June 2017 Archives

العربیه - سعید قاسمی از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، در سخنانی، حسن روحانی رئیس جمهوری این کشور را به خوردن مشروبات الکلی و مست بودن هنگام سخنرانی متهم کرد. تاریخ این سخنان مشخص نشده است اما عبدالله رمضان زاده فعال سیاسی اصلاح طلب ایرانی و سخنگوی دولت محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق ایران، پنجشنبه 29 ژوئن با انتشار ویدیوی سخنرانی قاسمی از دادستانی خواست «پی‌گیر توهین به رئیس جمهوری شود». رمضان زاده در صفحات خود در شبکه‌های اجتماعی نوشته است: «دادستان کجایی؟ ببینید به رئیس جمهوری چه نسبتی می‌دهد!»

در ویدیوی منتشره، قاسمی با اشاره به فعالیت‌های روحانی در کمپین انتخاباتی خود، او را به «مزخرف گویی» متهم کرد و گفت که رئیس جمهوری ایران گفته «من بندرعباس را به مسکو متصل می‌کنم».

سعید قاسمی با بیان این‌که ممکن است برای این سخنان محاکمه شود، با اشاره به سخنان روحانی گفت: «زیادی زده بود، دلستر الکلش بالا بود.. مقصر نبود»

سعید قاسمی از چهره‌های اصولگرای تند در ایران به شمار می‌آید. او بارها در سخنرانی‌های خود به چهره‌های اصلاح طلب و میانه‌رو در ایران، حمله کرده است. حملات لفظی او به اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام و خانواده‌اش، بسیار خبرساز شده بود.

v125ffju57C_small.jpgصدای آمریکا - مسئولان مرزی و گمرکی آمریکا در اجرای نسخه فرمان منع مهاجرت که به تایید دیوان عالی رسیده نقش اصلی را بازی می کنند. این ماموران که در فرودگاه ها و معابر مرزی با اونیفرم آبی مدارک مسافران ورودی به آمریکا را کنترل می کنند.

پیشتر در ماه فوریه و صدور فرمان اولیه اجرایی ترامپ در منع مسافرت، این ماموران کنترل مرز و گمرک دچار سردرگمی شده و بسیاری از مسافران دارای ویزای آمریکا را راه نداده بودند، هرچند این افراد بعدا توانستند وارد آمریکا شوند.

این قانون در مورد شهروندان ایران، سوریه، یمن، لیبی، سودان و سومالی اعمال می شود.

خبرگزاری آسوشیتدپرس می گوید قانون فوق بیش از همه فرودگاه ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد و اتباع شش کشور تحت تاثیر آن عمدتا از فرودگاه های نیویورک، میامی، لس آنجلس و سانفرانسیسکو وارد آمریکا می شوند.

ویزاهایی که تاکنون صادر شده اند تحت تاثیر قرار نمی گیرند اما وزارت خارجه دستورالعمل جدیدی صادر کرده که می گوید متقاضیان ویزا از شش کشور مورد نظر باید رابطه نزدیک خویشاوندی با فردی در آمریکا را ثابت کنند. این رابطه شامل والدین، فرزند، همسر، داماد و عروس، و یا خواهر و برادر می شود. این بند با برخی استثنائات دربرگیرنده پناهجویانی می شود که در انتظار تایید ورودشان به آمریکا هستند.

طبق قوانین جدید مادربزرگ و پدربزرگ، نوه، عمه و خاله، عمو و دایی، خواهرزاده و برادرزاده، خاله- عمه- دایی- و عموزاده، خواهر و برادر همسر، و نامزد جزو روابط نزدیک خویشاوندی قلمداد نمی شود. این قانون از ساعت ۸ شب شرق آمریکا در روز پنجشنبه اجرایی می شود.

دولت ترامپ برای کنترل بیشتر مرزهای زمینی عمدتا با مکزیک، برای کنترل بیشتر افرادی که وارد خاک آمریکا می شوند و همچنین کنترل بهتر بر موارد قاچاق مواد مخدر، به تازگی از ۱۴۰۰ ردیف شغلی جدید برای مراکز ورودی مرزی اعلام کرده است.

v12hpld7C_small.jpgاطلاعات مختلف نشان می‌دهد دمای دیروز اهواز به گرمترین دمای تاریخ کره زمین رسیده است.

به گزارش خبرآنلاین، امروز گرمای هوای اهواز به یکی از سوژه‌های رسانه‌های خارجی بدل شد. در مهم‌ترین آنها واشنگتن پست در گزارشی مدعی شد، اهواز گرم‌ترین دمای تاریخ را تجربه کرده است و ادعای این رسانه مربوط به درجه‌ای است که در سایت «ودر آندگراند» از دمای هوای اهواز ثبت شده است.

آنچه در ادامه می‌‌خوانید متن کامل گزارش این رسانه از گرمای اهواز است. عصر پنجشنبه دمای شهری در جنوب‌غربی ایران به جدی رسید که منجر به شکسته شدن رکورد گرمترین هوای تاریخ ایران شد، همچنین شاید دمایی که این شهر تجربه کرد با گرمترین دمای تاریخ برابری کند.

اتین کاپیکیان یک متخصص در آژانس هواشناسی فرانسه، در این رابطه در توئیتر خودش نوشت: اهواز دمای 53.7 درجه‌ای را تجربه کرده است و این قطعا یک رکورد شکنی در ایران و همچنین یک رکوردی جدید بین دمای تیرماه آسیا است.

گفتنی است بیشترین دمای پیشین ایران 53 درجه سلسیوس بود.

البته سایت «ودر آندگراند» ادعا می‌کند که دمای روز گذشته اهواز بیشتر هم بوده و در ساعت 4:51 و 5 عصر ایران به 54 درجه سلسیوس رسیده است.
در تصویر زیر درجه‌های ثبت شده از هوای دیروز اهواز براساس اطلاعات سایت «ودر آندگراند» را مشاهده کنید:
324259_918.jpg

jabbaari.JPGاين مطلب براى جواب گرفتن نوشته نمى شود. اين مطلب حتى براى هشدار و تحذير به باديگارد سابق خامنه اى نوشته نمى شود. نويسنده حتى مى داند كه اين موجود و موجوداتى امثال او، پاسخ «شرعى» شان به اين گونه مسائل چيست! اول از آن كه خواهند گفت تو مسلمان ترى يا ما؟ تو بيشتر مى فهمى يا ما؟ بعد، از تاريخ صدر اسلام، دويست سيصد حديث موثق خواهند آورد كه باديگارد حضرت محمد هم مثلا به پر و پاچه ى عايشه نگاه كرد و حضرت فرمود: ايرادى ندارد!

نه. با اين تيپ اشخاصِ بغايت وقيح، دهن به دهن نمى توان گذاشت و نمى توان آن ها را به زشتى كارى كه كرده اند و مى كنند مجاب كرد. و اصولا، از يك مشت آدم رذل، كه امروز به ضرب و زور وابستگى به «بيت» و داشتن اسلحه و قدرت، احساس خدايى مى كنند، چه انتظارى مى توان داشت؟:
هر كارى، تاكيد مى كنم هر كارى براى اين جانوران جايز است، چون طبق نظر خمينى، موضوع اصلى، حفظ حكومت اسلامى ست به هر شكل و صورتى، حتى با ترك نماز و گفتن دروغ و هر كار ديگرى كه ظاهرا در اسلام حرام و غير جايز است!

حسين جبارى، كه به گفته ى خودش سال ١٣٦٠ وارد سپاه شده و مدتى محافظ هاشمى و بنى صدر و خامنه اى بوده، در گفت و گو با مشرق نيوز مى گويد:
«...خانواده بنی‌صدر به طور مثال از لباسی استفاده می‌کردند که زیر لباس مشخص بود!... من یک یا دو دختر بنى صدر را حضور ذهن دارم.... یک شب در منزل مادر بنی‌صدر واقع در شریعتی بالاتر از دروازه شمیران مهمانی خانوادگی داشتند.
در مهمانی خانوادگی همه که محرم نیستند، افراد مختلفی هستند که از درجه محارم فراتر رفته بود. من عازم محل پست خود در پشت بام بودم و در اتاق باز بود. نگاهم افتاد و دیدم ظاهراً همه با هم محرم هستند! یک میز بیضی شکل بزرگ در خانه بود، دیدم زن و مرد بی‌حجاب دور این میز ایستاده‌اند. واقعاً به من شوک وارد شد که وی رئیس‌جمهوری کشور اسلامی است، این خانواده و این تشکیلات؟!... در راه خانه بنی‌صدر به‌عنوان یکی از اعضای تیم محافظت رهبری بودیم به آقا در خصوص وضعیت خانوادگی بنی‌صدر گفتم که در جواب با تعجب گفتند مگر چنین چیزی می‌شود. عرض کردم: بله. خانواده و دخترش بی‌حجاب هستند. امروز که حجاب شل و ول شده هنوز در سطح شهر باب نشده ولی خانواده بنی‌صدر با دامن و جوراب نازک ظاهر می‌شدند. پیراهن حریر بود که زیر آن کاملاً معلوم بود...»

اين موجود كثيف رسما و علنا مى گويد، خانواده بنى صدر، يعنى زن و دختر او از لباسى استفاده مى كردند كه زير لباس، و لباسْ زيرِ آن ها مشخص بود...

دیدگاه نو - آقازاده حداد عادل برای تبلیغ مدارس زنجیره ای فرهنگ -متعلق به خانواده حداد- به توئیتر آمد و از مخاطبان خواست که "اگر دانش‌آموز نخبه‌ای در زمینه علوم‌انسانی می‌شناسید که مدرسه مناسبی برای تحصیل ندارد معرفی کنید تا در فرهنگ ثبت نام شود" در پی این درخواست کاربران زیادی دانش آموزان محروم از تحصیل بهائی را به او معرفی کردند که او در پاسخ نوشت:

"بهایی هرگز، این قدر هنوز حقیر نشدیم که به خدام ملکه سرویس بدیم! چطور بخودتون جرات پرسیدن چنین سوالی دادین؟"

hadadjakesh-e1498801346416.jpg

پسر حداد عادل در حالی بهائیان را به نوکری ملکه انگلستان متهم میکند که تصاویر متعددی از حداد عادل و همسرش در سفر به انگلستان منتشر شده است. سفرهای متعدد حداد عادل و خانواده اش به انگلستان به میزانی بود که حتی صدای اعتراض در نمایندگان مجلس هفتم بلند شد. پیش از این نیز چهره های طرفدار خامنه‌ای از انگلستان خواسته بودند تا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ از نامزد مورد حمایت خامنه ای دفاع کند چرا که محافظه کاران روابط بهتری با انگلستان خواهند داشت. روابط چهره های جناح راست جموری اسلامی با مقامات سیاسی انگلستان تا حدی است که همواره مورد اعتراض اصلاح طلبان بوده است.

hadadkoskesh111.jpghadadkharab222.jpg

083017A_top.jpgاکبر گنجی - خبرنامه گویا

احتمالاً دروغ گویی رکنی از ارکان فقاهت است. البته فقیهان برای دروغ گویی، تهمت زنی و هتاکی، احادیثی به نقل از پیامبر اسلام جعل کرده اند تا کارشان شرعی و خدا پسند به شمار رود. با استناد به همان احادیث، آیت الله خامنه ای، ائمه جمعه درباری، محافظه کاران، سران قوه قضائیه و کل رسانه هایشان شبانه روز به مخالفان و منتقدان و رقبا ؛ تهمت می زنند، هتاکی می کنند و درباره شان دروغ می بافند.

شواهد و قرائن این مدعا قابل شمارش نیست. به عنوان مثال، ابراهیم رئیسی امروز گفته است :

"قرار بود با حل مسئله هسته‌ای، تحریم‌ها برداشته شود اما دشمن روزبه ‌روز تحریم‌ها را بیشتر کرد و مصوبه مجلس سنای آمریکا نیز بر پایه تشدید تحریم‌ها علیه ایران استوار است...عده ای درداخل کشور به دنبال سازش با دشمن هستند اما نمی دانند هزینه سازش بیشتر از هزینه چالش است زیرا دشمن هیچ گاه از مواضع خود کوتاه نمی آید که نمونه آن را در مذاکرات هسته ای و بد عهدی طرف مقابل دیدیم. نسخه سازش با قدرت های بزرگ در سیره ائمه اطهار وجود نداشته و همه این بزرگواران در مقابل ستمگران ایستادگی کرده اند. اصل مبارزه با ظلم و ستم را همه امامان معصوم با جدیت دنبال کردند و اگر در روش ها و تاکتیک ها تفاوتی وجود داشته، در ارزش و اصل مبارزه هیچ تردیدی نبوده است. در کشورهای منطقه، اوضاع و شرایط فرق کرده و مجاهدان راه خدا زمام امور را به دست گرفته اند و انشالله پیروزی نهایی با مستضعفان جهان است".

درباره این دروغ گویی و تهمت زنی چند نکته قابل ذکر است.

یکم- مبارزه ائمه با ستمگران غاصب: مدعای کلی مبارزه ائمه با ستمگران غاصب و ایستادگی در برابر آنان، کاذب و دروغ است. به موارد زیر بنگرید:

سازش اول- به اعتقاد فقیهان ، حکومت حق علی بن ابی طالب بود و سه خلیفه اول- بر خلاف فرمان خدا و پیامبر- حق او را غصب کردند. اما حضرت علی نه تنها حکومت هر سه خلیفه را پذیرفت، بلکه با آنان همکاری کرده و به آن ها مشورت می داد. دخترش (ام کلثوم)- فرزند مشترک علی و فاطمه- را هم به ازدواج عمربن خطاب - خلیفه دومی که به اعتقاد شیعیان نه تنها حق علی را غصب کرد، بلکه حضرت فاطمه را هم به شهادت رساند و فقیهان هم بر اساس همین دروغ روز شهادت حضرت فاطمه را تعطیل رسمی اعلام کرده اند. اقدامی که از نظر اکثریت مسلمین اهانت به شمار می رود و دشمن شاد کن است- در آورد.

سازش دوم- به اعتقاد فقیهان، حکومت حق امام حسن بود. اما آن امام با معاویه سازش کرد. حکومت را به معاویه واگذار کرد و مطابق سازش، حقوقی برای خود و شیعیان دریافت کرد. همان سازشی که آیت الله خامنه ای آن را "نرمش قهرمانانه" نامیده است. داده ها و ستانده های این سازش را مقایسه کنید.

سازش سوم- به غیر از امام حسین، اکثر ائمه با حکام ستمگر غاصب زمان خود در نیفتادند. امام سجاد که فقط یک کتاب دعا دارند که تحقیق ارزشمند استاد فرهیخته دکتر سید حسین مدرسی طباطبایی- استاد دانشگاه پرینستون- نشان می دهد که حداکثر یک دعای آن ممکن است از آن امام سجاد باشد. امام صادق که فقط درس می داد و به قول فقیهان بنیانگذار فقه شیعیان است.

سازش چهارم- به اعتقاد فقیهان، حکومت حق امام رضا بود، نه مأمون ستمگر غاصب که به ادعای دروغ فقیهان امام رضا را به شهادت رساند. اما امام رضا با مأمون سازش بالایی کرد و ولیعهدی او را پذیرفت. چرا؟ از ترس جان؟ ترس امام با نظریه امامت شیعیان در تعارض است. از این مهمتر، چرا امام جواد- فرزند امام رضا- با دختر قاتل پدر خود، پس از به شهادت رساندن پدرش، ازدواج کرد. از سر ترس؟ سازش از این بالاتر که امام معصوم مبارز با حاکم ستمگر غاصب قاتل امام حق، فامیل شود و دامادی او را بپذیرد؟ علت هرچه که باشد، این امر یکی از سازش های ائمه با حکام جور و دشمنان بوده است.

شیخ مفید در کتاب ارشاد که متقن ترین اثر در سرگذشت امامان است جز در باره علی و حسن و حسین و موسی بن جعفر که می گوید به زهر یا قتل شهید شده اند در باره ی امامان دیگر حتی امام رضا کلمه "قُبِضَ" را به کار برده که به معنی مرگ طبیعی است. در کتاب مقنعه هم که فقه است در فصل "زیارات" عیناً به همین صورت عمل کرده است. در کتاب تصحیح الاعتقاد (ص ۱۱۱- ۱۱۰ چاپ انتشارات شریف رضی قم -۱۳۶۳).

حسین علیزاده دیپلمات مستعفی ایران در کشور فنلاند در مصاحبه اختصاصی با شبکه جهانی «دُرّ تی وی» به فرمان «آتش به اختیار» رهبر نظام و سعی و تلاش ایشان برای توجیه آن در مراسم عید سعید فطر پرداخت، و گفت این فرمان نسنجیده آقای خامنه ای مانند غذای فاسد و ناسالمی بود که هنگامی که وارد بدن جامعه شد، مردم به شدت به آن واکنش نشان دادند و آن را پس زدند، تا آنجا که ایشان در صدد ماله کشی و توجیه آن برآمد.

حسین علیزاده ادامه داد آنچه آقای خامنه ای گفت و جامعه مانند غذایی فاسد آن را پس زد چیزی نبود الی فرمان آنارشیسم و هرج و مرج مطلق، و این اولین بار در تاریخ است که رهبری در حوزه کشور خود دستور به نافرمانی مدنی و آنارشیسم می دهد.

آقای علیزاده در ادامه این گفتگو ابراز داشت که وقتی رهبر نظام به عمق نسنجیده بودن سخنان خود پی برد سعی کرد تا با حد و مرز قائل شدن برای این فرمان آنارشیسم به نحوی آن را توجیه کند، ولی متاسفانه توجیه ایشان بد تراز خود فرمان بود چرا که گفت منظورش آتش به اختیار در مجرای قانونی بوده است! و سوال همین جا مطرح میشود که مگر آتش به اختیار قانونی هم داریم؟! مساله این است که آقای خامنه ای شهامت این که بگوید اشتباه کرده را ندارد، و در ضمن اتهامی را که متوجه دولت کرده «و گفته دولت دچار اختلال است» را پس نگرفته و بر سخن و موضع نسنجیده خود پافشاری میکند.

حسین علیزاده در بخش دیگری از این مصاحبه گفت این چگونه است که یک مداح جوان اجازه پیدا می کند که در مراسمی مانند «عید فطر» گستاخانه و با فحاشی به موضوعی مانند «برجام» که کل نظام پشت سر آن بود، و رئیس جمهور منتخب مردم حمله کند!؟ جوابی برای ما نیست جز آنکه «ما با نظامی روبرو هستیم که دست راستش با دست چپش در تعارض است»!

حسین علیزاده با اشاره به اسلحه ای که در مراسم «عید فطر» در دست رهبر نظام بود، گفت حکایت اسلحه تک تیرانداز آقای خامنه ای در روز عید فطر مانند داستان چفیه ای است که ایشان بر دوش می اندازد، و آن هنگامی بود که نظام را در حال سقوط دید، به همین دلیل چفیه دوران جنگ را بر دوش انداخت که یعنی دوران جنگ است و شما هم بروید وسرکوب را آغاز کنید.

حسین علیزاده در پایان گفت آقای خامنه ای به دلیل داروهایی که به ایشان میدهند، یا سن بالا، یا فضای بسته ای که مشاورانش برای او بوجود آورده اند، و یا دلایل دیگری که ما از آن بی اطلاع هستیم به شدت دچار اختلال فکری، روحی، روانی و شخصیتی است، و متاسفانه ما در ایران نهاد نظارتی درستی نداریم که به وضعیت ایشان رسیدگی کند.

mojtaba_vahedi_34_small.jpgمجتبی واحدی - دیدگاه نو

سالهاست که تریبون های پر شمار حکومتی انواع اهانت ها را نثار برخی چهره های سیاسی ، مذهبی ، روشنفکران و دگراندیشان می کنند و هرگونه اتهام افکنی علیه آنان را مباح بلکه واجب می شمارند.‌ این موضوع مختص سال های پس از پیروزی انقلاب نبوده اما مخاطب این‌ یادداشت نحله ای خاص از نیروهای وابسته به حکومت هستند لذا در این مقاله تنها به سالهای پس از استقرار نظام‌جمهوری اسلامی خواهم پرداخت. در این سالها هرکس اندک زاویه ای با قدرتمندان داشته ، بایستی خود را برای شنیدن انواع هتاکی ها آماده می کرده است.

در این زمینه تفاوت زیادی میان دوران رهبری آیت اله خمینی و جانشین او وجود ندارد جز آنکه در حال حاضر ، ریاست عملیات هتاکی بر عهده علی خامنه ای می باشد و هتاکان از " بسته های تشویقی" بیشتر ، بهره مندند. تفاوت‌دیگر ، توسعه برخوردهای قضایی و امنیتی با منتقدان و معترضان بوده و هست.. این سالها از رئیس جمهور قانونی تا مراجع تقلید ، از دانشجویان آزادیخواه تا برخی اساتید دانشگاهها ، از روزنامه نگاران‌مستقل تا روحانیون‌غیر درباری و از نمایندگان‌مجلس تا برخی فعالان سیاسی ، هدف اهانت ها و اتهام افکنی ها بوده اند. آنچه مورد تاسف است همراهی وابستگان دو جناح با اهانت کنندگان در بسیاری از موارد بوده که گاه از طریق هم‌زبانی و در مواردی نیز با سکوت رضایت آمیز ، موجب جسارت اهانت کنندگان شده است‌ .

هدف این یادداشت ملامت فرد یا افراد خاص نیست. در خلق این وضعیت ، همه ما کم و بیش قصور یا تقصیر داریم. آنچه بهانه نگارش این سطور شد واکنش های افراطی نسبت به توهین هایی است که در روز قدس و در نماز عید فطر متوجه حسن روحانی شد . البته نگارنده در خصوص " توهین آمیز بودن" اشعار مداح درباری - میثم مطیعی -تردید دارد اگر چه در هدفمند بودن و هماهنگی قبلی برای قرائت آنها هیچ تردیدی نیست در حالی که آنچه در روز قدس در برابر روحانی انجام شد قطعا توهین ، اوباشگری و قانون شکنی بود. اما مگر توهین‌کنندگان ، افراد ناشناخته ای بودند و مگر توهین هایی به مراتب شدیدتر و غیر اخلاقی تر نسبت به کسانی که امکان دفاع از خود را ندارند قبلا توسط همین افراد و رهبران آنها صورت نگرفته است ؟ آیا حضور روحانی در جایگاه ریاست جمهوری ، شان قدسی به او بخشیده و هر نوع اهانت یا اتهام افکنی علیه او را در ردیف گناهان کبیره قرار داده است ؟

v125552220557C_small.jpgدویچه وله - طرفین جنگ در سوریه برای تثبیت حوزه‌های نفوذ خود تلاش می‌کنند. اسرائیل نفوذ ایران را خطری برای خود می‌بیند. آمریکا تهدید کرده است. در هر بحرانی نام ایران برجسته می‌شود. هر اقدام حساب‌نشده‌ای می‌تواند به رویارویی بینجامد.

بیش از ۱۰ روز از انهدام یک جنگنده ارتش سوریه توسط آمریکا می‌گذرد؛ اقدامی که واکنش تند روسیه را در پی داشت. کرملین که اعلام کرده بود، این اقدام بدون پیامد نخواهد ماند، کانال تماس خود با فرماندهان آمریکایی که برای هماهنگی در نبرد با داعش در سوریه و پرهیز از رویارویی ناخواسته برقرار شده بود را قطع کرد. مسکو اعلام کرد که از این پس هر "شیء پرنده‌ای" را در مناطق تحت کنترل خود هدف قرار خواهد داد.

سپس پهپاد ساخت ایران در سوریه توسط نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا سرنگون شد. آمریکایی‌ها اعلام کردند که این پهپاد "مقاصد خصمانه" داشته و به همین خاطر توسط جنگنده آمریکایی ساقط شده است.

در کنار این حوادث، ده‌ها حادثه‌ی دیگر هم وجود داشت که هر یک از آنها می‌توانست تحت شرایطی دیگر به شعله‌ور شدن آتش دشمنی‌ها تا سر حد رویارویی نظامی بینجامد.

آمریکا و "تغییر رژیم" ایران

از لحاظ زمانی این حوادث در پی چرخش چشمگیر سیاست دولت آمریکا در قبال ایران به وقوع پیوستند.

رکس تیلرسون، وزیر خارجه ایالات متحده، روز ۲۴ خرداد (۱۴ ژوئن) در نشست کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا از "تغییر مسالمت‌آمیز رژیم ایران" سخن گفته بود و نیز از وقوف آمریکا به "حضور مستمر بی‌ثبات‌کننده ایران در منطقه" و از "پاسخ" این کشور به اعزام نیروهای شبه‌نظامی از ایران به عراق، سوریه و یمن و حمایت جمهوری اسلامی از حزب‌الله.

وزارت خارجه در تهران بلافاصله واکنش نشان داد و اظهارات رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا را به عنوان مواضعی "مداخله‌جویانه" به‌شدت محکوم کرد. اما رهبر جمهوری اسلامی که دلبستگی چندانی به موضعگیری‌های متعارف دیپلماتیک ندارد، تیلرسون و تیم او را "چاقوکشان تازه‌کار و بی‌تجربه" نامیده بود.

Student_children.jpgبرغم مصوبه ۱۸۵ روزه دوره آموزشی در هر سال، مدارس در سال تحصیلی جدید تنها ۱۷۴ روز فعال هستند.

به گزارش ایسنا، طبق مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش از اول مهر ماه تا شهریور سال بعد یک سال تحصیلی محسوب می‌شود و دوره آموزش رسمی و امتحانات آن در هرسال تحصیلی از اول مهر ماه تا پایان خرداد سال بعد خواهد بود. بر اساس قانون دانش آموزان باید ۳۷ هفته به مدت ۱۸۵ روز به مدرسه بروند اما مروری بر تقویم ملی کشور حکایت از این دارد که بازه زمانی تحصیل دانش آموزان معمولا کمتر از این عدد است به نحوی که با احتساب تعطیلات رسمی دانش آموزان در سال تحصیلی جدید تنها ۱۷۴ روز به مدرسه می‌روند ضمن اینکه در سال‌های گذشته به علت تعطیلات پیش‌بینی نشده ناشی از آلودگی هوا، یخبندان و ... این عدد قطعا کمتر هم بود.

آموزش رسمی برای دانش آموزان در سه ماهه تابستان و ۱۳ روز نوروز، تعطیل است. دانش آموزان در سال تحصیلی ۹۷- ۹۶ و در بازه زمانی ابتدای مهر تا پایان خرداد ماه ۷۲ پنجشنبه و جمعه پیش رو دارند و روزهای ۸ و ۹ مهر، ۱۸ و ۲۸ آبان، ۱۵ آذر، ۲۲ بهمن، ‌یکم و ۲۹ اسفند و در سال ۹۷ نیز ۱۱ اردیبهشت ، ۱۴ و ۱۵ و ۲۴ خرداد تعطیل رسمی هستند.

v1251597C_small.jpgبی بی سی - لیونل مسی، ستاره فوتبال تیم ملی آرژانتین، امروز با آنتونلا روکوزو، عشق دورانی کودکیش ازدواج می‌کند.

مراسم ازدواج مهاجم سرشناس تیم بارسلونای اسپانیا در شهر روزاریو، محل تولد مسی، برگزار خواهد شد. مسی پیش از پیوستن به تیم بارسلونا در سن ۱۳ سالگی، در این شهر با آنتونلا روکوزو آشنا شده بود.

روزنامه آرژانتینی کلارین مراسم ازدواج مسی را "ازدواج سال" و حتی "ازدواج قرن" خواند.

طبق گزارش این روزنامه ۲۶۰ نفر به مراسم عروسی دعوت شده‌اند. سوارز و نیمار، از هم تیمی‌های مسی در بارسلونا، از مهمان‌های این مراسم بزرگ خواهند بود.

علاوه بر حضور سنگین نیروهای پلیس برای تامین امنیت در اطراف هتلی که محل عروسی است، شرکت‌های امنیتی خصوصی هم برای مراقبت از فضای داخل سالن بکار گرفته شدند.

همچنین، نزدیک به ۱۵۰ خبرنگار برای پوشش جشن عروسی در مراسم شرکت خواهند کرد. اما، آن‌ها اجازه حضور در همه اماکن را ندارند، و باید در محوطه‌های از پیش تعین شده باقی بمانند.

_96754274_039747467-1.jpg مسی همراه با آنتونلا روکوزو و دو بچه خود

v125ff0552857C_small.jpgرادیو فردا - وزیر امورخارجه ایران اجرایی شدن بخش‌هایی از فرمان ممنوعیت موقت ورود اتباع شش کشور عمدتا مسلمان به ایالات متحده را «شرم‌آور» خواند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، محمدجواد ظریف روز جمعه در حساب توییتری خود نوشت: « ایالات متحده در یک نمایش واقعا شرم‌آور از دشمنی کور با همه ایرانیان، اکنون بر سر راه دیدار مادربزرگ‌های ایرانی با نوه‌های‌شان مانع ایجاد می‌کند».

این ممنوعیت موقت که از از نخستین ساعات بامداد جمعه به وقت گرینویچ وارد مرحله اجرایی شد، ورود شهروندان کشورهای ایران، لیبی، سوریه، سومالی، سودان و یمن به ایالات متحده را به مدت ۹۰ روز ممنوع می‌کند، مگر در مواردی که فرد متقاضی از یک نوع «ارتباط معتبر» با آمریکا برخوردار باشد.

دولت دونالد ترامپ، روز چهارشنبه، ضوابط تازه‌ای را، جهت صدور روادید آمریکا برای شهروندان این شش کشور و تمام پناهجویان، تعیین کرد. براساس ضوابط تازه، متقاضیان در صورت داشتن خویشاوند «نزدیک» یا روابط بازرگانی با آمریکا، می‌توانند درخواست روادید کنند.

به گزارش آسوشیتدپرس، این اقدام پس از آن انجام می‌گیرد که دیوان عالی آمریکا دستور داد بخشی از فرمان دونالد ترامپ که مورد انتقاد گسترده قرار گرفته بود، به مرحله اجرا گذاشته شود.

بر اساس این مصوبه تازه، متقاضیانی که از سوریه، سودان، سومالی، لیبی،‌ ایران و یمن هستند چنانچه والدین، همسر، فرزند، دختر یا پسر بزرگسالشان، یا داماد و عروس‌شان در آمریکا ساکن باشند،‌ واجد شرایط خواهند بود.

مصوبه جدید دولت آمریکا شامل پدر بزرگ، مادر بزرگ، نوه‌ها، عمه و خاله، خواهر زاده و سایر خویشاوندان درجه دو نخواهد شد.

v12h7C_small.jpgصدای آمریکا - فوربز نوشت پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت ماه مطلوب علی خامنه ای نبود و رهبر بیمار جمهوری اسلامی ابراهیم رییسی را که احتمالا جانشین اش خواهد شد ترجیح می داد. اما خامنه ای از ترس از قیام های اجتماعی و عواقب گسترده آن با ریاست جمهوری روحانی برای دور دوم موافقت کرد.

از این منظر نتیجه انتخابات غیر دموکراتیک ایران انعکاسی از آرای عمومی نبود، بلکه نشانه ای از تسلط لرزان رهبر جمهوری اسلامی بر قدرت و عمیق تر شدن اختلافات میان نخبگان حاکم است.

وعده روحانی به لغو تحریم های مرتبط با برنامه موشک های بالیستیک و فعالیت های تروریستی تو خالی خواهد بود زیرا این دو حوزه کاملا در اختیار سپاه پاسداران است که اخیرا از ساخت سومین کارخانه موشک سازی زیرزمینی خبر داده است.

تنها گزینه پیش روی روحانی این است که وعده های انتخاباتی اش را انکار و اذعان کند در کشوری که توسط رهبر و سپاه اداره می شود یک تدارکاتچی بیشتر نیست. چنین اعترافی هر گونه تلاش او برای مشروعیت بخشی بین المللی به استبداد ملاها را خنثی خواهد کرد.

روحانی ممکن است در پیروزی در دور دوم ریاست جمهوری مچ رهبر جمهوری اسلامی را باز کرده باشد، اما در این روند رژیم را یک گام به سقوط ناگزیر خود نزدیک تر کرده است. گزینه های پیش روی حسن روحانی در حال حاضر ترسناک است.

لینک به مقاله کامل به زبان انگلیسی در وب سایت فوربز

1vh5111125527C_small.jpgرئیس‌جمهور آمریکا در توئیتر از الفاظ توهین‌آمیز برای حمله به دو مجری یک شبکه خبری «ام‌اس‌ان‌بی‌سی» استفاده کرد.

به گزارش فارس، استفاده «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا از الفاظ توهین‌آمیز برای حمله به دو مجری برنامه «مورنینگ جو»، از شبکه خبری «ام‌اس‌ان‌بی‌سی» با واکنش‌های گسترده در شبکه‌های مجازی رو به رو شد.

«جو اسکاربرو» و «میکا برزینسکی» مجری‌های تلویزیون ام‌اس‌ان‌بی‌سی دو خبرنگاری بودند که روز پنجشنبه به دلیل آنچه «ترامپ» بدگویی علیه خودش خوانده هدف حملات لفظی رئیس‌جمهور آمریکا قرار گرفتند.

5225555555-4.jpgترامپ در توئیترش نوشت: «شنیدم که 'مورنینگ جو' (که دیگر آن را نگاه نمی‌کنم) با آن عملکرد ضعیفش به بدگویی علیه من پرداخته است. پس چطور است که آن 'میکای کم‌خرد' و کم‌هوش، همراه با 'جوِ روانی' نزدیکی‌های سال نو سه شب پشت سر هم در عمارت مار-ئه-لاگو نزد من آمدند و اصرار کردند که به برنامه‌شان بروم؟ صورتش (میکا) به خاطر جراحی کشیدن پوست، بدجور خونریزی داشت. من گفتم نه.»

«لیندسی گراهام»، نماینده جمهوری‌خواه مجلس سنا که خود زمانی به دلیل به زبان آوردن سخنانی درباره چهره «نانسی پلوسی»، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان مجبور به عذرخواهی شده بود از ترامپ بابت این توئیت انتقاد کرد.

وی نوشت: «آقای رئیس‌جمهور، توئیت شما دون شأن منصب شما بود و تمثالی از نادرستی‌ها در سیاست آمریکا است، نه عظمت آمریکا.»


شبکه خبری «سی‌ان‌ان»، اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا را «نفرت‌پراکنانه» و تبعیض‌آمیز علیه زنان توصیف کرد.
«جنیفر روبین»، خبرنگار روزنامه واشنگتن‌پست که خود جز طرفداران سیاست‌های افراطی و قلدرمآبانه «ترامپ» است از تمامی جمهوری‌خواهانی که نگران «مدنیت» هستند خواست که توئیت رئیس‌جمهور آمریکا را محکوم کنند.

وی نوشت: «بسیار خوب. تمام جمهوری‌خواهانی که نگران مدنیت هستید. توئیت رئیس‌جمهور را محکوم کنید یا اینکه کلاً ساکت باشید.»

«کالین کال»، دستیار مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید در توئیترش نوشت: «خطاب به تک تک پدران و مادران کودکان خردسال که به ترامپ رأی دادند: چطور توانستید این مرد را به عنوان الگوی کودکانتان در کشور انتخاب کنید؟»

f876a6b32cfa02ab4157eea579070ffc2b2cf274.JPGمعاون اول قوه‌قضائيه گفت: امروز که آمریکا به یک نحوی کُری می‌خواند و افراد و نهادهای انقلابی مثل سپاه، بسیج و دستگاه قضایی از لسان برخی مسئولین تحقیر می‌شوند و وقتی به تجربه گذشته نگاه می‌کنم، به گمانم یک فتنه جدید در پیش است.

به گزارش خبرنگار قضایی خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در سخنان پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران به مناسبت هفته قوه قضائیه اظهار کرد: به عنوان فردی که از اول انقلاب تا امروز در دستگاه قضایی و دستگاه اجرایی بودم، تجربه ثابت کرده که بعد از هر تخریبی علیه سپاه و برخی عناصر انقلابی، یک اقدام خطرناک اتفاق افتاده است.

معاون اول دستگاه قضا افزود: در اوایل انقلاب می‌بینیم که یک بنی صدری پیدا می شود که خودخواه است و مغرور به رأی اکثریت مردمی است که نمی‌داند به رئیس جمهور رای دادند تا نماینده مردم و نظام باشد و مشکلات را حل کند.

محسنی اژه‌ای گفت: یک بنی‌صدر خودخواه و مغرور پیدا می‌شود و مردم را تخریب می‌کند و می‌گوید اینها چماق به دست هستند و عناصر و نهادها را تخطئه می‌کند. بجای تمرکز بر جنگ وارد حاشیه‌ها می‌شود. در همین دانشگاه تهران چه‌ها که نکردند. همه جریان‌های ضد انقلاب زیر چتر بنی صدر که تا دیروز با هم اختلاف داشتند، جمع می‌شوند و بنی صدر هم مغرور به رأی که مردم، مردم و نهادها را تخریب و تحقیر می‌کند و احساس می‌کند که مثل اینکه خطری در پیش است.

«سودابه چمن آرا» جزو اولین گروه افسران زن نیروی پلیس در ایران بود. گروه زنانی که با آموزش‌های سخت و فشرده، وارد عرصه خدمت به شهربانی شدند، سودابه بعد از انقلاب در ایران نماند و تمام این سال‌ها به عنوان مددکار و کنشگر در حوزه آسیب‌های اجتماعی و خشونت درخانواده، به زنان آسیب دیده و کتک خورده، یاری رساند. او یکی از مددکاران برجسته شهر واشینگتن است، یکی از ایرانیانی که بهتر است بشناسیم

israel.JPGاسرائیل ایران را متهم کرده که از "ستاره داود" به عنوان هدف موشکی استفاده کرده. نماینده اسرائیل در سازمان ملل استفاده از نماد یهودیت برای ارزیابی دقت در هدف‌گیری را "نفرت‌انگیز" خوانده و خواستار برخورد با ایران شده است.

دنی دانون، نماینده اسرائیل در سازمان ملل متحد روز چهارشنبه گذشته (۲۸ ژوئن/ ۷ تیر به وقت محلی) در نیویورک مدعی شد که سپاه پاسداران ایران در یکی از آزمایش‌های موشکی خود از نشانه‌ی "ستاره داود"، نماد دیانت یهود، به عنوان هدف استفاده کرده است.

به نوشته روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت در روز پنجشنبه، دانون برای اثبات ادعای خود تصویری ماهواره‌ای را در بین اعضای شورای امنیت پخش کرده و ضمن ارائه شکایتی رسمی به دبیرکل سازمان ملل، اقدام ایران را "نفرت‌انگیز و غیرقابل قبول" خوانده است.
بر تصویر ماهواره‌ای ارائه شده توسط نماینده اسرائیل در سازمان ملل، ستاره‌ای شش‌پر دیده می‌شود که هم‌زمان نماد یهودیت و دولت اسرائیل است. به گفته این دیپلمات اسرائیلی، تصویر به یکی از آزمایش‌های اخیر سپاه بر روی یک موشک بالستیک برمی‌گردد.

روزنامه نیویورک تایمز نوشت که محمد بن نایف، ولی‌عهد مخلوع عربستان سعودی در حصر خانگی به سر می‌برد.

به گزارش فارس، این روزنامه آمریکایی نوشت، بر اساس اطلاعاتی که از 4 مقام سعودی و آمریکایی نزدیک به خاندان حاکم عربستان به دست آورده، محمد بن نایف هم‌اکنون در کاخ خود واقع در شهر جده در حصر به سر می‌برد و اجازه خروج از عربستان را ندارد.

نیویورک تایمز هدف از این حصر را جلوگیری از هرگونه مخالفت احتمالی دانست که شاید منجر به ضد کودتا علیه محمد بن سلمان، ولی‌عهد جدید شود.

در بخش از گزارش این روزنامه آمده است، آمریکا احترام زیادی نسبت به محمد بن نایف به دلیل اقدامات و تلاش‌های وی در خصوص مقابله با تروریسم و القاعده، قائل است.

به نوشته نیویورک تایمز، محدودیت‌ها علیه شاهزاده محد بن نایف، نشانگر ترس و نگرانی از اعتراضات شاهزادگان سعودی ناخرسند از تغییر اخیر است و در صورت ظهور بن نایف در ملأ عام، ناخرسندی آن‌ها بیشتر خواهد شد.

03116AA.jpg

15mn876kk9k_small.jpgخبرآنلاین - باورش کمی سخت است، یک روحاني بلندمرتبه، یک انقلابی دو آتشه و یک قاضی‎‌القضات، به دخترش بگويد «حجابت اختياري است»، به همسرش بگويد «این قدر در خانه نشین افسرده می شوی، برو رانندگی یاد بگیر» و به پسرانش بگوید «انتخاب رشته تحصیلی تان بر عهده خودتان». برای خانواده اش رادیو و تلویزیون بخرد آن هم در روزگاری که نام بردن از آن ها هم موجب «گناه» بود و از هنرمندان حمایت کند و ساعت ها وقت بگذارد برای راضی کردن کسانی که پرداختن به هر هنری را «قرتی بازی» می دانستند و حرام.

خبرآنلاین: آیا پدر تابو شکن بودند؟

ملوک السادات بهشتی: بله دقیقا یا حتی سدشکن بودند. حتی همسرشان را تشویق می کردند که رانندگی یاد بگیرند که این موضوع در آن زمان موضوع جا افتاده ای نبود. اینکه همسر یک روحانی که استاد حوزه هم هست رانندگی کند. شهید بهشتی من را به ادامه تحصیل بسیار تشویق می کردند و حتی وقتی که در سال های 59 یا 60 من دو فرزند خردسال داشتم و عملا دانشگاه ها بسته شده بود، باز هم ایشان من را تشویق می کردند و می گفتند الان که دانشگاه ها بسته است در خانه کار کن و من به راهنمایی ایشان مقاله می نوشتم و ترجمه می کردم و برای روزنامه ها می فرستادم. ایشان حتی ما را در بسیاری از جلسات همراه خود می بردند. من از 10سالگی همراه مادرم به جلسات مختلف مهندسین، پزشکان، بازاری ها و موتلفه می رفتم. من یادم هست جلسه ای بود که خانم ها هم به همراه آقایان حضور داشتند؛ از انتهای اتاق یکی از خانم ها بلند سوال کرد، پدرم آن خانم را تشویق کردند که سوالش را بلندتر بپرسد. در آن زمان اگر زنان در جلسات سیاسی شرکت می کردند سکوت می کردند و فقط مستمع بودند و کمتر کسی اجازه صحبت کردن به زنان می داد. این تشویق باعث شده بود که زنانی که اطراف ایشان یا آشنای ایشان بودند اعتماد به نفس پیدا کنند. من فکر می کنم این خیلی موثر بود که دخترهای خانواده هم این اعتماد به نفس را پیدا کنند که در جامعه حضور پیدا کنند.

خبرآنلاین: در مورد حجاب چطور؟ آیا شده بود که به شما در مورد نوع حجاب شما تحکمی کنند؟

ملوک السادات بهشتی: من در یک دوران بسیار بحرانی یعنی در دوران بلوغ در آلمان بودم. در آنجا پوشیده بودن مساله بود. من ساعت ها با ایشان بحث می کردم و هرگز به منِ دخترشان نگفتند که حتما باید روسری سرت کنی یا حتما باید پوشیده باشی یا حتما باید جوراب مشکی بپوشی. هرگز ایشان به من نگفتند که چه نوع لباسی یا چه رنگی باید بپوشی. ایشان واقعا به آن کتاب نقش آزادی در تربیت کودکان اعتقاد داشتند. یعنی موضوع حجاب را به انتخاب دختر می گذاشتند و این خیلی مساله مهمی بود. من یادم هست که در آن زمان یک لباس کاملا سفید خریده بودم و وقتی ایران آمدم همان لباس را پوشیدم و یک چادر هم رویش پوشیدم. همه دوستانم تعجب کرده بودند که تو چرا این مدلی آمدی؟ تو چرا کفش سفید می پوشی؟! می خواهم بگویم که این موضوع برای یک خانواده روحانی عجیب بود اما تربیت شهید بهشتی باعث شد که من وقتی در آلمان به مقطع دبیرستان وارد شدم و کلاس هایمان هم مختلط بود، خودم انتخاب کنم که روسری بپوشم و سر کلاس بنشینم. این موضوع هم مورد بحث بسیاری از هم کلاسی هایم بود که من هم در این باره جوابشان را می دادم تا حدی که یک بار معلم دینی ما گفت بریم مسجد هامبورگ را ببینیم. یعنی اینقدر برخوردها منطقی بود و همه کلاس را به مسجد هامبورگ بردیم. خود شهید بهشتی هم چون مسلط به زبان آلمانی بود به همه سوال هایشان جواب دادند که بسیار اثر خوبی داشت.

محمدرضا بهشتی: تربیت فرزندان نسبتی با تحکم و برخورد آمرانه ندارد در نوع مواجهه ایشان ملموس بود. من احساس می کردم که ایشان رفتارهای همه فرزندانشان را رصد می کند وهرکدام از فرزندان وقت جداگانه برای صحبت با پدر داشتیم.

لینک به نسخه کامل گفتگوی فرزندان آیت‌الله بهشتی با خبرآنلاین

eid_al_fitr.JPGرمضان امسال هم روزه‌های مسلمین یکسان نبود. برخی ۳۰ روز را در ماه صیام بودند و برخی ۲۹ روز. هنگامی که در ایران، اولِ رمضان اعلام رسمی شد، از نجف خبر رسید که رؤیت هلال رمضان برای آیت‌الله سیستانی مسجل نشده است. آیت‌الله وحید خراسانی در قم هم با سید سیستانی هم نظر بود. آنها یک روز پس از تقویم رسمی ایران، حکم به اولِ رمضان دادند.

در هنگامه‌ی عید فطر نیز رأی‌ها یکسان نبود. در حالی که غالب مراجع تشیع، دوشنبه را برابر با روز عید اعلام کرده بودند، حضرات سید کاظم حائری و سید کمال الحیدری و شیخ محمد سند، یک روز پیش از این را عید گرفتند. در این میان، آیات عظام سیستانی و وحید خراسانی که یک روز دیرتر از سایر مراجع حکم به حلول رمضان داده بودند اما عید فطر را با سایرین برگزار کردند.

tax43.JPGرئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور از حذف شیوه علی‌الرأس از نظام مالیاتی برای جلوگیری از اعمال سلیقه مأموران مالیاتی خبر داد.

به گزارش رجانیوز به نقل از اخبار اقتصادی و دارایی (شادا) رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور در نشست شورای هم اندیشی دولت و بخش خصوصی استان زنجان با تاکید بر اینکه مهمترین سیاست سازمان، تعامل با مودیان مالیاتی است، گفت: در حال حاضر مبارزه با فرار مالیاتی و افزایش عدالت مالیاتی در اولویت برنامه های نظام مالیاتی قرار دارد و رشد مالیات ها نیز از محل بسط منابع جدید، گسترش چتر مالیاتی و شناسایی مودیان جدید تامین خواهد شد.

تقوی نژاد، با بیان اینکه دریافت مالیات باید عادلانه و منصفانه باشد، تصریح کرد: سازمان امورمالیاتی به هیچ عنوان بنا ندارد تا با بی عدالتی و فشار بر مودیان موجود یا افزایش نرخ مالیات ها، رشد درآمدهای مالیاتی را جبران کند.

وی اظهار داشت: تعامل با مودیان و اعتماد به مردم در دستور کار ماست و توافق سال گذشته سازمان با اصناف کشور به خوبی نشان داد که هر جا به مردم اعتماد کرده ایم، پاسخ مناسبی گرفته ایم و مردم متقابلا به ما اعتماد کرده اند.

رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور خاطرنشان کرد: بر مبنای توافق سال گذشته و براساس خوداظهاری مودیان مالیاتی، بدون دخالت مامورین مالیاتی تعداد بالغ بر یک میلیون و 200 هزار فقره برگ قطعی مالیات رسیدگی، صادر و ابلاغ گردید.

north_korea2.JPGچین فروش سوخت به شرکت های کره شمالی را به دلیل نگرانی از عدم وصول مطالبات خود تا اطلاع ثانوی به تعلیق درآورد.

به گزارش خبرنگار مهر به نقل از رویترز، شرکت ملی پتروشیمی چین به دلیل نگرانی از عدم وصول مطالبات خود از کره شمالی، فروش سوخت به این کشور را به حالت تعلیق درآورد.

مقامات شرکت ملی پتروشیمی چین اعلام کردند، مدت زمان این تعلیق نامعلوم است؛ این در حالی است که طولانی شدن این روند می تواند کره شمالی را مجبور به پیدا کردن جایگزین جدیدی برای تامین سوخت دیزل و بنزین خود کند.

اما یک مقام آگاه گفت: این تعلیق چینی ها در فروش سوخت، یک تصمیم بازرگانی از سوی آنها محسوب می شود؛ ضمن اینکه جایی برای نگرانی وجود ندارد و بانک های چینی و نیز بین المللی در هماهنگی بالایی با فهرست کشورهای تحریم شده از سوی آمریکا که کره شمالی یکی از انها است، هستند.

وی تصریح کرد، شرکت های کره شمالی که عمدتا سوخت دیزل و بنزین از چین خریداری می کردند، اخیر در پرداخت مطالبات خود با مشکل روبرو شده اند و قادر به پرداخت آن نیستند.

چین در سال گذشته میلادی بیش از ۹۶ هزار تن بنزین و تقریبا ۴۵ هزار تن سوخت دیزل به ارزش ۶۴ میلیون دلار در مجموع به کره شمالی صادر کرد. البته آمار منتشر شده از حجم تولید بنزین و سوخت دیزل چین در ماه گذشته میلادی یعنی می در مقایسه با ماه قبل از آن به طرز قابل توجهی کاهش نشان می دهد.

یکی از دلایل این تصمیم چینی ها به افزایش نگرانی برنامه های موشکی و هسته ای کره شمالی نسبت داده می شود.

bundestag.JPGبوندس‌تاگ، پارلمان آلمان روز جمعه ۳۰ ژوئن طرح ازدواج همجنس‌گرایان را تصویب کرد. پس از اظهارنظر آنگلا مرکل صدراعظم آلمان درباره این موضوع، حزب سوسیال دموکرات با همراهی اپوزیسیون این قانون را برای تصویب به مجلس ارائه داد.

روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۷ (۹تیر ۱۳۹۶) برای آلمان تبدیل به روزی تاریخی شد. بوندس‌تاگ، پارلمان آلمان در این روز با اکثریت قاطع آرا قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان را تصویب کرد.
از این پس همجنس‌گرایان در آلمان مجازند ازدواجشان را ثبت کرده و سرپرستی کودکان را قانونا قبول کنند.
احزاب سوسیال دموکرات، چپ‌‌ها و سبزها در حالی که اکثریت شکننده‌ای در پارلمان دارند با هماهنگی یکدیگر توانستند این طرح را برای تصویب به بوندس‌تاگ ببرند. پس از گذشت چهارسال از ارائه این طرح و مخالفت با آن از سوی دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی، آنگلا مرکل صدراعظم آلمان هفته گذشته اعلام کرد که این پرسشی است که باید با وجدان آزاد به آن پاسخ داد و بدین ترتیب راه را برای تصویب این طرح در بوندس‌تاگ باز کرد. آنگلا مرکل خود در پارلمان به این طرح رای منفی داد.
رئیس فراکسیون اتحاد دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی، فولکر کاودر که از مخالفان ازدواج همجنس‌گرایان است گفته شک دارد که این قانون منطبق بر قانون اساسی آلمان باشد.
در مقابل رئیس فراکسیون حزب سوسیال دمکرات، توماس اوپرمن گفته برخی مخالفان را که برای ازدواج همجنس‌گرایان باید قانون اساسی تغییر کند رد کرده است. ماده ۶ قانون اساسی آلمان حمایت دولتی از زوج‌ها و خانواده‌ها را تضمین کرده است. به گفته اوپرمن این ماده نشان می‌دهد که نیازی به تغییر قانون اساسی برای ازدواج همجنس‌گرایان نیست.

Erdogan-22.jpgدویچه وله: رجب طیب اردوغان قصد داشت در حاشیه‌ی نشست سران کشورهای "جی ۲۰" در آلمان در برابر هوادارانش هم سخنرانی کند. اکنون زیگمار گابریل، وزیر خارجه‌ی آلمان اعلام کرده که دولت این کشور مجوز این گردهمایی را صادر نخواهد کرد.

دولت آلمان قصد دارد شرکت اردوغان در گردهمایی طرفدارانش را در این کشور ممنوع کند که قرار بود در حاشیه‌ی نشست سران کشورهای "گروه بیست" برگزار شود.

زیگمار گابریل، وزیر امور خارجه‌ی آلمان که در مسکو بسر می‌برد، روز پنجشنبه (۲۹ ژوئن/۸ تیر) گفت: «ما به ترکیه اعلام می‌کنیم که معتقدیم چنین گردهمایی‌ای در آلمان ممکن نیست و قانون اساسی مواردی را در نظر گرفته که چنین امکانی را به ما می‌دهد.»

اشتفان زایبرت، سخنگوی دولت آلمان نیز به مجله‌ی "اشپیگل" گفت: «سخنانی که گابریل در این زمینه بیان کرده، با صدراعظم آلمان هماهنگ شده و رویکرد دولت آلمان است.»

"ایده‌ی خوبی نیست"

گفتنی است که پیش‌تر رجب طیب اردوغان رسما درخواست کرده بود که در حاشیه‌ی نشست جی‌۲۰ در گردهمایی هواداران خود شرکت کند. اما گابریل اعلام کرده که این کار "ایده‌ی خوبی نیست".

به گفته‌ی وزیر امور خارجه‌ی آلمان، در حاشیه‌ی نشست سران عضو کشورهای جی‌۲۰ به اندازه‌ی کافی نیروی پلیس وجود نخواهد داشت که بتواند امنیت گردهمایی طرفداران اردوغان را تامین کند. افزون بر آن یک چنین گردهمایی‌ای در حال حاضر با "فضای سیاسی حاکم سازگاری ندارد".

پیش‌تر گمانه‌زنی‌هایی وجود داشت مبنی بر اینکه اردوغان قصد دارد هفته‌ی آینده از فرصت شرکت در نشست جی‌۲۰ استفاده کند تا در برابر هوادارانش در آلمان سخنرانی کند. مدیران سالن‌های سخنرانی در ایالت نوردراین وستفالن آلمان خبر داده بودند که درخواست‌هایی برای اجاره‌ی سالن دریافت کرده‌اند.

آخرین سخنرانی اردوغان در برابر هوادارانش در آلمان به ماه مه ۲۰۱۵ در کارلسروهه بازمی‌گردد. این رویداد همزمان نخستین ورود او به صحنه‌ی عمومی به عنوان رئيس‌جمهوری ترکیه بود.

جلوگیری از "سخنرانی‌های تحریک‌آمیز"

مارتین شولتس، رهبر حزب سوسیال دموکرات و نامزد این حزب برای مقام صدراعظمی آلمان نیز خواستار آن شد که از برگزاری گردهمایی بزرگ برای اردوغان در آلمان جلوگیری شود.

شولتس در گفت‌وگویی به روزنامه‌ی آلمانی "بیلد" گفت: «سیاستمداران خارجی که ارزش‌های ما را در کشور خود لگدمال می‌کنند، اجازه ندارند در آلمان تریبونی برای سخنرانی‌های تحریک‌آمیز داشته باشند. من نمی‌خواهم آقای اردوغان که در ترکیه نیروهای اپوزیسیون و روزنامه‌نگاران را به زندان می‌اندازد، در آلمان در یک گردهمایی بزرگ سخنرانی کند».

به گفته‌ی شولتس "اردوغان می‌خواهد منازعات سیاست داخلی ترکیه را به خاک آلمان بکشد". او از دولت آلمان خواست که در این زمینه یک موضعگیری روشن داشته باشد.

کریستیان لیندنر، رهبر حزب لیبرال آلمان و سارا واگن‌کنشت، یکی از رهبران حزب چپ آلمان نیز از دولت آنگلا مرکل خواستند که از سخنرانی اردوغان در آلمان جلوگیری کند.

Makarem_Shirazi.jpgتسنیم ـ مرجع تقلید شیعیان تأکید کرد: تکرار می‌کنم حاکمیت از طرف خداست ولی اجرای آن بدون کمک مردم ممکن نیست.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، جمعی از مخاطبان سایت آیت‌الله مکارم شیرازی دو سؤال را خدمت این مرجع تقلید شیعیان مطرح کردند. متن سؤالات مطرح‌شده به این شرح است:

حضور محترم حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی (دامت برکاته)

با سلام و تحیت؛

لطفاً به دو سؤال زیر پاسخ دهید:

ali-afshari-small02.jpgانتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ویژگی‌های مختلفی داشت و اتفاقات غیر منتظره‌ای در آن رخ داد. انتخابات‌ هر قدر هم از محتوی واقعی خالی باشد، معمولا باز فرصت‌ کم نظیری برای شناخت آخرین وضعیت تحولات جامعه و محک خوردن الگو‌های نظری در بوته فکت‌ها و رخداد‌های عینی به دست می‌دهد. از چنین فرصتی باید سود جست، به ویژه در جایی چون ایران، به دلیل دشواری ارزیابی‌های دقیق از تحولات زیر پوستی جامعه و فضای بسته سیاسی.

شاید بتوان گفت مهمترین پسامد انتخابات ۹۶ مستقل از رقابت دو جناح حکومت، برجسته شدن سیاست به عنوان خواست اول جامعه ایران است. اهمیت این گزاره آنجایی بیشتر معلوم می‌شود که بعد از سرکوب خونین جنبش سبز و به محاق رفتن این جنبش و تغییرات در عرصه سیاسی بعد از خرداد ۹۲، این تصور در مقیاسی وسیع مطرح بود که دیگر سیاست عرصه مطالبه اصلی مردم ایران نیست و سیاست‌زدایی مسیری است که قطار جامعه ایران بر روی آن حرکت می‌کند. بسیار گفته شد که مسئله اصلی مردم اقتصاد است و بخصوص نسل‌های جدید میانه‌ای با سیاست ندارند.

اما آنچه در رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری و فضای دو قطبی آن پدیدار شد، عکس این تصور را به نمایش گذارد. روحانی موقعی توانست از رقبای اصول‌گرای خود پیشی بگیرد، که حرکت خود در مسیر سیاست را شتابی بالا و دور از انتظار بخشید. افزایش فاصله دیدگاه‌های سیاسی او با وضعیت موجود و مخالفت با مواضعی که چهره کلاسیک نظام بر آنها استوار شده است، روحانی جدیدی را خلق کرد که تفاوت‌های انکار ناپذیری با گذشته داشت. اگرچه روحانی کماکان در حلقه نخبگان نظام جمهوری اسلامی است و از آن خارج نشده، اما در موقعیتی متفاوت با قبل از انتخابات ایستاده است.

روحانی در انتخابات ۹۶ بدون آنکه وعده‌های اقتصادی چشمگیری مطرح کند، عمدتا بر خواست‌های سیاسی جامعه و زیر سئوال بردن دیدگاه‌های مورد نظر بخش مسلط قدرت مانور داد. درک این واقعیت موقعی ساده تر می‌شود که به یاد آورد رقبای اصول‌گرای وی عمدتا بر روی مطالبات اقتصادی و وعده‌های پوپولیستی و مردم فریب سرمایه گذاری کردند. غلط نیست اگر بگوییم سخنان روحانی در همدان که بعد از مناظره دوم انجام شد، سبب گشت به یک باره حرکتی مقطعی در همه بخش‌های جامعه ایران شکل بگیرد. نیرو‌های معترض وضع موجود به پا خواستند و در ائتلافی نانوشته با همسویی موضعی و اعلام نشده علیه کاندیدای مدافع وضع موجود، سمت‌گیری کرده و در این مرحله از حیات سیاسی کشور، ریاست جمهوری روحانی را فایده‌مند به شمار آورند.

تاکیدات مکرر روحانی بر آزادی، در کنار حمله به افراطی‌ها و خشونت طلبان، فضای انتخابات را گرم کرد. پاسخگویی به سخنان انتقادی خامنه‌ای که اقدامی کم سابقه در جمهوری اسلامی است، به برخی از تردید‌ها در خصوص آمدن به پای صندوق‌های رأی پایان داد. کم نبودند کسانی که شعار روحانی در خصوص اینکه در صورت تداوم ریاست جمهوری از هیچکس برای تحقق مطالبات ملت نخواهد ترسید، را به پای عزم وی برای ایستادگی در برابر نهاد ولایت فقیه و دست اندازی هایش به قوه مجریه تفسیر کردند. برخورد تهاجمی او با اصول‌گرایان افراطی و اعلام مواضعی چون «مقابل تحمیل تحریم‌های اقتصادی می‌ایستد»، «با حصر و زندان مخالف است»، «جلوی فضای امنیتی در دانشگاه‌ها را می‌گیرد»، «اعتراض به تبعیض‌های مذهبی» و «هشدار‌های متعدد که مخالفان درون حکومتی اش می‌خواهند دوباره با شکست وی دور جدیدی از غارت اموال عمومی و سخت گیری‌های سیاسی و فرهنگی را رقم بزنند»، امید آفرین ظاهر شد.

روحانی در مناظره سوم با طرح مواضعی صریح و متمایز، چشم‌اندازی از تلاش برای تغییرات سیاسی را ترسیم کرد و تفاوت نگاه‌های سیاسی اش با اردوگاه رقیب را برجسته ساخت که دیدگاه‌های رهبری را نمایندگی می‌کرد. او با حمله به ابراهیم رئیسی که هنر وی فقط زندان و اعدام است، حتی از تابو‌های نظام عبور کرد و پرهیز اصلاح طلبان در برخورد انتقادی با دهه شصت را نیز شکست. همراهی تلویحی وی با اعتراض‌ها به جنایت اعدام‌های دسته جمعی در سال ۶۷، نه تنها اصول‌گرایان را عصبانی کرد بلکه حتی انتقاد غیر مستقیم کسانی چون حسن خمینی را نیز برانگیخت.

مجموعه این مواضع باعث شد تا تمایز او با رئیسی در حدی جلوه کند که اکثریت نیرو‌های سیاسی معترض و بدنه اجتماعی حامی آنها قانع شوند که برای دو دوره‌ای کردن ریاست جمهوری روحانی با انگیزه‌های مختلف فعالانه وارد میدان شوند. کمتر کسی پیش از انتخابات با توجه به جو راکد سیاسی و کارنامه ضعیف دولت یازدهم انتظار داشت که فضای انتخاباتی چنین با نشاط شود و روحانی با فاصله زیاد بر کاندیدای همسو با نهاد ولایت فقیه غلبه کند.

سیاست، کلید دگرگونی است

تجزیه و تحلیل رأی‌های روحانی آشکار می‌سازد که او تقریبا رأی اکثریت قریب به اتفاق بخش‌های مختلف جامعه ایران را کسب کرد. شکاف جنسیتی، جغرافیایی، مذهبی، قومی و روستا- شهر، چندان در انتخاب او فعال نشد. اما چه چیزی باعث شد تا این مجموعه متنوع و چه بسا ناهمگون در حمایت از تداوم ریاست جمهوری روحانی وحدت یابد؟

سیاست پاسخ این سئوال است. بار دیگر معلوم شد که خواسته اصلی گرایش‌های مختلف جامعه ایران تغییرات سیاسی است. مردم تحقق این خواسته را زمینه‌ساز تحقق دیگر خواسته‌هایشان و دگرگونی در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌دانند. در واقع هر فردی در درون و بیرون ساختار قدرت، فرصت طرح مواضع سیاسی فاصله دار با نظم مستقر، گفتمان کلاسیک جمهوری اسلامی و دیدگاه‌های ولی فقیه را پیدا کند، مورد اقبال قرار می‌گیرد. هر چقدر این فاصله بیشتر باشد، اگر در چارچوبی عقلانی و منطقی ریل گذاری شود، به همان میزان قابلیت بالاتری برای بسیج اجتماعی علیه وضعیت موجود خواهد داشت.

در ظرف دو هفته، آرایش سیاسی و اجتماعی جامعه چنان دستخوش دگرگونی شد که تداوم آن باعث تغییر موازنه قوا می‌شد. ازاینرو رهبری در ایام تبلیغات انتخاباتی و در واکنش به عبور روحانی از محدوده‌های مورد نظر، واکنشی نشان نداد و صبر کرد تا هیجانات انتخاباتی فروکش کند و سپس مبادرت به موضع گیری انتقادی کند.

در نیمه دوم ماه اردیبهشت این واقعیت بار دیگر نمایان شد که وضعیت به ظاهر مستحکم بلوک قدرت پوسته سست بنیادی بیش نیست که در سایه اختناق، سرکوب و فضای امنیتی و نبود اپوزیسیون مقتدر استمرار یافته است. وضعیت سیاسی و موازنه قوا بشدت شکننده است و ظرف چند هفته می‌تواند جنبش اعتراضی گسترده و شبه انقلابی شکل بگیرد.

دلیل اصلی واکنش خشم آلود خامنه‌ای و شتابزدگی وی در کنترل روحانی، نگرانی از بازگشت دوباره سیاست به خواست اصلی جامعه است. اکنون بعد از یک دوره رکود، تمایلات و خواست‌های سیاسی مجددا فعال شده و به سطح جامعه بازگشته‌اند.البته تضمینی نیست که این آمادگی و حضور لزوما به نتیجه رسیده و تداوم یابد. اما دستکم تا اطلاع ثانوی دوباره "امید به تغییر" در شریان‌های جامعه به حرکت در آمده است. دوقطبی در منازعات بلوک قدرت بالا گرفته و عرصه را برای نقش آفرینی مردم به لحاظ بالقوه مساعد ساخته است. تمهیدات مختلف خامنه‌ای و نیرو‌های همسو از سال ۹۲ به بعد در مسیری به جریان یافت که سیاست به حاشیه برود. ولی اکنون مشاهده می‌کنند که علی رغم همه ترفند‌ها، سرکوب‌های سخت و نرم و اقدامات مهندسی شده باز دوره دیگری از تغییر خواهی سیاسی در متن جامعه شکل یافته است.

توسعه سیاسی

البته ساده اندیشی است که انتظار داشت در این فضا مشکلات ساختاری و ریشه‌ای سیاست در ایران حل شود، اما تغییرات سیاسی اگر در قالب فرایند نگریسته شود، آنگاه تشدید تنش‌ها در درون هیات حاکمه و برجسته شدن شکاف تجدید نظر طلب‌ها با محافظه کاران در درون نظام سیاسی، فرصت کنش سیاسی اپوزیسون خلق می‌کند. گرم شدن فضای سیاسی حکم رابطه آب و ماهی برای اپوزیسیون و منتقدان وضع موجود را دارد. اگر زندگی سیاسی دچار طراوت و نشاط نباشد، موقعیتی برای تحرک سیاسی و مصاف با ساخت قدرت مطلقه ایجاد نمی‌شود. گوناگونی مدل‌های گذار به دمکراسی و شرایط پیچیده سیاسی ایران، تحول سیاسی مثبت را در درون بستر پیشبینی ناپذیر قرار می‌دهد که در استفاده از بزنگاه‌ها می‌توان امیدوار بود که دستگاه سرکوب در نقطه‌ای با خیزش حساب شده جامعه دچار انفعال شده و قافیه را ببازد. از این رو فعال شدن فضای سیاسی این امکان را در درون خود می‌پرورد که پیچیدگی‌ها و ژرفای سیاست در ایران به سمت گشایش‌های سیاسی پایدار و تضعیف ساختار استبدادی دگرگون شود.

به قول دکتر محمود سریع القلم توسعه سیاسی محل تقارن منافع یک گروه یا گروههایی از یک سو و منافع و مصالح عمومی از سوی دیگر است. در انتخابات ۹۶ این اتفاق به نحوی بارز رخ داد و ازاینرو حرکت به سمت توسعه سیاسی، پیامد طبیعی و منطقی پیروزی روحانی است. در این شرایط مخالفان سیاسی و نیرو‌های جامعه مدنی به طور نسبی در وضعیت بهتری برای استیفای حقوق خود قرار دارند. همچنین نیاز روحانی به حفظ پایگاه مردمی برای خنثی سازی کارشکنی‌های بخش مسلط قدرت، باعث می‌شود تا بازار سیاست همچنان پر رونق باقی بماند. رویارویی روحانی- خامنه‌ای مستقل از اینکه ابعاد آن چقدر است، دو تعریف متفاوت از نظام جمهوری اسلامی را برجسته می‌سازد. دیگر بر خلاف برجام اشتراکات آنها بر اختلافات شان تقدم ندارد. شخصیت جدید روحانی که محصول واکنش‌های اجتماعی نیرو‌های معترض در فضای انتخاباتی است، نوع دیگری از مشارکت ورقابت سیاسی، مبنای مشروعیت سیاسی، قشربندی اجتماعی و نگاه فرهنگی را بازتاب می‌دهد. این فضا دیگر اعتدال نیست بلکه بازگشت دیگری به پروژه اصلاحات سیاسی است که بر خلاف راهبرد جدید اصلاح طلبان در کم رنگ کردن حوزه منازعه با نهاد ولایت فقیه، ابایی از علنی ساختن اختلافات با ولی فقیه و ایستادگی حداقل در سطح کلامی ندارد.

نتیجه فعال شدن سیاست، ظهور دوره دیگری از رویارویی مردم سالاری با اقتدار گرایی است که انتخاب‌هایی را پیشروی فعالان سیاسی قرار می‌دهد. به تعبیر فوکویی ساز و کار قدرت باید در عرصه مناسبات نیرو تحلیل شود. میشل فوکو به درستی توضیح می‌دهد که نه حاکمان و نه گروه‌هایی که نهاد‌های دولتی را اداره می‌کنند و نه گروه‌هایی که تصمیمات اقتصادی مهم را اتخاذ می‌کنند، هیچیک اداره کننده شبکه قدرتی نیست که در جامعه عمل می‌کند.[1] قدرت در شکل دینامیک خود برایند موضعی تاکتیک‌های گروه‌های متعددی اعم از جریان حاکم ومقاومت نیرو‌های مخالف و تحت سلطه هست که در سطح محدودی عمل می‌کند. هر جا که قدرت وجود دارد مقاومت هم لاجرم ظهور می‌یابد، ازاینرو تحرک سیاسی فضا را برای بر هم خوردن این تعادل و اثرگذاری کانون‌های مقاومت بر سامانه کلان سیاسی و در نهایت تغییر و تحول مثبت هموار می‌سازد. فعلیت این رویداد نیازمند به جریان افتادن ماشین سیاست و سمت گیری کنشگران سیاسی خواهان تغییر به سمت آن است، تا اعمالی متناسب با خواسته‌های شان را سازمان دهند و موقعیت خود را در عرصه سیاسی بهبود ببخشند.

نقش کنشگران

در عین حال باید توجه داشت وجهی از سرنوشت منازعات سیاسی، محصول ذهنیت و فضای روانی کنشگران سیاسی است که تا چه میزان دستخوش ناامیدی شوند و یا فضا آنها را ترغیب کرده و با تقویت اراده و حس خودباوری به سمت حرکت سوق داده شوند. سلطه سیاسی حاکم تشویق کننده رکود سیاسی است و به انحای مختلف می‌کوشد تا سیاست زدایی و کنش پذیری در شریان‌های جامعه جاری شود. در سال‌های گذشته سیاست زدایی در ایران فقط از سوی عاملان (agents) نهاد ولایت فقیه و اغلب اصول‌گرایان ترویج نشده است، بلکه پارادایم‌های " تحول خواهی محافظه کار "، " توسعه آمرانه" و " همکاری با استبداد در برابر دشمن خارجی و تهدید تجزیه" که با میدان داری اغلب اصلاح طلبان پارلمانتاریست، ملی گرا‌های افراطی، برخی از چپ‌های ضد امپریالیسم (سنتی) و معدودی از روشنفکران دنبال شده و می‌شود، نیز به نوبه خود آب به آسیاب این حرکت ریخته‌اند.در این چارچوب ناخشنودی و اعتراض برخی از اصلاح طلبان به مواضع روحانی متاخر قابل درک است.

در مجموع به نظر می‌رسد فصل داغ دیگری از سیاست در راه است. نقطه عزیمت آن انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم بود که پتانسیل خلق شده، موازنه قوای موجود و مناسبات سرحدی کانون‌های مختلف و متضاد قدرت را بر هم زده تا رویارویی دو قطب منازعه موقعیت آینده سامان سیاسی را شکل دهد. در این فضا نیرو‌های دمکراسی خواه و مدافع توسعه سیاسی امکان نقش آفرینی پیدا کرده‌اند و نوع رفتار آنها در تثبیت و یا تغییر مناسبات موجود قدرت تاثیرگذار خواهد بود.

پانویس

[1] نگاه کنید به: میشل فوکو، اراده به دانستن، مترجمان: نیکو سرخوش، افشین جهاندیده، نشر نی ۱۳۹۱، ص ۱۱۰

منبع: رادیو زمانه

Ali_Saeidi.jpgنماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به این‌که «تفنگ سپاه ، سینه منافقین و داعشی های دیروز و امروز را نشانه می‌گیرد» گفت: موشک سپاه ماهیت بازدارندگی دارد و جزء ارکان دفاعی نظام است.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی‌فقیه در سپاه در آئین گرامیداشت شهدای هفتم تیر که در حسینیه شهدای گمنام سپاه قدس گیلان در رشت برگزار شد با اشاره به تفاوت جریان فکری شهید بهشتی و یارانش با تفکر و جریان بنی‌صدر اظهار کرد:می‌توان از طریق نگرش، گفتمان و عملکرد افراد پی به ماهیت اعتقادی و فکری آنان برد.

وی با بیان این‌که «در جامعه بشری سه، جبهه حق خالص، جبهه باطل خالص و آمیزه‌ای از حق و باطل وجود دارد» گفت: قرآن از گروه دوم به کفار و از گروه سوم به نفاق و منافقین یاد می‌کند که ما همواره با هردو چهره مواجه شدیم.

Eshagh_Jahangiri.jpgتهران-ایرنا- معاون اول رییس جمهوری در پیامی توئیتری تاکیدکرد که انتخابات ریاست جمهوری به عزت مقام معظم رهبری و نظام اضافه کرد.

به گزارش ایرنا، در توئیت اسحاق جهانگیری آمده است: انتخابات ریاست جمهوری به عزت مقام معظم رهبری و عزت نظام اضافه کرد و ما باید قدردان ملت باشیم که در هر صحنه ای که لازم است حضور معنادار داشته‌اند.

دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و میاندوره مجلس دهم شورای اسلامی (در چهار حوزه) بیست و نهم اردیبهشت ماه برگزار شد.

میان چهار نامزد رقیب در انتخابات ریاست جمهوری، «حسن روحانی» ۲۳ میلیون و ۵۴۹ هزار و ۶۱۶ رای یعنی ۵۷ درصد آرا را به خود اختصاص داد.

photo_2017-06-30_11-35-39.jpgسحبانیوز، پنج شهروند بهایی که پیشتر به اجبار وزارت اطلاعات از ایران خارج و پس از مدتی به ایران بازگشتند که به محض ورود روز گذشته در تاریخ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ توسط وزارت اطلاعات ایران در فرودگاه اصفهان و تهران بازداشت شدند.

بنابرگزارش مجموعه خبری بهایی نیوز فرزادهمایونی،احسان اشتیاق،سهراب نقی پور ،عنایت اله نعیمی ومنوچهر رحمانی از جمله بازداشت شدگان اخیر در استان اصفهان می باشند که طی ماه های اخیر پس از بازداشتی طولانی مدت با تودیع وثیقه ۵۰۰میلیونی آزاد شدند اما این افرادبه دلیل فشار نیروهای امنیتی مجبور به خروج از کشور شدند

بنابر این گزارش احسان اشتیاق، فرزاد همایونی، سهراب نقی پور به کشور ترکیه، سروش پزشکی به دلیل داشتن ویزا به کانادا و عنایت نعیمی و منوچهر رحمانی به دوبی در امارات متحده عربی فرستاده شده بودند .

به گفته یک منبع نزدیک به گزاشگر بهایی نیوز عنایت الله نعیمی و منوچهر رحمانی در فرودگاه اصفهان و فرزادهمایونی، احسان اشتیاق و سهراب نقی پور در فرودگاه تهران همراه با چمدان های خود بازداشت شده اند.

احسان اشتیاق، عنایت نعیمی، فرزاد همایونی، سهراب نقی پور و سروش پزشکی در تاریخ ۷ فروردین ماه ۱۳۹۶ توسط ماموران وزارت اطلاعات به صورت دسته جمعی بازداشت شده بودند که مدت طولانی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات این اصفهان تحت بازجویی قرار گرفته بودند .همچنین منوچهر رحمانی در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۹۵پس از تفتیش منزل توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود.

به گفته یک منبع نزدیک فرزاد همایونی ، احسان اشتیاق و سهراب نقی پور در تاریخ ۳۱فروردین ۱۳۹۶ و عنایت نعیمی به همراه منوچهر رحمانی در اواسط اردیبهشت ماه مجبور به ترک کشور شده بودند.

1vh22227C_small.jpgدویچه وله - طبق مقررات جدید دریافت ویزای آمریکا برای شهروندان ایران و پنج کشور دیگر، نامزد و پدربزرگ و مادربزرگ جزو اقوام درجه یک برای گرفتن ویزا به شمار نمی‌آیند. ایران تهدید کرده که دست به اقدام متقابل برای اتباع امریکا می‌زند.

تنها چند ساعت مانده به آغاز اجرای رسمی قانون محدودیت صدور ویزای آمریکا برای اتباع شش کشور، وزارت خارجه ایالات متحده مقررات جدید این قانون را اعلام کرد. این قانون رسما از روز پنج‌شنبه ۲۹ ژوئن (۸ تیر) به وقت آمریکا اجرایی می‌شود.

به گزارش آسوشیتدپرس، وزارت خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۲۸ ژوئن مقررات مربوط به این قانون را اعلام کرد. دو روز قبل در روز دوشنبه دیوان عالی آمریکا بخش‌هایی از قانون ممنوعیت صدور ویزا برای اتباع کشورهای ایران، سوریه، لیبی، یمن، سودان و سومالی را تایید کرده بود. بر اساس حکم دیوان عالی کسی که ثابت کند روابطی "حقیقی" و قابل اعتماد با آمریکا دارد می‌تواند همچنان به این کشور سفر کند.

بر اساس اعلان وزارت خارجه، توابع شش کشور یادشده که تقاضای ویزای آمریکا می‌کنند باید پدر یا مادر، فرزند، همسر، عروس یا داماد، خواهر یا برادری در آمریکا داشته باشند.

پدربزرگ و مادربزرگ، همسر خواهر و برادر و نامزد جزو اقوام درجه یک به حساب نمی‌آیند و بنابراین کسی که این اعضای خانواده‌اش در آمریکا باشند نمی‌تواند به آنجا سفر کند.

قانون جدید شامل پناهجویانی که از شش کشور یادشده هستند و هنوز تقاضای پناهندگی‌شان پذیرفته نشده هم می‌شود و این پناهجویان در صورت نداشتن اقوام درجه یک در آمریکا از این کشور بازگردانده می‌شوند.

ویزاهایی که تا کنون از سوی وزارت خارجه آمریکا برای متقاضیان این کشورها صادر شده اما معتبر هستند.

وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده مدارکی که ارائه آنها الزامی است باید به طور رسمی و از طریق مراجع قانونی (از طریق راه‌های مرسوم) صادر شده باشند. این وزارتخانه مدارکی را که تنها با هدف دور زدن قوانین محدودکننده مهاجرتی صادر شده‌ باشند نمی‌پذیرد.

روزنامه‌نگاران، دانشجویان، اساتید یا کسانی که استخدام یک کارفرمای آمریکایی شده‌اند باید دعوت‌نامه معتبر یا یک قرارداد کاری در آمریکا داشته باشند. برگه رزرو هتل یا اجاره خودرو در آمریکا حتی اگر پول آن پرداخت شده باشد به عنوان مدرک معتبر برای صدور ویزا پذیرفته نمی‌شود.

1599888sa.jpgو این هم تزئین توالت منزل نو عروس

1599888sb.jpg

082917A_top.jpgحسین آرین (کارشناس نظامی) - رادیو فردا

همگام با عقب نشینی تدریجی داعش در سوریه، دشمنانش در مسابقه‌ای برای جایگیری درسرزمین‌های به جا مانده، رو در روی یگدیگر قرار گرفته اند.

آمریکا با تسلیح و حمایت از نیرو‌های دمکراتیک سوریه مصمم است شهر رقه، پایتخت بالفعل داعش، را آزاد کند و نیرو‌های اسد با حمایت حامیانش، به ویژه جمهوری اسلامی، با حرکت به شرق سوریه قصد دارند خود را به مرز عراق برسانند. آمریکا که این حرکت را در تضاد با برنامه‌ها و اهداف خود در سوریه میداند، واکنش نشان داده است.

واکنش عملی آمریکا

در این راستا، عصر یکشنبه ۲۸ خرداد، یک جنگنده اف -۱۸(سوپر هورنت) آمریکایی یک سوخوی -۲۲ سوریه را در نزدیکی شهرالطبقه در جنوب غربی رقه سرنگون کرد. سه روز بعد، یک پهپاد ساخت ایران در التنف، در جنوب سوریه نزدیک مرز عراق و اردن، هدف یک جنگنده اف-۱۵ (ایگل) آمریکایی قرار گرفت.

آمریکا در نقطه استراتژیک التنف یک پایگاه دایرکرده است که در آن به گفته ناخدا جف دیویس، سخنگوی پنتاگون، "مشاوران نظامی آمریکایی" گروههای شبه نظامی مخالف داعش را آموزش میدهند. گزارش برخی از رسانه‌های غربی حکایت از آن دارد که شماری از نظامیان بریتانیایی، احتمالاً از یکان ویژه اِس آ اِس، و همچنین جیش مغایر الثوره (ارتش کماندویی انقلابی، نام قبلی آن ارتش جدید سوریه) در این پایگاه استقرار دارند.

پیشتر، پنجشنبه ۱۸ خرداد، آمریکا یک پهپاد مشابه را در حوالی پایگاه مذکور سرنگون کرده بود. آنگونه که سخنگوی پنتاگون تاکید کرده است، در هر دو مورد پهپاد‌های ساخت ایران مسلح بودند و تهدید محسوب میشدند.

چرخش سیاست ترامپ

دونالد ترامپ،رئیس جمهور آمریکا، در جریان کمپین انتخاباتی اش به رای دهندگان آمریکایی قول داد که از شرکت مستقیم ارتش کشورش در جنگ سوریه جلوگیری خواهد کرد. اما حالا او به یک بازیگر مهمی در جنگ سوریه و جنگهای نیابتی مخرب منطقه تبدیل شده است که میتواند دینامیک‌های بعد از جنگ را در خاورمیانه رقم زند.

حمله جنگنده آمریکایی به سوخوی سوریه، خطر اوج گیری مقابله نظامی وتنوع و پیچیدگیهای بازیگران و همپیمانی آنها در جنگ سوریه را به نمایش گذاشت. آمریکا این حمله را در دفاع از" نیرو‌های دمکراتیک سوریه" انجام داد که خود ائتلافی است از کردها، سنی‌ها و مسیحیان عرب و ترکمن‌های سوریه. رهبری این ائتلاف را "یکانهای مدافع خلق کردستان" موسوم به "ی پ گ" بعهده دارند و هواپیمای سوریه موضع این ائتلاف را در نزدیکی شهر الطبقه در حوالی سد استراتژیک اسد هدف قرار داده بود، ناحیه‌ای که چند سال تحت کنترل داعش بود و همین اواخر توسط نیرو‌های دمکراتیک سوریه آزاد شد.

در عرض سال گذشته «نیرو‌های دمکراتیک سوریه» و یکانهای مدافع خلق از رویاویی با نیرو‌های اسد دوری جستند ولی با توجه به بسط فعالیت های نیرو‌های هوادار اسد به طرف شرق وجنوب شرقی سوریه، درگیری بین این نیرو‌ها با نیروی‌های ائتلاف تحت حمایت آمریکا حتمی به نظر میرسد.

Sadegh_Zibakalam.jpgفرارو - یک استاد دانشگاه گفت:فقط یک تفاوت عمده و جدی میان شهید بهشتی و آقای روحانی وجود دارد و آن این است که در آن مقطع آن ادبیات یک مقدار زیادی توانسته بود مخاطبانی را برای خودش حذب و جلب کند. اما به دلیل اینکه تحصیلات مردم بالاتر رفته و توسعه سیاسی اتفاق افتاده، شبکه‌های اجتماعی فعال شده اند، ادبیات رادیکالی که علیه مرحوم بهشتی تاحدودی نتیجه داده بود، مطلقا نتوانسته در این ایام مخاطبی را جذب و جلب کند.ضمن اینکه عکس این هم اتفاق افتاده است.
در روزهای اخیر در سالگرد واقعه هفت تیر و شهادت شهید بهشتی یکی از بحث ها در فضای مجازی مقایسه وضعیت شهید بهشتی با حسن روحانی بود. برخی هواداران دولت معتقدند شباهت هایی میان فشارهایی که به شهید بهشتی وارد می شد با فشارها به حسن روحانی وجود دارد.
صادق زیبا کلام تحلیلگر مسائل سیاسی در گفت‌گو با فرارو در این باره گفت: از برخی جهات متاسفانه شرایط و وضعی که در دهه 60 عده‌ای علیه مرحوم شهید بهشتی به راه انداخته بودند، امروز علیه آقای روحانی به راه افتاده است. در آن روزها علیه شهید بهشتی طرفداران سازمان مجاهدین و تا حدود زیادی حزب توده فعالیت می‌کردند.
وی ادامه داد: حزب توده علت حملاتش به شهید بهشتی این بود که می گفت، مواضع ایشان به مقدار کافی ضدآمریکایی نیست. یعنی معتقد بودند که ایشان مثل مرحوم امام(ره) یا برخی از روحانیون دیگر، دیدگاه‌های ضد آمریکایی ندارند. البته یک مسئله ای در این میان بود که حزب توده هم بی راه نمی‌گفت.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: مرحوم شهید بهشتی از اینکه در سخنرانی های خود شعارهای سوپرانقلابی علیه آمریکا یا هر کشور دیگر بدهند، پرهیز می کردند. یک جور صلابت و احترام در گفتار ایشان وجود داشت و حاضر نبودند، لحنی که مجاهدین و حزب توده یا سایر گروه‌های تندرو به کار می‌بردند را در سخنرانی های خود نسبت به مخالفان یا دشمنان استفاده کند.
او ادامه داد: اما ماجرای مجاهدین و شهید بهشتی موضوع دیگری بود. آنها ایشان را محکوم می کردند که برای انقلاب هزینه ای نداده است. آنها می گفتند «شهید بهشتی به آندازه آنها زندان نرفته و شکنجه نشده. اما ما(مجاهدین) برای انقلاب جنگیدیم، زندان رفتیم و شکنجه شدیم». همین مسائل بهانه حمله به ایشان را فراهم کرده بود.

1v09r527C_small.jpgبی بی سی - حیدر عبادی، نخست وزیر عراق، "پایان داعش" در عراق را اعلام کرد. آقای عبادی گفته است: "دولت باطل داعش تمام شد."

ساعاتی پیش ارتش عراق خبر داد که سربازان عراقی توانسته‌اند وارد محوطه مسجد نوری شوند که آخرین پایگاه عمده داعش در محله قدیمی موصل بوده است.

سرگرد یحیی رسول، سخنگوی ارتش عراق هم در خبری فوری در تلویزیون دولتی عراق گفت: "دولت خرافه آنها سقوط کرد." گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) خود را دولت خلافت معرفی می‌کرد.

برخی گزارش‌ها حاکی از ادامه درگیری‌ها در این بخش از موصل است. آقای عبادی امروز گفت که نیروهای عراقی تا کشتن و دستگیر کردن آخرین عضو داعش به جنگ ادامه خواهند داد.

گوگل جان! يه فكرى به حال ما ايرونيا بكن! مُرديم از بس خنديديم!

photo_2017-06-26_12-34-05.jpgphoto_2017-06-28_10-14-25.jpg

1v09r5222227C_small.jpgبی بی سی - مقام‌های آمریکایی می‌گویند زنی در ایالت مینه‌سوتا دوست پسر خود را هنگام شیرین‎کاری در مقابل دوربین به منظور جلب هواداران بیشتر در یوتیوب به کشتن داد.

مونالیزا پرز، ۱۹ ساله کتابی ضخیم را جلوی سینه دوست پسرش قرار داد و در مقابل دوربین و تماشاگران محله به سمت آن شلیک کرد تا ثابت کند که قطر کتاب مانع از عبور گلوله می‌شود.

کودک سه ساله این زوج و حدود ۳۰ نفر از همسایه‌ها که برای تماشا جمع شده بودند، کشته شدن آقای روییز را از نزدیک مشاهده کردند.

عمه آقای روییز گفته است که آنها می‌خواستند این ویدویو را در یوتیوب منتشر کنند تا کاربران بیشتری را در شبکه‌های اجتماعی به خود جلب کنند.

کلودیا روییز در گفتگو با یکی از شبکه‌های تلویزیونی داخلی به نقل از برادرزاده اش گفت که "ما می‌خواهیم تماشاگران بیشتری به خود جذب کنیم. ما می‌خواهیم مشهور شویم اما من به او گفتم این کار را نکن. چرا می‌خواهی از تفنگ استفاده کنی؟ چرا؟"

وی افزوده است: "آنها عاشق همدیگر بودند. فقط می‌خواستند شیرین‌کاری کنند."

خانم پرز که باردار است اکنون در زندان به سر می‌برد و با اتهام قتل غیر عمد روبروست. قرار است او چهارشنبه هفته آینده، ۵ ژوییه در دادگاه حاضر شود.

1vh55527C_small.jpgالعربیه - دختر تیرانداز کُرد عضو شاخه زنان حزب «اتحاد دمکراتیک» معروف به YPJ که حدود 7 هزار زن کُرد عضو آن هستند و در حال نبرد با داعش در سوریه است، روز سه شنبه 27 ژوئن هدف شلیک یک تیرانداز داعشی در شهر الرقه در شمال سوریه قرار گرفت.

همانگونه که در ویدیو دیده می‌شود این تیر با فاصله چند سانتیمتر بالاتر از سر این دختر تیرانداز کُرد به دیوار پشت سر او اصابت می‌کند و این دختر، واکنشی جز خنده در برابر این خطر مرگ، از خود نشان نمی‌دهد.

این دختر تیرانداز از پنجره خانه‌ای در شهر الرقه در شمال سوریه به سوی نیروهای داعش تیراندازی می‌کند. گروه داعش هم‌اکنون در تلاش است در برابر عملیاتی که با حمایت ائتلاف بین‌الملل به رهبری آمریکا در استان الرقه در جریان است، مقاومت کند، با این وجود، در حال از دست دادن مناطق تحت تصرف خود یکی پس از دیگری است.

هنگامی که دحتر تک‌نیرانداز کُرد در حال هدف قرار گرفتن نیروهای داعش از پنجره بود، تیری به فاصله چند سانتیمتری به دیوار پشت سر دختر جنگجوی کُرد اصابت می‌کند. او ابتدا کمی خم می‌شود و سپس با خنده، زبان خود را نشان می‌دهد. او در این ویدیو با فیلمبردار حرف می‌زند و از این تیر که با فاصله کمی از کنار او گذشته با شوخی و خنده یاد می‌کند.

15mnkkkk9k_small.jpgبه گزارش فارس، پایگاه تحلیلی «بلومبرگ» در گزارشی تحت عنوان برجام در معرض نابودی دردناک قرار داد، نوشت، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا قصد نابودی یکباره توافق هسته‌ای ایران و 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین بعلاوه آلمان) ندارد و احتمالاً قصد دارد به صورت تدریجی آن را از بین ببرد.

این گزارش سپس توضیح داد، دولت ترامپ در بسیاری از موضوعات سیگنال‌های متناقضی را صادر می‌کند اما در خصوص اتخاذ موضع سخت‌تر در قبال ایران، یک صدا هستند و حرف با عمل یکی است به طوریکه در سوریه، ارتش آمریکا مستقیماً با همپیمانان ایران در جدال است و در عربستان، ترامپ با دشمن ایران رقص شمشیر می‌کند. در سنا نیز لایحه تحریم‌ها علیه ایران تقریباً به اتفاق آراء و با اجماع به تصویب می‌رسد.

بلومبرگ به نقل از «ویلیام برنز» معاون سابق وزیر خارجه آمریکا که در مذاکرات هسته‌ای دخیل بود گزارش کرد که برجام که در سال 2015 به نتیجه رسید، ایران را به جریان اصلی اقتصاد جهان بازگرداند و در واقع این توافق نتیجه سالها تلاش دولت‌های بسیار زیادی بود و بنابراین از بین بردن آن به آشفتگی‌های خاورمیانه می‌افزاید و موجب تیرگی روابط میان آمریکا و اروپا می‌شود و با اینحال خطر جدی از هم پاشیده شدن این توافق وجود دارد.

برنز نگران «زجرکش شدن» برجام است و می‌گوید نگران «خراب شدن اعتماد تمامی طرفین برجام می‌باشد».

وی در مصاحبه‌ای گفت: «جو به اندازه کافی شکننده است. بازگشت به یک نوع درگیری ساده و آسان است».

این گزارش سپس به اقدامات دولت آمریکا علیه برجام و ایران اشاره کرد و نوشت که واشنگتن در سال جاری میلادی، دو سری تحریم علیه ایران به تصویب درآورد که با برنامه موشکی ایران و ادعای حمایت تهران از تروریسم مرتبط می‌شد.

1v09re59555527C_small.jpgصدای آمریکا - وکیل دولت آمریکا در بیانیه‌ای مدعی شد دادگاه در پرونده ساختمان بنیاد علوی در منهتن نیویورک، به نفع دولت آمریکا رأی داده است.

جون اچ. کیم، وکیل دولت آمریکا، روز پنجشنبه هشتم تیر ماه در بیانیه ای از حکم هیأت منصفه درباره ساختمان بنیاد علوی در منتهن نیویورک خبر داد. بنا به این حکم، ساختمان بنیاد علوی و دیگر سرمایه های مربوط به آن توسط دولت آمریکا قابل مصادره خواهند بود.

آقای کیم در بیانیه خود گفت «این برج ۳۶ طبقه در منهتن (نیویورک) بیش از یک دهه به صورتی پنهانی در خدمت دولت ایران بوده و راهی شده بود برای فرستادن میلیون ها دلار به ایران که در تخطی آشکار از مفاد تحریم های آمریکا است.

در این جلسه دادگاه، اسرار این ساختمان برای همه آشکار شد و حکم امروز هیأت منصفه نیز آنچه را ما از سال ۲۰۰۸ فکر می کردیم تأیید کرد.

صاحبان این ساختمان با وجود تمام تلاش ها برای منزوی کردن ایران به عنوان یک دولت حامی تروریسم، یک سکوی بسیار مهم در قلب منتهن در اختیار مقامات ایران قرار دادند تا ایران بتواند تحریم های اقتصادی آمریکا را با موفقیت دور بزند.

حکم هیأت منصفه این ساختمان را که بیش از پانصد میلیون دلار قیمت داشته، و همچنین ساختمان ها و اموال دیگر را قابل مصادره اعلام کرده است.»

به گفته وکیل دولت آمریکا، این حکم هیأت منصفه، بزرگترین مصادره مدنی و همچنین بزرگترین مصادره مربوط به تروریسم در تاریخ آمریکا محسوب می شود.

آقای کیم در بخش پایانی بیانیه خود حین قدردانی از زحمات دادستان ها و نیروهای پلیس در یک دهه اخیر گفت «حکم هیأت منصفه تلاش های آنها را به ثمر رسانده است.» آقای کیم افزود این حکم همچنین به جبران خسارت های قربانیان اقدامات تروریستی مورد حمایت ایران بسیار کمک خواهد کرد.

Irak_Armee.jpgرادیو فردا ـ ارتش عراق روز پنجشنبه هشتم تیر اعلام کرد که نیروهای ویژه آن کشور مسجد النوری در غرب شهر موصل را بازپس گرفته اند. ابوبکر بغدادی، رهبر گروه حکومت اسلامی (داعش)، سه سال پیش در این مسجد خلافت خود را اعلام کرده بود.

به گزارش خبرگزاری رویترز، بازپس گیری این مسجد ۸۵۰ ساله پیروزی نمادین برای نیروهای عراقی به شمار می رود که از حدود هشت ماه پیش تلاش می کنند این شهر را تصرف گروه حکومت اسلامی (داعش) آزاد کنند.

نیروهای عراقی در این جنگ از حمایت ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا برخوردار بودند.

Hejab.jpgیک روز پس از آن که دادستان ساری از تشکیل پرونده قضایی و توقیف خودروهای حامل زنان به گفته او بی حجاب خبر داد، مدیر پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان فارس اعلام کرد زنان متهم به «بدحجابی» به کلاس‌های آموزشی ۸ ساعته معرفی خواهند شد.

گیتی پورفاضل، فعال زنان و وکیل پیشین دادگستری به کمپین حقوق بشر در ایران گفت اقدامات سلیقه‌ای و تعریف مکرر مجازات‌های جدید برای محدودیت حق پوشش زنان نشانه شکست قانون حجاب اجباری در جمهوری اسلامی است: «جمهوری اسلامی در هیچ جا مثل موضوع حجاب اجباری شکست و استیصال را تجربه نکرده در این همه سال از همه تریبون‌ها و منابر رسمی حجاب اجباری تبلیغ شده، گشت ارشاد و کلی منابع کشور صرف شده ولی زنان از حق آزادی پوششان به اشکال و شیوه‌های مختلف دفاع کرده و در برابر حجاب اجباری مقاومت کرده‌اند، بنا براین به جای نقض و یا بازنگری در این قانون هر روز می‌خواهند شیوه جدیدی را امتحان کنند ولی زنانی که در این سال‌ها با این همه برخورد قضایی و گشت ارشاد و تبلیغات قانع نشده‌اند، چطور ممکن است با یک کلاس هشت ساعته دست از آزادی پوششان بردارند؟»

Masih_Alinejad.jpgخبرگزاری ایرانشهر - رضا یثربی از کارکنان دایره قضات و اجرائیات دادسرای جرایم رایانه‌ای در ایران طی یک کامنت در ذیل پستی در اینستاگرام مسیح علی‌نژاد، او را تهدید به ترور کرده است. آقای یثربی معمم است و پیشتر تصاویری از حضور او در گروه مشاوران مذهبی پلیس فتا نیز منتشر شده بود.

اگرچه توهین و حتی افترا به مسیح علی‌نژاد در چهارچوب فعالیت‌های وی سابقه طولانی بین دست‌اندرکاران داخل رژیم ایران دارد و حتی منجر به شکایت بی سرانجام او از تلویزیون دولتی ایران شد، اما این برای نخستین‌بار است که یک مقام رسمی شاغل در قوه قضاییه رژیم اسلامی علنا این چهره فعال رسانه‌ای ایرانی را به ترور تهدید کرده است.

رضا یثربی که از مصادیق افسران جنگ نرم در گفته‌های علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی تلقی می‌شود در کامنت جنجالی خود که نمونه تمکین از فرمان آتش به اختیار است، ضمن انتقاد از تلاش‌های خانم علی‌نژاد در رابطه با چهارشنبه‌های سفید می‌نویسد: «آیا فکر کرده‌اید پیدا کردن شما در انگلستان سخت است؟ آیا فکر می کنید حذف کردن شما از کره زمین برای ما مشکل است؟ شما دارید با طرح چهارشنبه‌های سفید همه زحمت ما را به خاک سیاه می نشانید. شما نباید از داشتن رسانه استفاده بر علیه اسلام بکنی، دقت کن کاری که با فرخزاد کردیم روزی با تو نکنیم.»

2011u90.jpg

soleimani_Raisi.jpgزمانه ـ سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران عصر روز چهارشنبه ۷ تیر با ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی و کاندیدای اصولگرایان در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دیدار کرد.

این دیدار در مشهد صورت گرفت. رسانه‌های ایران به جز انتشار تصویر جزئیاتی از این دیدار منتشر نکردند.

در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، ابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف، دو تن از کاندیداهای اصولگرایان، در برنامه‌های تبلیغاتی خود نام قاسم سلیمانی را به نفع خود مطرح کردند اما بعد بیانیه‌ای از فرمانده نیروی سپاه قدس منتشر شد که در آن تأکید شده بود، قاسم سلیمانی از هیچ نامزدی در انتخابات حمایت نکرده است. در این بیانیه «هرگونه سوء‌استفاده» از تصاویر و نظرهای قاسم سلیمانی «غیراخلاقی» خوانده شده بود.

55xsf7C_small.jpgبی بی سی - تعداد زیادی از مأموران پلیسی که قرار بود امنیت اجلاس گروه بیست در شهر هامبورگ آلمان را تأمین کنند با سرافکندگی به شهرشان، برلین، برگردانده شدند.

دلیل این که مقام‌های پلیس عذر این ۲۲۰ مامور را خواستند این بود در خوابگاهشان بساط لهو و لعب به راه انداخته بودند. از جمله کارهایی که این مأموران کردند و نباید می‌کردند، سکس در محوطه خوابگاه و ادرار گروهی به حصارهای دور پادگان بود.

خوشگذرانی بیش‌ از حد این مأموران باعث شرمساری فرماندهان پلیس در برلین شده که قول داده‌اند پلیس‌های بیشتری را به خانه برگردانند.

نشست سران گروه بیست - متشکل از ۲۰ کشور قدرتمند اقتصادی جهان - در روزهای ۷ و ۸ ژوئیه (حدود ده روز دیگر) در هامبورگ برگزار می‌شود و انتظار می‌رود با اعتراض‌های گسترده گروه‌های مخالف جهانی‌سازی روبرو شود.

محمد نوریزاد در ۲۷مین تحلیل هفتگی از شبکه جهانی «دُرّ تی وی» سه موضوع را مورد بررسی قرار داد، ابتدا به عقب نشینی رهبر نظام در ارتباط با فرمان «آتش به اختیار» پرداخت، و گفت گرچه رهبر سعی کرد که این فرمان را ترمیم و به یک کار فرهنگی تمیز تفسیرکند ولی طرح آن از اساس بسیار خفیف و ناجوانمردانه بود، واگر شورای نگهبان درست وحسابی داشتیم، باید آقای خامنه ای را به دلیل همین فرمان «آتش به اختیار» عزل می کرد.

محمد نوریزاد آنگاه به فرمان «آتش به اختیار» احمد علم الهدی که گفته است «اگر بی حجاب دیدید بی تفاوت نباشید» پرداخت، و گفت این بی تفاوت نبودن می تواند یک تذکر باشد یا یک اسید پاشی!

محمد نوریزاد در بخش سوم تحلیل خود سخنان فرمانده سپاه را که «در واکنش به انتقاد رئیس جمهور به دخالت سپاه در اقتصاد کشور گفته بود فعالیتهای سپاه غیر انتفاعی است»، مورد بررسی قرار داد، و ابراز کرد که اگر فعالیتهای سپاه همان گونه که سردار جعفری میگوید غیر انتفاعی است پس موجودی حساب و پول نقدی را که سپاه از این پروژه ها بالا کشیده برای مردم مشخص و آشکار کند.

1vhx7C_small.jpgدویچه وله - یکی از مسائل جدی نشست وزیران دفاع کشورهای عضو ناتو، موضوع ترکیه است. مشکل ناتو و شماری از اعضای آن با ترکیه، تنها به نقش این کشور در بحران سوریه محدود نمی‌شود. ترکیه برای ناتو هم عضوی مهم است و هم دردسرساز.

نشست وزیران دفاع کشورهای عضو ناتو روز پنجشنبه، ۲۹ ژوئن (۸ تیرماه) در بروکسل آغاز به کار کرد. سباستیون شوبل خبرنگار سایت شبکه یک آلمان در رابطه با مشکلات اعضای ناتو با ترکیه گزارشی تهیه کرده است که بر روی سایت تاگس‌شاو منتشر شده است.

تلاش برای رفع اختلافات

در این موضوع که ترکیه به لحاظ ژئوپولیتیک یکی از مهم‌ترین اعضای ناتو به شمار می‌رود، تردیدی نیست. ژنرال پتر پاول، سرپرست کارگروه نظامی ناتو از سایر اعضای این پیمان خواست تا با ترکیه تفاهم بیشتری داشته باشند.

به باور پاول، ترکیه در حال حاضر در سه عرصه مهم و کلیدی درگیر شده است. سیاست ناتو در قبال روسیه، مسئله تروریسم و همچنین بحران پناهجویی.

سرپرست کارگروه نظامی ناتو وضعیت امنیتی داخلی ترکیه را حساس‌تر از سایر کشورهای عضو ارزیابی کرده و از این‌رو از سایر اعضا خواسته است تا این تفاوت مهم را از نظر دور ندارند.

پاول، برای ترکیه در تامین امنیت اروپا نقشی کلیدی قائل است. اما، آیا این نقش کلیدی برای فراموش کردن سایر مشکلاتی کفایت می‌کند که ترکیه برای دیگر اعضای ناتو ایجاد کرده است؟

علل تنش و اختلاف با ترکیه

مارک پیرینی، یکی ازکارشناسان اندیشکده کارنگی در اروپا، بر این باور است که ترکیه با سیاست‌های خارجی خود می‌تواند برای کل ناتو مشکل‌ساز گردد. لازم به یادآور است که پیرینی پیش از این پنج سال نماینده اتحادیه اروپا در ترکیه بوده و با سیاست‌های داخلی و خارجی این کشور کاملا آشنا است.

- بی بی سی

آیا خاورمیانه در آستانه یک جنگ گسترده جدید است؟

پس از ساقط کردن جنگنده سوری توسط آمریکا در روز ۲۸ خرداد تنش بین آمریکا و روسیه بطور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت. وزارت دفاع روسیه در بیانیه‌ای اعلام کرد: "در مناطقی که هواپیماهای روسی بر فراز آسمان سوریه مشغول عملیات هستند هر شیئ پرنده‌ای، از جمله هواپیماهای نیرو های ائتلاف (به رهبری آمریکا) و یا پهپادهای آنان که در غرب رودخانه فرات مشغول عملیات باشند، توسط سیستم‌های زمینی و هوایی ضد هواپیما مورد رهگیری قرار خواهند گرفت".

بلافاصله پس از آن، مسکو "خط ارتباط داغ" با واشنگتن را که برای تماس اضطراری به منظور اجتناب از درگیری ناخواسته بین دو کشور در سوریه ایجاد شده، قطع کرد.

به گفته مقامات آمریکایی، یک روز بعد یک جنگنده روسی بر فراز دریای بالتیک به رهگیری یک هواپیمای شناسایی آمریکایی پرداخت و فاصله خود را با این هواپیما بسیار کم کرد.

در یک حادثه بالقوه خطرآفرین دیگر در روز ۳۱ خرداد یک هواپیمای جنگی ناتو به یک هواپیمای روسی، حامل وزیر دفاع روسیه سرگئی شویگو، نزدیک شد. در همین زمان یک جنگنده روسی که هواپیمای شویگو را اسکورت می کرد وارد صحنه شد و پس از یک مانور، هواپیمای ناتو به سویی دیگر پرواز کرد.

یک روز پیش از این حادثه یک جنگنده آمریکایی یک پهپاد ایرانی را بر فراز سوریه سرنگون کرد. در پی حوادث اخیر، که در ذیل به آن خواهیم پرداخت، تنش بین ایران و آمریکا بار دیگر بالا گرفته است.

روز ۲۴ خرداد، رکس تیلرسون وزیر امور خارجه آمریکا، در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، ایران را به عنوان عامل بی ثبات کننده منطقه معرفی کرد و گفت که ایالات متحده "از عناصر داخل جمهوری اسلامی برای تحقق یک تغییر حکومت به شکل صلح آمیز" حمایت خواهد کرد.

آیت الله خامنه ای به سخنان تیلرسون واکنش شدید اللحنی نشان داد. وی گفت: "این‌هایی که تازه در آمریکا سرکار آمده‌اند، مثل این کسانی [هستند] که تازه وارد عالم چاقوکشی شده‌اند. این چاقوکشان تازه‌کار و بی‌تجربه، که به هرجا می‌رسند یک نیش چاقویی می‌زنند؛ نمی‌فهمند چه‌کار دارند می‌کنند، تا وقتی که توی دهانشان بخورد. وقتی توی دهانشان خورد آن‌وقت می‌فهمند حساب چیست، کتاب چیست". وی افزود: "در طول ۳۸ سال گذشته، چه زمانی بوده که شما نمی‌خواستید نظام اسلامی را تغییر دهید، اما همواره سرتان به سنگ خورده و دماغتان به خاک مالیده شده است و از این پس هم همین‌گونه خواهد بود."

در یک تحول جدید، در روز ۳ تیر، اسرائیل به مواضع توپخانه سوریه در ارتفاعات جولان حمله کرد. بنا به گفته دولت اسرائیل، این حمله پس از فرود آمدن ۱۰ خمپاره در منطقه اشغالی ارتفاعات جولان که در کنترل اسرائیل است صورت گرفت.

مطلب قابل توجه این است که چند ساعت پیش از این حملات بنیامین نتانیاهو طی سخنانی تأکید کرده بود که اسرائیل اجازه نخواهد داد ایران در منطقه جولان حضور نظامی داشته باشد. این سخنان نشان می دهد که مسئله امکان اقدامات نظامی بیشتر از سوی اسرائیل در چارچوب یک طرح راهبردی منتفی نیست. نتانیاهو همچنین گفت: "سیاست ما واضح است. ما هیچ گونه خمپاره، موشک و آتشی از خاک سوریه را تحمل نمی‌کنیم. ما به هر حمله‌ای که به خاک و علیه شهروندانمان بشود پاسخ می‌دهیم." این سخن خطر ورود اسرائیل را به جنگ سوریه در بطن خود دارد چرا که داعش یا هر نیروی افراطی دیگری می تواند با پرتاب خمپاره های بیشتر، اسرائیل را به جنگ سوریه علیه نیروهای نیابتی ایران و ارتش سوریه بکشاند.

Hossein_Jabari.jpgسرویس سیاست مشرق - سید علی خامنه‌ای در ششم تیر سال ۱۳۶۰ توسط گروهک فرقان ترور شد و تقدیر خداوند بر آن تعلق گرفت که با وجود تمام صدمات وارده، آیت‌الله خامنه‌ای سلامتی خود را به دست بیاورند، اما در حادثه ترور، شخصی که بیش از دیگران در رساندن ایشان به بیمارستان نقش داشته است، حسین جباری است.

حسین جباری می‌گوید سال ۱۳۶۰ با گزینش جواد منصوری وارد سپاه شده است و بعد از شروع ترورهای منافقین، با ایجاد بخش نیروهای حفاظت شخصیت، وارد حوزه حفاظت از مسؤولان می‌شود و هاشمی رفسنجانی اولین فردی است که جباری از وی سخن می‌گیود، بعد از هاشمی وارد تیم محاظان بنی‌صدر شده و اطلاعات جالبی از سبک زندگی خانواده و شخص بنی‌صدر در اوایل انقلاب ارائه می‌کند.

جباری با خارج شدن از تیم محافظان رئیس‌جمهور وقت، وارد تیم حفاظت آیت‌الله خامنه‌ای می‌شود و خاطرات خواندنی از آن دوران را بازگو می‌کند؛ خاطراتی از اطعام تیم محافظت توسط خانواده آقای خامنه‌ای و رقابت بر سر حضور در منزل ایشان برای حفاظت تا تصادف تیم محافظ آقای خامنه‌ای و اجبار ایشان به پرداخت ۱۰۰ هزار تومان بابت جریمه به راننده تریلی...

جباری خاطرات زیادی دارد که بعضی از آن‎ها را با شور و شوق تعریف می‌کند و که مشروح آن در ادامه می‌آید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* می‌خواهیم به سال ۶۰ بگردیم و بفرمائید چطور شد در تیم حفاظت رهبری انتخاب شدید؟

- من تقریباً یک هفته بعد از انقلاب رسماً به عضویت سپاه درآمدم. در حقیقت فروردین سال ۵۸ من دوره سپاه را گذراندم. در آن زمان آقای رفیق‌دوست و آقای منصوری که در وزارت خارجه هستند، جزو بنیان‌گذاران این قضیه بودند. گزینش من را آقای جواد منصوری انجام داد. در ادامه مسائل مربوط به کردستان پیش آمد که توفیق خدمت چندماهه در آن منطقه را داشتم.

بعدازآن قضایای ترور شخصیت‌ها از جمله شهید مطهری پیش آمد. یادم هست همین مطلب برای آقای هاشمی پیش آمد. این مسائل می‌طلبید بحث نیروهای حفاظت برای این مهم در نظر بگیرند. در آن سال‌ها من توسط دوستان دست اندر کار انتخاب شدم. توفیق حاصل شد بعد از ترور آقای هاشمی چند ماهی خدمت ایشان بودم؛ یعنی اولین شخصیتی که حفاظت ایشان را شروع کردم، آقای هاشمی بود که بعد از ترور به تیم ایشان ملحق شدم.

* چه خاطره‌ای از مدت حضور در تیم حفاظت آقای هاشمی دارید؟

- نکته چشمگیر ارتباط صمیمی خود آقای هاشمی با بچه‌ها بود که حتی امروز هم نکته مهمی بشمار می‌رود.

* آقای هاشمی با رهبر انقلاب چه ارتباطی داشت؟

- در آن زمان هر دو عضو شورای مرکزی حزب عضویت بودند. ارتباط این دو به قبل از انقلاب بازمی‌گشت. طبق چیزی که از خود حضرت آقا شنیدم، هر دو در یک ساختمان با هم مستأجر بودند و هر کدام یک طبقه را در اختیار داشتند. چون خانواده هاشمی از طرف پدر و خانم جزو متمولین رفسنجان بودند. آن‌ها پسته کار بودند و ما هم از پسته‌ها استفاده می‌کردیم (خنده).

* بحث ارادت وی به حضرت آقا چگونه بود؟

- آن موقع هنوز این مسائل مطرح نبود که بخواهد در روابط تعریف کند. ارتباطی که در ظاهر ما می‌دیدم، ارتباط دوستانه و صمیمی بود.

حضرت آقا می‌فرمایند: قبل از انقلاب که ما با هم بودیم، من افتادم زندان و ایشان هم زندان بودند. بعد از مدتی آزاد شدیم. آمدم و دیدم خانواده من در منزل تنها هستند. پرسیدم خانواده آقای هاشمی کجاست. گفتند: برادران وی خانواده او را بردند؛ یعنی خانه‌ای خریداری کرده و از آن محل نقل مکان کرده بودند. خانواده آقا تنها مانده بودند که بعداً جابجا شده بودند. منتهی ارتباط دو نفر دوستانه بود که در برخوردها ما در ظاهر می‌دیدیم و از پشت پرده خبر نداشتیم.

رهبری هم به این مطلب اذعان داشت که ارتباط ما با آقای هاشمی خوب بود بخصوص بعد از وقایع ریاست جمهوری مطرح شد " هیچ‌کس برای من آقای هاشمی نمی‌شود". حضرت آقا در این قضایا از روز اول در بحث انتخاب خبرگان یک مطلب را به‌عنوان اصول کاری مدنظر قراردادند. بدین معنی که باکسی رودربایستی نداشته باشند. رفاقت در مسیر انقلاب و در مسیر خط امام. در مجلس خبرگان قبل از این‌که رأی گیر شود، آقا خواستند تا اول حرف خود را بزنند و عنوان کردند شاید بعد از شنیدن حرف‌های به این نتیجه برسید که به من رأی ندهید. پشت تریبون رفتند و عنوان کردند اگر الآن به من رأی بدهید می‌دانید به کسی رأی دادید که نسبت به مسائل انقلاب و خط امام حساسیت خاصی دارم و خطاب به آقایان آذری قمی و خلخالی گفت: اگر فردا از مسیر امام و انقلاب انحراف پیدا بشود، من جلوی فرد خاطی می‌ایستم. بدانید امروز به چه کسی رأی می‌دهید. آقای هاشمی هم در این گردونه برای آقا قرار داشته است. درست است از قبل انقلاب با هم رفیق بودند اما رفاقت تا جایی که به اصل انقلاب و خط امام ضربه‌ای وارد نشود.

* چه اتفاقی افتاد که از تیم حفاظت آقای هاشمی منتقل شدید؟

- خواهرزاده آقای هاشمی در تیم حفاظت خودش حضور داشت که خیلی اظهار فضل می‌کرد.

* خواهرزاده آقای هاشمی عضو سپاه بود؟

- نه. وی جزو نیروهای سپاه نبود. به‌عنوان این‌که خواهرزاده بود به او اسلحه داده بودند.

* چه کسی به او اسلحه داده بود؟

- سپاه اسلحه در اختیارش قرار داده بود و از طریق آقای هاشمی مجوز هم دریافت کرده بود و همراه بود.

* مسئول تیم حفاظت چه کسی بود؟

- آن زمان مسئولیت که فرد خاصی باشد، نبود. او برای ما تعیین تکلیف می‌کرد و اخلاق ما طوری بود که زیر بار حرف زور نمی‌رفتیم. ما هم به این نتیجه رسیدیم که نمی‌توانیم با وی در یک تیم مشغول خدمت باشیم. پس مجبور به ترک تیم شدم. خروج من از تیم تقریباً هم زمان با انتخاب بنی‌صدر شد. در آن زمان تیم حفاظت جدید تشکیل‌شده بود به من گفته شد به آن تیم ملحق شوم. من مدت یک ماه در آن تیم خدمت کردم. چیز متفاوتی که امروز بعد از قضایای حدود ۳۵ سال از آن می‌گذرد، هنوز قضایا ناب است.

کسی که به‌عنوان رئیس‌جمهور، کشور جمهوری اسلامی ایران است خانواده بی‌حجاب داشت. بی‌حجابی خانواده بنی‌صدر در سال ۵۹ و ۶۰ در اوج انقلاب عجیب بود چرا که آن روزها این حرف‌ها مطرح نبود. متاسفانه خانواده بنی‌صدر به طور مثال از لباسی استفاده می‌کردند که زیر لباس مشخص بود!

* شما در بین خانواده رفت و آمد داشتید؟

- بله. من در تیم حفاظت اصلی بودم. این رفت و آمدها برای ما خیلی سنگین بود. چندین بار به سلامتیان که مسئول دفتر بنی‌صدر بود اعتراض کردیم.

* این بی‌حجابی شامل همسر و دختر بنی‌صدر می‌شد؟

- همه خانواده. اصلاً خانوادگی.

* چند بچه داشتند؟

mirtajedini.jpgخبرآنلاین ـ - سید محمدرضا میرتاج‌الدینی معتقد است روحانی بیشتر از نگاه حزبی و جناحی به کابینه‌اش باید به سراغ کارامدتر کردن کابینه خودش و همان راهی را طی کند که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفت؛ راه اعتدال.

الهه محمدی: بیش از یک ماه از برگزاری دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری می گذرد و مهمترین اظهارنظرها در این بازه زمانی درباره نوع چینش کابینه است؛ اصولگرا و اصلاح طلب هم ندارد، به سراغ هر چهره سیاسی که بروید این روزها درباره چگونگی به کارگیری افراد در کابینه دوازدهم برای حسن روحانی توصیه هایی دارد؛ از لزوم تغییر در کابینه تا کارامدتر کردن آن.

حجت الاسلام سید محمدرضا میرتاج‌الدینی نماینده دو دوره از مجلس شورای اسلامی و معاون پارلمانی رییس دولت نهم، یکی از چهره های اصولگرا است که معتقد است روحانی بیشتر از نگاه حزبی و جناحی به کابینه اش باید به سراغ کارامدتر کردن کابینه خودش برود و همان راهی را طی کند که آیت الله هاشمی رفسنجانی رفت؛ راه اعتدال.

او می گوید اگر روحانی در مسیرش برای چینش کابینه دوازدهم به راهِ افراطیون برود، آغاز شکست دولتش را کلید زده است و به جای حل مشکلات مردم در چالش های سیاسی گرفتار خواهد شد که نه به نفع مردم است و نه به نفع دولت خودش.

او علاوه بر این معتقد است وزرای صنعت، نفت و وزرای اقتصادی باید در اولویت تغییر قرار بگیرند تا بتوانند بیشتر در حل مشکلات مردم گام بردارند.

مشروح گفت وگوی سید محمدرضا میرتاج الدینی با خبرآنلاین را در زیر می خوانید؛

زیتون ـ مهسا محمدی: عصر ششم تیرماه، برای اولین بار در میان توییتری‌های جبهه اصولگرا٬ هشتگ‌زنی گسترده برای درخواست آزادی یک خبرنگار بازداشتی اتفاق افتاد. مطلب از این قرار بود که حامد طالبی یکی از دبیران خبرگزاری فارس، به گفته معاون این خبرگزاری «به دلایل نامعلومی» توسط وزارت اطلاعات احضار، بازداشت و بعد از چند ساعت آزاد شد.

IMG11351989.jpgاین اولین بازداشت طالبی نبود، او پیش از این هم در اردیبهشت ماه سال ۹۵ به اتهام انتشار عکس‌های خصوصی مینو خالقی، کاندیدای کنارگذاشته شده اصفهان در مجلس شورای اسلامی، در یک کانال تلگرامی با عنوان «قیچی» بازداشت شده بود. این بار اما بازداشت چند ساعته وی و دلیل احتمالی آن یعنی «سازماندهی شعارهای توهین‌آمیز علیه رییس جمهور در روز قدس» آن را به محل بحث و جدل بزرگان و بدنه نیروهای اصولگرا و اصلاح‌طلب و جامعه مدنی بدل کرد.

‌‌آتش‌به اختیارهای سازماندهی شده
در روز قدس و هم‌زمان با حضور حسن روحانی، معاون اول وی، اسحاق جهانگیری و همچنین علی‌مطهری، نایب رییس مجلس، در راهپیمایی این روز، شعارهایی علیه آنان داده شد. روحانی، «دروغگو»، «آخوند آمریکایی» و«فتنه گر» خوانده شد و پیوندش با بنی صدر را به او تبریک گفتند. موارد مشابهی نیز برای جهانگیری و علی مطهری اتفاق افتاد.

2017-06-24-01-24-18.jpgبه گفته شاهدان عینی در مواردی نیز برخوردها از شعار فراتر رفته و تبدیل به فحاشی شد. چنانچه از فیلم‌ها برمی‌آید، رییس جمهور بعد از این اتفاق محل راهپیمایی را ترک کرد. همان شب توفان توییتری با هشتگ «من حامی روحانی‌ام» در محکومیت این حرکت و اعلام حمایت از حسن روحانی به راه افتاد و طی چند ساعت به ترند اول جهان در توییتر بدل شد. در پیامد این اتفاق٬ برخی از چهره‌های حامی دولت و حتی منتقدان خواهان برخورد با توهین کنندگان به رییس‎جمهور شدند.

وزیر کشور به معاونت انتظامی خود دستور پیگیری داد و دادستان تهران هم بعد از نامه اعتراضی علی مطهری قول داد این ماجرا را پیگیری کند. البته جعفری دولت آبادی تاکید کرد که باید این حساسیت درباره توهین به همه مقام‌ها وجود داشته باشد.

حال بعد از چند روز معاون امنیتی نظامی استاندار تهران اعلام کرد که توهین کنندگان ۲۵ نفر بودند و «تمام دستگاه‌ها» خواستار برخورد با آنان هستند، اما خبری از اینکه حامد طالبی نیز در جمع این افراد بوده و یا با آنان ارتباطی داشته داده نشده است.
داستان «توهین» به روحانی از نگاه هوادارن وی و «نقد» و «آتش به اختیار» فرهنگی از نگاه مخالفان، در روز قدس به پایان نرسید.

6417332_782.jpgدر مراسم روز عید فطر و پیش از آنکه آیت الله خامنه‌ای برای کنترل هواداران خود به بازتبیین مفهوم «آتش به اختیار» بپردازد، تریبون به یکی از سیاسی‌ترین مداحان جمهوری اسلامی سپرده شد تا میثم مطیعی با استفاده از آن به کسی که «نشسته در صف اول» بود، بتازد و او و برجام را زیر سوال ببرد، «سیلی‌ شش موشک» چند منظوره را به وی یادآوری کند و اخطار بدهد که «با دم شیرمکن بازی».

sepah.jpgفرارو- رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی گفت که در طرح مقابله با اقدامات تروریستی آمریکا اختصاص ۱۰۰۰ میلیارد تومان برای گسترش فعالیت‌های موشکی و ۱۰۰۰ میلیارد تومان برای مبارزه با تروریسم توسط نیروی قدس سپاه پاسداران پیش بینی شده است.


کاظم جلالی در گفت‌وگو با خبرگزاری صداوسیما با اشاره به طرح ۱۷ ماده‌ای مجلس برای مقابله با اقدامات تروریستی آمریکا اظهار کرد: در بخشی از این طرح در راستای حمایت از نیروهای مسلح، اختصاص ۱۰۰۰ میلیارد تومان برای گسترش فعالیت‌های موشکی جمهوری اسلامی و اختصاص ۱۰۰۰ میلیارد تومان به نیروی قدس سپاه پاسداران برای مبارزه با تروریسم پیش بینی شده است.

وی افزود: در این راستا همچنین وزارت دفاع موظف شده حداکثر ظرف یک ماه طرح عملیاتی افزایش توان دفاعی و بازدارندگی کشور در حوزه موشکی را تهیه و به شورای عالی امنیت ملی ارائه کند.

masih_e_alinejad.JPGالنصر بالرعب، شعار جنگى اسلام است: بترسان و پيروز شو.

رعب، يك عامل روانى ست. رعب، عامل حفظ جان انسان است. ترسيدن، فعلى ست براى دور ماندن از خطر. بدون ترس، انسان نمى تواند از خطرات بگريزد و به حيات اش ادامه دهد.

كسانى كه مى گويند نمى ترسند، يا دروغ مى گويند، يا مشكلى جسمى و روانى دارند. شايد غدد بدن شان درست كار نمى كند. يك عده ى ديگر كنترل ترس و مهار زدن بر آن را، با نترسيدن اشتباه مى گيرند.

به طور كلى، ترس در همه ى انسان هاى سالم وجود دارد. ترس كه عامل نجات انسان از خطرات است مى تواند گاه چنان بر انسان چيره شود كه او را به بى حركتى و فلج موقت بكشاند. عدم تحرك، براى گذشتن خطر از كنار آدمى، آخرين واكنشى ست كه انسان در مقابل خطر نشان مى دهد. ايست مطلق، حركت نكردن، بى صدا نفس كشيدن، نجنبيدن، مانند سنگ در گوشه اى ايستادن، مى تواند باعث گذشتن خطر از كنار آدمى شود. انسان در طول هزاران سال تكامل، اين استعدادهاى حفظ جان را در خود ايجاد كرده است.

*****

جنگ روانى، يكى از ابزارهاى مقابله با دشمن است. ايجاد ترس، از مهمترين بخش هاى جنگ روانى ست. ايجاد ترس در مقابله با دشمن چيز جديدى نيست و از بدو تاريخ تا كنون وجود داشته است. ساده ترين ابزار ايجاد ترس در جنگ هاى رو در روى قديم، ايجاد صدا به وسيله ى سازهاى كوبه اى و بادى بوده است.

اما حكومت ها و ناراضيان، هميشه به صورت رو در رو با يكديگر مبارزه نمى كنند. بخصوص اگر «دشمن حكومت»، ضعيف تر از حكومت باشد، ناچار به زدن ضربه به حكومت به صورت پنهانى ست. چنين «دشمن» حكومتى، يا در كشور خود به صورت كاملا پنهان عمل مى كند، يا اگر در كشورش نيست، ضمن رعايت احتياط، به فعاليت علنى يا نيمه علنى خود ادامه مى دهد با در نظر گرفتن اين موضوع كه او، در كشور خارجى، تحت حمايت مقامات امنيتى آن كشور است.

متاسفانه براى مبارزان ايرانى، تحت حمايت امنيتى يك حكومت خارجى بودن، سپر مناسبى براى حفظ جان نبوده است و تعداد زيادى از فعالان سياسى در خارج از كشور، به شيوه هاى گوناگون، و اغلب به شكلى وحشتناك كه ايجاد ترس و هراس كند، كشته شده اند.

از انفجار بمب در مغازه ى رضا فاضلى و كشتن فرزند او تا كارد آجين كردن فريدون فرخزاد در منزل اش. اين دو تن از نظر سياسى، مردان سياسى به معناى اعم كلمه به شمار نمى رفته اند، بلكه كسانى بوده اند كه عليه حكومت اسلامى، به شكلى صريح «سخن» مى گفته اند.

Ahmad_Khatami.jpg

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) - امام جمعه موقت تهران با اشاره به اینکه دشمن از مذاکرات هسته‌ای به دنبال عقب‌نشینی ایران بود، گفت: طرح تحریم‌های جدید سنای آمریکا برای مقابله با برنامه موشکی ایران است.

به گزارش «انتخاب»؛ حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی صبح امروز در یادواره شهدای هفتم تیر یزد اظهار داشت: تقویت قوه قضائیه تقویت تمام نظام اسلامی ایران است و لازم است که همه در راستای تقویت و حمایت از قوه قضائیه گام بردارند.

وی تمام انقلاب‌ها و حکومت‌ها را شامل سه دوره پیش از پیروزی، پیروزی و بعد از پیروزی دانست و ادامه داد: پیش از سال ۵۷ دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اواخر دهه ۵۰ و دهه ۶۰ دوران پیروزی و تثبیت انقلاب و بعد از رحلت حضرت امام، دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده است.

طلاق های سلطنتی

| No Comments

عکس‌هایی که آفریقای جنوبی را شوکه کرد؛ رقصنده‌های استریپ‌تیز در زندان

وبلاگ ناظران رادیو فرانسه، عکس‌هایی که رقصنده‌های استریپ‌تیز را در میان زندانیان در یکی از زندان‌های دارای امنیت بالا در شهر ژوهانسبورگ در آفریقایی جنوبی نشان می‌داد، در روزهای اخیر سر و صدای زیادی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد. برای مقابله با این جنجال، مقام‌های زندان آفریقای جنوبی تهدید کرده‌اند که حداقل ۱۳ نگهبان را از کار تعلیق می‌کنند.

این رقصنده‌ها یک لباس بادی سیاه رنگ ساده و چکمه‌های چرم بلند به تن داشتند. در یکی از تصاویر، سه زن، مردی را احاطه کرده‌اند و به نظر می‌رسد در حال لخت کردن او در حیاط زندان هستند. عکس‌ها به‌طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی با هشتگ رقصنده‌های استریپ تیز در زندان (#PrisonStrippers) منتشر شدند تا جاییکه این هشتگ در تاریخ دوشنبه ۲۶ ژوئن (پنجم تیر) تبدیل به داغ‌ترین هشتگ در توییتر در آفریقای جنوبی شد. انجمن مقابله با جرم و جنایت آفریقای جنوبی، با انتشار بیانیه‌ای به‌طور ویژه "رسوایی" و "سیلی زدن به صورت قربانیان جنایت" را محکوم کرد.

521183668.jpg98-48667.jpg

مقام‌های آفریقای جنوبی اذعان کردند که این تصاویر واقعی بوده و در زمان برگزاری یک نمایش برنامه‌ریزی شده در تاریخ ۲۱ ژوئن (۳۱ خرداد) در زندان "شهر خورشید" گرفته شده بودند. این زندان به‌خاطر اینکه خطرناک‌ترین مجرمان در آن نگهداری می‌شوند شناخته شده است.

در یک نشست خبری که روز دوشنبه ۲۶ ژوئن (پنجم تیر) برگزار شد، جیمز اسمالبرگر رئیس اداره زندان‌ها، سرگرمی‌های نامناسب در زندان را محکوم و اعلام کرد که برای ۱۳ تن از مسئولان زندان احضاریه صادر شده است و احتمال تعلیق آن‌ها از کار وجود دارد. او همچنین تاکید کرد: "این نمایش با جنبه‌های جنسی به طور آشکار نقض کننده سیاست امنیتی ماست." او همچنین تضمین داد که به این زنان از پول مالیات دهندگان دستمزد پرداخت نشده است. در حال حاضر، هیچ اطلاعاتی درباره سازمان‌دهندگان این رویداد منتشر نشده است.

p258-35.jpg

از صبح پنجشنبه هشتم تیرماه ۹۶ جمعی از مالباختگان موسسات مالی در شهرهای مشهد؛ زاهدان و سرخرود در مازندران اقدام به برپایی تجمعات اعتراضی نموده و خواستار بازگرداندن سپرده های خود شدند. در مشهد زنان معترض در کف خیابان سجاد نشسته و راه را بستند. این زنان شعار می دهند:‌ ای رهبر آزاده ایران شده دزدخانه
نیروهای انتظامی نیز در محل حضور داشتند.

Hatami_Farahani.jpgبی بی سی ـ آکادمی علوم و هنرهای سینما (اسکار) از ۷۷۴ نفر برای عضویت در این آکادمی دعوت کرده که در میان آنها نام چند ایرانی به چشم می‌خورد.
گفته شده که ۳۹ درصد اعضای این فهرست زن و ۳۰ درصد رنگین پوست هستند.

لیلا حاتمی، گلشیفته فراهانی، نازنین بنیادی (بازیگر)، رخشان بنی اعتماد، محمد رسول اف (فیلمنامه‌نویس و کارگردان)، هایده صفی یاری( تدوین‌گر)، محمد رضا دلپاک (صدابردار)، هنگامه پناهی (تهیه کننده)، محسن موسوی (جلوه‌های ویژه) از جمله افراد دعوت شده به این دوره از آکادمی هستند.

دویچه وله - گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمریکا درباره قاچاق انسان در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است. بر اساس این گزارش شمار زنان و دختران ایرانی که برای خدمات جنسی اجباری به دوبی و نیز کردستان عراق برده می‌شوند افزایش داشته است.

وزارت خارجه آمریکا گزاش سالانه خود درباره قاچاق انسان را منتشر کرد. در این گزارش کشورها به سه گروه تقسیم شده‌اند: گروه اول کشورهایی که مشکل قاچاق انسان را پذیرفته و برای از بین بردن آن تلاش می‌کنند. گروه دوم کشورهایی هستند که این مشکل را به رسمیت شناخته‌اند اما برای آن تلاشی نمی‌کنند و گروه سوم کشورهایی هستند که اصلا مشکل را به رسمیت نشناخته‌اند و برای آن هم تلاش نمی‌کنند.

در ابتدای این گزارش در بخش ایران آمده است: «دولت ایران نتوانسته به استانداردهای حداقلی برای از بین بردن قاچاق انسان برسد و تلاش موثری هم در این باره انجام نداده است بنابراین در گروه سه قرار می‌گیرد.»

در ادامه اما تصریح شده که علیرغم نبود تلاش موثر در دولت ایران برای مبارزه با قاچاق انسان، دولت قدم‌هایی برای مقابله با این موضوع برداشته است. از جمله ایجاد مراکزی برای کمک به قربانیان قاچاق انسان.

گذشته از این دولت ایران موافقت کرده که با برخی کشورها در منطقه برای مبارزه با قاچاق انسان همکاری کند اگرچه در دوره گزارش قبلی دولت ایران هیچ اطلاعاتی در زمینه تلاش‌هایش برای مبارزه با قاچاق انسان در اختیار این نهاد قرار نداد.

ایران مقصد و مبدأ قاچاق جنسی و کار اجباری

بر اساس گزارش‌های رسیده به مراکز بین‌المللی، ایران در پنج سال گذشته یکی از مراکز ترانزیت و یکی از کشورهای مبدأ و نیز مقصد قاچاق جنسی مردان، زنان و کودکان و نیز کار اجباری است.

گروه‌های منسجم و سازمان‌یافته قاچاق انسان، زنان، پسران و دختران ایرانی را برای خدمات جنسی اجباری به کشورهای افغانستان، کردستان عراق، پاکستان، امارات متحده عربی و اروپا می‌فرستند.

برخی از زنان ایرانی که برای کمک مالی به خانواده‌هایشان به این کشورها رفته‌اند در آنجا مجبور به ارائه خدمات جنسی و کار اجباری می‌شوند.

دختران ایرانی ۱۳ تا ۱۷ ساله هدف باندهای قاچاق انسان هستند و برای فروش به خارج از ایران برده می‌شوند. دختران کم سن‌و سال‌تر مجبور به انجام کارهای خانگی می‌شوند تا قاچاقچی تشخیص دهد که برای ارائه خدمات جنسی به حد کافی رشد کرده‌اند.

در سال ۲۰۱۶ گزارشی ارائه شد مبنی بر اینکه تعداد زنان ایرانی که برای تن‌فروشی به دوبی برده می‌شوند افزایش قابل توجهی پیدا کرده است. برخی از این زنان قربانی قاچاق انسان هستند. شهر شیراز مبدأ سفر این زنان و دختران است که برخی از آنها از آذربایجان به شیراز برده شده و از آنجا به دوبی منتقل می‌شوند.

از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ انتقال دختران از داخل ایران به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس به منظور ارائه خدمات جنسی اجباری نیز افزایش داشته است.

برخی مقامات دولت کردستان عراق، مشتری روسپی‌خانه‌هایی با زنان ایرانی

بر اساس این گزارش دختران ایرانی مجبور به کار در روسپی‌خانه‌های کردستان عراق به خصوص شهر سلیمانیه می‌شوند. برخی از این دختران توسط باندهای قاچاق ایرانی به سلیمانیه برده می‌شوند.

در سال ۲۰۱۵ رسانه‌های محلی کردستان عراق گزارش دادند که تعدادی از اعضای دولت کردستان مشتریان این روسپی‌خانه‌ها هستند.

در شهرهای تهران، تبریز و آستارا تعداد دختران نوجوانی که برای ارائه خدمات جنسی از آنها استفاده می‌شود افزایش داشته است.

در این گزارش ازدواج موقت یا صیغه نیز نوعی تن‌فروشی به حساب آمده است در حالی که این کار در ایران قانونی است. رواج این نوع ازدوا‌ج‌ها که از یک ساعت تا یک هفته دوام دارند نیز بر اساس این گزارش بیشتر شده است.

مینی خودروی جدید و کوچک ژیان بزودی وارد بازار خواهد شد. شرکت خودروسازی سیتروئن خودروی به روز شده ژیان را با نام Citroen e-Mehari 2017 تولید کرد.
emehari1.jpgemehari2.jpgemehari3.jpgemehari4.jpg

Eshagh_Jahangiri.jpgدویچه وله ـ اسحاق جهانگیری جزئیات برنامه دولت برای ایجاد ۹۷۰ هزار فرصت شغلی در سال ۹۶ را اعلام کرد. برنامه‌ای در راستای سند "افق ۱۴۰۴". برنامه‌ای که قرار است ایران را در جایگاه اول اقتصادی در آسیای جنوب‌غربی قرار دهد.

از برنامه اشتغال فراگیر سخن می‌رود. برنامه‌ای که قرار است ظرف ۸ سال به نابسامانی‌های اقتصادی ایران پایان دهد و ایران را در جایگاه نخست آسیای جنوب غربی قرار دهد. گام نخست را "ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی" برداشته است. این گام، انتشار یک برنامه ۱۹ صفحه‌ای است که می‌باید زمینه‌های اشتغال ۹۷۰ هزار نفر در سال ۹۶ را فراهم کند.

افق ۱۴۰۴ چیست؟

برنامه اشتغال‌زایی دولت برای سال ۱۳۹۶ بخشی از سیاست‌های عمومی جمهوری اسلامی است. برنامه‌ای که "ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی" منتشر کرده بخشی از آن برنامه‌ای است که به "افق ۱۴۰۴" شهرت یافته است.

به سخن دیگر، برنامه اشتغال‌زایی دولت برای سال ۱۳۹۶ چند سند ناظر یا به قول ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی "اسناد بالادستی" دارد. یکی از این اسناد بالادستی "سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران" است. سندی که یک بازه زمانی ۸ ساله را در بر می‌گیرد و از این رو "افق ۱۴۰۴" نامیده می‌شود.

rohani_khaamenei.JPGعجيب است،... شايد هم بهتر است بگوييم كه عجيب نيست كه اين ماجراى «رييس دولت كشى» را در دوره هاى مختلف حكومت اسلامى ديده ايم.

ما دوره ى بازرگان را ديديم و سرنگون كردن او را با شعار ليبرال.
دوره ى بنى صدر را ديديم و سرنگون كردن او را با شعار منافق.
دوره ى رفسنجانى را ديديم و سرنگون كردن او را با شعار اسلام امريكايى.
دوره ى احمدى نژاد را ديديم و سرنگون كردن او را با شعار عوامل انحرافى.
به دوره ى موسوى هم كه اجازه ى ثبت در تاريخ ندادند و او را با شعار عوامل فتنه، پیش از روى كار آمدن دولت اش سرنگون كردند.
همه ى اين روساى دولت، با مقدمه اى كه برايشان چيده شد، يواش يواش به سمت اعدامگاه حكومت برده شدند و به دار كشيده شدند.

ابتدا، روزنامه هايى مثل كيهان، شروع به قرم قرم كردند، بعد مداحان اهل بيت عصمت و طهارت كه «اتفاقا» مداحان بيت «رهبران وقت» هم بودند در اشعار و مداحى هاشان، قرم قرم مزبور را با آهنگ و نوحه خواندند، بعد اندك اندك چوب و چماق ها بيرون كشيده شد و بعد از مدتى هياهو و جنجال بر سر يك موضوع پيش پا افتاده و بى اهميت، رييس دولت حكومت آقايان، به لقاءالله «پيوستانده» شد.

حالا نوبت روحانى ست. ضربه اى كه مردم راى دهنده به روحانى، به حكومت اسلامى و خامنه اى حسود زدند، هوك سنگينى بود، كه هوش از سر خامنه اى پراند و ابتدا به شدت او را گيج كرد. او و اذناب اش حتى با اين ضربه ناك دان شدند و چند روزى صدا ازشان در نيامد. بعد كم كم، با آب پاشيدن و تيغ زدن به محل زخم ها و باز شدن چشم ها، به بازيابى خود پرداختند و امروز كه اندكى سر حال آمده اند، با بهانه قرار دادن موضوع بى اهميت و نازلى مثل ٢٠٣٠ كه خامنه اى و روساى قوا پيش از اين هياهوها آن را خوانده و بررسى كرده اند، قرم قرم گفتن خود را آغاز كرده اند. هر جا هم كه كم آورده اند، ماده اى از برجام و بدعهدى امريكا به آن چسبانده اند.

123fcsc5lll_small.jpgمقاله ای از کایل میزوکامی در وبسایت نشنال اینترست

صدای آمریکا - ایران به طور عمده قدرتی زمینی است و در طول هزاران سال دیگر کشورها را اشغال کرده و توسط دیگر کشورها اشغال شده است. در نتیجه این امر، ایران امروز نیروی زمینی بزرگی در ارتش در حدود ۳۵۰ هزار نفر و در سپاه پاسداران در حدود یکصد هزار نفر دارد.

مهم ترین بخش سپاه پاسداران و شاید تمام نیروهای نظامی ایران، نیروی قدس است. این نیرو شامل پانزده تا سی هزار نفر از بهترین اعضای سپاه است و قابلیت جنگ غیرمتعارف را در اختیار رژیم تهران قرار داده است.

نیروی قدس عمدتا در قالب گروه هایی مانند حزب الله لبنان و شبه نظامیان شیعه در عراق فعالیت می کند.

نیروهای زمینی و دیگر نیروهای نظامی ایران مانند ارتش چین در دهه هشتاد میلادی بزرگ هستند، اما چندان مجهز نیستند. وضعیت جغرافیایی و ابعاد سرزمینی کشور ایران فی نفسه عامل بازدارندگی در برابر اشغال نظامی است.

در حالی که عراق در کشاکش نجات خود است، نیروهای زمینی ایران در دفاع از مرزهای ایران حاضر بوده اند.

تزریق منابع مالی با توجه به سابقه «ارتش خلق چین» می تواند ایران را به یک قدرت زمینی مسلط در خاورمیانه تبدیل کند.

لینک به مقاله کامل با زبان انگلیسی در سایت نشنال اینترست

g4932928d97gz_small.jpgتیک - با رای اولیه دیوان عالی آمریکا در پذیرش دعوی حقوقی وکلای دولت آمریکا درباره فرمان مهاجرتی مناقشه آمیز دونالد ترامپ، بار دیگر محدودیت هایی علیه شهروندان و اتباع 6 کشور اسلامی از جمله ایران برای سفر به آمریکا برقرار شده است.
به نقل از واشنگتن پست، دیوان عالی آمریکا با پذیرش رسیدگی به شکایت دولت آمریکا از آرای دادگاه های فدرال درباره پرونده مناقشه آمیز فرمان ضد مهاجرتی ترامپ، تا 4 ماه دیگر حکم نهایی را درباره اجرای فرمان مهاجرتی ترامپ اعلام خواهد کرد اما تا آن زمان ، بر اساس حکم دیوان، بخشی از محدودیت های اعمال شده در فرمان ضد مهاجرتی ترامپ علیه شهروندان 6 کشور اسلامی برای ورود به آمریکا بار دیگر به مورد اجرا درخواهد آمد.
بر اساس حکم دیوان عالی آمریکا شهروندان 6 کشور ایران، سوریه، یمن، لیبی، سودان و سومالی مجاز به ورود به خاک آمریکا نخواهند بود مگر اینکه افراد متقاضی ویزا "ارتباطی اصیل و واقعی" (bona fide relationship) با یک شخص یا شرکت (نهاد) آمریکایی داشته باشند.

1iy522555xsf7C_small.jpgعباس عبدی - اعتماد

شعر هجو خوانی با سبک مداحی در نماز عید سعید فطر در نقد دولت و رییس‌جمهور که به توهین تنه می‌زد در حالی که آقای روحانی در صف اول نماز نشسته بود، واکنش‌های گسترده‌ای را به همراه داشت. بنده نیز می‌کوشم که از زاویه‌ای شاید متفاوت با آنچه گفته شده است به طرح برخی نکات بپردازم.

١ـ نخستین چیزی که کمتر به آن اشاره شده است استفاده از قالب شعر برای بیان انتقادی سیاسی (درست یا نادرست) است. این بدترین وجه ماجرا بود. می‌دانید که در تاریخ صدر اسلام داستان قابل تاملی وجود دارد. پس از فتح مکه حضرت رسول همه را بخشید. هر کس که حتی به خانه ابوسفیان وارد می‌شد در امان بود. اجازه نداد فتح مکه روز انتقام شود، آن را به روز رحمت و گذشت تبدیل کرد ولی چند مورد اندک استثنا شدند و بخشش شامل آنان نشد، از جمله کسانی که از طریق شعر پیامبر (ص) و اسلام را هجو می‌کردند، حتی اگر این افراد زن بودند نیز مشمول بخشش نشدند. در واقع وارد شدن به مقوله سیاسی در قالب شعر و استفاده از هنر با هدف هجو و دشنام دادن کار بسیار ناپسندی است که فضای سیاسی را تخریب می‌کند و نتیجه همین می‌شود که عده‌ای هم در این سو و در پاسخ دست به کار سرودن شعر و هجو شوند! هر کسی نقدی درباره سیاست‌های دولت و برجام یا هر چیز دیگری دارد باید با زبان سیاست و قابل پاسخ دادن اقدام کند. هیچ چیز بدتر از ترفندهایی هنری از جمله تمسک به شعر و شاعری برای موضوعات سیاسی نیست. این رفتار زشت در صدر مشروطیت و حتی در دوران رضاخان نیز در میان کنشگران سیاسی که قریحه شعرسرایی داشتند (نه مثل این شعر که ضعیف هم بود)، دیده می‌شد که اتفاقا با واکنش قدرت حاکم مواجه شد و غیرحق کشته شدند. ولی انصاف باید داد که نه شعر فرخی یزدی و نه شعر میرزاده عشقی کمکی درخور به فضای سیاسی نمی‌کرد جز اینکه کینه و نفرت را نزد دو طرف عمیق‌تر و ریشه‌دارتر کرد. بنابراین نقد و هجو سیاسی در قالب شعرخوانی و هنر یکی از بدترین رفتارهایی است که متاسفانه نباید اجازه داد که باب شود.

khatami34.JPGآقا چه كرد فوتساليست جوانِ كشور ما! توپ را از جناح چپ زمين، مارادونا وار «شوتيد» به طرف يك هدف مشخص:
كلّه ى آخوند حاضر در استاديوم!

و عمامه ى طرف پريد... و به عبارت دقيق تر «پرانده شد»!

من نمى دانم اين فعل زيبا و دلخنك كننده ى «عمامه پراندن» از كجا آمده است. من آن را جايى غير از نوشته هاى خودم نديده ام، پس ممكن است خودم آن را ساخته باشم!

اگر هم خودم نساخته باشم، لابد در دوران مشروطه اين كلمه ساخته شده، مثلا حضرت دهخدا چيزى در باره ى آن فرموده و در فيش هاى لغت نامه اش نوشته. الان هم اينجا كله ى سحر است و من حال و حوصله ى تحقيق در باب عمامه پرانى ندارم! ولى يك چيز يادم است و آن اصطلاح بسيار مطبوع و فصيح علامه، در لغت نامه، تحت ماده ى امثال و حكمىِ «عمامه گذاشت تا كله بردارد» است.

بديهى ست آن چه علامه در اينجا فرموده، «كُلَه» به معناى كلاه است، ولى ما مى توانيم با پس و پیش كردن اِعراب، متناسب با امروز، اين كلمه را تبديل به «كَلّه» كنيم كه از معناى متصورش مستبعد نيست!

چطور آخوندها عمامه مى گذارند تا كلاه مردم را بردارند، برخى آخوندها هم عمامه مى گذارند تا كلّه ى مردم را از روى تن شان بردارند. مثلا خدا بيامرز حجت الاسلام شفتى كه به دست مبارك اش در اصفهان، كلّه ى ١٢٠ مفسد فى الارض را به وسيله شمشير پراند!

آهان! شايد فعل دلنشين عمامه پراندن را من با استنظار به فعل ناجورِ كلّه پراندن ساخته ام و خودم خبر نداشته ام.

اصن به ما چه كه عمامه پراندن از كجا آمده! اَه!

خواستيم بگوييم يكى از بچه هاى ناقلاى فوتساليست، زد عمامه ى آقا را وسط زمين بازى «پراند» و ما و جماعت حاضر در استاديوم، كلى كيف فرموديم و هورا كشيديم و به تشويق نوع «ايسلندى» و مثه قطار صداى هو هو هو هو در آوردن پرداختيم!

چرا «پراندن» عمامه، اين قدر كيف داشت؟!

آيا كيف كنندگان، اين حالت را در خيالات خود تصوير مى نمودند كه عمامه با آن چه در زير آن قرار دارد، قرار است هر دو با هم پرانده شوند، و از احساس چنين حالتى دچار شعف مضاعف، بلكه سُضاعف و چُضاعف شده اند؟ والله اعلم!

ما با تصورات مردم كارى نداريم و از دلايل خوشحالى آن ها بى خبريم!

فقط موضوعى كه براى ما مجهول ماند و نتوانستيم حل اش كنيم، دعوا مرافعه اى بود كه وسط زمين ايجاد شد و باعث دخالت حاضران در زمين ورزشگاه براى جدا كردن كسانى از كسان ديگر شد!

يعنى همراهان آخوندِ عمامه پريده آمدند پسرك شوت كننده را بگيرند، يه فصل سير بزنند؟

خدا مى داند و بس!

اما اين را هم بگوييم كه لال از دنيا نرويم، كه در جمهورى اسلامى شاهد چند بار عمامه پرانى، البته به صورت بسكتبالى و دستى از طرف تيم «حزب الله» بوده ايم. مثلا پراندن عمامه ى آقاى خاتمى. عمامه ى آقاى عبدالله نورى... طورى كه باديگاردهاى ايشان، با يك دست حزب الله را دور نگه مى داشته اند، با يك دست هم عمامه ى آقايان را روى سرشان فيكس مى كرده اند!

آرى! در دوران ٤٠ ساله ى جمهورى اسلامى چه چيزها كه به چشم نديديم! كاش علامه دهخدا زنده بود و ضمن زدن قهقهه اى جانانه، شعرى در باره ى پراندن فوتبالى عمامه مى سرود، براى يادآورى در تاريخ و مى فرمود «ان شاء الله اتفاقى است»!

Modafean_Haram.jpgزمانه ـ بر اساس خبرهایی که در خبرگزاری های داخلی منتشر شده است، شش نفر دیگر از نیروهای نظامی افغانستانی که از سوی ایران برای جنگ در سوریه فرستاده شده بودند کشته شده اند.

این افراد ساکن قم بوده اند و خبرگزاری تسنیم، نزدیک به نهادهای امنیتی از برگزاری مراسم خاکسپاری آنها در این شهر خبر داده است. مراسمی که ساعت و تاریخ برگزاری آن ۱۷ عصر روز چهارشنبه هفتم تیر ماه اعلام شده است.

در معرفی این افراد آمده است که آنها از اعضای تیپ فاطمیون بوده اند. تیپ یا لشکر فاطمیون یک نیروی شبه نظامی وابسته به سپاه قدس (شاخه برون مرزی سپاه) است که شیعیان افغانستان تشکیل شده است.

Zoomba.jpgشیرین شمس - تا قبل از ممنوعیت ورزش زومبا، محبوبیت این ورزش همگانی و ریتمیک بین زنان ایران، کمی ناشناخته بود. علی مجد آرا، رئیس فدراسیون ورزش‌های همگانی نامه‌ای به دبیر کمیسیون ماده ۵ وزارت ورزش و جوانان و مدیرکل ورزش و جوانان استان البرز ارسال می کند که در آن اشاره می شود "فعالیت‌هایی مانند زومبا، اجرای حرکات موزون و رقص به هر شکل و عنوان فاقد وجاهت قانونی می‌باشد."
ورزش زومبا ممنوع می شود، ورزشی که هرگز مجوز نداشت و تحت عنوان ایروبیک ریتمیک، یا ایروبیک پیشرفته در باشگاه ها به فعالیت پرداخته و آموزش داده می شد.


ممنوعیت زومبا در ایران که در وب سایت‌های استانی وزارت ورزش و جوانان نیز انعکاس یافته با واکنش جوانان بخصوص زنان در شبکه‌های اجتماعی رو به رو شده است. در این بین واکنش مربیان زومبا نیز قابل توجه بوده است.



Hamed_Talebi.jpgزمانه ـ دو نفر از خبرنگاران خبرگزاری فارس بازداشت شده‌اند. گفته می‌شود بازداشت این دو در ارتباط با شعارهایی است که در راهپیمایی روز قدس علیه حسن روحانی سر داده شده است.

حامد طالبی و علی اکبری که از دبیران خبرگزاری فارس هستند، روز سه شنبه ششم تیر ماه به وزارت اطلاعات احضار و بازداشت شده‌اند.

خبرگزاری فارس به عنوان خبرگزاری نزدیک به نهادهای امنیتی شناخته می‌شود و به همین دلیل بازداشت این دو نفر می‌تواند به معنای یک رویارویی امنیتی میان نهادهای قدرت در جمهوری اسلامی باشد.

ghachagh_dokhtar.jpgزمانه ـ وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود در زمینه قاچاق انسان در کشورهای مختلف جهان، به قاچاق زنان و دختران ایرانی در کشورهای منطقه به منظور بهره‌برداری جنسی و روسپگیری اشاره کرده است.

بر اساس گزارش سال ۲۰۱۷ وزارت خارجه آمریکا، همانطور که در بیش از پنج سال گذشته گزارش شده، ایران منبع، محل انتقال و کشور مقصد برای مردان، زنان و کودکان در معرض قاچاق جنسی و کار اجباری است. این گزارش می‌گوید که گروه‌های سازمان یافته‌ای وجود دارند که زنان، پسران و دختران ایرانی را به قاچاق جنسی در ایران، افغانستان، منطقه کردستان عراق، پاکستان، امارات متحده عربی و اروپا وا می‌دارند.

بنا بر این گزارش، برخی از زنان ایرانی که برای حمایت از خانواده هایشان در ایران مجبور به کارکردن هستند، به عنوان قربانیان قاچاق جنسی در معرض خطر قرار دارند. دختران ایرانی بین سنین ۱۳ و ۱۷ سال، توسط قاچاقچیان برای فروش در خارج از کشور برده می‌شوند. برخی از این دختران جوان تا پیش از رسیدن به سن کافی برای استفاده جنسی، به کار خانگی مجبور می‌شوند.

1vf000of7C_small.jpgاستاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گفت: با توجه به الگوی غلط غذایی و مصرف بیش از حد غذا بین افطار تا سحری بیش از 40 درصد مردم در ماه رمضان چاق‌تر می‌شوند.
ایرنا نوشت: مجید حاجی فرجی افزود: الگوی غلط غذایی ایرانیان که در آ‌ن مصرف بیش از آن حد مواد غذایی پرچرب، پر کالری و شیرین وجود دارد، باعث شده که بیش از 70 درصد مردم در گروه سنی 18 تا 65 سال دچار چاقی یا اضافه وزن باشند.
وی گفت: آمارها در تحقیقات مختلف نشان داده است که در ایران و منطقه خاورمیانه که مردم در ماه رمضان روزه می‌گیرند، بسیاری از افراد بعد از یک ماه روزه داری به جای اینکه کاهش وزن داشته باشند، دچار اضافه وزن می‌شوند. با توجه به اینکه تعداد وعده های غذایی در ماه رمضان کم می‌شود، حجم کمتری مواد غذایی مصرف می‌شود، آب بدن کم می‌شود و افراد فرصت کمتری برای ریزه‌خواری دارند، انتظار این است که اغلب مردم کاهش وزن پیدا کنند اما مشاهده می‌کنیم که درصد قابل توجهی از مردم که حداقل 40 درصد برآورد می‌شود، وزنشان در طول ماه مبارک رمضان افزایش پیدا می‌کند.
وی گفت: دلیل این مسئله این است که توصیه‌های تغذیه‌ای ماه مبارک رمضان جدی گرفته نمی‌شود و در همان فاصله بین افطار تا سحر، بیشترین حجم غذا در زمان کوتاهی مصرف می‌شود که اضافه وزن و مشکلات گوارشی را ایجاد می‌کند. فاصله بین افطار و سحری کوتاه است اما سفره‌های رنگین افطار و شام و سحری را در این ماه شاهد هستیم به خصوص اینکه برخی مواد غذایی پر چرب مانند زولبیا و بامیه و غداهای پر چرب، پروتئینی و غذاهای ترکیبی در این ماه بیشتر مصرف می‌شود.
استاد تغذیه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه داد: مصرف مواد غذایی پرچرب، حاوی اسیدهای چرب و مواد پرکالری، پرنمک و خوش نمک که باعث اشتهای بیشتر و مصرف غذای بیشتر می‌شود و همزمان کاهش مصرف میوه و سبزی که معمولا در ماه مبارک رمضان به خاطر فرصت کوتاه غذا خوردن مظلوم واقع می‌شوند، باعث افزایش وزن درصد بالایی از مردم در این ماه می‌شود.

Pourdastan.jpgجانشین فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران از آمادگی نیروهای مسلح برای برخورد با هرگونه اقدام دشمنان نظام خبرداد و گفت: تا کنون بیش از ۶۰ تیم تروریستی وارد کشور شدند اما همدلی بین نیروهای کشور موجب شده هیچ کدام نتوانند موفق شوند.


به گزارش خبر روز، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان در رابطه با احتمال واکنش گروه‌های تکفیری به عملیات سپاه و میزان آمادگی ایران در برابر آن، گفت: طبیعی است که دشمن کارش دشمنی کردن است و در صدد مقابله برخواهند آمد.


جانشین فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد: نیروهای اطلاعاتی، امنیتی، نظامی و انتظامی توانایی دارند تا مقابله جدی با حرکت‌های مذبوحانه دشمن را داشته باشند.


او ادامه داد: آمادگی نیروها به حدی است که با توجه به اینکه تاکنون بیش از ۶۰ تیم تروریستی وارد کشور شدند اما همدلی بین نیروهای کشور موجب شده هیچ کدام نتوانند موفق شوند

Masoud_Noghrehkar.jpgپس ازتهاجم جاهل‌ها و لات‌های متدین و حکومتی به حسن روحانی برخی اصلاح طلبان دو مقایسه توهین آمیزو ناروا پیش کشیده‌اند، * یکی در حد توهین به مصدق، درمقایسه روحانی با مصدق، و دیگری مقایسه ناروا و غیرمنصفانه شعبان جعفری با " جاهل‌ها و لات‌های متدین". انصاف بایدتان، آخرچگونه می‌توان شعبان جعفری (معروف به شعبون بی مخ) را با محسن رفیقدوست (معروف به محسن چُسو) مقایسه کرد؟ رفیقدوست جدا از دزدی‌های میلیون‌ها دلاری و مفاسد اقتصادی، "لات متدینی" ست که درقتل و ترورِبسیاری ازدگراندیشان سیاسی و عقیدتی، روشنفکران و مخالفان رژیم آمر و عامل جنایت بوده است.

برای یادآوری و شناخت چهره واقعی جاهل‌ها و لات‌های متدین، تکه هائی برگرفته از تازه ترین کتاب‌ام، " زنگی‌های گود قدرت"- نقش سیاسی و اجتماعی جاهل‌ها و لات‌ها در تاریخ معاصر ایران- از فصل "جاهلیسم و آخوندیسم " را بازانتشار می‌دهم.

جاهلیسم اسلامی، جاهل‌ها و لات‌های متدین


اغلب جاهل‌ها و لات‌ها مذهبی بوده‌اند و با مراکز دینی و روحانیون پیوندی عمیق داشته‌اند. در رابطه با مذهب، آخوندها و روحانیون دو نوع و دو گونه جاهل و لات شکل گرفته‌اند. این انواع و گونه‌‌ها با تلاطم و دگرگونی درون گروهی نیز مواجه شده‌اند. (۱)


۱- جاهل‌ها و لات‌های مذهبی: دسته‌ای از جاهل‌ها و لات‌ها بوده‌اند که کارهای ممنوعه‌ی مذهبی و خلاف شرع انجام ‌می‌دادند اما برخی فرائض و مناسک مذهبی را هم فراموش نمی‌کردند. کافه ‌می‌رفتند و مشروبات الکلی ‌می‌خوردند اما بعداز عرقخوری دهان دهان خود را ‌می‌شستند، وضو ‌می‌گرفتند و به نماز ‌می‌ایستادند. مذهبی بودن اینان به ویژه در ماه‌های محرم و صفر عود ‌می‌کرد. اینان با آخوندها و روحانیون رابطه داشتند اما تعصب مذهبی و دینی، و قشری گری دراینان ضعیف بود. طیب حاج رضائی این گونه بود. طیب گفته است: " عزاداری من فقط ده روز اول محرم بود و سایــر ایام سال بیشتر وقت خود را در میخانه‌‌ها ‌می‌گذراندم"


۲-جاهل‌ها و لات‌های متدین: این دسته سخت متعصب و به ظاهر کارهای خلاف شرع انجام نمی‌دادند و به آخوندها و روحانیون نزدیک‌تر بوده‌اند. این طیف از جاهل‌ها ولات‌ها از پایه‌‌گذاران حکومت اسلامی شده‌اند.


از دسته نخست ‌می‌توان شعبان جعفری و طیب حاج رضائی، و از دسته دوم حاج مهدی عراقی و محسن رفیقدوست را مثال زد.

حمیدرضا جلائی پور، جامعه شناس در تحلیلی بر اوضاع پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ ‌می‌نویسد:

Meysam_Motiei.jpgسرویس سیاسی «انتخاب» (Entekhab. ir)؛ محسن پورحسین: عجب حکایتی شده است؛ دلواپسان بازگشته‌اند نه به شکل و سیاق سابق که با رسم و رسومی جدید و با گوش‌های کاملا بسته. آمده‌اند تا با تمام توان رییس جمهور منتخب و محبوب بیست و چهار میلیونی را متوقف کنند. او را ساکن نگه دارند و مایوس کنند از تلاش برای تحقق خواست‌های افرادی که به سبب اراده آنها رای آورده است. حالا سوال این است که در این بازی جدید که توسط دلواپسان در حال اجراست چه کسی از این زمین پیروز به بیرون می‌آید؟ برای اینکه بتوان در این مورد سخن گفت باید اتفاقات چند وقت اخیر را رصد کرد.

معدن یورت؛ نقطه آغاز

چندان دور از واقعیت نیست اگر گفته شود لباس جدید دلواپسان برای مواجهه با حسن روحانی از ماجرای معدن یورت برای آنها دوخته شده و آن‌ها از آن زمان است که با هیبت جدید به سراغ شیخ اعتدال آمده‌اند.

روزی که رییس جمهور در غیاب مدعیان با مردم بودن به میان داغ دیدگان یک حادثه بزرگ رفت، همنشینشان شد و خواست که آرام بخش لحظاتشان باشد. خواست که آنها بدانند اگر قصوری رخ داده مسئولان نظام از زیر بار این رخداد شانه خالی نخواهند کرد و همنس آنها شده‌اند.

درست در چنین شرایطی بود که آنها خود را به هیبت «مردم» در آورده و بدترین رخداد تجربه نشده تا آن روز را رقم زدند. آنها خرسند از بدرقه اینچنینی دومین فرد نظام، بر طبل خشنودی خود کوبیدند و این نقطه را نقطه آغازی برای بازگشت خود کردند.

Rouhani_Qods.jpgشناسایی هتاکان به رئیس جمهوری در «روز قدس»

ایران ـ معاون امنیتی فرماندار تهران: هتاکان به روحانی ۲۵ نفر بودند و تمام دستگاه‌ها خواستار برخورد قانونی با آنها هستند

توهین‌کنندگان به رئیس جمهوری در روز قدس شناسایی شدند. معاون امنیتی و انتظامی استاندار تهران با اعلام این خبر تصریح کرد: «براساس اقدامات اولیه که از سوی معاونت امنیتی وزارت کشور، معاونت امنیتی استان تهران و نیروی انتظامی صورت گرفته است توهین‎کنندگان به رئیس‎جمهوری به صورت کلی شناسایی شدند و بررسی‎های اولیه در این راستا شروع شده است؛ در جهت رسیدگی به اتهامات این افراد در ابتدا اقدامات اولیه چون جمع‎آوری اطلاعات و مستندسازی‌‏های لازم صورت می‌گیرد تا نتایج نهایی اعلام شود.»


به گزارش ایلنا محسن همدانی با بیان اینکه «تعداد افراد توهین‌کننده به رئیس‎جمهوری در مجموع بیش از ۲۰ نفر نبودند» تصریح کرد: بدون شک بعد از اتمام کار کمیته‎های حقیقت‎یابی و مستندسازی مربوط به این ماجرا و شناسایی کامل افراد، پرونده این افراد در صورت صلاحدید به دستگاه قضایی ارسال می‎شود. وی تصریح کرد: «البته این امکان نیز وجود دارد که پس از بررسی و شناسایی افراد خاطی، ضرورتی برای ارجاع پرونده آنها به دستگاه قضایی نباشد که در این خصوص دستگاه‎های مسئول تصمیم‎گیری خواهند کرد».

Abbas_Kiarostami.jpgزمانه ـ حراست دانشگاه بهشتی با برگزاری سالگرد درگذشت عباس کیارستمی، فیلمساز نامدار ایران، مخالفت کرد.

بهمن کیارستمی، فرزند عباس کیارستمی به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت مسئولان دانشگاه بهشتی در پایان خردادماه با برگزاری این مراسم در مرکز همایش‌های این دانشگاه موافقت کردند اما چند روز بعد گفتند حراست دانشگاه مخالف برگزاری این مراسم است.

به‌گفته بهمن کیارستمی در این مراسم قرار بود وزیر بهداشت و رؤسای سازمان‌های نظام پزشکی و پزشکی قانونی شرکت کنند تا آخرین گزارش پیرامون پرونده پزشکی عباس کیارستمی مطرح و بررسی شود اما مسئولان دانشگاه «به بهانه‌های گوناگون مانند تعمیرات و مخالفت حراست»، اجازه برگزاری این مراسم را ندادند.

Eissa_Saharkhiz.jpgخبرگزاری هرانا - علیزاده طباطبایی وکیل عیسی سحرخیز، از محکومیت موکل خود به شش ماه حبس به اتهام "توهین به رییس قوه‌قضاییه" خبرداد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، سید محمود علیزاده طباطبایی از برگزاری دادگاه عیسی سحرخیز در هفته گذشته خبر داد و خاطرنشان کرد: "آقای سحرخیز در جلسه هفته گذشته به جرم توهین به رئیس قوه قضائیه به شش ماه حبس محکوم شد".

او ادامه داد: "ما معتقد بودیم که اتهام ایشان مصداقی از جرم سیاسی است و دادگاه باید با حضور هیات منصفه برگزار شود در حالی که دادگاه اعتقاد داشت که جرم سیاسی بودن ایشان باید احراز شود. در واقع دادگاه معتقد بود که انتقاد ایشان از رئیس قوه قضائیه حالت شخصی داشته است".

وکیل عیسی سحرخیز یادآورشد: "ما در مدت قانونی نسبت به این حکم اعتراض کرده و درخواست تجدیدنظر خواهیم داد".

علیزاده همچنین با تکذیب خبر به مرخصی آمدن محمدعلی طاهری اعلام کرد: "به ما اطلاع داده‌اند که در یکی دو هفته آینده جلسه دادگاه آقای طاهر برگزار خواهد شد و از ما برای حضور در آن دعوت کرده‌اند".

g4933736d97gz_small.jpgبی بی سی - دیوان عالی آمریکا بالاترین نهاد قضایی این کشور، پذیرفته است که پاییز امسال شکایت قربانیان انفجار در اسرائیل را بررسى کند که خواهان مصادره و فروش کتیبه‌هاى هخامنشى هستند که به امانت از ایران گرفته شده و در حال حاضر نزد دانشگاه شیکاگو است.

دادگاه تجدیدنظر به نفع دانشگاه شیکاگو و علیه این شاکیان راى داده بود و گفته بود این الواح متعلق به دولت ایران نیستند که مصادره شوند. شاکیان از این حکم در دیوان عالى فرجام‌خواهى کرده بودند.

دادگاه تجدید نظر در شیکاگو سه سال پیش حکم داده بود که این آثار برای پژوهش‌های باستان‌شناسی در اختیار دانشگاه شیکاگو قرار گرفته و اهداف تجاری در امانت دادن آن وجود ندارد و بنابراین نمی توان رای به مصادره این کتیبه ها داد.

شاکیانی که به دنبال توقیف این الواح هستند بازماندگان حادثه یک رشته بمبگذاری در سپتامبر ۱۹۹۷ در یک مرکز خرید در بیت‌المقدس هستند که حماس مسئولیت آن را به عهده گرفته بود. در جریان این حادثه پنج نفر کشته و دویست نفر زخمی شدند.

در سال ۲۰۰۳ میلادی، دادگاهی در آمریکا براساس شکایت قربانیان آمریکایی این حادثه، دولت ایران را به پرداخت بیش از پنج میلیون دلار غرامت محکوم کرده بود.

شکات پرونده به دلیل آنچه آموزش و حمایت مالی و نظامی ایران از حماس خوانده‌اند، این کشور را در این حملات مقصر می‌دانند و خواهان دریافت غرامت از محل توقیف دارایی‌های ایران در آمریکا هستند.

دیسکو حلال!

| No Comments

آخوند عصبانی!

| No Comments

Ali_Motahari.jpg

فرارو- نائب رئیس مجلس شورای اسلامی با انتقاد از اشعار قرائت شده در مداحی پیش از مراسم نماز عید فطر در مصلی تهران این اشعار را یک بیانیه سیاسی و غیر متناسب با عید فطر توصیف کرد و با انتقاد از محتوای این اشعار گفت که تخطئه برجام تخطئه کل نظام است.
قرائت شعری در انتقاد از دولت حسن روحانی در ابتدای مراسم نماز عید فطر امسال روز گذشته جنجالی شد و واکنش‌های زیادی را در پی داشت.

در ابتدای مراسم روز دوشنبه میثم مطیعی، مداح قطعه شعری را خواند که مضمون بخش‌های عمده‌ای از آن هشدار به دولت حسن روحانی، انتقاد از سیاست‌های دولت او از جمله برجام و حمله به سند آموزشی یونسکو بود.

اجرای این قطعه پیش از آغاز نماز عید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب و قبل از ورود ایشان و روحانی به محل برگزاری نماز بود.
محمدباقر پیشنمازی رئیس ستاد اقامه نماز جمعه تهران و مسئول برگزاری نماز عید فطر گفت شعرهایی که این مداح خوانده با هماهنگی این ستاد نبوده و "بررسی متن سخنان مدعوان را بی‌احترامی به آنان می‌دانیم".

پیشنمازی اظهار کرد "ما همان طور که از دانشجویانی که پیش از خطبه‌های نماز جمعه سخنرانی می‌کنند درخواست ارائه متن سخنانشان را نداریم از مداح نماز عید فطر هم چنین درخواستی نداشته‌ایم ".

محمدرضا عارف و محمود صادقی نمایندگان مجلس ایران از قرائت این شعر انتقاد کرده اند. صادقی این اقدام را "نفرت پراکنی" توصیف کرده و عارف آن را "وحدت شکن" خوانده است.
در بخشی هایی از شعری که در مراسم نماز عید فطر خوانده شد، آمده بود:

MohammadReza_Pahlavi_Shah.jpgکتاب مسافر من هم به مقصد رسید و در این گیر و دار خاطرات امیراصلان افشار را نیز به پایان رساندم.


از خواندن خاطرات و از لابلای نوشته های پاره ای از دست اندر کاران آن روزگار، فضای آن دوران، خصومت ها و کنش و منش آدم ها آشکار می شود، و در این کتاب، خود کوچک کردن ــ برای این که نگوییم حقارت ــ رضا شاه دوم در عربستان سعودی سخت توی ذوق می زند.


دل آقای افشار هم از ندانم کاری های ساواک خون است و او هم از نادانی و بی مایگی نصیری می گوید. اما پاره ای از نوشته هایش به دور از حقیقتی ست که از قضای اتفاق، خود ناظرش بودم، و با کسانی که از آن ها می گوید و نزدیکان شان آشنا هستم.



8d9987gz_small.jpgرادیو فردا - دادستان ساری خبر داد که از این پس وسیله نقلیه افرادی که به کشف حجاب اقدام می‌کنند، توقیف شده و برای زنانی که «کشف حجاب کنند» پرونده قضایی تشکیل می‌شود.

خبرگزاری میزان روز سه‌شنبه ششم تیرماه به نقل از اسدالله، جعفری دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان مازندران، از «برخورد جدی و قانونی دستگاه قضایی با معضل کشف حجاب در جامعه» خبر داد.

به گفته آقای جعفری «در اجرای ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، توسط دادستان‌ها و روسای حوزه‌های قضایی، برای افرادی که مبادرت به کشف حجاب می‌کنند به عنوان ارتکاب فعل حرام در انظار عمومی، پرونده قضایی تشکیل خواهد شد.»

به استناد ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی «هرگاه کسی علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل به حبس از ۱۰ روز تا ۲ ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد؛ اما عفت عمومی را جریحه‌دار نماید، تنها به حبس از ۱۰ روز تا ۲ ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»

8d9988d97gz_small.jpgدویچه وله - رئیس موساد با اشاره با اینکه ایران در جولان سوریه مشغول ایجاد "حزب‌الله دوم" است، از آمریکا خواسته تا با نفوذ ایران مقابله کند. نتانیاهو نیز گفته بود برای جلوگیری از حضور ایران در جولان "دست به هر اقدام لازمی" خواهد زد.

به گزارش رسانه‌های اسرائیلی، یوسی کوهن، رئیس سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل "موساد"، هفته گذشته در دیداری محرمانه با هیأتی آمریکایی که مضمون آن تازه فاش شده، در رابطه با گسترش نفوذ ایران در منطقه هشدار داده است.

رئیس سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل ایران، سوریه و حزب‌الله لبنان را تهدیدهای اصلی برای کشور خود خوانده و گفته است، جامعه جهانی نسبت به تهدید جمهوری اسلامی بی‌اعتنا است و تنها ایالات متحده می‌تواند از گسترش نفوذ ایران در منطقه جلوگیری کند، زیرا "خطر" را می‌شناسد.

رئیس سازمان موساد ضمن درخواست کمک از ایالات متحده برای مقابله با ایران، تصریح کرده است: «اسرائیل نمی‌تواند به تنهایی در برابر تهدید ایران وارد عمل شود».

"نظارت دقیق بر تغییر سطح زیرساخت‌ها"

یوسی کوهن در ادامه نه تنها برنامه اتمی جمهوری اسلامی، بلکه حضور و دخالت ایران در عراق، سوریه، یمن و همچنین لبنان را به عنوان عواملی چالش‌آفرین برشمرده است.

او با اشاره به کمک تهران در تجهیز تسلیحاتی حزب‌الله لبنان، مدعی شده که ایران در راستای گسترش نفوذ خود در سوریه، در حال ایجاد حزب‌الله دوم در جولان سوریه است.

رئیس موساد دلیل ادعای خود را نظارت دقیق دولت اسرائیل بر "تغییر سطح زیرساخت‌ها" در بلندی‌های جولان عنوان کرده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

جمهوری اسلامی ایران همواره حضور نظامی و دخالت در سوریه و عراق را "اتهام" خوانده و ضمن تکذیب آن گفته است که به درخواست دولت‌های دمشق و بغداد و برای حمایت از آنان در نبرد با گروه‌های تروریستی تنها "حضوری مستشاری" در این کشورها دارد.

تنش‌ها و تهدیدهای اخیر

شنبه گذشته (۲۴ ژوئن/ ۳ تیر) چندین خمپاره "به اشتباه" از خاک سوریه به مناطق تحت کنترل اسرائیل در بلندی‌های جولان در مرز این کشور شلیک شد. طبق اعلام ارتش اسرائیل، اندک زمانی بعد نیروی هوایی این کشور یکی از مواضع و دو تانک ارتش سوریه را نابود کرد. به گفته منابع سوری، در جریان این حمله دو نفر کشته شدند.

سپس روز یکشنبه در دومین حمله متوالی، اسرائیل برخی مواضع ارتش سوریه در بلندی‌های جولان را هدف قرار داد. اسرائیل اعلام کرد که این حمله را در واکنش به حمله خمپاره‌ای از خاک سوریه به مناطق تحت کنترل خود در بلندی‌های جولان انجام داده است. طبق اعلام ارتش اسرائیل، در این حمله دو موضع توپخانه و یک خودروی مهمات ارتش سوریه نابود شده‌اند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، هم‌زمان اعلام کرده بود که هیچ‌گونه حمله‌ای از خاک سوریه به مناطق تحت کنترل خود را تحمل نخواهد کرد. او از تلاش ایران برای استقرار و تثبیت نظامی موقعیت خود در سوریه ابراز نگرانی کرده و گفته بود، اسرائیل تلاش جمهوری اسلامی برای مجهز کردن حزب‌الله لبنان به سلاح‌های پیشرفته را به دقت زیر نظر دارد.

نتانیاهو در عین حال هشدار داده بود که کشورش اجازه حضور نظامی ایران در جولان را نخواهد داد. نخست‌وزیر اسرائیل هم‌زمان تهدید کرده بود که برای جلوگیری از رسیدن سلاح‌های پیشرفته به حزب‌الله از طریق سوریه و حضور نظامی ایران در جولان "دست به هر اقدام لازمی" خواهد زد.

نگرانی از "تحولی استراتژیک"

محافل دولتی اورشلیم اخیرا از "تحولی با اهمیت ژئواستراتژیک" که با تصرف روستای "تنف" به دست ارتش سوریه مرتبط است خبر داده بودند. ارتش سوریه مدتی پیش روستای "تنف" در مثلث مرزی میان سوریه، عراق و اردن را تصرف کرد.

بی بی سی - محاکمه بئاتریس اوره به اتهام کمک به عبور غیرقانونی یک پناهجوی ایرانی از مرز، در دادگاهی در شهر بولون-سور-مر در شمال فرانسه آغاز شده است.

بئاتریس اوره، ۴۵ ساله، متهم است که با خرید یک قایق به مختار و دو پناهجوی خارجی دیگر در فرانسه کمک کرد تا با عبور از دریای مانش، خود را به بریتانیا برسانند. خانم اوره هنگام کار داوطلبانه در اردوگاه پناهجویان در بندر کاله، موسوم به اردوگاه "جنگل" با این پناهجوی ایرانی آشنا شده و به او دل باخته بود.

frenchWThelpIAS1.jpg بئاتریس اوره (راست) و وکیل مدافعش در دادگاه شهر بولون-سور-مر. در صورت اثبات اتهامات، اوره ممکن است به حبس تا ده سال محکوم شود

دادستانی خانم اوره را متهم کرده است که در یک شبکه "قاچاق" انسان عضویت داشته و مهاجران غیرقانونی را از فرانسه به خارج منتقل می‌کرده است. در مقابل، وکیل مدافع متهم گفته است که انگیزه موکل او احساسات انسانی و ملاحظات بشردوستانه بوده و از دادگاه خواسته است تا خانم اوره را تبرئه کند.

به گزارش منابع خبری، خانم اوره گفته است که به خاطر عشق به مختار در صدد کمک به او برآمد و افزوده است که اگر همان شرایط تکرار شود، بار دیگر به همین نحو عمل خواهد کرد.

frenchWThelpIAS2.jpg بئاتریس اوره و تصویری از مختار با لب‌های دوخته

Keyhan_Tehran.jpgجمعیت امام علی زیر ضرب

علی فتوتی - زمانه ـ هفته گذشته و هم‌زمان با همایش سراسری «جمعیت مستقل امداد دانشجویی - مردمی امام علی»، این نهاد خیریه هدف یکی از تازه‌ترین یادداشت‌های «افشاگرانه» روزنامه کیهان قرار گرفت.

کیهان که در پرونده‌سازی علیه نهادهای جامعه مدنی ایران سابقه طولانی دارد، این بار در مقاله‌ای با عنوان «مسئولان خواب‌زده و دشمنان بیدار» این انجمن و مؤسس آن را به «سوء استفاده از باورهای عمیق مذهبی مردم متدین ایران»، «کاسبی مال و آبرو» و «نشر افکار ضاله و انحرافی» متهم کرد.

همچنین این روزنامه چهار روز پس از انتشار این یادداشت در نوشته دیگری با عنوان خبر ویژه، واکنش‌های صورت گرفته به مقاله خود را «بیرون زدن دم خروس» دانست و بار دیگر و با شدت بیشتر به این نهاد خیریه حمله کرد.

123fc2512555lll_small.jpgبه گزارش ایلنا، با نظر حامی مالی دو تیم استقلال و پرسپولیس تهران قرار شد تا این دو تیم محبوب پایتخت پیش از آغاز فصل هفدهم لیگ برتر فوتبال ایران دیدار دوستانه ای را در خارج از کشور برگزار کنند.

این دیدار به میزبانی شهر مونیخ در هفته پایانی تیرماه برگزار خواهد شد.

آبی پوشان تهرانی 12 تیرماه به ارمنستان سفر می کنند و پس از برپایی اردویشان در این کشور به آلمان سفر خواهند کرد.

قرار است سرخ پوشان تهرانی هم پس از برپایی اردویشان در اوکراین راهی شهر مونیخ شوند تا به همراه شاگردان علیرضا منصوریان در دو کمپ مجزا تمرینات پیش از این دیدار دوستانه را برگزار کنند.

پندار توفیقی، مسئول نقل و انتقالات در گفت و گو با خبرنگار ورزشی ایلنا این خبر را تایید کرد.

Ali_Shamkhani.jpgزمانه ـ علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره چگونگی تصمیم‌گیری درباره حملات موشکی سپاه پاسداران به دیرالزور سوریه گفت روایت‌های سپاه پاسداران و مقامات دولتی هر دو درست‌اند.

به‌گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) علی شمخانی سه‌شنبه ۶ تیر ضمن اشاره به اختلاف‌های مقامات حکومتی بر سر دستور حملات موشکی سپاه پاسداران به سوریه گفت: «ما نباید این موضوع را تبدیل به یک کشمکش داخلی کنیم.»

شمخانی افزود: «وقتی عملیات در شورای امنیت ملی به تصویب رسید، نیروهای مسلح هم اقدام کردند.»

شامگاه یکشنبه ۲۸ خرداد سپاه پاسداران با موشک‌های زمین به زمین از غرب ایران، به دیرالزور، واقع در شرق سوریه حمله کرد. سپاه پاسداران اعلام کرد که این حمله در پاسخ به حمله ۱۷ خرداد گروه «دولت اسلامی» (داعش) به مجلس شورای اسلامی و مقبره آیت‌الله خمینی که در آن ۱۷ نفر کشته و ۵۲ نفر زخمی شدند، انجام شده است.

Meysam_Motiei.jpg

زمانه ـ شعرخوانی توسط یک مداح در نماز عید فطر جنجال تازه‌ای در چارچوب حملات اخیر به حسن روحانی برانگیخت. مدافعان دولت آن را توهین‌آمیز خواندند، اصولگرایان اما از آن استقبال کردند و به تبعیت از سخنان رهبر جمهوری اسلامی این شعرخوانی را «آتش به اختیار به معنای کار فرهنگی تمیز» دانستند.

شعرخوانی این مداح روز دوشنبه ۵ تیر در مصلی تهران اجرا شد و در آن افزون بر هشدار به «صف اول‌نشینان»، علیه نزدیکی به غرب، تحریم‌ها و سند ۲۰۳۰ یونسکو نیز مطالبی عنوان شد.

گروهی از اصلاح‌طلبان و موافقان دولت، از جمله محمدرضا عارف، آذر منصوری، مصطفی تاج‌زاده، مصطفی معین و شهیندخت مولاوردی این شعرخوانی را «توهین» و «فحاشی» به رئیس جمهوری خوانده و از دادن تریبون رسمی به این‌گونه افراد انتقاد کردند.

تاج‌زاده نوشت: «هتاکان به رئیس‌جمهور عضو ستاد انتخاباتی کدام جناح‌اند؟ چرا جلیلی، رئیسی و قالیباف اقدام شرم‌آور فحاشان را صریح و قاطع محکوم نمی‌کنند؟»

روحانی طی سخنانی در ضیافت افطار با علما و روحانیون: خمینی بالاتر از اینکه چه کسی حاکم باشد، شکل ‏حکومت و شرایطش را به رای مردم می گذارد و خیلی هم با عجله این کار را می کند. خمینی صبر نمی ‏کند یکسال بعد این کار را انجام دهد و تازه همه امور را هم به رای مردم می گذارد.‏

وی اظهارداشت: آیت الله خمینی در آخرین نامه ای که به جلسه بازنگری که در اردیبهشت سال 68 بود، ‏راجع به رهبری می گوید من از اول معتقد بودم که برای رهبری شرط مرجعیت لازم نیست، اما ‏دوستان اصرار کردند و این در قانون اساسی آمد.‏

روحانی خاطر نشان کرد: آیت الله خمینی در نهایت در نکاتی که در این رابطه می گوید، این مطلب را ‏عنوان می دارد که یک مجتهد عادل که اعضای خبرگانی که منتخب مردم هستند به او رأی بدهند و ‏معنای آن این است که رأی مردم پشت سر آن ولی است، به عنوان ولی منتخب مردم از طریق خبرگان ‏برگزیده خواهد شد چرا که اعضای خبرگان با آراء مستقیم مردم انتخاب می شوند.‏

رییس جمهور با بیان اینکه مجتهد عادل بر مردم ولایت دارد، اظهار داشت: ولی فقیهی که با رأی ‏خبرگان حکومت را در دست می گیرد، پیش از این نیز بر مردم ولایت داشته، اما اگر بخواهد حکومت ‏تشکیل بدهد و بر مردم فرمانروایی کند باید بسط ید داشته باشد، چرا که بدون بسط ید نمی توان در یک ‏مملکتی با 80 میلیون جمعیت حکومت را تشکیل داد و بسط ید با دعوت و خواست مردم است و باید ‏مردم را به صحنه آورد.‏

123fclll_small.jpgبی بی سی - نتیجه یک نظرسنجی گسترده که به تازگی منتشر شده نشان می‌دهد که به قدرت رسیدن دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور جدید آمریکا تاثیر چشمگیری بر نگاه مردم کشورهای مختلف به ایالات متحده داشته است.

مرکز تحقیقات "پیو" در واشنگتن، پایتخت آمریکا در یک نظرسنجی از حدود ۴۰ هزار نفر در ۳۷ کشور مختلف جهان به این نتیجه رسیده است که دونالد ترامپ و سیاست‌های او "به صورت گسترده‌ای در سراسر جهان نامحبوب است."

بر این اساس، فقط پاسخ دهندگان از دو کشور روسیه و اسرائیل از مجموع ۳۷ کشور نظرسنجی‌شده حس بهتری به آقای ترامپ در مقایسه با باراک اوباما، رئیس جمهور پیشین آمریکا دارند.

این گزارش در عین حال گفته است بیشتر شرکت کنندگان در این نظرسنجی معتقدند رابطه کشورشان با ایالات متحده طی سال‌های آینده دستخوش تغییر نخواهد شد.

اعتماد کمتر به ترامپ در مقایسه با اوباما

بخشی از این نظرسنجی در انتهای دوره ۸ ساله ریاست جمهوری باراک اوباما و در زمان شروع به کار دونالد ترامپ انجام شد و از شرکت‌کنندگان پرسیده شد که آیا ریاست جمهوری دونالد ترامپ برای جهان بهتر است. آنها این طور پاسخ دادند:

آیا به عملکرد خوب رئیس‌جمهور آمریکا در جهان اعتماد دارید؟
canvaspew1.jpg

دونالد ترامپ به محض به قدرت رسیدن تصمیم‌های جنجالی گرفت.

آقای ترامپ از کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) خواست که سهم بیشتری پرداخت کنند و در هفته‌های اخیر هم از کشورهای حاشیه خلیج فارس خواست تا قطر را منزوی کنند.

  • ترامپ از اعضای ناتو خواست سهم بیشتری از هزینه‌ها بدهند
  • تغییر عقیده ترامپ در مورد 'منسوخ بودن' ناتو
  • عربستان از موضع ترامپ درباره قطر استقبال کرد
  • ترامپ برنامه‌های اوباما برای مقابله با گرمایش زمین را لغو کرد

اینگونه تصمیم‌های آقای ترامپ به کاهش محبوبیت آمریکا در میان متحدان سنتی این کشور دامن زد؛ به عنوان مثال میزان اعتماد مردم آلمان به آمریکا در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما ۸۶ درصد بود که الان به ۱۱ درصد کاهش یافته است.


مخالفت دونالد ترامپ با توافق هسته‌ای ایران و قصد او برای ترک این توافق در بین شهروندان آمریکایی طرفداران کمی ندارد؛ هرچند پاسخ دهندگان در سایر کشورها به طور گسترده‌ای مخالف این تصمیم هستند.


بر اساس این نظرسنجی، در کشورهای دیگر هم عمدتا اعتماد مردم به باراک اوباما بیشتر از دونالد ترامپ بوده؛ مثلا ۴۰ درصد پاسخ دهندگان در هند به دونالد ترامپ اعتماد داشته‌اند و این در حالی است که این رقم برای باراک اوباما ۵۸ درصد بوده است.

البته رئیس جمهور جدید ایالات متحده، درست ۵ ماه پس از به قدرت رسیدن رابطه کشورش را با بعضی متحدان این کشور تقویت کرد و به کشورهایی نظیر عربستان و اسرائیل سفر کرد.

ارزیابی پاسخ دهندگان از خصوصیات دونالد ترامپ

در این نظرسنجی همچنین از شرکت کنندگان در سه کشور نیجریه، مکزیک و مجارستان خواسته شد در هفت مورد نظر خود را درباره خصوصیات رئیس جمهور جدید آمریکا بیان کنند.

به گفته مرکز تحقیقات پیو این سه کشور البته به صورت تصادفی در سه قاره جهان انتخاب شده بودند.

mktf57C_small.jpg

«سیدسلمان سامانی» سخنگوی وزارت کشور در تماس خبرنگار انصاف نیوز درباره‌ی خبر درگذشت یک مامور حفاظت فرودگاه مهرآباد گفت: با توجه به این که بحث نظامی است، قاعدتا خود نیروهای مسلح اطلاع رسانی می‌کنند.

به گزارش انصاف نیوز، بعدازظهر روز دوشنبه خبری با تیتر مشابه «شهادت مامور حفاظت فرودگاه در تیراندازی مهرآباد» در رسانه@های غیررسمی و بعد به صورت خبر غیررسمی در رسانه‌های رسمی منتشر شد، از جمله سایت شبکه‌ی «العالم» که مربوط به صداوسیما است، با همین تیتر، از «کانال تلگرامی باشگاه خبرنگاران جوان» که دیگر خبرگزاری صداوسیماست نقل کرد:

«مهدی یزدی از ماموران حفاظت فرودگاه مهرآباد، که در جریان تیراندازی در مهرآباد مجروح شده بود، به شهادت رسیده است. شنبه سوم تیر صدای تیراندازی در فرودگاه مهرآباد موجب رعب و وحشت در میان مردم شد که دلیل آن مانور نیروهای مسلح عنوان شد. معاون امنیتی استانداری تهران، مانور نیروهای مسلح و شنیده شدن صدای تیراندازی در اثر این مانور را تایید کرده و گفته بود این مساله امنیتی نیست و تنها مانور داخلی بوده است».

تا ساعت ارسال این خبر (ساعت ۲۰ روز دوشنبه ۵ تیرماه)، خبر دیگری به نقل از منابع رسمی در این باره منتشر نشده و مشخص نیست که در صورت وقوع این اتفاق، فرد مورد نظر به خاطر سهل انگاری در یک مانور جان خود را از دست داده و یا آن طور که در فضای مجازی شایعاتی شکل گرفته، در یک اتفاق از سوی کسی کشته شده است؟

Mehdi_yazdi22555.jpg

Meysam_Motiei_2.jpgبه گزارش پایگاه خبری تیک؛ میثم مطیعی پای ثابت برنامه تبلیغاتی ابراهیم رئیسی بود و در صف اول افرادی بود که در مجالس مختلف علیه روحانی و اصلاح طلبان به خواندن اشعار و مطالب تخریبی می پرداخت.

او روز قدس سال گذشته نیز متن تند و بر از اهانت علیه ظریف و روحانی قرائت کرد و مذاکره کنندگان را به خیانت متهم کرد. در آن زمان، رسانه های اصولگرا نیز با عنوان اشعار حماسی آن را در تیراژ بالا تکثیر کردند.

او از فارغ التحصیلان امام صادق است و به این اعتبار یکی از مریدان سعید جلیلی محسوب می شود.از طرفی با سران پایداری نشست و برخاست دارد پای منبری علیرضا پناهیان را می خواند و تصاویری از اظهار ارادت و دست بوسی او علم الهدی منتشر شده است.

سعید حدادیان دیگر مداح و فعال سیاسی در یکی از سخنرانی هایش میثم مطیعی را مخاطب قرار داده و می گوید:مطیعی فقط برای امام صادق(ع) نیست. مثلا هیئت رزمندگان او را دعوت می‌کند، متجاوز از ۶۰۰ هیئت رزمندگان در کشور داریم بالاخره باید به هیئت‌داران کمک کرد.

BanisadrRouhani_bw_small.jpgدیگربان - وبسایت اصولگرای الف در یادداشتی، ویژگی‌های دوقطبی کردن جامعه از سوی ابوالحسن بنی‌صدر را برشمرده و به طور تلویحی آنها را شبیه اقدامات حسن روحانی دانسته است.

مواردی چون «ساخت منازعات بی پایان با انقلابیون از طریق عصبی‌کردن آنها»٬ «تحریک جامعه از طریق آوردن اخبار پنهان حکومت در صحنه رسانه‌ها» و «سخنرانی‌های عصبی کننده و اختلاف افکن» از جمله این شبهت‌ها هستند.

متن کامل این یاداشت با عنوان «ویژگی‌های دوقطبی بنی‌صدری»:

عزیزی نوشته بود چرا رهبرانقلاب دوقطبی سال ۵۹ را مثال زد؟ مگر سالهای دیگر دوقطبی نداشتیم؟ پاسخ مختصرم این بود که برای نشان دادن زشتی هرکاری باید «حد نهایی» آن را تصویر کرد. از طرفی جنس دوقطبی سال ۵۹ این بود که یک راسش قدرت است. لذا نام بنی صدر به میان آمد.

اما به نظر می‌رسد این موضوع شرح بیشتری می‌طلبد. دوقطبی سال ۵۹ چه سبکِ دوقطبی بود که رهبری بدان هشدار دادند؟

اولا تعریف دوقطبی: دوقطبی نزاع و اختلافی از جنس مرگ و زندگی است. یعنی فرد در این جبهه‌بندی متعصب است و ازکنارش نمی‌گذرد. مثلا از نان شبش می‌گذرد که یک وقت دیوار در پیاده روها نکشند.

Kanoon_Modafean_hoghoug_Bashar.jpgاز بیان سخنان هرج و مرج‌گرا پرهیز کنید

کانون مدافعان حقوق بشر در ادامه گزارش‌های ماهانه خود به بررسی‌ وضعیت حقوق بشر در ایران در خرداد ماه ۱۳۹۶ پرداخت.

کانون مدافعان حقوق بشر که ریاست آن‌ بر عهده شیرین عبادی است در گزارش خود با اشاره به سخنانی که می‌تواند توجیه کننده اقدامات قانون‌گریزانه در جامعه باشد از مسئولان ارشد ایران خواسته است تا از بیان سخنان هرج و مرج‌گرا پرهیز کنند.

این سازمان مردم‌نهاد در گزارش خود از طرح واژه‌هایی چون «آتش به اختیار» انتقاد کرده است.

کانون مدافعان حقوق بشر در بخش دیگری از گزارش خود با انتقاد از رفتارهای فراقانونی، به وضعیت زهرا رهنورد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی اشاره کرده است که بدون هیچ محاکمه و تفهیم اتهامی و صرفاً به‌دستور رهبری سال‌ها است که در زندان خانگی به‌سر می‎برند.

در گزارش کانون مدافعان حقوق بشر که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می شود، همچنین در سه بخش "حقوق مدنی و سیاسی و فرهنگی"، "حقوق اقتصادی و اجتماعی" و "میراث فرهنگی و محیط زیست" به بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخته شده است.

به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن گزارش ماه خرداد ۱۳۹۶ کانون مدافعان حقوق بشر که در شش تیر ماه ۱۳۹۶منتشر شده، به شرح زیر است:

Saudi_Arabian.jpgعصر ایران؛ یوسف ناصری- در روزهای اخیر، ملک سلمان پادشاه فعلی عربستان، ولیعهد را برکنار کرد و فرزند کوچکتر خودش(محمد) را که جانشین ولیعهد و وزیر دفاع بود، به عنوان ولیعهد منصوب کرد.

محمد بن سلمان در زمانی که جانشین ولیعهد بود مسئولیت اجرای «چشم انداز ۲۰۳۰» را به عهده داست. به علت کهولت سن پادشاه فعلی عربستان، احتمال به سلطنت رسیدن فرزندش که توسط پدر به ولیعهدی منصوب شده، در دوره ای نزدیک وجود دارد. از آنجا که محمد بن سلمان متولد ۱۹۸۵ است در صورت رسیدن به سلطنت احتمالا تا چند دهه بتواند پادشاه این کشور بماند.

ولیعهد جدید عربستان سعودی، در سفر سال گذشته خودش به آمریکا با مسئولان شرکت مایکروسافت و همچنین آقای مارک زاکربرگ بنیانگذار فیسبوک نیز دیدارهایی داشت و برای تحول فناوری اطلاعات و پروژه های آموزشی در عربستان به توافق رسید.

عصر ایران با دکتر علی اکبر جلالی گفت و گو کرد تا اطلاعات دقیق تری از برنامه ها و تحولات مرتبط با فناوری و اقتصاد عربستان سعودی کسب شود.

جلالی متولد روستای وامرزان دامغان و بزرگ شده شاهرود است. پدرش کارمند راه آهن دامغان بوده است. در سال ۱۳۵۴ برای دوره لیسانس به دانشگاه تهران راه پیدا کرد. در سال ۱۳۶۴ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و دکترای خود را در رشته برق از دانشگاه ویرجینیای غربی (در ایالت ویرجینای غربی آمریکا) دریافت کرد.

او در کنار حوزه تخصصی خود، متوجه اهمیت اینترنت و فناوری اطلاعات و قدرت تاثیرگذاری آن شد و به این حوزه توجه جدی کرد. دکتر جلالی در سال ۱۳۷۳ به ایران برگشت و نخستین روستای اینترنتی ایران و جهان را با کمک مردم روستا و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در سال ۱۳۸۳ در روستای قرن آباد گرگان(محل تولد پدر و مادرش) ایجاد کرد. در سال های اخیر برخی به دکتر جلالی، لقب پدر فناوری اطلاعات ایران داده اند.

گفت و گوی عصر ایران با دکتر علی اکبر جلالی استاد دانشگاه علم و صنعت درباره برنامه چشم انداز ۲۰۳۰ (رویة/Vision) عربستان را می خوانید.


***

Ahmad_Vahidi.jpgوزیر پیشین دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران با تاکید بر کارکرد جداگانه وزارت اطلاعات و سپاه در تامین امنیت کشور، بر لزوم حل اختلافات میان مسئولان سیاسی کشور ازطریق گفت‌وگو تاکید کرد.

سردار احمد وحیدی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایلنا، با اشاره به اختلاف دیدگاه‌ها میان برخی مسئولان نظام که از طریق شبکه‌های اجتماعی ظهور و بروز یافت، با تاکید بر نقش حضور وحدت‌بخش مردم در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی اعلام کرد: پیام حضور مردم در عرصه‌ها و رویدادهای سیاسی-اجتماعی این است که همه ملت ایران پشت سر رهبری هدفی واحد را دنبال می‌کنند.

Rouhani_Jafari_sepah.jpgرضا حقیقت‌نژاد - ایران وایر

حسام الدین آشنا، مشاور رسانه ای حسن روحانی ۴ روز پیش در توییتر نوشت: «بحث درباره حدود، لوازم و تبعات فعالیت های اقتصادی نیروهای مسلح در شورای عالی امنیت ملی ادامه خواهد یافت.»

چنین اشاره ای از این منظر معنادار است که محور جنگ تازه رئيس جمهور ایران و فرمانده سپاه، اقتصاد بوده است. سپاه درباره اقتصاد مقاومتی، برجام، اجرایی شدن برجام، قراردادهای نفتی، مبارزه با فساد، مبارزه با پولشویی و پروژه های اقتصادی با دولت اختلاف نظر جدی دارد.

حسن روحانی، ۲ تیرماه ۹۶ در دیدار با فعالان بخش اقتصادی گفت: « [در جریان] ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ [قانون اساسی]، بخشی از اقتصاد که دست یک دولت بی تفنگ بود را به یک دولت با تفنگ تحویل دادیم.»

ابلاغ سیاست های کلی اصل ۴۴ که خرداد۸۴ توسط آیت الله خامنه ای صورت گرفت، زمینه ساز یک انقلاب اقتصادی و گذار اقتصاد ایران از دولتی به خصوصی برشمرده شد و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام از مدافعان جدی این طرح بود. اما در عمل در طول دولت محمود احمدی نژاد، مهم ترین برنده های این ماجرا نهادهایی بودند که حسن روحانی از آنها به تعبیر مشهور «خصولتی» یاد کرد، ترکیبی از خصوصی و دولتی. عمده این نهادها وابسته به سپاه، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام، کمیته امداد و آستان قدس رضوی بودند. به عبارت دقیق تر، برنده ماجرای اصل ۴۴، نهادهای اقتصادی وابسته به بیت رهبر ایران بودند و بخش مهمی از اقتصاد ایران از زیر نظر دولت خارج و زیر نظر رهبر قرار گرفت.

EU_parliament.jpgدویچه وله ـ ۲۶۵ نماینده پارلمان اروپا در بیانیه‌ای نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرده و سپاه پاسداران را متهم به دخالت در درگیری‌های متعدد منطقه‌ای کردند. این نمایندگان خواستار گنجاندن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی شدند.

گروه "دوستان ایران آزاد" در پارلمان اروپا به سرپرستی ژرارد دِپرِز روز دوشنبه ۲۶ ژوئن (۵ تیر) بیانیه‌ای را علیه نقض حقوق بشر در ایران و دخالت سپاه پاسداران در درگیری‌های منطقه‌ای صادر کرد.


در این بیانیه که به امضای ۲۶۵ نماینده از مجموع ۷۵۱ نماینده پارلمان اروپا رسیده است، شمار بالای اعدام‌ها، ازدواج دختران خردسال و نیز وضعیت زنان در ایران مورد انتقاد قرار گرفته است.


این گروه از نمایندگان پارلمان اروپا با استناد به گزارش سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرده‌اند که در دوره چهارساله دولت حسن روحانی شمار اعدام‌ها در ایران افزایش یافته و بیش از سه هزار نفر اعدام شده‌اند.



چریک‌های فارک از سال ۱۹۶۴ با دولت کلمبیا می‌جنگند. حال امکان دسترسی به صلح فراهم شده است. اما زندگی چریک‌های فارک تنها به مبارزه با رژیم محدود نمی‌شود. نگاهی به زندگی روزمره ۸۰۰۰ چریک فارک در کلمبیا. [لینک به گالری تصاویر]

19014910_303.jpg

مراجعه به آرایشگاه

گرچه الزامی برای کوتاه کردن مرتب مو وجود ندارد، ولی چریک‌های فارک از مراجعه به سلمانی غفلت نمی‌کنند. مراقبت از موهای کوتاه در جنگل راحت‌تر است. یکی از چریک‌ها وظیفه کوتاه کردن موهای دیگر رزمندگان را برعهده می‌گیرد. [لینک به گالری تصاویر]

اولين فرزند حاصل ازدواج مشترك پسر احمدي نژاد و دختر مشايي

270684_126.jpg

پیکنیک در راه شمال!

| No Comments

photo_2017-06-26_09-40-18.jpgphoto_2017-06-26_22-59-40.jpg

بسیاری از زنان و کودکان شهر اولونگاپوی فیلیپین در جدال با فقر و تنگدستی به خودفروشی تن می‌دهند. البته بسیاری از زنان روسپی این شهر از مناطق دیگر فیلیپین برای تن‌فروشی به این شهر روی آورده و کار در کافه‌های شبانه را پیشه کرده‌اند. در اولونگاپو دسترسی به ابزار جلوگیری از بارداری بسیار دشوار است و به همین دلیل هر سال هزاران کودک از همخوابگی این زنان با گردشگران به دنیا می‌آیند. [لینک به گالری تصاویر]

18407169_303.jpgامکان پیشرفت؟

در فیلیپین دخترانی چون سابرینا را با مویی بلوندتر از بقیه (نفر وسط) بانگوس، یعنی ماهی شیری، می‌نامند. برخی از این کودکان به خاطر زیبایی حاصل از دورگه بودن‌شان هنرپیشه یا مدل می‌شوند. پدر سابرینا آلمانی است و سابرینا هیچ ارتباطی با او ندارد. [لینک به گالری تصاویر]

وبلاگ ناظران رادیو فرانسه، بحران دیپلماتیک در خلیج فارس باعث خسارت‌های جانبی غیر منتظره‌ای شده است. روز سه‌شنبه ۲۰ ژوئن (۳۰ خرداد)، عربستان سعودی، حدود ۱۲ هزار شتر و گوسفند متعلق به پرورش‌دهندگان قطری را "اخراج" کرد. ویدئوهای زیادی عبور صدها شتر از مرز سرتاسر بیابانی را نشان می‌دهد که به طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

بحران دیپلماتیک در خلیج فارس باعث خسارت‌های جانبی غیر منتظره‌ای شده است. روز سه‌شنبه ۲۰ ژوئن (۳۰ خرداد)، عربستان سعودی، حدود ۱۲ هزار شتر و گوسفند متعلق به پرورش‌دهندگان قطری را "اخراج" کرد. ویدئوهای زیادی عبور صدها شتر از مرز سرتاسر بیابانی را نشان می‌دهد که به طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

این حیوانات در نزدیکی مرز بیش از یک هفته متوقف شده بودند و طبق گفته پرورش‌دهندگان برخی از این حیوانات از تشنگی تلف شدند. برای مواجهه با این موج گسترده، مقامات قطری یک کاروان تانکر آب و محموله‌هایی از یونجه را به سمت مرز روانه کردند. آن‌ها همچنین طبق اعلام رسانه‌های محلی، محل اقامت موقتی را برای جا دادن ۷ هزار شتر و ۵ هزار گوسفند تدارک دیدند.

Mehdi_Mohajeri.jpg«شاید دوستان اصولگرای من ناراحت شوند اما ناگزیرم مشفقانه به آنها عرض کنم که امروز، اصولگرایی و اصولگرایان به لحاظ اندیشه و عمل، استراتژی و تاکتیک، عملا به درد خانه سالمندان می‌خورد.»

به گزارش ایسنا، محمد مهاجری، تحلیلگر سیاسی اصولگرا و سردبیر خبرآنلاین به هفته‌نامه سیاسیون گفت:

- اصولگرایی از سال ۱۳۸۴ متلاشی شده است. در واقع چیزی به نام اصولگرایی در سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۲، ۱۳۹۴ وجود نداشت. بعد از این هم بعید است وجود داشته باشد. یک جریان کاملا ورشکسته به تقصیر است.

- این که ما انتظار داشته باشیم، فکر کنند و پیش‌بینی داشته باشند که در انتخابات پیروز شوند، انتظار به جایی نیست.

khamenei43.JPGبابا جان ما هميشه به ما مى فرمود:
«پسر جان! وقتى خواستى حرفى بزنى، اول بسنج، بعد بزن!»

ما به بابا جان مان، مثل هنرپيشه اى كه در اول فيلم «در امتداد شب» گوگوش ديده ايم، مى گفتيم:
«بابا جان! آخه چه جورى؟!»

ايشان مى فرمود:
«با غرغره كردن چند باره ى آن در دهان، مثل دهان شويى كه دهان را خوشبو مى كند!»

ما به ايشان عرض مى كرديم:
«آخه مامان جانِ ما، به ما فرموده اند پسر جان غرغره نفرما، چون ممكن است يهو خفه شوى!»

بابا جان در حالى كه قيافه شان داشت كم كم تغيير رنگ مى داد فرمود:
«خب، غرغره نكن، مثه آدامس بجو!»

عرض كردم:
«بابا جان شما فرموده ايد كه آدامس نجو، زشت ه فك ات مثه شتر بجنبه!...»

كه در اين جا بابا جان، بدون اين كه پاسخى كلامى بدهد، مثل هر پدر خوب و مهربانى، عملا موضوع را توسط حركت دست و اون قسمت تيز خم شدگى انگشت وسط اش كرد تووى مغزمان، طورى كه ما به ايشان عرض نموديم:
«...آخ،... اوخ،...، بله باباجان!... كاملا متوجه شديم! غرغره مى فرماييم! آدامس مى جويدانيم!... آخ،... قشنگ حاليم شد! لازم نيست شما خودتان را خسته بفرماييد...»

062617_top.jpgفوربس نوشت: عربستان و ایران در حال نزدیک شدن به یک رویارویی نظامی مستقیم هستند، اتفاقی که پتانسیل اختلال در عرضه نفت را دارد و می تواندد قیمت نفت خام را به 60 دلار و حتی 100 دلار بازگرداند.

به گزارش انتخاب؛ این سناریو رویایی برای امریکایی هایی است که باید انقدر سریع نفت را از چاه در بیاورند که بتوانند کمبود نفت در بازار را جبران کنند.

اکنون، چندین سال است که عربستان و ایران سعی در حل اختلافات سیاسی خود از طریق جنگ نیابتی دارند، جنگی که تاثیر چدانی هم بر قیمت نفت نداشته است. دلیل این ماجرا ساده است: انها نمی خواهند سبب هیچگونه اختلالی در جریان نفت در خلیج فارس شوند.

جدا از آن، واشنگتن باید ضامن جریان ازاد نفت از سمت خلیج فارس به سمت و سوی متحدان خود در اسیا و اروپا باشد.

اخیرا، نشانه هایی مبنی بر اینکه تهران و ریاض در حال حرکت به سوی جنگ مستقیم هستند، وجود دارد. این می تواند عرضه نفت در خاورمیانه را دچار مشکل کند و قیمت نفت را به 60 دلار یا 100 دلار در ظرف تنها چندین ماه (نه چند هفته) بازگرداند.

یک کارشناس امور حمل و نقل دریایی در اتن می گوید: اگر اتفاقی در خلیج فارس بیافتد، مسیر انتقال نفت دچار مشکل می شود. زمانیکه بازارها در برهه های حساسی قرار می گیرند، حساسیت بیشتری از خود بروز می دهند و اتفاقات را غلوشده نسبت به انچه در زمان ثبات و ارامش رخ می دهد، تفسیر می کنند. لازم نیست تنگه هرمز کامل بسته شود، مانند انچه در 1956 در کانال سوئز اتفاق افتاد. حتی انتظار مواجهه با بسته شدن تنگه هرمز و پتانسیل اختلال در مسیر نفت می تواند باعث اشوب در بازار نفت شود. بنابراین تمامی طرف ها شروع به خریدن می کنند و نهایتا قیمت ها متورم شده و به بالای 60 دلار در هر بشکه می رسد.

مهدی خزعلی در مصاحبه اختصاصی با شبکه جهانی «دُرّ تی وی» به اتفاقاتی که در مراسم «روز قدس» روی داد پرداخت، و گفت در نظر داشتم که مانند روز ۲۲ بهمن بیانیه ای صادر کنم و از مردم دعوت کنم که در راهپیمایی و مراسمی که حاکمیت آن را مصادره به مطلوب میکند شرکت نکنند.

مهدی خزعلی در ادامه گفت در راهپیمایی روز قدس تعداد بسیار کمی شرکت کرده بودند، ولی گله من از رجال اصلاح طلب است که در این مراسمها که با مبانی ما که «می گوییم شعار مرگ بر این و مرگ بر آن باید جمع شود» همخوانی ندارد شرکت میکنند، کسانی که در انتخابات شکست خورده اند با فریادهای جنگ طلبانه «مرگ بر این و مرگ بر آن» می خواهند دشمنی بتراشند تا به آن بهانه منتقدین داخلی را سرکوب کنند.

مهدی خزعلی اظهار کرد اگر ۶ میلیون آواره فلسطینی داریم در مقابل ۶ میلیون آواره ایرانی داریم که در انتظار بازگشت به سرزمین خود هستند، شعبان بی مخها از سال ۳۲ تا سال ۹۶ تفاوتی نکرده اند، آنوقت خانه مصدق را ویران می کردند و امروز تخریب دفتر مرجع تقلید و حمله به رئیس جمهور را پیش می برند.

مهدی خزعلی در پایان گفت بخشی از این حملات نتیجه صدور فرمان «آتش به اختیار» است، فرمان «آتش به اختیار» یعنی فرمان به هرج و مرج، و من معتقدم که تمامی این «گروههای فشار» سازمان یافته و گوش به فرمان بوده و به هیچ وجه خودسر نمی باشند، سوال من این است؛ کسانی که به خانه آیت الله منتظری حمله کردند با چه شخصی شبانه در تهران ملاقات داشتند و گزارش کار خود را به چه کسی دادند، آن مخاطب خاص من به خوبی میداند چه کسانی را شبانه به حضور پذیرفت و به آنها پاداش داد!

گروه بلک کتس یا گربه‌های سیاه کار خود را از سال ۱۳۴۴ در کاباره دانسینگ کوچینی با پنج عضو از جمله شهبال شب پره و فرهاد مهراد آغاز کرد و خیلی‌ زود بعد از اجراهای زندهٔ موفق در شهرهای مختلف و حضور در رادیو، محبوب شد. این برنامه یک ساعته که برای اولین بار بعد از چندین دهه دیده می شود به سبک برنامه‌های موسیقی مشابه آمریکایی‌ و اروپایی آن‌ دوران تهیه شده و بدون شک برای هواداران فرهاد، شهبال شب پره و موسیقی پاپ-بلوز گنجینه ای از خاطرات ماندگار است.

m55555ktf57C_small.jpgصدای آمریکا - دیوان عالی آمریکا روز دوشنبه ۲۶ ژوئن، به بررسی تقاضای وکلای دولت دونالد ترامپ در پرونده موسوم به فرمان مهاجرتی رئیس جمهوری آمریکا رای داد.

دیوان عالی بخش‌ هایی کلیدی از محدودیت‌های اعمال شده از سوی دادگاه‌های فدرال آمریکا علیه فرمان اجرایی آقای ترامپ علیه شهروندان شش کشور عمدتا مسلمان را لغو کرد و وعده داد که تمامی بحث ها در این رابطه تا پاییز پیش رو شنیده و بررسی شود.

آقای ترامپ در اولین ماه‌های ریاست جمهوری خود فرمانی را امضا کرد که ورود شهروندان شش کشور ایران، سوریه، سودان، سومالی، لیبی و یمن را به مدت ۹۰ روز به آمریکا ممنوع می‌کرد. این فرمان همچنین ورود پناهجویان را به مدت ۱۲۰ روز معلق می‌کرد.

حکم منع مسافرت دونالد ترامپ علیه شهروندان ایران، سوریه، یمن، لیبی، سودان و سومالی پیشتر در چند دادگاه مورد اعتراض قرار گرفت و اجرای آن متوقف شد.

حال با تصمیم تازه دیوان عالی آمریکا، تا زمان رسیدگی این دیوان به پرونده در حدود چهار ماه دیگر اجرای بخش‌ هایی از فرمان آقای ترامپ دوباره آغاز می‌شود. شبکه خبری فاکس گفته است که این یک پیروزی برای دولت آقای ترامپ به شمار می رود.

دیوان عالی آمریکا گفت: «فرد یا نهاد آمریکایی که رابطه ای واقعی با یک شخص مایل به ورود به آمریکا به عنوان پناهنده داشته باشد، اگر آن فرد ویزا دریافت نکند، می تواند شکایت کند.»

بزرگترین مناقشه حقوقی

خبرگزاری آسوشیتدپرس پیشتر گفته بود که تصمیم گیری دیوان عالی درباره بزرگترین مناقشه حقوقی آمریکا در پنج ماه اول ریاست جمهوری آقای ترامپ است.

مسئله تصمیم گیری و دعوی درباره مسئله منع صدور ویزا برای شش کشور خاص، از اولین فرمان اجرایی دونالد ترامپ در این باره در اواخر ماه ژانویه ۲۰۱۷ آغاز شد و از همان آغاز مورد اعتراض و بروز تظاهرات اعتراضی در شهرهای مختلف آمریکا شد.

قضات دیوان عالی آمریکا روز پنجشنبه هفته گذشته گردهم جمع شدند تا درباره اجرای فوری تصمیم دولت ترامپ رای‌گیری کنند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گوید برای آن که منع سفر شهروندان شش کشور فوق، بازگردانده شود پنج رای لازم است اما تنها چهار رای برای آماده کردن مسئله برای بحث کافی است. قاضی نیل گورسچ نامزد پیشنهادی دونالد ترامپ برای قضاوت در دیوان عالی که در ماه آوریل تایید شد، در این روند مشارکت و حضور دارد.

پیشتر دادگاه‌های فدرال آمریکا علیه سیاست منع مسافرت و منع صدور ویزا برای شش کشور ایران، سوریه، یمن، لیبی، سودان و سومالی رای دادند و از همین رو بررسی این مسئله به دیوان عالی راه یافت.

دادگاه فدرال ریچموند در ویرجینیا گفت سیاست منع مسافرت در «خصومت مذهبی» علیه مسلمانان ریشه دارد و آن را با وعده کمپین انتخاباتی ترامپ در منع ورود مسلمانان به آمریکا و همچنین توییت های او پس از رسیدن به ریاست جمهوری مرتبط دانست.

دادگاه فدرال سانفرانسیسکو نیز آن را در تناقض با قوانین مهاجرت فدرال ارزیابی کرد.

در فرمان اولیه ترامپ عراق نیز جزو کشورهای مورد نظر بود اما بعد در فرمان بعدی از فهرست خارج شد. این فرمان صدور ویزا برای شهروندان شش کشور فوق را منع می کند.

Ali_Keshtgar.jpgکشمکش دو جناح جمهوری اسلامی که در هفته های اخیر بیشتر به صورت مجادلات لفظی میان رهبر جمهوری اسلامی و رئیس جمهور خود را نشان داده بسیار مهمتر و جدی تر از آن است که دموکراسی خواهان بتوانند در قبال آن موضع بی تفاوت اتخاذ کنند.


این یک کشمکش ساده دو جناح حکومتی نیست. بلکه بازتاب دعوای تاریخی میان مردمی است که می خواهند به رای و اراده خود سرنوشت خویش را رقم زنند با استبداد ریشه داری که امروز به نام دین و با تکیه به قهر مسلح حقانیت رای مردم را مردود می شمرد و حکومت بر مردم را از آن خداوند می داند که گویا از طریق نماینده تام الاختیار خود- ولایت مطلقه فقیه- اعمال می کند.


درست است که این دعوا از آغاز جمهوری اسلامی تا کنون وجود داشته و نمود بارز آن همواره در کشمکش میان نهادهای انتخابی و نهاد انتصابی ولایت فقیه و نیروهای تحت امر آن بروز داشته، اما از کودتای انتخاباتی ۸۸ به این سو این دعوا مدام عمق و ابعاد بیشتری پیدا کرده است. و اینک با رای خرد کننده ۲۴ میلیونی مردم به روحانی، وارد فاز جدیدی شده است.



062517_top.jpgکشمکشها در پشت پرده بر سر جانشینی رهبر: آقای روحانی می داند که قصد تحمیل چه کسی را بعنوان جانشین رهبر دارند، و از اکنون می کوشد بلکه جلوی آنرا بگیرد، و این امر بستگی به عمل مردم دارد، وگرنه، مجلس خبرگان، بطور کامل در اختیار آقای خامنه¬ ای است. در 2 جرم از 12 جرم عنوان شده برای بنی صدر در مجلس اول، با مواضع آقای روحانی، شباهت وجود دارد. حوادث و وضعیت کنونی، با دو عامل ارتباط دارد:


1- سلامتی آقای خامنه ای که خیلی مختل شده، و این امر از پریشان گویی های ایشان، کاملا مشهود است.
2- خامنه ای می بیند که خودش نمی تواند تصدی کند و نمیتواند ولایت مطلقه را اِعمال کند، وگرنه آتش به اختیار، معنایی نداشت.

Khamenehei.jpgزمانه ـ رهبر جمهوری اسلامی ایران بعد از نماز عید فطر، سخنانی ایراد کرد. در فرازی از این سخنان او که تا پیش از این از راست‌ افراطی و ولایتمداران خودسر خواسته بود هرگاه اخلالی دیدند، مانند لشکر در حال شکست، به فرمان «آتش به اختیار» عمل کنند، یعنی به هر شکل که تشخیص دادند عمل کنند، از نظر خود برگشت و راست افراطی و خودسران را به تن دادن به قانون دعوت کرد.

فرازی از سخنرانی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی به معنای عقب‌نشینی از فرمان «آتش به اختیار» بود. خامنه‌‌ای به صراحت نظرش را تغییر داد:

« آتش به اختیار به معنای کار فرهنگی خودجوش و تمیز است. معنی‌اش این است که در تمام کشور، صاحبان اندیشه، فکر و همت، کار را خودشان پیش ببرند، منافذ فرهنگی را بشناسند و در مقابل، آتش به اختیار به معنای بی‌قانونی و طلبکار کردن مدعیان پوچ‌اندیش و مدیون کردن جریان انقلابی کشور نیست. نیروهای انقلابی بیش از همه باید مراقب نظم کشور، مراقب آرامش کشور، مراقب عدم سوءاستفاده‌ دشمنان از وضعیت کشور، مراقب حفظ قوانین باشند.»

rohani_sepaah.JPGرئیس‌جمهور پنجشنبه شب در جمع شماری از فعالان اقتصادی گفت: بخشی از اقتصاد دست یک دولت بی‌تفنگ بود که آن را به یک دولت با تفنگ تحویل دادیم و کسی جرئت رقابت با آن را ندارد. این اقتصاد و خصوصی‌سازی نیست.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، روحانی در این دیدار گفت: ابلاغ سیاست‌های اصل 44 برای این بود که اقتصاد به مردم واگذار شود و دولت از اقتصاد دست بکشد، اما ما چه کار کردیم؟ بخشی از اقتصاد دست یک دولت بی‌تفنگ بود که آن را به یک دولت با تفنگ تحویل دادیم، این اقتصاد و خصوصی‌سازی نیست.
رئیس‌جمهور افزود: از آن دولتی که تفنگ نداشت می‌ترسیدند چه برسد به اینکه اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند.
روحانی با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری، زمانی که سیاست‌های اصل 44 تدوین شد، در مراسمی با حضور مسئولین کشور فرمودند که این سیاست‌های کلی باید یک انقلاب اقتصادی باشد، خاطر نشان کرد: اگر سیاست‌های اصل 44 به درستی و دقیق اجرا می‌شد، واقعا انقلاب و تحول بزرگی در اقتصاد روی می‌داد.

51j4705jj0z_small.jpgعلیرضا نوری زاده

بدون هیچ تردیدی ، شیخ احمد جنتی ، یکی از خبیث ترین ، تحریف کننده ترین - در مفاهیم فقه و مبانی مذهب جعفری - و آلوده ترین از نظر سیاسی وقانون شکنی و بیسوادترین آخوندهای شیعه در چهاردهه اخیر است . تهور او در تفسیر مبانی مذهب شیعه و جا انداختن تحریفهای خود به عنوان اصول مذهب ، او را به یکی از خطرناک ترین ملایان بدل کرده است که بی نیاز از شمشیر و گلوله

( که به وقتش از آن استفاده کرده و در صورت لزوم استفاده خواهد کرد ) مذهبی را پایه گزاری میکند که میتواند حتی پس از برافتادن ولایت فقیه دیرگاهی برای ما مصیبت بار باشد .

جنتی در پاسخ روحانی که مشروعیت نظام اسلامی را فقط با "بیعت " ممکن میداند ( رأی مردم = حاکمیت ملی ) میگوید ؛

"ولایت و امامت الهی به همه شوؤن آن اهم از تبیین و حفظ دین و هدایت مردم و زعامت سیاسی اجتماعی از احکام الهی است همانند ولایت پیامبر(ص) و متوقف بر خواست و نظر و رأی مردم نیست بلکه باید گفت ولایت، روح اسلام است و احکام بدون پشتوانه و قدرت اجرایی خود را از دست می دهد «و ما نودی احد بشئ کما نودی بالولایة». همانگونه که آیات الهی قبل از نهج البلاغه بر آن تأکید دارند و می فرماید «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعوا اللَّهَ وَ أَطِیعوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» که مقام ولایت را همانند مقام نبوت الهی می داند." او اضافه میکند ؛

" بیعت با پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) به معنای مشروعیت بخشی به حکومت پیامبر و یا امام توسط مردم و بیعت کنندگان نمی باشد بلکه تأکیدی بر اعلام وفاداری و پیروی و فرمانبری از رهبران الهی است. بنابراین، نباید آن را با رأی مردم و انتخابات در دوران معاصر مقایسه کرد "

در این دو فقره شیخ احمد جنتی به چند تحریف بزرگ و تفسیر خاطئ دست میزند . نخست میگوید ؛ ولایت و امامت الهی به همه شوؤن آن اعم از تبیین و حفظ دین و هدایت مردم و زعامت سیاسی اجتماعی از احکام الهی است همانند ولایت پیامبر(ص) و متوقف بر خواست و نظر و رأی مردم نیست.

Mohammad_Bagher_Ghalibaf.jpgاعتماد ـ بیشتر از یک هفته است که مقاومت برخی شهردارها در مقابل ورود حسابرسان دیوان محاسبات به شهرداری‌ها خبری و حاشیه‌ساز شده است. این موضوع که با رسانه‌ای شدن حکم قطعی دیوان محاسبات علیه صولت مرتضوی، شهردار مشهد و رییس ستاد انتخابات استان‌های ابراهیم رییسی، عیان شد روز گذشته هم با اظهارات فیاض شجاعی، دادستان دیوان محاسبات درباره حکم مشابهی علیه قالیباف شهردار تهران وارد فاز جدی‌تری شد. شجاعی روز گذشته به ایسنا گفته است پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری شهردار تهران (قالیباف) برای حسابرسی دیوان محاسبات موانعی ایجاد کرده بود و به همین دلیل پرونده‌ای در دادسرای دیوان برای او تشکیل شد. به گفته شجاعی حتی رای اولیه‌ای هم برای قالیباف صادر شد اما از آنجا که پیش از قطعیت این رای، شهردار تهران برای ورود حسابرسان به شهرداری اعلام آمادگی کرد از قطعی شدن حکم او جلوگیری شد. بنا به گفته فیاض شجاعی اگر در هر مرحله از فعالیت حسابرسان دیوان مانعی برای آنها ایجاد شود دیوان ورود خواهد کرد و نهاد مربوطه و مسوول آن را تحت تعقیب قرار خواهد داد. شجاعی در پاسخ به این سوال که آیا پرونده تخلفات افراد از جمله شهردار پس از دوران مسوولیت‌شان مفتوح خواهد بود یا خیر، گفت: منفک شدن یک مسوول از مسوولیت قبلی موجب رفع تکلیف از آن فرد یا مختومه شدن پرونده نمی‌شود بلکه رسیدگی به پرونده تا نتیجه قطعی ادامه خواهد یافت و نهایتا یا منع تعقیب از سوی دادستان صادر می‌شود یا هیات‌های مستشاری و محکمه رای برائت یا محکومیت صادر خواهند کرد.

Mojtaba_Zolnour.jpgنماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی گفت: پرتاب موشک‌هایی که آماده بودند موجودات زنده را به فضا ببرند، با شکل‌گیری دولت یازدهم متوقف شد و توقف این پروژه تا به امروز ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنور پیش از ظهر امروز در جمع مردم در حسینیه شهدای روستای فردو با اشاره به قدرت موشکی ایران اظهار کرد: دلیل اینکه دشمنان به کشورمان حمله نمی‌کنند، قدرت بازدارنده موشکی ایران است.

وی ادامه داد: به سطحی از بازدارندگی رسیدیم که ریسک و هزینه حمله را برای دشمن بالا بردیم، آمریکا ۳۶ پایگاه در منطقه دارد که نزدیک ترین آن به ما در بحرین است، هیچ کدام از این پایگاه‌های ارتش آمریکا در منطقه خارج از برد موشکی ما نیستند.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی افزود: در عرصه‌های مختلف همچون هسته‌ای و موشکی در سایه تحریم به بالاترین رشد رسیدیم، موشک‌هایی که آماده بودند، موجودات زنده به فضا ببرند، پرتابشان با شکل‌گیری دولت یازدهم متوقف شد و توقف این پروژه تا به امروز ادامه دارد.

mahmoud_alavi.JPGوزیر اطلاعات گفت: روز گذشته با اقدامی به موقع به یک تیم تروریستی ضربه زدیم که آنها دارای یک انبار اسلحه و مهمات بسیار بزرگ بودند.

به گزارش ایلنا، حجت‌الاسلام سیدمحمود علوی در حاشیه مراسم نماز عید سعید فطر با اعلام این مطلب گفت: همه چیز در اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) است و با تلاش‌های صورت گرفته، امکان اقدامات تروریستی برای سازمان‌ها و گروهک‌های تروریستی در حد بسیار بالایی به حداقل رسیده است.

او افزود: در اقدامات اخیر صورت گرفته، عمده گروهک‌های تروریستی ضربه خوردند و روز گذشته با اقدامی به موقع به یک تیم تروریستی ضربه زدیم که آنها دارای یک انبار اسلحه و مهمات بسیار بزرگ بودند .

وزیر اطلاعات به خبرگزاری واحد مرکزی خبر گفت: خدمت سربازان گمنام امام زمان (عج) به مردم کشورمان اختصاص به عید و غیرعید ندارد و ما دوست داریم هر روز برای مردم و کشور ما عید باشد، همراه با شادمانی، آرامش و امنیت.

Hossein_Bagherzadeh.jpgعلی خامنه‌ای خیلی زود به جان حسن روحانی افتاده است. او باید یک سالی صبر می‌کرد تا مردمی که به روحانی رأی داده‌اند به دلیل عدم تحقق وعده‌های انتخاباتی‌اش دلسرد شوند و از او قطع امید کنند و ضربه‌پذیری روحانی بالا رود و بعد حملات علیه او را تشدید کند. این تعجیل ممکن است چند علت داشته باشد:

۱ - خامنه‌ای از نتیجه انتخابات اخیر بسیار دلخور شده است. او البته انتخاب مجدد روحانی را قطعی می‌دانسته و احیانا از دید او مطلوب نیز بوده است (از کارنامه روحانی در سیاست خارجی و به خصوص برجام - بر خلاف اظهارات ضد و نقیضش - راضی است و ادامه آن را برای حفظ نظام لازم می‌داند). منتها با توجه به اینکه مانند همه مردم می‌داند که رأی به روحانی عمدتا رأی علیه شخص خود او است تفاوت آرا بین روحانی و رقیب اصلی‌اش رئیسی برای او و اعتبارش در جامعه اهمیت فوق العاده دارد. به عبارت دیگر، او می‌خواسته روحانی با تفاوت اندکی انتخابات را ببرد تا اعتبار او در جامعه خیلی شکسته نشود، ولی تفاوت فاحش رأی این دو او را وحشت زده کرده است.

Hamid_Aghaei_NEW.jpgاخیرا حسن روحانی در مراسمی با حضور اساتید و پزشکان بحثی را پیرامون مبانی مشروعیت حکومت و حاکمان از نظر شیعه مطرح کرد که واکنش های بسیاری بویژه از سوی حوزه علمیه قم و شورای نگهبان برانگیخت. وی در این مراسم گفته بود: امام علی، اولین رهبر شیعیان "نظر و انتخاب مردم را مبنای ولایت و حکومت می‌دانست." ابراز نظری که در حقیقت پایه ای ترین اصل ایدئولوژیک نظام ولایت فقیه را از سوی یکی از مقامات مهم این حکومت زیر سوال می برد.

پس از این ابراز نظر، مکارم شیرازی از مراجع حوزه علمیه قم با انتقادات تندی از حسن روحانی و اینکه او فقط یک صفحه از نهج البلاغه را خوانده است، گفت: "انتخاب حاکم در اسلام به عهده مردم نیست، بلکه خداوند باید ولی را تعیین کند. آیت الله اراکی از دیگر مراجع قم نیز چنین واکنش نشان داد: "باید روشن شود که ما خدا را حاکم می‌دانیم یا نمی‌دانیم. اگر کسی بگوید مردم به حاکم حاکمیت می‌دهند این یعنی شرک در حاکمیت خداوند". شورای نگهبان نیز اطلاعیه ای با امضای احمد جنتی انتشار داد که در آن آمده بود: "بیعت با پیامبر اکرم و ائمه اطهار به معنای مشروعیت‌بخشی به حکومت پیامبر و یا امام توسط مردم و بیعت‌کنندگان نمی‌باشد بلکه تأکیدی بر اعلام وفاداری و پیروی و فرمانبری از رهبران الهی است. بنابراین، نباید آن را با رأی مردم و انتخابات در دوران معاصر مقایسه کرد".

Naser_Kakhsaz.jpgآسیب پذیری ذات و جوهر دولت دینی است، چه در شکل اردوغانی و چه در شکل شیعی اش. داعش هم در بحران ژرفی فرو رفته است و چندان به درازا نخواهد کشید که تهِ داستان اش بالا بیاید.فساد، فضیلتِ دینِ درقدرت است. خودخواهی و دروغ میوه های درختی هستند که اخلاق دینی در حکومت موعظه می کند. تئوری ها محصول تجربه های تاریخی اند.هرجا که از اخلاق و از دین بیشتر سخن می رود دلیل فاسد شدن هرچه بیشتر اخلاق و دین است.

حقیقت دارد که موقعیت روحانی هر روز به موقعیت بنی صدر نزدیکتر می شود. و حقیقت دارد که روحانی بسیار بهتر از خاتمی افشاگری می کند و چون به رژیم نزدیک تر بوده است اکنون که شخصا با موانع اجرای برنامه های اش مواجه شده است ریشه های این درخت پوسیده را بهتر می بیند. روحانی اگر به قول هائی که داده است همچنان وفادار بماند به موقعیتی فراتر از رفسنجانی و خاتمی در پهنهِ نبرد های درون رژیم فرا خواهد روئید. وظیفه اپوزیسیون سکولار اینست که با تحلیل عینی و ابژکتیو و بدون ایدآلیزه کردن هیچ شخصیتی در شناخت درست تضادها بسود ایران کوشا باشد. خامنه ای توان رهبری بر فراز بحران کنونی را ندارد. چون نمی تواند برفراز بحران به ایستد.او عمده تری و اصلی ترین جزء مکمل بحران تعمیق یابنده کنونی است.

اصل حقوق: دويست و چهارده میلیون تومان، ‏خالص دریافتی با کسر بدهی و وام : ‏ماهيانه ١٨٧ ميليون تومان! (خبرنامه گویا از صحت و سقم این خبر اطلاعی ندارد)

1598877445522.jpg

اقدام نیما کرمی مجری تلویزیون که در آنتن زنده شبکه ۳ به مناسبت عید فطر با همسر خود روبوسی کرد واکنش های زیادی در فضای مجازی داشت

Rouhani_Qods.jpgمرجان توحیدی ـ شرق: «... تظاهرات متعددی در تهران داشتیم... حتی جدول‌ زمان‌بندی تظاهرات خود را در نشریه یالثارات منتشر می‌کردیم... غیر بحث تهاجم فرهنگی بحث مبارزه با فساد اقتصادی هم بود؛ به‌خصوص مبارزه با فرهنگ اشرافی‌گری و سرمایه‌داری». این سخنان عبدالمجید محتشم، دبیرکل انصار حزب‌الله است درباره تظاهرات‌ها و اعتراض‌های دهه ٧٠.

اعتراض‌هایی که با دولت‌های هاشمی‌رفسنجانی آغاز شد و در دولت اصلاحات به اوج رسید. مرجع این اعتراض‌ها اگر در زمان هاشمی‌رفسنجانی مشخصا انصار حزب‌الله بود، در دولت اصلاحات جای خود را به نیروهای خودسر داد که بازه بزرگ‌تری از نیروهای حزب‌الله و معترض به فرهنگ و سیاست را درون خود جای می‌داد. معترضانی که سال‌های بعد خودشان پا به عرصه فرهنگ و هنر گذاشتند و چهره عوض کردند. از دهه ٨٠ هم شکل معترضان تغییر کرد و هم جنس اعتراضات؛ سیاست در این اعتراض‌ها پررنگ‌تر شد، نامشان کم‌کم به دلواپس تغییر کرد. بااین‌حال اکنون مرجع ضمیر مشخصی ندارند. افکار و عقاید آنها بیشتر در زمره گروه پایداری‌ها قرار می‌گیرد؛ اگرچه گروهی مسئولیت این رفتارها را به عهده نمی‌گیرد.

حاج بخشی

این تحرکات از دهه ٧٠ و با انصار حزب‌الله شروع شد. با نقد سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی دولت هاشمی‌رفسنجانی؛ از تجمع مقابل سینما و انتشارات، از گشت‌های خودجوش در میدان ولیعصر شروع شد و بعدها به برهم‌زدن سخنرانی‌های روشنفکران دینی که آن روزها مخاطب عام پیدا کرده بودند، رسید. چهره‌هایشان روشن بود. حسین الله‌کرم بود از یک‌سو و از سوی دیگر هم مرحوم ذبیح‌الله بخشی‌زاده، معروف به حاج بخشی. بسیج‌پرس در مطلبی که به تاریخ ١٥دی ٩٠ منتشر کرده به تعریف حاج بخشی می‌پردازد و درباره او می‌نویسد: «جنگ که پایان گرفت حاج بخشی هم خودش را بازتعریف کرد. می‌گویند هر پنجشنبه رأس ساعت پنج بعدازظهر با جمعی از دوستانش به میدان ولیعصر تهران می‌آمد و امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر می‌کرد. البته حاج بخشی در دهه ٦٠ نیز چنین کارهایی می‌کرد و حتی گفته می‌شود به دلیل همین کارها و به دستور ناطق‌نوری وزیر کشور وقت به زندان هم افتاد. دولت اصلاحات زمان غریبی برای حاج بخشی بوده است. از دید خود، آرمان‌هایش را در حال افول می‌دید و به همین خاطر به صحنه آمد. ناظران از نقش پررنگ حاج بخشی در اعتراضات به عطاءالله مهاجرانی و عبدالله نوری در نماز جمعه سال ١٣٧٧ و در جریان حادثه ٢٣ تیر سخن می‌گویند. حضور در نماز جمعه و تظاهرات هم که کاری روتین برای حاج بخشی بود».

از حمله به عبدالله نوری و مهاجرانی تا ترور حجاریان

حمله به عطاءالله مهاجرانی، وزیر وقت ارشاد و عبدالله نوری که بعد از استیضاح در پست وزارت کشور، معاون توسعه و امور اجتماعی رئیس‌جمهوری شده بود، در نمازجمعه یک سال بعد از دوم خرداد ٧٦ یکی از بارزترین هجمه‌های نیروهای خودسر در نخستین سال‌های دوم خرداد است. جمعه ١٣ شهریور ٧٧ بود که درگیری نیروهای انصار حزب‌الله با این دو نفر از خیابان طالقانی، منتهی به دانشگاه تهران، محل اقامه نماز جمعه آغاز شد؛ درگیری‌ای که به افتادن عمامه از سر عبدالله نوری و اصابت مشت و لگد به سر و صورت و شکستن انگشت مهاجرانی انجامید. محتشم بعدا در مصاحبه‌ای اعلام کرد این حمله کار انصار حزب‌الله نبوده است. او به ایسنا گفته بود: «اصل مسئله درگیری وجود داشت، ولی اینکه به چه میزان زدوخورد شده بود، من نمی‌دانم. در ابتدای خیابان طالقانی که ادامه نماز جمعه است در آنجا یک عده‌ای با آنها مشاجره‌ می‌کنند، ولی در آن اتفاق انصار دخالتی نداشت... در این جریان انصار دخالتی نداشت، ولی اگر آنها می‌خواستند بگویند که چه کسانی این اقدام را انجام دادند، برایشان کاری نداشت و مثل آب‌خوردن بود...».

حمله به مرحوم آیت‌الله طاهری اصفهانی

همان سال ٧٧ بود که باز هم خودسرها، این بار در اصفهان به امام جمعه این شهر در روز قدس حمله کردند. حجت‌الاسلام محمدحسن طاهری، فرزند آیت‌الله آن روز را چنین روایت کرده است: «در نماز جمعه روز قدس سال ٧٧ افرادی به‌سوی ایشان میله‌های آهنین پرتاب کردند و در حریم نماز جمعه شخص آیت‌الله طاهری مورد تعرض واقع شد... بعد از این اتفاقات بود که ایشان احساس کردند که بودنشان در نماز جمعه دیگر ضرورتی ندارد و استعفای خود را در ١٧ تیر ماه سال ٨١ اعلام کردند».

٧٧ پرتلاطم

٧٧، سال پرتلاطمی بود. با صرف‌نظرکردن از موضوع قتل‌های زنجیره‌ای که برای اولین‌بار وزارت اطلاعات آن را به نیروهای خودسر این وزارتخانه نسبت داد و در پی آن نام سعید امامی و مصطفی کاظمی بر سر زبان‌ها افتاد، ترور سعید حجاریان در سال ٧٨ شاید یکی دیگر از مقاطع پررنگ حضور خودسرها در مواجهه با دوم خردادی‌ها بود. سعید عسگر، جوان ٢٠ساله اهل شهرری که پاتوقش یا قهوه‌خانه بود یا «دخمه» هیئت معروف شهرری؛ اسفند ماه ٧٨ به قصد اصلاح امور و پاک‌کردن فساد در خیابان بهشت مقابل شورای شهر به سعید حجاریان شلیک کرد. بعد از آن به غیر از ماجرای کوی دانشگاه و سالگردهایی که به مناسبت آن برگزار می‌شد، شاید حوادثی شدیدتر از آنچه در گذشته روی داده بود، اتفاق نیفتاد.

پیوندهای ایدئولوژیک

با روی‌کارآمدن دولت احمدی‌نژاد، نام انصار حزب‌الله چندان برسر زبان‌ها نبود، به‌ویژه در دولت اول بین انصاری‌ها و احمدی‌نژادی‌ها پیوندهای ایدئولوژیکی برقرار بود. فتیله انصاری‌ها در دولت اول احمدی‌‌نژاد پایین کشیده شد و اگر هم اعتراضی صورت می‌گرفت، اعتراض به آنهایی بود که در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم مقابل احمدی‌نژاد قرار داشتند، مثل هاشمی‌رفسنجانی.

١٥ خرداد ٨٥ و عفو آیت‌الله

١٥ خرداد ٨٥، یک سال بعد از روی‌کارآمدن دولت مهرورز عدالت‌پرور احمدی‌نژاد، هاشمی‌رفسنجانی بیش‌از‌پیش مغضوب این جریان بود. وقتی برای سخنرانی در شبستان امام خمینی در حرم حضرت معصومه(س) حاضر شده بود، مراسم با فریادها و اعتراض‌های برخی از حاضران و چهار نفر از افرادی که به لباس روحانیت ملبس بودند، به تشنج کشیده شد. هاشمی سعی کرد سخنرانی خود را ادامه دهد، لیوان آبی را که جلوی تریبون بود سرکشید و سخنانش را ادامه داد، بااین‌حال ادامه سفرش به قم را نیمه‌کاره رها کرد و به تهران بازگشت.

قاسم روانبخش، مسئول مؤسسه پرتو سخن، وابسته به آیت‌الله مصباح، هویت برهم‌زنندگان را شناسایی کرده و یکی از افراد از وابستگان به مؤسسه پژوهشی امام خمینی متعلق به آیت‌الله مصباح یزدی نام برده بود، اگرچه نا‌م‌برده بعدا این موضوع را تکذیب کرد. برهم‌زنندگان آن مراسم البته همگی در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه شده و به زندان، شلاق، اخراج از قم و منع اشتغال در مشاغل علمی و حوزوی محکوم شدند. بعدا آیت‌الله در نامه‌ای خطاب به رئیس دادگاه ویژه روحانیت از عفو خود نسبت به محکومان خبر داد و نوشت: «... همان‌گونه که پس از سخنرانی در جمع مسئولان قم گفتم، این‌جانب از نظر حق شخصی خود نه شاکی هستم و نه طالب کیفر...، تمایل دارم که در کیفر متهمان رأفت اسلامی در نظر گرفته شود و امید است اثر این گذشت در تنبیه متهمان از کیفر مقرر بیشتر باشد».

از مواجهه حسن خمینی با تندروها تا مرگ آیت الله توسلی

نفر بعدی سیدحسن خمینی بود. در همان سال‌هایی که حامیان احمدی‌نژاد جای انصار حزب‌الله را پر کرده بودند؛ انتقادها به سیدحسن از سال ٨٦ شروع شد، شدیدترین نقدها که بازتاب آن در سایت «نوسازی» از رسانه‌های حامی احمدی‌نژاد بود. این سایت شیوه زندگی حسن خمینی را مورد شدیدترین انتقادات قرار داده بود. پس از آن آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی از پشت تریبون نماز جمعه دل‌آزردگی خود از اهانت به بیت امام (ره) را عیان می‌کند و درباره پاگرفتن این جریان هشدار می‌دهد. فردای آن روز مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل جلسه می‌دهد. آیت‌الله توسلی، رئیس دفتر امام (ره)، آزرده از آنچه به بیت امام رفته است در این جلسه از هاشمی‌رفسنجانی وقت می‌خواهد تا دقایقی سخنرانی کند و در حین سخنرانی به‌دلیل عارضه قلبی فوت می‌کند. مرگی که اصلاح‌طلبان آن را شهادت‌گونه خواندند.

تشنج در سالروز ارتحال امام

خودسرها، سال ٨٩، یک سال بعد از وقایع ٨٨، سالروز ارتحال امام، این‌بار در میان سخنان حسن خمینی که به‌طور زنده از تلویزیون پخش می‌شد، اختلال ایجاد کردند. گروه‌های تندرو در آن روز سعی کردند به عناوین مختلف ازجمله سردادن شعارهایی چون «نواده روح‌الله سیدحسن نصرالله»، سخنرانی سیدحسن را برهم بزنند. اگرچه مقام معظم رهبری در آن سخنرانی با بوسه‌ای بر پیشانی سیدحسن از او دلجویی کردند.

پرتاب بطری‌های آب به سوی ناطق

ناطق‌نوری که از سال ٨٨ و بعد از ایراد اتهامات از سوی احمدی‌نژاد در مناظره تلویزیونی آن سال نسبت به فرزندانش از سیاست کناره‌گیری کرده بود و حتی مراسم شب‌های قدر در حرم امام را هم نمی‌رفت، در خرداد ٩١ در سومین شب از لیالی قدر به حرم امام رضا رفت. این مراسم در حالی با پخش زنده تلویزیونی همراه بود که معترضان با سردادن شعارهای مرگ بر ضد ولایت فقیه و خواص بی‌بصیرت نمی‌خواهیم، سخنرانی او را قطع کردند. همین باعث شد پخش زنده برای دقایقی متوقف شود. ناطق‌نوری درحالی‌که قصد خروج داشت، معترضان به او بطری‌های آب پرتاب کردند.

پرتاب مهر به علی لاریجانی

بعدی، علی لاریجانی از طایفه اصولگرایان بود که در روزهای دولت دوم احمدی‌نژاد یکی از جدی‌ترین منتقدان احمدی‌نژاد به شمار می‌رفت. ٢٢ بهمن ٩١ برای سخنرانی در حرم حضرت معصومه (س) به سر می‌برد که هنگام سخنرانی او عده‌ای از طلبه‌ها به سمت او مهر و کفش پرتاب کردند. برای این موضوع کمیته حقیقت‌یاب تشکیل شد که اگرچه به نتیجه نرسید؛ اما معلوم شد مهاجمان از سوی حلقه پرتو سازماندهی شده بودند. این حمله به لاریجانی چند روز پس از اتفاقات یکشنبه سیاه در صحن مجلس بود که در آن جلسه لاریجانی و احمدی‌نژاد به‌شدت با یکدیگر مشاجره لفظی داشتند.

جان‌یافتن خودسرها در دولت اعتدالی

دولت دوم احمدی‌نژاد پایان یافت و دولت اعتدالی روحانی سر کار آمد. روی‌کارآمدن دولت اعتدالی باعث جان‌گرفتن دوباره خودسرها شد. مراسم‌های متعددی با حملات خودسرها در دولت یازدهم لغو شد که شاید مهم‌ترین آن لغو سفر سیدحسن خمینی به بروجرد و سخنرانی در دانشگاه این شهر بود که صدای اعتراض نمایندگان مجلس را هم بلند کرد. از آن مهم‌تر لغو سخنرانی علی مطهری در دانشگاه شیراز، حمله به خودروی علی مطهری و وارد‌کردن ضرباتی به خودروی حامل او بود که اگر به گفته خودش چنانچه یکی از آن ضربه‌ها به او اصابت کرده بود معلوم نبود زنده باشد. علی مطهری از مهاجمان شکایت کرد و هم‌اکنون نیز دادگاه‌هایی در پی آن شکایت برگزار شده است. بعد از ماجرای علی مطهری، نوبت به تهدید انصار حزب‌الله گلستان برای سفر سیدحسن خمینی به این شهر رسید. آنها تهدید کرده بودند در صورت سفر سیدحسن، ماجرای شیراز تکرار خواهد شد. البته با پیگیری و رسانه‌ای‌شدن موضوع، آنها عقب‌نشینی کردند و این سفر انجام گرفت. دولت یازدهم تمام روزهای خود را با این خودسرها سپری کرد که هر روز از گوشه و کناری سر برآورده و میتینگ‌های سیاسی و کنسرت‌ها و مراسم‌های فرهنگی را لغو می‌کردند. با پیروزی مجدد حسن روحانی، به نظر می‌رسد این گروه‌ها جسارت بیشتری پیدا کرده‌اند و ساز مخالف خود را از روزهایی که هنوز دولت دوازدهم تحویل نشده است، کوک کرده‌اند.

ghj4705jj0z_small.jpgاکبر گنجی - خبرنامه گویا

آیت الله خامنه ای در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ که فرمان سرکوب "جنبش انتخاباتی سبز" را صادر کرد، دفاع تمام عیاری از احمدی نژاد نمود و گفت که مردم به صالح ترین فرد رأی دادند که نزدیکترین فرد به نظام بود. سپس درباره مناظره های تلویزیونی و رویدادهای پس آن گفت:
"صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور[محمود احمدی نژاد] شد...[مهندس موسوی و مهدی کروبی] تهمت هائى زدند، حرف هائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آرأ مردم است. نسبت هاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ گوئى متهم كردند! اين ها خوب است؟ كارنامه هاى جعلى براى دولت درست كردند، اين جا آن جا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى بينيم می دانيم كه اين ها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبت هاى خجالت آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند... من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف نظر داريم، كه طبيعى هم هست...البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور[احمدی نژاد] از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه مسائل خارجى اختلاف نظر دارند، هم در زمينه نحوه اجراى عدالت اجتماعى اختلاف نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور[احمدی نژاد] به نظر بنده نزديكتر است...بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى می خواهند ، چى نمی خواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آن هائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آن هائى كه رأى آورده اند هم، در جواب آن ها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟...زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم سالارى است".
اما این بار با فراموشی آن مواضع، نه تنها به حسن روحانی تبریک نگفت و از او هیچ دفاعی درباره انواع تهمت ها و دروغ ها و هتاکی های رقبا(آیت الله قتل عام و سردار گازانبری) و رسانه های سپاه و بسیج و شخصیت های اصول گرا نکرد، بلکه به شدت به او تاخته و فرمان "آتش به اختیار"ی برای نیروهای سپاهی و بسیجی و حزب اللهی تحت امرش علیه روحانی صادر کرد. این تفاوت ها را مردم نمی توانند نادیده بگیرند و می دانند که سلطان در پشت سر همه تخریب ها و اقدامات علیه "رئیس جمهور قانونی کشور متکی به آرأ مردم" قرار دارد. سلطان خواهان تبعیت محض است. دو امر تاکنون به او کمک کرده اند.: اول- نظامیان سرکوبگر. دوم- استقلال مالی از طریق نفت و نهادهای انتصابی. اما مردم بسیار هوشیار شده اند و شبکه های مجازی آن چنان به جان سلطان خودکامه و اقتدارگرایان افتاده اند که روند را برای او ناخوشایند ساخته اند.

بحران در خاورمیانه و بویژه در خلیج فارس شدت گرفته‌ است. ابعاد زورآزمائی میان جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی سعودی روزبروز گسترده‌تر و خطرناک‌تر می‌شود. تغییر ولیعهد در پادشاهی سعودی و افزایش نفوذ نسل جوان در این کشور، در کنار ماجراجوئی‌های سواه پاسداران در یمن، سوریه، عراق و بحرین می‌توانند زمینه‌ساز درکگیری بین دو مشور بشوند.

حمد رافت نظر علیرضا نوریزاده، مدیر مرکز پژوهش‌های ایران و عرب در لندن را جویا شده است. در کشور‌های سنتی حاشیه جنوبی خایج فارس میدان به دست جوانان افتاده است. این تغییر که مورد حمایت نسل‌های جوان است، به برخی نگرانی‌ها در نسل‌های پیشین دامن زده است. ولیعهد جدید پادشاهی سعودی می‌خواهد کشورش را تا سال ۲۰۳۰ به ژاپن منطقه تبدیل سازد. تغییراتی که تنها به اقتصاد ختم نمی‌شوند و می‌توانند تحولات عمیقی در جامعه به وجود بیاورند. روسیه که پس از فروپاشی شوروی به نیرویی کم نفوذ تبدیل شده بود، با ولادیمیر پوتین بار دیگر سودای ابرقدرتی و نفوذ در خاورمیانه و خلیج فارس را دارد.

51j470jjjj0z_small.jpgبی بی سی - نخست‌وزیر اسرائیل ضمن هشدار به ایران گفته است که این کشور، تلاش‌های ایران را برای حضور نظامی در سوریه و مسلح کردن حزب‌الله با موشک‌های پیشرفته به دقت زیر نظر دارد.

بنیامین نتانیاهو گفته اجازه نخواهد داد که ایران در نزدیکی جولان و مرزهای اسرائیل حضور نظامی داشته باشد.

او این سخنان را در نشست هفتگی کابینه بیان کرد. دیروز، نیروی هوایی ارتش اسرائیل دو تانک سوریه را در نزدیکی بلندی‌های جولان هدف قرار داد. سخنگوی ارتش گفته بود که از خاک سوریه ۱۰ خمپاره به اسرائیل شلیک شده و این حمله به تلافی شلیک خمپاره‌ها بوده است.

این چندمین بار است که نیروهای اسرائیلی به اهدافی در سوریه حمله کرده‌اند.

آقای نتانیاهو گفت: "سیاست ما واضح است. ما هیچ گونه خمپاره، موشک و آتشی از خاک سوریه را تحمل نمی‌کنیم. ما به هر حمله‌ای که به خاک و علیه شهروندانمان بشود پاسخ می‌دهیم."

نخست وزیر اسرائیل بار دیگر تکرار کرد که اسرائیل هر اقدامی که لازم باشد برای جلوگیری از رسیدن تسلیحات به حزب الله از طریق سوریه و همچنین حضور نظامی ایران در منطقه مرزی‌اش انجام می‌دهد.

از آغاز جنگ داخلی سوریه و افزایش حضور نظامی ایران در آن منطقه، اسرائیل بارها ابراز نگرانی کرده است.

هفته گذشته ۲۸ خرداد، ایران اعلام کرد که در اقدامی بی‌سابقه با شلیک شش موشک از استان‌های غربی کردستان و کرمانشاه؛ به دیرالزور در خاک سوریه حمله کرده است.

ایران گفته بود که آن حمله هم برای انتقام از داعش انجام شده و هم هشداری به حامیان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای "تروریست‌ها" بوده است.

51ju588777700z_small.jpgگمانه زنی پیرامون شخصیت و دارایی ولادیمیر پوتین همواره از موضوعات مورد توجه رسانه ها بوده است. گرچه هیچکس به درستی درباره دارایی های رهبر روسیه اطلاعی ندارد اما لیستی از دارایی های احتمالی او منتشر شده است.

به گزارش ایسنا، به نوشته روزنامه ایندیپندنت، هیچکس دقیقا نمی داند ثروت ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه چقدر است. برخی مدعی هستند که او ثروتمندترین مرد جهان است اما طبق اعلام کرملین، او سالانه حدود ۱۳۳ هزار دلار درآمد دارد و در آپارتمان کوچکی زندگی می کند.

با این حال یکی از مشاوران سابق دولت روسیه دارایی او را ۷۰ میلیارد دلار برآورد کرده است و بیل برودر، رئیس صندوق سرمایه گذاری "هرمیتاج" که از منتقدان پوتین است، مدعی است که او بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار ثروت دارد.

ایندیپندنت در ادامه لیستی از اموالی که پوتین احتمالا پول صرف آنها کرده است، آورده است.

اقامتگاه رسمی پوتین به عنوان رئیس جمهوری روسیه کرملین است. با این حال او اغلب اوقات در یک سکونتگاه دولتی در حومه شهر حضور دارد. طبق گزارش ها، او به ۲۰ کاخ و ویلای مختلف دسترسی دارد.

57510348.jpg

آمارهای رسمی کرملین که سال ۲۰۱۶ منتشر شده، تعداد املاک و مستغلات پوتین را محدود اعلام کرده و طبق این گزارش، او تعداد محدودی زمین و یک آپارتمان و پارکینگ دارد.

اما پوتین با گذشت سال ها، به املاک دیگری هم ارتباط داده شده است. جنجالی ترین آنها به "کاخ مخفی" مشهور است. ظاهرا این کاخ با اعتبارات دولتی غیرقانونی برای پوتین ساخته شده است. این عمارت ویژه ظاهرا یک میلیارد دلار هزینه ساخت داشته و دارای یک سینمای خصوصی و محل فرود بالگرد و اتاق خواب های بزرگ است.

57510360.jpg57510349.jpgسال ۲۰۱۲ یکی از رقبای سیاسی پوتین پرونده ای را رو کرده که مدعی بود رئیس جمهوری روسیه صاحب چندین جت خصوصی، بالگرد و کشتی تفریحی است. این گزارش ادعا کرد، سبک زندگی پوتین قابل مقایسه با "پادشاهان خلیج فارس و یا الیگارش های پر زرق و برق" است نه "برده های مطبخ" که خودش پیشتر مدعی شده بود.

57510350.jpgاو متهم به مالکیت ۵۸ نوع مختلف هواپیما از جمله داسو فالکن با ۱۹ صندلی است. گفته می شود که یکی از هواپیماهای او یک کابین ۱۱ میلیون دلاری دارد که با جواهرات تزئین شده و توالتی به ارزش ۱۰۰ هزار دلار. گفته می شود پوتین پنج فروند از این هواپیماها دارد.

51j770jjjj0z_small.jpgبی بی سی - شش نفر، از جمله سه کودک در جریان برخورد یک خودرو به جمعیتی مجروح شدند که مقابل یک مرکز ورزشی در شهر نیوکاسل در شمال انگلستان حضور داشتند.

این حادثه ساعت ۹:۱۴ صبح امروز یکشنبه ۲۵ ژوئن در مقابل سالن ورزشی وست‌گیت اتفاق افتاد که مراسم عید فطر در آن برگزار می‌شد.

گفته می‌شود که جراحت یکی از کودکان جدی است.

پلیس گفته که به نظر نمی‌رسد این حادثه "ربطی به تروریسم داشته باشد".

به گفته پلیس، یک زن ۴۲ ساله بازداشت شده است.

صدها مسلمان برای برگزاری نماز عید فطر در سالن وست‌گیت حضور داشتند.

یکی از شاهدان گفته: "تا جایی که فهمیدم، [خانمی که در نماز حاضر بود] می‌خواست محل را ترک کند، اما کنترل ماشینش را از دست داد ... فوری به سمتشان رفتم، چون همه داشتند به مجروحان رسیدگی می‌کردند و به آنها آب می‌دادند".

او گفت: "پدر و مادر بچه ها آنجا بودند. سعی کردم یک طوری آرامشان کنم. گفتم که آمبولانس در راه است".

به گفته این شاهد، حاضران وحشت‌زده بودند و می‌خواستند بفهمند چه اتفاقی افتاده است.

یکی از امدادگران فوریت‌های پزشکی نیوکاسل گفته است: "شش نفر را به بیمارستان منتقل کردیم... سه کودک و سه بزرگسال".

چی آنوورا، نماینده منطقه مرکزی نیوکاسل در پارلمان بریتانیا گفته: "خیلی غم‌انگیز است. من کمی قبل از حادثه در مراسم عید حضور داشتم، همه شاد و متحد بودند."

گزارش شده که شهردار نیوکاسل هم در مراسم عید حضور یافته بود.

zanan_Motalebeh.jpgسیاوش نوروزی ـ بی بی سی ـ این تصور عمومی وجود دارد که سهم زنان در بازار کار ایران در سال‌های اخیر بیشتر شده، اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که سهم زنان در بازار کار در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۴ حدود ۵۰۰ هزار نفر کم شده است. یعنی به طور متوسط سالانه ۵۰ هزار زن شغل خود را از دست داده‌اند.


گزارش‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۴ از مجموع ۲۲ میلیون شاغل در ایران تنها نزدیک به سه میلیون و ۵۰۰ هزار نفرشان زن هستند.


مقایسه این آمار با ده سال پیشتر یعنی سال ۱۳۸۴ واقعیت دیگری را آشکار می‌کند و آن این که با گذشت ۱۰ سال، نه تنها به تعداد شاعلان زن افزوده نشده که در این مدت ۵۰۰ هزار نفر از تعداد شاغلان زن کاسته شده است. بنابر آمارهای مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۸۴ تعداد شاغلان زن نزدیک به چهار میلیون نفر بود.

5sd3tyh1zz5z_small.jpgفرارو - یک تحلیلگر مسائل بین الملل گفت: محمد بن سلمان باید باهوش تر از این باشد که بخواهد با ایران وارد جنگ شود. حتی اگر وی چنین ادعایی کرده به نظر من بیشتر از اینکه تهدید باشد یک جنگ روانی در ادامه عملیات‌های رسانه ای این کشور علیه ایران است.
مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل بین الملل در گفت‌وگو با فرارو ضمن بیان اینکه تحولات اخیر عربستان به هیچ عنوان غافلگیر کننده نبود گفت: تغییر و تحول در عربستان اساسا غافلگیر کننده نبود و از تحولات آتی در این کشور هم نباید غافلگیر شد. از هم اکنون باید محمد بن سلمان را به عنوان پادشاه عربستان در نظر بگیریم. اما با این حال لازم است به این نکته تاکید داشته باشیم که در آینده تغییر و تحولات زیرپوستی فراوانی در این کشور رخ خواهد داد که در معادلات منطقه نیز تاثیر خواهد داشت.
وی ادامه داد: این تاثیرات با قطعیت واحد روبرو نیست. به این معنی که نمی توان گفت این تاثیرات ضرورتا به یک آینده منتهی خواهد شد. بلکه باید آینده های متفاوت و سناریوهای اصلی و بدیع را مورد توجه قرار داد. محمد بن سلمان به عنوان یک نیروی جوان با 35سال سن و دارای یک جایگاه تعریف شده در ساختار عربستان و از نوادگان آل سعود است.
این استاد دانشگاه درباره خصوصیات ولیعهد جدید عربستان اظهار کرد: او به یک عربستان مقتدر و شبه مدرن می اندیشد که بتواند زمینه های سلطه منطقه ای کشور خود را فراهم سازد. وی وزیر دفاع، جانشین ولیعهد و از نیروهایی بوده است که تلاش داشتند محیط عمل خود را به خوبی شناسایی کنند. او توانسته است شرایط میان خود و شاهزاده نایف را که قدرت بسیاری داشت و با ایالات متحده آمریکا هم نزدیک بود را مدیریت کند و در یک روند برنامه ریزی شده زمینه را فراهم کند که نایف توسط طرفداران خودش برکنار شود.
مطهرنیا گفت: بی تردید در آینده و با توجه به وضعیت ملک سلمان و جایگاهی که محمد بن سلمان نزد پادشاه دارد و همچنین تلاش هایی که او در جذب و جلب تحصیل کرده های آمریکایی عربستان از خود نشان داده است، بعد از سفر ترامپ به این کشور و تغییر و تحولات ناشی از این سفر، باید منتظر تغییرات و اخبار جالب توجهی باشیم.

062417_top.jpgاکبر گنجی - خبرنامه گویا

اینک دیگر هیچ کس تردیدی در مخالفت آیت الله خامنه ای، سپاه، محافظه کاران افراطی و نهادهای انتصابی تحت امر رهبری با حسن روحانی ندارد. آنان قصد داشتند از طریق تهاجم تبلیغاتی و فعالیت تشکیلاتی ابراهیم رئیسی را به جای حسن روحانی بنشانند. اما رأی ابراهیم رئیسی آن قدر کم بود که افزودن حدود ۵ میلیون رأی ولایی/سپاهی فاقد اعتبار به آرای او هم نتوانست وی را پیروز سازد. با این تقلب ، تازه توانستند آرأ او را به حدود ۱۶ میلیون افزایش دهند.

خامنه ای و رقبای روحانی به او تبریک نگفتند، و از همان روز حملات به روحانی را به رهبری آیت الله خامنه ای آغاز کردند. آیت الله خامنه ای به غیر از نقد آرأ و عملکرد حسن روحانی، استراتژی و تاکتیک زدن حسن روحانی را دقیق و آشکار بیان کرد.

استراتژی: حسن روحانی همان ابوالحسن بنی صدر است و باید حذف شود.

تاکتیک: کلیه نیروهای تحت امر رهبری- که همان سپاهیان و بسیجیان با لباس شخصی هستند- از این به بعد "آتش به اختیار" ند.

ارتش سایبری خامنه ای دست به کار شد و با شعر، مداحی، مقاله، تصاویر، و...؛ تبدیل حسن روحانی به بنی صدر را آغاز کرد. ائمه جمعه درباری، که هر هفته موضوعات خطبه های نماز جمعه را از دربار سلطان دریافت می کنند، نیز بر حملات خود افزودند. سپاهیان هم با اطلاعیه ها، مصاحبه ها و سخنرانی ها به حسن روحانی تاختند.

آنان عجله دارند. قصد دارند کار را به سرعت یکسره سازند. منتهی جهان واقع کاملاً در دست آنان نیست. هر اندازه هم که زور داشته باشند، باز عجله کار دستشان می دهد. ممکن است اقداماتشان نتایج معکوس به بار آورد.

تغییر سرشت روز قدس

"روز قدس"، روز یادآوری اشغال سرزمین های فلسطینیان توسط اسرائیل بود. "روز قدس" روز شعارهای نابودی اسرائیل بود. "روز قدس" بیش از همه، یکی از دو سه مورد تظاهرات سراسری نظام بود که آیت الله خامنه ای همیشه از آن برای مشروعیت نظام استفاده می کرد و می کند.

اما این بار، "روز قدس"، به روز حسن روحانی تبدیل شد.

"نیروهای خودسر" یا همان "آتش به اختیار" ها، نیروهای سپاهی و بسیجی و امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی هستند. جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه فاقد نیروهای "خودسر" است. یعنی افرادی که به طور خودجوش و مستقل از نظام، به اجتماعات و افراد حمله کنند. اگر چنین بود، چرا یک بار هم به سران قوه قضائیه، فرماندهان سپاه ، و خود آیت الله خامنه ای حمله نمی کنند؟ چرا تاکنون یک سخنرانی آیت الله خامنه ای را به هم نریخته اند و علیه او شعار سر نداده اند؟

چرا یک بار سخنرانی یا جلسه جنایتکارانی چون ابراهیم رئیسی، محسنی اژه ای، صادق لاریجانی، هاشمی شاهرودی، محمدی ری شهری، علی رازینی، و...را به هم نریخته اند و علیه آنان شعار سر نداده اند؟

چرا همیشه ، فقط و فقط ، به مخالفان، منتقدان( روشنفکران) و رقبا (اصلاح طلبان و اعتدالیون) حمله می کنند و اجتماعات آنان را به هم می ریزند؟ چرا گلوله های این نیروهای "خودسر" سر روشنفکران دگراندیش و سعید حجاریان را نشانه می گیرند؟

در روز قدس علیه علی مطهری، اسحاق جهانگیری و حسن روحانی شعار دادند و به حسن روحانی حمله بردند.

این اقدام "آتش به اختیارهای رهبری" ، "روز قدس" را از روز ضد اسرائیلی، به روز ضد منتخب اکثریت مردم ایران تبدیل کرد. حسن روحانی، به جای اسرائیل، فلسطین و مشروعیت نظام، به خبر اصلی تبدیل شد. همه فهمیدند که رهبری برای حذف حسن روحانی، علیه رأی مردم اقدام کرده است. با اقدام علیه منتخب مردم، نمی توان به نظام مشروعیت بخشید. "روز قدس"، به روز مشروعیت زدایی بیشتر از رهبری و نهادهای انتصابی تبدیل شد.

Iran-saudi022.jpgنیروهای امنیتی عربستان سعودی سه ایرانی را بازداشت کرده‌اند. از دلیل این بازداشت‌ها خبر دقیقی در دست نیست.

خبرگزاری‌های ایران این خبر را یکشنبه، چهارم تیر/۲۵ ژوئن به نقل از رسانه‌های عربی منتشر کرده‌اند و زمان بازداشت این سه تن را سه روز پیش از خنثی‌سازی نقشه حمله انتحاری به مسجدالحرام در مکه دانسته‌اند.

اما از دلیل این بازداشت‌ها هنوز خبری منتشر نشده و مشخص نیست که آیا سه شهروند ایرانی بازداشت‌شده ارتباطی با حمله ناکام‌مانده به مسجدالحرام داشته‌اند یا خیر.

نیروهای امنیتی عربستان جمعه، ۲۳ ژوئن با یک فرد مسلح در خانه‌ای در مکه درگیر شدند. این پیکارجو که عضو یک گروه «تروریستی» معرفی شده، پس از مبادله آتش با مأموران امنیتی سعودی خود را منفجر کرد. این انفجار انتحاری به ریزش ساختمان و زخمی‌شدن شش غیرنظامی و پنج مأمور عربستانی انجامید.

هدف نهایی این مهاجم حمله انتحاری به مسجد الحرام، بزرگترین مسجد مسلمانان در مکه عنوان شده است.

به ادعای سازمان‌های امنیتی عربستان، این مهاجم بخشی از یک شبکه «تروریستی» بزرگتر بوده‌است. وزارت کشور عربستان در بیانیه‌ای که در تلویزیون دولتی این کشور خوانده شد، از دست‌گیری اعضای سه گروه «تروریستی» خبر داد که برای حمله به مسجدالحرام برنامه‌ریزی کرده‌بودند.

رئیس‌جمهوری سوریه امروز یکشنبه در مراسم نماز عید سعید فطر در استان حماه حاضر شد.

به گزارش ایلنا به نقل از سانا، «بشار اسد» رئیس‌جمهوری سوریه برای اقامه نماز عید سعید فطر در مسجد «نوری» واقع در مرکز استان حماه حضور یافت.

«محمد عبدالستار السید» وزیر اوقاف، «محمد بدر الدین حسون» مفتی اعظم جمهوری عربی سوریه، استاندار حماه، دبیر شاخه حزب در حماه و بعضی از اعضای پارلمان و تعدادی از علمای دینی اسلامی و شهروندان نیز به همراه اسد در مراسم نماز عید سعید فطر که به امامت شیخ «نجم الدین علی» برگزار شد، حضور داشتند.

اسد همچنین به خطبۀ عید که توسط شیخ نجم الدین علی ایراد شد، گوش داد.

شیخ علی در این خطبه تاکید کرد که حضور بشار اسد در حماه برای اقامت نماز عید، نشان‌دهندۀ پیروزی سوری‌ها بر جنگ و بازگشت امنیت و صلح به سوریه است.

asad1789658.jpg

ورود دادستانی به ماجرای توهین به رئیس جمهور در روز قدس

دادستان تهران از پیگیری قضایی توهین به رئیس جمهور خبر داد. به گزارش انتخاب، عباس جعفری دولت آبادی در حاشیه مراسم تجدید میثاق مسئولان قضایی با آرمان های امام در حرم مطهر امام، در خصوص توهین به رئیس جمهور روحانی در راهپیمایی روز جهانی قدس اظهار کرد: دادستانی مثل سایر موارد که توهین به مسئولین جرم است، در این خصوص اقدام کرده و چون جرم مشهود بوده به پلیس و وزارت اعلام شده که اقدام لازم را در این مورد انجام دهند. وی به جماران گفت: اما امیدواریم که حساسیت ها در مورد روسای سایر قوا هم باشد. دادستان تهران در پاسخ به این سوال که این پرونده در چه مرحله ای است گفت: به پلیس گفته ایم که اقدام کنند و ان شاء الله انجام می شود.

شعارهای تند هواداران رهبر علیه روحانی، جهانگیری و مطهری در راهپیمایی جمعه ۲ تیر ۹۶

51j7700z_small.jpgایران وایر - این نخستین بار است که «کارلوس کی روش» با این صراحت از وضعیت اداره ایران در گفت‌وگو با رسانه‌های خارج از کشور انتقاد می‌کند. سرمربی تیم ملی پیش‌ازاین سابقه نقد کردن مربیان باشگاهی فوتبال ایران یا مدیران فدراسیون فوتبال را در مصاحبه با «BBC» داشت، اما به اموری غیر از فوتبال ورود نمی‌کرد.

«کارلوس کی روش» در مصاحبه با وب‌سایت خبری - تحلیلی «ISTOÉ» برزیل گفته است: «دولت بر ورزش احاطه دارد، در واقع باید بگویم که ورزش در انحصار دولت است و هیچ حق مشارکتی به بخش خصوصی داده نمی‌شود. فقط بخش عمومی و دولت است که حق سرمایه‌گذاری دارد و اراده سیاسی و مالی حکومت است که برای ورزش تصمیم می‌گیرد.»

سرمربی تیم ملی پیش‌ازاین به‌واسطه حمایت‌های مقطعی‌اش از سیاست‌های ایران، به‌عنوان قهرمان ملی معرفی می‌شد. او در آستانه آغاز جام جهانی برزیل در کنفرانس خبری پیش از بازی با نیجریه به خبرنگاران گفت: «ما از کشوری می‌آییم که این سال‌ها تحت سخت‌ترین تحریم‌ها قرار داشته، اما مردمش بااراده زندگی می‌کنند. ما اینجا هستیم تا مردم ایران را شاد کنیم.» او همین‌طور پیش از آغاز جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۵ در استرالیا هم در گفت‌وگو با خبرنگاران مشابه همین جملات را به شکلی واضح‌تر بیان کرد: «آنچه من طی سال‌های حضور در ایران فهمیدم این است که تحریم‌ها شکل جوانمردانه‌ای ندارند. مردم ایران مستحق این‌همه دشواری نیستند. تیم ملی ایران سخت آماده می‌شود، چون پول‌های فوتبال ایران در بانک‌های اروپا و امارات ضبط شده است.»

کی روش کمی در این گفت‌وگو کمی هم زیاده‌روی کرده است. مثلاً برای این‌که عدم امکانات و انحصار دولتی را نشان دهد، به اردوی تیم ملی ایران پیش از جام جهانی ۲۰۱۴ در برزیل اشاره‌کرده و گفته: «وقتی در کمپ کورینتیانس بودیم بازیکنان من گویا رؤیا می‌دیدند، ما در چند روز اول باید مدام به آنها می‌گفتنم از خواب بیدار شوید. من مدام راه می‌رفتم و به آنها می‌گفتم که بیدار شوند، آنها واقعاً چنین کمپی را در خواب هم نمی‌دیدند.»

saaheb_zamman.JPGرئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات از آغاز طرح صحن صاحب‌الزمان (عج) در کاظمین خبر داد و گفت: طرح توسعه سامرا در شعاع ۳۰۰ متری حرمین اجرا می‌شود.
به گزارش خبرنگار مهر، حسن پلارک در مراسم امضای تفاهم نامه ستاد بازسازی عتبات عالیات با ستاد بازسازی عتبات عالیات وزارت جهاد کشاورزی با تبریک فرا رسیدن عید سعید فطر افزود: خدمت به اهل بیت لیاقت و توفیق می‌خواهد و وزارت جهاد کشاورزی یک وزارتخانه جهادی است که مظابق فرمایشات مقام معظم رهبری، مدیریت جهادی در آن سبب موفیتهای بسیاری شده است.

وی نبود روحیه جهادی را از عوامل عدم توفیق برخی دستگاه‌ها دانست و ادامه داد: وزارت جهاد کشاورزی به صورت اعتقادی به عرصه بازسازی عتبات وارد شده است و پس از حادثه تلخ سامرا، این وزارتخانه نخستین دستگاهی بود که هزینه‌های بازسازی داخل حرم امامین عسکریین (ع) را پذیرفت و پیشقدم بازسازی شد.

رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات خاطرنشان کرد: ستاد بازسازی عتبات عالیات تنها هماهنگ کننده و ساماندهی کمک‌های مردمی را بر عهده دارد و خودش منابعی در اختیار ندارد.

وی اضافه کرد: باید اعتاب مقدسه را شایسته ائمه معصومین و زائران اهل بیت آماده کنیم تا پاسخگوی نیاز روزافزون زائران باشد که در جمیعتهای چند میلیونی راهی عتبات می‌شوند.

پلارک گفت: صحن حضرت زهرا (س) به عنوان نخستین طرح توسعه در نجف اشرف به شمار می‌رود که امیدواریم امسال به بهره‌برداری برسد. همچنین تفاهم نامه در رابطه با صحن عقیله بنی هاشم در طرح توسعه حرم امام حسین (ع) در حال انجام است که فضای زیارتی را ۲۰ برابر می‌کند.

رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات از اجرای طرح صحن صاحب الزمان (عج) در کاظمین خبر داد و افزود: طرح اولیه توسعه کاطمین امسال به اتمام می‌رسد و در ادامه صحن صاحب الزمان به اجرا می‌رسد.

وی گفت: طرح توسعه حرم امامین عسکریین در سامراء هم در حال انجام است و در این طرح شعاع ۳۰۰ متری حرم در حال تملک است و رقم قابل توجهی در این زمینه هزینه شده است.

پلارک تأکید کرد: در یک برنامه ۱۰ ساله امیدواریم با تاییدات علما و مشارکت مردم، طرحهای توسعه عتبات عالیات به نتیجه برسد.

Kourosh_Erfani.jpgتنش های درون نظام جمهوری اسلامی، نه دیگر فقط به خاطر تضاد منافع جریان های درون آن، که به دلیل عدم توان ساختارهایش برای انطباق با مسیرهای ناهمسو، افزایش یافته است. خصلت نامتقارن سیاست های دو جریان اصلی نظام (محافظه کار و استحاله طلب) تشدید شده و می رود که ثبات سیستم را به چالش طلبد. دلایل متعددی این شرایط را پدید آورده است، اما از مهمترین آنها شاید بتوان به پایان امکان «اصلاح» نظام و آغاز ضرورت «استحاله» نظام اشاره کرد.

تفاوت اصلاحات و استحاله در چیست؟

اصلاحات (reform) به تغییر اختیاری و تحت مدیریت می گویند که یک ساختار برای پرهیز از برخورد با مشکلات خطرساز و بحران به آن دست می زند. استحاله (transmutation) به تغییر اجباری و دور از کنترل گفته می شود که یک ساختار پس از مواجه با مشکلات خطر ساز و بحران به آن ناگزیر می شود.

نظام جمهوری اسلامی آخرین فرصت خود برای «اصلاحات» را در جریان رسوایی انتخابات سال 1388 از دست داد. عملکرد چهار سال دوم احمدی نژاد، در تکمیل فاجعه ی چهار سال اول آن، نظام را برای همیشه از شانس اصلاح خود محروم ساخت. انتخاب حسن روحانی در سال 1392 آغاز روند استحاله ی نظام بود و انتخابات سال 1396 مهر تاییدی بر ضرورت غیر قابل پرهیز آن.

جریان محافظه کار که می اندیشید با کودتای انتخاباتی سال 88 موفق به دفن جریان اصلاح طلبی شده است نمی دانست که نظامی که نتواند با اصلاحات از سراشیبی بگریزد باید به سقوط تن در دهد. اتاق های فکر سپاه-بیت رهبری-موئتلفه به جبر سناریوی استحاله نیاندیشیده بودند و برای آن آمادگی نداشتند. آنها می پنداشتند که سپردن سُکان قدرت به جریان برخاسته از شورایعالی امنیت نظام، که حسن روحانی نمایندگی می کرد، به طور صرف یک ماموریت موقت کاری است و بعد از پایان آن، یعنی به سرانجام رساندن مذاکرات اتمی، می توان برگ ماموریت این جناح را خاتمه یافته اعلام کرد و اوضاع پسابرجام را دوباره به عناصر محافظه کار-ابراهیم رئیسی- سپرد.

جریان انتخابات 96 و نتیجه ی آن آشکار ساخت که محاسبه ی آنان غلط از آب درآمده است و حضور روحانی در رده های بالای هرم قدرت، واقعیتی جدی است. این امر نوعی غافلگیری نامطلوب برای مثلث بیت رهبری-سپاه-موتلفه بود. نوعی شوک که، برخلاف ظاهر ملایم آن، برای این مثلث تند محسوب می شود. آن چه که شوک انتخابات 96 را برای محافظه کاران تند کرده است، نه فرد حسن روحانی یا اطرافیان و حاضران در جبهه ی وی، بلکه سیاست اجباری استحاله ی نظام است که تنها گزینه ی ممکن در دستور کار دولت روحانی است. استحاله ای که پس از مرگ خامنه ای به سیطره ی ولایت فقیه در شکل کنونی خاتمه می دهد، امپراتوری سپاه را به لرزه در می آورد و انحصارهای پولساز دیرپای موتلفه ی بازار را به چالش می کشد.

استحاله طلبان از این مهم آگاهند که عدم موفقیت آنها معادل موفقیت محافظه کاران نظام نیست، به معنای شکست و انحلال کل نظام است. آنها در تلاشند به جناح مقابل بفهمانند که گزینه ی دیگر استحاله، ادامه ی روش محافظه کاری و انحصار و سرکوب و تروریسم نیست، بلکه جنگ و شورش و فروپاشی است. اما این واقعیت به گوش محافظه کاران، که فاقد حداقلی از عقلانیت و واقع گرایی هستند، نمی رود. نماد این فرار از عقلانیت را می توان در فرمان «آتش به اختیار» فرمانده ی کل قوای جناح محافظه کار دید. خامنه ای با این دستور تهاجمی خود در واقع نفرت خویش و یارانش از استحاله ی نظام را به آشکار ترین طریق ممکن آشکار ساخت.

این در حالی است که سناریوی استحاله به نحو آشکلری مورد توجه فعال ترین دولت خارجی علاقمند به برخورد با رژیم ایران، یعنی آمریکا، قرار گرفته است. رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه ی آمریکا، این توجه را به نحو آشکاری با فرمول ضرورت تغییر در رژیم از طریق نیروهای داخل کشور مطرح کرد. او گفت:«... از عناصری در داخل ایران حمایت کنیم که منجر می‌شود به انتقال مسالمت‌آمیز حکومت.» این «انتقال مسالمت آمیز حکومت» همان «استحاله است. حمایتی واضح از استحاله طلبان که بی شک به آنان این پیام را فرستاد که اگر به اندازه ی کافی قوی و قاطع عمل کنید می توانید روی پشتیبانی ما حساب کنید. و آیا حسن روحانی و جریان استحاله طلبان چیزی بهتر از این می توانستند آرزو کنند؟ آنان حالا می دانند که دست زدن به ایشان توسط جناح مقابل می تواند دردسرهای بزرگی را برای محافظه کاران تدارک ببیند. نکته دیگر این که حالا روحانی و یارانش می دانند که اگر بتوانند در این رویارویی سخت با محافظه کاران سنگر خود را حفظ کرده و حداقلی از پیشروی را داشته باشند، موجی از حمایت های مستقیم و غیر مستقیم غربی ها در راهست. شعار سپاهی های لباس شخصی علیه روحانی که در آن وی را «آخوند آمریکایی» خواندند نشان می دهد این پیوندها تا چه حد علنی شده است.

پرسش اصلی اما این است که دولت حسن روحانی چگونه می تواند در مقابل مهاجمانی که از فرمانده ی خویش دستور «آتش به اختیار» را دریافت کرده اند مقاومت کند تا در نهایت دست بالا را پیدا کرده و جریان استحاله را با قدرت کلید بزند.

انتخاب های حسن روحانی و جریان استحاله طلب زیاد نیستند: علاوه بر دستگاه اداری دولت، سه نیروی مشخص می توانند به عنوان اهرم دفاعی و شاید، در صورت نیاز، تهاجمی در اختیار آنها باشند. نخست، نیروی انتظامی به عنوان نیروی تحت امر وزارت کشور. در صورتی که دولت روحانی این نیرو را به نحو مطلوب ساماندهی کند می تواند از پتانسیل آن به جای سرکوب مردم، برای مقابله ی «قانونی» با آتش به اختیارها استفاده کند. این که به چنین مهمی بپردازد یا خیر البته جای تردید دارد. دوم ارتش، که در صورت ورود سپاه به فاز تهاجم فیزیکی به دولت می تواند مورد استفاده قرار گیرد. این امر اما مشروط به دستکاری های مهم در رده های بالای فرماندهی ارتش است که وفاداری به ولی فقیه جزیی از بدیهیات موقعیت آنهاست. این دو ابزار فقط به شکل بالقوه و احتمالی مطرحند. نیروی سوم شاید یگانه شانس واقعی استحاله طلبان برای پرهیز از سناریوی حذف بنی صدری یا بدتر از آن باشد، نیروی مردم. یعنی همان چند میلیون نفری که برای پرهیز ازسیطره ی محافظه کاران به نماینده ی استحاله طلبان رای دادند.

دیواره ی دفاعی مردمی، متشکل از کسانی که روحانی می تواند آنها را به خیابان بکشد، یگانه شانس واقعی او برای نجات جریان استحاله گرایی در درون نظام است. چرا که با به میدان آمدن مردم، جناح محافظه کار خود را در مقابل این واقعیت می یابد که با در افتادن با آنها، کل نظام را در برابر یک جامعه ی به شدت ناراضی و آماده ابراز خشم عظیم خویش قرار می دهد.

این که روحانی با برگ حضور مردم بازی کند یا خیر به دو پارامتر مشخص باز می گردد: میزان احساس خطر از بنی صدری شدن و حتی خطر دستگیری و حذف فیزیکی با کودتا و دیگر، احساس خطر از غیر قابل کنترل شدن مردم در صورت به خیابان آوردن آنها. این دو خطر در شرایطی باید محاسبه شود که مردم همین حالا هم در خیابان هستند: مالباختگان کفن پوش، کارگران بیکار شده، گرسنگان در پی نان و ... پس ترس و محافظه کاری روحانی فقط حضور گسترده ی مردم را قدری به تاخیر می اندازد، اما حتمی بودن آن را زیر سوال نمی برد. ورشکستگی مالی نظام، از دست دادن کنترل و مدیریت روزانه ی امور جاری کشور، تحریم های جدید در راه، فاجعه ی وخیم زیست محیطی و جنگ آب و نیز خطر جنگ گسترده ی منطقه ای شمشیر، که نه، شمشیرهای داموکلس بالای سر نظام هستند. پس روحانی و استحاله طلبان با به میدان آوردن رای دهندگان برای پاسخ به آتش به اختیار رقبا، خطر آن چنان زیادی را بر نظام تحمیل نمی کنند. خطر همین حالا هم بالای سر نظام می چرخد.

توسل به نیروهای مردمی توسط جریان استحاله طلبان یک روند بدیع است که اصلاح طلبان برای نزدیک به بیست سال از آن پرهیز کردند. اصلاح طلبان بدین وسیله نشان دادند که، وقتی صحبت از خط قرمزهای به خطر افتادن نظام است، به همان اندازه که رقبای دست راستی خود، محافظه کار هستند. احتمال ضرورت به میدان آوردن مردم توسط دولت روحانی آن قدر قوی شده است که بلندگوهای جریان اصلاح طلبی در خارج از کشور در تلاش هستند که با یادآوری خصلت محافظه کار اصلاح طلبان سنتی ایران، روحانی و جریان او را از رفتن به سوی ابتکاری که کل نظام را به خطر بیاندازد برحذر دارند. جمشید برزگر، مفسر بی بی سی، هشدار اصلاح طلبان از شکستن حریم «خودی ها» و رفتن به سوی سناریو قرار دادن مردم در مقابل آتش به اختیاری های محافظه کاران را در یک تفسیر هراس آلود چنین فرمول بندی می کند:

« او{روحانی} می‌توانست پس از پیروزی در انتخابات، هم از طرح برخی مسایل خودداری کند و هم لحن خود را تغییر دهد؛ روندی کاملا مرسوم در جمهوری اسلامی که دوران انتخابات را با پیش و پس از آن کاملا متمایز می‌کند. اگر او چنین می‌کرد، احتمالا بخشی از هواداران و رای‌دهندگان را از دست می‌داد، اما در عوض حمایت آشکارتر بازیگران سیاسی مانند احزاب عمده اصلاح‌طلب را به دست می‌آورد. پس چرا با این همه، او مسیر دیگری را برگزیده است؟»[1]

وحشت مفسر بی بی سی، که نمی خواهد به پایان عصر اصلاح طلبی نظام بیاندیشید، از این است که با اجبار روحانی در بهره بردن از دیوار دفاعی مردمی برای حفظ خویش و جریان وابسته به خود، جمهوری اسلامی وارد فرایندی شود که بی شک یکی از این دو برآیند را خواهد داشت و البته هر دو آنها، برای منافع جریاناتی که امثال برزگر از آن دفاع می کنند، زیان آور است: یا حضور مردم در حالت کنترل شده و مدیریت شده ی خود سناریوی استحاله را روی ریل اجرا گذاشته و در انتهای آن یک رژیم با شکل و محتوای متفاوت بیرون خواهد آمد، یا کنترل حضور مردم از دست حسن روحانی در می رود و در این صورت چیزی از تمامیت نظام جمهوری اسلامی بر جای نخواهد ماند. #



[1] جمشید برزگر، ("تحلیل گر بی بی سی در مسائل ایران")، "دولت بی‌تفنگ: چرا روحانی ناگزیر است مقابل رهبر بایستد؟"، سایت بی بی سی فارسی، 23 ژوئن 2017 برابر با دوم تیر 1396

intelligence2922.jpgدویچه وله: به گفته وزارت اطلاعات شماری از اعضای یک گروه تروریستی که قصد انجام عملیات در استان‌های مرکزی و شهرهای مذهبی ایران را داشتند، بازداشت شدند. به گفته منابع امنیتی ایران این گروه وابسته به داعش بوده است.

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با انتشار اطلاعیه‌ای در روز شنبه (۳ تیر/۲۴ ژوئن) اعلام کرد که اعضای یک گروه تروریستی وابسته به "دولت اسلامی" (داعش) را دستگیر کرده است.در این اطلاعیه آمده است که این گروه قصد انجام عملیات تروریستی در "استان‌های عمقی و شهرهای مذهبی" ایران را داشته است.
در این اطلاعیه گفته نشده که اعضای این گروه تروریستی در کجا دستگیر شده‌اند. به گفته وزارت اطلاعات این افراد پیشتر شناسایی شده بودند و "قبل از هر گونه اقدام به همراه تجهیزات انفجاری و انتحاری بازداشت شدند."
بنا به اطلاعیه وزارت اطلاعات از این گروه تروریستی "سه قبضه کلاشنیکف، یک قبضه مسلسل برتا به همراه صدا خفه کن، دوربین دید در شب، سه کمربند انتحاری، سه گوشی تجهیزشده جهت انفجار از راه دور، مقادیر زیادی فشنگ، مواد پیش‌ساز بمب، فتیله انفجاری، کیت‌های انفجاری، وسائل الکترونیکی، بیسیم و سایر ابزارهای فنی ساخت بمب کشف و ضبط گردید."از زمان حمله تروریستی گروه داعش به آرامگاه آیت‌الله خمینی و مجلس شورای اسلامی ایران در ۱۷ خرداد امسال مقامات امنیتی تا کنون بارها از دستگیری یا کشته شدن افراد وابسته به گروه داعش در ایران خبر داده‌اند.
گروه داعش پیش‌تر در پیامی صوتی خواستار حملات تروریستی به ایران، آمریکا، روسیه، عراق، سوریه و دیگر کشورهای اروپایی در ماه رمضان شده بود.ایران در شامگاه یک‌شنبه ۲۸ خرداد در اقدامی بی‌سابقه از خاک خود دست به پرتاب ۶ موشک به مواضع گروه "دولت اسلامی"(داعش) در سوریه زد. این گروه حمله موشکی ایران به مواضع خود را تایید، اما تلفات وارده به واحدهای نظامی و فرماندهی‌اش را تکذیب کرد.

Mojtaba-Vahedi_small.gifمتاسفم‌که سخن را با یک توضیح آغاز کنم. در میان سیاستمداران ایرانی ، دو گروه بیش از دیگران "سر و صدا " دارند. گروهی که متهم به اصولگرایی هستند و طایفه ای که ادعای اصلی آنان ، اصلاح طلبی است. بسیاری از وابستگان به این دو رقیب ظاهری، در یک هدف و یک رویه ، شباهت بسیار دارند. هدف هر دو ، حفظ نظام‌فاسد جمهوری اسلامی و رویه مشترک ، " هو" کردن و اتهام افکنی علیه هر کسی است که طوق بندگی را بر گردن خود تحمل نمی کند. اکنون که این یادداشت را می نویسم خود را برای فریاد های دو گروه آماده می کنم : نخست کاسبان اصولگرایی که فریاد " وااسلاما" سر می دهند و دوم ، تاجران اصلاحات که اخیرا حمایت از " غرور ملی" را تنها از راه هم زبانی و هورا کشیدن برای نمایش های رهبر ، میسر می دانند.

ازنخستین روزی که موشک های جمهوری اسلامی به طرف دیرالزور سوریه شلیک شد می خواستم‌مطلبی در مورد آن‌ بنویسم‌اما ترجیح دادم‌ فضای احساسی، به آرامش برسد تا قضاوت در مورد نوشته من به دور از هیجانات اولیه و هیجان‌آفرینی های مصنوعی باشد. من در این‌نوشته، فرض را بر صحت ادعاهای سپاه و سخنگویان آن از تهران تا لندن و پاریس تا نیویورک می گذارم. اصلا هم‌سوال نمی کنم هر یک از این موشک ها ، چقدر برای ملت ایران هزینه داشته است؟ ضربه زدن به دشمن‌ملت ایران در هر لباسی هم‌که باشد برای من‌خوشحال کننده است حتی اگر این ضربه توسط یک‌دشمن ملت علیه دشمن دیگر باشد. اما پنج‌ پرسش در این زمینه دارم که امیدوارم برخی هورا کشان جمهوری اسلامی در ینگه دنیا پاسخی برای این پرسش ها داشته باشند.

یک - خوب یا بد، بسیاری از ایرانیان ، احساس خوشایندی نسبت به کشورهای عربی و به ویژه سران آن کشورها ندارند. ‌این‌احساس ناخوشایند فعلا مطلوب سران نظام است و از همین حس، برای افزایش سینه زنان در زیر پرچم خویش بهره می گیرند. حضور ترامپ در راس دولت امریکا و رفتارهای عجیب او نیز به یاری رهبر جمهوری اسلامی و برخی سیاست های او آمده تا اذهان مردم‌ایران‌از بسیاری بی کفایتی ها و فسادهای درون حکومت به عوامل بیرونی منحرف شود . همچنین پیوند کاسبکارانه غربی - عربی که سفر ترامپ به عربستان و انعقاد قرار دادهای بی سابقه میان‌امریکا و عربستان ، نتیجه آن بود همچون مائده آسمانی در اختیار نظام‌قرار گرفت تا با دمیدن در آتش احساسات ناسیونالیستی ، به یارگیری در داخل کشور بپردازد.

مجموعه این‌عوامل ، کار تبلیغاتی را برای سران نظام‌را آسان‌کرده است تا وجود یک‌دشمن‌ خارجی و تهدیدات او را واقعی جلوه دهند و بگویند در برابر دشمن‌خارجی ، همه باید متحد باشند. مقابله با داعش هم‌که قاعدتا نمادی از مبارزه با یک دشمن خطرناک خارجی است و باید دست وپای مبارزه کنندگان با این‌گروه پلید را بوسید. نگارنده درصحت‌این‌گزاره تردید ندارد. اما یک‌سوال آزار دهنده ، ذهن هر ناظر بی طرف را مشغول می سازد : " کسی که در این‌شرایط، علنا در برابر پرطرفدارترین‌نحله سیاسی در داخل کشور ، شمشیر می کشد و قداره بندان خود را به مقابله علنی علیه نماد آن‌نحله تشویق می کند چه تفاوتی با دشمنان خارجی دارد؟" پرسش بسیار شفاف است. عده ای با نقاب های گوناگون ، در تمجید از اقدام‌اخیر سپاه ، راه افراط را در پیش گرفته اند و آن را یک حرکت مقدس جلوه می دهند که باید با وحدت ملی از آن‌حمایت کرد. اما مگر امروز سپاه و فرمانده عالی آن - رهبر جمهوری اسلامی- فرماندهی جنگ‌داخلی علیه پرطرفدار ترین شخصیت سیاسی کشور را به عهده ندارند؟ پس چگونه می توان ادعای آنان در خصوص مبارزه با دشمن خارجی را پذیرفت و کسوت " مظهر وحدت ملی " را بر آنان پوشاند؟

دو- افراط در تجلیل از موشک پرانی، بزرگ ترین خدمت به بی کفایت هایی بود که از تامین امنیت پایتخت و امنیتی ترین نقاط‌ آن عاجزند. سوال دوم‌ من اینست : " چه کسانی پاسخگوی حضور نیروهای داعش در قلب پایتخت ودر مناطق حفاظت شده هستند و چه کسانی تلاش می کنند این پرسش را تحت الشعاع یک موشک پرانی غیر شفاف قرار دهند ؟ "

سه - متاسفانه میزان هزینه هایی که تاکنون صرف برنامه هسته ای و نیز برنامه های موشکی کشور شده ، مخفی بوده است‌. در چنین‌شرایطی نمی توان هزینه پرتاب هفت موشک به سوریه و تناسب آن با دستاوردهای مورد ادعا را مورد ارزیابی قرار داد. ناگفته پیداست که این موشک‌ پرانی، نه پاسخ به داعش بلکه نوعی قدرت نمایی برای همسایگان و عمدتا با مصارف داخلی بود که به هدف اصلی آن در بخش های قبلی همین یادداشت اشاره شد. اما پرسش اصلی آنست که " کدام‌نهاد باید تناسب هزینه و فایده این اقدام را بررسی و خیال ملت را از مقرون به صرفه بودن آن آسوده نماید؟" اهمیت این سوال آنست که انحصارطلبان‌سپاه ، حاضر نیستند در این ماجرا سهمی حتی اندک برای شورایعالی امنیت ملی که رئیس جمهور در راس آن قرار دارد قائل شوند .

چهار - اما مهم ترین‌پرسش، مربوط به نتایج سیاسی است که از این موشک پرانی و برانگیختن احساسات ناسیونالیستی حاصل می شود . اگر روزی منافع ملی کشور با تقویت منافع رهبر و سپاه ، هم خوانی داشته باشد طبعا اظهار قدرت آنان و اثبات این قدرت ، در خدمت منافع ملی خواهد بود. اما آیا امروز ، شاهد چنین وضعیتی هستیم ؟ متاسفانه پاسخ نگارنده به این پرسش، منفی است. دقیقا هم زمان با هورا کشیدن های مشکوک برای سپاه قدس ، شاهد هم‌زبانی همه کسانی هستیم که سپاه پاسداران، بازوی نظامی آنان است . این افراد و نهادها در حال شخم زدن منابع فقهی، سخنان آیت اله خمینی و اظهارات جانشین او هستند تا ثابت کنند " در حکومت اسلامی ، مردم هیچ کاره اند". ترسیم چهره ملی از کسانی که با وقاحت ، مردم‌را تنها " رعیت " هایی می پندارند که در انتخاب اصلی ترین حاکم کشور ، هیچ کاره هستند و تلاش برای جلب حمایت مردم از آنان، اگر خیانت نباشد حداقل حماقت است. صادقانه می پرسم :" اگر روزی سپاه و حامیان اصلی آنان ، مانعی بر سر راه خود نبینند تفاوت گفتمان‌ انان با داعش چیست؟ " چه کسی می تواند ثابت کند هزینه های قطعی که این گروه تاکنون بر ایران و ایرانی تحمیل کرده اند کمتر از هزینه های احتمالی است که ممکن است در آینده برخی دشمنان خارجی ، بر ایران وارد کنند؟

پنج - قرار دادهای نظامی خائنانه شیوخ خلیج فارس با امریکای ترامپ ، قطعا محکوم است؛ به خصوص در شرایطی که در آن کشورها ودر همسایگی آنان ، میلیونها نفر با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند. اما تحریک کنندگان افکار عمومی ایرانیان ، آیا اطلاعی از قرار دادهای مخفی نظامی جمهوری اسلامی با روسیه و حجم آن دارند ؟ آیا باج دهی های اقتصادی به روسیه و چین ، در محاسبات حامیان لندنی، پاریسی و نیویورکی رهبر و سپاه لحاظ می شود ؟

همانگونه که در صدر یادداشت نوشتم آماده شنیدن تهمت ها و اهانت ها هستم. اما از کسانی که جانبداری از دشمن‌قسم خورده ملت - علی خامنه ای- را وظیفه خود می پندارند تقاضا می کنم به پرسش های پنجگانه حقیر نیز پاسخ دهند؛ شاید اجر هدایت این بنده بی بصیرت خداوند، در دفتر اعمال ایشان‌ثبت شود.

pakistan3.JPGدر شهری در شرق پاکستان یک خودروی حامل نفت دچار آتش‌سوزی شد. عده زیادی که برای تماشا یا برداشتن نفت گرد آمده بودند، جان خود را از دست دادند. نیروهای امداد مجروحان را به بیمارستان‌ها می‌رسانند.

بامداد یکشنبه (۲۵ ژوئیه) در شهر بهاوالپور، در نزدیکی احمدپور در شرق پاکستان، به دنبال حریق و انفجار یک تانکر حامل نفت، عده زیادی کشته و زخمی شدند.

به گفته مقامات رسمی در این حادثه بیش از ۱۲۳ نفر جان خود را از دست داده‌اند اما شمار قربانیان رو به افزایش است. بیش از ۹۰ نفر مجروح به بیمارستان‌های منطقه منتقل شده‌اند.
طی حادثه نخست یک کامیون بزرگ حامل نفت که قصد داشت در خیابان دور بزند، واژگون و از آن نفت به خیابان سرازیر شد. عده زیادی از روی کنجکاوی یا برای برداشتن نفت دور کامیون گرد آمدند که ناگهان نفت‌کش غول‌پیکر آتش گرفت و منفجر شد.
پلیس پاکستان برای یاری به مصدومان بسیج شده و چند هلیکوپتر به محل حادثه اعزام کرده است.

Abdolfatah_Soltani.jpgرادیو فردا: عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری که از سال ۱۳۹۰ به جرم "فعالیت تبلیغی علیه نظام" و مشارکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر در زندان به‌سرمی‌برد، روز شنبه سوم تیر زندان اوین را برای یک مرخصی چهار روزه ترک کرد.سخ

خبر مرخصی آقای سطانی را خبرگزاری کار ایران، ایلنا، بدون ذکر جزییات منتشر کرده و خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نیز به نقل از نزدیکان وی تایید کرده است.

هرانا نوشته که این فعال حقوق بشر اردیبهشت امسال هم برای شرکت در مراسم سالگرد درگذشت مادر خود درخواست مرخصی کرده بود، اما با مخالفت مسئولان قضایی و زندان مواجه شد.

taghi-rahmani-small01.jpgتخصص را امری تمدن ساز دانسته اند. تخصص نشان از پیچیدگی روابط جامعه انسانی دارد تخصص تفاوت و هم تبعیض و هم امکان سو استفاده را فراهم می کند.

حل سخن محوری این است که با افت تخصص چه می شود کرد.؟دین هم مقوله ای است که به تخصص نیاز دارد ایمان با مذهب و دین تفاوت دارد امر ایمانی شخصی است اما امر دین تاثیر و رفتار و سلوک می طلبد که هزار مسئله در پی دارد.

همیشه متخصصان را عادت به رفتار برابر انسانی نیست روحانیون هم از این قاعده مثتثنی نیستند. آنان هم متخصص امر دینی هستند حال با این اوصاف به نظر می رسد روشنفکران مسلمان در تنظیم رابطه با روحانیت دچار ناموزونی هستند که البته روحانیت خود در ایجاد این رابطه نقش مهم دارد با این وصف جریان روشنکری به تنظیم رایطه با روحانیون نیاز دارد این مقاله به نقد و بررسی دیدگاه شریعتی و سروش در باره روحانیت می پردازند

این مقاله بیشتر متمرکز بر نقد نگاه شریعتی که در مجموعه آثاری به نام جهت گیری طبقاتی در اسلام در باره تخصص ایراد کرده است همچنین سخنان دکتر سروش در مستند بی بی سی در باره زندگی دکتر سروش است.

روحانیون روشنفکران مسلمان را ابتدا خسته و سپس در آفساید مذهبی و شرعی قرار می دهند. این خستگی را در سید جمال الدین اسد آبادی تا به امروز می توان دید و حتی مرحوم بازرگان هم در کتاب گمراهان به این سو می رود؛ اگر چه بازرگان به دلیل تجربه زیستی خود به صراحت به نفی روحانیت نمی پردازد. اما شریعتی در اواخر کار خود اسلام منهای روحانیت را مطرح کرد که شبهه ناک بود و هم به نوعی به نظریه اصلاح دینی وی هم آسیب زد. اصلاح دینی، اصلاح روحانیت را نیز در بر می گیرد چرا که اصلاح فکر دینی به اصلاح اندیشه دینی خلاصه نمی شود بلکه به بستر و عامل اصلاح گر نیز نیاز دارد. یعنی خلاصه چه کسانی اندیشه و باور و رفتار دینی ما را اصلاح می کنند چون همه مردم که چنین نمی کنند. شریعتی روشنفکران را در این مقام می نشاند و گاه هم حزب را برای این کار تدارک می دید و در بلند مدت حکومت امت و امامت را چنین می خواهد. با این حال هر چند شریعتی دراواخر عمر از اسلام منهای روحانیت سخن گفت اما وی در دوره های مهم فکری خود به اصلاح دینی باور داشت و به طلاب دینی هم توجه داشت و از علمای دینی هم نام می برد.

با این همه وی گرایش عرفانی نیز داشت و این گرایش با روحانیت در مجموع سر سازگاری ندارد. این ویژگی وی هم تاریخی و هم خانوادگی بود چرا که پدر او لباس رسمی دین از تن در آورد تا سقراط خراسان شود اگر چه در دین داری از روحانیون سر آمد تر بود.

اما شریعتی با نگاه آرمانی و باور به ایده (همه امامی در یک امت برابر) باور داشت که تخصص تبعیض می آورد و در پی این نگاه، تخصص مذهبی را هم نقد می کرد. وی در کتاب مهم اما پر مسئله جهت گیری طبقاتی در اسلام، تخصص را رد می کند، سرمایه دار را پلید و نادرست می داند اما زیر پوستی برای سرمایه داری هنوز توانائی قائل است ولی در عمل بدون راه حل مشخص باز به سوسیالیسم توجه می کند و به سوی طرح آرمان خود روی می آورد. در همان اثر وی فقه شیعه را به دو ویژگی 1- عقب مانده بودن 2- ظالمانه بودن متهم می کند که در زمان خود نادرست نبود و با لایحه مجازات اسلامی در سال 1358 ه.ش این ادعای شریعتی ثابت شد. اما نقد درست به معنی تضمین درستی راه حل ارائه شده برای مشکل نیست. دیدن و عیب یابی یک مسئله است و هدف گذاری مسئله دیگر و رسیدن به هدف موضوع دیگری است. به عبارتی مسئله را پیدا کردن با حل مسئله برابر نیست. این دو را باید با هم فرق گذاشت.

شریعتی که جفای روحانیون را به خود می دید درچند ماه اخر عمر به اسلام منهای روحانیت اشاره کرد. اگر چه این ایده شریعتی در عمل از یک نقد کلی از سازمان دین فراتر نرفت اما رد تخصص در نزد شریعتی ایراد بیشتری داشت زیرا باید پرسید که در فقدان روحانیت چه کسی دین را اصلاح می کند؟ آیا حزب سیاسی فراگیر یا حکومت وقت یا روشنفکران به جای روحانیت اصلاح دینی را پیش می برنند؟ اصلاح دینی که از نظر شریعتی به اصلاح جامعه و فرد و اصلاح سیاسی هم منجرمی شود. با این نگاه، بار اصلاح دینی یا بر دوش حزب سیاسی یا روشنفکران می افتد که همین دو جریان هم باز به تخصص نیاز دارند. در عمل، تخصص به خصوص در دوره مدرن غیر قابل انکار است اگرچه انتقاد به عوام زده بودن روحانیت هم انتقادی وارد است و نقد فقه هم مسئله درستی است اما پاک کردن صورت مسئله روحانیت و تخصص نه کاری عملی نیست و نه شدنی.

شریعتی درباره اسلام منهای روحانیت توضیح زیادی نداده است اما برداشت از این جمله وی زمینه برخی از رفتارهای ناروایی شده است که برای جریان اصلاح دینی هم خوش آیند نبوده است.

شریعتی به طلاب جوان باور و امید داشت. این طلاب که نمی توانستند هویت خود را نابود کند تا اصلاح دین کنند. شریعتی بیشترین تاثیر را بر این طلاب جوان داشته است که سازمان دین را به رفورم رهنمون می کنند و امروزه این طلاب با ورود مصداقی به مقولات در عمل روشنفکران مسلمان را جا گذاشته اند.

سروش و روحانیت و فقها

داستان دکتر سروش مسئله دیگری است. شریعتی هیچگاه دلداده روحانیت نبود. تبار او از علمای دین بودند اما پدرش لباس روحانیت به در آورده بود و شخصیت شریعتی در محیط و فضایی شکل گرفت که با روحانیت مرز داشت و شرایط وی را به موضع گیری علیه یا له روحانیت سوق می داد. اما سروش با روحانیت الفت داشت و این الفت اگر چه به گفته خودش در مدرسه علوی با نقد مرزبان مدیر مدرسه به روحانیت قطع می شود اما سابقه سروش تا سال 1366 چنین قطع رابطه ای را نشان نمی دهد و وی حتی در سال 1372 در رثای رهبر انقلاب می نویسد. رهبران معنوی سروش هم روحانی یا عالمان رسمی دین بوده اند. وی امام محمد غزالی را مراد می کند و این مراد اگرچه به عرفان هم پناه برد اما حرمت دین روحانی را کم نگذاشت و از دشمنی با اسماعیلیان هم نکاست.

سروش معبودهایش برخلاف شریعتی روحانی هستند اگر چه به عرفان هم تعلق داشته باشند. اما سروش سیری دارد. وی زمانی به تصریح خودش در نقد نرم به روحانیت اعلام کرد که او در زمره منهایسون نیست.منهایون لقبی بود که به شریعتی میدادند. نقد سروش به روحانیت هم تا سال 1380 نرم و مشفقانه است و با کمک و استناد به آرای مطهری نقد را انجام می هد. اما جفایی که سازمان رسمی دین بر روشنفکران می کند به مرور زمان سروش را به تفکیکی می رساند که دین را به سه گروه تجربت اندیش و معرفت اندیش و مصلحت اندیش تقسیم می کند و در دین معرفت و اندیش و تجربت اندیش دیگری جای برای روحانیت نمی بیند. دین مصلحت اندیش هم از نظر وی نوع دین داری شریعتی و روحانیت است که جای معرفت اندیشی و تجربت اندیشی در آن نیست.

سروش در نقد به مرور زمان از منهایون هم رادیکال تر می شود که اوج تندی بیان همراه با حس دلتنگی و بیان دشمنی را نشان می دهد که متاثر از برخورد روحانیون با وی است. در مستند مدارا و مدیریت بی بی سی اوج این مرحله را می توان مشاهده کرد.

اما سیر دکتر سروش که روزی 1-در کنار مصباح یزدی روشنفکری سکولار و حتی مذهبی ها را (یعنی چپ های مذهبی و پیمان و شریعتی و مجادین اولیه) نقد می کرد، 2- نقدی نرم به روحانیت و تصریح این که وی در زمره منهایون نیست، 3 -برخوردهای نقدی تفکیکی با روحانیت و فقه در دهه1380، و 4- عاقبت سروش به مرحله اخیر می رسد که در کشور محافل و فرق مذاهب در انزوای نا خواسته و هم کمی سرخورده از رفتار ناروای روحانیون، وی با طرح رویای رسولانه با گرفتن مرجعیت تام از روحانیت و سپردن این مرجعیت به خوابگزار باز حاملان جدیدی برای دین مردم دست و پا می کند. وی سفره دلتنگی در مستند بی بی سی باز می کند و مطابق عادت دیرنه اش از گذشته اش چیزی را روایت می کند که امروز می پسندد، تا مخاطب بشنود. اما جدای از این عادت دیرینه، سروش در این مستند سخنان کلیدی دارد که نشان از موقعیت وی در سرزمین غریب می دهد که دلتنگی می آورد. او به یاران قدیم خود هم سخت شوریده است.

دکتر سروش اندیشمندی توانا است اما زبان تواناتری دارد. این ویژگی را شریعتی هم بهتر داشت. اما از ظاهر سخنان سروش که عبور کنیم آنچه می ماند این است که دین تجربت اندیش و معرفت اندیش نیازی به روحانیون ندارند. روحانیت هم مانند دیگر مردمان تنوع دارد اما سروش در این تنوع روحانیت مطابق عادت باز چون روحانیت را درخشان می خواسته اما آنان را چنین نیافته است، به نقدی که به نفی آنان می رسد اکتفا می کند. اما نتیجه این نفی چه می شود؟ سوال بنیادین در اینجا این است که آیا مردم می توانند بدون تخصص به دین رجوع کنند؟

تازه سروش که کار را سخت تر هم کرده است و مدتی است که اعلام کرده که قران خوابگزار می خواهد. این خوابگزاری هم علمی نیست و به نبوغ و سلوک نیاز دارد و بنابراین عارف به جای روحانی می نشیند و عارف خود نماینده خدا می شود.چرا که خوابگذار هم است آنچه که می بیند را دیگران نمی بینند.در این نوع عرفان محفلی مرید و مرادی شدید تر است. البته در سال 1377 آرش نراقی پیش بینی کرده بود که اصلاح دینی به ایمان فردی ختم می شود و روشنفکر دینی پروژه اش خاتمه می یابد اما نراقی فکر نمی کرد که بستر ایمان فردی به سوی محفل عرفانی می رود که امثال نراقی هم به آن معترض می شوند.

سروش نمی داند که اگر روحانیت خوب و بد دارد و به تعبیر مولوی، وقتی پول قلابی مشتری دارد که پول اصلی آن در بازار است، پس چه تضمینی است که به جای خوابگزار افرادی خوابنما نشوند و به نام عرفان دینی جهنم نسازنند و مریدان را به جهنم نیستی نبرند.

اگر به شریعتی می توان هشدار داد که در جای خالی سازمان دین که هزار نقد به آن وارد است، ناگهان جوانی به مدعای تفسیر قران می شود ابوبکر بغدادی یا مانند فرقان سلاح را به صلاح می گیرد و بعد هم تفسیر می کند ائمه کفر را باید کشت، این ائمه کفر می تواند شریعتی را هم شامل می شود. در دین تجربت اندیش و معرفت اندیش هم سروش خود شاگردانش را از مدرسه روشنفکری دینی بیرون انداخت در حالیکه شریعتی کسی را مجوز عمل خام نداد.

اما داستان زمانی مهم تر می شود که بیاندیشیم که پس از اصلاح دینی چه می ماند؟ روشنفکر دینی که قرار نیست جای روحانیت را بگیرد. همچنین اصلاح دینی به بستر نیاز دارد و روحانیت از جمله این بستر است و بنابراین اصلاح روحانیت هم در پروسه اصلاح قرار می گیرد. اما سروش در عمل اصلاح دینی را بلا موضوع می کند چرا که در نظر او افرادی دین دار می شوند که یا معرفت اندیش هستند و یا با تجربه اندیشی ایمان ورزی می کنند.

اما سروش هم تاریخ را خوانده است و می داند که محافل عرفانی هم کم آسیب نیستند. تازه اکثریت مردم چه می شوند وی می گوید که تکثر گرائی در دین به تکثر سیاسی هم می انجامد. جدای از درستی یا نادرستی این سخن این تکثر را در جامعه چه کسی انجام می دهد. جامعه که خود به خود به تکثر نمی رسد.

مشخص نیست که سروش روحانیت را به چه علت رد می کند چرا که شریعتی برابری طلبی بود که با تخصص همراه نبود.

هم شریعتی متخصص بود هم سروش، اما سروش با تخصص مشکلی ندارد. تازه وی فهم متن قران را با نگاه اشعری گری جدید فردی تر و سختر و غیر متدیک تر هم کرده است. حال سوال این است آیا کسی می توانست بدون تخصص در متن قران تفحص کند و به درکی همانند دکتر سروش نائل آید. بی گمان وی تفاسیر عرفانی را هم به دقت می خواند و هم خوب می اندیشد. حال از این نکته که بگذریم، وی قران پژوه نیست بلکه تفسیر پژوه است پس باز متخصص است.

حال سوال این است که روحانیت حق دارد تخصص را ملاک قرار دهد اما اگر دقت کنیم هم شریعتی آرمان گرا و هم سروش معقول در نقد خود به روحانیت علت را به جای دلیل گرفته اند. یعنی باید تقلید کور را نقد کرد نه تخصص و صلاحیت روحانیت را. پس مشکل تخصص نیست بلکه مشکل تقیلد با چشم بسته است. اما کار زمانی سخت می شود که در محافل عرفانی نظیر جلسات عرفانی سروش شاهدیم که شاگردان در تمجید سواد استاد خود چه قدر راه مبالغه می پیمایند و سروش چه تضمینی می دهد که در این محافل عرفانی گاه استاد یاران را به فاجعه نخواند.

با این حال در مستند بی بی سی سروش در حالیکه دین داری درست را بدون نیاز به روحانیت می بیند ناگهان به اصل نیاز باز می گردد و به درستی عنوان می کند که مردم باید از روحانیت پرسش کنند که پول خمس ما کجا می رود. این سخن درستی است اما با توجه تجویز نسخه نهائی دکتر سروش درباره روحانیت این پیشنهاد چه تاثیری دارد چرا که سروش در دین داری جایی برای روحانیت نمی گذارد. به عبارتی گفتگو و پرسش زمانی عملی است که دو طرف هم را به رسمیت بشناسند.

به نظر می رسد دکتر سروش از اصلاح طلبی دینی فاصله می گیرد و به عرفان محفلی روی خوش نشان می دهد و نفی روحانیت هم به ارائه بدیل خوابگذار مبدل می شود.

تمام این رفتار ها را سروش یک دهه بیشتر است که ادامه می دهد. شریعتی اگر چه جمله ای مبهم گفت اما امروز خوانش های متفاوت از شریعتی بر اسلام منهای روحانیت وی تاکید نمی کنند اما دکتر سروش با تاکید بر نقد و نفی روحانیت به راه رفته ای می رود که انگار رونده اش میان حکومت دینی و روحانیت دیگر قائل به فرق گذاری نیست در حالیکه این دو با هم فرق دارد. حکومت دینی با نهاد دین یکی نیست. حکومت می تواند تغییر کند و نباشد اما نهاد دین با تمام نقاط ضعف و قوتش نهادی دیر پا است. پس باید آن را اصلاح کرد و به رسمیت شناختن نهاد دین به معنی صحه گذاشتن به عقاید و رفتارش نیست بلکه آغاز گفتگوی انتقادی است که البته راه سختی است اما از پاک کردن صورت مسئله چیزی عاید جامعه نمی شود. سروش در مستند بی بی سی راه پاک کردن صورت مسئله را می رود و ناخواسته راه از چاله به چاه را به ما نشان می دهد.

اما روشنفکری ایرانی نحله های متفاوت دارد که دیگر اگر حتی یک صدا در آن بلندتر است اما تنها صدا نیست. اگر چه سروش هنوز زنده است و سخن آخرش را نگفته است.

اما هم سروش و هم شریعتی بایستی بدانند کسی که تخصص را می زند تمدن را هم می زند. عرفان راهی به تمدن ندارد بلکه تمدن ساخته شده را لطیف می کند پس چاشنی را با غذا اشتباه نگیریم.

به جمله شریعتی توجه می دهیم که دین را در فضای عرفانی بفهمیم و به فقها هم می توان چنین گفت. اما عرفان به جای فقه و حقوق و آداب و رسوم نمی نشیند بلکه در سپهرش این عناصر را انسانی تر می کند البته این انسانی شدن هم تضمین شده نیست چرا که عرفان هم می تواند به تصوف و جمود کمک کند.

jalal-ijadi-small01.jpg
جنگ سیاسی میان خامنه ای و روحانی جدالی پرمخاطره است زیرا نتایج آن برای کشور و در منطقه آسیب های جدیدی را تولید میکند و حاکمیت دینی را با گسیختگی عریانی مواجه خواهد کرد. البته جمهوری اسلامی از ابتدا رژیمی با ساختار بحرانی بوده است و درگیری های جناحها اغلب با تصفیه حساب حاد یا خونین همراه بوده است. امروز پرسش اینجاست که عوامل بحران برانگیز کنونی کدامند؟ چند عامل را برای فهم این جدال باید در نظر داشت.


شکست و بیماری خامنه ای


این بار درگیری درون رژیمی در لحظه خاصی صورت میگیرد. این لحظه خاص بی رابطه با شکست جناح خامنه ای در انتخابات، بیماری پایانی خامنه ای، تلاش جهت تحکیم موضع برای نگهداری قدرت در درون بیت رهبری و تحکیم قدرت نظامی سپاه در سیاست کشوری، نیست. موضعگیری خامنه ای بطرز بیسابقه عریان است و موضعگیری رئیس جمهور بطور بیسابقه مستقیم است. موضع گیری ولایت فقیه و رئیس جمهور با خشم و عصبانیت بیان میشود. شتاب در اعلام مواضع مقابله جویانه ناشی از چیست؟ آیا برای خامنه ای زمان زیادی باقی نمانده است؟ آیا نزد خامنه ای تمایل به استبداد فردی و حرص افزایش یافته و همزمان با تشدید بیماری احساس ناامنی و احساس توطئه گری در ذهن او افزایش یافته است؟ آیا سپاه که پس مرگ احتمالی خامنه ای باید زیر قدرت دولت قرار گیرد نگران است و این راه حل برای سرداران مورد پسند نیست؟ آیا روحانی قبل از آنکه دیر شود و واژگون شود، درجستجوی بسیج رای دهندگان و بخشی از جناحهای نزدیک بخود است؟


روشن است که این گمانه زنی ها ناشی از فقدان اطلاعات قابل اتکاست. آنچه که تجربه اخیر انتخابات ریاست جمهوری نشان داد باخت رئیسی بمعنای باخت بیت خامنه ای و سپاه بود و این شکست برای همه اصولگرایان و سپاه و خامنه ای دردناک بود. درست است که مهندسی انتخابات، روحانی را وارد میدان کرد ولی انتظار آنها پیروزی رئیسی بود. بعلاوه میزان رای بالا برای روحانی، قابل قبول نبود. این پیروزی برای خامنه ای یک بن بست بود و تجربه تقلب انبوه زمان احمدی نژاد و واکنش تند جامعه، ولایت فقیه را در انجام تقلب گسترده محتاط میکرد.
افزون بر این شکست، دیکتاتور زخمی، بیمار است. دیکتاتورها در آخرین دوران زندگی خود اغلب خشن تر و بدگمان تر و سرکوبگر تر میشوند. موسیلینی در آخرین روزهای زندگی اش دست به اعدام های گسترده میزند، حسن آبره رئیس دولت چاد در روزهای آخر دولت اش به دستگیری و کشتار فراوانی دست میزند. پول پوت دیکتاتور سرخ کامبوج، رهبران بودایی و روشنفکران بسیار زیادی را قتل عام میکند. منگیستو مریم دیکتاتور اتیوپی و امین دادا دیکتاتور اوگاندا، در آخرین روزهای قدرت تعداد بیشماری را نابود کردند. فرانکو در روزهای آخر زندگی خیلی سرد و بیرحم و سنگدل شده بود. استالین زمانی که در تخت مرگ بود خود را ابدی نشان می داد و به اطرافیانش میگفت:«بدون من چه خواهید کرد، شما ضعیف تر از بچه گربه ها هستید.».استالین همیشه یک دیکتاتور بیرحم بود ولی در سالهای پس از جنگ دوم از یکسو غره شده و کیش شخسیت اش باوج رسیده بود و از سوی دیگر با اوج گیری بیماری قلبی اش و ناتوانی فیزیکی و روانی اش، به همه مشکوک بود و پلیس خود را علیه همه فعال کرده بود. استالین در لحظه فرتوتی، دوست داشت تملق گوئی اطرافیان اش همه جانبه باشد و به همین خاطر ماشین تبلیغاتی و ایدئولوژیکی حزبی، او را همچون خدا نمایش میدادند. خامنه ای یک دیکتاتور روبه مرگ و مایوس و مالیخولیایی است و خواهان تمکین همگانی است.
تناقض ساختاری جمهوریت و ولایت فقیه


جدال ولی فقیه و رئیس جمهور، بیانگر تناقض قطعی ولایت فقیه و شکل جمهوریت است. جمهوری چیست؟ مونتسکیو تفکیک سه قوای قانونگذار و قضائی و اجرایی را پایه جمهوریت می داند. استقلال این سه نهاد تضمنی در برابر استبداد و هرج ومرج است. حال در ایران اصل قدرت، قدرت ولایت مطلقه فقیه است. بمعنای روشنتر یک فرد دارای قدرت برتر و مسلط بر سه نهاد میباشد و بنابراین خامنه ای هر لحظه ای که تمایل داشته باشد میتواند تصمیم و سیاست هر سه نهاد را باطل کند. روشن است که ساختار قدرت در کل، حافظ نظام اسلامی و منافع طبقه روحانیت و بیت و یاران خامنه ای و سرداران نظامی است. بعلاوه روشن است که ریاست جمهوری بر پایه مهندسی سیاسی ولایت فقیه و شورای نگهبان رهبری، ساماندهی میشود و نامزدها با اجازه ولی فقیه وارد کارزار انتخاباتی میگردند. ولی رئیس جمهور بعنوان یک مسئول سیاسی در برابر جامعه باید پاسخگویی کند و بعلاوه رئیس جمهور بعنوان یک شخصیت، دارای منافع و ویژگی های سیاسی و سلیقه فردی خود است.


اگر چنانچه رئیس جمهور از نظر سیاسی و دینی با ولی فقیه نزدیک باشد، این امر دلیلی بر نفی کامل شخصیت فرد نیست. ائتلافها و نزدیکی های و منافع مشترک اعضای حکومتی و بالایی ها، بمعنای تبعیت مکانیکی و رقص خیمه شب بازی نیست. موقعیت ریاست جمهوری و میزان رای 24 میلیون رای دهنده، به روحانی قدرت بزرگی می بخشد و او به این اعتبار خود را دارای مشروعیت می داند. این حالت و تمایل رئیس جمهور، بلافاصله با خواست و اراده و تمایل و سلیقه ولی فقیه مطلقه در تناقض قرار میگیرد. ولی فقیه هیچ قدرتی را بالاتر از قدرت خود نمیداند. بنابراین تناقض میان رئیس جمهور و خامنه ای، ذاتی این ساختار است. تناقضات میان بنی صدر و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی با ولایت فقیه خیمه شب بازی نیست بلکه از تجلی دو قدرت متضاد در سیستم سیاسی ایران است. خواست ولی مطلقه مستبد بر تمامی کشور، بر تمامی مردم و بر تمامی نهادهای شرعی و اداری و نظامی و قضایی و مسئولان غلبه دارد. البته این رهبری ولایتی از آنجا که میداند الله همیشه به کمکش نمی آید، بنابراین همیشه قوای نظامی را زیر کنترل مستقیم دارد و بعلاوه باندهای سرکوب بسیجی و لباس شخصی را برای اقدام سریع علیه رقیب، در اطراف خود دارد. گفته اخیر خامنه ای با عنوان «آتش به اختیار» اشاره به همین باندهای فاشیستی سرکوب است. اگر در گذشته ولی مطلقه بشکل پنهانی این باندهای فاسیستی را به حرکت درمیاورد امروز آشکارا آنها را برای اقدام خشونتی فرامیخواند.

montajab_nia.JPGاختلافات در انتخابات هیات‌رئیسه مجلس میوه تلخ شورای‌عالی بود | شورای‌عالی باید منحل شود

*****

سیاست > احزاب و شخصیت‌ها - رسول منتجب‌نیا تحزب‌گرایی را بهترین راه برای ادامه مسیر اصلاح‌طلبان می‌داند و معتقد است شورای عالی سیاست گذاری نمودی از یک نوع استبداد رای و فردگرایی است و اختلافات در انتخابات هیات رئیسه مجلس هم میوه تلخ شورای عالی بوده است.

*****

الهه محمدی: اگر جریان اصلاحات در مقطعی بر روی چهره های شاخصشان سرمایه گذاری می کردند حالا چند سالی هست که رو به مدل شورایی آورده اند. از تشکیل شورای هماهنگی جبهه اصلاحات گرفته تا اعلام موجودیت شورای مشورتی و حالا شورای عالی سیاست گذاری.

اما به همین میزان هم اختلافاتشان درباره این مدل شورایی ادامه دار بوده است. آخرین اختلافات هم مربوط به همین شورای عالی است؛ شورایی که گرچه توانسته از سه انتخابات گذشته سربلند بیرون بیاید اما همچنان ندای تفاوت نظر از میان آن بلند است.

رسول منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی یکی از مخالفان ادامه کار شورای عالی سیاست گذاری است. او معتقد است تفکر رهبری اصلاحات یک تفکر ارتجاعی، استبدادی و فردگرایی است و شورای عالی سیاستگذاری باید تا زمان انتخابات مجلس یازدهم رسما منحل شود.

این فعال سیاسی اصلاح طلب تحزب گرایی را بهترین راه برای ادامه مسیر اصلاح طلبان می داند و معتقد است شورای عالی سیاست گذاری نمودی از یک نوع استبداد رای و فردگرایی است و اختلافات در انتخابات هیات رئیسه مجلس هم میوه تلخ شورای عالی بوده است.

او علاوه بر این رهبری شخصی جریان اصلاحات را قبول ندارد و معتقد است برای چپ گرایان باید دیگر دست از فردگرایی بردارند و سراغ خرد جمعی و جمع گرایی بروند که در قالب تحزب معنا و مفهوم پیدا می کند.

مشروح گفت وگوی خبرآنلاین با رسول منتجب نیا را در زیر می خوانید:

tabnak.JPGبنابراین در شرایطی که منطقه وارد مرحله جدیدی از بحران های خود شده، باید بیش از پیش در داخل به سمت همگرایی و انسجام پیش برویم و از خودسری ها، تندروی ها و کندروی های وحدت شکن اجتناب شود. مسئولان، قوای سه گانه و دیگر نهادهای مسئول نباید طوری عمل کنند که اختلافات داخلی کشورمان، تیتر یک رسانه های خارجی شود. بدون شک، عیان شدن شکاف ها و اختلافات داخلی ـ به مانند آنچه در اوایل انقلاب دیدیم و یکی از دلایل حمله صدام به کشورمان بود ـ می تواند منجر به تحریک بازیگران خارجی و توطئه علیه کشورمان شود.

*****

همواره برای آغاز یک جنگ، کشمکش و درگیری میان دو کشور در نظام بین الملل، دلایل ثابت و متغییر زیادی وجود دارد. در همین راستا، عوامل داخلی و خارجی زیادی نیز ممکن است در وقوع جنگ میان دو کشور نقش داشته باشند.

به گزارش «تابناک»، در بعد خارجی عواملی نظیر اختلافات ارضی و مرزی، رقابت های ژئوپلیتیک، تحریک قدرت های فرامنطقه ای، تغییر موازنه به ضرر یک بازیگر و بن بست های دیپلماتیک می توانند در بروز یک جنگ محدود یا تمام عیار مؤثر باشند.

اما شرایط داخلی برخی کشورها نیز ممکن است باعث وقوع جنگ یا تحریک به شروع جنگ باشد. به طور طبیعی، هنگامی که بین دو کشور معین، ابهامات و مشکلات سیاسی وجود دارد و در رأس یکی از دو کشور، فردی بر سر کار می‌آید که شخصیتی ماجراجو و جنگ‌طلب دارد، ممکن است واگرایی‌ها و مشکلات موجود تبدیل به اختلاف شده، آرام آرام به تضاد منافع بین دو کشور منتهی شود. اگر چنین اختلافاتی با روش‌هایی مانند مذاکره یا انعقاد موافقت‌نامه‌هایی مثل معاهده‌ی الجزایر (در رابطه با ایران و عراق) حل نشود، آن‌گاه این تضاد منافع تا آن‌جا جلو می‌رود که دو طرف، در مورد یک‌دیگر احساس تهدید و خطر می‌کنند.

مستندی "خودمونی" از زندگی دکتر رمضانعلی قاسمی

گزارش تصویری:

BABAE_pics9.jpgBABAE_pics12.jpgBABAE_pics11.jpgBABAE_pics10.jpg

روح‌انگیز سامی‌نژاد نخستین زن هنرپیشه‌ سینمای ناطق ایران است. او سال‌های آخر عمر در انزوا به سر برد. از به یادماندنی‌ترین دیالوگ‌های او در فیلم "دختر لر": «تهرون که می‌گن جای قشنگیه، اما مردمش بدن.» [لینک به گالری تصاویر]

39400291_303.jpgروح‌انگیز سامی‌نژاد با نام شناسنامه‌ای صدیقه سامی‌نژاد ۳ تیرماه ۱۲۹۵ در شهرستان بم متولد شد. او اگر زنده می‌بود امروز ۱۰۱ ساله می‌شد. او در نوجوانی با فردی به نام "دماوندی" ازدواج کرد و با او به هندوستان رفت. دماوندی در "استودیو امپریال فیلم بمبئی" راننده خان بهادر اردشیر ایرانی صاحب این استودیو می‌شود که بعدها فیلم "دخترلر" را کارگردانی کرد و صدیقه سامی نژاد در آن بازی کرد. [لینک به گالری تصاویر]

از اهانت به آیت الله هاشمی در روز قدس تا حمله با مهر و کفش به لاریجانی و پرتاب بطری به ناطق نوری

دیگر روزی نیست که خبری از حمله و توهین به مسئولان و چهره های انقلاب نشنویم. ظاهرا به امری منظم در تمامی مناسبت ها تبدیل شده است، امری که هر بار مردم را بیشتر و بیشتر شوکه و حیران می کند. با این حال، مردم همواره در طول این سال ها سعی کرده اند با استفاده از شبکه های اجتماعی ناراحتی خود را از این مسائل ابراز کنند تا بلکه جماعت خودسر به هوش آیند اما ظاهر گوش این طیف بدهکار نیست. در این سال های اخیر کم نبودند افرادی که در مناسبت های مختلف چشم در چشم چهره هایی چون مرحوم آیت الله هاشمی توهین نثار او می کردند، توهین هایی که همواره با لبخند پاسخ داده شده است.
به گزارش «انتخاب»؛ این جماعت که ظاهرا پایانی بر این گونه تحرکاتشان وجود ندارد و ادعای انقلابی گری و دفاع از نظام را دارند، بارها با نهیب و تذکر بزرگان انقلاب مواجه شده اند. رهبر معظم انقلاب چند سال پیش در این رابطه فرمودند: اینکه یک عده‌ای راه بیفتند، بنا کنند علیه این و آن شعار دادن؛ نه، بنده با این کار مخالفم. اینکه شما یک نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عده‌ای راه بیفتند علیه او شعار بدهند، بنده با این کارها مخالفم؛ این را من صریح بگویم. بارها به کسانی که میتوانند جلوی این چیزها را بگیرند، تذکر داده‌ام. آن کسانی که این کارها را میکنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهی و مؤمنند، خب نکنند. می‌بینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است.
در زیر به تعدادی از حملات دلواپسان به مسئولان که شواهد و قرائن می گوید به این زودی ها به اتمام نمی رسد، اشاره می کنیم:
سخنرانی ناتمام سیدحسن خمینی
۱۴ خرداد ۱۳۸۹ : سخنرانی سید حسن خمینی تولیت آستان حضرت امام(ره) در مراسم سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیمه تمام ماند.
در میان سخنرانی سید حسن خمینی شعارهای مرگ برمنافق، مرگ بر ضد ولایت فقیه ،«ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند و... سر می‌داده می‌شد‌ که وی چندبار درخواست کرد که به او اجازه داده شود بتواند سخنرانی‌اش را ادامه دهد.
سید حسن خمینی درپاسخ جمعیتی که شعار ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند سرمی‌دادند، تأکید کرد: آقایان هنوز ۲۰ سال از رحلت امام(ره) نگذشته است.
270046_533.jpg
وی در ادامه با تداوم شعارها، گفت: همه هر جای حرم هستند برای سلامت وجود مبارک قائم آل محمد و شادی روح امام و سلامتی همه خدمتگزاران به جامعه اسلامی صلوات بفرستند.
سیدحسن خمینی هم چنین خطاب به مردم گفت: امیدوارم عزاداری‌تان مقبول باشد، قطعا در این صحن کسانی هستند که از گروه اندکی که شلوغ می کنند بیزارند و مردم از علاقمندان و دلبستگان به امام(ره)هستند. شان سالگرد مراسم امام(ره) چنین نیست که برخی چنین انجام می دهند، من از همه معذرت می‌خواهم و از خدا می خواهم ما را با اماممان محشور کند. وی هم چنین از حاضران خواست برای شادی روح امام و فرزندان امام و شهدای انقلاب فاتحه ای قرائت کنند.
270047_445.jpgبعد از حضور رهبر معظم انقلاب در جایگاه، ایشان به گرمی با سید حسن خمینی احوالپرسی کرده و روی او را بوسیدند.
270048_909.jpg

5sd3tyh1zz5211z_small.jpgحسین علیزاده - سایت نگام

دولت محمد مرسی به رغم بنیادگرا بودن اما، دولت قانونی و برآمده از انتخابات آزاد در مصر بود. هیچ یک از مخالفان مرسی در صحت انتخابات او تردید ابراز نکرده بودند. اما، سرنوشت محمد مرسی چه شد؟ اینک او برای چهار سال است که در حبس بسر می برد. دولت او در اثر اقدام ارتش به سرگردگی عبدالفتاح سیسی وزیر دفاع وقت و رییس جمهور کنونی، ساقط شد. سقوط دولت مرسی، نوعی منحصر به فرد از کودتا بود. در این کودتا ارتش راساً و به صورت غافلگیر کننده به مقرهای مهم دولتی یورش نبرد و یا کاخ ریسات جمهوری را به یک باره تصرف نکرد. مطالعه کودتایی که در مصر در ژوئیه ۲۰۱۳ رخ داد نکات جالبی را در بر دارد.

ابتدا مخالفان راهپیمایی را در پایتخت ترتیب دادند که در نتیجه آن عملا جریان عادی زندگی دچار اختلال شد. آنها توانستند بر خشم مردم نسبت به دولت مستقر بیافزایند. هنگامی که روال عادی زندگی دچار اختلال شد، ارتش به نمایندگی از مردم به دولت مستقر سه روز فرصت بازنگری در سیاست هایش را داد و پس از پایان سه روز مقر ریاست جمهوری را تصرف و تشکیل دولت انتقالی را اعلام کرد. در ساعات اولیه عربستان حمایت خود را از کودتا اعلام کرد و بعدا معلوم شد کشورهای پولدار عربی از جمله عربستان رقمی بالغ بر ده میلیارد دلار به دولت انتقالی کمک کرده اند تا بتواند نظام کشور را سامان دهد.

به این ترتیب، دولت مرسی نه طی یک فرآیند قانونی (مثلا از طریق استیضاح یا اعلام عدم کفایت در پارلمان) بلکه از طریق دست پنهان دولت های عربی پولدار ولی به سرکردگی نیروهایی داخلی از کار برکنار شد. اینک برای چهار سال است که محمد مرسی در حبس است و احتمال اعدام او نیز منتقی نیست.

جای ملامتی بر دخالت دیگر کشورها در امور داخلی مصر نیست. تاریخ بشریت پر است از مداخلات کشورهای در امور داخلی کشوری دیگر. اما در ایران چطور؟

5tyh1zz5211z_small.jpgالعربیه - هواپیماهای نظامی ارتش اسرائیل شنبه 24 ژوئن، شماری از مواضع نیروهای دولتی سوریه را در منطقه القنیطره بمباران کردند.

به گزارش خبرنگار العربیه، این بمباران هوایی، شامل دو تانک و یک توپخانه باتری شد.

بمباران هوایی اسرائیل پس از فرود آمدن ده خمپاره به شمال منطقه الشغالی جولان که در تصرف اسرائیل قرار دارد، صورت گرفت. در منطقه قنیطره از صبح شنبه درگیری‌های شدیدی میان نیروهای دولتی سوریه و جنگجویان اپوزیسیون در جریان است.

ارتش اسرائیل شمار زیادی از افراد ساکن مناطق روبروی قنیطره را تخلیه کرد و به کشاورزان منطقه اجازه حضور بر سر زمین‌هایشان را نداد.

منابع نظامی اسرائیلی گفتند که اسرائیل شکایتی رسمی در این زمینه به نیروهای «اندوف» که مامور نظارت بر منطقه خالی از اسلحه و آتش‌بس هستند، ارائه داد.

5tyh1zzml5z_small.jpgبازتاب - عباس عبدی روزنامه نگار و فعال سیاسی اصلاح طلب پیرامون حواشی مراسم روز قدس و توهین برخی افراد به رئیس جمهور روحانی و نایب رئیس مجلس آقای علی مطهری گفت: نمیدانم که در ایران چقدر ممکن است که از این نوع اقدامات خودجوش و خلق الساعه وجود داشته باشد ، بعید است که کسی به خودش جرأت بدهد که بصورت خود جوش چنین اقداماتی را انجام دهد در نتیجه می شود گفت که این اقدامات از قبل در حدی برنامه ریزی شده هستند و محدود بودن تعداد اینها نشان دهنده این قضیه است.

وی در ادامه افزود: خلق الساعه یا از پیش برنامه ریزی شده بودن اینگونه اقدامات تاثیری در کلیت ماجرا نخواهد داشت و به عقیده من خلق الساعه یا خودجوش بودن هم مشروعیتی به این قبیل کارها نمی دهد.


عبدی در پاسخ به اینکه آیا این افراد منتسب به اصولگرایان هستند یا خیر و هدفشان چیست اظهار داشت: اینکه اینها جز طیف اصولگرایان هستند یا خیر وظیفه اصولگرایان هست که ارتباط خودشان را با آنها روشن کنند چون به هرحال به یک بخش هایی از تندرو های آنها منتسب می شوند ولی اینکه هدف آنها چه هست می توان اهداف متعددی را برای آن در نظر گرفت یکی واکنشی ناشی از عصبانیت از انتخابات است و دیگر اینکه می‌خواهند به نوعی رعب و وحشت ایجاد کنند و اینگونه رفتارها را در پیشبرد اهداف سیاسی خود نهادینه کنند و در مجموع هم هیچ تعهدی هم به نتایج انتخابات و آرامش سیاسی در کشور ندارند.


این فعال سیاسی اصلاح طلب در پاسخ به اینکه چرا اینطور به نظر می رسد چنین جریان هایی به نوعی از مصونیت قضایی برخوردار هستند گفت: این را باید از قوه قضائیه پرسید بویژه دادستان که وظیفه برخورد در این مسائل را دارد اما در این قضایا سکوت می شود و در روز روشن اینها چنین اقداماتی را انجام می دهند بنابر این می شود گفت بیش از اینکه مسولیت این اقدامات متوجه این افراد باشد متوجه کسانی است که باید با آنها برخورد کنند ولی نمی کنند.

5sd3zz5z_small.jpgرادیو فردا - پس از انتشار گزارش‌ها دربارهٔ شنیده شدن صدای شلیک گلوله در فرودگاه مهرآباد تهران، معاون امنیتی استانداری تهران خبر داد که صبح روز شنبه مانور «مقابله با اقدامات تروریستی» در سالن چهار این فرودگاه برگزار شده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، وابسته به صدا و سیما، محسن همدانی دربارهٔ شنیده شدن صدای تیراندازی در ترمینال چهار فرودگاه مهرآباد گفت که صبح روز شنبه، ۳ تیر، نیروهای مسلح در این فرودگاه یک «مانور محدود داخلی» برگزار کردند.

معاون امنیتی استانداری تهران اعلام کرد که صدای شلیک گلوله نیز مربوط به همین مانور بوده و «جای هیچگونه نگرانی وجود ندارد».

به گفته آقای همدانی، پس از وقوع دو حادثه «تروریستی» در تهران، نیروهای امنیتی و نظامی مانورهایی را برگزار کرده‌اند و مانور روز شنبه نیز با هدف «افزایش آمادگی برای مقابله با اقدامات تروریستی» در محدوده فرودگاه مهرآباد برگزار شده است.

تعدادی از وب‌سایت‌ها خبر داده بودند که صبح روز شنبه صدای تیراندازی در سالن چهار فرودگاه مهرآباد تهران شنیده شده است.

به نوشته خبرگزاری ایلنا، تصاویر و ویدئوهای منتشر شده از سوی مسافران و افراد حاضر در فرودگاه نشان از آن دارد که مسافران و حتی کارکنان فرودگاه اطلاعی از انجام این مانور و عملیات ضد تروریستی نداشتند و فضای رعب و وحشت در یکی از ترمینال‌های فرودگاه مهرآباد ایجاد شده است.

mecca2.JPGدر پی وقوع انفجار انتحاری در مکه مکرمه ۱۱ تن زخمی شدند.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از روزنامه عکاظ، منصور الترکی سخنگوی امنیتی وزارت کشور عربستان گفت که نیروهای امنیتی این کشور یک اقدام تروریستی را که مسجدالحرام در مکه را هدف قرار داده بود، خنثی کرده‌اند.

وی افزود: اعضای گروه تروریستی که این عملیات را طراحی کرده بود، در استان‌های جده و مکه مکرمه مستقر بودند.

الترکی همچنین گفت که نیروهای امنیتی 5 تن از متهمان را دستگیر کرده‌اند و این متهمان در حال حاضر تحت بازجویی قرار دارند.

برخی از رسانه‌های سعودی نیز اعلام کردند که عملیات تروریستی اول در محله العسیله در مکه خنثی شد و عملیات تروریستی دوم نیز در محله اجیاد المصافی واقع در منطقه مرکزی مسجدالحرام خنثی شده است.

این رسانه‌ها افزودند: نیروهای امنیتی به‌سمت یک عامل انتحاری که در یکی از منازل محله اجیاد المصافی در مکه مخفی شده بود تیراندازی کردند و او نیز که خود را در محاصره می‌دید، جلیقه انفجاری‌اش را منفجر کرد.

بر اساس این گزارش، در پی این انفجار 11 تن زخمی شدند که 5 تن از مجروحان جزو نیروهای امنیتی عربستان هستند.

این عملیات تروریستی در حالی به وقوع پیوسته است که چند روز قبل «سلمان بن‌عبدالعزیز» پادشاه عربستان سعودی در حکمی حکومتی، «محمد بن‌نایف» را از ولایت‌عهدی برکنار و «محمد بن‌سلمان» را که پیشتر جانشین ولیعهد بود، به‌عنوان ولیعهد تعیین کرد.

پادشاه سعودی همچنین محمد بن‌نایف را از تمامی مسئولیت‌هایش از جمله ریاست شورای وزیران و وزارت کشور برکنار و «عبدالعزیز بن‌سعود» را به‌عنوان وزیر کشور جدید معرفی کرد.

Abolhasan_Banisadr.jpgاز میزان گستاخی آقای خامنه ای در دروغ گفتن واقعا حیرت کردم چون بعد از کودتا ، از این آقا میپرسند ، اینکه بنی صدر می گوید که قرار بوده هیئنت نمایندگی غیر متعهد ها بیایند و جواب صدام حسین را بیاورند و جنگ تمام بشود ، این چیست ،او گفت اصلا همچین خبری نبود، حالا اگر این سند ها نبودند و این نامه نگاری ها به آقای خمینی نبود که تشریح شد.

در حالیکه شورای عالی دفاع به اتفاق آرا تصویب کرده بود ولی بعد رفتند پیش آقای خمینی و به او گفتند که اگر بنی صدر جنگ را تمام کند شما هم دیگر حریفش نخواهی شد.کودتا کردند و جنگ را به مدت هشت یال ادامه دادند برای اینکه این رژیم ولایت مطلقه فقیه را تثبیت بشود، آنجوری که آقای محسن رضایی ودیگران گفتند.

mecca.JPGایران روز شنبه سوم تیر حمله انتحاری در نزدیکی مسجد الحرام در مکه را به‌شدت محکوم کرده و اظهار آمادگی کرد که به عربستان برای مقابله با «نفرت‌پراکنان جاهل» کمک کند.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، روز شنبه با اشاره به این حمله گفت: «طرح ناکام حمله تعدادی از تروریست‌های جنایتکار برای حمله به بیت‌الله الحرام که با شکست روبه‌رو شد بار دیگر نشان داد تروریسم لجام‌گسیخته و رو به تزاید کنونی که تمامی جهان، منطقه و بخصوص مسلمانان و کشورهای اسلامی را هدف قرار داده است دین، مذهب، جغرافیا، نژاد و ملیت نمی‌شناسد و برای رسیدن به اهداف شوم خود حتی مقدس‌ترین مکان مسلمانان جهان را می‌تواند، نشانه‌گیری کند.»

aabedi.JPGخبرگزاری میزان- عضو کمیسیون «بهداشت و درمان» مجلس با اشاره به وجود سرنخ‌هایی مبنی بر واردات دارو از اسرائیل گفت: باتوجه به اینکه این موضوع مغایر با همه سیاست‌های نظام است اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد حتما تحقیق و تفحص می‌کنیم.

حیدرعلی عابدی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان درباره وجود سرنخ‌هایی مبنی بر واردات دارو از اسرائیل گفت: اگر واردات دارو از رژیم صهیونیستی اتفاق افتاده ضمن اینکه غیربهداشتی و غیرقابل اعتماد است باید با واردکنندگان آن برخورد شود و آن‌ها را با هر نیتی که داشته‌اند به مراجع قضایی تحویل دهند چراکه این امر ساده و قابل گذشتی نیست.

وی با بیان اینکه از این موضوع اطلاعی ندارد، افزود: بر همگان روشن است که ما هیچ نوع مراودات دولتی و غیر دولتی با رژیم اشغالگر قدس نداریم چه برسد به اینکه بخواهیم از این کشور دارو وارد کنیم بنابراین موضوع باید بررسی شود.

عابدی درباره ضرورت تحقیق و تفحص از وجود واردات دارو از اسرائیل گفت: باتوجه به اینکه این موضوع مغایر با همه سیاست‌های نظام است اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد حتما تحقیق و تفحص می‌کنیم و مسنقیما دست اندرکارانش را به قوه قضائیه معرفی می‌کنیم.

وی تصریح کرد: هرکسی بخواهد سیاست‌های اصلی نظام جمهوری را زیرسوال ببرد و خصوصا قوانین سیاست خارجه و خطوط قرمز نظام را دور بزند، در هرجایگاهی که باشد قوه قضائیه باید به تخلفاتش رسیدگی کند.

پیشتر نادر قاضی‌پور عضو کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی به خبرنگار میزان گفته بود: یک سری سرنخ‌هایی از واردات دارو داشتیم که متوجه شدیم برای واردات دارو از مکان‌هایی که ما مخالف واردات از آنها بودیم، دارو را به یکی - دو کشور دیگر منتقل می‌کردند تا بتوانند دارو را با نام آن‌ کشورها به ایران وارد کنند، در میان آنها نام صهیونیست‌ها نیز وجود داشت.

heybatollah.JPGرهبر گروه طالبان، روز جمعه 23 جون 2017، در پیامی اعلام کرده است که کشورهای مسلمان باید از این گروه حمایت کنند و از هر حمایت بین المللی از طالبان استقبال می کند.
به گزارش خبرگزاری "جمهور"، ملا هیبت‌الله رهبر گروه طالبان در افغانستان در این پیام گفته است که تا زمانی که نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشده اند جنگ این گروه با دولت افغانستان همچنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، رهبر گروه طالبان گفته است که دولت افغانستان یک نظام فاسد است و این گروه حاضر نیست با چنین دولتی وارد گفتگو شود.
وی در ادامه گفته است که طالبان یک گروه مشروع در سطح جهان است و جهان مشروعیت این گروه را پذیرفته است.
این پیام رهبر گروه طالبان در حالی است که روز گذشته پنج‌شنبه 22 جون 2017، در ولایت هلمند حمله انتحاری انجام دادند که باعث کشته شدن حدود 30 تن و زخمی شدن بیش از 60 تن شد.

ebtekaar.JPGمعصومه ابتکار، معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره تالاب هورالعظیم گفت: متاسفانه ما در سال ۹۲ هورالعظیم را خشک تحویل گرفتیم، اما اکنون بیش از ۸۰ درصد تالاب هورالعظیم آب‌گیری شده و وضع بسیار بهتری نسبت به سال ۹۲ دارد.

او با اشاره به اینکه این تالاب در معیشت مردم منطقه بسیار موثر است، گفت: این که تصور کنیم هورالعظیم کانون گرد و غبار است، تصور اشتباهی است. با تلاش و اقداماتی که در دولت یازدهم صورت گرفته وضعیت این تالاب بهتر شده و باید ادامه پیدا کند.

او در پاسخ به سوالی درباره ترکیب کابینه دوازدهم اظهارکرد: کابینه دولت دوازدهم براساس مطالبات و خواست مردم تشکیل خواهد شد و ما شاهد یک کابینه کارآمد خواهیم بود.

ابتکار با اشاره به اعمال جوانگرایی در کابینه دوازدهم تصریح کرد: ادامه و استمرار برنامه‌ها را در دولت دوازدهم شاهد خواهیم بود تا ان‌شاءالله به توسعه خوبی در ابعاد و حوزه‌های مختلف اقتصادی و محیط‌زیستی برسیم.

او درباره عبارت "آتش به اختیار" در فرمایشات اخیر رهبر انقلاب خاطرنشان کرد: مفهوم آتش به اختیار این است که هر شهروندی مسئولیت دارد و باید در چارچوب قوانین و مقررات کشور مسئولیت‌پذیر باشد و مفهوم آن آنارشیسم، بی‌قانونی و هرج و مرج نیست.

وی ادامه داد: آتش به اختیار در حوزه محیط‌زیست به این معنی است که هر شهروند مسئولیت دارد باتوجه به مقررات و ضوابط برای حفظ محیط زیست در مقابل تخریب آن بایستد.

germany.jpgپارلمان آلمان قانونی تازه را تصویب کرد که به نهادهای امنیتی اجازه می‌دهد تلفن‌های هوشمند، تبلت و یارانه مظنونان به اقدام‌های مجرمانه را هک کنند.

پارلمان آلمان (بوندس‌تاگ) روز پنجشنبه اول تیر (۲۲ ژوئن) قانونی تصویب کرد که بر اساس آن پلیس و بازرس‌ها می‌توانند روی تلفن‌های هوشمند، تبلت و رایانه افراد مظنون به صورت مخفیانه نرم‌افزار جاسوسی نصب کنند. با نصب این نرم‌افزار، امکان مشاهده تمامی فعالیت‌های فرد مظنون از جمله بررسی پیام‌های واتس‌اپ و دیگر پیام‌رسان‌ها ممکن می‌شود.
نصب این "تروجان دولتی" مشکل بررسی پیام‌های رمز‌گذاری شده را مرتفع خواهد کرد زیرا اطلاعات دستگاه موردنظر به صورت مستقیم در اختیار بازرسان خواهد بود.
علاوه بر نظارت آنلاین بر فعالیت‌های فرد تحت نظر، قانون جدید به مقامات اجازه می‌دهد به همه محتویات دستگاه هک شده بدون محدودیت دسترسی داشته باشند.

Babak_Dad_Small_new.jpg

وقتی تمام "خروجی این سیستم" را بد می‌داند، احتمالاً باید عیب را در "خود سیستم" جستجو کرد!
آقای خامنه‌ای به تمام رؤسای جمهوری غیر از خودش یک "برچسب" زد و از دور خارج کرده! مگر از احمدی‌نژاد، نزدیک‌تر هم داشت؟ او را هم به اینجایی رسانده که می‌بینیم!
یک‌بار هم یکی از این مراجع حکومتی نپرسیدند: این موتور معیوب، شاید در "سیستم رهبری" یک عیبی دارد که تمام "خادمان" را خائن و بی‌بصیرت و فتنه‌گر می‌کند! آخر نمی‌شود همه خوب وارد شوند و بد خارج شوند! این سیستم یک عیب اساسی دارد که خروجی‌اش سراسر "بد" است!
این "سیستم بیمار" حالا به ابتدای دور باطل خودش رسیده؛ به "بنی‌صدریزه کردن روحانی"!
اما با هیچ چسبی نمی‌توانند جامعه‌ی امروز و بالغ ایران را به جامعه‌ی ملتهب و ناآگاه سال ۵۹ و ۶۰ پیوند بزنند. آن دوران که با توطئه‌های رنگارنگ، خودی‌ها را "حذف" و منتخب مردم را با طرح عدم کفایت سیاسی از گردونه بیرون کردند.
نه آقای خامنه‌ای، کاریزما و نفوذ خمینی را دارد و نه مردم امروز، آن امت چشم و گوش بسته‌ی آن سالها هستند. با این همه، گویا خامنه‌ای که هزینه‌های گزافی مثل "حذف رفسنجانی" را تقبل کرده تا پروژه‌ی "جانشینی رهبری" را با ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی و برکشاندن مجتبی خامنه‌ای به کرسی رهبری اجرا کند، حالا از رأی کوبنده مردم و انتخاب مجدد حسن روحانی سخت برآشفته شده و دیگر "کنترل روانی" خود را از دست داده است!
همان رهبری که در نوروز سال ۹۰ در سخنرانی مشهد از مسئولان خواست تا "جلوی مردم از همدیگر انتقاد علنی نکنند" حالا خودش وارد بگومگوی توییتری و رسانه‌ای با رئیس‌جمهور منتخب مردم شده است! و این، بار اولی نیست که خامنه‌ای پا روی حرف خودش می‌گذارد. اما این بار «جایگاه فقهی ولایت‌فقیه» را هم وارد این قمار بزرگ کرده است!
مردم متدین و اقشار مذهبی، این روزها بیشتر از قبل بدنبال "شرط مفقوده عدالت ولی‌فقیه" هستند. شرط لازم برای رهبری، که آقای خامنه‌ای سالهاست از دستش داده و در حد لیدر یک حزب تنزل کرده است! "رئیس حزب رهبری" حالا فرمان آتش به اختیار می‌دهد و در تلگرام و توییترش با "منتخب ملت" بگومگو می‌کند!
مردم متدین می‌پرسند مگر نه اینکه "ولی‌فقیه منصوب خداست"؟ پس این میزان از حقارت و حقد و حسد آقای خامنه‌ای چه توجیهی دارد؟ منصوب خدا و اینهمه حقارت؟!
آقای خامنه‌ای بدنبال رؤیای اقتدار امام‌خمینی، سالها با همه جنگید اما نه تنها مقتدرتر نشد، بلکه آنقدر حقیر شد که احمدی‌نژاد بر "فرمان نهی" او پا گذاشت و در رفتاری معنادار نامزد انتخابات شد! در روز رأی‌گیری هم با بقایی، یک رأی به صندوق انداخت که کم از دشنام نبود. "ولی‌فقیه منصوب خدا" که کسی مثل احمدی‌نژاد هم او را له کرده، حالا بدنبال پروژه‌ی "بنی‌صدریزه کردن" حسن روحانی است! او نمی‌فهمد مردم و نسل امروز، همین حالا به دنبال هزاران سئوال درباره خیانت آیت‌الله کاشانی در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ می‌گردند. و آنقدر به کاشانی و ولی فقیه و امام بدبین شده‌اند که با قربانیان حکمرانی اسلامی، احساس همدلی می‌کنند و دارند تاریخ و گوگل را جستجو می‌کنند تا "بنی‌صدر" را از نو بشناسند!
امروزه دیگر مردم دست‌به‌عصا داوری می‌کنند. محال است چنین مردمی را بعدازظهر به خیابان بفرستید تا برخلاف صبح، شعار "مرگ بر مصدق" بدهند. در محاسبات پراشتباهش، آقای خامنه‌ای هم "وزن ملت" را دست‌کم گرفته و هم دهها متغیر دیگر را.
در مردودی نظریه شرک‌الود ولایت فقیه و مضحک بودن "نصب الهی ولی!" همین رفتارهای حقیر خامنه‌ای در چهل روز اخیر کفایت می‌کند! او بیشتر از من و شما به نظریه ولایت‌فقیه بی‌ایمان و بی‌باور است! چون اگر واقعاً به "کشف و نصب ولی‌فقیه از سوی خداوند" باور داشت، این‌قدر برای جانشینی پسر فاسدش به دست‌و‌پا نمی‌افتاد.
او درست "همانگونه که هست"، مثل یک "سلطان جائر حقیر" سالهاست در کار توطئه‌گری برای جانشینی مجتبی است. در آخرین قدم هاشمی‌رفسنجانی را از پیش پایش برداشتند. و حالا هم قصد دارند دولت حسن روحانی را قربانی سلطنت ولیعهد او کنند. کاری که اگر هم بکنند، محال است به نتیجه‌اش برسانند.
رفتارهای اخیر آقای خامنه‌ای اثبات کرده ولایت‌فقیه در مقابل "مردم‌سالاری" قرار دارد! و مردم ما نشان داده‌اند که از «حزب رهبر» بیزارند.
حالا خامنه‌ای برای حزب و تاجگذاری پسرش، با مشکلات بزرگی روبروست. مهمترین مشکل، آگاهی ‌و اراده‌ی ملت بزرگ ماست.
او که "زندگی و حکمرانی" را از تاریخ نیاموخته، کاش حداقل بازی در "پرده آخر" را بیاموزد و روح خود را از شیطان عنودی و حسد و حقارت رها سازد، شاید به آرامش برسد. اگرچه عطای این نعمت را از سوی خداوند بر او بعید می‌دانم. دلیلش را در رفتارهای او جستجو کنید‌. خداوند بازتاب رفتارهای بشر را بر خود او بازمی‌تاباند!
بابک‌داد
دوم تیر ۹۶

- بی بی سی

سخنان تند پنجشنبه شب حسن روحانی، رئیس جمهور ایران علیه سپاه پاسداران و نقش منفی این نهاد نظامی به ویژه در حوزه‌های اقتصاد، سیاست و رسانه از یک سو، و شعارهای معترضان روز قدس علیه رئیس جمهوری از سوی دیگر، تازه‌ترین نشانه‌ها از تداوم جدال پردامنه و کم‌سابقه‌ای است که از زمان کارزارهای انتخابات ریاست جمهوری تا امروز فضای سیاسی ایران را به طور کامل تحت‌الشعاع خود قرار داده است.

نقطه اوج این جدال، البته تقابل آشکار و پاسخگویی‌های متقابل مستقیم و غیرمستقیم آیت‌الله علی خامنه‌ای و حسن روحانی است که تقریبا همه مباحث اصلی و بنیادی در جمهوری اسلامی را در برمی‌گیرد.

رهبر و رئیس جمهوری: چرا این بار چنین تند؟

رفتار آیت الله خامنه‌ای با روسای جمهوری همواره تهاجمی، مقابله‌جویانه و پر برخورد بوده است، اما چرا او این بار از تمام مرزهای پیشین عبور کرده و سطح برخورد را چنین ارتقاء داده است؟ سوال مهم‌تر در عین حال این است که حسن روحانی، که خود بارها بر آشنایی عمیقش با ساز و کارهای درونی هسته مرکزی قدرت تاکید کرده چرا در دفاع از خود چنین رویکردی را در پیش گرفته و بر ادامه آن اصرار دارد؟

آنچه به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ اهمیتی ویژه بخشیده بود، مساله احتمال مرگ آیت‌الله خامنه‌ای در دوران دولت دوازدهم و بحران جانشینی او بود. این مساله به ویژه با نامزدی ابراهیم رئیسی که به درست یا غلط نامش به عنوان یکی از نامزدهای رهبری مطرح شده بود، ابعاد بزرگ‌تری پیدا کرد.

شاید آگاهی چهره‌های طراز اول جمهوری اسلامی و حلقه‌های درونی و بسته قدرت از وضعیت سلامتی رهبر جمهوری اسلامی و کشمکش بر سر تعیین رهبر جدید، خواسته و ناخواسته، آگاهانه و ناآگاهانه، هم به دلیل کاستن از اقتدار و نفوذ آیت‌الله خامنه‌ای که به پایان کار خود نزدیک می‌شود و هم به دلیل بالا گرفتن رقابت بر سر پر کردن جای خالی او، مهم‌ترین دلیل شدت یافتن بی‌سابقه منازعات جناحی مرسوم باشد.

حتی اگر این فرض درست باشد، بازیگران به طور طبیعی با نگاهی به توانایی‌های خود میزان و نوع بازی را انتخاب می‌کنند. اتکای اصلی آیت‌الله خامنه‌ای در درجه اول به نهادهای انتصابی و مراکز قدرتی است که خود مسئولیت آنها را برعهده دارد و از مجلس خبرگان رهبری و صدا و سیما گرفته تا قوه قضاییه و سپاه پاسداران و بسیج را دربرمی‌گیرد.

tyh88252253323z_small.jpgشکاف عیان بین آیت الله و رییس جمهوری منتخب

صدای آمریکا - گاردین نوشت، تنش میان رهبر جمهوری اسلامی و رییس جمهوری ایران در پی پیروزی قاطع حسن روحانی در انتخابات اردیبهشت ماه بالا گرفته است.

سعید کمالی دهقان در روزنامه گاردین نوشت: آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، لبه انتقادات خود از رییس جمهور را تیزتر کرده است از جمله در جلسه سران کشور روحانی را تحقیر کرد.

باور عمومی این است که خامنه ای به شکل غیرعلنی از ابراهیم رییسی، رقیب روحانی، حمایت می کرد زیرا اعتقاد داشت او می تواند میراث او را حفظ کند.

حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، که با افزودن حدود پنج میلیون رای به آرای خود به نسبت انتخابات چهار سال قبل احساس قدرت بیشتری می کند، این هفته مشروعیت سیاسی خامنه ای را به پرسش گرفت و گفت مشروعیت ولی فقیه به رای و نظر مردم بستگی دارد.

حامیان رهبر جمهوری اسلامی به این اظهار نظر واکنش منفی نشان داده اند.

علی انصاری، مدیر انستیتو مطالعات ایرانی در دانشگاه سنت اندروز می گوید: «خامنه ای از نتایج انتخابات راضی نبود. آن ها سعی می کنند پیامدهای آن را مهار کنند. آن ها به روحانی می گویند که به چارچوب خودت برگرد و او به شکل جالبی می گوید چنین قصدی ندارد». لینک به مقاله کامل به زبان انگلیسی در سایت گاردین

photo_2017-06-22_06-06-51.jpg

1547895.jpgاتاقک های نوشيدن آب، ويژه ماه رمضان در پارک های رشت

photo_2017-06-22_05-53-41.jpgبدون شرح!

ویدئو "زنده بمان تهران" گروه کیوسک :

ویدئو "بعضی وقت‌ها" گروه کیوسک

Reza_Alijani_Small.jpg«مسئله زنان در ایران؛ فمینیسم توحیدی» متن پایان نامه کارشناسی ارشدم است که به صورت کتاب منتشر خواهد شد. در این مقاله به مناسبت 29 خرداد ماه گزارش مختصری از فصل سوم کتاب به یادنامه چهلمین سالروز درگذشت وی ارائه خواهم کرد.

فهرست اجمالی فصول کتاب چنین است:

فصل اول : بیان مسئله، روش و پیشینه تحقیق...

فصل دوم: ادبیات و چارچوب نظری تحقیق (6 تبیین - 3 موج - 4 نظریه)

الف - 6 تبیین درباره نقشهای جنسیتی...

ب - 3 موج جنبش زنان:

1- موج اول (از1850 تا 1920 و تعلیق جنبش 60-1920)

2- موج دوم (از1960 تا 1980)

3- موج سوم (از1980 تاکنون)

ج - 4 نظریه عمده فمینیستی:

1- فمینیسم لیبرال/اصلاح طلب

2- فمینیسم مارکسیستی

3- فمینیسم رادیکال/انقلابی(رهایی‌بخش)

4- فمینیسم سوسیالیستی

فصل سوم: داده های تحقیق (آرای زن شناختی شریعتی)

فصل چهارم: جمعبندی و نسبتسنجی شریعتی و گفتمانهای فمینیستی

ارزیابی تحلیلی - انتقادی آراء شریعتی

آراء زن شناختی علی شریعتی

پژوهش در باره آراء شریعتی در باره زنان برایم بسیار شگفت انگیز بود. اصلا فکر نمیکردم با این گستردگی و ژرفا به این مسئله پرداخته باشد. علیرغم «کورجنسی» نواندیشی دینی ایرانی نسبت به نواندیشان دیگر کشورها؛ جریان چپ مذهبی در ایران و به خصوص دکترشریعتی، کارنامه بسیار مثبت تری دارد.

آراء شریعتی را میتوان در یازده محور طبقه بندی کرد.

1-تحت فشار و «اتهام» از سوی فضای سنتی

شریعتی در زندگی شخصی خود چهار تلاقی مهم با مسئله زنان داشته است: یکی در خانواده سنتی اش که خواهرانش (به جز آخرین شان) حق تحصیل در مدارس جدید را ندارند. دوم؛ هنگام ازدواج به عنوان فرزند یک خانواده سنتی با پوران شریعتی که حجاب درست و حسابی هم ندارد! سومی آنچه در کویریات (که نوعی شطحیات شریعتی با ادبیاتی مشابه رئالیسم جادویی است) از آشنایی اش با دختری به نام سولانژ در پاریس یاد کرده و مهم تر از همه حضور وسیع دختران در حسینیه ارشاد که با مخالفت شدید مذهبی های سنتی مواجه بوده است. آنان گمان می‌کنند که حسینیه ارشاد درصدد ترویج وهابیت و نیز نشر برخی مفاسد عملی از نوع موسیقی و معاشرت آزاد زن و مرد است.(1350، تشیع علوی - تشیع صفوی، م.آ 9، 58 از 319)

شریعتی خود در «میزگرد پاسخ به سئوالات و انتقادات» می‌گوید: «اما خانم‌ها! تصوری که امروز از خانم‌ها داریم باید عوض شود، رفقا، دوستان، مؤمنین! خانم‌ها امروز به آن شکل که آدم‌هایی باشند که عقل‌شان ناقص‌تر از مردهاست، پس باید فقط در خانه بمانند و از همه حقوق علمی و اجتماعی و انسانی محروم و از نظر مذهبی‌ها فقط وسیله سریع و به فرمانی برای تولید نسل باشند؛ نیستند. امروز دختر و پسر با هم تحصیل می‌کنند؛ چه بخواهید و چه نخواهید، در یک سطح می‌اندیشند. من معلم دبیرستان دخترانه بودم، معلم دانشگاه بودم، در هر دوره، دختر و پسر شاگرد من بودند، هرگز احساس نکردم که شعور و سواد و فهم و جدی بودن فکری خانم‌ها از آقایان کمتر باشد.»(1350، میزگرد، م.آ 22، 94 از 180)

جوسازی عده ای در فضاهای سنتی علیه دختران حسینیه ارشاد، به حدی است که شریعتی می گوید:«تنها کسی که هرگز او را نخواهم بخشید، آقای سیدابراهیم انصاری است که در قم ساکن‌اند و متأسفانه به جای یک «کلاه مخملی» عمامه بر سر گذاشته‌ و در کتاب «اسلام‌شناسی در ترازوی عقل و دین» به تمام دختران مسلمانی که در ارشاد شرکت می‌کرده‌اند، اتهام «اختلاط جنسی» می‌زند. هزاران زن و دختری که هر تار گیس‌شان به خروارها ریش این ملانمایانی می‌ارزد که ننگ روحانیت‌اند و مایه شرم بشریت؛ به خدا اگر یک «روسپی اجیر»، هر چند به پول محتاج باشد، وقاحت آن را داشته باشد که به اینان با این لحن، هتاکی کند». (1354، نامه به آقای حجتی کرمانی، م.آ 1، 20 از 29)

جدا از زندگی شخصی؛ شریعتی در زندگی فکری‌اش نیز به تناوب، اما همیشه (در سال‌های مختلف دهه‌های 30، 40 و 50)، با موضوع زنان درگیر بوده است. از دوران جوانی تا هر سه دوره فکری‌اش در میانسالی؛ الف - در مشهد، ب - در حسینیه ارشاد و پ - پس از آزادی از زندان تا هنگام مرگ.

شریعتی، در جوانی به عنوان دانشجوی فعال سیاسی، در مقاله‌ای که برای یکی از نشریات اپوزیسیون می‌نویسد، آورده:«با در نظر گرفتن اینکه در حال حاضر زنان ايران از ابتدايي‌ترين حقوق اجتماعي محروم‌اند؛ حقوق اجتماعي و سياسي برابر با مردان و آزادي تشكيل اتحاديه‌هاي واقعی را براي زنان زحتمكش ايران، خواهانيم».(1341، ایران‌آزاد، م.آ 36، 43 از 123)

وی با شروع دوران فکری مستقلش در ایران از آرمان خواهی های بلندپروازانه وارد عرصه ملموس تری می شود و به وضعیت زنان در جامعه اش دقیق تر می نگرد.

2- «دیدن» زنان (علیرغم تاریخ و فرهنگ مذکر و فضای «کورجنسی» روشنفکری)

فرهنگ بشر در طول تاریخ، «مذکر» بوده است: «مصلحان و اندیشمندان بزرگ تاریخ غالباً یا زن را ندیده‌اند و یا به خواری در او می‌نگریسته‌اند.»(1342، شناخت محمد، م.آ 30، 90 از 169)

اما شریعتی در جای جای آثارش زنان را هم «دیده» است. این عرصه‌ها بسیار فراوان است. از تاریخ ایران و جهان گرفته تا تاریخ اسلام و تشیع؛ از دنیای قدیم تا عصر نوین؛ از بررسی ادیان و پیامبران و مصلحان(کنفسیوس و بودا و ...) تا اندیشه های جدید؛ از عرصه ادبیات و هنر تا علم و اقتصاد، صنعت و کشاورزی؛ از دانشگاه و تحقیق تا شکنجه گاه های سیاسی؛ از عرصه فلسفه تا حوزه روشنفکری؛ از اجتماعیات و اسلامیاتش تا کویریات و گفتگو های تنهایی اش و ...(مستندات این امر را می توانید در متن کتاب ببینید).

او در تحلیل تاریخ اسلام با دقت درجزئیات، «زنان» را دیده که جز از نگاهی انسانی و حساس بر تبعیض علیه زنان امکان پذیر نیست. شریعتی در مرگ ابراهیم فرزند پیامبر می نویسد:«در اینجا تاریخ یکسره متوجه محمد است، اما همین روزها، در گوشۀ نخلستانی در حومۀ مدینه، روح دیگری نیز هست که رنجش از رنج محمد بیشتر است و کسی از او یاد نمی‌کند. وی ماریه است، مادر ابراهیم. این زن غریب مصری که جز خواهرش سیرین، که او نیز کنیزی است در این شهر تنها و بی‌خویشاوند، کسی را نمی‌شناسد. (1345، محمد کیست؟، م.آ 30، 417 تا 420 از 486)

3- ‌«دغدغه» محرومیت‌های زنان به «جرم زن بودن»

شریعتی نه تنها «زنان» را می‌دید، بلکه این نگاه معطوف به رنج‌های آنان بود. محرومیت‌هایی که صرفا به «جرم زن بودن»، تحمل می‌کردند. این تعبیری است که او بارها تکرار می‌کند. توجه او به زنان نه تبلیغی و ابزاری و برای بسیج اجتماعی، بلکه به عنوان موجودی مستقل (سوژه‌ انسانی و اجتماعی) بود.

او می گوید:«درجامعه‌های سنتی زن بیشتر محروم بوده».(1351، انتظار عصر حاضر از زن مسلمان، م.آ 21، ص20 از 51)

وی در علاقه خاصی که به اسطوره‌ها دارد، موضوع زنان را هم به دقت می شکافد:«]حلقه پای پرومته[ و شاید خلخال علامت نوعی بردگی زن در برابر مرد؛ پدید آمد».(1350، درس چهارم تاریخ و شناخت ادیان، م.آ 14، 47 از 52)

اما او در جایگاه یک جامعه‌شناس بومی، نگاه دقیق‌تری درباره وضعیت زنان در اقشار مختلف در ایران دارد: «زن در جامعه شرقی، از جمله جامعه شبه اسلامی فعلی، به نام مذهب و سنت، بیش از همه رنج می‌برد و از درس و سواد و بسیاری حقوق انسانی و امکانات اجتماعی و آزادی رشد و پرورش و تغذیه روح و اندیشه محروم است و حتی به نام اسلام، حقوق و امکاناتی را که خود اسلام به زن داده است از وی باز گرفته‌اند و نقش اجتماعی او را در حد یک "ماشین رختشویی" و ارزش انسانی‌اش را در شکل "مادر بچه‌ها" پائین آورده‌اند و از بر زبان آوردن نام او عار دارند و او را به اسم فرزندش می‌خوانند (هر چند فرزندش پسر باشد!)».(1350، فاطمه فاطمه است، 21، 127 از 281)

او در بررسی خانواده های سنتی به «جرم ضدشرعی دختر بودن» می پردازد:«و اگر دختر باشد که واویلا! توی خانه جلو برادرش خندیدن و اصلاً خوشحال بودن و چه می‌گویم اصلاً زیبا بودن و حتی دختر بودنش جرم ضدّ شرعی است. باید از ماهی نر توی آب حوض خانه‌شان رو بگیرد. درس و بحث که قابل تحمّل نیست، حرفش را نباید انداخت تو دهن این عورتینه‌ها! خط هم برای دختر حرام است زیرا وسیلۀ فساد است، ممکن است برای یک پسری کاغذ بنویسد!!»(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ4، 359 از 508)

شریعتی در بخشی از «پدر، مادر ما متهمیم» نیز به مسئله زنان توجه می‌کند و در باره «دو اشتباه بزرگ و غلط مشهور» از جمله اینکه زنها کمتر از مردها می‌فهمند، هشدار می‌دهد:«فلان آقا که از تمام خصوصیات انسانی و امتیازات فکری و علمی و اخلاقی فقط «مذکر» است، زنها را تنها به جرم «نقیصه مؤنث بودن»!- حتی لایق شرکت در یک جلسه مذهبی یا علمی نمی‌داند و حق گوش کردن به بحث و درس به او نمی‌دهد، ولو این آقا یک کاسب است و آن خانم یک دانشجو یا دبیر یا طبیب؛ گویی اصلاً اسلام و مذهب یک مسأله «مردانه» است و آنها چون زن‌اند، باید در منزل بمانند و چشم به لحیه حاجی آقا بدوزند که در باب وظیفه دینی و نوع عقیده و فکر آنها چی اظهار می‌فرمایند!».(1350، پدر، مادر، ما متهمیم، م.آ 22، 22 - 24 از 166)

شریعتی در بحث دیگری به شکاف نسلی و«زیست جهان»های گوناگون در دوران خود می‌پردازد. یک جهان که آن را «مجموعه‌ای از حماقت‌های مرسوم و مجسم و سربندی‌های زشت و خفه‌کننده» برای دختران جوان توصیف می‌کند و «کلکسیونی از «نه»؛ نرو، نکن، نخوان، نبین، نگو، نشناس، ننویس، نخواه، نفهم». و «قطب مخالفی» که به او به عنوان یک «شکار مفت جنسی» می‌نگرد. تمثیل جالب او از وضعیت دختران جوان «عروسکی است که در میان دو بچه ریش‌دار نفهم ]برادر و پدر/ شوهر[ گیر کرده است!». او عالم رمانتیک و خیال‌های جوانی این دختر را نیز ترسیم می‌کند که «هم چون مگسی در شبکه عنکبوتی پیچیده» اوامر و نواهی پدر و مادر اسیر مانده است. در این جا باز از تعبیر تکراری‌اش «جرم زن بودن» یاد می‌کند که گویی «جنس خطرناک و قاچاقی» است که باید مخفی‌اش کرد! تعبیر دیگر او در ترسیم وضعیت زنان «جولان وجودی بین مطبخ و بستر» است. مذهب هم در این نظام فکری، زنانه و مردانه شده است.(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، 140 تا 142 از 281)

شریعتی عکس‌العمل و فرار از مذهب سنتی و قید و بندهای پیچیده‌اش «حتی در لباس و آرایش» را با تعلیل همدلانه‌ای تحلیل می‌کند. او زبان حال دقیقی از تحقیر زنان در مراسم مذهبی «فقط به جرم نابخشودنی مؤنث بودن» و تبعیض بین آنان با مردان دارد. وی دردمندانه اعتراض دختران جوانی را بازتاب می‌دهد که«جوهر صدا و لفظ نام‌شان هم گناه است». و یا «تصادفاً به غفلت یا عدم تسلط چند عدد از موی سرشان هوا خورده است!»(1350، پدر، مادر، ما متهمیم، م.آ 22، 63 تا 65 از 166)

شریعتی در جای دیگر نیز با بیان سحرآمیز همدلانه اش درددل دختران جوانی که در فضای سنتی تحقیر می‌شوند و در «حجاب دوبله و سوبله» هم حق حرف زدن ندارند و همه را از چشم «مذهب» می‌بینند، به مخاطب خود منتقل می‌کند. و باز تعبیر«فقط به جرم زن بودن!»را گوشزد می کند و می افزاید:«آیا در اسلام خود زن بودن و مؤنث بودن یک نقطه ضعف و یک جرم است؟ آیا فاطمه در نظر اصحاب پیغمبر، خود پیغمبر و خود قرآن، با همین چشم دیده می‌شد؟ هاجر در قرآن همین جور تلقی شده؟ دختر امام حسین در اسلام و تشیع همین جور تلقی شده؟ یک جلد خاص از کتاب طبقات ابن سعد، فهرست اسامی زنانی است که جزء اصحاب پیغمبر بودند».(1350، میزگرد پاسخ به سؤالات و انتقادات، م.آ 22، ص 95 تا 97 از 180)

4- طرح مسئله «تغییر»(در فضای «زن؟ - هیس!» - «هنوز مصلحت نیست!»)

شریعتی از منظر توصیفی یک جامعه‌شناس و تجویزی یک روشنفکر مصلح، سخن از یک «تغییر» در حال جریان (در سطح جهانی و ملی)، به میان می آورد. تغییری که بین نسل‌ها شکاف ایجاد کرده و از بنیاد، دو تیپ اجتماعی متفاوت به ارمغان آورده بود. اما نکته مهم، تسری این تغییر به حوزه زنان است. او همه را به استقبال از تغییر در وضعیت سنتی و جهت‌دهی به آن دعوت می‌کرد. اما حوزه زنان، عرصه‌ای بود که در آن فضا کمتر کسی به آن ورود می‌کرد. فضایی که خود او به دقت آن را فضای «زن؟ - هیس!» در میان سنتی‌ها توصیف می‌کند و حتی در میان اهل فکر و روشنفکری نیز آن را فضایی می‌داند که سخن گفتن از زنان را «هنوز زود است و مصلحت نیست» می‌داند.

او به قرون جدید و انقلاب کبیر فرانسه و «تغییر هوای جهان» اشاره می‌کند و به تبعات جبری آن در جامعه ما. وی پیامدها و دستاوردهای این دوره دگرگونه را «خیلی چیزهای خوب و بد» می‌داند.(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، ص 79 از 281)

وی به عکس‌العمل فضای سنتی جامعه ما و متولیان‌اش در برابر این تغییر می‌پردازد:«فقط و فقط گفتند: حرام است! رادیو؟ نخرید! فیلم؟ نبینید! تلویزیون؟ ننشینید! دانشگاه؟ نروید! علوم جدید؟ نخوانید! روزنامه؟ نگیرید! رأی؟ ندهید! ...؛ زن؟ هیس! اسمش را نبرید! در برابر این سیل عالمگیر صنعت و تغییر جهان و این سرمایه‌داری هفت خطی که به اسکیموها یخچال می‌فروشد! ایستادند تا از آن جلوگیری کنند و از وضع سابق، تماماً دفاع نمایند و برای عقب راندن حمله غرب، تمام سلاح‌شان دو چیز بود و بس: اولی: حرام!، دومی: نه!(1350، م.آ21، فاطمه فاطمه است، 82 از 281).

شریعتی به نقد فضای روشنفکری غیرسنتی نیز می‌پردازد که آنها نیز متوجه این تغییرات نیستند و می گویند «هنوز مصلحت نیست، هنوز زود است و وقتش نرسیده». اما او تأکید می‌کند که پرداختن به مسئله زنان «هم ضرورت دارد و هم فوریت».(1350، سخنرانی سفر حج، م.آ 29، 119 از 238)

او بارها به وضعیت تأسف‌بار زنان در «شرایط کنونی جامعه ما» پرداخته و دو راه در پیش روی آنان دیده: یا هم چون «کلاغ شوم خانگی نفرت‌بار و احمقانه زیستن» (زن سنتی) و یا «تمام شخصیت انسانی‌اش در ماتحتش جمع‌شدن» و هم چون «عروسک و کالای بازار و دستگاه مصرفی سرمایه‌داری» (زن متجدد). اما وی از منظر وجودی و شخصیتی هر دو را «یکی» می داند، «گرچه با دو وجهه متناقص هم». هر چند در این جا لحن و بیان او اندوهناک و مأیوس است، اما در پایان با آوردن وصف «خلاف جریان شنا کردن»، امیدوارانه به «اعجاز در روح‌های خارق‌العاده» اشاره می‌کند.(1354، وصیت، م.آ 1، 4 از 24)

شریعتی نقاد هر دو تیپ «متقدم سنتی شبه مذهبی» و «متجدد شبه مدرن» است و در حوزه زنان نیز با طنز و کنایه با تعبیر «بستنی اکبر ریش» و «لیسک خروس‌نشان» از آن‌ها یاد می‌کند. این دو مثال به خوبی درونمایه «مردسالار» هر دو تیپ و اینکه هر دو، هر چند در ظاهر کاملاً متفاوت‌اند، اما در عمق لیسک و ابزاری برای لذت «مرد»اند، را نشان می‌دهد. نقد او از منظر هویت «مستقل» و انسانی زن و از زاویه‌ای وجودی و اخلاقی نشأت می‌گیرد.(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، ص 48 تا 51 از 281)

5- تبیین علل عقب‌ماندگی و محرومیت و وضعیت تبعیض‌آمیز زنان

این فصل یکی از مهم‌ترین فصول تحلیل آراء شریعتی در مورد زنان است. هسته مشترک همه گفتمان‌های فمینیستی توجه بر وضعیت تبعیض‌آمیز زنان است. آنچه موجب تفکیک نظریه‌های گوناگون در ادبیات فمینیستی می‌شود تبیینی است که هر یک در رابطه با ریشه‌یابی نقش اجتماعی فرودست زنان ارائه می‌دهند و خواسته‌ها و راهکارهایی است که برای رهایی زنان دارند.

در لابه‌لای آثار شریعتی می توان علل زیر را در تبیین فرودستی زنان دید:

1 - علل اقتصادی و میزان نقش در تولید (و مصرف) که؛

2 - گاه در ابتدا از ریشه‌های بیولوژیک (مانند قدرت بدنی کمتر برای مشارکت در دفاع، جنگ و غارت) نشأت می‌گیرد.

3- علل معرفتی (فرهنگی، دینی و ارزشی) عمدتاً برخاسته از عامل اول (تبدیل «سود» کمتر اقتصادی به «ارزش» فروتر انسانی و اجتماعی)

4- سلطه‌گری و منافع مردان و فرهنگ برخاسته از آن (شکل دیگری از تبدیل سود- «سود مردان»- به ارزش)

5- درونی کردن معرفتی و روانشناختی سلطه جنسیتی توسط خود زنان (و مردان).

او مثلا در جایی می گوید: «زندگی قبیله‌ای به خصوص در صحرای خشن و زندگی سخت و روابط قبایلی خصمانه‌ای که بر اصل دفاع و حمله مبتنی بود و اصالت پیمان؛ پسر را موقعیتی می‌بخشید که پایه نظامی و اجتماعی داشت و بر فایده و احتیاج استوار بود. ولی طبق قانون کلی جامعه‌شناسی که سود به ارزش بدل می‌شود، پسر بودن خود به خود ذات برتری یافت و داری ارزش‌های معنوی و شرافت اجتماعی و اخلاقی و انسانی شد و به همین دلیل و به همین نسبت، دختر بودن حقیر شد و «ضعف» در او به «ذلت» بدل گردید و آنگاه موجودی شد، مملوک مرد، ننگ پدر، بازیچۀ هوس جنسی مرد، بز یا بنده منزل شوهر! و بالاخره موجودی که همیشه دل مرد خوش غیرت را می‌لرزاند که ننگی بالا نیاورد و برای خاطر جمعی و راحتی خیال پس چه بهتر که از همان کودکی زنده به گورش کند تا شرف خانوادگی پدر و برادر و اجداد همه مرد!، لکه دار نشود».(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ21، ص151 تا 155 از 281)

شریعتی در جاهای دیگر با تصریح بیشتری به منافع فردی و مصالح و پسند مردان در تحقیر و نقش درجه دومی زنان و فرهنگ مردسالار اشاره دارد:« زن را، در وضع و حالی که اکنون هست، به دلیل اینکه از قدیم بوده و به این علت که به آن خو گرفته‌اند و آن را می‌پسندند و یا مصالح‌شان با آن منطبق است؛ می‌کوشند تا ابد همین جور بماند، می‌گویند اسلام همین جوری خواسته است . دنیا عوض می‌شود و همه چیز تغییر می‌کند و حتی خود آقا عوض شده و آقازاده هم همین طور، اما زن شکلش باید ثابت بماند و اصلاً پیغمبرخاتم، زن را به همین شکل و شمایلی که حاجی آقا خوشش می‌آید، قالب‌ریزی کرده است!» (1350، فاطمه فاطمه است، م.آ21، ص 53 از 281)

شریعتی در جایی نیز از تأثیر خواست یا منافع برخی مردان، حتی در تفسیر قرآن در مورد تعدد زوجات، با طنز و کنایه یاد می‌کند: «قرآن ابتدا مردم را ملزم به اجرای عدالت میان زنان می‌کند و بلافاصله اعتراف می‌نماید که «هرگز نمی‌توانید عدالت ورزید، پس به یک تن اکتفا کنید». این‌چنین بیان هنرمندانه و شگفت انگیزی هر که را سخن شناس باشد و با روح قرآن آشنا و با پیچ و خم تفسیرها و فوت و فن‌های معنی شکن کلامی بیگانه و هوس «تعدد زوجات» هم در دل نداشته باشد!، به سادگی معترف می‌کند که شرایط چندان دشوار است و تنگنای جواز چندان سخت که جز در مواردی فردی یا اجتماعی که الزامی روحی یا اخلاقی در کار است نمی‌توان از آن گذر کرد».(1345، شناخت محمد، م.آ 30، 141 از 169)

و نهایتاً در جایی در یک جمله کلیدی لب کلام‌اش را آشکار می‌کند:«مرد همواره می‌خواسته است بر زن تسلطی مستبدانه داشته باشد».(1345، شناخت محمد، م.آ 30، 91 از 169)

او خود زنان را نیز در تداوم این وضعیت بی‌تقصیر نمی‌داند و به تعبیر بوردیویی از درونی شدن فرهنگ سلطه و تبعیض و بنیان‌های معرفتی-روانی نقش فرودستانه زنان، در خود آنان سخن می‌گوید. او به مثال مهریه و شیربها و «نرخ بکارت»! می‌پردازد و از تعبیر «زنی که خود را کنیز می‌بیند و هم چون کنیز می‌اندیشد» استفاده می‌کند و اضافه می‌کند که چنین کسی با تغییر ظاهرش از «دست دومی بودن» آزاد نمی‌شود و اشاره به ضرورت و نیاز به تغییر فرهنگی و شخصیتی او دارد.(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ 4، 3-362 از 508)

شریعتی وقتی به تاریخ اسلام و برخورد پیامبر با دخترش می‌پردازد نیز این نگاه دو وجهی‌اش را بروز می‌دهد که هم مردان باید آموزش ببینند و از «تخت جبروت و جباریت خشن و فرعونی»شان فرود آیند و هم زنانی که این سلطه را درونی کرده‌اند، آموزش ببینند و از «پستی و حقارتی» که آنها را «ملعبه زندگی» کرده است، تشخص وجودی و استقلال فردی بیابند و به «قله بلند شکوه و حشمت انسانی فراز آیند».(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ21، ص 163 از 281)

تفصیل استنادات پنج عامل یاد شده در بالا در ادبیات شریعتی، در متن کتاب آمده است.

6 - «انسان‌شناسی» زنان (تشابه یا تفاوت؟)

در کتاب به تفصیل بحث شده که در ادبیات فمینیستی در موج اول بیشتر روی تساوی سرشتی زن و مرد تاکید شده تا به تساوی حقوقی زنان برسند و با تبعیضات گسترده اجتماعی مبارزه کنند. اما به تدریج با کسب بسیاری از این مطالبات؛ ادبیات فمینیستی به خصوص در نظرگاه رادیکال، به «تفاوت» زن و مرد اشاره داشتند. «فمینیسم تفاوت» نه از موضع ماقبل مدرن که مرد متفاوت و برتر از زن است بلکه حتی گاه به عکس از متفاوت بودن و برتری زنان نسبت به مردان سخن گفت. این مسئله تا بدانجا دامن گسترد که بخش مهمی از ادبیات فمینیستی بدین مسئله پرداخت که اساسا زنها منظر معرفتی متفاوتی با مردان دارند و بر این اساس به تسلط نگاه و فلسفه مردانه در فرهنگ بشری اعتراض کردند و گفتند تاکنون در فلسفه و هنر و ادبیات از منظر مردان به جهان و زندگی نگاه شده اما زین پس باید از منظر زنان نیز بدان ها نگریست. آنها حاکمیت چشم انداز مردانه را در سیاست و زندگی، سراسر خشونت و فساد می دانند که محتاج است نظرگاه زنانه (و مادری عمومی) جانشین آن شود. تفصیل این مبحث در کتاب آمده است.

در ادبیات زن شناختی شریعتی نیز رگه هایی وجود دارد که او علاه بر نگرش توحیدی انسان شناسی در منظر «کلان» خویش که به همسرشتی زن و مرد معتقد است؛ اما در نگاه و وجود زنان لطافت انسانی خاصی می بیند که مردان فاقد آن هستند. این تفاوت، تفاوتی ماوراء تساوی(سرشتی) است نه مادون آن به سانی که سنت های ضد زن در طول تاریخ داشته اند.

مثلا: «در آنجا ]غرب[ نشانه آزادی این است که زن هم چون مرد نه تنها می‌تواند تصمیم بگیرد، انتخاب کند عقیده و احساس‌اش را ابراز کند، بلکه هم چون مرد تصمیم می‌گیرد، انتخاب می‌کند و عقیده و احساسی در سطح مرد دارد، نه از نوع مرد، آنچه متجددان ما می‌پندارند، و در کار و رفتار و تفکرش این را نشان می‌دهد».(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ 4، 361 از 508)

در جای دیگری نیز دو تعبیر«هوشیاری و تیزبینی عقلی» و «حفظ لطافت و رقت احساس زنانه» را در کنار هم به کار می‌برد. اما از«احساس زنانه» تلقی منفی موسوم به «احساسی‌تر بودن زنان» که مترادف سطحی بودن آنان است، را ندارد و به شدت این مترادف‌سازی را نقد می‌کند:«...این است معنی آزادی و پیشرفت زن. و در عین حال هوشیاری و تیزبینی عقلی، حفظ لطافت و رقّت احساس زنانه که از نظر ما همیشه با ضعف و حماقت و لوسی و سطحی بودن توأم است».(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ 4، 363 از 508)

در بحث از انسان شناسی زنان باید به صورت عام تر به مبحث انسان‌شناسی شریعتی نیز توجه کرد. انسان شناسی مهم‌ترین بخش آراء شریعتی و به تعبیری «پایتخت اندیشه» اوست. او علاقه وافری به اسطوره دارد و پایه انسان‌شناسی خود را بر اسطوره خلقت آدم و حوا قرار می‌دهد که در بسیاری از فرهنگ‌ها، نمونه‌ مشابهی دارد. در این بخش او توضیح می‌دهد که در قرآن، برخلاف عهد عتیق زن عامل گناه اولیه نیست. در تلقی اسطوره‌شناختی شریعتی از خلقت انسان مسئله «عصیان» جایگاه ویژه‌ای داد. او برخلاف تلقی رایج سنتی خوردن میوه ممنوعه را اساساً منفی و گناه نمی‌داند. بلکه آن را عصیانی می‌داند که با آن «انسان» متولد می‌شود.(1350، درس ششم، تاریخ و شناخت ادیان، 56-54 از 59)

7- تحلیل انتقادی وضعیت زنان در سنت به شدت مردسالار (گونه‌شناسی زنان سنتی)

جامعه ایران در زمان شریعتی را می‌توان «جامعه ناموزون با غلبه وجه سنتی» دانست، جامعه‌ای که در دهه چهل و پنجاه، حدود 65 - 60 درصد جمعیت‌اش در روستا یا ایل و عشایر زندگی می‌کردند، بخش مهمی از آن بی‌سواد بودند و در شهرها نیز فضای غالب فرهنگی و اجتماعی، فضای سنتی-مذهبی بود. بر این اساس است که می‌بینیم در گونه‌شناسی وضعیت زنان در ایران، وی در حجم بالایی به وضعیت زنان سنتی و حالت به شدت تبعیض‌آمیز و فرودستانه‌شان و غلبه قدرتمند فرهنگ مردسالار بر آنان می‌پردازد. توصیف و پردازش او در این بخش، با توجه به بیان شیوای او بسیار دقیق و درونکاوانه است.

شریعتی در گونه‌شناسی زنان در جامعه خویش به طور کلی سه چهره از زن (زن سنتی، متجدد و روشنفکر) را ارائه می‌دهد (1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، 48 از 281) اما تمرکز بیشترش بر توصیف زن سنتی است. دراین رابطه او علاوه بر تکرار تعبیر «جرم زن بودن»؛ عمده‌ترین واژگانی که به کار می‌برد «محرومیت»، «تحقیر» و «زنجیر» است.

«زنی که در خانه کارش «تولید بچه» بود و در جامعه نقشش تولید "اشک"؛ این تیپ‌ها، تیپ ایده‌آل‌شان و سرمشق اعلا‌شان فاطمه است؟ که تولیدش دختری است چون زینب که چند روز پیش شاهد قتل عام عزیزانش-از جمله دو پسر رشیدش- بوده است و امروز در برابر امپراطوری خشن و دیکتاتور و آدم‌کش بنی‌امیه در پایتخت وحشت و جنایت، دلیر و صبور می‌گوید:«سپاس مر خدای را که این همه افتخار و این همه رحمت به خانواده ما عطا فرمود».

زن را از همه چیز محروم کردند، حتی از شناخت مذهب خویش. و چون سواد نداشت باید غیبت می‌کرد- و کرد- وقتی که سرگرمی علمی و فکری نداشت، باید شله می‌پخت- و پخت- و ابوالفضل پارتی می‌داد- و داد- و چون به سواد و کتاب و مجالس و منابر مختلف راهی ندارد، نمی‌تواند هم‌سطح مردی باشد که با سواد است».(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، 132-128 از 281)

یک نکته قابل توجه در این حوزه، توجه شریعتی به زنان اشرافی مذهبی سنتی است. او آنان را «تجسدی از پوچی و عبث» می بیند بین پدر و شوهر که فلسفه «وجود» آنها را نیز در «موجودی‌شان» خلاصه می‌کند. شریعتی این دسته از زنان را به طنز کارگزاران «سفره و پارتی»های مذهبی می‌داند و بر نداشتن «سواد و شعور، شغل و کار، مسئولیت‌های اجتماعی، هنر و حتی جاذبه‌های زنانه و زیبایی‌های جسمی و جنسی» تأکید می‌کند (1349، اقبال مصلح قرن اخیر، م.آ 5، 51-46 از 128). تنوع نقش‌های مثبتی که وی برای زنان، چه در این جا و چه در دیگر فقرات می‌آورد خود نکته قابل تأملی است

وی در دیگر توصیفاتش علاوه بر عدم تحصیل و «ناآگاهی حتی از مسائل روزمره زندگی اجتماعی»، به صورت انتقادی توصیف می‌کند که آنها برای «کار خارج از خانه تربیت نشده‌اند» و «کار یدی و تولیدی خارج از خانه را بد می‌دانند»(1349، اقبال مصلح قرن اخیر، م.آ 5، 58-57 از 128). این فقره نیز نشان می‌دهد که دو امر مهمی که شریعتی در تحلیل وضعیت سنتی زنان از فقدان آنها انتقاد می‌کند «تحصیل» و «اشتغال» است.

8- تبیین دو لایه زن در جامعه مدرن (زن آزاد - زن و سرمایه‌داری)

نظرات شریعتی در باره وضعیت زنان در جامعه مدرن در دو لایه اصلی قابل طبقه‌بندی است:

لایه اول: زن آزاد

شریعتی نگاهی تاریخی به مسئله زنان در غرب دارد. وی آزادی زنان در اروپا را در امتداد قرون وسطا تحلیل می‌کند. او بارها به تحلیل وضعیت ضدزن در قرون وسطا پرداخته و همدلانه «عکس‌العمل» جامعه مدرن را در برابر آن وضعیت تحلیل کرده است:«مسئلة آزادی زن که امروزه در اروپا به این شکل می‌بینیم، عکس‌العمل اسارت زن در قرون وسطی است. از پاپ می‌پرسند، آیا یک زن نامحرم می‌تواند با مرد نامحرم از پشت در بسته سخن بگوید!؟ پاپ می‌گوید، او نمی‌تواند سخن بگوید که هیچ، در منزلی که یک زن وجود دارد ولو درآشپرخانه، مرد نامحرم حق ندارد که وارد آن منزل شود!»(1349، روشنفکر و مسئولیت او در جامعه، م.آ 20، 18 از 90)

شریعتی در این لایه به «مبارزات مداوم و عمیق فکری و اجتماعی» زنان در غرب اشاره داده و «آزادی» زن اروپایی را برخاسته از «آگاهی و فرهنگ» می‌داند:«زن اروپایی پس از چندین نسل رشد اجتماعی و فرهنگی آزاد شده است. آزادی او ثمرۀ فداکاری‌ها، مبارزات مداوم و عمیق فلسفی و فکری و اجتماعی و حقوقی بسیاری است. وی آزادی‌اش را به وسیلۀ «آگاهی و فرهنگ» به دست آورده است».(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ 4، 357 از 508)

شریعتی «ثمره آزادی و نشانه پیشرفت» آنچه «زن روز» در اروپا می‌خواند را چنین توصیف میکند:«زن روز در آنجا ثمرۀ آزادی و نشانۀ پیشرفت خود را که بر می‌شمارد، از شمارۀ شهدایی، که در نهضت مقاومت علیه اشغال پاریس به وسیلۀ نازی‌ها، داده است، یاد می‌کند و شمارۀ استاد و نویسنده و مترجم و موسیقی‌دان و رهبر ارکستر و مکتشف و مخترع و مبارز اجتماعی و سیاسی و خدمتگزار مردم و مسائلی از این گونه، یعنی کوشش در شرکت هرچه بیشتر در افتخاراتی که غالباً در انحصار مردان بوده است».(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ 4، 36 از 508)

او در جای دیگری «آزادی زن» در جامعه مدرن اروپایی را در چنین مصادیقی می بیند: «در آنجا آزادی زن، یعنی رها شدن او از قید و بندهای منحط فکری و روحی و حقوقی و اجتماعی. یعنی آزادی انتخاب. آزادی اندیشیدن. آزادی زندگی کردن. آزادی دوست داشتن. آزادی از همه رنگ‌ها و سنّت‌هایی که یادگار دوران بردگی و ذلّت و نقص عقل و شکستگی پای زن بود... نشانه آن آزادی این است که زن همچون مرد نه تنها می‌تواند تصمیم بگیرد، انتخاب کند، عقیده و احساسش را ابراز کند، بلکه همچون مرد تصمیم می‌گیرد، انتخاب می‌کند و عقیده و احساسی در سطح مرد دارد (نه از نوع مرد، آنچه متجدّدان ما می‌پندارند) و درکار و رفتار و تفکّرش این را نشان می‌دهد».(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ 4، 361-360 از 508)

لایه دوم: الف - آسیب‌شناسی وضعیت زن در دنیای جدید (خانواده اتمیزه و تنهایی ناشی از فردگرایی منفعت محور)

پرواضح است که چه ادبیات وی در این باره و چه مواضع و درون‌مایه گفتمان‌ او در دیگر حوزه‌ها، نشانگر آن است که این «بررسی انتقادی» نه از موضع «ماقبل مدرن»، بلکه از موضع آسیب‌شناسی انتقادی و استعلایی است.

منظر انتقادی او دو بعد اساسی دارد. یک بعد نگرش از منظر «رهایی» و رویکرد معناگرایانه، اخلاقی، وجودی و اگزیستانسیالیستی است که شریعتی در همه حوزه‌ها، چه در تحلیل و نقد سنت و جامعه سنتی و چه در تحلیل و نقد جامعه جدید (و از جمله وضعیت زنان در این دو) دارد. بخشی از نقد وی در این باره تا نقد بعضی ریشه‌های فکری دوران جدید نیز گسترش می‌یابد. شریعتی معتقد است انسان جدید دچار وضعیتی تک‌ساحتی شده است. برخی متفکران دنیای جدید چون «وبر» نیز به نقد «عقلانیت ابزاری» و اینکه این وضع به «قفس آهنین» دنیای جدید برای انسان‌ها تبدیل شده پرداخته‌اند. هابرماس در رابطه با عقل ابزاری، از «عقلانیت انتقادی» و «کنش ارتباطی» یاد می‌کند. شریعتی، اما، از موضعی شرقی‌تر و شاید عمیق‌تر، به نقد «عقل سرد» در دنیای جدید و فراموشی ساحت‌ها و ابعاد اشراقی و عرفانی آدمیان به واسطه غلبه عقل خشک حسابگر که لایه عمیق عاطفی و احساسی آدمی را نادیده می‌گیرد، نیز می‌پردازد. وی به تبعات غلبه عقلانیت سرد و ابزاری در زندگی آدمی، از جمله در حوزه خانوادگی، توجه پررنگی دارد.

بعد دوم این برخورد انتقادی از منظر «رهایی» را نگرش جمع‌گرایانه و سوسیالیستی (و به عبارت دقیق‌تر سوسیال - دموکرات) او در هر دو مفهوم دورکهیمی (اجتماعی)-مارکسی(اقتصادی)، تشکیل می‌دهد. او از منظر سوسیالیستی(دورکهیمی) منتقد «فردگرایی» لیبرال است. نقد این فردگرایی نه نقد فردگرایی سیاسی و حقوقی است که به انسان‌ها موجودیت مستقل و تشخص فردی و سیاسی و حقوقی می‌دهد. او خود نیز در پی دادن هویت و تشخص فردی و وجودی به انسان است. نقد او بر فردیت لیبرال نقدی اخلاقی و فلسفی است چرا که اولاً فرد جدا از جمع و جامعه وجود خارجی ندارد و به لحاظ فلسفی و معرفتی تنها در رابطه با «دیگری» است که تعین می‌یابد. ثانیاً نباید تربیت اخلاقی انسان به سمت فردگرایی منفعت محور و خودگروی خودخواهانه‌ای برود که برای منافع خویش «انحصار» و اولویت قائل باشد. او در مباحث اخلاقی‌اش به «برای خود، برای ما، برای دیگران» می‌پردازد و تولد انسان و اخلاق را در رویکرد دوم (برای ما) و در اوج‌اش رویکرد سوم (برای دیگری)، می‌داند.

توجهات عمده شریعتی در آسیب‌شناسی استعلایی اش از وضعیت زنان در جامعه مدرن به «عقل خشک و سرد حسابگر»، «فردگرایی»، «منفعت‌طلبی فردی»، «تنهایی» و «تضعیف خانواده»، «کمبود محبت»، «رشد انحرافات و آسیب های اجتماعی» و نظایر آن است.

لایه دوم: ب - زن و سرمایه داری

به نظر شریعتی رشد انقلاب صنعتی و ماشین، به افزایش تولید (تولید انبوه) منجر شد. این محصول نیازمند «بازار مصرف» و «ثبات سیاسی» برای حفظ نظام سرمایه‌داری بود. بر این اساس وی معتقد است سرمایه‌داری با زن برخورد ابزاری کرد و او را هدف بازار مصرف و نیز عامل رشد و ترویج و تنوع مصرف ساخت. البته او اشاراتی نیز به ورود دست دوم زنان به بازار کار برای تولید و آوردن زن از خانه به جامعه و کارخانه نیز دارد. در این راستا وی به برخورد ابزاری سرمایه‌داری به سکس زن هم می‌پردازد، سکسی که جانشین عشق شده و به دنبال توسعه مصرف است.

وی اما ریشه‌های عمیق‌تر این آسییب ها را در جهان‌بینی و روان‌شناسی و اخلاق بورژوازی (اعم از مذهبی و غیرمذهبی‌اش) می‌داند:«آنچه معنی دارد «لذت» است و آنچه ارزش دارد «پول»، و مابقی همه حرف مفت است و خیال باطل!... حتی زیبایی، جاذبه، لطافت، اندام و موسیقی ظریف و دلنشین زن که در ادبیات و هنر قدیم آن همه شعر و هنر و شور و خلاقیت را برانگیخت، آنچه را در یک روح بورژوا برمی‌انگیزد، حتی غریزۀ جنسی‌اش نیست؛ تنها احساسی که به او الهام می‌کند این است که در کنار جنسی که به فروش گذاشته است، او را عریان نماید تا در جلب مشتری به وی کمک کند».(1355، انسان آزاد - آزادی انسان، م.آ 24، 69-68 از 151)

او در جای دیگر توضیح می‌‌دهد که نظام سرمایه‌داری از «سکسِ به جای عشق» نشسته، برای دو هدف به عنوان ابزار استفاده کرد: ابزار سرگرمی برای نیندیشیدن به تضادهای اصلی جامعه و دیگری برای تشویق انسان‌ها به مصرف. شریعتی در این جا تعبیر «فرویدیسم بازاری» را به کار می‌برد (که می‌تواند در برابر فرویدیسم آکادمیک قرار گیرد که وی در جای دیگری به خاطر کشف ناخودآگاه از آن تجلیل کرده بود): «و از فرویدیسم، مذهب و معبدی می‌سازند که نخستین قربانی‌ای که در آستانه آن ذبح شد، زن بود».(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ21، 106-104 از 281)

علیرغم همه آسیب‌شناسی‌هایی که وی در رابطه با «مدرنیته محقق» داشت؛ از نظر او «زن اروپایی را که ما در ایران می‌شناسیم زن موجود در اروپا نیست. زن اروپایی موجود در ایران است!». او می‌گوید «چهره‌ای که ما به نام زن اروپایی می‌شناسیم، ساخت ایران است. مونتاژ ملی است!». وی آنگاه از چهره‌های متعددی از زنان اروپایی در حوزه‌های مختلف علمی، آزمایشگاهی و تحقیق میدانی، آکادمیک و فلسفی، سیاسی و مبارز و... نام می‌برد و نتیجه می‌گیرد زنانی که بر اساس «اطلاعات بانوان» در ایران به عنوان زن اروپایی معرفی می‌شوند خود «گوشت‌های قربانی دستگاه‌های تولیدند و عروسک‌های کوکی سرمایه‌داری و کنیزان تمدن جدید برای سربندی خواجه‌های جدید» که «استحمار جدید» برای «استعمار» خویش از آنان بهره برداری ابزاری می‌کند. زیرا استعمار هرگز دوست ندارد که دختران ما اروپایی فکر و کار کنند، اندیشمند و آزاد و تولیدکننده باشند».(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، صفحات 90 تا 97 از 281)

اگر این جمعبندی شریعتی خوش‌بینانه هم تلقی شود، شاید حداقل بتوان گفت این «فرصت» برابر برای زنان در جوامع مدرن نسبت به جوامع دیگر بسیار بیشتر فراهم است:«... زن اروپایی، زنی که همسر یک خانواده دو همسری است (Monogame) که در آن زن و مرد دو شریک و برابر و متشابه هم‌اند و هر دو در بیرون کار می‌کنند و در درون خانه‌داری؛ وقتی دختر بود، درست مثل پسر، آزاد بود و از همه چیز برخوردار. همچون پسر‌ها درس خواند و تفریح کرد و تحصیل و ورزش و پرورش و آشنایی با کتاب و قلم و هنر و اندیشه و درس زندگی و تخصص کار و رسیدن به استقلال اجتماعی و درآمد مستقل اقتصادی و سپس انتخاب رفیقی به عنوان شوی و « شریک زندگی». (1350، فاطمه فاطمه است، م.آ21، 137-136 از 281)

9- تحلیل انتقادی وضعیت زنان در موقعیت شبه مدرن ایران (گونه‌شناسی زن متجدد)

همانند مبحث مرتبط با غرب، در اینجا نیز شریعتی در وهله اول نگاهی تاریخی به موضوع دارد. وی در اینجا نیز به واکنش ‌ در برابر ارتجاع فرهنگی و سنتی و «محرومیت و تحقیر و زنجیر»ش برای زنان اشاره دارد. وی به دو قالب آدم‌ریزی متقدم و متجدد اشاره می‌کند. شریعتی در این جا به «ناله و نفرین» و یا «کشیده و لگد»ی که می‌خواهد جلوی بسط وضعیت شبه‌مدرن را بگیرد، و نیز برخورد انفعالی با این وضعیت اشاره می‌کند و آن‌ها را ناکام می‌داند.(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، 90-88 از 281)

وی در جای دیگری نیزبه تحمیل قالب‌های سنتی با زور و فشار و «سلیطه‌بازی»های ویژه امر به معروف و نهی از منکر! و در نتیجه «عکس‌العمل» جوان در برابر «شوک آفتابه» و «شوک چادر» و «منطقه وحشت و نظامی مذهب!» و «اختناق و استبداد و خفقان» اشاره می کند:«یکباره «حوصله‌اش سرمی‌رود»، می‌زند به سیم آخر! عقده‌گشایی! جبران بیست سال اختناق و استبداد و خفقان و...! می‌بینیم که بینش ضدّ مذهبی در اینجا یک «حالت روحی و عقده‌ای» است، عکس‌العملی است. از طریق مطالعه و آشنایی با فلسفه و علم و فرهنگ جدید و مکتب‌های اجتماعی و فکریه و تحت تأثیر نهضت‌های مترقّی بورژوازی و گرایش رآلیستی و منطق مادّی و دیالکتیک و ماتریالیسم و اومانیسم؛ روشنفکر و بی‌اعتقاد به مذهب نشده است، فشار آفتابه و چادر او را روشنفکر و متجدّد و آزاد ساخته است».(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ 4، 360-358 از 508)

و در جای دیگر نیز باز نشانه پیشرفت و ثمره آزادی زن در غرب را در شماره استاد و نویسنده موسیقی‌دان و شهدای مبارزه و ... می‌داند و در اینجا رشد مصرف لوازم آرایش.(1350، بازگشت به کدام خویش؟، م.آ 4، 7-36 از 508)

شریعتی در جایی نام تعداد زیادی از زنان محقق و نویسنده و مبارز و ... در غرب را می آورد و می گوید ما اینها را نمیشناسیم و به جایش زنهای «زن روز»ی را می شناسیم. به خاطر طولانی بودن این قسمت، ضمن توصیه به خواندن آن، از نقلش خودداری میکنم.(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ21، 97-90 از 281)

نقد رادیکال شریعتی به هر دو تیپ قالبی زن شبه مذهبی و شبه مدرن از منظر «وجودی» اما یکسان است: «بيچاره زن اروپایی چه ننگي كه اينها خودشان را مقلد او ميدانند و در احساسات از او بالاتر!؛ نه شرقي‌اند نه غربي، نه زن‌اند نه مرد، نه متجدداند نه متقدم، نه تحصيلكرده نه بيسواد، نه خانه‌دار نه اجتماعي، نه همسر خوب‌اند نه معشوق خوب، نه عقل دارند و نه دل، هيچ! پوچ! شصت هفتاد كيلو گوشت و دمبه پودرنشده رنگ‌شده صداداري هستند كه فقط بدرد «ديد زدن» جوانك‌هايي ميخورند كه زيرابرو ورميدارند!» (48-1346، گفتگوهای تنهایی، م.آ 33، 504 از 948)

و در جای دیگر:«اما باز یک امتیاز بر رقبای اُملشان، همان کلاغ سیاههای خانگی، یعنی همان صورت دیگر از همین ماده، دارند. آنها با آن حرکات مهوعشان آبروی بیچاره اروپا را می‌برند، تمدن را بدنام می‌کنند و اینها با این سکنات متعفنشان آبروی بیچاره اسلام را. چه گرفتاری عجیبی در قضاوت میان این دو صف متجانس متخاصم پیدا کرده‌ام. هر وقت آن ملاباجی گشتیزخانم‌ها را می‌بینم می‌گویم باز هم آنها و هر وقت آن جیگی جیگی ننه‌خانم‌ها را می‌بینم می‌گویم باز هم اینها!».(1350، وصیت، م.آ 1، 15-14 از 24)

10- زن‌شناسی دینی شریعتی

از آنجا که این فصل خود موضوعی مستقل و مفصل است برای جلوگیری از طولانی شدن مقاله خوانندگان را به اصل کتاب ارجاع می دهم.

11- اهداف و خواسته‌ها - راه‌کار‌ها و راه‌حل‌ها

خواسته‌ها و راه‌کارهای شریعتی در حوزه زنان، به طور طبیعی، به شدت متأثر از شرایط زمانی اوست. وجه غالب فرهنگی سنتی در آن دوران در فصل گونه‌شناسی زنان سنتی تصویر شد (تولید بچه در خانه و تولید اشک در جامعه و فلسفه وجودی بین مطبخ و بستر). از نظر فرهنگ غالب رسمی نیز زن می‌بایست زیبا و فریبا باشد(جمله معروف هویدا). روشنفکران نیز غالباً زن را نمی‌دیدند. در میان فعالان سیاسی و تحول‌خواه نیز زنان، علیرغم حضور نسبی اما محدودشان در عرصه مبارزات، هنوز نتوانسته‌ بودند جای پای استواری بیابند. البته در دهه پنجاه جنبش چریکی عضوگیری‌هایی از میان زنان انجام داده بود، اما زنان فعال در جنبش چریکی فاقد آگاهی و رویکرد جنسیتی بودند. از اشرف دهقانی می‌توان به عنوان نماد این طیف نام برد.

در عرصه جامعه نیز هر چند از مشروطه به بعد به تدریج تحصیل (و سپس تحصیلات عالیه) برای دختران امکان پذیر بود، اما از درون خانواده‌های عمدتاً سنتی جامعه ایران (که در آن هم چنان شهرنشینی در برابر روستانشینی و زندگی عشایری در اقلیت قرار داشت)، مقاومت‌های جدی برای تحصیلات (و مخصوصا تحصیلات عالیه) وجود داشت و عمدتاً حداکثر تا پایان مقطع ابتدایی برای تحصیل دختران تحمل می‌شد و پس از آن هم ازدواج و شوهرداری و بچه‌داری فراراه آنها بود.

هر چند در آن هنگام در امتداد فضای کشف حجاب رضاشاه، امکان تحصیل و حتی فعالیت اجتماعی- سیاسی برای زنان فراهم بود و شاه دوم حق رأی به زنان داده بود، اما به طور توده‌ای استقبال چندانی از این فضا نشده بود. و الگوی «اشرف پهلوی» برای آزادی زنان، هم به خاطر گارد بسته سنت برای اصلاح وضعیت زنان و هم به علت وابستگی او به قدرتی که از نظر توده‌های مردم ظالم بود و مشروعیتی نداشت و هم به علت برخی فسادهای شخصی او؛ نمی‌توانست نفوذ اجتماعی بیابد. البته دراین میان بودند معدود زنانی خارج از این الگو که پیگیر برخی حقوق زنان بودند، اما آنها نیز رگه‌ای نازک بودند که شاید به خاطر پایگاه طبقاتی بالا، فاصله فرهنگی با اقشار وسیع سنتی زنان جامعه (و ناآگاهی و بی‌سوادی غالب خود این طیف) و زیست اجتماعی- سیاسی در کنار حکومت، نتوانستند نه با زنان (عمدتا دانشجوی) روشنفکر مخالف حکومت و نه توده‌های وسیع زنان ارتباطی برقرار کنند.

در کنار دو الگوی اشرف پهلوی و اشرف دهقانی؛ الگوی سومی که می توان الگوی حسینیه ارشادی نامید، بیشتر از بقیه توانسته به موفقیت اجتماعی در آزادسازی دختران و زنان از قید و بندهای اجتماعی سنتی نائل شود.(شرح بیشتر در این باره در مقاله نگارنده«نهضت بیداری زنان» در کتاب شریعتی؛ راه یا بیراهه؟» انتشارات قلم، 1381 آمده است)

زن «آگاه، مسئول، مولد» / «حق و نقش و شخصیت» مساوی مرد

خواسته‌های شریعتی در مورد زنان را باید در زمینه تاریخی خودش مورد توجه قرار داد. وی اهداف و خواسته‌هایی «آرمانی» دارد که درونمایه ای فراجنسی دارند. اما او در آرمان‌های خویش نیز زنان را دیده است. بنابراین می‌توان آرمان‌های فردی-اجتماعی‌ای هم چون «عرفان، برابری، آزادی»؛ ایده‌آل فردی و وجودی «آگاهی، آزادی، آفرینندگی و ایده‌آل‌طلبی»؛ پرواز با دو بال «عقل و عشق» و... را آرمان‌های ایده‌آلی اش برای زنان نیز دانست. اما باید جدا از این اهداف آرمانی کاوش کرد که شریعتی چه «خواسته»های مشخص و عینی را برای زنان دوره خویش دنبال می‌کرد.

اهداف دورانی شریعتی در مورد زنان را می‌توان از درون تحلیل‌های انتقادی او بر گونه متقدم سنتی و گونه متجدد شبه مدرن به دست آورد. خود شریعتی این امر را به عنوان «زن سوم» و «زن روشنفکر» صورت‌بندی می‌کند. زن سوم او فاقد ویژگی‌های زنان سنتی متقدم و شبه مدرن متجدد (زنان تحت سلطه مردسالاری قدیم و جدید) و واجد ویژگی‌های زن اصیل آزاد اروپایی (نه زن اروپایی ساخت ایران) و زن اصیل مذهبی (آن گونه که در صدر اسلام بود و محمد می‌پرورید)، است.

البته شریعتی در دوران جوانی‌، خواسته‌اش در مورد زنان را به صورت یک شعار سیاسی-تبلیغی «حقوق اجتماعی و سیاسی برابر با مردان» (1341، مقالاتی از ایران آزاد، م.آ 36، 102 از 123)، اعلام کرد. اما وقتی پس از اتمام تحصیلات از اروپا به ایران آمد و حرکت فکری‌اش را آغاز کرد و با متن جامعه ایران بیشتر مواجه شد، دید وضعیتی که اکثر قریب به اتفاق زنان جامعه‌اش در آن به سر می‌برند فاصله بسیاری با «حقوق اجتماعی و سیاسی برابر با مردان» دارد. بنابراین متوجه شد جدا از شعارهای آرمانی، اگر بخواهد برای زنان «واقعاً» موجود و گوشت و خون‌دار، کاری بکند باید از حقوق اولیه‌ای شروع کند که خیلی ابتدایی‌تر از آن مطالبه آرمانی است. بر این اساس او به وضعیت واقعی زن ایرانی (متقدم و متجدد) نزدیک شد و سعی کرد الگوی سومی را در برابر آنها مطرح کند.

زن روشنفکر شریعتی زن متقدم سنتی نیست. بنابراین در یک جمله می‌توان گفت از نظر او زن به جرم زن بودن نباید خانه‌نشین شود، بلکه باید حق تحصیل، اندیشه و آگاهی و اشتغال داشته باشد و کار بیرون از خانه را بد نداند.

هم چنین زن سوم زن متجدد شبه‌مدرن نیست و نباید تحت سلطه مردسالاری جدید قرار گیرد. این زن سوژه مصرف و ابژه جنسی و ابزار دست دوم اقتصادی نیست و می‌باید «تجدد» و تغییرات ظاهری در خود و زندگی‌اش را با «تمدن» و تغییر عمیق در اندیشه و شخصیت فرق بگذارد.

زن سوم، زنی است که سرشت انسانی برابر با مرد دارد و معنا و مسئولیت زندگی‌شان مشابه است. او باید دارای استقلال فردی و اقتدار شخصیتی باشد و در همه حوزه‌ها حضور یابد و از حقوق مساوی برخوردار گردد. بر این اساس می‌توان از مدل‌های متکثر و متنوع زن سوم یاد کرد.

براساس عصاره‌گیری که از فصول قبلی این نوشتار بدست می آید، می‌توان اهداف و خواسته‌های شریعتی برای زن دوران خویش را در سه خصیصه «آگاه، مسئول و مولد» خلاصه کرد. همچنین می‌توانیم به فقرات دیگری بپردازیم که او خود به زن سوم و روشنفکر پرداخته است. بر این اساس می‌توان با بهره‌گیری از تعابیر خود وی گفت هدف و خواسته مشخص شریعتی کسب «نقش، حق و شخصیت» برابر زن با مرد است (1355، با شما دو تن شهید شاهد، م.آ 1، 15 از 19 و یا: 1350، چه باید کرد؟، م.آ 20، 152 از 173)

او همچنین از سه ویژگی«اندیشمند و آزاد و تولیدکننده» یاد می کند (1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، ص 96 از 281). تعابیر او در اینجا به خوبی بیانگر اهداف متنوع و مدل‌هایی است که او برای دختران جامعه خویش آرزو می‌کند: فکر و اندیشه؛ آزادی؛ کار و تولیدکنندگی.

هر چند اکثر خواسته‌های شریعتی در مورد زنان جامعه خویش، حقوقی اولیه (هم چون خروج از خانه و تحصیل و آگاهی و اشتغال) برای تغییر نقش کلیشه‌ای زنان در خانواده و جامعه را مد نظر قرار داده و تأکید او بر الگوهای قدیم و جدید نیز عمدتاً معطوف به همین حقوق است؛ ولی گاه ذهن تیزپرواز وی به اهداف بلندتری اشاره دارد. به طور مثال در پرداختن به زینب از او «به عنوان مظهری از رهبری اجتماعی و انسانی و مترقی زن» یاد می‌کند (1351، انتظار عصر حاضر از زن مسلمان، م.آ 21، ص 25 از 51). و یا وقتی از فاطمه در نقش‌های گوناگون فردی، خانوادگی و اجتماعی‌اش یاد می‌کند، برخلاف فرهنگ مردسالار حاکم و به طور شگفت‌انگیزی از تعبیر «امام» برای او بهره می برد. (1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، ص 278 از 281)

هم چنین گاه توقع شریعتی از استقلال شخصیتی و «رأی» زن آن چنان است که وی در بحث‌هایی که در رابطه با دموکراسی رأی‌ها - رأس‌ها دارد، یکی از مصداق‌های تحقق اندیویدوآلیسم و شخصیت منفرد مستقل را در رابطه زن و مرد و عاشق و معشوق می‌بیند:«حتي زن و شوهر يا عاشق و معشوق يا دو دوست، دو راي باشند. در چنين جامعه‌اي است كه دموكراسي واقعي تحقق پيدا مي‌كند، دموكراسي رأي‌ها نه دموكراسي رأس‌ها. بنابراين دموكراسي وقتي در جامعه تحقق پيدا مي‌كند كه جامعه تبديل به جامعه انديويدوآليستي مطلق شود (به معني دوركيمي كلمه، در مقابل سوسياليسم دوركيمي).»(1348، گرایش های سیاسی در قرون معاصر، م.آ 12، 15-14 از 25)

خواسته شریعتی در آن هنگام همچنین اصلاح درون خانه هم هست. او در الگوی زن اصیل اروپایی از خانواده ای که هر دو در بیرون و درون خانه کار می‌کنند، یاد کرد. در ادبیات دینی‌اش نیز همین آموزه را دارد. او در«قرن ما در جستجوی علی» می گوید:« با فاطمه کارهای خانه خود را تقسیم کرده‌اند؛ نه این که "کار بیرون مال من است، کار درون مال تو است"؛ نه! در کار داخل خانه تقسیم‌بندی دقیق شده است، و در تمام مدت، در خانه، علی کار خودش را می‌کند و فاطمه کار خودش را».(1351، قرن ما در جستجوی علی، م.آ 26، 46 از 63)

بدین ترتیب می‌توان به طور خلاصه گفت زن سوم یا زن روشنفکر شریعتی با سه خصیصه «آگاه، مسئول و مولد» دارای «حق، نقش و شخصیتی مساوی مرد» است.

راهکارها و راه‌حل‌ها

راه‌کار خاص شریعتی درباره زنان باید در مرحله اول در چارچوب راه‌کار عام او برای کل جامعه‌اش در نظر گرفته شود. شریعتی به مشی آگاهی‌بخش-آزادی‌بخش معتقد است. فاعل این استراتژی نیز «روشنفکر» است. بر این اساس راه حل عملی او برای رهایی زنان نیز در چارچوب همین مشی و با اتکاء به روشنفکر (در اینجا زن سوم یا زن روشنفکر) قرار دارد. اما وی به طور جزئی‌تری نیز در این باره سخن گفته است.

اولین نکته‌ او توجه دادن به این امر است که روشنفکران (که شش مخاطب مجهول دارند) باید «زنان» را ببینند و آنها را نیز مخاطب خود قرار دهند(1351، درس 26 اسلام شناسی، م.آ 18، ص 2-1 از 41).

نکته بعدی که شریعتی روشنفکران را (هم به طور عام برای کل جامعه و هم به طور خاص در مورد زنان، در یک «تحلیل شرایط» دقیق)، توجه می‌دهد این است که «کلاسیسیسم» در جامعه ایران زنده و متحرک است و بدون در نظر گرفتن آن هیچ کار اساسی نمی‌توان کرد. سینه روشنفکر مملو از حال و آینده است و با نفرت به گذشته می‌نگرد. اما توده مردم ستایشگر گذشته است (1343، مقالاتی از نامه پارسی، م.آ 36، 8-7 از 28).

شریعتی هم چنین تحلیل جامعه‌شناختی بومی و عمیقی در رابطه با شرایط روز جامعه خویش می‌کند. او به اشک‌ریزی مردمان سنتی‌اش در صدها هزار روضه‌خوانی‌ (سر بر دیوار خانه فاطمه) می‌پردازد و «اشک را شهادت عشق» می‌نامد، عشقی اما بدون آگاهی و عقل و بر این اساس به روشنفکر راه نشان می‌دهد که اگر موتور این «عشق» با چراغ آگاهی و اندیشه ناشی از بازخوانی و بازسازی دین و تفکیک آن از سنت‌های قومی و تاریخی، روشن شود چه نیروی عظیمی برای «تغییری» که او به دنبال آن است، خواهد ساخت و البته موتور بی‌چراغ و عشق کور را «خطرناک و فاجعه» می‌نامد!(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، ص 18 تا 37 از 281).

بدین ترتیب مشی آگاهی‌بخش او در حوزه زنان به «روشنگری» نظری و مبناسازی فکری و دینی برای زن سوم (زن روشنفکر) در جهت مقابله با فرهنگ مذکر و مردسالار و توجه دادن مردان به زنان و به حقوق اولیه و بدیهی زنان برای خروج از زندان خانه‌نشینی و برخورداری از سواد و تحصیل و سپس اندیشه و اشتغال و فعالیت در عرصه‌های مختلف اجتماعی پرداخت. شریعتی به خوبی می‌دانست زن جامعه او هنوز از حقوق اولیه‌اش محروم است و نیز به خوبی آگاه بود که چه موانع سفت و سخت فرهنگی و سنتی در برابر او قرار دارد.

هم چنین او متوجه دادن «انگیزه، اعتماد به نفس، استقلال و اقتدار شخصیتی» به زنان برای خروج از وابستگی و خودکم‌بینی و تحقیر سنگین تاریخی و رضایت خود به این وضع و درونی کردن آن بود.

مجموع این ‌راه حل ها را می‌توان «آگاهی‌بخشی»علیه ایدئولوژی خانه‌نشینی و «انگیزه‌دهی» برای خروج از این وضع و تغییر نقش کلیشه‌ای در جامعه و خانواده نام داد.

یک نکته کلیدی شریعتی در برابر تغییر شبه‌مدرنی که با تکیه بر شعار آزادی جنسی، به جای آزادی واقعی و اصیل زنان توسط قدرت استبدادی حاکم آغاز شده، این است که به جامعه مردسالار سنتی که در برابر این فضا بیمناک شده، هشدار می‌دهد تنها راه حل، «دادن حقوق انسانی زنان» است و نه مقابله ستیزه‌جویانه با شبه‌مدرنیسم از موضع سنتی دگم و پوسیده و ضدزن(1351، انتظار عصر حاضر از زن مسلمان، م.آ 21، ص 21-20 از 51). این راه (=دادن حقوق انسانی زن) طلایی‌ترین نقطه تأکیدات شریعتی است. او هرگونه پیمودن مسیر مقابله و سرکوب را به شدت از نظرفکری و دینی و نیز راهبردی و کارکردی نقد می‌کند(1355، م.آ 10، جهت گیری طبقاتی در اسلام، 91-86 از 94) و نتیجه برخوردهای سنتی همراه با تهمت و توهین و غل و زنجیر کردن را صفر و حتی زیر صفر می داند(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، 51 از 281).

شریعتی در مسیر روشنگری و شوک زدن‌های پیاپی خود به فضای سنتی برای ترک برداشتن سد سدید سنت در برابر آزادی زنان برای بازشدن روزنه‌ای به سوی آینده، با دید دقیق یک جامعه‌شناس بومی می‌داند که مهم‌ترین مانع فرهنگ خانه‌نشینی زنان و تمرکز سلطه جنسیتی مرد سالارانه با پوشش مذهبی «عفت» و پوشش سنتی ملی «غیرت و ناموس» است. بنابراین او نقطه اصلی حمله خود را همین نقطه قرار می‌دهد و بر اثرگذارترین شخصیت در فضای سنتی جامعه، یعنی فاطمه انگشت می‌گذارد: «فاطمه یک خانه‌نشین ناآگاه نیست. او راه رفتن را در مبارزه آموخته است و سخن گفتن را در تبلیغ و کودکی را در مهد طوفان نهضت به سر آورده و جوانی را در کورۀ سیاست زمانه‌اش گداخته است. او یک زن مسلمان است: زنی که عفت اخلاقی او را از مسئولیت اجتماعی مبرا نمی‌کند.»(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، 246 از 281). شریعتی فاطمه را مصداقی برای مشی و ایدئولوژی ضدخانه‌نشینی خود قرار می‌دهد.

او به جایگاه فاطمه در فرهنگ شیعه، همانند جایگاه مریم در فرهنگ مسیحیت آشناست. شریعتی خود سعی می‌کند چهره او را بازخوانی و بازسازی کند و با نگرش و نقش تاریخی و اجتماعی جدیدی وی را فراروی احساس‌های برافروخته جامعه سنتی‌اش قرار دهد. او در اینجا فاطمه را به سان «امام»ی به مخاطبان‌اش معرفی می‌کند:«]فاطمه[خود یک امام است، یعنی یک نمونۀ مثالی، یک تیپ ایده‌آل برای زن، یک اسوه، یک شاهد برای هر زنی که می‌خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند».(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، 278 از 281)

شریعتی ضمن تاکید به نیاز جامعه به «الگو» برای تغییر، همچنین بر زینب تاکید و این چهره را نیز بازخوانی و بازسازی می‌کند. او به گریه انبوه زنان سنتی جامعه اش برای زینب که «آتش در استخوان‌شان می‌زند» توجه می‌دهد و با عمق راهبردی یک مصلح اجتماعی تاکید می کند که اگر این زنان آگاه شوند، این اسوه بزرگ «بسیار خواهد ارزید» و «به شدت به کار خواهد آمد»(1350، فاطمه فاطمه است، م.آ 21، 32-28 از 281). او در جای دیگری زینب را الگویی غیرفرقه‌ای (فراشیعه-سنی) و نیز فراایدئولوژیک (فرامذهبی-غیرمذهبی) و به عنوان «مظهری از رهبری اجتماعی و انسانی مترقی زن» معرفی می‌کند(1351، انتظار عصر حاضر از زن مسلمان، م.آ 21، ص 27-25 از 51).

الگوی دیگر و متأخری که شریعتی به مخاطبانش معرفی می‌کند «محبوبه» در داستان «شهید شاهد» (یا حسن و محبوبه) است. قهرمان این داستان که یک معلم است، محبوبه را الگوی سخنان خود، باز در میان دو الگویی که «آخوند و رمال» از یک سو و «قرتی»ها از سوی دیگر معرفی می‌کردند، قرار می‌دهد.(1355، با شما دو تن شهید شاهد، م.آ 1، ص 7-6 از 19)

اگر او در برخورد با سنت به تصفیه و قالب‌شکنی می‌پردازد در الگوگیری از غرب نیز تأکید می‌کند که می‌توان ضمن انتخاب و اقتباس از غرب، شخصیت ملی و فرهنگ اخلاقی خویش را هم حفظ کرد. نمونه عملی او ژاپن است.(1349، اقبال مصلح‌ قرن اخیر، م.آ 5، 120-119 از 128)

نکته مهم دیگری که در راه‌کارهای شریعتی به چشم می‌خورد، توصیه اکیدی است که او به ویژه بر «درونی کردن» فرهنگ مساوات‌طلبانه به جای فرهنگ حاوی سلطه جنسیتی دارد. مخاطب او در اینجا بیشتر مردان خو کرده به فرهنگ مردسالار است.(1351، انتظار عصر حاضر از زن مسلمان، م.آ 21، ص 2-1 از 51)

دوگانگی و فاصله حرف و عمل در مورد روشنفکران که شریعتی با دقت متوجه آن شده مشکل و حکایتی است که هم چنان باقی است! او خود مثال جالبی در این باره دارد:« فکر زود و گاه ناگهانی منقلب می‌شود اما ذائقه بسیار دیر و گاه هیچگاه! من مردی بزرگ و دانشمند را می‌شناسم که سی و هفت سال پیش نخستین کسی بود که در متعصب‌ترین محیط‌های مذهبی و سنتي مملكت يك تنه عليه حجاب قد علم كرد و تمام حيثيت معنوي و علمي و مذهبي و سیاسي که داشت در گرو آزادی زن از قید حجاب نهاد و در اولین مجلسی که به نشانة «رفع حجاب» تشکیل شد اولین سخنرانی را علیه حجاب کرد و حتی جانش را خطر کرد. اما سی و چندسال بعد از آن، یک روز خدمتشان رسیده بودیم و ایشان که دوفرزند خردسال داشتند یکی دختری هفت ساله به نام فاطمه و دیگری پسری پنج ساله بنام تقی؛ در جواب احوالپرسی ما شاگردانش که پسر بودیم فرمود: «همشیره تقی کسالت پیدا کرده است!».(1348، هبوط، م.آ 13، 160-159 از 309)

جمع‌بندی؛ گفتمان زن شناختی شریعتی: «بر علیه ایدئولوژی خانه نشینی»

(انسداد زدایی اجتماعی با مبارزه علیه ایدئولوژی خانه‌نشینی / مشی آگاهی‌بخش - آزادیبخش زنان)

آمار تیاسن: کار و تحصیل نقش انسدادزدایی اجتماعی برای زنان دارد. (غفاری، 1382، ص136)

زن‌شناسی شریعتی از آنجا که:

- زنان را می‌دید و بر محرومیت آنان تمرکز داشت و می‌خواست آن را برای جامعه خویش و به ویژه روشنفکران‌اش تبدیل به «مسئله»ای جامعه‌شناختی کند؛

- به تبیین علل فرودستی زنان پرداخت و نگاهی تلفیقی در این باره داشت؛

- به ارائه راه حل پرداخت و نخستین و مهم‌ترین گام را جهت انسدادزدایی و رفع مانع در برابر حرکت زنان در جهت رهایی و کسب حقوق مساوی با مردان، در خروج از خانه می‌دید؛

واجد عناصر و مؤلفه‌های یک گفتمان و نظریه است، نظریه‌ای که ما آن را «آگاهی‌بخشی - آزادی‌بخشی زنان بر علیه ایدئولوژی خانه‌نشینی» جهت انسدادزدایی اجتماعی برای زنان می دانیم.

کل آموزه‌های شریعتی در رابطه با زنان را در یک تیتر جمع‌بندی می کنیم:«گفتمانی بر علیه ایدئولوژی خانه‌نشینی جهت انسدادزدایی اجتماعی برای زنان».

شریعتی در برابر ایدئولوژی خانه‌نشینی که وجه غالب فضای سنتی در مورد دختران و زنان و مانع اصلی حرکت زنان به سمت رهایی بود، تهاجمی همه‌جانبه را آغاز کرد. هدف او تغییر شخصیت و نقش اجتماعی زنان بود. به همین خاطر وی به نقد جدی نوع سنتی خانه‌نشینی پرداخت؛ مردان را مخاطب قرار داد و به شدت به آنان تاخت؛ این وضعیت را خلاف آموزه‌های اصیل دینی و رفتارهای صدر اسلام دانست؛ الگوهای بزرگی از نام‌داران دینی زن را در برابر این گونه ‌خانه‌نشینی قرار داد؛ آنها را به مقاومت بی‌حاصل‌شان در برابر فرهنگ و گونه شبه‌مدرن آگاهی و هشدار داد و... حرکت او در این رابطه بسیار صف‌شکن و جوشکن بود و به شدت به نفع و برای زنان فضاسازی کرد. آن هم در دوران «زن؟ - هیس!» و با حساسیت‌های «زن؟ - گیس!» و با نصایح دلسوزانه «هنوز مصلحت نیست!».

شریعتی در حرکت فکری-انگیزشی‌اش برای اصلاح فرهنگ و وضعیت مرد/پدرسالار و انسدادزدایی برای رهایی زنان، بر علیه ایدئولوژی خانه‌نشینی تمرکز کرد و در این راستا به ایجاد آگاهی، هویت و استقلال وجودی، اعتماد به نفس، اقتدار شخصیتی و درونی کردن آن توسط زنان و تواناسازی آنان و تغییر این فرهنگ چه به لحاظ معرفتی و چه به لحاظ روانشناختی در مردان پرداخت.

بدین ترتیب همان گونه که مشی کلی شریعتی برای جامعه ایران «مشی آگاهی‌بخش-آزادی‌بخش» بود، در حوزه زنان نیز می‌توان مشی او را مشی آگاهی‌بخش-آزادی‌بخش زنان با جهت‌گیری و درون‌مایه ضدایدئولوژی خانه‌نشینی دانست.

کسب آگاهی و امکان خروج از خانه مرحله‌ای اساسی در جنبش زنان در جهان نیز بوده است.(مشیرزاده، 1382، ص دوازده مقدمه؛ص34؛ص289؛ص324؛ص؛ص508419) (پاملاآبوت، منیژه عراقی، 1387، ص 123؛ص259) (مگی‌هام / مهاجر، 1382، ص 469)

در ادبیات فمینیستی به تکرار به مقاومت‌های فرهنگی در برابرآموزه‌های ویکتوریایی(تعریف زن در چارچوب خانه) درباره حضور زن در عرصه عمومی اشاره شده است:«ایدئولوژی خانه‌نشینی در قالب‌های جدیدی مطرح می‌شد و از طریق سازوکارهای جامعه‌پذیری اعم از خانواده‌ها، دستگاه‌های آموزشی، و رسانه‌ها تقویت می‌شد.(مشیرزاده، 1382، ص 508)

آیا شریعتی یک فمینیست بود؟

فمینیسم یک مفهوم واحد نیست (فریدمن / مهاجر، 1386، ص 5) و بهتر است از تعبیر «انواع فمینیسم» بهره گرفته شود (همان). اما اساس همه آنها بر توجه به موقعیت فرودست زنان و «تبعیضی است که آنها به خاطر جنس خود با آن روبرو می‌شوند و تمامی انواع فمینیسم، به منظور کاهش این تبعیض و در نهایت غلبه بر آن، خواهان تغییراتی در نظم اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی‌اند»(همان). ضمن آنکه فعالیت و جنبش زنان بسیار پیش‌تر از رواج این واژه وجود داشته است و نیز بسیاری از تلاش‌گران در این مسیر این اصطلاح را برای خود به کار نمی‌بردند:«صرفاً در همین اواخر است که استفاده از تعبیر فمینیست برای تمام گروه‌های مدافع حقوق زنان متداول شده است».(همان، ص 8)

با این مقدمه اگر فمینیسم و فمینیست را به معنای تمرکز «انحصار»ی بر مسئله فرودستی زنان و تلاش برای رهایی آنها بدانیم، قطعاً شریعتی فمینیست نبود. آگاهی - آزادی‌بخشی زنان «بخشی» از تلاش روشنفکرانه وی برای آگاهی-آزادی‌بخشی به جامعه‌اش بود. او به موضوع و مسئله زنان توجه داشت؛ آنان را می‌دید و می‌خواست دیگران (به ویژه مردان) نیز بدان توجه کنند؛ مخاطب‌شان قرار می‌داد و به آنها آگاهی، انگیزه و اعتماد به نفس می‌بخشید؛ به رهایی‌شان می‌اندیشید و برای آن راه حل می‌داد؛ اما این همه را در کادر یک حرکت عام‌تر برای تغییر اجتماعی می‌دید.

اما اگر فمینیسم را تمرکز انحصاری بر رهایی زنان ندانیم، که نباید بدانیم؛ و توجه به تبعیض جنسی و تلاش برای رهایی زنان از ستم‌هایی تلقی کنیم که صرفاً به جرم زن بودن متحمل آن می‌شوند؛ آن گاه قطعاً آرای او دارای مؤلفه‌ها و عناصر جدی و جوانه‌های قابل رویش بسیاری برای رهایی زنان است و اندیشه و فکر و حرکت‌ وی واجد گرایش فمینیستی روشن و صریحی است.

parviz-davarpanah022.jpg برو این دام بر مرغی دگر نِه

که عَنقا را بلند است آشیانه

حافظ

یک گروهک گمنام ایرانی به تقلید از سازمانهای معتبر بین المللی که سالانه جوایزی به برگزیدگان خود در رشته های مختلف اعطا می کنند دست به یک عمل جنحالی زده و با ضرب یک مدال بنام «نشان مصدق»، آن را یکجا به بیش از ۲۳۰ نفر ایرانی، از هر گرایش و با هر سابقه ی سیاسی و اجتماعی و بسیاری از آنها کاملاً متضاد با هم، و خارجی و ۱۷ سازمان اهداء کرده، و به عبارت دقیق تر حراج نموده است.

مصدق بزرگمردی سیاسی است که در میان هموطنان خود دوستان و دوستداران بی غل و غش بیشمار داشته و نیز مخالفان و دشمنان بسیار؛ از گروه اخیر بعضی در راه نهضت ملی او بزرگترین سنگ ها را انداخته اند، بعضی به او دروغ گفته اند، بعضی هم با پشت کردن به او به راهش خیانت کرده به دنبال این و آن ـ مثلاً خمینی ـ رفته اند...؛ آیا می توان ساده لوحی پیشه نموده تصور کرد که قراردادن نام اینهمه افرادی که کمترین تجانسی با هم ندارند و برخی از آنان از گروه های نامبرده اند، یک نارویِ حساب شده، برای ایجاد اغتشاش فکری و پاک کردن خطوط میان آن دوستان و این دشمنان مصدق نبوده است؟

هیچکس به درستی نمیداند گروهکی که دست به این ابتکار زده کیست؟ و با این عمل نابخردانه چه می خواهد؟ و چرا دست به این کار پوپولیستی زده است. هیچکس نیست از آنان بپرسد: شما کی هستید و کی به شما صلاحیت این کار را داده است.

آیا اهدای «نشان مصدق» به آزاد مردانی همچون عباس امیر انتظام و دکتر نورعلی تابنده از طرف یک گروهک گمنام و موهوم زننده و قبیح نیست؟

حیرت آور است که این گروه «نشان مصدق» را به جبهه ملی ایران و شورای مرکزی آن در تهران نیز اهدا کرده است. آنهم جبهه ملی که مؤسس آن دکتر مصدق است و سابقه ای چنان دیرینه دارد، و به فرض آن هم که قراربود نشان مصدقی به کسی داده شود می بایست از سوی پیشکسوتان و قدیمی ترین مراجع جبهه ملی ایران به افرادی داده می شد که در راه آرمان های مصدق خدمات برجسته ای انجام داده بودند، نه به عکس!

اعطای «نشان مصدق» از طرف یک گروهک گمنام به ملیون باسابقه نه تنها برای آنان افتخاری نیست بلکه حتی یک نوع تحقیر و بی حرمتی نسبت به آنان نیز محسوب می شود.

مگر شهر، شهر هرت است که شما همه چیز را به سخره گرفته اید. شما کجا بودید آن روزی که دکتر مصدق که شاهد مراسم چهارم آبان و سالروز تولد محمد رضا شاه و اهدای نشان های شاهنشاهی بود و در مملکت مجسمه های شاه و رضا شاه را در میادین تهران و شهرستان ها نصب می کردند، خطاب به ملت ایرا ن گفت:

"با صدای رسا که تا پایان حیات و بلکه بعد از مرگ من نیز اثر خود را در ضمیر وطن پرستان باقی بگذارد، اعلام می کنم که به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شود هر کس که بخواهد در حیات و مماتم به نام من بتی بسازد و مجسمه­‌ای بریزد؛ زیرا هنوز رضایت وجدان برای من حاصل نشده و آن روز هم که به خواست خداوند این مقصود حاصل شود تازه نشانه انجام وظیفه است که هر کس بدان مکلف می­‌باشد و حقاً سزاوار خوش‌­باش پاداش نیست.»
(روزنامۀ اطلاعات، مورخ ۱۶ / ۴ / ۱۳۳۰ )

روز گذشته خانمی از این گروه مقیم کلن ــ آلمان به من نوشته بود : "نام شما نیز در زمره دریافت کنندگان است. دریافت نشان مصدق را به شما شادباش می گویم."

پاسخ اینجانب به این خانم چنین بود:

خانم س. س. گرامی

با تعجب از نامه شما و اهدای نشان مصدق به خود مطلع شدم. لازم به اشاره است که من ابداً در جریان این مسأله نبودم.

متاسفم که نمی توانم این نشان را بپذیرم. زیرا شما و همسرتان که از خانواده سیاسی دیگری می باشید، که همیشه در برابر خانواده ی ملی قرار داشته و امروز هم از آن اعلام فاصله نکرده اید، صلاحیت اهدای مدال یا نشان مصدق به مصدقی های با سابقه و اعضای جبهه ملی ایران را ندارید.

سالهاست که اعمال مشکوک و پوپولیستی شما و همسرتان که از یک کنگره سیاسی به کنگره سیاسی دیگر(کنگره های جبهه ملی و سکولار دموکراسی:) میروید و کوشش کرده اید در همه جا باشید. و به همه رهنمود دهید، در صحنهً سیاسی ایرانیان از چشم ها دور نمانده است.

حتی ما بسیار دیده بودیم که به اعضاء و هواداران بعضی از احزاب اینگونه القاء کرده بودند که آنان نخبگان سیاسی ایران اند و می بایست جبهه ملی ها و بطور کلی ملیون را که از دید آنان«اگاهی ایدئولوژیک» نداشتند رهبری کنند، و آن ساده لوحان نیز این افسانه ی عامیانه را باور کرده بودند!

یکی از پیروان رهبر یکی از اینگونه احزاب حتی یک بار در یک مصاحبه، به شهروند روز، گفته بود:

« توده‌ ها به نشست‌های جبهه ملی می‌رفتند و هورا می‌کشیدند چون آن جمع، جمع بزرگی بود. اما اطرافیان و دوستانِ ...[آن رهبر] عموما نخبه بودند. او دنبال عِده و عُده نبود.»

و همو اضافه کرده بود:

« البته.... سرش به تنش می‌ارزید.(...). من خیلی تحت تاثیر ... قرار گرفتم. گنده‌های جبهه ملی هم با او قابل قیاس نبودند. یک انتلکتوئل واقعی بود.» !

البته چنین تصوری چندان هم دشوار نبود چه از دید اینگونه اشخاص «روشنفکر» کسی بود که مانند آنها می اندیشید وناچار دیگران از چنین دیدگاهی عامی و هوراکش شمرده می شدند.

این طرزفکر، یعنی نخبه شمردن خودی ها و توده شمردن و «هورا کش دانستن» دیگران همان «کبر کمونیستی» بود که لنین رفقای حزبی اش را از آن برحذر داشته بود، اما هر روز همچنان شدید تر می شد، و با انشعاب هم زائل نمی شد!

اکنون نیز شاهد آنیم که افرادی بسیار مبتدی، بل بدوی، با همان تصورات کودکانه در خیال خام راهنمایی این «ملیون هوراکش» اند و حتی به برخی از آنان مدال یا نشان هم می دهند.

سوابق این کارها در خارج از کشور در دست ماست. در خارج از کشور این سابقه به سال اول تشکیل کنفدراسیون می رسد. در آن زمان هواداران حزب توده، با تکیه به ایده های کلیشه ای که حزب توده به خورد آنان داده بود و آنان آنها را عالی ترین مرحله ی فهم اجتماعی و سیاسی پنداشته بودند، دچار این تصور بودند که دانشجویان عضو یا هوادار جبهه ملی به قول آنان برنامه ی سیاسی و بخصوص «آگاهی ایدئولوژیک»، یا بنا به اصطلاح دیگرشان دارای «ایدئولوژی علمی» (!)، که منظورشان از آن «مارکسیسم ـ لنینیسم»، و به عبارت درست تر مشتی کلیشه ی حفظی بود، نداشتند و درنتیجه شایسته ی رهبری جنبش دانشجویی نبودند آنان با اینکه غالباً حتی با فرهنگ ملی خود بسیار بیگانه بودند، بنا بر این تصور باطل خود را دارای این «رسالت تاریخی » (!) می پنداشتند و در این محق می دانستند که رهبری این جنبش را در دست بگیرند و با ائتلافی که توانسته بودند با هواداران مرحوم خلیل ملکی بوجود آورند کوشیدند تا این پندار خود را عملی سازند. اما هواداران جبهه ملی، که با این یاوه سرایی ها از زمان دولت مصدق آشنا بودند، چنین فرصتی به آنان ندادند و رهبری جنبش را تا کنگره ی شانزدهم در دست داشتند!

بسیاری از پیروان این طرز فکر هنوز هم در آن پندارها گرفتارند و خود را تافته ی جدا بافته ی جهان سیاسی شمرده در دل نسبت به دیگران به دیده ی تحقیر می نگرند؛ وگرنه به خود اجازه ی اعطای نشان به دیگران را نمی دادند، و افرادی خام تر از خود را در این کار شریک جرم خویش نمی کردند.

اگر برخی از کسانی که سابقه ی آن تجربه را ندارند فریب چنین بازی هایی را بخورند، حافظه ی تاریخی این آزمون ها گم نشده است، و به اکثریت نسل جدید نیز منتقل شده و خواهد شد!

به هر حال اینجانب خود را از دریافت هر نوع نشان و مدالی بی نیاز میدانم. و مسرورم که یک عمر بدون چشمداشت مدال و نشان با عشق و علاقه به راه مصدق ادامه داده ام و هنوز هم تا آخرین لحظهً حیات ادامه خواهم داد.

لطفا نام مرا از لیست خارج کنید.

افزون بر این لازم می دانم اینگونه رفتارهای عوامفریبانه را که جز سوءِ استفاده از نام ارجمند مصدق و نام عده ای از کسانی که به اصطلاح به آنان چنین نشانی داده می شود نام دیگری ندارد به شدت تقبیح کنم؛ زیرا با اینکه چه بسا عده ای چنین اعمالی را بی اهمیت شمارند اما نباید اجازه داد که این قبیل رفتارهای ناشایست شایع شود و به نوعی رسم و عادت تبدیل گردد، بطوری که بجای آموزش اخلاق مبارزه و رواج آزادگی بر بی اخلاقی های ناشی از حکومت ملایان بیافزاید.

با احترام

دکتر پرویز داورپناه

Rouhani-cabinet-women2.jpgرادیو زمانه: در رسانه‌های داخلی گمانه‌زنی‌ها درباره اعضای کابینه دولت دوازدهم و میزان مشارکت زنان در دولت بعدی درگرفته است. یکی از نزدیکان رئیس جمهوری اسلامی گفته است بعد از ماه رمضان اعضای کابینه تعیین می‌شوند. احتمال اینکه تصدی وزارت دادگستری را یک وزیر زن به عهده بگیرد وجود دارد.

الهام امین‌زاده، دستیار ویژه رییس جمهور در امور شهروندی درباره انتخاب اعضای کابینه دولت دوازدهم به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته است:

«رییس جمهور اعلام کرده چینش کابینه را بعد از ماه رمضان انجام می‌دهد. رسانه‌ها گمانه‌زنی‌هایی درباره تغییر کابینه کرده‌اند ولی جایی برای هیچکس مشخص نشده و وزرای فعلی هم نمی‌دانند حضورشان تا چند درصد حتمی است».

به گفته دستیار روحانی در امور شهروندی این احتمال وجود دارد که رئیس جمهوری اسلامی زنانی را برای تصدی وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، علوم و دادگستری به مجلس شورای اسلامی معرفی کند.

وزیر دادگستری رابط بین دولت و قوه قضائیه است.

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری در دولت یازدهم که به دلیل عضویتش در «هیأت مرگ» همراه با ابراهیم رئیسی، انتقادهایی را متوجه حسن روحانی کرده بود، دو هفته پیش گفته بود که هنوز از او برای حضور در کابینه بعدی دعوت نکرده‌اند.

tyh8823z_small.jpgدویچه وله - "دولت اسلامی" حمله موشکی جمهوری اسلامی به مواضع خود در سوریه را تایید کرد. این گروه تروریستی اخبار مربوط به کشته‌شدن چند تن از سران خود در این حمله را "دروغ" خواند.

چهار روز پس از حمله موشکی ایران به مواضع "دولت اسلامی" (داعش) در دیرالزور، واقع در شرق سوریه، این گروه تروریستی گزارشی منتشر کرد که در آن به این حمله موشکی نیز اشاره شده است.

داعش ضمن تایید ضربه موشکی به مقرهای خود، گزارش جمهوری اسلامی مبنی بر کشته‌شدن چند تن از سران این گروه را "دروغ" خواند و مدعی شد که موشک‌های ایران شهروندان عادی را مورد هدف قرار داده‌اند.

روز ۲۸ خرداد (۱۸ ژوئن) سپاه پاسداران اعلام کرد که با شلیک شش موشک میان‌برد زمین به زمین به سمت اهداف تعریف شده در دیرالزور ، بیش از۱۷۰ تن از اعضا و فرماندهان "دولت اسلامی" را کشته و چند تن از آنان را زخمی کرده‌ است.

به گزارش سپاه نیوز علاوه بر این، «تلفات سنگینی بر ادوات، تجهیزات و سامانه‌های» این گروه تروریستی وارد شده است.

منابع اسرائیلی نیزگزارش دادند که این حمله‌ها موفقیت‌آمیز نبوده و سه موشک از شش موشک پرتاب‌شده از ایران اصلا به منطقه مورد نظر نرسیده و در خاک عراق فرود آمده‌اند.

Ghods-Day1396.jpgبی‌بی‌سی: تعدادی از شرکت‌کنندگان در راهپیمایی روز قدس تهران علیه حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، شعار دادند.

این معترضان با مقایسه آقای روحانی و ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران شعار دادند: "روحانی بنی‌صدر پیوندتان مبارک".

خبرگزاری ایلنا معترضان را "برخی نیروهای تندرو" خوانده که با حضور در اطراف آقای روحانی شعار "مرگ بر آخوند آمریکایی، مرگ بر فتنه‌گر، مرگ بر منافق و مرگ بر بنی‌صدر" هم داده‌اند.

فیلمی که از این صحنه منتشر شده نشان می‌دهد هم‌زمان با شعار معترضان، محافظان آقای روحانی او را سوار خودرو می‌کنند و از محل دور می‌شوند. رسانه‌های محافظه‌کار نوشته‌اند که رئیس جمهور ایران به دلیل شعارها مجبور به ترک راهپیمایی شده است.

از زمانی که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران درباره تکرار تجربه ابوالحسن بنی‌صدر هشدار داده، جنگ لفظی میان رئیس جمهور ایران از یک سو و رهبر و اطرافیانش از سوی دیگر تشدید شده و در مسائل مختلفی نمود پیدا کرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای، روز ۲۲ خرداد در دیدار با روسای قوای سه‌گانه و مقامات ارشد ایران گفت "در سال ۵۹، رئیس جمهور وقت جامعه را دو قطبی، و مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کرد که نباید این تجربه تکرار شود."

پیش از آن آقای روحانی گفته بود نتایج انتخابات ریاست جمهوری "حکایت از موافقت اکثریت مردم با یک دیدگاه مشخص در مقابل دیدگاه رقیب دارد".

سایت رهبر ایران در روزهای اخیر ویدیویی را درباره روند منجر به عدم کفایت سیاسی آقای بنی‌صدر در سال ۱۳۵۹ منتشر کرد که در آن علاوه بر صحبت‌های آقای خامنه‌ای علیه رئیس جمهور وقت، سخنرانی حسن روحانی در مجلس علیه بنی‌صدر هم پخش می‌شود. در انتهای این فیلم نسبت به "پیاده شدن افراد از پرواز انقلاب" هشدار داده شده که بسیاری مخاطب آن را حسن روحانی می‌دانند.

محمد نوریزاد در۲۶مین تحلیل هفتگی از شبکه جهانی «دُرّ تی وی» به تشریح دیدار "ویژه" خود با رهبر نظام حاکم بر ایران پرداخت، و گفت در این دیدار با وجود این که همراهان رهبری عصبی شده بودند از آنها درخواست کردم که آرامش خود را حفظ کنند، و آنگاه خطاب به آقای خامنه ای گفتم به دستور شما خیلی ها درایران اعدام، زندانی و از کشور تارانده شدند. محمد نوریزاد در دیدار "ویژه" با رهبر نظام خطاب به ایشان گفت شما از سال ۸۸ خیلی عبوس و بداخلاق شده اید، و این خط و مشی تند و تیز نشانه این است که شما تعادل اعصاب و روان خود را از دست داده اید، مگر شما از عالم چاقوکشی خبر دارید یا در این زمینه تجربه دارید که میگویید اینهایی که در آمریکا بر سر کار آمده اند مانند چاقوکشان تازه کار هستند که نمیدانند چه کار میکنند!؟

062317_top.jpgاکبر گنجی - خبرنامه گویا

محسنی اژه ای- معاون اول قوه قضائیه- دیروز به خانواده شهدای هفتم تیر گفت:

"برخی می ‌گویند امروز که جنگ تمام شده پس بسیج به چه ‌کار ما می ‌آید بسیج برای زمان جنگ است و بیاییم با هم متحد باشیم این ها همان‌هایی هستند که می ‌گویند شادی خوب است چرا همه‌اش گریه و چرا همه‌اش ناله و حزن. آن گاه است که تلویزیون ما می ‌رود سمت این موضوع و از آن بدتر آن زمانی است که برخی از مسئولین عالی ‌رتبه [حسن روحانی] هم می ‌روند سراغ همین حرف‌ها و حرف از شادی می‌ زنند و برای کنسل شدن یک کنسرت دنیا را به هم می‌ ریزند. باید از این ها پرسید چه کسی با هنر مخالف است؟ ما ادعای آن را داریم که حزب‌اللهی‌ها خودشان بهترین هنرمندان هستند اما هدف شما از هنر رسیدن به ابتذال است...عده‌ای[اصلاح طلبان و اعتدالیون] تلاش دارند مردم فراموش کنند که آمریکا از صدسال قبل چه بلایی سر این نظام و مردم آورده است و تلاش کنند مردم تنفرشان از آمریکا کاسته شود و تلاش می‌ کنند بگویند آمریکا آن دشمنی که می‌ گفتید و آن شیطان بزرگی که می ‌گفتید نیست. وقتی کسی استقامت می‌ کند آن را تندرو و افراطی معرفی می ‌کنند".

درباره سخنان معاون اول قوه قضائیه چند نکته قابل ذکر است:

یکم- وقتی محسنی اژه ای از صد سال بلاهای آمریکا به مردم و نظام ایران سخن می گوید، باید تاریخ بلاهای آمریکا از سال ۱۹۱۷ تا ۱۹۵۳ میلادی- سال کودتای آمریکایی/ انگلیسی/ آخوندی علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق- را توضیح دهد تا همگان با آن بخش از تاریخ ایران هم آشنا شوند. او به عنوان یکی از چهره های شاخص سرکوب در چهار دهه اخیر، در این خصوص متخصص بوده و می تواند آگاهی بخش باشد. محسنی اژه ای "بلای مجسم" است.

دوم- نفرت پراکنی علیه هر ملت، کشور، قوم، دین و جنسی اخلاقاً مذموم است و پیامد عملی آن هم نزاع، تخاصم و جنگ است. صلح، همزیستی مسالمت آمیز، تحمل دیگری و متفاوت ها؛ از هر نظر بر جنگ و سرکوب دیگری و متفاوت ها ترجیح دارد. به عنوان مثال، به نفرت پراکنی علیه بهائیان که متفاوت و دیگری به شمار می روند، توجه کنید. فقها با عناوینی چون "دین ضاله"، "دین اسرائیلی"، "دین انگلیسی"، و...؛ نه تنها خود همیشه بهائیان را به نحو سیستماتیک سرکوب کرده اند، بلکه این راه را هم گشوده اند که "آتش به اختیار" ها دست به قتل و ترور بهائیان بی گناه بزنند که تنها جرم آنان بهایی بودن است. بعد هم توسط همین دستگاه قضایی درباری ، قاتلان تبرئه می شوند. همین نفرت پراکنی موجب شده که بودایی ها در میانمار- مطابق ده ها گزارش شورای حقوق بشر سازمان ملل، عفو بین المل، دیده بان حقوق بشر، و دیگر نهادهای حقوق بشری- دست به کشتار و نسل کشی مسلمانان کشورشان بزنند که همه نهادهای حقوق بشری آن را "جنایت علیه بشریت" خوانده اند. نفرت از دیگری ( یهودیان، بهائیان، مسلمانان،ارامنه، و...) به جنایت و نسل کشی منتهی می شود. ترک ها هم در زمان آتاترک سکولار، بیش از یک میلیون ارمنی را قتل عام کردند که برخی از مورخین ارمنی، آن را "هولوکاست ارامنه" نامیده اند.

سوم- همه ملت ها، دولت ها، قوم ها، دین ها، را می توان از منظر اخلاقی و عدالت (دموکراسی، حقوق بشر، آزادی، و...) نقد کرد. قطعاً تمامی کودتاهایی که دولت آمریکا در کشورهای مختلف انجام داده، از نظر حقوق بین الملل و اخلاق، محکوم بوده و قابل نقد است. بسیاری از دولتمردان بعدی آمریکا، کودتاهای دولت های قبلی را محکوم کرده اند. به عنوان مثال، مادلین آلبرایت(وزیر امور خارجه دولت بیل کلینتون)، باراک اوباما (رئیس جمهور قبلی آمریکا)، جان کری (وزیر خارجه قبلی آمریکا)، و...کودتای علیه مصدق را محکوم کرده اند.

قطعاً تجاوزهای نظامی آمریکا به کشورهای افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن، و...؛ از نظر حقوق بین الملل محکوم است و پیامدهای فاجعه باری برای ده ها میلیون شهروند این کشورها داشته است. اینک اکثر دولتمردان آمریکایی تجاوز نظامی به عراق را محکوم کرده و آن را مصیبت بار به شمار می آورند. هیلاری کلینتون هم در رقابت های انتخاباتی حتی یک بار نتوانست از تجاوز نظامی به لیبی دفاع کند.

چهارم- دولت های اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده، ترکیه، چین، روسیه، و...به هیچ وجه نمی خواهند که ایران و آمریکا دارای روابط دوستانه باشند. همه آن ها از تخاصم ایران و آمریکا بسیار سود برده اند و برخی از آن ها همیشه کوشیده اند و می کوشند تا دولت آمریکا را وادار به حمله نظامی به ایران کنند. قطعاً "منافع ملی" ایران حکم می کند که ایران با آمریکا دارای بهترین روابط باشد. هر کس مخالف این امر است، "نفوذی دشمن" و "خادم دشمنان ایران" است. اگر خامنه ای و قوه قضائیه به دنبال نفوذی های دشمن می گردند، به آئینه بنگرند.

پنجم- یکی از ویژگی های تشیع موجود ، گریه و ناله و غم و انده است. فقها همه ائمه و حضرت زهرا را شهید کردند تا تاریخ مصیبت اختراع کنند. از شهادت امام علی و امام حسین که بگذریم، مورخین گذشته درباره شهادت بقیه اصلاً اجماع نداشته اند. آیا پیامبر اسلام آمده بود تا پیروانش، اندوه و روضه خوانی را جایگزین شادی و طرب کنند؟ تفاوت اکثریت پیروان حضرت محمد ( اهل تسنن) با اقلیت پیروان او (شیعیان) در این مورد هم نکته مهمی است که نمی توان و نباید آن را نادیده گرفت.

به تفاوت تفسیر مولوی از نبوت و ولایت با روایت شیعیان- خصوصاً فقیهان- از این دو بنگرید؛ و بگوئید کدام یک برای انسان امروز اخلاقی تر و موجه تر است :

central_bank.JPGمراقب سپرده هايتان باشيد.
اگر سپرده تان رفت، رفت! بانك مركزى هيچ مسووليتى در قبال سپرده هاى مردم نزد هيچ بانك دولتى و غير دولتى و موسسه ى مالى ندارد.

لطفا اين خبر را كه بر اساس گفت و گوى مسوولان رسمى بانكى در سيماى جمهورى اسلامى ست به اطلاع كسانى كه سپرده هاى شان را به بانك ها و موسسات مالى سپرده اند برسانيد بلكه بتوانند زودتر راه چاره اى براى از دست نرفتن سرمايه شان پيدا كنند.
اگر بانك يا موسسه اى ورشكست شد، بانك مركزى هيچ تعهدى در قبال باز پرداخت سپرده هاى مردم ندارد.

حسن روحانی در ضیافت افطار با فعالان اقتصادی گفت: «ابلاغ سیاست‌های اصل۴۴ برای واگذاری اقتصاد به مردم بود؛ اما بخشی از اقتصاد که دست دولت بی‌تفنگ بود را به یک دولت با تفنگ تحویل دادند.» به گزارش کلمه، این بخشی از سخنان رییس جمهور در ضیافت افطار با فعالان اقتصادی است. او با انتقاد از روند خصوصی سازی و سهم بالای سپاه گفته است: «بخشی از اقتصاد دست یک دولت بی‌تفنگ بود که آن را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختیار دارد و همه‌چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند.» حسن روحانی اگر چه اسمی از سپاه نبرده است، اما سخنان او ناظر به فعالیت این نهاد نظامی است که افزون بر فعالیت نظامی در زمینه‌های اقتصادی و رسانه‌ای هم نقش فعالی دارد و با استفاده از قدرت نامشروع به تبلیغ علیه دولت منتخب مردم مشغول است.

این سخنان روحانی یادآور انتقادات سال‌های گذشته اوست که گفته بود: اگر اطلاعات، تفنگ، پول، روزنامه، خبرگزاری و دیگر مظاهر قدرت در یک نهاد جمع شود، ابوذر و سلمان هم باشد، فاسد می‌شود."

براساس توضیحات حسن روحانی، واگذاری‌های دولت قبل طبق آمار به بخش واقعی خصوصی حداکثر تنها ۱۳ درصد بوده است.

او افزوده ما نیازمند ثبات مشتری و بازار مشترک هستیم و باید اقتصاد به بخش خصوصی واگذار شود.

روحانی با اعلام این نکات یادآوری کرده که همه قوا و مسئولان ذیربط باید به بخش خصوصی امنیت بدهیم و گفته« امنیت تنها با داعش به خطر نمی‌افتد، بلکه دولت، مجلس و قوه قضائیه می توانند روزانه با وضع آیین‌نامه‌ها و برهم زدن آرامش بازار، امنیت را بر هم بزنند و یا متقابلا می توانند امنیت را تقویت کنند.»

رییس جمهور منتخب با بیان این موارد یادآوری کرده است که اگر نهایت امر را مردم بدانیم، آن وقت تولید، توزیع و تجارت ما و تلاش اصناف ما، در نهایت همه خدمت به مردم معنا می‌شود و اگر این وضع ایجاد شد، درست است. درست است که تجارت یعنی کسب سود و باید سود باشد تا حرکتی ایجاد شود، اما اصل و نهایت این فعالیت، باید خدمت به مردم باشد.

iran_saudi.JPGپایگاه خبری تحلیلی انتخاب

روزنامه ژاپنی آساهی شیمبون نوشت: رسانه های ایران روز هفدهم ماه جاری گزارش دادند،‌ گارد ساحلی عربستان سعودی روز هفدهم ماه جاری صیاد ایرانی را در قایق ماهی گیری در سواحل خلیج فارس به ضرب گلوله کشته است.

به گزارش انتخاب، ایران، کشور مسلمان با مذهب رسمی شیعه، همانند عربستان سعودی، کشوری مسلمان سنی مذهب، کشور بزرگ منطقه به شمار می آید. اختلافات میان عربستان سعودی و ایران پیرامون جنگ داخلی سوریه و یمن جدی و روابط دیپلماتیک میان دو کشور از ماه ژانویه سال گذشته قطع شده است. ایران و عربستان سعودی به تازگی پیرامون قطع روابط دیپلماتیک با قطر و عملیات تروریستی تهران یکدیگر را سخت سرزنش کردند و هم اکنون این نگرانی وجود دارد که آتش جدید تنش میان دو کشور شعله ور شود.

بر اساس گزارش خبرگزاری های ایران، سپیده دم روز هفدهم ماه جاری دو قایق ماهی گیری ایران در طول ماهی گیری در خلیج فارس واقع در جنوب ایران، بر اثر امواج بلند حاصل از وضعیت بد آب و هوایی از آب های ایران دور شدند. در این زمان، گارد ساحلی عربستان سعودی شلیک به سوی قایق ماهی گیری را شروع کرده و ماهی گیر چهل و دو ساله ایرانی بر اثر شلیک گلوله که به پهلو و نزدیک کمر وی اصابت کرده، کشته شده است.

ghods2.JPGقانون- وزیر کشور انگلیس در پاسخ به اظهار نظر یک نماینده پارلمان، تظاهرات روز جهانی قدس را «ناراحت‌کننده» خواند و قول داده ممنوع کردن این تظاهرات در انگلیس را بررسی خواهد کرد.
به گزارش قانون به نقل از فارس، در حالی که حامیان فلسطین در سراسر جهان در حال آماده شدن برای حضور در تظاهرات «روز قدس»، وزیر کشور انگلیس این تظاهرات را «ناراحت‌کننده» خوانده است.
وزیر کشور انگلیس که برای توضیح پاره‌ای از موضوعات به پارلمان این کشور رفته بود، با اظهارات یک نماینده که به شدت مخالف تظاهرات روز جهانی قدس و همچنین حزب‌الله لبنان بود، مواجه شد.
به گزارش «تایمز اسرائیل»، «رابرت ینریک» نماینده یهودی شهر «نیووراک» در پارلمان انگلیس که از حامیان سرسخت رژیم صهیونیستی هم محسوب می‌شود، در پارلمان عصبانیتش را درباره برگزاری تظاهرات روز جهانی قدس در انگلیس ابراز داشت.
امسال هم در انگلیس تظاهرات روز قدس روز یکشنبه هفته جاری که روز تعطیل در این کشور است، برگزار شد چرا که روز جمعه روز کاری است(جزئیات بیشتر).
این نماینده پارلمان انگلیس گفت: « ما با تظاهراتی روبرو شدیم که در آن بنرها و شعارهای ضد یهودی و همچنین افرادی با پرچمهای حزب‌الله حضور داشتند».
وی افزود: «یکی از حاضران در این تظاهرات، با تمسخر کردن قانون پرچمی داشت که روی آن نوشته شده بود "شما نمی‌توانید مرا دستگیر کنید چرا که من از شاخه سیاسی حزب‌الله حمایت می‌کنم و نه شاخه نظامی آن"».
ینریک از وزیر کشور انگلیس سوال کرد که «چه زمانی خواهد رسید که ما علیه این تجمعات اقدام قانونی کنیم. این تجمعات را ممنوع کنید تا شاهد چنین چیزهایی در خیابان‌های لندن نباشیم و از این اطمینان حاصل کنیم که همه حزب‌الله را به عنوان یک سازمان مورد شناسایی(برای ممنوع و غیرقانونی کردن در انگلیس) مورد نظر داریم».
وزیر کشور انگلیس در پاسخ به این اظهارات، تظاهرات روز جهانی قدس را «ناراحت کننده» خوانده و قول داده که ممنوع کردن آن و همچنین ممنوع و غیرقانونی کردن حزب‌الله لبنان را بررسی خواهد کرد.
«امبر راد» گفت: «همیشه ناراحت کننده است که چنین نوعی از تجمع و تظاهرات و اقدام تحریک آمیز را ک توصیف کردید، شاهد باشیم. حتما این باید برای او(«رابرت ینریک» نماینده یهودی شهر «نیووراک») و خانواده‌اش ناراحت کننده بوده باشد».
وی افزود: «من قطعا آنچه او گفت و پپیشنهاد داد را بررسی خواهم کرد و با او مذاکره خواهم کرد و اگر ضروری بود با مجلس عوام هم آن را در میان خواهم گذاشت».
تاکنون و بر اساس قوانین موجود در انگلیس، این کشور شاخه نظامی حزب‌الله لبنان را غیرقانونی اعلام کرده اما شاخه سیاسی شامل این قاعده نشده است.

5ty8sd5z_small.jpgعصر ایران - حمله موشکی ایران به مواضع داعش، درست چند روز بعد از عملیات تروریست ها در تهران، هم خرسندی مردم را به دنبال داشت و هم حس همدلی ملی -که بعد از عملیات تروریستی در تهران ایجاد شده بود- را تقویت کرد.

با این حال، اظهار نظرهای خامی که از سوی برخی مسوولان در دولت و سپاه مطرح شد، شیرینی این اقتدار را به کام ملت تلخ کرد.

بعد از شلیک موشک ها ، مردم و همه جناح های سیاسی لب به تحسین آن گشودند. گویا برخی مسوولان بعد از این که دیدند به اصطلاح "کار گرفته است"، ترجیح دادند آن را به نفع خود مصادره کنند:
یکی گفت وزارت اطلاعات، محل تجمع تروریست ها را به سپاه داده است، دیگری گفت نه خیر ، خودمان اطلاعات را جمع آوری کردیم، آن دیگری از دستور رئیس جمهور که رئیس شورای عالی امنیت ملی نیز هست، برای حمله موشکی خبر داد و ... و بدین ترتیب، کار به نزاع و حتی بی احترامی در برخی رسانه ها کشید که هر کسی می گفت افتخار این کار مال ماست!

اگر مردم ایران شلیک به داعشی ها را تأیید کردند و از آن خوشحال شدند، به این دلیل بود که این "اقدام خوب" را یک "اقدام ملی" می دانستند، کما این که واقعاً هم یک اقدام ملی بود و مگر می شود برای انجام یک عملیات برون مرزی که دارای ابعاد بین المللی وسیعی نیز هست، تنها یک بخش از نظام رأساً تصمیم بگیرد و رأساً اجرا کند؟!

Mojahedin_moushak.jpgوفا آذربهاری ـ کیهان لندن ـ «شورای ملی مقاومت ایران» که «سازمان مجاهدین خلق ایران» ستون اصلی آن است، در یک نشست خبری، از تشدید فعالیت‌های موشکی جمهوری اسلامی ایران خبر داد و بر اعمال تحریم‌های جدید، و هم چنین قرار دادن «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» در لیست گروه‌های ترویستی وزارت امور خارجه آمریکا تاکید کرد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۴۲ مرکز موشکی دارد

علیرضا جعفرزاده، معاون دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران، در این نشست خبری که روز سه شنبه ۲۰ ژوئن در دفتر این «شورا» در چند قدمی کاخ سفید آمریکا برگزار شد، از وجود ۴۲ مرکز موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر داد که مشغول تولید، فرماندهی و آزمایش موشک هستند.

به گفته جعفرزاده، مسئولیت این مراکز موشکی بر عهده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که ۱۵ مرکزساخت موشک را دنبال می کند، و ۲۷ مرکز هم امر فرماندهی را بر عهده دارند، و ۳ مرکز دیگر نیز مشغول آزمایش موشکی هستند. وی افزود: این مراکز موشکی در جنوب استان سمنان، اطراف دریاچه قم، و جنوب شهرستان ورامین قرار دارند.

terrorists.JPGبه گزارش ایلنا، روابط عمومی قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) نیروی زمینی سپاه از درگیری رزمندگان اسلام با یک تیم تروریستی وابسته به استکبار جهانی خبر داد و اعلام کرد: یک تیم تروریستی که قصد انجام اقدامات تروریستی و ایجاد ناامنی در داخل کشور را داشت، بامداد امروز (جمعه) توسط رزمندگان قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) سپاه شناسایی و در یک درگیری که در منطقه‌ی کردستان انجام شد، تعداد سه تن از تروریست‌ها به هلاکت رسیده و یک نفر از آنان دستگیر شد.

همچنین در این درگیری تعدادی سلاح و مهمات از تروریست‌ها به دست رزمندگان قرارگاه حمزه سید الشهدا (ع) نیروی زمینی سپاه آفتاد.

qatar.JPGهمسایگان قطر از این کشور خواسته‌اند برای رفع تنش‌ها شبکه تلویزیونی الجزیره را تعطیل و روابط خود با ایران را قطع کند. این کشورها خواسته‌های دیگری نیز دارند که برچیدن پایگاه نظامی ترکیه یکی دیگر از آنهاست.

پس از بالاگرفتن تنش میان شماری از کشورهای عربی با قطر که قطع روابط دیپلماتیک عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مصر با دوحه را در پی داشت، این کشورها برای عادی‌سازی روابط شرط‌هایی اعلام کرده‌اند.
کویت که نقش میانجی میان قطر و دیگر کشورهای عربی منطقه را بر عهده گرفته فهرستی از ۱۳ درخواست و شرط این کشورها برای پایان دادن به بحران موجود را به مقام‌های قطر ارائه کرده است.
پایان دادن به روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی، خاتمه دادن به فعالیت شبکه تلویزیونی الجزیره و بستن پایگاه نظامی ترکیه از جمله درخواست‌های کشورهای عربی از قطر است که دوحه برای برآورده کردن آنها ده روز مهلت دارد.

javaadi_ye_amoli.JPGدماوند - آیت الله جوادی آملی در راهپیمایی روز قدس گفت: حملات موشکی به داعش قدرت اسلام را نشان داد.
به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله جوادی آملی مرجع عالیقدر جهان تشیع در حاشیه شرکت در مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس در شهرستان دماوند در جمع خبرنگاران اظهار داشت: مسلمین جهان و مومنین ایران به خوبی قدر ماه مبارک رمضان را دانستند، از خداوند موفقیت و رسیدن این مردم عزیز به معارف قرآن و عترت را خواستارم.

وی با اشاره به دشمنی استکبار جهانی با انقلاب اسلامی، گفت: دشمنان مشترک گرچه به نام امریکا، اسرائیل و داعش هستند اما آل سعود و برخی کشورهای دیگر هم جزو یاران آن ها هستند و ملت مسلمان و غیور ایران اسلامی، بلکه جهان اسلام، باید دشمن شناس بوده و از برکت قرآن و عترت، عدل را احیاء کرده و ظلم را از بین ببرند، تا گوش های آن هایی که با استکبارها همکاری می کنند، بشنود و بیدار شوند.

آیت الله جوادی آملی با اشاره به حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مواضع داعش، گفت: حق شناسی از ایران مقتدر اسلامی و این فرزندان دارم، این قدرت اسلامی است که توانست این تروریسم را از بین برده و با موشک قدرت خود را نشان دهد.

وی اضافه کرد: این ها همه به برکت وحدت اسلامی و وحدت جهان اسلام است، پاسداشت خون های پاک شهدا و صیانت از راه امام راحل است، من از تمام عزیزان که با ارسال موشک توانستند قدرت ایران اسلامی را حفظ کنند، حق شناسی کرده و برای آن ها دعا می کنم و امیدوارم این کشور بپا خاسته موفق شود و انقلاب را حفظ کرده و در اختیار حضرت ولی عصر(عج) قرار دهد و از شما قدرشناسی می کنم.

ghods.JPGشرکت کنندگان در راهپیمایی روز جهانی قدس با قرائت قطعنامه ای مواضع خود را اعلام کردند.

به گزارش ایسنا، متن کامل این قطعنامه راهپیمایی سراسری روز جهانی قدس سال 1396 بدین شرح است:


سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ ‏ (سوره اسرا آیه 1)

حمد و سپاس بی‌کران خداوند سبحان را که به ما توفیق داد با حضور حماسی و باشکوه در آزمون سترگ و آوردگاه بزرگ "روز جهانی قدس"، بار دیگر زوال قطعی رژیم غاصب و اشغالگر صهیونیستی و بیزاری از جبهه سلطه و استکبار و جاهلیت مدرن و قبیله‌ای روزگار را فریاد زنیم.

اکنون که با گذشت 38 سال از ابتکار معجزگون و آینده‌نگرانه معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت روح‌الله و ادامه راهبری حکیمانه و مدبّرانه حضرت امام خامنه‌ای آرمان آزادی بیت‌المقدس و رهایی ملت مظلوم فلسطین، فراتر از مرزهای جهان اسلام، جغرافیای تحت سیطرة قدرت‌های سلطه‌گر را نیز تحت تأثیر قرار داده و رؤیای صهیونیست‌ها در "تسلط از نیل تا فرات" و تحقق "خاورمیانه بزرگ" را باطل کرده است، ما شرکت‌کنندگان در راهپیمایی سراسری و دشمن‌شکن روز جهانی قدس که نماد حمایت از مردم مظلوم فلسطین است، مواضع خود را با بانگ رسای توحیدی "الله‌اکبر" و "خامنه‌ای رهبر" به جهانیان اعلام می‌نماییم:

رفتارشناسی اجتماعی از توضیح پدیده "انعام" عاجز است. همان افرادی که در فروشگاه‌ها به دنبال اجناس ارزان قیمت و صرفه‌جویی هستند در رستوران و آرایشگاه انعام می‌دهند آن هم برای کالا و خدماتی که قیمت‌اش مشخص است. [لینک به گالری تصاویر]

17305745_303.jpgرفتارشناسی اجتماعی از توضیح پدیده "انعام" عاجز است. همان افرادی که در فروشگاه‌ها به دنبال اجناس ارزان قیمت و صرفه‌جویی هستند در رستوران و آرایشگاه انعام می‌دهند آن هم برای کالا و خدماتی که قیمت‌اش مشخص است و چون در آخرسر پرداخت می‌شود هیچ تغییری هم در رابطه مصرف کننده با فروشنده ایجاد نمی‌کند. [لینک به گالری تصاویر]

mohammad-sahimi-small01.jpgمقدمه

آقای رضا پهلوی سال هاست که تلاش می‌کند خودرا بعنوان یک رهبر مشروع اپوزیسیون خارج از کشور به مردم ایران بقبولاند. در این کوشش ایشان مواضع بسیار متناقضی گرفته اند که مهمترین دلیل آن تغییر جهت وزش باد در واشنگتن میباشد. ایشان پس از فوت پدر خود، محمد رضا شاه پهلوی، خودرا پادشاه، رضا شاه دوم، و وارث تاج و تخت ایران اعلام نمودند. بعد‌ها ایشان اعلام کردند که فقط یک شهروند ساده هستند، و اگر نظام سیاسی در ایران تغییر کند، مردم تصمیم خواهند گرفت که چگونه نظام سیاسی را میخواهند. اخیرا باز هم اعلام کردند که طرفدار حکومت مشروطه پارلمانی میباشند، و لابد خودرا شاه کشور می‌بینند. به دلیل مواضع بسیار بدی که ایشان درباره اقوام ایرانی‌ و "فدرالیسم" گرفتند -- که به گمان نگارنده چیزی نیست بجز مقدمه تجزیه ایران -- حتی برخی‌ از شاه اللهی‌های بسیار متعصب در بیانیه‌ای اعلام کردند که اگر رضا پهلوی آن مواضع را همچنان حفظ کند، دیگر از او حمایت نخواهند کرد. ایشان به تقلید از لیبی‌، عراق، و سوریه "شورای ملی‌ ایرانیان" را نیز تشکیل دادند که البته وبسایتی بیش نیست. در سال ۲۰۰۶ مجله معتبر "نیو یورکر" مقالهٔ مفصلی درباره اپوزیسیون ایرانی‌ در تبعید، با عنوان "تبعیدی ها،" منتشر کرد که در آن روابط سازمان سیا با این اپوزیسیون، از جمله اطرافیان رضا پهلوی، مفصلا مورد بحث قرار گرفت. آن مقالهٔ همچنین تلاش‌های مفصل لابی‌های آمریکایی بخشی از اپوزیسیون تبعیدی را توصیف نمود، که بسیار خواندنی است. یکی‌ از نزدیکان سابق رضا پهلوی نیز درمورد ایشان افشا گری‌های زیادی انجام داد، که در مقالهٔ مجله نیو یورکر نیز به بخشی از آن اشاره شده بود، که نه‌ هیچگاه تکذیب شد، و نه‌ از آن فرد سابقاً نزدیک به رضا پهلوی شکایتی شد که معنی‌ آن روشن است.

چندی پیش رضا پهلوی اعلام کرد که باید در ایران انقلاب شود، و لابد خود ایشان که ۴۰ سال است در آمریکا زندگی‌ میکنند، نیز رهبر آن انقلاب خواهند بود. حال اینکه چگونه ایشان به این نتیجه رسیدند که مردم ایران ایشان را بعنوان رهبر خود قبول دارند، بماند. ایشان همچنین اعلام کردند که برای این انقلاب، کمک از هر کشوری، از جمله عربستان سعودی، آمریکا و پرزیدنت ترامپ، و اسرائیل، را نیز قبول خواهند نمود. ایشان به سپاه پاسداران قول داد که پس از به قدرت رسیدن رضا پهلوی "همه آنها اعدام نخواهند شد،" که باعث "دلگرمی"‌ سپاه شد. در پاسخ ایشان، آقای اردشیر زاهدی، شوهر خواهر رضا پهلوی، وزیر خارجه و سفیر دولت پدر او در آمریکا، و یکی‌ از نزدیکترین شخصیت‌ها به محمد رضا شاه، گفت، "کثافت می‌کنم به آن کسی‌ که از عربستان سعودی پول بگیرد."

Masoud_Noghrehkar.jpg"آتش به اختیار" یک پدیدۀ فرهنگی - مذهبی در جامعه ماست. فقها به کمک سه بند از بندهای ده گانه بخش عبادتِ فروع دین، یعنی جهاد، امر به معروف و نهی از منکر بارها به سربازان امام زمان فرمان آتش به اختیار داده اند. آتش به اختیار خامنه ای ادامۀ آتش به اختیارهای خمینی ست که مردم فریبانه تر زیرپوشش جنگ نرم، سرکوب سخت را نیز هدف دارد.

****


فلسفۀ وجودی و اجرائی "آتش به اختیار" را بیش ازهرجای دیگرمی باید درپدیده های "جهاد" و" امربه معروف و نهی ازمنکر" که تا فروع دین درتشیع بالا کشیده شده اند، دید. جهاد انواع و اقسام دارد، ریز ودرشت، که به تجربه چیزی جزویرانگری و مرگ دستاورد نداشته است. جذابیت جهاد برای اهالی تشیع دراین است که "یکی ازدرهای ورود به بهشت است." امربه معروف نیزبه امرِبه واجبات و مستحبات، یعنی آنچه ازنظرشرع اسلام (تشیع) خوب و"عقلانی" ست، اتلاق شده است، ونهی ازمنکرهم نهی ازمحرمات ومکروهات است، و چنان پُراهمیت که از حضرت علی نقل است :" کسی که دربرابرمنکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند، مرده‌ای است در میان زندگان".


" آتش به اختیار" ابداع شده توسط حکومت اسلامی برای " جهادِ حمله ای" و " امربه معروف و نهی از منکرِ دست و زبانی" است، که خمینی و خامنه ای به سیاهه این سه " فروع دین" اضافه کرده اند. رفتارجهادی و تروریستی نواب صفوی و گروه جهادی - تروریستی فدائیان اسلام و مشابهین اش نوعی آتش به اختیار اسلامی بود اما شکل سیاسی آتش به اختیار دراصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که: " امربه معروف و نهی ازمنکر، وظیفه‌ای است همگانی و متفاوت برعهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت" خود را نشان داده است، با تعبیری که معاون " کف گرگی"زنِ مجلس اسلامی " آتش به اختیار دو طرفه" تعریف و تعبیر کرده است. اشکالِ عملی آتش به اختیار نیزدراعمالِ خرابکارانه و فشارها و کشتارهای گروه های ریزو درشت "حزب الله" تجربه شده اند.



شخصى كه چند روز پيش در تهران دنبال آخوندها ميكرد، توسط نيروى انتظامى دستگير شد

154cd85z_small.jpgدویچه وله - هفته‌نامه آلمانی اشپیگل نوشته است اطلاعاتی در دست دارد که نشان می‌دهد سرویس اطلاعات برون‌مرزی آلمان در سال‌های گذشته هزاران هدف را در ایالات متحده آمریکا جاسوسی می‌کرده است. یکی از این هدف‌ها کاخ سفید بوده است.

آلمان

سیاستمداران و مسئولان ادارات امنیتی در آلمان همواره تاکید می‌کنند که در مبارزه علیه تروریستم بین‌المللی، ایالات متحده آمریکا یک شریک غیرقابل چشم‌پوشی است. همین اخیرا توماس د مزیر، وزیر کشور آلمان تاکید کرد که همکاری میان دو سوی آتلانتیک برای آلمان از اهمیتی فوق‌العاده برخوردار است.

اشپیگل نوشته است که به‌نظر می‌رسد این همکاری میان آلمان و آمریکا از مدت‌ها پیش چندان اعتمادآمیز نبوده است. زیرا به نوشته این هفته‌نامه، سرویس اطلاعاتی برون‌مرزی آلمان برای سال‌های متمادی از هدف‌های زیادی در ایالات متحده آمریکا جاسوسی می‌کرده است.

این هفته‌نامه نوشته است اسناد و اطلاعاتی دیده است که بر اساس آنها بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ حدود ۴ هزار کلیدواژه جستجو، مورد توجه مجموعه عملیات جاسوسی آلمان از هدف‌های آمریکایی بوده‌اند. تاکنون تنها ظاهرا جاسوسی سرویس اطلاعاتی آلمان از آژانس اطلاعات ملی آمریکا (NSA) موجب خشم و ناراحتی‌ آمریکایی‌ها شده است.

"جاسوسی میان دوستان" هم صورت می‌گیرد!

خود آژانس اطلاعات ملی آمریکا تلفن همراه آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان را شنود می‌کرد که خبر آن در جریان افشاگری ادوارد اسنودن، همکار سابق دستگاه‌های امنیتی ایالات متحده فاش شد. خانم مرکل در همان زمان در واکنش به این ماجرا گفته بود: «جاسوسی میان دوستان به‌هیچ وجه نباید صورت گیرد.»

062217_top.jpgاکبر گنجی - خبرنامه گویا

شلیک ۶ موشک میان برد زمین به زمین توسط سپاه به محل استقرار داعش در سوریه واکنش های داخلی و خارجی به دنبال داشت. مستقل از پیام خارجی ای که جمهوری اسلامی با این شلیک به دیگران ارسال کرد و عکس العمل های آنان به این عملیات، ابعاد داخلی این مسأله بسیار قابل توجه است.

رقابت سیاسی در همه جوامع دموکراتیک و غیر دموکراتیک، نزاع بر سر منابع کمیاب قدرت ، ثروت، معرفت و منزلت اجتماعی است. به عنوان مثال، ترامپ در رقابت ها برای پیروزی، کل گذشته را به چالش کشید و ادعا کرد که دولت های گذشته زیرساخت های آمریکا را به کشوری جهان سومی تبدیل کرده اند، دولت فدرال فاسد است و من قصد دارم آن را نابود سازم . حتی جیمز کومی رئیس اف بی آی در روزهای پایانی سرنوشت ساز، به سود ترامپ و به زیان کلینتون وارد صحنه شد. دموکرات ها هم با علم کردن موضوع دخالت روسیه در انتخابات، ترامپ را دست نشانده پوتین قلمداد می کنند و هیلاری کلینتون هم در رقابت ها گفت، ترامپ اسبی است که پوتین سوارش شده است. نزاع داخلی، به نزاع خارجی کشیده و دموکرات ها برای زدن ترامپ، می خواهند راه های او را برای بهبود روابط با روسیه مسدود سازند. آنان برای تصویب تحریم ها علیه روسیه، تمامی دستاوردهای دولت اوباما را بر باد داده و به طور کامل با جمهوری خواهان علیه ایران در تصویب تحریم های خلاف روح و جسم توافق هسته ای همکاری می کنند( به عنوان مثاله به مقاله ناقدانه رایان کوپر بنگرید).

جنگ بر سر منابع کمیاب قدرت، ثروت، معرفت و منزلت اجتماعی در جمهوری اسلامی هم همیشه بسیار شدید بوده و هست. این مسأله در دو روز گذشته خود را در موضوع شلیک موشک ها به نمایش گذاشته است.

سخنان حسن روحانی

حسن روحانی در ۳۰ خرداد در افطار با علما و روحانیون به آنان گفت :

"ما اگر تصمیمی می گیریم که به یک مکانی موشک بزنیم، این تصمیمات در حوزه ‏امنیت ملی ما قرار دارد.‏ اقدامی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای آماده کردن موشک و پرتاب ‏آن به نقاطی که سران داعش در دیرالزور بودند، انجام داد تصمیم فرد یا یک رکن نظامی نیست، بلکه ‏این گونه تصمیمات در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ می شود و این در حالی است که شورای عالی ‏امنیت ملی بعد از حادثه تروریستی تهران در حرم امام راحل و مجلس شورای اسلامی برای پاسخ به ‏تروریست ها اختیاراتی را به نیروهای مسلح داد که بیش از این اقدام اخیر بود.‏ این اقدام کاملاً درست، بجا و ضروری بود. سیاست جمهوری ‏اسلامی ایران نسبت به منطقه و مسایل جهانی تغییر نکرده است، اما اگر از یک مرکز، گروهکی ‏افرادی را اعزام کند و با پررویی می خواهد در برابر برخی از معاندین ما در منطقه و خصم ما در ‏سطح جهانی خودی از خود نشان دهد و به عظمت جمهوری اسلامی ایران صدمه وارد کند، مسلماً پاسخ ‏قاطع دریافت خواهد کرد".‏

Hamed_Ayinehvand_2.jpgدر تاریخ روشنفکری ایران معاصر نام هیچ رو شنفکر و اهل قلمی به اندازه علی شریعتی در خشنده و بزرگ نیست،این درخشندگی نه الزاما به دلیل اعتبار اندیشه های او در برساختن مدینه فاضله ای است که تبلیغش را می کرد بلکه به دلیل قوت بیان و صلابت قلم او در تهیج و ترغیب جوانان و دانشجویان ایرانی در جهان دو قطبی به اسلام انقلابی بود.

در زمانه ای که به واسطه سیطره اندیشه چپ در دانشگاه های ایران فضای آرمانی سیاسی در ایران می بایستی شبیه به مسکو یا پکن می شد او از اسلامی سخن می گفت که عدالت و برابری و آزادی را توامان به جامعه عرضه می کرد و آنچنان در سخن سرایی در خصوص این اسلام چیره دست بود که روی دست روحانیت آن زمان برخاست و چون زبانی گیرا برای ارتباط با بدنه مردم داشت منابر روحانیون طراز اول آن دوران را نیز کم رونق و کم اثر کرده بود.

او نخستین کسی بود که از اسلام سخن می گفت اما از روحانیت فاصله داشت. نه تنها نسبتی با حوزه علمیه قم نداشت که علیه آن نیز بود. ودر لابه لای آثارش می توان به روشنی آنها را یافت آنجا که در پیوند خودش با محمد مصدق نخست وزیر وقت ایران می نویسد: اکنون، خوشبختانه، همان‌طور که دکتر مصدق تز "اقتصاد منهای نفت" را طرح کرد، تا استقلال نهضت را پی‌ریزی کند و آن‌را از بند اسارت و احتیاج به کمپانی استعماری سابق آزاد سازد، تز "اسلام منهای آخوند" در جامعه تحقق یافته است و این موفقیت موجب شده است که هم اسلام از چارچوب تنگ قرون وسطایی و اسارت در کلیساهای کشیشی و بینش متحجر و طرز فکر منحط و جهان‌بینی انحرافی و خرافی و جهالت‌پرور و تقلیدسازی، که مردم را عوام کالانعام بار آورده بود و روشنفکر را دشمن مذهب و ترسان و گریزان از اسلام،کرده بود آزاد شود(مجموعه آثار ۱ / با مخاطب‌های آشنا / ص ۸)

James_Mattis.jpgزمانه ـ جیمز ماتیس، وزیر دفاع آمریکا در نامه‌ای به فکری ایشیک، همتای ترک خود گفته است ایالات متحده درباره همکاری واشنگتن با کردهای سوریه نگرانی‌های دولت ترکیه را مد نظر قرار می‌دهد.

به‌گزارش خبرگزاری آناتولی، وزارت دفاع ترکیه روز پنج‌شنبه ۲۲ ژوئن / یکم تیر مضمون این نامه را در اختیار رسانه‌ها قرار داده است.

با این نامه دولت دونالد ترامپ می‌خواهد در ارتباط با همکاری آمریکا با «نیروهای دموکراتیک سوریه» متشکل از کردهای گروه «یگان‌های مدافع خلق» و عرب‌ها با آنکارا شفاف باشد.

در این نامه جیمز ماتیس جزئیاتی از سلاح‌هایی که آمریکا در اختیار کردهای سوریه قرار داده ارائه کرده است.

rouzehkhari.jpgخبرگزاری هرانا - طی روزهای ماه رمضان، شهروندانی که در ملا عام اقدام به روزه خواری می کنند، بازداشت و به دادگاه منتقل می شوند و برایشان حکم شلاق و جریمه نقدی صادر می شود، این در حالی است که بازداشت شدگان هیچ گونه حق اعتراض به رای صادره را ندارند و حکمشان پس از صدور اجرا می شود. گزارش پیشرو از برخورد با بازداشت شدگانی که روز جاری به دادگاه انقلاب رشت واقع در استان گیلان منتقل شده اند، خبر می دهد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی روزهای ماه رمضان، شهروندانی که در ملا عام اقدام به روزه خواری می کنند بازداشت و به شلاق و جریمه نقدی و گاها به تحمل حبس محکوم می شوند. گزارش هرانا درباره ی بازداشت شدگان یک روز کاری که متهم به "روزه خواری" شده اند و سرنوشت آنان در دادگاه انقلاب رشت را در ادامه بخوانید؛

524518sd5z_small.jpgرضا حقیقت‌نژاد - ایران وایر

در هفته گذشته جنگ دامنه داری بین حسن روحانی و برخی روحانیون عالی رتبه جمهوری اسلامی مانند احمد جنتی، محمد یزدی و ناصر مکارم شیرازی درگرفته است. ظاهر ماجرا به بحث های پیچیده و دامنه داری درباره مشروعیت حکومت اسلامی در فقه شیعه و نسبت آن با رای مردم باز می گردد. این بحث ها تازگی ندارند. اگر شما مجله حکومت اسلامی که توسط مجلس خبرگان منتشر می شود را ورق بزنید، با انبوهی نظرات مختلف درباره این موضوع مواجه می شوید. در تاریخ سیاسی معاصر هم از ۱۲ بهمن ۵۷ که آیت الله خمینی در سخنرانی اش گفت: «من به پشتیبانی این ملت، دولت تعیین می کنم ... به واسطه اینکه ملت من را قبول دارد»، تاکنون بحث «رای»، مهم ترین بحث بوده، این بحث در دیدگاه های آیت الله خامنه ای هم جزو اولویت های اول تا سوم بوده است.

از منظر فقهی اما کل دعوای ۲۴خرداد تا الان که حسن روحانی و احمد جنتی بر راس دو طیف آن ایستاده اند، ناشی از یک سوتی بود. حسن روحانی ۲۴ خرداد گفت: «امیر المومنین مبنای ولایت را و مبنای حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند». او ۳۰ خرداد حرفش را تصحیح کرد و گفت: «مباحث توحید، نبوت، امامت و عدل الهی، مسائلی نیست که بخواهیم درباره اینها بگوییم کسی درباره امامت بیاید رای بدهد» و نه تنها درباره امامت که درباره ولی فقیه هم گفت: «ولی فقیهی که با رای خبرگان حکومت را در دست می گیرد، پیش از این نیز بر مردم ولایت داشته است.» به نظر می رسد اگر حسن روحانی، ۲۴ خرداد کلمه ولایت را نگفته بود و صرفا به حکومت اشاره کرده بود، این همه جنجال پیش نمی آمد. یک نکته دیگر به بحث کلمه انتخاب باز می گردد. برخی چون حسن روحانی، انتخابات را مکانیسم شبیه بیعت در صدر اسلام می دانند ولی امثال احمد جنتی می گویند بیعت از جنس اعلام وفاداری مردم به رهبر است و انتخاب از جنس وکالت دادن مردم به رهبر است، بنابراین با هم همخوانی ندارند. در این میان، حامیان حسن روحانی به سخنان خامنه ای در سه دهه پیش تاکید دارند که گفته است «مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است». اینستاگرام روحانی هم ویدئوی این سخنرانی را منتشر کرده است. خامنه ای در این سخنرانی، از عبارت «وابسته است» استفاده کرده و این کلمه با «مبنا» تفاوت دارد و همچنین با توجه به تفاسیر مختلف از «مشروعیت»، احتمالا منظورش مقبولیت یا تحقق حکومت امام است، چون خودش هم در ویدئو تاکید می کند: «امیرالمومنین خود را از لحاظ واقع منصوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری می داند». طبعا نه تنها «شیخ حسن» که «سید علی» نمی تواند روی حرف «حضرت علی»، حرف بزنند.

اما جنبه سیاسی این چالش در روزهای باقیمانده به «تنفیذ» حکم روحانی توسط آیت الله خامنه ای مهم است:

522554sd5z_small.jpgرادیو فردا - چند روز پس از گزارش‌های برخی رسانه‌های اصولگرا درباره شایعه «ورشکستگی بانک‌ها»، سخنگوی بانک مرکزی بدون اشاره به جزئیات، «بدهکاران بزرگ» بانکی و برخی از مخالفان دولت را متهم کرد که قصد دارند با تحریک مردم برای هجوم به بانک‌ها و برداشتن سپرده‌های‌شان، «دولت را به چالش» بکشند.

به گزارش برخی از سایت‌های خبری از جمله جماران، علی کریمی، سخنگوی بانک مرکزی ایران، روز پنجشنبه اول تیرماه در توئیتر خود نوشت: «بدهکاران بزرگ و مخالفانی که فکر می‌کنند هجوم مردم به بانک‌ها، دولت را به چالش می‌کشد، خواب بدی برای کشور دیده‌اند. این فتنه را زمین‌گیر می‌کنیم».

آقای کریمی جزئیات بیشتری درباره این موضوع بیان نکرده است.​

در روزهای گذشته موضوع تجمع سپرده‌گذاران موسسه اعتباری «ثامن» در برابر شعبات آن در شهرهای مختلف ایران از جمله اهواز و تهران و د