September 2017 Archives

093017A_top.jpg

رادیو فرانسه، استقلال طلبان کاتالونیا در شمال شرقی اسپانیا، در آخرین گردهمآئی مبارزاتی خود، جمعه شب، در بارسلون با اشاره به همه پرسی روز یکشنبه از «رویائی که در حال برآورده شدن است» سخن گفتند. جدائی طلبان اطمینان می‌دهند که ۲۳۱۵ دفتر رای گیری در سراسر کاتالونیا و از جمله ۲۰۷ دفتر در بارسلون برای همه پرسی آماده است. با این حال، بگفتۀ پلیس، برای جلوگیری از برگزاری همه پرسی تا کنون ۱۳۰۰ محل پیش بینی شده به این منظور مهر و موم شده است.

دادگاه عالی اسپانیا این رای گیری را غیرقانونی و ممنوع اعلام کرده و دادگستری کاتالونیا از نیروهای پلیس ملّی و ایالتی خواسته است ورقه ها و صندوق های رای را ضبط کند و به اشغال اماکنی که برای برپائی دفاتر رای گیری برگزیده شده، خاتمه دهند. جدائی طلبان، به بهانه اجرای نمایش و کنسرت و گردهمائی های دیگر، از روز پنجشنبه مدارس و اماکنی را برای برپائی دفاتر رای گیری به اشغال خود درآورده‌اند.

زورآزمائی سیاسی میان مقامات دولت اسپانیا و مسئولان جدائی طلبِ نهادهای ایالتی کاتالونیا از جمعه شب جای خود را به رویاروئی پلیس و هواخواهان استقلال طلب در اماکن پیش بینی شده برای استقرار صندوق های رای داده است.

bb534enbjj3_small.jpgجفری لوئیس

منبع : واشنگتن پست / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی

ترامپ، رئیس جهور آمریکا، روز سه شنبه گذشته، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی جنجالی ایراد کرد. او حضار حاضر در جلسه و بینندگان این برنامه در تلویزیون را با سخنرانی جنگ طلبانه خود، مشوش کرد.

وی ابتدا در خصوص کیم جونگ اون و خطر بالقوه او صحبت کرد و گفت در صورت اقدامات تحریک آمیز، آمریکا آماده است "کره را با خاک یکسان کند". اما شاید نگران کننده ترین بخش سخنرانی او، تهدید به لغو یکجانبه برجام و توصیف آن به مثابه "مایه شرمساری" بود. حسن روحانی، رئیس جمهور ایران نیز به نوبه خود پاسخ تهدید را با تهدید داد و گفت: "اگر به هر دلیلی، ایالات متحده توافقنامه را لغو کند، به این معناست که دست ما برای هرگونه اقدامی که در راستای منافع کشور باشد، باز خواهد بود."

این ها همه یادآور زمانی است که در سال 2002 ایالات متحده از توافق هسته ای با کره شمالی عقب نشینی کرد. اگر همین اقدام را در خصوص برجام نیز انجام دهد، احتمالا بار دیگر با کشوری روبه رو خواهیم بود که توانایی ساخت تسلیحات هسته ای دور برد و حمله به ایالات متحده را دارد.

برجام که در سال 2015 به امضا رسید، بسیار شبیه توافقنامه سال 1994 با کره شمالی است که در ژنو به امضا رسید. با این تفاوت که توافقنامه کره شمالی تنها دو سال پس از ایجاد بحران به نتیجه رسید ولی نگرانی ها در مورد ایران سال ها به طول انجامید و برنامه جامع اقدام مشترک در سال 2015، یعنی 13 سال پس از کشف تاسیسات مخفی غنی سازی اورانیوم مورد توافق طرفین قرار گرفت.

با این حال هر دو توافقنامه ساختار اساسی مشابهی داشتند: از بین بردن انزوای بین المللی در مقابل توقف ساخت سلاح. هر دو کشور بازرسی های بین المللی را پذیرفتند. و هر دو تحت نظارت های فوق العاده، اجازه داشتند از انرژی هسته ای صلح آمیز استفاده کنند.

هر دو قرارداد با واکنش های مخالف مشابهی در ایالات متحده رو به روشد. در نتیجه باعث به تأخیر انداختن تحویل نفت سنگین به کره شمالی و تلاش برای اعمال دوباره تحریم ها و عدم انجام تجارت و سرمایه گذاری در ایران شد. این اقدامات برای منزوی نگه داشتن این دو کشور صورت گرفت. سپس ادعا شد که این دو کشور به قرارداد پایبند نیستند که هر دو بار مشخص شد این ادعاها بی پایه هستند.

bb534ejj3_small.jpgخبرگزاری ایرانشهر - انستیتو تکنولوژی نیوجرسی یک مدرس علوم اجتماعی را از کار معلق کرد. جیسون رضا جرجانی، آمریکایی دارای تبار ایرانی، متهم به نژادپرستی و طرفداری از هیتلر است. او هم با محافل نئونازی آمریکا روابط تنگاتنگی دارد و هم در میان فاشیست‌های ایرانی یک رهبر فکری محسوب می‌شود.

بنا به گزارش منتشر شده در نشریه rawstory و نیوجرزی دات کام، مشاهدات منتشر شده از پاریک هرمانسون، یک دانشجوی آنتی‌−فاشیست سوئدی، دست جیسون رضا جرجانی را رو کرده است. هرمانسون برای سر در آوردن از کار نئونازی‌ها و جریان مشهور به آلت-رایت (Alt-Right مخفف Alternative Right به معنای راست آلترناتیو یا بدیل)، که مجمع راست‌گرایان افراطی آمریکاست، با روش‌های روزنامه‌نگاری تحقیقی به محافل آنان نفوذ کرد. او دیده‌ها و شنیده‌هایش را در قالب متن و ویدئو منتشر کرد. در یکی از ویدئوهای منتشر شده در نیویورک تایمز جیسون رضا جرجانی در حال ستایش از هیتلر دیده می‌شود. او آرمان خود را در این ویدئو بیان می‌کند: جمع کردن مهاجران مسلمان در اردوگاه‌ها به شیوه‌ KZ های دوران هیتلر، سلطه اندیشه نازی‌ها در جهان به طوری که به زودی بتوان در اروپا عکس هیتلر را روی اسکناس‌ها دید.

پیشتر فعالیت‌های جرجانی به نفع نئونازی‌ها از جمله فعالیت او در جریان آلت-رایت شناخته شده بود. اما انتشار گزارش نیورک تایمز بالاخره انستیتو تکنولوژی نیوجرسی را مجبور کرد جرجانی را که کنار بگذارد. رتبه دانشگاهی او مدرس (lecturer) بوده است، نه استاد، آن گونه که طرفداران ایرانی‌اش از او با عنوان پروفسور جرجانی صحبت می‌کنند.

1AE21EA4-D596-454E-ACB7-F7CE1A1A6B6D.jpeg ف. م. سخن - خبرنامه گویا

جوّ تاسوعا و عاشورا مجيد انصارى را گرفته است! اين شخصيت سياسى كه مثلا جزو اصلاح طلبان و معترضان درون حكومتى ست، مطلبى پر سوز و گداز در سايت جماران منتشر كرده و در باره ى بدرقه ى با شكوه محسن حججى به داستان سرايى پرداخته است.

مطلب انصارى را در همين جا مى توانيد مطالعه كنيد. او اظهار خوشوقتى كرده كه «مراسم باشکوه تشییع پیکر پاک شهید محسن حججی، جلوه دیگری به محرم امسال و ایام سوگواری سیدالشهدا (ع) بخشیده است. شهادت شهید حججی، بار دیگر ایران را به فضای معنوی دوران دفاع مقدس، تشییع پیکر شهدای جبهه‌ها در ایام محرم و عاشورا برد.»

نظر انصارى از اين قرار است كه «...گویی تقدیر خداوند چنین بوده که در این دوران شهید حججی را به مثابه علم برافراشته شهادت در کشور ما معرفی شود [كند]. آرامش، صلابت، عظمت، وقار و شکوهی که این شهید زیر خنجر جلادان به نمایش گذاشت، جز از نفسی مطمئن و قلبی آرام برنمی خیزد و نشان می دهد که شهید حججی، در لحظه شهادت و پیش از آن در حالتی از معنویت و اوج بوده که خوف و هراس به قلب او راه نیافته است. این صحنه، باوجود همه تلخی‌هایش، تداعی عینی و علمی یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا است.»

من مى خواستم عنوان مودبانه تر «جو عاشورا مجيد انصارى را گرفته است» براى اين نوشته انتخاب كنم، اما به اين نوشته ى انصارى جز ياوه گويى و ژاژخايى صفت ديگرى نمى توان داد.

علت اش را اكنون عرض مى كنم.

اولين مورد اين است كه كجاى جريان اعزام نيرو به سوريه براى حفظ حكومت جنايتكار بشار اسد، شبيه به جريان كربلا ست؟ اين كه انصارى مى نويسد « این صحنه [يعنى صحنه ى بريده شدن سر حججى]، باوجود همه تلخی‌هایش، تداعی عینی و علمی یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا است» بازگويى يك حقيقت است يا طرح يك دروغ زشت و غير انسانى؟!

تداعى علمى؟!...
انصارى از كدام علم و تداعى علمى سخن مى گويد؟!

در صورتى كه انصارى -كه اگر بخواهد فرزند ٢٥ ساله ى خودش را به يك سفر كوتاه مدت بى خطر بفرستد، هزار توصيه به او مى كند كه او سالم برود و سالم برگردد- فرزند ٢٥ ساله اى به نام محسن داشت، او را به اين قتلگاه كه معلوم نيست لشكرش كيست، فرمانده اش كدام است، سلاح اش چيست، و هدف اش از حضور در آن منطقه از چه قرار است، مى فرستاد و چنين در باره ى بريده شدن سر او اظهارات عينى و علمى مى كرد؟

ما كه از حكومت اسلامى از صدر تا ذيل اش، و از تمام بازى در آوردن ها و سياست بازى هاى احمقانه و بى نتيجه اش بيزاريم، براى اين جوان ٢٥ ساله، كه با ترفندهاى ايجاد هيجان و ايفاى نقش شهيدان كربلا، به كام مرگ مى روند تاسف مى خوريم، ولى آقايان، اعم از تندرو و كندرو و ميانه رو، گويى برگى پاييزى از درخت افتاده باشد، با دادن يك صفت زيبا و قهرمانى به او، پرونده اش را مى بندند و طورى سخن مى گويند كه بچه هاى همسن و سال محسن، براى جان دادن و به طريقه عينى و علمى سر بريده شدن، آمادگى حضور در جبهه هاى حفاظت از بشار اسد و دار و دسته اش را پيدا كنند.

bb5348765ejj3_small.jpgصدای آمریکا - شورای ملی ایران با انتشار بیانیه‌ای به همه پرسی استقلال در کردستان عراق با تاکید بر احترام به تمامیت ارضی ایران واکنش نشان داده است.

بیانیه این شورا می‌گوید همزمان با برگزاری این همه‌پرسی، ذهنیت بسیاری از هم‌میهنان ایرانی و ساکنان کشورهای همسایه را درگیر خود کرده است، چرا که تغییر «جغرافیای سیاسی» این بخش از منطقه به دنبال خود می‌تواند تنش‌های دیگر را به همراه داشته باشد.

شورای ملی ایران در بیانیه خود یادآور شده است که از دیدگاه یک ایدئولوژی و یا با اتکا بر نظریه‌ای مبتنی بر تیره و تباری ویژه «فراتر از حق تعیین سرنوشت برای مردمان یک منطقه» ضمانتی برای تامین رفاه،‌ امنیت و حقوق مدنی به جهت مردمان آن سرزمین ایجاد نمی‌شود. حقوق شهروندی نه فقط با تغییر و تعیین مرزها به دست نمی‌آید، بلکه تنها با برپایی حکومتی قانونی مبتنی بر حقوق بشر و دموکراسی تضمین می‌شود.

متن کامل بیانیه شورای ملی ایران:

پاسداری از شناسنامه ملی پایندان حفظ تمامیت ارضی، یکپارچگی ایران و همبستگی ملی ایرانیان است

در پایان جنگ جهانی اول و با فروپاشی امپراطوری عثمانی، واحدهای جدیدی همانند عراق، سوریه، لبنان، اردن و فلسطین با توافق انگلستان و فرانسه شکل گرفتند. هم‌چنین شیوع سیاست‌های گسترش و صدور کمونیسم، نیروهای جدایی‎طلب را توسط جماهیرشوروی در منطقه پدید آورد که خود به تنش‌های درون مرزی در برخی از کشورهای منطقه دامن زد.

در ایران پس از این‌که «رضا شاه بزرگ» زمام امور را بدست گرفت و در فرایند مدرنیزاسیون کشور، آرایش سیاسی ایران با ثبت هویت فردی، برافراشتن پرچم ملی، تقویت زبان مشترک و به رسمیت شناساندن نام یگانه «ایران» در سراسر جهان و در سازمان ملل، در نهایت شناسنامه ملی ایرانیان که بیانگر هویت و تاریخ هزاران ساله این سرزمین است را در چارچوب یک «دولت ـ ملت» قدرتمند در منطقه و جهان نمودار ساخت. این چنین در طی سده گذشته، جغرافیای سیاسی خاورمیانه به دلیل وجود پررنگ دولت ـ ملت‌هایی همانند ایران، ترکیه و سپس اسراییل ثبات جغرافیایی پیدا کرد.

bb546ejj3_small.jpgرادیوفردار - تعدادی از کاربران توئیتر با یادآوری «غیرانسانی» خوانده شدن تحریم‌های غرب علیه ایران از سوی مقامات جمهوری اسلامی و در مقابل اعمال تحریم علیه کردستان عراق، به «استاندارد دوگانه»در مواجهه با موضوع تحریم انتقاد کردند.

سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای ایران طی بخشنامه‌ای اعلام کرده که «با توجه به تحولات اخیر منطقه»، هرگونه بارگیری فرآورده‌های نفتی شرکت‌های ایران از اقلیم کردستان عراق یا به آن منطقه ممنوع است.

این بخشنامه پس از آن صادر می‌شود که همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق روز دوشنبه با مشارکت ۷۲ درصد واجدان شرایط برگزار شد که طی آن ۹۲ درصد به جدایی رأی دادند.

ساعاتی پس از انتشار این بخشنامه، تعدادی از کاربران توئیتر با یادآوری واکنش‌ها به تحریم‌های غرب علیه ایران و یا تحریم‌ها علیه از «استاندارد دوگانه» درباره موضوع تحریم انتقاد کردند.

مقامات جمهوری اسلامی پیش از این تحریم‌های غرب علیه ایران را «غیرانسانی» خوانده و تاکید می‌کردند که این تحریم‌ها «مردم ایران را هدف گرفته است».

کاربری به نام «امیر ابتهاج» در توئیتی نوشته است: «آقای روحانی! زمان انتخابات می‌گفتید که با تحریم مخالفیم. چرا در مقابل تحریم کردستان عراق ساکتید؟ تحریم تا وقتی بده که علیه ما باشه و گرنه خوبه؟»

میثم بهروش نیز نوشت که «تحریم‌های آمریکا علیه ملت بزرگ ایران بده، ولی تحریم‌های ما علیه کردستان عراق خوبه!».

یک کاربر دیگر توئیتر با نام کاربری «هانا آرنت بی‌هایدگر» نیز نوشت که «الان این یعنی تحریم و محاصره، پس دیگه غزه غزه نکنین».

U34567892.jpg

برخی از کاربران توئیتر نیز از این اقدام دفاع کرده و تاکید کرده‌اند که با این اقدام مسعود بارزانی از خواسته‌های خود عقب‌نشینی خواهد کرد.

با این حال فرشید غضنفرپور با اشاره به بخشنامه سازمان راهداری ایران نوشت: «این یعنی ما داریم کردستان را تحریم می‌کنیم؟ تحریم؟ همان بلایی که غرب سال‌ها بر سر خودمان آورد؟ فقط به این دلیل که همه‌پرسی برگزار کردند؟»

U34567893.jpg

815d3546ejj3_small.jpgبی بی سی - دادگاهی در آمریکا حکم داده است که ایران باید به امیر حکمتی، نظامی سابق آمریکایی و ایرانی‌تبار، ۶۳ میلیون دلار غرامت بپردازد. آقای حکمتی چهار سال در ایران زندانی بود.

به گزارش روزنامه واشنگتن پست قاضی آمریکایی نیمی از این مبلغ ۶۳ میلیون دلار را به عنوان غرامت و نیم دیگر را به عنوان جریمه ایران تعیین کرده است.

قاضی در حکم خود نوشته است هیچ مبلغی نمی‌تواند "برخورد بی‌رحمانه و غیرانسانی" را که در زندان‌های ایران با آقای حکمتی شد جبران کند، اما این حکم می‌تواند قدمی برای التیام آقای حکمتی و خانواده‌اش باشد.

امیر میرزا حکمتی بین سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ از تفنگداران دریایی آمریکا بود. او در سال ۱۳۹۰ در سفر به ایران با اتهام جاسوسی بازداشت و در آغاز به اعدام و سپس به ده سال زندان محکوم شد.

هنگامی که آقای حکمتی در ایران زندانی بود، از او اعترافی در تلویزیون ایران پخش شد.

آقای حکمتی یکی از زندانیانی بود که در حاشیه توافق هسته‌ای، ایران و آمریکا با یکدیگر تبادلشان کردند.

او می‌گوید در مدت بازداشت و شکنجه شد و با حبس در سلول انفرادی، کتک خوردن، تهدید، محرومیت از دسترسی مناسب به غذا و مراقبت‌های پزشکی، روبرو بود.

دستگاه قضایی آمریکا این اجازه را داده که از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران برای پرداخت غرامت‌ به شهروندان آمریکایی که از ایران شکایت کرده‌اند استفاده شود.

FE4D342E-7D96-48CD-84EF-421CE0246946.jpegامام خمینی (ره) می‌فرماید: با هیاهو، گریه، روضه، منبر و شعرخوانی می‌خواهیم اسلام را حفظ کنیم.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، شنیدن فضایل و برخی ابعاد و ویژگی‌های شخصیتی ائمه اطهار(ع) در کلام بزرگان دین باعث ایجاد نگرش و معرفتی نوین در افکار شیعیان می‌شود. در واقع ایام ولادتها و شهادتهای امامان معصوم(ع) باید فرصتی جهت تبیین معارف و فضایل این بزرگواران باشد تا جامعه اسلامی ضمن اینکه به غم و شادی می‎پردازد، به شعور و معرفت عترت(ع) نیز برسد.

امام خمینی (ره)، اندیشه‌های خود را از قرآن و سیره ائمه(ع) فراگرفته است. سیره و سخن امام حسین(ع) برای امام خمینی (ره) از جمله منابع غنی دینی است که در رشد و نمو تفکر ایشان نقش بارزی داشته است.

در عصر ما امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی پیوسته در مناسبات مختلف با نوع نگاه و بصیرت نافذشان بارها و بارها به بیان مسائل و نکات مهم درباره نحوه عزاداری برای اهل‌بیت(ع) پرداختند، امروزه پس از گذشت سالها از آن طرح بحثها، وقتی کمی دقیق می‎شویم، قیمت و بصیرت چنین افرادی برایمان بیش از پیش نمایان می‌شود و لزوم به کارگیری آنها در جامعه را به وضوح حس می‎کنیم.

* در ادامه به برخی از بیانات امام خمینی(ره) درباره جایگاه اشک و روضه و منبر اشاره می‌شود:

83e12345eejj3_small.jpgدر جلسه‌ی محرمانه‌ای روز چهارشنبه پنجم مهرماه در محل بیت رهبری، شش ماه به «آیت‌الله صادق آملی لاریجانی» رئیس قوه قضائیه مهلت داده شد تا نسبت به حل برخی مشکلات اقدام لازم را به عمل آورد.

به گزارش منابع خبری «آمدنیوز»، روز چهارشنبه آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی پس از اذان صبح بر بالای تابوت «محسن حججی» حاضر و نسبت به قرائت فاتحه و دیدار با خانواده وی، اقدام کرد. پس از آن در ساعت هشت صبح جلسه‌ای محرمانه در بیت رهبری تشکیل شد که در این جلسه، محورهایی در خصوص عراق و «اقلیم کردستان» مطرح و تصمیماتی نیز اتخاذ شد.

در این جلسه آیت‌الله خامنه‌ای، حجت‌الاسلام مجتبی خامنه‌ای، وحید حقانیان، حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی، حجت‌الاسلام حسن (حسین) طائب، سردار محمدحسین زیبایی‌‌نژاد (نجات)، مصباح باقری کنی، حجت‌الاسلام اصغر حجازی، سردار محمدحسین باقری، سردار محمدعلی جعفری، سردار غلامعلی رشید و غلامعلی حداد عادل حضور داشتند.

در این جلسه موضوعاتی در خصوص مشکلات منطقه توسط حاضرین مطرح و گزارش برخی امور به رهبر جمهوری اسلامی ارائه و تصمیماتی نیز اتخاذ شد.

بخشی از این جلسه به اولتیماتوم حاضران در جلسه به صادق لاریجانی اختصاص داشت. یکی از حاضرین گزارشی از وضعیت دکتر «مهدی خزعلی» در زندان به سایرین ارائه و پس از بررسی موضوع، مقرر شد «مهدی خزعلی» فورا با اخذ یک قرار کفالت جزئی از زندان آزاد شود. این کفالت در همان روز چهارشنبه توسط دادسرا از فرزند مهدی خزعلی اخذ و روز گذشته این زندانی سیاسی که با بغض و کینه‌ی صادق لاریجانی در زندان مانده بود، آزادشد.

812345d5eejj3_small.jpgدویچه وله - وزیر خارجه ایران در نشستی رسانه‌ای اعلام کرد که پیروی اروپا از آمریکا به معنای پایان برجام خواهد بود. ظریف گفت حدس می‌زند که ترامپ پایبندی ایران به توافق اتمی را تایید نخواهد کرد و تصمیم را به کنگره محول می‌کند.

محمد‌جواد ظریف، وزیر امورخارجه ایران، در نشستی رسانه‌ای در روز شنبه (۳۰ سپتامبر/ ۸ مهر) با روزنامه‌های ایندیپندنت، گاردین و فایننشال تایمز از کشورهای اروپایی خواست که از سیاست‌های دولت ترامپ پیروی نکنند.

ظریف تصریح کرد که تبعیت اروپا از آمریکا به معنای پایان برجام است و "ایران فعالیت‌های هسته‌ای خود را با فناوری پیشرفته‌تری نسبت به قبل از سر خواهد گرفت.»

ظریف به‌طور مشخص از کشورهای بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین خواست به شرایط توافق اتمی متعهد بمانند و با سیاست‌ها و اقدامات آمریکا مقابله کنند.

Mehrdad_Darvishpour.jpgگفت وگو فرح طاهری از شهروند با مهرداد درویش پور

مهرداد درویش‌پور از ۱۹۸۴ در سوئد سکونت دارد و دکترای جامعه شناسی اش را در سال ۲۰۰۳ از دانشگاه استکهلم گرفته است و اکنون نیز به عنوان دانشیار و استاد مددکاری اجتماعی در مدرسه عالی ملارالن به تدریس و تحقیق مشغول است. او پژوهشگر جنسیت، قومیت و جوانان است و تاکنون کتاب ها و مقالات متعددی دراین زمینه ها از او منتشر شده است. چالشگری زنان علیه مردان (به فارسی)، خشونت های ناموسی در مدارس سوئد (به انگلیسی)، رساله "زنان مهاجر الگوشکن" و کتاب "مهاجرت و قومیت نگاهی به جامعه چند فرهنگی سوئد" ( به سوئدی)، از جمله آثار تنها یا مشترک او است. بجز پژوهش های آکادمیک، او در حوزه‌های نظری و سیاسی از جمله در جنبش زنان، ضدنژادپرستی، صلح، دانشجویی و حقوق بشر فعال بوده و تاکنون از او مطالب متعددی در این زمینه‌ها به چاپ رسیده است. در آغاز دهه نود، عضو رهبری اتحادیه سراسری ضد‌نژاد پرستی «Stoppa rasism» و همچنین از فعالان جنبش صلح و ائتلاف ضد جنگ در سوئد بوده است. با توجه به پژوهش اخیر او و همکارانش در مورد نوجوانان پناهجو در سوئد که بسیار سر و صدا کرده است، با او گفت وگویی تلفنی انجام دادیم.

دکتر درویش پور، شما ساکن سوئد هستید و سوئد هم یکی از کشورهای اروپایی ست که مقصد موج پناهجویان سوری، عراقی، افغانستانی و دیگر کشورها از جمله ایران بوده و هست. رویکرد دولت سوئد در قبال این پناهجویان بویژه در این چند سال اخیر چگونه بوده است؟

ـ همان طور که می دانید سوئد (و آلمان) جزو کشورهایی هستند که در اروپا بالاترین میزان پناهجو را نسبت به جمعیتشان پذیرفته اند. در نتیجه ی این سیاست سخاوتمندانه ی پناهنده پذیری که با استانداردهای نسبتا بالایی از تامین حقوق پناهجویان همراه بوده، بخش قابل توجهی از پناهجویان در موج پناهندگی سال ۲۰۱۵، سوئد را به مقصد اصلی خود تبدیل کردند. حتی بسیاری از نوجوانان تنهاآمده زیر هجده سال که امکان تقاضای پناهندگی در آلمان را داشتند ترجیح دادند به سوئد بیایند، چون شنیده بودند که سوئد کشوری ست که بالاترین استاندارد تامین حقوق کودکان و پناهنده پذیری را دارد.

k22 22323.pngتحصن جوانان پناهجو در سوئد: درویش پور در جلوی صف دست هایش را به علامت پیروزی بالا برده است

با این سیاست درهای باز پناهنده پذیری، در سال ۲۰۱۵، سوئد با پذیرش۱۶۳هزار نفر پناهجو رکورد پذیرش پناهنده در دهه های اخیر را در خود سوئد و به نسبت جمعیت در کل اروپا به دست آورد. تقریبا نیمی از این تعداد زیر سن ۱۸ سال بودند و یک چهارم کل آنها هم کودکان زیر ۱۸ سال تنهاآمده بودند. در عین حال این موج پناهجویی نوعی قطبی شدن جامعه را در پی داشته است. از یک سو بسیاری از مردم به شکل کاملا داوطلبانه در مراکز ایستگاه های قطار جمع می شدند و به پناهجویان کمک می کردند. از سوی دیگر بسیاری از کمون ها و مقامات اداری و سیاسی و رسانه ها مدعی بودند که برای این میزان گسترده ی پناهجو مسکن و پرسنل کافی برای ساماندهی آنها وجود ندارد و این خطر وجود دارد که استانداردهای حقوقی پناهجویان کاهش پیدا کند. دولت نیز به منظور متوقف کردن موج روزافزون پناهندگی به سوئد و خنثی کردن تبلیغات حزب راست خارجی ستیز از اواخر سال ۲۰۱۵ سیاست های سختگیرانه ای را اتخاذ کرد و سعی کرد درهای کشور را بر روی پناهجویان ببندد.

این سیاست با انتقادات بسیاری در جامعه روبرو شد و دولت سوسیال دمکراتیک که با ائتلاف حزب سبز و پشتیبانی حزب چپ تشکیل شده بود تحت فشار "افکار عمومی"، سیاه نمایی رسانه ها و بویژه فشار و تبلیغات راست خارجی ستیز و همچنین به دلیل بخشی از مشکلات ناشی از ازدحام پناهجویان و نگرانی از پایین آمدن استانداردهای پناهجویی، سیاست های سختگیرانه ای اتخاذ کرد. این سیاست ها از کنترل و بستن مرزها شروع شد و تا سختگیری در پذیرفتن پناهجویانی که مدتها در سوئد به سر می بردند، ادامه یافت. این سیاست سختگیرانه باعث شد که میزان پذیرش پناهجو در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ به شدت پایین بیاید. اکنون بسیاری از جوانان پناهجو پس از دو سال اقامت حتی مصاحبه هم نشده اند. دولت سوئد قراردادی هم با دولت افغانستان بسته و هر دو مدعی اند که جز دو منطقه در افغانستان بقیه مناطق امن است و می توانند پناهجویان را بدون نگرانی به افغانستان پس بفرستند.

استدلال دیگر دولت سوئد این است که ما نمی توانیم به تنهایی سیاست پناهنده پذیری بی در و پیکری داشته باشیم و همه اروپا باید در همکاری با اتحادیه اروپا این مسئولیت را بپذیرند، اما اکثر کشورهای اروپایی و به ویژه اروپای شرقی، سعی می کنند از زیر مسئولیت خود طفره بروند، امری که به نوبه خود سیاست سختگیرانه ی سوئد را تا حدی توجیه می کند.

بیش از یک ماه است که تعدادی از پناهجویان جوان و نوجوان افغانستانی که قرار است از سوئد اخراج شوند تحصن کرده اند. تعدادی از سوئدی ها و ایرانی ـ سوئدی ها هم به این تحصن پیوسته اند، خواست تحصن کنندگان چیست و چقدر شانس دارند که خواستشان پذیرفته شود؟

ـ خواست تحصن کنندگان منطقی ست. آنان تاکید می کنند افغانستان منطقه ی امنی نیست که بشود این جوانان را به آنجا برگرداند. اولین اعتراض این جوانها و افکار عمومی این است که اگر واقعا تنها دو استان در افغانستان ناامن است، پس چرا دولت سوئد به شهروندان سوئد توصیه می کند اصلا به افغانستان سفر نکنند. آیا این نشان از اطلاع خود آنها از شرایط نا امن افغانستان و به کارگیری استاندارد دوگانه در تعریف امنیت برای شهروندان سوئدی و این جوانان پناهجو نیست؟

دوم، بسیاری از این جوانان در ایران بزرگ شده اند و اصلا افغانستان را نمی شناسند و رگ و ریشه ای هم در آنجا ندارند، بنابراین برگرداندن این نوجوانان به افغانستان با مخاطرات جدی روبرو خواهد بود.

این جوانان خواستار متوقف شدن حکم اخراج و رسیدگی دوباره به پرونده شان هستند. علاوه بر آن بخشی از افکار عمومی جامعه هم همصدا با این جوانان بر آنند که جوانانی که دو، سه سال در این مملکت زندگی کرده، درس خوانده، کار کرده و ریشه می دوانند، چرا باید اخراج شوند؟ حتی یکی از این افراد مدال ورزشی گرفت، اما چون اجازه ی اقامت نداشت، مدالش را به دیگری دادند. این جوانان بخشی از سرمایه و آینده این جامعه هستند و باید با آنان برخورد انسانی داشت و اخراج شان کاری کاملا نادرست است. حتی من در سخنرانی خود در ۱۹ نوامبر برای استانداری استکهلم صریحا از مفیدتر بودن "عفو عمومی" و پناه دادن همگانی به این جوانان سخن گفتم که برخلاف تصورم مورد استقبال تمام مسئولان اداری نیز قرار گرفت. این به معنای بازکردن مرزها برای ورود همه پناهجویان نیست.

البته متاسفانه در سوئد افکار خارجی ستیزانه بسیار رشد کرده، و بخشی از افکار عمومی هم نسبت به این پناهجویان نوجوان بسیار منفی است و رسانه ها نیز مرتب به این تصویر منفی دامن می زنند.

weweq2.pngتحصن پناهجویان جوان در استکهلم

اتفاقا پرسش بعدی من در همین مورد است. پژوهش تازه هیئت مطالعات مهاجرت، نشان می‌دهد که روزنامه های سوئدی بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ در مقایسه با خبرهای مثبت بیشتر بر خبرهای منفی در مورد مهاجران تمرکز داشته اند و این امر باعث شده که تصویر منفی از مهاجران به جامعه داده شود. آیا این نگرش روزنامه ها روی برخورد مردم سوئد با پناهندگان تأثیر داشته؟

ـ یقینا چنین است. اثر تحقیقی که به آن اشاره کردید نشان می دهد که بیشترین تصویر منفی از پناهجویان جوان تازه آمده وجود دارد. هنگامی که در یک جامعه گفتمان سیاسی به سختگیری در برابر پناهجویان روی آورد، احزاب خارجی ستیز رشد و نفوذ بیشتری یابند، رسانه ها تمرکز بیشتری در ارائه تصویر منفی از یک گروه اجتماعی بیابند، نخستین تأثیر آن، گسترش افکار ضدپناهندگانی است که آسیب پذیرترین گروه اجتماعی هستند. نظرسنجی ها نشان می دهند در سال ۲۰۱۶ به نسبت ۲۰۱۵ طرز تلقی نسبت به پناهجویان خیلی منفی تر شده و گرایش به این که سوئد پناهنده کمتر بپذیرد، بیشتر شده است.

اما خبر خوب این است که شما و همکارانتان به تازگی تحقیقی انجام داده اید در مورد جوانانی که به عنوان پناهجوی تنها بدون همراهی خانواده، به سوئد آمده اند و نشان داده اید که این افراد برخلاف تصور مردم زودتر با جامعه ادغام می شوند و موفق تر هستند. ممکن است از این پژوهش تان برایمان بگویید.

ـ من با همکارانم در این زمینه سه پژوهش انجام دادیم. نخستین پژوهش را سال ۲۰۱۶ منتشر کردیم که این پژوهش با اشاره به تحقیقات در مورد کودکان و نوجوانان تنها آمده به سوئد نشان می دهد که این گروه نوجوانان تنها به مراتب موفق تر از کسانی هستند که با والدین آمده اند، چه در حوزه ی تحصیل و چه در حوزه ی اشتغال و ورود به بازار کار.

اطلاعیه مطبوعاتی که جدیدا در پی بازنشر کتابی که تحقیقات ما در آن آمده است، انتشار یافت بازتاب زیادی پیدا کرد. خبر درج نتایج این تحقیق پیامد دوگانه ای داشت. کسانی که روزانه با این جوانان کار می کنند و نیروهای ضد نژادپرست و بسیاری از نهادهای اجتماعی خوشحال شدند و از آن استفبال کردند، اما گروه های راسیستی و خارجی ستیز بسیار ناخرسند شدند و برخوردهای تندی با من و همکارانم داشتند.

در تحقیق دوم، من به همراه دو تن از همکاران دیگرم از جمله دکتر محمد رفیع محمودیان، گفت وگوهایی با مسئولان کمون ها، مدارس و خانه هایی که این جوانان درآن سکونت دارند داشتیم. در گفتگوهای گروهی، تجربه ی آنان از این جوانان را جویا شدیم و این که مشکلات این جوانان و نگهداری آنها چه بوده است. بخصوص می خواستیم بدانیم که این مسئولان، فشار موج پناهندگی سال ۲۰۱۵ را چگونه حل کردند.

گزارش این تحقیق نیز اواخر دسامبر ۲۰۱۶ منتشر شد و چند هفته پیش نیز در سمیناری به معرفی نتایج آن پرداختیم. این تحقیق هم نشان داد به رغم دشواری ها، مسئولان کمون ها و مدارس از عهده ی آن حجم گسترده ی پناهجویان برآمده اند و بخشی از نارسایی ها را به کثرت این پناهجویان و محدودیت امکانات مرتبط می دانستند. حال آن که در سال ۲۰۱۶ امکان آن را یافتند با کیفیت بالاتری در رسیدگی به این پناهجویان رفتار کنند. اینکه آنها موفق شدند به مراتب بهتر از آن چه که در رسانه ها بازتاب می یافت، این نوجوانان را سامان بدهند و در مجموع تجربه های مثبت شان از نوجوانان پناهجوی تنها آمده بیشتر بود، خلاصه نتیجه ی پژوهش دوم ما بود. البته نارسایی ها نیز در آن پژوهش مورد بررسی قرار گرفته بود.

پژوهش سوم و اصلی و از همه تازه تر ما، از اوایل ۲۰۱۷ آغاز شده و قرار است این پژوهش را تا چهار سال ادامه دهیم. قرار است ده ها نفر از این نوجوانان پناهجو را طی چهار سال دنبال کنیم تا ببینیم پروسه ی به هم پیوستگی و برابری جنسیتی در اینها چگونه رشد پیدا می کند. به ویژه آن که بخش بزرگی از آنها پسر هستند. البته پژوهش ما هم گفتگو باپسرها و هم دخترها، و هم آنها که با خانواده آمده اند و هم آنها که تنها آمده اند، را در بر می گیرد.

بخش دیگر تحقیق، با مسئولان کمون، مدارس، بهداری ها و... است که از طریق گفتگوهای گروهی و نشست های مشترک تجربه های آنها را بررسی می کنیم. از این پروژه هشت ماه گذشته و هنوز ما در مورد نتایج آن نمی توانیم قضاوت قطعی داشته باشیم. اما تلویزیون سوئد گزارشی از این نشست مشترک تهیه کرد، و من در گفت وگویی با آن، مطبوعات و رسانه ها را به دلیل ارائه تصویر منفی از نوجوانان پناهجوی تنها آمده مورد انتقاد قرار دادم و اشاره کردم که حتی نتایج اولیه تحقیق جدید ما که شامل چهل مصاحبه با جوانان و تعداد قابل توجهی از مسئولان است، نشان می دهد که این گروه هم از نظر انگیزه ادغام و هم برابری جنسیتی بهتر از آنچه که رسانه ها بازتاب می دهند، خود را تطبیق داده اند. گرچه آنها که اقامت گرفته اند به مراتب با روحیه ی مثبت تر در حوزه ی تحصیل و اشتغال گام برداشته اند، و گروهی که اقامت نگرفته اند، بیشتر با خطر افسردگی، افکار خودکشی و جذب شدن به گنگ های خلافکار و بزهکار و پخش مواد مخدر روبرو هستند. با این همه در این گروه نیز اغلب خوب خود را اداره کرده اند.

پرسشی را که مطرح کردم این بود: گروهی که از وجود والدین در کنار خود محروم هستند، بسیاری از آنها از تجربه ی آسیب های روحی ـ روانی زیادی برخوردارند (چه به خاطر شرایط جنگی، و چه به خاطر مهاجرتی پر مخاطره، چه به دلیل تنهایی و نگرانی از نگرفتن اقامت و از دست دادن انگیزه ی تحصیل و کار و...) و از تمام شرایط جذب شدن به گروه های بزهکار برخوردارند، چگونه اغلب آنها خوب از پس شرایط برآمده و بزهکار نشدند؟! در واقع به طعنه گفتم تحقیق باید بیشتر در این زمینه متمرکز شود که چطور اکثر اعضای این گروه با همه مشکلاتی که زمینه ساز جذب اینها به کج روی اجتماعی ست، توانسته اند خود را سالم حفظ کنند!

البته سرمایه گذاری بیشتر جامعه و کنترل مسئولان خود مانع از این می شود که این ها به راحتی جذب خلافکاری های اجتماعی شوند.

همچنین بسیاری از این نوجوانان مسئله ی کلیدی شان گرفتن اقامت است و حاضر نیستند که با جذب خلاف شدن به سادگی چنین چیزی را به ریسک بگذارند. البته این به معنای نادیده گرفتن گزارش هایی که نشان می دهد بسیاری از این کودکان مورد سواستفاده قرار می گیرند نیست.

نتایج سال اول تحقیق در ماه دسامبر ارائه خواهد شد و این برداشت ها هنوز اولیه و ناکامل است، اما اگر به هر سه ی این تحقیقات نگاه کنیم می بینیم که نوجوانان تنها آمده پناهجو از انگیزه ی رشد و موفقیت بیشتری برخوردار بوده اند. پخش این خبر در رسانه ها بازتاب گسترده ای به ویژه در شبکه های مجازی در پی داشت. چه آنهایی که از این گزارش استقبال کردند و با آن همذات پنداری می کردند و چه آنها که اعتقاد داشتند ما تصویر مبالغه آمیزی از این گروه ارائه می دهیم.

مهم است که دچار خوش بینی نشد و محدودیت های این تحقیق و نتایج بعدی آن را با دقت بررسی کرد و از پیش حکم قطعی نداد، اما تاکید من این بود و هست که اگر گروهی را شما به نقد به عنوان"مشکل" معرفی کنید، شانس جذب آن به جامعه را کاهش می دهید و با برچسب های اجتماعی منفی بیشتر به طرد اجتماعی، انزوا و به حاشیه رانده شدن آنها و رشد شرایط بزهکاری در این گروه یاری خواهید رساند. حال آن که با سیاست جذب و توجه به توانایی های روی پای خود ایستادن و پیشرفت آنها و تمرکز برای چگونگی پیشرفت آنها زمینه های بهتری برای رشد آنها را در جامعه فراهم خواهیم کرد.

در جایی خواندم که بچه های مورد تحقیق بین ۱۵ تا ۱۸ سال هستند.

ـ دقیقا. ما این سن را انتخاب کردیم به دلیل اینکه بیشترین نوجوانان پناهجوی تنها آمده در این گروه سنی هستند و چون قرار است چهار سال آنها را دنبال کنیم، مایل بودیم بدانیم جوان ترین اعضای این گروه هم بعد از چهار سال، هجده سالگی را چگونه پشت سر گذاشته و هجده ساله های امروز چه کاره خواهند شد.

چه درصد از این جوانان و کودکان را دختران تشکیل می دهند؟

ـ اکثریت خردکننده ای از این جوانان تنها آمده پسر هستند، در گروه نوجوانان پناهجوی تنها آمده از افغانستان در سال ۲۰۱۵ ، بیش از ۹۰درصد پسر بودند، اما در ۲۰۱۶ رقم دختران بالاتر پناهجوی تنها آمده بالا رفت و حدود ۱۴درصد آنها را تشکیل می دهند.

با سپاس از شما

فایل صوتی گفت وگو با مهرداد درویش پور را اینجا بشنوید.

https://www.4shared.com/mp3/IHInR5ndei/Mehrdad_Darvishpour-Sep2017.html

28 سپتامبر 2017

B531D85F-EAB0-432D-AEF9-ADCB33899688.jpegمراسم باشکوه تشییع پیکر پاک شهید محسن حججی، جلوه دیگری به محرم امسال و ایام سوگواری سیدالشهدا (ع) بخشیده است. شهادت شهید حججی، بار دیگر ایران را به فضای معنوی دوران دفاع مقدس، تشییع پیکر شهدای جبهه‌ها در ایام محرم و عاشورا برد. به عبارت دیگر، دیروز
در تهران و امروز در نجف آباد، بار دیگر بیان معروف «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در ذهن مردم عزادار و عاشقان سیدالشهدا(ع) زنده شد.
امروز عزت و محبوبیت عجیب شهید حججی در سراسر ایران فراگیر شده است. اما این تنها گوشه ای ناچیز از پاداشی است که خداوند به این شهید و خانواده او عطا کرده است. این جایگاه تنها می تواند ناشی از اخلاص و ایمان شهید حججی و رمز و رازی باشد که میان او و خدای او وجود داشته است.
از سال 42 تا امروز، شهدای بسیاری در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، چه در جنگ تحمیلی و چه در محور مقاومت به فیض شهادت نائل آمدند.
اما گویی تقدیر خداوند چنین بوده که در این دوران شهید حججی را به مثابه علم برافراشته شهادت در کشور ما معرفی شود. آرامش، صلابت، عظمت، وقار و شکوهی که این شهید زیر خنجر جلادان به نمایش گذاشت، جز از نفسی مطمئن و قلبی آرام برنمی خیزد و نشان می دهد که شهید حججی، در لحظه شهادت و پیش از آن در حالتی از معنویت و اوج بوده که خوف و هراس به قلب او راه نیافته است. این صحنه، باوجود همه تلخی‌هایش، تداعی عینی و علمی یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا است. همچنین در زمانه ای که جاذبه‌های مادی و فضای تبلیغاتی فریبنده رسانه‌های جهانی در تلاش هستند جوانان ما را بی‌هدف و آنان را مشغول مسائل پیش پا افتاده کنند، شهید حججی نشان داد که می‌توان اوج گرفت و آرمان‌های امام حسین(ع) را در همین زمانه و زندگی تعقیب کرد.

6BCDAD63-C5A3-4E56-B2A0-B83C6CB02804.jpegحسین سازور که به عنوان مداح در مراسم عزاداری با حضور رهبر معظم انقلاب شرکت کرده بود، همنشینی اخیر علی لاریجانی با رییس دولت اصلاحات را به باد کنایه و انتقاد گرفت.

به گزارش «انتخاب»، سازور در این مراسم شعری خواند که کنایه مذکور در آن گنجانده شده بود:

مردم، شهیدان جز ولی چیزی ندیدند
غیر از حسین بن علی چیزی ندیدند

امروز اگر بودند با ما گرچه هستند
آیا کنار فتنه گرها می نشستند؟

او پس از خواندن این بخش از شعر که با احسنت گفتن برخی از حاضران روبرو شد، خطاب به کسانی که به آنها کنایه زده بود گفت: "تکلیفتان را مشخص کنید".

گفتنی است همنشینی لاریجانی و علی عسگری، رییس سازمان صداوسیما با رییس دولت اصلاحات تا کنون با واکنش های تندی از سوی اصولگرایان مواجه شده است.

Soheil-Arabi2.jpgدویچه وله: سهیل عربی، زندانی سیاسی که به اعتصاب غذای خشک دست زده است در نامه‌ای اعلام کرده که در یک قدمی مرگ قرار دارد. نامه سهیل عربی "وصیت‌نامه" او خطاب به همسر و دختر کوچک‌اش است.

وبسایت "کلمه" و برخی دیگر از وبسایت‌های فارسی‌زبان روز شنبه (۸ مهر/ ۳۰ سپتامبر) متن نامه سهیل عربی، زندانی سیاسی را منتشر کرده‌ا‌ند که در بند ۳۵۰ اوین زندانی است.

این زندانی سیاسی از بیش از یک ماه پیش دست به اعتصاب غذا زده است. از اول مهر ماه او این اعتصاب غذای خود را کامل کرده (خشک) و اکنون پس از گذشته هشت روز جان این زندانی عقیدی در خطر است.

سهیل عربی در "وصیت‌نامه" خود نوشته است: «اکنون در یک‌قدمی مرگ هستم... به خواسته‌های قانونی‌ام توجهی نکردید. دست‌کم آخرین خواسته‌ام را که برای پس از مرگ است انجام دهید: من را در بند ۳۵۰ زندان اوین، اتاق یک، دفن کنید.»

این زندانی سیاسی در نامه خود به همسر و دخترش نوشته است: «بدرود زندگی. نسترنم باور کن هر آنچه را لازم بود انجام دادم که باز گردم و زندگی‌مان را از نو بسازیم اما... به روژانا بگو پدر به جرم اندیشیدن و روشنگری جان سپرد. عاشق‌تان بودم. اکنون که وصیت‌نامه می‌نویسم و ثروتی برای بخشیدن ندارم، از رویتان شرمسارم. مرا ببخشید که تنهایتان می‌گذارم. ۱۳۸۸ روز محبوس بودن، به خصوص این ۸ روز آخر که [اعتصاب غذای خشک] کردم، بسیار دشوار بود.»

حرفه‌ سهیل عربی عکاسی بود. در شبکه‌های اجتماعی از جمله فیس‌بوک فعال بوده و مطالبی را در نقد دولت محمود احمدی‌نژاد منتشر کرده بود. وبسایت "کلمه" نوشته است، او از جمله قربانیان پروژه اطلاعات سپاه برای برخورد با شهروندان فعال در فیس‌بوک بوده است.

سهیل عربی آذرماه سال ۱۳۹۲ توسط سپاه پاسداران بازداشت شده و در بند ۲ الف تحت فشار و شکنجه قرار گرفت. او ابتدا به اتهام "سب‌النبی و توهین به مقدسات" به اعدام محکوم شد. اما در تیرماه ۱۳۹۴ یکی از شعبات دیوان عالی کشور حکم اعدام او را نقض کرد.

دادگاه دیگری در رسیدگی دوباره به پرونده سهیل عربی، اتهام "سب النبی" را حذف و او را به هفت سال‌ و نیم زندان و دو سال ممنوع‌الخروجی پس از آزادی محکوم کرد.

سهیل عربی در نامه خود محاکمه و زندانی‌شدنش را ناحق می‌داند. او نوشته است: «دیگر تحمل این همه ظلم را ندارم؛ از این تنها جنگیدن و فریاد زدن خسته شدم. هیچ‌کس نیست که من را یاری دهد تا فریادی بر سر ظالمان شویم. سهیلی که در قفس باشد و نتواند کار کند با یک مرده تفاوتی ندارد. من رفتم اما شک ندارم روزی از شر ظالمان رها می‌شویم؛ پرونده من را می‌خوانید و ایمان می‌آورید که حتی یک روز زندان بودن حق من نبود.»

این زندانی سیاسی هم‌چنین خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی نوشته است: «اکنون در یک‌قدمی مرگ هستم؛ قند ۵۰، فشار ۵ روی ۶، وزن ۶۶، خون‌ریزی معده و ... به خواسته‌های قانونی‌ام توجهی نکردید. دست‌کم آخرین خواسته‌ام را که برای پس از مرگ است انجام دهید: من را در بند ۳۵۰ زندان اوین، اتاق یک، دفن کنید. به زودی اینجا تبدیل به موزه خواهد شد و "روژانا"ها با افتخار از ما یاد خواهند کرد.»

سازمان عفو بین‌الملل روز جمعه در بیانیه‌ای نسبت به شرایط جسمی سهیل عربی ابراز نگرانی کرد و خواستار آزادی فوری او و دسترسی این زندانی سیاسی به مراقبت‌های پزشکی شد.

8123490546ejj3_small.jpgرادیو فرانسه، رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، موساد را به دخالت در برگزاری همه‌پرسی استقلال در اقلیم کردستان متهم کرد.

رجب‌طیب اردوغان، روز شنبه ۳۰ سپتامبر / ۸ مهر، با اشاره به برگزاری همه‌پرسی استقلال در اقلیم کردستان گفت: سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، موساد، نقش مهمی در تحریک برای برگزاری این همه‌پرسی داشته است.

رییس‌جمهوری ترکیه، ضمن انتقاد از اینکه کردهای عراقی برگزاری همه‌پرسی را با در دست داشتن پرچم‌های اسرائیل جشن گرفتند، گفت: «این اقدام بیانگر آن است که این حکومت با موساد دارای یک سابقه تاریخی مشترک است و آنها دست در دست یکدیگر به پیش می‌روند».

83ef3fff33_small.jpgرادیو فرانسه، پیکر محسن حججی، عضو «لشکر زرهی ٨ نجف اشرف»، که برای حمایت از رژیم بشار اسد به سوریه اعزام شده و در منطقۀ الجمونه در نزدیکی تنف در خاک سوریه به دست داعش افتاده و کشته شده بود، پس از سه روز تشییع در مشهد، تهران و اصفهان، روز پنجشنبه ٦ مهر/٢٨ سپتامبر، در شهر زادگاه او، نجف آباد، به خاک سپرده شد. قتل وی که با انتشار ویدیویی توسط داعش به نمایش گذاشته شد، در ایران موجی از تاثر برای او و تنفر نسبت به گروه موسوم به دولت اسلامی برانگیخت، امّا برگزاری مراسمی این چنین گسترده و اظهارات مقامات گوناگون جمهوری اسلامی در این باره نیز پرسش برانگیز شد. تا کنون برای هیچیک از حداقل ٢١٠٠ نفر ایرانی کشته شده در سوریه چنین «غوغائی به راه نیافته» بود.

پیکر محسن حججی که یکماه پیش در سوریه تحویل سپاه پاسداران شده بود، روز دوشنبه ٣ مهر، به ایران منتقل شد و نخست در مشهد طی مراسمی که در آن ابراهیم رئیسی نیز سخن گفت، تشییع گردید وسپس به همین منظور به تهران انتقال یافت. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خود روز چهارشنبه به مسجد امام حسین تهران رفت و در کنار تابوت وی ایستاد و با تاکید به «نیاز جامعه به این جور شهادتی» گفت «ببینید چه غوغائی در کشور به خاطر شهادت این جوان به راه افتاده است».

در مراسم تشییع در تهران بسیاری از مقامات بلند پایۀ نظامی و دولتی از جمله علی لاریجانی، رئیس مجلس، و برادر او صادق لاریجانی، رئیس قوۀ قضائیه، و افرادی نظیر مجتبی خامنه‌ای، پسر رهبر جمهوری اسلامی، و محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری پیشین، شرکت داشتند. مراسم تشییع مشابهی نیز در اصفهان و نجف آباد و مراسم سوگواری و سخنرانی در دیگر شهرهای ایران، از جمله در شیراز برگزار شد و در هر یک از آنها سخنرانان در راستای نگرش خود مطالبی بیان کردند.

همزمان با انتقال پیکر محسن حججی به ایران، علی اکبرپورجمشیدیان، معاون هماهنگی نیروی زمینی سپاه پاسداران، اعلام کرده بود که به رغم تلاش زیادی که برای به دست آوردن پیکر کامل او صورت گرفته، آنچه به دست آمده و به ایران منتقل شده «بدون سر و دست است». وی گفت «گروه تروریستی داعش در نهایت بی حرمتی به پیکر این شهید، دست ها و سر او را از پیکر جدا کرده بود و ما در پی آن بودیم تا بتوانیم این أجزاء را به پیکر شهید اضافه کنیم» امّا «علیرغم کاوش های صورت گرفته، موفق به انجام این کار نشدیم».

Jazayeri22.jpgرادیو فردا: سخنگوی ارشد نیروهای مسلح ایران اعلام کرد که ایران و عراق قرار است در روزهای آینده در مناطق مرزی کردستان عراق با ایران رزمایش مشترک برگزار کنند.

هدف از این رزمایش، همکاری ایران «برای استقرار حاکمیت دولت مرکزی در پایانه‌های مرزی ایران با عراق» اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، مسعود جزایری، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح اعلام کرد: «در اجرای سیاست‌های اعلامی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر احترام به یکپارچگی و حفظ تمامیت ارضی عراق و به دنبال درخواست دولت عراق در جهت همکاری جمهوری اسلامی ایران برای استقرار حاکمیت دولت مرکزی در پایانه‌های مرزی ایران با عراق صبح امروز نشست فرماندهان نیروهای مسلح به ریاست سرلشکر پاسدار باقری در ستاد کل نیروهای مسلح برگزار شد.»

وی افزود: «در این جلسه با تأکید مجدد بر حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی عراق و غیرقانونی بودن همه‌پرسی استقلال در شمال عراق، تصمیمات لازم جهت امنیت مرزها و پذیرش نیروهای دولت مرکزی عراق برای استقرار در پایانه‌ها اتخاذ شد.»

مسعود جزایری در پایان گفت: «همچنین مقرر شد در رزمایش مشترک 'اقتدار' توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و واحدهایی از ارتش عراق در مرزهای مشترک در مناطق مرزی قصر شیرین تا پرویزخان، مرز باشماق در مریوان و مرز تمرچین در پیرانشهر در روزهای آینده برگزار شود.»

«آمادگی» ارتش عراق برای در دست گرفتن کنترل مرزهای اقلیم کردستان

در پی انجام همه‌پرسی استقلال در اقلیم کردستان و اعلام مخالفت دولت عراق با نتیجه آن، نیروهای نظامی عراق روز شنبه، هشتم مهرماه، کنترل مرزهای این منطقه را در دست می‌گیرند.

در همین زمینه خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام کرد خبر داد که نیروهای ارتش عراق در بخش ترکیه‌ای مرز با اقلیم کردستان مستقر شده‌اند.

پس از برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان در روز دوشنبه هفته گذشته، دولت مرکزی عراق خواهان لغو نتیجه این همه‌پرسی شده و هشدار داد که در صورت رد این خواسته، اقلیم کردستان با تحریم، انزوای بین‌المللی و مداخله نظامی احتمالی روبه‌رو خواهد شد.

دو دولت ایران و ترکیه نیز از این خواسته عراق حمایت کردند. رسانه‌های داخلی ایران روز شنبه نوشتند که دولت عراق برنامه خود برای تسلط بر گذرگاه‌های مرزی اقلیم کردستان را با ایران و ترکیه هماهنگ کرده است.

دولت عراق همچنین خواستار در اختیار گرفتن کنترل دو فرودگاه سلیمانیه و اربیل در اقلیم کردستان و نیز بازپس‌گیری کنترل گذرگاه‌های مرزی تحت کنترل حکومت اقلیم کردستان در مرزهای ایران، عراق و سوریه است.

اما گزارش‌ها در روز جمعه حاکی از مخالفت مقام‌های اقلیم کردستان با واگذاری کنترل گذرگاه‌های مرزی به حکومت مرکزی عراق بود.

حال خبرها حاکی از استقرار نیروهای نظامی از طرف بغداد در نزدیکی مرزهای اقلیم کردستان است.

با این حال خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش می‌دهد که «انتظار نمی‌رود که این نیروها پا به خاک اقلیم کردستان بگذارند».

روز جمعه، هفتم مهرماه، با انجام آخرین پرواز بین‌المللی پیش از ساعت ۶ بعدازظهر به وقت محلی از فرودگاه اربیل، پروازهای بین‌المللی اقلیم کردستان رسماً با تصمیم دولت مرکزی عراق متوقف شد.

در همین روز رکس تیلرسون، وزیر خارجه ایالات متحده، نیز در بیانیه‌ای رسماً اعلام کرد که آمریکا همه‌پرسی استقلال در کردستان عراق را به رسمیت نمی‌شناسد.

روز جمعه همچنین خبرگزاری رویترز خبر داد که حیدر العبادی، نخست وزیر عراق، دعوت امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، برای سفر به پاریس و گفت‌وگو درباره مسئله اقلیم کردستان را پذیرفته است.

دفتر رئیس جمهور فرانسه روز جمعه در بیانیه‌ای که پس از گفت‌وگوی تلفنی او با آقای عبادی منتشر شد خبر داد که نخست وزیر عراق روز پنجم اکتبر، حدود یک هفته دیگر، به پاریس خواهد رفت.

در این بیانیه در عین حال هشدار داده شده است که دو طرف باید در اولویت اول یعنی مبارزه با گروه حکومت اسلامی و ثبات بخشیدن به عراق در کنار هم بمانند.

همه‌پرسی استقلال کردستان عراق روز سوم مهر با مشارکت ۷۲ درصد واجدان شرایط برگزار شد، و بیش از ۹۲ درصد شرکت‌کنندگان در این همه‌پرسی از استقلال اقلیم کردستان عراق حمایت کردند.

آمد نیوز: «مجتمع بزرگ تجاری و فرهنگی آدینه» یکی از بزرگترین مجمع‌های شهر رشت به شمار می‌رود که در مجاورت مصلای امام خمینی این شهر و درحریم رودخانه قرار گرفته است. «آدینه» در زمان شروع به ساخت و پیش فروش، بزرگترین مجتمع تجاری‌، فرهنگی‌ شمال کشور لقب گرفت و دارای حدود یک هزار و ۲۴۰مغازه است. «زین العابدین قربانی»، عضو مجلس خبرگان رهبری و نماینده ولی فقیه در استان گیلان مسئولیت فروش واحدهای این مجتمع تجاری را برعهده داشت.

kolahBnamVF1.jpgبه گزارش «آمدنیوز»، مجتمع آدینه با تجهیزات کامل دارای سالن غذاخوری با ظرفیت ۲هزار نفر، سالن اجتماعات ۲هزار نفری، سه سالن سینما، پارک شهربازی، بانک، قنادی، آرایشگاه و ... است. ساخت این مجتمع توسط یک مجموعه و شرکت با عنوان «طرح سازه» از تهران و زیرنظر شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه مصلاهای کشور انجام گرفت.

kolahBnamVF2.jpgاين مجتمع با زيربناي ۷۲ هزار مترمربع در ۹ طبقه ساخته شده که ارتفاع آن از سطح زمین ۱۱۳ متر است. «زین العابدین قربانی» پیش فروش واحدهای تجاری مجتمع آدینه را از تابستان سال ۸۹ آغاز کرد. او در این فروش نامه‌ها متعهد شد درصورت انجامِ تعهدات پرداخت از سوی خریدار، نسبت به تحویل واحد تا اردیبهشت سال ۹۴ اقدام کند.

در قراردادی که نماینده ولی فقیه در گیلان با خریداران بست، توافق کرد که مبلغ ۵ درصد کل قرار داد به صورت نقدی در هنگام تنظیم قرار داد، ۶۰درصد کل قرارداد طی ۸ فقره چک ۶ ماهه پرداخت شود و خریدار بتواند در اردیبهشت سال ۹۴ واحد خود را تحویل بگیرد.

kolahBnamVF3.jpg

B1B5209B-4194-4B6E-8C53-D3887011E58D.jpegتام پرایس، وزیر بهداشت آمریکا در پی افزایش انتقادها از سفرهای متعدد او با جت های اختصاصی و صرف صدها هزار دلار از بودجه دولتی برای انجام این سفرها، ناچار به استعفاء شده است.
عصر جمعه (۲۹ سپتامبر- هفتم مهر) کاخ سفید با انتشار اطلاعیه‌ای ضمن تایید تسلیم استعفانامه آقای پرایس، از موافقت آقای ترامپ و تصمیم او برای تعیین جایگزین موقت برای سرپرستی وزارت بهداشت خبر داد.
استعفای آقای پرایس در حالی روی می دهد که او روز گذشته رسما عذرخواهی کرد و گفت همه مخارج این سفرها را به خزانه باز خواهند گرداند و از این پس با پروازهای مسافری معمول سفر خواهد کرد.
آن طور که رسانه‌های آمریکایی گزارش کرده‌اند آقای پرایس در ۹ ماهی که از بر سر کار آمدن دولت دونالد ترامپ می‌گذرد ۲۴ پرواز اختصاصی با استفاده از هزینه دولتی داشته و مجموعا بیش از ۴۰۰ هزار دلار برای اجاره جت‌های خصوصی هزینه کرده است.
این در حالی است که نشریه پولیتیکو آمریکا که نخستین بار در پی یک گزارش تحقیقی از این سفرها خبر داده بود، جمع مبالغ هزینه شده برای وزیر بهداشت و هیات همراهانش در این پروازها را بیش از یک میلیون دلار برآورد کرده است.
همزمان، دیروز، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، در واکنش به این گزارش‌ها گفت "اصلا راضی نیست" و امروز (جمعه) هم تاکید کرده بود که به زودی درباره سرنوشت تیم پرایس تصمیم خواهد گرفت.
در ادامه افزایش انتقادها از وزرای دولت دونالد ترامپ به علت استفاده از پروازهای اختصاصی پرهزینه، پای رایان زینک، وزیر کشور هم به این ماجرا باز شده است. آقای زینک تنها در یک مورد با پروازی که ۱۲ هزار دلار برای مردم آمریکا خرج برداشته، از لاس وگاس به مونتانا سفر کرده است.

685DFCFE-3D97-4443-8036-4489FF922AB4.jpegبه گزارش ایلنا به نقل از السومریه‌نیوز، «رکس تیلرسون» وزیر خارجه آمریکا با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده آمریکا نتایج همه‌پرسی کردستان عراق را به رسمیت نمی‌شناسد.

در این بیانیه که وزارت خارجه آن را عصر جمعه منتشر کرده، تیلرسون تاکید کرده از نظر ایالات متحده همه‌پرسی روز دوشنبه در کردستان عراق «فاقد وجاهت قانونی» بوده و موضع آمریکا این است که همچنان از عراقی یکپارچه، فدرال و دموکراتیک حمایت کند.

رکس تیلرسون در این بیانیه تاکید کرده است: «ما همچنان نگران پیامدهای بالقوه منفی این اقدام یکجانبه هستیم. پیش از برگزاری همه پرسی، ما در راستای این که دولت مرکزی در بغداد و دولت اقلیم کردستان بتوانند به راه‌حلی سازنده دست یابند همکاری کردیم، راه حلی که مبتنی بر ارتقای ثبات و رفاه برای مردم کردستان بود.»

وی تصریح کرده است: «چنین مطالبات و آرمان هایی نمی‌توانند از طریق اقدامات یکجانبه‌ای مانند این همه‌پرسی حاصل شوند.»

وزیر خارجه آمریکا افزود: «ما همه را به آرامش و خویشتنداری دعوت می کنیم و خواهان ان هستیم به تهدید به اقدامات متقابل و طرح اتهامات علیه یکدیگر پایان داده شود.»

رکس تیلرسون از دولت اقلیم کردستان عراق خواسته است تا به دولت مرکزی عراق که براساس قانون اساسی از مشروعیت برخوردار است، احترام بگذارد.

وی همچنین از دولت مرکزی عراق خواسته است، از تهدید یا حتی اشاره به استفاده احتمالی از زور خودداری کند.

وزیر خارجه آمریکا گفته است: «آمریکا از همه طرف‌ها، از جمله همسایگان عراق می خواهد از دست زدن به اقدامات یکجانبه و استفاده از زور خودداری کنند.»

همه‌پرسی استقلال کردستان عراق، دوشنبه گذشته با مشارکت ۷۲ درصد واجدان شرایط برگزار شد، و بیش از ۹۲ درصد شرکت‌کنندگان در این همه‌پرسی از جدایی اقلیم کردستان عراق حمایت کردند.

B59866D5-5D71-45DB-A221-45B5DC863689.jpegیک منبع در دولت محلی اقلیم کردستان عراق، روز جمعه هفتم مهرماه، اعلام کرد که اربیل، گذرگاه‌های مرزی این اقلیم را به دولت مرکزی تحویل نخواهد داد.

سازمان گذرگاه‌های مرزی عراق، ساعاتی پیش، از اعزام سه کاروان ازجمله شامل افسران نظامی، جهت تحویل‌گرفتن گذرگاه‌های مرزی کردستان (link is external)خبر داده بود.

شبکه تلویزیون کردزبان رووداو، به‌نقل از یک مقام در دولت محلی کردستان، گزارش داد که «اربیل هیچ‌یک از گذرگاه‌های مرزی را به بغداد تحویل نخواهد داد».

در مقابل، سازمان گذرگاه‌های عراق اعلام کرد که «ساعت ۱۰ فردا صبح، کاروانی از دولت مرکزی با حضور مقامات رسمی، راهی اقلیم کردستان خواهد شد، تا کنترل گذرگاه‌ها را تحویل بگیرد».

دولت بغداد، در پی برگزاری همه‌پرسی «استقلال» در کردستان عراق، خواستار کنترل گذرگاه‌ها و فرودگاه‌های اربیل و سلیمانیه شده است.

طاهر عبدالله، مدیر فرودگاه بین‌المللی سلیمانیه، در گفت‌وگو با تلویزیون الحدث، گفت که این فرودگاه، از امشب پروازهای خود را به‌حالت تعلیق درخواهد آورد.

عبدالله با اشاره به این‌که این اقدام در واکنش به درخواست دولت عراق صورت می‌گیرد، از بغداد خواست به دلایل انسان‌دوستانه، از تصمیم خود، عقب‌نشینی کنند.

بغداد، به مقامات اربیل، تا امشب جمعه فرصت داده‌ است تا کنترل دو فرودگاه اربیل و سلیمانیه را به دولت مرکزی واگذار کنند. هنوز مشخص نیست که با پاسخ منفی مقامات کردستان به این درخواست، دولت بغداد، چه واکنشی نشان خواهد داد.

9D06C11C-A9B2-450D-ABDB-09E6FC752334.jpegاز خداوند عالميان به حاج غلامعلى صادقى، دادستان مشهد و حومه

فرمايشاتِ تو رو، مبنى بر اين كه اختيارات دادستان از اختيارات خداوند عالميان كه ما باشيم، به اندازه ى يك بند انگشت كمتر است را از جايگاهم در اعلا عليين شنود نمودم، و به اين پسر ه، ملك الكتاب، گفتم فورا كاغذ دوات آماده نموده، اين نامه را از طريق آفريده ى خوب مان، ف. م. سخن، به دست تو برسونه.

جناب دادستان مشهد و حومه
فرموده اى كه اختيارات ات از اختيارات ما يك بند انگشت كمتر است. شيطون بلاى سلطان خراسان! اون يه بند انگشت هم مال تو! ورش دار ببر خيرش رو ببين! بيا اصن ده انگشتم رو بهت بدم، دست از سرِ من و اسم من و اسم پيام رسانان من ور دار بذا با دردهاى خودمون زندگى كنيم.

آخه پدر آمرزيده!
وقتى حرف مى زنى، اول بسنج بعد بزن! وقتى تو ميگى اختياراتت از اختيارات ما يه بند انگشت كمتر ه، لابد با اين حساب اختيارات سلطان خراسان، با ما برابر ه و، اختيارات ولايت فقيه ات دو سه برابر اختيارات ماست!

آخه نفله!
تو كى هستى كه اختيارات داشته باشى و اختيارات ات با اختيارات ما كه خالق جهانيم، -و بشر دو پا، شونصد سال هم زور بزنه به شيش هفت سال نورى ما دست پيدا نمى كنه، چه برسه به ١٤ ميليارد سال نورى كه تا حالا بهش پى برده- يه بند انگشت فرق داشته باشه؟!

آخه بيام با يكى از اون قمه ها كه محرم ها مى گيرين دست تون و شهر رو به خون مى كشين بزنم توو فرق سرت طورى كه دو قاچ بشه؟!

حالا ما، با اختياراتى كه از توى نسناس فقط يه بند بيشتر بود، تونستيم ميلياردها سياره و ستاره و كهكشان بيافرينيم، و ١٢٤ هزار پيغمبر هم براى راهنمايى مردم كره ى شما -كه كره ى نكبتى زمين باشه- بفرستيم، كه اونا هم زورشون به آدما نرسه و ما هى پشت سر هم، فرت و فورت پيغمبر بفرستيم روى زمين كه با در نظر گرفتن تاريخ شيش هف هزار ساله بشر -حالا تو بگير ١٠ هزار ساله- مى كنه به عبارتى دوازده سيزده پيغمبر در هر سال، يعنى اگه حساب كتاب بلد باشى مى بينى مثلا در طول يه دوره ى ده ساله ى زندگى آدما، ١٢٠ تا پيغمبر، به صورت همزمان روى زمين حضور داشتن كه مى خواستن آدما رو به راه راست هدايت كنن، و آخرش هم نتونستن، كه نشونه اش همين دنياى گندى ه كه مردم دنيا دارن، اون وقت توى قزميت با يه بند انگشت كمتر، مثلا چه غلطى مى خواى بكنى كه ما نتونستيم؟! و مردم دنيا رو به كجا مى خواى برسونى كه ما نتونستيم؟

آخه خالى بندى هم حد و اندازه ى داره داداش! پیش غازى (*) و معلق بازى؟! بفرستم يه صاعقه بخوره اونجات كه ديگه حرف مفت نزنى؟!

هوى ف. م. سخن! منم خداوند! از طرف من توو خبرنامه ى گويا بنويس كه ما كل انگشت مون رو هبه كرديم به اين قاضى درب و داغون مشهدى ببينيم چه «چيزى» ميخواد بخوره! اصن تمام اختيارات مون رو ميديم دستش ببينيم چه غلطى مى خواد بكنه!

815d5eejj3_small.jpgبی بی سی - یک روبات جنسی که در نمایشگاه تکنولوژی در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته بود، آنقدر دستمالی شد تا از کار افتاد.

بعد از آن‌که صفی از مردان این روبات چهار هزار دلاری را امتحان کردند، انگشت‌هایش شکست و در وضعیت نامناسبی رها شد.

سرگی سانتوس، سازنده این روبات از بارسلون اسپانیا، گفت: "مردم روی سرش ریختند و پستان‌ها، پاها و دست‌هایش را فشار دادند. دو انگشتش شکست و لباسش لک شد."

روبات نیاز به تعمیر دارد. به نظر می‌رسد که سامانتا برای این حد ارتباط فیزیکی طراحی نشده بود.

آقای سانتوس گفت: "مردم چقدر می‌توانند بد باشند. آنها بدون آنکه این تکنولوژی را درک کنند و بدون آنکه بابت آن پولی پرداخت کنند، با این عروسک مثل وحشی‌ها رفتار کردند."

_98077282.jpg

یک عزادار حسینی خیلی شیک!

| No Comments

روز - این عکس از سوی خانمی به نام فروزنده قاضی و با عنوان «عزادار حسینی ۱۳۹۶» در فیسبوک منتشر شده است.

22046122.jpg

2017-09-29 10-35-40 +0200.jpgبه گزارش مشرق، بخش ایران یا همان‌طور که میان کارشناسان و مقامات امنیتی حوزه خاورمیانه در آمریکا مشهور شده است، «خانه پرشیا» بخش جدید عملیات سازمان سیا است. این دفتر با توجه به اولویت بالای ایران برای کاخ سفید، در اواخر دوران ریاست‌جمهوری بوش پسر برای جمع‌آوری بیشتر و منسجم‌تر اطلاعات از ایران در حوزه‌های هسته‌ای و حوزه‌های تخصصی دیگر ایجاد شده است.

دیوید ایگناتیوس، خبرنگار «واشنگتن‌پست» که سال‌ها اخبار حوزه سازمان سیا را پوشش داده است، در گزارشی می‌نویسد: «با ورود بخش جدید ایران در سازمان سیا آنچه در نخستین نگاه جلب توجه می‌کند، پوستری بزرگ و تمام‌قد از (تمثال) امام‌حسین‌(ع) است. این بخش در سال 2006 و با هدف تلاش جدی‌تر برای دستیابی به اطلاعاتی درباره برنامه هسته‌ای ایران و دیگر رازهای مربوط به کشورمان، ایجاد شده است. هدف از شکل‌گیری این دفتر و جداکردن ایران از بخش خاورنزدیک سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، براساس اظهارات مقامات مسئول نیز تقویت همین هدف یعنی رشد بخشیدن به فرآیند جمع‌آوری اطلاعات محرمانه درباره ایران عنوان شده است.»

83ef2345533_small.jpgرادیوفردا - احمد توکلی٬ نماینده سابق مجلس می‌گوید محمد خاتمی و سایر «مقصران» سال ۸۸ باید ضمن اعتراف به «اشتباه» خود در آن سال٬ «قدم اول» را بردارند و «عذرخواهی کنند» تا در مقابل این اقدام آنها٬ «قدم بعدی از سوی نظام برداشته شود».

آقای توکلی این اظهارات را در گفت‌و‌گویی که چهارشنبه پنجم مهر، با وب‌سایت جماران انجام داده٬ بیان کرده است.

او گفته است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، محمد خاتمی یکی از افرادی بود که «می‌توانست جلوی فتنه‌انگیزی» عده‌ای را بگیرد٬ اما «ایشان در این زمینه وظیفه‌اش را انجام نداد».

این نماینده اصولگرای سابق مجلس افزوده که «شخصاً معتقدم آقای خاتمی در فتنه ۸۸ می‌توانست جلوی خونریزی را بگیرد، کوتاهی کرد و مقصر است».

آقای توکلی ادامه داده که رئیس‌جمهور پیشین ایران٬ حالا باید «این تقصیر را جبران کنند تا عده‌ای به تبع ایشان با نظام آشتی کنند و نظام هم با آن‌ها آشتی کند».

او در پاسخ به پرسش خبرنگار جماران مبنی بر پیشنهاد طرح «آشتی ملی» از سوی آقای خاتمی به عنوان قدم اول برای وحدت ملی نیز گفته که «مطرح کردن این بحث از ایشان پذیرفته نیست. ایشان باید در این مورد جبران کند».

Iraj_Mesdaghi_2.jpg

داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰

جدا از «مراکز اسناد» وابسته به دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی و «بنیادهای تاریخ»‌سازی نظام اسلامی، دستگاه‌های تبلیغاتی نیز سیاست هماهنگی را برای تحریف وقایع دهه‌ی اول انقلاب پیش می‌برند. رادیو و تلویزیون و سینما و دیگر رسانه‌های تصویری به اتفاق مطبوعات و جراید و خبرگزاری‌ها، با هدایت چهره‌های سیاسی، می‌کوشند نظام و چهره‌های سرکوبگر آن را آن‌گونه که خامنه‌ای خواسته «مظلوم» و «شهید» جلوه داده و از «اپوزیسیون» چهره‌ی «داعش» و «جلاد» بسازند. آنها در صحنه‌آرایی تاریخ چنان تبلیغ می‌کنند که گویا ایران و ایرانی را از شر بلایای عظیمی نجات داده‌اند. نگاهی اجمالی به پرونده‌ مسئولان قضایی و امنیتی دهه‌ اول انقلاب تصویر روشن‌تری از این بخش از تاریخ میهن‌مان به دست می‌دهد. در این میان موسوی تبریزی یکی از چهره‌های شاخص است، به ویژه که امروز می‌کوشد چهره‌ی کاملاً وارونه‌ای از خود ارائه دهد.

سیدحسین موسوی تبریزی

سیدحسین پورمیرغفاری معروف به سیدحسین موسوی‌ تبریزی در سال ۱۳۲۵ در محله شتربان تبریز به دنیا آمد. پدرش ضمن آن که روحانی بود در بازار تبریز مغازه‌ عطاری داشت. او مدتی در تبریز شاگرد قناد بود. دو برادر کوچکترش به نام‌های سیدمحسن متولد ۱۳۲۹ و سیدحسن متولد ۱۳۳۳ هر دو روحانی هستند.

سیدمحسن و سیدحسن موسوی تبریزی نیز که هر دو آخوند هستند همچون برادر بزرگتر در دوره‌ی اول مجلس شورای اسلامی نماینده بودند و در ابتدا نقش سه تفنگدار را بازی می‌کردند. سیدمحسن نمایندگی مجلس خبرگان را نیز به عهده داشت. هر دو نیز همچون برادر بزرگتر در سرکوب و جنایت دست داشتند.

محسن از مسئولیت کمیته‌های انقلاب تبریز شروع کرد و سپس مسئولیت کمیته‌های انقلاب استان خراسان را به عهده گرفت. او همچنین حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب استان خوزستان و شهرهای ارومیّه، اردبیل، گنبد، خمین، ملایر و نهاوند بود. سیدحسن علاوه بر نمایندگی مجلس از هشتپر، در دادگاه انقلاب تبریز فعال بود. هم‌اکنون هر دو برادر در مجمع محققین و مدرسین حوزه‌ قم که اخوی بزرگتر تشکیل داده، فعالند.

اعتبارنامه‌ سیدحسن در مجلس شورای اسلامی به خاطر ارتباط با مجاهدین خلق در قبل از انقلاب و رفت‌و‌آمد به دفتر این سازمان بعد از انقلاب مورد اعتراض حسن حسن زاده، نماینده کاشمر قرار گرفت. او در پاسخ گفت:

«حتی خود مجاهدین هم نمی‌توانند ادعا کنند که در داخل یاخارج از زندان یک کار به نفع آن‌ها کرده باشم. بعد از زندان هم ۲ سال در دادگاه‌های انقلاب خدمت کردم. افرادی که من از مجاهدین دستگیر کردم، برادرم اعدام کرد. وی افزود من اوایل سال ۵۸ دو سه بار به دفتر طرفداران مجاهدین خلق مراجعه کردم. من آقای حسن زاده را یک بار آن‌جا دیدم گفتم این‌جا چه کار می‌کنی گفت آمدم ببینم این‌جا چه خبر است. حتی یکی از افرادی که مرا به آنجا برد را دستگیر کردم». [1]

سیدحسین در سال‌ ۱۳۴۱ برای فراگیری علوم حوزوی به حوزه‌ علمیه قم و سپس در سال ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل حوزوی به نجف رفت و در کلاس‌های درس خمینی و خویی که هیچ قرابتی با هم نداشتند حاضر شد. او در سال ۴۷ به ایران بازگشت و با دختر آیت‌الله حسین نوری همدانی که این‌روزها از مراجع تقلید مورد حمایت بیت‌ خامنه‌ای است ازدواج کرد. همین امر بعدها در مقاطعی برای او حاشیه امنیت ایجاد کرد.

ریاست دادگاه‌های انقلاب آذربایجان شرقی و غربی

پس از پیروزی انقلاب حسین موسوی تبریزی به حکم آیت‌الله منتظری و مشکینی که در آن دوران احکام قضات شرع را صادر می‌کردند به دزفول و اندیمشک و همدان رفت و احکام اعدام و مصادره‌ اموال بیشماری را صادر کرد و به یکی از چهره‌های مورد اعتماد رژیم و دستگاه قضایی تبدیل شد که احکامش نیاز به تأیید دادگاه عالی قم را نداشت.

موسوی تبریزی و آیت‌الله منتظری در سال ۵۹

خمینی پس از مشاهده‌ قابلیت‌های موسوی تبریزی جوان در سرکوب و کشتار، او را به ریاست‌‌ دادگاه‌های‌ انقلاب‌ اسلامی‌ استان‌ آذربایجان‌ شرقی‌ و غربی‌ که از حساسیت زیادی برخوردار بودند، منصوب‌ کرد. پایگاه وسیع آیت‌الله شریعتمداری از یک سو و احزاب کرد و به ویژه حزب دمکرات کردستان در آذربایجان غربی از سوی دیگر، کسی را می‌طلبید که بتواند با سیاست سرکوب و کشتار هماهنگ باشد و آن را پیش ببرد.

موسوی تبریزی و آیت‌الله منتظری

موسوی تبریزی یکی از اولین حکام شرعی بود که در «بهار آزادی» شلاق‌زدن در ملاءعام را باب کرد:

«دادگاه انقلاب اسلامی تبریز شش تن از افراد شرور این شهر را به اتهام خوردن مشروبات الکلی محاکمه و هر یک از آنان را به ۸۰ ضربه شلاق محکوم کرد. حکم زدن شلاق در استادیوم «جهان پهلوان تختی» در باربر گوهی از مردم اجرا شد.» [2]

سرکوب خونین «حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان» در پاییز و زمستان ۱۳۵۸ فرصت گرانبهایی را برای موسوی تبریزی به وجود آورد تا تبدیل به سوگلی دستگاه قضایی شود.

موسوی تبریزی خود در این رابطه می‌گوید:

«... اعضای خلق مسلمان در یک ساختمان دولتی که زمان شاه محل حزب رستاخیر بود- جمع بودند، دستگیر شدند و حدود ۱۲ نفر که سابقه قتل و شرارت نیز داشته اند و تیراندازی کرده بودند، اعدام شدند. البته چند نفر هم از قبل سابقه فساد و فرار از زندان داشتند و چند نفر از کردستان آمده بودند که تصمیم گرفته شد با هم اعدام شوند و همچنین اعلام شد که دوازده نفر اعدام شده‌اند که اوضاع امنیت شهر درست شود.» [3]

او امروز که خود را «اصلاح‌طلب» و «ضد خشونت» معرفی می‌کند اعدام «تنها» ۱۲ نفر و خواباندن «غائله» حزب خلق مسلمان را در شرایطی که هنوز یکسال از انقلاب نگذشته بود و کشتار وسیع باب نشده بود، نشان‌دهنده‌ی وسعت نظر و بردباری و عدم خشونت خود معرفی می‌کند!

این ادعاها در حالی صورت می‌گیرد که در ایام فوق روزی نبود که او در قالب مصاحبه و صدور اطلاعیه، برای مردم آذربایجان شاخ و شانه نکشد.

موسوی تبریزی پس از سرکوب مردم تبریز در گفتگویی مطبوعات عنوان کرد که: «علاوه بر سرمایه‌داران، فراماسونرها هم در حوادث تبریز نقش عمده‌ای داشته‌اند. » او همچنین به عنوان یکی از دشمنان اصلی روش اعتدالی دولت بازرگان گفت: «متاسفانه دولت بازرگان با مشی خاص خود زمینه را برای فعالیت این گروه‌ها آماده می‌کرد، این افراد متأسفانه در دولت بازرگان نقش مهمی داشتند.» و در ادامه اظهار داشت: «برای نمونه ما با تعدادی از کارخانجات در آذربایجان مواجه بودیم که در تولید اشکال‌تراشی می‌کردند، بالاخره تصمیم گرفتیم آن‌ها را ملی کنیم ولی دیدیم که دولت بازرگان در پشت پرده از این‌ها حمایت می‌کند و یا در مورد رباخواران هم وضع همین طور بود.» [4]

او همچنین با صدور اطلاعیه‌ای تحت عنوان دادسرای انقلاب اسلامی تبریز به تهدید کسبه و بازاریان پرداخت و اخطار داد: «سرمایه دارانی که علیه حکومت اسلامی اقدام کنند دستگیر خواهند شد.» [5]

نیروهای تحت امر او در همان ایام مبادرت به دستگیری گسترده‌ کودکان و نوجوانان کردند اما تحت فشار افکار عمومی و جو غالب مجبور به آزادی آن‌ها شدند. موسوی تبریزی در گفتگو با خبرگزاری پارس به آزادی حدود ۱۰ نفر از دستگیرشده‌های حوادث تبریز که زیر ۱۶ سال سن داشتند اشاره کرد.[6]

در دوران یاد شده او همه‌ کاره‌ی استان آذربایجان‌شرقی و به ویژه تبریز بود. وی در گفتگو با «عبرت‌ نیوز» اعتراف می‌کند که «در تبریز، سپاه و همچنین کمیته و دادستانی، همه با من بودند، هیچ‌کدام منحصراً کار نمی‌کردند» و فرماندهی آن‌ها نیز توسط خودش معرفی و انتخاب می‌شدند. [7]

او پس از موفقیت در سرکوب حزب جمهوری خلق مسلمان، همه‌ی تلاش خود را برای سرکوب نیروهای وابسته به مجاهدین و چپ گذاشت. ربودن، شکنجه، قتل و دستگیری گسترده نیروهای وابسته به جریان‌های سیاسی و همچنین بسیج چماقدار و حمله به دفاتر و مراکز آن‌ها از جمله اقدامات موسوی تبریزی در دوران پیش از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ برای مقابله با جریان‌های سیاسی بود.

موسوی تبریزی که پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران سخن می‌گفت درباره نقش چریک‌های فدایی خلق در حوادث تبریز سخنان خلاف واقعی را بر زبان راند:

«حوادث آذربایجان بزرگترین توطئه‌ای بود که رخ داد و اگر توطئه‌گران موفق می‌شدند مسئله آذربایجان مطرح نبود بلکه مسئله تمام کشور ایران بود .... وقتی چند تن از سران چریک‌های فدایی خلق در آن‌جا دستگیر می‌شوند مدارکی از جیب هایشان به دست آمد مبنی بر این که اول صبح به خیابان که رفتید هر یک مسئول صحبت کردن با چند نفر بشود ابتدا شروع کند از فلان مرجع تعریف کردن و بعد شروع به انتقاد از امام و تحریک عواطف و تحریک حس ناسیونالیستی، آنگاه دو گروه شوند ، گروه اندکی بگویند درود بر امام امت و گروه دیگری که تعدادشان هم زیاد است به طرفداری از حزب خلق مسلمان شعار دهند و بعد به جان هم بیفتند.» [8]

خیمه شب‌بازی دادگاه سینما رکس آبادان

بهشتی و قدوسی که یکه‌تاز دستگاه قضایی شده بودند چهار پرونده‌ای را که دارای اهمیت ویژه‌ای برای آن‌ها بود خارج از روال معمول دستگاه قضایی و دادگاه انقلاب اسلامی تهران و خوزستان به عوامل نزدیک و مورد اعتماد خود سپردند. این چهار پرونده عبارت بودند از پرونده‌ی گروه فرقان که توسط علی‌اکبر ناطق نوری و عبدالمجید معادیخواه رسیدگی شد، پرونده‌ تقی شهرام که به معادیخواه رسید و پرونده سینما رکس آبادان و محمدرضا سعادتی که هر دو در اختیار موسوی تبریزی قرار گرفت.

در واقع در روندی «عجیب»، پرونده‌ تقی شهرام و محمدرضا سعادتی به دست دو نفر از دشمنان اصلی مجاهدین و رقبای آن‌ها در حزب جمهوری اسلامی سپرده شد.

از آن‌جایی که پای روحانیت و حوزه علمیه قم و نهادهای مذهبی در به آتش کشیدن سینما رکس آبادان در میان بود پرونده‌ این فاجعه نسبت به پرونده‌های دیگر از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار بود و جمع و جور کردن آن کار هرکسی نبود. بهشتی و قدوسی پس از رایزنی‌های بسیار، موسوی تبریزی را که کارآزموده و امتحان پس داده بود از تبریز به آبادان فرستادند تا بلکه با سرهم‌آوردن پرونده، عده‌ای بیگناه را اعدام کرده و قال قضیه را بکند. این انتخاب به دلایل گوناگون انجام شد.

حساسیت عمومی در کل کشور و اقدامات اعتراضی خانواده‌ قربانیان سینما رکس، سیاست نظام مبنی بر عدم رسیدگی به این پرونده‌ی ملی را با چالش‌های جدی روبرو کرده بود.

از اولین روزهای پیروزی انقلاب، پس از آن که مردم و به ویژه خانواده‌ی قربانیان مشاهده‌‌ کردند حسین تکبعلی‌زاده تنها متهم پرونده به فرمان غلامحسین جمی نماینده خمینی و امام جمعه و سید محمدکاظم دهدشتی مؤسس حوزه‌ی علمیه آبادان از زندان آزاد شده و اراده‌ای برای پیگیری پرونده نیست متوجه‌ سمت و سوی قضایا شده و حرکات اعتراضی خود را سامان دادند.

در نتیجه‌ فشار مردم آبادان و خانواده‌های قربانیان خیمه‌شب بازی دادگاه با هدف خواباندن اعتراضات و برطرف کردن زمینه‌ شورش عمومی، در دوم شهریور ماه ۵۹ آغاز به کار کرد.

موسوی تبریزی مورد چگونگی پذیرش ریاست این دادگاه و دادگاه سعادتی که اتفاقاً برخلاف قانون اساسی هم بود می‌گوید:‌

«از سال ۵۸ دو پرونده پر سر و صدا در دستگاه قضایی مطرح بود؛ یکی پرونده جاسوسی محمدرضا سعادتی از اعضای سازمان مجاهدین خلق و دیگری دادگاه عاملان آتش‌سوزی سینما رکس. ...آن زمان آقایان شهید دکتر بهشتی رئیس دیوانعالی کشور، قدوسی دادستان کل انقلاب و موسوی اردبیلی دادستان کل کشور بودند. آن‌ها یا نتوانسته بودند قاضی مناسبی برای این دو پرونده پیدا کنند یا مسائلی پیش آمد که این دو پرونده در دست دستگاه قضایی مانده بود. من آن موقع (شهریور ۵۹) نماینده مردم تبریز در مجلس بودم. پیش از آن یکی از قضات معروف انقلابی بودم. امام به ۳ نفر بیشتر حکم قضاوت ندادند که یکی از آن‌ها من بودم.

اول آقای قدوسی و بعد شهید بهشتی آمدند و گفتند که چنین پرونده‌هایی داریم. بهشتی بر پرونده سینما رکس تأکید داشت و قدوسی بر پرونده سعادتی، گرچه می‌خواست پرونده رکس هم به من واگذار شود. می‌گفتند قاضی معتبری نمی‌توانیم پیدا کنیم، قضات دیگر جوان‌تر از من بودند. من گفتم نماینده مجلس هستیم و نمی‌توانم قضاوت کنم، مگر اینکه راه حلی پیدا کنید. آن‌ها پیش امام رفتند و حکم گرفتند که من می‌توانم قضاوت کنم. امام گفته بود گرچه من نماینده‌ی مجلس هستم اما می‌توانم هفته‌ای دو روز در دادگاه‌ها نظارت داشته باشم. بنابراین در هفته یک روز به مجلس نمی‌رفتم، آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس هم در جریان بود و من غائب محسوب نمی‌شدم. سازمان مجاهدین خلق اعتراض کرد که نماینده قوه مقننه نمی‌تواند در قوه قضائیه دخالت کند. این موضوع در شورای نگهبان مطرح و اینطور تفسیر شد که شخصی که در استخدام قوه‌ای نیست و صرفاً نماینده مجلس است می‌تواند قضاوت کند. استخدام همزمان در دو جا است که ایجاد مشکل می‌کند. بنابراین من هر دو پرونده را قبول کردم. تا نیمه سال ۵۹ درگیر دادگاه سینما رکس بودم و بلافاصله پس از آن دادگاه سعادتی برگزار شد.» [9]

این در حالی است که معادیخواه در تیرماه ۱۳۵۸ پیش از برگزاری چهارمین جلسه دادگاه تقی‌شهرام، اعلام کرد که به دلیل رسمیت یافتن مجلس شورای اسلامی و اینکه او نماینده مجلس شده است و طبق قانون اساسی دخالت قوه مقننه در کار قوه قضاییه ممنوع است از ریاست دادگاه ویژه استعفا می‌دهد. راهی که موسوی تبریزی نرفت.

ایرادی که مجاهدین گرفته بودند ربطی به استخدام او در دو جا نداشت بلکه آنها بر اساس قانون اساسی مورد ادعای رژیم، روی استقلال قوای مقننه و قضاییه دست گذاشته بودند.

همزمان شیخ‌علی تهرانی، استاد موسوی تبریزی و خامنه‌ای نیز آمادگی خود را برای رسیدگی به این پرونده اعلام کرده بود. اما در آن روزها رابطه‌ بهشتی با او مثل «جن و بسم‌الله» بود و در نتیجه بهشتی نمی‌خواست راز آتش‌سوزی سینما رکس آبادان توسط شیخ علی تهرانی برملا شود.

این نظر هم مطرح است که دلیل دیگر انتخاب موسوی تبریزی به ریاست دادگاه سینما رکس آبادان مشارکت او و آیت‌الله نوری همدانی در آتش زدن سینما رکس بود. او شخصاً نقش دادستان را نیز بر عهده گرفت، چرا که دادستان و مأموران قبلی پرونده در نتیجه‌ی فشارهای رژیم و اعتراضات مردم استعفا داده بودند.

محمد نوری‌زاد از قول شیخ علی تهرانی می‌گوید:‌

«هفته‌ پیش رفتم به دیدن شیخ علی تهرانی. ... او گفت: قبل از پیروزی انقلاب، روزی که خبر رسید سینما رکس آبادان را به آتش کشیده‌اند و ده‌ها نفر یکجا سوخته و زغال شده‌اند، من و نوری همدانی و جمعی دیگر در محفلی نشسته بودیم. زهر این خبر که به جان مجلس نشست، نوری همدانی سرش را به من نزدیک کرد و دم گوشم گفت: این کارِ ما بوده. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون به‌ما خبر رسیده بود که خوزستان ساکت است و با انقلاب همراه نیست و کارکنان صنعت نفت نیز به اعتصابیون نپیوسته‌اند. ما باید هم مردم را و هم کارکنان شرکت نفت را تحریک می‌کردیم ....» [10]

همچنین سیدحسین موسوی تبریزی قبل و بعد از آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در این شهر حضور داشت و احتمالاً نوری همدانی از طریق دامادش در جریان این فاجعه قرار گرفته بود. او می‌گوید:

«روز ۱۳ یا ۱۴ رمضان بود که سوار قطار شدم و به قم آمدم و آتش‌سوزی سینما رکس هم چند روز پس از آن رخ داد. در تهران در مسجد جلیلی در خیابان ایرانشهر سخنرانی می‌کردم که آیت‌الله مهدوی‌کنی هم آنجا بودند. همانجا در سخنرانی‌ام در شب قدر به آتش زدن سینما رکس اشاره کردم.»

محمد جعفری، مدیر روزنامه انقلاب اسلامی و از نزدیکان بنی‌صدر که بین سال‌های ۶۰ تا ۶۵ زندان بود می‌گوید:‌

«در آن شبی که در اخبار رادیو و تلویزیون اعلان شد که حجت‌الاسلام موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب شده است، یکی از زندانیان اتاق یک، بند ۶، تعریف کرد که در آن لحظه پیش تیمسار سجده‌ای[رئیس کمیته مشترک] در اتاق با هم نشسته بودیم. وقتی این خبر اعلان شد، تیمسار سجده‌ای گفت: انالله و انا الیه راجعون. پرسیدم یعنی چه تیمسار؟ او در جواب گفت: دیگر کار من تمام است و با آمدن این شخض مرا اعدام خواهند کرد. گفتم چرا؟ پاسخ داد:‌ برای این که ما عاملین آتش زدن سینما رکس آبادان را شناسایی کردیم و معلوم شد که دست چه کسانی در کار بوده است و من در جریان کامل و کم و کیف آن هستم و عاملین آنرا می‌شناسم و تمام این‌ها در پرونده‌ام مندرج است و چون او هم در این کار دست داشته است برای از بین بردن منبع خبر و درز پیدا نکردن به بیرون، مرا خواهند زد و همین هم شد. چند روز بعد او را صدا زدند و بردند و بعد هم او را تیرباران کردند.» [11]

دادگاه سینما رکس آبادان عاقبت در روز ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ به ریاست موسوی تبریزی با صدور حکم اعدام برای حسین تکبعلی‌زاده و ۵ نفر دیگر به نام‌های منوچهر بهمنی، علی نادری، اسفندیار رمضانی دهاقانی، فرج‌الله مجتهدی و سیاوش امینی آل آقا و صدور احکام اعدام غیابی برای عده‌ای بیگناه دیگر به کار خود پایان داد. در حالی که عاملان اصلی نازشست گرفته و به کرسی مجلس چسبیده بودند.

حسین تکبعلی زاده تنها عامل زنده مانده‌ی این فاجعه در دادگاه به نقش کیاوش [12]، رشیدیان،[13] لرقبا و ابوالپور به عنوان آمران این جنایت اعتراف کرده بود. کیاوش به فرمانداری آبادان و مدیرکلی آموزش و پرورش خوزستان رسید و سپس به مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی راه یافت. محمد رشیدیان به هم نمایندگی مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی و ریاست کمیته رسید و محمود ابوالپور رئیس آموزش و پرورش آبادان شد و لرقبا که بنزین هواپیما در اختیار آن‌ها قرار داده بود نیز در پست‌های آموزشی به کار گرفته شد.

به جای آمران و مباشران جنایت سینما رکس آبادان، ستوان منوچهر بهمنی با اینکه در هنگام آتش‌زدن سینما در مرخصی به سر می‌برد و برای یاری رساندن به قربانیان خود را به سینما رسانیده بود از آن‌جایی که در همان ایام به موسوی تبریزی یک سیلی زده بود به اعدام محکوم شد.

موسوی تبریزی پس از فاجعه‌ سینما رکس آبادان در حسینیه اصفهانی‌های آبادان که گردانندگان آن از مسئولان اصلی آتش‌زدن سینما بودند منبر می‌رفت. او در موقع خروج سوار بر موتور راهی خرمشهر می‌شود. در راه ستوان بهمنی افسر شهربانی آبادان به او دستور توقف می‌دهد، اما موسوی تبریزی اعتنایی نمی‌کند. بالاخره بهمنی تیر هوایی شلیک می‌کند و پس از تعقیب و گریز او را مجبور به توقف کرده و یک سیلی به وی می‌زند.

موسوی تبریزی ستوان بهمنی را به اتهام شلیک به مردمی که در حال فرار از سینما رکس آبادان بودند اعدام کرد!

علی نادری صاحب سینما رکس آبادان بیش از ۱۵ سال بود که سینما را به شخص دیگری اجاره داده و خود در تهران زندگی می‌کرد و در روز آتش‌سوزی نیز سوار قطار به سمت خرمشهر می‌رفت یکی دیگر از کسانی بود که اسیر تیغ عدالت موسوی تبریزی شد.

زمانی که موسوی تبریزی دیگر اصلاح‌طلب و "ضد خشونت" شده بود، در مصاحبه‌ای با او در این باره پرسیدند:

«علی نادری، صاحب سینما رکس چرا اعدام شد؟ وقتی سینما آتش گرفت نادری در قطار تهران - خرمشهر بود و به سوی آبادان می‌رفت. اصلاً از داستان مطلع نبود و فردای روز آتش‌سوزی گفت سینما رکس دارای آخرین تجهیزات ایمنی بود و از سوی مقامات مسوول پروانه ایمنی نیز داشت و از این نظر نیز مرتباً بازدید می‌شد ولی وسعت خرابکاری به حدی بود که این تجهیزات را نیز به کلی از بین برد.»

موسوی تبریزی برای توجیه اعدام علی نادری به این پرسش چنین پاسخ گفت:

«سینما رکس از ایمنی پایینی برخوردار بود و حتی راه فرار را با ظروف نوشابه بسته بودند. شهرداری از یک هفته پیش از آتش‌سوزی اخطار کرده بود که تانکر آتش‌نشانی خالی است، اما به این توصیه عمل نشده بود. شهرداری علیه مدیر سینما رکس شهادت داد که صاحب سینما رکس اخطار‌هایش را نادیده گرفته است. می‌گفتند آتش‌نشانی شرکت نفت، بهترین آتش‌نشانی خاورمیانه است اما طبق تحقیقاتی که شد، دستور داشته که با تأخیر به محل بیاید. مسئول آتش‌نشانی و شهربانی را محاکمه کردیم؛ البته رزمی فرار کرده بود اما بهمنی اعدام شد.» [14]

اسفندیار رمضانی دهاقانی- مدیر سینما رکس به سبب کمبود ایمنی در سینما رکس و استخدام افراد ناآزموده اعدام گردید.

آیا سیدحسین موسوی تبریزی حاضر است حکم اعدام قالیباف و مسئولان بنیاد مستضعفان را به علت ایمنی پایین ساختمان پلاسکو بدهد؟‌

فرج‌الله مجتهدی، کارمند ساده ساواک پیش از آتش‌زدن سینما رکس به آبادان منتقل شده بود. موسوی تبریزی این جابه‌جایی را برای فراهم نمودن زمینه آتش‌زدن سینما خواند.

سرهنگ سیاوش امینی آل‌اقا -رییس اداره اطلاعات شهربانی آبادان که متخصص ضدخرابکاری بود و دادگاه نتوانست کوچکترین پیوندی میان او و آتش‌زدن سینما برقرار کند نیز به اعدام محکوم شد.

در سال‌های بعد سنگ قبر قربانیان فاجعه‌ی آتش‌سوزی سنیما رکس آبادان نیز از خشم «امت خداجو» و «در صحنه» در امان نماند.

موسوی تبریزی در مورد آن‌ها گفته است: «کشته‌‌شدگان هم اکثراً جوان و از افراد انقلابی چپ بودند، اکثریت حتی مذهبی هم نبودند.» [15]

در طول ۴ دهه گذشته به شکل معناداری هیچ‌گاه یادبود یا برنامه‌ای برای قربانیان این فاجعه از سوی جمهوری اسلامی و افشای «جنایات شاه» و «ساواک» برگزار نشده است. [16]

متأسفانه گروه‌های سیاسی نه تنها هیچ کوششی برای کشف حقیقت به خرج ندادند بلکه تا سال‌ها همچنان شاه و ساواک و امپریالیسم آمریکا و ... را عامل این جنایت معرفی می‌کردند و همین دست موسوی تبریزی را برای سرهم‌بندی‌کردن دادگاه باز گذاشت.

نظام سلطنتی هم بی‌تقصیر نبود. آن‌‌ها اطلاعات نسبتاً دقیقی راجع به موضوع داشتند. متهم اصلی دستگیر شده و به جرائم خود اعتراف کرده بود؛ از ارتباط عوامل آتش‌سوزی با جریان‌های مذهبی شهر باخبر بودند و چنانچه اراده‌ای برای پیگیری قضایی داشتند، کشف حقیقت امکان‌پذیر بود. اما سیر حوادث و سرعت فعل‌ و انفعالات چنین امکانی را به وجود نیاورد. ساواک نیز در آن شرایط بحرانی با پیگیری پرونده مخالفت می‌کرد و «سپهبد مقدم» رئیس ساواک با انتشار اسنادی که از شرکت مخالفان مذهبی در این جنایت بدست آمده بود، مخالفت می‌کرد. دولت «آشتی ملی» شریف‌ امامی نیز می‌کوشید روحانیت را از خود نرنجاند و با منتشر کردن اطلاعات بدست آمده مخالفت می‌کرد. آن‌ها معتقد بودند برگرداندن اتهام به سمت روحانیت اوضاع را بد‌تر می‌کند. چرا که مردم باور نمی‌کردند که روحانیت دستور آتش زدن صد‌ها بی‌گناه را داده باشد.

تلاش برای سرکوب نیروهای سیاسی

موسوی تبریزی از همان فردای پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی یکی از پیگیران اصلی سرکوب نیروهای سیاسی بود و کوچکترین لغزشی در این رابطه را بر‌نمی‌تابید. او سخنگوی جمعی بود که به دیدار خمینی با مسعود رجوی و موسی خیابانی در بهار ۱۳۵۸ اعتراض داشت. دیداری که به نوبه‌ خود می‌توانست از سطح درگیری‌ها بکاهد. خود او در این زمینه در گفتگو با نشریه «یادآور» مورخ ۱۳۸۷ اعتراف کرده و می‌گوید:

«در اردیبهشت یا خرداد ۵۸ بود که امام «رحمه‌الله» به مسعود رجوی و موسی خیابانی، اجازه ملاقات دادند. من به ایشان اعتراض کردم. در جلسه‌ای دوستانه بودیم؛ من، آقای ری‌شهری، آقای فاکر و گمانم آقای معادیخواه و چند نفر دیگر [فهیم کرمانی، محمد جعفری گیلانی، غلامحسین حقانی، محمد عبایی خراسانی] هم بودند. دوستانی که از زندان درآمده بودند، مثل آقای فاکر و آقای معادیخواه از ما تند‌تر بودند که چرا امام به این‌ها اجازه ملاقات داده‌اند. من این مسئله را به حاج احمد آقا منتقل کردم، گفت بیایید خودتان با امام صحبت کنید. در‌‌ همان تاریخ، شاید یک هفته بعد از ملاقاتی که احمد آقا به آن‌ها داده بود، برای ما ملاقات گذاشت و به دیدن امام رفتیم. امام در گوش دادن به حرف‌ها خیلی بی‌تکلف بودند. بعد از انقلاب هم این تشریفات و تعارفات کذایی حالا نبود. واقعاً ما به عنوان یک طلبه جوان ۲۷، ۲۸ ساله خیلی راحت با امام می‌نشستیم و صحبت می‌کردیم. سخنگوی آن دوستان هم من بودم.»

افراد فوق جملگی حکام شرع منتخب خمینی، منتظری، بهشتی و قدوسی بودند که نقش اساسی در سرکوب و شکنجه و نقض حقوق بشر داشتند.

موسوی اردبیلی در مورد تلاش موسوی تبریزی برای پرونده‌سازی علیه قضات دادگستری نزد خمینی می‌گوید:‌

«مثلاٌ یک روز خدمت امام بودم و آقای موسوی تبریزی هم حضور داشت، به امام گفت قضات دادگستری ریششان را دو تیغه- سه تیغه می‌کنند فاسقند و قضاوت‌شان درست نیست، ما هرچه به آقای موسوی اردبیلی می‌گوییم دادگستری را منحل کنند، ایشان می‌گویند صلاح نیست. امام به شدت با موسوی تبریزی برخورد کردند و گفتند چرا مواظب حرف خودت نیستی؛ از کجا می‌دانی که این‌ها فاسقند؟! گفت ریش می‌تراشند....» [17]

موسوی تبریزی، اسدالله لاجوردی، محمدی گیلانی

یکی از مسئولان اصلی سرکوب و کشتار دهه‌ی ۶۰

پس از سی خرداد ۶۰، تبریز و آذربایجان که یکی از کانون‌های اصلی تشکیلات مجاهدین بود، مورد تاخت و تاز موسوی تبریزی و نیروهای تحت امرش قرار گرفت. خمینی سال ۶۰ را سال «قانون» معرفی کرده بود! و موسوی تبریزی هم نماینده‌ی مجلس از تبریز بود و هم رئیس دادگاه‌های انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی و غربی که در تضاد با قانون اساسی و اصل تفکیک قوا بود. درنده‌خویی و وحشی‌گری او تا آن‌جا برای خمینی مهم بود که حتی حاضر نبود به لحاظ شکلی هم که شده قانون اساسی نظام اسلامی را رعایت کند.

او حاکم مطلق‌العنان آذربایجان شرقی بود. خودش می‌گوید:‌

«در تبریز هم سپاه داشتیم و سپاه قوی‌ای هم داشتیم. مثلاً آقای حسین علایی که فرمانده نیروی دریایی شد و الان هم [مدیرعامل شرکت هواپیمایی] «آسمان» است، من ایشان را به‌عنوان فرمانده سپاه تبریز معرفی کردم. در تبریز، سپاه و همچنین کمیته و دادستانی، همه با من بودند، هیچ‌کدام منحصراً کار نمی‌کردند، اگر هم کار می‌کردند، من جلویشان می‌ایستادم و انصافاُ هم هماهنگ بودند. آخرین فرمانده سپاه تبریز در آن زمان هم آقای چیت‌چیان، وزیر نیروی فعلی، بود.» [18]

موسوی تبریزی تنها به صدور حکم اعدام و زندان‌های طویل‌المدت اکتفا نمی‌کرد بلکه خود شخصاً در بازجویی و شکنجه‌ زندانیان شرکت می‌کرد، کابل به دست می‌گرفت و گاه در مراسم اعدام آن‌‌ها نیز حضور می‌یافت و از این بابت در کشور زبانزد بود. شقاوت‌بار ترین شکنجه‌ها و کشتار‌ها در حضور او و به دستور او صورت می‌گرفت.

چنانچه گفته می‌شود یک نمونه آن دستور شلیک رگبار گلوله به گلوی اکبر چوپانی است که منجر به قطع سر او شد. و یا شخصاً در یک مورد به ادعای خود برای بیرون آوردن اطلاعات از دهان یک زندانی، با دست انداختن در دهان وی، فک بالا و پایین او را با شدت هرچه تمام‌تر به دو سمت مخالف کشیده و باعث در رفتن فک وی شده بود. او تا لحظه‌ی اعدام از دردی جانکاه رنج می‌برد.

موسوی تبریزی در مصاحبه‌ مطبوعاتی‌ خود در دوم شهریور ۱۳۶۰ ضمن اعلام دستگیری «۴۶۰ تن از اعضای سازمان منافقین، راه‌کارگر، اقلیت، پیکار، کومله و اتحادیه کمونیست‌ و سایر گروهک‌های دیگر» طی چند روز اعلام کرد که:

«تعدادی از این زندانیان در دادگاه محاکمه و به اعدام محکوم شدند و پرونده بقیه تحت بررسی است.» او همچنین «به سرمایه‌داران و کسانی که خانه و یا مکانی در اختیار گروهک‌ها قرار می‌دهند اخطار کرد که چنانچه مشاهده شود کسی مکانی برای فعالیت گروه‌ها در اختیار آنان قرار دهد، در دادگاه‌های انقلاب به عنوان محارب و باغی و مفسد محاکمه و به اعدام محکوم خواهد شد.» [19]

«بی‌رحمی و شقاوت» او و شهرتی که بهم زده بود موجب شد تا خمینی پس از کشته شدن قدوسی در انفجار ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ دادستانی کل انقلاب، او را به تهران فرا بخواند و پست دادستانی کل انقلاب را با اختیارات ویژه به او بدهد.

خمینی این میزان از اعتماد را بیخود نثار او نمی‌کرد، با توجه به ویژگی‌‌هایش او را برای این سمت انتخاب کرده بود و در کنار منزل خود در جماران به او خانه داده بود.

موسوی تبریزی در مورد نقش خود در سرکوب نیروهای سیاسی و به ویژه مجاهدین می‌گوید:‌

«روز دومی که من دادستان شده بودم، در نخست‌وزیری جلسه داشتیم. نخست‌وزیر هم آقای مهدوی‌کنی بود و رئیس‌‌جمهور هم نداشتیم؛ آقای رجایی شهید شده بود. ... آقای هاشمی رفسنجانی هم آن‌روزها در خارج از کشور ـ شاید کره‌ـ بود. در آن جلسه آقایان موسوی اردبیلی، مهدوی کنی، محسن رضایی به‌عنوان فرمانده سپاه، بهزاد نبوی به‌عنوان وزیر مشاور، من به‌عنوان دادستان و چند نفر دیگر حضور داشتند. آقای مهدوی‌کنی گفت: «حالا ما دیگر مشکل می‌توانیم با این‌ها (مجاهدین) برخورد کنیم.» ایشان پیشنهاد کرد «به واسطه‌ی آقای طاهر احمدزاده با آقای رجوی صحبت بشود، بلکه راضی بشوند تا مذاکره و گفت‌وگو کنیم، حتی اینها در بعضی پست‌ها قرار داده بشوند تا این غائله ختم بشود.» ...

من هم گفتم: «با این وضع نمی‌توانیم این مجوز را بدهیم.» من پس از جلسه چون هنوز در تهران منزلی نداشتم،[20] شب‌ها بیت امام می‌خوابیدم، رفتم آنجا و خدا رحمت کند آیت‌الله صدوقی ـ رضوان‌الله تعالی علیه ـ آن‌جا بود و دید که من کمی گرفته و ناراحتم. گفت: «جریان چیست؟» گفتم: «جریان این است و وضع این‌گونه است. وزرا غالباً به وزارت‌خانه نمی‌آیند و در خانه کارهای‌شان را انجام می‌دهند. ترور همه‌جا را گرفته و تهران به هم ریخته است. حتی دوـ سه نفر از روحانیونی که مخالف انقلاب بودند ترور شده‌اند. همین که عمامه به‌سر می‌بینند می‌زنند. یک آقای خلیلی در قم بود که چندان با انقلاب و نظام کاری نداشت، آمده بود تهران کار داشت، او را جلوی ترمینال اتوبوس‌های شمس‌‌العماره زدند. وضع به این خرابی است، از آن طرف آقای مهدوی این‌گونه پیشنهاد می‌کند.» آقای صدوقی گفت که این موضوع را باید با امام مطرح کنیم. ساعت ده‌شب بود که ایشان اصرار کرد تا حاج‌احمدآقا برود و به امام بگوید. ما شبانه رفتیم و این مسائل را با امام مطرح کردیم.

امام فرمود: «پیشنهاد شما چیست؟» من گفتم: «اگر دولت دخالت نکند، ما مسئله را حل می‌کنیم. همه‌چیز درست می‌شود و امنیت به‌دست می‌آید.... سرانجام امام به حاج‌‌ احمدآقا گفت که جلسه‌ی‌ فردا با حضور نخست‌وزیر و قوه ‌قضاییه تشکیل بشود. جلسه‌ی دوم در منزل آیت‌الله موسوی اردبیلی که در مکان فعلی شورای‌نگهبان بود، تشکیل شد. آیت‌الله مهدوی کنی هم آمد. اعضای شورای‌عالی قضایی هم بودند، بنده هم حاضر بودم. احمدآقا آن‌جا گفت که نظر امام در مورد مسائل این است که فلانی (یعنی بنده) دادستان کل انقلاب است، سیاست برخورد با این‌ها، رفتار و کیفیت کار را ایشان مشخص کند. دولت و شورای‌عالی قضایی هم کمک کنند و دخالتی در امور نکنند. آن‌ها هم گفتند باشد. این بود که ما به‌دنبال برنامه‌ریزی رفتیم.» [21]

به این ترتیب خمینی ریش و قیچی سرکوب را به دست او می‌دهد.

او در جای دیگری می‌گوید:‌

«خدمت حضرت امام (س) رسیدم. ایشان با یک حالت تأثری فرمودند: «یک کاری کنید لااقل آقای خامنه‌ای پنج ـ شش ماه در ریاست جمهوری بماند.» من هم با حالت شوخی عرض کردم: «آقا! داریم ریشه را می‌خشکانیم. ان‌شاءالله دیگر کاری نمی‌توانند انجام دهند.» [22]

برنامه‌ی مورد نظر او چیزی نبود جز تهدید و کشتار و به کارگیری سیاست «النصر بالرعب». او که حمایت خمینی و شورای عالی قضایی و دولت و مجلس را داشت در مصاحبه‌ رادیو و تلویزیونی ۲۷ شهریور ۱۳۶۰ که در روزنامه‌ی جمهوری اسلامی ۳۰ شهریور همان سال انعکاس یافت به صراحت گفت:‌

«باید حکومت، حکومت الله اکبر باشد. مردم از ما می‌‌خواهند، ما که نمی‌خواهیم یک عنوان داشته باشیم. ما در برابر این خرابکاری‌ها که مسلحانه و یا با کوکتل و سه راهی بیایند بیرون یا عد‌ه‌ای این کار را بکنند و عده‌ای هم کار چاق کن آنها باشند ما نمی‌توانیم در برابر آنها دست روی دست بگذاریم.... اگر این‌ها را دستگیر کردند دیگر معطل این نخواهند شد که چندین ماه این‌ها بخورند و بخوابند و بیت‌المال مصرف کنند. این‌ها محاکمه‌شان توی خیابان است.

هر کس کوکتل به دست گرفت و در برابر نظام جمهوری اسلامی ایستاد، همان‌جا محاکمه شد. وقتی دستگیر و به دادستانی رسیدند محاکمه شده‌اند و حکم‌شان اعدام است. این‌ها یاغی و شاهربالسیف و رعب و وحشت ایجاد می‌کنند. به نظام جمهوری اسلامی حمله می‌کنند خون هزاران شهید را پایمال می‌کنند، بیت‌المال مسلمین را حیف و میل می‌کنند، کشتن این‌ها واجب است نه جایز. هر کس را در خیابان در درگیری و تظاهرات مسلحانه و آ نها که پشت این اشرار مسلح قایم می‌شوند و اینها را تقویت و راهنمایی می‌کنند، موتور می‌دهند و یا می‌خواهند ماشین بدهند و دستگیر می‌شوند بدون معطلی و همان شب که دو نفر پاسدار و یا مردم شهادت دهند که آنها در درگیری بودند و مسلحانه یا پشت سر افراد مسلح و علیه نظام جمهوری اسلامی قیام کرده‌اند کافی است و همان شب اعدام خواهند شد.

و دیگر پدر و مادرهای این منافقین توقع نداشته باشند که ما عفو بدهیم. ما نمی‌توانیم در برابر این همه مردم عفو و اغماض کنیم. من به تمام دادستان‌های شهرستان‌ها هم اعلام می‌کنم که حتمأ اینچنین باشند و اگر نباشند خودشان مجازات خواهند شد. ...ما نظام جمهوری اسلامی می‌خواهیم تنها که نماز و روزه نیست یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هر کس در برابر این نظام و امام عادل مسلمین بایستد کشتن او واجب است. اسیرش را باید کشت و زخمی‌اش را زخمی‌تر کرد که کشته شود. کتاب نهایه شیخ از هزار سال پیش و معتبر علامه از ۶۰۰ سال پیش و... این حکم اسلام است چیزی نیست که ما تازه آورده باشیم الان هم حکم مراجع همین است هرکس از اطاعت امام عادل خارج شود و در برابر نظام بایستد حکم‌شان اعدام است.

پدر مادرها در درجه اول دست بچه‌هایشان را بگیرند و اینها را از پرتگاه سقوط نجات دهند اگر نیامدند بگویند که آن‌ها فرزندشان نیستند و توی دلشان از نظام ناراحت نباشند و توقع عفو هم نداشته باشند امام تا حال هرچه امکان داشت درباره عفو گفته اند و ارشاد کرده اند و مهلت داده اند حالا هم قبل از دستگیری مهلت دارند.»

با این حکم بود که به زخمی‌ها هم رحم نکردند و آن‌ها را از بیمارستان‌ها مستقیماً به شکنجه‌گاه‌ها گسیل می‌داشتند تا در زیر شکنجه به قتل برسانند. در آن دوران بهداری اوین که در مجاورت ۲۰۹ اوین یکی از شکنجه‌گاه‌های اصلی اوین قرار داشت خود قتلگاهی ویژه بود که در آن «نیم‌کش‌ها را تمام کش» می‌کردند.

موسوی تبریزی در سخنرانی خود در نمازجمعه تبریز ضمن رد اعدام کودکان ۱۲ ساله می‌گوید:‌

«اولاً در بین اعدام شدگان، کسی کمتر از ۱۶ سال نبوده، در ثانی این حرف‌های آن‌ها، مطلقاً در قاطعیت ما تأثیری نخواهد گذاشت. »[23]

او می‌‌پذیرد که نوجوان ۱۶ ساله را اعدام کرده‌اند. اما در همین رابطه هم دروغ می‌گوید. اسناد و شواهد زیادی از اعدام کودکان کم‌سن و سال‌تر وجود دارد. آیت‌الله منتظری در نامه‌ی ۵ مهر ۱۳۶۰ خود به خمینی روی اعدام دختران ۱۳-۱۴ ساله تأکید می‌کنند.

او در همین سخنرانی در مورد قاطعیت اسلامی می‌گوید:‌

«ملت ایران اگر در جنگ با رژیم منحوس پهلوی، شصت هزار نفر شهید داده، اکنون حاضر است که ششصدهزار نفر و یا ۶ میلیون نفر شهید بدهد تا دیگر آمریکا و طرفداران آمریکا، نتوانند به داخل این کشور، راه پیدا کنند. ...امیدوارم با قاطعیتی که در برابر منافقین به کار گرفته می‌شود، هرچه زودتر، منافقین ریشه‌کن بشوند.»

بماند که ۶۰ هزار شهید در دوران انقلاب دروغی بیش نیست که مقدمه‌ی قانون اساسی هم روی آن مانور داده شده. اما تأکید روی آمادگی برای دادن «۶ میلیون شهید»، بیانگر نگاه موسوی تبریزی است. او چنانچه لازم می‌دید و یا قدرتش را داشت برای حفظ «اسلام» حاضر بود به مراتب بیش از این قربانی از دشمنان اسلام بگیرد.

موسوی تبریزی در ادامه‌‌ سیاست وحشت‌آفرینی و ترس در تاریخ ۶ مهرماه ۱۳۶۰ یک هفته پیش از برگزاری سومین انتخابات ریاست جمهوری با هشدار نسبت به «آشوبگران و اغتشاشگران» روز انتخابات، به اعلام موضع دادستانی در این زمینه پرداخت. او هرگونه «آشوب‌طلبی» را با اشد مجازات همراه دانسته و با بیان اینکه موضع دادستانی انقلاب، یک موضع کاملاً انقلابی است، گفت:

«چون در این کشور جمهوری اسلامی حکمفرماست و اکثر مردم از این جمهوری اسلامی پشتیبانی می‌کنند و خواهان این جمهوری هستند، در نتیجه ما باید خواسته‌ی مردم و خواسته‌ اسلام را در نظر بگیریم و لذا نمی‌توانیم در برابر این گونه مسایل بی‌تفاوت باشیم.»

موسوی تبریزی همچنین به ۲۰۰ نفر از «آشوبگرانی» که در تظاهرات‌های خیابانی شهریور و مهر ۱۳۶۰ دستگیر شده بودند اشاره کرد و قضاتی را هم که در محاکمه فتنه‌گران سهل‌انگاری و کوتاهی کنند، به محاکمه تهدید کرد و هشدار داد هیچ سهل‌انگاری در محاکمه محاربان با خدا و رسول پذیرفته نیست. بر اساس همین تهدیدها و رهنمودها بود که اکثریت قریب به اتفاق افراد مزبور در کشتارهای دسته‌جمعی مقابل جوخه‌‌ی اعدام قرار گرفتند.

او در همین مصاحبه تأکید کرد:

«کسانی که در روز انتخابات، قصد ایجاد اغتشاش و رعب و وحشت داشته باشند، توسط پاسداران و ماموران انتظامی دستگیر و بلافاصله در دادگاه‌های انقلاب محاکمه و اعدام خواهند شد، چون برای این گونه افراد محارب در زندان‌ها جایی نیست و نگه داشتن این اشخاص محارب باعث اتلاف وقت است.» [24]

او در مصاحبه‌های تلویزیونی حتی کسانی را که به هواداران مجاهدین و «ضد‌انقلاب» جا و امکانات می‌دادند به اعدام تهدید می‌کرد.

موسوی تبریزی به همراه لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی مرکز و حکام شرع اوین که رهنمود‌های آن‌ها را اجرا می‌کردند مشکل کمبود جا در زندان‌ها را با جوخه‌های اعدام حل می‌کردند.

وی با انجام این مصاحبه‌ها دست لاجوردی و بی‌رحم‌ترین بازجویان و شکنجه‌گران را برای اعمال وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها بازمی‌کرد و در عین حال فضای لازم برای صدور احکام اعدام‌ را ایجاد می‌کرد.

او در گفتگو با روزنامه اطلاعات در مورد مرتد و محارب می‌گوید:‌

«عمده این است که حکم مرتد روشن است. در عرض دو دقیقه می‌شود به یک جوان، به یک فرد فهماند که مرتد چیست، عمده چیزی است که قاضی باید انجام دهد، و آن تطبیق و تشخیص مصداق است که آیا این مرتد است یا نیست. حکم محارب روشن است. آیه صریح قرآن است. عمده تطبیق این است که این شخص را که من دارم محاکمه می‌کنم، آیا محارب هست یا نیست، مفسد هم همینطور، سارق هم همینطور، جانی هم همینطور، بالاخره آن‌چه که مسلم است در قاضی، عارف بودن به مصادیق اسلام و تطبیق احکام با آن مصادیق است.»

او در همین گفتگو در ادامه در مورد باغی می‌گوید:

«باغی کسی است که «خرج عن طاعه الامام العادل» خروج کند علیه امام و خارج بشود از طاعت امام، امام عادل، امامی که مبسوط‌الید است و در رأس حکومت اسلامی قرار دارد. ...اگر کسی علیه آن امام خروج کند قام کند آن آدم باغی است... مثل جنگ محاربین و منافقین و یا معاندین اقلیت و پیکار و امثال این‌ها با حکومت البته اگر این گروه‌هایی که افرادشان خروج کرده‌اند علیه حکومت اسلامی یا علیه رهبری امام عادل خروج کرده‌اند، چنانچه مسلمان باشند، به آنها می‌‌گویند باغی اگر غیر مسلمان باشند به آن‌ها می‌گویند محارب. ... حکم‌شان این است که اگر آن‌ها اسیر شدند کشته می‌شوند، بیمارشان و زخمی‌شان هم اعدام می‌شود. در صورتی‌که مرکزیت گروهشان باقی باشد. اما گر حکومت اسلامی توانست مرکزیت گروه‌شان را دستگیر کند بکشد، و آن‌ها را از همدیگر بپاشد، آن‌وقت اسرا را می‌توانند عفو کنند و نکشند. » [25]

او در همین گفتگو دامنه‌ محارب را تا قبل از تشکیل حکومت اسلامی بسط می‌دهد.

موسوی تبریزی در گفتگویی که با خبرنگار روزنامه اطلاعات داشت گفت:‌

«موضع دادستانی یک موضع قاطع اسلامی است. چون در این کشور جمهوری اسلامی حکم‌فرماست و اکثر مردم ایران از این جمهوری اسلامی پشتیبانی می‌کنند... لذا نمی‌توانیم در برابر مسائل و حوادث روز بی‌تفاوت باشیم. موضع ما یک موضع قاطع و اسلامی است.» [26]

او در سخنان پیش از خطبه‌های نماز جمعه ۲۲ آبان ۱۳۶۰ در مورد «ضرورت مقابله با عوامل منافق و تروریست و همچنین قاطعیت بیشتر دادگاه‌های انقلاب» گفت:

«ما قیام کردن در برابر چنین کشور و چنین رهبر و چنین ملتی را کفر و الحاد و محارب با اسلام و قرآن می‌دانیم و خون آن هدر است و نه تنها جایز بلکه واجب است و این اسلام است و این قرآن است این فتوای فقهای شیعه است. اگر ما امامت را به عنوان یک مکبت قبول داریم، ایستادن در مقابل یک مکتب، قیام کردن یک قیام سیاسی محسوب نمی‌شود بلکه یک قیام در مقابل مکتب محسوب شده و محارب با اسلام و قرآن است. اگر کسی با قاطعیت در برابر این‌ها نایستد، مجرم است و از کمک‌کنندگان همان محاربین می‌باشد.»

او سپس «با اشاره به رفتار برخی از مردم بی‌تفاوت که خواسته یا ناخواسته به اهداف ضد‌انقلاب کمک می‌کنند» گفت:‌

«آن‌هایی که بی‌تفاوت هستند و انقلاب و اسلام را درک نکرده‌اند و یا ضد‌انقلاب و اسلام هستند... این‌ها باید بدانند این ملت شهید داده است این ملت سال‌های سال با آروزی حکومت اسلامی مبارزه کرده است. امروز این حکومت اسلامی را ارج می‌دهد و هرگز اجازه نمی‌دهد تا مسئولین کشور در برابر شرارت‌ها بی‌تفاوت باشند و حتی سکوت اختیار کنند. افرادی که امروز تحت تأثیر رادیو‌های اجانب قرار گرفته در خانه‌های راحت خود فریادهای ضدبشر به اصطلاح مدافعین حقوق بشر را می‌شنوند و به عنوان مدافع صحبت از عفو و بخشش به میان می‌آورند و می‌گویند حالا دیگر موقع عفو و رحمت است باید آمارها را نگاه کنند و بعد قضاوت کنند. » [27]

موسوی تبریزی در مصاحبه‌ی مطبوعاتی ۲۵ آبان ۱۳۶۰خود ضمن انکار شکنجه و اعدام زنان باردار، آمار زندانیان سیاسی را تقریباً ۷ هزار نفر اعلام کرد. و در مورد «شایعه‌‌ای که در شمال کشور به خانواده‌ها حق اجازه‌ی دفن بچه‌هایش خود را در قبرستان نداده‌اند،‌ گفت:‌

«این یک شایعه‌ بی‌اساس است ولی از نظر مسئله شرعی و فقهی در اسلام در قبرستان مسلمین دفن افراد غیر مسلمان جایز نیست.» [28]

تردیدی نیست که موسوی تبریزی دروغ می‌گوید. اسناد و شواهد متعددی از دفن اعدام‌شدگان در خانه‌ی شخصی و باغ والدین و جنگل در دست است. از این گذشته زنان باردار متعددی در سال ۶۰ اعدام شدند و یا به خاطر اعمال شکنجه دچار سقط جنین شدند.

او در اول آذرماه ۱۳۶۰ در مصاحبه با نشریه پیام انقلاب گفت:‌

«مثلاً ما می‌گوییم افرادی که مسلحانه علیه انقلاب اسلامی قیام نکنند، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را قبول دارند و در چهارچوب قوانین مصوب مجلس شورای سلامی عمل کنند با آن‌ها کاری نداریم. اما اگر مثلاً یکی از فدائیان اکثریت بیاید و در سپاه یا جهاد خودش را به عنوان مسلمان جا بزند و نفوذ کند ما چنین کسی را دستگیر کرده و اعدام می‌کنیم برای این که یک توطئه است. باید بگوید که من اکثریتی هستم و اگر هر اداره که برود بگوید من مسلمان هستم و سر مسئولین کلاه بگذارد و بعداً‌ معلوم شود که توده‌ای یا اکثریتی است، او به عنوان توطئه و نفوذ در نهاد‌های اسلامی به منظور تخریب حساب می‌شود.» [29]

موسوی تبریزی در مصاحبه‌ی مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی خود در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۶۰ منکر وجود زندانی سیاسی در کشور شد و گفت:‌

«... ما مجرمین سیاسی ندارم این‌ها تروریست‌اند و توطئه‌‌گرند و خیانتکار و وحشی‌اند. این افراد محاکمه می‌شوند در دادگاه اسلامی و محاکمه‌شان هم با مجرمین دیگر فرق ندارد و طبق احکام اسلام با آن‌ها رفتار می‌شود و مجارات می‌شوند. » [30]

فضای آن روزهای بازجویی و شکنجه در اوین و کمیته مشترک را می‌توان از خلال یادداشت‌های هاشمی رفسنجانی ترسیم کرد. او در مورد شکنجه‌های اعمال شده بر روی رهبران حزب توده و اقدام به خودکشی آن‌ها یک ماه پس از دستگیری خبر می‌دهد:

۲۰ اسفند سال ۱۳۶۱ «... پیش‌ از ظهر آقای‌[سیدحسین‌]موسوی‌ [تبریزی‌] دادستان‌ کل‌ انقلاب‌ به‌ منزل‌ آمد و راجع‌ به‌ کیفیت‌ برخورد با سران‌ حزب‌ توده‌ بازداشتی‌ که‌ حرف‌ نمی‌زنند و چند نفرشان‌ تاکنون‌ اقدام‌ به‌ انتحار کرده‌اند و موفق‌ نشده‌اند، مشورت‌ کرد. قرار شد جلسه‌ای‌ داشته‌ باشیم‌.»

قضات و مقامات برجسته دادگاه‌های انقلاب مرکز در مراسم ختم قدوسی؛ از راست: محمدی گیلانی، ناطق نوری، موسوی تبریزی، سیداسدالله لاجوردی

پس از انتقال موسوی تبریزی به تهران همچنان احکام اعدامی که در آذربایجان شرقی و به ویژه تبریز صادر می‌شد با هماهنگی او بود. علی شجاعی و خلیل عابدی،[31] علی اصغر هوشیار زرنقی، [32] میرزا نجف آقا‌زاده [33]حکام شرع تبریز از کارگزاران او بودند.

به گفته‌‌ شاهدان عینی سیدحسین موسوی تبریزی پس از تصدی پست دادستانی کل انقلاب اسلامی در زمان اقامت چند روزه اش در تبریز، اقدام به صدور حکم محکومیت برای متهمان سیاسی می‌کرد.

غلامرضا حسنی نماینده خمینی و خامنه‌ای و امام جمعه ارومیه در مورد نقش موسوی تبریزی در اعدام فرزندش رشید حسنی می‌گوید:‌

«آن وقت نماینده مجلس و در تهران بودم. یک روز رشید به تهران آمده بود. جایش را شناسایی کردیم. در کمیته انقلاب تهران با آیت‌الله مهدوی‌کنی تماس گرفتم و گفتم یک موردی هست، چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم هست. یکی از محافظان خودم به نام آقای جلیل حسنی را نیز همراه آنها کردم. او از بچه‌های کمیته ارومیه بود و الان به تجارت مشغول است. گفتم اگر مقاومت یا فرار کرد بزنید نگذارید فرار کند و اگر هم تسلیم شد، دستگیر کنید و به کمیته تحویل بدهید. آن‌ها رفتند و او را دستگیر کردند. رشید چند روزی در کمیته تهران بود. بعد برای بازجویی و محاکمه به تبریز انتقال دادند. او چون محل فعالیت‌هایش، استان آذربایجان بود در این شهر محاکمه و به اعدام محکوم شد و بلافاصله حکم اجرا گردید. در مرحله اول، رشید را به دادستان وقت، حضرت حجت الاسلام سیدحسین موسوی تبریزی تحویل داده بودند، او نیز وی را به یکی از دامادهایش که او هم قاضی بود، سپرد و حکم اعدام رشید را او صادر کرده بود. حتی بعد از اعدام جنازه‌اش را هم به ما تحویل ندادند.» [34]

زندانیان دهه‌ی ۶۰ تبریز، چهار تن از نزدیکان موسوی تبریزی به نام‌های زین‌العابدین تقوی فردود،[35] حسن مهاجر میلانی، اکبر غفاری و قاسم روستایی، را به عنوان مسئولان اصلی بازجویی، شکنجه، قتل و تجاوز معرفی می‌کنند.

لیست بخشی از کسانی که توسط موسوی تبریزی و افراد مورد اعتماد او در تبریز اعدام شدند در آدرس زیر آمده است. [36]

طفره رفتن از اعلام آمار اعدام‌ شدگان

او در دورانی که خود را «مدره» و «ضد خشونت» معرفی می‌کرد در مصاحبه ای با «تبریز نیوز» تلاش کرد نقش خود در کشتارهای دهه‌ی ۶۰ را کمرنگ جلوه دهد و گفت:

«بعد از آن که منافقین دست به مبارزه مسلحانه زدند من در آغاز اعدام‌های سال ۶۰ به عنوان دادستان کل انقلاب به تهران رفتم. دادستان کل کشور هیچ وقت حکم اعدام صادر نمی‌کند. احکام اعدام را قضات در سال‌های ۶۰ تا ۶۲ صادر می‌کردند. ... از لحاظ قوانین، آن‌هایی که حرکات مسلحانه کردند اعدام‌شان حق است ولی گاهی ممکن است از قاضی اشتباهی رخ داده است که از آن بی اطلاعم. از آمار اعدام‌شدگان واقعا بی‌خبرم. ما در آن زمان نیز معتقد بودیم اعدام‌ها به هر تعداد هم که باشد از تعداد ترورهای مسلحانه بیشتر نیست!»

موسوی تبریزی در مورد آمار اعدام‌ها و این که کمتر از آمار ترورهاست دروغ می‌گوید. سازمان مجاهدین فهرست اسامی ۱۱۴۲ نفر از کسانی را که در مهر ۱۳۶۰ کشته شده بودند انتشار داده است.

او همچنین در مورد این که اطلاعی از آمار اعدام‌ها ندارد قطعاً دروغ می‌گوید. تا پیش از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ مسئولان قضایی به دقت و با جزئیات آمار اعدامی‌ها و پرونده‌های تشکیل شده را اعلام می‌کردند. در حالی که در ۳۶ سال گذشته هیچ‌گاه حاضر نشده‌اند آمار رسمی اعدام‌ها را که می‌گویند مایه فخر و مباهات اسلام است اعلام کنند.

قدوسی در مصاحبه‌‌ای که در بهمن ۱۳۵۹ به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب داشت گفت:‌

«دادگاه‌ها در مدت این ۲ سال در تهران تعداد ۲۰۰۶ محکوم داشته است که از این تعداد ۴۰۶ نفر اعدام شده‌اند هم چنین پرونده‌هایی که در طول این مدت در جریان بوده و به آن رسیدگی شده ۱۱۵۶۵ پرونده بوده است.» [37]

یا در جای دیگری دوباره قدوسی آمار دقیقی داده و می‌گوید:‌

«مجموعاً ما از اول انقلاب تا به حال هفت هزار و دویست و دوازده پرونده بررسی کردیم،‌ با این که می‌دانید که هنوز در حدود بیست روز اوایل انقلاب نگذشته بود ماه‌های متعدد دادگاهی با یک قاضی و یک شعبه اداره می‌شد، معذالک هفتصد و هفت هزار و دویست و دوازده پرونده رسیدگی شده که اگر شما به دوازده تقسیم کنید می‌بینید ما ماهانه ۶۰۱ پرونده یعنی به نحو متوسط روزی ۲۰ پرونده رسیدگی کردیم، با این که پرونده‌ای بوده، که گاهی ماه‌ها روی آن کار شده، ‌البته پرونده‌ای هم بود‌، که خیلی زود رسیدگی شده و رد شده، مجموعاً ۵۸۱ مورد ما توقیف اموال داشتیم، سیصد و پنجاه و چهار مورد مصادره اموال داشتیم، که این اموال به نفع مستضعفین مصادره شده و در اختیار بنیاد قرار گرفت دو هزار و نود و سه نفر در غیر آن رابطه با مسئله شرکت‌ها ممنوع‌المعامله شده‌اند، ‌سه هزار و چهار صد و ده نفر باز در غیر رابطه با شرکت‌ها ممنوع‌الخروج کردیم، تا به وضع آن‌ها رسیدگی شود مجموعاً در خود تهران صد و هشتاد نفر اعدام شدند و زندانی‌های ما که اکثراً تلاش می‌کنیم با سرعت کارهایشان انجام بگیرد.» [38]

موسوی تبریزی و دیگران نمی‌توانستند آمار اعدام‌شدگان را بیرون دهند؛ چرا که مورد این پرسش قرار می‌گرفتند این‌همه راجع به «طاغوت» و «ساواک» و «نظام منحط شاهنشاهی» و ۷۰ هزار شهید و ... می‌گویید، در عرض دو سال در تهران ۴۰۶ نفر را اعدام کرده‌اید و در عوض تنها در مهرماه ۱۳۶۰ بیش از هزار نفر را مقابل جوخه‌ی اعدام قرار داده‌اید که اکثریت‌شان جوانان و نوجوانان دانشجو و دانش‌آموز بوده‌اند.

موسوی تبریزی در مهرماه ۱۳۶۰ راست یا دروغ ادعا می‌کند که در یک‌ماه گذشته شهریور و مهر ۱۳۶۰ که دوران اوج ترور‌های مجاهدین است، ۳۷۰ نفر ترور شده‌اند و در آبان ماه همان سال ۲۹ نفر. همان موقع تمامی سران نظام اسلامی و از جمله موسوی تبریزی، متفق‌القول ادعا می‌کردند که بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد تشکیلات مجاهدین را از بین برده‌اند. از دیماه ۱۳۶۰ به بعد سطح عملیات‌ مسلحانه مجاهدین به شدت فروکش کرد و از ابتدی سال ۶۱ کمتر شاهد عملیات مسلحانه بودیم اگرچه این‌جا و آنجا عملیات ترور که از آن به عنوان «زدن سرانگشتان» رژیم یاد می‌شد صورت می‌گیرد. سازمان مجاهدین تقریباً در نیمه‌ی دوم سال ۱۳۶۱ دیگر تشکیلاتی در ایران نداشت و کلیه اعضای خود را که می‌توانست از ایران خارج کرده بود. هسته‌های خودجوش که مرکب از هواداران مجاهدین بودند به تعداد بسیار اندک همچنان باقی مانده بودند. آمار ترور‌های مجاهدین به طور قطع و یقین از صدها نفر تجاوز نمی‌کرد. هزاران نفر بدون آن که در ترور و یا حتی اقدام مسلحانه‌ای شرکت کرده باشند به جوخه‌ی اعدام سپرده شدند.

در این دوران افراد زیادی به جرم داشتن کوکتل مولوتف و یا فشنگ در خانه به اتهام تلاش برای اقدام مسلحانه علیه نظام و محاربه با خدا اعدام شدند. ریختن چسب در قفل مغازه‌ی یک حزب‌اللهی محاربه با خدا تلقی می‌شد. نفس مخالفت با خمینی «بغی» و «طغیان» علیه «امام» تلقی شده و فرد خاطی تحت عنوان «باغی»، «طاغی» و ... به اعدام محکوم می‌شد.

موسوی تبریزی در مصاحبه‌ی مطبوعاتی خود در آبان ۱۳۶۱ می‌گوید:‌

«از ۲۲ شهریورماه تا ۲۴ آبان‌ جلوی ترور گرفته شده و ما در عرض این دو ماه بیشتر از ۳ الی ۴ ترور نداشته‌ایم. » [39]

وی در گفتگو با روزنامه اطلاعات در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۶۱ به صراحت گفت:

«... ما با سرعت ریشه‌ی این‌ها را کندیم. مملکت امن شد. الان ما ترور نداریم و یا اگر داریم، بسیار ناچیز است.»

در سال‌های اخیر دستگاه تبلیغاتی نظام اسلامی به دروغ ابتدا مدعی ۱۲ هزار ترور شد و بعدها این آمار را به ۱۵ و سپس ۱۷ و سرانجام به ۲۰ هزار نفر هم رساند تا در اذهان این‌گونه جا بیاندازد که تعداد ترور‌ها و اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ یکسان بوده است.

لاجوردی در گفتگو با خبرنگاران خارجی در ۱۵ آبان ۱۳۶۱ ادعا می‌کرد از اول انقلاب تا آن تاریخ تنها ۲ هزار نفر اعدام شده‌اند! همچنین مسئولان قضایی اصرار داشتند که تعداد اعدام‌ها متناسب با ترورها بوده است! آن‌ها همچنین تأکید داشتند که در پاییز ۱۳۶۰، ۹۰ درصد تشکیلات مجاهدین از بین رفته است، این تعداد ترور را چه کسی بعد از نابودی تشکیلات مجاهدین انجام داده است؟

همچنین در حالی که در عملیات «فروغ‌ جاویدان» مجاهدین صدها تن از نیروهای بسیجی و سپاه کشته شده بودند، نمایندگان رژیم در سازمان ملل متحد برای مقابله با آثار ابعاد عظیم قتل‌عام‌شدگان تابستان ۶۷ در سطح‌ بین‌المللی، به آمار جعلی سازمان مجاهدین مبنی بر کشتار ۵۵ هزار نفر از نیروهای رژیم در عملیات مزبور اشاره کرده و به مظلوم‌نمایی می‌پرداختند. و قتل‌عام شدگان را نیز تلفات مجاهدین در عملیات مزبور جا می‌زدند. [40]

آمار ارائه شده از سوی مرکز اسناد انقلاب ‌اسلامی از تلفات هر دو طرف به شرح زیر است:‌

«درباره‌ی اسرا و تعداد آنها آمار دقیقی در دست نیست گرچه احتمال تا پانصد نفر داده شده؛ اما بر اساس برخی شواهد و گزارشات، قریب به اتفاق آنان با حکم امام خمینی به آقای رازینی اعدام صحرایی شدند و ظاهراً جز تعداد اندکی کسی باقی نماند. در مجموع بر اساس گزارش مقامات ایران، سازمان مجاهدین تا ۴۸۰۰ کشته، اسیر و مجروح به جای گذاشت. بر اساس برخی گزارشات ۲۳۶ نفر از مردم و نظامیان خودی به شهادت رسیدند، ۳۵ خوروی نظامی و شخصی منهدم شد و علاوه بر خسارت واردشدن به یک هلی کوپتر هوانیروز، به تعدادی از ساختمان های اداری و مسکونی شهرهای کرند و اسلام آباد نیز خساراتی وارد شد. بر اساس برخی گزارشات تعدادی از اسرای ایرانی جنگ با عراق، در میان نیروهای مجاهدین خلق بودند که به هر دلیلی به این گروه پیوسته بودند و در این عملیات شرکت کردند.» [41]

از آن‌جایی که مجاهدین و مسئولان نظام اسلامی هرچه که می‌گذرد سیاست‌هایشان به هم شبیه می‌شود، وقتی این پدیده در عرصه تبلیغاتی مورد بررسی قرار می‌گیرد گویی از روی دست هم کپی‌کرده‌اند. هر دو معتقدند هر دروغی اگر تکرار شود، به حقیقت تبدیل خواهد شد.

این همان سیاستی است که مجاهدین در ارتباط با آمار قتل‌عام شدگان ۶۷ به کار می‌گیرد. پس از آن که مسعود رجوی به خاطر توجیه شکست‌های پی‌درپی‌اش آمار قتل‌ عام شدگان را به دروغ به ۳۰ هزارتن افزایش داد، تمام بخش‌های این سازمان به کار افتادند تا با مطرح کردن ادعاهای جعلی و دروغ، پای این آمار را سفت کنند. در نقطه‌ی مقابل نظام اسلامی می‌کوشد آمار ترور‌ها را به دروغ ۱۷ هزار تن اعلام کند.

مخالفت با دیدار عفو بین‌الملل از زندان‌ها

وقتی در مهرماه ۱۳۶۰ سازمان عفو‌ بین‌الملل نسبت به اعدام‌های لجام‌گسیخته و سرکوب بی‌امان نظام اسلامی هشدار داد ابتدا خمینی به میدان آمد و در مورد این سازمان گفت:‌

«بدانید که همه قدرت‌های شیطانی، همه وابستگان به قدرت‌های شیطانی مثل سازمان عفو‌ بین‌المللی و دیگر سازمان‌ها همه دست به‌هم داده‌اند که این جمهوری اسلامی را در این‌جا خفه کنند و نگذارند شکوفا بشود و خوف این را دارندکه این انقلاب به جهای دیگری که منافع آن‌ها در آن‌جاهاست صادر بشود. »

بلافاصله بعد از خمینی، موسوی تبریزی به میدان آمد و در مورد عفو‌ بین‌الملل گفت:‌

«سازمان عفو بین‌المللی با اجازه ابرقدرت‌ها کار می‌کند و با اشاره‌ آن‌ها نیز سکوت اختیار می‌کند. چطور این سازمان وقتی آیت‌الله صدر و خواهر بزرگوارش در زندان زیر شکنجه شهید شدند و هم اکنون که زندان‌های عراق پر از مبارزین می‌باشد اظهار نظری نکردند و یا در زندان‌های انگلیس که چریک‌های ایرلندی اعتصاب غذا کردند و جان سپردند. سازمان عفو بین‌الملل به آن‌جا نرفت و در مورد این سخن نگفت. و این سازمان جنایات منافقین را محکوم نکرد و در حادثه بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی که بهترین فرزندان قرآن و اسلام شهید شدند، مطلبی نگفت و چطور وقتی که در مصر و سودان رسماً اعلام می‌کنند که مخالفین را می‌کشند و ریگان پشتیبانی می‌کند، این سازمان اظهار نظری نمی‌‌کند ... » [42]

تردیدی نبود همه‌ آنچه موسوی تبریزی در مورد اقدامات عفو‌بین‌الملل می‌گوید غیرواقعی است و تنها به خاطر اجازه ندادن به این سازمان برای سفر به ایران است.

در آن زمان وزارت امورخارجه شرایطی غیرمنطقی را برای ورود عفو بین‌الملل به ایران تعیین کرد.

عفو بین‌الملل نیز چاره‌ای جز رد این پیشنهادات نداشت. یونایتدپرس در مورد واکنش عفو‌ بین‌الملل گزارش داد:

«سازمان عفو‌ بین‌الملل شرایط پیشنهادی ایران برای بازدید نمایندگانش از زندان‌های ایران را نپذیرفت. این سازمان اطلاع داده است شرایط ایران با ماهیت عملکرد این سازمان مغایرت دارد و این سازمان هیچ‌گونه شرط از قبل تعیین‌شده‌ای را نخواهد پذیرفت. سازمان عفو بین‌المللی مدعی شده است که قبول این شرایط تمامی اعتبار‌ها را از بین خواهد برد» [43]

موسوی تبریزی به منظور ممانعت از برملاشدن جنایات صورت‌گرفته در زندان‌های نظام اسلامی به عفو بین‌الملل حمله می‌کرد چرا که پیش از شروع سرکوب گسترده نیروهای سیاسی در ۳۰ خرداد ۶۰، «صلیب سرخ جهانی» از زندان اوین دیدار به عمل آورده بود.

محمد‌ کچویی رئیس زندان اوین در مصاحبه مطبوعاتی خود در آذر ۱۳۵۹ می‌گوید:‌

«شما کافی‌ است رجوع کنید به گزارشات صلیب سرخ که سه بار از زندان‌های ما بازدید کرده است و در این سه باری که از این جا بازدید کرده‌اند و همین امروز هم بازدیدی داشته‌اند و با تک تک زندانی‌ها صحبت می‌کنند و بعد گزارشات خود را می‌نویسند حال شما توجه کنید که اجنبی می‌آید و از ما تعریف می‌کند و خودی...؟» [44]

تحمیل حجاب اجباری به زنان

موسوی تبریزی به اتفاق لاجوردی نقش مهمی در اعمال حجاب اجباری داشتند. هرچند او امروز مدعی می‌شود این کار را «بدون زور و اجبار عملیاتی» کرده است:

«اواخر سال ۱۳۶۰ که بنده دادستان کل انقلاب بودم صحبتی در میان مسئولان شد؛ در جلسه‌ای که آیت‌الله هاشمی، مهندس میرحسین موسوی و بنده و سایر مسئولین سپاه بودند پیشنهادی در مورد مساله حجاب مورد بررسی قرار گرفت؛ به طور مثال قرار شد آیت‌الله هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه در خصوص حجاب برای مردم صحبت کند و بنده هم اطلاعیه‌ای بدهم؛ بر این مبنا که چون بی‌حجابی مظهری از رضاشاه بوده افراد بیایند به احترام انقلاب حجاب خود را رعایت کنند. البته در آن زمان آقای لاجوردی داستان انقلاب تهران بود و یک گشت مبارزه با منکرات راه انداخت که موقتی بود و تنها به تذکر ختم می‌شد و در آن زندان و شلاق وجود نداشت. .... حفظ حجاب زنان بالاخره در سال ۶۱ با گفتار آیت‌الله هاشمی و بنده و سایر دوستان بدون زور و اجبار عملیاتی شد. حتی به نظر من وضعیت حجاب از امروز هم بهتر شد، چون مردم، انقلاب و روحانیون را باور داشتند.» [45]

اگر تا اواخر سال ۱۳۶۰ با موضوع حجاب اجباری در جامعه مماشات می‌کردند به دلیل حضور قوی گروه‌های سیاسی در جامعه و پتانسیل عظیم نهفته در نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی بود که دست آن‌ها را می‌بست. بعد از سرکوب گسترده‌ی تابستان ۶۰ و دستگیری ده‌ها هزار نفر و جوخه‌های اعدامی که از کار باز نمی‌ایستادند به واسطه‌ی وحشتی که در جامعه ایجاد کرده بودند و هراس و دلهره‌ای که در دل‌ها افکنده بودند شروع به تحمیل حجاب اجباری و دیگر قوانین ارتجاعی شریعت کردند.

رفسنجانی در تیرماه ۱۳۵۹ در مورد حجاب اجباری گفته بود:‌

«این پوشش باید اسلامی باشد و من در این مورد خیلی جدی هستم و باید انصاف داد وقتی دولت اسلامی است و رهبر آن اسلامی است مردم هم باید در ادارات ضوابط اسلامی را رعایت کنند و ما در مورد حجاب هیچ تردیدی نداریم که واجب است. زن ها باید روسری داشته باشند به اندازه‌ای که موهایشان را بپوشاند، لباس آستین بلند بپوشند، جوراب کلف یا شلوار پایشان کنند و فقط دست‌ها آن هم از مچ به پائین و صورت این‌ها اشکالی ندارد دیده شود و لباس هم باید زیاد رنگارنگ و زننده و تنگ نباشد ، لباس ساده ، این مقدار از پوشش کافی است.» [46]

در همین گفتگو موسوی تبریزی تا آن‌جا پیش می‌رود که مدعی می‌شود «ما حتی یک بار هم نمی‌بینیم که امام در مورد زنان گفته باشد که باید حتما حجاب داشته باشند.»

در حالی که خمینی در اسفند ۱۳۵۷ کمتر از یک ماه پس از به قدرت‌رسیدن گفت: «الآن وزارتخانه‌ها ـ این را می‏گویم که به دولت برسد، آن طوری که برای من نقل می‏‌کنند ـ باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند.» [47]

این سخنان بود که منجر به تظاهرات گسترده زنان در ۸ مارس ۱۳۵۷ شد.

موسوی تبریزی به اتفاق لاجوردی نقش مهمی در اعمال حجاب اجباری داشتند. هرچند او امروز مدعی می‌شود این کار را «بدون زور و اجبار عملیاتی» کرده است:

برخلاف آن‌چه امروز موسوی تبریزی ادعا می‌کند وی یکی از اولین مقامات نظام اسلامی بود که طرح حجاب اجباری را دنبال کرد. او در یک گفتگوی اختصاصی با روزنامه اطلاعات در فروردین ۱۳۶۱ گفت:‌

«بسیاری از خانم‌های فهمیده که درد مردم را درک کرده و خون‌ شهدا را دیده و خانواده‌هایشان را درک کرده‌اند، خودشان را با جامعه اسلامی تطبیق داده‌اند. ولی عده‌‌ای نیز هستند که جامعه را درک نمی‌کنند و با همان وضع زننده زمان پهلوی بیرون می‌آیند که اینان باید در جامعه مطرود بشوند و افراد حزب‌اللهی باید این‌ها را مطرود بکنند. باید تاکسی‌ها آنان را راه ندهند. شرکت‌های واحد این‌ها را راه ندهند و مردم انقلابی در مغازه‌های‌ خودشان به اینان جنس نفروشند. شرکت‌های تعاونی این‌ها را راه ندهند. و مردم با این‌ها رفت و آمد نکنند و اینان را به میهمانی دعوت نکنند تا بالاخره در جامعه مطرود بشوند. البته این قبیل افراد از ادارات هم پاکسازی خواهند شد و حتی کسانی‌که در اداره رعایت حجاب را بکنند ولی در بیرون نکنند، قانون پاکسازی این اجازه را می‌دهد که اینان پاکسازی بشوند و مسلماً نیز خواهند شد و باید این قبیل افراد بدانند که یا نام جامعه اسلامی بازی می‌کنند و روزی خشم این ملت آن‌ها را خواهد گرفت. و اینان نه تنها از ادارات بلکه از جامعه مطرود خواهند شد.» [48]

او همچنین در اردیبهشت ۱۳۶۱ در گفتگوی اختصاصی با روزنامه اطلاعات گفت:‌

«خانم‌های بی‌حجاب باید خودشان را با فرهنگ انقلاب سازش دهند. اکنون که قریب چهار‌سال از انقلاب شکوهمند‌مان می‌گذرد باز هم بعضی از خانم‌ها با رنگ و روغن بیرون می‌آیند که این عمل‌شان خلاف شرع است و زیرپاگذاشتن دستورات قرآن و گناه است و این کار مجازات دارد. بی‌حجابی فرهنگ پهلوی است که رضا‌خان با زور به جامعه تحمیل کرد. وقتی که ما طاغوت‌زدایی می‌کنیم، یعنی این که هرچه از علائم طاغوت است باید از بین برود و بی‌حجابی هم از علامات طاغوت است.» [49]

اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی مرکز که در اسفند ۶۱ با صدور اطلاعیه‌ای در مورد بی‌حجابی و تظاهر به فسق و گناه هشدار داد:‌

«بسم‌الله المنتقم الجبار

در لحظاتی که برای جلوگیری از هجوم غیرانسانی امپریالیسم و عواملش به میهن اسلامیان، فرزندان رشید اسلام در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل خون پاکشان را تقدیم امام زمان‌شان می‌کنند، عده‌ای دانسته و برخی ندانسته در برابر حرکت انقلاب اسلامی‌مان ایستاده‌اند و با تظاهر به گناه و فسق در معابر عمومی در خیال خامشان انحراف و نابودی این حرکت خدایی را می‌پرورانند. ... دادستانی انقلاب اسلامی مرکز صریحاً اعلام می‌دارد: فسق و فجور علنی را در معابر و اماکن عمومی حرکتی ضد‌اسلامی و ضد‌انقلابی و در خط امپریالیسم و مخل مبانی جمهوری اسلامی دانسته و تحمل چنین اعمالی را برای جمهوری اسلامی غیرممکن می‌داند. لذا از آن عده‌ی اندک که تعهدی در برابر انقلاب اسلامی احساس نمی‌کنند، قاطعانه می‌خواهد از لحظه صدور این اطلاعیه به هر نوع تظاهر به گناه خاتمه داده و به پاس احترام خون شهیدان و رعایت قوانین اسلام، دست از اعمال غیراسلامی و ضد‌انقلابی بردارند وگرنه مأموران انتظامی و مأموران جان بر کف کمیته‌ها و سپاه‌ پاسداران بنا بر وظیفه قانونی‌شان آنان را به دادستانی انقلاب اسلامی هدایت و مطابق قوانین دادگاه‌های انقلاب اسلامی کیفر خواهند دید.» [50]

پس از برداشتن شدن قدم‌های اولیه‌‌ای که موسوی تبریزی مبتکرش بود، حجاب اجباری جنبه‌ قانونی به خود گرفت. به موجب ماده ۱۰۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۱/۸/۱۳۶۲

«هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمی‌باشد ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید، فقط تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد.

تبصره - زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد.»

این مجازات‌ها جدا از حملات دسته‌های اسیدپاش و تیغ زن و پونز چسبان حزب‌‌الله و «گشت القارعه» سپاه پاسداران است.

ناطق‌نوری در مورد‌ نحوه‌ی عملکرد این گشت می‌گوید:‌

«آن روزها توی خیابان ولیعصر عده‌ای بدحجاب و با آرایش بیرون می‌آمدند. یک عده هم می‌خواستند با این افراد برخورد کنند، در حالی که مسئولیت برخورد با آن اشخاص بر عهده‌شان نبود، اما به عنوان نیروهای انقلابی و اسلامی و خودسر می‌آمدند و می‌ریختند توی خیابان ولیعصر و مثلاً یک پسری را که موهایش بلند بود می‌گرفتند و بغل جوب می‌خواباندند که با ماشین سرش را بتراشند و گاه پوستش را هم می‌کندند. یا امثال آن.» [51]

در همان دوران طلایی امام داستان چنان بالا گرفت که میرحسین موسوی بخشنامه حجاب را صادر و مقررات ویژه‌ای برای رفت و آمد کارمندان مرد و زن ادارات ابلاغ کرد:

«پوشش کامل اسلامی جهت استفاده خواهران کارمند به‌شرح ذیل می‌باشد(مانند تصویری که در بخشنامه درج شده بود)

الف ـ مانتو و شلوار مدل ساده، گشاد و بلند از پارچه ضخیم و از یکرنگ.

ب ـ مانتو شلوار مورد استفاده از رنگ‌های سنگین انتخاب گردد. رنگ‌های سرمه ای، قهوه ای، طوسی، و مشکی ارجح است.

ج ـ از مقنعه جلوبسته و مدل ساده و یکرنگ و بدون هرگونه تزیین، در رنگ‌های که جلب توجه نکند و تقلیدی از فرهنگ غرب نباشد استفاده شود.

دـ کفش از مدل ساده با پاشنه معمولی مناسب جهت محل کار با رنگ‌های مناسب.

ه- جوراب به رنگ‌های سنگین.

وـ عدم استفاده از زیورآلاتی که در شأن خانمهای کارمند نیست و نیز عدم استفاده از هرگونه لوازم آرایش.

پوشش برادران کارمند نیز ساده و معمولی و آستین بلند و آزاد باشد، به‌طوری که تقلید از فرهنگ غرب نبوده و در شأن آقایان کارمند باشد.»

موسوی تبریزی در اردیبهشت ۶۱ بیشتر قوانین دادگستری را «ضد‌اسلام» خواند و گفت:‌

«بیشتر قوانین دادگستری، به خصوص قوانین جزایی ضداسلام است. خلاف اسلام است. آیین دادرسی برای مردم ناراحت کننده است. شرایط قضایی که اکنون در دادگستری هست، منطبق با شرایط قاضی در اسلام نیست، در فقه اسلام نیست. و بسیاری از مشکلات دیگری که مردم ما همیشه دچار بوده‌اند و دچار هستند و تا به امروز این مشکل‌شان حل نشد، و واقعاً من خودم به عنوان یک نفر مسلمان که دوستدار انقلابم شرمنده‌ام از این‌که تا به امروز هم قوانین طاغوتی و ضداسلامی است.» [52]

او به دنبال حاکم کردن قوانین شریعت به جای قوانین مدنی و مدرن بود و می‌کوشید به جای قضات شرافتمند حکام شرع بی‌سواد را در دادگستری حاکم کند. با این حال امروز او و دیگر مدعیان دروغین «اصلاح‌طلبی» می‌کوشند چهره‌‌ی متفاوتی از خود و اعمال‌شان در دهه‌ ۶۰ و هنگامی که اهرم‌های قضایی و امنیتی و اجرایی را در دست داشتند ارائه دهند.

ارائه‌ چهره‌ی دروغین از خود حتی صدای وابستگان نظام اسلامی را نیز در آورده است.

رامین گودرزی یکی از مستند‌سازان نظام که فیلم مستندی نیز در توجیه کشتار ۶۷ ساخته، می‌گوید:

«علی‌رغم اینکه اعدام‌ها و برخورد نظام در آن مقطع، کاملا درست بوده است، متأسفانه مسئولان این اتفاق، امروز چون در لباس دیگری هستند، گذشته خود را انکار می‌کنند و با توجه به عدم دسترسی به اطلاعات مربوط به اعدام‌ها، خود را پنهان و با شمایل دیگری جلوه می‌دهند.» [53]

لاجوردی خشن، لاجوردی بسیار رئوف

به هیچ‌ روایتی از جانیان نبایستی اعتماد کرد. آن‌ها بسته به مقتضای روز و منافع‌شان تاریخ را روایت می‌کنند.

موسوی تبریزی در مصاحبه با چشم‌انداز شماره‌‌ ۲۲، برای فرار از زیربار مسئولیت یک دهه جنایت و کشتار هولناک، لاجوردی را که به قتل رسیده بود، عامل خشونت و بی‌قانونی در اوین معرفی می‌کند و مدعی می‌شود که مرتضی فهیم کرمانی را برای کنترل لاجوردی در اوین گمارده بود که خود کلکسیونی از اعمال جنایتکارانه را در پرونده داشت.

موسوی تبریزی در مصاحبه‌ی مزبور از تلاش‌های خود برای برکناری لاجوردی از پست دادستانی انقلاب در سال ۶۱ می‌گوید اما از بیان دلایل اصلی این تلاش‌ها صحبتی نمی‌کند و بنا به «مد» روز صحبت از مخالفت با اعمال «خشونت» لاجوردی و دفاع از «قانون گرایی» می‌کند.

«من خودم از برخوردهایی که در بازجویی‌ها در دادستانی اوین شده بود ناراحت بودم و پیش از این هم به شورای‌عالی قضایی گفته بودیم که اگر بشود آقای لاجوردی را عوض کنند. ... جریانات پشت سر هم اتفاق می‌افتاد تا این‌که گزارش این هیئت به امام رسید. امام به من فرمودند: «حتماً آقای لاجوردی را بردارید، همین امروز بروید بگویید که آقای لاجوردی برود.»

من گفتم اجازه بدهید من یک جوری با آقای لاجوردی صحبت کنم که خودش استعفا کند. گفتند «باشد، هر چه زودتر، خیلی سریع.» من رفتم با آقای لاجوردی خصوصی صحبت کردم، فکر کنم روز دوشنبه‌ای بود در سال ۱۳۶۱. انصافاً آدم هواپرستی نبود، اصلاً قدرت‌، پول و این چیزها را نمی‌خواست. خیلی راحت گفت: «چَشم، اگر امام راضی نباشد، من یک ساعت هم اینجا نمی‌مانم. » گفتم: «جوری هم باشد که دوستان شما ناراحت نشوند، خودت مطرح کن.» دوستانش را دعوت کرد و مطرح کرد و قرار شد که روز چهارشنبه جلسه‌ تودیع بگذاریم.

آن روزها خانه‌ام جماران بود، دیوار به دیوار منزل حاج‌احمدآقا. من اگر می‌‌خواستم بیرون بیایم، هرکسی از ورودی بیت امام می‌گذشت می‌دیدم. صبح روز چهارشنبه برای انجام کاری به قم می‌رفتم، دیدم که آقای امانی ـ خدا رحمتش کند ـ آقای حیدری، آقای عسگراولادی و چند نفر دیگر از مؤتلفه به دفتر امام می‌روند. من آن‌جا به همراهانم گفتم: «کار آقای لاجوردی درست شد.» آن‌ها نفهمیدند که من چه می‌گویم، چون نمی‌دانستند موضوع از چه قرار است. رفتیم قم و برگشتم. عصر، احمدآقا آمد و در حیاط نشستیم و ـ با زرنگی خاص خودش ـ گفت: «نظر امام این نبود که لاجوردی عوض بشود، بلکه می‌خواستند تذکر داده بشود و اصلاح شود.» گفتم: «احمدآقا! اگر این‌جور بگویی نمی‌شود، معنای این حرف شما این است که من همه‌ی این‌ها را از خودم گفته‌ام. خوب بگویید نظر امام عوض شده است، نه این‌که بگویید نظر امام اصلاً از اول این نبود.» گفت: «یک‌طوری قضیه را جمع و جور کنید, نزد امام آمده‌اند و گفته‌اند که اگر آقای لاجوردی عوض بشود، خیلی از انقلابیون، جبهه‌ای‌ها و رزمندگان دلسرد می‌شوند و منافقین خوشحال می‌شوند و دوباره امنیت کشور مختل می‌شود.» [54]

موسوی تبریزی در جای دیگری نظر کاملاً متفاوتی در مورد لاجوردی مطرح کرده و می‌گوید:‌

«شاید عده‌ای قاطعیت او را نشانه خشونت تلقی می‌کردند. تجسم خوبی از معنای اشداء علی الکفار و رحماء بینهم بود. در برابر دشمن، قاطع و در میان خودی‌ها بسیار متواضع و مهربان بود. در برابر جوان‌هایی که فریب گروهک‌هایی چون فرقان و منافقین و. . . را خورده و دستگیر شده بودند، بسیار رئوف بود.» [55]

و در ادامه منکر آن‌چه خود پیش‌تر راجع به لاجوردی گفته بود شده و می‌گوید:‌

«آن روزها شایعاتی درباره وضعیت زندان پخش می‌شد و آیت‌الله خامنه‌ای که آن روزها رئیس‌جمهور بودند، دو سه بار خود مرا خواستند و فرمودند که به وضع زندان‌ها رسیدگی بیشتری بشود. انصافاً همه سعی خودشان را می‌کردند، ولی با توجه به حجم عظیم دستگیرشدگان، امکانات‌مان محدود بود. از همه طرف هم که فشار روی ما بود. آقای لاجوردی یک وقت‌ها عصبانی می‌شد و می‌گفت، «آقایان در جای گرم خودشان می‌نشینند و تصور می‌کنند که مثلاً خانه تیمی‌ را می‌شود به این سادگی کشف و یا با گروه‌های چریکی مخفی می‌شود به این راحتی مبارزه کرد. گاهی نسبت به بعضی از برخوردها اعتراض داشت، اما به هر حال خود را مقید به رعایت چهارچوب‌ها می‌دانست.» [56]

از آن‌جایی که لاجوردی برای خود قطبی بود و به هیچ‌ وجه زیر بار ریاست امثال موسوی تبریزی نمی‌رفت او تلاش می‌‌کرد لاجوردی را برکنار کرده و به جایش دوست و همراه خود علی فلاحیان را که نماینده کمیته مرکزی در دادستانی انقلاب بود بنشاند.

موسوی تبریزی در این مورد می‌‌گوید:‌

«من تجربه تبریز را داشتم، وقتی به تهران آمدم اطلاع داشتم که آقای لاجوردی زیر بار کسی نمی‌رود. در سپاه هم آقای محسن رضایی بود و با هم اختلافاتی داشتند. حتی در زندان اوین، بند ۲۰۹ مخصوص سپاه شده بود و دیگر، لاجوردی در آن دخالت نمی‌کرد. ما دیدیم نمی‌توانیم کار را این‌گونه ادامه دهیم. جلسه‌ای گذاشتیم و آن‌ها را هماهنگ کردیم. قرار شد هر اطلاعاتی که به‌دست می‌آید در گروهی که تشکیل شده بود مطرح شود، در این گروه یک نماینده از سپاه، یک نماینده از کمیته و یک نماینده از طرف دادستانی تهران، آقای لاجوردی باشد و من هم به‌عنوان دادستان کل نماینده داشتم که آقای فلاحیان که بعدا وزیر اطلاعات شد، نماینده من بود.» [57]

موسوی تبریزی در مورد نتیجه‌ تشکیل این کمیته که مرکب از تیم‌های تعقیب و مراقبت ساواک، تکاوران شهربانی، اطلاعات و امنیت نخست وزیری، نیروهای سپاه، کمیته و دادستانی بود می‌گوید:

«بعد کاری که ما کردیم، همه این‌ها را جمع کردیم، از سپاه و کمیته و نخست‌وزیری و دادسرای انقلاب تهران و آقای فلاحیان را مسئول هماهنگی اینها قرار دادم و دو سه ماه که با هم هماهنگ شدند، کارها خیلی خوب پیش رفت و بیش از ۸۰ خانه تیمی مجاهدین خلق را کشف کردند و همان جا بود که محل اختفای موسی خیابانی و سران‌شان کشف شد...» [58]

موضوع رفاقت و هماهنگی او با فلاحیان هم بر می‌گشت به دوران برگزاری دادگاه سینما رکس آبادان. فلاحیان در آن دوران رئیس کمیته آبادان بود و تلاش زیادی برای سرکوب مردم و هدایت جریان دادگاه به خرج داد.

بایستی فرهنگ گفتاری و شخصیت جنایتکاران دهه‌ی ۶۰ را شناخت تا فریب ادعاهای امروزی آن‌ها را نخوریم. در نگاه موسوی تبریزی، علی فلاحیان و مرتضی فهیم‌کرمانی اهل قانون و مخالف خشونت هستند.

پروژه‌ی حذف آیت‌الله شریعتمداری و مصادره‌ی اموال وی

موسوی تبریزی که از مخالفت آیت‌الله شریعتمداری با خودش آگاه بود کینه‌ عمیقی نسبت به او داشت و به همین دلیل یکی از معرکه‌گردانان اصلی خلع مرجعیت و بازداشت خانگی او بود.

او پس از دستگیری قطب‌زاده و اعلامیه‌ی جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم در یک مصاحبه مطبوعاتی از روابط آیت‌الله شریعتمداری با شاه ، امینی ، سپهبد مقدم و لیبرال‌ها سخن گفت.

موسوی تبریزی در بخشی از مصاحبه خود درباره نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با سفسطه‌ی آخوندی اظهار داشت:

«به فرموده امام بعد از پیروزی انقلاب کارتر و ریگان اسلام‌شناس شدند. من باید این مسئله را در این جا عرض کنم که مدرسین بزرگوار حوزه علمیه قم ایشان را از مرجعیت خلع نکردند چون ایشان مرجع نبودند تا خلع شوند، بلکه مدرسین قم فقط اعلام کردند که ایشان صلاحیت مرجعیت را ندارند و این چیزی است که آن ها هم از خیلی وقت پیش می‌دانستند اصولاً مرجعیت یک مقام یا منصب نیست که به آدم بدهند و بعد از او بگیرند، مرجعیت بر پایه یک سری از ارزش های واقعی استوار است و اگر کسی آن ارزش های واقعی را داشته باشد مرجع است و چنان چه آن ارزش ها را نداشته باشد بدیهی است که نمی تواند مرجع باشد و ادعای مرجعیت بکند.

... پس از انقلاب به پیشنهاد شریعتمداری مقدم مراغه‌ای استاندار تبریز و حسن نزیه وزیر نفت می‌شوند که مقدم مراغه‌ای در تبریز یک ساختمان چندین طبقه را در اختیار چریک‌های فدایی خلق می‌گذارد و چریک‌های فدایی خلق که در آن وقت تقسیم‌بندی نشده بودند این ساختمان را ستاد عملیات خود می‌کنند و مقدم مراغه‌ای نیز به ستاد عملیات چریک‌های فدایی خلق می‌رود و برای آن‌ها سخنرانی می‌کند.

آخرین خواسته شریعتمداری این بود که موسوی تبریزی دادستان انقلاب از تبریز برود و آذربایجان غربی و شرقی نیز در اختیار من باشد، ایشان پیش خودشان تصور می‌کردند که در یک زمان دمکرات‌های کردستان، آذربایجان غربی را می‌گیرند و آذربایجان شرقی را نیز توسط نیروهای‌مان می‌گیریم، وقتی که آذربایجان غربی و شرقی از کشور جدا شد سپس نوبت سیستان و بلوچستان می‌رسد که در آن جا هم اختلافات بین شیعه و سنی رشد می‌کند و از کشور جدا می‌شود و اعراب خوزستان نیز از این طرف قیام خواهند کرد که هیچ کدام از نقشه‌های این آقا نگرفت و چاه کن به چاه افتاد و آقای شریعتمداری نیز رسوا شد.

آقای شریعتمداری ضمنا از ما تقاضا کرده است که از ایران خارج شود البته این تقاضا را قبلاً نیز کرده بود که پس از کشف این ماجرا دوباره ایشان تقاضا کرده‌اند که از ایران خارج شوند و در خارج از کشور در پناه غیر مسلمین زندگی کنند. » [59]

در مورد موسوی تبریزی همین بس که آیت‌الله شریعتمداری مبتلا به بیماری سرطان بود و قصد درمان در خارج از کشور را داشت که با مخالفت نظام اسلامی روبرو شد و ذره ذره جانش را گرفتند.

پس از آن‌که با توطئه‌ آذری قمی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بدعت در مذهب شیعه، اطلاعیه‌ی سلب مرجعیت آیت‌الله شریعتمداری از سوی این نهاد حوزوی صادر شد، موسوی تبریزی دست به کار شد و با یاری یوسف صانعی دادستان کل کشور، به جان اموال آیت‌الله شریعتمداری افتادند.

آن‌ها برای اولین بار در تاریخ اسلام، اموال و حتی خانه‌ شخصی مرجع تقلید شیعیان را نیز مصادره کردند چیزی که در دوران حکام جور نیز سابقه نداشت.

کیهان ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۱ گزارش داد «طی حکمی که از سوی دادستان کل انقلاب اسلامی [سیدحسین موسوی تبریزی] و آیت‌الله محمدی گیلانی حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب اسلامی صادر شد، مجتمع دارالتبلیغ قم به دفتر تبلیغات اسلامی واگذار شد و با شروع به کار سمینار مسئولان دفتر تبلیغات کشور رسما کار خود را آغاز کرد.»

و رفسنجانی در خاطراتش از تقسیم اموال آیت‌الله شریعتمداری همچون تقسیم «غنائم جنگی» یاد می‌کند:‌

«تا ساعت‌ نه‌ مطالعه‌ کردم‌ و سپس‌ به‌ دفتر امام‌ رفتم‌. با آقای‌ [محمد محمدی‌] ری‌شهری‌ و آقای‌ [سیدحسین‌] موسوی‌‌تبریزی‌ و احمدآقا [خمینی]، برای‌ رسیدگی‌ به‌ اموالی‌ که‌ از بیت‌المال‌ در اختیار آقای‌ [سیدکاظم‌] شریعتمداری‌ بوده‌، جلسه‌ داشتیم‌. قرار شد که‌ اموال‌ غیرمنقول‌ در اختیار شورای‌ تبلیغات‌ قرار گیرد و بخشی‌ از اموال‌ نقد (حدود سیزده‌ میلیون‌ ریال‌) با اجازه‌ امام‌ به‌ حزب‌جمهوری‌ [اسلامی‌] داده‌ شود.» [60]

نامه موسوی تبریزی به دادستان کل کشور یوسف صانعی

موسوی تبریزی در نامه‌ای به دادستان کل کشور یوسف صانعی می‌نویسد:

«با توجه به اینکه آقاى شریعتمدارى دیگر صلاحیت اداره دارالتبلیغ اسلامى قم و انتشارات و چاپخانه و کتابخانه و متعلقات آنها اعم از ساختمان‌ها و خوابگاه و غیره را ندارند و نمى‏توانند درباره آن‌ها سرپرستى کنند و از آنجا که همه آن‌ها طبق اعترافات خودش از وجوه شرعیه و زکوات و عطایاى مردم و از بیت‌المال مسلمین تهیه شده است با کسب اجازه که از محضر مبارک ولى فقیه و مرجع بزرگوار و امام امت آیت‌الله العظمى امام خمینى- مدظله العالى- شد ایشان اجازه فرمودند که دفتر تبلیغات اسلامى قم تمامى موارد فوق الذکر را به نحو احسن اداره نمایند... از این تاریخ مى‏توانید با صورتجلسه کامل همه موارد فوق و کلیه وسایل موجود را از دادستان محترم انقلاب اسلامى قم تحویل بگیرند.»

به این ترتیب خمینی و موسوی تبریزی و گیلانی و صانعی و رفسنجانی برای غارت اموال «مرجع تقلید شیعیان جهان» دست به یکی کردند.

موسوی تبریزی در دوران یاد شده با وجود سن کمی که داشت به واسطه‌ی قدرتی که به هم زده بود به عنوان یکی از گردانندگان دفتر تبلیغات اسلامی [61] از نفوذ زیادی در حوزه علمیه قم نیز برخوردار بود چنانکه خود می‌گوید:

«بخشی از مسائل نظری و اجرایی حوزه در دفتر تبلیغات انجام می‌شد. از جمله امور اعزام مبلغین، درس‌های جنبی و تأیید مدارج علمی و معادل‌سازی با مدارک دانشگاهی در اختیار دفتر تبلیغات بود که خود من هم یکی از سه امضاکننده این مدارج بودم.»

او به عنوان دادستان، اموال آیت‌الله شریعتمداری را به تملک «دفتر تبلیغات اسلامی» نهاد زیر نظر خود در آورد چیزی که در دوران معاصر بعید است در جای دیگری اتفاق افتاده باشد.

موسوی تبریزی حتی در تنظیم اعترافات آیت‌الله شریعتمداری و برائت ایشان از «ضد‌انقلاب» نیز دست داشت:‌

«شریعتمداری نامه‌ای نوشته بود که احمد آقا آورد پیش من و گفت که آقای شریعتمداری پیشنهاد کرده این نامه را به عنوان برائت از ضدانقلاب بنویسد. آیا کافی است؟ این دیگر خیلی خصوصی است. حتی آقای ری‌شهری هم نمی‌داند! من دیدم یکی دو تا نکته کم است. بعضی از گروه‌ها را می‌دانستم که پشت پرده دارند دخالت می‌کنند؛ گفتم این‌ها را هم بنویسد.»

نامه‌ی مذکور در تاریخ ۵ مهر ۱۳۶۱ نوشته شد و در آن آمده بود:

«... این‌جانب با افراد ضد‌انقلاب و گروه‌های آن‌ها در داخل و خارج هیچ نوع ارتباطی ندارم و رفتار و گفتار‌هایی که از آن‌ها منتشر می‌شود تکذیب می‌کنم و خیانت می‌دانم و اشخاصی از قبیل مسعود رجوی، رضا پهلوی، بنی‌صدر، حسن‌ نزیه، مقدم‌مراغه‌ای و گروه‌ها و سازمان‌هایی امثال منافقین خلق، کومله، فدائیان خلق، توده‌ای‌ها، سلطنت‌طلبان،‌دموکرات‌ها، جبهه‌ ملی و حزب منحله خلق مسلمان را محکوم نموده و خائن می‌دانم و وابسته به شرق و غرب می‌دانم... و این‌جانب نیز در رابطه با قضیه قطب‌زاده که مطالبی از سید‌مهدی مهدوی گوش کرده‌ بودم و در اطلاع دادن آن به مقامات مربوطه مسامحه نموده‌ام نادم بوده و از ملت دلیر و مبارز ایران عذر خواسته و از درگان خداوند متعال طلب عفو و آمرزش می‌نمایم....» [62]

دستگیری اعضای حزب توده

موسوی تبریزی در آبان‌ماه ۱۳۶۱ در مصاحبه مطبوعاتی خود در جواب این سؤال که آیا گروه میثمی، حزب توده و فدائیان اکثریت از نظر شما قانونی عمل می‌کنند؟ گفت:

«این‌ها همه باید بروند در وزارت کشور و با شرایطی که مجلس معین کرده خودشان را معرفی کنند و طبق آن شرایط، قانونیت خودشان را کسب کنند. البته ممکن است آن‌ها رفته باشند ولی بعد از تصویب مجلس هنوز این‌ها نرفتند تا آن شرایط و مجوز را کسب کنند. در شهرستان‌ها و در تهران از همه این گروه‌ها (بعضی از افرادشان) دستگیر شده‌اند و حتی بعضی از آن‌ها در رابطه با تخلفات مهم دستگیر شده‌اند و در بعضی شهرستان‌ها مجازات جرم آن‌ها در حد اعدام بوده است.» [63]

بعد از سرکوب گروه‌های سیاسی مختلف، نظام اسلامی نیازی به وجود حزب توده و اکثریت احساس نمی‌کرد، و آهسته آهسته آن‌ها را به قتلگاه فرستاد. ابتدا آخرین اطلاعات لازم در مورد تشکیلات‌شان را از طریق معرفی به وزارت کشور کسب کردند و سپس پروژه‌ی سرکوب حزب توده و دستگیری اعضای آن کلید خورد. مسئولان فداییان اکثریت به خاطر تجربه‌ چریکی که در دوران شاه داشتند توانستند از مهلکه بگریزند.

به دنبال دستگیری اولین دسته از سران و اعضای حزب توده در بهمن ۱۳۶۱ موسوی تبریزی در یک مصاحبه‌ی رادیو و تلویزیونی شرکت کرد و گفت:

«این‌هایی که دستگیر شده‌اند، افرادی هستند که بیشترشان از سران حزب توده‌اند، ولی به عنوان این که فعالیت سیاسی داشته‌‌اند یا حزبی داشته‌اند دستگیر نشده‌اند و هنوز در سراسر کشور هم هستند و فعالیت‌شان را می‌کنند. مشخصاً این‌هایی که دستگیر شده‌اند در رابطه با جاسوسی به نفع کشورهای شرقی است و مدارکش هم موجود است. بعضی از این‌ها اعتراف کرده‌اند. خودشان اعتراف کرده‌اند. در رابطه با دیگران هم خودشان مسائلی را گفته‌اند و مدارک خیلی قوی در رابطه با این‌ها موجود است. بعضی از آین‌ها می‌خواستند فرار کنند. شناسنامه‌های جعلی و غیره درست کرده بودند.» [64]

او سه روز بعد در گفتگوی اختصاصی با روزنامه اطلاعات ضمن آن که تعداد دستگیر شدگان را ۳۰ نفر اعلام کرد علاوه بر اتهامات قبلی گفت:‌

«این‌ها در پوشش تشکیل حزب و فعالیت سیاسی که جمهوری اسلامی به این‌ها داده بود، جاسوسی و توطئه می‌کردند. توطئه‌شان گاهی در کارخانجات مشهود بود. گاهی توطئه‌شان در تحریک مردم علیه مسئولین مشهود بود و گاهی برای بی‌اعتبار کردن مسئولین دلائلی داریم و فعالیت‌هایی می‌کردند و مهم‌تر از همه جاسوسی به نفع اجانب بود و لذا این‌ها به اتهام جاسوسی دستگیر شده‌اند و بازجویی می‌شوند.» [65]

در هفتم اردیبهشت ۱۳۶۲، دومین دسته از اعضا و رهبران حزب توده و سازمان نظامی آن دستگیر شدند و موسوی تبریزی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۲ حزب توده را منحل اعلام کرد و به کلیه‌ی اعضا و هواداران این حزب اخطار کرد که با همراه داشتن اصل شناسامه، دو نسخه فتوکپی آن و سه قطعه عکس جدید، خود را در تهران تا ۲۵ اردیبهشت و در شهرستان‌ها تا ۲۵ خرداد به مراکز دادستانی انقلاب معرفی کنند. او تهدید کرد کسانی که در مهلت مقرر خود را معرفی نکنند به عنوان ضد‌انقلاب و توطئه‌گر علیه نظام جمهوری اسلامی تحت پیگرد قرار خواهد داد.

برکناری بی‌سروصدا به خاطر فساد جنسی

او به عنوان یکی از چهره‌های مورد اعتماد خمینی در سال۶۲ بعد از یک جنگ و گریز ۱۸ ماهه که تلفاتی هم روی دست شورای عالی قضایی گذاشت، بصورت محرمانه برکنار شد.

اگر چه شایعاتی مبنی بر فساد موسوی تبریزی در جامعه پیچیده بود اما تمهیداتی که خمینی اندیشید مانع از انتشار عمومی این فساد و یا آگاهی جامعه از جزئیات آن شد.

در تابستان ۱۳۶۱ خمینی که به شدت از اقدامات سیدحسین موسوی تبریزی و کارنامه‌ی او حمایت می کرد، شورای عالی قضایی را به خاطر محدودیت‌هایی که برای او ایجاد کرده بود مورد خشم و اعتراض قرار داد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۵ مرداد ۱۳۶۱ خود می‌‌نویسد:

«عصر احمدآقا آمد و گفت‌ که‌ امام‌ از محدود شدن‌ [آقای‌ سیدحسین‌ موسوی‌‌تبریزی‌] دادستان‌ کل‌ انقلاب‌ توسط شورای‌ عالی‌ قضایی‌ ناراضی‌اند و از او حمایت‌ می‌کنند و چیزی‌ هم‌ نوشته‌اند.»

خمینی در درگیری بین شورای عالی قضایی و موسوی تبریزی و اختلاف نظری که داشتند جانب موسوی تبریزی را گرفت اما آن‌ها هم بیکار ننشستند و از آن‌جایی که موسوی تبریزی به خاطر فساد اخلاقی شهره بود با گذاشتن «شنود»، اسناد و مدارک لازم در این زمینه را تهیه کردند تا دست خمینی را برای دفاع از او ببندند. اما خمینی رأی به برکناری اعضای شورای عالی قضایی داد.

با این حال کار بالا گرفته بود و موضوع را نمی‌شد به دست فراموشی سپرد. شورای عالی قضایی با زرنگی رازینی و پورمحمدی را که وابسته به دادسرای انقلاب بودند احضار کرده و پرونده‌ی موسوی تبریزی را برای بررسی به آن‌ها داد.

رازینی در این مورد می‌گوید:‌

«در آن زمان ما در مشهد بودیم و از شورای‌عالی تماس گرفتند که بیایید کارتان داریم و گفتند که پرونده این گونه‌ای است. البته اختلاف و گلایه‌مندی‌ها قبل از این پرونده وجود داشت سر این که دادســرا مواضع تند و انقلابی داشــت و شورای‌عالی قضایی مواجهه نرم‌تری داشت و یک مقداری در نحوه رسیدگی اختلاف نظر وجود داشت. من احساس کرده بودم چون از مجموعه دادگاه انقلاب طبعاً اگر ما رسیدگی کنیم به پرونده آقای موسوی تبریزی دیگر حجت تمام می‌شود و دادگاه انقلابی‌ها هم نمی‌توانند بگویند که غرض‌ورزی شده است، چون دو نفر از خود این مجموعه را آورده بودند که حزب‌اللهی بودند این‌ها را آورده بودند. این‌ها هدف‌مند و حساب شده انتخاب شده بودند.» [66]

او در مورد سابقه‌ی امر می‌گوید:‌

«یک دوره‌ای از زمان بین شورای عالی قضایی و دادستان کل انقلاب که آقای موسوی تبریزی بود، اختلاف نظر بروز کرده و شورایی‌ها برخورد کردند به یک تخلفاتی از دادستان کل انقلاب. آن تخلفات منجر شد به این که علیه ایشان پرونده ایجاد شود. این پرونده در دادستانی کل کشور آن زمان که آقای ربانی املشی بودند، تشکیل شود و یکسری اطلاعاتی جمع‌آوری می‌شود که در برخی موارد منتهی به شنود بوده. ...»

وی در مورد نحوه‌ی رسیدگی به پرونده می‌گوید:‌

«من و آقای پورمحمدی به عنوان بازپرس دادسرای عمومی تهران پرونده را گرفتیم و خدا لطف کرد و ما خیلی زود فهمیدیم که این پرونده یک حاشیه‌هایی دارد از نحوه مراجعات فهمیدیم که آن فضایی که قاضی آزاد قضاوت کند، در دست ما نیست و سریع جدا شدیم آنان خود نفهمیدند که ما چه کردیم و سریع یک منزلی را پیدا کردیم از منزل‌های توقیفی و رسیدگی به آنجا را نه در دادگاه انقلاب تهران و نه در جایی که شورای عالی مطلع باشد و دو نفری شروع کردیم به بازجویی برخی از متهمینی که بازداشت بودند و جمع‌آوری اطلاعات و پیگیری پرونده. در کنار این ما رسیدگی قضایی می‌کردیم.» [67]

نکته‌ی جالب توجه آن که بر اساس اعتراف رازینی، متهم اصلی یعنی موسوی تبریزی آزاد بوده و افراد دیگری که احتمالاً قربانی‌ سوءاستفاده‌های جنسی او بودند در بازداشت و زیر شکنجه و بازجویی به سر می‌بردند.

خمینی در ابتدای کار و پیش از تشکیل هیئت تحقیق از آن‌جایی که مایل به افشای فساد روحانیت نبود در حمایت از موسوی تبریزی تا آن‌جا پیش رفت که دستور برکناری محمدمهدی ربانی املشی از دادستانی کل کشور و شورای عالی قضایی را داد.

علی یونسی که بعدها وزیر اطلاعات شد، داستان را به گونه‌ای تراژیک مطرح می‌کند که خمینی را دلسوز امنیت اجتماعی و فردی معرفی کند.

«حتی در شورای عالی قضایی وقت بعضی از اعضای آن به اتهام این‌که ممکن است رابطه‌ی غیر اخلاقی داشته باشند کنترل (شنود تلفنی) می‌شدند که ماجرای تلخی دارد و امام آن مسئول عالی‌رتبه متخلف را عزل کردند؛ یعنی یک دادستان کل، یک دادستان کل دیگر را کنترل می‌کرد! در حالی که اصل این موضوع خلاف شرع است. آن‌قدر این مسئله بالا گرفت که دیگر هیچ‌کس احساس امنیت نمی‌کرد» . [68]

موضوع به همین جا هم ختم نشد و خشم خمینی دامان دو تن دیگر از اعضای شورای عالی قضایی را هم گرفت و محمد مؤمن و عبدالله جوادی آملی هم به همین علت از عضویت در شورای عالی قضایی برکنار شدند. خمینی با لطایف‌الحیل آن دو را مجبور کرد که استعفا دهند اما حربه‌اش در مورد ربانی املشی کارگر نیفتاد. [69]

موضوع بیرونی نشده بود و کسی به جز مسئولان امر در جریان فساد موسوی تبریزی قرار نگرفته بود.

هنوز مدت کوتاهی از افشای فساد عبدالمجید معادیخواه وزیر «ارشاد اسلامی» و یکی از قضات عالی‌رتبه خمینی و البته «نماینده رسو‌ل‌الله و امام زمان» نگذشته بود که فساد موسوی تبریزی برملا شد؛ چنانچه خمینی دخالت نمی‌کرد دامنه‌ افشاگری‌ها و یا تلاش برای تجسس در زندگی خصوصی روحانیون حاکم می‌توانست دامان دیگران را هم بگیرد. خمینی کوشید «گربه را دم حجله بکشد» تا در سرویس امنیتی و قضایی کسی هوس سردرآوردن از کار روحانیت و به ویژه «فساد» آن‌ها را نکند. چرا که خمینی قبلا اعلام کرده بود «شکست روحانیت، شکست اسلام است».

خمینی افشای «فساد روحانیت» را «برخلاف مصالح اسلام» می‌دانست و نه خود «فساد» را که اگر در پرده می‌ماند به جایی بر نمی‌خورد و مشکلی ایجاد نمی‌کرد. او افشای این فساد را از همه «معاصی بدتر» و «جرمی بدتر از آدمکشی» می‌دانست.

جدا از این که موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب بود، او دبیر شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی هم بود و این ابعاد افتضاح را بیشتر می‌کرد.

علی رازینی، در مورد فساد موسوی تبریزی و درز خبر آن به خمینی و فرمان او مبنی بر از بین بردن پرونده می‌گوید:‌

«مقداری از نظر خبری و اطلاع‌رسانی خبر نشر کرده بود و نشر خبر به گوش امام هم رسیده بود که حالا عن‌قریب دادستان کل انقلاب [موسوی تبریزی] با یک اتهام بسیار ناجوری می‌خواهد با ایشان برخورد بشود و امام را خیلی نگران کرده بود چون برای انقلاب آبرویی نمی‌ماند. لذا پیگیری کرده بودند از آقای ربانی املشی و گفته بودند که پرونده دست ما نیست و در دست فلانی [رازینی] و فلانی [پورمحمدی] است و آن‌ها گشتند تا ما را پیدا کنند ولی نتوانستند چون موبایلی نبود. »

نشر خبر برمی‌گشت به اعتراضات همسر موسوی تبریزی که دختر نوری همدانی [مرجع تقلید مورد علاقه بیت خامنه‌ای] یکی از نمایندگان آن زمان خمینی بود. او حتی به «بیت امام» مراجعه کرده و علیه همسرش شکایت کرده بود. دلیل اصلی رسیدگی به موضوع نفوذ همسر موسوی تبریزی بود وگرنه محال بود پرونده‌ای علیه وی تشکیل شود.

رازینی تأکید می‌کند که خمینی حتی از شنیدن این که «مسئول قضایی مرتکب فلان خلاف شده» هم «خیلی ناراحت»‌ می‌شد:‌

«... مثلاً به امام نگفتیم که این مسئول قضایی مرتکب فلان خلاف شده، که امام از این نسبت‌ها خیلی ناراحت بود که چرا چیزی را تجسس می‌کنید در مسائل اخلاقی که چیزی را اثبات کنید.»

رازینی و پورمحمدی تا جایی که امکان دارد موضوع را تخفیف می‌دهند و به ازدواج موسوی تبریزی با یک زندانی اشاره می‌‌کنند تا مبادا دچار خشم خمینی شوند:‌

«گفتیم یک فردی که مجرم است و الان محکوم است و الان تحمل حبس می‌کند، این باید امنیت داشته باشد و از این جایگاه من قاضی سوء استفاده نکنم و ارتباط شخصی بگیرم و این در شأن قوه قضایٔیه نیست. مسائل خلاف شرع را نگفتیم و آن را مفروغ عنه گرفتیم و این امر، اسمش ازدواج است، این که یک نفر در رأس مسائل قضایی [موسوی تبریزی] بیاید از یک متهمی [زنی به نام عطیه ...] که محکوم به زندان اســت بخواهد با آو ازدواج کند این چیز مناسبی نیست و از آن بدتر، این که محکوم به زندان باشد و به خاطر این که جواب مثبت داده، حکم زندان اجرا نشود. » [70]

خمینی بعد از این که متوجه می‌شود این دو می‌کوشند به فساد موسوی تبریزی جنبه‌ی شرعی ببخشند، خوش‌اش می‌آید و بعدها پرونده‌های مهم‌تری از جمله قضاوت در دادگاه ویژه روحانیت و رسیدگی به پرونده‌ی سیدمهدی هاشمی را هم به رازینی می‌سپارد.

سیدحسین موسوی تبریزی. او در همسایگی خمینی در جماران زندگی می‌کرد

رازینی در مورد ابراز رضایت خمینی می‌گوید:‌

«آنچه ما نوشته بودیم با رویکردی که شورا دنبال می‌کرد، متفاوت بود امام همان گونه که از آن برخورد ناراحت بودند، نسبت به این مورد رضایت داشتد. » [71]

شورای عالی قضایی مچ موسوی تبریزی را با سند و مدرک و نوارهای صوتی که از طریق شنود مکالمات وی تهیه شده بود گرفته بود و این به مذاق خمینی خوش نیامده بود در حالی که رازینی و پورمحمدی به فساد او جنبه‌ شرعی بخشیده بودند.

نکته‌ی قابل توجه آن که رازینی و پورمحمدی خود جزو کسانی هستند که بهره‌‌ی وافری از فساد جنسی درون قوه قضاییه و دستگاه امنیتی می‌برند و رازینی یکی از مشتری‌های سونای زعفرانیه هم بود.

با وجود اینکه رازینی در دیدار با خمینی اهمیت موضوع را برای او باز می‌کند اما خمینی خواهان توقف رسیدگی و پایان دادن به تحقیقات می‌شود:

«بعد این‌ها در بیرون ارتباطی دارند و آدم‌های سالمی نیستند و منتقل می‌کنند و نگاه مردم به دستگاه قضا را خراب می‌کنند. این شیوه، شیوه مناسبی نیست. امام هم خوششان آمد و گفتند که به هر حال، باید جرایم بررسی گردد و فرمودند این پرونده را ادامه ندهید و این شیوه درست نبوده و در جایی نقل نشود.»

رازینی ضمن بیان مشکلاتی که ممکن است دامان نظام را بگیرد، به خمینی اطمینان می‌دهد از آن‌جایی که «فرزندان او» هستند موضوع جایی درز نمی‌کند:

«من به امام گفتم ما فرزندان شما هستیم و در جای دیگر نقل نمی‌کنیم. این از ناحیه ما دو نفر [رازینی و پورمحمدی] به جایی درز نمی‌کند اما پنهان نمی‌ماند. گفتند چطور؟ گفتم آن طرف مقابل خیلی این حرف‌ها حالیش نیست. این برای خود موقعیتی می‌بیند که توانسته مسئول بالای نظام را توجهش را جلب کند. آن می‌رود همه جا نقل می‌کند و این پنهان نمی‌ماند. به هر حال، جای این سوال است که قانون در مورد همه یکسان باید اجرا شود و این عدالت نظام را زیر سؤال می‌برد.»

اما خمینی با یک کلام ختم موضوع را اعلام می‌کند و به رازینی وعده می‌دهد که خود مشکلات را حل خواهد کرد. رازینی در این مورد می‌گوید:‌

«امام فرمودند من این‌ها را حل می‌کنم شما پرونده را معدوم کنید.»

رازینی که از آینده و درگیری‌های جناحی هراس داشت، سعی می‌کند موضوع را از سر خود باز کند و می‌گوید:

«گفتم اجازه بدهید ما این کار را نکنیم ما پرونده را تحویل دهیم زیرا قانوناً از بین بردن اسناد و مدارک، اشکال قانونی دارد و چون امام فرموده بودند اشکال برداشته می‌شد برای ما، ولی بعداً ممکن بود کسی از ما بازخواست کند که آن مدارک چه شده؛ گفتم اجازه بدهید این را تحویل دهیم به هر کس شما می‌فرمایید. امام هم آقای خامنه‌ای را تعیین کردند و ما پرونده را تحویل ایشان دادیم و الان من به خط ایشان دارم. بعد گفتم به امام که این پرونده در آن زندانی دارد، خود پرونده را معدوم کنیم، درست؛ ولی چیزهای باقی مانده باید از نظر قضایی تعیین تکلیف بشود. پرونده را قبول کردیم بدهیم به آقای خامنه‌ای و بعد گفتند ایشان هم به آقای [محمدی] گیلانی داده.» [72]

با امحای پرونده خیال خمینی راحت شد و اجازه داد که موسوی تبریزی همچنان در پست خود باقی بماند. موسوی تبریزی هم که متوجه‌ی حمایت خمینی از خود شده بود دوباره روی لزوم شدت عمل در ارتباط با «گروهک‌های محارب» تأکید کرد که همچنان نزد امام محبوب باقی بماند. او در گفتگوی اختصاصی با روزنامه اطلاعات در پاسخ به نحوه‌ی برخورد با آنان پس از انتشار پیام هشت‌ماده‌ای امام گفت:‌

«این وظیفه‌ی دادگاه انقلاب است که در رابطه با آن‌ها برخوردشان، طبق گذشته باشد. هیچ نباید فرق کند، بلکه به دستور امام امت قاطع‌تر باشد. هیچ‌گونه اغماض در مورد این گروهک‌های محارب جایز نیست و خیانت به اسلام و انقلاب است و خیانت به پیام امام امت است. ... افراد ضد‌انقلاب خیال نکنند که پیام امام در رابطه با آن‌ها است.» [73]

به منظور آن‌که او را بی‌سرو‌صدا برکنار کنند، مسئولان تراز اول نظام آنقدر هواس‌شان جمع بود که حتی انحلال دادستانی کل انقلاب را که لاجرم به برکناری او نیز منجر می‌شد را اعلام رسمی نکردند. رفسنجانی در خاطراتش از ۹ آذر ۱۳۶۲می‌گوید:‌

«شب‌ در دفتر امام‌، دو جلسه‌ داشتیم‌؛ یکی‌ با سران‌ سه‌ قوه‌ و آقای‌ [سید حسین‌] موسوی‌‌تبریزی‌. قرار شد دادستانی‌ کل‌ انقلاب‌ منحل‌ و در دادستانی‌ کل‌ کشور ادغام‌ گردد؛ رفته‌ رفته‌ اعلام‌ شود که ‌شک‌ اجتماعی‌ به‌ وجود نیاورد.» [74]

خمینی تنها به لاپوشانی و امحای پرونده اکتفا نکرد بلکه به پاس قدردانی از نقش موسوی تبریزی در سرکوب و جنایت، از طریق احمد خمینی به شورای عالی قضایی پیغام داد که او را راضی کنند. به همین دلیل او علیرغم مخالفت جدی شورای نگهبان اجازه یافت در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کند. حمایت خمینی از او و خلخالی تا آن جا بود که حتی به اعضای شورای نگهبان اجازه ملاقات نداد. رفسنجانی در خاطرات خود از ۱۸ فروردین ۱۳۶۳ می‌نویسد:‌

«آقای‌ [احمد]جنتی‌ از شورای‌ نگهبان‌، تلفن‌ زدند و از اینکه‌ امام‌، حذف‌ آقایان‌ خلخالی‌ و موسوی‌ تبریزی‌ را به‌ مصلحت‌ ندانسته‌اند و به‌ اعضای‌ شورای ‌نگهبان‌ هم‌ اجازه‌ ملاقات‌ نداده‌اند، ناراحت‌ بودند. از من‌ کمک‌ خواستند که‌ ملاقات‌ بگیرم‌». [75]

بعد از مرگ خمینی ستاره‌‌ اقبال او افول کرد و صلاحیت او برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان رهبری رد شد و از آن به بعد به حاشیه رانده‌شد.

چهره‌ی ضدخشونت و اهل مدارا و میانه‌روی

موسوی تبریزی در سال‌های اخیر و در دورانی که بخش زیادی از عوامل خشونت‌های دولتی مدعی «اصلا‌ح طلبی» و «میانه‌روی» شده‌اند در گفتگو با رسانه‌ها می‌کوشد چهره‌ی ضدخشونتی از خود ارائه دهد که مطلقاُ با واقعیت همخوانی ندارد.

حسین نوری‌همدانی مرجع تقلید مورد حمایت بیت‌ خامنه‌ای و پدر زن موسوی تبریزی در گزارش خود به خمینی در مورد برخورد دامادش در روز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی در خرداد ۱۳۵۹ می‌نویسد:‌

«... بعدازظهر به مدرسه‌ی فیضیه رفتیم. سالن مطالعه‌ی کتابخانه مملو از جمعیت بود. آقایان رفسنجانی، خامنه‌ای و وکلا همه تشریف داشتند. عده‌ای از غیر وکلا (از علمای تهران) هم آمده بودند و عده‌ای از علمای قم هم حضور داشتند. آقای مهندس بازرگان و آقای عزت‌الله سحابی هم آمدند، منتها قدری دیر آمدند. آقای رفسنجانی قدری صحبت کردند و بعد از صحبت ایشان آقای مهندس بازرگان برخاستند و رفتند پشت تریبون... تا این که گفت: «خوب است که علما در سیاست و مدیریت مملکت دخالت نکنند. تجربه‌ی علما کم است. فقط نظارت داشته باشند. ما که تجربه مان زیاد است بهتر است مدیریت مملکت را به عهده داشته باشیم و... » که ناگهان آقای سیدحسین موسوی تبریزی (داماد ما) که یکی از وکلای دوره‌ی اول مجلس شورای اسلامی از تبریز بود و در انتهای جمعیت نشسته بود از جایش بلند شد، آستین‌هایش را کم کم بالا زد و قدم به قدم جلو آمد و گفت که: «گوش کردن به این حرف‌ها خلاف شرع است!» آمد و دستش را با سرعت و شدت بلند کرد و خواست کشیده‌ی بسیار محکمی به صورت آقای مهندس بازرگان بزند که بعضی از کسانی که در اطراف آقای بازرگان بودند بلند شدند و نگذاشتند، خلاصه مجلس به هم خورد.» [76]

می‌توان حدس زد کسی که در یک مجلس عمومی در واکنش به سخنان مهندس بازرگان از خود چنین واکنشی نشان می‌دهد در ارتباط با مخالفان در دادگاه‌های انقلاب و در شعبه‌های بازجویی و شکنجه‌گاه‌های رژیم چه بیرحمی از خود نشان داده است.

موسوی تبریزی به جعل تاریخ دست زده و به دروغ مدعی می‌شود:

«حتی تا قبل از اعلام مبارزه مسلحانه از مجاهدین خلق اعدام و یا زندانی نشده بود. اگر هم در درگیری‌ها یکی دو نفر از اعضا آنها دستگیر می‌شدند، پس از چند روز آزاد می‌شدند، فقط آقای سعادتی بود که به جرم جاسوسی دستگیر و ده سال محکوم شد که حکمش را خودم دادم و حتی خیلی اعتراض شد که چرا حکم اعدام ندادیم و اعدامش سال‌ها بعد بنا بر مسایل دیگری صورت گرفت ولی حکمش در آن زمان ده سال زندان بود.»

برخلاف ادعای موسوی تبریزی دستگیری گسترده‌ی هواداران مجاهدین از همان روزهای محاکمه‌ی سعادتی در پاییز ۵۹ شروع شد و تا اردیبهشت ۱۳۶۰ بالغ بر ۱۱۵۰ نفر از هواداران مجاهدین در زندان‌‌ها به سر می‌بردند و یکی از شعارهای نشریه مجاهد ارائه‌ی آمار زندانیان مجاهد در شهرستان‌ها و درخواست آزادی آن‌ها بود. آمار دستگیر شدگان که جملگی هواداران ساده‌ی مجاهدین بودند از حدود ۷۰۰ نفر در پاییز ۵۹ شروع و در اسفند همان سال به ۸۴۵ و در اردیبهشت سال ۱۳۶۰ به ۱۱۵۳ نفر رسید. تعداد زیادی از آن‌ها پس از سی خرداد ۱۳۶۰ به جوخه‌‌های اعدام سپرده شدند، بسیاری از آن‌ها تا سال‌ها بعد در زندان ماندند و ده ها نفر از آن‌ها در کشتار ۶۷ به دار آویخته شدند. [77]

موسوی تبریزی در دوران یاد شده یکی از عوامل اصلی سرکوب و شکنجه بود و بارها گزارش اعمال خلاف او در نشریات آن دوره به چاپ رسید.

برای مثال در نشریه مجاهد ۷ بهمن ۱۳۵۹ یادداشتی است تحت عنوان «چه کسی مسئول اعمال خلاف موسوی تبریزی رییس دادگاه انقلاب تبریز است؟» در این گزارش آمده است:

«اکنون دیگر همه مردم قهرمان تبریز می‌دانند که بسیاری از شکنجه‌ها و ضرب و شتم‌ها و قتل‌ها و خانه‌گردی‌ها و بازداشت‌ها در تبریز، مستقیم و غیرمستقیم به موسوی تبریزی رئیس دادگاه انقلاب این شهر مربوط می‌شود. کار عمده‌ی ساواک مآبانه‌‌ی او و خیل اوباش و چماقداران زیر فرمانش، شکار انقلابیون شهر به ویژه مجاهدین خلق است و مردم از عمق کینه و دشمنی او با مجاهدین اطلاع دارند. دست او کراراً به خون آلوده شده است. منجمله کارنامه‌ی مشعشع ایشان که در گزارشات مستند از شکنجه درج شده، نشان می‌دهد که ایادی ایشان چگونه حاتمی، مسعود ذاکری و بهرام صادقی و ... را ربوده و در بیابان‌های اطراف تبریز به قتل رسانده و یا به قصد کشت آن‌ها را مضروب کرده‌اند. روزی نیست که به دستور او، افراد مسلح به خانه‌های هواداران نریزند و یا در کوچه و خیابان به ضرب و شتم و بازداشت آنان نپردازند. از جمله در تاریخ ۱۶ دیماه افراد او شبانه به خانه‌ی هواداران حمله کرده و پس از ساعت‌ها ضرب و شتم بیش از ۱۰۰ نفر از آنان را دستگیر نمودند. هم چنین شب ۲۳ دیماه ۲۰ نفر از افراد مسلح از در و دیوار و پشت‌بام و مشابه هجوم‌های ساواک زمان شاه به خانه‌ی یکی از هواداران برای دستگیری او ریخته‌‌اند... . باید پرسید پس چه مقامی در مملکت مسئول خلافکاری‌های موسوی تبریزی و دار و دسته‌ی او در تبریز است.» [78]

در همین نشریه اعلام جرم خانواده‌های زندانیان هوادار مجاهدین خلق علیه «آقای موسوی تبریزی رئیس دادگاه او نماینده مجلس» و تظلم خواهی آنان از موسوی اردبیلی دادستان کل کشور آمده است.

گزارشات مربوط به شکنجه و قتل توسط عوامل موسوی تبریزی را می‌توان در نشریه مجاهد شماره‌ی ۱۰۲ ملاحظه کرد.

۵۸ نفر از قضات، وکلا و اساتید حقوق طی اطلاعیه‌ای با ذکر نام و نام خانوادگی و ذکر سمت قضایی نسبت به «کشتار جوانان به جرم فروش نشریه و بحث‌های سیاسی» اعتراض می‌کنند. اطلاعیه‌ آن‌‌ها در نشریه مجاهد شماره ۱۱۹ صفحه‌ی ۲۴ آمده است.

انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه حنیف‌نژاد تبریز ۲۳ آذر ۵۹ در اعتراض به اظهارات موسوی تبریزی در مورد نفی شکنجه و ... اطلاعیه‌ای صادر می‌کند که در نشریه مجاهد شماره‌ی ۱۰۱ آمده است.

موسوی تبریزی در ادامه می‌گوید:

«در مورد مجاهدین خلق حتی پس از اعلام جنگ مسلحانه، بالاترین مقام رسمی دادگاه‌های انقلاب اسلامی یعنی دادستان کل انقلاب مرحوم شهید آیت الله قدوسی، اعلام کردند که بیایند ادارات دولتی و اسلحه هایشان را تحویل بدهند و آن وقت روزنامه هایشان و تظاهرات و راهپیمایی‌های آن‌ها آزاد است.»

صدور اطلاعیه ده‌ماده‌ای دادستانی به فروردین ۱۳۶۰ بر می‌گردد و نه بعد از ۳۰ خرداد و سرکوب گسترده‌ی نیروهای سیاسی.‌ مجاهدین همان‌موقع در نامه‌ای به بنی‌صدر اعلام کردند چنانچه او به عنوان رئیس جمهوری اجرای قانون اساسی را تضمین می‌کند آن‌ها آمادگی تحویل سلاح‌های خود را دارند.

اطلاعیه ده ماده‌ا‌ی دادستانی و برخورد مجاهدین با آن را در نشریه مجاهد شماره ۱۱۹ هفدهم اردیبهشت ۱۳۶۰ می‌توانید ملاحظه کنید. [79]

برعکس ادعای موسوی تبریزی، قدوسی در ۲۰ تیرماه ۱۳۶۰ با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که گروه‌های نام برده شده در اطلاعیه ده‌ماده‌ای محارب، مفسد و باغی شناخته شده و با اعضا و هواداران آن‌ها طبق حکم قرآن کریم عمل خواهد شد.

قدوسی به شهادت نزدیکانش در همان دوران معتقد به حمله و دستگیری رهبران مجاهدین و اعدام بنی‌صدر بود.

موسوی تبریزی چنان به جنگ واقعیت‌ها رفته که حتی تعداد اعدام‌شدگان در ارتباط با نظام سلطنتی را که به ۷۰۰ نفر بالغ می‌شود چند ده نفر معرفی می‌کند:‌

«شما ببینید از این لحاظ در تمام دنیا بی‌سابقه است که یک نظام پنجاه ساله با این‌همه آزاری که به مردم داشت وقتی عوض بشود چند ده نفر بیشتر از آن‌ها اعدام نشود.»

همچنین او در مورد تلاش‌هایش برای آزادی زندانیان سیاسی می‌گوید:

«در زمان جریان مجاهدین خلق -که من بخشنامه‌هایش را دارم- از طرف ما (و شورای عالی قضایی) بخشنامه شده است، کسانی از دستگیر شدگان که خانه تیمی و جریان مسلحانه نداشتند و به مردم حمله نکرده‌اند را آزاد کنید و کسانی که قرار است اعدام شوند را محدود کنید و تا آن زمانی که ما بودیم چند گروه آزاد شدند و زندان‌ها خلوت‌تر شد. فقط محکومین ماندند و تعدادی بلاتکلیف بودند که آن هم در اواخر خیلی خیلی کم شدند، کسانی هم که بلاتکلیف بودند چون سریع به پرونده‌های آن‌‌ها رسیدگی می‌شد و محکومین دوران حکم خود را طی و آزاد می‌شدند.» [80]

و در گفتگو با نشریه‌ی چشم‌انداز شماره‌ی ۲۲ تأکید می‌کند:‌

«دست‌کم مجاهدین از غیرمجاهدین شناسایی ‌شوند. یکی دو‌ ماه اولویت کار ما این بود که به‌سرعت به این‌ها رسیدگی بشود تا زندان‌ها خلوت شود و افراد بی‌گناه و یا کم‌خطا آزاد شوند که همین‌طور هم شد.... در عرض سه چهارماه تحقیقاتی ‌شد و خیلی‌ها که فعالیت‌شان در سطح پخش اعلامیه و هواداری بود یا اظهار ندامت و پشیمانی می‌کردند آزاد شدند. آن‌هایی که مسلحانه اقدام کرده بودند یا به خانه تیمی رفته بودند آزاد نمی‌شدند.»

آن‌چه موسوی تبریزی روایت می‌کند برخلاف واقعیت است. او حتی مخالف آزادی توابین بود. او در گفتگو با نشریه «رجعت» که بازتاب دهنده‌ دیدگاه‌های توابین زندان قزلحصار بود می‌گوید:‌

«این زندانی‌ها باید به ما حق بدهند که ما نسبت به این‌ها سوءظن داشته باشیم. در یک جریانی بوده‌اند، باید واقعاً برای ما ثابت بشود که از این جریان خارج شده‌اند. ممکن است واقعاً خارج شده باشند ولی این باید برای ما ثابت شده باشد. و این به این زودی و لحظه‌ای نیست. این باید یک خرده جریان یا تاریخ بگذرد. زمان بگذرد. و در حین گذشت زمان این‌ها عملاً ثابت کنند که از این جریان بریده‌اند و برگشته‌اند. ... زندانی‌ها فوری توقع نداشته باشند که تا ما گفتیم توبه کردیم آزادمان کنید. نمی‌گوییم دروغ گفته‌اند. شاید هم راست می‌گویند ولی این حس در ما هست، چون می‌بینیم که بعضی‌ها دروغ می‌گویند. » [81]

اسدالله‌ لاجوردی در مراسم تودیع‌اش می‌گوید:

«شما را بخدا ببینید می‌گویند خلاف قانون بوده، نمی‌دانم چنین و چنان. اول یک دانه خلاف قانون ما را بگویید. گفت این زندانی ها حکمشون تمام شده آزاد نکردی. گفتم برادر ما رفتیم خدمت امام در حضور همه حکام شرع و دادستان کل آقای موسوی تبریزی. خود امام گفتند که توبه نکرده آزادش نکن، دادستان کل هم بخشنامه کرد. خب یک دفعه می‌خواستی بخشنامه‌اش را باطل کنی. کدام کاری خلاف قانون بوده؟» [82]

منظور موسوی تبریزی از این که می‌بایستی توبه خود را در عمل نشان دهند، لو دادن، شرکت در ضرب و شتم دیگر زندانیان، همکاری اطلاعاتی و ... با زندانبانان و شکنجه‌گران است. در دوران یاد شده حتی زندانیانی که حکم‌شان تمام می‌شد نیز به بهانه‌ این که توبه‌ی آن‌ها «احراز» نشده از آزاد کردن‌شان امتناع می‌کردند. پس از برکناری او و لاجوردی آهسته آهسته آزادی زندانی سیاسی شروع شد و وضعیت زندان‌ها رو به بهبود گذاشت. در دوره‌ای که او می‌گوید زندان‌ها خلوت شد من در بند ۶ واحد ۱ قزلحصار در یک سلول به مساحت ۴ متر مربع با ۲۱ نفر دیگر در شرایط بسیار سختی محبوس بودم.

او در مورد فرزانه عمویی یک زندانی بیمار و درهم‌ شکسته می‌گوید:‌

«همین دختری را که گفته بود توبه کردم و خوب هم بوده فرستادیم خارج، حامله بود، گفتیم آزادش کنند. فرزانه عمویی را آزاد کردیم. رفت بیرون زائید. با بچه‌ی ۴۵ روزه‌اش پیش موسی خیابانی بوده و در درگیری کشته شد.» [83]

فرزانه‌ عمویی نه در خانه‌ی موسی خیابانی بود و نه روحش از ماجرا خبر داشت. او در زندان قزلحصار و اوین تحت شکنجه‌‌ قرار گرفت. او سرانجام در «واحد مسکونی» شکنجه‌گاه مخوف رژیم در قزلحصار، در اثر فشارهای وارده دچار بیماری شدید روحی شد. او پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۶۹ در آسایشگاه روانی امین آباد بستری شد. داستان زندگی او در خاطرات بسیاری از زندانیان زن آمده است. گالیندوپل در سفر خود به ایران خواهان دیدار با او شده بود اما زندانبانان به جای او، فرد دیگری را به نماینده ویژه ملل متحد نشان دادند.

موسوی تبریزی در مورد توقیف روزنامه «میزان» وابسته به نهضت‌ آزادی می‌گوید:‌

«در مورد روزنامه میزان هم قانوناً جلوی آن گرفته نشد یعنی دستوری نبود، البته من آن زمان در تبریز بودم و دادستان کل انقلاب نبودم ولی تا آنجا که به ذهن دارم، هیچ حکمی از طرف مقامی صادر نشده بود. زیرا نهضت آزادی بدتر از مجاهدین خلق که آزاد بودند، نبودند!»

این روزنامه در فروردین ۱۳۶۰ توقیف شد و آقای رضا صدر مدیر مسئول آن که سابقاً وزیر بازرگانی دولت موقت بود بازداشت شد و اعتراضات بسیاری را هم برانگیخت که مدت‌ها بحث محافل سیاسی بود. [84]

در ۱۷خردادماه ۱۳۶۰ این نشریه به دستور لاجوردی و با حمایت بهشتی و شورای عالی قضایی به همراه روزنامه «انقلاب اسلامی» ممنوع اعلام شد و در پی آن کلید پروژه‌ی حذف بنی‌صدر زده شد.

موسوی تبریزی و محمد خاتمی

موسوی تبریزی و خاتمی

موسوی تبریزی با چنین شخصیت دروغپردازی در دوران خاتمی به عنوان «اصلاح‌طلب» و اهل مدارا و تساهل «مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم» را تشکیل داد و در انتخابات «خانه احزاب» شرکت جست و مسئولیت دبیر کلی آن را به عهده گرفت و در جریان انتخابات سال ۱۳۸۸ با میرحسین موسوی برای تبلیغات انتخاباتی به تبریز سفر کرد.

در شهریور ۱۳۸۸ و در پی خیزش‌ مردمی آن سال، سیدمهدی موسوی تبریزی پسر او بازداشت شد اما پس از مدت بسیار کوتاهی به خاطر نفوذ پدراش آزاد شدند.

موسوی تبریزی و محمدرضا عارف

در آستانه انتخابات دهمین دروه مجلس شورای اسلامی، شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان به ریاست محمدرضا عارف موجودیت کرد تا فعالیت‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان را سامان دهد. موسوی تبریزی و عبدالواحد موسوی‌لاری معاونان او را تشکیل می‌دادند. [85]

او همچنین روابط بسیار نزدیکی با سید‌حسن خمینی و «بیت‌امام»‌دارد.

موسوی تبریزی همچنین در دادگاه محسن کدیور وکیل مدافع وی بود، [86] در حالی که در دوران ریاستش بر دادستانی کل انقلاب اسلامی و دادگاه انقلاب اسلامی آذربایجان غربی و شرقی اجازه نداد حتی یک متهم دارای وکیل مدافع باشد. در سال ۱۳۵۹ در محاکمه‌ محمدرضا سعادتی که یکی از معروف‌ترین پرونده‌های سیاسی پس از انقلاب بود نیز دکتر عبدالکریم لاهیجی وکیل مدافع وی به بهانه‌های واهی اجازه نیافت شرکت کند. [87]

او شخصاً در کنار لاجوردی و محمدی‌گیلانی در دادگاه اعضای «سربداران» که متهم به حمله به شهر آمل بودند شرکت می‌کرد. در آن دادگاه نیز هیچ‌یک از متهمان دارای وکیل مدافع نبودند.

در دادگاه تقی‌ شهرام که در سال ۱۳۵۹ ابتدا توسط معادیخواه محاکمه شد و عاقبت مبشری حکم اعدامش را صادر کرد وکیل مدافع حضور نداشت. معادیخواه در این باره گفت:

«در مورد وکیل نیز وکلای معرفی شده از سوی تقی شهرام هیچ کدام صلاحیت نداشتند چرا که بر اساس قانون وکیل باید با مبانی جزائی و قضایی اسلام آشنایی داشته باشد، افرادی که وی معرفی کرد صریحا می گویند ما حاضر نیسیتیم امتحان بدهیم و همان مدرک دانشکده حقوق را کافی می‌دانیم». [88]

او در گفتگویی که در ۱۷ آذرماه ۱۳۹۰ در سایت جرس انتشار یافت تأکید کرد «نگهداری شبانه‌روزی در سلول انفرادی زندان، مجازات مضاعف است که غیرقانونی، و شرعاً جرام و تعدی به حقوق زندانی است و اجرا کننده‌ی آن مجرم است.»

ادعاهای فوق در حالی صورت می‌گیرد که در دوران ریاست او بر دادستانی کل انقلاب اسلامی، در حدود ۴۰۰ سلول انفرادی علاوه بر سلول‌های سابق انفرادی ۲۰۹ و ۳۲۵ در زندان اوین ساخته شد و زندان گوهردشت با ۷۹۸ سلول انفرادی راه‌اندازی شد. کمیته‌ مشترک سابق هم دارای سلول‌های انفرادی بود. در طول سال‌های ریاست او بر دادستانی کل انقلاب اسلامی طولانی‌ترین دوران‌ حبس در سلول انفرادی در تاریخ معاصر ایران شکل گرفت و زندانیان سیاسی که محکومیت خود را سپری می‌کردند به بهانه‌های واهی سال‌های متمادی در سلول‌‌های انفرادی به بند کشیده شدند. همچنین بخش واحد مسکونی[89] و «قبر» و «قیامت» در زندان قزلحصار کرج در اردیبهشت و مهرماه ۱۳۶۲ راه‌اندازی شدند که به مراتب هولناک‌تر از سلول‌ انفرادی بودند. [90]

موسوی تبریزی و کشتار ۶۷

موسوی تبریزی در دوران کشتار ۶۷ مصدر کار نبود اما بعید است مخالف این کشتار بوده باشد به ویژه که دست‌پروردگان او در تبریز مسئولیت این کشتار را به عهده داشتند. او پس از انتشار نوار صوتی دیدار آیت‌الله منتظری با اعضای هیأت کشتار ۶۷ گفت:

«در سال های پایانی جنگ اطلاعاتی به امام(ره) دادند مبنی بر اینکه منافقین قصد دارند در سه مرحله علیه کشور توطئه کنند، اول اینکه به خاک کشور حمله کنند، دوم اینکه آن هایی که در شهرها هستند به منافقین بپیوندند و سوم هم، منافقین زندانی در زندان ها شورش کنند که این بخش را باید از آقای ری‌شهری که وزیر اطلاعات وقت بودند، بپرسید. البته مسئولیت شورای عالی قضایی وقت هم بر عهده مرحوم آقای نجفی، آقایان موسوی اردبیلی، موسوی بجنوردی، مقتدایی و موسوی خوئینی‌ها بود.» [91]

او ضمن آن که تبلیغات و اتهامات دستگاه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی را تکرار می‌کند، مانند دیگر مسئولان کشتار ۶۷ مایل به کنکاش در حکم قتل عام زندانیان سیاسی نیست.

دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه انتشار فایلی که پیشتر متن آن در خاطرات آیت‌الله منتظری منتشر شده ضرورتی نداشته و ندارد و ای کاش این اتفاق نمی‌افتاد، گفت: «من معتقدم انتشار این فایل به ضرر کشور است و صلاح نبود که منتشر شود. ... نمی دانم چرا باوجود این‌که این مطلب قبلاً در خاطرات آیت‌الله منتظری گفته شده بود، دفتر ایشان بار دیگر در این مقطع زمانی نسبت به انتشار فایل صوتی در اینترنت اقدام کرده و متاسفانه این موضوع مورد سوءاستفاده دشمنان انقلاب و نظام قرار گرفته است.» [92]

موسوی تبریزی علیرغم همه‌ جنایاتی که مرتکب شده است همچنان با خانواده آیت‌الله منتظری و بیت ایشان که منتقد جنایات صورت گرفته در دهه‌ی ۶۰ و به ویژه کشتار ۶۷ هستند روابط نزدیکی دارد که خود جای سؤال است.


پانویس‌ها

[1] روزنامه اطلاعات، سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۶۰.

[2] روزنامه اطلاعات ۵ تیر ۱۳۵۸.

[3] لینک

[4] روزنامه کیهان ، ۲۵ دیماه ۱۳۵۸ صفحه‌‌ی ۱

[5] روزنامه اطلاعات ، ۲۵ دیماه ۱۳۵۸ صفحه‌‌ی ۱ و ۲

[6] روزنامه جمهوری اسلامی ، ۲۵ دیماه ۱۳۵۸ صفحه‌‌ی ۱

[7] لینک

[8] روزنامه جمهوری اسلامی ، ۸ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه۱۰.

[9] لینک

[10] لینک

[11] اوین: جامعه‌شناسی زندانی و زندانبان، جلد دوم، محمد جعفری، انتشارات برزاوند، چاپ اول، ۱۳۸۰، ص ۱۳۶

[12] سید محمد کیاوش یکی از ابن‌الوقت‌های روزگار است. او پس از کودتای ۲۸ مرداد نامش را از عربی به کیاوش (مثل شاه) تغییر داد. در جریان انفجار حزب‌جمهوری اسلامی به شدت زخمی شد و سپس برای نشان دادن ارادت خود به خاندان «علی» نامش را به علوی‌تبار تغییر داد. وی در مجلس خبرگان قانون اساسی نخستین فردی بود که اصل ولایت فقیه را مطرح کرد.

۶- لیست بخشی از کسانی که توسط موسوی تبریزی و افراد مورد اعتماد وی در تبریز اعدام شدند.

[13] سایت جماران که به بازماندگان خمینی و مؤسسه نشر آثار خمینی نزدیک است تلاش بسیاری کرد تا رشیدیان را تبرئه کند.

وی که یکی از فعال‌ترین عناصر مجلس خبرگان قانون اساسی بود در تیرماه ۹۲ فوت کرد و رفسنجانی درگذشت او را تسلیت گفت.

[14] لینک

[15] لینک

[16] در این آدرس می‌توانید اطلاعات مکفی در مورد فاجعه سینما رکس آبادان مطالعه کنید.

[17] لینک

[18] لینک

[19] روزنامه اطلاعات دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۶۰.

[20] وی باغ حاج سزاوار در جماران را مصادره کرده و خود به آن‌جا نقل مکان کرد .

[21] نشریه چشم‌انداز، سی‌خرداد ۶۰؛ فضاسازی و آشتی‌ناپذیری، گفت‌وگو با آیت‌الله سیدحسین موسوی تبریزی ـ ۱۳۸۲/۶/۱۳

[22] موسسه نشر آثار خمینی

[23] روزنامه اطلاعات شنبه ۴ مهر ۱۳۶۰.

[24] روزنامه اطلاعات دوشنبه ۶ مهر ۱۳۶۰

[25] روزنامه اطلاعات ۵ شنبه ۱۶ مهرماه ۱۳۶۰

[26] روزنامه اطلاعات یک شنبه، ۲۶ مهر ۱۳۶۰.

[27] روزنامه اطلاعات شنبه ۲۳ آبان ۱۳۶۰.

[28] روزنامه اطلاعات دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۶۰.

[29] روزنامه اطلاعات یک شنبه ۱ آذر ۱۳۶۰.

[30] روزنامه جمهوری اسلامی ۲۴ آذر ۱۳۶۰

[31] حجت‌‌الاسلام خلیل عابدی نخست رئیس دادگاه انقلاب اسلامی در تبریز بود و هزاران تن را به زندان و اعدام محکوم کرد، سپس رئیس دادگاه شعبه هفدهم کیفری یک تبریز شد و در آنجا نیز صدها تن را به زندان و اعدام محکوم کرد. در جریان کشتار ۶۷ وی یکی از حکام شرع تبریز بود. او که مانند بسیاری از حکام شرع به مواد مخدر معتاد است هم‌‌اکنون بازنشسته شده و همچون بسیاری از صاحب‌منصبان قضایی به خاطر ارتباطاتی که دارد به شغل پردرآمد وکالت دادگستری و کارچاق‌کنی مشغول است.

[32] حجت‌الاسلام علی اصغر هوشیار زرنقی نخست رئیس دادگاه کیفری دو در تبریز بود و در ظاهر به پرونده‌هایی مانند چک بی محل و مزاحمت تلفنی و ..... رسیدگی می‌کرد اما پنهانی و غیر رسمی در دادگاه انقلاب اسلامی تبریز هم کار می‌کرد! سپس با یک جهش در دادگاه انقلاب اسلامی تبریز به ریاست رسید و هزاران تن از متهمان مواد مخدر گرفته تا متهمان سیاسی را به زندان و اعدام محکوم کرد و سپس با جهشی دیگر رئیس دادگستری آذربایجان شرقی شده و جانشین اسحاق فروتن‌سرایی شد و هم اکنون در پست‌های بالای قضایی در دادگستری آذربایجان شرقی کار می‌کند!

[33] حجت‌الاسلام میرزا نجف آقازاده در جریان قتل‌عام ۶۷ حاکم شرع تبریز بود و مسئولیت مستقیم در کشتار زندانیان داشت. وی سپس حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب و مدیرکل دادگستری آذربایجان شرقی شد و پس از بازنشستگی ریاست دفتر مکارم شیرازی در آذربایجان شرقی را به عهده دارد.

[34] لینک

[35] قاضی زین‌العابدین تقوی فردود در سال ۱۳۶۰ دادیار و در واقع همه‌‌کاره‌ی دادسرای انقلاب اسلامی در تبریز بود. وی سپس بازجوی اداره اطلاعات (شعبه ۲ دادیاری) شد و پس از سال‌ها کار در دادسرای انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۱ مدت کوتاهی بازپرس شعبه یکم دادسرای عمومی تبریز شد، سپس اندک زمانی هم رئیس شعبه چهارم دادگاه انقلاب اسلامی تبریز شد و در سال ۱۳۷٢ و هنگامی که اسحاق فروتن سرایی به جای میرزا نجف آقازاده رئیس کل دادگستری استان آذربایجان شرقی شده بود با یک جهش معاون دادگستری استان آذربایجان شرقی شد! سپس به تهران رفت و در دیوان عدالت اداری رئیس یکی از شعبه‌ها شد و هم اکنون به ریاست هیأت تخصصی اقتصادی، مالی و اصناف دیوان عدالت اداری رسیده است!

[36] لینک

[37] لینک

[38] لینک

[39] روزنامه اطلاعات، سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۶۱، ص ۱۵.

[40] جفری رابرتسون قاضی مستقل سازمان ملل متحد و قاضی سابق دادگاه جنایت علیه بشریت سیرالئون که در مورد کشتار ۶۷ تحقیق مستقلی داشته، محمد جعفر محلاتی سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد را به خاطر ارائه اطلاعات غیرواقعی و گمراه‌کننده به مراجع بین‌المللی راجع به کشتار ۶۷ را شریک در قتل‌عام و شایسته پیگرد جنایی معرفی کرده است.

[41] عملیات مرصاد و سرنوشت منافقین، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۲،ص ۳۴۸-۳۴۹.

[42] روزنامه اطلاعات چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۶۰.

[43] روزنامه اطلاعات پنج‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۶۰.

[44] جمهوری اسلامی، ۵ آذر۱۳۵۹،صفحه‌ ۶.

[45] ایلنا ۱۶ شهریور ۱۳۹۳

[46] روزنامه اطلاعات، ۲۳ تیر ۱۳۵۹. صفحه‌ی ۲.

[47] صحیفه نور ج‏۶ ص ۳۲۹.

[48] روزنامه اطلاعات، شنبه بیست‌وهشتم فروردین ۱۳۶۱، ص ۴.

[49] روزنامه اطلاعات، پنج‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۱، ص ۱۸.

[50] روزنامه اطلاعات، چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۶۱.

[51] لینک

[52] ۲۹ اردیبهشت ١٣۶١

[53] خبر آنلاین

[54] لینک

[55] لینک

[56] لینک

[57] لینک

[58] نشریه «همشهری ماه» تیرماه ۸۰.

[59] روزنامه اطلاعات ۶ فروردین ۱۳۶۱.

[60] (۲۹ مهر ۱۳۶۱، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، پس از بحران)

[61] طرح تشکیل دفتر تبلیغات اسلامی توسط موسوی تبریزی، محمد جعفری گیلانی، فهیم کرمانی، ری شهری، محمدرضا فاکر، غلامحسین حقانی که جملگی حاکم شرع بوده و دست در خون داشتند ریخته می‌شود و پس از طرح موضوع با خمینی با استقبال او روبرو می‌شوند. آن‌ها به مدت ۱۵ روز هر روز به خدمت او می‌رسند و اساسنامه این «دفتر» را به تأیید او می‌رسانند.

[62] روزنامه اطلاعات، شنبه ۱۷ مهر ۱۳۶۱. ص ۱۶.

[63] روزنامه اطلاعات سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۶۱، ص ۲.

[64] روزنامه اطلاعات، پنج‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۶۱ ص ۳۲.

[65] روزنامه اطلاعات، یک‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۶۱. ص ۱۳.

[66] گفتگوی رازینی با نشریه رمز عبور شماره‌‌ ۷ مورخ آذر ۱۳۹۲

[67] گفتگوی رازینی با نشریه رمز عبور شماره‌‌ ۷ مورخ آذر ۱۳۹۲

[68] لینک

[69] آرشیو وب سایت جرس

[70] گفتگوی رازینی با نشریه رمز عبور شماره‌‌ ۷ مورخ آذر ۱۳۹۲

[71] گفتگوی رازینی با نشریه رمز عبور شماره‌‌ ۷ مورخ آذر ۱۳۹۲

[72] گفتگوی رازینی با نشریه رمز عبور شماره‌‌ ۷ مورخ آذر ۱۳۹۲

[73] روزنامه اطلاعات، شنبه ۱۸ دی ۱۳۶۱، ص ۱۵.

[74] لینک

[75] لینک http://www.salmanpress.ir/fa/news/2032

[76] لینک

[77] لینک

[78] مجاهد شماره ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۵

[79] لینک

[80] لینک

[81] رجعت شماره‌ی ۲ صفحه‌ی ۱۲ فروردین ۱۳۶۱

[82] لینک

[83] رجعت شماره‌ی ۲ صفحه‌ی ۱۲ فروردین ۱۳۶۱

[84] لینک

[85] لینک

[86] کدیور در حالی در مورد جنایات خلخالی مقاله و جزوه می‌نویسد که در مورد موسوی تبریزی که به مراتب جنایتکارتر است سکوت کرده و از خدمات او بهره‌مند می‌شود.

[87] اصولاً پس از پیروزی انقلاب حتی تا دهه‌ی ۷۰ بر اساس شرکت وکیل مدافع در دادگاه انقلاب اسلامی معنا نداشت و بعدها وکلای مدافع به شکل محدود اجازه‌ یافتند که در دادگاه و نه مراحل بازپرسی شرکت کنند.

[88] روزنامه اطلاعات ، ۲۴ تیر ۱۳۵۹

[89] لینک

[90] من خود، سلول انفرادی را در دوران موسوی تبریزی به صورت تنبیهی تجربه‌ کرده‌ام.

[91] لینک

[92] لینک

Hamed_Ayinehvand_2.jpgسرانجام پس از گذشت چندین دهه از پایان جنگ جهانی دوم ،نقشه خاورمیانه با برپایی همه پرسی استقلال در کردستان عراق و تشکیل کشور مستقل کردستان تغیر کرد و متعاقب آن سه پایتخت مجاور کردستان عراق یعنی بغداد ، تهران و آنکارا علی رغم ائتلافی که برای فشار بر مسعود بارزانی و منصرف کردن او از انجام همه پرسی انجام دادند در عمل شکست خوردند و اعلام استقلال کردستان عراق در حالی که صورت می گیرد که خوشحالی بیش از اندازه کردهای ایران و ترکیه و عصبانیت قابل درک و پیش بینی حکومت های این دو کشور نخسیتن برونداد عینی استقلال کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی است که رسانه های ارتباط جمعی و شبکه های اجتماعی مجازی آن را منعکس کرده اند.

پریشانی و عصبانیت دو حکومت دیکتاتوری ایران و ترکیه که از قضا در هر دو اسلام گرایان قدرت را در دست دارند تنها به اعتراضات دیپلماتیک ختم نشده است .بستن مرزهای هوایی ایران به سمت اقلیم کردستان از سوی ایران و تهدید عریان اردوغان در خصوص جلوگیری از صدور نفت و محاصره اقتصادی کردستان نشانگر آن است که به قول معروف هر دو کشور همسایه اقلیم ،شمشیر را برای کردها از رو بسته اند .

سفر چندی پیش سر لشکر باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران به ترکیه پیش از برگزاری همه پرسی و همچنین برنامه ریزی برای سفر قریب الوقوع اردوغان و رئیس ستاد ارتش ترکیه به ایران پس از برگزای همه پرسی نشان می دهد که دو کشور در صورتی که چاره کار را در صحنه سیاست و دیپلماسی ارزیابی نکنند انجام عملیات نظامی مشترک بر ضد رهبران اقلیم امری بعید نیست زیرا ثبات استقلال کردستان و پیشرفت اقتصادی و سیاسی اقلیم تبعات مستقیمی بر کردهای ایران و ترکیه خواهد داشت علاوه بر آنکه گامی مهم برای تحقق رویای کردها در تشکیل کردستان بزرگ است.

با این همه اما باید دید که در نهایت ترکیه و ایران چه خواهند کرد. اگرچه ایران و ترکیه علاقمند در هم شکستن همه پرسی استقلال کردستان عراق هستند اما معنای حمایت سیاسی رسمی اسرائیل از استقلال کردستان و موضع گیری چهرهای متنفذ سیاسی در امریکا در حمایت از بارزانی و همه پرسی را هم خوب می فهمند. بنابر این تصور اینکه غریزی دست به حمله علیه بارزانی بزنند کودکانه به نظر می رسد.

واقیعت آن است که کردها در هر سه کشور عراق ،ترکیه و ایران به عنوان اقلیتی آشکار،با نقض حقوق بنیادین خود مواجه بوده اند و به دلیل تبعیض های ناروایی که به لحاظ تاریخی در این کشورها بر آنها اعمال شده است هیچ گاه خود را جزئی جدا نشدنی از خاکی که به لحاظ سیاسی و جغرافیایی بدان وابسته هستند نداسته اند. واقعیت آن است که کردها درعراق دوران صدام و پیش از آن با تعیض های ناروایی رو به رو بوده و در دوران صدام کشتار دسته جمعی را نیز از سر گذارنده اند. در ترکیه نیز اساسا حکومت مرکزی آنها را هیچ گاه به عنوان شهروند به رسمیت نشناخت و رهبر کردهای ترکیه عبدا... اوجالان سالهاست که در جزیره امیرالی ترکیه و در وسط دریا زندانی است.

علی رغم وعده های پوچالی و فریب کاریهای اردو غان در به رسمیت شناختن حقوق کردها و به راه انداختن مذاکرات صلح ،پس از کوتای نافرجام 15 ژوئیه 2016 که بسیاری آن را ساختگی و در راستای تحکیم قدرت اردوغان می دانند او مصنویت پارلمانی نمایندگان کرد را لغو و رهبران حزب دموکراتیک خلق هارا دستگیر و روانه زندان کرد . در آن سوی میدان در ایران نیز اگرچه کردها دچار تبعیض بوده و به نوعی شهروند در جه دو محسوب می شوند اما در دوران حکومت محمدرضا پهلوی وضع آنان به مراتب از امروز بهتر بوده است. در تمامی دولتهای پس از انقلاب تبعیض به شکلی سیستماتیک بر کرد های ایران اعمال شده و نرخ بیکاری و عدم توسعه شهری در مناطق کرد نشین در ایران به شکلی غیر قابل قبول بالاست هم چنانکه ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو توسط ماموران اطلاعات جمهوری اسلامی خاطره ای نیست که کردها از یاد ببرند.

اگرچه دستگاه دیپلماسی امریکا با بر گزاری همه پرسی مخالف نرمی کرده است اما آگاهان می دانند که حمایت صریح اسرائیل از برگزاری همه پرسی و حمایت از استقلال کردستان عراق بدون نظر مثبت ایالات متحده امکان پذیر و شدنی نیست. بنابر این حمایت چهرهایی مثل جان بو لتون و باب کروکر نشان می دهد که دموکراتها و جمهوری خواهان بر سر استقلال کردستان هم نظر هستند.

هر چند دولت ترامپ رسما با همه پرسی مخالفت کرده است اما شواهد و قرائن نشان می دهد که این مخالفت ها جدی نیست. به نظرمی رسد حمایت پیدای دولت اسرائیل از تشکیل کردستان و حمایت پنهان و غیر رسمی امریکا و حمایت متحدین عرب ایالات متحده چون عربستان و امارات که از امکانات مالی بسیاری برخوردارند نشان می دهد که ایران و ترکیه در نهایت چاره ای جز کنار آمدن با استقلال کردستان ندارند.

استقلال کردستان عراق و تلاش های احتمالی کردهای ایران و ترکیه برای گرفتن امتیازات گسترده از حکومت های مرکزی آغاز فرآیندی خواهد بود که می تواند به رویای تشکیل کردستان بزرگ ختم نشود. چنانچه حاکمیت ایران و ترکیه حفظ یکپارچگی کشورهایشان را نه در حرف که درعمل خواستارند باید به برقراری دموکراسی در کشور تن دهند . سرکوب سازمان یافته و امنیتی کردن فضای تنفس در مناطق کرد نشین بدترین و ساده ترین راه مواجه با مساله استقلال کردستان است. چنانچه کردها بتوانند همگام با شهروندان دیگر به خواسته هایشان در ذیل یک نظام دموکراتیک دست پیدا کنند.دلیلی برای جداسری ندارند.

اما شواهد موجود نشان می دهد نه در ایران که آیت ا... خامنه ای وسپاه که 80 در صد قدرت را در اختیاردارند در فکر برقراری مناسبات دموکراتیک هستند و نه در ترکیه ای که اردوغان حکومت می کند و پس از رفراندوم قانون اساسی ترکیه را صدها گام از دموکراسی و سکولاریزم دور کرده به بر قراری چنین مناسباتی نظر دارند. در این هنگامه تولد کشوری به نام کردستان که مناسبات دموکرایتک و آزادی خواهانه در آن ساری و جاری باشد می تواند به برقراری دموکراسی در ایران و ترکیه کمک کند.

پایداری پیوندی که کردهای ایرانی با دیگر اقوام ایرانی دارند از این پس بیش از پیش در گروی برقراری مناسبات دموکراتیک در سطح کشور است.کسانی که به منظور مقابله با شادی مردم کردستان ایران در پی همه پرسی استقلال در کردستان عراق در خیابانها نیروهای ضد شورش و تجهیزات سر کوب مستقر کردند نشان دادند که از فهم امنیتی پائینی بر خوردارند. اراده کردها برای تعین سر نوشت بیش از آنکه نشات گرفته از حس ناسیونالیستی و قوم گرایانه باشد ناشی از ظلم تاریخی است که حکومتهای مرکزی در ترکیه،عراق و ایران بر آنها روا داشته اند. برای آنکه کردهای ایران خود را ایرانی بدانند و به دولت مرکزی پایبند باشند باید مشارکت سیاسی آنها را به رسمیت بشناسیم و از مدیران کرد مقبول در جامعه کرد در پستهای سیاسی استفاده کنیم. اگر جمهوری اسلامی و ترکیه استقلال کردستان را به منزله تهدیدی علیه خود تلقی می کنند چاره ای جز تقویت دموکراسی در کشورهایشان ندارند در غیر این صورت آب به آسیاب رویای کردستان بزرگ می ریزند.

حامد آئینه وند، روزنامه نگار- دانشجوی دکترای روابط بین الملل

83ef333_small.jpgیورونیوز - دونالد ترامپ با تاخیری تامل برانگیز پیروزی آنگلا مرکل را در انتخابات آلمان تبریک گفت. رییس جمهوری آمریکا در تماس تلفنی با صدراعظم آلمان برای او آرزوی موفقیت کرده است. در این گفتگو که در روز پنجشنبه صورت گرفته رهبران دو کشور در مورد موضوعات مهمی نظیر برنامه موشکی ایران، فعالیت‌های تهران در خاورمیانه و موضوعات مربوط به بحران کره به بحث و تبادل نظرپرداختند.

در بیانیه کاخ سفید در ارتباط با این دیدار تصریح شده که رهبران آمریکا و آلمان ضمن پرداختن به برنامه هسته‌ای ایران، در مورد برنامه موشکی این کشور و عدم پیروی تهران از قطعنامه‌های مرتبط صادرشده از سوی سازمان ملل نیز صحبت کرده اند.

چرا ترامپ هنوز پیروزی مرکل در انتخابات را تبریک نگفته است؟

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا ظاهرا برندگان را دوست دارد. او حتی پیروزی رجب طیب اردوغان در همه‌پرسی جنجال برانگیز ترکیه را بلافاصله تلفنی به او تبریک گفت.

اما از زمان پیروزی مجدد آنگلا مرکل در انتخابات پارلمانی روز یکشنبه آلمان، ترامپ هنوز به او تبریک نگفته است. سکوت کاخ سفید چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات آلمان در حالی که بیشتر رهبران جهان تاکنون به آنگلا مرکل تبریک گفته‌اند، عجیب به نظر می‌رسد.

092917A_top.jpgایران اینترنشنال - نشریه آمریکایی فوربز در شماره امروز خود، جمعه هفتم مهرماه، در گزارشی در مورد آینده توافق هسته‌ای می‌نویسد درحالی‌که بحث‌های موافق و مخالف درمورد توافق هسته‌ای ایران، در آستانه تصمیم دولت ترامپ شدت گرفته است، متأسفانه منافع ملت ایران در میان آن‌ها جایی ندارد.

در این گزارش آمده است: «هواداران و مخالفان ادامه توافق هسته‌ای، نهایت تلاش خود را برای تأثیرگذاری روی تصمیم رئیس‌ دولت ایالات متحده آمریکا، در مورد ماندن یا نماندن ایالات متحده در این توافق، پس‌از ۱۵ اکتبر به‌کار گرفته‌اند.

با اینکه یک چنین بحث آزادی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، اما متأسفانه آن‌چه که در این میان نادیده گرفته می‌شود، منافع ملت ایران است که پس از این تصمیم، می‌تواند از هرسو، مورد تعرض قرار بگیرد.

حاکمان ایران، میلیاردها دلاری را که دولت اوباما با پرداخت پول نقد و برداشتن محدودیت‌های تحریم‌های مالی به آنها رسانده بود، با نقض قطع‌نامه‌های سازمان‌ملل، خرج برنامه موشکی خود و سرپا نگه داشتن رژیم بشاراسد و افزایش دخالت‌های بی‌ثبات‌کننده در کشورهای خاورمیانه کرده‌اند.

مردم ایران هنوز هیچ نفع مشخص یا بهبود اقتصادی و ایمنی در زندگی خود از این توافق ندیده‌اند.

در هفته‌های اخیر، شهرهای مهم و بزرگ ایران، شاهد اعتراضات گسترده نسبت‌به وضعیت سخت معیشتی خانواده‌های زحمت‌کشی بوده، که سرمایه‌های اندک آنها توسط مراکز مالی کلاه‌بردار و غارت‌گر، ازمیان رفته است.

آنها درتجمعات اعتراضی خود، مقابل مراکز دولتی، شعار می‌دادند: 'روحانی؛ روحانی؛ سوریه‌رو رها کن؛ فکری به حال ما کن' ویا 'روحانی باغیرت، این بود جواب ملت؟'.

اعمال هرگونه تحریم جدید علیه ایران، می‌بایستی در ارتباط با موارد مربوط به حکومت آن باشد و از رساندن آسیب هرچه بیشتر به ملت ایران خودداری کند».

83e30gf333_small.jpgسایت خبری بیان - گویا پول پاشیِ دولتی در ایران پایانی ندارد و جمهوری اسلامی گمان می‌کند دانا و توانای کل در اقتصاد است. خبرگزاری «ایسنا» در گزارشی از آخرین وضعیت کمک‌های نقدی به صنایع آورده است که تا ابتدای مهر امسال، در قالب طرح رونق تولید، ۲۶ هزار و ۴۱۸ بنگاه صنعتی ثبت‌نام کرده‌اند که از این تعداد ۷۶۲۴ واحد به بانک‌ها معرفی و اعتباری معادل ۵۹۰۰ میلیارد تومان برای آن‌ها در نظر گرفته‌ شده است.

در این گزارش آمده است که «از ابتدای سال جاری به ۱۳۱۶ واحد تولیدی مبلغی معادل یک هزار و ۱۸۸ میلیارد تومان پرداخت شده است.» دولت در حالی به کمک‌های نقدی خود ادامه می‌دهد که سال گذشته نیز بالغ بر 24 هزار میلیارد تومان به 17 هزار واحد صنعتی تسهیلات رونق تولید پرداخت کرده بود.

پول پاشی‌های بی‌رویه دولت به اینجا ختم نمی‌شود؛ چراکه قرار است امسال 20 هزار میلیارد تومان به 10 هزار واحد صنعتی و 10 هزار میلیارد تومان نیز برای 5 هزار واحد صنعتی کوچک، متوسط و بزرگ به‌منظور آنچه «نوسازی و بهسازی» گفته می‌شود، پرداخت شود.

اصرار دولت بر رونق تولید در حالی است که به دلیل کاهش قدرت خرید مردم، رکود واقعی در طرف تقاضا رخنه کرده و همین مسئله سبب شده است واحدهای تولیدی نتوانند فروش مناسبی داشته باشند. بسیاری از صاحبان صنایع نیز تأکید دارند که بزرگ‌ترین چالش پیش رویشان کمبود تقاضا است و در صورت رونق بازارها، واحدهای تولیدی نیز بدون کمک دولت رونق خواهند گرفت.

83e30gfgfg0rb_small.jpgبی بی سی - هنرشناسان فرانسوی می‌گویند تابلویی را پیدا کرده‌اند که احتمالا طرح اولیه لئوناردو داوینچی از اثر جاودانه‌اش مونالیزا است.

این طرح اولیه که با زغال کشیده شده برای ۱۵۰ سال در میان یک مجموعه دیگر از نظرها پنهان مانده بوده است.

این طرح یک زن عریان را نشان می‌دهد که نامش مونا وانا است و تابلوی عریان او به کارگاه نقاشی لئوناردو داوینچی نسبت داده شده است.

اکنون خبرگان آثار هنری می‌گویند شواهد کافی برای این که ثابت کند داوینچی خالق هر دو تابلو بوده وجود دارد.

Unt12125555666-2.jpg

آنها پس از انجام آزمایش‌های جدید بروی تابلو مونالیزا که در موزه لوور پاریس نگه‌داری می‌شود متقاعد شده‌اند که دست کم بخشی از تابلو عریان کار داوینچی بوده است.

این اثر از سال ۱۸۶۲ در یک مجموعه متعلق به دوران رنسانس در موزه کندو در قصر شانتلی در شمال پاریس نگه‌داری می‌شده است.

83e30000rb_small.jpg- سیاست اولیه جمهوری اسلامی دایر بر باقی ماندن در برجام، حتی بعد از تصمیم محتمل آمریکا به خروج از آن، حرکتی عمل‌گرایانه به نظر می‌رسید، به این شرط که آمریکا پیامد اعلام خروج از توافق اتمی بازگشت تحریم‌ها علیه ایران را در دستور قرار ندهد.

رضا تقی‌زاده - کیهان لندن

اعلام خروج ایران از توافق اتمی «درصورت ترک آن از سوی آمریکا» تغییر سیاست بسیار با اهمیتی است که به نوبه خود می‌تواند معادلات سیاسی و وضعیت امنیتی منطقه را با تبعات و ابعادی غیر قابل پیش‌بینی، تحت تاثیر قرار دهد.

این خبر با اهمیت را وزیر خارجه جمهوری اسلامی روز پنجشنبه در نیویورک طی گفتگویی با شبکه تلویزیونی الجزیره در میان گذاشت و شبکه یادشده موضوع را در توییتر خود انتشار داد.

ایران پیشتر اعلام داشته بود «توافق اتمی یک توافق چندجانبه است که خروج یک کشور (آمریکا) از آن منجر به لغو توافق نخواهد شد.» ایران همچنین اعلام داشته بود که حتی در صورت خروج آمریکا از برجام در این توافق باقی می‌ماند.

با توجه به قصد اعلام شده اروپا برای توسعه تجارت با جمهوری اسلامی و حتی سرمایه‌گذاری در طرح‌های تولید گاز و نفت ایران، سیاست اولیه جمهوری اسلامی دایر بر باقی ماندن در برجام، حتی بعد از تصمیم محتمل آمریکا به خروج از آن، حرکتی عمل‌گرایانه به نظر می‌رسید، به این شرط که آمریکا پیامد اعلام خروج از توافق اتمی بازگشت تحریم‌ها علیه ایران را در دستور قرار ندهد.

دولت آمریکا هر سه ماه یک‌بار مکلف به تایید پایبندی ایران به تعهدات خود در برجام است. هر چهار ماه یک‌بار نیز می‌باید لغو تحریم‌ها علیه ایران را رسما مورد تائید قرار دهد و با این تصمیم است که موسسات تجاری و مالی طرف معامله با ایران مجاز به ادامه مراودات با جمهوری اسلامی می‌شوند.

نتایج اولیه اقتصادی و مالی خروج از توافق اتمی

مفهوم اعلام زبانی خروج ایران از برجام، حتی بدون هر اقدام دیگر بازگشت تحریم‌های اول ژانویه سال ۲۰۱۲ آمریکا را به دنبال خواهد داشت و کشورهای اروپایی و آسیایی نیز به رعایت آن مجبور می‌شوند.

تحریم‌های یک‌جانبه سال ۲۰۱۲ آمریکا که از سوی اتحادیه اروپا هم پذیرفته و اعمال شد، صدور نفت خام ایران را به اروپا را متوقف ساخت، تجارت خارجی ایران را به دلیل اعمال تحریم‌های بانکی به رکود کشید و صادرات نفت ایران را از ۲٫۵ میلیون بشکه در روز به حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد.

83e32345e34rb_small.jpgدویچه وله - گروه تروریستی "دولت اسلامی" در سایت خود "الفرقان" فایلی صوتی منتشر کرده و مدعی شده صدای ابوبکر بغدادی رهبر این گروه است. پیشتر اعلام شده بود که بغدادی کشته شده است.

ابوبکر بغدادی ظاهرا دوباره بازگشته است. رهبر گروه تروریستی "دولت اسلامی" که پیشتر خبر کشته شدن او منتشر شده بود حالا با ارسال یک فایل صوتی ۴۶ دقیقه‌ای ظاهرا زنده بودنش را تایید کرده است.

روز پنج‌شنبه ۲۸ سپتامبر (۶ مهر) سایت "الفرقان" وابسته به گروه داعش این فایل صوتی را منتشر کرد.

سخنان منتشرشده در این فایل بیشتر محتوای دینی دارد. اما اشاره‌هایی درباره وقایع جاری روز هم در آن شده از جمله مناقشه میان کره شمالی و آمریکا و نیز تهدید کردهای عراق از سوی ترکیه.

بدین ترتیب گروه دولت اسلامی پیام روشنی به طرفدارانش داده است: رهبر آنها زنده است اگرچه بارها خبر مرگ او اعلام شده است.

بغدادی در این پیام صوتی شعارهای همیشگی‌اش را برای طرفدارانش تکرار می‌کند و از هوادارانش می‌خواهد در سراسر دنیا حملاتی را علیه غربی‌ها انجام داده و به نبرد در عراق و سوریه و سایر نقاط ادامه دهند.

گزارشی از پولیتیکو

صدای آمریکا - نازنین بنیادی، بازیگر و فعال آمریکایی ایرانی تبار، می گوید: «لفاظی های تند برآمده از واشنگتن دی سی به جسورتر شدن تندروها در ایران کمک می کند. نتیجه آن سرکوب بیشتر برای مردم ایران است».

بنیادی که هفته گذشته برای اعتراض به سخنرانی رییس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک رفته بود تاکید دارد که تمرکز بر توافق هسته ای توجه به مساله مهم تر یعنی نقض حقوق بشر در ایران را منحرف می کند.

او گفت: «تندروها به خوبی واقف اند که اگر مساله هسته ای را حل کنند و مناقشه با آمریکا بر سر مساله هسته ای کنار برود، توجه جهانی دوباره معطوف به حقوق بشر در ایران خواهد شد؛ و این چیزی نیست که آن ها بخواهند».

خانم بنیادی که برای آزادی نازنین زاغری رتکلیف، شهروند بریتانیایی ایرانی تبار، از زندان در ایران تلاش می کند می گوید: «مهم است که آبروی حکومت ایران را برد».

وی هنگام حضور در نیویورک در ویدیویی در کنار ریچارد رتکلیف، همسر بریتانیایی نازنین زاغری، ظاهر شد تا افکار عمومی را متوجه گرفتاری های این زن محبوس در زندان اوین کند.

نازنین بنیادی می گوید فعالیت او در زمینه حقوق بشر به زنان در ایران محدود نمی شود و او از زنان ایرانی در آمریکا هم حمایت می کند.

mehrabad.JPGدر پی انتشار خبر استخدام شکارچی برای مقابله با پرندگان در فرودگاه مهرآباد روابط عمومی این فرودگاه بیانیه‌ای منتشر کرد. در این بیانیه تاکید شده که این گونه اقدامات برای "ایمن‌سازی پروازها" انجام می‌شود.

خبرگزاری مهر به تازگی گزارش داد که مسئولان فرودگاه مهرآباد تهران برای مقابله با پرندگانی که اطراف فرودگاه پرواز می‌کنند عده‌ای شکارچی استخدام کرده‌اند. این خبرگزاری اقدام مسئولان فرودگاه را "عجیب و مخالف با قوانین زیست‌محیطی" ارزیابی کرده است.
یک کارشناس ارشد ایمنی پرواز به "مهر" گفت: «در تمام فرودگاه‌های بزرگ دنیا برای دور کردن پرندگان از سطوح پروازی، از امواج اولتراسونیک (ارسال امواج مافوق صوت) استفاده می‌کنند که این امواج برای انسان قابل شنیدن نیست ولی پرندگان این امواج را شنیده و از صدای آن می‌ترسند و فرار می‌کنند.»

این کارشناس یکی دیگر از روش‌های مرسوم برای فراری دادن پرندگان از محدوده فرودگاه‌ها را "لیزرپرانی" عنوان کرد و توضیح داد که در این روش در ساعت‌هایی که برای هواپیماهای در حال پرواز مشکلی ایجاد نکند، امواج لیزر به سمت پرندگان تابانده شده که موجب ترس و فرار آنها از سطوح پروازی به مدت طولانی می‌شود.
گفته می‌شود سازمان‌های بین‌المللی حفاظت از محیط زیست این روش‌ها را تائید می‌کنند. مقابله با پرندگان و حیواناتی که ایمنی پرواز، به ویژه هنگام فرود و برخاستن هواپیما در فرودگاه‌ها را به خطر می‌اندازند در همه کشورها وجود دارد.
روابط عمومی فرودگاه مهرآباد در بیانیه‌ای که روز گذشته (چهارشنبه ۵ مهر/ ۲۷ سپتامبر) منتشر شد بدون اشاره به استخدام شکارچی، از اقداماتی که در این فرودگاه برای دور کردن پرندگان انجام می‌شود دفاع کرده و علت آن را تامین ایمنی پروازها عنوان می‌کند.

Kurdistan-border33.jpgرادیو فردا: سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای ایران طی بخشنامه‌ای اعلام کرد که «با توجه به تحولات اخیر منطقه»، تا اطلاع ثانوی هرگونه بارگیری فرآورده‌های نفتی شرکت‌های ایران از اقلیم کردستان عراق یا به آن منطقه ممنوع است.

خبرگزاری تسنیم روز جمعه ۷ مهر این بخشنامه را منتشر کرد که در متن آن آمده‌است: «با توجه به تحولات اخیر منطقه و اعلام مدیر کل امور مرزی و پدافند غیر عامل وزارت کشور مقتضی است به شرکت‌های حمل اعلام شود تا اطلاع ثانوی از بارگیری و حمل فرآورده‌های سوختی به اقلیم کردستان عراق خودداری به عمل آید.»

در پایان بخشنامه نیز افزوده شده که «لازم است ذکر شود هرگونه عواقب اقدام در این زمینه متوجه شرکت مربوطه خواهد بود.»

این بخشنامه پس از آن صادر می‌شود که در اقلیم کردستان عراق روز دوشنبه با مشارکت ۷۲ درصد واجدان شرایط، همه‌پرسی جدایی از عراق برگزار شد که طی آن ۹۲ درصد به جدایی رأی دادند.

در واکنش به این همه‌پرسی، ایران همچنین به همراه دیگر شرکت‌های هوایی جهان اعلام کرد که به درخواست دولت مرکزی عراق از شامگاه جمعه تمامی پروازهای خود به فرودگاه اربیل را متوقف کرده‌است.

بستن تمامی گذرگاه‌های مرزی ایران با کردستان عراق از دیگر اقداماتی است که پیش از این علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در مورد آن هشدار داده‌است.

مقام‌های ایرانی بارها اعلام کرده‌اند که برگزاری همه‌پرسی برای استقلال کردستان عراق را «توطئه آمریکا و اسرائیل» می‌دانند و در این ارتباط محمد امامی کاشانی، خطیب موقت نماز جمعه تهران، نیز روز جمعه در خطبه خود همین نظر را تکرار کرد.

وی با اشاره به برگزاری همه‌پرسی در اقلیم کردستان عراق، گفت: «ما به برادران و خواهران کرد خود می‌گوییم کسانی که این برنامه را طراحی کردند به آمریکا و اسرائیل وصل هستند و اگر شما به آن رأی دهید باید به فردای تاریخ و به فرزندان خود پاسخگو باشید، چراکه آن‌ها خواهند گفت پدران و مادران ما در حق عراق جنایت و خیانت کرده‌اند.»

اشاره مسئولان ایرانی به آمریکا در حالی است که دولت آمریکا در هفته‌های اخیر در نوبت‌های مختلفاز مقام‌های اقلیم کردستان خواست تا از این همه‌پرسی صرف‌نظر کرده و یا آن را به تعویق بیندازند. مقامات اسرائیل اما اعلام کرده‌اند که از برگزاری این همه‌پرسی استقبال می‌کنند.

از دیگر همسایگان اقلیم کردستان که مخالفت شدیدی با این همه‌پرسی نشان داده ترکیه است.

در این ارتباط، بن‌علی ییلدیریم، نخست‌وزیر ترکیه، روز جمعه اعلام کرد که ترکیه قصد دارد «گام‌های تلافی‌جویانه‌ای» علیه همه‌پرسی اقلیم کردستان بردارد که تنها برگزارکنندگان این همه‌پرسی را هدف خواهد گرفت.

به گزارش خبرگزاری رویترز، آقای ییلدیریم افزود که ترکیه قصد ندارد کاری کند که شهروندان عادی و غیرنظامیان شمال عراق بابت این همه‌پرسی تاوان پس بدهند.

این سخنان در حالی بیان می‌شود که ترکیه روز پنج‌شنبه تهدید کرد که ممکن است «تحریم‌های فلج‌کننده‌ای» را بر تجارت نفت خود با منطقه کردستان عراق به مورد اجرا بگذارد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، دفتر حیدر العبادی، نخست‌وزیر عراق، خبر داده است که همتای ترک او بن‌علی ییلدیریم طی تماسی تلفنی تعهد کرده که کشورش از این پس تمامی قراردادهای واردات نفت از عراق را مستقیماً با دولت مرکزی عراق منعقد خواهد کرد.

بیشتر نفتی که از طریق لوله از عراق وارد ترکیه می‌شود از منابع کردستان عراق منشأ می‌گیرد و قطع این صادرات می‌تواند ضربه بزرگی به دولت اقلیم کردستان بزند زیرا این دولت منطقه‌ای تقریباً تمام درآمد خود را مدیون صدور نفت خام به ترکیه است.

منطقه خودگردان اقلیم کردستان عراق در سال ۱۹۹۲ ایجاد شد و درخواست‌ها برای استقلال این منطقه پس از سرنگونی حکومت صدام حسین در عراق یعنی از سال ۲۰۰۳ میلادی قوت گرفته است.

weapons-khuzestan.jpgرادیو زمانه: به گزارش روابط عمومی پلیس خوزستان، طی چهار روز بیش از ۱۰۰ دارنده سلاح غیرمجاز در این استان شناسایی و دستگیر شده‌اند. پلیس خوزستان می‌گوید این افراد با تیراندازی در میان مردم "رعب و وحشت" ایجاد می‌کردند.


نیروی انتظامی خوزستان در چند عمیلیات در شهرهای و مناطق مختلف این استان ۱۰۷ نفر را به اتهام نگهداری سلاح غیرمجاز و ایجاد ناامنی بازداشت کرده است.

سردار حیدر عباس‌زاده، فرمانده انتظامی خوزستان بامداد جمعه، هفتم مهرماه اعلام کرد که دستگیری این افراد با همکاری مردم و طی چهار روز گذشته انجام شده است. او می‌گوید این عملیات در چارچوب "طرح پاکسازی مناطق آلوده" به اجرا درآمد و هدف آن ارتقای امنیت اجتماعی است.

روابط عمومی نیروی انتظامی خوزستان در بیانیه‌ای از قول عباس‌زاده نوشت: «با اجرای این طرح که با همکاری خوب مردم همراه بود، محل اختفای ۱۰۷ نفر از دارندگان سلاح غیرمجاز و افرادی که با تیراندازی اقدام به ایجاد رعب و وحشت می‌کردند، شناسایی و با هماهنگی مراجع قضایی در چند عملیات ضربتی منسجم در سطح استان دستگیر شدند.»

کشف ۱۴۴ سلاح غیرمجاز

بنابر این گزارش در مجموع ۱۴۴ قبضه سلاح غیرمجاز از بازداشت‌شدگان ضبط شده که ۱۱۶ قبضه آن سلاح شکاری و بقیه سلاح جنگی هستند.

در روزهای پایانی اردیبهشت امسال دو مامور نیروی انتظامی در اهواز قربانی یک حمله مسلحانه شدند. باشگاه خبرنگاران جوان درباره جزئیات حادثه نوشته است: «تعدادی شرور مسلح نقاب‌دار با حمله به نگهبان در ورودی کلانتری ۲۲ کوی مجاهد اهواز وی را مجروح و وارد کلانتری شده و شروع به تیراندازی می‌کنند.»

خرداد ماه سال پیش نیز خبرگزاری ایرنا گزارش داد که دو موتورسوار مسلح پس از به گلوله بستن اعضای یک خانواده در آبادان از محل حادثه گریختند. به گزارش ایرنا یک هفته پیش از این حادثه نیر، مهاجمان مسلح به یک خانه مسکونی دیگر در آبادان حمله کردند که در جریان آن دو نفر زخمی شده‌اند.

چند ماه پیش از این دو حادثه، روزنامه ایران، ارگان مطبوعاتی دولت نوشته بود که در جریان یک مراسم عروسی در ۲۰ متری طیب آبادان، در فاصله ساعت ۷ تا ۹ شب بیش از هزار گلوله شلیک شد که مردم منطقه را به شدت وحشت‌زده کرد.

احمد شیرعلیزاده، دادستان آبادان ضمن اشاره به این که چنین تیراندازی‌هایی در خوزستان "بیش از آنکه جنبه امنیتی داشته باشد جنبه فرهنگی دارد" به روزنامه ایران گفته است: «یکی از عواملی که ضریب امنیت در منطقه را زیر سؤال برده همین تیراندازی‌هاست که در چند ماه گذشته در همین مراسم‌‌ها چند نفر زخمی یا کشته شده‌اند.»

افزایش نزاع و خشونت

در یکی دو سال گذشته خبرهای دیگری از تیراندازی در شمار دیگری از شهرهای خوزستان، از جمله بهبهان، دزفول و رامهرمز نیز منتشر شده است. برخی از تیراندازی‌ها در درگیری‌های قومی و طایفه‌ای رخ داده است.

حدود دو سال پیش در روستای پتک جلالی از توابع باغملک در نزدیکی شهر اهواز، درگیری خونینی بر سر زمین‌های کشاورزی رخ داد که در جریان آن دست کم ۱۲ نفر کشته شدند.

نزاع و درگیری خشونت‌آمیز در ایران روندی رو به گسترش داد و در مواردی علت آن مسائل بسیار کم‌اهمیت است. تیرماه سال ۹۴ در منطقه کوت‌عبدالله در نزدیکی اهواز اعضای دو خانواده وارد یک درگیری مسلحانه شدند که دو کشته و هفت زخمی برجا گذشات. این نزاع بااختلاف دو کودک بر سر دمپایی آغاز شده بود.

mousavi_ye_khoeyniha.JPGچکیده :این تصمیم دولت یکی از مهم‌ترین سرفصل‌های اختلاف‌ها بین دولتِ مورد حمایت جریان چپ و مخالفانشان گردید، تا آنجا که گفتند کوپنیست مساوی است با کمونیست. مخالفان در برابر دولت، آن هم در شرایط جنگ، آن‌قدر تندروی کردند که حضرت امام (رض) در یک خطاب عتاب‌آلود به مخالفان گفتند: «اگر نانوایی یک شهر را به شما بدهند نمی‌توانید اداره‌اش کنید، چطور می‌گویید که چرا دولت چه نکرده، چه...

کلمه- گروه خبر: در دیدار آیت الله موسوی خویینی ها با اعضای انجمن وفاق و توسعه دانشجویان دانشگاه شیراز پرسش‌های مطرح می‌شود که وی پاسخ آنها را در کانال تلگرامی خود منتشر کرده است.

در این دیدار دانشجویان از مواضع اقتصادی جریان موسوم به چپ در دهه نخست انقلاب و سیاست های میرحسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ سوال می‌کنند و موسوی خویینی‌ها نیز از مواضع و وریکردهای اقتصادی این جریان در آن مقطع تاریخی دفاع ‌می‌کند. در بخشی از پاسخ وی در دفاع از کارنامه اقتصادی میرحسین موسوی آمده است: دولت آقای مهندس میرحسین موسوی (که امیدوارم بر آنچه میان خود و خدای خود وظیفه می‌داند، استوار بماند) تصمیم گرفت، برای کاهش فشار مشکلات بر مردم و نیز صرفه‌جویی در مصرف ارز، خود عهده‌دار امر واردات کالا و توزیع آن در داخل کشور شود و برای انجام این مهم، شبکۀ واردات و توزیع، نظام دفترچۀ بسیج و کوپن را سامان ‌دادند. صرفه‌جویی در مصرف ارز که به آن اشاره‌شد، با توجه به نیاز شدید دولت به ارز خارجی جهت تأمین نیازهای جنگ، اجتناب‌ناپذیر بود.

وی همچنین درباره صحبت امام در خصوص مخالفان دولت نیز توضیح می‌دهد: این تصمیم دولت یکی از مهم‌ترین سرفصل‌های اختلاف‌ها بین دولتِ مورد حمایت جریان چپ و مخالفانشان گردید، تا آنجا که گفتند کوپنیست مساوی است با کمونیست. مخالفان در برابر دولت، آن هم در شرایط جنگ، آن‌قدر تندروی کردند که حضرت امام (رض) در یک خطاب عتاب‌آلود به مخالفان گفتند: «اگر نانوایی یک شهر را به شما بدهند نمی‌توانید اداره‌اش کنید، چطور می‌گویید که چرا دولت چه نکرده، چه نکرده؟...»

متن کامل این پرسش و پاسخ به نقل از کانال موسوی خویینی‌ها به شرح زیر است:

83ef2345eejj3_small.jpgرادیو فردا - دادستان مشهد با اشاره به ورود این دادستانی به موضوعات مختلف اعلام کرد که «اختیارات دادستان از اختیارات خداوند به اندازه یک بند انگشت کمتر است».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، غلامعلی صادقی در یک سخنرانی گفت: «یکی از دوستانم چندی پیش به من گفت چرا شما به تمام موضوعات ورود می‌کنید، در این‌جا باید تاکید کنم اختیارات دادستان از اختیارات خداوند متعال به اندازه بند انگشت کمتر است».

پیش از این تعدادی از برنامه‌های سیاسی و فرهنگی از جمله کنسرت‌های موسیقی در شهر مشهد با دستور دادستان این شهر لغو شده است.

سال گذشته نیز لغو سخنرانی علی مطهری نایب رییس مجلس، با حکم دادستان مشهد بازتاب گسترده‌ای داشت.

دادستان مشهد همچنین تعدادی از پروژه‌های عمرانی از جمله جاده کمربندی جنوبی این شهر را متوقف کرده است. آقای صادقی گفته که پروژه کمربندی جنوبی مشهد «به مصلحت» این شهر نیست و ترافیک شهر را نیز کاهش نمی‌دهد.

jahangiri111.JPGبه گزارش مشرق، اسحاق جهانگیری عصر پنجشنبه در تماس تلفنی بن علی ییلدیریم نخست وزیر ترکیه گفت‌وگوهای سه جانبه ایران، ترکیه و عراق را در سطح دستگاهای اطلاعاتی و وزرای امور خارجه مفید ارزیابی کرد و وحدت رویه در مدیریت شرایط کنونی را ضروری دانست و گفت: رایزنی های ما در بغداد تداوم دارد و تلاش می نماییم تحولات بعد از همه پرسی مدیریت گردد.مبنای ما مصوبات مجلس عراق و تصمیمات دولت العبادی بوده و قانون اساسی عراق باید محور باشد.ما باید بغداد را در مدیریت اوضاع قویا حمایت نماییم.

معاون اول رییس جمهور، عراق را کشوری مهم در میان کشورهای عربی دانست و تاکید کرد: به لطف خدای بزرگ، برنامه قدرتهای بزرگ در عراق شکست خورده است.

دکتر جهانگیری تصریح کرد: به هیچ وجه نباید اجازه دهیم که مرزهای بین المللی مخدوش شود و باید از تمامیت ارضی عراق و سوریه به طور کامل حمایت کنیم و همبستگی ایران و ترکیه در این راستا بسیار مهم و تاثیر گذار است.

saudi555.JPGبه گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، عربستان در ادامه اعمال برخی تغییرات در قبال وضعیت زنان این کشور، با فتوا دادن آنها نیز موافقت کرد.

بر اساس گزارش روزنامه «الحیاه»، «سامیه بخاری» یکی از اعضای مجلس شورای عربستان با ارائه این طرح، درخواست کرده بود «فتوا دادن» فقط مختص به مردان نباشد و زنان تحصیل‌کرده در رشته‌های فقه نیز این حق را داشته باشند، طرح مذکور با 107 رأی مثبت در مجلس شورا به تصویب رسید.

این طرح توسط کمیته امور اسلامی و قضایی پیگیری می‌شد.

بر اساس این گزارش، حق فتوا دادن 45 سال است که در انحصار مفتی‌های مرد است و اکنون زنان نیز با مشارکت در نهاد «ریاست کل تحقیقات و صدور فتوا» این حق را پیدا خواهند کرد.

ankara.JPGآنکارا- ایرنا- رجب طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین روسای جمهوری ترکیه و روسیه دیشب پس از دیدار در آنکارا و در نشست خبری مشترک بر ضرورت حفظ تمامیت ارضی عراق و سوریه تاکید کردند.

به گزارش روز جمعه ایرنا، رییس جمهوری ترکیه در این نشست گفت: ترکیه و روسیه بر ادامه همکاری های نزدیک و اراده مشترک خود بر حل مساله سوریه از راه های سیاسی اتفاق نظر و تاکید دارند و درباره مسائل منطقه‌ای از جمله حفظ تمامیت ارضی عراق و سوریه هم عقیده هستیم.
رجب طیب اردوغان همه‌پرسی اقلیم کردستان عراق را مغایر قانون اساسی این کشور و قوانین بین المللی عنوان کرد و با شکننده خواندن وضعیت منطقه در روزهای اخیر افزود: متاسفانه مقامات اقلیم کردستان عراق با وجود تمام هشدارهای دوستانه، اشتباه بسیار بزرگی را مرتکب شدند.
وی واکنش جامعه جهانی را در راستای حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی عراق مهم دانست و اظهار کرد: ضرورت دارد که از انجام اشتباهات بدتر توسط اقلیم کردستان جلوگیری کنیم.
اردوغان با بیان اینکه دیدار با پوتین از هر لحاظ سازنده بوده است، تاکید کرد: مصمم هستیم تا از این به بعد بررسی تحولات را با دوستان به شکل نزدیک تر، چه از طریق تلفن و چه از طریق نمایندگان ویژه خود ادامه دهیم.

jang.jpgحسین باستانی - بی بی سی ـ در روزهای گذشته، برملا شدن دستکاری در عکسی از روز بازپس گیری خرمشهر در کتاب مطالعات اجتماعی ششم دبستان، بار دیگر موضوع نحوه روایت جنگ ایران و عراق در منابع رسمی را خبرساز کرد.

در روی جلد این کتاب، چند کودک با پس زمینه‌ای از نمادهای تاریخ و جغرافیای ایران، دورتا دور عکس مشهور تعدادی از رزمندگان ایرانی در مقابل مسجد جامع خرمشهر دیده می‌شوند. در عکس واقعی خرمشهر -که از قضا در صفحات داخلی کتاب وجود دارد- رزمندگان عکس‌های آیت الله خمینی را در دو سمت چپ و راست ورودی مسجد آویزان کرده‌اند. عکس روی جلد کتاب ششم دبستان اما، با فتوشاپ تغییر کرده تا پوستر سمت چپ ورودی مسجد، به پوستری از آیت الله خامنه‌ای تبدیل شود.

بزرگنمایی نقش آیت الله خامنه‌ای در زمان جنگ ایران و عراق، البته قابل فهم است و رد پای آن، حتی در زندگی نامه رسمی رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز دیده می‌شود. مثلا این زندگی نامه، از "حضور مستقیم" آقای خامنه‌ای در عملیات شکستن حصر آبادان خبر می‌دهد که ایجاد کننده تصور -نادرست- حضور فیزیکی در محل عملیات است.

اما علی‌رغم بی سابقه نبودن چنین رویه‌هایی، وقتی دامنه دستکاری در مستندات تاریخی به کتاب‌های درسی گسترش می‌یابد، موضوع از حساسیت بیشتری برخوردار می‌شود و این در حالی است که نمونه‌های این دستکاری نیز، کمیاب نیستند. مثلا بعد از انتخابات ۱۳۸۸، تلاشی برای حذف میرحسین موسوی از اسناد تاریخی صورت گرفت که نشانه‌های آن، در برخی از کتاب های درسی مدارس هم مشاهده شد. تا جایی که در کتاب درسی تعلیمات اجتماعی سوم راهنمایی (نظام قدیم) در سال ۱۳۹۰، عکسی از کابینه محمدعلی رجایی که پیشتر در همین کتاب وجود داشت تقطیع شد تا میرحسین موسوی از جمع وزرای کابینه حذف شود.

8r25cncnclzz82_small.jpgایران اینترنشنال - وب سایت خبری میدل‌ایست آنلاین روز پنجشنبه ششم مهرماه در تحلیلی پیرامون نقش آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی در سیاست حکومت ایران می‌نویسد : او نقشه جانشینی خامنه‌ای را در سر می‌پروراند.

در این گزارش آمده است: «ارتقای موقعیت آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی در صحنه سیاست ایران در سال ۲۰۱۵ پس از آنکه وی از شرکت در انتخابات ریاست مجلس خبرگان کناره‌گیری کرد متوقف شد. اخبار مربوط به تحقیقات در مورد امور مالی وی به حساب مانوری از سوی رئیس قوه قضائیه صادق لاریجانی گذاشته شد که خود را در رقابت با شاهرودی برای جانشینی خامنه‌ای می‌بیند.

با این حال سفر اخیر شاهرودی به عراق که در جریان آن شاهرودی قصد داشت روابط خود با رهبران شیعیان آن کشور را وارد یک مرحله تازه کند، بیانگر این مسأله است که وی با خامنه‌ای روابط نزدیک‌تری دارد و از طرف او یک کاندیدای جدّی برای جانشینی در مقام ولایت فقیه است.»

این گزارش می‌افزاید: «در همین حال، دیدار شاهرودی از عراق با یک حرکت جدید از سوی عربستان سعودی برای گسترش روابط خود با کشور عراق و به ویژه شیعیان آن کشور روبرو شده است.

درحالی که درک عمومی این است که شیعیان عراق با شیعیان ایران همسویی کامل دارند، کارشناسان معتقد هستند نفوذ ایران در میان شیعیان عراق بیشتر جنبه جغرافیایی دارد و یک قاعده کلی نیست. عراقی‌ها هنوز قرارداد سال ۱۹۷۵ میان ایران و صدام در مورد اروند رود را هم قبول ندارند و آن را بر ضدّ منافع ملی خود می‌دانند.

مقتدا صدر از رهبران شیعیان عراق به آن دسته از عراقی‌هایی را که از ایران به کشورشان بازمی‌گردند اعتماد ندارد و آنها را حتی مسخره می‌کند. برخی از رهبران شیعه عراق اما معتقدند آیت‌الله خامنه‌ای دارای شرایط کافی برای رهبری نیست. از آن گذشته برخی دیگر مانند آیت‌الله سیستانی از تأیید شاهرودی خودداری کرده‌اند. در مجموع سفر شاهرودی به عراق موفقیت‌آمیز نبوده است.

سعید گُلکار پروفسور دانشگاه تِنِسی در این باره می‌گوید: «سفر شاهرودی به عراق در واکنش به سفر متقدا صدر به عربستان سعودی بوده است. خامنه‌ای فکر می‌کند به خاطر عراقی‌الاصل بودن شاهرودی وی می‌تواند میان ایران و عراق یک پیوند به وجود بیاورد».

رکنا: یک راننده در شیراز با خودروی خود در خیابان به صورت دنده عقب حرکت کرد.

iran555.JPGدر صفحه ى فيس بوك ام نوشتم:
با دوستى در امريكا صحبت مى كردم. با خنده مى گفت: چنان در حال دويدن ام، كه بعضى وقت ها فراموش مى كنم براى چه مى دَوَم!

حالا شده است حكايت ما سياسى نويسان ايرانى! گاه چنان در اعماق تفكرات خود فرو مى رويم و به ريزه كارى هاى ايران فردا مى انديشيم كه فراموش مى كنيم خواست كلى ما چيست و جز نبودن حكومت اسلامى، در انديشه ى چه نوع حكومتى هستيم، آن هم نه به نام كه در عمل!

بله. حكومت آينده، بايد آزادى خواه، دمكراتيك، مبتنى بر آراى مردم، خواهان جدا كردن دين و مذهب و ايدئولوژى از دستگاه هاى تصميم گيرى و اجرايى و قضايى كشور، مبتنى بر برنامه ريزى هاى حساب شده فرهنگى و اقتصادى و غيره توسط متخصصان درجه ى يك ايرانى و حتى خارجى، طرفدار حقوق بشر و عامل به آن، و غيره و غيره باشد. اين ها را همه ى ما سال هاست شنيده ايم و بعد از اين هم خواهيم شنيد.

اما امثال ما، يعنى نويسندگان سياسى، آمال و آرزوهاى خود را نه در قالب قوانين اساسى و غير اساسى بلكه در قالب نوشته هايى كه همهْ آن ها را مى خوانند مى ريزيم و تقديم مردم كشورمان مى كنيم.

١- وقتى مى گوييم كشور، منظور تمام كشور است! از بورآلان تا گواتر و از سرخس تا خرمشهر، تماما و بدون هيچ استثنا. كشور ما تهران نيست. كشور ما ايران است و هر چه مى خواهيم براى تمام ايران است و نه فقط تهران.

٢- وقتى مى گوييم مردم ايران، يعنى تمام مردم ايران! تمام ٨١ ميليون نفرى كه شناسنامه ى ايرانى دارند و مى خواهند اين شناسنامه را داشته باشند. مردم ايران، عبارت از جمعيت تهران نيست، بلكه جمعيت سراسر ايران است و ما هر چه مى خواهيم براى تمام مردم ايران است و نه فقط مردم تهران.

kk323444tytre2_small.jpgاکبر گنجی - رادیو فردا

حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور، در سال ۱۳۹۳ گفت که "به زور و شلاق نمی شود مردم را به بهشت برد". به غیر از فقیهان منصوب رهبری، آیت الله خامنه ای چندین بار به طور علنی به نقد این نظر حسن روحانی پرداخت. با این همه، در دیدار ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ با اعضای مجلس خبرگان رهبری، دوباره لازم دید رویکرد حسن روحانی را نقد کند. اما نکته مهم، تحول نظری او در این زمینه است.

آیت الله خامنه ای همیشه یکی از ایدئولوگ هایی بوده که بردن مردم به بهشت را وظیفه حکومت اسلامی قلمداد کرده است. به عنوان نمونه ، او در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ در مورد این نزاع فکری گفت :

"امیرالمؤمنین فرمود: اگر از من اطاعت کنید، من شما را به بهشت می رسانم. عبارت امیرالمؤمنین در خطبه‌ [۱۵۶] نهج‌البلاغه این است؛ می فرماید: فَاِن اَطَعتُمونى فَاِنّى حامِلُکُم اِن شاءَ اللهُ عَلى‌ سَبیلِ الجَنَّة؛ فرمود اگر آنچه من می گویم، گوش کنید و عمل کنید، من شما را به بهشت خواهم رساند، وَ اِن کانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدیدَةٍ وَ مَذاقَةٍ مَریرة؛ اگرچه این کار، بسیار دشوار است، بسیار سخت است، تلخ است. این حرکت، حرکت کوچکى نیست، حرکت آسانى نیست؛ این هدف امیرالمؤمنین [است]. رساندن انسانها به بهشت، هم در زمینه‌ فکرى مردم، [هم] در زمینه‌ روحى و قلبى مردم، [هم] در حیات اجتماعى مردم، نقش مى ‌آفریند. من از این جهت روى این تکیه می کنم که گاهى شنیده می شود کسانى در گوشه ‌و کنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند این ها می شود، می گویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامى می خواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛ [لذا] راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است. فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛ این وظیفه‌ ما است، این کارى است که امیرالمؤمنین بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه میکند که مردم را به بهشت برساند".

بدین ترتیب، مهمترین ملاک تمایز "حکومت/ زمامدار اسلامی" از "حکومت/ زمامدار غیر اسلامی" ، بردن و نبردن مردم به بهشت است. منتهی بر این نکته تأکید می کند که رهبر مسلمانان مردم را به "زور و فشار و تحمیل" به بهشت نمی راند، بلکه راه های رفتن آنان به بهشت را هموار می سازد.

اگر چه ناقدان می توانستند همان زمان از او بپرسند که هموار کردن راه به چه معناست؟ آیا راه را با اجبار هموار نمی سازید؟، ولی "نفی زبانی" کاربرد زور و فشار و تحمیل برای راندن مردم به بهشت توسط حکومت، از سوی رهبر جمهوری اسلامی، اندکی امید بخش بود که "بهشت به زور تازیانه و شمشیر" آن قدر ژشت و ناموجه و ناموثر است که اگرچه در عمل هرکاری انجام می دهند، حداقل در مقام نظر و زبان آن را انکار می کنند.

سه سال از آن زمان گذشته است. سه سال دیگر بر عمر آیت الله خامنه ای افزوده شده و او هرچه به مرگ نزدیک تر می شود، گویی بی پرواتر شده و وظیفه خود می داند که هرچه بیشتر به سمت بنیادگرایی دینی و قشری گری مذهبی پیش رفته تا شاید بدین ترتیب- به خیال واهی- خود نیز راهی بهشت شود. او به همه فقهای عضو مجلس خبرگان رهبری گفت :

kkk5ntytre2_small.jpgروز گذشته درحالی که از سوی بهروز نعمتی (سخنگوی هیات رئیسه) نام علی لاریجانی به عنوان سخنرانی مراسم تشییع پیکر شهید حججی در تهران اعلام شده بود، امروز شاهد سخنرانی پناهیان در این مراسم بودیم.

به گزارش سایت امتداد، بعد از آنکه نعمتی این خبر را رسما اعلام کرد، انتقادات طیف جوان و تندروی اصولگرایان آغاز شد. مساله‌ای که در گزارش روز گذشته بولتن خبری امتداد به آن اشاره شد. مهمترین انتقادات از سوی علی نادری (سردبیر رجانیوز)‌، یاسر جبرائیلی (معاون خبرگزاری فارس)، امیرحسین ثابتی (از نزدیکان سعید جلیلی) و حسین قدیانی (نویسنده وطن امروز) در صفحات مجازی منتشر شد. متن سردبیر رجانیوز که خبرگزاری فارس آن را باز نشر کرده بود، آنقدر تند بود که فارس بعد از انتشار آن در شب گذشته صبح امروز و پیش از مراسم آن را حذف کرد.

علی لاریجانی اما در مراسم حاضر شد و در کنار پدر شهید حججی نشست. درحالی که تشییع پیکر این شهید در تهران با شکوه بسیار برگزار شد، بسیاری از مسئولان نیز در آن شرکت کردند. از محسن رضایی گرفته تا محمود احمدی‌نژاد. رهبر انقلاب نیز پیش از شروع این مراسم بر تابوت او بوسه زد و با خانواده آنها دیدار کرد.

از سوی دیگر متن کوتاهی که روز گذشته یاسر جبرائیلی نوشته بود موجب شد تا بیش از همه تیم احمدی‌نژادی‌ها به او انتقاد کنند و به تمسخر وی بپردازند. بسیاری از احمدی‌نژادی‌ها با انتشار تصاویری که بسیاری از منتقدان امروز پشت سر علی لاریجانی به نماز ایستاده بودند از رفتارهای آنها انتقاد کردند. تاجایی که معاون خبرگزاری فارس ناچار به پاسخگویی شد و آنها را با برچسب «فرقانیسم» (گروهی که اول انقلاب دست به ترور زد) به نقد کشید.

با این حال شاهد بودیم که ظاهرا نقدهای این طیف کار خودش را کرده بود. برگزار‌کنندگان مراسم علی لاریجانی را حذف کردند و پناهیان که در نزد این طیف از محبوبیت بیشتری برخوردار است، به بالای سن فرستادند.

kkk5nclzz82_small.jpgرادیو زمانه، سردار یحیی رحیم صفوی، مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی می‌گوید آمریکا تا سال ۲۰۲۵ ضعیف و اسرائیل تا ۲۵ سال آینده نابود خواهد شد.

رحیم صفوی شامگاه چهارشنبه ۵ مهر در اصفهان، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا را «بی‌عقل» و «نادان» توصیف کرد و گفت با «قدرت جهان اسلام و قدرت آسیایی با محوریت روسیه، چین و ایران»، «آمریکا تا سال ۲۰۲۵ رو به افول و ضعف خواهد رفت.»

او در مورد اسرائیل نیز گفت حزب‌الله لبنان با تجربه جنگ در سوریه با قدرت موشکی خود می‌تواند اسرائیل را نابود کند.

مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی افزود: «جمعیت مسلمانان عرب در فلسطین تا سال ۲۰۲۵ از یهودیان بیشتر می‌شود، هم‌اکنون نوار غزه در اختیار حماس است و جمعیت اصلی در کرانه باختری هستند و بدین ترتیب با برآورد رهبر انقلاب رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید.»

یحیی رحیم صفوی با اشاره به سخنان آیت‌الله خمینی، رهبر انقلاب ایران که در جنگ ایران و عراق گفته بود «راه قدس از کربلا می‌گذرد»، گفت: «مطمئن باشید با حضور مدافعان حرم رسیدن به مرزهای رژیم صهیونیستی نیز امکان‌پذیر می‌شود.»

این نخستین بار نیست که مقامات ارشد ایران از نابودی اسرائیل سخن می‌گویند. طرح مداوم شعار «نابودی اسرائیل» از سوی ایران یکی از اصلی‌ترین زمینه‌های بحران در خاورمیانه است و اسرائیل نیز همواره با تأکید بر این رویکردِ ایران بر تشدید فشارهای بین‌المللی بر جمهوری اسلامی پای فشرده است.

در روزهای گذشته اسرائیل بارها نگرانی خود را از قدرت‌گیری ایران پس از بیرون راندن داعش در سوریه و منطقه ابراز داشته بود. اسرائیل از آن بیم دارد که پس از داعش، ایران در منطقه جایگزین این گروه شود و موجودیت این کشور را به خطر بیندازد.

092817A_top.jpgایران اینترنشنال - روزنامه لس آنجلس تایمز روز پنجشنبه ششم مهرماه در گزارشی مربوط به خدمت اجباری سربازی در ایران می‌نویسد سختی‌های تحمل این دوران از سوی جوانان کشور به گسترش ناراحتی‌های روانی در میان نیروهای ارتش منجر شده است.

در این گزارش آمده است: «یک شب در سال گذشته در یکی از سربازخانه‌های تهران، یک سرباز جوان بی‌قرار و خشمگین سرگروهبان خود را از رختخوابش بیرون کشید و با گذاشتن لوله تفنگ بر شقیقه او، وی را به حیاط پادگان برد. آنگاه سرباز این سرگروهبان را مجبور کرد یک ساعتی در روی زمین داخل گل و لای سینه‌خیز برود و همان کاری را انجام بدهد که او در دو ماه گذشته انجام داده بود. به گفته همدوره‌های او، آن سرباز پس از آن دیگر در پادگان دیده نشد و خبر آمده بود که حکم سه سال زندان گرفته است.

یک سرباز دیگر در شمال ایران ماه گذشته پس از آنکه تقاضای او برای انتقال به یک پادگان و شهر مناسب‌تر رد شد بر روی همقطاران خود اسلحه کشید و سه نفر آنها را کشت.

گزارش در مورد وضعیت سربازان وظیفه‌ای که در سپاه پاسداران و سازمان‌های امنیتی حکومت ایران خدمت می‌کنند هیچ‌گاه منتشر نمی‌شود. بسیاری از سربازان وظیفه می‌گویند این حوادث غیرمنتظره و غیرطبیعی نیست.

آنها خدمت سربازی ۲۱ ماهه در کشورشان را مصیبتی سرشار از تحقیر شدن، فشارهای روحی، و بیماری‌های روانی می‌خوانند. آنها می‌گویند سربازان وظیفه از مناطق محروم و فقیر به بدترین نقاط و سخت‌ترین شرایط فرستاده می‌شوند، درحالی که فرزندان ثروتمندان با پارتی‌بازی به مناطق خوش‌آب و هوا می‌روند و یا سربازی خود را می‌خرند.»

یک سرباز وظیفه که نخواست نام او فاش شود به خبرنگار لس آنجلس تایمز می گوید: «تقریباً همه سربازهای وظیفه قربانی بیگاری و تحقیر هستند.»

به گفته لس آنجلس تایمز، درحالی که ارتش ایران امتیازات اقتصادی سپاه پاسداران را ندارد، اما یکی از ستون‌های حکومتی در کشور به‌شمار می رود.

لس آنجلس تایمز می‌افزاید: «اما بحران‌های اقتصادی در کشور و افزایش نارضایتی از رهبران مذهبی غیرت انقلابی در نیروهای نظامی ایران را کاهش داده است.»

8rgg34678b82_small.jpgدویچه وله - گرچه کردها همه پیش‌شرط‌های لازم برای مستقل شدن را دارا هستند، اما همه‌پرسی استقلال آنها وضعیت انفجارآمیز خاورمیانه را بیش از پیش خراب کرده است. تفسیری از ماتیاس فون هاین، دبیر دویچه وله در این باره.

می‌گویند کردها دوستی ندارند مگر کوهستان. آنها بر همین مبنا با برگزاری همه‌پرسی استقلال، در واقع در مقابل سایر کشورهای جهان قرار گرفتند؛ کشورهایی که در جهت منافع کردها کار زیادی نکرده‌اند.

جز اسرائیل که خود در محاصره دشمنان است، هیچ گونه حمایت جهانی با همه‌پرسی استقلال کردها وجود ندارد. در عوض حتی کشورهای دور نیز نگرانی و انتقاد خود را نسبت به این امر بیان کردند.

هرچه مرز کشورها به کردستان نزدیک‌تر می‌شود، تهدیدها نیز افزایش می‌یابند. ترکیه در شمال کردستان، تانک‌های خود را در مرز کردستان مستقر کرده است. در شرق نیروهای ارتش ایران متمرکز شده‌اند و در جنوب حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق، نیروهای ارتش و شبه‌نظامیان شیعی را در حالت آماده‌باش قرار داده است.

گویا کشورهای منطقه نظر واحدی دارند نسبت به مرزهای کشیده شده از طرف استعمارگران فرانسه و انگلیس پس از جنگ جهانی اول و سقوط امپراطوری عثمانی؛ مرزهایی که بدون توجه به گروه‌های قومی موجود در منطقه کشیده شدند.

بزرگ‌ترین قوم جهان بدون دولتی از آن خود

کردها از تقسیم استعماری منطقه در آن زمان، به رغم قول‌های داده شده، بهره‌ای نبردند. گرچه حق تعیین سرنوشت گروه‌های اتنیک از اصول حقوق بین‌الملل است و در منشور سازمان ملل متحد نیز ثبت شده، اما همین حق برای کردها همواره وعده‌ای توخالی باقی مانده است. کردها با جمعیت تقریبی ۴۰ میلیون نفر، بزرگ‌ترین گروه اتنیک جهان هستند که دولت مستقلی ندارند.

از طرف دیگر شگفت‌انگیز نیست که کردها به تمامیت ارضی عراق و همزیستی در چارچوب این کشور اهمیتی ندهند. آنها ده‌ها سال در عراق زیر فشار بوده و سرکوب شده‌اند. بخشی از این قوم به مناطق دیگر کوچ داده شده‌اند و هزاران نفر از آنها در پی حمله شیمیایی از طرف ارتش عراق کشته شدند.

اقدام به استقلال کردها از نظر تاریخی در مطلوب‌ترین زمان انجام شده است. کردها در مبارزه با وحشیگری جریان تروریستی "دولت اسلامی" (داعش) همدردی جهانیان را به سوی خود جلب کردند. آنها همچنین در حال حاضر مدرن‌ترین سلاح‌های جهان را در اختیار دارند.

8rgg5g5b82_small.jpgدویچه وله - محمدجواد ظریف سه هفته پیش از اعلام موضع ترامپ نسبت به برجام از آمادگی ایران برای پذیرش بازرسی و نظارت دقیق‌تر بر فعالیت‌های هسته‌ای این کشور خبر داد. زمان تشدید بازرسی ‌فعالیت‌های اتمی شش سال بعد تعیین شده است.

بنا بر گزارشی که از سوی سایت بلومبرگ منتشر شده، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در مصاحبه‌ای که در انجمن آسیا در نیویورک صورت گرفته، از آمادگی ایران برای افزایش دامنه کنترل و نظارت بر تاسیسات هسته‌ای این کشور خبر داده است.

گفته می‌شود که اظهارات وزیر امور خارجه ایران در واکنش به طرح تجدید مذاکرات بر سر توافق هسته‌ای صورت گرفته است. دونالد ترامپ بارها برجام را بدترین توافق اعلام کرده و خواستار تجدید مذاکرات شده است.

ظریف در سخنان خود گفت که ایران حاضر است به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه تشدید نظارت بر تاسیسات هسته‌ای خود را بدهد. به این ترتیب، شش سال دیگر، امکان کنترل و نظارت بر فعالیت‌های اتمی ایران افزایش خواهد یافت.

وزیر امور خارجه ایران، آمادگی این کشور برای پذیرش تشدید دامنه کنترل و نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای خود را منوط به رعایت و پایبندی آمریکا به الزامات و تعهدات پیش بینی شده در برجام کرد.تشدید بازرسی‌ها و نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران مضمون پروتکل ضمیمه بر توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ است. جمهوری اسلامی زمانی برای تصویب این پروتکل تعیین نکرده است. اکنون ظریف اعلام کرده، که هرگاه آمریکا به برجام پایبند بماند، ایران حاضر است این پروتکل را شش سال پس از این تاریخ، تصویب و اجرایی کند.

Ahmad-Tavakoli.jpgاعتماد ـ گروه سیاسی: احمد توکلی از آن دست سیاستمداران غیر تندرو جناح راست به حساب می‌آید. او که روزگاری سودای ریاست‌جمهوری در سر داشت و در رقابت با هاشمی‌رفسنجانی توانست چهار میلیون رای به دست بیاورد که در نوع خود جالب بود، علاوه بر دوره اول در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم مجلس نماینده بود و با پیروزی لیست امید در تهران نتوانست به مجلس دهم راه یابد. توکلی معمولا انتقادات خود را نسبت به اصلاح‌طلبان با احترام مطرح می‌کند و نامه‌نگاری‌های معروفش با تعدادی از اصلاح‌طلبان از نکات مثبت سیاست‌ورزی ایرانی به حساب می‌آید. اما انتشار عکس سیدمحمد خاتمی، رییس دولت اصلاحات در کنار علی لاریجانی، رییس اصولگرای مجلس شورای اسلامی در مراسم وداع با پیکر آیت‌الله راستی‌کاشانی در حسینیه جماران که واکنش‌های بسیاری را از هر دو جناح کشور به دنبال داشت، باعث شده تا «جماران» گفت‌وگویی را با این سیاستمدار اصولگرا انجام دهد و بحث آشتی ملی که از سوی اصلاح‌طلبان مطرح شده بود این‌بار از سوی یکی از سیاستمداران کهنه‌کار اصولگرا با عنوان وحدت ملی مطرح شود. توکلی معتقد است تحلیل‌هایی که درباره دیدار خاتمی و لاریجانی مطرح می‌شود بزرگ‌نمایی است و این همنشینی، اتفاقی رخ داده است.



اربیل کردستان 85 سال پیش

| No Comments

8r25555g34xzzz82_small.jpgبی بی سی - مدیر فرودگاه اربیل، مرکز اقلیم کردستان عراق، اعلام کرده است که به دنبال دستور حیدر عبادی، نخست وزیر عراق، تمام پروازهای بین‌المللی فرودگاه اربیل، "بدون استثنا" از جمعه شب متوقف می‌شود.

تالار فائق صالح، رئیس فرودگاه اربیل ضمن اعلام این خبر، نارضایتی خود از آن را اعلام کرد و گفت چنین تصمیمی به مبارزه با گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) و کمک به آوارگان ضربه می‌زند.

خانم فائق صالح گفت: "ما کنسولگری‌ها، کارکنان خارجی و شرکت‌های بین‌المللی داریم و این امر بر همه تاثیر می‌گذارد. این تصمیم درستی نیست."

بیش از ۹۲ درصد شرکت‌کنندگان در همه‌پرسی اخیر به استقلال کردستان از عراق رای مثبت داده‌اند. برگزاری همه‌پرسی مخالفت شدید دولت مرکزی عراق و همچنین همسایگان این کشور را به دنبال داشته است.

تعلیق پروازهای بین‌المللی فرودگاه اربیل پس از آن اعلام می‌شود که دولت مرکزی بغداد به دولت اقلیم کردستان ضرب‌الاجلی سه روزه برای تحویل فرودگاه‌ها داد. واکنش اولیه دولت اقلیم رد این ضرب‌الاجل بود.

ایران مرز هوایی خود با کردستان عراق را بسته است و چند شرکت هواپیمایی منطقه، مانند ترکیش ایرلاینز، قطر ایرویز و هواپیمایی‌های ایرانی پروازهای خود به اربیل و سلیمانیه را متوقف کرده‌اند.

خانم صالح فائق، مدیر فرودگاه اربیل، درباره تعلیق پروازها گفته است: "جامعه بین‌المللی بزرگی اینجا حاضر است، بنابراین این تصمیم تنها علیه مردم کرد نیست."

"ما همچنین شمار زیادی پناهجو داریم که از این فرودگاه استفاده می‌کنند. ما پل ارتباطی بین سوریه و سازمان ملل بودیم تا کمک‌های انسان‌دوستانه را به مناطق مورد نیاز برسانیم. علاوه بر این ما پذیرای نیروهای ائتلاف (آمریکا علیه داعش) بوده‌ایم."

به دنبال همه‌پرسی استقلال کردستان عراق، قیمت نفت اندکی افزایش یافته است. کردستان عراق صادرکننده نفت بوده است و با تنش کنونی آینده صادرات نفت آن با ابهام روبرو است.

MohammadAli_Jafari.jpgبه گزارش گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم، سرلشگر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران شب گذشته(چهارشنبه ۶مهر) به مناسبت هفته دفاع مقدس در برنامه «دست‌خط» سیما حاضر شد و به سوالات متعددی پاسخ داد.

متن زیر مشروح مصاحبه سرلشگر جعفری با دست‌خط است:

مجری: از مسائل روز شروع کنیم، به خصوص بحث ناراحت‌کننده میانمار که اخیرا سپاه پاسداران اطلاعیه‌ای صادر کرد که کاری که نیاز باشد و بتوانیم برای کمک به آنها انجام دهیم، انجام خواهیم داد. چه رصدها و چه کارهایی را در حوزه بیرون مرزها انجام دادید؟ آیا سپاه می‌تواند ورود پیدا کند یا خیر؟

جعفری: این حادثه بسیار غمبار و اسفناک در واقع دنباله‌ جنایت‌های دیگری است که دشمنان اسلام و در راس آنها، رژیم صهیونیستی دار برای ضربه زدن به اسلام و مسلمانان در سراسر دنیا برنامه‌ریزی می‌کند. سپاه پاسداران با بیانیه‌ای که صادر کرد که برای کمک به همه مسلمانان جهان که تحت ستم هستند، هر نوع آمادگی را دارد. البته با توجه به فاصله‌ی ما با کشور میانمار، دوری و ضعف ارتباطات دیگر که وجود داشت و دارد، خیلی کمک‌های مستقیم که به دیگر همسایگان و کشورهای همسایه درباره همین نوع مسائل داشتند، از نوع داعش یا ناامنی‌هایی که در کشورهای مشابه بود، نمی‌توان آنجا انجام داد ولی اقدامات متفاوت است.

امیدواریم با تلاش‌هایی که دولت جمهوری اسلامی می‌کند و آمادگی که در مردم ما وجود دارد، برای ارسال کمک‌ها و استقرار اینها و اسکان اینها و اقدامات دیگر که در بیان آن در اینجا معذور هستیم، با همکاری دولت و تلاش‌هایی که می‌شود، امکانات ارسال شود.

س: وارد مسائل خارجی شدید؛ سپاه پاسداران جمهوری اسلامی مدتی است که هم حضور مستشاری قوی در عراق و سوریه دارد، شاید اوایل برای مردم این مسئله سوال بود ولی الان تقریبا این جا افتاده است که برای امنیت ملی خودمان در آنجا حضور داریم و البته برای کمک به هم‌نوعان و مبارزه با تروریسم حضور داریم. الان کار در سوریه و عراق چطور پیش رفته است و چقدر امیدوار هستید؟ شکست‌های سنگینی را داعش متحمل شده است ولی آن چنان غده سرطانی شده است که به این زودی‌ها جمع‌شدنی نیست و کار می‌طلبد.

Babak_Dad_Small_new.jpgعلی، خلبانی که بدنش با فرمان صدام نصف شد، حالا احتمالاً از «درز شکاف آسمان» می‌تواند ببیند مردم فلسطین، با پول ایرانیان یک میدان و یک «تندیس» از صدام حسین ساخته‌اند و روی آن نوشته‌اند: «سرور شهیدان زمان»!
این تندیس که دهن‌کجی به شهدای مظلوم جنگ است، تا ابد باعث خجالت حکومتی است که ثروت ملتش را خرج فلسطینی کرد که از قاتل هزاران ایرانی، تندیس یادبود می‌سازد!
🔹 در قطعه‌ی ۵۰ بهشت‌زهرا، آرامگاه ساده‌ی «خلبان علی اقبالی دوگاهه» را می‌توانید پیدا کنید.
او که در دوران پهلوی و در ۲۳ سالگی «استاد خلبان» شد، با آغاز جنگ تحمیلی، «داوطلبانه» به میدان دفاع از ایران رفت.
khalaban_2ghabr.jpg
🔹 سال ۱۳۵۹ بعد از اینکه این خلبان ۳۱ ساله و شجاع، نقاط مهمی از پادگانهای نظامی عراق را منهدم کرد، جنگنده‌اش هدف ضدهوایی دشمن قرار گرفت و سرنگون شد. علی هم به ناچار، دکمه‌ی «اجکت» را فشرد و به اسارت دشمن در آمد.
عراق آن روزها به «کنوانسیون بین‌المللی اسیران جنگی» پایبند نبود و صدام خیال خامی داشت که تهران را در سه روز فتح می‌کند. ولی هزاران داوطلب مانند علی نگذاشتند خواب شوم صدام تعبیر شود.

مسئولان قضایی «مرگ خاموش» زندانیان سیاسی و عقیدتی را تدارک دیده‌اند

Kanoon_Modafean_hoghoug_Bashar.jpgکانون مدافعان حقوق بشر در ادامه گزارش‌های ماهانه خود به بررسی‌ وضعیت حقوق بشر در ایران در شهریور ماه ۱۳۹۶ پرداخت.

کانون مدافعان حقوق بشر که ریاست آن‌ بر عهده شیرین عبادی است در گزارش خود با اشاره به وضعیت نامساعد و محرومیت‌های فراقانونی زندانیان سیاسی و عقیدتی که منجر به اعتصاب غذای تعدادی از آنان شده است، اعلام کرد که مسئولان قضایی با بی‌توجهی به خواسته‌های بر حق و قانونی زندانیان سیاسی و عقیدتی، «مرگ خاموش» آنان را تدارک دیده‌اند.

این سازمان مردم‌نهاد در گزارش خود با اشاره به چگونگی برخورد با خواسته‌های صنفی معلمان و کارگران، اعلام کرده است که ساکت کردن صدای هر منتقد و مخالف با توسل به خشونت و زندان باعث می‌شود تا با کوچک‌ترین حادثه در درون و بیرون مرزها، اغتشاش و هرج و مرج جایگزین «سکوت» شود.

از همین رو کانون مدافعان حقوق بشر تأکید کرده است که بهبود زندگی شهروندان و رضایت آن از مسئولان حکومت، تضمین کننده آرامش پایدار در جامعه خواهد بود.

Nourizadeh.n@gmail.com

N_Nourizandeh.jpgپیش از اینکه به دو موضوع جداگانه "مراجعه مستقیم به آرای عمومی" (Referendum) و همه پرسی (Plebiscites) بمثابه ابزارِ عوام باوری (Populism) و استراتژیِ نخبگان سیاسی و رهبرانِ خودکامه در سه نوع سیستم دمکراتیک و آزاد (free)، نیمه دمکراتیک (partly free) و غیر دمکراتیک و استبدادی (not free)، بپردازیم، پیش درآمدی در جهت درک عمیقتر موضوع ارائه میگردد.

الف- پیش درآمد: در سال ۱۹۶۱ نرمان منلی (Norman Manley) سر وزیر جامائیکا با اعلام برگزاری رفراندوم (مراجعه مستقیم به آرای عمومی) از مردم جزیره درخواست کرد که در مورد ماندن جزیره تحت نام فدراسیون هند غربی (The West Indies Federation) و یا جدائی از آن به پای صندوق های رای بروند. او فکر میکرد که با اعلام برگزاری رفراندوم میتواند مشت محکمی بر دهان مخالفین خود که خواهان استقلال و جدائی از فدراسیون بودند، بزند و با کسب رای اکثریت مردم، بر عدم جدائی فدراسیون تحت اختیار دولت بریتانیا صِحِه گذارد. اما سروزیر دست نشانده در محاسبات استراتژیک خود مرتکب اشتباهی بزرگ شده بود، زیرا در مراجعه مستقیم به آرای عمومی ۵۵ درصد از رای دهندگان به پرسشی مبنی بر: " آیا خواهان جدائی جامائیکا از فدراسیون هند غربی هستید؟" رای به "آری" دادند. (۱)همچنین در ۵۵ سال بعد دیوید کامرون (David Cameron) نخست وزیر بریتانیا عقیده ای مشابه با منلی داشت. او در مقاله ای (۲) مخالفت با اتحادیه اروپا را مطلوب بعضی از نمایندگان حزب محافظه کار خود میدانست که ترک عضویت کرده تا به عضویت حزب رقیب یعنی حزب استقلال پادشاهی متحد (UKIP) که حزبی پسا راستگرا و عوام باور بود، بپیوندند و در ضدیت با اتحادیه اروپا تبلیغ کنند. کامرون که خود طراح اصلی پیشنهاد برگزاری رفراندوم در مورد عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا بود و مردم را به ماندن در این اتحادیه تشویق میکرد بعد از آنکه در ژوئن سال ۲۰۱۶، ۵۱.۹ درصد مردم انگلیس به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (Brexit) رای دادند، به سرنوشت مَنلی یعنی تسلیم در برابر رای مردم دچار گردید. اما تمام رهبران و یا نخبگان سیاسی از مراجعه مستقیم به آراء عمومی نتیجۀ معکوسی را که سروزیر جامائیکا و نخست وزیر بریتانیا گرفتند، عایدشان نمیشود بلکه برعکس رهبرانی هستند که از برگزاری "رفراندم" همان نتیجه ای را که انتظار دارند، بدست خواهند آورد. برای مثال، در جولای سال ۱۹۸۹ (مرداد ۱۳۶۸) موضوع "بازنگزی قانون اساسی جمهوری اسلامی" از سوی حاکمیت این کشور به "رفراندم" گذاشته شد که نتیجه آن منجر به افزایش اختیارات (قدرت سیاسی) رهبری و حاکمیت ولایت مطلقه فقیه گردید. نخبگان سیاسی و دولتمردان این کشور تردید نداشتند که از برگزاری چنین "رفراندومی" روی سفید درخواهند آمد و نتیجه مطلوب را دریافت خواهند کرد. (درصد مشارکت مردم در این "رفراندم" ۵۴.۵ بود که درصد رای "آری" ۹۷.۵۷ و رای "نه" ۲.۴۳ حاصل شد). همچنین ولادیمر پوتین رئیس جمهور روسیه بخوبی میدانست که بعد از یک هفته اشغال اوکراین از برگزاری یک "رفراندم" مبنی بر الحاق کریمه(Crimea) به خاک روسیه نگرانی نخواهد داشت. زیرا بنابر آمار رسمی دولت روسیه ۹۶ درصد از رای دهندگان از الحاق کریمه به خاک روسیه حمایت کردند. (۳) اما فقط رهبران مذهبی و غیر مذهبی تمامیت خواه و مستبد ایران و روسیه نیستند که همواره در برگزاری "رفراندم" نتیجه دلخواه خود را کسب میکنند، بلکه عبدالفتاح السیسی رهبر کودتاگر مصر نیز در برگزاری "رفراندمی" راجع به تصویب قانون اساسی جدید، خیالش راحت بود که ۹۸ درصد از مردم مصر به آن رای "آری" میدهند. السیسی حتی پا را فراتر گذاشت و آن ۲ درصد افرادی که رای نداده بودند را به جرم مخالفت با قانون اساسی بازداشت و زندانی کرد. (۴)

sarkoub_Journalist.jpgگزارشگران بدون مرز (RSF) بار دیگر نگرانی خود را از وضعیت نگاهداری در بازداشت روزنامه‌نگاران و شهروند خبرنگاران زندانی اعلام می‌کند. شماری از آن‌ها بیمار و یا در اعتصاب غذا بسر می‌برند، از این میان سهیل عربی، احسان مازندرانی و مهدی خزعلی در وضعیت نگران کننده‌ای بسر می‌برند.

متأسفانه در ایران بیش از پیش زندانیان عقیدتی و از این میان روزنامه‌نگاران و شهروند خبرنگاران برای اعتراض به وضعیت بازداشت خود، بدرفتاری‌هایی که قربانی آن می‌شوند و یا حتا برای حق درمان مجبور به اعتصاب غذا می‌شوند و اینگونه سلامت و زندگی خود را در خطر قرار می‌دهند.

با نگاه به سخنرانی "می اسکاف"، بازیگر سوری

در برابر سیاستمداران ترجمه ناصر رحمانی نژاد

AliAsghar_Fardad.jpg...و ناگهان مرزها بسته شد
و امپراطوران از پله های لذت خونین فراز شدند
و ما دوباره در میدان گلادیاتورها
میان شمشیر و قفس ببرها
میان جنگ یا مرگ در اقیانوس ها
یکی را انتخاب می کردیم
و می دانستیم که از "ونوس لیبیتینا" میدان را ترک خواهیم کرد
و پس آنجا بر پلکان عریض چه تفاوت می کرد
که "انگشت" سزار چگونه بچرخد!

ماه بر فراز میدان، طرح جمجمه ای بود که با چشمان تهی
از شب ژرف می نگریست
و رود ها قبور و خاطره مردگان را به دریاها می بردند.

چه هنگام شمارش مردگان متوقف خواهد شد؟ !
اینجا کیست که با داعش می جنگد؟
کدام شمشیر است که ابرها را می درد
و شب هنگام زیر آبهای مدیترانه گردن می زند؟
این اقیانوس نیست که فرمان می راند!

از شرق تا غرب، بسان رودی از رازها
جریانی از ذلت و اندوه می گذرد: این آهنگ تر س است!
سکوت سماوی درد نامعلومی است که از تولد تا مرگ می گسترد

اینک از "سرزمین بامداد" های روشن
بر ساحل اندوه و آتش لاذقیه
با صدفهایش که پژواک اشکهای تلخ دریا ست
با مادران عشق و زاری های بی پایان
به قایقی کوچک می نگرم
که در آبهای متلاطم دریا
ـ بسوی "سرزمین شب"ـ
زیر ستارگان
غرق می شود.

*ونوس لیبیتینا: دری که از آن گلادیاتورهای کشته شده را به بیرون از میدان می بردند.
*لاذقیه یکی ازاستانهای ساحلی سوریه است.

pavel_durov.jpgاعتماد ـ روز گذشته خبری مبنی بر اعلام جرم دادستان تهران علیه مدیرعامل تلگرام منتشر شد. خبری که ساعاتی بعد واکنش پاول دورو را در توییتر به دنبال داشت و بعد از آن هم متنی که در کانال تلگرامی مدیرعامل تلگرام منتشر شد، حاوی توضیحاتی در این رابطه بود. بعد از شکایت جعفری دولت‌آبادی از مدیر تلگرام، این پرونده جهت بررسی به ناحیه امور بین‌الملل دادسرای تهران ارجاع شد. دادستان تهران تبعیت تلگرام از قوانین غربی را مانع از رسیدگی به این جرم ندانست و در خصوص اتهامات تلگرام هم گفت: «به‌موجب این اعلام جرم، شبکه تلگرام علاوه بر ارایه خدمات به گروه‌های تروریستی از جمله گروه داعش، به بستر مناسبی برای فعالیت سایر گروه‌های مجرمانه سازمان‌یافته تبدیل شده و ارتکاب جرایم هرزه‌نگاری کودکان، قاچاق انسان و مواد مخدر را ترویج کرده است.»

ddd726bbb82_small.jpgدویچه وله - پیکر محسن حججی که به دست داعش اسیر و سپس گردن زده شده بود، در تهران تشییع شد. به گفته مقام‌های سپاه، تلاش برای یافتن "پیکر کامل" او به جایی نرسیده است. مجتبی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد در مراسم تشییع شرکت داشتند.

پیکر محسن حججی که اواسط مرداد ماه سال جاری (۱۳۹۶) در یکی از مناطق مرزی عراق و سوریه به دست داعش اسیر و سپس گردن زده شده بود، امروز چهارشنبه (۵ مهر/ ۲۷ سپتامبر) در تهران تشییع شد.

شمار کثیری از مقام‌های بلندپایه دولتی، حکومتی و نظامی ایران در این مراسم حضور یافتند و خبر و گزارش‌های مراسم تشییع موضوع اول اکثر خبرگزاری‌های داخلی شد.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، پیش از آغاز مراسم در کنار پیکر محسن حججی قرار گرفت و خطاب به خانواده او از جمله گفت: «ببینید چه غوغایی در کشور به خاطر شهادت این جوان به راه افتاده است». خامنه‌ای یک چفیه (شال سنتی عربی) و یک انگشتر نیز به همسر حججی هدیه داد.

حضور مجتبی خامنه‌ای و احمدی‌نژاد

مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر جمهوری اسلامی، از شرکت‌کنندگان در تشییع پیکر محسن حججی بود. حضور محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت‌های نهم و دهم، در این مراسم و گرفتن عکس یادگاری با شرکت‌کنندگان، از دیگر حاشیه‌های مراسم بود.

مجتبی خامنه‌ایِ ۴۸ ساله، پسر دوم رهبر جمهوری اسلامی است که به ندرت در انظار عمومی ظاهر می‌شود. بسیاری از منتقدان حکومت و اصلاح‌طلبان بارها از نفوذ او در بیت رهبر سخن گفته‌اند. مهدی کروبی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای را به اعمال نفوذ برای تغییر آرای انتخاباتی مردم متهم کرده بود. در جریان انتخابات مناقشه‌برانگیز ۸۸ نیز دوباره نام مجتبی خامنه‌‌ای به عنوان یکی از حامیان جدی احمدی‌نژاد بر سر زبان‌ها افتاد.

بازار مسگرها در مشهد

| No Comments

شهرهای دوچرخه دوست دنیا

| No Comments

Shamloo_Ayda.jpgاعتماد ـ گروه فرهنگ و ادب و هنر ـ «بام بلند هم‌چراغی» گفت‌وگوی آیدا سرکیسیان، همسر احمد شاملو، با سعید پورعظیمی است که به تازگی منتشر شده است.

پورعظیمی به تازگی نیز کتاب یادنامه شاملو را با نام «من بامدادم سرانجام» از سوی همین انتشاراتی منتشر کرده بود که مجموعه‌ای از مقالات است درباره احمد شاملو. کتاب «بام بلند هم‌چراغی» حاصل گفت‌وگویی است مفصل با آیدا که در آن به‌ترتیب به موضوعاتی مانند آشنایی شاملو و آیدا و آغاز زندگی مشترک‌شان، کودکی و نوجوانی شاملو، کارِ مطبوعاتی او، سناریونویسی و فعالیت‌های سینمایی، کتاب‌هایی که می‌خوانده و می‌پسندیده، شعرش، ترک ایران و ادامه مبارزه سیاسی و اجتماعی در خارج از ایران، شب‌های شعرش، کتاب کوچه، ترجمه‌ها، دکلمه‌ها و علاقه‌اش به موسیقی، بیماری و مرگ و بالاخره کاراکتر شخصی او در نظر آیدا پرداخته‌ شده است.

زنجیر زنی مادربزرگ

| No Comments

Arbil_Airport.jpgدولت محلی اقلیم خود مختار کردستان اعلام آمادگی کرده است بر سر نظارت بر فرودگاه‌های سلیمانیه و اربیل با مقامات دولت مرکزی عراق مذاکره کند. عراق پس از همه‌پرسی استقلال خواستار تحویل این دو فرودگاه ‌شده بود.

دو فرودگاه اربیل و سلیمانیه شاهراه ارتباطی اقلیم خود مختار کردستان با جهان به شمار می‌روند. بر اساس آمار منتشر شده، در سال ۲۰۱۶، یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از طریق این دو فرودگاه به خارج از کشور پرواز کرده‌اند.

پس از رفراندوم استقلال، حیدر عبادی، نخست وزیر عراق از مسئولان دولت محلی اقلیم کردستان خواسته بود، کنترل و نظارت این دو فرودگاه را به دولت مرکزی عراق واگذار کنند.

بارک اوباما، جرج دبلیو بوش و بیل کلینتون، سه رییس‌ جمهور پیشین امریکا، روز گذشته در کنار هم در مراسم گشایش جام گلف «رییس‌ جمهورها» حضور یافتند. جام گلف رییس‌جمهورها (Presidents Cup) با شرکت ورزشکاران برتر این رشته از سراسر جهان، هر سال در«باشگاه ملی گلف آزادی» در شهر«جِرسی» واقع در ایالت نیوجرسی امریکا برگزار می‌شود. گفتنی است که این نخستین‌بار از زمان شروع این جام در سال ۱۹۹۴ است که سه رییس‌جمهور پیشین امریکا هم‌زمان در مراسم افتتاحیه‌ی آن شرکت می‌کنند.

47777777---005.jpg

تصاویری از سالن ملاقات شرعی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است که به معرفی آن می پردازد. این اتاق ها برای زندانیانی ساخته شده است که تمایل دارند ملاقات خصوصی با همسر خود داشته باشند.

nvk5885555.jpg926902_978.jpg

در پی لغو ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان شرکت های بزرگ خودروسازی مثل نیسان، فولکس و تویوتا تبلیغات خود را با تصاویر زنان سعودی آغاز کرده اند. در ادامه تبلیغ خلاقانه شرکت فورد را برای فروش خودروهای خود به زنان عربستانی مشاهده می کنید.

17-9-29-12124ford-sa.jpg

رقص تشییع جنازه در آفریقا!

| No Comments

kurdistan222.JPGكسانى كه در خارج زندگى مى كنند، اين موضوع را تجربه كرده اند، يا ديده اند ايرانيانى را كه با افتخار از ايرانى بودن خود سخن مى گويند، و بر خلاف آن ها، ايرانيانى هستند كه به شيوه هاى مختلف سعى در پنهان كردن مليت خود دارند و از اين كه بگويند ايرانى هستند عار دارند.

شخصا ديده ام كسانى را كه براى پنهان نگه داشتن مليت ايرانى خود، گفته اند و مى گويند ما اسپانيايى هستيم. ما ايتاليايى هستيم.

ديده ام كسانى را كه اسم شان على بوده، آن را تبديل به «ال» كرده اند! نام شان «سام» بوده، تلفظ آمريكايى آن يعنى «سَم» را به كار گرفته اند.

ديده ام زنانى را كه موهاى مشكى داشته اند آن را براى «خارجى نمايى» به رنگ زرد در آورده اند، يا با گذاشتن لنز، چشم هاى قهوه اى شان را سبز كرده اند.

كسانى كه در محل كارشان با فارسى زبانان فارسى صحبت نمى كنند و اگر پاى تلفن با زن يا شوهرشان بخواهند حرف بزنند به انگليسى مكالمه مى كنند.

از آنانى كه هنوز از راه نرسيده زبان مادريشان را از ياد مى بَرَند و به جاى سلام، «هاى» و به جاى خداحافظ «باى» مى گويند، و لهجه شان را كشدار و فرنگى مى كنند -تو گويى كه اصلا در امريكا و انگليس به دنيا آمده اند- چيزى نمى گويم كه نگفتنم بهتر است.

يك روز كه با زنده ياد آقا بزرگ علوى، در هامبورگ مشغول گشت و گذار بوديم، ديدم دفترچه اى دارند كه از روى تابلوى مغازه ها برخى كلمات را مي نويسند. ايشان، فرهنگ نگار بودند با همسر آلمانى و تدريس مى كردند در يك دانشگاه آلمانى و از جمع ايرانيان نيز دور بودند. ولى تمام زندگى اين مرد كتاب هاى فارسى بود و خواندن آن ها و لذت بردن از آن ها. من طى بارها ملاقات و روزها همصحبتى، نديدم ايشان كه چند دهه در آلمان شرقى زندگى مى كرد، يك كلمه ى غير فارسى به كار ببرد. حتى كلماتى كه ايشان در ذهن داشت مربوط به دهه بيست و سى شمسى بود و مثلا به دوربين عكاسى «جعبه» مى گفتند.

*****

Kurdistan_Referandum.jpgبی بی سی ـ کمیسیون انتخابات اقلیم کردستان عراق می‌گوید بیش از ۹۲ درصد کسانی که در همه‌پرسی برای استقلال کردستان عراق شرکت کردند، به آن رای مثبت داده‌اند.

این کمیسیون گفته است ۹۲.۷ درصد مردم به جدایی کردستان از عراق رای مثبت داده‌اند. این همه‌پرسی روز دوشنبه ۲۵ سپتامبر برگزار شد.
نتیجه اعلام‌شده باید از سوی دادگاه استیناف اقلیم کردستان عراق تایید شود.

به گزارش سایت روداو، نزدیک به دولت اقلیم کردستان عراق، از مجموع ۳,۰۸۵,۹۳۵ رای معتبر تعداد ۲,۸۶۱,۴۷۱ نفر در همه‌پرسی به استقلال کردستان رای مثبت داده‌اند.

092717A_top.jpg سیاست خارجی ایران نیازمند نگاهی واقع بینانه

"مادامی که ایران یکی از تأثیرگذارترین بازیگردان های جهان، یعنی ایالات متحده را نادیده می گیرد، نمی تواند انتظار روابط عادی با جهان داشته باشد"

شیرین هانتر

منبع : لوبلاگ / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی

روابط تیره میان آمریکا و ایران پس از انتخاب دونالد ترامپ، با سخنرانی وی در مجمع عمومی سازمان ملل و واکنش حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، به بالاترین حد خود رسید.

ترامپ در بخشی از سخنرانی تند خود، اتهاماتی علیه ایران وارد کرد. اکثر این اتهامات بی اساس بوده و یا فقط تا حدی صحت داشتند. آقای روحانی، اظهار داشت سخنان ترامپ در شأن مجمع عمومی سازمان ملل نبود.

رویکرد ترامپ در مواجهه با ایران غیرمسئولانه، بی پروا و غیرقانونی بوده و او باز هم تلویحاً به این نکته اشاره کرد که ایران به شرایط برجام پایبند نبوده است. دولت ترامپ نیز به صورت مکرر به عقب نشینی از برجام، اعمال تحریم جدید علیه ایران و حتی احتمال اقدام نظام این کشور تهدید کرده است.

این سیاست ها باعث افزایش خطر ایجاد درگیری های همه جانبه میان ایران و آمریکا شده است. احتمالا ایالات متحده از چنین مناقشه ای بدون صدمه خارج نخواهد شد، اما بزرگترین بازنده ایران خواهد بود. در واقع اگر چنین اتفاقی بیافتد، درگیری نظامی با ایالات متحده می تواند موجب ایجاد دینامیک هایی شود که تمامیت ارضی ایران و بقای آن را در مرزهای کنونی خود تهدید کند. تجربه عراق، لیبی، افغانستان و حتی سوریه هشداری است به رهبری ایران، نسبت به آنچه می تواند در این کشور رخ دهد. بنابراین، برای جلوگیری از چنین فاجعه بالقوه ای تصمیم با ساختار رهبری ایران است.

ایران باید دیدگاه های خود را در خصوص نقش و عملکرد منطقه ای و بین المللی اش را با قابلیت های خود تطبیق دهد. به طور خاص، حاکمیت ایران باید این تفکر را کنار بگذارد که روحیه انقلابی، می تواند کمبود سلاح های مدرن، به ویژه نیروی هوایی مناسب، سیستم های دفاع هوایی و نیروی دریایی را جبران کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معتقد است با توسل به جنگ های نامنظم می تواند در یک جنگ طولانی و فلج کننده، با ایالات متحده رویارویی کند. اما چنین جنگی ایران را خسته کرده و مشکلات آن را وخیم تر خواهد کرد.

d285855d726bbb82_small.jpgرادیو فرانسه - ارتش عراق با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که هیئت بلندپایۀ نظامی این کشور امروز چهارشنبه بیست و هفتم سپتامبر عازم تهران شد. بیانیۀ ارتش عراق تصریح می کند که هدف از این سفر "هماهنگی تلاش های نظامی" دو کشور بعد از همه پرسی استقلال کردستان عراق است.

بیانیۀ ارتش عراق توضیح بیشتری دربارۀ اهداف این سفر نمی دهد. اما، شواهد نشان می دهند که چنین ابتکاری بخشی از اقدام های تلافی جویانۀ دولت بغداد پس از همه پرسی استقلال کردستان عراق است. رژیم های ایران و ترکیه همانند بغداد با برگزاری همه پرسی استقلال کردستان عراق مخالف بوده اند و آن را به زیان ثبات و امنیت خاورمیانه می دانند.

در روزهای گذشته قوای نظامی عراق و ترکیه رزمایش مشترکی را در خاک ترکیه و در نزدیکی مرزهای کردستان عراق آغاز کردند. امروز چهارشنبه همچنین مجلس عراق از نخست وزیر این کشور، حیدر العبادی، خواست که برای خارج کردن شهر نفت خیز کرکوک از کنترل پیشمرگه های کرد عراق نیروی نظامی به این شهر اعزام کند.

وزیر عراق خواستار ابطال نتیجۀ همه پرسی استقلال کردستان این کشور شده و آن را ناقض قانون اساسی خوانده و تأکید کرده است که حاضر به هیچ گفتگویی با رهبران اقلیم خودگردان کردستان عراق بر اساس نتیجۀ همه پرسی صورت گرفته نیست.

ddd78888r82_small.jpgآیدا قجر - ایران وایر

«کانون مدافعان حقوق بشر» در آخرین گزارش خود که به تازگی منتشر شده، به پروژه «مرگ خاموش» زندانیان سیاسی و عقیدتی که مسوولان قضایی آن را تدارک دیده‌اند، اشاره کرده است. این گزارش هم چنین به وضعیت معلمان، کارگران، کودکان و دیگر موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخته است. «شیرین عبادی»، رییس این کانون می‌گوید وضعیت حقوق بشر در ایران در ماه‌های گذشته بهبود نیافته است و در هم چنان برهمان پاشنه می‌چرخد.

در ماه‌های اخیر و به ویژه با آغاز سال تحصیلی جدید، بسیاری از معلمان در حمایت از همکاران زندانی خود اعتراض کردند. «محمود بهشتی‌لنگرودی» یکی از این معلمان زندانی است. در ماه‌های گذشته بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های مختلف در اعتراض وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زدند که مورد توجه مقامات دستگاه قضایی ایران قرار نگرفت. هفته‌های گذشته کارگرانی که در اعتراض به حقوق پرداخت نشده خود به خیابان آمده بودند، مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتند. در میان این آشفتگی‌های مدنی اما تصویر «علیرضا رجایی» بعد از عمل سرطان، حکایت از ناقص‌سازی کنش‌گران در زندان‌های جمهوری اسلامی دارد؛ نمونه‌ای از همان مرگ خاموش که در گزارش کانون مدافعان حقوق بشر به آن اشاره شده است.

شیرین عبادی در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» تاکید می کند که قوه قضاییه و مقامات آن به شکل عامدانه چشم بر خواسته‌های قانونی و برحق زندانیان سیاسی عقیدتی می‌بندند تا آن‌ها را وادار به همکاری با حکومت کنند: «هرکس حاضر به این همکاری شود و برای آن تعهد بدهد، خیلی زودتر از آن‌چه در حکم‌ او درج شده، آزاد و در زندان هم از مزایای بی‌شماری برخوردار می‌شود. اما آن‌هایی که سرسختی و مقاومت نشان می‌دهند و بر حقی که قانون برای آن‌ها به رسمیت می‌شناسد پافشاری می‌کنند، ‌در معرض سخت‌گیری‌های غیرقانونی قرار می‌گیرند و دست به اعتصاب غذا می‌زنند. قوه قضاییه حتی خوشحال هم می‌شود که بلایی سر زندانیان سیاسی و عقیدتی بیاید. وقتی می‌گوییم مرگ خاموش زندانیان را تدارک دیده‌اند، یعنی می‌خواهند به هر شیوه ممکن، فیزیکی یا روانی آن‌ها را ساکت کنند.»

در گزارش کانون مدافعان حقوق بشر به وضعیت حقوق مدنی، سیاسی و فرهنگی مردم ایران هم اشاره شده است. طبق این گزارش، در ماه شهریور امسال بیش از ۷۵ نفر بازداشت، احکام غیرقانونی شماری از فعالان سیاسی به اجرا گذاشته شده و بهاییان از تحصیل بازمانده‌‌اند. هم چنین در این ماه حداقل ۲۲ نفر اعدام شده‌اند؛ برخی مخفیانه و عده‌ای در ملاعام. این در حالی است که نسبت به وضعیت جسمانی زندانیان هم بی‌توجهی می شود؛ به ویژه که برخی از آن‌ها نیازمند درمان فوری هستند.

Naft.jpgکیهان لندن ـ منصور بزمی معاون فناوری و امور بین‌الملل پژوهشگاه صنعت نفت از ساخت پالایشگاه نفت در سوریه توسط ایران خبر داد.

منصور بزمی گفته است: «ما به کشور سوریه کمک مستشاری و نظامی می‌کنیم و با توجه به تخریب زیرساخت‌ها، این کشور نیاز به پالایشگاه دارد که برنامه ساخت آن به صورت تمام ایرانی طراحی و آماده احداث شده که با سرمایه‌گذاری کشورهای خارجی اجرایی خواهد شد.»

همچنین رئیس پردیس پژوهش و توسعه فناوری‌های پایین‌دستی پژوهشگاه صنعت نفت نیز درباره جزییات ساخت این پالایشگاه گفته است: «ظرفیت این پالایشگاه ۱۴۰ هزار بشکه در روز است که در فاز اول ظرفیت این پالایشگاه ۷۰ هزار بشکه در روز برنامه‌ریزی شده است.»

salem_Baeshan.jpgدر راستای اقدامات رفرمیستی و اصلاح گرایانه سیاسی- اجتماعی پادشاهی عربستان سعودی، ریاض همزمان با اعطای حق رانندگی به زنان سعودی یک زن را نیزبرای نخستین باربه عنوان سخنگوی سفارت این کشور در واشنگتن منصوب کرد.

به گزارش ایرنا، پایگاه خبری الوفد روز چهارشنبه اعلام کرد: وزارت خارجه عربستان فاطمه سالم باعشن را به عنوان سخنگوی سفارت عربستان در واشنگتن منصوب کرد و وی اولین زن سعودی است که در این مقام تعیین شده است.


مناظره «هویت یا بحران هویت» با حضور موسی نجفی و صادق زیباکلام

NO.jpgدویچه وله ـ کمپین حقوق بشر در ایران فرمان مهاجرتی ترامپ که مانع سفر ایرانیان به آمریکاست را "تنبیه یک ملت به دلیل سیاست‌های دولتش" ارزیابی کرد. این کمپین دلایل عرضه‌شده برای صدور این فرمان در مورد ایرانیان را غیرواقعی خواند.

کمپین حقوق بشر در ایران با صدور اطلاعیه‌ای فرمان مهاجرتی جدید دولت آمریکا را که در تاریخ ۲۴ سپتامبر (۲ مهر) اعلام شد، به شدت محکوم کرد. فرمان مهاجرتی جدید دولت دونالد ترامپ سفر شهروندان ایرانی و ۷ کشور دیگر به آمریکا را ممنوع کرده است.
کمپین حقوق بشر در ایران که پیش از این زیر عنوان "کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران" فعالیت می‌کرد، در اطلاعیه مطبوعاتی‌ای که روز ۲۶ سپتامبر منتشر کرده، نوشته که فرمان جدید ممنوعیت سفر شهروندان ایرانی به آمریکا توجیه‌شدنی نیست و "هدیه‌ای است به تندروان ایرانی که می‌خواهند مردم ایران را منزوی کنند".



Fizollah_Arabsorkhi.jpgشرق ـ مرجان توحیدی: فیض‌الله عرب‌سرخی از زندگی و زمانه‌اش که می‌گوید، بیشتر به عکسی که چندی پیش از او منتشر شده بود، نزدیک می‌شود؛ وقتی در منزل مرحوم شایانفر دست روی دست حسین شریعتمداری گذاشته بود برای تسلیت. پیش از آنکه خط‌کشی‌ها پررنگ شوند، با علی شایانفر پای ثابت مسجد حاج‌عبدالله بودند. بعد پای رفاقت با حسن شایانفر باز می‌شود، خالق ستون نیمه‌پنهان کیهان. علی به دلیل پیوستن به مجاهدین خلق بعد از انقلاب اعدام شد و رفاقت عرب‌سرخی باقی ماند با شایانفر و شریعتمداری که سلام‌وعلیکی داشتند. عرب‌سرخی در تمام طول مصاحبه هرگونه حضورش در نقش‌های اطلاعاتی دهه ۶۰ را رد می‌کند؛ حتی آن هنگام که سازمان مجاهدین انقلاب در شناسایی و دستگیری فرقان ایفای نقش می‌کرد یا به شکل‌گیری سپاه کمک می‌رساند و گاهی هم جلوتر از دولت برای فروکاستن از آتش درگیری‌ها به کردستان و سیستان‌و‌بلوچستان می‌رفت. عرب‌سرخی اگرچه در سپاه و واحد اطلاعات بوده، اما به گفته خودش، عضو تیم‌های اطلاعاتی نبوده و کار گزینش و ساماندهی را انجام داده است. بااین‌حال روایتی از حضورش در کنار تیم اطلاعاتی برای دستگیری بنی‌صدر را تعریف می‌کند، در شرایطی که بنی‌صدر همان روز گریخته بوده است. با عرب‌سرخی در این گفت‌وگو از کودکی آغاز کردیم تا رسیدیم به حضورش در گروه امت واحده و سازمان مجاهدین، حضور در مسجد علوی و دیدارش با بهزاد نبوی، اطلاعات سپاه، جبهه و جنگ و ارشاد زمان خاتمی و....

* برای شروع بفرمایید در چه خانواده‌ای متولد شدید و در کدام محله زندگی کردید؟

- من متولد یکم مهر۱۳۳۷ هستم. در یک خانواده نسبتا پرجمعیت به دنیا آمدم. سه برادر و سه خواهر داشتم که من فرزند دوم خانواده محسوب می‌شدم. پدرم در همان منطقه شهباز جنوبی سابق، (هفده شهریور جنوبی فعلی) کسب‌وکار کوچکی داشت. از سال ۱۳۴۴ که به تهران مهاجرت کردیم، در همان منطقه ساکن شدیم و هنوز هم در همان منطقه به سر می‌بریم.

* شما در ایام کودکی با بچه‌محل‌هایی هم‌بازی بودید که بعدا در زمره چهره‌های سیاسی محسوب شدند. مثل مرحوم حسن شایانفر. ارتباط شما در کودکی چگونه بود؟

- آشنایی من با حسن شایانفر از طریق برادرش علی بود. علی از حسن کوچک‌تر بود و من با او رفیق بودم. ما یکدیگر را در مسجد محل دیدیم و آشنا شدیم. این آشنایی به رفت‌وآمد خانوادگی انجامید و به‌این‌ترتیب من با مرحوم حسن هم آشنا شدم. او برادر بزرگ علی بود. علی در دانشگاه فردوسی مشهد درس خواند و بعد به مجاهدین خلق پیوست و در نهایت هم اعدام شد.

* در اعدام‌های قبل از انقلاب یا بعد از پیروزی؟

- بعد از انقلاب دستگیر و اعدام شد. ما دو سال در یک دبیرستان مشترک درس می‌خواندیم. حسن هم در همان دبیرستان درس می‌خواند و یک سال از من و علی بالاتر بود، اما رفاقت ما یعنی من و حسن بعد از انقلاب خیلی جدی شد، سال ۵۸ حسن شایانفر را به شبکه توزیع جراید تهران معرفی کردم. از آنجا شایانفر وارد فعالیت‌های مطبوعاتی شد.

* شما قبل از انقلاب هم فعالیت مبارزاتی داشتید. آیا این فعالیت به‌واسطه آشنایی با علی شایانفر بود؟ آیا فعالیت مشترکی هم داشتید؟

- به‌واسطه علی نبود، مسجد محله ما، پاتوق نیروهای فعال بود.

* کدام مسجد؟

- مسجد الصادق، معروف به مسجد حاج‌عبدالله. کسی که هزینه‌های مسجد را تأمین می‌کرد، فردی به نام حاج‌عبدالله بود که به‌همین‌دلیل مسجد هم به نام او معروف بود. فضای مسجد سیاسی بود و ما با مسائل سیاسی آشنا می‌شدیم. از بچه‌های آن مسجد بعضی‌ها به چریک‌های فدایی خلق پیوستند، بعضی به توده گرویدند و برخی هم ماندند و در جبهه به شهادت رسیدند. چهره‌های نام آشنایی نبودند. من از ۹سالگی به این مسجد رفتم. ابتدا با آموزش قرآن شروع کردم و بعد ادبیات عرب را یاد گرفتیم و به‌تدریج وارد فضای مطالعاتی شده و در این فضا با گروه‌های سیاسی آشنا شدیم. انقلاب که پیروز شد من ۲۱ سالم بود.

* علی به شما پیشنهاد داده بود به سازمان ملحق شوید؟

- خیر، او از سال ۵۷ به سازمان ملحق شده بود. من از ابتدای انقلاب به سازمان مجاهدین انقلاب پیوسته بودم و از همان ابتدا با او دراین‌باره بحث داشتم، بنابراین هیچ‌وقت فضایی فراهم نمی‌شد که او بخواهد چنین پیشنهادی به من بدهد.

* بحث شما درباره چه موضوعاتی بود؟

- بحث‌هایی که بین مجاهدین خلق و انقلاب وجود داشت از مباحث ایدئولوژیک گرفته تا مسائل سیاسی بر سر موضوعاتی مثل انقلاب و نظام. در واقع همه بحث‌هایی که بین مجاهدین خلق و انقلاب محل مجادله بود بین ما رواج داشت. به یاد دارم روزهای آخر بهمن ۵۷ بود که علی به منزل ما آمد؛ گفت ازآنجاکه امام گفته به دانشگاه بازگردید، من هم به مشهد (محل تحصیلش) برمی‌گردم. بعد از آن ملاقات، شاید من دو، سه باری که به مشهد رفتم یا یکی، دو باری که او برای سرزدن به خانواده‌اش به تهران آمده بود، یکدیگر را ملاقات کرده بودیم. ملاقات ما زیاد نبود، به‌ویژه آنکه شکاف فکری ما هم شکافی جدی بود.

* سازمان (مجاهدین انقلاب) از پیوستن هفت گروه تشکیل شد. پس شما هم احتمالا در یکی از این گروه‌ها عضویت داشته‌اید؟

- بله. من با بعضی از دوستان امت واحده از جمله آقای قنادها از گذشته آشنایی داشتم. روزهای قبل از پیروزی انقلاب و ورود امام به کشور، جایگاه، قطعه و سکوی سخنرانی امام در بهشت زهرا، مشخص شده بود. گروهی هم حفاظت از این قطعه را برعهده داشتند که من در این گروه بودم و از سه، چهار شب قبل از ورود امام، در بهشت زهرا از آن قطعه حفاظت می‌کردیم.

* یعنی شما جزء کمیته استقبال بودید؟

- بله، ما جزء کمیته انتظامات بودیم. امام بعد از ورود به کشور در مدرسه علوی مستقر شدند و ما هم کار انتظامات را در آن مدرسه پی گرفتیم. با پیروزی انقلاب، من با دوستانی که از بچه‌های زندان بودند، در مدرسه علوی، در قالب کمیته مستقر شدیم؛ با توجه به این ارتباط ما با این دوستان عملا به فضای گروه امت واحده وارد شدم. مثلا روز بیست‌وسوم یا بیست‌وچهارم بهمن بود که من در مسجد علوی با آقای نبوی آشنا شدم. در حقیقت آقای نبوی من را به حضور در اعضای امت واحده دعوت کرد. آقای نبوی دو یا سه شب و هر شبی چند ساعت از وقت خود را صرف این کرد که ماجراهای زندان و درگیری‌ها با مجاهدین خلق را برای من تعریف کرد. قبلا اینها را می‌دانستیم، اما او با مصداق و خیلی دقیق به‌عنوان کسی که با ماجرا برخورد رودررو داشته است، به شرح ماجرا پرداخت.

* فقط برای شما یا همه کسانی که در مسجد علوی بودند؟

- خیر. آن شب‌ها فقط برای من شرح دادند.

* چرا؟ ارتباط خاصی بین شما برقرار شده بود؟

- طبیعی بود که من به آقای نبوی خیلی علاقه داشته باشم، آقای نبوی هم نسبت به من یک محبتی پیدا کرده بود که این فرصت را برای من گذاشت. یا شب‌ها در حیاط مدرسه قدم می‌زدیم یا وقت خواب همان‌جا که می‌خواستیم بخوابیم صحبت می‌کردیم. بنابراین آقای نبوی عاملی شد که من رسما وارد جمع امت واحده شدم. اگرچه از آن جمع تعدادی را از قبل می‌شناختم. یکی از آنها از بچه‌های مسجد حاج‌عبدالله بود و دیگری هم از رفقای علی بود.

* فکر می‌کنم اختلاف سنی زیادی با سایر اعضای گروه داشتید؟

- در امت واحده من از همه جوان‌تر بودم. اما در جمع سازمان یا افرادی که بعدا به سازمان پیوستند، ما، یعنی آقای آقاجری، تاج‌زاده و... چهره‌هایی بودیم که سن‌وسال‌مان کمابیش به هم نزدیک بود و آقای نبوی، سلامتی و نوروزی از ما مسن‌تر بودند.

* خب اما از شما و همین چهره‌ها به‌عنوان بنیان‌گذاران سازمان نام برده می‌شود، آیا واقعا شما در حلقه اصلی تصمیم‌گیرنده برای الحاق گروه‌ها به یکدیگر بودید؟

- خیر. من در حلقه بنیان‌گذار نبودم. این حلقه‌ای که از آن به‌عنوان بنیان‌گذار یاد می‌شود، جمعی از نمایندگان هفت گروه بودند. یعنی وقتی قرار بود از امت واحده کسانی به‌عنوان نماینده در جلسات الحاق حضور داشته باشند، طبیعتا من نفر آخر بودم نسبت به چهره‌هایی که سابقه طولانی مبارزاتی داشتند، مثل آقای سلامتی و نبوی، نوروزی و قدیانی و اتفاقا آقای مخملباف هم حضور داشت و بعدها دنبال کار سینما و هنر رفت. بااین‌حال، آقای نبوی چند بار به من گفت در حلقه‌ای که شب‌ها برای ائتلاف بحث و جلسه می‌گذاشتند، حضور پیدا کنم. من شاید چهار یا پنج جلسه آن حلقه را شرکت کردم، نه به‌عنوان اینکه نماینده امت واحده باشم، بلکه به‌دلیل دعوت آقای نبوی در آن جمع شرکت کردم. جمع امت واحده همگی از چهره‌های زندانی قبل از انقلاب و با سوابق مبارزاتی طولانی بودند. بعضی هم مثل آقای نبوی از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند که بعدا به‌دلیل اختلافاتی که بین آنها پدید آمد، از آن گروه جدا شده بودند.

125555wwwx212rsrr82_small.jpgمحمد اولیایی فرد - ایران وایر

سال ها پیش در حبس، یک روز برای بیماری به بهداری زندان «اوین» برده شده بودم. آن‌جا یک روحانی را دیدم كه از بند ویژه روحانیت آمده بود؛ مرد چاقی با حدود ۶۰ سال سن که کارش قاچاق دختران به دبی بود. «حاج ‌آقا» دختران را اغفال می‌کرده و تحویل باند قاچاق می‌داده است. پاسپورت‌ها را از آن‌ها می‌گرفته اند و به کارگری جنسی وادارشان می‌کرده اند. کافی بود دختران یک یا دو بار تن به خواسته‌هایشان نمی‌دادند، تهدیدها شروع می‌شدند و آن ها را می ترساندند که اگر برگردید ایران، اعدام می‌شوید. دستمزدهای کمی به آن‌ها می‌دادند و قوادها بیش تر پول را برمی‌داشتند. مجازاتی که به این روحانی داده بودند، فقط یک حبس کوتاه مدت بود در حالی‌که از نظر حقوقی، اقدامات گسترده او در راه اندازی شبکه قاچاق دختران به کشورهای عربی، از جمله دبی و دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در تشکیل این مراکز، اخلال در امنیت کشور تلقی می شود و با استناد به ماده ۲۸۶ «قانون مجازات اسلامی»، باید به اتهام «افساد فی الارض» با او برخورد و اعدام می شد.

جرایم و حبس کوتاه مدت این روحانی موجب شده بود تا آوازه او در کل زندان اوین، به خصوص بند ویژه روحانیت بپیچد. او در بهداری زندان اوین هم انگشت‌نما شده بود.

حاج آقا یك نمونه از انبوه كسانی است كه نتیجه فعالیت شان در سال های اخیر، قربانی شدن دختران جوان ایرانی بوده است. هفته گذشته چند دختر ایرانی که در دبی مشغول به کارگری جنسی هستند، سوالاتی در مورد راه‌های برگشت به ایران و نحوه برخورد قضایی با آن ها، نوع جرم و مجازات احتمالی که در انتظارشان خواهد بود، از بخش حقوقی «ایران وایر» پرسیده بودند. آن ها گفته اند ماموران نیروی انتظامی و سپاه پاسداران با قوادان و قاچاق چیان هم‌دست هستند و رشوه می‌گیرند:«حتی چند بار چند نفر از ما دستگیر شدیم و باید به بسیجی‌ها سرویس مجانی می‌دادیم تا آزاد شویم. کجا به داد ما می‌رسد؟»

واقعیت این است که قاچاق زنان به منظور دایر كردن مراکز فساد و فحشا كه همان «قیادت» و «قوادی» به شکل سازمان یافته است، یک معضل بزرگ اجتماعی و تهدیدی علیه نظم وامنیت جهان به شمار می آید. قاچاق چیان تنها از بازار جهانی فحشا سالانه حدود هفت میلیارد دلار سود کسب می‌کنند و درآمد دلالان قاچاق زنان از هر روسپی، ماهانه بالغ بر 40 هزار دلار امریکا برآورد شده است. بر اساس برخی گزارش ها، قاچاق زنان پس از قاچاق مواد مخدر، مقام دوم را در سوددهی به خود اختصاص می‌دهد. ایران هم همانند بسیاری از کشورهای دیگر، از گزند این خطر در امان نیست؛ نمونه روشن آن، دستگیری اعضای باند قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی، برملا شدن راز تشکیل «خانه هدایت» در کرج و تهران در زمستان سال ۱۳۷۹ و نیز دستگیری باند بزرگ «خاله کُرده» در قم در اواخر سال ١٣٩٠ است که به قاچاق زنان و دختران در داخل و خارج از کشور مشغول بودند.

خاله کُرده مطلقه بود و 50 سال سن داشت. او از یکی از شهرهای غربی کشور به قم نقل مکان كرده بود و با تشکیل باندی، به قاچاق زنان و دختران از قم و دیگر شهرها می پرداخت. دادگستری قم در رسیدگی به این پرونده، 60 نفر از اعضای باند را دستگیر كرد.

در ابتدای این شماره از برنامه پنجره ای رو به خانه پدری نگاهی به ایام محرم و روز عاشورا خواهیم داشت و به دیدن ویدیویی از استیج مداحان در جمهوری فریب و نیرنگ خواهیم نشست و با شما از پشت پرده دروغ و نیرنگ آخوندهای جاهل و خرافاتی در این ایام به سخن می نشینیم. سپس از دیدار خانم فائزه هاشمی با خانم مهوش ثابت هم بندی ایشان در زمان زندان و از ممنوع الخروجی پنج تن از افراد خانواده وی شما را باخبر خواهیم ساخت. در ادامه به دیدن فیلم سخنان اعتراض آمیز محمود احمدی نژاد از قوه قضاییه خواهیم نشست و در این باب توضیحاتی را تقدیم حضورتان می نماییم. همچنین از خبر برکناری خانم گیلانی رئیس فدارسیون چوگان شما را مطلع خواهیم کرد. در بخش دوم به تفصیل به بررسی رویدادها و تحولات کردستان عراق پس از رفراندوم در آن منطقه خواهیم پرداخت و از پشت پرده حرکات و عملیات جمهوری اسلامی و ترکیه و عراق بر علیه اقلیم کردستان شما را آگاه خواهیم ساخت. همچنین به دیدن فیلمهایی از شادی مردم کرد نشین خواهیم نشست. با ما همراه باشيد و پنجره ای رو به خانه پدری را با دوستان و آشنايان خود به اشتراك بگذاريد. منتظر شنيدن نظرات شما پيرامون موضوعات مطرح شده در اين برنامه هستیم.

224645rrr7y7r82_small.jpgآخرین اطلاعات دریافتی از پرونده محرمانه جاسوسی «زهرا لاریجانی» به نفع سفارت انگلستان حاکی از آن است که دختر رئیس قوه قضائیه کشور، اطلاعات مهم و محرمانه‌ی عموی خود «علی لاریجانی» رئیس مجلس شورای اسلامی را هم در اختیار سفارت انگلستان در تهران قرار داده است.

به گزارش «آمدنیوز»، بر اساس آخرین اطلاعات دریافتی از پرونده جاسوسی «زهرا لاریجانی» دختر رئیس قوه قضائیه، اسناد جمع‌آوری شده توسط «خسروی» و «میلانی» دو مأمور گروه تعقیب و مراقبتِ (ت. م) حفاظت اطلاعات دادگستری استان تهران، در یک فلاش مموری تجمیع شده که این فلش، تنها در اختیار «اسماعیل خطیب» رئیس سازمان حفاظت اطلاعات قوه قضائیه است که وی از قرار دادن آن به مدیران وزارت اطلاعات امتناع کرده است.

«خسروی» و «میلانی» از مأموران تعقیب و مراقبت از «زهرا اردشیر لاریجانی» شاغل در اداره حفاظت اطلاعات دادگستری استان تهران بودند که مدت چهار ماه است به دلیل توافق محرمانه‌ی «صادق لاریجانی» و «اسماعیل خطیب» برای مسکوت نگاه داشتن این پرونده مهم جاسوسی، در بند ۲۴۱ زندان اوین زندانی و تحت شکنجه قرار دارند؛ به طوری‌که «میلانی» یکی از کلیه‌های خود را زیر شکنجه‌های سخت از دست داده است.

نکته جالب در این پرونده فوق سری، مخالفت «حسن روحانی» رئیس‌جمهور با ورود وزارت اطلاعات به این پرونده امنیتی است. در آخرین جلسه‌ای که چند روز قبل میان «سیدمحمود علوی» وزیر اطلاعات و «حسین فریدون» تشکیل شده، برادر رئیس‌جمهور از «علوی» خواسته تا معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات را از ورود به این پرونده منع کند. وحشت «روحانی» و «فریدون» از آن است که اگر وزارت اطلاعات به پرونده جاسوسی «زهرا لاریجانی» وارد شود، قوه قضائیه در خصوص پرونده «حسین فریدون» شدت عمل نشان داده و ممکن است پای رئیس‌جمهور را نیز به این پرونده باز کند.

از سوی دیگر «علی لاریجانی» رئیس مجلس طی مذاکراتی با «صادق لاریجانی» برادر خود انجام داده، از وی خواسته تا با واگذار کردن این پرونده به وزارت اطلاعات مخالفتی نکند. «علی لاریجانی» به «صادق لاریجانی» قول داده با توجه به موضع صریح رئیس‌جمهور برای مکتوم ماندن این پرونده، وزارت اطلاعات به پرونده وارد شود تا تکذیبیه «عدم جاسوسی زهرا لاریجانی» و «کذب خواندن خبر آمدنیوز» توسط این وزارت‌خانه و دولت حسن روحانی صادر شود تا قوه قضائیه خود تکذیبیه جاسوسی دختر رئیسش را صادر نکند که در مضان اتهام افکار عمومی قرار نگیرد.

خبرنگار «آمدنیوز» هم‌چنین مطلع شده که «زهرا لاریجانی» برای دریافت پاسپورت انگلیسی، محرمانه‌ترین اطلاعات کشور که در بولتن‌های ماهیانه برای سران کشور ارسال می‌شود را، در اختیار سفارت انگلستان قرار داده است. این اطلاعات فوق سری حاوی اطلاعات مهم هسته‌ای، نظامی، مفاسد کلان اقتصادی مقامات، امنیتی و ... بوده است.

1m5cccdddr82_small.jpgرادیو فردا - دو مقام آمریکایی به شبکه فاکس‌نیوز گفته‌اند، تصاویری که ایران از یک آزمایش موشکی نشان داد، متعلق به گذشته است و نشانه‌ای مبنی برای این که ایران اخیرا یک آزمایش موشکی انجام شده باشد، در دست نیست.

در جریان رژه نیروهای مسلح ایران در روز جمعه ۳۱ شهریور از موشک «خرمشهر»به عنوان جدیدترین موشک بالستیک ایران، رونمایی شد.

ساعاتی بعد تلویزیون دولتی ایران با پخش تصاویر یک آزمایش موشکی اعلام کرد که موشک بالستیک دور برد خرمشهر با موفقیت آزمایش شد. به گفته گوینده خبر شبکه یک ایران این سومین موشک ایران با برد ۲۰۰۰ کیلومتر است.

این در حالی است که منابع مطلع به فاکس نیوز گفته اند، آنچه مشخص شده این است که ایران آزمایش موشکی تازه ای انجام نداده است. (گزارش سی ان ان در همین زمینه)

دو مقام آمریکایی به شبکه فاکس نیوز گفته اند، فیلمی که ایران از آزمایش موشک بالیستیک تازه خود نشان داد متعلق به آزمایش ماه ژانویه (۹ ماه پیش) است و این موشک پس از شلیک در هوا منفجر شد.

فاکس نیوز می گوید، در ۳۰ ژانویه گزارشی از این آزمایش ناموفق منتشر کرده بود.

طبق این گزارش موشک میان برد «خرمشهر» کپی از موشک «موسادان» یا «بی‌ام-۲۵»کره شمالی است که برد آن دو هزار ۵۰۰ مایل است.

انتشار خبر آزمایش موشکی ایران، واکنش دونالد ترامپ، رییس جمهورری آمریکا را درپی داشت.

دونالد ترامپ دوم مهر ماه در توئیتر خود نوشت، ایران به‌تازگی یک موشک بالیستیک با توانایی رسیدن به اسرائیل را آزمایش کرد. آنها در عین‌حال با کره شمالی هم کار می‌کنند. توافق زیادی بین ما نیست.

trumptweetKhoramMiss.jpgپیش از آنکه آقای ترامپ به موضوع قابلیت موشک تازه‌ برای رسیدن به خاک اسرائیل اشاره کند، وزیر دفاع این متحد کلیدی واشینگتن نیز آزمایش موشک «خرمشهر» را «تحریک‌آمیز» توصیف کرده بود. وزیر دفاع اسرائیل گفته این اقدام «تحریک‌آمیز» ایران نشانگر سودای این کشور «برای تبدیل‌شدن به قدرتی جهانی، برای تهدید دیگر کشورها» است

Symbol_shir.jpgعصر ایران؛ جعفر محمدی - "بهتر است کشور من در جهان به چه چیزی شناخته شود؟ " به عبارت دیگر" وقتی یک شهروند خارجی، نام کشور مرا می‌شنود، اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد، کدام کلمه یا کلمات است؟ "

این، مهم ترین سؤالی است که همه مدیران یک کشور به ویژه مقامات ارشد آن، باید مدام بدان اندیشه کنند و درباره‌اش برنامه ریزی و عمل کنند.

مقامات کره شمالی، این کار را کرده اند؛ آنها تصمیم گرفته‌اند وقتی کسی در دنیا نام کشورشان را می‌شنود، "بمب اتمی" به ذهنش متبادر شود.

در مقابل وقتی نام کره جنوبی در جای جای جهان شنیده می‌شود، کلماتی مانند سامسونگ، ال جی و هیوندایی با آن همراه می‌شود.

UN.jpgنیویورک ـ فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر در گزارشی تازه که روز سه شنبه منتشر شد، نشان می‌دهد که چگونه دو پدیده‌ی اساسی مانع موثر بودن سازمان ملل و کشورهای عضو آن در مبارزه با تروریسم هستند. مانع نخسکیت ساختار چند شاخه‌ای بوروکراتیکی است که بر اساس آن اختیارات نهادها گاهی به جای این که یک‌دیگر را تکمیل کنند، در هم تداخل دارند و این وضعیت در نهایت به تضعیف موثر بودن سازمان ملل و همکاری اساسی بین کشورها می‌انجامد. دوم، رهبری کنونی نهادهای اصلی ضدتروریسم در دست چند کشور عضو است که کارنامه‌ی حقوق بشر آنها به‌شدت تردیدبرانگیز است. این کشورها از موقعیت قدرتمند خود در این ساختار برای پیش بردن برنامه‌ی مشخص سیاسی خود که اغلب ویرانگر آزادی‌های مدنی است، در داخل و خارج استفاده می‌کنند. این پیامدها می‌توانند بسیار گسترده باشند و بر اساس یافته‌ها به نفرت پراکنی و روایت تروریست‌ها کمک کرده‌اند. فدراسیون گزارش خود را روز چهارشنبه ۲۷ سپتامبر به دبیرکل سازمان ملل آنتونیو گوترش ارائه خواهد کرد.

در شرایطی که هفتاد و دومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل آغاز می‌شود و معاون تازه‌ی دبیرکل در امور ضد تروریسم در سمت خود قرار می‌گیرد، فدراسیون گزارش تازه‌ای را منتشر و در آن نحوه‌ی سازمان‌دهی در سازمان ملل برای مبارزه با مصیبت تروریسم را در ۱۵ سال گذشته تحلیل می‌کند. این گزارش پیامدهای زیان‌بار و ضدسازنده‌ی اقدام‌ها و برنامه‌هایی را محکوم می‌کند که برای مردمانی تدوین شده که قرار است در این برنامه‌ها همکاری کنند و مورد محافظت قرار بگیرند.

Majles.jpgمهر ـ ۲۱۰ نماینده مجلس با صدور بیانیه‌ای اقدام تجزیه طلبانه اقلیم کردستان را محکوم کرده و از دولت مرکزی عراق حمایت کردند.
به گزارش خبرنگار مهر، در ادامه جلسه علنی امروز چهارشنبه ۵ مهر ماه، بیانیه‌ای با امضای ۲۱۰ نماینده مجلس شورای اسلامی در محکومیت برگزاری همه پرسی غیرقانونی استقلال کردستان عراق قرائت شد.

Hossein_Dehghan.jpgسردار حسین دهقان مشاور فرماندهی کل قوا در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی و وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با حضور در برنامه دستخط، به سوالات متعددی پاسخ داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، سردار حسین دهقان مشاور فرماندهی کل قوا در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی و وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با حضور در برنامه دستخط، به سوالات متعددی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:

س: چه شد که در دولت دوازدهم نماندید؟
دهقان: از قدیم ضرب‌المثلی هست که می‌گوید «صلاح مملکت خویش خسروان دانند». به هر حال آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور باید همکاران خود را متناسب با سیاست‌ها و برنامه‌هایی که در این دوره دارند انتخاب می‌کردند. حق انتخاب هم با ایشان بود که فرد دیگری را انتخاب کردند.


س: خودتان نظر نداشتید؟ از شما نظر نگرفتند که چه کسی را انتخاب کنند؟
دهقان: دیگه اینها بحث‌هایی بین من و ایشان است.


س: نمی‌خواهید بگوئید؟
دهقان: قاعدتا.


س: برخی می‌گویند دلخوری بین شما ایجاد شده بود؛
دهقان: ما هیچگاه دلخوری نداشتیم؛ چه دلخوری؟! وقتی اصل، خدمت به انقلاب و نظام و مردم باشد دلخوری معنی ندارد.


س: فکر می‌کردید امیر حاتمی چنین رایی بیاورند؟
دهقان: تلاش همه ما در نیروهای مسلح و حتی خود من به شکل جدی بر این بود هر کسی به عنوان وزیر دفاع مطرح می‌شود، باید رای بالایی را در مجلس داشته باشد چرا که پشتوانه برای اجرای برنامه‌ها خواهد بود و حضور فعال در عرصه سیاست داخلی و مسائل خارجی و برون مرزی خواهد داشت. لذا همه همت بر این بود که ایشان رای بالایی بیاورند و به حمدالله این اتفاق رخ داد.


س: از معدود دفعاتی است که ارتشی‌ها وزیر دفاع می‌شوند.
دهقان: خیر. این شائبه و شبهه‌ای است که دارد ایجاد می‌شود؛ چرا که از ابتدای پیروزی انقلاب تا پایان دوره آقای شمخانی، تمامی وزرا اصولاً ارتشی بودند، به جز آقا فروزنده که آن زمان بسیجی و جانشین ستاد کل بود و در زمان جنگ فرمانده قرارگاه مهندسی جنگ بودند؛ بقیه آقای فکوری، آقای امیر سلیمی، آقای امیر جلالی بودند که همه ارتشی بودند.


س: مشاورت رهبری در حوزه صنایع دفاعی و پیشتیبانی چطور به شما پیشنهاد شد؟
دهقان: بحثی مطرح شد بعد از اینکه مشخص شد من در موضع وزارت نباشم که حضرت آقا حکمی را به عنوان حکم مشاور به من محبت کنند که همزمان با بحث رای اعتماد این حکم صادر شود و انعکاس عمومی پیدا کند. این نظر لطف و محبت ایشان بود. مراحل طبیعی خود را برای صادر شدن حکم طی کرده بود.


س: اولین بار است که این مشاور را در این حوزه داریم.
دهقان: در حوزه صنعت و دفاع همین طور است. چون بقیه مشاورین عمدتا در حوزه‌های نظامی ایفای نقش و مسئولیت می‌کنند، ولی برای بحث صنایع دفاعی، توسعه صنایع دفاعی، توسعه فناوری‌های دفاعی و همچنین بحث سیستم‌ها و نظام‌های پشتیبانی موثر از نیروهای مسلح، آقا مشاوری نداشتند و این اولین بار است مشاور را تعیین کردند.


س: قرار است کار خاصی در این حوزه انجام شود؟
دهقان: حتما. قرار است مجموعه تلاش ما منجر به پیشنهاداتی به محضر ایشان شود که آن راهگشا برای ارتقای قابلیت‌های دفاعی کشور باشد. به این معنا نیست که مشاور کار اجرایی خواهد کرد. مشاور اساساً کارش ارائه پیشنهاد به محضر مقام معظم فرماندهی کل قوا خواهد بود؛ به طور طبیعی آن چه ایشان تشخیص دهند از طریق مجاری مربوط به اجرا خواهند گذاشت.


س: شما هر جا بودید منشا خیر بودید؛ قطعا این جا هم چنین است و رهبری افق بلند‌مدتی را می‌بینند، ان شالله موفق باشید. از کار در دولت یازدهم راضی
بودید؟
دهقان: این را دیگران باید قضاوت کنند. یک بخش اصلی آن درون نیروهای مسلح است، فرماندهان ارتش و سپاه و نیروی انتظامی است و یک بخش درون وزارت دفاع است و یک بخش در محیط ملی و یکی بحث فراملی است. من فکر می‌کنم - اگرخودخواهانه نباشد - موفق‌ترین دوران وزارت دفاع بعد از جنگ را می‌توان این دوره برشمرد.
لذا در صنایع دفاعی قطب‌های فناورانه و تولیدی ایجاد کردیم. منجر به این شد که ما حجم عظیمی از کارهای موازی را حذف کنیم. توانمندی‌های موجود به صورت پراکنده را متمرکز کنیم. اثربخشی و کارآمدی آنها را بالا ببریم. امکان توانمند شدن افراد، سازمان و فرآیندهای کاری را به وجود آوریم.

نتیجه این کار در بخش تولید به این گونه شد که ما بعضاً ظرفیت‌ها را تا ۱۰۰ برابر در برخی از حوزه‌ها افزایش دادیم. هزینه‌های سربار را به شدت کاهش دادیم. یعنی در این ۴ سال، هر سال هدفگذاری ما ده درصد هزینه‌ها کاهش یابد و بعد از ۴ سال انجام شد و ادامه یافت. در بحث ارتباط با نیروهای مسلح تقریبا می‌توان گفت کم‌مسئله‌ترین دوران را در ارتباط با نیروهای مسلح داشتیم. سعی کردیم نیازمندی‌های آنها را در کمترین زمان ممکن تامین کنیم.
کاستی‌های گذشته را جبران کردیم و در یک وضعیت کاملا هماهنگ و همراه برای ادامه فعالیت‌ها قرار گرفتیم. در بحث بیرونی، ما «دیپلماسی دفاعی» را به تمام معنی توانستیم عملیاتی کنیم؛ مثلا با روس‌ها مراوداتی در حد راهبردی ارتقا پیدا کرد، توافقنامه‌های همکاری دفاعی و نظامی با آنها منعقد شد.
شاید به خاطر داشته باشید که اجلاس سه‌جانبه «سوریه، روسیه و ایران» را درباره مسائل سوریه برگزار کردیم. برای اولین بار سفر وزیر دفاع ایران به چین بود، متقابلاً سفر وزیر دفاع چین به ایران بود. آنجا توافقنامه همکاری امضا کردیم و با کشورهایی همسایه هم چنین بود.
با مجلس خیلی راحت بودیم. تقریبا ما برخی از لوایحی را که تا ۱۲ سال در دستور کار مجلس مانده بود، به تصویب رساندیم و هر آنچه که در قوانین پیش‌بینی شده بود که آئین‌نامه یا لایحه‌ای تنظیم شود در این ۴ سال انجام دادیم و امروز می‌توانیم بگوئیم در وضعیت کاملا عالی و متعارف هستیم.


س: جایی نبود که با دولت بحث و چالشی در کمک کردن در حوره دفاعی پیدا کنید؟
دهقان: خیر. با آقای رئیس‌جمهور از ابتدای جنگ کار می‌کردیم و همکاری داشتیم، با ایشان نسبت به مسائل دفاعی و امنیتی اشتراک نظر داریم؛ به این معنا که تقویت نیروهای مسلح و بنیه دفاعی کشور یک اصل است. اگر جایی بحثی مطرح می‌شد بحث محدودیت منابع بود که به طور طبیعی برای همه وجود داشت.


س: در صحبت‌هایی که با شما شد، اشاره کردید بودجه تقویت بنیه دفاعی ما نسبت به قبل ۲ و نیم برابر شده است. آقای جهانگیری در مناظرات انتخاباتی گفت ۴ برابر شده است. کدام عدد صحیح است؟
دهقان: هر دو درست است. ما تا پایان ۹۵ را بیان می‌کردیم و ایشان بودجه پیش‌بینی شده در سال ۹۶ را بیان می‌کردند. این را وقتی با ۹۲ مقایسه کنیم هر دو عدد درست است.


س: شما در شرایط سختی وزیر دفاع بودید. در سال ۹۳ که یک سال از وزارت شما می‌گذشت، ۹۳ شاهد اوج فعالیت‌های داعش در منطقه بودیم. چه تدابیری شد و چگونه با نیروهای مسلح تدبیر کردید که ما کمترین هزینه را پرداخت کنیم؟
دهقان: ما این را درک می‌کنیم که آمریکایی‌ها از زمان اوباما بعد از آقای بوش پسر با تجاوزهایی که به کشورهای منطقه اعم از عراق و افغانستان کردند، تلاششان بر این داشتند که با زور و به کارگیری سلاح اهدافشان را در منطقه عملیاتی کنند و بحث «خاورمیانه بزرگ» را مطرح کردند.
آقای اوباما که آمد تلاشش بر این داشت که هزینه‌های حضور نظامی برون‌مرزی خود را کم کند؛ به عبارتی ترمیمی از چهره تنفرآمیز امریکا در بین ملت‌ها را انجام بدهد. لذا هم در عراق و هم در افغانستان برنامه‌ای برای بیرون رفتن را دنبال کرد. واقعیت مطلب این بود که می‌خواستند هزینه حضور خود را توسط دیگران در منطقه تامین کنند.
گرچه جنگ‌هایی که کردند هزینه‌اش را از کشورهای عربی منطقه گرفتند. لذا یکسری نقش‌هایی را به هم دولت‌های محلی و هم به عناصری که می‌شد آنها را سازماندهی کرد و علیه آن کسی که رقیب و دشمن آنها تلقی می‌شد، بکارگیرند.
اینها می‌خواستند بحث جبهه مقاومت را که یک نوع تهدید برای اسرائیل تلقی می‌شد مورد هجمه قرار دهند و تضعیف کنند. به این جنبه‌بندی رسیدند که کشور سوریه یک عامل موثر در بقا و تداوم جبهه مقاومت است و باید حکومت ان را به نوعی ساقط کرد.
ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران همواره سعی کرده‌ایم ثبات و امنیت را برای منطقه به عنوان یک اصل، پذیرا باشیم و با هر نوع بی‌ثباتی و ناامنی هم به هر شکلی که لازم باشد، مقابله کنیم؛ به خصوص زمانی که منافع کشورهای اسلامی و ملت‌های مسلمان در معرض تهدید قرار می‌گیرد.


س: در عراق که داعش یک حرکت گسترده را شروع کرد، یک آماده‌باش به نیروهای جمهوری اسلامی دادند و ظاهرا چند سری عملیات در خاک عراق انجام شد. این با هماهنگی وزارت دفاع بود؟
دهقان: این بحث در شورای عالی امنیت ملی تصمیم‌گیری می‌شود که اگر قرار باشد اقدامی به هر کیفیت صورت گیرد، آنجا تصمیم‌گیری می‌شود. لذا این بحث ما بود که مرزها باید تقویت شود و تا یک فاصله‌ای از مرزها را برای خود مجاز می‌دانستیم که اگر آنها حضور پیدا کردند و بنا به عملیات داشتند، آنجا ضد آنها عمل و اقدام کنیم.


س: تحرکات داعش در افغانستان هم جدی است؟
دهقان: تحلیلی که از ابتدا وجود داشت، این بود که اگر قرار باشد داعش از عراق و سوریه بیرون رانده شود، کجا مستقر می‌شود؟ بحث این بود که طبیعی‌ترین مکان که می‌توانند بروند، افغانستان و حتی پاکستان هست. امروز اطلاعاتی موجود است که در افغانستان مستقر شده‌اند و در مناطقی حضور پیدا کرده‌اند و فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند ولی هنوز آن قدرت و استحکام که بتوانند کارهای بزرگ و جدی را انجام دهند، ندارند.
ما سعی می‌کنیم اشراف اطلاعاتی خود را داشته باشیم و تلاش‌های لازم را برای کنترل فضای آنجا تا حدی که لازم بدانیم انجام دهیم.


س: در پاکستان سر ضیه امنیت مرزها مسئله داشتیم؛ در این مدت در دیدارهایی که با وزیر دفاع پاکستان داشتید، اینها گوشزد می‌شد؟ چه توجیهی دارند؟
دهقان: معمولا بحث مرزها در حوزه وزارت کشور تعریف می‌شود و مبادلات مرزی و همکاری‌های مرزبانی را در آنجا دنبال می‌کنند؛ بله، همواره با آنها مطرح کردیم و می‌کنیم، توافقاتی هم انجام شده است و روبه جلو هستیم.
امروز نمی‌توانیم بگوییم که کاملا توانستیم به یک نقطه مشترک مورد اقدام برسیم، ولی آنطرف تلاش می‌شود مورد اقدام قرار گیرد وجود دارد و در طرف خودمان بحث سازمان لازم برای مقابله با آن‌ها را ایجاد کردیم و عمل می‌کنیم.


س: گفته بودید شرایط امنیتی در حال پیچیده شدن است. آیا با توجه به شکست‌هایی که داعش در سوریه خورد باز هم معتقد به پیچیدگی شرایط امنیتی هستید؟

رادیو فردا - d2858rgrgrbb82_small.jpgدر دور رفت مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا، پرسپولیس ایران با نتیجه دور از انتظار ۴-۰ مغلوب الهلال عربستان شد.

با این نتیجه، کار پرسپولیس در بازی برگشت به میزبانی عمان، فوق‌العاده سخت شده است. شاگردان برانکو ایوانکوویچ برای صعود به فینال باید چهار گلی که عقب افتاده‌اند را در وقت قانونی جبران کنند.

در نیمه نخست، ارسال از سمت چپ روی دروازه، در محوطه شش قدم روی سر عمر خربین نشست تا او بدون مزاحمت دروازه بیرانوند را باز کند.

الهلال که روی ضد حمله‌ها به شدت خطرناک نشان می‌داد، در همین نیمه توسط شهرانی به گل دوم رسید و چند موقعیت دیگر را هم از دست داد.

در آغاز نیمه دوم، الهلال با اخراج عبدالله العطیف ۱۰ نفره شد. گرچه یک یار بیشتر نیز کمکی به پرسپولیس نکرد و دو بار دیگر دروازه‌اش باز شد.

خربین سوریه‌ای روی ضد حمله گل سوم را زد. خود او توانست چهارمین گل را هم وارد دروازه بیرانوند کند.

تیم قدرتمند الهلال هوشمندانه از آشفتگی پرسپولیس و ساختار دفاعی متزلزل این تیم استفاده کرد.

hamdeli22112.jpg

تاکسی دنیای خاص خود را دارد. شاید بتوان گفت که فیلم "راننده تاکسی" اسکورسیزی با بازی رابرت دنیرو و جودی فاستر برای اولین بار نگاه‌ها را به زندگی رانندگان تاکسی جلب کرد. تاکسی‌های دنیا چگونه‌اند؟ [لینک به گالری تصاویر]

16376191_303.jpgراننده تاکسی

تاکسی، دنیای خاص خود را دارد. شاید بتوان گفت که فیلم "راننده تاکسی" مارتین اسکورسیزی با بازی رابرت دنیرو و جودی فاستر برای نخستین بار در سال ۱۹۷۶ نگاه‌ها را به زندگی رانندگان تاکسی جلب کرد. هرچند زندگی همه رانندگان تاکسی شبیه این روایت سینما نیست، اما شاید کمتر از آن همه نباشد. [لینک به گالری تصاویر]

khavaran.jpgجنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران ـ شاخه بلژیک و فدراسیون اروپرس مراسمی را به‌مناسبت گرامی‌داشت زندانیان سیاسی که در کشتارهای دهه ۱۳۶۰ جان خود را از دست دادند برگزار می‌کند.

در این مراسم نسیم خاکسار، نویسنده نامدار و مرسده محسنی، خواهر مجتبی محسنی، یکی از جان‌باختگان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ سخنرانی خواهند کرد و سیامک و هاملت ویلون و گیتار خواهند نواخت.

پوستر برنامه را در زیر می‌بینید:

دویچه وله - انتشار تصویری که لاریجانی و خاتمی را در حسینیه جماران کنار هم نشان می‌دهد بحث‌های زیادی به پا کرده است. عده‌ای این هم‌نشینی را دورخیز لاریجانی برای ریاست جمهوری می‌دانند و برخی می‌گویند او در جماران به "تله" افتاده است.

چند روز پیش (جمعه ۳۱ شهریور/ ۲۲ سپتامبر) مراسمی برای گرامی‌داشت آیت‌الله حسین راستی کاشانی در حسینیه جماران برگزار شد که شماری از شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و نظامی از جناح‌های مختلف حکومت در آن شرکت کردند.

حسینیه جماران کنار اقامت‌گاه روح‌الله خمینی قرار دارد و از ابتدای سال ۵۸ اصلی‌ترین محل ایراد سخنرانی‌ها و دیدارهای او بوده است. این مکان در اختیار بازماندگان خمینی است و رفت و آمد چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان و برگزاری مراسم آنها در آن در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

از مراسم روز جمعه عکس‌هایی منتشر شده که در برخی از آنها رئیس جمهور پیشین، محمد خاتمی در کنار علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی دیده می‌شود. عکس‌های دیگری نیز از خاتمی در کنار حسن خمینی، عبدالعلی علی عسکری، رئیس منصوب خامنه‌ای در سازمان صدا و سیما و محمد امامی کاشانی، از امامان جمعه تهران و روحانیان محافظه‌کار منتشر شده است.

حساسیت ویژه به هم‌نشینی لاریجانی و خاتمی

با این حال هیچ یک از این عکس‌ها و هم‌نشینی‌ها به اندازه‌ی نشستن لاریجانی در کنار خاتمی خبرساز و پرحاشیه نبوده است. یکی از علت‌های حساسیت زیاد به این مسئله به ممنوعیت انتشار اخبار فعالیت و سخنان خاتمی و تصویر او در رسانه‌های داخلی و جایگاه لاریجانی به عنوان رئیس قوه مقننه بازمی‌گردد.

این محدودیت‌ها از زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اندکی کاهش یافته و برخی رسانه‌ها نه تنها از خاتمی نام می‌برند که سخنان و دیدگاه‌های او را نیز به نقل از دیگران منعکس می‌کنند.

هم‌نشینی رئیس جمهور سابق و رئیس کنونی مجلس اتفاقی بوده یا با برنامه‌ریزی قبلی انجام شده و آیا لاریجانی با این برنامه موافق بوده یا این کنار هم نشستن به او تحمیل شده است؟ اینها پرسش‌هایی هستند که در روزهای گذشته پاسخ‌ها و گمانه‌زنی‌های متفاوتی درباره آن انتشار یافته است.

40693771_303.jpg"تله‌گذاری" در حسینیه جماران

روزنامه کیهان در "خبر ویژه" سوم مهرماه خود مدعی است عسکری و لاریجانی "با تله‌گذاری برخی مرتبطان فتنه‌گران" برای لحظاتی کنار خاتمی نشستند و تصویرهای این هم‌نشینی "سوژه کانال‌ها و سایت‌های وابسته به فتنه‌گران شدند تا چنین القا کنند که حساسیت نظام نسبت به خط قرمز فتنه کاهش پیدا کرده است".

"فتنه" عنوانی است که رهبر جمهوری اسلامی و حامیانش برای جنبش اعتراضی به نتایج اعلام شده انتخابات سال ۸۸ به کار می‌برند. بر همین اساس رهبران و چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان "سران فتنه" و هواداران آنها "فتنه‌گر" خوانده می‌شوند.

کیهان می‌نویسد گزارش‌ها حاکی است که در اتفاق روز جمعه "صحنه‌سازی و شیطنت" صورت گرفته است. این روزنامه به نقل از وب‌سایت جهان‌نیوز و از قول شاهدان عینی نوشت، هنگام ورود رئیس صدا و سیما به حسینیه، مسئول استقبال از میهمانان با اشاره حسن خمینی او را برخلاف میلش به جایگاه میهمانان ویژه هدایت کرد و خمینی او را میان خود و خاتمی نشاند.

راوی "تله‌گذاری" در حسینیه ارشاد به چگونگی "به دام انداختن" لاریجانی اشاره نکرده اما ادعا می‌کند رئیس سازمان صدا و سیما "خیلی معذب و ناراحت" و گرچه "درنهایت ناراحتی ادب و لبخند روی لبش را حفظ می‌کرد" یک کلمه هم با خاتمی و حسن خمینی حرف نزده است.

12fcfcrr82_small.jpgرادیو فرانسه، به گزارش واشنگتن پست، هزاران نفر از کردهای ایران برگزاری همه پرسی استقلال کردستان عراق را جشن گرفتند، هر چند مقامات جمهوری اسلامی ایران و جراید رسمی این کشور از این همه پرسی به عنوان تهدیدی علیه ثبات و امنیت منطقه یاد کرده اند.

دوشنبه بیست و پنجم سپتامبر شماری از کردهای ایران از جمله در شهرهای مریوان و بانه در حمایت از همه پرسی استقلال کردستان عراق در خیابان ها پایکوبی کردند. تصاویر رقص های جمعی خیابانی مردم کرد درشبکه های اجتماعی اینترنتی پخش شده است.

در شهرهای مهاباد و سنندج میان مردم و نیروی انتظامی درگیری هایی صورت گرفت. یکی از ساکنان شهر مهاباد و از حامیان حزب دموکرات کردستان ایران به رویترز گفته است که همه پرسی استقلال کردستان عراق، کردهای ایرانی را برای دستیابی به خودمختاری مصمم‌تر می کند. او افزوده است که همه پرسی استقلال کردستان عراق تلاشی برای حل مسئلۀ کرد به ویژه در ایران است.

هفتۀ گذشته مقامات ایران قاسم سلیمانی فرماندۀ سپاه قدس را به کردستان عراق اعزام کردند. در این سفر قاسم سلیمانی رهبران اقلیم خودگردان کردستان عراق را به چشم پوشی از برگزاری همه پرسی استقلال دعوت کرد.

1msrsrsrsrr82_small.jpgدویچه وله - اداره برق تهران بزرگ اعلام کرده که به مدت ۱۵ روز برق رایگان در اختیار هیات‌های عزاداری ماه محرم قرار می‌دهد. این در حالی است که تامین هزینه مراسم محرم توسط نهادهای دولتی انتقادهایی را برانگیخته است.

خبرگزاری ایلنا از ارائه انشعاب موقت برق رایگان به حسینیه‌ها و هیأت‌های عزاداری تهران خبر داد. این خبرگزاری به نقل از اطلاعیه‌ای که توسط شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ منتشر شده، می‌نویسد که انشعاب برق رایگان در حسینیه‌ها و هیات‌های عزاداری شهر تهران طی ایام محرم برای ۱۵ روز برقرار خواهد بود.

از طرفی "شایعه" پرداخت هزینه هنگفت و سرسام‌آور به مداحان از شبکه‌های مجازی به خبرگزاری‌ها کشیده شد.

مصطفی خرسندی، رئیس کانون مداحان کشور، در مصاحبه‌ای با ایلنا می‌گوید که ۵۶ هزار و ۴۳۲ مداح مرد شناسایی شده‌اند. او درباره "پرداخت میلیونی" به مداحان چنین توضیح می‌دهد: «ممکن است برخی از بانیان و متولیان هیات‌ها به منظور ابراز محبت به اهل ‌بیت مبالغی را به مداحان پرداخت کنند اما این موضوع شرایط مشخصی ندارد.»

Erdogan_Rouhani.jpgشرق ـ سوم مهرماه، روز همه‌پرسی. بالاخره اصرار و اکراه، ترغیب، تهدید و تشویق کشورهای منطقه نتوانست مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق را راضی کند تا از برگزاری همه‌پرسی سر باز زند. صبح بود که بانگ الله‌اکبر از مساجد بلند شد و ناقوس کلیساها در اربیل به گوش رسید. این را «سحر»، ایرانی ساکن در اربیل به «شرق» می‌گوید. او از شور و شوق مردم می‌گوید و از پوسترهایی که روی خودروها در سطح شهر چسبانده شده است؛ از پرچم اقلیم کردستان در دست جوانان می‌گوید و زنان و مردانی که لباس کردی بر تن کرده‌اند و با موسیقی کردی در خیابان‌های اربیل شادی می‌کنند و گوسفند سر می‌برند. رأی‌گیری با حضور مسعود بارزانی در مقابل صندوق اخذ رأی شروع می‌شود. او رأی خود را در برگه‌ای می‌نویسد که به چهار زبان کردی، عربی، سریانی و ترکی تهیه شده است. اگر اربیل و سلیمانیه با شادی پای صندوق رأی می‌روند، وضعیت در مناطق متنازعه و کرکوک چنین نیست؛ عرب‌ها و ترکمن‌ها با استقلال کردستان موافق نیستند. همه‌پرسی استقلال کردستان عراق مخالفان جدی دارد؛ دولت مرکزی عراق در رأس مخالفان است. حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق، این همه‌پرسی را «غیرقانونی و خلاف قانون اساسی» می‌داند. پارلمان این کشور چند روز قبل، بدون حضور نمایندگان کُرد، طرحی در مخالفت با همه‌پرسی استقلال کردستان تصویب کرده است. در این طرح نمایندگان از عبادی، نخست‌وزیر خواستند به تمامی اقدامات لازم برای حفظ یکپارچگی این کشور دست بزند. بعد از تصویب این طرح، عبادی هشدار داد که اگر رفراندوم کردستان عراق به خشونت بینجامد، حکومت مرکزی مداخله نظامی خواهد کرد. البته علاوه بر دولت و مجلس، تعدادی از گروه‌های اقلیت ساکن در مناطق مورد مناقشه خارج اقلیم کردستان مانند کرکوک، از جمله بخشی از اقلیت عرب و جبهه ترکمانی کرکوک و حزب گوران و کومار اسلامی با همه‌پرسی مخالف بودند؛ اما شب قبل از همه‌پرسی این دو حزب هم از مردم خواستند به همه‌پرسی رأی مثبت دهند.



Yazdi_Chamran.jpgشرق ـ سیدهادی خسروشاهی. رئیس پیشین نمایندگی ایران در مصر: به چهلمین روز درگذشت شادروان دکتر ابراهیم یزدی نزدیک می‌شویم و فرصتی است تا قبل از برگزاری مراسم، جهت آشنایی نسل جوان‌تر با ایشان، نکاتی مطرح شود. آشنایی نگارنده با ایشان به ماه‌های آغازین سال ۳۲ برمی‌گردد که من از حوزه علمیه قم، برای شرکت در مسجد هدایت و مراسم انجمن‌های اسلامی دانشجویان به تهران می‌آمدم و فعالانه و مشتاقانه، در همایش‌ها و جلسات آنان حضور می‌یافتم و همین امر موجب ایجاد روابطی صمیمانه با عده‌ای از اعضای انجمن‌ها، ازجمله دکتر ابراهیم یزدی شد. برگزاری مراسم و اداره امور آن، بیشتر بر عهده دکتر ابراهیم یزدی بود ولی تقدیر و تشویق آیت‌الله طالقانی و مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم دکتر سحابی و همراهی و همگامی این بزرگواران با دانشجویان، موجب شکوفایی جلسات و پرباری نتایج آن می‌شد.
دکتر یزدی در خاطرات خود، ضمن شرح چگونگی برگزاری مراسم اعیاد مذهبی توسط انجمن‌ها می‌نویسد:
«... یکی دیگر از ابتکارات انجمن اسلامی دانشجویان، برگزاری جشن‌های دینی نظیر میلاد رسول گرامی (ص) و اعیاد فطر و قربان بود. در میلاد خجسته رسول گرامی (ص) در سال ۱۳۳۱، انجمن مراسم ویژه‌ای را تدارک دید. اما با وجود جو سیاسی مساعد آن زمان، روحانی هیچ مسجدی حاضر نشد امکاناتی در اختیار ما قرار بدهد. استفاده از امکانات دانشگاهی نیز، بنا به دلیلی میسر نبود. من که مسئول برگزاری این مراسم بودم، مشکل را با مرحوم طالقانی مطرح ساختم، ایشان پیشنهاد کردند که مراسم در مسجد هدایت برگزار شود و چون خود مسجد کوچک بود و گنجایش آن کافی نبود، موافقت و کمک کردند سالنی که در جوار مسجد و محل مقبره مرحوم هدایت بود در اختیار انجمن قرار گرفت، سالن مفروش و صندلی‌ها چیده شد. برای اولین بار انجمن دعوت‌نامه‌های زیبایی را تهیه و اعلامیه‌ای هم به مناسبت میلاد رسول گرامی (ص) چاپ و منتشر کرد.
برنامه جشن میلاد نبی با شکوه و ابهت خاصی در مسجد ـ مقبره هدایت، برگزار شد. بعد از مراسم، مرحوم طالقانی به‌شدت مرا به خاطر سخنرانی‌ام تشویق کرد. مرحوم سیدغلامرضا سعیدی به طالقانی گفت: من در عمرم سه‌ بار گریه کرده‌ام، یک ‌بار که برای اولین‌بار به زیارت امام‌حسین علیه‌السلام به کربلا رفتم. بار دوم که به حج مشرف شده بودم و امشب برای سومین بار. او به یاد آن شب، ترجمه کتاب «عذر تقصیر به پیشگاه محمد» را به انجمن اسلامی دانشجویان هدیه کرد.
جشن عید فطر: از حدود سال‌های ۱۳۲۹ یا ۱۳۳۰، انجمن اسلامی دانشجویان همه‌ساله مراسم ویژه‌ای را به مناسبت عید فطر برگزار می‌کرد. این مراسم یک‌ بار در کوی دانشگاه، یک ‌بار در دانشکده کشاورزی کرج (۱۳۳۲) و بعدها به‌طور کم‌وبیش مرتب در شهرک گلشهر در کرج برگزار می‌شد. در مواقعی که برنامه در خارج از شهر برگزار می‌شد، در برنامه علاوه بر سخنرانی، شعر، پذیرایی و برنامه‌های تفریحی نیز اجرا می‌شد...». دکتر یزدی یکی از فعالیت‌های انجمن را ایجاد رابطه با حوزه علمیه قم می‌نامد: «ارتباط با حوزه‌های علمیه: جنبش روشنفکری دینی از همان آغاز شکل‌گیری‌اش بعد از شهریور ۱۳۲۰ رویکردی ویژه، شفاف و منتقدانه، اما مشفقانه، با روحانیان داشت. روشنفکری دینی با این باور که آنان در فرایند نوسازی و بازسازی باورهای دینی می‌توانند نقش جدی و مؤثر داشته باشند، با آنان ارتباط برقرار ساخته بود. از این میان روحانیان برجسته، آیت‌الله طالقانی، از همه سریع‌تر با روشنفکران دینی پیوند خورد. روحانیان دیگری، نظیر کمره‌ای و راشد هم بعدها با این گروه مرتبط شدند. بعدها طلاب و مدرسین جوان‌تری، همچون بهشتی، موسی صدر و سیدهادی خسروشاهی، حاج سیدضیاء، حاج سیدجوادی و در سال‌های بعد از کودتای ۲۸ مرداد، مرحوم مطهری نیز به این جمع اضافه شدند و در جلسات هفتگی یا در برنامه‌های دیگر انجمن اسلامی دانشجویان حضور پیدا می‌کردند. من شخصا با این گروه از روحانیان تماس نزدیک داشتم. حضور این روحانیان در محافل روشنفکری دینی و جلسات انجمن اسلامی دانشجویان سبب آن شده بود که آنان با مسائل کلیدی و دغدغه‌های اساسی و جدی دانشجویان آشنا شوند و برخی از این مسائل در لایه‌هایی از قشر روحانی مطرح شود.
علاوه‌ بر حضور این گروه از روحانیان در جلسات و محافل روشنفکری دینی و انجمن اسلامی دانشجویان، روشنفکران دینی، نظیر مهندس بازرگان، دکتر سحابی و دکتر شیخ نیز روابط ویژه‌ای با روحانیان و مراجع قم برقرار کرده بودند.
در انجمن اسلامی دانشجویان ما نیز به مناسبت‌هایی، سفر گروهی دانشجویان به قم و دیدار با مدرسین برجسته روشنفکر و خوش‌نام نظیر علامه طباطبایی را ترتیب دادیم. در جنبش روشنفکری دینی و انجمن اسلامی دانشجویان، بازگشت به قرآن یکی از محورهای کلیدی فعالیت‌های فرهنگی محسوب می‌شد. اما در آن سال‌ها، در حوزه‌های علمیه قرآن تدریس نمی‌شد. طلاب جوان قرآن را برای ثوابش می‌خواندند و حفظ می‌کردند اما تدریس قرآن جزء درس حوزوی نبود. علامه طباطبایی سنت‌شکنی و بخش اعظم وقت خود را صرف بحث و بررسی تفسیر قرآن کریم و تدریس آن کرد. بعضا هم به‌همین‌دلیل مورد بی‌مهری برخی از محافل روحانی قرار گرفته بود. سفرهای دسته‌جمعی به قم و دیدار با این نوع استادان در تفاهم متقابل و ایجاد روابط سالم میان حوزه و دانشگاه بسیار مؤثر بوده است...».
(شصت سال صبوری و شکوری - خاطرات دکتر ابراهیم یزدی، ج اول، ص ۱۶۹ - ۱۷۱، نشر کویر تهران، ۱۳۹۴)
دکتر یزدی در کتاب: «جنبش دانشجویی» صفحه ۴۲ به بعد هم به تفصیل به این موضوع می‌پردازد و عکسی نیز از حضور دسته‌جمعی در حوزه علمیه قم، برای دیدار با مرحوم آیت‌الله علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، در کتاب فوق چاپ کرده است. نگارنده هم‌زمان، در نشر ماهنامه «گنج شایگان» ارگان انجمن‌های اسلامی دانشجویان نقش قابل توجهی داشتم و البته این مجله، پس از حادثه ۲۸ مرداد، توقیف و تعطیل شد و دوستان، از جمله دکتر یزدی به «نهضت مقاومت ملی» پیوست. در نهضت مقاومت ملی هم که عمدتا با شرکت جناح مذهبی و اسلام‌گرای «نهضت ملی» تشکیل شده بود، مرحوم مهندس بازرگان، دکتر محمد نخشب، دکتر ابراهیم یزدی و دیگران، نقش تأثیرگذاری در فعالیت‌ها داشتند و من با وجود اینکه اصولا «مصدقی» نبودم با نهضت مقاومت همکاری داشتم و توزیع و پخش اعلامیه‌های آن در قم، عمدتا بر عهده نگارنده بود که با همکاری دکتر عباس روحانی و دکتر عباس وفایی - از پزشکان معروف ملی‌گرای قم - انجام می‌شد. پس از مدت‌ها فعالیت، اعضای اصلی «نهضت مقاومت» دستگیر و زندانی شدند و این سازمان در عمل فلج شد و از فعالیت باز ماند....



رادیو فردا - خبرگزاری فرانسه روز سه‌شنبه چهارم مهر گزارش داد که نیروهای نظامی عراق در یک رزمایش نظامی ترکیه در نوار مرزی دو کشور شرکت کردند. این اقدام یک روز پس از برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان عراق صورت گرفته است.

یک عکاس خبرگزاری فرانسه گفت در ناحیه سیلوپی سربازان ترکیه سوار بر تانک های در حال حرکت را دیده است که پرچم های دو کشور ترکیه و عراق را در دست داشتند.

دولت ترکیه به رغم مناسبات گرم با اقلیم کردستان عراق با برگزاری همه پرسی بحث برانگیز استقلال که نتیجه آن الزام آور نیست به شدت مخالفت کرده و تهدید کرده است که گزینه های گوناگونی از تحریم های اقتصادی گرفته تا اقدامات نظامی را علیه اقلیم کردستان عراق به اجرا خواهد گذاشت.

دولت مرکزی عراق نیز این همه پرسی را به رسمیت نشناخته است.

136637889_150638585.jpgهمزمان با تشدید اقدامات ترکیه علیه این همه پرسی، نیروهای نظامی آن کشور هفته گذشته در ناحیه سیرناک واقع در جنوب ترکیه رزمایش گسترده ای با شرکت واحدهای تانک و خودروهای زرهی انجام دادند.

ارتش ترکیه با اعزام نیروهای بیشتر این رزمایش را در روز شنبه نیز ادامه داد و اعلام کرد مرحله سوم رزمایش روز سه شنبه با مشارکت نیروهای عراقی ادامه خواهد یافت.

ارتش ترکیه تعداد نفرات شرکت کننده در این رزمایش را اعلام نکرده است.

1m121212rsrr82_small.jpgدویچه وله - اگر متقاضی تحصیل در مقطع دکترا هستید و توان پرداخت همه هزینه‌ها را ندارید، بسته به رشته خود به موقع چاره‌اندیشی کنید. در این نوشته نگاهی انداخته‌ایم به برخی از امکانات بورس تحصیلی در آلمان برای دانشجویان مقطع دکترا.

آلمان با بیش از ۴۰۰ مرکز آموزش عالی و آوازه‌ای خوب در رشته‌های به ویژه فنی، علوم پایه و علوم انسانی، مقصدی محبوب برای دانشجویان ایرانی به شمار می‌رود که قصد تحصیل در مقطع دکترا را دارند. اما نکته‌ای که مهم است تامین هزینه زندگی و تحصیلی در سال‌های اقامت در آلمان است. این هزینه‌ها را نباید دست کم گرفت. بهتر این است که همزمان با دریافت پذیرش دکترا از مراکز آموزشی آلمان، در صورتی که متقاضی برای تامین هزینه با مشکل روبروست، با مؤسسه یا نهادهای دولتی و خصوصی مناسبی که به دانشجویان خارجی بورس پرداخت می‌کنند، تماس بگیرد.

در این نوشته برخی از این مؤسسات و نهادها را به شما معرفی می‌کنیم. اما به این نکته هم باید اشاره کرد که دریافت بورس تحصیلی همیشه آسان نیست و بهتر است که متقاضی مدت زمان کافی برای تنظیم تقاضا و دریافت پاسخ از موسسه مربوطه را در برنامه‌ریزی خود برای تحصیل محاسبه کند تا در صورت گرفتن پاسخ منفی، بتواند به موقع برای پوشش هزینه‌های احتمالی چاره‌اندیشی کند.

در این نوشته در کنار معرفی هر مؤسسه آدرس وب‌سایت هم آمده است. لطفا پرسش‌های خود را در مورد کمک هزینه تحصیلی برای مقطع دکترا، با کلیک کردن روی آدرس وب‌سایت و جستجوی گزینه „Kontakt" با همان مؤسسه در میان بگذارید:

مؤسسه تبادلات آکادمیک آلمان دآآد (DAAD)

این مؤسسه نخستین آدرس برای دانشجویان ایرانی متقاضی تحصیل در مقطع دکترا در آلمان است که در جستجوی کمک هزینه‌ هستند. مؤسسه دآآد برنامه‌های مختلفی برای حمایت مالی و علمی از متقاضیان دارد که طول مدت آنها از یک ماه تا چند سال متغیر است. برای تامین مالی تمامی سال‌های تحصیلی مقطع دکترا، دآآد به دانشجویان ایرانی هم بورس اعطا می‌کند.

برای دریافت این بورس‌ها معمولا محدودیت سنی وجود ندارد. البته امکان دارد در برخی برنامه‌ها و بسته‌های ویژه‌ی این مؤسسه، سال فارغ‌التحصیلی در مقطع پیشین یکی از معیارهای اعطای بورس باشد.

یکی از مهمترین نکته‌ها برای دریافت این کمک هزینه این است که تقاضا برای بورس تحصیلی دآآد را باید متقاضی هنگامی که در ایران است، ارسال کند یا اگر در آلمان مشغول به تحصیل است، به هنگام ارسال تقاضا، نباید بیشتر از ۱۵ ماه از اقامت او در آلمان گذشته باشد.

سطح زبان آلمانی مورد نیاز برای دریافت بورس دآآد، به این موارد بستگی دارد: رشته تحصیلی و زبان تدریس در مقطع دکترا در دانشگاهی که متقاضی در آن پذیرفته شده است. برخی رشته‌ها در دانشگاه‌های آلمان در مقطع دکترا به زبان انگلیسی تدریس می‌شوند که دآآد برای اعطای کمک هزینه تحصیلی در مورد این رشته‌ها مدرک زبان انگلیسی را معیار قرار می‌دهد.

مبلغی که ماهیانه به دانشجویان دکترا پرداخت می‌شود حدودا ۱۰۰۰ یوروست. تقبل هزینه‌‌ سفرهای پژوهشی، شرکت در سمینارها، خرید کتاب‌های تحصیلی و کلاس‌های آموزش زبان آلمانی از خدمات دیگری است که مؤسسه تبادلات آکادمیک آلمان به بورسیه‌شدگان دکترا ارائه می‌دهد.

وب‌سایت مؤسسه تبادلات آکادمیک دآآد

از برنامه‌های کمک‌هزینه دآآد که بگذریم، مؤسسه‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی فراوان دیگری هم در آلمان وجود دارند که راه تحصیل در مقطع دکترا را برای دانشجویان هموار می‌کنند. نکته‌ای که در مورد این مؤسسات مهم است این است که متقاضی به هنگام درخواست بورس از زمینه‌های سیاسی یا مذهبی این مؤسسات آگاه باشد. برخی از این نهادها را معرفی می‌کنیم:

1myyjyy7r82_small.jpgکیهان لندن

صحبت‌های رییس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل علیه رژیم ایران سران جمهوری اسلامی را عصبانی کرده.
- پس از آنکه خامنه‎ای به ترامپ لقب ابله و سبک‎سر و کابوی داد، لاریجانی هم او را کاباره‎دار خواند.
- آیا به راستی زبان و لحن ترامپ تا این حد برای حکومت ایران سنگین آمده؟
- آرشیوها نشان می‌دهد مطهری در مجلس به کوچک‏زاده گفته پفیوز، و علم‎الهدی مردم را بزغاله و گوساله نامیده!

طهران بود و چاله میدان، جوابِ های هوی نبود، رسم بود غریبه چپ نگاه می‌کرد، یا فُحش‌کش می‎شد یا چَک‏کش. در کوچه و پس کوچه‌های چاله میدان لیچار گفتن و بد و بیراه شنیدن عادت بود، اُردنگی و کف‌گُرگی باب، همچین جایی اگر تیزی و قمه فصل‌الخطاب نبود کلاً برای گنده‎های محّل عار و ننگ بود. چند سال بعد انقلاب اسم آن را عوض کردند و گذاشتند میدان شهید هرندی، فقط مشکل این بود که اسم‌اش‎ عوض شد، اما جنس‎اش نه! بد نام بود، بد نام ماند».

سید جواد میرصفی، از شاعران جوان و معترض اجتماعی شعری دارد که در آن می‌گوید:

توی بند خراب ساقی‌ها
پدرم اعتبار زندان بود
پدر لات من به تنهایی
ادبیات «چاله میدان» بود

اوضاع چاله‌‏میدان آنقدر ویژه است که حتی شعرای ارزشی و انقلابی هم روی آن دست می‌گذارند. هادی جانفدا شعری دارد که در آن می‌گوید:

سگ کویت به دست آرد رگ خواب غزالان را
اگر که سرمه چشمش کند خاک خراسان را
چنان احساسی و پاک و لطیف و مهربان هستی
که شاعر می‌کند عشق تو لات «چاله میدان» را

کم نبودند، نویسنده‌ها و روزنامه‎نگارهایی که نه تنها مجلس شورای اسلامی بلکه نهادهای دیگر مثل هیات‌ها و تکایای عزاداری و روضه‎خوانی و حتی نماز جمعه‎ها را با «چاله میدان» مقایسه می‌کنند. دلیل آن هم ادبیات و لحنی است که در بین بعضی صاحبان پُست و مقام و تریبون در این تشکیلات و محافل و اساسا در حکومت و مقامات رژیم رایج است.

kayhCHalehM2.jpgسخنرانی دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مقام‌های بلندپایه جمهوری اسلامی را خیلی عصبانی کرده، تبلور روح چاله میدانی یقه‌سفیدهای رژیم شده است.

رییس مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستور جلسه علنی روز یک‏شنبه دوم مهرماه، با اشاره به سخنرانی دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی گفته «ادبیات موهن ترامپ در تراز شغل کاباره‌داری اوست».

علی لاریجانی تاکید کرده، آقای ترامپ نفهمید و به نظر می‌رسد با سطح فکری او نخواهد فهمید که دنیا تغییر کرده است.

او همچنین با تاکید به اینکه ترامپ «سبک‎‌سر» است گفته در ملل اسلامی بیداری و هوشیاری سیاسی به وجود آمده است که با لاف زنی‌های توخالی امثال ترامپ تغییر نمی‎کند.

سی‎ام شهریور نیز علی خامنه‎ای، در جمع اعضای خبرگان رژیم در واکنش به سخنان ترامپ در مجمع عمومی گفته بود «آمریکایی‌ها از سبک‎مغزی و ادبیات گانگستری و کابویی رییس جمهورشان احساس شرم کنند».

اما آیا سخنرانی ترامپ که به گفته‏‌ی رهبر جمهوری اسلامی مردی سبک‌مغز است و ادبیات‎اش زشت، سخیف و ابلهانه بوده، تا این حد توهین‌آمیز بود که مقام‌های ارشد رژیم او را با نسبت‌هایی چون ابله، سبک‏‌سر، سبک‎مغز و کاباره‌دار و کابوی خطاب کنند؟ آیا مسوولان جمهوری اسلامی که خود میدان‎دار زبان و لحن‌های به شدت بی‎ادبانه هستند می‌توانند از ادبیات ترامپ ایراد بگیرند؟ آیا جمهوری‎اسلامی از زبان و لحن ترامپ ناراحت است یا از مضمون آنچه او گفته است؟ برای پاسخ به این سوال‌ها بد نیست گوشه‌ای از آنچه را مرور کنیم که به باور علی‌خامنه‌ای «ادبیات سخیف و ابلهانه» است اما نه دیگران بلکه مقامات ارشد خود نظام بیان کرده‌اند:

آذر ۱۳۸۸، احمد علم‎الهدی در مشهد: «یک مشت بزغاله‌‏ی گوساله در مقابل چشم مردم به اصل ولایت فقیه توهین کردند».

Amir_Hatami.jpgخبرگزاری فارس: امیر حاتمی گفت: ایران با هر اقدامی که منجر به تغییر مرزهای جغرافیایی و تجزیه کشورهای منطقه شود مخالف است و امیدوارم مسئولان اقلیم پیام لازم را از انسداد مرزهای هوایی ایران با منطقه کردستان به خوبی دریافت کرده باشند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی وزارت دفاع، هاکان تکین سفیر ترکیه در تهران در محل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با امیر سرتیپ امیر حاتمی وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران پیرامون همکاری‌های دو جانبه و مسائل منطقه‌ای دیدار و گفتگو کرد.

امیر حاتمی در این دیدار با اشاره به روند رو به رشد روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور ابراز امیدواری کرد با تداوم رایزنی‌های مقامات سیاسی و دفاعی ارشد دو کشور، روابط تهران-آنکارا در ابعاد دو جانبه و منطقه‌ای بیش از پیش رشد و ارتقاء یابد.

Dollar_millioner.jpgرادیو زمانه ـ «کاپژمینی»، شرکت چندملیتی مشاوره فن‌آوری اطلاعات فرانسوی در پژوهش‌های جدید خود که پنج‌شنبه ۲۸ سپتامبر / ۶ مهر منتشر کرده، گفته است که در سال گذشته میلادی، شمار میلیونرها در سراسر جهان ۸ درصد افزایش داشته است.

به‌گزارش رویترز، بر اساس این تحقیقات، شمار میلیونرها در جهان ۱۶,۵ میلیون نفر است که در مجموع ثروتی معادل ۶۳.۵۰۰ میلیارد دلار در اختیار دارند.

این مطالعات نشان می‌دهد که در سال گذشته بر شمار میلیونرهای جهان ۱,۱۵ میلیون اضافه شده است.

Masoud_Barzani.jpgشرق ـ انتظارها برای اعلام لغو همه‌پرسی استقلال کردستان عراق از سوی مسعود بارزانی، رئیس‌ این اقلیم، به بن‌بست خورد و بارزانی در کنفرانس خبری روز گذشته خود از پایان شراکت این اقلیم با بغداد خبر داد. بارزانی یک روز بعد از مذاکره هیئت کردستانی با مقامات بغداد اعلام کرد همه‌ آنچه برای برقراری یک عراق فدرال لازم بوده، انجام داده‌اند. بارزانی با اعلام اینکه شراکت این اقلیم با بغداد به پایان رسیده، گفت: ما باید همسایگان خوبی برای هم باشیم و گفت‌وگوها میان دو همسایه ادامه خواهد یافت، چراکه شراکت ما در گذشته شکست خورده و نمی‌خواهیم تجربه‌های گذشته را تکرار کنیم. او تأکید کرد: همه‌پرسی اولین گزینه برای استقلال مردم کُردستان عراق و ثبات آینده ماست. بارزانی با اشاره به اینکه همه‌پرسی منجر به ترسیم مرزهای جدید نمی‌شود، بر همکاری میان نیروهای پیشمرگه و ارتش برای مبارزه با تروریسم تأکید کرد و گفت بعد از همه‌پرسی، مذاکراتی طولانی میان دو طرف آغاز خواهد شد. بارزانی گفت: همه‌پرسی مرزها را مشخص نمی‌کند و ما بعد از آن با بغداد گفت‌وگو خواهیم کرد که ممکن است یک سال یا دو سال زمان ببرد. گفت‌وگو با بغداد بر اساس ایجاد یک رابطه خوب میان دو همسایه صورت خواهد گرفت. ما می‌خواهیم از روابط خوب میان پیشمرگه‌ها و ارتش عراق محافظت کنیم. رئیس اقلیم کردستان عراق ادامه داد: قانون اساسی برای دولت کردستان تدوین و پس از آن به همه‌پرسی گذاشته خواهد شد. وی تأکید کرد: ما هرگز اجازه وقوع درگیری میان دو ملت را نخواهیم داد. ما با اعراب و ترکمان‌ها برادریم و اختلافات سیاسی به قوت خود پابرجاست. ما تلاش می‌کنیم تا هرگونه دید منفی به همه‌پرسی را تغییر دهیم. نظام آتی ما بر اساس قانون اساسی و توافق ملت کُرد ساخته می‌شود. برای تحقق یک روند شفاف و بی‌شائبه، به پای صندوق‌های رأی خواهیم رفت. تنها استقلال می‌تواند درخواست‌ها و اهداف ما را محقق کند. بارزانی همچنین گفت به دنبال درگیری با ایران و ترکیه نیستیم. رئیس اقلیم کردستان عراق در پاسخ خبرنگاران تأکید کرد که‌ ما بعد از همه‌پرسی هم به‌ روابط حسنه‌ خویش با ایران و ترکیه‌ مانند ۲۴ سال گذشته‌ ادامه‌ خواهیم داد. بارزانی با بیان اینکه با اجرای همه‎پرسی، امنیت ملی ترکیه تهدید نمی‏‎شود، گفت: امیدواریم که ترکیه مرزهای هوایی خود را روی منطقه کردستان نبندد.



Nobel_Alternative_2017.jpgرادیو زمانه ـ کالین گونسالوِس، وکیل هندی به‌خاطر مبارزه‌اش علیه بردگی مدرن و دفاع از حق دسترسی همگان به مواد غذایی، خدیجه اسماعیل‌اُوا، روزنامه‌نگار آذربایجانی، افشاگر اختلاس‌های مالی، و یتنبرش نیگوسی اتیوپیایی مدافع حقوق افراد معلول، جایزه نوبل آلترناتیو ۲۰۱۷ را به‌طور مشترک به‌دست آوردند.

کالین کونسالوِس به‌عنوان یک وکیل در حمایت از حقوق بشر، قانون کار و حقوق عمومی در هند مبارزه کرده است.

جایزه «احیای حق» که معمولاً از آن با نام جایزه «نوبل آلترناتیو» یاد می‌کنند توسط بنیادی به همین نام در استکهلم اهدا می‌شود.

دیگر برندگان نوبل آلترناتیو امسال خدیجه اسماعیل‌اُوا، روزنامه‌نگار پژوهشی آذربایجانی و یتنبرش نیگوسی اتیوپیایی که برای حقوق افراد معلول تلاش می‌کند، هستند.

12552rsrr82_small.jpgایران اینترنشنال - کمیسیون عالی برگزاری رفراندوم استقلال کردستان از عراق، روز سه شنبه سوم مهرماه، اعلام کرد که حدود بیش از ۹۳ درصد رأی‌دهندگان اقلیم کردستان، به استقلال اقلیم کردستان از عراق رأی دادند.


به گزارش وب‌سایت تلویزیون تی‌آرتی (TRT)، این کمیسیون گفت: «هنوز در حال شمارش آرا هستیم و از ۲۸۲ هزار رأی شمارش‌شده تاکنون، حدوداً ۹۳/۲۹ درصد از رأی‌دهندگان به استقلال، رأی آری دادند، در حالی‌که ۶/۷۱ درصد نیز با استقلال اقلیم کردستان مخالفت کردند».

نماینده این کمیسیون گفت که ممکن است نتایج آرا بدلیل استمرار شمارش، تغییر پیدا کند. قرار است نتیجه قطعی رفراندوم، روز پنج‌شنبه ششم مهرماه اعلام شود.

براساس اظهارات مقامات اقلیم کردستان، ۵/۲ میلیون نفر واجد شرایط شرکت در رفراندوم بودند که ازمیان آن‌ها، حدود ۳/۳ میلیون نفر در همه‌پرسی شرکت کردند .

در این رفراندوم، تمامی شهروندان عراقی در اقلیم کردستان ومناطق کرد‌نشین حق مشارکت داشتند. رأی دهندگان در ۶۸۴۶ حوزه رأی‌گیری، آرای خود را به صندوق انداخته‌اند و ۱۷۳۷ کمیته نیز بر همه‌پرسی نظارت می‌کردند. این کمیته‌ها علاوه‌بر اربیل، سلیمانیه و دهوک، بر همه‌پرسی در مناطق خارج از اقلیم کردستان، به‌ویژه در استان‌های کرکوک، نینوا وصلاح‌الدین نیز نظارت داشت .


همچنین برای مشارکت کردهای ساکن در خارج از کشور در رفراندوم، رأی‌دادن ازطریق اینترنت میسر شده بود.

trump444.JPGآقاى ترامپ دست تان درد نكند! يعنى، آب يخ روو كله مان مى ريختند اين طورى از خواب خوشِ آريايى مان نمى پريديم بلكه هم نمى جهيديم!

واقعا متشكريم كه جناب عالى، مردم بزرگ و فهيم سودان را از ليست اجازه «نداران» براى سفر به امريكا خارج كرديد، و مردم دانا و فهيم و شريف و عالِم و تيزهوش و عرضم به حضورتان تاريخى و تخت جمشيد دار و فرهنگ كهن دار ايران را، همچنان پشت دروازه هاى امريكاى عزيز كاشتيد! واقعا از شما متشكريم كه اين كار را كرديد، چون اگر نمى كرديد، ما همچنان به سبك و سياق گذشته هاى رويايى-تخيلى مان، فكر مى كرديم «چيزى» هستيم و تافته ى جدا بافته از ساير مردم جهان مى باشيم. البته از نظر حضرت عالى، تافته ى جدا بافته مى باشيم، اما از نوع برزنت و نه از نوع حرير و پرنيان.

عاليجنابا!
هيچ كس به خوبى شما نمى توانست به ما حالى نمايد، كه داداش، اينقدر به خودت نناز! تو هم يه بدبخت جهان سومى هستى، مثل بدبخت هاى جهان سومى ديگر! تو ديگه واسه ما از عظمت و بزرگى و پادشاهى هخامنشى و ١٠ جلد كتاب هنر ايران پروفسور پوپ حرف نزن! از امروزِ فلاكت بار ت حرف بزن كه خانواده بخواهد خانواده اش را در ممالك امريكاييه ملاقات كند، اجازه نخواهد داشت و اجازه نخواهد يافت.

حضرت ترامپا!
ما در خواب و خيالات خوش خود به سر مى برديم. براى خودمان عرض و طولى در جهان تصور مى نموديم. استعداد خود را برتر از استعداد ساير ملل مى دانستيم. ثروتمندان خود را كه در خارج توانسته بودند به ميلياردها دلار دارايى دست پيدا كنند، مشتى از خروار معرفى مى نموديم.

444l9o885947r82_small.jpgاکبر گنجی - خبرنامه گویا

آیت الله علم الهدی در سخنرانی پیش از دستور خود در سومین اجلاس دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری، گفت :

"این ‌گونه نیست که دشمن همیشه عملیات فتنه را از طریق نفوذ در جریان‌های مقابل انجام دهد، در بعضی موارد فتنه به ‌وسیله عملیات روانی در خودی‌ها صورت می ‎گیرد مثل این که با شایعه‌ سازی مبنی بر تغییر ذائقه مردم نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب،‌ در بین عناصر انقلابی نسبت به ترویج ارزش‌های انقلاب ایجاد یأس و ناامیدی می ‎کند. آنان اهداف خود در فتنه را با دامن زدن به شایعات دنبال کرده و ایجاد یأس و ناامیدی می ‎کند؛ دشمن‌ ظهور حرکت‌های غیر ارزشی و مروج فساد را عادی جلوه داده و از برخورد جوانان مؤمن و انقلابی با پدیده‌ها و مظاهر فساد پیشگیری می ‎کند‌ در حالی ‌که این مردم در دوره ستم‌ شاهی با آن‌همه مظاهر فساد و بی‌ بند و باری ذائقه دینی‌ شان تغییر نکرد و با تکیه‌ بر دین و پشتیبانی مرجعیت دینی و سیاسی حضرت امام راحل و علمای بیدار،‌ انقلاب را پیروزی رساندند حال چگونه ممکن است با وجود مقام ولایت و رهنمودهای مقام معظم رهبری گفته شود ذائقه مردم در بستر نظام انقلابی عوض‌شده و ذائقه آنان دیگر تمایلی به دین و ارزش‌های دینی ندارد!؟ ".

آیت‌الله علم‌الهدی سپس افزود:

"مردم همچنان روحانیت را مرجع اجتماعی خود می ‎داند و معتقد است روحانیت همچنان می ‌تواند در تمام مسائل اجتماعی و دینی،‌ جایگاه اثرگذار خود را داشته باشد و این از فتنه دشمن است که روحانیت را سوژه عملیات روانی خود قرار داده تا به خیال خام خود از فعالیت‌ها و مجاهدات جامعه روحانیت در تقابل با منکرات شرعی و دفاع در برابر تهاجم به ارزش‌های دینی بازبدارد و درنتیجه مقام ولایت تنها مانده و عموم هجمه‌ها به ستون خیمه نظام متوجه گردد".

درباره ادعاهای نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی چند نکته قابل ذکر است :

شهردار شیراز به مناسبت محرم تندیسی به نام میدان نذری افتتاح کرد؛ اما سه روز بعد از افتتاح دیگ مسی میدان به سرقت رفت! طی یکی دو شب گذشته دزدان به نماد پخت آش نذری در پارک خلدبرین دستبرد زده و دیگ بزرگی را که در کنار تندیس دخترک و پیرمرد سالخورده نصب شده بود به یغما بردند.

566943_299.jpg

Kurdistan_Refrandum_2.jpg

بی بی سی ـ مردم در اقلیم کردستان عراق به پای صندوقهای رای رفته‌اند تا در همه‌پرسی استقلال این منطقه شرکت کنند.

حیدرعبادی، نخست وزیر عراق روز گذشته (یکشنبه (۲۴ سپتامبر/۲مهر) در نطقی در بغداد با غیرقانونی خواندن همه‌پرسی جدایی کردستان گفت: "همه‌پرسی اقلیم مخالف قانون اساسی است و تدابیر لازم را برای مقابله با آن اتخاذ می‌کنیم. "

همه‌پرسی استقلال کردستان عراق در شرایطی برگزار شده است که علاوه بر مخالفت‌های داخلی در عراق و مخالفت شدید همسایگان آنها در خاورمیانه، اکثر قریب به اتفاق کشورهای عضو سازمان ملل نیز با برگزاری آن موافق نیستند و از مقامات کردستان عراق خواسته بودند تا این رفراندوم را برگزار نکند.

اما علیرغم این مخالفتها و فشارها روز گذشته (یکشنبه ۲۴ سپتامبر/۲ مهر) مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، در نشستی خبری گفت که با وجود افزایش مخالفت‌های بین‌المللی، همه‌پرسی استقلال کردستان عراق براساس برنامه برگزار می‌شود.

پایکوبی در میدان آزادی سنندج، مرکز استان کردستان در حمایت از همه‌پرسی در اقلیم کردستان:

آقای بارزانی دراین کنفرانس خبری تاکید کرد که تنها از طریق استقلال است که کردها می‌توانند امنیت آینده خود را تضمین کنند.
او همچنین مشارکت اقلیم کردستان با دولت مرکزی عراق را تجربه‌ای شکست خورده خواند و گفت که اقلیم کردستان نمی‌خواهد این تجربه تکرار شود. آقای بارزانی بغداد را متهم کرد که کردها را از حقوقشان محروم و آنها را تحقیر می‌کند.

آقای بارزانی در نشست خبری خود همچنین نگرانی کشورهای همسایه، ترکیه و ایران، را در این مورد که همه‌پرسی باعث بی ثباتی منطقه می‌شود، رد کرد. او گفت که ما خواستار برقراری روابط خوب با ترکیه و ایران هستیم. رئیس اقلیم کردستان عراق افزود ما به جامعه بین‌المللی ثابت می‌کنیم که تهدیدی برای ثبات منطقه نخواهیم بود.

روز گذشته همچنین گزارش شد که حسن روحانی و رجب طیب اردوغان روسای جمهور ایران و ترکیه در تماسی تلفنی با همه پرسی استقلال کردستان عراق مخالفت کردند. هر دو کشور با کردستان عراق مرز مشترک دارند و با شورشیان کرد می‌جنگند.

به گزارش خبرگزاری فارس در این خصوص، آقای روحانی گفت: "برای جمهوری اسلامی ایران حفظ تمامیت ارضی و وحدت ملی عراق و امنیت منطقه بسیار مهم و حیاتی است و باید به بر هم زنندگان ثبات و امنیت منطقه پیام روشنی داده شود. " او اضافه کرد: "هماهنگی و همراهی کشورهای منطقه در این ارتباط بسیار مهم و اثرگذار خواهد بود و بی‌تردید کشورهای منطقه اجازه شکل‌گیری بی‌ثباتی جدیدی را در منطقه نخواهند داد. "

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، آقای روحانی همچنین در تماسی تلفنی با حیدر عبادی، نخست وزیر عراق، از موضع او در مورد همه پرسی کردستان حمایت کرده است.

به گزارش ایرنا آقای روحانی در این مکالمه گفت: "از نظر ما قانون اساسی عراق باید مورد احترام همه باشد و تخلف از آن به معنای انجام اقدامات غیرقانونی است... در این مساله مهم عراق، ما کنار همسایه خود و دولت عراق خواهیم بود."

344999552_small.jpgاعتماد - محمود احمدی‌نژاد انگار قرار نیست که هیچ‌یک از اقدامات دستگاه قضا را بدون پاسخ بگذارد.

از بازداشت اطرافيانش گرفته كه به بهانه آن يا درخواست بازديد از كل زندان اوين را دارد يا خواستار آزادي فوري‌شان مي‌شود تا اعتراض مسوولان قضايي به عدم ارسال ليست مفسدان اقتصادي در دوران رياست‌جمهوري‌اش‌، كه او را به مكاتباتي وامي‌دارد تا گزارش‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي در مورد تخلفات صورت گرفته را به آن پيوست كند. اين‌بار هم محمود احمدي‌نژاد در آخرين پاسخگويي به مقامات قضايي، آنجا كه از ارسال پرونده‌اش به دادسرا باخبر مي‌شود، دست به قلم شده و باز هم نامه‌اي را خطاب به آيت‌الله آملي‌لاريجاني مي‌نويسد. در سايت دولت‌ بهار آمده است: «محمود احمدي‌نژاد، رييس‌جمهور سابق و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، نامه مهمي را خطاب به آيت‌الله آملي‌لاريجاني رييس قوه قضاييه نوشت كه روز يكشنبه تحويل دفتر ايشان شد.» اين سايت در ادامه خبر داد كه «محمود احمدي‌نژاد در اين نامه، به نقض قوانين و مقررات و حقوق اساسي مردم در دستگاه قضايي و بي‌پروايي برخي افراد در سوءاستفاده از قدرت براي پي‌جويي مقاصد سياسي شديدا اعتراض كرده و خواستار احياي حقوق مردم و جلوگيري از اقدامات خلاف قانون در دستگاه قضا شده است.»

نگراني احمدي‌نژاد از سرنوشت خود يا بقايي؟
اگرچه متن كامل نامه محمود احمدي‌نژاد به رييس قوه قضاييه منتشر نشده و سايت دولت بهار، تنها موضوع آن را منتشر كرده است، اما نمي‌توان آن را بي‌ربط به اظهارات اخير دادستان كل كشور دانست. اظهاراتي كه محمدجعفر منتظري در بحث مربوط به روند رسيدگي به پرونده رييس دولت‌هاي نهم و دهم عنوان كرده بود: «يك‌سري گزارش‌هايي دريافت شد و پرونده وي به دادسرا ارجاع و در اسرع وقت مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد.» هرچند منتظري از زماني كه رسيدگي به اين پرونده در دادسرا به خود اختصاص مي‌دهد تا به صدور كيفرخواست بينجامد، خبر نداد اما مي‌توان با اظهاراتي كه در هفته‌اي كه گذشت از سوي مقامات قضايي عنوان شد، اين‌گونه دريافت كه پرونده محمود احمدي‌نژاد ديگر همچون گذشته براي دستگاه قضايي وقت‌گير نخواهد بود. چه آنكه آنان اكنون همان گزارش‌هايي را كه ٤ سال منتظر دستيابي به آن بودند دريافت كرده‌اند و شايد خيلي زودتر بخواهند براي هميشه به رسيدگي به اين پرونده پايان دهند. با اين حال مي‌توان گفت كه محمود احمدي‌نژاد، صدور احضاريه ديگري از سوي دادگاه را بيش از هر زمان ديگري به خود نزديك‌تر مي‌بيند كه اين‌گونه دست به قلم شده و به نقض قوانين و مقررات و حقوق اساسي مردم معترض مي‌شود. اما موضوع ديگري را نيز مي‌توان به نگراني‌هاي محمود احمدي‌نژاد افزود و آن فرا رسيدن زمان دادگاه يار هميشگي‌ اوست؛ حميد بقايي كه به گفته وكيلش چيزي تا زمان حضور او در دادگاه براي پاسخگويي به اتهامات مالي‌اش باقي نمانده است، شايد هدف ديگر محمود احمدي‌نژاد از نگارش اين نامه باشد. آنجا كه او در نامه اخير خود به «بي‌پروايي برخي افراد در سوءاستفاده از قدرت براي پي‌جويي مقاصد سياسي شديدا اعتراض كرده و خواستار احياي حقوق مردم و جلوگيري از اقدامات خلاف قانون در دستگاه قضا شده است»، واژه‌هاي آشنايي است كه همواره از سوي حلقه چندنفره نزديكان او مطرح مي‌شود. آن هم درست زماني كه حكم بازداشتي براي آنان صادر مي‌شود يا با قيد وثيقه آزاد مي‌شوند و در مراسم آزادي خود هر آن‌طور كه دل‌شان مي‌خواهد در مورد عملكرد دستگاه قضا اظهارنظر مي‌كنند.

092517A_top.jpg

وزیر امور خارجه قطر می‌گوید: تحریم‌های عربستان سعودی و متحدان عرب این کشور، قطر را به سوی ایران هل داد.

رادیو فرانسه - شیخ محمد عبدالرحمن آل‌ثانی، وزیر امور خارجه قطر، روز دوشنبه ۲۵ سپتامبر، در پاریس گفت: قطر را متهم می‌کنند که به ایران نزدیک شده است اما آنها با اقدامات سختگیرانه خود، قطر را به سوی ایران هل دادند.

رییس سیاست خارجی قطر که در موسسه مطالعات بین‌المللی فرانسه سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: این کشورها (با اقدامات خود) قطر را همانند یک هدیه به ایران تقدیم کردند.

عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مصر، از ماه ژوئن گذشته، روابط سیاسی خود را با قطر قطع کردند. این کشورها قطر را به حمایت از گروه‌های افراطی و نزدیک شدن به ایران متهم می‌کنند.

شیخ محمد عبدالرحمن آل‌ثانی، ضمن انتقاد از رفتارهای سیاسی کشورهای عربی منطقه گفت: «آیا هدف، به جای اتحاد، این بود که یک کشور بنیانگذار شورای همکاری خلیج (فارس) را به سوی ایران هل دهند؟ کار عاقلانه‌ای نبود.»

344z124567552_small.jpgسینماروزان: رخشان بنی اعتماد کارگردان زن سینمای ایران به مانند بسیاری دیگر از همکاران خویش کار خود را با تلویزیون و آن هم منشی گری صحنه آغاز کرده است و سپس با مستندسازی باز هم برای تلویزیون ادامه داده است اما از جایی به بعد درگیر سینما شد و تاکنون فعالیتش برای سینما را ادامه داده است.

به گزارش سینماروزان بنی اعتماد که این روزها به عنوان یکی از مدیران اجرای پروژه «کارستان» شش مستند را روی پرده دارد در گفتگو با «اعتماد» با اشاره به فاصله ای که میان او و تلویزیون افتاده بیان داشت: با اينكه شخصا سال‌هاست ارتباطم با تلويزيون قطع است و عطاي چهارده سال كار در تلويزيون را به لقايش بخشيده‌ام، اما اين گسست به اين معنا نيست كه اهميت، ارزش و تاثيرگذاري اين رسانه را ناديده بگيرم. به همان اندازه كه اعتماد و ارتباط مخاطب با تنها رسانه فراگير ميهن‌مان قطع مي‌شود، ما هم به‌خاطر از دست رفتن اين پتانسيل قوي حسرت مي‌خوريم. ما به عنوان سينماگر مدام به اصل مهم مخاطب‌شناسي فكر مي‌كنيم و درصدد شناسايي اين حوزه‌ايم، آن وقت چطور سياستگذارانِ آنتني به وسعت تلويزيون تلاش نمي‌كنند از اين مخاطب‌شناسي به نفع خودشان استفاده كنند؟! ما شعار مقابله با تهاجم فرهنگي مي‌دهيم اما واقعيت اين است كه نمي‌شود جلوي اين تهاجم را با پايين آوردن ديش‌هاي ماهواره گرفت. تهاجم فرهنگي مثل رسوخ آب در ميان صخره‌هاست و يك مشكل جهاني در جوامع مخالف با فرهنگ‌هاي مختلف است.

این کارگردان تأکید کرد: براي واكسينه كردن جامعه در برابر اين تهاجم بايد به قوت‌بخشي هويت خودمان فكر كنيم. ما در مورد كار فرهنگي تنها به شعار دادن بسنده مي‌كنيم و در واقع آن را پشت بايدها و نبايدها حبس كرده‌ايم. به همين خاطر مخاطب با رسانه‌اي چون تلويزيون فاصله مي‌گيرد، بازتابي از زندگي واقعي و جاري جامعه را در قاب تلويزيون كمتر مي‌بيند، الگويي كه بتواند الهام‌بخش او باشد و با او همذات‌پنداري كند، پيدا نمي‌كند و در نتيجه به آنتن ماهواره‌اش كه از دنيايي ديگر و ناشناخته به او خوراك مي‌دهد وصل مي‌شود.

Akbar_Golpayegani.jpgشرق ـ رضا آشفته: اکبر گلپایگانی، خواننده قدیمی ایران، چند روز پیش در گفت‌وگویی از همکارانش گلایه کرده که آنها در برابر بی‌کاری ۳۸ ساله و خانه‌نشین‌شدنش سکوت اختیار کرده‌اند؛ درحالی‌که با توجه به نفوذی که در صداوسیما و مدیران کلان فرهنگی داشته‌اند، می‌توانسته‌اند با دادن مشاوره‌هایی از حق و حقوق ازدست‌رفته اینان که خانه‌نشین شده‌اند، دفاع کنند و حتی بستر بازگشت دوباره‌شان را برای کارکردن در محافل موسیقی فراهم کنند.
بنابراین به استاد شجریان، مرحوم لطفی و گروه چاوش که در آن سال‌ها با قدرت کار می‌کرده‌اند، اعتراض می‌کند و بعد از ۳۸ سال دوباره از مسائلی حرف می‌زند که قبل از این هم، نه با این میزان تأکید، درباره‌اش گفته بود.
به‌همین‌دلیل با چند نفر از منتقدان موسیقی و اهل موسیقی درباره این گفته‌ها و شرایط آن روزگار گفت‌وگو کرده‌ایم که در این گزارش بر آن هستیم تا حد ممکن دلایل حقیقی این مسائل را مطرح کنیم که در ادامه می‌خوانید:



ddd7263533r82_small.jpgدویچه وله - فلیکس کلاره، بازیگر نقش کمیسر در سریال پلیسی صحنه جرم (تات‌اورت) در یک کمدی تلویزیونی بازی می‌کند که ماجراهایش در ایران می‌گذرد. مونا پیرزاد، رویا تیموریان و پژمان بازغی هنرپیشگان ایرانی فیلم هستند.

تیمی از سینماگران آلمانی برای اولین مرتبه به ایران رفته تا به سفارش کانال اول شبکه تلویزیونی سراسری این کشور (ARD)، فیلمی در ژانر کمدی بسازد. بازیگران این فیلم، فلیکس کلاره، گونتر ماریا هالمر، مونا پیرزاد، رویا تیموریان و پژمان بازغی هستند و صحنه‌های آن در تهران، کاشان و مونیخ فیلم‌برداری خواهد شد.

فلوریان باکس‌مایر، کارگردان آلمانی فیلمی به نام "سلام ای ایران" را در تهران کلید زده‌است. این فیلم در ژانر کمدی و به تهیه‌کنندگی شبکه تلویزیونی "ARD" ساخته می‌شود.

نقش اول این کمدی را فلیکس کلاره Felix Klare بازی می‌کند: بازیگر معروف نقش سر کارآگاه در سریال تلویزیونی Tatort (صحنه جرم). این بار او صاحب‌کار جوانی به نام روبرت است که مادرش با سراسیمگی خبر گم شدن پدرش در ایران را به او می‌دهد. علی‌الظاهر پدر برای وصول مطالبات مالی‌اش به تهران رفته اما غیب‌اش زده و هیچ نشانی از او نیست.

روبرت رهسپار ایران می‌شود تا رد پایی از پدرش بیابد. او برای ره‌گیری و پرس و جو، مترجمی لازم دارد که پیوسته همراهش باشد. این همراه، یک معلم زبان آلمانی (با بازی مونا پیرزاد) است. طرفه آن که روبرت مجبور می‌شود برای در امان ماندن از عواقب همراهی مدام با یک زن نامحرم، به ازدواج موقت (صیغه) با دیلماج تن بدهد.

در سفر از این شهر به آن شهر و پس از پرس و جوها، روبرت پی می‌برد که پدرش به دلایل دیگری به ایران آمده، نه آن چه به مادرش گفته است...

ساخت این فیلم تا ۱۳ اکتبر ادامه خواهد داشت، اما زمان پخش آن اعلام نشده است.

Sadegh_zibakalam_5552_small.jpgدویچه وله - اولین جلسه دادگاه صادق زیبا‌کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شده است. او به دلیل برخی سخنان‌ در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی درباره «استقلال قوه قضاییه ایران» محاکمه می‌شود.

صادق زیباکلام، تحلیل‌گر مسایل سیاسی و استاد دانشگاه تهران، به اتهام "توهین به قوه قضاییه، متهم کردن این قوه به عدم استقلال و سیاسی‌کاری، تشویش افکارعمومی و تبلیغ علیه نظام" در شعبه ۱۰۵۷ دادگاه کیفری کارکنان دولت محاکمه شد.

به گفته زیباکلام، جلسه دادگاه یکشنبه دوم مهر (۲۴ سپتامبر) برگزار شده است. او دوشنبه سوم مهر، در مطلبی در صفحه فیس‌بوک خود درباره جلسه دادگاه توضیح داده است.

این استاد دانشگاه می‌گوید که در جریان دادگاه هیچ‌کدام اتهامات را نپذیرفته است: «گفتم این هم حکایتی است که مخالفین نظام من را "سوپاپ اطمینان نظام" و "مزدور نظام" می‌پندارند و درعین‌حال مسئولین همان نظام به اتهام اینکه علیه‌اش تبلیغ کرده و باعث تشویش اذهان عمومی شده‌ام دارند محاکمه‌ام می‌کنند.»

صادق زیباکلام به نحوه برگزاری دادگاه نیز اعتراض کرده است. به گفته او احمد توکلی، نماینده سابق مجلس و مدیر مسئول سایت «الف» با اتهامات مشابه و شکایت قوه قضاییه در دادگاه علنی با حضور هیئت‌منصفه و رسانه‌ها محاکمه شد؛ شرایطی که برای این تحلیل‌گر سیاسی مهیا نشده است.

344343442552_small.jpgبی بی سی - دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا دستور داده که محدودیت سفر به آمریکا برای شهروندان هفت کشور از جمله ایران گسترش یابد. ایران با آمریکا همکاری امنیتی ندارد و از نظر آمریکا "حامی تروریسم" است.

آقای ترامپ با این استدلال دستور داده ورود ایرانی‌ها، چه به عنوان مهاجر و چه غیر آن به آمریکا ممنوع شود.

دانشجویان؟

این فرمان کسانی را در بر نمی‌گیرد که ویزای تحصیلی دارند یا شامل برنامه‌های مبادله (مثلا مبادله دانشگاهی) هستند. البته در مورد آنها هم بررسی‌های سختگیرانه‌تری اعمال خواهد شد.

دوتابعیتی‌ها و گرین‌کارتی‌ها؟

کسانی که علاوه بر تابعیت ایران، تابعیت کشور دیگری را هم دارند (به جز کشورهای شامل این فرمان)، از ورود به آمریکا منع نشده‌اند.

بنابراین ایرانیانی که تابعیت آمریکایی هم دارند شامل ممنوعیت ورود نیستند. دارندگان گرین‌کارت (اجازه اقامت و کار در آمریکا) هم شامل فرمان جدید نیستند.

پناهندگان و کسانی که ویزا گرفته‌اند؟

این فرمان شامل پناهندگان یا پناهجویانی که در خطر تعقیب یا شکنجه هستند نمی‌شود.

کسانی که ویزایشان پیش از زمان اجرای این فرمان صادر شده باشد و کسانی که ویزای معتبری داشتند که در اثر فرمان قبلی ترامپ لغو شده بود، شامل فرمان جدید نمی‌شوند و می‌توانند به آمریکا سفر کنند.

فرمان از کی اجرا می‌شود؟

این فرمان از ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر روز ۲۴ سپتامبر (به وقت واشنگتن) اجرا می‌شود. اما ایرانیانی که می‌توانند ثابت کنند رابطه‌ای واقعی با شخص یا نهادی در آمریکا دارند تا پایان روز ۱۷ اکتبر شامل این فرمان نمی‌شوند، اما پس از آن محدودیت سفر آنها را هم در بر می‌گیرد.

دیدار با خانواده؟

در این فرمان تصریح شده که از روز ۱۸ اکتبر، صدور اجازه ورود حتی به ایرانیانی که بتوانند ثابت کنند با شخصی در آمریکا رابطه واقعی دارند متوقف می‌شود. با این حال در این دستور آمده که سفر برای دیدار با اعضای خانواده با صدور مجوز موردی ممکن است.

344zpy2552_small.jpgرادیو فردا - قائم مقام و سخنگوی وزارت بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی می‌گوید با توجه به ارزان بودن قیمت سیگار در ایران نسبت به ۱۸۱ کشور جهان٬ افراد سیگاری در کشور باید هزینه‌های بستری در بیمارستان را خودشان متقبل شوند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،‌ ایرج حریرچی روز دوشنبه سوم مهر با اعلام این موضوع در چهل و هفتمین نشست خبری وزارت بهداشت،‌درمان و آموزش پزشکی گفت: سالانه ۵۰۰ هزار بستری بابت عوارض سیگار در ایران رخ می‌دهد که هزینه‌های زیادی را به بیمه‌ها و دولت تحمیل می‌کند.

آقای حریرچی به همین دلیل افزود:‌ «باید به سمتی پیش برویم که هزینه‌های بستری افراد سیگاری توسط خودشان تقبل شود و هزینه کارهای غیربهداشتی برخی افراد بر دوش دیگران سنگینی نکند».

وی همچنین از اینکه «بالغ بر ۱۰ هزار میلیارد تومان» در سال٬ بابت سیگار «پول کشور دود می‌شود» ابراز تاسف کرد.

به گفته این مقام مسئول٬ قیمت سیگار در دیگر کشورها بالغ بر ۷۰ درصد مالیات است و «هر ۱۰ درصد مالیات سیگار {که} افزایش یابد٬ پنج درصد مصرف سیگار نیز کاهش می‌یابد».

ایرج حریرچی همچنین از فقدان قوانین بازدارنده در ایران در این زمینه انتقاد کرد و افزود: «در همین تهران یک رستوران هفت بار به دلیل عرضه قلیان بسته شد٬ ولی با پرداخت ۵۰۰ هزار تومان دوباره باز می‌شود».

rahnavard_mousavi_karoubi.jpg۱۱۸ نفر از اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های ایران در نامه‌ای سرگشاده خطاب به حسن روحانی، رییس‌جمهوری ایران، خواهان «رفع حصر» شدند.

در این نامه دانشگاهیان از حسن روحانی خواستند که وعده‌های انتخاباتی خود را محقق کرده و به انتظار «صبورانه» حامیان خود پاسخ گوید و در ادامه به یادآوری «نکاتی» به رییس‌جمهوری پرداختند.

۱۱۸ استاد امضاکننده این نامه، تاکید کردند با وجود آنکه به این نکته واقفند که حل مسئله حصر فقط با هماهنگی کلیه قوای نظام امکان پذیر است، با این حال «امیدوار به تدبیر» رییس‌جمهور برای حل این مشکل هستند.

متن کامل این نامه سر گشاده و اسامی امضا کنندگان آن به شرح زیر است:

83e362323222_small.jpgدویچه وله - پرواز هواپیماهای جنگی آمریکا در مرز هوایی کره شمالی عملیاتی هشداردهنده به این کشور تلقی شده است. رهبر کره شمالی هم با رژه نظامی صدها هزار نفر از مردم این کشور قصد عرض اندام دارد. جنگ و تهدیدهای لفظی هم در اوج خود است.

بحران میان کره شمالی و آمریکا همچنان رو به تشدید است. آمریکا در شامگاه روز شنبه (۲۳ سپتامبر / اول مهر) با به پرواز درآوردن تعدادی از بمب‌افکن‌های B-1B خود در مرز هوایی کره شمالی عملا به این کشور هشدار داده است. بنا بر اعلام پنتاگون، "این اولین بار در قرن جاری است که آمریکا عملیاتی هوایی در این قلمرو انجام می‌‌دهد، اقدامی که نشان می‌دهد تلقی دونالد ترامپ از "رفتار بی‌محابای" کره شمالی چگونه است".

دانا وایت، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا، در ادامه گفت که عملیات روز شنبه حاوی پیامی صریح به کره شمالی است که رئیس جمهور آمریکا گزینه‌های مختلفی برای مهار تهدیدات کره شمالی در اختیار دارد. او برنامه تسلیحاتی کره شمالی را خطری بزرگ برای منطقه آسیا- پاسیفیک و کل جهان توصیف کرد.

344fbfb2552_small.jpgرادیو زمانه - صبح روز دوشنبه سوم مهر، گروهی از فعالان کارگری و دانشجویی، فعالان صنفی معلمان و بازنشستگان و ...، در مقابل وزارت کار واقع در خیابان آزادی تجمع کردند و با سر دادن شعارهایی خواستار آزادی فوری رضا شهابی شدند.

این تجمع به فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برگزار شد.

رضا شهابی، عضو هیات مدیره این سندیکا، روز ۱۸ مرداد بار دیگر زندانی شده و همزمان اعلام اعتصاب غذا کرده است. گفته می شود وضع جسمی او خطرناک است و ممکن است هر لحظه اتفاق غیرقابل جبرانی برای او بیفتند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه پیش از برگزاری این تجمع نامه‌ای به وزیر کار نوشته و از او خواسته بود به دلیل مسئولیتی که «در دفاع از فعالیت صنفی و سندیکایی کارگران» بر عهده دارد، برای آزادی رضا شهابی اقدام کند.

فهرست اسامی صدها فعال مدنی که خواستار آزادی فوری رضا شهابی شده‌اند، ضمیمه این نامه بود.

شرکت‌کنندگان در تجمع امروز هم پلاکاردهایی در حمایت از رضا شهابی در دست داشتند. بر یکی از این پلاکاردها نوشته شده بود: آزادی شهابی خواسته فوری ماست ...

معترضان همچنین در حمایت از آزادی تشکل، حمایت از خواست‌های کارگران آذراب و هپکو و علیه سیاست‌های وزارت کار شعارهایی سر دادند و خواستار استعفای علی ربیعی، وزیر کار شدند.

Taghi_Rahmani_4.jpgدر ادامه بحث سه قسمتی که به (افسانه ایرانشهری و توهم ایران اسلامی) نامیده شد . فصل دوم بحث (در باره ایران) را با عنوان بالا ادامه می دهیم.


ایران زمین


ایران زمین را می توانیم معادل سرزمینی هایی که زیر سیطره ایران رفته اند و شاهان ایران بر آن حکومت داشته اند دانست. ایرانی که در فلات ایران و هم با کشور های تحت سیطره اش خلاصه میشود و بارها در در شاهنامه به عنوان ((شاه ایران زمین)) اشاره میشود.


اما این ایران زمین، ایران زمین امروز ما نمی تواند باشد. اگر چه بخشی از تاریخ ایران قلمداد می شود. در آن دوران ایران مدیریت کشوری و منطقه ای داشت و حکومتش هویتش می شد که این، ایران زمین دوره هخامنشی یا دوره فریدون افسانه ای است و به آن میزان بزرگ است که همه اجزایش تحت حکومت ایرانی خوانده می شود لکن به نام سرزمین خود، دین و خط و آئین خود را دارند. همبستگی براساس نیاز به دولت غیر متمرکز مرکزی (اگر نام مرکز درست باشد) برقرار می شود و یا مناطقی تحت سلطه امپراطوری قرار می گیرد.


لوح کورش به خط بابلی است . در بار هخامنشی بزرگ و با شکوه است . دین معینی تحمیل نمی شود و زبان و فرهنگ مشخصی رسمی نمی شود. دربار جای چندین و چند زبان و فرهنگ است که مراوده این چند گانه ها را اجباری می کند و اگر چه رسم حاکمی در درباره وجود داشه است اما رسم غالبی در فرهنگ و زبان و رسوم وجود ندارد. این ایران با دوره فریدون شاهنامه مقایسه می شود که بعد جهان آن دوره را بین پسران تقسیم کرد.

mohammad-sahimi-small01.jpgمقدمه

یکی‌ از دلائلی که مردمان کرد، بخصوص کرد‌های عراق، برای توجیه تجزیه طلبی خود همیشه مطرح میکنند این است که به آنها در طول تاریخ، بخصوص در یکصد سال گذشته که خاورمیانه کنونی شکل گرفته است، ظلم عظیمی‌ شده است و به همین دلیل آنها باید کشور مستقل خودرا تشکیل دهند. کرد‌ها همیشه خودرا بعنوان مردمی معتدل و میانه رو به جهانیان عرضه نموده اند که کوچکترین نقشی‌ در جنایت‌هایی‌ که در طول یکصد سال گذشته در خاورمیانه اتفاق افتاده نداشته اند، بلکه خود همیشه یکی‌ از اهداف کشتار توسط رژیم‌های دیکتاتوری بوده اند. البته در اینکه به مردمان کرد، بخصوص در ۵۰ سال گذشته، ظلم شده است، شکی نیست. ولی‌، هدف این مقالهٔ، مانند اکثریت عظیم مقالات دیگر نگارنده، بحث مستند درباره جنبه‌ای از این مساله است که تقریباً بطور کامل درباره آن صحبت نمی‌شود، و آن نقش کرد‌ها در ظلم به دیگر اقلیت‌های مذهبی‌ و قومی در خاورمیانه، چه در گذشته و چه در حال حاضر، میباشد.

این موضوع، بخصوص در حال حاضر، بسیار مهم میباشد، چون همه پرسی‌ در کردستان عراق تبدیل به یک موضوع جهانی‌ شده است، تا جائیکه حتی شورای امنیت سازمان ملل درباره آن قطعنامه صادر نمود و هشدار داد که این موضوع باعث بی‌ ثباتی بیشتر در خاورمیانه خواهد بود. در حال حاضر نیز، به جز اسرائیل هیچ کشور دیگری بطور رسمی‌ از همه پرسی‌ در کردستان عراق و استقلال آن حمایت ننموده است، اگرچه همانطور که در یک مقالهٔ قبلی‌ توضیح داده شد، عربستان و یکی‌ دو متحد عرب آن در ناحیه خلیج فارس به دلیل دشمنی خود با ایران، خشم خود نسبت به ترکیه، و اتحاد خود با اسرائیل، از همه پرسی‌ بطور غیر رسمی‌ حمایت میکنند. تشنج در منطقه به شدت بالا گرفته، ایران مرزهای خود با کردستان عراق را بسته است، و به همراه ترکیه و دولت مرکزی عراق تهدید نموده است که در صورت لزوم از نیروی نظامی برای محافظت از منافع ملی‌ خود استفاده خواهد کرد.

83ejtl3434ff2_small.jpgرادیوفردا - نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در مصاحبه‌ای با روزنامه فرانسوی لوموند گزارش‌ها از دستگیری چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران به اتهام فساد مالی و اقتصادی را تأیید کرد.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس، در این مصاحبه که متن آن را روز شنبه، اول مهرماه، در وب‌سایت رسمی خود منتشر کرد می‌گوید که «دستگیری‌هایی» در سپاه پاسداران انجام شده است.

نسخه اصلی این مصاحبه در شماره روز پنجشنبه روزنامه لوموند منتشر شده و نایب رئیس مجلس ایران در آن، هدف از بازداشت‌ها به اتهامات مالی و اقتصادی را «پاک‌دستی در درون» سپاه پاسداران عنوان می‌کند.

این در حالی است که در دی‌ماه سال گذشته حسین نجات، جانشین سازمان اطلاعات سپاه، گزارش‌ها از دستگیری تعدادی از معاونان سازمان اطلاعات سپاه به علت «فساد اقتصادی» را «کذب و دروغ‌سازی برخی رسانه‌های وابسته به دشمن» خوانده بود.

Alaadin_Broujerdi.jpgرییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به اقدامات غیرعلنی ایران در قبال همه‌پرسی اقلیم کردستان، تاکید کرد که تصمیم مسعود بارزانی به نفع اقلیم کردستان و تمامیت ارضی عراق نیست و با اشاره به لزوم اتخاذ تصمیمات قاطع‌تر از سوی دولت عراق، گفت که تصمیم‌گیری درباره روابط ایرن و اقلیم کردستان پس از انجام همه‌پرسی برعهده شورای‌عالی امنیت ملی است.

علاءالدین بروجردی در گفت‌وگو با ایلنا، با تاکید بر شفافیت مواضع جمهوری اسلامی در قبال برگزاری همه‌پرسی استقلال در اقلیم کردستان گفت: جمهوری اسلامی ایران از ماه‌ها پیش موضع خود را اعلام کرده بود و هفته گذشته نیز دبیر شورای عالی امنیت ملی در این رابطه موضع‌گیری کرد.

eteraz_Concert.jpgخانواده چهار نفره مهرچیان که راهپیمایی پنجاه و شش روزه‌ای را به همراه دو کودک خردسال خود در حمایت از موسیقی مقامی و اعتراض به لغو کنسرت‌ها طی کردند، این سفر طولانی را با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور کشورمان به پایان رساندند.

زهره براتی (مادر این خانواده مشهدی) که این راهپیمایی طولانی را با شعار "ما حق داریم آوازهای سرزمین مادری را در شهرمان بشنویم" انجام داده‌اند؛ در گفتگو با خبرنگار ایلنا گفت: ما به تازگی سفر حدودا دو ماهه خودمان به دور ایران برای حمایت از موسیقی نواحی و مقامی و در اعتراض به لغو کنسرت‌ها را به پایان رسانده‌ایم و در پایان این سفر، نامه‌ای را خطاب به دکتر روحانی رئیس جمهور محترم از طریق مدیرکل امور استان‌های وزارت ارشاد ارسال کرده‌ایم.

براتی که پزشک است، در ادامه افزود: این سفر ۵۶ روزه که از شهر مشهد آغاز شده بود؛ در نهایت با بازگشت به مشهد پایان یافت. روز (دوشنبه ۳ مهر) ما توانستیم با مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی دیداری داشته باشیم. در این دیدار درباره این راهپیمایی و اهداف آن گفتگو کردیم و توضیح دادیم که این کار را بدون هیچگونه وابستگی به نهاد یا جای خاصی و تنها به عنوان شهروندان این شهر انجام دادیم.

Kurdistan_Referandum.jpgرادیو زمانه ـ کمیسیون عالی همه‌پرسی اقلیم کردستان عراق اعلام کرده که بیش از ۹۰ درصد از آرای شمرده شده خواهان جدایی اقلیم کردستان از عراق است. همه آرا هنوز شمرده نشده و نتیجه نهایی همه‌پرسی استقلال کردستان احتمالاً پنجشنبه اعلام خواهد شد.

کمیسیون عالی همه‌پرسی اقلیم کردستان عراق اعلام کرد: بر اساس شمارش ۲۸۲ هزار رأی که ۹ درصد آرای رأی دهندگان را شامل می شود، بیش از ۹۳ درصد از شرکت‌کنندگان در همه‌پرسی استقلال کردستان، به «جدایی» رأی مثبت داده‌اند.

Kurdistan_Referandum_girl.jpgدویچه وله ـ نتایج رفراندوم کردستان هنوز به طور رسمی اعلام نشده اما گفته می‌شود اکثریت بزرگی به استقلال رأی داده‌اند. دبیرکل سازمان ملل از انجام رفراندوم "یک‌سویه" توسط اقلیم کردستان بدون هماهنگی با دولت عراق ابراز تأسف کرده است.


بیشتر مردم اقلیم کردستان عراق از برگزاری همه‌پرسی، استقبال کردند و آن را زمینه‌ای برای تشکیل دولتی مستقل دیدند.


طبق آمار رسمی که مقامات اقلیم کردستان منتشر کرده‌اند، بیش از ۷۰ درصد از واجدان شرایط در رفراندوم شرکت کردند.


هنوز نتایج این رفراندوم به طور رسمی منتشر نشده، اما به گفته مقامات اقلیم کردستان بیش از ۹۰ درصد از شرکت‌کنندگان رأی "آری" به صندوق‌های رأی ریخته‌اند.

«توییت» بلندتر می‌شود

| No Comments

Tweet.jpgرادیو زمانه ـ شبکه اجتماعی توییتر که محدودیت ۱۴۰ حرف را برای ارسال «توییت»، پیام متنی خود، داشت، میزان استفاده از حروف را به‌طور آزمایشی دو برابر کرد.

شبکه اجتماعی توییتر ۱۰ سال پس از تولد خود اعلام کرده است که قبل از آن‌که این تغییر در دسترس همگان قرار گیرد آن را در میان گروه کوچکی از کاربران خود آزمایش می‌کند.

Khamenehei_dast.jpgمقام معظم رهبری در پاسخ به جدیدترین استفتاءها مربوط به خواندن صیغه نذر، شرط‌بندی در تیراندازی، ‌ هک کردن وای فای، پرورش حیوان مجهول المالک و... نظرشان را اعلام کردند.

به گزارش ایسنا، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری در جدیدترین استفتائات "مسائل روز"، نظرات معظمُ‌ له را در رابطه با برخی مسائل منتشر کرده که در ذیل به آنها اشاره شده است:

اگر کسی شک کند که صیغه نذر را خوانده یا نه، عمل به آن واجب است؟

در فرض شک وظیفه‌ای ندارد.

آیا با دیدن هر گناهی از فرد باید به او تذکر بدهیم؟ و آیا اگر بدانیم با تذکر ما آگاه نمی‌شود باز هم باید تذکر بدهیم؟

alamolhoda.jpgامام جمعه مشهد مقدس از انتخاب فیلم نفس برای جایزه اسکار انتقاد کرد و یادآور شد: ما به دست خود، نقشه دشمن را ترویج می‌کنیم و دستگاه‌های مختلف و صداوسیما به این غفلت آلوده شدند.

به گزارش ایلنا به نقل از سایت رسمی آیت‌الله علم الهدی، امام جمعه شهر مشهد در دیدار با فرماندهان نظامی و انتظامی خراسان رضوی با بیان اینکه اسکار جایزه نابکارانه و جاسوس‌مندانه دستگاه استکباری است، تصریح کرد: اگر فیلم نفس نامزد جایزه اسکار می‌شود به خاطر این است که منعکس‌کننده دربه‌دری، بدبختی و ویرانی جنگ است؛ یعنی نشان‌دهنده شهامت، مردانگی و ایثار شب عملیات نبوده بلکه در درون آن، ویرانی جنگ تصویر شده است؛ انتخاب فیلم برای اسکار حساب‌ شده است.

ایشان افزود: کسانی که دغدغه نظام و انقلاب دارند نسبت به این موضوع حساسیت نشان ندادند، در مقابل خوشحال هستند که یک فیلم دفاع مقدسی به اسکار راه‌یافته درحالی‌که ما به دست خود، نقشه دشمن را ترویج می‌کنیم و دستگاه‌های مختلف و صداوسیما به این غفلت آلوده شدند.

zanan_Saudi.jpgرادیو زمانه ـ ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی اجازه رانندگی زنان را صادر کرد. عربستان تنها کشوری بود که زنان در آن حق رانندگی نداشتند.

تاکنون تنها مردان می‌توانستند گواهینامه رانندگی بگیرند و زنانی که در ملاءعام رانندگی می‌کردند، با خطر دستگیری و جریمه مواجه بودند.

صدور این فرمان موجی از شادی را در داخل و خارج عربستان ایجاد کرده است. دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، از این تصمیم ابراز خوشحالی کرده. رییس جمهور آمریکا دونالد ترامپ این اقدام را یک گام مثبت به سوی تحقق حقوق زنان خوانده است.

سحر نسیف، از فعالان حق رانندگی زنان عربستان گفته که بسیار خوشحال است: بالا و پایین می‌پرد و می خندد. او گفته که می‌خواهد ماشین رویاهایش را بخرد: یک ماشین زرد و سیاه.

فرمان صادر شده تا ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸ اجرایی خواهد شد. سفیر عربستان در آمریکا، شاهزاده خالد بن سلمان تایید کرده که زنان برای تمرین رانندگی نیازی به اجازه مردان نخواهند داشت و می‌توانند هر جایی که می‌خواهند رانندگی کنند.

Ahmad_Khatami.jpgپایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab. ir) - عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: برخی می‌گویند حجاب در ایران مانند لبنان و ترکیه اختیاری شود و هر فرد هر طور خواست حجاب داشته باشد. این افراد نسبت به اصل دینداری بی تفاوت هستند.

سید احمد خاتمی یکشنبه شب در مراسم سوگواری شب سوم محرم در رواق امام خمینی (ره) حرم مطهر امام رضا (ع) افزود: در عرصه دفاع از دین سه مساله بی‎ تفاوتی نسبت به دین، دینداری عافیت طلبانه و دینداری صادقانه وجود دارد.

Abbas_Salehi.jpgرادیو زمانه ـ عباس صالحی، وزیر ارشاد اسلامی در نخستین نشست رسانه‌ای خود پیشبرد «هویت اسلامی» را اولین بسته برنامه‌ای خود عنوان کرد. او بدون آن‌که بگوید با لغو کنسرت‌ها چه خواهد کرد همه را به قانون‌گرایی دعوت کرد و در مورد اکران فیلم‌های توقیفی هم گفت اگر ایرادها رفع شوند، مشکلی نیست.

عباس صالحی دوشنبه، سوم مهرماه در نشست رسانه‌ای خود سه بسته اصلی برنامه وزارت ارشاد را به‌ترتیب «هویت اسلامی»، «تولید و مصرف فرهنگی» و «مناسبات فرهنگی، هنری و رسانه‌ای بین‌الملل» نامید و گفت برای این سه بسته اصلی «۴۰ برنامه» در وزارت ارشاد آغاز شده اما درباره جزئیات این سه بسته و برنامه‌های آن چیزی نگفت.

او در باره احتمال تغییر مسئولان وزارت ارشاد نیز ناروشن پاسخ داد و گفت شاید افراد جدیدی بیایند و شاید هم افراد قبلی به فعالیت خود ادامه دهند.

بی بی سی - انتشار ویدیویی از یک راننده تاکسی در اصفهان که یک زن را در حالی که روی کاپوت خودرو آویزان است مسافت زیادی کشیده، با انتقاد‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی همراه بوده است.

در این ویدیو که مسافر خودرویی که نزدیک تاکسی با تلفن همراه خود آن را ثبت کرده، زنی را نشان می‌دهد که بر روی کاپوت یک تاکسی افتاده و راننده بدون توجه به او با سرعت به رانندگی خود ادامه می‌دهد.

گفته شده که همسر این فرد با انداختن خود روی کاپوت قصد داشته که مانع حرکت خودرو شود.

این تصاویر در یکی از برنامه‌های تلویزیون دولتی ایران هم پخش شده و رسانه‌های دولتی در ایران حرکت راننده را "تقبیح" کرده‌اند. گفته شده این اتفاق مربوط به سه روز پیش (اول مهر) است.

علیرضا صلواتی، معاون شهردار اصفهان دراین باره گفته است: "این حادثه به دلیل اختلاف راننده تاکسی با همسرش اتفاق افتاده است و به هیچ عنوان مربوط به برخورد راننده و مسافر نبوده است."

شرکت تاکسی‌رانی اصفهان البته ساعاتی بعد از این اتفاق راننده را شناسایی کرد و نیروی انتظامی استان اصفهان هم از دستگیری این راننده خبر داده است.

محمود احمدی‌نژاد در این پیام ویدئویی از اجحاف‌هایی که قوه قضائیه به افراد نزدیک به او کرده سخن می‌گوید. او همچنین می‌گوید بدون هیچ مدرکی او را می‌خواهند محاکمه کنند.

احمدی‌نژاد در این پیام گفته است برخوردهای با او و دوستانش سیاسی است و اگر چنین برخوردهایی با مسئولان ارشد سابق می‌شود معلوم نیست با مردم عادی چه‌گونه برخورد می‌شود.

در این پیام احمدی‌نژاد می‌گوید: «فعلاً قدرت در دست شماست اما این‌چنین نخواهد ماند.»

پیام ویدئویی محمود احمدی‌نژاد را ببنید:

در کنار نذری بگیران

| No Comments

صف نذری بگیران در حال تماشای کودکی که در سطل زباله به دنبال روزی است

photo_2017-09-24_09-15-33.jpg

Rouhani_UN.jpgشرق ـ تأثیر و نفوذ کلام در دنیای امروز فقط به محتوای نگارشی و چینش کلمات محدود نمی‌شود. بدون توجه به لحن، آهنگ صدا و زبان بدن نمی‌توان از میزان تأثیرگذاری یک سخنرانی اطلاعات دقیقی به دست آورد.

از این ‌رو در سخنرانی افراد مشهور به ‌ویژه سیاست ‌مداران هر سه پارامتر محتوا، لحن و زبان بدن مورد توجه قرار می‌گیرد، زیرا بررسی و مطابقت این سه‌ مؤلفه با هم بر اثرگذاری سخنان آنها می‌افزاید.

برای افرادی که سخنرانی ‌های پیشین روحانی را در سال ‌های گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل مشاهده کرده‌اند، این سخنرانی مؤثرترین سخنرانی وی بوده است؛ هم به این دلیل که پس از صحبت ‌های ترامپ و نتانیاهو همه مشتاق شنیدن پاسخ و واکنش رئیس ‌جمهور روحانی بودند و هم به این دلیل که چارچوب نوشتاری و بیانی سخنرانی منجر به اثرگذاری بیشتر آن شده بود.

در مقایسه با سخنرانی ‌های پیشین و به طور مشخص اولین سخنرانی روحانی در همین جایگاه، تفاوت ‌های بسیاری به نظر می‌آید. در میان ۴۸ تصویری که در پایگاه اطلاع‌ رسانی دولت منتشر شده، در تصاویری که به‌ وضوح می‌توان صورت روحانی را مشاهده کرد، رضایت، شعف، جدیت، تعجب و در جایی کمی خشم قابل تشخیص است.

خاك بر سرتان! ف. م. سخن

| No Comments

2017-09-24 15-22-21 +0200.jpgنه!... بى تربيت و بى فرهنگ نشده ام! فحاشى هم نمى كنم! شما اجازه بدهيد كلام من منعقد بشود بعد ببينيد اين خاك بر سرى كه مى گويم به قصد بى تربيتى ست يا خير!

البته الان يك عده كه تيتر را ديده اند، و اين جملات را نخوانده اند، مشغول تجزيه و تحليل متن و به قولِ امروزى ها «هرمنوتيك» كردن آن هستند!

يكى مى گويد «سخن» خواست به من فحش بدهد، آن يكى مى گويد نه، خواست به من فحش بدهد.

بگذار هر كس هر چه دل تنگ اش مى خواهد بگويد.

اما من در باره ى زنده ياد مريم ميرزاخانى مى خواهم صحبت كنم.

بانوى رياضى دان ما، كه تا نمُرد در كشورش ناشناخته ماند.

مريم ميرزاخانى، آن طور كه عكس ها و فيلم هاى متعدد نشان مى دهد، در جايى كه آزادى انتخاب ميان حجاب و بى حجابى بود، بى حجابى را برگزيده بود.

وقتى هم كه درگذشت، روزنامه هاى داخل ايران، به احترام اش، عكس هاى بى حجاب او را منتشر كردند.

الحمدلله رب العالمين، به ميرزاخانى نمى شد وصله هاى ناجور و برخاسته از انديشه هاى بيمار چسباند. كار او فكر كردن بود و كشف كردن بود و ياد دادن آن چه از رياضيات در يافته بود به دانشجويان.

بنابراين، تصاوير بى حجاب ميرزاخانى، يا حضور بى حجاب او در محل كار و غيره، افكار پليد، در ذهن بيماران روانى حكومت بيدار نمى كرد.

اتفاقا چهره ى اين بانوى نازنين، منتقل كننده ى معصوميت و متفكر بودن او بود، آن قدر كه تندروهاى اسلامى كه تصاوير او را ديدند، از ديدن اين همه معصوميت خفقان گرفتند و او را زير حرف ها و انديشه هاى كثيف شان بمباران نكردند.

حالا، سرديس مريم ميرزاخانى، به احترام او و دانش وسيع اش، در كتابخانه ى ملى قرار داده شده است.

Kurdistan_Refrandum.jpgرادیو زمانه ـ دومین دور مذاکرات بین هیئت نمایندگی اقلیم کردستان عراق و دولت مرکزی در بغداد بدون نتیجه در نخستین روز آن شکست خورد. پارلمان ترکیه نیز با تمدید یکساله اجازه عملیات نظامی در خاک سوریه و عراق فشارها بر همه‌پرسی استقلال کردستان عراق را در آستانه برگزاری آن افزایش داد. با این حال مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان می‌گوید که دیگر برای تعلیق همه‌پرسی زمانی باقی نمانده است.

دومین دور مذاکرات نمایندگان حکومت خودمختار اقلیم و جریان حاکم «ائتلاف ملی» عراق شنبه ۲۳ سپتامبر، پس از خودداری حیدر العبادی، نخست‌وزیر برای دیدار با آنها به شکست انجامید.

ائتلاف ملی، ائتلافی از احزاب غالباً شیعه عراق اعلام کرد که فرستادگان اقلیم برای ابراز تصمیم قطعی‌شان در برگزاری همه‌پرسی به بغداد رفته بودند. ائتلاف حاکم از سران کردستان عراق خواست تا «پیش از آنکه کار از کار بگذرد»، همه‌پرسی را لغو کنند و به قانون اساسی عراق و حکم دیوان عالی این کشور مبنی بر تعلیق همه‌پرسی احترام بگذارند.

qwqwqq2417C_top.jpgیورونیوز - سپاه پاسداران، یک روز پیش از برگزاری همه‌پرسی استقلال در اقلیم کردستان، در مرز ایران و عراق رزمایش برگزار کرد.

خبرگزاری تسنیم گزارش کرد این مانور نظامی مرحله اصلی «رزمایش امنیتی محرم» است و در استان‌های کردستان و آذربایجان غربی در حال برگزاری است.

با این حال برخی رسانه‌های محلی از بمباران روستاهای مرزی اقلیم کردستان خبر داده‌اند. حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق روز یکشنبه ۲ مهرماه اعلام کرد که ۶ روستا در منطقه بالکایتی و حاج عمران استان اربیل هدف حمله توپخانه ایران قرار گرفته است.

آژانس خبررسانی کردستان (کردپا) نزدیک به حزب دموکرات کردستان ایران نیز روز یکشنبه اعلام کرد که «توپخانه های سپاه پاسداران در آستانه برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان، خاک اقلیم کردستان را به شدت بمباران کردند.»

آژانس کردپا از مناطق «بالکایتی و سیدکان» به عنوان مناطق مورد هدف حملات توپخانه ای یاد کرده اما گفته که این توپ‌ هیچگونه خسارت جانی نداشته است.

این آژانس همچنین افزوده که طی چند روز گذشته سپاه پاسداران اقدام به اعزام نیروهای مجهز به سلاح‌های سنگین به شهرستان اشنویه و مناطق حومه‌ آن کرده و این نیروها در مناطق مرزی اشنویه با اقلیم کردستان عراق مستقر شده‌اند.

هنوز هیچ منبع رسمی از سوی ایران حمله به روستاهای مرزی اقلیم کردستان را تایید نکرده، اما سرتیپ محمد پاکپور از فرماندهان ارشد سپاه که در آغاز رزمایش حضور داشته گفته است: «منطقه رزمایش از مناطق مورد علاقه ضدانقلاب در گذشته بوده که با انجام رزمایش ها و عملیات های مقتدرانه سپاه در آن منطقه از لوث اشرار و ضدانقلاب پاک شد.»

چند روز قبل ارتش ترکیه نیز به مانورهایی در خط مرزی این کشور و اقلیم کردستان دست زد که همچنان ادامه دارد و برخی تحلیلگران این مانورها از سوی ایران و ترکیه را در چارچوب اظهار نارضایتی و مخالفت با برگزاری همه‌پرسی و فشار بر دولت اقلیم برای لغو آن ارزیابی می‌کنند.

83e36666664rb_small.jpgرادیوزمانه - انتخابات سرتاسری آلمان یکشنبه ۲۴ سپتامبر / دوم مهر، ساعت هشت صبح آغاز شد و ساعت شش عصر پایان یافت. طبق نخستین آمارها ائتلاف راست میانه بین حزب «دموکرات مسیحی» (CDU) با حزب «سوسیال‌ مسیحی» (CSU) ایالت باواریا با کسب ۳۲.۵ درصد آراء پیشتار است. آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان رهبری این ائتلاف را برعهده دارد.

با توجه به آمار اعلام‌شده از پای صندوق‌ها، آنگلا مرکل برای چهارمین بار صدراعظم آلمان خواهد شد، اگرچه با حدود ۱۰ درصد رأی کمتر نسبت به انتخابات گذشته. او از ۲۰۰۵ تا کنون در این سمت بوده است.

حزب «سوسیال‌دموکرات» (SPD) به رهبری مارتین شولتس نیز با کسب ۲۰ درصد آراء دومین حزب بزرگ پارلمان آلمان خواهد بود. این نتیجه ضعیفی برای این حزب به شمار می‌آید که کارزارهای انتخاباتی را با محبوبیت بیشتری آغاز کرده بود.

به این ترتیب احتمال تشکیل دولت «ائتلاف بزرگ» بین این حزب و ائتلاف دموکرات مسیحی وجود دارد.

همچنین حزب راست افراطی آلمان که محبوبیتش به نگرانی‌ها دامن زده بود، به پارلمان راه یافت. حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) که به اسلام‌ستیزی و یهودستیزی متهم شده است، با کسب ۱۳.۵ درصد آراء در رده سوم قرار گرفته.

بسیاری از رسانه‌ها نوشته‌اند که این برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم است که یک حزب راست افراطی به پارلمان راه می‌یابد. با این حال «حزب آلمان» (Deutsche Partei) که در سال‌های ۱۹۴۹ - ۱۹۶۰ در ائتلاف با حزب دموکرات مسیحی در دولت حضور داشت، از سوی بسیاری یک حزب راست افراطی قلمداد می‌شود.

در صورت تشکیل دولت ائتلاف بزرگ، حزب آلترناتیو برای آلمان به حزب اپوزیسیون اصلی در پارلمان این کشور بدل خواهد شد.

شراگیم زند ـ ایران وایر:

Hasan_Rouhani_UN.jpgپرده اول / صحن عمومی سازمان ملل متحد/ سخنرانی آقای روحانی:

حسن روحانی پشت تریبون و در حال خواندن خطابه‌اش از روی کاغذ است:

... ما با عقل‌ها سخن می‌گوییم. ما شعر می‌گوییم. سفیران ما، شاعران و عارفان و حکیمان مان هستند. ما با مولوی تا این سوی اقیانوس اطلس را در نوردیده‌ایم. ما با سعدی در دل آسیا نفوذ کرده‌ایم و ما با حافظ جهان را فتح کرده‌ایم پس چه نیازی دیگر، به فتح جدید داریم.


پرده دوم / باغ ملکوت / یک جمع شاعرانه با حضور سعدی و حافظ و مولوی

حافظ شیرازی: کاکو پیاله دستته بذار زمین بیا گوش کن ببین این یارو داره در مورد ما حرف می‌زنه.

سعدی: چی می‌گه؟

83ejtl3222_small.jpgرادیوفردا - رئیس‌جمهوری آمریکا در حساب کاربری خود در توئیتر به تازه‌ترین آزمایش موشکی ایران واکنش نشان داده‌است. آزمایش موشک بالیستیک «خرمشهر»، در روزهای اخیر انجام شد و تهران می‌گوید «دو هزار کیلومتر» برد دارد.

دونالد ترامپ دوم مهر ماه در توئیتر خود می‌گوید «ایران به‌تازگی یک موشک بالیستیک با توانایی رسیدن به اسرائیل را آزمایش کرد. آن‌ها در عین‌حال با کره شمالی هم کار می‌کنند. توافق زیادی بین ما نیست».

به‌نظر می‌رسد اشاره از «توافق»، توافق اتمی میان دولت پیشین ایالات متحده، پنج قدرت جهانی دیگر و تهران است، که دونالد ترامپ، چه در زمان کارزار انتخاباتی سال گذشته، چه تا کنون، از مخالفان و منتقدان آن به‌شمار می‌رود.

fffttt444444441.jpgرئیس‌جمهوری آمریکا به‌تازگی گفته تصمیم خود را در درباره توافق اتمی و برنامه جامع اقدام مشترک به‌زودی اعلام می‌کند. دولت ایالات متحده باید هر ۹۰ روز تائیدیه‌ای را در همین زمینه به کنگره بفرستد که به معنی پایبندی ایران به توافق اتمی و در نتیجه امکان تعلیق تحریم‌ها، یا پایبند نبودن ایران به توافق اتمی‌ست. دولت ترامپ دو بار تاکنون این تائیدیه را صادر کرده، مهلت بعدی، ماه اکتبر است.

بـرد اعلام‌شده برای «خرمشهر» نشان می‌دهد این موشک می‌تواند به نقاط مختلف غرب آسیا، از جمله کشوری اسرائیل برسد. روز گذشته خبرگزاری تسنیم در گزارشی در این باره، موشک خرمشهر را «کابوس اسرائیل» توصیف کرده بود.

Iran_Kurdistan.jpgشورای عالی امنیت ملی اعلام کرد: به درخواست دولت مرکزی عراق، کلیه پروازهای ایران به مقصد فرودگاه‌های سلیمانیه و اربیل و همچنین پروازهای عبوری از فضای کشورمان از مبدا اقلیم کردستان متوقف شد.

به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، کیوان خسروی سخنگوی شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد: به درخواست دولت مرکزی عراق، کلیه پروازهای ایران به مقصد فرودگاه‌های سلیمانیه و اربیل و همچنین پروازهای عبوری از فضای کشورمان از مبدا اقلیم کردستان متوقف شد.

ytri46vfr82_small.jpgدویچه وله - مسئول سیاست خارجی حزب دمکرات‌مسیحی آلمان حمایت نظامی این کشور از کردهای شمال عراق را خطرناک خواند. او با اشاره به همه‌پرسی پیش روی کردها گفت، یک کردستان مستقل فروپاشی کامل عراق را در پی خواهد داشت.

رودریش کیز‌ه‌وتر، مسئول سیاست خارجی حزب دمکرات‌مسیحی آلمان در گفت‌وگو با "اشتوتگارتر سایتونگ" و "اشتوتگارتر ناخریشتن" گفت، فشار بین‌المللی بر اثر تلاش ‌کردهای شمال عراق برای استقلال چنان زیاد می‌شود که کمک دائم آلمان به دولت اقلیم کردستان به خطر خواهد افتاد و به‌ویژه همکاری‌های نظامی تأثیر خواهد پذیرفت.

آلمان از سه سال پیش از پیشمرگه‌های کرد در جنگ علیه نیروهای گروه "دولت اسلامی" (داعش) با ارسال سلاح و تجهیزات و ارائه آموزش پشتیبانی می‌کند.

کیزه‌وتر با اشاره به شکاف‌های عمیق کردهای شمال عراق گفت، کشور مستقل کردستان در شمال این کشور دوام نخواهد یافت. به عقیده او، کردستانی مستقل "سقوط کامل عراق" را به دنبال خواهد داشت و بر نفوذ نیروهای شیعی و ایران در سایر نقاط عراق خواهد افزود و به جنگ‌های منطقه‌ای دامن خواهد زد. و این به مصلحت جامعه بین‌المللی نخواهد بود.

آمادگی ترکیه برای میانجی‌گری

در همین حال ترکیه باز هم از رهبری کردهای شمال عراق خواست، همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان را لغو کند وگرنه با پیامدهای وخیمی مواجه خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری آناتولی، شورای امنیت ملی ترکیه این همه‌پرسی را "غیر قانونی و غیر قابل قبول" خواند. ترکیه تهدید کرد، در صورتی که این همه‌پرسی اتفاق بیافتد آنکارا بر پایه موافقت‌های دوجانبه‌ و بین‌المللی حق خود برای "همه گزینه‌ها" را محفوظ می‌داند.

ترکیه می‌گوید، حاضر است میان دولت مرکزی عراق و اقلیم کردستان واسطه‌ شود. شورای امنیت ملی ترکیه شامگاه جمعه ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) در آنکارا در جلسه‌ای به ریاست رجب طیب اردوغان، رئيس‌جمهور این کشور این مسئله را به بحث گذاشت.

اردوغان در روزهای گذشته تهدید کرده بود که در صورت برگزاری این همه‌پرسی این منطقه را تحریم خواهد کرد. شورای امنیت ملی ترکیه استقلال کردستان عراق را تهدیدی برای "امنیت ترکیه، صلح و ثبات منطقه" می‌داند.

علاوه بر ترکیه، سازمان ملل متحد، آمریکا و آلمان نیز با همه‌پرسی اقلیم کردستان مخالفت کرده‌اند.

با این همه کردهای شمال عراق بر برگزاری این همه‌پرسی پافشاری می‌کنند. مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق جمعه ۲۲ سپتامبر در جمع هواداران خود در اربیل از برگزاری این همه‌پرسی حمایت کرد.

همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق قرار است دوشنبه ۲۵ سپتامبر (سوم مهر) برگزار شود.

Joghd_Jang_1.jpg

برنامه اجراهای نمایش جغد جنگ در سال 2017

نویسنده و کارگردان: رضا علامه زاده با بازیگری: حمید عبدالملکی

--------------------------------------------

اجراهای پاریس (با همکاری فرهنگسرای پویا)

شنبه 21 اکتبر. ساعت 20:00

یکشنبه 22 اکتبر. ساعت 17:00

48 Quai de Jemmapes

Paris 75010

--------------------------------------------

اجرای مادرید

چهارشنبه 15 نوامبر. ساعت 19:00

Centro Cultural Dotacional Integrado Arganzuela

Calle Canarias 17

28045 Madrid, España

--------------------------------------------

اجرای کلن آلمان (در چهارچوب بیست چهارمین جشنواره تئاتر ایرانی)

شنبه 25 نوامبر. ساعت 20:30

Theater Tiefrot

Dagobertstr. 32

50668 Koln (Germany)

--------------------------------------------

اجرای دانشگاه استنفورد (در چهارچوب جشنواره هنر ایران)

با اجرای زنده ی فرامرز اصلانی

شنبه 2 دسامبر. ساعت 18:30

Dinkelspiel Auditorium,

Stanford University (California)

55441111oik9.jpg

Koudak_khiabani.jpgخبرگزاری هرانا - بیش از ۳۰۰ نفر از اساتید دانشگاه‌ها، پژوهشگران، مددکاران اجتماعی، وکلا و حقوق دانان، روزنامه نگاران فعالین حقوق کودکان، و فعالین مدنی طی نامه سرگشاده‌ای به مشاور رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی، ریاست سازمان بهزیستی کل کشور، ریاست شورای شهر و شهردار تهران خواستار توقف "طرح جمع آوری کودکان کار و خیابان" برای همیشه شده‌اند. امضا کنندگان این نامه تاکید نموده‌اند که این قبیل اقدامات ضربتی تنها معطوف به خارج کردن جمعیت آسیب دیده و مظلوم از حوزه دید جامعه بوده و نه تنها بهبودی در وضعیت اجتماعی و زندگی مردم فقیر به ویژه کودکان فراهم نمیکنند بلکه منجر به اسیب دیدگی بیشتر و سلب اعتماد آنها از نهادهای حمایتی و هدر دادن سرمایه هایی است که می‌تواند به جای دامن زدن به تبعیض‌های ناروای کنونی، صرف اقدامات موثرتری شود.

متن کامل این نامه سر گشاده و اسامی امضا کنندگان آن که نسخه‌ای از آن در اختیار هرانا قرار گرفته است در ادامه می‌آید:

می‌گویند در عنوان شورا واژه «اسلامی» هم آمده اما مگر مجلس نیز «شورای اسلامی» نیست؟ مگر مسلمانان یزد هم در انتخاب سپنتا نیک نام نقش نداشتند؟

Sepanta_Niknam.jpgعصر ایران؛ مهرداد خدیر- نه حقوق دان‌ام و نه زرتشتی اما به عنوان یک ایرانی و یک روزنامه نگار نمی‌توان به موضوع پیش آمده برای عضو زرتشتی شورای شهر یزد نپرداخت و بر آن درنگ نکرد.

ماجرا از این قرار است که در پی شکایت فردی به نام علی اصغر باقری کاندیدای ناکام انتخابات شوراها در یزد دیوان عدالت اداری رأی به تعلیق فعالیت سپنتا نیک نام منتخب مردم یزد در شورای این شهر داد و هر چند دقیقا مشخص نشد به خاطر صرف زرتشتی بودن او بوده یا نه اما روندهای بعدی از این حکایت می‌کرد که به دین او مربوط است.

چون او زرتشتی است و در عنوان شورا واژه اسلامی هم آمده و تصمیمات شورا برای مردم مسلمان لازم الاتباع است.

هر چند ابلاغیه هنوز به دست او نرسیده و رایزنی هایی در جریان است و حتی گفته می‌شود قضیه حل شده اما به بهانه این اتفاق و برای ان که تکرار نشود می‌توان بر ۱۰ نکته درنگ کرد:

KoudakAzari.jpgرئیس مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی با اشاره به اینکه در سال گذشته ۸۶ درصد کودک آزاری‌ها توسط والدین صورت گرفته‌است، گفت: در مراکز مداخله در بحران، ۱۶۴۲ مورد کودک آزاری‌ها یعنی ۶۰ درصد آن توسط پدر اتفاق افتاده است.

حسین اسدبیگی (رئیس مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در رابطه با وضعیت کودک آزاری بخصوص در خانواده‌ها بیان داشت: در سال گذشته ۸۶ درصد کودک آزاری‌ها توسط پدر و مادر صورت گرفته است، اما نکته اصلی آمار کودک‌آزاری از جانب پدر است.

وی افزود: طبق آمار اورژانس اجتماعی در سال گذشته در مراکز مداخله در بحران ۱۶۴۲ مورد کودک آزاری‌ها یعنی ۶۰ درصد آن توسط پدر صورت گرفته است.

Masoud_Barzani.jpgرئیس اقلیم کردستان عراق تاکید کرد که اربیل زبان تهدید را از سوی هیچ کشوری نمی‌پذیرد.

به گزارش ایسنا، به نقل از سایت النشرة، مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق درباره روابط میان اربیل و کشورهای همسایه به ویژه ترکیه گفت: دوست دارم که برگزاری همه‌پرسی تاثیری بر روابط ما با ترکیه نگذارد اما تهدید از سوی هیچ کشوری را نخواهم پذیرفت، می‌خواهم این پیامم آشکارا به مسئولان ترکیه برسد که از زبان تهدید علیه ما استفاده نکنند زیرا ما هرگز تهدید از سوی هیچ کشور و یا شخصی را نمی‌پذیریم، ما چه کاری کردیم؟ مردم ما می‌گویند که می‌خواهیم استقلال یابیم، بفرمایید و از ما سوال کنید چرا این را می‌گویید؟ چه چیزی باعث شده که چنین چیزی بخواهید؟ به جای تهدید بپرسید چه می‌خواهید؟ ما همه‌پرسی را برگزار خواهیم کرد، بیایید ما را نابود کنید.

Concours.jpgجمعی از معترضان به سازمان سنجش صبح امروز (یکشنبه) مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.

به گزارش ایسنا، تجمع‌کنندگان مقابل مجلس عنوان می‌کردند که سازمان سنجش در کنکور، امتیازی برای فرزندان رزمندگان قائل نشده است.

معترضین همچنین در واکنش به برخی اعتراضات به سهمیه ایثارگران در کنکور عنوان می‌کردند که سازمان سنجش نباید داوطلبان کنکور را علیه رزمندگان و ایثارگران تحریک کند.

Abbas_Abdi.jpgائتلاف اصلاح‌طلبان با اعتدالگرایان و اصولگرایان میانه‌رو یا پایان دادن به آن پس از حرف‌های اخیر محمدرضا عارف، رییس شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان، داستان پر حرف و حدیثی شده. چه آنکه بلافاصله پس از اعلام این نظر اصلاح‌طلبانی اعلام کردند که حر‌ف‌های عارف، اظهارنظر شخصی وی بوده و اصلاح‌طلبان تصمیم برای پایان ائتلاف ندارند. عباس عبدی تحلیلگر و فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با «اعتماد» می‌گوید: «ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان در برابر جناح ثالث بوده است.» به گفته عبدی ائتلاف بر دو مبنا شکل می‌گیرد، یکی از آنها ایجاد جهت‌گیری سیاسی است و دادن یک پیام به جامعه که ما در برابر یک جناح ثالث متحد هستیم. به اعتقاد این تحلیلگر اصلاح‌طلب مساله اصلی این است که هر دو گروه را خطر مشترکی تهدید می‌کند که باید در کنار همدیگر در برابر جناح ثالث متحد شوند و فکر می‌کنم این وضعیت کماکان ادامه دارد. منظور عباس عبدی از جناح ثالث، جریان تندروهای سیاسی است. عبدی در ادامه این مصاحبه می‌گوید که «در شرایط کنونی چاره‌ای جز ائتلاف ندارد و اگر نخواهد چنین کند، ممکن است نیروهای خودش هم به چند بخش تقسیم شوند. بنابراین اگر به عنوان جبهه به آنها نگاه کنیم، نیروهای معتدل کماکان جزو این جبهه محسوب می‌شوند.» عبدی همچنین در بخش دیگری از این مصاحبه درباره افزوده شدن سید ابراهیم رییسی و محمدباقر قالیباف به ترکیب مجمع تشخیص گفته است: «اضافه شدن آقایان قالیباف و رییسی فکر نمی‌کنم معنای خاصی داشته باشد.» او همچنین پیش‌بینی کرده قدرت و کارکرد مجمع تشخیص مصلحت نظام افول خواهد کرد: «با توجه به اینکه آقای هاشمی نیست بعید می‌دانم که حتی ترکیب جدید بتواند نقش اندکی که مجمع تشخیص مصلحت در گذشته داشت، امروز ایفا کند. آقای هاشمی‌شاهرودی نیز قطعا نمی‌تواند نقش آقای هاشمی را بازی کند. هم به لحاظ حوزه نفوذ ایشان نسبت به نیروها فکر می‌کنم مجمع تشخیص افولی را تجربه خواهد کرد.»

* برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب در مورد اتمام ائتلاف اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل در انتخابات ۹۸ سخن گفتند. به نظر شما آیا در حال حاضر می‌توان نسبت به پایان ائتلاف اصلاح‌طلبان و نیروهای اصولگرا قضاوتی داشت؟

Abbasali_Kadkhodaei.jpgایسنا: عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، درباره توقف فعالیت عضو زرتشتی شورای شهر یزد و اقدامی که دیوان عدالت اداری دراین‌باره انجام داده است، گفت: «من توضیحاتی را در زمانی که مصوبه مطرح شد، ارائه کردم. نظر شورای نگهبان نسبت به افراد اعلام نمی‌شود، بلکه این نظر درباره تبصره مصوبه‌ای درباره شوراهاست. ذیل ماده مربوطه، فقها اعلام نظر شرعی کردند که خلاف شرع است. اینکه دیوان عدالت اداری چه اقداماتی انجام می‌دهد، باید گفت که باید در چارچوب قانون اعلام نظر کند،
ولی شورای نگهبان بدون اظهارنظر درباره افراد، درباره آن قانون و خلاف‌شرع‌بودن اعلام نظر کرد و در موضوع انتخابات شوراها دخالتی نکرد». سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا شورای نگهبان قانونی را که مربوط به مواد مخدر است...

و مجازات‌ها را کاهش داده و موجب ضربه‌زدن به جامعه می‌شود، تأیید خواهد کرد یا خیر، گفت: «مصلحت کارشناسی مصوبات بر عهده مجلس است.

اجازه ورود زنان به استادیوم برای زنان عربستان فقط برای یک بار داده شده است. زنان عربستانی تا به حال اجازه ورود به استادیوم را حتی در روز ملی این کشور هم نداشته‌اند. حدود ۴۰ هزار نفر در این مراسم شرکت کردند. همزمان با اعلام تاسیس دولت معاصر سعودی در سال ۱۹۳۲، روز ۲۳ سپتامبر روز ملی اعلام شد.


SA_1.jpgانتخاب- زنان عربستان برای نخستین بار در تاریخ این کشور در مراسم روز ملی این کشور که در استادیوم ورزشی ملک فهد در ریاض شرکت کردند.

هزاران نفر از مردم عربستان در مراسم جشن روز ملی این کشور در استادیوم ورزشی ملک فهد شهر ریاض شرکت کردند. مقامات عربستانی برای نخستین بار به زنان اجازه دادند به همراه خانواده‌هایشان در جشن روز ملی این کشور در استادیوم ورزشی شرکت کنند.

مردم در اقلیم کردستان عراق روز دوشنبه (۲۵ سپتامبر/ سوم مهر) به پای صندوق‌های رای رفتند تا در همه‌پرسی استقلال این منطقه شرکت کنند. مراکز اخذ رای راس ساعت هشت صبح به وقت محلی به روی رای دهندگان باز شد و رای گیری تا ساعت ۱۸ به وقت محلی ادامه خواهد داشت. [لینک به گالری تصاویر]

40670713_303.jpgمسعود بارزانى روز یکشنبه (۲۴ سپتامبر/۲مهر) در پاسخ به این سوال که کدام از کشورها از همه‌پرسی استقلال حمایت مى کنند گفت: «صبر کنید و از روز بیست و شش سپتامبر ببینیم کدام کشورها کم کم از ما حمایت مى‌کنند. آنچه در تلویزیون‌ها گفته مى‌شود با آنى که در دیدارها به ما مى‌گویند فرق دارد.» [لینک به گالری تصاویر]

"اینها به‌ راحتی رفت‌وآمد می‌کنند با نزدیکان و اقوام خود دیدار دارند؛ مسافرت می‌روند و زندگی عادی دارند. منتهی برای دیدار یا جلسه‌ای که امکان توطئه علیه امنیت باشد محدودیت دارند. "

Esmaeil_Kosari.jpgگروه سیاسی خبرگزاری تسنیم/ مهدی مشکینی: سرتیپ پاسدار محمد اسماعیل کوثری با سابقه ۲ دور نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در دوران دفاع مقدس، جانشین قرارگاه ثارالله است.

سردار کوثری در گفت‌وگو با تسنیم، از تلاش ناکام و برنامه جریان تکفیری برای خرابکاری در مراسم تحلیف، نحوه ورود و نقش قرارگاه ثارالله در پرونده تامین امنیت، چرایی و حدود حصر موسوی و کروبی سخن گفته است.

متن این گفت‌وگو ازنظرتان می‌گذرد:

تسنیم: شما به‌عنوان فردی پرتلاش شناخته شده‌اید که معمولاً تن به بیکاری نمی‌دهد؛ بعد از پایان دوره نمایندگی مجلس چه‌کار کردید؟

-کوثری: بعد از پایان دوره نمایندگی تصمیم گرفتم به سوریه بروم و تجربه دوران دفاع مقدس را به دوستان خود منتقل کنم منتهی با تمام تلاشی که داشتم متأسفانه نتوانستیم نتیجه بگیریم و با حضورم در سوریه مخالفت شد و مجبور شدم به‌کارهای دیگر بپردازم.

بعد از مخالفت برای حضور در سوریه، تصمیم گرفتم در بخشی از سپاه که مسئولیت مصاحبه‌های شفاهی از فرماندهان دفاع مقدس را دارد، مشغول شوم و خودم نیز به‌عنوان فرمانده دفاع مقدس هرچه بودونبود را هم گفتم. درنهایت فرمانده محترم سپاه بنده را خواستند؛ رفتم خدمتشان و گفتم تجربه‌ بنده حاصل خون شهداست و دوست دارم این تجربه را به جوانان منتقل کنم. آقای جعفری موافقت کرده و بنده را به دانشگاه امام حسین فرستادند؛ با دانشجویان به اردوهای راهیان نور رفتیم؛ بعد از مدتی هم گفتند که باید قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا بروم. اخیراً هم فرمانده محترم دستور دادند که به قرارگاه ثارالله بیاییم که تمکین کردم.

تسنیم: شما تجربه حضور در قرارگاه ثارالله را داشتید؟

- کوثری: بنده تجربه حضور در قرارگاه ثارالله را داشتم و از سال هفتاد و هشت تا هشتاد و دو، چهار سال کامل در این قرارگاه بودم؛ در اداره امنیت ستاد کل هم سابقه فعالیت داشتم و از آنجا که تجربه کار در تهران را داشتم همه‌چیز دست‌به‌دست هم داد تا از یک سو توفیق حضور در سوریه را نداشته باشم اما توفیق انجام وظیفه در قرارگاه ثارالله را کسب کنم.

تسنیم: با نمایندگی مجلس راحت‌تر بودید یا با حضور در سپاه؟

- کوثری: وقتی خدمت مطرح باشد فرقی نمی‌کند.

** چشم طمع تروریست‌ها برای خرابکاری در مراسم تحلیف

تسنیم: همان‌طور که گفتید قرارگاه ثارالله یک مجموعه حاکمیتی است که وظیفه تأمین امنیت پایتخت و استان تهران را به عهده دارد؛ از آنجا که این قرارگاه توسط سپاه اداره و مدیریت می‌شود؛ بفرمائید سپاه چه مدلی از امنیت درون‌شهری را به‌عنوان راهبرد خود تعیین کرده است؟.

- کوثری: الان امنیت و تعریف آن مثل گذشته نیست. امنیت ابعاد گسترده‌ای پیداکرده است. در این قرارگاه که مسئول تأمین امنیت در تهران است ارتباط با اقشار مختلف مردم و مردمی کردن امنیت با حضور مردم در صحنه راهبرد اساسی ماست. ارتباط با مسئولان و دیگر نهادهای امنیتی و انتظامی هم برای ما اصل است اما آنچه اولویت دارد حضور مردم درصحنه برای برقراری امنیت پایدار در تهران است. مثلاً در همین مراسم تحلیف و تنفیذ که از ۱۰۵ کشور و نهاد جهان ما میهمان داشتیم آن‌هم در زمانی که چند وقت پیشتر شاهد حادثه تروریستی مجلس بودیم و دشمن می‌خواست امنیت پایدار ما را خدشه‌دار کنند و از طرف دیگر دنیا می‌خواست ببیند که دشمن می‌تواند لطمه‌ای به امنیت ما بزند، تروریست‌ها هم‌چشم طمع دوخته بودند تا از این فرصت استفاده کنند مخصوصاً کشورهایی مثل عربستان و آمریکا. ما امنیت مراسم تحلیف را با حضور مردم و البته کمک‌های نیروی انتظامی، ارتش، وزارت اطلاعات و بسیج تأمین کردیم. محوریت تأمین امنیت طبق ابلاغ ستاد کل، قرارگاه ثارالله بود اما همه نهادها و گروه‌های انتظامی و مردم عزیز تهران همکاری کردند تا این مراسم در امنیت کامل برگزار شود.

تسنیم: به حادثه تروریستی مجلس اشاره کردید؟ آن‌وقت شما در قرارگاه نبودید اما احتمالاً بررسی کرده‌اید؛ فکر می‌کنید آن حادثه دلیل اصلی‌اش چه بود؟

- کوثری: قبل از آن حادثه، ترویست‌ها گروه‌های زیادی برای ضربه به امنیت ما آماده کرده و اعزام کردند که وزارت اطلاعات و سپاه اکثر این تیم‌ها را بیرون مرزها مورد ضربه قرار داد و برخی هم که وارد کشور شده بودند نیز بازداشت‌شده یا مورد ضربه نیروهای امنیتی ما قرار گرفتند. بالاخره یک موردی پیش آمد که توانستند چند دقیقه در مقابل مجلس عملیات تروریستی کنند اما همه دیدند که ما اجازه ندادیم حتی یک نفر از این تروریست‌ها فرار کند.

تسنیم: می‌گویند یک خانم که مسئول تصویربرداری و انتقال تصاویر به مرکز کنترل عملیات در بیرون کشور بود، موفق به فرار شده است

- کوثری: نه اصلاً. البته ممکن است فردی یا گروهی در بیرون کشور در عملیات دخیل بوده‌اند و مورد ضربه قرار نگرفته باشند که طبیعی است اما همه‌کسانی که در عملیات میدانی بودند، بازداشت یا کشته شدند. مهم این است که بعد از آن عملیات اجازه تکرار حادثه مشابهی را ندادیم مخصوصاً در زمان تحلیف.

تسنیم: در زمان برگزاری تحلیف، تروریست‌ها برنامه یا توطئه‌ای برای انجام نداشتند؟

- کوثری: ما می‌دانستیم که دارند. مهم این است که اجازه ندادیم هیچ تروریستی برای عملیات در تهران اقدامی کند.

تسنیم: برای تأمین امنیت، چه تقسیم‌کاری بین سپاه، ناجا یا وزارت اطلاعات شده است آیا در شرایط عادی هم همه مراکز امنیتی با قرارگاه هماهنگ هستند؟

- کوثری: در شرایط عادی، همه کارشان را می‌کنند و البته با ما نیز هماهنگ هستند اما اگر هنگام کارهای بزرگ مثل تحلیف باشد، همه با قرارگاه هماهنگ می‌شوند و قرارگاه مسئولیت کلی را به عهده خواهد داشت.

** اختلافی بین نیروهای امنیتی به هنگام اجرای عملیات نیست

تسنیم: برخی مدعی هستند در بعضی موارد، بین سپاه و وزارت اطلاعات اختلافات فنی پیش می‌آید این‌گونه اختلافات را چگونه رفع می‌کنید؟

**کوثری: نه. برای تأمین امنیت هیچ اختلافی نداریم چون همه یک هدف داریم. به لطف خدا فرماندهان و مسئولین اینها از برادران با تجربه و کاردان هستند که می‌دانند که نباید احساسی عمل کنند؛ البته بعضاً ممکن است مواردی هم باشد مثل ماجرای هفت تیر که قبلاً پیش آمد. اما اختلاف در حین اجرای مأموریت ممکن نیست باشد چون همه از یک رده و یک نهاد مأموریت می‌گیرند و وظایفشان هم مشخص است. مثلاً در بحث مراسم تحلیف همه باهم تصمیم گرفتیم آن روز تعطیل باشد؛ هیئت دولت هم قبول کرد چون تأمین در روز غیر تعطیل کار سختی بود. بالاخره فقط ما نیستیم اگر مردم همکاری نمی‌کردند و اگر کاسبان اطراف بهارستان مغازه‌هایشان را تعطیل نمی‌کردند کارمان به این خوبی پیش نمی‌رفت مهم‌تر از کار ما، همکاری مردم بود.

تسنیم: ۲ نفر به دلیل فراخون برای آشوب از سال ۸۹ تاکنون و به دلیل مصوبه شورای عالی امنیت ملی در تهران در حصر هستند؟ حدود این حصر چقدر است؟

**کوثری: اینها به‌راحتی رفت‌وآمد می‌کنند با نزدیکان و اقوام خود دیدار دارند؛ مسافرت می‌روند و زندگی عادی دارند. منتهی برای دیدار یا جلسه‌ای که امکان توطئه علیه امنیت مردم باشد محدودیت دارند و هر فعالیت ضد امنیتی که ممکن است علیه مردم باشد برای اینها محدود شده است و این محدودیت هم مصوبه شورای عالی امنیت ملی است. این‌طور نیست که برخی فکر می‌کنند اینها در یک اتاق حصر مطلق خانگی هستند، اصلاً و ابداً این‌طور نیست. البته باید بگویم که اینها به خاطر انتخابات حصر نشده‌اند بعد از گذشت یکسال از انتخابات وقتی اینها همچنان دعوت به توطئه علیه نظام می‌کردند شورای عالی امنیت ملی چنین تصمیمی گرفت اگر اینها توطئه را ۲۰ ماه طول نمی‌دادند که اصلاً حصر نمی‌شدند.

تسنیم: می‌گویند نیروهای سپاه یا قرارگاه ثارالله در منزل محصوران حضور دارند؟

- کوثری: اصلاً به نیروهای سپاه ارتباطی ندارد. نیروهای که وظیفه‌ دارند ممکن است باشند یا نباشد، باید خودشان بگویند من می‌گویم که نیروهای سپاه اصلاً در منزل اینها نیستند.

تسنیم: درباره فعالیت جریان فتنه؛ آیا قرارگاه اینها را زیر نظر دارد؟

- کوثری: فتنه مرده است چون منطق نداشتند و ندارند. ادعایی کردند که هیچ دلیلی برایش نداشتند. ما هم به فتنه حساسیم اما در کشور ما هر نهادی وظیفه‌ای دارد که به وظیفه‌اش عمل می‌کند. یکی از وظایف ما زیر نظر داشتن فعالیت‌های سیاسی است ما مراقب هستیم که هیچ اقدامی علیه امنیت مردم انجام نشود. یک موقع است برخی علیه امنیت می‌نویسند یا حرف می‌زنند؛ از نظر ما اشکالی ندارد؛ بگویند و بنویسند همان‌طور که امروز خیلی‌ها می‌نویسند. اما اگر کسی فرد یا گروهی بخواهد علیه امنیت مردم اقدام عملی کند، ما ورود خواهیم کرد چون در بحث امنیت مردم با هیچ کس شوخی نداریم. در فتنه ۸۸ وقتی من نماینده مجلس بودم، به نمایندگان مجلس گفتم ما عضو کمیسیون امنیت ملی هستیم باید با کاندیدا دیدار کنیم. دیدار آقای رضایی، هاشمی، موسوی، کروبی و خاتمی رفتیم. من واقعاً از هیچ‌کدام از اینها حرف منطقی نشنیدم. خود آقای موسوی گفت من نه شورای نگهبان را قبول دارم و نه وزارت کشور را. به آقای موسوی گفتم برخی در این کشور زندگی می‌کنند درحالی‌که نظام را قبول ندارند اما کسی که شورای نگهبان را قبول ندارد چطور می‌خواهد نفر دوم کشور شود؟ اصلاً چطور در انتخابات شرکت کرده است؟ خب آن زمان که شورای نگهبان گفت صلاحیت میرحسین موسوی مورد تائید است، شورای نگهبان را قبول نمی‌کردید و کنار می‌کشیدید. آقای موسوی به من گفت اگر همه ۱۳ میلیون نفر بگویند تقلب نشده بازهم قبول نمی‌کنم. خب طبیعی است فردی که چنین منطقی دارد در بین مردم و حتی آن ۱۳ میلیون نفر مطرود باشد. آقای خاتمی بارها گفته که تقلب نشده اما ایشان حاضر نیست بابت این اتهام که به مردم و نظام زده‌شده عذرخواهی کند.

تسنیم: برخی افراد می‌گویند شرایطی مهیاست که بتواند رفع حصر صورت بگیرد؛ نظر شما چیست؟

- کوثری: رفع حصر یعنی دادگاه. ما دوست نداریم کسی در حصر باشد اما آقای کروبی و مخصوصاً آقای موسوی باید پاسخگوی خون‌های ریخته شده در جریان فتنه ۸۸ باشند. اینها که مدام می‌گویند رفع حصر بدانند که رفع حصر یعنی دادگاه. من قاضی نیستم اما اگر اینها دادگاهی شوند، حکمشان بسیار شدید خواهد بود.

تسنیم: فکر می‌کنید چرا شورای عالی امنیت ملی، حصر را به محاکمه ترجیح داد؟ جریان ضدانقلاب مدعی است که امکان محاکمه سران فتنه و اجرای حکم دادگاه آنها وجود ندارد؟

- کوثری: اینها محصور شدند تا سر عقل بیایند. نظام دوست ندارد مسئولین پیشین خود را محاکمه و تنبیه کند. حصر فرصتی بود و هست که اینها سر عقل بیایند اما درباره محاکمه و اجرای حکم احتمالی باید بگویم که این نظامی که پشتوانه مردم، آمریکا را از منطقه بیرون و جریان تروریستی داعش را در بیرون کشور زمین‌گیر کرده است چطور می‌گویند که نمی‌تواند ۲ نفر را محاکمه کند؟ از نجابت نظام سوء استفاده نکنند اقتدار نظام بیشتر از این حرف‌هاست مهم این است که اینها سر عقل آمده و از موضع خود عقب‌نشینی کنند؛ توبه و عذرخواهی کنند.

تسنیم: ممکن است سؤال شود که شما از کجا می‌دانید که اینها سر موضع خود هستند و عقب‌نشینی نکرده‌اند؟

- کوثری: اگر به دنبال جبران بودند که مصاحبه و عذرخواهی می‌کردند.

تسنیم: امکان این کار برای آنها وجود دارد؟ با کدام رسانه و خبرنگار؟

- کوثری: بله می‌توانند. اینها اگر بخواهند حرف بزنند و عذرخواهی کنند برایشان نشست خبری برگزار می‌کنیم. اگر اینها واقعاً قصد اذعان به‌اشتباه خود را داشته باشند نظام مشکلی ندارد که صدای اینها را به گوش مردم برسانند. خب اگر عذرخواهی و توبه کنند طبیعی است که ممکن است در مجازات اینها، ملاحظه و قطعاً وضعیتشان بهتر شود.

تسنیم: آمریکایی‌ها ادعای بازدید از مراکز نظامی ایران طرح کرده‌اند، چنین امکانی برای آنها مقدور است؟

- کوثری: نه. اصلاً و ابداً.

آمریکایی‌ها چه عددی هستند که چنین ادعایی دارند؛ بروند جنایت و کشتار خود در کشورهای مختلف جهان را متوقف کنند. مسئله دفاعی ما خط قرمز ماست و هیچ کشوری به کشور دیگر چنین اجازه‌ای نمی‌دهد؛ آمریکایی‌ها مدام به عربستان سلاح می‌فروشند ما می‌گوییم اجازه دهید از این سلاح‌ها بازدید کنیم؟ آمریکا اجازه می‌دهد سپاه از مراکز نظامی این کشور بازدید کند؟ پادگان‌های بزرگ و مهم که هیچ. ما اجازه نمی‌دهیم آمریکا از یک کلانتری ما بازدید کند.

louleh_Naft.jpgدادستان عمومی و انقلاب اصفهان از دستگیری چهار نفر به اتهام سرقت ۸۰ هزار لیتر نفت از خط لوله نفت خام مارون به میزان ۳۹ میلیارد ریال خبر داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از روابط عمومی دادستانی کل کشور، حسن رحیمی در تشریح این خبر گفت: متهمان با ایجاد کارگاهی در کمربندی تیران به فاصله ۱۵ متری خط لوله ۳۲ اینچی نفت خام مارون و کندن تونلی از کارگاه به سمت خط لوله، با استفاده از پمپ به سرقت نفت خام از تانکرها و بار گیری آن برای فروش اقدام کرده و حسب برآورد اولیه شرکت خطوط لوله نفت ایران حدود ۳۹ میلیارد ریال نفت خام از این طریق سرقت کرده‌اند.

دادستان اصفهان افزود: تاکنون در این پرونده چهار نفر دستگیر شده‌اند و مراحل تحقیق و رسیدگی به پرونده ادامه دارد.

به گفته رحیمی دو متهم اصلی پرونده متواری بوده و تحت تعقیب دادستانی قرار دارند.

بهشت قسطی!

| No Comments

یک وجب از خاک بهشت به مبلغ یک میلیون تومان - نقد و اقساط - به فروش می‌رسد!

21765200.jpg

111114847r82_small.jpgبی بی سی - "دختر شایسته" امسال ترکیه بعد از توییتی در مورد کودتا در این کشور، عنوانش را از دست داد.

ایتریس اسن ۱۸ ساله در توییتر قاعدگی خود را با خون شهدای کودتای نافرجام ترکیه مقایسه کرده بود.

مسئولان برگزاری مسابقه دختر نمونه، توییت او را "غیر قابل قبول" خواندند. و تنها ساعاتی بعد از اعلام نام او به عنوان دختر شایسته ترکیه، این لقب را پس گرفتند.

خانم اسن بعد از این اتفاقات در اینستاگرامش نوشت که توییتش اصلا سیاسی نبوده است.

این توییت در اولین سالگرد کودتای نافرجام ترکیه یعنی ۱۵ جولای امسال همزمان با سالگرد مرگ ۲۵۰ نفر در ناآرامی‌ها پست شد.

ایترسن اسن توییت کرد: "امروز صبح همزمان با گرامیداشت ۱۵ جولای روز شهید، پریود شدم من این روز را با خون قاعدگی‌ام که نشانی از خون این شهداست گرامی می‌دارم."

رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه از "شهدای" کودتای نافرجام ترکیه که به خاطر مقاومت در برابر کودتا کشته شدند، با عنوان "شهید" یاد می‌کند.

ایتریس اسن این توییت را چندماه پیش نوشته بود اما به گفته مسئولان برگزاری رقابت دختر شایسته، پنج‌شنبه گذشته بعد از برگزاری مراسم در استانبول، این توییت با سر و صدای زیاد مورد توجه قرار گرفت.

در نهایت دیروز، جمعه 22 سپتامبر، برگزارکنندگان این رقابت در بیانیه‌ای اعلام کردند که عنوان دختر شایسته را از ایتریس اسن پس گرفته‌اند.

خانم اسن کمی بعد در شبکه‌های اجتماعی نوشت: "من به عنوان یک دختر ۱۸ ساله، هنگام پست این توییت هیچگونه انگیزه سیاسی نداشتم. من یاد گرفته‌ام به کشورم و ملتم احترام بگذارم". او در ادامه به‌خاطر "سوءتفاهمی" که ایجاد شده عذرخواهی کرد.

اصلی سامن، رقیب خانم اسن بعد از این اتفاقات به عنوان دختر شایسته ترکیه به چین سفر می‌کند تا نماینده ترکیه باشد. این اولین بار نیست که دختر شایسته ترکیه درگیر مسایل سیاسی می‌شود.

7985717_2e.jpg مروه بیوک‌ساراک دختر شایسته قبلی ترکیه هم به دلیل توهین به آقای اردوغان به حبس تعلیقی محکوم شد

سال گذشته هم مروه بیوک‌ساراک، دختر شایسته سال ۲۰۰۶ ترکیه، به خاطر "توهین" به آقای اردوغان در شعر طنزی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد، به ۱۴ماه حبس تعلیقی محکوم شد.

آقای اردوغان در همان زمان از شمار زیادی به اتهام "توهین" به رئیس‌جمهوری شکایت کرد اما کمی بعد همه شکایات را پس گرفت و گفت بعد از کودتای نافرجام تحت تاثیر احساسات بوده است.

این در حالیست که سرکوب شدید در ترکیه همچنان ادامه دارد. بیش از ۱۵۰ هزار نفر از کارمندان دولت ترکیه تا کنون اخراج شده‌اند و بیش از ۵۰ هزار نفر دستگیر شده‌اند.

ytri484847r82_small.jpgبی بی سی - فائزه هاشمی از ممنوع الخروجی پنج نفر از اعضای خانواده اکبر هاشمی رفسنجانی خبر داده است. این اظهارات، یک ماه و نیم پس از خبر دادن خانم هاشمی از ممنوع الخروجی چهار نفر از اعضای این خانواده منتشر می شود.

خانم هاشمی در مصاحبه با روزنامه شهروند، با اعلام اینکه خود او در ۲۶ اردیبهشت ممنوع‌الخروج شده افزود: "شاید تصور می‌شود که ما اسنادی را از اسرار نظام در اختیار داریم که می‌خواهیم منتشرش کنیم در حالی ‌که چنین چیزی نیست."

فرزنداکبر هاشمی رفسنجانی گفت: "آقای‌ هاشمی عاقل‌تر و باتدبیرتر و سیاستمدارتر از این بود که بخواهد اسنادی را برای ما به جا بگذارد. حداقل من یکی که هیچی ندارم. حالا اگر بر فرض هم اسنادی باشد، با تکنولوژی امروز لازم به خروج از کشور برای انتشار آنها نیست."

فائزه هاشمی در مرداد ماه گذشته هم، در مصاحبه با روزنامه قانون از ممنوع الخروجی تعدادی از بستگان خود خبر داده و تاکید کرده بود انگار این "واهمه" وجود دارد که آنها در پی خروج از کشور باشند. وی گفته بود نمی‌داند به چه دلیل حتی پسرش را ممنوع‌الخروج کرده‌اند.

خانم هاشمی در آن مصاحبه با خبر دادن از دریافت احضاریه های متعدد، خود را یک "سوژه امنیتی" توصیف کرده و با اشاره به اتهامات رسانه های اصولگرا علیه خود افزوده بود: "شاید من یک پروژه باشم، اول شایعات را می‌سازند و سپس بهره‌برداری می‌کنند."

دختر آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه اخیر با روزنامه شهروند اظهار داشته: "به ‌نظر می‌رسد با شایعات و گزارش‌ها و پرونده‌هایی که برای من درست کرده‌اند، به دنبال این هستند که عامل بیگانه، جاسوس و در این مایه‌ها چیزی دربیاورند."

وی با اشاره به احضار مکرر خود به دادگاه پس از درگذشت پدرش گفته: "قبلاً کم وبیش [پرونده] داشتم ولی در چهار پنج ماه گذشته مدام احضاریه می‌فرستند که وقتی می‌رویم عمدتاً گزارش‌های کذب است و واقعیت ندارد و به نظر هم می‌رسد که این ماجرا می‌خواهد ادامه پیدا کند و تمامی ندارد."

فائزه هاشمی در سال ۱۳۹۱، به مدت ۶ ماه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی زندانی شده بود. حسن لاهوتی، فرزند او نیز در فروردین ۱۳۸۹ نیز هنگام بازگشت از سفر خارج به تهران مدتی بازداشت شده بود.

همچنین، برادر او، مهدی هاشمی، دارای حکم زندان ۱۰ ساله است و هم اکنون در زندان اوین به سر می برد.

_97986648_d92.jpgدیدار اخیر فائزه هاشمی با مهوش ثابت، از زندانیان آزاد شده بهایی، با اعتراض اصولگرایان شد

دیدار با مهوش ثابت

مصاحبه فائزه هاشمی با شهروند در شرایطی منتشر شده که دیدار او با مهوش ثابت، همبندی خانم هاشمی در زمان زندان، با اعتراض برخی از اصولگرایان مواجه شده است.

خانم ثابت، که ده سال قبل به عنوان یکی از رهبران جامعه بهاییان ایران دستگیر و به زندان محکوم شده بود، اخیرا بعد از تحمل ۱۰ سال حبس آزاد شده است.

فائزه هاشمی در اردیبهشت ۱۳۹۵ نیز، در جریان مرخصی فریبا کمال آبادی، یکی دیگر از همبندان سابق خود که از رهبران جامعه بهاییان محسوب می شد، به خانه او رفته بود.

آن ملاقات هم خشم رسانه‌های اصولگرا را برانگیخت و غلامحسین محسنی سخنگوی قوه قضاییه گفت با خانم هاشمی برخورد قضایی خواهد شد.

در واکنشی جداگانه، حتی اکبر هاشمی رفسنجانی اقدام دخترش را "اشتباه" خواند و گفت که باید آن را "جبران کند".

این در حالی است که فائزه هاشمی در واکنش به منتقدان گفت "وظیفه‌اخلاقی و انسانی" خود را انجام داده و از کاری که کرده پشیمان نیست.

MR_Shajarian.jpgشرق ـ رضا آشفته: هوشنگ کامکار سرپرست گروه موسیقی «کامکار» نیاز به معرفی ندارد. هم‌زمان با اول مهر، زادروز استاد محمدرضا شجریان با کامکار درباره خسرو آواز ایران گفت‌وگو کردیم.

* استاد شجریان مدتی است نه آلبومی منتشر کرده و نه کنسرتی گذاشته‌اند؛ بااین حال مدام در محافل مختلف و بین آحاد مردم از ایشان یاد می‌شود و حالا که به اول مهر رسیده‌ایم، خیلی‌ها به روش‌های مختلف برایشان جشن تولد می‌گیرند و برایشان آرزوی سلامتی می‌کنند. از نظر شما راز مانایی و این حد از محبوبیت بالای ایشان در چیست؟

celebrity.JPGفرض كنيد يكى از افراد مشهور -حالا خواننده يا نويسنده اش فرق نمى كند- امروز درگذشته، و فردا قرار است مراسم تغسيل و تكفين و تدفينِ جنازه اش... ببخشيد، پيكرش، در قطعه ى هنرمندان و نام آوران بهشت زهرا برگزار شود. مجلس ختم آن مرحوم نيز اگر خواننده است در مسجد بلال حبشى صدا و سيما واقع در خيابان ولى عصر، و اگر نويسنده است، در مسجد الرضا، واقع در خيابان نيلوفر برگزار خواهد شد.

ما «مجازيان ايرانى» به مناسبت درگذشت اين عزيزان از دست رفته، چه چيزهايى خواهيم نوشت (فرض مى گيريم اسم خواننده، كامبيز دُردانه، و اسم نويسنده، دكتر جواد فكور زاده است)...:

-آه! دكتر فكور هم رفت... آه... (حالا انگار قرار بود دكتر فكور در سن ٨٦ سالگى نميره و يه دويست سيصد سال ديگه هم عمر كنه!)

-با رفتن جواد فكور، ديگر هرگز كسى به مانند او پا به جهان نخواهد گذاشت! (خب معلومه ابله! مگه ميشه كسى مثه كس ديگه پا به جهان بذاره؟!)

-صبح خواب بودم كه تلفن زنگ زد!... نه!... باور نمى كنم؟!... مگر مى شود؟!... در حالى كه پرده ى اشك جلوى چشمانم كشيده شده بود، لباس پوشيدم تا خود را به بيمارستان برسانم... نه!... هنوز هم باور نمى كنم!

-در مقابل بيمارستان، فقط تعداد اندكى حضور داشتند! خاك بر سر اين ملت بى لياقت! دكتر به اين عظمت، حق اش اين تعداد از جمعيت است؟!

-دارم از بهشت زهرا، قطعه ى نام آوران باز مى گردم! اينجا به درستى آرامستان است! آرامستان بزرگان علم و ادب! آرامستان تشييع كنندگان كه فقط شش نفر هستند!

-من استاد را از نزديك مى شناختم... اگرچه در «محذر» ايشان درس نخوانده بودم، اما چند بار از نزديكى ايشان در «حيات» دانشگاه گذشته بودم... من به ايشان لبخند مى زدم و ايشان به من لبخند مى زدند... حس «آشناييتِ» قوى يى در ميان ما موج مى زد... من آرزو مى كردم در كنار اين نزديكى، از «محذر» درس ايشان نيز «تلمض» مى نمودم... آه....

-اگر غم را چو آتش دود بودى/ جهان تاريك گشتى بيكرانه // جهان را گر سراسر تو بگردى/ خردمندى نيابى شادمانه! //
نوشتارم را با يك خبر بد مى آغازم! استاد فكور رفت!... كسانى كه استاد را مثل من مى شناختند، مى دانستند كه او در ٨٦ سالگى، هنوز جوان بود! زود بود رفتن او زود بود! من اين مصيبت عظما را به خانواده ى محترم ايشان، يعنى نتيجه ها و نبيره هاى جناب استاد تسليت عرض مى نمايم...

-البته واسه اين كسى كه اخيرن فوت كرده، خيلى شيون و ناله مى كنن، ولى اين مثلا استاد، اولا دكتر نبود و فوق فوق اش ليسانسيه علوم معقول بوده اونم توو عهد عتيق، بعد هم دانشگاهيا مى دونستن كه اين بابا اصن عضو «سيا» ست و گرين كارت داره! بعضيا زودتر بميرن هم به نفع خودشونه، هم به نفع جامعه!

*****

wdkjl9o885947r82_small.jpgایسنا - «سید حسین موسویان» پژوهشگر دانشگاه پرینستون آمریکا وعضوسابق گروه مذاکره کننده هسته ای ایران در مصاحبه با شبکه خبری ریل نیوز آمریکا تاکید نمودکه قاضی برجام آژانس بین المللی انرژی اتمی است و آمریکا یا دولت ترامپ نمی‌ توانند در این باره حکم بدهند.
موسویان در این گفت وگو در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه ترامپ درسخنرانی خود در سازمان ملل، برجام را محکوم کرد و اتهامات زیادی به ایران زد و روحانی هم پاسخ داد. نظرش در مورد اظهارات روحانی چیست؟ افزود :اکنون جامعه جهانی درک خوبی از زبان ترامپ دارد. زبان ترامپ درسخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل، زبان زور و تهدید و تحقیر وتقابل و جنگ بود.
به گزارش نامه نیوز، وی ادامه داد : متقابلا زبان و پیام روحانی دعوت به صلح وهمکاری و گفتگو بود. روحانی جامعه جهانی را به همکاری و اتحاد برای مبارزه با تروریسم دعوت کرد و آمریکا را مسئول و دخیل در ایجاد بحران های منطقه همچون عراق و افغانستان و گسترش تروریسم خواند. حرف روحانی این بود که بحرانهای منطقه همچون سوریه و یمن راه حل نظامی ندارد و صرفا از دیپلماسی و همکاری می توان بحرانها را مدیریت کرد درحالیکه سیاست آمریکا دردوره دولت ترامپ تشدید تهدید و تقابل است.
این کارشناس تصریح کرد:درعین حال روحانی از ابتدای ریاست جمهوری سیاست کاهش تشنج با آمریکا را دنبال کرده ضمن اینکه هیچگاه باج هم به آمریکا نخواهد داد. ایران برای حل مشکلات منطقه و اختلافات دوجانبه آماده همکاری و گفتگوست.
پژوهشگر دانشگاه پرینستون ازسوی دیگر ابراز داشت که جامعه جهانی و ایران درمورد بحران هسته ای دوازده سال مذاکره کردند و بحرانی که می توانست به جنگ بیانجامد را ازطریق دیپلماسی حل کردند. تمام قدرتهای بزرگ پای برجام را امضاء کردند و شورای امنیت سازمان ملل هم آن را تصویب کرد. آژانس بین المللی انرژی اتمی هم بعد از اجرای برجام هشت بار تایید کرده ایران به تمام تعهداتش دربرجام کاملا عمل کرده است.
وی اشاره نمود :اکنون جامعه جهانی منهای آمریکا و اسراییل و عربستان، خواهان اجرای کامل برجام هستند و لذا ترامپ نباید ابن توافق را تخریب کند.
موسویان دراشاره مجری به این امر که شکی نیست که ایران به تعهداتش عمل کرده است و طبق برجام آمریکا و سایر قدرتهای جهانی نمی توانند درروابط اقتصادی سایر کشورها با ایران کارشکنی کنند اما آمریکا آشکارا سایر کشورها را ازکاراقتصادی با ایران منع می کند که این نقض آشکار برجام است، ادامه داد :به همین دلیل ایران معتقد است که آمریکا روح و متن برجام را نقض کرده است.
عضوسابق گروه مذاکره کننده هسته ای خاطرنشان کرد:به همین دلیل است که اروپا از رفتار آمریکا عصبانی است. به همین دلیل است که سایرقدرتها همچون روسیه و چین و سایرقدرتهای شرقی و غربی از سیاستهای ترامپ عصبانی هستند. بعد ازحدود چهل سال خصومت و دشمنی، برای اولین بار ایران و آمریکا درسطح وزرای خارجه مذاکره کردند و با حضورهمه قدرتهای جهانی به توافقی دست یافته اند که به تایید شورای امنیت رسیده است. حالا آمریکا مدعی است که ایران ناقض توافق است. درحالیکه قاضی برجام آژانس بین المللی انرژی اتمی است و نه آمریکا یا دولت ترامپ.

092317B_top.jpgیورونیوز - صحبت های روز سه شنبه دونالد ترامپ در سازمان ملل درباره «نابود کردن» کره شمالی، پاسخ بی سابقه کیم جونگ اون را در پی داشت. بیانیه رهبر این کشور روز پنجشنبه از تلویزیون رسمی کره شمالی پخش شد. وی در این بیانیه با «پیر خرفت» یا «پیر دیوانه» خواندن دونالد ترامپ گفت: «من قطعا و حتما این پیر خرفت آمریکا را با آتش رام خواهم کرد.»

ساعاتی پس از این بیانیه وزیر امورخارجه کره شمالی تهدید کرد که بزودی یک بمب اتمی هیدروژنی را بر فراز اقیانوس آرام آزمایش خواهند کرد. آزمایش بمب هیدروژنی در اتمسفر از سی و پنج سال پیش تاکنون از سوی قدرتهای اتمی جهان نیز متوقف شده است و حال کره شمالی قصد دارد دست به این آزمایش بزند.

دونالد ترامپ روز جمعه در پاسخ به اظهارات رهبر کره شمالی در حساب توئیتری خود نوشت: «معلوم است که کیم جونگ اون، مرد دیوانه ای است که از گرسنگی دادن و کشتن مردم خود ابایی ندارد، او جوری محک میخورد که هیچکاه تا حالا نخورده.»

UYYY121213.jpgاین اولین بار نیست که واشنگتن و پیونگ یانگ یکدیگر را آماج حملات و توهین های لفظی قرار می دهند. اما کارشناسان امور کره شمالی می گویند که این دوره از تنش ها از همیشه خطرناک تر است.

جنی تاون، معاون مدیر موسسه آمریکا-کره در دانشگاه جان هاپکینز درباره بیانیه کیم جونگ اون می گوید: «من تا بحال چیزی مثل این ندیده ام. من این بیانیه را بلوف نمی بینم و فکر می کنم اقدامی در پی آن باشد. چه اقدامی؟ هنوز نمی دانم اما فکر می کنم شدید خواهد بود.»

ماهیت غیرمعمول بیانیه کیم جونگ اون در کنار تهدید کره شمالی به آزمایش بمب هیدروژنی، نشان از این دارد که این کشور احتمالا به سرعت بسوی اقدامی تحریک کننده پیش می رود.

Mahmoud_Bahmani.jpgرئیس کل بانک مرکزی دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، ادعایی عجیب درباره وارد کردن ارز به کشور مطرح کرده است.

بخشی از گفت‌وگوی محمود بهمنی با «خبرآنلاین» را در ادامه می‌خوانید:

* سمت‎تان در دوره‎های قبل چه بوده؟

در تمام دولت‌ها سمت‌های بالا داشتم. قائم‌مقام بانک ملی، مدیرکل اعتبارات و سرمایه گذاری و... بودم.

* اما بالاترین سمت را در دوره آقای احمدی‌نژاد داشتید.

همان موقع هم آقای هاشمی هر وقت می‌خواستند پروژه افتتاح کنند زنگ می‌زدند و با هم می‌رفتیم. چون چهره سیاسی نبودم توانستم با همه دولت‎ها کار کنم و باور این برای خیلی‌ها سخت بود. ۴۷ سال سابقه کار در حوزه بانک دارم و سه سال هم مشاور عالی ستاد فرمان حضرت امام بودم. بچه‌ها به من نگفتند که از تهران بیا چون تهران اصلا لیست خاص خودش را داشت و پیشنهاد کردند البرز بد نیست و من هم رفتم و از البرز کاندیدا شدم. الان خدا را شکر می‌کنم چراکه تا قبل از مجلس فکر می‌کردم من به عنوان یک مدیر انتصابی قابل قبول هستم. همیشه احکامم را بر اساس انتصاب گرفته بودم ولی در انتخابات مجلس، مردم هم به صورت انتخابی این عنوان را به من دادند. بالاخره کسی که ۴۷ سال در سیستم مالی و اقتصادی کار کند، همه هم در سمت‌های بالا، بالطبع ممکن است اشتباه کند ولی می‌توان تشخیص داد این اشتباه بوده یا سوءنیت.

831234e34rb_small.jpgبی بی سی - انتشار عکسی از علی لاریجانی سیاستمدار محافظه‌کار و رئیس فعلی مجلس ایران با محمد خاتمی٬ رئیس جمهور پیشین ایران خبر ساز شده است.

فعالیت اجتماعی و رسانه‌ای محمد خاتمی چند سال است که از سوی مقام‌های امنیتی محدود شده است.

در این عکس آقای لاریجانی در کنار محمد خاتمی در حسینیه جماران نشسته است. اقامتگاه آیت الله خمینی در شمال تهران در سال‌های اخیر به محلی برای تجمع اطلاح طلبان و برگزاری مراسم آنها تبدیل شده است.

به غیر از علی لاریجانی٬ محمد امامی کاشانی از امامان جمعه تهران و از سیاستمداران محافظه‌کار و عبدالعلی علی عسکری مدیر منصوب آیت الله علی خامنه‌ای در سازمان صداوسیما هم در عکس‌ها و در فاصله کمی از آقای خاتمی دیده می شوند.

علت گردهمایی این افراد درگذشت یکی از روحانیون نزدیک به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بوده است.

برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی این اقدام آقای لاریجانی را تبلیغات زودهنگام انتخاباتی توصیف کرده‌اند. مواضع سیاسی او در سال‌های اخیر به اصلاح طلبان و دولت روحانی نزدیک شده است.

U23456-1.jpgوب سایت خبری جماران نزدیک به خانواده آیت الله خمینی گزارش داده که شماری از فرماندهان سپاه از جمله حسین نجات جانشین رئیس سازمان اطلاعات سپاه هم در این مراسم حضور داشتند.

مقام‌های قضائی ایران اشاره به نام و انتشار تصاویر آقای خاتمی را در رسانه‌های این کشور ممنوع اعلام کرده‌اند.

A12324cd982_small.jpgیادداشتی از کلیفورد می در واشنگتن تایمز

برگردان فارسی: صدای آمریکا

هنری کیسینجر یازده سال پیش در اظهار نظری معروف گفت رهبران ایران باید «تصمیم بگیرند می خواهند نماینده یک آرمان باشند یا یک کشور». در مورد آخری منافع ایران و آمریکا می تواند «همساز» باشد. اما در مورد اولی «اگر تهران بر ترکیب سنت امپراتوری پارس با شور و شوق اسلامی معاصر اصرار داشته باشد، برخورد با آمریکا اجتناب ناپذیر است».

از آن زمان رهبران ایران جای تردیدی باقی نگذاشته اند. در پروژه صدور انقلاب آیت الله خمینی آمریکا هم ناخواسته نقشی موثر ایفا کرد: اگر نتیجه سرنگونی صدام حسین دشمن قسم خورده و رقیب ایران به دست جرج بوش تبدیل سریع عراق به متحد قابل اعتماد آمریکا بود جای نگرانی وجود نداشت. اما نتیجه ظهور القاعده با کمک وفاداران صدام و رشد شبه نظامیان شیعه طرف جنگ با نیروهای آمریکا شد.

با خروج نیروهای آمریکا از عراق به دست باراک اوباما ثبات و حاکمیت عراق تحلیل رفت.

رهبران ایران اعمال نفوذ در بغداد را شروع کرده و مروج فرقه گرایی شیعه شدند. سنی های عراق در غیبت آمریکا حامی دیگری جز داعش پیدا نکردند.

حال اگر نیروهای آمریکا داعش را در سوریه و عراق شکست بدهند در واقع کار نیروهای ایران را راحت کرده اند.

میلیاردها دلار دارایی آزاد شده ایران در نتیجه برجام به ایران امکان ادامه دفاع از بشار اسد با کمک حزب الله و دیگر شبه نظامیان شیعه افغانستانی و پاکستانی را داد.

تصور کنید تسلط کامل ایران بر عراق، سوریه، لبنان و یمن چه شرایطی را بر خاورمیانه حاکم خواهد کرد. استفاده از بنادری در دریای مدیترانه حوزه نفوذ ایران را به سمت غرب گسترش می دهد.

ولادمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه، برای دلایل ماکیاولیستی از این جاه طلبی های ایران حمایت می کند. کره شمالی، مشتری چین، با حاکمان ایران در برنامه موشکی، شبکه غیرقانونی مالی و شاید جنگ افزار هسته ای همکاری دارد.

این همان تصویری است که آیت الله خمینی در کتاب ولایت فقیه از نفوذ حکومت جمهوری اسلامی توصیف کرده بود.

ضروری است که پرزیدنت ترامپ و مشاوران او این واقعیت را که بسیاری درک نکردند دریابند: رهبران ایران نماینده آرمان تحقق «رویای استیلای امپراتوری» هستند. اگر ایالات متحده آن ها را متوقف نکند و باز هم از آمریکا در سوریه و دیگر نقاط سوء استفاده کنند هیچ کس جلوی آن ها را نخواهد گرفت.

h617885947r82_small.jpgفاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه در گفت‌وگو با رویداد۲۴:

روحانیون دست از امر و نهی بردارند

عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه تاکید کرد: روحانیت هرچه کمتر در کارهای اجرایی دخالت کند و در کارهای سیاسی هم کمتر وارد شود در میان مردم جایگاه بهتری دارد ولی درصورتی‌که مسیر خود را عضو کند و دست به امرونهی بزند و در اقتصاد، سیاست خارجی، مسائل فرهنگی و ... دخالت کند افت خواهد کرد که چنین هم شده است.

این روزها شاهد انتقاد از عملکرد روحانیون هستیم و صاحب نظران از هر فرصتی که به دست می‌آورند در رابطه با این مسئله صحبت می‌کنند، اما آنچه این موضوع را مهم‌تر نشان می‌دهد این است که روحانیون خود شروع به انتقاد از هم‌طیفی‌ها خودکرده‌اند و این مسئله را بسیار جدی دیده‌اند.
مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله این روزنامه در تاریخ 19 شهریورماه از عملکرد برخی روحانیون و ورود آن‌ها به بعضی حوزه‌ها انتقاد کرد. او در این یادداشت از دخالت روحانیون کم‌سواد به حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، بین‌المللی و استقرار درمترو به‌عنوان اموری نام برد که جهت خلاف مسیر انقلاب و نظامی اسلامی است.
وی چند روز بعدازاین سرمقاله در کانال تلگرامی خود نوشت: «اینکه با سوزوگداز می‌گوییم و می‌نویسیم «کارکرد روحانیت این نیست» برای این است که بخشی از روحانیت اکنون به بیراهه‌ می‌رود، بیراهه‌ای که هویت ۱۰۰۰ ساله این نهاد پرافتخار و هدایتگر را مخدوش کرده است و آنچه اکنون مایه تأسف است اینکه نهاد پر سابقه و پرافتخار امروز دچار کارکردی شده که آن سابقه را زیر سؤال می‌برد و ضربات بزرگی به اعتقادات مردم وارد می‌کند.»
آیت‌الله موسوی‌خوئینی‌ها نیز در كانال تلگرام خود نوشته است: «روحانيت در دوران پهلوي از حكومت و دربار، يعني از مركز ثقل سياسي كشور جدا بود و در امور كلان كشور دخالتي نداشت و در نزد مردم محترم بودند چون حرام و حلال را به آنان مي‌آموختند و راه قرب به خدا را در گفتار و رفتار نشان مي‌دادند. امروز آفت بزرگي بر درخت تناور هزار و چند صدساله روحانيت واردشده است. بجاست كه از مراجع بزرگ و عالمان فرهيخته حوزه‌هاي علميه، متواضعانه تقاضا كنم، چاره‌اي بينديشند تا مبادا تلخي‌هايي كه مردم از رفتار بعضي از روحانيون چشيده‌اند آنان را از اين قافله مأيوس كند»
حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با رویداد۲۴ در رابطه با دلایل نگرانی درباره وضعیت روحانیت در کشور گفت: نگرانی ها از تنزل جایگاه روحانیت به حق است. در اول انقلاب روحانیت در رأس تمام‌کارها قرار گرفت و وعده‌هایی به مردم درزمینهٔ اجتماعی، سیاست داخلی و خارجی و حل مشکلات اقتصادی داد که انتظارات مردم را از خود بالا برد ولی متأسفانه به دلایل مختلفی وعده‌های داده‌شده، محقق نشد و نگاه مردم نسبت به روحانیت تغییر کرد.
وی دراین‌باره اضافه کرد: زمانی که ائمه جمعه به هر مسئله‌ای ورود پیدا می‌کنند نه‌تنها مشکلات مردم از این روش حل نمی‌شود بلکه نگاه آن‌ها هم‌تغییر می‌کند. تصور مردم از روحانیت عالم دینی، اسلامی و اخلاق است که بر آنان تأثیر خوب و مثبت گذارد و فسادها کمتر شود، اما دیده می‌شود باوجودآنکه غالب منصب‌های مهم در اختیار روحانیت قرار دارد ولی مشکلات آن‌طور که انتظار می‌رود برطرف نمی‌شود و مردم تمام این‌ها را از چشم روحانیت می‌بیند و مطلوب نیست.

sardar_Nejat.jpgپایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab. ir): رییس سازمان اطلاعات سپاه گفت: این حق قوه قضاییه است که اینها را محاکمه کند. علی القاعده این نوع جرایم هم اگر برود قوه قضاییه فرد محاکمه بشود، من بعید میدونم حکمی کمتر از اعدام یا حبس ابد به این افراد بخورد.

به گزارش انتخاب، سردار نجات جانشین رییس سازمان اطلاعات سپاه با حضور در برنامه دستخط به سوالات مختلفی پاسخ داد. متن کامل اظهارات وی در این باره به شرح ذیل است:

مجری: سلام و خیلی متشکر که این وقت را در اختیار ما قرار دادید؛

نجات: عرض سلام و ادب دارم. هفته دفاع مقدس را به شما و مردم ایران و آزادی خواهان تبریک عرض می‌کنم.

س: چرا شما به عنوان رمز پیروزی عملیات والفجر ۸ شناخته شدید؟

نجات: تسامح شده! ما هیچ نقشی در پیروزی والفجر ۸ نداشتیم. آنی که پیروز بود و پیروزی را به مردم ایران هدیه کرد در راس و اول خدا بوده است، بعد هم رهبری داهیانه حضرت امام بود که هرچه داریم از آن پیر دیر ما بود و آن رهبر عاقل و رهبر محکم و با صلابت ما بود و اگر نفس مسیحایی ایشان نبود، یک لحظه این نفس را از جبهه‌ها قطع می‌کرد، ما هیچ پیروزی در جبهه‌ها نداشتیم.

عملیات والفجر هشت طرحی بود که فرماندهی جنگ به این نتیجه رسید که با دشمن در نقطه‌ای درگیر بشود که بتواند غافلگیری را انجام بدهد. به دنبال تجاربی که فرماندهی جنگ در عملیات خیبر و بدر داشت، به این نتیجه رسیده بود که ما از لحاظ امکانات و تجهیزات نظامی با دشمنی که تا دندان توسط هم ابر قدرتهای شرق و غرب مسلح شده بود و ارتجاع منطقه هم به ما کمک می‌کرد، ما باید در جایی عملیات انجام می‌دادیم و حمله می‌کردیم که او غافلگیر بشود.

منطقه فاو به خاطر ویژگی‌هایی که داشت، می‌توانستیم دشمن را غافلگیر کنیم. اولین و مهمترین خصوصیت منطقه فاو، رودخانه اروند بود. رودخانه اروند رودخانه سرکش و مهار نشدنی است که در بعضی جاها عرض آن حدود یک کیلومتر و در جاهایی به حدود ۵۰۰ متر می‌رسد. این رودخانه دارای جزر و مد است در موقعی که جزر میشود سرعت آب به سرعت زیاد می‌شود بعضی اوقات تا ۶۰ کیلومتر در ساعت سرعت آب می‌رسد که اگر یک غواص بخواهد عبور بکند غواص را آب می‌برد.

نکته دوم این بود که جاده‌های دسترسی به اروند، جاده هایی که بدرد یگان‌های منظم بخورد، نبود. نکته سوم آن منطقه منطقه مسکونی بود، یعنی کل حاشیه اروند رود از آغاز آبادان تا آخر منطقه اروند رود حداقل ۱۴-۱۳ هزار نفر ساکن بودند ۳۳ هزار خانواده آنجا ساکن بودند، لذا دشمن احساس نمی‌کرد اینجا عملیات باشد. ارزش فاو از بسیاری از جهات ارزش نقطه کلیدی برای عراق داشت.

اولین و مهمترین نکته این بود که تنها راه دسترسی عراق به دریای آزاد و خلیج فارس، فاو بود. آن خدمتی که برادران حفاظت اطلاعات در زمان جنگ توانستند بکنند، این بود که برای اولین بار طرحی را تهیه بکنند که ما اصطلاحا آن طرح را گذاشتیم حصار امنیتی، یعنی بررسی کردیم که دشمن اگر بخواهد جمع آوری اطلاعات از ما بکند، راهها و روش‌های جمع آوری اطلاعات دشمن چیست؟

حدود ۱۶-۱۵ طریق جمع آوری اطلاعات دشمن از ما بود دشمن می‌توانست متوجه شود که ما می‌خواهیم عملیات انجام بدهیم. طراحی عملیات انجام شد. در ان طراحی همه فرماندهان کمک کردند، همه بسیجیان کمک کردند و این طرح به خوبی اجرا شد. چون عملیات در غافلگیری کامل انجام شد از این جهت نقش حفاظت اطلاعات در آنجا نقش ویژه‌ای بود.

س: می‌خواستم از همینجا یک پلی بزنیم به تشکیل حفاظت اطلاعات، شما عضوحلقه اولی بودید که با آقای محسن رضایی که در واقع آن زمان فرماندهی حفاظت اطلاعات سپاه را داشتند، پیوستید. آقا محسن در همین برنامه اعلام کردند که آقای نجات از نفرات اولی بود که به ما پیوست.

ytri46666982_small.jpgنیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد گفت خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران، اعتبار دیپلماتیک ایالات متحده را تضعیف نمی کند بلکه نشان دهنده این است که آمریکا همیشه به فکر مردم خود است.
به گزارش «انتخاب»، او به خبرنگاران گفت بعد از امضای هر توافقی، باید آن را دوباره بررسی کرد که آیا، آن توافق موثر بوده است یا خیر و با توجه به اقدامات مخرب ایران در منطقه از جمله حمایت از تروریسم و قاچاق سلاح، باید دید که آیا برجام موثر بوده است یا خیر.

خانم هیلی در واکنش به اظهارات وزیر خارجه آلمان که روز پنجشنبه گفت اگر آمریکا از توافق هسته ای با ایران خارج شود، کره شمالی نسبت به مذاکره برای ترک برنامه هسته ای دلسرد می شود، گفت ایران «مرگ بر آلمان» نمی گوید، بلکه «مرگ بر آمریکا» می گوید و رئیس جمهوری آمریکا نیز باید به کنگره بگوید که آیا ادامه حضور در این توافق به نفع امنیت مردم آمریکا است یا خیر.

سفیر آمریکا در سازمان ملل گفت آمریکا نمی خواهد که توافق هسته ای با ایران، این کشور را به یک کره شمالی دیگری، تبدیل کند. به گفته او توافق های بد با کره شمالی موجب شد که پیونگ یانگ بتواند دست به تولید تسلیحات هسته ای بزند.

نیکی هیلی گفت رئیس جمهوری آمریکا طبق قانون این کشور باید ماه آینده میلادی به کنگره آمریکا بگوید که آیا تصدیق می کند توافق برجام به نفع امنیت ملی آمریکا است یا اینکه چنین چیزی را تصدیق نمی کند. به گفته نیکی هیلی، توافق هسته ای با ایران مجوزی برای انجام اقدامات غلط این کشور در حوزه های مختلف نبوده است.

Reza_Maghsadi_NEW.jpgنه......

باور نمی‌کنم

این شعله‌ی شکفته‌ی زیبا را

در دست‌های مرگ.

از پسِ این همه سال، ناصر اخوان، هنوز با من است. حتا پاره‌ای از خواب‌های خونین‌ام را چهره‌ی جوانانه وُ جانانه‌ی او رقم می‌زند.

در سال ۵۳ در زندانِ قصر، در گام زدن‌های عصرانه، معنایِ گسترده‌ی این شعر شاملو را برای نخستین بار از زبان او دریافتم. در آن جا بود دانستم تا چه مایه، معنا در این شعر، منزل کرده است.

"بی‌آن‌که دیده بیند

در باغ

احساس می‌توان کرد

در طرحِ پیچ پیچِ مخالفسرای باد

یأسِ موقرانه‌ی برگی که

بی‌شتاب

بر خاک می‌نشیند".

ytri324cd982_small.jpgرهبر در سایه: اتهام پرونده مداحان را از «جاسوسی» به «ارتباط نامشروع» تغییر دهید

ظهر امروز در جلسه‌ای میان «سیدمجتبی خامنه‌ای» فرزند رهبر جمهوری اسلامی و چند تن از مسئولین مقرر شد اتهام «جاسوسی» از پرونده مداحان به «ارتباط نامشروع» تغییر داده شود.

بنا به گزارش یک مقام ارشد در بیت رهبری به خبرنگار «آمدنیوز»، در جلسه‌ای که امروز در بیت رهبری و دفتر «سیدمجتبی خامنه‌ای» فرزند رهبر جمهوری اسلامی تشکیل شد، مقرر گردید به خاطر تأثیر بسیار بد اتهام جاسوسی برای «روح‌الله بهمنی»، «احد قدمی» و «عبدالرضا هلالی» سه تن از مداحان متهم به «جاسوسی» برای سفارت فرانسه، در میان اقشار متدین کشور و وفاداران به نظام، این اتهام به «ارتباط نامشروع» تغییر داده شود.

در این جلسه که در دفتر «سیدمجتبی خامنه‌ای» در بیت رهبری تشکیل شد، «سیدمسعود خامنه‌ای»، «حسین طائب»، «محمدعلی جعفری»، «مصباح باقری» و «وحید حقانیان» حضور داشته‌اند.

پس از این جلسه مقرر شد رسانه‌های تحت پوشش سپاه پاسداران و رسانه‌های حاکمیتی، در اخبار مربوط به این پرونده، اتهام «ارتباط نامشروع» را جایگزین اتهام «جاسوسی» نمایند.

h678ii947r82_small.jpgبهرام قاسمي، سخنگوي وزارت امور خارجه در گفت‌وگو با «اعتماد»:

جهان سردرگم، بهترين تعبير براي اين روزهاي جامعه بين‌المللي است كه از يك سو با بحران گروه‌هاي تروريستي متعدد سردرگريبان است و از سوي ديگر با منازعه‌هاي سياسي متعدد و متنوع در نقاط مختلف جهان از خاورميانه تا شرق آسيا. در چنين شرايطي، رييس‌جمهور ايالات متحده نيز با سياست‌هاي خام و ناپخته بر بحران‌هاي موجود مي‌افزايد. در آخرين مورد از بحران‌آفريني‌هاي وي نيز شاهد سخنراني مملو از توهين، عاري از حقيقت و آلوده به خشونت صرف وي از تريبون سازماني بوديم كه براي ارتقاي صلح و امنيت جهاني درنظر گرفته شده است. تنها چندساعت پس از سخنراني دونالد ترامپ بود كه حسن روحاني، رييس‌جمهور ايران در سخناني از همان تريبون به هرتهديدي نه گفت و تاكيد كرد كه ايران نه كشور آغازگر نقض برجام و نه تهديدكننده سايركشورها خواهد بود. بهرام قاسمي، سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان در گفت‌وگوي اختصاصي با «اعتماد» تاكيد مي‌كند كه ترامپ با چشماني بسته به جنگ با همه برخاسته است. وي فرجام خوبي براي رياست‌جمهوري وي در نظر نداشته و تاكيد مي‌كند كه رياست‌جمهوري ٩ ماهه ترامپ تا همين امروز نيز امريكا را شرمگين كرده است. مشروح اين گفت‌وگو به شرح زير است:

دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات متحده در نطق خود در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، حمله بي‌سابقه‌اي به ايران كرد. وي هم توافق هسته‌اي با ايران را زيرسوال برد و هم فعاليت‌هاي منطقه‌اي ما را هدف قرار داد و البته انتقادهاي بي‌سابقه‌اي از وضعيت حقوق بشر در ايران كرد. فكر مي‌كنيد اين سخنان را مي‌توان نشانه‌اي از تشديد تنش ميان ايران و امريكا در سه سال و نيم باقيمانده از دولت ترامپ دانست؟

سخنان ترامپ، نطقي تاريخي و بي‌نظير محسوب خواهد شد، تاريخي و بي‌نظير به واسطه بي‌جا و مضحك‌گويي و بي‌سابقه‌ترين نطق ناشيانه يك رييس‌جمهور امريكا در سازمان ملل. ترامپ بي‌تجربه نشان داد كه از هيچ گونه دانش و آگاهي و بينشي در حوزه مسائل سياست خارجي برخوردار نيست. از فهم و درك حقوق بين‌الملل و روح و فلسفه سازمان ملل و منشور آن و اهداف اين سازمان بي‌خبر است يا خود را به ندانستن مي‌زند. ترامپ از تريبون سازمان ملل به نحوي سخيف، مضحك و شرم‌آور به تهديد ساير كشورها مي‌پردازد و جنگ‌افروزي و نداي جنگ و نابودي ساير كشورها را فرياد مي‌كند. قصد خود از نابودي كره شمالي را به رخ جهانيان مي‌كشد و ايران داراي چند هزار سال تمدن و فرهنگ را تهديد مي‌كند. ترامپ بسيار دانسته يا ندانسته به نقض منشور و روح سازمان ملل مي‌پردازد و قطعنامه سازمان ملل را به هيچ مي‌انگارد. ترامپ نه تنها دچار اين خطاي فاحش استراتژيك مي‌شود بلكه تكبر و نخوت و نژادپرستي خود را به ميدان قضاوت آدميان در دوران فرابرد‌گي و جهان مدرن امروز به بدترين شكل ممكن به تماشا مي‌گذارد. رييس‌جمهور امريكا آنچنان مست و مدهوش وعده‌هاي زر و پول برخي رژيم‌هاي فاسد منطقه است كه فراموش مي‌كند از كدام تريبون و در برابر كدامين مردم و كدامين جهان و به نمايندگي از چه حكومتي و مردمي و مدعيان چه ارزش‌هايي سخن مي‌راند.

تا چه اندازه سخنان وي را مي‌توان تهديدي براي برجام دانست؟

به نظر مي‌رسد او در برجام هم نمي‌داند چه مي‌خواهد. شايد به دنبال روزنه‌اي براي كسب درآمد است و اين مخالفت خواني‌ها هم در راستاي آن است. برجام، تفاهمي جهاني، قانونمند و همگاني است كه به شكلي بخشي از يك قطعنامه سازمان ملل است. ترامپ با چشماني بسته يا به هر دليلي كه بسته نگهداشته شده، دون‌كيشوت‌وار به جنگ با همه برخاسته است. مشكل ترامپ برجام نيست. حتي برجامي كه همگان بر آن مهر تاييد گذاشته‌اند. او با بودن برجام، امكان تعرض و تخطي و تجاوز را از دست داده است و لذا در اين محيط، ناچار است به تخريب تمامي اركان‌هاي جهاني و بين‌المللي روي آورد. ترامپ بي‌هيچ دستاوردي در جهان و در همه نداشتن‌هاي خود بايد تمامي داشته‌هاي ديگران را تخريب كند. قطعنامه ٢٢٣١ دقيقا راه بر بهانه‌جويي‌هاي او در بحث موشكي ايران را بسته است. آژانس مرتبا پايبندي ايران به برجام را تاييد مي‌كند. عصبانيت، عصبيت و لجاجت با خود و همه فقط از سر ناآگاهي و كبر و غرور و نخوت نيست، بلكه از روي ناتواني است. از سويي لابي صهيونيزم و تلاش نتانياهو را بايد پاسخي در خور بدهد و از سوي ديگر، برخي از صاحبان‌ثروتان عرب را براي برداشت اندوخته‌هاي آنان و آراي بخشي از هواداران داخلي خود را به نياز نشسته است.

فكر مي‌كنيد سخنان وي تا چه اندازه منجر به دوري متحدان اروپايي از امريكاي ترامپ شود؟

جهان مي‌داند كه امريكاي امروز قابل اطمينان نيست. امريكاي امروز، امريكاي بعد از جنگ دوم جهاني نيست. امريكاي ترامپ، به هيچ پيمان و تعهد جهاني پايبند نيست. امريكاي او منادي هيچ ارزش والاي انساني هم نيست. امريكاي ترامپ امروز ديگر به كار تجارت نفت و كالا بسنده نمي‌كند. تروريسم، صلح، تعهدات جهاني، انسانيت و... همه در فرهنگ ترامپ كالايي ديده مي‌شوند كه مي‌تواند همه را در بازار مكاره‌اي به حراج بگذارد. امروز امريكا در برابر جهان و حتي مردم اين كشور شرمنده است. ادامه اين وضعيت و سياست، ترامپ را تنهاتر از آني خواهد كرد كه حتي بتوان تصور آن را كرد و اين كمترين هزينه براي كسي است كه تفاوت بين حكمراني و اداره يك بنگاه معاملات املاك را درك نكرده است. رييس‌جمهور امريكا نه جهان را مي‌شناسد و نه منطقه حساس خاورميانه را. او تنها شايد از منطقه ما دلار، نفت و احتمالا رقص شمشير را شناخته باشد.

پس از سخنراني تند و تيز ترامپ در مجمع عمومي سازمان ملل متحد بسياري انتظار سخنان حسن روحاني را داشتند كه مي‌توانست به نوعي پاسخ به رييس‌جمهور امريكا هم باشد. بازتاب‌ها به واكنش ايران به اظهارات ترامپ را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ايران در برابر توهين‌ها و نابجاخواني و غلط‌گويي‌هاي او با متانتي كه ريشه در يك فرهنگ و منش و تمدن دارد با منطقي عالمانه و آگاهانه با جهان سخن گفت. سيل ديدارهاي وزير امور خارجه در نيويورك و سبقت براي ديدار با نماينده ايران پس از آن سخنان چندش‌آور قرون‌وسطايي، نشان داد كه غرب نيز به گونه‌اي شرمسار آن سخنان و اين رفتار حكيمانه رييس‌جمهور ايران است. ترامپ با كلام و رفتار خود در دوران رياست‌جمهوري‌اش لحظه به لحظه مشغول خودزني است و البته بازنده اين بازي كاسبكارانه نيز خود او است. هيچ كس بهتر از ترامپ نمي‌توانست نگاه جهان را به ايالات متحده مدعي ارزش‌هاي والاي انساني اينچنين حقير كند. سخنان ترامپ نگاه پيشين شايد مثبت جهانيان را بيش از پيش نسبت به امريكا كاهش داد و مي‌توان گفت كه جامعه جهاني را نه فقط از رييس‌جمهور امريكا كه از اين كشور نيز دور كرد. سخنان ترامپ كه با ادبياتي سخيف و بي‌ادبانه و نفرت پراكني همراه بود باعث مي‌شود كه مردم و نخبگان جهان براي شناختن مردم ايران تلاش بيشتري بكنند.

امانوئل مكرون، رييس‌جمهور فرانسه، در گفت‌وگو با سي‌ان‌ان تاكيد كرده بود كه بايد درباره تكميل توافق هسته‌اي با ايران گفت‌وگو كرد. بحث تكميل توافق هسته‌اي با بحث بازگشايي دوباره برجام متفاوت است و به نظر مي‌رسد كه برخي حتي در اروپا از افزودن زمان بيشتر به اين توافق استقبال كنند. موضع جمهوري اسلامي ايران در اين خصوص چيست؟

برجام، دفتري بسته و فصلي به پايان رسيده است و نمي‌توان آن را براي بار ديگر گشود. قابل مذاكره مجدد نيست و نبايد باشد. چرا كه در صورت پذيرش اين اصل، بايد در مورد تمامي تفاهمات صورت گرفته در جهان بار ديگر به صحبت، بررسي و تغيير نشست. برجام مربوط به هيچ كشوري نيست. برجام جهاني است و جهاني باقي مي‌ماند، مگر اينكه آن را نخواهيم و آنگاه تمامي آن از دور خارج مي‌شود. برجام به امريكا تعلق ندارد. امريكا بايد ياد بگيرد كه در اين جهان با اين مشخصه‌ها، تنها يك كشور است، البته با ويژگي‌هاي خود، با يك راي در سازمان ملل، مثل هر كشور ديگري در سازمان ملل.

اروپا نمي‌تواند به بهانه آرام كردن آقاي ترامپ براي حفظ برجام، بپذيرد كه مي‌توان نوعي بازنگري در آن داشت. برجام يك چارچوب به هم پيوسته است، يا همه آن به‌كار‌ آيد يا بهتر آن است كه به فراموشي سپرده شود. اروپا بايد فشار لازم را بر ترامپ در مورد پايبندي به برجام ادامه دهد. آقاي مكرون بايد به عنوان رييس‌جمهور كشوري با فرهنگي ارزشمند كه در حمله امريكا به عراق نقش تاريخي خود را ايفا كرد عمل كند. فرانسه و رييس‌جمهور اين كشور نبايد به تكرار آنچه پرزيدنت ترامپ مي‌پسندد، بپردازد و هزينه عدم شناخت و ناآگاهي و سودجويي ايالات متحده را پرداخت كند. اروپاي امروز در معرض يك انتخاب حياتي قرار دارد. ايران كشوري قابل اتكا و اعتماد و متعهد به تمامي تعهدات خود و كشوري ثبات بخش‌است كه در صف نخست مبارزه با تروريسم ايستاده است. ايران با خويشتنداري به تعهدات خود در برجام پايبند است و هيچگاه نخستين نقض‌كننده برجام نخواهد بود اما تحمل و صبر ايراني در برابر تعدي و تجاوز و نقض تعهد و نقض برجام از حد مشخصي برخوردار است. بهتر آن است كه آقاي مكرون به فكر بازپروري افكار خطرناك آقاي ترامپ باشد و نقش تاريخي خود را ايفا كند.

تجديدنظر در برجام يا مذاكره مجدد اتفاق نمي‌افتد. آنچه به غلط و از سر خطا در مورد نفوذ منطقه‌اي ايران گفته و القا مي‌شود و هدف آن ايران‌هراسي و ايران‌ستيزي و ممانعت از كار اروپا با ايران بدون امريكاست نيز چيزي جز يك نفوذ فرهنگي و طبيعي و ذاتي، كه ريشه در تاريخ منطقه دارد، نيست و فرانسه و اروپاي فرهنگي مي‌داند كه فرهنگ و تمدن و ميراث تاريخي در جغرافيا نمي‌گنجد و اين نفوذ براي آنان كه از فرهنگ و تمدن شناختي دارند، خطر محسوب نمي‌شود.

قريب به يك ماه پيش ٤ كشور امريكا، بريتانيا، فرانسه و آلمان در بيانيه‌اي مشترك، آزمايش موشكي اخير ايران و پرتاب موشك سيمرغ را محكوم كردند. اقدامي كه در يك سال و نيم گذشته از توافق هسته‌اي سابقه نداشته است و با واكنش ايران روبه رو شد. آيا اين اقدام را مي‌توان نشانه‌اي از همراهي احتمالي اروپايي‌ها با امريكا در مساله موشكي ايران دانست؟

اميدوارم اروپا با تجربياتي كه در سال‌هاي اخير اندوخته به اين بلوغ رسيده باشد كه بتواند در اتخاذ سياست‌هاي كلان خود از تجارب پيشين در سطح جهان و به خصوص در رابطه با ايران استفاده كند. اروپايي‌ها بايد به اين درك رسيده باشند كه واقعيت‌هاي جهان و منطقه با آنچه كه در ظاهر در جريان است، متفاوت است.

اروپايي‌ها يك بار در گذشته دچار اشتباهات تاكتيكي در قبال ايران شده‌اند. در سال‌هاي نخست سر و صدا در مورد برنامه هسته‌اي ايران و در دوراني كه به غلط با لفاظي‌هاي مقام‌هاي امريكايي اين سخن جاري بود كه امريكا به ايران حمله خواهد كرد، بسياري در اروپا گمان مي‌كردند با ايستادن در كنار امريكا و پيگيري سياست‌هاي تحريمي عليه ايران مي‌توانند واشنگتن را از تصميم‌گيري براي ورود به يك منازعه جدي با ايران دور كنند. در حمله به عراق نيز برخي از كشورهاي اروپايي دچار چنين اشتباهي شدند.

امروز هم اگر اروپايي‌ها تصور كنند با شراكت در ساير پرونده‌ها و موضوعات امريكا عليه ايران مي‌توانند واشنگتن را به راه راست در حوزه اجراي برجام رهنمون شوند، خطاي استراتژيك بزرگي مرتكب خواهند شد. اين يك دام ديگر خواهد بود و همراهي اروپا با امريكا در حوزه‌هاي غيرهسته‌اي عليه ايران كمكي به صلح و ثبات منطقه‌اي نخواهد كرد. توصيه من به اروپا اين است كه از پرداختن به اين موضوعات اجتناب كنند.

سياست‌هاي ايران در حوزه موشكي كاملا مشخص است و با تجربه‌اي كه از تاريخ جنگ تحميلي داريم و با توجه به شرايط منطقه‌اي موظف هستيم در پاسخ به خواست ملت و حفاظت از كيان و مرزهاي‌مان به توسعه سياست‌هاي دفاعي خود بپردازيم. سياست‌هاي دفاعي ما عليه هيچ كشوري نخواهد بود. اروپايي‌ها بايد به اين سوال پاسخ بدهند كه اين ميزان سلاح به چه دليل به كشورهاي منطقه ما فروخته مي‌شود؟ آنها بايد بودجه نظامي ما را با بودجه نظامي كوچك‌ترين كشورهاي منطقه مقايسه كنند و ببينند كه بايد نگران توسعه نظامي كدام كشورها به جاي ايران باشند؟ لذا اروپا براي متقاعد كردن امريكا براي باقي ماندن در برجام نبايد با پرونده‌سازي‌هاي غيرهسته‌اي امريكا عليه ايران همراه شود.

اخيرا برخي شهروندان ما پس از اعلام خبر لغو ويزاي صربستان به اين كشور مراجعه كرده اما موفق به ورود به آن نشده‌اند. در حال حاضر آيا ما در شرايط لغو كامل ويزا با صربستان قرار داريم و شهروندان مي‌توانند بدون نگراني به اين كشور سفر كنند؟

برخي افرادي كه پس از ماجراي لغو ويزاي صربستان براي ايران به اين كشور رفته‌اند و بازگردانده شده‌اند يا آنجا از ورود آنها ممانعت شده است با پاسپورت‌هاي جعلي و از مقاصدي جز ايران مانند تركيه مراجعه كرده بودند. برخي از ايراني‌هايي نيز كه راهي صربستان شده بودند نيز وسايلي را به همراه خود داشته‌اند كه پليس تشخيص داده است كه جزو ملزومات و وسايل يك توريست نيست و احتمالا اين افراد براي ماندن و اقامت‌هاي طولاني رفته بودند. بايد به ايرانياني كه عازم صربستان هستند توصيه كرد كه ضمن رعايت كليه مقررات و قبل از عزيمت در مورد چگونگي ورود و مدت اقامت در آن كشور بررسي‌هاي لازم را به عمل آورند. اگرچه لغو رواديد يكجانبه از سوي آن دولت به منظور افزايش تعداد گردشگران و جلب توريست و درآمد صورت پذيرفته است اما آنان طبق مقررات و قواعد خود از هر گونه ورودي كه احساس كنند قصد اقامت بيش از حد معين شده دارند جلوگيري به عمل مي‌آورند و آنان را به مقصد اوليه ديپورت مي‌كنند. امكان عزيمت از صربستان به ساير كشورهاي اروپايي با توجه به اقدامات امنيتي شديد آن كشور ميسر نيست و تنها كساني مي‌توانند وارد آن كشور شوند كه مقاصد گردشگري در طول زمان مشخص شده داشته باشند. البته اينگونه لغو رواديدهاي يكجانبه معمولا مشكل‌ساز است.

اخيرا شاهد بسته شدن يك مدرسه ايراني در شارجه امارات بوديم. در اين باره آقاي علي حسيني، معاون امور بين‌الملل و مركز امور بين‌الملل و مدارس خارج از كشور وزارت آموزش و پرورش مصاحبه‌اي داشته‌اند و با اشاره به اينكه مدارس ايراني بيش از ٢٠ سال است كه در كشور امارات مشغول به فعاليت و خدمات‌دهي هستند، تاكيد داشته‌اند كه مشكلاتي كه در سال‌هاي اخير براي برخي مدارس به وجود آمده قطعا به‌دليل مسائل سياسي است. وقتي عنوان «سياسي» به چنين اقدام‌هايي داده مي‌شود پاي وزارت امور خارجه به عنوان متولي يا يكي از متوليان امر به بحث باز مي‌شود. در مورد اين اتفاق‌ها در امارات آيا رايزني‌هايي با دولت اين كشور داشته‌ايد؟ آيا دلايلي كه اماراتي‌ها اعلام مي‌كنند سياسي است يا مسائل ديگري در جريان بوده است؟

مساله تعطيلي مدارس قطعا در حال حاضر از ديد من سياسي نيست. البته كه ما مسائل سياسي و اختلاف سليقه با امارات داريم. امارات در نگاهي كه به منطقه و مجموعه كشورهاي پيراموني خود دارد دچار اشتباهاتي است و گاهي در اظهارنظرهايي كه مسوولان اين كشور انجام مي‌دهند خطاهايي به چشم مي‌خورد. اما بحث تعطيلي مدارس را نمي‌توان الزاما يك بحث سياسي دانست. متاسفانه در بسياري از مواقع زماني كه برخي دستگاه‌ها نمي‌توانند مسائل تحت مديريت و مسووليت خود را به موقع حل و فصل كنند نهايتا يك واژه «سياسي» به آن اضافه مي‌كنند و خود را از مسووليتي كه بايد داشته باشند و دارند خلاص مي‌كنند. بحث مدارس ايران در امارات و مشكلاتي كه بعضا براي برخي از آنها به وجود مي‌آيد، جديد نيست. در بحث مديريت مدارس براساس مجموعه قوانيني كه در امارات وجود دارد همواره اختلاف‌هايي ميان آموزش و پرورش كشور ما و سيستم مديريتي اين حوزه در امارات وجود داشته است و نهايتا به علت عدم جديت طرفين، عدم پيگيري لازم و به موقع طرف ايراني مقداري اين مسائل كهنه شده‌اند و در جايي بروز پيدا كرده به گونه‌اي كه امرز صحبت از بسته شدن دو مدرسه در شارجه و ابوظبي به ميان آمده است. طرف ايراني كه در اينجا وزارت آموزش و پرورش است مهلتي شش ماهه از ميزبان اماراتي دريافت كرده تا بتواند در اين فاصله زماني مسائل مورد اختلاف را با مذاكره و رايزني دوجانبه حل كنند.

آيا وزارت امور خارجه ورودي به اين مساله داشته و رايزني با همتاي اماراتي به عنوان نمونه پيش برده است؟

وزارت امور خارجه در جريان اين پرونده از ابتدا قرار داشته و دارد. در تماس‌هايي كه از طريق كانال‌هاي ديپلماتيك صورت گرفته اين بحث مطرح و مورد پيگيري قرار گرفته است اما متولي اين پرونده وزارت آموزش و پرورش است و ما به عنوان وزارت امور خارجه موظف هستيم كه در جهت تسهيل مسير پيش رو گام‌برداريم و براي رفع برخي سوءتفاهم‌ها اقدام‌هايي را انجام بدهيم اما اصل داستان به موضوع كتاب‌هاي درسي كه در اين مدارس تدريس مي‌شد، مديريت مدارس و برخي چارچوب‌هايي كه به عنوان موازين و مقررات امارات در مورد مدارس غيراماراتي در آنجا مطرح است، بازمي‌گردد.

عربستان به فاكتوري ثابت و جدي در رابطه دوجانبه ايران- امارات بدل شده است و اين در حالي است كه در مقطع فعلي هيچ چشم‌انداز مثبتي براي تنش زدايي از رابطه تهران- رياض در كوتاه‌مدت به چشم نمي‌خورد. اگر فاكتور عربستان را از اين رابطه دوجانبه خارج كنيم، آيا چشم‌اندازي براي بهبود رابطه سياسي دوجانبه تهران - ابوظبي وجود دارد؟

بخشي از تحولاتي كه در حوزه خليج فارس رخ مي‌دهد جديد و بخشي از آن هم قديمي و مسبوق به سابقه است و به گذشته و توهم‌هايي كه در برخي از اين كشورها وجود داشته بازمي‌گردد. توهم‌ها و ادعاهايي كه در مورد جزاير سه گانه توسط امارات وجود داشت و مورد حمايت برخي از كشورهاي همسايه امارات نيز قرار مي‌گرفت. اگر فاكتور عربستان را از اين مجموعه نه چندان بزرگ و خرد جدا كنيم، مي‌توانيم بگوييم كه ما مساله اساسي و جدي با امارات نداريم يا به زبان ديگر از نظر ايران، مساله حاد و غيرقابل حلي ميان ايران و امارات وجود ندارد. البته اختلاف سليقه‌هايي كه وجود دارد نيز در هر رابطه‌اي طبيعي است. با وجود اين اختلاف سليقه‌ها در ساليان گذشته همكاري‌هاي اقتصادي و رفت و آمد تجار ايران به امارات بسيار زياد بوده و تعداد پروازهايي كه در هفته ميان دو كشور در جريان است به قريب به ٢٠٠ پرواز مي‌رسد. اين مساله گوياي افزايش رفت و آمدها و نه كاهش آن است. مي‌توان گفت كه شايد امارات در يك بن‌بست قرار گرفته است. از يك سوي واقعيت‌هاي منطقه است كه تا حدي به آن آشناست و از سوي ديگر فشارهايي است كه از جانب عناصر ثالث و عناصر غيراماراتي بر امارات وارد مي‌شود.

نقش عربستان را در اين گام‌هاي اشتباه اماراتي‌ها تا چه اندازه جدي مي‌دانيد؟

نمي توان گفت همه مسائل و مشكلاتي كه با امارات وجود دارد به مرجع و مبدا عربستان بازمي‌گردد. تحليل‌هاي نه چندان دور از واقعيت هم وجود دارد دال بر اينكه امارات پشت صحنه برخي از تحولات منطقه است و تا حدودي مقصر اختلاف‌هاي رياض با تهران را هم در امارات مي‌بينند. همزمان برخي تحليلگران در رسانه‌هاي نه صرفا منطقه‌اي بلكه فرامنطقه‌اي هم ريشه‌هاي اختلاف‌هاي عربستان و قطر را در امارات جست‌وجو مي‌كنند و ادله‌هاي بسيار قوي هم در اين مورد دارند.

در چند روز اخير شاهد خبري بوديم مبني بر اينكه سفارت ايران در تاجيكستان همه دفاتر فرهنگي و اقتصادي خود در شمال تاجيكستان را تعطيل كرد. گفته مي‌شود كه اين تصميم با اراده سفارت ايران صورت گرفته است. آيا چنين خبري صحت دارد و چرا سفارت ايران بايد دست به بستن دفاتر فرهنگي و اقتصادي خود در اين كشور بزند؟

يك مورد از مجموعه مسائل در مورد تاجيكستان كه خودخواسته توسط ما صورت گرفته، بسته شدن دفتر اقتصادي كوچكي بود كه در خجند واقع شده است. علت هم اين بود كه ما دفتري از گذشته‌هاي دور در خجند داشتيم كه عمده كار آن فرهنگي و وابسته به بخش فرهنگي سفارت بود. سفارت بخش كوچكي را در اين ساختمان به مباحث اقتصادي و بازرگاني اختصاص داده بود تا بتواند شناختي از ايران در آن منطقه ارايه كند و پتانسيل‌هاي آن منطقه را هم شناسايي كند و به ارتقاي روابط دو كشور كمك كند. با توجه به اينكه دفاتر فرهنگي ما در تاجيكستان توسط دولت اين كشور در مقطعي بسته شدند و ضرورتي براي ادامه دفتر اقتصادي در خجند هم وجود نداشت لذا لازم نبود كه دفتر اقتصادي هم در خجند باقي بماند چرا كه تعداد پرسنل آن هم اندك و ناچيز بود و نمي‌توانست پاسخگوي نيازهاي ما و شرايط روابط در وضعيت فعلي باشد.

چرا تاجيكستان اقدام به بستن دفاتر فرهنگي ايران كرده است؟

تاجيكستان با وجود آنكه به شكل ذاتي و در نگاهي واقع بينانه يكي از كشورهايي است كه اشتراك‌هاي بسياري با ايران از زبان تا فرهنگ و دين و آداب و سنن دارد اما متاسفانه به دلايل اثربخشي يا فعاليت عن