November 2017 Archives

WMNSC_11292017.jpgیادداشتی از بهزاد مهرانی

اندیشه‌ی صدور انقلاب اسلامی از آرمان‌ها و آرزوهای انقلابیان از ابتدای پیروزی‌شان بود. امروز جمهوری اسلامی علی‌رغم شکست‌های پی‌در‌پی در مدیریت کشور و همین‌طور حقنه‌کردن سبک زندگی اسلامی به جامعه‌ی جوان ایران، توانسته است در رابطه با «صدور انقلاب» نیز پیروزی‌هایی کسب کند. تازه‌ترین نمونه‌ی این پیروزی‌ها را می‌توان در مجبور کردن مجری زن مراسم قرعه‌کشی جام‌جهانی ۲۰۱۸ روسیه به پوشیدن لباسِ مناسبِ موردِ نظر مسوولان نظام اسلامی دانست.

در روزهای گذشته، جمع کثیری از کاربران ایرانی فضای مجازی به صفحه اینستاگرام "ماریا کوماندنایا" رفته‌اند و از او خواسته‌اند که لباس مناسب بپوشد تا تلویزیون جمهوری اسلامی برنامه قرعه‌کشی را پخش کند. سردار آزمون، بازیکن ایرانی شاغل در لیگ فوتبال روسیه هم در صفحه‌ی اینستاگرام خود این خواسته را با خانم کوماندنایا به اشتراک گذاشته و بعدتر خبر داده که مجری روس، با این درخواست موافقت کرده است.

در این عملیاتِ تا اینجا موفقیت‌آمیز، "آزمون" و لشکر کامنت‌گذاران اینستاگرامی، به جای اینکه از حکومت ایران بخواهند تا بر ستم به زنان ایران و حجاب اجباری پایان دهد، از دیگران می‌خواهند تا خود را به قد و قواره‌ی مورد پسند نظام اسلامی در بیاورند و این‌گونه است که وسعت فعالیت گشت ارشاد اسلامی از کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران به خیابان‌های روسیه و دیگر کشورهای جهان می‌رسد.

در این میان، گروهی هم ادعا می‌کنند که "ماریا کوماندنایا" قصد دارد به فرهنگ ایران احترام بگذارد.

در پاسخ به این گروه باید گفت که اولا حجاب اسلامی، فرهنگ همه‌ی ایرانیان نیست و اساسا امر فرهنگی زوربردار نیست. دوم اینکه در پس پشت ظاهر متین و احترام‌برانگیز احترام به ملت ایران، تحقیر مردم ایران نهفته است و معنایش این است که کشورهای جهان که آزادانه نوع پوشش خود را انتخاب می‌کنند و تلویزیون‌شان هم مسابقه قرعه‌کشی را پخش می‌کند فرهنگ‌شان بر مبنای آزادی و انتخاب است اما ملتی در جایی از دنیا به نام مردم ایران وجود دارند که چیزی از آزادی و حق انتخاب نمی‌دانند و باید مراعات‌شان کرد.

24131763_176123.png

akbarGanji_11292017.jpgاکبر گنجی

منبع: رادیو فردا ، ۷ آذر ۱۳۹۶

"علوم انسانی" و "روشنفکری" دو مسأله مهم رهبری جمهوری اسلامی اند که تاکنون هم نتوانسته اند آن را حل کنند. آیت الله خامنه ای بارها گفته است که روشنفکری ایران وارداتی و از اول بیمار متولد شد و بیمار باقی ماند( به عنوان نمونه به سخنرانی ۱۳ اردیبهشت ۱۳۷۵ و ۲۲ اردیبهشت ۱۳۷۷ بنگرید). اسلامی کردن علوم انسانی هم یکی از مسائل همیشگی او بوده است که هزینه مالی و انسانی بسیاری صرف آن کرده و نتیجه اش تقریباً نزدیک به صفر بوده است. او گفت مبانی علوم انسانی جدید، مادی و غیر الهی است.

سنت زمامداران جمهوری اسلامی مرید آیت الله خامنه ای این بوده و هست که مجیزگویان، سخنان او را تأیید و تکرار کنند. طبیعی است که در این دو مسأله هم دعاوی و راهکارهای او را تکرار و تأیید می کنند. او افرادی را برای تحول علوم انسانی و اسلامی سازی آن ها تعیین کرده است. اما آنان که در این زمینه شکست خورده اند، تقصیر را به گردن "روشنفکران سکولار گردن کلفت" می اندازند. مدعای ما این است که نه علوم انسانی "اسلامی شدنی" هستند و نه روشنفکران سکولار مسئول "اسلامی نشدنی" بودن این علوم هستند.

صادق لاریجانی

آیت‌الله خامنه‌ای در ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ طی حکمی هیأت امنایی (باقری کنی، آملی لاریجانی، سیّد احمد علم‌الهدی، سعید مهدوی کنی، علیرضا امینی، احمد واعظی، سیّد عباس موسویان، سیّد مصطفی میرلوحی و سیّد علا میرمحمّدصادقی، دکتر علی رضائیان و دکتر هادی همایون) برای دانشگاه امام صادق منصوب کرد. هدف اصلی اعتلای معارف اسلامی و تحول در علوم انسانی بود. او نوشت: "حضور جناب آقای آملی لاریجانی در صدر این هیئت امناء فرصتی برای دستیابی هر چه زودتر به اهداف مذکور خواهد بود". بدین ترتیب، صادق لاریجانی یکی از افراد مد نظر خامنه ای برای تحول در علوم انسانی است.

صادق لاریجانی در ۱۴ مهر ۱۳۹۱ گفت که امروز "گرایش های سکولاریستی" در میان روشنفکران مسلمان رواج یافته است. غایات و روش های علوم انسانی با تصور قرآنی از انسان ناسازگارند، بنابراین، دلیلی ندارد که ما به دنبال این علوم که با تصور غلط از انسان بنای نادرستی را می سازند، برویم. صادق لاریجانی در ۱۶ مهر ۱۳۹۴ گفت علوم انسانی غربی به کشور ما هجوم آورده و در دانشگاه ها تدریس می شوند، در حالی که نگاه آن ها با نگاه قرآن و پیامبر تفاوت و تعارض دارد. صادق لاریجانی در ۱۷ بهمن ۱۳۹۵ گفت سکولارها سیاست و اقتصاد را از دین حدا می سازند. غربی ها پس از رنسانس خدا را کنار گذاشتند و انسان محور شدند. در دوران اصلاحات مسئولان آرای روشنفکران سکولار غربی را گرفته و با رنگ و لعابی زیبا در کشور ترویج می کردند. اما با تفکرات تجددمآبانه و اومانیستی غرب نمی‌ توان به جایی رسید.

غلامعلی حداد عادل

دختر حداد عادل عروس آیت الله خامنه ای- همسر مجتبی خامنه ای- است. حداد عادل شاعر دربار سلطان و مجیزگوی داماد خویش است. غلامعلی حداد عادل از این نسبت فامیلی بهره های فراوانی(از جمله ریاست مجلس، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، و...) برده است. حداد عادل رئیس "شورای تحول و ارتقای علوم انسانی" است( اعضای شورا را این جا ببینید).

غلامعلی حدادعادل در همایش «چیستی و چگونگی تحول در علوم انسانی از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای» در دانشگاه شیراز در ۲۴ آبان ۱۳۹۶ گفت که علوم انسانی از غرب وارد ایران شده است. ما برای اسلامی کردن علوم انسانی، از اساتید متدین و معتقد به تحول علوم انسانی استفاده می کنیم. شورای ما برای تحول علوم انسانی غربی چهار موضع "اسلامی سازی، بومی سازی، کارآمدی و روز آمدی" را اختیار کرده است. ما قصد داریم تا از مبانی هستی شناسی و معرفت شناختی خودمان انسان شناسی اسلامی را استخراج کنیم. اگر تحول در علوم انسانی محقق نشود، کل انقلاب به هدر رفته است. حداد عادل سپس درباره موانع گذار از علوم انسانی غربی به علوم انسانی اسلامی بومی سخن گفت و افزود :

"برداشت نادرست از اسلامی شدن و مخالفت جریان های سیاسی غرب گرا با تحول در علوم انسانی از دیگر موانع پیشرفت کار در این زمینه بوده است...جریان سیاسی غرب‌گرا و مخالف تحول در علوم انسانی با نامه‌نگاری به برخی سران مملکت سعی دارند موضوع تحول در علوم انسانی را سیاسی جلوه داده و جنجال به پا کنند که در برخورد با آنان باید هوشیار بود".

بدین ترتیب، روشنفکران غرب گرا یکی از موانع اصلی تحول در علوم انسانی هستند.

113017_top.jpgگزارش «شرق» از فامیلی که نامش به پرونده فساد تاریخی پیوند خورد

خانواده آقای خاوری

این جمله را یحتمل در محاورات تاکسی‌محور زیاد شنیده‌اید «...بچه‌هایشان را می‌فرستند خارج برای روز مبادا». این جمله از مهر ٩٠ به آن‌ سو مصداق بیرونی یافت؛ آن هم با لورفتن ماجرای فرار محمودرضا خاوری، رئیس اسبق بانک ملی ایران، از کشور. او به بهانه حضور در سمیناری در انگلیس، ایران را به مقصد بریتانیا ترک کرد و سر از کانادا در‌آورد. طنز تلخ تاریخ این است که رئیس یکی از مهم‌ترین بانک‌های کشور دوتابعیتی بود و تا آن روزگار این مسئله حساسیت هیچ مقام مسئولی را بر‌نینگیخته بود. او سال ٨٥ تابعیت کانادایی‌اش را به دست آورد و سال ٨٦ آنجا برای خودش خانه‌ای خریداری کرد. البته خبرهای دیگری نشان از آن دارد که خاندان خاوری (فرزندان پسری او) از سال ٨١ در تورنتوی کانادا صاحب ملک و مال بودند. خاوری سه فرزند دارد، پرندیس تک‌ دختر خانواده است و خشایار و اردوان، پسران خاوری‌اند.


محمودرضا خاوری در کولاک حذف مدیران بانکی در دوره احمدی‌نژاد از معدود مدیرانی بود که به جای «حذف»، «ارتقا» یافت؛ از مدیرعاملی بانک سپه به مدیرعاملی بانک ملی ایران رفت و بر میز مدیریت تکیه زد. طنز دیگر اینکه از او کتابی با موضوع قانون بانکداری در ایران منتشر شده و کماکان در کتاب‌فروشی‌ها قابل دسترس است.


اعتراض ایرانیان مقیم کانادا به حضور خاوری


خبر فرار خاوری به کانادا مهر ٩٠ رسانه‌ای شد. نه‌تنها رسانه‌های داخلی که رسانه‌های آمریکایی و کانادایی هم به این فرار واکنش نشان دادند. جامعه ایرانی‌های مقیم کانادا نیز همان موقع در نامه‌ای به رؤسای کشور از حضور خاوری در خاک کانادا گله کرده بودند. آنها در این نامه نام خاوری را بارها با فساد سه هزار میلیارد‌تومانی صورت‌گرفته در ایران مرتبط دانسته‌اند. بر‌اساس اطلاعات دفتر ثبت اسنادی در کانادا، خاوری در سال ٨٦ (یعنی چهار سال پیش از فرارش از ایران) خانه‌ای را به قیمت سه میلیارد تومان خریداری کرده بود. قیمت دلار آن روزها هزار تومان بود و این روزها چهار هزار تومان. یادمان نرود که در سیزدهمین جلسه محاکمه متهمان پرونده فساد سه‌ هزار میلیارد‌تومانی، قاضی پرونده اعلام کرده بود که یکی از معاونان وقت وزارت اطلاعات در دولت احمدی‌نژاد از خروج محمودرضا خاوری مطلع بوده است.


به گزارش پایگاه خبری «گلاب‌‌ اند میل» خانواده خاوری در سال‌های گذشته حوزه نفوذ خود در تورنتو را توسعه داده‌اند. بر‌اساس مستندات دولتی در چهار سال گذشته، خانواده خاوری به نام‌های مختلف و اشخاص حقوقی حداقل ١٢,١ میلیون دلار در این شهر املاک خریداری کرده‌اند. آنها همچنین مسئول بازپرداخت تقریبا ١١ میلیون دلار وامی هستند که از ١٠ مؤسسه و بانک مختلف گرفته‌‌اند و نرخ بهره تعدادی از آنها بین ١٠ تا ٢١ درصد است.


ارسال نامه استعفا از انگلیس به ایران


کانادا همیشه مأمن امنی برای خانواده خاوری بود. بچه‌ها خیلی زود راهی سرزمین‌های سرد شمالی شدند تا تحصیلات‌شان را در دانشگاه‌های درجه‌یک این کشور آغاز کنند و در کنار آن بیزینسی در حد و اندازه خانواده راه بیندازند. همین است که وقتی در پروفایل دانشگاهی‌شان سرک بکشی، از کارشناسی گرفته تا مقطع دکترا، دانشجوی دانشگاه تورنتو بوده‌اند. یکی بختش را در مهندسی آزمون کرده و دیگری ستاره‌شناسی و فیزیک نجومی. گرچه عاقبت به یُمن پول‌های بادآورده پدر حالا پسرها دستی در ساخت‌وساز و املاک و مستغلات دارند. دو پسر خاوری در کار تجارت و برج‌سازی و انبوه‌سازی وارد شده‌اند و دختر خانواده به نجوم و فیزیک روی آورده است.


بنابر اطلاعاتی که همان زمان به نقل از قاضی سراج (قاضی پرونده) منتشر شده بود، خاوری در تاریخ ٢٠ شهریور ١٣٩٠ در مقام رئیس بانک ملی ایران، در قالب یک مأموریت کاری برای شرکت در جلسه «پی‌ال‌سی بانک لویدز» تقاضای سفر به انگلستان را مطرح کرده بود. در تاریخ ۲۹ شهریور همان سال با حکم شماره ۵۷۸۶۶۹ با مأموریت او به خارج از کشور موافقت شد؛ اما چند روز بعد، خاوری به لابی هتلش در یکی از شهرهای انگلیس می‌آید و با ارسال یک فکس به تاریخچه فعالیت مدیریتی‌اش در ایران پایان می‌دهد. او در این نامه از مقام خود استعفا داده و آن را به طور رسمی به اطلاع مقام‌های دولتی وقت در ایران می‌رساند.

parandisKhavari_11292017.jpgدختر، ستاره‌شناس خانواده


پرندیس خاوری برخلاف برادرهایش پی درس‌ومشق و علم‌آموزی بود؛ اما گویا پدر با بخشش خانه به دختر جبران مافات کرده است. خانه خاوری در تورنتو که از قضا بسیار خبرساز هم شده است؛ نه متعلق به او که چندی پس از حضور خاوری در کانادا به نام دخترش شد. برخی گزارش‌ها همچنین نشان از آن دارد که خاوری هفت روز پس از خروج دائمی از ایران و ورود به خاک کانادا، وام خانه سه میلیون‌دلاری خود را بازپرداخت کرده و خانه را به دخترش پرندیس انتقال داده است. پرندیس به همین راحتی از قبلِ پدر پولدارِ گریخته از ایران یک‌شبه صاحب خانه شد؛ آن هم خانه‌ای که حالا نه‌تنها برای ایرانیان که برای خیلی از رسانه‌های جهانی محل توجه است.


پرندیس خاوری مدرک دکترای نجوم دارد. محجبه است و در تصویرهایی که از او دیده می‌شود، اغلب با بلوز و شلوار در اماکن عمومی مشاهده می‌شود. وقتی خبرنگار یک شبکه تلویزیونی برای گفت‌وگو با اعضای خانواده راهی خانه آنها شده بود، پرندیس تنها عضو خانواده بود که خیلی کوتاه در مقابل دوربین قرار می‌گیرد. هرچند نه حرف خاصی زد و نه نکته‌ای از آن دیالوگ کوتاه منتشر شد.


KhashKhavari_11292017.jpgخش خاوری!


خشایار خاوری در وب‌سایتش نام «خش» را برای خود برگزیده است. شاید به این خاطر که تلفظ اسم خشایار در نسخه انگلیسی برای غیرفارسی‌زبانان کار ساده‌ای نیست. آقای «خش»، مهندس است. او هم کارشناسی و کارشناسی‌ارشدش را در دانشگاه تورنتو خوانده و حالا برای خودش برووبیایی دارد. از لینک دانشگاه می‌توان یکسر وارد سایت کاری‌اش شد. در وب‌سایت از تجربه‌های کاری‌اش گفته و بیوگرافی‌اش که بیشتر مبتنی‌بر تمرکز بر کار ساخت‌وساز و املاک و مستغلات است.


خش خاوری برخلاف پدر (البته در روزهای مدیریت در ایران) چهره مدرنی برای خود برگزیده است. سروصورتی صفا داده و عکس بزرگی مزین به کراوات در صفحه نخست وب‌سایتش دیده می‌شود. هرچند انتشار تصاویر این روزهای محمودرضا خاوری نیز نشان می‌دهد که حفظ ظاهر او در ایران و تیپ‌های به‌اصطلاح دولتی او برای سازگاری با سمت و مسئولیت آن‌روزهایش بوده و حالا تصاویرش از جهت تجددگرایی با خشایار تفاوت چندانی ندارد. گاهی تیپ اسپورت می‌زند و گهگاه تصاویرش در حال خرید و بازدید از اماکن عمومی در تورنتو در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد.

فدراسیون کبدی ایران در بیانیه‌ای که روز چهارشنبه، هشتم آذرماه، منتشر شد ضمن «محکوم کردن» آن چه عمل «ناشایست» سامپراچ فونچو، سرمربی تایلندی، در مسابقات کبدی قهرمانی آسیا به میزبانی گرگان نامید از جامعه ورزش ایران عذرخواهی کرد.

محمدرضا مقصودلو، رئیس فدراسیون کبدی، در این باره به خبرگزاری ایسنا گفت: «یک عکاس به آن مرد تایلندی روسری می‌دهد تا به داخل سالن برود و سر کند و از او عکس بگیرد. این ماجرا شیطنت بود و با این کار می‌خواستند بازی‌ها را زیر سوال ببرند.»

اما مربی تایلندی روایت دیگری دارد و به رادیوفردا می‌گوید که او را مجبور کردند تا با روسری وارد سالن مسابقات شود.

RezaZarrab_11292017.jpgرضا حقیقت‌نژاد - ایران وایر

رضا ضراب تاجر ایرانی - ترکیه ای که دیروز به عنوان شاهد در یک دادگاه در نیویورک درباره پرونده دور زدن تحریم های ایران سخن می گفت، اعتراف کرده است در جریان کمک به دور زدن تحریم های ایران با چند مقام ایرانی ارتباط داشته و یا دیدار کرده است.

او همچنین از یک برنامه پولشویی بزرگ خبر داده که با هدایت مقام های ارشد ایرانی و ترک اجرایی شده تا بتوانند از این طریق تحریم های ایران را دور بزنند. آذر۹۲ هنگامی که رضا ضراب توسط پلیس ترکیه بازداشت شد، رسانه های ترکیه خبر دادند که پرونده ای به ارزش ۸۷ میلیارد یورو مطرح است و ۳۵میلیارد یورو پول از ایران به ترکیه منتقل شده است. اما نام های مطرح شده توسط رضا ضراب:

محمود احمدی نژاد: رضا ضراب گفته است با محمود احمدی نژاد در ارتباط بوده است. او همچنین نامه ای به محمود احمدی نژاد نوشته که در آن انتقال پول های ایران در دوران تحریم، جهاد اقتصادی عنوان شده است.

محمود بهمنی: محمود بهمنی آخرین رئیس کل بانک مرکزی ایران در دولت احمدی نژاد است. رضا ضراب گفته است با او دیدار کرده است. نام بهمنی که اکنون نماینده مجلس است، در پرونده بابک زنجانی هم مطرح شده است. او و چهار وزیر دولت احمدی نژاد نامه ای را امضا کرده بودند که به زنجانی اجازه می دهد وارد معاملات بانکی شوند. این جلسه در دفتر کار محمود بهمنی تشکیل شده بود. بهمنی قبلا گفته است که در مواردی به خلیج فارس می رفته تا با قایق موتوری اسکناس بیاورند. مشخص نیست منظور همان پول هایی است که رضا ضراب در دوبی آماده می کرده یا اینکه شبکه دیگری در میان است.

مدیرکل حراست بانک مرکزی: رضا ضراب اعلام کرده که با مدیرکل حراست بانک مرکزی ایران برای چگونگی انتقال پول نفت دیدار کرده است. زمان دیدار اعلام نشده است. نام حراست بانک مرکزی قبلا هم به یک پرونده فساد گره خورده بود. خرداد۹۱ بازداشت مدیرکل حراست بانک مرکزی اعلام شد. شهریور۹۱ خبرگزاری مهر گزارش داد که دستگیری او به دلیل مسائل ارزی بوده و برخی مسئولان بانک هایی که در دوبی هم شعبه دارند، احضار شده اند. از سرنوشت این پرونده خبر دقیقی منتشر نشده و مشخص نیست که در ارتباط با شبکه رضا ضراب بوده است یا نه.

Mehdi_karoubi_2.jpgفرزند حجت‌الاسلام کروبی از سومین دیدار پدرش خبر داد.

حسین کروبی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به دیدار ظهر روز گذشته حجت‌الاسلام محمدرضا عباسی‌فرد، عضو سابق شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری با حجت‌الاسلام کروبی عنوان کرد: شب گذشته در دیدار با پدر متوجه شدیم که ظهر دیروز آقای عباسی‌فرد با پدر دیدار داشتند.

ExMuslims_11292017.jpgبی بی سی - مسلمانانی که ترک مذهب می‌کنند، در بسیاری از موارد مرتد محسوب می‌شوند و هدف آزار و خشونت قرار می‌گیرند. اما در آمریکا گروهی از اسلام برگشته در دانشگاه‌ها تور گذاشته‌اند و کارشان را تبلیغ و تشریح می‌کنند.

محمد سید ده سال پیش ترک مذهب کرد و به یک "مسلمان سابق" تبدیل شد. او در آمریکا به دنیا آمده و در پاکستان و با اعتقاد کامل به اسلام بزرگ شده است.

او می‌گوید: "شما با هیچ گونه شک و تردیدی روبرو نمی‌شوید... اطراف شما همه معتقدند."

اما در سال ۲۰۰۷ او متوجه یک واقعیت شد: این که او دیگر اعتقاد ندارد.

محمد از کودکی به "ستاره‌شناسی، برنامه‌های فضایی، سریال پیشتازان فضا و فیلم‌های جنگ ستارگان" علاقه‌مند بود. او که والدینش هر دو دکترا دارند خودش را یک لیبرال می‌داند.

اوایل بیست سالگی، چند ماه قبل از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ به آمریکا برگشت و آمریکا که به جنگ رفت به جمع معترضان ضد جنگ پیوست.

هم‌زمان بعضی از دوستان پاکستانی او به مسلمانان "فوق محافظه‌کار" تبدیل شدند.

"یک نفر بود که او را از زمان دبیرستان می‌شناختم... با هم در یک دانشکده درس خواندیم و خیلی به هم شبیه بودیم، او هم مانند من لیبرال بود. بعد از مدتی نیم متر ریش گذاشت."

سر و شکل دوست محمد او را "ترساند".

exMuslimsBBC1.jpg

"او از عذاب و فشار شب اول قبر حرف می‌زد... و می‌گفت این یک مسئله واقعی است که کسانی آن را مشاهده کرده‌اند - تفکری به شدت خرافاتی."

"با پیشینه علمی که داشت صحبت درباره این چیزها برایم عجیب بود. همین باعث شد که حدود یک سال برای نگاه دوباره به مذهب وقت گذاشتم."

محمد قرآن و حدیث و روایت خواند. "قبل از آن دیدگاهم این بود که اسلام دینی انسان‌گرا و علمی است، حرف‌هایی که مرتب می‌‍شنوید."

"می‌خواستم به دوستم نشان دهم که نگاهش اشتباه است. اما وقتی که حسابی با او سر و کله زدم کاملا برایم روشن شد که دیدگاه او در واقع دیدگاهی اسلامی است... برخوردش این بود که حق کاملا با او است و من در اشتباهم."

در همان زمان محمد یک شب با دوستانش قرار شام گذاشت. یکی از آنها چند سال قبل از سرطان خون جان سالم به در برده بود."او خدا را به خاطر درمان شدنش شکر می‌گفت. اما من در ذهنم داشتم به آمار و احتمال بهبود سرطان فکر می‌کردم - این که درصدی از بیماران حتما خوب می‌شوند."

"با خودم فکر کردم 'از کجا می‌دانی این خدا بوده که تو را نجات داده است و تو جزو همان درصدی نبودی که در شرایط عادی از سرطان نجات پیدا می‌کنند؟ ' در آن لحظه فکر کردم که او دچار توهم شده است. این حرف‌ها نمی‌توانست واقعی باشد. مسئله احتمالات در میان بود."

"همان جا بود که فکر کردم 'من می‌دانم که اینها همه اشتباه است. و مدتی است که این را مید‌انم فقط پیش خودم به آن اقرار نکرده‌ام. '"

trump_theresaMay_11302017.jpgصدای آمریکا، پس از بازنشر یک توئیت گروه راست افراطی در بریتانیا از سوی ترامپ، این موضوع به جدل کلامی نخست وزیر بریتانیا و رئیس جمهوری آمریکا تبدیل شد.

پرزیدنت ترامپچهارشنبه شنب به تندی از «ترزا می» نخست وزیر بریتانیا انتقاد کرد.

ماجرا از توئیت روز چهارشنبه رئیس جمهوری آمریکا شروع شد. آقای ترامپ سه ویدئوی مناقشه برانگیز را که توسط اعضای ارشد یک گروه راست افراطی در بریتانیا منتشر شده بود را در توئیتر خود باز نشر کرد. توئیت ها سه فیلم را نشان می دهد که مدعی می شود در آن مسلمان ها به شهروندان اروپایی حمله کرده اند. ویدئوهایی که درباره اصالت آن، تردید است. این ویدئو ها را جیدا فرنسن از معاونان گروه «اول بریتانیا» منتشر کرد.

بعد از انتشار این ویدئوها توسط پرزیدنت ترامپ، نخست وزیر بریتانیا در واکنش گفت که پخش نفرت به تنش ها می افزاید و کار غلطی است.

چهارشنبه شب، رئیس جمهوری آمریکا در توئیتی به خانم می انتقاد کرد. او نوشت: بر من تمرکز نکن، بر تخریب تروریستهای اسلامی رادیکال تمرکز کن که بریتانیا را فرا گرفته. ما وضعمان خوب است!

trumpUKtweekTM.jpg

واکنش تند نماینده پارلمان بریتانیا به ترامپ:

مقامات هلندی: بازنشر توئیت «ضد مسلمانان» از سوی ترامپ اشتباه بود:

trumpUKtweekTM2.jpg

motahari_11292017.jpgمطهری: احمدی‌نژاد هنوز از چارچوب نظام خارج نشده

علی مطهری در گفت‌وگویی با خبرآنلاین پیشنهاد داده است که محمود احمدی‌نژاد را به صورت علنی محاکمه کنند. او در گفت‌وگو با «اعتماد» در این مورد بیشتر توضیح داده و معتقد است اولا بر اساس قانون باید دادگاه به جز در شرایط خاص به صورت علنی برگزار شود؛ ثانیا مزیت این محاکمه این است که مردم حرف‌های دو طرف را می‌شنوند.

بخش هایی از این گفتگو را در ادامه بخوانید:

شما در گفت‌وگويي پيشنهاد داديد كه محمود احمدي‌نژاد به صورت علني محاكمه شود. فكر مي‌كنيد اين محاكمه علني چه مزيتي براي نظام خواهد داشت؟

طبق قانون اساسي اصل بر اين است كه دادگاه‌ها به صورت علني برگزار شود و تنها در شرايط خاص است كه قانون اجازه داده دادگاه به صورت غيرعلني برگزار شود. مزيت محاكمه علني اين است كه مردم همه حرف‌ها را مي‌شنوند. الان بخش عظيمي از مردم در جريان اتفاقاتي كه در حال رخ دادن است قرار مي‌گيرند و از حملاتي كه افراد عليه يكديگر دارند مطلع هستند. بنابراين بهتر است كه مسائل و اتهامات خيلي روشن و شفاف در يك دادگاه علني مطرح شود. در چنين شرايطي، هم آقايان احمدي‌نژاد، بقايي و مشايي فرصت پاسخگويي دارند و هم مردم در جريان قرار مي‌گيرند و قضاوت مي‌كنند. الان طرفين يكديگر را به دروغگويي متهم مي‌كنند. بهتر است مسائل در دادگاه علني مطرح شود.

مقصود شما از محاكمه علني بيشتر محاكمه با تمركز بر پرونده‌هاي اقتصادي احمدي‌نژاد و برخي نزديكان ايشان است يا موارد ديگري هم بايد مورد بررسي قرار بگيرد؟

هر آنچه نهادهاي نظارتي اعلام كردند و هر آنچه تخلف يا جرم تشخيص داده‌اند و كيفرخواست صادر شده طبيعي است كه بايد بررسي شود. راه ديگري نيست. نمي‌توان گفت كه در بيرون از دادگاه با يكديگر مصالحه كنند. بحث منافع ملي و عمومي و بيت‌المال مطرح است، موضوع شخصي نيست كه به جاي دادگاه به مصالحه برسند. بنابراين خود به خود راهي به جز برگزاري دادگاه وجود ندارد. البته براي موثر بودن اين دادگاه، برگزاري آن بايد به صورت علني باشد وگرنه احتمالا مورد قبول متهم يا متهمان و بخشي از مردم قرار نمي‌گيرد و ممكن است بگويند تحت فشار بوده‌اند و عدالت رعايت نشده است و به راي دادگاه تمكين نكنند.

طاهر احمدزاده درگذشت

| No Comments

Taher_Ahmadzadeh.jpg

طاهر احمدزاده، فعال ملی - مذهبی و نخستین استاندار خراسان بعد از انقلاب بهمن ۵۷ ، در ۹۶ سالگی درگذشت. او پدر مسعود احمدزاده از رهبران و بنیانگذاران سازمان چریک‌های فدایی خلق بود.

رادیو زمانه - طاهر احمدزاده، فعال ملی - مذهبی در دوران پهلوی دوم و در دوران زمامداری جمهوری اسلامی بارها بازداشت شده و سال‌های زیادی از زندگی‌اش را پشت میله‌های زندان سپری کرده بود.

طاهر احمدزاده پدر مسعود و مجید احمدزاده، دو چریک فدایی خلق ایران است. مسعود که همکلاس امیر پرویز پویان بود با کتاب «ت‍ح‍ل‍ی‍ل‍ی از ش‍رای‍ط ج‍ام‍ع‍ه‌ای‍ران: م‍ب‍ارزه م‍س‍ل‍ح‍ان‍ه ه‍م اس‍ت‍رات‍ژی ه‍م ت‍اک‍ت‍ی‍ک» نقش مهمی در شکل‌بخشیدن به مبارزات چریکی نسلی از جوانان ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب بهمن ۵۷ ایفا کرد. او بعد از عملیات سیاهکل دستگیر شد و پس از تحمل شکنجه‌های بسیار که در محافل بین‌المللی آن زمان هم بازتاب داشت، ۱۱ اسفند ۱۳۵۰ همراه با عده دیگری از چریک‌های فدایی خلق ایران، از جمله برادرش مجید به جوخه اعدام سپرده شد.

مجتبی پسر کوچک‌تر طاهر احمدزاده نیز در ۸ آبان ۱۳۶۰ در زندان اوین اعدام شد.

طاهر احمدزاده یکی از ۱۱۲۶ زندانی سیاسی بود که در آبان ۵۷ از زندان آزاد شدند. او آخرین بار در سال ۱۳۸۰ در سن هشتاد سالگی از زندان آزاد شد، اما در منزل زیر نظر ماموران امنیتی جمهوری اسلامی قرار داشت.

بعد از پیروزی انقلاب دولت موقت مهدی بازرگان او را به استانداری خراسان گماشت. او که از سال‌های دهه ۱۳۲۰ از همراهان محمد تقی شریعتی در «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد و از فعالان نهضت ملی شدن نفت و از هواداران نهضت مقاومت ملی بود، از روش آیت‌الله طالقانی پیروی می‌کرد و از طرفداران عدالت اجتماعی و از مخالفان انحصار سیاسی روحانیت شیعه بود. او در سخنانی که در مراسم بزرگداشت طالقانی ایراد کرد، به بنیانگذار جمهوری اسلامی هشدار داد که اجازه ندهد دستاوردهای انقلاب از بین برود:

«باید با صراحت اعلام کنم که انقلاب، به طور جدی در معرض خطر قرار گرفته. لذا ای امام، ای رهبر انقلاب، انقلاب در انقلاب را آغاز کن. ما حاضر نیستیم خون‌هایی که دادیم به وسیله عده‌ای انقلابی‌نما، عده‌ای بازیگر به بازی گرفته شود (...) ای مجاهد کبیر امروز در مزارت تکرار می‌کنیم. ما نیاز به یک انقلاب در انقلاب داریم. امام تنهاست. (...) همه گروه‌ها و سازمان‌ها به هر نحو و شکلی باید بتوانند با امام رابطه مستقیم برقرار کنند (...) اما نمی‌دانم چرا باید تنها و تنها از یک کانال و طریق با امام رهبر امت ارتباط برقرار شود.»

آیت‌الله خمینی هم در پاسخ گفته بود:

«کسانی که می‌گویند من تنها هستم اشتباه می‌کنند. این همه انسان‌های خدمتگزار و فداکار در ایران هستند و خدمتگزارند.»

عزت‌الله سحابی، یکی از اعضای شورای انقلاب در آن زمان گفته است:

«امام شدیدا با آقای طاهر احمدزاده مخالف بود که در آن زمان استاندار خراسان بود. حتی چند بار مطلع شدیم که آقای خمینی خواسته‌اند که ایشان استعفا بدهد یا برکنار شود ولی شورای انقلاب این امر را به تأخیر می‌انداخت. سرانجام آقا تهدید کرد که این مخالفت را علناً اعلام خواهد کرد و در آن زمان شورای انقلاب جانشینی برای آقای احمد زاده تعیین کرد.»

کاظم سامی (وزیر بهداشت) و رضا اصفهانی (معاون وزیر کشاورزی) نیز مانند طاهر احمدزاده به دلیل سیاست‌های عدالت‌خواهانه‌شان مورد غضب بنیانگذار جمهوری اسلامی قرار گرفته بودند.

طاهر احمدزاده آذر ۱۳۵۸ سرانجام مجبور شد از استانداری خراسان استعفا دهد. حسن غفوری‌فرد به جای او به استانداری خراسان منصوب شد.

خاطرات طاهر احمدزاده با عنوان «روایت دیگر »به قلم جلال قیامی میرحسینی از وزارت ارشاد اسلامی مجوز نشر نگرفت. این کتاب را نشر باران در سوئد منتشر خواهد کرد.

tillerson_11302017.jpgرادیو فردا، روزنامه نیویورک تایمز به نقل از مقام‌های بلندپایه کاخ سفید گزارش داد که رکس تیلرسون، وزیر خارجه، در چند هفته‌ آینده جای خود را به مایک پومپئو، رئیس کنونی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی‌آی‌اِی، خواهد داد.

این روزنامه روز پنجشنبه از طرحی خبر داد که در کاخ سفید تدوین شده و بر اساس آن سناتور جمهوری‌خواه، تام کاتن، فرد برگزیده برای جایگزینیِ آقای پمپئو در سی‌آی‌اِی خواهد بود.

مقام‌های رسمی آمریکا هنوز واکنشی به این خبر ابراز نکرده‌اند. نیویورک تایمز نیز نتوانسته اطمینان حاصل کند که این طرح به تأیید نهایی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری، رسیده است یا نه، اما در گزارش این خبر آورده است که وی به طور کلی نسبت به تغییرات در وزارت خارجه آمریکا نظر موافق دارد.

به گزارش فارس بنا بر این گزارش، طرح جایگزینی تیلرسون با پومپئو را «جان کلی» رئیس دفتر ترامپ تدوین کرده و با دیگر اعضای کاخ سفید در میان گذاشته است. بر اساس این طرح، قرار است حوالی پایان سال جاری میلادی (یک ماه دیگر) یا اندکی پس از آن، ترکیب تیم امنیت ملی دولت آمریکا دستخوش تغییر شود.

تیلرسون در بسیاری از موضوعات از جمله پرونده هسته‌ای ایران، بحث کره شمالی و مناقشه عربستان و قطر، با ترامپ اختلاف نظر داشته و این اختلاف نظر گاها در رسانه‌ها هم علنی شده است. ترامپ دو ماه پیش پس از آنکه تیلرسون گفت واشنگتن به دنبال مذاکره با پیونگ‌یانگ است، در توییتر نوشت که تیلرسون «دارد وقتش را تلف می‌کند.»

هرچند که مدت‌هاست بحث برکناری یا استعفای تیلرسون مطرح است، اما دستیاران او گفته‌اند که او قصد داشته تا دستکم تا پایان سال در وزارت خارجه حضور داشته باشد تا شأنش حفظ شود. با این وجود، او در صورت برکناری در پایان سال جاری، با یک سال حضور در وزارت خارجه، در میان وزرای خارجه‌ ۱۲۰ سال اخیر آمریکا کوتاه‌ترین دوره وزارت خارجه را داشته است (به غیر وزرایی که به دلیل تغییر رئیس‌جمهور، تغییر کرده‌‌اند).

به نوشته نیویورک‌تایمز، مقامات دولت آمریکا می‌گویند هنوز در مورد ریاست کاتن بر سیا بحث هست، چراکه کاخ سفید هنوز به قطعیت نرسیده که وی در رأس سیا می‌تواند کمک بیشتری به دولت کند یا در صورت ادامه حضور در سنا.

Dalhousie.jpgالعربیه - دانشجویان دانشگاه دالهاوسی ایالت نوا اسکوشیا کانادا یک بسته حجاب اضطراری فراهم کرده‌اند تا در صورتی که حجاب یکی از دختران دانشجوی مسلمان ربوده، تخریب یا پاره شود، آنها چیزی برای پوشاندن سر خود داشته باشند.


به گزارش پایگاه اینترنتی آتلانتیک نیوز کانادا، دانشگاه دالهاوسی موافقت کرده که بسته‌های حجاب اضطراری در دانشگاه فراهم شود تا دانشجویان مسلمان در صورت نیاز به استفاده از آنها کنند.



AhmadiNejad_11292017.jpgالف - تا امروز سه مقام قضایی به حمله های تند و تیز آقای محمود احمدی نژاد به قوه ی قضائیه پاسخ داده اند: آقایان محسنی اژه ای، منتظری و دولت آبادی.

هر سه پاسخ بسیار کم جان و کم رمق بوده است (بویژه سخنان دیروز حجت الاسلام اژه ای) و حتی می توان گفت به موارد ادعایی رییس جمهور سابق پاسخ داده نشده است.

با این حساب و با یک نگاه تحلیلی می توان ادعا کرد که تا این لحظه، باید احمدی نژاد را برنده ی جنگ روانی ی دانست که آغاز کرده است.

با نامه ی سرگشاده ای که احمدی نژاد در تاریخ 22 آبان نود و شش برای رهبر انقلاب نوشته و امروز منتشر کرده است، و حضور روز گذشته اش در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام، به نظر می رسد تحرکات او و فرقه اش ابعاد جدیدتر و حتی تندتری به خود خواهد گرفت.

در این میان اما یک نکته را نباید از نظر دور داشت:

به تجربه ثابت شده است که برخلاف تحلیل و برداشت آقای احمدی نژاد، اقدامات و سخنان او در کوتاه مدت یک موج خبری ( و نه اجتماعی ) بوجود می آورد ولی به مرور، نه تنها به افزایش پایگاه اجتماعی اش نمی انجامد، بلکه وضعیت او را در میان افکار عمومی به شدت تنزل خواهد داد. (البته این مهم را نباید از نظر دور داشت که یک جابجایی مشخص در میان طرفداران و مخالفان او بوجود خواهد آمد و عناصر و طیف هایی که تا پیش از این، نه تنها مخالف او بلکه حتی وی را استهزا می کردند، جزو حامیان او قرار خواهند گرفت و شمار زیادی از طرفداران فعلی آقای احمدی نژاد، صف خود را از او جدا خواهند کرد)

آروز و دعا می کنم که آقای احمدی نژاد خود را در مسیری بی بازگشت قرار ندهد.

iranianShot_11292017.jpgبی بی سی - پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) تأیید کرده است که یک ایرانی-آمریکایی که بیش از ده روز پیش به ضرب گلوله پلیس در ایالت ویرجینیا زخمی شده بود، در بیمارستان جان خود را از دست داده است.

به گفته اف‌بی‌آی، بیژن قیصر ۲۵ ساله، ساکن مک‌لین ویرجینیا روز دوشنبه ۲۷ نوامبر در اثر زخم‌های تیراندازی درگذشته است.

پلیس پارک‌های آمریکا گفته است که عصر روز ۱۷ نوامبر خودروی جیپ اسپرت آقای قیصر را به ظن دخالت او در یک واقعه تصادف و فرار از صحنه تعقیب کرده و در نهایت در فورت‌هانت در ناحیه فرفاکس تیراندازی صورت گرفته است.

بیژن قیصر، فارغ‌التحصیل دانشگاه "ویرجینیا کامنولث" در شرکت پدرش حسابدار بود. خانواده او در بیانیه‌ای گفته‌اند که پلیس سه بار به سر او شلیک کرده و او دچار ضایعه مغزی غیرقابل بازگشت شده است.

یک شاهد ماجرا به روزنامه واشنگتن‌پست گفت که دو مأمور پلیس را دیده که به خودروی جیپ نزدیک شده و از فاصله نزدیک شلیک کرده‌اند.

خانواده بیژن قیصر او را "شهروند نسل اولی زاده آمریکا با میراث ایرانی" توصیف کرده‌اند که مخالف خشونت بوده و در جریان تعقیب و گریز پلیس سلاحی همراه خود نداشته است.

پرونده تیراندازی به آقای قیصر ابتدا در اختیار پلیس پارک‌های آمریکا بود که مأمورانش در این ماجرا دخیل بودند، اما چند روز بعد "برای حفظ بی‌طرفی" به پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) واگذار شد.

Montazeri_Baghi.jpgشرق ـ متن پیش‌رو، گفت‌وگوی سازندگان مستند «قائم مقام» با عمادالدین باقی است. مستند قائم‌مقام روایتی از زندگی مرحوم آیت‌الله منتظری بود که هفته گذشته در مجموعه حوزه هنری به صورت عمومی اکران شد. این مستند به تهیه‌کنندگی مهدی صفارهرندی و کارگردانی سیدعلی صدری‌نیا تولید شده و عمادالدین باقی به عنوان یکی از چهره‌های نزدیک به آیت‌الله در این مستند به بیان روایت خود پرداخته که این روایت به صورت تلخیص‌شده در مستند استفاده شده است. باقی متن کامل گفت‌وگوی خود در این مستند را در اختیار روزنامه «شرق» قرار داد که به دلیل محدودیت فضا، اهم این گفت‌وگو در ذیل آمده است. متن کامل این گفت‌وگو را می‌توانید در سایت تاریخ ایرانی بخوانید.



suicide_11292017.jpgبی بی سی - دادگاه بین المللی جنایات جنگی در لاهه تأیید کرده که یک سیاستمدار کروات بوسنیایی که به اتهام ارتکاب جنایت جنگی محاکمه می‌شد، پس از سر کشیدن جام زهر در دادگاه جان باخته است.

اسلوبودان پارلجاک یکی از شش متهم حاضر در دادگاه بود و با شنیدن حکم خود جام را سرکشید. او پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.

او در سال ۲۰۱۳ به اتهام ارتکاب جنایت جنگی در شرق موستار به ۲۰ سال زندان محکوم شده بود.

آقای پارلجاک به این حکم اعتراض کرده بود، اما هنگامی که در دادگاه تجدیدنظر شنید که حکم اولیه تأیید شده است، لیوانی مایع برداشت، سرش را عقب برد و محتوای لیوان را در دهانش خالی کرد.

او سپس خطاب به قاضی گفت: "زهر خوردم".

رئیس دادگاه فورا دستور داد پرده بین اتاق دادگاه و محل استقرار حاضران و خبرنگاران را پایین بیاورند و ادامه جلسه را به بعد موکول کرد.

آنا هولیگان، خبرنگار بی‌بی‌سی که در دادگاه حاضر بود می‌گوید که پیش از بسته شدن پرده‌ها، پیدا بود که همه در اتاق دادگاه گیج شده‌اند.

قاضی دستور داد که لیوان را از آقای پارلجاک بگیرند. صدای یک نفر دیگر هم شنیده شد که از در راه بودن آمبولانس خبر می‌داد.

جنایت علیه مسلمانان

آقای پارلجاک که فرمانده سابق "نیروی دفاعی کروات‌های بوسنی" بود، در تابستان سال ۱۹۹۳ و در جریان جنگ داخلی یوگسلاوی سابق مطلع شد که سربازان تحت فرماندهی‌اش مشغول بازداشت دسته جمعی مسلمانان در شهر پروزور هستند، اما بر اساس یافته‌های دادگاه هیچ اقدام جدی‌ای برای جلوگیری از آنها نکرد.

او همچنین هنگامی که از برنامه زیردستانش برای کشتار، حمله به اعضای سازمان‌های بین‌المللی و تخریب پل قدیمی و مسجد شهر موستار مطلع شد، جلوی آنها را نگرفت.

دادگاه جنایی رسیدگی به مسائل یوگسلاوی سابق بر اساس تصمیم شورای امنیت سازمان ملل تشکیل شده و در پایان سال جاری میلادی دوره صلاحیتش به پایان می‌رسد.

نرخ دلار صعودی شد

| No Comments

dollarRate_11272017.jpgدر بازار امروز - چهارشنبه - دلار آمریکا با روند افزایشی به ۴۱۲۷ تومان رسیده و سکه تمام طرح جدید یک میلیون و ۳۵۸ هزار تومان قیمت دارد.

به گزارش ایسنا، بازار طلا با حرکت صعودی هراه شده و هر گرم طلای ۱۸ عیار ۱۲۹ هزار و ۲۱۵ تومان و مثقال طلا ۵۵۹ هزار و ۷۰۰ تومان عرضه می‌شود. همچنین اونس طلا در بازار جهانی ۱۲۹۵ برای معاملات در بازار جهانی داد و ستد می‌شود.

در میان انواع مختلف سکه، نیم سکه با ۶۰۰۰ تومان افزایش یک میلیون و ۳۵۸ هزار تومان، ربع سکه ۳۸۳ هزار تومان و سکه گرمی ۲۵۷ هزار تومان قیمت دارد.

در بازار ارز نیز دلار آمریکا ۴۱۲۷ تومان، یورو ۴۹۶۸ تومان، پوند انگلستان ۵۵۶۶ تومان، لیر ترکیه ۱۰۷۴ تومان و یوان چین ۶۴۶ تومان عرضه می‌شود.

112917_dollar.jpg

Thailand_Hejab.jpgشرق - ورزش کشور دیروز یکی از پرحاشیه‌ترین روزهای خود را سپری کرد. انتشار عکس‌هایی از سام‌پراچ ‌فونچو، مربی تیم کبدی زنان تایلند در مسابقات آسیایی گرگان، موضوعی بود که به‌سرعت به مهم‌ترین خبر رسانه‌های رسمی و البته شبکه‌های مجازی تبدیل شد. این تصاویر نشان می‌دهد این مربی مرد حداقل دومرتبه با داشتن حجاب در سالن مسابقات حاضر شده است. فدراسیون کبدی ایران در حالی از سوم تا پنجم ماه جاری میزبان پنجمین دوره رقابت‌های کبدی قهرمانی بانوان آسیا بود که انتشار این عکس‌ها به‌شدت میزبانی آنها را از ‌این‌ رویداد بین‌المللی زیر سؤال برد. به‌تصویر‌کشیدن ورود غیرقانونی مربی مرد تایلندی به سالن مسابقات خانم‌ها و از آن مهم‌تر محجه‌بودن او مسئله‌ای است که اهالی کبدی را با دردسری بزرگ روبه‌رو کرده است. این اتفاق تا بعدازظهر سه‌شنبه پنهان مانده بود تا اینکه انتشار تصاویر این مرد در فضای مجازی همه‌چیز را عوض کرد. مردی که برای تماشای مسابقات تیمش مجبور شده روسری سر کند. عکس‌هایی که از مربی تیم تایلند منتشر شده به دو صورت است. او در هر دو عکس نزدیک به در خروجی سالن است؛ در یک قسمت نشسته و یک شال مشکی بر سر دارد و در عکسی دیگر که حالت ایستاده دارد، حوله‌ای سفید را به سر خود گره زده است! این موضوع آن‌قدر بازتاب پیدا کرد که حتی سیاسیون هم به آن واکنش نشان دادند. عزت‌الله ضرغامی، رئیس اسبق صداوسیما هم به گروهی پیوست که ضمن انتقاد به اتفاق رخ‌داده، با موضوع شوخی هم کردند. در میان خیل زیاد منتقدان محمدرضا زائری، کارشناس مسائل دینی، شدیدترین انتقادها را داشت: «نه به‌عنوان یک آخوند عمامه‌به‌سر، نه به‌عنوان یک شهروند ایرانی، بلکه به‌عنوان یک مرد مسلمان متأسفم که این عکس به‌عنوان سند بلاهت و حماقت هم‌کیشان او در فهم و تطبیق یک موضوع دینی و یک حکم شرعی باقی خواهد ماند». بسیاری معتقدند این تصاویر آبروی کشور را برده است.



Emanuel_Macron.jpgرادیو بین المللی فرانسه ـ امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه، که برای شرکت در پنجمین اجلاس سران اروپا-افریقا درابیجان پایتخت ساحل عاج بسر می‌برد، چهارشنبه شب در یک گفتگوی اختصاصی با ار. اف.‌ای، به تشریح نگرش خود به مناسبات فرانسه و قارۀ افریقا پرداخت. وی یک بار دیگر با محکوم کردن شبکه‌های قاچاق انسان‌ها که دست به برده فروشی نیز زده‌اند، خواستار تقویت تمهیدات نظامی- انتظامی مستقر در مدیترانه برای مبارزه با قاچاقچیان شد و گفت آنان در بسیاری موارد همکار و تامین کنندۀ منابع مالی شبکه‌های ترویستی نیز هستند. رئیس جمهوری فرانسه در این گفتگو به کوتاهی به روابط فرانسه و ایران نیز اشاره کرد.

امانوئل ماکرون در مصاحبۀ اختصاصی خود با رادیو بین‌المللی فرانسه و تلویزیون فرانس ۲۴، که به سیاست خارجی پاریس اختصاص داشت، در پاسخ به پرسشی در بارۀ ایران گفت این کشور «متحد ما نیست و باید در بارۀ برنامۀ موشکی و نیز نقش بی ثبات کنندۀ خود در منطقه تعهدات لازم را بسپارد». رئیس جمهوری فرانسه که به پرسشی در بارۀ سفر اعلام شدۀ خود به ایران پاسخ می‌داد، گفت «این سفر به موقع خود انجام خواهد شد، باید زمینۀ آنرا فراهم کرد».

Sigmar_Gabriel.jpgدویچه وله ـ زیگمار گابریل، برای دفاع از برجام راهی واشنگتن شده است. وزیر خارجه آلمان پیش از سفر به آمریکا گفت که "شکست برجام حاوی پیام خطرناکی برای رقابت اتمی و تجهیز به تسلیحات هسته‌ای در منطقه و جهان خواهد بود".

وزیر خارجه آلمان شامگاه چهارشنبه (۲۹ نوامبر/ ۸ آذر) برای دفاع از توافق هسته‌ای بین ایران و گروه ۵+۱ راهی ایالات متحده آمریکا شد.

دابسمش عروسکی احمدی‌نژاد!

| No Comments

Taghi_Rahmani_3.jpgاین مقاله نگاه راهبردی-هدفی در نقد و بررسی دیدگاه رهبری نظام دارد. منکر دستاورد‌های تاکتیکی ایران در منطقه نیست. متناسب با شرایط هم به این دستاورد‌ها توجه می‌کند.
به خصوص با توجه به بازیگری ناشی و خود بزرگ بین و خطا کاری مانند دولت عربستان به خصوص سیاستمداران جدید آن است.
این دستاورد‌های تاکتیکی گاه مثبت هم است می‌توان گفت که مانور‌های موفق ایران در منطقه بخش زیادی به اشتباه حریف باز می‌گردد تا داشتن راهبردی اثباتی حکومت ایران.
از همین رو ایران در بحران‌ها بازی گری موفق اما در نتیجه گیری اقتصادی در منطقه ناموفق است. این نکات مقاله جدائی را می‌طلبد.
اما نقد به دیدگاه رهبری نظام در سیاست خارجی نقدی راهبردی- هدفی است که این مقاله آن را دنبال می‌کند.
همایش زعیم ذوفنون خلاف سخن رهبری نظام بود که گفته بود: وی استالین نیست که برایش کتاب به عنوان نظریه پرداز بنویسند.
اما زمانه خلاف عادت اقتدارگرائی امرانه عمل نمی‌کند. خلاصه همایش زعیم ذوفنون نشان داد که قرار برآن است که چیزی در تاریخ معاصر ما ساخته شود که با واقعیت نمی‌خواند.

Iraj_Mesdaghi_2.jpgمکارم شیرازی یکی از گردانندگان «دار‌التبلیغ اسلامی» و نزدیکان آیت‌الله شریعتمداری بود که با خیانت به ایشان توانست موقعیت خود را در نظام اسلامی حفظ کند. با این حال، وی مورد اعتماد خمینی قرار نگرفت و نتوانست به دیدار او برود و یا حکمی از وی دریافت کند. پس از مرگ خمینی او دارای موقعیت ویژه در حوزه‌ی علمیه قم شد و عاقبت با حمایت بیت رهبری به مقام مرجعیت دست یافت. او که در سال‌های ۵۸ و ۵۹ ستون‌نویس روزنامه اطلاعات بود و دم از آزادی و حقوق انسانی می‌زد پس از تصدی مقام مرجعیت به یکی از آزادی‌ستیزان اصلی نظام تبدیل شد. در این‌جا قصد نگارش در مورد آن‌چه وی در ۴ دهه‌ی گذشته مرتکب شده ندارم و تنها به انتشار یک سند تاریخی می‌پردازم.

مکارم شیرازی روز ۱۱ آبان ۱۳۹۶ در دیدار با اعضای شورای شهر قم خواستار بودجه‌ی ویژه برای این شهر شد و تأکید کرد شهرهای دیگر حق اعتراض ندارند.

در پرتو پرسش‌های اجتماعیون عامیون ایران در سال ۱۹۰۸‌

Sheidan_Vasigh.jpgدر دنیای غیر اروپایی، کاربست مارکسیسم، که در نیمه‌ی اول سده‌ی نوزدهم میلادی در اروپای سرمایه‌داری بنیان می‌شود، چون بغرنجی نظری و عملی همواره مطرح بوده است. همیشه موضوع تأمل و پرسش مبارزان رهایی‌خواهِ کشوهای مختلف جهان قرار گرفته است. در نهایت، این که چگونه می‌توان، در آن جا که جنبش اجتماعی جاری است، مارکسیست بود؟ چگونه می‌توان در یک شرایط تاریخیِ عینی و مشخص، هم‌چون مارکسیست اندیشه و عمل کرد؟ و در یک کلام، در هر مکان و هر زمانِ عصر جدید چون کمونیست رفتار کرد؟ پرسشی است که از زمان مارکس تا امروز پیوسته جویایِ بی‌پایانِ پاسخ‌ (های) خود است.
نخست انقلابیون روس هستند که در سال‌های پایانی عمر مارکس، در دهه‌ی هشتادِ سده نوزده، از او در باره‌ی امکان «گذاری ویژه» به کمونیسم در شرایط خاص روسیه‌ی دهقانیِ آن زمان، یعنی با تکیه بر آبشین‌ها یا مالکیت‌های اشتراکی زمین در آن سامان، پرس ‌و‌ جو می‌کنند. پرسش آن‌ها این است که آیا راهی متفاوت از آن چه که در غربِ سرمایه‌داری پیش‌رفته چون تنها گذار ممکن به کمونیسم تلقی می‌گردد و به نظریه‌ی مارکسی نسبت‌ داده می‌شود، وجود دارد؟ به عبارت دیگر آیا گذار به کمونیسم بدون گذر از سرمایه‌داری تصور پذیر است؟ مارکس، از جمله در مکاتبات خود با وِرا زاسولیچ و در پیشگفتار چاپ روسی مانیفست در سال ۱۸۸۲، پاسخی نو آورانه و «غیر کلاسیک» به معمای فوق می‌دهد. در این نوشتار اشاره‌ای به پاسخ مارکس خواهیم کرد.
اما به پرسش فوق، می‌دانیم که بلشویک‌های روس نیز، در پی انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و پس از آن، پاسخی می‌دهند که بنا بر ادعای‌شان " غیر جزمی" است. لنین همواره از "کاربستِ خلاق" مارکسیسم سخن می‌راند، مارکسیسمی که از دید او باید با شرایط ویژه‌ی هر کشور، و در این جا روسیه‌ی تزاری، "منطبق" شود. او می‌گفت که تئوری مارکس زمانی انقلابی است که قادر به تحلیل مشخص از شرایط مشخص گردد. از این رو نظریه‌‌هایی چون: گسست انقلابی در حلقه‌ی ضعیف امپریالیسم، اتحاد کارگران و دهقانان فقیر و حکومت شوراها را در آستانه‌ی انقلاب اکتبر مطرح می‌کند. این‌ها را البته می‌توان، حداقل در فرمول‌بندی تئوریک، چون «انحراف» از جزمیاتِ کلاسیکِ سوسیال‌دموکراسیِ آن زمان به شمار آورد. می‌دانیم که حکومت شوراها در این کشور هیچ‌گاه به معنای واقعی ایجاد نمی‌شود بلکه به جای آن و به نام آن دیکتاتوری تک‌حزبی برقرار می‌گردد. اما لنین، هم‌چنین، تئوری ساختمان سوسیالیسم در یک کشور را به میان می‌کشد که به یقین کمتر سنخیتی می‌تواند با نظریه‌ی جهان‌روای (انترناسیونالیستی) مارکسی داشته باشد. این نظریه البته به طور عمده نزد لنین و آن هم در ابتدای فردای انقلاب با این پیش‌شرط بیان می‌شود که انقلاب روسیه سرآغاز انقلاب‌ پرولتاریایی در باختر سرمایه‌داری پیش‌رفته می‌گردد و در نتیجه به یاری انقلاب سوسیالیستی در غرب (از جمله و به‌ویژه در آلمان)، کشورهای عقب‌مانده نیز به سوی سوسیالیسم هدایت می‌شوند. می‌دانیم که با استالین شرط فوق به کلی از میان می‌رود. ساختمان سوسیالیسم در یک کشور تبدیل به دکترین رسمی چون قانون دینی می‌شود. امروزه بر ما روشن شده است که "انطباق خلاق" لنینی- استالینیِ تئوری مارکس با شرایط مشخص روسیه، لِویاتانی مهیب در کشورهای موسوم به سوسیالیسم واقعاً موجود می‌آفریند. هیولایی اجتماعی و هولناک به دنیا می‌آورد، به طور کامل در نقطه‌ی مقابل آن جامعه‌ی رهایی‌خواهانه‌ای که مارکس برای برآمدنش مببارزه می‌کرد: جامعه‌ا‌ی مشارکتی و آزاد در برابری و رهایی از سلطه‌ی مالکیت، سرمایه و دولت (مانیفست کمونیست). به این موضوع نیز در پایانِ این نوشتار اشاره‌ای خواهیم کرد.
اما انقلابیون روس تنها مبارزانی نیستند که پرسشِ چگونه می‌توان در شرایط ویژه‌ی کشور‌ خود مارکسیست بود را با نظریه‌پردازان سوسیالیسم در میان می‌گذارند. اجتماعیون عامیون تبریز در سال ۱۹۰۸، یعنی در متن انقلاب مشروطیت، از زمره نخستین کنشگران خاور زمینی هستند که به گونه‌ای همین سؤال را، این بار در نامه‌نگاری با نظریه‌پردازان اصلی سوسیال‌دموکراسیِ غربی یعنی کائوتسکی و پلخانف، مطرح می‌کنند. می‌دانیم که اکثر آن‌ها - و سپس در سال‌های بعد، بخش عمده و غالب جریان هوادار مارکسیسم و سوسیالیسم در ایران - راه و روشی را در پیش می‌گیرند که به شدت متأثر و ملهم از مشی و ایدئولوژی لنینی- استالینی است. ایدئولوژی‌ای که در ابتدای سده‌ی بیستم شکل می‌گیرد و به تدریج با پیروزی انقلاب اکتبر بر بخش بزرگی از جنبش کارگری و سوسیالیستی جهان چیره می‌شود. با این حال اما، اقدام نخستین سوسیال دموکرات‌های ایران در برقراری و پیگیریِ گفت و گویی آزاد و نظری با رهبران سوسیال دموکرات‌ اروپایی، در مورد مهم‌ترین و اساسی‌ترین مبانی مارکسی، درباره‌ی چگونگی تحقق‌پذیذیِ عملیِ این مبانی در شرایط ویژه‌ی ایران، در حد خود ابتکاری بدیع و جسورانه به حساب می‌آید. اهمیت اقدام این سوسیال‌دموکرات‌های جوان ایرانی در آن زمان، یعنی در ۱۰۹ سال پیش، در این است که پرسش‌های‌ آن‌ها از مارکسیسم در مهم‌ترین و اصلی‌ترین مبانی‌‌اش، با این که امروزه پرس و جو‌های نوینی طرح می‌باشند، هم‌چنان پرسش‌های امروزی ما و همه‌ی آنانی است که مسأله‌ی رهایش و رهایی‌خواهی۱ را در دستور کار فکری و عمل اجتماعی و دگرسازانه‌ی خود قرار داده‌اند.
پس بدین ترتیب، موضوع تأمل ما در این جستار، بازبینی پرسش‌هایی از مارکسیسم و جایگاه آن‌ها در پرتو نامه‌نگاری‌های نخستین اجتماعیون عامیون ایران با دو نظریه‌پرداز سوسیالیست در آغاز سده بیست میلادی است. این نوشته ابتدا در کادری ‌دانشگاهی به زبان فرانسه ارائه شده است و اکنون با تصحیحات و تغییراتی برای خواننده‌ی فارسی زبان عرضه می‌شود. ۲
درآمد
همان‌‌گونه که در بالا اشاره کردیم، امکان‌پذیری یا چگونگی کاربستِ تئوریِ انقلابی- کمونیستی مارکس در دنیای غیر اروپایی، از جمله در جوامع آسیایی، مشکل ناگشوده‌ این نظریه از ابتدای تولدش در نیمه‌ی سده‌ی نوزده میلادی می‌باشد. معضل فوق به‌ویژه در جامعه‌ای نمایان می‌شود که زیر سلطه‌ی استبداد و استعمار قرار دارد، که سرمایه‌داری و پرولتاریای آن در حال شکل‌گیری‌اند، ناتوان‌اند، اما از همان آغاز، بنا بر سرشت وجودی خود، در تقابل باهم‌اند.
در ایران نیز، در آغاز سده‌ی بیستم، روشنفکران هوادار سوسیالیسم که به تازگی پا به میدان سیاسی گذارده‌اند، با مسأله‌انگیز (پروبلماتیک) کاربست مارکسیسم به لحاظ نظری و عملی رو‌به‌رو می‌شوند. آن‌ها در برابر این پرسش اساسی قرار می‌گیرند که چگونه می‌توان در شرایط مشخصِ ایرانِ زمانِ خود، که مبارزه علیه استبداد و خودکامگی برای حکومت قانون به امر اصلی اجتماعی تبدیل شده است، مارکسیست بود یا بهتر گوییم سوسیالیستی عمل کرد؟ این همانا پرسشی است که بخشی از نخستین اجتماعیون عامیون ایران در سال ۱۹۰۸ مطرح می‌کنند.
موضوع از این قرار است که در سال ۱۹۰۵ میلادی، هم‌زمان با انقلاب روسیه و یک سال قبل از آغاز مشروطه‌‌ی ایران، تعدادی از جوانان ایرانی (گویند نزدیک به ۲۸ نفر) که به افکار مارکسیستی (سوسیال‌دموکراسیِ زمان خود) روی آورده‌اند، دست به تشکیل محفلی روشنفکری (مطالعاتی) در تبریز می‌زنند. پیش از این، آن‌ها با گروه‌های سوسیال‌موکراتِ قفقاز در بادکوبه تماس برقرار کرده‌اند. می‌دانیم که قفقاز، در آن هنگام، منطقه‌‌ای نفت‌خیز و تا اندازه‌ای صنعتی است. مرکز اصلی مهاجرت ایرانی برای کسب کار و تحصیل است. نخستین گروه‌های سوسیال‌دموکرات ایرانی در این سرزمین کارگری و در بین مهاجران ایرانی شکل می‌گیرد. افرادی که محفل تبریز را تشکیل ‌می‌دهند در اکثریت خود از ارامنه‌ی ایرانی تبار‌‌اند. برخی از آن‌ها در روسیه تحصیل کرده‌اند و اکنون به محل سکونت خانواده و دوستان خود در تبریز بازگشته‌اند. با این هدف که آرمان‌های خود را در عمل به کار گیرند. اما با رشد جنبش مشروطه، به‌ویژه در پایتخت دوم ایران در سال ۱۹۰۸، اجتماعیون عامیون ما در برابر پرسشی مبرم قرار می‌گیرند: با محفل خود چه کار کنند؟ آن را تبدیل به تشکیلاتی سیاسی با هدف دخالت‌گری در امور کشور و شرکت در انقلاب نمایند؟ اگر آری چگونه و با چه مشی و برنامه‌ای؟ پس در این شرایط التهابی و انقلابی، در شرایطی که آن‌ها می‌خواهند تئوری مارکس را در ایران پیاده کنند، بسیار سریع متوجه می‌شوند که در برابر پرسشی سخت و بغرنج قرار گرفته‌اند: شرایط امکان‌پذیریِ تحققِ یک تئوری!

zarrab_11292017.jpgالعربیه - دیوید دینتون از مسئولان در دادستانی آمریکا گفت که رضا ضراب، بازرگان ایرانی تبار اهل ترکیه، اطلاعات یک شبکه پول‌شویی برای ایران را افشا خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، سه‌شنبه 28 نوامبر گفت که رضا ضراب، به جرم خود در اتهام کمک به ایران برای دور زدن تحریم‌های بین‌المللی اقرار کرد و او علیه مقام مسئول یک بانک ترکیه که به تنظیم «معامله‌های غیر قانونی به سود ایران از راه بانک‌های آمریکایی» متهم شده، شهادت خواهد داد.

دینتون که در بیانیه افتتاحیه محاکمه محمد هاکان آتیلا نایب رئیس هالک بانک ترکیه در دادگاه فدرال نیویورک سخن می‌گفت، اظهار داشت که ضراب «اطلاعات داخلی» برنامه بین‌امللی پولشویی میلیاردها دلار را فاش خواهد کرد.

از سویی ویکتور روکو وکیل مدافع محمد هاکان آتیلا گفت که ضراب «آماده دروغ گفتن برای نجات از زندان» است و «سخنانش اعتباری ندارد».

دادستانی آمریکا نه تن را در پرونده کمک به ایران برای دور زدن تحریم‌ها، متهم کرده است. اما رضا ضراب و محمد هاکان آتیلا، تنها متهمان این پرونده هستند که بازداشتشان در آمریکا اعلام شده است. سلیمان اصلان رئیس پیشین هالک بانک ترکیه و ظافر گاگلایان وزیر اقتصاد پیشین ترکیه، از دیگر متهمان این پرونده است.

رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه، این پرونده را «ساختگی و دارای اهداف سیاسی» توصیف کرده است.

AN_letter_11282017.jpgاحمدی نژاد: مقام های قضایی در افکار عمومی متهم هستند

بی بی سی - محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران در نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، ضمن انتقاد از عملکرد قوای سه گانه نوشت که مقام های قضایی "در افکار عمومی به هر دلیل متهم هستند و مواضع و تکذیب های پی در پی آنان نه تنها کمکی به بهبود شرایط نکرده بلکه وضع را بدتر کرده است".

آقای احمدی نژاد با انتقاد از "اصرار غیر عادی و غیر موجه و غیر قانونی بر مواضع شخصی و سیاسی و دخالت دادن آن مواضع در امر قضا و بهره‌برداری از قدرت قضایی در مناسبات سیاسی، شخصی و خانوادگی" افزود که این رفتار، فرصت "اصلاح وضع دستگاه قضایی" را از بین برده است.

رئیس جمهور سابق ایران همچنین تاکید کرد که "به بهانه های مختلف و با برخوردهای خشن، راه بر هر نوع نقد و اعتراض و آزادی بیان بسته شده" و "گروهی اندک و چند خانواده مشخص" می کوشند "قدرت و مناصب اصلی" را در انحصار خود داشته باشند.

محمود احمدی نژاد در ماه های اخیر، در اظهار نظرهای گوناگون به انتقاد از وضعیت مدیریتی کشور، قوه قضاییه و "خانواده لاریجانی" پرداخته و در مقابل، با واکنش های تند مسئولان قضایی مواجه شده است.

mousavian_11292017.jpgحسین موسویان - روزنامه شرق

چند تحول بی‌سابقه یا کم‌سابقه در سیستم تصمیم‌گیری آمریکا رخ داده که تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم بر تصمیمات مرتبط با ایران در واشنگتن داشته و خواهد داشت: ١-در چند دهه گذشته در هیچ دولتی به اندازه دولت فعلی آمریکا، تا این حد نظامیان عالی‌رتبه مناصب کلیدی قدرت را در دست نداشته‌اند.

ژنرال متیس، ریاست پنتاگون، ژنرال مک‌مستر، ریاست شورای امنیت ملی آمریکا و جان کلی، ریاست ستاد کاخ سفید را برعهده دارند. در گذشته این سه پست کلیدی معمولا در اختیار غیرنظامی‌ها بوده است. ژنرال الکساندر هیگ بیش از ٤٠ سال پیش در زمان نیکسون، رئیس ستاد کاخ سفید بود و بعد از آن همیشه غیرنظامی‌ها متصدی این پست بوده‌اند. جول ری‌بورن یک افسر عالی‌رتبه نظامی است که در شورای امنیت ملی آمریکا مسئولیت مهمی برعهده دارد. در دوران بعد از انقلاب همه این ژنرال‌ها در عراق، افغانستان و لبنان عهده‌دار پست‌های فرماندهی بوده که عموما تجربیات تلخی از ایران داشته‌اند. دو، سه سال پیش در دوران اوباما، سرهنگ جول ری‌بورن منزوی و در دانشگاه براون آمریکا به کار آکادمیک مشغول بود. در آن مقطع، برای اولین‌بار او را در سمیناری دیدم که با احساسات خاصی تجربیات خود در عراق را برای جمع بازگو و ضدایران فضاسازی کرد. پاسخ او را دادم. بحث طرفینی در گرفت. ناگهان در حالتی که بغض گلویش را گرفته بود، گفت: آقای موسویان! شما از بحران عراق چه می‌دانید؟ من در صحنه عملیات بوده‌ام.

هم‌رزمان من در جلو چشم خودم توسط عناصر مورد حمایت نیروی قدس شما کشته شده‌اند و من شاهد جان‌کندن آنها بوده‌ام و... به او گفتم برادر و سه پسرعمه من هم در جنگ عراق شهید شدند؛ جنگی که آمریکا پشت آن و حامی صدام بود. ادعای شما درباره حمایت نیروی قدس از کشته‌شدن نظامیان آمریکایی مستند نیست اما ادعای من درباره حمایت آمریکا از تجاوز به ایران مورد اعتراف خود آمریکایی‌ها و مستند است... مدیر جلسه بحث طرفینی را متوقف کرد و گفت باید بپذیریم که دشمنی آمریکا و ایران، قربانی‌های زیادی از دو طرف داشته است. اما آن سرهنگ خشمگین دیروز، امروز در شورای امنیت ملی آمریکا مسئولیت امور ایران، عراق، سوریه و لبنان را برعهده دارد و نقش او درباره سیاست‌های ایران از دیپلمات‌های وزارت خارجه آمریکا هم بیشتر است.


٢- وزارت خارجه آمریکا و دیپلمات‌های ارشد آن به‌گونه‌ای در حاشیه و انزوا قرار گرفته‌اند که بی‌سابقه است. بنابراین دیپلمات‌های مجرب، نقش و نفوذ «حداقلی» در سیستم تصمیم‌گیری فعلی آمریکا دارند.
٣-ترکیب ایوانکا، دختر ترامپ و همسرش، جرد کوشنر، در کاخ سفید و نقش کلیدی آنها در تصمیم‌گیری‌ها با تجربه صفر سیاسی و دیپلماتیک، یک پدیده بی‌سابقه‌ای است که خشم ژنرال‌های ساکن کاخ سفید و پنتاگون و نیز دستگاه دیپلماسی آمریکا را برانگیخته و موجب اصطکاک و درگیری در سیستم تصمیم‌گیری آمریکا شده است. ذکر این نکته هم مهم است که کوشنر از یک خانواده معروف صهیونیست آمریکایی است که نتانیاهو از دوران تحصیلاتش در آمریکا، روابط خانوادگی فوق‌العاده نزدیک با آنها داشته است. برای نتانیاهو، کوشنر کوتاه‌ترین، سریع‌ترین و کارآمدترین مسیر نفوذ و تأثیرگذاری بر تصمیمات کاخ سفید است. روابط ویژه کوشنر با محمد بن‌سلمان، ولیعهد سعودی، هم از همین طریق ساماندهی شد.

Daesh.jpgایران وایر ـ مختار هوشمند ـ اوائل سال ۲۰۱۵ که گروه موسوم به دولت اسلامی در افغانستان با نام "ولایت خراسان" اعلام موجودیت کرد، خیلی‌ها آن را هیاهوی تبلیغاتی دانسته و ابراز خطر حکومت افغانستان از ظهور و گسترش این گروه در منطقه را در راستای جلب توجه جامعه جهانی برشمردند. اکنون که نزدیک به ۴ سال از آن تاریخ گذشته و حوزه نفوذ داعش در زادگاهش عراق و سوریه، کاملا محدود شده است، در افغانستان نه تنها خطر این گروه برطرف نشده، بلکه روز به روز بر حوزه فعالیت آن افزوده شده است.

بخش رسانه‌ای شاخه داعش در افغانستان و آسیای میانه، به تازگی ویدئویی را منتشر کرده که به لحاظ تکنیکی قابل مقایسه با تولیدات مراکز اصلی رسانه‌ای این گروه چون "الفرقان" و "الحیاط" بوده و این دلالت بر آن دارد که بخشی از نیروهای کارآزموده داعش، در افغانستان شروع به کار کرده‌اند.

بعد از سقوط شهر موصل، داعش بخشی از نیروهای خود را به افغانستان انتقال داده است. کسانی که به "ولایت خراسان" داعش در افغانستان پیوسته‌اند، دارای تجربه و تخصص در حوزه‌های مختلف هستند. این افراد قبلا از منطقه قفقاز، کشورهای آسیای میانه و اروپا به عراق و سوریه رفته بودند.

Saeid_Mortazavi.jpgشرق ـ دادگاه شعبه ٢٢ تجدیدنظر در حالی سعید مرتضوی را برای اتهام معاونت در قتل محسن روح‌الامینی به دو سال حبس محکوم کرده ‌است که سعید مرتضوی دیروز مدعی شد قاضی با او خصومت شخصی دارد.

او در نامه‌ای که دیروز منتشر کرد، مدعی شد که قاضی شعبه ٢٢ تجدیدنظر پیش‌ از‌ این به دلیل کوتاهی و قصور در رسیدگی به پرونده (محمد بیجه) از سمت‌ خود عزل و به موجب تصمیم کمیسیون نقل و انتقال قضات و ریاست سابق قوه قضائیه تنزل مقام یافته و از حوزه قضایی پاکدشت اخراج شده است.

او در نامه خود نوشته است: «به دلیل خصومت‌های آقای احمد شیری‌خان از آن زمان و اقدامات مجرمانه‌ای که در زمان مستشاری علیه من انجام شده است، اینجانب در دادسرای کارکنان دولت نسبت به نام‌برده اعلام شکایت کیفری کردم و همچنین در دادسرای انتظامی قضات با استناد به ۱۵۶ برگ سند و مدرک علیه او دارای پرونده کیفری و انتظامی هستم».

محمد نوریزاد در ۴۸مین تحلیل هفتگی از شبکه جهانی «دُرّ تی وی»، مشکلات و بی آیندگی جوانان در ایران و تلاش حاکمیت برای نا امید کردن مردم و بخصوص جوانان، بحرانهای اقتصادی و ورشکستگی بانکها، باخت علیرضا کریمی در مسابقات جهانی کشتی به فرمان حاکمیت، محاکمه رضا ضراب و تشدید فشارهای آمریکا بر ایران و تهدید اروپا توسط سرداران سپاه پاسداران را مورد بررسی قرار داد، و گفت جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی است و تنها راه باقی مانده برای ما مردم ایران اعتراض است، ضرورت اعتراض به حاکمیت برای ایرانیان مانند نان شب و اکسیژن است. محمد نوریزاد در بخشی از این تحلیل با اشاره به مشکلات جوانان در ایران گفت؛ تلاش حاکمیت ایران، نا امید کردن مردم و بخصوص جوانان است، حاکمیت ایران خواستار این است که جوانان درگیر مشکلات معیشتی و بی آیندگی باشند تا زمانی را برای تفکر و اعتراض نداشته باشند، جوانان باید در برابر این طرح حاکمیت، شاداب و مملو از امید به اعتراضات خود علیه حکومت و کسانی که شوق زندگی را از آنها گرفته اند، ادامه دهند و به یاد داشته باشند که ما چاره ای به جز اعتراض نداریم، باید اعتراض کنیم و به حاکمیت بگوییم که شما نابکارید وهیچ نسبتی با ایران و ایرانی ندارید. آقای نوریزاد در ادامه با اشاره به بحرانهای اقتصادی کشور اظهار داشت این که رئیس جمهور در زلزله اخیر به روستائیان زلزله زده وعده ۵ میلیون تومان و شهر نشینان ۶میلیون تومان را می دهد، نشان دهنده تهی بودن «صندوق ذخیره ارزی کشور» است، و من حتی شنیده ام که به زودی «ورشکستگی بانکها» در ایران آشکار تر خواهد شد. محمد نوریزاد با اشاره به باخت علیرضا کریمی، کشتی گیر محبوب کشور در مسابقات جهانی کشتی به دستور حکومت گفت، ما را برهنه و غارت کرده اند، تا چه زمانی باید به سکوت و این رویه ادامه دهیم، ورزشکاران می توانند در یک نافرمانی مدنی در اعتراض به این قوانین نانوشته، اعلام کنند که تا لغو این قوانین، در مسابقات ورزشی شرکت نخواهند کرد، اگر سکوت کنیم و به این وضع راضی باشیم این حکومت تا ۳۰۰ سال دیگر نیزبر سر کار خواهند بود. محمد نوریزاد در ادامه گفت، تهدیدهایی که از سوی سرداران سپاه نسبت به اروپا بیان می شود از «اتاقهای جاسوسهای اسرائیل و روسیه» در قلب سپاه پاسداران بیرون می آید، هیچ راه دیگری بجز تهدید برای حکومت ایران باقی نمانده و این همان طرحی است که از پیش برایشان آماده کرده اند، و به همین دلیل من عمر نظام جمهوری اسلامی ایران را بسیار کوتاه میبینم.

Mohseni-Egehei-290117.jpgرادیو زمانه ـ افشاگری حمید بقایی درباره سکه‌های طلا که دولت احمدی‌نژاد به جمعی از مسئولان بلندپایه نظام در دولت دهم اهدا می‌کرده بی‌پاسخ نماند. علاوه بر ابراهیم رئیسی، فرمانده سپاه پاسداران با صدور بیانیه‌ای دریافت این سکه‌های طلا را تکذیب کرده است. غلام‌حسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه اما تأیید کرده که محمود احمدی‌نژاد یا به تعبیر او - یک لات از چشم افتاده - چنین سکه‌هایی را به گروهی از مسئولان اهدا می‌کرده. تعداد سکه‌ها و زمان اهدای آن‌ها اما همچنان محل اختلاف است.

روز گذشته حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی‌نژاد در دولت دهم با انتشار ویدیویی اعلام کرده بود که در سال ۱۳۹۱ در زمان تحریم‌ها به مناسبت‌هایی مانند عید فطر به برخی از مسئولان بلندپایه نظام از جمله ابراهیم رئیسی (تولیت آستان قدس) و محمد علی جعفری (فرمانده سپاه پاسداران) به جای دستمزد سکه‌های طلا اهدا می‌شده است.

Ahmadinejadدر خبرها آمده بود:


«افشاگری حمید بقایی درباره سکه‌های طلا که دولت احمدی‌نژاد به جمعی از مسئولان بلندپایه نظام در دولت دهم اهدا می‌کرده بی‌پاسخ نماند. علاوه بر ابراهیم رئیسی، فرمانده سپاه پاسداران با صدور بیانیه‌ای دریافت این سکه‌های طلا را تکذیب کرده است.

غلام‌حسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه اما تأیید کرده که محمود احمدی‌نژاد یا به تعبیر او - یک لات از چشم افتاده - چنین سکه‌هایی را به گروهی از مسئولان اهدا می‌کرده. تعداد سکه‌ها و زمان اهدای آن‌ها اما همچنان محل اختلاف است...».

از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدم. نه از آن خوشحالی ها که انسان های بد دل به خاطر خسارت دیدن دشمن ابراز می دارند، بلکه خوشحالی به خاطر پایمال نشدن خون بچه هایی که سال ۸۸، علیه «یک لات از چشم افتاده» قیام کردند؛ به خاطر هدر نرفتن اعتراض مردمی که به صورت متمدنانه، می خواستند از طریق صندوق های رای این «لات از چشم افتاده» را کنار بگذارند و گذاشتند.

حکومت اسلامی و در راس آن خامنه ای با اصرار ورزیدن بر ریاست جمهوری احمدی نژاد فقط به مردم و کشور بد نکرد؛ به خود بد کرد.

خامنه ای، رهبر بی بصیرتی ست که آن چه را که مردم و مخالفان و منتقدان حکومت می دیدند ندید. نه تنها ندید بلکه صدای مردم با بصیرتی را که در خیابان ها فریاد می زدند احمدی نژاد باید برود نشنید.

خامنه ای کور بود و کور هست و به نظر می رسد کور هم بماند. در توضیح علت کور ماندن اش همین بس که رهبران جنبش سبز را که می خواستند به شکل مسالمت آمیز حکومت و مردم را از شر «یک لات از چشم افتاده» خلاص کنند در حبس و حصر نگه داشته در حالی که مجازات آن ها به خاطر اعتراض شان دیگر موضوعیت ندارد و محسنی اژه ای سنگ قبر احمدی نژاد را با دادن صفت «یک لات از چشم افتاده» بر گورش نهاد.

جای هاشمی رفسنجانی خالی تا ببیند که آن کس که نظرش به نظر «آقا» نزدیک تر بود چه بر سر رفیق ۵۰ ساله و رهبری که خودْ او را رهبر کرده بود آورد که امروز آن کس را رسما و علنا «لات از چشم افتاده» می نامند.

ANTaj_11282017.jpgرویداد۲۴- محمدرضا میر تاج‌الدینی، معاون پارلمانی دولت دهم تاکید کرد که از حمایت محمود احمدی‎نژاد در رسیدن به قدرت در دولت‎های نهم و دهم ابراز پشیمانی و ندامت نمی‎کند چرا که از حاشیه های او حمایت نکرده از این رو اشتباهی انجام نداده است.
این روزها شاهد هستیم که احمدی‌نژاد و اطرافیان او به‌محض احضار قانونی توسط قوه قضائیه صحبت از سند یا نواری به میان می‌آورند که در صورت انتشار فساد اقتصادی و سیاسی برخی از سیاسیون رده‌بالا نظام جمهوری اسلامی برای مردم مشخص خواهد شد.
طرح چنین مباحثی به امروز مربوط نمی‌شود و در زمان دولت نهم و دهم بارها مورداشاره قرار گرفت. اساساً حلقه نزدیک به احمدی‌نژاد و شخص او بر این اعتقاد هستند که بهترین دفاع، حمله است. دراین‌باره هم می‌توان به بیشترین شکایت علیه رسانه‌ها در دولت او اشاره کرد، علاوه بر این در مناظره‌های سال 88 مشاهده شد که عادی‌ترین مسائل توسط احمدی‌نژاد برجسته می‌شد. اکنون نیز در برابر اسنادی که نشان از فساد در دولت نهم و دهم دارد و در مواردی هم به نزدیک‌ترین افراد او اتهاماتی وارد می‌شود، با ژستی حق‌به‌جانب حمله را جایگزین دفاع کرده است.
در این رابطه باید چند نکته را مدنظر قرارداد، اول اینکه درصورتی‌که احمدی‌نژاد مدارکی از فساد در بین سیاسیون رده‌بالا کشور تحت اختیار دارد به کدام دلیل برای افشاگری منتظر احضار دوستان خود می‌شود، بدین معنا که اگر قوه قضائیه از حسابرسی به اتهامات اطرافیان او منصرف شود دیگر نیازی به روشنگری نیست؟ علاوه براین احمدی‌نژاد و حلقه نزدیک به او تا بدین جا کار هیچ نکته جدید و خبر غیرقابل‌انتظاری منتشر نکرده‌اند و مطالبی که مطرح می‌شود همان موضوعاتی است که در کوچه و خیابان هم به گوش می‌رسد، آیا معنای این امر چنین است که احمدی‌نژاد با دست‌خالی جلوآمده یا برگ برنده‌ای را برای روزنهایی در جیب خود دارد؟ پیش از پایان یافتن دوره دولت نهم و دهم بارها احمدی‌نژاد صحبت از لیست مفاسد اقتصادی که در جیب او بود، می‌کرد که درنهایت هم با اتهاماتی به خانواده هاشمی پایان یافت و درنهایت هم واقعیت این لیست برای مردم آشکار نشد.
به‌وضوح روشن است امروز که کشور در شرایط حساسی به لحاظ داخلی و خارجی قرار دارد رئیس دولت نهم و دهم و اطرافیان او هرروز صحنه سیاسی کشور را با تهدیدهای خود تند تر از قبل می‌کنند و تنها مسئله بی‌اهمیت برای آنها منافع ملی است بنابراین با توجه به تمام این موارد نباید هوادارانش از حمایت احمدی‌نژاد به‌خصوص در دولت دوم به‌اشتباه خود اعتراف کنند و از مردم عذر بخواهند؟
محمد مهاجری، عضو سابق شورای سردبیری روزنامه‌های کیهان و سردبیر خبر آنلاین روز جمعه در همین رابطه توئیت کرده بود که «رفتارهای احمدی‌نژاد، دست انتقام الهی از ما اصولگراها است و حالا حالاها باید تاوان تحمیل او به مردم و نظام را پس بدهیم.»

کیهان لندن - خاورمیانه بدون بحران را کسی به یاد نمی‌آورد، ولی ابعاد کنونی این بحران بسیار خطرناک است. جمهوری اسلامی، حزب بعث سوریه را که حزبی سکولار، لائیک و نیمه سوسیالیستی است، در قدرت نگه داشته است. جنگ‌افروزی در داخل ایران دشوار نیست، چون اقوام ایرانی ناراضی هستند و در صورت حمایت برای حقوق‌شان خواهند جنگید. اسرائیل اگر بخواهد با جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ شود، الان که رژیم در منطقه منزوی است حمله خواهد کرد. اگر جنگ سوریه ادامه پیدا کند، بهای سنگینی به حزب‌الله لبنان تحمیل خواهد شد.

Kasraeian_Kalhor.jpgشرق ـ این یادداشت را پیش‌تر، قبل از آنکه کمانچه‌ (نوازی) کیهان کلهر از طرف یونسکو به‌عنوان میراث معنوی جهانی به ثبت برسد، برای او نوشته بودم. وقوع زلزله باعث شد انتشار آن را به تعویق بیندازم. حالا که شنیده‌ام علاوه بر کلهر، هنرمندانی دیگر هم (کامکارها و ناظری و...) با برگزاری کنسرت به یاری زلزله‌زدگان برخاسته‌اند آن را به همه آنها و آن دسته از هنرمندانی که در روزهای سخت در کنار مردم می‌مانند و صدای بی‌صدایان می‌شوند. یادم است از همان چهار، پنج‌سالگی در خانه رادیو داشتیم، گرامافون هم، با صفحات سی‌وسه دور؛ بعدا فهمیدم اسمشان سی‌وسه دور است. دست‌کم اسم و شکل و شمایل سه‌تا از رادیو‌هایی که داشتیم در خاطرم مانده: رادیو آندریا با جعبه‌ای از چوب و پوششی از چرم مصنوعی به رنگ اُکر یا قهوه‌ای روشن؛ فیلیپس، آن هم چوبی با جلد سبز و دربی کشویی که بالا و پایین می‌رفت و زنیط با آن صفحه گِردَش که به کیلومترشمار اتومبیل می‌مانست با بدنه کائوچویی؛ هرسه با برق و باتری کار می‌کردند و گرامافون که هِندلی بود! با آن شیپوری که بر سر داشت و تصویر سگی که نمی‌دانم کجایش چاپ شده بود. اینها همه متعلق به زمانی است که پدرم هنوز نابینا و ورشکست نشده بود. بعد از آن را چندان دقیق به خاطر نمی‌آورم؛ حافظه هم پدیده‌ای شگفت‌انگیز است! انگار نداری و سختی را زودتر به دست فراموشی می‌سپارد!

Modafean_Haram.jpgاختصاصی کیهان لندن ـ بنا به گزارش‌های رسیده، به گروهی از نیروهای مدافع حرم عضو لشکر «فاطمیون» (یگان متشکل‎ از افغان‎های مورد حمایت رژیم ایران) و گروهی از اعضای «زینبیون» (یگان پاکستانی‎ها) اعلام شده که احتمالاً پس از پایان درگیری‎ها در سوریه در خاک این کشور می‎مانند و اگر مایل باشند می‌توانند اجازه اقامت و پاسپورت سوری دریافت کنند که شامل اعضای خانواده آنها نیز خواهد شد.

گفته می‌شود که دولت بشار اسد به رژیم ایران پیشنهاد داده اعضای منتخب و کارآزموده مدافعان حرم از بین نیروهای فاطمیون و زینبیون شناسایی شوند و مقدمات اقامت آنها در سوریه فراهم شود.

NYT_11282017.jpgیک روزنامه آمریکایی در گزارشی با اشاره به سیاست های ضد ایرانی ریاض و واشنگتن در ماه های اخیر نوشت: به نظر می آید اقدامات رییس جمهور ترامپ و سعودی ها علیه ایران نتیجه ای جز اتحاد مردم این کشور در برابر دشمنان قدیمی شان نداشته است.

به گزارش ایسنا، روزنامه نیویورک تایمز در گزارش خود با اشاره به بیلبورد بزرگ یکی از شلوغ ترین میادین تهران که در آن تصویری از شهید محسن حججی دیده می شود، نوشت: مردم ایران در احساساتی ملی گرایانه علیه رییس جمهور ترامپ و سعودی ها متحد شده اند. این رویکرد ناشی از دو عامل است: انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا و افزایش تنش با عربستان سعودی که رقیب منطقه ای ایران محسوب می شود. ایرانی ها در کارزار انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 در آمریکا شنیدند که ترامپ توافق هسته ای را به بدترین توافق مذاکره شده نامید و وعده داد که آن را پاره خواهد کرد. آنها سپس با نگرانی شاهد آن بودند که ترامپ بیش از 100 میلیارد دلار سلاح به پادشاهی سعودی فروخت و در یک رقص سنتی در ریاض شرکت کرد. آنها همچنین نسبت به تحولات سیاست خارجی محمد بن سلمان ولیعهد جوان سعودی حساس شده اند که در نظرشان بی تجربه، عجول و کم صبر است.

در این میان ایرانی ها همچنین باور دارند که اکنون باید به یک چیز افتخار کنند؛ نیروهای تحت حمایت ایران نقشی اساسی در مبارزه علیه داعش در عراق و سوریه داشتند که به افزایش نفوذ منطقه ای ایران در این فرآیند منجر شده است.

نیویورک تایمز در ادامه نوشت: محبوب ترین ستاره های ایران با وجود اینکه در این کشور صنعت سینما، موسیقی و تئاتر وجود دارد خواننده یا با بازیگران نیستند بلکه دو چهره دولتی هستند: ژنرال قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای فرامرزی ایران و محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران.

به طور مختصر می توان گفت که سیاست های ترامپ و سعودی این دستاورد را نصیب دولت ایران کرده است: حمایت گسترده عمومی از این دیدگاه که آمریکا و ریاض قابل اعتماد نیستند و ایران اکنون کشوری قوی و دارای این ظرفیت است که دشمنانش را کنار بزند.

نیویورک تایمز در ادامه گزارش خود با پرداختن به چندین مورد از سیاست ها و اظهارات ترامپ علیه ایران که نتیجه ای جز اتحاد مردم ایران با وجود نارضایتی هایشان از دولت شده است، نوشت: زمانی که آقای ترامپ در سخنرانی اش در ماه اکتبر رهبران ایران را جنگ افروز نامید و به جای گفتن خلیج فارس از عبارت خلیج عربی استفاده کرد، ایرانی ها به شدت عصبانی شدند و به آن واکنش نشان دادند. آنها چند دقیقه بعد شروع به محکوم کردن صحبت های ترامپ کردند.

یک روزنامه نگار ایرانی مستقر در آمریکا نیز به این اظهارات ترامپ واکنش نشان داد و در پیامی توئیتری نوشت: وی نمی توانست راهی سریع تر برای متحد کردن ایرانی ها پشت سر دولت شان بیابد.

irannavy_11252017.jpgفرمانده جدید نیروی دریایی ایران قول داده است تا کشتی های جنگی این کشور به حیاط خلوت امریکا بروند

به گزارش نواندیش، سایت ان بی سی نیوز در تحلیلی به صحبت های دریادار خانزادی واکنش نشان داد و نوشت: حسین خانزادی، اخیرا گفت که طرح هایی برای استقرار کشتی های جنگی ایران در اقیانوس اطلس و خلیج مکزیک طی آینده نزدیک وجود دارد. در ادامه او افزود که ناوگان دریایی ارتش در کشورهای آمریکای جنوبی لنگر خواهند انداخت.
خانزادی، در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از منصوب شدن، وعده داده است که نیروی دریایی ایران "پرچم کشور را در خلیج مکزیک" به اهتزاز در آورد. او اشاره کرد که پیش از این "حضور کشتی های ما در دریای مدیترانه و کانال سوئز جهان از جمله ایالات متحده را متعجب کرد.
این اولین بار نیست که ارتش ایران قول داده است کشتی های خود را به خلیج مکزیک بفرستد.
پیش از این نیز فرمانده پیشین نیروی دریایی ایران گفته بود که برای مقابله با حضور ناوگان آمریکایی در خلیج فارس ما نیز برنامه هایی برای حضور در خلیج مکزیک داریم، هرچند که بعدا گفته شد که به دلیل تغییر در برنامه این تصمیم لغو شده است.
در حال حاضر هزاران سرباز آمریکایی در عراق و افغانستان یعنی در نزدیکی مرزهای ایران حضور دارند. همچنین ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در سراسر خلیج فارس در بحرین حضور مستمر دارد.
ترامپ همواره از زمان روی کارآمدنش صحبت های خصمانه ای را علیه ایران مطرح کرده است. در عین حال در ماه اوت، پنتاگون گفت که در سال 2017 بین نیروهای آمریکایی و ایرانی 14 تقابل "خطرناک" و یا "غیر حرفه ای" رخ داده است.
به نوشته ان بی سی نیوز اکنون اگر این گفته فرمانده نیروی دریایی ایران رنگ حقیقت به خود بگیرد و ناوهای ایرانی در حیات خلوت آمریکا حضور داشته باشند باید شاهد چالشی جدی و خطرناک در آینده ای نزدیک باشیم.

alirezaKarimi_11272017.jpgعلیرضا کریمی: گفتند به ما چه با اسراییل کشتی نگرفتی / وقتی شنیدم باید ببازم، دنیا روی سرم خراب شد / دفعه پیش، یک کارت هدیه یک میلیون تومانی دادند و تمام!

نماینده وزن ۸۶ کیلوگرم ایران با اشاره به اینکه برای دومین مرتبه بدلیل کشتی نگرفتن با حریف اسراییلی از رسیدن به مدال طلای جهان بازمانده است، گفت: امیدوارم مسوولان این‌بار بر خلاف قبل به قول‌شان عمل کنند و پاداش من را بدهند.

به گزارش ایسنا،‌ علیرضا کریمی با وجود داشتن تنها ۲۳ سال سن افتخارات زیادی را برای کشتی ایران در رده‌های سنی مختلف به ارمغان آورده و بارها باعث اهتزاز پرچم ایران در رویدادهای جهانی و آسیایی شده است.

کریمی، یک مدال نقره و ۲ طلای آسیا در رده نوجوانان، طلای جهان و آسیا در رده جوانان و ۲ طلای آسیا و برنز با ارزش جهان در رده بزرگسالان را در کارنامه خود دارد. باید به ویترین افتخارات کریمی دو مدال طلای جهان نیز اضافه می‌شد اما هم‌گروهی با نماینده اسرائیل در رقابت‌های جهانی جوانان و این‌بار در رقابت‌های جهانی زیر ۲۳ سال باعث شد وی علی‌رغم شایستگی در رسیدن به ۲ مدال طلای جهان، مقابل رقبا به عمد شکست بخورد تا با نماینده اسراییل سرشاخ نشود.

این اتفاق نه تنها باعث لطمه روحی شدید به این کشتی‌گیر و بر باد رفتن زحمات چندین ماهه او در تمرینات تیم ملی شد بلکه باعث شد تیم ایران که با مدال طلای کریمی می‌توانست بر سکوی سوم جهان بایستد در نهایت در جایگاه هشتمی جهان قرار گیرد تا از این بابت نیز کشتی ایران شدیدا متضرر شود و کشتی‌گیر گمنام رژیم صهیونیستی ضمن گرفتن سکوی سومی از ایران، براحتی به مدال برنز جهان برسد.

علیرضا کریمی آزادکار وزن ۸۶ کیلوگرم ایران در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار ایسنا، درباره حذف ناباورانه از رقابت های کشتی آزاد زیر ۲۳ سال قهرمانی جهان بدلیل مبارزه نکردن با نماینده اسرائبل و اینکه برای دومین مرتبه این اتفاق باعث شد از رسیدن به مدال طلای جهان در عین شایستگی بازبماند صحبت کرد که در ادامه می‌خوانید:

Alireza_Karimi.jpgشرق - شکست عامدانه علیرضا کریمی، کشتی‌گیر وزن ۸۶ کیلوگرم تیم ملی آزاد امید در رقابت‌های جهانی لهستان از حریف روسی‌اش برای روبه‌رونشدن با آزادکار اسرائیلی چند روزی است که فضای ورزش کشور را ملتهب کرده است. انتشار فیلم باخت تعمدی او مقابل کشتی‌گیر روس و متن تأثیرگذارش تأثر مردم از این اتفاق را بیشتر کرد.


کریمی که برای رویارونشدن با ورزشکار اسرائیلی از مدال طلا صرف‌نظر کرد؛ مجبور بود برای گرفتن مدال برنز با این کشتی‌گیر روبه‌رو شود که روی تشک حاضر نشد تا نماینده رژیم صهیونیستی به یک برنز بی‌دردسر برسد. او در گفت‌وگو با ایسنا درباره آن دقایق و فیلم منتشرشده گفت: «یک دقیقه مانده به پایان مبارزه یکباره دیدم مربیانم چلنج را انداختند و اعتراض کردند. وقتی این صحنه را دیدم، به آنها گفتم من که جلو هستم و مشکلی نیست؛ پس چرا چلنج کردید که آنها به من گفتند حریف اسرائیلی موفق به شکست کشتی‌گیر آمریکایی شد و تو باید به حریفت ببازی تا دور بعد به اسرائیل نخوری. وقتی این حرف را شنیدم، دنیا روی سرم خراب شد». این برای دومین‌بار بود که کریمی مجبور می‌شد در مسابقات جهانی مقابل یک اسرائیلی حاضر نشود و یک مدال مهم را از دست بدهد. «آن زمان قهرمان آسیا هم شده بودم و به من گفتند به اندازه پاداش قهرمان جهان که ۴۰ سکه بود، به تو می‌دهیم؛ اما وقتی پدرم پس از مسابقات جهانی ۱۳۹۲ با نامه فدراسیون کشتی به وزارت ورزش رفت و خواستار عمل مسئولان به قول‌شان شد، به او گفته بودند «به ما ربطی ندارد که پاداش کشتی‌نگرفتنش مقابل اسرائیل را بدهیم. بروید از هرکس که گفته با اسرائیل کشتی نگیرید، پاداش‌تان را بگیرید» در نهایت هم به جای ۴۰ سکه فقط یک کارت هدیه یک‌میلیون‌تومانی دادند و تمام! قبول دارم اسرائیل ظالم است و ظلم می‌کند؛ اما اگر باز هم مسئولان ورزش ما به‌راحتی زحمات من را نادیده بگیرند، ظلم نیست؟».

MohammadReza_Aref.jpgشرق ـ ظهر دیروز محمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید، به محل فراکسیون رفت تا نشستی خبری را برگزار کند. در ابتدای این نشست که یک‌ساعت طول کشید، عارف دقایقی درباره فراکسیون امید صحبت کرد و پس از آن سؤالات از او شروع شد.


حذف اعدام قاچاقچیان، طرح فراکسیون بود


سؤال «شرق» از عارف درباره «برون‌داد هفت کمیته تخصصی فراکسیون امید» بود: یک‌سوم از عمر مجلس دهم گذشته؛ مرداد ماه پارسال هفت کمیته تخصصی در فراکسیون تشکیل شده است، برون‌داد آنها چه بوده؟ چون این مدت برای طراحی طرح ازسوی این کمیته‌ها کم نیست؛ برون‌داد این کمیته‌ها براساس آن برنامه جامع (برجا) که قبل از انتخابات مطرح شد، چه طرح یا طرح‌هایی بوده است؟

به گزارش خبرنگار حوزه هنرمندان گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ امیرحسین مقصودلو ملقب به امیر تتلو از جمله خواننده های نسل اول موسیقی رپ در ایران بود که خیلی زود توانست با سبک و سیاق خودش، نامی برای خود دست و پا کند.

سالهای ابتدایی آغاز به کارش چندان پر حاشیه نبود و عمدتا فعالیت هایش را تنها به صورت ویدئو کلیپ و تک قطعاتش دنبال می کرد. اما به محض همه گیری شبکه های اجتماعی، تتلو در فیس بوک و اینستاگرام فعالیت اش را آغاز کرد و طرفداران زیادی را در صفحات اجتماعی خود جمع کرد.

این خواننده زیرزمینی که در ماه‌های اخیر حواشی زیادی داشته است با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود، نوشت:

"من عاشق این شهر بودم، اما خداحافظ تهران، خداحافظ ایران"

tatelloLEavesIRI1.jpgوی ساعاتی پس از این پست تصویر دیگری از خود در هواپیما را منتشر و خداحافظی کرد.

این طور به نظر میرسد که امیر تتلو از ایران خارج شده است. باید منتظر ماند و دید چه آینده‌ای در انتظار این خواننده رپ است.

tatelloLEavesIRI2.jpg

حکم مرتضوی!

| No Comments

ساسان خادم - قانون

IMG1455154135017.jpg

به گزارش خبرگزاری ایرانشهر مسعود بهنود اخیرا با انتشار فیلمی مربوط به سخنان پروانه فروهر به مناسبت سالگرد قتل او و همسرش که بخشی از پروژه قتل‌های زنجیره‌ای در سال ۱۳۷۷ بود، مدعی شده بود که پرستو فروهر در دوم خرداد ۱۳۷۶ خورشیدی به محمد خاتمی رای داده است و خطاب به منتقدانش نوشت: «مختصرترین جواب اینه که خود زنده یاد پروانه فروهر به خاتمی رای داد.»

این اظهار نظر با واکنش پرستو فروهر روبرو شد که این اظهار نظر را جعل تاریخ دانسته و خطاب به مسعود بهنود نوشت: «آقای بهنود گرامی چه خوب که این ویدیو را به اشتراک گذاشتین. ولی مادرم به آقای خاتمی رأی نداد. آنها به رأی دادن در این سیستم باور نداشتند. اعلامیه‌هایشان درباره کناره جویی از رأی گیری هم روی سایت فروهرها هست. یادش گرامی» پس از آن آقای بهنود با نگارش جمله کوتاهی از پرستو فروهر عذر خواسته و مدعی شد این روایت غلط را در جایی خوانده است.

ForooharBehnoud_FB.jpg

hezbollah_drugs_11282017.jpgیادداشتی از امانوئل اتولنگی در هیل

برگردان فارسی: صدای آمریکا

پرزیدنت ترامپ بحران مواد مخدر را امر اضطراری سلامت ملی اعلام کرده، اما هنوز مدیر «اداره مبارزه با مواد مخدر» دولت خود را معرفی نکرده است.

این مدیر جدید باید دیدی روشن در رسیدگی به گسترش مواد مخدر داشته باشد. او باید درک دقیقی از کارتل های مواد مخدر داشته و همکاری شبکه های فراملی جنایت کار با گروه های تروریستی مانند حزب الله را بشناسد.

نخستین گام رییس جدید «اداره مبارزه با مواد مخدر» باید برداشتن دست بندهایی باشد که دولت اوباما از ترس سقوط توافق هسته ای بر دست های آن اداره در مبارزه با حزب الله زد.

همکاری حزب الله با این شبکه ها طی دهه های گذشته به چند میلیارد دلار رسیده است. نقش حزب الله در تولید و فروش داروهای جعلی مانند «کپتگون» - یک آمفتامین قوی - و درگیری روزافزونش در قاچاق کوکائین به خوبی مستند شده است.

کوکائین یک تهدید فزاینده است و مصرف بی رویه منجر به مرگ آن در آمریکا در سال ۲۰۱۵ به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ رسیده است. آن چه کمتر درک شده است رابطه قاچاق کوکایین و تروریسم است. یک نمونه اخیر آن استرداد یک عضو حزب الله مظنون به قاچاق مواد مخدر از پاراگوئه به میامی در فلوریدا است. مدارک دادگاه نشان می دهد که او بخشی از یک شبکه بزرگتر ساکن کلمبیا بود. او در زمان بازداشت مشغول برنامه ریزی برای ارسال ماهانه تا یکصد کیلو کوکایین به آمریکا به وسیله هواپیماهای باربری بود.

Reza_Maghsadi_NEW.jpg*

*

*

کدامین ابر، از چشم تو می‌بارد؟
کدامین خاک، فریاد ترا در خویش می‌کارد؟
به فرهاد ِ تو از شیرین، کدامین کوه می‌گوید؟

koudak.jpgدلت ابریشم ِ آ ب ست
خیالت خانه‌ی مهتاب
عروسک‌های تو از جنس ِ خورشیدند
که در رویا برایت دامنی از نور می‌بافند.
به چشمت مهربانی‌های کرمانشاه ست
ولی در سینه‌ی غمگین ِ غمگینت
دمادم، آه ست.
تو‌ای شیرین تر از "شیرین"ِ افسانه!
نمی‌دانم که فردا‌ها به فرهادت چه خواهی گفت؟
چه خواهی گفت از خروار‌ها آوار؟
چه خواهی گفت با او در نخستین لحظه‌ی دیدار؟
دلت ابریشم ِ آب ست، می‌دانم.
خیالت خانه‌ی خوشرنگ ِ مهتاب ست، می‌دانم.
ترا برمهربانی‌های کرمانشاهی‌ات سوگند!
به باغ ِ آرزومندان ِ باران خواه ِ آن سامان
همان شیرین، همان باران، همان شوق ِ شقایق باش!
بیا آن شعر ِ شورانگیز ِ کُردستان ِ عاشق باش!


کلن/ ۴آذر ۹۶

rezaZarrab_11282017.jpgبی بی سی - رضا ضراب تاجر طلای ایرانی-ترکیه‌ای که بازداشت و اعلام اتهام علیه او در آمریکا باعث تنش سیاسی میان ترکیه و ایالات متحده شده، اتهامات خود را پذیرفته و در حال همکاری با دادستان‌های پرونده است.

آقای ضراب و مهمت هاکان آتیلا، معاون سابق هالک بانک ترکیه، که در آمریکا در بازداشت هستند به تلاش برای دور زدن تحریم‌های آمریکا علیه ایران متهم شده‌اند.

اکنون انتظار می‌رود آقای ضراب در جریان همکاری با دادستانی و توافقی که وکلای او برای تخفیف در مجازات کرده‌اند، علیه آقای آتیلا، متهم دیگر پرونده شهادت دهد. گفته می‌شود که او احتمالا فردا در دادگاه روی صندلی شاهد - و نه متهم - خواهد نشست.

همین توافق احتمالا دلیل آغاز نشدن روند محاکمه آقای ضراب با وجود تعیین تاریخ آن در هفته گذشته بود. پیشتر رسانه‌های آمریکایی گزارش داده بودند که نام آقای ضراب در فهرست شاهدان پرونده منتشر شده است. نام بابک زنجانی هم که در ایران به دلیل فساد مالی در پرونده دور زدن تحریم‌های ایران به اعدام محکوم شده، در این فهرست دیده شده است.

پرونده آقای ضراب و اعلام اتهام علیه او در آمریکا با اعتراض و انتقاد شدید رهبران ترکیه از جمله رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور همراه شد که این پرونده را ادامه توطئه‌ها برای براندازی حکومت خود بعد از کودتای نافرجام سال گذشته عنوان کرد.

Mojahedinف. م. سخن - خبرنامه گویا

در خبرها آمده است که:
«...جوزف لیبرمن، نامزد پیشین معاونت ریاست جمهوری آمریکا در سخنان خود ضمن آنکه خواستار تشدید تحریم علیه جمهوری اسلامی‌ایران، و بازرسی گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌از مراکز نظامی ‌در ایران شد، از کاخ سفید خواست که از «شورای ملی مقاومت ایران» که سازمان مجاهدین خلق ستون اصلی آن است حمایت کند...»

البته واضح و مبرهن است که در جهان خر تو خر ما، آن چه به جایی نرسد فریاد است! آن هم فریاد یک نویسنده ی معمولی، که صدایش دو کوچه آن ور تر هم نمی رود چه برسد به دی.سی.!

ولی ما به هر حال فریاد و بلکه جیغ مان را می زنیم بلکه یک نفر در امریکا پیدا شود آن را بشنود و به داد ما «پِرِس شدگان» ۴۰ سال اخیر برسد.

می دانم تا به اینجا برسم، مجاهدین خلق ایران، مرا لت و پار خواهند کرد، ولی بگذار بکنند! جمهوری اسلامی کرد، این ها هم بکنند! فعلا معیار خوب و بد شده است تعداد کشته شدگان! آن هم ۳۰ هزار تن! گیرم از این ۳۰ هزار تن چند نفر هم غیر مجاهد بوده اند.

zarkoosh_11262017.jpgارژنگ زرگوش، هشتمین بازداشتی بعد از زلزله‌ی کرمانشاه

خبرگزاری هرانا - همکار یک هفته نامه محلی در استان کرمانشاه و دست کم چهار شهروند در شهرستان سردشت بازداشت شدند. دستگیری تمامی این افراد در رابطه با حواشی کمک رسانی به زلزله‌ زدگان استان کرمانشاه بود. پیشتر هم در بوکان، سنندج و کرمانشاه سه تن دیگر در همین رابطه بازداشت شده بودند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، آقای «ارژنگ زرگوش» خبرنگار هفته‌نامه‌ای استانی که چندی پیش با ارائه‌ی یک ویدیو از وضعیت زلزله‌زدگان کرمانشاه و عدم رسیدگی مسئولین سخن گفته بود، روز ۲ آذر ۱۳۹۶ در روستای گاومیش‌چران از توابع شهرستان گیلانغرب ازسوی مامورین اداره‌ی اطلاعات دستگیر شد.

آقای زرگوش در ویدیوی مذکور در مورد زلزله‌ی سرپل ‌ذهاب گفته بود:‌ «مسئولین هیچ خدمتی به مردم نمیکنند و آنها خائن به مملکت هستند و مردم خواهان سرنگونی آنها میباشند.»

ارژنگ زرگوش متولد ۱۳۵۱ خبرنگار و تحلیلگر سیاسی است که پیشتر نیز چندین بار بازداشت و حبس در کرمانشاه و شیراز را به اتهام «هواداری از گروههای سیاسی مخالف نظام» تجربه کرده است.

Thailand_Hejab.jpgرادیو زمانه ـ نعیمه دوستدار: چند روز قبل که هواداران فوتبال ایران به ماریا کوماندنایا، خبرنگار زن روسی توصیه کردند برای مراسم قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه لباس مناسب بر تن کند تا این مراسم به صورت زنده از تلویزیون ایران پخش شود، کسی فکر نمی‌کرد که پیش از محجبه شدن او، عکس‌های مربی تیم ملی کبدی تایلند، با روسری در سالن برگزاری مسابقات قهرمانی زنان‌ آسیا در گرکان منتشر شود و یک بار دیگر وضعیت ناسازگار سیاست‌های رسمی ورزش قهرمانی جمهوری اسلامی را در قبال مساله حجاب به ابزار تمسخر کاربران شبکه‌های اجتماعی و افکار عمومی در ایران تبدیل شود.

هنوز معلوم نیست که ماریا کوماندنایا، خبرنگار زن روسی یکی از مجریان مراسم قرعه‌کشی جام جهانی روسیه که در کنار گری لینه‌کر، عهده‌دار اجرای قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه است، چه واکنشی در قبال درخواست برخی هواداران فوتبال ایران نشان خواهد داد. در برخی از سایت‌ها به نقل از او گفته شده که انتخاب لباس به عهده او نیست و این مساله جزو ضوابط فیفاست. در عین حال از شب گذشته، متنی منتسب به سردار آزمون، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران منتشر شده که در آن نوشته است: «ممنون از تو ماریا برای پوشیدن لباس مناسب و حجاب در قرعه‌کشی تا مردم ایران بتوانند از تلویزیون ببینند. او واقعاً به مردم ایران شادی داد. همه ما از او بسیار سپاسگزاریم.»

سردار آزمون، همان بازیکنی است که ماریا کوماندنایا ماه گذشته با او در مسجدی در شهر کازان روسیه مصاحبه کرده بود و در عکس منتشر شده از آنها، ماریا با لباس پوشیده و روسری دیده می‌شود. در عین حال، او عکسی با لباس مشکی بلند اما چاک‌دار در اینستاگرام خود منتشر کرده و نوشته این لباسی زیباست اما لباسی نیست که او برای مراسم قرعه‌کشی برگزیده است.

Hariri_Aoun.jpgرادیو زمانه ـ رئیس جمهور لبنان در سفرش به ایتالیا به یک روزنامه ایتالیایی گفته است که سعد حریری، رهبر حزب المستقبل «مطمئناً» استعفای خود را پس می‌گیرد و همچنان نخست‌وزیر لبنان خواهد ماند. میشل عون در این گفت‌و‌گو اظهار امیدواری کرده که تا چند روز دیگر بحران سیاسی لبنان خاتمه پیدا کند.

میشل عون، رئیس جمهور لبنان چهارشنبه ۲۹ نوامبر/۸ آذر درباره چشم‌انداز مذاکرات با سعد حریری، رهبر حزب المستقبل برای ادامه کارش به عنوان نخست‌وزیر لبنان به روزنامه ایتالیایی‌زبان لاستامپا گفته است: «گفت‌وگو‌ها با همه جریان‌های سیاسی داخل و خارج از دولت را تازه به پایان رسانده‌ایم. توافق گسترده‌ای شکل گرفته است.»

saad_Hariri.jpg

ایران ما را درگیر سیاست‌هایش کرده

رادیو زمانه ـ سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان از حزب‌الله خواست که از دخالت در بحران‌های خاورمیانه خودداری کند و به سیاست‌های دولت لبنان تن دهد. رهبر حزب المستقبل گفته است اگر حزب‌الله لبنان به دولت وفادار باشد، آماده است استعفایش را پس بگیرد.

شبکه سی‌نیوز همزمان با آغاز گفت‌وگوهای رئیس جمهور با نخست وزیر لبنان برای یافتن راه‌ حل بحران اخیر در لبنان، با سعد حریری گفت‌وگویی انجام داده است. نخست‌وزیر لبنان در این گفت‌وگو خواهان بی‌طرفی حزب‌الله در بحران‌های خاورمیانه شد:

«من مایل نیستم که یک حزب سیاسی که در دولت من هم مشارکت دارد، سیاست خصمانه‌ای در قبال دولت‌های دیگر عربی در پیش گیرد. انتظار دارم اصل بی‌طرفی [در بحران‌های خاورمیانه] که بر سر آن توافق کرده‌ایم رعایت شود.»

سعد حریری بعد از گفت‌وگو با علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین‌الملل جمعه ۲ نوامبر در بیروت، تصمیم گرفت به ریاض برود. شایعاتی مطرح شده بود مبنی بر اینکه حریری در گفت‌وگو با ولایتی به دخالت‌های حزب‌الله و ایران در امور داخلی لبنان اعتراض کرده و کار به پرخاش و تهدید هم کشیده است. ولایتی این شایعات را تکذیب کرده است. دو روز بعد از این دیدار حریری در سفرش به ریاض به طور غیرمنتظره‌ای استعفا داد. استعفای او سرآغاز بحرانی بود که هر چند با بازگشت حریری به لبنان و به تعویق درآوردن استعفایش، فروکش کرد اما همچنان ادامه دارد.

Makarem_Shirazi.jpgایسنا ـ آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به سابقه بحث ورود زنان به ورزشگاه‌ها و مخالفت با آن، تاکید کرد: طرح مجدد این مسئله، رفتن راه انحرافی است.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله مکارم شیرازی روز چهارشنبه (۸ آذر) در ابتدای درس خارج خود در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از پیامبر (ص) گفت: ایشان در این روایت به معرفی بدترین مردم پرداخته و فرموده است که افرادی که تنها به فکر خود هستند و برای به دست آوردن دنیا به زیردست ظلم می‌کنند جزء بدترین مردم هستند.

khoshksali.jpgایسنا - رئیس مرکز ملی خشک‌سالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی از کمبود ۳۱‌درصدی بارش کشور از ابتدای سال آبی جدید خبر داد و افزود: از ابتدای مهر تا تاریخ چهارم آذر، پنج استان قم، اصفهان، خراسان جنوبی، مرکزی و یزد بیشتر از ۸۰ درصد کمبود بارش داشتند.


شاهرخ فاتح وضعیت بارش کشور را از ابتدای سال آبی جدید تشریح کرد و گفت: از اول مهر ۹۶ تا پایان چهارم آذر در کل کشور ۲۰. ۷ میلی‌متر بارش دریافت شده است. این در حالی است که بارش بلندمدت کشور در این بازه زمانی ۳۰ میلی‌متر برآورد شده است؛ بنابراین بارندگی امسال در مقایسه با بارش بلندمدت، ۳۱ درصد کاهش دارد.


او همچنین با اشاره به میزان بارش سال گذشته کشور اظهار کرد: در سال گذشته در همین بازه زمانی دو‌ماهه، بارش کل کشور ۱۵. ۳ میلی‌متر بود؛ بنابراین بارش امسال نسبت به سال گذشته ۳۶ درصد افزایش را تجربه کرد. با وجود بارش‌های خوب روزهای گذشته هنوز ۳۱ درصد کاهش بارش نسبت به میانگین بلندمدت داریم.

Alireza_Karimi.jpgاعتماد ـ وحید جعفری - ایران بود که داشت با علیرضا کریمی فیتیله‌پیچ می‌شد! قهرمان غلت می‌خورد و همین‌طور که می‌غلتید سالن مسابقات به دور سرش می‌چرخید و برای دومین بار تمام زجرهایی که برای کسب افتخار متحمل شده بود، از مقابل دیدگانش همچون فیلمی تراژیک عبور می‌کرد، چرا که کمی قبل‌تر فریاد زده بودند #باید_ببازی (!) و در این زمان، دنیا آزادکار روسیه را تحسین می‌کرد که چگونه به این شکل حماسی، مبارزه باخته را به نفع خود تمام کرده؛ اما داستان چیز دیگری است؛ مظلومیت (!) و هیچ کس در هیچ کجای دنیا نفهمید و متوجه نشد که کریمی چرا اینگونه کشتی برده را به حریف روس باخت.
مسابقات جهانی امید‌ها یا همان زیر ۲۳ سال با پیشنهاد فدراسیون کشتی ایران یک بار دیگر احیا شد تا بعد از سال‌ها در تقویم اتحادیه جهانی کشتی گنجانده شود و جوانانی که پس از موفقیت در مسابقات جهانی جوانان پشت خط بزرگسالان می‌ماندند و بعضا قید کشتی گرفتن را زده و به دست فراموشی سپرده می‌شدند در کوران رقابت باقی مانده و به واسطه پلی که این مسابقات بین جوانان و بزرگسالان جهان ایجاد می‌کند، به هرز نرفته و در کشتی باقی بمانند تا به سلامت به در رده سنی بزرگسالان رسیده و به درخشش‌های خود ادامه دهند.

Nemat_Ahmadi.jpgاعتماد ـ حکم سعید مرتضوی به اتهام معاونت در قتل محسن روح‌الامینی صادر شد. دادستان تهران در رای اولیه به اتهام معاونت در قتل به ۵ سال حبس محکوم شده بود اما در دادگاه تجدیدنظر به دلیل اظهار ندامت، محکومیت مرتضوی به ۲ سال حبس تقلیل یافت. «نعمت احمدی» معتقد است دادگاه تجدیدنظر در این رای سابقه دادستان اسبق تهران را لحاظ کرده و از این رو کف مجازات را برای اتهام معاونت در قتل او در نظر گرفته است. احمدی معتقد است در پرونده مرتضوی آمریت قتل او باید مورد بررسی قرار می‌گرفت نه معاونت در قتل چون مرتضوی از شرایط کهریزک آگاهی داشته است.

Ahmadinejad_Chavez_ Mother.jpgشرق - بالاخره سخنان محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت نهم و دهم و حلقه اطرافیانش، صدای مسئولان بلندپایه دستگاه قضائی را درآورد. دادستان کل کشور و دادستان تهران، هر‌کدام به صورت جداگانه، به حرف‌های این روزهای احمدی‌نژاد که در سایت و کانال «دولت بهار» منتشر می‌شود، واکنش نشان دادند. حجت‌الاسلام منتظری، مدیریت احمدی‌نژاد را کلکسیونی از نقض قوانین و قانون‌گریزی دانست و عباس جعفری‌دولت‌آبادی هم گفت اینکه شخصی که خود مدتی مسئولیت داشته، به خاطر چند متهم، سعی در شکستن اقتدار دستگاه قضائی کند، جای تأمل و تأسف دارد. حمید بقایی و اسفندیار رحیم‌مشایی از دوستان نزدیک احمدی‌نژاد هستند که با حواشی پرونده‌های خود و همچنین بست‌نشینی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، در صدر اخبار هستند و انتقاد از قوه قضائیه را در دستور کار خود دارند.
حجت‌الاسلام محمد‌جعفر منتظری، دادستان کل کشور، روز یکشنبه در جمع اعضای بسیج حقوق‌دانان گفت: «نفس کار قضائی کار سنگینی است. این کار سنگین را دستگاه قضائی و قضات انجام می‌دهند، آن وقت برخی آقایان می‌خواهند به دستگاه قضائی فشار وارد کنند. چرا این کار را می‌کنند؟ من به‌عنوان یک عضو کوچک از قوه قضائیه دفاع بی‌مورد نمی‌کنم و می‌گویم که حتما نواقص و ضعف‌هایی وجود دارد؛ ولی باید بگویم در مبارزه با افراد فاسد و فسادها در هیچ دستگاهی مثل قوه قضائیه این‌گونه با فسادها مبارزه انجام نمی‌شود. ما حاضر هستیم در یک جلسه خصوصی‌تر دستگاه‌های دیگر و قوه قضائیه بیایند و اعلام کنند که در سال چه مقدار پاک‌سازی داشته‌اند».
محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه‌ای تصویری که روز پنجشنبه از کانال «دولت بهار» منتشر شد، با بیان اینکه فلسفه وجودی قوه قضائیه دفاع از مردم در مقابل دستگاه‌ها است، به شدت از قوه قضائیه انتقاد کرده بود.

Behzad_Nabavi.jpgشرق ـ بهزاد نبوی در گفت‌وگوی مفصلی با سایت جماران درباره شرایط اداره کشور در دوره جنگ و پذیرش آتش‌بس سخن گفته و با تشریح شرایط بودجه‌ای و ارزی، به اتهاماتی که دولت دفاع مقدس با آنها مواجه است، پاسخ داده است. اهم این مصاحبه را در پی می‌خوانید:

به جز چند کشور معدود مثل لیبی -آن هم بسیار محدود- از ابتدای جنگ تقریبا هیچ کشوری به ما اسلحه و مهمات نمی‌فروخت و فکر می‌کنم به‌جز جریان مک فارلین که تعدادی موشک تاو و تجهیزات دیگری در اختیار ما گذاشته شد، ما واردات سلاح و مهمات قابل‌توجهی نداشتیم. بنابراین به فرض که ما ارز هم داشتیم، امکان تأمین نیازهای اصلی جنگ از طریق واردات وجود نداشت. به‌همین‌دلیل واردات ما مربوط به اقلامی در جنگ بود که اسلحه محسوب نمی‌شدند؛ مانند خودروی تویوتا لندکروزر یا ماشین‌آلات راه‌سازی و نظیر آن. این روند تا سال ۶۴ ادامه داشت و من حاضرم با هر کسی از نیروهای مسلح و غیر نیروهای مسلح که مدعی باشد تا سال ۶۴ دولت در حمایت ارزی و ریالی از جنگ کم گذاشته است، همین‌جا مناظره‌ای بگذاریم و با آنها مناظره کنیم... در مواردی هم پول برای کسب اسلحه داده شد و باز نتیجه‌ای به دست نیامد؛ ضمن اینکه از روش‌هایی مثل بازار سیاه و قاچاقچیان اسلحه نمی‌توان برای یک جنگ هشت‌ساله که هر ساعت ‌هزاران گلوله در آن شلیک می‌شود، تجهیزات تأمین کرد.

دویچه وله - رئیس جمهور آمریکا اقدام به بازنشر چند توییت حاوی ویدیوهای ضد اسلامی کرده است؛ این ویدیوها ابتدا توسط یک سیاستمدار راستگرای بریتانیایی به نام جایدا فرانسن بر روی شبکه توییتر منتشر شده بودند. جایدا فرانسن یکی از چهره‌های جنجالی بریتانیا و عضو گروه راستگرای "Britain First" (اول بریتانیا) است. دشمنی فرانسن با اسلام موضوع تازه‌ای نیست. او پیش از این نیز به علت توهین به یک زن محجبه ناگزیر به پرداخت جریمه شده بود.

در یک ویدیو تنبیه مرگ‌آور یک پسر نوجوان توسط نیروهای اسلام‌گرا به تصویر درآمده...

در ویدیوی دیگری، موضوع بر سر نابود کردن مجسمه مریم مقدس توسط یک اسلامگرا است...

در ویدئو آخر فردی به ظاهر مسلمان، یک جوان هلندی را که عصا دارد، کتک می زند...

شب گذشته انتشار این تصاویر در شبکه های اجتماعی در رابطه با رقابت های کبدی قهرمانی آسیا توفان به پا کرد!

ThaiCoashHijab0.jpgThaiCoashHijab2.jpg

ایران وایر

06-opponentsjpg__1200x12.jpgدر همین زمینه، تیتر اول امروز روزنامه همدلی:

hamdeliCoverWrestling.jpg

Hamed_Ayinehvand_3.jpgحامد آئینه‌ وند - خبرنامه گویا

با عقب نشینی داعش از ابوکمال،آخرین پایگاه این گروه تروریستی از بین رفت. داعش یا همان دولت اسلامی شام و عراق با اشغال برخی از مناطق سوریه و عراق از سال 2014 به این سو بر بخش های مهمی از آنها تسلط پیدا کرده بود و با دست یابی به سلاحهای پیشرفته و دلارهای نفتی فراوان،در کنار اندیشه های تکفیری واپس گرایانه چهره ای از اسلام به جهانیان عرضه کرد که نه تنها وهن اسلام که وهن انسانیت بود. قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس پس از انهدام آخرین پایگاه داعش طی نامه ای به آیت ا.. خامنه ای ضمن گزارشی سراسر ایدئولوژیک از شکل گیری داعش و اظهار اینکه امریکا ورژیم صهیونیستی پشت این جریان بودند و برشمردن خسارتهای مالی و معنوی در این دو کشور که یکی متحد استراتژیک جمهوری اسلامی است ( سوریه ) و در دیگری نیز نفوذ زیادی دارد( عراق) پایان داعش را به ایشان تبریک گفت.در لابه لای سطور این نامه سطرهای نانوشته ای هست که من بازگو می کنم:

1- آنچه در سوریه به وقوع پیوسته آئینه تمام نمایی از فاجعه ای است که در یکی دیکتاتوری بشار اسد و حزب بعث سوریه نقش جدی داشت و در دیگری توسعه طلبی های شیعیان عراقی به رهبری مالکی،که هردو در کنف حمایت تهران بودند.داعش دست پروده امریکا یا رژیم صهیونیستی نبوده و نیست همچنانکه طالبان در افغانستان ساخته و پرداخته امریکا نبود. هم چنان که حوثی ها در یمن ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی نیستند اما حکومت ایران حامی آنهاست. اگر،انگلیسی خواندن رو حانیت شیعه گزاره دقیق و درستی نیست و روحانیت شیعه پایگاه و جایگاه خاصی در ایران پس از صفویه داشته است امریکایی و اسرائیلی خواندن داعش نیز درست نیست. هر دو جریان در بستر ی از جهل مرکب رشد کرده اند و قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای چون اسرائیل ،امریکا و انگلستان به فراخور سیاسیت هایشان از آنها سود برده اند. مهد داعش و تفکرات سلفی آنها در خاور میانه و آبشخور آن قرائتی خاص از اسلام است.

2- به نظر می رسد، در برهه ای از زمان دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی این کشوها (امریکا و اسرائیل) برای پاره ای از منافع تاکتیکی به این جریان ها کمک های مالی کرده باشند.آن چنان که دولت اردوغان نیز پنهانی از داعش نفت می خرید،همین دو لتی که بر خلاف تهران "شعار اسد باید برود" می داد و با تهران روابطی شکر آب بر سر سوریه داشت در ماجرای کردستان عراق با تهران نرد عشق باخت تا با" هم افزایی قدرتشان" بر آرزوهای اقلیم کردستان خط بطلان بکشند. این بند بازهای در عرصه سیاست نشان می دهد که دولتها دو ست و دشمن ندارند و فقط منافع دارند.ترکها با این بندبازیها اقتصادشان را روز به روز قوی تر کردند اما ما ، رو ز به روز ضعیف تر شده ایم چون آنها منافع ملی واقعی دارند و ما توهمی از منافع ملی...

3- از آغاز انقلاب مردم سوریه علیه رژیم جنایتکار بشار اسد، که به دلیل برخورد سنگین ارتش با مردم به پاخواسته مسیرانقلاب منحرف شد و به جنگ داخلی کشید و پای قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای به سوریه باز شد تا کنون. بیش از 700 هزار انسان قربانی شده اند،میلیونها انسان آواره شده اند و نسلی از کودکان رنجور، بی خانمان و سراسر از مشکلات روانی از جنگ به جای مانده اند که آینده نامعلومی پیش روی آنهاست.این بهایی است که مردم مظلوم سوریه پرداخته اند چون ولادیمیر پوتین در روسیه و آیت ا.. خامنه ای در تهران خواستار حفظ اسد بودند و خوش شانس بودند که در وانفسای جنگ داخلی سوریه رئیس جمهوری بی عرضه چون او باما در قدرت بود تا صحنه برای ترک تازی مسکو و تهران فراهم باشد.

4- عراق در حوزه نخست امنیتی ماست. کشوری که پیش از انقلاب با ما تنش داشت و پس از آن جنگی طولانی را بر ما تحمیل کرد. بیش از صدها کیلومتر با ما مرز مشترک دارد که در برگیرنده چندین شهر مرزی ماست. فارغ از اینکه چه رژیم های سیاسی در هر دو کشور حاکم است در سرنوشت هم دخیل اند اما سوریه و لبنان که در همسایگی ما نیستند چنین حکمی ندارند و ما صرفا به دلایل ایدئو لوژیک که تامین کننده منافع هیات حاکمه ایران است میلیاردها تومان هزینه کردیم تا بشار اسد در قدرت بماند. پولهایی که با آن می شد خیلی کارها در کشور کرد، می شد دست کم مسکن های بهتری برای مردم ساخت تا در گزند حوادث طبیعی روزگار به راحتی تبدیل به "خانه ابدی" مردم نشود.

5- مادر سوریه مدافع اسدی هستیم که او و پدرش بیش از چهل سال است که به شکل موروثی در سوریه حکومت می کنند. عجیب است که ما به عنوان حکومتی انقلابی و علیه سلطنت موروثی بی هیچ خجالتی بر حضور اسد در قدرت تاکید کنیم.حضورمان را در آنجا مستشاری اعلام کنیم و بعد که در عصر رسانه خبر تلفات ما جهانی می شود"نیروهایمان را مدافع حرم" بخوانیم.برخی به من یادآوری کردند که در دو ران جنگ ما با عراق،سوریه حامی ما بوده است،لطف آنها در همان سالهای دور جبران شد. وانگهی،آنها ما را در جنگ با کشور بیگانه ومتجاوز حمایت کردند اما ما از اسد در جنگ داخلی و علیه مردم خودش حمایت کردیم. به همین دلیل است که مردم سوریه از ما نفرت دارند اما ما چنین حسی به آنها نداریم.

6- جمهوری اسلامی هر چقدر دست درازتری در منطقه داشته باشد هیچگاه به قدرت رژیم پهلوی که ژاندرام منطقه و مورد حمایت مستقیم امریکا بود نخواهد رسید. آن رژیم با آن قدرت وهیمنه چون مشروعیت خود را به دلیل "نادیده انگاری مردم" و "استبداد داخلی" از دست داد فرو پاشید. با شرمندگی باید گفت ،جمهوری اسلامی سالهاست با سرعتی کم نظیر بدین سو در حرکت است.به سرنوشت بنی صدر،رجایی، احمدی نژاد، آیت ا..هاشمی،خاتمی ، خامنه ای ، کروبی و موسوی نگاه کنید.از رو سای جمهور ما و آنان که در اندیشه پوشیدن این ردا بودند ،عاقبت به خیری تنها از آن کسی بود که به رهبری رسید.این یعنی از جمهوری اسلامی فقط نامی به جا مانده است.

حامد آئینه وند-دانش آموخته دکترای روابط بین الملل

Mohsen_Refighdoost.jpg

بی بی سی - محسن رفیق‌دوست، فعال سیاسی اصولگرا در واکنش به انتقادهای تند محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق ایران از قوه قضاییه گفته است که این قوه در حال تکمیل پرونده او است و "بزودی خدمتش خواهند رسید."

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) آقای رفیق‌دوست گفته است: "من از اول احمدی‌نژاد را قبول نداشتم. او تعادل ندارد."

او همچنین گفته است: "بزرگترین مشخصه احمدی‌نژاد این است که به ولایت مومن نیست و با این رفتار و اعمال به دنبال اسم و رسم است. اکثر اصولگرایان در برابر احمدی‌نژاد سکوت نکرده‌اند و او را از این رفتارها نهی و مذمت می‌کنند."

محمود احمدی‌نژاد، در هفته‌های اخیر انتقادهای بی‌سابقه‌ای را علیه قوه قضاییه ایران مطرح کرده است.

او چهار روز پیش در مصاحبه‌ای تصویری با سایت دولت بهار، قوه قضائیه را "دیکتاتور" خوانده بود.

او گفته بود: "قوه قضاییه اختیاراتش فوق‌العاده است و حتی از رهبری هم بیشتر است. تنها قوه‌ای است که هیچ نظارتی بر آن نیست... عملکرد قوه قضاییه یک سیر کاملا نزولی دارد. الان کل کشور در خطر است و امیدی به اجرای عدالت نیست."

saddamEarthquake_11262017.jpgکیهان لندن

- اکثر کوچه‌ها و خیابان‌های شهر سرپل ذهاب اکنون نیمه ویرانه هستند و پارک‌ها و بلوارها پر از چادرهایی است که مردمی که از دو هفته پیش سقفی بالای سر ندارند در آنها زندگی می‌کنند.
- یکی از زلزله‌زدگان: به ما می‌گویند 25 میلیون تومان به شما وام می‌دهیم. به آنها بگویید با این پول چه کنیم؟ و با چه توانی آنچه را از دست داده‌ایم بازگردانیم؟
- روزها وضعیت در مناطق زلزله‌زده با شب تفاوت دارد؛ آفتاب که غروب می‌کند با تاریک و سردتر شدن هوا ترس و اضطراب بر چهره اهالی می‌نشیند.

دو هفته از وقوع زلزله ویرانگر استان کرمانشاه که در تاریخ ۲۱ آبان ماه در استان کرمانشاه و دشت ذهاب رخ داد می گذرد.

در حالی شور و هیجان‌های روزهای نخست و موج حضور مردم دیگر شهرها برای بازدید و کمک به هموطنان زلزله‌زده فرو نشسته است، مردم مانده‌اند و شهرها و روستاهای ویران شده و هراس زندگی در چادر، آن هم در زمستانی که با سرمای زیر صفر می‌رود آغاز شود.

اکثر کوچه‌ها و خیابان‌های شهر سرپل ذهاب اکنون چهره‌ای نیمه ویران دارند و جمعیت کمی در خانه‌های این شهر ساکن هستند، در عوض زمین‌های‌ خالی، پارک‌ها و بلوارها پر از چادرهایی است که مردمی که از دو هفته پیش سقفی بالای سر ندارند در آنها زندگی می کنند.

در شهری که اکنون برخلاف روزهای نخست کمتر نیروی کمکی در آن دیده می‌شود، بنرهای تشکر و قدردانی زلزله‌زدگان از مردم نقاط مختلف کشور که به یاری‌شان آمده بودند بر روی تیرهای برق مسیر ورودی شهر بیشتر به چشم می‌خورد.

«مردم قدرشناس»، «ملت یکپارچه» و «دولت غایب» سه عبارتی است که مجموعه‌ی روزهای امدادرسانی را توصیف می‌کند.

در گوشه‌ای از شهر، پیرمردی تازه‌واردها را که برای بازدید و کمک می‌آیند به چادری که بر روی آوار خانه‌اش بنا کرده دعوت می‌کند و به زبان کردی می‌گوید: «سرافرازمان کردید، پا بر دیدگان‌مان گذاشتید، ببخشید هیچ چیزی برای پذیرایی ازشما ندارم، خداحفظ‌تان کند، اگرهموطنان‌مان نبودند مثل فرزندان‌مان می‌مردیم.»

هر چند اکثر نیروهای ارتشی که از نخستین ساعات پس از وقوع زلزله برای امدادرسانی خود را به استان کرمانشاه رساندند، چند روزی است ماموریت‌شان تمام شده و شهر را ترک کرده‌اند اما هنوز برخی از آنها در سرپل ذهاب حضور دارند و بیمارستان صحرایی ارتش پابرجا به خدمت مشغول است.

آنچه با دقایقی حضور در سرپل ذهاب مشخص می‌شود آشفتگی، سردرگمی و نبود برنامه برای کمک‌رسانی و اسکان زلزله‌زدگان است و مصداق اینکه «همه چیزمان به همه چیزمان آید است.»

ویرانه‌ها، خانه‌های نیمی فروریخته و نیمی پابرجا، همه نشان از این دارد که این شهر پیش از زلزله هم دارای خانه‌هایی بی‌کیفیت بوده است.

یکی از دو نیروی ارتشی که در ویرانه ساختمان‌ها در حال جستجو هستند به کیهان لندن می‌گوید: «ما از اداره مهندسی ارتش هستیم و از تهران آمدیم . داریم دلایل خسارت و ریزش ساختمان‌ها را بررسی می‌کنیم.»

به اعتقاد این کارشناس اغلب ساختمان‌ها در سر پل ذهال غیراصولی ساخته شده‌اند. اتصالات به خوبی چفت نشده بودند، ساختمان‌های بتونی هم از مصالح بی‌کیفیتی ساخته شده‌اند. مشخص است نه سازنده خوب ساخته و نه نظارت اصولی در فرایند ساخت و سازها بوده است.

Josep_Lieberman.jpgکیهان لندن ـ وفا آذربهاری: در شرایطی که شواهد امر نشان می‌دهد که کاخ سفید سیاست سفت و سختی را در قبال رژیم تهران در پیش گرفته است، نامزد پیشین معاونت ریاست جمهوری آمریکا، خواستار پشتیبانی دولت ترامپ از «شورای ملی مقاومت ایران» شد که سازمان مجاهدین خلق رکن اصلی و در واقع تمام آن است.

M_Sahar.jpgآنچه در اطراف ما می‌گذرد یعنی تروریسم و توحشی که دنیای معاصر را به مخاطره افکنده بی ارتباط با ماجراهایی نبوده و نیست که در سال ۱۳۵۷ در کشور ما رخ داد و اسلام سیاسی را به تخت نشاند و عالمگیر کرد طالبان و داعش و بوکوحرام و همه جنایتکارانی که اسلام را بهانه‌ای و ابزاری برای سروری بر مردم بیچاره کشورهای مسلمان نشین کرده‌اند همگی ادامه منطقی همان وقایعند.


اسلام سیاسی در ایران ملایان را به جای شاهان استبداد شرقی نشاند و به قدرت طلبان مدعی اسلام در منطقه این سرمشق ضد انسانی را داد و در وجود افراد متحجر تاریک اندیش و تشنگان قدرت این آز را بر انگیخت و به یاد شیاد‌های رذل منطقه آورد که می‌توانند از دین مردم برای کسب قدرت سیاسی و سوار شدن بر مردم سوء استفاده کنند.


در ایران ملاها همین کار را کردند و اکنون همه جناییتکاران اسلام گرای منطقه از ملاها سرمشق می‌گیرند و انواع و اقسام اسلام گرایی از نوع حزب الله شیعی تا داعش خونریز ضد بشر و بوکوحرام آدم خور غارنشین را در جوامع مسلمان نشین پیاده می‌کنند!


اسلام سیاسی منشأ همه بدبختی هاست. اسلام سیاسی، فرهنگ اسلامی و اخلاق و دین مسلمانان را به مخاطره انداخته است. نخستین قربانیان اسلامیسم یعنی اسلام سیاست زده و قدرت طلب خودمسلمانانند همان طور که نخستین قربانیان خمینیسم ایرانیان بودند و نخستین قربانیان طالبان مردم افغانستان!


اسلام سیاسی محافظه کار و میانه رو نمی‌شناسد. هردو از یک آبشخور آب می‌خورند و پایان کار هردو به یک جا ختم می‌شود: حکومت شرع و احکام متحجر عهد عتیق.


در کشور‌های سنتی و مسلمان نشین فرهنگ دموکراتیک به وجود نیامده و اسلام همواره صاحب داشته است و همواره صاحب آن ملاها و شیخ‌های متحجر و عقب مانده بنیاد گرا و تاریک اندیش بوده‌اند.


آنها که خود را میانه رو و معتدل و مترقی دراسلامیسم سیاسی به شمار می‌آورند، تنها نقشی که ایفا می‌کنند آن است که شمشیر اسلام سیاسی را تیز کنند و صیقل بزنند تا سر انجام آنرا به دست متحجر‌ها و به اصطلاح رادیکال‌ها بسپارند.


این کاری ست که در ایران کسانی مثل آل احمد، شریعتی، بازرگان، سحابی، صدر حاج سید جوادی پیمان، نخستین رهبران مجاهدین و ملی مذهبی‌ها یعنی مهندسان قشری که خواب تأسیس مدینه نبوی دهه نخست هجری در ایران قرن بیستم می‌دیدند و به جای تکنولوژی و علم و دانش جدید، تفسیر قرآن و حدیث برای مردم می‌آوردند و کسانی مثل سروش و هم راهان یا شاگردانشان کرده‌اند و می‌کنند.


اسلام می‌باید دین مردم باقی بماند بیرون از حوزه قدرت سیاسی. اعتقادات مردم ارث پدر گروه‌ها و باند‌های مافیایی و صنفی نیست که از طریق آن راه قدرت سیاسی را بر خود کوتاه کنند.

Amirhossin_Ladan.jpgاسرائیل و عربستان سعودی، یک کابوس مشترک دارند: "ایرانِ مجهز به تسلیحات هسته ای".


از اینرو، زبانزد "دشمنِ دشمنِ من، دوستِ من است"، این دو کشور را که هیچگونه تشابهی با یکدیگر ندارند، کنار هم قرار داده و بر علیه ایران متحد کرده است. این اتحاد، نه غیر عادی است و نه نخستین بار است که دو کشور نا متجانس برای مقابله با دشمن مشترک کنار هم قرار گرفته‌اند. چیزی که این اتحاد نامقدس را متمایز میکند، "کم دانی" ولیعهد ۳۲ ساله‌ی عربستان در رابطه با و حزب لیکود، افراطی ترین فلسفه یِ یک بُعدیِ سیاسی تاریخ؛ و"موساد"، مخوف ترین افعی دوران می‌باشد.

عربستان: حکومت واپسگرا


در عربستان، مرد باید مطیع خدا، و زن باید مطیع مرد باشد! مردهای خانواده‌ی سلطنت در عربستان مشروعیت الهی دارند. متن جامعه در عربستان، تسلیم بزرگسالان، ملایان، اموزگاران و و دربار می‌باشد. بنیادگرایان در تلاش برای بهبود زندگی امروزشان نیستند، بلکه بدنبال تأمین زندگی بهترِ آخرت هستند. این روش بقای حکومت‌های خداسالارِ خودکامه را تضمین میکند. (۱)


مشکل بزرگ و دشوارِ امروزِ حکومت در عربستان، ۱۴ میلیون جوان زیر ۳۰ سال می‌باشد (جمعیت کشور ۲۸، ۵۵۰، ۰۰۰). با این وجود، در عربستان سینما و مشروبات الکلی و کتاب ممنوع است. پیامبر اسلام که هزار و چهار صد سال پیش زندگی میکرد، کوچکترین خبری از چالش‌ها، اختراعات و اکتشافات امروز جهان نداشت، و اینترنت نیز هنوز اختراع نشده بود. جوانان امروز صدها برابر آنزمان دسترسی به اطلاعات و آگاهی دارند؛ و در یک لحظه قادرند با تمام دنیا در تماس باشند. چطور می‌توان از چنین نسلی توقع داشت که به حرف هائِ ابتدائی و بدون ابتکار و نوآوریِ ۱۴۰۰ سال پیش گوش بدهد؟

Shokouh_Mirzadegi.jpgزلزله‌ی کرمانشاه با بی تفاوتی عبوس حکومتی از یک سو و کمک‌های مهرآمیز مردمی از سویی دیگر، بیش از همیشه فاصله‌ی عمیق بین یک حکومت غیرمردمی را با مردمان زیر سلطه‌ی آن روشن ساخت.

رفتارهای سران جمهوری اسلامی در ارتباط با فاجعه‌ی اخیر کرمانشاه، تنها به بی تفاوتی آن‌ها خلاصه نمی‌شود، آن‌ها عملا و طور سیستماتیک سعی داشته‌اند تا جلوی کمک‌های مردمی را به زلزله زده‌های کرمانشاه بگیرند. یکی از این موارد جلوگیری از اقدام یکی از آژانس‌های مسافرتی است که اخیرا سر و صدایی به راه انداخته است: ماجرا این گونه بود که یکی از آژانس‌های گردشگری به انگیزه‌ی همدردی، اقدام به برگزاری یک تور مسافرتی به مناطق زلزله زده کرد تا کسانی که می‌خواهند به مردم کمک کنند به جای تک تک رفتن به آنجا، گروهی بروند. این نوع تورها، که چند سالی ست در کشورهای پیشرفته به راه افتاده، «گردشگری سیاه» یا «گردشگری تاریک» نامیده می‌شود، و به آن دسته از گروه‌های توریستی گفته می‌شود که به قصد کمک یا آموزش به مناطق جنگ زده، یا مناطقی که گرفتار مصیبت‌های طبیعی شده‌اند و یا مناطقی که به دلیل بی توجهی به محیط زیست در حال نابودی ست می‌روند.

theHill_iranians_11262017.jpgایران اینترنشنال، نشریه هیل در واشنگتن روز دوشنبه ۶ آذر در سرمقاله‌ای می‌نویسد هیچ‌کس اهمیت پرونده هسته‌ای ایران را چه در مورد آن موافق یا مخالف باشیم منکر نمی‌شود. اما بسیاری از دولتمردان در آمریکا اکنون این ایده را تشویق می‌کنند که توافق هسته‌ای واقعاً مهمترین موضوع مخالفت جامعه جهانی با حکومت ایران نیست و نجات مردم ایران به‌عنوان نخستین قربانیان رفتار رژیم باید اولویت پیدا کند.

در این سرمقاله آمده است: «صدای مردم ایران برای سال‌های متمادی در بحث‌های رهبران غربی در مورد رژیم حاکم مذهبی بر ایران ناشنیده مانده بوده است.

سال‌های سال پس از انقلاب در ایران، دولت‌های آمریکا و هم‌پیمانان آن به دنبال استراتژی نزدیکی به نیروهای ظاهراً میانه‌رو در داخل رژیم بوده‌اند و در کنار آن بر روی برخی موارد نقض حقوق بشر در کشور و مبارزات مردم ایران برای آزادی تمرکز کرده‌اند.

اکنون اما، استراتژی پرزیدنت ترامپ برای رودررویی با تهاجمات رژیم ایران یک چرخش اساسی در قبال این روش قبلی به‌شمار می‌رود.

ترامپ اکنون تمرکز خود را برای نزدیکی با مردم ایران و به‌درستی به‌عنوان نخستین قربانیان رفتار و سیاست‌های رژیم حاکم بر این کشور گذاشته است.

تعدد زندانیان و اعدام‌های سیاسی کشور به‌تنهایی حاکی از این رفتار حکومت بر علیه مردم کشور است. با این حال باید منتظر بود و دید که کشورهای اروپایی تا چه حد از سیاست دولت ترامپ در مورد حکومت ایران پیروی خواهند کرد. اما جای خوشبختی بسیاری در این مورد وجود دارد.

کاخ سفید اکنون تمرکز خود را برای اجرای یک سیاست همه‌جانبه که در آن تمامی رفتارهای مخرّب حکومت ایران و نه فقط برنامه هسته‌ای آن را مَد نظر قرار داده است. بدین‌سبب، واشنگتن دیگر برنامه هسته‌ای ایران را در اولویت سیاست‌های خود نمی‌داند و تمرکز خود، بر روی آسیب‌پذیری‌های داخلی رژیم قرار داده است.

آمریکا به‌درستی اکنون مردم ایران را از حکومت آن جدا کرده و رژیم را در آنجا که باید با آن مقابله واقعی کرد، یعنی در داخل کشور، هدف قرار داده است».

islam-Coalition.jpgرادیو زمانه ـ ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان در نشست «ائتلاف اسلامی برای مبارزه با تروریسم» * (IMCTC) در ریاض ضمن محکوم کردن حمله مسلحانه گروه «دولت اسلامی» (داعش) به مسجد صوفیان در مصر گفت که کشورهای عضو این نشست در مبارزه با «تروریسم و افراطی‌گری» باهم هم‌پیمان هستند.

نماینده دولتی که در یمن تحت حمایت عربستان سعودی است در این نشست حاضر بود و موضوع مبارزه با ایران، داعش و القاعده را مطرح کرد.

دومین نشست «ائتلاف اسلامی برای مبارزه با تروریسم» با شرکت وزرای دفاع ۴۱ کشور اسلامی روز یکشنبه ۲۶نوامبر/۵ آذر در ریاض برگزار شد. در میان کشورهای اسلامی، ایران، عراق، سوریه و قطر به این نشست یک‌روزه دعوت نشده بودند. نماینده شیعیان حوثی یمن هم به این نشست دعوت نشده بود اما نماینده دولت تحت حمایت عربستان سعودی در جلسات حضور داشت.

Hassan_Rouhani.jpgشرق ـ رئیس‌جمهوری روز گذشته در تماس تلفنی «بشار اسد» رئیس‌جمهور سوریه، با تأکید بر ضرورت تداوم مبارزه با گروه‌های تروریستی در منطقه، تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تروریسم، همچنان در کنار مردم و دولت سوریه خواهد ماند. حجت‌الاسلام حسن روحانی در این گفت‌وگوی تلفنی با تبریک پیروزی‌های اخیر مردم و دولت سوریه و حامیان آنان بر تروریست‌ها و فروریختن پایگاه‌های اصلی گروهک تروریستی داعش در عراق و سوریه، گفت: «برخی از قدرت‌های غربی و اذناب آنها در منطقه فکر می‌کردند داعش، یا عراق و سوریه را تصرف می‌کند یا اینکه سال‌ها می‌تواند دراین منطقه و در راستای منافع آنها، جنایت کرده و ویرانی به بار آورد». او با تأکید بر اینکه دو ملت ایران و سوریه در این مبارزه چندساله در کنار یکدیگر کار بزرگی را به ثمر رساندند، افزود: «جمهوری اسلامی ایران آماده مشارکت فعال در روند بازسازی سوریه است».



Jiao_Wang_Jasoous.jpgرادیو فردا ـ تلویزیون دولتی ایران مستندی هفت دقیقه‌ای درباره دو شهروند ایرانی- بریتانیایی و چینی-آمریکایی متهم به «جاسوسی» پخش کرده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گوید پخش این مستند به منظور تحت فشار قرار دادن لندن و واشینگتن صورت گرفته است.

بر اساس گزارش خبرگزاری صداوسیما٬ در این مستند تصاویری از ژیائو وانگ، شهروند آمریکایی چینی‌تبار پخش و او متهم شده که در پوشش فعالیت علمی و تحقیقاتی٬ به «جاسوسی» از نهادهای خاص در ایران پرداخته است.

خبرگزاری صداوسیما روز دوشنبه ششم آذر با انتشار بخش‌هایی از این مستند که به این شهروند آمریکایی مربوط است٬ وی را دانشجوی مقطع دکترا دانشگاه پرینستون آمریکا معرفی کرده که مدرک کار‌شناسی ارشد خود را از دانشگاه هاروارد گرفته است.

Vahid_Farkhondeh_Khouy_Fard.jpgگویی مهمترین رویدادی که سپاه پاسداران را شکل وفرم بخشید ، حمله نظامی عراق باکمک متحدان غربی خود به کشورِ ما بود. ایران که پس از انقلاب خود را در تدارک یک حکومت مردم سالار می دید ، این جنگ برگ برنده ای شد برای عوامل ضد انقلاب که به بهانه جنگ قدرت حاکمه را همانند ماقبلِ انقلاب متمرکز در یکنفر(ولایت فقیه) قراردهند. اما در آن روزها کسی تصور نمی کرد که نیرویی به نام "سپاه پاسداران" در قلبِ این پیشامدها متولد و تابه امروز اینچنین رشدونمو کند. آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس همانند بسیاری از اپوزسیون آن روزها(مجاهدین خلق ، سلطنت طلبها و...) براین باور بودند که بااین حمله نظامی کارِ ایران را یکسره خواهد شد و بزودی به کشور باز خواهند گشت ، اما نه تنها این پیشامد رخ نداد ، بلکه پس از آزادسازی خرمشهر طرحی به نام "راه قدس ازکربلا میگذرد" مطرح شد که البته به شکست منجر و پس از ختمِ جنگ این امرِ "آیت الله خمینی" مسکوت ماند. بعد از خاتمه جنگ ، سپاه پاسداران بنیاد خور را ترمیم و بنای آن را قدرمندتر از گذشته کرد . این ارگان با ورود به اقتصاد ، سیاست و به حاشیه راندن ارتش و همچنین فراگیری دانش ساخت سلاح های نظامی که مهمترین آن موشک های دوربرد است ، یکه تازِ نیروهای مسلح ایران شد.

reza_nikookar_11252017.jpgایران وایر

شعر می‌خواند و هر چند دقیقه یکبار صدای احسنت احسنت رهبر جمهوری اسلامی شنیده می‌شود. رضا نیکوکار را بسیاری از اهالی ادبیات، ترانه سراها و شعرا با اشعار مذهبی و آیینی‌اش می‌شناسند. او یکی از شاعرانی است که در مراسم افطار و شعر خوانی بیت رهبری دعوت شده است. نوبت شعر خوانی‌اش که می‌‌شود، می‌گوید: «این غزل را به ساحت مقدس نبی اکرم تقدیم می‌کنم» رضا نیکوکار دو سال پیش در نشست شاعران با علی خامنه‌ای چفیه او را به یادگاری گرفت و عکس و فیلم شعرخوانی و صحبت‌اش با رهبر جمهوری اسلامی بارها در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده. اما این روزها نامش در آلبوم جدید سیاوش قمیشی آمده است. او ترانه سرای آهنگ «قول» آلبوم «سرگذشت»؛ جدیدترین آلبوم سیاوش قمیشی معرفی شده است. ترانه عاشقانه او طرفداران زیادی هم پیدا کرده این در حالی است که در سال‌های اخیر بسیاری از شاعران و ترانه سراهایی که برای خوانندگان لس انجلسی ترانه گفتند، ممنوع الکار شده‌اند. یکی از آن ترانه سراها به «ایران وایر» می‌گوید: «ممنوع‌الکار شدن هم خودی و ناخودی دارد. خیلی از ترانه سراهایی که با انطرف آب کار کرده‌اند، هیچ وقت ممنوع‌الکار نشده‌اند در عوض عده دیگری بدون کار کردن با خواننده‌های آنطرف آبی ممنوع‌الکار شده‌اند.» ترانه مکرم یکی از ترانه‌سراهایی است که به خاطر اجرای ترانه‌هایش توسط خوانندگان آنطرفی سال‌ها در ایران ممنوع الکار بوده هم در یک مصاحبه تصویری می‌گوید: «وقتی به ارشاد اعتراض کردم که چرا ممنوع الکارم و خیلی از همکارانم با خواننده‌های آنطرفی هم کار کرده‌اند اما هنوز کار می‌کنند در جواب به من گفتند: خیلی‌ها از چراغ قرمز رد می‌شوند اما شما نباید رد شوی.»

ترانه سرای دیگری درباره انتشار نام رضا نیکوکار به عنوان شاعر ترانه «قول» قمیشی می‌گوید: «گاهی ترانه‌سرا ها می‌گویند ترانه دزدیده شد یا ما به او نفروخته بودیم و واسطه در کار بوده . بعضی هم می‌گویند ترانه من نیست و از اسم من استفاده شده. ممکن است اگر به آقای نیکوکار زنگ بزنید یکی از این‌ها را بگوید. شاید هم صادقانه بگوید کار خودش است.» او کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «به هر حال من ترانه سراهایی می‌شناسم که خودشان ترانه را فروخته‌اند اما بعد انتشار کار این حرف‌ها را زدند که ممنوع‌الکار نشوند.» تماس ایران وایر با رضا نیکوکار بی نتیجه است. او حاضر به گفت و گو با «ایران وایر» نیست.

سال 88 مجله ایران دخت از ممنوع‌الکار شدن همزمان 54 ترانه سرا خبر داد. در این گزاش نوشته شد که مشخص نیست این ترانه سراها به چه دلیلی ممنوع الفعالیت شدند.یکی از آن‌ها به «ایران وایر» می‌گوید: «برخی به دلایل سیاسی مثل شرکت در کمپین‌های انتخاباتی و ... ممنوع‌الکار شدند و برخی به خاطر انتشار بعضی ترانه‌هایی که رنگ و بوی سیاسی داشت و بعضی هم به خاطر فروش ترانه به خواننده‌های آنطرف آبی.» به گفته او برخی از این افراد ترانه سراهای فعال نبوده‌اند و یکی دو ترانه در کارنامه داشته‌اند. اما فهرست ترانه‌سراهایی که به خاطر همکاری با خواننده‌های غیر مجاز مدت‌ها ممنوع‌الفعالیت شده‌اند عریض و طویل تر است. یکی از آن‌ها می‌گوید: « کانال‌های ماهواره‌ای و شبکه‌های مختلف زیادی به وجود آمده بود و ترانه‌سرایان ، ترانه‌های خود را به خوانندگان لس انجلسی واگذار کرده بودند و در حالی که اصلا پیش بینی نمی کردکنده شاید این همکاری می‌تواند به قیمت ممنوعیت کاری‌اش تمام شود، اما این اتفاق افتاد.البته ممنوع الکار که نمی‌شود گفت خیلی از ما ممنوع‌الاسم هستیم. یعنی ترانه‌هایمان با اسم مستعار یا بی‌نام منتشر می‌شود.»

ترانه مکرم : ترانه مکرم یکی از آن‌هاست . او خودش را ا ممنوع‌الکارترین ترانه سرای ایران معرفی می‌کند. ترانه مکرم سال 79 اولین ترانه‌اش «یه روز برفی» را برای محمدرضا عیوضی سرود و پس از آن با خوانندگان زیادی کار کرد از محمد اصفهانی، خشایار اعتمادی و محسن چاوشی تا سیاوش شمس و معین و شهرام کاشانی... او حتی برای کویتی پور هم ترانه گفته است . ترانه «ای آسمان» که این مداح و خواننده مذهبی ان را در آلبوم غریبانه 2 خوانده است. او در مصاحبه‌ای ویدئویی می‌گوید که وقتی ترانه مذهبی گفتم تشویق نشدم اما برای گفتن ترانه‌ خواننده‌های لس انجلسی تنبیه شدم.

مونابرزویی: ترانه سرایی است که کارش را با سرودن ترانه برای شادمهر عقیلی آغاز کرد و همکاری‌اش ر ا در این سال‌ها با او ادامه د اده است. او در حال حاضر ممنوع‌الکار و البته ممنوع الخروج است. این ترانه سرا در مصاحبه با برنامه اینترنتی «آبان» به این موضوعات اشاره می‌کند: «یک روز مرا خواستند و گفتند باید امضا بدهی که دیگر با شادمهر کار نمی‌کنی. من گفتم: باشد فکرهایم را می‌کنم. گفتند: اول امضا کن و بعد فکر کن. من گفتم اما من هنوز چند تا کار دست شادمهر دارم اگر شادمهر یکی از آن‌ها را بعد از این امضا بخواند چه می‌شود؟ در جواب گفتند: مساله‌ای نیست فقط برگه را امضا کن.» او برگه را امضا کرده و سال‌هاست با اسم مستعار ترانه می‌سراید او در همین برنامه اعلام می‌کند که ممنوع الخروج هم شده است...

Mohammad_rahbarمحمد رهبر، سایت زیتون

حالا دیگر احمدی‌نژاد را دلقکی می‌دانند که توهم زده و در خیالش توده‌های مردم را پشتیبان خود می‌داند. محمد مهاجری از نویسندگان روزنامه کیهان که وجدانش گاهی ادای بیدار بودن در می‌آورد، تحصن اهل بیتِ احمدی‌نژاد در شاه عبدالعظیم و تاختن رییس‌جمهوری سابق به رییس قضای فعلی را نمایشی مسخره دانسته و باعث تفریح زوار حرم. و بعد در تاریخ نگاری جوری از پر و بال گرفتن احمدی نژاد و بر آمدن دولتش نوشته انگار که از زیر بته به عمل آمده و حاصل اشتباه کوچکی در شورای شهر تهران بوده است.

کیهان‌‌نویس سابق می‌نویسد:«احمدی‌نژاد در سال ۸۲ در شهرداری جان می‌گیرد و جریان اصول‌گرایی به راحتی اجازه می‌دهد در شهرداری و ریاست‌جمهوری جا خوش کند، همه این اتفاقات هم مانند یک رویا پیش می‌آید.»

مضحک و بلکه رذیلانه است که یکی از هواداران احمدی‌نژاد و کسی که روزنامه متبوعش از دست احمدی‌نژاد لقب منتقد دلسوز را گرفت، چنین نعل وارونه می‌زند. برادر! تاریخی که تو تحریف می‌کنی و رانت‌اش را خورده‌ای، ما به خون دل زیسته‌ایم.

در دوران جمهوری اسلامی پس از روح‌الله خمینی که تاریخ را به دو قسمت قبل و بعد از انقلاب تقسیم کرد، کسی مثل احمدی‌نژاد تاثیرگذار نبوده و نیست. ظهور احمدی‌نژاد آخرین بارقه امید اصلاح نظام جمهوری اسلامی را بر باد داد و این تحفه، خلاصه جمهوری اسلامی و مصداق آن حرف خمینی است که حفظ نظام -بخوانید قدرت- اوجب واجبات است به هر وسیله‌ای.

Saeid_Mortazavi.jpgرادیو فردا ـ همزمان با انتشار خبر تبرئه شدن سعید مرتضوی در پرونده سازمان تامین اجتماعی، مصطفی ترک همدانی، وکیل جمعی از شاکیان این پرونده خبر داد که با شکایت آقای مرتضوی به ۱۰ ماه زندان و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شده است.

آقای ترک همدانی روز دوشنبه ششم آذر در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت که این حکم به دلیل گفته‌هایش درباره حکم محکومیت بدوی آقای مرتضوی صادر شده است.

Mahmoud_Delkhasteh.jpgدر آمریکا، بسیاری از رسانه ها و سیاستمداران، سخن از عزل و حتی محاکمه احتمالی دونالد ترامپ به جرم خیانت می زنند. علت؟ روابط پنهان ایشان و تیمش با دولت روسیه که می تواند به محاکمه به جرم خیانت منجر شود. در حال حاضر سخن از خیانت احتمالی، پسر ترامپ برای روابط پنهانش با واسطه های دولت روسیه برای کمک کردن به پیروزی ترامپ نیز زده می شود تا جایی که سناتور تیم کین (Tim Kaine) در مورد احتمال خیانت پسر ترامپ گفته است که: "هر کوشش برای همکاری با قدرت خارجی- بخصوص زمانی که رهبران نظامی آن را دولت مخالف اصلی بشمار بیاورند- برای تاثیر گذاشتن در انتخابات آمریکا." خیانت محسوب می شود . این از آنجاست که چنین دخالتی استقلال آمریکا را نقض کرده است.

حساسیت به استقلال و نقض آن سبب شود که آمریکایی به خدمت قدرت خارجی در آید آنگونه است که حتی آن کشور از رگ گردن هم به آمریکا نزدیکتر باشد باز سبب مجازاتی سخت می شود تا جایی که جاناتان پولارد، که برای اسرائیل دست به جاسوسی زده بود دستگیر و به حبس ابد محکوم شد و با وجود فشارهای دائم تنها بعد از ۳۰ سال آزاد شد.

Shivaف. م. سخن - خبرنامه گویا

در تاریخ معاصر ایران، کمتر تشکیلات سیاسی مانند حزب توده ایران بر بدنه ی جامعه تاثیر گذاشته است. این تاریخ با تاریخ حزب توده پیوند ناگسستنی دارد. ممکن نیست به بررسی یک گوشه از تاریخ معاصر ایران بپردازیم و دست آخر به حزب توده و اعضا و هواداران آن نرسیم. نگاه به تاریخ حزب توده یکی از دشوارترین کارهای تاریخ نگاران و دنبال کنندگان مسائل سیاسی ایران است. نام حزب توده همیشه همراه بوده است با وابستگی به شوروی و اعتقاد به فلسفه مارکسیسم لنینیسم؛ به همین خاطر ارزیابی دقیق و «کاملا» بی طرفانه ی عملکرد حزب اگر نگوییم ناممکن، بسیار بسیار دشوار بوده است.

حزب توده ایران تنها حزبی ست که آثار منتشر شده ی آن بسیار است و تقریبا در هر زمینه ای، نوشته و اثر قلمی یی از نویسندگان آن وجود دارد. حزب در طول حیات خود نشریات و کتاب های زیادی منتشر کرده و اسناد بسیاری از خود بر جای گذاشته است. این نشریات و کتاب ها را اگر کنار هم قرار دهیم، تاریخ حزب را برای ما حکایت می کند.

اما این تاریخ، ایراد بزرگی دارد:
لا به لای رویدادهای آن، فضاهای خالی وجود دارد. فضاهایی که با گفتار و نوشتار رسمی پر نمی شود.

گوشه هایی از این خلاء را شیوا فرهمند راد با خاطرات اش در کتاب «با گام های فاجعه» پر کرده است؛ فاجعه ی سرکوب حزب توده ایران توسط جمهوری اسلامی.

شیوا فرهمند راد، با وجود وابستگی سابق اش به حزب -تا حد از جان گذشتگی و با خطر مرگ زیستن-، در این کتاب که ویراست دوم اش در اینترنت قابل دسترسی ست، خاطراتی را بیان کرده که نه تنها قدم به قدم، رفتنِ حزب در دهان گشوده ی فاجعه را ترسیم می کند بلکه نشان می دهد که خودِ حزب و تشکیلات اش، عین فاجعه بوده است و فاجعه انگیز عمل کرده است.

expostion_London.jpgکیهان لندن ـ احمد رأفت - موزه تیت مدرن لندن، تا ۱۲ آذر ماه (سوم دسامبر) میزبان نمایشگاهی از «کتاب‌های مصور ایرانی، از انقلاب تا جنگ» است. کتاب‌هایی که تصاویر عکاسان سرشناس ایرانی را از روز‌های پر هیاهوی قبل از انقلاب، تا جبهه‌های جنگ ۸ ساله با عرق را در بر می‌گیرند. در این نمایشگاه کارهایی از سیف‌الله صمدیان، بهمن جلالی، کاوه گلستان، مریم زندی و آلفرد یعقوب‌زاده و دیگر عکاسان ایرانی به نمایش گذاشته شده است.

Bikar.jpgتسنیم ـ مرکز آمار ایران اعلام کرد، به طور تقریبی نیمی از جامعه ایران با وجود داشتن توانایی کار نمی کنند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، بر اساس نتایج سرشماری از نیروی کار در سال ۱۳۹۵ ،از ۳۹ میلیون و ۵۹۳ هزار و ۶۲۲ نفری که در جامعه غیر فعال بودند، بیش از ۲۰ میلیون نفر به علت مسئولیت های شخصی و خانوادگی تمایلی به پذیرش شغل ندارند.

khamenei_11262017.jpgایران اینترنشنال، آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز یکشنبه پنجم آذر در پاسخ به استفتایی درباره «فالو کردن و لایک کردن جنس مخالف در فضای مجازی»، «صیغه عقد در فضای مجازی» و «دوچرخه سواری زنان» نظرات فقهی خود را منتشر کرد.

آیت الله خامنه‌ای در سایت اطلاع‌رسانی دفتر خود، در پاسخ به این استفتاء مبنی بر اینکه آیا «فالو یا لایک کردن جنس مخالف در فضای مجازی حرام است؟» و «صحبت یا شوخی با نامحرم به شکل صوتی، تصویری یا نوشتاری» چطور؟ جواب داده که «به طور کلی ارتباط با نامحرم که مستلزم مفسده بوده یا خوف وقوع در حرام در میان باشد، جایز نیست.»

رهبر ایران، در مورد «صیغه عقد موقت در فضای مجازی مبنی بر حلال شدن رابطه مجازی»نوشته است: «نوشتن کافی نیست، اما خواندن عقد به صورت تلفنی و امثال آن با رعایت شرایط لازم اشکال ندارد.»

وی همچنین اعلام کرده که «یکی از شرایط این است که بنابر احتیاط واجب، در ازدواج با دختر باکره، اجازه پدر یا جدّ پدری او لازم است و بنابر احتیاط بدون آن عقد صحیح نیست.»

آیت الله خامنه‌ای در ادامه در پاسخ به این استفتاء که «برای خواندن عقد حتما باید طرف مقابل را بشناسیم؟» تصریح کرد: «فی نفسه لازم نیست؛ همین که در عقد مخاطب شما معلوم باشد، کفایت می‌کند.»

بالاترین مقام جمهوری اسلامی ایران، همچنین بار دیگر به موضوع دوچرخه‌سواری زنان پرداخته و در فتوای خود گفته است که «دوچرخه سواری زنان در مجامع عمومی و نیز در جایی که در معرض دید نامحرم است، جایز نیست.»

chand_shoghleh.jpgاعتماد ـ امیرعباس آذرم‌وند ـ براساس گزارش مرکز آمار ایران از وضعیت اشتغال در تابستان سال ۱۳۹۶، نرخ بیکاری در کشور به ۱۱/۷درصد رسیده است. این مهم حاکی از رسیدن تعداد بیکاران به سه میلیون و ۱۰۰ هزار نفر است. این امر در حالی رخ می‌دهد که هم‌اکنون ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر دانش‌آموز و دانشجو در کشور وجود دارند و آنها نیز پس از فارغ‌التحصیلی نیاز به شغل خواهند داشت. این موضوع در کنار افزایش نرخ بیکاری جوانان به ۲۹ درصد، زنگ خطر را برای سونامی بیکاری در کشور به صدا در آورده است. به بیان دیگر بیکاری در ایران همچون گذشته، زنانه است ولی بیشترین تعداد بیکاران به گروه سنی زیر ۳۰ سال تعلق دارند. این در حالی است که حدود ۴۰ درصد از شاغلان ایران باید ساعات بیشتری از ۴۹ ساعت کار در هفته را صرف کار کردن کنند. مرکز آمار ایران در گزارشی که از وضعیت نیروی کار در تابستان سال جاری منتشر شده به ابعاد دیگری از بحران نیروی کار در ایران انگشت گذاشته است. مهم‌ترین روندی که از آغاز دهه ۹۰ به این سو آغاز شده، افزایش جمعیت فعال اقتصادی است. جمعیت فعال اقتصادی به افرادی گفته می‌شود که یا شاغل هستند یا جویای کار. این شاخص نشان‌دهنده میزان مشارکت جامعه در تولید ناخالص داخلی است. هرچند این شاخص برای کشورهای توسعه‌یافته عمدتا بیش از ۷۰ درصد است، ولی در ایران و ظرف دو دهه گذشته بالاترین رقم این شاخص به ۴۱ درصد رسیده است؛ یک‌بار در سال ۱۳۸۴ و این‌بار در تابستان سال جاری رقم فوق به دست آمده است. این در حالی است که سال ۱۳۹۰ این شاخص به ۳۶/۷درصد رسیده بود ولی به نظر می‌رسد با اجرای طرح‌هایی چون هدفمندی یارانه‌ها و مشکلات اقتصادی متعاقب آن افراد جویای کار در ایران افزایش یافتند. همین امر سبب شد تا سیاست‌های اشتغالزای دولت با وجود امیدواری‌ها نتوانند اثر دلخواه را بر مشکل بیکاری بگذارند. در این میان وزارت کار برای رفع این بحران دست به اجرای طرح‌هایی چون کارورزی زده است که به نظر نمی‌رسد در اشتغالزایی توفیق چندانی بیابد. از میان مردان ۶۵/۲ درصد در بخش جمعیت فعال اقتصادی قرار دارد و برای زنان این رقم ۱۶/۵ درصد است.

Dollar_bag.jpgشرق - آمنه شیرافکن - ‌ در شهریور ۹۱، کنفرانس جنبش عدم تعهد در ایران برگزار شد. سال ۹۶ خبر آمده که گویا در جریان برگزاری این کنفرانس نزدیک به چهار میلیون یورو پول مفقود شده است. البته محمدعلی پورمختار، نماینده افشاکننده این خبر، در همه این سال‌ها هیچ اطلاعی از این تخلف میلیونی نداده است، آن هم در شرایطی که او در مجلس نهم، رئیس کمیسیون اصل ۹۰ بود. آن روزها ماجرای واگذاری خودروهای مگان به برخی افراد خاص مطرح شده بود و بعدها هم مشخص نشد ماجرا از چه قرار است.

احمدی‌نژادی‌ها از دور خارج شده‌اند. کارهای اخیرشان هم از جانب تحلیلگران سیاسی به دست‌و‌پازدن‌هایی بی‌تأثیر برای هرچه بیشتر دیده‌شدن تعبیر شده است. غروب‌ها می‌روند بست می‌نشینند و حرف‌های درشت به برخی مسئولان می‌زنند و آن‌وقت روز روشن، شخص احمدی‌نژاد می‌رود دور میز مسئولان در مجمع تشخیص مصلحت نظام لبخندهای پهن تحویل دیگران می‌دهد.

اما نقد احمدی‌نژادی‌ها در آن روزهای حضور در قدرت کار دشواری بود و حالا آسان‌تر از همیشه. مجالس هشتم و نهم کارنامه ضعیفی از نقد بهنگام دولت احمدی‌نژاد به منصه ظهور گذاشت و جالب آنکه برخی نمایندگان نزدیک به احمدی‌نژادی‌ها امروز اخبار مگو را بازگو می‌کنند.

Perspolis_logo.jpgدو فرد ناشناس که قصد داشتند ساختمان باشگاه پرسپولیس را به آتش بکشند، موفق به این کار نشدند.

به گزارش ایسنا، شب گذشته حوالی ساعت ۲۲:۰۰ دو فرد ناشناس مقابل ساختمان باشگاه پرسپولیس دو گالن بنزین را خالی کرده و قصد داشتند ساختمان باشگاه را به آتش بکشند که با هوشیاری نگهبان باشگاه آتش به داخل ساختمان وارد نشد.

نگهبان باشگاه پرسپولیس در این حادثه دچار سوختگی و به بیمارستان منتقل شد.

پس از این اتفاق نیروهای پلیس امنیت، گرشاسبی سرپرست باشگاه، ذاکر مسئول حقوقی باشگاه و عوامل حراست باشگاه پرسپولیس در محل حاضر شدند تا موضوع را بررسی کنند.

دو فردی که قصد آتش زدن باشگاه را داشتند، صورت خود را پوشانده بودند.

خوشگذرانی در درکه

| No Comments

rrreee323b_11282017.jpgحمیدرضا آذرنگ (بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما) خطاب به حسن روحانی نوشت: هنوز تبِ زمين لرزه آرام نگرفته و چشم و دلمان كبود از حادثه بود كه در خبرهاىِ وطنى شنيدم وبه چشم ديدم كه قولِ همه جانبه به آن سوىِ مرزها ىِ اين سرزمينِ هماره زخم داده ايد كه دردهاشان را مُسَكِّن خواهيد شد و ويرانه هاىِ خود مُسَبِبِشان را با تمامِ توان آباد خواهيد كرد

آقاىِ رييس جمهور
براىِ هر كجاىِ بى درد و دردمندِ دنيا كه خواستيد دست در جيب كنيد و هزينه كنيد ، اما لطفا در ميانِ اسكناس هاىِ اهدايىِ تان قدرى جستجو كنيد شايد رأىِ اعتمادِ من به خودتان هم در آن ميان گُم باشد
لطف كنيد و بر گردانيدش كه من از اعتمادِ خود هم شرمنده ام
همين

dgdg4444gg.jpg

112517_top.jpgمحمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران در گفتگو با سایت دولت بهار به شدت از قوه قضاییه انتقاد کرده است. سخنان او به شکل یک گفتگوی تصویری منتشر شده است.

او در این گفتگو انتقادهای کم‌سابقه‌ای علیه قوه قضائیه مطرح کرده است.

این گفتگو بعد از بست‌نشینی بحث‌برانگیز حمید بقایی و چند نفر از نزدیکان آقای احمدی نژاد منتشر می‌شود. آقای بقایی هفته پیش در پی امتناع از حضور در جلسه سوم دادگاهش در اعتراض به آنچه رفتار دستگاه قضایی خوانده بود در آرامگاه شاه عبدالعظیم بست نشسته بود.

علی همدانی، گوینده چشم انداز بامدادی بی بی سی، در بامداد سوم آذر در گفتگو با علیرضا نامور حقیقی، تحلیلگر مسائل ایران، به بحث درباره اظهارات اخیر محمود احمدی‌نژاد پرداختند.

mortazavi_11252017.jpgرادیو فردا، وکیل خانواده محسن روح‌الامینی از جانباختگان وقایع سال ۱۳۸۸ در ایران، خبر داد که سعید مرتضوی دادستان وقت تهران به جرم معاونت در قتل به دو سال حبس قطعی محکوم شده است.

خبرگزاری تسنیم روز یکشنبه ۵ آذر اظهارات میرمجید طاهری وکیل دادگستری را بازتاب داده که عنوان کرده حکم دادگاه نجدیدنظر رسیدگی به جرایم آقای مرتضوی صادر و با پیامک به او ابلاغ شده است.

سعید مرتضوی در دادگاه اولیه از اتهام معاونت در قتل تبرئه شده بود که همین امر اعتراض خانواده محسن روح‌ الامینی را به دنبال داشت. محسن روح‌الامینی و بسیاری دیگر از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در پی دستگیری به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند.

طبق گزارش‌های رسمی جمهوری اسلامی در این بازداشتگاه به جز محسن روح‌الامینی دست‌کم سه نفر دیگر به نام‌های امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی و رامین آقازاده قهرمانی کشته شدند.

با این حال سعید مرتضوی که از متهمان اصلی این پرونده بود در دادگاه اولیه تنها به اتهام «بازداشت غیرقانونی» افرادی که آنها را به کهریزک فرستاده بود به انفصال دائم از خدمات قضایی و پنج سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.

اکنون سه سال پس از صدور حکم اولیه، رای دادگاه تجدید نظر سعید مرتضوی اعلام شده که اتهام «معاونت در قتل» را وارد دانسته است.

amirahmadi_11252017.jpgگفتگوی انتخاب خبر با هوشنگ امیراحمدی
به گزارش انتخاب خبر، انقلاب شکوهمند 1357 به رهبری آیت الله خمینی به زودی 40 ساله می شود. این انقلاب منشأ تغییرات عدیده ریشه ای در کشور مان بوده است. با این وجود بخش وسیعی از مردم ایران بر این باور هستند که برخی از اهداف اصلی این انقلاب مثل عدالت، آزادی، استقلال ملی و توسعه همه جانبه با دوام اقتصادی عملی نشده اند. در همین حال دیده می شود که گاها جریاناتی در جهت عکس این اهداف در حال شکل گیری هستند، که از جمله آنها می شود از افزایش نابرابری های طبقاتی و ظهور آسیب های اجتماعی جدی نام برد.
انتخاب خبر با توجه به این نگرانی ها، مصاحبه زیر را درباره "آینده انقلاب اسلامی و نقش رهبری آیت الله خامنه ای" با دکتر امیراحمدی ترتیب داده است:

در حال حاضر واردات و قاچاق سازمان یافته، اقتصاد کشور را فلج کرده است. در یک نمونه موردی، واردات رسمی پوشاک به کشور افزایش ۵ برابری داشته است. قریب به 70 درصد از صنایع کوچک و متوسط و بعضاً بزرگ کشور و بسیاری از کارگاه ها و کسب و کارهای خرد و متوسط جامعه تعطیل یا در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفته اند. تعداد کسب و کارهای باقیمانده نیز با ظرفیت کامل کار نمی کنند. وضع به گونه ای است که براساس آمار ارائه شده از سوی کارشناسان بانک مرکزی در هفت ماهه اول سال جاری 17 میلیون برگه چک برگشت خورده است.

همه جناح های سیاسی و مسئولان کشور هم مشغول کشمکش ها و اختلاف های بین خود هستند و در حال تصفیه حساب شخصی و سیاسی با یکدیگر می باشند. احمدی نژادی ها، اصلاح طلبان و اصول گرایان همچنان در حال ستیز با یکدیگر هستند، اما آنچه در این میان گم شده است، مردم و مشکلاتی است که با آن روبرو هستند.

مشکلات اقتصادی نیز از جمله فقر و بیکاری و تنزل درآمد اکثریت مردم تا حد زیر خط فقر به نارضایتی های مردم دامن زده است. در صورت تداوم شرایط موجود چه اتفاقی در آینده ای نزدیک رخ خواهد داد؟

دکتر امیراحمدی: با نظرات شما خبرنگار گرامی کاملاً موافق هستم. مشاهدات من هم طی 12-10 روزی که در آبان امسال(1396) در ایران بودم در تأیید وجود چنین شرایطی در کشور است. و اما قبل از اینکه وارد جزئیات بشوم باید توجه بدهم که هدف من از مطرح کردن مشکلات کشور و نقد برعملکردها سازندگی است و به عنوان یک دلسوز انقلاب این مطالب را مطرح می کنم. به عبارت دیگر، هدف در اینجا تخم یأس و نفاق کاشتن نیست و سابقه من هم نشان می دهد که در مجموع انسان امیدوار و خیرخواهی بوده ام و همیشه با مطرح کردن واقعیت ها و راه حل های احتمالی سعی کرده ام مفید و مؤثر باشم.

بخش صنعت کشور مخصوصاً دارد هرچه بیشتر نابود می شود. بخش تجارت و پولی کشور هم عملاً، بعد از یک تکانی که خورده بود، در آستانه ضعف و رکود قرار گرفته است و جنب و جوش خودش را از دست داده است. حتی کشاورزی کشور هم که دولت ادعا می کرد به خودکفایی رسیده است با افزایش وسیع واردات ادامه حیات می دهد. یک مدیر صنعتی در تهران به من گفت که پروژه های عمرانی و صنعتی در حد بسیار نازلی اجرا می شوند و هر روز تعداد و حجم آنها کاهش می یابد. این صنعت گر امروز به ساختمان سازی روی آورده است. هزاران پروژه ناتمام در کشور منتظر بودجه هستند.

بازار ساخت و ساز هم در حال رکود است و کسب و کارهای این بخش اقتصادی کشور نیز از دست رفته است. تنها یک بخش بسیار کوچک لوکس ساز برای میلیاردرهای جدید فعال مانده است. صنایع و کارگاه ها و بسیاری از کسب و کارها نابود یا در آستانه تعطیلی قرار گرفته اند. بانک ها اکثراً یا ورشکسته یا نزدیک به ورشکستگی هستند و بدهکاری مردم افزایش پیدا کرده است. بیکاری، فقر، و نابرابری درآمدی و ثروت هم در حال افزایش بی سابقه و غیر قابل قبول هستند. طبقات پایین دستی جدا برای حفظ یک حداقل زندگی در حال تقلای دایمی کشنده ای می باشند.

دولت هم به نظر می رسد منابع چندانی ندارد و منابعی هم که دارد در رابطه با تعهداتش بسیار ناچیز است. آنقدر دولت تعهدات جاری و لوکس خود را افزایش داده است که هرچقدر به دست می آورد صرف این تعهدات می شود و چیز قابل ملاحظه ای صرف توسعه کشور نمی شود. درواقع نسبت بودجه عمرانی کشور نسبت به بودجه جاری آن هر روز بیش از پیش کاهش می یابد. سال 96 ممکن است به عنوان سالی که دولت کمترین حجم هزینه های عمرانی را به نسبت هزینه های جاری داشته است در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت شود.

در کنار این جریان بد اقتصادی یک وضعیت آشفتگی سیاسی به همراه تصفیه حساب های شخصی نیز اوج می گیرد. جناح های به اصطلاح اصلاح طب و معتدل که در کنار هم هوچی بازی برجامی و انتخاباتی راه انداخته بودند از همدیگر فاصله می گیرند، و معتدلین در وضعیت شکست مفتضحانه برجام و برنامه های اقتصادی دولت هرچه بیشتر به اصولگرایان نزدیک می گردند. در همین حال، دولت آقای روحانی که علیه سپاه و نیروهای انقلابی مواضع تند می گرفت این روزها سعی در نزدیک شدن تاکتیکی به آنها می کند اما در این رابطه توفیق چندانی نداشته و نخواهد داشت. تنها حاصل این حرکت آقای روحانی دور شدن رأی دهندگان از ایشان بوده است.

احمدی نژادی ها هم در این میان شمشیر خود را علیه قوه قضائیه از رو کشیده اند و بخشی از رهبران آنها می گویند که مقاومت خود علیه "بی عدالتی" این قوه و "نبود آزادی" را به حرم شاه عبدالعظیم کشانده اند و در آنجا بست نشسته اند و در آنجا مورد حمله عناصری هم قرار گرفته اند. آقای احمدی نژاد خود به یکی از منتقدین اصلی حکومت اسلامی تبدیل شده و عملاً خواهان برگشتن نظام اسلامی به ارزش ها و وعده های اول انقلاب، از جمله آزادی، عدالت و استقلال شده است. این نیروها آشکارا با اشرافی گری رو به افزایش در جمهوری اسلامی دشمنی می کنند.

وضعیت اجتماعی و فرهنگی و محیط زیستی کشور هم بحرانی است. فساد، طلاق، اعتیاد، دزدی، قاچاق کالا، و سایر بزهکاریهای اجتماعی بسرعت در حال رشد هستند. فرهنگ ایرانی در حال احتضار مانده در حالیکه فرهنگ اسلامی هم نتوانسته است درون جامعه جای مناسبی کسب کند. این امر به یک نوع بی هویتی ملی دامن زده است که با یک نوع جهان گرایی سطحی و کاذب پر می گردد. در واقع جمهوری اسلامی دیگر نه انقلابی، نه ملی و نه اسلامی است. غرب گرایی جوانان ما هم عکس العملی و ساده انگارانه است. در جامعه ای که قرار بود معنویت اسلامی حرف آخر را بزند مادیگرایی و پول پرستی عمده ترین بخش فرهنگ مصرفی کشور شده است.

وضعیت محط زیست و جغرافیای سیاسی داخلی کشور هم هر روز نامناسب تر می شود. خطر بحران آب دارد به شدت بالا می گیرد و وضعیت آبهای زیرزمینی، دریاچه ها، رودخانه ها و تالاب های کشور به مرز خطرناک نزدیک تر می گردد. آلودگی های هوایی، آبی و زمینی کشور هم دایماً در حال افزایش هستند و وقوع ریزگردها در مناطق جنوبی کشور به یک امر عادی تبدیل شده است. نابودی جنگل ها و فرسایش خاک ها آینده اکوسیستم کشور را جداً در مخاطره انداخته است. در همین حال هم مشکلات قومی و نبود ارتباطات کافی بین استان ها و نواحی کشور باعث گسستگی در جغرافیای سیاسی کشور می شود.

فشارهای تحریمی- سیاسی و توطئه های خارجی هم خطرات عدیده برای اقتصاد ضعیف، سیاست آشفته، فرهنگ بی هویت، و محیط زیست بحرانی کشور فراهم می کنند. این تهدیدها در کنار مدیریت ضعیف دولتی، سیاست های غلظ، و باریک اندیشی ایدئولوژیک، اتحاد ملی را تضعیف و نارضایتی های عمومی را بالابرده است. متأسفانه در چنین شرایطی، نادانان داخلی و دشمنان خارجی شکست انقلاب اسلامی را در رسیدن به اهداف اصلی آن بهانه کرده و درصدد ایجاد وضعیت آشوب کور در کشور هستند. مقابله اصولی با این نیروهای داخلی و خارجی از اولویت های کشور است.

متأسفانه باید ادعان کنم که وضعیت شکننده کشور، که ناشی از مسایل داخلی و فشارهای خارجی است، اگر به درستی مدیریت نشود، می تواند به یک آشوب اجتماعی تخریب کننده منتهی گردد. درست است که مردم انقلاب نمی خواهند، مردم خسته هستند و از انقلاب و آنچه که با خشونت عجین شده است بیزار هستند، اما به نظر می رسد که شرایط بد داخلی دارد خواست یک تغییر ناگهانی را به مردم تحمیل می کند. از آن طرف هم فشارهای خارجی روی کشور افزایش یافته است و در آینده نزدیک این فشارها در جهت تضعیف دفاعی و اقتصادی کشور گسترده تر می شوند. در چنین شرایطی و در غیاب یک برنانه و عمل جامع برای تغییر، انقلاب ممکن است نتواند در مقابل ضد انقلاب مقاومت کند.

در مجموع، خبر خوبی در راه نیست و من جداً متاسف که باید چنین نتیجه ای از وضعیت موجود استنتاج کنم. آنهائیکه من را می شناسند می دانند که من انسان خوش بینی هستم و هرگز نخواسته ام تخم یأس در جامعه بکارم و آشوب درو کنم. با این وجود، نمی توانم در مقابل مشکلات و خطرات چشم بپوشم و ایجاد توهم کنم. واقعیت این است که ایران دارد یک جوری به اواخر دوره قاجار برمی گردد ولی البته بسیار مدرن تر و از نوع پهلوی آن. این در حالی است که سایه انقلاب عظیم 1357 با خواست های آزادی، عدالت، استقلال و یک جامعه توسعه یابنده و سالم در چهارچوب یک نظام اسلامی کماکان بر روی ایران عزیزمان سنگینی می کند.

انتخاب خبر: مگر کل حاکمیت، شرایط موجود را رصد نمی کند؟ مگر آقایان نمی دانند تداوم وضعیت موجود به آشوب اجتماعی می انجامد؟ چرا حاکمیت در جهت مقابله با این هرج و مرج در کشور وضعیت موجود را مدیریت نمی کند؟ چرا اقدامی در خصوص جمع و جور کردن شرایط کشور صورت نمی گیرد؟ به نظر می رسد مدیریت سیاسی و اقتصادی جامعه ساده باشد؛ البته اگر اراده ای در سطح حاکمیت وجود داشته باشد!

دکتر امیراحمدی: حتماً اراده حاکمیت در جهت حفظ کشور و نظام و در راستای حفظ ثبات و امنیت کشور است و شکی در این موضوع نیست، اما حاکمیت هرچه را بخواهد نمی تواند همیشه انجام دهد. یعنی گاهی شرایط، خودش را به حاکمیت هم تحمیل می کند. به نظر می رسد شرایط اینگونه است، یعنی وضعیت به جایی می رسد که کنترل ها از دست می رود یا حداقل به طور نسبی بسیار بسیار کم می شود. در چنین شرایطی تنها یک مسیر باز می ماند و آن هم برگشتن به اهداف انقلاب و عملی کردن انقلابی آنها توسط رهبر انقلاب و مردمی که کماکان حامی انقلاب 57 هستند.

اعتقاد دارم که شرایط موجود حاکم بر کشور به گونه ای است که هم بخشی از مردم از دست حاکمیت عصبانی هستند و هم حاکمیت در درون خودش دچار گرفتاری و چند دستگی و بهم ریختگی است. در همین حال هم فشار خارجی وجود دارد. در چنین شرایطی، طبیعی است که هر گروه از حاکمیت فکر کند که مقصر آن گروه رقیب دیگر است و اگر گروه یا شخص منتسب به خودش به قدرت برسد می تواند بهتر کار کند. مثلاً، هنوز هم بعد از بیش از چهار سال، دولت آقای روحانی دوست دارد بگوید مسئول مشکلات موجود دولت آقای احمدی نژاد است. بطور سنتی، دولت های اسلامی یک لولو خورخوره پیدا می کنند و کم کاری ها و سیاست های حکومتی غلط خود را به پای آن دیگری می نویسند.

به اعتقاد من، حاکمیت نسبت به شرایط موجود آگاهی دارد؛ ضمن اینکه آنقدر هم نمی داند که ما فکر می کنیم می داند! برخی اوقات به آن هایی که در حاکمیت هستند و در تصمیم گیری مؤثرند و باید تصمیمات استراتژیک اتخاذ کنند اخبار دروغ داده می شود. یک عده دورقاب چین و فرصت طلب همیشه اطراف آدم های بالای حکومتی نشسته اند. منافع این عده در حفظ آشوب و هرج و مرج است و در تحلیل نهایی زیاد هم اهمیت نمی دهند که در آینده برای حاکمیت یا مردم چه اتفاقی ممکن است رخ دهد. این افراد نگران منافع و امنیت ملی ما نیستند و صرف اینکه در کوتاه مدت جیبشان را پر کنند راضی هستند.

آنچه امروز در این کشور برای من جالب می نماید همین است که اعمال فساد، دروغ، و بی اخلاقی این عده از دورقاب چین ها و دیگرانی از نوع آنها، که گاهاً مقام های بالایی هم دارند، عادی شده و قبح آنها ریخته شده است. این افراد به طورعادی دروغ می گویند و بداخلاقی می کنند، دزدی و فساد می کنند و غیره. حتی جامعه دانشگاهی، مطبوعاتی و روشنفکری سیاسی ما هم به این نوع بد اخلاقی ها عادت کرده است و در مقابل آن سکوت می کند. در ایران امروز همه از کنار اخبار دزدی ها و مفاسد اجتماعی و غیره به سادگی می گذرند و با جوک ساختن از آنها موضوع فیصله پیدا می کند. عادی شدن فساد و بد اخلاقی ها بزرگترین تهدید جامعه امروز ایران است.

در این میان، تنها نیرویی که هنوز می توان روی آن حساب کرد طبقات پایین دست و بعضاً متوسط جامعه هستند. هنوز آدم های صادق، صمیمی، خوش اخلاق و با اخلاق درون این طبقات جامعه حضور دارند. اما اکثریتی از طبقات بالای جامعه اخلاق را از دست داده اند و کاملاً بی اخلاق شده اند. البته نمی خواهم بگویم همه افراد طبقات بالای جامعه اینگونه هستند؛ حتماً استثناهایی هم وجود دارد، اما بخش عظیم و قابل ملاحظه ای از نیروهای بالای جامعه، که هم در دولت حضور دارند و هم در بخش خصوصی کشور، شدیداً فاسد، بداخلاق و بی اخلاق شده اند. آنها امروز لشکر ضد انقلاب را در کشور تشکیل می دهند.

بنابراین، آشوب اجتماعی می تواند اتفاق بیافتد. یعنی شرایط عینی این آشوب اجتماعی فراهم است. مردم سر مسایل معیشتی با دولت مشکل دارند، دولتی ها با خودشان مشکل سیاسی دارند؛ فساد اقتصادی طبقات حاکمه و متحدین آنها عام و عادی شده است و فشار خارجی هم تا بخواهی وجود دارد و افزایش هم خواهد یافت. فکر می کنم فقط شرایط ذهنی برای یک آشوب اجتماعی هنوز وجود ندارد. یعنی اگر ایده یا فکری پیدا شود آنوقت نمی شود جلوی خواست برای تغییر ناگهانی را گرفت. آیت الله خمینی رهبری عقیدتی انقلاب اسلامی را برعهده گرفتند و مردم حول ایده حکومت اسلامی ایشان برای تغییرات اساسی جمع شدند. نتیجه، انقلاب اسلامی و سقوط حکومت شاه بود.

salaami-IRGC01.jpg

سردار سلامی: اروپا تهدید کند، دامنه برد موشکی را افزایش می‌دهیم

سلامی گفت: «چون می‌دانستیم اروپایی‌ها تهدیدی برای ما نیستند برد موشک‌هایمان را از دو هزار کیلومتر افزایش ندادیم اما اگر مراعات نکنند برد موشک‌هایمان افزایش می‌یابد.»

جانشین فرمانده کل سپاه از کشورهای اروپایی خواست "در موضوع موشکی سربه سر ما نگذارند" و توان موشکی جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسند.

بی بی سی - جانشین فرمانده سپاه پاسداران ایران به کشورهای اروپایی هشدار داده است که کشورش توانایی افزایش برد موشک‌های خود به بیش از دو هزار کیلومتر را دارد. فرمانده کل سپاه هم از تشکیل "هسته‌های مقاومت مسلحانه" در کشورهای منطقه و "دیگر کشورها" سخن گفته است.

به گفته آقای سلامی ایران توانایی افزایش برد موشکهایش را دارد و تاکید کرده است "اگر ما تا امروز برد موشک‌هایمان را تا ۲۰۰۰ کیلومتر حفظ کرده‌ایم و بالاتر نرفتیم به خاطر محدودیت فن‌آوری نیست، چون ما یک منطق راهبردی بر برد موشک‌هایمان داریم. بنابراین اروپایی‌ها بدانند اگر بخواهند وارد حریم ما شوند ما برد موشک‌هایمان را افزایش می‌دهیم."

سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران هم امروز یکشنبه ۵ آذر در جمع گروهی از بسیجیان تهران گفته است: "امروز هسته‌های مقاومت مسلحانه در کشورهای منطقه ایجاد شده و در دیگر کشورها نیز حلقه‌های کوچک مقاومت شکل گرفته و در آینده نزدیک تأثیرگذاری آنها را می‌بینیم."

او گفت: "بسیج الگوی مقاومت ملت‌های منطقه مثل حزب‌الله لبنان و... لشکر عظیم حشدالشعبی عراق است و در یمن و دیگر کشورها هم همینطور بوده و تجربیات انتقال یافته است."

برنامه دفاعی غیرقابل مذاکره

سرتیپ سلامی در سخنانش در برنامه "نگاه یک" تلویزیون، برنامه موشکی ایران را "دفاعی" خوانده و تاکید کرده است که این برنامه "ضامن امنیت، استقلال و اقتدار دیپلماسی" ایران است. او همچنین گفته است که ایران در مورد برنامه موشکی خود "هرگز مذاکره" نخواهد کرد و مذاکره در این خصوص را "تسلیم" در بربر "دشمن" دانسته است.

اظهارات آقای سلامی خطاب به مقامات اروپایی ظاهرا واکنشی است به سخنان ایو لودریان، وزیر خارجه فرانسه، که اخیرا نسبت به برنامه موشکی و نقش جمهوری اسلامی در منطقه ابراز نگرانی کرده بود.

هفته گذشته (پنجشنبه ۱۶ نوامبر/ ۲۵ آبان) وزیر خارجه فرانسه که برای ملاقات با سعد حریری، نخست وزیر لبنان، و مقامات سعودی به عربستان سفر کرده بود، از "مداخله ایران دربحران‌های منطقه‌ای" و اهداف "سلطه‌طلبانه" جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرد و گفت "من مشخصا برنامه موشکی بالستیکی ایران را در نظر دارم."

Baghaei_Ahmadinejad_Mashaei_300x170.jpgبی‌بی‌سی: محمد جعفر منتظری، دادستان کل ایران از حملات اخیر محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق علیه قوه قضائیه انتقاد کرده است.

او به صراحت از آقای احمدی‌نژاد نام نبرده ولی گفته است: "کسی که ۸ سال مدیریت عالی کشور را عهده دار بوده است؛ خصوصا در چهار سال دوم مدیریتش با یک کلکسیونی از قانون‌گریزی و عمل خلاف قانون، دم از دفاع از حقوق مردم می‌زند."

به گزارش خبرگزاری تسنیم، دادستان کل کشور امروز یکشنبه ۵ آذر گفته است: " آقای محترمی که ۸ سال مدیریت کشور را عهده‌دار بودی و امروز به صورت اپوزوسیون قوه‌قضاییه درآمدی، اگر انتقاد درستی دارید بفرمایید. اینکه جمعی را دور خود جمع کنید و بد و بیراه به قوه بگویید و انواع اهانت ها و جسارت ها و تهمت ها و دروغ را بزنید، راه اصلاح است؟"

آقای جعفری گفته: " قهر کردن و ۱۱ روز خانه‌نشینی کردن و رها کردن دولت، بوسه بر تابوت یک کافر ملحد زدن، مادر چاوز را در بغل گرفتن و بوسه بر گونه‌هایش گذاشتن و اهانت به مراجع تقلید و دروغ گفتن، جابجایی اعتبارات و بودجه‌ها؛ چنین آدمی با شناسنامه این چنینی امروز در عرصه مقابله با قوه ‌قضاییه، اهانت‌ها و جسارت‌ها و توهین‌ها می‌کند. این دفاع از حقوق مردم است؟"

محمود احمدی‌نژاد اخیرا در ادامه انتقادهای شدید خود علیه قوه قضاییه در گفت‌وگویی با سایت دولت بهار قوه قضائیه را "دیکتاتور" خوانده و انتقادهای کم‌سابقه‌ای را علیه این نهاد مطرح کرده بود.

این گفت‌وگو بعد از بست‌نشینی بحث‌برانگیز حمید بقایی و چند نفر از نزدیکان آقای احمدی‌نژاد در آرامگاه "شاه عبدالعظیم" در جنوب تهران منتشر شد.

آقای احمدی‌نژاد در این مصاحبه گفته بود: ""قوه قضائیه اختیاراتش فوق‌العاده است و حتی از رهبری هم بیشتر است. تنها قوه‌ای است که هیچ نظارتی بر آن نیست... عملکرد قوه قضائیه یک سیر کاملا نزولی دارد. الان کل کشور در خطر است و امیدی به اجرای عدالت نیست."

دادستان کل کشور اما گفته است: "ما منتظریم خودشان سرعقل بیایند و بفهمند که این روش صحیح نیست. اگر سینه خود را باز کنم، آن قدر مطالب درباره این مسایل داریم که نمی‌توانم بگوییم زیرا حربه به دست دشمن می‌دهیم. "

آقای بقایی حدود ده روز پیش در پی امتناع از حضور در جلسه سوم دادگاهش در اعتراض به آنچه رفتار دستگاه قضایی خوانده بود در آرامگاه شاه عبدالعظیم بست نشسته بود و آقای احمدی‌نژاد هم او را همراهی می‌کرد.

او در شاه عبدالعظیم از روسای قوه مقننه و قضاییه با عنوان "خانواده لاریجانی" به شدت انتقاد کرد و گفت: "ما با خانواده لاریجانی مخالف هستیم و قبول نداریم مملکت دست اینها بیفتد و به مردم ظلم بکنند."

آقای احمدی‌نژاد گفت که چون دولت او "مچ دزدها را گرفته"، اکنون با اتهام دزدی و فساد از سوی قوه قضاییه رو به رو شده است.

آقای احمدی‌نژاد، در سال‌های اخیر بارها از اقدامات قوه قضائیه در رسیدگی به پرونده‌های مربوط به نزدیکانش انتقاد کرده است. اما شدت انتقادهای اخیر بی‌سابقه است.

mothers-of-park-laleh.jpgدر ۲۵ نوامبر سال ۱۹۶۰، خواهران میرابل (معروف به پروانه ها)، به دلیل مبارزه با حکومت دیکتاتوری تروخیو در دومینیکن به طرز فجیعی کشته شدند.

قتل این سه زن مبارز، آن‌ها را به سمبل مقاومت و ایستادگی و هم چنین به نمادی از آزار و شکنجه ی زنان در جوامع استبداد زده ی آمریکای لاتین بدل کرد و در بیست و یک سال بعد یعنی در ۲۵ نوامبر ۱۹۸۱، گروهی از فمینیست های آمریکای لاتین، سال روز قتل آن‌ها را به عنوان روز مقابله با خشونت علیه زنان برگزیدند. از آن سال به بعد، زنان فعال سراسر دنیا این روز را به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان گرامی می دارند. سال ۱۹۹۹ سازمان ملل نیز ۲۵ نوامبر را به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان به رسمیت شناخت.

خشونت عليه زنان در تمامی جوامع استبدادی و مردسالار، وجود داشته و دارد، البته با مبارزات گسترده و پیگیر زنان، این خشونت ها در جوامع مدرن کاهش یافته و گاه پنهانی شده است، ولی در جوامع عقب مانده و پایبند به دين و خرافات هم چنان وجود دارد. از لحظه ای كه نوزاد به دنيا می آید، اگر پسر باشد، حتی در جوامع پيشرفته، با خوشحالی همراه است، ولی اگر دختر باشد، بيشتر خانواده ها، بخصوص در خانواده های فقير و جوامع عقب‌مانده با نارضایتی همراه است. در بعضی قبيله ها از دختران، به عنوان كالا و برای رفع خصومت بین دو قبيله استفاده می‌کنند. "خون بس" در بعضی از اقوام يكی از این مصاديق بارز خشونت است.

اما در ايران و بسياری از كشورهای مذهبی و عقب مانده، تبعيض از همان دوران کودکی آغاز می شود، اسباب بازی دختر بچه‌ها، عروسک و وسایل خانه است و تمرین شان خانه داری. دختران نبايد بلند صحبت كنند و فریاد بزنند، فيلم «دختران نباید فریاد بزنند» از پوران درخشنده، حقايق تلخی را بیان می کند. اگر خانواده ندار باشد و قدرت مالی لازم را برای ادامه ی تحصيل همه ی بچه ها نداشته باشد، این دخترها هستند که از تحصیل محروم می‌مانند، زیرا دختران باید ازدواج کنند. ازدواج دختر بچه‌ها و زايمان زودرس و مرگ احتمالی آن‌ها، یکی از مصادیق خشونت بر زنان است. ختنه دختر بچه‌ها نیز در برخی از جوامع عقب‌مانده و سنتی و در کشور ما هنوز انجام می شود. وقتی زن ازدواج می كند نیز با مهريه به مالكيت مرد در می آید. در بيشتر كشورهای آفريقايی و مسلمان، زن بودن خود فاجعه است.

اگر بخواهیم نمونه‌هایی از مصادیق خشونت بر زنان را بیان کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود و می‌توان ادعا کرد که ابعاد خشونت علیه زنان در ایران فاجعه بار است: از خشونت خانگی از قبیل خشونت فیزیکی، روانی، مالی و جنسی بر زنان که به اشکال مختلف اعمال می شود تا بارزترین نوع خشونت دولتی که تبعیض علیه زنان در تمامی عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. ما زنان ایرانی این خشونت ها را با همه ی پوست و گوشت خود لمس می‌کنیم، زیرا در زندگی خصوصی و عمومی ما نقش چشم گیری دارد و این مربوط به دیروز و امروزنیست، زیرا در فرهنگ مردسالاری و زن ستیز کشور ما، این خشونت ها در بطن زندگی ما نهادینه شده است.

اما در جمهوری اسلامی، ابعاد خشونت به شکل عریان تر، گسترده‌تر و وحشیانه تری بر زنان اعمال می‌شود، زیرا زن ستیزی و خشونت بر زنان قانونی شده است، از حجاب اجباری گرفته که ملموس ترین نوع خشونت است و مبارزات گسترده ای علیه آن صورت می گیرد، تا اسید پاشی، قصاص، سنگسار، ازدواج اجباری، ازدواج دختر بچه‌ها و تبعیض های مختلف در عرصه های آموزشی، شغلی و نابرابری دستمزدها نسبت به مردان، از اخراج و ممنوعیت های مختلف استخدامی، تفریحی و آموزشی و قانونی از قبیل قانون دیه، و ارث نابرابر تا نداشتن حق حضانت فرزند بالاتر از 7 سال، نداشتن حق طلاق و نداشتن حق خروج از کشور بدون اجازه پدر و همسر و هزاران محدودیت قانونی و عرفی و سنتی دیگر.

نقض گسترده و سیستماتیک حقوق زنان و اعمال انواع خشونت ها و تبعیض ها علیه زنان از همان روزهای ابتدایی به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی خود را نمایان کرد و اعتراض ما زنان به این تبعیض ها نیز آغاز شد و تا به اکنون نیز به اشکال مختلف ادامه دارد. اعتراض گسترده زنان ایرانی علیه حجاب اجباری برای مدت ده روز، یک نمونه آشکار نپذیرفتن این تبعیض هاست، ولی متأسفانه فعالان سیاسی و بدنه جامعه با ما زنان همراه نشدند و حکومت نیز توانست با سرکوب های گسترده و قانونی کردن این تبعیض ها، چادری سیاه بر تمامی کشور بکشد و سایه این سیاهی تا به امروز نیز بر تمامی تار و پود زندگی ما در عرصه های خصوصی و عمومی چنگ انداخته است.

با سرکوب های گسترده حکومت در دهه ی شصت و تلاش برای از بین بردن بهترین و عاشق ترین نیروهای مبارز و خاموش کردن هر صدای اعتراضی، برگی دیگر از ایستادگی و حضور پر‌رنگ زنان درصف اول جنبش دادخواهی شکل گرفت. حضور «مادران و خانواده‌های خاوران» گواهی روشن بر این ادعاست که زنان هیچ گاه با وضعیت موجود و سرکوب کنار نیامدند و در برابر هر بی‌عدالتی سینه سپر کردند و ایستادند و همواره در تمامی عرصه های مبارزاتی حضوری پر رنگ داشته و دارند.

ما مادران پارک لاله ایران، نیز پس از کشتارمردم بی‌دفاع در سال ۸۸، به عنوان بخش کوچکی از جنبش دادخواهی مردم ایران، همگام و همدوش و همراه با سایر خواهران خود در مقابل این خشونت ها ایستاده‌ایم و ضمن تاکید بر سه خواست همیشگی خود « آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو مجازات اعدام، محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایت های صورت گرفته در جمهوری اسلامی»، اعلام کرده و دوباره تأکید می‌کنیم که تا محو کامل هر گونه اشکال خشونت علیه زنان، آزادی به دست نمی آید.

ما اعتقاد عمیق داریم که برای رسیدن به سه خواسته خود، باید در جهت رسیدن به آزادی اندیشه و بیان، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها را در ساختار و هم چنین قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز جمهوری اسلامی ایران می دانیم .

مادران پارک لاله ایران

چهارم آذر ۱۳۹۶/ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷

Nourizadاز آقای محمد نوریزاد ویدئویی دیدم که باعث تاسف بود. در این ویدئو ایشان به سفر خامنه ای به مناطق زلزله زده اشاره کرده بود و این که «احتمالا» بدل خامنه ای به جای خودِ او به این سفر رفته است. البته آقای نوریزاد این موضوع را قطعی قلمداد نکرده و اظهار داشته که بر فرض هم که بدل خامنه ای به کرمانشاه رفته باشد، در این موضوع ایرادی نیست. در تاریخ بزرگان دیگری هم بوده اند که در زمان حاکمیت شان، بدل داشته اند و در موارد خطرناک آن ها را به خدمت می گرفته اند.

آقای نوریزاد یک درجه هم از احتمال فراتر می رود و به شخصی به نام «میر طاهر» اشاره می کند که بدل خامنه ای می تواند باشد.

نقطه ی اوج ادعای نوریزاد بیان این داستان است که برای مشخص نشدن اصل و بدل، «احتمالا» دست بدل را عمل کرده اند تا به شکل ناقص در آید و در اثر حرکت دست سالم مشخص نشود که او بدل است!

این داستان نخستین بار با نشان دادن دو عکس از خامنه ای و تفاوت میان گوش اصل با بدل در سطح نت منتشر شد و صحبت های نوریزاد بعد از انتشار این عکس بود؛ صحبت هایی که اگر بر زبان نمی آمد، هم برای نوریزاد و هم برای مخالفان حکومت اسلامی بهتر بود!

این که آقای نوریزاد طرح «احتمال» کرده است دلیل خوبی برای گریز از مسوولیت سخنان نیست. هر کس می تواند هزاران احتمال به خامنه ای نسبت دهد و راست و دروغ را در ظرف «احتمال» بگنجاند.

ولی موضوع، فراتر از طرح یک احتمال است. حرف یک مخالف حکومت اسلامی باید سنجیده و مبتنی بر مدرک و در صورت فقدان مدرک مبتنی بر عقل و منطق باشد.

celebsEarthquake_11252017.jpgشبهه های اعلام شماره حساب شخصی برای دریافت کمک های نقدی/ سرنوشت نامعلوم پول هایی که به زلزله زدگان اهدا شد

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حدود دو هفته از زلزله 7.3 ریشتری کرمانشاه گذشته است و امدادرسانی ها در این روزها منسجم تر شده و با گذشت زمان اندکی شرایط بحرانی اولیه بهبود یافته است.

در دورانی که این مناطق از بحران مدیریت رنج می بردند، نیروهای هلال احمر و اورژانس از ساعات نخست زلزله به خاطر آماده باش در منطقه به صورت کاملاً سازماندهی شده اقدام به کمک رسانی به مردم منطقه می کردند.

در این شرایط کمک های مردمی از استان های مختلف از طریق دو ارگان هلال احمر و کمیته امداد جمع آوری و به دست نیروهای توزیع در منطقه می رسید تا آنها با مدیریت توزیع امکان دسترسی همه زلزله زدگان به کمک های مردمی را داشته باشند.

در این میان برخی از سلبریتی ها در فضای مجازی و یا بازیگران و ورزشکاران به صورت عمدی و یا غیر عمد اعلام کردند که این کمک ها به دست زلزله زدگان نمی رسد و خودشان را متولی دریافت کمک های مردمی کردند.

به دنبال انتشار عکس های زلزله و برانگیخته شدن حس مردم دوستی، شماری از چهره‌های شناخته ایرانی اعم از سیاسی، ورزشی و هنرمندان هم در عرصه‌های مختلف اقدام به جمع‌آوری کمک‌های مردمی کرده‌اند؛ از علی دایی گرفته تا نیکی کریمی و حتی صادق زیباکلام!

elham-pave-nejad-ghoghnos-2.jpg

الهام پاوه نژاد به همراه گوهر خیراندیش در (خیریه ققنوس) محل جمع آوری کمک های مردمی برای زلزله زدگان غرب کشور

Ar67j323244w2w2_small.jpgاز فیسبوک علی اکبر امیدمهر، دیپلمات پناهنده جمهوری اسلامی

- پوتین با توجه به اطلاعات واصله به وی،موکدا از رژیم خواسته جهت ادامه حیات خویش، در خصوص تخلیه سوریه از نیروهای قدس و خاتمه پروژه هلال شیعه و عدم داخالت در منطقه فکر و اقدام نماید.

- توصیه مشابهی از سوی دولتمردان فرانسه آلمان و..انجام شده باضافه اینکه حزب الله لبنان با تغییر مشی نظامی مطلقا تبدیل به حزب سیاسی گردد.اقدامات مشابهی نیز باید در عراق ،یمن،افغانستان و.. انجام گیرد.تا با خاتمه دخالت ها و فراخوان نیروها به مرکز،به یک نظام متعادل و عادی در خانواده بین المللی تبدیل شود.بخصوص باید از انتقال فرماندهان شکست خورده و متواری داعش به ایران (همچون القاعده طالبان و..) به ایران که بمنظور استفاده از آنها در مواقع ضروری انجام میگیرد امتناع شود.

- این توصیه ها (در واقع اخطار ها)در راس هرم قدرت رژیم بررسی و چنین نتیجه گیری شده ،که با حل مسائل منطقه،ج.ا مورد هدف قرار خواهد گرفت.در نتیجه از هم اکنون باید منتظر تحریم های جهانی شبیه آنچه که پس از رد قطعنامه های هشت گانه شورای امنیت در خصوص خاتمه جنگ از سوی خمینی،صورت پذیرفت.بود. اقداماتی که آن زمان در مقابل تحریمهای جهانی انجام گرفت.باید الگوی نظام در حال حاضر باشد.خلاصه این اقدامات که در حال تدارک و انجام اند:

- افزایش واردات گندم،برنج ،ذرت و ذخیره مواد غذایی دیگر به عنوان منبع اصلی غذایی مردم جهت جلوگیری از شورش ها..

- افزایش قیمت مایحتاج عمومی همچون نان و غیره که مردم تا کوپنی شدن این مواد ، به کمتر مصرف کردن آن، از هم اکنون عادت کنند.

- تدارک لازم جهت چاپ پولهای معتبر جهان بصورت تقلبی،همانند آنچه که در منطقه قبایلی (مرز بین پاکستان و افغانستان) در زمان جنگ با عراق و در مناطقی از بسنی هرزکوئین به چاپ رسیده و صرف خرید اسلحه و مهمات و مواد غذایی گردید.

- استفاده از پست های سیاسی سفارتخانه های ج.ا در خارج برای قاچاق مواد مخدر بمنظور تحصیل ارز خارجی ،که برابر مفاد کنوانسیون وین مصون از بازرسی اند.

- استفاده از ارتش سایبری اعم از هکر های رسمی دولتی یا غیر رسمی ،خصوصی یا استخدامی و غیره جهت نفوذ در بانکها و منابع مالی پولی و بورسی جهان .

- فروش فوری منابع گازی و نفتی کشور به ثمن بخس، همزمان با افزایش ذخایر نفتی در گوشه کنار کشور،بخصوص پادگانها و مراکز و سیلوهای نظامی سپاه..

- گروگانگیری اتباع خارجی، دو تابعیتی ها در ایران بمنظور باج گیری های بعدی..

نتیجه: رژیم باین نتیجه رسیده که خاتمه دخالت هایش در خارج بمنظور ساختن دشمن فرضی به ملت جهت ادامه سیاست النصر بالرعب و ایجاد اختناق در داخل،سرانجام به مرگ رژیم منجر میشود.در نتیجه مصمم است که جهت ادامه حیات خویش به همان شیوه سابق عمل نماید.اما نمیداند که دیگر زمان تحمیل جنگ خمینی به ملت در عراق یا تحمیل جنگ خامنه ای به ملت در سوریه بسر رسیده،حتی اگر تحمیل اختناق به ملت بزور اعدام و شکنجه و جنگ و غیره ادامه یابد .اما دول و ملل منطقه و جهان، دیگر و به هیچ عنوان نمیتوانند،ادامه حیات این رژیم را تحمل کنند.وقتی ولیعهد عربستان خامنه‌ای را «هیتلر جدید» می نامد.بمعنی تصمیم قاطع منطقه و جهان بر خط بطلان کشیدن باین بساط اهریمنی است و بس.

iraqEarthquake_11252017.jpgنظارت سختگیرانه در کشور همسایه سبب شد کشته‌های عراقی زلزله تنها ٧ نفر باشد.

زلزله‌ای که دو هفته پیش مرز ایران و عراق را لرزاند، طبق آمار رسمی ٤٧٤ کشته در سرپل ذهاب و قصرشیرین و روستاهای اطراف بر جا گذاشت؛ اما در شرایطی که گفته می‌شود برخی از اجساد بدون گزارش به پزشکی قانونی دفن شده و در آمار تلفات نیستند، احمد صفری، نماینده کرمانشاه در مجلس هم عنوان کرده که بیشتر از‌ هزار نفر در این زلزله کشته شده‌اند و آمار واقعی خیلی بیشتر از آمار اعلام‌شده از تعداد جانباختگان است. زلزله‌ای که سلیمانیه و اربیل عراق را هم تکان داد، تنها ٧ کشته داشت و ساختمان‌های کمی دچار خسارت و آسیب‌های جدی شدند؛ اما در کرمانشاه زلزله ٣١‌هزار ساختمان را دچار خسارت و تخریب کرد که تعداد قابل توجهی از آنها ساختمان‌های نوساز بودند.

به گزارش عصر ایران، شهروند نوشت: در شرایطی که برخی شدت کمتر زلزله در عراق و در مقابل شدت بالای آن در ایران را از دلایل اصلی تخریب گسترده ساختمان‌ها و بالابودن تلفات انسانی می‌دانند، بعضی کارشناسان هم معتقدند که ساخت‌وساز روی گسل و بدون مطالعه و این‌که مجوز ساخت‌وساز به هر فرد فاقد صلاحیتی داده می‌شود، موجب‌شده که تا این اندازه تعداد قربانیان زلزله اخیر بالا باشد.

در این میان تعداد ساختمان‌های نوسازی که ریزش کردند و تخریب شدند هم کم نبود که بیشتر از قبل مسأله فقدان صلاحیت در ساخت‌و‌سازها و نبود نظارت‌های کافی را گوشزد کرد. حالا نکته جالب اینجاست که بخش قابل توجهی از مصالح ساختمانی مورد نیاز عراقی‌ها از ایران تأمین می‌شود و از زمان دولت محمود احمدی‌نژاد شرکت‌های ایرانی هم دستی در ساخت‌وساز در شهرهایی مثل اربیل و سلیمانیه دارند. هر چند که در سه ‌سال اخیر و بعد از استقرار نیروهای داعش در عراق، این حضور نسبت به قبل کمرنگ شده است.

آن‌طور که ابراهیم رضازاده، رئیس میز عراق در سازمان توسعه تجارت عنوان کرده در ‌سال گذشته ۱۸۰‌میلیون دلار سیمان به عراق صادر شده که این رقم در ٦ ماهه اول امسال به ۵۵‌میلیون دلار رسیده است. البته به گفته رضازاده هر چند که قیمت سیمان ایرانی حدود نصف قیمت تمام شده سیمان در عراق است، اما با سختگیری‌ها و تعرفه‌های سنگینی که در یک ‌سال قبل، دولت عراق برای صادرات مصالح ساختمانی به این کشور اعمال کرده، میزان صادرات هم کم شده است. اقدامی که دولت عراق برای حمایت از تولید داخل خود انجام داد؛ زیرا این کشور ظرفیت تولید ۲۵‌میلیون تن سیمان در‌ سال را دارد. اما نصف قیمت‌بودن سیمان ایران در عراق این ظرفیت تولید را با چالش مواجه کرده است. به ‌طوری که به گفته رئیس میز عراق در ایران هر تن سیمان ایرانی ۴۵ دلار پشت مرز به عراق تحویل داده می‌شود و این در حالی است که قیمت سیمان عراق درِ کارخانه ۸۰ دلار برای هر تن است.

baghayee_11252017.jpgسایت اعتماد آنلاین نوشت: محمدعلی پورمختار عضو کمیسیون حقوقی و قضایی در واکنش به یادداشت تلگرامی علی اکبر جوانفکر، گفت: منظور جوانفکر از وجود اسناد ارتباط بقایی با جاسوسان در «بیوت»، خانه احمدی‌نژادی‌ها بوده است نه بیت علما. محمدعلی پورمختار نماینده مجلس شورای اسلام در گفت‌وگویی عنوان کرد عکس‌های سفر بقایی و خانواده‌اش به نیویورک را برایش فرستاده و اگر بخواهند منتشر می‌کند. او همچنین گفت که برخی رفت‌ و‌ آمدهای مشکوک به بیت آقای احمدی‌نژاد می‌شود.

مشروح گفت‌وگوی او را در ادامه بخوانید:

آقای جوانفکر در یادداشتی که در کانال تلگرامی شان منتشر کردند نسبت به مصاحبه شما در خصوص جاسوسان در بیوت واکنش نشان دادند و عنوان کردند که منظور شما از کلمه بیوت مشخص نیست...
این موضوع چه ارتباطی به جوانفکر دارد که تفسیر می‌کند ایشان نماینده من نیستند. اگر مطلب من را درست مطالعه کرده باشند متوجه می‌شوند که منظور من از بیوت چیست. صحبت‌هایی که آقای جوانفکر عنوان کرده برداشت خود ایشان است.

منظور شما از کلمه بیوت چه بوده؟
چه کسی گفت بیت علما منظورم بوده. منظور من بیت آقای احمدی نژاد است. برخی رفت‌و‌آمدهای مشکوک به آن می‌شود. اینها همه در سوابق برخی از آقایان که رفت‌و‌آمدهایی به خارج از کشور دارند وجود دارد. افرادی که وابسته به کشورهای خارجی هستند با افرادی که در بیت آقای احمدی نژاد هستند رفت و آمد می کند. روشی که در این آقایان دیدیم این است که آنچه را منسوب به خودشان است رد می کنند و خودشان را ذی‌حق می‌دانند مخصوصا آقای بقایی. این آقایان باید پاسخ دهند که پول‌ها و ارتباطات کجا و به چه نحوی بوده؟ سفر خانوادگی به نیویورک برای چه بود؟ ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار یورو و ۵۳۰ هزار دلار کنفرانس جنبش عدم تعهد کجاست؟ تکلیف برداشت ۱۶ میلیارد تومان از بیت‌المال و واریز آن به حساب شخصی چه شد؟ این آقایان به این سوالات پاسخی ندادند. آقایان برای اقداماتی که انجام دادند پاسخی ندارند و فلسفه بافی می کنند تا اصل موضوع به فراموشی سپرده شود.

آقای جوانفکر در این یادداشت اشاره کردند که شما اتهاماتی را به بقایی معاون اجرایی در دولت قبل نسبت داده بودید اما با وجود تعیین مهلت 24 ساعته از سوی بقایی نتوانستید اسنادی دال بر اثبات ادعاهای خود ارائه کنید، نظرتان در این خصوص چیست؟
اتفاقا ما همان زمان اعلام کردیم و گفتیم که بر اساس گزارش نیروی انتظامی آقای بقایی از گیت خارج شده اما از کشور خارج نشدند. اما ایشان بیایند و پاسخگوی سفرهایی که به نیویورک داشتند، باشند. ایشان یک سفر با دوستانشان به نیویورک داشتند و یک سفر نیز با خانواده به نیویورک داشتند. عکسهای آقای بقایی با خانوادشان در سفر به نیویورک را برای خودشان هم فرستادم اگر می خواهند منتشرش کنم. این عکسها مربوط به قبل از سه سال پیش است. اینها رفته اند نیویورک چه کاری انجام دهند؟

اسناد مربوط به آن از کجا به دست شما رسیده است؟
اقدامات و کارهایی که اینها کردند بر کسی پوشیده نیست و بر همگان روشن است.

اگر که موضوع روشن است چرا برخورد نمی‌شود؟

تنش‌ها و اقداماتی که آنها انجام می‌دهند مصداق بارز تبلیغ علیه نظام است. ما از قوه قضاییه می‌خواهیم با آنها برخورد شود.

آقای احمدی‌نژاد نیز اخیرا صحبت های تنش‌زایی را مطرح کردند، اما برخوردی با ایشان نشد آیا اعضای مجمع تشخیص مصونیت دارند؟
ما حساب آقای احمدی نژاد را از افرادی که در اطراف او هستند جدا کرده‌ایم. همین جا از ایشان می‌خواهیم که صحبت‌های اطرافیانشان را با دید شک بررسی کنند.

Kouchakinejadجبار کوچکی‌نژاد نماینده مردم رشت در گفت‌وگو با خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان درباره برخی اخبار مبنی بر اینکه فردی از متهمان اصلی پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان با 500 میلیارد تومان از کشور فرار کرده است، گفت: این فرد هم‌اکنون در کشور آلمان است و با بنده برای استرداد اموال مکاتباتی داشته است.

وی افزود: این فرد دو الی سه ماه است که از کشور خارج شده است.

رئیس هئیت تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: تاکنون با وکیل وی نیز جلسه‌ای را داشته‌ایم و بنده هم به وکلا و هم به این فرد نصیحت کرده‌ام که به کشور برگردد و اگر اسنادی دارد ارائه کند تا قوه قضائیه در این راستا تصمیم گیری کند.

کوچکی‌نژاد تصریح کرد: ضمن اینکه این فرد در تلاش است تا با قوه قضائیه برای استرداد اموال به صندوق وارد مذاکره شود.

وی با اشاره به ارائه گزارش صندوق ذخیره فرهنگیان، بیان داشت: گزارش این هئیت هم اکنون تکمیل شده است و ما مشغول جمع آوری گزارش یازده صفحه به صحن علنی مجلس هستیم.

کوچکی نژاد در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا اسامی ۳۱ متخلف پرونده بانک سرمایه در گزارش نهایی گنجانده خواهد شد و یا خیر؟ گفت: خیر، هئیت تحقیق و تفحص طبق آخرین تصمیصمات خود به این نتیجه رسید که این اسامی در گزارش نهایی عنوان نشود.

Khameneiکمک‌های مردمی واصل‌شده به دفتر رهبری برای زلزله‌زدگان در غرب کشور، به حساب بنیاد مسکن واریز شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، به منظور کمک به ساخت مسکن زلزله‌زدگان در غرب کشور و با دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی، کمک‌های مردمی واصل‌شده به دفتر رهبری به حساب بنیاد مسکن واریز شد.

بر اساس این گزارش، مبلغ ۱۰ میلیارد ریال از کمک های نقدی مردم که در مراجعات حضوری به دفتر مقام معظم رهبری جهت کمک به زلزله‌زدگان کرمانشاه پرداخت شده بود، بنابر دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی به منظور کمک به ساخت مسکن برای زلزله‌زدگان غرب کشور به حساب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی واریز شد.

Forouharمحمود صادقی نماینده مجلس شورای اسلامی خبر از ارائه سوال خود و تعدادی از نمایندگان مجلس از وزیر اطلاعات به هیات رییسه مجلس شورای اسلامی داد. این سوال در ارتباط با شکایت وزارت اطلاعات از پرستو فروهر است.

به گزارش کلمه به نقل از کانال محمود صادقی، نمایندگان مجلس از وزیر اطلاعات پرسیده اند که "چرا وزاطلاعات به جای رسیدگی و تعقیب و مجازات قاتل یا قاتلان مرحوم داریوش فروهر و همسرش خانم پروانه اسکندری، از دختر ایشان که برای برگزاری مراسم بزرگداشت ایشان فعالیت کرده شکایت کرده است؟"

در متن سوال نمایندگان مجلس آمده است:
بنابر شواهد و دلایل موجود آقای داریوش فروهر و همسرش در تاریخ اول آذر ۱۳۷۷ توسط بعضی از مأموران وزارت اطلاعات به طرز فجیعی در منزل ایشان به قتل رسید. این عمل که آشکارا برخلاف موازین شرعی قانونی انسانی و اخلاقی بود و همان زمان صریحا مورد مذمت و تقبیح رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفت، آسیب زیادی را به وجهه نظام جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی وارد کرد. رهبر انقلاب در خطبه های نمازجمعه مورخ ۱۸ دی ۱۳۷۷ فرمودند: «مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود، اول انقلاب همکار ما بود، بعد از پدید آمدن فتنه‌های سال ۶۰ دشمن ما شد؛ اما دشمن بی خطر و دشمن بی ضرر...، دشمن بی خطری بود انصافاً آدم نانجیبی هم نبود... حالا شما فکر می‌کنید کسی که مثل فروهر را می‌کشد، آیا این فرد می‌تواند دوست نظام باشد؟»

Jafariبه گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی در گردهمایی بزرگ بسیجیان تهران که در حرم امام خمینی(ره) برگزار شد، با بیان اینکه سرعت تحقق وعده های انقلاب اسلامی اخیرا بیشتر شده است، اظهار داشت: بسیج در همه عرصه ها نقش تعیین کننده ایفا کرده و فشارها را به جان خریده و نتیجه اش نصرتهای انقلاب اسلامی است.

جعفری گفت: بسیجیان توقعی از انقلاب و نظام ندارند برخلاف عده ای که خودشان را طلبکار نظام می‌دانند، بسیجیان خودشان را بدهکار نظام می‌دانند.

وی مردم و بسیج را بزرگترین نعمت انقلاب اسلامی معرفی کرد و افزود: باید قدر بسیج را بدانیم و برای نقش آفرینی هرچه موثرتر آن در صحنه های انقلاب تلاش کنیم.

فرمانده سپاه خاطرنشان کرد: دشمن بعد از جنگ، انقلاب را رها نکرد و در عرصه های اقتصادی و فرهنگی‌ و اجتماعی با همراهی مخالفان داخلی و دشمنان خارجی بر نظام فشار آوردند.

جعفری با اشاره به نقش سپاه و بسیج در امدادرسانی به زلزله‌زدگان غرب کشور گفت: اگر کمک‌های مردمی در قالب 31 سپاه استانی و بسیج صورت نگرفته بود، الان معلوم‌ نبود وضعیت زلزله زدگان عرب کشور در چه وضعی باشد.

وی همچنین تصریح کرد: نقش تعیین کننده دیگر بسیج، کمک به جبهه مقاومت منطقه در قالب مدافعین حرم بود و افتخار سپاه تهران این است که اولین گردان فاتحین برای دفاع از حرم سوریه را تشکیل داد و فقط در تهران است که تیپ فاتحین داریم.

ahmadinejad_indicted_11252017.jpgعضو کمیسیون اصل ٩٠ مجلس هشتم گفت: طبق اخباری که از منابع موثق به من رسیده، 11 حکم قطعی علیه احمدی‎نژاد صادر شده است؛ پس بست‎نشینی فرافکنی و فرار رو به جلو است برای مبرا شدن از این اتهامات. تا امروز مکررا از احمدی نژاد خواسته شده که پاسخگوی اتهاماتش باشد.

فاضل موسوی در یادداشتی که در اختیار خبرآنلاین قرار داد، ضمن انتقاد به شیوه اعتراض احمدی نژاد و حلقه یارانش مبنی بر بست نشینی در حرم عبدالعظیم، از بدهکاری های او به مردم و دستگاه قضا سخن گفت و نوشت: احمدی نژاد باید اول فکری به حال بدهکاری اش بکند، بعد به دادخواهی بپردازد!

وی افزود: طبق اخباری که از منابع موثق به من رسیده، 11 حکم قطعی علیه ایشان صادر شده است؛ پس بست‎نشینی فرافکنی و فرار رو به جلو است برای مبرا شدن از این اتهامات. تا امروز مکررا از احمدی نژاد خواسته شده که پاسخگوی اتهاماتش باشد. حالا سیستم قضایی قانونا او و یارانش را احضار کرده، آنها هم باید بروند و به سیستم قضایی پاسخگو باشند. وقتی از این کار سر باز می‎زنند، می‎توان برداشت کرد که کلا سیستم را قبول ندارند! و گرنه چه ایرادی دارد که در دادگاه حرفشان را بزنند؟

او ادامه داد: امروز به لطف رسانه‎های متعدد مجازی و حقیقی، مردم آگاهی داریم؛ این مسائلی که از سمت احمدی نژاد مطرح می شود اصلا پایه و اساس ندارد. کسی که عضو مجمع تشخیص مصلحت است می تواند بدون جنجال و با رایزنی، انتقادات خود را عنوان کند. البته اگر واقعا تخطی صورت گرفته باشد.

motahari_11252017.jpgنایب رئیس مجلس شورای اسلامی ضمن قدردانی از نهادهای اطلاعاتی به دلیل صدور اجازه برگزاری مراسم یادبود داریوش فروهر و پروانه اسکندری در عین حال از تشکیل پرونده قضایی برای دخترشان انتقاد کرد.

به گزارش ایسنا، در یادداشت علی مطهری با عنوان تشکر از نهادهای اطلاعاتی که در اختیار ایسنا قرار گرفته، آمده است:

«خبردار شدیم که امسال در اول آذر، سالروز قتل وحشیانه داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری در سال ۷۷ به دست مأموران وزارت اطلاعات، به دختر آن دو مقتول مظلوم اجازه برگزاری مراسم یادبود البته صرفاً با سکوت داده اند. همین مقدار هم یک گام به پیش در جهت احترام به حقوق مردم است و جای تشکر از نهادهای اطلاعاتی دارد چرا که در سالهای گذشته این مقدار هم اجازه نمی دادند و افراد را از سر کوچه منزل آن دو مظلوم باز می گرداندند.

همچنین خوشحالیم که امروز دیگر آن تفکر در میان مأموران و مسئولان اطلاعاتی ما وجود ندارد که برای حفظ نظام به زعم خودشان، هر کاری می توان انجام داد و از هر وسیله ای می توان استفاده کرد. متهمان این فاجعه در دادگاه گفته بودند ما برای اینکه سایر روشنفکران را بترسانیم این کار را انجام دادیم.

Mashaei0221.jpgدویچه وله: دومین جلسه بازپرسی اسفندیار رحیم مشایی، معاون سابق محمود احمدی‌نژاد در دادسرای عمومی و انقلاب تهران برگزار شد. او در سخنانی قوه قضائیه را متهم به سیاسی‌کاری کرد و گفت ما می‌خواهیم چهره واقعی شما را افشا کنیم.

روز شنبه چهارم آذر (۲۵ نوامبر) دومین جلسه بازپرسی اسفندریار رحیم مشایی در دادسرای عمومی و انقلاب تهران برگزار شد. جلسه اول بازپرسی رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد در دولت نهم روز پنجشنبه دوم آذر ماه برگزار شده بود.

رحیم مشایی تصویر احضاریه اول را در کانال تلگرام خود منتشر کرده بود. علت احضار او به دادسرای عمومی و انقلاب تهران، "توهین به مقام معظم رهبری، تبلیغ علیه نظام، تصرف غیر قانونی در اموال دولتی، توهین به مسئولین نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویق اذهان عمومی" مطرح شده است.

یک روز پس از برگزاری جلسه بازپرسی نخست، وب‌سایت دولت بهار نزدیک به محمود احمدی‌نژاد، ویدیوی سخنان اسفندیار رحیم مشایی را منتشر کرد.

او در این ویدیو با اشاره به جزییات جلسه بازپرسی، قوه قضائیه را به شدت مورد انتقاد قرار داد. رحیم مشایی در بخشی از سخنان خود گفت: «یکی از مشکلات کنونی این است که قوه قضائیه با تکیه بر قدرت، به نفع قدرت عمل می‌کند که خلاف روح قانون اساسی است.»

رحیم مشایی با بیان اینکه بخاطر عملکرد گذشته قوه قضائیه، شرمنده بسیاری از مردم است، افزود: «الان از ما ایراد می‌گیرند که صدایتان برای خودتان درآمده است؛ حق دارند. چون فکر می‌کردیم که شماها در موضع عدالت نشسته‌اید. ما تازه فهمیده‌ایم که شماها دارای چه دیدگاه‌ها و باورهایی هستید و چگونه به مسائل نگاه می‌کنید.»

به گفته معاون سابق محمود احمدی‌نژاد طرح یک اتهام مالی برای کم کردن از جنبه سیاسی احضاریه صورت گرفته است.

او در واکنش به سایر اتهامات گفت: «توهین به مقام معظم رهبری، تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و تصرف غیرقانونی را بعنوان چماق بالای سر نگه داشته‌اید، برای همین است: توهین به مسئولان نظام؛ یعنی خودتان.»

رحیم مشایی افزود: «بنده در این چهار سال که در هیچ مقامی نبوده‌ام، اساسا موضع گیری سیاسی علیه قوه مقننه و مجریه نداشته‌ام، اما درباره دستگاه قضایی چرا.»

او در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه "ما می‌خواهیم نگاه و چهره واقعی شما را افشا کنیم"، گفت: «اگر خواستید اعدام کنید، خیابان پاستور؛ اما اگر خواستید شلاق بزنید آدرس دیگری به شما می‌دهم؛ من آماده‌ام، بهترین جا برای شلاق، میدان انقلاب است.»

افزایش انتقادها به قوه قضاییه

در هفته‌های اخیر انتقاد برخی مسئولان دولت گذشته به عملکرد قوه قضاییه افزایش یافته است. محمود احمدی‌نژاد نیز هفته گذشته از "دیکتاتوری قوه قضاییه" سخن گفته بود.

رئیس‌جمهور سابق ایران روز پنجشنبه دوم آذر در گفت‌وگو با سایت "دولت بهار" گفت که اختیارات قوه قضائیه از اختیارات رهبری جمهوری اسلامی بیشتر است اما هیچ نظارت سیستماتیکی بر این دستگاه صورت نمی‌گیرد.

او می‌گوید ۳۸ سال است افکار عمومی و کارشناسان به طور اصولی از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی انتقاد نکرده‌اند و به طور کلی قضات قوه قضائیه مستقل نیستند و بسیاری احکام از قبل از سوی دادستان تعیین شده‌اند و قاضی فقط آن را تأیید می‌کند.

احمدی‌نژاد معتقد است که رئیس قوه قضائیه نیز پیشاپیش فردی را محکوم می‌کند و سپس پرونده را به قاضی می‌سپارد تا او را محکوم کند و قاضی نیز جرأت نمی‌کند حکمی خلاف نظر رئیس‌قوه قضائیه صادر کند.

رئیس‌جمهور پیشین ایران در این مصاحبه به ۱۷ میلیون پرونده اشاره کرد و گفت: «قوه قضائیه برای مردم آبرو نگذاشته است، هم مردم را می‌گیرند و هم وکیل او را می‌گیرند، پس چگونه مردم باید از خود دفاع کنند، به ویژه که دادگاه‌ها را علنی برگزار نمی‌کنند.»

او گفت این سوء‌استفاده و کلاهبرداری از قانون است: «اگر بخواهیم با فساد برخورد کنیم، اول از همه باید با همین قوه قضائیه برخورد کرد».

احمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنانش گفت: «من بچه‌هایم جاسوس نیستند، برادرانم کارچاق‌کن نیستند، زمین‌خوار نیستند، واردکننده انحصاری دارو نیستند، خودم هم در اطراف قم زمین تصرف نکردم گاوداری درست کنم، پولم هم از پارو بالا نمی‌رود، تابعیت بیگانه ندارم، بچه‌هایم هم ندارند، برادرانم هم ندارند.»

او افزود: «من حساب دولتی بازنکردم پول‌های مردم را در آن بگذارم و سودش را بگیرم و به اختیار خودم خرج کنم.»

به نظر می‌رسد این بخش از سخنان رییس‌جمهور پیشین ایران اشاره به اتهاماتی دارد که نسبت به برادران لاریجانی و برخی فرزندان ‌آنها در فضای مجازی مطرح شده‌اند.

parastoo-forouhar201.jpg
ساعت ۱۰ صبح امروز شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برای محاکمه‌ی من تشکیل جلسه می‌دهد.

شاکی وزارت اطلاعات است. همان وزارت‌خانه‌ای که نوزده سال پیش کارمندانش پدر و مادر نازنینم را با ضربه‌های بی‌شمار چاقو کشتند. ۱۸ تن از این کارمندان دو سال بعد به اتهام شرکت در قتل پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده محاکمه شدند.

متهمان در اعتراف‌های خود در پرونده* بارها نوشته‌اند که «حذف فیزیکی» مخالفان سیاسی از «وظایف سازمانی‌»شان بوده است و در گذشته نیز بارها چنین «مأموریت‌ها»یی را انجام داده‌اند. آن‌ها در اثبات اعتراف‌‌های خود شواهد گوناگونی آورده‌اند که در پرونده ثبت شده است. از جمله نوشته‌اند که در شب قتل پدر و مادرم به علت طولانی شدن «زمان مأموریت» «اضافه‌کاری» گرفته‌اند، که با «فیش حقوق»‌شان از سوی وزارتخانه به آن‌ها پرداخت شده است. اما در پرونده هیچ نشانی از رسیدگی به این اعتراف‌های هولناک وجود نداشت. انگار نه انگار که آنچه آن‌ها به عنوان «وظیفه‌ی سازمانی» موظف به انجامش بوده‌اند، قتل بوده است. این عدم پیگیری تنها یک نمونه از انبوه تخلفات قضایی‌ست که در جریان رسیدگی به این پرونده اعمال شده، تا پرونده به گفته‌ی رئیس وقت قوه قضاییه «جمع» شود، تا بستر فکری و ساختار اجرایی عاملان و آمران این جنایت‌ها افشا نشود، تا بخشی از مجرمان از دادرسی معاف شوند، تا در دادگاه آن‌ها که محاکمه می‌شوند هم ابعاد سیاسی جرم رسیدگی نشود.

با استناد به چنین موارد پرشماری از تخلف‌های قضایی ما بازماندگان قربانیان و وکلایمان، از هنگامی‌که آن دادگاه نمایشی را در سال ۱۳۷۹ برپا کردند تا کنون که نوزده سال از فاجعه قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ می‌گذرد، خواهان دادرسی عادلانه این پرونده بوده و هستیم. یادآوری این دادخواهی ناتمام و تلاش برای پیشبرد آن برای من تعهدی انسانی و اخلاقی‌ست که به آن پایبند بوده و خواهم بود.

سال گذشته پرونده‌ی دیگری برای من باز شد که جدای از آن پرونده قابل درک نیست. این پرونده ساخته و پرداخته شده تا دیگر از زبان من آنچه در آن پرونده آشکار و مسلم شد، گفته نشود.

حذف تنها در سرکوب و قتل اتفاق نمی‌افتد بلکه در تحمیل سکوت و فراموشی و تحریف تاریخ نیز دنباله می‌یابد. و تاریخ تنها گذشته‌ی ما نیست، که چگونگی آینده‌ی ما را رقم می‌زند. اگر روی حقیقت تاریخی ایستادگی نکنیم نه تنها گذشته که آینده‌ی خود را نیز به آن‌ها که حذف می‌کنند، باخته‌ایم.

هفته پیش به همراه وکیلم در این پرونده، خانم مانوش منوچهری، دو بار برای خواندن پرونده به دادگاه انقلاب مراجعه کردم. آنچه در شرح اتهام‌های من از سوی کارشناسان مربوطه نوشته شده آشکارکننده‌ی هدف اصلی شاکی در خاموش کردن صدای اعتراض و دادخواهی من است.

از جمله در اثبات اتهام «تبلیغ علیه نظام» نوشته‌اند: «متهم» با ارائه‌ی «تحلیل سیاسی نادرست»، دستگاه امنیتی را در «کشته شدن» پدرومادرش متهم می‌کند، «متهم» دستگاه قضایی را مسئول عدم رسیدگی صحیح به پرونده قتل پدرومادرش معرفی می‌کند، «متهم» «بازرسی‌ها و جمع آوری‌های» «اسناد و مدارک حزبی مربوط به فعالیت‌های پدرش» را که «تاکنون نیز پس داده نشده است» غارت سیاسی می‌خواند. (به روال معمول مادرم لابد به دلیل زن بودن حذف شده است.)

در این پرونده سفرهای هرساله‌ی من به تهران برای برگزاری مراسم بزرگداشت پدر و مادرم، نوشته‌های انتقادی‌ام درباره‌ی مشاهده‌ها و تجربه‌هایم در این سفرها، نوشته‌هایم درباره پیگیری دستبردهای پیاپی به خانه و قتلگاه پدر و مادرم در سال‌های پیش، گفتگوهای من با رسانه‌های جمعی دراین‌باره‌‌ها، دیدار با همراهان سیاسی پدر و مادرم یا عزیزانی که در مسیر دادخواهی یافته‌ام، حتی یک بار رفتن من به احمدآباد در همراهی با نوه‌ی گرامی دکتر مصدق و تعداد انگشت‌شماری از شخصیت‌های ملی نسل پیش از خودم، همگی در فهرست اتهام‌های من آمده و تبلیغ علیه نظام فرض شده است.

نوشته‌اند که من در طی سال‌های گذشته به «هشدارها و تذکرات دستگاههای اجرایی» عمل نکرده و مراسم بزرگداشت پدر و مادرم را به محل تجمع «افراد مساله‌دار داخلی» تبدیل کرده‌ام. انگار یادشان رفته است که دوازده سال از برگزاری این مراسم با همین بهانه‌ها جلوگیری کردند. چطور می‌توان کسی را متهم به انجام فعلی واقع‌نشده کرد؟

کار به آنجا کشیده که گمانه‌زنی کرده‌اند که من «اموال پدری»‌ام را شخصاً از کشور خارج کرده‌‌ام تا بعد زیر پوشش پیگیری دزدی از خانه‌ی پدر و مادرم «حرکت‌هایی» انجام دهم و لابد تبلیغ علیه نظام بکنم. راستش از چنین تخیل مخربی به شدت بهت‌زده شدم. پرسش این است که آیا چنین تخیلی در بسترسازی قتل‌های سیاسی مؤثر نبوده است؟ اگر در پرونده‌ی قتل سیاسی فروهرها و مختاری و پوینده کسانی که چنین تخیلی کرده و بر مبنای آن طرح جنایت ریخته و اجرا کرده‌اند، متهم پرونده بوده‌اند و بر ضد نظام عمل کرده‌اند، چگونه ممکن است که حالا این‌گونه تخیل کردن و تبیین آن در غالب اتهام، دفاع از نظام محسوب شود؟ آیا این به معنای بازگشت به شیوه‌های فکری و اجرایی آن متهمان نیست؟ و آیا این ممکن است بدون تحمیل فراموشی و تحریف به آن «پرونده‌ی ملی»؟

اتهام دیگرم هم همچنان «توهین به مقدسات» است. دلیل ذکرشده در پرونده یکی از کارهای هنری‌ من است که تاریخ ساخت آن ده سال پیش است و مسلماً نه به قصد توهین به مقدسات ساخته شده و نه برای آنکه تبدیل به یک شیء کاربردی شود و نه برای خلاصه شدن در شعارهای سیاسی با هر مضمون که باشند. شیء موردنظر یک اثر هنری است و نه آنچنان که در پرونده آمده «مبل راحتی» که «در نمایشگاهی در اختیار عناصر ضدانقلاب در خارج از کشور قرار گرفته».

درضمن وقتی یک کار هنری به فروش رفته و مالک دیگری پیدا می‌کند چگونگی استفاده‌ی خصوصی از آن اثر دیگر نه در اختیار هنرمند است و نه در حوزه‌ی مسئولیت و پاسخگویی او. البته توضیحات من در این مورد و استدلال‌های حقوقی وکیلم در رد این اتهام به صورت مفصل در پرونده ثبت شده است. اما قاضی دادسرا اگرچه حرفی در رد استدلال‌های ما نیاورد و هیچ پرسش تکمیلی نیز طرح نکرد، ولی این اتهام بی‌پایه و اساس را تأیید کرد و برای رسیدگی به دادگاه فرستاد.

مفاهیم اما برساخته‌ی تجربه‌ها و زندگی انسان‌ها هستند. برای من توهین به مقدسات آنجا رخ داده است که مأمور اجرای حکم قتل به اعتراف خود با ذکر یا زهرا ۲۴ ضربه‌ی چاقو به تن عزیز مادرم زده است، آن‌جا که به هنگام کشتن پدرم صندلی او را رو به قبله چرخانده‌اند، آنجا که به اعتراف خودشان وضو گرفته‌اند تا انسان‌های آزاده و شریفی را در خانه‌شان مثله کنند.

حضور در این دادگاه برای من بسیار دشوار خواهد بود. در طی ماه‌های گذشته بارها از من پرسیده‌اند یا خودم از خودم پرسیده‌ام که آیا لازم است خود را در معرض این محاکمه و عواقب آن قرار دهم. حالا اما به یقین می‌دانم که اگر نمی‌آمدم این محاکمه کمتر حساسیت برمی‌انگیخت، کمتر کسانی درگیر آن می‌شدند و در برابر آن حس مسئولیت می‌کردند، کمتر به پوچی اتهاماتی که به من می‌زنند و به انگیزه‌ی اصلی این محاکمه پی برده و فکر می‌شد، و مهم‌تر آن‌که دادخواهی ناتمام قتل‌های سیاسی کمتر به یادها می‌آمد و انگیزه‌ی حضور و تلاش می‌شد.

امسال که پس از دوازده سال سد ممنوعیت خانه و قتلگاه فروهرها در روز یکم آذر شکسته شد، موجی از همدلی و همراهی خانه را لبریز کرد، که دامنه‌اش از مرز شهر و کشور گذشت. قدر همه‌ی اعتراض‌ها و ایستادگی‌هایی را که در طی سال‌های گذشته در دو سوی حصار مأموران کردیم تا این ممنوعیت شکست، بسیار می‌دانم. حضور چشم‌گیر جوانان در این میان غافلگیرم کرد و برایم نوید فردایی شد که حق و حرمت دگراندیشان در جامعه‌ی ما پاس داشته شود.

به تماشای این جوانان هم که شده می‌ارزید که بیایم، چه آن‌ها که حضورشان در فضای مجازی تاثیرگذار شد، چه آن‌ها که کیپ هم در حیاط خانه در سکوت ایستاده بودند.

پرستو فروهر، صبح زود چهارم آذرماه ۱۳۹۶، تهران

*آن پرونده را، که از سوی مسئولان قضایی «پرونده ملی» اعلام شد، من نیز به همراه وکیل‌هایمان خوانده‌ام. همگی از آن یادداشت‌برداری کرده‌ایم. هرآنچه تا کنون در این‌باره گفته‌ام با استناد به این یادداشت‌هاست.

Boss-Shirin-Samiei.jpgرابطه ی من و رئیسم شبیه رابطه ای که سایر مرئوسین با رؤسایشان دارند، نبود و همکاری ما از همان روز اول ساخت و بافت دیگری یافت. خوشبختانه که این طور شد، چراکه اگر غیر از این می بود کار من در آن اداره دوامی نمی یافت و هردو از نعمت کشف یکدیگر و از لذت سپری کردن آن ایام خوش در جوار هم محروم می شدیم، و من نیز امروز داستانی از برای حکایت نداشتم.

اولین باری که به حضورش بار یافتم و چشمم بر او افتاد، دانستم که رئیس مورد نظر خودم را یافته ام و چنانچه دراین اداره به کار گمارده نشوم، در هیچ کجای دیگری ماندگار نخواهم شد. من از همان نگاه اول او را پسندیدم. جوان بود و باسواد، زیبا و رعنا، باهوش و زبر و زرنگ. با خود اندیشیدم، چنین موجودی بی تردید بی عقده هم هست وآدم بی عقده طبعاً حرف حساب سرش میشود. به همین خاطر، من پسندش کردم و او را به عنوان رئیس خود پذیرفتم. از دیدگاه من، نصف عمده مسئله که از قضا مهمترین بخش آن بود حل شده بود. آن نصف دیگرش، اشکال چندانی نداشت و بسته به رفتار وکردار خود من بود و در اراده و توان من، که چه کنم، چه نکنم و چگونه خود را بنمایانم تا او نیز مرا بپسندد وبه خدمت خود برگزیند.

میدانستم که از امتحانات، سربلند و سرافراز بیرون خواهم آمد. همانطور هم شد و از امتحانات سرفراز و سربلند بیرون آمدم و بلافاصله، به ریاست قشونی گمارده شدم که به دستور او زیر نظر من قرارگرفت. از همان روز اول ما مکمل یکدیگر شدیم.

آمر او بود و مجری من. خوشبختانه رئیسم با فراستی که داشت، زود دریافت که من به خاطر نشستن بر مسند قدرت و به دست آوردن مقام کسی چنگ و دندان تیز نکرده ام ومطلقًا کاری به این کارها ندارم، خمیره دیگری دارم وسرشتی دگر، چرا که از وجناتم هویدا بود برای ریاست خلق نشده ام و آنچه را که لازمه پیشرفت کار است، سوای اندکی از خودِ کار، نمی دانم.

خود من هم میدانستم که ورزشکار نیستم و پشتک و وارو نیاموخته ام، و اگر دراین میان معلقی بزنم مسلماً سرنگون خواهم شد و دست و بالم خواهد شکست. تیزهوشی و شناخت او کار مرا در آن اداره آسان کرد. آنقدر آدمها دو پشته در انتظار عنایتی، پشت در اطاق رئیس صف کشیده بودند که کس کاری به کار من نداشت. البته من هم کاری به سایرین نداشتم و سرم به کار خودم گرم بود. روزها می شد که رئیس نازنینم را نمی دیدم. می دانستم دیگران شیدا و مفتخر و دست به سینه، به گردش حلقه زده اند و لحظه ای تنهایش نمی گذارند، لابد نیازی به حضور من نمی بود که احضارم نمی کرد. اما دیری نپايید که رابطه ی من و او به خاطر یاران مشترکی که داشتیم، دگرگون شد و ُبعد دیگری یافت. دوستان، هردوی مارا به دور از چشم اغیار به ضیافت می خواندند وما بیشترِ شبها به اتفاق درمحفل انان گل می گفتیم و گل می شنیدیم. طبیعتا در بزم دوستان، جاه و مقام ناپدید می شد و از یاد می رفت.

شبها دو یار موافق بودیم و از رئیس ومرئوس خبری نبود، و روزها او حاکم بود و من در خدمت او، و کسی هم از این رابطه دوگانه و شبانه ما خبر نداشت. گاه دلی به دریا می زدیم و دو به دو، برای صرف نهار به رستوران دنجی که نزدیک اداره بود، میرفتیم و آنجا را پاتوق خودمان کرده بودیم. و اما ما دو تن، به رغم این که در یک محل خدمت میکردیم و از یک تیره و طایفه بودیم، نه انگار که همکاریم و رفیق. پنداری سرمایه دار مرفهی، «پرولتر» ناچیزی را به دنبال خود به یدک می کشد. چراکه من مدام گرسنه بودم و او سیر. من از ساعت هشت بامداد، با عمله و اکره سروکله زده، ظهر خسته و کوفته، نا نداشتم. و او چو همیشه، آراسته و پیراسته، ساعت ده صبح به اداره رسیده بود و قهوه ای نوشیده، اشتهای چندانی برای خورد و خوراک نداشت. یک روز که طبق معمول در رستوران، پس از بازی با چنگالش، بشقابش را پس زده بود، من که هنوز سیر نشده بودم، بی درنگ، بشقابم را با بشقاب او جا به جاکردم و در برابر چشمان حیرت زده اش مشغول خوردن بقیه اسپاگتی های او شدم! طاقت نیاورد و بی اختیار رو به من کرد و گفت: ــ وای ماشاالله! بنازم به این اشتهای تو! به من نگو که هنوز گرسنه هستی!

ــ چه جور هم، بخصوص امروز. میدانی، من اهل صبحانه نیستم و ظهر حتمًا باید یک چیزی بخورم والا غش میکنم. همچنان حیرت زده گفت:

ــ‌یک چیزی که چه عرض کنم! ماشاالله دو تا بشقاب غذا میخوری. اگرغش کنی مسلمًا از پرخوری است! خوشا به حالت که این همه میخوری و چاق نمیشوی.

البته نکته ای را هم باید یادآوری کنم: من پیرو هیچگونه رژیم غذايی نمی بودم، در حالی که او سخت پرهیز میکرد و از بخت نیک من، تمام لباسهای تنگ و پیراهن هايی را هم که به خیال خودش، اندامش را درشت نشان میداد، به من می بخشید، و من به خاطر این بذل و بخشش ها، صاحب مقدار زیادی از سوغاتی های فرنگش شده بودم. گنجه من پر بود از لباسهای رنگ و وارنگ زیبا، بطوری که رفقا برای رفتن به میهمانی، اغلب به سراغ من می آمدند و از من رخت و لباس به عاریه میگرفتند.

دیگر اینکه، سوای دوستان مشترک مان، نزدیکان او بیشتر دولتمرد و سرشناس بودند، و اطرافیان من، به قول خودشان مطرب و تارزن و به قول دیگران، هنرمند. روزی از روزها که با دوستی در همان پاتوق معروف خودمان نهار میخوردیم، رئیس نازنین من هم با یک تن ازملازمان رکابش سررسید. مرا دید، لطف کرد و یک راست بر سر میز ما ٓامد و در کنارمان نشست، و با ما به گفتگو پرداخت. همراه او هم که لابد ترجیح میداد به اتفاق رئیس درگوشه ی دیگری بنشیند، به ناچار در جوار ما نشست. پیشخدمت آمد، آنها دستور غذا دادند و رفت. در این هنگام رفیقی که در کار سینما بود، وارد رستوران شد، چو همیشه، ریش و پشم نتراشیده، لاتی پاتی و خمار و منگ.

جعفر، این رفیق شفیق ما، بعد از اینکه فیلم آخرش جایزه ای برد، ناگهان گل کرد. تمام روزنامه ها از او نام می بردند وکسی نمانده بود که آخرین فیلمش را ندیده باشد، حتی فرنگی مآب هایی هم که به ندرت فیلم فارسی می دیدند، به تماشای ان رفته بودند و در محافلشان از آن داد سخن میدادند. و اما با وجود یک چنین شهرتی، سر و وضعش کوچکترین تغییری نکرده بود. با رفتن چندین سفر به فرنگستان، هنوز نه «کاردن» میپوشید، نه «دیور»، اگر هم میپوشید به هر حال نمایان نبود. این رفیق ما ریشش را هم هیچوقت درست حسابی اصلاح نمیکرد. با یک چنین شکل و قیافه ای، اگر کسی او را نمیشناخت و در خیابان میدید، به خیال اینکه معتاد مفلوکی است، یا بر حالش رقت می آورد و پولی کف دستش میگذاشت و یا از او میگریخت. باری او با چنین حال و روزی، یعنی حال و روز همیشگی اش وارد رستوران شد. نگاهی به دوروبرش کرد و ما را دید، گل از گلش شکفت و یکراست به سوی ما آمد. سلامی به جمع مان کرد، و بدون اینکه ازکسی چیزی پرسد و رخصتی گیرد، یک صندلی از پشت میزی برداشت و درکنار دوستم نشست و انچنان مشغول گفتگو شد که گويی سالهاست آن دو یکدیگر را ندیده اند.

احساس میکردم چنانچه دستور غذا نداده بودند، ملازم رئیس، بی درنگ دست رئیسم را میگرفت و او را به بهانه ای، یا بر سر میز دیگری مینشاند و یا به جای دیگری میبرد. چون امکان هیچ یک از این دو کار نمی بود، بی مقدمه، شروع کرد به فرانسه حرف زدن با او، و رئیس هم ناچار به پاسخگویی به همان زبان شد، و زبان بیگانه همچو کاردی جمع ما را از میان برید به دو نیم کرد، دو دسته غریبه ای که بالاجبار، برگرد میزی نشسته بودند. عیان بود که ملازم از بودن در کنار یک چنین موجود نامرتب و پریشانی شرمنده است و میکوشد نشان دهد که چنین آدمیزادی جایی در میان گروه و طبقه اش ندارد و با او بیگانه است. زبان فرانسه را برای ترسیم مرزی بین خود و آن ناشناس به ظاهر بی سروپا انتخاب کرده بود، و سعی اش بر این، تا رئیس را هم به درون قلمرو خود بکشاند و با خود و درکنار خود بدارد.

جعفر و دوستم آن چنان غرق در دنیای خودشان بودند وگوش به کلام هم، که برایشان مطرح نبود سایرین دراطرافشان چه میگویند و به چه زبان سخن میرانند، اما مرا این فضای ناهمآهنگ خوش نیامد. به میان حرف فرانسه زبانان دویدم، جعفر را نشان رئیسم دادم و آهسته به اوگفتم: ــ انگار او را نمیشناسید. ــ نه، کیست؟ ــ جعفر، کارگردان معروف فیلِم «دیو دو سر». ــ‌ راستی؟ پس چرا زودتر نگفتی. ــ میل دارید شما را به او معرفی کنم؟ ــ آره، حتمًا. من رئیسم را به جعفر بی حال و مدهوش معرفی کردم. فورا مکالمه به زبان فرانسه قطع، و مرز بین دوگروه «متجدد » و «عامی» برچیده شد، و همه مان به گرد آن میز باری دگر یک زبان و همکلام شدیم. رئیسم را که محو سخنان جعفرشده بود، با دوستم گذاشتم و خودم با ملازمش که دمق و پکر مینمود، به اداره بازگشتیم.

و اما از رئیسم بگویم که شهرت به سختگیری داشت. همیشه منتظر بود با یک چشم برهم زدنش، کارها مطابق میل او راست و ریس شود، که البته هیچ زمان این چنین نمیشد. اما همان سان که رفت، با معرفت بود و اگر میدید اشتباهی کرده است، فوراً عذر میخواست و ادا اطوار سایر رؤسا، به ویژه، زیردستان یک طبقه پائین تر از خودش را نداشت. مرور زمان، رفته رفته مرا نیز با خلق و خوی خاص او آشنا کرد و دیگر سرزنشهای بیهوده اش را به دل نمیگرفتم. چون گاه و بی گاه، بدون آنکه ایرادی برکارم داشته باشد، نکوهشم میکرد. شاید به خاطر اینکه از یاد نبرم که او همچنان رئیس من است، بیشتر اوقات هم این ایرادها به خاطر نگرش و برخوردم با مسائل بود و این که اداری نیستم و پس از مدتها کار دراداره، هنوز اداری بودن را نیاموخته ام. البته حق با او بود، اما سرزنشش بی مورد، چراکه منش من ربطی به روند کارم نداشت و اموراداری به خواست خدا و به یاری همکاران کماکان پیش میرفت. البته، در اوایل خدمتم، گاه اتفاقات خنده داری هم از ندانم کاریهای من رخ میداد. به خاطر می آورم روزی راکه آقای صلح جو رئیس حسابداری ٓامد و گفت: باید یک آهو برای مهدکودک ابرقو بخریم. سندش حاضر است، چک خرید را امضاء کنید که هرچه زودتر آن را برایشان بفرستیم. دبیر استان امان نمیدهد و مرتب تلفن میکند. من که ازخریدن یک آهو اندکی جا خورده بودم، هنگامیکه چشمم به بهایش افتاد، یک باره هوش از سرم پرید. به او گفتم: این همه پول برای خرید یک آهو؟ با تعجب پاسخم داد: خوب بله، قیمتش همین است، و به تصویب شورا هم رسیده است. با خود اندیشیدم یقین خانمهای شورا به هنگام تصویبش مغز خر خورده بودند. با قاطعیت گفتم: من هرگز این همه پول برای خرید یک آهو نمیدهم، به جایش برای بچه های مهد کودک چیز دیگری بخرید، اگر این آهو از ختن هم آمده باشد ارزش این همه پول را ندارد. اصلآ آهو به چه دردشان میخورد؟ با بودجه محدود ما این ولخرجی ها بی مورد است. حسابدار مات و مبهوت لحظه ای به من نگریست وسپس شروع کرد قاه قاه به خندیدن.

گفت: ــ‌ نکند شما خیال کرده اید که ما میخواهیم جدا یک آهو بخریم؟ ــ پس میخواهید چه بخرید؟ خودتان میگویید آهو! ــ دوباره قاه قاه خندید و گفت: مگر شما در مجلات این آگهی را ندیده اید: عروس خیابان آهوی بیابان؟ ــ نه، یعنی چه؟ ــ خانم، آهو اسم ماشین است.

نخیر، باید اقرارمیکردم که مِن جعفرخانِ ازفرنگ برگشته که درایران نیز همچنان روزنامه Le Monde و هفته نامه N. Observateur میخواندم، این آگهی را در مجلات ایران ندیده بودم و نمی دانستم که این نوع خودروها نامشان آهوست! او رفت و مجله ای آورد و آگهی را نشانم داد. لابد کلی هم در حسابداری همگان به ریش من خندیده بودند!

ناگفته نماند که در آن ایام، کار من برای خودم بیشتر جنبه روان درمانی داشت. دردم را میدانستم و درمانش را تنها درکار می جستم. هرچه درد سخت تر، کارشدیدتر. در آن دوران، زخم هنوز ناسور بود و من بالطبع، از برای درمانِ خودم غرق درکار بودم و آگاهانه به خرکاری مشغول. به همین خاطر، به ایرادها وقع چندانی نمی نهادم، یک گوش در و یک گوش دروازه. نمیگذاشتم این سرزنشها، روزگارم را بیخود و بیجهت تلخ و خلقم تنگ کند. همچنان خودم بودم و به روال خودم گام بر میداشتم و کماکان، در راه شفای درونم تلاش میکردم، چراکه تنها به این خاطر به اداره میرفتم، نه برای رتبه ومرتبه وشنیدن آفرین واحسنت، دراین حیص وبیص، گاه ِگِرهی هم به لطف پروردگار و نفوذ رؤسا، ازکارمان گشوده میشد و ما هم شکر خدا را به جا می آوردیم و رؤسایمان را دعا! و اما رئیسم، به رغم نکوهشها، هوای مرا داشت و درآن گیر ودار مسابقه و سبقت جويی، خودش به دنبال ترفیع من بود و اجازه نمیداد حق من در این میانه پایمال شود. وگاه و بیگاه هم برای اینکه کله ام باد و هوايی بخورد و تشویق بشوم، مرا به سفرهايی میفرستاد، و هر بارکه چنین اتفاق خوشی روی میداد من به خودم از انتخاب یک چنین رئیس با معرفتی تهنیت میگفتم!

درجریان کارهای یکنواخت جاری، گاه حوادث جالبی هم رخ میداد. چه بسا چنین رویدادهایی برای سایرکارمندان عادی مینمود اما برای منی که تماشاچی بودم و از دور دستی بر آتش داشتم، جالب بود و آموزنده؛ حوادثی که قابل پیش بینی نبود و نمیدانستیم چگونه تعبیر کنیم. آیا خواسته بود یا ناخواسته؟ روزی یکی از دوستان جزو ملتزمین رکاب شد تا به همراه هیئتی به یکی ازکشورهای افریقای سیاه سفرکند. در چنین مواقعی، همیشه هدایايی برای میزبانان تهیه میشد، از نوع قالیچه، کتاب پل فیروزه، جعبه خاتم و محصولات دیگری از صنایع دستی کشورمان. چون قرار بود که هیئت، شبی نیز از میزبانان سیاه پوستش در سفارت ایران پذیرايی کند، از وزارت فرهنگ و هنر خواسته شد چند نوار محلی شاد تهیه کنند و بفرستند. آنها هم به ذوق و سلیقه خودشان آن را مهیا نمودند و ارسال داشتند. هیئت با تدارکات لازم و سلام وصلوات به راه افتاد. کشور میزبان از ایرانیان پذیرايی گرمی به عمل ٓاورد و هیئت ایرانی هم شبی میزبانان سیاهش را به شام در سفارتش خواند. نواری گذاشتند تا آنان را با آوازهای محلی کشورمان آشنا کنند. موسیقی اوج گرفت و دود از سر ایرانیان برخاست! صدای خواننده ای بلند شد که به گویش گیلکی، در جمع سیاه پوستان میخواند: «بشو بشو، تره نخوام، توسیايی تره نخوام، بیا بیا، تره خوایم، توسفیدی تره خوایم، تی خاطرخوایم ...»۱ (برو تورو نمیخوام، توسیاهی ترو نمیخوام، بیا، تو سفیدی تو رو میخوام، خاطرخواه توام) مهمانان که از ِرنگ و آهنگ این آواز بسیار خوششان آمده بود، کنجکاو بودند بدانند خواننده چه میگوید و چه می سراید، البته در آن جمع، کسی جرآت نکرد شعر خواننده را برایشان ترجمه کند و با وجود این که رسم بر این بود که نوارهای مورد پسند را هدیه کنند، این آواز بخصوص را به کسی ندادند و به همراه خود بازگرداندند.

در آن روزگارفرخنده، روزی رفیقی بزرگواری کرد و نام مرا هم در گروهی که به چین میرفت، گنجاند، رئیس نازنین من نیز اجازه سفر داد و من شاد و شادمان عازم آن دیار شدم. هر زمان که پا به یکی از این کشورهای اختناق زده دنیا می نهادم، بی اختیار از خود می پرسیدم: چرا حکومت مانع سفر ایرانیان به این کشورها میشود؟ چه بساکه چنین سفرهایی سبب میشد ملت قدر عافیت را بداند و به مصداق در جهنم مارهاییست که به عقرب پناه میبرند، مردم هم با دیدن این نوع حکومتها احتمال داشت که به عقربشان دل خوش کنند و بیهوده به دنبال مارهای خوش خط و خال به راه نیفتند. ان دوران، دوران «مائو»ای بود که جوانان در خارج از چین آن همه سنگش رآ به سینه می کوفتند. باری ما به پکن رسیدیم و به محض ورود، کتاب معروفش را به دست هر یک از ما دادند و وارد مهمانسرای بزرگ ویژه خارجیها شدیم که در هر طبقه اش، در راهرو، میزی نهاده بودند که یک ِبپای ترش رویی هم پشتش نشسته بود و مراقب مسافران آن طبقه، که دست از پا خطا نکنند. از بخت بد، اتاق من نه تنها پنجره اش باز نمیشد بلکه طوری بود که از ورای ان بیرون را هم نمیدیدم، گویی در زندان بسر می بردم و از خود می پرسیدم در آن سوی پنجره چه خبر است که این سان از دیده نهانش میدارند. هراسان بیرون دویدم که هر طور شده جا به جا شوم. به من قول دادند فردای آن روز اتاقم را عوض کنند و من ناچار شب را در همان محبس بی روزن سرکردم.

از فردای ورودمان، برنامه های بازدید آغاز شد. صبح کله سحر به راه می افتادیم و شب آش ولاش باز میگشتیم، و به نطق و خطابه هایی که بر سر میز شام رد و بدل میشد و به دور پیشرفت و ٓازادی در کشور آنها و دوستی بین دو کشور میچرخید گوش فرا میدادیم و دیر وقت می خوابیدیم. تنها از پشت شیشه ی اتوبوسهایی که ما را برای بازدید از مکانهای مختلف میبرد، میتوانستیم مردم کوچه بازار را تماشا کنیم که با کنجکاوی به ما مینگریستند؛ راهنمایی هم مدام مراقب ما بود. ناگفته نماند که در دانشگاه پکن نیز که خود شهری در شهر پکن است، محض رضای خدا یک دانشجو ندیدیم که با او به گفتگو بنشینیم، به ما گفتند همه شان برای تعطیلات به منازل خود رفته اند! ده روزی از این برنامه گذشته بود، شبی پس از صرف شام، من كه خسته تر و کوفته تر از روزهای پیش بودم، به نزد آدم نازنینی که مسٔول روابط عمومی هیئت ما بود و ضبط و ربط مان میکرد، رفتم و از او خواستم مرا از بازدید فردا معاف دارد. دلیلش را پرسید، گفتم: راستش دیگر نای گشت وگذار ندارم، میخواهم فردا تمام روز تخت بخوابم و همین جا بپلکم. گفت: حیف است با ما نیایید، برنامه فردا خیلی جالب است، به دیدار دیوار معروف چین میرویم. گفتم: از خیر هر چه دیوار است میگذرم. هزار بار فیلمش را دیده ام. باورکنید هیچ دیواری جای خواب صبح فردای مرا نمی گیرد. خندید و گفت: هر طور میل شماست. از او خداحافظی کردم و به اتاقم رفتم، و آماده خوابیدن شدم. تازه به درون رختخوابم خزیده بودم که شنیدم آهسته به در اتاقم میکوبند. در را بازکردم و دیدم همان آدم نازنین پشت در است. به من گفت: ببخشید مزاحم شدم، هرچه فکر میکنم می بینم صلاح نیست شما فردا تنها بمانید، برای هردوی ما اسباب زحمت میشود. هیچکس باور نخواهد کرد که شما مانده اید که فقط بخوابید و استراحت کنید. البته من باور میکنم ولی دیگران باور نخواهندکرد. هم امنیتی های هیئت ما و هم چینی ها مشکوک خواهند شد. منکه دلم را برای یک روز خوش تنبلی صابون زده بودم، از هم وا رفتم و با ناامیدی گفتم: مشکوک چی؟ این جا که نمیشود دست از پا خطاکرد. ــ ملاقات که میشود داشت، اینها هزار جور فکر و خیال میکنند. ــ به شما قول میدهم که از هتل پا به بیرون نگذارم. ــ نه خانم جان بهتر است از خر شیطان پایین بیایید و کار دست ما ندهید. ما فردا ساعت پنج حرکت میکنیم، من چهار و نیم صبح شما را بیدار خواهم کرد. ً ــ پس لطفا ده دقیقه به پنج بیدارم کنید. ــ میدانید که سر ساعت به راه میافتیم و نمیتوانیم معطل بشویم. ــ میدانم، به شما قول میدهم سر ساعت پنج درون اتوبوس نشسته باشم.

گذارمان به شانگهای افتاد، هنگامی که دیگران سرگرم خرید در مغازه ی ویژه خارجیان بودند، به یک تن از راهنمایان گفتم: عوض معطلی درکنار خیابان میخواهم پیاده به مهمانسرا بازگردم، ازوقتی که رسیده ایم پیاده روی نکرده ام و شدیدآ نیاز به ان دارم. کمی مِن و ِمن کرد و گفت: ــ راه دور است، خسته خواهید شد. گفتم: ــ نگران نباشید، من عادت به راه رفتن دارم. از او ابرام و ز من اصرار، خلاصه کلی چانه زدیم و او گفت باید از رئیس اش اجازه بگیرد. رفت و آمد و گفت: نمیتوانم تنها بروم و او هم باید همراه من بیاید.گفتم: هیچ اشکال ندارد، و دو به دو در خیابانهای شهر به راه افتادیم و ازکنار کوچه های تنگ و باریکی گذشتیم که از این سو به آن سویش رخت های شسته آویخته بود. من برای اولین بار در این سفر، سیاحت دل سیری کردم و توانستم ساعتی از کنار حقیقت زندگی روزمره مردم آن دیار بگذرم. پس از نیم ساعت راه پيمايي، همراهم شهامت یافت و شروع به پرس و جوکرد در باره خارج و نحوه زندگی مردم، به ویژه چینی ها، درکشورهای دیگر. در پایان سفر، درکانتن، باری دگر شبی از مسئول روابط عمومی هیئت مان خواستم که اجازه دهد برای صرف شام نروم، در اتاقم بمانم که موهایم را بشویم و زود بخوابم. این بار مانعی ندید و اجازه داد. من هم به اتاقم رفتم. مدتی زیر دوش ماندم و خستگی راه را از تن زدودم. سرم را شستم، داشتم خودم را خشک میکردم که به در اتاقم کوفتند. فرصتی نبود، حوله ای به دور خود پیچیدم و در را گشودم. شگفت زده، مسؤل مربوطه را دیدم که شتاب زده گفت: ــ لطفآ عجله کنید، ببخشید، من اصلآ حواسم نبود، شما امشب حتمآ باید برای شام حضور داشته باشید چون جای شما سر میز، درکنار شهردار این شهر است. ــ با این موهای خیس! یک نفر دیگر را عوض من سر میز شهردار بنشانید. ــ مگر میشود. ــ چرا نمیشود، او که مرا نمیشناسد. ــ چه حرفها میزنید، شما انتخاب شده اید، راهنماها که شما را میشناسند، اگر نیایید خیلی بد میشود. همه توی اتوبوس نشسته اند و منتظر شما هستند. من ده دقیقه مهلت خواستم و حرکت را به تعویق انداختم که شما خودتان را برسانید، خواهش میکنم عجله کنید. من هم تند و تند خودم را خشک کردم و لباسی بر تن. موهای خیسم را در دستمالی پیچیدم و دوان دوان، برای صرف شام با شهردار شتافتم.

به هنگام خروج ازکشور چین، در فرودگاه تنها درکنجی نشسته بودم و کتابی را ورق میزدم که یکی از راهنمایان آمد و درکنارم نشست. هنگامیکه مطمٔن شد من و او تنهاییم وکسی به حرفمان گوش نمیدهد، جراًتی یافت و سٔوال پیچم کرد، از ناگفتنی ها پرسید، مطالب ساده ای که در آن دیار مطرح کردنش ظاهرآ جایز نمی بود. گویی در بی خبری مطلق بسر میبردند و سوای کتاب مائو و تبلیغات حزبی، خواندنی دیگری در دسترس شان نبود.

در آن روزگارکشور ما چهار نعل به سوی تمدن بزرگ می تاخت و ارج نهادن به زنان پسندیده بود و نشانه تمدن وروشنفکری گردانندگان چرخ حکومت. روزی دری به تخته خورد و یکی از همکاران ما به مقام شامخی ارتقاء یافت. همگی از این رویداد شاد و شادمان شدیم و به او تهنیت گفتیم، اما چشمتان روز بد نبیند که این آدمیزاد، بعد از ترفیع مقام، آن چنان دگرگون شد و باد کرد که بادش با سوزن که هیچ، با جوال دوز هم خالی نمیشد، بطوریکه رئیس ما را هم به زور تحویل میگرفت چه رسد به خود ما. اما خوشبختانه طولی نکشید رئیس ما به مقام شامختری نایل شد و باد آن دیگری خود به خود خوابید. کارمندان اداره، جملگی خرسند از یک چنین رخداد فرخنده ای سر برافراشتند، شادی ها کردند و به یکدیگر تبریک گفتند، بعد هم سرشان را به زیر افکندند و مشغول کار خود شدند. و اما بادمجان دور قاب چین ها در این فکر، که چه سان داستان را مهم تر از آن چه که هست جلوه دهند. دستورالعمل صادرکردند که از این پس در حضور و غیاب یک چنین مقام عالی رتبه ای باید چنین و چنان کرد و بدین شیوه سخن گفت. دست به سینه ایستاد و دست از پا خطا نکرد. و رئیس نازنین ما از امروز به فردا تبدیل به هیولای ترسناکی شد و غوغايی پشت سرش برپاکردند که بیا و ببین. همه به جنب و جوش افتادند که چه کنیم، چه نکنیم، چرا و از برای چه؟ و صفا از آن میان برخاست. سرهیچ و پوچ، قمر در عقرب شد و آب و هوای اداره ی ما مغشوش. در این گیر و دار، امر بر تعدادی ازکارکنان نیز مشتبه شد، به این خیال که آنها هم به همراه رئیس، ترفیع مقام یافته اند. از جمله مستخدم در اتاق او هم آمد و تقاضای اضافه حقوق کرد که من از این پس حافظ جان یک چنین شخصیت شاخصی هستم و مواجه با خطر! مقام عالیرتبه هم بی خبر از آتشی که بیخود و بی جهت پشت سرش افروخته بودند، همچنان به رتق و فتق امور مشغول بود و سرش به کار خودش گرم، تا اینکه خوشبختانه، دفتر کار او به محل دیگری انتقال یافت و سر و صداها خوابید، و ما خلاص شدیم. همانطور که رفت زنان را به هر شغل و مقامی میخواندند، از جمله شماری هم در شهربانی، در اداره راهنمایی و رانندگی استخدام شدند. درکشور سوییس، زنانی را دیده بودم که به تنهایی بر سر چهاراه ها برای بر قراری نظم در رانندگی ایستاده بودند و راننده ای هم جرآت تخلف و سرپیچی از فرمان شان را نداشت. در حالیکه در تهران، هیچگاه آژدان زنی را تنها بر سر چهارراهی نمی دیدید، همواره یک پاسبان مرد درکنارش ایستاده بود و اغلب یک افسر راهنمایی هم درگوشه ای، مبادا که گزندی به وجود مبارکش برسد. و راننده بی اختیار از خود میپرسید: پس این زن چه کاره است و در این خیابان چه میکند؟ اگر به تنهایی از پس اینکار بر نمیٓاید چرا او را به یک چنین سمتی گمارده اند؟ چرا او را پشت میزی نمی نشانند که لااقل دفتر و دستک شان را تنظیم کند و نیازی نباشد که دو نفر دورش بگردند و مراقب او باشند. بعد از ظهر روز جمعه ای که از جاده قدیم شمیران میگذشتم، نزدیک قلهک، تراکم ماشینها بیش از همیشه بود. با خود اندیشیدم: لابد تصادفی رخ داده است. هنگامیکه پس از معطلی زیاد، به چهارراهی رسیدم، برای اولین بار خانم آژدانی دیدم که زیبا و رعنا بود و راهبندان به خاطر او! رانندگان جملگی محو تماشای او بودند و سرشان به متلک پرانی گرم. شاد و شادمان از دیدار یک چنین صنمی، میخندیدند و قربان صدقه اش میرفتند و از جایشان تکان نمیخوردند! طوری میخکوب شده بودند که پاسبان و افسر راهنمایی که هیچ، نیاز به فوجی سرباز بود که بتوان از پس شان بر آمد و تکان شان داد!

صحنه جدآ تماشایی بود و خنده دار. و اما در همان کشور، در جاده قزوین به رشت، شیر زنی به تنهایی قهوه خانه ای را میچرخاند. نه اونیفورمی بر تن داشت و نه محافظی درکنار. جوان بود، ریزه اندام و لاغر و نحیف، اما پرجذبه و تند و تیز و جسور. در آن کنج دور افتاده، برای حفظ احترام خود و پذیرایی از مشتریانش نیازی به کسی نداشت و خود به تنهایی از پس همه شان بر می آمد. بیشترین مشتریانش مرد بودند، متشکل از راننده و شاگرد راننده. این زن در میان شان آن چنان می چرخید و فرمان میبرد که هیچکس جراًت هیچگونه جسارتی را به او نداشت.

ادامه دارد

خبرنامه گویا، اما تامپسون، بازیگر مشهور بریتانیایی و برنده دو جایزه اسکار روز شنبه پیشتاز تظاهراتی در دفاع از نازنین زاغری در لندن شد. به گزارش تلگراف، خواسته شرکت کنندگان در این تظاهرات این بود که دولت بریتانیا تلاش بیشتری برای آزادی زاغری بکند. شرکت کنندگان همچنین از اظهارات بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا که به گفته آنها، باعث بدتر شدن وضعیت نازنین زاغری شد، انتقاد کردند.

تامپسون در این تظاهرات خطاب به وزیر امور خارجه گفت: "اگر من با سینه پهلویی که دارم می‌توانم از تختم بیرون بیایم و برای دفاع از نازنین به اینجا بیایم، وزیر امور خارجه هم می‌تواند سوار هواپیما شود و به تهران برود و مشکلی را که خودش بدتر کرده حل کند."

photo_2017-11-25_11-51-27.jpg

نازنین زاغزی روز سوم آوریل ۲۰۱۶ (۱۵ فروردین ۱۳۹۵) در فرودگاه امام خمینی تهران بازداشت شد و در دادگاه به پنج سال حبس محکوم شد. ماه گذشته اتهامات جدیدی علیه او مطرح شد و قرار است او دوباره در تاریخ ۱۹ آذر دادگاهی شود. بوریس جانسون در اظهاراتی درباره زاغری گفته بود که او پیش از بازداشت شدن به روزنامه نگاران آموزش می‌داد. بسیاری از این اظهارات جانسون انتقاد کرده بودند و مدعی شده بودند که اظهارات وی باعث بدتر شدن وضعیت زاغری شده‌است.

iranChildSoldier_11252017.jpgرادیو زمانه - واحد مرکزی خبر تلویزیون دولتی ایران ویدئویی را از حضور یک سرباز ۱۳ ساله ایرانی در جمع مدافعان حرم منتشر کرده است.

مدافعان حرم نامی است که ایران بر سربازان اعزامی خود به جنگ داخلی سوریه نهاده.

در این ویدئو این کودک خود را نوجوانی ۱۳ ساله از اهالی مازندران معرفی می‌کند. سرباز ایرانی دیگری او را خردسال‌ترین سرباز ایرانی در سوریه می‌خواند.

این کودک‌سرباز ۱۳ ساله می‌گوید تحت تأثیر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران به سوریه آمده و نسبت به خطر کشته‌شدن آگاه بوده است. او می‌گوید «شهادت افتخار است.»

این ویدئو در منطقه بوکمال (ابوکمال) ضبط شده است.

پس از بیرون‌راندن گروه «دولت اسلامی» (داعش) از شهر بوکمال، قاسم سلیمانی به علی خامنه‌ای، رهبر ایران نامه نوشت و «پایان کار داعش» را به او تبریک گفت.

به کار گرفتن کودک‌سربازها بر خلاف کنوانسیون‌ها و مقررات بین‌المللی است. طبق اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی، آموزش و اعزام سربازان زیر ۱۵ سال به جنگ جرم جنگی است.

ایران پیش از این نیز به اعزام کودک‌ـ‌سربازان افغان به جنگ سوریه متهم شده بود.

به گفته دیدبان حقوق بشر، جمهوری اسلامی ایران کودکان مهاجر افغانستانی را به جنگ سوریه اعزام می‌کند. این سازمان حقوق بشری نشان داده که در میان کشته‌شدگان افغانستانی جنگ سوریه کسانی هستند که در لحظه مرگ ۱۴ سال سن داشتند و اکنون در ایران به خاک سپرده شدند.

بوکمال یکشنبه ۲۸ آبان / ۱۹ نوامبر از داعش بازپس گرفته شد. ناظران جنگ سوریه بوکمال را یکی از مهم‌ترین اهداف ایران در نبرد با داعش در دیرالزور می‌دانستند و مدعی بودند که در صورت تصرف آن به دست نیروهای سوری و شبه‌نظامیان وابسته به ایران، مسیر بین بغداد و دمشق در کنترل شبه‌نظامیان شیعه خواهد بود.

mehrdad_alikhani_11252017.jpgرضا حقیقت‌نژاد - ایران وایر

شنبه ۳۰ آبان ۷۷ داریوش فروهر، وزیر کار دولت موقت و دبیرکل حزب ملت ایران و همسرش پروانه اسکندری، در منزل شخصی شان واقع در خیابان هدایت تهران با ضربات کارد کشته شدند. این ماجرا سرآغاز برخی قتل های سیاسی در ایران بود؛ محمد مختاری و محمدجعفر پوینده هم قربانی شدند.

۱۵ دی ۱۳۷۷ وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد «تعداد معدودی از همکاران مسئولیت ناشناس، کج اندیش و خودسر این وزارت» عامل قتل ها بوده اند. در جریان رسیدگی به این پرونده، ۲۳ نفر از عوامل اطلاعاتی بازداشت ولی برای ۵ نفر از آنها کیفرخواستی صادر نشد. دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۸ نفر، حدفاصل سوم تا ۳۰دی۷۹ برگزار شد. یکی از مشهورترین متهمانی که بر اساس رای شعبه یک دادگاه نظامی تهران محکوم شد، مهرداد عالیخانی بود. او به «جرم آمریت و صدور دستور چهار فقره قتل، به چهار بار حبس ابد» محکوم شد.

مهرداد عالیخانی، متولد ۱۳۴۰، با نام مستعار صادق مهدوی در اداره «چپ نو» زیرمجموعه معاونت امنیت وزارت اطلاعات کار می کرد. بر اساس یک فایل افشاشده از اعترافات مهرداد عالیخانی او از ۱۲آبان۶۱ با نهادهای اطلاعاتی ایران همکاری داشته است. به روایت سعید امامی، متهم اصلی قتل های زنجیره ای که در زندان خودکشی کرد، عالیخانی «از سن ۱۷-۱۸سالگی، درگیر بازجویی بوده است.»

عبدالله شهبازی، مورخ در گزارشی که ۱۷اردیبهشت۸۷ منتشر شد، مهرداد عالیخانی را چنین معرفی کرد: « به جناح راست منتسب بود و نزديک‌ترين روابط را با سعيد امامي داشت، حتي در زماني که سعيد امامي در مقام مشاور وزير از مسئوليت‌هاي اجرايي معاونت امنيت برکنار بود.» او مدعی شده برخی اقوام عالیخانی در زمان شاه روابط نزدیکی با سرويس‌هاي اطلاعاتي بريتانيا و اسرائيل داشتند و به نقل از حسين شريعتمداري در سرمقاله ۸ بهمن۸۱ روزنامه کيهان آورده مهرداد عاليخاني با مسعود عاليخاني، عضو برجسته شبکه موساد در ايران، خویشاوندی نزدیک داشت. این ادعاها در سال های بعد هم تکرار شده، از جمله در یادداشت ۱۸مرداد ۹۴ روزنامه کیهان که مهرداد عالیخانی را عامل اسرائیل معرفی کرده است.

ettt444545.jpgگفته می شود نفر دوم در سمت چپ آیت الله خامنه ای مهرداد عالیخانی است

این اشارات اما چرا مهم است؟ برخی نویسندگان از جمله آقای شهبازی، بخش هایی از جلسه خصوصی سران قوا در حضور آیت الله خامنه ای که را منتشر کرده اند که شنبه اول تیرماه ۷۹ برگزار شد. در این جلسه، سران وقت سه قوه (خاتمی، ناطق نوری و محمد یزدی)، هاشمی رفسنجانی (رئيس وقت مجمع تشخیص)، یونسی (وزیر وقت اطلاعات)، نیازی (رئيس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح) و سه نفر از مسئولان پرونده حضور داشته اند. در بخشی از این جلسه، آیت الله خامنه ای گفته: «به نظرم باید تمام نیرو را روی صادق [مهرداد عالیخانی] متمرکز کنیم ... صادق نفوذ کرده است. این نفوذی است. یکی از سررشته هایی که می توانید بروید جلو این آقاست و خیلی مهم است. این تیپ کار که انجام داده، جمع آوری کرده، خانه امن و تشکیل نیرو در آلمان داده، این کار یک سرویس است. برای ما که این کارها را نکرده، پس برای یک سرویس کرده که باید بگردید دنبال آن.»

akbarkhospoosh_112217.jpg

می‌دانم چه کسی دستور قتل‌های زنجیره‌ای را داد ولی نمی‌گویم

سرویس سیاسی انصاف نیوز: نوزده سال از جریان قتل‌های زنجیره‌ای گذشته است و هنوز ناگفته‌ها و پرسش‌های فراوانی از این ماجرا وجود دارد که هر ساله از تریبون‌های مختلفی مطرح می‌شود، برخی جواب می‌گیرد و برخی همچنان بی‌پاسخ می‌ماند و می‌رود تا به بهانه‌ی سالگرد بعد که بلکه مطرح شوند. یکی از نام‌هایی که در آن دوران بر سر زبان‌ها افتاد و هنوز در دسترس است، «اکبر خوشکوشک» است. مردی که در آن دوران به عنوان یکی از دست‌اندرکاران این قتل‌ها مدتی بعد از دستگیری سعید امامی و دست اندکاران قتل‌ها بازداشت شد و گمانه‌زنی‌های بسیاری را ایجاد کرد. خوشکوشک که سه، چهار سال پیش به ناگهان در انظار ظاهر شد و پس از چهارده سال لب به سخن و پاسخگویی گشود، می‌گوید که در آن ماجرا بی گناه بوده است. او همچنین از مسایل دیگری سخن به میان آورد که همگی از او چهره‌ای امنیتی ساخته که اتفاقا ابایی از حضور عمومی و رسانه‌ای ندارد، الا عکسی از خود که موافق انتشار آن نیست.

انصاف نیوز در نوزدهمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر، که سالگرد قتل‌های زنجیره‌ای هم شناخته می‌شود، با اکبر خوشکوشک، از نیروهای امنیتی وقت وزارت اطلاعات به گفت‌وگو نشسته است. البته این گفت‌وگوی یک ساعت و نیمه تنها محدود به قتل‌های زنجیره‌ای سال ۷۷ و دستگیری و پخش فیلم‌های بازجویی او نشده و درباره‌ی برخی مقاطع تاریخی دیگر و بزنگاه‌هایی است که ایران با آن مواجه بوده است.

متن این گفت‌وگو که جمعه‌ی گذشته انجام شده است، در پی می‌آید:

khoshkoosh_11232017.jpgدسترسی آمریکا و اسراییل به کشور، اندازه‌ی عربستان و امارات نیست

انصاف نیوز: وضعیت امنیتی کشور را در حال حاضر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اکبر خوشکوشک: اینکه شما می‌پرسید وضعیت امنیتی ما چگونه است، ابتدا باید تقسیم بندی کرد. ما یک امنیت داخلی داریم و یک امنیت خارجی. اگر امنیت داخلی را بخواهید در نظر بگیرید، خود بخش‌های مختلفی دارد؛ امنیت اجتماعی و اقشاری دارد، امنیت سیاسی دارد، ضد جاسوسی دارد، این‎‌ها در داخل و جزء امنیت داخلی محسوب می‌شوند. امنیت خارجی هم که به بخش خارجی و بین‌المللی ما مربوط می‌شود؛ حریف‌ها و سرویس‌های خارجی که دارند روی ما کار می‌کنند. هیچ سرویسی در دنیا نیست که نخواهد از جمهوری اسلامی ایران خبر بگیرد.

حالا شما مثلا بگویید که کسی مثل آقای پوتین که ارتباط خوبی هم با کشور ما دارد؛ روس‎ها هم دارند این‌جا روی ما کار می‌کنند، چینی‌ها کار می‌کنند، کره‌ی شمالی کار می‌کند، کره‌ی جنوبی کار می‌کند، کل اروپا کار می‌کند، کشورهای منطقه‌ی خلیج فارس دارند کار می‌کنند، اسراییل دارد کار می‌کند؛ یعنی هیچ‌کس نیست که روی ما کار نکند.

+ خب به خاطر اهمیت ایران است

_ به‌خاطر اهمیت ایران و به‌خاطر اینکه ما جایی قرار گرفتیم و پلی هستیم بین غرب و شرق. شما به لحاظ اقلیمی نگاه کنید؛ از یک طرف به اروپا، از شمال به خزر و روسیه، از پاکستان و افغانستان به شرق، از سوی دیگر به خلیج همیشه فارس.

یک وقتی تزارها به د‌نبال آب‌های گرم بودند، که بتوانند ایران را اشغال کنند. هنوز که هنوز است، روس‌ها می‌خواهند این آبهای گرم را داشته باشند. حالا یا با دوستی که البته الان که دیگر دنیای بگیر و ببند نیست، دنیای دوستی است تقریبا.

از نظر داخلی هم که کشور امارات دارد بیشترین کار را روی کشور ما می‌کند. بعد از آن کشور عربستان است، یعنی اگر شما بیایید و الان بگویید که دشمن شما‌ره‌ی یک ما آمریکا و اسراییل است، آنها آنقدر دسترسی‌هایشان مثل عربستان و امارات نیست. ما رفت و آمدهای خاصی را، چه توسط مردم - در قالب توریست - و چه دولتی‌ها، داریم. مثلا من یادم است که رفته بودم باشگاه ایرانیان، یک شب دوستان دعوت کردند که آن‌جا بخوابیم و صبح از آن‌جا برویم آفریقا؛ آن‌جا مدیرش منبع خبری سرویس اطلاعاتی امارات بود، رابط وی هم در آن‌جا بود؛ ما خیلی از امارات لطمات خاصی را خوردیم.

داستانی را برای شما تعریف کنم، این داستان هرچند برای ۳۰ سال پیش است اما خیلی آموزنده خواهد بود که لازم است مردم این کشور آن‌را بدانند. اینکه آن‌چه مرحوم امام و مقام عظمای ولایت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای راجع به سربازان گمنام امام زمان می‌گویند، چیز پرتی نیست. یک چیزهایی می‌بینند و می‌بینند که جز امام زمان کسی دیگر نمی‌تواند به این شکل کمکی کند.

+ الان چه‌طور است؟

_ الان، ببینید، بدنه‌ی اطلاعات هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند. تغییر کننده در وزارت، فقط وزیر اطلاعات است. وزیر اطلاعات تغییر می‌کند؛ امکان دارد آن معاون را بردارند، می‌شود مشاور و آن مدیر کل را بگذارند جای آن معاون. یعنی این طور نیست که فی المثل بروند از ارتش، سپاه و یا نیروی انتظامی، معاونی بیاورند. تا الان شما نگاه کنید! از زمانی که تشکیلات وزارت اطلاعات از مهر ماه سال ۶۳ تاسیس شد، از دادستانی انقلاب، اطلاعاتی‌های‌شان آمدند، از کمیته‌ی انقلاب اسلامی، از سپاه، از نخست وزیری، حراست‌ها و ... همگی آمدند. این فرایند در سران سه قوه تصویب شد که کلا اطلاعات تجمیع پیدا کند و بیاید زیرنظر وزارت اطلاعات؛ قانون تاسیس وزارت اطلاعات هم به این موضوع اشعار داشت. کادرهای بزرگی پیوستند؛ هم داخلی، هم کادرهای ضدجاسوسی، هم خارجی، همه آمدند و تجمیع شدند. آن‌جا دسته بندی شد به معاونت مردمی، معاونت خارجی، معاونت ضد جاسوسی، معاونت امنیت؛ برای همه‌ی پست‌ها، ظرف تشکیلاتی مشخص شد و هرکسی نقش خود را پیدا کرد.

اکبر خوشکوش را بهتر بشناسیم:

+ بفرمایید

_ یک آقایی بود به نام « ابوعلی مولا»، ایشان شیعه بود و وابسته‌ی اطلاعاتی صدام بود در استانبول. او با کمک منافقین، کسانی را که خانواده‌های اسرا بودند را می‌آورد به ترکیه؛ این آقا در ترکیه با یک پاسپورت دیگری این‌ها را به عراق می‌برد، بچه‌هایشان را ملاقات می‌کردند و به ترکیه باز می‌گشتند و پس از آن می‌آمدند ایران. ضدجاسوسی ما یک آقایی هست که، شاید اسمش را خودش صلاح نداند که من بگویم، «شهید ستاری» یک‌وقت به او گفته بود که باید مجسمه‌ی شما را با طلا ساخت، سر یک موضوعات دیگر؛ مثلا «آقا بهزاد»، فقط می‌توانم بگویم آقا بهزاد، ایشان در بخش ضد جاسوسی بودند، می‌آیند و در می‌آورند که این آدم، آدمی است که دارد هم خانواده‌های اسرای ما را به آن‌سو می‌برد و اطلاعاتشان را می‌گیرد و هم این‌ها را منبع کرده است در داخل کشور و به آنها می‌گفت که اگر خواستی دفعه‌‍‌ی دیگر بیایی و بچه‌ات را ملاقات کنی، دنبال این چیزها باش. مثلا اگر اقوام ارتشی داری، اقوام اطلاعاتی داری، اقوام سیاسی، امور خارجه‌ای داری، این اطلاعات را جمع کن و بیاور.

یکی از مدیران ارشد ضدجاسوسی ما بلند می‌شود و به عنوان یک مهندس می‌رود به سرکنسولگری عراق در ترکیه و می‌گوید که من یک همچین اطلاعاتی دارم؛ آن آدم را شناسایی می‌کند و این پروژه‌ای بود که آن موقع امام و مسوولان کشور از آن حمایت کردند. این موضوع مثل توپ ترکید که مدیرکل ارشد ضدجاسوسی وزارت، بلند می‌شود و می‌رود و وصل شود به افسر اطلاعاتی ارشد عراقی. با آن پروژه، دیگر نه تنها جلوی آن کار گرفته شد؛ بلکه بالعکس شد. یعنی خانواده‌های شناسایی شده که برای ملاقات بچه‌هایشان به ترکیه و بعد بغداد و یا موصل می‌رفتند، یک کار دوبل کردند و از این کار به بعد سیستم اطلاعاتی عراق واقعا دچار شکست اطلاعاتی شد. چون‌که ما اعتقاد نداشتیم که کاری با این آدم داشته باشیم، تا دقیقه‌ی آخر هم این آدم حضور داشت. بعد رفت پاکستان و بعد هم به ایران آمد و رفت. جنگ خلیج فارس که شد، آمد ایران و رفت و ما هم کاری با او نداشتیم. اما ببینید! اطلاعات یعنی این. ببینید ضدجاسوسی ما چقدر قوی بود.

سازمان منافقین الان در چنگ ما است

داستان شش نفوذی، ۵۲ اعدام و دو دزدیده شده

+ سوالم این است که درحال حاضر وضعیت امنیتی کشور چگونه است؟

_ این چیزی است که الان داریم فخر می‌فروشیم به دنیا. الان شما نگاه کنید؛ در پاریس، در لندن، در نیویورک، در منهتن نیویورک، یعنی در همه جای دنیا، الان داعش دارد یا با چاقو، یا با خودرو یا با بمب گذاری و تیراندازی، در تمام دنیا عملیات تروریستی می‌کند؛ در تمام دنیا، حتی در فیلیپینی که ته آسیای شرقی است، یا در روسیه؛ شما نگاه کنید، این گروه تکفیری - اسراییلی «داعش» پیدا شد و تمام آن ساخته شده است برای مقابله با اسلام پویا و مدرن، برای حزب‌الله لبنان، عراق، سوریه و ایران. اگر نگاه کنید می‌بینید که تا دیاله هم آمده بودند. دیاله مرز ما با عراق است.

شما نگاه کنید در کشور ما یک اتفاق بسیار کوچکی افتاد، همین معدوم «سریاس صادقی» که در حرم امام خودش را منفجر کرد؛ آن‌هم الحمدالله یک افسر شجاع و با غیرت نیروی انتظامی دوتا گلوله به او شلیک می‌کند و بعد او خودش را منفجر می‌کند. یعنی واقعا باید از «سردار اشتری» و نیروهایش تشکر کرد که خیلی محکم در این موضوع ایستادند. این یک خبط اطلاعاتی بود، چون خود آقای سریاس صادقی را قبلا گرفته بودند و با ۲۰۰ تومان آزادش می‌کنند؛ ایشان تبلیغات برای داعش می‌کرد.

ببینید ما الان امنیتمان در این کشور نمره‌اش بسیار عالی است. ما در امنیت، حرفه‌ای شده‌ایم؛ یعنی در ضدجاسوسی، در امنیت کشور، در امنیت خارجی‌، در جمع آوری اطلاعات، در همه‌ی موارد دارای رتبه‌ی بالا هستیم. الان یکی از عوامل خیلی خوب ما همین سازمان منافقین هستند، یعنی بالعکس شده است! در کارهای خارجی به ما خیلی کمک می‌کنند. یعنی واقعا دارند کار می‌کنند. آمریکایی‌ها به آنها پول می‌دهند، عربستان به آنها پول می‌دهد، احساس می‌کنند که دارند برای آنها کار می‌کنند، اما همه‌شان الحمدلله الان تحت سیطره هستند. می‌خواهم بگویم که ما آن‌قدر نفوذمان قوی و عالی است که سازمان منافقین الان در چنگ ماست.

من یک گریزی بزنم؛ آن‌قدر امنیت ما در این کشور بالا است که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها آمده‌اند و می‌خواهند که سازمان منافقین را از آن گروه تروریستی خارجش کنند. می‌گویند این‌ها که ده سال دیگر هم ترور و این‌ها نمی‌کنند، اما آدم‌کش‌هایشان را باید حذف کنیم. شما الان نگاه کنید و ببینید که از داخل خود سازمان منافقین ۶۰ نفر را از کادری‌های بالا گرفتند، شصت نفر را از اشرف گرفتند و باقی را از لیبرتی. هشت نفر از خودشان می‌آیند و ۵۲ نفر را اعدام می‌کنند، در خود اشرف؛ دو نفر از آن گنده‌ها را هم می‌دزدند و با خودشان به ایران می‌آورند. یعنی از شصت نفر، شش نفرشان آدم ما بودند که ۵۲ نفر را اعدام می‌کنند و دوتا از گنده‌ها را هم می‎‌دزدند و می‌آورند ایران.

این نفوذ و امنیت را شما نگاه کنید! امنیت فقط در داخل نیست؛ شما می‌آیی نفوذ می‌کنی در قرارگاه اشرف، ۵۲ نفر را، منافقین خودشان می‌کشند، بعد می‌آیند دوتا از اعضای بلندپایه‌ی سازمان را هم می‌دزدند و بعد می‌آیند ایران.

کلاهی کجاست؟ کشمیری کجاست؟!

+ شما چند مورد «نفوذ»ی را هم قبلا مطرح کرده بودید، از جمله کسانی را در رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور.

_ بله! از این موارد، زیاد است که تشریح آن به لحاظ امنیتی امکان پذیر نیست. البته بنده مدتی است بازنشسته شده‌ام و در جریان جرییات کیس‌های ویژه‌ی اطلاعاتی نیستم. از برخی موارد دورادور مطلعم که به مصلحت نظام و کشور نمی‌بینم آنها را بیان کنم.

یکی از کارهای خیری که الان اتفاق افتاده و اولین بار است که می‌گویم، این است که الان منافقین به‌خاطر اینکه می‌خواهند با آمریکایی‌ها نزدیک شوند، الان «جان بولتون» و «رودی جولیانی»، شهردار سابق نیویورک و مشاور آقای ترامپ به این‌ها گفته‌اند شما فعال شوید، ما اوضاع را در دست بگیریم، شما را آلترناتیو حکومت قرار می‌دهیم؛ اما شما یک عده‌تان ترور کرده‌اید، باید تروریست‌ها را از بین ببرید، مثلا مثل «کلاهی» را، مثل «کشمیری» را، مثل آن‌کسی که صیاد شیرازی را ترور کرده است را.

یعنی این‌ها آرام آرام رفته‎اند آنهایی را که در سازمان، ما اسمشان را به اینترپل و به دنیا داده‌ایم که این‌ها آدم‌کش هستند، خودشان دارند حذفشان می‌کنند. خیلی خاموش دارند این کار را می‌کنند. الان کلاهی کجاست؟ الان کشمیری کجاست؟ الان آقایانی که این همه ترور کرده‌اند کجا هستند؟ همین‌جور پشت سر هم خودشان دارند یک پاکسازی می‌کنند که اگر فردا خواستند این‌ها را به عنوان کادر سازمان منافقین دعوت کنند که بروند، بیشتر نیروهای جوان و زن را ببینند که در ترور و این‌‌جور چیزها نبوده‌اند.

+ در این تغییرات، کسانی هم نامشان شنیده می‌شود که به منافقین پیوسته‌اند، مثل پسر محمد نوری‌زاد؛ تحلیلتان چیست؟

_ نه، ببینید، من اصلا فکر می‌کنم که این سوال شما بی‌مبنا باشد. چنین مواردی بسیار نادر اتفاق می‌افتد. می‌دانید چرا؟ مثلا رفتن و پیوستن پسر نوری‌زاد به سازمان منافقین، این اصلا چیزی نیست که آدم مطرح کند، ارزشش را ندارد. مثلا پسر نوری‌زاد بلند شود برود آن‌جا و یک پرچم هم به او بدهند و به عنوان بوق‌چی از او استفاده ‌کنند؛ از لهستان، چک و رومانی کسانی را جمع می‌کنند و برایشان هتل می‌گیرند، می‌گویند ما دو روز میتینگ داریم؛ قطار مفتی، هتل مفتی، خوراک مفتی؛ این‌ها را می‌آورند، کلید اتاق‌ها را ازشان می‌گیرند و نهار هم نمی‌دهند و می‌گویند بیایند در میتینگ و بعد به آنها نهار می‌دهند. او هم یک همچون آدمی است. یعنی قاطی همین سیاهی لشگرهایی است که از کشورهای بلوک شرق می‌آیند به هوای یک ساندویچ و هتل و مسافرت دوروزه!

مسعود رجوی در اردن و زنده است

+ آیا غربی‌ها با هزینه کردن برای تاثیرگذاری از طریق امثال این شخص یا یک‌سری نهادها بر روی ایران، پولشان را دور می‌ریزند؟!

یک چیزی به شما بگویم، این را شما بدان، آمریکایی‌ها می‌دانند که در سال ۵۶ در «هتل خوانسار»، هفت آمریکایی را سازمان منافقین کشتند، این را می‌دانند. و می‌دانند که این‌ها آدم‌های خائنی هستند. یعنی می‌آمدند جبهه‌های جنگ، به عنوان ایرانی لباس بسیج به تن می‌کردند و می‌گفتند بچه‌ها بیایید این‌ور، وقتی‌که می‌رفتند آن‌طرف، بچه‌ها را تیرباران می‌کردند. موقعی که می‌گویند سازمان منافقین علیه مردم خودش می‌رود و در جبهه‌ی صدام قرار می‌گیرد و دسته دسته بچه‌ها را شهید می‌کنند، در داخل بمب‌گذاری و ترور می‌کنند، چه کسی می‌تواند یک سازمان تروریستی را بیاورد و به عنوان یک دولت، یک آلترناتیو قرار دهد؟

این‌ها بدبخت‌هایی هستند که الان برای سازمان منافقین که دارد برای اسراییل کار اطلاعاتی می‌کند، کار می‌کنند. ما نمی‌توانیم بگوییم که سازمان منافقین در داخل کشور آدم ندارد، چرا؟ بخشی از آنهایی که بچه‌هایشان اعدام شدند، شوهرانشان اعدام شدند، پسرخاله‌هایشان اعدام شدند، هستند؛ بالاخره آدمی که در ایران خیلی آزاد می‌تواند زندگی کند، چهارتا مطلب هم می‌تواند جمع کند. ببینید برای اسراییل، برای آمریکا، برای عربستان، برای امارات، برای اردن برای همه دارند کار می‌کنند. سازمان منافقین در این‌جا، از لحاظ جاسوسی، دارند همه‌کار می‌کنند. خود «مسعود رجوی» زنده است و در اردن است، اما منافقین بنا به مصالح سازمانی خود مسعود رجوی را کنار گذاشتند و «مریم قجر عضدانلو» را آوردند بالا. بازهم شما بدانید که در یک پوست‌‍اندازی دیگر، مریم و «فهیمه اروانی» و «رضایی» و «سیدالمحدثین» و این‌ها، دیگر دارند کم‌کم از سازمان جدا می‌شوند. می‌خواهند یک سازمان نویی را درست کنند تا گذشته‌ی تروریستی خود را پاک کنند، از همپالگی و همپیالگی صدام خود را مبرا کنند. الان در مورد موضوع امنیتی که شما مطرح می‌کنید، ما از عمق سازمان منافقین اطلاعات خیلی خوبی داریم.

آمریکایی‌ها می‌خواستند سازمان را با بن لادن معامله کنند

+ خب چرا مسعود رجوی باید مخفی شده باشد؟

_ مسعود، در آن بمباران قرارگاه اشرف مجروح شد. بعد موافقت کردند که برود در اردن بماند؛ زنده است، زندگی‌اش را می‌کند و سرحال هم هست. اردن با ما مشکل ندارد، اردن می‌گوید شما در صلح خاورمیانه بین فلسطینی‌ها و اسراییلی‌ها دارید اختلال ایجاد می‌کنید؛ ما با شما رابطه هم برقرار نمی‌کنیم. آنها مخالف هستند که ما با جهاد اسلامی و حماس، ارتباط نزدیک داریم. اردن برای اسراییل کار می‌کند و خودش فی‌النفسه با ما کاری ندارد. اما خب آن‌جا آقای مسعو رجوی را نگاه داشته‌اند. دارد زندگی‌اش را می‌کند و حق جایی رفتن ندارد.

منافقین دارند خوب تجارت می‌کنند؛ در امارات، در بحرین، در عربستان، در کویت، حتی در سوریه، آن موقع که جنگ نبود، دلار فروشی می‌کردند. این‌ها الان دزدی‌ها می‌کنند، آدم‌ربایی می‌کنند، قاچاق انسان می‌کنند. ۹۰ درصد این‌هایی که از ترکیه، افغانی‌ها و ایرانی‌ها را به اتریش و اروپا بردند، منافقین بودند. سازمان هم از کشورهایی مثل آمریکا و اسراییل و عرب‌ها پول خوبی می‌گیرد و هم سرویس خوبی به آنها می‌دهد. اگر فردا اتفاقی بیافتد، برای آنها بهترین نیرو می‌تواند باشد؛ به‌خاطر زبان، به‌خاطر مکان و به‌خاطر همه‌ی کمک‌هایی که می‌توانند برای آن کشورها داشته باشند. اما تهش را که شما نگاه کنید می‌بینید که این‌ها برای آمریکایی‌ها صرفا «ابزار» هستند برای کنار آمدن با ما.

یک نکته‌ای در این مورد بگویم، آمریکایی‌ها حاضر بودند که در مقابل یک آقایی، اعضای سازمان مرکزی منافقین را تحویل دهند. فکر می‌کردند که «بن‌لادن» در ایران است، البته تخمین می‌زدند و تخمین‌شان نادرست بود. اطلاعاتشان خیلی پراکنده بود. پیغام دادند که اگر یک موقع بن‌لادن در اطراف کوه‌های شما باشد، ما حاضریم بابت آن تمام اعضای سازمان را تحویل دهیم. آمریکایی‌ها معامله‌گرند و این سیاست اطلاعات خارجی یعنی معامله‌گری؛ تبادل یعنی معامله.

حالا شما می‌گویید امنیت ما چرا بالا است، امنیت ما به‌خاطر حرفه‌ای بودن این سیستم است. علیرغم اینکه در آن نظام‌نامه یا پروتکلی که نوشته‌اند قرار بوده است اطلاعات امنیت، خارجی، داخلی، ضد جاسوسی، در وزارت اطلاعات باشد، بعد از قصه‌ی سال ۷۶ و آمدن «آقای خاتمی»، سپاه آمد. البته سپاه هم اطلاعات داشت، اما اطلاعاتش، اطلاعات داخلی نبود؛ فعالیت اطلاعاتی سپاه صرفا در حوزه‌ی اطلاعات نظامی و حفاظت اطلاعات احصا شده بود. کم‌کم آمد اطلاعات داخلی، یعنی الان خود آنها هم این را دارند، ضد جاسوسی دارند، امنیت دارند.

+ حالا یک موضوعی که در این چند سال مطرح است، با توجه به اطلاعاتی که شما دارید، وضعیت هماهنگی‌ها بین این دو نهاد چگونه است؟

_ یک شورایی هست ...

+ آقای علوی که آمد روی این شورا خیلی تاکید داشت

_ نه، ببینید یک شورایی ما داریم به نام «شورای اهماهنگی طلاعات»؛ همه‌ی اعضا در آن شرکت می‌کنند؛ از ستاد کل، از ارتش، از سپاه در آن شرکت می‌کنند. طبق قانون تمرکز اطلاعات مصوبه‌ی مجمع تشخیص مصلحت نظام، همیشه رییس این شورا هم وزیر اطلاعات بوده است. اما اگر شما نگاه کنید، الان استعلامات چهار تا شده است؛ سابقا استعلام‌های ما از وزارت کشور و ثبت احوال و وزارت اطلاعات بود. مجلس نهم آمد در دقیقه‌ی نود سپاه را هم قاطی کرد. سپاه دارد کار خودش را می‌کند، وزارت هم دارد کار خودش را می‌کند، با هم ارتباطات نزدیکی دارند علیرغم اینکه وزارت و سپاه با هم یک مشکل کارشناسی هم دارند. شما راجع به آقای «دری اصفهانی» می‌بینید که وزارت می‌گوید که این منبع من بوده است، سپاه می‌گوید که این جاسوس است. خب اینجا چه کسی باید این را حل کند؟

ماجرای قزوین و اسلامشهر و شیراز کار مخالفان هاشمی بود

+ عملکرد وزارت اطلاعات دو دولت احمدی‌نژاد و روحانی را می‌توانید مقایسه کنید؟

ببینید، شما این مقایسه را نکنید؛ بازگردید به قبلش. قبل از آن، موقعی که مردم یک شوری پیدا می‌کنند. البته من جزء کسانی بودم که برای آقای خاتمی سروکله شکاندم. اطلاعاتی بودم و حق نداشتم بروم کار تبلیغاتی بکنم و کار تبلیغاتی هم نکردم. اما کاری که از من بر می‌آمد، همان در حد یک دمپایی جفت کردن را انجام می‌دادم، چون اعتقاد داشتم که آقای خاتمی بیاید و رییس جمهور شود. علیرغم اینکه با آقای «ناطق نوری» که بعد از امام و مقام رهبری و آقای «هاشمی رفسنجانی»، آقای ناطق مشتی‌ترین و بزرگ‌ترین است و یک مرد صله‌ی‌رحم دار و بخشنده‌ای است. آدم بزرگی است. آن‌موقع به‌خاطر بحث خط و خطوط آمدم و نه به‌خاطر اینکه آقای ناطق رییس جمهور نشود.

چون‌که اگر خاطرتان باشد یک وقتی در این کشور، به‌خاطر اینکه این اصولگرایان بنده‌خدا را نابود کنند، آن فرمایش امام، «اسلام آمریکایی» را به آنها نسبت دادند؛ یک تهمت بود و واقعا این‌جور نبود. یعنی مردم می‌گفتند اسلام آمریکایی، همان جناح اصولگرا و راست آن موقع را می‌گفتند که واقعا این بد بود. آقای ناطق در راستای تفکر اشتباهی که این را می‌گفتند قرار گرفت. ما ضد آمریکایی‌تر و مردتر از امام و آیت‌الله خامنه‌ای و آقای ناطق نداریم. اما آن زمان این را طلبید. علیرغم اینکه آقای هاشمی هم آن نمک اصلی را به غذا افزود.

البته این را هم بگویم، از ظن خودم می‌گویم، از سال ۷۰ با آقای هاشمی مشکل پیدا کردند. بعد از آن فرمایش مقام عظمای ولایت که «اشرافی‌گری» دارد جا می‌افتد گفته شد. کسانی این حرف را بهانه کردند و با همین «اشرافی‌گری» از سال ۷۰ تا ۷۶ بین اصولگرایان و آقای هاشمی یک دعوا شد. خیلی جاها، خیلی اتفاقات هم که می‌افتاد، مثل ماجرای قزوین و اسلامشهر و شیراز و اینکه رفتند جلوی وزارت نفت ایستادند، کار مردمی نبود، کار مخالفان داخلی در داخل حکومت بود که این بلواها را راه انداخت. من یادم هست که به بچه‌ها گفتم چه خبر است وزارت نفت؟ گفتند خودمان هماهنگ کردیم که بروند بایستند جلوی وزارت نفت و فلان کار را بکنند!

مثلا من در ماجرای قزوین که دوستان محبت کردند و ما را در محور گوشه‌ای از کار قرار دادند؛ خب معلوم بود آن‌جا چه اتفاقی افتاد، آقای «باریک‌بین»، نماینده‌های مجلس، آمدند برعلیه استان نشدن تظاهرات کردند و آن غائله ایجاد شد. پس چه کسانی این کار را کردند؟ مخالفان آقای هاشمی کردند. اسلامشهر، در اکبرآباد سر مینی‌بوس، سر ۱ تومان ۱۵ زار دعوا شد و شورشی راه انداخنند، خب این‌ها را یک عده هم هلش دادند.

آقای هاشمی، روحش شاد باشد انشاالله، مرد بزرگی بود، من یک ارادت خاصی به ایشان دارم، بعد امام و مقام رهبری ایشان را مرد بزرگی می‌دانم در انقلاب؛ یعنی جزء بنیانگذاران می‌دانم ایشان را. اگر شما بخواهید بنیانگذاران جمهوری اسلامی ایران را بشمارید، امام در صدر و نفر اول است، اما نفر دوم مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری است، آیت الله خامنه‌ای است، مرحوم مطهری است، مرحوم هاشمی است، مرحوم طالقانی است. یعنی حساب کنید همه که در بنیانگذاری نبودند. نمی‌شود که احمد و محمود را هم قاطی‌اش کرد!

آقای هاشمی هم سیاست‌مدار بود؛ از توی آستینش حزب کارگزاران را درآورد و از آن‌طرف هم آقای خاتمی با ۲۰ و نیم میلیون رای آمد بالا، آقای ناطق عزیز با ۷ میلیون رای آمد بالا. این‌جا دعوا، دعوای آقای ناطق و آقای خاتمی نبود. دعوا آن‌جایی بود که آنها می‌گفتند اشرافی‌گری و آن عده هم می‌گفتند اسلام آمریکایی. این دوتا دعوا باعث شد که مردم بیایند و چنین جوابی دهند. البته این بخشی از یک تحلیل کلان است. من فقط به بخش مغفول آن اشاره کردم. سایر بخش‌ها از سوی دیگران بیان شده است.

حیدری، نعمتی در ۷۶ شروع شد

+ و به نظر شما از انتخابات ۷۶ این دعوا دیده شد؟

_ بله، مرکز ثقل تمام مشکلات ما سال ۷۶ است که همه از همان‌جا شروع شد. یعنی یکی از مشکلات جمهوری اسلامی ایران این است که بعضی افتادند به انتقام‌گیری از مردم. خب ایشان برنده شدند و بعد گفتند که «نظر آقا با آقای ناطق بود»! اصلا این حرف دروغ است؛ ۴ سال کسی می‌آید رییس جمهور می‌شود و چهار سال بعدش می‌رود، ولی رهبر، رهبری است که می‌خواهد این نهضت و پرچم امام را تا آخر ادامه دهد. آمدند چه کردند؟ حیدری نعمتی‌اش کردند. آنهایی را که به آقای خاتمی رای دادند اینطور وانمود شد که مخالف رهبری هستند و آنهایی که به آقای ناطق رای دادند، وانمود شد که موافقان رهبری بودند. حیدری، نعمتی در ۷۶ شروع شد.

کسانی بودند که انقلاب اصلاحی به رهبری امام و آیت‌الله خامنه‌ای را خرابش کردند. حزب مشارکت تاسیس شد، اکثر اعضای آن بچه‌های انقلابی بودند، در سپاه بودند، در لانه‌ی جاسوسی بودند، خدمت‌گذار بودند، اما برخی از اعضا یا هواداران آن، کارهای افراطی کردند. آقایان «حجاریان» و «میردامادی» و «محمدرضا خاتمی» و این‌ها، جزء مخالفان آقای هاشمی تلقی می‌شدند. البته مجمع روحانیون هم که دبیرکل آن حضرت «آیت‌الله موسوی خویینی‌ها»، که خدا نگهش دارد، بود، ایشان هم مخالف آقای هاشمی بودند.

موقعی که این جبهه‌ی حزب مشارکت تاسیس شد آن طرف مقابل هم بیکار ننشست؛ یعنی آنها هم مدام به جو اتهام آفرینی علیه این‌ها دامن زدند. این‌ها خیال کردند که به اصطلاح انقلاب بلشویک‌ها و منشویک‌ها هستند؛ یعنی ارتش سرخ و ارتش سفید که بلشویک‌ها بردند. آمدند چه‌کار کردند؟ این‌وری‌ها که مخالف آقای خاتمی بودند آمدند غائله را داغش کردند. آقای «رحیم صفوی» عزیز و دوست داشتنی بلند شد و رفت در قم و گفت ما دست قطع می‌کنیم و پا قطع می‌کنیم؛ از این‌ور آقای «موسوی تبریزی»، دادستان سابق، که خیلی مرد بزرگواری است، آمد و جواب ایشان را داد. همین‌جور شروع شد و نهایتا افکار عمومی آسیب دید.

قتل‌های زنجیره‌ای را که در این برهه رخ داد، مقامات عالی از آنها خبر نداشتند اما برخی از این آقایان تندروها آمدند که قتل‌‌ها را بیاندازند به گردن ایشان. قبل از آن بزرگ‌ترین اشتباه حزب دوم خردادی‌ها، که با من دوست هستند، در صحبت‌هایشان این بود که در دور بعد خبرگان، رهبر را هم ما انتخاب می‌کنیم. خب طرف مقابل هم ساکت ننشست. ببینید، دعوا این‌جا شروع شد. اول جنگ این بود که آقای خاتمی برنده شد، به عنوان اصلاح‌طلب، و اصول‌گراها شکست خوردند. این آقایان بی‌منطق تندرو که ادعای دموکراتیک بودن داشتند، چه‌کار کردند؟ با هم صحبت کردند که آقا ما انتخابات بعدی خبرگان را هم می‌بریم. خب آنها هم ساکت ننشستند. آنها هم شروع کردند.

ببینید، یعنی این دو اتفاق داشت تزلزل ایجاد می‌کرد. هرکسی هرکاری کرد؛ مثلا یک عده آمدند و رفتند دنبال قتل‌های زنجیره‌ای. این‌ها فکر کردند که در داخل ما چه‌کار کنیم که به‌هم بریزیم. نه آیت‌الله خامنه‌ای خبر داشت، نه اطرافیانشان خبر داشتند. من آن‌جا در بخش امنیت بودم؛ به اصطلاح من مطلع از سیاست‌ها و تصمیمات شورای معاونت امنیت بودم.

# تحلیل اشتباه محسن رضایی از قتل‌های زنجیره‌ای

+ چه شد که بعد از اینکه به هرحال خود جمهوری اسلامی این قتل‌ها را کشف کرد و افشا کرد و می‌توانست قهرمان این جریان باشد، اما سال‌ها گذشته و بعضی‌ها این را همچنان در تبلیغاتشان علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌کنند؟

_ عملکرد بد این‌کار را کرد. یعنی بد عمل کردند؛ آقای «محسن رضایی» همیشه فکر می‌کند که ارشمیدس است! همیشه ایشان فکر می‌کند که نفر اول جمهوری اسلامی است؛ با اینکه استاد فکری ایشان آقای «ذوالقدر» است. این‌ها در اهواز، در گروه «منصورون» که بودند، آقای «شمخانی» و «حاج محمد فلاح» (ستاد مواد مخدر)، این‌ها یک گروه منصورون بودند و مسوول فکری گروه هم آقای ذوالقدر بود.

اینکه آقای رضایی در جنگ و در سپاه هم چه کارها که نکرد و جنگ را به کجا کشاند، یک بحث دیگر است که ما واردش نمی‌شویم. ایشان در آن مقطع آمد چه کار کرد؟ آمد یک تحلیل اشتباه داد که قتل‌های زنجیره‌ای کار آمریکا و اسراییل است.

+ در همان ماه اول ...

_ در همان ماه و روزهای اول. خب مقامات عالی هم حتما می‌گویند این آقا فرمانده‎‌ی سپاه بوده است، حتما چیزی می‌داند که می‌گوید. رهبری هم آمد در نماز جمعه خیلی خوب صحبت کرد؛ گفت ما با این‌ها رفیق بودیم، دوست بودیم و خیلی تقدیر کرد از «فروهر» و به آن تحلیل اشاره شد. اینجا این خبط را آقای محسن رضایی کرد، بعد اصل ماجرا در وزارت اطلاعات کشف شد. این قتل‌ها مخفی مانده بود.

ما هم جزء کسانی بودیم که می‌توانستند این کارها را این‌ور آن‌ور کنند، فضول کار بودیم و مثلا گفتیم که نه این کار آمریکا و اسراییل نیست، این کار داخلی‌ها است؛ که چوبش را هم رفتیم زندان و خوردیم.

iauکلمه - گروه خبر: دانشگاه آزاد در دستورالعملی کلی برای تمامی واحدهای این دانشگاه فهرست صد نفره‌ای از سخنرانان مورد تایید جهت حضور در مراسم ۱۶ آذر را برای تمامی واحدها ارسال کرده است.

به گزارش امتداد، در این فهرست نام هیچ اصلاح طلبی به چشم نمی خورد و در عوض چهره های نزدیک به جبهه پایداری و چهره های تندروی اصولگرا در این فهرست حضور دارند.

این چندمین اقدام جنجال برانگیز علی اکبر ولایتی در دانشگاه آزاد است. ماه گذشته او در اقدامی غیر متعارف دستور به اخراج یکی از اساتید این دانشگاه در اراک را صادر کرد. به گزارش کلمه، این استاد دانشگاه آزاد به دستور ولایتی و با اتهام موهوم توهین به مقدسات و پیامبر و اسلام، بدون تشکیل دادگاه و طی روند بررسی‌های قانونی از دانشگاه اخراج شد.

همچنین این روزها زمزمه اخراج فائزه هاشمی از این دانشگاه شنیده می شود و دیگر فرزندان هاشمی در دانشگاه آزاد با محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند.

پس از فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله خامنه‌ای با بهانه‌ی آنکه هیات امنای دانشگاه آزاد برای ریاست آن تصمیمی نگرفته علی اکبر ولایتی را به ریاست هیات موسس آن نهاد منصوب کرد، انتصابی که مورد اعتراض بسیاری قرار گرفت؛ چرا که بر خلاف اساس نامه‌ی دانشگاه آزاد رهبری صلاحیت چنین انتصابی را نداشت.

psychedelic_drugیک منبع آگاه در نیروی انتظامی با تایید ورود مواد روانگردان جدید به شکل دستمال‌های اعتیادآور به کشور تاکید کرد که اولین گزارش درخصوص ورود این ماده به ایران در سال گذشته به دست پلیس رسید.

به گزارش خبرنگار انتظامی خبرگزاری تسنیم، به دنبال انتشار اخباری مبنی بر فروش و توزیع دستمال‌های اعتیادآور در مترو با قیمت 1000 تومان، برخی منابع مطلع با ارائه توضیحاتی خبر توزیع دستمال‌های اعتیادآور را تایید کردند.

به گفته یک منبع آگاه در نیروی انتظامی، اولین گزارش از این ماده جدید در سال گذشته به پلیس ارائه شد که بر اساس تحقیقات انجام شده گرچه مصرف این ماده که جزو «کانابینوئیدهای سنتزی» است شیوع زیادی نداشته ولی گزارش‌هایی از توزیع و مصرف این ماده جدید به دست پلیس رسیده بود.

این ماده که جزو مواد روانگردان محسوب می‌شود در ابعاد کوچکتر از 0.5 سانتی‌متر در 0.5 سانتی‌متر استفاده می‌شود و جنس آن شبیه به کاغذ خشک‌کن یا پارچه‌ است.

Saudiالاخبار نوشت: پیش از آنکه هیستری و جنون سعودیها علیه ایران به این حد برسد، تلاشهای زیادی برای جمع کردن تهران و ریاض پای میز مذاکره انجام شد، اما پاسخ ایران در مورد ردّ پیشنهاد مذاکره سهم فراوانی در افزایش خشم سعودی ها داشت.

به گزارش «انتخاب»؛ زمانی که ملک سلمان از پوتین طی دیدار در مسکو درخواست کرد ترتیب گفتگویی بین ایران و عربستان را بدهد، پیش بینی نمی کرد با پاسخ مخالف تهران مواجه شود؛ این بعید شمردن از جانب پادشاه سعودی بر دو واقعیت استوار بود: اول اینکه طرف ایرانی به صورت پنهان و آشکار پیشنهاد گفتگو با سعودی هایی را داده بود که همواره هرگونه نزدیکی به فارسها را رد می کردند، و دوم، واسطه ای بود که سلمان برای این کار برگزیده بود؛ یعنی رئیس جمهور روسیه، هم پیمان مورد اطمینان ایران که جنگهای دیپلماتیک و نظامی بسیاری در کنار یکدیگر انجام داده بودند.

پس از گذشت چند هفته از دیدار تاریخی پادشاه عربستان به مسکو، پوتین به تهران رفته و با سران این کشور دیدار کرد. پیشنهاد عربستان یکی از محورهای اصلی این دیدارها بود. تهران در پیشنهاد سعودیها نقاط ضعف فراوانی دیده و بر آن شد که با این پیشنهاد مخالفت کند. براساس اطلاعات رسیده به الاخبار، مهمترین مساله ای که ایرانیها به آن ایراد گرفتند، تمرکز این پیشنهاد بر روی نیاز سعودیها به فشار بر یمن و مجبور کردن آنها به قبول راه حلی بود که نتیجه آن پیروزی عربستان سعودی محسوب می شد، این پیشنهاد سعودیها، با تحریکاتی همچون گشودن مرزهای زمینی، دریایی و هوایی یمن، به محض دست یابی به توافق با ایران نیز همراه بود. اما این درخواست«ناقص» شامل بندهایی برای مذاکره مانند«حکومت وفاق»،«دوره انتقالی» و «مجلس» می شد تا منجر به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در یمن، همزمان با خلع سلاح انصارالله شود.

Exchange_rateدر جریان معاملات امروز بازار آزاد تهران، قیمت نیم سکه با کاهش ۲۰ هزار تومانی و سکه طرح جدید با کاهش ۱۳ هزار تومانی مواجه شد.
به گزارش خبرنگار مهر، در جریان معاملات امروز(شنبه) بازار آزاد تهران، قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم بدون تغییر قیمت به نرخ یک میلیون و ۳۵۱ هزار و ۷۵۶ تومان معامله شد. این در حالی است که سکه طرح جدید با کاهش قیمت ۱۳ هزار و ۵۰۰ تومانی به یک میلیون و ۳۸۵ هزار و ۷۵۰ تومان است.

همچنین قیمت هر نیم سکه ۲۰ هزار تومان کاهش یافت و به ۶۹۴ هزار و ۸۷۴ تومان رسید. در عین حال هر ربع سکه با کاهش ۷ هزار تومانی به ۳۹۴ هزار و ۹۲۸ هزار تومان است. هر سکه یک گرمی هم ۲۶۱ هزار و ۹۵۲ تومان است.

هر اونس طلا در بازارهای جهانی ۱۲۸۸ دلار و ۴۰ سنت و هر گرم طلای ۱۸ عیار ۱۲۷ هزار و ۵۱۳ تومان است.

هر دلار آمریکا ۴۱۱۸ تومان، یورو ۴۹۴۰ تومان، پوند ۵۵۳۵ تومان، درهم امارات ۱۱۲۶ تومان و لیر ترکیه ۱۰۵۵ تومان است.

Egyptدر پی حمله خونین به مسجدی در شبه‌جزیره سینا نیروی هوایی مصر به مقرهای اختفای مظنونان تروریست در شبه‌جزیره سینا حمله کرد. رئیس جمهوری مصر اعلام کرده بود که "انتقام" ۲۳۵ قربانی حمله به این مسجد را خواهد گرفت.
ارتش مصر اعلام کرد که نیروی هوایی این کشور طی حملاتی محل‌های اختفای تروریست‌ها و سلاح‌ها و مهماتشان در شبه‌جزیره سینا را بمباران کرده است.‌ در این حمله چندین خودرو که در حمله به مسجدی در این شبه‌جزیره استفاده شده منهدم شده است.
در حمله به مسجد روستای روضه در نزدیکی العریش، مرکز استان سینای شمالی در مصر که از شدیدترین حملات یک سال گذشته در مصر به شمار می‌رود دست کم ۲۳۵ نفر کشته شدند. حدود ۱۰۹ نفر نیز زخمی شدند.
عاملان حمله چندین ماده منفجره را در اطراف این مسجد کار گذاشته بودند که آن‌ها را هنگام خروج نمازگزاران از مسجد منفجر کردند. جمعیتی که پس از انفجار در حال گریز از محل حادثه بود هم هدف تیراندازی عاملان حمله قرار گرفت.

EB9E4222-1D0D-4EA5-855A-FBF4AFB86D91.jpegحسین سلامی کشورهای اروپایی را تهدید کرد که اگر "مراعات نکنند"، برد موشک‌های ایران بیش از ۲ هزار کیلومتر خواهد شد. جانشین فرمانده سپاه می‌گوید محدود کردن برد موشک‌های ایران به دلیل "محدودیت‌های فناوری" نیست.
سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، شب گذشته (شنبه ۲۴ نوامبر/ ۴ آذر) در یک گفت‌وگوی تلویزیونی درباره توان موشکی ایران سخنانی گفت که برخی منابع خبری غربی، از جمله خبرگزاری رویترز، آن را "تهدیدی" علیه کشورهای اروپایی ارزیابی کرده‌اند.
سلامی گفت: «چون می‌دانستیم اروپایی‌ها تهدیدی برای ما نیستند برد موشک‌هایمان را از دو هزار کیلومتر افزایش ندادیم اما اگر مراعات نکنند برد موشک‌هایمان افزایش می‌یابد.»
جانشین فرمانده کل سپاه از کشورهای اروپایی خواست "در موضوع موشکی سربه سر ما نگذارند" و توان موشکی جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسند.

gholamhossein_saedi_11252017.jpgنبوغ بد فرجام


محمود دولت‌آبادی ـ‌ نخستین چیزی که باید بگویم این است که من همواره از درگذشت غلامحسین ساعدی و دیگر دوستانم متاثر و متاسفم و همیشه این فقدان و فقدان‌ها را به خودم تسلیت می‌گویم؛ همچنین به جامعه ادبی و فرهنگی کشور.


نکته مهم درباره غلامحسین ساعدی از نظر من این است که او یک نبوغ بدفرجام بود. ساعدی به درستی یک نابغه ادبیات بود. هم از جهت تخیل فوق‌العاده‌ای که داشت و هم از جهت توان بیانِ تخیل در ایجاز. اما ساعدی غیر از این موارد و صرف نظر از نبوغی که داشت، به دو علت بسیار نویسنده مهمی است. او یکی از شخصیت‌هایی بود که در کنار زنده‌یاد «اکبر رادی» و آقای «بهرام بیضایی»، که طول عمر را برای او آرزو می‌کنم، تئاتر کشور ما را به سهم خود زنده نگه داشت. اما وجه دوم ساعدی این است که یک نقطه عطف در تاریخ ادبیات معاصر به شمار می‌آید. به این معنا که ادبیات ما به دو بخش تقسیم می‌شود، یک بخش تا پیش از آنکه ساعدی را در مقابل درِ منزلش پلیس کتک بزند که یادم است در همین کتک لب بالای او نیز پاره شده بود، و بعد از این هم به زندان ببرندش و نابودش کنند و بخش دیگر، آن زمانی که او را به بیرون فرستادند. به این ترتیب ساعدی همان‌طور که گفتم، نقطه عطفی در ادبیات معاصر است، از بابت شکست و کوشش در جهت شکاندن این ادبیاتی که جز حسن‌نیت نسبت به مملکت و مردم هیچ چیز دیگری طلب نکرده و طلب هم نمی‌خواهد بکند.


شرح احوال غلامحسین ساعدی را پس از آنکه از زندان بیرون آمد، احمد شاملو داده است. شاملو گفت که او دیگر آن غلامحسینی نبود که ما می‌شناختیم؛ و اکبر رادی هم گفت، زمانی که من بغلش کردم ساعدی به من گفت که:«اکبر دیگر تمام شدم». در این راستا بعد از انقلاب اولین حملاتی که قلم به دست‌های مربوطه شروع کردند، علیه ساعدی بود. من همان زمان یک جوابی نوشتم در قبال آن حملات که البته هیچ‌‌وقت آن را چاپ نکردند. بعد از انقلاب، در اثر فشارهایی که در زندان به او وارد شده بود، غلامحسین به سمت افراط بیشتر رفت؛ افراط در مقابله با خواست آنچه که خودش استقلال می‌نامید و معترض به فقدان آزادی و حق‌طلب آزادی. در نتیجه این افراط، او به گروه‌های چپ رادیکال نزدیک‌تر شد و تحت تعقیب قرار گرفت و از کشور رفت.

khosrowshahi_11252017.jpgصدای آمریکا، مجله آمریکایی «ویرد» (Wired) در این شماره خود به سراغ سرگذشت یکی از مشهورترین مدیرعامل های آمریکا یعنی «دارا خسروشاهی» رفته است؛ مدیرعامل شرکت تاکسیرانی آنلاین «اوبر» که ایرانی تبار است.

در گزارش کاملی که درباره آقای خسرو شاهی نوشته شده، آمده، مدیرعامل «اوبر» روزی دست خالی به آمریکا رسید

«دارا خسروشاهی» اوایل شهریور به عنوان مدیرعامل اوبر منصوب شد.

خلاصه ای از این گزارش در زیر می آید:

یک روایت کلیشه این است که به مهاجران شغل مهمی پیشنهاد نمی شود؛ همه از آنها مثل آدم های طاعون زده می گریزند. اما «دارا خسروشاهی» کسی است که نشان می دهد این روایت درست نیست. او که در نه سالگی از ایران به آمریکا آمد، تابستان امسال با یک پیشنهاد وسوسه آمیز روبرو شد. پیشنهاد مدیرعاملی شرکت معتبر تاکسیرانی آنلاین «اوبر».

خسرو شاهی که ۴۹ ساله است و اعتقاد دارد پیشینه اش به او کمک می کند که فرهنگ فاسد «اوبر» را متحول کند. بر عکس جانشین اش که اهل برخوردهای تند و مناقشه برانگیز بود ، خسروشاهی درک می کند که بهتر است یک غریبه در این سازمان باشد. زندگی خود او نیز دچار همین دگرگونی شده است.

خانواده خسروشاهی که صاحب مجموعه بزرگ چند کارخانه تولید دارو و همچنین تولی پرس، در خانه ای باشکوه می زیستند، بعد مجبور شدند همه چیز را بگذارند و بروند. خسروشاهی به یاد می آورد اتاق نشیمن بزرگی با اثاثیه شیک داشتند. به یاد می آورد:«ما از آن اتاق فقط برای میهمانی های بزرگ استفاده می کردیم».

اما به تدریج که مخالفت ها با شاه در مملکت بالا گرفت، ثروت خانواده خسروشاهی موجب شد تا انقلابیون آنها را هدف بگیرند.

خسروشاهی می گوید:«هرکه ثروتی داشت، گناهکار بود مگر آن که خلافش ثابت شود.»

روزی مردان مسلح به خانه ای در همسایگی محل زندگی خسروشاهی ها که به یکی از بستگان شاه تعلق داشت، حمله کردند. وقتی از دیوار آن خانه در پشت باغ خسروشاهی ها بالا می رفتند، تصادفاً تیری شلیک شد و ترکش هائی به داخل خانه آنها خورد. پس از آن بود که مادر خسروشاهی پیشنهاد کرد که خانواده کشور را برای مدتی ترک کنند.

آنها به جنوب فرانسه رفتند و از آنجا شاهد سقوط رژیم شاه و مصادره ثروت و کارخانه های شان شدند. بعدها آنها به آمریکا مهاجرت کردند که بقیه فامیل انتظارشان را می کشیدند.

والدین دارا خسروشاهی همه چیزشان را از دست دادند و یک عموی ثروتمند به آنها پیشنهاد کمک کرد تا زندگی شان را دوباره بسازند. اندکی بعد پدرش به ایران بازگشت و به وسیله رژیم انقلابی شش سال زندانی شد اما دارا و دو برادرش به لطف پیوند های مستحکم خانوادگی در آمریکا در آسایش زندگی کردند.

دارا خسروشاهی در سال ۱۹۹۱ لیسانس مهندسی بیوالکتریک خود را از دانشگاه براون در ایالت رود آیلند اخذ کرد . او سال ۱۹۹۶ شهروند آمریکا شد. آقای خسروشاهی از ۲۰۰۵ به عنوان مدیر شرکت اکسپیدیا فعالیت خود را آغاز کرد.

بد نیست بدانید که او در این شرکت موفق بود. انتخاب آقای خسرو شاهی برای مدیرعاملی اوبر در حالی صورت گرفت که خرداد ماه، آسوشیتد پرس نام ۱۰ تن از مدیرعامل های شرکت های خصوصی جهان را که بیشترین حقوق سالانه دریافت می کنند، اعلام کرد که در صدر این لیست یک ایرانی تبار قرار داشت. دارا خسروشاهی مدیر عامل اکسپدیا با حقوق ۹۶ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار در بالای جدول قرار گرفت.

AhmadiNejad_Sattar_Beheshti_11242017.jpgرادیو زمانه، محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، در گفت‌وگوی تصویری با سایت «دولت بهار» در رابطه با پرونده حمید بقایی، از قدرت و اختیارات زیاد قوه قضاییه انتقاد کرد و گفت به خاطر کشته شدن ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس و زندانی سیاسی، با رئیس قوه قضاییه دعوا کرده است.

محمود احمدی‌نژاد روز پنجشنبه اول آذر در اعتراض به دو بار بازداشت حمید بقایی و رفتار قوه قضاییه با او با سایت «دولت بهار»، که از پایگاه‌های طرفدار خود اوست، گفت‌وگو کرد.

بخش عمده‌ای از این گفت‌وگو مربوط به دستگیری حمید بقایی، معاون اجرایی سابق ریاست جمهوری در دولت احمدی‌نژاد است.

در بخشی از گفت‌وگو و در حین انتقاد از دستگاه قضایی و رئیس آن، صادق لاریجانی، احمدی‌نژاد پرونده ستار بهشتی، وبلاگ نویسی که در زندان کشته شد را به میان کشید:

کنایه‌های محمود احمدی‌نژاد به لاریجانی‌ها:

او در واکنش به صحبت‌های سخنگوی قوه قضاییه، غلامحسین محسنی اژه‌ای که گفته بود حمید بقایی وضعیتش در زندان خوب است و در «سوئیت»‌ بازداشت است گفت: «یک دفعه رفته‌ای زندان خودت ببینی با چشم خودت؟ اگر رفته بودی نمی‌گفتی سوئیت است.»

کلیپ کامل گفتگو:

لوکس ترین زندان های دنیا

| No Comments

حمید بقایی: در زمان تحریم‌ها سکه‌های طلا را به رئیسی و طائب و دیگران هدیه می‌دادیم

رادیو زمانه، دادستان تهران حمید بقایی، معاون اول اجرایی محمود احمدی‌نژاد در دولت دهم را متهم به تصرف غیرقانونی در اموال دولت از جمله ۷۰۳ سکه بهار آزادی کرده است. حمید بقایی در سایت دولت بهار ویدیویی منتشر کرده و این ادعا را در میان آورده که در زمان تحریم‌ها، این سکه‌ها به ابراهیم رئیسی (تولیت آستان قدس رضوی)، محمد علی جعفری (فرمانده سپاه پاسداران)، حسن فیرورآبادی ( رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران)، غلامحسین محسنی اژه‌ای (سخنگوی کنونی قوه قضائیه، وزیر اطلاعات در دولت نهم و دادستان وقت کل کشور)، حسین طائب (رئیس اطلاعات سپاه پاسداران) سعید جلیلی (دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی و رئیس وقت هیأت مذاکره‌کننده هسته‌ای با قدرت‌های جهانی) قرار می‌گرفت.

حمید بقایی ١٨ تیر سال جارى مقابل خانه‌اش بازداشت و ۴ مرداد با قید وثیقه ۲۰ میلیارد تومانی‌ از زندان آزاد شد. او به «تصرف غیرمجاز، اختلاس و تبانی در معاملات دولتی» متهم شده و چهار جلسه دادگاه او نیز برگزار شده است. بقایی این اتهامات را رد می‌کند.

صبح چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶ حمید بقایی، علی‌اکبر جوانفکر (مشاور مطبوعاتی و رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد) و حبیب‌الله جزء خراسانی، ذیحساب نهاد ریاست جمهوری در دولت دهم) در اعتراض به اتهام‌های قضائی علیه آن‌ها در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری بست نشستند، اما با دخالت مأموران لباسی شخصی بست‌نشینی آن‌ها پایان گرفت.

شنبه ۴ آذر محمدعلی پورمختار، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس ایران مدعی شد که بخشی از تخلفات مالی حمید بقایی به مفقودشدن چهار میلیون یورو بازمی‌گردد. او همچنین بقایی را به ارتباط با «جاسوسان» متهم کرده است.


IMG1409114432224.jpg

WC_Draw_11252017.jpgبی بی سی - از زمان انتخاب ماریا کوماندنایا به عنوان یکی از مجری‌های مراسم قرعه کشی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه از سوی فیفا، کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های زیادی از خود نشان داده‌اند.

قرار است خانم کوماندنایا به همراه گری لینه‌کر، فوتبالیست سابق و مجری سرشناس ‌بی‌بی‌سی مراسم قرعه کشی جام جهانی را که روز جمعه اول دسامبر( ۱۰ آذر) در مسکو برگزار می‌شود، اجرا کند.

طرفداران فوتبال در ایران درپیام‌هایی به این مجری روس توصیه کرده‌اند که در زمان اجرای این مراسم به نوعی لباس بپوشد تا بینندگان ایرانی بتوانند بدون سانسورمراسم قرعه کشی جام جهانی را از تلویزیون ببینند.

یکی از کاربران در واکنش به انتخاب این مجری روس در اینستاگرام گفته: "من یک ایرانی هستم. مقامات تلویزیون ما خیلی سختگیر هستند و تصاویر شما را سانسور می‌کنند. در صورت امکان، آیا می‌توانید برای این مراسم، لباس مناسبی انتخاب کنید که ما بتوانیم این برنامه را تماشا کنیم؟"

کاربر دیگری در پیامی اینستاگرامی نوشته: "خواهرم، لطفا درمورد حجابت دقت کن. ما می‌خواهیم که مراسم قرعه کشی جام جهانی را بدون سانسور از تلویزیون تماشا کنیم."

کاربران توییتر هم به این انتخاب واکنش نشان داده‌اند، یکی از کاربران در توییتی گفته: "لطفا لباس مناسبی بپوشید که در هر فرهنگی قابل قبول باشد. مرسی"

1511423649.jpgفرد دیگری در پیامی گفته: "از شما می‌خواهم که از پوشیدن لباس سکسی در جریان مراسم قرعه کشی جام جهانی خودداری کنید. تا ما بتوانیم به طور کامل این مراسم را ببینیم."

در جریان مراسم قرعه کشی جام جهانی در سال ۲۰۱۴، تلویزیون ایران بخش‌های زیادی از پوشش زنده این مراسم را به دلیل لباسی که مجری زن برزیلی این مراسم برتن داشت، سانسور کرد.

اریا کوماندنایا پس ازمصاحبه‌ای که با سردار آزمون، فوتبالیست تیم ملی ایران داشت، برای فوتبال‌دوستان ایرانی به چهره‌ای شناخته شده، بدل شده است.

خانم کوماندنایا ماه گذشته عکسی از خودش را در حالی که در کنار سردار آزمون در مسجدی در شهر کازان نشسته در اینستاگرام به اشتراک گذاشت.

290828407381.jpg

در این تصویر او با حجاب در کنار فوتبالیست ایرانی دیده می‌شود.

اسباب‌بازی‌های من

| No Comments

23926397.jpg

علیرضا کریمی در کشتی که از حریف روس جلو بود تن به شکستی فرمایشی داد. مربی او که مطلع شده بود در صورت پیروزی، علیرضا باید با ورزشکاری از اسراییل رودر رو بشود با فریاد از او خواست که ببازد.

khrymylyrd44555.jpgمانا نیستانی، ایران وایر

به گزارش ایسنا، در جریان رقابت‌های وزن 86 کیلوگرم کشتی آزاد زیر 23 سال جهان که در لهستان در حال برگزاری است، علیرضا کریمی دارنده مدال برنز جهان در دور نخست مقابل حریفی از روسیه شکست خورد و با توجه به فینالیست شدن حریفش راهی مرحله شانس مجدد شد.

وی در نخستین مصاف خود در این مرحله باید به مصاف کشتی‌گیری از رژیم صهیونیستی می‌رفت که از این کار خودداری کرد و از دور رقابت‌ها کنار رفت.

کریمی در حالیکه شایستگی پیروزی مقابل حریف روس را داشت به این خاطر که در دور دوم به حریف اسرائیلی نخورد در حالیکه از حریف روس پیش بود در ثانیه‌های پایانی شکست خورد تا مقابل این حریف به روی تشک نرود اما با راه‌یابی کشتی گیر روس به فینال، کریمی باید در شانس مجدد با رژیم صهیونیستی مبارزه می‌کرد که با انصراف کریمی این مسابقه برگزار نشد.

کریمی شانس اصلی مدال طلای ایران در مسابقات جهانی بود.

Soheil_Hassan.jpgیورونیوز - وزارت دفاع روسیه می‌گوید ارتش سوریه کنترل منطقه غرب رود فرات را به زودی از دست گروه داعش خارج خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری تاس یک مقام وزارت دفاع روسیه روز پنجشنبه با اعلام این مطلب بازپس گیری کامل منطقه غرب رود فرات توسط نیروهای تحت امر ژنرال سهیل حسن، یکی از فرماندهان ارتش سوریه ملقب به «پلنگ» را تکمیل کننده عملیات نابودی گروه داعش در شرق این کشور دانست.

به گفته این مقام دولت روسیه واحدهای ارتش سوریه به فرماندهی سهیل حسن طی ۲۴ ساعت آینده روستایی در غرب رود فرات را که تحت کنترل داعش قرار دارد، تصرف خواهند کرد.

saudi-arabia-crown-prince01.jpgرادیو فردا: محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در اظهاراتی کم‌سابقه، رهبر جمهوری اسلامی را «هیتلر جدیدی» نامید که در منطقه خاورمیانه ظهور کرده‌است.

خبرگزاری رویترز روز جمعه (سوم آذر) گزارش کرده که وی این اظهارات را روز پنج‌شنبه در گفت‌وگو با روزنامه نیویورک‌تایمز مطرح کرده‌است.

ولیعهد عربستان سعودی در این مصاحبه با اشاره به علی خامنه‌ای گفته است: «درسی که از اروپا آموختیم این است که مماشات نتیجه نمی‌دهد. ما نمی‌خواهیم که هیتلر جدید در ایران آنچه را در اروپا رخ داد در خاورمیانه تکرار کند.»

وی که در عین حال مسئولیت وزارت دفاع پادشاهی عربستان را نیز به عهده دارد، گفته که باید با جمهوری اسلامی که تحت رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای رو به گسترش مرزهایش آورده، مقابله کرد.

ولیعهد ۳۲ سالهٔ عربستان، محمد بن سلمان، امروزه عملاً صحنه‌گردان سیاست داخلی و خارجی این کشور به‌شمار می‌آید.

ایران و عربستان به ترتیب دارای اکثریت تشیع و اهل سنت، در اکثر بحران‌های سیاسی و نظامی منطقه، در رویاروی یکدیگر قرار گرفته‌اند.

تنش لفظی و جنگ نیابتی ایران و عربستان بدنبال استعفای اخیر سعد حریری از سمت نخست‌وزیری لبنان وارد مرحله تازه‌ای شده‌است.

آقای حریری که نطق استعفای خود را از ریاض خواند، ایران و حزب‌الله لبنان را به شدت به‌دلیل آنچه دخالت در امور سایر کشورهای عربی نامید، مورد انتقاد قرار داد.

با این حال تهران، شماری از چهره‌های بلندپایه و حتی سیاسی نزدیک به حریری و حزب‌الله لبنان، عربستان را عامل اصلی استعفای نخست‌وزیر لبنان معرفی می‌کنند.

این در حالی است که ریاض این اتهامات را رد می‌کند و سعد حریری که پس از مدتی به لبنان بازگشته، فعلاً استعفای خود را مسکوت گذاشته‌است.

یکی از دیگر مناطق مورد مناقشه میان ایران و عربستان، یمن است که ریاض، تهران را به حمایت از اقلیت شیعه آن متهم می‌کند.

این در حالی است که آقای خامنه‌ای با اشاره به شکست گروه حکومت اسلامی (داعش) در عراق و سوریه، اعلام کرده که جمهوری اسلامی «در هر جایی که» به گفته او «برای مقابله با کفر و استکبار، نیاز به حضور باشد، کمک خواهد کرد».

فرمانده سپاه پاسداران نیز روز گذشته برای نخستین بار اعلام کرد که ایران در یمن به انجام کمک‌های «مستشاری و معنوی» مشغول است؛ اصطلاحی که برای حضور فعال نیروهای ایرانی یا اعزامی از طرف ایران در سوریه هم به کار می‌رود.

این در حالی است که عربستان سعودی در طول جنگ داخلی دو سال و نیمه یمن، هزاران بار به مناطق تحت تصرف حوثیان حمله هوایی کرده‌است.

بن سلمان در این مورد نیز به نیویورک‌تایمز گفته که نبرد در یمن به نفع ریاض و متحدانش پیش می‌رود و آنها بیش از ۸۵ درصد این سرزمین را در اختیار دارند.

حوثی‌ها به تازگی موشک بالیستیکی به نزدیک ریاض، پایتخت عربستان شلیک کردند که خشم مقام‌های عربستان را برانگیخت.

در مقابل اظهارات بن سلمان که پیشتر تهدید کرده بود جنگ را به داخل مرزهای ایران خواهد کشید، رهبر جمهوری اسلامی نیز بارها مقام‌های عربستان را «فاسد» ، «وقیح» و «بی‌حیا» نامیده‌است.

هیأت ثبات مالی نهادی مستقر در بازل سوئیس است که بر سیستم مالی جهانی و بازیکنان کلیدی آن نظارت دارد. این نهاد به تازگی فهرست سالانه بزرگترین و به‌هم پیوسته‌ترین و به این ترتیب "خطرناکترین" بانک‌های جهان را منتشر کرده است. [لینک به گالری تصاویر]

19368823_303.jpgطبق فهرست هیأت ثبات مالی (FSB) شرکت خدمات مالی و بانکداری آمریکایی "جی‌پی مورگان" مهمترین و در عین حال خطرناک‌ترین مؤسسه مالی موجود برای ثبات سیستم مالی جهانی است. در جدیدترین فهرست از ۳۰ بانک مهم جهانی‌، جی‌پی‌مورگان به تنهایی صدرنشین است. به این ترتیب این بانک آمریکایی دو و نیم درصد بیشتر از یک بانک "عادی" سرمایه اضافی دارد. [لینک به گالری تصاویر]

112417_top.jpgاکبر گنجی - خبرنامه گویا

مقدمه: خبر فاجعه دردناک، کوتاه بود: گروهای تروریستی اسلام گرا با تیراندازی و بمب گذاری، امروز در مسجدی در مصر ۳۰۵ نفر را کشته- از جمله ۲۷ کودک - و ۱۲۵ نفر را هم مجروح کردند. محل حادثه مسجد روستای روضه در شهرستان بئرالعبد در شمال شبه‌جزیره سینا است. این شهرستان در غرب شهر عریش و در ساحل دریای مدیترانه است. تروریست ها مسلح به مسجد روضه حمله کردند و پس از انفجار بمب در این مسجد، آن را به گلوله بستند. درست است که این مسجد متعلق به فرقه صوفیه است. اما نه همه شرکت کنندگان در نمازجمعه صوفی بودند، نه کودکان سر از تصوف در می آوردند. صوفیان مصر به گروهی سیاسی تبدیل شده اند که در قلمرو سیاسی حضور داشته و رقیب گروه های بنیادگرای سلفی و اخوانی و داعشی به شمار می روند.

در مورد این جنایت بزرگ، چند نکته قابل ذکر است:

اول- تحلیل ایدئولوژیک تروریسم: پیدایش گروه های تروریستی اسلام گرا علل و دلایل بسیاری داشته و دارد. تحلیل تک علتی پدیده های اجتماعی ، ایدئولوژیک (شعور کاذب به معنای مارکسی/انگلسی) هستند. هر نوع تحلیلی که یک پدیده اجتماعی را به یک علت واحد فرو بکاهد، تحلیل کاذب ایدئولوژیک است. به عنوان نمونه، تبیین پدیده تروریسم با دین یا دینی خاص(اسلام)، ادعایی ایدئولوژیک است. جامعه شناسان در تحلیل پدیده تروریسم، علل محلی، منطقه ای و بین المللی تولد آنان را ذکر می کنند. تحلیل گر باید به اقتصاد سیاسی تروریسم هم توجه کند.

دوم- بنیادگرایی اسلامی و خشونت: تفسیر بنیادگرایانه سید قطب (۹ اکتبر ۱۹۰۶ - ۲۹ اوت ۱۹۶۶) از اسلام، به عصر جمال عبدالناصر(۱۵ ژانویه ۱۹۱۸- ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰) باز می گردد. سید قطب آمریکا را "جاهلیت مدرن" می نامید. او به دستور جمال عبدالناصر در سال ۱۹۶۶ ، به اتهام "توطئه برای براندازی رژیم"، اعدام شد. اما خوانش بنیادگرایانه او از اسلام نمرد و اخوان المسلمین یکی از گروه های وفادار به روایت او از اسلام است. ده ها گروه دیگر در جهان اسلام از اندیشه های بنیادگرایانه او بهره مند شدند. وهابیسم هم یک نوع دیگر از بنیادگرایی خشن اسلامی است. آیت الله علی خامنه ای و برادرش آیت الله محمد خامنه ای، عاشق سید قطب بودند و آثارش را پیش از انقلاب به فارسی ترجمه کردند.

فضل الرحمان- اسلام شناس پاکستانی استاد دانشگاه شیکاگو (۲۱ سپتامبر ۱۹۱۹-۲۶ ژوئیه ۱۹۸۸) - گفته بود که هیچ یک از بنیادگرایان مسلمان شناختی از کتاب و سنت ندارند و اطلاعات همه آنها از متون دینی اسلام بسیار اندک و سطحی است. او افزوده بود که آیت الله خمینی تنها استثنأ در این مورد است که اطلاع عمیقی از کتاب و سنت دارد.

همه گروه های بنیادگرا- در همه ادیان- خشونت را به اشکال مختلف تأیید کرده و می کنند. خوانش بسیاری از آن از متون مقدس دینی، تروریستی است.

terrorAttackEgSufMosq1.jpg

سوم- کشتار فله ای مسلمانان: گروه های تروریستی بنیادگرا- طالبان، القاعده، داعش، الشباب، سپاه صحابه، بوکوحرام، جبهه نصرت، بخش هایی از اخوان المسلیمن، احراراشام، و...- مسلمانان را به طور فله ای کشته و می کشند. همه دولتمردان و تحلیل گران غربی شهادت داده اند که اکثریت قربانیان تروریست های اسلام گرا، خود مسلمانها بوده و هستند.

همین واقعیت ستبر، موید این مدعاست که فروکاستن تشکیل این گروه ها و اعمالشان به اسلام، ایدئولوژیک و باطل است. فرض کنید در "یک جهان ممکن"، شیعیان و اهل تسنن، یکدیگر را کافر مطلق و واجب القتل به شمار می آورند. در چنان جهان ممکنی، کشتار شیعیان به دست اهل تسنن، و کشتار اهل تسنن به دست شیعیان، امری قابل فهم است. شاید قابل توجیه هم باشد. به عنوان مثال، گروه تروریستی سپاه صحابه پاکستان، عمدتاً شیعیان را قتل عام کرده و می کند.

اما عمده مسلمانانی که توسط گروه های تروریستی اهل سنت- طالبان، القاعده، داعش، الشباب، سپاه صحابه، بوکوحرام، جبهه نصرت، بخش هایی از اخوان المسلیمن، احراراشام، و...- کشته می شوند، از اهل سنت هستند. بوکوحرام چه کسانی را قتل عام می کند؟ الشباب و داعش در لیبی کدام مسلمان ها را کشته اند؟ گروه های تروریستی اسلام گرای مصر، شیعیان را قتل عام می کنند یا اهل تسنن را؟

کدام روایت/خوانش بنیادگرایانه از کتاب و سنت به "گروه های سنی" اجازه داده و می دهد که "مسلمانان سنی" در حال نماز را قتل عام کنند؟ امروز گروه های سنی در مصر، اهل سنت در حال نماز جمعه را قتل عام کردند.

بدین ترتیب، عمل این گروه ها را نمی توان به اسلام فروکاست. موجودیت و منافع این گروه ها را هم باید وارد تحلیل و تبیین کرد. در برخی از موارد، نفس قتل عام به عنوان قتل عام، برای گروه های جنایتکار موضوعیت پیدا می کند.

چهارم- عملیات انتحاری: ممکن است فردی را با پول برای کشتن دیگری استخدام کرد. اما تبیین رفتار آنان که دست به عملیات انتحاری/استشهادی می زنند، با پول گرفتن، کار بسیار دشواری است. فردی که خودش را منفجر می کند تا دیگران را بکشد، باید اعتقاد داشته باشد. رهبران گروه های تروریستی اسلام گرا، این گونه افراد را معتقد می سازند که از راه عملیات انتحاری، به والاترین هدف که رضایت الهی است (و رضوان من الله اکبر) دست یافته و پیامد آن این است که از حورالعین و غلمان هم بهره مند خواهند شد. فرد انتحاری، گمان می کند که به محض کشته شدن، در آن جهان، حوریان بهشتی در انتظار او هستند.

Egyptدر اثر تیراندازی و انفجار در مسجدی در مصر ده‌ها نفر کشته و زخمی شده‌اند.
در چند ساعت پس از حمله شمار قربانیان اعلام‌شده افزایش یافته است. منابع مصری می‌گویند در این حمله ۲۳۵ نفر کشته و بیش از ۱۲۰ نفر هم مجروح شده‌اند.
محل حادثه مسجد روستای روضه در شهرستان بئرالعبد در شمال شبه‌جزیره سینا است. این شهرستان در غرب شهر عریش و در ساحل دریای مدیترانه است.
روز جمعه، ٣ آذر (٢٤ نوامبر)، منابع خبری مصر گزارش کردند که افراد مسلح به مسجد روضه حمله کردند و پس از انفجار بمب در این مسجد، آن را به گلوله بستند.
گفته ‌می‌شود که هنگام این حمله، گروهی از ماموران امنیتی و اعضای خانواده‌های آنان مشغول عبادت در مسجد بودند.
عریش در شمال صحرای سینا قرار دارد و این منطقه محل فعالیت اعضای گروه‌های اسلامگرای تندرو بوده است که به خصوص اعضای واحدهای نظامی و امنیتی مصر را هدف حمله قرار می‌دهند.
از زمان برکناری محمد مرسی، رئیس جمهوری سابق مصر، در چهار سال پیش، بر شدت اقدامات خشونت‌آمیز این گروه‌ها افزوده شده است.
به گزارش تلویزیون مصر، در پی این حمله، جلسه امنیتی دولت مصر به ریاست عبدالفتاح سیسی، رئیس جمهوری، تشکیل شد.

k6540i_11242017.jpgچرا آقاتهرانی، حسینیان، حائری شیرازی، سقای بی‎ریا و... درقبال بست نشینی سکوت کردند؟

خبرآنلاین، همزمان با بست‎نشینی یاران محمود احمدی‌نژاد در حرم شاه عبدالعظیم (ع)، جای خالی برخی دیگر از یاران او بیش از همیشه احساس شد. همان‌هایی که پشتیبانی قوی برای رییس دولت‎های نهم و دهم محسوب می‌شدند، این روزها کنج عزلت گزیده‌اند تا شمار حامیان دولتمرد بهاری در همان چند بست‌نشین خلاصه شود.

رضوانه رضایی‌پور: محمود احمدی‌نژاد این روزها از هر فرصتی برای رسانه‌ای شدن خود و حلقه نزدیکانش استفاده می‌کند. از بازداشت‌ حمید بقایی گرفته که برای آزادی‌اش جشن راه می‌اندازد تا برگزاری دادگاه مجدد او که پروژه بست نشینی در حرم حضرت عبدالعظیم را با بدرقه یاران گرمابه و گلستانش کلید می‌زند. او که بدون وجود هیچ مانعی همچنان به تمام فعالیت‌های خارج از عرف خود ادامه می‌دهد، و در آخرین اقدام باز هم یارانش را راهی شهر ری می‌کند، سیلی از انتقادات را هم به دنبال خود راه انداخته که در میان آن جای برخی از حامیان او خالی است.

حامیانی که روزی به حمایت از گفتمان 3 تیر برخاستند و نقش زیادی در پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال 88 ایفا کردند، مدت‎هاست دریافته‌اند که رییس دولت‌ متبوع‌شان آنها را به قله آرزوهایشان نخواهد رساند.

حکم ابقای وزیر اطلاعات از سوی رهبر انقلاب، اولین جرقه جدایی حامیان سرسخت محمود احمدی نژاد را زد. خانه‌نشینی رییس دولت دهم که به تبع همین موضوع انجام گرفت، تا مدتی برخی حامیان او را در هاله‎ای از سکوت فرو برد. چهره‎هایی چون آقاتهرانی که ولایتمداری را یک اصل مهم در چارچوب فعالیت‌های سیاسی خود می‌دانستند، معترض لجاجت احمدی‌نژاد بودند. از آن پس رفتارهای احمدی‌نژاد یکی پس از دیگری، چهره اصلی او را نمایان ساخت تا بخشی از حامیان اصلی‌اش نه تنها دست از حمایت همه جانبه از او بکشند بلکه تصمیم به تشکیل جبهه‌ای بنام «پایداری» بگیرند.

Ali_Shakeri_Zand_2.jpgافسانه‌ی حمله‌ی نظامی عراق به ایران

بنا به توصیه‌ی شاپور بختیار

بخش چهارم :

شعبده‌ پیرامون به‌اصطلاح

اسرار اسناد

وزارت خارجه‌ی انگلستان

پس از همه‌ی تیرهای زهر‌آلودِ اتهام که دیدیم در رودر‌رویی با حقایق انکارناپذیر تاریخی به سنگ خورد دشمنان بختیار که با همه‌ی قدرت حکومتی‌ عریض و طویلشان همچنان از نام او در هراس‌اند باز هم کوشیدند و می‌کوشند با استمداد از وسائلی پوچ حرمت این نام را خدشه‌دار ساخته جاذبه‌ی اندیشه‌ی مربوط به آن را خنثی‌گردانند. آخرین حربه‌ای که بدان متوسل‌شدند این ادعا بود که گویا در اسناد تازه‌آزاد‌شده‌ی وزارت خارجه‌ی انگلستان گزارش‌های صریحی دال بر توصیه‌ی شاپور بختیار به صدام حسین درباره‌ی مساعدبودن شرایط برای حمله به ایران یافته‌اند و انقلابِ (همچنان) اسلامی ابوالحسن بنی صدر نیز نخستین جارچی این ادعا شد. ما در نوشته‌ی دیگری هم پوچی این ادعا را آشکار ساختیم. حال از آنجا که مدعیان دست‌بردار نیستند و هرچندگاه یکبار این پرنده را از کلاه خود بیرون می‌آورند سودمند‌دانستیم یک بار گل‌های سرسبد آن به‌اصطلاح اسناد را روی میز بگذاریم تا پوچی آنها بر همه آشکارتر گردد. آخرین گلچین این «اسناد» در رادیو فردا از این قراراست:

درباره‌ی به‌اصطلاح

اسناد آزادشده‌ی

وزارت خارجه ی بریتانیا

بررسی دقیق همه‌ی آنچه چندین بار تحت این عنوان غلط‌انداز منتشرشده نشان‌می‌دهد که این نوشته‌ها، جز آنچه در زیر نقل، در بخش یکم، نقل‌‌می‌گردد، حاوی هیچ خبر و گواهی کنکرتی دال بر ارتباط شاپور بختیار و جنگ ایران و عراق نیست و، بیرون از نقل‌قول‌های زیر، آنچه می‌ماند، بخش دوم، چیزی نیست مگر مشتی سخن‌پردازی گنگ و بیان پر‌آب‌و‌تاب گمان‌های شخصی پیرامون حدسیات و شایعات شنیده‌شده از این و آن.

ـ بخش یکم

1ـ «در همين ارتباط، کريس رندل يکی از مسئولان بخش تحقيقات خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا در يک گزارش توصيفی محرمانه که در ابتدای نوامبر ۱۹۸۰ تهيه شده و مهر بايگانی هفتم نوامبر/ ۱۶ آبان بر آن خورده، در بررسی تحولات گذشته و حال خوزستان نوشت: "يکی از دلايل يورش بی‌مهابای [کذا فی‌الاصل؛ بی‌محابا] حکومت عراق به خاک ايران، اطلاعات گمراه کننده ايرانيان تبعيدی از جمله شاپور بختيار، مبنی بر اين بود که احتمالا به‌دليل وجود اغتشاش در ارتش و بی‌ثباتی رژيم به‌دليل مخالفت مردم، به‌ويژه در خوزستان، ايران قادر به جنگ نخواهد بود و مخالفت مردم موجب برافراشته شدن پرچم نيروهای آزادی‌بخش خواهد‌شد."»[ت. ا.]

با همه‌ی انچه درباره‌ی مقدمات شروع جنگ شرح دادیم چگونه می توان از «یورش بی محابای عراق به خاک ایران» سخن‌گفت؟ پس یا واژه‌ی «بی‌محابا» در اصل متن بوده، و در این صورت باید بر صحت اطلاعات منبع گریست؛ یا خندید؛ یا کلمه‌ی بی‌محابا را مترجم، با املاء غلط خود، به متن اضافه کرده؛ و در این صورت چگونه می‌توان به دقت و صحت ترجمه‌ی او، تطبیق آن با نص و روح متن و عدم تحریف آن اطمینان داشت ؟
2ـ «بر اساس گزارش های تازه‌آزاد‌شده [کدام گزارش های تازه آزاد شده؛ مدرک آن کدام است؟] درباره نخستين روزهای آغاز جنگ ايران و عراق، در اين دوره، شماری از کشورهای عربی و اپوزيسيون ايرانی خارج از کشور، به خصوص اويسی و بختيار، بر اين باور بودند که با حمله عراق به ايران ظرف يک هفته ارتش ايران شکست‌خواهد‌خورد و در طول يک ماه حکومت اسلامی سرنگون‌شده و دولت جديد تحت حمايت عراق در تهران، يا دست کم مناطق اشغالی مستقر‌خواهد‌شد10

اینجا هم می‌بینیم که سخن از «مدارک تازه‌آزادشده»‌ ای‌گفته‌می‌شود که از خود آنها اثری دیده‌نمی‌‌شود، اما ادعای منسوب به آنها به بلندی دماوند است.

بقیه‌ی آنچه دراین به‌اصطلاح اسناد می‌یابیم از نوع زیر است.

ـ بخش دوم

1ـ « ... پس از اين ديدار، سفير جديد بريتانيا به ديدار بختيار رفت و او را نيز در جريان گفت‌و‌گوی خود با بازرگان گذاشت. بختيار با اظهار شگفتی از مواضع اعلام شده توسط بازرگان در مخالفت با دولت بختيار گفت: "باور نمی کند که بازرگان که تا چند روز قبل خمينی را غيرقابل‌حمايت می‌خواند اکنون اين‌گونه عمل‌می‌کند." بختيار در ادامه ضمن مخالفت با روی کار آمدن بازرگان به عنوان نخست وزیر انقلاب گفت: «مانعی نمی بيند که وی به عنوان نخست وزير دولتِ ‌سايه‌عمل کند. ولی اگر بخواهد به عنوان نخست وزير وارد کاخ نخست وزيری شود به سوی او تيراندازی خواهد شد.»

«بختيار عنوان کرد که "آماده اصلاح قانون اساسی با روش‌های قانونی هستم نه از طريق پرتاب کوکتل مولوتف. ... اگرچه خود شخصا يک جمهوری‌خواه هستم، ولی [برای] تغيير نظام خيلی زود است و سلطنت بايد ده تا بيست سال ديگر ادامه يابد."»

«گراهام در پايان اين ديدار، بختيار را اين گونه تحليل کرد: "او مردی تاثير گذار، شجاع، باهوش و دوست داشتنی است، اگرچه من از اين می ترسم که او بيشتر فرانسوی است [کذا؛ باشد] و کمتر ايرانی و قابليت انعطاف کمی برای يافتن راهی برای خروج از تنگنا دارد. اگر بختيار درست فکرکرده باشد که مردم کم کم از دست خمينی خسته‌خواهند‌شد، ممکن است نجات پيدا کند، ولی من می ترسم که نظر بختيار در اين مورد درست نباشد."»

2ـ «به دنبال چندين روز مصلحت انديشی، هماهنگی و کسب تکليف با وزارت خارجه بريتانيا، فريدون جاهد، خبرنگار بخش فارسی راديوی بی‌بی‌سی مصاحبه‌ای را با بختيار در پاريس در روز ۲۴ جولای ۱۹۸۰/، ۲ مرداد ۱۳۵۹ (سه روز قبل از درگذشت شاه)[و یک ماه و نیم پیش از حمله‌ی عراق به ایران] انجام داد. متن کامل اين مصاحبه نيز برای بازبينی و اعلام نظر برای وزارت خارجه بريتانيا ارسال شد.»
«اين مصاحبه در حالی انجام شد که بختيار قبلاً در ديدار با داوود آليانس، راديوی بی‌بی‌سی را "صد در صد طرفدار خمينی" ناميده و عنوان‌کرده‌بود که انگيزه راه اندازی ايستگاه راديويی سيارش در ايران در جهت خنثی‌کردن تبليغات بی‌بی‌سی است.»
«در اين مصاحبه، بختيار در پاسخ به سؤالی درباره ادعای مقامات ايران درباره ارتباط بين کودتای نوژه و قصد اشغال ايران توسط عراق گفت: "من هرگز با اشغال ايران توسط عراق موافق نيستم، ولی متاسفانه ايران روز و شب به عراق حمله می‌کند."»
«خبرنگار بی‌بی‌سی مجددا پرسيد: آيا عراقی‌ها به شما قول چيزی را داده‌اند؟ بختيار پاسخ داد: "من از هيچ کس قول‌نمی‌خواهم، ولی منافع متقابلی وجود دارد و ما هر دو ضد رژيم خمينی هستيم."»
«روابط اويسی و بختيار با حکومت صدام حسين پس از آغاز جنگ نيز ادامه يافت. روز ۶ اکتبر/ ۱۴ مهر، (دو هفته پس از آغاز جنگ)، الين شيولينو خبرنگار هفته نامه نيوزويک در تهران اطلاعاتی را درباره فعاليت‌های اپوزيسيون خارج از ايران در اختيار لمپورت گذاشت. به عقيده شيولينو: "ايرانيان تبعيدی در پاريس دچار يک آشفتگی جدی هستند و کاملا راه کنونی خود را گم‌کرده‌اند."»

واقعاً از این اظهار‌نظرهای گنگ و بی‌سر‌وته چه استناجی می‌توان‌کرد که بتواند پایه‌ای برای اتهامی سنگین فراهم‌کند ؟
«شيولينو بر اساس ديدارهای اخير خود با اويسی و بختيار عنوان کرد: «اويسی کاملا مخالف عراق نيست، ولی بختيار همچنان اميدوار است که از عراق به عنوان سکوی پرشی برای بازگشت به قدرت استفاده کند.»

اما وقتی مواضع علنی و صریح و متعدد بختیار درباره ی جنگ هست، و ما آنها را در زیر خواهیم دید، چه کسی گمانه‌زنی‌ها یا نیت‌خوانی‌های یک خبرنگار انگلیسی از او را که حتی با یک نقل قول صحیح و دقیق از خودِ شخص مورد اتهام نیز همراه نیست بجای آن مواضع می پذیرد؟ پس می‌بینیم که اینجا نیز با مشتی شایعات پوچ سروکار داریم.

ـ «اخيرا از بختيار پرسيده‌اند که همکاری با عراق چگونه با ناسيوناليسم تطابق دارد؟ او گفته است: چون او ناسيوناليست است، وظيفه او نخست جنگ با خمينی است و بعد حفظ ايران از تجاوز عراق10

در جمله‌ی اخیر از قول شاپور بختیار آیا در متن انگلیسی واژه‌ی منسوب به او جنگ (war) با خمینی بوده یا چیزی از نوع مبارزه (struggle) و پیکار (figh) ؟ هر کس می‌داند که در مسائلی از این نوع که افزون بر ظن به عدم‌بیطرفی نقل کننده‌ی مترجم، بیم عدم صلاحیت و عدم دقت او نیز می‌رود (مانند استعمال واژه‌ی بیجای «بی ‌محابا»، آن هم با املاء نادرست، که در بالا دیده شد)، و در نتیجه بدون دسترسی به متن در زبان اصلی هیچ نتیجه‌ای نمی‌توان‌گرفت؛ چنان که می بینیم اینجا واژه‌ی مبارزه یا پیکار علیه خمینی که معادل آنها را نشان دادیم، بسیار قابل فهم است، اما هر کس که اندک آشنایی با زبان انگلیسی داشته‌باشد درمی‌یابد که اگر بجای آن ها واژه‌ی جنگ به‌کار رود، این واژه در زمینه‌ی جنگ ایران و عراق، معنایی دوپهلو خواهد داشت !

و باز، به فرض آن که این نقل قول با امانت کامل هم صورت‌گرفته‌باشد، با همه‌ی آنچه پیش از این در باره‌ی نقش خمینی در برافروختن آتش آن جنگ گفتیم روشن می‌شود که در زمان بیان این نظر حق با بختیار بوده که می‌دانسته مبارزه برای خنثی‌ساختن خمینی مقدم است چه تنها چنین مبارزه‌ای بود که می‌توانست از تجاوز عراق و شروع جنگ پیشگیری‌کند. و آیا سقوط ایران در لجنزار فساد و ورشکستگی و تبهکاری در سی‌ونه‌ سال گذشته نشان‌نداده که بختیار خطر اصلی را درست تشخیص‌داده‌بود ؟

3ـ «يک گزارش سرّی ديويد ميرز مسئول بخش خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا به تاريخ ۲۵ سپتامبر/ سوم مهر، خبر از سفر بختيار به عراق در آستانه حمله نظامی عراق به ايران (۲۲ سپتامبر/۳۱ شهريور) می دهد. در ادامه اين گزارش عنوان شده که عراق از اپوزيسيون ايرانی خواسته تا در جبهه های نبرد پشت سر نيروهای عراقی حاضر شوند تا دول [و لابد منظور از دول،«دولت ها»ست، یعنی جمع مُکَسّر عربی «دولت»]خود را در مناطق اشغالی تشکيل دهند.»

اگر چنین ادعایی درست باشد عراق که جنگ را با ادعای تملک بر خوزستان آغاز و توجیه‌کرده‌بود چگونه از ایرانیان می‌خواسته که در آن استان دولت ایرانی خود را تشکیل دهند، آن هم نه یک دولت ایرانی، دول (ایرانی) خود را ؟! پس این قبیل «گزارش»‌ها جز گزارش برای گزارش چه معنای دیگری می‌تواند داشته‌باشد ؟

در اصل این ادعا یک غلط نیز دیده‌می‌شود : چنان که در بخش دوم این نوشته، در مصاحبه‌ی نماینده‌ی لوموند با طه یاسین رمضان معاون صدام حسین، دیدیم وی می‌گوید:

جنگ زودتر شروع شده بود: « [جنگ]در واقع طی ماههای گذشته هر لحظه می توانست آغاز گردد زیرا ایرانی‌ها بر شمار درگیری‌های مرزی با ما افزوده‌بودند. حملات توپخانه و نیروی هوایی دائمی بود. روز 4 سپتامبر سه شهر از جمله ضربتیه و خانقین را با شدت باز هم بیشتری کوبیدند. ما از 7 سپتامبر دست به یک رشته اقدام دیپلماتیک زدیم. این اقدامات بلاجواب ماند. ما سپس ناحیه‌ای به‌نام زین‌القوس را که در توافقنامه‌ی الجزیره ایران تعهدکرده بود آن را به ما پس‌دهد، گرفتیم. 20 سپتامبر هم سیف‌السعد، و در روزهای پس از آن هم قطعاتی از خاک عراق را در منطقه‌ی مندلی، میسان[میشان]، وضیط را که می‌بایست به ما پس‌داده‌می‌شد اشغال‌کردیم.»

پس می‌بینم که 22 سپتامبر دیگر آستانه‌ی حمله‌ی عراق نبوده؛ در واقع از لحاظ عملیاتی ادامه‌ی حمله‌ی عراق، و این بار در یک جبهه‌ی وسیع بوده‌است. اما این صحیح است که بختیار بلافاصله پس از حمله‌ی عراق به بغداد رفته، زیرا او خود از این سفر یادکرده و گفته‌است به بغداد رفته برای هشدار به صدام حسین برای قطع حمله و عقب‌کشیدن نیروهای خود از ایران و یادآوری این که این حمله اشتباه بزرگی بوده که بایستی هر چه زودتر خاتمه‌یابد.

مقدمات آغاز جنگ

باز هم از دیدی دیگر

عوامل مؤثر در جنگ ایران و عراق چندان متعدد و وسیع بوده که نسبت دادن علت آن به یک شخص و تنها یک شخص، حتی به خود دیکتاتور عراق، ساده‌لوحانه خواهد‌بود، و چه‌بسا عوامفریبانه.

عبدالجبار محسن سخنگوی پیشین فرماندهی کل قوا در عراق ـ ناطقاً رسمیاً عسکریاً للحرب ـ می‌گوید:

« در ماه آوریل ۱۹۸۰ ایران شهر های عراق را با سلاح سنگین مورد هجوم قرار داد.»

در این تاریخ از خروج شاپور بختیار از ایران هشت ماه بیشتر نمی‌گذشت و جمهوری اسلامی بود که در موضع تعرضی‌ قرار داشت !

«عبدالجبار محسن در این باره به بی بی سی فارسی می‌گوید "ایران با حمایت از عملیات تخریبی و ترور در عراق و بمباران شهر های مرزی توسط توپخانه‌ی سنگین و هواپیما ما را ناگزیر از جنگیدن کرده‌بود. رهبران حکومت سابق عراق می‌گویند که "ما از همان ابتدای انقلاب ایران با دشمنی دولت جدید ایران و دخالت آشکار این دولت در امور داخلی خود مواجه‌شدیم."

وی همچنین می‌گوید "ایران شهر های مندلی، خانقین و نفتخانه عراق را در چند مورد بمباران کرد. او اضافه‌می‌کند که از مدت ها قبل نیروهای ایرانی به پاسگاه های مرزی ما تعرض می‌کردند اما در ماه آوریل ۱۹۸۰ ایران شهر های عراق را با سلاح سنگین مورد هجوم قرار داد."»

«با وجود این رهبران جمهوری اسلامی ایران چنین اتهامی را ادعایی بی‌اساس دانسته و آن را زمینه‌سازی برای حمله به ایران خوانده‌اند. بعدها با استناد به رأی کمیته‌ای که زیر نظر دبیرکل سازمان ملل متحد فعالیت‌می‌کرد، به صحت [این] مدعای خود که عراق متجاوز و آغازگر جنگ بوده است، پای فشردند.»

«عبدالجبار محسن می گوید‌که بسیاری از شهر‌های بزرگ عراقی در فاصله کمی از مرز ایران قرار‌داشتند، به‌همین دلیل هدف قرار دادن آن[ها] توسط ایران کار دشواری نبود. همچنین منطقه‌ای آسیب پذیر از دیدگاه نظامی، بین جاده استراتژیک بغدادـ بصره وجود‌دارد که به مرز ایران نزدیک است. این منطقه زمینی مسطح و بدون پستی و بلندی عمده است و ماشین آلات زرهی به راحتی توانایی رسیدن به این جاده را دارند.»

«سخنگوی سابق فرماندهی کل قوا در عراق می گوید" از این جهت عراق بسیار آسیب پذیر بود و با توجه به "دخالت ها و تحرکات ایرانی ها ما مجبور شدیم که حمله گسترده خود را از اوایل سپتامبر آغاز کنیم".» [ت. ا.]

و در هر حال «حکومت عراق در دوره صدام حسین، زمان شروع جنگ ایران و عراق را ۴ سپتامبر ۱۹۸۰برابر با ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ می دانست. بنابر ادعای مقام های وقت عراق در این روز نیروهای ایرانی دو شهر مرزی بدره و زرباطیه را بمباران کرده بودند.»

«ایران شروع رسمی جنگ را چند روز بعد یعنی ۲۳ سپتامبر برابر با ۳۱ شهریور و همزمان با حمله گسترده نیروهای عراقی به ایران می داند. همچنین حکومت ایران، عراق را مسبب آغاز جنگ می داند چنانکه تشخیص کمیته تعیین متجاوز جنگ ایران و عراق سازمان ملل هم رای به تجاوزگری عراق داد در حالی که حکومت سابق عراق، ایران را آتش‌افروز جنگ معرفی‌می‌کرد.»

همچنین«عراقی ها در مورد دخالت در امور عراق به گفته های مشهور آیت‌الله خمینی رهبر ایران در زمینه لزوم برکناری صدام توسط مردم عراق اشاره می‌کنند. عبدالجبار محسن که به‌طور مستقیم با صدام حسین در ارتباط بوده‌است در این زمینه می گوید رهبر ایران آشکارا از مردم عراق می خواست تا به روی پشت‌بام‌ها بروند، شعار الله اکبر سردهند و نظام عراق را ساقط‌کنند.»

«در آن دوره اصطلاح "صدور انقلاب اسلامی" در ایران رایج بود که موجبات نگرانی دولت عراق را به‌وجود‌آورد. عراقی ها همچنین به حضور نیرو‌های معارض عراقی همانند حزبِ الدعوه اسلامی در ایران به عنوان دلیل دیگری از دخالت ایران در امور عراق اشاره می کنند.»

«حزب الدعوه به گفته رهبران خود در زمانی که در ایران حضور داشت و توسط دولت جدید ایران حمایت‌می‌شد دست به ترور ناموفق طارق عزیز معاون وقت نخست وزیر عراق زد. در کنار همه این دلایل که دولت پیشین عراق برای ناگزیر بودن جنگ ارائه‌می‌داد، بمباران شهرهای مرزی عراق با توپخانه و هواپیما نیز از دلایل حمله گسترده‌ی عراق در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ به ایران قلمداد‌شده‌است.»

تحریکات شبانه‌روزی خمینی

علیه صدام حسین

درباره‌ی نقش خمینی در برافروختن آتش جنگ که مبلغان و هواداران جمهوری اسلامی و «انقلاب شکوهمند» چیزی از آن نمی‌گویند پیش از این یادآوری‌هایی‌کردیم. اما نمی‌توان این مبحث را بدون نقل دستکم یک مورد از خطابه‌های بسیار تحریک‌آمیز او علیه سران رژیم عراق، به همان زبان عامیانه‌ی همیشگی، که هیچ رژیمی نمی‌توانست در برابر آن بی‌اعتنابماند، کامل‌دانست. و پیداست که مرد ماجراجویی چون صدام حسین در برابر چنین رفتاری برای تدارک حمله به ایران نیاز به هیچ بهانه و انگیزه‌ی دیگری نداشته‌است:

«سخنان امام خمینی (ره) درباره حكومت عراق و رسالت ارتش و مردم این كشور:

«همین فضا بود كه زمینه هایی را فراهم نمود تا امام(ره) با صراحت از مردم عراق بخواهد كه علیه حكومت صدام قیام نمایند. امام در دیداری كه با اعضای ستاد بسیج شهرستانها در روز پنج شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۵۹ داشتند، صراحتاً مردم عراق را مورد خطاب قرار داد:

«ملت ها موافق با ما هستند و آنكه مخالف با ماست دولتها و امثال دولتها هستند مثل دولت عراق، [دولت عراق] دولتی است كه یك عده نظامی آمده اند و دور هم نشسته اند و خودشان هرچه می خواهند می كنند، با مردم تماس ندارند. اینها پوسیده هستند- این صدام حسین عقلش هم عقل درستی نیست و پوسیده است و همه حرفهایش این است كه ما عرب هستیم... معنایش این است كه ما عرب هستیم و اسلام نمی خواهیم ...اینها می خواهند به همان زمان جاهلیت برگردند... ملت عرب می داند كه حضرت آیت الله حكیم خوب اینها را محكوم به شرك كرد... ارتش اینها از همین مسلمانها، از همین اهل سنت هستند، از همین شیعه‌ها هستند- خب ارتشی كه از مسلمین است قیام‌می‌كند.... ملت شریف عراق خودش را از چنگ اینها بیرون بیاورد. این ارتش عراق باید همانطور كه در ارتش ایران وقتی فهمیدند او [شاه] دارد با نهضت اسلام و اسلام جنگ می كند، همانطور كه قیام كردند و ارتش ملحق شد به مردم ، ارتش عراق هم باید همین كار را بكند... ارتش عراق حاضر است با اسلام جنگ كند[؟]... ما می خواهیم عرب و عجم و ترك و سایر چیزها را [!!] همه تحت لوای اسلام بیاوریم. چرا ارتش عراق نشسته اند و كسی كه مخالف با اسلام و مخالف با قوانین اسلام و مخالف با قرآن است از او تبعیت می كنند... ارتش عراق باید توجه به این معنا داشته باشد كه اینها را خودش سركوب‌كند و خودش از بین ببرد... حرام است بر آنها كه یك قدم دنبال این شخص لعین باشند و باید قیام كنند...»

سپس، در همانجا و از قول خودشان درباره‌ی علت جنگ این اعتراف را می خوانیم:

«واكنش عراق:

«دولت صدام در واكنش در برابر انقلاب ایران و سخنان رهبران ایران اقدامات متفاوتی را از خود نشان داد ... از سوی دیگر سیاستی آشتی‌ناپذیر در مواجهه با سازمان‌های فعال علیه حكومت در پیش گرفت ... اقدام دیگر رژیم صدام در این رابطه برپایی جنگ علیه ایران با همكاری دیگر رژیم های منطقه بود11.»[ت. ا.]

آیا در برابر چنین اعترافی، که «برپایی جنگ علیه ایران» را واکنش عراق به «سخنان رهبران ایران»، یعنی همان تنها رهبر ایران، می‌داند، باز هم می‌توان همچنان به اتهام علیه مخالفان خمینی متوسل‌شد ؟

حتی به‌تازگی مصاحبه‌ای از علی شمس اردکانی سفیر اسبق جمهوری اسلامی در کویت گواهی‌های آقای منصور فرهنگ درباره‌ی تأثیر سیاست خارجی خمینی در برپاکردن جنگ ایران و عراق را، از بُعد دیگری تکمیل‌می‌کند و، هرچند با رعایت جانب نهایت احتیاط و نزاکت، نشان می دهد که رفتار جهالت‌آمیز محمدعلی رجایی در مورد روابط با آمریکا در دوران نخست وزیری‌اش، و به‌ویژه به‌هنگام حضورش در اجلاس شورای امنیت سازمان ملل متحد چه صدمات عظیمی با ابعاد تاریخی را متوجه ایران ساخت. در این مصاحبه می‌بینیم که آن مجسمه‌ی تعصب و جهالت، با حرف شنوی کورکورانه از بهزاد نبوی که همراه خود به سازمان ملل برده بود، چگونه نسبت به رفتار و مواضع خمینی در این زمینه نیز کاسه‌ی از آش داغتر شده‌بود و، با عدم استفاده از موضع‌گیری کارتر علیه عراق در مورد جنگ که به کوشش چند فرد دلسوز به‌دست‌آمده‌بود، سبب تشجیع عراق ‌شد به‌طوری که جنگی که می‌توانست در همان ابتدا به نفع ایران پایان یابد، به‌مدت هشت سال، با همه‌ی فجایعی که به‌همراه داشت، ادامه‌یافت. حقایق فاش‌شده در این مصاحبه سند دردناک تسلط جهالتی سیاه و فاجعه‌بار در رأس کشوری است که از دیرینه ترین دوران موجودیت خود تا امروز، حتی در تیره‌ترین اوضاع از وجود کشورداران و رهبران پرارج و خردمندی برخوردار بوده که همواره توانسته‌بودند کشتی طوفانزده‌ی زندگی‌اش را به ساحل نجات هدایت کنند12.

بالأخره

واکنش‌های مستقیم

شخص شاپور بختیار

بختیار بارها گفته بود که "برای مبارزه با این جماعت با شیطان هم متحد‌می‌شوم"؛ و در این باره کمک‌هایی را که ژنرال دوگل و تیتو از متفقین، به‌ویژه از آمریکا می‌گرفتند مثال‌می‌آورد و می‌پرسید آیا پس از آزادی فرانسه از ارتش هیتلری کسی از دوگل پرسید آن کمک‌ها چه بود ! او جهنمِ حکومت فداییان اسلام بر ایران را از بلای اشغال فرانسه از طرف ارتش نازی که آن را به چشم خود دیده‌بود کمتر نمی‌دانست و سیر ایران به سوی نابودی اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی در سی‌و‌نه‌ساله‌ی گذشته بدبختانه تشخیص تیزبینانه‌ی او در این باره را به‌خوبی نشان‌داده‌است! اما او حتی آن "شیطانی" را هم که می‌خواست با او متحدشود خود انتخاب‌می‌کرد، و ممکن‌نبود در روابط خود با قدرت‌های جهان کمترین قدمی بردارد که کوچکترین زیانی برای منافع و مصالح ایران داشته‌باشد. تماس‌های دیپلماتیک او نیز همگی با کمک دیپلمات‌های باسابقه‌ای که در میان همکاران خود داشت، با توجه به پروتوکول بین‌المللی روابط میان مقامات رسمی و یک نخست وزیر سابق تدارک‌می‌شد؛ و بدون رعایت اینگونه تشریفات و مقتضیات آنها او حتی شرکت در یک بحث با یک مقام رسمی را نیز نمی‌پذیرفت؛ چنانکه وقتی رولان دوما وزیر خارجه‌ی فرانسه (که روابط ویژه‌ی او با جمهوری اسلامی از همان زمان هم روشن بود) خواست تا، در یک گفت‌و‌گوی تلویزیونی‌ با شاپور بختیار، این نخست وزیر سابق ایران از خانه‌اش، یعنی بدون حضور در تلویزیون و رو در رو، در بحث شرکت کند، و با نهادن این شرط کوشید تا قاعده‌ی دیپلماتیکِ «پرِه‌ِامینانس» (اولویت مقام بالاتر؛ prééminence) را نقض‌کند، بختیار این شرط را با قدرت تمام رد‌کرد.

از طرف دیگر در برابر حمله‌ی عراق به ایران شاپور بختیار خود نیز نه بیکار‌نشست، نه ساکت‌ماند. درهمان آغاز جنگ او پیش از هرچیز آن حمله را تجاوز نامید، و بلافاصله به صدام حسین توصیه‌کرد که هرچه زودتر نیروهای خود را از خاک ایران بیرون‌بکشد. در مصاحبه‌های رادیویی، از جمله با رادیو بی‌بی‌سی.، حمله‌ی عراق و سیاست تحریک آمیز جمهوری اسلامی، هر دو را محکوم‌کرد. طی اعلامیه ای به تاریخ ۲۱ مهرماه ۱۳۷۹، (و نه‌ آنگونه که کشف‌کنندگان «اسناد تازه‌آزادشده» ادعامی‌کنند پس از ناامیدی از پیروزی عراق !) کمتر از یک ماه پس از آغاز جنگ درباره‌ی آن اعلام کرد :

«...با درود به مردم شجاع و از جان گذشته‌ای که، همدوش ارتشِ خود، در این جنگ میهنی شرکت‌نموده‌اند آمادگی خود را، همانطور که قبلا هم اعلام‌داشته‌ام، جهت به‌کاربردن کلیه‌ی امکاناتی که در اختیار دارم به‌منظور دفاع از تمامیت ارضی و استقلال میهنم اعلام میدارم.»

دکتر شاپور بختیار

ـ پاریس ۲۱ مهرماه ۱۳۵۹ 13

سپس در اطلاعیه‌ی مبسوط و جامع‌تری به‌تاریخ ۱۴ نوامبر ۱۹۸۰، مواضع خود را درباره‌ی جنگ اعلام داشت:

« در زمانی که ارگانیسم‌های بین‌المللی به سعی در پایان بخشیدن به جنگ میان ایران و عراق مشغول‌شده‌اند، اعلام‌می‌کنم که احدی، اعم از اینکه دولت خارجی باشد یا یک مرجع بین‌المللی، حق ندارد اجازه دهد که تا وجبی از خاک ایران وجه المصالحه‌ی این مخاصمه قرارگیرد...»

«دولت عراق باید این واقعیت را بپذیرد که قرارداد ۱۹۷۵ که مرزهای میان ایران و عراق را معین‌می‌کند بنا به قوانین بین‌المللی نمی‌تواند به‌هیچ‌وجه به‌صورت یکجانبه از سوی یکی از دو طرف درگیر در جنگ مورد تجاوز قرار‌گیرد.»

«این قرارداد، که از سوی دو کشور پذیرفته و امضاء‌شده‌است، هرچند که ظاهراً از نظر عراق دیگر معتبر‌نیست، معذلک باید مبنای حل مسالمت‌آمیز مسائل کنونی و هرگونه دعوای ممکن دیگر قرار‌گیرد.(...)»

«ایرانیان از هر قوم و نژاد و مذهبی که باشند مردمانی عمیقاً میهن‌پرستند. اهالی خوزستان، چنانکه هم اکنون نیز نشان داده اند، اجازه نخواهند داد که بخشی از سرزمین ما از کشور جدا‌گردد.»

«از آنجا که دولت عراق چندین بار کوشیده‌است تا حمله‌ی خود به ایران را به‌بهانه‌ی آزاد‌کردن ملت ایران از یوغ خونین خمینی توجیه‌کند، من اعلام‌می‌کنم که هیچکس حق‌ندارد خود را حامی هموطنان من قلمداد‌کند و با خود ایرانیان است که علیه نظام کنونی قیام‌کنند14.» [ت.ا.]

در بخش یکم این مقاله کوشش‌شد تا انگیزه‌های کسانی که در نهایت ناجوانمردی اتهام مورد بحث را به شاپور بختیار واردکرده‌اند یا هنوز می‌کنند شناخته و شناسانده‌شود. دیدیم که برای کسانی که از مخالفت‌های خود با این آزادیخواه و ایراندوست بزرگ در دوران تغییر رژیم از مشروطه به استبداد توتالیتر اسلامی احساس پشیمانی درونی کرده‌اند، اما حاضر‌نیستند بدان اذعان‌کنند، نظیر اینگونه اتهامات فرصت و بهانه‌ی جدیدی برای آرامش وجدان فراهم‌می‌آورد. این مربوط به کسانی است که دارای وجدان سیاسی و اخلاق اجتماعی‌اند اما هنوز شهامت اذعان به داوری خطای گذشته‌ی خود را ندارند، نه برای سران و مزدوران جمهوری اسلامی که دارای وجدان نیستند و لجنزار فساد همه‌گیرشان بیگانگی آنان با مفاهیم و ارزش‌های اخلاقی را بر همه آشکارکرده‌است. پس ترفندهایی مانند اینگونه اتهامات برای گروه اخیر، جز حربه‌ای برای ادامه‌ی فریب مردم نیست و هرگونه حجت با آنان بیفایده است؛ اما باید همچنان پرسید برای وجدان‌های معذب انقلابیان واقعاً آزادیخواهی که دردورانی سخت آشفته در تشخیص آماج درست حملات خود دچار خطا شدند چطور ؟

پایان

آبانماه 1396

ــــــــــــــــــــــ

10 برای همه‌ی این نقل‌قول‌ها نک. رادیوفردا، ویژه‌برنامه «بختیار»

11 سخنان خمینی نقل از کیهان ۳۰ فروردینماه ۱۳۵۹ است که با تیتر درشت خبر داده است «امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.»

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، محمد سلیمان دارابی، دعوت امام خمینی (ره) از ملت و ارتش عراق برای قیام علیه صدام، ۳۰ آذرماه ۱۳۹۰.

برای مشاهده‌ی اینگونه خطابه‌ها و سخنان خمینی همچنین می‌توان به اسناد زیر رجوع‌کرد:

ـ سخنرانی خمینی در دعوت مردم عراق به سرنگونی صدام

https://www.youtube.com/watch?v=ZtH_5iiI_qc

ـ گزارشی از بی بی سی درباره ی جنگ ایران و عراق

https://www.youtube.com/watch?v=jYQ6gAb34a4

ـ گزارش دیگری از بی بی سی درباره ی جنگ ایران و عراق

https://www.youtube.com/watch?v=-YWfWR8K3eI

ـ اظهاراتی از آیت الله منتظری درباره‌ی فکر صدور انقلاب و علت شروع جنگ

https://www.youtube.com/watch?v=9xoFD-Wop2g

12 نک. علی شمس‌ِاردکانی، پشت پرده‌ی جنگ و صلح؛ جنگ غیرمنتظره نبود، مصاحبه کیوان صمیمی با علی شمس اردکانی.

13 نک. مرغ طوفان، تجدید چاپ از طرف نهضت مقاومت ملی ایران؛ نیز، نامیر، نشریه ی اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران.

14 شاپور بختیار، یکرنگی؛ این سند در ترجمه ی فارسی یافت نمی شود، برای استفاده از آن بنگرید به اصل فرانسه:

Chapour Bakhtiar, Ma fidélité, Paris, Albin Michèle, 1982, p. 253.

در بخش‌های پیش دیده‌بودیم که شاپور بختیار در کتاب یکرنگی، در این باره ملاحظات زیر را ارائه‌داده‌بود: ‌«حق این است که گفته‌شود که جنگ را عراق ‌آغاز‌کرد. در حقوق جاری [بین‌المللی] متجاوز عراق است. اما بجز ملایی که برای بی‌ثبات‌ساختن همسایه‌ی غربی کشور ما مأموران و آدمکشانش را با پولهای لازم به آنجا ‌می‌فرستاد، چه کسی او را به این کار وادار‌ساخت، و می‌توان گفت مجبور‌نمود. وجود دو فرقه‌ی مذهبی برای این کشور مسئله‌ای همیشگی‌است؛ و خمینی با تحریک اکثریت شیعه بر‌ ضد حکومت آن را به‌خطر می‌انداخت.(...) ما شاهد بودیم که با سلام و صلوت آیت‌الله سید محمد حکیم، یعنی کسی را که بنا به‌خواست او می‌بایست جانشین پرزیدنت [صدام]‌حسین می‌شد، مورد استقبال قرار‌می‌داد.» وی همانجا می افزاید«پس از این که در بالا برداشتم را، دایر بر این که خمینی چگونه با تحریکاتش جنگی را که عراق آغاز کرد برانگیخته‌بود، اکنون خواهم گفت چگونه من، در حد امکاناتم، کوشیدم تا از آن جلوگیری‌کنم. پیش از آغاز مخاصمات، من با دولت عراق و با نماینده‌ی آن بحث هایی داشتم. خود آنها بودند که با من تماس‌گرفتند. من دائماً به آنها علیه جنگ با ایران هشدار‌دادم. از آنجا که جو برای آنان غیرقابل تنفس شده بود توصیه‌ی من به آنان این بود که برای سرنگونی خمینی او را منزوی‌سازند... این جنگ که بیشتر هدف داخلی داشت، مانند همه‌ی جنگ‌ها، ابلهانه بود، و در مورد عراق که هیچگاه برای ما خطری نبوده و امروز هم نیست، باز هم ابلهانه‌تر. ما عضو یک مجموعه‌ی واحد تولیدکننده‌ی نفت هستیم و منافع اقتصادی ما به یکدیگر وابسته‌است.»

همان، صص. 265ـ 260.

Ibid, pp. 207 ـ211.

alamalhoda-small01.jpgدویچه وله: فرماندار مشهد می‌گوید احمد علم‌الهدی خواستار تشکیل گروهی مشورتی برای بررسی موضوع برگزاری کنسرت در این شهر شده است. علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، از مخالفان سرسخت برگزاری کنسرت در استان خراسان رضوی است.

ه گفته محمدرحیم نوروزیان، فرماندار مشهد‌، مسئله برگزاری کنسرت‌های موسیقی در شورای فرهنگ عمومی استان خراسان رضوی به تازگی توسط احمد علم‌الهدی امام جمعه مشهد مطرح شده است تا در این رابطه اظهارنظر شود.

فرماندار مشهد روز جمعه سوم آذر (۲۴ نوامبر) در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران گفت: «در این رابطه مقرر شد گروهی از صاحب‌نظران دانشگاه، حوزه و دیگر محیط‌های فرهنگی از طریق شورای فرهنگ عمومی نظرات و پیشنهادات خود را در این رابطه مطرح کنند و خروجی آن در شورای فرهنگ عمومی مورد بررسی قرار گرفته و درباره آن تصمیم‌گیری شود.»

نوروزیان در مورد لغو کنسرت‌ها در استان خراسان رضوی گفت: «جالب است که همه رسانه‌ها پیگیر مسئله کنسرت‌ها هستند که برایم غیرمترقبه و غیرمنتظره است؛ سوال این است که آیا همه مشکلات مشهد مرتفع شده و تنها مشکل این شهر برگزاری کنسرت است.»

او همچنین مدعی شد هر چقدر مسئله برگزاری کنسرت‌ها از "هیاهو، جنجال، احساسات و سیاست" دور شود، سریع‌تر به نتیجه خواهد رسید.

مشهد؛ تافته جدا بافته؟

فرماندار مشهد در بخش دیگری از سخنان خود با رد در پیش گرفتن "رویکردی خاص برای مشهد" در مقایسه با دیگر شهرهای ایران تصریح کرد: «رویکرد و سیاست کلان دولت مبتنی بر مسائل اقتصادی و معیشتی و همچنین مقابله و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی است. قاعدتاً ما نیز در شهر مشهد و دیگر نقاط کشور همین سیاست‌ها را دنبال می‌کنیم.»

پیش از این برخی مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس از "تصمیمات فراقانونی" برخی مقام‌های قضایی و مذهبی و به خصوص امام جمعه مشهد انتقاد کرده بودند.

محدودیت‌های اعمال شده در مشهد تنها به عدم برگزاری کنسرت محدود نمی‌شود. در آبان ماه سال گذشته خورشیدی، سخنرانی علی مطهری، نائب رییس مجلس ایران، لغو شد.

در آن زمان استاندار خراسان رضوی به نقل از رئیس دادگستری گفت که مبنای تصمیم دادستان برای جلوگیری از سخنرانی مطهری نامه‌ای از سوی اطلاعات سپاه پاسداران بوده است.

حسن روحانی در واکنش به این اتفاق جلوگیری از سخنرانی مطهری را "مایه شرمساری" خوانده و در نامه‌ای به وزیران کشور و دادگستری دستور داده به موضوع دخالت دادستانی مشهد در این ماجرا رسیدگی کنند.

تصمیمات ورزشی مقام‌ها مذهبی

تحولات ورزشی استان خراسان رضوی نیز تحت تاثیر دیدگاه‌های مقام‌های مذهبی است. در چند سال اخیر احمد علم‌الهدی و برخی از نمایندگان اصولگرای مشهد منتقد سرسخت اسامی ابومسلم خراسان و سیاه‌جامگان مشهد برای دو تیم فوتبال پرطرفدار این شهر بودند.

احمد علم‌الهدی، سال ۱۳۹۵ در دیدار با مدیران تربیت‌بدنی این شهر، گفت: «متأسفانه دوستان یکی از باشگاه‌های سابقه‌دار این شهر را به نام یکی از دشمنان سرسخت امام رضا نامگذاری کرده‌اند. ابومسلم یک انسان جانی، بی‌باک و بی‌بندوبار بود که مایه ننگ اسلام است، آن وقت شما این باشگاه قدیمی را به عنوان سرسخت‌ترین دشمن امام رضا نامگذاری کردید.»

او درباره نام باشگاه سیاه‌جامگان نیز گفت: «حالا یک تیم دیگر درست کردند و اسمش را گذاشتند سیاه‌جامگان که این نام لشکر ابومسلم بود. دوستان اگر این موضوع را قبول دارند این اسامی را تغییر دهند تا ببینند ورزش خراسان رشد می‌کند یا نه؟»

بر اثر این انتقادها روز ۲۹ آبان دفتر تیم فوتبال سیاه‌‌جامگان مشهد به علت عدم تغییر نام پلمپ شد. در پی این فشارها این تیم فوتبال که در لیگ برتر فوتبال ایران حضور دارد، نام خود را به مشکی‌پوشان مشهد تغییر داد.

تیم فوتبال ابومسلم خراسان نیز که سابقه‌ای ۴۷ ساله دارد، پس از سال‌ها حضور در سطح اول فوتبال ایران به دسته سوم سقوط کرده و بر اثر بی توجهی مسئولان خراسان رضوی سرانجامی نامشخص دارد.

Deathفرزندان ما با اندوهی که در جان داریم بیگانه اند. آن ها از خستگی که با غم گره خورده و آرام آرام به درون مان پا می گذارد بی خبرند. ما انقلابی را از سر گذرانده ایم. جنگی و جنگ هایی را پشت سر نهاده ایم. دروغگویان، دیوانگان و قلدرانی را تحمل کرده ایم. عزیزانی را از دست داده ایم و چه بسیار از همه چیز خود چشم پوشیدیم تا به واژه عدالت، آزادی و استقلال جامه عمل بپوشانیم، غافل از آن که گروهی از ابتدا در پی آن بودند تا از انقلاب، حواشی جنگ و خون های ریخته شده، خلع های خود را پر کنند. جانوران بی ریشه ای که هرگز نه کیسه های شان پُر می شود، نه عقده های شان خالی. اکنون همان گونه که مردم به نوبه خود تجربه هایی بدست آورده اند؛ من نیز از سی و چند سال گذشته که عمده آن با ترکش های انقلاب و جنگ سپری شد، درس ها آموختم.

آموختم: ملتی که زندگی و آینده اش را صرفاً بر اساس شور و شلوغی، احساسات و ریاکاری و توهم و خیال برپا می کند زمانی به بی اعتمادی و سردرگمی می رسد. آن چه از زندگی، مبارزه و تلاش خود ساخته است گلویش را می فشارد و ناگزیر بار دیگر باید پوست بیندازد.

آموختم: حکومت ها می آیند و می روند و عادات حاکمان پا برجاست. پول مملکت همواره بی صاحب بوده و در تمام حکومت ها، بخصوص در این سالها، هر کس آمد، هر قدر توانست برداشت و هر قدر خواست به این و آن بخشید.

آموختم: برای مردمی که به آگاهی کامل نرسیده باشند انتخابات نمایشنامه ای است به سمت پوچی؛ و آن زمان که ما با شور و شوق پای صندوق های رأی می رفتیم، جماعتی رِند و فرصت طلب، قدرت را از پیش، بین خودشان تقسیم کرده بودند. ما مردمانی بی خرد نیستیم، اما چندان هم وقت صرف نمی کنیم تا خالص را از ناخالص جدا سازیم. گاه تند می رویم و گاه کُند. همین ضعف می شود اساس قدرت برای قدرت طلبان و سیاه کاران.

Aharدر روزهایی که خبر می‌رسد پول های واریز شده به حساب برخی ورزشکاران، هنرمندان و حتی سیاسیون برای زلزله زدگان غرب کشور از مرزهای میلیارد تومان عبور کرده و حتی رکورد شکسته است، این نگرانی بیش از پیش پررنگ شده که آیا وجود دریافتی تمام و کمال به مناطق زلزله زده منتقل شده و در آنجا صرف امور مورد نیاز مردم خواهد شد؟

اگرچه گردآمدن اعداد میلیاردی در حساب برخی افراد سرشناس که برای کمک به زلزله زدگان پیش قدم شده و اعلام آمادگی کرده بودند، بسیار خوشایند و دلگرم کننده است، اما یادآوری یک رویداد مانع از تداوم این شادی می‌گردد.

به گزارش «تابناک»، در روزهایی که خبر می‌رسد پول های واریز شده به حساب برخی ورزشکاران، هنرمندان و حتی سیاسیون برای زلزله زدگان غرب کشور از مرزهای میلیارد تومان عبور کرده و حتی رکورد شکسته است، این نگرانی بیش از پیش پررنگ شده که آیا وجود دریافتی تمام و کمال به مناطق زلزله زده منتقل شده و در آنجا صرف امور مورد نیاز مردم خواهد شد؟

سوالی که ریشه در برخی خاطرات ناخوشایند شکل گرفته در اذهان عمومی دارد. امثال خاطره پیش قدم شدن شماری از هنرمندان مشهور سینمای کشورمان برای گردآوری کمک های مردمی پس از زلزله ویران گر ورزقان در آذربایجان شرقی که بعدها حاشیه های فراوانی آفرید.

ماجرا از این قرار بود که آن زمان شماری از سینماگران مشهور کشورمان چند روز از وقت گرانبهای خود را به جمع آوری کمک های مردمی اختصاص داده و در نهایت اعلام کردند که به دلیل رسیدگی دولت مردان و نهادهای موظف به زلزله زدگان و وعده ها و اقدامات ایشان برای تامین نیازهای اولیه مردم زلزله زده، وجوه گردآوری شده را صرف تاسیس خانه فرهنگ در منطقه زلزله زده خواهند کرد.

Kermanshah2جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران ارسال کمک به منطقه البوکمال سوریه را تکذیب کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، در پی انتشار شایعاتی مبنی بر ارسال محموله کمک هلال احمر به منطقه البوکمال سوریه، این جمعیت در حساب توئیتر خود ضمن تکذیب این خبر آورده است کلیه امکانات این جمعیت در حال حاضر برای مناطق زلزله زده مورد استفاده قرار می گیرد.

در متن کامل توییت آمده است: کمک بشردوستانه فارغ از دین، نژاد و ملیت امری پسندیده است اما محموله از سوی هلال احمر به البوکمال سوریه ارسال نشده است. کلیه محموله های هلال احمر آرم این جمعیت دارند، کافی است تصاویر و فیلم ها را بررسی کنید. تا اطلاع ثانوی تمرکز هلال احمر صرفا به منطقه زلزله زده کرمانشاه است.

Kermanshahکارشناس سازمان هواشناسی گفت: با توجه به ناپایداری‌های اخیر و سرد شدن هوا، دمای هوا در غرب کشور به ویژه در استان کرمانشاه و شهرهای زلزله زده در شب‌های آینده به ۱۰ درجه زیر صفر خواهد رسید.
به گزارش خبرگزاری مهر، محمد اصغری افزود: از امروز موج جدیدی از شمال غرب وارد کشور خواهد شد که استان‌های آذربایجان غربی و شرقی و اردبیل را دربر خواهد گرفت و در ارتفاعات استان کردستان شاهد برف خواهیم بود.

وی ادامه داد: ناپایداری‌های امروز اوج فعالیتش در شمال شرق خواهد بود و خراسان‌های شمالی و رضوی، ­گلستان و بخش‌هایی از شرق مازندران باید منتظر باران و آبگرفتگی خیابان‌ها باشند و در سواحل دریای خزر دمای هوا تا ۱۰ درجه کاهش خواهد یافت.

اصغری گفت: در خراسان جنوبی و شمال سیستان و بلوچستان و کرمان و شمال هرمزگان بارش باران خواهیم داشت.

وی تصریح کرد: شمال خلیج فارس مواج است و در استان چهارمحال و بختیاری دما به زیر صفر می‌رسد و شاهد یخبندان­ و کولاک در گردنه‌ها خواهیم بود.

اصغری افزود: همچنین زنجان تا اواسط هفته آینده شاهد یخبندان خواهد بود.

کارشناس هواشناسی اضافه کرد: در استان‌های اصفهان، مرکزی، قم، تهران و زنجان وزش باد شدید را پیش بینی می‌کنیم و تهران و البرز هم امروز شاهد بارش خواهند بود.

Gheybparvarبه گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سردار غلامحسین غیب‌پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز عبادی سیاسی جمعه امروز پایتخت تهران ضمن گرامیداشت هفته بسیج، گفت: این دقایقی که بنده در خدمت شما هستم چند تبریک دارد. تبریک به واسطه هفته بسیج این شجره طیبه که به دستان توانمند معمار کبیر انقلاب امام راحل تاسیس شد.

وی با تاکید بر اینکه بسیج معجزه انقلاب و امید مستضعفان جهان است، اظهار داشت: استمرار انقلاب اسلامی را در حیات طیبه بسیج باید جستجو کرد.

سردار غیب‌پور خاطرنشان کرد: تبریک دوم من به واسطه پیروزی معجزه‌آسایی است که در جبهه مقاومت اتفاق افتاده است. خدا را هزاران بار سپاس که خواب نامبارک خبیثان عالم تعبیر نشد.

moghtada_sadr.jpgانتخاب ـ مقتدی صدر رهبر حرکت صدر عراق طی گفتگو با یک شبکه تلویزیونی خصوصی اعلام کرد: "ایران از سفرم به عربستان سعودی در ماه جولای سال جاری که به دعوت مقامات رسمی این کشور انجام شد، ناراحت است".

به گزارش «انتخاب» به نقل از آناتولی ترکیه، صدر در این مصاحبه اظهار داشت: "مقامات ایران طی پیامی از سفرم به عربستان سعودی ابراز ناراحتی کردند. اما ارسال این پیام مناسب نیست. برای اینکه سفرم به عربستان سعودی به معنای اعلام دشمنی با ایران نبود، بلکه برای منافع ملی عراق صورت گرفت. علاوه براین در سفرم به عربستان سعودی در خصوص مسائل مربوط به حرکت صدر گفتگو نکردیم".

ترانه ای ساخته شده بر اشعار شاهنامه ی فردوسی توسط فرامرز اصلانی و با صدا و اجرای خودش برای نمایش "جغذ جنگ" اثر تازه ی رضا علامه زاده.

تهران تابو به روایت تصویر

| No Comments

فیلم-انیمیشن "تهران تابو" از نیمه نوامبر در سینماهای آلمان اکران شده است. صحنه‌هایی از این فیلم در یک گالری تصویری

41499869_303.jpgفیلم روایت آدم‌هایی است که دو یا گاه چند چهره دارند [لینک به گالری تصاویر]

‏یک مرد متهم به دزدی در یکی از روستاهای شهرستان تالش در ملاعام شلاق زده شد

camel_11252017.jpgرادیو زمانه، ایران در شش ماهه نخست امسال از بریتانیا، آلمان و ایتالیا و کره شماری شتر به ارزش ۱۴۱ هزار دلار وارد کرده است.

بنابر اعلام گمرک جمهوری اسلامی، این کشور در شش ماه نخست سال ۱۳۹۶، در مجموع یک میلیون و ۸۰۰ هزار دلار شتر وارد کرده است.

تا کنون هیچ یک از مقام‌های ایران در خصوص واردات شتر از کشورهایی که زیستگاه این حیوان به شمار نمی‌آیند توضیحی نداده است.

علاوه بر بریتانیا، آلمان و ایتالیا و کره، کشورهای دیگری از جمله پاکستان، امارات متحده عربی، ترکیه، افغانستان و چین نیز به ایران شتر صادر می‌کنند.

در این فهرست پاکستان با فروش یک میلیون و ۱۸۰ هزار دلار شتر، بزرگترین واردکننده این حیوان به ایران است.

خبرگزاری فارس هم نوشت از آنجا که کشورهای اروپایی به علت اقلیم سرد خود، محل زندگی شتر نیستند، مشخص نیست محموله‌های شتر وارداتی از این کشورها در سال جاری چطور صورت گرفته است. شاید بتوان واردات شتر از این سه کشور اروپایی را یکی از ثمرات برجام دانست.

shotor_camel_import1.jpg

akbar_ganji_11232017.jpgاکبر گنجی - رادیو فردا

صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، در نشست اعضای ستاد حقوق بشر، در ۲۳ آبان ۱۳۹۶، مجدداً درباره حقوق بشر سخن گفته است. او در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ، ۲۹ خرداد ۱۳۹۳ ، ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ، ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ و ...هم در مورد حقوق بشر اظهار نظر کرده است. در این مقاله می کوشم تا به برخی از دعاوی او درباره حقوق بشر که در سخنرانی های یاد شده آمده است، پاسخ بگویم. به عنوان مثال، او همیشه به یک بام و دو هوایی بودن دولت های غربی در مورد رعایت حقوق بشر می تازد. اما این نوشتار ناظر به خود حقوق بشر است، مستقل از این که دیگران با آن چه کرده و می کنند. در این جا فقط به شش محور از دعاوی او می پردازیم:

یکم- حقوق بشر اسلامی: به دعاوی صادق لاریجانی بنگرید که می گوید: درباره تعریف انسان اختلاف نظر وجود دارد، درباره تعریف حق اختلاف نظر وجود دارد، درباره معنای کرامت انسان اختلاف نظر وجود دارد، دیدگاه های فلسفی و نظری در این موضوعات بسیار پیچیده و سخت اند، غربیان با نگاهی ماتریالیستی و لیبرالیستی و سکولار به حقوق بشر می نگرند، در قرآن و معارف دینی مباحث عمیق و دقیقی درباره حقوق بشر و کرامت ذاتی انسان و مفهوم حق وجود دارد، حقوق بشر اسلامی با حقوق بشر غربی تفاوت های زیادی دارد، حقوق بشر اسلامی برتر از حقوق بشر غربی است برای این که خدای خالق انسان که بهتر از هر کس مخلوق خود را می شناسد و عالم مطلق و خیر محض است آن را جعل کرده است، انسان شناسی توحیدی کامل تر از انسان شناسی ماتریالیستی و لیبرالیستی و سکولار است، و...

فرض کنیم تمامی این دعاوی صادق لاریجانی صادق و موجه هستند. پرسش اندیشه سوزی که پس از این همه دعاوی در ذهن می روید این است: نتیجه چیست؟ به تعبیر درست تر، "حقوق بشر اسلامی" چیست؟ یعنی، در دنیا آشپز مدعی فراوان است. اما همه مدعیان پس از درست کردن غذا، باید آن را به افراد ارائه کنند و مردم پس از صرف غذا داوری خواهند کرد که غذای کدام آشپز بهترین است و کدام آشپزها غذای شور یا ترش یا بدمزه یا مسموم درست کرده اند؟ ممکن است آشپز مدعی ای غذایی درست کند که پس از خوردن، جان خورنده را بستاند.

پاسخ صادق لاریجانی- و دیگر فقها- صریح و روشن است: احکام فقهی حقوق بشر اسلامی هستند. اما:

اولاً: تبعیض و نابرابری انسان ها اساس احکام فقهی است: نابرابری زنان و مردان، نابرابری مسلمانان و غیر مسلمانان، نابرابری برده و ارباب، نابرابری فقیه و غیر فقیهان.

ثانیاً: بر مبنای همین تبعیض انسان شناسانه، احکام فقهی تبعیض های حقوقی فراوانی را تحمیل کرده اند.

ثالثاً: فقهایی چون صادق لاریجانی ادعا می کنند که جمهوری اسلامی برترین نوع مردم سالاری جهان است. در حالی که، بر مبنای همان تبعیض ها، حکومت و زمامداری سیاسی "حق ویژه" فقیهان است.

رابعاً: مجازات های کیفری فقهی خشن، اخلاقاً ناپذیرفتنی و از نظر آدمیان کنونی غیر انسانی هستند. مجازات هایی چون حکم قطع دست سارق، حکم قطع معکوس دست و پای محارب، حکم سنگسار در زنای محصنه، حکم تازیانه شرابخوار، حکم اعدام شرابخوار، حکم تازیانه زناکار، حکم اعدام مرتد، حکم اعدام سب النبی و سب ائمه، حکم اعدام مفسد فی الارض، حکم قصاص و غیره. حق تنبیه کودکان توسط والدین که در بند "ت" ماده ۱۵۸ قانون مجازات اسلامی به شرح زیر آمده است: "اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار و مجانین که به منظور تأدیب یا حفاظت آنها انجام می شود، مشروط بر این که اقدامات مذکور در حد متعارف و حدود شرعی تأدیب و محافظت باشد".

خامساً: تحمیل اسلام به غیر مسلمانان یا حکم جهاد ابتدایی به تفسیر اکثر فقهای مسلمان در طول تاریخ.

سادسا: صدور فتوا و حکم درباره چند میلیون انسان تحت عنواند "فرقه ضاله بهائیت" و محروم کردن همه پیروان این دین که ساکن جوامع مسلمانند، از حقوق شهروندی.

صادق لاریجانی می گوید برخی اجرای حدود و قصاص را به عنوان نقض حقوق بشر مطرح می سازند. اما از اجرای این ها کوتاه نمی آئیم و از اتهام نقض حقوق بشر واهمه ای نداریم. مخالفت با اعدام های قصاص ، حدود و مفسد فی الارض، مخالفت با اسلام است. "مدعیان حقوق بشری ادعا می‌ کنند که اقامه حدود کاری ضد انسانی، خلاف کرامت انسانی و خشونت ناروا است".

Shabnam_Kaiser.jpg*

*

*

...صد و شصت و پنج سال میگذرد (۱)

و هر سال... هر مرداد (۲)

هر گه‌ که خون سرخ گُلی

بر برگ سبز تیره تبدار می‌‌چکد،

هر گه‌ که برگ دیگری از تاریخ

ننگین و نحس و سیه میشود از بیداد،

آهنگِ دودِ آهِ تو

-ای شمعِ کُشته به تاریکی‌!-

بر می‌‌آید از دل‌ تنگ چاه

آوای واپسین نَفَسِ تو

سر می‌‌زند ز خاک،

پرمی‌‌کِشد به ماه...

*****

امسال، امّا...

"آبانِ" راستین (۳)

از راه می‌رسد

و از "داد" می‌‌گوید

و با بانگِ باران

هیمه های خیمهٔ اهریمن را

با خاشاک ظلم و برگهای مرده اوهام

در گودال سرد مکافات می ریزد، (۴)

و جسم بی‌ جان باغ را (۵)

در غسل خانهٔ تاریخ

تعمید میدهد،

و از چرک‌های رسوب کردهٔ تاریک میشوید.

بنگر...چگونه پادشهِ آبان

از درّه‌های مه‌‌ آلود و مُبهمِ صفحاتِ اوستا (۶)

همچون "کلمه" می‌‌تابد (۷)

و چون خورشید سخن می‌‌گوید!

و بشنو...تحرُکِ قلمی را بر صفحهٔ حیات

که همچون مُرورِ گیسوانِ سیاهیست،

بر صفحه سپیدِ گونهٔ یار... (۸)

و ستایش کن نوری را (۹)

که در سیاهیِ باغ به دنیا می‌‌آید (۱۰)

و در پایِ کوهِ پاکِ دماوند (۱۱)

سر در فلک، چو تکدرختِ شفابخشِ زندگی‌ (۱۲)

پایدار و پُر بار

سایه گُستر و سرشار از ابدیّت می‌‌روید...

****

اینبار دیگر...

مُرداد رفته است

و آبانِ مِهریار (۱۳)

بارانِ نابِ نور می‌‌ریزد

وبعد از دویست سال

آهنگِ "مِهر" را

با روحِ جاودانهٔ خویش می‌‌آمیزد... (۱۴)

و سیمرغِ راستی‌

از خاکسترِهمه گلهای غرقِ خون

وز بسترِهمه غم‌های لاله گون

یکباره به پا می‌‌خیزد

وز سنگفرش خاک

درعرشِ آفتابیِ افلاک می‌‌آویزد!

****

آه...ای شمعِ کُشته به تاریکی...

رخ بر فروز، باری دگر

ز پس آویزه‌های جهلِ دروغ آمیز! (۱۵)

اینبار...

ای آتشِ نهفته به خاکستر!

از زیرِ وزنِ آن‌ غبارِحزن انگیز،

وَز آنسوی حجابِ خاک، بیرون خیز!

و در منتهای سیاهی،

در انتهای آذر... (۱۶)

جانپرورباش چون ناهید: (۱۷)

در روشن ترین رجعتِ میترا! (۱۸)

وآغازگر باش:

درپاکترین زایش و درخششِ آرتا! (۱۹)

آه ...ای سرخ گلِ صدا بریدهٔ خاموش...

ای خفته در دلِ‌ سیهِ چاه...

ای نیکخو چو حور،

...نیکو جبین چو ماه،

در دومین درخشش مِهرِ نگار برخیز!

دکتر شبنم کایزر

سرود شده در۱۲ نوامبر ۲۰۱۷

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(۱) عبارت "صد و شصت و پنج سال" اشاره ایست به طاهره قرة العین که در سال ۱۸۵۲ میلادی، بنا بر حکم مجتهدین ارشد، به "اتهام مفسد فی‌الارض" محکوم به اعدام شد. طاهره را، که زنی‌ شاعر و دانشمند بود و تنها بین ۳۵ تا ۳۷ سال سنّ داشت، در خفا و تاریکی‌ شب به باغ ایلخانی تهران بردند، و او را ابتدا با روسری خفه کردند و بعد جسد نیمه جانش را به چاهی در آن باغ انداختند.

(۲) واژه "مرداد" در زبان اوستایی به معنی مرگ است، درحالیکه "اَمرداد" به معنی بی مرگی و جاودانگی است. از آنجا که تاریخ قتل طاهره در اواخرمرداد ماه تخمین زده شده، استفاده از واژه "مرداد" در شعر، استعاره ای است از"مرگ "، قتل نابهنگام و ناجونمردانه طاهره، و در مقیاسی بزرگتر، جنایات و ظلمهایی که در تاریخ ایران، به تمامی‌ بیگناهان روا داشته شده است.

(۳) عبارت "آبان راستین"، اشاره به بهاءالله دارد که ۲۰۰ سال پیش در ماه آبان متولد شد، و راستی‌ و داد از آموزه‌های بنیادی اوست. شایان ذکر است که در اسطوره‌های ایران باستان، "آبان" فرمانروای باران و آبهای روی زمین، و نگاهبان ِ پاکی و بی آلایشی در جهان ِهستی است.

(۴) بنا براساطیرباستانی ایران، ۱۰ روز و ۱۰ شب باران فرو میریزد وهر قطره باران به قدری بزرگ است که دشتی را در بر می‌گیرد. آب در روی سطح زمین بالا می‌ آید وآفریدگان اهریمن توسط باران به هلاکت رسیده‌، به اعماق زمین رانده می‌شوند و دریای بزرگی‌ پدید می‌‌آید.

(۵) واژه "باغ" نه تنها به باغ ایلخانی (محل دفن جسم طاهره) اشاره دارد، بلکه در مقیاسی بزرگتر استعاره از تهران و حتی جهان است. همانطور که طاهره می‌بایست بصورت مخفیانه و در تاریکی‌ باغ به قتل برسد، جنایات و نمونه‌های بیشمار نقض حقوق بشر در تهران، ایران و جهان با استفاده از تاریکی‌ جهل و دروغ و در خواب نگاه داشتن جوامع بشری صورت گرفته و می‌گیرند.

(۶) قسمت کوتاهی‌ ازسرودِ اَوِستاییِ بلند و زیبای "آبانْ یَشت" در ستایش و نیایش ایزد آب‌های روان (ایزدبانو آناهید) دراینجا ذکر میشود:

"اوست بَرومندی که در همه جا بلندْ آوازه‌است...اوست زورمندی که از کوه ِ هُکَر به دریای ِ فَراخْ کَرت ریزد. من -- اهوره مَزدا -- او را به نیروی خویش، هستی بخشیدم تا خانه و روستا و شهر و کشور را بپرورم و پشتیبان و پناه بخش و نگاهبان باشم ... "

بنا برتحقیقات و نظر شخصی‌ شاعر، کوه اسطوره ای "هُکَر" (که بلندترین چکاد البرز دانسته شده است) ، در واقع همان کوه "دماوند" (بلندترین کوه ایران و خاورمیانه) است، وبنابرین دریای ِ"فَراخْ کَرت" نیزهمان دریای خزر می‌ باشد.

(۷) "کلمه" در کتاب‌های آسمانی برای توصیف مظهرِ ظهورِ خداوند (پیامبر) بکاررفته است، و خداوند با گفتن آن کلمه، جهان هستی‌ را به وجود می‌‌آورد. از سوی دیگر، از "کلمه" با عنوان نور و روشنایی‌ هم یاد شده: در قرآن "نور"، در انجیل "Light" (روشنایی‌)، و در آیین زرتشتی "وَخش" (نور و روشنایی‌).

(۸) قسمتی برگرفته از دعای ایّام صیا‌م به عربی‌ از قلم بهاءالله، که مضمون آن به فارسی این است:‌ ای پروردگار، براستی تو را سوگند میدهم به موهایت که بر صفحه رُخسار تو حرکت میکنند، همانگونه که قلم بلندمرتبه تو بر صفحات الواح حرکت می‌کند و از آن عطر خوش معانی در ملکوت آفرینش می‌‌وزد، که مرا بر خدمت امرت قائم و پابرجا فرمایی..."

(۹) واژه "نور" در اینجا استعاره ازبهاءالله است. هرچند که میرزا حسین‌علی نوری (بهاءالله) در شهر تهران متولد شد، اما او و خانواده اش از اهالی منطقه "نور" مازندران بودند. از سوی دیگر، کلمه "بهاء" در عربی‌ به معنی‌ "نور" است.

(۱۰) "سیاهی باغ": واژه "باغ" هم یاد آور باغ ایلخانی تهران (محل دفن طاهره) است، و هم استعاره‌ای از شهر "تهران" (محل تولّد بهاءالله) است. عبارت "سیاهی باغ" اشاره به "تهران" فرورفته در تاریکی‌ جهل و ظلم دارد، که به عنوان پایتخت ایران، در واقع سمبلی‌ ازوضعیت تاریک و اسفبار کلّ ایران است.

(۱۱) عبارت "در پایِ کوهِ پاکِ دماوند" اشاره دیگری به تهران، محل تولّد بهاءالله، است. قلّه دماوند تنها در۶۹ کیلومتری شمال شرقی تهران واقع شده‌است، و از سوی دیگر، به تاکر نور در مازندران (منطقه سکونت خانواده و اجداد بهاءالله) نیز نزدیک است. توضیح شماره (۶) را ببینید.

(۱۲) عبارت "تکدرختِ شفابخش" استعاره از بهاءالله است واشاره ایست به درخت اسطوره‌ای "ویسپوبیش" که در دریای "فَراخْ کَرت" قرار دارد و آشیانهٔ سیمرغ افسانه‌ای بر آن است. نام ویسپوبیش در پارسی میانه به معنای «درمان همهٔ دردها» است. در ادبیات پس از اسلام این درخت را طوبی نامیدند. در آثار بهایی نیز، ازاین درخت بهشتی‌ بنام " شَجَرهٔ طوبی‌" یاد شده که مفهوم معنوی آن بهاءالله است.

(۱۳) منظور از"آبانِ مهریار" بهاءالله است. به اعتقاد شاعر، باب هم درعرصه زمان و هم در جهان روح، "یارِ" بهاءالله بود. در تقویم خورشیدی، باب متولد مهر وبهاءالله متولد آبانِ است. از سوی دیگر، در تقویم قمری، باب متولد اول محرّم، و بهاءالله متولد دوم محرّم بودند (با اختلاف دو سال قمری). عبارت "آبانِ مهریار" این تعبیر شاعرانه را در بر دارد که همانگونه که در تقویم قمری، روز اول محرّم پیش از دوم محرّم واقع میشود، و در تقویم خورشیدی نیز، ماه مهر پیش از ماه آبانِ قرار دارد، باب نیز، پیش از بهاءالله ظهور کرد، تا نویدبخش ظهور او باشد و روح خفتگان را بیدار و آماده بهره‌مندی از آموزه‌های بهاءالله و آیین بهایی سازد.

(۱۴) "آهنگِ مهر" : در سال ۲۰۱۷ میلادی که دویستمین سال تولد بهاءالله است، برای اولین بار در طول تاریخ بهایی، تولد بهاءالله و باب (درتقویم خورشیدی) در دو روز کنارهم، در ماه "مهر"، جشن گرفته شدند. به تعبیری شاعرانه، بهاءالله آهنگِ ماهِ مهر کرد و بعد از ۲۰۰ سال، تولد او (به جای آبان) در مهر جشن گرفته شد تا با یارِ روحانی و جاودانگی خود، باب، قرین و همراه باشد.

معنی‌ دوم عبارت "آهنگِ مهر"، به تعبیر عارفانه شاعر، این است که بهاءالله باری دیگر به قصد مهر ورزیدن به مردمان، دوره‌ روحانی نوینی آغاز خواهد کرد.

(۱۵) این عبارت اشاره به کشف حجاب توسط طاهره قرة العین درهمایش بدشت دارد. طاهره نه تنها حجاب از رخسار خود برکند، بلکه (به اعتقاد بسیاری از مورخین و جامعه شناسان) در حرکتی‌ سمبلیک و نمایشی، خواستار برابری زن و مرد، و یکرنگی ظاهر و باطن (صورت و سیرت) شد وشجاعانه پرده از دروغ و ریا و ظلم و فساد رایج دردستگاه دینی و حکومتی نیز برداشت ودر سخنرانی روشنگرانه و فصیحی، آغاز دوره جدیدی را در دین، روحانیات و اخلاقیات، و رسوم ومناسبات اعلام کرد.

(۱۶) منظور از "در منتهای سیاهی، در انتهای آذر" شب یلداست که بلند‌ترین و تاریکترین شب سال است.

(۱۷) "ناهید" (آناهید یا آناهیتا) در زبان اوستایی یکی از الهگان ایرانی و آریایی است. او در باور ایرانیان باستان، ایزدبانوی آب‌ها و فرشته نگهبان چشمه‌ها و باران و نماد باروری، عشق و دوستی بوده است. واژهٔ پارسی باستان ناهید، اَناهیتَه، به معنی ناآلوده (پاک و بی گناه) است. بنا بر افسانه‌های پیش از دوران زرتشت، آناهیتای باکره "میترا" را درون غاری در تاریکی مطلق، ودر شب یلدا، بدنیا می‌آورد که تشابه‌های فراوان به داستان تولد عیسی ازمریم باکره دارد. واژه "طاهره" نیز در عربی‌ به معنی‌ "پاک و بیگناه" است.

(۱۸) "میترا" یا مهراز ایزدان ایران باستان است. مهر بمعنی پیمان و دوستی است و نماد او خورشید می‌باشد. هرچند که به درستی نمی‌شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر، اما بنا بر اعتقادات آیین مهر و آیین‌های باستانی، میترا در همه دوران ها، رهایی بخشی و یاری دهنده مردم در برابر بدی هاست و در پایان زمان به زمین بازمی‌گردد.

(۱۹) "آرتا" یا اَرتَه یا اَشَه به معنی حقیقت و درستی است. منظورشاعر از "درخشش آرتا"، ظهور"استوت ارته"، موعود اوستا، یا همان بهاءالله است که نسل او به زرتشت میرسد. در اوستا، آخرین و مهمترین رهائی بخش بشر "استوت ارته" (راستی‌ پایدار) نام دارد. استوت ارته از آخرین نطفه به جا مانده از زرتشت به وجود می‌‌آید و جهان را پر از عدل و داد کرده و نظم نوینی برپا می‌کند. ارته قانونی ازلی و ابدی است که اهورامزدا وضع کرده است و زرتشت در گاهان آن را تنها راه رسیدن به بارگاه خداوند می‌داند.

شعر و توضیحات: دکتر شبنم کایزر

​​​​​​​nazanin-zaghari-280117.jpgدویچه وله ـ دادگاه محاکمه نازنین زاغری، شهروند ایرانی - بریتانیایی که به اتهام "تبلیغ علیه نظام" در زندان ایران به سر می‌برد، دهم دسامبر برگزار خواهد شد. این خبر را همسر خانم زاغری به نقل از مقامات ایران اعلام کرده است.

ریچارد راتکلیف روز پنج‌شنبه (۲۳ نوامبر / ۲ آذر) به خبرگزاری رویترز گفت که به همسرش نازنین زاغری - راتکلیف گفته‌اند که در روز دهم دسامبر (۱۹ آذر) در دادگاه حضور خواهد یافت. آقای راتکلیف گفت که این گونه متوجه شده که همسرش را می‌خواهند به اتهام "تبلیغ علیه نظام" محاکمه کنند.

دادگاهی در ایران نازنین زاغری - راتکلیف را که به عنوان مدیر پروژه برای بنیاد تامسون رویترز کار می‌کرد، به اتهام "قصد براندازی نرم" به پنج سال حبس محکوم کرد.

ebrahim_Yazdi_60X78.jpgآقای حسن شریعتمداری در مورد مرحوم دکتر ابراهیم یزدی در بزرگداشت چهلمین روز درگذشت آن مرحوم سخنانی ارائه دادند، که نمی‌توان از کنار آن به سادگی گذشت و در برابر این حجم از تحریف مغرضانه واقعیات سکوت کرد.

پس از درگذشت دبیرکل فقید نهضت آزادی ایران، اعضا و علاقمندان این حزب دیرپای ملی-اسلامی در خارج کشور تصمیم گرفتند تا برای چهلمین روز درگذشت آن شادروان، مراسمی در آلمان برگزار کنند. مرحوم دکتر یزدی این پیر دیپلماسی از فعالان و مؤسسین انجمن اسلامی دانشجویان قبل از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و از اعضای نهضت مقاومت ملی بعد از کودتا نگین ۲۸ مرداد، شخصیتی اثرگذار بود و در دوران انقلاب و بعد از آن، غریب شش دهه بر لبه‌ی تیز سیاست ایران حرکت کرده و در بین روشنفکران مؤثرترین نقش را در پیروزی انقلاب ایفا نمود. بنابراین، نقد کارنامه چنین شخصیتی می‌تواند برای جامعه و تاریخ مؤثر واقع گردد.

Mahmoud_Salehi.jpgصدای آمریکا ـ محمود صالحی فعال کارگری روز پنجشنبه بعد از چند ماه زندان آزاد شد. کمپین حقوق بشر در ایران با انتشار عکسی از او در جمع اعضای خانواده و دوستان، خبر آزادی آقای صالحی را داده است.

آقای صالحی از فعالان کارگری شناخته شده در ایران است که چند ماه پیش برای تحمل یکسال زندان بازداشت شده بود.

bazdasht.jpgایلنا ـ با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) در ستاد وزارتی و اداره کل اطلاعات استان سیستان و بلوچستان یک باند کلاهبرداری که از طریق جعل عنوان دفتر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و این وزارتخانه اقدام به اخاذی می‌نمود متلاشی و سرکرده اصلی این باند که ماه‌ها متواری بود با هماهنگی مرجع قضایی در تهران دستگیر گردید.

به گزارش ایلنا، سرکرده این باند به هویت میلاد با اجیر کردن چند نفر و ارایه‌ی کارت‌های صوری ضمن معرفی خود به عنوان کارمند وزارت اطلاعات و وابسته به بیت مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و دادن وعده‌های مختلف به افراد، از بیش از ۵۰ نفر صدها میلیون تومان در ۱۵ استان کشور کلاهبرداری کرده است.

وزارت اطلاعات همچنین به جاعلین عناوین این وزارتخانه و دفتر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) هشدار داد که با این قبیل پرونده‌ها بدون هیچگونه مماشاتی همچون یک مورد امنیتی برخورد خواهد کرد.

وزارت اطلاعات ضمن تشکر از همراهی دستگاه قضایی و خصوصاً دادستان شهرستان زاهدان در پیگیری این پرونده از مردم خواست تا هر گونه شکایت از وی و یا سوءاستفاده از عنوان این وزارتخانه و دفتر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) را فوراً به شماره‌ی ۱۱۳ (ستادخبری وزارت اطلاعات) گزارش نمایند.

saad_Hariri.jpgرادیو زمانه ـ سعد حریری، نخست وزیر لبنان در سخنانی در بیروت از بحران سیاسی اخیر در لبنان که با استعفای او در ریاض آغاز شد به عنوان یک «بیدارباش» یاد کرد و از مردم لبنان خواست بیش از آنکه به مشکلات و بحران‌های خاورمیانه بیندیشند، به منافع کشورشان فکر کنند. او همچنین سه شرط برای پس گرفتن استعفایش مطرح کرده. مهم‌ترین آن: پایبندی به توافق «طائف» که مقرر می‌کند گروه‌های شبه‌نظامی (از جمله حزب‌الله لبنان) خلع سلاح و منحل شوند. حزب‌الله اعلام کرده درباره «سلاح» با نخست‌وزیر لبنان مذاکره نمی‌کند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، سعد حریری در سخنانی که پنجشنبه ۲۳ نوامبر در «کنفرانس بانکداری منطقه‌ای» ایراد کرد، با اشاره به بحران سیاسی اخیر لبنان که با استعفای او آغاز شد گفت:

« دورانی که گذشت شبیه یک زنگ هشدار و بیدارباش برای همه ما بود تا به منافع لبنان توجه بیشتری داشته باشیم تا مسائل اطرافمان. مسائل اطراف ما مهم است اما لبنان از همه مهم‌تر است.»

trump_KGB_112217.jpgلوک هاردینگ

منبع : پولتیکو / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی: اولین سفر ترامپ در سال 1987 به شوروی، به نظر می رسد بخشی از یک الگو بوده است. بر اساس سوابق ارائه شده از سوی کریستوفر استیل، یکی از افسران اطلاعاتی سابق بریتانیا، ترامپ حداقل از پنج سال قبل از پیروزی کرملین در انتخابات، مورد توجه او بوده است.

شوروی سابق نیز به او علاقه داشت. دیدار او زمانی اتفاق افتاد که کا گ ب (اداره اطلاعات و امنیت اتحاد جماهیر شوروی سابق) به ریاست ولادیمیر الکساندروویچ کریوچکوف قصد استخدام نیروی خارجی آمریکایی داشت. در آن زمان کا گ ب در به دست آوردن اطلاعات به مشکل زیادی بر خورده بود. در گذشته این سازمان افرادی را استخدام می کرد که از لحاظ ایدئولوژیکی به شوروی نزدیک بودند، مانند چپ گراها، اتحادیه های کارگری، و غیره. ولی تا اواسط دهه 1980، تعداد کمی از این افراد باقی مانده بود. بنابراین، افسران کا گ ب می بایست با استفاده فراگیرتر از انگیزه های مادی اقدام می کردند. سازمان کا گ ب به ویژه در خصوص کمبود نیروی آمریکایی خود نگران بود.

برای استخدام، مراحل مختلفی وجود داشت. به طور معمول، یک افسر، هدف مورد نظر را برای نهار دعوت می کرد، اگر هدف، واکنش مثبت نشان می داد (که به ندرت این اتفاق می افتاد)، به مرحله بعد وارد می شد. برای وی پرونده درست می شد و وی مورد مطالعه دقیق و جامع قرار می گرفت. در ماه آوریل سال 1985 این اقدامات برای "چهره های برجسته در غرب" تعمیم یافت. منظور، جذب فرد مربوطه برای انجام نوعی همکاری با سازمان بود. یکی از شرایطی که برای جذب هدف در نظر گرفته می شد، احتمال به قدرت رسیدن او در آینده، یعنی رسیدن به مقام ریاست جمهوری یا نخست وزیری، بود.

دقیقا مشخص نیست چه زمانی کا گ ب به دونالد ترامپ علاقه پیدا کرد. اما احتمال می رود این علاقه از سال 1977 و ازدواج وی با ایوانا زلنیکوا به وجود آمده باشد.

iran_saudi_112217.jpgفرارو- یک مجله آمریکایی ضمن بررسی وضعیت جنگی خاورمیانه اعلام کرد که ایران در جنگ‌های منطقه پیروز شد.
به گزارش فرارو، مجله آمریکایی فارین پالیسی طی یادداشتی به قلم جوناتان سپایر به تنش بین ایران و عربستان پرداخت و نوشت: تهران در حال پیروز شدن در جنگ مهار خاورمیانه است.
علیرغم اقدامات جسورانه محمد بن سلمان، عربستان هیچ شانسی برای تغییر اوضاع ندارد.
به نظر می‌رسد که عربستان در مسیر جنگ در خاورمیانه قرار دارد. ظاهرا استعفای حریری و اظهارات جنگ‌طلبانه مقامات سعودی پس از شلیک موشک بالستیک از یمن به ریاض، نشان دهنده یک دوره جدید از قاطعیت عربستان علیه منافع ایران در منطقه است.
تقابل بین عربستان و ایران در کشورهای دچار نابسامان مانند عراق و لبنان یا در کشورهای کاملا فروپاشیده مانند یمن و سوریه اتفاق می‌افتد. در همه این کشور‌ها جنگ بر روی ویرانه‌ها اتفاق افتاد و تهران و ریاض در همه این جنگ‌ها در طرف‌های مخالف قرار داشتند.
تاکنون، در همه موارد، به شکل خیلی واضح امتیاز در دست ایرانیان بوده است.

dkdkdkd11_112217.jpgاستاد دانشگاه صنعتی شریف با بیان این که مریم میرزاخانی با بزرگی خود معیوب بودن نظام علمی ما را نشان داد اظهار داشت: اگر میرزاخانی در ایران مانده بود بی‌شک در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا می‌کرد؛ نه می‌توانستیم از او ریاضی‌دانی جهانی تربیت کنیم و نه او را به کار می‌گرفتیم.

به گزارش خبرنگار دیده بان علم ایران، دکتر رضا منصوری که شامگاه سه شنبه در مراسم بزرگداشت مریم میرزاخانی در دانشگاه صنعتی شریف سخن می گفت، خاطرنشان کرد: مریم میرزا خانی در ایران متولد شد، در ایران آموزش خوب دید، در امریکا ریاضی‌دانی برجسته شد، درامریکا زندگی کرد اما ایرانی ماند و هیچ‌گاه به ایران و به فرهنگ اجدادی خودش پشت نکرد. او ریشه در ایران داشت و این ریشه را حفظ کرد؛ اما آیا ما این ریشه را قدر می‌دانیم؟

وی با بیان این که کشور بی‌تاریخ، بی‌ریشه است، اظهار داشت: کشوری که تاریخ خود را نداند و ریشة خود را نشناسد، آیندة خود را نمی‌تواند بسازد؛ دیگران برایش می‌سازند!ایران ما درآستانة امتحانی بزرگ در تاریخ است. آیا ما خواهیم توانست آیندة خود را بسازیم؟

منصوری با اشاره به تاریخ سه هزار ساله ایران گفت: ما نه تنها اولین امپراتوری چهان را تأسیس کردیم بلکه چندین امپراتوری را پشت سرگذاشته‌ایم، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام. اکنون نیز، پس از حضیض تاریخی در دوران قاجار، ایران به بازیگری مهم در منطقه تبدیل شده است که البته هنوز باید نقش سازندة خود را در جهان نشان بدهد. در هر حال، کمتر دورانی را می‌بینیم که عظمت ایران با برکشیدن و حضور نخبگان علمی همراه باشد؛ اکنون اما، در جهان پیچیدة مدرن، قدرت پایدار فقط با علم پایدار تصور پذیر است و علم پایدار بدون جذب نخبگان در فرایندهای اجتماعی ناممکن!

earthquaketours_112217.jpgایسنا، مدیرکل نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری درحالی از برخورد با مجریِ تور زلزله‌گردی خبر داد که معاون گردشگری استان اصفهان معتقد است، با توجه به نیت خیرخواهانه و خلاقانه در اجرای این تور، باید مجری آن تشویق شود.

همزمان با روزهای بحرانی امدادرسانی به زلزله غرب، فردی به تبلیغ تور زلزله‌گردی به قیمت ۱۳۵ هزار تومان اقدام کرد، بهانه هرچه بود، گردشگری یا کمک رسانی، به هر حال با واکنش‌هایی همراه شد. اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران اعلام کرد «با متخلفان و سودجویانی که به بهانه «گردشگری سیاه» به برگزاری تور بازدید از مناطق زلزله‌زده غرب ایران اقدام کرده‌اند، برخورد می‌کند»، به اعتقاد استادان گردشگری نیز بازدید از مناطق زلزله زده کرمانشاه «گردشگری سیاه» تلقی نمی‌شود و اجرای تورهایی به این انگیزه، مردود و مذموم شناخته شده است.

ولی تیموری - مدیرکل نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری - نیز به ایسنا خبر داد که برخورد لازم با آژانس متخلف و هنجارشنکن به عمل آمده است.

او تاکید کرد: این تور با روح کُد اخلاق گردشگری مغایرت دارد و به هیچ وجه مورد تایید سازمان نیست.

مجری این تور که در اصفهان فعالیت می‌کرد، با پیگیری دفتر نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری، شناسایی و ضمن متخلف خواندنش، به اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان احضار شد و تذکرهای مربوطه را دریافت کرد که البته به حذف تبلیغ تور زلزله و ممانعت از اجرای آن منجر شد.

Fatemeh_Karoubi_Mehdi_Karoubi.jpgایسنا ـ همسر مهدی کروبی گفت: من از بزرگان و مسئولین می‌خواهم بک بار هم شده شفاف درباره حصر توضیح دهند؛ چراکه حاشیه رفتن درست نیست.

به گزارش ایسنا، فاطمه کروبی در کنگره انجمن مدرسین دانشگاه‌ها اظهار کرد: پس از حادثه دلخراش زلزله روزهای بسیار بدی را پشت سر می‌گذاریم. وقتی می‌گویند کروبی عزیزان انتظار دارند ما از حصر بگوییم. حدود سه هزار روز از حصر سه عزیز؛ آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد می‌گذرد که خوراکی برای دشمنان شده است. حصر نه عقلانی است و نه انسانی. حصر کاملا غیر قانونی است.

Frouharha.jpgدویچه وله ـ نوزدهمین سال قتل فروهرها در تهران با حضور گسترده مردم، دو ساعت سکوت و خواندن سرود ای‌ ایران برگزار شد. شبکه‌های مجازی نیز با هشتگ سکوت با این مراسم اعلام همبستگی کرده بودند.

دعوت عام پرستو فروهر به برگزاری مراسم یادبود مادر و پدرش در خیابان دولت تهران، با حضور قابل توجه مردم همراه بود.
پرستو فروهر به دویچه‌وله گفت: «قفل ممنوعیت ‌در مراسم امسال شکست. جمعیت زیادی خانه و حیاط را پر کرده بودند. دو ساعت سکوت کردیم. من در آغاز و پایان حرف زدم و گفتم از پایداری ماست که خیلی‌‌ها با وجود سال‌ها ممنوعیت به اینجا آمدند تا بالاخره امروز در خانه به روی همه باز شود.»

Ali_Khamenehei.jpgرادیو زمانه ـ در ایران مدام حرکت‌ها و اجلاس‌هایی برای تبلیغ شیعی‌گری برپا می‌شود. آخرین نمونه آن "اجلاس محبان اهل بیت" است. شرکت‌کنندگان در این اجلاس امروز به دیدار خامنه‌ای رفتند. ولی فقیه در نطقی که برای آنان کرد از وحدت امت اسلامی سخن گرفت.

"اجلاس محبان اهل بیت" کنفرانسی بین‌المللی است. در آن ۵۰۰ نفر از خارج و ۲۵۰ نفر از داخل شرکت کرده‌اند. مخارج چنین کنفرانس‌هایی از بودجه دولت است، اما در هیچ کدام از ردیف‌های بودجه ذکر مشخصی از آنها نمی‌شود. مضمون اجلاس کنونی در تهران، تبلیغ شیعی‌گری در برابر سنی‌گری در شکل تکفیری آن است و از این رو برگزار کننده اجلاس مدعی هستند که کنفرانس برای تقویت وحدت اسلامی برگزار شده و «علمای سنی» هم در آن شرکت دارند.

MohammadAli_Jafari.jpgبی بی سی ـ فرمانده سپاه پاسداران از کمک مستشاری جمهوری اسلامی به یمن خبر داده است. همزمان، رهبر جمهوری اسلامی نیز از آمادگی برای حضور در صحنه 'مقابله با کفر و استکبار' سخن گفته است.

سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران، در یک نشست خبری در روز پنجشنبه، ٢ آذر (٢٣ نوامبر) گفت: "هرجا ملت اسلامی تحت ظلم باشد از آنها حمایت می کنیم و در کشورهای دیگر از جمله یمن، حمایت های ما تفاوت دارد و کمک های ما باید به درخواست حاکمیت باشد." وی افزود در یمن "حکومت در دست انصارالله است و کمک‌های ما هم عمدتا در حد کمک‌های مستشاری و عمدتا معنوی است."

انصارالله عنوانی است که گروه حوثی‌های یمن برای خود انتخاب و خود را دولت انقلابی یمنی معرفی کرده است.

بی بی سی - در سه سال گذشته که ما در برنامه 37 درجه بخش سلامت جنسی را راه اندازی کردیم، هزاران سوال از طرف شما مخاطبان در مورد بحث خودارضایی به ما ارسال شده. دکتر سارا ناصرزاده پژوهشگر و روان درمانگر جنسی در این برنامه به چند تا از رایج ترین سوالهای شما جواب می دهد. به دلیل حجم بالای سوالها این موضوع در دو قسمت پخش می شود. یادآوری کنم که محتوای این بخش مناسب کودکان نیست.

یوسفعلی میرشکاک شاعر، نویسنده، طنزپرداز و منتقد سیاسی: به این صندلی امیدوارتر از نظام مقدسم! در جهانی که تو موبایلت میتونی ⁧‫#الکسیس_تگزاس ⁩(بازیگر فیلم‌های پورن) داشته باشی حماقت نیست خسر و شیرین را سانسور کنی؟

گفتگوی کامل حسین دهباشی با یوسفعلی میرشکاک:

کمک‌های جمهوری اسلامی به مردم سوریه:

۱۰ وسیله خطرناک برای منزل

| No Comments

Rouhani_Putin_Erdugan_3.jpgرادیو زمانه ـ عصر چهارشنبه ۲۲ نوامبر / یکم آذر مذاکرات سه جانبه حسن روحانی، ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان، رؤسای جمهور ایران، روسیه و ترکیه به‌منظور بررسی اوضاع سوریه و یافتن راه‌حل‌هایی برای ثبات درازمدت در این کشور، در سوچی روسیه آغاز شد.

علاوه بر روحانی، پوتین و اردوغان هیئت‌های بلندپایه ایران، روسیه و ترکیه نیز در سوچی حضور دارند. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، محمود واعظی، رئیس دفتر و محمد نهاوندیان، معاون اقتصادی روحانی در این سفر رئیس جمهوری اسلامی را همراهی می‌کنند.

مولود چاوش‌اوغلو وزیر خارجه ترکیه و برات آلبایراک، وزیر انرژی و منابع طبیعی این کشور نیز اردوغان را همراهی می‌کنند.

حسن روحانی، در نشست سران سه کشور گفت که دخالت خارجی در سوریه باید پایان یابد و حضور نظامی خارجی در این کشور تنها با پذیرش دولت سوریه قابل قبول است.

سقوط آزاد لیر ترکیه

| No Comments

turkishLyra_drops_112217.jpgدویچه وله - تنش میان آمریکا و ترکیه بر سر محاکمه رضا ضراب، بازار‌های بورس را ناآرام کرد. روز چهارشنبه ۲۲ نوامبر، ارزش برابری لیر در مقابل دلار کاهشی جدی یافت. هر دلار آمریکا معادل ۳/۹۸۱۵ لیر ترکیه شد.

نوسان شدید در ارزش برابری دلار آمریکا و لیر ترکیه در پی محاکمه رضا ضراب ایجاد شد. تدابیر ویژه بانک مرکزی ترکیه در راستای ممنوعیت استقراض یک شبه در بازار پولی بین بانکی در روز سه‌شنبه ۲۱ نوامبر نیز تغییری در این وضع ایجاد نکرد.

کارشناسان مالی می‌گویند ظاهرا بانک مرکزی ترکیه در صدد خرید زمان برآمده تا مجبور نشود نشستی اضطراری برگزار کند. جلسه مشورتی معمول این بانک در ۱۴ دسامبر برگزار خواهد شد.

فعالان عرصه بورس می‌گویند تنها با افزایش بهره می‌توان جلوی سقوط آزاد لیر را گرفت.

putin_soloeimani_112217.jpgایران وایر

فرمانده سپاه قدس ایران در نامه ای به آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی پایان حکومت داعش را اعلام کرده است. قاسم سلیمانی ۳۰ شهریور امسال گفته بود تا دو ماه دیگر حکومت داعش تمام می شود.

او در این نامه خود را «فرزند» و «سرباز مکلف شده در میدان» توصیف کرده و گفته است رهبری آیت الله خامنه ای «موجب بسیج کلیه امکانات» برای جنگ علیه داعش شد.

قاسم سلیمانی از «اتمام عملیات آزادسازی ابوکمال» به عنوان نشانه پایان داعش نام برده است. دیروز خبرگزاری ایسنا گزارش داد در جریان آزادسازی شهر البوکمال واقع در شرق استان دیرالزور سوریه، قاسم سلیمانی شخصا به عنوان طراح و فرمانده عملیات حضور داشته است. حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان هم دیروز در سخنرانی اش از قاسم سلیمانی به خاطر «نقش بزرگ وی در جنگ با داعش در شهر ابوکمال» تشکر کرده بود.

در جریان این عملیات نظامی، ۵ ایرانی از جمله خیرالله صمدی، یک فرمانده ارشد سپاه قدس کشته شدند.

نامه قاسم سلیمانی به آیت الله خامنه ای اما نکات دیگری هم دارد. او میزان خسارت های ظهور و سقوط داعش در سوریه و عراق را ۵۰۰ میلیارد دلار برآورده کرده و گفته است تمام فعالیت های داعش «توسط رهبران و سازمان‌های مرتبط با آمریکا طراحی و اجرا» شده است.

این گزاره می تواند شامل رهبران برخی کشورهای خاورمیانه باشد که همواره از سوی ایران متهم به حمایت از داعش شده اند ولی فرمانده سپاه قدس ایران ترجیح داده بر خلاف تبلیغات معمول رسانه ای داخل ایران اشاره مستقیمی به عربستان نکند.

تقدیر از نقش آیت الله سیستانی، مرجع تقلید شیعه ساکن عراق و حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان از دیگر وجوه این پیام است. قاسم سلیمانی همچنین گروه شبه نظامی حشدالشعبی عراق را مقدس خوانده و از حضور جنگجویان افغانستانی و پاکستانی و همچنین کمک های دولت ایران و سوریه و عراق تشکر کرده ولی هیچ اشاره ای به روسیه نکرده است. این در حالی است که او دو ماه پیش گفته بود ایران، روسیه، سوریه و عراق باید برای پیروزی بر داعش جشن برگزار کنند.

بی توجهی به نقش روسیه در حالی صورت می گیرد که امروز بشار اسد، رئيس جمهور سوریه در سفر به روسیه میهمان پوتین شده است. با این وجود، عدم اشاره به نام روسیه را نمی توان اختلاف نظر فرمانده سپاه قدس با روسیه تفسیر کرد، به نظر می رسد او در این نامه تلاش کرده پیروزی بر داعش را یک دستاورد کاملا شیعی و بدون اتکا به قدرت های خارجی توصیف کند و به همین جهت اشاره ای به روسیه نکرده است.

در همین زمینه: چرا قاسم سلیمانی از روسیه تشکر نکرد؟ حسین علیزاده

بی بی سی - وزارت دارایی آمریکا دو شرکت "پردازش تصویر رایان" و "تجارت الماس مبین" در تهران را به اتهام دست داشتن در "چاپ پول جعلی" به ارزش بالقوه صدها میلیون دلار تحریم کرده و مدعی شده این دو شرکت بخشی از شبکه‌ای بوده‌اند که محدودیت های صادراتی اتحادیه اروپا را برای انتقال تدارکات و تجهیزات لازم برای جعل پول دور می‌زد.

_98850967.jpgچاپخانه پردازش

این وزارتخانه همچنین محمود سیف و رضا حیدری را مشمول تحریم کرده است. محمود سیف همسر سابق شهرزاد میرقلی‌خان است. این دو نفر در سال ۲۰۰۷ به جرم تلاش برای خرید و انتقال غیرقانونی تجهیزات نظامی از جمله ۳۰۰۰ دوربین دید در شب در اتریش بازداشت و ۲۸ روز زندانی شدند.

خانم میرقلی‌خان بعد داوطلبانه به آمریکا رفت و در آنجا محاکمه و به پنج سال زندان محکوم شد. او پس از آزادی به ایران برگشت و مدیر روابط بین‌الملل پرس‌تی‌وی و سپس بازرس ویژه رییس وقت صدا و سیما محمد سرافراز شد. او بعدا با فشار سازمان اطلاعات سپاه پاسداران مجبور به خروج از کشور شد و به عمان رفت.

_9885096.jpg شهرزاد میرقلی‌خان

در دادگاه آمریکا، خانم میرقلی خان گفته بود که یکی از شرکت‌های همسر سابقش که نظامی بوده شرکت نورالفتح ثامن نام داشته که دستگاه کپی و فکس می‌فروخته است. نورالفتح ثامن در یک سلسله تغییر نام به شرکت توسعه تجارت وحدت تبدیل و بعد منحل شد که محمد امین سیف مدیر تصفیه آن بود.

Secular_Democracy.gifهموطنان گرامی

اندکی کمتر از یک ماه پس از برگزاری پنجمین کنگرهء سکولار دموکرات‌های ایران در ۲۸ و ۲۹ ماه اکتبر ۲۰۱۷ در شهر کلن آلمان، و بدون هیچگونه ربطی با آن، و بدون حضور نمایندگان جنبش سکولار دموکراسی ایران، و نیز حزب سکولار دموکرات ایرانیان که در مرامنامهء‌اش خود را جزئی از این جنبش می‌داند، گردهمائی دیگری با نام «کنفرانس شورای دموکراسی خواهان»، در همان شهر، برگزار شده است. در این میان تلویزیون صدای امریکا، با پخش خبری کوتاه و بصورتی شعبده بازانه این دو نشست را یکجا و در یک خبر جا داده و با تأکید بر آنچه در نشست دوم صورت گرفته، از نظر بصری از ویدئوهای مربوط به کنگرهء سکولار دموکرات‌ها سوء استفاده کرده است؛ آن سان که گوئی این دو نشست با یک هدف مشترک برگزار شده‌اند.



Mnangagowa.jpgرادیو زمانه ـ کودتای نظامی دامن پیرترین دیکتاتور جهان را گرفت و هفته گذشته، در زیمبابوه، گروهی از نظامیان کنترل قدرت را به دست گرفتند تا سرانجام بعد از ۳۷ سال، رابرت موگابه، رئیس جمهور این کشور، از مقام خود کناره‌گیری کند. او همسرش را برای جانشینی در نظر دارد، اما مقدم بر گریس موگابه، نام دیگری مطرح است، کسی که گفته می‌شود مغز متفکر عملیات نظامی روزهای گذشته بوده است: امرسون منانگاگوا، معاون سابق رئیس جمهور موگابه، معروف به "تمساح". او احتمالاً روز چهارشنبه یا پنج‌شنبه به عنوان رئیس‌ جمهور سوگند یاد خواهد کرد. آقای "تمساح" زیمبابوه کیست؟

۶ نوامبر روزی سرنوشت‌ساز در تاریخ زیمبابوه بود؛ روزی که امرسون منانگاگوا معاون رئیس جمهور کشور از مقام خود برکنار شد. این جدایی بهانه اجرای طرحی شد که از ماه‌ها قبل کلید زده شده بود.

rouhani_112217.jpgدویچه وله - روحانی اتحادیه عرب را "تشکیلات پوسیده" خواند و آن را به انفعال در برابر جنایت‌های داعش در منطقه متهم کرد. او همچنین در گفت‌وگو با همتای فرانسوی‌اش هرگونه تغییر در متن برجام را "موجب فروپاشی کامل این توافق" دانست.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، روز سه‌شنبه (۳۰ آبان/ ۲۱ نوامبر) ضمن تبریک "پایان داعش" به علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، فرمانده نیروی قدس، سپاه پاسداران و دیگر نهادهای کشور، به اتحادیه عرب هم حمله کرد و آن را "تشکیلات پوسیده و بی‌رمق و بی‌اثر" خواند.

روحانی با اشاره به حمله موشکی حوثی‌های مورد حمایت ایران در یمن به ریاض، پرتاب موشک توسط آنان را "پاسخ دندان‌شکن مردم مظلوم یمن" دانست.

رئیس جمهوری ایران گفت: «جای تاسف است که عده‌ای که خود را مسلمان و عرب می‌دانند، دور هم جمع شوند و از یک پاسخ دندان‌شکن مردم مظلوم یمن اظهار تاسف کنند. آنها تمام غصه‌شان این است که چرا مردم، مبارزین و ارتش یمن موفق شدند برد موشک اسکادی که در انبار خود داشتند را افزایش دادند».

کشورهای عضو اتحادیه عرب در نشستی اضطراری که یکشنبه گذشته در قاهره و به خواست عربستان سعودی برگزار شد، در بیانیه خود از "دخالت‌های خصمانه ایران"، "پرتاب موشک ساخت ایران" توسط حوثی‌های یمن به ریاض و "تحریک گروه‌های تروریستی در بحرین" توسط جمهوری اسلامی سخن گفتند. آنان همچنین متحد ایران در لبنان یعنی حزب‌الله را به "حمایت از تروریسم و گروه‌های افراطی در کشورهای عربی" متهم کرده بودند.

هدف عربستان سعودی از فراخوان برگزاری این نشست که با حمایت امارات متحده عربی، بحرین و کویت همراه بود، برخورد متحد اتحادیه عرب با "مداخله‌های ایران" در منطقه اعلام شده بود.

حمله روحانی به "تشکیلات پوسیده و بی‌رمق"

حسن روحانی در همین رابطه گفت: «جای تأسف است که در شرایطی که مردم منطقه با ریشه‌کنی داعش کار بزرگی انجام داده‌اند، وزرای خارجه یک تشکیلات پوسیده و بی‌رمق و بی‌اثر به نام اتحادیه عرب دور هم جمع شوند و تمام فکرشان این باشد که چرا مردم یمن بعد از دو سال در معرض بمباران قرار داشتن، یک موشک به سمت ریاض پرتاب کردند و از این موضوع اظهار تاسف کنند».

iranianHBO_hacker_112217.jpgرادیو فردا، اداره تحقیقات فدرال آمریکا (اف بی آی)،روز سه شنبه ۳۰ آبان ماه تصویر بهزاد مصری، تبعه ایران،که به هک کردن کامپیوتر های شبکه تلویزیونی«اچ‌بی‌او» (HBO) و دزدیدن قسمت های پخش نشده از فیلم «تاج و تخت» متهم شده است را منتشر کرد.

به گزارش آسوشتیدپرس مقام های دادستانی آمریکا می گویند، بهزاد مصری،‌ با هک کردن کامپیوتر های شبکه تلویزیون اچ‌ بی‌ او (HBO) و دزدیدن قسمت های پخش نشده از فیلم «تاج و تخت» قصد داشت شش میلیون دلار از این شبکه اخاذی کند.

جون کیم، کفیل دادستانی فدرال منطقه منهتن نیویورک، در یک نشست خبری گفته است، بهزاد مصری در ایران به سر می برد. وی تاکید کرده است، هر چند دستگاه قضایی آمریکا اکنون نمی تواند بهزاد مصری را بازداشت کند، اما او با عواقب عمل خود روبه رو خواهد شد.

کفیل دادستانی فدرال منطقه منهتن نیویورک اضافه کرده است: او همیشه این ترس را خواهد داشت که به محض خروج از ایران بازداشت شده و به آمریکا منتقل خواهد شد.

آسوشیتدپرس می گوید، در کیفرخواست مطرح شده در دادگاه فدرال در منهتن نیویورک علیه این شهروند ایران آمده است که وی کامپیوتر های شبکه تلویزیونی اچ بی او را در نیویورک هک کرده است.

مقام های قضایی آمریکا گفته اند، بهزاد مصری شبکه تلویزیونی «اچ بی او» را تهدید کرده بود در صورتی که شش میلیون دلار به صورت بیت‌کوین، واحد پول اینترنتی نپردازد، مطالب هک شده را به صورت آنلاین منتشر خواهد کرد.

شبکه تلویزیونی اچ بی او نیز در بیانیه ای اعلام کرده است که در این خصوص در حال همکاری با مقام های پلیس است.

کام ثروتمندان از جیب فقرا

| No Comments

shekafTabaghati_112217.jpgروزنامه اصلاح طلب همدلی:

دولت روحانی ثروتمندان را ۱۵ برابر ثروتمندتر کرد

روزنامه اصلاح طلب همدلی به نقل از بانک مرکزی نوشته است «در دولت روحانی روند رشد شکاف طبقاتی به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته و براساس آمار بانک مرکزی، ۱۰ درصد بالایی طبقه مرفه ۱۵ برابر ثروتمندتر شده‌اند»

فردا: یکی از شعار‌های اصلی دولت روحانی رفع فقر و کاهش فاصله طبقاتی در جامعه بود فاصله‌ای که باعث نارضایتی گسترده مردم شده است روحانی در انتخابات سال ۹۶ این شعار خود را مجددا تکرا کرد و اعلام کرد به دنبال ریشه کنی کامل فقر مطلق خواهد بود این شعار‌های در حالی از سوی روحانی مطرح شده است که آمار‌ها حکایت دیگری را نشان می‌دهند.

آمار‌های بانک مرکزی می‌گویند دولت نه تنها به سمت کاهش فقر و رفع فاصله طبقاتی در جامعه حرکت نکرده است بلکه این فاصله را بیشتر و وضع عدالت توزیعی در جامعه را بغرنج‌تراز گذشته کرده است.

در همین زمینه روزنامه اصلاح طلب همدلی به نقل از بانک مرکزی نوشته است «در دولت روحانی روند رشد شکاف طبقاتی به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته و براساس آمار بانک مرکزی، ۱۰ درصد بالایی طبقه مرفه ۱۵ برابر ثروتمندتر شده‌اند»

مقاله روزنامه همدلی:

بر اساس آمار بانک مرکزی درباره شاخص ضریب جینی، طی سال‌های گذشته شکاف دو سر طیف دهک‌های اقتصادی جامعه ایران به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است

Reza_Maghsadi_NEW.jpg*

*

*
زمین
چه تلخ، چه غمناک
با تو حرف زده ست.
تو‌ای تبار ِطربناک ِ پاک ِ دیرینه!
سرود ِ سوگ ِ تو اینک به جان ِ باغم ریخت
واشک می‌چکد از چشم‌های آیینه.

Kurdzelzeleh.jpgبه سینه، آتش ِ آهت بلند وُ شعله وراست
زمان، به کینه، فروکُشت خنده‌هایت را
وآرزوی در ختان ِ باغ ِخوشبویت
فرو خمید وُ به غم، درنشست وُپرپر گشت
وروزگار تو دیگر، گشت.


بگو به خاطره‌هایت، درین تباهی وُدرد
سرود ِسوگ ِ ترا بر زمانه، نقش زنند.
بگو به عاطفه‌هایت، به سینه‌های سپید
سلام ِ سرخِ ترا عاشقانه، نقش زنند.


درین دریغ ِ بلند
کجاست "بی کس ِ" شاعر؟
کجاست "شِرکو" یت؟ *
که غمگنانه ترین شعر‌های جانش را
برای عشق تو بنویسد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*زنده یاد "شِرکو بی کس"، شاعر ِکردستان.

Saad_Hariri_2.jpgرادیو زمانه ـ سعد حریری که بیش از دو هفته پیش غافلگیرانه در ریاض از نخست‌وزیری لبنان استعفا داده بود اعلام کرد که به درخواست میشل عون، رئیس جمهوری این کشور استعفای خود را به حالت تعلیق در می‌آورد.

سعد حریری که شب گذشته به کشورش بازگشت تا در جشن سالگرد استقلال آن شرکت کند امروز، چهارشنبه ۲۲ نوامبر / یکم آذر گفت با میشل عون و نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان دیدار کرده است.

حریری درباره این دیدار گفت: «من با رئیس جمهوری در مورد استعفایم صحبت کردم. او به من گفت قبل از ارائه آن به‌منظور مشاوره بیشتر دست نگه دار و من این درخواست را پذیرفتم.»

Makarem_Shirazi.jpgرادیو زمانه ـ در پی نامه قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس به رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر این‌که گروه دولت اسلامی (داعش) در سوریه و عراق به پایان کار خود رسیده، موجی از استقبال مقامات حکومتی و دینی ایران از این پیام به‌راه افتاده است. در این میان آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعه به آکادمی نوبل پیشنهاد داده که به سردار سلیمانی جایزه نوبل اعطا کند.

ناصر مکارم شیرازی روز چهارشنبه یکم آذر در بیانیه‌ای ضمن تعریف و تمجیدهای متداول از قاسم سلیمانی، گفته است: «اگر دنیا قدردان باشد، سزاوار است از طرف سازمان ملل از این سردار شجاع و همرزمانش تشکر گردد و متولیان جایزه نوبل به جای خطاهای گذشته، بهترین جایزه را به این سردار رشید بدهند که آتش جنگ به‌وسیله او و هم‌رزمانش خاموش شد و دنیا از یک کابوس خطرناک رهایی یافت.»

Nategh_Nouri.jpgایلنا ـ یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره بازگشت ناطق نوری به عرصه سیاسی کشور گفت: در طول ۴ سال اخیر آقای ناطق و دوستان ما باهم در ارتباط بودند و جلسات و تعاملات فکری داشتند؛ اما همان طور که وی تاکید بر حفظ مواضع فکری خود دارد ما هم مواضع اصلاح‌طلبی خودمان را داریم و باید بگویم که دوستی و رفاقتی بین ناطق‌نوری و اصلاح‌طلبان وجود دارد، طبیعی است.

حجت‌الاسلام سید عبدالواحد موسوی‌لاری در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایلنا، درباره بازگشت حجت‌الاسلام ناطق‌نوری به عرصه سیاسی که این روزها از سوی چهره‌های اصولگرا مانند محمدرضا باهنر مطرح می‌شود، گفت: اگر آقای ناطق نوری را به عنوان یک فعال سیاسی در نظر بگیریم ایشان هیچ وقت از عرصه سیاسی دور نبودند که حال بخواهند بازگردند، اما اگر بخواهیم وی به حوزه اجرا بازگردد من خیلی بعید می‌دانم که آقای ناطق دوباره مسئولیت اجرایی بر عهده بگیرد.

maceron_iran_israel_112217.jpgرادیو فردا، رئیس‌جمهوری فرانسه ۳۰ آبان ماه طی دو تماسی تلفنی با رئیس‌جمهوری ایران و نخست‌وزیر اسرائیل، در مورد مسائل منطقه از جمله لبنان، توافق اتمی و آزمایش‌های موشکی گفت‌وگو کرده‌است.

بنا به گفته دفتر ریاست‌جمهوری فرانسه، امانوئل مکرون، به حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گفته پاریس به توافق اتمی میان تهران و شـش قدرت جهانی پایبند است، اما باید مذاکرات جداگانه‌ای در مورد مسائل منطقه‌ای و برنامه موشک‌های بالیستیک صورت گیرد.

دولت فرانسه تحت ریاست‌جمهوری آقای مکرون، پیش‌تر نیز بر لزوم حفظ توافق اتمی تیر ماه ۱۳۹۴ تاکید کرده بود. دونالد ترامپ، از تائید پایبندی ایران به این توافق، در واپسین گزارش سه‌ماهه خود به کنگره، خودداری کرده‌است.

Putin_Assad.jpgایسنا ـ منابع نظامی روسیه از سفر رئیس جمهوری سوریه با یک فروند جنگنده روسی به سوچی خبر دادند.

به گزارش ایسنا، به نقل از روزنامه لبنانی الدیار، منابع نظامی روسیه اعلام کردند که بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه با یک فروند جنگنده روسی به همراه دو فروند جنگنده روسی دیگر جهت تضمین امنیت جان وی از پایگاه هوایی حمیمیم در نزدیکی "لاذقیه" به سمت فرودگاه سوچی پرواز کرد.

طبق گفته منابع مذکور، رئیس جمهوری سوریه با ولادیمیر پوتین، همتای روسش نشستی چهار ساعته برگزار کرد.

این منابع افزودند، پس از این نشست جنگنده حامل بشار اسد به همراه همان دو جنگنده روسی به پایگاه حمیمیم روسیه بازگشت.

eslahtalab.jpgاعتماد ـ مریم وحیدیان: جریان اصلاحات اگرچه بیست سال است که با رخت و هویت یک جریان سیاسی شناسنامه‌دار در نظام جمهوری اسلامی به کنشگری پرداخته است اما عمر کنشگری ساکنان این جریان بیش از این مدت و به قدمت فراز و فرودهایی است که در قالب آن این هویت تعریف شده است. همین عمر کوتاه‌مدت هم کافی بود تا این جریان سیاسی با حرکت گسل‌های سیاسی صعود و نزول‌هایی را تجربه کند. تجربه انتخابات ۸۸ و ۹۲ و ائتلاف سیاسی با معتدلین و دو انتخابات اخیر همگی نمودهایی از گره‌گاه‌هایی است که آرایش داخلی این جریان و نسبتش با حاکمیت را در معرض تحول‌های گسترده قرار داد. واکنش اصلاح‌طلبان در مقابل این تحولات پیش آمده و در جغرافیای آرایش سیاسی جدید شکل گرفته در کشور چیست؟

GermanyTerrorPlot_112217.jpgدویچه وله - شش پناهجوی جوان که از سوریه به آلمان پناهنده شده‌اند به اتهام تدارک یک حمله تروریستی در آلمان دستگیر شدند. آنها در ایالت‌های گوناگون آلمان زندگی می‌کردند.

روز سه‌شنبه (۲۱ نوامبر / ۳۰ آبان) دادستانی شهر فرانکفورت آلمان اعلام کرد که ماموران امنیتی و گارد ویژه پلیس ۸ آپارتمان مسکونی در شهرهای هانوفر (ایالت نیدرزاکسن)، کاسل (ایالت هسن)، اسن (ایالت نوردراین وستفالن) و لایپزیگ (ایالت زاکسن) را تفتیش و ۶ نفر را به ظن برنامه‌ریزی یک حمله تروریستی دستگیر کرده‌اند.

جزئیات عملیات احتمالی منتشر نشده، اما در بیانیه دادستانی آمده است که ۶ پناهنده سوری که احتمالا عضو گروه تروریستی "خلافت اسلامی" (داعش) هستند، قصد داشتند "با اسلحه یا مواد منفجره" به یک مکان عمومی حمله کنند.

سن بازداشت‌شدگان بین ۲۰ تا ۲۸ سال گزارش شده است.

همکاری پناهجویان با پلیس

بر اساس بیانیه دادستانی، تدارک عملیات تروریستی هنوز به مرحله پایانی نرسیده بوده است.

به گزارش روزنامه "دی ولت"، اطلاعات در باره‌ی تدارک عملیات تروریستی را چند پناهنده که با مظنونان ارتباط داشته‌اند در اختیار نیروهای امنیتی گذاشته‌اند.

"دی ولت" می‌نویسد که در حال حاضر پلیس آلمان درباره ارتباط ده‌ها پناهجو با نیروهای افراطی اسلام‌گرا تحقیقات گسترده‌ای را انجام می‌دهد.

facebookiran_112217.jpgتوحید نجفی در دیترویت آمریکا زندگی می کند. پس از وقوع زلزله کرمانشاه او مانند خیلی از ایرانیان مقیم خارج از کشور، تصمیم گرفت راهی برای کمک کردن به زلزله زدگان پیدا کند. راه حل، راه اندازی یک کمپین فیسبوکی برای جمع آوری کمک های نقدی بود. کمپینی که موفق بود و در طول دو روز موفق به جمع آوری ۲۰۰هزار دلار شد.

در روز دوم اما صفحه‌ی جمع آوری کمک از دسترس خارج شد. فیس‌بوک امکان انتقال پول به خیریه‌ها را منتفی دانسته بود اما در مذاکره با توحید نجفی قول داد پول اعانه‌دهندگان را به آن‌ها بازگرداند و خودش 200 هزار دلار به خیریه‌ها اهدا کند که صرف آسیب‌دیدگان زلزله کرمانشاه شود.

اما توحید نجفی چه‌طور توانست این میزان پول را در دو روز جمع‌آوری کند و چه شد که فیس‌بوک چنین وعده‌ای داد؟ او در این رابطه به ایران‌وایر می‌گوید: «من دوسالی هست که مسئول یک «کامیونیتی» مجازی ایرانیان در امریکا هستم. همیشه در این مدت اخبار و رویدادها و مباحث آمریکا رو به طور شفاف و صادقانه منعکس کردیم. خدماتی را از طریق وکلا در مورد مسائل مربوط به مهاجرت و زندگی ارائه دادیم. همین باعث افزایش اعتماد و محبوبیت ما شد و این چیزی بود که می توانستم برای راه‌اندازی این کمپین به آن اتکا کنم.»

او می‌گوید موقع راه‌اندازی کمپین از آن‌جایی که فقط دوگزینه‌ی شخصی و وابسته به موسسات غیرانتفاعی برای ایجاد کمپین وجود داشت و ارگانی را نمی شناخت که مجوز ارسال پول به ایران را داشته باشد، تصمیم گرفت تقاضای مجوز از وزارت خزانه‌داری آمریکا بدهد و پول را به دست موسسات محلی در کرمانشاه برساند.

نجفی هدف اولیه کمپین را 110 هزار دلار تعیین کرد و انتظار داشت در یک ماه به آن دست پیدا کند: «صبح روز بعد که از خواب بیدار شدم دیدم تقریبا ١٠٠ هزار دلار جمع شده، سریع با وزارت خزانه‌داری تماس گرفتم. برای من لینکی فرستادند که از آن طریق برای مجوز اقدام کنم که پروسه طولانی داشت ولی من نمی‌توانستم صبر کنم و می‌خواستم این پول را هر چه سریع‌تر به مردم برسانم.»

پس از آن بود که توحید نجفی در همان صفحه‌ی فیس‌بوکی اعلام کرد هر کس مجوز انتقال پول به ایران دارد پا پیش بگذارد: «خوشبختانه چند سازمان اعلام آمادگی کردند.»

4041059.jpg

Rouhani_havapeyma.jpgرادیو زمانه ـ ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه میزبان رجب طیب اردوغان و حسن روحانی، رؤسای جمهور ترکیه و ایران است. در نشست سه جانبه سران روسیه، ترکیه و ایران در شهر سوچی، راهکارهای سیاسی برای حل بحران سوریه به بحث گذاشته می‌شود. بشار اسد، رئیس جمهوری عربی سوریه روز گذشته در دیدار با پوتین از آغاز گفت‌و‌گوهای سیاسی درباره آینده کشور استقبال کرده بود. حسن روحانی، پیش از سفر به سوچی اظهار امیدواری کرد که در اجلاس سوچی زمینه‌های آینده سیاسی سوریه فراهم شود.

به گزارش خبرگزاری‌های داخلی، حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی صبح چهارشنبه یکم آذر/ ۲۲ نوامبر تهران را به مقصد سوچی ترک کرد. روحانی در جمع خبرنگاران درباره اهداف این سفر گفت:

112117_top.jpgرادیو فردا، ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ، ۳۰ آبان در جریان یک تماس تلفنی «یک‌ساعته»، در مورد بحران سوریه و نیز موضوع ایران، کره شمالی و اوکراین گفت‌وگو کرده‌اند. این گفت‌وگو پس از انتشار خبرها از دیدار رئیس‌جمهوری روسیه با بشار اسد صورت گرفته‌است.

گفت‌وگوی تلفنی در حالی انجام شده که کاخ کرملین صبح روز ۳۰ام آبان ماه از سفر بشار اسد به روسیه و دیدار او با پوتین در روز دوشنبه خبر داد. به گفته کرملین، دو طرف تاکید کرده‌اند زمان آن رسیده تا جنگ جای خود را به مذاکرات و پیدا کردن راه‌حلی سیاسی بدهد.

در همان روز رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه گفت که «عملیات فعال» نظامی این کشور در سوریه «رو به پایان است» . فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران نیز از «پایان سیطره» گروه حکومت اسلامی در سوریه و عراق خبر داد.

ایران و روسیه از مهم‌ترین حامیان بشار اسد هستند و علاوه بر حضور شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران، روسیه نیز از سال ۱۳۹۴ به این‌سو به‌طور مستقیم دست به دخالت نظامی در سوریه زده‌است.

Footsal_zanan.jpgایسنا ـ تیم ملی فوتسال بانوان ایران که قهرمانی آسیا را در کارنامه دارد اینبار در ایران و در سالن پیامبر اعظم میزبان تیم ملی ایتالیا است اما انعکاس خبری و تماشای دیدار ملی پوشان برای بانوان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

به گزارش ایسنا، تیم ملی فوتسال بانوان ایران با ارائه بازی‌های زیبا و جذاب سال ۲۰۱۵ توانست قهرمان آسیا شود و این قهرمانی در حالی به دست آمد که مردم علاقه مند نتوانستند بازی ملی پوشان خود را حتی از طریق رسانه شاهد باشند.

سعد حریری به لبنان بازگشت

| No Comments

harriri_lebanon_112217.jpgیورونیوز، سعد حریری، نخست وزیر مستعفی لبنان سه هفته پس از اعلام استعفا در ریاض، سرانجام شامگاه سه‌شنبه وارد بیروت پایتخت لبنان شد.

آقای حریری بدون استقبال رسمی در فرودگاه «رفیق حریری» بیروت، مستقیما برای «فاتحه خواندن» به مزار پدرش در مرکز بیروت رفت.

وی امروز در مسیر سفر خود به لبنان برای یک دیدار کوتاه با عبدالفتاح سیسی، رئیس جمهوری مصر وارد قاهره پایتخت این کشور شد. آقای حریری پس از ترک مصر هم مستقیما به بیروت بازنگشت و هواپیمای وی برای مدت کوتاهی در قبرس توقف کرد.

نخست وزیر مستعفی لبنان روز جمعه پس از ترک ریاض به همراه همسرش به پاریس رفت و در آنجا اعلام کرد که برای برگزاری جشن استقلال لبنان تا روز چهارشنبه به کشورش باز خواهد گشت.

استعفای ناگهان سعد حریری در ریاض، پایتخت عربستان سعودی تنش‌هایی را در منطقه ایجاد و نگرانی‌ها از بروز دور جدیدی از بحران سیاسی در لبنان را تشدید کرد. آقای حریری ایران و حزب‌الله را به تلاش برای ناآرام کردن کشورش متهم کرده است.

اعلام استعفای غیرمنتظره سعد حریری در ریاض، گمانه‌زنی‌ها درباره اجباری بودن کناره‌گیری وی از قدرت و نقش هیات حاکمه سعودی در این تحول سیاسی را افزایش داد.

میشل عون، رئیس جمهوری لبنان هنوز استعفای آقای حریری را نپذیرفته است. نخست وزیر مستعفی لبنان پیش‌تر وعده داده بود پس از بازگشت به کشورش، استعفای خود را رسما تقدیم رئیس جمهوری خواهد کرد.

دویچه وله - فرماندهی سازمان ملل متحد ویدیویی را منتشر کرده که در آن تصاویر فرار یک سرباز کره شمالی به کره جنوبی را نشان می‌دهد. این سرباز اخیرا در منطقه امنیتی مشترک بین دو کره دستکم پنج بار تیر خورده بود، اما در نهایت خود را به آن‌طرف مرز رسانده و توسط سربازان کره جنوبی نجات یافت.

Netanyahu_Putin.jpgدویچه وله ـ نخست‌وزیر اسرائیل از رئیس جمهور روسیه خواسته است جلوی نفوذ ایران در سوریه را بگیرد و مانع از تثبیت‌ نیروهای شیعه هوادار ایران در نزدیکی مرز اسرائیل گردد. پوتین قرار است بر سر آینده سوریه با روحانی و اردوغان گفت‌وگو کند.

روزنامه "تایمز اسرائیل" گزارشی پیرامون تماس تلفنی شامگاه سه‌شنبه ۲۱ نوامبر (۳۰ آبان) بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه منتشر کرده است. بر اساس گزارش این روزنامه، رهبران دو کشور ۳۰ دقیقه پیرامون آینده سوریه با یکدیگر گفت‌وگو کرده‌اند.

Babak_Dad_Small_new.jpgچیزی که در کلیپ کوتاه وحید حقانیان توی ذوق می‌زند، «آینه‌وار بودن» اوست. سخنان او اهمیتی ندارد، بلکه «انعکاس چیزی که بازتابش می‌دهد»، خیلی جالب است. او بیشتر از سه دهه «دستیار، محافظ، مَحرم،... و مشاور نزدیک» رهبر معظم بوده و هست. خوب که دقت کنید، کار از «اثر کردن کمال همنشین!» گذشته و حالا حقانیان، تبدیل به «بدل شخصیتی!» خامنه‌ای شده، بدون هیچ کم و کاستی!
🔹 نوع حرف زدن و ادبیات و نگاه کردن و آه و نفرین و زنجموره کردنش، عیناً شبیه رفتارهای آقای خامنه‌ای است. این «شباهت شخصیتی» آنچنان است که حتی به «فیزیک» و چهره‌ی او هم سرایت کرده و در کمال تعجب «فرم ابرو و بینی و حرکات سر و گردنش» هم شبیه حضرت آقا شده است! (خود انتخاب کنید که این سخن، تعریف از اوست، یا تحقیرش؟)
🔹 در خاندان سلاطین، غالباً کودکان و زنان و برخی مشاوران و «خواجه‌گان نزدیک»، بدون آنکه بخواهند «بخش پنهانی» از شخصیت حقیقی سلطان را نمایش می‌دادند. برای همین، در زمان حاضر هم خبرنگاران علاقه‌ی زیادی به مصاحبه با خاندان سیاستمداران دارند.

112017_top.jpgاکبر گنجی

منبع: رادیو زمانه ، ۲۲ آبان ۱۳۹۶(با اضافات بسیار)

خطر جنگ جدی است، حتی اگر هیچ کس خواهان آن نباشد. سطح نزاع و مقابله به اندازه ای رسیده است، که یک اشتباه، یا یک برداشت نادرست از عمل رقیب/دشمن، یا اعمال بازیگران بیرون منطقه هم می تواند به جنگی ناخواسته و بزرگ و منطقه ای منتهی شود. چه رسد به این که برخی موفقیت خود را در جنگ می بینند و جنگ به عنوان جنگ برای آنان مطلوب است. کوشش می کنم تا این مدعا را با شواهد و قرائن تأیید کرده و از صلح دفاع کنم.

در خاورمیانه یک آرایش قوای پیچیده می ‌بینیم: آمریکا، روسیه، چین، اسرائیل، عربستان سعودی، بریتانیا، فرانسه، امارات متحده، قطر، ترکیه، مصر، ایران، و...مهمترین بازیگران جنگ قدرت در این منطقه هستند. اتفاقاً بازیگری چون چین که حضور نظامی ندارد، نقش بسیار مهمی بازی کرده و می‌کند و به همین دلیل آمریکا آن را بزرگترین خطر برای خود به شمار آورده و استراتژی خود را معطوف به چین هم کرده است.

در جنگ قدرت منطقه ای، دولت ها به عنوان بازیگران اصلی به دنبال "منافع" خویش اند. برای رسیدن به منافع، دست به هر کاری زده و می زنند. جا به جا شدن متحدان و دشمنان، یکی از پدیدارهای صحنه نبرد است. همه از دروغ، تهمت، فریب، توطئه، کودتا و جنگ داخلی استفاده کرده و می کنند. تبلیغات نقش مهمی در جنگ قدرت داشته و دارد. انقلاب ارتباطات این امکان را فراهم آورده که دروغ و تهمت و فریب را از طریق رسانه های اصلی جا انداخت و "افکار عمومی" را ساخت.

مطلوبیت جنگ

"جنگ خوب است"، خوب است برای افراد و گروه‌ها و دولت‌هایی که منافع آنها را تأمین می ‌کند. این منافع چیست؟

اول- افزایش بودجه نظامی کشورها و خرید صدها میلیارد دلار تسلیحات از مهمترین تولید کنندگان (آمریکا، روسیه، اسرائیل، و...).

به گزارش موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم (SIPRI)، در سال ۲۰۱۶ دولتها ۱۶۸۶ میلیارد دلار برای مقاصد دفاعی و نظامی هزینه کرده اند. این رقم ۰.۴ درصد بالاتر از سال ۲۰۱۵ میلادی است. آمریکا با ۶۱۱ میلیارد دلار در رتبه اول قرار دارد. چین با ۲۱۵ میلیارد دلار در رتبه دوم است. روسیه با ۶۹.۲ در رتبه سوم قرار دارد. عربستان سعودی ۶۳.۷ میلیارد دلار در مقام چهارم جهانی قرار دارد. امارات متحده و اسرائیل ۲۲.۸ و ۱۸ میلیارد دلار به ترتیب در رتبه های ۱۴ و ۱۵ جهانی قرار دارند. ترکیه بودجه نظامیش برای سال ۲۰۱۸ را ۳۱ درصد افزایش داد.

به گزارش موسسه تحقیقاتی صلح استکلهم، فروش سلاح در سال ۲۰۱۵ به ۲۰۹.۷ میلیارد دلار رسید که ۳ درصد کمتر از سال ۲۰۱۴ بود. فروش تسلیحات روسیه به ترتیب در سال های ۲۰۱۳، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ ، ۲۰ درصد و ۴۸ درصد و ۶.۲ درصد رشد داشته است. آمریکا به عنوان بزرگترین فروشنده تسلیحات، در سال ۲۰۱۵ ، ۴۰ میلیارد دلار و در سال ۲۰۱۶ ، ۳۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار سلاح فروخته است. ترامپ که به زور به همه سلاح می فروشد، به احتمال بسیار این رقم را افزایش چشمگیری داده است. ترامپ در ۶ نوامبر ۲۰۱۷ به ژاپنی ها گفت برای محافظت از خودتان در برابر خطر کره شمالی از ما تسلیحات نظامی بخرید.

راشد الشمسی، معاون نیروی هوایی امارات، گفت:"ما به فن آوری جدید علاقه‌مند هستیم و بنابر این در اختیار داشتن جنگنده نسل پنجم موردی است که به نفع نیروی هوایی و پدافند امارات است". این سخن نشانه خرید جنگنده «اف-۳۵ » از آمریکا است.

دوم- سلاح ها در جنگ مصرف شده و معایب آن ها برملا می شود. سپس کمپانی های سازنده با رفع معایب، سلاح های جدیدشان را به فروش می رسانند.

سوم- جنگ ها هزینه های غیر تسلیحاتی فراوانی دارند. برای تأمین آن نیازهای جنگی، باز هم باید هزینه کرد و کالا وارد کرد.

چهارم- وقتی جنگ همه زیرساخت های کشوری را نابود کرد، پس از پایان جنگ، صدها میلیارد دلار باید هزینه بازسازی کشور نابود شده شود. این جا رقابت بازسازی حول صدها میلیارد دلار شکل می گیرد. اگر جنگ منطقه ای درگیرد، چند تریلیون هزینه بازسازی منطقه خواهد شد.

پنجم- نفت و اسرائیل، خاورمیانه را بسیار مهم کرده اند. مطابق قوانین مصوب کنگره آمریکا، دولت آمریکا مکلف است تا برتری استراتژیک نظامی اسرائیل بر کل خاورمیانه را تأمین کند. آمریکا- درست برخلاف چین- دیگر به واردات نفت خاورمیانه محتاج نیست. اما به هزینه شدن درآمدهای نفتی به سود آمریکا نیازمند است. هدف آمریکا از کنترل خاورمیانه، کنترل سیاسی منابع نفتی‌ آن است تا بتواند از آن به عنوان اهرمی دربرابر چین که روزانه چند میلیون بشکه‌ نفت از خاورمیانه وارد می ‌کند، استفاده کند. اسرائیل جنگ های بسیاری در منطقه راه انداخته است. برای این که نابودی کشورها ، ارتش ها و جوامع مسلمان منطقه را به نفع خود می بیند.

ششم- سلطه بر خاورمیانه، تا اطلاع ثانوی برای همه قدرت ها هدفی مطلوب است. جنگ یکی از راه های تأمین سلطه بر منطقه است. هر کس ادعای رهبری جهانی دارد، منطقه مهم خاورمیانه را نمی تواند نادیده بگیرد.

چین بازیگری که می خواهد به قدرت اول جهانی تبدیل شود

اصلاحات اقتصادی چین از ۱۹۷۸ آغاز شد. اصلاحات اقتصادی همراه با اصلاح سیاست خارجی بود. سیاست خارجی ای که راه دوستی با همه کشورها را گشود و ادعا می کرد به هیچ وجه به دنبال تنش، بحران و نظامی گری نبوده و صلح را دنبال می کند. با گشودن درهای اقتصاد، راه سرمایه گذاری خارجی گشوده شد. به گزارش بانک جهانی، میانگین سالانه سرمایه گذاری خارجی مستقیم در چین در دوره ۳۵ ساله، ۲۰۱۶- ۱۹۸۲ ؛ حدود سالی ۸۴ میلیارد دلار بوده است. "لیبرالیزه کردن کنترل شده اقتصاد"، میانگین رشد اقتصادی این کشور در دوره ۳۹ ساله ۲۰۱۶- ۱۹۷۸ را سالانه به ۹.۷ درصد رساند. آمریکا حدود یک و نیم تریلیون دلار به چین بدهکار است. چین بازارهای آمریکا را فتح کرده و تراز تجاری چین و آمریکا در ۷ سال گذشته ۲ تریلیون و ۲۶۰ میلیارد دلار به سود چین و به زیان آمریکا بوده است.

اخیراً کنگره حزب کمونیست برگزار شد و قدرت بی نظیری به رئیس جمهور چین واگذار کرد. نقشه راه او این است که چین را تا سال ۲۰۵۰ به قدرت نظامی اول جهان تبدیل سازد.

چین از راه سرمایه گذاری های بزرگ اقتصادی به منافع خود دست می یابد. طرح بزرگ "جاده ابریشم"، یکی از طرح های خیره کننده و در عین حال متکی ساز اقتصاد کشورها به چین است. مطابق برآورد نیویورک تایمز ۱۳ می ۲۰۱۷، هزینه ساخت این جاده حدود یک تریلیون دلار است.

از زمان اوباما خطر قدرت گیری چین جدی گرفته شد و دولت آمریکا استراتژی خود را به مقابله با این فرایند قرار داد. در پائیز ۲۰۱۱ دولت اوباما استراتژی چرخش بنیادین آمریکا به سمت "آسیا- اقیانوسیه" را اعلام کرد که هف اصلی آن چین بود. تأسیس پایگاه های جدید نظامی در استرالیا یکی از ارکان این استراتژی بود. ترامپ هم همین سیاست را در پیش گرفت. آشوب و بی ثباتی خاورمیانه نه تنها مانعی در برابر اجرای طرح "جاده ابریشم" خواهد بود، بلکه می تواند تأمین نفت مورد نیاز چین را هم به خطر بیندازد.

عربستان سعودی بازیگری شکست خورده

عربستان سعودی با اتکای به صدها میلیارد دلار درآمدهای نفتی، خرید مدرنترین تسلیحات نظامی، کمک های مالی به دولت ها و گروه ها و افراد، اسلام وهابی، وجود کعبه و مرقد پیامبر- که عنوان "خادم حرمین شریفین" را برایش به ارمغان آورده- یکی از قدرت های مهم منطقه بوده و هست. عربستان از گذشته های دور- پیش از انقلاب ایران- درگیر خاورمیانه بود. یکی از محرکان صدام به تجاوز نظامی به ایران بود و در طول جنگ، حامی مالی و نظامی صدام حسین بود. در لبنان و دیگر کشورهای منطقه در حال رقابت با ایران و دیگر کشورها بود تا سلطه خود را بر منطقه بگستراند. پس از سقوط صدام حسین، ملک عبدالله پاشاه وقت عربستان بارها از دولت جرج بوش تقاضا کرد که به ایران حمله نظامی کرده و "سر مار را قطع کنید". کمی قبل از انقلاب ایران، عربستان با همکاری آمریکا و امارات و پاکستان، نیروهای جهادی چون بن لادن را به افغانستان جهت مبارزه با اتحاد جماهیر شوروی اعزام کرد و طالبان و القاعده را به وجود آوردند(رجوع شود به مقاله "آمریکا و عربستان سعودی چگونه سازمان های تروریستی طالبان و القاعده را ساختند؟ "). در عراق و سوریه هم در ساختن گروه های تروریستی چون داعش نقش مستقیم داشت( رجوع شود به مقاله "القاعده ای/ داعشی کردن عراق و گسترش استفاده از ماشین چمن زنی آمریکا"). در جنگ سوریه مشارکت فعال برای سرنگونی حکومت بشار اسد و به قدرت رساندن گروهای اسلام گرای حامی خود داشت. صدها بار به طور علنی اعلام کردند که اسد باید برود و برای سرنگونی او به زور نظامی متوسل خواهند شد. اما سیر تحولات جنگ داخلی و نیابتی سوریه به زیان سعودی ها تمام شد. پول بسیاری خرج کردند و گروه های اسلام گرایشان هم شکست خوردند. در سوریه اینک بخش های وسیعی در کنترل دولت قرار دارد، بخش های دیگری در کنترل آمریکا و گروه های کرد متحدش قرار دارد. بخش دیگری در دست ترکیه و گروه های وفادار با اوست. شکست داعش و القاعده سوریه، شکست سعودی هاست.

وقتی ملک سلمان به پادشاهی رسید، برخلاف سنت آل سعود و وصیت بنیانگذار سعودی- فرزند خود- محمدبن سلمان- را نائب ولیعهد کرد. هدف روشن این پدرسالخورده و پسر جوان، پادشاهی محمد سلمان بود. منتهی پسر برای پادشاهی عجله بسیار داشت و دارد. ابتدأ ولیعهد را عزل و در منزلش حصر کردند و محمد ولیعهد سعودی شد. برای قبضه قدرت، شاهزاده های جوان وفادار به خود از آل سعود را جایگزین شاهزاده های سالخورده کرد و نام آن را اصلاحات سیاسی گذارد. مخالفان و رقبای احتمالی را برکنار و به حاشیه راند.

محمدبن سلمان جنگ یمن را در ابتدای فروردین ۱۳۹۴ آغاز کرد. برخی تحلیل گران با توجه به جنگ چند دهه پیش سعودی ها با یمن و وطن پرستی یمنی ها، در همان روزهای آغاز نوشتند که عربستان در این جنگ پیروز نخواهد شد. سعودی ها با تمامی فجایعی که در یمن به وجود آوردند(عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر حملات عربستان را "جنایات جنگی" خوانده اند) ، در این جنگ هم تاکنون به پیروزی دست نیافته اند. به گزارش سازمان ملل از زمان مداخله ائتلاف عربستان در یمن نبردها و حملات هوایی بیش از ۸۶۷۰ نفر کشته و نزدیک به ۵۰ هزار زخمی به جا گذشته است. بیش از ۶۰ درصد کشته ها غیرنظامی هستند. سازمان ملل اخیرا اعلام کرد که محاصره یمن توسط سعودی ها به "بزرگترین قحطی جهان" انجامیده که نتیجه آن "میلیون ها قربانی" خواهد بود.

آلیا آلانا در نیویورک تایمز ۱۲ نوامبر ۲۰۱۷ در مقاله ای دردناک و غم انگیز با استناد به گزارش سازمان بهداشت جهانی که گفته ، امسال بیش از ۵۰۰ هزار یمنی مبتلا به وبا شده اند و تاکنون افزون بر ۲ هزار تن آن ها که اکثرشان کودک بوده اند، از دنیا رفته اند، همچنین صلیب سرخ بین الملل هم انتظار دارد که تا پایان ماه دسامبر یک میلیون نفر دیگر بر تعداد مبتلایان به وبا افزوده شود، نوشته جنگ و بمباران یمن نویدبخش بدبختی ها و عامل شیوع انواع بیماری ها شده است. عربستان سعودی تصفیه خانه های فاضلاب یمن را هم بمباران و نابود کرده است. نیروگاه برق صنعا را بمباران و نابود کرده است. سازمان ملل برآورد کرده است که حدود 7 میلیون نفر در یمن در آستانه قحطی قرار دارند و ۹۰۰ هزار نفر هم آلوده به وبا هستند.

سناتور کریس مورفی، در ۱۴ نوامبر ۲۰۱۷ در ۱۵ دقیقه گزارش بسیار دردناکی، از بلایی که سعودی ها بر سر یمن آورده اند، به کنگره آمریکا ارائه کرد. او گفت ، عربستان سعودی با کمک آمریکا از سلاح گرسنگی و بیماری فراگیر علیه میلیون ها تن از مردم یمن برای پیروزی در جنگ یمن استفاده می کند.

شبکه CBS آمریکا برنامه "۶۰ دقیقه " ۱۹ نوامبر ۲۰۱۷ خود را به فاجعه یمن اختصاص داد. این شبکه با استفاده از خبرنگاران محلی، تصاویر بسیار دلخراشی از آن کشور به نمایش گذاشت. به گفته این شبکه، مقصر اصلی این وضعیت ( همه گیر شدن بیماری وبا، کشته شدن ثانیه ای کودکان،...) عربستان سعودی است.

محمدبن سلمان سپس به سراغ قطر رفت و کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگران را هم مجبور کرد تا از سیاست سعودی ها پیروی کنند. اما تحریم کامل قطر و قطع روابط با این کشور نیز تاکنون دستاوردی برای سعودی ها نداشته است. با این عمل، قطر نه تنها بیشتر به اتحاد با ترکیه رسید، بلکه از کمک های ایران هم استفاده کرد و روابطش با ایران را قوی تر از قبل از عمل سعودی ها کرد.

عربستان سعودی قبل از آن، روابط خود را با ایران قطع کرده بود و کشورهای بسیاری را با پول همراه خود کرد. سیاست همراه سازی کشورها برای جنگ و بی ثباتی، برای سعودی ها هزینه مالی بسیاری داشته است. ذخأیر ارزی عربستان سعودی از ۷۳۷ میلیارد دلار در ماه اوت ۲۰۱۴ به ۴۸۷ میلیارد دلار در ماه جولای۲۰۱۷ کاهش یافت. البته بخشی از این کاهش ناشی از کاهش قیمت نفت است. اما در عین حال، مهمترین دلیل آن کسر بودجه داخلی‌ و هزینه سرسام آور ماجراجویی‌های خارجی‌ است.

عربستان سعودی برای جبران شکست های یاد شده، بیرون آمدن پیروزمندانه از یمن، و دور کردن اذهان از پادشاهی سریع محمدبن سلمان، جنگ قدرت منطقه ای را به لبنان کشاند. حریری را به ریاض فراخواند و مجبور به استعفأ کرد. برآورد سعودی ها این بود که اسرائیل و آمریکا به کمک او خواهند آمد تا جنگی علیه ایران و متحدان منطقه ای اش راه بیندازند. در لبنان هم شیعیان و اهل تسنن به جنگ هم خواهند رفت.

عربستان سعودی، کویت، بحرین و امارات متحده در ۹ نوامبراز اتباع کشورشان که در لبنان سکونت دارند خواستند هرچه زودتر خاک لبنان را ترک کنند. این عمل علامت آغاز جنگ بود. عربستان سعودی با اتهام هایی نظیر "نیروهای حوثی با موشک بالستیک ساخت ایران از داخل خاک یمن ریاض پایتخت عربستان را هدف گرفته اند" و دخالت های تروریستی ایران در کشورهای عربی؛ خواستار تشکیل اجلاس فوق العاده واضطراری وزرای خارجه اتحادیه عرب شده است. اجلاس وزرای خارجه اتحادیه عرب در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۷ تشکیل و با صدور بیانیه ای ضد ایرانی پایان یافت. آنان از دولت‌های عضو خواستند که برای مطرح کردن پرونده ایران در شورای امنیت- به دلیل "اقدامات تهدید آمیز"- تلاش کنند.

یوشکا فیشر، وزیر خارجه اسبق آلمان، در ۱۶ نوامبر ۲۰۱۷ در پراجکت سیندیکت توضیح داد که تحولات داخلی عربستان سعودی نیازمند دشمن سازی خارجی، ملی گرایی و یک جنگ خارجی است. او نوشت:"عربستان نیازمند یک دشمن قانع کننده است. ایران شیعه که عربستان برای برتری منطقه ای نیز با آن رقابت می کند، دشمن ایده آلی است. تا کنون، نبرد برای برتری بر ایران، به جنگ های نیابتی در سوریه و یمن با پیامدهای فاجعه بار انسانی محدود شده است.در بلندمدت، رقابت عربستان و ایران، خاورمیانه را شکل خواهد داد...اکنون سوال این است که آیا لبنان بار دیگر درگیر جنگ داخلی می شود و آیا عربستان سعودی برای پس زدن ایران، اسرائیل و آمریکا را درگیر مقابله با حزب الله می کند؟...نباید به آن[انتقال قدرت و تحولات سیاسی داخلی] اجازه شکست داد اما موفقیت آن احتمالا در گروی افزایش تنش ها در منطقه و افزایش احتمال جنگ خواهد بود".

محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر، جمعه ۱۷ نوامبر در واشنگتن با انتقاد از عربستان، استعفای نخست‌ وزیر لبنان از ریاض را مشابه محاصره تحمیل‌ شده بر قطر دانست. او گفت که "شاهد الگویی از بی‌مسئولیتی و رهبری بی‌ملاحظه در منطقه هستیم که صرفاً با قلدری در حال تلاش برای وادارکردن کشورها به سرسپردگی است. دقیقاً همان اتفاقی که شش ماه پیش برای قطر رخ داد، اکنون بر سر لبنان آمده. رهبران عربستان و امارات متحد عربی باید بفهمند که...حق دخالت در امور داخلی دیگر کشورها را ندارند".

آمریکا و عربستان سعودی

باراک اوباما در مصاحبه آپریل ۲۰۱۶ با جفری گلدبرگ، انتقاداتش از عربستان سعودی را مطرح ساخت. گلدبرگ می نویسد، اوباما از این که سیاست خارجی‌ سنتی‌ آمریکا او را مجبور می‌ کند که به عربستان سعودی به عنوان ‌یک متحد نگاه کند، بسیار عصبانی است. اوباما گفت، زمانی که با مالکولم ترنبال نخست وزیر استرالیا گفت و گو می کرد، با او درباره پول‌هایی‌ صحبت کرد که عربستان در دهه ۱۹۹۰ در مدارس اندونزی هزینه کرده بود تا وهابیسم و ایدئولوژی بنیادگرایانه اسلامی که رهبران عربستان می‌ پسندند را تدریس کنند، و در نتیجه به عقیده اوباما اسلام در اندونزی[جایی‌ که او در کوچکی آنجا بود] کنونی بیشتر حالت عربی‌ دارد تا شرق آسیایی. آنوقت ترنبال از اوباما می پرسد: "مگر عربستان سعودی دوست شما [آمریکا] نیست؟" اوباما پاسخ می دهد که "موضوع پیچیده‌ای است". گلدبرگ می نویسد: صبر اوباما درباره عربستان سعودی همیشه خیلی‌ کم بوده است. این روز‌ها [در زمان مصاحبه] گاهی‌ مواقع مقامات شورای امنیت ملی‌ به مقاماتی[خارجی‌] که از کاخ سفید دیدن می کنند گوشزد می کنند که "۱۵ نفر از ۱۹ تروریست ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ شهروند عربستان سعودی بودند، نه‌ ایرانی‌".

دونالد ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی دائماً حکومت سعودی را مورد شدیدترین انتقادهای خود قرار می داد. ترامپ گفت: "عربستان سعودی هیچ چیز نیست مگر بلندگو[ی تروریست ها]، قلدر، و ترسو. این ها پول دارند، ولی‌ شهامت ندارند". می گفت: "عربستان سعودی به داعش پول می دهد".

هیل- وبسایت نزدیک به کنگره آمریکا- در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۶ خبر داد که در طول انتخابات ۲۰۱۶ دونالد ترامپ ۸ شرکت را در عربستان به ثبت رسانده است. او به دنبال منافع شخصی، خانوادگی و دولت آمریکا بود.

ترامپ حتی در ۲۷ آپریل ۲۰۱۷- یعنی چهارمین ماه آغاز ریاست جمهوری اش- گفت: "صریح بگویم، رفتار عربستان سعودی با ما منصفانه نبوده است. ما مبلغ عظیمی‌ پول را به خاطر دفاع از عربستان از دست می دهیم. هیچ کس به عربستان چپ نگاه نمی کند چون ما مواظب آن‌ها هستیم. آن ها قیمت منصفانه به ما نمی پردازند. ما حتی پیرا‌هن خود را داریم از دست می دهیم [برای دفاع از عربستان می فروشیم]".

دونالد ترامپ به همراه دختر و دامادش از ۲۰ تا ۲۲ می ۲۰۱۷ به عربستان سعودی سفر کرد. سعودی ها که با روحیه تاجرپیشگی ترامپ آشنا بودند، انتظارات او را برآورده کردند. نه تنها وضع شرکت های ترامپ خوب شد، بلکه عربستان سعودی و امارات متحده مشترکاً ۱۰۰ میلیون دلار به بنیاد "ایوانکا ترامپ" کمک کردند. سعودی ها یک قرارداد ۱۱۰ میلیارد دلاری تسلیحاتی با آمریکا امضا کردند که تا ۳۵۰ میلیارد دلار قابل افزایش بود.

پس از پرتاب موشک حوتی ها به ریاض و سرنگونی آن توسط سعودی ها، دونالد ترامپ گفت :"موشکی از طرف ایران پرتاب شد که، به عقیده من، هدف آن عربستان سعودی بود، و سیستم ما [موشک‌های پتریات] آن را سرنگون کرد. این نشان می دهد که [تکنولوژی] ما چقدر خوب است. هیچ کس نمی تواند کاری را که ما می ‌کنیم انجام دهد، و حالا ما داریم آن را در سراسر جهان می فروشیم".

ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در ۶ نوامبر در بیانیه ای نوشت:"نقش ایران و فرماندهی مستقیم حوثی‌ها در حمله موشکی به ریاض به ‌عنوان یک تجاوز روشن نظامی، با هدف قرار دادن کشورهای همسایه و تهدید امنیت و صلح در منطقه و جهان، قلمداد می‌ شود. پرتاب موشک ممکن است به ‌عنوان اعلان جنگ به پادشاهی عربستان سعودی تلقی شود. لذا ریاض حق خود می‌داند که در زمان و شکل مناسب به ایران واکنش نشان دهد".

ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا ، در ۶ نوامبر ۲۰۱۷ در توئیتی نوشت: "درست زمانی که فکر می کنید مسائل بدتر از این نمی شود، ظرفیتی برای آشفتگی بیشتر در خاورمیانه ایجاد می شود. موضوع ثبات در عربستان سعودی و خطر جنگ با ایران مطرح است".

همه تحلیل گران مهم آمریکا نوشته اند که دونالد ترامپ ، دامادش و نتانیاهو در تحریک محمدبن سلمان علیه ایران و متحدان منطقه ای اش- حزب الله لبنان - مشارکت فعال داشته اند.

دیوید ایگنیشس در مقاله ای در ۵ نوامبر در واشنگتن پست در این مورد، به نقش تحریک کننده آمریکا اشاره کرد و نوشت که ترامپ دامادش را به سعودی فرستاده و او با محمدبن سلمان تا نیمه های شب می نشینند و استراتژی تازه برای منطقه تعیین می کنند. آمریکا هم برای خوش رقصی به محمد لقب "ترامپ سعودی" داده است.

کریشنادو کالامور در آتلانیتک ۵ نوامبر ۲۰۱۷ نوشت جنگ نیابتی عربستان سعودی علیه یمن، در واقع جنگ علیه ایران است. اما آشفته سازی منطقه ای محمد سلمان، ممکن است گریبانش را بگیرد.

توماس فریدمن در نیویورک تایمز ۷ نوامبر ۲۰۱۷ موضوع را بیشتر بازکرد و نوشت محمدبن سلمان ایران ستیز و شیعه ستیز است. حریری سنی را برکنار کرد تا موازنه قوا در منطقه را به هم بریزد و زلزله ای در خاورمیانه برپا کند. باید به شدت نگران بود، برای این که "امارات؛ ترامپ؛ جرد کوشنر و بنیامین نتانیاهو دارند از پشت صحنه به ولیعهد عربستان فشار می آورند و او را تحریک می کنند به جنگی همزمان هم در داخل و هم در خارج از مرزهای کشور برود. بزودی شاهد آن خواهیم بود که نه تنها عربستان بلکه کل منطقه در وضعیتی گرفتارشود که دیگر قابل کنترل نیست".

داو زاکیم ، معاون سابق وزیر دفاع آمریکا ، در فارن پالیسی ۷ نوامبر ۲۰۱۷ درباره ائتلاف آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی علیه ایران