیک به نیم‌قرن، نه‌ تنها ساختارهای حکمرانی، بلکه زیستِ اجتماعی و جامعه ایران را نیز به‌گونه‌ای بنیادین متأثر ساخته تا جائیکه ایرانی، از عزت ملت شدن به ذلت امت فرو رفت.

sd.jpgخبرنامه گویا - این ویدیو که امروز فیلم‌برداری شده یک قطار باری در سن‌دیگو را نشان می‌دهد که در حال حرکت به سمت شمال بوده و تعداد زیادی تجهیزات نظامی را حمل می‌کند. در تصاویر، ردیفی طولانی از خودروهای نظامی، از جمله خودروهای زرهی و تجهیزات حمل‌ونقل نظامی روی واگن‌ها دیده می‌شود.

بر اساس پیام صوتی همراه ویدیو که به‌دلیل ملاحظات حریم خصوصی و امنیتی حذف شده این قطار حدود ۱۵ دقیقه در حال عبور بوده و فرستنده ادعا می‌کند: «چنین چیزی را قبلاً ندیده بودیم.»

در متن حذف‌شده همچنین آمده است:

«نمی‌دانم آیا این موضوع به جنگ خاورمیانه مربوط است یا نه»

«به نظر می‌رسد بیشتر آن‌ها خودروهای حمل‌ونقل و زرهی هستند»

***

cf.jpgبی بی سی - در حالی که بيش از ۲۴ ساعت از آغاز آتش‌بس موقت ميان ايران و امريکا می‌گذرد، تحولات اخير به شرح زير است:

حملات در نقاط مختلف منطقه همچنان ادامه دارد و ثبات آتش‌بس در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

وضعيت عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز نامشخص است؛ در حالی که کاخ سفيد اعلام کرده اين مسير «باز» است، رسانه‌های دولتی ايران می‌گويند همچنان بسته است.

محمدباقر قالیباف که به نظر می‌رسد رهبری مذاکرات با آمریکا را در دست دارد با شمردن سه مورد از نقض مفاد آتش‌بس گفته در این صورت نه آتش‌بس دوطرفه معنا دارد و نه مذاکرات

درگيری‌ها ميان اسرائيل و لبنان تشديد شده است؛ امريکا و اسرائيل می‌گويند لبنان شامل توافق نبوده، اما ايران اعلام کرده که بوده است.

کاخ سفيد جزئيات منتشرشده از سوی ايران درباره توافق را رد کرده و می‌گويد با آنچه واقعا مورد توافق قرار گرفته، متفاوت است.

نيروهای دفاعی اسرائيل مدعی شده‌اند يک فرمانده حزب‌الله را در بيروت کشته‌اند و اعلام کردند در «بزرگ‌ترين حمله» از زمان آغاز عمليات ماه گذشته، ۱۰۰ حمله را طی ۱۰ دقيقه انجام داده‌اند.

وزارت بهداشت لبنان اعلام کرده دست‌کم ۱۱۲ نفر در حملات اسرائيل کشته و حدود ۸۰۰ نفر زخمی شده‌اند.

ايران هشدار داده در صورت ادامه حملات به لبنان، پاسخی «پشيمان‌کننده» خواهد داد.

بنيامين نتانياهو بر ادامه حملات عليه حزب‌الله تاکيد کرده و گزارش‌ها درباره اطلاع ديرهنگام اسرائيل از توافق آتش‌بس را رد کرده است.

در کاخ سفيد، کارولين لويت، سخنگوی مطبوعاتی، اعلام کرد مذاکرات صلح روز شنبه در پاکستان آغاز می‌شود و جی دی ونس هيات امريکايی را در اسلام‌آباد رهبری خواهد کرد.

در همين حال، مارک روته پس از ديدار با دونالد ترامپ اعلام کرد که رييس جمهور امريکا «به وضوح از متحدان ناتو ناراضی» است.

ترامپ نيز در شبکه‌های اجتماعی با حروف بزرگ نوشت: «ناتو زمانی که ما به آن نياز داشتيم حضور نداشت و اگر دوباره به آن نياز داشته باشيم هم حضور نخواهد داشت.»

azadiflag.jpgیورونیوز - بحث مذاکره پیش‌رو بین ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان در حالی مطرح شده است که آتش‌بس بین دو کشور به دلیل ادامه درگیری بین اسرائیل و گروه حزب‌الله لبنان در معرض تهدید قرار دارد.

سفیر ایران در پاکستان پیش از این خبر داده بود که هیات ایرانی شامگاه پنجشنبه وارد اسلام‌آباد خواهد شد. با این حال او مدت کوتاهی پس از انتشار این خبر در شبکه اجتماعی «ایکس» آن را حذف کرد.

دو طرف علاوه بر اختلاف‌نظر در مورد تعمیم آتش‌بس به لبنان در مورد محتوای پیشنهاد ۱۰ بندی ایران نیز با یکدیگر هم‌نظر نیستند. به نظر می‌رسد که هر کدام از دو طرف به سند پیشنهادی متفاوتی استناد می‌کنند. به عنوان مثال در متنی که ایران به طور علنی به آن اشاره می‌کند بر حق غنی‌سازی اورانیوم تاکید شده است.

این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا تاکید می‌کند که «عدم غنی‌سازی» بخشی از توافق احتمالی با ایران خواهد بود.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

چرا مذاکرات پیش‌رو دشوار خواهد بود؟

مذاکرات ایران و آمریکا در شرایطی برگزار خواهد شد که دیوار بلند بی‌اعتمادی بین دو کشور از همیشه بلندتر است. ایران تاکنون دو بار در حالی که در حال مذاکره با ایالات متحده بوده مورد حمله نظامی قرار گرفته است. در این شرایط طبیعی است که مقام‌های جمهوری اسلامی بر این باور باشند که مذاکره با واشنگتن کاری «غیرمنطقی» باشد.

wh.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در واکنش به گزارش‌ها و روایت‌های متناقض درباره مذاکرات ایران و آمریکا در حساب خود در شبکه ایکس نوشت:

«توافق‌ها، فهرست‌ها و روایت های متعددی در حال انتشار است که توسط افرادی ارسال می‌شود که مطلقاً هیچ ارتباطی با مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی ندارند. در بسیاری از موارد، آن‌ها کاملاً کلاهبردار، شارلاتان و حتی بدتر هستند.

پس از پایان تحقیقات، هویت آن‌ها و نادرستی ادعاهایشان به‌سرعت افشا خواهد شد.

تنها یک مجموعه از "نکات" معنادار وجود دارد که برای ایالات متحده قابل قبول است و ما این موارد را پشت درهای بسته در جریان این مذاکرات بررسی خواهیم کرد. این همان نکاتی است که مبنای توافق ما برای آتش‌بس قرار گرفت. این موارد منطقی هستند و به‌راحتی قابل اجرا خواهند بود.

این وضعیت بسیار شبیه گزارش دیشب سی ان ان است که به نقل از یک "منبع" فاقد اختیار یا مسئولیت، نامه‌ای را با این ادعا که از اعتبار بالایی برخوردار است منتشر کرد.

همزمان، حساب رسمی کاخ سفید نیز با نقل قولی از ترامپ تأکید کرد:

«تنها یک مجموعه از نکات مشخص وجود دارد که برای ایالات متحده قابل قبول است و این موارد در جریان مذاکرات، پشت درهای بسته بررسی خواهد شد.»

همچنین در پستی دیگر در شبکه تروث سوشال، ترامپ نوشت که «۱۰ نکته» منتشرشده از سوی جمهوری اسلامی با «۱۰ نکته‌ای» که ایالات متحده آن‌ها را مبنای آتش‌بس پذیرفته، متفاوت است.

او افزود پیشنهاد واقعی که به‌صورت غیرعلنی دریافت شده «منطقی و قابل اجراست» و می‌تواند نقطه شروعی برای مذاکرات باشد، نه فهرستی که به‌طور عمومی منتشر شده است.

***

mbgh.jpgپس از ۳ نقض کلیدی چارچوب مورد توافق، آتش‌بس و مذاکره بی‌معناست

متن پست کانال قالیباف


"پس از ۳ نقض کلیدی چارچوب مورد توافق، آتش‌بس و مذاکره بی‌معناست| تهاجم به لبنان، تجاوز به آسمان ایران و انکار حق غنی‌سازی، نقض سه بند کلیدی چارچوب مورد توافق است


محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در بیانیه‌ای درباره نقض سه بند کلیدی از طرح ده‌بندی ایران (چارچوب مورد توافق) پیش از آغاز مذاکرات در شبکه ایکس نوشت:

از همان ابتدا، ما روند جاری را با بی‌اعتمادی دنبال می‌کردیم و همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، ایالات متحده آمریکا این بار نیز پیش از آغاز مذاکرات، تعهدات خود را نقض کرد.

همان‌گونه که رئیس‌جمهور ایالات متحده صراحتاً اعلام کرده است، طرح ده‌بندی جمهوری اسلامی ایران، پایه و چارچوب مبنای قابل کار و چارچوب پایه‌ای برای این گفتگوها محسوب می‌شود. با این حال، تا این لحظه سه بند از این پیشنهاد نقض شده است:

عدم پایبندی به بند اول طرح ده‌بندی در خصوص آتش‌بس لبنان -- تعهدی که نخست‌وزیر شهباز شریف نیز صراحتاً به آن اشاره کرده و آن را «آتش‌بس فوری در همه‌جا از جمله لبنان و سایر مناطق، مؤثر بلافاصله» اعلام نموده است؛

ورود پهپاد متجاوز به آسمان ایران که در شهر لار در استان فارس منهدم شد و نقض آشکار بند ممنوعیت هرگونه تجاوز مجدد به حریم هوایی ایران است؛

انکار پذیرش حق غنی‌سازی ایران، که بند ششم این چارچوب بود.

اکنون همان «چارچوب پایه‌ای برای مذاکره» نیز حتی پیش از آغاز مذاکرات، سه بند کلیدی آن به صورت علنی و آشکار نقض شده است.

در چنین شرایطی، نه آتش‌بس دوطرفه معنایی دارد و نه مذاکرات

***

dtbbanner.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، صبح پنج‌شنبه ۲۰ فروردین در پیامی در شبکه‌ اجتماعی تروث‌سوشال نوشت نیروهای نظامی ایالات متحده «در ایران و اطراف آن» تا زمان اجرای کامل «توافق واقعی»، در محل ماموریت خود باقی خواهند ماند.

در این پیام آمده است: «تمامی کشتی‌ها، هواپیماها و نیروهای نظامی آمریکا، به همراه مهمات، تسلیحات و هر آنچه که برای اجرای مرگبار و نابودی دشمنی که از پیش تا حد زیادی تضعیف شده است مناسب و ضروری باشد، در داخل و اطراف ایران باقی خواهند ماند، تا زمانی که "توافق واقعی" به‌دست‌آمده به‌طور کامل اجرا شود.»

او هشدار داد در صورت عدم پایبندی به این توافق، عملیات نظامی با شدتی بی‌سابقه از سر گرفته خواهد شد.

dtts.jpg

hegseth.jpgبا کبوتر نامه‌بر آتش‌بس را به نیروهایتان ابلاغ کنید

ایران اینترنشنال - پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، روز چهارشنبه در واکنش به گزارش‌هایی درباره ادامه حملات جمهوری اسلامی پس از اعلام آتش‌بس موقت گفت گاهی زمان می‌برد تا آتش‌بس تثیبت شود اما حکومت ایران باید هرچه سریع‌تر به نیروهای خود دستور توقف شلیک را ابلاغ کند.

او با لحنی هشدارآمیز گفت: «ایران عاقلانه عمل می‌کند اگر راهی پیدا کند که پیام را حتی با کبوتر نامه‌بر به نیروهایش در مناطق دورافتاده برساند تا بدانند دیگر شلیک نکنند و حملات یک‌طرفه یا موشکی را متوقف کنند.»او تاکید کرد که نیروهای آمریکایی در صورت لزوم همچنان آماده پاسخ‌گویی هستند.

درخواست فوری نخست‌وزیر پاکستان برای خویشتن‌داری طرفین؛ «نقض آتش‌بس، دیپلماسی را تهدید می‌کند»

یورونیوز - شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، با ابراز نگرانی از گزارش‌های دریافتی مبنی بر نقض آتش‌بس در برخی نقاط منطقه نبرد، از تمامی طرف‌های درگیر خواست تا با پایبندی به توافقات، اجازه دهند فرآیند دیپلماتیک مسیر خود را طی کند.نخست‌وزیر پاکستان با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تاکید کرد که تداوم این درگیری‌های پراکنده، «روح فرآیند صلح» را تضعیف می‌کند. او در ادامه افزود: «من صمیمانه و مجدانه از همه طرف‌ها می‌خواهم که خویشتن‌داری پیشه کرده و به آتش‌بس دو هفته‌ای، همان‌طور که بر سر آن توافق شده است، احترام بگذارند.»شهباز شریف هدف از این پافشاری بر توقف درگیری‌ها را فراهم کردن فضا برای نقش‌آفرینی دیپلماسی دانست و خاطرنشان کرد که تنها از این طریق می‌توان به سمت یک «حل‌وفصل مسالمت‌آمیز» برای پایان دادن به این بحران حرکت کرد.

آسیب به خط لوله نفتی عربستان؛ شاهرگ حیاتی جایگزین تنگه هرمز هدف قرار گرفت

یک منبع آگاه روز چهارشنبه به رویترز گفت که خط لوله حیاتی «شرق به غرب» عربستان سعودی در پی حمله ایران آسیب دیده است. این خط لوله پس از مسدود شدن موثر تنگه هرمز توسط ایران، روزانه حدود ۷ میلیون بشکه نفت را از قلب میادین نفتی در شرق عربستان به بندر «ینبع» در کرانه دریای سرخ منتقل می‌کرد.

این منبع آگاه با اشاره به اینکه برآورد خسارات در حال انجام است، افزود انتظار می‌رود جریان نفت در این خط لوله تحت تاثیر قرار گیرد؛ موضوعی که می‌تواند به گفته کارشناسان، وخیم‌ترین بحران انرژی جهان را تشدید کند.



vakonesh.jpgاز خشم و ناامیدی تا امید به «تاکتیک پنهان

ایران اینترنشنال - اعلام آتش‌بس موقت میان آمریکا و جمهوری اسلامی، موجی از واکنش‌ها و احساسات متناقض را در میان شهروندان ایرانی برانگیخته است. واکنش‌هایی که از ناامیدی و خشم نسبت به بقای حکومت تا امیدواری به آتش‌بس به‌عنوان «تاکتیکی موقت» برای تحولات آینده و حتی سرنگونی را در بر می‌گیرد.

پیام‌هایی که از شهرهای مختلف به دست ایران‌اینترنشنال رسیده، نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از مخاطبان، این آتش‌بس موقت را به چشم «عقب‌نشینی یا توقفی ناخواسته در مسیر تغییرات احتمالی» می‌بینند.

برخی شهروندان با لحنی انتقادی، نسبت به نقش آمریکا و به‌ویژه دونالد ترامپ واکنش نشان دادند.

یکی از مخاطبان خطاب به ترامپ نوشت: «ما از شما کمک خواستیم که ایران را آزاد کنید، اما نه تنها آزاد نکردید، بلکه کشوری بسیار بدتر به ما تحویل دادید و خون ۴۵ هزار جاویدنام پایمال شد.»

کاربری دیگر نیز این توافق را نوعی «خلف وعده» توصیف کرد و نوشت: «آتش‌بس موقت برای مردم، آغاز بدبختی با دولتی ناتوان است. حتی توان بقا با این اقتصاد ورشکسته وجود ندارد.»

میان بسیاری از پیام‌ها، احساس ناامیدی عمیق از آینده نیز دیده می‌شود.

یک شهروند از تهران نوشت: «وقتی خبر آتش‌بس را شنیدم، انگار دنیا روی سرم خراب شد.»

شهروندی دیگر نیز با اشاره به شرایط داخلی ایران گفت: «بدبخت بودیم و حالا بدبخت‌تر می‌شویم. دیگر هیچ امیدی نداریم.»

امید به «تاکتیک موقت» یا ادامه مسیر

در کنار این موج ناامیدی گسترده، گروهی دیگر از مخاطبان این آتش‌بس را نه پایان مسیر، بلکه بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر ارزیابی کردند.

برخی از این شهروندان معتقدند توافق کنونی می‌تواند «تاکتیکی برای ایجاد شرایط جدید و سرنگونی جمهوری اسلامی» باشد.

یکی از مخاطبان در همین زمینه خطاب به رییس‌جمهوری آمریکا نوشت: «لطفا کاری را که شروع کرده‌اید، نیمه‌تمام رها نکنید.»

rp.jpgامروز نه زمان ناامیدی، بلکه زمان باور بیشتر به پیروزی است

رضا پهلوی، در پیامی ویدیویی خطاب به «هم‌میهنان و ملت بزرگ ایران» گفت می‌داند خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل بسیاری را دلسرد کرده است، اما امروز نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است.

او در این پیام که شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین منتشر شد، افزود: «آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند.»

رضا پهلوی در ابتدای این پیام ویدیویی با اشاره به اعتراضات دی ماه در جریان انقلاب ملی ایرانیان گفت: «به همه شما که در این صد روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید، با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم.»

رضا پهلوی در ادامه پیام خود خطاب به مردم ایران افزود: «آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقا در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جانفشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) نیز فریاد زد.»

او گفت: «ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه به‌جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب فلج شده و فرو پاشیده است.»

abc.jpgخبر تکمیلی:

جاناتان کارل، خبرنگار شبکه ای بی سی، در شبکه ایکس نوشت:

امروز صبح از رئیس‌جمهور ترامپ پرسیدم آیا با این موضوع موافق است که ایران از همه کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند عوارض دریافت کند. او پاسخ داد که ممکن است یک طرح مشترک میان آمریکا و ایران برای دریافت این عوارض ایجاد شود.

ترامپ گفت:
«داریم به این فکر می‌کنیم که آن را به‌صورت یک سرمایه‌گذاری مشترک انجام دهیم. این راهی برای تأمین امنیت آن است -- و همچنین محافظت از آن در برابر افراد و طرف‌های دیگر.»

او افزود:
«این یک چیز زیباست.»

karlx.jpg

رویترز: چند کشتی پیام گرفتند که تنگه هرمز همچنان بسته است

خبرگزاری رویترز به نقل از منابع دریایی گزارش داد، نیروی دریایی جمهوری اسلامی با انتشار پیامی اعلام کرده که مالکان کشتی‌ها برای عبور از محدوده‌های آبی تحت کنترل ایران باید از این کشور مجوز دریافت کنند، در غیر این صورت کشتی‌ها هدف قرار گرفته و نابود خواهند شد. براساس این گزارش، چندین کشتی در خلیج فارس پیام‌هایی از نیروی دریایی جمهوری اسلامی دریافت کرده‌اند که تنگه هرمز همچنان بسته است.

عمان: عبور از تنگه هرمز بدون دریافت هزینه خواهد بود

به گزارش خبرنگار رویترز، سعید بن حمود المعولی، وزیر حمل‌ونقل عمان، اعلام کرد همه توافق‌های مرتبط با حمل‌ونقل دریایی امضا شده و بر اساس آن، امکان اعمال هزینه برای عبور از تنگه هرمز وجود ندارد. او افزود: «با این حال کشورهای زیادی از جمله ایران و آمریکا این توافق‌ها را امضا نکرده‌اند و به همین دلیل خلاء قانونی وجود دارد.» این توضیح عمان می‌تواند با ادعای ترامپ همسو باشد، زیرا اشاره به «خلأ قانونی» ناشی از امضانشدن توافق‌ها توسط کشورهایی مانند ایران و آمریکا، عملاً امکان ایجاد سازوکارهای جدید--از جمله طرح مشترک برای دریافت عوارض--را منتفی نمی‌کند.

در همین زمینه طبق گزارش‌های فایننشال تایمز، جمهوری اسلامی از نفتکش‌ها برای عبور از تنگه هرمز حدود ۱ دلار به ازای هر بشکه دریافت می‌کند که باید با ارز دیجیتال پرداخت شود.

گزارش‌ها حاکی است شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی با احتیاط عمل می‌کنند و هنوز بسیاری از کشتی‌ها در انتظار روشن شدن شرایط عبور هستند. برآوردها نشان می‌دهد صدها کشتی در خلیج فارس منتظر خروج هستند و روند عبور به‌دلیل کنترل‌های جدید به‌شدت کند شده است.

کارشناسان هشدار داده‌اند که ادامه این وضعیت می‌تواند توازن قدرت در بازار جهانی نفت و حتی در درون اوپک‌پلاس را تحت تاثیر قرار دهد، چرا که کنترل ایران بر تنگه هرمز می‌تواند به اهرم فشاری بر صادرات دیگر کشورها تبدیل شود

oman.jpgگزارش اولیه:

آسوشیتدپرس: طرح آتش‌بس به ایران و عمان اجازه می‌دهد برای عبور از تنگه هرمز عوارض بگیرند

خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام منطقه‌ای که در مذاکرات اخیر با جمهوری اسلامی شرکت داشت، نوشت که طرح آتش‌بس دو هفته‌ای شامل اجازه دادن به ایران و عمان برای دریافت هزینه از کشتی‌هایی است که از تنگه هرمز عبور می‌کنند.

این مقام گفت که حکومت ایران عواید حاصل از این کار را برای «بازسازی» استفاده خواهد کرد، اما تصمیم عمان برای نحوه صرف این درآمد روشن نیست.

تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی عمان و ایران قرار دارد. در قواعد بین‌المللی جهان این گذرگاه یک آبراه بین‌المللی به شمار می‌آید و تاکنون هرگز عوارضی بابت عبور از آن درخواست نشده بود.

این مقام که مستقیماً در مذاکرات شرکت داشت، به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد تا در مورد مذاکرات داخلی صحبت کند.

IMG_5288.pngهیچ چیز از حکومت نکبت اسلامی یاد نگرفته باشیم، یک چیز را خوب یاد گرفته ایم:
زیر بار شکست نرویم و هر وضعیتی را به نفع خودمان و به اسم پیروزی توجیه کنیم.
البته من ایرادی در این مساله نمی بینم. از وقتی اینترنت فارسی باب شده، میلیون ها نفر مبارز سیاسی و مفسر سیاسی و متخصص امور سیاسی شده اند اما واقعیت این است که ما ایرانیان هیچ کدام از این ها نیستیم. یک امکان حرف زدن پیدا کرده ایم و هر چه به ذهن مان می آيد را بدون این که واقعا به آن معتقد باشیم بر زبان می آوریم.

بعد که عقیده مان را بر زبان می آوریم خودمان باورمان می شود که این عقیده ی واقعی ماست و ما حاضریم به خاطر این عقیده جان مان را هم فدا کنیم. اما اشتباه می کنیم. ما آدم های معمولی هستیم که می خواهیم زندگی کنیم و وقتی چیزی در اینترنت می گوییم یا می نویسیم بازتاب همین نگاه است نه چیزی بیشتر. ما مبارز سیاسی نیستیم و نمی توانیم هم باشیم. در باره ی سیاست حرف زدن ماها مثل حرف زدن مان در باره ی فلان بازی فوتبال است. نظر کارشناسی می دهیم که اگر این طور می شد و آن طور نمی شد گل زدن مان قطعی بود. این قدر در بازی فرو می رویم که انگار خودمان وسط میدان هستیم و توپ زیر پای مان هست و می توانیم با دریبل ی که در سر داریم و پاسی که می دهیم و شوتی که می کنیم تیم محبوب مان را پیروز کنیم. اما این ها همه حرف است. بازی فوتبال ما دو ساعت است و بعد می رویم سراغ کار و زندگی اصلی مان. نه توپی، نه شوتی، نه پاسی، نه اصلا فکر کردن به فوتبال. کار ما چیز دیگری ست. زندگی کردن است. بقال هستیم معلم هستیم سرباز هستیم کارمند هستیم دانشجو هستیم کارگر هستیم دلال هستیم راننده اتوبوس هستیم خلاصه یک عنصر اجتماع هستیم که کار و تلاش می کنیم برای زندگی کردن. هر چه به این کار و تلاش آسیب بزند و مانع نان در آوردن ما بشود بد است. هر چه هم که به بیشتر شدن در آمد و رفاه ما کمک کند خوب است. شب می خوابیم صبح بیدار می شویم که این زندگی را ادامه بدهیم نه این که فوتبال بازی کنیم. فوتبال بازی کردن ذهنی ما مال اوقات فراغت ماست نه همه ی زندگی ما. اینترنت باعث شده تا ما هم خودمان را گول بزنیم هم دیگران را. این گول زدن این قدر شدت اش زیاد است که گاهی واقعا خودمان را در قالب یک عنصر مبارز سیاسی می بینیم. بخصوص وقتی با همفکران و کسانی که شبیه خود ما هستند هم صحبت می شویم دیگر خدا را بنده نیستیم. اصلا چگوارا می شویم. اصلا کسی می شویم که ۴۷ سال تمام است شبانه روز با حکومت نکبت اسلامی می جنگیم. اگر روزی روزگاری حکومت سقوط کند که حالا حالاها به لطف امثال شما انقلابیون دروغی نخواهد کرد چه داستان ها که تعریف نخواهید کرد. خودتان یک پا دایی جان ناپلئون خواهید شد که با تفنگ حسن موسایش علیه حکومت اسلامی جنگید و آن ها را از ایران بیرون راند. بله. روان انسان تا این اندازه استعداد دروغ را جایگزین واقعیت کردن دارد طوری که گاه خودش هم دروغ های شاخدارش باور ش می شود....

زیر ذره بین سخن امروز را ببینید....


axios.jpgباراک راوید، اکسیوس - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

مقام‌هایی در آمریکا و اسرائیل روز دوشنبه، هم‌زمان با نزدیک شدن ضرب‌الاجل دونالد ترامپ، از تحول مهمی مطلع شدند: به گفته یک مقام اسرائیلی، یک مقام منطقه‌ای و منبع سومی که از مذاکرات آگاه بود، "رهبر جمهوری اسلامی" برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ به مذاکره‌کنندگان خود دستور داد به سمت توافق حرکت کنند.

تصویر کلی: در حالی که ترامپ به‌صورت علنی از «نابودی کامل» سخن می‌گفت، پشت‌پرده نشانه‌هایی از پیشرفت دیپلماتیک دیده می‌شد -- هرچند حتی منابع نزدیک به ترامپ هم تا لحظه اعلام آتش‌بس نمی‌دانستند نتیجه چه خواهد شد.

  • نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و مقام‌های پنتاگون در ساعات پایانی خود را برای یک کارزار گسترده بمباران زیرساخت‌های ایران آماده می‌کردند و همزمان تلاش داشتند بفهمند ترامپ به کدام سمت متمایل است. یک مقام دفاعی گفت: «نمی‌دانستیم چه خواهد شد. وضعیت کاملاً غیرقابل‌پیش‌بینی بود.»
  • متحدان منطقه‌ای انتظار تلافی جمهوری اسلامی در مقیاسی بی‌سابقه را داشتند. در داخل ایران نیز برخی غیرنظامیان برای دور شدن از مناطق هدف احتمالی در حال ترک خانه‌های خود بودند.
  • این روایت از دیپلماسی‌ای که فعلاً مانع از تشدید درگیری ها شده، بر اساس گفت‌وگو با یازده منبع مطلع از مذاکرات تنظیم شده است.

آغاز ماجرا: صبح دوشنبه، در حالی که ترامپ در مراسم عید پاک کاخ سفید میان جمعیت حضور داشت، استیو ویتکافِ «بسیار خشمگین» پشت تلفن‌ها مشغول رایزنی بود.

  • فرستاده آمریکا به میانجی‌ها گفت طرح ۱۰ بندیِ متقابل ایران که تازه دریافت شده بود «فاجعه» است.
  • این موضوع آغاز روزی «آشفته» از اصلاحات بود؛ میانجی‌های پاکستانی پیش‌نویس‌ها را میان ویتکاف و عباس عراقچی رد و بدل می‌کردند و وزرای خارجه مصر و ترکیه نیز تلاش داشتند اختلاف‌ها را کاهش دهند.
  • تا شب دوشنبه، میانجی‌ها موافقت آمریکا را برای یک پیشنهاد به‌روزشده شامل آتش‌بس دو هفته‌ای گرفتند. تصمیم نهایی با رهبر جمهوری اسلامی بود که به گفته منابع، دوشنبه و سه‌شنبه فعالانه در روند دخالت داشت.

نقش پشت‌پرده مجتبی خامنه ای:
درگیری فعال و تهدید ترور از سوی اسرائیل باعث شد ارتباطات او مخفیانه و دشوار باشد؛ او عمدتاً از طریق انتقال یادداشت‌ها توسط رابط‌ها پیام می‌فرستاد.

  • دو منبع موافقت او با مذاکره‌کنندگان برای رسیدن به توافق را «نقطه عطف» توصیف کردند.
  • به گفته یک منبع منطقه‌ای، عباس عراقچی نیز در پیشبرد مذاکرات و متقاعد کردن فرماندهان سپاه برای پذیرش توافق نقش محوری داشت.
  • چین نیز به ایران توصیه کرده بود مسیر خروج از بحران را بپذیرد.
  • در نهایت، همه تصمیم‌های اصلی از فیلتر رهبر جمهوری اسلامی عبور می‌کرد. یک منبع گفت: «بدون چراغ سبز او توافقی در کار نبود.»

enfejar.jpg

خبر تکمیلی:

ایران اینترنشنال - بر اساس پیام‌های مخاطبان ایران اینترنشنال چهارشنبه شب و بامداد پنجشنبه مناطق مختلف ایران از استان البرز گرفته تا خوزستان هدف حمله قرار گرفت. صدای چندین انفجار در مهرشهر، محمدشهر و عظیمیه در استان البرز، بین ساعات ۲ تا ۴ بامداد پنجشنبه شنیده شد.

بر اساس پیام های مخاطبان، ساعت ۲۳:۳۶ چهارشنبه، صدای انفجار شدید در بوشهر شنیده شد. همچنین صدای چند انفجار پیاپی ساعت ۰۴:۴۰ پنج‌شنبه در شیراز شنیده شد. در اهواز نیز حدود ۰۳:۱۵ پنج‌شنبه صدای دو انفجار نسبتا شدید شنیده شد.

گزارش اولیه:

گزارش‌ها از شنیده‌شدن صدای انفجار و فعالیت پدافند در اطراف تهران و چند استان دیگر

پیام‌های رسیده از مخاطبان ایران‌اینترنشنال حاکی است شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین، در مناطقی از استان تهران و استان‌های همجوار، صدای انفجار، فعالیت پدافند و عبور جنگنده‌ها گزارش شده است.

بر اساس این گزارش‌ها، در نسیم‌شهر بهارستان، در نیمه‌شب ۱۸ فروردین صدای عبور جنگنده شنیده شده است.

همچنین در پاکدشت، حوالی ساعت ۲۱:۰۴ صدای انفجار در محدوده پارچین گزارش شده و پدافند در شهرک قیامدشت فعال بوده است.

در استان البرز، ساعت ۲۱:۲۱ صدای انفجار شدید در گرمدره شنیده شده و هم‌زمان فعالیت پدافند گزارش شده است. در آبیک قزوین نیز حوالی ساعت ۲۱:۴۰ صدای فعالیت پدافند به گوش رسیده است.

araqchi.jpgعراقچی: برای دو هفته عبور امن از تنگه هرمز امکان‌پذیر خواهد بود

عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بامداد چهارشنبه طی بیانیه‌ای ضمن اعلام موافقت ایران با آتش‌بس دو هفته‌ای اعلام کرد: «‫اگر حملات علیه ایران متوقف ش نیروهای مسلح ما عملیات دفاعی خود را متوقف خواهند کرد.» آقای عراقچی افزود: «برای مدت دو هفته، عبور ایمن از تنگه هرمز از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی، امکان‌پذیر خواهد بود.»

متن کامل بیانیه:

تهران - ۷ آوریل ۲۰۲۶

از طرف جمهوری اسلامی ایران، از برادران عزیزم، جناب نخست‌وزیر پاکستان آقای شریف و همچنین فیلد مارشال منیر، به‌دلیل تلاش‌های خستگی‌ناپذیرشان برای پایان دادن به جنگ در منطقه، قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم.

در پاسخ به درخواست برادرانه نخست‌وزیر شریف در توییت خود، و با توجه به درخواست ایالات متحده برای آغاز مذاکرات بر اساس پیشنهاد ۱۵ بندی آن کشور، و نیز اعلام رئیس‌جمهور آمریکا درباره پذیرش چارچوب کلی پیشنهاد ۱۰ بندی ایران به‌عنوان مبنای مذاکرات، بدین‌وسیله از طرف شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام می‌کنم:

در صورت توقف حملات علیه ایران، نیروهای مسلح قدرتمند ما عملیات دفاعی خود را متوقف خواهند کرد.

به مدت دو هفته، عبور ایمن از تنگه هرمز از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی، امکان‌پذیر خواهد بود.

عباس عراقچی
وزیر امور خارجه
جمهوری اسلامی ایران

aaStatement.jpg

tasnim.jpgوال‌استریت ژورنال: رژیم هشدار داده است که اگر حملات اسرائیل به لبنان و جمهوری اسلامی ادامه یابد، آن‌ها به حمله به کشورهای منطقه، از جمله اسرائیل، ادامه خواهند داد. به گفته منابع، این پیام در جریان تلاش‌های دیپلماتیک برای حفظ آتش‌بس مطرح شده است

ترامپ: لبنان در توافق آتش‌بس موقت با تهران گنجانده نشده است

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در گفت‌وگو با شبکه پی‌بی‌اس اعلام کرد که لبنان در توافق آتش‌بس موقت با تهران گنجانده نشده و جمهوری اسلامی نیز از این موضوع مطلع است.

***

ایران وایر - خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، اعلام کرد در صورت «نقض آتش‌بس» از سوی اسراییل و ادامه حملات به حزب‌الله لبنان، ایران از توافق خارج خواهد شد.

به نوشته این رسانه، یک منبع آگاه در گفت‌وگو با تسنیم هشدار داده است: «اگر آمریکا نمی تواند اسراییل را مهار کند، ایران به او استثنا در این زمینه کمک می کند؛ آن هم با زور.»

این منبع همچنین اعلام کرد همزمان با بررسی خروج احتمالی از آتش‌بس، نیروهای مسلح ایران در حال تعیین اهداف برای پاسخ به آنچه «تجاوزات» اسراییل به لبنان خوانده شده، هستند.

تسنیم همزمان پیام مشترکی از فرماندهان هوافضا و نیروی دریایی سپاه منتشر کرده که در آن آمده است: «همین امروز هم تجربه کردند و دیدند که دست های ما روی ماشه است و به محض آنکه کوچکترین خطایی از دشمن سر بزند با قدرت کامل پاسخ داده خواهد شد.»

انتشار این مواضع همزمان با گزارش هایی درباره ادامه حملات پهپادی و موشکی ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس صورت گرفته است.

کویت اعلام کرده که شماری از تاسیسات شرکت ملی نفت این کشور و وزارت انرژی، روز چهارشنبه هدف پهپادهای ایرانی قرار گرفته اند. به گفته مقام های کویتی، این حملات چندین تاسیسات از جمله نیروگاه ها را هدف قرار داده و خسارات سنگینی به زیرساخت ها، واحدهای تولید برق و مخازن سوخت وارد کرده است. همچنین در برخی از این تاسیسات آتش سوزی گزارش شده است.

در همین حال، وزارت دفاع قطر نیز اعلام کرد این کشور روز چهارشنبه ۱۹ فروردین هدف هفت فروند موشک و پهپاد شلیک شده از سوی ایران قرار گرفته است.

vahidi.jpgنزدیک‌شدن ضرب‌الاجل ترامپ؛ کاهش امید به توافق و نقش پررنگ وحیدی

کیهان لندن - با نزدیک‌شدن به ضرب‌الاجل تعیین‌شده از سوی دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، گزارش‌های وال‌استریت ژورنال و نیویورک‌تایمز از کاهش چشمگیر امیدها به دستیابی به یک توافق فوری میان تهران و واشنگتن خبر می‌دهند؛ در شرایطی که به‌نوشته‌ی این رسانه‌ها، احمد وحیدی بعنوان یکی از بازیگران کلیدی در فرآیند تصمیم‌گیری ایران و کانال‌های غیرمستقیم دیپلماتیک، نقشی محوری در تلاش‌های میانجی‌گرانه و سنجش امکان ادامه یا تشدید تنش‌ها ایفا می‌کند.

وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های آمریکایی و خاورمیانه‌ای گزارش داده است که تصمیم‌گیری درباره‌ی هرگونه مذاکره، از مسیر شورای عالی امنیت ملی ایران و با نقش‌آفرینی احمد وحیدی انجام می‌شود. به نوشته‌ی این روزنامه، همین موضوع او را به یکی از محورهای اصلی تلاش‌های واشنگتن و میانجی‌های منطقه‌ای برای حفظ یک کانال محدود گفتگو، پیش از تصمیم احتمالی ترامپ برای تشدید حملات، تبدیل کرده است.

بر اساس این گزارش، رؤسای نهادهای اطلاعاتی مصر و ترکیه، همراه با فرمانده‌ی ارتش پاکستان، بخش مهمی از تلاش‌های میانجی‌گرانه‌ی خود را بر تماس با وحیدی و دیگر مقام‌های ارشد اطلاعاتی سپاه متمرکز کرده‌اند. اهمیت این نقش در شرایطی بیشتر شده است که ارتباط مستقیم میان تهران و واشنگتن همچنان محدود، ناپایدار و شکننده توصیف می‌شود.

با این حال، تحولات میدانی جنگ، روند تماس‌ها را با دشواری بیشتری روبرو کرده است. حملات هوایی به کشته‌شدن شماری از مقام‌های ارشد ایرانی و آسیب به زیرساخت‌های ارتباطی دولت منجر شده است و همین مسئله، شناسایی افرادی را که اختیار واقعی برای مذاکره دارند و نیز برقراری تماس با آن‌ها را دشوارتر کرده است.

ترامپ روز دوشنبه در جمع خبرنگاران به این مشکل اشاره کرد و گفت: «بزرگ‌ترین مشکلی که در مذاکره داریم این است که آن‌ها نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند.» او همچنین افزود: «بستگی دارد چه کار کنند. این یک دوره‌ی حساس است.»

trumpGN.jpgدو هفته آرامش؛ درس تازه‌ای از ترامپ‌شناسی؟

خبرنامه گویا - اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای میان امریکا و جمهوری اسلامی، در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از کاهش تنش تلقی شود؛ اما فاصله قابل توجه میان پیشنهاد ۱۵ بندی واشینگتن و طرح ۱۰ بندی تهران، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این آتش‌بس بیش از آن‌که گامی به سوی توافق باشد، فرصتی برای بازچینی صحنه و آماده‌سازی دور بعدی رویارویی است؟

بر اساس گزارش‌ها، اختلاف‌ها همچنان بنیادی است:

واشینگتن بر توقف کامل غنی‌سازی، خروج ذخایر اورانیوم غنی‌شده، پایان حمایت مالی و نظامی از گروه‌های شبه‌نظامی منطقه‌ای مانند حزب‌الله، حوثی‌ها و حشدالشعبی، و محدودیت‌های موشکی تأکید دارد. در مقابل، تهران حاضر به پذیرش چنین چارچوبی نیست و پیشنهاد ۱۰ بندی آن عملاً حفظ بخش عمده‌ای از زیرساخت هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای را مفروض می‌گیرد. چنین فاصله‌ای معمولاً نه با «دو هفته» بلکه با تغییرات راهبردی حل می‌شود.

از این زاویه، آتش‌بس ممکن است کارکردی عملی‌تر داشته باشد: کاهش فوری تنش برای عبور کشتی‌های متوقف‌شده در تنگه هرمز، تخلیه صف نفتکش‌ها، آرام‌سازی بازار انرژی و ایجاد فضای تنفسی برای متحدان منطقه‌ای.

در تحلیل رفتار دونالد ترامپ نیز این ابهام بیشتر می‌شود. در فضای سیاسی آمریکا بارها گفته شده است: «به حرف‌های ترامپ گوش نکنید، به کارهایش نگاه کنید.» در نمونه اخیر، او ضرب‌الاجل سه‌شنبه ۷ آوریل را برای بازگشایی تنگه هرمز تعیین کرده بود و تقریباً هر روز آن را تکرار می‌کرد. با این حال، برای تحریریه «خبرنامه گویا» از ابتدا تمدید این ضرب‌الاجل محتمل‌ترین سناریو ارزیابی می‌شد (هرچند در نهایت نتیجه به اعلام آتش‌بس انجامید). چرا؟ چون تجربه نشان داده زمانی که ترامپ مدام از اقدامی «بزرگ» سخن می‌گوید، احتمال عملی شدن فوری آن کمتر است؛ تصمیم‌های «بزرگ» او معمولاً زمانی رخ می‌دهند که انتظارش نمی‌رود.

رفتار او در همین مورد نیز قابل توجه بود: تا دو ساعت مانده به پایان ضرب‌الاجل، لحن «اقدام قریب‌الوقوع» ادامه داشت، اما ناگهان به «به‌زودی با دوستان ایرانی گفت‌وگو خواهیم کرد» تغییر کرد. این دقیقاً همان لحظه‌ای است که باید پرسید چه چیزی پشت صحنه در جریان است.

پرسش اینجاست: چه زمانی ناظران واقعاً رفتار رئیس‌جمهور آمریکا را درک خواهند کرد؟ شاید هیچ‌وقت. اما یک چیز تغییر نمی‌کند: او همیشه «ترامپ» خواهد بود.

***

پاورقی: طرح این نکته به معنای حمایت از سیاست‌های ترامپ نیست. صرف‌نظر از این‌که این سیاست‌ها موفق بوده‌اند یا نه، منظور اشاره به الگوی تکرارشونده و ظریف در رفتار اوست. از ایده‌هایی مانند «تصرف گرینلند»، «افزودن کانادا به‌عنوان ایالت پنجاه‌ویکم»، تا صحبت از «در اختیار گرفتن نفت ایران». چنین طرح‌هایی اغلب با ایجاد آشفتگی و سردرگمی در میان طرف‌های مقابل، فضای مذاکرات را تغییر می‌دهند و او تلاش می‌کند از این بی‌ثباتی به‌عنوان اهرم فشار و مزیت در چانه‌زنی استفاده کند.

***

آخرین پیام ترامپ:

روزی بزرگ برای صلح جهانی! ایران می‌خواهد این اتفاق بیفتد؛ آن‌ها به اندازه کافی خسته شده‌اند! دیگران هم همین‌طور!

آمریکا برای مدیریت ترافیک ایجادشده در تنگه هرمز کمک خواهد کرد. اقدامات مثبت زیادی در پیش خواهد بود! پول بزرگی به دست خواهد آمد. ایران می‌تواند روند بازسازی را آغاز کند.

ما انواع مختلفی از تجهیزات و کمک‌ها را ارسال خواهیم کرد تا مطمئن شویم همه‌چیز به‌خوبی پیش می‌رود. من اطمینان دارم که همین‌طور خواهد شد.

همان‌طور که اکنون در آمریکا تجربه می‌کنیم، این می‌تواند عصر طلایی خاورمیانه باشد!!!

رئیس‌جمهور دونالد جی. ترامپ

lastpost.jpg



khamindep.jpgایندیپندنت فارسی - اعلام پذیرش آتش‌بس از سوی جمهوری اسلامی که آمریکا آن را مشروط به بازگشایی فوری تنگه هرمز کرده، در روزی انجام شد که چهلم رهبر کشته شده جمهوری اسلامی است.

علی خامنه‌ای که همواره آمریکا را شیطان بزرگ توصیف می‌کرد، مذاکره با دولت ترامپ را «سم مضاعف» خوانده و گفته بود که «نه مذاکره می‌کند و نه جنگ می‌شود.

اما در سال پایانی زندگی او، هم مذاکره با آمریکا اتفاق افتاد و هم آمریکا و اسرائیل دو بار به ایران حمله کردند. او در هر دو مورد، پیش از حمله‌ها با پیشنهادهایی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا برای توافق روی میز گذاشت، مخالفت کرد و در نهایت در نخستین روز از جنگی که اکنون در آن آتش‌بس برقرار شده، در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شد.

از آن پس تا امروز، جسد او دست‌کم به‌طور عمومی دفن نشده و طرفدارانش اعلام کرده‌اند که مراسم چهلمش را برگزار می‌کنند.

این در حالی است که وضعیت مجتبی خامنه‌ای، دومین پسر او که در حمله به شدت مجروح شده نیز روشن نیست و تایمز لندن می‌گوید در کماست. بسیاری از اعضای خانواده خامنه‌ای از جمله دختر، عروس و داماد و نوه او نیز کشته شده‌اند.

در چنین شرایطی باقی‌مانده نظام که عمدتا سپاهیان و چهره‌هایی مانند باقر قالیباف و احمد وحیدی‌اند با آمریکا به مذاکره نشستند و تن به آتش‌بس دادند. آتش‌بسی شکننده که بدون اطمینان از تسلیم کامل نظام، تمدید نخواهد شد.

قاب عکس رضا شاه بزرگ

| No Comments

قیمت روزانه دلار

| No Comments

بنر کوچیک.jpgویدیویی به‌تازگی به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است که لحظات دلهره‌آوری را برای یک خانواده، هنگام حمله اسرائیل و آمریکا به یکی از پایگاه‌های سپاه در بامداد دوشنبه ۱۷ فروردین نشان می‌دهد.

تصاویر منتشرشده در جریان جنگ، پیش از آتش‌بس، حاکی از آن است که جمهوری اسلامی با ساختن پایگاه‌ها و مراکز امنیتی و تحقیقاتیِ نظامی در کنار محل‌های مسکونی و نیز برپایی مراکز امن برای مسئولان در میان خانه‌های شهروندان، از آن‌ها به‌عنوان سپر انسانی در جنگ استفاده کرده است.

ایندیپندنت - ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، نشان می‌دهد نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در تهران با برپایی غرفه و نصب تصاویر فرماندهان کشته‌شده نظامی در حال توزیع غذا هستند.

***

economist.jpgخبرنامه گویا - گرگ کارلستروم، خبرنگار اکونومیست، می‌نویسد:

اگر بخواهیم خلاصه کنیم، آتش‌بس هم لبنان را شامل می‌شود و هم نمی‌شود؛ آمریکا با همه خواسته‌های ایران موافقت کرده و ایران هم با همه خواسته‌های آمریکا موافقت کرده است؛ آمریکا حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت می‌شناسد و همزمان بر «غنی‌سازی صفر» اصرار دارد؛ تنگه هرمز کاملاً باز است، اما در عین حال با محدودیت‌هایی نامشخص روبه‌روست...

درباره توافقی که هنوز مبهم و نهایی نشده، پیش‌بینی‌های قطعی زیادی مطرح می‌شود.

هر دو طرف تلاش می‌کنند این وضعیت را به‌عنوان یک پیروزی پایان‌دهنده به جنگ جلوه دهند، در حالی که احتمال قابل‌توجهی وجود دارد که جنگ حتی هنوز تمام نشده باشد.

***

agreement.jpgخبرگزاری فرانسه: ترامپ اصرار دارد که طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا مبنای مذاکره با ایران خواهد بود

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در یک مصاحبه کوتاه تلفنی با این رسانه اصرار داشت که «طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا» مبنای مذاکرات آتی با جمهوری اسلامی خواهد بود و «یک چارچوب قوی برای یک توافق بلندمدت» به شمار می‌آید.

او به این رسانه گفت: «ما یک توافق ۱۵ ماده‌ای داریم که بیشتر مفاد آن مورد توافق قرار گرفته است. خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد. خواهیم دید که آیا به آنجا می‌رسد یا خیر.»

خبرگزاری فرانسه نوشته است که ترامپ اصرار داشت که مواد هسته‌ای تحت پوشش هرگونه توافق صلحی قرار خواهد گرفت.

این در حالی است که شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای تاکید کرد که حکومت ایران با رد طرح ۱۵ ماده‌ای ترامپ، یک طرح ۱۰ ماده‌ای ارائه داد و مذاکراتی که قرار است جمعه آغاز شود بر اساس این طرح ۱۰ ماده‌ای پیش خواهد رفت.

trumpiran.jpgترامپ با آتش‌بس دو هفته‌ای با جمهوری اسلامی موافقت کرد

یورونیوز - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا شامگاه سه‌شنبه و تنها ساعتی مانده به پایان ضرب‌الاجل تعیین شده از جانب خود، اعلام کرد که با پیشنهاد شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان برای آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران مشروط به موافقت جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی «کامل، فوری و امن» تنگه هرمز، موافقت کرده است.

آقای ترامپ در شبکه اجتماعی «تروت‌سوشال» نوشت: «بر اساس گفتگوهایی که با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و عاصم منیر داشته‌ام که طی آن از من خواستند از به‌کارگیری نیروی مخرب که قرار بود امشب علیه ایران انجام شود خودداری کنم و مشروط به این‌که جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز موافقت کند، من با تعلیق بمباران و حمله به ایران برای مدت دو هفته موافقت می‌کنم. این یک آتش‌بس دوطرفه خواهد بود.»

سی‌ان‌ان: اسرائیل با آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران موافقت کرد

به گزارش سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام ارشد کاخ سفید، اسرائیل نیز با آتش‌بس اعلام شده از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا با ایران، موافقت کرده است.

به گفته این مقام کاخ سفید، اسرائیل موافقت کرده است که همزمان که مذاکرات با تهران در جریان است، کارزار بمباران علیه ایران را به حالت تعلیق درآورد

شورای عالی امنیت ملی ایران: مذاکرات برای پایان جنگ از ۲۱ فروردین در اسلام‌آباد آغاز می‌شود

شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در پی اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای با آمریکا و اسرائیل طی بیانیه‌ای مدعی شد که رژیم ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل تقریبا به همه اهداف خود دست یافته است و گفت ایران که «با بی‌اعتمادی کامل به طرف آمریکایی» از روز جمعه ۲۱ فروردین مذاکراتی را برای خاتمه جنگ در اسلام آباد آغاز می‌کند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در این بیانیه آمده است: «اکنون به ملت بزرگ ایران بشارت می‌دهیم که تقریبا تمامی اهداف جنگ محقق شده است.»

شورای عالی امنیت ملی ایران در مورد مذاکرات افزود: «این مذاکرات با بی‌اعتمادی کامل به طرف امریکایی از روز جمعه ۲۱ فروردین در اسلام آباد آغاز خواهد شد و ایران دو هفته برای این مذاکرات زمان اختصاص خواهد داد. این زمان با توافق طرفین قابل تمدید است.»

888.jpgخبرگزاری دژ - یک روز از اعلام «آتش‌بس موقت» میان جمهوری اسلامی از یک‌سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر گذشته، اما گزارش‌ها از وقوع چندین حمله به تأسیسات نفتی و پالایشگاهی در منطقه حکایت دارد.

آکسیوس در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ گزارش داد که تأسیسات نفتی در ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت هدف حمله قرار گرفته‌اند. نخست‌وزیر پاکستان نیز هشدار داد این اقدامات می‌تواند «روح روند صلح» را تضعیف کند.

حکومت ایران اعلام کرد حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و تأسیسات نفتی در امارات، کویت و عربستان -- که پس از اعلام آتش‌بس انجام شده -- پاسخی به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران بوده است؛ از جمله حمله به پالایشگاه‌های لاوان و سیری.

با این حال، یک مقام دفاعی آمریکا مدعی شد حمله به پالایشگاه ایرانی نه توسط آمریکا انجام شده و نه اسرائیل. هم‌زمان برخی منابع غیررسمی گزارش دادند در حملات امروز به تأسیسات نفتی ایران، هواپیماهای میراژ مشارکت داشته‌اند؛ موضوعی که گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال نقش امارات متحده عربی در این حملات را تقویت کرده است.

یک کارشناس نظامی نیز به «دژ» گفت: «احتمال واکنش مستقیم دولت‌های عربی علیه رژیم ایران که به‌شدت تضعیف شده، پایین است. در طول ۴۰ روز جنگ، عربستان، امارات و دیگر کشورهای عربی هدف موشک قرار گرفتند اما با وجود توانایی‌هایشان واکنش جدی نشان ندادند. این یک ضعف بزرگ برای آنهاست؛ همان ترسی که ملاها طی ۴۷ سال در منطقه ایجاد کردند. در نهایت تنها اسرائیل واکنش نشان داد.»

آکسیوس: حمله به پالایشگاه ایران کار امریکا و اسراییل نبود

ایندیپندنت - آکسیوس به نقل از یک مقام دفاعی آمریکا گزارش داد که حمله روز چهارشنبه ۱۹ فروردین به تاسیسات پالایشگاهی در لاوان، از سوی نیروهای آمریکا و اسرائیل انجام نشده است.

این حملات که ساعاتی پس از اعلام آتش‌بس انجام شد با واکنش جمهوری اسلامی مواجه شد. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران اعلام کرد که حملات متقابل به امارات و کویت که روز چهارشنبه انجام شد، در واکنش به هدف قرار گرفتن لاوان بوده است.

***

666.jpgایندیپندنت - درحالی که مقامات کاخ سفید در گفتگو با رسانه‌ها اعلام کرده‌اند که حمله‌های ارتش آمریکا در ایران متوقف شده است، گزارش‌ها حاکی از ادامه حمله‌های سپاه به امارات متحده عربی، اسرائیل و عربستان سعودی است.

یک مقام کاخ سفید در این زمینه به اکسیوس گفت که حمله‌های ما متوقف شده اما رسیدن دستور به رده‌های میانی سپاه پاسداران زمان می‌برد.


جمهوری اسلامی صدها فرمانده و مقام ارشد سپاه را از دست داده و به دلیل انهدام پایگاه‌ها و مراکز ارتباطی، توانایی برقراری ارتباط سریع با رده‌های میانی و پایین‌تر را ندارد یا این ارتباط دشوار است.

پیش‌تر مقامات پاکستان گفته بودند که یکی از دلایل تاخیر در ردوبدل کردن پیام با مقامات تهران این است که آنها زیر زمین هستند.

دونالد ترامپ نیز در کنفرانس خبری روز دوشنبه گفت که یکی از مشکلات در مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی این است که راه ارتباطی ندارند و باید به شیوه‌های ابتدایی با آنها ارتباط برقرار کرد.

brodsky.jpgدر توافق آتش‌بس، چند نکته قابل توجه است

جیسون برودسکی

۱) این یک توقف تاکتیکی است؛ نوعی مکث و خرید زمان. رژیم ایران پیش‌تر نیز چنین رفتاری از خود نشان داده است.

این وضعیت شبیه آتش‌بس ژوئن ۲۰۲۵ است. علی خامنه ای در سال ۲۰۱۳ گفته بود: «گاهی یک کشتی‌گیر به دلایل فنی انعطاف نشان می‌دهد، اما فراموش نمی‌کند حریفش کیست و هدف واقعی‌اش چیست.» به نظر می‌رسد بازمانده‌های ساختار قدرت در جمهوری اسلامی با همین منطق این تصمیم را توجیه کرده‌اند.

هنوز مسیر طولانی در پیش است. در نهایت، تا زمانی که جمهوری اسلامی همان جمهوری اسلامی باقی بماند، چشم‌انداز مثبتی متصور نیست. این نظام برای بقا به دشمنی با آمریکا نیاز دارد.

۲) اگر این توافق به‌طور کامل اجرا شود، به این معناست که جمهوری اسلامی در برابر تهدیدهای ترامپ عقب‌نشینی کرده است. قالیباف چند هفته پیش گفته بود تهران به آتش‌بس موقت تمایلی ندارد و خواهان پایان دائمی درگیری‌هاست؛ به این معنا که چرخه تکراری جنگ، مذاکره، آتش‌بس و سپس بازگشت دوباره به جنگ متوقف شود.

اما امروز، پس از دیپلماسی همراه با فشار، تهران از آن موضع عقب نشست و با یک آتش‌بس موقت موافقت کرد.

خبرنامه گویا - ارتش اسرائیل اعلام کرد که در حمله هدفمند شب گذشته برای ترور یک فرمانده ارشد سپاه در تهران، یک کنیسه نیز به‌طور ناخواسته آسیب دیده است. این نهاد نظامی از این «خسارات جانبی» ابراز تأسف کرد.

sy1.jpgبر اساس گزارش رسانه‌های داخلی، کنیسه «رفیع‌نیا» در این حمله دچار خسارات سنگین شده است.

در پاسخ به پرسش تایمز اسرائیل، ارتش این کشور اعلام کرد که هدف این حمله یکی از فرماندهان ارشد قرارگاه خاتم الانبیا بوده است.

ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد برای «کاهش خطر آسیب به غیرنظامیان» اقداماتی انجام داده است، «از جمله استفاده از مهمات دقیق و نظارت هوایی.»

به گفته این نهاد نظامی، نتایج این حمله همچنان در دست بررسی است.

sy3.jpgsy2.jpg

timesUK.jpgتایمز بریتانیا - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در یک سند محرمانه دیپلماتیک، محل حضور مجتبی خامنه‌ای فاش شده است. بر اساس این ارزیابی اطلاعاتی، «رهبر جدید ایران»، مجتبی خامنه‌ای، ناتوان از انجام وظایف بوده و در شهر مذهبی قم تحت درمان پزشکی قرار دارد؛ ارزیابی‌ای که می‌گوید او قادر به اداره کشور نیست.

این سند محرمانه که گفته می‌شود بر پایه اطلاعات آمریکا و اسرائیل تهیه و با متحدان خلیج فارس به اشتراک گذاشته شده، حاکی است مجتبی خامنه‌ای بی‌هوش و در کما است و تحت درمان قرار دارد.

این یادداشت که روزنامه تایمز آن را دیده است، برای نخستین بار محل حضور رهبر جدید را فاش می‌کند. قم، شهری در مرکز ایران و در ۸۷ مایلی جنوب تهران، در اسلام شیعی شهری مقدس محسوب می‌شود.

در ادامه این سند آمده است که دستگاه‌های اطلاعاتی از آماده‌سازی «زمینه‌های لازم برای ساخت یک آرامگاه بزرگ در قم» برای «بیش از یک قبر» خبر داده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد سایر اعضای خانواده و احتمالاً خود مجتبی ممکن است در کنار رهبر پیشین دفن شوند.

گفته می‌شود محل حضور خامنه‌ای جوان‌تر مدتی است برای دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل مشخص بوده، اما تاکنون علنی نشده بود.

از آغاز جنگ تاکنون، مجتبی خامنه‌ای در انظار عمومی دیده یا صدای او شنیده نشده است.

NPbanner.jpgایران اینترنشنال - روزنامه نیویورک‌پست در گزارشی درباره فرزند معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی، نوشت عیسی هاشمی در حالی که سرسختانه از محکوم کردن نقش مادرش در گروگان‌گیری ۱۹۷۹ پرهیز می‌کند، در لس‌آنجلس زندگی مجللی دارد و به فرزندان ثروتمندان کالیفرنیا روان‌شناسی درس می‌دهد.

این روزنامه در گزارشی که دوشنبه ۱۷ فروردین منتشر شد، نوشت که «گروهی از فعالان مدنی و سازمان‌دهندگان کارزارهای جمع‌آوری امضا» از دولت آمریکا خواسته‌اند عیسی هاشمی، فرزند ۴۳ ساله ابتکار را که «سرسختانه او از محکوم کردن گذشته تکان‌دهنده مادرش امتناع می‌کند» مورد تحقیق قرار دهند و از آمریکا اخراج کنند.

به نوشته نیویورک‌پست هاشمی دوشنبه هنگام خروج از «باشگاه مجللی که در آن ورزش می‌کند» پرسش یک خبرنگار درباره پیشینه مادرش را «با بی‌اعتنایی» بی‌پاسخ گذاشت و از صحبت خودداری کرد.

معصومه ابتکار در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران به‌دست «دانشجویان پیرو خط امام» عضو این گروه بود و از آنجا که پس از سال‌ها درس خواندن در ایالات متحده به زبان انگلیسی تسلط داشت، طی ۴۴۴ روز گروگان‌گیری به‌عنوان سخنگوی این گروه فعالیت می‌کرد.

او در اظهارنظری مشهور، در پاسخ به یک خبرنگار خارجی که از او پرسید آیا حاضری اسلحه به دست بگیری و گروگان‌های آمریکایی را بکُشی؟ پاسخ داد: «بله».

اکنون نیویورک‌پست در این گزارش به فعالیت‌های ابتکار اشاره کرده و به نقل از یکی از سازمان‌دهندگان یک کارزار آنلاین جمع‌آوری امضا علیه هاشمی نوشته است: «در حالی که مادر او هرگز از اشغال سفارت آمریکا -کاری که به زندگی بسیاری از ایرانیان صدمه زد- اظهار پشیمانی نکرد، پسر خودش از زندگی در آمریکا بهره‌مند شده است. حالا درخواست ما این است که عیسی هاشمی و همسرش، مریم طهماسبی، هرچه سریع‌تر از آمریکا اخراج شوند.»

گروهی از ایرانیان ساکن کالیفرنیا، دهم بهمن، همزمان با بیانیه وزارت امور خارجه ایالات متحده مبنی بر اخراج مقام‌های جمهوری اسلامی و خانواده‌های آنها از خاک آمریکا، در مقابل دفتر کار عیسی هاشمی در مدرسه روان‌شناسی شیکاگو تجمع کردند و خواستار برکناری او از سمت دانشگاهی‌اش شدند.

بری روزن، گروگان پیشین سفارت آمریکا در ایران، پنجم بهمن ۱۴۰۴ با انتشار پستی بلند در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت که ابتکار، سخنگوی گروگان‌گیرهای سفارت بود و گروگان‌ها را به اعدام تهدید می‌کرد.

kateMiller.jpg

کیتی میلر، مدیر رسانه‌ای معاون پیشین رییس جمهوری آمریکا و مجری پادکست، به فاکس نیوز گفت که دولت ترامپ قصد دارد ویزا و گرین‌کارت بیش از ۴ هزار ایرانی مرتبط با جمهوری اسلامی را لغو کند.

او در گفت و گوی خود به تلاش‌های اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، برای اخراج ایرانیانی که با حکومت در ارتباط هستند اشاره کرد.

کیتی میلر همسر استفان میلر، از مشاوران ارشد دونالد ترامپ، است.

***

fr.jpgیورونیوز - امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه روز سه‌‌شنبه اعلام کرد دو تبعه فرانسوی که در ایران بازداشت شده بودند، پس از آزادی در ماه نوامبر و گذراندن بیش از سه سال زندان به اتهام جاسوسی، در مسیر بازگشت به کشورشان قرار دارند.

رئیس‌جمهور فرانسه در پیامی ایکس نوشت: «سسیل کوهلر و ژاک پاری پس از سه سال و نیم بازداشت در ایران، آزاد شده‌اند و در راه بازگشت به فرانسه هستند.»

یک منبع در وزارت امور خارجه فرانسه اعلام کرد که آن‌ها بامداد امروز در قالب یک کاروان دیپلماتیک همراه با سفیر فرانسه ایران را ترک کرده‌اند و «در حال حاضر در جمهوری آذربایجان هستند.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

این دو گروگان فرانسوی پس از آزادی از زندان، حدود شش ماه در داخل سفارت فرانسه در تهران اقامت داشتند.

***

خبرگزاری دولتی ایرنا نوشت آزادی سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، دو شهروند فرانسوی، در چارچوب تفاهمی میان تهران و پاریس انجام شده و فرانسه در این چارچوب متعهد به آزادی مهدیه اسفندیاری و پس‌گرفتن شکایت خود از جمهوری اسلامی در دیوان بین‌المللی دادگستری شده بود.

یک مرد ایرانی در آمریکا با گروهی از حامیان غیرایرانی جمهوری اسلامی که پرچم‌های رژیم را در دست داشتند و چفیه به گردن انداخته بودند، روبه‌رو شد و به‌شدت از آن‌ها انتقاد کرد.

***

pol.jpgشبکه ریلی قزوین هدف قرار گرفته شد؛ حرکت قطارها در خوزستان متوقف شده است

در ادامه موج حملات، زیرساخت‌های کلیدی حمل‌ونقل در چندین نقطه کشور هدف قرار گرفته‌اند. پل مواصلاتی در اتوبان تبریز ـ زنجان مورد حمله قرار گرفت و در پی آن، این مسیر به‌طور کامل توسط پلیس راهور مسدود شد. همچنین حدود ساعت ۱۳ روز سه‌شنبه، مسیر جاده قدیم میانه به تبریز نیز هدف قرار گرفت که موجب اختلال در تردد شد.

در ادامه یک پل که محل عبور قطار در شهرری، در جنوب تهران بوده هدف حمله نظامی قرار گرفته است.

همزمان، اسرائیل بار دیگر پل «بی‌یک» در کرج، واقع در غرب تهران، را هدف قرار داد؛ پلی که پیش‌تر در حمله ایالات متحده آمریکا تخریب شده بود و اکنون برای دومین بار مورد اصابت قرار گرفته است.

زنجان سه شنبه ۱۸ فروردین؛ ساعت حدود ۱۳:۱۰ یک پل راه آهن نزدیک روستای امین آباد رو زدن



در بخش ریلی نیز حملات ادامه داشته و خط آهن در شهر کاشان دچار آسیب جدی شده است. در پی این حمله، دو نفر جان باختند و سه نفر دیگر زخمی شدند.

این حملات در شرایطی رخ می‌دهد که هشدارهای رسمی درباره هدف قرار گرفتن پل‌ها و خطوط راه‌آهن منتشر شده و همزمان، با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل حدود ۱۲ ساعته برای تصمیم‌گیری، گزارش‌ها حاکی از آن است که دونالد ترامپ در صورت عدم دستیابی به توافق، ممکن است دستور گسترش حملات به زیرساخت‌های حیاتی از جمله پل‌ها و نیروگاه‌ها را صادر کند.

هشدار فوری به استفاده‌کنندگان و مسافران قطارها در کشور

شهروندان، برای حفظ جان خود از این لحظه تا ساعت ۲۱:۰۰ به وقت ایران، از هرگونه سفر با قطار در سراسر کشور خودداری کنید.

حضور در قطارها و مجاورت خطوط راه‌آهن در شرایط فعلی می‌تواند خطر جانی جدی به همراه داشته باشد.

پس از هشدار سخنگوی ارتش اسرائیل به زبان فارسی، یک مقام امنیتی اعلام کرده که رژیم از قطارها برای جابه‌جایی تجهیزات و تسلیحات نظامی در سراسر کشور استفاده می‌کند.

به گفته این منبع، انتقال سلاح از طریق شبکه ریلی انجام می‌شود و به همین دلیل، زیرساخت‌های راه‌آهن می‌تواند به‌عنوان هدف نظامی در نظر گرفته شود.

این اظهارات نشان می‌دهد که در ادامه حملات، احتمال هدف قرار گرفتن خطوط و تأسیسات راه‌آهن در نقاط مختلف کشور وجود دارد.

رهبر چه شد؟

| No Comments

armanmostoufi.jpgآرمان مستوفی - ویژه خبرنامه گویا

هجدهم اسفند 2584 علی حسینی خامنه، معروف به خامنه‌ای، رهبر حکومت اسلامی، در پی بمباران محل اقامت و کارش در تهران (بیت) کشته شد. شدت و دقت بمباران به اندازه‌ای بود که هیچ‌کس از آن جان به در نبرد. سرلشکر عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سرتیپ پاسدار محمد پاکپور، فرمانده سپاه پاسداران، دریابان پاسدار علی شمخانی، مشاور ارشد امنیتی رهبر جمهوری اسلامی و دبیر شورای دفاع کشور، سرتیپ پاسدار محمد شیرازی، رئیس دفتر نظامی علی خامنه‌ای، سرتیپ عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، صلاح اسدی، رییس اطلاعات قرارگاه «خاتم‌الانبیا»، حسین جبل عاملیان، رئیس سازمان پژوهش و نوآوری‌های دفاعی (سپند)، رضا مظفری نیا، رئیس پیشین همین سازمان و همچنین مهدی فروتن، رئیس کمیسیون اخلاق کمیته ملی المپیک، در این حملات کشته شدند. معلوم نیست این آخری آن روز و آن ساعت در آن محل چه می‌کرد؟

علاوه بر فرماندهان نظامی و مسئولان امنیتی و اتمی، چند تن از اعضای خانواده خامنه‌ای نیز در حمله به "بیت" کشته شدند که عبارتند از: منصوره خجسته باقرزاده، همسر علی خامنه‌ای، زهرا حداد عادل، همسر مجتبی خامنه‌ای، مصباح باقری کنی، همسر هدی خامنه‌ای و نوه ۱۴ ماهه او، زهرا محمدی گلپایگانی، فرزند بشری خامنه‌ای.

بر اثر شدت انفجار، سر خامنه‌ای از تنش جدا شده بود. بانویی که، به عنوان شاهد یا مطلع، در سیمای حکومت اسلامی توضیح می‌داد، گفت که نگذاشتند کیسه‌ای را که پیکر خامنه‌ای در آن بود، باز کند ولی از بیرون، با کشیدن دست، می‌شد دریافت که سر خامنه‌ای را روی سینه‌اش گذاشته بودند. او همچنین گفت که پهلوی خامنه‌ای دریده شده بود. دست‌های خامنه‌ای دو روز بعد پیدا شد. سر علی شمخانی طوری متلاشی شده بود که پیکرش را بی سر دفن کردند. حجت الاسلام مظاهر حسینی، مسئول تشریفات دفتر خامنه‌ای توضیح داد که پیکر « سرتیپ پاسدار محمد شیرازی طوری تکه تکه شده بود که تا پایان [خاکبرداری] هم نتوانستند چیزی پیدا کنند. آخرش هم چند کیلو گوشت را پیدا کردند و آن را به عنوان جنازه ایشان مد نظر گرفتند ». حکومت اسلامی ادعا کرد که مجتبی خامنه‌ای از چنین انفجاری جان به در برده و، به گفته حجت الاسلام مظاهر حسینی، فقط « یک کسالت جزیی در پایش پیدا شد ». شگفت انگیز است که، حتی به گفته حکومت اسلامی، هیچ‌کس دیگری از این حمله زنده نرسته است؛ مگر مجتبی!

9 روز بعد، در ایران اعلام شد که مجلس خبرگان رهبری مجتبی خامنه‌ای، را به جای پدرش، به رهبری حکومت اسلامی برگزیده است. انتخاب و اعلام رهبر، به این شکل، خلاف قوانین خود حکومت اسلامی‌ست. برپایه اصل 107 قانون اساسی جمهوری اسلامی، انتخاب رهبر به عهده مجلس خبرگان است. مجلس خبرگان 88 عضو دارد و برای این که جلسه‌اش رسمیت یابد، حضور دست کم دو سوم اعضاء ضروری‌ست. وقتی هم که جلسه مجلس خبرگان، بر پایه نظامنامه داخلی آن، رسمیت یافت، کاندیداها معرفی شدند و سخنان موافق و مخالف شنیده شد، باید رای گیری به عمل آید. کسی می‌تواند به عنوان رهبر برگزیده شود که دو سوم اعضای حاضر مجلس خبرگان به او رای داده باشند. صورت جلسه انتخاب رهبر نیز باید به امضای همه اعضای حاضر مجلس خبرگان برسد.

برای انتخاب مجتبی خامنه‌ای به رهبری حکومت اسلامی، هیچ‌یک از این قوانین و نظامنامه‌ها، مطمئناً به بهانه جنگ و تهدیدهای امنیتی، رعایت نشده است. اگر مسئولان حکومت نتوانسته‌اند دست کم 59 عضو مجلس خبرگان را در یک محل امن گرد آوردند، پس مجلس خبرگان نتوانسته تشکیل جلسه بدهد. در آن صورت، چگونه مجتبی را رهبر اعلام کرده‌اند؟ اگر هم جلسه مجلس خبرگان پنهانی تشکیل شده و رهبر را برگزیده است، چرا فیلم و ویدیوی تشکیل جلسه را، پس از پایان و متفرق شدن اعضاء، منتشر نکرده‌اند و نمی‌کنند؟ پس چنین جلسه‌ای اصلاً تشکیل نشده و، در بهترین شرایط، موافقت شماری از اعضاء با رهبری مجتبی را تلفنی گرفته اند. اگر چنین باشد، اعلام رهبری مجتبی خامنه‌ای آشکارا خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ست.

در مناظره‌ای پرتنش درباره پیامدهای احتمالی نابودی نیروگاه‌ها و پل‌ها و پاسخ جمهوری اسلامی به اولتیماتوم ترامپ، گفت‌وگو میان علی افشاری و مرتضی انواری در صدای آمریکا به درگیری لفظی کشیده شد. از دقیقه ۱:۱۰

***

niac.jpgخبرنامه گویا - طرح استیضاح وزیر دفاع آمریکا از سوی یاسمین انصاری، نماینده ایرانی‌تبار کنگره، بار دیگر بحث‌ها درباره نقش و مواضع جریان‌های نزدیک به نایاک (شورای ملی ایرانیان آمریکا) را در فضای سیاسی اپوزیسیون ایران داغ کرده است؛ نهادی که منتقدان آن را بیش از یک سازمان مدنی، لابی نزدیک به جمهوری اسلامی در واشینگتن توصیف می‌کنند.

انصاری اعلام کرده طرح استیضاح پیت هگست را به جریان انداخته و گفته است «تنها کنگره اختیار اعلام جنگ را دارد» و اقدامات اخیر نظامی را «به خطر انداختن بی‌پرواى جان نیروهای آمریکایی» و «هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی ایران» توصیف کرده است.

با این حال، تمرکز اصلی انتقادها نه صرفاً بر متن طرح استیضاح، بلکه بر زمینه سیاسی آن است. برخی فعالان اپوزیسیون یادآوری می‌کنند که نایاک در رقابت‌های انتخاباتی از نامزدی انصاری حمایت کرده بود. منتقدان می‌گویند این حمایت، در کنار مواضع انتقادی او نسبت به اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، نگرانی‌هایی درباره هم‌راستایی سیاسی ایجاد کرده است؛ هرچند باید تأکید کرد که انصاری عضو نایاک نیست و این سازمان تنها از کارزار انتخاباتی او پشتیبانی کرده بود.

در عین حال، کارنامه سیاسی انصاری پیچیده‌تر از این تصویر یک‌بعدی است. او در جریان اعتراضات سراسری ایران، از جنبش زن زنگی آزادی حمایت کرده و در اظهارنظرهای مختلف، سرکوب معترضان توسط جمهوری اسلامی را محکوم کرده بود. همین مسئله باعث شده برخی تحلیلگران بگویند مواضع او را باید در چارچوب سیاست داخلی آمریکا و مخالفت با گسترش جنگ ارزیابی کرد، نه لزوماً همسویی با تهران.

با این حال، منتقدان نایاک می‌گویند مسئله اصلی فراتر از یک فرد است: آنان معتقدند این سازمان طی سال‌ها تلاش کرده در فضای سیاسی آمریکا روایت‌هایی را تقویت کند که به کاهش فشار بر جمهوری اسلامی بینجامد. از نگاه این منتقدان، حمایت انتخاباتی از چهره‌هایی که با اقدام نظامی علیه حکومت ایران مخالفت می‌کنند، بخشی از همین راهبرد تلقی می‌شود حتی اگر آن چهره‌ها مواضعی منتقدانه نسبت به خود جمهوری اسلامی داشته باشند.

اختلاف شدید در راس قدرت

| No Comments

ekhtelaf.jpgپزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

گزارش‌های اختصاصی رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از تعمیق بی‌سابقه شکاف در رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی است و از جمله به تداوم منازعات و رویارویی آشکار مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و فرماندهان ارشد سپاه انجامیده است.

به گفته دو منبع نزدیک به دفتر ریاست‌جمهوری، روز شنبه ۱۵ فروردین گفت‌وگوی تندی میان مسعود پزشکیان و حسین طائب از چهره‌های نزدیک به مجتبی خامنه ای، صورت گرفته که حاضران آن را «بسیار دشوار و بحرانی» توصیف کرده‌اند.

مسعود پزشکیان در این دیدار با «خودسرانه» خواندن اقدامات احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران و علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء گفته است سیاست‌های آنها در راستای تشدید حملات به کشورهای منطقه و خصوصا زیرساخت‌های کشورهای منطقه، تمامی فرصت‌ها برای دستیابی به آتش‌بس را از بین برده و جمهوری اسلامی را مستقیما به سمت یک فاجعه عظیم هدایت می‌کند.

مسعود پزشکیان تاکید کرده است که بر اساس ارزیابی‌های دقیق، اقتصاد ایران تحت فشار جنگ فرسایشی، مدت زیادی دوام نخواهد آورد و فروپاشی کامل اقتصادی حتمی است.

هم‌زمان یک منبع آگاه منطقه‌ای دوشنبه ۱۷ بهمن در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت مدل ولایت فقیه که از ۴۶ سال پیش بر ایران حاکم بوده، اکنون در حال تجربه یک تحول بنیادین و حتی «فروپاشی ایدئولوژیک» است.

به گفته او، انتصاب مجتبی خامنه‌ای به مقام رهبری که فاقد وجاهت و پیش‌نیازهای سنتی این جایگاه است، در جریانی با فرایند مبهم صورت گرفته که در عمل به معنای خلع ید از روحانیت سنتی و تسلط کامل «عناصر نظامی-اطلاعاتی سپاه» بر کشور و تقویت «دولت پنهان» است.

ایران‌اینترنشنال، پیش از این نیز در چند گزارش اختصاصی به‌نقل از منابع آگاه از اختلافات فزاینده مسعود پزشکیان با فرماندهان ارشد سپاه از جمله احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران خبر داده بود.

ایران‌اینترنشنال ۱۱ فروردین براساس گزارش‌های اختصاصی خبر داد در پی تشدید تنش‌ها میان دولت و فرماندهان نظامی، مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، در یک «بن‌بست کامل سیاسی» قرار گرفته است و اختیار انتصاب مقام‌های کشته‌شده دولت را نیز ندارد.

araqGhali.jpg

اخبار تکمیلی:

به گزارش وال‌ استریت ژورنال، جمهوری اسلامی «ارتباط مستقیم دیپلماتیک» با آمریکا را قطع کرده است

به گزارش وال‌استریت ژورنال، جمهوری اسلامی به‌طور رسمی دیپلماسی مستقیم با امریکا را قطع کرده است. این تصمیم در واکنش به تهدیدهای اخیرترامپ درباره حمله به زیرساخت‌های کشور اتخاذ شده.

جزئیات کلیدی این گزارش عبارت‌اند از:

تعلیق گفت‌وگوهای مستقیم:
با وجود قطع ارتباط مستقیم، مقام‌ها می‌گویند جمهوری اسلامی همچنان از طریق میانجی‌هایی از کشورهایی مانند پاکستان، مصر و ترکیه در حال رایزنی است. برخی مقام‌ها این اقدام را بیش از آنکه پایان کامل مسیر توافق بدانند، نشانه‌ای از موضع‌گیری چالش‌گرانه تهران تلقی می‌کنند.

ضرب‌الاجل سه‌شنبه شب:
این توقف دیپلماتیک تلاش‌ها برای رسیدن به ضرب‌الاجل حساس سه‌شنبه ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا را پیچیده‌تر کرده است. دولت آمریکا هشدار داده در صورت عدم دستیابی به توافق تا این زمان به‌ویژه توافقی که شامل بازگشایی تنگه هرمز باشد احتمال حملات متمرکز به نیروگاه‌ها، پل‌ها و دیگر دارایی‌های ملی کشور وجود دارد.

طرح آتش‌بس شکست‌خورده:
پیش از قطع خطوط مستقیم، گزارش شده جمهوری اسلامی پیشنهاد آتش‌بس ۴۵ روزه با میانجی‌گری پاکستان را رد کرده است. تهران در مقابل، یک بسته پیشنهادی ۱۰ ماده‌ای ارائه داد که کاخ سفید آن را «کافی نیست» توصیف کرده اسا.

واکنش‌های داخلی:
در ایران، برخی مقام‌ها از شهروندان خواسته‌اند برای حفاظت از نیروگاه‌ها در برابر حملات احتمالی، زنجیره‌های انسانی تشکیل دهند. هم‌زمان، ارتش اسرائیل نیز با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل، به غیرنظامیان ایرانی هشدار داده از استفاده از شبکه راه‌آهن سراسری خودداری کنند.

وضعیت همچنان سیال است. مقام‌های آمریکایی می‌گویند اگرچه رئیس‌جمهور در محافل خصوصی نسبت به دستیابی به توافق لحظه آخری ابراز تردید کرده، اما تا پایان ضرب‌الاجل، پنجره برای تغییر مسیر دیپلماتیک همچنان باز خواهد ماند.

معاون رئیس‌جمهور آمریکا: نحوه پایان جنگ به جمهوری اسلامی بستگی دارد

معاون رئیس‌جمهور آمریکا که برای دیدار رسمی در بوداپست پایخت مجارستان است، گفت که ایالات متحده اهداف نظامی خود در ایران را تکمیل کرده است. جی دی ونس ادامه داد که نحوه پایان جنگ به جمهوری اسلامی بستگی دارد و افزود که «دو مسیر» برای پایان این جنگ وجود دارد، اینکه رژیم تصمیم بگیرد که یک کشور عادی باشد، دیگر از تروریسم حمایت نکند و بخشی از نظام جهانی تجارت و بازرگانی شود. به گفته معاون رئیس جمهور آمریکا، گزینه دیگر این است که اگر جمهوری اسلامی به پای میز مذاکره نیاید... وضعیت اقتصادی در ایران همچنان بسیار بسیار بد باقی خواهد ماند.»

گزارش اولیه:

جمهوری اسلامی پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ را تحویل داد + واکنش ترامپ

ایرنا: جمهوری اسلامی پیشنهاد آتش‌بس را رد کرد

خبرگزاری ایرنا روز دوشنبه گزارش داد که ایران پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ را در ۱۰ بند به پاکستان تحویل داده است.

جمهوری اسلامی پس از «بررسی‌های همه‌جانبه در سطوح عالی نظام»، پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ را از طریق پاکستان منعکس کرده است.

بنا به همین گزارش پیشنهاد آتش‌بس در این پاسخ رد شده است. خبرگزاری ایرنا در این باره نوشت: «ایران با توجه به تجارب پیشین، ضمن رد آتش‌بس، بر ضرورت خاتمه دائم جنگ با رعایت ملاحظات ایران تاکید شده است.»

ghzadeh.jpgمقدمه تحریریه خبرنامه گویا - اظهارات مطرح‌شده در این یادداشت علی‌حسین قاضی‌زاده از سوی برخی مخاطبان به‌اشتباه به‌عنوان اشاره به احتمال استفاده دونالد ترامپ از سلاح هسته‌ای تعبیر شده است. حال آن‌که نویسنده چنین ادعایی مطرح نمی‌کند، بلکه صرفاً مقایسه‌ای تاریخی میان منطق تصمیم‌گیری پرزیدنت هری اس ترومنو سناریوی احتمالی مدنظر دانلود ترامپ ارائه می‌دهد.

در این قیاس، موضوع نه استفاده از بمب اتم، بلکه انتخاب گزینه‌ای پرهزینه اما محدود برای کوتاه‌کردن جنگ است؛ مشابه آنچه در تحلیل کنونی به تهدیدهای ترامپ درباره هدف قرار دادن زیرساخت‌هایی مانند نیروگاه‌های برق، پل‌ها و احتمال گسترش این الگو به اهداف زیرساختی دیگر تعبیر می‌شود. به بیان دیگر، نویسنده از «منطق تصمیم» سخن می‌گوید، نه از «ماهیت ابزار»؛ یعنی مقایسه‌ای درباره جلوگیری از جنگ طولانی و عملیات زمینی گسترده، نه بحثی درباره سلاح هسته‌ای.

علی‌حسین قاضی‌زاده در شبکه اکس

تاریخچه تهدیدهای ترامپ نشان می‌دهد که او مصداق بارز سنگ بزرگ‌ علامت نزدن است. با این حال ممکن این بار به دلایلی متفاوت عمل کند.

۱. ترامپ در ۲ دسامبر ۲۰۲۴ تهدید کرد که اگر تا روز ورودش به کاخ سفید(۲۰ ژانویه) حماس گروگانهای اسرائیل را آزاد نکند، جهنم به پا خواهد شد. حماس آزادشان نکرد، جهنمی هم به پا نشد.

ترامپ این تهدید را ۳ بار دیگر تکرار کرد. ۱۰ فوریه، ۵ مارس و ۳ اکتبر ۲۰۲۵ از ضرب‌الاجل تازه و برپایی جهنم گفت. هر بار تهدیدش از سوی حماس نادیده گرفته شد یا ناقص اجرا شد و هرگز جهنمی برپا نشد.

۲. ترامپ روسیه را ۵ بار تهدید کرد که اگر آتش‌بس را نپذیرد، تعرفه‌های سنگین و تحریمهای ثانویه اعمال می‌کند. ( ژانویه، مارس، می، ژوئیه، اوت ۲۰۲۵)

هر ۵ بار روسیه تمرد کرد و ترامپ هم کاری نکرد.

۳. چین را بارها به افزایش تعرفه‌ها تهدید کرد. هر بار افزایش شدید تعرفه‌ها منتفی شد و‌ آن چیزی هم که وضع شد دقیقا اجرا نشد.

۴. در جنگ ۱۲روزه جمهوری اسلامی را به تسلیم بی‌قید و شرط تهدید کرد و در روز ۱۲ از هشتگ میگا استفاده کرد و از بازگرداندن عظمت به ایران. همان شب آتش‌بس را با فشار به هر دو‌ طرف اعمال کرد.

تعجبی ندارد که این بار هم تهدیدش در به آتش کشیدن نیروگاه‌ها و تخریب پل‌ها را عملی نکند.

اما اگر بخواهد خرق عادت کند و تصمیمش را عملی کند باید بگوییم که تصمیم گرفته کاری شبیه به ترومن در جنگ جهانی دوم را نهایی کند.

آنجا هم ترومن، به جای اجرای عملیات زمینی برای اشغال ژاپن، حمله اتمی به آن کشور را برگزید.

تمامی طرح‌های پیشنهادی منجر به تداوم جنگ تا دو سال بیشتر ‌و کشته شدن ۲۰۰هزار آمریکایی و میلیونها ژاپنی میشد.
ترومن با حمله اتمی به دو شهر ژاپن، با ۲۰۰هزار کشته، در عرض چند هفته به جنگ پایان داد.

به گفته آمریکایی‌ها، هم زمان جنگ محدود شد و هم کشته‌ها به شدت کاهش یافت.

ترامپ اگر مسیر نابودی پل‌ها و تخریب نیروگاه‌ها را برگزیند، باز هم با همان نیت (کاهش دادن کشته‌های جنگ به جای عملیات زمینی و محدود کردن زمان جنگ) به این مسیر می‌رود.

آیا ترامپ باز هم تهدید را نیمه‌کاره رها می‌کند، یا این بار فرق می‌کند؟

***

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

قرار این بود که آمریکا و اسراییل با حکومت اسلامی، که از سوی بیش ترین شمار مردم ایران نمایندگی ندارد و در حقیقت حکومتی ضد ایرانی است، بجنگند، هم خود از وجود این حکومت شرور آسوده شوند و هم به مردم ایران یاری برسانند.

سخنان ترامپ

سخنان ترامپ در باره حمله به همه زیرساخت ها ونابودی آن‌ها، اتفاقن همآن چیزی است که این حکومت به دنبال آن است. مقام‌هایی در این حکومت آدم‌خوار بارها عنوان کرده‌اند که اگر ما برویم، زمین سوخته ای باقی می گذاریم که درست شدنی نباشد. هم اکنون آن ها نیم این کار را انجام داده و آسیب های جدی به طبیعت و اکوسیستم ایران وارد آورده‌اند. معنای تهدیدهای ترامپ چیزی جز این نیست که می خواهد کار ناتمام این‌ها را به پایان برده و در پدیدآوردن آن "زمین سوخته " به این حکومت یاری برساند!

خسارت به مردم وارد می شود نه حکومت

خسارت زدن به نیروگاه‌های برق و گاز و نفت، در درجه نخست درد و رنجش برای مردم مخالف حکومت خواهد بود. می بینید که نبود ارتباط و اینترنت و موبایل تنها گرفتاری‌اش برای مردم خون‌به‌دل ایران است و خودی‌ها ازامتیاز کارت سفید و اینترنت خصوصی و دولتی برخوردارند.

چند آدم فهمیده باید به ترامپ یا آور شوند که این راه دشمنی با مردم ایران است نه با این حکومت شرور و ضد انسانی. به جای آن باید راه باج‌گیری حکومت در تنگه هرمز را بست که با نادانی جهان را به گروگان گرفته‌اند. یک برنامه حساب شده برای زدن نیروهای حکومتی و بازکردن تنگه هرمز، آن چه از حکومت بازمانده است را بدتر درهم خواهد شکست. نباید کوچک‌ترین اهمیتی به بلوف‌های بازماندگان حکومت داد. آنان با کنترل شدید مردم، با دروغ، بلوف و ضد خبر سر پا هستند. در باره همین ‌برنامه شگفت‌آور نجات دومین خلبان در عمق 450 کیلومتری خاک ایران، دو هواپیمایی که به سبب فرورفتن چرخ‌های هواپیما در گل نتوانستند پرواز کنند و وسیله خود آمریکا منفجر شدند، دروغ های حکومت را در رسانه ها بخوانید و ببینید که چگونه ادعا دارند و از"منهدم شدن پرنده‌های دشمن طی عملیاتی مشترک" می‌گویندو شکست آن را اعلام می‌کنند، در حالی که این یک برنامه‌ موفق نظامی در یکی از پیچیده‌ترین و پیش‌رفته‌ترین شکل‌های آن بوده است.

تیتر فارس نیوز وابسته به سپاه:

pakneujad.jpgکالبدشکافیِ «جبهه نجات» و پایانِ ادعاهایِ پوچ

امروز، پرسشِ اصلیِ مقابلِ ملت ایران دیگر این نیست که «چه کسی بهتر است»؛ بلکه این است که آیا ما «اراده‌ای برای نجات مردم و کشور» داریم یا خیر؟ در حالی که رژیم با تکیه بر تفرقه میان مخالفانش به حیات ننگین خود ادامه می‌دهد، برخی جریان‌ها همچنان بر پیش‌شرط‌های سهم‌خواهانه و تمامیت‌خواهانه‌ی خود پافشاری می‌کنند. این مقاله، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک «کالبدشکافیِ بی‌رحمانه» از موانعِ همبستگی است که تا به امروز شاهد بوده‌ایم. زمان آن رسیده که ادعاهای پوچ و «قیم‌مآبانه» را به خاک بسپاریم و بر سرِ «نقشه‌راه واقعیِ رهایی» به توافق برسیم تا به «همبستگی فراگیر ملی» جهت رهایی و نجات مردم، و استقرار حاکمیت ملی دست یابیم؛ و یا اینکه با تعلل و ندانم‌کاری‌های خود، خودکشی ملی دیگری را رقم بزنیم. در هر صورت، انتخاب میان این دو، بستگی به میزان وفاداری و عمقِ دغدغه‌ی همه‌ی ما نسبت به «ایران» دارد.

بازگشت به اصول: ترازوی خیانت و میثاقِ خروج از آتش

در نوشتار اول «ترازوی خیانت»، هشدار دادیم کسانی که در عرصه‌ی سیاست فعالیت می‌کنند، چنانچه ناآگاهانه قدمی بردارند که موجب ادامه حیات رژیم شود، عملشان به لحاظ حقوقی با «قتل غیرعمد» قابل مقایسه است؛ چرا که عملاً مرتکب « قتل غیرعمد ایران» می‌شوند. لذا هر نظر و اقدامی باید با آگاهی کامل و مسئولانه باشد تا در پیشگاه تاریخ، متهم به «قتل عمد یا غیرعمدِ» میهن خود نشویم.

در نوشتار دوم «میثاق ملی خروج از آتش»، از سه منظرِ «تأمین منافع ملی»، «اصول مبارزه» و «عقل سلیم» اثبات کردیم که همبستگی فراگیر ملی، تنها معبرِ عبور از بحران و یگانه راهِ فراهم آوردنِ شرایط زندگی بهتر(رفاه)، آسوده‌تر (نداشتن نگرانی نسبت به آینده خود و فرزندان) و مطمئن‌تر (درپناه صلح و امنیت داخلی و بین المللی) برای همگان است. اکنون برای تحقق این هدفِ بزرگ، به این پرسش کلیدی باید پاسخ می‌دهیم: همبستگی با چه کسانی، تحت چه مفادی و چگونه؟

azaribanner.jpgکسی که امروز «نه به جنگ» را تکرار می‌کند، یا چشم بر مرگ تدریجی هم‌میهنانش بسته است، یا ناخواسته در زمین همان حکومتی بازی می‌کند که این مرگ را رقم زده است.
اینجا باید یک حقیقت تلخ را هم اضافه کرد: ادامه جمهوری اسلامی، به معنای نابودی تدریجی ایران و ایرانی است.

قبل از هر چیز باید یک واقعیت بنیادی را پذیرفت. موضع‌گیری‌هایی که در فضای عمومی درباره جنگ شکل می‌گیرد، چه در قالب مخالفت و چه در قالب حمایت، در اغلب موارد بازتاب احساسات فردی است، نه یک عامل تعیین‌کننده در معادلات قدرت. در سطح روابط بین‌الملل، جنگ و صلح نه با شعار، بلکه با محاسبه منافع، موازنه قدرت و ضرورت‌های راهبردی تعیین می‌شود.

قدرت‌هایی مانند آمریکا و اسرائیل، سیاست‌های خود را بر اساس تحلیل هزینه و فایده، تهدیدات امنیتی و اهداف ژئوپلیتیک تنظیم می‌کنند. نه نظر من و شما، نه هشتگ‌ها، و نه موج‌های احساسی، هیچ‌کدام تعیین‌کننده تصمیم آن‌ها نیست. مسیر آن‌ها از پیش بر اساس منافعشان ترسیم شده است.

اما همین واقعیت، یک نتیجه مهم دارد: اگر آن‌ها بر اساس منافع خودشان تصمیم می‌گیرند، ما هم باید بر اساس منافع مردم خودمان قضاوت کنیم.

آینده و جنگ، صادق حسینی

| No Comments

sadeghHosseini.jpgکمپین بزرگی تحت عنوان نه به جنگ بخش بزرگی از فضای مجازی را به خود اختصاص داده است، بدون پاسخ و راهکار عملی برای برون‌رفت از این بحران در حد شعر و شعار باقی خواهد ماند. جمهوری اسلامی هیچگاه به این اندازه ضعیف و ذلیل نبوده است و این بهترین فرصت برای مخالفان برای سود بردن از وضعیت موجود است.

این رژیم ابتدا سرمایه‌ها و امکانات زیادی در اختیار داشت و ۴۷ سال فرصت داشت تا پتانسیل غیرقابل تصور مردم را در مسیر پیشرفت و اعتلا سوق دهد. ولی متأسفانه تمامی آن سرمایه‌های مادی و انسانی فدای باورهای آخرالزمانی دو رهبر دیوانه آن شد و مردم ایران در همه زمینه‌های مادی زندگی پس‌رفت داشتند.

تنها قمار هسته‌ای مبلغی حدود دو تریلیون دلار هزینه برداشت، که می‌توانست چندین بار زیرساخت‌های فرسوده کشور را به‌روز کند و ایران را در همه زمینه‌ها به کشوری مدرن و پیشرو تبدیل کند. ولی اصرار دیوانه‌وار خامنه‌ای که خود را در قامت ناجی محرومان دنیای اسلام می‌دید، با توهم پیامبر آزادی‌بخش فلسطینیان، دیوانه‌وار ایران را به پرتگاه سقوط سوق داد.

متأسفانه ایران در شرایط خطرناکی قرار دارد و سناریوهای محتمل پیش رو دل هر آزاده‌ای را به درد می‌آورد.

گزینه‌های خوبی روی میز نیست، ولی به‌هرحال باید از این فصل پررنج و درد عبور کرد.

trump.jpgدونالد ترامپ، در پستی در حساب خود در شبکه تروث سوشال نوشت:

امشب ممکن است یک تمدن کامل از میان برود و دیگر هرگز بازنگردد*. من چنین چیزی را نمی‌خواهم، اما احتمالاً همین اتفاق خواهد افتاد.

ترامپ در ادامه نوشت: «با این حال، اکنون که ما به یک تغییر رژیم کامل و تمام‌عیار رسیده‌ایم--جایی که ذهن‌هایی متفاوت، باهوش‌تر و کمتر افراطی حاکم هستند: شاید اتفاقی واقعا شگفت‌انگیز و انقلابی رخ دهد؛ چه کسی می‌داند؟ امشب خواهیم فهمید.»

این یکی از مهم‌ترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان است. ۴۷ سال اخاذی، فساد و مرگ سرانجام پایان خواهد یافت. خدا مردم بزرگ ایران را حفظ کند!

***

*این عبارت ترامپ واکنش‌برانگیز و غیرمعمول است؛ از یک سو از «نابودی یک تمدن» سخن می‌گوید و از سوی دیگر برای «مردم بزرگ ایران» طلب خیر می‌کند، دو گزاره‌ای که در کنار هم برای ایرانیان متناقض و نگران‌کننده به نظر می‌رسد. در مقابل، برخی حامیان آمریکایی او می‌گویند باید «به کارنامه و اقداماتش نگاه کرد نه به واژه‌ها»، در حالی که منتقدان تأکید دارند چنین ادبیاتی حتی در سطح لفظی درباره یک تمدن قابل قبول نیست.

thsoc.jpg

Mehrdad_Youssefiani.jpgایالات متحده در هدف‌گیری‌های نظامی چنان از دقت برخوردار است که در هفته‌های نخست جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، شمار ایرانیانی که به کشور بازگشتند بیش از آن‌هایی بود که آن را ترک کردند. اما همان‌گونه که دقت در عملیات نظامی به موفقیت منجر می‌شود، نبود دقت در زبان می‌تواند همان دستاوردها را از میان ببرد.
در افغانستان، عراق و لیبی، فاصله میان گفتار و واقعیت، بستری برای سوءظن و تئوری‌های توطئه فراهم کرد و در نهایت به افراط‌گرایی‌ای دامن زد که خودِ عملیات نظامی برای مهار آن طراحی شده بود. امروز نیز در حالی که واشنگتن در حال ارزیابی مسیرهای بعدی خود در قبال تهران است، بی‌دقتی در زبان می‌تواند به تکرار همان خطاهای راهبردی بینجامد؛ خطایی که یک ملت را با حاکمیت آن خلط می‌کند و از مردمی که هدف اعلامی حمایت از آنان است، فاصله می‌گیرد.
دقت در زبان باید بخشی از راهبرد کلان باشد. هرگاه مقام‌های آمریکایی مرز میان مردم ایران و جمهوری اسلامی را مخدوش می‌کنند، عملاً برگ برنده‌ای تبلیغاتی در اختیار حاکمیت می‌گذارند و میلیون‌ها ایرانی را از خود می‌رانند؛ ایرانیانی که بسیاری از آنان خود را در تقابل با نظام حاکم و همسو با جهان آزاد می‌دانند. در هفته‌های اخیر، اظهاراتی از سوی مقام‌های ارشد واشنگتن نشانگر همین لغزش خطرناک است.
برای نمونه، دوم آوریل ۲۰۲۶، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا تهدید کرد که ایران را «به عصر حجر باز خواهد گرداند» و نیروگاه‌ها و تأسیسات نفتی را هدف قرار می‌دهد--زیرساخت‌هایی که برای حیات اقتصادی کشور در دوران پس از تغییر رژیم حیاتی‌اند. این تعبیر، که پِت هگزث وزیر جنگ نیز آن را تکرار کرد، نه‌تنها از ضربات موضعی سخن نمی‌گوید بلکه به تخریب کامل زیرساخت‌ها اشاره دارد. برای ایرانیان، چنین بیانیه‌هایی تداعی‌گر بازدارندگی علیه حکومت نیست، بلکه نوعی مجازات جمعی تلقی می‌شود.

Amir_Daha.jpgهنوز ۲۴ ساعت دیگر به پایان اولتیماتوم رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در خصوص احتمال حمله به زیرساخت‌های جمهوری اسلامی باقی مانده است. اینکه پس از این ضرب‌الاجل ( که برای وادار کردن جمهوری اسلامی به مذاکره تعیین شده) چه پیامدهایی، فراتر از آنچه تاکنون بر کشور ما گذشته، در انتظار ایران خواهد بود، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

با این‌همه، من این یادداشت را با دو نگاه می‌نویسم: چشمی نگران و مضطرب نسبت به اکنون ، و چشمی امیدوار به آینده‌ای که می‌تواند، در صورت تغییر مسیر، روشن‌تر باشد.

۱. منشأ بحران: سیاستی که جنگ را اجتناب‌ناپذیر کرد

هیچ‌کس جز علی خامنه‌ای و مجموعه‌ای از سیاستمداران و فرماندهان نظامی همسو با او، دعوت‌کنندهٔ عملی ایالات متحده و اسرائیل به تقابل نظامی با ایران نبوده است. این الگو مسبوق به سابقه نیز میباشد: در دوران روح‌الله خمینی نیز سیاست «صدور انقلاب» و فراخوان آشکار او به مردم عراق برای قیام علیه حکومتشان، عملاً به تشدید تنش با صدام حسین انجامید و زمینه‌های جنگی پرهزینه و ۸ ساله را فراهم کرد.

نتیجهٔ ۴۷ سال سیاست خارجی مبتنی بر تقابل ایدئولوژیک با غرب--به‌ویژه آمریکا و اسرائیل--چیزی جز انباشت تنش، تحریم، و در نهایت نزدیک شدن به یک درگیری نظامی گسترده نبوده است. در ادبیات روابط بین‌الملل، این وضعیت را می‌توان نمونه‌ای از «تله امنیتی» دانست، با این تفاوت که در اینجا، تشدید تهدید نه یک سوءبرداشت، بلکه از یک راهبرد آگاهانه و از پیش طراحی شده نشأت گرفته است.

۲. رؤیای خلافت ابدی و هزینه‌های یک پروژه ایدئولوژیک

در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، نوعی «رؤیاپردازی ایدئولوژیک» دیده می‌شود؛ نقل‌قولی که به اکبر هاشمی رفسنجانی نسبت داده می‌شود، به‌خوبی این ذهنیت را نشان می‌دهد وقتی میگوید: اگر خلافت عباسی و امپراتوری عثمانی توانستند قرن‌ها استمرار یابند، چرا جمهوری اسلامی نتواند؟

این توهم و رؤیای شکست خورده اما، هزینه‌ای سرسام‌آور برای ایران داشته است.

برآوردهای مختلف--از جمله تحلیل‌های اقتصادی مبتنی بر هزینه فرصت تحریم‌ها، سرمایه‌گذاری‌های مستقیم، و کاهش تولید ناخالص داخلی--نشان می‌دهد که پروژه هسته‌ای ایران، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، هزینه‌ای در حدود ۱.۵ تا ۲ تریلیون دلار بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است. این رقم شامل موارد زیر است:

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

این یادداشت مروری است برادبیات مربوط به گذار درونزای مبتنی بر توسعه جامعه مدنی در سمت و سوی توسعه فراگیر و پایدار است و کمتر به شواهد تجربی مربوطه می پردازد. ادبیات گذار به دموکراسی دو مسیر اصلی را متمایز می‌کند: گذار درونزا که بر نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی استوار است، و گذار برون‌زا که از طریق مداخله خارجی تحمیل می‌شود. پرسش محوری این یادداشت آن است که جنگ میان ائتلاف امریکایی-اسرائیل و رژیم حاکم بر ایران در سال ۱۴۰۵ چه تأثیری بر مسیر گذار در ایران خواهد داشت.

گمانه اصلی این یادداشت بر این انگاره استوار است، که فرایند گذار درونزا بدون وجود زیرساخت‌های اجتماعی، نهادی و ارتباطی امکان‌پذیر نیست. زیرساخت در اینجا مفهومی چندلایه است که شامل شبکه‌های ارتباطی، نهادهای مدنی، سرمایه اجتماعی و ظرفیت‌های سازمانی می‌شود. جنگ، به‌عنوان یک شوک برون‌زا، دقیقاً این زیرساخت‌ها را هدف قرار داده و یا دچار کاستی و سستی نموده است. اموری همچون جنگ، گذار درونزا و نقش جامعه مدنی در این روند منظر علوم اجتماعی و بخصوص اقتصاد اجتماعی پدیده های تجربی هستند. بنابراین یک گفتگوی متقن میبایست بر پایه تجربه گذشتگان که در ادبیات خاص رشته گردآمده صورت گیرد.

چارچوب نظری: گذار درونزا، پیمان‌های سیاسی و نقش زیرساخت

بر اساس نظریه اودانل و اشمیتر(. (1986 O'Donnell, G., & Schmitter, P. ) ، گذار دموکراتیک مستلزم احیای جامعه مدنی و شکل‌گیری «پیمان‌ها» میان بازیگران عرصه عمومی و نیروهای اجتماعی است. این پیمان‌ها تنها در شرایطی امکان‌پذیرند که سطحی از اعتماد، ارتباط متقابل و سازمان‌یافتگی وجود داشته باشد--عواملی که همگی به زیرساخت اعم از زیر ساخت اجتماعی و سیاسی، فرهنگی و فیزیکی وابسته‌اند. در همین راستا، بویکس و استوکس (Boix, C., & Stokes, S. C. 2003) نیز تأکید می‌کنند که پایداری دموکراسی به تعادل قدرت میان نیروهای اجتماعی وابسته است. این تعادل بدون وجود یک جامعه مدنی سازمان‌یافته و مستقل شکل نمی‌گیرد. در این چارچوب، زیرساخت نه یک عامل جانبی، بلکه شرط بنیادین کنش آزادی خواهانه، دموکراتیک معطوف به توسعه فراگیر و پایدار است. در مقابل، مداخله نظامی خارجی با ایجاد نااطمینانی، تخریب ظرفیت‌های نهادی و امنیتی‌سازی فضا، فرآیند شکل‌گیری این پیمان‌ها را مختل می‌کند. تجربه‌های تطبیقی در عراق، لیبی و سوریه نشان می‌دهد جنگ به آسیب به زیرساخت‌های مدنی، به بی‌ثباتی و خشونت ساختاری می‌انجامد.

در ادبیات گذار به دموکراسی، شرط اساسی برای تحقق یک گذار درونزای مبتنی بر توسعه جامعه مدنی با سمت و سوی توسعه پایدار، وجود و تقویت زیرساخت‌های نهادی، ارتباطی و سازمانی مستقل است که امکان کنش جمعی پایدار، تولید اعتماد اجتماعی و شکل‌گیری ائتلاف‌ها و «پیمان‌های سیاسی» را فراهم می‌کند. بر اساس رویکردهایی مانند اودانل و اشمیتر و نیز تحلیل‌های بعدی، جامعه مدنی زمانی می‌تواند به نیروی محرک گذار تبدیل شود که از حداقلی از خودمختاری نسبت به دولت، دسترسی به شبکه‌های ارتباطی (مانند رسانه‌ها و اینترنت)، ظرفیت بسیج و سازمان‌دهی، و تداوم نهادی برخوردار باشد. این زیرساخت‌ها به‌مثابه شرط امکان، فضای عمومی را بازتولید کرده و زمینه مذاکره، چانه‌زنی و مهار خشونت را فراهم می‌سازند؛ در غیاب آن‌ها، کنش مدنی پراکنده، شکننده و به‌راحتی قابل سرکوب شده و گذار درونزا یا متوقف می‌شود یا به بی‌ثباتی و فروپاشی می‌انجامد (2003 Bunce, V., & Wolchik,).

88.jpgایندیپندنت - همزمان با موافقت جمهوری اسلامی با آتش‌بس دو هفته‌ای، ویدیویی پربازدید شده است که کارشناسان صداوسیما را در حال مخالفت با آتش‌بس نشان می‌دهد.

این ویدیو مربوط به زمانی است که رسانه‌ها از طرح آتش‌بس ۴۵ روزه خبر دادند که البته به‌طور رسمی مطرح نشد.

در این ویدیو کارشناس صداوسیما هشدار می‌دهد که آتش‌بس به معنی تجدید قوای طرف مقابل است و در صورتی که تنگه هرمز باز شود، با قدرت بیشتری مواضع جمهوری اسلامی هدف قرار می‌گیرد.

milani.jpg

عباس میلانی در شبکه ایکس نوشت:

استفاده تحریک‌آمیز از عباراتی مانند «نابودی یک تمدن»، حتی اگر صرفاً یک تاکتیک لفظی یا برای اثرگذاری در سخن باشد، از نظر اخلاقی نادرست، غیرقانونی و نتیجه‌ معکوس دارد.

هدف اصلی رژیم ایران صرفاً بقای خود است. مردم ایران اما برای حفظ و احیای تمدنشان در حال مبارزه‌اند.

کریم سجادپور در شبکه ایکس نوشت: تهدیدهای ترامپ درباره نابودی تمدن ایران، هدیه‌ای به جمهوری اسلامی است. این اظهارات حتی سرسخت‌ترین مخالفان رژیم را نیز از او دور می‌کند؛ مخالفانی که معتقدند جمهوری اسلامی طی دهه‌ها در حال محو کردن ۲۵۰۰ سال تمدن ایرانی بوده است. اینکه رئیس‌جمهور آمریکا همان تهدید را مطرح کند، نوعی خطای فاحش حرفه‌ای است.

***

palayesh.jpg

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد تاسیسات پالایشگاه نفت لاوان در ایران روز چهارشنبه ۱۹ فروردین هدف حمله قرار گرفته است.

رسانه‌های ایران زمان حمله را صبح چهارشنبه گزارش دادند.

در همین زمینه:

رویترز از حمله به خط لوله حیاتی نفت عربستان سعودی خبر داد

خط لوله حیاتی شرق به غرب عربستان سعودی که نفت خام را از خلیج فارس به دریای سرخ برای صادرات منتقل می‌کند، هدف حمله قرار گرفت.

در حالی که تنها چند ساعت از اعلام «آتش‌بس موقت» با جمهوری اسلامی گذشته است، خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه ۱۹ فروردین به نقل از یک منبع محلی گزارش داد که با وجود این آتش‌بس، خط لوله نفتی شرق-غرب عربستان سعودی در حمله‌ای منتسب به ایران هدف قرار گرفته و میزان خسارت همچنان در دست بررسی است.

به گفته این منبع، تأسیسات دیگری نیز مورد حمله قرار گرفته‌اند. خط لوله شرق-غرب در حال حاضر تنها مسیر صادرات نفت خام عربستان به شمار می‌رود، زیرا ایران عملاً تنگه هرمز را مسدود کرده است.

lebtarg.jpg

هدف قرار گرفتن مقر اضطراری شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله

خبرنامه گویا - «کانال ۱۲ اسرائیل» گزارش داد یکی از اهداف حملات امروز ارتش اسرائیل در لبنان، مقر اضطراری شیخ نعیم قاسم بوده است. هنوز مشخص نیست که او در زمان حمله در محل حضور داشته یا خیر.

***

666.jpgایندیپندنت - فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین در پاسخ به پرسشی درباره محدودیت اینترنت بین‌الملل در ایران گفت که دولت همچنان «پیگیر دسترسی آزاد به اطلاعات» است، اما شرایط جنگی ملاحظات متفاوتی ایجاد می‌کند.

او با اشاره به نقش خبرنگاران حکومتی افزود که آن‌ها به‌عنوان «سفیران پیام» به اطلاعات دسترسی دارند، اما دسترسی عمومی مردم در چنین شرایطی محدود می‌شود.

مهاجرانی تاکید کرد که این وضعیت در شرایط جنگی «طبیعی» است. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌ها از طولانی‌ترین محدودیت اینترنت و اختلال در دسترسی کاربران در جهان حکایت دارد.

isrEmb.jpgبه گزارش ان‌تی‌وی، این رویداد به حملات داعش شباهت دارد. رسانه دولتی ترکیه نیز گزارش داد ‫دو مامور پلیس در این حادثه زخمی شدند.

داوود گل، فرماندار استانبول، اعلام کرد در پی حمله به نزدیکی کنسولگری اسرائیل در این شهر، یکی از مهاجمان کشته و دو تن دیگر مجروح و بازداشت شدند.

او افزود روند شناسایی هویت این افراد همچنان ادامه دارد.

وزیر کشور ترکیه هم اعلام کرد دو تن از سه عامل تیراندازی در استانبول برادر هستند.

بر اساس گزارش‌ها، دو مامور پلیس نیز در جریان این حمله زخمی شدند.

استاندار استانبول با اشاره به حادثه تیراندازی در نزدیکی کنسولگری اسرائیل گفت در دو سال و نیم گذشته، هیچ دیپلمات اسرائیلی در این مکان حضور نداشته است.

وزارت خارجه اسرائیل نیز اعلام کرد در زمان تیراندازی، هیچ کارمندی در کنسولگری حضور نداشت.

***

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین اعلام کرد که برای اولین‌بار در حملات موشکی به اسرائیل از «سکوی پرتاب دوگانه» برای شلیک موشک‌های خیبر استفاده کرده است. این نوع پرتاب موشک، با اشباع پدافندها، احتمال اصابت دست‌کم یکی از موشک‌ها را به‌شدت بالا می‌برد.

در ویدیویی که خبرگزاری فارس منتشر کرده، دیده می‌شود که روی موشک‌ها پیام‌های «در کاخ سفید حرام‌زاده بودن توهین نیست بلکه یک مِلاک صلاحیت است» و «آمریکا به دست خودِ ترامپ نابود می‌شود» نوشته شده است.

***

fztweet.jpg

عمامه پرانی در لس‌آنجلس!

| No Comments

نتانیاهو با انتشار این تصویر در حساب ایکس خود نوشت: به خانه تکانی عید پسح‌ ادامه می‌دهیم، دشمن را خرد می‌کنیم

neglarge.jpg

kurds.jpgترامپ: من از یک گروه خاص خیلی عصبانی هستم و آن‌ها بهای سنگینی خواهند پرداخت

ایران اینترنشنال - دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده، دوشنبه گفت که از جمهوری اسلامی ناراحت است و آن‌ها قرار است بهای بزرگی برای این موضوع بپردازند.

او گفت: «وضعیت وحشتناکی بوده--تا یک ماه و نیم پیش ۴۵ هزار نفر را کشته‌اند، ۴۵ هزار معترض.»

ترامپ درباره مردم ایران افزود: «مردم ایران، وقتی صدای انفجار نمی‌شنوند، ناراحت می‌شوند. آن‌ها می‌خواهند صدای بمب‌ها را بشنوند، چون می‌خواهند آزاد باشند. و تنها دلیلی که به خیابان نمی‌آیند--شما این را می‌دانید--این است که به آن‌ها گفته شده اگر اعتراض کنند، مثل آن کشتی‌گیر و دوستانش، فورا به آن‌ها شلیک خواهد شد.»

او ادامه داد: «این یک دستور رسمی و مکتوب است: اگر اعتراض کنند، اگر به خیابان بیایند، بلافاصله کشته خواهند شد. آن‌ها سلاح ندارند. می‌دانید، ما مقداری سلاح فرستادیم، اما گروهی که قرار بود آن‌ها را به مردم بدهد--که من از قبل هم گفته بودم این اتفاق می‌افتد--این سلاح‌ها را برای خودشان نگه داشتند. گفتند چه اسلحه خوبی، خودم نگهش می‌دارم.»

ترامپ گفت: «به همین خاطر من از یک گروه خاص خیلی عصبانی هستم و آن‌ها بهای سنگینی برای این کار خواهند پرداخت. اما مردم ایران به محض اینکه بدانند کشته نخواهند شد و بتوانند به سلاح دست پیدا کنند، مقابله خواهند کرد. اگر سلاح داشتند--حتی نه تعداد زیاد--اوضاع کاملا برعکس می‌شد.»

baghayee.jpgیورونیوز - اسماعیل بقای، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز دوشنبه اعلام کرد که عملیات اخیر ایالات متحده برای نجات خدمه جنگنده سرنگون‌شده آمریکایی «ممکن است» پوششی برای «سرقت اورانیوم غنی‌شده» از ایران بوده باشد.

این ادعا پس از آن مطرح شده است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا روز یکشنبه از نجات دومین خدمه جنگنده اف-۱۵ سقوط کرده در خاک ایران طی یک عملیات «جسورانه» خبر داده بود.

سخنگوی وزارت خارجه ایران در حالی چنین موضوعی را در نشست خبری هفتگی خود با خبرنگاران در میان گذاشت که افزایش تنش نظامی میان دو کشور پس از سرنگونی یک جنگنده آمریکایی در جنوب ایران وارد مرحله تازه‌ای شده و رئیس جمهوری آمریکا تهدید کرده است در صورت عدم حصول توافق با تهران بر سر برنامه هسته‌ای و همچنین بسته ماندن تنگه هرمز، زیرساخت‌های انرژی و حیاتی ایران را هدف حملاتی ویران‌کننده قرار خواهد داد.

اسماعیل بقایی روز دوشنبه با اشاره به «پرسش‌ها و ابهامات فراوان» پیرامون عملیات اخیر نیروهای آمریکایی گفت: «منطقه‌ای در استان کهگیلویه و بویراحمد که ادعا می‌شود خلبان آمریکایی در آن حضور داشته فاصله زیادی با منطقه‌ای در مرکز ایران دارد که نیروهای آمریکایی در آن فرود آمدند یا قصد پیاده کردن نیروهایشان را داشتند.»

وی در ادامه تاکید کرد: «احتمال اینکه این یک عملیات فریب برای سرقت اورانیوم غنی‌شده بوده باشد، به هیچ وجه نباید نادیده گرفته شود.» آقای بقایی همچنین این عملیات را یک «فاجعه» برای ایالات متحده توصیف کرد که به گفته او جز «ویرانی و هزینه سنگین» نتیجه‌ای نداشته است.

در همین حال، ارتش ایران این اقدام آمریکا را یک «مأموریت فریب و فرار» خوانده و تاکید کرده است که این عملیات «به طور کامل خنثی شد». مقامات نظامی ایران اعلام کرده‌اند که چندین فروند هواگرد آمریکایی پس از هدف قرار گرفتن در جریان این ماموریت، مجبور به «فرود اضطراری» در جنوب استان اصفهان شدند و در نتیجه، نیروهای آمریکایی برای جلوگیری از دسترسی ایران، «هواگردهای سرنگون‌شده خود را به شدت بمباران کردند.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

روایت مقامات نظامی ایران درباره بمباران لاشه‌ها، با گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های بین‌المللی همخوانی دارد. گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای ویژه آمریکا (از جمله یگان ویژه نیروی دریایی موسوم به SEAL Team Six) پس از مواجهه با نقص فنی در هواپیماهای ترابری سی-۱۳۰ (C-130) و بالگردهای خود در جریان تخلیه نیروها، پیش از ترک خاک ایران مجبور شدند این هواگردها را برای جلوگیری از افتادن فناوری‌های حساس به دست نیروهای مسلح ایران، منهدم کنند. رسانه‌های دولتی ایران نیز تصاویری از لاشه سوخته این تجهیزات در بیابان‌های اصفهان منتشر کردند و مدعی شدند که علاوه بر دو هواپیماهای ترابری، دو بالگرد نیز در این عملیات هدف قرار گرفته و سرنگون شده‌اند.

این مواضع در پی یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های جستجو و نجات (CSAR) ارتش آمریکا در خاک ایران مطرح می‌شود که با پوشش خبری و واکنش‌های زیادی همراه بوده است.

wsjbanner.jpgوال‌استریت ژورنال - به گفته چند مقام آمریکایی، ارتش ایالات متحده در حال آماده‌سازی برای حملات احتمالی به اهداف انرژی در ایران است؛ هم‌زمان با این خبر ترامپ فشار خود برای وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز را افزایش داده است.

این مقامات می‌گویند فرماندهان نظامی در حال مرور فهرست‌های از پیش تهیه‌شده از اهداف هستند تا در صورت تصمیم رئیس‌جمهور برای حمله به زیرساخت‌های انرژی، گزینه‌های عملیاتی در اختیار او قرار دهند.

ترامپ در روزهای اخیر تهدیدهای خود را تشدید کرده و روز یکشنبه به وال‌استریت ژورنال گفته است اگر حکومت ایران تا عصر سه‌شنبه با بازگشایی تنگه هرمز موافقت نکند، تمام نیروگاه‌های برق ایران را نابود خواهد کرد.

wjs.jpg

IMG_5231.jpeg«...[سرداران سپاه!] برای ایران، برای خودتان، برای فرزندان‌تان، این ماجراجویی‌ها را رها کنید. ایران را بیش از این خون‌آلود و زخمی نکنید. بگذارید زیرساخت‌های کشور برای ملت ایران حفظ شود. به جنایت‌هایتان پایان دهید. از حکومت کناره بگیرید...»

شاهزاده ی گرامی از روی دلسوزی برای کشورمان ایران و برای مردم زجر کشیده ی آن این جملات را خطاب به سرداران سپاه آدمخوار اسلام نوشته اند و تصور م این است که اگر به تاثیر این حرف ها باور نمی داشتند چنین سخنانی را هرگز بر زبان نمی آوردند.
امکان ندارد ایرانی باشی و کشورت را دوست داشته باشی و از دیدن آسیب دیدگی و تخریب آن به هر دلیلی ناراحت نشوی. مگر می شود جلوی چشم ات به جسم فرزندت، پدرت، مادرت، با اشعه و مواد شیمیایی و جراحی آسیب بزنند و تو ناراحت نشوی؟ قطعا هر فرد ایرانی از دیدن آسیب هایی که به کشورش وارد می شود ناراحت می شود. اما وقتی سرطانی کُشنده و نابودکننده به جان این کشور افتاده که دارد تمام اجزای آن را ذره ذره می خورد و از بین می برد باید میان جسم ظاهرا سالم و تهاجم و آسیب زدن حساب شده به بیماری یی که در آن جسم ریشه دوانده یکی را انتخاب کنی.

سوال اساسی این است: می خواهیم این کشور از شرّ سرطان اسلامی خلاص شود یا می خواهیم ظاهر سالم اش را حفظ کند و سرطان در آن باقی بماند و نسل های متعدد و ریشه های چند هزار ساله ی فرهنگی و ملی را از میان ببرد؟

khadami.jpgمجید خادمی، یکی از کلیدی‌ترین و محرمانه‌ترین چهره‌های دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی، دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ (ششم آوریل ۲۰۲۶) در جریان حملات هوایی آمریکا-اسرائیل کشته شد.

مجید خادمی پس از کشته شدن محمد کاظمی در جنگ ۱۲ روزه، به ریاست سازمان اطلاعات سپاه منصوب شده بود.

وی پیش از این رئیس‌ سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پیشتر از آن رئیس سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع بود.

او در رسانه‌ها گاهی به نام مجید خادمی و گاهی با نام مجید حسینی ظاهر شده است.

خادمی در گفت‌وگویی که ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ از او منتشر شد، با افتخار می‌گوید که سپاه پیش از اعتراضات دی‌ماه بیش از ۱۵ هزار نفر را دستگیر، احضار و بازجویی کرده است:


پس از تأسیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، دستکم تا سال ۱۳۹۳ از مجید خادمی به عنوان جانشین حسین طائب، رئیس وقت سازمان اطلاعات سپاه یاد می‌شد. او مدتی هم جانشینی سازمان حفاظت اطلاعات سپاه را بر عهده داشت.

سازمان اطلاعات سپاه، که مدت‌ها از آن به عنوان اطلاعات موازی یاد می‌شد در دهه‌های گذشته نقش پر رنگی در بازداشت و پرونده‌سازی و سرکوب منتقدان و مخالفان رژیم جمهوری اسلامی داشته است.

این سازمان دارای خانه‌های امن و بازداشتگاه‌های مخفی بوده است و پس از قتل‌های زنجیره‌ای در سال ۱۳۷۷ نقش پر رنگتری در سیستم امنیتی و سرکوب رژیم ایفا کرده است.

segal.jpgنشانه‌ها از ترجیح ترامپ، گزینه نظامی به‌جای مذاکره

آمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

دونالد ترامپ با صدور تمدید ۲۴ ساعته، به جمهوری اسلامی تا فردا ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا فرصت داده است تنگه هرمز را بازگشایی کند. به نظر می‌رسد این مهلت اضافی با احتمال آغاز مذاکرات مرتبط باشد. طبق گفته منابع آگاه از گفت‌وگوها در اسلام‌آباد، ایالات متحده و جمهوری اسلامی در حال بررسی شروط یک آتش‌بس احتمالی ۴۵ روزه هستند (هرچند رویترز آن را ۱۵ تا ۲۰ روز برآورد کرده) که می‌تواند به پایان دائمی جنگ منجر شود.

میانجی‌ها در حال بررسی چارچوبی دو مرحله‌ای هستند:

مرحله اول: آتش‌بس ۴۵ روزه که طی آن مذاکرات برای پایان دادن به جنگ انجام شود.

مرحله دوم: توافق نهایی برای پایان رسمی درگیری.

با این حال، این پیشنهاد تا حدی ناهماهنگ به نظر می‌رسد. طی دو هفته گذشته، گزارش‌ها درباره مذاکرات از انکار کامل تا بی‌میلی آشکار متغیر بوده است. جدا از لحن پیروزمندانه ترامپ که مدعی است جمهوری اسلامی برای صلح «التماس می‌کند»، نشانه‌های بسیار اندکی از نزدیک بودن یک توافق واقعی دیده شده است. منابع آگاه از مذاکرات نیز ارزیابی مشابهی با مواضع قبلی ارائه می‌دهند: به گفته آن‌ها، احتمال دستیابی حتی به یک توافق محدود در ۴۸ ساعت آینده پایین است.

اما فرض کنیم خوش‌بین‌ها درست بگویند. آیا مرحله اول به وضعیت دائمی تبدیل می‌شود؟ به‌هرحال، مرحله دوم در غزه حدود پنج ماه از برنامه عقب است و در آینده قابل پیش‌بینی نیز چندان در دسترس به نظر نمی‌رسد.

احتمالاً نه. تفاوت در مورد جمهوری اسلامی این است که انگیزه‌های راهبردی در واقع به ادامه جنگ متمایل است. در غزه، توقف روند صلح قابل درک بود: اسرائیل آماده بود در ازای آزادی گروگان‌ها و حفظ کنترل بر ۵۸ درصد از خاک منطقه، عملیات را متوقف کند، و حماس نیز صرفاً از این که بتواند از تونل‌ها خارج شده و بر «حماستان» کوچک‌شده حکومت کند، رضایت داشت.

اما جمهوری اسلامی معادله‌ای کاملاً متفاوت است. حتی اگر تهران به مذاکرات تن دهد و تنگه هرمز را باز کند، بسنده کردن به یک آتش‌بس بدون توافق نهایی منطقی نیست. بدون توافق، رژیم می‌تواند برنامه‌های موشکی بالستیک و هسته‌ای خود را از نو فعال کند، در حالی که ۲۰ درصد از بازار جهانی نفت همچنان به‌عنوان گروگانی منفعل باقی می‌ماند.

البته رهبران باقی‌مانده رژیم ممکن است هر شب با این نگرانی بخوابند که آیا امشب خانه‌شان در آتش می‌سوزد یا نه، اما فعلاً زنده می‌مانند.

ترامپ ممکن است بر ویرانه‌های دودگرفته زیرساخت‌های نظامی جمهوری اسلامی جشن پیروزی بگیرد، اما نتیجه روشن خواهد بود: او نتوانسته جنگ را تا خط پایان پیش ببرد.

به باور من، شاخص بهتری برای درک نیت واقعی ترامپ نسبت به این تمدید، تهدید نسبتاً تند و حتی رکیکی است که درست پیش از آن مطرح کرد:

«سه‌شنبه در ایران، روز نیروگاه‌ها و روز پل‌ها خواهد بود همه در یک روز. چیزی شبیهش هرگز دیده نشده!!! این تنگه لعنتی را باز کنید، ای دیوانه‌ها، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد -- فقط تماشا کنید! الحمدلله.»

فکر نمی‌کنم ترامپ به این زودی‌ها مسلمان شود، اما به نظر می‌رسد تمرکز او بر بازگشایی دائمی تنگه است. با توجه به این لحن، استفاده از زور فقط در صورت ضرورت مطرح نیست بلکه گزینه ترجیحی به نظر می‌رسد.

killed.jpgایران بریفینگ - شب گذشته در ترور هدفمند اسرائیل در شهرک ولایت قم اصغر باقری، فرمانده یگان ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران، کشته شد.

‏نتانیاهو پیش تر درباره این فرد گفته بود این شخص از مسئولین اصلی حملات سپاه به اسرائیل بوده. نخست‌وزیر اسرائیل در ادامه با لحنی تهدیدآمیز گفت هر فردی که برای کشتن شهروندان اسرائیل اقدام کند یا در هدایت عملیات علیه این کشور نقش داشته باشد، «مسئول خون خود خواهد بود».

‏معاون سیاسی و امنیتی استانداری قم نیز با تائید این ترور و بدون اشاره به هویت آنان اعلام کرد که در جریان حملات نیمه‌شب یکشنبه و بامداد دوشنبه به یک منطقه مسکونی در مرکز این استان، دست‌کم پنج نفر کشته شدند.

‏به گفته این مقام محلی عملیات آواربرداری و نجات در جریان است و احتمال دارد شمار قربانیان افزایش یابد.

maskooni.jpgایران وایر - بر اساس گزارش وزارت راه و شهرسازی، از نهم اسفند، همزمان با آغاز درگیری‌ها، تا نهم فروردین‌ماه، بیش از ۱۰۱ هزار واحد مسکونی در ۲۴ استان کشور دچار آسیب شده‌اند. بر اساس آمارهای اولیه، حدود ۳۳ هزار واحد از این تعداد، معادل نزدیک به ۳۰ درصد، در استان تهران قرار دارند.

برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که برای جبران خسارت‌های وارده به بخش مسکن، رقمی در حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان (۴۰ همت) مورد نیاز است که از این میزان، ۲۳ هزار میلیارد تومان به تهران اختصاص دارد.

با این حال، اعلام شده که در شرایط فعلی، تمرکز اصلی دولت بر تأمین هزینه‌های ضروری از جمله مایحتاج عمومی و همچنین هزینه‌های دفاعی و نظامی است. در این میان، اسکان فوری خسارت‌دیدگان به عنوان مهم‌ترین اولویت در دستور کار قرار گرفته و افرادی که منزلشان به‌طور گسترده تخریب شده، به‌صورت رایگان در هتل‌ها اسکان داده شده‌اند.

در حوزه حمایت از مستاجران نیز اعلام شده است که در صورت تخریب واحد مسکونی، مستاجران تعهدی برای پرداخت اجاره‌بها نخواهند داشت و مالکان موظف به بازگرداندن ودیعه آنان هستند.

بر اساس تصمیمات اتخاذ شده، قرار است بخش عمده‌ای از منابع مالی مورد نیاز برای اسکان موقت شهروندان از طریق تسهیلات بانکی تامین شود.

در خصوص تسهیلات در نظر گرفته شده، ارقام اعلامی شامل وام ۳۰۰ میلیون تومانی برای شهرهای کوچک، ۴۰۰ میلیون تومانی برای شهرهای بزرگ‌تر و وام‌های ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومانی برای مراکز استان‌ها و پایتخت است. البته پرداخت این تسهیلات به‌صورت سقف ثابت برای همه واحدها نخواهد بود و میزان نهایی بر اساس ارزیابی کارشناسان بنیاد مسکن از شدت خسارت تعیین می‌شود. این وام‌ها به‌صورت قرض‌الحسنه و با عنوان «وام اسکان موقت» به آسیب‌دیدگان پرداخت خواهد شد.

با این حال، اتکای گسترده به تسهیلات بانکی برای جبران خسارت‌ها، نگرانی‌هایی را نیز به همراه داشته است. از یک سو، افزایش حجم نقدینگی می‌تواند به تشدید تورم منجر شود و از سوی دیگر، تخصیص منابع محدود بانکی به بازسازی، ممکن است باعث کاهش یا اختلال در پرداخت تسهیلات مرتبط با تولید و خرید مسکن شود. این مسئله می‌تواند در بلندمدت بر تعادل عرضه و تقاضا در بازار مسکن اثر منفی گذاشته و روند تولید مسکن را با چالش مواجه کند.

osulieh.jpgحمله به پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه

خبرنامه گویا - خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از حمله به پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه خبر داد. فارس نوشت: «دقایقی پیش صدای چند انفجار از پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه به گوش رسید.»

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، از حمله به «بزرگ‌ترین مجتمع پتروشیمی ایران» در عسلویه خبر داد و گفت این «هدف کلیدی» حدود ۵۰ درصد از تولید پتروشیمی ایران را بر عهده دارد. او افزود: «هفته گذشته نیز دومین مجتمع اصلی هدف قرار گرفته بود.»

کاتز همچنین گفت پیش‌تر هشدار داده بود در صورت ادامه حملات سپاه به مناطق غیرنظامی در اسرائیل، این کشور شروع به نابودی «زیرساخت‌های اقتصادی» جمهوری اسلامی خواهد کرد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که روز گذشته در پی اصابت مستقیم یک موشک به یک ساختمان مسکونی در حیفا، چهار غیرنظامی کشته شدند.

اکنون دو تاسیساتی که در مجموع مسئول حدود ۸۵ درصد از تولید پتروشیمی ایران هستند، از مدار خارج شده‌اند.» او افزود: «ارتش اسرائیل مامور شده است که با تمام قدرت به حمله به زیرساخت‌های ملی در ایران ادامه دهد.»

sajjadpour.jpgکریم سجادپور - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

مهم‌ترین تصمیم‌گیری‌های این جنگ نه میان آمریکا و جمهوری اسلامی، بلکه میان ترامپ و خود او در جریان است. او میان آغاز مذاکرات و وعده «بمباران ایران تا عصر حجر» در نوسان بوده است. در مقابل، جمهوری اسلامی همیشه رفتاری ثابت داشته: ایدئولوژی‌اش «مقاومت» است، راهبردش «ایجاد آشوب»، و هدف نهایی‌اش «بقا». ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را به‌درستی درک نکرده است. تهدیدهای او برای نابودی، رژیمی را که از آغاز نشان داده حاضر است کشور و مردم را قربانی حفظ قدرت و ایدئولوژی خود کند، وادار به عقب‌نشینی نکرده است.

برخلاف ترامپ که دیدگاه ثابت سیاست خارجی ندارد، طبقه حاکم در تهران خود را «اصولگرا» می‌نامد؛ چون به اصول انقلاب، به‌ویژه مقاومت در برابر آمریکا و نفی موجودیت اسرائیل، وفادار است. این آرمان‌ها هم چسبی برای حفظ انسجام رژیم هستند و هم لنگری که کشور را عقب نگه می‌دارند.

جمهوری اسلامی بدون کنار گذاشتن این ایدئولوژی پیشرفت نخواهد کرد؛ و در مقابل، رژیم معتقد است با کنار گذاشتن این اصول، بقای خود را از دست می‌دهد.

ترامپ این تقابل را همچون مذاکره‌ای برای یک «توافق بزرگ» می‌بیند. تهران ممکن است برای آتش‌بس یک توافق محدود را بپذیرد، اما دشمنی با آمریکا و اسرائیل باقی خواهد ماند. آیت‌الله خامنه‌ای «شهادت» را بر عادی‌سازی ترجیح داد؛ و پسر او نیز همین مسیر را ادامه خواهد داد.

در ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی تنها دو مصالحه بزرگ انجام داده است: نخست، پذیرش پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ پس از هشت سال و حدود ۲۰۰ هزار کشته ایرانی؛ امتیازی که خمینی آن را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد. دوم، توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ در دوره اوباما. در هر دو مورد، الگو یکسان بود: فشار اقتصادیِ حیاتی همراه با یک خروج دیپلماتیک مشخص که رژیم را مجبور به کنار گذاشتن هویت انقلابی‌اش نمی‌کرد. اما ترامپ فشار را ارائه کرده، بدون آن‌که مسیر خروج روشنی نشان دهد.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

دکترینی که پنتاگون و تشکیلات نظامی آمریکا را موظف به نجات خلبان دوم جنگنده اف ۱۵ کرد از خود عملیات نجات قابل توجه تر است. دکترین Leave No Man Behind یا *هیچ کس را پشت سر نگذاریم* بیش از صد سال است که در آمریکا اجرا می شود و بر اساس آن هیچ سربازی نباید پشت جبهه باقی بماند و باید او را نجات داد.

سال ۱۹۹۵ و در جریان جنگ بوسنی نیز یک خلبان آمریکایی ایجکت کرد و پشت مواضع صرب ها فرود آمد. خلیان اف ۱۶ برای شش روز خود را در جنگل پنهان کرد و طبق پروتکلی که آموزش آن را دیده بود تا روز آخر سکوت رادیویی داشت و فقط چند سیگنال رادیویی کوتاه فرستاد تا بفهمند او زنده است. او نگران لو رفتن محل اختفا بود و نگران بود که بیسیم چی صرب ها متوجه فرکانس رادیویی او شوند.اسکات او گریدی شش روز با خوردن حشرات و برگ درخت و با آب باران زنده ماند و با صبر زیاد شرایط سخت را تحمل کرد تا روزی که کدهای محل سقوط را فرستاد. عملیات نجات او نیم ساعت بیشتر طول نکشید اما او با آموزش هایی که دیده بود خود را با همه آنهایی که آماده نجات او بودند هماهنگ کرد. اموزش هایی که این خلیان دیده بود و سیستمی که خود را موظف به یافتن یک خلبان می داند همه بخشی از دکترین *هیچ کس را پشت سر نگذاریم* بودند.

سال ۱۴۰۰ دو خلبان حوان ایرانی در یک آشیانه در دزفول یا همدان جنگنده خود را در آشیانه چک می کردند تا آماده پرواز شوند. در میانه تست دستگاهها، سیستم ایجکت فعال شد و دو خلبان را با سرعت جت به سقف آشیانه کوبید و هر دو در اثر شدت ضربه درجا کشته شدند. کیانوش بساطی و حسین نامی دو خلبانی بودند که هیج پروتکلی برای نجات جان آنها تعریف نشده بود. أنها جان خود را به پای جنگنده ای ریختند که سالها از رده خارج شده بود و هیج کمیسیون تحقیقی هم نتیجه تحقیق خودرا به اطلاع کسی نرساند. تو گویی آنها هیچگاه وجود نداشتند و فقدان آنها هیچکس را در سازمان ارتش غمگین نکرد.

najd.jpgبابک نژند - پزشک و رواندرمانگر شناختی-رفتاری

ویژه خبرنامه گویا

مقدمه

در سال‌های اخیر، هم‌زمان با فرسایش مشروعیت جمهوری اسلامی، بخش قابل ملاحظه‌ای از جامعهٔ ایران و نیز بخش قابل ملاحظه‌ای از ایرانیان مهاجر، در افق نمادین و سیاسی خود به‌سوی بازتعریف هویت ملی و، در مواردی آشکار، به‌سوی مشروطه‌خواهی گرایش یافته‌اند. این چرخش را دشوار بتوان صرفاً به هیجان سیاسی یا القای رسانه‌ای فروکاست؛ بلکه باید آن را نشانهٔ دگرگونی در ادراک تاریخی و سیاسی جامعه‌ای دانست که جمهوری اسلامی را بیش از پیش نه فقط حکومتی ناکارآمد، بلکه نظمی ضدملی، سرکوبگر و اصلاح‌ناپذیر می‌بیند.

در برابر این تحول، واکنش بخشی از اپوزیسیون چپ خود به مسئله‌ای قابل تأمل بدل می‌شود. آنچه در مواردی رخ می‌دهد، نه فقط فاصله‌گیری از یک گرایش سیاسی، بلکه کژفهمیِ واقعیتی اجتماعی است که در برابر چشمان آنان شکل می‌گیرد. گویی برای بخشی از این نیروها، پذیرش این نکته دشوار است که جامعه می‌تواند، زیر فشار تجربهٔ تاریخی خویش، به سوی بدیلی حرکت کند که با حافظه و دستگاه ایدئولوژیک آنان سازگار نیست.

مقصود این نوشته انکار حق اختلاف سیاسی نیست. سخن بر سر آنجاست که این اختلاف، در مواردی، از سطح نقد فراتر می‌رود و به بدگمانی نسبت به مردم و ناتوانی در فهم منطق این چرخش می‌انجامد. از این منظر، می‌توان به این واکنش‌ها در پرتو خطاهای رایج شناختی ذهن بشر نیز نگریست؛ آنجا که ذهن، به جای تجدیدنظر در پیش‌فرض‌های خود، می‌کوشد واقعیت تازه را به سود همان پیش‌فرض‌ها تأویل کند.

ذهن یک اندیشمند سیاسی چگونه خطا می‌کند؟

ذهنِ اندیشمند سیاسی نیز، با همهٔ آگاهی، تجربه، و حافظهٔ تاریخی‌اش، واقعیت را بی‌واسطه درنمی‌یابد. او نیز جهان را از خلال الگوهایی می‌فهمد که در گذر زمان، از تجربه، ترس، امید، دلبستگی، و زخم‌های عاطفی و تاریخی در ذهن او شکل می‌گیرند. همین الگوها به رویدادها معنا می‌دهند؛ اما همان‌جا نیز امکان خطا پدید می‌آید: آنجا که واقعیت تازه، نه در پرتو خود، بلکه در قالب پیش‌فرض‌هایی فهم می‌شود که به گذشته تعلق دارند و دیگر لزوماً توان توضیح اکنون را ندارند.

در عرصهٔ سیاست، این خطا صورتی پیچیده‌تر می‌یابد. چه‌بسا ذهنی آکنده از دانش و حافظهٔ تاریخی، پدیده‌ای اجتماعی را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه ببیند که با آسیب‌های پیشین افراد از نیروهای مقتدر، یا با جذابیت آرمان‌های دیرپای سوسیالیستی، سازگارتر است. در چنین وضعی، آگاهی فراوان نیز ضامن فهم درست نیست؛ زیرا ذهن، به‌جای تجدیدنظر در دستگاه تفسیر خود، می‌کوشد واقعیت را در همان قالب‌های دیرآشنا فروبکاهد. بسیاری از خطاهای شناختی از همین نقطه آغاز می‌شوند.

وقتی واقعیت اجتماعی با حافظهٔ ایدئولوژیک سازگار نیست

بخشی از واکنش اپوزیسیون چپ به چرخش بخش قابل ملاحظه‌ای از جامعه به سوی مشروطه‌خواهی را می‌توان در پرتو همین خطاهای رایج شناختی فهم کرد؛ خطاهایی که نه از فقر اطلاعات، بلکه گاه درست از دلِ حافظهٔ تاریخی، دلبستگی ایدئولوژیک، و عادت‌های دیرپای تفسیر سیاسی برمی‌خیزند. مسئله فقط این نیست که این نیروها با مشروطه‌خواهی موافق نیستند؛ مسئله از آنجا آغاز می‌شود که خودِ این چرخش اجتماعی، به‌جای آنکه موضوع فهم قرار گیرد، به‌سبب شدت تعارضش با سپهر شناختی آنان، مایهٔ اضطراب و هراس می‌شود و ذهن را به سوی تفسیر با خطاهای شناختی سوق می‌دهد

Yousef_J_Javidan.jpgدر بخش‌های پیشین به سیاست مماشات با جمهوری اسلامی در سپهر سیاسی آمریکا پرداختیم و در بخش سوم نقش کنش‌گران و تحلیلگرانی چون هوشنگ امیراحمدی و شیرین هانتر و فریده فرهی که در آمریکا این خط را دنبال می‌کنند بررسیدیم.

ولی نصر، علی واعظ و رضا اصلان

افزون بر «تریتا پارسی» که سال‌ها برای جمهوری اسلامی به کار لابی‌گری اشتغال داشته، در میان تحلیل‌گران و پژوهشگران ایرانی‌تبار دیگری که به درجه‌های گوناگون خواهان مماشات با دولت جمهوری اسلامی هستند و در برنامه‌های رسانه‌هایی چون «سی‌ان‌ان» شرکت داشته‌اند می‌توان از «ولی نصر»، «علی واعظ» و «رضا اصلان» نام برد. افزون بر این چهار نفر گفتار و نوشتار کسانی چون «نرگس باجغلی»، «جواد صالحی‌اصفهانی»، «آرنگ کشاورزیان»، «آرزو اُسانلو»، «ارکیده بهروزان»، «کیوان هریس» و «هاله اسفندیاری» در برنامه‌های دو رسانه‌ی مهم داخلی «پی‌بی‌اس» و «ان‌پی‌آر» و سایر رسانه‌ها بکار برده شده‌اند.

رابرت مالی و علی واعظ دو چهره مهم در پیشبرد سیاست سازش با اسلامگرایان حاکم بر ایران هستند. ¹ علی واعظ در سال ۲۰۱۲ توسط رابرت مالی به گروه بین‌المللی بحران International Crisis Group, ICG منصوب شد. علی واعظ با بهره‌وری از سمت خود به عنوان تحلیلگر ارشد در گروه بحران نقش مهمی در پیشبرد گفتمان سازش با جمهوری اسلامی بازی کرده است. واعظ متهم به این شده که پیش‌نویس برخی نظریه‌هایی را که به عنوان کارشناس می‌خواسته در رسانه‌های آمریکا منتشر کند قبلن نشان ماموران جمهوری اسلامی داده است.

گذشته از علی واعظ، تحلیل‌های پژوهشگران دیگر نیز به عنوان پشتوانه توسط لابی حکومت تئوکراتیک ایران بکار گرفته می‌شوند. آثار بسیاری از این «تحلیلگران» نتیجه‌ای جز مشروعیت بخشی به رفتار نابهنجار دولت جنگ‌طلب حاکم بر ایران ندارد و کم نیستند کسانی که در این راه مرز بین تحلیل و کنش را بسیار مخدوش کرده‌اند. در محیط مناسبی که بر اندیشکده‌ها غالب است برخی از کارشناسان آنقدر احساس امنیت می‌کنند که پا را از حیطه‌ی کارشناس و تحلیلگر واقع‌بین و بی‌طرف بسیار فراتر می‌گذارند و با کنار گذاشتن ضوابط حرفه‌ای مانند کنشگران آرا و ایده‌هایی را ترویج می‌کنند که همسو با روایت رسمی و آنچه دولت جمهوری اسلامی «جنگ نرم» می‌نامد هستند.

parsa.jpgیکم

در میان هم‌نسلان من کم نیستند کسانی که آوریل ۱۹۷۵ و پیروزی کامل خمرهای سرخ در کامبوج را به یاد دارند. دربارهٔ شقاوت آنان و کشتار بی‌رحمانهٔ میلیون‌ها انسان در دوران تسلطشان بر آن کشور، اسناد و گزارش‌های مستند فراوانی وجود دارد که هنوز هم خواندنشان هراس‌انگیز است.

در همان سال‌ها، بسیاری از نشریات غربی جمله‌ای را به «پل پُت»، رهبر خمرهای سرخ، نسبت می‌دادند که مضمونش چنین بود:
«مراقبت ازشما مقرون به صرفه نیست و از بین بردنتان ضرری نخواهد داشت.»

جمله‌ای کوتاه، سرد و عریان؛ اما گویی چکیدهٔ منطقی تفکری بود که به فاصله‌ای کوتاه، در حدود شش سال، میلیون‌ها انسان را از خانمان وسرانجام ، جانشان ،محروم کرد.

راست آن است که نمی‌دانم ــ و حتی مطمئن نیستم ــ این جمله را واقعاً پل پُت گفته باشد. پیش از آن نیز گاه چنین عبارتی را به فضای انقلاب چین و به‌ویژه سال‌های «انقلاب فرهنگی» نسبت می‌دادند. با این همه، در حقیقت چندان اهمیتی ندارد که گویندهٔ آن چه کسی بوده است، یا در کدام ذهن بیمار و خون‌خواری شکل گرفته است. آنچه اهمیت دارد این است که کشتار آن همه انسان بی‌گناه در سایهٔ چنان دستگاه فکری‌ای ممکن و موجه شمرده شد.

جهان ِاندیشه ی خمرهای سرخ بر این پایه استوار بود : آنان که با ایشان می‌اندیشند، و دیگران. تنها درصدی ناچیز از جامعه در شمار «خودی‌ها» قرار می‌گرفتند، و باقی مردمان، در بهترین حالت، زائد و بی‌ارزش تلقی می‌شدند. در چنین نظام فکری‌ای، حذف انسان‌ها نه تنها خطا به شمار نمی‌آمد، بلکه گاه ضرورتی انقلابی و اخلاقی تلقی می‌شد.

امروز، هنگامی که به کارنامه و عملکرد حکومت اسلامی ـ شیعی تهران در طول نزدیک به نیم قرن گذشته می‌نگرم، گاه این احساس در من زنده می‌شود که گویی با جلوه‌ای دیگر از همان منطق مواجهیم. در این چهل و هشت سال، هرگاه فرصتی فراهم آمده است، دستگاه قدرت از سرکوب و کشتار شهروندان خود دریغ نکرده است؛ چنانکه آخرین نمونهٔ آن در دی‌ماه گذشته، در قیاس با بسیاری از لکه‌های ننگین پیشین، تصویری تیره‌تر و تکان‌دهنده‌تر بر جای گذاشت.

تاریخ بارها نشان داده است که هنگامی که قدرت سیاسی خود را صاحب حقیقت مطلق بداند و انسان را تنها در نسبت با آن حقیقت ارزش‌گذاری کند، فاصلهٔ میان اندیشه و فاجعه چندان طولانی نخواهد بود.

خمرهای سرخ جنایات خود را به نام آزادی، برابری و عدالت اجتماعی انجام می‌دادند؛ حکومت اسلامی ـ شیعی تهران نیز کمابیش همین داعیه‌ها را تکرار می‌کند. البته چنین ادعاهایی تقریباً در قاموس اغلب دولت‌ها و نظام‌های سیاسی جهان یافت می‌شود؛ کمتر قدرتی است که اعمال خود را بی‌هیچ توجیهی و بی‌آنکه آن را در پوششی از مفاهیم والا عرضه کند، به انجام رساند.

دوم

در ژانویهٔ سال ۲۰۱۲ یک کشتی تفریحی ایتالیایی در آب‌های نزدیک جزیرهٔ گیلیو غرق شد و شماری کشته و مجروح بر جای گذاشت. علت اصلی حادثه، بنا بر گزارش رسانه‌های گوناگون بین‌المللی، نمایش نابخردانه‌ای از سوی ناخدای کشتی بود. او می‌خواست با مانوری نمایشی در نزدیکی جزیره، نوعی ادای احترام یا حرکتی نمادین را به نمایش بگذارد؛ اما در جریان همان نمایش، بدنهٔ کشتی با صخره‌های سخت اطراف جزیره برخورد کرد. این برخورد شکافی عمیق در بدنهٔ کشتی پدید آورد و همان شکاف سرانجام مقدمهٔ غرق شدن آن شد.

در چنین شرایطی، قواعد پذیرفته‌شدهٔ دریانوردی ــ که هم در سنت دریانوردان و هم در قوانین مکتوب ثبت شده است ــ حکم می‌کند که ابتدا زنان، کودکان و مسافران ناتوان یا سالمند نجات داده شوند. پس از آن دیگر مسافران، بر حسب توان و امکان، کشتی را ترک می‌کنند و سپس نوبت خدمه می‌رسد. و در نهایت، زمانی که ناخدا از تخلیهٔ کامل کشتی اطمینان یافت، خود او باید آخرین کسی باشد که آن را ترک می‌کند.

kangarloo.jpgاین ایده که قدرت مردم به تنهایی می‌تواند یک مستبد را سرنگون کند، ایده‌ای رمانتیک است، اما تاریخ اغلب داستانهائی پیچیده‌تر و تاریک‌تر را روایت می‌کند. در حالی که نافرمانی مدنی جرقه‌ای بسیار قدرتمند است، منتقدان عدم خشونت "ناب" استدلال می‌کنند که این امر هرگز"تنها" عامل در گذار موفقیت‌آمیز یک کشور از دیکتاتوری به یک دموکراسی پایدار نبوده است.

در اینجا چند دلیل برای اینکه چرا نافرمانی مدنی، به تنهایی، اغلب در "اتمام کار" شکست می‌خورد، آورده شده است.

۱. نافرمانی مدنی با غیرقابل اداره کردن یک کشور عمل می‌کند، اما یک دیکتاتور می‌تواند تا زمانی که ارتش و نیروهای سرکوبگر به آن وفادار بمانند، بر یک کشور "ویران" حکومت کند. تاریخ نشان می‌دهد که دیکتاتورها تنها زمانی سقوط می‌کنند که "دستگاه امنیتی" (سپاه و بسیج) از تیراندازی خودداری کنند. اگر نیروهای مسلح متحد و وفادار به رژیم باقی بمانند (همانطور که در اعتراضات میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۳۶۸ ٫ قیام سوریه ۱۳۹۰ یا خیزش دیماه ۱۴۰۴ ایران دیده شد)، نافرمانی مدنی معمولاً به جای انتقال قدرت، به قتل عام منجر می‌شود.

در مواردی مانند انقلاب قدرت مردمی در سال ۱۹۸۶ در فیلیپین، فقط جمعیت نبودند؛ بلکه جدایی رهبران کلیدی نظامی (انریل و راموس) بود که در واقع تسلط مارکوس بر قدرت را در هم شکست.

۲. دومین مشکل خلأ قدرت و اقلیت "سازمان‌یافته" است. نافرمانی مدنی در شرایط ویژه ای در "تخریب" (نظام) عالی عمل میکند، اما اغلب در "ساخت" (ایجاد دموکراسی) ضعیف است.

در این رابطه درس بهار عربی بسیار پر ارزش است. در مصر، نافرمانی مدنی گسترده با موفقیت مبارک را برکنار کرد. با این حال، از آنجا که معترضان نه یک رهبر مومن به دموکراسی و نه یک شبکه افقی پرتوان الهام گرفته از ارزشهای لیبرالیسم داشتند، نتوانستند دولتی را سازماندهی کنند که مقبولیت همگانی داشته باشد و در نهایت به قدرت برسد. این امر به تنها دو نهاد سازمان‌یافته - اخوان المسلمین و ارتش - اجازه داد تا کنترل را به دست بگیرند و در نهایت به استبداد بازگردند. در اینجا وضعیت مصر بسیار شباهت به ایران ۱۳۵۷ و دو نهاد مذهب و ارتش داشت. شوربختانه برعکس مصر٫ در ایران عقب نشینی ارتش در مقابل مذهب به تثبیت رهبری خمینی و ایجاد جمهوری اسلامی تمام شد.

دیگر مشکل جنبشهای مدنی برای سرنگونی رژیمهايی مانند جمهوری اسلامی ضعف ساختاری است. اعتراضات زودگذر هستند. بدون وجود یک "دولت سایه" یا حزب سیاسی آماده برای مداخله، رهبران فعلی اغلب به سادگی چهره خود را تغییر می‌دهند وبا بازیهای سیاسی در قدرت باقی می‌مانند.

۳. سومین بازیگر ژئوپلیتیک خارجی است. ما میدانیم که به ندرت یک دیکتاتور در خلاء سرنگون می‌شود. اکثر نمونه‌های موفق نافرمانی مدنی به شدت توسط نیروهای خارجی حمایت یا پشتیبانی شده‌اند. به نمونه های زیر بنگریم.

انقلاب‌های رنگی: جنبش‌ها در اوکراین (نارنجی) یا گرجستان (رز) توسط فشار دیپلماتیک قابل توجه غرب و بودجه سازمان‌های غیردولتی حمایت شدند.

تحریم‌ها و انزوا: نافرمانی مدنی اغلب به عنوان "توجیه" برای تحریم‌های بین‌المللی عمل می‌کند که در واقع رژیم را از منابعی که برای پرداخت حقوق سربازانش نیاز دارد، محروم می‌کند. بدون آن فشار اقتصادی خارجی، بسیاری از دیکتاتورها می‌توانند بیشتر از صبر معترضان دوام بیاورند.

۴. دیگر توهم نیروهای سیاسی رمانتیک توهم افسانه انقلاب «پاک» است. بسیاری از افسانه های موفقیت "غیرخشونت‌آمیز" در واقع شامل تهدیدهای اساسی قابل توجه از زور یا خرابکاری استراتژیک هستند که در کتاب‌های تاریخ یا در ذهن طرفداران "مبارزات مدنی" ذکر نشده‌اند. اینها از اینقرارند.

خرابکاری اقتصادی: اعتصابات عمومی اغلب به عنوان "نافرمانی" طبقه‌بندی می‌شوند، اما به عنوان شکلی از جنگ اقتصادی عمل می‌کنند. ما در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ دیدیم که اعتصابات کارگران شرکت نفت و روزنامه نگاران دولت ایران را فلج کرد. این یک خرابکاری اقتصادی بود. در شرایطی مانند امروز ایران که جمهوری اسلامی چنین کنشهائی از جانب ملت ایران را بوسیله سرکوب وحشیانه مسدود کرده است این گزینه از روی میز ملت ایران برداشته شده است.

عدم تعهد به منافع ملی یا خشونت دفاعی: حتی در جنبش‌های عمدتاً مسالمت‌آمیز، وجود حاشیه‌های رادیکال یا تهدید یک جنگ داخلی قریب‌الوقوع اغلب یک دیکتاتور را به ترک قدرت "متقاعد" می‌کند. محمد رضا شاه پهلوی به دلیل اکراه به کشتن هموطنانش از پادشاهی گذشت. آما بازماندگان جمهوری اسلامی فقط به این دلیل که تحت تأثیر اخلاق جمعیت قرار بگیرند، حکومت را رها نخواهند کرد؛ بازماندگان جمهوری اسلامی تنها زمانی ایران را ترک خواهند کرد که در یابند که هزینه ماندن از ترک قدرت بیشتر باشد.

پیش از آنکه به ادامه این تحلیل برسیم بهتر است که یک بررسی از واقعیتهای میدانی بکنیم. در حالی که نافرمانی مدنی "مشروعیت" را برای یک دولت جدید فراهم می‌کند، تقریباً همیشه "فروپاشی اجماع نخبگان" است که ملت را به دنبال محبوب ترین عناصر مخالف حکومت (اپوزیسیون) میفرستد. و آن لحظه‌ای است که دوستان دیکتاتور تصمیم می‌گیرند که او دیگر فصل الخطاب نیست بلکه یک دردسر است - این آن ذهنیتی است که در واقع به رژیم پایان می‌دهد.

برای بسط این استدلال که نافرمانی مدنی هرگز "تنها" علت یک گذار دموکراتیک نیست، می‌توانیم به سه مورد از معروف‌ترین داستان‌های "موفقیت" آن نگاهی بیندازیم. در هر مورد، روایت "قدرت مردم" اغلب فروپاشی بسیار عمل‌گرایانه‌تر و بدبینانه‌تر ساختار قدرت نخبگان را پنهان می‌کند.

مورد اول کشور فیلیپین در۱۹۸۶ و سه‌گانه "ارتش-کلیسا-ایالات متحده" است. انقلاب بر اساس قدرت مردم اغلب به عنوان استاندارد طلایی برای سرنگونی غیرخشونت‌آمیز ذکر می‌شود، اما "نافرمانی" در خیابان‌های فیلیپین در واقع "سپر" بود، نه "شمشیر". ابتدا باید توجه کنیم که انقلاب با جمعیت شروع نشد؛ با "کودتای نظامی شکست‌خورده" آغاز شد. وزیر دفاع، خوان پونس انریله، و ژنرال فیدل راموس، تنها پس از کشف نقشه‌شان برای تصاحب قدرت، از ارتش جدا شدند. آنها در یک اردوگاه نظامی به دام افتادند و از مردم خواستند که از آنها محافظت کنند.

سپس باید فاکتور کاردینال جیم سین که از نفوذ اجتماعی عظیم کلیسای کاتولیک برای بسیج میلیون‌ها نفر استفاده کرد را در نظر بگیریم. بدون اینکه کلیسا به عنوان یک "مرکز فرماندهی اخلاقی" عمل کند، معترضان انسجام لازم برای رویارویی با تانک‌ها را نداشتند.

دست آخر هم فشار خارجی که در تماس تلفنی رانالد ریگان رئیس جمهور وقت امریکا بود که در نهایت، مارکوس را مجبور به ترک کشور کرد و او فقط به خاطر جمعیت از ادامه حکمرانی نگذشت. او آنجا را ترک کرد زیرا ایالات متحده (حامی دیرینه‌اش) حمایتش را از او قطع کرد. رئیس جمهور رونالد ریگان شخصاً پیام داد که "زمان رفتن فرا رسیده است" و یک هلیکوپتر آمریکایی مارکوس را از کاخ بیرون برد.

مورد دوم بهار عربی سال ۲۰۱۱ و داستان دو ارتش است. در اینجا باید متذکر شد که مقایسه مصر و تونس با سوریه و بحرین نشان می‌دهد که "قدرت مردم" تنها در صورتی مؤثر است که "مزدوران اجیر شده" دیکتاتور تصمیم بگیرند که زمان تغییر فرا رسیده است. مورد مصر و تونس مورد "فراریان" است زیرا در هر دو کشور، ارتش یک نهاد حرفه‌ای بود که توسط نیروی پلیس خصوصی دیکتاتور به حاشیه رانده شده بود. وقتی اعتراضات شروع شد، ژنرال‌ها فرصتی دیدند تا از شر رهبری که مایه دردسر منافع نهادی شان بود، خلاص شوند. آنها به مردم "پیوستند"؛ رهبر را رها کردند تا نهاد را نجات دهند.

مورد سوریه و بحرین مورد وفاداران بود زیرا در سوریه، ارتش از طریق پیوندهای فرقه‌ای و قومی (اقلیت علوی) به رژیم وابسته بود. از آنجا که سربازان معتقد بودند در صورت سقوط رژیم قتل عام می‌شوند، تا پای جان جنگیدند. نافرمانی مدنی در سوریه مسلماً بزرگتر و پایدارتر از تونس بود، اما به دلیل اینکه نظامیان هرگز از صفوف خود خارج نشدند، شکست خورد.

Gileh_Mard.jpgگفت‌وگویی که آقای تاکر کارلسون، از برجسته‌ترین چهره‌های رسانه‌ای راستگرای آمریکا، با یک مفسر و فیلسوف چینی درباره جنگ اخیر ایران انجام داد، نکته‌های بسیار شگفت‌انگیزی را پیرامون فرقه‌های مذهبی که به فرقه‌های «آخرالزمانی» معروف هستند و در آمریکا و در اسرائیل قدرت فوق‌العاده‌ای دارند نشان می‌دهد.

آقای جیانگ که در دانشگاه پکن به تدریس فلسفه مشغول است می‌گوید:

اسرائیل پروژه‌ای دارد بنام «اسرائیل بزرگ» که بر اساس باورهای‌شان یهوه ـ خدای یهودیان ـ به حضرت ابراهیم وعده داده است قلمروی یهودیان از رود نیل در مصر تا کرانه‌های رود فرات در عراق را در بر می‌گیرد و حتی تا آناتولی ـ جنوب ترکیه کنونی ـ و بخش‌هایی از شبه‌جزیره عربستان امتداد پیدا می‌کند.

او می‌گوید: اسرائیل دیگر عقلانی عمل نمی‌کند بلکه نوعی تب آخرالزمانی بر این کشور غلبه کرده است.

در اسرائیل برخی خاخام‌ها معتقدند حتی نابودی کامل تل‌آویو به نفع قوم یهود است چرا که به ظهور مسیحای موعود کمک می‌کند!

آقای جیانگ آنگاه به میزان تأثیرگذاری اندیشه‌های آخرالزمانی بر سیاست خارجی آمریکا اشاره می‌کند و می‌گوید:

حدود یک چهارم مردم آمریکا اوانجلیست هستند و بسیاری از آنها «مسیحی صهیونیست» هستند.

آنها باور دارند که اسرائیل برای تحقق نقشه خدا و بازگشت عیسی مسیح نقش حیاتی و محوری دارد.

یکی از چهره‌های بسیار شناخته‌شده در این زمینه کشیشی بنام «جان هیگی» است که سازمان «مسیحیان متحد برای اسرائیل» را اداره می‌کند و هفت میلیون عضو دارد.

آنان کسانی هستند که بخش عمده‌ای از درگیری‌های خاورمیانه را تأمین مالی می‌کنند و خواستار گسترش هر چه بیشتر شهرک‌های یهودی‌نشین در کرانه باختری رود اردن هستند.

بنابراین صهیونیسم مسیحی در آمریکا یک نیروی سیاسی فوق‌العاده قدرتمند است که همراه با مجموعه‌ای از انجمن‌ها و سازمان‌های مخفی می‌خواهند طرح آخرالزمانی اسرائیل بزرگ را به انجام برسانند.

Reza_Farmand_2.jpg

جان ایران در ژرفای اندیشه‌هاست
گوهران‌اش رُبودنی نیست
و تپش‌های‌اش در زمان پراکنده است
با گلوله‌ها زدنی نیست
*
این زنان که آزادی را
چنین سرفرازانه به اوج می‌برند
یادگار زریران‌اند
جهان‌های پهلوانی را آزموده‌اند
*
این زنان که با گرباد‌ها می‌رقصند
و در چشم‌های توفان‌ها کولاک می‌کنند
از دل فرهنگ این سرزمین برآمده‌اند

*

این جوانمردان
برآمدگان دانشگاه سرفرازی و آزادی‌اند
سیمرغی‌اند، آسمانی‌اند
*
ایرانیان به هزاران زبان سخن می‌گویند
که شیخ نمی‌تواند دریابد
و در هزاران میدان همدیگر را می‌یابند
که شیخ نمی‌تواند ببیند

*

در این روزهای نفس‌گیر
ایران
با ارتش جانبازان‌اش
و با یاد جانسپاران‌اش
از هفت‌خان تاریک اهریمنان
به سوی روشنایی گذر می‌کند
*
رضا فرمند

*

axios.jpgایران اینترنشنال - وب‌سایت اکسیوس گزارش داده است که ایالات متحده، جمهوری اسلامی و گروهی از میانجی‌گران منطقه‌ای در حال مذاکره بر سر یک آتش‌بس ۴۵ روزه هستند که می‌تواند به پایان دائمی جنگ منجر شود؛ هرچند منابع آگاه تاکید می‌کنند شانس دستیابی به توافق در ۴۸ ساعت آینده «پایین» است.

به نوشته اکسیوس، این تلاش دیپلماتیک آخرین فرصت برای جلوگیری از تشدید شدید درگیری‌ها تلقی می‌شود؛ سناریویی که می‌تواند شامل حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران و در مقابل، حملات تلافی‌جویانه به تاسیسات انرژی و آب در کشورهای خلیج فارس باشد.

ضرب‌الاجل ترامپ و تهدید به تشدید جنگ

بر اساس این گزارش، ضرب‌الاجل ۱۰ روزه دونالد ترامپ قرار بود شامگاه دوشنبه ۱۷ فروردین به پایان برسد، اما او روز یکشنبه ۱۶ فروردین آن را ۲۰ ساعت تمدید کرد و زمان جدید را سه‌شنبه ۱۸ فروردین ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا اعلام کرد.

ترامپ به اکسیوس گفته است آمریکا مشغول «مذاکرات عمیق» با [حکومت] ایران است و افزود: «احتمال خوبی وجود دارد، اما اگر توافقی حاصل نشود، همه‌چیز را آنجا نابود خواهم کرد.»

او همچنین تهدید کرده در صورت عدم توافق، زیرساخت‌های حیاتی ایران را هدف قرار خواهد داد؛ اقدامی که به گفته کارشناسان می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد. حکومت ایران نیز هشدار داده در چنین حالتی به زیرساخت‌های اسرائیل و کشورهای خلیج فارس حمله خواهد کرد.

دو منبع به اکسیوس گفته‌اند که طرح عملیاتی یک کارزار بمباران گسترده آمریکا و اسرائیل علیه تاسیسات انرژی ایران آماده اجراست، اما تمدید ضرب‌الاجل با هدف دادن «آخرین فرصت» به مسیر دیپلماتیک انجام شده است.

M_Sahar_4.jpg
زآن کون گره کردهٔ تکثیر گراشان
گندی متصاعد شد و آلود هواشان
بیماریِ قُدرت طلبی شان به فنا داد
دردا که طبیبی نفرستاد دواشان
خود شیفتگانند که از فرطِ تَصلّب
از بندِ توَهّم نتوان کرد رهاشان
جویندهٔ جاه از رهِ بد نامی و ننگند
زینگونه بود بی ثمری راه گشاشان
در صنعتِ ایران شکنی کارشناسند
بی ریشه گی آمیخته با لوح و لواشان
از جمع ، گریزنده و با تفرقه همزاد
زینگونه به هر گوشه پراکنده قواشان
هم، زادهٔ این کشور و هم بی خبر از مِهر
گویی ، به وطن سبز نگشته ست گیا شان
تسلیم مرامند و فروشندهٔ ایران
جز در کفِ مسلک، ندهد رنگ، حناشان
پل ساخته اند از وطن خویش و ندانند
کاین بستر کجراهه رساند به کجاشان ؟
دیریست که از روسیه ایران شکنی ها
درج است در اندیشۀ روسیه گراشان
در جانِ تباهی زده شان مهرِ وطن نیست
کاین روِسَیهی ها شده از روس عطاشان
جمعی دگر از جرگۀ جاسوسی غربند
هان! تا نشوی شیفتۀ برق و جَلالشان!
هم پیرِ دموکراسی و هم پُست مدرنند
هُشدار و ببخشای عطاشان به لقاشان
با فکر انیرانی و دین ساختن از« فصل»
بیگانه ز «وصل» است دَمِ صوت و صلاشان
آنگونه رهِ وصل گسسته َند که گویی
اهریمن بدراه بوَد راهنماشان
گویند که در خانه ، تَکَثّر طلبانند
تکثیر ِ چه جویند از این ناز و اداشان ؟
با میهنِِ یکتا که کهن دیرِ و دیارست
از چیست چنین دشمنیِ بی سروپاشان؟
تکثیر شرافت رسد از اهل شرافت
وز مهر و وفاجوییِ بی روی وریاشان
زین گونه تجارت ، نتوان دَم زدن از داد
چون در رهِ بیداد بُوَد بیع و‌شراشان
‌آنان که دلی در گروِ خاک ندارند
میراث ندارند حقیقت، ز نیاشان
بادند به جاروبی و آبند به هاون
مس می شود آخر زچنین شیوه طلاشان

گر مُلک اسیر است، ازین بی هُویَت هاست

نامردمی ، امّا نکُند کامرواشان!

خوش باد سر سبز رهایی که به تدبیر
خود باختگان را بنشاند سرِ جاشان!

یادداشت ::

همواره گفته ام و بسیاری از بزرگان ادب و فرهنگ نیز تأیید کرده اند که م. سحر میراثدار شاعران مشروطیت از نوع بهار و عشقی و ایرج است!

پس مبادا لحن تند و سخنان گاه کوبندۀ او که پی آیند نیاز و ضرو رت روزگار سیاه وموقعیت پر مخاطرۀ ایران امروز است ، موجب آن شود که کسانی اورا متهم به تند خویی یا اسائه ادب کنند زیرا که لحن و جسارت شعر مشروطیت یعنی شعر آگاهی بخش انقلاب و تجدد از شعر من نیز کوبنده تر بوده است!

م.سحر بیش از 4 دهه است که همواره با چنین لحنی بر دشمنان ایران و بر بدخواهان ازادی ملت ایران می تازد و در دفاع از وطنی که همۀ هستی او به وی بسته است نه به کسی باج داده و نه هرگز دشمنان و خیانتد پیشگان این ملک را (هرکه باشند و به هرمرام و مسلکی وابسته بوده اند) از تیغ زبان شعر خود و تلزهر خند نقد خود به دور نگاه داشته و البته بهایش را هم در تبعیدی که 49 سال به طول انجامیده به اشکال گوناگون بایکوت های رسانه ای و توطئه سکوت و تحمیل سانسور پرداخته است (هم در غربت و هم در کشورخود)!

نکته ای در بارۀ این قصیده برای رفع سوء تفاهم احتمالی :

هرچند نخستین ابیات این بیت با الهام از ماجرای کنگره بازان روزهای اخیر سروده شد با این همه ابیات متعدد دیگر آن مشمول کسان دیگری نیز می شود که لزوما در این معرکه و هنگامه گردانی شرکت نداشته اند !

م.سحر

پاریس / 2/ 4/2026

https://msahar.blogspot.com/

afme.jpg

avkh.jpgاحمد وحدت خواه - ویژه خبرنامه گویا

وینستون چرچیل در نطقی در پارلمان انگلیس در نوامبر ۱۹۴۷ میلادی گفته بود «دموکراسی بدترین شکل حکومتداری است؛ اما از همه دیگر اشکال حکومتداری که تاکنون جهان به خود دیده بهتر است».

امروز اما دموکراسی پارلمانی مورد نظر چرچیل که برای قرنها کشور بریتانیا را مهد پیدایش آن معرفی می کرده با چالشی بزرگ از سوی یکی از مستبدترین ایدئولوژی ها روبرو شده است: اسلام سیاسی!

دموکراسی را حکومت اکثریت بر اقلیت، با تاکید بر حفظ همه حقوق سیاسی و اجتماعی همان اقلیت در چهارچوب قوانین جوامعی که در آنها دموکراسی حکمفراست تعریف کرده اند.

در پناه همین حفظ حقوق اقلیت، یا بهتر گفته باشیم سواستفاد از مزایای دموکراسی، امروز در چهارچوب « سیاست بر مبنای هویت» که در آن اقلیتهای قومی، جنسی و دینی ساز خود را برای پیشبرد اهداف کاسبکارانه شان می نوازند، مسلمانان بریتانیا با تسخیر شهرداری ها، شوراهای شهر و حضور در انتخابات برای مجلس عوام نقش پر رنگی را در تدوین سیاست های داخلی و خارجی کشور بازی می کنند.

و این در حالیست که آنها تنها ۶،۵ درصد از جمعیت ۸۲ میلیونی بریتانیا را تشکیل می دهند. به عبارت دیگر، امروز جامعه انگلستان با تهدید حاکمیت یک اقلیت بر اکثریت مواجه شده.

حکومتی که برای آسمان شعار می‌دهد، برای خیابان مسلسل می‌آورد

تهران - میدان صنعت

dooshka.jpg

HFJBDONbUAAQP8b.jpg

ykp.jpgسراب پیروزی در ویرانه‌ها

یدالله کریمی پور

​در قاموس سیاست، استراتژی تنها یک غایت دارد: پیروزی. ولی پیروزی نه به معنای صرف برتری نظامی، بلکه به معنای دستیابی به وضعیتی بهتر از زمان شروع جنگ است. هر زمامداری می‌داند که جنگ بدون افق سیاسی، تنها مسیری به سوی ویرانی مطلق است. این پرسشی حیاتی است: وقتی توازن قوا نشان می‌دهد که حذف فیزیکی رقبای بزرگ جهانی با ابزارهای فعلی ناممکن است، پافشاری بر استمرار تنش چه معنایی دارد؟

​تا همین جای کار، کارنامه این تقابل برای ایران سنگین بوده است:

-​کوچک شدن ۸ تا ۱۲ درصدی اقتصاد و تخریب زیرساخت‌هایی که بازسازی آن‌ها دهه‌ها زمان می‌برد.

-​تورم افسارگسیخته مواد غذایی که امنیت روانی جامعه را هدف گرفته است.

​- زوال امید به آینده که بزرگترین محرک توسعه هر کشوری است.

​در این میان، برنده استراتژیک نه در میدان نبرد، که در حاشیه آن ایستاده است؛ روسیه با بهره‌برداری همه‌جانبه از اشتغالِ رقبای خود در این منطقه، منافع ملی خود را به قیمت فرسایش منابع ایران تضمین می‌کند.

در چنین فضایی،​حتی اگر فرض را بر پیروزی بگذاریم، با پرسش هایی سهمگین روبرو هستیم:
چه کسی یا کسانی قرار است هزینه های بازسازی را به ایرانیان بدهند؟ در دنیای امروز، هیچ قدرت ب

زرگی غرامت جنگ‌های فرسایشی را تقبل نمی‌کند.

پیروزی با چه بهایی​؟ اگر هدف نهایی محقق شود،‌ولی به قیمت زیرساخت‌های نابود شده، محیط‌زیست ویران و مردمی ناامید، آیا این «پیروزی» با «شکست» تفاوتی دارد؟

زیست بوم سوخته​: با منابع مالی تحلیل‌رفته و محیط‌زیستی که در میانه بحران‌ها فراموش شده، چه فضایی برای زندگی نسل‌های بعد باقی می‌ماند؟

​ختم کلام
​پایان کار کجاست؟ اگر استراتژی را در خدمت بقا و رفاه ملی تعریف نکنیم، به زودی با واقعیتی روبرو خواهیم شد که در آن پیروز و بازنده، هر دو در زیر آوارهای یک رویا دفن شده‌اند. استمرار جنگ در شرایطی که فرسایش درونی از فشار بیرونی پیشی گرفته، نه یک کنش مقتدرانه، بلکه یک بن‌بست استراتژیک است. نقطه پایان باید جایی باشد که «منافع ملی» بر «تخیلات ایدئولوژیک» پیشی بگیرد؛ پیش از آنکه زمینی برای حکمرانی باقی نماند.

می دانم‌ که سخنم‌ در سراب شما گم‌ می شود. ولی با صراحت می گویم: همین امروز، با پذیرفتن آتش بس، به میز دیپلماسی برگردید.


ch24.jpgخبرنامه گویا - اظهارات این هفته آراش عزیزی در گفت‌وگو با کانال ۲۴ اسرائیل، به‌سرعت خبرساز شده است. او با تأکید بر وجود جناح‌های مختلف در جمهوری اسلامی، محمدباقر قالیباف را چهره‌ای «قدرتمند»، «عملگرا» و توانمند در ایجاد اجماع معرفی کرد و گفت امروز او «تصمیم‌گیر اصلی» است. عزیزی همچنین مدعی شد که حتی دونالد ترامپ نیز قالیباف را در ذهن دارد و او می‌تواند فردی باشد که یک توافق احتمالی با غرب را پیش ببرد.

به گفته عزیزی، قالیباف با وجود مواضع تند فعلی علیه آمریکا و اسرائیل، فردی است که می‌تواند رژیم را پشت سر خود متحد کرده و در صورت فراهم شدن «شرایط مناسب»، به توافقی مشابه آنچه پیش‌تر محمدجواد ظریف مطرح کرده بود، دست یابد. او تأکید کرد که قالیباف «میانه‌رو نیست» و حتی «خشن» است، اما در عین حال «پراگماتیک» بوده و مسیر تبدیل شدن به مرد قدرتمند ایران را از کانال تعامل با آمریکا می‌بیند.

این موضع‌گیری‌ها، به‌ویژه طرح امکان معامله با یک چهره کلیدی نظام در یک رسانه اسرائیلی، از نگاه منتقدان کاملاً هم‌راستا با پیامی است که جمهوری اسلامی سال‌ها تلاش کرده به غرب منتقل کند: معرفی یک چهره به‌ظاهر عملگرا برای خرید زمان. در این چارچوب، اظهارات عزیزی بیش از آن‌که صرفاً تحلیل باشد، بازتاب همان روایت آشنایی تلقی می‌شود که هدفش نه تغییر، بلکه وقت‌کشی و مدیریت فشار خارجی است.

سخنان خبرساز مهدی نصیری، بهترین گزینه چیست؟:

***

parpanchi.jpgمهدی پرپنچی

در پی سقوط یک فروند جنگنده F-15E آمریکا در داخل خاک ایران، افسر تسلیحات این هواپیما که پس از اجکت از جنگنده از خلبان جدا افتاده بود، در عملیاتی پیچیده و پرخطر توسط نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده نجات داده شد. بر اساس روایت مقام‌های آمریکایی، او پس از سقوط، زخمی و تنها در منطقه‌ای کوهستانی پنهان ماند و توانست بیش از ۴۸ ساعت از دست نیروهای ایرانی که در جست‌وجویش بودند، در امان بماند.

به گفته مقام‌های ارشد آمریکایی، در ساعات اولیه پس از سقوط جنگنده، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، یک عملیات فریب را در داخل ایران به اجرا گذاشت. در چارچوب این عملیات، این روایت منتشر شد که نیروهای آمریکایی خلبان را پیدا کرده‌اند و در حال انتقال زمینی او برای خروج از کشور هستند. هدف از این اقدام، ایجاد سردرگمی در میان نیروهای ایرانی و منحرف کردن تمرکز آن‌ها از محل واقعی نظامی آمریکایی بود. هم‌زمان، سیا با استفاده از امکانات اطلاعاتی و شناسایی خود، جست‌وجوی گسترده‌ای را برای یافتن محل اختفای او آغاز کرد و در نهایت توانست موقعیت دقیقش را شناسایی کند.



پس از تعیین موقعیت، این اطلاعات بلافاصله در اختیار پنتاگون و کاخ سفید قرار گرفت و به دستور رئیس‌جمهور آمریکا، عملیات نجات آغاز شد. این مأموریت با مشارکت گسترده نیروهای عملیات ویژه، هواگردهای رزمی و سامانه‌های اطلاعاتی و ارتباطی اجرا شد. مقام‌های آمریکایی گفته‌اند این عملیات یکی از پیچیده‌ترین مأموریت‌های نیروهای ویژه آمریکا در سال‌های اخیر بوده و برای اجرای آن، صدها نیروی ویژه، ده‌ها جنگنده و بالگرد و همچنین ظرفیت‌های سایبری، فضایی و اطلاعاتی به کار گرفته شد.

بر اساس این گزارش‌ها، افسر آمریکایی در تمام این مدت تنها یک سلاح کمری، تجهیزات ارتباطی امن و یک دستگاه موقعیت‌یاب اضطراری در اختیار داشت. گفته می‌شود احتمالا برخی از مردم محلی به این خلبان آمریکایی برای زنده ماندن و مخفی شدن کمک کرده‌اند.

در جریان نزدیک شدن نیروهای آمریکایی به محل اختفای این افسر، درگیری مسلحانه‌ای نیز رخ داد. هواپیماهای آمریکایی برای دور نگه داشتن نیروهای ایرانی از منطقه، کاروان‌های نظامی را هدف قرار دادند و هم‌زمان یگان‌های عملیات ویژه به سمت محل حرکت کردند. در نهایت، این افسر از منطقه خارج و برای دریافت خدمات درمانی به کویت منتقل شد. مقام‌های آمریکایی تأکید کرده‌اند که در این عملیات، هیچ کدام از نیروهای ویژه کشته نشده‌اند.

با این حال، مرحله نهایی عملیات بدون مشکل نبود. بر اساس گزارش مقام‌های نظامی آمریکا، پس از نجات این افسر، دو هواپیمای ترابری که قرار بود نیروهای ویژه را از ایران خارج کنند، دچار نقص فنی شدند و قادر به پرواز نبودند. در پی این وضعیت، فرماندهان آمریکایی سه هواپیمای دیگر را برای تکمیل عملیات اعزام کردند. پس از خروج همه نیروها، دو هواپیمای از کار افتاده سی-١٣٠ برای جلوگیری از افتادن‌شان به دست ایرانی‌ها، در محل منهدم شدند.

مقام‌های آمریکایی، مجموعه رویدادهای پس از سقوط این هواپیما را از جمله کم‌سابقه‌ترین عملیات‌های نجات توصیف کرده‌اند؛ عملیاتی که از پنهان ماندن ۴۸ ساعته یک افسر آمریکایی در کوهستان‌های ایران آغاز شد و با عملیات فریب اطلاعاتی، درگیری مسلحانه، ورود گسترده نیروهای ویژه و در نهایت انهدام هواپیماهای از کار افتاده در خاک ایران پایان یافت.

***

eliminated.jpgآوا تودی - تصاویر دریافتی نشان می‌دهد یک ساختمان مسکونی در منطقه فشم در پی حمله هدفمند به‌شدت تخریب شده است. این حمله عصر جمعه ۱۴ فروردین حوالی ساعت ۱۶ انجام شده و یک واحد در طبقه سوم ساختمان را به‌طور مستقیم هدف قرار داده است.

بر اساس گزارش‌های محلی، گفته می‌شود سه روز پیش از حمله، یک خانواده چهار نفره با پرداخت مبلغی بسیار بالا و غیرمتعارف (حدود ۳ میلیارد تومان) این واحد را رهن کرده بودند. منابع محلی تأکید دارند این جابه‌جایی غیرعادی بوده و توجه برخی ساکنان را جلب کرده بود.

در جریان این حمله، محمدرضا اشرفی قهی به‌همراه اعضای خانواده‌اش کشته شده‌اند. طبق روایت‌های محلی، شمار کشته‌ها ابتدا ۴ نفر اعلام شد اما در ادامه به ۶ نفر افزایش یافت. گفته می‌شود او، همسرش و فرزندانش در میان جانباختگان هستند و یک زن دیگر از طبقه اول ساختمان نیز جان خود را از دست داده است.

buildingQ.jpgشدت انفجار به حدی بوده که بخش‌هایی از اجساد قربانیان در اطراف ساختمان و حتی منازل روبه‌رو پراکنده شده و عملیات جمع‌آوری پیکرها با دشواری انجام شده است. شاهدان از صحنه‌های بسیار دلخراش خبر می‌دهند.

همچنین برخی ساکنان محلی گزارش داده‌اند که پس از انفجار، چمدانی حاوی دلار به‌همراه گذرنامه‌ها در بیرون ساختمان مشاهده شده است.

این ساختمان متعلق به فردی به نام هادی صالحی عنوان شده که به گفته منابع محلی، وابستگی به سپاه داشته است.

buildingQ2.jpgجزئیات رسمی درباره این حمله هنوز منتشر نشده، اما شواهد میدانی از یک حمله دقیق و پر تلفات در منطقه‌ای مسکونی حکایت دارد.

***

rp.jpgبگذارید زیرساخت‌ها برای ایران حفظ شود

یورونیوز - رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران روز یکشنبه در پیامی خطاب به سرداران سپاه خواست از حکومت کناره بگیرند.

او در این پیام کتبی نوشت: «امروز کمتر کسی تردید دارد که از نظام ولایت فقیه جز جسمی نیمه‌جان باقی نمانده است.» رضا پهلوی در ادامه نوشته است: «زیرساخت‌های اقتصادی که عمدا نظامی‌سازی کرده‌اید، در تیررس دو قدرتی قرار گرفته‌اند که هفته‌هاست در آسمان ایران جولان می‌دهند. این زیرساخت‌ها با ثروت ملی ایران ساخته شده‌اند و برای بازسازی کشور حیاتی‌اند.»

او افزوده است: «نظام فاسد جمهوری اسلامی رفتنی است. انتخاب شما میان بقا و سقوط نیست؛ میان چگونه سقوط کردن است. پایان مسیر کنونی، تحویل یک سرزمین سوخته به ملت ایران پس از سقوط حتمی‌تان است.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

رضا پهلوی در پایان نوشته است: «برای ایران، برای خودتان، برای فرزندان‌تان، این ماجراجویی‌ها را رها کنید. ایران را بیش از این خون‌آلود و زخمی نکنید. بگذارید زیرساخت‌های کشور برای ملت ایران حفظ شود. به جنایت‌هایتان پایان دهید. از حکومت کناره بگیرید.»

rescue.jpgداوید راوید، اکسیوس - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

ترامپ اعلام کرد که امریکا در جریان عملیات نجات خدمهٔ جنگندهٔ F-15 که توسط جمهوری اسلامی سرنگون شده بود، در ابتدا نگران یک «دام» احتمالی از سوی رژیم بوده است. او در گفت‌وگو با آکسیوس گفت نگران بودیم پیامی که از سوی خدمه گرفتار ارسال شده بود، تلاشی از طرف جمهوری اسلامی برای کشاندن نیروهای آمریکایی به یک تله باشد.

تصویر کلی: به گفته ترامپ، این خدمه با وجود جراحات، بیش از ۲۴ ساعت در مناطق کوهستانی دوام آورد تا سرانجام روز شنبه در عملیاتی توسط نیروهای ویژه نجات داده شد. حدود ۲۰۰ نیروی عملیات ویژه در این مأموریت شرکت داشتند. ترامپ مدعی شد که ارتش ایران این جنگنده را با یک موشک دوش‌پرتاب ساقط کرده و گفت: «فقط شانس آوردند.» او همچنین با لحنی تند گفت «هزاران نفر از این وحشی‌ها» (اشاره‌ای به نیروهای نظامی جمهوری اسلامی) در حال تعقیب این خدمه بودند و حتی به مردم وعده پاداش برای دستگیری او داده شده بود.

پشت‌پرده: ترامپ گفت افسر سامانه‌های تسلیحاتی پس از خروج اضطراری از هواپیما، پیامی کوتاه و غیرمعمول از طریق رادیو ارسال کرد: «قدرت از آنِ خداست» با این حال، یک مقام وزارت دفاع آمریکا تأیید کرد که عبارت دقیق‌تر «خدا خوب است» بوده است. وزیر دفاع، پیت هگست، نیز صبح یکشنبه در شبکهٔ ایکس همین عبارت «God is good» را به کار برد.

ترامپ افزود: «چیزی که او در رادیو گفت، شبیه عبارتی بود که یک فرد مسلمان می‌گوید.» او همچنین گفت افرادی که این افسر را می‌شناختند توضیح دادند که او فردی مذهبی است و چنین جمله‌ای از سوی او طبیعی بوده است. یک مقام دفاعی نیز این روایت را تأیید کرد و گفت: «در ابتدا کاملاً روشن نبود، اما ما پیگیری کردیم و تأیید شد که او زنده است و اسیر نشده. کسانی که او را می‌شناختند هم گفتند فردی مذهبی است.»

ترامپ همچنین اشاره کرد که خلبان این جنگنده بسیار سریع‌ و در روشنایی روز، با وجود آتش سنگین نیروهای ایرانی، نجات داده شد. یک مقام دفاعی عملیات اول را «یک ربایش سریع و جسورانه در روز روشن» توصیف کرد، در حالی که عملیات دوم در شب و پس از ایجاد یک پایگاه موقت در داخل خاک ایران انجام شد. به گفتهٔ این مقام، دو خدمه چند کیلومتر از یکدیگر فاصله داشتند و «صدها نیروی سپاه پاسداران در منطقه حضور داشتند.»

نکته قابل توجه: ترامپ گفت ارتش اسرائیل «تا حدی» در عملیات جست‌وجو و نجات به آمریکا کمک کرده است. با این حال، یک مقام دفاعی آمریکا تأکید کرد که اسرائیلی‌ها اطلاعات دقیقی دربارهٔ محل افسر ارائه نکردند، بلکه صرفاً اطلاعات کلی از وضعیت میدانی را به اشتراک گذاشتند. مقام‌های اسرائیلی نیز گفتند نیروی هوایی این کشور یک حمله برای جلوگیری از رسیدن نیروهای ایرانی به منطقه انجام داده است. ترامپ در پایان گفت: «آن‌ها شریکان خوبی بوده‌اند؛ افراد شجاعی هستند. رابطهٔ ما مثل برادر بزرگ‌تر و کوچک‌تر است.»

makenzi.jpgایران اینترنشنال - فرانک مک‌کنزی، فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، عملیات نجات خلبان آمریکایی را «درسی سخت» برای جمهوری اسلامی خواند.

مک‌کنزی در گفت‌وگو با سی‌بی‌اس نیوز گفت که جمهوری اسلامی نتوانست افسر سیستم‌های تسلیحاتی گمشده را پیدا کند، کسی که بیش از یک روز پس از سرنگون شدن جت جنگنده‌اش توسط آتش جمهوری اسلامی در این کشور مخفی مانده بود، با وجود فراخوان گسترده مقام‌های تهران برای تحویل او.

ژنرال مک‌کنزی همچنین بر موفقیت کلی عملیات نجات تاکید کرد و گفت: «این طرح به‌خوبی اجرا شد. ما بی‌وقفه برای چنین ماموریت‌هایی آموزش می‌بینیم و هر بار که خدمه هوایی را بر فراز مناطق دشمن می‌فرستیم، برنامه‌های دقیق و مفصلی برای نجات آن‌ها داریم. این بخشی از هویت ما به عنوان نیروهای مسلح آمریکایی است.»

وی در ادامه یادآور شد: «اگرچه در این عملیات چند هواپیما از دست رفت، اما ساخت یک هواپیما یک سال طول می‌کشد، اما ساخت سنت نظامی که هیچ‌کس را پشت سر نگذاریم، ۲۰۰ سال زمان می‌برد.»

***

father.jpgایران وایر - مهرزاد زارعی، پدر آراد زارعی از جان‌باختگان پرواز اوکراینی، با انتشار ویدیویی از کشته شدن برادرش در ایست بازرسی سپاه و بسیج خبر داد.مهرزاد زارعی با انتشار ویدئویی در حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی گفته است: «برادرش، صادق زارعی روز ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ مصادف با ۳۰ مارچ در یک ایست بازرسی در شیراز، با شلیک نیروهای بسیج و سپاه کشته شده است».

آقای زارعی می‌گوید با وجود گذشت هفت روز از این حادثه، پیکر برادرش همچنان به خانواده تحویل داده نشده و وضعیت آن نامشخص است.او همچنین از فشار بر خانواده برای تغییر علت مرگ در گواهی فوت خبر داده و گفته است که از آنان خواسته شده به‌جای اصابت گلوله، علت مرگ را بیماری اعلام کنند.

مهرزاد زارعی که پیش‌تر فرزند خود را در جریان سرنگونی هواپیمای اوکراینی از دست داده، این رخداد را دومین داغ سنگین برای خانواده‌اش توصیف کرده است.

tajzadeh.jpgمصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامه‌ای با اشاره به جنگ نوشت: «طرف ایرانی باید به سهم خود، با پرهیز از صفر و یک دیدن شرایط، مانع ویرانی کشورمان شود.»

مصطفی تاجزاده افزود: «طرف ایرانی با تن دادن به مطالبات دموکراتیک اکثریت ملت و با رفع نگرانی‌های بین‌المللی درباره فعالیت‌های هسته‌ای خود، راه برای توافق شرافتمندانه بگشاید.»

مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی خطاب به دونالد ترامپ، نوشت: «تلاش برای ویران ساختن و جهنم کردن ایران، جنگ اخیر را به جنگی کاملا فاجعه‌بار تبدیل می‌کند، منطقه‌ای را به آتش می‌کشد و بار دیگر به احساسات ضدآمریکایی در ایران و بسیاری از کشورهای دنیا دامن می‌زند.»

او خطاب به رییس جمهوری آمریکا اضافه کرد: «جنگ را هر چه سریع‌تر خاتمه دهید تا از خسارات و تلفات به مراتب بیشتری جلوگیری کنید.»

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

مقدمه تحریریه خبرنامه گویا: لحن مصطفی تاج‌زاده به دونالد ترامپ در این نامه به‌جای آن‌که رنگ‌وبوی تقابل یا افشاگری داشته باشد، بیشتر بر دعوت به کنترل بحران از طریق دیپلماسی و تأکید دوباره بر «اصلاح از درون» استوار است؛ رویکردی که هم‌زمان با نقد صریح حمله نظامی آمریکا، بار دیگر بر امکان تغییر رفتار جمهوری اسلامی از درون تأکید می‌کند. اما این تأکید، این پرسش جدی را پیش می‌کشد که آیا چنین نگاهی همچنان واقع‌بینانه است؟

***

جناب آقای دونالد ترامپ

رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا

با سلام

این نامه را یک زندانی سیاسی دموکراسی‌خواه و صلح‌طلب که یازدهمین سال محکومیت خود را در اوین سپری می‌کند و هر روز و هر شب صدای مهیب و مخرب بمب‌ها و موشک‌ها را از درون زندان می‌شنود، خطاب به جنابعالی می‌نویسد که دستور آغاز این جنگ را به‌عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا صادر کردید. این نامه را می‌نویسم تا مخالفت قاطع خود را با جنگی اعلام کنم که تا هم‌اکنون خسارات و تلفات زیادی بر جای گذاشته است و در صورت تداوم و تشدید احتمالی آن، می‌تواند به یک تراژدی تمام‌عیار منجر شود و رنج اجتناب‌پذیر بزرگی را به مردمی تحمیل کند که نقشی در این آتش‌افروزی ندارند و با آن مخالفند.

ttsbanner.jpgترامپ: این تنگه لعنتی را باز کنید، اگرنه در جهنم خواهید بود

با نزدیک شدن موعد ضرب‌الاجل دونالد ترامپ به جمهوری اسلامی برای بازکردن تنگه هرمز، رئیس‌جمهور آمریکا یک‌بار دیگر با لحنی تند رژیم را تهدید کرد.

ترامپ در شبکه اجتماعی‌ خود، تروث سوشال، با تکرار تهدید حمله به زیر‌ساخت‌ها نوشت: «سه‌شنبه روز نیروگاه و پل در ایران خواهد بود.»

او با الفاظی اهانت‌آمیز، مقام‌های جمهوری اسلامی را تهدید کرد که: «ای دیوانه‌ها، این تنگه لعنتی هرمز را باز کنید، اگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد. فقط نگاه کنید. الحمدلله!»

tts.jpg

دونالد ترامپ تا ششم آوریل (فردا) به ایران مهلت داده است که «به توافق برسد» یا «تنگه هرمز را باز کند»، در غیر این صورت «جهنم بر سرشان فرو خواهد ریخت.»

haifa.jpgبی بی سی - اسرائیل اعلام کرد که یک موشک ایران مستقیم به یک ساختمان مسکونی در شهر حیفا اصابت کرد و چهار نفر را زخمی کرد.

ارتش اسرائیل امروز به خبرگزاری فرانسه گفت که ساختمان «هدف مستقیم موشک قرار گرفت.»

این حمله چند دقیقه پس از آن رخ داد که ارتش اسرائیل هشدار داد یک حمله جدید ایران را شناسایی کرده است.

در بیانیه‌ای جداگانه، اورژانس اسرائیل اعلام کرد که چهار نفر در اصابت مستقیم موشک به یک ساختمان هفت طبقه زخمی شدند.

halarge.jpg

تصاویر و ویدیوهای منتشرشده دود برخاسته از بقایای ساختمانی ویران‌ را در منطقه‌ای پرجمعیت نشان می‌دهد.

در تصاویر برانکاردهایی وجود دارد که امدادگران برای انتقال مجروحان استفاده می‌کنند.

حال یک نفر از مجروحان وخیم گزارش شده است.

selfdestruct.jpgرادیو بین المللی فرانسه - طبق گزارش نیویورک تایمز، عملیات نهایی نجات خلبان امریکایی با مشارکت صدها نیروی عملیات ویژه، ده‌ها هواگرد، بالگردها و هم‌چنین توان‌مندی‌های سایبری، فضایی و اطلاعاتی انجام شد. ترامپ نیز از به‌ کارگیری «ده‌ها هواپیما با مرگبارترین سلاح‌های جهان» سخن گفت.

بنا بر این گزارش، هواپیماهای آمریکایی برای دور نگه‌داشتن نیروها و کاروان‌های ایرانی از محل اختفای این افسر، مواضع و مسیرهای نزدیک را هدف قرار دادند. با این حال، هرچند تیراندازی برای بازداشتن نیروهای ایرانی صورت گرفت، اما ظاهراً نبرد مستقیم و گسترده‌ای میان دو طرف در محل نجات رخ نداد.

یکی دیگر از جزئیات مهم این عملیات، موضوع چراغ راهنما بود. به نوشتۀ نیویورک‌تایمز، این افسر به دستگاه ارتباطی امن و سامانۀ موقعیت‌یاب مجهز بود، اما برای جلوگیری از کشف شدن توسط نیروهای ایرانی، استفاده از آن را محدود کرده بود.

در مرحلۀ پایانی عملیات نیز مشکل تازه‌ای پیش آمد. بنا بر گزارش آکسیوس و نیویورک‌تایمز، دو هواپیمای ترابری آمریکایی، که احتمالاً از نوع (MC-130J) بودند، در یک نقطۀ سوخت‌گیری در خاک ایران زمین‌گیر شدند.

در مرحلۀ پایانی عملیات نیز مشکل تازه‌ای پیش آمد. بنا بر گزارش آکسیوس و نیویورک‌تایمز، نیروهای ویژه آمریکا یک باند موقت فرود در نزدیکی اصفهان ایجاد کرده بودند، اما دو هواپیمای ترابری آمریکایی احتمالاً از نوع MC-130J در همین پایگاه پیشروی دچار مشکل شده و عملاً زمین‌گیر شدند. در نهایت، این هواپیماها به‌دلیل گیر افتادن یا به خطر افتادن، توسط خود نیروهای آمریکایی در محل منهدم شدند تا به دست نیروهای ایرانی نیفتند.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

در نتیجه، فرماندهان آمریکایی تصمیم گرفتند سه هواپیمای دیگر به منطقه بفرستند. آن‌ها ادعا کرده‌اند که هر دو هواپیمای از کار افتاده را منهدم کردند تا به دست نیروهای ایرانی نیفتد. اما به نقل از رسانه‌های داخلی ایران، مقامات جمهوری اسلامی گفته‌اند که در در جریان همین عملیات، یک هواپیمای دیگر آمریکایی و دو بالگرد بلک‌هاوک نیز هدف قرار داده‌اند.

در نهایت افسر گیرمانده، نجات‌ یافت و برای درمان به کویت منتقل شد ولی، رسانه‌های ایرانی گزارش دادند که در جریان حملات دیشب آمریکایی‌ها، ۹ نفر در کهگیلویه و بویراحمد کشته و ۸ نفر دیگر زخمی شدند.

mayvon.jpgیورونیوز - یک برنامه هوش مصنوعی پنتاگون به نام «پروژه مِیوِن» (Maven Project) در کانون حملات ایالات متحده علیه ایران قرار گرفته و پتانسیل آن را دارد که به یکی از پیامدبارترین تحولات جنگ‌های مدرن تبدیل شود.

در جنگ با ایران، پنتاگون از یک برنامه هوش مصنوعی استفاده می‌کند که می‌تواند یکی از ریشه‌ای‌ترین تغییرات در نبردهای مدرن باشد.

این برنامه که «پروژه میون» نام دارد، پرچم‌دار هوش مصنوعی پنتاگون است که در سال ۲۰۱۷ به عنوان یک آزمایش محدود برای کمک به تحلیلگران نظامی جهت درک حجم عظیم ویدئوهای ارسالی از پهپادها در مناطق جنگی آغاز شد.

اپراتورها در میان انبوه تصاویر غرق شده بودند و فریم به فریم به‌دنبال اشیاء مورد نظر می‌گشتند که ممکن بود تنها برای لحظه‌ای ظاهر و سپس ناپدید شوند. در این میان «میون» ساخته شد تا «سوزن را در انبار کاه» پیدا کند.

هشت سال بعد، این برنامه به چیزی بسیار گسترده‌تر تبدیل شده است: یک سیستم مدیریت میدان نبرد و هدف‌گیری به کمک هوش مصنوعی که به طرز چشمگیری فرایند موسوم به «زنجیره کشتار» (Kill Chain)، یعنی فرایند شناسایی اولیه تا انهدام، را سرعت بخشیده است.

میون چگونه کار می‌کند؟

میون هم مانند کنترل ترافیک هوایی نبرد عمل می‌کند و هم مانند «کاکپیت» (اتاقک خلبان) آن. آلوک مهتا، مدیر مرکز هوش مصنوعی وادوانی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، این سیستم را «اساسا یک لایه پوششی» توصیف کرد که داده‌های حسگرها، اطلاعات مربوط به نیروهای دشمن، تصاویر ماهواره‌ای و اطلاعات مربوط به چیدمان نیروهای خودی را با هم تلفیق می‌کند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در عمل، این به معنای اسکن سریع فیدهای ماهواره‌ای برای شناسایی جابجایی نیروها یا تشخیص اهداف است، در حالی که هم‌زمان تصویری لحظه‌ای از صحنه عملیات می‌گیرد تا بهترین روش برای حمله به یک هدف خاص را تعیین کند.

ak.jpgویژه خبرنامه گویا

از آغاز مسلم بود که حمله نظامی و ترور سران رژیم، جمهوری اسلامی را نابود نمی کند. از آغاز روشن بود که تجاوز نظامی حکومت‌های ابردست‌راستی دونالد ترامپ و نتانیاهو که هر دو ماهیتی ضد آزادی، ضد حقوق بشر و نژاد پرستانه دارند برای نجات ایرانیان از چنگال خونین حکومت شر و سردمداران شرور آن نیست. برای خیر، سربلندی و رفاه ایرانیان نیست.

اینک بیش از یک ماه از مداخله نظامی می گذرد. در این مدت ترامپ به خود جرات آن را داده است که بگوید:

- "من می خواهم در تعیین رهبر ایران دخالت داشته باشم"!!

- "پس از جنگ احتمالا نقشه ایران تغییر خواهد کرد"

- "اگر لازم باشد ایران را از نقشه جغرافیا حذف می‌کنم"

- " من مشکلی ندارم اگر همین رژیم بماند، اما کسانی در راس آن قرار گیرند که با منافع آمریکا و دوستانش در تعارض نباشند".

- "زیرساخت های ایران را چنان نابود می کنیم که ایران به عصر حجر بازگردد"

این سخنان گستاخانه، تحقیر ایران و ملت ایران است و هر آن کس که این اهانت‌ها را تحمل می‌کند، به حقارت تن داده است.

پیش از ادامه این یادداشت تأکید دارم که شرایط حقارت بار و مرگباری که ایران امروز به آن دچار شده و به این زودیها هم راه نجاتی از آن متصور نیست نتیجه اسلام جهادگر و رهبران تروریست و تبه‌کار آن است. اگر ایران از حکومتی برآمده از اراده مردم و مدافع منافع ملی و سربلندی کشور برخوردار بود، قطعا هرگز به منجلاب سرکوب مردم خویش و صدور اسلامیسم تروریستی به کشورهای جهان فرو نمی‌غلطید.

در آن صورت هیچ نظام تجاوزپیشه‌ای جرات نمی کرد به ایران بزرگ 90 میلیونی که حکومتش منتخب مردم و مردمش حامی حکومت بودند، فکر مداخله نظامی به خود راه دهد. اما 47 سال سلطه روحانیونی که خود را نماینده خدا می‌دانند و هیچ ارزشی برای اراده ملت قائل نیستند، 47 سال حکومت کسانی که کشتار مردم و غارت مردم را برای پاسداری از اسلام حاکم واجب تلقی می‌کنند و می‌خواهند ایران را فدای "اسلام" کنند، سرانجام دندان طمع قدرت‌هائی را تیز کرد که همواره مترصد تبدیل ایران به حوزه نفوذ و غارت خود بوده‌اند.

تجاوزگران آن قدر برای جان مردم ایران ارزش قائل نیستند که در مورد دهها دختر مدرسه‌ای کشته شده بیگناه ایرانی (میناب) معذرت‌خواهی کنند. حتی ایرانیان طرفدار مداخله نظامی نیز به خانواده‌های این کودکان بیگناه تسلیت نگفته‌اند چون می‌ترسند که تجاوزگران از آنان برنجند!

istbazrezi.jpgایست و بازرسی در اصل باید یک ابزار محدود، قانونی و حرفه‌ای برای کنترل خطر باشد. در الگوی متعارف پلیسی، این ابزار زمانی به کار می‌رود که تهدیدی مشخص، هدفی روشن، نیرویی آموزش‌دیده و ضابطه‌ای پاسخگو وجود داشته باشد. اما در ایران، ایست و بازرسی در بسیاری از موارد از یک ابزار انتظامی فراتر رفته و به صحنه‌ای برای نمایش قدرت، کنترل روانی جامعه و گاه شلیک به شهروندانی بدل شده که نه در میدان جنگ بوده‌اند و نه در برابر نیروی مسلح صف کشیده بودند. گزارش‌های مستند سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۹ شهروند غیرنظامی در رخدادهای مرتبط با ایست و بازرسی جان خود را از دست داده‌اند و سال ۱۴۰۴ به‌تنهایی بدترین سال این بازه بوده است.

پرسش اصلی اینجاست:

چرا ابزاری که باید برای امنیت عمومی به کار رود، در ایران بارها به منبع هراس عمومی تبدیل شده است؟

چرا در بسیاری از این ایست‌ها، به جای نیروی حرفه‌ای و پاسخگو، با نیروهای کم‌تجربه، ایدئولوژیک یا حتی شبه‌نظامی روبه‌رو می‌شویم؟

و چرا خانواده ایرانی باید در زمان صلح هم با این اضطراب زندگی کند که یک فرمان ایست، یک سوء‌ظن یا یک تشخیص غلط، می‌تواند به مرگ کودک، مادر یا یک رهگذر بینجامد؟

برای فهم این مسئله، اول باید یک خط روشن کشید: ایست و بازرسی، اگر قانونی و حرفه‌ای باشد، باید کم‌مزاحمت، مشخص، علنی و تحت کنترل باشد. اما وقتی همین ابزار به‌جای قانون، بر مدار ترس، سوء‌ظن، فضای جنگی و ذهنیت دشمن‌محور بچرخد، دیگر اسمش فقط ایست و بازرسی نیست؛ به شکل نرمِ حکومت نظامی نزدیک می‌شود. همین جاست که خیابان از مسیر عبور شهروند به میدان آزمون وفاداری تبدیل می‌شود. این همان چیزی است که در تجربه روزمره مردم ایران بارها دیده شده و در پرونده‌های مستند نیز رد آن پیداست.

در بازه پنج‌ساله اخیر، الگوی رخدادها تصادفی نیست. در سال ۱۴۰۰ دست‌کم یک مورد مرگبار ثبت شده، در ۱۴۰۱ چهار نفر، در ۱۴۰۲ سه نفر، در ۱۴۰۳ یک نفر و در ۱۴۰۴ دست‌کم ده نفر در پی تیراندازی‌ها و رخدادهای مرتبط با ایست و بازرسی کشته شده‌اند. این اعداد آمار نهایی کشور نیستند، بلکه حداقلِ مستندی هستند که از دل گزارش‌های عمومی بیرون آمده‌اند. همین نکته مهم است: وقتی حتی آمار ناقص و حداقلی چنین تصویری می‌دهد، می‌توان حدس زد که واقعیت از آنچه ثبت شده، سنگین‌تر است.

در این میان، نقش نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های غیردولتی مهم است، چون بسیاری از این رخدادها اصلا در رسانه‌های رسمی یا بازتاب نمی‌یابند یا با زبانی خنثی و تقلیل‌یافته روایت می‌شوند. برای نمونه، هرانا در پرونده هویزه گزارش کرد که تیراندازی نیروهای مستقر در ایست بازرسی به کشته شدن یک کودک هفت‌ساله و زخمی شدن خواهر او انجامید. همین گزارش‌هاست که نشان می‌دهد مشکل فقط یک «اشتباه موردی» نیست، بلکه با الگویی روبه‌رو هستیم که در آن جان شهروند، به‌ویژه در فضای امنیتی و ملتهب، بسیار ارزان می‌شود.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgتداوم جنگ و افزوده شدن ویرانی، فضایی به‌وجود آورده که سیمای پلید، ضدملی و مردمی جمهوری اسلامی، که عامل اصلی این جنگ و درگیری است، در سایه قرار گیرد و دزدان قانونی حاکم بر ایران، چون قالیباف‌ها و وحیدی‌ها، در سیمای مدافعان میهن تقدیس شوند.

«البته نه از جانب مردم!» بلکه سیاست‌ورزان و مغلطه‌کنندگان، چون خانم دانشگری‌ها، ملیحه محمدی‌ها، کنگره‌چی‌های به‌ظاهر کثرت‌گرا و خواهان آزادی، که عامدانه نه از حب علی، بل از غیض خاندان پهلوی آدرس غلط می‌دهند. کسانی که نقش عامل به‌وجود آمدن این جنگ را، که از روز نخست شروع حاکمیت ضدملی و ضد مردمی خود در تدارک این جنگ بود، با شاهزاده رضا پهلوی جابه‌جا می‌کنند.

نفرتی کور ناشی از دیدگاهی ایدئولوژیک که مانند گربه مرتضی‌علی، هر طور که بیندازی، چهار دست‌وپا در کنار جمهوری اسلامی می‌افتد و همسو با سیاست‌های آن می‌گردد.

چشم بر عملکرد ویرانگر حکومتی می‌بندد که با ایجاد کیلومترها تونل در عمق پانصد متری زمین، زیر سنگ‌های گرانیتی، و تولید هزاران موشک که نهایت آن به بمب اتم منجر می‌شد، را برای جنگ امروز تدارک می‌دید. جنگی که با روزشمار نصب‌شده در میدان بزرگ شهر، که نابودی اسرائیل را وعده می‌داد، هر روز وقوعش نزدیک‌تر می‌گردید!

tahmasebi.jpgبیایید از یک نقطه روشن شروع کنیم: جمهوری اسلامی یک نظام سرکوبگر است. این نه یک موضع سیاسی، بلکه واقعیتی است که همه ما به شکلی آن را دیده‌ایم، لمس کرده‌ایم یا از نزدیکان‌مان شنیده‌ایم. از سرکوب و تبعیض تا وقایع خونین ژانویه، این نظام بارها نشان داده که برای حفظ خود، هیچ خط قرمزی نمی‌شناسد.

این یادداشت در امتداد همان بحث پیشین است؛ با این تفاوت که این بار، به جای تمرکز بر مسیر تغییر، به نحوه فکر کردن ما درباره آن می‌پردازد.

واقعیت این است که بسیاری از ما خسته‌، خشمگین و در عین حال امیدواریم. این طبیعی است. اما گاهی همین احساسات باعث می‌شود به جای اصول، به سمت اردوگاه‌ها برویم. و از همین‌جا، سردرگمی از همین‌جا شروع می‌شود.

در بخشی از جریان‌های چپ جهانی و فضاهایی که با دغدغه‌های انسانی شکل گرفته‌اند، از جمله دفاع از حقوق زنان، حقوق افراد LGBTQ، حقوق اقلیت‌ها و همچنین حمایت از مردم فلسطین، نوعی حساسیت قابل توجه نسبت به رنج و از دست رفتن جان انسان‌ها دیده می‌شود. این حساسیت، در اصل، قابل احترام است. اما مسئله از جایی شروع می‌شود که این حساسیت، به شکلی نابرابر توزیع می‌شود.

در همین فضاها، گاهی جمهوری اسلامی نه به عنوان یک حکومت سرکوبگر، بلکه به عنوان نیرویی در تقابل با غرب دیده می‌شود. نتیجه این نگاه، در برخی موارد، سکوت یا کم‌رنگ شدن توجه نسبت به سرکوب‌هایی است که همین حکومت علیه مردم خود انجام داده است. در حالی که دهه‌هاست مردم ایران، از جمله کودکان، زنان و جوانان، قربانی سرکوب، زندان، اعدام و خشونت سیستماتیک بوده‌اند، این رنج اغلب با همان شدت مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

Babak_Khati.jpgکودکان به دلیل ساختار جسمی و ذهنی ویژه، در برابر آسیب‌ها حساس‌تر هستند. به همین سبب، بر اساس تمامی میثاق‌های بین‌المللی از جمله ماده ۳ پیمان‌نامه حقوق کودک، منافع عالیه و نیازهای آنان بر هر مصلحت دیگری اولویت دارد. با این حال، آنچه امروز در واقعیتِ مشاهده می‌شود، نقض سیستماتیک این اولویت بنیادین است. در جریان اعتراضات دی‌ماه و در کشتار خونین روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بیش از ۲۰۰ کودک بر اثر شلیک مستقیم جان باختند و در میان ۵۰ هزار بازداشتی این حوادث نیز حضور گسترده کودکان گزارش شده است؛ زندانیانی که در شرایط جنگی اخیر نیز نه تنها از آنها حفاظت نمی‌شود که به عنوان "سپر انسانی" مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

حمله به مدرسه‌ای در میناب در روزهای نخست منازعه اخیر و افزایش شمار کودکان در میان کشته‌شدگان این جنگ، در کنار بهره‌برداری نظامی از فضاهای آموزشی و تفریحی برای اسکان نیروهای نظامی و سرکوب، ابعاد فاجعه‌بار دیگری از واقعیت تلخ موجود را ترسیم می‌کند.

در نهایت استفاده از کودکان برای خدمات نظامی از موارد بسیار نگران‌کننده‌ای است که جان و سلامت آنان را به شدت تهدید می‌کند.

trump.jpg

خبرنامه گویا - ترامپ در حساب خود ویدیویی را که روز گذشته توسط «وحید آنلاین» منتشر شده بود، بازنشر کرد و در توضیح آن نوشت:

«بسیاری از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی که کشورشان را به شکلی ضعیف و نادرست هدایت کرده بودند، در این حمله گسترده در تهران از بین رفته‌اند؛ و علاوه بر آن محل، خسارات زیادی نیز وارد شده است.»

او جزئیات بیشتری درباره زمان، ابعاد یا اهداف دقیق این حمله ارائه نکرد.

***

Bahram_Farokhi_2.jpgدر نهایت، پس از دوره‌ای از تنش‌های لفظی و اختلافات تاکتیکی میان دو سوی آتلانتیک، نشانه‌های همگرایی تدریجی میان اروپا و ایالات متحده در روزهای آینده نمایان خواهد شد. این شکاف‌ها بیش از آن‌که ماهیتی راهبردی داشته باشند، بازتابی از اختلاف در اولویت‌بندی‌های مقطعی و محاسبات ژئوپلیتیکی کوتاه‌مدت هستند.

در مقطع کنونی، اروپا تمایلی به همراهی کامل با رویکرد تهاجمی دونالد ترامپ در قبال تحولات خلیج فارس نشان نمی‌دهد. این احتیاط، نه از سر واگرایی بنیادین، بلکه تلاشی حساب‌شده برای حفظ اهرم فشار بر واشینگتن است, هرمی که هدف آن بازگرداندن تمرکز استراتژیک آمریکا به جنگ اوکراین و مهار روسیه است،میدانی که برای امنیت بلندمدت اروپا اهمیتی حیاتی دارد.

با این حال، این وضعیت پایدار نخواهد ماند. در صورتی که تنش‌ها در خلیج فارس تشدید شده و به‌ویژه اگر ایران محدودیت‌های بسیار جدی بر تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز اعمال کند و یا بنوعی آن را مسدود کند، معادله به‌سرعت تغییر خواهد کرد. چنین سناریویی نه‌تنها امنیت انرژی اروپا را مستقیماً تهدید می‌کند، بلکه هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی را نیز بر پایتخت‌های اروپایی تحمیل خواهد کرد.

در این چارچوب، اگر همزمان ارزیابی‌های اطلاعاتی و نظامی اروپا به این جمع‌بندی برسد که توان مقاومت ایران به‌طور معناداری تضعیف شده و کشور در آستانه یک شکست راهبردی قرار دارد، آنگاه احتمال چرخش موضع اروپا افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، اروپا ممکن است در نهایت تصمیم بگیرد به ائتلاف مورد نظر ترامپ بپیوندد و در مدیریت یا حتی مداخله در بحران خلیج فارس نقش فعال‌تری ایفا کند.

به بیان دیگر، آنچه امروز به‌عنوان فاصله‌گذاری اروپا از واشینگتن دیده می‌شود، بیش از آن‌که نشانه یک گسست عمیق باشد، بخشی از یک بازی پیچیده توازن قواست، بازی‌ای که در نهایت، تحت فشار واقعیت‌های میدانی و ضرورت‌های ژئوپلیتیکی، می‌تواند بار دیگر به هم‌راستایی استراتژیک دو سوی آتلانتیک منجر شود.

kai.jpgمقدمه

کنگره آزادی ایران در روزهای شنبه و یکشنبه ۲۸ و ۲۹ مارس (۸ و ۹ فروردین) در لندن نخستین نشست خود را برگزار کرد. کنگره آزادی ایران در نشستی دو روزه در لندن توانست بیش از ۴۰۰ نفر از رهبران احزاب و شخصیت‌های سیاسی را گرد هم آورد.[1]. بر اساس صفحه ویکی پدیا، کنگره آزادی ایران که پیش‌تر با نام "گفت‌وگو برای نجات ایران" شناخته می‌شد، یک ابتکار سیاسی و مدنی است که فعالان، چهره‌های حرفه‌ای و شخصیت‌های سیاسیِ اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران را برای بحث دربارهٔ آینده حکمرانی و گذار سیاسی در ایران گرد هم می‌آورد.

مطلب زیر ملاحظاتی را در مورد این نشست می باشد:

یک- اولین ویژگی این نشست و شاید تنها نکته مثبت آن معرفی و نشان دادن مواضع و خواسته های احزاب و شخصیت های مختلف سیاسی در قالب یک پلتفرم عمومی بود. همانگونه که یکی از شرکت کنندگان گفته بود: دستاورد بزرگ این کنگره، گرد هم آوردن حدود ۴۰۰ نفر از طیف‌های مختلف جامعه بود. "این افراد به مدت دو روز در کنار هم نشستند، با یکدیگر آشنا شدند!!، تبادل نظر کردند و با متانت و بردباری به سخنان هم گوش دادند و احترام گذاشتند".

صالح و طالع متاع خویش نمودند تا که قبول افتد و که در نظر آید

دو- در ارائه مواضع گروه ها تأکید بیش از اندازه بر تکثر، تفاوت و گوناگونی ایران بیش از همه چیز جلب توجه می کرد. در واقع موضع اولیه بیشتر گروه ها از تفاوت و اختلاف شروع می شد، بجای اینکه ابتدا از اشتراکات صحبت شود. گویی کشور ایران کشکولی از امور مختلف و متفاوت بوده که به زور به هم چسبانده شده است.

سه- تأکید بیش از اندازه بر چند پارگی کشور، ورای لفاظی های قلمی، بیش از هر چیز نشاندهنده ناتوانی احزاب سیاسی در ارائه یک راه کار جامع و سراسری برای کل کشور و تمامی مردم ایران از هر نوع قوم و مذهب و نژاد و زبان است.

چهار- علاوه بر اینها، بررسی سوابق و اسناد برخی از گروه ها و احزاب سیاسی حاضر در کنگره و سخنان نمایندگان آنها داوری مورد قبل را بیشتر قرین صحت نشان می دهد در جایی که نمایندگان برخی از احزاب همچنان بدیهی ترین اصول سیاست مدرن یعنی اصل یک ملت -یک دولت (One Nation-one state) را به فراموشی سپرده و دم از ملتهای ایران و یا کثیر المله بودن آن می زدند. فراتر از این برخی از سازمانها مدعی هستند که به زور به ایران ملحق شده اند[2].

ظریف عذرخواهی کرد!

| No Comments

22.jpgبرترین ها - جماران: سعید حدادیان در تجمع امشب (شنبه ۱۵ فروردین ماه) فلکه دوم صادقیه با اشاره به اینکه دیشب بعضی دوستان نام یک روحانی را هم آوردند تا در حرفهایم راجع به او صجبت کنم، گفت: تکریم لباس روحانیت وظیفه‌ای برای من مداح دارد، اما اگر کسی در این کسوت بخواهد علیه جمهوری اسلامی ایران قدمی بردارد، ما مقابلش می‌ایستیم؛ اما جلودار ما باید آقایان وعاظ و علما باشند که به امثال بنده نگویند شما کسوت روحانیت را در نظر نگرفتید.

این مداح اهل بیت (ع) تأکید کرد: همان یک نفر را هم که گفتیم، امروز یک یادداشت داد و تلویحا عذرخواهی کرد و دیگران هم جملاتی گفتند ولی همین الآن یک جمله مهم بگویم. خانم‌ها و آقایان، واقعا کمین کرده‌اند و دنبال یک فرصت هستند به همه شما که در میادین هستید «جنگ‌طلب» بگویند؛ این کلیدواژه یادت باشد.

وی افزود: ما در جنگ هشت ساله داشتیم که یک عده می‌گفتند بخشی را بدهیم برود و جنگ را تمام کنیم. زیر سایه امام امت گفتیم تا تنبیه متجاوز باید برویم. ما تا تنبیه متجاوز، غرامت گرفتن و... باید برویم. بعضی‌ها می‌گویند دوقطبی نکنید. اینها اصلا قطب نیستند؛ طرف اگر جگر داشت، پای نظام می‌ایستاد. وقتی طرف جگر ندارد، همان چوب را برداری، بس است.

حدادیان اظهار داشت: من از آقای اژه‌ای و دستگاه‌های مربوطه خواهش کنم. مطبوعات و رجال سیاسی هر کشوری موظف هستند در زمان جنگ هر حرفی را نزنند. الآن یک نفر گفت این آقا کاره‌ای نیست که تو گفتی. رجل سیاسی است. وقتی ایشان مقاله نوشته، خدای ناکرده در خارج می‌گویند زبان مردم است؛ این حرف‌ها نیست. مردم اینجا هستند و حرف اول مردم این است که «مرگ بر آمریکا».

وی تأکید کرد: اگر ببینم با مدل حرف زدنشان می‌خواهند از پشت به سردار موسوی خنجر بزنند، آن خنجر را در حلقشان می‌کنم. از مجلس تقاضا می‌کنم که قانون بگذارید. ما رسما در جنگ هستیم. وقتی رهبر عظیم‌الشأن ما در رکاب رهبر شهید ما همه چیز را مشق کرده و وقتی نسخه‌ای می‌پیچد، همان نسخه را همه باید بگیرند و بروند. الآن کسی حق ندارد حرف بزند. وسط جنگ وقت حرف از دموکراسی نیست، که بگویی نظر من این است؛ شما غلط می‌کنید.

این مداح اهل بیت(ع) در پایان گفت: من سه تا دانشگاه درس می‌دهم. جالب است یک دانشگاهی که من هیأت علمی هستم، رئیس گروه یادداشت داده و گفته همه هیأت علمی پشت تو هستند. بالأخره دل این مردم به درد می‌آید. رهبر عظیم‌الشأن و ۱۷۰ بچه ما را همان روز اول کشتند. ما خیلی خویشتنداری کردیم؛ به عشق همه آنها دوباره بگو «لبیک یا خامنه‌ای».

اظهارات امشب سعید حدادیان در حالی ایراد می شود که مداحان سرشناسی همچون مهدی رسولی، میثم مطیعی، محمدحسین پویانفر و بسیاری از روزنامه نگاران و رسانه های اصولگرا امروز مخالفت و مرزبندی خود با اظهارات شب گذشته حدادیان را اعلام کردند.

azadi.jpg

تصویری از بامداد دوشنبه ۱۷ فروردین تهران که ستون‌های دود سیاه و غلیظی را بر فراز میدان آزادی می‌توان در آن مشاهده کرد.

وحید آنلاین با انتشار این ویدیو نوشته: تصاویر دریافتی از شمال فرودگاه مهرآباد، مربوط به حمله‌ای در حدود ساعت ۴:۲۵ بامداد است.

انفجار مهیبی در غرب تهران در بامداد دوشنبه ۱۷ فروردین پس از حمله اسرائیل و آمریکا حکایت دارد. بر اساس گزارش شهروندان، این انفجار در حوالی فرودگاه مهرآباد رخ داد.

***

shiraz.jpgایندیپندنت فارسی - ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی در روز دوشنبه ۱۷ فروردین، از وقوع انفجارهای مهیب در محدوده بلوار جانبازان شیراز حکایت دارد، تصاویری که در حوالی مسیر منتهی به پودنک و در نزدیکی یک پایگاه نظامی، ثبت شده‌اند.

تاکنون جزئیات دقیقی از میزان خسارات یا تلفات احتمالی منتشر نشده است.

تصاویر منتشر شده دیگر از برخاستن ستون بزرگی از دود از نیروگاه برق شیراز خبر می‌دهد. رسانه‌های داخلی گزارش دادند «نیروگاه برق و یوتیلیتی پتروشیمی شیراز» هدف حملات هوایی اسرائیل قرار گرفته است.

حملات اسرائیل و آمریکا پس از گذشت ۳۶ روز از آغاز دور جدید تنش‌ها ادامه دارد.

***

mostajabian.jpgخبرنامه گویا - سهیل مستجابیان، فعال رسانه‌ای ایرانی، در هفته‌های اخیر به‌دلیل انتشار پست‌ها و ویدیوهایی که منتقدین می گویند در حمایت از جمهوری اسلامی و دفاع از نهادهایی چون سپاه پاسداران بوده، به چهره‌ای جنجالی تبدیل شده است. او در همین محتواها با ادبیاتی تند به منتقدان حکومت، به‌ویژه حامیان رضا پهلوی، حمله کرده و در برخی موارد مشکلاتی مانند محدودیت اینترنت و فشارهای داخلی در ایران را کم‌اهمیت جلوه داده است.

این مواضع واکنش گسترده کاربران ایرانی را به‌دنبال داشته و اکنون به یک کارزار رسمی در Change.org انجامیده است. دادخواست «درخواست لغو تابعیت آمریکایی سهیل مستجابیان» تا زمان نگارش این گزارش بیش از ۵۵ هزار امضا جمع‌آوری کرده است. در متن این کارزار آمده، افرادی که از آزادی‌های یک جامعه دموکراتیک بهره‌مندند، نباید هم‌زمان از نظام‌هایی حمایت کنند که همان حقوق را سرکوب می‌کنند.

هشدار این ویدئو حاوی الفاظ رکیک است

منتقدان اکنون پا را فراتر گذاشته و خواستار بررسی دقیق وضعیت اقامتی یا تابعیت او شده‌اند؛ از جمله این‌که آیا دریافت گرین‌کارت یا تابعیت آمریکا در صورت داشتن آن از مسیر قانونی و با ارائه اطلاعات نادرست انجام شده یا نه؛ موضوعی که در صورت اثبات، می‌تواند پیامدهای حقوقی جدی به‌دنبال داشته باشد، از جمله لغو تابعیت اکتسابی یا سلب اقامت دائم.

***

فاطمه لاریجانی پیش بسوی اقتصاد مقاومتی ... طنز تصویری کاربران در شبکه های اجتماعی

HFFJ3N4aUAE0AuU.jpggavahan.jpg

7778.jpgیه تیر به شیشه خلبان هلی‌کوپتر آمریکایی و یه تیر به باک بنزینش زدم !؟ والا من تا الان هم نمیدونم باک سوخت هلی‌کوپتر کجا جاسازی شده‌!

ایندیپندنت - یه تیر به شیشه خلبان هلی‌کوپتر آمریکایی زدم، یه تیر هم به باکش!؟ راستش هنوز هم نمی‌دونم باک سوخت هلی‌کوپتر کجاست!

بازعلی جلیل سرقلعه، از عشایر لر، در گفت‌وگو با صداوسیما روایت تیراندازی به جنگنده‌های آمریکایی را شرح داد.

به گفته او، پس از هشدار مسئولان محلی درباره حضور جنگنده‌های آمریکایی در آسمان ایران، از مردم خواسته شد در مناطق کوهستانی هوشیار باشند و برخی نیز مسلح شدند.

این پیرمرد می‌گوید شبی با شنیدن صدای غیرمعمول از خانه خارج شده و دو بالگرد و چند جنگنده را در ارتفاع پایین دیده است. به گفته او، یکی از آن‌ها نزدیک محل سکونتش مانور داده بود.

او ابتدا مردد بوده، اما پس از تماس با یک پایگاه بسیج و دریافت پاسخ مبنی بر «دشمن بودن» آن‌ها، تصمیم به تیراندازی گرفته و هنگام بازگشتشان چند تیر شلیک کرده است.

nejat.jpgتکمیلی:

خبرنامه گویا - به گزارش باراک راوید در اکسیوس، سه مقام آمریکایی اعلام کرده‌اند که نیروهای ویژه ایالات متحده موفق شده‌اند دومین خدمهٔ جنگندهٔ F-15 را که بر فراز ایران سرنگون شده بود، نجات دهند.

این حادثه یکی از سناریوهای بحرانی برای ارتش آمریکا محسوب می‌شد؛ چرا که هم‌زمان با تلاش نیروهای آمریکایی برای یافتن خدمهٔ مفقودشده، نیروهای سپاه نیز طی ۳۶ ساعت گذشته در جنوب‌غربی ایران در جست‌وجوی این افسر آمریکایی بودند. اکنون هر دو خدمه نجات یافته‌اند.

یکی از مقام‌های آمریکایی گفته است عملیات توسط یک یگان کماندویی تخصصی و با پشتیبانی سنگین هوایی انجام شد و تمامی نیروهای شرکت‌کننده نیز از خاک ایران خارج شده‌اند.

نیروهای ویژه آمریکا در قالب مأموریت جست‌وجو و نجات، روز جمعه و بار دیگر روز شنبه در داخل ایران مستقر شده بودند. روز شنبه محل خدمهٔ دوم شناسایی شد و عملیات نجات آغاز گردید؛ هم‌زمان نیروهای سپاه پاسداران نیز برای جلوگیری از این عملیات به منطقه اعزام شدند.

به گفته منابع، جنگنده‌های نیروی هوایی آمریکا برای جلوگیری از رسیدن نیروهای ایرانی به محل، مواضعی را هدف قرار دادند. ترامپ و اعضای ارشد تیم او نیز روند این عملیات را از اتاق وضعیت کاخ سفید دنبال می‌کردند.

***

copernighyt.jpgخبرنامه گویا - گزارش‌ها از استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری از درگیری‌های شدید میان نیروهای آمریکایی و نیروهای وابسته به سپاه پاسداران خبر می‌دهند. به‌گفته منابع محلی، این درگیری‌ها همزمان با عملیات جست‌وجو و نجات برای دومین خدمه جنگنده سرنگون‌شده F-15E در اطراف باشت و گچساران در جریان است. فعالیت بالگردهای آمریکایی و پرواز جنگنده‌ها در منطقه مشاهده شده و صدای تیراندازی سنگین نیز گزارش شده است.

بر اساس این گزارش‌ها، نیروهای آمریکایی با پشتیبانی هوایی در حال اجرای عملیات نجات هستند. منابع محلی می‌گویند نیروهای زمینی جمهوری اسلامی به محل احتمالی اختفای خلبان نزدیک شده‌اند و در مقابل، نیروهای آمریکایی از هوا آن‌ها را هدف قرار داده‌اند. همچنین از درگیری مستقیم میان نیروهای ویژه آمریکا و بسیج و نیروی انتظامی گزارش‌هایی منتشر شده است.

در برخی گزارش‌ها، از کشته شدن تعدادی از نیروها به نقل از مقام‌های محلی خبر داده شده است. ساکنان منطقه نیز از خروج مردم به خیابان‌ها پس از شنیدن صدای تیربار خبر می‌دهند. نتیجه عملیات نجات و وضعیت خلبان همچنان نامشخص است.

فرماندار کهگیلویه از حمله موشکی به منطقه «کوه سیاه» خبر داد

بی بی سی - فرماندار کهگیلویه گفته است که ساعتی پیش منطقه کوه سیاه این شهرستان مورد حمله موشکی ارتش آمریکا و اسرائیل قرار گرفت که که تاکنون سه کشته و دو زخمی در پی داشته است.

همزمان معاون سیاسی امنیتی و اجتماعی استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت: در حمله موشکی دشمن آمریکایی-صهیونی به کوه سیاه لنده سه نفر شهید و دو نفر مجروح شدند. او گفت که حمله موشکی در ساعت ۲۳ به وقت محلی روی داده است.

خبرگزاری تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران به نقل از ایرج کاظمی‌جو، فرماندار کهگیلویه نوشت: «آمار دقیق زخمی‌ها و شهدا هنوز مشخص نشده، اما به نظر می‌رسد آمار شهدا و مجروحان بیشتر از این تعداد باشد.»

آقای کاظمی‌جو گفت که در حال حاضر «با ترافیک سنگین نیروهای مردمی در منطقه کوه سیاه، برای کمک مواجهیم. افراد زخمی‌شده در حال انتقال به مراکز درمانی هستند.»

لنده شهرستانی کوهستانی در استان کهگیلویه و بویر احمد و با ساکنانی از قوم لر است. لنده در ۳۰ کیلومتری شمال غربی دهدشت قرار دارد و رودخانهٔ مارون از جنوب و رودخانه جن از شرق آن می‌گذرند و کوه سیاه با ارتفاع ۳۰۸۰ متر در آنجاست.

pilottrump.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشال نوشت: نیروهای نظامی آمریکا طی ساعات گذشته یکی از «جسورانه‌ترین عملیات‌های جست‌وجو و نجات» در تاریخ این کشور را انجام داده‌اند و یکی از خدمه جنگنده، که یک سرهنگ نیروی هوایی نیز بوده، با موفقیت نجات یافته و اکنون در سلامت کامل قرار دارد.

به گفته ترامپ، این نظامی آمریکایی در مناطق کوهستانی ایران و در پشت خطوط دشمن قرار داشت و نیروهای مقابل به‌طور مداوم در حال نزدیک شدن به او بودند. با این حال، به‌گفته او، فرماندهان ارشد نظامی آمریکا به‌صورت شبانه‌روزی موقعیت او را زیر نظر داشتند و برای نجاتش برنامه‌ریزی می‌کردند.

ترامپ تأکید کرد که به دستور او، ده‌ها هواپیما با تجهیزات سنگین برای اجرای این عملیات اعزام شدند. او همچنین گفت این فرد دچار جراحاتی شده اما حال عمومی‌اش خوب است. به گفته او، این عملیات پس از نجات یک خلبان دیگر در روز قبل انجام شده که به‌دلایل امنیتی تا این زمان رسما اعلام نشده بود.

رئیس‌جمهور آمریکا این رویداد را بی‌سابقه توصیف کرد و مدعی شد برای نخستین‌بار دو خلبان آمریکایی به‌صورت جداگانه از عمق خاک «دشمن» نجات یافته‌اند. او همچنین گفت این عملیات‌ها بدون تلفات انجام شده و نشان‌دهنده «برتری کامل هوایی آمریکا بر آسمان ایران» است.

ترامپ در پایان از وحدت داخلی در آمریکا سخن گفت و توان نظامی این کشور را «قدرتمندترین در تاریخ جهان» توصیف کرد.

thsoc.jpg

china.jpgایران اینترنشنال - شرکت‌های خصوصی چینی که برخی از آنها با نهادهای نظامی این کشور مرتبط هستند، اقدام به عرضه اطلاعاتی کرده‌اند که جزییات جابه‌جایی نیروهای آمریکایی در منطقه را افشا می‌کند. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که پکن به‌طور رسمی کوشیده است فاصله خود را از تحولات جنگ ایران حفظ کند.

روزنامه واشینگتن‌پست شنبه ۱۵ فروردین گزارش داد از زمان آغاز جنگ ایران، کاربران فعال در شبکه‌های اجتماعی غربی و چینی با پست‌های پربازدیدی مواجه شده‌اند که حاوی اطلاعاتی درباره فعالیت‌های نظامی ایالات متحده بوده است.

از جمله اطلاعات منتشرشده در این پست‌ها می‌توان به جزییاتی درباره تجهیزات مستقر در پایگاه‌های آمریکا، جابه‌جایی ناوهای هواپیمابر این کشور و تحلیل‌های دقیق از روند آماده‌سازی هواپیماهای نظامی برای حمله به جمهوری اسلامی اشاره کرد.

واشینگتن‌پست افزود این اطلاعات از یک بازار نوظهور و به‌سرعت در حال رشد به دست آمده است: شرکت‌های چینی که برخی از آنها با ارتش این کشور ارتباط دارند، با ترکیب هوش مصنوعی و داده‌های متن‌باز، اطلاعاتی را عرضه می‌کنند که به گفته خودشان می‌تواند روند جابه‌جایی نیروهای آمریکایی را «افشا» کند.

بر اساس این گزارش، شرکت‌های چینی که بسیاری از آنها طی پنج سال گذشته و در چارچوب سیاست دولت برای به‌کارگیری هوش مصنوعی خصوصی در حوزه نظامی شکل گرفته‌اند، در حال «بهره‌برداری» از مناقشه کنونی خاورمیانه هستند.

تحلیلگران معتقدند فعالیت شرکت‌های خصوصی‌ می‌تواند فرصتی برای پکن باشد تا از شرکای خود به‌طور غیرمستقیم حمایت کند. بدین ترتیب، چین به‌طور رسمی درگیر منازعات نمی‌شود و فاصله خود را از درگیری‌ها حفظ می‌کند.

جمهوری اسلامی از متحدان دیرینه چین و یکی از تامین‌کنندگان مهم نفت برای این کشور است. با این حال، پکن از ورود مستقیم به جنگ ایران پرهیز کرده و می‌کوشد جایگاه خود را به‌عنوان میانجی صلح حفظ کند.

در همین راستا، چین هفته گذشته در بیانیه‌ای مشترک با پاکستان خواستار برقراری فوری آتش‌بس و آغاز مذاکرات صلح «در کوتاه‌ترین زمان ممکن» شد.

۲۰ اسفند، سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام اطلاعاتی غربی گزارش داد روسیه تاکتیک‌های پیشرفته استفاده از پهپاد را در اختیار جمهوری اسلامی گذاشته تا از آنها برای حمله به منافع آمریکا و کشورهای خلیج فارس بهره ببرد.

۱۵ اسفند نیز روزنامه واشینگتن‌پست نوشت مسکو در حال ارائه کمک اطلاعاتی به تهران برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی است.

qs.jpgخبرنامه گویا - وزارت امور خارجه آمریکا روز شنبه اعلام کرد که مأموران فدرال این کشور، خواهرزاده و همچنین نوهٔ خواهرزادهٔ قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نظامی جمهوری اسلامی، را بازداشت کرده‌اند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اقامت دائم قانونی (گرین‌کارت) آن‌ها را لغو کرد.

در بیانیه رسمی آمده است: «حمیده سلیمانی افشار و دخترش اکنون در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا قرار دارند.» این بازداشت بلافاصله پس از لغو گرین‌کارت آن‌ها توسط روبیو انجام شده است.

مارکو روبیو در شبکه ایکس نوشت:

«تا همین اواخر، حمیده سلیمانی افشار و دخترش با داشتن گرین‌کارت در ایالات متحده زندگی می‌کردند و از رفاه بالایی برخوردار بودند.

افشار، خواهرزاده قاسم سلیمانی، ژنرال کشته‌شده ایرانی است. او همچنین از حامیان صریح جمهوری اسلامی به شمار می‌رود؛ فردی که حملات علیه آمریکایی‌ها را تحسین کرده و از کشور ما با عنوان "شیطان بزرگ" یاد کرده است.

در این هفته، من وضعیت اقامت قانونی هر دو نفر را لغو کردم و آن‌ها اکنون در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا قرار دارند و در انتظار اخراج از ایالات متحده هستند.

دولت ترامپ اجازه نخواهد داد کشور ما به محل زندگی اتباع خارجی تبدیل شود که از رژیم‌های تروریستی ضدآمریکایی حمایت می‌کنند.»

rubioX.jpg

این اقدام در شرایطی صورت می‌گیرد که در ماه‌های اخیر توجه و فشار بر حضور اعضای خانواده مقام‌های جمهوری اسلامی در غرب، به‌ویژه آمریکا، افزایش یافته است. از جمله، پرونده دختر علی لاریجانی نیز خبرساز شد؛ پزشکی که با داشتن گرین‌کارت در ایالات متحده فعالیت می‌کرد اما پس از افزایش فشارهای سیاسی و رسانه‌ای، از محل کار خود کنار گذاشته شد و حضور او در آمریکا به موضوعی جنجالی تبدیل شد.

خبرنامه گویا - مارکو روبیو اخیراً ویزای فاطمه اردشیر لاریجانی، پژوهشگر دانشگاهی و دختر علی لاریجانی، مشاور پیشین امنیت ملی جمهوری اسلامی که ماه گذشته در حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شد، را لغو کرده است. وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که ویزای همسر او، سید کلانتر معتمدی، نیز باطل شده است. هیچ‌یک از این دو در حال حاضر در ایالات متحده حضور ندارند.

در اوایل ماه دسامبر، یعنی پیش از اوج‌گیری اعتراضات ضدحکومتی در ایران و آغاز جنگ، وزارت خارجه آمریکا ویزای شماری از دیپلمات‌های ایرانی، از جمله معاون سفیر و کارکنان نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل را لغو یا از تمدید آن خودداری کرده بود.

پیش‌تر نیز گزارش شده بود که دولت ترامپ دست‌کم ویزا یا گرین‌کارت چهار شهروند ایرانی مرتبط با حکومت فعلی یا پیشین ایران را لغو کرده است؛ از این میان، دو نفر توسط مأموران مهاجرت بازداشت شده و در انتظار اخراج از آمریکا هستند.

در بیانیه‌ای که روز شنبه منتشر شد، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که خواهرزاده و نوه‌خواهر قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران که در سال ۲۰۲۰ در حمله هوایی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شد، شامگاه جمعه توسط مأموران مهاجرت بازداشت شده‌اند؛ این اقدام پس از آن صورت گرفت که روبیو گرین‌کارت آن‌ها را لغو کرد.

kemp.jpgخبرنامه گویا - جمهوری اسلامی دچار یک خطای محاسباتی فاجعه‌بار شده است. راهبردی که قرار بود مخالفان را دچار تفرقه و چنددستگی کند، در عمل به شکل‌گیری اجماعی گسترده‌تر علیه تهران انجامیده است.

در گزارشی از روزنامه تلگراف به قلم ریچارد کمپ (فرمانده بازنشسته ارتش بریتانیا) آمده است که کل راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی در جریان تحولات اخیر به‌کلی دگرگون شده است. رهبران جمهوری اسلامی هرگز تصور نمی‌کردند وارد یک جنگ مستقیم، مستمر و با شدت بالا با آمریکا و اسرائیل شوند. محاسبات آن‌ها بر این اساس بود که از طریق نیروهای نیابتی و در نهایت با اتکا به توان هسته‌ای، بر خاورمیانه برتری پیدا کنند.

حاکمان جمهوری اسلامی میلیاردها دلار صرف ایجاد شبکه‌هایی از گروه‌های شبه‌نظامی کردند تا هم در حمله و هم در دفاع، به‌جای آن‌ها عمل کنند. آن‌ها انتظار داشتند واکنش به اقداماتشان محدود به عملیات‌های پنهانی و حملات سایبری باقی بماند؛ همان‌طور که طی سال‌های گذشته تجربه کرده بودند.

اما اگر با حمله مستقیم آمریکا یا اسرائیل مواجه می‌شدند، به سلاح‌هایی نه‌چندان پنهان نیز تکیه داشتند: حزب‌الله، حماس و در مرتبه‌ای پایین‌تر حوثی‌ها.

قرار بود این گروه‌ها به‌طور هم‌زمان هزاران موشک به سمت اسرائیل شلیک کنند، سامانه‌های دفاعی را اشباع کرده و خسارات سنگینی وارد آورند؛ به‌گونه‌ای که آمریکا ناچار به عقب‌نشینی شود. اما این سناریو عملی نشد.

هر سه نیروی نیابتی در پی حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، به‌شدت توسط اسرائیل (و در مورد حوثی‌ها، توسط آمریکا) تضعیف شده‌اند و در نتیجه نقش آن‌ها در دفاع از ایران طی هفته‌های اخیر از نظر راهبردی ناچیز بوده است.

در نتیجه، زمانی که جنگ به خاک ایران کشیده شد، حاکمیت ناچار شد به‌دنبال راه دیگری برای وادار کردن آمریکا به عقب‌نشینی بگردد. حمله صرف به اسرائیل کافی نبود؛ تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داده بود که اسرائیل می‌تواند بخش عمده‌ای از موشک‌ها و پهپادها را دفع کند و در هر صورت از ادامه جنگ دست نخواهد کشید.

44.jpgدویچه وله - بوریس جانسون در یادداشتی ضمن تایید دیدگاه تونی بلر، نخست‌وزیر اسبق بریتانیا درباره جنگ ایران نوشت: «بلر در این نکته حق دارد، بریتانیا نمی‌تواند وانمود کند جنگ با ایران "جنگ ما نیست.»

او در این مقاله، دولت کی‌یر استارمر را متهم کرد که پیش از آغاز جنگ و پس از آن، نه بر تصمیم‌های آمریکا اثر گذاشت و نه به‌موقع در کنار متحدانش در خلیج فارس ایستاد.

جانسون: بریتانیا کجا بود؟

بوریس جانسون یادداشت خود را با این پرسش آغاز می‌کند که بریتانیا در ماه‌های منتهی به جنگ، کجا بود. او می‌نویسد از ژانویه و فوریه روشن بود که آمریکا در حال آرایش گسترده نیرو در اطراف ایران است، هرچند در آن زمان هنوز برنامه دقیق واشنگتن روشن نبود.

او با اشاره به فعالیت سفارت بریتانیا در واشنگتن و همچنین توان اطلاعاتی و امنیتی این کشور می‌پرسد آیا لندن اصلا فهمیده بود چه اتفاقی در حال رخ دادن است یا نه. از نگاه او، اگر کی‌یر استارمر حتی این پرسش‌ها را از دونالد ترامپنپرسیده باشد، این موضوع نشانه کمبود جدی کنجکاوی و ابتکار در رهبری بریتانیا است.

میان حملات محدود و جنگ تمام‌عیار تفاوت وجود داشت

جانسون می‌نویسد میان چند حمله تاکتیکی به تاسیسات نظامی جمهوری اسلامی، با هدف فشار بر مذاکرات هسته‌ای، و یک حمله همه‌جانبه با هدف کشتن شمار زیادی از مقام‌های حکومت ایران، تفاوتی اساسی وجود دارد.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

او استدلال می‌کند اگر بریتانیا از ابتدا در جریان تصمیم‌سازی‌ها حضور می‌داشت، می‌توانست سوال‌های مهمی مطرح کند و شاید حتی بر نحوه فکر کردن ترامپ اثر بگذارد؛ به‌ویژه از آن‌جا که به‌گفته او، بریتانیا شناخت تاریخی و عمیقی از خلیج فارس و خاورمیانه دارد.

tel.jpgخبرنامه گویا - جمهوری اسلامی به معیاری تبدیل شده که به‌روشنی نشان می‌دهد بخشی از فعالان چپ‌گرا تا چه حد دچار سردرگمی و از دست دادن معیارهای اخلاقی خود شده‌اند. حمایت از حکومتی که مردم خود را زندانی و به قتل می‌رساند، نه پیشرو بودن است و نه نشانه فضیلت؛ بلکه شکستی اخلاقی است که در پوشش ارزش‌مداری عرضه می‌شود. این یادداشت به قلم جورج چسترتوندر در روزنامه تلگراف منتشر شده است.

مخالفت با بنیادگرایان مذهبیِ خشونت‌طلبی که ممکن است شما را زندانی یا اعدام کنند، واقعاً نباید مفهوم دشواری باشد. حتی کسانی که از کشور یا فرهنگ خود بیزارند نیز باید بهتر از این بدانند که از «جمهوری اسلامی» حمایت نکنند. اخلاق‌مداری یا همان «خوب بودن» قرار است هسته اصلی هویت جریان‌های چپ پیشرو باشد؛ با این حال، به‌طور متناقض، نوعی همدلی با حکومت تهران همچنان در میان بخشی از لیبرال‌های طبقه متوسط غربی به شکلی قابل‌توجه ادامه دارد.

اخلاق چپ، آن‌گونه که زمانی درک می‌شد، بر توانمندسازی و حفظ کرامت اقشار فرودست جامعه تمرکز داشت. حتی اگر کسی چپ‌گرا هم نبود، این انگیزه اخلاقی قابل درک و منطقی بود. قرار بود این نگاه، رو به بیرون، جمع‌گرا و در جهت بهبود زندگی طبقات محروم باشد. کنش‌گری نیز در خدمت حمایت از گروه‌های اجتماعی--مانند کارگران معترض یا جنبش‌های برابری نژادی--تعریف می‌شد.

اما به‌باور نویسنده، اخلاقِ چپِ امروز دیگر چارچوب و معنای روشنی ندارد؛ چراکه بیش از هر چیز در اختیار لایه‌ای از فعالان تحصیل‌کرده قرار گرفته که خود در موقعیت قدرت و امتیاز هستند و به‌جای تمرکز بر تغییرات واقعی، بیشتر درگیر دنبال‌کردن دغدغه‌ها و گرایش‌های غیرعقلانی شده‌اند.

شاید همین موضوع توضیح دهد که چرا برخی لیبرال‌های غربی به حکومت‌های تئوکراتیک و اقتدارگرا علاقه نشان می‌دهند. این طرز فکر، مستلزم سطحی از «ناهمخوانی شناختی» است که درک آن دشوار است.

در نقاط مختلف غرب، تظاهراتی با عناوین حمایت از فلسطین، مخالفت با اسرائیل، مخالفت با جنگ (البته برخی جنگ‌ها) و مخالفت با «راست افراطی» برگزار می‌شود. از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به «جمهوری اسلامی»، پرچم‌های این حکومت نیز در کنار پرچم سایر گروه‌ها و جریان‌های افراطی در این تجمعات دیده شده است.

truths.jpgدونالد ترامپ با اشاره به ضرب‌الاجلی که پیش‌تر برای جمهوری اسلامی تعیین کرده بود، اعلام کرد زمان در حال پایان است و در صورت اقدام نکردن تهران، پیامدهای شدیدی در انتظار آن خواهد بود.

او گفت: «به یاد دارید وقتی به ایران ۱۰ روز فرصت دادم تا توافق کند یا تنگه هرمز را باز کند. زمان در حال پایان است؛ ۴۸ ساعت دیگر تمام جهنم بر سرشان فرو خواهد ریخت.»

دونالد ترامپ ۶ فروردین‌ماه اعلام کرده بود که بنا به درخواست جمهوری اسلامی، ضرب‌الاجل تعیین‌شده برای حمله به نیروگاه‌های ایران را به مدت ۱۰ روز دیگر به تعویق انداخته است. او گفت این توقف تا ساعت ۳:۳۰ بامداد سه‌شنبه ۱۸ فروردین به وقت تهران ادامه خواهد داشت.

ts.jpg

qaani.jpgبی بی سی - اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، پس از مدت‌ها با انتشار پیامی در پلتفرم آپ‌اسکرولد نوشت ناو جرالد فورد به سبب نگرانی از حمله‌ حوثی‌های یمن از تنگه باب‌المندب عبور نکرد.

این پیام در حالی منتشر می‌شود که پیشتر گزارش‌هایی ضدونقیضی درباره نفوذ در نیروی زیر نظر آقای قاآنی منتشر شده بود.

آقای قاآنی در هفته‌های گذشته کمتر در رسانه‌ها یا مجامع عمومی ظاهر شده بود و پس از جنگ هم کمتر موضع‌گیری کرده بود و همین موضوع گمانه‌زنی‌ها درباره او را تشدید کرده بود.

اکنون نیز کانال منتسب به سپاه پاسداران در تلگرام پیام او را در پلتفرم آپ‌اسکرولد بازنشر کرده است که در آن نوشته شده ناو جرالد فورد «جرأت نکرد از ترس مجاهدان قهرمان و مردم باصلابت یمن از تنگه باب‌المندب عبور کند و بعد از سرگردانی دو هفته‌ای و با داستان ساختگی از دریای سرخ و منطقه فرار کرد. عاقبت همه نیروهای تروریست آمریکا، فرار از منطقه است.»

پلتفرم آپ‌اسکرولد یک شبکه اجتماعی بدیل و کمتر شناخته شده است.

parpanchi.jpgمهدی پرپنچی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

اگر مقاله اخیر محمدجواد ظریف در فارن افرز را خوانده باشید، احتمالاً این پیام افشا شده برایتان جالب خواهد بود؛ پیامی که او در روزهای ابتدایی جنگ، تنها چند روز پس از آغاز آن، برای جمعی از تحلیلگران ایرانیِ نزدیک به خود ارسال کرده است. این پیام از این جهت قابل توجه است که نه‌تنها صریح‌تر از نوشته‌های عمومی بعدی اوست، بلکه نشان می‌دهد ظریف چگونه به نظر می‌رسد ترامپ را درک کرده است.

به نظر می‌رسد ظریف معتقد بوده که هنوز می‌توان ترامپ را با حرکات نمادین و ارائه پیشنهادی که به او امکان «حفظ آبرو» بدهد، مدیریت کرد. او می‌نویسد که می‌شد از جنگ جلوگیری کرد اگر پیشنهادی به ترامپ داده می‌شد که «نتواند آن را رد کند»، و تأکید می‌کند که باید به ترامپ یک «خروج آبرومند» پیشنهاد شود.

01.jpg
با این حال، وقتی پیام را در این چارچوب می‌خوانیم، نکات قابل توجه دیگری هم به چشم می‌آید؛ از جمله لحن تندتر آن، از جمله توصیه به هدف قرار دادن منافع آمریکا و اسرائیل و این ادعا که امارات عملاً همان اسرائیل است و همچنین بخش‌هایی عجیب‌تر.

ظریف به پیش‌بینی یک تحلیلگر چینی درباره شکست ترامپ اشاره می‌کند، از «اثرات کوانتومی» کمک الهی سخن می‌گوید، توصیه به تکرار اذان می‌کند، و ادعایی غیرمعمول را تکرار می‌کند مبنی بر اینکه ترامپ و نتانیاهو برای پیشبرد اهداف خود، ۲۰۰ دختر را به شیوه‌ای شبیه پرونده اپستین قربانی کرده‌اند.

در ادامه، متن کامل پیام افشا شده ظریف آمده است:

kayhan1.jpgکیهان لندن - بعد از کشته شدن علی خامنه‌ای، هنوز تکلیف «رهبری» جمهوری اسلامی مشخص نیست. هواداران نظام، راضی‌اند زیرا معتقدند خامنه‌ای پدر رفت و پسر که جوان‌تر است جای او نشست.

در شرایطی که اینترنت قطع است، دستگاه تبلیغاتی نظام با سانسور گزارش‌ها و خبرها درباره‌ی تلفات و خسارات سنگین جنگ، در میان هواداران خود القا می‌‌کند که پیروز میدان نبرد بوده است.

احتمالا آسان‌ترین کار برای جمهوری اسلامی راضی نگه‌ داشتن هوادارانش باشد. آنها از ابتدای جنگ تاکنون در اغلب شهرها در محلات تجمع می‌کنند، مداحان و سلبریتی‌های حکومتی برایشان نوحه‌سرایی و سخنرانی می‌کنند، تابوت فرماندهان و نیروهای نظامی کشته‌ شده در جنگ تشییع می‌شود، در همان محل میان آنان غذا توزیع می‌شود و می‌خورند، جشن عروسی و عقد می‌گیرند و آنجا هم که لازم باشد کنار ایست‌های بازرسی و مراکز تجمع نیروهای بسیج و سپاه و «یگان ویژه»، بعنوان سپر انسانی به‌کار گرفته می‌شوند.

آمریکا در چند مرحله از طریق واسطه‌های منطقه‌ای پیشنهاد مذاکره با جمهوری اسلامی را مطرح کرده است اما هربار این پیشنهادات رد شده است. روایت اصلی جمهوری اسلامی این است که آمریکا و اسرائیل به دلیل آنکه در جنگ شکست خورده‌اند، پیشنهاد مذاکره و توافق می‌دهند. این روایت را بیشتر جریان اصلی قدرت در ایران یعنی سپاه پاسداران برجسته می‌کنند. آنها «هرگونه مذاکره» با آمریکا را قویا رد می‌کنند و تأکیدشان این است که «آتش‌بس» معنا ندارد.

از سوی دولت، تمایل بیشتری به مذاکره نشان داده می‌شود اما مسعود پزشکیان و عباس عراقچی می‌گویند: «پیامی از آمریکا دریافت نکرده‌اند.» ادعایی که احتمالا درست می‌باشد، زیرا آمریکا عملا دولت جمهوری اسلامی را فاقد اختیار و اعتبار می‌داند و پیام‌ها برای افرادی مثل محمدباقر قالیباف ارسال می‌شود.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا تهدید کرده است که اگر جمهوری اسلامی تسلیم نشود، به «عصر حجر بازمی‌گردد.» در پاسخ مجید موسوی فرمانده‌ی نیروی هوافضای سپاه پاسداران گفته‌است: «این شمایید که سربازانتان را به زیر سنگ گور می‌برید نه ایران که بخواهید آن را به عصر سنگ برگردانید.» او تهدیدات ترامپ و سایر مقامات آمریکایی را «توهمات هالیوودی» خواند.

exec.jpgایران اینترنشنال - خبرگزاری‌های حکومتی ایران از اعدام ابوالحسن منتظر و وحید بنی‌عامریان، دو زندانی سیاسی، پس از تایید دیوان عالی کشور خبر دادند.

حکم اعدام وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر در آذر ۱۴۰۳ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شده بود.

همراه با این دو زندانی سیاسی، چهار نفر دیگر: اکبر دانشورکار، محمد تقوی سنگ‌دهی،‌ بابک علیپور، پویا قبادی بوستانی، نیز به اعدام محکوم شده بودند. احکام اعدام این چهار زندانی سیاسی در روزهای اخیر به اجرا در آمده بود.

رسانه‌های حکومتی پیش از این، اتهام‌های این شش زندانی سیاسی را «بغی» از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق و «حمله به مراکز حساس و اماکن عمومی با استفاده از سلاح گرم منحنی‌زن (لانچر)» عنوان کرده بودند.

در این ارتباط، سازمان حقوق بشری هه‌نگاو تاکید کرده بود که این زندانیان در دوران بازجویی برای اخذ اعترافات اجباری، تحت شکنجه‌های شدید از جمله ضرب‌وشتم، شوکر، شلاق و تهدید به قتل خانواده قرار گرفته بودند.

IMG_5224.jpegآن چه به عنوان یک شهروند ایرانی مطرح می کنم شاید قابل عملی کردن به این شکل که بیان می کنم نباشد اما نگاه و خواست بخش بزرگی از مردم ایران در آن مستتر است.

اغلب مردم ایران با آن چه امریکا و اسراییل در ایران کرده اند موافق اند اما به دلایل مختلف، از جمله سخت تر شدن زندگی شان در ایران که ۴۷ سال تمام با مشقت و مرارت بسیار همراه بوده و الان بد تر از پیش شده، و نیز کوتاه نیامدن باقی مانده ی حاکمان روانی جمهوری اسلامی در مقابل ضربات کوبنده ی امریکا و اسراییل که هر حکومت سالم و عاقل و عاقبت اندیشی را به تسلیم و عقب نشینی وادار می کرد باعث شده تا حساسیت ها نسبت به تخریب ها زیاد شود و البته تبلیغات دستگاه امنیت حکومت و انگشت گذاشتن ماموران پیدا و پنهان حکومت بر موضوعاتی مثل «زیرساخت ها متعلق به ایران است نه جمهوری اسلامی» و «قرار است ایران را به عصر حجر باز گردانند»، در این خصوص بی تاثیر نبوده است.

من اینجا فیلمی از سنگسار محکومان دادگاه اسلامی می گذارم که نشان می دهد ما در عصر حجر و حتی دوران بربریتِ قبل از آن زندگی می کنیم و این ننه من غریبم بازی در آوردن حکومتی ها که آقای ترامپ می خواهد ما را به عصر حجر بر گرداند یاوه ای بیش نیست ولی وقتی مردمی بدون دانستن دلیل هدف قرار گرفتن فلان پل یا فلان انستیتوی پزشکی آن ها را تخریب شده می بینند، نارضایتی از این کارها روز به روز بیشتر می شود و امریکا مثل دشمن نه جمهوری اسلامی که دشمن ایران و ایرانی دیده می شود.

fatemioon.jpgخبرگزاری تسنیم روز ۱۵ فروردین با انتشار یک گزارش تصویری از حضور کاروان «فاطمیون» در تهران خبر داد؛ لشکر فاطمیون گروهی شبه‌نظامی وابسته به سپاه قدس است که متشکل از نیروهای شیعه افغانستانی است.

در این گزارش، این تجمع به‌عنوان نمایش «همبستگی با آرمان‌های انقلاب اسلامی» توصیف شده، اما حضور چنین نیروهایی در فضای شهری ایران، به‌ویژه در شرایطی که کشور با تنش‌های امنیتی و نظامی مواجه است، نگرانی‌هایی جدی ایجاد کرده است.

لشکر فاطمیون پیش‌تر در جنگ سوریه و در برخی موارد در سرکوب اعتراضات داخلی نیز نقش داشته است.
این رخداد در حالی است که طی روزهای گذشته نیز تصاویری از حضور نیروهای «حشدالشعبی» در شهرهای ایران منتشر شده بود؛ موضوعی که نشان‌دهنده تداوم همکاری ساختاری سپاه پاسداران با گروه‌های تروریستی در منطقه است.



هم‌زمان، شهروندان از افزایش فضای امنیتی در شهرهایی مانند تهران خبر می‌دهند؛ فضایی که با حضور گسترده نیروهای نظامی و شبه‌نظامی، بیش از پیش بر زندگی روزمره مردم سایه انداخته است.

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال حمله به پایانه مرزی شلمچه همزمان با ادامه ورود کاروان نیروهای حشدشعبی عراق را نشان می‌دهد. این نیروهای طی روزهای گذشته در حمایت از حکومت وارد ایران شدند. رسانه‌های عربی روز شنبه نوشتند به مرز مهران و شلمچه حمله شد.

***

IMG_5213.pngاعتراف می کنم که جامعه ی ایران را نمی شناسم. یعنی می شناسم ولی کماکان باورش نمی کنم. یعنی هنوز هم که هنوز است با وجود «شناخت»، از دیدن رفتارهایش حیرت می کنم. کتاب های جامعه شناسی زیادی از نویسندگان مختلف دنیای غرب خوانده ام و با جامعه ی خودمان -ایران- هم زیاد برخورد داشته ام و به خاطر پرواز به نقاط مختلف کشور جاهای زیادی را دیده ام و به خاطر رفتار و مرام ام با همه تیپ آدمی نشست و برخاست داشته ام ولی حقیقت این است که رفتارهای اجتماعی را قابل پیش بینی نمی دانم. نمی دانم این کسی که امروز در راهپیمایی عزاداری مرگ خامنه ای آدمخوار توو سر و سینه می زند آیا واقعا عزادار اوست یا وقتی به خانه می رسد و لباس هایش را عوض می کند همانی می شود که قبلا بود و به جد و آباء خامنه ای و نظام اسلامی بدترین فحش ها را می دهد.

قبلا نوشتم که مرگ خامنه ای دستکم باعث تحرک جامعه ی مردابی ایران خواهد شد و مردم از این حالت رخوت بیرون خواهند آمد و حداقل تکانی خواهند خورد که شاید موجب تغییر مثبت در نظام سیاسی و یا اجتماع شود، که مرگ یارو باعث تکان جامعه شد ولی تکان برعکس! البته حقیقت ماجرا همین است که الان خدمت شما عرض می کنم و این فیلم بازی کردن ها و خود نبودن ها را روشی برای حفظ بقای ایرانی می دانم.

در اولین رمان ام «غیر ممکن» داستان شب عزل بنی صدر را در منطقه ی زلزله زده و ویران شده ی گلباف کرمان نوشته ام که وقتی در پیاده رو کنار خانه زندگی فرو ریخته ی بقال شهر نشسته بودیم و خانواده ی بقال که از من پذیرایی می کردند هر چه بد و بیراه بلد بودند نثار خمینی و حکومت اش می کردند، وقتی راهپیمایانی که علیه بنی صدر تظاهرات می کردند به نزدیکی ما رسیدند به توصیه ی مادر خانواده ما هم پا شدیم و به جمع راه پیمایان پیوستیم و همراه با حزب اللهی ها علیه بنی صدر شعار دادیم. بله. بقای ما به این حقه بازی بستگی داشت و هنوز هم دارد.

31.jpgایران وایر - یک مقام ارشد دفاعی اسراییل، روز شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ به خبرگزاری رویترز گفت که این کشور در حال آماده‌سازی برای حمله به تاسیسات انرژی ایران است، اما اجرای این عملیات منوط به دریافت چراغ سبز از سوی ایالات متحده است.

به گفته این مقام، در صورت صدور مجوز، چنین حملاتی احتمالا ظرف یک هفته آینده انجام خواهد شد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، ساعاتی پیش با تعیین یک ضرب‌الاجل هشدار داد که در صورت عدم دستیابی به توافق یا بازگشایی تنگه هرمز، ظرف ۴۸ ساعت «جهنم» بر سر جمهوری اسلامی نازل خواهد شد.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

ترامپ از شروع جنگ دو بار جمهوری اسلامی را به حمله به تاسیسات برق ایران تهدید کرد اما حدود ۸ روز پیش گفت به درخواست مقام‌های جمهوری اسلامی، حمله به نیروگاه‌های ایران را به مدت ۱۰ روز به تعویق انداخته است.

111.jpgشیرین عبادی

🔹بیش از یک ماه است که ایران درگیر جنگی خانمان‌سوز شده؛ جنگی که مردم ایران نه آغازگرش بوده‌اند و نه مسبب ان .روز گذشته، دونالد ترامپ با لحنی تهدیدآمیز گفته ایران را به «عصر حجر» بازمی‌گرداند. اما باید این را با صدای بلند گفت: تمدن کهن ایران اجازه بازگشت به عصر حجر را نمی‌دهد . جمهوری اسلامی از چنین تهدیدی نمی‌ترسد؛ این مردم ایران‌ هستند که نگران ویرانی خانه، شهر، مدرسه، بیمارستان، نیروگاه، جاده، اینترنت و نان شب‌شان هستند .

🔹بسیاری از مخالفان جنگ، به‌درستی از آمریکا و اسرائیل می‌خواهند حملات را متوقف کنند. من هم به این مطالبه‌ی مشروع یک جمله‌ی روشن اضافه می‌کنم: با اموال مردم کاری نداشته باشید. تا وقتی که سران نظامی و سیاسی حکومت که همگی در کشتار مردم نقش داشته‌اند هدف قرار گیرند می‌توان آن را در راستای منافع مردم ایران در نظر گرفت و هنوز می‌توان ادعا کرد که هدف، ماشین سرکوب و در راستای ممانعت از کشتار مردم بوده، اما زیرساخت‌ها از جمله برق، آب، پالایشگاه، جاده، فرودگاه، شبکه‌ی ارتباطی و هر آنچه زندگی روزمره‌ی مردم به آن بسته است، ملک جمهوری اسلامی نیست. اینها دارایی یک ملت است؛ ویران کردن‌شان یعنی تحمیل دوباره‌ی هزینه‌ی جنگ به همان مردمی که پیشاپیش قربانی شده‌اند.

🔹جمهوری اسلامی سال‌هاست ایران را به این پرتگاه رانده است. نزدیک به نیم قرن فقر، سرکوب، دشمن‌سازی، ماجراجویی و کشتار، و در آخرین نمونه سلاخی ده‌ها هزار انسان بی‌گناه در خیابان‌ها، همه نشان داد که این حکومت برای بقای خود و صدور انقلابش ! دست به هر جنایتی می زند و اگر امروز زیرساخت‌های ایران ویران شود، این جمهوری اسلامی نیست که بهای اصلی را می‌پردازد. این کودک ایرانی است که در تاریکی می‌خوابد. این بیمار ایرانی است که بی‌برق و بی‌دارو می‌ماند. این کارگر و معلم و بازنشسته‌ی ایرانی است که باید با جیب خالی، ویرانه‌ها را دوباره بسازد.

🔹ایران متعلق به جمهوری اسلامی نیست که هر وقت خواست آن را به آتش بکشد و به شکل «زمین سوخته» تحویل دهد. ایران متعلق به مردم ایران است. و تمدن غنی ایران هرگز به عصر حجر بازنخواهد گشت؛ نه با تهدید ترامپ، نه با لجبازی جمهوری اسلامی. به جمهوری اسلامی برای ویران کردن ایران کمک نکنید. اگر واقعا در کنار مردم ایران ایستاده‌اید، دست از جان و مال مردم بردارید. این ملت به اندازه‌ی کافی تاوان داده است.

shokouhmirzadegi.jpgانقلاب شیروخورشید تنها برای بازپس‌گیری ایران از جمهوری اسلامی نیست، بازپس‌گیری ایران از مهاجمینی ست که از ۱۴۰۰ سال پیش تا همین اکنون همچنان سایه‌ی تاریک‌شان بر ارزش‌های فرهنگی و تاریخی ما فرو افتاده است.

حدود بیست و پنج شش سال پیش، وقتی مادرم اجازه‌ی خروج از ایران را گرفتند و به دیدار من که دو-سه ماه پس از انقلاب از ایران گریخته بودم آمدند، بیشترِ سوغاتی‌های ریز و درشتی که از سوی خود و خانواده آورده بودند، نمادهای ملی ما را بر خود داشتند؛ و بیش از همه نماد «شیروخورشید» را که بر گلدان، بشقاب، گل‌سینه، گردنبند و دست‌بند نقش بسته بود.

از همان وقت، مثل هر ایرانیِ عاشق ایران، دیگر دست‌کم این یک اندوه را نداشتم که حکومتِ حاکم، شیروخورشید را از پرچم ما برداشته و به جایش علامتی گذاشته که هیچ ربطی به فرهنگ و تاریخ ما ندارد. می‌دانستم که حتی اگر مردم نتوانند به‌زودی حساب این حکومت را برسند، اما نماد شیروخورشید را برای بازگشت به پرچم ایران همچنان زنده نگاه خواهند داشت.

همان‌طور که دیدیم، در نهایت این کار را نیز کردند؛ اگرچه نه به‌ طور رسمی در داخل ایران، اما در خارج، پرچم «شیروخورشید نشان» ما، از معدود پرچم‌هایی بوده و هست که به هر بهانه‌ای (از فعالیت‌های سیاسیِ ضد حکومتی گرفته تا رویدادهای فرهنگی، هنری و ورزشی) به دست یا دوش دیاسپورای ایرانی در بیشتر کشورهای جهان به اهتزاز درآمده است.

اما اینکه این حکومت با انقلابی مردمی برانداخته شود و رهبر آن انقلاب، شاهزاده‌ای از تبار فرهنگ و تاریخ ایرانی ما باشد، و کارِ وحشی‌گری‌ها و جنایات حکومت به جایی برسد که آمریکا و اسرائیل به کمک مردمان ایران بشتابند، برای من حتی در رویا و خیال هم جایی نداشت. و اکنون با حیرت می‌بینم که همه‌ی این‌ها نه‌تنها به واقعیت پیوسته، بلکه رهبر انقلاب نام آن را «انقلاب شیروخورشید» نهاده است.

keramati.jpgدر حالی که ایران در یکی از متلاطم‌ترین و بحرانی‌ترین لحظات تاریخ معاصر خود قرار گرفته است، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی تلاش می‌کند روایت تازه‌ای را به جهان عرضه کند: «نه به جنگ». این شعار در ظاهر صلح‌طلبانه و انسانی است، اما در واقع چیزی جز آخرین ابزار تبلیغاتی حکومتی نیست که بیش از چهار دهه سیاست آن بر خشونت، صدور بحران و سرکوب داخلی استوار بوده است.

جمهوری اسلامی امروز با بحرانی عمیق در مشروعیت سیاسی، انسجام داخلی و توان مدیریتی روبه‌روست. با این حال، حتی در شرایطی که بسیاری از ناظران از نشانه‌های فرسایش قدرت در ساختار حاکمیت سخن می‌گویند، ماشین سرکوب رژیم همچنان فعال است. یعنی در داخل کشور، رژیمی که بسیاری آن را در آستانه سقوط می‌دانند، همچنان به ماشین سرکوب خود ادامه می‌دهد. اعدام‌ها ادامه دارد، زندان‌ها مملو از مخالفان سیاسی است و گزارش‌ها حاکی از آن است که صدها نفر همچنان در صف اجرای حکم مرگ قرار دارند. حکومت حتی در لحظات ضعف نیز از خشونت دست نمی‌کشد.

رژیمی که در حال از دست دادن کنترل خود بر جامعه است، ظاهراً تصمیم گرفته است پیش از هر تحول احتمالی، حساب خود را با مخالفان داخلی تسویه کند. افزایش صدور احکام اعدام و تشدید فشار امنیتی نشان می‌دهد که حکومت حتی در لحظه ضعف نیز از خشونت به عنوان ابزار اصلی بقا استفاده می‌کند.

در همین حال، ابعاد سرکوب در ایران بار دیگر توجه جهانی را جلب کرده است و روایت‌های تازه‌ای درباره ابعاد خشونت حکومت منتشر می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اخیراً اعلام کرد که برای ثبت در تاریخ باید گفته شود که در ماه ژانویه ۲۰۲۶، حدود ۴۵ هزار نفر در جریان سرکوب‌های حکومت ایران کشته شدند. صرف نظر از اختلاف نظرها درباره آمار دقیق، چنین عددی، تصویری تکان‌دهنده از مقیاس خشونتی ارائه می‌دهد که در سال‌های اخیر در ایران رخ داده است. اما توجه جهانی را دوباره به یکی از خونین‌ترین دوره‌های سرکوب در تاریخ جمهوری اسلامی جلب کرده است.

با این حال، همان حکومتی که دهه‌ها در گسترش جنگ‌طلبی در منطقه نقش داشته است، اکنون می‌کوشد خود را به عنوان مدافع صلح معرفی کند. شعار «نه به جنگ» به سرعت به یکی از محورهای اصلی تبلیغات رسمی رژیم تبدیل شده است. رسانه‌های حکومتی، شبکه‌های وابسته و حساب‌های سازمان‌یافته در فضای مجازی این پیام را به‌طور گسترده تکرار می‌کنند. هدف این کار روشن است: تغییر تصویر حکومت از یک بازیگر بحران‌ساز به قربانی تهدیدهای خارجی.

Hanif_Heidarnejad.jpgچرا به‌عنوان یک طرفدار فدرالیسم، این مدل را در حال حاضر برای ایران مناسب و عملی نمی‌دانم؟

۱. فدرالیسم با نگاهی به تجربهٔ آلمان

من طرفدار یک جمهوری فدرال پارلمانی هستم؛ نظامی شبیه جمهوری فدرال آلمان امروز. ۳۲ سال است در این کشور زندگی می‌کنم و به‌دلیل شغلی و علاقهٔ شخصی، ساختار فدرال آلمان را از نزدیک دنبال کرده‌ام. با سطوح مختلف اداری آن -- از شهرداری تا ایالت و سطح فدرال -- در ارتباط بوده‌ام. همچنین مصوبات حقوقی از سطح شورای شهر تا پارلمان‌های ایالتی و فدرال، و مباحث حقوقی مرتبط با آن‌ها ــ که گاه در سطوح مختلف دادگاه‌های آلمان و حتی در مواردی در سطح اتحادیه اروپا بررسی شده‌اند ــ را دنبال کرده‌ام.

سیستم فدرال، در برخی موارد تصمیم‌گیری را بسیار کُند می‌کند و بوروکراسی اداری بزرگ و پرهزینه‌ای ایجاد کرده است. با این‌حال، به سه دلیل مشخص این سیستم را مناسب و کارآمد می‌دانم:

الف) جلوگیری از تمرکز قدرت و شکل‌گیری اقتدارگرایی

تجربهٔ فروپاشی جمهوری وایمار و قدرت‌گیری فاشیسم نشان داد که تمرکز بیش از حد قدرت در دولت مرکزی می‌تواند زمینه‌ساز استبداد شود. به همین دلیل، سه قدرت اشغالگر غربی (ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه) پس از جنگ جهانی دوم و در چارچوب سیاست «بازآموزی دموکراتیک» (Reeducation)، از دولت‌های ایالتی آلمان غربی خواستند مجلس مؤسسان تشکیل دهند و بر اساس اصول دموکراتیک و ساختار فدرال، قانون اساسی جدیدی تدوین کنند. این روند در نهایت به تصویب قانون اساسی (Grundgesetz) در ۲۳ مه ۱۹۴۹ انجامید.

فرایند تدوین قانون اساسی از ۱۹۴۸ با صدور «اسناد فرانکفورت» آغاز شد. از اهداف کلیدی متفقین جلوگیری از بازگشت نازیسم، تضمین دموکراسی و محدود کردن قدرت دولت مرکزی از طریق ساختارهای فدرال بود.

ب) مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری

در آلمان، مشارکت شهروندان در سه سطح انجام می‌شود: محلی (Gemeinde/Kommune)، ایالتی (Land) و فدرال (Bund).
هر ایالت قانون اساسی، دولت و پارلمان منتخب خود را دارد و هر شهر نیز شورای منتخب محلی. قوانین محلی و ایالتی نباید با قانون اساسی ایالت یا قانون اساسی فدرال در تعارض باشند. نظارت بر این اصول بر عهدهٔ دادگاه‌های قانون اساسی ایالتی و دادگاه قانون اساسی فدرال است.

alam.jpgآنتونیو گرامشی فیلسوف ایتالیایی در تاریک ‌خانه‌ی زندان‌های فاشیسم، اندیشه‌ای را صورت‌بندی کرد که امروز چون آینه‌ای زلال، واقعیتِ جهان و ایران را پیش چشم ما روشن می‌سازد. او جوهره‌ی «بحران» را در شکاف میان دو دوران می‌دید، زمانی که «نظم کهن در حال احتضار است و نظم نو هنوز توان زاده شدن ندارد.» در این فاصله یا «دوران فترت» که میان مرگِ قدیم و تولدِ جدید فاصله افتاده است، جامعه با انواع «پدیده‌های بیمارگونه» و متنوع روبرو می‌شود. از نگاه گرامشی، این وضعیت تنها یک گذار ساده نیست، بلکه بن‌بستی ساختاری است؛ جایی که نظم فرسوده کارکردش را از دست داده اما همچنان با صُلبیت و جان سختی بر جای مانده، و نظم نوین هنوز نطفه نبسته است. نتیجه‌ی این تعلیق تاریخی، فرو رفتن جامعه در غرقابِ بی‌ثباتی و رفتارهای نابهنجار است گرامشی توضیح می‌دهد که وقتی طبقه حاکم «هژمونی» (رضایت و رهبری ایدئولوژیک) خود را از دست می‌دهد، فقط با «سلطه» (domination) یعنی زور و اجبار باقی می‌ماند. نظم قدیم «در حال مرگ» است، اما هنوز کاملاً مرده نیست و با صُلبیت (rigidity) و مقاومت، سعی در حفظ موقعیت خود دارد. این «جان‌سختی» دقیقاً همان چیزی است که دوره فترت را طولانی و دردناک می‌کند.

انسان معاصر در پهنه جهانی، امروز در مقام ناظری ایستاده است که فرسایش نظمی دیرپا را به تماشا نشسته، نظمی که در آن قواعد بین‌المللی نه تنها بر روال سابق نیستند، بلکه در چرخشی متناقض، از طریق مکانیسم‌هایی چون «حق وتو»، آشکارا علیه همان فلسفه وجودی و بنیان‌هایی عمل می‌کنند که برای صیانت از آن‌ها تأسیس شده بودند. با این حال، برای بسیاری از جوامع، این افول هنجاری هنوز در سطح یک مشاهده باقی مانده است، اما وضعیت انسان ایرانی از این حیث استثنایی و به‌مراتب تراژیک‌تر است؛ او با دو پدیده بیمارگونه و متقاطع به‌طور هم‌زمان دست‌وپنجه نرم می‌کند. ایرانی تنها ناظرِ جهانی نیست که قواعدش بی‌اثر شده، بلکه هم‌زمان در ساحت ملی نیز با ساختاری مواجه است که در خلأِ فشارهای هنجارمندِ بین‌المللی، به بقای صُلب خود ادامه می‌دهد. در واقع، انسان ایرانی برخلاف ناظر جهانی، در کانونِ تلاقی دو بحران «زیست» می‌کند، یکی فرسایش نظم جهانی و دیگری «وضعیت تعادل ناپایدار» داخلی، بن‌بستی که در آن ازکارافتادن مکانیسم‌های حقوقی جهان، به کاتالیزوری برای طولانی‌تر شدنِ تعلیق ملی و انسداد گذار از نظمی فرسوده به نظمی کارآمد و مشروع در ایران بدل شده است.

از همین‌جا، پرسشی بنیادین سر برمی‌آورد که روح و روانِ انسان دغدغه‌مند را می‌خراشد، یعنی در شرایطی که هم نظم جهانی در حال فرسایش است و هم نظم ملی در تعلیق، چگونه می‌توان نسبت خود را با «ایران» تعریف کرد؟ چگونه می‌توان وطن‌دوست ماند، بی‌آنکه با ساختاری که محل تردید و بی‌اعتمادی است، یکی انگاشته شد؟

این نوشتار، تلاشی است برای صورت‌بندی همین وضعیت دوگانه، کوششی برای یافتن پاسخی به امکان «زیستن مسئولانه» در میانه این تعلیق تاریخی و جستجوی مسیری که در آن، معنای وطن از معنای ساختار جدا شده و زندگی در میانه پدیده‌های بیمارگونه، همچنان واجد کرامت بماند.

1- نظام بین‌الملل- از قاعده تا استثنا

نظام بین‌الملل مدرن بر دو ستون بنیادین استوار گشت که هر یک در زمان خود، چرخشی انقلابی در ساحت قدرت محسوب می‌شدند. صلح وستفالیا در سال ۱۶۴۸، پس از سه دهه جنگ‌های ویرانگر، سرانجام اصل «حاکمیت دولت‌ها» و «عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر» را تثبیت کرد. این پیمان، سنگ‌بنای مفهوم حاکمیت ملی (Sovereignty) و موجدِ صورت‌بندی سیستم «دولت- ملت» در روابط بین‌الملل گردید؛ نظمی که امروزه از آن با عنوان «نظم وستفالیایی» یاد می‌شود. این پارادایم نوین، دولت را به بازیگر انحصاری و بی‌بدیل در عرصه‌ی جهانی بدل ساخت و آگاهانه از تمرکز قدرت در نهادهای فراملی یا مذهبی جلوگیری نمود تا بدین‌سان، مرزهای جغرافیایی به مرزهایِ قطعیِ صلاحیت حقوقی تبدیل شوند. سپس در سال ۱۹۴۵، پس از دو جنگ جهانی مهیب، نظام منشور ملل متحد با هدف محدودسازی جنگ شکل گرفت. اصل محوری این نظم، منع توسل به زور بود که در ماده ۲(۴) منشور آمده است. دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده نیکاراگوئه در سال ۱۹۸۶ این اصل را نه فقط یک تعهد قراردادی، بلکه بخشی از حقوق عرفی بین‌الملل و حتی قاعده‌ای آمره (Jus Cogens) دانست که هیچ توافق یا خلأ قانونی، تابِ ایستادگی در برابر آن را ندارد.

این نظم فقط دو استثنا داشت: اقدام تحت مجوز شورای امنیت و دفاع مشروع در برابر حمله مسلحانه. اما همین نظام از ابتدا یک تناقض ساختاری در خود داشت. تمرکز قدرت در شورای امنیت و حق وتوی پنج عضو دائمی، اگرچه در کوتاه‌مدت با تضمین همکاری قدرت‌های بزرگ ثبات نسبی ایجاد کرد، اما در بلندمدت زمینه‌ساز فلج ساختاری شد. شورای امنیت که قلب نظام امنیت جمعی بود، به عرصه‌ای تبدیل شد که یک عضو دائم می‌تواند با تکیه بر وتو، اراده جمعی را به گروگان بگیرد. این تناقض سال‌ها پنهان ماند، اما اکنون به صورتی آشکار خود را نشان داده است.

1/1- بحران‌های اخیر- وقتی هنجارها فرو می‌ریزند

دو دهه اخیر، با سلسله‌ای از بحران‌های بین‌المللی همراه بوده است که به‌تدریج شکاف‌های ساختاری نظم جهانی را آشکار کرده‌اند. در حمله 2003 به کشور عراق، ایالات متحده و متحدانش، بدون کسب مجوز صریح از شورای امنیت، به اقدام نظامی گسترده دست زدند، رخدادی که نشان داد حتی بنیان‌گذاران نظم موجود نیز، در بزنگاه‌های راهبردی، می‌توانند از چارچوب‌های حقوقی آن عبور کنند. پیش‌تر، در جریان جنگ کوزوو، مداخله نظامی ناتو بدون مجوز شورای امنیت، با توجیهات انسان‌دوستانه صورت گرفت و بدین‌ترتیب، نوعی دوگانگی میان مشروعیت اخلاقی و مشروعیت حقوقی در عمل تثبیت شد.

این روند در دهه‌های بعد، نه‌تنها اصلاح نشد، بلکه در مواردی تشدید گردید. در بحران جنگ شهری در سوریه، شورای امنیت به‌واسطه وتوهای مکرر، عملاً به نهادی ناتوان در مواجهه با یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های انسانی معاصر بدل شد. این وضعیت، در جنگ 2022 یا تجاوز روسیه به اوکراین به اوج خود رسید، جایی که یک عضو دائم شورای امنیت، با نقض صریح ماده ۲(۴) منشور، به کشور همسایه حمله کرد و همان سازوکار وتو، امکان هرگونه پاسخ مؤثر نهادی را مسدود ساخت.

در امتداد همین الگو، در مناقشه ایران- اسرائیل که از سال ۲۰۲۴ تشدید شد، این‌بار نه روسیه، بلکه ایالات متحده و برخی متحدانش، عملاً مانع از اقدام مؤثر شورای امنیت شدند. بدین‌ترتیب، آنچه در این موارد تکرار می‌شود، نه صرفاً نقض‌های موردی، بلکه نوعی اختلال ساختاری در کارکرد نهادهایی است که قرار بود ضامن حفظ نظم باشند؛ نظمی که اکنون، بیش از آنکه بر قواعد استوار باشد، در معرض موازنه‌ای ناپایدار میان قدرت‌های بزرگ قرار گرفته است.

حملات به بخش کنسولی ایران در دمشق که نقض آشکار کنوانسیون‌های وین بود، حملات گسترده به تأسیسات هسته‌ای، و ترور دانشمندان هسته‌ای، همگی در شرایطی رخ داد که شورای امنیت حتی یک قطعنامه محکوم‌کننده نتوانست صادر کند. ایالات متحده با استناد به دکترین‌های دفاع پیشگیرانه و دفاع مشروع جمعی، ماده ۵۱ منشور را چنان موسع تفسیر کرد که از محتوای خود تهی شد. حقوق بشردوستانه با حملات به تأسیسات هسته‌ای، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی به شدت نقض شد، اما هیچ مرجع بین‌المللی نتوانست جلوی آن را بگیرد. این دو بحران نشان دادند که نظام بین‌الملل دیگر آن نظامی نیست که در سال ۱۹۴۵ طراحی شد.

2/1 - از قاعده‌ محوری به استثناء محوری

آنچه در این بحران‌ها آشکار می‌شود، صرفاً نقض قواعد یا بی‌ثباتی گذرا نیست. تغییر ماهیت خود نظام بین‌الملل است. ما شاهد گذار از یک نظم قاعده‌محور به یک نظم استثناء محور هستیم. در این نظم جدید، قواعد حذف نمی‌شوند و هیچ‌کس رسماً منشور ملل متحد را لغو نکرده است، اما قواعد به‌صورت گزینشی و ابزاری توسط قدرت‌های بزرگ به کار گرفته می‌شوند. مشروعیت دیگر تابع پایبندی به هنجارهای جهان‌شمول نیست، بلکه تابع قدرت و توانایی تحمیل استثنا است. نهادهای بین‌المللی همچنان پابرجا هستند و جلساتشان برگزار می‌شود، اما هنجارهایی که قرار بود این نهادها از آنها محافظت کنند، به طور سیستماتیک نقض می‌شوند بدون آنکه پاسخ مؤثری در پی داشته باشد.

حق وتو در زمان تأسیس خود، تجسم نهادی این ایده بود که صلح جهانی تنها از طریق مهار رقابت قدرت‌های بزرگ در درون یک چارچوب مشترک ممکن است. اما این سازوکار از آغاز حامل تناقضی درونی بود یعنی همان ابزاری که قرار بود قدرت را در چارچوب قاعده مهار کند، به‌تدریج به ابزاری برای تعلیق قاعده به نفع قدرت بدل شد. آنچه امروز مشاهده می‌شود، نه فروپاشی کامل این نظم، و نه تحقق یک نظم جایگزین منسجم، بلکه فرسایش تدریجی همان تعادل اولیه است. در این فرآیند، قدرت‌هایی که قرار بود ضامن قواعد باشند، خود به عامل تعلیق آنها تبدیل شده‌اند و بدین‌ترتیب، نظمی قاعده ‌محور به‌تدریج جای خود را به نظمی استثناء محور داده است؛ نظمی که در آن قواعد همچنان پابرجا هستند، اما اجرای آنها تابع موازنه قدرت شده است. با این حال، این دگرگونی هنوز به یک سنتز تثبیت‌شده منتهی نشده است. آنچه در برابر ما قرار دارد، وضعیتی بینابینی است، دورانی که در آن، نظم قدیم در حال زوال است و نظم جدید هنوز صورت‌بندی نهادی نیافته است.

جهان وارد وضعیت بینابینی یا دوران فترت شده است. نهادهای قدیم هنوز باقی‌اند اما هنجارهایشان فرسوده است. نظم جدید هنوز زاده نشده اما تولدش، به شکلی نامعلوم، اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. این وضعیت نه یک بحران گذرا است که با چند اصلاح رفع شود، و نه یک تغییر ساده در قدرت‌های برتر. بلکه یک تحول ساختاری است که کل معماری روابط بین‌الملل را تحت تأثیر قرار داده است. در این وضعیت بینابینی یا دوران فترت، پدیده‌های بیمارگونه‌ای که گرامشی از آنها سخن می‌گفت، به صورت جنگ‌های تجاوزکارانه، نقض سیستماتیک حقوق بشر، و فلج نهادهای بین‌المللی خود را نشان می‌دهند.

2- ایران انسداد راهبردی در ساختار قدرت

اگر نظام بین‌الملل در سطح کلان وارد وضعیت بینابینی یا دوران فترت شده است، وضعیت داخلی ایران را می‌توان نسخه فشرده و تشدید شده همین وضعیت دانست. آنچه در سطح جهانی به صورت پراکنده و کند رخ می‌دهد، در ایران با فشردگی، سرعت و شدت بیشتری قابل مشاهده است. ایران مانند میکروکازمی از بحران جهانی عمل می‌کند، جایی که فروپاشی هنجارها و بقای نهادها به شکل متمرکزتری بروز یافته است. حکومت ایران در وضعیت خاصی قرار دارد که می‌توان آن را انسداد چندلایه نامید. این انسداد در چهار جهت خود را نشان می‌دهد و هر راهی را که به نظر می‌رسد مسدود کرده است.

نخست، امکان آشتی پایدار با غرب وجود ندارد. اعتماد تاریخی از بین رفته، منافع گروه‌های ذی‌نفع در تنش مدیریت‌شده گره خورده، تجربه برجام زخمی التیام‌نیافته بر جای گذاشته، و هرگونه تعامل با غرب با اتهام ضعف یا نایرویی روبه‌رو می‌شود.

دوم، امکان اتکای واقعی به شرق نیز وجود ندارد. چین و روسیه در لحظات حساس، منافع خود را بر منافع ایران ترجیح می‌دهند. پیمان شانگهای و بریکس هرچند فضایی برای کاهش انزوا فراهم می‌کنند، اما تعهدات امنیتی آنها محدود است و هیچ‌یک حاضر نیست برای ایران هزینه جدی بپردازد.

سوم، یک راهبرد منسجم داخلی وجود ندارد. تصمیم‌گیری در ساختار قدرت گرفتار چندگانگی نهادی، واگرایی گفتمان‌ها، و نبود یک مرجع واحد راهبردی است.

چهارم، توان اصلاح ساختاری نیز وجود ندارد، زیرا ساختارهای قدرت چنان با منافع گروه‌های خاص گره خورده که هرگونه اصلاح ساختاری با مقاومت شدید روبه‌رو می‌شود.

این انسداد را می‌توان در نوسان سیاست خارجی میان مذاکره و تقابل، هم‌زمانی گفت‌وگوهای غیرمستقیم با آمریکا با تشدید لفاظی‌های ضدآمریکایی، و ناتوانی در اتخاذ موضع واحد در قبال بحران‌های منطقه‌ای مشاهده کرد. این حکومت، به تعبیر گرامشی، قدیمی است که در حال مرگ است، اما هنوز نمرده است. هنوز بر ساختارهای قدرت، بر منابع، بر رسانه‌ها، و بر بخشی از جامعه تسلط دارد. مرگ آن نه سریع خواهد بود و نه آسان. این حکومت نه توان تحول واقعی دارد و نه اراده آن را، اما هنوز توان بقا دارد. این وضعیت نوعی تعادل ناپایدار ایجاد کرده که نه به ثبات منجر می‌شود و نه به تغییر قاطع.

1/2- بحران عاملیت جامعه

در سوی دیگر، جامعه ایران نیز در همین وضعیت بینابینی یا دوران فترت قرار دارد. مردم ایران، آن نیروی عظیم اجتماعی که در مقاطع تاریخی توانسته است معادلات را تغییر دهد، امروز در چهار سطح دچار بحران شده است.

نخست، نمی‌توانند به حکومت اعتماد کنند. تجربه‌های تلخ از سرکوب تا ناکارآمدی اقتصادی اعتماد را به شدت کاهش داده است.

دوم، نمی‌توانند از میدان خارج شوند. هزینه‌های کناره‌گیری از بیکاری و تورم تا محدودیت‌های اجتماعی روزانه بر زندگی مردم سنگینی می‌کند. مردم نمی‌توانند خود را از معادلات قدرت کنار بکشند، زیرا این معادلات زندگی روزمره آنها را تعیین می‌کند.

سوم، نمی‌توانند متحد شوند. جامعه به قطعات کوچک و گاه متخاصم تقسیم شده است. شکاف‌های نسلی، جنسیتی، قومی، طبقاتی و سیاسی عمیق‌تر از آن هستند که اجماعی فراگیر شکل دهند.

چهارم، روایت مشترکی از آینده ندارند. انقلاب و اصلاحات هر دو به بن‌بست رسیده‌اند و هیچ پروژه جمعی الهام‌بخشی به جز زمزمه های انقلاب ملی ، جایگزین آنها نشده است.

این بحران را می‌توان در اعتراضات مقطعی و پراکنده مشاهده کرد که هرچند نشان‌دهنده نارضایتی عمیق است، اما به جنبش‌های پایدار و سازمان‌یافته تبدیل نمی‌شود. افزایش مهاجرت نخبگان علمی و حرفه‌ای نیز به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده است. این وضعیت را می‌توان شکاف میان آگاهی اجتماعی و توان کنش جمعی نامید. مردم می‌دانند چه نمی‌خواهند، اما هنوز نمی‌دانند چه می‌خواهند و چگونه به آن برسند. این فقدان روایت مشترک از آینده، مهم‌ترین بحران جامعه ایرانی است. وقتی جامعه‌ای نداند به کجا می‌خواهد برود، هر راهی بی‌معنا و هر تلاشی بیهوده می‌نماید.

3- تعادل ناپایدار- بن ‌بست فرسایشی میان دولت و جامعه

نکته کلیدی و شاید غم‌انگیز این است که هر دو سوی معادله، حکومت و مردم، در وضعیت بینابینی یا دوران فترت هستند. هر دو قدیم را از دست داده‌اند و جدید را نیافته‌اند. اما این اشتراک در سرگردانی، به هم‌دلی و هم‌افزایی منجر نشده است. برعکس، به تقابلی فرسایشی تبدیل شده است که هر دو طرف را تحلیل می‌برد. حکومت از مردم می‌ترسد، از توان آنها برای تغییر معادلات. مردم از حکومت می‌ترسند، از توان آن برای سرکوب و محدودسازی. این ترس متقابل، فضایی آفریده که در آن نه گفت‌وگو ممکن است، نه اعتماد، و نه پروژه جمعی. این وضعیت را می‌توان تعادل ناپایدار مبتنی بر فرسایش متقابل نامید.

در این سیستم، هیچ‌یک از طرفین نه از ظرفیت تحقق پیروزی قاطع برخوردار است و نه توان تثبیت و تداوم وضع موجود را دارد. نتیجه روندی آرام اما پیوسته به سوی تحلیل رفتن منابع، مشروعیت، و امید است. این فرسایش متقابل خطرناک‌ترین جنبه وضعیت بینابینی یا دوران فترت ایرانی است، زیرا نه به تغییر منجر می‌شود و نه به ثبات. فقط به تضعیف مداوم هر دو طرف. حکومت هر روز مشروعیت بیشتری از دست می‌دهد و جامعه هر روز امید بیشتری را از دست می‌دهد. این فرآیند می‌تواند سال‌ها ادامه یابد، بی‌آنکه به نقطه پایان برسد، و همین تعلیق ممتد، آن را به یکی از ویرانگرترین اشکال بحران تبدیل می‌کند. در وضعیت بینابینی، مسئله اصلی دیگر «تغییر یا بقا» نیست، بلکه «چگونگی حفظ ایران در دل این تعلیق» است.

اگر این وضعیت نه به تغییر می‌انجامد و نه به تثبیت، آنگاه مسئله اصلی دیگر صرفاً تحلیل این بن‌بست نیست، بلکه تعیین نسبت با آن است. در شرایطی که ساختار قدرت در بازتولید خود ناتوان است و جامعه نیز از صورت‌بندی یک بدیل منسجم بازمانده، پرسش بنیادین به سطحی عمیق‌تر منتقل می‌شود: چگونه باید در چنین تعلیقی زیست؟ این پرسش، از حوزه تحلیل صرف سیاسی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای اخلاقی- عملی بدل می‌شود. در این نقطه، نسبت انسان ایرانی با «وطن» به کانون توجه بازمی‌گردد؛ زیرا آنچه در این تعادل فرسایشی در معرض تهدید قرار می‌گیرد، نه فقط یک نظام سیاسی، بلکه پیوندهای اجتماعی، سرمایه‌های انسانی، و خودِ امکان آینده مشترک است. از همین‌جا، پرسش از امکان «وطن‌دوستی در غیاب همدلی با حکومت» مطرح می‌شود.

4- زیستن در فترت ناپایدار- منطق میان‌بودگی و حفظ ایران

بزرگ‌ترین خطای تحلیلی در مواجهه با وضعیت کنونی ایران، تلاش برای نام‌گذاری آن با مفاهیم آشناست: «آستانه فروپاشی» یا «ثبات پایدار». هر دو، بیش از آنکه واقعیت را توضیح دهند، ذهن را آرام می‌کنند. مسئله اما این است که ایران نه در آستانه یک پایان قطعی ایستاده و نه در مسیر یک تثبیت قابل اتکا حرکت می‌کند؛ بلکه در وضعیتی قرار دارد که تنها می‌توان آن را «دوران فترت ناپایدار» نامید. در سطح تحلیلی دقیق‌تر، نوعی میان‌بودگی که در آن، نیروهای متعارض بدون غلبه نهایی، یکدیگر را فرسوده می‌کنند.

در چنین وضعیتی، تشخیص درست موقعیت، خود یک کنش راهبردی است. تا زمانی که ماهیت این میان‌بودگی فهم نشود، ذهن میان دو قطب ناپایدار در نوسان خواهد ماند: از یک‌سو امیدهای واهی، تصویر فروپاشی قریب‌الوقوع، انتظار مداخله نجات‌بخش یا بازگشت به گذشته،‌ و از سوی دیگر، ناامیدیِ سیاه و فلج‌کننده. هر دو، محصول بدفهمی وضعیت‌اند. فهم واقعیت، نه به معنای پذیرش آن، بلکه به معنای رهایی از این دوگانه کاذب است.

از این‌رو، هر راهبردی که بر فرض «پیروزی قاطع» یا «بازگشت کامل» بنا شود، با منطق این وضعیت سازگار نیست و در عمل به بن‌بست می‌رسد. در شرایطی که هیچ نیرویی توان حذف کامل دیگری را ندارد و هزینه هر جهش ناگهانی می‌تواند به فروپاشی سرمایه‌های اجتماعی منجر شود، راهبرد معقول، نه شتاب در تعیین تکلیف نهایی، بلکه مدیریت این وضعیت میان‌بود است: کاهش هزینه‌ها، جلوگیری از تخریب‌های غیرقابل بازگشت، و حفظ آنچه امکان آینده را زنده نگه می‌دارد.

maghsoodnia.jpgاولین نشست کنگره آزادی ایران به پایان رسید. این کنگره با حضور طیف‌های متنوعی از جریان‌های سیاسی، تشکل‌های مدنی، گروه‌های حقوق بشری و فعالان حقوق زنان برگزار شد که خود نکته‌ای مثبت و قابل توجه است. در مجموع، فضایی فراهم بود تا هر دیدگاه و گرایشی بتواند بدون محدودیت و شروط از پیش تعیین‌شده، نظرات خود را مطرح کند.

برنامه‌ها به ‌صورت منظم اجرا شد و در طول دو روز نشست، حاضران با صبوری و بدون بروز تنش یا رفتارهای ناهنجار، به سخنرانی‌ها و پنل‌ها گوش سپردند. میانگین سنی شرکت‌کنندگان نسبتاً بالا بود و حضور زنان، هرچند کمتر از مردان، در مقایسه با نشست‌های مشابه قابل توجه ارزیابی می‌شود. عملکرد مدیران نشست (مدراتورها) نیز حرفه‌ای و قابل تحسین بود. کنگره همچنین اعلام کرد که با تشکیل دبیرخانه، فعالیت‌های خود را ادامه خواهد داد.

اهداف مورد نظر برگزارکنندگان کنگره و نقاط قوت آن

۱. فراهم‌ سازی بستر گفت‌وگو میان طیف‌های متنوع سیاسی؛ میان سازمان‌ها و احزاب سیاسی با افراد مستقل، و نیز میان تشکل‌های مدنی و تشکل‌های سیاسی.

۲. تمرین گفت‌وگو در چارچوبی پارلمان‌ گونه؛ به‌معنای برابری حقوق همه مشارکت‌کنندگان در بیان دیدگاه‌ها، نظرات و پیشنهادها، فارغ از میزان نفوذ و اعتبار آنان در خارج از جلسه.

۳. شکل ‌گیری و جهت‌ گیری‌های سیاسی احتمالی در روند حرکت کنگره، نه تعیین پیشاپیش خروجی سیاسی با جهت‌گیری مشخص و اهداف از پیش تعریف‌ شده.

۴. عدم تلاش برای شکل ‌دهی به تشکلی سیاسی (نظیر جبهه، بلوک یا شورا) مبتنی بر منشور، بیانیه یا برنامه عملی از دل این نشست.

۵. عدم تعریف و یا نقش یا رسالتی از خود/کنگره از جنس آلترناتیو سیاسی، مدیریت دوران گذار یا برقراری ارتباط با دولت‌ها؛ همچنین عدم اعلام هدف برای تغییر یا پایان جمهوری اسلامی.

۶. عدم رقابت با سایر نیروهای سیاسی و پرهیز از برقراری ارتباط یا ارسال پیام برای تعامل با بلوک‌های موجود.

سعید حدادیان کیست

| No Comments

Masoud_amirkhalili.jpg"جغد مینروا (الهه‌ی خرد) تنها با فرا رسیدن شامگاه پروازش را آغاز می‌کند". (هگل )

هگل فلسفه و فیلسوف را به جغد مینروا تشبیه کرد. تشبیه فیلسوف به جغد از آن‌روست که این پرنده کار خود را هنگامی آغاز می‌کند که روز رو به پایان است و تاریکی غروب بتدریج فضا را تیره می‌کند. فلسفه نیز هنگامی سربرمی‌آورد که شکلی از زندگی دوران شکل‌گیری خود را گذرانده است، به این معنا که درک کامل یک دوران تاریخی تنها زمانی امکان پذیر است که آن دوره به پایان رسیده باشد. به سخن ساده تر: فیلسوف همیشه دیر می‌رسد.

این نظریه هگل در باره جامعه شناس هم معتبر است: شناخت جامعه شناس از جامعه - مانند فیلسوف - هم تنها زمانی ممکن است که آن دوره شکل گرفته باشد. در جامعه‌شناسی و به طور کلی در علوم انسانی "قوانین طبیعت" به معنای دقیق فیزیکی آن -- یعنی به عنوان پیوندهای مطلق و بدون استثنا -- وجود ندارند. در حالی که قوانین طبیعت مستقل از خواسته های انسان ها عمل می کنند ( حرکت ثابت سیاره ها)، جامعه‌شناسی با ساختارهای اجتماعی سروکار دارد که توسط عملکرد شهروندان شکل می‌گیرند که مطلق نیستند و تغییر هم می‌کنند. جامعه ‌شناسی یک علم تجربی است و جون آینده قابل تجربه نیست جامعه شناس نمی تواند ویژگی های ساختار سیاسی آتی یک جامعه را پیشگویی کند، همانطور که جامعه شناسان دوران پهلوی به قدرت رسیدن یک رژیم مذهبی (جمهوری اسلامی ) را پیش بینی نکردند.

به همین علت تمام نظریه های پژوهشگران در باره آینده سیاسی ایران بیشتر گمانه‌زنی، حدسیات، فرضیه‌سازی و تصور احتمال وقوع یک رویداد هستند.

و شاید گوته درست گفت که: "ارواحی که خود فراخواندم، دیگر رهایم نمی‌کنند"

Die ich rief, die Geister / Werde ich nun nicht los

در این گفته گوته فقط کافی است که واژه " ارواح" را به آیت الئه ها برگردانیم.

pchemical.jpgانفجار، قطعی برق و چند مجروح

رسانه‌های داخلی ایران گزارش دادند که حملات «آمریکا و اسرائیل» روز شنبه شش مرکز پتروشیمی در جنوب‌غربی ایران را هدف قرار دادند و چندین شرکت در این مناطق آسیب دیدند

در پی حملات بامداد شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ به ماهشهر، ویدیوهای منتشرشده از برخاستن دود گسترده از منطقه ویژه پتروشیمی این شهر حکایت دارد. مقام‌های محلی نیز از اصابت چند پرتابه و وقوع انفجار خبر داده‌اند.

استاندار خوزستان اعلام کرد، چندین واحد پتروشیمی از جمله "رازی، کارون، بندر امام و فجر" هدف قرار گرفته‌اند. به گفته مدیران شرکت فجر انرژی خلیج فارس، توربین‌ها از کار افتاده و برق این مجموعه قطع شده است. در پی این وضعیت، برق بسیاری از پتروشیمی‌های ماهشهر که از فجر انرژی تأمین می‌شد، دچار اختلال شده است. معاون امنیتی استاندار نیز از وقوع سه انفجار مهیب خبر داده و گفته است، دست‌کم پنج نفر مجروح شده‌اند.

ولی الله حیاتی، معاون امنیتی استاندار خوزستان هم اعلام کرد شرکت پتروشیمی «بندرامام» دقایقی پیش هدف قرار گرفت و بخش هایی از آن آسیب دیده است. او تایید کرد مجتمع های پتروشیمی فجر 1، فجر 2 و «رجال» نیز شنبه 15 فروردین در معشور (ماهشهر) هدف قرار گرفتند:



تایمز اسرائیل به نقل از منابع امنیتی این کشور انجام این حمله توسط نیروی هوایی اسرائيل را تأیید کرده است.

منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر در استان خوزستان، با سهمی حدود ۲۷ درصد از تولید پتروشیمی کشور، یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

***

roostayee.jpgفرزانه روستایی

خبر سرنگونی یک یا دو هواپیمای آمریکا بعد از حدود ۴۰ روز جنگ و مورد هدف قرار گرفتن بیش از ۱۳ هزار هدف در خاک کشور ما و نابود شدن نیروی دریایی و هوایی و هزاران تاسیسات مهم رخداد قابل اعتنایی نیست و تا تکرار نشده، می شود با آن شوخی کرد. به همین دلیل است که عکس خلبان های آمریکایی با لباس لری و در حال باد زدن کباب و ریسه رفتن با هموطنان لر ما حسابی وایرال شد ه است.

این تقصیر ما نیست که تا ترامپ و منابع آمریکایی چیزی را تایید نکنند اخبار از منابع جمهوری اسلامی را می شود به دیوار زد یا مانند دانش آموزان با آن موشک کاغذی درست کرد و پراند. این خالی بندی ها از حدود ۳۰ سال پیش شروع شد و از زمانی که جمهوری اسلامی اعلام کرد نزدیک به ده موشک دور برد را آزمایش کرده است. عکاس نیویورک تایمز مج سپاه را گرفت و دروغ آنها را افشا کرد. او نشان داد فقط دو یا ۳ تا شلیک شده است و از آنجا که شکل دود همه موشک ها شبیه هم بوده است ثابت کرد که عکس دود موشک ها را چندین بار کپی پیست و ادعا کرده اند که ده تا موشک شلیک شده است.

از ۲۳ ژوئن که جنگ ۱۲ روزه شروع شد و طی این چند روز اسراییل به ۱۰۰۰ هدف در ایران حمله کرد آسمان ایران کاملا بی پدافند و بدون حفاظ بوده است. هیچ شلیکی به سوی جنگنده های اسراییلی صورت نگرفت و ظاهرا خلبان های اسراییلی در مسیر طولانی رفت و بازگشت حوصله شان سر می رفته و از کابین جنگنده از میهن زیبای ما سلفی گرفته و پخش می کردند تا ریش سرداران سپاه به اندازه کافی مورد استهزاء قرار بگیرد. یک علت هم که سلفی می گرفتند این بود که همه عملیات پرواز از جمله شناسایی موقعیت بابی و کنترل هدف با کمک AI صورت می گرفته است و خلبان ها واقعا به جز رانندگی و فشار دادن دکمه شلیک کار دیگری لازم نبود انجام دهند. بويژه که هیچ جنگنده ای از ایران آنها را تعقیب نمی کرد و حتی مزاحمت هم برای آنها ایجاد نمی شد .

در کشور وسیع ما همه منابع چهل ساله از سوی یک مشت استراتژیست مشنگ سپاهی صرف یک نظامیگری جاهلانه بی سرانجام شد. هر چه تاسیسات نطامی بود به محض افتتاح همزمان لو هم میرفت و در سیبل قرار می گرفت تا هدف قرار بگیرد. حال، برای سپاهی که جز فاجعه روی فاجعه و آبروریزی روی آبروریزی دستاورد دیگری برای مردم ایران نداشته است زدن یک یا دو جنگنده از میان چندین هزار پرواز عملیاتی چه ارزش نظامی دارد و چه معادله ای را تکان می دهد. واقعا که امروز سایبری ها و ارزشی ها جندین بار خود را پاره کرده اند. این در حالی است که حتی در شرایط عادی هم بعضا جنگنده ها دچار نقص فنی می شوند. چند سال پیش یک جنگنده رادار گریز B2 در سنگاپور موقع بلند شدن سقوط کرد چون هوا خیلی مرطوب بود و کامپیوترهای این غول پرنده در اثر قطرات آب روی مونیتور فرمان های اشتباه دادند.

حال باید دید این اتفاق تکرار می شود یا نه. اگر تکرار و جنگنده های دیگری ساقط شد و اسمان ایران برای آمریکا و اسراییل نا امن شد و جنگنده های آمریکا و اسراییل دیگر بالای میدان توپخانه مانور ندادند و مردم در صف نانوایی برای آنها دست تکان دادند اونوقت می شود گفت که اتفاق مهمی افتاده است و معادلات جدیدی دارد شکل میگیرد. تا آن زمان این دو جنگنده A10 و F15 یا بدشانسی آورده، یا به تیر غیب دچار شده، با خلیان چرت می زده است.

talar.jpg

ایسنا روز جمعه ۱۴ فروردین تصاویری از سالن ۱۲هزار نفری آزادی تهران را که یک ماه قبل هدف حملات اسرائیل قرار گرفت، منتشر کرده است.

رسانه‌های ایران روز پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ با انتشار ویدیو و گزارش‌هایی از تخریب کامل سالن ۱۲هزار نفری ورزشگاه آزادی در جریان حملات هوایی اسرائیل خبر دادند.

***

ایران اینترنشنال - شهروندی ویدیویی به ایران اینترنشنال ارسال کرده و نوشته تعدادی تریلی حامل پرتابگر موشک در تونل مسیر بروجرد به خرم‌آباد مستقر و پنهان شده است.

fox.jpgترامپ به فاكس نيوز: فکر می‌کنم تا فردا بتوانم به یک توافق برسم

می‌توانیم همین فردا با ایران معامله کنیم، اگر نه - نیروگاه‌ها، چاه‌های نفت و پل‌هایشان را بمباران خواهیم کرد

ما اسلحه‌های زیادی به معترضان ایرانی فرستادیم، به کردها اسلحه فرستادیم، فکر می‌کنم کردها آن‌ها را نگه داشتند.

اگر رژیم ایران سریعاً توافق نکند، من در حال بررسی این هستم که همه چیز را منفجر کنم و کنترل نفت را به دست بگیرم.

***

11.jpgایندیپندنت - مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی در یک برنامه تلویزیونی با انتقاد از محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه، از او خواست به میدان‌های تهران برود و دیدگاه‌های خود را در میان مردم مطرح کند تا واکنش آن‌ها را ببیند.

او در ادامه گفت: «به هر حال شما استاد دیپلماسی بودید، شما زبان رسای دیپلماسی ایران بودید؛ برای مردم صحبت کنید، ببینید مردم چه رفتاری با شما می‌کنند. حقیقتاً اگر اتفاقی نیفتاد، من شما را صحیح و سلامت تحویل منزل می‌دهم.»

پیش از این، محمدجواد ظریف در یادداشتی پیشنهاد برقراری توافق جامع صلح با دولت ترامپ و احیای روابط دیپلماتیک را مطرح کرده بود.

او در این نوشته تاکید کرده بود که «نظام جایی نمی‌رود» و حملات نمی‌تواند توان موشکی و هسته‌ای جمهوری اسلامی را به‌طور کامل از بین ببرد، و در مقابل پیشنهاد داده بود غنی‌سازی محدود در برابر لغو تحریم‌ها، امضای پیمان عدم تجاوز، بازگشایی تنگه هرمز و گسترش همکاری‌های اقتصادی میان دو طرف در دستور کار قرار گیرد.

exec.jpgشاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری، از بازداشت‌شدگان دی‌ماه خونین، اعدام شدند

توانا - قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح امروز یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، اعلام کرد محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، دو معترض بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه خونین ۱۴۰۴،

که در پرونده آتش‌سوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در روندی ناعادلانه محکوم شده بودند، اعدام شدند.

دو روز پیش در همین پرونده امیرحسین حاتمی، جوان ۱۸ ساله، اعدام شده بود.

از چند روز پیش پنج زندانی معترض در این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و به مکانی نامعلوم برای اجرای حکم منتقل شده‌ بودند.

سایر زندانیانی که برای اجرای حکم اعدام خارج شده‌اند ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم هستند.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمن‌ماه صادر شد.

خبرنامه گویا - دقایقی پیش صداوسیما در خبری فوری اعلام کرد «آمریکای جنایتکار نقاطی در مهرآباد، ولنجک (آسیب به دانشگاه شهید بهشتی)، و لویزان را مورد تجاوز قرار داد»، شواهد منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی روایت دیگری را مطرح می‌کند؛ روایتی که نه از «حمله خارجی»، بلکه از یک خطای داخلی و شلیک ناموفق موشک در حوالی فرودگاه مهرآباد حکایت دارد.

shinlarge1.jpg

حساب کاربری «Shin» با انتشار تصویری از آنچه به‌نظر می‌رسد یک موشک دچار نقص فنی شده باشد، مدعی شده این پرتاب ناموفق می‌تواند عامل اصلی انفجار و خسارات گزارش‌شده باشد. در توضیح این تصویر آمده است که چنین خطایی «احتمالاً به کشته‌شدن تعدادی از غیرنظامیان منجر شده، اما در روایت رسمی به آمریکا و اسرائیل نسبت داده خواهد شد.»

صداوسیما:

irib.jpg

***

khoshbayan.jpgفیروزه نوردستروم ـ کیهان لندن

در پی بازتاب ادعاهای تازه درباره مجتبی خامنه‌ای از سوی رئیس‌ جمهوری ایالات متحده و بازتاب در شبکه‌های اجتماعی و شماری از رسانه‌ها و نهادهای خبری بین‌المللی، «کیهان لندن» در گفت‌وگو با محمد خوش‌بیان، روحانی منتقد جمهوری اسلامی، روایتی از زندگی شخصی، سوابق حوزوی و شکل‌گیری تفکرات سیاسی او را بررسی می‌کند.

۹ روز پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر دوم جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنه‌ای را به‌ عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی معرفی کرد. یک هفته پس از این معرفی، روز دوشنبه ۱۶ مارس (۲۵ اسفند ۱۴۰۴)، روزنامه «نیویورک پست» گزارش داد که دونالد ترامپ رئیس‌ جمهوری آمریکا با اطلاع از ارزیابی منتسب به نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده مبنی بر اینکه مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، «ممکن است همجنس‌گرا باشد»، ابراز شگفتی کرده است.

در پی انتشار این گزارش و بازتاب گسترده آن در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های بین‌المللی، نام مجتبی خامنه‌ای بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت؛ چهره‌ای که سال‌هاست در سایه قدرت عمل می‌کند و نامش در تحلیل‌ها و گزارش‌های مختلف با سرکوب اعتراضات، نفوذ در شبکه‌های امنیتی و نقش‌آفرینی در تصمیم‌سازی‌های پشت‌پرده گره خورده است.

محمد خوش‌بیان روحانی منتقد جمهوری اسلامی که به گفته خودش، تحصیلات حوزوی را تا درجه اجتهاد پی گرفته و به دلیل مواضع انتقادی علیه علی خامنه‌ای و سیاست‌های جمهوری اسلامی، بازداشت، شکنجه و پس از مصادره اموال، ناچار به ترک ایران شده است. محمد خوش‌بیان، نوه آیت‌الله سید محمدرضا مدرسی و نبیره دختری مرجع تقلید سید عبدالاعلی سبزواری، می‌گوید پس از انتشار مطلب اخیر در «نیویورک پست» جزئیات بیشتری از آنچه درباره مجتبی خامنه‌ای می‌داند، با افکار عمومی و مخاطبان «کیهان لندن» در میان می‌گذارد.

به گفته خوش‌بیان، انگیزه او از طرح این مطالب، آگاه‌تر شدن مردم ایران نسبت به فردی است که اکنون در رأس هرم قدرت قرار گرفته و شناخت زندگی شخصی، پیشینه فکری و روابط او را از منظر منافع عمومی ضروری می‌سازد. او تأکید می‌کند که این افشاگری‌ها می‌تواند برایش هزینه‌ساز باشد؛ چرا که پیش‌تر نیز از سوی مأموران جمهوری اسلامی در خارج از کشور تهدید شده و بازتاب این تهدیدها در برخی رسانه‌های بریتانیا، از جمله «تایمز» لندن، منعکس شده است.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

آنچه در ادامه می‌آید، متن این گفت‌وگوست؛ گفت‌وگویی که در آن خوش‌بیان مجموعه‌ای از ادعاها و روایت‌ها را درباره زندگی خصوصی، سوابق حوزوی، حلقه نزدیکان و مسیر شکل‌گیری تفکرات سیاسی مجتبی خامنه‌ای مطرح می‌کند.

soroosh.jpg

واکنش متفاوت عبدالکریم سروش به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران!

ای وطن!

خون می‌چکد ز پیکر مجروحت ای وطن!
والله که رستمان زمان بوسه می‌زنند
دلیرانه، کوه‌صفت ایستاده‌اند
از دشمنان بپرس ز قهرت چه می‌کشند
خواهم که با تو شرح کنم درد اشتیاق
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
در ظلمتیم و خسته، درهای بسته‌ایم
باشد که نوبهار دگرباره بگذرد
روزی که لعل‌گون شود از لاله‌های سرخ
ای سرخ‌جامه، سبزقبا گردی عاقبت
کشتی اگر شکست، چه غم؟ ناخدای هست
فخر و جلال و چشم و چراغ زمانه است
چون شعر تر نمی‌دمد از خاطر حزین؟

صدها درود بر تنت و بر روحت ای وطن!
بر بازوان لشکر نستوهت ای وطن
بر کف سپر، ستبرتر از کوهت ای وطن!
وز دوستان مادح و ممدوحت ای وطن
ای شرحه‌شرحه سینه مشروحت ای وطن
سرهای قدسیان خم از اندوهت ای وطن
کو نور و روز و روزن مفتوحت ای وطن؟
بر باغ و راغ و جنگل انبوهت ای وطن

دامان دشت و دامنه کوهت ای وطن
هم بگذرد ملالی و مکروهت ای وطن
تا سر نهیم در قدم نوحت ای وطن

نام بلند و رایت بشکوهت ای وطن

این شعر تر دمید ز اندوهت ای وطن!

عبدالکریم سروش
فروردین ۱۴۰۵

خبرنامه گویا - در حالی‌که تصاویر کشتار، ویرانی و مرگ مردم بی‌دفاع ایران لحظه‌به‌لحظه تکان‌دهنده‌تر می‌شود، شعری که عبدالکریم سروش منتشر کرده نه‌تنها در کنار مردم نمی‌ایستد، بلکه عملاً از واقعیت خونین امروز ایران می‌گریزد. این متن، با پناه بردن به کلی‌گویی‌های شاعرانه درباره «وطن»، درد را بی‌نام می‌کند و فاجعه را بی‌مسئول جلوه می‌دهد. در این شعر نه نشانی از عاملان این وضعیت دیده می‌شود، نه حتی تلاشی برای نام بردن از رنج واقعی مردمی که زیر بمباران و سرکوب جان می‌دهند. این سطح از انتزاع، دیگر صرفاً فاصله گرفتن از واقعیت نیست؛ نوعی پاک‌کردن صورت‌مسئله است.

ستایش «لشکر» و امید بستن به «ناخدا» در چنین شرایطی، وقتی برای ایرانیان همین ساختار قدرت مسبب اصلی فاجعه است، تنها یک لغزش ادبی نیست--بلکه موضع‌گیری سیاسی است. سکوت در برابر مسئولیت، در عمل هم‌صدایی با روایت رسمی است. پرسش این‌جاست: وقتی «خون می‌چکد»، چرا شاعر از گفتن این‌که این خون به دست چه کسانی ریخته می‌شود طفره می‌رود؟ چنین شعری نه صدای مردم است، نه حتی انعکاس درد آن‌ها؛ بلکه بازتولید همان ابهامی است که سال‌ها به بقای وضعیت موجود کمک کرده است.

***

11.jpgایران اینترنشنال - یک شهروند با ارسال ویدیو و تصاویری یک ساختمان تخریب‌شده در اثر حملات اسرائیل و آمریکا در تهران را نشان داده که در بزرگراه باقری قرار دارد.

او تصاویری از صفحه‌های جزواتی را ارسال کرده که در پی تخریب ساختمان پخش شده‌اند. این جزوات حاوی متن‌های اطلاعاتی و امنیتی است.

crash.jpg

اخبار تکمیلی:

- نیویورک‌تایمز به‌نقل از دو مقام آمریکایی اعلام کرد جمعه، یک فروند جنگنده «ای ۱۰» در منطقه خلیج فارس سقوط کرده و تنها خلبان آن نجات یافته است

- یک فروند بالگرد بلک‌هاوک هم هدف قرار گرفته شده است. مقامات آمریکایی اعلام کرده‌اند که وضعیت خدمه مشخص شده و همه آن‌ها در سلامت هستند

- سی‌بی‌اس نیوز و اورشلیم‌پست دقایقی پیش گزارش دادند که یک خلبان نجات یافته است

- دو مقام آمریکایی روز جمعه به سی‌بی‌اس نیوز گفتند یکی از خدمه جنگنده اف-۱۵ای آمریکا که بر فراز ایران سقوط کرد، به دست نیروهای آمریکایی نجات یافته است

- منابع می‌گویند دو خدمهٔ جنگنده امریکایی هنگام خروج اضطراری (ایجکت) از یکدیگر جدا شدند

گزارش اولیه:

سی‌بی‌اس‌نیوز به نقل از یک مقام آمریکایی اعلام کرد یک خدمه از جنگنده آمریکایی اف-۱۵اِی که هنگام پرواز بر فراز ایران، سقوط کرد، نجات پیدا کرده و عملیات جست‌وجو و نجات برای یافتن خدمه دیگر ادامه دارد. همزمان گزارشی درباره سقوط یک جنگنده آمریکایی دیگر منتشر شده است.

سخنگوی کاخ سفید جمعه ۱۴ فروردین به رسانه‌ها گفت که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در جریان گزارش‌ها درباره جنگنده آمریکایی سقوط کرده، قرار گرفته است.

کارولین لیویت جزییات بیشتری درباره این موضوع ارائه نکرد.

از سوی دیگر، نیویورک‌تایمز ۱۴ فروردین به نقل از دو مقام آمریکایی نوشت که یک جنگنده دیگر نیروی هوایی آمریکا (ای‌۱۰)، جمعه در منطقه خلیج فارس سقوط کرد.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در واکنش به سقوط جنگنده اف-۱۵ آمریکا، به زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پس از ۳۷ بار شکست دادن ایران به‌صورت متوالی، این جنگ درخشان و بدون استراتژی که آن‌ها آغاز کردند، از براندازی، به آیا کسی می‌تواند خلبانان ما را پیدا کند لطفا، تنزل یافته است.»

به‌دنبال انتشار گزارش‌های متعدد درباره خلبانان جنگنده آمریکایی سقوط کرده در ایران، سی‌بی‌اس‌نیوز و اورشلیم‌پست گزارش کردند که یک خلبان نجات یافته است.

شبکه فاکس‌نیوز اعلام کرد این خلبان تحت مراقبت‌های پزشکی قرار دارد و بالگردهای نیروهای ویژه در حال انجام ماموریت جست‌وجو برای خدمه دیگر هستند.

آسوشیتدپرس به‌نقل از یک افسر ارتش اسرائیل گزارش داد این کشور در عملیات جست‌وجو و نجات خدمه جنگنده آمریکایی، کمک می‌کند.

بر اساس این گزارش، یک جنگنده آمریکایی که بر فراز جنوب غرب ایران در پرواز بود، سقوط کرده و دست‌کم یکی از خدمه آن از هواپیما خارج شده است.

دو منبع به سی‌بی‌اس‌نیوز گفتند این جنگنده با دو خدمه پرواز می‌کند، اما هنوز مشخص نیست چه تعداد خدمه در این هواپیما حضور داشته‌اند.

سقوط یک جنگنده آمریکایی؛ جست‌وجوی برای یافتن دو خلبان

خبرنامه گویا - کانال‌های ایرانی ویدیوهایی منتشر کرده‌اند که در آن هواپیماهای جست‌وجو و نجات نیروی هوایی آمریکا از نوع HC-130J «کامبت کینگ ۲» و بالگردهای «پیوه هاوک» در حال انجام عملیاتی در استان کهگیلویه و بویراحمد در جنوب ایران در بعدازظهر امروز دیده می‌شوند.

این تجهیزات به‌طور ویژه برای یافتن و نجات نیروهای نظامی در شرایط اضطراری طراحی و استفاده می‌شوند.

پیش‌تر نیز تصاویری از بقایای یک جنگنده F-15E «استرایک ایگل» نیروی هوایی آمریکا که گفته می‌شود در نقطه‌ای از ایران سقوط کرده منتشر شده بود؛ بنابراین این احتمال مطرح است که عملیات جست‌وجو و نجات برای انتقال خدمه آن در جریان باشد، هرچند این موضوع هنوز تأیید نشده است.

ویدیویی از پرواز بسیار کم‌ارتفاع یک فروند هواپیمای جست‌وجو و نجات رزمی نیروی هوایی آمریکا، از نوع «کامبت کینگ ۲»، بر فراز مناطق روستایی جنوب ایران:

در این ویدیو خبرگزاری مهر از شهروندان می‌خواهد در صورت مشاهده، خلبان و افسر جنگنده آمریکایی را شناسایی و در بازداشت آن‌ها کمک کنند:

تصویری که گفته می‌شود یک صندلی پران (ایجکشن) متعلق به جنگنده آمریکایی F-15E «استرایک ایگل» را نشان می‌دهد که در جنوب ایران کشف شده است

ejection.jpgروایت متناقض از سرنوشت خلبان جنگنده آمریکایی/ از دستگیری تا اعطای جایزه به یابنده خلبان

خبرگزاری فارس از ادامه عملیات جست‌وجو برای یافتن خلبان جنگنده ساقط‌شده خبر می‌دهد اما خبرگزاری تسنیم از تلاش ناموفق نیروهای آمریکایی برای نجات او و حتی هدف قرار گرفتن یک بالگرد خبر داده است.

در همین حال، برخی منابع محلی از حضور بالگردها در مناطق غربی و جنوبی کشور خبر داده‌اند. به گفته این منابع، دست‌کم دو بالگرد در حال گشت‌زنی برای یافتن خلبان هستند. همچنین گزارش‌هایی از مشارکت نیروهای محلی و عشایر در پایش منطقه منتشر شده است.



از سوی دیگر، خبرگزاری تسنیم در روایتی متفاوت اعلام کرده که نیروهای آمریکایی برای نجات خلبان خود، چند فروند بالگرد بلک‌هاوک و یک هواپیمای ترابری هرکولس C-130 به منطقه اعزام کرده‌اند، اما این عملیات ناکام مانده است.

در این میان، برخی منابع غیررسمی از جمله نورنیوز نیز مدعی شده‌اند که نیروهای تکاور نیروی زمینی سپاه موفق به شناسایی و بازداشت خلبان شده‌اند. این منابع همچنین مدعی هستند انتشار تصویر صندلی خلبان با هدف گمراه کردن عملیات نجات صورت گرفته است.

تا این لحظه هیچ تأیید رسمی و نهایی درباره سرنوشت خلبان منتشر نشده و روایت‌ها همچنان متناقض است.

003.jpg001.jpg***

arnz.jpgعلیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

ظاهرا در حلقه ولایت‌مداران، برسر گدایی مهر دونالد ترامپ و بازاریابی برای خود در سوق عکاظ سیاست منطقه‌ای، بین برادران دیروز جبهه جنگ با عراق و اعضای جبهه فساد و مافیای قدرت و ثروت، نبردی پنهان آغاز شده است. جالب اینکه در پایان هر راند، حریفان واقعی برای دستگرمی، یک سیلی هم به گوش دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، می‌زنند که در نمایشنامه «چهار شخصیت در جستجوی قدرت خانم» پیراندلو اسلامی‌، نقش بچه یتیم را بازی می‌کند! در واقع سه تفنگدار قصه به نوعی یک وردست هم دارند که علاوه بر آن‌ها، وردست هم گاهی فکر می‌کند شاید با کله‌پا شدن سه تفنگدار، نقش «دارتانیان» به او محول شود.

این نزاع از فردای جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته آغاز شد. منتها جابه‌جایی حریفان هم به چارچوب نمایش ضربه زد و هم ترسیم تصویر آخرینش را با مشکل بسیار روبرو کرد.

پیش از جنگ، تکلیف روشن بود. یک ارباب کل در قصه بود که یا «خلیفه» یا «قائد امت» یا «رهبر انقلاب» خطابش می‌کردند، اما همه عروسکان خیمه‌شب‌بازی نخشان به انگشتان او وصل بود. هرچند بر پایه جایگاه و شخصیتشان از سوی رهبر، در مکانی مشغول انجام وظیفه بودند.

آشکار بود که نزدیکترینشان به سیدعلی، سرلشکر محمد باقری است و در کنارش غلامعلی رشید، یاورهمیشه‌مومن است و بعد، به ترتیب حسین سلامی، فرمانده سپاه، عبدالرحیم موسوی، فرمانده ارتش، امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوا فضا ومحمد کاظمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه، قرار داشتند. دولت به ریاست مسعود پزشکیان هم ماست خود را می‌خورد و امور روزانه کشور را عهده‌دار بود.

اما در جنگ ۱۲روزه، همه پرکشیدند و فقط دولت ماند و قالیباف و شمخانی و لاریجانی و البته سه چهار نظامی رده‌ دومی که باز هم زیر نظر رهبر با هماهنگی با دولت، امور را رتق‌وفتق کنند.

در جریان کشتار ۳۶ هزار هموطن آزاده و جاویدنام، همه صف اولی‌ها و دومی‌ها و البته دولت ذوب‌شده در نهج البلاغه و ولی فقیه همگی مسئولیت داشتند و هرگز باور نداشتند که عمر سروری‌شان با پنجه‌های خونین کوتاه خواهد بود.

آمریکا و اسرائیل بر پایه یک ارزیابی مشروح ولی نه چندان دقیق، سیدعلی خامنه‌ای، بازی‌گردان صحنه، سیدعبدالرحیم موسوی، نخستین ارتشی که در جایگاه باقری سپاهی قرار گرفت، علی شمخانی، محمد پاکپور، عزیز نصیرزاده و... را در ۹ اسفند از صحنه خارج کردند. حالا علی لاریجانی صحنه‌گردان بود و قالیباف پرده‌دار، پزشکیان هم مامور تدارکات.

البته صحنه دربان و آبدارچی و فراش هم داشت که بنا به اوضاع و احوال، بالا و پایین می‌شدند. در جستجوی جانشین خامنه‌ای، نیمی از خبرگان به تیر غیب گرفتار شدند، شماری به دهات زادگاه خود گریختند و بعضی دستور حسین طائب را برای منصوب کردن مجتبی خامنه‌ای به رهبری به دیده نهادند، اما مشکل فقط در انتخاب نبود. مجتبی با زخم‌هایی بر چهره و پا و دست، نمی‌توانست بازی‌گردان شود. آن هم در صحنه‌ای که همه بازیگران در معرض تیر غیب نتانیاهو بودند.

لاریجانی معقول‌تر از همه بود. با آمریکایی‌ها کانالی برقرار کرد و همین کانال هم باعث مرگش شد. بعد قالیباف از طریق «حسین م.» با ارتباطات گسترده با آمریکایی‌ها، خود را عرضه کرد که «دنبال کسی نگردید، دارتانیان منم». در زمان رقابت با سید ابراهیم رئیسی هم به آمریکایی‌ها پیغام داده بود «هوای مرا داشته باشید، پرویز مشرف ایران منم.» (این را از روی تصور نمی‌گویم)

تشکیل شورای موقت رهبری در همان گام نخست، حتی به جلسه دوم نرسید. علیرضا اعرافی نوکر اژه‌ای بود و مطیع و منقاد. در واقع با اعلام نصب مجتبی در مقام رهبری، پزشکیان نفس را‌حتی کشید، چون حالا دیگر جنگ و کشتار به پای او نوشته نمی‌شد که رهبری خفته بر تخت داشتیم که سیاه و سفید (اگر سفیدی بود) به حسابش نوشته می‌شد. آقای دکتر پرزیدنت نفهمید که حالا فقط یک سرور و آقابالاسر ندارد، بلکه سه تفنگدار و سایه‌هایشان به‌ دنبال قبضه کردن قدرت‌اند و به او هم نیازی ندارند. بلکه منتظرند تا یار که‌ را خواهد و میلش به که باشد.

طبق قانون اساسی رژیم، پزشکیان در مقام رئیس شورای‌ عالی امنیت ملی، مسئول انتخاب دبیر شورا است. البته معمولا رهبر از پس پرده، دبیر را به عنوان یکی از نمایندگان خود در شورا انتخاب می‌کرد. خامنه‌ای دست‌کم ظاهر قضیه را رعایت می‌کرد، اما دو روز بعد از قتل لاریجانی که پزشکیان سردار حسین دهقان، معاون رئیس جمهوری و رئیس بنیاد شهید و جانبازان، را به دبیری شورا منصوب کرد، این گزینش با مخالفت جدی احمد وحیدی، فرمانده سپاه، روبرو شد.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

وحیدی در نامه‌ای، به پزشکیان یادآورشد که «مقام رهبری» با این گزینه مخالف‌اند و خواستار سپردن دبیری شورا به سردار ذوالقدرند. به این ترتیب پزشکیان علی‌رغم میل خود، مجبور به صدور حکم برای ذوالقدر شد. دو روز بعد، پزشکیان به توصیه عزیز جعفری، فرمانده سابق سپاه، که بسیار به او نزدیک شده است، دهقان را مامور سرپرستی وزارت اطلاعاتی کرد که با کشته شدن اسماعیل خطیب، بی‌وزیر مانده بود، اما این بار نیز وحید دخالت کرد و مانع از منصوب شدن دهقان شد که از زمان جبهه با او دشمنی دارد.

دردنامه یوسف پزشکیان در باب پدرش و تکمله معاونت رسانه‌ای رئیس‌جمهوری هم پاسخ حسین بازجو، نماینده دائمی، و قاطبه اهالی ولایت فقیه را به همراه داشت. البته پاسخ‌هایی توهین‌آمیز و سرزنش‌بار. چنانچه نوشته غضنفری به دستور یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه، حقا از اهانت عبور کرده بود.

پزشکیان تنها به خاتمه جنگ اشاره کرده بود، اما حسین شریعتمداری او را چنین نواخت که این سخنان «رنگ‌وبوی این دیدگاه را داشت که یا بایستی از طریق مذاکره در مقابل خواسته‌های آمریکا سر تسلیم فرود ‌آوریم یا در جریان جنگ به خواسته‌های آمریکا تن بدهیم. در این دیدگاه، ایستادگی و مقاومت کمترین جایگاهی ندارد هر دو سوی این دوقطبی، تسلیم است!»

وب‌سایت بصیرت، متعلق به معاونت سیاسی سپاه، هم روز دوشنبه یادداشتی به قلم عزیز غضفری، جانشین معاون سیاسی سپاه، منتشر کرد که او در آن خطاب به مسعود پزشکیان، گفت: «عرصه سیاست خارجی جایی برای بیان هر واقعیتی نیست» و هشدار داد: «مخاطرات بیان عبارت‌های نادرست از سوی مسئولان بلندپایه دولتی، بیش و پیش از همه، دامن خود دولتی‌ها را می‌گیرد و کار را برای کنشگری آنان در عرصه بسیار پیچیده و نفسگیر سیاست‌ خارجی و حتی سیاست داخلی، دشوار می‌کند.» اشاره او به مستقیم به مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، بود که یک روز قبل از آن انتقاد کرده بود اگر حکومت پای مذاکره نرود، دوباره ضربه سنگینی خواهد خورد.

به این ترتیب با لغو عملی دو حکم پزشکیان و حمله نماینده ولی فقیه راحل و در حال رحلت و معاونت سیاسی سپاه، تکلیف پزشکیان روشن شد. حتی اگر پرزیدنت ترامپ او را برای مصالحه برگزیده باشد، پزشکیان می‌تواند فقط تماشاگر ردیف اول باشد. بازیگران اصلی سرگرم کار خویش‌اند.

قصد من اینجا نگاهی به هر یک از بازیگران اصلی و جایگاه آن‌ها در بازی تلخی است که قربانیانش هموطنان بی‌گناه، زیر ساخت‌های کشور و اعتبار میهنی است که در چنگ جانیانی فاسد گرفتار است که فقط دنبال آن‌اند که بگوید جنگ را برده‌اند.

qalibaf.jpgبی بی سی - پس از انتشار گزارش‌هایی درباره سرنگونی یک جنگنده آمریکایی بر فراز ایران،‌ محمدباقر قالیباف،‌ رئیس مجلس ایران در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس این موضوع را به باد تمسخر گرفت.

در پیامی در شبکه ایکس که منسوب به اوست،‌ آمده: «پس از ۳۷ بار شکست دادن ایران پشت سر هم،‌ این جنگ درخشان بدون استراتژی که آنها شروع کردند، حالا از «تغییر رژیم» به «هی! کسی می‌تواند خلبان‌هایمان را پیدا کند؟ خواهش می‌کنیم؟»

آقای قالیباف به کنایه نوشت: «وای چه پیشرفت فوق‌العاده‌ای. واقعا نابغه هستند.»

دونالد ترامپ، چندین بار گفته است که در ایران «تغییر رژیم» رخ داده است و مدعی شده است که رهبران جدید ایران «کمتر رادیکال» و «منطقی‌تر» هستند.

حساب کاربری آقای قالیباف در شبکه ایکس که نزدیک به نیم میلیون فالور دارد،‌ در روزهای اخیر بسیار فعال بوده و گهگاه مطالب طنزآمیز منتشر کرده است.

در بعضی گزارش‌های غیررسمی آمده است که دولت ترامپ در حال بررسی گزینه آقای قالیباف به‌عنوان همتای احتمالی و حتی گزینه‌ای برای رهبری آینده ایران بوده است.

segal.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در میان تقریباً تمامی ژنرال‌ها و چهره‌های نظامی، یک نفر وجود دارد که حذف او شاید واقعاً بتواند به فروپاشی رژیم منجر شود. مردی که می‌توانست به یک میلیاردر در سیلیکون‌ولی تبدیل شود، اما در عوض به سپاه پاسداران پیوست: بابک زنجانی، معمار سیستم دور زدن تحریم‌ها بر پایه رمزارز در ایران.

داستان زنجانی داستانی شگفت‌انگیز است: فرزند یک کارگر راه‌آهن بدون تحصیلات عالی که به یک تاجر تبدیل شد و امپراتوری جهانی متشکل از ده‌ها شرکت در ترکیه، امارات، مالزی و تاجیکستان بنا کرد شبکه‌ای که به‌طور مشخص برای دور زدن تحریم‌ها طراحی شده بود. او در سال ۲۰۱۳ به اتهام اختلاس ۲.۷ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی دولت بازداشت و به اعدام محکوم شد، اما این حکم هرگز اجرا نشد. به نظر می‌رسید معمار اقتصاد سایه برای رژیم زنده‌اش ارزشمندتر از مرگش است. او پیش و حین بازداشت به یک چهره رسانه‌ای بدل شد و به مشهورترین زندانی تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل گشت. پس از آن‌که سرمایه‌گذاری‌اش بر جهش رمزارزها سودهای بزرگی برای رژیم به همراه داشت، زنجانی در سال ۲۰۲۵ تحت نظارت آزاد شد.

به گزارش پازیت رابینا اسرائیل نخستین «جنگ رمزارزی» را اعلام کرده و زنجانی را به‌عنوان دشمن معرفی کرده است. او به‌عنوان «قلب تپنده» اقتصاد سایه جمهوری اسلامی شناخته می‌شود، فردی که درآمدهای نفتی و دارایی‌های مالی را به دارایی‌های دیجیتال تبدیل کرد و به سپاه پاسداران امکان داد حتی در شدیدترین تحریم‌ها نیز به تأمین مالی فعالیت‌های خود ادامه دهد.

اوایل این هفته، اسرائیل کاتس وزیر دفاع اسرائیل، با همکاری وزارت خزانه‌داری آمریکا، دستور اداری‌ای را امضا کرد که کیف‌پول‌های رمزارزی و نفتکش‌های مرتبط با زنجانی را به‌عنوان دارایی‌های تروریستی معرفی می‌کند. این دستور به اسرائیل و ایالات متحده اختیار قانونی می‌دهد تا میلیاردها دلار دارایی را در بازارهای جهانی مسدود و مصادره کنند. با این حال، منابع آگاه هشدار داده‌اند که این اقدام «کم، و بسیار دیرهنگام» است.

با وجود این نگرانی‌ها، برچسب رسمی «نهاد تروریستی» برای زنجانی صرفاً یک عبارت نیست. به گفته رابینا، تحقیقات اخیر دو صرافی بزرگ رمزارزی در بریتانیا تحت کنترل او را شناسایی کرده‌اند: «Zedex» و «Zedexion». برآوردها نشان می‌دهد این دو پلتفرم از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۹۴ میلیارد دلار تراکنش پردازش کرده‌اند، عمدتاً با استفاده از استیبل‌کوین‌هایی که به دارایی‌هایی مانند دلار آمریکا یا طلا متصل‌اند. این بدان معناست که جمهوری اسلامی، با وجود ورود به بازاری به‌شدت نوسانی، تا حد زیادی از تلاطم آن مصون مانده است.

pez.jpgپزشکیان تهدید ترامپ را اعترافی به قصد انجام «جنایت گسترده جنگی» خواند

مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، به جمع دیگر مقامات پیوست و به تهدید دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مبنی بر بازگرداندن ایران به «عصر حجر» واکنش نشان داد و آن را به عنوان اعتراف به قصد ارتکاب «جنایت گسترده جنگی» توصیف کرد.

او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

peztweet.jpg

سوالی ساده از مسعود پزشکیان...

خبرنامه گویا - آقای پزشکیان، شما تهدید دونالد ترامپ را «اعتراف به قصد ارتکاب جنایت گسترده جنگی» می‌نامید و از مسئولیت تاریخی در برابر چنین تهدیدهایی سخن می‌گویید. اما پرسش اینجاست: اگر تهدید به نابودی یک ملت مصداق «جنایت گسترده جنگی» است، پس آنچه حتی در همین ماه‌های اخیر در داخل کشور رخ داده را چه باید نامید؟ گزارش‌ها از سرکوب‌های خونین، که در آن‌ تنها در دو روز تلفات میان ۸ هزار تا +۳۰ هزار شهروند گزارش شده، آیا خارج از همان تعریفی است که شما امروز برای محکوم‌کردن تهدید دونالد ترامپ به کار می‌برید؟

سوال ساده است، آقای پزشکیان: اگر آنچه دیگران تهدید می‌کنند «جنایت جنگی» است، آنچه خودی‌ها انجام داده‌اند را چه باید نامید؟ کدام سنگین‌تر است: جنایت جنگی علیه دشمن یا علیه مردمی که باید از آن‌ها حفاظت کنید؟ در شرایطی که نیروهایی چون حشد الشعبی و فاطمیون بار دیگر با تصمیم همین حکومت برای مرحله‌ای تازه در مسیر تدارک کشتار جمعی آماده می‌شوند، موضع شما چیست؟

***

mostofi.jpgبحران تنگۀ هرمز؛ مستوفی: پایان جنگ به سود تهران می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند

رادیو بین المللی فرانسه - همزمان با تشدید بحران تنگۀ هرمز و افزایش نگرانی‌ها از گسترش جنگ، آرمان مستوفی، تحلیلگر مسائل ایران، هشدار می‌دهد که چگونگی پایان درگیری‌ها نقشی تعیین‌کننده در آیندۀ ثبات منطقه خواهد داشت. به گفتۀ او، اگر این جنگ به‌گونه‌ای خاتمه یابد که تهران خود را در موقعیت برتر ببیند، خطر تشدید تنش‌ها و شکل‌گیری دور تازه‌ای از بی‌ثباتی در منطقه افزایش خواهد یافت.

جنگ ایران و به‌ طور مشخص مسئلۀ بسته شدن تنگۀ هرمز، اکنون از سطح یک بحران منطقه‌ای فراتر رفته و به یک موضوع کاملاً بین‌المللی تبدیل شده است. بحرین، که ریاست دوره‌ای شورای امنیت را بر عهده دارد، با حمایت کشورهای عرب منطقه و همچنین آمریکا، پیش‌نویس قطعنامه‌ای را برای بازگشایی این آبراه راهبردی به شورای امنیت ارائه کرده است. دهها کشور دیگر نیز به ابتکار بریتانیا رایزنی برای بازگشایی این آبراه را آغاز کرده اند.

علت هم روشن است : بحران تنگۀ هرمز دست‌کم به یکی از عوامل اصلی نگرانی در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. در این میان، موضع‌گیری محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجۀ پیشین جمهوری اسلامی، نیز قابل توجه است: او صراحتاً تهران را به سازش با آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز و محدود کردن برنامه اتمی اش برای مهار تشدید بحران جنگ فراخوانده است.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

با توجه به تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ و نشانه‌های تشدید حملات آمریکا و اسرائیل در هفته‌های آینده تا چه اندازه این خطر وجود دارد که بحران تنگۀ هرمز خود به یک جبهۀ جدید و عامل گسترش جنگ تبدیل شود؟ آیا موضع‌گیری محمدجواد ظریف را می‌توان نشانه‌ای از نگرانی جدی در داخل ایران نسبت به چنین سناریویی تلقی کرد؟

آرمان مستوفی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل ایران، در پاسخ به این پرسش ها از جمله گفته است:

111.jpgتوانا - در بسیاری از هواپیماهای نظامی، از جمله ناوگان نیروی هوایی آمریکا، یک سیستم حیاتی و کمتر شناخته‌شده وجود دارد که می‌تواند جان خلبان را بعد از سقوط نجات دهد؛ فرستنده‌ای به نام URT-46.

وقتی یک خلبان نظامی در شرایط اضطراری مجبور به اجکت می‌شود، ماجرا فقط خروج از هواپیما نیست؛ از همان لحظه، یک زنجیره دقیق و از پیش طراحی‌شده برای پیدا کردن و نجات او فعال می‌شود. یکی از مهم‌ترین ابزارهای این فرآیند، فرستنده‌ای به نام URT-46 است؛ دستگاهی کوچک اما حیاتی که معمولا روی صندلی اجکت یا چتر نجات نصب می‌شود. به محض اجکت، این فرستنده در بسیاری از موارد به‌صورت خودکار فعال می‌شود.

این ویژگی اهمیت زیادی دارد، چون خلبان ممکن است در اثر ضربه یا جراحت، توانایی فعال‌سازی دستی نداشته باشد. در چنین شرایطی، URT-46 بدون نیاز به دخالت انسان شروع به ارسال سیگنال اضطراری می‌کند. این سیگنال روی فرکانس 406 مگاهرتز ارسال می‌شود؛ فرکانسی که به‌طور اختصاصی توسط سیستم جهانی جستجو و نجات یعنی COSPAS-SARSAT تحت نظر است.

روند کار به این صورت است که سیگنال فرستاده‌شده توسط ماهواره‌ها دریافت می‌شود و موقعیت خلبان، گاهی در عرض چند دقیقه، مشخص و به مراکز نجات منتقل می‌شود. این یعنی حتی اگر سقوط در مناطق دورافتاده یا شرایط جنگی رخ دهد، شانس پیدا شدن خلبان به شکل قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. خلبانان معمولا به یک سیستم ارتباطی پیشرفته‌تر هم مجهز هستند که با نام CSEL شناخته می‌شود. این دستگاه علاوه بر ارسال موقعیت، امکان برقراری ارتباط امن و رمزگذاری‌شده را هم فراهم می‌کند. خلبان می‌تواند از طریق آن پیام صوتی یا متنی ارسال کند، موقعیت GPS خود را به‌روز کند و مستقیما با تیم‌های نجات در ارتباط باشد.

در مجموع، ترکیب این فناوری‌ها باعث شده نجات خلبانان در عملیات‌های مدرن دیگر به شانس وابسته نباشد. از لحظه اجکت، یک شبکه هماهنگ از فرستنده، ماهواره و تیم‌های نجات وارد عمل می‌شود تا اطمینان حاصل کند که خلبان، حتی در سخت‌ترین شرایط، گم نمی‌شود و در کوتاه‌ترین زمان ممکن پیدا خواهد شد.

bbc.jpg«تو دیگر خواهرم نیستی»؛ وقتی جنگ، بین خانواده‌های ایرانی شکاف می‌اندازد

خلاصه مقاله غنچه حبیبی‌آزاد در بی‌بی‌سی فارسی

«به او گفت "دیگر خواهرم نیستی" و خواهرش جواب داد "برو به جهنم".» این مشاجره میان یک مرد و خواهرش در نزدیکی تهران، تصویری روشن از اختلافات دردناکی است که هم‌زمان با ادامه حملات آمریکا و اسرائیل، میان خانواده‌ها و دوستان افزایش یافته است.

سینا، یکی از بستگان، می‌گوید در دورهمی خانوادگی نوروزی، احساسات خیلی زود فوران کرد. عمویش که عضو بسیج است، حتی حاضر نشد به خواهر مخالف حکومتش سلام کند و پس از تنش، خیلی زود جمع را ترک کرد. او و دیگر جوانان ایرانی می‌گویند این شکاف‌ها در ماه‌های اخیر عمیق‌تر شده است.

این اختلاف‌ها فقط میان حامیان و مخالفان حکومت نیست؛ حتی در میان منتقدان نیز درباره این‌که جنگ به تغییر کمک می‌کند یا مانع آن می‌شود، اختلاف نظر جدی وجود دارد.

با وجود قطع اینترنت، برخی ایرانیان از طریق پیام‌های پراکنده و تماس‌های محدود با رسانه‌ها در ارتباط‌اند. آن‌ها از شوک اولیه و سپس تلاش برای سازگاری می‌گویند: تغییر محل زندگی، ادامه دادن کارهای روزمره مثل ورزش یا رفتن به کافه‌های نیمه‌خالی، و تجربه تنهایی در میان ناامنی.

zarif.jpgخبرنامه گویا - در حالی که محمدجواد ظریف در یادداشت امروز خود در نشریه فارن افرز با عنوان چگونه ایران باید جنگ را پایان دهد، از ضرورت رسیدن به یک «توافق جامع صلح» سخن می‌گوید، این پرسش اساسی مطرح است که آیا این چرخش ظاهری به سوی دیپلماسی، واقعاً تغییری در ماهیت رفتار جمهوری اسلامی است یا ادامه همان الگوی دیرینه «خرید زمان» از طریق چهره‌های به‌ظاهر میانه‌رو؟

ظریف در این مقاله تلاش می‌کند تصویری از «مقاومت موفق» جمهوری اسلامی ارائه دهد و مدعی می‌شود که نظام توانسته در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند و حتی دست بالا را داشته باشد. اما این روایت، بیش از آنکه یک تحلیل واقع‌گرایانه باشد، بازتاب همان ادبیات رسمی حکومت است که سال‌هاست برای توجیه هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی به کار می‌رود. در این چارچوب، تخریب زیرساخت‌ها و انزوای بین‌المللی نه به‌عنوان شکست، بلکه به‌عنوان «هزینه مقاومت» بازتعریف می‌شوند.

نکته کلیدی در پیشنهاد ظریف، پذیرش محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای در ازای لغو تحریم‌ها و بازگشت به تعامل اقتصادی است؛ پیشنهادی که در ظاهر منطقی به نظر می‌رسد. اما تجربه گذشته از مذاکرات هسته‌ای تا توافق برجام نشان داده است که چنین توافق‌هایی برای جمهوری اسلامی بیش از آنکه مسیر تغییر رفتار باشد، فرصتی برای بازسازی توان اقتصادی و امنیتی، و در نهایت ادامه همان سیاست‌های منطقه‌ای و داخلی بوده است.

ظریف همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که «نظام جایی نمی‌رود» و آمریکا باید با آن کنار بیاید. این جمله، شاید صریح‌ترین بخش یادداشت او باشد؛ چراکه نشان می‌دهد هدف اصلی این طرح صلح نه تغییر ساختار قدرت، بلکه تثبیت آن است. به بیان دیگر، دیپلماسی پیشنهادی ظریف، در خدمت بقا و تقویت همان ساختاری است که طی دهه‌ها به بحران‌سازی داخلی و خارجی متهم بوده است.

این در حالی است که خود ظریف پیش‌تر اذعان کرده بود پس از سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران، از مقامات خواسته «بگویید چه شده تا علاجی پیدا کنیم». این جمله به‌روشنی نشان می‌دهد که رویکرد حاکم، به‌جای پاسخگویی، بر مدیریت و کنترل روایت تمرکز دارد. اکنون نیز همان الگو در سطحی کلان‌تر تکرار می‌شود بحرانی بزرگ‌تر، با نسخه‌ای دیپلماتیک‌تر.

در واقع، نقش ظریف در ساختار جمهوری اسلامی را می‌توان در قالب «دیپلمات لبخندزن» تعریف کرد؛ چهره‌ای که با تسلط بر زبان و ادبیات غربی، توانسته در بزنگاه‌های حساس، پیام‌های نرم‌تری از نظام منتقل کند، بدون آنکه تغییری واقعی در سیاست‌های کلان رخ دهد.

از این منظر، یادداشت اخیر او را باید نه به‌عنوان یک ابتکار صلح، بلکه بخشی از یک راهبرد تکراری دانست. با این تفاوت که با گذشت زمان، حتی بدون سلاح اتمی برد موشک‌هایشان افزایش خواهد یافت، قدرتشان بیشتر و تعدادشان نیز ده برابر خواهد شد.

zardjt.jpgبعد از پل‌ها، نوبت نیروگاه‌های برق خواهد بود

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی "تروث سوشال" بار دیگر ایران را به حملات شدیدتر علیه زیرساخت‌های این کشور تهدید کرد و نوشت ارتش آمریکا "حتی هنوز شروع به نابود کردن آنچه از ایران باقی مانده هم نکرده است".

ترامپ شامگاه پنج‌شنبه دوم آوریل (۱۳ فروردین) هشدار داد: «بعد از پل‌ها، نوبت نیروگاه‌های برق می‌رسد.»

او نوشت: «ارتش ما که با اختلاف، بزرگترین و قدرتمندترین ارتش در سراسر جهان است، حتی هنوز شروع به نابود کردن آنچه از ایران باقی مانده هم نکرده است. پل‌ها در قدم بعد، سپس نیروگاه‌های برق! رهبری رژیم جدید می‌داند که باید چه کند و باید به سرعت هم اقدام کند.»

truthS.jpgرئیس جمهور آمریکا در پیام خود به جزئیات بیشتری اشاره نکرده است، اما به نوشته خبرگزاری آلمان به نظر می‌رسد که این اظهارات به هشدارهای قبلی ترامپ اشاره دارد که گفته بود رهبران جمهوری اسلامی باید پیش از آنکه دیر شود و چیزی از کشور باقی نماند، با توافقی برای پایان دادن به جنگ موافقت کنند.

ظریف خطاب به ترامپ: ایران مهد تمدن بود، زمانی که نیاکان شما در عصر حجر بودند

محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به مواضع اخیر دونالد ترامپ، به مقایسه پیشینه تمدنی ایران و نیاکان مقام‌های آمریکایی پرداخت. او در حساب ایکس خود نوشت «ایران در قلب گهواره تمدن ایستاده بود، در حالی‌که نیاکان شما در اروپا (چون آن زمان آمریکا اساسا روی نقشه نبود) هنوز در عصر حجر بودند، صورت‌هایشان را رنگ می‌کردند و با چماق به جان هم می‌افتادند. ما نظم، قانون و هنر حکمرانی را آموزش دادیم. افسوس که هیچ‌یک از آن به برخی نوادگان متکبر و نادان نرسید.»

پانوشت: لازم به ذکر است که در افکار عمومی اکثریت جامعه ایران، حضور و نقش نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی نه به‌عنوان «مدافعان ملی» بلکه به‌مثابه نیروهایی با ماهیت اشغالگر تلقی می‌شود. همچنین اخیراً نیروهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بهره‌گیری از عناصر نزدیک به خود از کشورهای عراق و افغانستان، برای مقابله با هرگونه خیزش مردمی در داخل کشور، به‌ویژه در شرایط جنگی، سازماندهی و به‌کار گرفته شده‌اند.

khalili.jpgخبرگزاری ایرانشهر

نامه اخیر مسعود پزشکیان به مردم ایالات متحده، بیش از آنکه تلاشی واقعی برای گفت‌وگو باشد، ادامه همان روایت آشنای جمهوری اسلامی است: ترکیبی از قربانی‌نمایی، فرافکنی، و نادیده گرفتن مسئولیت‌های مستقیم خود در شکل‌گیری بحران‌ها.

ادعای «عدم جنگ‌طلبی» در این نامه، وقتی در کنار سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی قرار می‌گیرد، عملاً بی‌اعتبار می‌شود. جنگ فقط به معنای عبور رسمی از مرزها نیست؛ حمایت از گروه‌های مسلح نیابتی، گسترش نفوذ ایدئولوژیک، و بی‌ثبات‌سازی مستمر منطقه، شکل دیگری از همان تقابل است که هزینه آن را ملت‌های منطقه می‌پردازند.

اما مهم‌تر از همه، غیبت یک واقعیت کلیدی در این نامه است: نقش محوری جمهوری اسلامی در شکل‌گیری تنش پایدار با اسرائیل. برخلاف تصویری که در نامه ارائه می‌شود، این جمهوری اسلامی بوده که از نخستین روزهای تأسیس خود، سیاست رسمی «نابودی اسرائیل» را در گفتمان سیاسی و امنیتی خود قرار داده است. این موضع، نه یک واکنش مقطعی، بلکه یک اصل ایدئولوژیک بوده که در سخنان رهبران، سیاست‌های منطقه‌ای، و حمایت از نیروهای ضداسرائیلی به‌طور مستمر تکرار و اجرا شده است.

در چنین شرایطی، تلاش برای معرفی ایران صرفاً به‌عنوان یک «قربانی تهدیدسازی» جهانی، تحریف آشکار واقعیت است. وقتی یک حکومت، موجودیت یک کشور دیگر را به رسمیت نمی‌شناسد و علناً از حذف آن سخن می‌گوید، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که در معادلات بین‌المللی به‌عنوان یک بازیگر صرفاً دفاعی دیده شود.

31.jpgایندیپندنت - خبرگزاری دولتی مهر روز جمعه ۱۴ فروردین، مدعی شد که پس از جنگنده آمریکایی، یک هلی‌کوپتر ارتش این کشور نیز در آسمان ایران هدف شلیک پدافند قرار گرفته است.

مهر تصویری با وضوح پایین از یک هلی‌کوپتر که ردی از دود پشت آن دیده می‌شود را نیز منتشر کرد. پیش از این گزارش شده بود که هلی‌کوپترهای آمریکایی با پشتیبانی یک هواپیمای سوخت‌رسان در آسمان ایران مشغول گشت‌زنی هستند؛ هدف این گشت‌زنی «جستجو برای خلبان جنگنده» عنوان شده بود.

هم‌زمان تصاویر تاییدنشده‌ای نیز از هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی منتشر شده که در حال پخش افشانه نوری در اطراف خود است؛ اقدامی که معمولا برای دفاع در مقابل سامانه‌های پدافندی انجام می‌شود.

Amir_Kareab.jpgچرا در چهار دهه گذشته همایش ها شکل نمایش گرفته اند؟
چرا اپوزیسیون ایرانی دور خودش درجا می زند؟

"کم تر اثبات کنیم
کمی نرم تر باشیم
و در جهانی که از ما چیزهای زیادی را گرفته
یکدیگر را نگه داریم."

اپوزیسیون خارج از کشور چهار دهه زمان را سوزاندو سنگی بروی سنگی نگذاشت که هیچ، سد راه همدیگر شدند و دشمن اصلی را پاک فراموش کردند! جلساتی می گذاشتند و همدیگر را نفی می کردند با هم جدال می کردند و منزاهای کشورهای غربی محل نزاع آنها بود و آن چیز اصلی در بین نبود، چرا؟

تمام سازمانها و احزاب چپ و راست به بیداری نرسیده بودند و هی خود را تکرار می کردند و چقدر دردناک است که وقت ما در این سخنرانی ها تلف شد و یادم است یک سخنران از احزاب چپ در یک سخنرانی گفت:
ما صیغه هیچ حزب و گروهی نمی شویم! هر گروهی خود را تافته جدا بافته ای می دید و زبان و افکارشان منجمد و مهجور بود و هیچ نوآوری در سخنان و رفتارشان یافت نمی شد و دور خود می گشتند و فکر می کردند حرف آخر را می زنند!

تا اینکه رضا پهلوی موازی آنها در حال مبارزه بود و ادعایی هم نداشت و روزبروز با برنامه، تاکتیک و استراتژی خود را بروز و مجهز می کرد و در سوی دیگر احزاب و سازمان‌های چپ و افراد منفردی که تنها سخنرانی می کردند وقعی و توجه ای به رضا پهلوی نمی کردند تا اینکه اسمش در ایران فریاد زده شد و وجودش شور و حالی در بین اپوزیسیون برپا کرد با برنامه و تیمی در خور و بالاخره دفترچه اضطرار را منتشر کرد و مبارزه جان تازه ای گرفت. اپوزیسیون خواب مانده در ذهنیت گذشته خود بجای اینکه از رضا پهلوی حمایت کنند سد راه او شدند و نشان داد هنوز به بیداری نرسیده اند!

رضا پهلوی در طول این سال‌ها مطابق با زمان پیش رفته بود و یک سر و گردن از بقیه جلوتر بود و راهنمای راه را منتشر کرد و مردم در داخل و خارج از برنامه او استقبال کردند و شد رهبر دوران گذار و دیگران خود را تکرار و تکروی و پسروی می کردند.

Mohsen_Kordi.jpgچند سال قبل چندباری در کلابهاوس در حضور دو تا سه هزار شنونده، اصلاح طلبان و تندروهای رژیم یکی از سخنرانان بودم. به آنها می گفتم اگر با آمریکا در بیافتید بلایی که به سر عراق صدام حسین پس از حمله به کویت آمد به سر شما خواهد آمد. آنچنان زیرساخت ها و حتا پل ها و جاده ها و نیروگاه ها و هر آنچه مربوطه به زندگی مدرن میشود را میزنند که شما تا ده سال کمر راست نکنید. سخنان امروز ترامپ نشان داد که میخواهد ایران را به عصر حجر باز گرداند. در توضیح این مطلب نمونه های زیر قابل بحث است:

۱. الگوی نبرد زیرساختی (نمونه عراق در برابر تهدیدات فعلی)

در سال ۱۹۹۱ (عملیات طوفان صحرا)، ائتلاف بین‌المللی دقیقاً از استراتژی «قطع اعصاب و شریان‌ها» استفاده کرد.

آنچه در عراق رخ داد: حدود ۹۰ درصد توان تولید برق عراق در همان هفته‌های اول از بین رفت و سیستم‌های تصفیه آب و مخابرات فلج شدند.

انطباق با وضعیت ایران: تفاوت در اینجاست که سپاه در دهه‌های اخیر سعی کرده بخشی از این زیرساخت‌ها را به لایه‌های زیرزمینی یا پراکنده منتقل کند. با این حال، حجم تخریب تکنولوژیک در نبردهای مدرن چنان بالاست که «فلج‌سازی» زندگی روزمره (عصر حجر) لزوماً نیازی به بمباران تک‌تک جاده‌ها ندارد، بلکه با از بین بردن شبکه‌های انرژی و ارتباطی، عملاً جامعه از کار می‌افتد.

در مقابل میتوان گفت این وضعیت چندان به نفع غرب هم نیست:

هزینه بازسازی: نابودی کامل زیرساخت‌های یک کشور ۸۵ میلیونی، احتمالا بحران‌های انسانی و مهاجرتی عظیمی ایجاد می‌کند که مدیریت آن برای قدرت‌های جهانی (حتی آمریکا) بسیار پرهزینه است.

تغییر استراتژی: گاهی هدف از این تهدیدات که ترامپ میکند، نه انجام واقعیِ آن‌ها، بلکه ایجاد «فشار حداکثری» برای فروپاشی از درون یا تسلیم در پای میز مذاکره است.

اگر زمانی بحث بر سر «تغییر رفتار» بود، ادبیات فعلی بیشتر به سمت «سلب توانمندی ضربه موشکی زدن» متمایل شده است.

نقطه تقابل: سپاه معمولاً با تکیه بر مفهوم «بازدارندگی»، این تهدیدات را بلوف سیاسی تلقی می‌کند. در برخورد دو نیروی نامتقارن، آنکه زیرساخت‌های آسیب‌پذیرتری در دنیای مدرن دارد (کشور در حال توسعه)، هزینه سنگین‌تری می‌پردازد. هنگامی که یک سیستم سیاسی در تعارض مداوم با یک قدرت بزرگ جهانی قرار می‌گیرد، به ناچار به نقطه‌ای می‌رسد که «هزینه بقا» با «دارایی‌های ملی» (جاده‌ها، نیروگاه‌ها و رفاه عمومی) معامله می‌شود. در جنگ‌های مدرن، پیروزی با تصرف خاک به دست نمی‌آید، بلکه با نابودی «امکانِ زندگی» حاصل می‌شود. آنچه ترامپ از آن به عصر حجر رساندن ایران یاد می کند.

***

در تحلیل مسائل استراتژیک، «زبان دیپلماسی و سیاست» (به‌ویژه از نوع ترامپی آن) اغلب با «واقعیت‌های روی زمین» (Military Footprint) تفاوت معناداری دارد. ترامپ در شرایطی به پایان درگیری در سه هفته آینده اشاره دارد که ادعای خروج زودهنگام در حالی که ناوگان‌های جدید در راه منطقه هستند نمیخواند.

۱. تناقض در پیام و عمل
در حالی که ترامپ در روزهای اخیر (۳۱ مارس ۲۰۲۶) اعلام کرده که انتظار دارد در دو تا سه هفته آینده منطقه را ترک کنند، اما تحرکات پنتاگون پیام دیگری دارد:

اعزام ناوهای جدید: ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس جورج اچ.دبلیو بوش (USS George H.W. Bush) همین دو روز پیش (۳۱ مارس) بندر نورفولک را به مقصد خاورمیانه ترک کرده است. با توجه به سرعت این شناورها، رسیدن آن‌ها به منطقه هفته‌ها طول می‌کشد؛ این یعنی آمریکا برای بازه‌ای فراتر از «سه هفته» برنامه‌ریزی کرده است.

تمرکز بر زیرساخت‌ها: برخلاف ادعای خروج، تهدیدات ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاه‌های برق، تأسیسات آب‌شیرین‌کن و جزیره خارک (در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز) نشان‌دهنده آمادگی برای یک «تنش زیرساختی» است، نه یک خروج مسالمت‌آمیز.

۲. استراتژی «سپردن به اروپا» یا فشار بر رقبا؟
بنظر میرسد که ترامپ سرنوشت را به دست اروپا میخواهد بسپارد و این در سخنان تند او علیه انگلیس و فرانسه مشهود است. او به صراحت گفته که اگر آن‌ها برای بازگشایی تنگه هرمز کمک نکنند، باید «بروند و نفت خودشان را پیدا کنند». این رفتار بیشتر شبیه به یک باج‌خواهی استراتژیک است تا واگذاری مسئولیت؛ او می‌خواهد هزینه‌های عملیاتی را بر دوش متحدان بیندازد در حالی که فرماندهی نظامی همچنان در دست واشینگتن است.

11.jpg

علیرضا فغانی، داور بین‌المللی فوتبال، با انتشار یک استوری در اینستاگرام در واکنش به صحبت‌های دونالد ترامپ درباره جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی نوشت: «عصر حجر یعنی هوای مازوت‌سوز سرطان‌زا، خشکسالی عمدی، تورم ساعتی و قحطی دارو.»

فغانی در ادامه استوری خود نوشت: «عصر حجر یعنی: خرید گوشت و مرغ قسطی، کشتن معترضان، تجاوز به زندانیان و پرستاران، تیر خلاص در بیمارستان، نبود اینترنت، خط فقط ۸۰ میلیون تومان.»

تهدید دونالد ترامپ مبنی بر بازگرداندن جمهوری اسلامی به «عصر حجر» با افزایش نگرانی در میان شهروندان ایرانی همراه شده است.

Darvish_Ranjbar_2.jpgکنگره آزادی ایران که اخیراً در لندن برگزار شد، اگر از لایه‌ی ظاهری و تبلیغاتی آن عبور کنیم، بیش از آنکه یک «ائتلاف سیاسی» باشد، تلاشی است برای مدیریت یک بحران قدیمی در اپوزیسیون ایران: ناتوانی در گفت‌وگو.

مسأله اپوزیسیون ایران این نیست که هدف مشترک ندارد؛ مسأله این است که حتی بر سر تعریف همان هدف مشترک نیز تفاهم و توافق وجود ندارد. برای برخی، مسئله «گذار به جمهوری سکولار» است؛ برای برخی دیگر «بازگشت به نظام پادشاهی» و برای نیروهایی مانند احزاب کردی، مسئله اساساً در چارچوب حقوق ملی و منطقه‌ای تعریف می‌شود. در این میان، سازمان مجاهدین خلق نیز با ساختار و روایت خاص خود، در یک مدار متفاوت حرکت می‌کند.

در چنین صحنه‌ای، تشکیل یک «کنگره» اگر قرار باشد به‌عنوان آلترناتیو قدرت فهمیده شود، از اساس دچار سوءبرداشت است. این کنگره نه توان سازمان‌دهی دارد، نه پایگاه اجتماعی داخل کشور، و نه حتی حداقلی از اجماع سیاسی. اما اگر به‌عنوان یک ابزار نرم دیده شود می‌توان برای آن کارکردی واقعی‌تر متصور شد.

طیف پهلوی طلبان این کنگره را رقیب خود دانسته و بقول یکی از تحلیلگران این جریان (در برنامه چشم انداز) تنها نقطه اشتراک آنها پهلوی ستیزی است. این ادعا نه تنها نادرست است بلکه نشان می دهد فرایند استقرار دمکراسی در ایران آینده با چه چالش های جدی روبروست، به نحوی که حتی ایجاد یک بستر حداقلی برای گفت‌وگو نیز فراهم نیست.

کارکرد واقعی چنین کنگره‌ای می‌تواند ایفای نقش یک «هیئت حسن نیت» باشد؛ یعنی نهادی که نه برای رقابت، بلکه برای کاهش تنش میان نیروها شکل می‌گیرد. مسأله اصلی در میان اپوزیسیون ایران، نه اختلاف نظر که امری طبیعی است بلکه فقدان کانال‌های پایدار برای مدیریت این اختلافات است. درغیاب چنین کانال‌هایی، هر اختلافی به سرعت به تخریب متقابل تبدیل می‌شود.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

در بسیاری از رژیم‌های خودکامه اقتدارگرا، کنترل فضاهای شهری در شرایط بحران به یکی از ابزارهای اصلی حفظ نظم سیاسی تبدیل می‌شود. در ایران نیز پس از موج اعتراضات ۲۰۲۵ و همزمان با درگیری‌های نظامی منطقه‌ای، گزارش‌های متعددی از افزایش حضور نیروهای مسلح در شهرها، برپایی ایست‌های بازرسی و پخش بلندگوهای مذهبی و سیاسی در ساعات شب منتشر شد.

گزارش‌های نهادهای حقوق بشری و رسانه‌ها از «گسترش شبکه‌ای از ایست‌های بازرسی و گشت‌های مسلح در سطح شهرها و محدودیت تردد شبانه» خبر داده‌اند که به ایجاد «فضای شدیداً نظامی‌شده در محیط شهری» منجر شده است.

این یادداشت در پی پاسخ به این پرسش است:

استقرار شبانه نیروهای سرکوب همراه با پخش صوتی ایدئولوژیک چه کارکردی در سازوکارهای سیطره بر فضای عمومی اجتماعی و بقای رژیم‌های اقتدارگرا دارد؟

۲. روش‌شناسی و منابع

این نوشتار مبتنی بر اطلاعات و داده‌های ثانویه استفاده می‌کند و بر سه نوع منبع متکی است:

گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری و رسانه‌های بین‌المللی

ویدیوهای تأییدشده شهروندی و گزارش‌های میدانی

ادبیات نظری در حوزه جامعه‌شناسی قدرت و اقتدارگرایی

گزارش‌ها نشان می‌دهد که نیروهای سرکوب با ایجاد ایست‌های بازرسی، گشت‌های شبانه و استفاده از بلندگوها برای صدور دستورات و پخش شعارهای سیاسی، تلاش کرده‌اند تجمعات را کنترل و شهروندان را به ماندن در خانه وادار کنند.

Yousef_J_Javidan.jpgپیشکش به خاطره «هما دارابی» که در سال ۱۳۷۲ در اعتراض به حجاب و ستم مضاعف رژیم اسلامی خودش را آتش زد.

خط مشی کلان آمریکا از ابتدای انقلاب اسلامی

برای آنکه ببینیم که جمهوری اسلامی چگونه از شکاف بین دو حزب حاکم در آمریکا که همواره در نبردی دائمی برای کنترل کاخ سفید و کنگره هستند سود برده و چگونه بخشی از «لیبرال»های ایرانی‌تبار در این راه مدد رسان حکومت اسلامی بوده‌اند لازم می‌آید که نگاهی به سیاست کلان آمریکا در مورد ایران بیاندازیم‌.

از هنگامی که دولت تئوکراتیک جمهوری اسلامی با کمک دولت کارتر بر سر کار آمد سیاست کلان آمریکا در رابطه با دولت حاکم بر ایران بر دو اصل مکمل قرار گرفت:

(یک) دولت اسلامی فعلن بر سر کار بماند.

(دو) آشوب پراکنی این دولت اسلامگرا مهار شود.

در همان سال‌های نخستین، با ماجرای گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا در تهران که عرف بین‌المللی را گستاخانه زیر پا نهاد و بعد بمب‌گذاری در بیروت در ۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ که به کشته شدن ۲۴۱ نفر از تفنگداران و افسران آمریکایی و ۵۸ نظامی فرانسوی انجامید، روشن شد که سیاست مهار جمهوری اسلامی شاید چندان آسان نباشد با این وجود آمریکا سیاست خود را تغییر نداد.

اگرچه سیاست کلان آمریکا در خاورمیانه، و هر کجای دیگر دنیا، در شرایط عادی بوسیله‌ی هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و در همکاری تنگاتنگ با یکدیگر تدوین می‌شود اما پیاده کردن این سیاست در عمل توسط هر حزب به گونه‌ای متفاوت و با توجه به سیاست‌های جاری و اولویت‌های هر کدام در یک بازه‌ی خاص زمانی انجام می‌گیرد. هر کدام از دو حزب بسته به نوع دولتی که به کاخ سفید فرستاده و دکترین حاکم بر روش و منش سیاسی آن دولت با سیاست خارجی بگونه‌ای برخورد می‌کند و این در مورد ایران نیز همواره صادق بوده است.

علیرغم اشتراک روش و تلاش ابتدایی در مماشات با جمهوری اسلامی توسط هر دو حزب، با طولانی شدن دوران حکومت جمهوری اسلامی بتدریج شکاف آشکاری بین این دو سازمان سیاسی آمریکا در رابطه با تئوکراسی حاکم بر ایران پدید آمد و حزب دموکرات رویه‌ای بسیار مماشات‌خواهانه‌تر در پیش گرفت که از دوره‌ی پرزیدنت کلینتون به دوران آقایان اوباما و بایدن در هر مرحله سازشکارانه‌تر شد تا آنجا که، بنا بر زبانزد رایج در آمریکا، آقای بایدن حاضر بود از پشت تا کمر خم شود و در برابر جمهوری اسلامی کوتاه بیاید. در مقابل حزب جمهوری‌خواه بتدریج روشی را که کمتر سازشکارانه بود در پیش گرفت و برخی از دولتمردان آمریکایی مانند سناتور لیندزی گراهام و تعدادی از رسانه‌های میانه و راست‌گرا در آمریکا با شدت بیشتری به انتقاد از دولت جمهوری اسلامی پرداختند.

مسلط شدن گفتمان مماشات

علیرغم انتقادهایی که گاه به گاه تحت فشار افکار همگانی در رسانه‌های آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی مطرح می‌شدند برای سالیان دراز گفتمان مماشات با جمهوری اسلامی که حزب دموکرات پرچمدار آن بوده به گفتمان مسلط در محافل سیاسی آمریکا و اندیشکده‌ها و رسانه‌ها تبدیل شده است. هم رسانه‌های مستقلی چون «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» و «ان‌پی‌آر» و هم دو رسانه‌ی دولتی «صدای آمریکا» و «رادیو اروپای آزاد» و هم رسانه نیم مستقلی چون «پی‌بی‌اس» سالیان دراز است همین گفتمان مسلط را باز تابانده‌اند. ¹

***

طنز تصویری کاربران با هوش مصنوعى

pilot.jpg

***

22.jpgبی بی سی - در جریان عملیات نجات خلبان جنگنده سرنگون‌شده اف-۱۵ایی تصاویری از شلیک با سلاح سبک به بالگردهای آمریکایی در ایران ثبت شده است که تیراندازی ماموران و دست‌کم یک شهروند با اسلحه شکاری را نشان می‌دهد. مقامات آمریکایی به شبکه ان‌بی‌سی گفته‌اند که دو بالگرد ارتش در جریان عملیات نجات هدف آتش سبک قرار گرفته‌اند.

سی‌بی‌اس، شریک خبری بی‌بی‌سی در آمریکا گفته‌‌اند که بالگردی که خلبان نجات‌یافته اف۱۵-ایی را حمل می‌کرد، هدف آتش سلاح‌ دستی قرار گرفته و چند نفر از خدمه زخمی شده‌اند، اما بالگرد با ایمنی کامل فرود آمده است.

جست‌وجو برای دومین سرنشین که افسر سامانه‌های جنگ‌افزاری است، از دو سو همچنان ادامه دارد. معاون استانداری کهگیلویه و بویراحمد گفت: «اقدامات نیروهای انتظامی، امنیتی و مردمی برای شناسایی و دستگیری خلبان مفقودشده همچنان ادامه دارد.»

منابع آمریکایی می‌گویند که تمام نیروهای آسیب‌دیده تحت مراقبت‌های اولیه پزشکی قرار گرفته‌اند و برای رسیدگی پزشکی بیشتر منتقل خواهند شد. تصاویری از عملیات نجات در خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد در آخرین روز تعطیلات نوروزی شهروندان پربازدید و واکنش‌برانگیز شده است.

بسیاری هم با اشاره به آزادی عمل نیروی هوایی آمریکا که به‌نظر می رسد بدون مزاحمت خاصی در حال جستجو هستند، از وضعیت پدافند هوایی ایران پرسیده‌اند.

11.jpgدستمالی که هلی‌کوپتر ساقط می‌کند!

توانا - این ویدئو مربوط به جنگ ۱۲ روزه در تابستان سال قبل است، سعید صلح‌میرزایی، نماینده پیشین مجلس خبرگان به نقل از فرمانده حزب‌الله لبنان در یک برنامه تلوزیونی می‌گوید: «هلی‌کوپترهای اسرائیلی می‌آمدند و می‌رفتند و ما نمی‌توانستیم کاری بکنیم؛ دیدیدم که حضرت زهرا دستمالی را از زیر چادر بیرون آوردند، تکان دادند و هلیکوپتر متلاشی شد»

حالا مسئله فقط یک ادعای عجیب نیست؛ مشکل اینجاست که چنین ادعای مضحک کاملا توهین مستقیم به شعور مردم است. در دنیایی که همه با یک جستجوی ساده به اطلاعات دقیق دسترسی دارند، مطرح کردن این نوع روایت‌ها یعنی نادیده گرفتن کامل عقل و فهم مخاطب.

در نهایت، نتیجه این رویکرد فقط یک چیز است: فاصله بیشتر بین واقعیت و آنچه به مردم گفته می‌شود. فاصله‌ای که هر روز عمیق‌تر می‌شود و اعتماد را بیشتر از بین می‌برد.

maddahZarif.jpgایران اینترنشنال - سعید حدادیان، مداح بیت علی خامنه‌ای و از نیروهای وابسته به سپاه پاسداران، در واکنش به مقاله محمدجواد ظریف درباره لزوم صلح و توافق با آمریکا، او را «جاسوس» خواند و تهدید کرد در صورت عذرخواهی نکردن، به منزل او خواهند رفت.

حدادیان گفت ظریف سه روز فرصت دارد اعلام کند «غلط کردم» و افزود برخی افراد او را «جاسوس» می‌دانند. او خطاب به نهادهای امنیتی گفت آیا منتظر هستند ظریف «روی پیشانی‌اش بنویسد خودفروخته آمریکا است».

او همچنین خطاب به ظریف گفت: «شما غلط می‌کنی برای جمهوری اسلامی نسخه می‌پیچی.» حدادیان اضافه کرد اگر ظریف تا سه شب آینده عذرخواهی نکند، «شب چهارم کاروان می‌شویم و می‌رویم در خانه‌اش».



محمدجواد ظریف پیش‌تر در مقاله‌ای خواستار توافقی جامع با آمریکا و بهبود روابط دو کشور شده بود.

azimi.jpgارتش اسرائیل اعلام کرد مکرم عظیمی، فرمانده یگان موشک‌های زمین‌به‌زمین جمهوری اسلامی که مقر فرماندهی آن در غرب ایران مستقر بود، در حمله‌ای به کرمانشاه کشته شده است. به گفته ارتش اسرائیل، او مسئول پرتاب‌های متعدد موشکی به سوی اسرائیل بود.

در این بیانیه آمده است هم‌زمان با کشته شدن عظیمی، سه فرمانده گردان از فرماندهی موشکی نیز کشته شدند.

ارتش اسرائیل اعلام کرد: «ما به تعقیب آن‌ها ادامه خواهیم داد--تمام کسانی را که به سوی اسرائیل موشک شلیک می‌کنند؛ هم پرتابگرها، هم موشک‌ها و هم افراد.»

ارتش اسرائیل به تاریخ دقیق این حمله اشاره نکرد و تنها اعلام کرد این عملیات «در جریان تعطیلات» انجام شده است.

politico.jpgماتیاس دوپفنر، پولیتیکو - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در میان تحلیلگران و مفسران اروپایی که درباره جمهوری اسلامی صحبت می‌کنند، اغلب این جمله به گوش می‌رسد: «این جنگ، جنگ ما نیست.»

این دیدگاهی است که هم نادرست است و هم از نظر راهبردی ناپخته. البته که این جنگ، جنگ ماست و حتی بیش از آنکه جنگ آمریکا باشد، جنگ ماست. نفوذ شبکه‌های اسلام‌گرا در جوامع اروپایی بسیار پیشرفته‌تر و حادتر از آمریکا است.

اما حتی اگر کسی باور داشته باشد که این جنگ، جنگ ما نیست، یا از این‌که در برنامه‌ریزی این عملیات با او مشورت نشده ناراضی باشد، باز هم باید قبول کرد که در بخش‌هایی از جامعه اروپا گرایشی قدرتمند وجود دارد که در آن ابراز نفرت از ترامپ از منافع واقعی خودشان مهم‌تر تلقی می‌شود.

در چنین محافلی، می‌توان نوعی «شادن‌فرویده» را احساس کرد لذتی پنهان از شکست هر زمان که آمریکایی‌ها بار دیگر با مشکلی روبه‌رو می‌شوند.

فرقی نمی‌کند این گزاره «این جنگ، جنگ ما نیست» از آلمان مطرح شود یا فنلاند یا هر نقطه دیگر اروپا؛ این طرز فکر به ضرر ماست. نخست، چون به‌طور عینی نادرست است. دوم، چون دشمن مشترک را تشویق می‌کند. سوم، چون به تسریع عقب‌نشینی همبستگی آمریکا منجر می‌شود.

منطق امریکایی ها ساده و در عین حال قابل‌فهم است: اگر جنگ با جمهوری اسلامی مسئله اروپا نیست، پس جنگ در اوکراین هم مسئله آمریکا نیست.

در آن صورت، اروپایی‌ها باید در آینده به‌تنهایی از پس آن برآیند. اوکراین و متجاوز روسی در مسکو، هم از نظر ذهنی و هم جغرافیایی، برای واشینگتن بسیار دورتر از تهدیدی است که ملاها و تروریسم آن‌ها برای برلین یا پاریس ایجاد می‌کنند.

با وجود همه ابهام‌ها درباره اهداف نهایی آمریکا و اسرائیل در ایران، در یک نکته تردیدی ندارم: در چنین وضعیت حساسی که آمریکایی‌ها بار دیگر در حال بیرون کشیدن اروپا از بحران هستند بهتر بود در کنار یکدیگر بایستیم. اروپا نباید در حالی که دولت آمریکا چنین تلاش‌هایی را دنبال می‌کند، از پشت به آن خنجر بزند.

111.jpgفرارو - حسین شریعتمداری در یادداشتی در خصوص احتمال آتش بس نوشت: ۱- این هشدار از امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که: الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ .... زین‌هار! از دشمن پس از آشتی کردن [آتش بس] بر حذر باش، زیرا دشمن چه بسا تظاهر به آشتی می‌کند و نمایش صلح می‌دهد تا طرف مقابل را غافلگیر کند، بنابراین جانب احتیاط و دوراندیشی را رها مکن و در این‌باره خوش‌گمانی خود نسبت به دشمن را متهم کن! (به دشمن حسن ظن نداشته باش) ... آن‌هم دشمنانی مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی که بارها نشان داده‌اند به هیچ عهد و پیمان و خط قرمزی پایبند نیستند و هنگامی که عرصه بر آنها تنگ می شود، سالوسانه به گدائی صلح ‌و آتش‌بس می‌آیند تا فرصتی برای تجدید قوا و حمله بعدی داشته باشند! واسطه تراشی‌های آشکار و پنهان دشمن برای گدائی آتش بس، دو نشانه در خود دارد: اول؛ اعتراف به ناکامی و شکست و دوم؛ نیاز به تجدید قوا برای حمله بعدی. این هر دو نشانه در جنگ ۱۲ روزه تجربه شده است و علم و عقل و تجربه حکم می‌کند که باید از آن اجتناب کرد.

۲- دشمن در حالت استیصال به هر سخنی که نشانه پذیرش آتش‌بس باشد نیز به شدت نیاز دارد، حتی اگر به اشتباه و بدون منظوری خاص بیان شده و یا به خطای ناخواسته بر قلم رفته باشد. دشمن با بهره گیری از اینگونه اظهارات از یکسو شکست خود را پنهان می‌کند و از سوی دیگر حمله ابلهانه خود را در افکار عمومی مردمی که به آن‌ها وابسته است موجه جلوه می‌دهد! از این روی سخن از آتش بس،‌ کوچه بازکردن برای دشمن است.

۳- گاه اتفاق افتاده که مسئولی نه از روی باور و اعتقاد، بلکه به احتمال زیاد از سر غفلت و یا کم‌توجهی سخنی از این دست بر زبان آورده و دشمن که تشنه آن است در پی سوء استفاده برآمده باشد. که در این حالت تصحیح سخن از جانب مسئول یاد شده ضروری است و تا کنون نیز چنین بوده و دشمن در سوء استفاده ناکام مانده است.

۴- گفتنی است که اخیراً نمونه ای از این نوع اشتباه لفظی را در اظهارات یکی از مسئولان ارشد کشورمان شاهد بودیم که دشمن سعی در سوء استفاده از آن را داشت ولی مسئول یاد شده آن اشتباه لفظی را اصلاح نمود و برداشت دشمن را با قاطعیت رد کرد. نکته تاسف‌آور آن که دو تن از نزدیکان ایشان اصرار داشتند سخنی را که به اشتباه گفته شده بود، در همان سمت و سوی اشتباه نشان داده و تفسیر کنند! جا دارد به افرادی با این اندازه از کج فهمی گفت؛ لطفاً سکوت را رعایت فرمائید و اگر یار قافله نیستید، بار اضافی نباشید!

۵- همین‌جا باید به نامه رئیس دانشگاه تهران به وزیر علوم اشاره کرد که به نمایندگی از رؤسای ۱۵ دانشگاه از ایشان خواسته است نیروهای مسلح‌ کشورمان در پاسخ حملات دشمن به دانشگاه‌ها و مراکز علمی از مقابله به مثل خودداری کنند تا به قول ایشان «حرمت نهاد مقدس علم فرو نهاده نشود»! این درخواست غیر از همسوئی (احتمالاً نادانسته) با دشمن نمی‌تواند ترجمه دیگری داشته باشد! و اما، تهیه‌کنندگان این نامه با مشاهده اعتراض گسترده اساتید و اقشار مختلف مردم، این بیانیه را از سایت دانشگاه حذف کرده‌اند! ولی این پرسش همچنان باقی است که اقدام سخیف آن‌ها ناشی از جهل بوده است یا خیانت؟! پاسخ آقایان به این پرسش هرچه باشد، در این نکته تردیدی نیست که شایسته ادامه حضور در پست‌های خود نیستند!

22.jpgایندیپندنت - باراک راوید، خبرنگار آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی اعلام کرد که علت هدف قرار گرفتن پل بیلقان (بی۱) در استان البرز، استفاده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از آن بوده است.

راوید در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یک مقام آمریکایی به من گفت که این پل به این دلیل هدف حمله قرار گرفت که نیروهای مسلح ایران از آن برای انتقال مخفیانه موشک‌ها و قطعات موشکی از تهران به سایت‌های پرتاب در غرب ایران و همچنین برای ارائه پشتیبانی لجستیکی به نظامیان مستقر در تهران استفاده می‌کردند.»

پل بیلقان در استان البرز، مرتفع‌ترین پل خاورمیانه بود که هنوز به‌طور کامل راه‌اندازی نشده بود. روز پنجشنبه این پل در دو مرحله هدف حملات هوایی قرار گرفت.

ارتش اسرائیل در پاسخ به پیگیری‌های سی‌ان‌ان نسبت به این عملیات اظهار بی‌اطلاعی کرد و ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نیز توضیحی در این‌باره ارائه نداد.

fox.jpgتلاش جمهوری اسلامی برای آتش‌بس می‌تواند «چرخه‌ای از فریب» باشد، در حالی‌که یک چهره سایه‌نشین در حال کسب قدرت است

افرَت لاچر، فاکس نیوز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

کارشناسان هشدار می‌دهند که اختیار واقعی درباره جنگ و صلح در دست چهره‌های مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است...

دونالد ترامپ روز چهارشنبه گفت که جمهوری‌اسلامی ممکن است به دنبال آتش‌بس باشد، اما تحلیلگران می‌گویند قدرت واقعی در دست چهره‌های تندرو درون سپاه پاسداران، از جمله احمد وحیدی، قرار دارند.

ترامپ نام مقام ایرانی مورد نظرش را ذکر نکرد، اما به‌نظر می‌رسد منظور او رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان بوده است. او نوشت: «رئیس‌جمهور جدید رژیم ایران، که بسیار کمتر رادیکال و بسیار باهوش‌تر از پیشینیانش است، همین حالا از ایالات متحده آمریکا درخواست آتش‌بس کرده است! ما زمانی این موضوع را بررسی خواهیم کرد که تنگه هرمز باز، آزاد و امن باشد. تا آن زمان، ما جمهوری‌اسلامی را کاملاً نابود می‌کنیم»

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که پزشکیان کنترل تصمیمات مربوط به جنگ و صلح را در اختیار ندارد. بهنام بن‌طالب‌لو، پژوهشگر ارشد در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، به فاکس‌نیوز دیجیتال گفت: «او به‌وضوح این اختیار را ندارد که یک درگیری نظامی بزرگ با ایالات متحده را آغاز یا متوقف کند.» به گفته تحلیلگران، قدرت واقعی در دست چهره‌های ارشد مرتبط با سپاه پاسداران است؛ از جمله احمد وحیدی، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس، و محمد ذوالقدر، مقام امنیتی، که همگی در شبکه‌هایی با نفوذ درهم‌تنیده و هم‌پوشان فعالیت می‌کنند. بن‌طالب‌لو افزود: «سؤال این است که آیا آنچه به رئیس‌جمهور ترامپ منتقل شده واقعی بوده یا صرفاً مانور و بده‌بستان‌های یک فرد جاه‌طلب است؟»

در همین حال، توجه‌ها به احمد وحیدی، چهره‌ای که از او به‌عنوان یک تندرو و بازیگر پشت‌پرده یاد می‌شود، جلب شده است فرمانده‌ای باسابقه در سپاه پاسداران که بازگشت او نشانه‌ای از تغییرات گسترده‌تر در ساختار قدرت در جمهوری‌اسلامی تلقی می‌شود.

qa.jpgیورونیوز - کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه، با تاکید بر لزوم تدوین پروتکل مشترک میان ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در حال نهایی کردن پیش‌نویس این توافق برای تضمین «عبور ایمن و بدون مخاطره» شناورهاست. بر اساس این طرح، تمامی کشتی‌های تجاری و نظامی ملزم به هماهنگی قبلی و اخذ مجوزهای لازم از کشورهای ساحلی خواهند بود.

او در گفت‌وگویی با رسانه روسی اسپوتنیک تصریح کرد که این پروتکل شامل چهار محور اصلی «وضعیت عبور کشتی‌های نظامی»، «مقررات کشتی‌های تجاری»، «مسئولیت کشورهای ساحلی در تضمین امنیت» و «تکالیف صاحبان کالا» است. غریب‌آبادی همچنین خاطرنشان کرد که کشتی‌های عبوری باید هزینه‌ خدمات ارائه شده توسط کشورهای ساحلی در زمینه‌های ایمنی، امنیت و حفظ محیط زیست را جبران کنند؛ اقدامی که به گفته او نه به معنای محدودیت، بلکه برای تسهیل تردد و ارائه خدمات بهتر در این آبراه بین‌المللی است.

غریب آبادی همچنین به موضوع تعیین عوارض برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز پرداخت.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

او در این گفت‌وگو تاکید کرد که ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی در تلاشند تا پروتکل‌های لازم برای عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز را تدقیق و تعیین کنند. به گفته او «برای نمونه پروتکل مربوط با عبور و مرور کشتی جنگی با دیگر کشتی‌ها متفاوت است.»

او تاکید کرد که که هنوز برای بحث در مورد میزان دقیق اینکه تعرفه خواهیم گرفت و اینکه میزان عوارض چقدر خواهد بود، خیلی زود است، زیرا این موضوع هنوز در دست بررسی قرار دارد.

killed31.jpgتوانا - خبرگزاری «دفاع مقدس» وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی از کشته‌شدن محمدعلی فتحعلی‌زاده، سرتیپ سپاه و فرمانده یگان فاتحین سپاه پاسداران، خبر داده است.

بر اساس این گزارش، او روز چهارشنبه ۱۲ فروردین کشته شده، اما هیچ توضیحی درباره زمان دقیق یا نحوه کشته‌شدنش ارائه نشده است. برخی رسانه‌های داخلی نیز این خبر را تأیید کرده‌اند، بدون آنکه جزئیات بیشتری منتشر کنند.

فتحعلی‌زاده فروردین ۱۴۰۴ به فرماندهی یگان فاتحین منصوب شده بود. یگان فاتحین یکی از واحدهای ویژه زیرمجموعه سپاه پاسداران است که به‌عنوان «واحد ویژه بسیج» نیز شناخته می‌شود. اعضای این یگان آموزش‌های نظامی پیشرفته‌تری نسبت به نیروهای عادی بسیج می‌بینند.

این یگان سابقه حضور در جنگ داخلی سوریه را دارد و در سال‌های اخیر نیز در سرکوب اعتراضات مردمی در ایران، از جمله اعتراضات ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴، نقش داشته است. همچنین گفته می‌شود این واحد از زمان تأسیس خود در اواخر دهه ۷۰، در مواجهه با اعتراضات داخلی به‌کار گرفته شده است.

attackedP.jpg

trump.jpgترامپ با تایید حمله به پل کرج، تهدید کرد که اتفاقات بیشتری در راه است

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا ویدیویی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد که نشان‌دهنده تخریب بزرگ‌ترین پل در ایران در پی یک حمله بود.

او اعلام کرد زمان آن رسیده است که جمهوری اسلامی «پیش از آن‌که خیلی دیر شود» به توافق برسد.

ترامپ نوشت: «بزرگ‌ترین پل در ایران فرو می‌ریزد و دیگر هرگز مورد استفاده قرار نخواهد گرفت -- موارد بسیار بیشتری در راه است! اکنون زمان آن رسیده است که ایران پیش از آن‌که خیلی دیر شود توافق کند، و دیگر چیزی از آنچه هنوز می‌تواند به یک کشور بزرگ تبدیل شود باقی نماند!»

مقام‌های ایران می‌گویند که این پل در حال احداث امروز دوبار هدف قرار گرفت و دو کشته و چندین مجروح بر جای گذاشت. همچنین برق جاده چالوس قطع شده است.

***

teenExc.jpgامیرحسین حاتمی، زندانی سیاسی ۱۸ ساله و از بازداشتی‌های اعتراضات دی ماه اعدام شد

یورونیوز - میزان، خبرگزاری قوه قضاییه ایران اعلان کرد امیرحسین حاتمی، زندانی سیاسی ۱۸ ساله بامداد پنجشنبه اعدام شد.

اتهام این شهروند جوان که در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت و زندانی شده بود، «آتش زدن یک مکان نظامی» اعلام شده است. مکان «نظامی» مورد نظر گزارش میزان، پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران بوده است.

در این پرونده نام چهار جوان زندانی دیگر به نام‌های محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم نیز مطرح است که بنا به گزارش‌ها، پیشتر از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و به مکان نانعلومی برده شده بودند.

حکم اعدام این افراد در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ توسط قاضی صلواتی صادر شده است.

کنشگران حقوق بشر و بسیاری از کاربران فضای مجازی درباره وضعیت این زندانیان و خطر اعدام آنها هشدار داده بودند.

نسرین ستوده بازداشت شد

| No Comments

sotudeh.jpgیورونیوز - خانواده نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال برجسته حقوق بشر از بازداشت وی در منزل شخصی‌اش در تهران خبر دادند. مهراوه خندان، دختر خانم ستوده در صفحه اینستاگرام خود نوشت «مامان شب گذشته در حالی که در خانه تنها بوده، بازداشت شده است.»

مهدیه گلرو، فعال سیاسی نیز با اعلام این خبر در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی ایکس یاد آور شد وی از امضا کنندگان بیانیه ۱۷ است که گروهی از کنشگران مدنی در اعتراض به وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور منتشر کرده بودند.

این وکیل مدافع حقوق بشر در سال‌های گذشته بارها به دلیل فعالیت‌های مدنی و دفاع از زندانیان سیاسی بازداشت و زندانی شده بود. او پس از آزادی نیز همواره تحت فشار و محدودیت‌های امنیتی قرار داشت.

براساس گزارش‌ها، همسر او رضا خندان نیز هم‌اکنون در زندان به سر می‌برد. به گفته وکلا و نزدیکان خانم ستوده، نیروهای امنیتی حین بازداشت تمامی لوازم الکترونیک شخصی، از جمله گوشی موبایل و لب‌تاپ وی را ضبط کرده‌اند.

31.jpgایندیپندنت - دولت آرژانتین اعلام کرد کاردار جمهوری اسلامی در بوینس آیرس را «عنصر نامطلوب» اعلام کرده و او را از کشور اخراج کرده است.

بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه آرژانتین، محسن سلطانی تهرانی باید ظرف ۴۸ ساعت خاک این کشور را ترک کند. این تصمیم در واکنش به بیانیه اخیر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اتخاذ شده است؛ بیانیه‌ای که در آن، خاویر میلی، رئیس‌جمهوری آرژانتین و وزیر خارجه این کشور به همدستی در حملات نظامی علیه ایران متهم شده بودند.

وزیر امور خارجه آرژانتین این اتهامات را «بی‌اساس، نادرست و توهین‌آمیز» توصیف کرد و آن را رد کرد. این تنش دیپلماتیک در حالی رخ می‌دهد که دولت میلی در روزهای گذشته سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده است.

روابط ایران و آرژانتین پیش‌تر نیز پس از انفجار سفارت اسرائیل در بوینس‌آیرس در سال ۱۹۹۲ و حمله به مرکز یهودیان آرژانتین (آمیا) در سال ۱۹۹۴ به‌شدت تیره شد.

تیفانی نوه عارف در امریکا

| No Comments

tahmasebi.jpgدر آغاز، باید بدون ابهام گفت: جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌ها مرتکب نقض‌های گسترده و سیستماتیک حقوق بشر شده است؛ از سرکوب‌های خونین، اعدام‌ها، تبعیض علیه زنان، اقلیت‌های مذهبی و جنسی، تا خاموش کردن هر صدای مخالف. رخدادهای خونین ژانویه، با هر آماری که ارائه شود، نشان داد که این نظام در مواجهه با مردم خود تا چه حد می‌تواند بی‌رحم باشد. این صرفاً یک بحران داخلی نیست، بلکه هشداری است برای جهان. اگر چنین الگوهایی به نام ایدئولوژی یا حتی تحت پوشش آزادی بیان و تساهل در جوامع دیگر نیز ریشه بدوانند، پیامدهای آن می‌تواند فراتر از مرزهای ایران، جان انسان‌ها را در سطح جهانی تهدید کند.

در چنین شرایطی، بسیاری از ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج، به دنبال راهی برای گذار از وضعیت موجود هستند. در این میان، رضا پهلوی برای بخشی از جامعه به عنوان یک چهره قابل شناسایی مطرح شده است که می‌تواند در یک دوره گذار نقش تسهیل‌کننده داشته باشد؛ نه لزوماً به عنوان یک حاکم دائمی، بلکه به عنوان پلی برای رسیدن به آینده‌ای که در آن مردم ایران خود درباره نظام سیاسی‌شان تصمیم بگیرند. این نکته کلیدی است: مشروعیت هر آینده‌ای باید از اراده مردم ناشی شود، نه از یک فرد یا خاندان.

با این حال، تجربه تاریخی ما هشدار می‌دهد. تبدیل یک فرد به چهره‌ای مقدس یا «منجی»، هرچند با نیت خیر، می‌تواند ما را به همان چرخه‌ای بازگرداند که در گذشته تجربه کرده‌ایم. نحوه برخورد با روح‌الله خمینی در سال‌های انقلاب ۱۳۵۷، و نیز نمونه‌های متعدد از رهبران اقتدارگرا در جهان، نشان می‌دهد که اسطوره‌سازی از افراد، راه را برای نقد، پاسخگویی و اصلاح می‌بندد.

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

آوردن نیر‌وهای مزدور حشدالشعبی از عراق، فاطمیه از افغانستان و زینبیون از پاکستان، چه معنایی دارد؟

* معنای نخست آن ریزش فراوان، ازهم پاشیدگی و فرسایش در نیروی های بسیجی و سپاهی است.

*معنای دوم از هم پاشیدگی در بازمانده حکومت و ترس شدیداز ناتوانی در برابر خیزش دوباه مردم که این بار برای تعیین سرنوشت خود و ایران خواهد بود و می تواند رزم نهایی مردم ایران با این حکومت ضد ایرانی و ضد انسانی باشد. در حقیقت آوردن این نیروهای مزدور حکایت از عدم اعتماد به نیروهای سرکوب‌گر درونی و سستی آنان نیز دارد.

هدف چند گانه از آوردن این نیروها

بنا براین، آوردن این نیروها هم برای دلگرمی به نیروهای سرکوبگر داخلی است ، هم برای رویارویی با خیزش مردم و هم مقابله با احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران است. این کوته فکرها فکر می‌کنند آمریکا و اسراییل برای برخورد با این مزدوران برنامه ریزی نخواهند داشت. اگر حمله زمینی انجام شود چنان این نیروهای مزدور را در کوتاه مدتی تار ومار کنند که هرگز فراموش نشود. از سویی دیگر مردم ایران در نخستین مجال به حساب بازمانده این مزدوران خواهند رسید. عمودی آمده‌اند و افقی بازخواهند گشت.

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgاروپایی‌ها در کنار روسیه، مخالفت خود را از اقدامات آمریکا و اسراییل در تنبیه رژیم اسلامی اعلام نمودند. به‌زعم وزیر خارجه روسیه، تلاش برای تغییر رژیم در ایران با هدف کنترل منابع انرژی از سوی آمریکا بوده است و بحران جاری خاورمیانه می‌تواند به یک درگیری گسترده‌تر منطقه‌ای تبدیل شود. مقامات آلمانی نیز ضمن مخالفت با تغییر رژیم در ایران، حمله نظامی آمریکا به رژیم را بر خلاف قوانین بین‌المللی نام برده‌اند. فرانسه، ایتالیا و اسپانیا نیز استفاده از پایگاه‌های مشترک و نیز عبور از حریم هوایی خود به هواپیماهای آمریکایی را ممنوع نمودند. فرانسه همچنین اجازه نداد هواپیماهایی که به مقصد اسراییل و حامل تجهیزات نظامی بودند از حریم آن کشور عبور کنند. کشورهای حوزه خلیج فارس بالعکس اروپا، از ترامپ تقاضا نمودند که تا شکست قطعی رژیم متجاسر حاکم بر ایران، به جنگ با این رژیم ادامه دهند.

ترامپ در پاسخ اروپایی‌ها اعلام نمود: همه آن کشورهایی که به‌علت بسته شدن تنگه هرمز توسط رژیم تهران نمی‌توانند سوخت دریافت کنند، مانند بریتانیا که از مشارکت در قطع سر رژیم ایران خودداری نمود، می‌توانند کمی شجاعت به خرج داده، تنگه هرمز را بازگشایی نمایند و باید یاد بگیرند که برای منافع خود به جنگ اند. آمریکا از این پس برای کمک به شما آنجا نخواهد بود، همان‌طور که شما برای ما نبودید.

اکنون ضمن تشکر و قدردانی از ترامپ و نتانیاهو که در چنین روزهای سرنوشت‌ساز در کنار ملت ایران بودند، خطاب ملت ایران به دیگران که بقای رژیم را ترجیح دادند این است: ممنونیم که خود را لو داده و شناساندید، زمستان می‌گذرد و روسیاهی به ذغال می‌ماند. اکنون آینده سیاسی ما ملت ایران در تنظیم روابط با جامعه جهانی روشن‌تر از همیشه شده است. ممنونیم.

علی‌اکبر امیدمهر

Babak_Khati.jpgاین مقاله با تکیه بر دکترین "مسئولیت حمایت" (R2P) تلاش می‌کند نشان دهد که فراتر از مواضع صفر و صدی، می‌توان مسیر خروج از بن‌بست راهبردی کنونی را نه در تشدید جنگ یا توافق‌های ناپایدار، بلکه در جهت انتقال تدریجی منازعه به یک چارچوب قانون‌محور بین‌المللی جست‌وجو کرد. هدف این رویکرد واگذاری مدیریت بحران تا حد ممکن به نهادهای بین‌المللی است.

اقدامی که هرچند تحقق آن با توجه به واقعیات صحنه به طور کامل ممکن نیست، اما می‌تواند با ایجاد لایه‌های مؤثر نظارتی، به پاسخگویی و محدودسازی خشونت در دل این منازعه منجر شود.

بن‌بست موجود: جنگی بدون امکان پیروزی روشن

تقابل نظامی میان جمهوری اسلامی و بازیگران خارجی، به‌رغم عدم توازن جدی در قدرت نظامی و برتری یک‌طرفه آمریکا و اسرائیل، به نقطه‌ای رسیده که "اعلام" دستیابی به یک "پیروزی قطعی" در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.

وضعیتی که فرای پیچیدگی‌های رسانه‌ای در دنیای کنونی در روایت‌ یک اتفاق، ریشه در ماهیت ساختاری و ایدئولوژیک حکومت دارد: ساختاری که در آن، حفظ قدرت مقدم بر حفظ جان شهروندان است و حتی در شرایط جنگی نیز نه تنها هزینه‌های انسانی کاملا بی‌اهمیت تلقی می‌شود که از آن به عنوان سپری برای بقای حکومت استفاده می‌شود.

در چنین الگویی، استفاده ابزاری از غیرنظامیان چه در قالب سپر انسانی (در زمان حمله آمریکا و اسرائیل) و چه از طریق گسترش دامنه آسیب به مناطق مسکونی (در زمان حمله حکومت اسلامی) به بخشی از منطق بقای حکومت تبدیل شده است.

برای درک بهتر این بن بست این مساله را باید در کنار تفسیر ایدئولویک حکومت و خلق تئوری "پیروزی خون بر شمشیر" قرار داد که هر اتفاقی حتی سهمگین‌ترین شکست‌ها را هم به عنوان برد خود تعبیر می‌کند.

pakneujad.jpgدر مقاله نخست (ترازوی خیانت)، به این حقیقتِ تلخ اشاره شد که تداوم حضور رژیمی که مأموریتش تخریب ایران و به فلاکت انداختن ملت است، محصولِ مستقیمِ ناآگاهی‌ها و تفرقه‌هایی است که میان ما وجود دارد. واقعیت این است که اگر ما از آگاهی‌های لازمِ سیاسی-مبارزاتی برخوردار بودیم و به مسئولیت‌های خود در قبال منافع ملی واقف می‌شدیم، این رژیم نه امکانِ به قدرت رسیدن می‌یافت و نه می‌توانست ۴۷ سال بر سرنوشت ما حاکم بماند.

اما پرسش حیاتی اینجاست: چرا با وجود آگاهی از تمامیِ جنایت‌ها، خیانت‌ها و نکبتی که بر سرِمیهن و ما ملت آمده، هنوز نتوانسته‌ایم به یک «همبستگی فراگیر ملی» دست یابیم؟ پاسخ را باید در وهله‌ی نخست در غفلت از مسئولیت‌های ملی و در وهله‌ی دوم در نقشِ مخربِ «اپوزیسیون‌نماهایی» جست که منافعشان در بقای وضع موجود گره خورده است. اگر آگاهی ملی ما به بلوغ رسیده بود، این جریاناتِ منحرف هرگز نمی‌توانستند با فریب و تفرقه‌افکنی، جنبش را به انحراف برده و عمرِ رژیم را طولانی کنند.

امروز، انتخاب میانِ «همبستگی با هم» یا ادامه مسیرِ فعلی، انتخاب میانِ نجات یا خیانت به خود و نسل‌های آینده است. ضرورتِ این همبستگی را می‌توان از سه زاویه‌ی غیرقابل‌انکار اثبات کرد:

۱- زاویه منافع ملی: ترازوی بقایِ تمدنی

منافع ملی، به زبان ساده مجموعِ منافعِ تک‌تکِ آحاد ملت است؛ نه آن دروغی که رژیم به نام منافع خود به خوردِ جامعه می‌دهد. منافع ملی یعنی: تحقق زندگیِ بهتر (رفاه)، آسوده‌تر (نداشتن نگرانی نسبت به آینده خود و فرزندان) و مطمئن‌تر (در پناهِ صلح و امنیت داخلی و بین‌المللی).

Bahram_Farokhi_2.jpgاین مقاله در روزهایی آماده انتشار بود که هنوز آتش جنگ، دود و خاکسترش را بر سر هم‌وطنان درون مرزها فرو نریخته بود.

اما در همان روزهای پرهیاهو، به دلایلی از انتشار آن خودداری کردم.

اکنون، بیش از یک ماه از آن حمله نظامی گذشته است, حمله‌ای که با مشارکت آمریکا و اسرائیل، به گفته دونالد ترامپ، به حذف چندین سطح از رهبران سیاسی و نظامی رژیم اسلامی انجامید. حمله‌ای که با بمباران گسترده هزاران نقطه از کشور,از زیرساخت‌های حیاتی گرفته تا صنایع فولاد، داروسازی و غذایی,و با ویرانی ده‌ها هزار واحد مسکونی، چهره‌ای زخم‌خورده از ایران به‌جا گذاشت.

و با این‌همه، واقعیتی تلخ همچنان پابرجاست: این رژیم هنوز بر سر کار است.
در شرایطی که سخن از احتمال اعزام نیروی زمینی، اشغال سواحل و جزایر جنوبی ایران و میادین نفتی، و حتی طرح‌هایی برای نابودی کامل زیرساخت‌های کشور و تحویل "زمین سوخته" به آیندگان به میان آمده، سکوت دیگر جایز نیست.

آنچه در حال رقم خوردن است، صرفاً یک تقابل نظامی یا تغییر سیاسی نیست، این، تهدیدی علیه هستیِ جغرافیای ایران است.

از همین رو، امروز تصمیم گرفتم این مقاله را منتشر کنم، نه صرفاً به‌عنوان یک تحلیل، بلکه به‌مثابه هشداری صریح و بی‌پرده. هشداری برای آنان که دل در گرو ایران دارند، برای وطن‌پرستانی که می‌دانند اگر ایران نباشد، دیگر شکل و نام حکومت آینده، هیچ معنا و مفهومی نخواهد داشت.

این نوشته، دعوتی است به بیداری، به اعتراض، بازاندیشی به اولویت‌ها پیش از آنکه آنچه باید حفظ شود، برای همیشه از دست برود.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ذهن بسیاری از ناظران و دلسوزان ایران را به خود مشغول کرده، نه صرفاً "پایان" یک نظام سیاسی، بلکه "آغاز" نظمی است که هنوز نشانه‌های روشنی از آن دیده نمی‌شود. ترس اصلی، نه از فروپاشی، بلکه از خلأیی است که ممکن است پس از آن سر برآورد, خلأیی که تاریخ بارها نشان داده می‌تواند به‌مراتب خطرناک‌تر از خودِ وضعیت پیشین باشد.

31.jpgفرارو - حساب مجید موسوی فرمانده هوا و فضای سپاه در شبکه ایکس مسدود شده است.

Untitled-2.jpg

توسعه سلاح‌های جدید: «دمپایی هدایت‌شونده با دقت بالا» که همیشه به هدفش می‌خورد!

***

trump.jpgادعای پیروزی، تهدید به تشدید

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در آغاز سخنان خود در گفت‌وگو با ملت آمریکا درباره عملیات خشم حماسی در سخنانی با انتقاد از سیاست‌های دولت باراک اوباما، مدعی شد که در دوره او ۱.۷ میلیارد دلار پول نقد از طریق بانک‌هایی در ویرجینیا، واشینگتن دی‌سی و مریلند به حکومت ایران پرداخت شد؛ اقدامی که به گفته او توانست مسیر دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای را هموار کند.

ترامپ می‌گوید آمریکا به عنوان یک نیروی نظامی توقف‌ناپذیر است. او می‌گوید این جنگ «یک سرمایه‌گذاری واقعی» برای کودکان آمریکا و نسل‌های آینده است.

او سپس به طولانی بودن جنگ‌ها در قرن‌های ۲۰ و ۲۱ اشاره کرد و گفت جنگ‌های عراق و افغانستان سال‌ها طول کشیدند، اما این درگیری تنها ۳۲ روز ادامه داشته است.

ترامپ می‌گوید آمریکایی‌ها دیگر در معرض تهدید تجاوز جمهوری‌اسلامی و «شبح باج‌خواهی هسته‌ای» نیستند و ایالات متحده «ایمن‌تر، قوی‌تر و مرفه‌تر» از همیشه خواهد بود.

تهدید دوباره ترامپ به حمله به زیرساخت‌های نفت و انرژی ایران

دونالد ترامپ در قسمتی از سخنرانی امشب خود، بار دیگر تهدید کرد که آمریکا می‌تواند با هدف قرار دادن زیرساخت‌های نفت و انرژی، ایران را به «عصر حجر» برگرداند.

آقای ترامپ در بخشی از سخنانش گفت: «ما در حال رسیدن به تمام اهداف نظامی آمریکا هستیم. خیلی زود به آنجا می‌رسیم. ما در دو تا سه هفته آینده آنها را بسیار شدید خواهیم زد. ما آنها را به عصرحجر باز می‌گردانیم.»

ترامپ با تکرار سخنان پیشینش در مورد رهبران جدید ایران گفت: «گروه جدید کمتر رادیکال هستند و منطقی‌تر هستند. اگر در این مدت توافقی صورت نگیرد، ما اهدافی اساسی را برای زدن مد نظر داریم. اگر در این مدت به توافق نرسیم تمام نیروگاه‌های برق آنها را خواهیم زد. آن‌ها را بد و احتمالا همزمان خواهیم زد. ما تاسیسات نفتی آنها را تا امروز نزده‌ایم در صورتی که ساده‌ترین هدف برای ما بود.»

ویدیوهای ارسال‌ شده به ایران‌اینترنشنال، لحظه حمله به پل بی-۱ و انفجار آن را در آزادراه شمالی کرج در پنجشنبه ۱۳ فروردین نشان می‌دهد. به گفته رسانه‌ها، این پل بلندترین پل خاورمیانه بود.

ویدیوی منتشرشده در صفحه «وحید آنلاین» نشان می‌دهد روز پنجشنبه پس از حملات دوباره به پل بی-۱ در کرج بخشی از این پل فرو می‌ریزد.

رسانه‌های ایران روز پنجشنبه ۱۳ فروردین از حمله هوایی به پل «بی۱» یکی از سازه‌های مهم آزادراه تهران شمال خبر دادند.

bridgeL.jpg

خبرنامه گویا - پل «بی-۱» (بیلقان) در کرج، بخشی از پروژه بزرگراه شمالی و یکی از گره‌های مهم ارتباطی میان تهران، کرج و مسیرهای غرب کشور است؛ سازه‌ای عظیم که هدف اصلی آن کاهش ترافیک و تسهیل جابه‌جایی در یکی از پرترددترین کریدورهای کشور عنوان شده است. با این حال، در چارچوب تحلیل‌های نظامی، چنین زیرساخت‌هایی معمولاً «دوگانه» تلقی می‌شوند؛ به این معنا که اگرچه کاربری رسمی آن‌ها غیرنظامی است، اما در شرایط بحران می‌توانند برای انتقال نیرو، تجهیزات و پشتیبانی لجستیکی مورد استفاده قرار گیرند.

از این منظر، موقعیت جغرافیایی کرج در نزدیکی تهران و در مسیر اتصال به غرب، به این پل اهمیتی فراتر از یک پروژه عمرانی می‌دهد. پل‌های بزرگ از نظر نظامی به‌عنوان «گلوگاه‌های ارتباطی» شناخته می‌شوند و هرگونه اختلال در آن‌ها می‌تواند جابه‌جایی را کند کرده، مسیرهای جایگزین را تحت فشار قرار دهد و حتی اثرات روانی قابل‌توجهی در سطح شهری و رسانه‌ای ایجاد کند. به همین دلیل، هدف قرار گرفتن چنین سازه‌ای در صورت تأیید می‌تواند در چارچوب اهداف «زیرساختی-استراتژیک» ارزیابی شود، نه صرفاً یک هدف کاملاً غیرنظامی.

11.jpg

فرمانده هوافضا به هگست: سنگ قبرهایتان را آماده کرده‌اید؟

پی‌نوشت: انهدام مرکز تجمع اسکادران هوایی ارتش تروریستی آمریکا در پایگاه الخرج در عربستان سعودی

Untitled-1.jpg

تصویر منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد دو مامور امنیتی حکومت موتورهای خود را بین وسایل بازی‌های کودکان در یک پارک پنهان کرده‌اند.

محل و زمان دقیق این پارک مشخص نشده است.

motor11.jpg

terror.jpgایندیپندنت فارسی - به گزارش رویترز، مقام‌های آمریکایی به میانجی‌ها «اطمینان‌های روشن» داده‌اند که عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در جریان تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به عملیات نظامی هدف حمله قرار نخواهند گرفت. این موضوع را دو مقام منطقه‌ای و یک منبع آگاه از این روند اعلام کرده‌اند.

به گفته این منبع، پاکستان از واشینگتن خواسته بود که برای حذف نام این دو مقام از فهرست اهداف اسرائیل مداخله کند. سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل نیز پیش‌تر در نامه‌ای به سازمان ملل درباره تهدید جان عراقچی و قالیباف ابراز نگرانی کرده بود. این درحالی است که ده‌ها مقام ارشد جمهوری اسلامی در یک ماه اخیر کشته شده‌اند.

به گزارش رویترز، دفتر نخست‌وزیر اسرائیل و ارتش این کشور به درخواست برای اظهار نظر در این‌باره پاسخی ندادند.

یکی از مقام‌های دخیل در روند میانجی‌گری گفت این تضمین‌ها همچنین به درخواست دیگر میانجی‌های منطقه‌ای داده شده تا ارتباط با رژیم ایران تسهیل شود و زمینه برای گفت‌وگوهای غیرمستقیم فراهم شود.

حسن روحانی وارد میدان شد

| No Comments

111.jpgایران اینترنشنال - حسن روحانی، رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، در پیامی نوشت که باید برای پایان دادن «عزت‌مندانه» به جنگ، به نفع مصالح کشور و مردم، آمادگی داشت و هماهنگی امکانات کشور برای جلوگیری از تعرض به جزایر خلیج فارس و حفظ کنترل تنگه هرمز ضروری است.


او افزود: با توجه به مسئولیت شورای عالی امنیت ملی در مدیریت شرایط جنگی کشور، شایسته است این شورا برای خنثی‌سازی طرح‌های «تجاوزگرانه و فریبکارانه» دشمن، سناریوهای مختلف ادامه یا پایان جنگ را به فوریت در فرایند قانونی بحث و تصمیم‌گیری قرار دهد.


حسن روحانی اضافه کرد: لازمه حفظ کشور و نظام جمهوری اسلامی، اعمال فوری اصلاحات اساسی در سیاست‌گذاری‌هاست و مردم حجت را بر مسئولان تمام کرده‌اند.

kharazi.jpgخبرگزاری‌های حکومتی از حمله هوایی به خانه کمال خرازی، خبر دادند.

بر اساس این گزارش‌ها کمال خرازی«به شدت مجروح» شده و در بیمارستان بستری است و همسرش کشته شده است.

کمال خرازی دوشنبه ۱۸ اسفند گفت که حکومت ایران برای «جنگی بلندمدت با آمریکا» آماده است.

او پیش‌تر نیز گفته بود: «ما تصمیمی برای تولید بمب هسته‌ای نداریم اما اگر موجودیت ایران تهدید شود، ناچاریم دکترین هسته‌ای خود را تغییر دهیم.»

کمال خرازی هماهنگی های دیدار با مقامات آمریکا را از طریق پاکستان بر عهده داشت

ایندیپندنت فارسی - نیویورک‌تایمز در گزارشی به نقل از مقامات جمهوری اسلامی که نام آنها را اعلام نکرده گزارش داده که کمال خرازی، وزیر خارجه اسبق و نماینده اسبق جمهوری اسلامی در سازمان ملل که اخیرا در حمله به محل اختفایش به شدت زخمی شده، در روزهای گذشته بر هماهنگی‌های مربوط به دیدار احتمالی با جی‌دی‌ ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا نظارت داشته است.

***

جیسن برادسکی تحلیلگر مسائل خاورمیانه در واکنش به ادعای منابع ایرانیِ نقل‌شده در روزنامه نیویورک‌تایمز درباره تلاش برای ترور کمال خرازی نوشت:

«به نظر می‌رسد این منابع ایرانی بخشی از یک عملیات اطلاعاتی از سوی حکومت ایران باشند تا چنین القا کنند که اسرائیل با حمله به کمال خرازی روند دیپلماسی را تخریب کرده است. با این حال، بسیار بعید می‌دانم که ایالات متحده در جریان این موضوع نبوده باشد. به یاد داشته باشید که آمریکا پیش‌تر، در آستانه تعامل با پاکستان، نام محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی را از فهرست اهداف حذف کرده بود.»

11.jpgایران اینترنشنال - شرکت اطلاعاتی استرایدر تکنولوژیز در گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی با استفاده از شبکه‌ای مخفی از شرکت‌های صوری، تحریم‌های بین‌المللی را دور می‌زند و توانسته است به کمک روسیه و چین، تولید پهپادهای انتحاری خود را حفظ کند.

طبق این گزارش، یک شرکت ایرانی به‌عنوان «واسطه» برای شرکت‌هایی مرتبط با ارتش آزادی‌بخش خلق چین و جرایم سازمان‌یافته روسیه عمل می‌کند تا قطعات پهپادهای شاهد ایران را ارسال کنند پژوهشگران این گروه اطلاعاتی، موسسه پارس آیرو کرمان، تامین‌کننده پهپاد در ایران با ارتباطات مستند با ارتش جمهوری اسلامی، را به‌عنوان عامل کلیدی در تامین پهپادهای جنگی بدون سرنشین برای تهران شناسایی کرده‌اند.

در گزارش استرایدر آمده است که حتی در شرایط تحریم‌های گسترده بین‌المللی، جمهوری اسلامی تولید پهپاد خود را از طریق شبکه‌ای جهانی از شرکت‌های صوری و واسطه‌های تجاری که قطعات خارجی دوگانه‌کاربرد تهیه می‌کنند، حفظ کرده است.

mattis.jpgخبرنامه گویا - گزارش و تحلیل یک گفت‌وگوی مهم با جیمز متیس، وزیر دفاع پیشین آمریکا و فرمانده سابق سنتکام، بار دیگر شکاف میان «واقع‌گرایی امنیتی» و «امیدهای ساده‌انگارانه سیاسی» در میان بخشی از اپوزیسیون را برجسته کرده است؛ به‌ویژه برای آن دسته که در عین ادعای ایران‌دوستی، پایان فوری جنگ را بدون توجه به ماهیت رژیم مطالبه می‌کنند.

در این ویدیو، متیس به یکی از کلیدی‌ترین مدل‌های تحلیلی سیا اشاره می‌کند؛ مدلی که با بیش از ۷۰ شاخص، میزان پایداری یا احتمال سقوط حکومت‌های اقتدارگرا را می‌سنجد. اما به گفته او، در میان تمام این شاخص‌ها، یک عامل وزن تعیین‌کننده دارد: «آیا رژیم حاضر است برای ماندن، مردم خودش را در مقیاس صنعتی قتل‌عام کند؟»

پاسخ متیس روشن است: اگر چنین اراده‌ای وجود داشته باشد، آن رژیم به‌سادگی از درون فرو نخواهد پاشید.

این گزاره، در بستر تجربه معاصر ایران، معنایی فراتر از یک تحلیل تئوریک پیدا می‌کند. اشاره ضمنی به سرکوب‌های خونین، از جمله وقایع دی‌ماه، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا همچنان می‌توان از «مبارزه مدنی» به‌عنوان راهبردی کافی سخن گفت، وقتی طرف مقابل نه‌تنها از خشونت ابایی ندارد، بلکه آن را در مقیاسی سازمان‌یافته به کار می‌گیرد؟

متیس در بخش دیگری از سخنان خود، تصویر یک رژیم «در حال ترک خوردن اما نه شکستن» را ترسیم می‌کند. او با استناد به استعاره معروف همینگوی، وضعیت را این‌گونه توصیف می‌کند: فروپاشی نه به‌صورت تدریجی قابل مشاهده، بلکه «آرام‌آرام و سپس ناگهان» رخ می‌دهد. این همان چیزی است که در ادبیات امنیتی به «آستانه شکنندگی» تعبیر می‌شود نقطه‌ای که ممکن است تا لحظه وقوع، از دید بسیاری پنهان بماند.

با این حال، متیس به‌صراحت تأکید می‌کند که در شرایط فعلی، نشانه‌ای از فروپاشی قریب‌الوقوع دیده نمی‌شود.

به گفته او، گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که رژیم نه‌تنها عقب‌نشینی نمی‌کند، بلکه آماده است تا «تا آخر بجنگد». این ارزیابی، تضادی جدی با برخی روایت‌های خوش‌بینانه در میان اپوزیسیون دارد که فروپاشی سریع را محتمل می‌دانند.

در پاسخ به پرسشی درباره احتمال سقوط رژیم، متیس موضعی محتاط اما قاطع اتخاذ می‌کند: او باور ندارد که این اتفاق در آینده نزدیک رخ دهد. با این حال، یک هشدار مهم نیز می‌دهد ماهیت جنگ ذاتاً غیرقابل پیش‌بینی است و ممکن است تمام این ارزیابی‌ها در بازه‌ای بسیار کوتاه، حتی در ۲۴ ساعت، دگرگون شود.

این گفت‌وگو، در مجموع، حامل چند پیام کلیدی برای نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی است: نخست، درک واقع‌بینانه از ماهیت رژیمی که برای بقا، از خشونت حداکثری ابایی ندارد؛ دوم، پرهیز از ساده‌سازی مسیر تغییر و فروپاشی؛ و سوم، بازنگری جدی در استراتژی‌هایی که بدون توجه به این واقعیت‌ها، همچنان بر نسخه‌های کلاسیک و کم‌هزینه تأکید می‌کنند.

شاید مهم‌ترین درس این باشد: اگر تحلیل‌ها بر پایه آرزوها و نه واقعیت‌های سخت میدانی شکل بگیرند، نه‌تنها راهی به تغییر نمی‌برند، بلکه ممکن است ناخواسته به تداوم همان چرخه خشونت و سرکوبی کمک کنند که مدعی مقابله با آن هستند.

a10.jpgنیویورک تایمز: پنتاگون در حال ۲ برابر کردن هواپیماهای تهاجمی «ای ۱۰» در خاورمیانه است

به گزارش نیویورک تایمز، پنتاگون در حال دو برابر کردن تعداد هواپیماهای تهاجمی «ای ۱۰» در خاورمیانه است.

ویژه خبرنامه گویا - افزایش در حال انجام تعداد هواپیماهای تهاجمی «ای-۱۰» در خاورمیانه احتمالاً صرفاً یک جابه‌جایی معمول نظامی نیست، بلکه باید آن را در چارچوب یک «شکاف احتمالی» میان روایت‌های سیاسی و ارزیابی‌های واقعی نظامی تحلیل کرد. در حالی که دونالد ترامپ از پایان جنگ در بازه‌ای دو تا سه هفته‌ای سخن می‌گوید، این نوع تقویت مشخصاً به ابزارهایی مربوط است که معمولاً برای «پایان سریع جنگ» به کار نمی‌روند، بلکه برای مدیریت مرحله‌ای فرسایشی و مبهم پس از ضربات اولیه طراحی شده‌اند.

هواپیمای «ای-۱۰» اساساً برای پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی، هدف قرار دادن اهداف متحرک، خودروها، قایق‌های تندرو، و گروه‌های شبه‌نظامی پراکنده ساخته شده است.به بیان ساده، اگر قرار بود جنگ همان‌جا و در فاز حملات سنگین و تعیین‌کننده به پایان برسد، افزایش چنین هواپیماهایی در اولویت قرار نمی‌گرفت. برعکس، این هواپیما زمانی اهمیت پیدا می‌کند که تهدیدها پراکنده، مداوم و کم‌هزینه باشند دقیقاً همان نوع تهدیدی که از سوی نیروهای نیابتی، مسیرهای قاچاق، یا تحرکات دریایی در مناطقی مانند تنگه هرمز انتظار می‌رود.

irwire.jpgبر اساس اطلاعاتی که به ایران وایر رسیده، «ایزد آقابیگی»، کارمند بازنشسته وزارت امور خارجه ایران، روز ۲۳ مارس (۳ فروردین) در منزل شخصی خود در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

تا زمان تنظیم این گزارش، خانواده او از محل نگهداری و وضعیتش بی‌اطلاع هستند و هیچ تماسی نیز از سوی او با خانواده برقرار نشده است. همسر او به ایران‌وایر گفته است همسرش حسابدار سابق وزارت امور خارجه بوده است و پیش تر هم در زمان جنبش زن،‌ زندگی،‌ آزادی سه روز در ۲۰۹ اوین تحت بازداشت وزارت اطلاعات بوده است.

ایزد آقا بیگی به تنهایی در ایران زندگی می‌کرده است و در شب بازداشت او خواهرانش به همراه همسران و فرزندانشان در منزل او میهمان بوده‌اند.

چهار مأمور لباس‌شخصی با ورود به ساختمان محل سکونت این کارمند بازنشسته وزارت امور خارجه، به واحد مسکونی او مراجعه کرده و پس از ورود، از تمامی افراد حاضر در منزل بازجویی کردند. به گفته منابع مطلع، مأموران از ساکنان خواسته‌اند تلفن‌های همراه خود را روی میز قرار دهند و در این میان، تلفن همراه و لپ‌تاپ ایزد آقابیگی نیز ضبط شده است.

بر اساس این گزارش، حاضران در خانه به‌صورت جداگانه مورد بازجویی قرار گرفته‌اند. ایزد آقابیگی از مأموران درخواست ارائه حکم کرده که در پاسخ، برگه‌ای با مهر «اطلاعات سپاه» به او نشان داده شده است.

به گفته همسر ایزد آقابیگی، مأموران دلیل بازداشت ایزد آقابیگی را «آتش زدن بنر در جریان اعتراضات» عنوان کرده‌اند. بر اساس این گزارش، به او گفته شده است که ویدیویی از این اقدام در اختیار دارند و قرار است آن را در بازداشتگاه به او نشان دهند. همچنین مأموران به یکی از خواهران او نشانی مشخصی داده و اعلام کرده‌اند که برای پیگیری وضعیت برادرش می‌تواند روز بعد به آن محل مراجعه کند. با این حال، صبح روز چهارم فروردین، خانواده با مراجعه به آدرس اعلام‌شده، با ساختمانی آسیب‌دیده و خالی از سکنه مواجه شده‌اند که تنها چند سرباز از آن محافظت می‌کردند.

ایزد آقابیگی متولد ۱۰ مهر ۱۳۴۹ و پدر دو فرزند است.

ostovar.jpgآینده ایران

چه کسی سرنوشت جمهوری اسلامی را تعیین خواهد کرد؟

افشان اوستوار، فارن افرز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

پس از مرگ علی خامنه‌ای، مسئله اصلی دیگر «چه اتفاقی افتاده» نیست بلکه این است که چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت و مسیر آینده ایران را تعیین می‌کند. به‌عبارت دیگر، آینده ایران نه به یک عامل، بلکه به رقابت میان چند نیروی کلیدی وابسته است.

نخستین و قدرتمندترین بازیگر، سپاه پاسداران است. این نهاد نه‌فقط یک نیروی نظامی، بلکه شبکه‌ای از قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی است که توانایی تحمیل اراده خود را دارد. بسیاری از تحلیل‌ها تأکید می‌کنند که حتی پس از حذف رهبر، این ساختار همچنان پابرجاست و «ستون بقای نظام» محسوب می‌شود.

اگر سپاه بتواند کنترل کامل را تثبیت کند، آینده ایران به‌سمت یک نظام اقتدارگرای نظامی با پوشش مذهبی خواهد رفت نظامی که در آن تقابل خارجی، سرکوب داخلی و اولویت دادن به امنیت، جای هرگونه اصلاح واقعی را می‌گیرد.

در مقابل، جریان دوم یعنی عملگرایان و اصلاح‌طلبان حکومتی قرار دارند. این گروه فاقد قدرت نظامی است، اما از تجربه اداره کشور و درک بحران‌های اقتصادی برخوردار است. آن‌ها می‌توانند مسیر متفاوتی پیشنهاد دهند: کاهش تنش خارجی، معامله بر سر پرونده هسته‌ای و تلاش برای احیای اقتصاد. اما مشکل اصلی آن‌ها این است که هم ابزار قدرت ندارند و هم اعتماد عمومی را تا حد زیادی از دست داده‌اند.

سومین عامل تعیین‌کننده، خود ساختار درونی حکومت است یعنی رقابت میان نخبگان. پس از خامنه‌ای، دیگر شخصی با همان سطح اقتدار وجود ندارد که تعادل میان جناح‌ها را حفظ کند. این خلأ می‌تواند به چنددستگی در رأس قدرت منجر شود؛ جایی که سپاه، روحانیت، سیاستمداران و شبکه‌های اقتصادی هرکدام تلاش می‌کنند سهم بیشتری از قدرت را به دست آورند. نتیجه این رقابت می‌تواند یا تثبیت یک بلوک مسلط (احتمالاً سپاه) باشد یا یک دوره بی‌ثباتی درونی.

اما شاید مهم‌ترین و در عین حال نامطمئن‌ترین عامل، مردم ایران باشند. جامعه‌ای که طی سال‌های اخیر بارها اعتراض کرده، اما هیچ‌گاه نماینده واقعی در ساختار قدرت نداشته است. اگر نارضایتی اقتصادی و اجتماعی به سطحی برسد که اعتصابات گسترده یا اعتراضات فراگیر شکل بگیرد، می‌تواند معادله قدرت را تغییر دهد.

برخی تحلیل‌ها تأکید می‌کنند که آینده ایران در نهایت نه فقط رقابت میان نخبگان، بلکه انتخابی میان «ترس یا کنش» از سوی مردم خواهد بود.

در کنار این عوامل داخلی، بازیگران خارجی نیز بی‌تأثیر نیستند. ایالات متحده، اسرائیل، و حتی چین و روسیه می‌توانند از طریق فشار، حمایت یا معامله، بر مسیر آینده ایران اثر بگذارند. اما برخلاف تصور رایج، هیچ‌یک از این نیروها به‌تنهایی تعیین‌کننده نیستند آن‌ها فقط می‌توانند توازن داخلی را تغییر دهند، نه اینکه جایگزین آن شوند.

در نهایت، پاسخ به پرسش این گزارش ساده اما نگران‌کننده است:

سرنوشت جمهوری اسلامی نه توسط یک فرد، بلکه در نتیجه تقابل چهار نیرو تعیین خواهد شد:

سپاه پاسداران، افراد قدرتمند در ساختار حکومت، جریان‌های عملگرا، و مردم ایران.

با این حال، تعیین‌کننده‌ترین عامل می‌تواند خود مردم ایران باشند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که جامعه حتی زیر شدیدترین فشارها توانایی ابراز نارضایتی و ایجاد تغییر در معادلات قدرت را دارد. اگر بخش‌های مختلف جامعه، از نسل جوان تا گروه‌های صنفی و اقتصادی، بتوانند خواسته‌های مشترک خود را به شکلی هماهنگ و پایدار مطرح کنند، می‌توانند به نیرویی تبدیل شوند که هیچ‌یک از مراکز قدرت نتواند آن را نادیده بگیرد. آینده ایران هنوز نوشته نشده است و این بار، بیش از هر زمان دیگری، امکان آن وجود دارد که این آینده نه صرفاً در اتاق‌های بسته قدرت، بلکه با فشار و خواست مستقیم مردم شکل بگیرد.

panahi.jpgجعفر پناهی با وجود داشتن حکم محکومیت غیابی به یک سال حبس و دو سال ممنوع‌الخروجی حالا به ایران بازگشته است

براساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، جعفر پناهی، کارگردان سینما، سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ از طریق مرز زمینی ترکیه وارد ایران شد.

او با توجه به بسته بودن پروازها، مسیر زمینی را برای بازگشت انتخاب کرد.

پناهی که حدود دو دهه ممنوع‌الخروج بود، پس از فراهم شدن امکان خروج از کشور با فیلم «یک اتفاق ساده» در جشنواره فیلم کن شرکت کرد و نخل طلای کن را دریافت کرد. او همزمان در دو رشته جایزه اسکار نیز نامزد شد.

پناهی پیش‌تر گفته بود: «پس از شرکت در مراسم اسکار، با وجود خطرات احتمالی، به ایران بازخواهم گشت.»

دادگاه انقلاب در آذر ۱۴۰۴ او را به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد.

nofooz.jpgطبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، بحرانی بی‌سابقه در درون حلقه مجتبی خامنه‌ای در حال شکل‌گیری است و برخی اطرافیان نزدیک او به شدت به دنبال حذف علی‌اصغر حجازی، چهره پرنفوذ امنیتی دفتر خامنه‌ای هستند.

ریشه این برخورد حذفی به مخالفت صریح حجازی با جانشینی مجتبی خامنه‌ای بازمی‌گردد؛ حجازی پیش از این به اعضای مجلس خبرگان هشدار داده بود که مجتبی فاقد صلاحیت لازم برای رهبری است و بر اساس تاکیدات شخص علی خامنه‌ای، جانشینی موروثی در حکومت اسلامی غیرقابل قبول است.

طبق اطلاعات رسیده، حجازی تاکید کرده بود که انتخاب مجتبی به معنای تسلیم کامل کشور به سپاه پاسداران و حذف همیشگی نهادهای اداری خواهد بود.

اصغر حجازی یکی از چهره‌های کمتر شناخته‌شده اما بسیار بانفوذ در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران است که سال‌هاست به‌عنوان از مسئولان ارشد «بیت رهبری» فعالیت می‌کند. او معمولاً با عنوان «معاون امنیتی دفتر رهبری» شناخته می‌شود و گفته می‌شود نقش مهمی در هماهنگی میان نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، از جمله وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، ایفا می‌کند. حجازی به‌دلیل فعالیت پشت‌پرده و پرهیز از حضور رسانه‌ای، چهره‌ای مبهم دارد، اما در گزارش‌های مختلف از او به‌عنوان یکی از افراد کلیدی در تصمیم‌سازی‌های امنیتی و کنترل جریان‌های حساس سیاسی در داخل کشور یاد شده است؛ فردی که نفوذش نه از طریق جایگاه رسمی علنی، بلکه از طریق نزدیکی مستقیم به هسته اصلی قدرت تعریف می‌شود.

31.jpgاعتماد آنلاین - وزیر پیشین امور خارجه نوشت: امنیت را نمی‌توان از خارج خرید. پایگاه‌های نظامی خارجی ثبات نمی‌آورند؛ بلکه سکوی آغاز جنگ هستند.

به گزارش خبرآنلاین، محمدجواد ظریف، معاون سابق رئیس جمهوری و بنیانگذار موسسه پژوهشی پایاب، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

یادآوری به همسایگان ما در جنوب خلیج فارس:

امنیت را نمی‌توان از خارج خرید. پایگاه‌های نظامی خارجی ثبات نمی‌آورند؛ بلکه سکوی آغاز جنگ هستند.

در طول ۵۰ سال گذشته، اکثر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس امنیت خود را در برابر ایران برون‌سپاری کرده‌اند:

۱۹۸۰-۱۹۸۸: جنگ صدام حسین علیه ایران را تأمین مالی کردند.

۱۹۸۵: پیشنهاد ایران برای امنیت منطقه‌ای را رد کردند.

۱۹۹۰-۱۹۹۲: پس از آن‌که ایران در دفع تجاوز صدام به کویت به آن‌ها کمک کرد--همان کویتی که تأمین‌کننده اصلی مالی جنگ صدام علیه ایران بود--مسیر تقابل بر سر جزایر ایرانی را برگزیدند.

۲۰۰۱ تا امروز: راهبرد «سرِ مار را قطع کن» را دنبال کردند.

۲۰۱۵: پیمان عدم تعرض پیشنهادی ایران را رد کردند؛ در عوض هزینه استقرار پایگاه‌های آمریکا علیه ایران را پرداختند.

۲۰۱۵ تا امروز: علیه برجام لابی کردند و برای «فشار حداکثری» به‌منظور فقیر کردن مردم ایران و افزایش منافع خود تلاش کردند.

۲۰۱۹: پویش صلح هرمز (ابتکار امید) را رد کردند و از تحریم‌هایی حمایت کردند که عملاً تنگه هرمز را برای ایران مسدود کرد.

امروز: کشورهای شورای همکاری بیش از همه متحدان دیگر به کمک به جنگ ترامپ علیه ایران شتافتند. در عوض، مورد توهین قرار گرفتند و به‌عنوان سپر برای اسرائیل مورد استفاده قرار گرفتند.

ترامپ به‌زودی خواهد رفت، اما ایران برای همیشه خواهد ماند.

امنیت باید برای همه باشد.

7d626edb73aa55c37d6a699b93860a3d24bde3dd.jpegالبته حرف زدن کار خیلی خوبی ست. آدم وقتی حرف می زند ذهن اش شکوفا می شود و همین طوری حرف که می زند ایده های جدید و بکری به سرش می زند که این ایده ها به ذهن هیچ اهل تفکری در جهان نزده است و گوینده اگر یک کوچولو معطل کند، همان حرف بدیع و جدید و دوران ساز، از یاد خودش هم می رود و دیگر امکان بیان آن وجود ندارد. یعنی اگر شما به گوینده دو ثانیه بیشتر فرصت ندهید که آن ایده را مطرح کند، بشریت کلا از آن ایده محروم می ماند و خسارتی عظیم به جامعه ی انسانی وارد می آيد.

از مزیت های حرف زدن و نظر صادر کردن هر چه بگویم کم گفته ام و این نکته ی عجیب را همینجا تا یادم نرفته اضافه کنم که ما ایرانیان که الهی قربون خودامون برم یک استعداد عجیبی در حرف زدن و نظرهای جدید صادر کردن داریم که در کمتر مردمی در جهان قابل مشاهده است.

من از خودم که یکی از متخصصان حرف زدن و فک جنبوندن هستم خیلی تعریف نمی کنم چون ممکنه منو خودخواه فکر کنید که هستم و می خوام جلوه گری کنم ولی چند نمونه براتون میارم که قشنگ متوجه بشید که چرا ما ملت بزرگ تئوری ساز هستیم و روزانه صدها چاقو درست می کنیم که یکی اش هم دسته نداره. اصلا هم فکر نکنید که دارم به خودامون تیکه میندازم و خودامون رو مسخره می کنم و از این حرفا، اصلا و ابدا این طور نیست.

در ادامه ی برنامه کمی به کانت و زندگی و فلسفه ی مسخره ی عقلی اش می پردازیم.
بعد میریم سراغ کثرت گرایی و تکثر و کنگره آزادی ایران که چند روز پیش توو لندن برگزار شد و شخصیت هایی مثل محسن چیریک و مهدیه گلرو و رضا علیجانی و اینا در آن حضور داشتند.
بعد دو تا موشک از بالا سر شما رد میشه که البته اصلا مهم نیست و شما تکثر و کثرت گرایی و کوردستان و تورکستان و لورستان و اینا رو بچسب که از نون شب هم واجب تره بخصوص باید از کاتالان ها و کورسی ها و کبک ی ها استقلال طلبی رو یاد بگیریم....

با ما همراه باشید....

jdv.jpgترامپ بی‌صبر و کم‌تحمل شده است

یک مقام آگاه به رویترز گفته که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحده تا روز سه‌شنبه با واسطه‌هایی از پاکستان درباره درگیری ایران در ارتباط بوده است. این منبع به رویترز گفت که ونس به دستور دونالد ترامپ، به‌طور خصوصی [به طرف ایرانی] پیام داده که ترامپ در صورتی که خواسته‌های مشخص‌ او برآورده شود، از جمله بازگشایی تنگه هرمز، آماده آتش‌بس است.

ونس همچنین گفته ترامپ بی‌صبر و کم‌تحمل شده است و هشدار داده که اگر تهران با یک توافق موافقت نکند، فشار بر زیرساخت‌های ایران افزایش خواهد یافت. این منبع افزود که پاکستان به عنوان میانجی بین ایالات متحده و ایران عمل کرده است.

ترامپ به رویترز: خیلی زود از ایران خارج می‌شویم، اورانیوم‌شان را ماهواره‌ای رصد خواهیم کرد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز گفت ایالات متحده «خیلی زود از ایران خارج خواهد شد» و در صورت لزوم می‌تواند برای «حملات هدفمند» دوباره بازگردد.

او درباره اورانیوم غنی‌شده‌ای که هنوز در اختیار جمهوری اسلامی است گفته «آن‌قدر در عمق زمین است که برای من اهمیتی ندارد.» و تاکید کرده که «ما همیشه آن را با ماهواره زیر نظر خواهیم داشت.»

ترامپ در یک گفت‌وگوی تلفنی با رویترز گفت بخشی از سخنرانی او به ابراز نارضایتی شدیدش از ناتو اختصاص خواهد داشت، زیرا به گفته او این ائتلاف از اهداف آمریکا در ایران حمایت نکرده است. او گفت «کاملا» در حال بررسی تلاش برای خروج آمریکا از ناتو است؛ سازمانی که پیمان آن در سال ۱۹۴۹ توسط سنای آمریکا تصویب شد.

ترامپ گفت: «وقتی به آن‌ها نیاز داشتیم، دوست ما نبودند. ما هیچ‌وقت چیز زیادی از آن‌ها نخواستیم... این یک خیابان یک‌طرفه است.»

وقتی از ترامپ پرسیده شد چه زمانی آمریکا جنگ با ایران را پایان‌یافته تلقی می‌کند، او گفت: «نمی‌توانم دقیق بگویم... ما خیلی زود خارج خواهیم شد.»

31.jpgنشانه فاصله‌گرفتن یک کارگردان سرشناس از هنر و نزدیک‌شدن به ادبیات رسمی قدرت

فرارو - مجید مجیدی -کارگردان سینما متنی خطاب به وزارت امورخارجه و شورای عالی امنیت ملی نوشت:

«به وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی پیشنهاد جدی دارم که در آخرین بند شروط ایران برای پایان جنگ گنجانده شود تحویل رضاپهلوی به ایران تا بلکه آرزویش برآورده شود، به اضافه کلیه اموالی که از ایران به سرقت برده‌اند.»

Sepideh_Hajjami.jpgکودکان ایران؛ هیزمِ آتشِ بقای استبداد
مرگ جان‌گداز علیرضا جعفری، دانش‌آموز ۱۱ ساله‌ای که در ایست‌بازرسی اتوبان ارتش و تحت عنوان «حین خدمت» قربانی شد، بار دیگر پرده از استراتژی هولناک «کشته‌سازی از کودکان» توسط جمهوری اسلامی برداشت. اعتراف به حضور این کودک در یک منطقه نظامی به دلیل «کمبود نیرو»، تکرارِ تاریخ سیاهی است که با فرستادن دانش‌آموزان به میدان‌های مین در جنگ ایران و عراق آغاز شد.
جمهوری اسلامی سال‌هاست که بقای خود را در گروِ بهره‌کشی از ناآگاهی و معصومیت کودکان جسته است. از افسانه‌پردازی پیرامون شخصیت‌هایی چون حسین فهمیده برای تهییج نوجوانان و کشاندن آن‌ها به مسلخ، تا امروز که دانش‌آموز کلاس پنجم را به عنوان سپر انسانی در برابر حملات پهپادی قرار می‌دهد؛ ماشینِ جنگیِ نظام همچنان از گوشت و پوست کودکان تغذیه می‌کند.
ks.jpg
تناقضِ وقیحانه اینجاست: حکومتی که هر روز برای کودکان غزه اشک تمساح می‌ریزد و شعار «دلسوزی برای طفلان» سر می‌دهد، در داخل مرزهای خود، کودکان ایرانی را یا مانند علیرضا جعفری‌ها «سپر بلا» می‌کند و یا مانند کیان پیرفلک‌ها به ضرب مستقیم گلوله می‌کشد. برای این ساختار، کودک سرباز نه یک جنایت جنگی، بلکه ابزاری ارزان برای جبرانِ استیصال در تامین نیروی انسانی و مشروعیت‌بخشی به پایگاه‌های نظامی‌اش است.
علیرضا جعفری، قربانیِ حکومتی ایدئولوژیک شد که «حقِ زندگی» را فدای «حفظ نظام» می‌کند. استفاده سیستماتیک از نوجوانان در ماموریت‌های رزمی، نشان‌دهنده سقوط اخلاقی رژیمی است که برای چند روز بیشتر ماندن، ابایی از تبدیل کردن حیاط مدرسه به پادگان و دانش‌آموز به سرباز ندارد...
سپیده حجامی
.

sunLion.jpgبخش اول: تحلیل انقلاب ۵۷

در انقلاب ۵۷ سه گروه اصلی فعالیت داشتند:

۱ گروه موسوم به چپ، آرمان این گروه برابری و رسیدن به دیکتاتوری پرولتاریا بوده و هست، آرمانی اتوپیایی یا ناکجاآبادی و مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه که با شناختی غلط از انسان و جامعه انسانی نتیجه‌ای نداشت، جز برابری در فلاکت. برای ایشان میهن معنایی جز نظام کمونیست ندارد.

۲- مذهبیون شیعه که آنها نیز آرمانی مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه به نام نظام علوی و عدالت علی را طرح می‌کردند و نتیجه‌ی آن، بدترین نوع حکومت، یعنی توتالیتاریسم مذهبی شد، برای این گروه نیز وطن همان امت اسلامی شیعی است.

۳- گروه موسوم به جبهه ملی، این گروه که نسبت به دو گروه قبلی معتدل‌تر بودند و طرفدار دموکراسی و حتی سکولاریسم بودند اما بدون توجه به ظرف زمان و مکان و شرایط اجتماعی، نظام حاکم را با ایده‌آل‌های نظری خود که آن هم مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه بود مقایسه می‌کردند، پس آنها هم در تحلیلی غیرواقع‌گرایانه به سر می‌بردند، چرا که طرح آرمان بدون توجه به شرایط، ایده‌آل‌گرایی صرف است و تحلیل غیرواقع‌گرایانه ایجاد می‌کند.

البته گروهک دیگری هم بودند به نام مجاهدین خلق، که ترکیبی از چپ و شیعه بود، یعنی تحلیلی غیرواقع‌گرایانه در تحلیلی غیرواقع‌گرایانه.

پس انقلاب ۵۷ محصول سه نگاه آرمان‌گرایانه بزرگ بود.

اگر دقت کنیم، اکنون هم همین سه گروه اصلی و آن گروهک هستند که در مقابل خیزش و انقلاب اجتماعی و سیاسی ملت ایران قرار گرفته‌اند. البته یک گروه جدیدی بعد از انقلاب به وجود آمد به نام ملی مذهبی که ریشه‌های فکری آنها نیز ترکیبی از گروه شیعه و جبهه ملی است که اگرچه قبل از انقلاب ۵۷ هم بودند ولی بعد از انقلاب هویت رسمی یافتند.

Gileh_Mard.jpgمیهن ما متأسفانه در آتش و خون غرق شده و شبانه‌روز می‌سوزد و خاکستر می‌شود.

من وقتی این ویرانگری‌های دلخراش میهن‌مان را می‌بینم، در کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریخ قدمی می‌زنم و می‌بینم این نخستین بار نیست که سرزمین ما این‌گونه مورد ویرانگری قرار گرفته، بلکه بارها و بارها این فلات سوخته و تفته و خونین ویران شده، اما هر بار همچون ققنوس از خاکستر خود برخاسته و دوباره جان گرفته و زندگانی نوینی را آغاز کرده است.

اگر بخواهیم این رویدادهای تلخ و دردناک را با معیار ویرانی فراگیر ساختارهای سیاسی، اقتصادی و جمعیتی بررسی کنیم، می‌توان گفت ایران هفت بار دچار گسست‌های ویرانگر شده و این گسست‌ها گاهی علاوه بر ویرانی‌ها، به «گسست تمدنی» نیز انجامیده است.

حمله اسکندر مقدونی در قرن چهارم پیش از میلاد، به سقوط کامل نظم هخامنشی و تغییر ساختار قدرت و آتش زدن تخت جمشید و یک گسست تمدنی انجامید.

این نخستین فروپاشی امپراتوری در تاریخ ایران بود.

فروپاشی امپراتوری ساسانی در قرن هفتم میلادی و شکست ایرانیان در جنگ قادسیه، به دگرگونی عمیق دینی و زبانی و فرهنگی و تمدنی منجر شد و بخش بزرگی از نظام اداری و اشرافی ساسانی نابود شد.

حمله مغولان در قرن سیزدهم میلادی، علاوه بر تخریب شهرهای بزرگی چون نیشابور و مرو و ری و اصفهان و قتل‌عام گسترده مردمان، به کاهش شدید جمعیت و فروپاشی سیستم زراعتی و بازرگانی و شبکه‌های آبیاری انجامید و به شهادت عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا: «شهری که صد هزار کس داشت، بیش از صد کس نماند.»

بقول کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی:

assadi.jpgگزارشی تکان‌دهنده از وضعیت زندان اوین و فریادی فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی؛ توقف اعدام‌ها و اقدام جهانی پیش از وقوع یک فاجعه انسانی
بهروز اسدی، فعال حقوق بشر و سخنگوی انجمن «زن زندگی آزادی» در آلمان، در گزارشی تفصیلی از وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی، از شرایطی بحرانی و غیرانسانی در زندان اوین پرده برداشته است؛ شرایطی که جان زندانیان را به‌طور جدی تهدید می‌کند.
بر اساس این گزارش، زندانیان سیاسی و عقیدتی که خود قربانی سرکوب ساختاری، بی‌قانونی و اتهامات واهی هستند، اکنون با خطری مضاعف مواجه‌اند؛ از یک‌سو نقض سیستماتیک حقوق بنیادین و از سوی دیگر تهدیدات ناشی از شرایط جنگی، در حالی که هیچ پناه و امکان حفاظتی برای آنان وجود ندارد.
در این گزارش تأکید شده است که عدم دسترسی به خدمات درمانی مناسب، محدودیت‌های شدید در ارتباط با خانواده و نگهداری در شرایط سخت و ناایمن، وضعیت زندانیان را به مرحله‌ای کاملاً بحرانی رسانده است. در زندان اوین، رسیدگی پزشکی تنها زمانی انجام می‌شود که جان زندانی به‌شدت در خطر باشد و انتقال او به‌صورت اورژانسی و با برانکارد صورت گیرد. با این حال، امکانات موجود به‌هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای اولیه درمانی نیست.
همزمان، گزارش‌هایی از افزایش بازداشت‌ها، تشدید فشارهای امنیتی و بازگرداندن برخی زندانیان به صف اجرای احکام اعدام منتشر شده است. بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی تحت فشارهای چندجانبه از جمله تهدید به اعدام، شکنجه و اجبار به اعتراف قرار دارند؛ آن هم در محیطی کاملاً بسته و ایزوله که آنان را از هرگونه ارتباط مؤثر با جهان بیرون و حتی خانواده‌هایشان محروم کرده است.
در این میان، خانواده‌های زندانیان نیز به ابزار فشار تبدیل شده‌اند و تحت تهدید، ارعاب و محدودیت قرار دارند؛ به‌گونه‌ای که امکان حمایت مؤثر از عزیزانشان از آنان سلب شده و خود نیز در چرخه‌ای از فشار و کنترل گرفتار شده‌اند.

nbcrt.jpgپیش‌زمینه تاریخی: پایان جنگ جهانی دوم و دادگاه نورنبرگ

جنگ جهانی دوم در تاریخ هشتم ماه می ۱۹۴۵ با تسلیم آلمان در اروپا و در دوم دسامبر ۱۹۴۵ با تسلیم ژاپن رسماً در جهان پایان رسید. جنگ را حکومت نازی‌ها در آلمان شروع کرد، ۱۲ سال طول کشید. ۶۰ میلیون انسان کشته شدند؛ تنها در هولوکاست ۶ میلیون یهودی و میلیون‌ها انسان غیرنظامی دیگر جان باختند، همچنین ۴ میلیون نظامی آلمانی کشته شدند و ویرانی‌های عظیمی به‌جا ماند. قدرت‌های پیروز جنگ، «متفقین»، شامل اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا، انگلیس و فرانسه بودند.

دادگاه بین‌المللی نورنبرگ

پس از پیروزی و تقسیم کشور آلمان به چهار منطقه اشغالی، کارشناسان حقوقی قدرت‌های پیروز در تابستان ۱۹۴۵ در لندن گرد هم آمدند تا درباره تأسیس یک «دادگاه بین‌المللی» تصمیم‌گیری کنند. هدف، ایجاد چارچوبی حقوقی برای پیگرد «مقامات برجسته نازی» به جرم «جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت» بود (توافقنامه چهار قدرت لندن، ۸ اوت ۱۹۴۵).

این دادگاه بعدها پیش‌درآمدی برای دادگاه کیفری بین‌المللی در لاهه محسوب شد.

nblarge.jpgضرورت تأسیس دادگاه نظامی بین‌المللی (IMT)

متفقین برای جلوگیری از اعدام‌های بدون محاکمه و اقدامات انتقام‌جویانه، و همچنین جلوگیری از فرار متهمان، خواستار تأسیس دادگاه شدند. با این حال، برخی از متهمان سال‌ها بعد دستگیر شدند؛ از جمله آدولف آیشمن که در سال ۱۹۶۰ در آرژانتین بازداشت و در ۱۹۶۱ محاکمه شد.

روند محاکمات نورنبرگ

محاکمات نورنبرگ مهم‌ترین بخش برنامه مجازات رهبران نازی بود. این محاکمات از نوامبر ۱۹۴۵ تا آوریل ۱۹۴۹ برگزار شد. در مجموع ۲۰۹ نفر از سیاستمداران، نظامیان و فعالان اقتصادی محاکمه شدند.

چهار اتهام اصلی عبارت بودند از:
● توطئه برای آغاز جنگ تجاوزکارانه
● جنایات علیه صلح
● جنایات جنگی
● جنایات علیه بشریت

در نهایت ۱۲ حکم اعدام، ۷ حکم حبس طولانی و ۳ تبرئه صادر شد. این دادگاه نقطه عطفی در حقوق کیفری بین‌المللی بود.

ازدواج عرازشه در اوج جنگ

| No Comments

Mehran_Rafiei.jpg

بهار آمد ولی سوری بپا نیست

که از کشتارِ دی جز غم بجا نیست

:

نشسته مادری در کنجِ ایوان

ببافد جامه ای با چشم گریان

;

کبوتر می رمد از بالِ پهپاد

بنالد مرغِ شب از دردِ بیداد

:

نسیم آرد ز برزن بویِ باروت

نشانَد دوده ها بر شاخهِ توت

:

شقایق گوید از شب هایِ خونبار

سپیدار از طناب و حلقه دار

:

نخواند عاشقی در کوچه آواز

نه چشمِ نرگسی با کس کُند ناز

:

بِگردد کرکسی بر بام خانه

که مُرداری بَرَد تا آشیانه

:

مُرادِ واعظان جز مرگِ ما نیست

به هر سو بنگری خونابه جاری است

:

اگر مهلت دهد اهریمنِ جنگ

بهاران می برد غم از دلِ تنگ

:

111.jpgبرترین ها - خبرگزاری فارس این یادداشت را به نقل از بابک زنجانی منتشر کرده است: در دنیای امروز، زبان سیاست اغلب با قدرت، فشار و رویارویی شکل می‌گیرد. با این حال، زبان اقتصاد، زبان منافع مشترک بین ملت‌ها است٫ زبانی که قادر به هموار کردن راه برای درک متقابل، رشد پایدار و ثبات پایدار است.‌

من قاطعانه معتقدم که در هر کشوری، بخش خصوصی و کارآفرینان هستند که می‌توانند پل‌های اقتصادی بسازند، گفتگو را برای سیاست‌گذاران تسهیل کنند و پایه و اساس پیشرفت مشترک و منافع متقابل بین ملت‌ها را بنا نهند.‌در بحبوحه درگیری‌های تحمیلی و تنش‌های فزاینده، مردم شریف و مقاوم ایران سختی‌های قابل توجهی را تحمل کرده‌اند و البته محکم ایستاده‌اند؛ همانطور که سایر ملت‌های منطقه نیز از پیامدهای چنین تنش‌هایی رنج برده‌اند. ‌در زمانی که گفتمان سیاسی در هر دو طرف به طور فزاینده‌ای به سمت تشدید و رویارویی سوق داده می‌شود، بخش خصوصی برای کمک به میدان می‌آید لذا از همکار اقتصادی خود، آقای ایلان ماسک (⁦ ‎@elonmusk⁩)، دعوت می‌کنم تا با همکاری و هم‌افزایی سازنده، همانند تصمیم ما به ایجاد بستری کمک کند که از طریق آن سیاست‌گذاران دو کشور بتوانند به گفتگو، درک متقابل و صلح نزدیک‌تر شوند.‌

مردم ایران ملتی بزرگ، توانمند و صلح‌طلب هستند که می‌توانند در کنار همه ملت‌های ضعیف و قوی جهان بایستند و از طریق یک زبان مشترک - زبان توسعه، نوآوری و اقتصاد - به سوی آینده‌ای روشن‌تر حرکت کنند.‌از طرف هلدینگ دات وان و به عنوان بخش کوچکی از بخش خصوصی ایران، بدینوسیله آمادگی خود را برای استفاده از تمام ظرفیت‌های مالی، اقتصادی و عملیاتی موجود برای کمک به نزدیک‌تر کردن دیدگاه سیاست‌گذاران دو طرف ابراز می‌کنم.

امیدواریم که شما نیز رویکردی متقابل اتخاذ کنید و در این مسیر به ما بپیوندید تا با هم بتوانیم آینده‌ای مبتنی بر صلح، ثبات و همکاری را برای منطقه و جهان رقم بزنیم.‌زیرا پایان همه جنگ‌ها صلح است - و این مردم هستند که بیشترین هزینه این درگیری‌ها را متحمل می‌شوند.‌ایران کشوری است که مردم آن هرگز آغازگر جنگ نبوده‌اند، اما همواره در برابر هر نوع تجاوزی محکم ایستاده‌اند و همچنان محکم ترخواهند‌ایستاد.‌با این وجود، ما معتقدیم که از طریق همکاری و هم افزایی مشترک، می‌توانیم دیدگاه صلح‌محور را در میان سیاست‌گذاران تقویت کنیم و آن را به زبانی مشترک تبدیل کنیم.‌و از کشور دوست ، تاجیکستان درخواست کنیم به عنوان محل میانجی‌گری صلح و‌گفتگو دو کشور ما را همراهی کند و ما برای نزدیک کردن دیدگاههای سیاستمدارن خود تلاش کنیم و آینده‌ای درخشان برای ملت‌هایمان بسازیم.‌

با احترام،‌بابک زنجانی

tweet.jpgmolarge.jpg

pastorbbc.jpgبی بی سی - حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت ایران با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس گفته است که بخش‌هایی از انستیتو پاستور در حملات اسرائیل و آمریکا دچار آسیب جدی شده است.

او دراین پست با اشاره به این که این انستیتو در سال ۱۲۹۹ تاسیس شده گفته است که انستیتو پاستور بیش از یک قرن در خط مقدم مبارزه با بیماری‌های عفونی مانند وبا، هاری، سل، هپاتیت، تب‌های خونریزی‌دهنده و کووید-۱۹ بوده است.

آقای کرمانپورافزوده: «آسیب به زیرساخت‌های علمی و بهداشتی، تنها یک خسارت ملی نیست؛ تهدیدی برای امنیت سلامت جهانی است.»

او از سازمان بهداشت جهانی و صلیب سرخ جهانی خواسته است که «این حمله را محکوم کنند، خسارات را ارزیابی کنند و از بازسازی حمایت کنند.»

اسرائیل و آمریکا از زمان شروع حملات به ایران در بیش از یک ماه گذشته شماری از بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و اورژانسی را هدف حملات قرار داده‌اند.

pastorL.jpg

***

خبرنامهٔ گویا در رویکردی مشابه با شیوهٔ راستی‌آزمایی BBC Verify، از "چت جی پی تی" خواست تا دقت و نحوهٔ بیان این گزارش منتشرشده توسط بی‌بی‌سی فارسی را ارزیابی کند. پرسشی که مطرح شد این بود: «آیا این گزارش بی‌بی‌سی فارسی صحیح است؟ نادرست است؟ گمراه‌کننده است؟ توضیح دهید

پاسخ چت جی بی تی:

با توجه به اینکه گزارش شامل تصاویر منتشرشده توسط حسین کرمانپور است که ظاهراً خسارت قابل‌توجهی را نشان می‌دهند، ارزیابی دقیق این گزارش به شکل زیر است:

🔹 بخش‌های قابل اتکا

  • نقل‌قول از مقام رسمی (حسین کرمانپور) به‌درستی به‌عنوان منبع ادعا مطرح شده است.
  • تصاویر منتشرشده، اگر اصالت آن‌ها پذیرفته شود، نشان می‌دهند که نوعی خسارت واقعی به بخش‌هایی از انستیتو پاستور ایران وارد شده است.

👉 در نتیجه، اصل وقوع «آسیب» را می‌توان محتمل و تا حدی مستند دانست در حد همان شواهد تصویری ارائه‌شده.

🔸 محدودیت‌ها و ابهامات

با وجود تصاویر، چند نکته مهم همچنان نامشخص است:

  • تصاویر توسط یک طرف درگیر منتشر شده‌اند، نه منابع بی‌طرف یا مستقل
  • تأیید نشده که:
    • محل دقیق تصاویر بدون تردید داخل انستیتو است
    • زمان ثبت تصاویر دقیقاً مربوط به همان حمله است
    • میزان واقعی خسارت چه سطحی دارد (جزئی، متوسط یا گسترده)

👉 بنابراین گزارش از نظر استاندارد حرفه‌ای، همچنان فاقد راستی‌آزمایی مستقل است.

⚠️ بخش‌های گمراه‌کننده

  • گزارش از یک مورد دارای تصویر، به یک گزاره کلی می‌رسد:
    «هدف قرار دادن مراکز درمانی توسط اسرائیل و آمریکا»

❗ این تعمیم:

  • بدون ارائه شواهد گسترده یا نمونه‌های تأییدشده متعدد مطرح شده
  • میان «یک نمونه خاص» و «یک الگوی کلی» تمایز قائل نمی‌شود

👉 این نوع بیان می‌تواند برداشت مخاطب را فراتر از شواهد موجود هدایت کند.

🧠 جمع‌بندی نهایی

  • ✔️ وجود خسارت: محتمل و تا حدی مستند (بر اساس تصاویر)
  • ⚠️ جزئیات و ابعاد: نامشخص و تأییدنشده مستقل
  • ❗ تعمیم‌سازی کلی: گمراه‌کننده

📌 نتیجه:
👉 این گزارش ترکیبی است از شواهد اولیه قابل توجه و در عین حال نتیجه‌گیری‌هایی که فراتر از همان شواهد می‌روند؛ و بدون تأیید مستقل، نمی‌توان آن را کاملاً دقیق دانست.

***

در همین زمینه: شیرینکاری دوباره بی بی سی فارسی + راستی‌آزمایی چت جی پی تی!

***

001.jpg

***

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نمای نزدیکی از حمله به مقر حکومت در بهارستان اصفهان و انفجار بزرگ پس از آن را نشان می‌دهد که روز چهارشنبه ۱۲ فروردین رخ داد.

یک شهروند ویدیویی از ادامه انفجارهای ناشی از حملات در عصر و شب اصفهان در چهارشنبه ۱۲ فروردین به ایران اینترنشنال ارسال کرده است.

انفجارهای مهیب ثانویه در سایت موشکی ۱۵ خرداد بهارستان - اصفهان

خبرنامه گویا - منطقه بهارستان اصفهان در مجاورت برخی زیرساخت‌های حساس مرتبط با سامانه‌های موشکی از جمله «سایت موشکی ۱۵ خرداد» قرار دارد؛ این عنوان معمولاً به مجموعه‌ای از تأسیسات پدافندی و موشکی مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اطلاق می‌شود که می‌تواند شامل سامانه‌های دفاع هوایی، انبارهای موشکی یا مراکز پشتیبانی لجستیکی باشد. چنین پایگاه‌هایی معمولاً نقش کلیدی در حفاظت از تأسیسات استراتژیک، نگهداری تجهیزات حساس و پشتیبانی از عملیات‌های موشکی و پدافندی ایفا می‌کنند.

***

خبرنامهٔ گویا در رویکردی مشابه با شیوهٔ راستی‌آزمایی BBC Verify، از "چت جی پی تی" خواست تا دقت و نحوهٔ بیان یک تیتر منتشرشده توسط بی‌بی‌سی فارسی را ارزیابی کند. پرسشی که مطرح شد این بود: «آیا این تیتر بی‌بی‌سی فارسی صحیح است؟ نادرست است؟ گمراه‌کننده است؟ توضیح دهید.»

bbclarge.jpgپاسخ چت جی بی تی:

این تیتر بی‌بی‌سی فارسی را می‌توان از سه زاویه بررسی کرد: «صحت»، «دقت» و «میزان گمراه‌کنندگی».

از نظر صحت (صحیح/نادرست):
اگر واقعاً سفارت روسیه در تهران چنین بیانیه‌ای منتشر کرده باشد، بخش اول تیتر («روسیه ... را محکوم کرد») در اصل صحیح است. همچنین اشاره به آسیب‌دیدن کلیسای ارتدوکس سنت نیکلاس هم با متن بیانیه هم‌خوانی دارد. پس از نظر پایه‌ای، خبر جعلی یا نادرست نیست.

از نظر دقت (دقیق/نادقیق):

مشکل اصلی اینجاست. در متن خبر گفته شده:

  • «دو حمله در نزدیکی کلیسا انجام شد»
  • نه اینکه خود کلیسا هدف مستقیم حمله بوده باشد

اما تیتر با عبارت «حمله هوایی به کلیسای ارتدوکس» این برداشت را ایجاد می‌کند که کلیسا هدف مستقیم بوده است. این یک اغراق یا ساده‌سازی جهت‌دار است، چون تفاوت مهمی بین «حمله به نزدیکی یک ساختمان» و «حمله به خود آن ساختمان» وجود دارد.

از نظر گمراه‌کنندگی:

تیتر تا حدی گمراه‌کننده است، چون:

  • خواننده را به سمت این برداشت می‌برد که یک مکان مذهبی (کلیسا) عمداً هدف قرار گرفته
  • در حالی که متن خبر چنین چیزی را تأیید نمی‌کند و فقط از «آسیب در اثر حملات نزدیک» صحبت می‌کند

این نوع تیتر می‌تواند بار احساسی و سیاسی بیشتری ایجاد کند، به‌ویژه با توجه به حساسیت حمله به اماکن مذهبی.

جمع‌بندی:

  • صحیح: از نظر نقل موضع روسیه ✔️
  • نادقیق: در توصیف ماهیت حمله ⚠️
  • تا حدی گمراه‌کننده: بله، چون «نزدیکی» را به «هدف قرار دادن» تبدیل کرده ❗️

اگر بخواهیم تیتر دقیق‌تر باشد، چیزی شبیه این بهتر بود:

روسیه آسیب دیدن کلیسای ارتدوکس در تهران را که در اثر حملات در نزدیکی آن رخ داده، محکوم کرد.

پوشش همین خبر توسط رسانهٔ «فرارو» (در داخل کشور)

fararu.jpg

ایران اینترنشنال - در بخشی از یک برنامه صداوسیمای جمهوری اسلامی، محمدجعفر خسروی، مجری، با تایید مخفی شدن مقام‌های حکومت در خانه‌های امن میان شهروندان عادی، از مردم می‌خواهد که در صورت دیدن آن‌ها، محل اختفا را افشا نکنند در غیر این صورت «تمامه» و هدف قرار خواهند گرفت.

ویدیوی دریافتی: لحظه انفجار حمله به 'پادگان ۱۵ خرداد در جنوب اصفهان (سایت موشکی سپاه) ساعت ۱۸:۲۷' چهارشنبه ۱۲ فروردین

حضور عباس جدیدی، قهرمان سابق کشتی با سابقه جنجالی دوپینگ، در یکی از ایست‌های بازرسی بسیج خبرساز شد. تصویری که برای بسیاری، نمادی از پیوند ورزشکاران حکومتی با ساختارهای امنیتی تلقی می‌شود.

Untitled-6.jpg

tb.jpgتونی بلر - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

اگر حمله‌ی آتش‌افروزانه به چهار آمبولانس متعلق به یک نهاد خیریه یهودی در لندن در هفته گذشته یک مورد استثنایی بود، به‌خودی‌خود هم بسیار نگران‌کننده بود. اما متأسفانه این‌طور نیست. این حادثه بخشی از یک الگوی گسترده‌تر در بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی است.

سال گذشته در بریتانیا بیش از ۳۷۰۰ مورد یهودستیزی ثبت شد؛ از جمله افزایش قابل‌توجه حملات به افراد یهودیِ قابل تشخیص در انظار عمومی و چهره‌های شناخته‌شده، از جمله حمله به یک کنیسه در منچستر در ماه اکتبر.

کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، اسپانیا و هلند نیز پس از حمله تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل، شاهد افزایش مشابهی در حملات و حوادث یهودستیزانه بوده‌اند.

پس از هر حادثه بزرگ، رهبران سیاسی به‌طور تشریفاتی آن را محکوم می‌کنند. اما این حرف‌ها مانع ادامه حملات نشده است.

یهودستیزی پدیده‌ای تازه نیست؛ اما امروز این پدیده شکل‌های جدیدی به خود گرفته هم در راست و هم در چپ. نسخه چپ‌گرای آن، به‌ویژه، تحولی خطرناک و نسبتاً جدید در سیاست‌های مترقی است: ائتلاف با جریان‌های اسلام‌گرا.

رنج مردم غزه، مرگ و ویرانی، واقعیتی انکارناپذیر است. نقد تاکتیک‌های جنگی اسرائیل کاملاً مشروع است و بسیاری از یهودیان نیز همین نقدها را مطرح می‌کنند.

اما چنین نقدی زمانی مشروع است که همزمان تروریسم ۷ اکتبر را نیز محکوم کند. نمی‌توان وانمود کرد که اسرائیل با تهدید جدی تروریستی از سوی حماس، جهاد اسلامی فلسطین، حزب‌الله، جمهوری اسلامی ایران و گروه‌های دیگری که حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند، مواجه نیست.

نمی‌توان نسبت به محدودیت‌های ورود و خروج کالا به غزه اعتراض کرد، بدون اشاره به دلیل این محدودیت‌ها: نگرانی اسرائیل از استفاده این امکانات برای ساخت زیرساخت‌های تروریستی همان‌طور که صدها کیلومتر تونل زیر غزه نشان می‌دهد.

About this Archive

This page is an archive of entries from April 2026 listed from newest to oldest.

March 2026 is the previous archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.