January 2026 Archives

TrumpWSJ.jpgترامپ عمدا با اظهارات مبهم اهداف حمله به ایران را پنهان می‌کند

یورونیوز - با رسیدن ناوهای جنگی و هواپیماهای آمریکا به منطقه، دولت ترامپ در حال گفتگو بر سر این است که آیا برنامه هسته‌ای ایران را هدف بگیرد، به تاسیسات موشکی حمله کند، زمینه سقوط جمهوری اسلامی را فراهم کند یا ترکیبی از هر سه. همچنین گزینه حمله گسترده موسوم به «طرح بزرگ» نیز به ترامپ ارائه شده است.

به گزارش «وال‌استریت ژورنال» به نقل از مقامات آمریکایی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا از دستیارانش گزینه‌های حمله سریع و قاطع خواسته است که خطر کشیده شدن به جنگ بلندمدت در خاورمیانه را نداشته باشد. به گفته آن‌ها، گزینه ایده‌آل، گزینه‌ای است که چنان ضربه سختی به رژیم ایران وارد کند که چاره‌ای جز تن دادن به مطالبات آمریکا نداشته باشد و همچنین از برخورد با مخالفان و دگراندیشان دست بردارد.

به گفته مقامات آمریکایی، گفتگوهایی بر سر انجام حمله‌ای با هدف سرنگونی حکومت ایران و همچنین تهدید به استفاده از نیروی نظامی برای کسب امتیاز‌های دیپلماتیک از جمهوری اسلامی انجام شده است.

رابرت میورت، معاون پیشین اطلاعات نیروی دریایی آمریکا با اشاره به این که تصمیم آقای ترامپ شکل اقدام نظامی را تعیین خواهد کرد، گفت: «نیروی لازم برای انجام کارهای مختلف متفاوت است.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

یک مقام ارشد دولت آمریکا گفت که اگرچه آقای ترامپ به طور مداوم گفته است ایران نمی‌تواند به سلاح هسته‌ای دست یابد، او عمدا برای پنهان نگه داشتن اهداف راهبردی و تفکر نظامی مبهم سخن می‌گوید.

به گفته مقامات آمریکایی، کاخ سفید و پنتاگون به صورت مشترک گزینه‌هایی را برای حمله به ایران طراحی و به آقای ترامپ ارائه کردند. یکی از این گزینه‌ها «طرح بزرگ» نام دارد. بر اساس این طرح، ارتش ایالات متحده در یک کارزار بمباران گسترده تاسیسات جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را هدف قرار می‌دهد.

IMG_3917.jpegدو روز پیش در خبرها آمده بود که ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، با حمایت از قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی گفت نباید برای «جنایت‌های ارتکاب‌یافته» مصونیت وجود داشته باشد.او تاکید کرد این تصمیم همچنین فراخوانی از سوی فرانسه به مقام‌های ایرانی است تا زندانیانی را که به تعداد هزاران نفر به زندان‌های حکومت انداخته شده‌اند، آزاد کنند. وزیر خارجه فرانسه افزود که مقام‌های ایران باید به اعدام‌هایی که «خشن‌ترین سرکوب در تاریخ معاصر ایران را تداوم می‌بخشد»، پایان دهند.

من دو روز صبر کردم تا کمی از میزان خشم ام کاسته شود تا بتوانم خطاب به این وزیرک چیزی بنویسم که امروز مودبانه ترین حرفی که توانستم خطاب به او بزنم این بود که بگویم:
جناب وزیر! لطفا Tais toi!

اگر می خواستم حرف دل ام را بزنم کلمات ام این گونه می شد:
آقاهه! Ta gueule! یا به اختصار tg!

حتما ملاحظه کرده اید که این روزها مودب ترین نویسندگان و هموطنان من از شدت خشم همه دهان به ناسزا گشوده اند. مگر شوخی ست تو قتل دستکم ۳۶۵۰۰ زن و مرد ایرانی را ببینی و خونسرد بنشینی و لب به ناسزا باز نکنی؟

حکومت نکبت آمار رسمی را عدد تکراری مورد علاقه اش یعنی ۳۱۱۷ اعلام کرده و گفته که ۲۴۲۷ نفر این تعداد شهید (یعنی از آدمکشان حکومت) بوده اند و یک نفر هم نیست به آن ها بگوید این چه نیروی قهار «تروریستی» (!) بوده که توانسته دوهزار و خرده ای از سگان درنده و مسلح و آماده ی جمهوری نکبت اسلامی را به دَرَک واصل کند و با آن همه تجهیزات و آمادگی فقط ششصد و خرده ای از تروریست ها را بکشد؟! اسلحه به کنار، این عده «تروریست» به حال آماده باش کامل بوده اند که وقتی بازاری ها به خیابان آمدند طی دو روز به خیابان ها بیایند و ۲۴۲۷ نفر از شما ها را در خیابان بکشند؟! :)

حالا این ها را رها کنیم و به حرف اصلی مان خطاب به وزیر خارجه فرانسه بپردازیم.

سینما اختصاصی - با اینکه انتظار می رفت بازیگران مطرح در این دوره از جشنواره فجر شرکت نکنند، مهران غفوریان به همراه محیا دهقانی و محسن قصابیان اولین بازیگرانی بودند که در روز نخست این رویداد شرکت کردند.


Untitled-3.jpg

***

shayee.jpgیورونیوز - خبرگزاری‌های ایران از وقوع یک «انفجار شدید» در بندرعباس، در استان جنوبی هرمزگان خبر داده‌اند. همچنین گزارش‌هایی از یک انفجار در اهواز منتشر شده است.

رسانه‌های داخلی ایران از جمله خبرگزاری نیمه دولتی «تسنیم» و رسانه خبری سپاه پاسداران «سپاه‌نیوز»، اعلام کرد که «شایعات» مربوط به ترور علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، «کذب» است.

سپاه‌نیوز نوشت:‌ «خبر ترور سردار تنگسیری کاملا کذب بوده و هیچ‌گونه حادثه‌ای برای فرمانده نیروی دریایی سپاه رخ نداده است.»

روابط عمومی سپاه با «شایعه» خواندن ترور فرمانده نیروی دریایی سپاه اعلام کرد که «یک اکانت اسرائیلی که بازوی عملیاتی موساد در جنگ روانی محسوب می‌شود» عامل انتشار این خبر است.

به گزارش این رسانه، این اکانت که با نام «ترور آلارم» معرفی شده است، قبل‌تر نیز مدعی ترور اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، شاخه برون‌مرزی سپاه شده بود.

خبرگزاری میزان،‌ رسانه نزدیک به قوه قضاییه نیز این خبر را به «عملیات روانی ترامپ از طریق لشکرکشی ناو‌ها به منطقه» مرتبط دانست.

وقوع انفجارهای مشکوک در ایران، همزمان با حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه
balarge.jpgپرتاب یک خودرو بر اثر موج انفجار در بندرعباس

ایران اینترنشنال - رییس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان اعلام کرد در پی انفجار در یک ساختمان مسکونی در بندرعباس، یکنفر کشته و حدود ۱۴ نفر مصدوم شده‌اند.

استانداری هرمزگان اعلام کرد صدای انفجار شنیده‌شده در برخی محلات بندرعباس مربوط به انفجار در یک منزل مسکونی در بلوار معلم بوده است

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد که در پی تخریب یک ساختمان در بندرعباس در ۱۱ بهمن، یک خودرو بر اثر شدت انفجار به سویی دیگر پرتاب شد. هنوز توضیح رسمی درباره علت این انفجار داده نشده است.

یک شهروند درباره انفجار در بندرعباس: ساختمان اصلا گاز کشی نشده بود

پس از انفجار یک ساختمان در بندرعباس، در حالی که برخی رسانه‌های داخلی ایران دلیل آن را انفجار گاز اعلام کرده‌اند، یک شهروند با تهیه ویدیو گفت که این ساختمان اصلا گازکشی نشده بود. رسانه‌های دولتی جمهوری اسلامی بعد از گزارش‌های اولیه نوشتند که علت حادثه در دست بررسی است. برخی گزارش‌ها نیز از کشته‌شدن فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران در این انفجار خبر دادند که روابط عمومی سپاه آن را رد کرد و کذب خواند.

ویدیوی رسیده از بندرعباس، ساختمان تخریب‌شده با انفجار را از زاویه بالا نشان می‌دهد

در پی انفجار گاز در ساختمانی ۴ واحدی در کیانشهر ۴ عضو یک خانواده جان‌ باختند

رییس آتش‌نشانی اهواز اعلام کرد در پی انفجار گاز در ساختمانی چهار واحدی در کیانشهر چهار عضو یک خانواده شامل پدر، مادر و دو فرزندشان جان باختند.

اینترنت پس از انفجار در بندرعباس مختل شده است

یک مخاطب به ایران‌اینترنشنال گفت: «اینترنت پس از انفجار در بندرعباس مختل شده است.»

گزارش‌ها از دود غلیظ در شهرستان پرند

فرماندار رباط کریم و پرند گفت دود غلیظ در شهرستان پرند مربوط به آتش‌سوزی نیزار است و شهرک صنعتی پرند دچار هیچ‌گونه آتش‌سوزی نشده است.

اهواز:

رئیس سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اهواز با اشاره به وقوع انفجار گاز در یک ساختمان چهار واحدی، از کشته شدن چهار نفر در این حادثه خبر داد. بابک ربیعی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: در حادثه انفجار گاز در ساختمان چهار واحدی در خیابان لاله ۳ منطقه کیانشهر، چهار عضو یک خانواده شامل پدر و مادر و دو فرزندشان کشته شدند.

خبرنگار اسرائیلی: هنوز آمریکا و اسرائیل حمله‌ای در خاک ایران انجام نداده‌اند

هلل بیتون روزن، خبرنگار نظامی کانال ۱۴ اسرائیل اعلام کرد: «تا این لحظه هنوز آمریکا و اسرائیل حمله‌ای در خاک ایران انجام نداده‌اند.»

مذاکرات میان روسیه و آمریکا در میامی آغاز شد

رویترز گزارش داد که مذاکرات میان روسیه و آمریکا، در میامی آغاز شده است. جمعه دو منبع آگاه به خبرگزاری رویترز گفتند که کریل دیمیتریف، فرستاده ویژه ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه شنبه به میامی سفر خواهد کرد تا با اعضایی از دولت رییس‌جمهور ایالات متحده دونالد ترامپ دیدار کند.

arrestbanner.jpgرادیو فردا - گزارش‌ها از ایران حاکی است که مهدی محمودیان، عبدالله مؤمنی و ویدا ربانی، فعالان سیاسی و از امضاکنندگان بیانیه «۱۷ نفر» دربارهٔ اعتراض‌ها، بازداشت شده‌اند. نهادی که اقدام به بازداشت آنها زده، هنوز مشخص نیست.

🔸این سه فعال سیاسی مخالف حکومت ایران و ۱۴ تن دیگر در واکنش به سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه اعلام کرده بودند که جمهوری اسلامی نامشروع است و باید کنار گذاشته شود.

🔸آنها همچنین خواستار محاکمه آمران و عاملان کشتار مردم معترض شده بودند.

🔸سه فعال سیاسی دستگیر شده پیش از این نیز سابقه بازداشت و محکومیت به حبس را نیز داشته‌اند.

🔸مهدی محمودیان روز ۱۶ دی در گفت‌وگو با رادیوفردا گفته بود که جمهوری اسلامی دیگر امکان «پوست‌اندازی» ندارد.

***

شلیک به سروسینه عشق

| No Comments

lovebanner.jpgبرای مهتا، مهسا، زینب و فاطمه، ژولیت‌های ایران

مریم دهکردی - ایران وایر

روزهای ۱۸ و ۱۹دی خیلی‌ها به خیابان رفتند و دیگر بازنگشتند. پدران و مادرانی که دست در دست هم تیر خوردند و کشته شدند. خواهرها و برادرهایی که دور از هم یا کنار هم فقدان را تحمل می‌کنند. کودکانی معصوم و پاک که جان‌شان گرفته شد. دختران و پسرانی که با ناز و نوازش پدر و مادر به بالندگی و جوانی رسیدند و با دست آن‌ها در خاک سرد خوابیدند. در این میان زنان بسیار جوانی را دیده و شناخته‌ایم که با دست خود قامت عشاق خود را به‌دل خاک روانه کردند. آغوش‌های آخر، بوسه‌های آخر به صورت‌های سرد و پریده‌رنگ که نشان داد افسانه‌ها دروغ‌اند و بنا نیست بوسه‌ها طلسم خواب مرگ را باطل کنند.

این گزارش ادای دینی است به «مهسا»، «زینب»، «مهتا» و «فاطمه» که هنوز چهره عشق بر سینه نفشرده، داغ او را به‌دل می‌کشند.

***

مهسا و متین؛ عشق را کشتند

«فقط بهم بگو کجایی متین؟ حالت خوبه دورت بگردم؟ من این‌جا دلتنگ‌ترینم ولی فدای یه تار موت دین و دنیای من. تو حالت خوب باشه.»

این جملات جگرسوز را «مهسا خانجانی» نوشته. نوعروسی که تصویر آغوش آخرش از خداحافظی با «متین قربانی» همسر کشته‌شده‌اش در اعتراضات ۱۸دی۱۴۰۴ دل بسیارانی را آتش زد.

متین قربانی، باریستای جوانی است که در اعتراضات ۱۸دی۱۴۰۴ در کرج با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد. او حالا در گوشه‌ای از امام‌زاده طاهر کرج آرام گرفته اما دل مهسای جوان را انگار ماده مذاب ریخته باشند.

مهسا عکاس است. شاید همین باعث شده که از لحظه‌لحظه زندگی با عشق بلندبالای مهربانش تصویر گرفته است و حالا خاطره‌هایش را مرور می‌کند. با حسرتی عمیق و اندوهی عظیم.

01.jpg
متین و مهسا یک‌سال پیش پیوند عشق خود را بستند. با امید به روزهای خوب پیش رو. به گواه آن‌چه مهسا در حساب کاربری اینستاگرام ثبت کرده آن‌ها در این یک‌سال «باهم بزرگ و بالغ» شدند.

او ۵بهمن۱۴۰۴ عکسی از آخرین لحظات خداحافظی با متین منتشر کرده و نوشته است: «لحظه خداحافظی‌مون یادم نمیره. دستم را گرفتی و گفتی مواظب خودت باش.»

02.jpg

دیدن پست‌ها و استوری‌هایی که از عشقی بزرگ، زنده، پرشور و پرآرزو حکایت دارد برای کسانی که مهسا و متین را نمی‌شناسند طاقت‌فرساست. آدم‌ها انگار داغ روی دل این زن جوان را می‌بینند. آدم‌ها می‌دانند عاشق یک نفر بودن و دل به دریا زدن و برای آزادگی و حفظ کرامت انسانی به خیابان آمدن چقدر دشوار است. بسیاری از کاربران در شبکه‌های اجتماعی برای مهسای جوان نوشته‌اند که کاش هرگز او را این‌طوری و برای این فقدان سهمگین نمی‌شناختند.

مهتا و کیانوش؛ گفتی عشق من نترس و رفتی

«کیانوش، به من گفتی عشقم نترس، نگران نباش. من آخر شب زنگ می‌زنم اما من روزها شهر رو گشتم. چراغ خونه‌ات خاموش بود. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم سردردهات با تیر توی سرت تموم کنند.»

این‌ها را «مهتا» نوشته. زن جوانی که پارتنرش را در اعتراضات ۱۸دی در شاهین‌شهر از دست داده. حتی خواندن این جملات هم می‌تواند انسان را از پا بیاندازد. تجربه‌ای چنین سهمگین برای نسل جوانی که تازه در ابتدای دهه سوم زندگی خود است تجربه‌ای گران است.

03.jpg
«کیانوش عباد» ۲ ۷ساله بود. یک آرایشگر حرفه‌ای در شاهین‌شهر اصفهان. پیش از اینکه شمع ۲۷سالگی را فوت کند رو به مهتا گفت: «به امید روزهای خوب، به امید روزهای قشنگ، کنار تو.»

او در اعتراضات ۱۸دی۱۴۰۴ کشته شد. با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب‌گر به سرش. پیکرش روزها گروگان بود. بیش از دو‌هفته طول کشید تا او را به خانواده‌اش تحویل بدهند. منابع ایران‌وایر در شاهین‌شهر می‌گویند سرانجام روز ۷بهمن ۱۴۰۴ کیانوش به خاک سپرده شده است: «بعد از دو هفته بین ساعت ۹شب تا ۵صبح پیکرها را تحویل می‌دهند و همان دم هم در سکوت باید به خاک سپرده شوند.»

مهتا در یکی از ویدیوهای روزهای شاد خوب با او نوشته که لباس و دسته‌گل انتخاب کرده بودند تا ۱۱بهمن۱۴۰۴ زندگی مشترک خود را آغاز کنند. آرزویی که بر دل ماند. او حالا به جای آدرس تالار عروسی، خانه ابدی کیانوش را برای دوستانش می‌فرستد: « بیایید بهشت معصومه، قطعه ۲۰ ردیف ۳.»

لبخندی که آرامم کرد

| No Comments

mohagheghi.jpgابوالفضل محققی - خبرنامه گویا

این روزها سخت غمگینم و بی‌تاب. آنی قادر به فراموش کردن قتل‌وعامی نیستم که زیباترین فرزندان این سرزمین را با دستور جانی بالفطره‌ای به‌نام خامنه‌ای و جانیان حلقه‌زده بر دور او، وحشیانه به قتل رساندند. اما زمانی که به شهامت این جوانان می‌نگرم که با آگاهی از ددمنشی رژیم، با وصیت‌نامه‌ای در جیب، پای در میدان نهادند و حماسه بزرگ هفدهم و هجدهم دی‌ماه را آفریدند، غرق در غرور و افتخار می‌شوم.

سرزمین غریبی است؛ غریب از آن‌رو که هر زمان آزادی‌خواهان آن برای گرفتن حق خود، برای رسیدن به آزادی، پای در میدان نهاده‌اند، هرگز نهراسیده‌اند. شهامتی که شگفتی می‌آورد و تکثیر می‌گردد.

به پایمردیت در مبارزه که حال «پای‌زنیت» نیز بر این فرهنگ افزوده شده، فرا می‌خواند.

لبخندی زیر نقاب مرگ

دیدن این تصویر آرامم کرد! تنها اراده، پاکیزگی درون، استواری و اعتقاد به راهِ انتخاب‌کرده می‌تواند چنین لبخند آرامش‌بخشی را زیر نقاب مرگ به نمایش بگذارد.

smile.jpgدیدن این تصویر، مهری را که همیشه به ملتم، به‌خصوص نسل جوان دارم، در من دوصدچندان کرد. این لبخند، لبخند پیروزی است. هیچ گلوله و طناب داری قادر نیست عظمت آن را در هم بشکند. صاحب چنین لبخندی عاشقی است که مقصود را دربرگرفته است.

این روح واقعی جنبش دی‌ماه است؛ آگاه به راهِ رفته و امیدوار که با لبخند در برابر مرگ ناخواسته به میدان می‌رود، می‌ایستد، بر مرگ لبخند می‌زند و در میان سنج، دهل و رقص، این عنصر شادی، به خاک برمی‌گردد. کدام نیرو قادر به شکستن چنین نسلی است؟

«شعبده‌بازانِ لبخند
در شبکلاهِ درد
با جاپایی ژرف‌تر از شادی
در گذرگاهِ پرندگان.
در برابرِ تُندر می‌ایستند
خانه را روشن می‌کنند.
و می‌میرند.»
-- شاملو

زمزمه‌ای با یک نماد

با خود زمزمه می‌کنم: عزیز ندیده، تو نماد نسلی هستی که برای شادی مبارزه کردی! لبخند تو بر مرگ، از هزار گلوله بر قلب جنایتکاران کاری‌تر بود. آرامشم دادی که چگونه این روزهای سخت را سر کنم. منت دارم.

نسل زیبای سرزمینم! برای شهامتی که این پیرانه‌سری به ما دادید، غرق در شورم! به‌خاطر دریچه‌ای که در برابر دیدگان ما به‌سوی زندگی و شادی گشودید، سخت سپاسگزار. نامت جاوید «امیر ایزدی» و جاویدنامان دیگر.

3030.jpgعقب‌نشینی ترامپ از حمله، حکومت ایران را جسورتر می‌کند

ایران اینترنشنال - به گزارش وب‌سایت خبری اکسیوس، شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، در یک جلسه توجیهی خصوصی در واشینگتن هشدار داده است اگر دونالد ترامپ تهدیدهای خود علیه ایران را عملی نکند، جمهوری اسلامی از این وضعیت «قوی‌تر» و «جسورتر» خارج خواهد شد.

به گفته چهار منبع حاضر در این نشست که با اکسیوس گفت‌وگو کرده‌اند، خالد بن سلمان تاکید کرده است عقب‌نشینی آمریکا پس از هفته‌ها تهدید نظامی، پیام ضعف ارسال می‌کند و می‌تواند به تقویت موقعیت حکومت ایران منجر شود. این موضع‌گیری، به نوشته اکسیوس، چرخشی معنادار نسبت به مواضع علنی اخیر عربستان است که بر پرهیز از تشدید تنش و یافتن راه‌حل دیپلماتیک تاکید داشت.

اکسیوس می‌نویسد این تغییر لحن، همچنین با هشدارهایی که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، سه هفته پیش در تماس با ترامپ درباره خطر جنگ منطقه‌ای مطرح کرده بود، در تضاد قرار دارد؛ هشداری که یکی از عوامل تعویق حمله احتمالی آمریکا به ایران عنوان شده بود.

بر اساس این گزارش، خالد بن سلمان که برادر ولیعهد و از نزدیک‌ترین افراد به اوست، در شرایطی به واشینگتن سفر کرده که منطقه خود را برای اقدام نظامی احتمالی آمریکا و پاسخی که تهران آن را «بی‌سابقه» توصیف کرده، آماده می‌کند. در همین حال، ترامپ دستور تقویت گسترده حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را صادر کرده، هرچند مقام‌های کاخ سفید می‌گویند هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده و گزینه دیپلماسی روی میز است.

اکسیوس به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده است که در حال حاضر هیچ مذاکره مستقیم و جدی‌ای میان واشینگتن و تهران جریان ندارد و ایران تمایلی به پذیرش شروط حداکثری آمریکا نشان نمی‌دهد. یک مقام حوزه خلیج فارس نیز گفته است اختلاف اصلی بر سر نوع توافق است و فعلاً نشانه‌ای از نزدیک‌شدن دیدگاه‌ها دیده نمی‌شود.

vijeh.jpg«امپراتوری دروغ»: چگونه حقیقت قربانی بقا می‌شود

محمدعلی غیبی (روزنامه‌نگار) - ویژه خبرنامه گویا

یادداشتی که پیش رو دارید، از داخل ایران به خبرنامه گویا ارسال شده است. نویسنده در متنی "صریح و پرخطر"، از کشتار شهروندان، تحریف حقیقت و بی‌شرمی رسانه‌های حکومتی می‌نویسد و در پایان، با رجوع به تاریخ و فرهنگ ایرانی، بر پیروزی نهایی راستی بر دروغ تأکید می‌کند

برای رژیمی بقاگرا که ملتی را به خاک و خون می‌کشد، جوانان ایران را قربانی نسل‌کشی جنون‌وار می‌کند و بعد مشتی رانت‌خوار حرام‌خوار یا حرام‌نطفه را راهی خیابان می‌کند تا به‌عنوان "ملت ایران" پاسخ "اغتشاشگران" را بدهند و به اصطلاح "پایان فتنه" را اعلام کنند، اهمیتی ندارد که همین اوباش اندکش کم‌تعدادتر از آن اند که بتوان با آن نمایش سیاسی داد‌. چرا که با گسترش هوش مصنوعی، کار فوتوشاپ‌کاران راحت‌تر شده و کی اهل فن فرصت خواهند یافت تا جعلی بودن تصاویر رانت‌خوارهای طرفداران نظام را برملا کنند؟ آن هم وقتی که اینترنت قطع است.

در روزهایی که قطعی اینترنت و پارازیت گسترده در ماهواره را تجربه می‌کردیم - و همین الان هم خیلی کلنگی کار می‌کند- ناچار بودم از "اینترنت ملی" یا همان ضداینترنت گوشه‌ای از اخبار را کشف کنم. اما باز خبر کشتار ده‌ها‌هزار ایرانی بی‌گناه، بدست دژخیمان تروریست سپاهی و بسیجی و بین‌المللی، خنجری بود بر قلب هر فرد صاحب وجدانی.

کشته شدن کودک خردسالی بر روی گردن پدرش، جان دادن تعداد زیادی نوجوان تیرخورده در آغوش مادرشان، کشته شدن مادران بسیاری جلوی دیدگان فرزندانشان، تصاویر به آغوش کشیدن جنازه‌ها در کاورهای مشکی توسط عزیزانشان، و تصاویر خانواده‌هایی که همگی یا به استثنای یک عضو، همگی‌شان کشته شده‌اند دردآور است. این تصاویر و صدها تصویر دلخراش و جان‌سوز دیگر مرا که در جریان خیزش در تبریز تنها زخمی شده بودم شرمگین و سرافکنده می‌کند.

اما اکنون روزها گذشته و هرچقدر ابعاد جدیدتری برمی‌آید، رژیم گستاخ و بی‌حیای خامنه‌ای مرزهای بی‌حیایی را به شکل بی‌سابقه‌ای در تاریخ جهان، جابجا می‌کند. اول از همه خود شخص وی مدعی شد که این "چندهزار نفر" توسط تروریست‌ها کشته شده‌اند. یادم افتاد این موجودات ملعون زمانی هم که ملت بی‌گناه سوریه را می‌کشتند مدعی بودند با "تروریست‌ها" می‌جنگند. منتهی با وارونه کردن واقعیت. یعنی به تروریست‌های جانی واقعی می‌گفتند "شهدای مدافع حرم" و ... و ملت سوریه تروریست می‌شدند و اکنون همین بلا و فاجعه را بر سر ملت بی‌گناه ایران می‌آورند . تعدادی اوباش بسیجی را که چهره‌شان هم گویای رذالت درونشان است "شهیدان مدافع امنیت" نام می‌گذارند.

آری رژیم جنایتکار اسلامی نمک پاشیدن روی زخم ملت‌های جراحت دیده را خوب بلد است. وقتی هم از اوباش بسیجی خود کشته زیادی نمی‌یابند ایرادی ندارد؛ آنهایی که نجس‌ترین پول عالم یعنی "حق تیر" نتوانند پرداخت کنند، مجبور اند امضا کنند که عزیز از دست رفته‌شان عضو بسیج یعنی همان شیاطینی بوده که با آن مبارزه می‌کرده‌است.
قلم از نوشتن این وقایع شرمسار می‌شود، دستم از خشمی همراه با شگفتی می‌لرزد.

من تابحال کلمه‌ای بنام "حق تیر" نه شنیده‌بودم و نه در صدها کتاب تاریخی که در سال‌ها تحصیل و پژوهش، مطالعه کرده‌ام دیده‌بودم. جای ظالم و مظلوم را آشکارا تغییر دادند و به ریش کل جهان خندیدند. واقعا که هیچ دیکتاتوری در جهان تا این اندازه به کلمات ستم نکرده‌است. هیچ دیکتاتوری در جهان اینگونه روایت‌ها را برعکس نکرده‌است. کلمات نیز خجالت می‌کشند وقتی در روایت‌سازی این موجودات بی‌نظیر در تاریخ استفاده می‌شوند.

دیروز در یکی از همین رسانه‌های شیاد بنام "خبرگزاری دانشجو" دیدم تیتر زده بود "خون ایران نان رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی"،

منبع: https://snn.ir/fa/news/1361671

در یکی دیگر بنام "جهان‌نیوز" دیدم تیتر زده‌بود "کسانی که رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی می‌بینند
زامبی می‌شوند".

منبع: https://www.jahannews.com/video/967305

چه حالی به انسان باوجدانی دست می‌دهد وقتی می‌بیند این تروریست‌خبرنگاران بعد از این همه جنایت این گونه به ملتی زخم خورده چنین اهانت کنند؟ آیا جهانیان نمی‌بینند؟ مگر مردم ایران چه می‌خواهند؟ غیر از آن که فرزندان شایسته و تحصیل‌کرده‌شان بتوانند صاحب کار و درآمد شوند؛ یک زندگی آبرومندانه تشکیل بدهند و بتوانند از حق زندگی برخوردار شوند چه می‌خواهند؟

soghoot.jpgمهدی نوذر

هانا آرنت در توصیف فروپاشی حکومت‌های دیکتاتوری جمله‌ای دارد که بیش از آن‌که فلسفی باشد، هشداردهنده است: «تا حدود یک ربع پیش از سقوط، همه‌چیز می‌تواند کاملاً عادی به نظر برسد.» این گزاره نه یک اغراق ادبی، بلکه حاصل مشاهده دقیق سازوکار رژیم‌های توتالیتر است؛ نظام‌هایی که درست در لحظه‌های پایانی، بیش از هر زمان دیگری به نمایش عادی‌بودن متوسل می‌شوند. امروز، جمهوری اسلامی در دل همین الگو حرکت می‌کند. در هفته‌های گذشته هزاران انسان کشته شده‌اند، سرکوب به شکلی بی‌سابقه تشدید شده، بحران مشروعیت به نقطه انفجار رسیده و سایه جنگ ایالات متحده بر فراز حاکمیت سنگینی می‌کند. اقتصاد در وضعیت فروپاشی مزمن قرار دارد، شکاف‌های درونی قدرت دیگر پنهان‌کردنی نیست و جامعه وارد مرحله‌ای از نافرمانی و گسست شده که بازگشت از آن ممکن به نظر نمی‌رسد. با این حال، هم‌زمان با انباشت این نشانه‌های خطر، حکومت تمام توان خود را صرف القای یک تصویر می‌کند: عادی‌بودن !

خیابان‌ها آذین می‌شوند، بنرها بالا می‌روند، بلندگوها نصب می‌شوند و بساط جشن دهه فجر برپا می‌شود؛ نه به‌عنوان یک آیین اجتماعی، بلکه به‌مثابه تلاشی مضطرب برای انکار واقعیت.

این همان تئاتر ثباتی است که آرنت درباره‌اش هشدار می‌دهد؛ جایی که حکومت دیگر قادر به حل بحران نیست و به‌جای پاسخ، نمایش اجرا می‌کند. وقتی مشروعیت فرو می‌ریزد، نمایش نظم جای آن را می‌گیرد و وقتی آینده‌ای باقی نمانده، گذشته را بزک می‌کنند. دهه فجر امسال بیش از آن‌که جشن باشد، تمرین جمعی انکار است؛ انکار شکاف عمیقی که میان حاکمیت و جامعه ایجاد شده و دیگر با شعار و سرود پر نمی‌شود. حکومت‌هایی که به بقای خود اطمینان دارند، نیازی به عادی‌سازی تصنعی ندارند. برعکس، هرچه یک نظام به پایان نزدیک‌تر می‌شود، اصرارش برای اثبات «همه‌چیز تحت کنترل است» بیشتر می‌شود. تاریخ نشان داده است که افزایش خشونت نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه ترس است و تأکید وسواس‌گونه بر عادی‌بودن، علامت ثبات نیست، بلکه خبر از فروپاشی قریب‌الوقوع می‌دهد. هیچ دیکتاتوری با چراغانی نجات پیدا نکرده و هیچ رژیمی با بنر و جشن، شکاف مشروعیت را ترمیم نکرده است.

اگر بخواهیم خوانش آرنت را به امروز تعمیم دهیم، باید گفت دقیقاً در لحظه‌ای که جمهوری اسلامی بیش از همیشه بر عادی‌بودن شرایط پافشاری می‌کند، باید سقوط آن را جدی گرفت. آن «ربع ساعت آخر» معمولاً پر از موسیقی، پرچم و نمایش است، اما زیر این ظاهر، سازه قدرت از درون تهی شده است. جمهوری اسلامی امروز در لبه پرتگاه ایستاده و نشانه‌های تاریخی می‌گویند که این روزها، همان روزهای پیش از سقوط است .

جو امنیتی در تهران

| No Comments

ایران اینترنشنال - براساس روایت یک شهروند از تهران، در پی چند انفجار چند شهر مختلف ایران و در آستانه احتمال حمله آمریکا به جمهوری اسلامی، جو امنیتی در تهران شدت یافته و حضور ماشین‌های سنگین نظامی بیشتر شده است.

esmna.jpgچرا بیانیه موسوی عبور از جمهوری اسلامی نیست

نگاهی سکولار دموکرات به بیانیهء میرحسین موسوی

این یادداشت تحلیلی از اسماعیل نوری‌علا برای انتشار در خبرنامهٔ گویا ارسال شده است. نویسنده با نگاهی سکولار دموکرات، بیانیهٔ اخیر میرحسین موسوی را به‌طور انتقادی واکاوی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این متن، علی‌رغم لحن اعتراضی، همچنان در چارچوب اسلام سیاسی و اصلاح‌طلبیِ بازگشته به «نقطهٔ صفر» باقی می‌ماند. جمع‌بندیِ تند و صریح یادداشت، بر ضرورت گسست روشن از نظام ایدئولوژیک و استقرار سکولار دموکراسی به‌عنوان تنها راه برون‌رفت از بن‌بست کنونی تأکید می‌کند

اسماعیل نوری علا - ویژه خبرنامه گویا

در روزهای گذشته بیانیهء جدیدی از جانب آقای میرحسین موسوی منتشر شده است. او مهمترین شخصیت انتخاباتی سال ۱۳۸۸ و رهبر مخالفان گردآمده در «جنبش سبز» محسوب می شود و بسیارانی ایشان را رهبر حریان اصلاح طلبی بشمار می آورند؛ جریانی که می تواند، در کنار شخصیت های اصلاح طلب دیگری همچون آقایان خاتمی، روحانی و تاج زاده، راه حلی را برای خروج کشور از شرایط مهلک و بی آیندهء کنونی ارائه کنند. طبیعی است که وقتی با شخصیتی این چنین مهم (هم اکنون به اتفاق همسرش در حصر خانگی به سر می برد) روبرو هستیم تلاش برای فهم مطالبی که ایشان اظهار می کنند امری طبیعی است.

1

بیانیه آقای موسوی، همراه با خاطر نشان کردن این نکته که: «آن زمان که "دلسوزان مردم" را سر می‌کوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسان‌ها نمی‌دادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز می‌انداختید».

آوردن این دو موضوع در یک جمله (جلوگیری از سخن دلسوزان مردم در 16 سال پیش از یکسو و فراهم آوردن فرصت کنونی برای مداخلهء خارجی از سوی دیگر) این معنا را در خود دارد که: «اگر آن روز به من (و لابد ما) اجازه می دادید، امروز راه برای مداحلهء خارجی گشوده نمی شد.»

بنا بر این اشاره به امروز نیست و به 16 سال پیش مربوط می شود؛ یعنی درست زمانی که ایشان، در مقام نامزد ناکام ریاست جمهوری حکومت اسلامی، خواستار «بازگشت به دوران طلائی امام»ی بود که هم جنگ هشت ساله را آفرید و هم دستور قتل عام زندانیان و مخالفان را صادر کرد.

من به یاد ندارم که ایشان و همگنان اش در آن زمان «دلسوز مردم» بوده و حاضر می شدند «حفظ نظام» را (که «اوجب واجبات» محسوب می شد) فدای دلسوزی برای مردم کنند.

پس من از همین جملهء اندک چنین در می یابم که ایشان هنوز هم «بر سر موضع دفاع از حکومت موسوم به جمهوری اسلامی» هستند.

2

نکته دوم به شروع و ختم بیانیه بر می گردد که با بسم الله شروع شده و با استغاثه به درگاه پروردگار ایشان خاتمه می یابد: «خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت می‌آورند، بشنو و دعای‌شان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن».

ار همین اندک می توان نتیجه گرفت که ایشان بر سر موضع دیگری از 47 سال پیش خود هم هستند. ایشان در زمان نخست وزیری خود، و در سفر رسمی به آنکارا، به بهانهءاینکه کمال آتاتورک آدمی سکولار بوده و حکومتی سکولار را بوجود آورده، از اجرای پروتکل رسمی ترکیه سر باز زده و از رفتن به آرامگاه آن مرد خودداری کرد. گذاشتن این جمله در یک بیانیهء سیاسی نشانهء همین اعتقاد پا بر جا است.

همچنین می توان دید که در نظر ایشان خداوندشان اگرچه قادر است «فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت می‌آورند، بشنود» و «دعای‌شان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کند» اما چنین نمی کند یا تا کنون نکرده است. پس آیا نباید نتیجه گرفت که ایشان، با وجود تحمل درد حصر خانگی، در این 16 سال به اندازه کافی در این مورد دعا نکرده و تازه به صرافت این راه حل افتاده اند.

بهر حال، همین اندک ملاحظات به ما نشان می دهد که با مردی سر و کار داریم که به اسلام سیاسی اعتقاد دارد، همچنان از سکولار دموکراسی رو گردان است و فکر می کند که اگر در جریان جنبش سیز گذاشته بودند که ایشان رئیس حمهور شود هیچگاه وضعیت کشور به اینجا که در تهدید مداخلهء خارجی نشسته نمی رسید.

البته برای اثبات این سحنان استدلالی نیامده و فقط «ادعا» بصورتی خام مطرح شده.

noghrekar.jpgدر جنبش انقلابیِ دی ماه 1404 حکومت اسلامی تعدادی از پزشکان، پرستاران و کادرهای درمانی را به این دلیل که به مجروحان کمک کرده اند دستگیر و زندانی کرده است. از سرنوشت تعدادی از پزشکان و پرستاران دستگیر و مفقود شده خبری نیست.

در خبرها و گزارش ها آمده است:

"...در جریان اعتراضات مردمی، شماری از پزشکان و کادر درمان صرفاً به‌دلیل انجام وظیفه انسانی و کمک به درمان مجروحان، توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده‌اند. این بازداشت‌ها نمونه‌ای آشکار از مجرم‌انگاری درمان و سرکوب فعالیت‌های انسانی است.

اسامی تعدادی از پزشکان بازداشت‌شده:

dr.jpg
دکترعلیرضا گلچینی: جراح و پزشک اهل قزوین بە دلیل ارائه خدمات درمانی به شهروندانی کە در جریان اعتراضات مردمی مجروح شدەاند، خبر داده‌ است. بر اساس این گزارش‌ها این پزشک با اتهام "محاربە" و خطر صدور حکم اعدام مواجه است.

دکتر فرهاد نادعلی: جراح و پزشک متخصص و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی گلستان از وضعیت او اطلاعی در دست نیست.

دکتر آمنه سلیمانی: پزشک و مدیر کلینیک پوست‌و مو در اردبیل، خبر داده و گفته بود که او طی روزهای گذشته به‌دلیل پذیرش و درمان مجروحانی که در جریان اعتراضات دچار آسیب شده بودند، به‌دست نیروهای امنیتی بازداشت شده‌ است.

دکتر بابک پورامین: متخصص طب اورژانس در نیشابور، گفته می‌شود او در ۲۹ دی بازداشت و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شده است.

دکتر سبحان اسماعیل‌پور

دکتر شمسی عباسعلی‌زاده: مجروح و ناپدید شده

دکتر صابر دهقان

دکتر متین مرادیان

بازداشت درمانگران، نقض صریح اصول اخلاق پزشکی، حقوق بشر و قوانین بین‌المللی است و جان این افراد در معرض خطر جدی قرار دارد..."

"... گزارش‌ها نشان می‌دهند کادر درمان، به‌ویژه پزشکان و افرادی که به مجروحان اعتراضات رسیدگی کرده‌اند، در معرض فشار و برخورد امنیتی قرار گرفته‌اند. در یک مورد، بازداشت فرهاد نادعلی (پزشک بیمارستان ۵ آذر گرگان) توسط اطلاعات سپاه گزارش شده و علت بازداشت «مداوای مجروحان اعتراضات» و اعتراض به استقرار نیروهای مسلح در بیمارستان عنوان شده است. همچنین ادعا شده نیروهای مسلح از سقف بیمارستان به سمت معترضان شلیک کرده‌اند؛ موضوعی که اگر تأیید شود، از تبدیل مراکز درمانی به بخشی از سازوکار سرکوب حکایت دارد.

blood.jpgهر روز به فهرست هزاران کشته و ناپدید شده به دست جمهوری اسلامی اضافه می‌شود و خانواده‌های داغدار در جستجوی نشانه‌ای از عزیزانشان، سرگردان در هر گوشه و کنارند. با این همه، هنوز کسانی درگیر بحث ها و اختلافات بی‌حاصل‌اند. گویی خون های ریخته شده تنها عددی در حاشیه است، نه فاجعه‌ای که فریادِ و اقدام فوری می‌طلبد.

متاسفانه به نظر می رسد که هنوز از تاریخ خونبار پنجاه ساله ایران، درس‌هایی آموخته نشده است. دیگر چه باید اتفاق بیفتد تا تفرقه افکنی و کشمکش‌های پیش پا افتاده را کنار بگذاریم؟ جنایت رخ داده است، جنایتی هولناک. در چهل و هشت ساعت، کشتاری بالای سی و شش هزار قربانی.

مارکس، لنین، استالین و دار و دسته شان مردند و رفتند. مارکس در برهه‌ای از تاریخ نقشی ایفا کرد و سپس به دنیای اکادمیک پیوست تا درس‌هایی به بشریت بدهد. آن فصل را تاریخ جامعه، بست.

مبارزه چریکی نیز سال‌هاست که به پایان رسیده و دیگر اصلا جای حرف زدن از آن نیست. آن فصل از تاریخ نیز بسته شد... آخوند و اسلام سیاسی و دارو دسته اش نیز در حال پاک شدن از سرزمین ما هستند. عصرشان گذشته است.

هموطنان، ما در جنگ هستیم، ایران با نبردی ویرانگر و فراگیر روبروست و جوانان نازنین‌اش را به فجیع ترین شکل از دست می دهد. ببینیم، نگاه کنیم و گوش بسپاریم به آنچه فریاد می زنند. فریاد واقعیت.

آقایان و خانم های چپ گرا -- از هر طیف و دسته-- کسانی که همه را نقد می کنید. نماینده چه کسی هستید؟ رهبر شما امروز کیست؟ آن فردی که از میان شما بتواند به یاری جامعه برخیزد کجاست؟ معرفی اش کنید. چند نفر هستید؟ در نشست های در بسته تان، چند نفر شرکت می کنند؟ میانگین سنی شان چند سال است؟

و جمهوری خواهان، شما چه مسیری را پیشنهاد می کنید؟ رهبرتان کیست و کجاست تا او را بشناسیم. معرفی کنید تا شاید در راهپمایی‌ها و در خیابان ها نامش فریاد زده شود.

زمان رها کردن پراکنده سازی و زخم زدن به یکدیگر فرا رسیده است. رقابت‌های تنگ‌نظرانه و خودمحوری‌ها را کنار بگذاریم.

رژیم اسلامی نه از امریکا می ترسد، نه از اروپا و نه حتی از اسراییل، زیرا برای بقای خود با همه آنها زد و بند می کند. این رژیم تنها از یک چیز می ترسد -- اتحاد ما ایرانیان.

Hanif_Heidarnejad.jpgاز زمان کشتار گسترده تظاهرکنندگان در نیمه دی‌ماه ۱۴۰۴ / آغاز ژانویه ۲۰۲۶، در گزارش‌های خبری و حتی در گفت‌وگوهای رادیویی-تلویزیونی با کارشناسان یا در پادکست‌های مختلف- در رسانه های آلمان-، هنگام بررسی وضعیت سیاسی ایران، معمولاً نابسامانی اقتصادی به‌عنوان دلیل اصلی نارضایتی‌های اجتماعی مطرح می‌شود. در ادامه نیز به فساد، ناکارآمدی حکومت و نهادهای دولتی و گاه به تحریم‌های اقتصادی اشاره می‌شود.
اما آیا واقعاً این عوامل به‌تنهایی می‌توانند توضیح دهند که چرا هزاران نفر حاضرند به بهای جان خود به خیابان بیایند و کشته شوند؟ و چرا اعتراضاتی که ظاهراً با مطالبات اقتصادی آغاز می‌شوند، به‌سرعت ساختار سیاسی و رهبر مذهبی کشور را هدف قرار می‌دهند؟

بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده از شبکه‌ای از پزشکان داخل ایران، در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ / دسامبر و ژانویه ۲۰۲۶، تعداد کشته‌شدگان بین ۱۶۵۰۰ تا ۱۸۰۰۰ نفر برآورد می‌شود. هنوز آمار نهایی مشخص نیست. شمار مجروحان نزدیک به ۳۳۰۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود. همچنین در روزهای پایانی دی‌ماه (اول تا بیستم ژانویه)، تنها ۷۰۰۰ مجروح چشمی به یک بیمارستان تخصصی در تهران مراجعه کرده‌اند که ۷۰۰ مورد آن به تخلیه چشم انجامیده است. این جراحات ناشی از شلیک تفنگ‌های ساچمه‌ای و تنها در یک بازه زمانی چهار روزه بوده است.

(آخرین اطلاعات به دست آمده تا تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴/ ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶: دست‌کم ۳۳ هزار کشته، ۲۴ هزار جراحت چشمی، ۱۰۰۰ تخلیه چشم و صدها اعدام از بازداشت شدگان تظاهرات.)

رئیس بیمارستان چشم‌پزشکی فارابی تهران نیز گفت که در جریان اعتراضات سراسری اخیر، تا روز شنبه ۲۰ دی‌ماه حدود ۱۰۰۰ نفر که نیاز به عمل جراحی اورژانسی چشم داشتند.

دلایل اقتصادی بی‌تردید می‌توانند بهانه و جرقه اولیه اعتراضات باشند. اما مسئله به تغییر حکومت یا حتی تغییر نظام سیاسی محدود نمی‌شود؛ موضوع عمیق‌تر از این‌هاست.
در این نوشته می‌کوشم در نگاهی تحلیلی و به‌اختصار، به سه زخم بزرگ تاریخی در ایران اشاره کنم؛ زخم‌هایی که چون هنوز درمان نشده‌اند، هر از گاهی سر باز می‌کنند و مستقل از بهانه آغاز اعتراضات، موج‌های تازه‌ای از خشم و شورش اجتماعی را رقم می‌زنند. سه زخم عمیق که ایرانیان در نبردی تاریخی در پی «تصفیه‌حساب» با آن‌ها هستند.

زخم اول

تصفیه‌حساب با اسلام/ اسلام سیاسی

ایرانیان- و در اینجا منظور اکثریت بزرگ نسل جوان و میانسال است- وضعیت امروز ایران را نتیجه حمله اعراب مسلمان در حدود ۱۴۰۰ سال پیش می‌دانند. آنان بر این باورند که اسلام با زور شمشیر، کشتار، ایجاد رعب، به‌غنیمت‌گرفتن زنان و قتل مردان، و برپا کردن حمام خون در برابر هرگونه مقاومت، بر ایران تحمیل شد. آن شکست نظامی، برای چند قرن به فروپاشی فرهنگی و تمدنی ایران انجامید. تحقیر تاریخی حاصل از آن شکست هنوز در حافظه جمعی ایرانیان زنده است.

بسیاری از ایرانیان اسلام را دینی ناسازگار با توسعه و مدرنیته می‌دانند و معتقدند سلطه اسلام، ایران را از مسیر پیشرفت جهانی بازداشته است. از این منظر، «جمهوری اسلامی» را که از سال ۱۳۵۷ / ۱۹۷۹ به قدرت رسید، ادامه تاریخی همان هجوم تلقی می دانند. از همین‌رو، این حکومت در نگاه آنان یک حکومت «اشغالگر» است و شعار «ایران را پس می‌گیریم» بازتاب همین برداشت است.

این خودآگاهی جمعی در سال‌های اخیر تقویت شده و به رشد ایران‌گرایی انجامیده است: توجه به نمادهای ملی، اشعار حماسی، بازدید از اماکن باستانی، انتخاب نام‌های ایران باستان برای فرزندان، و بزرگداشت گسترده مناسبت‌های ملی همراه با رقص و شادی جمعی و مختلط، بازتابی از رشد همین هویت طلبی ملی است.

در سال‌های اخیر، اسلام به‌طور علنی به سخره گرفته می‌شود. جوک‌ها و ویدیوکلیپ‌های فراوان درباره الله، محمد و ائمه شیعه رواج یافته‌اند؛ پدیده‌ای که تصور آن در گذشته بسیار دشوار بود. این گرایش به قشر خاصی محدود نیست و تقریباً همه اقشار، حتی بخش‌هایی از جامعه سنتی را نیز دربرمی‌گیرد.

برخی می‌کوشند این روند را صرفاً مخالفت با «اسلام سیاسی» بدانند. اما آیا اسلام از همان آغاز، پس از استقرار محمد در مدینه، در پی قدرت سیاسی نبود؟ آیا گسترش آن از طریق جنگ صورت نگرفت؟ آیا قانون‌گذاری، قضاوت و اجرای احکام در تمامی شئون زندگی - از تولد تا مرگ - در قرآن تعریف نشده است؟ آیا حکومت های اسلامی مسئولیت قوه مقننه، مجریه و قضائیه را یک جا به عهده نداشتند؟ آیا وضع قانون و حکمرانی خود را برگرفته از قرآن و سیره محمد اعلام نمی کردند؟ به باور من با چنین برداشتی، می‌توان گفت که اسلام از آغاز دینی سیاسی بوده است.
۴۷ سال حکومت اسلامی در ایران باعث شده اکثریت بزرگی از ایرانیان، اسلام و اسلام سیاسی را یکی بدانند؛ امری که هر روز تجربه می‌کنند و نیازی به بحث نظری درباره آن نمی‌بینند.

اگر انقلاب ۱۳۵۷ «انقلاب اسلامی» بود، انقلابی که اینک در ایران در جریان است، انقلابی است ملی و «سکولار- دموکراتیک» که خواهان جدائی دین از حکومت می باشد. این انقلاب ضد اسلام سیاسی بوده و بر آن است که دین (هر دینی) امری خصوصی است و کشور نباید دین رسمی داشته باشد. داشتن یا نداشتن دین نباید امتیاز به شمار آمده و کسی را بر کسی دیگر برتری دهد.

موفقیت ایرانیان در مبارزه با اسلام سیاسی نه تنها ایران را نجات می دهد، بلکه به دلیل تاثیرگذاری تاریخی- فرهنگی رویدادهای سیاسی- اجتماعی ایران بر کشورهای منطقه، می تواند شروع فصل تازه ای شود که اسلامگرائی در کشورهای مختلف نیز تضعیف شده و گرایش به سکولاریسم، دمکراسی و ارزش های حقوق بشری، بویژه آزادی زنان هرچه بیشتر تقویت شود.

موفقیت انقلاب ملی ایران حتی می تواند در کشورهای اروپائی و آمریکای شمالی نیز که اسلام گرائی در بیست و پنج سال گذشته در آنجا رشد چشمگیر داشته، زمینه رشد این گرایش را به میزان زیادی بخشکاند.

پیروزی انقلاب ملی ایران بحث های زیادی را در سطوح اجتماعی، رسانه ای و آکادمیک در جهان دامن خواهد زد که پیامد های آن بعد از یک دوره کوتاه از یک سو رشد جریان های سکولار دمکرات در کشورهای اسلام زده خواهد بود، و از سوی دیگر هر نیروئی که اسلام و اسلام گرائی را تبلیغ می کند را با چالش های جدی روبرو خواهد کرد.

در یک کلام؛ پیروزی انقلاب ملی ایران و دفن جمهوری اسلامی، فصلی تو در را در جهان رقم خواهد زد که در آن تروریسم و اسلامگرائی زمینه هر چه کمتری برای رشد داشته و بجای آن صلح و دوستی، همزیستی مسالمت آمیز و ارتباطات فرهنگی هر چه بیشتر تقویت خواهند شد.

زخم دوم

انقلاب ۵۷ و «پنجاه‌وهفتی‌ها»

«پنجاه‌وهفتی‌ها» به کسانی گفته می‌شود که در انقلاب ۱۳۵۷ مشارکت داشته‌اند، از برپایی جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند و همچنان به ارزش‌های آن وفادارند.

بخش بزرگی از نسل جوان و میانسال امروز، نسلی را که در سال ۱۳۵۷ نظام پهلوی را سرنگون کرد و زمینه قدرت‌گیری جمهوری اسلامی را فراهم آورد، مسئول نابودی سرنوشت خود و وضعیت کنونی ایران می‌داند.
در میان آن نسل، گروهی انقلاب را اشتباه می‌دانند و آشکارا از آن انتقاد می‌کنند. اما دسته دوم همچنان از انقلاب دفاع می‌کنند. این گروه دوم معمولاً با ویژگی‌هایی چون ضدآمریکایی‌بودن، ضداسرائیلی‌بودن، یهودستیزی، ضدیت با پهلوی، بی‌اعتنایی به تاریخ باستان ایران و مخالفت با سبک زندگی آزاد شناخته می‌شوند.

طرفداران پهلوی انقلاب ۵۷ را نتیجه اتحاد «ارتجاع سرخ و سیاه» می‌دانند: روحانیت شیعه و پیروانش (ارتجاع سیاه) و نیروهای چپ مارکسیستی (ارتجاع سرخ). آنان معتقدند همان اتحاد، امروز نیز در مخالفت با رضا پهلوی، دوباره شکل گرفته و به بقای جمهوری اسلامی کمک می‌کند.

امروز، ایران‌گرایان و طرفداران پهلوی در یک سو و «پنجاه‌وهفتی‌ها» در سوی دیگر، در رویارویی آشکار قرار دارند؛ شکافی که هرگونه همکاری پیش یا پس از گذار از جمهوری اسلامی را تقریباً ناممکن کرده است.
در این زمینه، می‌توان تقابل نسل جدید ایران با «پنجاه‌وهفتی‌ها» را با تقابل نسل جوان آلمان پس از جنگ جهانی دوم با والدینشان مقایسه کرد؛ نسلی که در قالب جنبش ۶۸، مسئولیت اخلاقی نازیسم را از نسل پیشین طلب کرد.

پس از جنگ جهانی دوم، نسلی که در آلمانِ پساهیتلر رشد کرد، از دهه ۶۰ تا پایان دهه ۷۰ میلادی به‌طور جدی با نسل والدین خود درگیر شد. این نسل، پدران و مادرانشان را نه فقط به‌خاطر حمایت فعال، بلکه به‌خاطر سکوت، انفعال و همدستی ساختاری در به‌قدرت‌رسیدن نازیسم، جنگ و هولوکاست مسئول می‌دانست. این تعارضِ نسلی در قالب جنبش ۶۸ و فرآیند «مواجهه با گذشته» (Vergangenheitsbewältigung) شکل گیری اعتراضات دانشجویی، نقد نهادهای آلوده به نازیسم و شکستن اقتدار سنتی خانواده و دولت خود را نشان داد. نتیجه این روند، دموکراتیزه‌شدن عمیق جامعه، نهادینه‌شدن حافظه تاریخی و جلوگیری از بازتولید فاشیسم بود.

همان‌طور که جوانان آلمانی از والدین خود می‌پرسیدند «کجا بودید؟ چرا سکوت کردید؟»، نسل کنونی ایران نیز از «پنجاه‌وهفتی‌ها» می‌پرسد: چگونه انقلاب را ممکن کردید و چرا بعد از دیدن نتایجش هنوز از آن دفاع می کنید؟

آنچه در آلمان به جنبش ۶۸ / نسل ۶۸ (Die 68er-Bewegung) معروف است، پیچیده تر از چند جمله ای است که در بالا آمد. اما این مقایسه کوتاه کمک می کند تا خشم و مخالفت نسل جدید ایران با «پنجاه و هفتی ها» بهتر درک شود.

Hamed_Aiynehvand_3.jpgسرانجام اتحادیه اروپا تصمیمی را گرفت که سال‌ها از آن پرهیز می‌کرد: قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی. تصمیمی که بیش از آن‌که نمادین باشد، نشانه ورود پرونده جمهوری اسلامی به مرحله‌ای تازه، پرخطر و تعیین‌کننده است.

اروپا پیش از این نیز از نقش سپاه در سرکوب داخلی، عملیات برون‌مرزی و بی‌ثبات‌سازی منطقه آگاه بود. با این حال، به‌دلیل نفوذ همه‌جانبه سپاه در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران، لیست‌گذاری آن همواره به‌منزله عبور از یک خط قرمز تلقی می‌شد؛ خط قرمزی که به معنای تقابل مستقیم با هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی بود. اکنون این خط قرمز شکسته شده است. پرسش اصلی این است: چرا اکنون؟

در سیاست بین‌الملل، تصمیم‌ها نه بر پایه اخلاق، بلکه بر اساس منافع ملی گرفته می‌شوند. حقوق بشر تنها زمانی به اولویت بدل می‌شود که با امنیت، ثبات سیاسی یا منافع راهبردی کشورها گره بخورد. تصمیم اخیر اروپا نیز دقیقاً از همین منطق پیروی می‌کند.

اگرچه ایالات متحده سال‌ها پیش سپاه را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده بود، اروپا تا همین اواخر راه احتیاط را در پیش گرفت. حتی پس از آغاز جنگ اوکراین و همکاری پهپادی جمهوری اسلامی با روسیه، کشورهای اروپایی--به‌ویژه آلمان و فرانسه--روابط اقتصادی خود با تهران را حفظ کردند. تصور «ثبات نسبی» در ایران، ستون اصلی این مماشات بود.

اما این تصور با کشتار گسترده معترضان در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه فرو ریخت. سرکوب خونین اعتراضات مسالمت‌آمیز، این پیام روشن را به ناظران داخلی و بین‌المللی داد که نظام سیاسی حاکم نه‌تنها مشروعیت خود را از دست داده، بلکه دیگر توان حکمرانی و بازتولید ثبات را نیز ندارد. حکومتی که تنها ابزار بقای آن گلوله است، آینده‌ای ندارد و دیر یا زود فرو می‌پاشد.

چرایی این امر را می‌توان در تعبیر دقیق میرحسین موسوی دید: «رودخانه‌ای از خونِ گرمِ محرومان که در دی‌ماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.»

و حالا به نظر می رسد مسیر تاریخ بیش از هرزمان دیگری به زیان جمهوری اسلامی درحال تغیر است: قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی، عملاً مسیر دیپلماسی را مسدود می‌کند. گفت‌وگوهای ایران و آمریکا از جمله مذاکرات ترکیه--بعید است بتواند نقشی در نجات نظام ایفا کند. تقابل سیاسی و اقتصادی به فاز نظامی کشیده شده است.

roshandel.jpgاز حاکمیت دوگانه تا نیابتی‌سازی و وابستگی استراتژیک

چکیده

جمهوری اسلامی ایران طی بیش از چهار دهه گذشته به بازیگری تبدیل شده است که رفتار آن به‌سختی در چارچوب قواعد متعارف روابط بین‌الملل قابل تبیین است. این مقاله استدلال می‌کند که ریشه این وضعیت را باید در ساختار درونی قدرت و نقش مسلط نهادهای نظامی-امنیتی، به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جست‌وجو کرد. ترکیب دولت انتصابی ایدئولوژیک با دولت انتخابیِ نمایشی، به شکل‌گیری سیاست خارجی‌ای انجامیده که بیش از آن‌که مبتنی بر منافع ملی باشد، تابع بقا، امنیت ایدئولوژیک و منطق نیابتی‌سازی منطقه‌ای است. پیامد این الگو، بی‌ثباتی منطقه‌ای، انزوای بین‌المللی و وابستگی تدریجی به قدرت‌های خارجی بوده است. اعلام رسمی "تروریستی" بودن سپاه پاسداران از سوی اتحادیه اروپا ، انگیزه اصلی نگارش این مقاله می باشد که به آن می پردازیم:

۱. مقدمه: ایران به‌مثابه یک مسئله ساختاری:

پیچیدگی رفتار جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌المللی، نه صرفاً ناشی از تصمیم‌های مقطعی یا اختلافات ایدئولوژیک، بلکه حاصل یک ساختار قدرت خاص است. ساختاری که در آن، تصمیم‌گیری‌های کلان خارج از نهادهای منتخب و در اختیار شبکه‌ای از نهادهای انتصابی و امنیتی قرار دارد. در چنین چارچوبی، فهم سیاست خارجی ایران بدون تحلیل درونی ساختار قدرت، تحلیلی ناقص و گمراه‌کننده خواهد بود.

۲. ساختار دوگانه قدرت: دولت واقعی و دولت نمایشی:

پس از گذشت بیش از چهار دهه از استقرار جمهوری اسلامی، نظام سیاسی ایران به‌وضوح دارای ساختار دوگانه قدرت است:

از یک‌سو، «دولت انتصابی» قرار دارد؛ مجموعه‌ای از نهادها که مستقیماً زیر نظر رهبر فعالیت می‌کنند، از جمله شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، سپاه پاسداران، بسیج و بنیادهای عظیم اقتصادی. این بخش، قدرت واقعی تصمیم‌گیری در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و سیاست خارجی را در اختیار دارد و هیچ‌گونه پاسخ‌گویی نهادی به جامعه ندارد.

در سوی دیگر، «دولت انتخابی» یا بروکراتیک قرار گرفته است که شامل ریاست‌جمهوری، مجلس و نهادهای اداری است. این بخش، علی‌رغم ظاهر انتخاباتی، فاقد اختیار مؤثر در سیاست‌گذاری‌های کلان است و نقش آن بیش از هر چیز، مدیریت روزمره و مشروعیت‌بخشی صوری به نظام قدرت محسوب می‌شود.

برآیند این دوگانگی، تمرکز قدرت در رأس هرم و تضعیف نهادهای نمایندگی است؛ وضعیتی که تصمیم‌سازی عقلانی و مبتنی بر منافع ملی را به‌شدت محدود می‌کند.

۳. سپاه پاسداران: از نهاد انقلابی تا بازیگر هژمونیک:

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که در ابتدا نهادی نظامی-ایدئولوژیک برای حفاظت از انقلاب بود، به‌تدریج به محور اصلی قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شد. نقطه عطف این تحول، پایان جنگ ایران و عراق و آغاز رهبری علی خامنه‌ای با ترسیم ساختاری جدید در نظام قدرت سازی "اسلام سیاسی" بود.

Amir_Kareab.jpgچرا اپوزیسیون جمهوری‌خواه تا الان بازنده‌اند؟

چرا مشروطه‌خواهان با رهبری شاهزاده رضا پهلوی برنده این میدان‌اند؟

اپوزیسیون ایرانیان در چهار دهه افت‌وخیزهای زیادی داشته است. در اوایل، احزاب و سازمان‌های چپ و کمونیستی همه‌چیز را با خود ارزیابی می‌کردند: سازمان فدائیان اکثریتِ فرخ نگهدار و اکثریتِ علی کشتگر، سازمان راه کارگر، حزب کمونیست کارگری، چریک‌های فدایی اقلیت و حزب توده؛ و در مقابل آن‌ها، سازمان مجاهدین خلق بودند که برداشت جدیدی از اسلام داشتند و در حقیقت به «مارکسیست‌های اسلامی» لقب داشتند و خود را تنها اپوزیسیون برحق می‌دانستند. نیروی سومی نیز که در سایه بود، مشروطه‌خواهان به رهبری شاهزاده رضا پهلوی بودند؛ در حقیقت عمده اپوزیسیون ایرانی، با چند سازمان دیگر که چندان مطرح نبودند.

بعضی از این گروه‌ها عمده فعالیتشان در محیط دانشگاه‌ها بود و های‌وهوی بسیار می‌کردند. بیشتر با مشروطه‌خواهان در جنگ و جدال بودند تا با جمهوری اسلامی! چرا؟

مشروطه‌خواهان در سایه می‌زیستند و روزبه‌روز دایره خودشان را وسیع‌تر می‌کردند، چون از جنس ایرانی و ملی بودند و برنامه‌ای برای آینده ایران داشتند. احزاب چپ آن‌ها را به ریشخند و مسخره می‌کردند، تا اینکه جنبش سبز به‌وجود آمد و احزاب چپ یکی پس از دیگری کارکردشان ته کشید. بیشترشان احزاب جمهوری‌خواه را به‌وجود آوردند، اما با ذهنیت گذشته خود؛ پشت سر هم بیانیه و قطعنامه و سخنرانی داشتند، ولی از برنامه‌ریزی برای آینده ایران خبری نبود. کارشان هر از گاهی تظاهرات یا سخنرانی بود که چشم‌انداز روشنی را تداعی نمی‌کرد.

Kian_Sabeti.jpgبازنشر از سایت ایران وایر

«اگر نروم، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.» این جمله«برنا دهقانی»، نوجوان ۱۷ ساله بهایی پیش از پیوستن به اعتراضات بود.

برنا دهقانی، دانش‌آموز سال آخر دبیرستان ساکن رودهن، شامگاه جمعه ۱۹دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات خیابانی در محدوده تهرانپارس، با شلیک مستقیم ماموران امنیتی کشته شد.

برنا آن شب با وجود نگرانی و مخالفت والدینش، مصمم به حضور در خیابان بود. به همین دلیل، پدرش با خودرو، او و یکی از دوستانش را همراهی کرد. پس از رسیدن به تهرانپارس، در حالی‌ که پدر به دنبال جای پارک می‌گشت، برنا و دوستش از خودرو پیاده شدند.

تماس تلفنی پدر و پسر همچنان برقرار بود تا آنکه در آخرین تماس، برنا با صدایی آرام از پدرش خواست تا به خانه بازگردد و نگران نباشد. به او گفت که حدود نیم ساعت دیگر بازمی‌گردد؛ جمله‌ای ساده که اکنون به یکی از دردناک‌ترین خاطرات خانواده بدل شده است.

5852.jpeg
دقایقی پس از بازگشت پدر به خانه، تلفن همراه او به صدا درآمد. دوست برنا پشت خط بود و با صدایی لرزان خبر داد که برنا بر اثر اصابت گلوله مجروح شده و به یکی از درمانگاه‌های تهرانپارس منتقل شده است. پدر، سراسیمه، چندین درمانگاه را در این منطقه جست‌وجو کرد تا سرانجام فرزندش را که نیمه جان روی تخت درمانگاه افتاده بود، یافت.

به گفته یکی از نزدیکان خانواده، پزشک درمانگاه پس از معاینه اعلام کرد که شدت جراحات بسیار بالاست و امکان درمان در آن مرکز وجود ندارد و برنا باید فورا برای انجام عمل جراحی به بیمارستان منتقل شود. با این حال، به دلیل نبود آمبولانس، برنا در همان مکان بر اثر شدت جراحات در آغوش پدرش جان می‌بازد.

سامان رسول پور - خود اردوغان متعجب شده که عراقچی چرا اینقدر ذوق کرده از دیدنش.

منوتو - دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال ویدئوی مربوط به حضور نیروهای حکومتی در میدان «هفت تیر» تهران را بازنشر کرده است.


او در پستی دیگر توضیح یک کاربر درباره این ویدئو را بازنشر کرده که نوشته است: «سپاهی‌ها ترسیده‌اند، کاملا شلوار خود را خراب کرده‌اند.»

Untitled-2.jpg

shahedAlavi.jpg

شاهد علوی در شبکه اکس نوشت: یک منبع مرتبط با ارتش به من گفت هدف انفجار امروز بندرعباس، دریادار شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش بود.

به گفته این منبع، یکی از واحدهای این ساختمان ۴ واحدی در بلوار معلم محل اقامت این فرمانده ارتش بود. هنوز مشخص نیست دریادار ایرانی، در این انفجار کشته شده است یا نه.

امیرفرشاد ابراهیمی در شبکه اکس:

***

در گزارش منتشرشده از محل انفجار بندرعباس توسط خبرگزاری‌های حکومتی، یکی از مجروحان که روی برانکارد در حال انتقال به بیمارستان است لباس نظامی به تن دارد

به گزارشی که خود صدا و سیمای بندرعباس داده دقت کنید ، در ثانیه ۲۲ شخصی که رو برانکارد هست سپاهی هست و با لباس فرم و پوتین هست، مشخصه اینجا خانه مسکونی نبوده...
**
HAAoi7fW8AAB5aw.jpg

در شبکه‌های اجتماعی ویدیویی درباره انفجار بندرعباس منتسب به روزنامه صبح ساحل منتشر شده که در آن یک نیروی انتظامی که به نظر می‌رسد مجروح شده، در حال انتقال با برانکارد است. تیم راستی‌آزمایی ایران‌اینترنشنال اصالت این ویدیو‌ را تایید می‌کند. بررسی‌های ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد وبسایت روزنامه محلی صبح ساحل در بندرعباس شنبه ۱۱ بهمن و ساعاتی پس از وقوع انفجار ویدیویی با عنوان «جزییات-انفجار-در-بندرعباس» را در این آدرس منتشر کرده است.

بررسی‌های ما نشان می‌دهد این ویدیو در فاصله کوتاهی از تمامی خروجی‌های مرتبط با این رسانه از جمله آپارات حذف شده است.

سه ورزشکار تیم‌های ملی فوتبال زنان و بسکتبال ایران با انتشار پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی، در واکنش به سرکوب خونین انقلاب ملی ایرانیان از ادامه حضور در تیم‌های ملی کناره‌گیری کردند.

بر اساس پست‌های منتشرشده در اینستاگرام، زهرا علیزاده و کوثر کمالی شنبه ۱۱ بهمن پایان همکاری خود با تیم ملی فوتبال زنان ایران را در حمایت از انقلاب مردم ایران اعلام کردند. ساعاتی بعد، بهنام یخچالی، ملی‌پوش تیم بسکتبال ایران، نیز از کناره‌گیری خود از تیم ملی خبر داد.

این موضع‌گیری‌ها در شرایطی انجام می‌شود که فضای عمومی کشور تحت تاثیر برخوردهای امنیتی و قصایی شدید با معترضان قرار دارد.

کناره‌گیری زهرا علیزاده

زهرا علیزاده، بازیکن ۲۵ ساله تیم فوتبال زنان گل‌گهر سیرجان، در پیامی اینستاگرامی نوشت که در شرایطی که «قلب ایران در درد و رنج می‌سوزد» دیگر نمی‌تواند مانند گذشته در زمین فوتبال حضور داشته باشد. او تیم ملی را «نماد افتخار و ایستادگی» توصیف کرد، اما افزود اولویت اصلی‌اش مردم ایران و همدلی با آنان است.

این بازیکن با اشاره به تجربه کوتاه خود در تیم ملی تاکید کرد لحظه‌های حضور در این تیم را فراموش نخواهد کرد و هر گل و پیروزی برایش به معنای تپیدن قلب برای ایران بوده است. علیزاده در عین حال تصمیم خود را «خداحافظی از سر عشق به مردم» دانست و اعلام کرد تا زمانی که رنج شهروندان ادامه دارد، در میادین ملی حضور نخواهد داشت.

یورونیوز - به گزارش رسانه‌های آلمانی، یک مرد ۲۵ ساله اهل سودان جنوبی شامگاه پنجشنبه در ایستگاه متروی «واندزبک مارکت» هامبورگ ناگهان یک زن ۱۸ ساله ایرانی را که منتظر مترو بود و با خود به ریل‌ها کشاند و جلوی قطار در حال حرکت انداخت. بنابر این گزارش، هر دو در دم جان باختند.

trainlarge.jpgبه گفته پلیس، این زن و مرد هیچ ارتباطی با هم نداشتند و مستقل از یکدیگر روی سکو حضور داشتند. به گفته سخنگوی پلیس، همزمان با ورود قطار مرد سودانی زن ۱۸ ساله را گرفت و با او جلوی قطار در حال حرکت پرید.


به گزارش روزنامه «بیلت»، در جریان این حادثه که حدود ساعت ۱۰ شب پنجشنبه در ایستگاه «واندزبک مارکت» در خط متروی U1 شهر هامبورگ رخ داد، یک مرد ۲۵ ساله اهل سودان جنوبی بدون مقدمه و ناگهانی به سوی زن جوان رفت، او را گرفت و با خود جلوی قطار در حال حرکت کشید. بنابر ان گزارش، زن جوان ایرانی بود.


به گفته شاهدان عینی، مرد پیش از حادثه «احتمالا در حالت مستی» روی سکو راه می‌رفت و ناگهان به‌طور اتفاقی زن جوان را آن‌جا دید.


به گفته مقامات، در حال حاضر هیچ نشانه‌ای مبنی بر رابطه یا آشنایی قبلی میان این دو وجود ندارد و تحقیقات درباره انگیزه‌ و جزئیات حادثه در جریان است. به گزارش «بیلت»، دایره قتل اداره پلیس مسئول تحقیقات درباره این حادثه است و ماموران در حال جمع‌آوری شهادت شاهدان و فیلم‌های ضبط‌شده از حادثه هستند.

baharehH.jpgخبرنامه گویا - بهاره هدایت، فعال سیاسی و زندانی پیشین، با انتشار یادداشتی تند در شبکه‌های اجتماعی، به بیانیه اخیر میرحسین موسوی درباره کشتار معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴ واکنش نشان داد و مواضع او را ادامه همان نگاه «از بالا به پایین» و هم‌راستا با منطق حاکم بر جمهوری اسلامی توصیف کرد.

این انتقاد پس از آن مطرح شد که موسوی در بیانیه‌اش تأکید کرده بود راه نجات ایران صرفاً از مسیر کنش مردم و بدون اتکا به قدرت‌های خارجی می‌گذرد و خروج از بحران را به راه‌حل‌های درون‌زا، از جمله همه‌پرسی قانون اساسی، گره زده بود. هدایت این چارچوب را نوعی شرط‌گذاری برای مردمی دانست که هزینه اعتراض را با جان خود پرداخته‌اند.

او با لحنی تند نوشت که موسوی، با مواضعی چون اسرائیل‌ستیزی، حمایت از سیاست هسته‌ای و پذیرش اقتصاد رانتی، تفاوت بنیادینی با رهبر جمهوری اسلامی ندارد و صلاحیت تعیین تکلیف برای جامعه‌ای را که زیر گلوله به خیابان آمده، از دست داده است. هدایت با اشاره به اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ تأکید کرد دامنه و شمار معترضان به‌مراتب فراتر از ۲۵ خرداد ۸۸ بوده و شعارهای گسترده در حمایت از بازگشت پهلوی نشان می‌دهد جامعه از روایت‌ها و چهره‌های سیاسی برآمده از ۵۷ عبور کرده است.

این فعال سیاسی همچنین نقش موسوی و دیگر چهره‌های نسل انقلاب ۵۷ را در شکل‌گیری وضعیت کنونی به چالش کشید و کشتار اخیر را امتداد همان مسیری دانست که با استقرار جمهوری اسلامی آغاز شد؛ مسیری که به‌گفته او، محصول ائتلاف نیروهای مذهبی و چپ در ۵۷ بوده و امروز به شکلی خون‌بار خود را بازتولید می‌کند.

متن کامل نوشته بهاره هدایت در اینستاگرام:

خفه شو دیگه پیرمرد، خفه شو. "تو" شرط میذاری برای عبور از این وضعیت؟! تو؟! تو با اون اسراییل‌ستیزیت و اون اقتصاد چپ‌روانه رانتی و هواداری از سیاست هسته‌ای، و با هواداری از کشتار به نفع "نظام اسلامی" دقیقا چه فرقی میکردی با علی خامنه‌ای؟!

شرم که نمیکنی، برو با همون عکس "جان بیداری" که هنووووز روی دیوار اتاقته راز و نیازتو بکن و ما رو به حال خودمون بذار

اون چیزی که تو رو مهم کرده بود جمعیت چند صد هزار نفری تهران بود که ۲۵ خرداد ۸۸ در حمایت ازت اومدن تو خیابون، وگرنه تو که بدون اون پشتوانه اهمیتی نداشتی؛ یکی بودی از صدها کارگزار جنایت دهه ۶۰ که به زباله‌دان تاریخ فرستاده شده بود.

الانم نیستی که ببینی (و بعید میدونم اگر بودی هم میتونستی ببینی چون دوستانت این بیرونن ولی کورن و نمیبینن) که دههااا برابر اون جمعیت ۲۵ خرداد، نه فقط در تهران بلکه در سراسر کشور اومدن بیرون و جاوید شاه گفتن. حداقل ده تا پونزده میلیون نفر جلوی گلوله‌ی نظام لعنتی تو فریاد زدن که خواهان بازگشت پهلوی‌اند. میتونی معنی "میلیونها نفر" و "جاوید شاه" گفتن‌شون رو بفهمی یا نه؟!

لعنت جاویدان به آن گرداب هولناکی که در ۵۷ تو و همپالگیهایت پشت سر "امامتان" بر این کشور مستولی کردید. هر جانی که از این مردم شجاع گرفته شد ثمره‌ی ضحاکی است که شما ۵۷ییها در ۵۷ پروردید. و این چیزی که ما در ۱۸ و ۱۹ دیماه دیدیم نفیر شبح متعفن ۵۷ بود که بالای سر این کشور تنوره میکشید. هزار هزار جان میگرفت و تنوره میکشید ایده‌ی پلشتِ ملا و چپی و مجاهد.

لعنت ابدی به همه‌تان

***

27.jpgعلی شریفی زارچی - بیانیه‌ی شجاعانه‌ای که امروز توسط انجمن علمی دانشکده‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد: «چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟»
وقتی خون در کوچه‌ها جاری‌ست دیگر سکوت را بر خود روا نمی‌دانیم. دی‌ماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشته‌ایم که شرح آن‌ها زبان را به عجز می‌کشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشته‌شدگان به اندازه‌ای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد.
این فهرست، صرفاً مجموعه‌ای از نام‌ها نیست. هر نام در آن، یک خانواده‌ی داغدار، یک مادر عزادار، یک آینده‌ی نابود‌شده است. این‌ها آدم‌هایی هستند که زنده بودند. زنانی که می‌خواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمی‌خواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاس‌های درس نشستند، در همین دانشکده‌ها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند.
دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکده‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطره‌اش به جا مانده‌است. ما این‌ها را دیده‌ایم. خون روی زمین را، جنازه‌های ردیف‌شده در کهریزک را، دیده‌ایم. شهادت کسانی را شنیده‌ایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند.
مرگی که از لوله‌ی تفنگ نیروهایی بیرون می‌آمد که وظیفه‌شان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم. همان مردمی که در روز‌های جنگ از آن‌ها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد می‌کردید، حالا به یک‌باره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند.
همان مردمی که سال‌ها زیر بار سختی و فشار تحمیل‌شده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کرده‌اید که نمی‌توان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کرده‌اید که واژه‌ها معنا دارند و حافظه‌ی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سال‌ها بر منبرها گفتند «خون بی‌گناه، بنیان حکومت‌ها را فرو می‌ریزد»، امروز یا سکوت کرده‌اند و یا با واژگان آراسته گلوله‌ها را تطهیر نموده‌اند. حق تیرهایی را از خانواده‌ی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کرده‌است.
همان‌هایی که فریاد می‌زدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانه‌ترین سکوت را پیشه کرده‌اند و به تماشای گورستان‌ها نشسته‌اند؛ گورستان‌هایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا می‌داند، روزبه‌روز انسان‌های بی‌گناه بیشتری را در خود جای می‌دهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما می‌بینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد. جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴

کشتن یا دستگیری خامنه‌ای

| No Comments

khamtr.jpgایران اینترنشنال - به نوشته دن صباغ، دبیر بخش دفاع و امنیت روزنامه گاردین، با تقویت چشمگیر آرایش نظامی آمریکا در منطقه، گزینه‌های نظامی واشینگتن علیه جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای تازه شده و در میان آن‌ها، حمله مستقیم به علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، به‌عنوان یکی از محتمل‌ترین سناریوها مطرح است.

صباغ جمعه ۱۰ بهمن در مطلبی تحلیلی نوشت کمی پیش‌تر، زمانی که دونالد ترامپ برای نخستین بار جمهوری اسلامی را تهدید کرد و به معترضان ایرانی گفت «کمک در راه است»، آمریکا از نظر آرایش نظامی در خاورمیانه از توان کافی برای عملی کردن این تهدیدها برخوردار نبود، اما اکنون شرایط تغییر کرده است.

او افزود با وجود این، همچنان پرسش‌هایی درباره میزان موفقیت، پیامدها و دستاوردهای کارزار نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی وجود دارد.

کشتن یا دستگیری خامنه‌ای

مایکل کارپنتر، عضو پیشین شورای امنیت ملی ایالات متحده در دوره جو بایدن، معتقد است محتمل‌ترین گزینه نظامی می‌تواند بر خامنه‌ای متمرکز باشد.

عملیات برای دستگیری یا کشتن خامنه‌ای می‌تواند از الگوی بازداشت نیکلاس مادورو، رییس‌جمهوری مخلوع ونزوئلا، الهام گرفته شود.

کارپنتر در عین حال هشدار داد هدف گرفتن دیکتاتور تهران «عملیاتی بسیار پرمخاطره با نتیجه‌ای نامطمئن» خواهد بود.

به گفته او، موفقیت عملیات علیه مادورو تا حدی به «اطلاعات بسیار دقیق از درون» ونزوئلا متکی بود؛ اطلاعاتی که طی پنج ماه آماده‌سازی از سوی سیا و منابعی در حکومت مادورو جمع‌آوری شد.

کارپنتر تاکید کرد روشن نیست چنین سطحی از نفوذ اطلاعاتی در مورد ایران وجود داشته باشد، حتی اگر احتمال همکاری اسرائیل نیز در نظر گرفته شود.

در ادامه مطلب گاردین آمده است جمهوری اسلامی به‌احتمال زیاد سامانه پدافند هوایی موثری برای محافظت از خود در برابر موشک‌های تاماهاک یا جنگنده‌ها نخواهد داشت.

با این حال، تهران حدود ۱۶۰۰ کیلومتر با اقیانوس هند فاصله دارد و اجرای هرگونه طرح بازداشت خامنه‌ای مستلزم طی مسافتی بسیار طولانی است؛ شاید به همین دلیل، کشتن دیکتاتور تهران در نگاه واشینگتن گزینه بهتری باشد.

یک تحلیلگر غربی که نخواست نامش فاش شود، در مصاحبه با گاردین گفت تلاش آمریکا برای کشتن خامنه‌ای «محتمل‌تر از تلاش برای دستگیری او است و اگر با استفاده از مهمات دورایستا انجام شود، خطر کمتری هم دارد».

او در عین حال افزود موفقیت چنین اقدامی «به‌شدت به کیفیت اطلاعات و شمار افرادی بستگی دارد که از تیم حفاظتی او برای همکاری جذب شده‌اند؛ البته اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد».

efsha.jpgبرای کشتار مردم «اختیار تام» به نیروهای سرکوب داده شده بود

ایران اینترنشنال - اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که یکی از مدیران ارشد دولت مسعود پزشکیان در جلسه‌ای محرمانه، گزارشی از برآورد برخی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی درباره کشتار ۱۸و ۱۹ دی‌ ارائه داده که با داده‌های رسمی حکومت تفاوت چشمگیری دارد.

بر اساس این اطلاعات که جمعه ۱۰ دی در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار گرفت، او در این نشست گفت: «به نیروهای درگیر اختیار تام و چک سفید حمله داده شد؛ با این هدف که ایجاد حداکثر وحشت بتواند جلوی تکرار اعتراضات را بگیرد و این چک سفید به خودی و غیرخودی رحم نکرد.»

او افزود علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، خواسته بود نیروهای سرکوب «نقطه پایانی بر چیزهایی مثل انقلاب رنگی در ایران بگذارند».

انقلاب رنگی به تحولات سیاسی مبتنی بر اعتراضات گسترده و عمدتا مسالمت‌آمیز گفته می‌شود که با بسیج مردمی، نافرمانی مدنی و فشار سیاسی، به تغییر حکومت یا جابه‌جایی قدرت بدون جنگ یا کودتای کلاسیک می‌انجامد.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پنجم بهمن در بیانیه‌ای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور خامنه‌ای کشته شده‌اند.

بر پایه این بیانیه، پس از سخنرانی دیکتاتور تهران در ۱۹ دی، در جلسات توجیهی و گفت‌وگوهای فرماندهان رده‌بالای سپاه پاسداران، از عبارات «النصر بالرعب» (پیروزی در وحشت‌آفرینی است) و «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» (با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‌ای نباشد) استفاده شد. عباراتی که ۱۹ دی در کانال‌های تلگرامی گروه‌های موسوم به ارزشی نیز به کار رفت.

حضور نیروهای سرکوب از چچن، عراق، پاکستان و سودان

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، مدیر ارشد دولت پزشکیان در ادامه نشست محرمانه گفت: «نهادهای اطلاعاتی از اول هم می‌دانستند که حتی یک نیروی آموزش‌دیده خارجی مرتبط با آمریکا یا اسرائیل در این اعتراضات حضور نداشت.»

او اضافه کرد: «حجم فاجعه‌ای که اتفاق افتاد، فقط نتیجه خشم معترضان نبود، بلکه تصمیم ستاد مشترکی بود که هم نیروهایی مثل سپاه و بسیج را فعال کرد، هم نیروهای سپاه قدس را که از چچن، عراق، پاکستان و سودان آماده داشتند تا در روز مبادا به کار بیایند.»

تلاش حکومت برای کنترل روایت‌ها

مقام ارشد دولت چهاردهم در بخش دیگری از نشست محرمانه گفت که «شلیک بدون محدودیت و بدون تشخیص، آتش زدن جاهای مختلف، و هم‌زمان قطع اینترنت و ایجاد فرصت برای مدیریت خبر» از جمله هدف‌هایی بود که حکومت برای تحمیل روایت رسمی خود به کار گرفت.

او افزود: «در نتیجه قصه را این‌طور گفتند که نیروهای آموزش‌دیده اسرائیلی به حکومت و مردم حمله کردند و اکثر کشته‌شدگان اعم از سپاه و بسیج و پلیس و مردم معترض، همه شهید اعلام شدند.»

کشتار سازمان‌یافته معترضان و مشارکت مستقیم سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی در آن، بیش از هر زمان دیگری مشروعیت جمهوری اسلامی را در سطح داخلی و بین‌المللی به چالش کشیده است.

27.jpgمهدی پرپنچی - جمهوری اسلامی در سه سال گذشته، دست‌کم پنج شکست بزرگ را تجربه کرده است؛ شکست‌هایی که هر کدام به‌تنهایی می‌تواند برای یک نظام سیاسی مرگبار باشد.

مرگبار یعنی نه لزوماً فروپاشی فوری، بلکه فرسایش تصاعدی مشروعیت و فرو ریختن روایت‌هایی که یک حکومت با آن‌ها خود را توضیح می‌دهد، توجیه می‌کند، اطاعت تولید می‌کند و در نتیجه، حکمرانی می‌کند.

۱) فروپاشی حجاب اجباری حجاب برای جمهوری اسلامی صرفاً یک قانون نبود؛ یک «دیوار برلین» ایدئولوژیک بود. نظام با آن نشان می‌داد هنوز می‌تواند اراده‌اش را به بدن و زندگی روزمره مردم تحمیل کند. وقتی این دیوار فرو ریخت، فقط یک نماد سقوط نکرد؛ توان تحمیل حکومت و اعتبار «اقتدار» در سطح خیابان و جامعه فرسوده شد.

۲) شکست منطقه‌ای و فروپاشی روایت محور مقاومت از دست رفتن سوریه، حذف حسن نصرالله و تضعیف شدید حزب‌الله و دیگر نیروهای نیابتی، ستون اصلی روایت قدرت خارجی نظام را لرزاند. جمهوری اسلامی سال‌ها با زبان «تسلط بر چهار پایتخت منطقه»، «هلال شیعی» و «عمق راهبردی» از خود تصویر یک قدرتِ در حال پیشروی ساخته بود.

وقتی سوریه از دست رفت و نیابتی‌ها ضربه کاری خوردند، روشن شد که این تصویر، بیش از آنکه واقعیت باشد، یک توهم پرهزینه بود.

۳) شکست در جنگ ۱۲ روزه و نابودی افسانه بازدارندگی حمله اسرائیل، فرو ریختن افسانه پدافند هوایی، ضربه دیدن برنامه موشکی، و بمباران تأسیسات هسته‌ای که قرار بود پشتوانه بازدارندگی باشد، شکاف میان تبلیغات و واقعیت را عریان‌تر کرد. مهم‌تر از خودِ درگیری، پیامد روایت‌سوز آن بود: مردم ایران و منطقه دیدند آن هیبتِ «قدرت برتر» و آن تصورِ «شکست‌ناپذیر بودن جمهوری اسلامی» چقدر دروغین و شکننده است.

۴) برآمدن شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان آلترناتیوی جدی جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته، مهم‌ترین پروژه امنیتی-سیاسی‌اش را روی جلوگیری از شکل‌گیری آلترناتیو بنا کرده بود؛ تا این تصور را تثبیت کند که «هیچ آینده‌ای بیرون از جمهوری اسلامی وجود ندارد». تثبیت شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان یک قطب سیاسی مؤثر، با پایگاه اجتماعی نیرومند در داخل، دقیقاً همان پروژه نیم‌قرنی را نشانه رفت: شکسته شدن انحصار «آینده».

۵) بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر این شکست از جنس نظامی یا منطقه‌ای نیست؛ از جنس شکست فاحش در اداره جامعه است. حکومتی که هنوز سرمایه مشروعیت دارد، برای کنترل خیابان مجبور به قتل‌عام در مقیاس ده‌ها هزار نفر نمی‌شود. توسل به کشتار یعنی نظام دیگر توان اقناع ندارد و از حکمرانی عبور کرده و وارد فاز «بقا» شده است: توحش عریان و تولید وحشت به جای مشروعیت. جمع این شکست‌ها یعنی فروپاشیِ هم‌زمانِ چند روایتِ بنیادین؛ روایت «توان تحمیل» در داخل، روایت «قدرت برتر» در منطقه، و روایت «بی‌بدیل بودن» در آینده سیاسی ایران.

واقعیت این است که امروز جمهوری اسلامی بیش از آنکه حکمرانی کند، برای دوام خود می‌کوشد. و وقتی یک حکومت به ورشکستگی روایت می‌رسد، وقتی دیگر قصه‌ای ندارد که مردم باور کنند، ممکن است مدتی با زور بماند، اما توان اداره پایدار جامعه را از دست داده و رفتنی است.

27.jpgایندیپندنت فارسی - پس از اخراج فاطمه اردشیر لاریجانی، فرزند علی لاریجانی، از هیئت علمی دانشگاه «اموری»، موج تازه‌ای از واکنش‌ها در میان کاربران و فعالان ایرانی شکل گرفته است.

در ادامه این روند، کارزاری برای اخراج عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار، از محیط‌های دانشگاهی آمریکا به راه افتاده است. جمعی از ایرانیان مقابل محل کار عیسی هاشمی حاضر شدند و با در دست داشتن پرچم‌های شیروخورشید و تصاویری از شاهزاده رضا پهلوی، علیه او و کلیت حکومت جمهوری اسلامی شعار دادند و خواستار اخراجش شدند.

عیسی هاشمی عضو هیئت علمی مدعو مدرسه شیکاگو بوده و در پردیس لس‌آنجلس ایالت کالیفرنیا فعالیت داشته است. او در دانشکده رهبری سازمانی و اقتصاد رفتاری تدریس می‌کند و حوزه فعالیتش بر رهبری، تصمیم‌گیری و رفتار انسانی در ساختارهای سازمانی متمرکز است.

معصومه ابتکار، مادر او، از چهره‌های شناخته‌شده جمهوری اسلامی است که فعالیت سیاسی‌اش از ابتدای انقلاب ۵۷ آغاز شد، از حضور در اشغال سفارت آمریکا در تهران تا تصدی مناصب کلیدی همچون ریاست سازمان حفاظت محیط زیست و معاونت ریاست‌جمهوری در امور زنان و خانواده.

پیشینه سیاسی او همواره با انتقادهای داخلی و بین‌المللی همراه بوده و اکنون، حضور و فعالیت فرزندش در آمریکا بار دیگر توجه افکار عمومی را به تضاد میان گفتار و رفتار مسئولان جمهوری اسلامی جلب کرده است.

محسن تنابنده عزادار شد

| No Comments

30.jpgایران اینترنشنال - محسن تنابنده، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون، با انتشار پستی اینستاگرامی خبر داد که جاویدنام امیرحسین محمدزاده، بازیکن تیم فوتبال جوانان دلوارافراز تهران که در جریان انقلاب ملی ایرانیان کشته شد، فرزند پسرعمه‌اش بوده و نوشت: «کاش آنقدر که برای مجازات جوان ایرانی قانون دارید، برای آینده‌اش برنامه داشتید.»

تنابنده نوشته: «حیف ایمانم را باخته‌ام وگرنه قاتلی که جان پسرت را نشانه رفت را به تیر غیب خدا واگذار می‌کردم.» پیش از این گزارش شده است که جاویدنام امیرحسین محمدزاده، بازیکن ۱۸ ساله تیم فوتبال جوانان دلوارافراز تهران، در اعتراضات منطقه افسریه در تهران، با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی، کشته شد.

باوجود کشته‌ شدن محمدزاده در جریان انقلاب ملی ایرانیان، نیروهای امنیتی به شرط پذیرش «بسیجی» بودن محمدزاده از سوی خانواده، حاضر به تحویل پیکر او شدند.

30.jpgکیهان لندن - کریستوف گشوسمان روزنامه‌نگار آلمانی در تحلیلی که ۳۰ ژانویه (۱۰ بهمن) در روزنامه «فرانکفورتر روندشاو» منتشر شد پیش‌بینی کرده است ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن که برای اقدام احتمالی علیه جمهوری اسلامی به منطقه اعزام شده، بخشی از یک عملیات پوششی فریب است و آمریکا با هواپیماهای پنهانکار B-2 مراکز وابسته به علی خامنه‌ای و زیرساخت‌های سپاه پاسداران و مراکز اتمی جمهوری اسلامی را هدف قرار می‌دهد.

در مقدمه این تحلیل آمده، دونالد ترامپ نیروی دریایی خود را در خلیج فارس مستقر می‌کند، اما خطر واقعی برای حکومت ایران از آسمان می‌آید: چگونه بمب‌افکن‌های B-2 می‌توانند رژیم را هدف قرار دهند؟ آیا واقعاً به یک درگیری نظامی بین آمریکا و رژیم ملاها خواهیم رسید؟ نیروهای آمریکایی چگونه می‌توانند عمل کنند؟ ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن در حال گشت‌زنی آب‌های منطقه است و ۱۰ ناو موقعیت گرفته‌اند.

اما کارشناسان نظامی حدس می‌زنند که این ناوگان قابل مشاهده، ممکن است فقط یک عملیات فریب باشد. ضربه واقعی به جمهوری اسلامی ایران احتمالاً مثل سایه از آسمان می‌آید با همان بمب‌افکن‌های B-2 که قبلاً تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی را نابود کردند.

براساس گزارش منابع اطلاعاتی، دونالد ترامپ و آمریکا بمب‌افکن‌های پنهانکار B-2 بیشتری مستقر کرده‌اند.

براساس گزارش شورای روابط خارجی در عملیات موفق «چکش نیمه‌شب» که سه سایت اتمی فردو، اصفهان و نطنز را هدف قرار داد، بمب‌افکن‌های B-2 تأسیسات هسته‌ای زیرزمینی جمهوری اسلامی را با ۱۴ بمب Bunker-Buster نابود کردند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

براساس اطلاعات منابع نظامی، شش بمب‌افکن B-2 به عنوان طعمه به صورت نمایشی از اقیانوس آرام به سمت گوام پرواز کردند. نیروی واقعی به‌طور مخفیانه از میسوری از طریق اقیانوس اطلس حرکت کرد. تحلیل WION News نشان می‌دهد که این عملیات فریب ممکن است دوباره تکرار شود. در حالیکه ناوگان لینکلن توجه همه را به خود جلب می‌کند، بمب‌افکن‌های پنهانکار ممکن است به‌طور مخفیانه در پایگاه‌های آمریکا مانند دیگو گارسیا در اقیانوس هند فرود آیند.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

یک ساعت پیش در شبکه ایکس نوشتم دور نیست روزی که انگشت سبابه همه تک تیراندازان سپاه و تک تیراندازان بسیج و تک تیراندازان یگان ویژه را قطع کنیم برای عزادار کردن مادران و سیاه پوش کردن محله ها و برای جنایت علیه بشریت و به خاک و خون کشیدن خیابان های شعر و عشق و فرهنگ در تهران.

یکی از اساتید دوران تحصیل بی درنگ برایم نوشت اگر این ها را بترسانیم شکاف های درونی شان ترمیم می شود و بیشتر مقاومت می کنند. مسئولیت آینده ایران بر شانه تک تک ما سنگینی می کند که با بختک سنگین، فاسد، و فراگیر مافیای سپاه چه کنیم و اینکه آیا اساسا می شود بدون هزینه های سنگین از این دوران گذار گذشت!

نسل تازه به دوران رسیده ای که سپاه از آنها ساخته شد و پس از جنگ با عراق، ده سالی را با خاطرات دفاع مقدس روزگار گذراندند چه زود دزد سرکوبگر و شکنجه گر شدند! چه زود جان آدم ها برایشان هیچ شد ! و چه زود از قاچاق نفت و گاز تا تجارت مواد مخدر برایشان مباح شد. آنها همه چیز خرید و فروش می کنند و هیچ مرزی ندارند. از راه انداختن چلوکبابی و ساختن بندر قاچاق نفت گرفته تا بازار بورس و کارچاق کنی معاملات بخش خصوصی. آنها قوی ترین شامه را در میان همه موجودات دارند برای استشمام بوی دلار در حجم های میلیاردی.

مافیای سپاه آنچنان بر همه مبادی ورودی و خروجی پول و ثروت در مملکت چنگال انداخته است که برای از کار انداختن آن باید کشور را شخم زد. با این حال، آن سپاهی که برای اختلاس و دزدی و سرکوب مورد نفرت مردم است فقط بخش کوچکی از سازمان سپاه است. بخش مهمی از سپاه بدنه ای است که مانند کارمندان ادارات هیچ ارتباط سیستماتیک با عملکرد سطوح بالا ندارند.

در هر حال، امروز سپاه از سوی اتحادیه اروپا به عنوان سازمان تروریستی مورد شناسایی قرار گرفت که عواقب حقوقی سنگینی را برای این سپاه ایجاد می کند. اگر به لیست سازمان هایی که از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا تروریستی شناخته شده اند نگاه کنیم می شود فهمید که سپاه چه سرطان مهلکی است. این سازمانهابه شرح زیر هستند:

داعش (ISIS)
القاعده
طالبان
جبهه النصره / هیئت تحریرالشام
حزب‌الله لبنان (کل سازمان)
حوثی‌ها (انصارالله یمن)
کتائب حزب‌الله عراق
عصائب اهل الحق
حرکت النجباء
جهاد اسلامی فلسطین
حماس
خارج از خاورمیانه
بوکوحرام (نیجریه)
الشباب (سومالی)
لشکر طیبه (پاکستان)
جماعت اسلامی اندونزی
ارتش سرخ ژاپن (قدیمی ولی هنوز در لیست)
فارک (کلمبیا)

اما آنچه که سپاه را از همه دیگر سازمان های تروریستی بدنام تر می کند این است که سپاه یک کشور بسیار ثروتمند مستفر با مردمانی با فرهنگ را به خاک سیاه نشاند و دقیقا به همین دلیل دنیا سپاه را هم پایه بوکوحرام به حساب آورد که دخترهای حوان مدارس را می ربایند تا به زور به عقد جنگجویان فلاکت زده بوکوحرام درآورند. بیشتر این دختران هرگز دیگر پیدا نشدند و کسی نمی داند چه بلایی بر سر آنها آمد. البته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حتی در مقایسه با بوکوحرام کار بسیار کثیف تری در سوابق خود دارد و آن مشارکت در حملات شیمیایی به چند صد مدرسه دخترانه است.

turkeyaraqchi.jpgوزیر خارجه ترکیه: امیدواریم آمریکا به ایران حمله نکند؛ رایزنی با آمریکا ادامه دارد

هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، گفت دولت ترکیه امیدوار است ایالات متحده به ایران حمله نکند. او افزود موضع این کشور جلوگیری از هرگونه درگیری در منطقه است. فیدان گفت روز پنجشنبه با استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، گفت‌وگو کرده و رایزنی با مقام‌های آمریکایی را ادامه خواهد داد.

نه محکوم می‌کنیم، نه حمایت؛ فقط امیدواریم

خبرنامه گویا - در دیپلماسی، لحن همه‌چیز است. وقتی قرار است «حمایت» کنی، محکوم می‌کنی، می‌ایستی، هزینه می‌دهی. اما وقتی نمی‌خواهی کنار طرف بایستی، واژه‌ها سرد می‌شوند و دعا جای موضع را می‌گیرد. جمهوری اسلامی امروز دقیقاً در همین نقطه ایستاده است: جایی که حتی نزدیک‌ترین‌ها هم حاضر نیستند نام حمایت را به زبان بیاورند.

اظهارات وزیر خارجه ترکیه نمونه روشن این وضعیت است. نه یک «محکوم می‌کنیم»، نه یک «در کنار ایران هستیم». فقط این جمله خنثی و حساب‌شده: «امیدواریم آمریکا به ایران حمله نکند». این جمله نه دفاع است، نه همراهی؛ فقط اعلام فاصله است. پیامش روشن است: آنکارا دیگر نمی‌خواهد هزینه رژیمی را بدهد که به یک بار سیاسی و امنیتی تبدیل شده است.

وقتی یک دولت می‌گوید «امیدواریم حمله نشود»، یعنی مسئولیتی قبول نمی‌کند. یعنی اگر حمله شد، ما کنار شما نخواهیم بود. یعنی جمهوری اسلامی حتی برای همسایه‌ای که سال‌ها از «روابط راهبردی» حرف می‌زد، دیگر ارزش ریسک ندارد.

تلخی ماجرا آن‌جاست که همین مقام ترکیه هم‌زمان تأکید می‌کند «رایزنی با آمریکا ادامه دارد». این دیگر دیپلماسیِ حمایت نیست، دیپلماسیِ فاصله‌گذاری است. جمهوری اسلامی به جایی رسیده که دوستانش هم برایش بیانیه نمی‌دهند؛ فقط مسیر فرارشان را تنظیم می‌کنند.

استراتژی یک عجیب عرزشی

| No Comments

پوریا زراعتی: کارشناس تلویزیون رژیم به سپاه پیشنهاد می‌ده جنگ شروع شد پیاده برن کویت و زرادخانه‌های امریکا رو خالی کنن برگردن، بعدش تنگه‌ی هرمز رو ببندن و بعد خود ترامپ رو بزنن.

پلن زیبایی نیست؟

amohagheghi.jpgابوالفضل محققی - خبرنامه گویا

آنچه که به‌تمامی چهره جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی را به روشنی تمام به نمایش نهاد، قتل‌عام متجاوز از پنجاه هزار انسان از زیباترین فرزندان این آب‌وخاک بود. آنچه که امروز جهان و دولت‌ها را در برابر یک انتخاب، در جهت محکومیت رژیم و خواهان برکناری آن قرار داده، کشتار وحشیانه رژیم در چهل‌وهشت ساعت بود.

آنچه اتحادیه اروپا را، با اما و اگرها، شل‌کن، سفت‌کن‌ها، مجبور به اجماع در تروریست خواندن سپاه پاسداران کرد، جنایت آشکار و بی‌سابقه این نیروی اهریمنی در کشتار وحشیانه روزهای هفدهم و هجدهم دی‌ماه بود که تا امروز جریان دارد.

آنچه که امروز میلیون‌ها ایرانی مهاجر را در سراسر جهان، در تظاهراتی بی‌سابقه، به خیابان‌های جهان کشاند، شعله‌ور شدن احساسات وطن‌پرستی و آزادی‌خواهی است که از پایداری این نسل زیبا در برابر رژیم خودکامه حاصل گردیده است. التهاب این روزها و اعتقاد بر سرنگونی این حکومت، مایه گرفته از چنین خیزش عظیمی است که نقطه شروع تاریخ جدید ایران‌زمین گردیده است.

تاریخ قبل از کشتار، بعد از کشتار که تمامی معادلات را در هم ریخت.

در عجبم از کسانی که در سایه این جنبش، در سایه این جان‌های فداشده، به میدان می‌آیند؛ اما انتخاب این جان‌های عزیز و به میدان آمدنشان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی را زیر سؤال می‌برند! عجیب است، تمام کسانی که چنین می‌اندیشند، برای نمونه یک نفر از همین نسل جوان در میانشان نیست.

نسلی از بازیگران سیاسی قدیم که هنوز باوری به تصمیم‌گیری این نسل جدید ایران ندارند و اصولاً آن را نمی‌شناسند و نمی‌خواهند که بشناسند! هنوز نسخه‌های دست‌نوشته خود را از دهه‌های قبل برای این نسل تجویز می‌کنند.

نسل پیر شده‌ای که خود من نیز به آن نسل تعلق دارم. طوطی‌وار این گفته خمینی را تکرار می‌کنیم:
«پدران ما چه حقی داشتند که برای نسل‌های آینده تصمیم بگیرند»
و از حکومت می‌خواهند که به این گفته خمینی بنگرد؛ بی‌آنکه اندکی فکر کنند خودِ ما--گیرم در موضع اپوزیسیون حکومت--امروز همین پدران هستیم. چه حقی داریم که این‌چنین سرسختانه نظر خود را به این نسلی که زمین تا آسمان نگاهش، بد یا خوب، با نسل ما فاصله دارد تحمیل کنیم؟

به نام خون‌خواهی آنان به میدان بیاییم، مقاله بنویسیم، در برنامه از پیش تدوین‌شده بی‌بی‌سی شرکت کنیم؛ اما تمامیت فکر، اندیشه و احساسات آن‌ها را زیر سؤال ببریم، بی‌آنکه یک قدم در جهت بازبینی افکار خود برداریم. بر منیت‌های شخصی خود که باعث در انجماد ماندن فکر ما گردیده، فائق بیاییم.

نقش خود را در فصل کردن این جنبش--که در حال حاضر نقطه ثقل آن نقش رهبری‌کننده شاهزاده رضا پهلوی است--به دیده یک مشفق، یک یاری‌رسان، یک فرصت تاریخی برای تجمیع و تأثیرگذاری در صفی مشترک نگاه نکنیم؟ اشتراکی که باعث یکپارچگی و گذار آسان دوره گذار و رسیدن به صندوق رأی می‌گردد.

امری که متأسفانه شامل حال اکثریت ما می‌شود؛ که نتیجه آن حقانیت بخشیدن به خود و زیر سؤال بردن انتخاب این نسل و کسانی که هم‌خوان با این نسل هستند، و شکاف در جنبش یک‌پارچه مردم است.

نوشته‌ای که بعد از دیدن برنامه خانم پرستو فروهر و آقای شهریار آهی زیر چتر رسانه بی‌بی‌سی، و مروری بر نشریات چپی چون «اخبار روز»، خود را ملزم به نوشتن این مطلب دانستم.

تا بزرگان سیاست‌مدار را چه در نظر آید.

شهریار آهی: فراخوان‌دهندگان حساب این شرایط را نکرده بودن:

پرستو فروهر: همه ما دربرابر جانها در ایران مسئولیم:

پوشش صحبت های خانم فروهر در خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه)

fars.jpg

***

30.jpgرادیوفردا - تصاویری که حساب اینستاگرامی سارا رمانی به‌تازگی از رویدادهای پنجشنبه ۱۸ دی ماه در محلۀ نارمک تهران منتشر کرده است هدف قرار دادن آمبولانس و کادر درمان از سوی نیروهای حکومتی را نشان می‌دهد.

در این تصاویر در حالی که کادر درمان در درون آمبولانس در حال رسیدگی به یک مجروح هستند صدای شلیک گلوله شنیده می‌شود و نیروهای حکومتی در انتهای خیابان دیده می‌شوند که یکی از آن‌ها با لیزر سبزرنگ آمبولانس را برای مورد هدف قرار گرفتن نشانه‌گذاری می کند.

gapbanner.jpgروزنامه گاردین - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

دو کارآفرین حوزه فناوری که متهم به همکاری با سازوکار سانسور و نظارت جمهوری اسلامی هستند، در حالی در بریتانیا زندگی و فعالیت می‌کنند که شواهد متعددی از همسویی آن‌ها با سیاست‌های سرکوب دیجیتال حکومت ایران منتشر شده است.

هادی و مهدی انجیدانی، بنیان‌گذاران شرکت «تی‌اس اینفورمیشن تکنولوژی» هستند؛ شرکتی که در سال ۲۰۱۰ تأسیس شده و به‌عنوان شاخه بریتانیایی یک مجموعه نرم‌افزاری ایرانی فعالیت می‌کند. این شرکت در عمل به شرکت مادر خود در ایران، «توسعه سامان فناوری اطلاعات»، متصل است.

این مجموعه طیف گسترده‌ای از محصولات دیجیتال را توسعه داده است؛ از بازی‌های رایانه‌ای و پلتفرم‌های پرداخت گرفته تا پیام‌رسان «گپ»، که از سوی حکومت به‌عنوان جایگزین داخلی تلگرام تبلیغ شده است.

در حالی که پیام‌رسان گپ در معرفی رسمی خود مدعی رمزگذاری و عدم اشتراک‌گذاری داده‌هاست، کارشناسان مستقل حقوق دیجیتال ایرانی می‌گویند بررسی‌های آن‌ها این ادعاها را رد می‌کند و این پیام‌رسان بخشی از ساختار کنترل‌شده اینترنت داخلی ایران است.

بر اساس گزارش نهادهای ناظر بر سانسور اینترنت در ایران، پیام‌رسان گپ یکی از بازیگران اصلی در اجرای سیاست‌های کنترل و سرکوب آنلاین جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و کاربران را به استفاده از پلتفرم‌هایی سوق می‌دهد که نظارت بر آن‌ها برای حکومت آسان‌تر است.

مهدی انجیدانی، مدیرعامل این مجموعه، بارها در رسانه‌های حکومتی ایران مواضعی آشکارا حامی رژیم اتخاذ کرده است. او در مصاحبه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی، از نخبگان جمهوری اسلامی تمجید کرده و تحریم‌ها را فرصتی برای تقویت توان داخلی دانسته است.

shargh.jpg

او همچنین در یک برنامه تلویزیونی دولتی در سال ۲۰۲۴، به‌شدت به پیام‌رسان‌های خارجی و ابزارهای دور زدن فیلترینگ حمله کرد و عملاً از تشدید انسداد اینترنت و محدودسازی دسترسی کاربران دفاع کرد؛ مواضعی که به گفته پژوهشگران، تکرار مستقیم ادبیات نهادهای امنیتی است.

فعالیت‌های این مجموعه محدود به پیام‌رسان گپ نیست و شامل شبکه‌های اجتماعی داخلی و سامانه‌های پرداخت متصل به نظام بانکی ایران نیز می‌شود؛ حوزه‌هایی که تنها با حمایت و مجوز مستقیم حکومت امکان فعالیت دارند.

در مجموع، این پلتفرم‌ها بخشی از «اینترنت ملی» جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهند؛ شبکه‌ای کنترل‌شده که در جریان سرکوب اعتراضات سراسری و قطع گسترده اینترنت، نقش کلیدی در حفظ کارکرد حکومت و همزمان قطع ارتباط مردم با جهان خارج ایفا کرده است.

با وجود این سابقه و اتهامات جدی، هادی و مهدی انجیدانی همچنان امکان این نوع فعالیت اقتصادی در بریتانیا را دارند؛ موضوعی که به باور منتقدان، پرسش‌های جدی درباره استانداردهای دولت‌های غربی در قبال ناقضان آزادی بیان و همکاران ساختار سرکوب دیجیتال جمهوری اسلامی ایجاد می‌کند.

arnz.jpgعلیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

از بهمن ۵۷ تا بهمن ۴۰۴ بر ما چه رفت که تا به این فاصله می‌اندیشیم، چشمه اشک می‌جوشد و شرم و درد جان و جهانمان را تسخیر می‌کند. اگر به قول شما ما «پنجاه‌و‌هفتی‌ها» هنوز فریاد می‌زنیم، از آن رو است که نخست خودمان را آرام کنیم و با صدای روشن تو در طرحی نو که درمی‌اندازی، شریک شویم. ما در بهمن ۵۷ هم در اندیشه‌ای نو بودیم، مثل نسل جوان امروز. کشتی ما به گل خمینی نشست، کشتی شما اما در دریای خون شناور است. با این همه شما کسی را پیش رو دارید که نماینده آزادی و آبادی است. برای ما، پیر کشمیری پرچم حسینی به‌دست، حکم یزیدی برقرار کرد، اما برای شما، نواده بنیان‌گذار ایران نوین پرچم آبادی و آزادی را برافراشته است.

بهمن ۵۷

از نیمه‌شب دلشوره داشتم. دیگر اهمیتی به خواب و به ساعت نمی‌دهم. شامگاهان که دکتر را وداع کردم، همین دلشوره به جانم افتاده بود. به‌ویژه پس از آنکه سرهنگ ضرغام آمد و خبر داد که هادی غفاری در نیروی هوایی، بلندگو به دست، مردم را فرا می‌خواند که به داد فرزندان همافر و درجه‌دار خود در نیروی هوایی برسید که بختیار امشب قصد قتل‌عامشان را دارد.

دکتر با چشم‌هایی که در آن درد و ملامت و افسردگی موج می‌زند، می‌پرسد راستی این مردم فکر می‌کنند من اهل قتل‌عام کردنم؟ به نظر می‌آید که کار از کار گذشته، اما دکتر مرغ طوفان است و موجی خروشنده‌ که از دریا و ظلمتش نمی‌گریزد.

دوستان نزدیکش از جمله آن دکتر شیرازی که از پذیرش نخست‌وزیری منعش می‌کرد و رحیم خان شریفی و احمد خلیل‌الله مقدم، سخت نگرانش بودند، اما او اگر نگرانی داشت، نه از سر ترس بود، بلکه نگران فردای وطنی بود که عاشقانه دوستش داشت و بیش از ۳۰ سال برای سربلندی و استقلال و آزادی ساکنانش متحمل سختی‌های بسیار شده بود.

در روزهای اختفای دکتر بختیار، ویوین، دختر بزرگ او، شرح احوال پدر و زندگی او را که سرشار از درد و رنج بود، برایم بازگفت. ویوین کوتاه‌مدتی پس از ذبح اسلامی پدرش، خاموش شد و می‌دانم که فرزند او امروز بیش از هرکس، تجلی جوان پدربزرگ است.

به همان شماره مستقیم که هرگاه دکتر می‌توانست، خود پاسخش را می‌داد، زنگ می‌زنم. در آن چند هفته کوتاه، دکتر روز و شب در نخست‌وزیری بود. در ساختمان قدیمی در اتاقی ساده با تختی چوبی و یک میز کوچک، چند روزنامه و کتاب. این اتاق خواب و استراحت مردی بود که اگر بخت یار ملتش بود و شش ماه یا یک سال پیش‌تر و بیشتر دولت تشکیل داده بود و رفقایش در جبهه ملی نامردی نمی‌کردند، سرنوشت ما به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد و امروز ایران با ژاپن رقابت می‌کرد نه با بنگلادش و بورکینوفاسو.

باری، آن نیمه‌شب که تلفن کردم، دکتر بیدار بود. لابد در آن لحظات با رسیدن خبرهای نگران‌کننده، به فردای وطنی می‌اندیشید که اگر به دست خمینی و آخوندها بیفتد، علم شیخ فضل‌اللهی بالا خواهد رفت و شریعت جای مبانی جامعه مدنی را خواهد گرفت. لابد به ایرانی می‌اندیشید که زنانش با شعار «یا روسری یا توسری» بهای سنگین خوش‌بینی یک ملت به «آقا» را پرداخت خواهند کرد.

وقتی می‌گویم: دکتر خبرها نگران‌کننده است، آیا شما همچنان در نخست‌وزیری می‌مانید؟ دکتر با قاطعیت می‌‌گوید: البته، من رئیس دولت قانونی کشورم، کجا بروم؟ دکتر نمی‌داند که ساعاتی پیش بعضی سران ارتش میثاق و عهد با نظام و حکومت را فروگذاشتند و دست بیعت به سوی سید روح‌الله دراز کردند.

دو سه روز پیش از آن در مدرسه علوی، مهندس شهرستانی را زانوزده در برابر سید روح‌الله دیده بودم و بعد نماینده ساواکی مجلس رستاخیز را که برای دکتر بهشتی پیغام آورده بود که مجلسین آماده‌اند تا به فرمان «امام»، بختیار را با رای عدم اعتماد عزل و مهندس بازرگان را نصب کنند.

«آقا» زرنگ‌تر از آن بود که مشروعیت مجلس را قبول کند. در عین حال بدش هم نمی‌آمد که مرحوم جواد سعید نقش ابوموسی اشعری را بازی کند و دکتر بختیار را با رای مجلس رستاخیز برکنار کند. به همین دلیل نیز به نماینده رستاخیزی مرتبط با ساواک لبخند زده بود

28.jpgایران اینترنشنال - بختیار رحمانی، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران، با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود ضمن انتقاد از فوتبالیست‌ها به دلیل سکوت در برابر کشتار بی‌سابقه مردم ایران توسط جمهوری اسلامی، نوشت: «خیلی صبر کردم واکنشی از شماها ببینم، اما نشان دادید که فقط به فکر خودتان هستید.

غیرت به قد و هیکل نیست. نه به گرانی اعتراض کردید، نه کنار مردم ایستادید، نه حتی از کشتن این هم آدم حرف زدید. یک مشت آدم ترسو.»

27.jpgکیهان لندن - تداوم سرکوب؛ مسدودسازی سیم‌کارت شماری از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران منابع دانشجویی گزارش دادند روز شنبه ۱۱ بهمن‌ماه۴۰۴ سیم‌کارت تعدادی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران بدون هرگونه ابلاغ رسمی و بدون اعلام دلیل مشخص مسدود شده است.

این گزارش افزوده این وضعیت موجب اختلال در ارتباطات آموزشی و شخصی دانشجویان شده است. تشکل‌های دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با اعلام نگرانی نسبت به این موضوع، پیگیری‌های لازم را برای رفع فوری محدودیت‌های اعمال‌شده و صیانت از حقوق دانشجویان آغاز کرده‌اند.

این اقدام پس از آن صورت گرفته که دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران و شماری از دانشکده‌های دانشگاه تهران، و ده‌ها دانشگاه و دانشکده در سراسر کشور با صدور بیانیه‌هایی جداگانه امتحانات دانشگاه را در اعتراض به کشتار مردم در دی۴۰۴ تحریم کردند.

vahdatkhah.jpgاحمد وحدت خواه - ویژه خبرنامه گویا

شادروان احمد کسروی در دیباچه کتاب پرارزش خود «انقلاب مشروطه» می نویسد او از نزدیک شاهد زوال سلسله قاجار و عقب ماندگی کشور از قافله تمدن بوده، و اگر او و سایر روشنفکران زمانه از جانفشانی ملت ایران برای زدودن این ننگها در جنبش انقلابی مشروطه خواهی به ثبت این وقایع همت نمی کردند، از نسلهای بعد که هیچ یک از آنها را ندیده اند چه انتظاری می توان داشت.

با گذشت بیش از ۱۲۰ سال، جنبش آزادیخواهی مردم ایران امروز کم و بیش همان آرمانهای انقلاب مشروطه را برای حاکمیت قانون، پیشرفت و آزادیهای فردی دنبال می کند، با یک تفاوت عظیم و مهم.

اگر در انقلاب مشروطه قشر روحانی هم علیرغم خواسته های محدود خود در آن انقلاب حضور و نقش آفرین بود، امروز انقلاب جاری در ایران به دست نسل جوان، کمر به برچیدن بساط کامل همان قشر از صحنه سیاست کشور بسته است.
اگر در جریان شورش ارتجاعی پنجاه و هفت انقلابیون مذهبی (از روی نفرت از تمدن غربی) و نیروهای چپی (از دشمنی با همان تمدن ولی با لعاب ضد امپریالیستی) به آتش زدن سینماها و نمادهای نوگرایی حکومت شاه فقید دست می زدند، امروز این پایگاه های مذهبی بسیج و سپاه و ساختمان امامزاده ها در مساجد است که در آتش خشم جوانان ایرانی خاکستر می شوند.

هدف این انقلاب دفن حادثه شوم بهمن پنجاه وهفت و همه بازیگران داخلی و حامیان خارجی آن در گورستان تاریخ ایران است.

یک نگاه کلی به سازمانها و افراد وابسته به «انقلاب اسلامی»، از حاکمان و میراث خواران آن گرفته تا «اپوزیسیون» های دینی و لنینی، جایگاه واقعی آنها را در فضای سیاسی امروز کشور نشان می دهد.

هیچ یک از آنها در حال حاضر نقشی در برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت این جنبش خودجوش نداشته اند، سهل است، در دشمنی با شاهزاده رضا پهلوی که همه توان و اعتبار خود را صادقانه برای پیروزی این انقلاب به کار گرفته است از هم سبقت گرفته اند.

برای آنها رضا پهلوی گویا شبحی از پدرش است که برای انتقام از آنها در همدستی با خمینی و فرقه تبهکار او در «انقلاب اسلامی» اکنون از مزار خود برخاسته، پس برای آسوده کردن وجدانشان مخالفت با شاهزاده را بر هرگونه همراهی با او در این لحظه تاریخی ترجیح می دهند.

غافل از آنکه این ملت ایران است که با فریادهای «پهلوی بر می گرده» به آنها صریحا می گویند ما برای پیروزی این انقلاب تا روز تعیین نظام سیاسی آینده کشور انتخاب خود را کرده ایم. شما هم می توانید یا با ما باشید یا در همان منجلاب پنجاه و هفت بمانید!

30.jpgرادیوفردا به اطلاعاتی دست یافته است که از بازداشت و ناپدید شدن ۱۱ پرستار بیمارستان بانک ملی تهران حکایت دارد.

به گفته این منابع، پرستاران این بیمارستان، معترضان مجروح را برای جلوگیری از بازداشت توسط نیروهای حکومتی به کوچه شیروانی در پشت بیمارستان منتقل می‌کردند. بر اساس این اطلاعات، به این مجروحان خارج از ساختمان بیمارستان و در فضای خیابان خدمات درمانی ارائه می‌شد، اما ظاهراً این اقدامات از طریق دوربین‌های بیمارستان شناسایی شده است.

گفته می‌شود نیروهای حکومتی این ۱۱ پرستار را روز ۲۱ دی‌ماه در محل بیمارستان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند. خانواده‌های این پرستاران تاکنون از سرنوشت آن‌ها اطلاعی ندارند و تحت فشار به سکوت وادار شده‌اند. همچنین حراست بیمارستان کارکنان را تهدید کرده است که در این‌باره اطلاعاتی در اختیار رسانه‌ها قرار ندهند.

عفو بین‌الملل اخیراً در گزارش خود اعلام کرد گزارش‌هایی دریافت کرده که بر اساس آن نیروهای امنیتی در مواردی معترضان را هنگام درمان در بیمارستان‌ها بازداشت کرده‌اند.

Mahmoud_Zahraei.jpgمسئولیت غیرقابل تقسیم حکومت در کشتار معترضان

خبرنامه گویا

در دلِ یکی از تاریک ‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران و در حالیکه هنوز جسدهای بسیاری از کشته شده ها دفن نشده، ساچمه ها از چشم ها و بدن های زخمی ها بیرون نیامده، تن های دستگیرشدگان زیر ضربات شلاق شکنجه گران در حال متلاشی شدن است، چشمان پدران و مادران و شوهران و زنان از مرگ عزیزانشان اشک آلود و جگرشان خون فشان است و مردم ایران در میانه حیرت و خشم و غمی جانکاه سرگردان هستند، صحبتی در میان بخشی از اپوزیسیون شکل گرفته که نگران کننده، غم‌انگیز و کمی ترسناک است. تقسیم تقصیر میان فراخوان دهنده و کشتارکننده.

بخشی از اپوزیسیون با مقصر دانستن فراخوان دهنده ناخودآگاه حجم جنایات رژیم را کاهش داده و ذهن افراد را از تنها مقصر و مسئول اخلاقی این جنایت، متوجه شرط زمینه ای وقوع جنایت نموده اند. این یعنی شریک جرم ساختن برای جنایتکارانی که از منظر اخلاقی، حقوق بشری و حکومت داری تنها مقصر این واقعه هستند.

فراخوان البته برخلاف انتظارات همه ما و حتی همین بخش از اپوزیسیون معترض به فراخوان، باعث‌ حضور میلیونی مردم در خیابان های سراسر کشور شد و رژیم طبق ذات و سابقه‌ همیشگی اش، به فرمان خامنه ای با خشونتی هولناک پاسخ داد. این خشونت بی حد و اندازه بگونه ای عجیب و غیر قابل تصور بود که ذهن عده ای ناخودآگاه به دنبال یافتن دلیلی و یا پارامتری حاشیه ای برای توجیه آن برآمد.

گذشت بیش از چهار دهه از دهه ۶۰ باعث شده است تا جنایات آن دهه دهشتناک را فراموش کنیم و از استعداد بی نظیر جمهوری اسلامی در سرکوب و خونریزی و سنگدلی غافل بمانیم.

بعضی ها حتی فراتر رفتند و در کنار فراخوان دهنده، تلویزیون و رسانه های خارج کشور را نیز در این جنایت شریک دانستند و متاسفانه با تکرار سناریوی دستکاه سرکوب رژیم که اسرائیل و آمریکا را آمران و عاملان این جنایت معرفی کردند، آنها هم این کشورها را شریک جرم رژیم قرار دادند تا به این ترتیب جمهوری اسلامی در مقابل قضاوت مردم ایران و جهان به تخفیفی چند درجه ای نایل شود. نوعی بازسازی قتل های قبیله ای در ایران که بعد از وقوع قتلی توسط فردی از یک قبیله، چند تن از اعضا قبیله قاتل، مشترکا مسئولیت قتل را به عهده می گرفتند تا مجازات سنگین قتل بین آنها تقسیم شود و قاتل از مجازات سنگین نجات یابد. تفاوت تنها در این است که این بخش از اپوزیسیون ناخودآگاه و ناخواسته موجب این تخفیف و تقسیم جرم می شوند.

این روایت، صرف ‌نظر از نیت گویندگان آن که بی شک قصدی آگاهانه برای تبرئه و یا تخفیف جرم رژیم ندارند و خود از مبارزان سرسخت جمهوری اسلامی و دلخون از این کشتار وحشتناک هستند، از نظر سیاسی مسئله‌دار و خطرناک است. زیرا مسئولیت مستقیم جنایت را از عامل اصلی آن، یعنی حکومت، می‌کاهد و دقیقاً در امتداد همان سناریوی امنیتی‌ای قرار می‌گیرد که جمهوری اسلامی همواره برای توجیه سرکوب به کار برده است: روایت «تحریک خارجی» و «نفوذ» و «پروژه»

نکته‌ی مهم‌ تر، تناقض آشکار این رویکرد با تحلیل‌های پیشین اپوزیسیون است. در سال‌های گذشته، یکی از نقدهای مداوم به جنبش‌های اعتراضی و به ویژه جنبش زن زندگی آزادی، عدم تحقق حضور میلیونی و سراسری مردم در خیابان‌ها بود. بارها تأکید شد که بدون چنین حضوری، امکان اعمال فشار واقعی بر حکومت وجود ندارد. اکنون که این حضور میلیونی محقق شده، همان مطالبه‌ی دیروز، ناگهان به «اشتباه استراتژیک» امروز تغییر یافته است.

پرسش مهم‌تر این است: آیا فراخوان دهنده جنبش اخیر و یا هر کنشگر و رهبر سیاسی دیگری می‌توانست پیش‌بینی کند که رژیم با این حجم از خشونت عریان دست به قتل‌عام میزند؟ سابقه‌ی خشونت رژیم روشن است، اما منطق اعتراض و فراخوان سیاسی این نیست که «چون رژیم ممکن است بکشد، پس نباید مردم را به میدان دعوت کرد». اگر چنین منطقی را بپذیریم، باید برای همیشه با هر شکل از کنش جمعی و خیابانی خداحافظی کنیم. پس مسیر سرنگونی از کجا می‌گذرد؟ از سکوت؟ از توییت‌های تند و آتشین؟ ازانتشار بیانیه‌های حقوق بشری؟ از اعتراضات در خارج کشور؟

این منطق، اپوزیسیون را در چرخه‌ای فرسایشی گرفتار می‌کند که در آن، کنش سیاسی ناممکن و مسئولیت ‌گریزی حاکم می‌شود؛ چرخه‌ای که بیش از همه به سود جمهوری اسلامی است.

تناقض دردناک اینجاست: اگر این فراخوان داده نمی‌شد، ما به درستی می توانستیم منتقد و پرسشگر این بی عملی و بی تفاوتی باشیم. ما می توانستیم از خود سئوال کنیم چرا از آمادگی مردم و حرکت خودجوش بوجود آمده برای به زیر کشیدن رژیم استفاده نمی شود.

از همه مهمتر اینکه مردم در ایران نیز منتظر چنین فراخوانی بودند. هر کدام از کسانی که خود را رهبر و‌ یا آلترناتیو مورد قبول مردم می داند، می توانست این فراخوان را بدهد. اینکه چه کسی فراخوان را داده شاید برای پیروان و یا مخالفان فراخوان دهنده مهم باشد اما نباید در جرم انگاری به خاک و خون کشندگان این فراخوان تاثیری داشته باشد.

نقد، حق و حتی وظیفه است. اما نقدی که تیغش به‌جای گلوگاه استبداد، به پیکر جنبش بخورد، نقد نیست؛ خودزنی سیاسی است. در لحظه‌ای که مردم با دست خالی مقابل گلوله ایستاده‌اند، اولویت اخلاقی و سیاسی روشن است: افشای تمام‌ قد جنایت رژیم و جلوگیری از تطهیر آن، حتی ناخواسته.

رازهایی درباره آدم و حوا

| No Comments

دخالت خارجی؟ آرمان مستوفی

| No Comments

Arman_Mostoufi_2.jpgقتل عام 18 و 19 دی 2584 ایرانی (ژانویه 2026 میلادی) نقطه عطفی در تاریخ ایران است. حکومت اسلامی که می‌خواست قوانین شریعت اسلام 1400 سال پیش را در ایران امروز به مورد اجرا بگذارد، بی آنکه بخواهد، رابطه ایران و اسلام را به 1400 سال پیش بازگرداند. در درازای چهارده سده پس از شکست از اسلام، ایرانیان بسیار کوشیدند خود را با اسلام و اسلام را با فرهنگ ایرانی هماهنگ کنند ولی وقتی حکومت کنونی اسلامی مسجدها را به پایگاه نیروهای سرکوبگر تبدیل کرد، در واقع برهمه آن تلاش‌ها خط بطلان کشید و به بیرحمانه‌ترین شکل ممکن، به ایرانی‌ها یادآوری کرد که نباید شکست‌های نیاکانشان را فراموش کنند. حاکمان کنونی، در عمل به ایرانیان گفتند که اسلام به ضرب شمشیر بر ایران چیره شده و آنان باید بر این چیرگی گردن نهند وگرنه، با همان اسلامی روبرو می‌شوند که نیاکانشان 1400 سال پیش دیدند.

شمار کشتگان ایرانی در سه روز نبرد قادسیه، در آبان 1195 ایرانی (نوامبر 636 میلادی) اندکی بیش از بیست هزار تن بود. تقریباً 5 ماه بعد، ایرانیان در نبرد گولاله (جلولا) از سپاه اسلام شکست خوردند و نزدیک به 15000 کشته دادند. پنج سال بعد، در نبرد نهاوند که مسلمانان آن را "فتح الفتوح" می‌نامند، از ایرانیان جمعاً 15000 تن کشته و زخمی شدند و اسلام بر ایران چیره شد. شمار کشته‌ها و زخمی‌های ایرانیان در هیچ‌یک از نبردهای صدر اسلام، به اندازه کشته‌ها و زخمی‌ها و اسیران قتل عام دی 2584 نبود.

قتل عام دی 2584 دومین قتل عام بزرگ در تاریخ ایران است. بزرگترین قتل عام تاریخ ایران به فرمان تیمور گورکان در سال 1946 ایرانی (1387 میلادی) در اصفهان رخ داد که در جریان آن بیش از هفتاد هزار تن کشته شدند. حتی قتل عام کرمان به فرمان آقا محمد خان قاجار در سال 2353 (1794 میلادی) نه از شمار کشتگان، نزدیک به بیست هزار تن، با قتل عام دی 2584 برابری می‌کند، نه از نظر شمار اسیران و نه حتی از نظر شمار چشم‌هایی که کور شدند. با این تفاوت که جنایت‌های آقا محمد خان در یک شهر روی داد و جنایت‌های حکومت اسلامی کنونی، در سراسر کشور.

حکومت اسلامی، با ارتکاب این قتل عام، تاریخ را به 1400 سال پیش بازگرداند. دیگر سخن از اعتراض مردم به شیوه اداره کشور نیست، نبرد مردم سرزمین اشغال شده با دشمن اشغالگر است. ایرانیان بارها، و به ویژه در جنبش « زن، زندگی، آزادی » و در « انقلاب شیر و خورشید » نشان دادند که شجاعت و دلیری رویارویی با دشمن اشغالگر خارجی را دارند ولی با دست خالی، در این نبرد نابرابر با یکی از خونخوارترین جنگجویان تاریخ، دست کم در کوتاه مدت، بخت چندانی برای پیروزی، ندارند.

talebi.jpgامروز (پنجم بهمن ماه مطابق 25 ژانویه) جامعه پزشكي و گروه درمان درداخل و خارج ايران خبر دادند كه "كشتار ايرانيانً (جمع كشته ها وزخمي ها معترض و غير معترض، در خيابان ها و كوچه هاي ٤٠٠ شهر و شهركً و روستا به مرز 60 هزار نفرتخمين زده شده 30,274 كشته به تفكيك شهرها و حدود 30,000 زخمي و زنداني و تعدادي نامشخص و مفقود).

اين جنايت گسترده ، خواب را از چشمان ايرانيان و آرامش را از دستگاه روانی همه ما ربوده ، مليون ها ايراني را در داخل و خارج به شوك و حيرت فروبرده و ممكن است پس از رها شدن از اين شوك رواني ، به انتقام خشن و عصیان گسترده فرا رويد .

آثار رواني اين جنايت ، چنان عميق دستگاه رواني انسان ايراني را زخمين و خونين كرده است كه شايد تاسالها و شايد تا نسل ها آسيب هاي رواني- اجتماعي اين تراما ها فراموش نشود.

5656.jpg

گزارش هاي گسترده از منابع حقوق بشري نشان مي دهند كه اين جنايت ضد بشري از هفته ها و حتي ماه هاي گذشته برنامه ريزي و سازمان يافتگي داشته و چندين آيت اله آخر زماني از جمله اژه اي و شوراي عالي امنيت با خامنه اي ، فتواي اين كشتار را به لشكريان يوسف ثقفي ( همان سردار رادان) صادر كرده و حتي خون و أموال اين معترضين خياباني را در راه اسلام ، مباح و جايز دانسته بوده اند .

به همين دليل حكومت قطع اينترنت وتلفن را از هيجدهم ديما ه بطور كامل اجرا كرد تا اخبار اين جنايت دهشتناكًً به شهرهاي ديگر و جهان آزاد منتقل نشود .

اكنون بين قربب به اتفاق مردم ٩٠ مليوني ايرانيان و حاكمان اقليت قاتل ، درياي خوني موج مي زند . لذا انتظار مي رود كه كشتار و سبعيت و تبليغات غير واقعي و گمراه كننده حاكميت ادامه يافته و واکنشی خشونت بار و فراگير جهت انتقام در دستور كار قرار گيرد.

متاسفانه كشور كهنسال ايران ، اکنون وارد يك كشاكش خونين دراز دامني شده است كه به اين سادگي افق روشن و نزديكي را نشان نمي دهد !

اما احساس خشم فراگير داخلي و خارجي از اين جنايت و آرزوي رسيدن به آزادي و جامعه اي نرمال و صاحب كرامت ، چنان قوي و همه گير شده است كه امكان ادامه ديكتاتوري و يا باز سازی حكومت فردي را به حد اقل رسانده است .

زمان همگرايي و خواسته هاي حداقلي مثل استقلال ، حكومت قانون ، جدايي نهاد دين از نهاد حكومت و رهبري از طريق انتخابات آزاد و مشروط ، باتكيه بر جامعه چند صدايي و متكثر، البته با نظارت سازمان های حقوق بشری ، بيش از هميشه ضرورت پيدا كرده و خواست همگانی شده است . اين اميد فراگير نه تنها سركوب نشده است بلكه به شكلي نوین همگاني شده است و خوشبختانه زمینه همکاری و نزدیکی نیروهای رنگارنگ تغییر را نوید می دهد.

پيش بسوي چنين در خواست هاي متمدنانه و قابل حصول .

اشكبوس طالبي، ٢٥ ژانويه ٢٠٢٦ برابر ٥ بهمن ٤٠٤- مريلند

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

۲. زمینه آماری و تحولات پولی

بر اساس داده‌های رسمی بانک مرکزی، حجم اسکناس و مسکوکات در دست اشخاص در هشت‌ماهه نخست سال ۱۴۰۴ بیش از ۲۳ درصد افزایش یافته، در حالی که این رقم در دوره مشابه سال قبل تنها ۰.۸ درصد بوده است. رشد نقطه‌به‌نقطه ۴۹ درصدی در آبان‌ماه، رکوردی کم‌سابقه در دهه‌های اخیر محسوب می‌شود.

این تحول در بستری رخ داده که رشد نقدینگی به حدود ۴۰ درصد و رشد پایه پولی نیز به سطوح نگران‌کننده‌ای رسیده است. ترکیب این متغیرها نشان می‌دهد که اقتصاد ایران با هم‌زمانی سه بحران مواجه است: تورم مزمن، بی‌ثباتی انتظارات و تضعیف کارکرد واسطه‌گری مالی بانک‌ها.

۳. دلایل اصلی فرار پول از بانک‌ها

۳.۱. تورم مزمن و فرسایش ارزش واقعی سپرده‌ها

در شرایط تورم ساختاری ۳۰ تا ۴۰ درصدی، نرخ سود اسمی سپرده‌های بانکی عملاً قادر به حفظ ارزش واقعی دارایی‌های پولی نیست. نتیجه آن، تبدیل سپرده بانکی از «دارایی امن» به «دارایی زیان‌ده» است. در چنین وضعیتی، نگهداری پول نقد--حتی با وجود کاهش ارزش آن--از نظر روانی و کارکردی برای خانوارها ترجیح‌پذیر می‌شود.

۳.۲. نااطمینانی اقتصادی و بی‌ثباتی سیاستی

بی‌ثباتی مزمن در سیاست‌های ارزی، پولی و بودجه‌ای، همراه با پیش‌بینی‌ناپذیری تصمیمات حاکمیتی، سطح نااطمینانی را به‌طور ساختاری بالا نگه داشته است. در این فضا، نقدشوندگی به مهم‌ترین مزیت دارایی‌ها تبدیل می‌شود و پول نقد جایگزین اعتماد نهادی می‌گردد.

۳.۳. خیزش‌های اجتماعی و بحران اعتماد نهادی (۱۴۰۴)

پس از تداوم اعتراضات سراسری و تشدید بحران مشروعیت سیاسی در سال ۱۴۰۴، شکاف اعتماد میان جامعه و نهادهای رسمی--از جمله بانک‌ها--به‌طور محسوسی عمیق‌تر شده است. تجربه قطع اینترنت، محدودیت‌های بانکی و شوک‌های ناگهانی سیاستی در سال‌های اخیر، رفتار احتیاطی خانوارها را تقویت کرده و نگهداری نقدینگی خارج از سیستم بانکی را به یک استراتژی بقا تبدیل کرده است.

razi.jpgآنچه امروز در پهنه جغرافیایی ایران و در میان ایرانیان سراسر جهان جریان دارد، فراتر از یک تغییر سیاسی ساده است. ما شاهد تولد یک «انقلاب ملی» هستیم؛ جنبشی که هدف غایی آن، پایان دادن به شکاف تاریخی میان ملت و دولت و بازسازی هویت ملی بر ویرانه‌های یک تئوکراسیِ شکست‌خورده است. در این میان، شعار «پهلوی برمی‌گردد» به نمادی برای بازگشت به عقلانیتِ دولت‌سازی مدرن تبدیل شده است.

۱. بحران گسست: وقتی دولت علیه ملت شد

در تئوریهای سیاسی، «دولت-ملت» (Nation-State) زمانی به ثبات می‌رسد که نهاد قدرت (دولت) آینه تمام‌نمای هویت، تاریخ و خواسته‌های مردم (ملت) باشد. انقلاب ۱۳۵۷ با جایگزینی «مشروعه» به جای «مشروطه»، این پیوند را گسست. رژیم حاکم، دولتی ایدئولوژیک بنا کرد که نه تنها نماینده ملت ایران نبود، بلکه هویت ایرانی را در تضاد با بقای خود می‌دید. در چهار دهه گذشته، ایران به کشوری تبدیل شده است که در آن «دولت» به جای پاسداری از «ملت»، همچون اشغالگرِی هویت ملی را تخریب و سرمایه‌های ملی را نابود می کند.

۲. درس‌های تاریخ: الگوی غربی و تجربه ایرانی

نگاهی به تاریخ غرب نشان میدهد که شکلگیری دولت-ملت‌های پایدار (مانند فرانسه و آلمان) محصولِ ایجاد نهادهای ملی سکولار بود. در این کشورها، «قانون مدنی واحد»، «نظام آموزشی همگانی» و «ارتش ملی»، ابزارهایی بودند که افراد را از وفاداری‌های قبیله‌ای و مذهبی رها کرده و به «شهروندانِ» یک ملت واحد تبدیل کردند.

در ایران، دوران پهلوی نخستین گامهای جدی را برای تحقق این الگو برداشت. ایجاد دادگستری نوین، پایان دادن به محاکم شرع و تأسیس نهادهای مدرن، تلاشی برای ساختن یک دولت-ملتِ کارآمد بود. امروز که مردم شعار بازگشت به آن دوران را سر می‌دهند، در واقع خواستار بازگشت به همان مسیرِ عقلانیِ دولت‌سازی هستند که در سال ۵۷ متوقف شد.

درمان جرم نیست! بابک خطی

| No Comments

Babak_Khati.jpgدرمان بر اساس تمام قواعد بین‌المللی و اصول اخلاق حرفه‌ای یک وظیفه انسانی و قانونی است و جرم شمردن آن امری بر خلاف اصول اولیه انسانی و در تضاد با اصول حرفه‌ای و قوانین حقوقی است.

تمامی پزشکان بر اساس سوگندی که در زمان پایان دوره تحصیل خود یاد می‌کنند، متعهد می‌شوند که در همه شرایط و با صرف تمام توان خود به درمان بیماران بپردازند.

سوگندی که با خود بار حقوقی و تعهد حرفه‌ای به همراه داشته، از تمام مظاهر تبعیض چون جنس، نژاد، مذهب، رنگ پوست، گرایش فکری مبرا است.

درمان مجروحین و آسیب‌دیدگان اعتراضات اخیر مردم ایران نیز بدون شک در راستای همین انجام وظیفه و تعهد حرفه‌ای بوده است و جرم انگاری آن، اقدامی برخلاف تمام اصول حرفه‌ای، قانونی و انسانی است.

پزشکان همواره محرمی امن برای دردهای دردمندان و مطب، بیمارستان و مراکز درمانی ساحت‌های عمومی هستند که به عنوان سمبل اعتماد اجتماعی مطرح هستند و حریم آن در هر شرایطی -حتی جنگ طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی-باید حفظ گردد و حمله به این حریم، ربودن مجروحین و تهدید و بازداشت کادر درمان با هیچ منطق عرفی و قانونی قابل توجیه نیست.

صدور احکام سنگینی چون اعدام علیه پزشکانی که فقط وظیفه حرفه‌ای و ذاتی خود را انجام داده‌‌اند، نیز اقدامی رادیکال در همین راستا است که هدف آن ایجاد رعب و وحشت در محیط درمان و تهدید کادر درمان در انجام وظایف حرفه‌ای خود است.

در کنار تمام این موارد ناامن کردن بیمارستان‌ها و مراکز درمانی که همواره به عنوان مکان امن و سمبل اعتماد اجتماعی مطرح هستند و تهدید و آزار کادر درمان در درازمدت نیز آسیب‌های فراوان اجتماعی و فرهنگی بزرگی به بار خواهد آورد، چرا که به واسطه‌ی آن یک حس عمیق عدم اطمینان عمومی در ناخودآگاه جمعی جامعه ریشه خواهد زد.

به سیستم حاکمیتی و خصوصا قضایی حکومت نیز هشدار داد که جرم انگاری کردن درمان به وجود آوردن یک بدعت خطرناک و نگران ‌کننده است که اثرات آن در زمینه ایجاد اختلال در کادر درمان در انجام وظایف درمانی خود و اسیب‌های جدی به امر سلامت و درمان شهروندان بسار نگران کننده خواهد بود.ضمن اینکه مواردی چون حمله به بیمارستان‌ها تحت عنوان: تعقیب غیر نظامیان و حمله سازمان‌یافته به مراکز عمومی،ربودن مجروحان از بیمارستان‌ها تحت عنوان: ناپدیدسازی قهری ایجاد محیط رعب و وحشت در فضای بیمارستان و ناامن کردن آن برای حضور بیماران تحت عنوان:محروم‌سازی عامدانه شهروندان از درمان،و نهایتا آزار تهدید و بازداشت کادر درمان تحت عنوان:تعقیب یک گروه مشخص بر اساس نقش انسانی‌ و حرفه‌ای آن‌هاهمگی از مصادیق رخ دادن جنایت علیه بشریت بر اساس ماده ۷ اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی است.

milani.jpg«مردم ایران دیگر نمی‌توانند با این حکومت پلید زندگی کنند»

ویژه خبرنامه گویا - برگردان: علی شبان

اشاره:

من این برداشت را دارم که کشورهای غربی بالاخره ماهیت رژیم را درک کرده اند.آنها مدت‌ها اشتباه می‌کردند و بر این باور بودند که اگر امتیازی به این رژیم بدهند، می‌تواند اصلاح شود. در حالیکه درست نتیجه معکوس داد؛ امتیاز دادن موجب ِ تشویق او شد. رژیم ایران همچنین از شبکه ی گسترده ای از هواداران و مدافعان در غرب بهره مند شده است. این رژیم از سوی ترقی خواهان چپ گرا و فمینیست های دروغین که از ترس متهم شدن به «اسلام هراسی»، از حضور در جنبش زنان ایران خودداری می کردند، مورد پشتیبانی قرار گرفت. اصطلاح ِ «اسلام هراسی» توسط جمهوری اسلامی ایران بر سر زبان‌ها افتاد و توسط حامیان فکری آن، در دانشگاه‌ها و رسانه‌ها منتشر شد. و نیز توسط کسانی که تمام رفتار های رسوا کننده ی رژیم را تائید کرده و برای آن‌ها بهانه هایی یافته اند. پس از سرنگونی رژیم، تاریخ نگاران و پژوهشگران آینده حمایتی را که از سوی برخی روشنفکران ِ دروغین، فمینیست ها و چپ گرایان ِ دروغین ابراز شده را بررسی خواهند کرد. این افراد بهانه‌هایی را در اختیار رژیم قرار دادند، که خود ِ رژیم قادر به بیان آن‌ها نبود. عباس میلانی

عباس میلانی تاریخ نگار و نویسنده ی ایرانی-آمریکائی که مدیریت برنامه مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد به عهده او گذاشته شده است. او همچنین پژوهشگر و مدیر مشترک پروژه دموکراسی در ایران در مؤسسه هوور وابسته به دانشگاه استنفورد است. عباس میلانی علاوه بر رساله های اکادمیک، آثاری چون: مالرو و دیدگاه تراژیک، درباره دموکراسی و سوسیالیسم، مدرنیته و دشمنانش در ایران، ابوالهول ایرانی : امیر عباس هویدا ، معمای انقلاب ایران، و کتاب پر سر و صدای «نگاهی به شاه» را در کارنامه ی پر بار خود دارد. ع.ش

***

و اینک گفتگوی او با روزنامه فیگارو چاپ پاریس را که در شماره ۲۶/۰۱/۲۰۲۶ منتشر شده است، می‌خوانیم *:

فیگارو: رژیم ایران تا کجا می‌تواند در سرکوب خود پیش برود؟

مدت هاست که همه چیز نشان می‌دهد که این رژیم به طور مسالمت آمیز نخواهد مرد. خامنه ای بیش از حد جزم گرا، بیش از حد کوتاه بین، و بیش از حد خود پسند است. و تا زمانی که بتواند، به جای واگذاری قدرت؛ خواهد کشت. اما او هنوز سقوط نکرده است چرا که با فشار بین‌المللی یکپارچه روبرو نیست. خامنه ای و حلقه نزدیکش بارها اعلام کرده‌اند که به جای ترک قدرت، همه چیز را نابود خواهند کرد. اما این رژیم در حال ِ زمان خریدن است.این یک جسد است که فقط منتظر است تا برداشته و دفن شود. این میتواند زمان ببردو هنوز هم می‌تواند خسارات و تلفات زیادی به بار آورد.

فیگارو : این اعتراضات چه تفاوتی با اعتراضات پیشین دارد؟

این بار، رژیم با همگرایی های چندین بحران روبروست. گویی تمام چرخه های مقاومت و سرکوب پیشین به نتیجه ی دیالکتیکی خود رسیده اند، اکنون شاهد ترکیبی از همه ی بحران ها هستیم. و آن هم درست زمانی اتفاق می‌افتند که رژیم در ضعیف ترین حالت خود است. و از این رو، یکی از بیرحمانه ترین آنهاست. اگر آن‌ها فکر می‌کردند که می‌توانند این مسأله را از طریق گفتگو حل کنند، این کار را می کردند. اما آن‌ها می‌دانند که تنها راه بقا، با توجه به فجایع و ویرانی هایی که بر کشور، اقتصاد و جامعه وارد کرده اند، کشتن مردم و کشتار بیشتر است.

فیگارو : بله، چون همزمان، ما شاهد ترکیبی از بحران اقتصادی، بحران مشروعیت، بحران نظامی، بحران اجتماعی هستیم....

فقط به واکنش خامنه ای و رژیم به جنگ دوازده روزه علیه اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ نگاه کنید. آن‌ها به شدت شکست خوردند اما پیروزی خود را اعلام کردند و ادعا کردند که مردم ایران از آن‌ها پشتیبانی کرده اند. با این حال، مردم ایران نه علیه آن‌ها قیام کرده بودند و نه از آن‌ها پشتیبانی کردند. بسیاری به خامنه ای توصیه کردند که اصلاحات را اجرا کند و امتیاز بدهد، اما خامنه ای امتناع کرد. او به سادگی فراتر از عقلانیت گام بر میدارد و وضعیت کنونی آمیزه ای از اوج ِ حماقت، فساد و بی‌کفایتی است.

28.jpgفرشته صادقی،«روزنامه‌نگار» حکومتی با سابقه همکاری با پرس‌تی‌وی و الجزیره، سوگ اعتراضی مردم ایران در خاکسپاری جاویدنامان کشته شده به دست عوامل جمهوری اسلامی را «مطرب‌بازی» خواند و در همصدایی با حکومتی که ده‌ها هزار ایرانی را به خاک و خون کشیده، مدعی شد «همین ثابت می‌کند این‌ها اغتشاشگر بودند و از دایره اسلام بیرون هستند.»

این چهره حکومتی افزود: «اصلا نباید در گورستان مسلمان‌ها مجوز دفن به این‌ها بدهند.»

G_4szfsXUAA1VnM.jpg

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان اعتراضات ۱۹ دی‌ماه مشهد یک شهروند با رفتن در مسیر لیزر هدف‌گیری ماموران مسلح حکومت، دست‌های خود را باز کرده است.

IMG_3891.jpegمن همیشه تصور می کردم «حسین شریعتمداری» ناشر کیهان تهران، فردی ست همتراز «یولیوس اشترایشر» آلمانی که ناشر روزنامه ی بدنام «دِر اِشتورمِر» در زمان هیتلر بود و بعد از شکست نازی ها در جنگ، متفقین او را دستگیر کردند و بعد از محاکمه اش در نورنبرگ او را به دار آویختند و این موجود پلید با مرگی دردناک و زجر آور به سزای اَعمال اش رسید و خاکستر کثیف اش برای این که اثری از او در جهان باقی نماند به رودخانه ی «ایزار» در مونیخ ریخته شد.

اما با شنیدن حرف های ماشاءالله شمس الواعظین -که زمانی با انتشار روزنامه های رنگی مانند «جامعه» و «توس» و «نشاط» در صدد فریب مردم بر آمد تا حکومت نکبت اسلامی را تصحیح پذیر و قابل اصلاح نشان دهد، و در نهایت حکومت خودِ او را هم از دور رسانه داری خارج کرد و به مزرعه داری واداشت- متوجه شدم کثیف تر و رذل تر از حسین شریعتمداری همین جناب «ماشول» است که اگر حاج حسین به سبک وحشی ها، آدمخوری می کند این جناب با کارد و چنگال به آدمخواری مشغول است.

شما حرف های این شخص رذل را در مصاحبه با «شبکه خبر» گوش کنید تا به میزان رذالت او پی ببرید.


من امیدوارم «شریعتمداری» و «شمس الواعظین» در روز موعود، هر دو در کنار هم به دار آویخته شوند و هر دو مثل اشترایشر نازی با مرگی دردناک روانه ی جهنم شوند (اشترایشر بعد از سقوط در چاله ی اعدام بلافاصله نمُرد و بعد از دقایقی، مامور اعدام ناچار شد از چاله پایین برود و خود را از او آویزان کند تا جان از بدن اش بیرون برود. امیدوارم این دو نیز به همین سرنوشت دچار شوند....)

توضیح: متاسفانه «یوتوب» کانال من (ف.م.سخن) را بدون هیچ دلیل موجهی تعطیل و کل ویدئوهای آرشیو شده در آن را که حاصل سال ها کار من بوده پاک کرده است. لذا نمی توانم لینک مستقیم به ويدئوها بدهم و برای دیدن ویدئوی شمس الواعظین باید لینک آن را در سایت حکومتی «تسنیم» مشاهده کنید.

شمس‌الواعظین: اغتشاشات مرحله دوم جنگ اسرائیل علیه ایران است

30.jpgایندیپندنت - نیویورک‌تایمز در گزارشی با عنوان گزینه‌های تازه نظامی علیه جمهوری اسلامی نوشت: طرح‌هایی که رئیس‌جمهوری آمریکا در حال بررسی آن‌هاست، فراتر از گزینه‌هایی است که او چند هفته پیش و در میانه اعتراضات گسترده علیه حکومت ایران مد نظر داشت.

به گفته چندین مقام آمریکایی، در روزهای اخیر فهرستی گسترده‌تر از گزینه‌های احتمالی نظامی علیه جمهوری اسلامی به دونالد ترامپ ارائه شده که هدف آن وارد کردن آسیب بیشتر به تاسیسات هسته‌ای و موشکی یا اقدام علیه رهبر جمهوری اسلامی است.

این مقام‌ها که برای گفت‌وگو درباره طرح‌های احتمالی نظامی به شرط ناشناس ماندن صحبت کرده‌اند، گفتند، مجموعه گزینه‌های فعلی حتی شامل احتمال اجرای عملیات یورش و حملات کماندویی نیروهای آمریکایی به داخل خاک ایران نیز می‌شود و این گزینه‌ها در شرایطی متفاوت مطرح شده‌اند، زیرا اعتراضات -- دست‌کم در حال حاضر -- با سرکوبی خشونت‌بار مهار شده‌اند.

در این گزارش به اقدام کماندوهای آمریکایی در تاسیسات هسته‌ای و موشکی نیز اشاره شده است. این گزارش می‌افزاید که ترامپ هنوز در مورد نوع اقدام علیه جمهوری اسلامی تصمیم‌گیری نکرده است. با این حال ترامپ پیش‌تر گفته بود که به دنبال عملیات زمینی علیه جمهوری اسلامی نیست.

با این حال در مورد ونزوئلا، پس از چند هفته محاصره این کشور با ناوهای آمریکایی، سرانجام نیروی دلتای آمریکا وارد کاراکاس شد و نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری این کشور را به همراه همسرش در دژ امنیتی‌شان در قلب پایتخت بازداشت کرد و به نیویورک برد.

28.jpgایران اینترنشنال - مهدی مهدوی‌کیا، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، در واکنش به سکوت بازیکنان و کادرفنی تیم ملی فوتبال پس از کشتار بی‌سابقه جمهوری اسلامی در پی انقلاب ملی ایرانیان نوشت: «یکسری از افراد هفته‌هاست غیب شده‌اند. دریغ از یک تسلیت.

اگر این افراد از واژه مردم استفاده کردند، این روزها را یادآوری کنید.» جمهوری اسلامی در هفته‌های گذشته با برگزاری بازی‌های لیگ برتر فوتبال، بدون حضور تماشاگران، به‌دنبال «عادی‌سازی» شرایط ایران است.

علاوه بر اینکه برخوردهای فوری با بازیکنانی که به کشتار واکنش‌هایی حتی کوچک داشته‌اند، می‌شود. در تازه‌ترین مورد، رامین رضاییان، حامد لک و مهدی تیکدری که فقط با بستن مچ‌بند مشکی و یا حرکات نمادین، به کشتار بی‌سابقه مردم ایران توسط جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، واکنش نشان دادند، به فدراسیون فوتبال احضار شدند.

karoobi.jpgایران اینترنشنال - مهدی کروبی، از رهبران جنبش سبز، در بیانیه‌ای با اشاره به کشتار گسترده معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان، علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، را مسبب وضعیت کنونی کشور دانست و خواستار برگزاری همه‌پرسی آزاد برای «برون‌رفت مسالمت‌آمیز» از بحران کنونی شد.

در این بیانیه که جمعه ۱۰ بهمن منتشر شد، آمده است: «وضعیت اسفبار امروز ایران نتیجه مستقیم دخالت‌ها و سیاست‌های ویرانگر داخلی و بین‌المللی آقای خامنه‌ای‌ است که یک نمونه آن اصرار بر پروژه‌ پرهزینه و بی‌حاصل هسته‌ای و پیامدهای سنگین تحریم‌ها در دو دهه گذشته بر کشور و مردم است.»

کروبی سخنان دیکتاتور تهران درباره «به رسمیت شناختن اعتراض» در کشور را «ادعایی نادرست» خواند و پرسید چرا خامنه‌ای تاکنون «جز به طرفداران‌ خود یا آتش‌به‌اختیارهایش»، مجوز برگزاری تجمعات اعتراضی نداده است؟

او تاکید کرد: «اعتراض حق مردم و حفظ جان و تامین امنیت شهروندان از وظایف نهادهای امنیتی و انتظامی حکومت است.»

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پنجم بهمن در بیانیه‌ای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور خامنه‌ای کشته شده‌اند.

بر اساس اطلاعاتی که ۱۰ بهمن به ایران‌اینترنشنال رسید، یک مقام دولت مسعود پزشکیان به‌تازگی در جلسه‌ای محرمانه اذعان کرد دیکتاتور تهران به نیروهای سرکوب برای کشتار معترضان «اختیار تام و چک سفید» داده بود.

«زبان و قلم از بیان ابعاد این جنایت قاصر است»

کروبی کشتار مردم ایران به دست نیروهای سرکوب را جنایتی‌ خواند که «زبان و قلم از بیان ابعاد آن قاصر است» و باید بر آن «خون گریست».

او افزود: «عمق فاجعه آنقدر عمیق است که هیچ عذر و بهانه‌ای برای توجیه و یا سرپوش گذاشتن بر این کشتار فجیع و بی‌رحمانه و همچنین بی‌احترامی به اجساد قربانیان قابل پذیرش نیست.»

کروبی خواستار آزادی بی‌قید و شرط معترضان بازداشت‌شده و همچنین تشکیل «هیاتی مستقل از نهادهای مدنی و افراد مورد وثوق مردم» برای روشن شدن ابعاد جنایات جمهوری اسلامی شد.

۹ بهمن، میرحسین موسوی، دیگر رهبر جنبش سبز، در بیانیه‌ای از حصر، کشتار معترضان را «جنایتی بزرگ علیه ملت» توصیف کرد و از نظامیان خواست سلاح خود را زمین بگذارند.

او همچنین خواستار کناره‌گیری حاکمیت از قدرت، برگزاری رفراندوم قانون اساسی و تشکیل جبهه‌ای از همه سلایق ملی شد.

27.jpgایران وایر - برخی از هنرمندان در اعتراض به سرکوب خونین معترضان اعلام کردند که «جشنواره فجر» را تحریم خواهند کرد.

«سعید زمانیان»، نویسنده و کارگردان یکی از فیلم‌های اعلام شده جشنواره فجر می‌گوید از حضور در این رویداد کناره‌گیری کرده است. او در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشت: «به احترام همه خون‌هاى ريخته شده و ياد عزیزانی كه در جريان اعتراضات اخير جان خود را ازدست دادند.

تصميم گرفتم به عنوان نويسنده و كارگردان فيلم «آرام بخش» در جشنواره فيلم فجر حضور نداشته باشم.»

این نویسنده و کارگردان ادامه داد: «اين فيلم با همراهی وهمدلى جمعي از عوامل حرفه‌ای سينما، در شرايطی دشوار، به صورت مستقل و با سرمايه خصوصی در دی ماه سال ١٢٠٣ ساخته شد و پيش از وقوع اين رويدادها به دبيرخانه جشنواره ارائه گرديد.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

اميدوارم روزى كه حال و فضاى عمومى مردم براى تماشاى فيلم وحضور در سينما مهيا باشد، بتوانيم اين اثررا در كنار يكديگر و با حضور تمامی عوامل، منتقدان و مخاطبان سينماى ايران به نمايش بگذاريم. در اين مدت به واسطه قطع سراسری اينترنت امكان مكالمه و بيان نظر وجود نداشت.»

iranw.jpgایران وایر - «عاشق رقص بود، عاشق پیراهن‌های سفید و رنگی. عاشق شعر خواندن. در سخت‌ترین لحظات زندگی‌اش هم لبخند داشت. برای بچه‌هایش فقط مربی نبود، دوست بود، همراه بود، خواهر بود.»

این جملات بغض‌آلود یکی از نزدیکان «زینب (سحر) فرد» است؛ متولد اردیبهشت ۱۳۶۷ در ورامین، قهرمان تکواندو زنان ایران، مربی بدنسازی و پیلاتس در قرچک. او را نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ۱۸دی۱۴۰۴ با شلیک گلوله جنگی در نزدیکی «میدان کلانتری» قرچک کشتند.

منبع آگاه ایران‌وایر می‌گوید که او از اقوام، دوستان و شاگردانش خواسته بود او را هرگز با نام شناسنامه‌اش صدا نزنند و همیشه خود را «سحر» معرفی می‌کرد.

سحر فرد ورزش را در کودکی با ژیمناستیک آغاز کرد. بعد سراغ رشته ورزشی تکواندو رفت. به مقام قهرمانی استان تهران و نایب قهرمانی کشوری رسید، به اردوی تیم ملی تکواندو زنان هم دعوت شد، اما فضای رادیکال، مذهبی و خشک فدراسیون تکواندو در دوران مدیریت سردار پاسدار «محمد پولادگر»،را تنگ دید و سراغ رشته پیلاتس و بدنسازی زنان رفت. دوره‌های بدنسازی زنان را با هزینه‌های شخصی گذراند و مربیگری برای زنان را آغاز کرد.

001.jpg
یک فرد آگاه و از نزدیکان سحر فرد، او را یکی از پرشورترین دخترانی که در زندگی‌اش دیده توصیف می‌کند: «دختر پرتلاشی بود. از طلوع خورشید روزش رو شروع می‌کرد. بیشتر زمانش را در باشگاه می‌گذراند و کمتر وقتی برای استراحت داشت. حتی ناهار و استراحت نیم‌روزش هم در باشگاه بود. مدیران باشگاه عاشقش بودند. بااخلاق، مهربان، دلسوز برای شاگردها، بدون ذره‌ای کم‌کاری. همه دوستش داشتند.»

سحر حضوری پررنگ در اعتراضات دی‌۱۴۰۴ داشت. فرد نزدیک به او به ایران وایر می‌گوید: «تمام استوری‌های صفحه اینستاگرامش در روزهای آخر، امید بخشیدن به مردم و وعده آزادی بود. هرجا که او را می‌دیدیم از همیشه پرانرژی‌تر و امیدوارتر بود. برای همین در اکثر تظاهرات شرکت می‌کرد. آخرین بار اما ۱۸ دی رفت و دیگر برنگشت.»

سحر فرد شامگاه ۱۸دی۱۴۰۴ و زمانی که همراه با خیل جمعیت به نزدیکی میدان کلانتری قرچک می‌رسد، هدف شلیک تک تیراندازان قرار می‌گیرد. گلوله به شقیقه او برخورد می‌کند و سرش را می‌شکافد. او از اولین قربانیان آغاز کشتار جمهوری اسلامی پس از قطع سراسری اینترنت در شهر قرچک بود. به گفته شاهدان عینی، زمانی که پیکر سحر فرد روی زمین افتاد، بسیاری از شدت حیرت، توان فرار کردن نداشتند و مورد هدف گلوله‌های بعدی تک تیراندازهایی که بالای ساختمان‌های اطراف مستقر شده بودند قرار گرفتند.

002.jpg

فرد آگاه به ایران وایر گفته است که سحر فرد سال‌ها قبل خواهرش را در سانحه‌ای از دست داده بود. یک برادر داشت و با پدر و مادرش زندگی می‌کرد: «او همیشه برای یک زندگی کاملا معمولی می‌دوید. ولی خسته نمی‌شد. شاید فقط آن گلوله می‌توانست ادامه دادن او را متوقف کند.»

پس از آن‌که جمهوری اسلامی سحر فرد، مربی پیلاتس و بدنسازی و قهرمان پیشین تکواندو ایران را کشت، «یک لنگه کتانی سفید خونی» برای خانواده‌اش از او به یادگار ماند.

khamterror.jpgایران اینترنشنال - یک مامور پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) معتقد است در صورت ادامه تشدید تقابل واشینگتن و تهران گزینه محتمل، ترور علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، از طریق عملیات مشترک با اسرائیل خواهد بود.

هم‌زمان با افزایش لحن تهدیدآمیز دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، علیه جمهوری اسلامی و تقویت حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، اندرو بوستامانته، افسر سابق عملیات مخفی سیا، در گفت‌وگو با وب‌سایت دیلی اکسپرس بریتانیا که پنج‌شنبه ۹ بهمن منتشر شد، از طرحی موسوم به «تاج خار» سخن گفت. طرحی که به گفته او می‌تواند با هدف حذف رهبر جمهوری اسلامی اجرا شود.

تشدید تنش‌ها میان واشینگتن و تهران

اظهارات این مامور پیشین سیا در شرایطی مطرح شد که دونالد ترامپ، چهارشنبه هشدار داد «زمان در حال تمام شدن است» و جمهوری اسلامی باید برای دستیابی به «توافقی بدون سلاح هسته‌ای» پای میز مذاکره بیاید.

ترامپ تاکید کرد که حمله بعدی ایالات متحده «بسیار شدیدتر» از حمله تابستان گذشته خواهد بود؛ حمله‌ای که طی آن، ارتش آمریکا سه سایت هسته‌ای ایران را هدف قرار داد.

در واکنش، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد نیروهای ایران «با انگشت روی ماشه» آماده پاسخ «فوری و قدرتمند» هستند.

بوستامانته در این گفت‌وگو تاکید کرد که سناریویی مشابه مداخله آمریکا در ونزوئلا درباره ایران قابل تکرار نیست، اما واشینگتن همچنان ابزارهایی برای تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران در اختیار دارد.

در این رابطه سی‌ان‌ان پیش‌تر گزارش داد که پس از بی‌نتیجه ماندن گفت‌وگوها میان واشینگتن و تهران درباره محدود کردن برنامه هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی، ترامپ در حال بررسی گزینه حمله گسترده به حکومت ایران است.

نقش احتمالی اسرائیل در سناریوی «تاج خار»

این افسر پیشین سیا گفت شرایط ایران با پرونده ونزوئلا تفاوت دارد و گزینه بازداشت خامنه‌ای به‌دلیل هزینه‌های عملیاتی و پیامدهای سیاسی آن در اولویت نیست.

به گفته او، بازداشت رهبر جمهوری اسلامی مستلزم حضور مستقیم و آشکار نیروهای نظامی آمریکا در خاک ایران است. اقدامی که به باور او از نظر راهبردی غیرضروری و پرهزینه تلقی می‌شود.

IMG_3870.jpegاین که امریکا به رغم تهدیدهایی که می کند و نیروهای نظامی که به منطقه می آورد بخواهد خود را درگیر جنگی تمام عیار با جمهوری نکبت اسلامی کند محل تردید است.

سیاست پرزیدنت ترامپ بر این قرار گرفته که هزینه های نظامی دولت امریکا را محدود کند و سربازان امریکایی را کمتر در معرض تیررس دشمنان امریکا قرار دهد.

این سیاست در دراز مدت آیا به نفع امریکا خواهد بود یا نه جای سخن بسیار دارد اما آقای ترامپ به عنوان یک تاجر حرفه ای سعی می کند از تمام تاکتیک های غیر مخرب و هزینه زا در دستیابی به این هدف استفاده کند.

این که گسیل نیروهای نظامی امریکا به منطقه جهت ترساندن جمهوری نکبت یا انجام یک حمله ی واقعی ست ابدا قابل پیش بینی نیست. امری که مسلم است این است که امریکا از عنصر غافل گیری که معمولا در آغاز جنگ ها برای در هم شکستن ستون های نظامی دشمن و تضعیف روحیه ی او استفاده می شود نخواسته است استفاده کند و این ظن عدم تمایل او به حمله ی واقعی را افزایش می دهد.

احتمالا استراتژیست های امریکایی این را به خوبی می دانند که جمهوری اسلامی چون همه چیزش سوای حکومت های عادی ست و برای او زنده نگه داشتن نظام اش از هر چیز دیگری حتی از اصول دینی که ادعا می کند خواهان حفظ و گسترش آن در جهان است مهم تر است و هزینه های انسانی و مادی و معنوی که برای حفظ حکومت اش باید بپردازد ابدا مهم نیست چون این هزینه ها در واقع از جیب مردم ایران پرداخت خواهد شد و حکومت نکبت برای کسب ثروتی که بر باد خواهد رفت هیچ نقشی نداشته است لذا تهدید لفظی و توخالی او او را از خرابکاری های جهانی باز نخواهد داشت و چون تا کنون هیچ ضرب شست واقعی و عملی به او نشان داده نشده لذا هر روز وقیح تر و گستاخ تر به گرفتن امتیاز از جهان ترغیب شده و امروز هم احتمالا همان مسیر گذشته را طی خواهد کرد.

28.jpgایران وایر از سه منبع آگاه خود در وزارت ورزش و فدراسیون‌های ورزشی از دستور «سازمان اطلاعات سپاه» به فدراسیون کشتی برای «خودداری از اعزام تیم‌های ملی کشتی» به رقابت‌های برون مرزی بخصوص در کشورهای اروپایی مطلع شده است.

یک منبع آگاه به در وزارت ورزش به «ایران وایر» گفته است که حاضر نشدن در رقابت‌های جهانی کرواسی و تورنمنت «جام یاریگین» روسیه به دلیل «عدم صدور ویزا» برای تیم‌های ملی کشتی نبود.

او تشریح کرده که سازمان اطلاعات سپاه در هفته‌های گذشته به فدراسیون‌های ورزشی دستور داده به دلیل «قطعی بودن حضور ایرانیان خارج از کشور» در سالن‌ها یا ورزشگاه‌های مسابقاتی که تیم‌های ایرانی حضور دارند و همین طور «نگرانی از پناهندگی ورزشکاران» به کشورهای میزبان، تمامی سفرها، تورنمنت‌های رسمی و حتی رقابت‌های دوستانه خود را تا اطلاع ثانوی لغو کنند.

یک منبع آگاه نزدیک به فدراسیون کشتی نیز به ایران وایر گفته است «علیرضا دبیر» شخصا با اتحادیه جهانی کشتی مکاتبه کرده و از آن‌ها خواسته بود نام کشتی‌گیرهای ایران را از جدول مسابقات خارج کنند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

این فرد آگاه نزدیک به فدراسیون گفته است: «اول این‌که هنوز فرصت برای گرفتن ویزا وجود داشت. دوم این‌که حتی اگر ویزا صادر نمی‌شد و تیم‌های کشتی آزاد و فرنگی به کرواسی نمی‌رفتند هم اتحادیه جهانی کشتی تا روز مسابقات اسامی کشتی‌گیرها را بدون بیانیه رسمی از فهرست خارج نمی‌کرد.»

ایران وایر همچنین مطلع شده که مهمترین نگرانی نهادهای امنیتی و بخصوص سازمان اطلاعات سپاه از حضور تیم‌های ورزشی ایران در رقابت‌های بین‌المللی، اجتماع ایرانیان مخالف حکومت در سالن‌ها یا ورزشگاه‌ها، بالا بردن پرچم شیر و خورشید و شعارهای ضد حکومتی باشد.

mhm.jpgمیرحسین موسوی خواستار تغییر حکومت در ایران شد

یورونیوز - میرحسین موسوی، آخرین نخست‌وزیر ایران و رهبر جنبش سبز، در بیانیه‌ای ضمن حمله به رهبران جمهوری اسلامی، از آنها خواسته از قدرت کنار روند و رفراندوم قانون اساسی برگزار شود.

اقای موسوی در این بیانیه با اشاره به کشتار معترضان که او آن‌را «هولناک و سیاه» نامیده می‌افزاید: «خانه‌ها عزادارند، کوچه‌ها عزادارند، شهرها عزادارند.»

موسوی که بیش از ۱۵ سال است در حبس خانگی به سر می‌برد در ادامه با اشاره به اینکه مردم با چه زبانی باید بگویند این نظام را نمی‌خواهند می‌افزاید: «مردم دیگر دروغ‌هایتان را باور نمی‌کنند. دیگر بس است. این بازی به پایان رسید. ستم‌ها دامن‌تان را گرفت.»

آقای موسوی در بخش دیگری از بیانیه خود نوشته است: « پس از سال‌ها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعه‌ای است که تا دهه‌ها، بلکه سده‌ها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانه‌ای از خونِ گرمِ محرومان که در دی‌ماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.»

موسوی که حاضر نشد نتایج انتخابات شبهه‌برانگیز سال ۸۸ را بپذیرد در ادامه می‌نویسد«آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم می‌پوشیدید، داشتید تیشه به ریشه خویش می‌زدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر می‌کوبیدید و اجازه کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسان‌ها نمی‌دادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز می‌انداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش می‌گذاشتید، داشتید با جهالت، گران‌بهاترین فرصت‌های‌تان را از دست می‌دادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند»

میرحسین همچنین اضافه کرده که ملت دیگر چاره‌ای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه ندارد و حکومت دیگر نمی‌تواند آنچه او «فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی» خوانده را تکرار کند.

او در ادامه توصیه کرده تفنگ‌ها را به زمین بگذارند و از قدرت کناره بگیرند تا ملت، این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.

او در خصوص آینده ایران و برگزاری رفراندوم جدید اینگونه می‌نویسد: «مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد می‌کند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبهه‌ای فراگیر، متشکل از همه سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخله خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمت‌آمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.»

mtz.jpgایران اینترنشنال - مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی، در یادداشتی از زندان اوین سرکوب اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را از مشروطه تاکنون «بی‌سابقه» توصیف کرد و با رد روایت‌های رسمی، خواستار تشکیل کمیته حقیقت‌یاب مستقل و ملی برای روشن شدن ابعاد این رخداد شد. او حکومت فقها و روحانیت را مسبب وضعیت کنونی دانست.

تاج‌زاده پنج‌شنبه ۹ بهمن در متنی با عنوان «ایران عزیز زخم‌خورده و عزادار است» نوشت رویکرد «حکومت بر اساس ترس» در دی‌ماه ۱۴۰۴ به عریان‌ترین شکل خود بروز کرد و به سوگ هزاران خانواده انجامید.

او نوشت عبور از اوضاع فلاکت‌باری که ولایت فقها و حکومت شکست خورده‌ روحانیت بر ملت ایران تحمیل کرده، در گرو مقاومت، هوشمندی و عمل مسئولانه آحاد شهروندان و سیاست ورزان است.

تاجزاده تاکید کرد اگر حاکمیت به مطالبات مردم تن می‌داد، از انحصارطلبی دست می‌کشید و به رای اکثریت احترام می‌گذاشت، این کشتار هم قابل پیش‌بینی و هم قابل پیشگیری بود.

براساس گزارش شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال نیروی سرکوب جمهوری اسلامی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند را به قتل رسانده‌اند.

تاج‌زاده با انتقاد از نحوه مواجهه حکومت با اعتراض‌ها، نوشت به جای شنیدن صدای شهروندان، عرصه سیاست به «میدان جنگ» تشبیه شد و اعتراض‌های مدنی شهروندان به عنوان «ادامه جنگ ۱۲روزه» معرفی و معترضان «اغتشاشگر» خوانده شدند.

27.jpgایران، نباید مصونیت از مجازات وجود داشته باشد. سرکوب غیرقابل‌تحملِ قیام مسالمت‌آمیز مردم ایران نباید بدون پاسخ بماند.

شجاعت بی‌نظیر آنان در برابر خشونتی که کورکورانه بروی آنها فرود آمده است، نباید بی‌ثمر بماند. ما به‌همراه شرکای اروپایی خود، فردا در بروکسل تحریم‌هایی را علیه مسئولان این جنایات اعمال خواهیم کرد.

ورود آنان به قلمرو اروپا ممنوع خواهد شد و دارایی‌هایشان مسدود می‌شود. فرانسه از قرار گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست اروپایی سازمان‌های تروریستی حمایت خواهد کرد.

رژیم باید الزاما زندانیان را آزاد کند، به اعدام‌ها پایان دهد، محاصره دیجیتال را لغو کند و به مأموریت حقیقت‌یاب شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد اجازه دهد درباره جنایات ارتکاب‌یافته در ایران تحقیق کند.

irgc.jpgخبرنامه گویا - اتحادیۀ اروپا امروز تصمیم گرفت که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به‌طور رسمی در فهرست سازمان‌های تروریستی خود قرار دهد. این اقدام پس از سال‌ها فشار سیاسی و حقوق بشری و واکنش به سرکوب خونین اعتراضات مردمی در ایران انجام شد.

کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیۀ اروپا، تأکید کرد که «هیچ حکومتی که هزاران نفر از مردم خود را می‌کشد، نباید بی‌پاسخ بماند.»

این تصمیم همچنین در ادامه تحریم‌های تازه اتحادیه علیه مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی است که به‌دلیل نقض بی‌سابقۀ حقوق بشر از جمله سرکوب اعتراضات و تولید پهپادها وضع شده‌اند.

پیامدهای فوری در عرصۀ حقوقی و مالی

⦿ مسدود شدن دارایی‌ها و تحریم‌های بیشتر: با درج نام سپاه در فهرست تروریستی، دارایی‌های مرتبط با این نهاد در قلمرو اتحادیۀ اروپا بلافاصله مسدود می‌شود و شرکت‌ها و افراد اروپایی از تأمین مالی، خدمات و منابع اقتصادی به آن منع خواهند شد.

این به معنای محدودیت شدید در هرگونه تعامل مالی، اقتصادی و تجاری با ایران است، به‌ویژه اینکه سپاه کنترل بخش‌های وسیعی از اقتصاد ایران را در دست دارد.

⦿ جرم‌انگاری حمایت: در بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه، همراهی، حمایت، یا حتی نشان دادن لوگوی سپاه می‌تواند جرم تلقی شود؛ این امر سبب فشار حقوقی بر فعالان یا شبکه‌های طرفدار رژیم در اروپا خواهد شد.

⦿ فشار بانک‌ها و شرکت‌ها: مؤسسات مالی، بیمه و لجستیک مجبورند فعالیت‌های مرتبط با نهادهای وابسته به سپاه را به‌دلیل خطرات قانونی و تحریم متوقف کنند که این مسئله بر اقتصاد ایران اثر منفی خواهد گذاشت.

پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک

⦿ عمیق‌تر شدن انزوای بین‌المللی رژیم ایران: این تصمیم اتحادیۀ اروپا، اتحاد این بلوک با ایالات متحده، کانادا و استرالیا را در مقابل جمهوری اسلامی تقویت می‌کند و به منزلهٔ یک پیام مشترک جهانی علیه سرکوب و خشونت حکومت است.

⦿ پیچیده شدن مذاکرات هسته‌ای: قرار گرفتن سپاه در فهرست تروریستی، تلاش‌ها برای احیای برجام یا مذاکرات دیگر را پیچیده‌تر خواهد کرد، زیرا این نهاد نقش‌آفرین اصلی در ساختار قدرت ایران و کنترل بخش‌های مهم امنیتی و نظامی کشور است.

⦿ واکنش جمهوری اسلامی: مقامات نظامی و سیاسی ایران این اقدام را «اشتباه راهبردی» و با «پیامدهای مخرب» توصیف کرده‌اند و تهدید به اقدامات تلافی‌جویانه کرده‌اند.

پیامدهای امنیتی و منطقه‌ای

⦿ برچسب تروریستی به سپاه در سطح جهانی: قرار گرفتن نام سپاه کنار گروه‌هایی مانند داعش، القاعده و حماس باعث می‌شود که حتی در عرصۀ بین‌المللی سپاه به عنوان نهاد مشروع نظامی داخلی معرفی نشود، بلکه به عنوان ابزار سرکوب و خشونت قلمداد شود.

⦿ افزایش احتمالی عملیات اطلاعاتی و فشار بر دیاسپورای ایرانی: دولت‌ها و سرویس‌های امنیتی اروپایی می‌توانند به‌طور جدی‌تر علیه فعالیت شبکه‌های طرفدار سپاه یا جمهوری اسلامی ورود کنند؛ این موضوع باعث کاهش نفوذ ایدئولوژیک و مالی رژیم در خارج خواهد شد.

⦿ ریسک واکنش‌های جمهوری اسلامی: تهدید به اقدامات تلافی‌جویانه از سوی تهران، از جمله تهدید به امنیت اروپایی‌ها در خاورمیانه، افزایش ناآرامی در منطقه انرژی و احتمال تشدید تنش‌های امنیتی، موضوعی است که تحلیل‌گران نسبت به آن هشدار داده‌اند.

پیامدهای سیاسی داخلی در ایران

⦿ سنت‌زدایی از مشروعیت رژیم: این تصمیم نه تنها سپاه را از نظر بین‌المللی منزوی می‌کند، بلکه یک پیام محکم به خود مردم ایران ارسال می‌کند: این نهاد نه حافظ امنیت ملی که نماد سرکوب، خشونت و نقض حقوق بشر است.

⦿ تقویت صدای منتقدان و معترضان: بسیاری از معترضان و مخالفان سراسر ایران که طی ماه‌های گذشته زیر گلوله سپاه و بسیج جان باخته‌اند، از این تحریم‌ها به‌عنوان پیوند جهانی به مبارزۀ آنان علیه سرکوب حکومت یاد می‌کنند؛ این امر می‌تواند به تقویت جنبش‌های اعتراضی و مطالبه عدالت کمک کند.

جمع‌بندی

تصمیم اتحادیۀ اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، صرفاً یک اقدام حقوقی و نمادین نیست؛ این یک پیام جهانی علیه ساختار خشونت‌بار و سرکوب‌گر رژیم ایران است. رژیمی که هزاران شهروند بی‌گناه را در خیابان‌ها قتل‌عام کرده، آزادی‌ها را سرکوب کرده و اکنون به‌جای پاسخگویی، این اقدام را «اشتباه راهبردی» می‌نامد.

این تصمیم همچنین تأثیر مستقیم بر اقتصاد، دیپلماسی، و مشروعیت رژیم خواهد داشت و می‌تواند گامی مهم در جهت پایان دادن به مصونیت سپاه در صحنۀ بین‌المللی باشد.

alizadeh.jpg

کیمیا علیزاده، قهرمان المپیکی، عضو تیم ملی تکواندو بلغارستان و از چهره‌های شناخته‌شده‌ی جنبش آزادی‌خواهی ایران، با انتشار استوری‌ای در اینستاگرام و در واکنش به حضور گسترده نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در مدارس، نوشت: «دبستان‌ها پادگانِ قاتلان شده‌اند.»

صدها کودک کشته شدن. نهاد چپ و چول یونیسف صداش در نیومد و هنوز از غزه می‌نویسه

story1.jpg
او در پیام دیگری نوشت: اگر فقط از ۳۶.۵۰۰ نفری که نام شان ثبت و تأیید شده، روزی يك عكس منتشر کنیم: باید ۳۶.۵۰۰ روز بی وقفه پست بگذاریم. یعنی تقریباً ۱۰۰ سال. فقط همین عدد کافی است که بفهمیم با چه حجمی از فقدان طرفیم. 💔

کیمیا علیزاده، نخستین زن مدال‌آور ایران در ادوار المپیک و عضو تیم ملی تکواندو بلغارستان، با حضور در تجمع شهروندان ایرانی در مقابل دفتر نخست‌وزیری بریتانیا، از انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد. او پیش از این در واکنش حضور میلیونی مردم ایران در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، نوشت بود: «دیدید همه آمدند. ایران آمد. دم ایران و ایرانی گرم.» علیزاده پیش‌تر در مخالفت با حجاب اجباری، ایران را ترک کرد.

3030.jpgایران اینترنشنال - روزنامه گاردین گزارش داد پیام‌رسان ایرانی «گپ» که از سوی نهادهای حقوق دیجیتال به همکاری با جمهوری اسلامی متهم است، توسط شرکتی اداره می‌شود که شاخه‌ای رسمی و ثبت‌شده در بریتانیا دارد.

مهدی انجیدنی، مدیرعامل و بنیانگذار گپ، و هادی، برادر او، در بریتانیا زندگی می‌کنند و مدیریت این شرکت به نام «تی‌اس اینفورمیشن» تکنولوژی را برعهده دارند. «تی‌اس اینفورمیشن» شاخه بریتانیایی یک مجموعه نرم‌افزاری ایرانی به نام «شرکت فناوری اطلاعات توسعه سامان» محسوب می‌شود.

این شرکت سازنده پیام‌رسان «گپ» است؛ برنامه‌ای که به عنوان جایگزین ایرانی تلگرام معرفی شده و از سوی جمهوری اسلامی به‌طور گسترده تبلیغ شده است.

russia.jpgیورونیوز - روسیه اعلام کرد در صورت تشدید شرایط امنیتی، آمادگی دارد کارکنان خود را از نیروگاه هسته‌ای بوشهر خارج کند. الکسی لیخاچف، رئیس شرکت دولتی انرژی هسته‌ای روسیه، روز پنج‌شنبه نهم بهمن گفت مسکو تحولات مربوط به این نیروگاه در جنوب ایران را به دقت زیر نظر دارد و در صورت ضرورت، سناریوی تخلیه نیروها را اجرا خواهد کرد.

خبرگزاری دولتی تاس به نقل از لیخاچف نوشت روسیه امیدوار است همه طرف‌ها به تعهدات خود درباره مصونیت و امنیت نیروگاه بوشهر پایبند بمانند، اما همزمان تاکید کرد که مسکو با همکاری وزارت خارجه و وزارت دفاع، برای هر سناریوی احتمالی از جمله تخلیه کارکنان آماده است.

پیش‌تر ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، همزمان با جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل گفته بود صدها شهروند روس در نیروگاه بوشهر مشغول به کار هستند؛ نیروگاهی که تنها نیروگاه هسته‌ای فعال ایران به شمار می‌رود و با مشارکت روسیه ساخته شده است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در جریان حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران در اول تیر ۱۴۰۴، نیروگاه بوشهر هدف قرار نگرفت. لیخاچف پیش از آن هشدار داده بود که هرگونه حمله به این سایت می‌تواند پیامدهایی فاجعه‌بار و قابل مقایسه با حادثه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ به همراه داشته باشد.

اسکناس در ایران کمیاب شد

| No Comments

eskenas.jpgایران اینترنشنال - در پی افزایش احتمال اقدام نظامی آمریکا، شیب صعودی نرخ ارزهای خارجی، تشدید تورم و وخامت بحران اقتصادی، گزارش‌ها از کمیاب شدن اسکناس در ایران حکایت دارند.

پایگاه خبری دیده‌بان ایران پنج‌شنبه ۹ بهمن گزارش داد تقاضا برای دریافت وجه نقد در کشور «افزایش محسوسی» یافته و از این رو، بانک‌ها برای هر مراجعه‌کننده «به شکل غیررسمی» سقف ۳ تا ۵ میلیون تومان در نظر گرفته‌اند.

این رسانه افزایش تقاضا برای اسکناس در «شرایط نااطمینانی» را «امری طبیعی» دانست و نوشت: «در شرایط تورمی، ارزش پول کاهش می‌یابد و در نتیجه افراد برای انجام امور روزمره به ارقام بالاتری از اسکناس نیاز دارند.»

آخرین آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد میزان اسکناس و مسکوکات در دست مردم در ۸ ماه ابتدایی سال جاری جهشی قابل توجه داشت و بیش از ۲۳ درصد افزایش یافت.

این در حالی است که در دوره مشابه سال قبل، این شاخص تقریبا بدون تغییر بود و رشد آن حتی به یک درصد هم نمی‌رسید.

در روزهای اخیر، کشتار بی‌سابقه مردم به دست عوامل جمهوری اسلامی، در کنار احتمال مداخله نظامی آمریکا و تداوم بحران اقتصادی، زندگی روزانه در ایران را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده است.

نرخ ارزهای خارجی نیز با شتابی قابل توجه به مسیر صعودی خود ادامه می‌دهد و این روند، به ابهام و نگرانی درباره وضعیت اقتصاد ایران دامن زده است.

بر همین اساس، به نظر می‌رسد شهروندان نگهداری اسکناس را به سپرده‌گذاری در بانک ترجیح داده‌اند و می‌کوشند دست‌کم بخشی از دارایی‌های خود را به‌صورت نقد در اختیار داشته باشند.

sewp.jpgپایان سریع جنگ در گرو حمایت مردم و نظامیان و فروپاشی رژیم اسلامی

کانال جامعه مدنی ایران

عکس العمل مردم ایران در دوران حمله اصلا قابل پیش بینی نیست البته تا حدودی می توان حدس زد که آخر این بازی چه می شود ولی مع الوصف ابهاماتی هم وجود دارد همه چیز بستگی به این دارد که حکومت چقدر بخواهد مقاومت بکند و نیرو های نظامی اش تا چه میزان در کنار حکام باقی بمانند و نقش سپاه و بسیج برای حاکمیت قطعا تعیین کننده آست.

اگر شدت حمله امریکا بیش از تحمل نیروی نظامی جمهوری اسلامی باشد و همه فرماندهان و زیرساخت هایشان را در هم بکوبد این امکان وجود دارد که روحیه نظامیان خیلی زود تحلیل رفته و مقاومت درهم بشکند و کپی برابر اصل نیروی نظامی صدام بشوند که راه را باز کردن تا حکومت سقوط کند و صدام جنایتکار و پسران فاسدش متواری شدن و در جمهوری اسلامی هم با چنین وضعیتی روبرو هستیم.

البته سپاه و بسیج بعد از سرکوب خونین مردم و جنایات فراوانی که ۱۸ و ۱۹ دی مرتکب شدن روی حمایت مردم نمی توانند حساب باز کنند و باید روی پای خودشان بایستند اینجا دیگر پای مردم بی دفاع و بی سلاح وسط نیست که بتواند از زمین و هوا آنها را در خاموشی شب و قطع اینترنت بکشد در اینجا پای ارتش ایالت متحده و قدرت نظامی بی حد و حصرش درمیان است و این نیروها باید وفادار خود را نشان دهند و ثابت کنند واقعا چقدر مرد جنگ و مقاومت هستند.

راجع به ارتش صحبت نمی کنیم قطعا حکومت در این میان پای ارتش را وسط نمی کشد چونکه اعتمادی به ارتش ندارد و ارتش را در حاشیه نگه می دارد و تمام فشار را به سپاه پاسداران و نیرو های وابسته به این نیرو می آورد و در این بین معادله مردم تعیین کننده است.

به هر حال همه چیز بستگی به رفتار نظامیان دارد که تا چه میزان مقاومت بکنند اگر در یک اتفاق نظر خارق العاده با مردم هم همسو شوند جنگ خیلی زود پایان می گیرد و کشور با آسیب جزیی از این مرحله عبور می کند.

Hanif_Heidarnejad.jpg۱. زمینه و هدف تظاهرات

حنیف حیدرنژاد- در پی فراخوان رضا پهلوی از ایرانیان خارج از کشور برای برگزاری تظاهرات در حمایت از مردم داخل ایران و در محکومیت سرکوب و کشتار گسترده معترضان، ده‌ها و شاید صدها هزار ایرانی در روزهای ۲۴ و ۲۵ ژانویه ۲۰۲۶ در شهرهای مختلف اروپا، آمریکای شمالی، شرق آسیا، ژاپن و استرالیا دست به تجمعات گسترده زدند.

در همین فاصله، سازمان مجاهدین خلق تظاهراتی را برای ۱۸ بهمن / ۷ فوریه ۲۰۲۶ در برلین اعلام کرده است. این تجمع نه در پیوند با حمایت از مردم داخل ایران، بلکه به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد انقلاب اسلامی برگزار می‌شود؛ انقلابی که پیامدهای آن، به نابودی ایران و ایرانیان انجامید.

بررسی زمان‌بندی و نحوه سازماندهی این فراخوان نشان می‌دهد که هدف اصلی آن، بیش از هر چیز، رقابت سیاسی و صف‌آرایی در برابر رضا پهلوی و تقویت «جبهه ضد پهلوی» می باشد. انتظار می‌رود سازمان مجاهدین برای تقویت این صف‌بندی، از گروه‌های مختلف موسوم به «پنجاه‌وهفتی» ـ به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم ـ دعوت کند تا با نمادها و پرچم‌های خود در این تجمع حضور یابند. مجاهدین می خواهند از این طریق نشان دهند که محور اصلی جبهه ضد رضا پهلوی هستند.

۲. ترکیب جمعیت و مسئله مشروعیت اجتماعی

سازمان مجاهدین سال‌هاست که در میان بخش بزرگی از ایرانیان خارج از کشور با انزوای گسترده روبه‌رو است. با این حال، این سازمان می‌کوشد با استفاده از روش‌هایی خاص، تجمعات خود را پرشمار و نماینده «ایرانیان» جلوه دهد.

بر اساس مشاهدات میدانی و گزارش‌های متعدد، در تظاهرات مجاهدین معمولاً:

  • ردیف‌های ابتدایی به اعضا و نیروهای سازمان اختصاص دارد؛
  • در بخش‌های بعدی، افراد غیرایرانی قرار داده می‌شوند تا حجم جمعیت افزایش یابد.

۳. نیروهای غیرایرانی؛ چگونه و از کجا؟

الف) کمپ‌های پناهندگی

در کشورهای مختلف، نیروهای مرتبط با سازمان مجاهدین با مراجعه به کمپ‌های پناهندگی، با وعده سفر رایگان (از جمله به برلین)، پرداخت هزینه رفت‌وآمد و اقامت در هتل، شماری از پناهجویان را به شرکت در تظاهرات ترغیب می‌کنند.

بر اساس شهادت برخی پناهجویان، معمولاً به آنان گفته می‌شود:
«سخنرانان شناخته‌شده‌ای از سراسر اروپا در این تظاهرات حضور دارند که در پارلمان‌های ملی یا پارلمان اروپا نفوذ دارند. هرچه جمعیت بیشتر باشد، امکان تأثیرگذاری بر سیاست‌های پناهندگی هم بیشتر می‌شود. اگر می‌خواهید زودتر از کمپ خارج شوید، شرایط بهتری داشته باشید یا اخراج نشوید، در این تجمع شرکت کنید.»

پیش از سقوط بشار اسد نیز، گزارش‌هایی از جذب پناهجویان سوری با استدلال «مخالفت مشترک با جمهوری اسلامی» منتشر شده بود.

تأمین کامل هزینه‌های سفر و جذابیت خروج موقت از فضای سخت کمپ‌های پناهندگی، برای بسیاری از پناهجویان فرصتی برای نفس کشیدن و بیرون آمدن - هر چند موقت - از شرایط سخت کمپ پناهندگی است.

ب) اوکراینی‌ها

به دلیل ارسال پهپادهای شاهد از سوی جمهوری اسلامی به روسیه، شهروندان اوکراینی، جمهوری اسلامی را دشمن خود می‌دانند. مجاهدین با تکیه بر همین موضوع، آنان را به حضور در تظاهرات دعوت می‌کنند و عنوان می‌کنند که این جمعیت می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای فشار بیشتر بر دولت‌های اروپایی و افزایش کمک‌ها به اوکراین استفاده شود؛ حتی اوکراینی ها تشویق می شوند با پرچم اوکراین در تجمع حاضر شوند. اینگونه، مجاهدین می خواهند ادعا کنند حتی در بین غیرایرانی ها «آلترناتیو» محسوب می شوند.

ج) افراد واسط

در بسیاری از موارد، سازمان مجاهدین از «افراد واسطِ» شناخته‌شده در میان ملیت‌های مختلف استفاده می‌کند. این افراد، در ازای دریافت پول، مأمور جذب شرکت‌کننده هستند و پیام‌های سازمان را به شرکت کنندگان منتقل می‌کنند. هرچه تعداد افراد جذب‌شده بیشتر باشد، دریافتی آن‌ها نیز افزایش می‌یابد. برخی شرکت‌کنندگان نیز مستقیماً از همین واسطه‌ها پول دریافت می‌کنند تا صرفاً در تظاهرات حضور داشته باشند.

kangarloo.jpgدر پی کشتار بیسابقه دیماه ۱۴۰۴ و در حالی که جمهوری اسلامی با بحران بی‌سابقه مشروعیت داخلی تهدید خارجی٫ و انزوای بین‌المللی روبرو است، اپوزیسیون ایران در یک نقطه عطف بحرانی قرار گرفته است. بحث بر سر رهبری دیگر صرفاً یک ترجیح ایدئولوژیک نیست؛ بلکه به یک موضوع "فیزیک سیاست" تبدیل شده است. در خلاء فعلی ایجاد شده توسط فروپاشی نهادهای دولتی و فرسایش اعتماد عمومی، شاهزاده رضا پهلوی به عنوان تنها چهره‌ای که دارای "مشروعیت" نمادین و عاملیت لازم برای پیمایش یک گذار است، ظهور کرده است.

برای درک اینکه چرا شاهزاده برای آینده ایران محوری است، باید به واقعیت سیاسی منحصر به فرد در صحنه و "لحظه بحرانی" که ایران اکنون وارد آن شده است، نگاه کنیم.

فروپاشی جایگزین‌ها

در یک دموکراسی کارآمد، مشروعیت از طریق احزاب، اتحادیه‌ها و نهادهای نمایندگی جریان می‌یابد. در یک دولت تمامیت‌خواه مانند جمهوری اسلامی، این سازوکارها نه تنها سرکوب شده‌اند، بلکه در نظر مردم کاملاً فروپاشیده‌اند. وقتی سازوکارهای رسمی شکست می‌خورند، تمرکز سیاسی به طور طبیعی به سمت چهره‌هایی سوق می‌یابد که مظهر تداوم تاریخی و هویت ملی هستند.

موقعیت شاهزاده رضا پهلوی صرفاً محصول تبار او نیست، بلکه نتیجه «فروپاشی سایر منابع مشروعیت ممکن» است. در حالی که جناح‌های سیاسی مختلفی وجود دارند، هیچ‌کدام جذابیت نمونه ی بارز یا وزن نمادین لازم برای متحد کردن یک ملت تکه‌تکه شده را ندارند. در چشم‌انداز فعلی، عاملیت او یک واقعیت سیاسی عینی است - واقعیتی که هر استراتژیست جدی برای تغییر رژیم باید آن را بپذیرد و هر ایرانی میهن پرستی باید آنرا در کنشگری سیاسی در نظر بگیرد.

مشروعیت نمادین به عنوان یک دارایی استراتژیک

نقش شاهزاده اغلب توسط مخالفان و سرسخت‌ترین حامیانش به اشتباه درک می‌شود. قدرت او هنوز اجرایی نیست؛ نمادین است. در جامعه‌شناسی انقلاب، مشروعیت نمادین «چسبی» است که ائتلافی ناهمگون را در «لحظه بحرانی» آشفته به هم پیوند می‌دهد.

نادیده گرفتن این واقعیت فقط یک اشتباه نیست؛ بلکه انکار تعادل واقعی قدرت است. هر طرح انتقالی که بخواهد شاهزاده را دور بزند، خطر بی‌اهمیت شدن را به همراه دارد، زیرا فاقد «منبع معنایی» خواهد بود که مردم ایران در حال حاضر با آن احساس نزدیکی می‌کنند. شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نقطه کانونی برای جمعیتی عمل می‌کند که دهه‌هاست به طور سیستماتیک توسط رژیم اتمیزه شده است.

28.jpg

پیام مهم محمد نوریزاد از زندان اوین

توانا - انتشار پیام محمد نوری‌زاد از بند ۷ زندان اوین؛ «ما سوختگان به جایی رسیده‌ایم که ترس از ما می‌ترسد»

محمد نوری‌زاد، نویسنده، فیلم‌ساز و زندانی سیاسی، در پیامی که از بند ۷ زندان اوین و به تاریخ هشتم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ منتشر شده، با لحنی صریح و اعتراضی، به سیاست سرکوب، اعدام و کشتار در جمهوری اسلامی واکنش نشان داده و تأکید کرده است که تهدید به مرگ و خشونت دیگر نمی‌تواند مردم را بترساند.

او در این پیام می‌نویسد:

«صدای مرا از میان خاک و خون و خاکستر می‌شنوی. ما را از اعدام نترسانید. از کشتن نترسانید. از سوزاندن نترسانید. ما را سال‌هاست که کشته‌اید، سوزانده‌اید... ما سال‌هاست که با مرگ، با خون، با آتش خو گرفته‌ایم.»



نوری‌زاد با اشاره به تداوم سرکوب و خشونت حکومتی می‌افزاید:

«شما برای غارت هرچه بیشتر ما، چاره‌ای جز کشتن و سوزاندن ما نداشته و ندارید. و ما برای فروپاشی شما چاره‌ای جز تن سپردن به مرگ و آتش نداریم.»

او در بخش دیگری از این پیام، با استفاده از استعاره «خاکستر و جوانه»، آینده را متعلق به نسلی می‌داند که از دل سرکوب و خشونت برخواهد خاست:

«اما همزمان به خاکستر ما نیک بگردید. که از میان خاکستر ما جوانه‌هایی سر بر می‌آورند... به دست همانان زودا زودا به گور خودکنده خود سرنگون می‌شوید.»

این زندانی سیاسی تأکید کرده است که سخنانش نه تهدید است و نه شعار، بلکه توصیف یک سرنوشت تاریخی می‌داند:

«این شعار نیست، تهدید نیست. سرنوشت محتوم و شایسته شمایان است... ما ایرانیان زنده‌تر از آنی که با هزار هزار بار مردن از پا درآییم.»

پیام محمد نوری‌زاد در شرایطی منتشر شده که موج گسترده‌ای از سرکوب، بازداشت، اعدام و کشتار معترضان در کشور گزارش می‌شود. این متن، بازتاب‌دهنده وضعیت روانی و اجتماعی نسلی توصیف شده که به گفته او، «ترس از آن‌ها می‌ترسد» و تهدید به مرگ دیگر ابزار کارآمدی برای خاموش کردن اعتراض نیست.

noghrekar.jpgنمایش مصاحبه های اجباریِ خانواده های قربانیان و جان های شیفته ای که بیرحمانه به قتل رسیده اند، زجرکُش کردن خانواده های عزیز از دست داده است. قاتلان، خانوادۀ قربانیان را مجبور می کنند که بگویند عزیزان آنان را معترضان کشته اند، و یا به قتل رسیده ها "بسیجی" بوده اند.

اعتراف گیری های نمایشی و رسانه ای از آزادیخواهانِ اسیر شده و روایت سازی های شرم آور و دروغین نیز پهن کردنِ بساطی شبیه دوران تفتیش عقاید (باورکاوی- انکیزیسیون) اما با وقاحتی بی مانند و در آمیخته با شیوه های اعتراف گیری" گیلانی- لاجوردی" و شیعی - اثنی عشری است.

552265.jpg

شکنجه گران و قاتلان، اسیران و زندانیان را تهدید و مجبور می کنند تا آنچه آنان دیکته می کنند در برابر دوربین بگویند، بیدادگاه های نمایشی ای که بیشترین قربانیان خود را با برچسب های "بغی، مرتد، محارب و مهدورالدم " به مسلخ آخوندیسم و دیانت شریعت زده می برند.

حکومت اسلامی از مصاحبه های اجباری و اعتراف گیری ها در بیدادگاه‌های نمایشی، هدف هایی را دنبال می‌کند:

1- دامن زدن به جنگ روانی علیه مخالفان سیاسی و عقیدتی

2- مظلوم نمایی در برابر افکار عمومی داخلی و خارجی.

3- تبلیع قدر قدرتی قدرت سیاسی و کسب نوعی مشروعیت

4- نمایش قدرت در به شکست کشاندن هر گونه ابراز نارضایتی و مخالفت

5- فرافکنی اقدام‌ها‌ی غیر قانونی و فاجعه بار به مخالفان و معترضان

و معترضان 6- تحقیر مخالفان

7- ایجاد وحشت و ترس درمیان مخالفان و جامعه

8- تلقین حس امنیت فردی و اجتماعی به مردم به ویژه به حکومتی ها وهواداران حکومت.

حکومت اسلامی با به راه انداختنِِ بساط کهنه و نخ نمای مصاحبه های اجباری و اعتراف گیری می خواهد قدرت نمایی ضد انسانی و وحشیگری اش را با توسل به این شیوه ها تکمیل و به نمایش بگذارد.

می خواهد در میان مخالفان و مردم نومیدی و سرخوردگی، ترس، اضطراب، نگرانی، سوء طن و بی تفاوتی نسبت رخدادهای سیاسی و اجتماعی ایجاد کند.

می خواهد ....

اما کور خوانده است.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgمقدمه

هنوز ابعاد جنبش مهسا همه‌جانبه بررسی نگردیده است. جنبشی با شعار «زن، زندگی، آزادی». بدنه اصلی جنبش ده‌ها هزار جوانی بودند که روزهای متمادی در خیابان‌ها با رژیم جنگیدند، کشته دادند و سرکوب شدند.

فروکش ظاهری، تداوم اجتماعی

جنبش در ظاهر فروکش کرد؛ نه به‌دلیل جواب گرفتن برخی خواسته‌ها، بلکه به‌خاطر سرکوب شدید. جنبش فروکش کرد، اما نفس گرم آن در جامعه حضوری نامرئی داشت؛ نفسی که هنوز رژیم قادر به سرد کردن آن نبود.

تداوم این جنبش با ساختارشکنی لشگری از زنان، عمدتاً تحصیل‌کرده و مدرن، که خواهان زندگی در یک استیل غربی بودند، به‌صورت برداشتن حجاب اجباری همراه با مقاومت شدید، خود را در جامعه نشان می‌داد.

حاکمیت در این مرحله قادر نشد سیلاب‌های بزرگ و کوچکی را که زنان مبارز ایران در کوچه و خیابان راه انداخته بودند مهار کند؛ به‌گونه‌ای که مجبور شد مسئله را زیر سیبلی رد کند.

نفوذ فرهنگی و بازگشت جنبش به خانه

حجاب اختیاری در بخش بزرگی از جامعه عادی گردید، اما این کافی نبود. زنانی که این مبارزه را پیش می‌بردند همان کسانی بودند که در درون خانواده نیز فرهنگی را رواج می‌دادند که هم‌خوان با نگاه مدرنشان به زندگی بود. بررسی این دوره از نفوذ فرهنگ غربی به درون خانواده‌های ایرانی، از طریق زنان، عمدتاً مادران همه‌کاره و مرکز ثقل در خانه، مقوله‌ای بسیار جالب است.

اکثر خانواده‌ها، حتی با بضاعت کم، الگویی از زندگی غربی را در خانه پیاده می‌کردند. تلویزیون منوتو، ایران اینترنشنال و دیگر رسانه‌ها که از غرب پخش می‌شدند و می‌شوند، شکل‌دهنده نگاه بخش بزرگی از جامعه به زندگی غربی است؛ از «مدل پوشش» تا «ذائقه غذایی و چیدمان خانه، رقص و موزیک تا شیوه گفتار».

در تمامی این پروسه، زنان در سیمای گرداننده فکری و سازمان‌دهندگان اصلی در چهار دیواری خانه نقش فعال داشتند و دارند. اگرچه در جنبش مهسا طیف شرکت‌کنندگان اکثریت قریب به اتفاق جوانان بودند، اما وقتی به خانه برگشتند با استقبال مادران و همراهی و همدردی آن‌ها مواجه شدند که نه‌تنها سرزنششان نمی‌کردند، بلکه حقشان می‌دانستند.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» به خانه برگشت؛ سرکوب‌شده توسط حکومتی که در چارچوب تفکرش حل هر مسئله سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تنها از طریق سرکوب و نسق‌کشی همراه است.

شکست دادن هر اعتراضی را صرفاً با تکیه بر سلاح حل می‌کند، بدون آن‌که خود را موظف به حل علل برآمد این اعتراض‌ها بداند.

در فاصله بین جنبش مهسا و جنبش دی‌ماه نه‌تنها از مشکلات مردم کم نشد، بلکه فشارهای اقتصادی بر خانواده‌ها افزوده گردید و جوانان بیشتر و بیشتر با موج بیکاری، بی‌آیندگی و دیدن فساد ریشه‌دوانده در کشور مواجه شدند.

حالت انفجاری اقتصاد رانتی، افسارگسیختگی تورم، ورشکستگی بانک‌ها، هراس از سقوط کامل اقتصاد، که با بی‌برنامگی و مصلوب‌الاختیار بودن مجلس، دولت و قوه قضائیه در برابر رهبر همراه بود، به‌علاوه آشکار شدن تبلیغات پرهیاهوی غیرواقعی قدرت نظامی که با شکار و کشتن فرماندهان جمهوری اسلامی توأم بود، پشم و پیله حکومت را فروریخت.

play.jpg

آنچه پیشِ‌رو دارید یک نمایشنامهٔ هجو سیاسی است؛ روایتی خیالی اما به‌شدت آشنا از یک روز در بیت رهبری. این متن با شکستن حریم تقدس، و با اتکا به طنز سیاه و اغراق آگاهانه، منطق درونی قدرت در جمهوری اسلامی را به تصویر می‌کشد.

این نمایشنامه به قلم عزت مصلی‌نژاد نوشته شده و از سوی نویسنده برای انتشار در اختیار خبرنامه گویا قرار گرفته است. اثر حاضر نه گزارش خبری است و نه بازسازی واقعیت عینی، بلکه تلاشی ادبی برای عریان‌کردن ترسِ مزمنی است که در قلب ساختار قدرت لانه کرده است.

افراد نمایش:

سید علی خامنه‌ای
منصوره خجسته باقرزاده (همسر خامنه ای)
اصغر حجازی (معاون امنیتی بیت رهبری)
مجتبی (پسر خامنه‌ای)
عبدالرحیم موسوی (رئیس ستاد کل ارتش)
پزشکیان (رئیس‌جمهور)
غلامحسین محسنی‌اژه‌ای (رئیس قوه قضاییه)
فاطی (دختر جوان با حجاب کامل)
زینب (دختر دوم با حجاب کامل)
قالیباف (رئیس مجلس)
محمد پاکپور (فرمانده سپاه پاسداران)

صحنه اول: بیت رهبری - اندرونی

(حجازی در می‌زند منصوره در را باز می‌کند)

حجازی: سلام حاج خانم! با اجازهٔ شما آمده‌ام درِ اتاق خواب آقا را باز کنم.

(صدای اذان سکوت را بر هم می‌زند)

منصوره: حاج اقا حجازی، بیا و محض خدا صدای این خروس بی محل رو ببر. آقا دیشب اصلاً خواب درستی نداشت. از پشت در صدای فریادهایش را می‌شنیدم. به زمین و زمان بد و بیراه می گفت.

(حجازی از سه رمز مختلف استفاده می‌کند و سرانجام با تلاش بسیار در باز می‌شود. خامنه‌ای خوابیده و با صدایی بلند و آزاردهنده خروپف می‌کند)

حجازی: می بخشی حاج خانم. طبق تصمیم شورای عالی امنیت ملی باید شب ها اتاق خواب آقا را قفل کنیم و ایشان را تحت مراقبت بیست و چهار ساعته قرار بدهیم. حالا شما را با همسر بزرگوارتان تنها می‌گذارم.

(منصوره کنار تخت همسرش می‌نشیند. به خروپف او گوش می‌دهد و از ترس سر و شانه‌های خود را تکان می‌دهد. حرف زدن خامنه‌ای در خواب از زمزمه و تک‌واژه تا جمله‌های کامل تغییر می‌کند. او گاه داد می کشد، می‌خندد، گریه می‌کند، بگو مگو می‌کند، پارس می‌کند، زوزه می‌کشد و کلماتی نامفهوم بر زبان می‌آورد. حرف زدن او در خواب با غلت زدن، پریدن و تغییر وضعیت خواب همراه است.)

خامنه‌ای (در خواب): آهای پاسدار! هی بسیجی! منو نکش! رحم! مروّت! هی هو! سالم مالک! جهنم، مار غاشیه؛ وای که این ضعیفه داره منو خفه می کنه؛ ها مدد! لولو؟ حاجی؟ مقیمِ مقطعِ قنبری! شیطون، اسرائیل، نکیر، منکر، آمریکا، مارمولک....

(نور صحنه برای چند لحظه کم می‌شود. وقتی نور باز می‌گردد منصوره به‌آرامی سید علی را مشت و مال می‌دهد)

منصوره: حضرت آقا، قربون قد و بالای بلندت بشم. پاشو، چاشت کنیم.

خامنه‌ای: به ارواح پدر مرحومت آقا محمد اسماعیل بذار بخوابم که دیشب برام از شب اول قبر بدتر بود.

(منصوره با زحمت خامنه‌ای را بیدار می‌کند؛ دست‌های او را می‌گیرد و با لباس خواب به طرف میز صبحانه می‌برد. هر دو پشت میز می‌نشینند. فضا سنگین و متشنج است.)

خامنه‌ای: احوالات مبارکه چطوره؟ خبر مبر چه داری؟
منصوره: خبرها پیش خودته. من بدبختِ لچک به سر عملاً توی اندرونی زندانی‌ام - درست مثل دخترام بشرى و هدی

خامنه‌ای: من هم اینجا زندانی‌ام؛ مدام از جایی به جای دیگه منتقلم می کنن؛ همیشه مث بید می لرزم؛ از سایهٔ خودم می‌ترسم. راستش بگو تو چطور؟ از وضعیتت ناراحتی؟ ( با خنده) دلت می خواس مث زنهای فرنگی برای خودت قر بدی و شلنگ و تخته بندازی؟

منصوره: نه برعکس! به شرف فاطمه ی زهرا که من کاملاً از وضع خودم راضی‌ام. من به عنوان غزیز دردونه ی یک بازاری متدیّن ماندن در خانه و مراقبت از بچه‌ها را انتخاب کردم. این فرمان خداست و بنی آدم سگ کی باشه که اونه تغییر بده. یادت می آد؟ شانزده ساله بودم که مرحوم آیت‌الله میلانی، غفرالله، خطبه ی نکاح ما را خواند و ما رو به هم حلال فرمود. از آن زمان تا به امروز من پشت پرده زندگی کرده‌ام و تا آخر عمر هم از همین جا تکون نمی خورم. من کمینه برات شش تا بچه بزرگ کرده‌ام و به این کارم افتخار می‌کنم. الحمدلله هر چهار پسرمان در کسوت روحانیت هستند و دخترها زن مردان معمم شده اند. اگر همهٔ زنها به سنت اسلامی ما احترام بذارن و دنبال فرهنگ منحط غربی نرن، دنیا گلستون میشه.

خامنه‌ای: خدا روح مادرم خدیجه میردامادی را قرین رحمت بکنه. او بود که تو را برای من پسند کرد. زن، رحمت به شیر حلالی که خوردی! اگه زن خونه رو با همکاری و اطاعت از شوهر اداره کنه، خانواده به آرامش و ثبات می‌رسه.

(منصوره به آشپزخانه می‌رود؛ قوری و استکان‌ها را می‌آورد)

منصوره: من بابت حرف‌های ناجور خواهر زاده هات، فریده و محمود مرادخانی، علیه تو کلافه هستم. همکاری‌شان با سلطنت‌طلب‌ها و اسرائیلی‌ها منزجرکننده اس.

خامنه‌ای: همه ی این آتش ها از قبر شیخ علی تهرانی ولدالزنا درمی‌آد. همین سگ پدر بود که خواهرم بدری و بچه‌هایش را تحریک کرد. ولی ما نباید خودمونه درگیر این رسوایی بکنیم که مث تف سر بالاست. ولش کن! هرچه بهم بزنی گندش بیشتر بالا می آد.

(منصوره برای چند لحظه در اتاق قدم می‌زند. سپس روبه‌روی خامنه‌ای می‌ایستد و صاف در چشمان او نگاه می کند)

منصوره: محبوبیت فریده به خاطر حمایتش از سلطنت‌طلب‌هاست. تو آدم باهوشی هستی؛ باید دست‌شون را بخوانی
و بدلش بزنی.

خامنه‌ای: عچب ضعیفه ی کلکی هستی که مث اینکه صد سال قاب بازی کرده ای. ولی خیالت تخت باشه. من به پاسدارها فرمان داده‌ام که صداشونه خفه کنن. بفرما که غیر از این دیگه چه کاری از دستم برمی‌آد؟

منصوره: باید یک فکر اساسی کرد.

خامنه‌ای: منظور؟

منصوره: اگه حرف من چادر به سر را بشنوی همین الان محاس مبارک را سه تیغه کن، بعد عمامه‌ را از سر بردار و عبا و ردای آخوندی را بریز دور که دوره شون گذشته. من خودم یک تاج طلایی روی سرت می‌ زارم. تو میشی شاهنشاه یک مملکت در اندشت و من میشم ملکه، مجتبی هم ولیعهد. این اقدام انقلابی مخالفینت را آروم می کنه و محبوبیت از دست رفته‌ات را مث آب خوردن بر می گردونه.

خامنه‌ای: حقّا که زنی و راه‌حل هات زنونه! اگه خدای نخواسته به حرف تو گوش بدم جمهوری اسلامی معنا و مفهومش از دست میده و پاسدارها و بسیجی‌ها علیه من شورش می‌کنن.

منصوره: برعکس! تو براشون آن‌چنان جاذبیتی ساخته‌ای که هر تصمیمی بگیری چشم بسته اطاعت می‌کنن. تازه می تونی بگی از امام زمان به تو وحی شده. باور بفرما که تا وقتی که به منافع‌شان دست نزنی، غلام حلقه به گوشت می مونن.
خامنه‌ای: ای ضعیفه ی نفهم، پیشنهاد ابلهانه ی تو به درد عمه ات می خوره و اگه بذاری در کوزه آبش بخوری به صرفه ات هست. زن حسابی من خلیفه ی الهی‌ام و ولی مطلقه ی فقیه، تو میگی بیام و خودمه در حد یک شاه بی بو و خاصیت پائین بیارم؟ ول کن! بیا از چیزای دیگه حرف بزنیم.

منصوره: باشه! خدمت با سعادت شما عرض کنم که تو هشتاد و شش سال داری و من نزدیک هشتاد. پای هردوتامون لب گوره.
خامنه‌ای: خب که چی؟

منصوره: مرگ تو خطرناک‌ترین دشمن این نظام مقدسه. ازت خواهش می‌کنم پیش از آن‌که دیر بشه نظام قدرت اسلامی را مستحکم کنی.

خامنه‌ای: من دقیقاً دارم همین کار را می‌کنم.

منصوره: بیا و اشتباه امام خمینی را تکرار نکن؛ اگه او در زمان حیاتش پسرش را جانشین خودش کرده بود، احمد بیچاره جانش را از دست نمی‌داد (گریه امان نمی دهد و منصوره هق هق می گرید. او پس از آرامش ادامه می دهد)
منصوره: بر تو فرض است که شجاعت به خرج دهی و پسرمان مجتبی را به عنوان جانشین خودت به دنیا و مافیها معرفی کنی.

(خامنه‌ای آرام از جا بلند می‌شود. هردو دست منصوره را در دست می گیرد و با لحنی مهربانانه به او اطمینان می دهد)

خامنه‌ای: مجتبی از حمایت کامل سپاه پاسدران و نیروهای بسیجی‌برخوردار است. همه چیز از قبل تدارک دیده شده. او تا روز موعود سایهٔ من خواهد بود - نامرئی اما قدرتمند، تأثیر گذار اما پشت پرده.

منصوره: حالا وقتشه که آقای حجازی بیاد و ترا با خودش به بخش بیرونی بیت ببره. بگذار لباست را بپوشانم.

(منصوره عمامه، عبا و کفش‌های خامنه‌ای را می‌آورد و با شوخی و متلک تک تک لباس ها را به تنش می کند. پس از پوشانیدن لباس منصوره با تردید به او نگاه می‌کند)

منصوره: زود بگو فاطی و زینب چکاره ی تو هستن؟

خامنه‌ای: همان‌طور که مسبوق هستید فاطمه سلام‌الله‌علیها دختر پیامبر عظیم‌الشأن ماست و زینب کبری دختر اوست.

منصوره (با لبخندی تلخ): بیخود خودت را به کوچه ی علی چپ نزن! شایع است که اونا زنهای صیغه ای تو هستن....
خامنه‌ای (هاج و واج حرف منصوره را قطع می کند و با لحنی تضرع آمیز می گوید): تو بهتر از هر کس می‌ دونی که سال هاست کاری ازمن ساخته نیس....
منصوره (حرفش را قطع می‌کند): مهم نیس! من نمی‌خوام غیر از خودم احدی به تن و بدنت دست بزنه، مخصوصاً اسافل اعضاء.
خامنه‌ای (با تته پته): من هنوز یک طلبهٔ حوزوی ام. صد در صد بهت اطمینان می‌دم....

(صدای در شنیده می‌شود. حجازی وارد می‌شود)

حجازی (با لهجه ی غلیظ آخوندی)َ: السلام علیکم! صبحکم الله بالخیر!
(منصوره لقمه‌ای برمی‌دارد و آن را به طرف دهان خامنه‌ای می‌ برد)

منصوره: بخور! تخم کفتره؛ صدات را حسابی صاف می‌کنه.

حجازی: خواهش می‌کنم حاج خانم اصرار نفرمائید. ممکنه برای سلامت آقا مضر باشه.

منصوره: من با تخم کفتر اونه به این سن رسانده ام.

(منصوره می‌خندد. از خنده ی او خامنه‌ای و حجازی نیز می‌خندند. خامنه‌ای لقمه را می‌خورد. حجازی او را با خود می‌برد.)

پایان صحنه

صحنه دوم: بخش بیرونی بیت رهبری - دیدار با سردمداران رژیم


(فضا بیت رهبری را نشان می‌دهد. سالن ساده‌ای با قالی، قفسه‌های کتاب و دیوارهای گچی. خامنه‌ای کمی بالاتر از دیگران روی صندلی ساده‌ای نشسته و حجازی کنار او ایستاده است)

حجازی: به عرض مبارک می‌رسانم که امروز آدم های زیادی در فهرست دیدار هستند.

خامنه‌ای: حیف نون که به بعضی از مقامات شامخ برسه. خواست باشه فقط افراد رده بالاشون را یکی یکی بیار تو.

(حجازی خارج می‌شود و با مجتبی بازمی‌گردد. مجتبی با دسته‌ای پرونده در دست وارد می‌شود؛ پرونده‌ها را جلوی پدر می‌گذارد)

مجتبی: این فهرست انتصابات جدید است، لطفاً تأیید بفرمایید. (مکث) این فهرست کسانی است که باید برکنار شوند. این فهرست مربوط به متهمان اختلاس است که باید مشمول عفو رهبری شوند. (مکث) این فهرست هم پس از تأیید حضرتعالی برای صدور حکم اعدام به قوه قضاییه ارسال می‌شود.

(خامنه‌ای یکی پس از دیگری برگه‌ها را امضا می‌کند)

خامنه‌ای: مرحبا! احسنت! فرزند خلف من! دست های بریده ی حضرت عباس بی دست نگهدار دست‌های پر توانت باشد. تو مناسب‌ترین جانشین منی. هوشیار باش و پشت پرده آماده بمان! خداوند تبارک و تعالی تا امروز ما را حفظ کرده، در آینده هم حفظ خواهد فرمود. ما تحت حمایت امام زمان هستیم و روح پر فتوح امام راحل با ماست.

(مجتبی تعظیم می‌کند و با شتاب خارج می‌شود)

خامنه ای (از حجازی می خواهد که کنار او بنشیند. سپس در گوش او نجوا می کند): مواظب مجتبی باش و تمام حرکاتش رو زیر نظر بگیر و مرتباً منو در جریان قرار بده. مبادا که به سرش بزنه، در زمان حیات من چایم را بگیرد که این مهلک ترین ضربه برای امت اسلامی است. مجتبی جانشین برحق منه ولی بعد از اینکه از این دنیای دون رحلت کردم)

(حجازی تعظیم می کند و دست روی چشم هایش می گذارد)
حجازی: حضرت اقا، آقای عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد ارتش، اجازهٔ ورود می‌خواهد

خامنه‌ای: باز این مردک مخبّط بی کفایت چه دسته گلی به آب داده؟ (مکث) بیارش اینجا ببینیم!
(موسوی وارد می‌شود، تعظیم می‌کند و دست خامنه‌ای را می‌بوسد)

موسوی: حضرت اقا، اوضاع در مرزها بسیار متشنج است. در مرزهای غربی گروه‌هایی از مردم بسیج شده‌اند و خواهان خروج ارتش از شهرهایشان هستند. به نظر حقیر درگیری باعث خونریزی گسترده می‌شود. اجازه بفرمائید باب مذاکره را با این گروه ها باز کنیم.

(خامنه‌ای عصای خود را بالا می‌برد و به شکلی تهدید کننده رو به موسوی می کند)

خامنه‌ای: ارتش باید اطاعت مطلق از رهبر را اصل قاطع خود بداند. هیچ مذاکره‌ای مجاز نیست. این گروه ها را با تمام قوا سرکوب کنید. به عنوان جانشین خدا بر زمین به شما امر می کنم و برای پیروزی تان دعا. اکنون بروید و طبق فرمان عمل کنید.

(موسوی خارج می‌شود)

حجازی: حضرت آقا، رئیس‌جمهور پزشکیان خواستار دیدار فوری است.

خامنه‌ای: اگه می تونی یه جوری دست به سرش کن. بلا به نسبت قضای حاجتم گرفته؛ باید فوراً بروم بیت الخلاء.

(در این لحظه خامنه‌ای با صدای بلند گوز رها می‌کند. حجازی بوی بد را استشمام می‌کند و چهره‌اش سرشار از تحسین می‌شود)

حجازی: مرحبا ای هدهد هادی شده. این بو از رایحه ی بهترین گل‌های عالم دل انگیزتر است. اجازه دهید شما را به بیت الخلاء راهنمایی کنم. دستمال توالت آماده است.

خامنه‌ای: این کاغذها میراث دشمنان غربی است. بردارشان و یک آفتابه بزرگ آب پاک بیاور!

حجازی: همین حالا می‌آورم و از شما تمنا دارم که افتخار شستن ماتحت مبارکتان نصیب من شود.

(نور صحنه کم می‌شود. خامنه‌ای بازمی‌گردد و به شکم خود ضربه‌ای آرام می‌زند)

خامنه‌ای: الحمد الله سبک شدم.

حجازی: عافاکم‌الله!

خامنه‌ای: سلمکم الله!
حجازی: بفرمائید با پزشکیان چکار کنیم؟

خامنه ای: می خوام سر به تنش نباشه که تن لشی داره. به جهنم! بگو بیاد تو!

(پزشکیان با چهره ای خسته و آشفته وارد می‌شود؛ تعظیم می‌کند و دستان خامنه‌ای را می‌بوسد)

پزشکیان: رهبر معظم و محبوب من، جانشین خدا بر زمین؛ کشور در آستانهٔ ورشکستگی است. تحریم‌های جهانی منابع داخلی را نابود کرده؛ بیشتر منابع صرف سرکوب اغتشاشات داخلی شده؛ تورم مردم را فقیرتر کرده؛ مردم انتظار اندکی رفاه دارند اما کاری از دست ما برنمی‌آید. در عین حال اختلاس و دزدی مسئولان به شدت افزایش یافته. یا باید با جهان انعطاف نشان دهیم یا شاهد فروپاشی تدریجی یا ناگهانی نظام باشیم.

(حجازی با تندی به او نگاه می‌کند)

حجازی: آقای دکتر وقت شما تمام است.

پزشکیان: اجازه دهید حقیقت را به گوش رهبرم برسانم.

خامنه‌ای: مسعود عزیز، تو را رئیس‌جمهور کردیم تا دستور اجرا کنی. اگر از عهدهٔ وظایفت برنمی‌آیی استعفا بده، وگرنه محبورت می کنند.

پزشکیان: آقا مردم را نمیشه تا ابد توی فلاکت نگه داشت. به خدای لاشریک له که کار به استخون مردم رسیده. یاید یک فکری بکنیم.

خامنه ای: همه ی این بدبختی ها را بنداز گردن آمریکا، اسرائیل، استکبار جهانی و هرکس دلت خواست. دیگه ساکت شو و برو پی کارت و کمتر غر و لند کن! گر نگهدار من آن است که من می دانم / شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد.

(پزشکیان خارج می‌شود)

حجازی: رئیس قوه قضاییه، غلامحسین محسنی اژه‌ای، اجازهٔ دیدار می‌ طلبد.

خامنه‌ای: بگو بفرمایند داخل. او نورچشم ماست.

(محسنی اژه‌ای وارد می‌شود؛ تعظیم می‌کند؛ دست خامنه‌ای را می‌بوسد)

liaghat.jpgروایتی از جامعه‌ای که از مرز تحمل عبور کرده است
این متن در لحظه‌ای نوشته شده که جامعهٔ ایران از یک آستانهٔ تاریخی عبور کرده است؛ لحظه‌ای که خشونت ساختاری، کشتار سازمان‌یافته و انسداد کامل سیاسی، روان جمعی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. بسیاری از تحلیل‌هایی که سال‌ها بر امکان اصلاح، صبر اجتماعی یا تغییر تدریجی تکیه داشتند، امروز دیگر با واقعیت جامعه هم‌خوان نیستند. این مقاله تلاشی است برای بازخوانی وضعیت کنونی ایران بر اساس شناختی که پس از این نقطهٔ عطف شکل گرفته: شناختی که هم ماهیت ایدئولوژیک-دینی ساختار قدرت را در نظر می‌گیرد، هم تغییرات عمیق در افکار عمومی را، و هم خطرات و امکان‌هایی را که در برابر جامعه قرار دارد. این متن نه نسخه‌نویسی است و نه دعوت به یک مسیر مشخص؛ بلکه کوششی است برای فهمیدن آنچه اکنون در ایران می‌گذرد و آنچه این لحظهٔ تاریخی از ما می‌خواهد.
در ایران امروز، دیگر نمی‌توان از «بحران» سخن گفت؛ بحران، وضعیتی است که می‌آید و می‌رود. آنچه اکنون با آن روبه‌رو هستیم، یک وضعیت پایدارِ فروپاشی تدریجی است؛ وضعیتی که در آن نه ساختار توان بازسازی دارد و نه جامعه توان تحمل. این وضعیت، نه محصول یک حادثهٔ منفرد، بلکه نتیجهٔ سال‌ها انباشت خشونت، تحقیر، بی‌عدالتی و انسداد سیاسی است. اما آنچه این دوره را از تمام دوره‌های پیشین متمایز می‌کند، نقطهٔ عطفی است که پس از کشتار اخیر شکل گرفت؛ لحظه‌ای که روان جمعی جامعهٔ ایران از آستانهٔ تحمل عبور کرد و وارد مرحله‌ای شد که در علوم اجتماعی به آن «مرحلهٔ پس از آستانه» می‌گویند.
در این مرحله، مردم دیگر به امکان اصلاح باور ندارند. صبر، دیگر فضیلت نیست؛ تبدیل به ابزاری برای تداوم خشونت شده است. جامعه‌ای که سال‌ها با امید به تغییر تدریجی، هزینه داده بود، اکنون به این نتیجه رسیده که هیچ راه داخلی باقی نمانده. این تغییر، نه محصول هیجان است و نه نتیجهٔ تبلیغات؛ بلکه واکنشی طبیعی به خشونتی است که ساختار سیاسی بر جامعه تحمیل کرده است. تحلیلگری که از بیرون به مردم توصیهٔ صبر می‌کند، در واقع رنج مردم را نادیده می‌گیرد. تحلیلگر حق ندارد به جامعه‌ای که زیر بار خشونت خرد شده، بگوید «تحمل کن». این نه اخلاقی است و نه علمی.
شاهدی از دل جامعهٔ آموزشی
در همین دوره، فعالان صنفی مانند اسماعیل عبدی گزارش داده‌اند که در اعتراضات اخیر، بیش از چهل دانش‌آموز زیر هجده سال و چهار معلم جان خود را از دست داده‌اند. این آمار در تجمعی در شهر کلن و در حضور شهردار این شهر مطرح شد؛ رویدادی که نشان می‌دهد خشونت ساختاری نه‌تنها متوجه معترضان بزرگسال، بلکه متوجه کودکان و بدنهٔ آموزشی کشور نیز بوده است. چنین واقعیت‌هایی به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا جامعهٔ ایران احساس می‌کند از مرز تحمل عبور کرده است.
ماهیت ساختار: حقیقت مطلق، نه قدرت سیاسی
برای فهم این وضعیت، باید ماهیت ساختار سیاسی ایران را به‌درستی شناخت. ایران یک دیکتاتوری سکولار کلاسیک نیست؛ نه شبیه پینوشه است، نه شبیه صدام، نه شبیه نظام‌های نظامی آمریکای لاتین. ساختار سیاسی ایران یک نظام ایدئولوژیک-دینی است که مشروعیت خود را نه از رأی مردم، نه از کارآمدی، بلکه از باور به حقیقت مطلق می‌گیرد. در چنین ساختاری، قدرت نه یک نهاد سیاسی، بلکه «امانت الهی» تلقی می‌شود. این تفاوت، همه‌چیز را عوض می‌کند.
در نظام‌های سکولار اقتدارگرا، مصالحه ممکن است؛ چون قدرت، قدرت است. اما در ساختار ایدئولوژیک-دینی، مصالحه نه ممکن است و نه مجاز. وقتی ساختار خود را «حقیقت» بداند، هر مخالفتی «باطل» تلقی می‌شود. وقتی «حفظ نظام» واجب شرعی باشد، هر اعتراض، تهدید وجودی است. وقتی مشروعیت از آسمان بیاید، مردم روی زمین فقط باید اطاعت کنند. این منطق، نه یک قضاوت اخلاقی، بلکه تحلیل رفتار ساختارهای ایدئولوژیک است.
در چنین ساختاری، گفت‌وگو معنایی ندارد، اصلاح معنایی ندارد، مصالحه معنایی ندارد. ساختار به این نتیجه رسیده که هر جنبنده‌ای که به فکر تغییر باشد، باید حذف شود. این منطق، جامعه را به نقطه‌ای رسانده که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. و این همان نقطه‌ای است که روان جمعی را تغییر می‌دهد.
تغییر در افکار عمومی و درماندگی ساختاری
در این وضعیت، تغییر در افکار عمومی دربارهٔ مداخلهٔ خارجی، یک واقعیت اجتماعی است. کسانی که سال‌ها مخالف هرگونه دخالت خارجی بودند، امروز به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ راه داخلی باقی نمانده. این تغییر، نه نشانهٔ بی‌صبری است و نه نشانهٔ هیجان؛ نشانهٔ درماندگی ساختاری است. جامعه‌ای که بارها با خشونت پاسخ گرفته، طبیعی است که به گزینه‌هایی فکر کند که پیش‌تر غیرقابل تصور بودند. تحلیلگر حق ندارد این تغییر را محکوم کند؛ فقط باید آن را بفهمد.
اما فهمیدن، به معنای تشویق کردن نیست. تحلیلگر می‌تواند خطرها را توضیح دهد، اما نمی‌تواند به مردم بگوید چه باید بخواهند. مردم ایران، امروز در موقعیتی هستند که خواستشان از کنترل تحلیلگر خارج شده است. این خواست، محصول رنج است، نه محصول تحلیل. و هیچ تحلیلگری حق ندارد رنج را نادیده بگیرد.
نقش نیروهای خارجی در لحظهٔ گذار
در صورتی که فروپاشی ساختار سیاسی ایران با نقش‌آفرینی نیروهای خارجی رخ دهد، این نیروها به‌طور طبیعی در لحظهٔ گذار شریک خواهند بود. اما شریک بودن در لحظهٔ گذار به معنای تعیین‌کنندگی در ساخت آینده نیست. تجربهٔ تاریخی نشان داده که هیچ قدرت خارجی--حتی اگر ساختار را سرنگون کند--نمی‌تواند جامعه‌ای را بسازد. آیندهٔ پایدار تنها زمانی شکل می‌گیرد که جامعهٔ ایران، با نهادهای خود، با حافظهٔ خود و با همبستگی خود، مسیرش را تعیین کند. نقش خارجی‌ها در لحظهٔ گذار ممکن است پررنگ باشد، اما آیندهٔ ایران را نه آن‌ها می‌سازند و نه تحلیلگران؛ آینده را مردم ایران می‌سازند، در شرایطی که ممکن است دیگران نیز در صحنه حضور داشته باشند.

Sepideh_Hajjami.jpgاین یادداشت تقدیم می‌گردد به آسیب‌دیدگان چشمی، مبارزان، خانواده‌های دادخواه و بازماندگان جانباختگان راه آزادی که راویان جنایت شدند...

وقتی حکومتی به نیروهایش «حکم تیر خلاص» می‌دهد، دیگر با یک خطای امنیتی یا سرکوب مقطعی طرف نیستیم؛ با تصمیمی آگاهانه برای کشتن شهروندان مواجه‌ایم. حکم تیر خلاص، اعلام رسمی این واقعیت است که جان معترض هیچ ارزشی ندارد و مرگ، ابزار اداره‌ی جامعه شده است.

اعتراضات ۱۴۰۴ با چنین منطقی پاسخ داده شد؛ منطقی که بنا بر گزارش‌ها، به کشته‌شدن ده‌ها هزار ایرانی انجامید و نشان داد جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای عریان‌تر از خشونت شده است.

پیش از جنبش زن زندگی آزادی و آبان خونین۹۸ زندانیان سیاسی سابق و خانواده‌های دادخواه بارها و با شجاعت از جنایت‌های جمهوری اسلامی گفته بودند؛ از زندان، شکنجه، اعدام و سرکوب. اما این روایت‌ها یا نادیده گرفته شدند یا عمداً به حاشیه رانده شدند.

پس آبان۹۸ و جنبش مهسا شهادت‌ راویان نه به‌صورت پراکنده، بلکه به‌شکلی رسمی، گسترده و جهانی به مرکز توجه افکار عمومی جهان راه یافت و به یک روایت مسلط بدل شد.

این افشاگری‌ها، نقطه‌ای بود که جمهوری اسلامی برای نخستین‌بار با قدرت روایت قربانیانِ زنده روبه‌رو شد.

moji.jpgایندیپندنت فارسی - بلومبرگ در گزارشی با عنوان، «پسر رهبر جمهوری اسلامی چگونه یک امپراطوری املاک در جهان بنا نهاده» می‌نویسد: در خیابانی سرسبز در شمال لندن که به «خیابان میلیاردرها» مشهور است، مجموعه‌ای از عمارت‌های بزرگ و عمدتا خالی پشت پرچین‌های بلند و دروازه‌های سیاه و پوشیده قرار گرفته‌اند. در حالی که کودکان مدرسه‌ای از کنار این خانه‌ها عبور می‌کنند، محافظان خصوصی با خودروهای شاسی‌بلند تیره‌رنگ در بیرون گشت می‌زنند.

پشت نمای این خانه‌های لوکس در خیابان «بیشاپز اَوِنیو» (Bishops Avenue)، شبکه‌ای قرار دارد که از تهران تا دوبی و فرانکفورت امتداد یافته است. مالکیت نهایی این دارایی‌ها، از خلال لایه‌هایی از شرکت‌های صوری، به مجتبی خامنه‌ای بازمی‌گردد، دومین پسر رهبر جمهوری اسلامی.

مجتبی خامنه‌ای، ۵۶ ساله‌ که از او به‌عنوان یکی از گزینه‌های جانشینی پدرش،علی خامنه‌ای، نام برده می‌شود، بنا بر گفته افراد مطلع و ارزیابی یکی از نهادهای اطلاعاتی برجسته غربی، بر یک امپراتوری سرمایه‌گذاری گسترده نظارت دارد. این افراد می‌گویند اگرچه او از ثبت دارایی‌ها به نام خود پرهیز می‌کند، اما به‌طور مستقیم در این معاملات نقش داشته است؛ معاملاتی که برخی از آن‌ها دست‌کم به سال ۲۰۱۱ بازمی‌گردد.

به گفته این منابع که به‌دلیل نگرانی امنیتی یا نداشتن مجوز برای اظهارنظر علنی خواستار ناشناس ماندن شده‌اند، قدرت مالی او حوزه‌هایی از کشتیرانی در خلیج فارس تا حساب‌های بانکی در سوئیس و املاک لوکس بریتانیایی به ارزشی بیش از ۱۰۰ میلیون پوند (۱۳۸ میلیون دلار) را در بر می‌گیرد. این شبکه از شرکت‌ها به خامنه‌ای کمک کرده تا با وجود تحریم‌های آمریکا که در سال ۲۰۱۹ علیه او اعمال شد، مبالغی که بنا بر برخی برآوردها به میلیاردها دلار می‌رسد را به بازارهای غربی منتقل کند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

این دارایی‌ها شامل املاک درجه‌یک در برخی از انحصاری‌ترین محله‌های لندن است؛ از جمله خانه‌ای که در سال ۲۰۱۴ به قیمت ۳۳.۷ میلیون پوند خریداری شد، یک ویلای لوکس در منطقه‌ای موسوم به «بورلی هیلز دوبی» و هتل‌های سطح بالا در نقاطی از اروپا، از فرانکفورت تا مایورکا. طبق اسناد مشاهده‌شده توسط بلومبرگ و گفته افراد مطلع، منابع مالی این معاملات از طریق حساب‌هایی در بانک‌های بریتانیا، سوئیس، لیختن‌اشتاین و امارات متحده عربی جابه‌جا شده‌اند. به گفته این افراد، این پول‌ها عمدتا از محل فروش نفت ایران تامین شده است.

28.jpgعلی حسین قاضی زاده : سندی اختصاصی که از مرکز راهبردی خبرگزاری تسنیم به‌دست ایران‌اینترنشنال رسیده، مسیر تخریب شاهزاده رضا پهلوی از سوی رسانه‌های حکومت و حتی برخی از رسانه‌های اپوزیسیون را نشان می‌دهد. در بخشی از این متن آمده:

۴.⁠ ⁠سیاست رسانه‌ای در مواجهه با پهلوی اصل راهبردی: پهلوی «کنشگر اجتماعی» نیست؛ «ابزار رسانه‌ای دشمن» است.

۴-۱. نفی افسانه پایگاه اجتماعی •⁠ ⁠آشوب‌ها محصول فراخوان پهلوی نبود •⁠ ⁠برنامه‌ریزی میدانی توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام شد •⁠ ⁠فراخوان پهلوی صرفاً پوشش رسانه‌ای آغاز آشوب بود

۴-۲. تفکیک خشم اجتماعی از پهلوی‌خواهی •⁠ ⁠حضور محدود برخی افراد ناشی از نارضایتی یا خشم انباشته بود •⁠ ⁠شعارهای حمایتی لزوماً به معنای اعتقاد به صلاحیت پهلوی نیست •⁠ ⁠پهلوی‌ستایی بیشتر «نفی جمهوری اسلامی» است تا «ایجاب پهلوی»

۴-۳. اعتبارزدایی شخصیتی و سیاسی •⁠ ⁠بی‌ثباتی مواضع و فرار از مسئولیت •⁠ ⁠فقدان شجاعت، قاطعیت و رهبری •⁠ ⁠جایگاه ابزاری نزد آمریکا و رژیم صهیونیستی خط رسانه‌ای: تصویرسازی از پهلوی به‌مثابه «عروسک خیمه‌شب‌بازی» نه آلترناتیو سیاسی اتحاد شوم چپ بی‌وطن و بخش امنیتی حکومت، عریان‌تر از آن است که نیاز به توضیحی بیشتر باشد.

وحیدآنلاین: "اون کامیونه رو ببین جنازه آورده. از اون ور می‌بره داخل، می‌ریزه اونجا..." ویدیوی دریافتی: 'مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران از زاویه بالا، شنبه ۲۰ دی'

علی شمخانی، نماینده علی خامنه‌ای در شورای دفاع، در شبکه ایکس نوشت: ضربه محدود توهم است. هر اقدام نظامی از سوی آمریکا، از هر مبدا و در هر سطحی، آغاز جنگ محسوب می‌شود و پاسخ آن فوری، همه‌جانبه و بی‌سابقه خواهد بود.» شمخانی در ادامه نوشت در صورت حمله، پاسخ تهران، «متجاوز، قلب تل‌آویو و همه پشتیبانی کنندگان از متجاوز را هدف می‌‌گیرد».

ii.jpg

شلر حقانی فر - حمله حامیان فلسطین و جمهوری اسلامی به ایرانیان در حال بازگشت از راهپیمایی اعتراضی یکشنبه، ۵ بهمن در گوتنبرگ سوئد.

ایران اینترنشنال - پس از آن که هدی کتان، بنیان‌گذار برند آرایشی «هدی بیوتی»، تصویری از راهپیمایی حامیان جمهوری اسلامی منتشر کرد موجی از خشم میان ایرانیان ایجاد شد.

ده‌ها بلاگر و هزاران کاربر عادی در یک کمپین خودجوش محصولات او را دور ریختند و خواهان تحریم برند متعلق به او شدند. هدی کتان بعد از مواجهه با این واکنش‌ها عذرخواهی کرد اما موج تحریم محصولاتش همچنان ادامه دارد.

واکنش تارا سیگاری از معروف ترین "بیوتی بلاگر" های ایرانی (به زبان انگلیسی)

***

30.jpgعلی شریفی زارچی - با پیگیری بعضی استادان ایرانی دانشگاه‌های خارج کشور، تمامی ۲۲ مقاله‌ی رسول جلیلی، پدر فیلترینگ ایران، در ۱۴ سال اخیر از مجلات IEEE حذف شد. خیانت به مردم ایران و بازکردن دست رژیم خون‌خوار برای قطع ارتباط یک ملت با جهان هزینه‌های دردناکی دارد و این تازه نخستین گام است.

G_2j85EawAARF2e.jpg

G_2j8lZbUAEmDj8.jpg

***

صالح محمدی در خطر اعدام است

| No Comments

ایندیپندنت فارسی - حساب فارسی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا، روز پنجشنبه نهم بهمن ماه با انتشار متن و تصویری در شبکه اجتماعی اکس اعلام کرد نسبت به اعدام صالح محمدی، ورزشکار ایرانی «عمیقا نگران» است.

این حساب کاربری در اکس نوشت: «ایالات متحده از گزارش‌هایی درباره صالح محمدی، قهرمان ۱۹ ساله کشتی، که با اعدام قریب‌الوقوع روبه‌رو است، عمیقا نگران است.» وزارت خارجه ایالات متحده در ادامه نوشت: «رژیم جمهوری اسلامی ایران، جوانان را قتل‌عام و آینده ایران را ویران می‌کند.

ما از رژیم ایران می‌خواهیم اجرای حکم اعدام صالح محمدی و تمامی افرادی را که برای دستیابی به حقوق بنیادین خود به مرگ محکوم شده‌اند، متوقف کند.»

indep.jpg

افق روشن آزادی! امضا محفوظ

| No Comments

poem.jpg

جوانه ها را درو می کنید
بر خرمن زندگی ها آتش می زنید
و این جنایتی پس از آن چندین دگر است
از بام‌ مسجدتان
که اذانش بانگ مرگ است و نابودی
باران گلوله‌ می بارید بر سر انسان
زانکه آئینتان همه ضد بشر است
در خون می جویید «حقانیت» خود
که هر چه بیش ریزید
اجرتان با رهبر است
میهن کنون نشسته در سوگ و
ناله و فغان ز ظلمتان
در جهان گستر است
نخوانده اید تاریخ این سرزمین را
ای بی وطنان
تا در آیینه آن بینید پایان خود
گر نه امروز، اما فردا چنین مقدر است
نخسبند ایرانیان
تا زدایند این شب سیه ز روزگارشان
چو‌ افق آزادی کنون
بیش از همیشه روشنتر است
شیخا، باش تا صبح دولتت بدمد
کین هنوز از نتایج سحر است

raghfar.jpgحسین راغفر، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه، گفت: «برخی افرادی که در نظام بر سر کار هستند، معتقدند که این نظام باید برود. جای تعجب دارد که مسئولین عالی‌رتبه به این موضوع توجه نمی‌کنند.»

او افزود: «تضعیف پول ملی اصلی‌ترین دلیل فروپاشی نظام‌های اجتماعی است.»

خبرنامه گویا - در ۲۴ ساعت اخیر، بازگشت تدریجی دسترسی مخاطبان داخل ایران به رسانه‌های منتقد خارج از کشور، هم‌زمان شده با پررنگ‌تر شدن صداهایی از درون ساختار که به‌طور آشکار به بن‌بست‌های اقتصادی و اجتماعی اشاره می‌کنند، اما همچنان در چارچوب بقای نظام سخن می‌گویند. اظهارات حسین راغفر، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه، نمونه‌ای گویا از این دوگانگی است: نقد صریح سیاست‌ها، همراه با پرهیز از عبور از خط قرمز تغییر بنیادین قدرت.

راغفر با تأکید بر این‌که «برخی افرادی که در نظام بر سر کار هستند، معتقدند این نظام باید برود» و با هشدار درباره بی‌توجهی مقامات عالی‌رتبه به چنین شکاف‌هایی، عملاً تصویری از فرسایش درونی حاکمیت ارائه می‌دهد. او تضعیف پول ملی را «اصلی‌ترین دلیل فروپاشی نظام‌های اجتماعی» می‌داند؛ گزاره‌ای که اگر تا انتها دنبال شود، به مسئولیت مستقیم سیاست‌گذار و ساختار تصمیم‌گیری می‌رسد. با این حال، همین نقد تند، در ادامه به این جمع‌بندی ختم می‌شود که «نه دیر شده و نه به نقطه‌ای رسیده‌ایم که راه‌حل نداشته باشد»؛ یعنی نسخه‌ای از اصلاح درون‌سیستمی.

در تحلیل اعتراضات دی‌ماه نیز، چارچوبی که راغفر و رسانه‌های نزدیک به این نگاه برجسته می‌کنند، بر «اعتراضات معیشتی» و فشار تورم، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی ارز متمرکز است. در این روایت، اعتراض نه کنشی سیاسی با مطالبه تغییر، بلکه واکنشی «طبیعی و قابل پیش‌بینی» به فرسایش سفره‌ها معرفی می‌شود. این صورت‌بندی، هرچند واقعیت بحران معیشت را انکار نمی‌کند، اما به‌طور ضمنی سیاست‌زدایی از خشم اجتماعی را پیش می‌برد.

نگاه دوم که خودِ راغفر نیز به آن اشاره می‌کند، یک گام جلوتر می‌رود و اقتصاد را «بستر انباشته‌کننده» نارضایتی‌های عمیق‌تر اجتماعی، روانی و نهادی می‌داند. تورم مزمن و بی‌ثباتی، نه فقط نان امروز که «اطمینان به آینده» را می‌سوزاند. اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که می‌تواند به نقد ساختاری منتهی شود؛ جایی که مسئله، صرفاً سیاست‌های بد نیست، بلکه خودِ سازوکار قدرت و پاسخ‌ناپذیری آن است.

اما در بزنگاه نتیجه‌گیری، روایت به الگوی آشنای اصلاح‌طلبی بازمی‌گردد: هشدار نسبت به «فروپاشی» و هم‌زمان ترساندن جامعه از پیامدهای عبور از وضع موجود. این همان استدلال دیرپا است که می‌گوید اگر این نظام برود، «درهای جهنم» باز می‌شود؛ بی‌ثباتی، هرج‌ومرج و آینده‌ای نامعلوم. چنین دوگانه‌سازی‌ای، ناخواسته یا آگاهانه، بقای وضع موجود را به‌مثابه کم‌هزینه‌ترین گزینه جا می‌زند.

در مجموع، سخنان حسین راغفر را می‌توان بازتاب موقعیت بخشی از نخبگان منتقدِ مقیم ایران دانست: منتقد سیاست‌ها، نگران فروپاشی اقتصادی و اجتماعی، اما اسیر ترس از پیامدهای تغییر واقعی. این دوگانگی، هرچند برای گوینده شاید سپری در برابر تبعات امنیتی باشد، در عمل به بازتولید همان روایت اصلاح‌طلبانه‌ای می‌انجامد که سال‌هاست با هشدار از «آشوب پس از تغییر»، افق مطالبات جامعه را کوتاه نگه داشته است؛ روایتی که امروز، در برابر عمق بحران، بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده شده است.

euIRGC.jpgبا موافقت فرانسه، اسپانیا و ایتالیا، آخرین موانع بر سر تروریستی شناخته‌شدن سپاه در اروپا برداشته شد

کاخ الیزه روز چهارشنبه، هشتم بهمن، اعلام کرد که فرانسه از اقدام به رهبری ایتالیا در اتحادیه اروپا برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست «سازمان‌های تروریستی» حمایت می‌کند.

دفتر ریاست‌جمهوری فرانسه (الیزه) اعلام کرد: «فرانسه از گنجاندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا حمایت می‌کند.»

این طرح، پیش از این در پارلمان اروپا به تصویب رسیده بود اما لازم است که تمام روسای جمهوری و نخست‌وزیرهای کشورهای عضو اتحادیه با آن موافقت کنند تا مراحل تصویب کامل شده و سپاه پاسداران رسما در فهرست گروه‌های تروریستی این اتحادیه قرار گیرد. پیش از این گزارش شده بود که فرانسه احتمالا به‌دلیل نگرانی برای دو شهروند خود که در سفارت این کشور در تهران به‌صورت بلاتکلیف نگهداری شده و اجازه خروج از ایران را ندارند، با این طرح مخالفت کند.

28topA.jpg
مهدی پرپنچی در شبکه اکس نوشت:

این تصور که خامنه‌ای هم مثل خمینی در لحظه آخر «جام زهر» را سر می‌کشد، اشتباه است.

خمینی برای «حفظ نظام» عقب نشست. اما برای خامنه‌ای عقب‌نشینی از ستون‌های اصلی سیاستش، یعنی برنامه هسته‌ای، برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی، و نیز کنار گذاشتن آمریکاستیزی و اسرائیل‌ستیزی، فقط امتیاز دادن نیست.

چنین اقدامی می‌تواند انسجام درونی نظام و پایه‌های کنترل داخلی را از هم بپاشاند. نوشیدن «جام زهر» برای او نه به معنی نجات نظام، بلکه به معنی تسریعِ فروپاشی است.

اگر ترامپ کوتاه نیاید، که بعید است کوتاه بیاید، مسیر بحران به سمت درگیری می‌رود و احتمال جنگ بسیار بالاست.

خامنه‌ای در موقعیت «ارّه» قرار دارد. عقب‌نشینی یعنی فروپاشی از درون؛ جنگ یعنی فروپاشی از بیرون. هر دو، پایانِ محتوم را جلو می‌اندازند.

واکنش مهدی پرپنچی به گزارش سی ان ان از ایران

چند هفته پیش، دقیقاً توضیح دادم که پوشش رسانه‌های غربی از اعتراضات ایران چگونه پیش خواهد رفت.

حالا سی‌ان‌ان در تهران است؛ واقعیتی صحنه‌سازی‌شده را پخش می‌کند و روایت جمهوری اسلامی را تکرار می‌کند.

آن‌ها شروع کردند. دیگران هم دنباله‌رو خواهند بود.

این روزنامه‌نگاری نیست؛ سفیدشوییِ یک قتل‌عام است.

ایران این را فراموش نخواهد کرد.

این همان چیزی است که من در ۱۱ ژانویه نوشتم:

برای رسانه‌های غربی، آمار تلفات اعلام‌شده از سوی حماس، بی‌چون‌وچرا به‌عنوان واقعیت پذیرفته می‌شود و فوراً نقل می‌گردد.

اما وقتی نیروهای امنیتی خامنه‌ای ظرف فقط سه روز هزاران نفر را در ایران قتل‌عام می‌کنند، رسانه‌های غربی سکوت می‌کنند.

در عوض، با احتیاط ارقامی مانند «۶۵ کشته» را تکرار می‌کنند و آگاهانه از هر چیزی که ممکن است دسترسی‌شان به عوامل خود در رژیم را به خطر بیندازد پرهیز می‌کنند. بسیاری از خبرنگاران غربی اکنون فعالانه در پی دریافت ویزا هستند و دقیقاً می‌دانند خطوط قرمز کجاست.

در عرض چند روز یا چند هفته، کشتارگاه شسته و تمیز می‌شود و برای بازدید شما آماده خواهد شد.

شما را از میان واقعیتی صحنه‌سازی‌شده عبور می‌دهند و به خانواده‌هایی گزینش‌شده معرفی می‌کنند که خواهند گفت پسر بسیجی‌شان به‌دست «آشوبگران» کشته شده، یا دخترشان هنگام بازگشت از مدرسه به‌دست «آشوبگران» جان باخته است.

شما روایت جمهوری اسلامی را گزارش خواهید کرد -- و آن را به‌عنوان خبر منتشر خواهید کرد.

سفر خوشی داشته باشید.

***

27.jpgرادیو بین المللی فرانسه - ایو بوماتی تاریخ‌نگار برجستهٔ ایران معاصر در گفتگو با فیگارو می‌گوید که جمهوری اسلامی به انتهای مسیر خود رسیده است. او معتقد است نظام ایران از نظر اقتصادی در تنگنا، از نظر اجتماعی فرسوده و از نظر راهبردی مهار شده و بحران جاری برغم هزینه‌های سنگین آن «چرخهٔ قدرت روحانیت را خواهد بست».

در حالی که بحران سیاسی ایران وارد عمیق‌ترین مرحلهٔ خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ شده است، ایالات متحد آمریکا و بازیگران منطقه‌ای در وضعیت «انتظار محاسبه‌شده» قرار گرفته‌اند؛ وضعیتی که نه به معنای فروکش بحران، بلکه حاصل ارزیابی پرهزینه‌بودن یک جنگ مستقیم و پیامدهای گستردهٔ آن است. این ارزیابی را ایو بوماتی، تاریخ‌نگار و متخصص تاریخ معاصر ایران، در گفتگویی با فیگارو مطرح کرده است.

به اعتقاد او، جمهوری اسلامی به انتهای مسیر تاریخی خود رسیده است. ایو بوماتی می گوید : این نظام از نظر اقتصادی در تنگنا، از نظر اجتماعی فرسوده و از نظر راهبردی مهار شده است. بحرانی که امروز در ایران جریان دارد، به باور بوماتی، «چرخهٔ قدرت روحانیت را خواهد بست»، هرچند شکل و هزینهٔ این پایان، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

متخصص فرانسوی ایران معاصر در گفتگویش با فیگارو افزوده است : آنچه امروز در ایران جریان دارد «یک بحران واقعی رژیم» است؛ بحرانی که از نظر شدت و دامنه، از همهٔ چالش‌های جمهوری اسلامی از زمان تأسیس در سال ۱۹۷۹ تاکنون فراتر رفته است. به باور او، واشنگتن که تا آستانهٔ مداخله نظامی پیش رفت، در نهایت به‌دلیل هزینه‌های نظامی، خطر بی‌ثباتی منطقه و به ویژه فشار کشورهای عربی خلیج فارس، راه احتیاط را برگزید.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

اما، این احتیاط به گفتۀ بوماتی، به معنای انفعال نیست. به‌گفتهٔ این تاریخ‌نگار، آمریکا، حکومت ایران و متحدان منطقه‌ای آن همزمان در حال سنجش پیامدهای دو سناریوی متضادند: جنگی فراگیر یا گشایش دیپلماتیک. سنجشی که با توجه به تغییر موقعیت رژیم ایران پیچیده‌تر شده است.

brothers.jpgایران اینترنشنال - براساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر کارآفرین و از فعالان شناخته‌شده صنعت مبلمان ایران که از نظر مالی وضع خوبی داشتند و ثروتمند محسوب می‌شدند، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست ماموران حکومتی کشته شدند.

نا بر این اطلاعات، شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه و در جریان تیراندازی ماموران حکومتی در منطقه تهرانپارس، حمید ارزانلو بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر به‌شدت مجروح شد. برادرش، وحید، به کمک او شتافت که با شلیک دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت.

وحید و حمید ارزانلو بعدتر به‌دلیل شدت جراحات، جان خود را از دست دادند.

در مراسم خاکسپاری این دو برادر، کیومرث ارزانلو، برادر دیگرشان، از حاضران خواست که اگر راه برادرانش را درست می‌دانند، برای آنان کف بزنند و حاضران در مراسم هم دو برادر ارزانلو را تشویق کردند.

به گفته منابع نزدیک به خانواده ارزانلو، نهادهای امنیتی برای تحویل پیکر این دو برادر بیش از یک میلیارد تومان از خانواده دریافت کرده‌اند.

بر اساس اطلاعات دریافتی، حمید و وحید ارزانلو از روزهای آغاز اعتصابات در بازار مرکزی تهران، حضوری فعال در همراهی و سازماندهی اعتصاب داشتند و در منطقه دلاوران تهران، نقش مؤثری ایفا کردند.

اعتصاب گسترده ۱۷ دی‌ماه در بازار مبل دلاوران، با پیگیری مستقیم این دو برادر شکل گرفت و به یکی از بزرگ‌ترین اعتصاب‌های آن روزها در شرق تهران تبدیل شد.

منابع نزدیک به خانواده گفتند این دو برادر شامگاه ۱۸ دی‌ماه نیز از نخستین ساعات، در کف خیابان و در کنار معترضان حضور داشتند.

حمید و وحید ارزانلو از مالکان و مدیران شرکت «آیسا مبل کیان» بودند. مجموعه‌ای خانوادگی متعلق به شش برادر ارزانلو که فعالیت خود را حدود ۲۰ سال پیش از یک کارگاه کوچک آغاز کرد و به یکی از برندهای شناخته‌شده صنعت مبلمان ایران تبدیل شد.

این مجموعه در اوج فعالیت خود، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم برای دست‌کم یک‌هزار نفر اشتغال‌زایی کرده و حدود ۲۰۰ نیروی کار مستقیم داشته است.

آیسا مبل حدود ۳۰ شعبه و نمایندگی در سراسر ایران از جمله اصفهان، تهران، شیراز، قم، مشهد و یزد دارد و نمایشگاه اصلی آن در بلوار دلاوران تهران است.

این دو برادر که از خانواده‌ای کارگری و ساکن محله خاک‌سفید تهران بودند، به‌عنوان چهره‌هایی خودساخته، خوش‌نام و مردمی، در صنعت مبلمان ایران شناخته می‌شدند.

27.jpgرادیو بین المللی فرانسه - به گزارش خبرگزاری فرانسه، نخست‌وزیر آلمان در جریان کنفرانس مشترکی که با همتای رومانیایی خود، ایلیه بولوژان، داشت گفت: «من متقاعد شده‌ام؛ حکومتی که تنها با توسل به خشونت عریان و ایجاد رعب و وحشت علیه مردم خود حکم می‌راند، روزهایش به شماره افتاده‌است».

او هم‌چنین گفت که ادامۀ حیات این حکومت می‌تواند «در حد چند هفته باشد» و اضافه کرد که «این رژیم هیچ مشروعیتی برای حکومت کردن بر ایران ندارد».

نخست‌وزیر آلمان ضمن حمایت از پیشنهاد ایتالیا برای قراردادن سپاه پاسداران اسلامی در فهرست تروریستی اتحادیۀ اروپا، ابراز تأسف کرد که «هنوز یک یا دو کشور در اتحادیۀ اروپا هستند که برای این طبقه‌بندی آمادگی ندارند».

قرار است روز پنج‌شنبه، کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا به پیشنهاد ایتالیا، بر سر قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی این اتحادیه بحث و گفت‌وگو کنند.

این سخنان در حالی اعلام می‌شود که دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده نیز به تهران هشدار داد که «زمان به پایان رسیده‌است».

او که در شبکۀ اجتماعی خود تروث سوشیال این هشدار را منتشر کرد، گفت که اگر ایران توافق نکند «حملۀ بعدی بسیار بدتر خواهد بود».

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

در همین حال نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل نیز در پاسخ به هشدار ترامپ اعلام کرد که در صورت حملۀ ایالات متحده به ایران «پاسخی بی‌سابقه» خواهد داد.

در بیانیۀ نمایندگی ایران در سازمان ملل که در شبکۀ اجتماعی ایکس منتشر شده‌، آمده‌است: «ایران آمادۀ گفت‌وگو بر پایۀ احترام و منابع متقابل است، اما اگر تحت فشار قرار گیرد، پاسخی خواهد داد که پیش از این دیده نشده‌است».

payam.jpgپیام فاطمه شمس در شبکه اکس:

دست کثیفت برای تمام کسانی که سالها رذالت و ریاکاری‌ و دروغ‌زنی‌های تو را باور نمی‌کردند رو شده است.

شرم می‌کنم از اینکه روزگاری با تو پیوندی داشتم. پشیمانم که بهترین سال‌های عمرم‌ را وقف جنگیدن برای آزادی تو از بند همدستان خودت کردم. خودم را نمی‌بخشم بابت آن فریب بزرگ.

تو که وقتی از قاتل بودن پدرت گفتم مرا «رذل بی‌شرف» می‌خواندی. تو که بی‌شرمانه در اوج کشتار وحشیانه‌ی مردم به همان شبکه‌ی خبری رفتی که تصویر خودت را سالها پیش بر نیمکت دادگاه نمایشی نشان داده بود چون حالا منافع شخصی و خانوادگی‌ و شهوتت برای قدرت اینطور ایجاب می‌کرد و بی‌شرمانه گفتی معترضین بیگناه یک مشت «تروریست مسلّح‌»اند و با دیکتاتور جلاد «عهد» دوستی بستی. تو که در آدم‌فروشی و‌ رذالت آن روی دیگر سکّه پدر قاتلت بودی و هستی و خواهی ماند.

فاطمه شمس و محمدرضا جلایی‌پور زوج سابق فعال در حوزه‌های سیاسی و دانشگاهی هستند که نامشان به‌ویژه در جریان حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ مطرح شد.

فعالیت‌های سیاسی: هر دو از اعضای فعال گروه‌های اصلاح‌طلب و پویش «موج سوم» در حمایت از میرحسین موسوی بودند.

بازداشت و تبعید: در خرداد ۱۳۸۸، هنگام خروج از ایران، بازداشت شدند. شمس اجازه خروج یافت و به بریتانیا رفت، اما جلایی‌پور بازداشت و روانه زندان اوین شد. شمس در دوران تبعید، نامه‌های متعددی در حمایت از همسرش منتشر کرد.

جدایی: بر اساس گزارش‌های موجود، این دو از یکدیگر جدا شده‌اند. فاطمه شمس از سال ۲۰۲۰ با فرد دیگری ازدواج کرده است.

انتصاب محمدرضا جلایی‌پور (فرزند حمیدرضا جلایی‌پور) در سال ۱۴۰۳ به عنوان قائم‌مقام معاونت راهبردی ریاست‌جمهوری (زیر نظر محمدجواد ظریف) در دولت مسعود پزشکیان، جدی‌ترین نشانه برای کسانی است که معتقدند او از یک منتقد بازداشتی به یک کارگزار حکومتی تبدیل شده است.

تغییر از خیابان به صندوق رأی: جلایی‌پور که زمانی در جریان اعتراضات ۸۸ بازداشت شده بود، در سال‌های اخیر به شدت علیه ایده‌ی براندازی موضع گرفته است. او معتقد است «تغییرات تدریجی» و «مشارکت در انتخابات» تنها راه پیشرفت ایران است. این دیدگاه در یادداشت‌های تلگرامی او و مصاحبه‌ها به وضوح دیده می‌شود

idf.jpgایران اینترنشنال - امیر آویوی، از فرماندهان سابق ارتش اسرائیل، گفت ممکن است اسرائیل پیش از آمریکا به ایران حمله کند.

او با اشاره به موضوع سرنگونی جمهوری اسلامی گفت: «این هدف چند ماه پیش مطرح نبود، اما همه‌چیز تغییر کرده است.»

او افزود قاطعیت آمریکا باعث تغییر تمایل‌ها به سمت سرنگونی حکومت‌ها شده است.

او همچنین با اشاره به تهدیدات نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی گفت که «کلید ماجرا سرنگونی حکومت ایران است» و با فروپاشی حکومت تهران، نیروهای نیابتی آن نیز فرو خواهند ریخت.

این فرمانده سابق ارتش اسرائیل با اشاره به تحولات پس از آتش‌بس غزه گفت که در افکار عمومی این تصور ایجاد شده بود که جنگ پایان یافته، اما به‌گفته او این برداشت نادرست است.

آویوی تاکید کرد که اسرائیل وارد دوره‌ای از ازسرگیری درگیری‌ها در همه جبهه‌ها خواهد شد و مسئله لبنان را مرتبط با آنچه اکنون درباره ایران رخ می‌دهد، دانست.

او افزود اسرائیل در حال آماده‌سازی برای نبرد در ایران است و احتمال وارد شدن یک ضربه پیش‌دستانه از سوی ایران را نیز مطرح کرد.

به گفته آویوی، دولت اسرائیل و سطوح بالای امنیتی این کشور در حال هشدار دادن به ایران هستند.

1919.jpgایران اینترنشنال - ویدیوی منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد خانواده آروین سالمی‌راد، کودک کشته‌شده در بوشهر، شامگاه ۱۸ دی می‌خواهند درباره او اطلاع‌رسانی کنند که حراست بیمارستان مانع می‌شود. آروین، ۱۶ ساله، ۱۸ دی‌ماه از ناحیه سر مجروح شد و ۳ بهمن‌ماه جان باخت.

در بازار قدیم رشت چه گذشت؟

| No Comments

muder.jpgعباس گودرزی در بازداشت موقت

ایندیپندنت فارسی - رسانه‌های آمریکایی شامگاه سه‌شنبه (بامداد چهارشنبه هشتم بهمن به وقت تهران) از بازداشت موقت عباس گوردون گودرزی، «در جریان تحقیقات مربوط به قتل» همسرش آرین پاپولی خبر دادند. به گزارش فاکس نیوز، این زن و شوهر در آستانه طلاق، هر دو ایرانی‌تبار بودند و با هم یک شرکت فنآوری‌های نوین انرژی پاک را اداره می‌کردند.

براساس این گزارش،پاپولی ۵۸ ساله، در ۱۸ نوامبر جاده کرست‌لاین در منطقه کوهستانی کرست‌لاین پیدا شد. در حالی که یافته‌های اولیه حاکی از مرگ بر اثر «جراحات ناشی از سقوط» بود، پزشک قانونی سن برناردینو کالیفرنیا، متعاقبا علت مرگ او را «قتل» شناسایی و اعلام کرد.

به گزارش فاکس نیوز در حالیکه «حقیقات گسترده و دامنه‌دار» در این پرونده ادامه دارد، عباس گوردون گودرزی به‌عنوان «مظنون» دستگیر شده و بدون تودیع وثیقه در بازداشتگاه به سر می‌برد.

سوابق قضایی این زوج آمریکایی ایرانی‌تبار حاکی از آن است که پاپولی تنها پنج ماه قبل از مرگ، با استناد به «اختلافات غیرقابل حل»، درخواست طلاق داده بود. در دادخواست ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵، درخواست نفقه همسر و تقسیم میلیون‌ها دلار دارایی مشترک مطرح شده بود.

این رسانه گزارش داد که بیش از ۴.۵ میلیون دلار ملک و دارایی، در دادخواست طلاق برای تقسیم «اموال بین زوجین» ذکر شده بود؛ از جمله خانه‌ای در رولینگ هیلز استیتس که گودرزی در آن دستگیر شد، خانه‌ای در چینو هیلز، یک ملک صنعتی در ماساچوست، یک قطعه زمین بدون بنا در جنوب کالیفرنیا و ملک دیگری در کرست‌لاین، شهر محل وقوع جنایت.

به گزارش کالیفرنیا پست، پاپولی و گودرزی ۲۸ سال با هم زندگی کردند. گودرزی، مهندس و مدیر اجرایی فناوری، شرکت انرژی پاک خود، US Hybrid، را در سال ۲۰۲۱ به قیمت ۵۰ میلیون دلار فروخت. پاپولی در دادخواست طلاق خود از گودرزی خواسته بود که هزینه‌های دادرسی طلاق را بپردازد، گودرزی در لایحه دفاع این درخواست را رد کرده و خواستار پرداخت این مبالغ از هر دو طرف شده بود. پرونده طلاق ۲۳ دسامبر با مرگ آرین پاپولی، متوقف شد.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgخبرنامه گویا

تمام کسانی که در برابر چنین جنایتی چشم بسته، زبان در کام کشیده و انگشت اشاره را از روی جنایت‌کار اصلی و حامیان او برمی‌دارند و آن را به‌سوی میلیون‌ها ایرانی به‌تنگ‌آمده--که کمرشان زیر بار پنجاه سال حکومت، به‌مراتب بدتر از حکومت خارجی، شکسته و امروز به امید رهایی به میدان مبارزه آمده‌اند--متوجه شخص شاهزاده رضا پهلوی می‌کنند، شریک این کشتارند.

مردمی که هر اعتراضشان فقط با گلوله پاسخ گرفته و هر نسل جوانشان ناامیدتر از نسل قبل سرکوب گردیده است.

وطن‌پرستانی که دشمن خارجی را نشانه گرفتند

چرا زبانتان در دهان نمی‌چرخد که اعتراف کنید میلیون‌ها ایرانی که روزهای هفدهم و هجدهم به میدان آمده بودند، وطن‌پرستانی بودند که خواهان سرنگونی دشمنی خارجی بودند که ایرانی نیستند و ملت نمی‌شناسند؛ دشمنانی که نه‌تنها بر خاک، بر ثروت، بر جان و مال مردم هجوم آورده‌اند، بلکه فرهنگ، تاریخ و تمدن یک کشور را نیز لگدمال کرده‌اند.

قیام مردم در هفته گذشته مبارزه آزادی‌بخش بود؛ برای آزادی از سلطه رژیمی با لشگری از نیابتی‌ها و یأجوج‌ومأجوجی که تنها در قاموس حکومت اسلامی می‌گنجد. لازم نیست که حکومت نام مهاجم خارجی داشته باشد. حکومتی مانند جمهوری اسلامی خشن‌تر از مهاجمان مغول در تاریخ معاصر ایران به ثبت رسیده است. حافظه تاریخی مردم این حکومت را جایگزین آن کرده‌اند.

آینه افکار عمومی

چرا قادر نیستید دست از تخیلاتِ ذهنیت مسموم‌شده خود بردارید؟ برای یک‌بار هم که شده تصویر واقعی خود و دیگر جریان‌های مختلف، زیر عناوین گوناگون--from اصلاح‌طلبان تا جمهوری‌خواهان و چپ و غیره--را در آینه افکار عمومی ببینید!

به‌خصوص بعد از این برخورد اخیرتان با این کشتار وسیع که در طول پنجاه سال حکومت اسلامی، در اشکال مختلف، تکرار شده است.

trump.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در تروث سوشال نوشت: «یک ناوگان عظیم در حال حرکت به سوی ایران است. این نیرو به‌سرعت و با قدرت، انگیزه و هدفمندی بالا پیش می‌رود. این ناوگان، به رهبری ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن، از آنچه به ونزوئلا اعزام شد، بزرگ‌تر است.»

او هشدار داد: «همانند ونزوئلا، این نیرو آماده، مایل و قادر است در صورت لزوم، ماموریت خود را با سرعت و خشونت به انجام برساند.»

ترامپ بر لزوم جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای تاکید کرد و گفت: «امیدوارم ایران هرچه سریع‌تر پای میز مذاکره بیاید و بر سر یک توافق عادلانه و منصفانه مذاکره کند، بدون سلاح هسته‌ای، توافقی که برای همه طرف‌ها خوب باشد... زمان در حال از دست رفتن است و موضوع کاملا فوری است.»

او ادامه داد: «همان‌طور که قبلا یک‌بار به ایران گفتم: توافق کنید! آنها این کار را نکردند و نتیجه آن عملیات چکش نیمه‌شب بود؛ تخریب گسترده ایران. حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود! نگذارید دوباره چنین اتفاقی بیفتد.»

ترامپ: یک ناوگان زیبای دیگر همین حالا در حال حرکت به سوی ایران است، خیلی زیبا در حال حرکت است، باید دید چه می‌شود

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در سخنرانی روز سه‌شنبه در آیووا، گفت که یک «آرمادای» زیبای دیگر همین حالا در راه ایران است. او در عین حال گفت، ببینیم چه می‌شود، امیدوارم توافق کنند.

حقایق ناشناخته درباره نمک

| No Comments

Ali_Mirfetrous_2.jpg

ـ « نه !

مرگ است این

که به هیأت قِدّیسان

برشطِّ شادِ باورِ مردم

پارو کشیده است. »

این را خروس های روشنِ بیداری

ـ خون کاکُلانِ شعله ورِ عشق-

گفتند.

ـ « نه !

این ،

منشورهای منتشرِ آفتاب نیست

کتیبۀ کهنۀ تاریکی ست ـ

که ترس وُ

تازیانه وُ

تسلیم را

تفسیر می کند.

آوازهای سبزِ چکاوک نیست

این زوزه های پوزۀ«تازی ها»ست

کز فصل های کتابسوزان

وز شهرهای تهاجم و تاراج

می آیند»

این را سرودهای سوخته

در باران

می گویند...[1]

تاریخ در جغرافیا تحقّق می یابد و لذا، شناخت جغرافیا(مکان)برای درکِ پدیده های تاریخی ضروری است. اسلام در قبایل بَدَوی عربستان ظهور کرده بود و بازتاب بادیه نشینی و بَدَویّت آن قبایل بود.این بَدَویّت به تازیان مهاجم در حمله به شهرهای متمدّن چنان جسارت و جرأتی می داد که غالباً به «فتح» منجر می شد. ابن خلدون در این باره معتقد است:

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgخبرنامه گویا

نگاهی تاریخی

نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد؛ همه دیکتاتوری‌ها سرانجام با یک اشتباه مهلک، مهر باطل بر بساط خون‌ریز خود می‌زنند. خامنه‌ای نیز با فرمان کشتار بی‌رحمانه ملت ایران و تأکید بر «به کوچک و بزرگ رحم نکنید» و در نتیجه کشتار جمعیِ وسیع و بی‌رحمانه‌ای که در قرن جاری بی‌سابقه بود، سرنوشت خود و رژیم‌اش را برای سرنگونی نهایی رقم زد.

دروغ بزرگ و مهندسی مشروعیت

وی با یک دروغ بزرگ و حیله ماکیاولیستی و تقسیم قلابی و دروغین نیروهای تحت امرش به اصول‌گرا و اصلاح‌طلب و جنگ تبلیغاتی گوبلزگونه آلمان نازی توانسته بود، بر سر چند میلیون قشر متوسط و خاکستری جامعه ایران سوار شود و با به پای صندوق آرای قلابی آوردن آن‌ها، کسب مشروعیت در جامعه جهانی به‌دست آورد. در همین راستا آمریکا و اروپا نیز بیش از همه گول این ترفند شیطانی را خورده بودند؛ یک روز برای ریاست‌جمهوری خاتمی و روز دیگر برای روحانی و سرانجام پزشکیان سرمایه‌گذاری نمودند؛ که به‌اصطلاح در مقابل اصول‌گرایان اقتدارطلبِ ضدغرب ایستادگی نموده و رژیم را بر سر عقل آورده و با اصلاحات ساختارشکن و هزینه حداقلی، همچون لغو تحریم‌ها، کلیت رژیم را اصلاح نمایند.

لو رفتن ترفند

اکنون در پی فرمان قتل‌عام ملت ایران و در نتیجه کشتار ده‌ها هزار انسان بی‌سلاح و صدها هزار مجروح و زندانی، این ترفند و دروغ بزرگ لو رفته و این حقیقت برملا شد که مهم‌ترین نیروی قدرت و تداوم حاکمیت خامنه‌ای، یعنی اصلاح‌طلبان، با سکوت خود در مقابل این جنایات و قتل‌عام بزرگ، خود را لو داده‌اند؛ و در نتیجه قشر خاکستری جامعه به اشتباه خود پی برده و اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که «سگ زرد برادر شغال است». این امر موجبات اجماع ملی علیه کل این بساط ضد ایران و ایرانی را فراهم نموده است. در نتیجه، عواقب این جنایات بزرگ سرانجام دامن خامنه‌ای و رژیم را خواهد گرفت.

پیام‌های واصله از داخل ایران حاکی است که ملت ایران برای نخستین بار نه‌تنها اتحاد خود را حفظ کرده، بلکه با عزمی راسخ‌تر و اراده‌ای آهنین، خود را آماده می‌کند تا با یک ضربه نهایی، انتقام خون‌ریزی‌های اخیر و کشتار بهترین فرزندان خود را بگیرد.

اشتباه مرگ‌بار دوم

اشتباه مرگ‌بار دوم خامنه‌ای، به‌کار بردن مزدوران تروریست نیابتی‌اش است که خاورمیانه را دچار آتش و خون نموده بودند، در سرکوب بی‌رحمانه مردم. برخی اخبار و ویدیوهای وارده از ایران حاکی از به‌کارگیری خشونت قرون‌وسطایی از سوی این تروریست‌های حرفه‌ای در کشتار بی‌رحمانه و دسته‌جمعی مردم ایران است؛ که موجبات ریزش ولو اندکِ نیروهای سرکوب و حتی در درون خانواده‌های آنان را فراهم ساخته است.

این‌که بشریت هر اندازه هم در مقابل ظلم بی‌تفاوت باشد، سرانجام در برابر صحنه‌های دل‌خراش حمله تروریست‌های خارجی در قلب شهرهای بزرگ ایران به مردم بی‌پناه و بی‌سلاح هم‌میهنان، از درون می‌شکند و علیه وضعیتی که روح و روان‌اش را با زخم‌های این‌چنانی دریده است، ابتدا اعتراض و سرانجام قد علم می‌کند. این یعنی ریزش نیروهای وفادار رژیم؛ ریزشی که هم‌اکنون با افشا شدن جنایات وحشتناک عمال رژیم، در میان قشری از نیروهای میانه و صفِ کل بساط سرکوب رژیم در حال شکل‌گیری است.به آخر خط

این یعنی به آخر خط رسیدن خامنه‌ای و آدم‌کشان حرفه‌ای‌اش؛ اعم از تیم پزشکیان، مجلس ضد ایران و ایرانی و اعضای دفتر اهریمنی‌اش و جنایت‌کارانی چون لاریجانی و رادان، که مستقیماً مجری دستور کشتار بی‌رحمانه خامنه‌ایِ جنایت‌کارِ زن‌ستیزِ کودک‌کش بوده‌اند.

جمع‌بندی

در نتیجه اکنون هیچ راه بازگشتی باقی نمانده و تنها راه پیش‌رو، علی‌رغم همه ناهمواری‌ها، قیام نهایی برای انتقام و حذف این بساط اهریمنی، یک‌بار و برای همیشه، از ایران است. و بس.

علی‌اکبر امیدمهر

nik.jpgتحرک و ظرفیت جمهوری اسلامی در تمامی ساحت‌ های حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به نقطه صفر رسیده است. اقتصاد کشور در وضعیتی فلج‌کننده گرفتار آمده، خزانهٔ دولت تهی، توان مانور حاکمیت به زیر صفر سقوط کرده، قدرت خرید اکثریت مردم در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد، بازار بی‌ رمق و کاملاً بی‌جان است و بطورکلی، در هیچ بخشی از جامعه نشانی از برون رفت از وضعیت وخیم تحمیل شده وجود ندارد چه رسد به پویایی. در چنین وضعی، چرخ اقتصاد از کار افتاده و معیشت عمومی در سراشیبی سقوطی بی‌ بازگشت قرار گرفته است.

در متن این فروپاشی اقتصادی، حکومت به‌جای پاسخ‌گویی، به سرکوب عریان و قتل‌ عام مردمی روی آورد که دست به اعتراضات مدنی زده بودند. کشتاری که از حیث گستره و بی‌ رحمی، نه‌تنها در تاریخ معاصر ایران، بلکه در مقیاس جهانی نیز کم‌ سابقه بوده است. خشم انباشته جامعه نسبت به این جنایت جمعی، سراسر ایران را درنوردیده و به‌هیچ‌ روی مهارشدنی نیست. حاکمیتی که بقای خود را بر کشتار بنا کرده، دیگر توان گریز از پیامدهای این خشم عمومی را ندارد.

هم‌زمان، افکار عمومی جهان نیز به‌ روشنی علیه این ماشین کشتار صف‌آرایی کرده است. سپاه پاسداران، به‌عنوان بازوی اصلی سرکوب و صدور خشونت، بیش از پیش در نگاه جهانیان در جایگاه یک نیروی تروریستی تثبیت می شود. سیاست چهل‌ و هفت ساله موسوم به "صدور انقلاب اسلامی" با شعارهای ضداسرائیلی و ضدآمریکایی، که در عمل به تقویت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی به بهای فقر، فلاکت و محرومیت مردم ایران انجامید، اکنون با وارد آمدن ضربات تعیین‌کننده به این شبکه‌های نیابتی به شکست کامل رسیده است.

در چنین وضعیتی، جمهوری اسلامی در محاصره‌ای دو جانبه قرار دارد. از یک‌ سو در محاصره اراده رهایی‌ خواه مردم ایران، و از سوی دیگر در محاصره فشار و تهدید نظامی ایالات متحده، با نقش‌آفرینی اسرائیل در پس‌ زمینه. در این تنگنا و بن بست، حاکمیت هیچ راهی جز سرنگونی پیشِ رو ندارد؛ یا باید تن به شروط آمریکا دهد، یا وارد رویارویی نظامی با آمریکا و اسرائیل شود. و در هر دو سناریو، فرجامی جز فروپاشی در انتظارش نیست. ازاین‌رو، دیر نخواهد پایید که با اراده‌ای خلل‌ناپذیر و تاریخی، نعش جمهوری اسلامی را بر دوش گیریم. نه به نشانه همدلی، که به‌ مثابه حمل بارِ یک دوره هولناک سپری‌شده، تا آن را به گور تاریخ بسپاریم و راه را برای تولد نظمی نو بگشاییم.

نیکروز اعظمی

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

یک هم‌میهن گرامی یادآور شده بود که چنین درخواستی با وتوی شورای امنیت از سوی روسیه و چین روبرو خواهد شد.

ضمن سپاس از این هم‌میهن، من نیز ازاین امر آگاه بوده و می‌دانم که اجرای بند هفتم در احتیار شورای امنیت سازمان ملل با 15 عضو خود که پنج عضو آن دارای حق وتو است ولی به دو نکته در این باره نیز باید توجه داشت:

*ارسال هزاران نامه از سوی ایرانیان دست‌کم می‌تواند مدیرکل سازمان ملل را مجبور به واکنش بنماید چون وظیفه‌اش است وشاید به در میان گذاشتن موضوع در شورای امنیت کشیده شود. اگر چنین شود، به خودی خود یک کامیابی است.

** فراموش نباید کرد که تصمیم حمله به عراق و لیبی در شورای امنیت گرفته شد در حالی که این دو کشور پیوندِ خوبی با دست‌کم روسیه داشتند. کسی چون پوتین هرگز روی اسب لنگ شرط بندی نمی‌کند و چین هم اکنون چنان سودی در کشورهای خاورمیانه دارد که حکومت اسلامی را چون یک مزاحم می‌بیند اگر چه بیان نمی‌کند چون دارد نفت ایران را می‌دوشد. اکنون مباد له وسرمایه گذاری چین با امارات و عربستان هیچ با رابطه تجاری/اقتصادی با حکومت اسلامی قابل برابری و سنجش نیست و اگر بنا برگزینش شود حکومت اسلامی نقش همان اسب لنگ را برای چین هم خواهد داشت. کشتار دهشتناک در ایران که بی تردید جنایت برعلیه بشریت است نیز یک فاکتور نیرومند است که شاید این دو کشور را نیز زیر فشار همبستگی جهانی با مردم ایران قرار دهد که با اجرای فصل هفتم منشور موافقت کنند. حتا اگر چنین هم نشود، ما به یاد همه جان‌باختگان جاویدان راه آزادی ایران، کوششی اندک انجام داده‌ایم.

در آخر بیافزایم و یک‌بار دیگر به هم‌میهنان گرامی تأکید کنم که نوشتن دو خط نامه اگر هزاران ایرانی دست به چنین کاری بزنند، بی تآثیر نخواهد بود.

Hanif_Heidarnejad.jpgبسیاری از ایرانیان، به‌ویژه ایرانیان ساکن کشورهای عضو اتحادیه اروپا، سال‌هاست خواهان آن هستند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا قرار گیرد. این مطالبه، پس از کشتار معترضان در دی‌ماه، نقض گسترده حقوق بشر و نقش فعال سپاه پاسداران در سرکوب اعتراضات مردمی، بیش از پیش به یک خواست عمومی تبدیل شده است.

با این حال، اتحادیه اروپا تاکنون به دلایل حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک از برداشتن این گام خودداری کرده است. اما پس از کشتار گسترده معترضان، نشانه‌هایی از تغییر تدریجی فضا و مواضع در اروپا دیده می‌شود؛ تغییری که می‌تواند زمینه‌ساز یک تصمیم تاریخی باشد.

برای آنکه این خواست به نتیجه برسد، شناخت ساختار و لایه‌های مختلف تصمیم‌گیری در اتحادیه اروپا اهمیت اساسی دارد.

رأی پارلمان اروپا؛ گامی مهم اما ناکافی

در ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ (۲ بهمن ۱۴۰۴)، پارلمان اروپا با اکثریتی قاطع قطعنامه‌ای را تصویب کرد که در آن:

  • سرکوب خشونت‌بار معترضان در ایران محکوم شد،
  • و از شورای اتحادیه اروپا خواسته شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج و نیروی قدس را در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه قرار دهد.

این قطعنامه با ۵۶۲ رأی موافق، ۹ رأی مخالف و ۵۷ رأی ممتنع به تصویب رسید.

این رأی از نظر سیاسی و نمادین بسیار مهم است، اما باید تأکید کرد که پارلمان اروپا اختیار تصمیم‌گیری نهایی برای قرار دادن یک نهاد در فهرست تروریستی را ندارد. تصمیم اجرایی باید در نهادی دیگر، یعنی شورای اتحادیه اروپا، گرفته شود.

چرا مصوبه پارلمان اروپا به‌تنهایی اجرایی نمی‌شود؟

ساختار تصمیم‌گیری در اتحادیه اروپا چندلایه است. برای آنکه قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی جنبه اجرایی و حقوقی پیدا کند، طی شدن مراحل زیر ضروری است:

یکم: تصمیم در شورای اتحادیه اروپا

تصمیم رسمی باید در شورای اتحادیه اروپا اتخاذ شود؛ شورایی متشکل از وزرای خارجه ۲۷ کشور عضو.
در حوزه سیاست خارجی، امنیت و تحریم‌ها، این شورا معمولاً باید با اتفاق آرا تصمیم بگیرد. به بیان دیگر، مخالفت حتی یک کشور می‌تواند کل روند را متوقف کند.

دوم: نقش کمیسیون اروپا و دستگاه سیاست خارجی

پس از تصمیم سیاسی در شورای اتحادیه اروپا، کمیسیون اروپا و دستگاه سیاست خارجی اتحادیه وظیفه دارند آن را از نظر حقوقی تدوین و اجرایی کنند. در این مرحله، نقش مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بسیار تعیین‌کننده است.

در حال حاضر، مسؤول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا کایا کالاس (Kaja Kallas)، نخست‌وزیر پیشین استونی، است. او ریاست نشست‌های سیاست خارجی شورای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد، دستور جلسات را هماهنگ می‌کند و نقشی کلیدی در ایجاد اجماع میان کشورهای عضو ایفا می‌کند. از این رو، دفتر او و تیمش در سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا (EEAS) یکی از مهم‌ترین کانون‌های اثرگذاری در این پرونده به شمار می‌رود.

شورای اروپا چیست و چه نقشی دارد؟

در کنار شورای اتحادیه اروپا، نهادی دیگر به نام شورای اروپا (European Council) نیز وجود دارد که نباید با آن اشتباه گرفته شود. شورای اروپا متشکل است از سران کشورها یا دولت‌های ۲۷ کشور عضو (نخست‌وزیران یا رؤسای جمهور)، به‌اضافه:

  • رئیس شورای اروپا: آنتونیو کوستا (António Costa)،
  • رئیس کمیسیون اروپا: اورزولا فن در لاین (Ursula von der Leyen)،
  • و مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا: کایا کالاس (Kaja Kallas).

این شورا معمولاً چند بار در سال در بروکسل تشکیل جلسه می‌دهد و در شرایط بحرانی نیز نشست‌های فوق‌العاده برگزار می‌کند. شورای اروپا قانون تصویب نمی‌کند، اما جهت‌گیری سیاسی کلان اتحادیه را تعیین می‌کند و می‌تواند در موضوعات حساس سیاست خارجی، بن‌بست‌ها را بشکند یا برعکس، مانع پیشرفت شود.

در موضوع سپاه پاسداران، حمایت یا مخالفت سران کشورها در شورای اروپا می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در شکستن یا تداوم بن‌بست در شورای وزرای خارجه داشته باشد.

Hamed_Aiynehvand_3.jpgدوری از وطن، مرا واداشته است که در تحلیل وضعیت سیاسی ایران، صرفاً به برداشت‌های شخصی و داده‌های دیجیتال متکی نباشم. به همین دلیل، بخش مهمی از وقت من صرف تماس با افرادی در داخل کشور می‌شود؛ کسانی با دیدگاه‌ها، طبقات اجتماعی، گرایش‌های سیاسی و سطوح تحصیلی متفاوت و گاه متضاد. آنچه از این تماس‌ها برمی‌آید، تصویری واحد دارد: جامعه‌ای که به نقطه پایان رسیده است.

قتل‌عام گسترده مردم ایران در جریان تظاهرات بی‌سابقه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، به دستور مستقیم علی خامنه‌ای و با مشارکت سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای امنیتی، نه فقط صفحه‌ای تازه در تاریخ سرکوب ایران، بلکه رکوردی سیاه در تاریخ معاصر جهان ثبت کرد. سرکوبی عریان، سریع و بی‌رحم که جهان را در بهت و اندوه فرو برد.

جامعه جوان ایران، به‌ویژه متولدین دهه ۶۰ به این‌سو، سال‌ها کوشید از همه ظرفیت‌های مدنی ـ حتی ناممکن‌ترین آن‌ها ـ برای جلوگیری از انفجار اجتماعی استفاده کند. تلاش کردند از دل یکی از بی‌معناترین صندوق‌های رأی جهان، معنا بیرون بکشند. آن‌ها ساده‌لوح نبودند. به‌خوبی می‌دانستند میان محمد خاتمی و احمد خاتمی، روحانی و رئیسی، جلیلی و پزشکیان تفاوتی بنیادین وجود ندارد. همه شریک یک سفره‌اند؛ سفره‌ای که برای بقای آن، ریختن خون مردم مباح شمرده می‌شود. با این حال، امید داشتند با کند کردن تیغ بربریت شیعی، شاید روزی بتوان این کابوس را بی‌هزینه‌تر پایان داد.

معدود چهره‌هایی از درون نظام، مانند میرحسین موسوی، مصطفی تاج‌زاده و ابوالفضل قدیانی، از این سفره خونین فاصله گرفتند و برای گذار تلاش کردند؛ تلاشی که امروز، زیر دریایی از خون، عملاً بی‌اثر شده است. نظام با انتخاب قتل‌عام، همه راه‌های اصلاح و گذار کم‌هزینه را سوزانده است.

از ۹۶ به بعد، خیابان دیگر ابزار فشار نبود؛ میدان تقابل مستقیم بود. هر اعتراض، رادیکال‌تر و فراگیرتر از پیش. اما ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه دیگر «اعتراض» نبود. این یک خیزش انقلابی تمام‌عیار بود. بدون شکاف در بالا، اما با همه مؤلفه‌های یک انقلاب اجتماعی. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد تمام استان‌ها، حتی قم و مشهد ـ پایگاه‌های سنتی رژیم ـ شاهد حضور گسترده اقشار مختلف مردم بوده‌اند.

27.jpgایران اینترنشنال - فاکس‌نیوز گزارش داد که وزارت امنیت داخلی آمریکا سه تبعه ایرانی را که به «اقدامات تروریستی شناخته‌شده یا مظنون» بوده‌اند، از آمریکا اخراج کرده است. به‌گفته وزارت امنیت داخلی آمریکا، این سه نفر که یک‌شنبه پنج بهمن از آمریکا اخراج شدند از اعضای سابق سپاه بوده‌اند.

شبکه فاکس‌نیوز در گزارش خود این سه نفر را احسان خالدی، محمد مهرانی و مرتضی نصیری‌کاکولکی معرفی کرده است.

براساس این گزارش، این افراد جزو ۱۴ ایرانی بودند که یک‌شنبه با یک پرواز به ایران بازگردانده شدند. این نخستین پرواز بازگرداندن مستقیم مهاجران اخراج‌شده به تهران از زمان آغاز اعتراضات سراسری ضدحکومتی در ایران است که به سرکوبی خونین از سوی جمهوری اسلامی انجامید.

بر اساس اعلام وزارت امنیت داخلی، محمد مهرانی و احسان خالدی در سال ۲۰۲۴ به‌طور غیرقانونی از طریق جنوب کالیفرنیا وارد ایالات متحده شده بودند. مرتضی نصیری‌کاکولکی نیز در نوامبر ۲۰۲۴ به‌طور غیرقانونی وارد آمریکا شد و در نزدیکی سن‌لوئیس، ایالت آریزونا، از سوی نیروهای گشت مرزی شناسایی و بازداشت شد.

28.jpgروح اله رحیم پور در شبکه اکس نوشا: این صدای محمدعلی آهنگران فرزند صادق آهنگران (مداح حکومتی) است که با صراحت و با افتخار از کشتن هم‌وطنان خود به صرف مطالبه یا حتی موافقت با حملهٔ نظامی آمریکا و اسرائیل و کشتار معترضان توسط حکومت، دفاع می‌کند!

argo.jpgیورونیوز - حساب کاربری رسمی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در شبکه اجتماعی ایکس، در اقدامی که به نظر بخشی از یک جنگ روانی علیه ایران همزمان با احتمال حمله نظامی ایالات متحده می‌آید، سالگرد یکی از مشهورترین عملیات‌های اطلاعاتی خود در خاک ایران را یادآوری کرد.

این سازمان با انتشار تصویری از جیمی کارتر در کنار چند دیپلمات‌ آمریکایی نوشت: «سال ۱۹۸۰ در چنین روزی، سیا ۶ آمریکایی را که در سفارت کانادا در تهران پنهان شده بودند، نجات داد.»

اشاره سیا به عملیاتی است که بعدها دستمایه ساخت فیلم هالیوودی «آرگو» شد. در جریان تسخیر سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹)، شش دیپلمات آمریکایی موفق شدند از درب پشتی سفارت فرار کرده و در خانه سفیر و کاردار کانادا پنهان شوند.

cia.jpg

در ۲۸ ژانویه ۱۹۸۰، یک مامور سیا به نام تونی مندز با پوشش ساختگی یک گروه فیلم‌سازی علمی-تخیلی وارد تهران شد و با تغییر چهره و مدارک جعلی، موفق شد این شش نفر را از فرودگاه مهرآباد و از سد نیروهای امنیتی وقت عبور داده و از ایران خارج کند.

انتشار این پیام درست در روزهایی که ناوگان عظیم دریایی آمریکا تحت هدایت ناوهواپیما‌بر «آبراهام لینکلن» به سواحل ایران نزدیک شده و دونالد ترامپ از «شمارش معکوس» برای تغییر رژیم سخن می‌گوید، می‌تواند معانی دیپلماتیک و امنیتی خاصی داشته باشد.

تیزر فیلم آرگو:

آرگو (به انگلیسی: Argo)، یک فیلم آمریکایی به کارگردانی بن افلک است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. داستان این فیلم دربارهٔ وقایع بحران گروگان‌گیری در سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران است و به ماجرای فرار ۶ دیپلمات آمریکایی می‌‌پردازد.

zaaa.jpg

خبرنامه گویا - پس از کشتار معترضان و سرکوب گسترده، عباس عبدی و احمد زیدآبادی واکنش‌هایی نشان دادند که هر دو از نگاه منتقدان ناکافی و بحث‌برانگیزند. زیدآبادی، معروف به «شرفِ اهل قلم»، بر مواضع سرد و غیرپوپولیستی خود پافشاری کرد، شروطی چون اسلام، فلسطین و پرهیز از خشونت برای همراهی فرضی با اپوزیسیون مطرح کرد، اما هیچ توجهی به مطالبه دادخواهی قربانیان و خشم عمومی نکرد و عملاً از لحظه خون فاصله گرفت.

عبدی اما با ذهنیت اصلاح‌طلبانه و میانه‌رو، مسیر دیگری را برگزید: او در آخرین یادداشت مطبوعاتی خود نظام آموزشی جمهوری اسلامی را نقد کرد اما تصمیم گرفت حضور خود در رسانه‌های متصل به قدرت را قطع کند. این سکوت و کنار کشیدن، اگرچه محافظه‌کارانه، در عمل نشان‌دهنده عقب‌نشینی از صحنه بحران و نپذیرفتن مسئولیت بود.

در نهایت، هر دو کنش ایستادن سرد و منفعلانه زیدآبادی و سکوت محافظه‌کارانه عبدی--نقاط ضعف اخلاق قلم را آشکار می‌کنند. در لحظه‌ای که جامعه با خون و مرگ روبه‌روست، تاریخ به اقدام یا فقدان آن نگاه خواهد کرد، نه به نیت‌ها؛ اینکه چه کسی ایستاد و چه کسی خاموش شد.



سفیدشویی سی ان ان در تهران

| No Comments

گزارش خبرنگار سی ان ان در کنار دیوارنگاره میدان ولیعصر با شعار «هرکس باد بکارد، طوفان درو می‌کند»

1919.jpgایندیپندنت فارسی - سایه رحیمی : تازه‌ترین آمار منتشرشده در وب‌سایت کاندوئیت از اتصال‌های روزانه که در روز سه‌شنبه هفتم بهمن‌ماه (۲۷ ژانویه) به‌روزرسانی شد، نشان می‌دهد تعداد اتصال‌های روزانه از ایران به شبکه کاندوئیت سایفون به بیش از ۲۴ میلیون و ۷۰۰ هزار رسیده است.

این در حالی است که میزان ترافیک کاربران ایرانی تا پیش از ۲۰ ژانویه کمتر از هشت هزار اتصال روزانه بود و از این تاریخ به بعد، نمودار با رشدی ناگهانی و شتابان مواجه شد؛ به‌گونه‌ای که در ۲۲ ژانویه، شمار اتصال‌ها از مرز یک‌ میلیون و ۵۰۰ هزار عبور کرد و تنها دو روز بعد، در ۲۴ ژانویه، به بیش از چهار میلیون اتصال روزانه رسید.

بر اساس همین آمار، کاربرانی از کشورهای روسیه، ترکمنستان، میانمار و اوکراین نیز از این سرویس استفاده کرده‌اند، با این حال داده‌ها نشان می‌دهد که بیش از ۹۹ درصد از کل استفاده ثبت‌شده کاندوئیت سایفون به کاربران داخل ایران اختصاص دارد.

در شرایطی که جمهوری اسلامی با قطع یا اختلال گسترده در اینترنت می‌کوشد تمامی مسیرهای ارتباطی داخل ایران با خارج از کشور را مسدود کند و جریان اطلاع‌رسانی را به انحصار خود درآورد، ابزارهایی مانند اینترنت استارلینک و کاندوئیت سایفون به‌منزله کورسوی امیدی برای حفظ ارتباط ایرانیان با جهان خارج عمل می‌کنند. با این حال، دسترسی به اینترنت استارلینک در وضعیت کنونی برای همه امکان‌پذیر نیست و همچنان به امکانات، هزینه و زیرساخت‌هایی محدود وابسته است.

از سوی دیگر، فیلترشکن‌های تجاری گران‌قیمت هم افزون بر تحمیل بار مالی بر کاربران، اغلب پایداری و امنیت لازم را ندارند و مدام قطع یا مختل می‌شوند.

در چنین شرایطی، امکان برقراری ارتباط از طریق کاندوئیت به‌عنوان راهکاری امن‌تر و مقاوم‌تر مطرح می‌شود؛ راهکاری که منافع تجاری فیلترشکن‌فروشی پشت آن نیست، بلکه بر پایه همبستگی میان ایرانیان داخل و خارج از کشور شکل گرفته و امکان عبور از سد سانسور و تداوم جریان آزاد اطلاعات را فراهم کرده است.

ba.jpgایران اینترنشنال - بیل آکمن، میلیاردر و مدیر یکی از بزرگ‌ترین صندوق‌های سرمایه‌گذاری آمریکا، از رییس‌جمهوری، وزیر خارجه و وزیر جنگ آمریکا خواست گزارش تصویری ایران‌اینترنشنال در مورد یکی از بزرگ‌ترین جنایات علیه بشریت در دهه‌های اخیر را ببینند. او خطاب به ترامپ نوشت: وقت آن است که کار را تمام کنیم.

آکمن سه‌شنبه هفتم بهمن با بازنشر این گزارش مستند در شبکه اجتماعی ایکس، با تاکید بر اینکه سپاه پاسداران «صادرکننده تروریسم در سراسر جهان است» افزود: «رها کردن این هیولاها در کنترل دومین ذخایر بزرگ نفتی خاورمیانه که آنها همچنان از آن برای تأمین مالی تروریسم در سراسر جهان، بازسازی توانایی هسته‌ای خود و حمایت از دشمنان اصلی ما استفاده خواهند کرد، همچنان یک تهدید وجودی بسیار جدی، مداوم و بلندمدت برای ایالات متحده و جهان است.»

او با اشاره به این نکته که ایالات متحده قدرتمندترین کشور جهان است، خطاب به دونالد ترامپ نوشت: «شما مردی هستید که به حرف خود عمل می‌کنید» و اضافه کرد: ‌«شما خط قرمزی در مورد کشتار معترضان توسط رژیم ترسیم کردید. طبق گزارش‌ها، آنها اکنون ۴۳هزار نفر را کشته و صدها هزار نفر دیگر را نابینا و معلول کرده‌اند.»

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال یکشنبه پنجم بهمن در دومین بیانیه‌ خود با استناد به مدارک و روایت‌های تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته‌ شده‌اند.

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال الگوی روشن‌تری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیری‌ها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه می‌دهد و از اعدام‌های بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمی‌دارد.

آکمن همچنین خطاب به ترامپ نوشت: «شما از مردم ایران خواسته‌اید که به اعتراضات خود ادامه دهند، همانطور که آنها شجاعانه و بدون سلاح و با هزینه گزاف، ده‌ها هزار جوان را در برابر این رژیم نسل‌کش از دست داده‌اند.»

او در ادامه با اشاره به این موضوع که رییس‌جمهوری آمریکا «به تمام تعهداتی که به مردم آمریکا و جهان داده» عمل کرده است، افزود: «‌شهرت شما در عمل به وعده‌های‌تان، ایالات متحده را دوباره به عنوان قدرتمندترین کشور جهان مورد احترام قرار داده است.»

27.jpg

زیتون - سروش دباغ

«ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردیست در این سینه که همزاد جهان است
از داد و وِداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چقدر فاصله ی دست و زبان است»

نسل من، پنج سرکوبِ سنگین و خونینِ اعتراضات و جنبش های مردمی اصیل را طی قریب به سه دهۀ گذشته توسط حکومت دیده و با گوشت و پوست خود لمس کرده و چشیده: جنبش دانشجویی در سال ۱۳۷۸، جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، اعتراضات مردم به گران شدن قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸، جنبش « زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴.

سوگمندانه، در تمام موارد یاد شده، در مواجهۀ با مطالباتِ بجا و بحقّ معیشتی- مدنی- سیاسی- اجتماعیِ مردمان، حکومت از سه راهکار ناتراشیده، ناموجه و ناکارآمد استفاده کرده: «سرکوب»، «انکار» و «فرافکنی» . در روایت های رسمی حکومت در این میان، در ابتدا اعتراضات سرکوب شده، در ادامه مسئولان از در انکار در آمده و در ادامه پای فرافکنی را به میان کشیده اند و با «فتنه‌گر»، «اغتشاش‌گر» و «تروریست» خواندنِ شهروندانِ معترض، مسبب و مقصر اصلی را در بیرون مرزها، اعمّ از کشورهای امریکا و انگلیس و اسرائیل و « رسانه های معاند» جستجو کرده و سراغ گرفته اند.

از آنجائیکه نظارت جدی و درست و درمانی بر کار نیروهای سرکوب و امنیتی در میان نیست و این جماعت به جایی پاسخگو نیستند؛ متاسفانه هر چه پیشتر آمده ایم، میزان و حجم این سرکوبها بیشتر شده است. در سال ۸۸ حدودا ۱۰۰ نفر کشته شدند؛ در سال ۹۸ حدود ۱۵۰۰ نفر، در سال ۱۴۰۱ حدود ۵۵۰ نفر و در حال حاضر، سخن از در خون غلتیدنِ چندین هزار نفر است:

رواست گر من از این غصه خون بگریم، خون
سزاست گر من از این غصه، زار گریم، زار

مادامی که رویۀ حکومتِ مستظهر به استبداد دینی از این قرار است و از سه گانۀ «سرکوب»، «انکار» و «فرافکنی» استفاده می کند و ظلم عیان و عریانی در حق شهروندان بی پناه روا می دارد و بر آن مصرّ است؛ در بر روی همین پاشنه می چرخد، کهنه بر کهنه انبار می شود، گشایشی حاصل نمی گردد و هر از گاهی شاهد این فجایع هولناک در کشور عزیزمانه ستیم. تا وقتی «علت» در میانه هست و از بین نرفته، «معلول» هم هست، سر بر می آورد و جایی نمی رود.

حکومتی که در پی « جمع کردن» امور به زور سرنیزه است، نه « حلّ کردن» مشکلات و معضلات و دست ردّ به سینۀ مطالباتِ بحقّ اکئریت مردم می زند و با برساختن روایت های محرّف و مجعول آنها را نمی بیند و حقوق شهروندی آنها را به رسمیت نمی شناسد؛ قدمی رهگشا در راستای کاستنِ از انبوه مطالبات مردم رنجدیده و داغ دیده بر نمی دارد و چرخۀ معیوب و مخرّبِ سرکوب، انکار و فرافکنی تکرار می شود و تکرار می شود و تکرار می شود.

شلر حقانی فر این دو تصویررا در ایکس خود منتشر کرد

G_l0EdSWsAA-de-.jpg

G_l0EdUWUAAkhDM.jpg

goor.jpgروزنامه بریتانیایی گاردین در گزارشی درباره کشتار معترضان در ایران، از احتمال دفن دسته‌جمعی اجساد برای مخفی کردن آمار واقعی کشته‌شدگان خبر داد

گاردین سه‌شنبه هفتم بهمن ماه نوشت که در جریان این کشتار در سراسر ایران، در سردخانه‌ها و قبرستان‌ها، اجساد روی هم انباشته شد.

بر اساس این گزارش، این اجساد به‌حدی بود که بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز پزشکی قانونی از عهده‌ برنیامدند و مجبور شدند کامیون‌های حامل اجساد را بازگردانند.

گاردین نوشت: «کارکنان گورستان‌ها و پزشکی قانونی از آشفتگی سخن می‌گویند، همراه با گزارش‌هایی از فشار مقامات برای دفن سریع و دسته‌جمعی اجساد به‌منظور پنهان کردن تعداد واقعی کشته‌شدگان.»

در یکی از سردخانه‌ها، کارکنان به گاردین گفتند با چندین کامیون پر از جسد مواجه شدند که بسیار فراتر از ظرفیت سردسازی و نگهداری آن مرکز بوده است.

وقتی کارکنان اعتراض کردند که نمی‌توانند این حجم از اجساد را پردازش کنند، دو کامیون حامل اجساد به مکانی دیگر منتقل شد: «اما وقتی کارکنان سردخانه تلاش کردند پیگیری کنند که اجساد به کجا برده شده‌اند، دریافتند که هیچ یک از مراکز بزرگ پزشکی قانونی در منطقه، آن‌ها را تحویل نگرفته است.»

گاردین نوشت: «پزشکان ظن خود را ابراز کردند که این جریان ممکن است با دفن دسته‌جمعی مرتبط باشد.»

rfi.jpgدر حالی که شمار قربانیان سرکوب در ایران به‌ سرعت رو به افزایش است، فیگارو می‌نویسد آمریکا میان مذاکره و اقدام نظامی سرگردان مانده و اروپایی‌ها ترجیح داده‌اند سکوت کنند: تردیدهایی که به باور این روزنامه، مستقیماً به زیان معترضان ایرانی و کشته شدن ده‌ها هزار تن از آنان تمام شده است

ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه

نشریه فیگارو، روزنامه صبح پاریس، در تحلیلی مفصل می‌نویسد: در حالی که شمار قربانیان سرکوب در ایران لحظه‌به‌لحظه افزایش می‌یابد، ایالات متحد آمریکا میان دیپلماسی و اقدام نظامی سرگردان است و اروپایی‌ها، به تعبیر این روزنامه، «نگاه خود را از صحنه برگردانده‌اند». پرسشی که فیگارو بی‌پرده مطرح می‌کند، تلخ و سرنوشت‌ساز است: «آیا ایرانیان بار دیگر قربانی حفظ یک توازن خیالی خواهند شد؟»

پس از حملات اسرائیل و آمریکا در خرداد گذشته به تأسیسات هسته‌ای ایران و سپس تهدیدهای بی‌سرانجام مداخله نظامی در هفته‌های اخیر، نشانه‌های یک بحران مهارنشده بیش از پیش نمایان شده است. دونالد ترامپ با اعلام حرکت یک «آرمادا»ی آمریکایی به‌سوی خلیج فارس گفت: این اقدام «برای هر احتمالی» است. همزمان، برخی پروازهای تجاری در منطقه لغو شد و تهران اعلام کرد «انگشتش روی ماشه است».

اما درست در همین نقطه، تناقض اصلی خود را نشان می‌دهد: در حالی که فضای منطقه به‌شدت امنیتی شده، واشنگتن و تهران همزمان از احتمال ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای سخن می‌گویند. آمریکا خواهان آن است که جمهوری اسلامی «از غنی‌سازی اورانیوم دست بکشد» و ایران، به نوشته فیگارو، «مانند همیشه از سال ۲۰۰۳، می‌کوشد زمان بخرد؛ به امید روزهای بهتر و شاید رئیس‌جمهوری دیگر در آمریکا».

«این‌بار واقعاً مردم باور کرده بودند»

به باور نویسنده مقاله فیگارو، قربانیان اصلی این تردیدها، معترضان ایرانی‌اند: مردمی که «با شجاعتی عظیم، با چهره‌ای آشکار و بدون پنهان‌شدن» علیه «دیکتاتوری اسلام‌گرا» به خیابان آمدند. فیگارو می‌نویسد: «آن‌ها بار دیگر از سوی غرب رها شدند. اما این‌بار، اما آنان واقعاً پشتیبانی غرب را باور کرده بودند.»

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

این امید، مستقیماً از سخنان رئیس‌جمهوری آمریکا تغذیه می‌شد. دونالد ترامپ خطاب به معترضان گفته بود: «به اعتراض ادامه دهید. نهادهای خود را به دست بگیرید. کمک‌های زیادی در راه است.» با این حال، «حملاتی که بسیاری انتظارش را می‌کشیدند، هرگز رخ نداد». فیگارو این عقب‌نشینی را با تصمیم باراک اوباما در سال ۲۰۱۳ مقایسه می‌کند: زمانی که پس از عبور رژیم سوریه از «خط قرمز» استفاده از سلاح شیمیایی، واشنگتن در واپسین لحظه از اقدام نظامی صرف‌نظر کرد.

27.jpgایندیپندنت - کاربران شبکه‌های اجتماعی روز سه‌شنبه هفتم بهمن ماه اخباری از شنیده‌شدن صدای انفجار و تیراندازی از منطقه نظامی پارچین در جنوب تهران را منتشر کردند.

این خبرها در کانال‌های تلگرام رسانه‌های امنیتی هم بازنشر شد.ساعاتی پس از انتشار این گزارش‌ها، خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی نوشت: «پیگیری‌های خبرنگار ما نشان می‌دهد که گزارشی از وقوع حادثه یا انفجار در این منطقه نبوده و این صداها مربوط به فعالیت‌های معمول و روزانه این مرکز نظامی بوده است.»

مجتمع نظامی پارچین، یکی از مراکز مورد مجادله آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و جمهوری اسلامی بر سر کاربرد نظامی هسته‌ای است.

top.jpgیادداشت تحلیلی ـ تحریریه خبرنامهٔ گویا

در روزهایی که خیابان‌های ایران با خون، فریاد و نام جان‌باختگان معنا پیدا کرده‌اند، شکافی نگران‌کننده میان واقعیتِ اعتراض در داخل کشور و گفتمانِ مسلط در بخشی از رسانه‌ها، تحلیل‌گران و فعالان اپوزیسیون و منتقدان رژیم شکل گرفته است. معترضان در خیابان، با بدن‌های بی‌دفاع و صداهای زخمی، خواست خود را فریاد می‌زنند؛ اما گروهی از ناظران بیرون از میدان، بیش از آنکه پژواک این صدا باشند، سرگرم هشدار دادن درباره «خطرات»، «خط قرمزها» و «سناریوهای نگران‌کننده آینده» شده‌اند.

از دید ما این وضعیت شبیه بحث بر سر قیمت فروش خودرویی است که هنوز مالک آن نیستید. تصمیم‌گیر واقعی، مردمی هستند که هزینه می‌دهند، نه آنان که صرفاً درباره هزینه‌ها هشدار می‌دهند. خیابان امروز ایران محل آزمون نظریه‌ها نیست؛ محل اعلام اراده‌ای عریان و بی‌واسطه است. مردمی که کشته می‌شوند، دقیقاً می‌دانند چه نمی‌خواهند و ـ مهم‌تر از آن ـ چه می‌خواهند.

در هفته‌های اخیر، بارها دیده‌ایم که معترضان در خیابان نام می‌برند: نام کسانی که باید بروند، و نام کسی که می‌خواهند حول آن به اتحاد برسند. این شعارها تصادفی نیست؛ محصول تجربه، حافظه جمعی و شکستی تاریخی است. در این سطح از خشونت دولتی، مفاهیمی چون «اصلاح تدریجی»، «مدیریت گذار با احتیاط» یا «نگران واکنش‌های جهانی بودن» برای مردم معنا ندارد. برای آنان، مسئله نه خاکستری، که کاملاً سیاه و سفید است.

در مقابل، بخشی از تحلیل‌گران مدام در حال پرسش از خودِ جنبش‌اند: آیا تند نمی‌روید؟ آیا این شعارها خطرناک نیست؟ آیا نباید مراقب نام‌ها و نمادها بود؟ از دید ما، این پرسش‌ها ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ به کار توجیه‌گران جمهوری اسلامی می‌آید؛ همان سازوکاری که کمک می‌کند قتل‌عام، به‌تدریج از حافظه عمومی پاک شود.

بخشی از این جریان، یا به‌طور مستقیم حامی حکومت است، یا در قالب اصلاح‌طلبیِ بی‌پشتوانه سخن می‌گوید، یا با ادبیات ضدامپریالیستی، خواست مردم را به «بازی قدرت‌های خارجی» تقلیل می‌دهد. این نگاه‌ها، عمداً یا سهواً، خشونت عریان حکومت را به حاشیه می‌رانند و تمرکز را از عامل جنایت، به «خطرات احتمالیِ پس از سرنگونی» منتقل می‌کنند.

واقعیت این است که در جهان هیچ سیستم سیاسی ایده‌آلی وجود ندارد. اما مردم ایران هم رؤیای غیرواقعی ندارند. خواست غالب، نه «سوئیس شدن» منطقه است و نه تکرار الگوهای شکست‌خورده. آنچه از خیابان شنیده می‌شود، خواست کشوری است که جایی میان سنگاپور و ژاپن بایستد: کشوری عادی، با حاکمیت قانون، اقتصاد قابل پیش‌بینی و کرامت انسانی.

نسل معترض امروز داخل ایران، نه ضد رضا پهلوی است، نه ضد نسرین ستوده، و نه ضد آمریکا. این تضادسازی‌ها بیشتر محصول ذهنیت نسل انقلاب ۵۷ است؛ همان نسلی که با «ضدیت» تعریف می‌کرد و همان افکاری را داشت که نهایتاً خمینی را به قدرت رساند. شکاف امروز، بیش از آنکه سیاسی باشد، نسلی است.

نسل قدیم می‌گوید «چه نمی‌خواهیم»؛ نسل جدید صریح می‌گوید «چه می‌خواهیم». این تفاوت بنیادین است. نسل جدید دنبال نفی صرف نیست؛ دنبال ساختن است. طبیعی است که این نگاه، با تحلیل‌های محتاط، پدرسالارانه و ترسان از آینده، در تضاد قرار بگیرد.

آنچه در هفته گذشته در بسیاری از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دیده‌ایم، نشانه همین شکاف است: تمرکز بر سناریوهای فروپاشی، تجزیه، جنگ داخلی یا مداخله خارجی، به‌جای تمرکز بر مسئول مستقیم کشتار. این جابه‌جایی کانون توجه، اگر اصلاح نشود، عملاً به نفع ماشین سرکوب تمام خواهد شد.

وظیفه رسانه‌ها، نه تربیت جنبش از بالا، بلکه ثبت و تقویت صدای آن از پایین است. خیابان امروز ایران نیاز به قیم ندارد؛ نیاز به بازتاب صادقانه دارد. اگر این اصل فراموش شود، تاریخ دوباره با ما همان کاری را خواهد کرد که یک‌بار کرده است.

esmailNA.jpgاسماعیل نوری علا - ویژه خیرنامه گویا

این نکته امری آشکار است که، در وضعیت کنونی ایران، نقش بلامنازع شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان صاحب عاملیت و «حقانیت» (که در گفتار سیاسی رایج به‌صورت واژهٔ آخوندیِ «مشروعیت» جا افتاده و این مقاله نیز، ناگزیر و برای سهولت بیان، همان واژه را به کار می‌برد) نه از مسیرهای کلاسیکِ وابسته به نهادهای رسمی، بلکه از دل «فروپاشی منابع دیگر ممکن مشروعیت» پدید آمده است.

هنگامی که احزاب کار نمی‌کنند، نهادهای نمایندگی کننده از هم پاشیده‌اند، و اعتماد عمومی به هر سازوکار رسمی فرو ریخته، کار ناگزیر حول چهره یا چهره‌هایی متمرکز می‌شود که بتوانند خلاء معنا و تمرکز را پر کنند. در چنین وضعیتی، شاهزاده رضا پهلوی عملاً به منبعی بلاتردید از مشروعیت نمادین بدل شده است. و توجه کنیم که این یک نگرهء شخصی یا ایدئولوژیک نیست؛ بلکه یک واقعیت سیاسی است.

اما این «واقعیت» دو الزام همزمان و ظاهراً متناقض را پیش می آورد: از یک‌سو، هر طرح جدی برای گذار ناچار است این منبع مشروعیت را وارد معادله کند؛ چرا که نادیده‌گرفتن آن به‌معنای چشم ‌بستن بر توازن واقعی نیروها است. از سوی دیگر، همین منبع مشروعیت اگر بدون در نظر گرفتن ملاحظات میدانی دست به عمل بزند، ممکن است به‌سرعت فرسوده شده و نه‌تنها خود بلکه کل فرآیند گذار را در معرض مشکلات گوناگون قرار دهد. چرا که، از نظر جامعه شناسی سیاسی، مشروعیت نمادین، برخلاف قدرت اجرایی، سرمایه‌ای است که در صورت مصرف شدن در رابطه با مقتضیات روزمره از میان می‌رود.

به بیان دیگر، مسئلهء امروز ایران نه نفی عاملیت شاهزاده رضا پهلوی است و نه قائل بودن به تصور بی‌ قید و شرطی از توان رهبری ایشان، بلکه یافتن شکلی از عاملیت است که بتواند هم فرآیند گذار را آغاز و هدایت کند و هم این منبع مشروعیت را از سوختن در «لحظهٔ بحران» محفوظ بدارد.

و آنچه این بحث را از سطح «تأملات نظری» فراتر می‌برد، ورود هم اکنونی ایران به آن موقعیتی است که «لحظهٔ بحران» خوانده می شود؛ لحظه‌ای که در آن روال‌های معمول سیاست از کار می‌افتند، زمان فشرده می‌شود و تصمیم‌ها نه در افق بلندمدت که در زیر فشار اضطرار، گرفته می‌شوند.

dollarbanner.jpgایران اینترنشنال - قیمت دلار در ایران در بازار آزاد رکوردی جدید ثبت کرد و از ۱۵۰ هزار تومان گذشت. این در حالی است که کمتر از یک ماه پیش و پس از نوسانات شدید بهای دلار، انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی با اعتصاب بازاریان آغاز شد.

رکوردشکنی دوباره قیمت دلار در سه‌شنبه هفتم بهمن ماه در حالی است که از گوشه و کنار ایران، جزییات تازه قتل عام و کشتار جمهوری اسلامی و نام‌های کشته‌شدگان مخابره می‌شود.

هم‌زمان قیمت سکه طلای موسوم به «امامی» نیز به حدود ۱۸۲ میلیون تومان رسید.

ششم بهمن، یک روز پیش از این رکوردشکنی، در پی افزایش احتمال جنگ و ادامه سیاست‌های سرکوب و کنترل از سوی حکومت در بخش اقتصاد، قیمت دلار در بازار آزاد از ۱۴۵ هزار تومان عبور کرد. هم‌زمان رکورد سقوط شاخص بورس در یک روز به ۱۲۰ هزار واحد منفی رسید و روزنامه تعامل، از این وضعیت با عنوان «سقوط تاریخی بورس» یاد کرد.

کاربری در شبکه اجتماعی ایکس در این باره نوشت: «با این افزایش قیمت طلا و نفت و وضعیت بورس و بیت کوین و دلار و همه این‌ها ... فکر کنم به زودی جنگ بشود ... چه‌ها کشیدیم در این ۳۳ سال زندگی در ایران.»

بهای دلار ۱۶ دی‌ماه در بازار آزاد تهران رکوردی جدید به ثبت رسانده و از ۱۴۷ هزار تومان عبور کرده بود.

وضعیت حاکم بر بازار و افزایش نجومی قیمت‌ها باعث آغاز موج تازه اعتراضات در ایران شد که به شکل‌گیری انقلاب ملی ایرانیان انجامید و حکومت برای سرکوب آن، دست به کشتار و قتل عام شهروندان در سراسر کشور زد.

پیش از حاکم شدن این وضعیت، رییس‌‌کل بانک مرکزی تغییر کرد تا از افزایش قیمت ارز جلوگیری شود اما در فاصله‌ای کوتاه از بازگشت عبدالناصر همتی به این سمت، قیمت دلار حدود ۱۰ درصد افزایش یافت. همچنین قیمت پوند بریتانیا به حدود ۲۰۰ هزار تومان و نرخ یورو به حدود ۱۷۲ هزار تومان رسیده بود.

از سوی دیگر مرکز آمار ایران در گزارشی از ثبت بالاترین نرخ تورم در دی‌ماه از زمان تاسیس این سازمان خبر داد.

بر اساس این گزارش، نرخ تورم نقطه‌ای در این ماه به رقم بی‌سابقه ۶۰ درصد رسید.

منظور از تورم نقطه‌ای (نقطه به نقطه)، درصد تغییر عدد شاخص قیمت نسبت به ماه مشابه سال قبل است.

araqchi.jpgحساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در اکس:

اخیراً وزیر امور خارجه ایران، عراقچی، در شبکه‌های اجتماعی اعتراضات مسالمت‌آمیز را «عملیات تروریستی» خواند. جسارت زیادی می‌خواهد که ایرانیان صلح‌جو را به تروریسم متهم کنند، در حالی که خودِ جمهوری اسلامی برای سرکوب مردم به خشونت و ارعاب متوسل می‌شود و همزمان از تروریست‌های واقعی در خارج از کشور حمایت می‌کند. این تلاش برای معرفی معترضان به‌عنوان «تروریست» و انداختن مسئولیت تخریب‌ها بر گردن آنان، اقدامی آشکار برای تحریف واقعیت و جا زدن رژیم به‌عنوان قربانی است. واقعیت اما روشن است: مردم عادی ایران، خواهان حقوق خود بودند و رژیم، همان‌گونه که طی ۴۷ سال گذشته عمل کرده، با خشونت و سرکوب پاسخشان را داد. جهان فریب این تبلیغات آشکار را نمی‌خورد. ایالات متحده این تحریف شرم‌آور را رد می‌کند و قاطعانه در کنار مردم ایران می‌ایستد. مردم ایران شایستهٔ بهتر از این هستند.

***

22.jpgیورونیوز - کانال ۱۴ تلویزیون اسرائیل ادعا کرد علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران درخواست اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه برای «دیدار فوری» را «رد کرده» است.
این رسانه در گزارشی اختصاصی در وبسایت خود نوشت: «پس از افشاگری شبکه ۱۴ درباره دزدی صدها میلیون دلار از صندوق سپاه پاسداران توسط اسماعیل قاآنی و شریکش نبی‌زاده، رژیم ایران مجموعه‌ای از اقدامات را آغاز کرده است.»

به ادعای این رسانه این اقدامات از جمله شامل «تحقیقات امنیتی، تلاش برای بازگرداندن شرکا به ایران ظرف ۷۲ ساعت و امتناع کم‌سابقه خامنه‌ای از دیدار با قاآنی» است؛ اقدامی که عمق شکاف‌ها در عالی‌ترین سطوح سپاه را نشان می‌دهد.

بر اساس اطلاعاتی که این شبکه تلویزیونی اسرائیل منتشر کرده، اسماعیل قاآنی برای بازجویی نزد مجید خادمی، رئیس اطلاعات سپاه پاسداران احضار شده است؛ اما مهم‌تر از آن این که قاآنی پس از این بازجویی، درخواست دیدار با رهبر جمهوری اسلامی را مطرح کرده که درخواستش رد شده است.

به گفته این شبکه، منابعی در ایران این اقدام را نشانه «بی‌اعتمادی بسیار شدید» نسبت به فرمانده ارشد نظامی می‌دانند که مستقیماً زیر نظر خامنه‌ای فعالیت می‌کند.

هم‌زمان دستور داده شده است که نبی‌زاده و همسرش ظرف ۷۲ ساعت و به هر طریق ممکن به ایران منتقل شوند. در گزارش کانال ۱۴ آمده که سفیر ایران در ازبکستان که روابط نزدیکی با نبی‌زاده دارد، مسئول این مأموریت شده بود، اما او تمام راه‌های ارتباطی را قطع کرده و ناپدید شده است؛ امری که گمانه‌زنی‌ها درباره رفتن او به مخفیگاه را برانگیخته است.

کانال ۱۴ اسرائیل پیشتر در گزارشی اختصاصی از فساد مالی قاآنی پرده برداشته و نوشته بود که در مرکز این پرونده، سازوکاری پیچیده برای پول‌شویی و فروش منابعی قرار دارد که ظاهراً برای دور زدن تحریم‌ها در اختیار این سازمان بوده، اما در عمل توسط قاآنی و کمال‌الدین نبی‌زاده، تبعه افغانستان و نزدیک به طالبان، برای انتقال پول به حساب‌های شخصی و خرید املاک در مسکو، ترکیه و ازبکستان استفاده شده است.

بنا بر اطلاعات موجود، این املاک به نام زکیه، همسر نبی‌زاده ثبت شده که زبان خارجی نمی‌داند؛ موضوعی که او را به «مهره‌ای پوششی» ایده‌آل تبدیل کرده است.

27.jpgایندیپندنت - رسانه‌های ایران روز سه‌شنبه هفتم بهمن گزارش کردند که سفارت روسیه در تهران به کشتی‌گیران ایرانی برای شرکت در رقابت‌های جام یاریگین ویزا نداده است.

براساس این گزارش‌ها، فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی از یک ماه پیش مراحل اداری دریافت روادید روسیه برای آزادکاران ایران را آغاز کرده بود.قرار بود ۱۳ کشتی‌گیر به همراه اعضای کادر فنی عازم جام ایوان یاریگین روسیه شوند که از روز چهارشنبه آغاز خواهد شد.

یک روز پیش از این هم گزارش داده شده بود که سفارت کرواسی در تهران، برای کشتی‌گیران رقابت‌های «رده‌بندی/رنکینگ آزاد زاگرب» به ورزشکاران ایرانی ویزا نداده است.

filter.jpgخبرنامه گویا با استناد به داده‌های گوگل آنالیتیکس سرورهای پورتال گویا می‌تواند تأیید کند که برای اولین بار پس از شروع خاموشی اینترنت در ایران، ما در حال مشاهده ترافیک از داخل کشور هستیم. این ترافیک هم‌اکنون حدود ۳۰٪ سطحی است که پیش از قطع سراسری اینترنت ثبت می‌شد و این امر نشان‌دهنده بازگشت محدود کاربران ایرانی به اینترنت جهانی است.

این بازگشت نسبی ترافیک در حالی رخ داده که قطع سراسری اینترنت در ایران از ۸ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۸ دی ۱۴۰۴) همچنان ادامه دارد و سازمان‌های مستقل مانند نت‌بلاکس اعلام کرده‌اند که دسترسی به اینترنت هنوز در سطوح حداقلی و در قالب اتصال‌های بسیار محدود و کنترل‌شده است.

anayltics.jpgنت‌بلاکس: اینترنت هنوز نه به حالت عادی برگشته و نه آزاد

بر اساس آخرین گزارش‌های منتشرشده از سوی نت‌بلاکس و منابع خبری معتبر:

  • اینترنت بین‌الملل در ایران اکنون در سطوح بسیار کم و به صورت فیلتر شده قابل دسترسی است و هنوز اتصال گسترده و آزاد به شبکه جهانی برقرار نشده است.

  • این دسترسی محدود شامل سرویس‌های خاص و انتخابی است و بیشتر در چارچوب مدل «لیست سفید» (Whitelist) بازگشایی شده است -- یعنی تنها برخی مسیرهای کنترل‌شده اجازه عبور داده می‌شود و بخش اعظم اینترنت جهانی هنوز مسدود است.

نیاز به ابزارهای دور زدن فیلترینگ

تحلیل‌های فنی نشان می‌دهند که حتی با وجود بازگشت نسبی ترافیک:

  • کاربران هنوز برای اتصال به بخش‌هایی از اینترنت جهانی به ابزارهای عبور از سانسور (فیلترشکن‌ها، وی‌پی‌ان‌ها، تونل‌ها) نیاز دارند، چرا که اتصال مستقیم و پایدار بدون این ابزارها به شکل گسترده فراهم نیست.

  • بسیاری از مسیرهای اتصال بدون ابزارهای تخصصی یا در دسترس نیستند، یا فقط به صورت بسیار کند و ناپایدار فعال‌اند.

abdi.jpg

کانال باشگاه روزنامه‌نگاران: «عباس عبدی» روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی اعلام کرد که دیگر نمی‌نویسد.

یکی از اتفاقات روزهای اخیر این بود که این روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، دست از نوشتن کشید.

عبدی در آخرین یادداشتی که روز ۲۲ دی‌ماه در روزنامه اعتماد منتشر کرد، خبر داد که «این آخرین نوشته مطبوعاتی من خواهد بود.» از آن تاریخ ایشان دیگر هیچ یادداشتی منتشر نکرده است.

عباس عبدی در ۲۰ سال اخیر تقریبا هر روز برای روزنامه‌ها یادداشت و تحلیل می‌نوشته است.

dd11.jpgدر همین زمینه:

سؤال بزرگ پس از قطعی سراسری: چرا فقط عباس عبدی آنلاین است؟

این متن را نه زیدآبادی می‌نویسد، نه عبدی امضا می‌کند

***

24.jpgعبدی مدیا - رئیس جبهه اصلاحات می‌گوید که قصد کشتن او و اعضای خانواده‌اش را داشته‌اند! ​

آذر منصوری در یاداشتی که کانال امتداد آن را منتشر کرده نوشته است: ​

شب جمعه جمعی از بچه های فامیل قرار گذاشته بودند که به خانه روستایی ما بیایند. ​ من زودتر رفتم تا بخاری را روشن کنم که تا آمدن آن‌ها خانه کمی گرم شود و تدارک شام مختصری را هم ببینم. ​

به فاصله نیم ساعت از روشن کردن بخاری سوزش چشم هایم شروع شد. با خود فکر کردم شاید به خاطر روشن کردن همزمان بخاری گازی و اجاق گاز باشد. هواکش ها را روشن کردم. پنجره آشپزخانه را هم کمی باز کردم تا هوا جریان پیدا کند. ​

کم کم همه جمع شدند، و با این جمع شدن سوزش چشم‌ها هم بیشتر شد. این سوزش کم کم با حس خفگی همراه شد. برادر کوچکم بعد از دست زدن به لوله بخاری گفت که حدس می‌زنم دودکش گرفته باشد. شاید پرندگان روی آن در طول یک هفته که ما نبودیم آشیانه ساخته‌اند. ​

به پسرم گفتم که به روی بام برود و اگر گرفتگی هست برطرف کند. ناگهان پسرم فریاد زد و ما را صدا کرد و گفت دودکش بخاری را با ایزوگام کامل پوشانده اند. ایزوگامی کاملا نو که مشخص بود در همین فاصله که ما نبودیم آمده اند و آن را روی دودکش چسبانده‌اند. به نحوی که هیچ هوایی از آن خارج نشود. ​

گفتم عکس بگیرد و برای من بفرستد. آن شب قرار بود ما و تعدادی از بچه‌ها شب را در خانه روستایی بمانیم و لابد به خواب ابدی برویم. ​

روز بعد بلافاصله موضوع را به نهادهای ذیربط اطلاع دادم و پیگیرم تا شاید مشخص شود این اقدام بیرحمانه چگونه و توسط چه کسانی انجام شده است؟ ​ هر چند جان من در قبال جان های بی شماری که طی روزها و هفته های گذشته در اعتراضات دیماه از دست رفته، کمترین ارزشی ندارد و من نیز مانند همه مردم ایران سوگوار و غمگین و‌خشمگینم، اما در حد هشدار و پیشگیری لازم بود اطلاع رسانی شود.

امید که این روزهای تلخ تر از زهر بگذرد.»

شیخ بی شرف، مهران رفیعی

| No Comments

Mehran_Rafiei.jpg

نداری تو ای شیخِ خائن شرف

از این رو شوی با دلیران طرف

گرفتی تو سبقت ز تیمورِ لنگ

که شرمی نداری ز خروارِ ننگ

نگویند مردم ز چنگیز خان

ز روزی که شد فتنه هایت عیان

شنیدی چه کردی به بازارِ رشت؟

در آن شب که دادی تو فرمان به گشت

در ایلام کردی تو خون ها روان

چه گویم ز یزد و بم و بهبهان؟

ز مرزِ ارس تا سراوان و خاش

نبینی بجز عقل و عزم و تلاش

چو آمد فراوان تصاویرِ زشت

جهان در حسابت جنایت نوشت

نباشد ز نام تو بدنام تر

که آتش فشاندی سرِ خشک و تر

ز بیداد کردی تو طوفان بپا

که از بیمِ آن خفته ای در خفا

ز خاطر مبر زاهدِ پر عناد

خزانت ببینی از این تند باد

برایِ عدالت تو آماده باش

که عمقِ جنایت دگر گشته فاش

عباس عبدی در طول زمان

| No Comments

shokouhmirzadegi.jpgاین روزها دیده ایم که در مراسم یادبود یکی دو تن از قهرمانان آزادی ایران، دوستان و آشنایان و یا همه کسانی که در مراسم شرکت کرده اند، به جای نوحه خوانی و سر و سینه زدن می رقصند؛ اشک می ریزند و می رقصند و یا به قولی «می رقصند که نیفتند»

شاید این نوع برخورد با «مرگ عزیزان» از نظر برخی تازگی داشته باشد و یا عجیب بیاید. در حالی که این نوع رقص در دوران هایی از تاریخ بشری، هم راه حلی بوده در رویارویی با دردهای سنگین از دست رفتن عزیزی با ارزش و بی گناه؛ و هم نوعی برخورد با قاتلینی که در انتظار شکستن و فرو ریختن بازماندگان این عزیزان و ساکت کردن دیگر مردمان هستند.

Screenshot 2026-01-26 103149.jpg
رقص و نوعی دف زدن در مراسم یادیود قهرمانان از دوران باستان در فرهنگ های مختلف وجود داشته است. حتی برخی از رهبران سیاسی نیز از اثرات مثبت رقص برای اثبات سلطه و مشروعیت خود استفاده می‌کردند.

به نظر می رسد که رقص در یادبود عزیزان از دست رفته پس از اشغال ایران به وسیله انقلابیون مسلمان چون همه ی رقص های ما حذف شد. اگر چه هنوز در برخی از روستاهای دور افتاده ی ایران همچنان به یادگار مانده است. و البته شکل شهری شده و معروف و زنده اش را می توان در رقص سماع یا رقص دراویش صوفی مشاهده کرد.

هر چه هست، می توان گفت شیوه ای که برخی از خانواده ها و دوستان جانباختگان انقلاب ملی ما، به جای سر و سینه زدن انتخاب کرده اند، علاوه برنوعی آرامش گرفتن و ایستایی در رویارویی با بیداد، مبارزه ای موثر با قاتلین نیز می باشد. زیرا یک چیز را ثابت می کند که: مرگ قهرمانان وطن، پایان آنها نیست، بلکه آغاز تولدی دیگر، همراه با ماندگاری وطن است..

شکوه میرزادگی

خامنه ای در دادگاه ملّی

| No Comments

hkh.jpgهادی خرسنده - ویژه خبرنامه گویا

-متهم خود را معرفی کند.

-با بسم الله الرحمن الرحیم و یک مقدار مزخرفات عربی، ضمن عرض سلام خدمت ملت قهرمان ایران و سرکار خانم رئیس دادگاه و هیئت محترم قضات،‌ بنده نوکر شما سیدعلی خامنه ای.

-خودت دفاع میکنی یا وکیلت؟

-کسی وکالت بنده را قبول نکرد قربان.

-در جمهوری اسلامی چکاره بودی؟

-برگزار کننده شب شعر بودم سرکار خانم ریاست. شب شعر داشتم مثل همین جناب هالوی عالی پیام. شاعرها را جمع میکردم شعری میخواندند بنده آورین آورین میگفتم بعضی وقت ها هم فیض الله انفاسکم.

-سمت دیگری نداشتید؟

- همین شب شعر را هم به زور برگزار میکردم. البته گاهی قافیه هاشانم درست میکردم.

-شما ولی فقیه نبودی؟

-ولی فقیه کون کدام خر بود سرکار خانم؟

-مؤدب باشید. لابد ریاست جمهوریتان هم .....

-بله. کون یک خر دیگر ....

-چه خصومتی با ملت ایران داشتید؟

-خصومت چرا قربان؟ فقط یک اختلافی بود بنده دو سه بار رسماً خواهش کردم که نگوئید رادیو، بگوئید رادیان، نگوئید تله وی زیون، بگوئید تلویزان. متاسفانه مردم گوش نکردند بنده دلخور شدم.

-چرا نگذاشتید واکسن کرونا وارد شود و هزاران نفر را به کشتن دادید؟

-اتفاقاً چند تا خوبش را وارد کردیم، خود بنده و اهل بیت اول امتحان کردیم که به مردم ضرر نزند، ولی تا بخواهیم نتیجه را اعلام کنیم یک عده خودشان تلف شدند. من برایشان توی دلم فاتحه خواندم.

-راجع به شکنجه زندانیان سیاسی توضیح بدهید.

-بنده همیشه معتقد بودم زندانیان سیاسی را باید آزاد کرد. الان هم همین را میگویم، ما را آزاد کنید برویم دنبال کارمان!

-شما زندانی سیاسی نیستید زندانی جنائی هستید.

-بنده جنایتی نکردم.
-آخرین کشتار شما بالای سی هزار است.

-خیر، کمتر بود.

-کمترش هم زیاد است.

- ما چاره دیگری نداشتیم. دشمن حمله کرده بود.

-دشمن به شب شعر حمله کرده بود؟!!

-آهان، بعله، ببخشید. بنده حواسم نبود. دشمن شعرهای بی وزن و قافیه میخواند ما مجبور به مقابله شدیم!!

-ای حقّه باز!

-بنده از ریاست محترم دادگاه استدعای عفو و از ملت شریف ایران تقاضای بخشش دارم. سرکار خانم ستوده اجازه بفرمائید بروم مسکو بشار اسد را با ظرائف شعر فارسی آشنا کنم. این آقا سعید طوسی را هم اجازه بفرمائید با من بیاید با همدیگر قرآن قرائت کنیم. بنده با این جسم ناقص دیگر توان برگزاری شب شعر در اینجا ندارم. ضمنا غلط کردم گوه خوردم. انالله و انالیه راجعون. ۳ بهمن. هادی

hadiLarge.jpg

Kourosh_Golnam_3.jpgChapter VII of the United Nations Charter

Kapitel VII i Förenta nationernas stadga سوئدی

ویژه خبرنامه گویا

هم‌میهنان گرامی

فاجعه کشتار و آسیب رساندن وحشیانه به هزاران تن از مردم یی پناه ایران، امری نیست که به سادگی ازآن گذشت. بارها گفته شده این حکومت نه تنها دشمن ایرانیان که دشمن بشریت، تمدن و صلح جهانی است. بنا بر فصل هفتم منشور سازمان ملل، این سازمان مسئولیت دارد که در برابر چنین حکومتی دست به اقدامی اساسی برای ریشه‌کن کردن آن بزند. در زیر کوتاهی از فصل هفتم با بهره‌گیری از ویکپدیا آمده است. با دو خط پیام به دبیرکل سازمان ملل، به عنوان یک ایرانی یا شهروند کشوری دیگر (دوستان ایرانیان در کشورهای گوناکون)، خواهان اجرای فصل هفتم منشور سازمان ملل شوید. تنها راه تماس مستقیم با مدیرکل سازمان ملل، فرمولی است که می‌توانید آن را پُر کرده و پرسش با خواست خود را در آن‌جا به هر زیان که خواستید نوشته و بفرستید. این فرمول در آدرس زیر:

Contact Us | United Nations

این کار هنگامی اثر دارد که هزاران تن از هم‌میهنان هم‌زمان نامه بفرستند. تنها به چند دقیقه وقت نیاز دارد.

***

ویکیپدیا فصل هفتم منشور سازمان ملل

فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد به موضوع «اقدام در مورد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز» می‌پردازد. این فصل به شورای امنیت اجازه می‌دهد تا برای حفظ یا بازگرداندن صلح و امنیت بین‌المللی، فراتر از توصیه‌های ساده عمل کرده و اقدامات اجرایی (اجباری) انجام دهد.

نکات کلیدی این فصل طبق اطلاعات ویکی‌پدیا:

  • ماده ۳۹: شورای امنیت ابتدا باید وجود هرگونه تهدید علیه صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز را احراز کند.
  • ماده ۴۱ (اقدامات غیرنظامی): شورا می‌تواند تصمیم بگیرد چه اقداماتی که مستلزم به کارگیری نیروی مسلح نیست (مانند قطع تمام یا بخشی از روابط اقتصادی، ارتباطات ریلی، دریایی، هوایی، پستی و قطع روابط دیپلماتیک) باید اجرا شود.
  • ماده ۴۲ (اقدامات نظامی): اگر اقدامات ماده ۴۱ کافی نباشد، شورای امنیت می‌تواند از طریق نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی، به هر اقدامی که برای حفظ یا بازگشت صلح و امنیت بین‌المللی لازم است، مبادرت ورزد.
  • ماده ۵۱ (دفاع مشروع): این ماده حق ذاتی دفاع مشروع (فردی یا دسته‌جمعی) را در صورت وقوع حمله مسلحانه به یک عضو سازمان ملل، تا زمانی که شورای امنیت اقدام لازم را انجام نداده باشد، محترم می‌شمارد.

این فصل تنها بخشی از منشور است که مصوبات آن برای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل الزام‌آور است.

***

نمونه درخواست که من آن را با برگردان به انگلیسی هم اکنون فرستادم :

جناب آقای آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل

من به عنوان یک ایرانی از شما درخواست می‌کنم در پی فاجعه کشتار و مجروع ساختن چند‌ ده‌هزار ازمردم آزادی‌خواه ایران، در باره تهدید حکومت اسلامی برای صلح و امنیت جهانی و جنایت برعلیه بشریت، فصل هفتم منشور سازمان ملل را به اجرا بگذارید. اجرای فصل هفتم این منشور در برابر چنین حکومتی از زمره مسئولیت‌های شما است. با احترام

etebari22.jpgدیوید اعتباری - کیهان لندن

اعتراضات سراسری زمستان ۱۴۰۴ از لحاظ سرعت گسترش و حجم مشارکت، کم‌سابقه‌ترین موج اعتراضی پس از جنبش سبز بود. خیابان در زمانی کوتاه پر شد، هم‌زمانی ملی شکل گرفت و تصور «اکثریت بودن» در میان معترضان تقویت گردید. این شتاب، بدون یک فراخوان اولیه‌ی کلیدی ممکن نبود؛ فراخوانی که نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد هم‌زمانی و شکستن پراکندگی زمانی اعتراضات ایفا کرد. پس از آن، فراخوان‌ها و پیام‌های بعدی در نقش تکمیلی و تثبیت‌کننده ظاهر شدند، نه به‌عنوان عامل خلق موجی تازه، بلکه در ادامه‌ی مسیری که از پیش گشوده شده بود.

در چنین وضعیتی، سرعت می‌تواند پیش از آن‌که حکومت فرصت تطبیق و سازمان‌دهی واکنش خود را پیدا کند، تعادل قوا را بر هم بزند. اما همین شتاب اجتماعی پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: آیا «سریع و پرحجم بودن» به‌خودیِ خود قدرت می‌آفریند؟ پاسخ منفی است. سرعت و حجم تنها زمانی به مزیت تعیین‌کننده تبدیل می‌شوند که هدف روشن، مراحل تعریف‌شده و خروجی قابل سنجش وجود داشته باشد. اگر پیام صرفاً «حضور» در خیابان باشد، نیرویی که منسجم‌تر، متمرکزتر و فرمان‌پذیرتر است - یعنی حاکمیت - سریع‌تر به وضعیت سرکوب حداکثری می‌رسد. در هر رویارویی نامتقارن، نیروی سازمان‌یافته، حتی اگر محدود باشد، بر جمعیتِ فاقد سازمان غلبه می‌کند.

در تقابل میان جامعه و جمهوری اسلامی، با چنین عدم‌توازنی روبه‌رو بودیم. بخش امنیتی رژیم نهادی منسجم، سلسله‌مراتبی و آماده‌ خشونت است؛ نهادی که نه فقط برای آغاز سرکوب، بلکه برای «پایان دادن» به بحران سناریو دارد. در مقابل، جامعه‌ی معترض اگرچه از نظر عددی گسترده بود، اما فاقد برنامه‌ای روشن برای تبدیل حضور خیابانی به خروجی سیاسی یا نهادی مشخص باقی ماند. مسئله در چنین شرایطی نه آغاز اعتراض، بلکه تعریف مسیر پایان آن است.

در جنگ، مهم نیست چه کسی شروع می‌کند؛ مهم آن است که چه کسی آمادگی پایان دادن به نفع خود را دارد. اعتراضات ۱۴۰۴ آغاز شد، اما روش رسیدن به «پایان» از پیش تعریف نشده بود. نه روشن بود کدام نهاد باید متوقف شود، نه کدام گلوگاه باید فلج گردد، و نه چه هزینه‌ای باید برای حکومت غیرقابل تحمل شود. در غیاب پاسخ به این پرسش‌ها، حتی بزرگ‌ترین موج اجتماعی نیز بیش از آن‌که اعمال قدرت باشد، به نمایش قدرت تبدیل می‌شود. آتش زدن چند بانک یا حتی تسخیر چند کلانتری، به‌تنهایی تغییری تعیین‌کننده ایجاد نمی‌کند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

اعتراضات مردمی، اگر با واقعیت میدان تطابق نداشته باشد، به میدان تمرین سرکوب بدل می‌شود؛ جایی که حاکمیت هزینه‌ی خشونت را می‌سنجد، سرعت واکنش خود را تنظیم می‌کند و آستانه‌ی تحمل جامعه را می‌آزماید. این وضعیت نه از ضعف مردم ناشی می‌شود و نه از کمبود شجاعت، بلکه حاصل عدم تطابق آرایش نیروها با ماهیت نبرد است. در برابر رژیمی توتالیتر و ایدئولوژیک که خود را در وضعیت «جنگ مرگ یا بقا» می‌بیند، نمی‌توان به اعتراضات مدنیِ بی‌ برنامه و سازوکار دل بست.

بازسازی دینامیک اعتراضات ۱۴۰۴ بر اساس نمودار زمانی، توالی رخدادها را شفاف می‌کند. فراخوان اولیه، پیش از پنج‌شنبه‌ی حضور میلیونی، هم‌زمانی ملی را ایجاد کرد و بستر پاسخ گسترده‌ی خیابانی را شکل داد. حضور خیابانی با فاصله‌ای کوتاه اما معنادار به اوج رسید؛ اوجی که نه حاصل گسترش تدریجی و انباشت خودجوش، بلکه نتیجه‌ی ترجمه‌ی مستقیم آن فراخوان به حضور هم‌زمان فیزیکی در خیابان بود

بیدادگاه، محمد بینش

| No Comments

teh.jpg

تاریخ حاضر است.
قانون مقرّر است؛
با ضربهٔ چکش:

«تق تق
حق با قوی‌تر است...»

قاتل، همان که بود
ــ بر تخت و قاهر است ــ

مقتول؛ بی‌حساب
هزاران هزار فرد

خون‌ها شَتَک زده؛
بر بام و درب و راهِ خیابانِ شهر ظاهر است...

شاید کسی ز پنجره «زن» را
فریاد کرده بود،

یا دیگری ز دَمِ «زندگی» یاد کرده بود،

یا مشعلِ هزار گوشیِ روشن به نیمه‌شب،
چون دشنه‌ای
داغی به چشمِ خستهٔ سفّاک کرده بود
ــ ماری به گوشِ بستهٔ ضحّاک کرده بود ــ

آشفت و بر سریر؛
هراسان نشست و گفت:

«فرمان مقدّر است،
حق با قوی‌تر است،
آتش درافکنید به دامانِ خرد و پیر!!!»

هر جامه‌ای ز قاتلی «آتش‌به‌اختیار»
آتش گرفت و تیر.

چندین هزار قمریِ سر داده بانگِ صبح،
غلتان به خون خویش
در آن شبِ چو قیر...

ایران مکدّر است؛
کین‌ها به سینه‌هاست،
خون‌ها به دیده‌هاست.

تا تخت باقی است،
فرقی نمی‌کند ز کدامین قبیله‌اند شیخ و شاه.

ناموسِ جنگل است؛
حق با قوی‌تر است....

محمدبینش (زیبا روز)

برای ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴
که گوشی‌های روشن، تاریکی را ستاره‌باران کردند.

gozar.jpgگفت‌وگویی که اخیراً با عنوان بررسی ضرورت وجود یک نهاد آلترناتیو برای دوران گذار منتشر شده (گفت‌وگویی از داخل ایران، پیام حقوقی گذار به رضا پهلوی)، کوشیده است بحث گذار سیاسی در ایران را از سطح موضع‌گیری‌های احساسی به سطحی حقوقی و نهادی منتقل کند. این تلاش، در نیت، قابل توجه و ضروری است. با این حال، از منظر حقوق عمومی و حقوق اساسی، متن با کاستی‌های مفهومی و تحلیلی مهمی روبه‌روست که نادیده گرفتن آن‌ها می‌تواند خود به بازتولید ابهام‌هایی بینجامد که گذار سیاسی دقیقاً برای عبور از آن‌ها طرح می‌شود.

۱. ابهام مفهومی در تعریف «بدیل نهادمند»

مفهوم «بدیل نهادمند» ستون اصلی گفت‌وگوست، اما این مفهوم هرگز به‌طور دقیق در چارچوب حقوق عمومی تعریف نمی‌شود. در حقوق اساسی، نهاد سیاسی تنها زمانی معنا دارد که:

  • منبع مشروعیت آن مشخص باشد،

  • حدود صلاحیتش تعریف شده باشد،

  • و نسبت آن با نظم حقوقی موجود یا نظم تأسیسی آینده روشن باشد.

در متن مورد بحث، «نهاد» گاه به معنای شورا، گاه سازوکار، و گاه صرفاً یک آرایش سیاسی به‌کار می‌رود، بی‌آن‌که مشخص شود این نهاد چگونه و بر اساس چه مبنای حقوقی شکل می‌گیرد. مطالبه نهادمندی بدون تعیین مبنای صلاحیت، از نظر حقوقی، مطالبه چیزی است که هنوز وجود ندارد اما به معیار داوری تبدیل شده است.

۲. خلط گذار سیاسی با وضعیت تأسیسی حقوق اساسی

یکی از مشکلات بنیادین متن، فرض امکان شکل‌گیری چارچوب‌های الزام‌آور حقوقی پیش از فروپاشی نظم موجود است. در نظریه حقوق عمومی، گذار سیاسی ذاتاً یک وضعیت پیشاحقوقی یا حداقلی از حیث الزام حقوقی است. نهادهای الزام‌آور تنها در لحظه تأسیسی و پس از برقراری حداقلی از حاکمیت قانون معنا می‌یابند.

از این‌رو، مفاهیمی مانند «خودمحدودسازی علنی و زمان‌دار» یا «واگذاری صلاحیت به نهاد» بدون توضیح درباره ضمانت اجرا، مرجع صالح و امکان الزام، بیش از آن‌که حقوقی باشند، اخلاقی یا سیاسی‌اند.

۳. تعریف نامشخص جایگاه حقوقی رهبر گذار

در گفت‌وگو تأکید می‌شود که رهبر گذار نه باید تصمیم‌گیر نهایی باشد و نه صرفاً تشریفاتی. این گزاره در سطح نظری جذاب است، اما از منظر حقوق اساسی ناروشن باقی می‌ماند. در حقوق عمومی، هر مقام یا دارای صلاحیت تصمیم‌گیری است یا نیست. مفهومی چون «نفوذ نافذ بدون صلاحیت» یک مفهوم سیاسی است، نه حقوقی، و نمی‌تواند مبنای داوری حقوقی درباره مشروعیت یا عدم مشروعیت یک نقش قرار گیرد.

ابهام آگاهانه در تعریف این جایگاه، عملاً امکان نقد دقیق حقوقی را از میان می‌برد.

۴. ناسازگاری حقوقی در بحث «واگذاری سرمایه نمادین»

ادعای واگذاری هم‌زمان ابتکار سیاسی، مرجع پاسخ‌گویی و سرمایه نمادین به نهاد، از نظر حقوق عمومی قابل تحقق نیست. سرمایه نمادین محصول اعتماد اجتماعی، تاریخ و ادراک عمومی است و نه امری که بتوان آن را با تصمیم حقوقی منتقل کرد. استفاده از این مفهوم در قالب حقوقی، نشان‌دهنده خلط زبان حقوق با آرزوهای سیاسی است.

۵. فقدان مبنای حقوقی برای خطوط قرمز اعلام‌شده

دو «خط قرمز» مطرح‌شده برای خروج رهبر از مسیر مشروع، نه در حقوق اساسی کلاسیک، نه در تجربه‌های تطبیقی گذار، و نه در رویه‌های شناخته‌شده حقوق عمومی، به‌عنوان قواعد الزام‌آور شناخته نمی‌شوند. این خطوط در بهترین حالت پیشنهادهای هنجاری نویسنده‌اند، نه قواعد حقوقی عام.

۶. استفاده غیرتحلیلی از تجربه ۱۳۵۷

ارجاع مکرر به تجربه ۱۳۵۷، بدون تحلیل دقیق این‌که کدام سازوکار حقوقی غایب بود و چرا، تاریخ را به ابزار هشدار اخلاقی بدل می‌کند، نه منبع تحلیل حقوقی. حقوق عمومی با ترس تاریخی کار نمی‌کند، بلکه با شناسایی دقیق نهادهای غایب یا معیوب.

۷. جابه‌جایی ناعادلانه بار مسئولیت

در نهایت، گفت‌وگو با آن‌که به‌ظاهر شخص‌محور نیست، بار ایجاد چارچوب نهادی الزام‌آور را عملاً بر دوش یک کنشگر سیاسی در تبعید می‌گذارد؛ کنشگری که نه ابزار حقوقی لازم را در اختیار دارد و نه در شرایطی عمل می‌کند که امکان تأسیس نهاد الزام‌آور وجود داشته باشد. این انتظار، از منظر حقوق عمومی، فراتر از توان هر فرد یا جریان سیاسی در وضعیت کنونی ایران است، از جمله شاهزاده رضا پهلوی.

جمع‌بندی

متن مورد بحث، تلاشی قابل احترام برای نهادمند کردن بحث گذار است، اما از منظر حقوق عمومی بیش از آن‌که تحلیل حقوقی باشد، صورت‌بندی یک الگوی مطلوب سیاسی با زبان حقوقی است. تمایز میان آنچه «باید باشد» و آنچه «در چارچوب حقوق عمومی ممکن است» در این گفت‌وگو به‌روشنی رعایت نشده است. اگر قرار است گذار آینده ایران از چرخه ابهام تاریخی عبور کند، نخستین گام، شفافیت مفهومی و پرهیز از بارگذاری انتظارات حقوقی ناممکن بر وضعیت سیاسی ناپایدار کنونی است.

24.jpgایندیپندنت - آی۲۴ به نقل از برآوردهای اطلاعاتی از کشورهای حوزه خلیج فارس نوشت که جمهوری اسلامی یگان‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج را در طول سواحل جنوبی خود مستقر کرده است.

این تحرک به‌ویژه در مناطق استراتژیک خلیج فارس، از جمله تنگه هرمز، جزیره قشم و بندر عباس، متمرکز شده و به نوشته آی۲۴ به‌عنوان اقدامی برای مقابله با احتمال عملیات زمینی آمریکا تعبیر می‌شود.

این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا به روشنی گفته است که علاقه‌ای به ورود به عملیات زمینی ندارد.آی۲۴ می‌نویسد این اطلاعات که در اختیار تعدادی از نمایندگی‌های دیپلماتیک غربی قرار گرفته نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی سامانه‌های دفاع ساحلی شامل موشک‌های ضدکشتی و زیردریایی‌های کلاس غدیر را نیز به‌کار گرفته است.

عجب وقاحتی !

| No Comments

احسان سلطانی در شبکه اکس نوشت:

آقا عجب وقاحتی

زبان آدم بند میاد در برابر این حجم از وقاحت!

میگه «کمک کنین فرآیند این سوگ به درستی طی بشه!؟» انگار مثلا سیلی زلزله‌ای چیزی اتفاق افتاده، چند نفر کشته شدن؛ انگار نه انگار هزاران انسان رو قتل‌عام کردن!

24.jpgایرج مصداقی در شبکه اکس نوشت: تیتری که بی بی سی به سخنرانی سفیر آمریکا در بلژیک زده است فریبکارانه و بیشرمانه است. این تیتر برعکس مقصود او و محتوای سخنانش است. او در سخنانش بارها از رضا پهلوی به عنوان نماد ملت ایران و کسی که موجب همبستگی می‌شود نام برد و در توئیتی که بعد از سخنرانی زد مشخصاً گفت که آمریکا او و هیچ کس دیگری را endorse نمی‌کند.

این کلمه بار مشخصی دارد و به معنای این است که ما فکر نمی‌کنیم او یا هرکس دیگری خوب است پس شما بایستی از او حمایت کنید.

این به منزله‌ی آن است که آمریکا قصد تحمیل کسی را ندارد. این مردم ایران هستند که بایستی انتخاب کنند. این اولین بار است که سفیر در قدرت آمریکا یا هر کشور دیگری پشت عکس شاهزاده رضا پهلوی سخنرانی می‌کند و بارها نام او را می‌آورد.

619970708_10163789481395272_849218126409366465_n.jpg

کاربری در شبکه اکس با انتشار این تصویر نوشت: باز از مدرسه و‌ مسجد و بیمارستان برای سپر دفاعی کمک گرفتید...

G_rFHkFXYAENFZP.jpg

کیهان لندن - براساس خبری که از طریق اکانت دفتر مطبوعاتی شاهزاده رضا پهلوی

در «ایکس» سه‌شنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴ منتشر شد، «۱۰۰ مهندس و متخصص فناوری از شرکت تسلا با ارسال درخواستی فوری به کنگره، خواستار اقدام برای مردم ایران، از جمله اقداماتی علیه دستگاه سرکوبگر رژیم، برقراری مجدد دسترسی به اینترنت و به رسمیت شناختن شاهزاده رضا پهلوی به عنوان رهبر انتقالی وحدت‌بخش شدند.»

rubio.jpg

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده در نشست کمیته روابط خارجی سنا، در پاسخ به پرسشی درباره آینده ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی گفت: «اگر رهبر و رژیم جمهوری اسلامی سقوط کند، بسیار دشوار است که بگوییم روز بعد از آن چه اتفاقی خواهد افتاد.»

روبیو با مقایسه شرایط در ایران با ونزوئلا، پیش‌بینی کرد که فرآیند گذار در ایران پیچیده‌تر از این کشور آمریکای جنوبی خواهد بود و نیازمند «تفکر دقیق و حساب‌شده» است.

***

فشردن دست قاتلان

| No Comments

mohaghegibanner.jpgابوالفضل محققی - خبرنامه گویا

جنایتی بس هولناک به‌وقوع پیوسته. جنایتی به‌دستور یک بیمار روانی که مانند خمینی هیچ حسی نه به این مردم و نه به این آب‌وخاک و نه حتی به یار قدیمی خود که لباس خلافت بر تن او کرد، نداشت و ندارد. مردی خودشیفته که امر بر وی مشتبهه گردید که از زبان خدا سخن می‌گوید. خدای حامی دزدان و رانت‌خواران قانونی، فاسدان ابن‌الوقت بی‌مایه که پیشانی سیاه کرده و به‌زیر عبای او خزیده‌اند، لشگری از جانیان برای امروز.

روزی که به‌دستور او قتل‌وعامی را صورت دادند که در طول تمامی تاریخ ایران نظیر نداشته است. اسفبارتر احوال آن دسته از کسانی است که در قامت اصلاح‌طلبان، با سکوت خود، حامیان عافیت‌طلب این جنایت هستند.

سیمای تلخ مدعیان مخالفت

اما تلخ‌تر سیمای مدعیان مخالف رژیم با ادعای آزادی‌خواهی‌اند؛ که در ظاهر عزادار جان‌باخته‌گانی هستند که در این چند روز بزرگ‌ترین حماسه ملی این سرزمین را در سیمای ایرانی باشکوه آفریدند و رفتند! اما در عمل در تقابل با خواست و تفکر آنها.

کسانی که با طرح زودرس بودن فراخوان شخص شاهزاده رضا پهلوی که باعث آمدن میلیونی مردم به میدان گردید، این به‌میدان آمدن میلیونی را گناه شخص ایشان می‌دانند و عامل وحشت خامنه‌ای که منجر به دستور او به کشتن مردم گردید؛ یعنی کم‌کردن از ابعاد این جنایت و گناه جنایت‌کار. بی‌آنکه به رأی مستقل میلیون‌ها مردم، از پیر تا جوان و نوجوان که با این فراخوان به میدان آمده بودند، ارزشی بگذارند.

توهم گذار مسالمت‌آمیز

کسانی که می‌گویند اگر چنین فراخوانی نبود، امکان گفتگو و باز کردن راه برای گذار مسالمت‌آمیز فراهم می‌گردید.

چه باید گفت به این تفکر که وقتی تکانش می‌دهی، همان چیزی از درون آن بیرون می‌زند که نتیجه‌اش همین کشتار و هراس خامنه‌ای از بازگشت به دوران پهلوی است؛ رشته مشترکی که نیروهای چپ، اصلاح‌طلبان حکومتی، عبور کرده از حکومت، ملی‌مذهبی و جمهوری‌خواهان را به یکدیگر متصل می‌کند؛ که خروجی آن، نتیجه‌اش، با تمام ادعای همدردی با جامعه عزادار ایران، در عمل قرار گرفتن در مقابل مردمی است که به میان آمدند و کشته دادند و مترصد فرصتی که دمار از روزگار این جانیان درآورند.

اما چه باک که این نگاه صُلب هنوز دل به امید تغییر و گذار مسالمت‌آمیز دارد؛ که معنای دقیق آن کنار آمدن با همین نیمچه‌خدای قاتل است و فشردن دست کسانی که تا مرفق آغشته به خون جوانان این سرزمین است.

هشدار این فایل صوتی حاوی الفاظ رکیک است

اینقدر بچه‌هاتون رو کشتم ... صدای سگ میدادند...

***

ایران اینترنشنال - وحید شمسایی، سرمربی تیم ملی فوتسال ایران در نشست خبری مربیان گروه D جام قهرمانی فوتسال آسیا در پاسخ به ایران اینترنشنال درباره کشتار مردم معترض ایران توسط جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، گفت: «من آمده‌ام جاکارتا تا فقط دوستانم را ببینم.»

27.jpgایران وایر - «ابوالفضل قدیانی» زندانی سیاسی و از منتقدان «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیه‌ای شدیدالحن از «بند ۷ زندان اوین»، علی خامنه‌ای را مسئول مستقیم کشتار گسترده معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴ دانست و سرکوب خونین اعتراضات سراسری را «جنایت علیه بشریت» دانست.

ابوالفضل قدیانی در بخشی از بیانیه خود نوشته است: «علی خامنه ای خودکامه تبهکار و جنایت پیشه ایران در یک سخنرانی شوم و مرگ طلبانه با کینه توزی و انتقام جویی فرمان قتل عام معترضان مخالف نظام را صادر کرد تا امروز هزاران هزاران جان عزیز بدست مزدوران خونریز او بقتل رسیده‌اند و ایران را عزادار کرده‌اند.»

او که به دلیل مواضع قبلی خود در قبال رهبر جمهوری اسلامی، بارها احضار، بازداشت و به احکام زندان محکوم شده بود در بیانیه خود علی خامنه‌ای را «رهبری با دشمنی پایان ناپذیر» و «شخصیتی کینه توز و انتقام جوی» نسبت به ملت ایران خوانده و نوشته است: «اکثریت قاطع مردم می خواهند او مسالمت آمیز برود و شر خود را از سر ملت و کشور کم کند. اما علی خامنه‌ای انتقام خونینی از مردم گرفت و حمام خونی به راه انداخت که هیچ لشگر غاصبی با این ملت نکرده بود.»

ابوالفضل قدیانی در ادامه ابعاد جنایت ارتکابی توسط «آدم‌کشان علی خامنه‌ای» در قبال معترضان و مخالفان نظام را در صد سال اخیر بی سابقه دانسته و نوشته است: «پس از این قتل‌عام بزرگ و دریای خونی که علی خامنه‌ای خونریز خودکامه و نظام فاسد جمهوری اسلامی براه انداختند، انتظار می رود تمامی جریانهای سیاسی که دل در گرو استقلال و آزادی ایران دارند حساب خود را از جمهوری ننگین اسلامی جدا کنند و کنار مردم به ستوه‌ آمده و جان به لب بایستند.»

khamtrump.jpgیورونیوز - همزمان با ورود ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» به خاورمیانه، گمانه‌زنی‌ها از احتمال حمله آمریکا به ایران افزایش یافته است. همزمان، ترامپ روز دوشنبه گفت وضعیت درباره ایران «پیوسته در حال تغییر» است و رژیم ایران خواهان حصول توافق است. اما امکان حصول توافق چقدر است؟ آیا مانع حمله آمریکا می‌شود؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا روز دوشنبه در گفتگو با «اکسیوس» گفت که وضعیت درباره ایران «پیوسته در حال تغییر» است، زیرا یک «آرمادای بزرگ» به منطقه اعزام کرده، اما معتقد است که تهران واقعا می‌خواهد به توافق برسد.

آقای ترامپ گفت: «آن‌ها می‌‌خواهند توافق کنند. این را می‌دانم. بارها تماس گرفته‌اند. می‌خواهند گفتگو کنند.»

در همین راستا، یک مقام کاخ سفید روز دوشنبه گفت که اگر ایران مایل به تماس با واشنگتن باشد، آمریکا «آماده تعامل» است.

او درباره شروط گفتگو گفت: «فکر می‌کنم آن‌ها شروط را می‌دانند. از این شروط آگاه‌اند.»

«گاردین» روز دوشنبه در گزارشی اعلام کرد که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آقای ترامپ علاوه بر خواسته‌های پیشین آمریکا یعنی «توقف غنی‌سازی اورانیوم در ایران»، «بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» و «توقف حمایت ایران از شبه‌نظامیان نیابتی»، خواسته‌های جدیدی را برای توافق از جمله «بازگشت بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل متحد»، «خارج کردن همه ذخایر اورانیوم غنی‌شده از ایران» و «محدود کردن برنامه موشکی جمهوری اسلامی»، مطرح کرده است.

دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد برنامه ایران و محور شیعی «موسسه مطالعات امنیت ملی» اسرائیل با اشاره به این که جمهوری اسلامی همواره با هدف «خریدن زمان»، «کاهش فشار» یا «گرفتن امتیازهای اقتصادی و سیاسی» بدون به خطر افتادن منافع بنیادین رژیم، مایل به مذاکره با آمریکا بوده است، گفت: «امروز مساله کلیدی این است که در پی ناآرامی‌های داخلی و افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، آیا خطوط قرمز رژیم ایران تغییر کرده است یا نه.»

به گفته او، ایران ممکن است با هدف امتیازگیری راضی شود از ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود چشم‌پوشی کند. همچنین امکان یافتن راه‌حل برای مساله غنی‌سازی هم از طریق ابتکاراتی چون ایجاد کنسرسیوم چندملیتی غنی‌سازی وجود دارد. با این حال، از نظر این تحلیل‌گر اسرائیلی، مانع بنیادین برای دستیابی توافق گسترده‌تر، «امتناع رژیم ایران از محدود کردن تقویت توان نظامی متعارف و پایان دادن به حمایت از شبکه نیروهای نیابتی منطقه‌ای است.»

آقای سیترینوویچ گفت: «تهران همچنان هرگونه نقش معنادار در حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی در سراسر خاورمیانه را انکار می‌کند و این ادعا در واشنگتن و نزد متحدان آمریکا بی‌اعتبار است. اما از نگاه رژیم ایران، این نیروهای نیابتی و توانمندی‌های متعارف، ابزار چانه‌زنی نیستند، بلکه ستون‌های اصلی راهبرد بازدارندگی جمهوری اسلامی به شمار می‌روند.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

او افزود: «بر این اساس، اگر واشنگتن بر حصول توافقی جامع پافشاری کند که در آن محدودیت‌های هسته‌ای به محدودیت‌های موشکی، فعالیت‌های منطقه‌ای و حمایت از نیروهای نیابتی پیوند زده شود، چه برسد به پیوند دادن آن با دینامیک‌های گسترده‌تر عادی‌سازی منطقه‌ای، احتمال دستیابی به گشایش واقعی بسیار اندک خواهد بود.»

نگرانی‌ها از حمله گسترده آمریکا

ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) روز دوشنبه تایید کرد که ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» در خاورمیانه مستقر شده است. علاوه بر این ناو هواپیمابر و گروه رزمی همراه آن، شامل سه کشتی جنگی مجهز به موشک‌های کروز «تاماهاوک»، ایالات متحده بیش از ۱۰ جنگنده اف-۱۵ را نیز به پایگاه‌های مختلف در منطقه اعزام کرده است. همچنین بنابر گزارش‌ها، چندین هواپیمای جنگی و سوخت‌رسان آمریکایی در پایگاه‌های مختلف ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و مدیترانه مستقر شده‌اند.

za.jpgتحریریه خبرنامه گویا

در تازه‌ترین مطلب خود، احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی سابق، سه شرط برای پیوستن به رضا پهلوی مطرح کرده است: «مرزبندی روشن با اسلام‌ستیزی»، «حمایت صریح از حق مردم فلسطین» و «تقبیح خشونت و تاکید بر مبارزه خشونت‌پرهیز». اما آنچه در این سه شرط جلب توجه می‌کند، غیبت کامل اشاره به قتل‌عام معترضان ایرانی در دی‌ماه گذشته است.

زیدآبادی در صفحه تلگرام خود نوشته است: «اخیرا در فضای مجازی به متنی از یکی از هواداران رضا پهلوی برخوردم که نیروهای ملی-مذهبی و نهضت آزادی ایران را به پیوستن به "شاهزاده" فراخوانده بود.» اما در ادامه، محوریت بحث او حول اسلام، فلسطین و رویکرد خشونت‌پرهیز قرار گرفته است، و حتی وقتی به انتقاد از رضا پهلوی می‌پردازد، باز هم قربانیان ایرانی را فراموش می‌کند.

او شرط اول خود را اینگونه توضیح می‌دهد: «مرزبندی روشن با "اسلام‌ستیزی" و اعلامِ احترام به میراث معنوی و اخلاقی اسلام... هیچگونه مغایرت و منافاتی با سکولاریسم ندارد و بلکه از استلزامات یک سکولاریسم معقول و معتدل است.» در حالی که صدها نفر از هموطنان او توسط نیروهای امنیتی کشته شده‌اند، محوریت او اسلام و سکولاریسم است، نه عدالت برای قربانیان.

شرط دوم، حمایت از مردم فلسطین است: «اعلام مخالفت با اسکان یهودیان در کرانۀ باختری رود اردن و بیت‌المقدس شرقی و حمایت صریح از حق مردم فلسطین برای برخورداری از یک کشور مستقل». باز هم، مسئله فلسطین به‌عنوان اولویت مطرح شده، اما قتل‌عام ایرانیان و نقض حقوق آنها در شرایط کنونی کشور، هیچ جایگاهی در بحث او ندارد.

شرط سوم زیدآبادی، «تقبیح خشونت در همۀ اشکال آن و تاکید بر هر نوع فعالیت و مبارزۀ خشونت‌پرهیز» است. اما حتی در توضیح این شرط هم او بیشتر به «اخلاقی بودن مبارزه» پرداخته و نه به محکومیت فوری و روشن کشتار هموطنانش.

در ویدئوی اخیر او با عنوان «وقایع دی ماه و موقعیت رضا پهلوی»، زیدآبادی با اشاره به اعتراضات خیابانی گفته است: «اگر هم این هماهنگی نبوده، پس این چه استراتژی‌ای بوده که اینهمه آدم در این کشور کشته شود؟» با اینکه این جمله اشاره‌ای به قربانیان دارد، اما لحن او بیشتر تحلیل استراتژیک است تا اعتراض به قتل‌عام، و همچنان محور بحثش حول استراتژی رضا پهلوی باقی مانده است.

نکته دیگر آن است که زیدآبادی در دفاع از خود می‌گوید: «این اظهارات، به معنای تبرئه جمهوری اسلامی از سوی او نیست»، اما هیچ گاه به شکل قاطع و فوری رژیم را مسئول مستقیم این کشتار نمی‌داند. او حتی در بیان سه شرط برای پیوستن به رضا پهلوی، هیچ یک از شروط را حول مسئله حقوق مردم ایران و توقف قتل‌عام‌ها تنظیم نکرده است.

به عبارت دیگر، احمد زیدآبادی پس از بزرگ‌ترین قتل‌عام معترضان در دهه‌های اخیر ایران، همچنان تمرکز خود را بر «اصول اخلاقی اسلام»، «حقوق فلسطین» و «خشونت‌پرهیزی» گذاشته است، بدون اینکه به عدالت فوری برای کشته‌شدگان ایرانی اشاره‌ای کند. این رویکرد او، نشان‌دهنده اولویت‌بندی عجیب و دور از واقعیت‌های فوری جامعه ایران است.

اگر قرار باشد اپوزیسیون ایرانی حول اصول انسانی و دفاع از جان مردم شکل بگیرد، باید پرسید: آیا کسانی که قربانیان ایرانی را نادیده می‌گیرند و موضوع را به اسلام یا مسائل بین‌المللی ربط می‌دهند، شایستگی رهبری جنبش ملی را دارند؟ زیدآبادی با تمرکز بر موضوعات حاشیه‌ای، عملاً مرگ هزاران ایرانی را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و فرصت تاریخی همبستگی واقعی را از دست می‌دهد.

IMG_3792.pngبا خودم قرار گذاشته بودم تا روزی که بچه ها در خیابان های ایران برای سرنگون کردن حکومت نکبت اسلامی می جنگند، با نوچه ها و توجیه گران جنایت های حکومت نکبت اسلامی و شخص سدعلی دونگ کاری نداشته باشم چه هدف اصلی، یعنی کل نظام آدمخواران اسلامی مدّ نظر است و بعد از زدن این هدف، اثری از این نوکران حلقه به گوش باقی نخواهد ماند.

امروز که با حفره دار شدن اینترنت برخی جنایات دهشت انگیز حکومت اسلام، به صورت فیلم و عکس منتشر می شود، فرصتی هست تا پنجه بر چهره ی منفور آفتابه داران حکومت که در صدد تطهیر وجود سر تا پا نجس امثال خامنه ای هستند بیندازم تا دستکم رد زخمی تا ابد بر وجود منحوس شان باقی بماند.

عبدالکریم سروش یکی از کسانی ست که با گفتارش چنان دردی بر دل می نشاند که کم از درد دیدن صحنه ی به خون غلتیدن بچه های ما نیست.

«...آدم که زورش به یک ستمگر نمیرسه می تواند از کس دیگری که قوی تر است دعوت کند تا اون ستمگر را بر جای خود بنشاند اما با هزار اما.... در صحنه ی عمل قصه بدین سادگی نیست. برای این که ما از دوست باید دعوت کنیم تا دشمن ما را بر اندازد اما چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم. ما دور و بر خودمون دوستی نمی بینیم جز ددان جز دیوان جز اهریمنان جز غارتگران جز خونریزان...».

24.jpgایران وایر - اکبر عبدی، هنرپیشه سینمای ایران با در ویدیویی با بیان اینکه عده زیادی در ایران از فقر و نداری خودکشی‌ می‌کنند گفت امیدوارم مسعود پزشکیان بدون عذاب کشیدن از دنیا نرود.

او با اشاره به یارانه ماهیانه یک میلیون تومانی گفت با این یارانه حتی روغن ۱میلیون و ۶۰۰ هزار تومانی هم نمی‌توان خرید و به فرض داشتن روغن هم مردم توان خرید کالای دیگری برای استفاده با آن ندارند.

27.jpgایران وایر - بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، نهادهای امنیتی در روز ۲۰ دی‌ماه به بیمارستان‌های خصوصی اعلام کرده بودند که در صورت مراجعه معترضان به این بیمارستان‌ها، باید «آن‌ها را به بیمارستان‌های دانشگاهی» ارجاع دهند.

دو منبع در دو شهر مختلف از استان‌های شمالی ایران به ایران‌وایر گفته‌اند که بیمارستان‌های خصوصی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی مصدومان اعتراضات را می‌پذیرفتند، اما از روز ۲۰ دی‌ماه نهادهای امنیتی با مدیران بیمارستان‌ها تماس گرفته و گفته‌اند که «اجازه پذیرش مجروحان اعتراضات را ندارند و باید آن‌ها را به بیمارستان‌های دانشگاهی ارجاع دهند و در صورت پذیرش با آن‌ها برخورد می‌شود.»

منابع ایران‌وایر می‌گویند که با «امنیتی‌شدن» وضع بیمارستان‌ها، پزشکان مصدومان را تا حد امکان ترخیص کردند و ادامه ارایه خدمات به مصدومان را در مطب‌ها و یا منازل شخصی آن‌ها دنبال کردند. یک جراح چشم در یک کلینیک خصوصی در یکی از شهرهای شمالی به «ایران‌وایر» می‌گوید که در دو روز اول اعتراضات ۱۵ مصدوم از ناحیه چشم را جراحی کرده که سه نفر از آن‌ها با کوری دائم روبه‌رو شده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

در روزهای گذشته ایران‌وایر به یک نامه از معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران دست یافت که خطاب به مسوولان فنی بیمارستان‌ها، مشخصات مصدومان بستری‌شده در بیمارستان‌های این دانشگاه را می‌خواست.

27.jpgایران وایر - «علی کریمی» ستاره سابق فوتبال ایران و از اصلی‌ترین چهره‌های مخالف حکومت جمهوری اسلامی در خارج از کشور، در مصاحبه‌ای با روزنامه «گاردین» خواستار واکنش «جیانی اینفانتینو» رییس فیفا در قبال «کشتار معترضان در ایران» شده است.

گاردین با اشاره به این‌که جمعی ۲۰ نفره از بازیکنان، مربیان، داوران و روزنامه‌نگاران ورزشی ایران، در بیانیه‌ای رسمی، نسبت به کشته‌شدن فوتبالیست‌ها و خطر اعدام و سرکوب اعضای جامعه فوتبال در ایران هشدار دادند، با علی کریمی به عنوان شاخص‌ترین امضا کننده این بیانیه گفت‌وگو کرده است.

گاردین به نقل از علی کریمی نوشته است: «ایرانیان، طی دهه‌ها بهای سنگینی، مانند جان و آزادی خود، برای به دست آوردن حقوق اولیه پرداخت کرده‌اند. هدف آن‌ها فقط این است که جامعه بین‌المللی از جنایات در حال وقوع مطلع شود.»

کریمی همچنین گفته که همیشه خود را یکی از مردم دانسته‌ و حالا که که کشورش را در یکی از حساس‌ترین و غمبارترین دوره‌های تاریخش می‌بیند، حداقل کاری که می‌تواند انجام دهد این است که صدای مردم ایران باشد.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

کریمی درباره معترضان ۱۴۰۴ نیز به گاردین گفته است: «مردم کشورم بیش از هر زمان دیگری امیدوارند. خواسته آن‌ها، آزادی و دموکراسی از طریق صندوق رای است. ما شاهد کشتار جمعی مردم بودیم و می‌دانیم ارقام واقعی بسیار بالاتر از اعداد اعلام شده است.»

24.jpgمسعود کاظمی - حمید و وحید ارزانلو، دو برادر کارآفرین و از فعالان شناخته‌شده صنعت مبلمان ایران که از نظر مالی وضع خوبی داشتند و ثروتمند محسوب می‌شدند، در جریان انقلاب ملی به دست ماموران حکومتی کشته شدند.

آنها ثروتمند بودند، دغدغه میهن داشتند نه معیشت. نامگذاری این انقلاب ملی به عنوان اعتراضات معیشتی، قلب واقعیت است. اینجا درباره این دو جاویدنام نوشتم.

eful.jpgرویترز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

جمهوری اسلامی ایران به یکی از تأمین‌کنندگان اصلی سوخت و مواد منفجره برای خونتای نظامی میانمار (برمه) تبدیل شده است؛ حمایتی که مستقیماً به بمباران گسترده غیرنظامیان، از جمله مسلمانان روهینگیایی، انجامیده است. تحقیقات رویترز نشان می‌دهد کشتی‌های ایرانی با دور زدن تحریم‌ها، سوخت جت را در اختیار ارتش میانمار قرار داده‌اند؛ موادی که ستون فقرات حملات هوایی مرگبار علیه روستاها، مدارس و بیمارستان‌هاست.

در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵، یک مدرسه در روستای دورافتاده «وانها» در ایالت چین هدف بمباران جنگنده‌های ارتش قرار گرفت و دقایقی بعد، پهپاد نظامی همان نقطه را دوباره زد. در همان روز، یک نفتکش ایرانی پس از تخلیه بیش از ۱۶ هزار تن سوخت جت در میانمار، با پنهان‌کاری الکترونیکی به ایران بازمی‌گشت؛ سوختی که امکان هزاران سورتی پرواز بمب‌افکن را فراهم می‌کند.

به‌گفته رویترز، تحویل‌ غیرقانونی سوخت جت ایران طی ۱۵ ماه، بیش از هزار هدف غیرنظامی را در میانمار زیر آتش برده است. هم‌زمان، ایران محموله‌های عظیم اوره (ماده‌ای شیمیایی که برای ساخت بمب و مهمات نظامی استفاده میشود) .

این کمک‌ها موازنه جنگ داخلی پنج‌ساله را تغییر داده است. گروه‌های شورشی که نیروی هوایی ندارند، در برابر ارتشی قرار گرفته‌اند که با سوخت ایرانی، ناوگان جنگنده‌های چینی و روسی خود را بی‌وقفه به پرواز درمی‌آورد. برای تهرانِ تحت تحریم، این تجارت هم منبع درآمد است و هم ابزاری برای گسترش نفوذ در میان دولت‌های منزوی.

بر اساس اسناد حمل‌ونقل و تصاویر ماهواره‌ای، ایران بین اکتبر ۲۰۲۴ تا دسامبر ۲۰۲۵ حدود ۱۷۵ هزار تن سوخت جت در ۹ محموله به میانمار فرستاده است. کشتی‌های «ریف» و «نوبل» با جعل موقعیت مکانی، این محموله‌ها را منتقل کرده‌اند و عملاً تأمین‌کننده اصلی سوخت جنگی ارتش میانمار بوده‌اند. افزون بر این، صدها هزار تن اوره ایرانی نیز وارد کشور شده است.

این شبکه قاچاق، تحریم‌های غرب علیه هر دو رژیم را دور می‌زند و به بقای دو حکومت سرکوبگر کمک می‌کند. گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر میانمار، نقش ایران را در سوخت‌رسانی به جنایات گسترده «هولناک و غیرقابل‌قبول» خوانده و خواستار پاسخ‌گویی تهران شده است.

چرخش ایران به سوی حمایت از ارتش میانمار، تناقضی آشکار با مواضع گذشته تهران درباره نسل‌کشی روهینگیایی‌ها دارد. همان حکومتی که در سال ۲۰۱۷ قتل‌عام مسلمانان روهینگیایی را محکوم می‌کرد، پس از کودتای ۲۰۲۱ به تأمین‌کننده سوخت و سلاح همان ارتش تبدیل شد؛ تغییری که تحلیلگران آن را «انعطاف ایدئولوژیک در برابر منافع راهبردی» می‌دانند.

امروز، نتیجه این همکاری در ویرانه‌های مدارس و بیمارستان‌ها دیده می‌شود؛ از وانها تا راخین، جایی که مسلمانان و دیگر غیرنظامیان زیر بمباران می‌خوابند و در جنگل‌ها پناه می‌گیرند. در حالی که نفتکش‌های ایرانی همچنان در رفت‌وآمدند، آسمان میانمار به میدان مرگ بدل شده است.

22.jpgایندیپندنت فارسی - گزارش‌ها حاکی از آن است که ردیاب ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که گفته می‌شود در مسیر آب‌های خلیج فارس قطع شده است. ویون نیوز در مطلبی به دلایل و مفهوم این وضعیت «خاموشی ارتباطی» می‌پردازد.

۱. قرنطینه «ریور سیتی ۱»

دلیل اصلی این قطع ارتباط وضعیتی موسوم به «ریور سیتی»، بالاترین سطح کنترل دیجیتال در نیروی دریایی آمریکا، است. با فعال شدن سطح «۱»، تمام کانال‌های ارتباطی غیرضروری برای ماموریت به‌طور فیزیکی قطع می‌شوند. این نقص فنی نیست، کلیدی تاکتیکی است که به دستور دریاسالار زده می‌شود. این اقدام تضمین می‌کند که هیچ‌گونه انتشار دیجیتال ناخواسته، از یک اپلیکیشن به‌روزرسانی خودکار گرفته تا یک پیامک یا ایمیل غیرمجاز، نتواند موقعیت یا نیت عملیاتی کشتی را به سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی لو بدهد.

۲. تهدید «فیت‌بیت»: پنهان‌سازی ردپای دیجیتال

در سال ۲۰۲۶، ناو هواپیمابر نه‌ تنها با رادار بلکه با «اگزوز دیجیتال» خدمه‌ ردیابی می‌شود.

خطر: حدود ۶۰۰۰ ساعت هوشمند، فیت‌بیت و گوشی هوشمند یک توده عظیم الکترونیکی ایجاد می‌کنند که از فضا قابل مشاهده است. تحلیلگران اطلاعاتی می‌توانند صرفا با دیدن خوشه‌ای از سیگنال‌های جی‌پی‌اس که با سرعت ۳۰ گره دریایی در میانه اقیانوس حرکت می‌کند کشتی را دنبال کنند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

راه‌حل: با قطع وای‌فای و دستور قرار دادن دستگاه‌ها در «حالت پرواز» (یا جمع‌آوری دستگاه‌ها)، آبراهام لینکلن عملا «چراغ‌ها را خاموش می‌کند» و این کشتی عظیم از بازار داده‌های تجاری، که جمهوری اسلامی برای هدف‌گیری از آن استفاده می‌کند، ناپدید می‌شود.

ansari.jpgگزارش فایننشال‌تایمز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

یک سرمایه‌دار ایرانی که در بریتانیا به دلیل اتهام تأمین مالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحریم شده، طی سال‌های گذشته صدها میلیون یورو را به خرید املاک لوکس در اروپا اختصاص داده است.

علی انصاری، از بنیان‌گذاران خانواده‌ای که بانک شکست‌خورده آینده را راه‌اندازی کرد، بنا بر اسناد شرکتی بررسی‌شده، مجموعه‌ای گسترده از املاک را از اسپانیا تا آلمان و اتریش در اختیار دارد.

دولت بریتانیا پس از فروپاشی بانک آینده در ماه اکتبر، انصاری را به دلیل تأمین مالی «فعالیت‌های خصمانه» سپاه تحریم و دارایی‌های او در لندن به ارزش بیش از ۱۵۰ میلیون پوند را مسدود کرد.

بررسی‌های فایننشال تایمز نشان می‌دهد انصاری از طریق شبکه‌ای پیچیده از شرکت‌های پوششی و فراساحلی در کشورهایی مانند لوکزامبورگ، سنت‌کیتس و نویس، آلمان، اسپانیا و اتریش، امپراتوری املاکی در اروپا ایجاد کرده است.

ansariproperties.jpgارزش مجموع دارایی‌های شناسایی‌شده او در بریتانیا و اروپا، بر اساس قیمت‌های ثبت‌شده و ارزش‌گذاری شرکت‌ها، حدود ۴۰۰ میلیون یورو برآورد می‌شود.

انصاری که بنا بر اسناد تحریم بریتانیا دارای گذرنامه‌های ایران، سنت‌کیتس و نویس و قبرس است، در اتحادیه اروپا تحریم نشده؛ موضوعی که نشان می‌دهد چگونه افراد نزدیک به حاکمیت ایران، علی‌رغم محدودیت‌ها، به دارایی‌های سودآور غربی دست یافته‌اند.

او از طریق شرکت‌های اسپانیایی و آلمانی، مالک یک هتل و مجموعه گلف لوکس ۱۶۴ اتاقه در مایورکا به ارزش حدود ۲۲ میلیون یورو است و همچنین در یک هتل اسکی لوکس در آلپ اتریش سهام دارد.

در آلمان، انصاری مالک دو هتل بزرگ هیلتون فرانکفورت است که هر یک حدود ۸۰ میلیون یورو ارزش‌گذاری شده‌اند.

او همچنین از طریق شرکت‌های صوری، مالک مرکز خرید بِرو اوبرهاوزن در شمال‌غرب آلمان است؛ ملکی که با قیمت ۴۹ میلیون یورو خریداری و اکنون ۶۸ میلیون یورو ارزش‌گذاری شده است.

بیشتر این املاک از طریق زنجیره‌ای از شرکت‌های پوششی به شرکتی در سنت‌کیتس و نویس به نام Smart Global Limited می‌رسد که طبق اسناد رسمی بریتانیا، انصاری مالک نهایی آن است.

در لندن، دارایی‌های مسدودشده او شامل چندین عمارت در خیابان مشهور Bishops Avenue (خیابان میلیاردرها) و آپارتمان‌های لوکس نزدیک کاخ کنزینگتون است که مجموعاً ده‌ها میلیون پوند ارزش دارند.

وکیل انصاری هرگونه ارتباط مالی موکلش با سپاه پاسداران را رد کرده و اعلام کرده است که او قصد دارد تصمیم دولت بریتانیا برای تحریم را به چالش حقوقی بکشد؛ هم‌زمان، خشم عمومی در ایران نسبت به فساد و رانت‌خواری وابستگان قدرت، در پی فروپاشی اقتصادی و سرکوب خونین اعتراضات، تشدید شده است.

27.jpgیورونیوز - وب‌سایت خبری «میدل ایست آی» روز سه‌شنبه ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ (هفتم بهمن ۱۴۰۴) گزارش داد که ترکیه در حال تدوین طرح‌هایی است تا در صورت فروپاشی حکومت در تهران پس از اقدام احتمالی نظامی آمریکا، از عبور مردم از مرز ایران به خاک خود جلوگیری کند.

مقام‌های ارشد وزارت امور خارجه ترکیه روز پنج‌شنبه در جلسه‌ای پشت درهای بسته در پارلمان به نمایندگان اعلام کرده‌اند که دولت آنکارا خود را برای چندین سناریوی احتمالی درباره تحولات ایران آماده می‌کند و برنامه‌ریزی‌های لازم را در این زمینه آغاز کرده است.

وب‌سایت «میدل ایست آی» این اطلاعات را به نقل از دو نفر از شرکت‌کنندگان در این جلسه منتشر کرده است.

یکی از حاضران در جلسه به «میدل ایست آی» گفت که مقام‌ها از اصطلاح «منطقه حائل» برای توصیف قصد خود جهت جلوگیری از شکل‌گیری موج پناهجویان و نگه داشتن مردم در سوی ایرانی مرز استفاده کرده‌اند.

با این وجود، منبع دوم گفت که مقام‌ها این عبارت را به‌طور صریح به کار نبرده‌اند، ولی آمادگی خود برای فراتر رفتن از اقدامات معمول به‌منظور نگه داشتن مردم در داخل خاک ایران را منتقل کرده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

ترکیه از ناحیه چهار استان‌ شرقی آغری، ایغدیر، وان و حَکّاری دارای مرز زمینی طولانی و عمدتا کوهستانی با ایران است؛ ناحیه‌ای صعب‌العبور که طی سال‌های گذشته به یکی از مسیرهای اصلی قاچاقچیان انسان و مهاجرانی تبدیل شده است که قصد ورود به ترکیه و در مواردی ادامه مسیر به سمت اروپا را دارند.

euor.jpgیورونیوز - ورود ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن به مدار عملیاتی و استقرار بی‌سابقه اسکادران‌های نفوذ هوایی در اردن و قطر، آرایش نظامی ایالات متحده را در خاورمیانه به بالاترین سطح آمادگی از زمان جنگ دوم خلیج‌فارس (۲۰۰۳) رساند.

«آرمادا» که در ادبیات نظامی به معنای ناوگانی عظیم و شکست‌ناپذیر از کشتی‌های جنگی است، اکنون به نماد استراتژی فشار حداکثری دولت ترامپ علیه ایران تبدیل شده است.

این لشکرکشی بی‌سابقه که با محوریت ناوهواپیمابر «آبراهام لینکلن»، اسکادران‌های تهاجمی «استرایک ایگل» و شبکه‌ای از زیردریایی‌های اتمی و ناوشکن‌های حامل موشک‌های تاماهاوک شکل گرفته، فراتر از یک نمایش قدرت ساده است. واشنگتن با گسیل این ماشین جنگی پیشرفته به خلیج فارس و دریای عمان، عملا یک «پایگاه متحرک و ویرانگر» را در نزدیکی مرزهای ایران مستقر کرده تا پیامی صریح از آمادگی برای یک برخورد نظامی تمام‌عیار و برق‌آسا مخابره کند.

داده‌های منابع آزاد (OSINT) نشان می‌دهند که واشنگتن با ایجاد یک «حلقه آتش» در اطراف مرزهای ایران، نه تنها برای یک حمله ضربتی سنگین، بلکه برای مهار پاسخ‌های موشکی تهران نیز آماده شده است.

ناوگان دریایی: قلعه‌های شناور در دریای عمان

نیروی دریایی آمریکا اکنون با تمرکز بر «پنهان‌کاری» و «قدرت شلیک موشکی»، سنگین‌ترین حضور خود را در منطقه تجربه می‌کند:

ناوهواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن (CVN-72): این غول اتمی حامل اسکادران نهم هوایی (CVW-9) شامل حدود ۸۰ فروند هواپیما است. مهم‌ترین بخش آن، جنگنده‌های رادارگریز اف-۳۵‌سی (F-35C) (که برخی از آن‌ها به اسکادران‌های تفنگداران دریایی نسبت داده می‌شوند) هستند که مخصوص عبور از پدافندهای اس-۳۰۰ (S-300) و باور ۳۷۳ ایران طراحی شده‌اند. همچنین، ۳۶ فروند جنگنده چندمنظوره اف/ای-۱۸ئی-اف سوپر هورنت، ۴ تا ۶ فروند هواپیمای جنگ الکترونیک ئی‌ای-۱۸جی گرولر و ۸ تا ۱۰ فروند بالگرد چندمنظوره ام‌اچ-۶۰ آر/اس سی‌هاوک در عرشه این ناو حضور دارند.

ناوشکن‌های کلاس Arleigh Burke: سه ناو‌شکن مجهز به سیستم راداری Aegis و صدها موشک کروز تاماهاوک برای شلیک به اهداف ثابت در عمق خاک ایران.

آرمادای زیرسطحی (Submarines): طبق گزارش‌های تأییدنشده منابع OSINT، احتمال حضور دست‌کم یک فروند زیردریایی اتمی کلاس اوهایو (SSGN) با توان حمل تا ۱۵۴ موشک کروز تام‌هاوک در آب‌های منطقه مطرح است. همچنین گزارش‌هایی از استقرار زیردریایی‌های کلاس ویرجینیا، مجهز به موشک‌های تاماهاوک و اژدر، در محدوده عملیاتی سنتکام منتشر شده است. این زیردریایی‌ها «سلاح مخفی» ترامپ هستند که می‌توانند بدون ردیابی، از زیر آب قلب تاسیسات نظامی ایران را هدف قرار دهند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

ناوگان پنجم (بحرین): متمرکز بر جنگ مین‌روبی و کنترل تنگه هرمز برای جلوگیری از انسداد مسیر تجارت و صدور انرژی جهانی.

قدرت هوایی: عقاب‌های نفوذ در پایگاه‌های مرزی

تمرکز این بخش بر نابودی مراکز فرماندهی و تاسیسات زیرزمینی (سنگرشکن) است:

پایگاه موفق‌السلطی (اردن): میزبان بیش از ۳۵ فروند اف-۱۵ئی (F-15E Strike Eagle)؛ جنگنده‌هایی که به «کامیون بمب» معروفند و وظیفه اصلی‌شان حمل بمب‌های سنگین برای نابودی سایت‌های هسته‌ای و موشکی است.

پایگاه العدید (قطر): استقرار بمب‌افکن‌های استراتژیک بی-۵۲ (B-52). هر فروند از این پرنده‌ها قادر است ۲۰ موشک کروز را از فاصله‌ای دور (خارج از برد پدافند ایران) شلیک کند. هواپیماهای سوخت‌رسان و جاسوسی در این پایگاه مستقر شده‌اند تا تداوم عملیات هوایی را برای ساعت‌های طولانی تضمین کنند.

پایگاه الظفره (امارات): محل استقرار اف-۲۲ (F-22 Raptor) که وظیفه‌شان تامین برتری هوایی مطلق و سرکوب جنگنده‌های اف-۱۴ و میگ-۲۹ ایران در دقایق اولیه نبرد است.

kham.jpgمرکز مطالعات جنگ (ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا)

مقام‌های ایرانی جزئیات نگران‌کننده‌ای را به رسانه‌های غربی فاش کرده‌اند که آشکار می‌کند رژیم در مورد سرکوب خونین دچار شک و اختلاف نظر شده است.

در ۹ ژانویه، رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، به شورای عالی امنیت ملی دستور داد اعتراضات را با هر وسیله‌ای سرکوب کنند. او به نیروهای امنیتی تأکید کرد که باید شلیک به قصد کشتن انجام دهند و هیچ رحم و ملاحظه‌ای نکنند. دو مقام مطلع این دستور را تأیید کردند. گفته می‌شود پاسخ به این دستور توسط علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، هماهنگ شده بود. او بعدها، در ۱۵ ژانویه توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم شد.

تخمین‌های کشته‌ها بسیار نگران‌کننده است. دو مقام ارشد ایرانی به TIME گفتند که تنها در ۸ و ۹ ژانویه حدود ۳۰ هزار نفر کشته شده‌اند. سایر منابع مرتبط با رژیم نیز اعداد مشابهی گزارش کرده‌اند، در حالی که گروه‌های حقوق بشری و اپوزیسیون تعداد کشته‌ها را بین هزاران تا ده‌ها هزار نفر تخمین می‌زنند و این سرکوب را بی‌سابقه در تاریخ توصیف می‌کنند.

هشدارها حالا از سوی صداهای نزدیک به خود نظام نیز شنیده می‌شود. تحلیلگر وابسته به رژیم، مصطفی نجفی، در ۲۴ ژانویه نوشت که این اعتراضات یکی از نگران‌کننده‌ترین حوادث قرن گذشته است و این بحران در حال عمیق‌تر شدن است. او این اتفاق را بخشی از یک الگوی رو به افزایش سرکوب‌ها پس از اعتراضات ۸ سال گذشته دانست و به انباشته شدن مطالبات بی‌پاسخ، خشم عمومی و فروپاشی اعتماد به دلیل امتناع رژیم از امتیازدهی اشاره کرد.

بحث داخلی درباره اینترنت در جریان است. برخی جناح‌ها نگران هستند که بازگشت اینترنت اعتراضات را دوباره شعله‌ور کند، در حالی که برخی دیگر هشدار می‌دهند که خسارت اقتصادی ناشی از قطعی اینترنت ممکن است ناآرامی‌ها را تشدید کند.

درحالی‌که تصاویر گسترده‌ای از تیراندازی مستقیم سرکوبگران با سلاح جنگی به سوی مردم در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و همچنین در ویدیوها از پیکر جان‌باختگان، آثار برخورد گلوله جنگی دیده می‌شود، فرمانده نوپوی یگان‌های ویژه فراجا روز یکشنبه، پنجم بهمن‌ماه، مدعی شد که در سرکوب مردم از سلاح استفاده نشده است. او ادعا کرد: «ما از اسلحه پینت‌بال و خودروهای آبپاش و نویز استفاده کردیم».

***

dollar.jpgکیهان لندن - در حالیکه تیم اقتصادی دولت پزشکیان مدعی مدیریت بازار ارز هستند و در شرایطی که قطع اینترنت، اعتراضات سراسری، و سرکوب اعتراضات و جو امنیتی حاکم بر ایران سبب مختل شدن معاملات در بازارهای مختلف شده اما قیمت دلار روندی افزایشی را طی کرده و به ۱۴۵ هزار تومان رسیده است.

قیمت دلار برخلاف ادعاهای تیم اقتصادی دولت پزشکیان روندی افزایشی را طی کرده است. هر دلار آمریکا بعد از ظهر روز دوشنبه ششم بهمن‌ماه به ۱۴۵ هزار تومان رسید.

هر یورو ۱۷۱ هزار و ۹۲۰ تومان، هر پوند ۱۹۸ هزار و ۲۱۰ تومان، هر درهم امارات ۳۹ هزار و ۶۷۰ تومان، و هر لیر ترکیه ۳۳۴۵ تومان قیمت‌گذاری شده است.

قیمت‌ها در بازار طلا نیز روندی افزایشی داشته بطوریکه هر سکه ۱۶۵ میلیون و ۸۴۰ هزار تومان و هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز با ثبت رکورد قیمت جدید، ۱۷ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان معامله می‌شود.

در آنسو ریزش بیش از ۱۰۰ هزار واحدی در بازار بورس ایران نیز نشانه دیگری از فضای ملتهب اقتصاد ایران زیر سایه فضای امنیتی درون کشور و تهدید جنگ است؛ شرایطی که نااطمینانی در اقتصاد کشور را افزایش داده است.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

شاخص کل بازار بورس تهران روز دوشنبه ششم بهمن ماه ۱۲۱ هزار واحد سقوط کرد. شاخص هم‌وزن نیز با افت بیش از ۱۲۷ هزار واحد کاهش سنگینی را ثبت کرد و به رقم یک میلیون و ۶۱ هزار واحد رسید. شاخص فرابورس نیز با کاهش ۹۲۰ واحدی به تراز ۳۱ هزار و ۹۶۹ واحد رسید که بیانگر فشار فروش فراگیر و تضعیف تقاضا در کلیت بازار سرمایه است.

در مجموع از ابتدای هفته جاری شاخص بورس تهران بیش از ۳۳۰ هزار واحد ریزش کرده است. این در حالیست که به باور ناظران بازار سرمایه احتمالا روند ریزشی در بازار بورس طی روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.

dabir.jpgایران وایر - رسانه‌های ایران از «حذف کامل تیم‌های کشتی آزاد و فرنگی ایران» از فهرست رقابت‌های کشتی جهانی کرواسی خبر داده‌اند.

خبرگزاری ایسنا نوشته است که در فاصله ۹ روز مانده به آغاز رقابت‌های جهانی کشتی که به میزبانی کرواسی برگزار خواهد شد، «اتحادیه جهانی کشتی» نام تمامی کشتی‌گیران ایران را از لیست این مسابقات حذف کرده است.

ایسنا نوشته است که با توجه به اثرگذار بودن این رقابت‌ها، در «رنکینگ کشتی‌گیران» برای مسابقات قهرمانی جهان و المپیک ۲۰۲۸، کسب امتیاز این رقابت‌ها بیش از هر رقابت دیگری اهمیت داشت.

فدراسیون کشتی در این مورد هیچ واکنشی نشان نداده ولی خبرگزاری‌های ایران ادعا کرده‌اند که «علیرضا دبیر» رییس فدراسیون کشتی گفته است رایزنی‌های زیادی با وزیر امورخارجه و دیگر مدیران وزارت خارجه ایران داشته تا شرایط صدور روادید برای کشتی‌گیران اعزامی ایران را مهیا کند.

حتی در صورت صدور ویزای کشتی‌گیران هم دیگر امکان اعزام این تیم به مسابقات بین‌المللی وجود نخواهد داشت.

در روزهای گذشته، فدراسیون‌های ورزشی بین‌المللی بارها نسبت به «نقض حقوق بشر در ایران» و «کشته شدن یا بازداشت ورزشکاران ایرانی» با فدراسیون‌های ورزشی در ایران مکاتبه کرده، اما پاسخی دریافت نکرده بودند.

naseri.jpgعبدالله ناصری

انقلاب ملی ایرانی‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴، بدون تردید مانند همهٔ جنبش‌های قبلی، نقطهٔ عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی و البته به‌مراتب بزرگ‌تر بود. گسترش این انقلاب در ایران‌زمین و نوع مقابلهٔ حکومت سیاهِ «نامشروع» با آن، و همچنین تنوع شعارهای مردم، از نظر نگارنده در تاریخ ایران معاصر همتا ندارد.

فارغ از تأثیرگذاری این یا آن فرد در هدایت این انقلاب ملی، پیوست آن به اعتصاب‌های بازاریان و «اهل پیشه» در سراسر کشور، اصالت و ملی‌ـ‌میهنی بودن آن را در تاریخ و جهان ثبت و سند کرد. پیش‌تر و مکرر از ناهمدلی خودم با آقای رضا پهلوی نوشته‌ام، ولی در برابر تصمیم و ارادهٔ اکثریت (۵۰٪ + یک) مردم تسلیم خواهم بود.

همان‌طور که اکثر سیاست‌ورزان باتجربهٔ داخل و خارج ایران گفته‌اند، حملهٔ خارجی و سلطنت نمی‌تواند دموکراسی و، پیرو آن، رفاه مدرن را به ارمغان آورد. ولی همان‌طور که بارها نوشته‌ام، نبودِ علی خامنه‌ای در سر قدرت (استعفا، مرگ طبیعی، قتل) گشایشی در «خواست» مردم است. اکنون که وی فرماندهی کلانِ کشتار مردان جوان ایرانی را عهده‌دار است و هزاران شهید، مجروح و زندانی روی دست ملت شریف گذاشته است، حذف فیزیکی و قتل این مستبد، امید بزرگی در تداوم انقلاب ملی ایران خواهد بود.

دقت کنیم نگارنده فقط با یک حملهٔ نقطه‌ای و هدفمند ارتش آمریکا که با کمترین خسارت، حذف قاتلِ وحشیِ وحشی ایران را ادا کند، موافقت دارم. برای این بندهٔ کنشگرِ مخالفِ قدیمیِ حکومت دینی، ثبت جملهٔ احساسیِ اخیر سخت بود، ولی تکلیف خود دانستم تا از درون اغلب ایرانی‌ها، مخصوصاً جوانان، پرده بگیرم.

این یادداشت یک‌شنبه‌شب (۲۸ دی‌ماه) ساعت ۲۲ نوشته شد.

24.jpgفرزانه روستایی در شبکه اکس:

هشدار: تاریکخانه های فکری ج ا به کمک عوامل خارج از کشور دست به کار شده اند که:

هر کس فراخوان داده مسئولیت انبوه کشته ها را هم بر عهده بگیرد ! من پادشاهی خواه نیستم، اما آن چلاق های مغزی خارج از کشور که این فراخوان های تاریخی را حساب نشده و نابخردانه می خوانند و دارند خود را پاره ‌می کنند بسیار مشکوک و هماهنگ با سمفونی بیت خامنه ای می نوازند.

نایاکی ها و‌ باند نیویورکی ها و آن باندی که گفتند مردم زیر دست و پا کشته شده اند دارند خون شویی می کنند. ننگ بر شما «اپوزیسیون‌مخفی ها» که سر از آخور آخوندها بر نمی دارید و سد راه‌ مردم عزادار شده اید.

***

noghrekar.jpgحیدرِ کرار یکی از نام ها و لقب های حضرت علی، امام اول شیعیان است، امامی که درکشتن، به ویژه گردن زدنِ مخالفان وغیرخودی ها، و حتی خودی ها، سرآمد و شهرۀ تاریخ است. این نام و لقب را در ارتباط با " رشادت " های وی در جنگ یا غزوه خیبر که جنگی بین مسلمانان و یهودیان بود، به او داده اند. حیدر کرار معانی گونه گون دارد اما مراد لقب دهنده گان به علی بیشتر معنای شیر درنده یا موجودی" گردن کلفت" است که برای دریدن و کشتن، یک دَم آرام نمی گیرد و مکرر حمله می کند و می کُشد.

در کشتارو قتل عام دی ماه 1404 در کنار مزدوران مُلبس و مسلحِ به شمایل حکومتی، گله هایی نیز با نعره های"حیدر، حیدر" با سلاح سرد و گرم به کشتار مردم و ویرانگری دست زدند. حکومت اسلامی این گله ها را در همه جنبش ها و حرکت های اعتراضی آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم میهنمان برای دریدن و کشتار به جان مردم انداخته است. حکومت اسلامی از این گَله ها به عنوان ابزارِ ایجاد ارعاب و وحشت، سرکوب حکومتی و پیشبرد و تحقق سیاست‌ها و خواست‌هایش استفاده کرده است. از این دست گله ها در تمامی حکومت ها به ویژه از دوران صفویه تا اکنون داشته ایم اما هیچکدام و در هیچ دوره ای سازمانیافته و به بیرحمی و شقاوت و سنگدلی گله های حیدر کرار حکومت اسلامی نبوده اند. دگردیسی این گله ها به سوی توحشی نمونه وار از دستاوردهای شوم حکومتِ" نکبت المحافل" است.

عناصر اصلی و سازمان دهندگان و برنامه ریزان گله های" حیدر کرار" یا قاتلانی با " لباس شخصی"، لات های متدینِ سپاه و بسیج و قوه قضائیه و مداحان بیت رهبری: مبتلایان به دیانت شریعت زده و موجوداتی " فدائیان اسلامی" و" داعش اثنی عشری" هستند. نقش مداحان وتشکل های گوناگون مداحی ( دارالجهل های لُشوش)، بویژه نقش سعید حدادیان و محمود کریمی و نسل جوان تری از همین گونه مداحان در هدایت و تحریک این گله ها کلیدی است. نوحۀ "حیدر، حیدر"ِ حاج محمود کریمی و موجوداتِ مشابه اش، سرود و مارش و عامل مُحرک آدمکُشیِ این گله هاست.

بدنۀ این گله ها را لات ها و اراذل و اوباش آموزش دیده و مواجب بگیر حکومت و زندانیان عادی شرور، قمه کش ها و قاتلانی شکل داده اند که با تطمیعِ تخفیف در مجازات به کار گرفته می شوند. این افراد که در برگیرندۀ زنان (زهرا خانوم ها و فاطمه کماندوها) نیز هستند را علاوه با پرداخت پول و تخفیف در مجازات، با تبلیغاتی از این دست که معترضان " مُشتی بی ناموس و وطن فروش" و " عوامل اسرائیل و امریکا" و مهدورالدم هستند، تحریک می کنند.

در دی ماه 1404 جهان نیز شاهد توحشی باورنکردنی و شقی ترین و بیرحمانه ترین سرکوب و کشتار آزاده گان ایران بود، میخکوب و حیرت زده با این پرسش که آیا این هرزه موجوداتِ " چرکین تار و چرکین پود" را " هیچ بارانی شست نتواند"؟

rp.jpgضرورت وجود یک نهاد آلترناتیو برای دوران گذار

گفت‌وگوی یک روزنامه نگار با یک حقوقدان در داخل کشور

توضیح اسماعیل نوری علا: متن این گفتگو دیروز از ایران به دست من رسیده است با این خواست که آن را برای «خبرنامه گویا» بفرستم و بخواهم که آن را منتشر کنند. روزنامه نگاری که این متن را برای من فرستاده از دوستان قدیمی من است که اکنون دوران بازنشستگی را می گذراند. او نوشته است که امکان انتشار این متن در ایران وجود ندارد و فکر می کنند که انتشار آن (با این احتمال که به دست شاهراده رضا پهلوی هم برسد) در خبرنامه گویا می تواند متن را به رؤیت عده کثیری برساند. من هم فکر می کنم که مطالب این گفتگو حاوی نکات مهم و قابل توجهی است. در عین حال باید بگویم که من در مورد نکات مطروحه در این گفتگو نظرات خود را دارم که برخی از آنها را برای اطلاع شاهزاده به دفتر ایشان ارسال داشته ام و اگر لزومی برای طرح عمومی آنها باشد در موقع مقتصی در این مورد اقدام خواهم کرد.

****

پرسش: پیش از آغاز گفت‌وگو، فکر می‌کنم لازم است توضیح بدهم که چرا چنین گفت‌وگویی ضروری شده است. تحولات سیاسی ایران در سال‌های اخیر مسئلهٔ «گذار» را ــ مسئله‌ای که در سال ۱۳۵۷ عملاً به آن اندیشیده نشد ــ به مرکز گفت‌وگوی عمومی آورده است. فروپاشی مشروعیت نظم موجود از یک‌سو و ناتوانی ساختارهای رسمی از پاسخ‌گویی از سوی دیگر، جامعه را در وضعیتی قرار داده که پرسش از آلترناتیو یا بدیل سکولار و دموکرات دیگر یک بحث نظری یا آرمانی نیست، بلکه به مسئله‌ای عملی و فوری بدل شده است.

در این میان، نام رضا پهلوی به‌عنوان چهره‌ای سیاسیِ شناخته‌شده و برخوردار از سرمایهٔ نمادین، بیش از دیگران در کانون توجه قرار گرفته است. برای بخشی از جامعه، او نقطهٔ امید و تمرکز است؛ برای بخشی دیگر، محل تردید و پرسش. آنچه این دو نگاه را به هم پیوند می‌دهد، نه داوری ارزشی دربارهٔ شخص، بلکه یک پرسش مشترک است: آیا می‌توان از دل این تمرکز سیاسی، به یک بدیل نهادمند و دموکراتیک رسید؟

این پرسش صرفاً دربارهٔ رضا پهلوی نیست. در سطحی عمیق‌تر، دربارهٔ نسبت رهبری و نهاد، تمرکز و واگذاری قدرت، و تجربهٔ تاریخی گذار در ایران است؛ تجربه‌ای که یک‌بار، در سال ۱۳۵۷، به‌دلیل ابهام نقش‌ها و فقدان محدودیت نهادی، به استقرار نظمی اقتدارگرا انجامید.

از همین‌رو، گفت‌وگوی پیشِ رو نه دفاع از یک چهرهٔ سیاسی است و نه نفی او. هدف، روشن‌کردن معیارهاست؛ معیارهایی که با آن‌ها بتوان سنجید چه نوع رهبری‌ای به گذار کمک می‌کند و چه نوع تمرکزی، ناخواسته، آن را به بن‌بست می‌کشاند.

این مصاحبه تلاشی است برای انتقال بحث از سطح موضع‌گیری‌های احساسی به سطحی حقوقی و نهادی؛ جایی که پرسش اصلی نه «چه کسی؟» بلکه «چگونه؟» است.

شاید لازم باشد دربارهٔ مصاحبه‌شونده نیز توضیحی داده شود. حقوقدانی که در این گفت‌وگو نظر می‌دهد، از پژوهشگران حوزهٔ حقوق عمومی و حقوق اساسی است و سال‌ها بر مسائل گذار سیاسی، محدودسازی قدرت، و نسبت رهبری و نهاد در نظام‌های پساسلطه کار کرده است. او نه عضو هیچ جریان سیاسی است و نه نقشی اجرایی در ساختار قدرت داشته، و دیدگاه‌هایش در این گفت‌وگو بر تحلیل حقوقی و تجربه‌های تطبیقی استوار است، نه داوری‌های شخصی یا ملاحظات حزبی.

پاسخ: مقدمهٔ خوبی بود؛ هم موضوع را روشن کردید و هم جایگاه بحث را. من در خدمت‌تان هستم.

پرسش: چرا با وجود نقش پررنگ سیاسی شاهزاده رضا پهلوی در شرایط فعلی مبارزه با حکومت اسلامی، هنوز برخی ــ حتی از میان طرفداران او ــ دربارهٔ «بدیل نهادمند» بودن او و تیمش تردید دارند؟

پاسخ: زیرا بدیل نهادمند نه با محبوبیت یا مرکزیت سیاسی، بلکه با قابلیت تصمیم‌سازی پایدار، پاسخ‌گویی، و واگذاری قدرت تعریف می‌شود. در حال حاضر تمرکز سیاسی حول شخص شاهزاده شکل گرفته، اما این تمرکز هنوز به سازوکاری تبدیل نشده که مستقل از شخص کار کند. همین فاصله منشأ تردید کسانی است که در عین حمایت سیاسی، نگران سرنوشت گذارند.

Manouchehr_Taghavi_Bayat.jpgاز چهاردهم مرداد 1285 خورشیدی که فرمان مشروطیت صادر شد تا به امروز که صد و نوزده سال و پنج ماه و بیست و دو روز از آن روزگار می گذرد، هیچ یک از آرمان های مشروطیت و آزادی خواهی به دست نیامده است. مرکب فرمان مشروطیت خشک نشده بود که در سال 1287 محمد علی شاه مجلس را به توپ بست و آزادی خواهان را زندانی کرد و کشت. از آن روز تاکنون در ایران؛ نه هرگز دادرسی دادورانه انجام گرفته است، نه آزادی برای حزب ها و انجمن های گوناگون بوده، نه هرگز نمایندگان ملت در رأی گیری آزاد برگزیده شده اند، نه آزادی نوشتن و سخن گفتن در کار بوده است، نه آرامش و آسودگی اجتماعی و سیاسی داشته ایم، نه آرزوی سران انقلاب مشروطیت و رهروان آن، مانند میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل، علامه علی اکبر دهخدا، ستارخان، باقرخان، یوسف مستشارالدوله، کلنل محمد تقی خان پسیان، یحیا دولت آبادی، دکتر محمد مصدق و دیگران برآورده شده است. دکتر مصدق در نطق تاریخی خود در نهم آبان ماه 1304 این بدبختی و نابسامانی کنونی کشور را پیش بینی کرده بود: « ... بر اساس قانون اساسی مشروطه نخست‌ وزیر نمی‌تواند همزمان رئیس‌الوزرا و فرمانده کل قوا باشد، زیرا این امر استقلال مجلس را نابود و کشور را به دیکتاتوری می‌کشاند...». این گفتار امروز هم پذیرفتنی است.

پس از انقلاب مشروطیت، قیام ها و خیزش های فراوانی در کشور ما رخ داده است. خیزش دی ماه ۱۴۰۴ به گونه ای یکی از بزرگ ترین و گسترده ترین انقلاب های ایران است. در این خیزش که در شهرها و روستاهای گوناگون با گستردگی فراوان انجام گرفت، حکومت اسلامی دست به یکی از ددمنشانه ترین سرکوب‌ها و کشتارهای پس از انقلاب 57 زد و از ناچاری تلفن و اینترنت را در سراسر کشور قطع کرد و خود را در برابر دیدگان جهانیان رسوا و ورشکسته نشان دهد.

در انقلاب بهمن 1357 مردمان کشور ما شاه خودکامه و دیکتاتور را فراری دادند تا یک رهبری جمعی و مردمی به جای آن بگذارند. شیادی به نام خمینی، با نام دین و با سوار شدن بر شور انقلابی شهروندان ایرانی، آرزوهای چند صد ساله ی آزادی خواهان را بر باد داد. او در لباس میش، همچون گرگی خونخوار به جان مردم ایران افتاد و همه ی آزادی خواهان را به خاک و خون کشید. بدتر از آن جنگی خانمان سوز با عراق(تکه ی جدا شده از ایران) به راه انداخت و میلیون ها مسلمان را از هر دو سوی جنگ به کشتن داد.

به باور من، انقلاب ۵۷ چیزی بیش از یک همدستی اهریمنی بین سران کنفرانس گوادلوپ با نیروهای واپسگرا بود. نوکران بیگانگان حاکم در ایران از راه میهن دوستی بیرون تافتند، با پای مال کردن آرمانهای بلند ملت ایران و میهن دوستان ایرانی، آزادی و استقلال کشور را به باد دادند. خمینی و اربابانش در راستای ویرانی و چپاول کشور ما با نهادن هیزم نادانی و دمیدن در کوره ی واپس ماندگی و انیرانی، با برپا کردن«حکومت اسلامی » که مرده ریگ تازیان بیابان گرد در هزار و چهار سد سال پیش بود، مردمان میهن ما را دچار بدبختی و گرسنگی و آوارگی کردند.

تا روزی که مردمان میهن ما به آزادی و دموکراسی دست نیابند انقلاب پس از انقلاب برپا خواهد شد. افزون بر خون هایی که از انقلاب مشروطیت تا کنون بر خاک ریخته شده، میلیون ها ایرانی بی گناه به دلیل بیماری، بی دارویی، گرسنگی و اعتیاد جان خود را از دست داده اند. این ها همه و همه به خاطر نبودن آزادی، دموکراسی و مدیریت مردمی در جامعه ی ایران بوده است. دموکراسی یعنی حکومت همه ی شهروندان از راه انتخابات آزاد. تا آزادی نباشد، تا حزب ها و انجمن های سیاسی و اجتماعی مردمی نباشد، دموکراسی برقرار نخواهد شد.

میلیون ها ایرانی که به دلیل نبودن آزادی و دموکراسی ناچار شدند تا زادگاه خود را ترک کنند اکنون در سراسر جهان در کار مدیریت سازمان های علمی و اقتصادی جهان هستند. فرار این سرمایه های ملی از ایران به دلیل نبود آزادی و دموکراسی، کشور ما را هر روز فقیر تر و بی چاره تر کرده است و می کند. نخبه ها و استعدادهای ایرانی یا در زندان ها کشته می شوند و یا ناچار کشور را ترک می کنند. افزون بر هشت یا ده میلیون ایرانی که امروز در بیرون از مرزهای ایران زندگی می کنند در یک سد سال گذشته میلیون ها بیشتر از این شمار از کشور ما ایران گریخته اند. اگر در سد سال گذشته مردمان میهن ما اختیار اداره ی کشور خود را داشتند با کمک مغزهایی که از ایران گریختند امروز ایران یکی از کشورهای پیشرفته و آباد جهان می توانست باشد.

فرار کردن، کشته شدن، کشته دادن راه رهایی نیست، باید راهی خردمندانه برای رهایی مردمان کشورمان از این بیچارگی ها پیدا کنیم. نوشتن های من هم راه به جایی نمی برد باید همه ی ایرانیان به دنبال راه چاره باشند. شما چه می اندیشی، راه رهایی کدام است؟ "... رهایی را اگر راهی است، جز از راهی که روید زان گلی، خاری، گیاهی نیست ... ( از چکامه زیبای شهر سنگستان نوشته ی م.امید، مهدی اخوان ثالث؛ سوم برادران سوشیانت)".

منوچهر تقوی بیات

nik.jpgپدری گریان در میان کیسه‌های سیاه و پیکرهای جوانانی که هرگز فرصت پیرشدن نیافتند، سرگردان است. صدایش از بغض فرسوده و نگاهش از امید تهی شده است. او نام پسرش را صدا می‌زند، نه برای یافتن، که برای زنده نگه‌داشتن لحظه‌ای که هنوز مرگ قطعی نشده بود؛ "سپهر من کجایی بابا؟" زمین اما سنگین تر از دعاست و سکوت کیسه‌ ها بلندتر از هر پاسخ. فریاد، آرام‌ آرام از سوگ به خشم بدل می‌شود و واقعیتی عریان از دل آن بر می خیزد و پدر فریاد می زند"مرگ بر جمهوری اسلامی". این تصویر روایت یک حادثه نیست؛ غمنامه و خشم ملتی است که فرزندانش را تحویل می‌گیرد. کلیپی که تکان می‌دهد، چون آنچه در آن می‌بینیم پیشاپیش مرده است؛ انسانیت، عدالت، و آینده‌ای که پیش از تولد به خاک سپرده می شود.

و در پسِ این صحنه، نقش آمران و عاملان عیان است. جمهوری اسلامی در هیجدهم و نوزدهم دی‌ماه، بار دیگر مرگ را به خیابان‌ها فراخواند. گلوله‌ ها نه از خطا، که از اراده شلیک شدند. اراده‌ای برای ترساندن، برای ماندن، برای حکومت بر گورستانی از جوانان. این کشتار حادثه نبود، ادامهٔ منطقی نظامی است که بقایش را در کشتار جوانان می‌جوید. خون‌ها تصادفی نریختند، برنامه‌ ریزی شده فرو چکیدند و کیسه‌های سیاه، اسناد رسمی جنایتی شدند که نامش حکومت اسلامی است. گرچه در این دو روز، سپهر و سپهرها کشته شدند اما آخرین توهم اصلاح، آخرین روزنه صبر، و آخرین سکوت هایی که هنوز در ذهن باقی بوده، فرو ریخت.

و از بطن همین کشتار، انقلاب نوین ایران برخاست. نه از اتاق‌ها، که از خیابانها، نه از بیانیه‌ها، که از پیکرهای افتاده. "سپهر بابا" ها اینبار خشم خود را فرو نبردند، فریاد را به میراث نسپردند و سوگ را به سکوت نسپردند. پرچمی را که فرزندانشان با جان برافراشته بودند بر دوش می گیرند و پیش می روند تا مرگ پایان نباشد، تا خونخواهی خاموش نشود، و تا نام سپهرها از قاب عزا بیرون بیاید و به نیرویی بدل شود که حکومت شیخ را به گور زمان پرتاب کند. و آنگاه ایرانیان بر ویرانه‌ هایش نجوای آزادی را به فریاد بدل کنند و با قدم‌ هایشان پایانش را مُهر بزنند.

نیکروز اعظمی

liaghat.jpgایران یادآوری تاریخ چند‌هزارساله‌ی باهم‌بودن است؛ ملکِ مشاعی که تعلقش به همه، پیوندش را ناگسستنی می‌کند

ایران را نمی‌توان تنها بر نقشه دید؛ ایران را باید در حافظه خواند.
در لایه‌های هزارساله‌ی هم‌نشینی، در گره‌های فرشی که از کوه و کویر و دریا گذشته،
در زبان‌هایی که کنار هم زیسته‌اند،
در زخم‌هایی که مانده‌اند و امیدهایی که دوباره جوانه زده‌اند.
ایران یک کشور نیست؛ یک زیست‌جهان است.
ملک مشاعی که هر وجبش سهم همه‌ی کسانی است که نامش را بر زبان می‌آورند.
و هر سخنی درباره‌ی گذار، رهبری یا آینده،
اگر از دل این شناخت بیرون نیاید،
نه آینده می‌سازد و نه گذشته را می‌فهمد.
این متن تلاشی است برای دیدن ایران با چشم مرکب؛
چشمی که هم تاریخ را می‌بیند، هم اکنون را، هم زخم را، هم امکان را.


برای سخن گفتن از گذار سیاسی در ایران، نخست باید خودِ ایران را فهمید. ایران نه یک کشور تازه‌ساخته‌شده است و نه محصول یک قرارداد سیاسی؛ ایران یک تمدن هزارساله است که اقوام آن نه «اقلیت»، بلکه گره‌های یک فرش بزرگ‌اند. این فرش، با همه‌ی رنگ‌ها و نقش‌هایش، یکپارچه است و هر گره بدون دیگری معنا ندارد. ایران ملک مشاع است؛ یعنی هر وجب از این سرزمین، از نفت خوزستان تا جنگل‌های گیلان، متعلق به همه‌ی ایرانیان است. هیچ نقطه‌ای ملک خصوصی یک قوم یا یک منطقه نیست و هر ایرانی باید بتواند در هر نقطه از کشور زندگی کند، کار کند و مسئولیت بپذیرد. این واقعیت تاریخی، پایه‌ی هر بحثی درباره‌ی گذار، رهبری یا آینده‌ی سیاسی ایران است.

در ایران، زبان فارسی ستون پیونددهنده‌ی تمدنی است؛ زبانی که اقوام مختلف در ساخت آن نقش داشته‌اند و زبان مشترک برای مشارکت در اداره‌ی کشور است. در کنار آن، زبان مادری حق فرهنگی است و باید آموزش داده شود، اما آموزش رسمی باید به فارسی باشد تا مشارکت ملی حفظ شود و مناطق به جزیره‌های جدا تبدیل نشوند. این مدل نه مرکزگراست و نه قوم‌گرا؛ بلکه با واقعیت ایران سازگار است.

برای فهم حساسیت‌های امروز، باید به تجربه‌ی دهه‌ی ۲۰ شمسی نگاه کرد؛ زمانی که ایران در جنگ جهانی دوم اشغال شد و شوروی در آذربایجان و کردستان پروژه‌ی «جمهوری‌های محلی» را پیش برد. هدف نهایی استالین اقمارساز بود، اما این پروژه‌ها در کوتاه‌مدت خدمات واقعی به مردم ارائه دادند: مدارس به زبان مادری، نشریات محلی، اصلاحات ارضی محدود و احساس کرامت و دیده‌شدن. این تجربه‌ی زیسته، هنوز در حافظه‌ی جمعی مردم آن مناطق باقی است. همین دوگانگی--خطر ژئوپولیتیک از یک‌سو و تجربه‌ی مثبت از سوی دیگر--تحلیل امروز را پیچیده می‌کند. هر طرح گذار که این دوگانه را نبیند، یا به مرکزگرایی افراطی می‌افتد یا به قوم‌گرایی سیاسی، و هر دو خطرناک‌اند.

در چنین زمینه‌ای، مسئله‌ی تقسیمات کشوری و فدرالیسم اهمیت پیدا می‌کند. فدرالیسم جغرافیایی--بر اساس کارآمدی، جمعیت و منطقه‌بندی--می‌تواند با ایران سازگار باشد، اما فدرالیسم قومی خطرناک است. تجربه‌ی شوروی، یوگسلاوی و اتیوپی نشان می‌دهد که سیاسی‌سازی قومیت به شوونیسم، ناسیونالیسم افراطی و حتی جنگ داخلی می‌انجامد. در ایران، که اقوام هم‌ریشه و درهم‌تنیده‌اند، چنین مدلی نه‌تنها ناکارآمد، بلکه تهدیدکننده‌ی یکپارچگی تاریخی کشور است. مدل مناسب برای ایران، عدم تمرکز جغرافیایی است: دولت‌های محلی پاسخ‌گو، بودجه‌ی مستقل، اختیارات منطقه‌ای، و در عین حال حفظ پیوند ملی.

اما سیاست در ایران فقط ساختار نیست؛ روان‌سیاسی جامعه نیز نقش تعیین‌کننده دارد. جامعه‌ی ایران حافظه‌ی تاریخی فعالی دارد: احساس خیانت، رهاشدگی، دیده‌نشدن، فریب‌خوردن و امیدهای بر بادرفته. این حافظه، جامعه را حساس، بی‌اعتماد و واکنش‌پذیر کرده است. تبلیغات طولانی‌مدت، رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی نیز واکنش‌های شرطی ایجاد کرده‌اند: هر قدرت مرکزی سرکوب تلقی می‌شود، هر مطالبه‌ی قومی تجزیه، هر چهره‌ی کاریزماتیک نجات، و هر بحران نیازمند یک رهبر واحد. این واکنش‌ها تحلیل نیستند؛ رفلکس‌اند.

در لحظه‌های بحران، جامعه‌ی ایران به‌سرعت به سمت یک «چهره‌ی نجات‌بخش» متمایل می‌شود. این میل، ریشه در خستگی تاریخی، ترس از هرج‌ومرج، ضعف ساختارهای مدرن سیاسی و قدرت رسانه در ساختن نمادها دارد. این سازوکار را می‌توان «بیعت اضطراری» نامید: لحظه‌ای که جامعه به‌جای ساختار، به فرد تکیه می‌کند؛ به‌جای نهاد، به کاریزما؛ به‌جای برنامه، به نام. این همان چیزی است که در ۵۷ رخ داد و امروز نیز در لحظه‌های بحران دوباره فعال می‌شود.

roshandel.jpgجمهوری اسلامی ایران امروزه با انبوهی از بحرانهای پیچیده روبروست که همگی مؤید بروز علائم فروپاشی ساختاری در نظام سیاسی آن است. اقتصاد فروپاشیده ، سرکوب شدید مردم توسط رهبر نظام دیکتاتوری ، بی اعتمادی عمومی، بحران محیط زیست وغیره کاملا نشان میدهد که مشروعیت این نظام سیاسی در داخل کاملا از بین رفته است از سوی دیگر سیاستهای نابخرانه این رژیم در پی افزایش تهدیدات نظامی در هر سه سطح ملی (علیه شهروندان خود) ، منطقه ای و بین المللی علائم بروز مجدد جنگ در منطقه را افزایش داده است. درک شهروندان ایران بر ضرورت رهایی از وضعیت فعلی و تغییر نظام سیاسی ایران و جایگزینی یک نظام دمکراتیک بمنظور نمایندگی حقوق ملت ایران در جهان آزاد است. رهبران جمهوری اسلامی ایران با نقض آشکار قوانین ومققرات بین المللی وافزایش سرکوب های وحشیانه شهروندان وقتل عام گروهی انسانهای مدافع حقوق قانونی خود، با ارائه تفسیر غلط از "اعمال حاکمیت ملی" تلاش کرده است تا با قطع اینترنت مانع افشای جنایات سازمان یافته توسط قاتلان وجنایتکاران حکومتی باشد که در رأس آنها علی خامنه ای (رهبر مستبد رژیم) ، علی لاریجانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) ، محسنی اژه ای (رئیس قوره قضائیه) و احمد وحید (معاون فرمانده کنونی سپاه ) که همگی بعنوان طراحان اصلی برنامه سرکوب شدید و قتل عام شهروندان در اعتراضات اخیر بوده اند.

بدون تردید، اهتمام گروههای سیاسی در خارج از کشور برای تحت پیگرد قراردادن جنایتکاران رژیم جمهوری اسلامی یک اولویت اساسی است ولی این اقدامات در سایه همکاری جدی همه نیروهای سیاسی تحت یک "ائتلاف ملی " است که بتواند بارقه امید را دوباره به مردم سرخورده از نزاع های سیاسی بازگرداند. این مقاله با تمرکز بر مقررات حقوق بین الملل تلاش دارد تا ضمن تاکید بر موارد تخلف مقامات ج.ا ، روشهای مسئولیت پذیر کردن مقامات جمهوری اسلامی را با توصیه به استفاده از ساز وکارهای حقوق بین الملل مورد توصیه قرار دهد و ضمن دعوت از همه گروههای سیاسی دغدغه مند به مسایل کشور ، از این ساز وکارها برای دعوت به همسویی وهمکاری همگانی ذیل اصل "ضرورت نجات کشور" از این وضعیت کنونی استفاده نماید. با اغتنام از فرصت پیش آمده نسبت به جلوگیری از تداوم این جنایات سازمان یافته رژیم ، موارد زیر بعنوان موارد فاحش نقض حقوق بشر توسط این رژیم جهت اطلاع همه گروههای سیاسی توصیه به انجام اقدام مقتضی معرفی می شوند. بدیهی است تشکیل کارگروه حقوقی توسط نیروهای آشنا به موازین حقوق بین الملل در شرایط کنونی یک ضرورت غیر قابل انکار بشمار می آید:

تخلف اول: استفاده رژیم جمهوری اسلامی از نیروهای دفاع ملی در سرکوب علنی اعتراضات قانونی مردم ایران و قتل عام آنها در خیابانها نقض آشکار :

- کنوانسیون 1949 ژنو.

- قواعد آمره بین‌المللی.

- بند های 1 و2 منشور ملل متحد: ( هدف سازمان ملل: حفظ صلح، کرامت انسانی و حقوق بشراست و دولت‌ها موظف‌اند از زور علیه مردم خود به‌نحوی که ناقض حقوق بنیادین باشد خودداری کنند.)

-

- اعلامیه جهانی حقوق بشر( مواد 3: حق حیات، آزادی و امنیت شخصی، 5: ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی و 20: حق تجمع مسالمت‌آمیز).

- میثاق حقوق مدنی و سیاسی (مواد : 6: حق ذاتی حیات (غیرقابل تعلیق حتی در وضعیت اضطراری)، ماده 7: ممنوعیت شکنجه و رفتار بی‌رحمانه و ماده 21 یعنی حق تجمع مسالمت‌آمیزتوسط شهروندان).

- اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی (بر اساس اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی (رم - 1998): ماده 7 مصرح میدارد ، اگر قتل مردم: گسترده یا سیستماتیک باشد ، علیه جمعیت غیرنظامی ، با آگاهی و دستور مقامات باشد ، مصداق روشن جنایت علیه بشریت است.

Gileh_Mard.jpgتراژدی رستم فرخزاد -- که حکیم فردوسی با مهارتی بی‌نظیر آن را در شاهنامه به تصویر کشیده است -- یکی از اندوه‌بارترین فصل‌های تاریخ ایران در آستانه فروپاشی ساسانیان است.
نه‌تنها تراژدی شکست یک سردار؛ بلکه در حقیقت شکست یک جهان است.

رستم فرخزاد؛ آخرین صدای عقل

رستم فرخزاد یا فرخزادان، سپهسالار بزرگ ایران، از خاندان نامدار اسپهبدان بود؛ مردی کارآزموده، سیاست‌دان و آگاه به فرسودگی درونی دولت ساسانی.
او نه‌تنها یک فرمانده نظامی، بلکه آخرین صدای عقل و بانگ هشدار در برابر سقوط بود.
تراژدی رستم فرخزاد نه فقط در میدان نبرد، بلکه پیش از آن آغاز شده بود.

هرج‌ومرج سیاسی پس از قتل خسرو پرویز؛ فروپاشی اقتدار حکومت مرکزی و چنددستگی میان اشراف و موبدان و سرداران؛ اقتصاد فرسوده و جامعه‌ای خسته از جنگ‌های بی‌پایان با روم؛ و بی‌اعتنایی به هشدارهای رستم که گوش شنوایی برای آن نبود، به این تراژدی رنگ واقعیت بخشید.

قادسیه؛ شکست پیش از نبرد

در جنگ قادسیه -- به سال ۶۳۶ میلادی -- رستم با سپاهی خسته و ناهمدل، روبه‌روی نیرویی ایستاد که ایمان و انگیزه و انسجام داشت؛ اما آشفتگی در فرماندهی سپاه ایران و خیانت و بی‌کفایتی و ناکارآمدی برخی از سرداران، کار را یکسره کرد و ایران به چنگال خونین بیابان‌گردان تازی افتاد و ویران شد.

حکیم فردوسی در شاهنامه، در بیان پادشاهی یزدگرد، نامه رستم فرخزاد اسپهبد ایرانی در آستانه جنگ قادسیه را با هنرمندی بی‌مانندی به تصویر می‌کشد و ضمن یادآوری نابودی تدریجی دولت ساسانی و آزمندی بیابان‌گردان تازی، آینده تیره‌وتاریکی را برای ایران پیش‌بینی می‌کند:

چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود
تبه گردد این رنج‌های دراز
نشیبی دراز است پیشِ فراز

این نامه نماد سقوط ایران ساسانی است که در ادبیات ملی ما، حس اندوه تاریخی و شکست تمدنی سرزمین ما را بازتاب می‌دهد.

از رستم تا مصدق و بختیار

مقایسه تراژدی رستم فرخزاد با تراژدی مصدق و شاپور بختیار یک سنجش تاریخی نیست، بلکه مقایسه‌ای وجودی است.
رستم فرخزاد می‌دانست کشور از درون فرسوده است و دشمن فقط در خارج از مرزهای ایران نیست.
او می‌دانست شکست نظامی حاصل فروپاشی‌های سیاسی و اخلاقی است.

در زمان رستم فرخزاد، شاهان بی‌اعتبار یکی پس از دیگری می‌آمدند و کنار زده می‌شدند؛ اشراف برای حفظ منافع خود سرگرم زدوبندهای پیدا و پنهان بودند و موبدان نیز در پی حفظ قدرت خود.

تراژدی رستم فرخزاد و تراژدی مصدق و بختیار اگرچه چهارده قرن با هم فاصله دارند، اما از آن تراژدی‌های ایرانی‌اند که استخوان‌بندی مشترک دارند:
آگاهی، تنهایی، و شکست در برابر ایمان یا هیجان کور جمعی.

تراژدی رستم فرخزاد رویارویی عقل در برابر تقدیر است و تراژدی مصدق و بختیار، تراژدی قانون‌مداری در سرزمینی است که هرگز با قانون آشتی نکرده است.

تنهایی و پایان‌ها

تراژدی مصدق و بختیار، تراژدی تنهایی و بی‌کسی است.
مصدق و بختیار در لحظات سرنوشت‌ساز تنها ماندند؛ نه بدین سبب که اشتباه کردند، بلکه بدین دلیل که درست ایستادند.

رستم فرخزاد پایان ایران کهن را دید؛
مصدق ناکامی ایران مشروطه را؛
و بختیار مرگ ایران مدرن را.

مرگ رستم فرخزاد، مرگ آخرین توهم قدرت ساسانی بود؛ تراژدی امروز ما مرگ تدریجی «امید» و عادی‌شدن «درد» است.
ما به درد خو گرفته‌ایم؛ این مرگ بی‌صدا اما بسیار خطرناک است.

رستم فرخزاد می‌دانست سپاه او پیش از آن‌که در میدان بشکند، در دل‌ها شکسته است.
اسب‌ها هنوز ایستاده بودند، اما امید از پای افتاده بود.

امروز ملت ما به‌ظاهر رستم فرخزادی ندارد، اما اگر امیدمان را از دست ندهیم، خواهیم دید هر خانه‌ای سرداری یا سردارانی چون رستم فرخزاد دارد؛ خسته اما پرامید.

امید؛ خط آخر دفاع

دشمن اگر همچنان می‌کشد و می‌تازد و می‌نازد، در فرسودگی ماست؛ در عادت‌کردن ما به دردها، و در امیدی است که می‌تواند آهسته‌آهسته از تقویم زندگانی ما حذف شود.

اگر ملتی امیدش را دفن کند، دیگر تاریخی نمی‌ماند تا ادامه یابد.
تراژدی نه در شکست و سقوط، بلکه در ماندنِ بی‌معناست.

-- گیله‌مرد (حسن رجب‌نژاد)

کشتار ایرانیان، رضا فرمند

| No Comments

Reza_Farmand_2.jpg

شیخ با جنگ‌افزار دین‌اش حرف می‌زند
و با رگبارش هر سخنی را قطع می‌کند
شیخ با شمشیر دین‌اش
عاشقان ایران را همچنان درهم می‌کوبد
بیزارم از کسانی که می‌گویند که شیخ
معنای دین‌اش را خوب نیاموخته‌ است
*
هیچ کس رساتر از خون این جوانان
از سرشت دین شیخ سخن نمی‌گوید
خونی که در همه‌ی شهرهای ایران جاری‌ست
*
بیزارم از عارفانی که روی دین شیخ
زنبق و سوسنِ سفید می‌گذارند
شمشیرش را رنگین کمان می‌بینند
و دیوان‌اش را فرشته
بیزارم از ماله‌‌کشان عرفانی
*
آی رفیق چپ‌گرا که در تعریفی از سرمایه گرفتار مانده‌ای

اکنون که شیخ با تیربارهای ایمان‌اش
ایران و آینده‌اش را به رگبار بسته است
اکنون که از هزار جای ایران خون می‌رود
همرزمان جهانی‌ات چرا خاموش‌اند،
همرزمانی که مثل مور و ملخ
دانشگاه‌ها و خیابان‌ها را پُر کرده‌ بودند،
و بانگِ های و هوی‌‌‌شان برای غزه
گوش‌های رسانه‌ها را کر کرده بود؟
سرچشمه‌ی کارزارشان مگر عشق به انسان نبود؟
*
راستی رفیق
همسنگران جهانی‌ات،
سربازان گمنام شیخِ مبارز‌اَت اکنون
در سراسر ایران
پشت تیربارها و دوشکا‌ها نشسته‌اند
از شیخ، از قهرمان ضد امپریالیستی‌ات نمی‌خواهی بخواهی
که دست از کشتار ایرانیان بردارد؟
*
راستی رفیق
اجازه می‌دهی که یهودیان، این دوستان باستانی ایران
زخم‌های ایرانیان را ببندند
و فریادشان را به گوش جهانیان برسانند؟
به غیرت ضد اسرائيلی‌ و ضد امپریالیستی‌ات برنمی‌خورد؟
*

قاعده‌‌ای زرّین می‌گوید
از میهن‌ات که دور شوی گم خواهی شد
*

راستی رفیق
حال سیاسی‌ات خوب است؟
*
رضا فرمند

22.jpgتوانا - این سرکوبگر مسلح، ۵ بهمن در یک استوری نوشت: «زیاد طول نکشید پاکسازی کنیم.» او ۱۶ دی‌ماه هم نوشته بود: «به وقت پاکسازی». این اطلاعات توسط فرزاد فتاحی(روزنامه نگار)

جمع‌آوری شده است اما نکات بسیار مهمی که در این اطلاعات وجود دارد را با شما به اشتراک می‌گذاریم. این‌ها صرفا چند جمله احساسی یا ادبیات خشن مجازی نیست؛ این‌ها اعلان قبلی خشونت است. زبانی که پیش از شلیک به کار می‌رود و نشان می‌دهد سرکوب، نه واکنشی لحظه‌ای، بلکه اقدامی آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده است.

عرشیا مقصودی در اعتراضات ۱۴۰۱ هم به‌عنوان سرکوبگر حضور داشته و هم‌زمان به‌عنوان نیروی فعال در حوزه سایبری شناخته می‌شود. این هم‌پوشانی تصادفی نیست. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که سرکوب خیابانی و سرکوب دیجیتال دو بازوی یک سازوکار واحدند. آدرسی که در پروفایل او به طرشت اشاره می‌کند، ظاهرا مربوط به فعالیت‌های جانبی در حوزه خدمات اینترنتی و فروش سرور است. اما با توجه به سابقه و نقش این فرد، نمی‌توان به‌سادگی از کنار این موضوع گذشت.

چنین فضاهایی می‌توانند پوششی برای فعالیت‌های سایبری، جمع‌آوری داده، یا اجرای پروژه‌های نظارتی باشند؛ به‌ویژه وقتی پای نیروهای وابسته به دستگاه سرکوب در میان است. نکته بسیار نگران‌کننده، تبلیغ و فروش سرور و وی‌پی‌ان در اینستاگرام . شبکه‌های اجتماعی توسط فردی است که هم سابقه سرکوب دارد و هم به ساختار امنیتی نزدیک است.

برای کاربران ایرانی، این موضوع یک زنگ خطر جدی است. استفاده از وی‌پی‌ان یا سرورهایی که توسط افراد مشکوک، نیروهای همکار یا وابسته به نهادهای امنیتی ارائه می‌شوند، می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد: نخست، این سرویس‌ها به‌راحتی می‌توانند محل ذخیره یا شنود ترافیک کاربران باشند.

آی‌پی‌ها، زمان اتصال، مقصدها و حتی محتوای رمزگشایی‌شده، همه می‌توانند ثبت و تحلیل شوند. دوم، چنین وی‌پی‌ان‌ها و سرورها ممکن است عمدا به‌گونه‌ای طراحی شده باشند که امکان شناسایی، پروفایل‌سازی و ردیابی کاربران معترض را فراهم کنند. سوم، استفاده از این خدمات می‌تواند کاربران را با حس امنیت کاذب به فعالیت‌های پرخطر سوق دهد، در حالی که عملا تمام ردپاهای دیجیتال آن‌ها در اختیار همان دستگاهی قرار می‌گیرد که در خیابان با گلوله پاسخ می‌دهد.

در کشوری که سرکوب دیجیتال مکمل سرکوب فیزیکی است، فروش وی‌پی‌ان توسط یک سرکوبگر مسلح فقط یک کسب‌وکار مشکوک نیست؛ بخشی از یک چرخه خطرناک است: شناسایی، ردیابی، و در نهایت حذف. «به وقت پاکسازی» فقط یک جمله نیست؛ ترجمه‌اش در دنیای آنلاین، به دام انداختن کاربران ناآگاه است. صفحه اینستاگرام این مامور سرکوبگر ساعاتی پیش از دسترس خارج شد.

G_l46VVXMAAs8qj.jpg

G_l46VYXYAAQuqJ.jpg

G_l47LmWoAA_imI.jpg

هیلل نویر وکیل بین‌المللی و مدیر اجرایی دیدبان سازمان ملل در شبکه اکس خطاب به بی‌بی‌سی جهانی نوشت:

تاریخ ثبت خواهد کرد که در همان روزی که مجلهٔ تایم گزارش داد ۳۰ هزار نفر در ایران طی یک کشتار جمعیِ دو روزه جان باخته‌اند، صفحهٔ اصلی شما حتی یک‌بار هم نامی از ایران نبرد.

bbcfrontlarge.jpgامید جلیلی در ایکس نوشت: امروز در BBC News هیچ خبری از قتل‌عام در ایران نیست؛ حتی یک گزارش هم منتشر نشده است. اگر بخواهم خوش‌بینانه قضاوت کنم، شاید دلیلش این باشد که افکار عمومی بریتانیا هنوز نمی‌تواند بپذیرد که اکنون شواهد قاطع و گسترده‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه آنچه «نیروهای امنیتی» نامیده می‌شوند در کشوری دیگر، شهروندان خود را هزاران‌نفره قتل‌عام می‌کنند؛ عمدتاً با شلیک گلوله به سر، از فاصله نزدیک، صرفاً به‌خاطر اعتراض مسالمت‌آمیز. آن هم در حالی که در خود بریتانیا، اگر ماشین‌تان دزدیده شود، گاهی حتی نمی‌توان پلیس را برای رسیدگی به محل حادثه فراخواند.

omidJ.jpg

24.jpgایندیپندنت - حساب «فلایت‌رادار» که ترافیک آسمان جهان را بازتاب می‌دهد، با انتشار تصویری از مسیر حرکت یک هواپیمای ماهان، به شماره پرواز غیرمعمول آن که از هفت عدد صفر تشکیل شده است، طعنه زد و نوشت: «وقتی که بخواهی با شرکت تماس بگیری و بلیت خود را [بدون داشتن شماره پرواز] تغییر دهی».

در حالی‌که تنش‌ها در منطقه افزایش یافته و احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران بیشتر می‌شود، بررسی ترافیک هوایی در حریم هوایی ایران، یکی از راه‌های پیش‌بینی حوادث چند ساعت آینده است. در این شرایط دیده شدن پرواز ماهان که یک بوئینگ پهن ۷۷۷ بوده و از نجف به سمت هدف نامشخصی در مرکز ایران در حرکت است، جلب توجه می‌کند.

شماره پرواز «۰۰۰۰۰۰۰» به‌طور معمول برای پروازهای غیرتجاری یا پروازهایی که عمدا شماره پرواز آن‌ها مخفی شده است، به کار می‌رود. این قبیل پروازها ممکن است، نظامی، دولتی، امنیتی یا ترابری باشند.

24.jpgفرزانه روستای در توییتر نوشت : هشدار: تاریکخانه های فکری ج ا به کمک عوامل خارج از کشور دست به کار شده اند که:

هر کس فراخوان داده مسئولیت انبوه کشته ها را هم بر عهده بگیرد ! من پادشاهی خواه نیستم، اما آن چلاق های مغزی خارح از کشور که این فراخوان های تاریخی را حساب نشده و نابخردانه می خوانند و دارند خود را پاره ‌می کنند بسیار مشکوک و هماهنگ با سمفونی بیت خامنه ای می نوازند.

نایاکی ها و‌ باند نیویورکی ها و آن باندی که گفتند مردم زیر دست و پا کشته شده اند دارند خون شویی می کنند. ننگ بر شما «اپوزیسیون‌مخفی ها» که سر از آخور آخوندها بر نمی دارید و سد راه‌ مردم عزادار شده اید.

24.jpgدویچه وله - حسن آقامیری روحانی خلع لباس شده توسط دادگاه ویژه روحانیت، به هشت سال حبس و دو سال ممنوعیت از سخنرانی محکوم شد.

خبرگزاری هرانا ضمن انتشار این خبر نوشت که این روحانی سابق، بابت توهین به مقدسات به پنج سال، بابت توهین به رهبری به دوسال و بابت تشویش اذهان عمومی به قصد ضربه زدن به نظام به یک سال حبس محکوم شده است.

او همچنین به دو سال ممنوعیت سخنرانی حضوری و مجازی نیز محکوم شده است.

tahlil.jpgپارادوکس مهار جمهوری اسلامی؛ چرا غرب از «روز پس از سقوط» می‌ترسد؟

چرا وعده‌های کمک ترامپ به معترضان پشت دروازه‌های تهران مانده است؟

*در تهیه این نوشته، از گزارش‌ تحلیلی یورونیوز استناد شده است

خبرنامه گویا - آنچه این روزها در رفتار محتاطانه واشنگتن و تل‌آویو دیده می‌شود، بیش از آنکه ناشی از بی‌اطلاعی یا بی‌تفاوتی نسبت به تحولات ایران باشد، بازتاب یک محاسبه امنیت‌محور پیچیده است؛ محاسبه‌ای که با وجود ظاهر عقلانی، یک ضعف ساختاری جدی دارد: نادیده‌گرفتن عاملیت جامعه ایران و نیروهای اپوزیسیون. در بسیاری از سناریوهای غربی، جامعه ایران یا به‌مثابه توده‌ای منفعل تصویر می‌شود یا صرفاً نیرویی انفجاری که پس از سقوط نظم موجود، قادر به تولید نظم سیاسی جایگزین نیست.

این شکاف ادراکی میان اتاق‌های فکر غربی و واقعیت‌های اجتماعی ایران، خطر خطای محاسباتی را به‌شدت افزایش می‌دهد. هرچه این فاصله بیشتر شود، احتمال غافلگیری استراتژیک نیز بالاتر می‌رود. به بیان دیگر، ترس غرب از هرج‌ومرج در ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، می‌تواند خود به عاملی برای بازتولید بی‌ثباتی بدل شود؛ بی‌ثباتی‌ای که نه قابل مهار خواهد بود و نه قابل پیش‌بینی.

منتقدان این رویکرد امنیت‌محور می‌گویند «ترس از هرج‌ومرج» عملاً به بهانه‌ای برای حفظ وضع موجود تبدیل شده است. این استدلال تازگی ندارد؛ پیش از فروپاشی بلوک شرق یا پایان آپارتاید در آفریقای جنوبی نیز، کابوس‌هایی مشابه درباره فروپاشی نظم و جنگ داخلی مطرح می‌شد. اما در عمل، ظرفیت‌های اجتماعی و نهادی داخلی مسیرهایی متفاوت و کم‌هزینه‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌شد خلق کردند. از این منظر، بزرگ‌نمایی ریسک فروپاشی، ترجیح دادن هزینه‌های کوتاه‌مدت ثبات ظاهری بر منافع بلندمدت تحول است.

در حالی که نزدیک به یک ماه از آغاز دور تازه اعتراض‌های سراسری در ایران می‌گذرد، پرسش مهم این است که هزینه تداوم وضع موجود چقدر است؟ سیاست «مهار طولانی‌مدت» که بخشی از نخبگان سیاسی در واشنگتن و تل‌آویو به آن دل بسته‌اند، چه بهایی برای منطقه و جهان خواهد داشت؟ همین‌جاست که سکوت عملی در برابر اعتراض‌ها، در تضاد آشکار با وعده‌های پرطمطراق برخی چهره‌ها، از جمله دونالد ترامپ، قرار می‌گیرد؛ وعده‌هایی که تاکنون عمدتاً در حد پیام‌های رسانه‌ای باقی مانده‌اند.

دلیل این احتیاط افراطی را باید در این تصور جست‌وجو کرد که برای برخی تصمیم‌گیران، «ایران بدون حکومت» از «ایران تحت فشار» ترسناک‌تر است. در منطق آنان، گاهی پیروزی نهایی می‌تواند آغاز کابوسی بزرگ‌تر باشد. سقوط جمهوری اسلامی، از نگاه این جریان، لزوماً به معنای ثبات نیست، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از بحران‌های غیرقابل‌کنترل را فعال کند.

یکی از متغیرهای کلیدی در این محاسبات، واکنش بازیگران تجدیدنظرطلب نظم جهانی است. ایرانِ بی‌ثبات می‌تواند چین را برای نخستین‌بار به عبور از سیاست سنتی «عدم مداخله» سوق دهد و پای نوعی حضور امنیتی غیرمستقیم پکن را به خلیج فارس باز کند؛ سناریویی که از دید واشنگتن، شکستن انحصار تاریخی آمریکا بر امنیت آبراهه‌های استراتژیک خواهد بود. هم‌زمان، روسیه نیز می‌تواند از خلأ ناشی از فروپاشی ایران برای ایجاد بحرانی فرسایشی در جنوب اوراسیا بهره ببرد و تمرکز غرب را از اوکراین و شرق آسیا منحرف کند.

بعد انرژی و اقتصاد جهانی، این ترس‌ها را تشدید می‌کند. برخلاف سوریه یا لیبی، ایران یک غول خفته انرژی است. بر اساس مدل‌های اقتصادی و نظریه «دولت‌های ورشکسته»، اگر انتقال قدرت به هرج‌ومرج کشیده شود، تنگه هرمز می‌تواند از یک گذرگاه حیاتی امن به کانون یک منازعه نظامی بدل شود. برخی برآوردها هشدار می‌دهند که چنین شوکی می‌تواند قیمت نفت را به بالای ۱۵۰ دلار برساند و ماشه یک رکود جهانی را بچکاند؛ سناریویی که هیچ دولت غربی مایل نیست مسئولیت آن را بپذیرد.

در نتیجه، بخشی از استراتژیست‌ها به این جمع‌بندی می‌رسند که هزینه «مدیریت سقوط جمهوری اسلامی» از هزینه «مهار ایران فعلی» سنگین‌تر است. این همان پارادوکس بزرگ سیاست غرب در قبال ایران است: حمایت از تغییر، اما با احتیاطی آمیخته به ترس. به تعبیر برخی مقام‌های اسرائیلی، آن‌ها می‌خواهند «سر مار» را بزنند، بی‌آنکه «سم» آن در کل منطقه پخش شود.

با این حال، منتقدان دکترین مهار هشدار می‌دهند که انفعال، خود یک انتخاب پرهزینه است. ترس از «فرود سخت» نباید این واقعیت را پنهان کند که ساختار فعلی با موتورهای آتش‌گرفته، به‌سوی یک بن‌بست خطرناک ـ از جمله بن‌بست اتمی ـ در حرکت است. از این منظر، مدیریت یک «انفجار ساختاری» تحت نظارت بین‌المللی، هرچند ترسناک، می‌تواند عاقلانه‌تر از انتظار برای انفجاری باشد که زمان و مکانش را نه غرب، بلکه واقعیت میدان تعیین خواهد کرد.

isrHy.jpgاسرائیل‌هیوم: آمریکا به شواهد موثق از اعدام معترضان در ایران دست یافت

یورونیوز - به گزارش «اسرائیل‌هیوم»، آمریکا با همکاری نهاد‌های اطلاعاتی اسرائیل به شواهد موثقی دال بر اعدام معترضان در ایران دست یافته است. این در حالی است که ترامپ گفته بود، یکی از دلایلی که حمله به ایران را به تعویق انداخته، تضمینی است که از تهران برای توقف اعدام بیش از ۸۰۰ معترض بازداشت‌شده دریافت کرده است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا تاکنون بارها اعلام کرده که رژیم ایران به او تضمین داده است که اعدام بیش از ۸۰۰ معترض را متوقف کند. او روز چهارشنبه در حاشیه نشست «مجمع جهانی اقتصاد» در داووس سوئیس در پاسخ به پرسش خبرنگار «سی‌ان‌بی‌سی» مبنی بر این‌که با توجه به انتقال گسترده تجهیزات نظامی آمریکا به خاورمیانه، آیا او قصد اقدام نظامی علیه ایران دارد، گفت: «امیدوارم نیاز به اقدام دیگری نباشد.»

او افزود: «این مساله برای من خیلی مهم بود که آن‌ها قرار بود روز پنجشنبه ۸۳۷ نفر را که بیشترشان جوان بودند، به دار بیاویزند و من گفتم که نمی‌توانید این کار را انجام دهید، اگر انجام دهید با عواقب بدی مواجه می‌شوید و آن‌ها این اقدام را لغو کردند. امیدوارم که برای همیشه لغو شده باشد.»

به گزارش روزنامه «اسرائیل‌هیوم» این تضمین از مسیرهای مختلف، از جمله از طریق پیام مستقیم مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران به آقای ترامپ داده شده بود. با این حال، تهران ارسال چنین پیامی را رد کرده و مدعی شده که برنامه‌ای برای اعدام ۸۰۰ معترض وجود نداشته است.

این در حالی است که به گزارش این روزنامه اسرائیلی، ایالات متحده با همکاری نهاد‌های اطلاعاتی اسرائیل به «شواهد قطعی» دست‌ یافته است که کاملا ناقض این تضمین هستند و اثبات می‌کنند رژیم ایران با استفاده از روش‌های مختلف معترضان را اعدام کرده است.

همچنین اطلاعات تکمیلی به استفاده از گلوله‌های جنگی علیه معترضان در خیابان‌ها و اعدام معترضان بازداشت‌شده با شلیک گلوله اشاره دارد.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

بنابر این گزارش، این موضوع همچنین در دستور کار دیدار تیم بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه و جرد کوشنر، داماد و مشاور آقای ترامپ قرار داشت. این دو متعلق به جناحی در دولت آمریکا هستند که با هدف پرهیز از کشاندن منطقه به جنگ و حفظ برنامه‌های آمریکا برای بازطراحی خاورمیانه به دنبال راه‌حل دیپلماتیک برای مساله ایران هستند. قطر، عربستان سعودی و ترکیه نیز از این رویکرد حمایت می‌کنند.

khrasan.jpgیورونیوز - روزنامه خراسان چاپ مشهد و تهران روز یکشنبه گزارش داد که آمریکا همزمان با تنش‌ها با تهران برای ایران چهار شرط تعیین کرده است.

بنا به همین گزارش «تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای»، «تحویل همه مواد غنی شده تا سطح ۶۰ درصد»، «اعمال محدودیت بر برد و تعداد موشک‌های بالستیک» و «به رسمیت شناختن اسرائیل» چهار شرط تعیین‌شده برای ایران است.

این روزنامه نوشته است: «در روزهایی که نشانه‌های تجمیع توان نظامی آمریکا در پیرامون خلیج فارس پررنگ‌تر شده، پیام‌ها همزمان سخت‌تر و دقیق‌تر شده‌اند.»

روزنامه خراسان همچنین نتیجه گرفته است: «واشنگتن نمی‌خواهد وارد جنگی شود که پایان آن قابل کنترل نیست؛ تهران نیز می‌خواهد هزینه «ضربه محدود» را تا سطح «جنگ بزرگ» بالا ببرد تا گزینه نظامی از روی میز عملا برداشته شود»

:::

روزنامه خراسان نوشت: دونالد ترامپ از حرکت یک «آرمادا» به سمت منطقه صحبت کرده و گفته امیدوار است نیازی به استفاده از آن نباشد. از سوی دیگر، یک مقام ارشد ایرانی در گفت‌وگو با رویترز تصریح کرده هر نوع حمله با هر عنوان و مقیاسی از نگاه تهران «جنگ تمام‌عیار» تلقی خواهد شد و ایران برای «بدترین سناریو» در حالت آماده‌باش است.
این دو گزاره کنار هم، تصویر یک «تقابلِ تصمیم» را می‌سازند: واشنگتن می‌خواهد تهدید را واقعی نگه دارد، اما نمی‌خواهد وارد جنگی شود که پایانش قابل کنترل نیست؛ تهران می‌خواهد هزینهِ «ضربه محدود» را از همان ابتدا تا سطح «جنگ بزرگ» بالا ببرد تا گزینه نظامی از روی میز عملاً برداشته شود.
شروطی برای جنگ یا مذاکره؟
بر اساس اطلاعاتی که به روزنامه خراسان رسیده است، ایالات متحده چهار پیش‌شرط را به‌عنوان مبنای هرگونه توافق احتمالی با ایران مطرح کرده که عملاً مسیر مصالحه را مسدود می‌کند. این شروط شامل تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای ایران و تحویل همه مواد غنی‌شده در سطوح ۳.۶۷، ۲۰ و ۶۰ درصد، اعمال محدودیت بر برد و تعداد موشک‌های بالستیک، تعهد رسمی تهران به قطع حمایت از گروه‌های مقاومت منطقه‌ای ، خلع سلاح کرد ن حزب ا... لبنان و در نهایت به رسمیت شناختن اسرائیل است؛ مجموعه‌ای از مطالبات که به گفته منابع آگاه، نه در چارچوب مذاکره، بلکه در قالب تحمیل شروط یک‌جانبه تعریف می‌شود.

neuer.jpgهیلل نویر وکیل بین‌المللی و مدیر اجرایی دیدبان سازمان مللدر شبکه اکس نوشت:

در سخنان خود به شورای حقوق بشر سازمان ملل گفتم:

ما از سازمان ملل، رسانه‌ها، چهره‌های مشهور و فعالان دانشگاهی می‌پرسیم: چرا سکوت کرده‌اید؟
پاسخ، هرچند ناراحت‌کننده، اما روشن است.

جنبش اعتراضی ایران یک روایت محبوب را در هم می‌شکند؛ قیام مردمی علیه استبداد اسلام‌گرا با ایدئولوژی رایج سازگار نیست، و به همین دلیل نادیده گرفته می‌شود.

سخنرانی من در شورای حقوق بشر سازمان ملل، نشست ویژه ایران - ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶

آقای رئیس،

پزشکان در ایران برآورد می‌کنند حداقل ۲۰ هزار معترض کشته و ۳۳۰ هزار نفر مجروح شده‌اند.

این اعداد فراتر از تصور است.

این‌ها جنایت علیه بشریت است.

برگزاری نشست امروز قابل استقبال است،
اما صادق باشیم: دیر است و ناکافی.

مردم ایران حق دارند بدانند:
چرا این شورا بیش از سه هفته سکوت کرد؟

ما از ۸۷ کارشناس حقوق بشر سازمان ملل که «سامانه هشدار زودهنگام» جهان خوانده می‌شوند می‌پرسیم:

چرا بیش از دو هفته هیچ واکنشی نشان ندادید؟

بیانیه تازه در ۱۳ ژانویه صادر شد، و از میان ۸۷ نفر، فقط پنج نفر آن را امضا کردند.

روزها از شما اقدام خواستیم.

پنج روز پس از آغاز سرکوب و کشتار معترضان، از اگنس کالامارد گزارشگر پیشین سازمان ملل و رئیس کنونی عفو بین‌الملل پرسیدم: چرا سکوت کرده‌اید؟

در ژانویه ۲۰۲۰، وقتی آمریکا قاسم سلیمانی، فرمانده تروریستی سپاه، را هدف قرار داد، او ظرف چند ساعت واکنش نشان داد.

اما چرا وقتی معترضان بی‌گناه ایرانی قتل‌عام می‌شوند، هیچ فوریتی وجود ندارد؟

و بیرون از این سالن، از رسانه‌ها، ستارگان هالیوود و معترضان دانشگاهی کسانی که می‌دانند چگونه افکار عمومی جهان را بسیج کنند می‌پرسیم:

چرا سکوت کرده‌اید؟

پاسخ روشن است، هرچند آزاردهنده:

جنبش اعتراضی ایران روایت مطلوب شما را به چالش می‌کشد.

قیام مردم علیه استبداد اسلام‌گرا با ایدئولوژی شما نمی‌خواند؛

پس نادیده گرفته می‌شود.

خطاب به همه شما می‌گوییم:
بهای سکوت‌تان، جان ایرانیان بود.

اکنون زمان انتخاب است:

یا همه توان خود را برای حفاظت از مردم ایران به‌کار گیرید،
یا از جهان‌بینی شکست‌خورده‌تان دفاع کنید.

تاریخ در حال قضاوت است.

***

22.jpgعبدی مدیا - ایران با صدور یک NOTAM تمامی پروازهای VFR در سراسر کشور را تا ۲۵ آوریل به حالت تعلیق درآورد. ​

قوانین پرواز بصری (VFR) معمولاً توسط هواپیماهای خصوصی و تفریحی که در ارتفاعات پایین کار می کنند استفاده می شود، به این معنی که ترافیک هوایی تجاری منظم در حال حاضر تحت تأثیر قرار نمی گیرد، زیرا آنها معمولاً تحت قوانین پرواز ب ابزار (IFR) عمل می کنند.

G_g-7kkWQAA3Ap3.jpg

bbc.jpgبی‌بی‌سی فارسی و روایت یک‌طرفه از تیراندازی مأموران فدرال امریکا

ویژه خبرنامه گویا - گزارش بی‌بی‌سی فارسی* درباره کشته‌شدن الکس پرتی به دست مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، بیش از آنکه یک روایت متوازن خبری باشد، بازتاب‌دهنده رویکردی احساسی و یک‌سویه است. در این گزارش، مجموعه‌ای از اطلاعات کلیدی که برای قضاوت منصفانه مخاطب ضروری‌اند، یا حذف شده‌اند یا اساساً مطرح نمی‌شوند. (*نسخه کامل گزارش بی‌بی‌سی فارسی در پایان این مقاله ارائه خواهد شد.)

بسیاری از تحلیل‌گران و فعالان رسانه‌ای منتقد، می‌گویند این نوع غفلت‌ها و یک‌طرفه‌نویسی‌ها فقط در این مورد محدود نمی‌شود؛ آن‌ها همین‌گونه بی‌بی‌سی فارسی را در پوشش اعتراضات سراسری در ایران و همچنین گزارش‌های مربوط به جنگ اخیر غزه نیز متهم به نادیده گرفتن الزامات گزارش‌گری بی‌طرفانه و اولویت دادن به روایت‌های خاص می‌کنند.

نخست، گزارش هیچ اشاره‌ای به این موضوع نمی‌کند که مقامات رسمی تأیید کرده‌اند که قربانی در لحظه حادثه مسلح بوده است. این در حالی است که در پرونده‌های مربوط به استفاده از نیروی مرگبار توسط پلیس، مسلح بودن یا نبودن فرد و نوع سلاح همراه او، نقشی تعیین‌کننده در ارزیابی حقوقی و عملی ماجرا دارد. حذف کامل این احتمال، روایت «بی‌دفاع بودن» قربانی را به‌طور پیش‌فرض تثبیت می‌کند.

دوم، بی‌بی‌سی روایت «کمک به یک زن» را برجسته می‌کند، اما توضیح نمی‌دهد که آن زن چرا توسط مأموران فدرال بازداشت می‌شده و آیا در حال اخلال در انجام وظایف قانونی مأموران بوده یا نه. همچنین مشخص نمی‌شود که مداخله الکس پرتی خود می‌توانسته مصداق دخالت در عملیات فدرال یا مقاومت تلقی شود.

سوم، در متن هیچ اشاره روشنی به این موضوع وجود ندارد که آیا الکس پرتی هنگام تلاش مأموران برای کنترل یا بازداشت او مقاومت کرده است یا خیر. در عوض، با توصیف‌هایی مانند «حمله شش مأمور» و نقل گزینشی از شاهدان، فضای ذهنی مخاطب به‌سمت یک اقدام کاملاً بی‌دلیل و یک‌طرفه هدایت می‌شود.

در نهایت، گزارش با برجسته‌سازی هویت شغلی، ویژگی‌های اخلاقی قربانی و نقل گسترده مواضع سیاستمداران منتقد دولت، از ارائه یک چارچوب حقوقی روشن درباره اختیارات مأموران فدرال و استانداردهای استفاده از نیروی مرگبار بازمی‌ماند. نتیجه، گزارشی است که بیشتر در خدمت برانگیختن واکنش سیاسی و عاطفی است تا کمک به فهم دقیق واقعیت.

چنین رویکردی، حتی در نقد عملکرد دولت‌ها و نهادهای امنیتی، به تضعیف اعتماد به رسانه و کاهش کیفیت گفت‌وگوی عمومی منجر می‌شود؛ امری که رسانه‌ای حرفه‌ای باید از آن پرهیز کند.

گزارش کامل بی‌بی‌سی فارسی:

22.jpgایران اینترنشنال - علیرضا فغانی، داور بین المللی فوتبال، در اعتراض به کشتار دست‌کم ۳۶ هزار نفر توسط نیروی سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، با بازنشر یک ویدیو متنی نوشت: «برای بقای کثیف خودتون، جون عزیزانمون رو بلعیدید.

قرار ما با شما؛ نه دادگاه، نه بخشش. رقص و پایکوبی روی گور تک‌تکتون.» براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، در پی سرکوب گسترده و سازمان‌دهی شده انقلاب ملی ایرانیان، بیش از ۳۶ هزار و پانصد شهروند در بزرگترین قتل‌عام خیابانی تاریخ به دست جمهوری اسلامی کشته شدند.

22.jpgکیهان لندن - هیلل نویر: سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاگ آماده تخلیه رسمی می‌شود. هیلل نویر وکیل بین‌المللی و مدیر اجرایی دیدبان سازمان ملل (United Nations Watch) در حساب خود در «ایکس» نوشت بر اساس اطلاعات منابع دیپلماتیک، فضای ابهام و بی‌ثباتی در میان دیپلمات‌های جمهوری اسلامی در اروپا افزایش یافته است.

به گفته او، در روزهای اخیر چند نماینده رسمی جمهوری اسلامی به صورت محرمانه با مقامات کشورهای محل ماموریت تماس گرفته و برای درخواست پناهندگی یا کسب اطلاعات درباره شرایط آن، به طور غیرعلنی اقدام کرده‌اند.

koshtarHistory.jpgآمار داخلی حکومت از ۳۰ هزار کشته در دو روز پرده برمی‌دارد

اکنون با اطمینان می‌توان این کشتار را بزرگ‌ترین و خونین‌ترین قتل‌عام مردم در تظاهرات خیابانی، در یک بازه زمانی دو روزه، در تاریخ جهان دانست

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در بیانیه‌ای با استناد به مدارک و روایت‌های تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته‌ شده‌اند.

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال الگوی روشن‌تری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیری‌ها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه می‌دهد و از اعدام‌های بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمی‌دارد.

مجموع این یافته‌ها نشان می‌دهد آنچه در جریان انقلاب ملی در ایران رخ داده، جنایتی فراگیر و برنامه‌ریزی‌شده بوده که نیازمند ثبت، مستندسازی و پیگیری بین‌المللی است.

آنچه در ادامه می‌آید، متن کامل بیانیه و جزییات مستند این وقایع است:

با گذشت دو هفته از جنایت سازمان‌یافته ۱۸ و ۱۹ دی و پس از انتشار بیانیه اول شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، موجی تازه از اسناد، گزارش‌های محرمانه و میدانی، و همچنین روایت‌های کادر درمان، شاهدان و خانواده‌های جان‌باختگان به دست ما رسیده است که از کشته شدن بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی به دست جمهوری اسلامی حکایت دارد.

اطلاعات جدید، تصویر دقیق‌تری از الگوی کشتار و ابعاد جنایتی به دست می‌دهد که اکنون با اطمینان می‌توان آن را بزرگ‌ترین و خونین‌ترین قتل‌عام مردم در تظاهرات خیابانی، در یک بازه زمانی دو روزه، در تاریخ جهان دانست.

در همین حال، گزارش‌ها و شواهد تکان‌دهنده‌ای به دست ما رسیده است که از اعدام بدون محاکمه شماری از بازداشت‌شدگان در تهران و شهرستان‌ها حکایت دارد.

تصاویر منتشرشده از سردخانه‌ها نیز تردیدی باقی نمی‌گذارد که تعدادی از شهروندان مجروح، در حالی که در بیمارستان‌ها بستری و تحت مداوا بوده‌اند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفته‌اند.

بدیهی است اگر این افراد در خیابان از ناحیه جمجمه هدف گلوله قرار می‌گرفتند و سرشان متلاشی می‌شد، اساسا دلیلی برای پذیرش آنان در بیمارستان و آغاز روند درمان وجود نداشت.

تصاویر دریافتی به‌وضوح نشان می‌دهد در مورد برخی از اجساد، لوله‌ها و تجهیزات پزشکی مربوط به مانیتورینگ و پایش بیمار همچنان به بدن متصل هستند.

warthisweek.jpgیورونیوز - همچنان که ناو «یو‌اس‌اس آبراهام لینکولن» در حال نزدیک ‌شدن به حوزه عملیاتی سنتکام است، جنگنده‌ها و دیگر تجهیزات آمریکایی نیز در نقاط راهبردی در خاورمیانه و حوزه دریای مدیترانه مستقر شده‌اند. به گزارش کانال ۱۳ اسرائیل، ارتش اسرائیل برآورد می‌کند که آمریکا به ایران حمله خواهد کرد و این هفته کلیدی است.

به گزارش کانال ۱۳ اسرائیل، آمریکا در حال تکمیل آرایش نیروهای دریایی، هوایی و زمینی برای کارزار احتمالی علیه ایران است. به گفته مقامات ارشد آمریکایی، این نیروها تا روز شنبه به عنوان بخشی از تدارک برای حملاتی که ممکن است «چند هفته» ادامه یابد، در نقاط راهبردی خاورمیانه و حوزه دریای مدیترانه مستقر شده‌اند. با این حال، به گفته این مقامات، تصمیم نهایی درباره این حملات هنوز اتخاذ نشده است.

بنابر این گزارش، ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» در محور توان دریایی آمریکا قرار دارد. این ناو با هزاران نیرو روی عرشه، حدود ۹۰ جت جنگنده از جمله جنگنده‌های اف-۳۵ و ۱۰ هلیکوپتر «بلک‌هاوک» در نزدیکی دریای عرب مستقر می‌شود. در کنار این ناو هواپیمابر نیز گروه ضربتی شامل ناوشکن‌ها و زیردریایی‌های مجهز به موشک‌های کروز «تاماهاوک» حاضر هستند. همزمان، جنگنده‌های اف-۱۵ آمریکا برای تقویت توان هوایی به پایگاه‌های مختلف در منطقه، از جمله اردن منتقل شده‌اند.

همچنین، سه ناوشکن در نزدیکی سواحل اسپانیا مستقر شده‌اند و یک زیردریایی هم در جنوب یونان قرار دارد. این نیروها می‌توانند در صورت نیاز سریعا خود را به برد عملیاتی در برابر ایران برسانند. پدافند هوایی آمریکا نیز با کشتی‌های جنگی حامل سامانه دفاع موشکی بالستیک «ایجیس» (Aegis) و سامانه‌های «تاد» (THAAD) تقویت شده است.

«این هفته کلیدی است»

ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل روز شنبه با برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در تل‌آویو دیدار کرد. شلومی بایندر، رئیس اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، اسحاق کوهن، رئیس اداره عملیات و دیگر مقامات دفاعی اسرائیل نیز در این دیدار حضور داشتند. به گزارش کانال ۱۳ اسرائیل، هدف از این دیدار، هماهنگی عملیاتی در آستانه حمله احتمالی در خاک ایران بود.

بنابر این گزارش، در جریان گفتگوها، به طرف اسرائیلی گفته شد که رئیس‌جمهوری دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی درباره اجرای حمله نگرفته است، اما آمریکا در پایان هفته، آماده‌سازی ابزارها و آرایش لازم برای یک عملیات احتمالی را تکمیل کرده است. افسران ارتش اسرائیل هفته پیش رو را در این زمینه «هفته کلیدی» توصیف کردند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

مقامات ارشد اسرائیل نیز در این جلسه موضع این کشور را در قبال حمله به ایران به آمریکا ارائه کردند. بنابر این گزارش، مقامات اسرائیلی گفته‌اند که در ضربه نخست، اهداف نظامی نیز باید در کنار اهداف حکومتی گنجانده شوند. مقامات اسرائيلی معتقدند که علاوه بر هدف قرار دادن نهادهای حکومتی با هدف تشویق مردم ایران به سرنگونی رژیم ایران، هواپیماهای آمریکایی باید آرایش موشک‌های زمین‌به‌زمین ایران را که تهدیدی مستقیم علیه اسرائیل محسوب می‌شود، نیز هدف بگیرند.

akhoond.jpgمدیر حوزه‌های علمیه تهران، ادعا کرد «هفت روحانی» در اعتراضات دی کشته شده‌اند.

به گفته محمدهادی رحیمی‌صادق، از این هفت نفر یک نفر در تهران و بقیه مربوط به نقاط دیگر ایران بوده است.

رحیمی صادق همچنین گفته «در تهران به ۶۵ مسجد تعرض شده و به چند حوزه علمیه هم خسارت» وارد شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، او روز دوشنبه در جریان «اجلاسیه علمای پایتخت» همچنین گفته است: «مسجد شهید بهشتی تهرانپارس نیز در روز پنجشنبه ۲۱ دی ماه» به آتش کشیده شده است.

آماری دقیق از کشته‌شده‌های اعتراضات اخیر در دست نیست. نهادهای حقوق بشر تخمین می‌زنند که هزاران نفر از آغاز اعتراضات دی ۱۴۰۴ کشته و زخمی شده‌ باشند. خبرگزاری فعالان حقوق بشر (هرانا) تا روز ۵ بهمن (۲۵ ژانویه)، کشته‌شدن ۵۱۴۹ معترض را تایید کرده و گفته در حال بررسی ۱۷ هزار مورد جان‌باخته دیگر است. نهادهای حقوق بشری هشدار می‌دهند که ممکن است آمارهای قطعی چند برابر رقمی باشد که فعلا تایید شده است.

sarkhosh.jpgفاکتور خون روی میز مهدویت؛ مانیفست انحلال متافیزیک قدرت

سروش سرخوش - ویژه خبرنامه گویا

استقبال میلیونی اقشار مختلف مردم از فراخوان ۱۸ دی رضا پهلوی، سیلی محکمی بود بر صورت خامنه‌ای که او را به تصمیم وحشتناک «قتل عام کور و بی‌هدف ایرانیان» رساند. او نیاز داشت به خاموش کردن چراغ دیده‌بانان مردمی، تا یک «اتاق عمل تاریک» در ابعاد یک کشور بنا کند و در سکوت مطلق خبری، به «پاک‌سازی فیزیکی» معترضان بپردازد. قطع اینترنت، نه یک اقدام تأمینی ساده برای حفظ نظم، که بخشی جدایی‌ناپذیر از زیرساخت آمادی سلاخی بود.

رژیم با خاموشی دیجیتال و با از کار انداختن تلفن‌ها در پی جا انداختن «روایت دروغین همیشگی»‌اش از تروریست‌هایی بود که به ناگاه از ناکجاآباد پیدایشان می‌شود و با برخورداری از لجستیک کشتار انبوه (ابعاد فاجعه‌ای که بر اساس نرخ تکمیل ظرفیت آرامستان‌ها و گزارش‌های درز کرده از مراکز درمانی، حکایت از ده‌ها هزار مقتول و صدها هزار مجروح در مدتی کوتاه دارد) با پوشیدن لباس نیروهای امنیتی، پلیس‌نماهایی می‌شوند که سیستم نظارتی‌ای که برای تشخیص تار موی یک زن در داخل خودرو، مجهز به پیشرفته‌ترین نرم‌افزارهای تشخیص چهره است، حتی یک فریم واضح از چهره‌ی این درندگان مسلح در حین شلیک به مردم در میادین اصلی شهر ضبط و منتشر نمی‌تواند بکند. یگان‌های غرق در بودجه‌های نجومی هم، اشراف اطلاعاتی‌شان از کار می‌افتد تا زمانی که آن‌ها پُشته از کُشته بسازند از مخالفان نظام که شعار مرگ بر دیکتاتور می‌دهند. وقتی خیابان خالی از معترضان شد، تروریست‌ها بدون جا گذاشتن اسیر و کشته تبخیر می‌شوند و نوبت به رژیم می‌رسد تا در نقش خون‌خواه مخالفان کشته‌شده‌اش اعلام عزای عمومی کند و مراسم خیابانی راه بیندازد تا طرفدارانش شعار دهند خونی که در رگ‌شان است هدیه به رهبرشان است!

این سناریو برای ابله‌ترین‌ها نوشته و اجرا شده و آن‌ها هرگز نمی‌پرسند که چرا دشمن نظام، برای نظام، کار «پیمانکاری سرکوب» انجام می‌دهد و چرا این «تروریست‌های آمریکایی اسراییلی» به جای زدن سران نظام، مراکز حساس نظامی، یا نهادهای قدرت که باعث تسریع در فروپاشی رژیم می‌شود، به طور ویژه بر روی مردم بی‌دفاعی تمرکز کرده‌اند و آن‌ها را به رگبار بسته‌اند که خود نظام هم آن‌ها را دشمن می‌پندارد؟ چرا هدف گلوله‌ی این تروریست‌های خیالی، دقیقاً همان کسانی هستند که شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» سر می‌دهند؟ چرا خروجی نهایی گلوله‌ی آن‌ها (ایجاد سکوت قبرستانی و بازگشت اجباری مردم به خانه‌ها) دقیقاً همان چیزی است که نظام برای بقای خود به آن نیاز حیاتی دارد؟ «پول تیر»های مطالبه‌شده از مردم که تا چند میلیارد تومان هم گزارش شده، چرا باید به جمهوری اسلامی پرداخت شود؟ آن‌ها نمی‌پرسند که ذی‌نفع نهایی تاریکی کیست. در یک درگیری سه‌جانبه (حکومت، مردم، تروریست فرضی)، قطع تصویر و صدا به نفع کدام طرف است؟ تروریستی که می‌خواهد با ایجاد وحشت تصویری، نظام را بی‌ثبات کند، یا حکومتی که می‌خواهد رد پای یگان‌های سرکوب خود را از حافظه‌ی تاریخ پاک کند؟ اگر هدف از قطع مطلق اینترنت و تلفن، جلوگیری از هماهنگی تروریست‌ها بوده است، چرا دقیقاً در همین بازه‌ی زمانی «خاموشی بزرگ»، آمار مقتولان به صورت تصاعدی افزایش یافت؟ آیا عقلانی است که دولت برای حفاظت از جان مردم، تنها ابزار گزارش‌دهی و امدادخواهی آن‌ها را قطع کند تا تروریست‌ها در سکوت کامل خبری، با خیال راحت‌تر سلاخی کنند؟

چرا خلبانان ریش ندارند؟

| No Comments

faraji.jpg*خبرنامه گویا این یادداشت را به‌عنوان نقدی صریح بر بیانیه‌ی «۱۴ امضایی» منتشر می‌کنند؛ متنی که بن‌بست گفتمان نصیحت و اصلاح‌طلبی در برابر واقعیت سرکوب در ایران را به چالش می‌کشد

جمشید فرجی - ویژه خبرنامه گویا

( نگاهی به بیانیه ی ۱۴ امضایی اخیر)

در این شبِ سیاهم گم گشت راهِ مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکبِ هدایت

چهارده تن از دانشوران وطن خواه ومشفق ایرانی، اخیراً در سامانه ی خبری - تحلیلی زیتون به بهانه ی "خشونت‌های دلخراش و خونینی که در روزهای اخیر در میهن عزیزمان ایران اتفاق افتاد"، از سر دلسوزی و خیرخواهی، بیانیه ای "خطاب به حاکمان کنونی ایران" منتشر کردند (https://www.zeitoons.com/116627). نویسندگان، اُمّهات هشدارها و نصایح خود را در هشت بند جداگانه آوردند تا نشان دهند "دفاع از انسان‌، پاسداری از هویت ایرانی، ارزش‌های ملی- مذهبی و کیان وطن" در قالب فقط یک گرایش سیاسی نمی گنجد. از همین منظر، آنان در این بیانیه هم صدا کوشیدند حکومت جمهوری اسلامی ایران را به "حکم عقل، قانون و شرع" از "خونریزی و آسیب به انسان‌ها" و "مجازات بی گناهان" برحذر دارند یا حاکمان آن را به پیامد های رفتارهایش آگاه کنند. امّا کوتاه زمانی پس از انتشارآن بیانیه، نویسنده ی اِبن الوقت و دانایی درهمین سامانه طی مکتوبی جداگانه با عنوان " بیانیه ۱۴ امضایی؛ احتیاط نامتقارن و مسئولیت‌پذیری ناتمام "، اختلالات منطقی این بیانیه را برملا ساخت و به نیکی نشان داد که نویسندگان آن علی رغم اشتهارشان به ورزیدگی ها واحتیاط های فکری وعقلی، درگفتار بیانیه شان به چه اعوجاجات منطقی دچار شدند(https://www.zeitoons.com/116633). در نوشته ی حاضر امّا نگارنده وجه دیگری از این بیانیه را به میان می آورد که احتمالاً به آن سستی های منطقی نیز طعنه (یا دست کم دامن) می زند، وجهی که به سختی می توان از آن چشم پوشید، به ویژه آن که می بیند این بیانیه مکتوب کسانی است که جملگی شهره ی کتابت و تحقیقند و یا آراسته به دانش های فلسفی، سیاسی و اجتماعی.

اول. مشرب های دانش (دراین جا یعنی knowledge ) و شعوریا فهم (دراین جا یعنی Understanding) ضرورتاً یکی نیستند، یعنی این دو از منابعی متفاوت و طی پویایی های شناختی و روان شناختی منحصر به فردی مشروب می شوند که شرح آن ها در این مجال مختصر نمی گنجد. امّا پیداست که دانش و شعورهمچون دو مسیر موازی اند، یعنی نه دانش لزوماً مؤجد شعور است و نه شعوربه دانشی ویژه ختم می شود هر چند این دو ممکن است به بلوغ یکدیگر کمک کنند. نویسنده ی آگاه " بیانیه ۱۴ امضایی؛ احتیاط نامتقارن و مسئولیت‌پذیری ناتمام " به وجه شناختی و معرفتی مفاد آن بیانیه پرداخت و از نارسایی های منطقی آن سخن راند. امّا چهره ی دیگر آن بیانیه، وجه شعوری آن است.

دوم. دانشمندان ضرورتاً با شعور نیستند یعنی نمی توان فقط به استناد دانش مردمان، به شعور یا فهم آنان از پدیده ها، روابط، مسایل و راه حل ها، اتّکا یا اعتماد کرد هر چند محتمل است که آنان به مرزهای شعورپدیده ها، روابط، مسایل و راه حل ها نزدیک تراز سایرین باشند. نیز تعیین کننده های میزان احتمال نزدیکی مرزهای شعور به دانش، همانا تکثّرو قوّت یا ضریب نفوذ منابع شعوراست که جدا از منابع دانش عمل می کنند. مثلاً کسی شاید شاهنامه را بخوبی خوانده باشد، ولی به دلیل دانش ایستای خود از مفاد شاهنامه، به پویایی های جدال تورانیان و ایرانیان اِشعارنداشته باشد و یا آن ماجرای محوری شاهنامه را فقط به نزاع میان تور و ایرج تقلیل دهد. روشن است که فهم ماهیت جدال تورانیان و ایرانیان مستلزم دخالت فرایندهای عمیق ترروانی فهمنده (مثلاً سبک شخصیتی، خودآگاهی، اِسنادهای علّی بیرونی، انصاف، میزان همدلی و نظام ارزش های او) است که جدا از فرایندهای صرفاً شناختی، کمک می کنند تا وقایع، مسایل یا روابط بین متغیرها به نحو ویژه ای فهمیده شوند.

Mahmoud_Delkhasteh_3.jpgبا برقراری هر چند محدودِ ارتباط مجدد از طریق تلفن و اینترنت با ایران، سیل ویدئوهای دلخراش از سوگواری های جانکاه برای قربانیان جنایتهای خامنه ای سفاک به سراسر جهان سرازیر شد و در هر تماسی با عزیزان رنج دیده در وطن، در پاسخ حالتان چگونه است، پاسخهایی همچون:


"جسمم سالمه ولی روحم مچاله شده"
یا:


"تهران بوی مرگ میده"


"کوچه و پس کوچه ای را نمی شناسی که جوانی در آن به قتل نرسیده باشد."

دریافت می شود و یا زمانی که می خواهند ما را دلداری دهند، شوخی هایی می کنند که سونامی غمها و خشمهایی که در لایه زیرین آن پنهان شده است، بمانند آتش فشانی، لایه خارجی سرد شده افسردگی را می شکنند و سر باز می کنند. آری:

Amir_Daha.jpgگاهی برای فهمیدن یک فاجعه، آمار کافی نیست. گاهی عددها آن‌قدر بزرگ‌اند که ذهن انسان از درک‌شان ناتوان می‌شود. گاهی باید فاجعه را به زبان دیگری ترجمه کرد؛ به زبان «عمر».

من امروز یک محاسبه ساده انجام دادم؛ محاسبه‌ای که شاید از نظر ریاضی پیچیده نباشد، اما از نظر انسانی طاقت‌فرساست. با در نظر گرفتن محتاطانه ترین آمار و حداقلِ آنچه این روزها درباره شمار قربانیان گفته می‌شود و با فرض میانگین سنی ۲۵ سال برای کشته‌شدگان، به عددی رسیدم که واژه ای نتوانستم برای توصیف سنگینی آن پیدا کنم، پژواک فریادش مدام در ذهنم تکرار میشود: ۵۰۰ هزار سال!

۵۰۰ هزار سال یعنی چه؟ یعنی زندگی‌هایی که می‌توانستند ادامه پیدا کنند؛ یعنی تلاش برای برآمدن و بالیدن جوانانی که می‌توانستند درس بخوانند، عاشق شوند، کار کنند، خانواده تشکیل دهند، آینده بسازند. یعنی پدر و مادرهایی که روزها و ماه‌ها و سال‌ها برای بزرگ کردن فرزندانشان رنج کشیدند؛ شب‌بیداری کشیدند، کم آوردند، اما امیدشان را نگه داشتند، تا روزی ثمره زحماتشان را در لبخند و موفقیت فرزندشان ببینند.

اما همهٔ آن امیدها--همهٔ آن «۵۰۰ هزار سال» رنج و تلاش یک ملت--تنها طی دو روز در خاک شد. و این فقط «روزهای از دست رفته قربانیان» نیست؛ این عدد، عمرِ یک ملت است که در ابعادی هولناک زخمی شده است.

با بک محاسبه ساده یعنی: این رژیم وحشی و جنایتکار «دویست میلیون روز » آمال و آرزوهای مادران و پدران ایران را تنها طی «دو روز» پرپر کرد!

گزارش‌هایی که از شهرهای مختلف به گوش می‌رسد، به دلیل قطع ارتباطات، سانسور شدید و تهدید خانواده‌ها، شاید هنوز نتواند ابعاد واقعی فاجعه را آشکار کند. اما آنچه بر اساس روال مرسوم جمهوری اسلامی و تجربه‌های پیشین می‌توان نتیجه گرفت، روشن است: کشتن در تاریکی و پاک کردن رد خون از حافظه عمومی. و همین واقعیت باعث می‌شود بتوان انتظار داشت که ابعاد فاجعه، بسیار بزرگ‌تر از آن چیزی باشد که امروز تصور می‌کنیم.

دیشب با دوستم صحبت می‌کردم. صدایش می‌لرزید و به سختی سخن می‌گفت. اما جمله‌ای را نقل کرد که شاید خلاصه وضعیت امروز ایران باشد: «ما اتفاقی زنده‌ایم.»

اینجا و آنجا، هر کجا میرویم بوی خون و بوی مرگ می‌دهد !

این جمله اغراق نیست. این جمله گزارش یک زیست روزمره است؛ زیستی که در آن مرگ می‌تواند بی‌دلیل و ناگهانی سر برسد و هیچ نهادی مسئولیت آن را نپذیرد.

خواهرم از حادثه‌ای گفت که در محله‌شان رخ داده بود. دختر همسایه، کودکی ۱۳ ساله، برای کاری ساده از خانه بیرون رفت: انداختن کیسه زباله در سطل. چند دقیقه گذشت و خبری نشد. مادرش پایین رفت تا ببیند چرا دخترش برنگشته است؛ و در پیاده‌رو با جسد خونین دخترش روبه‌رو شد.

Amir_Kareab.jpgبرای زندگی کردن چقدر مُردیم...
و اکنون بر ساحل اندیشه ای خاموش ایستاده ایم.
سعی در این داریم که فراموش نکنیم،
زیرا در سرزمین فراموشی های آسان هستیم.
و همچنان از روی سفرۀ چین خوردۀ دریا،
ماهیان مرده می گذرند
و دوستان من فانوس به دست از گورستان های ماه ها و سالها.
و من همواره در این اندیشه ام که برای زندگی کردن چقدر مُردیم...
"اونات کوتلار"
شعر خوش ساخت و همه زمانی، برای زندگی کردن چقدر مردیم ... حال و روز وطن دردمند و زجرکشیده ایران را تداعی می کند ، حکومتی در طول چهل و هفت سال تا توانست کشت و از کُشته پُشته ساخت ، فکر و اندیشه را گردن زد و دهانها را بویید! آمده بود ما را به مرحله انسانی برساند و بهشت در کشور برقرار کند، نگو اینها دزدان تاریکی و جهل در کشور همیشه آفتاب بودند و چراغ را دزدیدند و بهترین گلهای این سرزمین همیشه بهار را هرس کردند و تا توانستند دروغ و ریا و جهل را حاکم کردند و انسانهای به خواب‌ رفته سرزمینم را به جان هم انداختند و تفرقه ایجاد کردند و در خفا به ریش همه ما خندیدند و تا به امروز تا حرکتی می شود سرکوب و می میرانند!

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد- در ۴۷ سالی که حکومت اسلامی بر ایران حاکم است، مردم ایران به اَشکال مختلف با این رژیم جنگیده‌اند. اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ با ده ها هزار کشته و مجروح، نقطه‌عطفی در این مبارزه است و به نظر می‌رسید که می‌تواند به عمر جمهوری اسلامی پایان دهد. میلیون‌ها ایرانی در سراسر کشور، در دست‌کم ۱۸۸ شهر و در همه استان‌ها، به خیابان‌ها سرازیر شدند. مردم همدیگر را پیدا کردند؛ از ترس گذشته و نه برای نان، بلکه پیش از هر چیز برای کرامت انسانی‌شان که در همه این سال‌ها تحقیر شده و زیر پای حکومت له شده بود، عزم کردند ایران را آزاد کنند.

مردم ایران به یک سرفصل تاریخی رسیده‌اند که باید برای رهایی خود بر آن نقطه پایانی بگذارند؛ اگر امروز نه، فردا. این نبردی است که صدها سال جریان داشته و اکنون تعیین‌تکلیف نهایی آن به نسل امروز سپرده شده است.

تصفیه‌حساب تاریخی با «اسلام سیاسی»

مردم ایران در سال‌های گذشته، هر بار بیش از پیش، از اسلام فاصله گرفته‌اند. گفته‌های مجیدرضا رهنورد که پیش از اعدام در سال ۱۴۰۱ به خبرنگار تلویزیون حکومتی گفت بر سر مزارش قرآن نخوانند، نشانه‌ای بارز از گسست نسل «زد» از اسلام بود. از آن پس، در مراسم خاکسپاری کشته‌شدگان اعتراضات، نشانی از آیین‌های مذهبی دیده نمی‌شود یا بسیار کمرنگ شده است. خواستِ جایگزینی یک حکومت سکولار-دموکرات به‌جای حکومت اسلامی، امروز دیگر به مطالبه‌ای عمومی تبدیل شده است. اعتراض به نهادهای مذهبی حکومتی، که بودجه آن‌ها از برخی وزارتخانه‌ها هم بالاتر است، خشم مردم را دامن زده است.

به دلیل همین خشم بود که در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ چندین حسینیه، حوزه علمیه و مسجد مورد حمله قرار گرفت و به آتش کشیده شد. اسلام دیگر جایگاه «مقدس» خود را در جامعه ایران ـ دست‌کم در میان بخش بزرگی از جوانان ـ از دست داده است. آنان اسلام را عامل اصلی ارتجاع و عقب‌ماندگی ایران می‌دانند؛ عاملی که سرزمین، تمدن، فرهنگ و جامعه ایران را به نابودی کشانده است. مردم ایران، جمهوری اسلامی حاکم را ادامه همان اسلامی می‌بینند که ۱۴۰۰ سال پیش ایران را به اسارت کشید.

تبدیل ملت ایران به امت اسلام، غارت سرمایه‌های ملی، و پرورش گروه‌های تروریستی در لبنان، فلسطین، عراق، یمن و افغانستان برای صدور انقلاب و ماجراجویی‌های موشکی و هسته‌ای، هر روز مردم ایران را فقیرتر کرده است. این تحقیر تاریخی دیگر نباید و نمی‌تواند ادامه پیدا کند و ایرانیان اراده کرده‌اند به آن پایان دهند.

سکوت مکن، م.سحر

| No Comments

M_Sahar_4.jpg

قصیده ای در حال و هوای خونآلود این روزها

*

به قصد توست جنون در کمین، سکوت مکن
دنائت است در انبان دین ، سکوت مکن
ستاده داس به دستان باغ را بنگر
به قصد نسترن و یاسمین، سکوت مکن
خزر ز خونِ جوانان توست موج زنان
بر این جهیدنِ خون از زمین ، سکوت مکن
منم در این سوی آن سرزمین، به ناله و درد
تو هم در آن سوی این سرزمین ، سکوت مکن
جگر دریده به خاک تو اند خوبانت
به خاکِ خود نظر افکن ، چنین سکوت مکن
ببین شکسته سر و سینه، نازنینت را
مبند چشم و بر آن نازنین ، سکوت من
سکوت می کنی و خون ز خاک می جوشد

سبُک مباش به خواب و سمین سکوت مکن
مبند چشم بر آن آتشی که شعله ور است

حریقِ خانۀ خود را ببین ، سکوت مکن
ببین به سینهٔ مجروح، مرغ خونین بال
نشسته در قفس آهنین، سکوت مکن
به دام راهزن ای رهنورد ، باج مده
زبیم کژ روی ای ره نشین، سکوت مکن
اگرچه دستِ شقاوت در ین شبانهٔ ننگ‌
کشیده گِردِ تو دیوارچین، سکوت مکن
بگو‌‌‌ شتاب کنان و بگو نَهیب زنان
به دستِ بسته‌ی در آستین، سکوت مکن
جهان نظر به تو دارد ، وطن اُمید به تو
اُمیدوار و اُمید آفرین ، سکوت مکن
دلت سراچهٔ حُزن است ، نیک می دانم
چنین نشسته به کنجی حزین، سکوت مکن‌
هماره راهروِ راستینِ رَه بودی
بخوان سرود و بمان راستین ، سکوت مکن
نگاه ‌مرد و زن و کودکِِ وطن با توست
به شرق و‌غرب و‌یسار و یمین، سکوت مکن
بر این جهنمِ ننگین ، که سوختند ترا
در آرزوی بهشتِ بَرین ، سکوت مکن

شکوهِ شیفته ای را که ظُلم پَرپَر کرد

غُبارِ تیره بشوی از جبین ، سکوت مکن!

ز داغِ سرخِ شقایق به باغ ، دیده مبند

بر آن درو شده با داسِ دین ، سکوت مکن

به یادِ مادرِ خونین جگر، سلام فرست

به حالِ اشک فشانانِ کین ، سکوت مکن

*

به حالِ زارِ جهانی که زیرِ بیرقِ مرگ

شده ست ننگِ جهان آفرین، سکوت مکن

*

م.سحر

پاریس 21/1/26

https://msahar.blogspot.com/

22.jpgایندیپندنت - کاربران ایرانی پس از اخراج فاطمه اردشیر لاریجانی از هیئت علمی دانشگاه اموری، کارزاری را برای اخراج لیلا خاتمی از دانشسرای یونیون نیویورک به راه‌ انداخته‌اند.

دختر رئیس جمهوری پیشین نظام ایران در دانشسرای نیویورک استاد دانشکده ریاضی است. براساس داده‌های پایگاه این مرکز آموزشی، لیلا خاتمی از سال ۲۰۰۴ ایران را ترک کرده و در دانشگاه‌های فرانسه، ایتالیا و آمریکا مشغول تحصیل و تدریس بوده است.

محمد خاتمی، «رئیس جمهوری اصلاحات» نظام اسلامی، پس از کشتار هزاران تن از مردم ایران در هفته‌های گذشته، با صدور بیانیه‌ای، انقلاب ملی ایران را «توطئه بزرگ برنامه‌ریزی‌شده» توصیف کرد و نوشت: «اظهارات مقامات اسرائیلی و حمایت آمریکا، تردیدی در شکل‌گیری یک توطئه بزرگ برنامه‌ریزی شده علیه ایران به جا نمی‌گذارد.»

ایران وایر - دیانا بهادر، معروف به «بیبی رایدر» دختر ۱۹ ساله و اهل «گنبد کاووس» ۱۹دی۱۴۰۴ با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی در شهر گرگان کشته شده است.

دیانا بهادر، دختر اینفلوئنسر موتورسواری بود که با استایل‌های متفاوت و با هنرنمایی‌اش در رانندگی و کنترل موتورهای نیمه سنگین (Superbike) در ایران به شهرت رسید.

dianalarge.jpgیک منبع «ایران وایر» تایید کرده که دیانا با شلیک دو گلوله جنگی در نیمه شب جمعه ۱۹دی به قتل رسیده و خانواده‌اش پس از دو روز جست‌وجو، ۲۱دی۱۴۰۴ پیکر او را تحویل گرفته‌اند.

به گفته فرد آگاه، دیانا بهادر در شب‌های هجدهم و نوزدهم دی در اعتراضات شرکت داشت. اما حجم سرکوب در شهر گرگان در شب نوزدهم به مراتب بالاتر بود. به گفته این فرد آگاه، نیروهای امنیتی در شب ۱۹دی از سلاح‌های سرکوب از سلاح‌های جنگی سنگین مانند تیربار برای سرکوب مردم استفاده کردند.

هم‌زمان با انتشار خبر درگذشت دیانا بهادر در جریان اعتراضات ۱۴۰۴ توسط نیروهای حکومتی در رسانه‌ها، صفحه اینستاگرام این دختر موتورسوار از «کشته شدن او در تصادف» خبر داد و نوشت: «سانحه پیش آمده برای دیانا عزیز بر اثر تصادف بوده. خانواده به شدت داغدارن. لطفا حاشیه‌سازی نکنید.»

منبع آگاه ایران وایر می‌گوید که خانواده بهادر به شدت زیر فشار دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی هستند. به گفته این فرد آگاه، خاکسپاری دیانا مخفیانه بوده و آن‌ها موظف شده‌اند خبر کشته شدن دخترشان توسط حکومت را در شبکه‌های اجتماعی تکذیب کنند.

dianalarge2.jpg

24.jpgفرارو - مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین گفت: «دارندگان کارت بازرگانی می‌توانند روزانه در حد ۲۰ دقیقه با حضور ناظر از اینترنت استفاده کنند که به‌هیچ وجه پاسخگوی نیازهای تجار نیست.»

IMG_3696.pngنه آقای ترامپ، نه امریکا، و نه هیچ کشور دیگری به ما بدهکار نیست که از او انتظار داشته باشیم بدهی اش را به ما بپردازد و یا ما با حالت طلبکارانه با او برخورد کنیم.

از سیاست هم این قدر می دانیم که همه ی راه ها در سیاست ختم می شود به منافع ملی (در کشورهای دیکتاتوری و عقب مانده، به جای منافع «ملی»، بگذارید منافع «شخصی»).

این قدر هم عقل مان می رسد که هیچ دولت و کشوری عاشق چشم و ابروی مردم کشورهای دیگر نیست و «حمایت» از دیگران، اگر با منافع ملی هم راستا نباشد، یعنی کشک که به درد داستان های کودکان می خورَد.

یک زمانی بر اساس داستان های سوسیالیستی، می خواستند ابتدا کشور اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان اولین کشوری که به فکر «خلق»های جهان است و دنبال منافع خودش نیست به ما حُقنه کنند که تا حد
ودی هم موفق شدند و انسان‌دوستان جهان سال ها فریب انسان دوستی این کشور را خوردند و چه ادیبان و شاعران و فیلسوفان در باره ی انسان دوستی این کشور و این که مرز و کشور معنا ندارد و هر چه هست انسان است و مبارزه با ظلم در همه ی جهان است و چه داستان ها در این باره نوشتند و چه شعر ها سرودند و چه تئوری ها صادر فرمودند که در همان نخستین گام ها و در حضور حضرت لنین که پیامبر این مکتب بود، مثلا قراردادهای ننگین «کشورخوارانه» امپراتور روس که بخش های بزرگی از خاک کشور ما را مال خود کرده بود ابتدا باطل خوانده شد ولی بعد دوباره برقرار دانسته شد که نه عزیزم! برای روس ها هم خاک من، خاک من، و خاک تو هم خاک من است و این قصه های بچه گول زنک را تعریف کردیم که خاک شماها را هم مال خود کنیم و قراردادهای کشورخوارانه را به جای مایک و تامس، با اسامی ایگور و سرگئی امضا کنیم و یکی داستان پر آب چشم که همه می دانیم و می دانید.

یورونیوز - «سپهر بابا کجایی؟»؛ اعتراف اجباری پدر «یک سپهر دیگر» در تلویزیون ایران

hWPKSs4m.jpg

محسن صالحی، ایران اینترنشنال؛

در روزهای ملتهب اعتراضات، نام «سپهر» با نجوایی استخوان‌سوز در فضای مجازی طنین‌انداز شد: «سپهر بابا کجایی؟»؛ فریادی که از گلو پدری مستأصل در حیاط سرد و بی‌روح کهریزک برمی‌خاست. او در میان پیکرهای بی‌جان جاویدنامان وطن، دنبال پاره‌تن خود می‌گشت.

این ویدئو که نخستین بار توسط اکانت «وحید آنلاین» منتشر شد، به‌سرعت به شناسنامه مظلومیت ملتی بدل گشت که داغ بر داغ بر شانه‌هاشان گذاشته می‌شد. اما در پس این سوگ، روایتی از یک جابه‌جایی اسمی و تلاش ناکام دستگاه تبلیغاتی برای ذبح حقیقت نهفته بود.

جدا از ترفندها همیشگی صداوسیما در جعل حقیقت که دیگر برای ملت رنگ باخته؛ فرقی نمی‌کند نام آن جوان سپهر ابراهیمی باشد یا سپهر شکری؛ واقعیت این است که پدرانی هستند که هنوز در میان سردخانه‌ها، میان پیکرهای جاوید‌نامان وطن، دنبال تکه‌ها‌یی از وجود خود می‌گردند. مادرانی هستند که بر مزار فرزندانشان، رقص سرخ غم سر می‌دهند و ضجه‌هاشان لالایی شب‌ها تاریک ایران شده است.

Untitled-3.jpg

parliment.jpgدیوید تیلر، نماینده حزب کارگر در پارلمان بریتانیا در شبکه ایکس نوشت: «معترضان شجاع ایرانی در حال قتل‌عام شدن هستند، ما به اقدام نیاز داریم، نه فقط حرف. این یعنی حملات نظامی هدفمند که توانایی رژیم ایران برای کشتن شهروندان خودش را تضعیف کند.»

همچنین رشید تمال، نماینده حزب سوسیالیست فرانسه در شبکه ایکس نوشت: «رژیم ایران بار دیگر راه کشتار مردم خود را انتخاب کرده است.اروپا باید تحریم‌ها علیه این جلادان را تشدید کند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دهد.»

فاکس‌نیوز: گروه ضربت ناو هواپیمابر لینکلن وارد آب‌های سنتکام در اقیانوس هند شد

هم‌زمان با آن‌که تنش‌های میان آمریکا و ایران به نقطه‌ای بحرانی رسیده است، به گزارش فاکس نیوز، گروه ضربت ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن وارد آب‌های تحت فرماندهی سنتکام در اقیانوس هند شده است.

کانال ۱۴ اسرائیل در زمینه دیدار فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با مقامات اسرائیلی گزارش داد که برای انجام یک «عملیات نقطه‌ای»، ایالات متحده در هر لحظه آمادگی کامل دارد.

معاون اول پزشکیان: برنامه اداره کشور در شرایط جنگی را تدوین کردیم

محمدرضا عارف، معاون اول پزشکیان گفت: «دولت برنامه اداره کشور در شرایط جنگی را تدوین کرده است، هرچند امیدواریم هرگز نیازی به اجرای آن نباشد.»

او اضافه کرد: «جمهوری اسلامی جنگ‌طلب نیست و قصد آغاز درگیری ندارد اما در دفاع از کشور هیچ تردیدی نخواهیم داشت.»

او افزود: «اگر دشمن وارد معرکه جدیدی نشود، ما مسیر توسعه و اداره کشور را پی خواهیم گرفت.» معاون اول دولت ادامه داد: «در صورت تحمیل جنگ، نیروهای مسلح از آمادگی کامل دفاعی برخوردارند.»

22.jpgدکتر مهرداد اصحابی - عامل مرگ‌های مشکوک پس از آزادی زندانیان سیاسی در ایران، مسمومیت شدید با پتاسیم (هایپرکالمی کشنده) است. کلرید پتاسیم (KCl) تزریق‌شده به ورید، سطح پتاسیم خون را به سرعت به بالای ۷-۱۰ میلی‌مول در لیتر می‌رساند.

این شوک الکترولیتی غشای سلول‌های قلبی را نابود می‌کند، ریتم قلب را به آریتمی مرگبار (فیبریلاسیون بطنی یا آسیستول) می‌کشاند و قلب را در عرض چند دقیقه تا چند ساعت متوقف می‌کند (بدون خونریزی، بدون زخم، بدون رد واضح).

این روش دقیقاً همان چیزی است که در پروتکل‌های اعدام قانونی (lethal injection) به عنوان داروی نهایی استفاده می‌شود: قلب سالم را خاموش می‌کند و مرگ را شبیه سکته طبیعی جلوه می‌دهد. رژیم با تزریق قبل از آزادی، آمار مرگ در زندان را پایین نگه می‌دارد و جنایت را به «خودکشی» یا «حمله قلبی» نسبت می‌دهد.

این نه تصادف است و نه اشتباه پزشکی بلکه قتل عمد سیستماتیک با سمی ارزان، در دسترس و تقریباً غیرقابل اثبات است. رژیمی که با علم پزشکی مردم خودش را این‌طور می‌کشد، شایسته نفرت ابدی و پاسخگویی فوری است.

ویدئوی رسیده به منوتو، مکالمه‌ای را نشان می‌دهد که به‌نظر می‌رسد بین دو نیروی سرکوب و یک فرد دیگر باشد. در این مکالمه در یک خودرو که مکان آن مشخص نیست، آنها کشتن معترضان را انکار می‌کنند.

***

***

دختر لاریجانی اخراج شد

| No Comments

22.jpgایران اینترنشنال - دانشگاه ایموری آمریکا تایید کرد که فاطمه اردشیر لاریجانی، پزشک و عضو هیات علمی این دانشگاه و دختر دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در پی افزایش فشارهای سیاسی و اعتراضی از سوی افکار عمومی و مقامات آمریکایی، از این دانشگاه اخراج شده است.

دانشگاه ایموری روز شنبه در پاسخ به پرسش ایران‌اینترنشنال اعلام کرد که فاطمه اردشیر لاریجانی دیگر کارمند این دانشگاه نیست. مؤسسه سرطان وینشیپ، وابسته به دانشگاه ایموری که محل فعالیت او بود، در بیانیه‌ای کوتاه گفت: «یک پزشک که دختر یکی از مقامات ارشد حکومت ایران است، دیگر کارمند ایموری نیست.»

این دانشگاه با اشاره به محرمانه بودن مسائل اداری افزود: «از آنجا که این موضوع یک مساله پرسنلی است، امکان ارائه جزئیات بیشتر وجود ندارد.»

Untitled-16.jpg

اخراج اردشیر لاریجانی در حالی صورت گرفته که وزارت خزانه‌داری ایالات متحده هفته گذشته پدر او، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران، را تحریم کرد. خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده است که لاریجانی در هماهنگ‌سازی واکنش حکومت ایران به اعتراضات سراسری اخیر به نمایندگی از علی خامنه‌ای نقش داشته و به‌طور علنی خواستار استفاده از زور برای سرکوب معترضان مسالمت‌آمیز شده است.

دانشگاه ایموری مشخص نکرد که آیا اخراج فاطمه اردشیر لاریجانی ارتباط مستقیمی با این تحریم‌ها داشته یا نه، اما تاکید کرد که «کارکنان دانشگاه در چارچوب کامل قوانین ایالتی و فدرال آمریکا و سایر الزامات قانونی استخدام می‌شوند.»

moosh.jpgبر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، علی خامنه‌ای، دیکتاتور ایران، در پی ارزیابی مقام‌های ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی درباره افزایش احتمال حمله آمریکا، در پناهگاهی ویژه و زیرزمینی، شامل تونل های تودر تو در تهران مخفی شده است.

بنابر این اطلاعات، مسعود خامنه‌ای پسر سوم او، کارهای دفتری روزانه را بر عهده دارد و مجتبی خامنه‌ای، دیگر فرزند دیکتاتور ایران، با مقام های حکومتی در ارتباط است.

در روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌ها درباره حمله آمریکا به مواضع و مقام‌های جمهوری اسلامی بالا گرفته است.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، پیش‌تر بارها از احتمال مداخله در ایران سخن گفته و به مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار داده بود از سرکوب معترضان خودداری کنند. او دوم بهمن اعزام گسترده تجهیزات نظامی و حرکت «یک ناوگان بزرگ» آمریکا به سمت منطقه را تایید کرد و گفت ایالات متحده تحولات ایران را به‌دقت زیر نظر دارد.

تازه‌ترین سند دفاعی آمریکا: ایران در آسیب‌پذیرترین وضعیت قرار دارد

در تازه‌ترین سند استراتژی دفاع ملی آمریکا (۲۰۲۶)، پنتاگون جمهوری اسلامی را در یکی از آسیب‌پذیرترین مقاطع راهبردی خود توصیف کرده و نسبت به تلاش احتمالی تهران برای بازسازی توان نظامی متعارف و پیگیری دوباره مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای هشدار داده است.

در این سند تأکید شده که دونالد ترامپ همواره بر جلوگیری از هسته‌ای شدن جمهوری اسلامی پافشاری کرده و عملیات موسوم به «چکش نیمه‌شب» به‌عنوان نماد اجرای عملی این سیاست معرفی شده است. پنتاگون این عملیات را از نظر وسعت و پیامدهای راهبردی بی‌سابقه می‌داند و مدعی است که این اقدام به نابودی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی انجامیده و هم‌زمان، حمایت آمریکا از اسرائیل در جریان جنگ ۱۲روزه، به تضعیف جدی جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی منجر شده است.

بر اساس این استراتژی، «محور مقاومت» وابسته به جمهوری اسلامی نیز متحمل ضربات سنگینی شده است؛ به‌طوری که توان عملیاتی حزب‌الله و حماس به‌شدت کاهش یافته و حوثی‌های یمن نیز در پی عملیات بازدارنده آمریکا موسوم به «Rough Rider» ناچار به توقف حملات علیه کشتی‌های آمریکایی شده‌اند؛ امری که به ادعای واشنگتن، آزادی ناوبری دریایی را احیا کرده است. با این حال، سند پنتاگون نسبت به احتمال احیای توان و زیرساخت‌های گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی هشدار می‌دهد.

در ادامه، جمهوری اسلامی به‌عنوان «مسئول کشته‌شدن شهروندان آمریکایی» و همچنان تهدیدی علیه موجودیت اسرائیل معرفی می‌شود که با دامن‌زدن به بحران‌های منطقه‌ای، امنیت نیروهای آمریکایی و ثبات خاورمیانه را به خطر انداخته است.

بحران اقتصادی در ایران رو به گسترش است

همزمان با ادامه برخورد امنیتی حکومت با فعالان اقتصادی معترض و قطعی اینترنت، بحران اقتصادی در جمهوری اسلامی رو به گسترش است.

***

هشدار خبری کیمیا علیزاده

| No Comments

alizadeh.jpgکیمیا علیزاده، نخستین مدال‌آور زن ایران در المپیک در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که یک وکیل از داخل ایران به او خبر داده که جمهوری اسلامی درحال اعدام بازداشت‌شده‌ها در جریان انقلاب ملی ایرانیان است: «آنها را در سوله‌های چند هزار نفری در کهریزک به صورت گروهی اعدام و به عنوان کشته‌های روزهای قبل، ثبت می‌کنند.»

او نوشته: «من از تهران وصل شدم، من یک وکیل هستم. سوله‌های چندهزار نفری در کهریزک پر از جوانان در آستانه اعدام است.»

این وکیل در پاسخ به علیزاده که پرسیده که «آیا این سوله‌ها به عنوان زندان استفاده می‌شود؟» گفته: «بله. و آنها را به صورت گروهی اعدام می‌کنند. و بعد با کیسه به عنوان کشته‌های روزهای قبل، منتقل می‌کنند.»

این وکیل نوشته: «دادرسی نیست، رسیدگی نیست، محاکمه‌ای در کار نیست. پزشکی قانونی مرگ آنها را برای روزهای گذشته تایید می‌کند. اعدام‌ها متوقف نشده‌است، چون محاکمه‌ای وجود ندارد. قلب و چشم ما در خون، عزا و خشم می‌سوزد.»

denmark.jpgویدیوهایی از تجمع گروهی از حامیان اعتراضات سراسری ایران، امروز، شنبه، ۴ بهمن، مقابل سفارت آمریکا در کپنهاگ، پایتخت دانمارک به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده است.

همزمان، عبور جمعی از حامیان فلسطینی‌ها در همان نقطه از مقابل تجع حامیان اعتراضات ایران، باعث تنش لفظی و شعاری بین دو گروه شد.

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد روز شنبه حاضران در تجمع حامیان فلسطین در کپنهاگ ایرانیانی را که برای حمایت از انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی تجمع کردند، تمسخر می‌کنند.

***

sharif.jpgایران وایر - انجمن اسلامی دانشگاه شریف با انتشار بیانیه‌ای، تاکید کرد که حاکمیت تنها در چند روز «چنان کنش قرون وسطایی» انجام داده که «روی منفورترین سرکوبگران و مستبدان نیز سفیده شده است.»

در بخشی از این بیانیه آمده است: «اکنون، تنها سخنی که رواست، سخن از رد خون بر کوچه و خیابان و سخن از سیاهه پایان‌ناپذیر جنایات است. [...] تنها دو سه روز کافی بود تا زن و مرد و پیر و جوان مردم ایران در خیابان کشته شوند؛ تا جان انسان‌ها به صرف گذر از خیابان و رد شدن از پیاده‌رو هدف گلوله جنگی قرار بگیرد؛ تا صدای شلیک رگبار کف تهران بلند شود؛ تا بیمارستان‌ها از جنازه پر شوند و تا از کودک هشت‌ساله تن بی‌جان ناشناسی در حیاط پزشکی قانونی کهریزک باقی بماند.»

انجمن اسلامی دانشگاه شریف در ادامه از سناریوپردازی جمهوری اسلامی در رسانه‌های حکومتی انتقاد کرده است: «آری،‌ خون کردند. خون کردند و در مقابل دوربین‌ها صد قصه بی‌سروته بافتند تا رد آن را از دستشان بشویند؛ خون کردند تا شهرهای ایران صحنه رژه رفتن و خط و نشان کشیدن مردان مسلح نقاب‌دار و تیربار هایشان شود؛ آن‌چنان خون کردند که آواز عزا تا خانه‌های بسیاری از مردم و نزدیکانشان رسیده‌است.»‌

جمهوری اسلامی از شامگاه پنج‌شنبه ۱۸دی۱۴۰۴ که اینترنت و ارتباطات را قطع کرد، با سلاح‌های سنگین معترضان را هدف قرار داد و شماری را مجروح کرد و کشت. در پی این کشتار، رسانه‌های حکومتی با پخش گزارش‌ها و اظهارات مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند که غیرنظامیان را «تروریست‌های مسلح» کشته‌اند.

دو هفته پس از این کشتار در حالی‌که سناریوپردازی جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف می‌گوید «آتشی از خشم و بیزاری در سینه آحاد مردم زبانه می‌کشد.» به طوری‌که «خشم و بیزاری از خفقانی که راه نفس ملت را بسته است؛ از سرکوبی که تا مقابل درهای خانه‌ها رسیده‌است و از کشتار جوانانی که هرچه بشماریم، نام‌های جدیدی به فهرستشان اضافه می‌گردد.»

در پایان این بیانیه آمده است: «حالا و پس از تمام آن‌چه از سر گذرانده‌ایم، دیگر چیزی برای انذار نمانده و هیچ معنایی در هشدار نیست‌. حال، تنها بیزاری و نفرت از تک‌تک اعمالتان مانده‌است؛ بیزاری از جور و ستمی که دیگر با چشمان بسته هم بر همگان پیدا می‌گردد.»

mahdavi.jpgافشین مهدوی - شبکه اکس

پس از هفته‌ها بی‌خبری، فقط برای لحظاتی کوتاه توانستم با پدرم صحبت کنم. پدر من جراح نظامی بازنشسته ارتش ایران است. او انقلاب ۵۷ را از نزدیک دیده و با پیکر بی‌جان هم‌دوره‌ای‌ها و هم‌رزمانش روبه‌رو شده است. سه سال در خط مقدم جنگ ایران و عراق خدمت کرده و با واقعیت روزمره مرگ و جراحت زندگی کرده است. پس از زلزله بم نیز داوطلبانه برای کمک پزشکی به منطقه رفت.

او عمرش را در دل بحران گذرانده و به‌سختی می‌توان چیزی را یافت که او را شوکه کند. در هفته‌های اخیر، به‌جای گذراندن وقت در کنار خانواده‌اش در کوه‌های آلپ سوئیس، به ایران بازگشت تا کمک پزشکی کند. در پنج‌شنبه ۸ ژانویه، هم‌زمان با نخستین روز اعتراضات، به بیمارستان‌ها از پیش هشدار داده شد که برای ورود حجم بسیار بالایی از مجروحان آماده شوند. این هشدار پیش از وقوع خشونت صادر شد. این یعنی حکومت از قبل می‌دانست چه خواهد کرد و چه حجمی از خونریزی در راه است. در روزهای بعد، تنها در یک بیمارستان، روزانه دست‌کم ۶۰ عمل جراحی سنگین روی مجروحان شدید انجام می‌شد. مجروحان به‌صورت موجی منتقل می‌شدند؛ بسیاری از آن‌ها جوان، برخی در آستانه مرگ.

این سطح از جراحت و این حجم از جراحی، نه با کنترل اعتراضات، بلکه فقط با به‌کارگیری سازمان‌یافته خشونت مرگبار قابل توضیح است. پدر من و گروهی از جراحان دیگر که بسیاری از آن‌ها در دهه هفتاد زندگی خود بودند مجبور شدند روزانه بیش از ۲۰ ساعت بی‌وقفه کار کنند تا بتوانند جان انسان‌ها را نجات دهند. این شرایط حتی برای بیمارستان‌های صحرایی در زمان جنگ نیز غیرعادی است. هم‌زمان، بیمارستان‌ها عملاً به محیطی ناامن تبدیل شدند.

نیروهای مسلح وارد لابی بیمارستان شدند، به بخش‌های درمانی یورش بردند و در مقطعی حتی داخل بیمارستان تیراندازی شد. مجروحان در خطر بازداشت بودند؛ بیمارستان دیگر پناهگاه نبود.

در چنین وضعیتی، مجروحان، به محض تثبیت وضعیتشان، بی‌سروصدا ترخیص می‌شدند تا شانس زنده ماندن و آزاد ماندن داشته باشند. این یک اقدام انسانی بود، در برابر سیستمی که حتی بیمارستان را به ابزار سرکوب تبدیل کرده بود. پدرم به من گفت که حتی برای او با تجربه انقلاب، جنگ و فاجعه طبیعی آنچه این بار دید «بیش از حد» بود.

دیدن این حجم برای کسی‌ که خیلی‌ دیده است هم زیاد بود. این روایت سیاسی نیست. این شهادت یک پزشک است؛ پزشکی که تمام عمرش را صرف نجات جان انسان‌ها کرده است. وقتی چنین فردی می‌گوید آنچه رخ داده فراتر از تصور بوده، دیگر نمی‌توان آن را «اتفاق» یا «خطا» نامید. این یک کشتار برنامه‌ریزی‌شده بود.

abdi.jpgروایتی از خشم و شرم؛ غایبِ همیشگی در نوشته‌های اصلاح‌طلبان

یادداشت تحریریه خبرنامه گویا

در روزهایی که خیابان‌ها هنوز بوی خون می‌دهند و نام جان‌باختگان بر دیوار حافظه جمعی حک شده است، سکوت یا تقلیل فاجعه به «توصیه‌های اصلاحی» نه احتیاط است و نه خرد؛ پاک‌کردن صورت‌مسئله است. در چنین بزنگاه‌هایی، شرافت حرفه‌ای و مسئولیت انسانی، معیار سنجشِ موضع‌هاست.

در این میان، نوشته‌ی کوتاه و موجز «ح-درویشی» از داخل ایران پس از کشتار گسترده معترضان نمونه‌ی روشنِ ایستادن با اکثریتِ داغدار است. او نه شعار داد و نه نسخه پیچید؛ حقیقتِ عریانِ اندوه و خشم را گفت و اگر چیزی برای گفتن نداشت، سکوت را به ابتذال ترجیح داد. این همان کاری است که از یک انسانِ شجاع برمی‌آید: یا با مردمِ زخم‌خورده می‌ایستد، یا اگر توان و امکان ندارد، خاموش می‌ماند.

در مقابل، برخی از چهره‌هایی که سال‌ها با عنوان «منتقد» یا «اصلاح‌طلب» شناخته شده‌اند از جمله آقای احمد زیدآبادی و عباس عبدی پس از آن‌که دسترسی به تریبون و اینترنت برایشان فراهم شد، نه خشمِ متناسب با فاجعه نشان دادند و نه عزاداریِ درخورِ هزاران جانِ از دست‌رفته را بازتاب دادند. آنان بار دیگر به نسخه‌ی همیشگی «اصلاح درون‌سیستمی» بازگشتند و تیغ انتقاد را نه به سوی عاملان کشتار، که به سمت تنها چهره‌ی اپوزیسیونی گرفتند که نامش در خیابان‌ها فریاد زده می‌شد.

تناقض آشکار است و پرسش ساده: پیش از خیزش‌ها می‌گفتند رضا پهلوی پایگاه اجتماعی ندارد و فراخوانش پیرو نخواهد یافت؛ حال که فراخوان داد و مردم به خیابان آمدند، می‌گویند خون بر دستان اوست. بالاخره کدام؟

ما در خبرنامه گویا، سال‌ها به آقای زیدآبادی و عبدی و دیگر صداهای متفاوت تریبون داده‌ایم؛ هنوز هم باور داریم شنیدن دیدگاه‌های متکثر برای سلامت فضای عمومی ضروری است. اما وقتی یک سوی ماجرا "شیطان" است، وقتی کشتار سیستماتیک، انکار می‌شود یا به حاشیه رانده می‌شود، دیگر «دو سوی برابرِ یک داستان» وجود ندارد. بی‌تفاوتیِ اخلاقی در برابر شر، خود به همدستی می‌ماند. ناگفته نماند: گفتن این جمله سخت است، اما گریزناپذیر، این‌گونه موضع‌گیری‌ها، در نهایت، خون بر دست می‌نشاند.

از این پس، سیاست تحریریه ما روشن است: هرگونه بازنشر یا ارجاع به مطالب این «اصلاح‌طلبانِ منتقد»، تنها با یادداشت توضیحی تحریریه خبرنامه گویا همراه خواهد بود. نه برای سانسور، که برای شفافیت اخلاقی و پاسخ‌گویی.

و اما متنِ کوتاهی که ما ستودیم؛ نه به‌خاطر ادبیاتش، که به‌خاطر صداقتش، پیامی از دل ایرانِ زخمی:

درود بر هم‌ میهنان گرامی
درود بر آزادگان و آزادیخواهان...

ح-درویشی

هیچ چیز برای گفتن ندارم. هر آنچه باید، گفته شده است ...

مویه کردن بر جوانان از دست رفته ... مهر خاموشی بر لب زده ...بر کنج عزلت نشسته و خون خون را خورده...

و نظاره‌گر ددمنشی‌هایی که روی تاریخ معاصر را سفید کرده ...

سفاکان خون‌آشام..‌قاتلان بی شرم و گناه کاران بی حیا ...جارزنان دریده و بی شرفان اتو کشیده درصدد آنند تا پاک‌کنند لکه های بجای نهاده بر پیکر زخمین هر کوی و برزن را ...

گل‌های نورسیده به داس خونین متجاوزان به زمین افکنده شدند و کوچه و خیابان رنگین از خون پاکشان ؛

چه می توان گفت جز آنکه شرم و ننگ‌باد بر ستم پیشگان و غاصبان رویاهای جوانی ...آنان که نه خدای را بنده اند و نه طوق بندگی انسانیت بر گردن دارند.

با شیاطین در قعر جهنم هم‌پیمان گشته تا تارو پود جامعه ای درمانده از شقاوت را از هم بگسلند.
دی ماه سال ۱۴۰۴ ماه خون ماه سیاهی بر همگان تسلیت باد.

bazaar.jpgبازار تهران در شرایطی بحرانی و "شبیه وضعیت جنگی" به سر می‌برد

دویچه وله - کانال تلگرامی اعتراض مدنی بازار با انتشار گزارشی در خصوص وضعیت بحرانی بازار تهران؛ از حاکم بودن "رکود، سرکوب و خاموشی اجباری" در بازار خبر داده است.

بر اساس این گزارش، "بازار تهران در شرایطی بحرانی و شبیه وضعیت جنگی قرار دارد" و سطح فعالیت بازار، "از حدود ۱۰۰ به کمتر از ۲۰ رسیده" است.

کانال تلگرامی اعتراض مدنی بازار در ادامه گزارش میدانی خود آورده است که "فشار اجاره‌های سنگین در کنار فضای شدید امنیتی، کاسبان را به مرز فروپاشی رسانده است."

از دیگر سو قطع و اختلال گسترده در اینترنت نیز امکان اطلاع‌رسانی، هماهنگی و حتی پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان را در عمل از بین برده است.

این گزارش به نقل از بازاریان نوشته است که در این خاموشی اجباری، "نه می‌توانند کار کنند و نه صدای خود را به بیرون برسانند."

کانال تلگرامی اعتراض مدنی بازار در ادامه با اشاره به این که آمار بازداشت‌ها پس از اوج گرفتن اعتراضات، به صورت روزانه بالاست، اضافه کرده که نیروهای امنیتی حکومت با تعرض به دوربین‌های مغازه‌ها، هارد کامپیوترها را ضبط می‌کنند.

majidi.jpgایندیپندنت فارسی - فرهاد مجیدی، سرمربی پیشین تیم فوتبال استقلال، در واکنش به کشتار و سرکوب بی‌سابقه مردم از سوی جمهوری اسلامی، نوشت: «اگر در جامعه‌ای هنر و آزادی نباشد، خشونت جای آن را می‌گیرد.»

مجیدی در روایتگر اینستاگرام خود ضمن بازنشر ویدیویی از شعرخوانی یک فرد مسن در تشریح ویرانی ایران به دست جمهوری اسلامی، نوشت: «اگر در جامعه‌ای هنر و آزادی نباشد، خشونت جای آن را می‌گیرد. سالهاست هنر و آزادی و سواد از کشور ما حذف شده است.»

او با تسلیت به مردم ایران تاکید کرد: «مدیران دین‌دزد جشن‌ها را جمع کردن و پول مملکت را غارت کردند و این شد روزگار ما.»

22.jpgعبدی مدیا - قطع اینترنت دست مزارع غیرمجاز بیت‌کوین را رو کرد!
​این شبکۀ پنهان، به‌تنهایی ۲۰۰۰ تا ۲۴۰۰ مگاوات توان لحظه‌ای مصرف می‌کند؛ رقمی که با ظرفیت تولید دو نیروگاه اتمی بوشهر برابری می‌کند.
پیروز مدیا - قطع سراسری اینترنت که قرار بود صدای مردم معترض را خفه کند، ناخواسته یکی از غارتهای انرژی توسط مافیای حکومتی را فاش کرد؛ بر اساس آمارهای دولتی، هم‌زمان با قطع نت، ۱۳۰۰ مگاوات برق (معادل مصرف یک شهر کامل) ناگهان از شبکه حذف شد و هم‌زمان هش‌ریت جهانی بیت‌کوین ۱۰ درصد سقوط کرد. این سند غیرقابل‌انکار ثابت می‌کند که در حالی که مردم ایران با خاموشی‌های مکرر و کمبود برق دست‌وپنج نرم می‌کنند، سپاه و نهادهای حکومتی با استفاده از برق عمومی، بزرگترین مزارع استخراج بیت‌کوین جهان را اداره می‌کنند تا جیب‌های خود را پر کنند.

22.jpgمنوتو - نسخه کامل‌تری از ویدیویی که پیش‌تر در شبکه‌های اجتماعی با توضیح صف کانتینر‌های حامل پیکر‌های جان‌باختگان انقلاب ملی ایران به کهریزک منتشر شده بود، به منوتو رسیده است.

در ویدیو مشخص است که کامیون‌ها برای ورود به پزشکی قانونی تهران صف بسته‌اند و شنیده می‌شود افراد می‌گویند پر از جوان است. شهروند دیگری می‌گوید «من کربلا را دیدم، هزار نفر، دختر ده‌ ساله را زده بودند» نکته قابل توجه دیگر این است که در تصاویر مشخص شده، کانیتنر، پلاک نیروهای مسلح جمهوری‌اسلامی را دارد که معمولا متعلق به سپاه پاسداران است.

digital.jpgحبس ایران در تاریکی دیجیتال

ایندیپندنت فارسی - نهادهای ناظر بر حقوق دیجیتال می‌گویند قطع اینترنت در ایران به یک سیستم دائمی سرکوب دیجیتال تبدیل شده است، و حکومت دسترسی شهروندان به جهان خارج را یک «تهدید وجودی» تلقی می‌‌کند.

به گزارش فاکس نیوز، نت‌بلاکس روز دوشنبه اعلام کرد در بیست‌ودومین روز ناآرامی‌ها، چشم‌انداز اتصال اینترنتی ایران به‌ میزان قابل‌ملاحظه‌ای تغییر کرده است.

آلپ توکر، مدیرعامل نت‌بلاکس، به فاکس نیوز گفت: «نشانه‌ها حاکی از حرکت به‌سوی نوعی الگوی سانسور موسوم به فیلترنت پلاس در ایران است» و افزود این روند به «سقوطی سریع به نوعی تاریکی دیجیتال عمیق‌تر» منجر شده است.

او توضیح داد تفاوت اصلی این وضعیت با سازوکار فیلترنت پیش از اعتراض‌ها در این است که اگرچه پیش‌تر نیز بسترهای اینترنتی به‌شدت سانسور می‌شدند، اکنون حکومت به‌طور گزینشی فقط شمار محدودی از خدماتی را که برای نیازهای تجاری حیاتی تشخیص می‌دهد، در فهرست سفید قرار داده است.

توکر افزود: «حتی همین دسترسی گزینشی هم ناپایدار است، که نشان می‌دهد سانسور احتمالا هنوز در مرحله آزمایش قرار دارد. اما در عمل، کاربران عادی همچنان آفلاین هستند.»

1919.jpgتوانا - مشهد؛ روایت یک قتل‌عام سازمان‌یافته

شهادت‌ها از کشتار و بازداشت هزاران شهروند، شلیک عامدانه به آلت تناسلی، اخاذی از خانواده‌ها و دفن پنهانی قربانیان

یکی از مخاطبان توانا از مشهد ضمن ارسال ویدیوهایی از اعتراضات روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی‌ماه درباره تعداد کشته‌شدگان نوشته است که اگرچه آمار دقیق و مستند در اختیار ندارد، اما شواهد عینی و آنچه با چشم خود دیده نشان می‌دهد ابعاد فاجعه بسیار فراتر از هر عدد رسمی است.

او تأکید می‌کند فقط در صبح روز ۱۹ دی، زمانی که برای تشییع به آرامستان بهشت رضا رفته، با بیش از ۴۰۰ تا ۵۰۰ خانواده مواجه شده که هر کدام عزیزی را از دست داده بودند. به گفته او، با در نظر گرفتن وقایع سه روز ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی، تعداد جان‌باختگان مشهد به‌تنهایی باید بالای ۴۰۰۰ نفر باشد.

این شاهد به نکته‌ای بسیار مهم اشاره می‌کند که در شلیک‌ها، هدف‌گیری کاملاً حساب‌شده و به نقاط مشخصی از بدن انجام می‌شده است؛ سر، چشم و آلت تناسلی.

او می‌نویسد این شیوه شلیک نشان می‌دهد هدف فقط متفرق کردن جمعیت نبوده، بلکه کشتن، معلول کردن دائمی و ایجاد وحشت عمیق در جامعه مد نظر بوده است.


او همچنین خبر می‌دهد که از داخل زندان با او تماس گرفته شده و گفته‌اند در بازداشتگاه سروش، بازداشت‌شدگان را کنار دیوار ردیف می‌کردند و با اسلحه ساچمه‌ای عمداً به آلت تناسلی آن‌ها شلیک می‌کردند؛ رفتاری که آشکارا به‌عنوان شکنجه سیستماتیک به کار گرفته می‌شده است. به گفته این فرد، مأموران در همان‌جا به‌صورت علنی می‌گفتند:

«نسل شماها باید منقرض بشه.»

این جمله، به‌روشنی بیانگر نیت حذف فیزیکی و نسلی معترضان است؛ نیتی که در حقوق بین‌الملل می‌تواند در چارچوب جنایت علیه بشریت و حتی نشانه‌هایی از قصد نسل‌زدایانه مورد بررسی قرار گیرد.

او ادامه می‌دهد اگر مناطق اطراف مشهد و شهرهای حومه نیز در نظر گرفته شوند، از جمله چناران، گلبهار، قوچان، گناباد، اسفراین، تربت و روستاهای اطراف، تعداد جان‌باختگان در کل استان خراسان رضوی ممکن است به ۷ تا ۸ هزار نفر برسد.


به گفته این شاهد، بهشت رضا تنها یکی از محل‌های دفن است. مکان‌های دیگری نیز برای دفن پیکرها استفاده شده، از جمله بهشت رضوان که جدیدتر و بزرگ‌تر از بهشت رضاست، قطعه موسوم به «منافقین» در خود بهشت رضا، آرامگاه خواجه ربیع، آرامگاه خواجه اباصلت، آرامستان اطراف حرم و نقاط متعدد دیگر.


او توضیح می‌دهد که قطعه موسوم به «منافقین» در بهشت رضا برای دفن افرادی استفاده می‌شده که هویت قابل شناسایی نداشتند، یا خانواده‌هایشان حاضر به انجام مصاحبه اجباری با حکومت نبودند
یا خانواده‌هایشان حاضر به انجام مصاحبه اجباری با حکومت نبودند، یا حاضر به پرداخت پول موسوم به «حق تیر» نمی‌شدند. به گفته او، خانواده‌ها عملاً در برابر سه انتخاب اجباری قرار داده می‌شدند: یا باید مصاحبه می‌کردند، یا باید مبلغی بین ۴۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد تومان به‌عنوان «حق تیر» می‌پرداختند، یا پیکر عزیزشان در گورهای جمعی قطعه «منافقین» دفن می‌شد.


این شاهد می‌گوید دیروز به بهشت رضا رفته، آنجا مراسم هفتم و چهلم بسیاری از کشته‌شدگان بوده است. به قدری بهشت رضا شلوغ بوده که مقابل در ورودی ترافیک ایجاد شده و به محض خروج یک خودرو، خودروی دیگری وارد می‌شده است. او تأکید می‌کند این حجم فقط مربوط به یک آرامستان بوده و سایر محل‌های دفن نیز به‌طور هم‌زمان فعال بوده‌اند.


شاهد دوم از مشهد نیز در پیامی جداگانه نوشته است که اطلاعات دقیقی درباره گورهای دسته‌جمعی ندارد، اما آنچه در محله‌های طبرسی، ابوطالب، گاز و جاده سیمان دیده شده، به‌تنهایی عمق فاجعه را نشان می‌دهد. به گفته او، این محله‌ها که از مناطق کم‌برخوردارتر مشهد محسوب می‌شوند، درگیری بسیار شدیدی با نیروهای سرکوب داشتند و «در هر کوچه حداقل ۱۰ نفر کشته دادیم». او تأکید می‌کند نیروهای امنیتی به هیچ‌کس رحم نکردند.


او نقل می‌کند که یکی از دوستانش برای تحویل پیکر برادرش مراجعه کرده و با این جمله روبه‌رو شده است:

«توی این ۷۰۰۰ نفر چطوری می‌خوای پیداش کنی؟»

سپس او را به پزشکی قانونی برده‌اند و به سوله‌هایی که پیش‌تر محل نگهداری وسایل ورزشی بوده و اکنون مملو از پیکر جان‌باختگان بوده است. به گفته این شاهد، برای تحویل پیکر مبلغی حدود ۷۰۰ میلیون تومان به‌عنوان «پول تیر» مطالبه می‌شده است.

برخی خانواده‌ها از پرداخت این مبلغ خودداری کرده‌اند و گفته‌اند حاضر نیستند پولی به قاتلان فرزندشان بدهند، و در نتیجه پیکر عزیزشان را تحویل نگرفته‌اند.

او همچنین می‌گوید از بعضی خانواده‌ها تعهد گرفته شده که امضا کنند فرزندشان «بسیجی» بوده است، در حالی که حقیقت نداشته و قربانی از معترضان بوده است. این کار با هدف تحریف هویت قربانیان و پاک کردن مسئولیت حکومت انجام می‌شده است

younesi.jpgحسن یونسی، وکیل دادگستری و فرزند علی یونسی (وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی)، با انتشار یک توییت صریح، یکی از شفاف‌ترین مواضع انتقادی را از درون ساختار سابقا نزدیک به قدرت بیان کرده است. اهمیت این موضع‌گیری نه فقط در لحن تند آن، بلکه در گستره‌ نقدی است که هم‌زمان سه لایه اصلی حاکمیت جمهوری اسلامی را نشانه می‌گیرد: ولایت فقیه، دولت مستقر و جریان موسوم به اصلاح‌طلبی.

او مستقیما «ولایت» را آمر جنایت و قتل‌عام معرفی می‌کند، دولت را شریک این سرکوب می‌داند و اصلاحات را متهم می‌کند که با توجیه‌گری، زمینه‌ساز و همراه این کشتار شده است.

چنین موضعی نشانه‌ای روشن از ریزش عمیق میان چهره‌ها و خانواده‌هایی است که زمانی بخشی از بدنه سیاسی جمهوری اسلامی محسوب می‌شدند. وقتی فرزند یکی از وزرای اطلاعات پیشین، کل منظومه قدرت ـ از رأس ولایت تا دولت و اصلاح‌طلبی ـ را مسئول کشتار مردم می‌داند، این خود گواهی است بر ابعاد گسترده خشونت اعمال‌شده علیه معترضان و فروپاشی مشروعیت درونی نظام.

***

2323.jpgایندیپندنت فارسی - رضا پهلوی در مصاحبه با برنامه «تاگس‌شاو» (Tagesschau) از شبکه «ای‌‌ آر‌ دی آلمان»، در پاسخ به پرسشی درباره بازگشت به ایران گفت در حال برنامه‌ریزی برای این موضوع است و آمادگی دارد حتی پیش از سقوط جمهوری اسلامی به کشور بازگردد.

او تاکید کرد هدفش از بازگشت، حضور در کنار مردم ایران و کمک به هدایت کشور به «مرحله بعدی» است و افزود «زودتر از آنچه تصور می‌شود» در ایران خواهد بود تا بتواند در کنار هم‌میهنانش نقش‌آفرینی کند.

او با اشاره به شعارهای معترضان در ایران، تاکید کرد که حمایت میلیون‌ها هم‌میهن از او، فراتر از یک ادعاست و نامش به عنوان نماد تغییر بر دیوارهای شهرهای ایران نقش بسته است. او با بیان اینکه قصد ندارد برای هیچ مقامی نامزد شود و تنها به عنوان «خدمتگزار مردم» و «پدری برای ملت» به فرآیند گذار کمک می‌کند، افزود: «نسل زد (Gen Z) ایران به دلیل پایداری ۴۶ ساله من بر عهد خود، اکنون من را برای هدایت تا پیروزی نهایی فرا می‌خواند.» شاهزاده رضا پهلوی ضمن تاکید بر اینکه به دنبال پاداش یا جایگاه سیاسی نیست، اعلام کرد آماده است نقش تاریخی خود را برای عبور ایران از وضعیت کنونی ایفا کند.

***

voa.jpgنشریه هیل - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

سرویس فارسی صدای آمریکا که پس از بازنگری ساختاری در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ فعالیت خود را از سر گرفته، متهم شده است که عمداً پوشش خبری مربوط به رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی ایران، را سانسور می‌کند؛ شخصیتی که در هفته‌های اخیر نقشی محوری در فراخوان و الهام‌بخشی به اعتراضات ضدحکومتی در ایران داشته است.

سه تن از کارکنان صدای آمریکا به روزنامه «هیل» گفته‌اند که علی جوانمردی، مشاور ارشد ناظر بر بخش فارسی، از پخش هرگونه تصویر یا صدای شعاردهندگان نام رضا پهلوی جلوگیری کرده و حتی مهمانان برنامه‌ها را از اشاره به او منع می‌کند.

به گفته این منابع، این رویکرد باعث تحریف واقعیت میدانی اعتراضات و حتی بازنمایی گزینشی مواضع دونالد ترامپ درباره رضا پهلوی شده است؛ اقدامی که یکی از کارکنان آن را «سانسوری شبیه رسانه‌های کشورهای استبدادی» توصیف کرده است.

علی جوانمردی و کاری لیک، رئیس آژانس رسانه‌های جهانی آمریکا و ناظر بر صدای آمریکا، در مواضع علنی خود از این تصمیم دفاع کرده‌اند و گفته‌اند وظیفه این رسانه «برجسته‌سازی چهره‌های خاص اپوزیسیون» نیست.

جوانمردی در واکنش به انتقادها در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که نه سخنگوی اپوزیسیون است و نه دشمن آن، و تأکید کرد تعهدش نه به اشخاص، بلکه به «مردم ایران» و آنچه «حقیقت نوشته‌شده با خون و شجاعت در خیابان‌ها» می‌نامد، است.

با این حال، کارکنان صدای آمریکا که به دلیل نگرانی از پیامدهای حقوقی و شغلی خواستار ناشناس‌ماندن شده‌اند، تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهند و از آنچه «نقض بی‌سابقه اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری» می‌خوانند، سخن می‌گویند.

به گفته آنان، جوانمردی با پیشینه سیاسی مشخص و مخالفت دیرینه با رضا پهلوی، از موقعیت خود برای اعمال دیدگاه‌های شخصی استفاده می‌کند؛ اتهامی که شامل جانبداری سیاسی و تحریف آگاهانه اخبار است.

رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، خود را به‌عنوان گزینه‌ای برای رهبری موقت کشور در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی مطرح کرده و هم‌زمان در تلاش است حمایت سیاسی در واشنگتن را افزایش دهد.

یکی از کارکنان صدای آمریکا گفته است مخالفت جوانمردی با پهلوی به حدی است که حتی عنوان شغلی او به‌عنوان «مشاور ارشد ناظر بر بخش‌های فارسی، کردی و افغانی» نیز در ساختار رسمی این رسانه سابقه‌ای ندارد و «عنوانی ابداعی» به نظر می‌رسد.

zahraK.jpgبنابر اطلاع ایران‌وایر، «زهرا کسائی‌پور» مدیرکل امور اداری و مالی استانداری مرکزی و سرپرست دفتر امور بانوان و خانواده استانداری، جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در اعتراضات شهر «اراک» بازداشت شد.

طبق اطلاعاتی که در اختیار ایران‌وایر قرار گرفته، زهرا کسائی‌پور به همراه همسر و دو فرزند خود در اعتراضات بازداشت شده است.

از نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری این مقام استان مرکزی و خانواده‌اش اطلاعی در اختیار نیست.

در همین زمینه:

رضاییان مچ بند سیاه بست، چرا هیچ بازیکنی از پرشپولیس، استقلال و سپاهان تکرار نکردند؟

محمد تقوی، ایران اینترنشنال، در برنامه هت‌تریک درباره تن‌دادن فوتبالیست‌ها به بازی‌کردن در مسابقات لیگ برتر پس از کشتار بی‌سابقه مردم ایران به‌دست جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان، گفت: «انتظار نداشتم بازیکنان پرسپولیس، استقلال و تراکتور این طور به هوا بپرند. خودشان را زده‌اند به این که چیزی نمی‌دانند.

می‌خواهند ببینند در مملکت چه اتفاقی رخ می‌دهد. رامین رضاییان دو مچ‌بند مشکی بست و در آن خفقان، پیامش را رساند. کدام یک از بازیکنان استقلال، تراکتور، پرسپولیس و سپاهان این کار را کردند؟»

***

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

نوشته را با شعری از حافظ شروع کردم تا از منادیانی که به‌جای حمایت از جنبش بزرگی که در ایران‌زمین توسط عمدتاً نسل جوان جریان دارد بپرسم!

شما چه نقشی در سبز شدن این مزرعه جوان امروز ایران داشتید؟

شما که روایت‌گر روایت جمهوری اسلامی از این کشتار بزرگ صورت‌گرفته توسط دستگاه‌های امنیتی و نیروهای نیابتی آن هستید و امنیتی‌ها را «حافظان امنیت» می‌خوانید!

شما که بر دشمنی و عداوت با شخص شاهزاده رضا پهلوی دامن می‌زنید که سرکوبگران مردم در شیپور آن می‌دمند.

شما که در تمام این پنجاه سال، حتی در خارج از کشور، موفق به یک گردهمایی از مجموعه اپوزیسیون نگردیدید؟

می‌خواهم بپرسم کدام دانه سالم را در این مزرعه افشاندید تا امروز حاصل از آن برچینید؟

در این پنجاه سال دوران ویران‌گری، این مزرعه پایمال‌شده زیر سم عقب‌مانده‌ترین حکومتگران تاریخ ایران، در کجا ایستاده بودید؟

به چشم خود ویران شدن این مزرعه را دیدید! دیدید که چگونه هر ساقه‌ای که قد کشید، به داس جفای حکومت اسلامی شکسته شد. ساقه‌های نورس جوان هر بار که قد کشیدند، حکومت با زبان داس با آن‌ها سخن گفت! کجا بودید؟

چه کاشتید که امروز طلبکارانه در مزرعی که با خون ده‌ها هزار انسان ایرانی ـ اکثریت قریب‌به‌اتفاق جوانان ـ در حال سیراب شدن است، ادای میرابی نکرده بر آن می‌کنید؟

roshandel.jpgپیامدها، خطرات و مسیرهای جایگزین

خلاصه اجرایی:

یکی از مهم‌ترین موانع گذار سیاسی در ایران، گسست ساختاری اپوزیسیون و ناتوانی آن در شکل‌دهی به کنش جمعی پایدار است. فقدان ائتلاف ملی فراگیر، نبود راهبرد روشن برای جنبش‌سازی مدرن و ضعف نهادهای مدنی مستقل، عدم توانایی اغلب جریانهای سیاسی با ابزارهای عملی سیاسی برای گذار از جمهوری اسلامی باعث شده جامعه‌ی معترض در برابر سرکوب سازمان‌یافته جمهوری اسلامی عملاً بی‌دفاع بماند. در نتیجه، بخشی از افکار عمومی به‌تدریج به این جمع‌بندی رسیده است که تغییر از مسیر داخلی ناممکن است و بنابراین دخالت خارجی یا حتی منازعه‌ی قهرآمیز را به‌عنوان گزینه‌ای «کم‌هزینه‌تر» در نظر می‌گیرند. این مقاله استدلال می‌کند که چنین چرخشی در ذهنیت اجتماعی، نشانه‌ی فروپاشی سیاست مدنی و زنگ خطری جدی برای آینده‌ی ایران است.

زمینه و مسئله:

اپوزیسیون جمهوری اسلامی، علی‌رغم گستردگی اجتماعی و تنوع فکری، از ضعف مزمن در انسجام، هماهنگی و نهادسازی رنج می‌برد. جریان‌های همسو، نه‌تنها موفق به ایجاد یک ائتلاف ملی پایدار نشده‌اند، بلکه اغلب در رقابت‌های هویتی، رهبری‌محور و بعضاً فرساینده گرفتار شده‌اند.وجود اساسنامه های دست وپاگیر برای جلوگیری از همکاری عملی اعضای گروههای سیاسی در خارج از کشور عملا باعث محدود شدن سطح توانمندی افراد مستعد در درون گروههای سیاسی شود و زمینه های همسویی وائتلاف گروهها را از بین ببرد.

این وضعیت، به حاکمیت امکان داده است تا با افزایش هزینه‌ی اعتراض--از طریق سرکوب گسترده، بازداشت، ارعاب و کنترل امنیتی--کنش جمعی را به‌شدت تضعیف کند. در غیاب یک ساختار سازمان‌یافته‌ی مدنی، اعتراضات اجتماعی به‌رغم شجاعت و گستردگی، به‌سرعت فرسوده یا سرکوب شده‌اند.

تحلیل سیاسی:

در کنار سرکوب، خلأ نظری و عملی در سه حوزه‌ی کلیدی مشهود است:

united.jpgضرورت همگرایی حداکثری و الزامات آن

می‌توان به جرأت ادعا کرد که شرایط کشور و مردم ایران در پنجاه سال گذشته، هیچ‌گاه به این اندازه بحرانی و خطرناک نبوده است. صرف‌نظر از وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی و مشکلات معیشتی، کمبودها و ناترازی‌ها، فساد سیستماتیک، فقدان افق روشن برای نسل جوان، اثرات فرسایندهٔ شرایط تعلیق کشور و ... که آیندهٔ ایران، سرنوشت مردم و تمدن چندین‌هزارساله را با تهدید جدی روبه‌رو کرده است، رویارویی خونبار حکومت ولایی با مردم دردمند، بی‌سلاح و معترض، به همگان نشان داد که نظام ج.ا نه‌تنها توانایی حل بحران‌های اساسی کشور را ندارد، بلکه برای حفظ قدرت و ادامهٔ حکمرانی، دست به هر جنایتی خواهد زد.

اگر برای بخشی از مردم، نیروهای اپوزیسیون و کنشگران دلسوز، در مورد ضرورت گذار از نظام ج.ا برای رهایی از این وضعیت تردیدی وجود داشت، بعد از خیزش سراسری دی‌ماه و سرکوب خونین حکومت، این تردید به‌کلی و به‌درستی به یقین تبدیل شده است. در شرایط پسا‌کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴، و تقابل آنتاگونیستی حکومت با مردم، صف حکومت و صف مردم با دریای خون هزاران قربانی، به‌روشنی از هم تفکیک شده است.

هر نیروی سیاسی، حزب، گروه، نهاد، چهرهٔ سیاسی، فرهنگی، علمی، هنری، ورزشی، ... باید تکلیف خود را در این میدان روشن کند: یا با مردم است یا بر علیه مردم. زمان وسط‌بازی، مواضع دوپهلو، به میخ و به نعل زدن، موعظه کردن، تئوری بافتن و خود را به ندیدن و نشنیدن زدن، گذشته است. این‌که چرا برخی هنوز تکلیف خود را با مردم و حکومت روشن نمی‌کنند، موضوع بحث ما نیست. اساساً بحث کردن در مورد آن‌ها یا با آن‌ها در این شرایط، به هدر دادن وقت و انرژی خود و دیگران است؛ آن‌هم در زمانی که هر لحظه برای نجات ایران--بیماری که اکنون با جراحات کشنده بر جان و تن، به حال احتضار درآمده بسیار حیاتی است.

برگردم به بحث اصلی آرایش نیروها در سپهر سیاسی ایران. حکومت ج.ا برای رویارویی با مردمی که گذار از این «ج.ا» را تنها راه نجات خود و میهن می‌دانند و این خواسته را هم‌صدا در سراسر کشور فریاد زدند، با تمام قوا به میدان آمد. خامنه‌ای و هستهٔ سخت قدرت‌اش، سپاه و بسیج تا نیروی انتظامی رادان فاسدش، گارد ویژه و نوپو‌ی تا به سر مسلح‌اش، پزشکیان و دولت وفاق‌اش، دستگاه قضایی و چوبه‌های دارش، مجلس فرمایشی و رئیس قالتاق‌اش، نهادهای رسمی و غیررسمی با مواجب‌بگیرانش، نیروهای نیابتی منطقه‌ای و جهانی‌اش، ارتش سرسپردهٔ ولایت تا ارتش سایبری، خاتمی و حسن خمینی اصلاح‌طلب، باهنر اصول‌گرا تا جلیلی پایداری‌چی، شمس‌الواعظین داخلی تا عطا مهاجرانی لندن‌نشین، صداوسیمای ملی تا رسانه‌های رسمی و غیررسمی، روزنه‌گشایان و وسط‌بازان، ... همه با هم به میدان آمدند.

2323.jpgایران وایر - یک منبع آگاه در تهران، به «ایران وایر» گفته است که «علیرضا دبیر» رییس فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی، پس از بازداشت شدن «علیرضا نجاتی» توسط سازمان اطلاعات سپاه، به کشتی‌گیرهای ملی‌پوش ایران گفته که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن» هر یک از کشتی‌گیران خواهد بود.

علیرضا دبیر پس از اعتراضات ۱۴۰۱ بارها در مصاحبه با رسانه‌های حکومتی مدعی شده بود که به کشتی‌گیرهای ایران اجازه «اظهارنظر در مسایل سیاسی» را نمی‌دهد.

منبع ایران وایر همچنین خبر داده که علیرضا دبیر به ملی‌پوش‌های کشتی آزاد و فرنگی گفته است که بازداشت شدن علیرضا نجاتی «عاقبت سیاسی شدن شماست» و از کشتی‌گیرها خواسته هیچ‌گونه واکنشی نسبت به بازداشت علیرضا نجاتی نداشته باشند.

ایران وایر پیش از این مطلع شده بود که «حراست» و «روابط عمومی» وزارت ورزش و جوانان از ابتدای اعتراضات سراسری موظف شده‌اند به صورت روزانه، اطلاعات مرتبط با «فعالیت‌های مجازی ورزشکاران در شبکه‌های اجتماعی» را در اختیار سازمان اطلاعات سپاه پاسداران قرار دهند.

👈مطالب بیشتر در سایت

علیرضا نجاتی، چهارشنبه ۱۷دی۱۴۰۴ به دلیل حمایت از اعتراضات مردم ایران، با هجوم نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.

Hamid_Rafi.jpgچکیده

نظام سیاسی مبتنی بر ولایت مطلقهٔ فقیه در دهه‌های اخیر با نوعی فرسودگی تاریخی و بحران ساختاری مواجه شده است.
دراین مقاله باتمرکز بر سه محور اصلی ــ بحران مشروعیت، نقش مداخلهٔ خارجی و مسئلهٔ حاکمیت مردمی ــ به بررسی وضعیت کنونی این نظام وسناریوهای محتمل پیشِ‌روی جامعهٔ ایران می‌پردازم.
استدلال اصلی مقاله آن است که جامعهٔ ایران در برابر دو مسیر تاریخی قرار دارد: بازتولید چرخه‌های اقتدارگرایی وابسته یا شکل‌دهی تدریجی به نظمی سیاسیِ مستقل و مبتنی بر حاکمیت مردم.
مقاله نشان می‌دهم که تحقق مسیر دوم مستلزم اتکا به پویش‌های اجتماعی درون‌زا و نهادسازی دموکراتیک پایدار است.

۱. مقدمه

نظام سیاسی مستقر در جمهوری اسلامی ایران که بر اصل ولایت مطلقهٔ فقیه استوار است، در شرایط کنونی با چالش‌های بنیادینی مواجه شده است. این نظام، اگرچه همچنان از ابزارهای گستردهٔ سرکوب برخوردار است، اما از منظر تاریخی و نهادی دچار فرسودگی شده و توان تولید مشروعیت پایدار و افق سیاسی قابل اتکا را از دست داده است. از این منظر، تداوم اقتدارگرایی موجود نه بر پایهٔ رضایت اجتماعی، بلکه عمدتاً بر اساس اعمال قهر و اجبار سیاسی استوار است.

۲. فرسودگی ساختاری و منطق بقای اقتدارگرایانه

در دهه‌های گذشته، راهبردهای مشروعیت‌ بخشی نظام ــ از جمله تأکید بر اصلاحات درون‌ساختاری یا وعده‌های تعدیل تدریجی ــ به‌ تدریج اعتبار خود را نزد بخش‌های گسترده‌ای از جامعه از دست داده‌اند. در نتیجه، بازتولید قدرت سیاسی بیش از پیش به دو سازوکار اصلی وابسته شده است: نخست، استفادهٔ نظام‌مند از خشونت دولتی؛ و دوم، قرار دادن کشور در وضعیت مزمن بحران در حوزه‌های امنیتی،اقتصادی و ژئوپولیتیکی. این وضعیت با مفهوم «ثبات از طریق بی‌ثباتی» در ادبیات نظری اقتدارگرایی هم‌خوانی دارد؛ مفهومی که درآن بحران به‌عنوان شیوه‌ای از حکمرانی عمل می‌کند.

۳. مداخلهٔ خارجی و بازآرایی بدیل‌های سیاسی

قدرت‌های جهانی با درک این فرسایش ساختاری، در تلاش‌اند تا دوران پس از ولایت فقیه را از طریق حمایت از آرایش‌های سیاسی هم‌سو با منافع راهبردی خود مدیریت کنند. در این چارچوب، مسئلهٔ گذار سیاسی در ایران اغلب نه از منظر تحقق حاکمیت مردمی، بلکه از زاویهٔ حفظ ثبات منطقه‌ای و استمرار روابط وابستگی تحلیل می‌شود. بر این اساس، برخی چهره‌های سیاسی خاص به‌عنوان بدیل‌های بالقوه مطرح می‌شوند؛ بدیل‌هایی که بیش از آنکه برآمده از پویش‌های اجتماعی درونی باشند، واجد کارکردی ابزاری در نظم بین‌المللی تلقی می‌شوند چهره‌هایی چون رضا پهلوی و مسعود و مریم رجوی سال‌هاست به‌عنوان گزینه‌های خدمت‌گزار به این منافع مطرح بوده‌اند.

۴. دو مسیر تاریخی پیشِ‌روی جامعهٔ ایران

در شرایط کنونی، جامعهٔ ایران در برابر دو مسیر تاریخی متمایز قرار دارد که هر یک پیامدهای سیاسی و نهادی متفاوتی به همراه دارند.

Vida_Farhoudi_3.jpg

چو جنگ زوزه می‌کشد ترانه ای به بار نیست

پرنده ضجّه می زند؛، نشانی از بهار نیست

*

نمانده نای نرگسی، بدون بغض در گلو

به چشم سوگوار او، جز اشک بی قرار نیست

*

و دارِ پیر زشتخو، زند نهیب روز وشب

که غیر پیکر جوان، به تیرِ سردِ دار نیست

*

چوشد زمین زندگان، به زیر رود خون نهان

صدای مرگ شد دمان و جای استتار نیست

*

خبر دگر نمی رسد، دریغ از دیارمان

و گر رسد بدان! ز ماه ِ روی یار نیست

*

سبوی سرخ عاشقی که بود چون شقایقی

شکسته از فراق‌ها نگاه مِی خمار نیست

*

به گوش غنچه گفته ام که راز خود نهفته ام

به پاسخش دریغ، جز هوار ناگوار نیست

*

چه بی نشانه خفت گل، و روی خود نهفت گل

که جنگ زوزه می کشد مجال نوبهار نیست

*

ویدا فرهودی

زمستان ۱۴۰۴

khadiv.jpgبا جنایات هولناکی که در هفته های اخیر به دستور علی خامنه ای، مستبد حقیر، شرور و کودک کش ایران، و با عاملیت برخی از فرماندهان سپاه و بسیج و مباشرت مزدوران خارجی در سرتاسر ایران انجام شده است تردیدی برای ایرانیان نمانده که کابوس رژیم جهل و جنایت ولایت فقیه بدون سرنگونی آن پایان نخواهد یافت.

بنابراین انحلال جمهوری اسلامی اکنون به آرزو وهدف هر ایرانی شرافتمند تبدیل شده است. وسعت و شدت جنایات خامنه ای و دستگاه سرکوب او بحدی گسترده و فاجعه بار بوده است که بسیاری از ایرانیان خواستار نابودی او وآدم کشان تحت امر او حتی با حمله خارجی و بمباران مراکز سرکوب شده اند. بسیاری معتقدند مصوبات سازمان ملل مانند مسئولیت برای حفاظت از شهروندان یا (Responsibility to Protect یا R2P که در سال 2005 در اجلاس سران سازمان ملل به تصویب رسیده و بر اساس آن چنانچه حکومتی نه تنها از جان و مال مردم کشور یا قلمرو تحت حکمرانی خود حفاظت نکرده بلکه خود حقوق مردم را پایمال و مرتکب نسل کشی و جنایت علیه بشریت گردد بر کشورهای دیگر و جامعه جهانی است که حفاظت از شهروندان آن کشور را بعهده گیرند) برای توجیه دخالت نظامی جامعه جهانی و سرنگونی خامنه ای و رژیم ارتجاعی و خونریز جمهوری اسلامی در ایران کفایت میکند. بطوریکه شاهد انتشار عمومی درخواست شخصیتهای اجتماعی و سیاسی ایرانی (از جمله سرکار خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل) از رئیس جمهور آمریکا برای اقدام در این مورد بوده ایم.

با این حال بر تشکل ها و رهبران سیاسی اپوزسیون فرض است که با دوراندیشی تمامی گزینه های به زیر کشیدن خامنه ای و رژیم خون ریز ولایت فقیه را در نظر گرفته و منتظر دخالت نظامی آمریکا که هنوز قطعیت نیافته و معلوم نیست بر اساس مصالح آن دولت و رئیس جمهور متلون مزاج آن اصولا و به چه نحوی انجام شود، نمانند. چه بسا مجموعه این اقدامات زودتر به نتیجه رسیده و ضرورت دخالت نظامی بیگانگان در کشور ما را، که در هر حال میتواند خسارتهای جانی و مالی بسیار زیادی برای افراد بیگناه همراه داشته باشد، منتفی کند. در ادبیات مربوط به انقلابهای اجتماعی-سیاسی و سرنگونی حکومت های اقتدارگرا:

- حمایت از انقلابیون و خانواده های آنها، مخصوصا از لحاظ مالی و خدمات حقوقی،

- ایجاد یک سیستم امن ارتباطی با مبارزان داخل کشور و ایجاد مراکز اطلاع رسانی به موقع و با کیفیت به مردم تحت استیلای رژیم دیکتاتوری که در بی خبری نگهداشته می شوند،

- ایجاد شکاف در بین نخبگان سیاسی (الیت) حاکم و پیوستن شخصیتهای اجتماعی و سیاسی به اپوزسیون،

- خنثی کردن دستگاه سرکوب و از کار انداختن دستگاه های اداری رژیم،

از مهمترین اقدامات برای فراهم کردن زمینه لازم تغییر این حکومتها است. بنابراین ضروری است شخصیتها و سران اپوزسیون و بخصوص دفتر شاهزاده رضا پهلوی که در خط مقدم این مبارزات قرار دارند به اقداماتی نظیر موارد زیر توجه کنند:

22.jpgایران وایر - خبرگزاری «میزان»، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی از تعطیلی مراکز اداری و مدارس و دانشگاه‌ها در روز شنبه، ۴بهمن۱۴۰۴ خبر داد.

بر اساس این گزارش، «کلیه ادارات و موسسات دولتی، بانک‌ها و شهرداری‌ها در سراسر استان تهران، تعطیل و مدارس (طبق اعلامیه آموزش و پرورش، غیر حضوری و مجازی و در بستر شاد)، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی غیر حضوری هستند.

علت این موضوع «برودت هوا» عنوان شده است. میزان همچنین از شهروندان خواسته که «به‌منظور جلوگیری از افت فشار گاز و قطعی برق و در راستای رعایت رفاه حال هموطنان عزیز»، در مصرف گاز و برق، «حداکثر صرفه‌جویی» را مدنظر قرار دهند.

پیش از این نیز خبرگزاری «فارس» به نقل از استانداری‌های «خراسان رضوی»، «خراسان جنوبی»، «خراسان شمالی» «مازندران» و «سمنان»، از تعطیلی تمامی مقاطع تحصیلی مدارس، دانشگاه‌ها، ادارات دولتی و بانک‌ها خبر داده بود.

رسانه‌های ایران در حالی‌که هنوز اینترنت قطع است و شهروندان بعد از گذشت بیش از دو هفته به‌سختی می‌توانند به جهان خارج از ایران وصل شده و صدایشان را برسانند، از شهروندان خواسته‌اند در که مصرف سوخت «صرفه‌جویی» کنند. بنا بر گزارش‌ها فقط در دو روز ۱۸ و ۱۹‌دیماه۱۴۰۴، هزاران شهروند معترض ایرانی در خیابان‌های بیش از صد شهر ایران به‌دست ماموران سرکوب حکومت کشته شده‌اند.

al.jpg​زمانی که فساد، غارت و استبداد، کارد را به استخوانِ جانِ ملتی می‌رساند، خروش، تنها پاسخِ هستی‌بخش است. چنین بود که ایران در تمامیتِ جغرافیایِ رنج‌دیده‌اش به پا خواست.

در آن روزِ واقعه، وقتی صدها هزار تن در پایتخت، سیل‌وار به سوی دژهای قدرت روانه بودند، طنینِ وعده‌ای فریبنده، گام‌های استوار آنان را سست کرد. پیامی از آن سوی آب‌ها، از زبانِ «قدرت»، وعده‌ی یاری داد: «بمانید که کمک در راه است!»

​دریغ که میلِ طبیعیِ هر ملتی برای رهایی با کمترین هزینه‌ی انسانی، دامی شد در مسیرِ آزادی!

مردم، چشم به آسمان دوختند تا عقابانِ آهنینِ مدعیانِ دموکراسی، بساطِ ستم را برچینند؛ اما در حالی که سرها به سوی افلاک بود، هیولایِ استبداد از زمین برآشفت. کامیونت‌های مرگ، انباشته از اجیرشدگانِ نیابتی ، از راه رسیدند و در سکوتِ سنگینِ همان آسمان، چنان جویِ خونی روان ساختند که زمین از سنگینیِ جنایت به لرزه درآمد.

از تهران تا خاکِ تفتیده‌ی قشم، خونِ هزاران بی‌گناه، گواهی شد بر توطئه‌ای که تاریخ هرگز آن را نخواهد بخشید.
​این تراژدی ،، تکرارِ مکررِ یک فریب بود !

ما دستِ یاری دراز نکرده بودیم؛ آنان خود مدعیِ هم‌سنگری شدند. حقیقتِ تلخ و عریان آن است که در ترازویِ سیاستِ بین‌الملل، یک «دیکتاتوریِ ضعیف و تحت‌فشار»، ابزاری کارآمدتر برای امتیازگیری است تا یک «ملتِ آزاد و مقتدر». این سناریویِ چرک‌آلود، یک بار در خیزشِ «مهسا» با وعده‌هایِ توخالیِ قاره‌ی سبز اجرا شد و بار دیگر با بازیگریِ آمریکا تکرار گشت.

​امروز، در این « ملغمه‌ی بی‌قانونِ «مطلق‌های متنافی»، گویی وجدانِ جهان به خوابی ابدی فرو رفته است. از دالان‌هایِ پرطمطراقِ «عدالت‌خانه‌های جهانی»، نه شمیمِ حق‌طلبی، که بویِ تندِ خون و باروت استشمام می‌شود.
در این سیاره‌یِ نفرین‌شده، تمدن نقابی است بر چهره‌ی سوداگری که در آن، تنها واحدِ سنجشِ ارزش‌ها، «پول» است و بس.

​ای کاش جانِ شیفته‌ای چون «ریچارد فاینمن» در میان ما بود تا از او می‌پرسیدیم: در این کیهانِ بی‌سر و پایان، آیا جایی، مکانی، قدرتی، سیاهچاله‌ای وجود ندارد تا دادِ ما ایرانیان را از این بیدادِ جهانی بستاند؟

آیا در هیچ منظومه‌ای، مرجعی یافت نمی‌شود که بر این باتلاقِ مدرن و بی‌عدالتیِ عریان قضاوت کند؟
​افسوس ...

هم‌میهنانِ ساده‌دلم هنوز چشم‌به‌راهِ ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن هستند تا به کمکشان بشتابد ؟ غافل از آنکه در قاموسِ قدرت، هیچ ناوی برای نجاتِ انسان‌ها بادبان نمی‌‌گشاید مگر آنکه سودی در میان باشد.

​«کاشکی قضاوتی در کار بود...» که اگر بود، نخستین محکومان، آنان بودند که با وعده‌ی دروغین یاری ، راهِ گریزی برای ستمگران گشودند !

24.jpgآیدا هادی‌زاده نماینده ایرانی تبار مجلس فرانسه انتقاد بسیار تند و شجاعانه ای از وزیر خارجه فرانسه می کند و می گوید: «این فرانسه بود که به خمینی پناهندگی سیاسی داد؛ این فرانسه بود که او را با هواپیمای اختصاصی ایرفرانس به ایران فرستاد؛ ما مسئولیت اخلاقی داریم که از مردم ایران حمایت کنیم.

مردم ایران زندانیِ جلادان این رژیم هستند و به تنهایی نمی توانند از شر این رژیم خلاص شوند، کمکشان کنیم! چه زمانی میخواهیم سپاه پاسداران را در لیست گروه های تروریستی قرار دهیم؟! ما در برابر مردم ایران مسئولیت داریم...»

یک سرکوبگر از مافوق خود باتوم می‌خورد تا پیشروی نکند.

سبزوار ٢٠ دی ١۴٠۴

ff.jpgفرداد فرحزاد در شبکه اکس نوشت:

من در ظرفیت حرفه‌ای‌ام هرگز حامی هیچ چهره سیاسی خاصی نبوده‌ام و آگاهانه کوشیده‌ام چنین بمانم. بهایش را هم داده‌ام؛ از همه طرف‌ها هم نقد شده‌ام و هم ستایش. درباره رضا پهلوی نیز همین بوده. می‌دانم همسرش از من دلخور است، برخی اطرافیانش به من بدبین‌اند و خود او تاکنون به درخواست‌های مصاحبه‌ام پاسخ مثبت نداده.

اما هیچ‌کدام از اینها مجوز بستن چشم بر واقعیت نیست، و نه توجیه بغض و کینه. نفرت، عقل را معیوب می‌کند. دیروز می‌گفتند توان رهبری ندارد، حمایت‌ها ساختگی است و اگر راست می‌گوید فراخوان بدهد. امروز که میلیون‌ها نفر به میدان آمده‌اند، همان‌ها می‌گویند برنامه ندارد و مسئول جان کسانی است که جمهوری اسلامی قتل‌عام کرده.

این وارونگی اخلاقی حیرت‌انگیز و شرم‌آور است. با او مخالف باشید، حق‌تان است. نقد کنید، سؤال بپرسید، حتی ردش کنید. اما وقتی خصومت شخصی یا ایدئولوژیک شما را به جایی می‌رساند که جنایت‌کار را تطهیر و قربانی و نماد اعتراض را متهم می‌کنید، دیگر نامش نقد نیست؛ ایستادن آگاهانه در جبهه شر است.

ترامپ بر سر دوراهی ایران!

| No Comments

avkh.jpgاحمد وحدت خواه - ویژه خبرنامه گویا

با پایان جنگ اسراییل و حماس در پاییز گذشته، در ابتدا قرار بود طرح «هیئت صلح» پیشنهادی دولت ترامپ تنها شامل تعداد معدودی از رهبران سایر کشورها باشد تا بر اجرای آتش‌بس در غزه نظارت کند.

اما گردهمایی روز گذشته در کنفرانس داووس با صحنه گردانی ترامپ و حضور گسترده سایر رهبران و دولتمردان جهان در امضای این طرح، اکنون به نظر می‌رسد نقش این «هیئت صلح» گسترش یافته و می‌خواهد به نهادی همتای سازمان ملل متحد در راستای حل و فصل درگیری‌ها و مناقشات جاری در جهان تبدیل شود.

آرمان صلح و جستجو برای به دست آوردن آن در جهان پرآشوب کنونی، به ویژه برای ما ایرانیان که کشورمان به یمن حکومت تبهکار جمهوری اسلامی در خونین ترین دوران حیات خود به سر می برد، امری عاجل و ضروری است و هر روز با روشنتر شدن ابعاد قتل عام های اخیر و محکومیتهای جهانی آن، در صورت ادامه همبستگی ملی و اعتراضات می تواند در راستای سرنگونی رژیم هم عمل کند.

اگر با توجه به موضعگیری های ترامپ به مشارکت و نقش آمریکا در رسیدن به این هدف باور داشته باشیم، نتیجه گیری این خواهد بود که او اکنون با به راه انداختن «هیئت صلح»، قاعدتا نمی تواند دولت و ارتش خود و مردم آمریکا را وارد یک جنگ با رژیم جمهوری اسلامی و ارکان سرکوبگر آن کند.

این همان گزینه «ایده آل»‌ برای رهبران کشورهایی است که هر یک به فراخور منافع سیاسی و اقتصادی خود او را از ورود به این مناقشه برحذر می دارند.

اما روی دیگر سکه «هیئت صلح» این است که عقل سلیم حکم می کند آمریکا می بایستی هر عاملی که بر سر راه دستیابی به صلح واقعی در جهان، به ویژه در خاورمیانه وجود دارد را از میان بردارد.

نمی توان برای جنگ تجاوزکارانه روسیه علیه اوکراین، جلوگیری از برخورد هسته ای میان هند و پاکستان و پایان دشمنی تاریخی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان نسخه صلح پیچید اما در قلب این کشورها رژیمی بر ایران حاکم باشد که در نیم قرن گذشته جز جنگ و خونریزی علیه مردم خود و همسایگانش ارمغانی نداشته است.

در حال حاضر ایده آل ترامپ حذف یا کناره گیری خامنه ای از صحنه سیاسی ایران است تا صلح مورد نظر او در رابطه با خاورمیانه با کمترین هزینه به دست بیاید.

ترامپ با صراحت این خواسته را هفته گذشته با گفتن اینکه علی خامنه ای فردی بیمار است که کشور و مردم آن را به روز سایه نشانده و حالا وقت ظهور یک رهبری جدید در ایران است، به گوش جناح هایی در رژیم که آرزوی مرگ خامنه ای را دارند رساند.

اما اینکه آیا ملت ایران آزادی و سعادت فردای خود را تنها در مرگ این مستبد خونریز یا نابودی کامل بساط انقلاب اسلامی و محاکمه همه کارگزاران آن تا امروز می بیند امری است که تنها تاریخ شاهد آن خواهد بود.

***

22.jpgویدئویی در اختیار منوتو قرار گرفته که نشان می‌دهد در گلشهر کرج، خودروی یک معترض با یکی از نیروهای حکومتی برخورد می‌کند.

بر اساس گزارش رسیده این ویدئو در ۱۹ دی ۱۴۰۴ ضبط شده است. توضیح همراه این ویدئو چنین است: «اول زیرش می‌کند، بعد آمد سر کوچه و با دست خالی به سمت آن‌ها سنگ پرتاب کرد، آن‌ها هم شلیک می‌کردند و در نهایت ماشین را آتش زد.»

22.jpgایندیپندنت - با وجود قطع اینترنت، ویدیوهایی که پنجشنبه شب ۱۸ دی‌ماه از سردخانه بیمارستان عشایر خرم‌آباد به دست آمده، نشان می‌دهد شماری از شهروندان در جریان انقلاب ملی با شلیک نیروهای سرکوبگر حکومتی جان باخته‌اند.

در این ویدیو، ردیف‌های متعدد کیسه‌های سیاه حاوی پیکر جان‌باختگان در یک فضای بزرگ دیده می‌شود. آثار خون در محل و رفت‌وآمد افراد برای شناسایی یا جابه‌جایی اجساد نیز قابل مشاهده است. در بخش‌هایی از تصاویر، برخی پیکرها با پتو پوشانده شده و خارج از کیسه قرار دارند.

این ویدیوها که به دلیل قطع اینترنت با تاخیر منتشر شده‌اند، ابعاد سرکوب معترضان در خرم‌آباد را نشان می‌دهد.

22.jpgایران وایر - دو منبع مطلع و موثق از اورژانس تهران به «ایران‌وایر» می‌گویند که اغلب تکنسین‌های اورژانس تهران، اکثر مجروحان را با نام مجهول و یا کد ملی اشتباه در سیستم اورژانس ثبت کرده‌اند تا آن‌ها از دست ماموران امنیتی در امان باشند. آن‌ها در پیامکی برای «ایران‌وایر » نوشته‌اند که به مردم بگویید: «ما خون‌‌فروش نیستیم. شاید در بین این همه نیروی اورژانس تهران چند نفری پاچه‌خار و بی‌شرف باشند اما اغلب ما از "مردم" هستیم.»

ایران‌وایر برای دستیابی به این که در دو روز ۱۸ و ۱۹دی در تهران چه گذشته با دو منبع مطلع از اورژانس تهران که هر دو در این دو روز سر شیفت کاری بوده‌اند، صحبت کرده است. یکی از منابع در تمام مدت گفت‌وگو از یادآوری صحنه‌هایی که به چشم دیده بود، بی‌وقفه اشک ریخت و مدام یک جمله را تکرار می‌کرد: «این‌جا جهنم بود.»

آن‌ها می‌گویند که با آمبولانس‌های اورژانس تهران در دو روز ۱۸ و ۱۹دی، ۹۰۰ مجروح و کشته به بیمارستان‌های تهران منتقل شدند و تاکید می‌کنند که از آن میان ۷۲نفر در صحنه جان باخته‌ بودند و وضعیت ۱۰۰ نفر بسیار وخیم بوده است.

***

اول بهمن، «محمد جعفر میعادفر»، رییس اورژانس کشور در گفت‌وگو با خبرگزاری‌های داخلی ادعا کرد که کادر درمان در جریان اعتراضات از سوی «اغتشاش‌گران» مورد ضرب و شتم با قمه قرار گرفته‌اند و از طریق آتش‌زدن آمبولانس‌ها دچار جراحت شده‌اند و توان کاری خود را از دست داده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

منابعی که با ایران‌وایر گفت‌‌وگو کرده‌اند اما روایت دیگری دارند: «ما کتک خوردیم، اما مردم ما را نزدند، مردم می‌دیدند ما در صحنه چطور برای احیای مجروحان تلاش می‌کنیم، ما را نیروهای لباس شخصی می‌زدند وقتی می‌فهمیدند که داریم واقعا کمک می‌کنیم.»

عبدی مدیا - روایت رئیس بیمارستان فارابی از مجروحان چشمی حوادث اخیر

22.jpgخلاصه گزارش:

- گزارش میدانی از سرکوب اعتراضات مردم در اهواز؛ پنج روز آدمکشی به خاطر هفت میلیون تومان!

- مرتضی یکی از بسیجیان نظامی که در ماموریت کنترل اعتراضات شرکت داشت: «هر کسی را که گلوله می‌خورد، چه مجروح و چه کشته، داخل ماشین می‌انداختیم و با خود می‌بردیم تا وقتی که توانستیم جمعیت را به عقب برانیم. اگر این کار را نمی‌کردیم، ممکن بود اداره حفاظت اطلاعات را تسخیر کنند، در این درگیری سه نفر کشته شدند. دریافتی‌ام برای چهارشنبه تا یکشنبه هفت میلیون تومان بود.»

- پس از سرکوب خونین مردم، جمهوری اسلامی با ارسال اس‌ام‌اس به شهروندان از آنها دعوت کرد، روز دوشنبه ۲۲ دی‌ماه در راهپیمایی حکومتی شرکت کنند. در این میان، برخی کارکنان شرکت‌های دولتی از ترس اخراج وادار به شرکت در این راهپیمایی شدند.

- در سکوتی که نتیجه‌ی کشتار هدفمند برای حفظ حکومت ضدبشری و ضدایرانی در برابر مردم است، شهرهای ایران در تاریکی مخوف پس از قطع اینترنت فرو رفته و مردمی که عزیزان آنها به خاک و خون کشیده شده‌اند، انفجار خشم خود را برای روزهایی که بار دیگر با شدت بیشتری فوران کند، کنترل می‌کنند. روزهایی که بی‌تردید در راهند و سرانجام نقطه‌ی پایان بر عمر جمهوری اسلامی خواهند گذاشت.

گزارش کامل:

پس از کشتار معترضان در دو شب متوالی ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ طی اعتراضات سراسری، مردم ایران از دسترسی به اینترنت محروم شدند اما آنها جسته و گریخته توانسته‌اند از طریق روزنه‌هایی که دست یافتن به آنها دشوار نیز بوده، با ما ارتباط برقرار کنند تا آنچه را بر سرشان گذشته برای ما ارسال کنند؛ از جمله از اهواز. ما مجموعه‌ی این روایت‌ها را در این گزارش گرد آورده‌ایم

از ۱۷ دی‌ماه آغاز شد...

کیهان لندن - روز چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ اولین بار بود که فریاد «ببندید، ببندید» وسط بازار اهواز در خیابان «امام» شنیده شد و این جرقه‌ای بود تا تظاهرات شبانه در اول خیابان نادری شکل بگیرد، وقتی شب فرا رسید، معترضان کاملا بطور مسالمت‌آمیز دور هم جمع شدند اما به محض سر دادن شعار، مامورانی که در آنجا حضور داشتند دست به خشونت زدند و اقدام به بازداشت معترضان کردند. هر معترضی که نتوانست از چنگ ماموران فرار کند، به زور داخل ماشین پلیس انداخته و به مکان نامعلومی منتقل شد.

پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، دومین شب امنیتی شدن اهواز با حضور نیروی انتظامی، گارد ویژه، نیروی سپاه، بسیج و لباس‌شخصی‌ها در اول نادری بود. راه عبور و مرور پل نادری که می‌توانست جمعیت را به سمت خیابان نادری ببرد، بسته شد، به همین دلیل جمعیت زیاد معترضان به سمت جاده ساحلی رفتند و در آنجا جمع شدند. ابتدا همگی ساکت بودند. به نظر می‌آمد کسی جرات ندارد شعار دهد تا مبادا ماموران که با فاصله نه چندان دور ایستاده‌اند شروع به شلیک کنند اما بالاخره شعارها آغاز شد: «مرگ بر گرانی»؛ کمی بعد شعار «مرگ بر دیکتاتور» و بالاخره شعار «مرگ بر خامنه‌‌ای». در همین موقع ماموران شلیک گلوله و پرتاب گاز اشک‌آور را شروع کردند و خشم مردان جوان حاضر در آنجا را برانگیخت و در پاسخ به ماموران سنگ به طرفشان پرت کردند. یک پسر جوان کاشی افتاده در خیابان را برداشت، بالای سر برد و محکم بر زمین کوبید، کاشی تبدیل به چندین تکه کوچک شد. برخی تکه‌ها نوک تیزی پیدا کردند، پسر جوان با خشم و هیجان دیگر معترضان را تشویق کرد که تکه‌های کاشی را بردارند و به سمت ماموران پرت کنند.

در همین موقع یک مرد که همیشه در این مکان سمبوسه می فروخت همچنان ایستاده بود و به کارش ادامه می‌داد. یکی از معترضان به دکه نزدیک شد و به او گفت: «الان چه موقع کاسبیه؟ مگه نمی‌بینی جنگه؟! جمع کن برو دیگه...» اما او اهمیتی نداد.

سیل جمعیت هربار که به جلو می رفت، با شلیک ماموران مجبور به عقب‌نشینی می شد. در بین معترضان چند پسر جوان، جلوی بقیه قرار گرفته و با هربار عقب‌نشینی دیگران را به بازگشت و پیشروی دوباره تشویق می‌کردند. چند تن دیگر سراغ بنرهای تبلیغاتی حکومت در آن محل رفتند و آنها را به آتش کشیدند. یک سردیس هم آنجا بود که دقیقا معلوم نبود مربوط به کیست! اما شبیه خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی بود. جمعیت آن را از جا کنده و به طرفی پرت کردند. چند دقیقه بعد ماموران گاز اشک‌آور شلیک کردند و جمعیت بهم ریخت. هر کسی به یک جهت فرار کرد. بوی آزاردهنده‌ی گاز، نفس‌ها را حبس کرد و چشم‌ها را سوزاند اما مدتی که گذشت چند پسر جوان که جلوتر از همه بودند گویا حساسیت اولیه نسبت به گاز را از دست داده و چند کپسول را قبل از پخش گاز از زمین برداشته و به سمت ماموران پرت کردند. یکی از آنها که سرش زخمی شده و خونی بود رو به معترضان فریاد زد:«بیایید! نترسید! ببینید؛ سر من زخمی شده اما هنوز ایستادم.»

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

همین باعث شد جمعیت دوباره به جلو بیاید. پسران جوان دوباره شعار «مرگ بر دیکتاتور» را از سر گرفتند و سنگ به سمت ماموران پرت کردند، شلیک ساچمه دوباره شروع شد، در پی آن ران و دست یک پیرمرد زخمی و خون از آنها جاری شد.

تا نزدیک نیمه‌شب این درگیری‌ها ادامه پیدا کرد تا کم کم جمعیت پراکنده شد و معترضان که گویی خشم خود را برای امشب تا اندازه‌ای خالی کرده بودند، میدان را ترک گفته و به سوی خانه‌های خود رفتند اما قبل از آن برای فرداشب ساعت ۸ شب با هم قرار گذاشتند.

redline.jpg

رییس کمیته علوم مجلس نمایندگان آمریکا: آیت‌الله از خط قرمز ترامپ عبور کرده است

برایان بابین، نماینده کنگره و رییس کمیته علوم مجلس نمایندگان آمریکا در شبکه ایکس نوشت: ‌«آیت‌الله از خط قرمز دونالد ترامپ عبور کرده است و اقدامات پیامد دارند و این موضوع قابل بازگشت نیست.»

اطمینان اسرائیل از حمله نظامی امریکا به جمهوری اسلامی

وزارت خارجه آمریکا: از دسترسی رژیم ایران به منابع لازم برای سرکوب مردم جلوگیری می‌کنیم

وزارت امور خارجه ایالات متحده جمعه سوم بهمن درپی اعمال تحریم وزارت خزانه‌داری این کشور علیه هشت شرکت و نه کشتی در ناوگان سایه جمهوری اسلامی اعلام کرد که واشینگتن «اقدامات بیشتری را برای جلوگیری از دسترسی رژیم ایران به منابع لازم برای سرکوب مردمش انجام می‌دهد.»

وزارت امور خارجه ایالات متحده در بیانیه خود نوشت که این شرکت‌ها و کشتی‌ها صدها میلیون دلار نفت و فرآورده‌های نفتی ایران، از جمله گاز مایعرا حمل کرده‌ و به تأمین مالی رژیم و نیروهای امنیتی آن کمک کرده‌اند.

***

openletter.jpgیادداشت تحریریه خبرنامه گویا - انتشار نامه سرگشاده «جمعی از نواندیشان دینی و کنشگران مدنی» با مطالبه صریح استعفا یا برکناری علی خامنه‌ای، در اوج سرکوب خونین اعتراضات، واکنش‌های گسترده‌ای در فضای سیاسی ایران برانگیخته است. این نامه با محکوم‌کردن «قتل‌عام بیرحمانه» معترضان و خطاب قراردادن مستقیم مردم، می‌کوشد هم‌زمان مسئولیت رأس هرم قدرت را برجسته کند و افقی برای گذار سیاسی از رفراندوم و مجلس مؤسسان تا تدوین قانون اساسی جدید پیش روی جامعه بگذارد؛ امری که برای بخشی از افکار عمومی، گامی معنادار تلقی می‌شود.

با این حال، بخشی از اپوزیسیون نسبت به نیت و کارآمدی این رویکرد بدبین است. منتقدان با اشاره به پیشینهٔ فکری و سیاسی برخی امضاکنندگان، این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا این موضع‌گیری نشانهٔ عبور واقعی از اصلاح‌طلبی دینی است یا تلاشی برای حفظ همان نظام با حذف رهبر و بدون فروپاشی ساختارهای سخت قدرت، به‌ویژه سپاه پاسداران. از نگاه آنان، در غیاب برچیدن این ساختارها، نه انتخابات آزاد ممکن است و نه گذار واقعی؛ بلکه خطر آن وجود دارد که قدرت از شکلی به شکلی دیگر، و حتی به‌سوی یک حاکمیت نظامی، بازتولید شود.

نامه‌ای که در ادامه می‌خوانید، فارغ از موافقت یا مخالفت با آن، بازتاب‌دهندهٔ یکی از شکاف‌های بنیادین در درون اپوزیسیون ایران است: شکاف میان کسانی که گذار را در تغییر رأس هرم قدرت و اصلاح مسیر موجود می‌بینند و آنان که تنها راه را در برچیدن کامل ساختار جمهوری اسلامی جست‌وجو می‌کنند. با این همه، تجربهٔ سال‌های اخیر نشان داده است که در ذهن و زیست اکثریت جامعه، این مناقشه عملاً از مرحلهٔ نظری عبور کرده است؛ چرا که دیگر تردیدی باقی نمانده که بخش بسیار بزرگی از مردم ایران با فاصله‌ای قاطع از ایدئولوژی اصلاح‌طلبانه و هرگونه قرائت درون‌سیستمی از حاکمیت روی گردانده‌اند

:::

گروهی از چهره‌های نواندیشان دینی و کنشگران مدنی که خود را «گذارطلب» توصیف کرده‌اند، روز پنج‌شنبه در نامه‌ای سرگشاده که خطاب آن مردم ایران است ضمن محکوم کردن کشتار و «قتل عام بیرحمانه» معترضان خواستار استعفا یا برکناری علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، شدند

دادنامه جمعی از چهره‌های ملی گذارطلب خطاب به مردم مظلوم ایران

خون می‌چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من می‌کنم افشردن جان است
سایه

هموطنان عزیز
علی خامنه‌ای رهبر مادام‌العمر و مطلق‌العنانِ استبداد دینیِ حاکم به‌جای جاری‌کردن جوی خون باید صدای شما مردم عاصی و بی‌پناه ایران که خواهان زندگی شرافتمندانه، کرامت، آزادی، عدالت و رفع تبعیض هستید را بشنود، استعفا دهد یا برکنار شود تا راه برای یک حکومت سکولار و تحقق کمترین خواسته‌های مردم بجان‌آمده یعنی تشکیل یک آلترناتیو فراگیر ملی و میهنی، برگزاری رفراندوم، تشکیل مجلس موسسان و نوشتن یک قانون‌اساسی جدید، باز شود.

ما امضاکنندگان زیر ضمن عرض تسلیت و همدلی با بازماندگان قربانیان مظلوم فاجعه کشتار اخیر، براساس ارزش‌های انسانی و وظایف اخلاقی خود هم‌صدا و همدل با اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پایان یافتن استبداد دینی نامشروع، فاسد و خونریز حاکم بر کشورمان و حاکمیت مردمان این سرزمین بر سرنوشت خویش، بدور از هرگونه دخالت خارجی، هستیم.
ما کشتار هولناک و قتل‌عام بیرحمانه اعتراضات گسترده اخیر مردم ستم‌دیده ایران، دستگیری انبوهی از معترضان و متهم‌کردن بسیاری از آنان به اتهامات انتقام‌جویانه برای صدور احکام شدید و عجولانه قضایی را قویا محکوم می‌کنیم و از همه آزادگان جهان، نهادهای مستقل حقوق‌بشری و مجامع بین‌المللی می‌خواهیم تا با بلندکردن صدای اعتراض بازدارنده نسبت به ادامه خشونت هدفمند و سرکوب خاموش مردمان به خصوص جوانان مظلوم و بی‌دفاع ایران، گام بلند و موثری بردارند.

امضاکنندگان بترتیب الفبا

احسان ابراهیمی
میثم بادامچی
عبدالعلی بازرگان
نوید بازرگان
رضا بهشتی مُعز
حسین دباغ
سروش دباغ
رضا سرداری
مجید سلطانی
فاطمه شمس
رضا علیجانی
مهدی کاظمی زمهریر
محمدعلی کدیور
رحمان لیوانی
مصطفی محسنیان
مهدی ممکن
ژیلا موحّد شریعت‌پناهی
عبدالله ناصری طاهری
حسن یوسفی اشکوری

22.jpgبهنام قلی پور در شبکه اکس نوشت:

۱. تمدید «سکوت راداری» بر فراز اصفهان تا سپیده‌دم نوتام (NOTAM) جدید: نوتام قبلی با یک دستورالعمل جدید جایگزین شده که بر اساس آن، تجهیزات ارتباطی زمین به هوای اصفهان (فرکانس‌های کلیدی) تا ساعت ۰۴:۵۶ صبح شنبه (به وقت تهران) از دسترس خارج (U/S) خواهند بود. تحلیل استراتژیک: تمدید این خاموشی تا زمان دقیق «سپیده‌دم»، نشان‌دهنده یک اختلال فنی ساده نیست، بلکه یک خاموشی هدایت‌شده است. این یعنی هر هواپیمایی که امشب از آسمان اصفهان (منطقه هسته‌ای) عبور کند، در ارتباط با زمین دچار مشکل خواهد بود که هماهنگی پدافند هوایی ایران را به شدت مختل می‌کند.

۲. ورود ناو هواپیمابر به «باکس شلیک» موشک‌های تاماهاوک گروه ضربت ناو هواپیمابر (CSG-3) به ورودی دریای عمان رسیده است. این موقعیت به معنای قرارگیری در برد مرگبار است: موشک‌های تاماهاوک: اکنون تمام نقاط جنوب و جنوب شرقی ایران (بوشهر، بندرعباس و کرمان) در برد مستقیم موشک‌های کروز این ناو هستند و نیازی به پیشروی بیشتر ناو نیست. قدرت هوایی: اهداف ساحلی و پدافندهای خط مقدم اکنون در دسترس مستقیم جنگنده‌های ناو قرار دارند.

۳. ورود «آخرین تکه پازل»؛ جنگنده TABOR 87 اعزام یک فروند جنگنده F-15E (با کد TABOR 87) به همراه سوخت‌رسان اختصاصی از انگلیس به منطقه، معنای نظامی مهمی دارد: این اقدام نشان‌دهنده «تکمیل ظرفیت ۱۰۰ درصدی» است. فرماندهان آمریکایی نمی‌خواهند حتی نقص یک فروند جنگنده در لیست (Checklist) آن‌ها وجود داشته باشد. رسیدن این هواپیما یعنی پازل نظامی برای شروع عملیات کاملاً تکمیل شده است.

۴. جمع‌بندی وضعیت (شامگاه جمعه ۳ بهمن): گزارش معتقد است تمام شواهد برای یک «اسمبل کامل قدرت» فراهم شده است: از نظر الکترونیک: اصفهان تا صبح فردا ایزوله شده است. از نظر دریایی: ناو در موقعیت شلیک مستقر شده است. از نظر هوایی: آخرین پرنده جایگزین وارد منطقه شده است. از نظر سیاسی: اسرائیل آماده‌باش نهایی را اعلام کرده و ضرب‌الاجل ۲۴ ساعته آمریکا در حال به پایان رسیدن است.

تحلیل نهایی: گزارش تأکید دارد که امشب (جمعه شب) تا سپیده‌دم شنبه، بحرانی‌ترین بازه زمانی است، چرا که نوتامِ «خاموشی راداری اصفهان» دقیقاً با زمان رسیدن ناو به برد شلیک و تکمیل اسکادران‌های هوایی هم‌زمان شده است.

***

arnz.jpgبیانیه ۱۴ ملی‌مذهبی در خارج کشور و عداوت با جنبش ملی و رهبرش

علیرضا نوری‌زاده نو - ایندیپندنت فارسی

انتشار اطلاعیه‌های ۱۴ و ۱۶ و ۱۵ نفره کسانی که خود را ملی‌مذهبی و گاه با صفت اصلاح‌طلب معرفی میکنند در روزهایی که خلیفه خونخوار از کشته پشته ساخته، به‌خصوص تلاش ۱۴ نفر در اعلامیه اخیر برای توجیه جنایت رژیم به لطایف‌الحیل، مرا بر آن داشت تا تکلیفم را با این جماعت روشن کنم.

این ترکیب نامبارک همواره مرا آزار داده است و بارها از خود پرسیده‌ام چگونه بنی‌صدر و شریعتی و پیش از آن‌ها مهندس بازرگان و سحابی و امروز کدیور و دکتر سروش و حمید دباشی کوشیده‌اند بین امامزاده قاسم و حضرت فردوسی رابطه برقرار کنند. پیوند بین خالد بن ولید و سعد ابی وقاص با کورش کبیر و انوشیروان، یا مولوی با خمینی چیست؟

۱۴ نفر از سرشناس‌ترین ملی‌مذهبی‌ها، با آنکه در مقدمه از جنایت کشتار مردم می‌گویند، در این فقره از بیانیه‌شان با سیدعلی خامنه‌ای و اهالی ولایت فقیه همصدا می‌شوند: «گزارش‌هایی مبنی بر مداخله‌ خشن عوامل اسرائیل و گروه‌های دارای سابقه‌ جنایت و هراس‌افکنی در تظاهرات اخیر بیرون آمده است. سابقه‌ ارعاب‌‌گری اسرائیل پرمصونیت با چنین گزارش‌هایی همخوانی دارد و اظهارات نتانیاهو و نیز برخی مقام‌های سابق اسرائیل و آمریکا و همچنین گزارش رسانه‌ گروه رجوی تاییدگر روایت‌ مداخله‌گرانه‌ خشن خارجی برای سلب امنیت، هراس‌افکنی، جنایتگری و شهرآشوبی است. ابعاد و گستره‌ این مداخلات البته هنوز کاملا روشن نیست. هر چه باشد اما این امر به هیچ عنوان مسولیت مقام‌های ارشد حکومتی، اطلاعاتی و امنیتی کشور را کم نمی‌کند، بلکه دوچندان می‌کند.»

در سال‌های نوجوانی و بعد دوران دانشکده، ما بچه‌مذهبی زیاد داشتیم. جمعی شریعتی‌زده بودند و دل به حسینیه ارشاد داشتند. عده‌ای نیز دنبال فخرالدین حجازی و از جوان‌ترها سیدعبدالرضا حجازی (که خمینی دارش زد) راه می‌افتادند. جمعی هم رهرو حزب ملل اسلامی و میراث فداییان اسلام بودند. ملغمه غریبی بود. ساختن مسجد دانشگاه و برگزاری سخنرانی رمضان و دهه محرم و دعوت از خطیب خوبروی شهر برای سخنرانی، مسجد را پر رونق کرده بود

دکتر علی شریعتی به باور من ، نماد یک روشنفکر گرفتار مذهب بود که ذهن شکاک و پرسشگرش گاهی کلافه‌اش می‌کرد. از یک‌سو به خاطر تربیتی که داشت و یک سلسله علقه‌های عاطفی که اغلب اهالی مشهد به امام هشتم شیعیان دارند، نگاهی به بارگاه رضوی داشت و نگاهی به درگاه سارتر و کی‌یرکگور.

بچه که بودیم اگر کلامی بر زبان می‌آوردیم که از آن بوی کفر می‌آمد، بین دو انگشت شست و سبابه را گاز می‌گرفتیم. منتها شریعتی لابد در دلش این گاز را می‌گرفت و از سوی دیگر با شناخت اندک و ناقصش از مکاتب فلسفی و مفاهیم دینی، آشی پخته بود که خودش هم قادر به بلع آن نبود. این آش هم مجاهدین را روی دست ملت گذاشت، هم فرقان را. هم هاشمی رفسنجانی را و هم اشکوری و حجت الاسلام دکتر کدیور را.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

گرفتاری ملی‌مذهبی‌ها تلاش تقریبا ۱۰۰ ساله‌شان برای پیوند زدن اسلام به مفاهیم مدرن حاکمیت ملی، سکولاریسم و تمامیت ارضی است؛ مفاهیمی که از جمله مهم‌ترین عوامل پیوند مخالفان رژیم در جنبش بزرگ ملی دی‌ماه اخیر بودند و به هیچ روی با مفاهیم دینی موردنظر رژیم هماهنگی ندارد. حال ملی‌مذهبی‌ها با چه چسبی می‌کوشند این مفاهیم مدرن را به ثوابت قرن نخست هجری بچسبانند؟

شریعتی و پیروان او که طی نیم قرن اخیر، هزاران کشته و زندگان نیم‌مرده در دامان ملت ایران گذاشتند، نمی‌توانستند برای آن باورهای عاطفی محمل منطقی و عقلانی بتراشند. شاید به دلیل همین حیرت، گناه را به گردن آخوندها می‌انداختند که همان عواطف شریعتی را با لعابی از نفاق و فریبکاری، پاسداری می‌کردند.

22.jpgعلی حسین قاضی زاده در شبکه اکس نوشت: با صورت پوشیده ‌و عینک آفتابی بر چشم، برای اسرائیل رجز نمی‌خونن قهرمان.

در ضمن این پهپادی که داری نشونش میدی که موتورش صدای اگزوز خاور میده، در جنگ ۱۲روزه، ۱۱۰۰فروندش به سمت اسرائیل شلیک شد و فقط یک فروندش وارد آسمان اسرائیل شد و همون هم رهگیری شد. باقی حتی وارد آسمان اسرائیل هم نشدند. حالا تو باز هم عربده بکش یا حیدر!

اعتراض روبروی کنسولگری قطر یکی از شاهکارهای بچه های لس‌آنجلس بود.

22.jpgگمیلیل، وزیر اسبق اطلاعات اسرائیل در شبکه اکس نوشت:

از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ تاکنون، بیش از ۱۰ هزار نفر نابینا شده‌اند، بیش از ۴۳ هزار نفر جان باخته‌اند و بیش از ۳۵۰ هزار نفر مجروح شده‌اند.

۴۳ هزار کشته!
نه «درگیری»، نه «آشوبگری » این یک کشتار سازمان‌یافته است.

بر اساس یک گزارش حقوق بشری جدید، جمهوری اسلامی ایران مسئول مرگ حدود ۴۳ هزار شهروند در جریان سرکوب اعتراضات سراسری است. این رژیم تنها با گلوله، شکنجه و ارعاب گسترده قدرت خود را حفظ می‌کند.

سکوت جامعه جهانی بی‌طرفی نیست -- همدستی است.

این رژیم تمام مشروعیت خود را از دست داده است.

43k.jpg

atabaki.jpgسینا قنبرپور - ایران وایر

اعتراضات سراسری و سرکوب گسترده پس از آن معمولا جوامع را در معرض ناآرامی، وقوع جرم و استفاده از زور و ظهور گروه‌های تبهکاری قرار می‌دهد. ایران در دو هفته اخیر شاهد یکی از گسترده‌ترین اعتراضات پس از انقلاب ۱۳۵۷ بوده و مردمان آن یکی از خون‌بارترین سرکوب‌ها را تجربه کرده‌اند.

با «تورج اتابکی»، استاد تاریخ اجتماعی دانشگاه «لایدن» هلند در این ‌باره گفت‌و‌گو کرده‌ایم. این مورخ که بر مطالعه تاریخ اجتماعی، تاریخ فرودستان، تاریخ کار و کارگری، تجدد و نوسازی در قلمرو جغرافیایی خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی متمرکز است در این گفتگو با مقایسه تجربه انقلاب ۱۳۵۷ ایران و دو انقلاب روسیه و فرانسه به بررسی توان جماعت در خیابان پرداخته‌است.

*با توجه به سراسری شدن اعتراضات ضد حکومتی در ایران و گسترده‌شدن آن به شهرهای کوچک و با توجه به سوابقی که از چنین خیزش‌ها و حرکت‌های انقلابی داریم، در بستر چنین ناآرامی‌ها و از نظم خارج‌شدن‌ها باید انتظار وقوع چه جرایمی را در جامعه داشته‌باشیم؟

در خیزش‌های انقلابی از نوعی که اکنون در میهن‌مان شاهد آن هستیم و هدف آن‌ها تغییر بنیادین نظام سیاسی است، می‌توان سه فرایند عمده را رصد کرد؛ فرایندهایی که گاه به‌صورت هم‌زمان رخ می‌دهند: نخست: تضعیف اقتدار دولت و نهادهای اجرایی آن، دوم: خلأ موقت قدرت و سوم: اخلاقی‌شدن خشونت.

در چنین شرایطی، دولت و نهادهای وادارگر و غیر وادارگر آن به‌تدریج توان انجام وظایف خود را از دست می‌دهند. خلأ دوم، یعنی خلأ موقت قدرت، به معنای فروپاشی کنترل قانونی است؛ بدین معنا که قانون، آن‌گونه که پیش‌تر تعریف و پذیرفته می‌شد، دیگر مرجع عمل نیست و احترام خود را از دست می‌دهد.

فرایند سوم، اخلاقی‌شدن خشونت است. یعنی خشونتی که پیش‌تر در عرف اجتماعی امری مذموم تلقی می‌شد، اکنون در قالب «ضرورت تاریخی»، «خون‌خواهی» یا «عدالت انقلابی» توجیه می‌شود و به بخشی از اخلاق مسلط جامعه بدل می‌گردد.

به داوری من، این سه فرایند را می‌توان به‌روشنی در انقلاب ۱۳۵۷ ایران مشاهده کرد، همان‌گونه که در انقلاب‌های پیشین در سرزمین های دیگر، از جمله انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه نیز قابل ردیابی‌اند.

برای مثال، در انقلاب فرانسه شاهد آن هستیم که مردم خود دست به قانون‌گذاری و اجرای آن می‌زنند. آنان مجری فرامین خویش می‌شوند، محاکمات انقلابی در شهرها و روستاها برپا می‌کنند و با اجماعی سریع، آنچه را خود «قانون انقلاب» می‌خوانند به اجرا درمی‌آورند. این رفتار به‌ویژه در دوران «ژاکوبن‌ها» به‌وضوح قابل مشاهده است؛ دورانی که هر گروه برداشت خاص خود را از عدالت داشت. در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه نیز نمونه‌های مشابهی از این دست قابل رصد است.

*در چنین شرایطی به راحتی می‌توان انتقامجویی‌های شخصی را زیر برچسب‌زدن‌ها عملی کرد یا رقیب را به شکلی ناسالم حذف کرد. به نظر می‌رسد در جریان انقلاب ۵۷ بسیاری صرفا با توسل به این که فلانی طاغوتی یا ساواکی است موفق شدند چنین کنند.

حتی پیش از رسیدن انقلاب به روز ۲۲بهمن ۱۳۵۷، ما شاهد بروز چنین وضعیتی بودیم. گروه‌هایی از مردم که به انقلاب نپیوسته بودند، مورد تهدید قرار می‌گرفتند. برای مثال، بخشی از اصناف که هنوز به اعتصابات سراسری نپیوسته بودند، تهدید می‌شدند که در صورت عدم همراهی، اموال و خانه‌هایشان به آتش کشیده خواهد شد.

چنین تهدیدهایی را در مورد کارگران صنعت نفت در خوزستان نیز مشاهده کردیم. در مساجد و تکیه‌های این استان، به‌ویژه در شهر اهواز، هواداران آیت‌الله خمینی گرد هم می‌آمدند تا برای تهییج و وادار کردن کارگران صنعت نفت به پیوستن به اعتصاب سراسری، با مخالفان اعتصاب مقابله کنند؛ مقابله‌ای که نه مبتنی بر گفت‌وگو، بلکه غالباً خونین بود. حتی شاهد مواردی از ترور نیز بودیم؛ از جمله ترور «ملک‌محمد بروجردی»، رئیس بهره‌برداری‌های شرکت نفت در شرق اهواز، در تاریخ دوم دی ۱۳۵۷.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

مغازه‌داران نیز برای تعطیلی اجباری واحدهای صنفی خود تحت فشار قرار می‌گرفتند و گاه تهدید می‌شدند که اگر «سهم امام» را برای پیشبرد انقلاب نپردازند، تمام دارایی خود را از دست خواهند داد. مجریان این تهدیدها و اعمال خشونت، دسته‌های زورگو و کمیته‌هایی بودند که گاه با نام «کمیته امام» و گاه «کمیته انقلاب» فعالیت می‌کردند. پس از پیروزی انقلابیون مسلمان، این گروه‌ها رسماً «کمیته انقلاب اسلامی» نام گرفتند.

این دسته‌ها و کمیته‌ها در پیوند با شبکه‌ای از مساجد محلی و زیر نظر نمایندگان آیت‌الله خمینی فعالیت می‌کردند و اهداف خود را معمولاً با صلاحدید روحانیان محل تعیین می‌کردند.

hrpros.jpgایران اینترنشنال - پیام اخوان، استاد دانشگاه تورنتو و دادستان پیشین دادگاه لاهه، ‌در سخنرانی خود در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با اعلام اینکه «مردم ایران در حال تجربه یک کابوس هستند»، گفت: «خانواده‌ها در سردخانه‌ها میان کیسه‌های جسد به دنبال فرزندان خود می‌گردند.»

او اشاره کرد که به خانواده‌ها گفته می‌شود برای تحویل پیکر فرزندشان باید هزینه گلوله‌ای را که او را کشته بپردازند، و برخی مجبور می‌شوند اعتراف‌نامه‌هایی را امضا کنند که قتل فرزندان‌شان را به تروریست‌های خیالی نسبت می‌دهد.

اخوان تاکید کرد: «آنچه امروز در ایران می‌گذرد، حتی در مقایسه با سابقه خونین جمهوری اسلامی، بی‌سابقه است» و افزود بر اساس گزارش پزشکان داخل ایران، حدود ۱۶ هزار و ۵۰۰ نفر کشته و بیش از ۳۳۰ هزار نفر زخمی شده‌اند.

او با تاکید بر اینکه «این بدترین کشتار جمعی در تاریخ معاصر ایران است»، اضافه کرد: «این یک جنگ نیست؛ این جنگ جمهوری اسلامی علیه جوانان غیرمسلح است.»

اخوان با تاکید بر این نکته که «این یک نابودی سازمان‌یافته است»، خواستار آن شد که شورای امنیت سازمان ملل متحد برای ارجاع پرونده نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی به دیوان کیفری بین‌المللی تحت فصل هفتم اقدام کند.

پیام اخوان: امیدوارم مقام‌های جمهوری اسلامی مانند سران آلمان نازی محاکمه شوند و عدالت در مورد آن‌ها به اجرا درآید

اخوان جمعه سوم بهمن در مصاحبه با خبرگزاری رویترز گفت ابعاد جنایات جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر «بی‌سابقه» بوده است.

او افزود: «تلاش ما این است که بستر عدالت انتقالی در ایران را فراهم کنیم؛ نوعی لحظه نورنبرگ برای کشور.»

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، دوم بهمن اعلام کرد شمار کشته‌شدگان در اعتراضات سراسری ممکن است بیش از ۲۰ هزار نفر باشد.

دادگاه‌های نورنبرگ پس از پایان جنگ جهانی دوم برای محاکمه رهبران آلمان نازی برگزار شدند. هدف اصلی این دادگاه‌ها رسیدگی به جنایت‌های جنگی، جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی بود.

بدین ترتیب، مقام‌های آلمان نازی به‌صورت شخصی در برابر حقوق بین‌الملل پاسخگو شدند و اصل «دستور مافوق» به‌عنوان دفاع مورد پذیرش قرار نگرفت.

این دادگاه‌ها نقش مهمی در شکل‌گیری حقوق کیفری بین‌المللی، تعریف جنایت علیه بشریت و ایجاد مبنای حقوقی برای دادگاه‌های بین‌المللی بعدی داشتند.

میشل اوباما در مجله ووگ

| No Comments

un.jpgشورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در جریان نشست ویژه خود، با تصویب قطعنامه‌ای که از سوی بیش از ۲۰ کشور ارائه شده بود، وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را «به‌شدت نگران‌کننده» خواند و سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات سراسری اخیر را قاطعانه محکوم کرد.

این قطعنامه که جمعه سوم بهمن با رای مثبت ۲۵ کشور در مقابل ۷ رای منفی به تصویب رسید، ماموریت هیات حقیقت‌یاب سازمان ملل را به مدت دو سال و ماموریت گزارشگر ویژه را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد.

این قطعنامه که با تمرکز ویژه بر انقلاب ملی ایرانیان تصویب شده، از کشتار هزاران معترض مسالمت‌جو، از جمله زنان و کودکان، زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان، و بازداشت و حبس خودسرانه هزاران نفر در جریان این اعتراضات خبر می‌دهد.

vote.jpg
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، دوم بهمن اعلام کرد شمار کشته‌شدگان در اعتراضات سراسری ممکن است بیش از ۲۰ هزار نفر باشد.

سرکوب بی‌سابقه و اتهام قتل‌های فراقضایی

شورای حقوق بشر با ابراز نگرانی عمیق از «مقیاس بی‌سابقه» سرکوب اعتراضات، اعلام کرد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از «زور مرگبار و بیش از حد» علیه معترضان استفاده کرده‌اند.

در متن قطعنامه به‌صراحت به گزارش‌های مربوط به قتل‌های فراقضایی معترضان اشاره شده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بین‌الملل حقوق بشر دانسته شده است.

همچنین بازداشت‌های گسترده، ناپدیدسازی قهری، بازداشت در بی‌خبری کامل، و اعمال شکنجه و رفتارهای غیرانسانی، از دیگر موارد نقض جدی حقوق بشر عنوان شده‌اند که شورای حقوق بشر خواستار توقف فوری آن‌ها شده است.

سازمان‌های عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر پیش‌تر اعلام کردند ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در تلاش برای سرکوب اعتراضات اخیر، با تفنگ و شاتگان‌های مجهز به ساچمه‌های فلزی، به‌طور مستقیم سر و بالاتنه معترضان را هدف قرار دادند.

Mehrdad_Khansari_2.jpgجمهوری اسلامی در پی کشتار وحشیانه چندین هزار شهروند معترض و بی پناه در سراسر کشور، امروز با بزرگ‌ترین--و بالقوه سرنوشت‌سازترین--موج اعتراضات از سال ۲۰۰۹ تاکنون مواجه است. خیزش‌های سراسری، بنیان‌های دولت را به لرزه درآورده و گمانه‌زنی‌هایی را برانگیخته است مبنی بر اینکه رژیم ممکن است به نقطهٔ فروپاشی،یا حتی با یک کودتای داخلی (یعنی در درون «دولت پنهان») نزدیک شده باشد.

هم‌زمان، تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در حال تشدید است. گفته می‌شود اسرائیل، با پشتوانهٔ صداهای فزاینده در واشنگتن، دونالد ترامپ را برای اقدام نظامی علیه ایران تحت فشار قرار داده است. ترامپ نیز نه تنها به‌دلیل برنامه‌های هسته‌ای و موشکی تهران، بلکه همچنین به تحت لوای «حفاظت از معترضان تحت فشار در ایران»، از سوی خود، آشکارا جمهوری اسلامی را تهدید به حمله کرده است.

فارغ از اینکه ترامپ تهدیدهای خود را عملی کند یا نه، پرسش‌های کلیدی از قبیل اینکه

  • ● آیا ایران سرانجام در مسیر دموکراسی گام خواهد گذاشت، یا قدرت صرفاً از روحانیون به ژنرال‌ها از طریق کودتایی به رهبری عناصری از سپاه پاسداران منتقل خواهد یافت؟
    آیا کشور در معرض فروغلتیدن به بی‌ثباتی طولانی‌مدت یا جنگ داخلی قرار دارد؟
    آیا ایالات متحده یا اسرائیل در این مرحله مداخلهٔ نظامی خواهند کرد؟

در روزها و هفته‌های آینده همچنان بی‌پاسخ خواهند ماند.

از ۸ ژانویه ۲۰۲۵، زمانی که اعتراضات در نتیجه خشم شدید عمومی شعله‌ور شد، رژیم با به‌کارگیری خشونت افراطی و نیز قطع کامل اینترنت توانسته است فعلاً اوضاع را تحت کنترل خود قرار دهد. توسل رژیم به خشونت شدید، به‌ویژه در غیاب سازمان‌دهی و رهبری میدانی، احتمالاً تداوم اعتراضات را موقتا کاهش داده است

هم‌زمان، هیچ نشانه‌ای جدی و معنی دار از ریزش یا جدایی در درون حاکمیت مشاهده نشده است.

trump.jpgایندیپندنت فارسی - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا روز پنجشنبه اعلام کرد که یک «ناوگان عظیم» از کشتی‌های نظامی ایالات متحده به سمت ایران در حرکت است. او بار دیگر به تهران هشدار داد که از کشتن معترضان یا از سرگیری برنامه هسته‌ای خود خودداری کند. ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره برکناری با تبعید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی گفت که وارد (جزئیات) نمی‌شود اما آنها (جمهوری اسلامی) می‌دانند ما چه می‌خواهیم. ترامپ تاکید کرد که جمهوری اسلامی را زیرنظر دارد.

به گفته مقامات آمریکایی که در گفتگو با رویترز، خواستند نامشان فاش نشود، ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» و چند ناوشکن موشک‌انداز در روزهای آینده وارد منطقه خلیج فارس خواهند شد. یکی از مقامات افزود که سامانه‌های پدافند هوایی اضافی نیز برای منطقه در نظر گرفته شده است تا از هرگونه حمله احتمالی ایران به پایگاه‌های آمریکا جلوگیری کند.

ترامپ در گفتگو با خبرنگاران در هواپیمای ویژه ریاست‌جمهوری گفت: «ناوگان زیادی به آن سمت در حرکت است، ترجیح می‌دهم هیچ اتفاقی نیفتد، اما آن‌ها را با دقت زیر نظر داریم.» او افزود: «ممکن است نیازی به استفاده از آن‌ها نباشد.»

ترامپ به جمهوری اسلامی هشدار داده بود که به سوی معترضان تیراندازی نکند. اما جمهوری اسلامی این اقدام را انجام داد. با این حال ترامپ می‌گوید که مطلع شده که جمهوری اسلامی قصد اعدام ۸۳۷ نفر را دارد و با تهدید تهران موفق شده از اجرای این احکام جلوگیری کند.

ترامپ گفت: «گفتم: اگر این افراد را اعدام کنید، شدیدتر از هر زمان دیگری ضربه خواهید خورد. کاری که ما با برنامه هسته‌ای شما کردیم، در مقایسه با آن کوچک به نظر خواهد رسید.» او افزود: «یک ساعت پیش از آنکه این اتفاق هولناک رخ دهد، آن‌ها لغو کردند؛ این نشانه خوبی است.» ترامپ همچنین در پاسخ به سوال درباره تعداد معترضان کشته‌شده، گفت: «هیچ‌کس دقیق نمی‌داند... یعنی، تعداد زیاد است.» او گفت که ارقام دقیق در حال بررسی است.

او همچنین تاکید کرد که آمریکا در صورت از سرگیری برنامه هسته‌ای ایران پس از حملات ژوئن، اقدام خواهد کرد: «اگر دوباره تلاش کنند، باید به منطقه‌ای دیگر بروند. ما آن‌ها را آنجا هم خواهیم زد، به همان سادگی.»

ایران موظف است به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش دهد که چه بر سر سایت‌های هدف‌گرفته‌شده و مواد هسته‌ای موجود در آن‌ها آمده است؛ این شامل حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد است که طبق استاندارد آژانس، در صورت غنی‌سازی بیشتر، برای ساخت حدود ۱۰ بمب هسته‌ای کافی است.

آژانس حداقل هفت ماه است که موجودی اورانیوم غنی‌شده ایران را راستی‌آزمایی نکرده، در حالی که این کار باید به‌صورت ماهانه انجام شود. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس اخیرا هشدار داده که این بن‌بست نمی‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند و اگر تهران تا ماه مارس همکاری نکند، ناچار است گزارش دهد که از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران اطلاع ندارد.

جنگ داخلی، اکبر معارفی

| No Comments

Akbar_Moarefi.jpgاز دی ماه 1404 ایران وارد فاز جنگ داخلی شده است که تا روزهای پایانی دی ماه در آن دهها هزار ایرانی وطن پرست توسط مزدوران سپاهی، بسیجی، حشد الشعبی، کتائب، فاطمیون و زینبیون کشته شدند. کشتاری که جمهوری اسلامی در فاصله دو روز مرتکب شد در تاریخ جهان ثبت خواهد شد. طبق گزارش سازمان ملل از ابتدای جنگ روسیه با اوکراین از سال 2022 تا پایان سال 2025 تعداد کشته های غیرنظامی اوکراین چهارده هزار نفر بود[1]. درحالیکه در فاصله دو روز جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب آن بیش از دوازده هزار نفر را در سراسر ایران کشتند و هر روز بر تعداد آن افزوده می شود. توحش و بی رحمی که جمهوری اسلامی از خود نشان داد بی مانند بود.

در رشت پس از اوج گیری اعتراض مردم و اعتصاب بازارایان نیروهای سرکوب بازار رشت را محاصره کردند، واحدهای صنفی را آتش زدند، مردمی که با دستهای بالا رفته برای فرار از آتش و دود از محوطه بازار خارج می شدند را با شلیک گلوله به قتل رساندند. وحشیان خامنه ای به بیمارستانها حمله کردند، مجروحین را یا با شلیک گلوله به قتل رساندند یا با خود بردند تا زمانی دیگر به قتل برسانند.

درنده خویی که ارازل و اجامر خامنه ای از خود نشان دادند کاملاً قابل پیش بینی بود. کشتار هزاران نفر در اوایل دهه شصت و پخش زنجیره ای گاز سمی در مدارس دخترانه در فاصله آذر 1401 تا فروردین 1402 در ۲۵ استان که حدود ۲۳۰ مدرسه را درگیر کرده بود[2] گویای ذات وحشی و درنده خوی پیروان خامنه ای بود. خامنه ای موجودات دوپای وحشی خود را که از پاکستان، افغانستان، عراق و لبنان جذب کرده، پرورش داده و با ثروت مردم ایران تغذیه کرده با این هدف در کنار خود نگاهداشته تا در زمانی که حکومتش به خطر بیافتد از آنها استفاده کند. و در دی ماه 1404 به خوبی برای کشتار مردم ایران استفاده کرد.

با توجه به کارزار تبلیغاتی که شش ماه پیش از شروع خیزش دی ماه شاهزاده رضا پهلوی برای جلب حمایت نیروهای انتظامی کشور انجام داد و ریزشی که در همه سطوح بوجود آمد، هر حکومت دیگر تا 22 دی ماه سقوط کرده بود. ولی حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت عادی نیست. جمهوری اسلامی نماینده اراده میلیونها شیعه بنیادگرا در پاکستان، افغانستان، عراق و لبنان است. هر چند جمهوری اسلامی دارای پایگاه بسیار کوچکی در داخل ایران است که در یک خیزش عمومی عقب نشینی می کند و شرایط سقوط جمهوری اسلامی را فراهم می آورد، ولی در خارج از ایران به یمن بخشش های فراوان از سفره های مردم ایران دارای پایگاه قابل ملاحظه ای است.

changiz.jpgچکیده مطلب

این مقاله به بررسی تحولات اخیر در روابط ایران-عربستان سعودی در سایه اعتراضات گسترده داخلی ایران در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ و اوایل ژانویه ۲۰۲۶ می‌پردازد. با تمرکز بر چارچوب نظری واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل، نشان می‌دهد که چگونه تهدیدهای نظامی دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) برای دخالت در امور ایران، کشورهای عربی خلیج فارس - به ویژه عربستان سعودی، قطر، عمان و ترکیه - را به سمت دیپلماسی احتیاطی و همکاری موقت با تهران سوق داد. این تغییر، که از تنش‌های ایدئولوژیک و رقابت‌های ژئوپلیتیکی پیشین فاصله می‌گیرد، احتمالاً ناشی از ترس مشترک از بی‌ثباتی منطقه‌ای، اختلال در بازار انرژی، مهاجرت گسترده، حملات تلافی‌جویانه ایران، هژمونی اسرائیل و حتی خلأ قدرت ناشی از فروپاشی احتمالی رژیم ایران است. مقاله همچنین علل عقب‌نشینی ترامپ از تهدیدها را بررسی می‌کند، از جمله دیپلماسی پشت‌پرده، کمبود آمادگی نظامی آمریکا و پیام‌های خصوصی از ایران. بر اساس گزارش‌های خبری معتبر و تحلیل‌های مراکز تحقیقاتی، استدلال می‌کند که این رویداد ممکن است نقطه عطفی در بازتعریف ائتلاف‌های خاورمیانه باشد، هرچند پایداری آن وابسته به عوامل داخلی ایران و سیاست خارجی آمریکا است.

خاورمیانه همواره صحنه رقابت‌های پیچیده قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است. روابط ایران و عربستان سعودی، به عنوان دو بازیگر اصلی در خلیج فارس، اغلب با تنش‌های ایدئولوژیک (شیعه-سنی)، رقابت بر سر نفوذ در یمن، سوریه و لبنان، و اختلافات بر سر برنامه هسته‌ای ایران همراه بوده است. با این حال، توافق عادی‌سازی روابط در مارس ۲۰۲۳ (با میانجی‌گری چین) نشان‌دهنده امکان تغییر در این الگو بود. اما اعتراضات گسترده داخلی ایران در دسامبر ۲۰۲۵، که به دلیل بحران اقتصادی (تورم ۵۲ درصدی و سقوط ۴۰ درصدی ارزش ریال) آغاز شد و به سرعت به مطالبه تغییر رژیم تبدیل گردید، دینامیک جدیدی ایجاد کرد.

این اعتراضات، که تا ژانویه ۲۰۲۶ به تمام استان‌های ایران گسترش یافت و منجر به کشته شدن برآورد شده ۱۲٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ معترض (طبق گزارش‌های رسانه‌های خارجی مانند ایران اینترنشنال و ساندی‌تایمز) و بازداشت حدود ۱۸٬۰۰۰ نفر شد، تهدیدهای مستقیم ترامپ را برانگیخت. (توجه: آمار رسمی حکومت ایران بسیار پایین‌تر، حدود ۲٬۰۰۰-۳٬۰۰۰ است، اما منابع مستقل مانند سازمان حقوق بشر ایران و HRANA آمار تأییدشده را تا ۴٬۰۰۰ نفر اعلام کرده‌اند، در حالی که برآوردهای کلی بالاتر است). ترامپ از ۲ ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که اگر سرکوب ادامه یابد، آمریکا آماده دخالت نظامی است. این تهدیدها، که با عقب‌نشینی ترامپ در ۱۵ ژانویه همراه شد، فرصتی برای کشورهای عربی ایجاد کرد تا با دیپلماسی فعال، از حمله احتمالی آمریکا جلوگیری کنند و روابط خود با ایران را بازسازی نمایند.

این مقاله با استفاده از روش تحلیل کیفی و مطالعه موردی، به بررسی نقش عربستان سعودی، ترکیه، قطر و عمان در این فرآیند می‌پردازد و استدلال می‌کند که این تحول، نمونه‌ای از "همزیستی اجباری" در چارچوب واقع‌گرایی است، جایی که منافع امنیتی مشترک بر ایدئولوژی غالب می‌شود. همچنین، علل نگرانی کشورهای خلیج فارس و عوامل مؤثر در عقب‌نشینی ترامپ را به طور مفصل بررسی می‌کند، با تأکید بر احتمال فروپاشی رژیم و خلأ قدرت.

زمینه تاریخی: از رقابت به عادی‌سازی اولیه

روابط ایران-عربستان پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، با رقابت‌های ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی تعریف شده است. عربستان سعودی ایران را به عنوان تهدیدی برای ثبات منطقه‌ای می‌دید، به ویژه در زمینه حمایت از گروه‌های شیعه در یمن (حوثی‌ها) و لبنان (حزب‌الله). توافق ۲۰۲۳، که منجر به بازگشایی سفارتخانه‌ها شد، گامی اولیه بود اما پایدار نماند، زیرا تحریم‌های آمریکا و تنش‌های هسته‌ای ادامه داشت.

اعتراضات ۲۰۲۵-۲۰۲۶، که بزرگ‌ترین چالش داخلی برای جمهوری اسلامی از زمان جنبش سبز ۲۰۰۹ بود، ضعف ساختاری رژیم را برجسته کرد. سرکوب شدید توسط سپاه پاسداران و بسیج، با استفاده از تیراندازی مستقیم و blackout اینترنت، واکنش بین‌المللی را برانگیخت. سازمان ملل این رویداد را "سرکوب بی‌سابقه" نامید. این شرایط، زمینه‌ای برای تهدیدهای ترامپ فراهم کرد، اما همزمان کشورهای عربی را به فکر جلوگیری از تشدید تنش انداخت.

تهدیدهای ترامپ و واکنش آمریکا

دونالد ترامپ، که در نوامبر ۲۰۲۴ دوباره به ریاست‌جمهوری رسید، سیاست "حداکثر فشار" علیه ایران را احیا کرد. از ۲ ژانویه، ترامپ تهدید کرد که اگر اعدام معترضان ادامه یابد، آمریکا "اقدام قوی" خواهد کرد. این تهدیدها، که با پست‌های اجتماعی و مصاحبه‌ها همراه بود، شامل آمادگی برای حمله نظامی بود. با این حال، تا ۱۵ ژانویه، ترامپ عقب‌نشینی کرد و ادعا کرد که "کشتارها متوقف شده" است.

liaghat.jpg*«هرکه مویی آگه است از خویشتن یا از حقیقت
او زِ خود بیرون نیامد چون به نزد او توان شد» -- عطار*
در روزگاری که حقیقت زیر نورافکن‌ها می‌سوزد و روایت‌ها بر شانهٔ دود بالا می‌روند، انسان اگر از خویشتن آگاه نباشد، در نخستین نسیم روایت‌های دیگران از جا کنده می‌شود. پروپاگاندا همیشه از همین نقطه آغاز می‌شود: از لحظه‌ای که انسان از خود بیرون می‌افتد، از لحظه‌ای که چشمش به بیرون دوخته می‌شود و گوشش به صدای دیگری. عطار می‌گوید حقیقت در درون است؛ و کسی که به درون بازنگشته، چگونه می‌تواند حقیقت را ببیند؟
اما جهان امروز، جهان روایت‌هاست؛ جهان صحنه‌آرایی‌ها، جهان نورهای مصنوعی و سایه‌های طراحی‌شده. در چنین جهانی، تحلیل سیاسی دیگر گزارش واقعیت نیست؛ ساختن واقعیت است. هر تحلیلگر، هر رسانه، هر سخنران، آجر کوچکی در دیوار بلندی می‌گذارد که نامش «ادراک عمومی» است. و گاهی این دیوار آن‌قدر بلند می‌شود که مردم دیگر آسمان را نمی‌بینند؛ فقط سایه‌ها را. سایه‌هایی که چنان دقیق طراحی شده‌اند که با حقیقت اشتباه گرفته می‌شوند.
در چنین فضایی، روایت علی علیزاده دربارهٔ اعتراضات ایران، نه یک تحلیل، بلکه یک صحنه‌آرایی حساب‌شده است؛ صحنه‌ای که در آن نور روی یک نقطه می‌افتد و تاریکی بر همه‌چیز دیگر. او می‌گوید رضا پهلوی مردم را به خیابان دعوت کرد، پس مسئول خون‌هاست. می‌گوید نقاب‌داران در میان جمعیت خشونت کردند. می‌گوید اعتراض از دل مردم به خشونت کشیده شد. این‌ها جمله نیستند؛ چیدمان‌اند. انتخاب‌اند. حذف‌اند. و هر حذف، گاهی بلندتر از هر کلمه‌ای حرف می‌زند.
زیرا حقیقت ساده است: مردم یازده روز پیش از هر دعوتی در خیابان بودند. حقیقت ساده است: هیچ سندی از آن «نقاب‌داران» ارائه نمی‌شود. حقیقت ساده است: روایت او خشونت را از دوش ساختار امنیتی برمی‌دارد و بر شانهٔ مخالفان می‌گذارد. اما در جهان روایت، حقیقت همیشه بازنده است؛ چون حقیقت نیاز به نور دارد، و روایت می‌تواند در تاریکی هم بدرخشد.
این تکنیک‌ها تازه نیستند. تاریخ بارها آن‌ها را دیده است. هر جا قدرت از پاسخ‌گویی می‌گریزد، روایت‌سازی آغاز می‌شود. هر جا خشونت از بالا می‌آید، داستانی ساخته می‌شود که آن را به پایین نسبت دهد. هر جا مردم قربانی‌اند، روایتی ساخته می‌شود که آن‌ها را مقصر جلوه دهد. این همان لحظه‌ای است که اخلاق از سیاست جدا می‌شود و سیاست از حقیقت.
اما مسئله فقط این نیست که چه گفته می‌شود؛ مسئله این است که چه گفته نمی‌شود.
در روایت علیزاده، غیبت‌ها از حضورها مهم‌ترند.
غیبت نیروهای امنیتی.
غیبت دستورهای شلیک.
غیبت ویدئوهای لباس‌شخصی‌ها.
غیبت شهادت خانواده‌ها.
غیبت گزارش‌های حقوق بشری.
غیبت اعترافات داخلی.
این غیبت‌ها تصادفی نیستند؛ بخشی از معماری روایت‌اند.
روایتی که می‌خواهد خشونت را از بالا بردارد و بر دوش پایین بگذارد، باید این غیبت‌ها را بسازد.
در نقطهٔ مقابل، محمود احمدی‌نژاد--کسی که سال‌ها در قلب ساختار قدرت نشسته بود--روایتی دیگر می‌گوید. او از نیروهایی می‌گوید که برای ایجاد بهانهٔ سرکوب، خودشان اموال مردم را تخریب می‌کردند. از خشونتی می‌گوید که از بالا طراحی می‌شد، نه از پایین. از عملیات فریبی که قرار بود چهرهٔ معترض را به «آشوبگر» تبدیل کند. این سخنان، نه از دهان اپوزیسیون، نه از رسانه‌های خارجی، بلکه از درون همان اتاق‌هایی بیرون می‌آید که تصمیم‌های امنیتی در آن گرفته می‌شد.
این تضاد، تضاد دو روایت نیست؛ تضاد دو جهان است.
جهانی که در آن خشونت از مردم آغاز می‌شود، و جهانی که در آن خشونت از قدرت.
جهانی که در آن معترض «تحریک‌شده» است، و جهانی که در آن معترض «سرکوب‌شده».
جهانی که در آن مردم «مقصر»ند، و جهانی که در آن مردم «قربانی».
و اینجا، تاریخ دوباره سرش را از لای صفحاتش بیرون می‌آورد. سال ۱۹۳۳، آتش‌سوزی رایشتاگ. شعله‌هایی که هنوز معلوم نیست چه کسی برافروخت، اما گوبلز آن را به کمونیست‌ها نسبت داد. او گفت این آتش، آغاز شورش است. گفت کشور در خطر است. گفت باید فوراً برخورد کرد. و مردم باور کردند. و آزادی‌ها یکی‌یکی خاموش شد. و مخالفان یکی‌یکی بازداشت شدند. و همهٔ این‌ها با یک روایت آغاز شد؛ روایتی که حقیقت نبود، اما کارکرد داشت.
پروپاگاندا همیشه همین است:
نه دروغی که باورش سخت باشد،
بلکه دروغی که کارش را خوب انجام دهد.

22.jpgتوانا - تیر خلاص به مجروحان در بیمارستان کاشانی اصفهان؛ روایت قتل حسین رحیمی بر اساس گزارش‌های متعدد رسیده از اصفهان، نیروهای حکومتی در اقدامی سازمان‌یافته، به شمار زیادی از مجروحان تیراندازی‌های خیابانی در بیمارستان‌های این شهر تیر خلاص زده‌اند.

یکی از قربانیان این جنایت، حسین رحیمی، ۴۴ ساله، بوده است. روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، هنگام غروب، حسین رحیمی از خودروی خود پیاده می‌شود تا به جمعیتی که مقابل خانه‌اش در اصفهان تجمع کرده بودند بپیوندد.

او هنوز به جمعیت نرسیده بود که هدف شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و دو گلوله جنگی به پایش اصابت کرد. حسین در حالی که به‌شدت مجروح شده بود، به بیمارستان کاشانی منتقل شد. اما نیمه‌شب همان روز، در شرایطی بسیار بحرانی، نیروهای حکومتی به بیمارستان حمله کردند. طبق این گزارش‌ها، این حمله با هدف حذف مجروحان صورت گرفت و در جریان آن، به حسین رحیمی و بسیاری دیگر از زخمی‌ها به‌طور عمدی تیر خلاص شلیک شد.

او در همان شب جان خود را از دست داد. پس از این جنایت، پیکر حسین رحیمی به باغ رضوان اصفهان منتقل و به خاک سپرده شد. خانواده او تحت شدیدترین فشارهای امنیتی قرار گرفتند و اجازه برگزاری هیچ‌گونه مراسم عزاداری به آنان داده نشد. این رویداد، نمونه‌ای آشکار از نقض فاحش و سازمان‌یافته حقوق بشر در ایران است؛ جایی که حتی مجروحان بی‌دفاع در محیط درمانی نیز از خشونت و کشتار در امان نیستند.

تیر خلاص زدن به زخمی‌ها در بیمارستان، مصداق روشن جنایت علیه بشریت و نشانه‌ای از عمق خشونت ساختاری حاکمیت علیه شهروندان معترض است. یاد حسین رحیمی و دیگر جان‌باختگان این جنایت‌ها، فریاد خاموشی است برای عدالت، حقیقت و پاسخگویی عاملان این کشتار.

keramati.jpgبار دیگر، دیپلماسی غرب به توهمی خطرناک چنگ زده است: این‌که جمهوری اسلامی قابل اصلاح، مهار یا متقاعد شدن است. امروز این توهم بیش از هر زمان دیگری عیان شد

سناتور آمریکایی، لیندزی گراهام، صراحتاً این نگاه را رد کرد و هشدار داد که باور به امکان تغییر رویه علی خامنه‌ای، نشانه‌ای از نادیده گرفتن تاریخ او و ماهیت رژیمی است که رهبری می‌کند. او مذاکره با جمهوری اسلامی را به معامله با هیتلر تشبیه کرد و خامنه‌ای را «نازی مذهبی» خواند؛ فردی که نه بر اساس منافع، بلکه با ایدئولوژی مطلق‌گرا تصمیم می‌گیرد. جمع‌بندی او روشن بود: با شر نمی‌توان مذاکره کرد؛ باید با آن مقابله کرد و در مورد ایران، این به معنای ایستادن در کنارمردم ایران است

با این حال، هم‌زمان در واشنگتن، هنوز کسانی از امکان «تغییر رفتار» رژیم سخن می‌گویند. استیو ویتکاف، نماینده دونالد ترامپ، در گفت‌وگو با بلومبرگ مدعی شد که اگر جمهوری اسلامی روش‌های خود را تغییر دهد، راه‌حل دیپلماتیک همچنان ممکن است

Ahmad_Alavi.jpgاقتصاد سیاسی خیزش ملی ایرانیان - خیزش عدالت‌محور علیه نظم رانتی-الیگارشیک داخلی و فراملی

خیزش ملی ایرانیان را می‌توان به‌مثابه یک جنبش عدالت‌محورِ بازتوزیعی فهم کرد؛ جنبشی که پرسش محوری آن نه «کدام سیاست؟» و نه «کدام دولت؟»، بلکه این پرسش بنیادین است که چرا ثروت، قدرت، منزلت و حتی امنیت اجتماعی، به‌صورت سیستماتیک در اختیار اقلیتی رانتی، سرسپرده به گفتمان ولایی و وابسته به بیرون از جامعه قرار گرفته است؟

از این منظر، خیزش‌های اعتراضی سال‌های اخیر ـ از ۱۳۹۶ تا امروز ـ رویدادهایی پراکنده و مقطعی نیستند، بلکه پیش‌لرزه‌های بحرانی ساختاری‌اند که در طول چهار دهه، در الگوی انباشت و توزیع منابع انباشته شده است.

رژیم ولایی به‌مثابه نظام اقتصاد رانتی-الیگارشیک گفتمان ولایی

در چارچوب اقتصاد سیاسی، رژیم ولایی ـ همان‌گونه که از ماهیت آن برمی‌آید ـ را می‌توان به‌دقت به‌عنوان یک نظام اقتصاد رانتی-الیگارشیک مبتنی بر گفتمان ولایی توصیف کرد. در این الگو، منابع اصلی ثروت ملی، از جمله نفت و گاز، معادن، زمین‌های عمومی، گمرک، ارز ترجیحی، نظام بانکی و سیاست ارزی، نه از مسیر سازوکارهای شفاف بازار و نه از طریق تصمیم‌گیری دموکراتیک، بلکه از دل شبکه‌های غیرشفاف قدرت توزیع می‌شوند.

در نتیجه، این منابع به جای آن‌که محرک توسعه اجتماعی باشند، به ابزار بازتولید قدرت سیاسی و تثبیت سرسپردگی نهادی بدل شده‌اند.

الیگارشی مرکب داخلی - معماری قدرت و غارت

هسته گفتمان ولایی: حوزویان حکومتی و بیت رهبری

این لایه، انحصار مشروعیت دینی، کنترل نهایی تصمیم‌گیری‌های کلان و تعیین حدود مجاز اقتصاد و سیاست را در اختیار دارد و نقش ضامن بقای نظم رانتیِ مبتنی بر گفتمان ولایی را ایفا می‌کند.

هسته نظامی-اقتصادی: سپاه پاسداران

سپاه و شبکه‌های وابسته به آن، کنترل پروژه‌های عظیم عمرانی (به‌ویژه از طریق قرارگاه خاتم‌الانبیا)، حضور گسترده در حوزه انرژی، پتروشیمی، مخابرات، بنادر و لجستیک، و نفوذ عمیق در تجارت خارجی و سازوکارهای دور زدن تحریم‌ها را در دست دارند. در اینجا با پدیده نظامی‌سازی اقتصاد مواجه‌ایم؛ وضعیتی که در آن ابزار قهر، مستقیماً به ابزار انباشت سرمایه تبدیل شده است.

Babak_Khati.jpgپس از نسل‌کشی رواندا در سال ۱۹۹۴،جهان با یک پرسش بنیادین روبه‌رو شد:اگر دولت‌ها خود عامل کشتار مردم‌شان باشند، یا عامدانه از جلوگیری آن سر باز زنند، جامعه جهانی تا کجا حق دارد ــ و موظف است ــ مداخله کند؟

این کشتار دنیا را با یک شکست اخلاقی عمیق روبه‌رو کرد، جامعه بین‌المللی نسل‌کشی را زیر چشمانش می‌دید، اخبار آن را می‌شنید، اما به دلیل چیزی به نام اصل حاکمیت ملی در عمل مداخله نکرد. پاسخ به این شکست، شکل‌گیری اصل "مسئولیت حمایت" یا R2P Responsibility to Protect بود؛ اصلی که در سال ۲۰۰۵ با اجماع همه کشورهای عضو سازمان ملل تصویب شد، اصلی که یک پیام روشن با خود داشت:وجود حاکمیت، به خودی خود سپر انجام جنایت نیست.

در واقعیت صحنه نیز امر حاکمیت ملی با خود واجد مسوولیتی بسیار سنگین است و حفط و مراقبت از شهروندان از اصول اولیه‌ی چنین مسوولیتی خواهد بود‌.

amar.jpgبر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به مدیران مسئول روزنامه‌ها و رسانه‌های آنلاین دستور داده است از انتشار هرگونه خبر مستقل درباره شمار کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان خودداری کنند و صرفا به آمارهای اعلامی نهادهای حکومتی ارجاع دهند.

بنابر این اطلاعات، این دستور در نشستی با حضور مدیران رسانه‌های داخلی به آنها ابلاغ شده و در آن، به‌صراحت تاکید شده است که هیچ‌گونه مصاحبه یا گفت‌وگو با خانواده‌های کشته‌شدگان انجام نشود.

به گفته منابع مطلع، این تصمیم در راستای جلوگیری از انتشار ابعاد واقعی کشتار معترضان که به دستور مستقیم علی خامنه‌ای رخ داد، اتخاذ شده است.

این دستور در حالی صادر شده که در همان جلسه، شماری از مدیران رسانه‌های داخلی با اشاره به آمار چند هزار نفری کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان، ابلاغیه دولت مسعود پزشکیان و شورای عالی امنیت ملی را زیر سوال برده‌اند.

به گفته این افراد، اختلاف فاحشی میان آمار رسمی حکومت و اطلاعات موجود در داخل کشور وجود دارد.

شورای امنیت کشور، نهادی که زیر نظر وزیر کشور فعالیت می‌کند، چهارشنبه اول بهمن برای نخستین بار آماری از شمار کشته‌شدگان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی منتشر کرد.

در این بیانیه، شمار معترضان کشته‌شده ۶۹۰ نفر اعلام شده است. این شورا همچنین مجموع جان‌باختگان این دو روز را سه هزار و ۱۱۷ نفر عنوان کرده، اما مدعی شده است که دو هزار و ۴۲۷ نفر از این افراد «شهید» و از «مردم بی‌گناه و حافظان نظم و امنیت» بوده‌اند؛ عنوانی که در ادبیات جمهوری اسلامی صرفا به نیروهای حامی حکومت اطلاق می‌شود.

این یک سند دیگر از جنایت جمهوری اسلامیست! تهران / دوربین مدار بسته.

seprfi.jpgدر اوج سرکوب خونین اعتراض‌ها و همزمان با اوج‌گیری بحث‌ها درباره «تغییر در رأس قدرت» ایران، تحلیل‌های تازه نشان می‌دهند که ایدۀ اصلاح هدایت‌شده یا مصالحه با سپاه پاسداران نه راه‌حل، بلکه تداوم بحران در ایران است. پیوند ساختاری سپاه پاسداران با ایدئولوژی ولایت فقیه، منافع اقتصادی کلان و به ویژه نقش مستقیم آن در کشتار معترضان، هر سناریوی «تغییر از بالا» را از پیش به طرحی محکوم به شکست بدل می‌کنند

ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه

در حالی که سرکوب اعتراض‌های سراسری در ایران وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده و هزاران کشته و زخمی برجای گذاشته است، بحث درباره امکان «تغییر در رأس قدرت» ایران بار دیگر در محافل سیاسی و رسانه‌ای غرب بالا گرفته است. در کنار گمانه‌زنی‌ها درباره «سقوط قریب‌الوقوع» جمهوری اسلامی، شماری از تحلیلگران تأکید می‌کنند که هر سناریوی تغییر در ایران، ناگزیر از عبور از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است : نهادی که ضامن بقای ایدئولوژیک نظام اسلامی و ستون یک ساختار عمیقاً رانتی و نپوتیستی به‌شمار می‌رود.

سوفیا ماهروگ، تاریخ‌نگار، در یادداشتی در روزنامه لوموند با عنوان «در ایران، سپاه پاسداران حافظ اصول جمهوری اسلامی و یک نظام نپوتیستی است»، تصریح می‌کند که تمرکز صرف بر خیابان و جنبش‌های اعتراضی، بدون درک دینامیسم‌های درونی دستگاه دولتی و نهادهای امنیتی، به خطای تحلیلی می‌انجامد. به‌نوشتۀ او، تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که فروپاشی رژیم‌های اقتدارگرا، بدون مداخلۀ خارجی یا دست‌کم «شکاف در دستگاه نظامی-امنیتی»، به ‌ندرت ممکن است.

ماهروگ یادآور می‌شود که سپاه پاسداران، از بدو تأسیس در آوریل ۱۹۷۹ نه یک ارتش حرفه‌ای، بلکه نیرویی ایدئولوژیک بوده است که مأموریت اصلی‌اش دفاع از اصل «ولایت فقیه» و اقتدار سیاسیِ «نمایندۀ خدا بر زمین» تعریف شده است. با این حال، به‌گفتۀ او، در سال‌های اخیر شکافی معنادار در درون این نهاد شکل گرفته است: نسلی جدید از فرماندهان و مدیران سپاه که نه انقلاب ۵۷ را تجربه کرده‌اند و نه جنگ ایران و عراق را، و بیش از وفاداری عقیدتی، به منافع اقتصادی، شبکه‌های قدرت و امتیازات انباشته‌شده می‌اندیشند.

به‌نوشتۀ لوموند، سپاه پاسداران امروز در سطح ملی و استانی، بازیگر اصلی سه حوزه کلیدی است: امنیت، بوروکراسی و اقتصاد. این نهاد، به‌ویژه از دهۀ ۲۰۰۰ به بعد، کنترل گسترده‌ای بر شهرداری‌ها، پلیس، دستگاه‌های اطلاعاتی، سیاست‌های عمومی در حوزه‌های بهداشت، آموزش و مسکن، و همچنین بر قاچاق تسلیحات به‌دست آورده است. در عرصۀ اقتصادی، با بهره‌گیری از بنیادها و معافیت‌های مالیاتی، سپاه بخش‌های کلیدی چون ساخت‌وساز، املاک، بانکداری، بیمه، پتروشیمی، صنایع دفاعی، سایبری و مخابرات را در اختیار گرفته است.

ماهروگ همچنین به نقش سپاه در «دیپلماسی موازی» اشاره می‌کند : نقشی که از طریق نیروی قدس - تأسیس‌شده در سال ۱۹۸۱ - امکان گفتگوها و توافق‌های پشت‌پرده را فراهم کرده است. او نمونه‌ای تاریخی می‌آورد: همکاری ضمنی نیروهای آمریکایی و نیروی قدس برای سقوط طالبان در افغانستان در اواخر دهۀ ۱۹۹۰. به‌نظر این پژوهشگر، همین ظرفیت است که امروز سپاه را به بازیگری تبدیل می‌کند که هم می‌تواند مانع تغییر شود و هم، در صورت محاسبۀ منافعش، مسیر تغییر «از بالا» را مدیریت کند.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

با این حال، ماهروگ فرضیۀ کودتای نظامی مستقیم سپاه علیه جمهوری اسلامی را رد می‌کند. او بر «ماهیت تکه‌تکه و ناهمگون» سپاه تأکید می ورزد : نهادی که خود دچار ریزش، خیانت و نفوذ است. به‌گفتۀ او، ترور چند فرماندۀ ارشد سپاه توسط اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، با اتکا به اطلاعات انسانی، نشان داد که انسجام درونی این نهاد مطلق نیست. از همین رو، سناریوی محتمل‌تر نه براندازی آشکار، بلکه «دست‌کاری موازنه قدرت» از طریق اثرگذاری بر انتخاب جانشین علی خامنه‌ای در مجلس خبرگان است. این اقدام به گمان نویسندۀ مقاله لوموند به سپاه اجازه می‌دهد ضمن حفظ منافع اقتصادی، کنترل پلیس و نفوذ محلی، نظام را به‌سوی نوعی «تکنوکراسی اقتدارگرا» سوق دهد.

22.jpgتلاش نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل برای جلوگیری از نشست فوری سازمان ملل

ایندیپندنت - نماینده جمهوری اسلامی روز پنجشنبه دوم بهمن‌ماه مقر سازمان ملل متحد در ژنو با اعتراض به برگزاری نشست ویژه درباره جمهوری اسلامی مدعی شد «زندگی روزمره در ایران در مسیر عادی و طبیعی خود ادامه دارد» و افزود «هیچ نیاز ویژه‌ای» برای تشکیل چنین نشستی وجود ندارد و «وضعیت بحرانی‌ای که نیازمند رسیدگی فوری باشد» دیده نمی‌شود. او تاکید کرد تهران با «شدیدترین لحن» به برگزاری این نشست ویژه اعتراض می‌کند.

22.jpgکیهان لندن - شهبانو فرح پهلوی: «دیگر بازگشت به عقب ممکن نیست»

-شهبانو فرح پهلوی

در گفتگوی اختصاصى با خبرگزارى فرانسه که روز چهارشنبه اول بهمن‌ماه منتشر شد، گفته‌اند: «من معتقد هستم که بعد از اعتراضات اخیر ایرانیان، دیگر بازگشت به عقب ممکن نیست.»

- به رغم این سرکوب که در تاریخ معاصر سابقه ندارد، من مطمئنم که بزودی شاهد پیروزی این جوانان خواهیم بود جوانانی که هر یک نماد قهرمانی برای ایران آزاد فردا هستند.

- چنین ازخود گذشتگى حتما به پیروزی می‌رسد. این پیروزی نه فقط متعلق به کشور من، که پیروزی صلح، امنیت و ثبات جهانی خواهد بود.

- من وجدان تمامی جهانیان را فرا مى‌خوانم که در همبستگی با این ملت، به حمایت از آنان ادامه دهند. نباید هزاران ایرانی در میان بی‌تفاوتی عمومی جان خود را از دست بدهند.

- مردم ایران با محبتی عمیق مرا «مادر ایران» می‌خوانند. در چنین آزمایشی، هر مادر و هر فرزند نیاز دارند که در کنار هم باشند. نیاز و آرزوی من اینست که به ایران برگردم و فرزندان استثنایی خودم را در آغوش بکشم.

سمیرا قرایی: آزمایش هسته ای جمهوری اسلامیسمیرا قرایی در شبکه اکس نوشت: دیشب ترامپ برای اولین بار از زمان جنگ گفت که جمهوری اسلامی داره به انجام آزمایش هسته‌ای ادامه می‌ده. پیش‌تر می‌گفت «آنقدر ضربه سختی خوردند که فعلا سراغ هسته‌ای نخواهند رفت» یا می‌گفت «اگر بروند».

***

***

IMG_3673.png چند هفته پیش، روزی که سال هاست منتظر رسیدن اش بودیم فرا رسید. اما باز به نتیجه نرسیده ایم. روزی که می تواند به نتیجه برسد با خود نتیجه فرق دارد. اگر دقت نکنیم و اگر حواس مان نباشد، این روز می تواند از دست برود و امروز هم مثل خیلی سال ها نتیجه ای از آن گرفته نشود و باز سالیانی دیگر باید در انتظار چنین روزی بمانیم.هنر اهل سیاست و مردم انقلابی استفاده از لحظات صحیح است. لحظاتی که با هیچ اراده و خواستی به وجود نمی آيد ولی حتما در یک لحظه تاریخی خود به خود به وجود می آيد. خیلی آسان به وجود می آيد و خیلی آسان از دست می رود. لحظه ای که در آن یک جامعه عظیم منفجر می شود. لحظه ای که در آن یک رهبر بزرگ در تاریخ خلق می شود. لحظه ای که یک چیز جدید کشف می شود. و این لحظات سرنوشت ساز همان طور که خیلی به ظاهر ساده پدید می آيد خیلی به ظاهر ساده از دست می رود و محو می شود. مثل ایده نوشتن یک کتاب تاریخساز، یک رمان ماندگار که در یک لحظه از زندگی نویسنده به سرش می افتد و او اگر در آن لحظه کار نوشتن را شروع نکند، لحظاتی بعد آن را فراموش می کند و از یاد می برد و آن کتاب هرگز نوشته نمی شود.

در ایران چند بار لحظه ی انقلاب فرا رسید ولی به نتیجه نرسید. عواملی که خلق کننده ی انقلاب موفق می تواند باشد در این زمان ها همه با هم در یک جا جمع شده است و امکان وقوع انقلاب را فراهم آورده است. ۴۷ سال ما تمام عواملی که می توانست یک انقلاب را به وجود بیاورد یک جا داشتیم و فقط یک قلم چیز نداشتیم که آن هم تاریخ جهان دست به دست هم داده است و آن را در اختیار ما گذاشت: دخالت کشوری خارجی و قدرتمند که در کنار منافع خودش از نظر انسانی هم می خواهد مردم ایران نجات پیدا کنند. کشوری به نام امریکا. آیا امریکا خواهد توانست این خواست مردم ایران را عملی کند و به کمک مردم ایران بیاید؟

این اتفاق می تواند هرگز نیفتند و ما همچنان سال های دیگر در پنجه های حکومت نکبت اسلامی اسیر بم
انیم و نتوانیم خود را از شر آن برهانیم.

پس باید از موقعیت استفاده کنیم چون همان طور که به راحتی به دست آمده به راحتی می تواند از دست برود....


>

22.jpgبی بی سی - حسن شماعی‌زاده، آهنگساز و خواننده مشهور ایران می‌گوید که زهره شماعی‌زاده یکی از بستگان نزدیک او در اعتراضات سراسری ایران کشته شده است.

آقای شماعی‌زاده در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار عکسی نوشت: «زهره بر اثر گلوله جنگی در راه آزادی جان باخت ای کسانی که حیدر حیدر می‌کنید و به اسم خداو در راه خدا انسان‌ها را می‌کشید خداوند شما وکیل و وصی، نمی‌خواهد، خودش قدرت آن‌ را دارد، اگر بخواهد کسی را بکشد.»

گزارش‌ها حاکی است که زهره شماعی‌زاده روز ۱۹ دی در اصفهان بر اثر شلیک مستقیم جان خود را از دست داد اما نهادهای امنیتی «تلاش کردند» که علت مرگ او را «ایست قلبی»‌ اعلام کنند.

hsz.jpg

22.jpgویدئویی از حضور دو تک‌تیرانداز روی پشت بام هتل آدینا مشهد در جریان اعتراضات اخیر در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.تاریخ این ویدئو ۱۹ دی اعلام شده است اما ایندیپندنت فارسی مستقلا نمی تواند آن را تایید کند.

انقلاب بعدی ایران

| No Comments

nour.jpgایرانیان به خیابان‌ها ریختند، شعار دادند، اعتراض کردند و خواستار پایان استبداد شدند. آنها تنها خواهان تغییر نبودند؛ آنها امید خود برای فردا را صدا زدند. این امید پدر من بود

نور پهلوی - ایندیپندنت فارسی

من از خانواده‌ای می‌آیم که با جسارت رویا می‌دید و بی‌وقفه می‌جنگید تا آن رویاها را به واقعیت تبدیل کند. پدربزرگم، محمدرضاشاه پهلوی، تلاش کرد با اصلاحات گسترده، ایران را مدرن و شکوفا کند؛ اصلاحاتی که سطح زندگی را ارتقا می‌داد، آموزش و حقوق زنان را گسترش می‌داد و جایگاه ایران را در میان کشورهای بزرگ جهان بازمی‌گرداند. پدرم، رضا پهلوی، همیشه امیدوار بود روزی مردم ایران بتوانند آزادانه آینده‌ای دمکراتیک، سکولار و آباد را بر پایه کرامت و حقوق بشر انتخاب کنند.

سال‌ها گمان می‌کردم این رویاها هرگز تحقق نخواهند یافت. تجربه به انسان می‌آموزد که در دنیایی که قدرت بدون محدودیت دنبال می‌شود، شرافت اغلب به عنوان باری سنگین تلقی می‌شود و من به این شک افتاده بودم که صداقت بتواند پیروز شود.

هفته‌های اخیر آن باور را تغییر داد.

پدرم به مدت ۴۷ سال در تبعید نماینده ایران بوده، در حالی که رژیم‌ها و منابع قدرتمند سعی کردند او را تضعیف، حذف یا بی‌اعتبار کنند. با این حال، وقتی لحظه فرا رسید، ایرانیان به خیابان‌ها ریختند، شعار دادند، اعتراض کردند و خواستار پایان استبداد شدند. آنها تنها خواهان تغییر نبودند؛ آنها امید خود برای فردا را صدا زدند. این امید پدر من بود.

علی‌رغم دهه‌ها تبلیغات، تهدید، زندان و تهدید مداوم به مرگ، مردم ایران به وضوح دیدند. آنها پدرم را نه از دیدی تحمیل شده، بلکه همان‌طور که هست دیدند: مردی با نیت والا، با عشق به کشور، آماده فداکاری برای بازگرداندن ایران به جایگاه واقعی‌اش به عنوان کشوری آزاد، دمکراتیک و مستقل.

بیش از چهار دهه، ایرانیان تحت سیستمی زندگی کرده‌اند که نمایانگر کرامت، آرزوها یا میراثشان نبوده است. با این حال، سرکوب نتوانسته است چیزی اساسی را خاموش کند: اعتقاد به اینکه ایران می‌تواند دوباره جایگاه مشروع خود را در میان کشورهای آزاد جهان باز یابد.

آنچه نامشخص باقی مانده این است که آیا جامعه بین‌المللی به همان استاندارد عمل خواهد کرد و اصول را بر راحتی ترجیح خواهد داد و اراده مردم ایران را بر منافع کوتاه‌مدت مقدم خواهد داشت یا خیر. پرسش پیش روی ما دیگر این نیست که آیا ایران تغییر خواهد کرد، بلکه این است که چگونه تغییر خواهد کرد و آیا جهان در کنار مردم ایران خواهد ایستاد تا آنها تصمیم بگیرند چه چیزی در انتظارشان است.

گذار مبتنی بر وحدت

پدرم هرگز به دنبال قدرت برای قدرت نبوده است. او همیشه روشن و ثابت قدم بوده: نقش او کمک به هدایت ایران در گذار تاریخی به سیستمی است که مردم ایران آزادانه خود انتخاب خواهند کرد.

در سال‌های پیش رو، ایران به رهبری پایدار و معتبر نیاز خواهد داشت که قادر باشد نسل‌ها، ایدئولوژی‌های سیاسی، اقوام و ادیان را به هم پیوند دهد؛ رهبری که احترام بین‌المللی کسب کند و در عین حال در برابر ایرانیان پاسخگو باشد.

این موضوع بازگرداندن گذشته نیست؛ این موضوع تضمین آینده است.

خطر سکوت و افراط

تاریخ روشن است: وقتی جامعه بین‌المللی یک جامعه در حال گذار را نادیده می‌گیرد، فضای حاکم شدن افراطی‌ها ایجاد می‌شود.

ما دیده‌ایم که آرزوهای دمکراتیک مشروع توسط جناح‌های شبه‌نظامی، جنبش‌های فرقه‌ای و جدایی‌طلبی خشونت‌آمیز جایگزین شده است. ایران نمی‌تواند چنین سرنوشتی داشته باشد و جهان نیز نمی‌تواند. ایرانیان خواهان کشوری آزاد، چندصدایی و متحد هستند، نه کشوری که توسط افراطی‌گری، انحصار ایدئولوژیک یا تقسیمات سرزمینی شکسته شود.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

هر آینده‌ای که بر زور، فرقه‌گرایی شخصیتی یا سرکوب بنا شود، تنها تراژدی‌های گذشته را با پرچمی دیگر تکرار خواهد کرد.

ایران به مثابه یک کشور نوپا

من ایران را مانند یک استارتاپ می‌بینم که آماده پرتاب است. هر پروژه موفق با ریسک، تخیل و تعهد آغاز می‌شود. پیشرفت حاصل می‌شود چون مردم انتخاب می‌کنند بسازند نه صرفا تماشا کنند. در این لحظه، ایرانیان در همه جا در حال ساختن آینده هستند: زن جوان در تهران که همه چیز را به خطر می‌اندازد تا آزادانه سخن بگوید؛ مهندس در برلین که فناوری‌های فردا را برای ایران طراحی می‌کند؛ معلم در اهواز که از آزادی اندیشه دانش‌آموزانش محافظت می‌کند؛ کارآفرین در لس‌آنجلس که در آینده جمعی ما سرمایه‌گذاری می‌کند.

این‌گونه است که ملت‌ها دوباره متولد می‌شوند، از طریق مشارکت نه از طریق فرمان. ایران آزاد متعلق به یک خانواده، یک حزب یا یک ایدئولوژی نخواهد بود؛ متعلق به کسانی خواهد بود که مسئولیت ساخت آن را می‌پذیرند.

آنچه جهان باید بفهمد

به جامعه بین‌المللی می‌گویم: مردم ایران از جهان نمی‌خواهند نبردهایشان را بجنگد. آنها می‌خواهند شنیده شوند و انتخاب‌هایشان محترم شمرده شود.

این حرکت بر پایه انتقام یا ایدئولوژی نیست، بلکه بر پایه عشق به کشور است؛ در آرزوی بازپس‌گیری کرامت، فرهنگ، تاریخ و آینده ایران. ایرانیان نمی‌خواهند یک شکل سلطه را با شکل دیگری جایگزین کنند؛ آنها آزادی می‌خواهند تا کشوری بسازند که بازتاب‌دهنده خودشان باشد و این کار را با شرایط خودشان انجام دهند.

«فرزاد صیفی‌کاران» خبرنگار بی‌بی‌سی، از اعدام یک شهروند معترض بازداشت شده در مشهد به نام «علی رهبر» خبر داد

ایران وایر - بر اساس این گزارش‌ علی رهبر، مربی بدنسازی و ورزشکار، صبح روز چهارشنبه ۲بهمن۱۴۰۴ اعدام شده است.

alirahbar.jpgصیفی‌کاران به نقل از پسرعمه این شهروند معترض نوشته است که او ۳۳ ساله بوده و ده روز قبل در مشهد بازداشت شده بود.

گزارش‌هایی مبنی بر اعدام شهروندان معترض در زندان‌های ایران طی روزهای گذشته منتشر شده است.

روز پنجشنبه ۲بهمن۱۴۰۴ نزدیک به ۱۹۰۰ کنشگر در بیانیه‌ای با اعلام اینکه ماشین کشتار جمهوری اسلامی ایران هنوز متوقف نشده است، نوشتند: هزاران بازداشت‌شده هم‌اکنون تحت شکنجه، اعتراف‌گیری اجباری، پرونده‌سازی، صدور احکام سنگین و خطر اعدام قرار دارند.

آن‌ها با اشاره به قطع سراسری اینترنت و غیرممکن بودن دسترسی به اطلاعات، آمار و گزارش‌های مستقل به روزهای دهه ۶۰ و کشتار مخفیانه زندانیان سیاسی دهه ۶۰اشاره کرده و نوشته‌اند:«تجربه کشتار دهه ۶۰، و شکنجه‌های سیستماتیک، این هشدار را به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل کرده است.»

طی روزهای گذشته خبرگزاری‌های نزدیک به سپاه و نهادهای امنیتی، گزارش‌هایی از بازداشت‌های گسترده در شهرهای مختلف به اتهام «لیدری» در اعتراضات خبر داده‌اند.

در گزارش‌های «فارس» و «تسنیم» گفته شده ۱۸۴ نفر در موج دستگیری‌های روزهای اخیر بازداشت شده‌اند؛ از جمله در هرمزگان ۱۵ نفر، شاهرود ۵، اصفهان ۱۲، کرمانشاه ۵۴ و شهر ری ۱۰۰ نفر.

این خبرگزاری‌ها، به همراه صداوسیمای جمهوری اسلامی، صدها ویدیو از «اعترافات» اجباری منتشر کرده‌اند؛ رویه‌ای که در دهه‌های اخیر رایج شده و منتقدان آن را مصداق نقض حقوق بشر می‌دانند.

«غلامحسین محسنی اژه‌ای» رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه اول بهمن ۱۴۰۴ تهدید کرد «اتهام عناصر اصلی اغتشاشات و کسانی که به مال و جان مردم خسارت زدند و همه‌جا را به آتش کشیدند، اقدام علیه امنیت کشور است.»

او توضیح داد در بازدیدهای اخیر، پرونده‌ای را مشاهده کردم که علی‌رغم وجود مستندات، صرفا اتهام «اخلال در نظم عمومی» به متهم تفهیم شده بود؛ در همان‌جا تذکر دادم که عنوان اتهامی این افراد باید به «اقدام علیه امنیت کشور» تغییر یابد.

rescue.jpgیورونیوز - برایان استرن، طراح، هدایت‌کننده و مجری عملیات خروج مخفیانه ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه صلح نوبل از ونزوئلا، در گفتگو با یورونیوز گفت که همزمان با افزایش تنش‌ها میان تهران و واشنگتن، تیم او در حال اجرای عملیاتی برای نجات شهروندان آمریکایی از ایران و انتقال آن‌ها به کشورهای همسایه است.

همزمان با سرکوب خونین اعتراضات از سوی رژیم ایران و تهدید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا به اقدام نظامی علیه ایران، سفارت مجازی ایالات متحده در ایران روز ۱۳ ژانویه با انتشار اطلاعیه‌ای از شهروندان آمریکایی حاضر در ایران خواست که فورا کشور را ترک کنند.

در این اطلاعیه آمده است: «شهروندان ایالات متحده باید همین حالا ایران را ترک کنند. برای خروج، در صورت امن بودن، مسیرهای زمینی به ارمنستان و ترکیه را در نظر بگیرید.

همچنین بنابر گزارش‌ها، دونالد ترامپ روز چهارشنبه ۱۴ ژانویه در آخرین لحظه از تصمیم خود برای حمله به ایران عقب‌نشینی کرده است. این در حالی است که ایران روز چهارشنبه در پی افزایش تنش‌ها و احتمال حمله آمریکا حریم هوایی خود را بست. همچنین گزارش‌هایی از پرواز جنگنده‌های «میگ-۲۹» نیروی هوایی ارتش ایران منتشر شده است.

آژانس ایمنی هوانوردی اروپا روز جمعه به شرکت‌های هواپیمایی توصیه کرد که در پی سرکوب خونین اعتراضات در ایران و احتمال حمله آمریکا از ورود به حریم هوایی ایران خودداری کنند. بسیاری از هواپیمایی‌های بین‌المللی نیز در حال حاضر پرواز‌های خود از مبدا یا به مقصد ایران را لغو کرده‌اند.

برایان استرن، بنیان‌گذار و رئيس هیات مدیره «بنیاد امداد و نجات گاو خاکستری» (Grey Bull Rescue) که طراحی، هدایت و اجرای عملیات خروج مخفیانه ماریا کورینا ماچادو از ونزوئلا را بر عهده داشت، گفت که اکنون در حال اجرای عملیاتی با نام «استاد شطرنج» (Chess Master) برای نجات شهروندان آمریکایی از ایران است. به گفته او این عملیات در زمان اوج اعتراضات و سرکوب خونین رژیم نیز جریان داشته است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

آقای استرن گفت: «ما در حال انجام عملیاتی با نام "استاد شطرنج" هستیم که پاسخ بنیاد امداد و نجات گاو خاکستری به وضعیت ایران برای نجات آمریکایی‌ها و متحدان از ایران و انتقال آن‌ها از مسیرهای زمینی، دریایی و هوایی به کشورهای همسایه است.»

او افزود: «نیروها و تجهیزات ما در حال حاضر در داخل ایران هستند.»

rp.jpgایران اینترنشنال - رضا پهلوی در گفت‌وگویی با شبکه فاکس‌نیوز گفت آنچه اکنون در ایران جریان دارد، یک «جنگ» میان مردم و جمهوری اسلامی است و به گفته او، ابعاد خشونت حکومت به سطحی بی‌سابقه رسیده است.

او با اشاره به تماس مستقیم خود با یک زندانی سیاسی در داخل ایران که به‌طور موقت به اینترنت دسترسی پیدا کرده بود، گفت تصویر میدانی حاکی از «قتل‌عام سازمان‌یافته» در شرایط قطع کامل ارتباطات است. به گفته او، نیروهای حکومتی حتی در مراکز درمانی به سوی مجروحان شلیک می‌کنند و این اقدامات به دستور مستقیم رهبر جمهوری اسلامی انجام می‌شود.

رضا پهلوی با استناد به اطلاعات دریافتی از داخل کشور افزود برآوردها نشان می‌دهد شمار کشته‌شدگان اعتراضات سراسری ممکن است به دست‌کم ۲۰ هزار نفر، و حتی بیشتر، در سراسر ایران رسیده باشد.

او تاکید کرد که معترضان ایرانی خود را تنها در حال مبارزه برای آزادی داخلی نمی‌بینند، بلکه به گفته او «برای رهایی جهان از یک رژیم تروریستی» می‌جنگند. او افزود این عزم برای ادامه مبارزه تا آخرین نفس، شتاب و موج کنونی اعتراض‌ها را شکل داده است.

رضا پهلوی گفت آنچه می‌تواند موازنه قوا را به نفع مردم تغییر دهد، خنثی‌سازی ابزارهای سرکوب جمهوری اسلامی است؛ موضوعی که به گفته او با هشدارهای اخیر رییس‌جمهوری آمریکا درباره پیامدهای ادامه خشونت، وارد مرحله‌ای تازه شده است.

او در ادامه با اشاره به مواضع دونالد ترامپ گفت رییس‌جمهوری آمریکا را فردی «پایبند به تعهداتش» و «صلح‌طلب» می‌داند که به باور او، بهترین راه حفظ جان انسان‌ها را از میان برداشتن ابزارهایی می‌داند که عامل کشتار مردم بوده‌اند.

sepehr.jpgایران اینترنشنال - دادگاهی در استرالیا پرونده سپهر سریزدی، دانشجوی دکتری و پژوهشگر حوزه رباتیک، را به اتهام «تلاش برای انجام حمله‌ تروریستی» با استفاده از کوکتل مولوتوف در منطقه گلد کوست بررسی کرد و با رد درخواست آزادی به قید وثیقه، حکم به ادامه بازداشت او داد.

سریزدی که در سازمان دولتی «پژوهش‌های علمی و صنعتی همسود» استرالیا (CSIRO) مشغول به کار بود، پنج‌شنبه دوم بهمن پس از تفهیم اتهام «اقدام برای تدارک یا برنامه‌ریزی یک عمل تروریستی»، در دادگاه بدوی منطقه بریزبن حاضر شد.

شبکه ای‌بی‌سی نیوز گزارش داد این جوان ۲۴ ساله پس از انتشار گزارش‌هایی درباره محتوای آنلاین منتسب به او، تحت رصد نیروهای ضدتروریسم استرالیا قرار گرفت.

الی مک‌دونالد، دادستان فدرال، در جلسه دادگاه اعلام کرد اتهامات علیه سریزدی به پیام‌هایی در مسنجر فیس‌بوک مربوط است که در یک گروه خصوصی با بیش از ۵۰ عضو رد و بدل شده است.

مک‌دونالد گفت: «متهم برنامه‌هایی برای رهبری یک شورش در گلد کوست در روز ملی استرالیا داشت و این برنامه‌ها شامل استفاده از کوکتل مولوتوف می‌شد. برای این منظور نیز اقدام به تهیه لوازم و تجهیزات لازم کرده بود.»

به گفته دادستان، سریزدی در پیامی دیگران را به مشارکت در حمله ترغیب کرده بود: «من قرار است ۲۶ ژانویه [ششم بهمن] رهبری شورش‌های گلد کوست را بر عهده داشته باشم. اگر افرادی را در ملبورن می‌شناسید، به آن‌ها خبر بدهید تا از حالا شروع به خرید بطری‌های ودکا کنند و آن‌ها را به‌صورت دسته‌ای ذخیره کنند.»

او در پیامی دیگر گفته بود: «اگر بازداشت شدید، نکته کلیدی این است که آرام و خونسرد بمانید. هنگام بازجویی به آن‌ها یادآوری کنید کاری که انجام داده‌اید، با توجه به مسیر کنونی کشور کاملا منطقی بوده است.»

در پیام دیگری منتسب به سریزدی آمده است: «پیش از آن که در ۲۶ ژانویه میدان نبرد را ترک کنم، در صورتی که جانم را از دست بدهم، چند آرزو دارم.»

اتهام برنامه‌ریزی برای انجام حمله‌ تروریستی در شرایطی علیه سریزدی مطرح می‌شود که تهاجم مرگبار به مراسم یهودیان در ساحل بوندای سیدنی در ۲۳ آذر، ۱۵ کشته بر جای گذاشت.

عاملان حمله سیدنی پدر و پسری به نام ساجد و نوید اکرم بودند.

laststanding.jpgیورونیوز - در هفته‌های گذشته، حکومت ایران هم‌زمان با چالش‌هایی کم‌سابقه روبه‌رو شده و در عین حال، انسجام قابل توجهی از خود نشان داده است. صدها هزار ایرانی در اعتراض به جمهوری اسلامی به خیابان‌ها آمده‌اند؛ اعتراض‌هایی که به مهم‌ترین چالش داخلی حکومت در ۴۷ سال گذشته تبدیل شده است.

با این حال، شکافی در میان نخبگان حاکم شکل نگرفته است. برخلاف انتظار، اصلاح‌طلبان و تندروهای نظام به‌جای اختلاف‌نظر درباره نحوه برخورد با اعتراض‌ها، در سرکوب آن با یکدیگر همراه شده‌اند. تا اینجا، هیچ‌یک از چهره‌های اصلی حاکمیت به کشتار هزاران شهروند بی‌گناه به دست نیروهای امنیتی اعتراض نکرده‌اند. حتی برعکس، چهره‌هایی از سراسر طیف سیاسی، به‌طور علنی و نادرست، مسئولیت خشونت‌ها را به «نفوذ خارجی» نسبت داده‌اند.

مجله فارن افرز، در تحلیلی مفصل به این موضوع پرداخته و بررسی کرده که جمهوری اسلامی تحت چه شرایطی سقوط خواهد کرد و در صورتی که کودتایی از سوی نظامیان شکل گیرد، چه گروهی قدرت را در دست خواهد گرفت.

در این مقاله آمده است: با وجود ظاهر مستحکم حکومت در ایران، پشت پرده، تصویر به‌مراتب متشنج‌تر است. مگر آنکه مقام‌های ایرانی فقط تلویزیون دولتی را تماشا کنند و روایت‌های جعلی خود را باور داشته باشند، آنها به‌خوبی می‌دانند که نظام سیاسی کشور با تهدیدی وجودی روبه‌روست. آنها آگاه‌اند که دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور آمریکا، ایران را به حمله نظامی و سرنگونی حکومت تهدید کرده است. همچنین بسیاری از آنها احتمالا می‌دانند که عوامل محرک اعتراض‌ها، از جمله بحران عمیق اقتصادی و دهه‌ها فساد ساختاری، با رهبری لجوج و واپس‌گرای کنونی قابل حل نیست. در چنین شرایطی، مقام‌هایی که به دنبال حفظ موقعیت و آینده خود هستند، ممکن است انگیزه پیدا کنند تا علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، را از قدرت کنار بگذارند.

اگر نخبگان حاکم در ایران تصمیم بگیرند علیه خامنه‌ای اقدام کنند، این کار به احتمال زیاد با سرعت و بدون هیچ نشانه قبلی انجام خواهد شد. هیچ علامت هشداردهنده‌ای برای ناظران بیرونی وجود نخواهد داشت. در صورت موفقیت چنین اقدامی، سناریوهای مختلفی محتمل است. ساختار حاکمیت ایران دچار شکافی عمیق میان نسل قدیمی و نسل جوان‌تر است و ماهیت دولت بعدی به این بستگی خواهد داشت که کدام نسل سکان قدرت را به دست بگیرد. اگر نسل قدیمی عامل یک کودتای موفق باشد، حکومت آینده احتمالا در داخل همچنان ماهیتی دینی خواهد داشت، اما در سیاست خارجی محتاط‌تر و کم‌جاه‌طلب‌تر عمل خواهد کرد. اما اگر مقام‌های جوان‌تر قدرت را به دست بگیرند، ایران ممکن است در داخل کمتر مذهبی شود، در حالی که در عرصه بین‌المللی همچنان رویکردی تهاجمی داشته باشد.

با این حال، هیچ‌یک از این دو جریان به احتمال زیاد دموکراسی را به ایران نخواهد آورد. دلیل اصلی کنار گذاشتن خامنه‌ای از سوی هر کدام از این دو اردوگاه، حفظ نفوذ و منافع خودشان خواهد بود. هرچند اقدام داخلی علیه رهبر جمهوری اسلامی نشانه‌ای دیگر از فرسایش این نظام خواهد بود، اما واقعیت ناخوشایند این است که تحقق دموکراسی و آزادی در ایران، یا به حمایت خارجی نیاز دارد، یا به پیوند بخشی از جناح‌های درون حاکمیت، همراه با بخش‌هایی از نیروهای مسلح، با مردم ایران. بدون چنین شرایطی، هر تغییر سیاسی در تهران بیشتر به حفظ بخش‌هایی از وضع موجود شباهت خواهد داشت تا دگرگونی واقعی.

فرسایش تدریجی

در طول دهه‌ها، پیش‌بینی پایان جمهوری اسلامی کاری بی‌ثمر بوده است. این حکومت از بحران‌های متعددی عبور کرده؛ از جنگ و اعتراض‌های گسترده گرفته تا تورم شدید، بی‌آنکه فروبپاشد. نظام دینی حاکم به‌تدریج کشور را منزوی، اقتصاد را ویران و جامعه را زیر فشار محدودیت‌های اجتماعی خفه‌کننده قرار داد، اما در عین حال، با تکیه بر یک دستگاه امنیتی قدرتمند، بارها توانست حتی نارضایتی‌های گسترده را سرکوب کند.

تا این مرحله، جمهوری اسلامی توانسته با استفاده از سپاه، بسیج و نیروهای پلیس، موج اخیر اعتراض‌ها را مهار کند. با این حال، این اعتراض‌ها به‌طور جدی نظام حاکم را تضعیف کرده‌اند. گستردگی، انرژی و تنوع این خیزش مردمی، در کنار هزینه انسانی سنگین سرکوب، هرگونه ادعای باقی‌مانده درباره مشروعیت حکومت را در چشم جامعه ایران به‌شدت خدشه‌دار کرده است. حکومت نه‌تنها حمایت نسل جوان، بلکه پشتیبانی شهرها و مناطق سنتا محافظه‌کار را نیز از دست داده است.

یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های اجتماعی خود، یعنی بازاریان و طبقه خرده‌بورژوا، را از خود رانده است. علاوه بر این، برخلاف دوره‌های پیشین، این اعتراض‌ها در زمانی رخ داده که ایران در موضع ضعف قرار دارد. شبکه متحدان منطقه‌ای که زمانی مایه افتخار نظام بود، به‌شدت تضعیف شده و اقتصاد کشور با کمبودهای مزمن و تورم مداوم دست‌وپنجه نرم می‌کند. در همین حال، حکومت هیچ نشانه‌ای از توان یا تمایل برای اتخاذ تصمیم‌های دشوار لازم جهت بازسازی امنیت کشور یا بهبود وضعیت اقتصادی نشان نداده است.

تغییر در ایران رخ خواهد داد؛ پرسش اصلی این است که این تغییر چه ماهیتی خواهد داشت. آشکارترین سناریو، و آنچه با خواسته‌های جمعیت عظیمی از معترضان همخوانی دارد، یک انقلاب مردمی است که نظام دینی جمهوری اسلامی را برچیند، نخبگان فاسد را کنار بزند و ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور را به‌طور بنیادین دگرگون کند. اما برای موفقیت چنین انقلابی، بخش‌هایی از حاکمیت باید به مردم بپیوندند و از فروپاشی جمهوری اسلامی حمایت کنند. در حال حاضر، نیروهایی که وضع موجود را حفظ می‌کنند، همچنان متحد باقی مانده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

راه دیگر برای تقویت یک انقلاب مردمی، اعمال فشار خارجی از سوی جامعه جهانی است. هم‌زمان با حضور مردم در خیابان‌ها، ایالات متحده و متحدانش می‌توانند رهبران اصلی حکومت ایران را بکشند یا بازداشت کنند، بخش بزرگی از زیرساخت‌های سرکوبگر رژیم را نابود سازند و سپس یک دولت موقت سرپرست را بر سر کار بیاورند. چنین سناریویی تنها راه برکناری حکومت است، در صورتی که نخبگان حاکم حاضر نباشند خودشان دست به اصلاح بزنند. با این حال، هرچند دولت ترامپ ممکن است در نهایت چنین مسیری را انتخاب کند، اما اجرای یک عملیات تغییر رژیم از سوی آمریکا به احتمال زیاد مستلزم تعهدی گسترده از سوی ارتش این کشور خواهد بود؛ موضوعی که باعث می‌شود کسی روی تحقق آن حساب باز نکند.

افزون بر این، حتی اگر چنین عملیاتی در کنار زدن حکومت فعلی موفق شود، این خطر وجود دارد که به تشکیل یک دولت جدید و باثبات منجر نشود و کشور را وارد دوره‌ای طولانی از درگیری کند؛ به‌ویژه اگر بخش‌هایی از نیروهای امنیتی ایران همچنان مسلح باقی بمانند و به انقلاب اسلامی وفادار باشند.

در نتیجه، کودتا محتمل‌ترین مسیر فروپاشی نظام کنونی ایران، دست‌کم در کوتاه‌مدت، به نظر می‌رسد. مقام‌های ایرانی ممکن است توان سرکوب مردم را برای مدتی طولانی داشته باشند، اما حتی آنها نیز نمی‌توانند از این حقیقت ناخوشایند بگریزند که حکومت به نقطه‌ای بحرانی رسیده و خامنه‌ای و مشاوران اصلی‌اش فاقد قاطعیت و چشم‌انداز لازم برای ترسیم مسیر آینده هستند. نظام در معرض خطر قرار دارد، اما رهبران کنونی قادر به اصلاح آن نیستند. دقیقا در چنین مقاطعی است که نخبگان در نظام‌های اقتدارگرا به فکر نجات خود می‌افتند و به کنار زدن رهبرانشان می‌اندیشند.

koshtarIW.jpgاز کشته، پُشته ساخته بودند؛ روایت‌های از سرکوب در اصفهان، یزد، گیلان

هشدار: خواندن برخی جزییات شاید برای همه مناسب نباشد

مریم دهکردی - ایران وایر

بیش از ۳۰۰ساعت از قطع سراسری اینترنت در ایران می‌گذرد. ۹۰میلیون ایرانی در انزوا و بی‌ارتباطی گرفتارند و معدود کسانی که موفق می‌شوند این سد عظیم سرکوب را پشت سر بگذارند مشاهدات خود از روزهای ۱۸ و ۱۹دی را به رسانه‌ها می‌رسانند. روایت‌هایی که گوشه‌ای از جنایت علیه معترضان ایران را روشن می‌کند.

این گزارش به روایت‌ شاهدان عینی از اعتراضات در استان‌های اصفهان، گیلان، مازندران و یزد می‌پردازد.

***

«این‌جا حمام خون به راه انداختند بی‌شرف‌ها.»

این اولین جمله‌ایست که می‌نویسد. زن جوانی که در اصفهان زندگی می‌کند و می‌گوید آنچه دیده تا ابد از مقابل چشمانش نخواهد رفت: «اصفهان عزادار است. از هر کس بپرسید یکی دو نفر و حتی چند نفر از اطرافیانش کشته شده‌اند. سر هر کوچه و توی هر محله پر است از بنرهای سیاه و حجله‌های جوانان. خواهر بزرگم که دوران جنگ را دیده، می‌گوید شهر شبیه آن روزهاست.»

او از کشتار گسترده شهروندان در «سه‌راه سیمین» حرف می‌زند. منطقه‌ای که به گفته کسانی که اصفهان را به‌خوبی می‌شناسند در جنبش‌های اجتماعی به دلایل مختلف محل گردهمایی معترضان است و حکومت هم دلایل کافی برای سرکوب در آن را دارد.

شهروندی که از اصفهان با «ایران‌وایر گفتگو کرده، می‌گوید: «من حداقل ۸نفر را می‌شناسم که در سه‌راه سیمین کشته شدند. «راشد صالح» یکی از نزدیکان ما در اعتراضات ۱۸دی در این محل کشته شد. شب ۱۹دی هفت نفر از دوستانش به دادخواهی راشد بیرون رفتند و همه با شلیک به سر در همین منطقه کشته شدند. پیکرهای یکی دو نفرشان هم تحویل داده نشده. گفته‌اند: «گم شده.». در ازای تحویل پیکر راشد و بقیه هم هر کدام ۵۰۰میلیون پول گرفتند.»

سه راه سیمین، یک چهارراه عریض و بزرگ است که از جنوب به زندان «دستگرد» منتهی می‌شود: «نمی‌دانم چرا به این چهارراه می‌گویند سه راه سیمین اما جنوب آن به منطقه نصرآباد و بلوار کشاورز منتهی می‌شود. اغلب مردمی که از شهرهای «مبارکه» یا «زرین‌شهر» د وارد اصفهان می‌شوند از این منطقه می‌گذرند. ابتدای بلوار کشاورز هم زندان دستگرد است. بعد از زندان می‌رسید به سه‌راه سیمین. بچه‌های نترس اصفهان ساکن این منطقه هستند. از شمال سه‌راه سیمین هم به «صفه» و منطقه «امیرحمزه» می‌رسد که باز اغلب مهاجرهای لر و خوزستانی‌ آنجا زندگی می‌کنند. از سمت چپ سه راه‌سیمین هم می‌رسد به میدان آزادی و دروازه شیراز که بزرگترین میدان شهر اصفهان است. این منطقه محل مناسبی برای سرازیر شدن جمعیت معترض است و حکومت هم آن را از دست نمی‌دهد چون می‌داند مردم از اینجا سرازیر می‌‌شوند به سمت زندان برای همین بی‌رحمانه اینجا کشتار شده است.»

این شاهد عینی به ایران‌وایر می‌گوید: «روی در و دیوار این منطقه پر از جای گلوله است. شبیه چیزی که از آبادان و خرمشهر بعد از جنگ عراق دیده‌اید.»

بیمارستان‌ها در اصفهان هم روایت غریبی دارند. برخی شهروندان می‌گویند آنقدر تعداد کشته‌شده‌ها زیاد بوده که پیکرها را با «خاور» به بیمارستان «الزهرا» منتقل کرده‌اند: «بیمارستان «غرضی» و «چمران» هم مملو از زخمی و جنازه بود. بیمارستان چمران تخصصی قلب است ولی با وانت کشته شده و زخمی می آوردند.»

او از حجم بی‌سابقه کشتار در اصفهان می‌گوید: «روز ۱۹دی آرامستان «باغ‌رضوان» اصفهان مثل روز قیامت بود. تابلویی که اسم کشته‌ها را نشان می‌داد هر ۲ ساعت یک‌بار آپدیت می‌شد و هر بار بین ۵۰ تا ۶۰ اسم را نشان می‌داد. امیدوارم یک روزی ویدیوهای باغ رضوان هم مثل کهریزک منتشر شود تا دنیا ببینید چه جنایتی رقم خورد.»

baghrezvan.jpg
به گفته این شاهد عینی که چند عضو از فامیل خود را در اعتراضات اصفهان از دست داده است «غیرانسانی‌ترین» برخوردها با خانواده جان‌باخته‌ها در باغ‌رضوان صورت گرفته: «پیکر بی‌جان بچه‌های مردم را روی هم ریخته بودند. خانواده‌های مجبور بودند لابه‌لای پیکرها دنبال عزیزانشان بگردند. پیکر بعضی ها به قدری آسیب‌دیده و پر از کبودی بود که شناسایی نمی‌شد. بیشتر به سر و صورت زده بودند.»

او می‌گوید در اصفهان و شهرهایی مثل «یزدانشهر» از کشته، پشته ساخته بودند: «کارگرهای بیچاره شهرداری را وا داشته بودند خیابان را تمیز کنند و جنازه‌ها را جمع کنند. رگبار بسته بودند به مردم و هرکس در خیابان بود زده بودند؛ رهگذر، تماشاچی و معترض.»

پیشتر شاهدان عینی از کشتار و سرکوب شهروندان معترض در شهرهای «بهارستان» و «فلاورجان» و «شاهین‌شهر» نیز خبر داده بودند اما به دلیل بازداشت‌های فزاینده و قطعی اینترنت اطلاعات بیشتری درباره آمار کشته‌ها یا هویت‌ افراد بازداشت شده و کشته شده وجود ندارد.

یزد؛ چیزهایی دیدم که تا عمر دارم یادم نمی‌رود

در تمام مدتی که روایت می‌کند گریه امانش نمی‌دهد. خودش زخمی است و ساچمه‌ها دست و پا و تنش را زخمی کرده‌اند اما می‌گوید تیر ساچمه‌ای «اینطور که سلاح جنگی آوردند و مردم را به گلوله بستند مثل شوخی است.»

این شاهد عینی حالا بعد از گذشت بیش از دوازده روز از کشتار معترضان می‌گوید فضای شهر یزد همچنان امنیتی و نظامی است: «در تمام نقاط شهر ایست بازرسی‌ها فعال است. نه فقط خیابان‌های اصلی و ورودی و خروجی‌های شهر. توی کوچه و پس کوچه مسلح هستند. بدون هیچ دلیلی به‌صورت تصادفی ماشین‌‌ها را نگه می‌دارند و تلفن‌ها را می‌گردند برای همین مجبور شدم خیلی از ویدیوهایی که گرفتم، حذف کنم.»

un.jpgمای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضعیت حقوق بشر در ایران، هشدار داد که شمار کشته‌شدگان در انقلاب ملی ایرانیان ممکن است بیش از ۲۰ هزار نفر باشد.

او گفت برآوردهای اولیه نشان می‌دهد شمار کشته‌شدگان حدود ۵ هزار نفر یا بیشتر است، اما گزارش‌هایی که از پزشکان داخل کشور دریافت شده، حاکی از آن است که این رقم ممکن است دست‌کم به ۲۰ هزار نفر برسد.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در ۲۳ دی‌ماه تعداد جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی را دست‌کم ۱۲ هزار نفر اعلام کرده بود

در همین زمینه:

ویدیویی منتسب به تاریخ ۲۲دی‌۱۴۰۴ از باغ رضوان رشت منتشر شده که انتقال پیکر کشته‌شدگان اعتراضات با کانتینر را نشان می‌دهد. به گفته برخی شهروندان، هویت شماری از اجساد همچنان نامعلوم است و فضای امنیتی شدیدی بر شهر حاکم شده است.

***

***

قاآنی ۷۰۰ میلیون دلار به حساب خارجی منتقل کرده است

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

کانال ۱۴ تلویزیون اسرائیل - سپاه پاسداران ستون فقرات نظام جمهوری اسلامی است؛ نهادی که مستقیماً به علی خامنه‌ای گزارش می‌دهد. با این حال، ما از طریق یک منبع مطلع، به اطلاعاتی بسیار حساس و شگفت‌انگیز دست یافته‌ایم که از ترک‌های جدی در درون این نیروی نظامی حکایت دارد.

bannerlarge.jpgبر اساس این اطلاعات، یکی از فرماندهان بسیار ارشد سپاه بیش از آن‌که به بقای سازمان بیندیشد، منافع شخصی خود را در اولویت قرار داده است.

کمال‌الدین نبی‌زاده را بهتر بشناسیم؛ عضوی از سپاه پاسداران با ریشه افغان که سال‌ها در روسیه زندگی کرده و به‌تازگی به افغانستان بازگشته است. او ارتباطات نزدیکی با طالبان دارد.

nabizadehpass.jpgنبی‌زاده تحت تحریم‌های ایالات متحده آمریکا قرار دارد. در گذشته، او به قاسم سلیمانی نزدیک بود و امروز نیز روابط بسیار نزدیکی با اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه، دارد.

این دو نفر نه‌تنها در عرصه سیاسی، بلکه در فعالیت‌های اقتصادی نیز به شرکای نزدیک تبدیل شده‌اند.

بر اساس اطلاعاتی که در اختیار ماست، قاآنی از طریق نبی‌زاده اقدام به فروش اموال سپاه به روسیه کرده است؛
از جمله تجهیزات نفتی، کشاورزی و حتی تسلیحات نظامی. هدف از این معاملات، دور زدن تحریم‌های آمریکا بوده است.

اما این سازوکار چگونه عمل می‌کند؟

در اسناد رسمی، محموله‌ها به‌عنوان صادرات ذرت ثبت می‌شوند. ولی این فقط یک پوشش جعلی است. در مدارک، نام گیرنده واقعی ذکر نمی‌شود. کالاها از طریق شرکت‌های صوری عبور می‌کنند و در نهایت به شرکت‌هایی ایرانی می‌رسند که ظاهراً ماهیت نظامی ندارند.

به این ترتیب، ردیابی پول دشوار می‌شود و منابع مالی سپاه به‌راحتی از کشور خارج می‌گردد. تا اینجا، همه‌چیز شبیه یک شبکه کلاسیک دور زدن تحریم‌ها به نظر می‌رسد.

اما در ایران، وقتی پای پول وسط باشد، ماجرا پیچیده‌تر می‌شود. طبق اطلاعات ما، حجم معاملات اخیر میان ایران و روسیه حدود ۴ میلیارد دلار بوده است.

اما نکته کلیدی اینجاست: تمام این پول به سپاه نمی‌رسد.

بر اساس گفته منابع آگاه، حدود ۷۰۰ میلیون دلار از این مبالغ، مستقیماً به جیب قاآنی و نبی‌زاده رفته است.

سؤال اینجاست: این دو فرد که هر دو تحت تحریم‌های سنگین هستند، با این پول‌ها چه می‌کنند؟

اینجاست که شخص سومی وارد شبکه انتقال پول می‌شود.

wife.jpgزکیه، همسر کمال‌الدین نبی‌زاده.

بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده، او تنها به زبان مادری خود خواندن و نوشتن می‌داند.

با این حال، تقریباً تمام دارایی‌ها به نام او ثبت شده است؛

از املاک و حساب‌ها گرفته تا سرمایه‌گذاری‌ها. روی کاغذ، همه‌چیز به نام اوست.

از جمله، قرارداد یک هتل در ازبکستان که به نام همسر نبی‌زاده ثبت شده است.

hotel.jpg
همچنین، در یک مجتمع لوکس در مسکو، دو آپارتمان به نام او وجود دارد.

moscow.jpg
علاوه بر این‌ها، یک ویلای مجلل در ترکیه نیز متعلق به این خانواده است.

turkey.jpgاین‌ تنها بخشی کوچکی از دارایی‌های آن‌هاست.

با این روش است که به گفته منابع ما، اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، صدها میلیون دلار از منابع سپاه را اختلاس می‌کند؛

پول‌هایی که خارج از ایران، خارج از حساب‌های رسمی و خارج از هرگونه نظارت نگهداری می‌شوند و نهایتاً به جیب شخصی او و نبی‌زاده می‌روند.

این گزارش نشان می‌دهد که چهره‌های ارشد سپاه پاسداران به این واقعیت رسیده‌اند که باید خود را برای «روز بعد» آماده کنند؛

روزی که شاید دیگر خبری از جمهوری اسلامی نباشد.

***

مداح ژیگول حکومتی کیست

| No Comments

Gileh_Mard.jpgمی‌شود بما بفرمایید چرا حکومت ایران این‌همه «جناب سرهنگ» دارد؟

ما هر گوشه و کنار را که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم همهٔ این چماق‌به‌دستان و آدمکشان درجهٔ سرهنگی دارند! مگر درجهٔ سرهنگی را کیلویی می‌فروشند؟

آخر مگر می‌شود هر میرزا حسینقلی‌خان پیزی افندی دبنگ شیره‌مال یاردان‌قلی بنگی؛ که قرابینه و قمه و قداره به کمرش بسته و قیافه‌اش هم به نیمرخ گوز فیثاغورث می‌ماند و انگار هفتصد سال است حمام نرفته است؛ درجهٔ سرهنگی داشته باشد؟

در دورهٔ آن اعلیحضرت رحمتی، برای رسیدن به درجهٔ سرهنگی باید کلی جان کند و کلی آموزش دید؛ یک ضرب‌المثلی هم بود که می‌گفتند:
«دویست من استخوان باید که صد من بار بردارد.»

اما حالا انگار می‌روند از کوچه‌پس‌کوچه‌ها و برزن‌ها و محلات هزار‌توی چاله‌میدان و دروازه‌غار و یافت‌آباد و نازی‌آباد و خانی‌آباد، یک مشت دله‌دزدان قمه‌کش و پهلوان‌پنبه‌های پیزری و گردنه‌گیرها و معرکه‌گیرها و کفتر‌بازان و چماق‌الشریعه‌ها و معتقدان به سلام و صلوات و تکبیر و ایضاً اراذل و اوباش و اشرار را جمع می‌کنند،
یک عالمه پیزر لای پالان‌شان می‌چپانند،
یک درجهٔ سرهنگی روی دوش‌شان می‌چسبانند،
یک موزر و یک چماق هم دست‌شان می‌دهند،
می‌گویند: «جناب سرهنگ! حالا برو آدم بکش!»

گیله‌مرد (حسن رجب‌نژاد)
طرح از: اردشیر محصص

IMG_3190.jpeg

Reza_Farmand_2.jpg

شاهزاده نشان داد که می‌تواند تندر و آذرخش مردم را رها کند
و اشغاگران ایران را به بلرزاند؛ به هراس افکند
اوست که اکنون پشت فرمان توفان‌های ایران نشسته است
*
بسیاری که ایران را نمی‌بینند
چشم دیدن شاهزاده را هم ندارند
بسیاری که با ایران همگام نیستند
شاهزاده را هم نمی‌توانند ببینند
*
رگبار مسلسل‌ها، جوی‌های خون
راه‌های ایرانیان را
از راههای جانیان دینی کرده است
*
شاهزاده چون نیاکان‌اش همدل ایران است
و شیخ که جنگل هیولاهاست همدل دین‌اش
آنان که فرق شهر و بیابان
فرقش شاه و شیخ را نمی‌بینند
چشم دیدن شاهزاده را هم ندارند
*
آنان که پرچمی دیگر را می‌بوسند
و با دیدن شیر و خورشید روی برمی‌گردانند
چشم دیدن شاهزاده را هم ندارند
*
لشکریان تار و مار شده رفقا
که از زمان، شکست خوده‌اند
و از دیوار کج بینش‌شان پی‌درپی
با مُخ به زمین خورده‌اند
و ندیدنِ ایران را از ایدئولوژی‌شان آموخته‌اند
چشم دیدن شاهزاده را هم ندارند

*

چپ‌های ولایی که جهان ولایی را
به جهان آزاد ترجیح می‌دهند
وعشق‌شان به عزه و لبنان ناموسی‌ست
آنان که سندرم شدیدِ اسرائیل‌ستیزی و غرب ستیزی
سازه‌های شناختی‌شان را به هم ریخته است
چنان‌که خون جوانان ایرانی را در خیابان‌ها نمی‌ توانند ‌بینند
چشم دیدن شاهزاده را هم ندارند
*
رضا فرمند

Amir_Daha.jpgآنچه در روزهای اخیر در ایران رخ داده، صرفاً یک «کشتار خیابانی» یا یک واکنش امنیتی به اعتراضات نیست. ابعاد خشونت، سرعت وقوع، و الگوی تکرارشونده‌ی کشتار اما در ابعادی هولناکتر، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی تنها در پی کنترل خیابان نبوده است؛ بلکه بر اساس یک برنامۀ از پیش طراحی شده، تلاش کرده با خون، پیام بسازد. پیامی به مردم داخل کشور، و پیامی به بیرون از مرزها؛ به‌ویژه به غرب و در رأس آن آمریکا.

در نگاه نخست، هدف روشن است: ایجاد وحشت، شکستن اراده عمومی، و رساندن جامعه به نقطه‌ای که «هزینه اعتراض» از تحمل انسان فراتر برود. اما این فقط نیمه‌ی داخلی ماجراست. نیمه‌ی دیگر، وجه بیرونی و راهبردی آن است؛ وجهی که کمتر گفته می‌شود اما به همان اندازه تعیین‌کننده است: جمهوری اسلامی با چنین قتل‌عامی می‌خواهد ثابت کند که «لقمه‌ی راحتی» نیست. می‌خواهد به جهان بگوید تغییر در ایران، یک انتقال قدرت ساده و کم‌هزینه نیست؛ و اگر این نظام ساقط شود، هنوز ابزارهایی دارد که بتواند کشور را با شقاوت تمام ناامن کند.

این پیام، در زبان سیاست بین‌الملل یک معنا دارد: بازدارندگی از طریق تهدید به بی‌ثبات‌سازی. جمهوری اسلامی تلاش می‌کند خود را نه به عنوان یک حکومت قابل جایگزینی، بلکه به عنوان تنها نیرویی معرفی کند که «کنترل» دارد؛ حتی اگر این کنترل با خون و ترس به دست آمده باشد.به بیان ساده‌تر، رژیم می‌خواهد به قدرت‌های جهانی القا کند که گزینه جایگزینِ او، الزاماً «آرامش و ثبات» نیست، بلکه می‌تواند «هرج‌ومرج و آشوب» باشد؛ و بنابراین، جهان باید به جای فکر کردن به آینده، به معامله با همین وضعیت موجود تن دهد.

این دقیقاً همان منطق گروگان‌گیری است؛ با این تفاوت که گروگان، یک فرد یا یک گروه نیست، یک کشور است. جمهوری اسلامی سال‌هاست تلاش می‌کند ایران را به گروگان سیاست خارجی خود تبدیل کند: اگر فشار بیاورید، بحران صادر می‌کنم؛ اگر عقب‌نشینی نکنید، منطقه را ملتهب می‌کنم؛ اگر تغییر بخواهید، کشور را می‌سوزانم. در این منطق، خشونت داخلی هم تبدیل به بخشی از همان تهدید برایمعامله می‌شود: نشان دادن اینکه حکومت حاضر است برای ماندن همۀ مرزهای اخلاقی ، انسانی ، قانونی را زیرپا بگذارد.

این پیام فقط خطاب به دولت‌ها نیست.قتل‌عام‌های گسترده، یک کارکرد دیگر هم دارند: تثبیت «هسته سخت» قدرت در داخل نظام. وقتی سطح خشونت به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر بازگشت اخلاقی و سیاسی ممکن نیست، ساختار حاکم عملاً خود را به آینده‌ای گره می‌زند که در آن تنها گزینه، ادامه سرکوب است. یعنی رژیم با عبور از مرزهای انسانی، برای نیروهای خود هم یک قفل روانی می‌سازد: عقب‌نشینی یعنی پاسخ‌گویی؛ و پاسخ‌گویی یعنی فروپاشی. پس خشونت، نه فقط ابزار کنترل مردم، بلکه ابزار قفل کردن سیستم و تنها شرط بقااست.

اما آیا رژیم می‌تواند با تهدیدِ ناامن‌سازی، آینده ایران را برای همیشه گروگان بگیرد؟ پاسخ آن برعهدۀ ماست. من و شما و هرایرانی دیگری نگران میهن اشغال شده اش میباشد، و هموطنانی که در شوک یک قتل عام وحشیانه بانتظار یاری نشسته اند.این ماییم که باید سناریوی «سرزمین سوخته» رژیم را در هم بشکنیم. حقیقت این است که این راهبرد رژیم، اگرچهخطرناک است، اما شکست‌پذیر است--به یک شرط: اینکه جامعه ایران، و به‌ویژه ایرانیان خارج از کشور، به یک تصمیم تاریخی برسند.

مردم ایران، و به‌ویژه ایرانیان خارج از کشور، امروز یک گزینه قدرتمند در اختیار دارند که می‌تواند نقشه جمهوری اسلامی را نقش بر آب کند: اتحاد. نه اتحادِ شعاری و مقطعی، بلکه اتحاد به‌عنوان یک تصمیم تاریخی در روزهای آزمون سخت. در چنین لحظه‌ای، اختلافات سیاسی--هر قدر هم ریشه‌دار و جدی--نباید بهانه‌ای برای پراکندگی باشد.مسئله، رقابت بر سر آینده نیست؛ مسئله، نجات کشور از آتشی است که اکنون همه چیز را می‌سوزاند.

اگر ایرانیان، داخل و خارج از کشور، بتوانند حول یک پرچم، یک رهبر و یک شعار واحد گرد هم بیایند، پیام آن فقط به تهران نمی‌رسد؛ به جهان هم خواهد رسید. جهان خواهد فهمید که ایران، یک ملتِ منسجم است، نه مجموعه‌ای از قطعات پراکنده. و در چنین وضعیتی، حتی نیروهای نیابتیِ وارداتی رژیم--با تمام شقاوت و خشونت‌شان--توان ناامن‌سازی کشور را نخواهند داشت، چون ناامنی زمانی کار می‌کند که جامعه از درون شکسته باشد.

جمهوری اسلامی سال‌ها با یک راهبرد ثابت زنده مانده است: تفرقه‌انداختن، قطبی‌سازی، و تبدیل هر اختلاف نظر به شکاف مرگبار. اما امروز، بزرگ‌ترین ضربه به این راهبرد، نه در میدان نبرد، بلکه در میدان همبستگی وارد می‌شود. همه جریان‌های سیاسی، اگر واقعاً دغدغه ایران را دارند، باید مسیر نزدیک شدن به یکدیگر را در پیش بگیرند، نه دور شدن؛ باید به جای مسابقه برای «اول بودن»، به فکر «با هم بودن» باشند. در این لحظه، اتحاد نه فقط یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت ملی است؛ ضرورتی که می‌تواند هم قدرت سرکوب را بی‌اثر کند، هم پروژه ناامن‌سازی پس از سقوط را از پیش خنثی سازد.

Hanif_Heidarnejad.jpgاعتراضات سراسری اخیر در ایران که از اوایل دی‌ماه ۱۴۰۴ / اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، با سرکوب خونینی در میانهٔ دی‌ماه / اوایل ژانویه ۲۰۲۶ مواجه شد که به کشتار گستردهٔ معترضان انجامید. هم‌زمان، از ۱۸ دی‌ماه / ۷ ژانویه قطع گستردهٔ اینترنت و محدودیت شدید ارتباطی اعمال شد.

ابعاد گسترده کشتار تظاهرکنندگان، خبر از «جنایت بر علیه بشریت» می دهد. گزارش های مختلف از سه تا بیست هزار کشته شده حکایت می کنند. گزارش‌های مختلف همچنین از بازداشت هزاران نفر خبر می‌دهند. «هرانا»، خبرگزاری حقوق بشر ایران، در گزارش ۳۰ دی ۱۴۰۴/ ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ خود تعداد بازداشت‌شدگان را در ۱۸۸ شهر از ۳۱ استان کشور، ۲۶٬۰۱۵ نفر اعلام کرده است.

با توجه به قطع اینترنت و تلفن و محدودیت شدید دسترسی به اخبار و منابع در داخل ایران، گمان می‌رود آمار واقعی بسیار بیشتر از این تعداد باشد.

در میان بازداشت‌شدگان، کودکان ۱۳ یا ۱۴ ساله، نوجوانان زیر ۱۸ سال، زنان و مردان از اقشار مختلف و در رده‌های سنی گوناگون تا ۵۰ سال دیده می‌شوند. بسیاری از بازداشت‌شدگان مجروح هستند. خانواده‌های بسیاری از آنان از وضعیت یا محل نگهداری‌شان بی‌اطلاع‌اند. بازداشت‌شدگان از دسترسی به دادرسی عادلانه و وکیل انتخابی محروم هستند.

رویه ۴۷ سال گذشته در جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که بازداشت‌شدگان در معرض شکنجه و تجاوز سیستماتیک قرار دارند. دستگاه‌های اطلاعاتی-امنیتی جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند تعدادی از بازداشت‌شدگان را تحت شکنجه یا فشار شدید روحی وادار کنند در مقابل تلویزیون روایت مورد نظر حکومت را بیان کنند. این رویه که به «اعترافات اجباری» معروف است، در میان ایرانیان به‌خوبی شناخته شده است.

در روزهای اخیر، بسیاری از رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی خواستار «شدت عمل» در برخورد با بازداشت‌شدگان شده‌اند. غلامحسین اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، طی سخنانی در ۲۹ دی‌ماه / ۱۹ ژانویه تأکید کرد که «بدون تعلل» به مجازات بازداشت‌شدگان رسیدگی خواهد شد: «محاکمه و مجازات به‌موقع و بدون تعلل عناصر مجرم در وقایع اخیر، به‌ویژه عناصر اصلی، موجب بازدارندگی می‌شود.»

او چند روز پیش‌تر نیز تظاهرکنندگان را «اغتشاش‌گر و عناصر ضد امنیتی» مرتبط با اسرائیل و آمریکا خوانده و تأکید کرده بود: «معتقدیم برای بازدارنده بودن نوع مواجهه با عناصر آشوبگر، نباید تأخیر و تعللی در کار باشد؛ نباید محاکمه و مجازات اغتشاشگران به چند ماه دیگر موکول شود.»

1919.jpgکیهان لندن - فیروزه نوردستروم - درست در ساعت ۷:۵۹ دقیقه صبح روز پنج‌شنبه ۳۰ دی‌ماه ۱۳۹۵ آتش به جان ساختمان تجاری پلاسکو آتش گرفت و پس از ۵۴ سال سرپا ماندن، در حالی ۱۲۰۰ واحد آن پس از سه ساعت و نیم سوختن به طور کامل فرو ریخت که در پی این حادثه ۱۶ آتش‌نشان و ۴ شهروند جان باختند و حدود ۲۳۵ تن مجروح شدند. آواربرداری پلاسکو، حدود ۹ روز به طول انجامید و طی آن ۱۹۰۰ کامیون حدود ۲۰ هزار تن خاک و نخاله را از محل خارج کردند.

مهدی نوروز، روزنامه‌نگار با اشاره به عمدی بودن حادثه پلاسکو در گفتگو با «کیهان لندن» معتقد است: «این حادثه عمدی بود برخی می‌گویند عمدی بودن پلاسکو به دلیل زدوبندهای بنیاد مستضعفان بوده که با توجه به سوابق فساد در نهادهای مرتبط با جمهوری اسلامی بعید هم نیست، البته در اینجا معتقدم یک همپوشانی اتفاق افتاد و این آتش‌افروزی در این تاریخ، برای یک انحراف سیاسی بود.»

به گفته وی دو هفته پیش از فروریختن پلاسکو، اکبر هاشمی رفسنجانی در استخر کشته شد، پیش از آن زمان، تمام توجه رسانه‌های داخل ایران معطوف به اتفاق پلاسکو بود و آن دوره اکبر هاشمی رفسنجانی یک ترند جهانی بود، مرگ رفسنجانی در شرایطی رخ داد که به تازگی با رای بالا در تهران مجلس خبرگان را برده بود و صحبت از نقشه‌هایی بود برای یک سری تغییرات که در این مجلس داشت و هنوز یک سری امیدواری‌هایی از درون نسبت به این شخصیت وجود داشت، البته می‌دانیم این امیدها واهی بود، آن زمان تمرکز تمام رسانه‌های داخلی روی این بود که چه اتفاقی افتاده اما فرو ریختن پلاسکو به عنوان یکی از ساختمان‌های مهم مرکز تهران باعث شد که یک مرتبه جهت‌گیری رسانه‌ها به شدت تغییر پیدا کند و یکباره موضوع رفسنجانی به اولویت چهارم پنجم رسانه‌ها و پلاسکو به تیتر اول تبدیل شد طوری‌که همچنان پلاسکوتا زمان ریاست جمهوری ۹۶ روی ترند خبری بود بنابراین اتفاقی که برای پلاسکو افتاد عمدی بود.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

او اضافه می‌کند: «ممکن است دلیل اصلی عمدی بودن فساد اقتصادی درون بنیاد مستعفان بوده باشد ولی انتخاب تاریخ برای این بوده که جهت‌گیری تمرکز رسانه‌ها از موضوع اکبر هاشمی رفسنجانی برداشته شود. پلاسکو در آن مقطع به یک بازی سیاسی هم بدل شد، به طوری که از آن به عنوان ابزاری برای سرکوب شهردار وقت محمدباقر قالیباف هم استفاده شد، حتی خیلی‌ها آن زمان گفتند قالیباف با این اتفاق تمام شد اما از آن زمان به بعد، قالیباف یک دنده کله‌شق ۹۲ کشیده شد به قالیباف ۹۵ که ترمزش را کشیدند و او را از انتخابات بیرون کشیدند و بعدتر هم او را تحت کنترل قرار دادند.»

Mahmoud_Zahraei.jpgدر حالی‌ که جامعه هنوز در شوک کشتاری بی ‌سابقه به ‌سر می‌برد ــ کشتاری که بنا بر برخی روایت‌ها تنها طی دو روز، جان دست‌کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ زن و مرد آزادی‌خواه را در خیابان‌های ایران گرفت و موجی از خشم، بهت و انزجار را در ایران و سراسر جهان برانگیخت ــ انتظار بدیهی از آنها که خود را در صف اپوزیسیون می دانند، همدلی و ایستادن در کنار مردم داغدار است. اما افسوس که در چنین شرایطی، برخی اظهارنظرها و موضع‌ گیری‌ها، نه مرهم که نمکی تازه بر زخم جامعه می‌شوند؛ گلوله‌هایی که این‌بار نه از لوله تفنگ مأموران جمهوری اسلامی، بلکه به نام «محکوم‌ کردن جنایت» و از لابلای کلمات یک اعلامیه و یا یک مصاحبه بر پیکر جنبش و دل‌های سوگوار شلیک می شوند.

بیانیه چهارده تن از ملی - مذهبی ها، نمونه ‌ای عمیقاً تأسف ‌بار از همین گلوله‌ باران دوباره است؛ متنی که بیش از آن‌ که صدای قربانیان باشد، بازتولید روایت قاتل علیه قربانی است.

امضا کنندگان این بیانیه ترکیبی هستند از روشنفکران دینی، استادان دانشگاه و فعالان ملی - مذهبی که چند نفر از زندانیان سابق در حکومت جمهوری اسلامی نیز در میان آنها هستند. این افراد بطور عمده ساکن اروپا هستند.

trucks.jpgایندیپندنت فارسی - حساب کاربری وحید آنلاین ویدیویی را از ورودی دو تریلی به ورودی پزشکی قانونی کهریزک در صبح شنبه ۲۰ دی‌ماه در میان انبوه خانواده‌های مصیبت‌زده منتشر کرده است.

در این ویدیو صدای افرادی شنیده می‌شود که از یکدیگر می‌پرسند این‌ها «اجساد را آورده‌اند یا آمده‌اند ببرند؟» به نظر می‌رسد یکی از رانندگان می‌گوید آمده‌اند اجساد را ببرند اما صدای یک نفر از جمعیت شنیده می‌شود که می‌گوید دروغ می‌گوید.»

وحید آنلاین نوشته است این ویدیو را با این شرح دریافت کرده است: «پیکرها رو می‌ریختند توی سوله و به خانواده‌هایی که مفقودی داشتند می‌گفتند برید لابلای این‌ها بگردید پیداشون کنید.»

در این ویدیو صدای فردی شنیده می‌شود که می‌گوید:‌ «جوون‌های مردم همه کشته شدند. همه رو کشتند. با کامیون جنازه می‌برند به داد مردم برسید.»

***

Hamed_Aiynehvand_3.jpgاز انقلاب ۱۳۵۷ تا استقرار اقتدارگرایی دینی

ساختار پیچیده سیاسی ـ امنیتی نظام حاکم بر ایران نمونه‌ای از اقتدارگرایی است که پیش‌تر در بلوک شوروی سابق مشاهده می‌شد. تفاوت اصلی اما در بنیان ایدئولوژیک آن است: به‌جای مارکسیسم، ایدئولوژی شیعی با قرائتی آخرالزمانی، ذیل نظام نظری ولایت مطلقه فقیه، مبنای شکل‌گیری و تداوم قدرت قرار گرفته است. این نظام در داخل بر اسلام سیاسی تکیه دارد و در عرصه بین‌المللی، تقابل با ایالات متحده و ارزش‌های جهان غرب را به محور سیاست خارجی خود بدل کرده است. سیاست خارجی امت‌گرای جمهوری اسلامی، که بر نابودی اسرائیل و شکل‌دهی به «محور مقاومت» برای آزادسازی فلسطین تأکید دارد، عملاً در تعارض با منافع ملی اکثریت شهروندان ایرانی قرار گرفته است.

بی‌تردید، استبداد نظام سلطنتی، فقدان چرخش نخبگان و بحران‌های اقتصادی اواخر دوران پهلوی ـ که بخشی از آن در نتیجه پدیده «بیماری هلندی» شکل گرفت ـ از عوامل زمینه‌ساز انقلاب ۱۳۵۷ بودند. با این حال، عامل تعیین‌کننده در پیروزی انقلاب، توافق موقت جریان‌های گوناگون و حتی متضاد سیاسی بر یک خواست مشترک بود: «شاه باید برود». بسیاری از نیروهای انقلابی، از جمله چپ‌ها، سازمان مجاهدین خلق و نیروهای ملی، که در روند انقلاب نقش فعالی ایفا کردند، اندکی پس از پیروزی انقلاب توسط روحانیت حاکم حذف شدند.

جنگ ایران و عراق، امکان انحصار کامل قدرت را برای روحانیت فراهم کرد. حاکمیت با بهره‌گیری از بسیج نیروها برای دفاع از کشور، هم‌زمان روند حذف نظام‌مند تمامی جریان‌های سیاسی رقیب را پیش برد. در نتیجه، پس از پایان جنگ، کشور عملاً تحت سلطه کامل روحانیت و شریک نظامی آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قرار گرفت.

پایان اصلاحات و برآمدن سرکوب ساختاری

با ورود رسمی سپاه پاسداران به اقتصاد ایران پس از جنگ و در دوره ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی، نظامیان ایدئولوژیک تحت رهبری علی خامنه‌ای وارد مرحله‌ای تازه شدند. در گذر زمان، سپاه به مهم‌ترین بازیگر سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشور بدل شد. این نهاد پس از ناکام گذاشتن اصلاحات در دوره محمد خاتمی، با کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸، مانع از به قدرت رسیدن میرحسین موسوی شد؛ فردی که در غایت اهداف خود اصلاح نظام سیاسی، بازگرداندن سپاه به پادگان‌ها و محدود کردن نقش روحانیت به حوزه‌های دینی را مد نظر داشت.

کودتای انتخاباتی ۸۸، سرکوب جنبش سبز و حصر رهبران آن، عملاً امکان اصلاح نظام سیاسی از درون را از میان برد. تجربه‌های بعدی در این مسیر، از جمله دولت‌های حسن روحانی و مسعود پزشکیان، چیزی جز تکرار ضعیف و ناکام تلاش‌های پیشین نبود. این دولت‌ها در جریان کشتار آبان ۱۳۹۸ و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، آشکارا در کنار سپاه پاسداران قرار گرفتند.

از خرداد ۱۳۷۶ به این سو، آنچه می‌توان «هسته سخت قدرت» در جمهوری اسلامی نامید ـ شامل علی خامنه‌ای به‌عنوان ولی‌فقیه مادام‌العمر، سپاه پاسداران و شبکه گسترده نهادهای وابسته ـ همواره تحت فشار اکثریت جامعه برای کنار رفتن از قدرت بوده اند. بخش مهمی از مطالبات اصلاح‌طلبانه جامعه، در نهایت معطوف به تضعیف یا حذف این تمرکز قدرت بود. با این حال، از سال ۱۳۹۶ به بعد و با فروپاشی امید به اصلاحات در چارچوب نظام موجود، شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» به گفتمان غالب اعتراضات بدل شد و جنبش‌های ساختارشکن تقویت شدند.

اعتراضات دی ۹۶ در واکنش به افزایش نرخ ارز، اعتراضات خونین آبان ۹۸ در پی سه‌برابر شدن قیمت بنزین، و جنبش «زن، زندگی، آزادی» در شهریور ۱۴۰۱ در اعتراض به حجاب اجباری، همگی یک وجه مشترک داشتند: ناامیدی عمیق از اصلاحات و گرایش فزاینده به عبور از نظام. در شرایطی که مسیر تشکل‌یابی سیاسی، فعالیت احزاب، جنبش‌های دانشجویی، اصناف، سندیکاها و جریان آزاد اطلاعات به‌شدت مسدود شده است، این اعتراضات با سرکوبی سازمان‌یافته و خونین مواجه شدند.

شدت سرکوب در این دوره با دوره‌های پیشین قابل مقایسه نیست. در شرایطی که حکومت ایران اینترنت را قطع و تمامی خطوط ارتباطی با جهان خارج را مسدود کرده است، ارائه آمار دقیق از میزان کشتار دشوار است. با این حال، بر اساس گزارش‌ها و برآوردهای غیررسمی منتشرشده در رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری، شمار کشته‌شدگان بین دوازده تا بیست هزار نفر و حتی بیش از این تخمین زده می‌شود. فارغ از دشواری راستی‌آزمایی این ارقام، آنچه تردیدی در آن نیست، تغییر بنیادین الگوی سرکوب در مقایسه با گذشته است.

نظامی‌سازی سرکوب و الگوی کشتار جمعی

روایت‌های منتشرشده از داخل کشور تصویری مشترک را ترسیم می‌کنند: ترکیبی از وحشت ناشی از حجم بالای کشتار، احساس درماندگی مطلق و درخواست کمک بین‌المللی. این روایت‌ها نشان می‌دهد که معترضان خود را در برابر آنچه «جنایت علیه بشریت» تلقی می‌کنند می‌بینند؛ وضعیتی که به باور آنان بدون دخالت خارجی متوقف نخواهد شد.

حجم کشتار به حدی بوده است که زیرساخت‌های موجود، که برای شرایط عادی طراحی شده‌اند، از مدیریت وضعیت ناتوان مانده‌اند. روایت‌هایی از بهشت‌زهرای تهران از وجود سوله‌هایی حکایت دارد که مملو از اجساد تلنبارشده بوده‌اند. در این روایت‌ها، از نگهداری هزاران جنازه در بازه‌های زمانی کوتاه و استفاده از کامیون‌های یخچال‌دار برای انتقال اجساد سخن گفته می‌شود.

ویدئوهای منتشرشده از شهرهایی مانند مشهد و کرج نشان می‌دهد که بازداشت‌شدگان به شیوه‌هایی غیرانسانی، از جمله قرار دادن در صندوق عقب خودرو یا انتقال دسته‌جمعی با اتوبوس، به بازداشتگاه‌ها منتقل می‌شوند. در برخی گزارش‌ها به نوع جراحات نیز اشاره شده است: شلیک مستقیم، استفاده گسترده از ساچمه، هدف قرار دادن نواحی حساس بدن و حتی تیراندازی نهایی به مجروحان در خیابان.

گزارش‌هایی که از ممانعت آگاهانه از درمان مجروحان در مراکز درمانی حکایت دارد، از خطرناک‌ترین ابعاد این سرکوب است. مطابق روایت‌هایی از شهر شهسوار، نیروهای امنیتی نه‌تنها مانع درمان مجروحان در بیمارستان رجایی شده‌اند، بلکه برخی مجروحان در همان مراکز جان خود را از دست داده‌اند. این اقدامات، فراتر از قصور پزشکی، بیانگر یک استراتژی هدفمند برای حذف فیزیکی معترضان است و مطابق حقوق بین‌الملل و کنوانسیون‌های ژنو، مصداق «قتل عمد» و «ایجاد رنج شدید» از طریق محرومیت سیستماتیک از خدمات پزشکی محسوب می‌شود.

این الگو، که از آن با عنوان «نظامی‌سازی نظام سلامت» یاد می‌شود، پیش‌تر در جنگ داخلی سوریه نیز مشاهده شده بود. این قیاس نه به معنای یکسان‌انگاری کامل، بلکه ناظر بر شباهت الگوهای سرکوب است. نهادهایی چون «پزشکان برای حقوق بشر» و شورای حقوق بشر سازمان ملل مستندات گسترده‌ای از این شیوه منتشر کرده‌اند.

بقای رژیم در غیاب مشروعیت سیاسی

شدت سرکوب در جنبش انقلابی اخیر ایران، حتی با بدبینانه‌ترین سناریوهای تحلیلی نیز هم‌خوانی ندارد. این جنبش با اعتصاب بازاریان تهران در اعتراض به سقوط شدید ارزش پول ملی آغاز شد و به‌سرعت به سراسر کشور گسترش یافت. پس از پیش‌قدمی بازار، طیف گسترده‌ای از مخالفان حکومت، از جمله جوانان، زنان، دانشجویان، معلمان و کارگران، به اعتراضات پیوستند.

movie.jpgصدها چهره سرشناس سینمای جهان با صدور بیانیه‌ای، سرکوب اعتراضات مردمی در ایران را محکوم کرده و خواستار بازنگری نهادهای فرهنگی و هنری در روابط خود با جمهوری اسلامی شدند

ایران اینترنشنال - ۸۰۰ سینماگر بین‌المللی در بیانیه‌ای با محکوم کردن کشتار معترضان در ایران، از نهادهای مستقل بین‌المللی، جشنواره‌های فیلم، نهادهای فرهنگی و هنری و جامعه جهانی فیلم‌سازان و هنرمندان خواستند روابط خود را با نهادهای رسمی جمهوری اسلامی بازبینی و از مردم ایران حمایت کنند.

ژولیت بینوش، ماریون کوتیار و کامیل کوتن، بازیگران فرانسوی، یورگوس لانتیموس، کارگردان یونانی، زر امیرابراهیمی، شیرین نشاط و گلشیفته فراهانی از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.

در این بیانیه آمده است: «با خشم، اندوه و احساس عمیق مسئولیت اخلاقی، جنایت‌های سازمان‌یافته‌ای را که جمهوری اسلامی ایران علیه غیرنظامیان معترض مرتکب شده است، به شدیدترین شکل ممکن محکوم می‌کنیم.»

این بیانیه افزود: «جمهوری اسلامی به‌جای شنیدن صدای مردم، تصمیم گرفته است با گلوله جنگی، کشتار گسترده، بازداشت‌های فراگیر، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و قطع سراسری اینترنت پاسخ دهد.»

این سینماگران تاکید کردند قطع عمدی اینترنت و سرکوب رسانه‌ها، تلاشی آشکار برای پنهان‌کردن این جنایت‌ها و جلوگیری از ثبت حقیقت است و اقدامات جمهوری اسلامی را نقض آشکار و نظام‌مند تمامی حقوق بنیادین بشر، از جمله حق زندگی، آزادی، کرامت انسانی و امنیت و مصداق روشن جنایت علیه بشریت خواندند.

enghelab.jpgجمهوری اسلامی ۴۷ سال بذر نفرت، خشونت، دروغ، فقر و فلاکت در جامعه کاشت و اکنون دارد محصول اش را در خیابانها درو می کند. متاسفانه جامعه هم‌ از این بذر ها مصون نمانده است. این اخلاقیات متاسفانه تاثیر خود را هم بر جامعه گذاشته و رهایی از آنها نیاز به گذشت زمان است.

جامعه‌ای که ۴۷ سال خشونت، تحقیر، فقر و فلاکت تجربه کرده است، بسیار دشوار بتواند برای رسیدن به آزادی، سیاست مبارزه خشونت پرهیز و آرام را دنبال کند. خشونت، خشونت می اورد و این زنجیره، می تواند ادامه پیدا کند و شیرازه جامعه را از هم بپاشد. روند اوضاع سیاسی متاسفانه به این سمت می رود. دو قطبی شدن جامعه و اپوزیسیون هم ناشی از همین سمومی است که ج.ا به جامعه تزریق کرده است.

بنابراین ادامه وضع موجود در غیاب رهبری کاریزماتیک, دانا و توانا که منافع جامعه را بر قدرت ترجیح دهد و مورد قبول اکثر طبقات و اقشار جامعه باشد به یک خطر جدی برای موجودیت ایران تبدیل شده است.

در این مدت ۴۷ سال که ج.ا از درون مشغول تخریب ایران بود، با همه دنیا در افتاده بود, به اشاعه تروریسم می پرداخت، نیروهای نیابتی تشکیل میداد و به دشمن تراشی برای خود و ایران مشغول بود، اپوزیسیون و دولت های خارجی هم بیکار ننشسته بودند. همه این سالها جریانهای سیاسی و حتی دولت های خارجی هم مشغول ترسیم نقشه های خود برای آینده ایران بودند. طیف های مختلف اپوزیسیون های ایرانی سالهاست که برای سرنگونی رژیم و آینده ایی بهتر مبارزه می کنند.

یک بخش از این اپوزیسیون که میشود آنها را به جمهوری خواه و‌ چپ و دمکرات دسته بندی کرد، ظاهراً چنین بنظر می رسد که فعلا چیزی برای برداشت محصول ندارند. اینها نه حزب منسجمی دارند و نه رهبر کاریزماتیکی که مردم بتوانند حول آن جمع شوند. البته در فضای ملتهب سیاسی امروز و پرو‌پاگاندای رسانه‌ای رقیب این فقط ظاهر قضیه است. البته عدم توان آنها در ارایه یک الترناتیو قوی برای امروز ایران ناشی از عدم دستیابی آنها به منابع مالی و امکانات فنی مثل رادیو و تلویزیون و عدم حمایت دولت ها از آنها هم هست. در دنیای امروز بدون داشتن این امکانات، رساندن صدای خود به گوش مردم تقریبا غیر ممکن است. اما اینها در واقع یک نیروی اجتماعی قوی و فعلا آرام تر از رقیب هستند. اگر صدای اینها خوب شنیده نمیشود، به این معنا نیست که اینها نیستند یا ضعیف اند. به درجه ای که جناح رقیب برای مطرح شدن، خود را به آب و آتش می زند و به هر ریسمانی چنگ می اندازد و همه نرم‌های یک رقابت سالم را نادیده می گیرد، اینها روز به روز قویتر می شوند و ورق بر خواهد گشت.

در دوران انقلابی همه‌چیز به سرعت تغییر می کند. به یاد بیاوریم انبوه سازمان‌ها و تشکل ها و مطالبات انها بعد از انقلاب ۵۷ و مقایسه آن با روزهای قبل از انقلاب.

در مقابل الترناتیو پادشاهی یا سلطنت طلب در این سه دهه بسیار هوشمندانه عمل کرده است. اینها از همه امکانات تبلیغی نهایت استفاده را کرده اند. اینها با داشتن دو تلویزیون ۲۴ ساعته و سایت های یوتیوبی و اینستاگرامی توانسته اند با زبانی ساده، عامه پسند و پوپولیستی توی تمام خانه ها وارد شوند و پیام خود را به گوش مردم برسانند. همه می دانیم که در این دو سه دهه کسی در ایران تلویزیون ج.ا نگاه نمی کند و تلویزیون «من و تو» و «انترناسیونال» به کانال های محبوب مردم تبدیل شده است. اینها عملا در این مدت طولانی در کنار برنامه های سرگرمی کننده و مدرن با کارمندانی شیک‌پوش به تبلیغ باز گشت پادشاهی و سلطنت در ایران مشغول بوده اند و آقای پهلوی را به برند خود تبدیل کرده اند.

آنچه امروز در خیابانهای ایران صدا می زنند محصول دو دهه کار مستمر، حرفه ای و شیک و مدرن این جریان است.

کسانی که امروز در ایران آقای پهلوی را صدا می زنند عمدا جوانانی هستند که تا چشم به جهان گشوده اند، جهنم ج.ا را دیده اند. تلویزیون ج.ا در این ۴۷ سال برای اینها چیزی جز آیه و دعا و نوحه و گریه و غم و آه و ناله و تنفر و مرگ چیز دیگری عرضه نکرده است. بنابراین استقبال عمومی از این تلویزیون ها بخاطر برنامه های متفاوت و متنوع امری قابل فهم و انسانی است. علاوه براین تجربه تلخ، مشقت بار و نا امید کننده زندگی برای جوانان از یک طرف و دیدن ویدیو کلیب های نوستالژی زمان شاه از طرف دیگر، اعاده اوضاع سابق برایشان به یک‌ آرزو تبدیل شده است.‌ در ذهن این جوانان جوانب منفی و‌ حقارت آمیز زندگی در رژیم سابق رنگ باخته یا اصلا نمی شناسند. امروز یک آدم ۴۰ ساله در زمان انقلاب تازه ۷ سال داشته است. اینها بناچار بین زندگی خفت بار، همراه با فشار های اقتصادی زندگی در ج.ا، با آنچه با چشم خود ندیده اما بمباران تبلیغاتی آن را هر روز دیده و شنیده اند, گذشته را انتخاب میکنند. شعار «جاوید شاه» یا «پهلوی بر می گردد» ناظر بر این آرزو است. البته «جاوید شاه» و «پهلوی بر میگرده» به معنای یک دهان کجی و بروز خشم خود به رژیم هم هست.

euirgc.jpgایران اینترنشنال - پارلمان اروپا بار دیگر به قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروه‌های تروریستی رای مثبت داد. نتیجه این رای‌گیری غیرالزام‌آور است و نظر شورای اتحادیه اروپا در این خصوص تعیین‌کننده خواهد بود.

در این رای‌گیری که پنج‌شنبه دوم بهمن در پارلمان اروپا در استراسبورگ فرانسه انجام شد، از مجموع ۶۲۸ نماینده حاضر، ۵۶۲ نفر رای موافق، ۹ نفر رای مخالف و ۵۷ نفر رای ممتنع دادند.

این قطعنامه افزون بر موضوع سپاه پاسداران، بر لزوم اخراج دیپلمات‌های جمهوری اسلامی از اتحادیه اروپا و تقویت حمایت‌ها برای مقابله با محدودیت‌های اینترنت در ایران تاکید کرد.

روبرتا متسولا، رییس پارلمان اروپا، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «از خیابان‌های تهران تا قلب پارلمان اروپا، پیام روشن است: ایران باید آزاد شود. ایران آزاد خواهد شد.»

به گفته متسولا، پارلمان اروپا بر لزوم هدف قرار دادن سرکوبگران، تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران و پاسخگو کردن عاملان جنایت‌ها تاکید دارد.

پارلمان اروپا پیش‌تر در ژانویه ۲۰۲۳ و در واکنش به سرکوب مردم ایران در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» نیز خواستار قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا شد.

جوزپ بورل، مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در آن زمان اجرایی شدن این تصمیم را منوط به حکم قضایی دانست و گفت: «نمی‌شود چون کسی سازمانی را دوست ندارد، آن را تروریست بنامیم. اول به تصمیم یک دادگاه در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیاز داریم. پس از آن می‌شود موضوع را در سطح اتحادیه اروپا مطرح کرد.»

قرار است ایرانیان یک‌شنبه پنجم بهمن با برگزاری تجمعی اعتراضی در بروکسل، یکی از مطالبات خود یعنی قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی را مطرح کنند. مقر شورای اتحادیه اروپا در بروکسل واقع است.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

بی عملی و سکوت جبهه اصلاحات نسبت به قتل عام مردم ایران و اینکه حمایتی از اعتراضات نکردند مانند سالک در سیمای آنها می ماند و از سوابق آنها پاک نمی شود. بدتر از آن، محمد خاتمی در بیانیه خود دومین تیر خلاص را به جریان اصلاحات زد. خاتمی به صراحت علیه مردم موضع گرفت و در نیمکت لباس شخصی ها و یگان ویژه نشست و خون های به ناحق ریخته را لگد مال کرد، ولی عبای شکلاتی خود را بالا گرفت تا لکه نگیرد . بیانیه ۱۴ نفر ملی مذهبی هم تناسبی با بحران نداشت و حمایتی از مردم نکردند. تو گویی این ۱۴ نفر در ۱۴۰۰ سال پیش سیر می کنند.

جمهوری اسلامی هیچگاه مانند این بار که چندین میلیون شهروند به خیابان ریختند طعم تلخ سرنگونی را نچشیده بود. ترس از فروپاشی سریع سرکوبی را رقم زد که دیگر شرايط کشور را به وضعیت عادی یا قبل از زدن مردم بازنمی گرداند. این بار از تیربار و تک تیرانداز و قاتل ترین نیابتی های عراقی و افغانی برای سرکوب مردم استفاده کردند و بیش از ۲۰ هزار کشته روی دست مردم گذاشتند. اگر شرایط دشوارتر شود و خطر سرنگونی باز هم جدی تر شود شاید در دور بعدی نیم میلیون نفر را هدف قرار دهند. آمار تا ۵ میلیون نفر نیز در محافل خصوصی آقایان شنیده شده است.

مصباح یزدی، خامنه ای، و میر محمد باقری معتقدند برای حفظ اسلام و نظام حتی اگر نیمی از نفوس کشته شوند هیچ شرعیتی نقض نشده است. از نظر انها ایران غنیمت جنگی شیعه است و بس. بر اساس همین استدلال، از نظر آپاراتچی های جمهوری اسلامی اگر نظام یک بار دیگر در معرض خطر قرار گیرد هیچ خط قرمزی وجود نخواهد داشت.
حال باید پرسید اگر جمهوری اسلامی در دور بعدی اعتراضات که احتمالا دیر نیست یک قتل عام تاریخی راه انداخت محمد خاتمی باز هم طرف برادران قاتل حشدالشعبی را خواهد گرفت؟ آیا جبهه اصلاحات باز هم صبر می کند تا ببیند چه می شود؟ و اطلاعیه ۱۴ نفر ملی مذهبی نیز باز هم از روی آمار کشته ها خواهد پرید و بیانیه ای بی خطر صادر می کند؟

wsj.jpgویژه خبرنامه گویا - انتشار یادداشت عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در بخش «دیدگاه» روزنامه وال‌استریت ژورنال موجی از انتقادهای تند را در میان روزنامه‌نگاران، فعالان حقوق بشر و نهادهای ناظر بر آزادی اینترنت برانگیخته است.

این تصمیم نه‌تنها از منظر اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ای محل پرسش است، بلکه با سابقه گزارش‌های دقیق همین روزنامه درباره سرکوب اعتراضات و نقض گسترده حقوق بشر در ایران نیز در تناقض آشکار قرار دارد.

نهاد مستقل نت‌بلاکس که سال‌هاست قطعی‌ها و محدودیت‌های اینترنت در ایران را مستند می‌کند، در واکنش به این اقدام اعلام کرد که در تاریخ ۲۰ ژانویه وال‌استریت ژورنال یادداشتی را از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی منتشر کرده که روایت رسمی حکومت را ترویج می‌دهد. نت‌بلاکس در نامه‌ای رسمی به تیم تحریریه این روزنامه تأکید کرده است که چنین مطالبی باید با «شفاف‌سازی حیاتی» همراه باشند؛ از جمله این‌که یادداشت دقیقاً از چه طریقی ارسال شده است آیا به‌صورت دیجیتال و از طریق اینترنت در حالی که همان حکومت هم‌زمان دسترسی شهروندان خود به اینترنت را قطع کرده است.

در این نامه همچنین تصریح شده که باید روشن شود مخالفان حکومت به‌دلیل محدودیت‌ها و قطع سراسری اینترنت از دسترسی برابر به تریبون‌های جهانی محروم بوده‌اند. به بیان دیگر، زمانی که یک حکومت نویسنده خود را به راحتی به رسانه‌ای بین‌المللی می‌رساند، میلیون‌ها شهروند معترض حتی امکان رساندن صدای خود را ندارند. نت‌بلاکس از وال‌استریت ژورنال خواسته است این رویکرد را به‌عنوان یک سیاست شفافیت به همه یادداشت‌هایی که در شرایط «خاموشی اینترنتی ملی» منتشر می‌شوند، تعمیم دهد.

در همین راستا، روزنامه‌نگار شناخته شده ایرانی-امریکایی یاشار علی، نیز انتشار این یادداشت را «ننگ‌آور» توصیف کرده و نوشته است که این اقدام مستقیماً با گزارش‌های دقیق خود وال‌استریت ژورنال درباره سرکوب اعتراضات و کشتار معترضان در ایران در تضاد است. او تأکید می‌کند که هیچ ضرورتی ندارد به مقام یک رژیم آشکارا اقتدارگرا تریبون داده شود تا دروغ و انکار جنایت را ترویج کند، آن هم بدون راستی‌آزمایی یا حتی یک بخش توضیحی برای بررسی ادعاها.

به گفته یاشار علی، این یادداشت «مملو از دروغ‌های آشکار و انکار جنایت» است و عدم افزودن توضیح یا پنجره‌ای برای بررسی واقعیت‌ها، ضربه‌ای جدی به اعتبار حرفه‌ای صفحه دیدگاه این روزنامه وارد می‌کند. او حتی متن کامل یادداشت را بازنشر کرده تا از هدایت ترافیک به نسخه اصلی جلوگیری کند؛ اقدامی که خود نشان‌دهنده شدت اعتراض به عادی‌سازی روایت‌های رسمی یک حکومت سرکوبگر است.

***

1919.jpgایندیپندنت - مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران درحالی که حکومت هزاران ایرانی را در جریان خیزش ملی کشته، مجروح و بازداشت کرده و تصاویر نشان می‌دهد مامورانش همچنان در خیابان‌ها در حال ایجاد رعب‌و‌وحشت هستند، معترضان را افرادی خواند که «آسیب روانی، اختلالات سلامت روان یا مسائل مرتبط با اشتغال و محرومیت اجتماعی» دارند.

او همچنین گفت که جامعه پزشکی را باید در این زمینه «اقناع» کرد. به گزارش ایسنا، او افزود که جامعه پزشکی نباید در دام تحلیل‌های «دشمن» بیفتد.


این درحالی است که پیر و جوان، زن و مرد و فقیر و غنی در این خیزش ملی ایرانیان با وسعتی که همه شهرهای ایران را در بر گرفت حضور داشتند. منابع ایندیپندنت فارسی در بیمارستان‌ها از شلیک‌های مستقیم به سر، چشم و گلوی معترضان خبر داده‌اند.

:::

شعار نویسی با خون

| No Comments

🔸تصویری که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده شعارنویسی معترضان بر کرکرۀ یک مغازه با خون را نشان می‌دهد.

🔸در این تصویر حجم زیادی از خون بر سنگفرش و رد خون بر کرکرۀ مغازه دیده می‌شود. شعارهای «جاوید شاه» و «مرگ بر خامنه‌ای» با خون نوشته شده‌اند.

🔸زمان و مکان دقیق این تصویر برای رادیوفردا مشخص نیست اما مربوط به اعتراضات مردم ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴ است.

bloodlarge.jpg

counsularLondon.jpgبر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، طبقه اول کنسولگری جمهوری اسلامی در مرکز لندن به‌طور کامل تخلیه و قفل شده و شمار کارکنان این نمایندگی به‌شدت کاهش یافته است.

همچنین گفته می‌شود خدمات و نیروهای حاضر مربوط به بخش کنسولی در سطحی بسیار محدودتر از گذشته ارائه می‌شود؛ موضوعی که هم‌زمان با افزایش تجمعات اعتراضی مقابل ساختمان رخ داده است.

تصاویر منتشرشده روزهای اخیر نشان داد روند خروج وسایل و اسناد اداری از ساختمان کنسولگری آغاز شده و بخشی از این اقلام جلوی ساختمان تلمبار شده‌ بودند.

طبق تصاویر، در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه خودروهایی برای انتقال کارکنان و تجهیزات به محل دیگری در رفت‌وآمد بوده‌اند.

***

1919.jpgالی امیدوار فعال اجتماعی: این ویدیو توسط همسر یکی از نیروهای سپاه ضبط شده : «امروز این لباس‌ها را آتش می‌زنم؛ لباس‌هایی که بوی خون می‌دهند.

این‌ها لباس‌های شوهر من است؛ کسی که در سپاه کار می‌کند، یک بسیجی، یک سپاهی که اسلحه روی مردم می‌کشد. من نمی‌خواهم همسر من این لباس‌ها را بپوشد و اسلحه به روی مردم بکشد.

مردم از ما نفرت دارند. مردم حاضر نیستند ما را ببینند، حاضر نیستند ما در این جامعه باشیم. من نمی‌خواهم شوهرم مردم را بکشد. این لباس‌ها را آتش می‌زنم. امشب.»

22.jpgایران اینترنشنال - مارکو اکتاویو، سرمربی مشهور برزیلی که دوران پرافتخاری روی نیمکت تیم ملی فوتبال ساحلی داشت، در واکنش به کشته‌شدن محمد حاجی‌پور، گلر پیشین تیم ملی ایران، به دست جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، در کنایه به جمهوری اسلامی نوشت: «چه زمانی به انسانیت می‌رسید؟»

اکتاویو با انتشار عکسی مشترک در کنار حاجی‌پور نوشت: «چه زمانی به انسانیت می‌رسید؟ تعصب، قدرت، پول... حاجی‌پور، دروازه‌بان فوق‌العاده، دوست فراموش‌نشدنی، دوستت دارم!»

brzlarge.jpgهمچنین صفحه «بیچ‌ساکر ورلدواید»، نهاد برگزارکننده مسابقات بین‌المللی فوتبال ساحلی نیز با انتشار پستی در اینستاگرام، در واکنش به فاجعه، نوشت: «با اندوهی عمیق، از درگذشت محمد حاجی‌پور، دروازه‌بان ایرانی، در جریان اعتراضات ایران مطلع شدیم.

در این زمان بسیار دشوار، صمیمانه‌ترین تسلیت‌های خود را به خانواده و دوستان او ابراز می‌داریم. محمد عزیز، روحت شاد.»

beachsoccerinsta.jpg

همچنین: تقاضای رسمی نماینده مجلس آمریکا برای برکناری دختر علی لاریجانی

خبرنامه گویا از صحت یا سقم محتوای این ویدئو اطلاعی ندارد

ایران اینترنشنال - بادی کارتر، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، خبر داد که نامه‌ای به دانشگاه و هیات پزشکی ایالت جورجیا نوشته و خواستار لغو مجوز پزشکی فاطمه اردشیر لاریجانی، دختر دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی، شده است. او افزود علی لاریجانی به‌طور علنی خواستار اعمال خشونت علیه آمریکایی‌ها شده است.

***

***

برخورد معترضان با یکی از مراجعه‌کنندگان به سفارت جمهوری اسلامی در لندن در شبکه‌های اجتماعی وایرال شده است.

***

1919.jpgایندیپندنت - مرتضی طلایی از فرماندهان ارشد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی که در مقاطع حساس دهه ۷۰ و ۸۰ فرماندهی پلیس تهران را بر عهده داشت و نقش مهمی در سرکوب اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ داشت، به خبرآنلاین گفت از آنجایی که یکی از دامادهایش می‌خواست روی بچه‌هایش سرمایه‌گذاری کند و سطح آموزشی کشور برایشان کم بود، به کانادا مهاجرت کردند.

این درحالی است که مرتضی طلایی نیز اخیرا به کانادا سفر کرده بود و تصاویر او هنگام ورزش در باشگاه ورزشی در کانادا موجود است.

از آرشیو ویدئو عبدی مدیا:

***

sachme.jpgعلیرضا پارسا به دادگاه انقلاب احضار شد

علیرضا پارسا، پزشک، جانباز و اسیر جنگ ایران‌ و عراق، در ویدیویی که روز ۲۳ دی منتشر کرده، می‌گوید به‌دلیل فعالیت در فضای مجازی و حضور در راهپیمایی اعتراضی اخیر، به دادگاه انقلاب شازند احضار شده است.

او اعلام کرد این احضار پس از انتشار مطالب اعتراضی در شبکه‌های اجتماعی و شرکت در تجمع چند شب گذشته صورت گرفته است.پارسا در این ویدیو می‌گوید با وجود تاکید بر معترض بودن و مشارکت نداشتن در خشونت، هدف شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفته و از ناحیه اطراف چشم راست آسیب دیده است.

او همچنین از مراجعه به بیمارستان فارابی تهران خبر داد و افزود بنا به نظر پزشکان، فعلا خارج کردن ساچمه‌ها منطقی تشخیص داده نشده و روند درمان زیر نظر ادامه دارد.

***

محمدامین آشنا فرزند حسام‌الدین آشنا است و در حال حاضر در شهر کلگری ایالت آلبرتا در کانادا ساکن است

او همچنین نوه دختری محمد محمدی ری‌شهری است. محمد محمدی ری‌شهری اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بود

محمدامین آشنا در اوت ۲۰۲۵ مدرک دکترای خود را در رشته برنامه‌ریزی حمل‌ونقل از دانشکده مهندسی دانشگاه کالیاری دریافت کرد.

tweetcanada.jpg

mossad.jpgخبرنامه گویا - الیعزر «گِیزی» تسافریر، مقام ارشد پیشین شین‌بت و موساد و آخرین رئیس ایستگاه موساد در تهران در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، در ۹۲ سالگی درگذشت. نام او بیش از هر چیز با روزهای پایانی حکومت محمدرضاشاه پهلوی و فروپاشی ناگهانی یکی از نزدیک‌ترین متحدان اسرائیل در منطقه گره خورده است.

تسافریر پس از بازنشستگی، با انتشار چند کتاب و انجام مصاحبه‌های مفصل، از تجربیات خود در ایران و کردستان گفت و تأکید کرد که تا سال‌های اخیر نیز به «مقامات ارشد اسرائیلی» درباره ایران مشاوره می‌داده است. اظهارات او در سال‌های پایانی عمر، هم‌زمان با اعتراضات گسترده در ایران و افزایش تنش‌های منطقه‌ای، بار دیگر مورد توجه قرار گرفت.

او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۳ پیش‌بینی کرده بود که اسرائیل در نهایت به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله خواهد کرد. به باور تسافریر، چنین حمله‌ای باید علاوه بر مراکز هسته‌ای، اهداف حکومتی را نیز در بر بگیرد تا رژیم به‌شدت تضعیف شود و زمینه برای به‌دست گرفتن قدرت توسط مردم ایران فراهم آید؛ تحلیلی که بعدها با جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ مقایسه شد.

تسافریر سال‌ها مدافع حمله پیش‌دستانه به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی بود و معتقد بود ایدئولوژی افراطی حاکمیت ایران در نهایت به استفاده از سلاح هسته‌ای علیه اسرائیل منجر خواهد شد. او بارها گفته بود که رهبران جمهوری اسلامی با «فریب استراتژیک» غرب را سرگرم می‌کنند تا زمان بخرند و از نگاه آنان، غرب جامعه‌ای ضعیف و ناتوان از اقدام جدی است.

او همچنین تأکید داشت که تغییر رژیم در ایران تنها می‌تواند از درون رخ دهد. به گفته تسافریر، هر دوره انتقال قدرت در جمهوری اسلامی با موجی از اعتراضات همراه است و سرانجام روزی این نارضایتی عمومی به یک خیزش تعیین‌کننده تبدیل خواهد شد. او شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» در خیابان‌های ایران را نشانه‌ای از این روند می‌دانست.

پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، تسافریر بارها گفت که نقش محوری زنان، رژیم را به‌شدت نگران کرده است. از نگاه او، کنار گذاشتن حجاب اجباری به نماد شورش علیه پایه‌های ایدئولوژیک انقلاب اسلامی تبدیل شده و هسته مذهبی نظام را به چالش کشیده است.

تسافریر که تنها هفت ماه پیش از آغاز انقلاب اسلامی به‌عنوان رئیس ایستگاه موساد به تهران اعزام شده بود، فروپاشی برق‌آسای رژیم شاه را از نزدیک شاهد بود. او با طراحی یک عملیات محرمانه، موفق شد حدود ۱۳۰۰ شهروند اسرائیلی ساکن ایران را در بحبوحه هرج‌ومرج و حملات خیابانی، به‌طور کامل از کشور خارج کند.

او همچنین فاش کرد که محمدرضاشاه پهلوی در دیداری محرمانه از او خواسته بود اسرائیل آیت‌الله روح‌الله خمینی را در دوران تبعید در فرانسه ترور کند؛ درخواستی که موساد آن را رد کرد. تسافریر سال‌ها بعد این تصمیم را یکی از بزرگ‌ترین «حسرت‌های تاریخی» توصیف کرد و نوشت که گاه تاریخ پر از لحظاتی است که اگر تصمیمی دیگر گرفته می‌شد، شاید جهان هرگز نمی‌دانست از چه فاجعه‌ای نجات یافته است.

۱۲ زندانی امروز اعدام شدند

| No Comments

1919.jpgتوانا - امروز چهارشنبه یکم بهمن‌ماه، دستکم ۱۲ زندانی در زندان‌های خرم‌آباد، مهاباد، سبزوار، کاشمر، بوشهر، چابهار، مشهد، شهرکرد، دامغان، شیراز و ملایر اعدام شدند و هیچ دسترسی مستقلی به جزئیات پرونده‌ها، روند رسیدگی و اینکه آیا این محاکمه‌ها منصفانه بوده‌اند یا خیر وجود ندارد.


قطعی گسترده اینترنت و محدودیت شدید اطلاع‌رسانی در داخل کشور، عملا امکان دسترسی به اطلاعات شفاف درباره این اعدام‌ها را از مردم و نهادهای مستقل گرفته است.

بر اساس گزارش خبرگزاری «هرانا» این اعدام‌ها امروز اجرا شده‌اند. جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۲۵ دست‌کم حدود ۱۹۲۲ نفر را اعدام کرده است، آماری که نسبت به سال‌های گذشته افزایش چشمگیر داشته و یکی از بالاترین ارقام اعدام در دهه‌های اخیر را نشان می‌دهد.این آمار فقط بخش کوچکی از واقعیت است، چون بسیاری از اعدام‌ها بدون اطلاع‌رسانی انجام می‌شود.

استفاده از حکم اعدام به‌عنوان ابزار سرکوب، هم‌زمان با سرکوب اعتراضات سراسری و خشونت شدید علیه معترضان، نقض آشکار حقوق بشر است.


اطلاع‌رسانی شفاف و توجه جامعه ایران و جامعه جهانی به این موج اعدام‌ها اهمیت حیاتی دارد. سکوت درباره این وقایع به معنای کنار گذاشتن جان انسان‌ها در برابر دستگاهی است که حق حیات و عدالت را لگدمال می‌کند.

eslahat.jpgاطلاعات اختصاصی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد به دنبال نگرانی بدنه اصلاح‌طلبان از فروپاشی جمهوری اسلامی، شورای مرکزی «جبهه اصلاحات ایران» نشستی اضطراری و غیرعلنی برگزار کرده است که بررسی بیانیه این نشست، با دخالت و تهدید نهادهای امنیتی متوقف شده است.

این نشست، نگران از سقوط علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، به عنوان مسبب قتل عام شهروندان، پیش‌نویس بیانیه‌ای را بررسی می‌کرده که در آن از خامنه‌ای خواسته شده از قدرت کناره‌گیری کند و اداره کشور به «شورای گذار» سپرده شود.

به گفته منابعی که در این باره با ایران‌اینترنشنال گفت‌و‌گو کردند، بررسی این بیانیه و تصمیم برای انتشار آن، با دخالت و تهدید نهادهای امنیتی متوقف شده است.

بر اساس این اطلاعات، نشست فوق‌العاده یک‌شنبه ۲۱ دی به ریاست آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و رییس جبهه اصلاحات ایران و با حضور چهره‌های شاخص جریان اصلاحات در دفتر مرکزی «انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران» برگزار شده است.

به گفته منابع ایران‌اینترنشنال دستور کار این جلسه «واکنش فوری» به تغییر رویکرد نظام در تشدید سرکوب خونین معترضان در خیابان‌ها بوده است.

به گفته این منابع، در جریان بحث‌های طولانی درباره افزایش آمار کشته‌ها و مجروحان، پیشنهادهایی مطرح شده که در میان آن‌ها، پیش‌نویس بیانیه‌ای بی‌سابقه برجسته بوده است.

طبق این پیش‌نویس، جبهه اصلاحات خواستار کناره‌گیری رهبر جمهوری اسلامی «برای پایان دادن به وضعیت موجود و هموار کردن مسیر گذار سیاسی» شده و پیشنهاد داده که یک «شورای گذار» مسئولیت اداره کشور و فراهم کردن مقدمات تغییر ساختار سیاسی را بر عهده بگیرد.

منابع مطلع همچنین گفتند در این نشست درباره «استعفای جمعی برخی مقامات ارشد» و «فراخوان برای تظاهرات گسترده خیابانی» در روزهای پس از اوج درگیری‌ها نیز گفت‌وگو شده است.

daily21-4.jpgمریم رحمتی - ترامپ خطاب به رهبران اتحادیه اروپا: اگر ما نبودیم، الان همه شما آلمانی صحبت می‌کردید و شاید کمی هم ژاپنی.

بعد از جنگ، ما گرینلند را به دانمارک برگرداندیم. چقدر احمق بودیم که این کار را کردیم؟ اما انجامش دادیم. حالا آن‌ها چقدر ناسپاس شده‌اند؟

namazi.jpgایران در آستانه یک تغییر تاریخی است: حکومت احتمالا فرو خواهد پاشید، اما دموکراسی هنوز یک هدف دور از دسترس است؛ روایت سیامک نمازی، از درون نظام، پرده از ساختار قدرت و چالش‌های پیش روی مردم برمی‌دارد

یورونیوز - سیامک نمازی، استراتژیست و مشاور ارشد سابق است که نام او با یکی از طولانی‌ترین دوران زندانی شدن اتباع دوتابعیتی در ایران گره خورده است. او بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ (حدود ۸ سال) در اوین زندانی بود. آقای نمازی در این تحلیل، از تجربیات دست‌اول خود در گفتگو با مقامات، بازرگانان و خودی‌های حکومت در دوران حبس استفاده کرده تا نگاهی «از درون» به ساختار قدرت ارائه دهد.

این مقاله در وب‌سایت شخصی او و وب‌سایت‌های تحلیل سیاست خارجی منتشر شده و بازتاب‌دهنده دیدگاه او درباره دوران پساخامنه‌ای و وضعیت فعلی ایران است.

سیامک نمازی روایت خود را با توصیف صحنه‌های خونین هفته‌های اخیر در ایران آغاز می‌کند؛ روزهایی که به گفته او، بار دیگر نشان داد «بی‌کفایتی حکومت در حکمرانی، تنها با مهارتش در سرکوب و کشتار جمعی برابری می‌کند.»

میراثی از خون و بن‌بست حکمرانی

او معتقد است که استراتژی بقای جمهوری اسلامی اکنون در ساده‌ترین و وحشیانه‌ترین شکل خود عیان شده است: کشتن تعداد زیادی از مردم در کوتاه‌ترین زمان ممکن برای ایجاد وحشتی که بقیه را به تسلیم وادارد.

آقای نمازی با اشاره به آمارهای تکان‌دهنده‌ای که از کشته‌شدن هزاران نفر حکایت دارد، توضیح می‌دهد که چگونه حکومت حتی از جنازه‌ها هم درآمد کسب می‌کند و با «وقاحت تمام»، از خانواده‌ها «حق تیر» مطالبه می‌کند. با این حال، او تاکید دارد که اگرچه خیابان‌ها با زور اسلحه ساکت شده‌اند، اما این سکوت نشان‌دهنده بازگشت به ثبات نیست، بلکه آرامش پیش از طوفانی بزرگ‌تر است.

اقتصادی که بر پایه دروغ بنا شده

یکی از بخش‌های کلیدی روایت آقای نمازی، افشای ساختار فاسد اقتصادی است که او طی دوران حبس خود در اوین، از زبان چهره‌های متصل به قدرت شنیده است. او کل سیستم بانکی ایران را به یک «طرح پانزی» یا کلاهبرداری زنجیره‌ای تشبیه می‌کند.

آقای نمازی روایت می‌کند که چگونه خودی‌های نظام با رشوه‌دهی به ارزیابان، ارزش املاک خود را تا ده برابر واقعی جلوه داده، وام‌های کلان گرفته و سپس با واگذاری همان ملک بی‌ارزش به بانک، بدهی خود را صاف کرده‌اند.

این ثروت‌های کاغذی و جابه‌جایی دارایی‌های سمی میان بانک‌ها، اقتصادی خلق کرده که هیچ پشتوانه واقعی ندارد. او معتقد است وقتی این حباب مالی با سوءمدیریت در منابع حیاتی مانند آب و برق گره می‌خورد، سیستمی پدید می‌آید که دیگر توان پاسخگویی به ابتدایی‌ترین نیازهای شهروندانش را ندارد.

کاکیستوکراسی

نویسنده در ادامه به بررسی ساختار سیاسی می‌پردازد و مفهوم «کاکیستوکراسی» یا حکومت فرومایگان را برای توصیف وضعیت فعلی به کار می‌برد. او توضیح می‌دهد که علی خامنه‌ای در طول دهه‌های گذشته، به طور سیستماتیک تمام تکنوکرات‌ها و مدیران لایق را حذف کرده و جای آن‌ها را با افرادی پر کرده که تنها ویژگی‌شان «اطاعت مطلق» است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

از نظر آقای نمازی، این حذف تخصص به بهای وفاداری، باعث شده که در حساس‌ترین لحظات تاریخی، ضعیف‌ترین و نالایق‌ترین افراد در راس تصمیم‌گیری باشند. او اشاره می‌کند که حتی آخرین سنگر حکومت یعنی ادعای تامین «امنیت» نیز پس از ضربات نظامی اخیر فرو ریخته و اکنون اکثریت قاطع مردم، نظام را کاملا فاقد مشروعیت می‌دانند.

گذار از توهم انقلاب ۱۳۵۷

سیامک نمازی به صراحت می‌‌نویسد که مقایسه شرایط فعلی با روزهای پایانی حکومت پهلوی یک خطای تحلیلی است. او استدلال می‌کند که شاه در نهایت راه خروج را انتخاب کرد، اما سران فعلی جمهوری اسلامی که دستشان به خون آلوده است، خود را در وضعیتی می‌بینند که راه بازگشتی ندارند و برای آن‌ها جنگ، جنگِ «کشتن یا کشته شدن» است.

به کارما اعتقاد دارید؟

| No Comments

1919.jpgآتلانتا-اعتراض به حضور دختر لاریجانی؛ «نمی‌دونم به کارما اعتقاد دارید؟»

farah.jpgفرح پهلوی، همسر آخرین شاه ایران به خبرگزاری فرانسه گفت که موج اعتراض‌ها علیه حاکمیت آخوندها در این کشور «دیگر راه بازگشتی وجود ندارد» و ابراز اطمینان کرد که مردم ایران سرانجام پیروز خواهند شد

یورونیوز - خانم پهلوی (دیبا) در پاسخ به این سوال خبرنگار خبرگزاری فرانسه که «با وجود سرکوب اعتراض‌ها، آیا هنوز امیدوار هستید؟» گفت: «تا امروز، هزاران تن از این جوانان شریف و شجاع، جان خود را برای آزادی میهنشان فدا کرده‌اند؛ و تنها خدا می‌داند پیش از آن‌که ایران ما بار دیگر سرزمینی آزاد شود، چه تعداد دیگر به دست این رژیم جنایتکار جان خواهند باخت.»

او تصریح کرد: «اما یک چیز اکنون قطعی است: راه بازگشتی وجود ندارد. این مسیر یک‌طرفه است و به آزادی می‌انجامد؛ مسیری که هر روز، با اندوهی جانکاه، به خون دختران و پسران این سرزمین آغشته می‌شود. چنین فداکاری‌ای پیروزی را طلب می‌کند. این پیروزی تنها پیروزی کشور من نخواهد بود؛ بلکه پیروزی صلح، امنیت و ثبات در جهان نیز خواهد بود.»

خانم پهلوی در مورد نقش کنونی اپوزیسیون نیز توضیح داد: «مخالفان رژیم در خارج از ایران امروز دو وظیفه اساسی دارند: نخست، ایجاد و تقویت پیوندی نیرومند میان ایرانیان داخل کشور با ملت‌ها و دولت‌های جهان آزاد؛ و دوم، سازمان‌دهی هرچه گسترده‌تر تجمع‌ها و تظاهرات برای اعلام همبستگی با هم‌میهنانشان و یادآوری این واقعیت به افکار عمومی جهانی که در کشوری، که گهواره یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان است، چه می‌گذرد.»

او در پاسخ به این سوال که «آیا خواهان مداخله نظامی خارجی در ایران، به‌ویژه از سوی ایالات متحده، هستید؟»، پاسخ داد: «من وجدان تمامی جهانیان را فرامی‌خوانم که در همبستگی با این ملت، به حمایت از آنان ادامه دهند. نباید هزاران ایرانی در میان بی‌تفاوتی عمومی جان خود را از دست بدهند. تقویت بخت آنان در این نبرد عمیقا نابرابر، مستلزم آن است که جهان دریابد پیروزی‌شان و برآمدن ایرانی دموکراتیک، منطقه را به سوی خاورمیانه‌ای آرام‌تر سوق خواهد داد.»

خانم پهلوی در مورد این که چه نقشی برای رضا پهلوی در فردای سقوط احتمالی حکومت جمهوری اسلامی متصراست نیز تاکید کرد: «نقش او دقیقا همان خواهد بود که مردم ایران تصمیم بگیرند به او بسپارند. پسرم، که نامش در هر تظاهراتی طنین‌انداز است، همواره در طول زندگی عمومی خود تاکید کرده که این مردم ایران هستند که آزادانه آینده کشورشان را تعیین خواهند کرد. او خود نقش خویش را تنها رساندن صدای جوانان ایران می‌داند، تا روزی که آزادی فرا برسد.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

فرح پهلوی سپس در پاسخ به این پرسش که در صورت سقوط حکومت فعلی به ایران بازخواهد گشت یا خیر، گفت: «۴۷ سال است که آرزوی آزادی ایران را در دل داشته‌ام و در انتظار آن بوده‌ام. مردم ایران با محبتی عمیق مرا "مادر ایران" می‌نامند. در روزگار آزمون، هر مادر و هر فرزندی باید در کنار یکدیگر باشند. امروز خواست و نیاز من بازگشت به ایران و در آغوش گرفتن این فرزندان استثنایی است.همچون هر مادری که از فرزندانش جدا مانده، در ژرفای وجودم احساس می‌کنم که این سفر و این دیدار، به‌زودی رخ خواهد داد.»

او همچنین خطاب به مردم ایران گفت: «امروز شما با شجاعتی عظیم، فصلی تازه از تاریخ را می‌نویسید؛ نه‌تنها برای ایران، بلکه برای جهان. امید و استواری خود را حفظ کنید؛ شما در این رویارویی نابرابر با جمهوری اسلامی پیروز خواهید شد. به فرزندانم، دختران و پسران ایران، به خواهران و برادرانم، مادران و پدران جوانان نجیب این سرزمین، مراتب تحسین و ستایش خود را تقدیم می‌کنم.»

سلاحی که ناگهان برق، ارتباطات، پدافند و هماهنگی نظامی را از کار بیندازد، زمینه را برای هدف قرار دادن سران جمهوری اسلامی و مراکز کلیدی قدرت فراهم می‌کند

پس از کشتار خونین قیام ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ به دست جمهوری اسلامی و تشدید آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه، مجموعه‌ای از نشانه‌ها، تهدید روسن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اظهارات غیرمستقیم مقامات آمریکایی و تحرکات میدانی، از احتمال یک حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی حکایت دارند. با این حال، چگونگی این حمله، اهداف اولیه و نحوه اجرای آن همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. تجربه‌های اخیر نشان می‌دهد که ابهام، خود بخشی از راهبرد نظامی است.

الگوی حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه و به‌ویژه بامداد ۲۳ خرداد، نمونه‌ای گویا از این راهبرد بود: حمله‌ای مبتنی بر غافلگیری کامل، وارد آوردن ضربات قاطع در ساعات اولیه و فلج‌سازی همزمان سامانه‌های پدافندی، رصد اطلاعاتی و زنجیره فرماندهی. نتیجه آن حمله، ایجاد یک شوک ساختاری در سامانه تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی بود؛ شوکی که حتی با گذشت روزها ترمیم نشد.

اکنون این پرسش مطرح است که اگر آمریکا بخواهد وارد چنین تقابلی شود، آیا همان الگو را تکرار می‌کند یا سراغ «شگفتی» جدیدی خواهد رفت؟

غافلگیری به‌مثابه راهبرد بنیادین

در راهبرد نظامی ایالات متحده، به‌ویژه پس از جنگ‌های عراق و تجربه‌های سایبری دهه اخیر، «غافلگیری شناختی» اهمیت فزاینده‌ای یافته است. منظور از این مفهوم، نه‌فقط نابودی فیزیکی اهداف، بلکه ایجاد وضعیتی است که طرف مقابل برای ساعت‌ها یا حتی روزها قادر به فهم آن‌چه رخ داده، نباشد.

در چنین چارچوبی، استفاده از ابزارهای غیرسنتی، یعنی ابزارهایی که بدون انفجار گسترده و تصویرسازی سنتی از جنگ عمل می‌کنند، جذابیت بیشتری پیدا می‌کند. یکی از این ابزارها، بمب یا سلاح پالس الکترومغناطیسی (EMP) است.

بمب پالس الکترومغناطیسی، سلاحی است که با ایجاد یک موج شدید الکترومغناطیسی، سامانه‌های الکترونیکی را از کار می‌اندازد. این پالس می‌تواند شبکه‌های برق را مختل کند، رادارها و سامانه‌های پدافند هوایی را کور کند، ارتباطات نظامی و غیرنظامی را قطع کند و مراکز فرماندهی، سرورها و تجهیزات دیجیتال را فلج کند.

پالس الکترومغناطیسی چند دهه پیش به عنوان اثر جانبی انفجار هسته‌ای شناخته می‌شد اما نکته کلیدی این است که اکنون ایجاد پالس الکترومغناطیسی الزاما به معنای یک انفجار هسته‌ای نیست. در دهه‌های اخیر، آمریکا و اسرائیل روی نسخه‌های غیرهسته‌ای پالس الکترومغناطیسی، به‌ویژه سلاح‌های مایکروویو با انرژی بالا High-Power Microwave (HPM) سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ سلاح‌هایی که می‌توانند به‌صورت موضعی و هدفمند، بدون خسارت مستقیم انسانی، زیرساخت الکترونیکی یک منطقه را نابود کنند.

ایالات متحده از دهه ۱۹۶۰ آثار پالس الکترومغناطیسی ناشی از انفجارهای هسته‌ای را می‌شناخت، اما از دهه ۱۹۹۰ به بعد تمرکز اصلی به سمت نسخه‌های غیرهسته‌ای رفت. پروژه‌های DARPA و نیروی هوایی آمریکا نشان می‌دهد که نسخه‌هایی از این نوع بمب در قالب سلاح‌های مایکروویو با انرژی بالا HPM به‌طور عملیاتی وارد زرادخانه ارتش آمریکا شده‌اند، هرچند جزئیات آن‌ها محرمانه است.

اسرائیل نیز، به‌ویژه پس از جنگ‌های غزه و لبنان، به‌طور جدی روی جنگ الکترونیک و اختلال در زنجیره کنترل و فرماندهی سرمایه‌گذاری کرده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند بخشی از فلج‌شدن همزمان پدافند و ارتباطات جمهوری اسلامی در بامداد ۲۳ خرداد، ناشی از ترکیب حملات سایبری و ابزارهای الکترومغناطیسی بوده است، هرچند این موضوع هرگز به صورت رسمی تایید نشد.

moradkhani.jpgیورونیوز - محمود مرادخانی، خواهرزاده علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی که از سال ۱۹۸۶ در ‏فرانسه در تبعید به سر می‌برد، پزشک است و در نزدیکی شهر لیل سکونت دارد؛ او که از ‏مخالفان رژیم ایران به شمار می‌آید، در گفت‌وگو با یورونیوز می‌گوید که سرکوب‌ها به اعتراضات ‏در ایران پایان نخواهد داد‎.‎

او در گفت‌وگو با یورونیوز تأکید کرد که دائی‌اش «تا آخرین قطره خون» مقاومت خواهد کرد.

محمود مرادخانی ۶۲ ساله که متخصص گوش، حلق و بینی در شمال فرانسه است، از مخالفان قدیمی رژیم ایران محسوب می‌شود. او در ۲۲ سالگی از طریق عراق از ایران گریخت و در سال ۱۹۸۶، هفت سال پس از انقلاب اسلامی، وارد فرانسه شد.

او می‌گوید امیدوار است روزی دائی‌اش بازداشت و محاکمه شود، اما با این حال می‌افزاید: «فکر نمی‌کنم که او کنار بکشد. علی خامنه‌ای جزو دیکتاتورهایی مثل چائوشسکو است. آن‌ها تا آخرین لحظه می‌مانند. به حقیقت خودشان، به سخنان خودشان ایمان دارند. نمی‌توانند چیز دیگری را بپذیرند و تا آخرین قطره خون مقاومت خواهند کرد.»

سرکوبی بی‌سابقه

رژیم ایران در روز شنبه برای نخستین بار از هزاران کشته سخن گفت، بی‌آنکه مسئولیت نیروهای امنیتی را بپذیرد. به گفته سازمان مردم‌نهاد «فعالان حقوق بشر ایران»، تاکنون بیش از چهار هزار معترض کشته شده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

محمود مرادخانی معتقد است شمار قربانیان بسیار بیشتر از این است. او می‌گوید: «رژیم این بار واقعاً احساس خطر کرده و خواسته است با خشونت بسیار بیشتری مردم را ساکت کند» و می‌افزاید که اکثریت ایرانیان «هرگز رژیم را قبول ندارند.»

سازمان «حقوق بشر ایران» گزارش داده است که نیروهای امنیتی از سلاح‌های سنگین، از جمله تیربارهای دوشکا علیه معترضان استفاده کرده‌اند.

1919.jpgایندیپندنت - در ۲۴ ساعت گذشته، جابه‌جایی هواپیماهای سوخت‌رسان نیروی هوایی ایالات متحده به سمت خاورمیانه به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است؛ الگویی که معمولا با مراحل پیش‌دستانه پیش از عملیات‌های احتمالی نظامی مرتبط است.

بر اساس داده‌های پروازی، ۱۳ فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-135R هم‌اکنون در پایگاه هوایی العدید قطر مستقر هستند، ۱۰ فروند دیگر در مسیر خاورمیانه قرار دارند و هم‌زمان ۱۵ پرواز باری C-17 نیز به این منطقه انجام شده است.

G_L29e6WIAAXi6C.jpg

zendeh.jpgادامه حکومت نظامی در شهرها با استقرار تانک و یورش شبانه به خانه‌ها

ایران اینترنشنال - در شرایطی که فضای سراسری حکومت نظامی ادامه دارد، پیام‌های رسیده از شهرهای مختلف ایران از استقرار تانک و نفربر در میادین شهری، یورش شبانه به خانه‌ها، ایست‌های بازرسی گسترده و کنترل شدید شهروندان حکایت دارد.

در خرم‌آباد، شهروندان از استقرار نفربر در میدان کیوی و یک تانک مقابل صداوسیمای مرکز استان خبر داده‌اند. گشت و مانور گروهی بسیجی‌ها در خیابان‌ها ادامه دارد و مخاطبان می‌گویند فضای شهر به‌شدت امنیتی و اغلب خانواده‌ها داغدار هستند.

در اراک، نیروهای سپاه پاسداران در یک یورش شبانه به منزل یکی از شهروندان، یکی از اعضای خانواده را بازداشت و وسایل الکترونیکی را توقیف کرده‌اند.

در تهران، به‌ویژه اطراف مکان‌هایی که پیش‌تر آتش گرفته‌اند، نیروهای امنیتی در صورت مشاهده عکاسی یا فیلم‌برداری، شماره پلاک خودروها را ثبت و تلفن‌های همراه عابران را بررسی می‌کنند. در تَنکِلوره نزدیک لردگان نیز نیروهای یگان ویژه با ایجاد ایست‌های بازرسی پرتعداد، خودروها را به‌طور گسترده تفتیش می‌کنند.

گزارش‌های مخاطبان از تبریز نشان می‌دهد مدارس دولتی خیابان «ولیعصر» تعطیل شده و ماموران مسلح روی پشت‌بام‌ها مستقر شده‌اند. در آمل، از محور دریای یک تا دریای ۳۲ و میدان قائم، ایست‌های بازرسی برقرار است و شهروندان از فحاشی و ضرب‌وشتم شدید، از جمله ضرب‌وشتم یک پسر ۱۵ ساله، خبر داده‌اند. همچنین در کاشان، استقرار نیروها در میادین و رصد پهپادی محله‌ها فضای امنیتی شدیدی ایجاد کرده است.

مقام سابق وزارت خارجه جمهوری اسلامی: باید منتظر یک درگیری بزرگ بود

قاسم محبعلی، مدیرکل پیشین خاورمیانه و شمال آفریقا در وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت ایران عملا فرصت مذاکره را از دست داده و احتمال جنگ بسیار بیشتر از گفت‌وگو است. او هشدار داد باید منتظر یک درگیری بزرگ بود.

محمد حاجی‌پور، دروازه‌بان پیشین تیم ملی فوتبال ساحلی توسط نیروهای حکومتی در رشت کشته شد

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد جاویدنام، محمد حاجی‌پور، دروازه‌بان پیشین تیم ملی فوتبال ساحلی در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در شهر رشت کشته شد.

goalie.jpg:::

parpanchi.jpgمهدی پرپنچی در شبکهٔ اکس برای مخاطبان انگلیسی زبان خود نوشت:

(ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا)

اگر در کشوری هم‌پیمانِ امریکا اعتراضاتی شکل می‌گرفت و معترضان هم‌زمان با قتل‌عام هزاران نفر شعار «مرگ بر آمریکا» سر می‌دادند، رسانه‌های غربی به‌صورت شبانه‌روزی و بی‌وقفه به آن می‌پرداختند. موجی از فوریت، خشم و شفافیت اخلاقی فضای رسانه‌ای را فرا می‌گرفت.

اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، خیزش گستردهٔ مردمی است که به ارزش‌های غربی باور دارند و علیه یک رژیم اسلام‌گرای بنیادگرا و متعصب در ایران به پا خاسته‌اند. با این حال، واکنش بخش بزرگی از رسانه‌های غربی نه فوریت داشته، نه صراحت؛ بلکه با تعلل، کوچک‌نمایی کشتار و به‌تأخیر انداختن پوشش واقعیت‌ها همراه بوده است. این رویکرد نه حق قربانیان را ادا می‌کند و نه حقیقت را. این سکوت، کرکننده است.

این رفتار نه احتیاط، بلکه نوعی دوگانگی و ناهماهنگی اخلاقی است؛ رویکردی واکنشی که در آن هرچه شعارها ضدآمریکایی‌تر باشد، موضع‌گیری اخلاقی برای رسانه‌ها ساده‌تر و بی‌هزینه‌تر می‌شود.

و پیامد این روند را پیش‌تر دیده‌ایم: رژیم صحنه را پاکسازی می‌کند، دسترسی‌ها را مدیریت می‌کند، «قربانیان» گزینشی را به نمایش می‌گذارد و روایتی از پیش‌ساخته ارائه می‌دهد؛ روایتی که متأسفانه بارها، نه در قالب گزارش مستقل، بلکه به‌صورت تکرار بی‌چون‌وچرای همان روایت رسمی بازتولید می‌شود.

***

کیارخ لاریجانی ساکن لندن

| No Comments

roshandel.jpgچرا براندازی حکومت‌های ایدئولوژیک گاهاً پیچیده و پرهزینه است؟

حکومت‌هایی که از دل انقلاب‌های ایدئولوژیک زاده می‌شوند، معمولاً دارای ویژگی‌هایی هستند که گذار از آن‌ها را به فرآیندی دشوار، پرهزینه و اغلب خون‌بار تبدیل می‌کند. در این نوع نظام‌ها، قدرت نه‌تنها در ساختارهای رسمی سیاسی، بلکه در شبکه‌ای درهم‌تنیده از نهادهای امنیتی، نظامی و ایدئولوژیک متمرکز می‌شود. همین تمرکز و انسجام قدرت است که هرگونه تلاش مردمی برای تغییر را با پیچیدگی‌های چندلایه مواجه می‌سازد.

در چنین حکومت‌هایی، هسته‌ی سخت قدرت معمولاً در دستگاه امنیتی شکل می‌گیرد؛ جایی که هویت نظام با «امنیت» تعریف می‌شود، نه با «حکمرانی». این هسته‌ی امنیتی با لایه‌ای از قدرت نظامی پوشانده شده و در نهایت، در سطح بیرونی، با ساختاری سیاسی نمایان می‌شود که بیش از آن‌که واقعیت قدرت را بازتاب دهد، نقشی نمادین و تزئینی دارد. حاصل این ترکیب، نظامی است که در ظاهر شکل یک حکومت سیاسی را دارد، اما در باطن، آمیزه‌ای از رادیکالیسم سنتی و فاشیسم مدرن است؛ نظامی که بقای خود را نه در رضایت شهروندان، بلکه در کنترل، سرکوب و بسیج ایدئولوژیک می‌جوید.

پیچیدگی دوم این نوع حکومت‌ها زمانی آشکار می‌شود که مشروعیت آن‌ها به‌تدریج فرسوده می‌گردد. تضاد میان شعارهای آرمانی انقلاب و واقعیت‌های مصلحت‌جویانه‌ی قدرت، به شکل‌گیری شکاف‌های عمیق در درون نظام و جامعه منجر می‌شود. در چنین شرایطی، اپوزیسیون نه به‌صورت یکپارچه، بلکه در قالب لایه‌های مختلف پدیدار می‌شود.

نخستین لایه، «اپوزیسیون سهم‌خواه» است؛ گروهی متشکل از نیروهای قدرتمند درون حاکمیت که به حاشیه رانده شده‌اند و اکنون به دنبال بازپس‌گیری جایگاه خود هستند. این جریان اگرچه انعطاف‌پذیر و کم‌هزینه به نظر می‌رسد، اما در عمل بیش از آن‌که به تغییر ساختاری بیندیشد، در پی بازتوزیع قدرت در همان چارچوب موجود است.

لایه‌ی دوم، «اپوزیسیون عام» است؛ همان توده‌های اجتماعی که به‌تدریج و اغلب تنها از طریق خیابان وارد صحنه‌ی مبارزه می‌شوند. این بخش از جامعه موتور اصلی اعتراضات مردمی است، اما معمولاً فاقد سازمان‌یافتگی، رهبری منسجم و چشم‌انداز روشن سیاسی است.

اما خطرناک‌ترین و در عین حال تعیین‌کننده‌ترین لایه، «اپوزیسیون ایدئولوژیک» است؛ جریانی که نه‌فقط مخالف حکومت موجود، بلکه مدعی بدیلی ایدئولوژیک برای آن است. تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد هرگاه حکومتی که خود بر پایه‌ی یک ایدئولوژی شکل گرفته، با اپوزیسیونی مواجه شود که در نقطه‌ی مقابل ایدئولوژیک آن ایستاده، فرآیند انتقال قدرت به مسیری طولانی و به‌شدت خشونت‌بار کشیده می‌شود. در این وضعیت، نزاع دیگر صرفاً بر سر سیاست و مدیریت نیست، بلکه به جنگی بر سر «هویت»، «حقانیت» و «تفسیر حقیقت» بدل می‌شود؛ جنگی که معمولاً هیچ‌یک از طرفین حاضر به عقب‌نشینی در آن نیست.

چرا خلبانان ریش ندارند؟

| No Comments

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgخوانش جدید از کشته شدن این جان‌های آزاد

«مسببین سازمان‌یافته که با اقدامات تروریستی جریان آرام تظاهرات را به خون کشیدند، بی‌رحمانه دست به اسلحه بردند و کشتار کردند.»

در چهره کدام یک از این جاویدنامان نقشی از خشونت می‌بینید؟

بگذریم که سرِ حجم کشته‌شدگان هم اعتراض دارند. صد رحمت به فرخ نگهدار که لااقل به کشته شدن زیر دست‌وپا رضایت داد و بعد هم پس گرفت و حال هم دنبال فرمول‌بندی جدیدی است برای تغذیه بی‌بی‌سی.

این‌گونه پست‌گذاران کینه‌شان نسبت به دوران پهلوی و شخص شاهزاده فراتر از عشقشان به جمهوری اسلامی و جنایتکاری به‌نام خامنه‌ای است. پست‌های شرم‌آور خود را منطبق با آنچه خامنه‌ای و دستگاه امنیتی او «حافظان امنیت» ساخته و می‌سازند، در صفحات خود می‌نهند.

واقعاً هرچه فکر کردم چگونه می‌شود شخصی که من می‌شناسم چنین پست دردناکی را در صفحه خود می‌نهد؟

پستی "شِر" شده از صفحه چهره‌ای آشنایی به‌نام «الناز کیان‌پور»، شخصی شبیه ملیحه محمدی که این خیزش را عمل امپریالیستی می‌نامد؛ تا آنجا که می‌شناسم طرفدار دوآتشه حزب توده. به نقل از شخصی به‌نام مهدی نیکخواه که گزارشی میدانی، به‌اصطلاح، از ایران داده.

قسمتی از این پست را با شرمندگی از صفحه خود در این‌جا می‌نهم تا تاریخ قضاوت کند. فردا با چه رویی اگر که به ایران برگردند، در چهره مردم نگاه خواهند کرد؟

و اما؛ بخشی از این پست:

و اما؛

پنجشنبه و جمعه گذشته داعش‌صفتان ایرانی! با اقدامات تروریستی، اعتراضات به‌حق مردم رو تبدیل کردن به میدان جنگ واقعی شهری و خسارات مادی و معنوی زیادی ایجاد کردند و خون بی‌گناهان زیادی، هم از مردم عادی هم از نیروهای انتظامی و حافظان امنیت را ریختند.

هیچ آمار دقیقی از جان‌باختگان و شهدا وجود نداره و هرکسی و هر منبعی که داره آمار می‌ده، کاملاً بی‌اساس و بدون فکت و سند هست و بیشتر در راستای عملیات روانی و رسانه‌ای هست، خصوصاً این آمار ۱۲۰۰۰ و ۲۰۰۰۰!!!

این‌ها بیشتر دارن فضا‌سازی می‌کنند برای توجیه مداخله خارجی.
ما اینجا هستیم و بین مردم. این‌هایی که با اهدافی خاص آمارسازی می‌کنند، یا عدد نمی‌فهمند یا روی نادانی مخاطب زیاد حساب باز کرده‌اند و دنبال موج‌سواری هستند.

حتی کشته شدن یک نفر ایرانی هم زیاد است، ولی باید مراقب بود تا در فاز بعدی این حرکت‌های تروریستی و در زمین طراحی‌شده بدخواهان ایران بازی نخوریم.

اتفاقات این چند روز، ادامه جنگ دوازده‌روزه بود.

رضا رویگری درگذشت

| No Comments

rooyagari.jpgرسانه‌های ایران گزارش دادند رضا رویگری، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، روز چهارشنبه یکم بهمن‌ماه درگذشته است. از جمله آثار او می‌توان به بازی در «محله برو بیا»، «اجاره‌نشین‌ها» و مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» اشاره کرد. او همچنین خواننده سرود «الله الله» در اوایل انقلاب ۱۳۵۷ بود.

در سال‌های اخیر، حمایت و مواضع رضا رویگری درباره حکومت از جمله حضور او در مراسم تشییع کشته‌شدگان سقوط بالگرد، در حالی که تصویری از ابراهیم رئیسی و قاسم سلیمانی در دست داشت، واکنش‌برانگیز شده بود.

رضا رویگری در سال ۱۳۹۳ دچار سکته شد و به دلیل از کار افتادن برخی اعضای بدن، نیازمند مراقبت و فیزیوتراپی بود. او در سال‌های بعد کمتر فعالیت داشت، چند بار بستری شد و مدتی در آسایشگاه کهریزک زندگی کرد و از مشکلات مالی جدی خود سخن گفت. در اردیبهشت ۱۴۰۱ نیز با انتشار ویدیویی از اسکان اجباری‌اش در کهریزک خبر داد و درخواست کمک کرد؛ پس از آن تصاویری از فراهم شدن خانه‌ای با پرستار اختصاصی برای او منتشر شد.

lahiji.jpgچند روزی است که بحث ورود نیروهای سرکوب از عراق، افغانستان و لبنان مطرح شده و حتی بسیاری از رسانه‌ها به‌گونه‌ای به این موضوع پرداخته‌اند که گویی بیش از بیست هزار کشته و نزدیک به صد هزار مجروح در خیزش اخیر، توسط نیروهای حشدالشعبی، حزب‌الله لبنان یا لشکر فاطمیون به‌وجود آمده است.

من قصد ندارم ورود نیروهای نیابتی سپاه قدس به کشور و مشارکت آن‌ها در سرکوب و قتل عام مردم را نفی کنم؛ اما مسئولیت، فرماندهی و هدایت این کشتار مستقیماً بر عهده خامنه‌ای، اعضای شورای عالی امنیت ملی و سپاه پاسداران است. این‌ها هستند که فرمان می‌دهند و در میدان نیز نیروهای بسیج ، نیروی انتظامی و حتی نیروهای رده پایین سپاه پاسداران در سطح شهر مجری دستورات هستند.

بی‌تردید در سطوح اجرایی و میدان اگر در برخی شهرها با با کمبود نیرو مواجه باشند، از نیروهای خارجی نیز استفاده خواهند کرد. اما هیچ حمله‌ای بدون فرمان شورای عالی امنیت کشور و تأیید رهبری انجام نمی‌شود.

ضمنا نسبت دادن کشتار گسترده مردم به نیروهای خارجی، تنها به جنایت هفته گذشته محدود نیست. در خیزش «مهسا» در سال ۱۴۰۱ و همچنین در کشتار مردم در سال ۱۳۹۸، به‌ویژه در به رگبار بستن مردم در نیزار بندر ماهشهر نیز تلاش شده بود مسئولیت این جنایات را به عراقی‌ها نسبت دهند.

شبکه خبری CNN که در اوایل خیزش اخیر، به‌ویژه در روزهای ۸ و ۹ ژانویه، تنها گزارش‌های محدودی از اعتراصات مردم را منتشر کرده بود، اکنون مدعی شده است که «هزاران شبه‌نظامی عراقی در سرکوب معترضان در ایران نقش داشته‌اند». این خبر به‌طور گسترده در رسانه‌های چپ بازنشر شده است. چنین ادعایی برای سپاه پاسداران خوشایند بوده و در حالی که معمولاً برای هر خبر تکذیبیه صادر می‌کنند، در این مورد سکوت اختیار کرده‌اند.

طبیعی است که سپاه نیز ترجیح می‌دهد فعلاً تبرئه شود و تمام مسئولیت کشتار مردم در دو هفته گذشته را به نیروهای نیابتی خارجی نسبت دهد. اما مردم در خیابان‌ها با چشم خود دیده‌اند که در شهرهای مختلف، معترضان مستقیماً توسط نیروهای تحت فرمان سپاه پاسداران به قتل رسیده‌اند.

بر اساس گزارش‌های مردمی، در کهریزک و دیگر شهرهای ایران و حتی در بیمارستان‌ها، این نیروهای وابسته به سپاه بودند که از مجروحان «پول گلوله» مطالبه می‌کردند؛ درخواستی که هیچ ارتباطی با کادر یا ساختار سازمان پزشکی قانونی نداشت، چرا که اساساً چنین چیزی در این سازمان تعریف نشده است. افزون بر این، حمله به بیمارستان‌ها برای ثبت اسامی مجروحان و حتی خارج کردن آن‌ها توسط عوامل سپاه و نهادهای اطلاعاتی صورت گرفته است. نیروهای حراست بیمارستان‌ها که تحت فرمان سپاه و دستگاه‌های اطلاعاتی کشور هستند، اسامی مجروحان را در اختیار این نهادها قرار میدهند تا پس از سرکوب به سراغ آن‌ها بروند.

هم‌میهنان عزیز، مردم داغدار ایران و رسانه‌هایی که مسئولیت سنگین اطلاع‌رسانی صحیح را بر عهده دارید؛ تردیدی نیست که عوامل امنیتی مرتکب جنایتی بزرگ و در حد نسل‌کشی شده‌اند و خود نیز می‌دانند که هر کجای جهان هم فرار کنند، دیر یا زود دستگیر و محاکمه خواهند شد. از همین رو، هیچ‌کس و هیچ نهادی حاضر نیست مسئولیت این کشتار گسترده را بپذیرد؛ نه سپاه، نه نیروی انتظامی، نه ارتش و نه حتی شورای عالی امنیت ملی که دستور سرکوب را صادر کرده است. لذا بهترین راه برای پاک‌سازی چهره خود و یا به‌اصطلاح سفیدشویی این جنایت، نسبت دادن مسئولیت کشتار مردم به نیروهای خارجی است. تردیدی نیست که نیروهای نیابتی خارجی در سرکوب مردم معترض نقش داشته‌اند، اما عواملی چون فاصله زیاد شهرها، گسترش سریع قیام در سراسر کشور، تجمع همزمان مردم در محله‌ها و مناطق مختلف شهری، و سرکوب سریع و بدون سازماندهی قبلی، نشان می‌دهد که امکان سامان‌دهی سریع نیروهای خارجی وجود نداشته و این نیروهای امنیتی تحت فرمان سپاه بوده‌اند که نقش اصلی را در سرکوب ایفا کرده‌اند.

از دوستان و رسانه‌های مستقل می‌خواهم که تحت تأثیر تبلیغات تطهیر و مبرا جلوه دادن سپاه پاسداران در این جنایت قرار نگیرند. چون حتی اگر فرض کنیم ده درصد از کشتار مردم توسط نیروهای نیابتی خارجی انجام شده باشد، باز هم مسئولیت، فرماندهی و پاسخ‌گویی نهایی بر عهده ساختار امنیتی رژیم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

علی لاهیجی تحلیلگر سیاسی

Kourosh_Golnam_3.jpgبا یاد ونام همیشه جاویدان همه جان‌باختگان راه آزادی ایران و هم‌دردی با همه بازماندگان این دلاوران

ویژه خبرنامه گویا

قتل‌عام وحشتناک وسلاخی مردم بی‌پناه ایران با سودبردن از آدم‌کشان بیگانه، پس‌از آن بی احترامی اندوه‌بار به پیکر قربانیان، شکنجه و فشار برخانواده‌های قربانیان جای تردیدی باقی نمی‌گذارد که :این حکومت به عنوان دشمن درجه یک مردم ایران، به هیچ روی حق ندارد خود را نماینده مردم ایران به جهانیان بشناساند. بنا بر این همه مقام‌ها و دیپلمات‌های حکومت اسلامی، نماینده دشمن مردم ایران هستند نه مردم ایران.

نگارنده باهمه هم‌میهنان حقوقدان که وارد به حقوق بین‌المل هستند، دو موضوع را در میان می‌گذارد واز آنان در این زمینه درخواست دارد اگر شدنی است، اقدام شود:

یک. آیا امکان دارد با تکیه بر کشتارسازمان‌یافته هزاران تن مردم حق‌جو، زخمی نمودن چندسدهزارتن و چندین برابرآن‌ها بازداشتی با سرنوشتی ناروشن در ایران، تهیه یک درخواست قانونی و بین‌المللی برای برداشتن مصونیت سیاسی دیپلمات‌ها و مقام‌های حکومت اسلامی به عنوان جنایت‌کار و "جنایت‌ برعلیه بشریت"، به اجرا درآید؟

دو. بر همین مبنا آیا نباید تشکیل پرونده برای دستگیری این دیپلما‌ت‌ها ( حتا اگر هم‌اکنون در کشوردیگری به عنوان سفیر یا کارمند سفارت حکومت اسلامی هستند) و یا مقام‌ها ی حکومت به محض ورود به کشورهای دیگری که از قانون‌های جهانی پیروی می‌کنند را از هم‌اکنون آغاز کرد؟

من از این هم‌میهنان گرامی وارد به حقوق بین‌ الملل درخواست دارم که آنان به عنوان کارشناس با تکیه بر سازوکار قانونی که توان اجرایی دارد راه ورود عراقچی و دیگر جنایت‌کاران را به بیرون از کشور ببندند. این مقام‌های ضد ایرانی تنها برای دادن خبرهای نادرست، دروغ‌گویی و پو شاندن چهره ضد انسانی حکومت درنشست‌های گوناگون شرکت می‌کنند.

***

باید به همه کشورها هُشدار داد که مردم ایران در این روزهای خونین به دقت رفتار کشورهای دیگر را زیر نظر داشته وآن را معیار سنجش در آینده ایران آزاد قرار خواهند داد. هر سازش و مماشانی بیش از این به هر بهانه‌ای نه تنها شرم‌آور است که برای سازش‌کنندگان پیشینه ‌ای فراهم می‌‎کند که ایرانیان در آینده و در ایران آزاد در رابطه با این کشورها در نظر خواهند گرفت. هرپیمان وقراردادی که با حکومت اشغال‌گر ایران بسته شود، در آینده ایران آزاد بی ارزش خواهد بود و اگر به ایران خسارتی وارد کرده باشد، می‌باید هزینه آن از سوی دولتی که با حکومت ضد ایرانی قرارداد بسته است، پرداخت شود.

Behrouz_Fathali.jpgایران امروز در نقطه‌ای ایستاده است که دیگر جای هیچگونه تعارف، ملاحظه و یا بازی با کلمات نیست. ملتی که نزدیک به پنجاه سال, زیر فشار نفس گیر یک حکومت مذهبی، فاسد، ناتوان و ضد ایرانی بوده، اکنون بپاخاسته و در صدد سرنگونی آن برآمده است. هم از این روست که شاهدوستی, مطالبه‌ آشکار پادشاهی و فریاد "شاه رضا پهلوی" او, نه در یک احساس رمانتیک و یا یک ژست نمایشی، بلکه در پاسخ طبیعی، صریح و قاطع وی به این ویرانی تاریخی معنا می یابد; پاسخی که امروز به بزرگ‌ترین نیروی محرک انقلاب ملی ایران بدل شده است.

جمهوری اسلامی را نباید تنها یک حکومت بد یا سرکوبگر نامید; این نظام, سیستم مخوفی است که از آغاز بر پایه یک پروژه‌ جنایتکارانه برای نابودی تاریخ و هویت ملی ایرانیان شکل گرفت. جمهوری اسلامی, نظام ایدئولوژی زده ای است که در تمام طول حیات ۴۷ ساله خود, با ترویج و تغذیه تروریسم اسلامی, پول و منافع ملت ایران را فدای "امت" نموده و آنچه باقی گذاشته, کشوری است زخمی، فقیر، تحقیرشده و خشمگین!

در برابر این ویرانی، پادشاهی برای بخش عظیمی از ملت ما, تنها ساختار سیاسی‌ است که هنوز بوی ایران می‌دهد و حاکمیت قانون و برقراری توسعه و رفاه را جایگزین سلطه ایدئولوژی از هر نوع آن می داند.

آن ردای شاهانه ای که ملت بپاخاسته ما, با فریاد "جاوید شاه" و "شاه رضا پهلوی" بر تن شاهزاده رضا پهلوی می خواهد، به پارچه و نماد ختم نمی شود؛ خط‌کشی روشنی است میان ایران و ضد ایران. این ردای فاخر, نشان از سامانه ای دارد که قرار است بسازد، نه تخریب کند؛ محور همبستگی ملت باشد، نه قیم آن; با شادی و زندگی آجین باشد، نه مرگ و عزاداری و پیشتاز و آینده نگر باشد, نه واپسگرا و ویرانگر! کسانی که از این ردا می‌ترسند، همان‌هایی هستند که از نظم و قانون, پاسخگویی و ایران قدرتمند وحشت دارند.

شاهدوستی, امروز تعارف نیست؛ یک انتخاب است. انتخاب ایران در برابر اسلام سیاسی و یا هر ایدئولوژی دیگری! انتخاب دولت ملی در برابر حکومت آخوندی! شاهدوستی, یعنی قبول این واقعیت ساده که کشوری با این عمق بحران، بدون یک ستون هویتی و نماد ملی واحد، دوباره فرو خواهد پاشید. شاهدوستی, یعنی گفتن این جمله‌ روشن که "ما ایران می‌خواهیم، نه یک آزمایشگاه ایدئولوژی!" و بالاخره, شاهدوستی یعنی اینکه شاهزاده رضا پهلوی صرفا یک فرد نیست؛ جایگاه است. جایگاهی که جمهوری اسلامی در همه این سال ها, تمام توان خود را بکار برد تا آن را از حافظه‌ ملت ما پاک کند و شکست خورد. شاهزاده رضا پهلوی, وارث دوره‌ای است که ایران ما به پیش می تاخت و نه به قهقرا. ملتی که امروز از سرکوب، دروغ، فقر و تحقیر به ستوه آمده، با استفاده از شم تاریخی خود و مقایسه‌ ای ساده اما هشیارانه میان گذشته و حال، به این نتیجه قطعی رسیده است که پادشاهی, نه یک امکان, که یک ضرورت اجتناب ناپذیر می باشد.

نفرت فراگیر از جمهوری اسلامی, اگر بی‌ سمت و سو باشد, ره به مقصود نخواهد برد و کشور نخواهد ساخت. خشم اگر به مسیر متصل نشود، کارساز نخواهد بود; یا منفجر شده و هرج و مرج می آفریند و یا فروکش کرده و به خاموشی می انجامد. اینجاست که پادشاهی معنا پیدا می‌کند: چارچوبی روشن برای عبور; نمادی ملی و چتری فراگیر برای یک انقلاب ملی و میهنی! انقلابی برای بازگرداندن ایران به صاحبان واقعی آن!

بهروز فتحعلی

trump.jpgایران اینترنشنال - روزنامه وال‌استریت ژورنال سه‌شنبه ۳۰ دی در گزارشی به‌نقل از مقام‌های آمریکایی نوشت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، همچنان مشاوران خود را برای ارائه آنچه «گزینه‌های نظامی قاطع» خوانده شده، تحت فشار قرار داده است.

هم‌زمان با انتشار این گزارش‌ها یک ناو هواپیمابر و جنگنده‌های آمریکایی راهی خاورمیانه شده‌اند. این تحرکات می‌تواند آغازی برای تقویت گسترده‌تر نیروها باشد تا در صورت تصمیم ترامپ، توان آتش لازم برای حمله به جمهوری اسلامی را در اختیار او قرار دهد.

مقام‌های آمریکایی که نامشان اعلام نشده، به وال‌استریت ژورنال گفته‌اند که ترامپ بارها از واژه «قاطع» برای توصیف اثری که مایل است هر اقدام آمریکا بر ایران داشته باشد، استفاده کرده است. همین تعبیر باعث شده مقام‌های پنتاگون و کاخ سفید مجموعه‌ای از گزینه‌ها را برای رییس‌جمهوری پالایش و دقیق‌تر کنند؛ از جمله گزینه‌هایی که هدفشان می‌تواند بیرون راندن رژیم از قدرت باشد. مقام‌ها همچنین در حال طراحی گزینه‌های محدودتری هستند که می‌تواند شامل هدف قرار دادن تاسیسات سپاه پاسداران باشد.

به‌نوشته وال‌استریت ژورنال ترامپ تاکنون دستور حمله به ایران را صادر نکرده و آنچه در نهایت تصمیم خواهد گرفت، همچنان نامشخص است. با این حال، ادامه این گفت‌وگوها نشان می‌دهد که او مجازات تهران به‌دلیل کشتن معترضان در میانه بحران اقتصادی فزاینده ایران را از دستور کار خارج نکرده است.

رآوردها درباره شمار قربانیان متفاوت است، اما مقام‌های آمریکایی می‌گویند این رقم به احتمال زیاد بسیار بالاتر از برآوردهای حداقلی دو تا سه هزار کشته است. مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، شنبه به ارزیابی این نهاد جهانی استناد کرد که بر اساس آن، مقام‌های ایرانی تا ۱۸ هزار نفر را کشته‌اند.

ترامپ سه‌شنبه ۳۰ دی، در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا همچنان ممکن است که آمریکا به ایران حمله کند، گفت که حکومت ایران به هشدارهای واشینگتن توجه کرده و هفته گذشته برنامه اعدام ۸۳۷ نفر را لغو کرده است. او گفت: «باید ببینیم در مورد ایران چه اتفاقی می‌افتد.»

به گفته مقام‌های پیشین و کارشناسان، پرسش بزرگ‌تر برای دولت آمریکا این است که آیا می‌توان با اتکای صرف به قدرت هوایی آمریکا یک رژیم خارجی را از قدرت کنار زد یا نه. کاخ سفید همچنین باید با این مساله روبه‌رو شود که آیا دولت آماده اجرای یک کارزار نظامی طولانی‌مدت است که در صورت بازگشت معترضان ایرانی به خیابان‌ها و درخواست حمایت از ترامپ، ممکن است هفته‌ها یا ماه‌ها به طول بینجامد.

دیوید دپتولا، ژنرال بازنشسته نیروی هوایی آمریکا که در کارزار هوایی «طوفان صحرا» علیه عراق در سال ۱۹۹۱ نقش کلیدی داشت، به وال‌استریت ژورنال گفت: «در گزینه‌های نظامی در جریان سرکوب حقوق بشری، کارهایی قابل انجام و کارهایی غیر قابل انجام هستند. می‌شود در حاشیه، مانع برخی رفتارهای رژیم شد اما اگر واقعا بخواهید رژیم را تغییر دهید، نیازمند انجام عملیات گسترده هوایی و زمینی خواهید بود.»

در حالی که دولت آمریکا درباره گام‌های بعدی بحث می‌کند، ارتش این کشور با شتاب تجهیزات بیشتری را به خاورمیانه منتقل کرده است. به گفته مقام‌های آمریکایی و داده‌های رهگیری پرواز، جنگنده‌های اف-۱۵ئی آمریکا یک‌شنبه در اردن به زمین نشستند. ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن و گروه رزمی آن -- که شامل ناوشکن‌ها، جنگنده‌های اف-۳۵ و دیگر هواپیماهای رزمی و جنگ الکترونیک است -- نیز طبق داده‌های رهگیری دریایی، در حال حرکت از دریای چین جنوبی به سمت خلیج فارس مشاهده شده‌اند.

به گفته مقام‌های آمریکایی، سامانه‌های پدافند هوایی بیشتری نیز به منطقه منتقل خواهد شد، از جمله سامانه‌های پاتریوت و تاد، که برای مقابله با هرگونه حمله تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی ضروری خواهند بود.

liaghat.jpgدر روزهایی که گزارش‌های رسانه‌های معتبر جهانی از «تلفات بسیار بالا» و «خشونت بی‌سابقه» در ایران خبر می‌دهند، روایت‌های شاهدان و پزشکان تصویری تکان‌دهنده از آنچه بر مردم گذشته ترسیم می‌کند؛ تصویری که با وجود قطع گسترده‌ی اینترنت، راه خود را به جهان باز کرده است.

در هفته‌های اخیر، ایران شاهد موجی از خشونت حکومتی بوده که ابعاد آن حتی برای رسانه‌های بین‌المللی نیز به‌سختی قابل باور است.

روایت‌هایی که از داخل کشور بیرون آمده، از انباشت پیکرها در سردخانه‌ها، شهادت پزشکان درباره‌ی زخم‌های گلوله‌ای و نابینایی‌های دائمی، و شاهدانی که از انتقال و انباشته‌شدن اجساد در سوله‌ها سخن می‌گویند، حکایت دارد.

این روایت‌ها با تصاویر منتشرشده از جنوب تهران و گزارش‌های رسانه‌های معتبر جهانی همخوان است.

برخی منابع بین‌المللی از هزاران کشته خبر داده‌اند و حتی مقام‌های رسمی نیز تلویحاً به «تلفات بسیار بالا» اذعان کرده‌اند.

قطع کامل اینترنت و خاموشی دیجیتال، تنها نشانه‌ای است از تلاشی که برای پنهان‌کردن ابعاد این فاجعه صورت گرفته است.

با این حال، در برابر چنین واقعیتی، هنوز کسانی هستند که به‌جای دیدن آنچه رخ داده، به روایت‌های آماده پناه می‌برند: روایت‌هایی درباره‌ی «تهدید»، «آشوب»، «بی‌ثباتی» یا «دشمن» که هیچ نسبتی با خونِ جاری بر خیابان‌ها ندارند.
این واکنش‌ها نه از قدرت استدلال، بلکه از ترسِ روبه‌رو شدن با حقیقت می‌آید.

ذهنی که سال‌ها با واژه‌های تکرارشونده شرطی شده باشد، پیش از آن‌که فرصت اندیشیدن داشته باشد، واکنش نشان می‌دهد: ترس، خشم، انکار.

و درست در همین نقطه است که شرم از بی‌شرمی سرخ می‌شود.

ذهن انسان برای حقیقت ساخته نشده؛
برای بقا ساخته شده است.

و بقا، به قطعیت نیاز دارد.

به همین دلیل است که شواهد موافق را بزرگ می‌کنیم،

شواهد مخالف را کوچک،

و باور را به هویت گره می‌زنیم.

وقتی باور تبدیل به هویت شد،
دیگر آن را نمی‌سنجیم
از آن محافظت می‌کنیم.

حتی اگر حقیقت، دریا باشد،
انسان به ساحل خود می‌چسبد.

در چنین وضعی، روایت‌های تکرارشونده کار خود را می‌کنند.

واژه‌هایی که در آغاز خنثی بودند،
با تکرار، بار عاطفی پیدا می‌کنند:

«آشوب»، «دشمن»، «خطر»، «بی‌ثباتی».

ذهن، پیش از آن‌که فرصت مکث داشته باشد،
واکنش نشان می‌دهد.

باور دیگر یک انتخاب نیست؛
یک واکنش است.

برای اینکه بتواند با این واکنش زندگی کند،
باید جهان را وارونه ببیند:

سرکوب را «امنیت»،
اعتراض را «آشوب»،
قربانی را «مقصر»،
و حقیقت را «تبلیغات» بنامد.

این وارونگی اخلاقی،
نه از نادانی،
بلکه از ترسِ روبه‌رو شدن با حقیقت می‌آید.

defect.jpgیک مقام وزارت کشور، که با فراخوان رضا پهلوی از رفتن به محل کارش خودداری و در اعتراضات اخیر شرکت کرده، در پیامی به ایران اینترنشنال از دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، خواست وارد عمل شود و به جمهوری اسلامی حمله کند.

این مقام دولتی که مشخصات و پیام او نزد ایران‌اینترنشنال محفوظ است، روز یکشنبه ۲۸ دی‌ماه در یک فایل صوتی گفت:‌ «واقعا مردم دیگر کاری از دستشان بر نمی‌آید و دستشان مقابل حکومت مسلح خالی است، آن‌ها فریاد زده‌اند که چه می‌خواهند.»

او شلیک گلوله جنگی و هدف‌گیری عامدانه و هدف‌مند به مردم معترض را تایید کرد و گفت: «مردم منتظر ترامپ هستند و اگر او کاری نکند، در بین ایرانیان علیه او نفرتی فراگیر ایجاد خواهد شد.»

این مقام وزارت کشور اضافه کرد: «ما مطمئنیم که ترامپ نهایتا عمل خواهد کرد، اما مردم منتظرند. به ترامپ بگویید که ماموران حکومت در خیابان حتی مردم را با اسلحه ژ-۳ هدف گرفتند.»

او اشاره کرد فضای حکومت نظامی در شهرها برقرار است، در خیابان‌ و کوچه‌ها تردد تحت کنترل است و گروه‌های موتوری و خودروهای زرهی در شهرها روانه شده‌‌اند تا گشت‌زنی کنند و از جمع شدن شهروندان جلوگیری کنند.

این مقام جمهوری اسلامی تایید کرد که جمعیت معترض در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در تاریخ اعتراضات جمهوری اسلامی «بی‌سابقه» بوده و حکومت سعی کرده از رسیدن تصاویر و ویدیوهای آن جلوگیری کند و روایت‌سازی کند.

کیهان لندن - تخلیه سفارت جمهوری اسلامی در لندن گزارش‌های ویدیویی نشان می‌دهد سفارت جمهوری اسلامی روز پنجشنبه ۲۲ ژانویه (دوم بهمن) تخلیه شده است. پیش‌تر عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی با انتشار پیامی در «ایکس» نوشت: «در گفت‌وگوی تلفنی که با وزیر خارجه بریتانیا، به‌صراحت تأکید کردم که بریتانیا بر اساس تعهدات بین‌المللی خود موظف به تأمین امنیت سفارت و کنسولگری ایران در لندن است و در صورت ناتوانی در انجام این وظیفه، ایران ناچار خواهد بود گزینه تخلیه کارکنان خود را بررسی کند.» او همچنین از بریتانیا خواست از مداخله در امور داخلی ایران خودداری کند و تأکید کرد «آفکام قوانین روشنی درباره تحریک به خشونت و تمجید از تروریسم دارد و دولت بریتانیا باید برای اجرای قوانین داخلی خود اقدام کند.»

***

آتیکا احمدِ ۲۳ ساله؛ سفیر سلامت در ولزِ-بریتانیا است. او می‌گوید در مدارس به ما یاد می‌دهند چطور شغل جدید پیدا کنیم، اما هیچ‌کس به ما یاد نمی‌دهد چطور سالم زندگی کنیم. به‌گفته او، آموزش سلامت باید پیش از آموزش شغل و بازار کار داده شود.

***

macronglasses.jpgدر حاشیه اجلاس داووس، ظاهر غیرمعمول امانوئل مکرون بیش از محتوای سخنرانی‌اش توجه‌ها را جلب کرد. رئیس‌جمهور فرانسه روز سه‌شنبه هنگام حضور در جمع رهبران جهان در مجمع جهانی اقتصاد، در فضای بسته با عینک آفتابی آویاتورِ آبی و براق ظاهر شد؛ انتخابی که خیلی زود به سوژه شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد.

مکرون در سخنرانی خود توضیحی درباره این عینک نداد، اما رسانه‌های فرانسوی نوشتند او دچار «خونریزی زیرملتحمه» (پارگی رگ چشم) شده است. این عارضه معمولاً خطری برای بینایی ندارد، اما برخی برای جلب توجه نکردن ترجیح می‌دهند عینک بزنند.

با این حال، سکوت الیزه راه را برای طعنه کاربران شبکه اجتماعی باز گذاشت. فردی نوشت «سیلیِ معروف» را یادتان هست؟ «این‌بار دیگر سیلی نبوده، شاید از بانوی اول مشت خورده!»

واکنش دونالد: رئیس‌جمهور آمریکا با لحنی کنایه‌آمیز گفت: «رئیس‌جمهور مکرون... دیروز دیدمش با آن عینک‌های آفتابیِ زیبا... نمی دانم چه بلایی سرش آمده؟!»

***

imam.jpgخبرنامه گویا - در جریان خطبه‌ نماز جمعه در یک مرکز جوانان در بروکلینِ نیویورک، «امام» محمد بدوی، مدیر این مرکز، گفت که به‌عنوان یک مسلمان، مأموریت زندگی خود را «مبارزه تا آخرین نفس با دولت ایالات متحده و ارتش آمریکا» می‌داند و این را «دلیل وجودی» خود توصیف کرد.

او در ادامه افزود که از دولت آمریکا یا ارتش این کشور هراسی ندارد و مدعی شد حتی اگر جسمش درهم شکسته شود، «روح درون او دست‌نیافتنی» است!

او در ادامه گفت که به باورش خداوند در نهایت مخالفانش را کنار خواهد زد و جای آنان را دیگران خواهند گرفت، و این‌که او خود شاهد این روند باشد یا نه، به‌گفته او اهمیتی ندارد. وی تأکید کرد که قصد دارد تمام توان، دارایی و نیروی معنوی خود را تا پایان عمر صرف مبارزه با آنچه «ستم و بی‌عدالتی» می‌خواند کند؛ یا تا زمانی که به‌گفته او این ستم و بی‌عدالتی پایان یابد.

***

در حالی که به گفته مقام‌های آمریکایی ترامپ‌ مشاورانش را برای ارائه گزینه‌های اقدام نظامی قاطع علیه جمهوری اسلامی تحت فشار گذاشته، موسسه مطالعات امنیت ملی، سه گزینه احتمالی حمله به ایران را مشخص کرد. وقتی سومین اسکادران اف-۱۵ آمریکا وارد منطقه شده. گزارشی از مجتبا پورمحسن

***

666.jpg
شلر حقانی فر - کشورهایی که به‌عنوان اعضای شورای حقوق بشر سازمان ملل، با درخواست برگزاری نشست فوری درباره کشتار در ایران مخالفت کردند:

قطر

چین

کوبا

برزیل

پاکستان

مکزیک

مصر

عراق

آفریقای جنوبی

بوروندی

کویت

آنگولا

بنین

بولیوی

ساحل عاج

جمهوری دموکراتیک کنگو

اتیوپی

گامبیا

غنا

هند

اندونزی

کنیا

مالاوی

جزایر مارشال

تایلند

ویتنام

شورای حقوق بشر سازمان ملل روز جمعه نشست اضطراری درباره ایران برگزار می‌کند

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد این هفته درباره «وضعیت رو‌ به‌ وخامت حقوق بشر در ایران» نشست اضطراری برگزار می‌کند.

پاسکال سیم، سخنگوی این شورا، به خبرنگاران گفت که این نشست به درخواست بریتانیا، آلمان، ایسلند، مولداوی و مقدونیه شمالی و روز جمعه برگزار خواهد شد.

این پنج کشور در نامه‌ای به رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل که خبرگزاری فرانسه نسخه‌ای از آن را دیده است، به «گزارش‌های معتبر از خشونت نگران‌کننده، سرکوب معترضان و نقض قوانین حقوق بشر بین‌المللی در سرتاسر» ایران اشاره کرده‌اند.

در خواست این کشورها برای برگزاری نشست اضطراری درباره ایران مورد حمایت بیش از یک سوم اعضای شورا قرار گرفته است که حدنصاب لازم برای پذیرفته شدن این پیشنهاد است.

vahidol.jpgخبرنامه گویا - در روزهای اخیر، اعتبار و حرفه‌ای‌گری «وحید آنلاین» هدف موجی از حملات هماهنگ از سوی حساب‌های مشکوک در شبکه ایکس قرار گرفته است.

حساب‌هایی که با طرح ادعاهای مشابه و تکراری، مدعی شده‌اند این منبع خبری مستقل با «عناصر درون حاکمیت» همکاری دارد. محور اصلی این حملات، زیر سؤال بردن انتشار ویدیوهای اختصاصی از داخل ایران و القای این گزاره است که دسترسی به چنین محتوایی تنها از مسیر ارتباط با نهادهای حکومتی ممکن است؛ ادعایی که بدون ارائه هیچ سند یا شاهد معتبری مطرح شده و بیش از آنکه نقد رسانه‌ای باشد، شباهت به عملیات تخریبی دارد.

در همین زمینه، بابک تقوایی گزارش داده است که به گفته دوستان اسرائیلی مطلع، پشت این حملات سازمان اطلاعات سپاه پاسداران قرار دارد. بر اساس این اطلاعات، اجرای این عملیات روانی به افرادی چون پوریا آسترکی*، نظریه‌پرداز جنگ نرم و عملیات روانی سپاه، نسبت داده می‌شود. به گفته تقوایی، پوریا آسترکی سال‌هاست میلیاردها تومان بودجه از قرارگاه جنگ نرم سپاه برای «جریان‌سازی‌های توییتری» دریافت می‌کند و شبکه‌ای از حساب‌ها از جمله «عجیب‌زاده»، «Persian God» و موارد مشابه، از حمایت مالی شرکت‌های وابسته به او برخوردارند؛ شبکه‌ای که در مقاطع حساس فعال می‌شود و روایت‌های هدفمند را دامن می‌زند.

tweet1.jpg
این حملات را باید در چارچوب الگوی آشنای جمهوری اسلامی برای بی‌اعتبارسازی صداهای مستقل تحلیل کرد. همان‌گونه که لادن بازرگان، فعال سیاسی، تأکید کرده است، وحید آنلاین نه رهبر سیاسی است، نه مدعی نمایندگی مردم ایران و نه وابسته به پروژه‌ای خاص؛ او اساساً یک منبع خبری و هاب اطلاعاتی است که سال‌هاست کارش تجمیع، راستی‌آزمایی و انتشار اطلاعات بوده است. استقلال او دقیقاً در همین بی‌وابستگی معنا پیدا می‌کند؛ استقلالی که نه به دولت‌ها وابسته است، نه به اپوزیسیون و نه به هیچ جریان سیاسی، و همین ویژگی او را به منبعی قابل اعتماد برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان تبدیل کرده است.

tbazargan.jpgحمله به منابع خبری مستقل قابل اعتماد، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه هراس از گردش آزاد اطلاعات و ناتوانی در مواجهه با حقیقت است.

*تا به امروز (ژانویه ۲۰۲۶)، پوریا آسترکی رسماً انتساب به هیچ نهاد حکومتی یا امنیتی را نپذیرفته و همواره خود را به عنوان یک کارشناس مستقل تکنولوژی و رسانه معرفی کرده است

excdeniedSark.jpgدویچه وله - کانون حقوق بشر ایران می‌گوید، جاوید خالص، سربازی که در اعتراضات سراسری د‌ی‌ماه حاضر به شلیک به معترضان نشد به اعدام محکوم شده است.

این نهاد حقوق بشری در گزارشی که در این باره در روز سه‌شنبه ۳۰ دی (۲۰ ژانویه) منتشر کرده، آورده که خبر حکم اعدام برای این جوان، نگرانی‌‌ها از موج تازه‌ قتل عام توسط دستگاه قضایی ایران را افزایش داده است: «این حکم در شرایطی صادر شده که مقامات قوه قضائیه به صراحت از محاکمه‌های صحرایی و اجرای سریع احکام اعدام علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات سخن گفته‌اند.»

طبق این گزارش، هنوز اطلاعات دقیقی در مورد او که پس از این سرپیچی به زندان اصفهان منتقل شد و همچنین روند رسیدگی قضایی و نوع اتهاماتش در دست نیست.

کانون حقوق بشر ایران می‌گوید، ده‌ها هزار نفر در جریان اعتراضات بازداشت شده‌اند و بسیاری از آن‌ها بدون دسترسی به وکیل و دادرسی عادلانه در بازداشت به‌سر می‌برند.

گزارش کامل کانون حقوق بشر ایران:

1919.jpgبهنام قلی پور - در حالی‌که جهان خواستار پاسخ‌گویی بابت کشتار بیش از ۱۶ هزار نفر در ایران است، سعید جلیلی، نمایندهٔ خامنه‌ای، به دیدار «یگان‌های ویژه» (اصلی‌ترین نیروی سرکوب رژیم) می‌رود و از «شجاعت» آن‌ها تمجید می‌کند.

این رژیم دیگر حتی تلاشی برای پنهان کردن جنایاتش نمی‌کند؛ آن‌ها آشکارا در حال جشن گرفتن کشتار هستند. این یک پیام روشن به جامعهٔ بین‌المللی است: آن‌ها به کشتن شهروندان خود افتخار می‌کنند.

UN.jpgدویچه وله - شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد یک نشست اضطراری درباره اعتراضات ایران برگزار خواهد کرد. خبرگزاری رویترز اعلام کرد که حامیان این نشست قصد دارند درباره "خشونت نگران‌کننده" به‌کاررفته علیه معترضان در ایران گفت‌وگو کنند.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد یک نشست اضطراری درباره اعتراضات ایران برگزار خواهد کرد.

خبرگزاری رویترز با انتشار گزارشی در این زمینه بر اساس سندی که روز سه‌شنبه ۲۰ ژانویه مشاهده کرده، اعلام کرد که حامیان این نشست قصد دارند درباره "خشونت نگران‌کننده" به‌کاررفته علیه معترضان در ایران گفت‌وگو کنند.

طبق این گزارش، یک مقام حکومت ایران گفت که حکومت "کشته شدن دست‌کم ۵ هزار نفر" در جریان اعتراض‌ها را تایید کرده‌ است.

فولکر تورک، مدیر حقوق بشر سازمان ملل متحد این خشونت‌ها را محکوم کرده است.

بر اساس نامه‌ای که اینار گونارسون سفیر ایسلند در سازمان ملل، به نمایندگی از گروهی از کشورها از جمله آلمان و بریتانیا نوشته و رویترز آن را مشاهده کرده، برگزاری یک "نشست ویژه به دلیل اهمیت و فوریت وضعیت لازم است، به‌ویژه به دلیل گزارش‌های معتبر از خشونت نگران‌کننده، سرکوب معترضان و نقض قوانین بین‌المللی حقوق بشر در سراسر ایران."

سازمان ملل متحد تایید کرده است که نشست ویژه در روز جمعه ۲۳ ژانویه برگزار خواهد شد و تاکنون ۲۱ کشور از این پیشنهاد حمایت کرده‌اند.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر، کشتارهای گسترده و غیرقانونی در ایران توسط جمهوری اسلامی را محکوم کرده و خواستار آن شده است که کمیته تحقیق سازمان ملل متحد، خشونت‌های مرگ‌بار را بررسی کند و برای انجام این کار تامین مالی تکمیلی دریافت کند.

فرستاده دیپلماتیک جمهوری اسلامی در سازمان ملل تاکنون به درخواست برای اظهارنظر در این زمینه به خبرگزاری رویترز پاسخی نداده است.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

دیپلمات‌ها در سازمان ملل به رویترز گفتند که جمهوری اسلامی متونی را در رد اتهام‌های مربوط به سرکوب برای نمایندگان سایر کشورها در سازمان ملل ارسال کرده و مدعی شده است که "درگیری‌ها در پی حملات مسلحانه به نیروهای امنیتی حکومت رخ داده است."

گلن پایوت از "ایمپکت ایران"، ائتلافی متشکل از ۱۹ سازمان غیردولتی که کارزار پیگیری وضع حقوق بشر در ایران را هدایت می‌کند، به رویترز گفت: «این نشست پیامی به مقام‌های حکومت ایران خواهد بود که خونریزی و سرکوب صداهای مخالف باید متوقف شود و این که آن‌ها تحت نظارت هستند.»

پایوت افزود: «این نشست همچنین فرصتی خواهد بود برای دولت‌ها تا حمایت جهانی از حقوق همه ایرانیان برای اعتراض مسالمت‌آمیز و شنیده شدن صداهایشان بدون ترس از اقدامات تلافی‌جویانه یا خشونت را نشان دهند.»

zarif.jpg

دفتر ظریف بازداشت او را «بی‌اساس» خواند

دفتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت حسن روحانی، با صدور بیانیه‌ای مطالب مطرح‌شده علیه او را «دروغ، جعلی و بی‌اساس» خواند.

پیش‌تر کانال ۱۴ اسرائیل گفته بود ظریف در جریان اعتراضات دی‌ماه چندین بار با شاهزاده رضا پهلوی تماس داشته و حسن روحانی را در جریان گذاشته است؛ این رسانه همچنین از «بازداشت ظریف و روحانی به دست سپاه پاسداران» خبر داده بود.

***

:::

***

aslanibanner.jpgمهدی اصلانی - ویژه خبرنامه گویا

روز ۹ شهریور ۶۷ بعد از مواجهه‌ی دوم با هیئتِ ‌مرگ، کتک‌خورده و مچاله، به‌دستور شیخ مقیسه (ناصریان) سبیل‌ام را به‌تحقیر و از نیمه تراشیدند

در بند ۸ باز شد. با لگد و کابل به داخل بند پرت شدم

سراغ هرکس می‌گرفتم سری به پائین می‌افتاد

هر خم شدن سر یعنی حضور غایبِ جانِ جوانی که از ایران دریغ شده بود!

چانه به‌اختیار نبود و اشک را سرِ بازایستادن.

کودکی آغاز کرده بودیم.

این ‌روزها با دیدن تصویرهای کشتار جمعی و خیابانی، آهِ من ازیخ‌زده‌گی‌ و برودتِ تبعید به گرمای جهنمی‌ی تابستان ۶۷ هی می‌شود.

از پشت دیوارهای سربی و بلند زندان‌ها صدای تیزکردن چاقو می‌آید

ضجه‌ی مادران داغ و درفش و قامت‌شکسته بر سر جنازه‌های قدغن

آغوش خواهر و دریغ بوسه‌ی واپسین بر گونه‌ی برادر.

پدران سکته‌های ناقص
سوگواری‌ها‌ی پنهان

سخن از جنایت جمعی و چندین هزار بازداشتی در میان است

سلول‌های انباشته از انسان، اتاق‌های انتظار مرگ را می‌ماند

جانِ جوان و جهان‌شان رنگ وداع دارد. چشم‌های پرشده از اشک‌های پنهان

آن‌چه یک بندی را از درون چون خوره می‌خورد حس فراموش‌شده‌گی است

و شوم‌آوایی‌ی بازجویان به‌تنگ آمده در اتاق‌های تمشیت:«یه‌ کاری نکن سرتو بکنیم زیرِ آب و کسی صداتو نشنوه»

در گستره‌ی کفن و کافور، سپیده می‌کشند و پرنده می‌سوزانند!

جلادِ اعظم بر ارابه‌ی تباه‌اش مرگ را بر جغرافیای وطن جار می‌کشد.

همه را به مرخصی‌ی اجباری فرستاده، حتا ابلیس را!

ساده‌گو و بلدِ نصیحت نیستم. تنها آرزویم را بلند‌خوانی می‌کنم!

نگذاریم تفاوت‌های نظری دلیلی شود تا پررونق‌ترین حرفه، نصیب گورکنانِ زادگاهِ زخمی شود.

گفتنش سینه می‌درد و نگفتنش گلو می‌سوزاند!

صدا بلند کنیم! هرکس به‌وسعت صدا و ارتفاع حنجره‌اش.

555.jpgایندیپندنت - تصاویری که به‌تازگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، تیراندازی مستقیم و مکرر نیروی‌های سرکوبگر جمهوری اسلامی به سوی مردم در تهران را نشان می‌دهد. این تصاویر مربوط به روز شنبه، ٢٠ دی‌ماه است.

در ثانیهٔ ۰:۲۲ ویدئو، صدایی شنیده می‌شود که می‌گوید: «به سرش بزن!»:

karaj.jpgروایت‌ صوتی دریافت شده توسط خبرنامه گویا از یکی از ساکنان کرج نشان می‌دهد سرکوب اعتراضات به شکلی گسترده و مرگبار انجام شده است.

بر اساس اطلاعات رسیده تیراندازی مستقیم به معترضان باعث کشته‌شدن کودکان، زنان باردار و نوجوانان شده و شدت خشونت به‌گونه‌ای بوده که خیابان‌ها و کوچه‌ها به صحنه اجساد پراکنده تبدیل شده‌ بودند.

به گفته این شاهد عینی بیشترین تلفات کرج در فردیس رخ داده، او می گوید شهروندان با تصور تجمعی مسالمت‌آمیز به خیابان ها آمده بودند:

  • «اونایی که دیدید، صفره در مقابل واقعیت»

  • «بچهٔ سه‌ساله... زن حامله... جوان‌های ۱۲، ۱۳، ۱۴ تا ۱۷ ساله... همه رو ترکوندن» (کشتند)

  • «حتماً بالای سی، چهل هزار نفره تو تمام کشور... خیلی سخت بود...»

  • «فکر نمی‌کردیم این‌جوری بشه. همه می‌رفتن تظاهرات. مثلاً فراخوان داده بودند ساعت ۸ بیایید، صلح‌آمیز فقط برای همون می‌رفتند.»

  • «بعدش شعار می‌دادیم،... همین...»

  • «اطراف ما تو فردیس بیشترین تلفات بود

  • «تو هر کوچه و خیابون، حداقل یک جسد دیده می‌شد

  • «متأسفانه همهٔ سیستم‌های ارتباطاتی قطع شد که دیگه پیامی نره و چیزی بیرون نیاد.»

  • «همهٔ دوربین‌های مغازه‌ها رو پاک کردند

  • «دوربین‌های بانک‌ها رو پاک کردند

  • «دوربین‌های شهر رو پاک کردند... همه رو پاک کردند

  • «چند روزه قنادی‌ها، از اون موقعی که شروع کردند جنازه‌ها رو می‌فروشن، شلوغ شدند

  • «مردم میان حلوا می‌خرن، خرما می‌خرن

  • «آدم‌های زنده رو بردند، کشتند، تیر خلاص زدند

  • «منافقین‌ها!! منافقین‌ زدند» (طعنه‌آلود)

این روایت‌ها تصویری از شهری ارائه می‌دهد که در آن اعتراض مدنی با خشونتی بی‌سابقه پاسخ داده شده و تلاش سیستماتیک برای خاموش‌کردن صداها و محو آثار سرکوب در جریان است.

حذف خامنه‌ای کم ضررترین راه برای توقف کشتار استshe.jpg

دویچه وله - شیرین عبادی، حقوق‌دان ایرانی و برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳، در گفتگویی با روزنامه "لیبراسیون" فرانسه با اشاره به سرکوب خونین اعتراضات مردمی در ایران گفت که "بدون مداخله خارجی خشونت بی‌حد و حصر و مرگبار علی خامنه‌ای متوقف نخواهد شد."

عبادی افزود: «در چندین مورد، ایرانیان به خیابان‌ها آمده‌اند، تنها با مشت‌های گره کرده خود، تا آرزوی خود را برای سقوط این رژیم ابراز کنند.»

این حقوق‌دان ایرانی اضافه کرد: «هر بار، تنها پاسخ، واکنش‌های خشونت‌آمیز و بی‌رحمانه، دستگیری‌ها و قتل‌های فزاینده بوده است. ایرانیان در نهایت به خانه‌های خود می‌روند و سپس یک یا دو سال بعد، دیگر نمی‌توانند تحمل کنند و دوباره به خیابان‌ها می‌آیند.»

عبادی در ادامه با بیان این که "این چرخه بارها تکرار می‌شود"، گفت: «تا زمانی خامنه‌ای در قدرت باشد هیچ تغییری را شاهد نخواهیم بود.»

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

برنده جایزه صلح نوبل در بخش دیگری از مصاحبه خود با تاکید بر لزوم مداخله خارجی برای حذف خامنه‌ای گفت: «شاید کم ضررترین چیز برای مردم ایران این باشد که رهبر و حلقه نزدیکانش با مداخله خارجی از بین بروند. همان طور که این کار را با اسماعیل هنیه کردند. آنها او را بدون بمباران مردم کشتند.»

پیام کامل شیرین عبادی در تلگرام:

roostayee.jpgفرزانه روستایی

بدن برخی از کشته شده ها به سوند یا آنژیو و تجهیزات بیمارستانی وصل است و یک تیر خلاص در بدن. کسی که در بیمارستان میمیرد همه وسايل را از او جدا می کنند مگر اینکه بیمار را روی تخت بیمارستان کشته باشند. طبق اخبار جدید علیه مردم از نوعی گاز اشک آور استفاده کرده اند که مانند گازهای شیمیایی جنگی تاول ایجاد می کند. تک تیرانداز با دوربین سلاح سن هدف را بوضوح می بیند. یعنی وقتی سر کودکان را هدف قرار داده اند این اشتباه نبوده است، بلکه هدف با دقت شناسایی شده است. در بروجرد ۳۰۰ هزار نفری بدن بی جان حدود ۵۰۰ نفر در سردخانه پذیرش شده است که به ارقام تخیلی شبیه است. جنازه زنان از انظار به دور است اما برای تحویل، باز کردن رحم را انجام می دهند که هیچ رفرانسی در قوانین و سنت ندارد، جز جنایت علیه بشریت مانند مثله کردن و بریدن گوش و بینی قربانی.

تو گویی هر آنچه را در سوریه دیدند در ایران پیاده کردند.وقتی برای علی خامنه ای آلترناتیو پیدا شد او نشان داد که جز مجتبی هیج آلترناتیوی را بر نمی تابد و هزینه پس زدن او برای ملت چقدر سنگین است.

امروز کشور ما از سوی قوای خارجی متشکل از مسئولان متولد عراق و مزدوران مسلح حشدالشعبی عراقی و نیز فاطمیون افغان و مزدوران شیعه پاکستانی اشغال شده است. مابقی مسئولان نیز از زاویه دیگری به خارج از ایران وصلند: یا درفکر نابودی اسراییل هستند یا برای ترور و دستگیری ترامپ نقشه می کشند .

مدل سرکوب مردم و مدیریت بحران اثر انگشت روس ها را نیز با خود دارد. سال ۲۰۰۲ نزدیک به پنجاه تروریست چچنی ۸۵۰ نفر را در تئاتر Dubrovka مسکو به گروگان گرفتند که یک نمایش موزیکال کمدی را تماشا می کردند. آنها از روسیه خواستند تا از چچن خارج شود. نیروهای ويژه روس برای نجات گروگانها از گاز خواب آور استفاده کردند که اصلا آن را نمی شناختند. در نتیجه علاوه بر همه تروریست ها ۱۲۰ نفر از گروگانها نیز در صحنه کشته شدند و تعدادی نیز بعدا در اثر عوارض گاز خواب آور مردند. حال اگر رژیم برای سرکوب تظاهرات مردم ایران تاکنون بیش از ۲۰ هزار نفر را کشته باید دید اتاق فکر کدام متحد ج ا مشاوره سرکوب داده است.

با توجه به قتل عامی که از مردم صورت گرفته است و احتمالا سرکوب های خونین دیگری که در راه است بی شک ما بدون کمک خارجی توانی برای مقابله با موج بعدی توحش نیروهای سفاک و سرکوبگر رژیم نداریم. دولت ترامپ وعده کرده است تا با همه توان نظامی خود در طرف مردم ایران بایستد. برای بقیه دنیا، بخصوص اتحادیه اروپا تقریبا مهم نیست که چه کسی چه کسی را در ایران می کشد. اما برای ما، همه آنها که در خیابان اعتراض می کنند فرزندان ما و صاحبان این آب و خاک هستند.

در این روزهای سیاه که جمهوری اسلامی عملا سفاکترین حکومت روی زمین است ما به فردایی ایمان داریم که میهن ما آزاد می شود و حدود ده میلیون ایرانی به وطن باز می گردند. اما به یاد این روزها پیشنهاد می شود بعد از آزادی میهن و سرنگون شدن آنها که به کشتن ما افتخار می کنند نام میدان ونک در مرکز تهران را به ترامپ برگردانیم. روئسای جمهور آمریکا چندین بار تلاش کردند جهت معادلات و روابط با ایران را تغییر دهند. دولت ترامپ بیش از بقیه درگیر مساله ایران بوده است و جامعه امروز آمریکا مردم ایران را بسیار درک می کنند. دولت ریگان، اوباما، کلینتون، و حتی بوش پدر تلاش کرد روابط ایران و آمریکا را به دوران قبل از گروگانگیری بازگردانند، اما نشد. بسیاری از آنها نامه های خصوصی برای خامنه ای نوشتند اما او رویاهایی شیطانی در سر داشت. کمک آمریکا به آزاد شدن مردم ایران در این روزهای خونین و سیاه و ننگین زمینه ساز برقراری روابط گسترده ای بین کشور ما با جامعه جهانی می شود که آینده کشور منوط و مشروط به آن است.

ویدیوهای دریافتی نشان می‌دهد جمعی از ایرانیان ساکن آمریکا مقابل موسسه سرطان وینشیپ دانشگاه اموری آتلانتا در ایالت جورجیا، تجمع اعتراضی برگزار کرده و خواستار پاسخگویی این دانشگاه در مورد اشتغال فاطمه اردشیر لاریجانی، دختر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی شدند.

بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها خواستار توضیح درباره کار دختر لاریجانی در یک دانشگاه آمریکا شد

جاناتان شانزر، مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، با اشاره به اشتغال فاطمه اردشیر لاریجانی، دختر علی لاریجانی، در موسسه سرطان وینشیپ دانشگاه اموری آتلانتا در ایالت جورجیای آمریکا، خواستار پاسخگویی این دانشگاه در این مورد شد.

larijanilarge.jpg

macront.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، با انتشار یادداشتی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، متن پیامی را که از سوی امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، برایش ارسال شده است، منتشر کرد.

در این پیام، مکرون خطاب به ترامپ نوشته است دو طرف «کاملا در موضوع سوریه هم‌نظر» هستند و تاکید کرده است: «می‌توانیم در ایران کارهای بزرگی انجام دهیم.»

او در عین حال از سیاست ترامپ درباره گرینلند ابراز سردرگمی کرده و خواستار همکاری برای «ساختن چیزهای بزرگ» شده است.

tweet.jpg

بر اساس متن منتشرشده، مکرون پیشنهاد داده که پس از نشست داووس، بعدازظهر پنج‌شنبه، نشستی در پاریس برگزار کند و در حاشیه آن، اوکراینی‌ها، دانمارکی‌ها، سوری‌ها و روس‌ها را نیز برای گفت‌وگوهای حاشیه‌ای دعوت کند.

مکرون همچنین ترامپ را به صرف شام در پاریس، پیش از بازگشت به آمریکا، دعوت کرده است.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgبرخوردی که بخشی از اپوزیسیون رژیم انجام می‌دهد، پرسش‌برانگیز است. آیا ما قادریم به چیزی جز آنچه در ذهن خود ساخته‌ایم فکر کنیم؟

سخنرانی دیروز خامنه‌ای یک‌بار دیگر مرا در برابر این سؤال قرار داد: آیا خامنه‌ای روز گذشته چیزی فراتر از آنچه سال‌هاست می‌گوید، گفت؟ یا عملی کرد که در خیزش‌های قبلی نظیر آن را نکرده بود؟

به‌نظر من هیچ عنصر تازه‌ای در سخنان او نبود. همان خودشیفتهٔ جنایتکاری بود که ادعا می‌کند از زبان خدا سخن می‌گوید و هر چه می‌کند در راستای منافع اسلام و اجرای اوامر خداست؛ متوهم و خودشیفته با کلام خدا و روح شیطانی.

برای او بسیار عادی است از رقم کشته شدن هزاران انسان سخن بگوید، بی‌آن‌که اندک احساس همدردی با مصیبت‌دیدگانِ فرزند از کف‌داده کند. دفعات قبل نیز چنین بود. بستگی به دامنهٔ جنبش اعتراضی دارد. در جنبش سبز و جنبش مهسا نیز با همین سبعیت دستور قتل‌عام داد؛ قتل‌عام کرد و زمانی هم که عرصه تنگ شد، نیرو از عراق آورد تا معترضان را در نیزارهای شادگان به رگبار ببندند.

برای او آوردن نیرو از عراق، لبنان، فلسطین یا تجهیزات جنگی و سرکوب از روسیه، چین، کرهٔ شمالی و... جای هیچ‌گونه فکر کردن به‌عنوان رهبر یک کشور ندارد؛ امری عادی و کاملاً جاافتاده، هم برای حکومتیان از اصول‌گرا تا اصلاح‌طلب و حتی برای به‌اصطلاح اپوزیسیون حکومت.

Bahman_Parsa.jpgیک‌بارِ دیگر، حکومتِ اسلامی ــ شیعیِ ایران، تحتِ رهبریِ سلّاخ‌مدارانه‌ی حاج‌سِدعلیلِ خامنه‌ای، واذنابِ بُخوبُریده و آدم‌خوارش، ملّتِ ایران را سلّاخی کرد.

مردمی که به‌لحاظِ چهل‌و‌هشت سال حکومتِ جبّارانه‌ی اسلامی، تقریباً «همه‌چیز از کف‌شان رفته به در*»، و در همین ساعت «از هر که غارت‌زده‌ترند*»؛ امّا« دلِ فولادشان *»هنوز که می‌تپد، صدای کرکننده‌ی ناقوس‌های مرگِ نه‌چندان‌دورِ رژیمِ اسلامی را به گوشِ جهانیان می‌رساند.

در چنین روزهای سخت، کارِ من چه بوده است؟

برای ملّتم در ایران چه کرده‌ام؟

چه گامی برداشته‌ام؟

بی‌هیچ حقّه‌بازی باید بگویم: هیچ.

جایم، هر کجا که بوده‌ام، گرم بوده است. سختیِ معیشتی نداشته‌ام. گهگاه دُمی هم به خُمره زده‌ام. شب‌ها هم نگرانِ این نبوده‌ام که قومِ هیاتله‌ی حاج‌سِدعلیلِ خامنه‌ای به خانه‌ام یورش بیاورند.

در چنین شرایطی، برای آن‌که از غافله‌ی وطن‌پرستی دور نمانده باشم، هر جا که در نزدیکی‌ام تظاهراتی علیه حکومتِ اسلامی بوده، حاضر شده‌ام؛ امّا داخلِ جمعیت نه.

نه از سرِ بی‌تفاوتی، بلکه از آن‌رو که نمی‌خواهم دنباله‌روِ پرچمِ «شیر و خورشید» باشم؛ چه آن‌که شیرش بر سکّو ایستاده باشد و چه آن دیگری که دست‌وپایش از سکّو آویزان است؛ یعنی شیری که بر زمین ایستاده است.

وقتی می‌بینم و با گوشِ خود می‌شنوم که اگر باورمند به آن پرچم و آن‌چه نمایندگی می‌کند نباشی، باورمندانش دورت می‌کنند و با استفاده از الفاظِ مربوط به اعضای حفاظت‌شده در شورت و زیرشلواری، به نوازشِ افرادِ مؤنثِ خانواده‌ات ــ و گاه حتّی مذکّرش ــ می‌پردازند، با خود می‌گویم:

«مرا به خیرِ تو امید نیست، شر مرسان***.»

تازه این شکلِ آسان و بی‌خطرِ ماجراست.

کافی‌ست در این اوضاع بخواهی از حقِ حضورِ خویش و آن‌چه باور داری دفاع کنی؛ آن‌وقت نوبتِ چوب و چماق است.
منِ پنجاه‌و‌هفتی، این ماجرا را در همان پنجاه‌و‌هفت، عیناً به همین شیوه دیده و تجربه کرده‌ام. با این فرق که آن موقع در ایران بودم. پرچم ،پرچم «یاحسین» بود و «نصرمن الله» واین طور شعار ها.وما گوشت دم توپِ‌ «زهراخانم» بودیم و حزب الله آدمخوارش.از پرچمداران«شیروخورشید»‌ هیچ کجا هیچ خبری نبود.

از همین روست که امروز، با دستی از دور بر آتشی که جانِ هم‌وطنانم را در ایران می‌سوزاند، دلی می‌سوزانم و اشکی می‌ریزم.

نظر به این‌که نه کارشناسی سیاسی دارم و نه در امور جامعه‌شناسی وارد هستم، جرأت آن را ندارم، وهرگز جسارت نمی‌کنم که برای هم‌وطنانم در داخل کشور ــ «مردمی با این همه مصیبتِ صبور» ــ نسخه بپیچم. یا بنویسم!

باور دارم مردمِ داخل ایران، به لحاظ سیاسی و اجتماعی، از هر نیروی بیرون‌مرزی ــ به شرطِ موجودیت ــ بالغ‌ترند. بنابراین، مدیریت و سنجشِ توانِ جمعی و اقدام متناسب با آن، از اختیارات خاصِ خودِ ایشان است.

assadi.jpgبه نام آزادی و کرامت انسانی

سردبیران، روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای گرامی،

با درود به تک‌ تک شما.

جمهوری اسلامی، جمهوریِ خون، جنایت و تباهی است. سال‌هاست مردم ایران هزینه بقای این نظام را با جان، آزادی و آینده خود می‌پردازند. در تمام این سال‌ها، ما بارها اعتراض کرده‌ایم که چگونه سران این نظام و وابستگانشان آقازاده‌ها، فرزندان و نزدیکان مسئولان از امکانات، امنیت و رفاهی برخوردارند که از مردم ایران دریغ شده است.

امروز اگر درباره خانم فاطمه صالحی امیری سخن می‌گوییم، موضوع صرفاً یک فرد نیست؛ موضوع، سیستمی است که چنین افرادی را می‌سازد، بالا می‌کشد و به جهان صادر می‌کند. سیستمی که پدران و مدیرانش دستشان به خون مردم ایران، مستقیم یا غیرمستقیم، آلوده است.

پرسش ما روشن است:
چگونه ممکن است محصول و برآمده چنین ساختاری، به جای پاسخ‌گویی درباره نقش خانواده و شبکه قدرتش، به موقعیت‌های ممتاز دانشگاهی و اقامتی در کشورهای آزاد، از جمله آلمان، دست پیدا کند؟

مسئله ما انتقام‌جویی شخصی نیست؛ مسئله، جلوگیری از عادی‌سازی جنایت است. همان‌طور که بارها گفته‌ایم وابستگان چهره‌های سرکوب و جنایت از جمله فرزند لاریجانی و دیگر نمادهای دستگاه سرکوب و مسولین رژیم نباید بدون هیچ پرسشی در آمریکا و اروپا زندگی کنند، امروز نیز با همان منطق می‌گوییم:

حضور و ارتقای چنین افرادی در دانشگاه‌ها و نهادهای معتبر غربی، توهین به خون قربانیان و کشتار جمهوری اسلامی است.

خواست ما روشن است:

پایان دادن به این مصونیت نانوشته، و اخراج این افراد از موقعیت‌های دانشگاهی و امتیازاتی که نتیجه مستقیم یک نظام سرکوبگر است.

خانم فاطمه صالحی حتی مخالفین را تهدید کرده و همیشه در این دانشگاه بیدفاع از مواضع جمهوری اسلامی پرداخته است.

خواست ما از اخلاق و روش،مدارا باید بگذرد . فراموش،نکنیم بالای ۱۶ هزار کشته در دوشب و ۳۶۰ زخمی و بالای ۷ هزار آسیب دیده چشمی و۲۰ هزار دستگیری بخشی از این سیتم و اعوان و انصارشان میباشد

ما به‌خوبی می‌دانیم که از نظر حقوقی، در کشورهای اروپایی موانع و پیچیدگی‌هایی وجود دارد. اما نقش رسانه، فقط تکرار محدودیت‌های حقوقی نیست؛ نقش رسانه، روشن نگه داشتن نور بر نقاط تاریک قدرت و بی‌عدالتی است.

از شما رسانه‌های فارسی‌زبان و بین‌المللی می‌خواهیم:

حتی اگر ابزار حقوقی مستقیم ندارید، دست‌کم صدای این مطالبه از جانب ما و نویسنده نامه را بازتاب دهید، درباره آن تحقیق کنید، سؤال بپرسید و اجازه ندهید عادی‌سازی جنایت به یک روند پذیرفته‌شده تبدیل شود.

این نامه، صدای انسانی است که شب و روز در دفاع از مردم ایران فعالیت می‌کند. امیدوارم این صدا را بشنوید و در رساندن آن به افکار عمومی کوتاهی نکنید.

دوستدار شما
بهروز اسدی

Ezat_Mossallanejad.jpgمقدمه

در پی سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات سراسری مردم ایران از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویهٔ ۲۰۲۶، بخش‌های گسترده‌ای از جامعهٔ ایران--چه در داخل کشور و چه در میان جامعهٔ ایرانیان در تبعید--در وضعیتی قرار گرفته‌اند که می‌توان آن را «آسیب جمعی» نامید. بنا بر گزارش‌های متعدد، این اعتراضات در حدود ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و به‌دنبال آن، سرکوب فراگیر، بازداشت‌های گسترده و اختلال شدید در ارتباطات--از جمله قطع وسیع اینترنت از حدود ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶--به وقوع پیوست..

این مقاله تلاشی تحلیلی فروتنانه است برای بررسی مفهوم آسیب جمعی و پیامدهای آن بر افراد، خانواده‌ها، جوامع محلی و کل جامعه. در پایان، ملاحظاتی عملی برای کاهش آثار ویرانگر آسیب جمعی و جلوگیری از لغزش جامعه به‌سوی انتقام‌جویی، گسست اجتماعی و فرسودگی اخلاقی ارائه می‌شود.

آسیب جمعی چیست؟

کشتار گسترده، مجروح‌سازی، بازداشت، ناپدیدسازی و ارعاب معترضان--و ترسی که از دل این رویدادها برمی‌خیزد--نه‌تنها قربانیان مستقیم، بلکه کل جوامع را دچار آسیب می‌کند. آسیب جمعی صرفاً جمع جبری آسیب‌های فردی نیست؛ بلکه گسستی عمیق در پیوندهای اجتماعی، اعتماد متقابل و نظام معناست؛ گسستی که پیامدهای پایدار بر هویت مشترک و حیات اخلاقی جامعه برجای می‌گذارد.

جفری سی. الکساندر مفهوم «آسیب فرهنگی»--که نسبت نزدیکی با آسیب جمعی دارد--را وضعیتی می‌داند که در آن اعضای یک جمع احساس می‌کنند رویدادی هولناک بر آنان تحمیل شده است؛ رویدادی که نشانه‌های محو ناشدنی بر آگاهی جمعی برجای می‌گذارد و حافظه و هویت جمعی را به‌طور بنیادین و ماندگار دگرگون می‌سازد.

آسیب جمعی زمانی تشدید می‌شود که سرکوب سیاسی با قطع اطلاعات و فروپاشی ارتباطات همراه گردد. در جریان سرکوب ژانویهٔ ۲۰۲۶، محدودیت‌های شدید دسترسی به اینترنت و ارتباطات، اضطراب، بی‌اطمینانی و نوعی «غیاب ارتباطی» را پدید آورد که نه‌تنها در داخل کشور، بلکه در میان خانواده‌ها و جوامع ایرانی در خارج از کشور نیز گسترش یافت.

هرگاه مقیاس خشونت گسترده، نظام‌مند و مستمر باشد، آسیب جمعی می‌تواند به باری درازمدت بدل شود--به‌ویژه زمانی که مصونیت از مجازات عادی‌سازی شود و خانواده‌ها از حقیقت، امکان سوگواری و دسترسی به عدالت محروم بمانند.

پیامدهای آسیب جمعی

1ـ شوک، سردرگمی و درماندگی

در مراحل اولیه بسیاری از افراد، ناباوری، بی‌حسی روانی، آشفتگی و انکار را تجربه می‌کنند. ذهن انسان برای پردازش فقدان ناگهانی--به‌ویژه زمانی که رویدادها سریع‌تر از توان جذب جامعه رخ می‌دهند--با دشواری جدی مواجه می‌شود.

2ـ ترس فراگیر و گوش‌به‌زنگی مزمن

ترس جمعی زمانی همه‌گیر می‌شود که سرکوب تکراری، پیش‌بینی‌ناپذیر و دل‌بخواهی باشد. در شرایط ترور دولتی، افراد ممکن است نسبت به نشانه‌های جزئی بیش‌ازحد حساس شوند، زیرا تجربهٔ زیستی نشان داده است که «رویدادهای کوچک» می‌توانند به فاجعه‌ای بزرگ بینجامند. با گذر زمان، ترس ممکن است به شیوه‌ای از زیستن بدل شود: خودسانسوری، کناره‌گیری از عرصهٔ عمومی، بی‌اعتمادی به دیگران و انتظار دائمی فقدان.

3ـ سکوت و فروکاست حیات عمومی

ترس اغلب به سکوتی فراگیر می‌انجامد--آنچه بسیاری از ایرانیان از آن به «سکوت گورستانی» تعبیر می‌کنند. سکوت صرفاً فقدان گفتار نیست؛ بلکه می‌تواند راهبردی اجتماعی برای بقا باشد. بااین‌حال، تداوم سکوت به‌تدریج حیات مدنی را فرسوده می‌سازد و تحقیر را به امری عادی بدل می‌کند.

4ـ گسست پیوندهای اجتماعی و فرسایش ارزش‌های مشترک

آسیب جمعی می‌تواند تار و پود جامعه را از هم بگسلد. "کای اریکسون" آن را ضربه‌ای به «بافت‌های بنیادی زندگی اجتماعی» می‌داند که پیوندها را تخریب کرده و حس هم‌بودگی را تضعیف می‌کند. در جامعه‌ی چند ملیتی و چنددینی چون ایران--که تبعیض‌های تاریخی از پیش لایه‌هایی از بی‌اعتمادی ایجاد کرده‌اند--آسیب جمعی می‌تواند روند فروپاشی اجتماعی را شتاب بخشد: اقلیت در برابر اکثریت، منطقه علیه منطقه، محله علیه محله و حتی همسایه در برابر همسایه.

5ـ سوگ فرهنگی و آسیب اخلاقی

آسیب جمعی ممکن است به «سوگ فرهنگی» بینجامد--بیگانگی دردناک از ارزش‌ها، هویت و حس معنا. در شرایط سوگواری بی‌وقفه، حتی آیین‌ها و مناسکی که برای حفظ کرامت انسانی طراحی شده‌اند ممکن است فرسوده، تهی یا ناممکن شوند. هنگامی که منطق خشونت بر زندگی روزمره مسلط می‌شود، خطری دیگر پدیدار می‌گردد: «آسیب اخلاقی»--احساس نقض جبران‌ناپذیر نظام ارزش‌ها. در چنین وضعیتی، مرز میان امر پذیرفتنی و ناپذیرفتنی تیره می‌شود و توجیه امر غیرقابل توجیه به‌عنوان «ضرورت» امکان تحقق پیدا می کند.

6ـ بحران هویت

در شرایط سرکوب طولانی‌مدت، افراد با پرسش‌هایی بنیادین روبه‌رو می‌شوند: "من کیم و در این معادله کجا هستم؟ ارزش سخن گفتن چیست؟ اصلاً چرا زنده ام؟" بحران هویت می‌تواند به شکل بدبینی، نکوهش از خویشتن، بی‌حسی عاطفی، تلخی یا نومیدی بروز کند. لوئیس کارول در کتاب "آلیس در سرزمین عجایب" این سردرگمی وجودی را چنین بیان می‌کند: «من در این دنیا کیستم؟ آه، این معمایی است بزرگ."

7ـ بدبینی، تحقیر و بی‌تفاوتی

آسیب جمعی می‌تواند اعتماد را نه‌تنها به خویشتن، بلکه به خانواده، جامعه، نهادها و حتی منطق زیستن تضعیف کند. تحقیر--به‌ویژه پس از شکست یا قیام نافرجام--می‌تواند زمینه‌ساز قربانی‌سازی، روایت‌های توطئه یا جست‌وجوی منجی شود. بی‌تفاوتی در این میان خطری است جدی: هنگامی که مرگ به امری روزمره بدل می‌شود، افراد ممکن است برای بقا از نظر عاطفی خود را کنار بکشند.

8. احساس پوچی

کی از پیامدهای مهم آسیب جمعی، شکل‌گیری احساس پوچی است؛ زیرا در چنین شرایطی چارچوب‌های معنا به‌طور ناگهانی یا تدریجی فرو می‌ریزند. در چنین شرایطی ممکن است فرد و جامعه احساس می‌کنند که کنش اخلاقی، تلاش فردی، و حتی رنج کشیدن «بی‌ثمر» است. پیامد شوم این احساس گسست پیوند میان رنج و معنا و جاییگزینی آن با بی‌معنایی، بی‌انگیزگی و نوعی کرختی وجودی است. در سطح جمعی، پوچی نه فقط یک احساس فردی، بلکه حالتی اجتماعی است که به انفعال، کناره‌گیری، یا پذیرش وضع موجود می‌انجامد.

9ـ خشونت و انتقام

در آسیب های جمعیِ ساختهٔ دست بشر، نفرت می‌تواند در تمام جوانب رشد کند. قربانیان ممکن است ناخواسته به تقلید از شیوه‌های سرکوبگران روی آورند. این یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای آیندهٔ ایران است: جایگزینی عدالت با تلافی و آزادی با چرخه‌های پایان‌ناپذیر انتقام. هشدار مارتین لوتر کینگ جونیر، پس از گذشت سالیان دراز همچنان از اعتبار ویژه ای برخوردار است: پاسخ دادن به خشونت با خشونت، خشونت را فزونی می‌بخشد و بر تاریکی شبی می‌افزاید که خود بی‌ستاره است.

10ـ پیامدهای ویرانگر برای زنان

زنان اغلب بار نامتناسبی از آسیب جمعی را به دوش می‌کشند: داغ‌دیدگی، ناامنی، خشونت جنسی، فروپاشی اقتصادی و مسئولیت عاطفی حفظ خانواده‌ها. بااین‌همه، همانطور که جنبش "زن، زندگی، آزادی" در ایران نشان داد، زنان در بسیاری از موارد به موتورهای تاب‌آوری بدل می‌شوند--سازمان‌دهی یادمان‌ها، حفظ شبکه‌های همیاری و پافشاری بر عدالت.

11ـ تأثیر بر کودکان و نوجوانان

آسیب وارده بر کودکان به‌طور ویژه ویرانگر است. مواجهه با کشتار، یورش‌های امنیتی، ارعاب، اختلال در آموزش و جدایی‌های خانوادگی می‌تواند اثرات بلندمدتی بر تنظیم هیجانی، اعتماد، یادگیری و دلبستگی برجای گذارد. فاجعه‌ای دیگر، جذب و شرطی‌سازی ایدئولوژیک نوجوانان در ساختارهای قهری است. «بسیج»--سازمانی شبه‌نظامی و داوطلب زیر نظر سپاه پاسداران و شخص خامنه ای--سال‌هاست نقش امنیت داخلی ایفا می‌کند، از جمله در سرکوب اعتراضات. این روند با تبدیل بخشی از نسل جوان به ابزار سرکوب، آسیب میان‌نسلی را تشدید می‌کند.

مسیرهای کاهش رنج و التیام

التیام آسیب جمعی به‌ندرت مؤثر خواهد بود، مادامی که ریشه‌های خشونت و سرکوب همچنان پابرجا باشند و آسیب، هر روز از طریق ترس، بازداشت، تحقیر و انکار حقیقت بازتولید شود. در چنین شرایطی، آسیب می‌تواند به وضعیتی مزمن بدل گردد و از رهگذر تعامل مستمر پیامدهای روانی، اجتماعی و اخلاقی خود تقویت شود.

پیوستن به جنبش مقاومت

تاریخ نشان می‌دهد هنگامی که یک جامعه در شرایط سرکوب مستمر گرفتار می‌شود، کنش جمعیِ سازمان‌یافته می‌تواند نه‌تنها شکلی از مقاومت سیاسی، بلکه مسیری روانی و اجتماعی برای خروج از فلج‌شدگی و درماندگی باشد. فضای ناتوانی و استیصال پس از اشغال فرانسه توسط نازی‌ها، بسیاری از جوانان فرانسوی را به پیوستن به جنبش مقاومت و «فرانسهٔ آزاد» به رهبری ژنرال شارل دوگل سوق داد. این مشارکت را نباید صرفاً به‌مثابه اراده‌ای میهن‌پرستانه فهمید، بلکه باید آن را جست‌وجویی برای کرامت، عاملیت و معنا در میانهٔ ترس جمعی دانست.

مبارزهٔ آزادی‌بخش الجزایر تجربه ی مشابهی را عرضه می دارد. فرانتس فانون، روان‌پزشک اهل مارتینیک که در بیمارستان بلیدا-ژوانویل خدمت می‌کرد، به این نتیجه رسید که درمان صرفاً بالینی، در شرایطی که خشونت استعمار همچنان ادامه دارد، از نظر اخلاقی و عملی ناکافی است. او استعفا داد و به جنبش مقاومت پیوست.

در طول تاریخ، الگوهای مشابهی در جنبش‌های رهایی‌بخش مشاهده می‌شود؛ جایی که کنش جمعی به ابزاری برای بازگرداندن عاملیت و مقابله با تحقیر بدل می‌گردد--هرچند اگر این جنبش‌ها به اصول حقوق بشری پایبند نباشند، ممکن است با خطر نظامی‌گری، اخلاق انتقام و فرسایش ارزش‌های انسانی نیز مواجه شوند.

Mahmoud_Zahraei.jpgصدایی که برای غزه بلند است چرا برای ایران رسا نبود؟

در جریان کشتار بی ‌سابقه اخیر در ایران - رویدادی که افکار عمومی جهان را تکان داد و حتی آمریکا را تا آستانهٔ درگیری نظامی پیش برد - انتظار می‌رفت چهره‌هایی که خود را مدافع حقوق بشر، عدالت جهانی و مردم مظلوم می‌دانند، واکنشی روشن و صریح نشان دهند.

اما واقعیت تلخ این بود که بخش قابل ‌توجهی از چهره‌های شناخته ‌شدهٔ حامی فلسطین و غزه سکوت کردند؛ سکوتی که نه تصادفی بود و نه بی‌معنا، سکوت در برابر کشتاری که «نباید نادیده گرفته می‌شد».

در حالی که تصاویر سرکوب، اعدام‌های میدانی، قطع گسترده اینترنت و سرکوب کم نظیر و خونین معترضان در ایران منتشر می‌شد، بسیاری از فعالان پرصدای غزه - از سلبریتی‌ها تا فعالان سیاسی - که معمولاً در قبال هر بحران انسانی موضع فوری می ‌گیرند، هیچ واکنش علنی‌ای نشان ندادند.

این سکوت، به‌ ویژه از سوی کسانی که گفتمانشان «حقوق بشر جهانی» است، پرسش‌برانگیز است:

آیا جان انسان‌ها ارزش برابر ندارد؟ یا قربانی باید حتما در چارچوب روایت سیاسی خاصی قرار‌گیرد؟

این سکوت تصادفی نبود. این سکوت، شاید سیاسی و آگاهانه بود.

گرتا تونبرگ کجا است؟

دختر سوئدی ‌ای که برای غزه سوار برکشتی راهی آنجا شد و با این کار توجه بخش بزرگی از جامعه جهانی را به خود مشغول کرد، چرا در برابر کشتار بی حد و حصر جمهوری اسلامی سکوت کرده است؟ او که نماد «وجدان بیدار نسل جوان» معرفی شده است چرا در برابر قتل عام هم سالان خود، جوانان و نوجوانان ایران که آزادی را فریاد می زنند، حتی کلمه ای نگفته است ؟

او در این روزها کجا است؟

او در غزه به دنبال چه می‌گشت که در ایران پیدا نمی‌شود؟

کودکان کشته ‌شده؟ مردم بی گناه به خون غلطیده؟ حمله وحشیانه به بیمارستان ها؟ دستگیری های گسترده؟ جلوگیری از مداوای مجروحان در بیمارستان و تیر خلاص زدن به آنها بر روی تخت بیمارستان؟ قطع کامل اینترنت و تماس مردم با دنیای خارج؟

ایران پر است از آنچه او در نقاط دیگر دنیا به دنبال آن می گردد.

پس چرا صدایی نیامد؟ نه از او و نه از کسانی نظیر؛ دوا لی پا، بلا حدید، جیحی حدید، مارک روفالو، سوزان ساراندو، رشیده طلیب و مک لمور. اینها همه در رابطه با غزه صداهایشان بلند و عملکردشان برجسته بود.

آیا رنج، فقط وقتی رنج است که در جغرافیای «مجاز سیاسی» اتفاق بیفتد؟

سوگنامه سرزمین زخم خورده از دهه‌های تاریک ۱۳۶۰ تا خیابان‌های خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، حکایت نسل‌هایی که بی‌گناه در آتش قدرت و نیرنگ سوختند و زمین شاهد فریادها و خون آنان شد

zandilarge.jpgاین نوشته تقدیم می‌شود به دختران و پسران، به مردان و زنان، و حتی کودکان سرزمینم که با دل‌هایی پر از امید، آینده را در دستان کوچک خود دارند؛

آنان که در این چهل و هفت سال یا در دهه ۱۳۶۰

سربدار شدند، یا در زندان‌ها و خیابان‌ها جان باختند، از کوی دانشگاه در تیرماه ۱۳۷۸ تا دی‌ماه خونین ۱۴۰۴ در خون خویش غلتیدند.
تقدیم به آنان و به خانواده‌های داغدار که سال‌هاست سوگ را نه در سکوت دل، که در فریاد فروخورده زیسته‌اند،

و با امیدی که هنوز زنده است، آرزو دارم روزی نه چندان دور تمامی مسببان این جنایات در دادگاه‌های مردمی ایرانی آزاد، به دور از هرگونه استبداد و با هر نام و هر لباس، پاسخگوی تاریخ و وجدان جمعی شوند.

گفتند آمده‌ایم تا انسان را از تحقیر برهانیم، اما واقعیت چیز دیگری بود؛ آنان نام امامان و بزرگان دین را که شب و روز در بوق قدرت می‌دمند و بر جان مردم فرمان می‌رانند عَلَم کردند و پرده نیرنگ و خودکامگی‌شان را چون سایه‌ای سنگین بر زمین افکندند تا همه حقیقت دروغ و تباهی را ببینند. نه برای روشن کردن راه، که برای کور کردن چشم‌ها. دین را به بازار آوردند نه برای هدایت، که برای معامله، و آنچه فروختند ایمان نبود، اطاعت بود. چنین شد که تقدس نقاب شد و قدرت قبله، و هر که نپذیرفت، چون سیاوش، بی‌گناه، قربانی آتشی شد که به نام حق افروخته بودند.

چهل و هفت سال گذشت، نه عدالت جوان شد و نه کرامت قد کشید؛ این تنها دروغ بود که هر سال چهره عوض کرد و تازه‌تر بازگشت.

پیش از آن که دی‌ماه ۱۴۰۴ فرا رسد، این خاک پیش‌تر نیز بارها خون دیده بود.

دهه شصت آمد چون شبی بی‌سحر؛ سال‌هایی که جوانی جرم بود و اندیشه حکم اعدام داشت. در زندان‌ها نه دادگاهی بود، نه وکیلی برای دفاع، نه هیئت منصفه‌ای برای وجدان؛ تنها هیئتی از مرگ، به نمایندگی از روح‌الله خمینی، با طناب‌هایی که به نام دین برپا شده بودند. حکم از پیش نوشته، پایان دارهایی بی‌نام و بی‌وداع؛ و تنها مادری که از دور، آدرس خاک را می‌جست.

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

دهه‌های اخیر شاهد افزایش چشم‌گیر خیزش‌های مردمی در کشورهایی بوده است که تحت حاکمیت رژیم‌های اقتدارگرا و غیرپاسخ‌گو قرار دارند. این خیزش‌ها، که اغلب در واکنش به ترکیبی از سرکوب سیاسی، بحران‌های اقتصادی، فساد ساختاری و انکار کرامت انسانی شکل می‌گیرند، پرسش‌های بنیادینی را درباره‌ی مفهوم مشروعیت دولت و حدود اصل عدم مداخله در حقوق بین‌الملل برمی‌انگیزند.

در ایران، خیزش ملی سال ۱۴۰۱ که در پی مرگ مهسا امینی آغاز شد، نقطه‌ی عطفی در تعارض میان جامعه و حاکمیت بود. واکنش حکومت به این اعتراضات - شامل استفاده‌ی گسترده از قوه‌ی قهریه، کشتار معترضان، بازداشت‌های انبوه، شکنجه و قطع ارتباطات - به‌روشنی شکاف عمیق میان دولت و جامعه را آشکار ساخت. خیزش بعدی در سال ۱۴۰۴، که در بستری از فروپاشی اقتصادی، سقوط شدید ارزش پول ملی و تورم ساختاری آغاز شد، با سطحی بی‌سابقه از خشونت دولتی همراه گردید و اعتراضات را از مطالبات اصلاحی به نفی کلی مشروعیت حاکمیت سوق داد.

این نوشتار استدلال می‌کند که چنین الگوهایی از حکمرانی، نه‌تنها مشروعیت داخلی دولت را از میان می‌برد، بلکه به‌تدریج سپر حقوقی و اخلاقی اصل حاکمیت ملی را نیز تضعیف می‌کند. پرسش محوری آن است که آیا و چگونه سرکوب داخلی می‌تواند خود به عامل مشروعیت‌بخش مداخله‌ی بیگانه و قدرتهای بزرگ تبدیل شود.

مشروعیت دولت: از حاکمیت مطلق تا مشروعیت مشروط

در سنت کلاسیک حقوق بین‌الملل، دولت‌ها بر اساس معیارهایی چون کنترل مؤثر بر سرزمین، جمعیت و توان برقراری روابط خارجی به‌رسمیت شناخته می‌شوند. با این حال، تحولات نظری و هنجاری قرن بیستم، به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم، نشان داد که شناسایی حقوقی دولت‌ها لزوماً به معنای مشروعیت هنجاری آن‌ها نیست.

نظریه‌های قرارداد اجتماعی - از هابز و لاک تا روسو - بر این پیش‌فرض استوارند که قدرت سیاسی تنها زمانی موجه است که در خدمت حفاظت از جان، آزادی و حقوق اساسی افراد باشد. حتی ژان بودن، که از نخستین نظریه‌پردازان مفهوم حاکمیت به‌شمار می‌رود، حاکمیت را مشروط به تأمین نظم و امنیت و صیانت از خیر عمومی می‌دانست. در این چارچوب، حاکمیتی که خود به منبع تهدید علیه شهروندان بدل شود، مبنای اخلاقی اقتدار خویش را از دست می‌دهد.

در حقوق بین‌الملل معاصر نیز این تحول به‌وضوح قابل مشاهده است. منشور ملل متحد، اگرچه بر اصل عدم مداخله تأکید می‌کند، اما هم‌زمان در فصل هفتم امکان اقدام جمعی در برابر تهدیدهای جدی علیه صلح، امنیت و کرامت انسانی را به‌رسمیت می‌شناسد. رویه‌ی دیوان بین‌المللی دادگستری و گسترش حقوق بشر بین‌المللی، حاکمیت را از یک حق مطلق به مسئولیتی مشروط تبدیل کرده است.

سرکوب داخلی و فروپاشی مشروعیت

سرکوب خشونت‌بار اعتراضات مردمی، یکی از بارزترین نشانه‌های گسست میان دولت و جامعه است. در خیزش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، استفاده‌ی سازمان‌یافته از خشونت مرگ‌بار، بازداشت‌های گسترده، محدودسازی شدید آزادی بیان و قطع سراسری اینترنت، نشان داد که حکومت نه‌تنها اراده‌ای برای نمایندگی مطالبات شهروندان ندارد، بلکه آنان را به‌منزله‌ی «دشمن داخلی» تلقی می‌کند.

یحیی گل محمدی استعفا داد

| No Comments

1919.jpgایندیپندنت فارسی - یکی از کارکنان باشگاه فولاد خوزستان در گفت‌وگو با ایندیپندنت فارسی تایید کرد که دلیل اصلی استعفای یحیی گل‌محمدی از سرمربی‌گری تیم اهوازی، اعتراض صریح او به کشتار گسترده مردم ایران در جریان انقلاب ملی جاری و همچنین امتناع از ادامه همکاری با مدیران وابسته به دولت جمهوری اسلامی بوده است.

این منبع آگاه می‌گوید: «یحیی گل‌محمدی انسانی شریف و دغدغه‌مند است و بارها این موضوع را در عمل ثابت کرده است. پس از آغاز اعتراضات اخیر، او با ارسال نامه‌ای رسمی به مدیرعامل باشگاه استعفا داد و تاکید کرد در شرایطی که هزاران نفر، از جمله چند فوتبالیست، کشته شده‌اند، دیگر حاضر نیست در فوتبال ایران و باشگاه‌های دولتی فعالیت کند.

حمیدرضا گرشاسبی هم با این استعفا موافقت کرد و حمید مطهری به‌عنوان جانشین او معرفی شد. همچنین شنیده‌ایم که نهادهای امنیتی از این اقدام اعتراضی آقای یحیی خشمگین شده و ضمن بازجویی از او اعلام کرده‌اند که دیگر اجازه فعالیت در فوتبال ایران را نخواهد داشت. آقای یحیی هم گفته است برایم اهمیتی ندارد.»

یحیی گل‌محمدی پیش از این نیز در جریان خیزش سراسری به دنبال جان‌باختن مهسا امینی در گشت ارشاد جمهوری اسلامی، بارها به‌طور علنی در صفحه اینستاگرام خود از معترضان حمایت کرده و نسبت به کشته‌شدن صدها معترض با شلیک ماموران جمهوری اسلامی اعتراض کرده بود. گل‌محمدی که در دوران سرمربی‌گری پرسپولیس به افتخارات کم‌نظیری، از جمله سه قهرمانی در لیگ برتر، یک قهرمانی جام حذفی، دو قهرمانی سوپرجام و در نهایت حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا به‌عنوان نخستین مربی ایرانی این باشگاه دست یافته بود، در دی‌ماه ۱۴۰۲ از این تیم جدا شد. او پیش از ترک پرسپولیس نیز پیشنهاد سرمربی‌گری تیم ملی ایران را رد کرده بود.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

در ادامه، ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به دلیل انتقادهای گل‌محمدی از وضعیت سیاسی‌اجتماعی حاکم بر ایران، در سه نوبت مانع از عقد قرارداد او با باشگاه‌های دیگر شدند و ادامه حضور گل‌محمدی در لیگ برتر ایران را منوط به امضای تعهدنامه‌ای امنیتی کردند؛ تعهدی که بر اساس آن، او موظف می‌شد از هرگونه انتقاد علنی از جمهوری اسلامی خودداری کند.

1919.jpgایران اینترنشنال - شهبانو فرح پهلوی رویدادهای خونین روزهای گذشته در ایران را «جنایتی علیه بشریت» توصیف کرد و از اعلام سوگ ملی در روز جمعه سوم بهمن‌ماه خبر داد. او از همه ایرانیان در سراسر جهان خواست در ساعت ۱۲ ظهر به وقت محل اقامت خود، برای بزرگداشت جان‌باختگان، یک دقیقه سکوت کنند.

شهبانو در این پیام نوشت کشتار گسترده معترضان در مرحله نخست آنچه «رستاخیز بزرگ ایرانیان» خواند، جهان را در بهت و ناباوری فرو برده و تاکید کرد خون ریخته‌شده هزاران ایرانی نباید پایمال شود.

شهبانو فرح پهلوی جان‌باختگان در جریان انقلاب ملی ایرانیان را «فرزندان غیور میهن» دانست که جان خود را نثار ایران و آزادی کرده‌اند.

او با اشاره به این‌که از سوی شماری از شهروندان «مادر ایران» نامیده می‌شود، گفت امروز در سوگ فرزندان به‌خاک‌افتاده و همراه با دیگر مادران جان‌باختگان است؛ مادرانی که به گفته او حتی از حق سوگواری محروم شده‌اند.

شهبانو فرح پهلوی در پایان پیام خود نوشت که به پیروزی نور بر تاریکی اطمینان دارد.

پیام کامل فرح پهلوی:

هم‌میهنان عزیزم،

جنایات روزهای گذشته در میهن زخم‌خوردهٔ ما، جنایتی علیه بشریت بود. مرحلهٔ اول این رستاخیز بزرگ ایرانیان، با کشتاری جنون‌آمیز، جهان را در بهت و ناباوری فرو برد.

خون ریخته ‌شدهٔ هزاران ایرانی نمی‌تواند پایمال شود. این فرزندان غیور میهن، جان خود را نثار ایران کردند و خون خود را پای نهال آزادی ریختند.

شما ملت بزرگ ایران، با مهر بسیار، مرا «مادر ایران» نامیده‌اید. مادر ایران امروز داغدار فرزندان به‌خاک‌افتادهٔ خویش است و به همراه دیگر مادران جان‌باختگان که حتی اجازهٔ سوگواری نیز از آنان گرفته شده است روز جمعه، سوم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ را به یاد این کشتار بزرگ، سوگ ملی اعلام می‌کنم و از همهٔ ایرانیان آزاده می‌خواهم که در هر کجای جهان که هستند، در ساعت ۱۲ ظهر به وقت محل اقامت خود، بپاخیزند و برای بزرگداشت فرزندان جان‌باختهٔ ایران، یک دقیقه سکوت کنند.

در طول این دقیقهٔ مهم، بیندیشیم، تأمل کنیم و با خود عهد ببندیم که تا آزادی میهن آریایی‌مان، از پا ننشینیم.

از تمامی وسایل ارتباط جمعی فارسی‌زبان در سراسر جهان می‌خواهم که در پخش، یادآوری زمانی و اجرای این پیام، نهایت همکاری را به‌عمل آورند.

اطمینان داشته باشید که نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.

فرح پهلوی

عباس میلانی در شبکه اکس نوشت:

***

***

basketball.jpgگفتگوی تیلور جونز، بسکتبالیست آمریکایی با ای بی سی نیوز

تیلور جونز، بسکتبالیست آمریکایی تیم پالایش نفت آبادان در لیگ برتر بسکتبال ایران که پس از کشتار مردم به دست جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، از ایران خارج شده، به ای‌بی‌سی نیوز گفت: «نظامی‌ها مردمی را که در حال دویدن و فریاد زدن بودند، هدف [گلوله] قرار می‌دادند.»

جونز در ارتباطی تصویری با این رسانه، گفت: «پنجشنبه [۱۸ دی]، وقتی به همراه یکی از هم‌تیمی‌های آمریکایی‌ام و مدیر تیم کافی‌شاپ را ترک کردیم و در حال رانندگی بودیم، متوجه حضور تعداد زیادی نظامی در آنجا شدم که مردمی را هدف [گلوله] قرار می‌دادند که در حال دویدن و فریاد زدن بودند.»

او درباره قطعی اینترنت و تلفن در ایران گفت: «همان‌طور که به هتل می‌رسیدم، سعی کردم با مادرم تماس بگیرم و بگویم که شاهد چه صحنه‌هایی بودم اما هرچه تلاش کردم، ارتباط وصل نمی‌شد.»

جونز ادامه داد: «سعی کردم در واتس‌اپ به او پیام بدهم، به او اس ام اس بدهم اما پیام‌هایم ارسال نمی‌شد. بنابراین به لابی هتل رفتم تا از وای‌فای هتل استفاده کنم که البته آن هم قطع بود و ساعت‌ها اینترنت نداشتم و نتوانستم با مادرم ارتباط بگیرم.»

جونز روایت کرده که در اتاق هم‌تیمی آمریکایی خود در سمت دیگری از هتل، سیگنال موبایل پیدا کرده: «او به من گفت که یک خط (نمایشگر آنتن در صفحه گوشی) دارم و فکر کنم به‌خاطر نزدیک بودن به عراق است. من هم در آن گوشه نشستم و خوشبختانه یک خط پیدا کردم و توانستم با مادرم ارتباط بگیرم و به او اطلاع بدم چه اتفاقی افتاده و چه چیزهایی دیدم. مادرم گفت که خوانده که در ایران یک قطعی کامل [اینترنت] رخ داده و خط‌های تلفن هم قطع شده است.»

جونز درباره ارتباط با هم‌تیمی‌هایش از زمان بازگشت به آمریکا گفت: «نه، من این فرصت را نداشتم تا با آنها خداحافظی کنم.»

rp.jpgخامنه‌ای و همدستانش مانند جنایتکاران نازی محاکمه و مجازات می‌شوند

رضا پهلوی در پیامی خطاب به علی خامنه‌ای، «رهبر رژیم اشغالگر ایران» گفت: «همان‌گونه که جنایتکاران نازی در نورنبرگ محاکمه و مجازات شدند، تو و هم‌دستانت نیز محاکمه و مجازات خواهید شد؛ در دادگاه ملت ایران. پایان تو رسوایی است؛ ننگ ابدی. هیچ جنایتی بی‌پاسخ نمی‌ماند.»

او گفت: «تو یک جنایتکارِ ضدایرانی هستی. نه شرافت داری نه انسانیت. دستانت به خون ده‌ها هزار ایرانی آغشته است؛ به خون کودکان؛ جوانان؛ بی‌گناهان.»

شاهزاده پهلوی افزود: «تو، رژیمت، و تمام مزدورانت، برای هر قطره خونی که ریخته‌اید، پاسخ خواهید داد؛ بدون استثنا. ما نه می‌بخشیم. نه فراموش می‌کنیم. نه عقب می‌نشینیم.»

او خطاب به خامنه‌ای گفت: «نام تو ثبت شده است؛ تمام آمران، عاملان، و هم‌دستانت. راه فراری نیست. جایی برای پنهان شدن نخواهید داشت. قاتلان مردم ایران هیچ مصونیتی نخواهند داشت.»

«آماده باشید. لحظه‌ بازگشت به خیابان فرا خواهد رسید، گسترده‌تر؛ قدرتمندتر؛ مصمم‌تر از همیشه؛ برای فتح تهران؛ برای بازپس‌گیری ایران.»

او افزود: «ادامه‌ این نبرد تا پیروزی نهایی، نه فقط یک وظیفه‌ی ملی، که عهدی است با جان‌باختگان راه آزادی و خون پاک‌شان. نام‌شان فراموش نخواهد شد؛ نه در تاریخ؛ نه در حافظه‌ ملی؛ نه در قلب ما.»

شاهزاده پهلوی تاکید کرد: «آن روز دور نیست. روزی که با هم باز‌پس‌گیری ایران را جشن می‌گیریم و با سربلندی می‌گوییم ایستادیم،جنگیدیمو پیروز شدیم.»

«بندرعباس ۱۹ دی - حمله با قمه به معترض زخمی، با بیرحمی کامل»

nineleven.jpg

در حالی‌که پس از حملات ۱۱ سپتامبر، در خیابان‌های غزه صحنه‌هایی از شادی دیده می‌شد، مردم ایران همان روز به خیابان‌ها آمدند تا در کنار مردم آمریکا سوگواری و همدردی کنند

***

1919.jpgویدیویی که روز سه‌شنبه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، نشان می‌دهد که ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی، با لباس فرم نظامی و لباس شخصی، و مسلسل به دست، سوار بر چند وانت تویوتا، در خیابان تیراندازی می‌کنند.
یکی از وانت‌ها، به تیربار مجهز است.در این ویدیو که با دوربین فردی که مخفیانه از پشت پنجره آن را ضبط کرده، خودروهای ماموران سرکوبگر وسط خیابان متوقف می‌شود و آن‌ها شروع به تیراندازی می‌کنند. در این تصاویر هدف حمله، مشخص نیست.
یکی از «شبه‌نظامیان» سرکوبگر از خودرو پیاده می‌شود و به خودروهای عبوری دستور حرکت می‌دهد.در پایان این ویدیو دیده می‌شود که ماموران سرکوب فریاد «حیدر حیدر» و «لبیک یا خامنه‌ای» سر می‌دهند. مکان و زمان این ویدیو مشخص نیست.

1919.jpgبهنام قلی پور - رژیم ایران اکنون در حال پخش ویدئوهایی از بازداشت و شکنجهٔ brutal کودکان است تا ترس و وحشت را در جامعه القا کند.

این دیگر صرفاً سرکوب نیست؛ این جنگی علیه بی‌گناهان است.


رژیم از تمام خطوط قرمز عبور کرده و آشکارا به نابودی روانی و جسمی کودکان خردسال افتخار می‌کند. فریاد اعتراض جامعهٔ جهانی کجاست؟

The Iranian regime is now broadcasting videos of brutal detention and torture of children to instill fear and terror in society. This is not just repression; it is a war on the innocent. The regime has crossed all red lines and openly glorifies the mental and physical destruction of young children. Where is the international outcry

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده شامگاه سه‌شنبه ۳۰ دی‌ماه در مصاحبه با نیوزنیشن گفت آمریکا سلاح‌هایی در اختیار دارد که هیچکس در جهان چیزی درباره آن‌ها نمی‌داند.

ترامپ در پاسخ به پرسش خبرنگار این شبکه درباره تسلیحات صوتی که محافظان کوبایی مادورو را خنثی کرد، گفت: «احتمالا بهتر است درباره این سلاح‌ها حرفی نزنیم.»

***

telegraph.jpgتلگراف (ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا)

در حالی که سرکوب خونین اعتراضات در ایران ادامه داشت و ارتباطات سراسری کشور قطع شده بود، بخشی از ثروتمندان و وابستگان به طبقه مرفه ایران، شب‌های خود را در کلاب‌ها و مراکز تفریحی ترکیه می‌گذراندند. گزارش‌ها حاکی است که برخی از این افراد برای دور ماندن از اعتراضات و پیامدهای آن، به شهرهای مرزی ترکیه پناه برده‌اند.

شهر وان در شرق ترکیه، به‌دلیل هم‌مرزی کوهستانی با ایران، به مقصدی محبوب برای ایرانیان تبدیل شده است. در روزهایی که خیابان‌های ایران شاهد اعتراض، کشتار و خشونت بود، شاهدان از تجمع "آقازاده‌ها" در وان برای مشروب خوری، معاشرت و جشن‌گرفتن خبر می‌دهند.

به گفته ساکنان محلی، در هفته‌های اخیر شمار قابل توجهی از پولداران ایرانی وارد ترکیه شده‌اند. این افراد، نگران بی‌ثباتی داخلی و واکنش خشمگین معترضان، ترجیح داده‌اند موقتاً از ایران خارج شوند.

یک ایرانی که به‌دلیل ترس از عوامل حکومتی نخواست نامش فاش شود، می‌گوید: «این‌ها از رژیم سود برده‌اند. پولشان را در ایران به‌دست آورده‌اند و حالا برای خرج‌کردن آن به اینجا می‌آیند؛ جایی که احساس امنیت می‌کنند.»

فضای این محافل تفریحی، تصویری کاملاً متفاوت از واقعیت ایران ارائه می‌دهد. یکی از حاضران می‌گفت تنها چند روز پیش، در حالی که میلیون‌ها ایرانی به‌دلیل قطع اینترنت امکان تماس نداشتند، او آزادانه با خانواده‌اش صحبت کرده و از تجارت بین‌المللی‌اش میان ایران و ترکیه سخن گفته است.

در مقابل، ایرانیان دیگری که از کشور گریخته‌اند، از کشتار گسترده و بازداشت‌های انبوه سخن می‌گویند و نگران‌اند آمار واقعی قربانیان بسیار فراتر از ارقام اعلام‌شده باشد. بر اساس آمار نهادهای حقوق بشری، هزاران نفر کشته و ده‌ها هزار نفر بازداشت شده‌اند.
هزینه یک شب تفریح در کلاب‌های وان شامل ورودی، مشروب و سایر مخارج می‌تواند از حقوق متوسط یک ماه کارگر ایرانی بیشتر باشد. این واقعیت، شکاف عمیق طبقاتی در ایران را برجسته می‌کند؛ شکافی که خود یکی از محرک‌های اصلی اعتراضات سراسری بوده است.

بحران اقتصادی، تورم افسارگسیخته و قطع مکرر آب، برق و گاز، زندگی روزمره بخش بزرگی از مردم را دشوار کرده است. سرکوب اعتراضات و قطع اینترنت نیز به گفته کارشناسان، اقتصاد را بیش از پیش فلج کرده و زیان‌های سنگینی به کسب‌وکارها وارد آورده است.

در وان، حضور گسترده ایرانیان به حدی است که منوهای فارسی و غذاهای ایرانی در بسیاری از کافه‌ها دیده می‌شود. با این حال، به گفته یک فروشنده چای ایرانی، «ثروتمندانِ خوش‌گذران از درد مردم جدا افتاده‌اند؛ آن‌ها به حفظ قدرت و پول فکر می‌کنند، اما ما مردم عادی با ترس دائمی از حکومت زندگی می‌کنیم.»

ravankhah.jpgبر اساس گزارش‌های رسیده به ایران اینترنشنال، امید روانخواه، سرمربی تیم ملی امید ایران امروز در بدو ورود به تهران از دوبی، برای ساعتی بازداشت و بازجویی شد. ماموران امنیتی پاسپورت او را توقیف کردند و سپس اجازه دادند از فرودگاه خارج شود.

از روانخواه خواسته شده فردا به یک نهاد امنیتی مراجعه کند.

بر اساس این گزارش، رضا نقی‌پور، سرپرست تیم ملی امید که پیش‌تر علی کریمی را به مرگ تهدید کرده بود، این‌بار روانخواه را به دلیل حمایت از مردم ایران، تهدید کرده است.

امیدرضا روانخواه، ۲۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ در نشست خبری پس از بازی با لبنان در جام قهرمانی آسیا، در حمایتی صریح از انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، گفت: «وظیفه اجتماعی من است که در این شرایط کنار مردمم باشم و هرچقدر هم برای من تبعاتی داشته باشد، امیدوارم صدایشان شنیده شود.»

او گفت: «متاسفانه سال‌هاست در کشور من مدیریت خیلی موارد در پایین‌ترین سطح ممکن اتفاق می‌افتد و مردم حق هیچ گونه اعتراضی را ندارند. من از اینجا می‌خواهم صدای مردمم باشم که در این روزها سختی‌های زیادی را کشیدند.»

سرمربی تیم ملی امید گفت: «ما هم از جنس همان جامعه‌‌ایم و بسیار دردآور است که مردم کشورمان حتی شرایط اعتراض به سختی زندگی‌شان را هم نداشته باشند.»

او گفت: «مطمئنا من و بازیکنانم هم از همان جنس هستیم و همان جامعه و همیشه در کنار مردم‌مان بوده‌ایم. وظیفه اجتماعی من است که در این شرایط کنار مردمم باشم و هرچقدر هم برای من تبعاتی داشته باشد، امیدوارم صدایشان شنیده شود چون ما لایق زندگی به مراتب بهتر و با استرس کمتری هستیم.»

ایران اینترنشنال - دقیقه ۷۲ بازی استقلال و تراکتور، لحظاتی پس از گل مردود آبی‌ها ، صحنه‌ای به ثبت رسید که درد و غم این روزها را چند برابر کرد؛ روزهایی که هنوز نمی‌دانیم دقیقاً چند نفر از ما جان باخته‌اند و چند پیکر بی‌جان همچنان در سردخانه‌ها منتظر شناسایی هستند.

ghafoorilarge.jpgاز ساپینتو انتظاری نیست، اما آقای بیژن طاهری و آقای وریا غفوری، روی سخن با شماست. از زبان سعدی می‌گویم: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی / نشاید که نامت دهند آدمی». این بیت، فراتر از یک شعار اخلاقی، بنیان یک جهان‌بینی عمیق در فرهنگ ماست که بر ضرورت همبستگی انسان‌ها بنا شده است.

ما انسان‌ها «اعضای یک پیکر» هستیم؛ پیکری که این روزها زخمی، رنجور و نحیف است. شما که نسبت به جان‌های از دست رفته بی‌تفاوتی می‌کنید، در واقع پیوند خود را با مفهوم انسانیت گسسته‌اید.

اگر «آدم بودن» به معنای درک رنج دیگری است، پس خوشحالی شما در زمانه شلیک به پیکر جوانان وطن، نوعی مرگ اخلاقی است. شما شاید به ظاهر زنده باشید، اما از منظر وجدان، سقوط کرده‌اید.

آیا گمان می‌کنید با سکوت و بی‌طرفی در امان می‌مانید؟

شما اصل «پیوستگی اعضا» را فراموش کرده‌اید. وقتی ساختاری به کشتار شهروندان خود دست می‌زند، هیچ‌کس در درازمدت ایمن نخواهد بود. این بی‌تفاوتی و خوشحالی‌های لحظه‌ای، در واقع سوخت ماشین سرکوبی است که فردا ممکن است سراغ خود شما یا عزیزانتان بیاید.

بی‌طرفی در زمانه‌ نبرد میان ظالم و مظلوم، چیزی جز کمک به ظالم نیست. شما می‌بینید که چگونه مردم‌تان که بخشی از آنها هواداران‌تان هستند به ناحق کشته می‌شوند، اما همچنان با رفتار خود می‌گویید: «به ما ربطی ندارد، ما نه فقط فوتبال‌مان را بازی می‌کنیم، بلکه بعد از گل هم خوشحالی می‌کنیم».

این برخورد به قاتل اطمینان خاطر می‌دهد که می‌تواند بدون پرداخت هزینه، به جنایتش ادامه دهد. این «بی‌غمی»، یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه خیانتی جمعی به تمام جامعه است.

خوشحالی مفرط شما پس از یک گل مردود، نمایش یک سقوط اخلاقی عمیق بود. شما شادیِ کوچک و موقت خود را به سوگ عظیم جامعه ترجیح دادید. دیروز، صحنه‌ سقوط شما از جایگاه آدمیت و کرامت انسانی بود؛ قضاوتی که تاریخ آن را پس نخواهد زد.

trumppointKh.jpg

مهدی مهدوی‌آزاد در برنامه «چشم‌انداز»: «یکی از گزینه‌ها این است که حذف یا مرگ علی خامنه‌ای خلأ قدرت ایجاد کند و به سرنگونی حکومت منجر شود.

اما گزینه‌ای دیگر که برخی کارشناسان مطرح می‌کنند، این است که چنین اتفاقی لزوماً رخ نمی‌دهد و حتی ممکن است جناح‌های تندروتر قدرت را در دست بگیرند.»

***

عطا محامد - ایران وایر

اظهارات جنجالی «راجر واترز»، اسطوره ۸۳ ساله موسیقی راک و بنیان‌گذار گروه «پینک فلوید»، در گفت‌وگو با «پیرس مورگان» مجری مشهور، موجی از واکنش‌های منفی در میان ایرانیان برانگیخت؛ مواضعی که با نادیده گرفتن سرکوب خونین معترضان و تقلیل یک خیزش سیاسی به نارضایتی‌های معیشتی، برای بسیاری تداعی‌کننده هم‌نوایی با روایت رسمی جمهوری اسلامی بود.

r0.jpg
واترز در این مصاحبه، اعتراضات اخیر مردم ایران را فاقد ماهیت «تغییر رژیم» دانست و مدعی شد جامعه ایران نه خواهان سرنگونی نظام است و نه بازگشت سلطنت را دنبال می‌کند. این وضعیت باعث شد تا در فضای مجازی عده بسیاری از ایرانیان با مواضع او مخالفت کنند. آن‌ها معتقد بودند واترز آگاهانه چشم خود را بر واقعیت‌های میدانی ایران بسته است. این اظهارنظرها با انتشار گسترده طرح‌های گرافیکی و تصاویری همراه بود که او را در قامت یک مبلغ دینی نشان می‌دادند؛ این تصاویر بازتابی بود از خشم جمعی از ستاره محبوبی که رنج آن‌ها را پای ایدئولوژی‌های سیاسی قربانی کرده است.

عکس راجر واترز در دوره نوجوانی بر دیوار اتاق بسیاری از ایرانیانی بوده که حالا در یک پست اینستاگرامی او را خطاب قرار داده و می‌گویند: «من ایرانی‌ام و خواهان تغییر رژیم هستم. امیدوارم این به انداز کافی روشن باشد راجر .»

انکارِ انقلاب و تقلیلِ خون به نان

مصاحبه جنجالی مورگان با واترز در ۲۶دی ماه، موضوعات مختلفی را در بر داشت، اما زمانی که بحث به ایران رسید، اظهارات واترز موجی از انتقادات را برانگیخت. او در حالی با بی‌تفاوتی از کنار سرکوب و کشته شدن معترضان در خیابان‌های ایران گذشت که در همین گفت‌وگو، با حرارت از «نیکلاس مادورو»، رییس‌جمهور ونزوئلا، حمایت کرد.

برخورد راجر واترز با اعتراضات ایران را می‌توان نمونه‌ای از الگوی رایج در بخشی از جریان چپ دانست؛ الگویی که در آن جبهه‌گیری علیه سیاست‌های آمریکا، اسراییل و طرفداری از سلطنت به اندازه‌ای پراهمیت است که صدای معترضان غیرچپ و مساله سرکوب نادیده گرفته می‌شود.

طبق تحلیل واترز، ریشه اصلی اعتراضات ایران نه سیاسی، بلکه اقتصادی و معیشتی است. او مدعی است معترضانی که به خیابان آمدند، عمدتاً کسبه و مردمی بودند که از تورم بالا به ستوه آمده‌اند؛ او حتی می‌گوید دولت ایران نیز با این دسته از معترضان (که درد معیشت داشتند) همراهی نشان داده است. ریشه اصلی استدلال واترز در این مصاحبه مخالفت با سیاست‌های خارجی آمریکا و غرب است. او معتقد است که پروژه‌های «تغییر رژیم» معمولاً توسط قدرت‌های غربی هدایت می‌شوند و به نفع مردم آن کشورها نیستند.

r1.jpg

واترز به شدت با ایده «تغییر رژیم» مخالفت می‌کند و معتقد است که مردم ایران لزوماً خواهان سرنگونی سیستم نیستند. او می‌گوید مردم ایران خواهان بازگشت پسر شاه (رضا پهلوی) نیستند و او را یکی از کم‌طرفدارترین گزینه‌ها در میان نیروهای اپوزیسیون می‌داند. نکته قابل تامل اینجاست که واترز در تمام طول مصاحبه، در برابر پرسش‌های مورگان درباره کشتار معترضان سکوت کرده و موضعی علیه خشونت‌های اعمال شده نگرفت.

این اظهارات در فضای مجازی فارسی یا میان ایرانیانی که به زبان انگلیسی متن منتشر می‌کنند با واکنش‌های بسیار و اغلب منفی مواجه شد. یکی از کاربران ایکس در توضیح چرایی این واکنش‌ها می‌نویسد: «مردم حق دارند از اظهار نظر غیر مسوولانه‌ایِ راجر واترز ناراحت شوند. او، بخشی از حافظه‌ هنری مردم ایران است. بدیهی است که نشیندنِ صدای مردم و هم‌نوایی با جمهوری اسلامی، مردم را خشماگین می‌کند.»

از قهرمان «زن، زندگی، آزادی» تا صدای مناقشه‌برانگیز سیاست جهانی

واترز در سال ۱۴۰۱ اما مواضع کاملا متفاوتی داشت. او در حمایت از جنبش مهسا گفته بود: «مهسا امینی هیچ ربطی به خدای آیت‌الله‌ها نداشت. او خواهر من بود و امروز باید زنده مى‌بود.» او حتی نام «مهسا امینی» را در یکی از کنسرت‌هایش به خطوط بزرگ نوشته بود یا در یک مصاحبه دیگری گفته بود: «من در مکزیکو سیتی هستم و نام مهسا در پشت سرم است. حالا نام دو نفر دیگر را هم کنار مهسا داریم؛ نیکا شاکرمی و سارینا اسماعیل‌زاده. امروز در اخبار خواندم که ۱۸۵ نفر دیگر که ۱۹ نفر کودک هستند، به دست رژیم اهریمنی آیت‌الله‌ها کشته شده‌اند.»

za.jpgخبرنامه گویا - پس از بیش از ۱۲ روز قطع گسترده اینترنت برای شهروندان عادی ایران، تا به امروز تنها چند فعال اصلاح‌طلب موفق شده اند به شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها دسترسی پیدا کنند. احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، اولین پست خود را پس از قطعی اینترنت منتشر کرد. پیش‌تر «خبرنامه گویا» گزارش داده بود که عباس عبدی نخستین چهره شاخص اصلاح‌طلب بود که پس از ۹ روز قطعی تقریبا کامل اینترنت، در کانال تلگرامی خود فعالیت کرد و دو یادداشت روزنامه «هم‌میهن» را منتشر نمود.

در یادداشت تازه خود، زیدآبادی به توقیف روزنامه «هم‌میهن» اشاره کرده و آن را پیامی مهم در وضعیت کنونی سیاسی ایران توصیف می‌کند. او توضیح می‌دهد که نیروهای تندرو در حکومت، پس از هر ناآرامی اجتماعی، دست بالا را در معادله سیاسی پیدا کرده و حتی قوای دیگر از جمله قوه قضائیه را تحت فشار قرار می‌دهند. زیدآبادی همچنین به نقش هیئت نظارت بر مطبوعات در فشار بر رسانه‌های خصوصی، استفاده از قوانین مبهم برای توقیف روزنامه‌ها و محدود کردن دیدگاه‌های متفاوت اشاره می‌کند و می‌نویسد که نمایندگان دولت‌های اصطلاحا اعتدالی یا اصلاح‌طلب، در برابر این فشارها، اغلب از موضع انفعال عمل می‌کنند.

این دسترسی گزینشی به اینترنت که تنها به شمار محدودی از فعالان اصلاح‌طلب داده شده، پرسش‌های جدی درباره مشروعیت تصمیمات حاکمیت ایجاد می‌کند. وقتی افرادی مانند عباس عبدی و اکنون احمد زیدآبادی قادر به انتشار مطالب خود می‌شوند، در حالی که اکثریت شهروندان همچنان از دسترسی آزاد محروم‌اند، این اقدام نه تنها تصویری از گشایش و آزادی بیان ارائه نمی‌دهد، بلکه نگرانی‌ها درباره هدایت روایت اعتراضات و کنترل اطلاعات را تقویت می‌کند. همان‌طور که نویسندگان و تحلیلگران مطرح کرده‌اند، چنین سیاست‌هایی می‌تواند اعتبار پیام‌ها و محتوای منتشر شده توسط این افراد را هم زیر سؤال ببرد و نشان دهد که چهره‌های شناخته‌شده نیز در این چارچوب محدود، تحت کنترل و گزینش حکومتی عمل می‌کنند.

radan.jpgفرمانده کل انتظامی ایران به معترضان ۳ روز مهلت داد تا خود را تسلیم کنند

احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا)، با صدور یک ضرب‌الاجل سه روزه، از شرکت‌کنندگان در ناآرامی‌های اخیر خواست تا خود را تسلیم کنند.

آقای رادان با تفکیک معترضان به دو دسته، اعلام کرد جوانانی که به گفته او «ناخواسته» وارد اعتراضات شده‌اند، «فریب‌خورده» محسوب می‌شوند و نه «سرباز دشمن»؛ از همین رو مشمول «رأفت نظام» خواهند شد. با این حال، او هشدار داد که با «لیدرها» برخورد شدید قانونی صورت خواهد گرفت.

فرمانده فراجا همچنین تاکید کرد افرادی که تحت تأثیر «سرویس‌های بیگانه» قرار گرفته‌اند، تنها در صورتی که ظرف حداکثر ۳ روز آینده خود را تسلیم کنند، می‌توانند از تخفیف قابل‌توجه در مجازات برخوردار شوند.

اظهارات احمدرضا رادان در حالی است که بنا بر گزارش‌ها هزاران نفر از معترضان در نتیجه شلیک نیروهای فراجا کشته، مجروح و نابینا شده‌اند.

جنازه‌های تلنبار شده، مردم سرگردان؛ روایت هولناک یک شاهد عینی

هشدار: حاوی محتوای دلخراش. خواندن این گزارش ممکن است برای همه مناسب نباشد.

«ایران‌وایر» به اطلاعاتی تکان‌دهنده از انباشت پیکرهای بی‌جان معترضان در محوطه «سالن‌های تطهیر عروجیان» بهشت‌زهرا دست یافته است. یک شاهد عینی، به‌نام «کیارش» که به‌تازگی توانسته از ایران خارج شود، به ایران‌وایر گفته که در حدود ساعت یک بعدازظهر روز شنبه ۲۰‌دی‌ماه، در دو سوله نزدیک به غسال‌خانه بهشت‌زهرا، پیکرهایی را دیده که دو یا سه لایه روی هم «تلنبار» شده بودند و کامیون‌هایی پر از جسدهای داخل کاور به پشت این سوله‌ها آمده، آن‌ها را روی انبوه پیکرهای پیشین خالی می‌کردند.

او که در دو شهر آمل و منطقه «میدان کاج» سعادت‌آباد در شمال‌غرب تهران، در اعتراضات شرکت داشته، از شمار بالای معترضان در دو شب ۱۸ و ۲۰دی‌ماه در این دو منطقه صحبت کرده و از مخفی‌شدن نیروهای سرکوب در چادر و شلیک‌های مرگ‌بار به معترضان پرده برداشته است: «یک مرتبه از سمت چپم، نمی‌دانم یک خانم یا آقایی ولی کسی که چادری بود از کنار ما رد شد و من این صدا را از وسط جماعت شنیدم، "تِب‌تِب تِب‌تِب تِب‌تِب" سه‌نفر جلوی چشم ما، یک خانم سمت چپم، جلوی من یک دختر دیگری و جلوتر یک پسری افتاد زمین. من فقط گفتم اون رو بگیرید داره ما رو می‌کشه. همین‌که من فریاد کشیدم، خیلی چغر در رفت. ما درگیر افرادی شدیم که افتادند زمین و خون بود که روی زمین جاری شده بود. یکی به پا زده بود، یکی به گردن.»

به گفته او، هر چه از مردم دیده، «شجاعت» بوده است. در طول مصاحبه، کیارش، بارها گریه می‌کند، نفس کشیدنش هم متوقف می‌شود و یکی دو باری هم هق‌هق گریه امانش نمی‌دهد. اما، می‌گوید در مقابل حجم جنایتی که دیده، این رنج عمیقی که موقع روایت آن‌چه شاهدش بوده می‌کشد، ناچیز است.

چنین جمعیتی را حتی تصور هم نمی‌کردم

«کیارش»، شهروند اهل تهران است که از حدود هشت‌سال پیش در کشور آلمان زندگی می‌کند. او اواخر ماه دسامبر و برای دیدار با خانواده‌اش پس از دو سال به تهران سفر می‌کند. اعتراضات در ایران از همان روزهای اول آغاز می‌شود. بازار ملتهب می‌شود و بعد شهرهای مختلف ایران دست‌خوش اعتراض.

araqchi.jpgمجمع جهانی اقتصاد دعوت خود از عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای حضور در نشست سالانه این نهاد در داووس سوئیس را پس گرفت.

مجمع جهانی اقتصاد دوشنبه ۲۹ دی با انتشار بیانیه‌ای در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وزیر امور خارجه ایران در اجلاس داووس شرکت نخواهد کرد.»

در ادامه این بیانیه آمده است: «اگرچه دعوت از او در پاییز گذشته انجام شده بود، اما جان ‌باختن تراژیک غیرنظامیان در ایران طی چند هفته گذشته بدین معناست که حضور نماینده‌ای از دولت ایران در اجلاس داووس در سال جاری اقدامی درست نخواهد بود.»

hn.jpgبرنامه شکایت کیفری باعث لغو شرکت عراقچی در داووس شد

خبرنامه گویا - هیلل نویر، مدیر اجرایی دیده‌بان سازمان ملل، در ایکس نوشت: «در پی برنامه ما برای ثبت شکایت کیفری نزد مقامات سوئیس به‌منظور بازداشت او به دلیل جنایت علیه بشریت--با توجه به نقش عباس عراقچی در رژیمی که معترضان را به قتل رسانده است وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، این هفته در مجمع جهانی اقتصاد در داووس شرکت نخواهد کرد.

ما در آستانه ثبت شکایتی کیفری بودیم که بر اساس آن از پلیس سوئیس می‌خواستیم روز سه‌شنبه ساعت یک بعدازظهر وارد محل برگزاری رویداد شما شود و عباس عراقچی را در میانه سخنرانی‌اش بازداشت کند؛ بنابراین لغو این برنامه از سوی شما تصمیم عاقلانه‌ای بود.»

نویر سپس با انتقاد مستقیم از ادبیات مجمع جهانی اقتصاد افزود:

اما (خطاب به مجمع جهانی اقتصاد) چرا می‌گویید «جان ‌باختن تراژیک غیرنظامیان»؛ گویی این مرگ‌ها نتیجه حوادث ناخواسته بوده‌اند، نه قتل‌عامی که رژیم عامدانه مرتکب می‌شود.

او همچنین به پیام هشدارآمیز قبلی خود به عباس عراقچی اشاره کرد که در آن نوشته بود:

«آقای عراقچی، اگر این هفته پا به داووس بگذاری، شکایت کیفری نزد دادستان‌های سوئیس ثبت خواهد شد. نقش فرماندهی تو در شورای عالی امنیت ملی در قتل‌عام هزاران معترض مصداق جنایت علیه بشریت است. منتظر بازداشت، محاکمه و اجرای عدالت باش.»

هیلل نویر در ادامه تأکید کرد: «عباس عراقچی از مصونیت دیپلماتیک برخوردار نیست، زیرا جنایات بین‌المللی از جمله جنایت علیه بشریت و شکنجه بر اساس اصل حقوق آمره (jus cogens) مطلقاً ممنوع‌اند و نمی‌توان آن‌ها را مشمول مصونیت دیپلماتیک دانست. اقداماتی مانند قتل، شکنجه و تجاوز جنسی هرگز نمی‌توانند به‌عنوان «اقدامات رسمی» مشروع یک دولت تلقی شوند.»

esteghlal.jpgایران وایر - «بهزاد غلامپور» مربی دروازه‌بان‌های تیم فوتبال «استقلال» به خبرگزاری «تسنیم» رسانه وابسته به سپاه پاسداران گفته است که جمهوری اسلامی باید مجسمه «ریکاردو ساپینتو» را به نشانه قدردانی از او بابت حمایت از حکومت ایران، بسازد.

دروازه‌بان سابق استقلال و تیم فوتبال ایران با اشاره به صحبت‌های اخیر ریکاردو ساپینتو سرمربی استقلال که مدعی «امنیت کامل در ایران» و «تصویرسازی اشتباه رسانه‌های غربی از وضعیت ایران برای مردم اروپا» شده بود، گفته است: «به قول خودمان او مشتی‌گری کرد. کوچک‌ترین کاری که می‌توانیم برای او انجام دهیم ساخت مجسمه برای اوست. ساپینتو با همه مشکلات در ایران ماند و مردانگی کرد.»

بهزاد غلامپور همچنین با اشاره به خروج برخی مربیان خارجی از ایران مدعی شده که «بهترین مربیان دنیا» هم اگر در ایران بودند، نمی‌ماندند و می‌رفتند.

دهه‌هاست که فوتبال ایران هیچ مربی سطح اولی را در تیم‌های باشگاهی و ملی خود ندیده است

koshtar.jpgیورونیوز - تنها ربع قرن از سده ۲۱ میلادی گذشته است و اگر فقط «کشتار شهروندان در جریان اعتراضات داخلی» را ملاک قرار دهیم، کارنامه حکومت ایران به عنوان یکی از کشورها با بیشترین شمار معترضان کشته شده در جهان، در این مدت چگونه بوده است؟

برای یافتن پاسخ، نگاهی به آمارهای معترضان کشته شده در ایران در ۲۵ سال اخیر(اعتراضات آبان ۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات دی ۱۴۰۴) خواهیم داشت و آن را با ارقام تلفات سرکوب در دیگر کشورهای جهان مقایسه می‌کنیم.

سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸

بنا بر اعلام گزارشگر ویژه سازمان ملل، تجمعاتی که در پی اعتراض به سهمیه‌بندی سوخت و افزایش قیمت بنزین از شامگاه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ در ایران آغاز شد، بسرعت به اعتراضاتی سراسری در بیش از ۲۹ استان از ۳۱ استان تبدیل شد.

واکنش حکومت بویژه از مسیر نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به این اعتراضات بسیار شدید بود؛ بگونه‌ای که در برخی شهرها همچون ماهشهر در جنوب غرب ایران، با سلاح‌های نیمه‌سنگین جنگی همچون دوشکا و تیربار اقدام به سرکوب معترضان کردند.

دو ماه پس از این حادثه، رویترز با انتشار گزارشی به نقل از چهار منبع نزدیک به حلقه قدرت در ایران نوشت که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در واکنش به اعتراضات دستور داده که «هر کاری لازم است» برای متوقف کردن آن انجام دهند و به این ترتیب در کمتر از دو هفته ۱۵۰۰ نفر کشته شدند. در میان کشته‌شدگان نام دست‌کم ۱۷ نوجوان و حدود ۴۰۰ زن دیده می‌شدند.

سرکوب خیزش ۱۴۰۱ و جنبش «زن، زندگی، آزادی»

در پی کشته شدن مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد تهران، موج جدیدی از اعتراضات در ایران آغاز شد که پدیدآورنده جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود.

سرکوب این اعتراضات تنها از ۲۶ شهریور تا ۲۰ دی ۱۴۰۱ میلادی یعنی مدت چهار ماه، بیش از ۵۴۰ کشته برجای گذاشت که در میان آنها ۷۴ نفر نوجوان بودند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

پس از این اعتراضات نیز دست‌کم ۲۶ حکم اعدام برای معترضان صادر شد که تا قبل از سپتامبر همان سال حکم اعدام هفت تن از آنها اجرا شد.

سرکوب اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴

جدیدترین موج اعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی بار دیگر در پی افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها و تورم افسارگسیخته آغاز شد که سرکوب بی‌سابقه‌ای را نیز رقم زد.

منابع بین‌المللی و حقوق بشری، آمارهای متفاوتی از شمار کشته‌شدگان این اعتراضات ارائه داده‌اند و قطعی اینترنت نیز باعث شده تا کسب آخرین اطلاعات از وضعیت سرکوب‌ها در ایران غیرممکن شود.

wp.jpgواشنگتن پست (ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا)

در پی تشدید تنش‌ها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی بر سر سرکوب خونین اعتراضات مردمی، شماری از تحلیلگران هشدار می‌دهند که بی‌ثباتی داخلی یا حتی فروپاشی احتمالی حاکمیت می‌تواند پیامدهای خطرناک هسته‌ای به همراه داشته باشد. به گفته آنان، بحران سیاسی در ایران صرفاً یک چالش داخلی نیست و می‌تواند به تهدیدی فراتر از مرزها بدل شود.

این هشدارها هم‌زمان با مواضع تند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مطرح شده است. هرچند او در روزهای اخیر از گزینه حمله نظامی فاصله گرفته، اما با اشاره مستقیم به آیت‌الله علی خامنه‌ای خواستار پایان نزدیک به چهار دهه حاکمیت او شد. این سخنان در واکنش به اظهارات خامنه‌ای بود که ترامپ را «جنایتکار» خوانده و معترضان را مسئول مرگ هزاران نفر معرفی کرده بود.

در همین حال، تحرکات نظامی آمریکا نیز توجه تحلیلگران را جلب کرده است. عبور یک ناو هواپیمابر آمریکایی از تنگه مالاکا، پس از حضور در دریای چین جنوبی، آن را در مسیری قرار داده که می‌تواند به خاورمیانه منتهی شود؛ اقدامی که نشانه‌ای از آماده‌باش و نگرانی فزاینده تلقی می‌شود.

کارشناسان می‌گویند در شرایط اعتراضات داخلی، خطر از دست رفتن کنترل بر مواد هسته‌ای ایران جدی است. دیوید آلبرایت، بازرس پیشین تسلیحات هسته‌ای و رئیس مؤسسه علم و امنیت بین‌المللی، هشدار داده که در صورت تضعیف ساختار حاکمیت، دولت ممکن است توان حفاظت از دارایی‌های هسته‌ای خود را از دست بدهد.

به گفته آلبرایت، نگران‌کننده‌ترین بخش این دارایی‌ها، ذخایر اورانیوم با غنای بالاست. او احتمال سرقت بخشی از این مواد را منتفی نمی‌داند و یادآور می‌شود که تجربه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نشان داد چگونه ضعف امنیتی می‌تواند به ناپدید شدن مواد مناسب ساخت بمب اتمی منجر شود.

بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ سطحی که تنها یک گام فنی تا غنای نظامی ۹۰ درصد فاصله دارد. آژانس اعلام کرده که پس از جنگ ۱۲روزه و حملات آمریکا و اسرائیل، دیگر قادر به راستی‌آزمایی محل و وضعیت این ذخایر نیست و «تداوم آگاهی» خود را از دست داده است.

یک دیپلمات نزدیک به آژانس نیز تأیید کرده که جمهوری اسلامی تاکنون هیچ اطلاعاتی درباره محل یا وضعیت این مواد ارائه نکرده است. آلبرایت می‌گوید این ذخایر در حدود ۱۸ تا ۲۰ سیلندر قابل‌حمل نگهداری می‌شوند که هر کدام وزنی در حدود ۲۵ کیلوگرم دارند و جابه‌جایی آنها برای دو نفر کار دشواری نیست.

کلسی داونپورت، مدیر سیاست منع اشاعه در انجمن کنترل تسلیحات آمریکا، هشدار می‌دهد که این مواد می‌تواند به برنامه‌ای مخفی منحرف شود یا به دست جناح‌هایی درون حکومت یا نیروهای نظامی بیفتد که به دنبال حفظ گزینه تسلیحاتی هستند. به گفته او، هرچه حکومت احساس تهدید و بی‌ثباتی بیشتری کند، این خطر افزایش می‌یابد.

او همچنین احتمال قاچاق یا فروش مواد هسته‌ای به بازیگران غیردولتی را در صورت هرج‌ومرج داخلی یا فروپاشی حاکمیت مطرح می‌کند و تأکید دارد که اگرچه ارزیابی دقیق دشوار است، اما خطر واقعی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

در کنار این نگرانی‌ها، برخی تحلیلگران به امکان هدف قرار گرفتن نیروگاه هسته‌ای بوشهر نیز اشاره می‌کنند. آلبرایت می‌گوید در شرایط ناآرام، خرابکاری در این نیروگاه می‌تواند با هدف ایجاد وحشت یا ارسال پیام سیاسی انجام شود. او هشدار می‌دهد که در صورت بروز حادثه جدی، پیامدهای آن ظرف چند ساعت می‌تواند به کشورهای همسایه از جمله امارات، عربستان سعودی و عمان برسد؛ خطری منطقه‌ای که مستقیماً از بحران مشروعیت و ثبات در جمهوری اسلامی ناشی می‌شود.

alikarimi.jpgعلی کریمی، چهره محبوب فوتبال ایران، روز یکشنبه، در تجمع ایرانیان در لس‌آنجلس که در حمایت از انقلاب ملی برگزار شد، ضمن تاکید بر اینکه «نباید بگذاریم خون کسانی که جان‌باخته‌اند پایمال شود» گفت: «هدف این است که تمام پتانسیل خود را برای آزادی ایران، به رهبری شاهزاده رضا پهلوی بگذاریم.

مطمئن هستم اکثریت نسبت به خاندان پهلوی، ارادت خاصی دارند و برای دوران گذر از این رژیم جنایتکار آخوندی، جایگاه رهبری را برای شاهزاده رضا پهلوی قائل هستند».

ایرانیان شهر مختلف جهان، روزهای شنبه و یکشنبه، در حمایت از انقلاب ملی، تجمع و راهپیمایی برگزار کردند.

***

IMG_3585.pngالنجاة فى الصدق!....می گویند این جمله از پیامبر و از حضرت علی ست، که می توان با قاطعیت و بدون کوچک ترین تردیدی گفت که این جمله و جملات دنباله ی آن -كما ان الهلاك فى الكذب- (در مجموع: نجات در راستگویى است و هلاكت در دروغگویى مى باشد) یکی از بی شرمانه ترین و فریبکارانه ترین جملاتی ست که انسان ها را با آن می شود از هست و نیست و زندگی ساقط کرد و عده ی دیگری را به دردسر و مصیبت انداخت!

شما این جمله ی ضد انسانی را بر بالای کاغذهای اقرار مجرم در زندان های جمهوری نکبت اسلامی با حروف درشت می بینید که مجرم را دعوت به راستگویی می کند تا نجات پیدا کند!

اسلامی ها و بخصوص حکومت نکبت اسلامی از بی شرف ترین و غیر قابل اعتمادترین حکومت ها در جهان است. چون جاهای دیگر دنیا را نمی شناسم نمی توانم با قاطعیت بگویم «بی شرف ترین و غیر قابل اعتمادترین حکومت» بل
که قطعا می توانم بگویم از بدترین های این نوع حکومت ها است.

بسیار فریبکار و مکار است طوری که باور کردنی نیست و بسیار در فریب دادن متبحر است و انواع و اقسام روش ها را برای محکوم کردن فردی که به گمان او مجرم است اِعمال می کند.

راحت ترین شیوه ی اثبات جرم و محکوم کردن «مجرم» به سنگین ترین مجازات ها شیوه اعتراف و اقرار داوطلبانه است و این نه تنها در موارد سیاسی بلکه در موارد اجتماعی نیز صادق است. قضات معتدل به شکل مخفی به مجرمانی که می دانند مجرم نیستند توصیه اکید می کنند که مطلقا زیر بار اعتراف نروند.

حتی اگر تعداد شاهدان به حد تصریح شده در قانون برسد، یا حتی اگر مدارک غیر قابل انکاری مثل عکس و فیلم و اثر انگشت و دی.ان.اِ و غیره وجود داشته باشد، مجرم باید تا جایی که می تواند و شکنجه و فشار او را در هم نشکسته باید همه چیز را انکار کند. به او حتی اگر فیلم اش را در صحن دادگاه نشان بدهند که در حال انجام عمل مجرمانه است باید با قاطعیت و بدون خجالت بگوید این من نیستم و من این کار را نکرده ام.

newiran.jpgروایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردمِ تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

یک شاهد عینی حاضر در اعتراضات روزهای پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در شهر رشت، به ایران‌اینترنشنال گفت که نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در آتش‌سوزی بازار، به کسانی که برای نجات از دود و خفگی با «دست‌های بالا گرفته» از مغازه‌ها بیرون می‌آمدند و خود را «تسلیم» می‌کردند، شلیک کردند.

این شاهد عینیِ اعتراضات رشت که به‌تازگی از ایران خارج شده، به ایران‌اینترنشنال گفت در اعتراضات روزهای پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در شهر رشت حضور داشت، و بر اساس مشاهداتش تخمین می‌زند که طی این دو شب در نقاط مختلف رشت «دو تا سه هزار نفر» کشته و شمار زیادی نیز زخمی، ناپدید یا بازداشت شدند.

او افزود نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در جریان آتش‌سوزی بازار، به کسانی که برای نجات از دود و خفگی با «دست‌های بالا گرفته» از مغازه‌ها بیرون می‌آمدند و عملا خود را «تسلیم» می‌کردند شلیک کردند.

او تأکید کرد در میان کسانی که در بازار گرفتار شده بودند «آدم‌های همه‌جور» حضور داشتند؛ مغازه‌دار، کارگر، خانواده‌ها، کودک و سالمند.

او از کودک هشت یا نه‌ساله و پیرزن هفتادساله گفت و افزود «هر کسی آنجا بود» هدف رگبار قرار گرفت. او این صحنه را با عباراتی تکان‌دهنده توصیف کرد و گفت «بازار هولوکاست شد» و «آدم یاد اتاق‌های گاز می‌افتاد»؛ به این معنا که مردم یا زیر دود و آتش می‌مردند یا ناچار بودند بیرون بیایند و زیر رگبار قرار بگیرند.

پیام مخاطبان: ماموران سرکوب در اصفهان «حمام خون» به راه انداختند

یک مخاطب، روز یک‌شنبه ۲۸ دی‌، با ارسال پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت جمهوری اسلامی در روزهای پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در اصفهان، نجف‌آباد، کلیشاد و سودرجان، مردم معترض را به رگبار بست و «حمام خون» به راه انداخت.

به گفته این شهروند، ماموران از پشت‌بام کلانتری به سوی مردم شلیک کردند و شمار زیادی از آنها را کشتند.

مخاطب دیگری نیز از باغ کاشفی اصفهان روایت کرد که شامگاه ۱۹ دی‌ماه، ۱۰ تا ۱۵ خودروی پژو پارس پیش از آغاز تیراندازی وارد این منطقه شدند و حدود ۱۰ دقیقه بعد، نیروهای لباس‌شخصی با فریاد «یاعلی» و پاکوبان، مردم را به رگبار بستند.

پیام‌های مخاطبان: موتورسواران حکومت مردم را در کرج گیر انداختند و به گلوله بستند

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از سوی مخاطبانی از کرج حاکی از آن است که ماموران حکومت برای سرکوب تجمع‌های مسالمت‌آمیز مردم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به صورت هدفمند آنها را در مکان‌های مختلف محاصره کردند تا «به دام بیفتند» و سپس به آنها شلیک کردند.

بنا بر پیام‌های دریافتی، محدودیت‌های شدید و فضای حکومت نظامی در کرج تشدید شده است.

به نقل از یکی از مخاطبان در پی تجمع گسترده معترضان در روز جمعه ۱۹ دی در محله کیانمهر، ماموران سرکوب با تیر جنگی به جمعیت شلیک کردند و سپس مانع درمان مجروحان شدند.

به گفته یک شاهد عینی، در جریان این اعتراضات، مصلای کرج به آتش کشیده و بخشی از دیوارهای آن تخریب شد. همچنین نیروهای امنیتی با عقب‌نشینی هدفمند تا محدوده پل حسین‌آباد، معترضان را به محلی بن‌بست کشاندند، سپس با تیر جنگی به سوی جمعیت شلیک کردند. شاهدان این واقعه گفتند که چند نفر مقابل چشمان آنها هدف اصابت گلوله قرار گرفتند.

بر اساس این گزارش‌ها، برخی بیمارستان‌های کرج از پذیرش مجروحان خودداری کردند و شهروندان ناچار شدند با انتقال زخمی‌ها به خانه‌هایشان، بدون دسترسی به امکانات و نظارت لازم پزشکی مجروحان را درمان کنند. معترضان طی دو شب متوالی کنترل مصلی را در دست گرفتند، اما روز شنبه نیروهای سرکوب با استقرار گسترده در کیانمهر و حمله از داخل کوچه‌ها، از پیوستن جمعیت به هم و ایجاد تجمع در بلوار پیشگیری کردند.

یک مخاطب گفت که نیروهای موتورسوار با سلاح گرم به سوی مردم و حتی خانه‌ها و پنجره‌ها شلیک می‌کردند.

پیام مخاطبان حاکی است تنها در همان شامگاه جمعه، دست‌کم ۸۰ نفر از ساکنان کیانمهر هدف گلوله قرار گرفتند.

etemaadi.jpgناصر اعتمادی - ویژه خبرنامه گویا

آنچه امروز در ایران جریان دارد، یک گسست تاریخی میان حکومت و جامعه است. کشتار گستردۀ معترضان، که قربانیان اصلی آن را جوانان تشکیل می‌دهند و شمارشان - فارغ از اختلاف آمارها - به‌اتفاق همگان به هزاران نفر می‌رسد، نقطه‌ای است که پس از آن دیگر نمی‌توان از بازگشت به وضعیت پیشین سخن گفت. این خشونت عریان، نه واکنشی مقطعی، بلکه نشانه‌ای از ورود نظام سیاسی به مرحله‌ای است که بقا را تنها در سرکوب می‌جوید.

پس از این کشتار، علی خامنه‌ای مطابق الگوی آشنای قدرت‌های در حال زوال، با زبان «پیروزی» و «اقتدار» ظاهر شد و چنین وانمود کرد که با ارعاب و خونریزی، جامعه را به سکوت و خانه‌نشینی واداشته است. اما این آرامش، اگر نامی بر آن بتوان نهاد، چیزی جز آرامش گورستانی نیست. شواهد متعدد نشان می‌دهند که حکومت تنها زمانی توانست این سرکوب را به این ابعاد پیش ببرد که از پیش از واکنش خارجی آسوده‌خاطر شده بود: از انفعال واشنگتن، ملاحظات اسرائیل و میانجی‌گری و فشار کشورهای عربی منطقه، از عمان و قطر گرفته تا عربستان و امارات. انتشار گزارش‌هایی از رسانه‌های معتبر آمریکایی که نقش این بازیگران را در بازداشتن دونالد ترامپ از اقدام نظامی برجسته می‌کند، بیش از آن‌که صرفاً یک خبر باشد، حامل پیامی سیاسی است: نشانه‌ای از آگاهی دیرهنگام کاخ سفید از هزینه‌های مماشات و انفعال در برابر کشتار مردم ایران.

با این همه، مسئله اصلی نه در بیرون، بلکه در درون ایران رقم می‌خورد. این کشتار، هرگونه امکان سازش، اصلاح تدریجی یا بازسازی مشروعیت را از میان برده است. جامعه‌ای که با گلوله پاسخ گرفته، جامعه‌ای آکنده از خشم و حس انتقام است. بحران‌های اقتصادی و اجتماعی که بستر این اعتراض‌ها بودند، نه‌تنها حل نشده‌اند، بلکه تشدید شده‌اند. در برابر چنین جامعه‌ای، حکومتی ایستاده است که سرمایه سیاسی، اخلاقی و حتی منطقه‌ای خود را عملاً مصرف کرده و اکنون ناچار است تنها با اتکای مستقیم به دستگاه سرکوب، آن هم در شرایطی از انزوا و تنگدستی بی‌سابقه، دوام بیاورد.

afshin.jpgیورونیوز - حسین افشین، معاون علمی ، فناوری و اقتصاد دانش بنیان رئیس جمهوری ایران روز دوشنبه اعلام کرد که اینترنت برای کاربران در این کشور تا آخر هفته به «وضعیت عادی» باز می‌گردد.

با توجه به گزارش‌های منتشر شده مبنی بر آزمایش فیلترینگ فشرده حتی برای اینترانت داخلی و احتمال مسدود شدن اپلیکیشن‌هایی که پیش‌تر مقدمات رفع فیلتر آنها فراهم شده بود، منظور این مسئول ایرانی از بازگشت به وضعیت عادی دقیقا مشخص نیست.

نت‌بلاکس در به‌روز رسانی روز دوشنبه خود از وضعیت اینترنت در ایران اعلام کرد که دسترسی به اینترنت جهانی همچنان برای کاربران مسدود است و نشانه‌هایی دال بر آزمایش یک شبکه داخلی (اینترانت) با فیلترینگی به‌مراتب شدیدتر و محدودکننده‌تر به منظور جایگزینی با اینترنت جهانی به چشم می‌خورد.

قطع اینترنت در ایران و سرگردانی مسافران؛ انجمن صنفی دفاتر سفر: همه چیز قفل شده است

رئیس هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر سفر هوایی و گردشگری استان تهران از اختلال گسترده در فعالیت آژانس‌های مسافرتی به دلیل قطع اینترنت خبر داد و وضعیت کنونی خدمات سفر را «قفل و بسته» توصیف کرد.

به گفته این مقام صنفی، دسترسی آژانس‌ها به اینترنت بین‌الملل و سامانه‌های رزرواسیون جهانی کاملا قطع شده است. موضوعی که انتقال اسناد برای صدور بلیت و ویزا را با مشکل جدی مواجه کرده و سرگردانی مسافران و آژانس‌ها را در پی داشته است

وی با بیان اینکه دسترسی به ایرلاین‌های داخلی در مسیرهایی غیر از ترکیه و امارات از طریق «اینترنت ملی» همچنان برقرار است، تاکید کرد که وابستگی صنعت حمل‌ونقل و گردشگری به اینترنت جهانی حیاتی است و تداوم قطعی آن، این بخش را مانند سایر حوزه‌های اقتصادی دچار خسارت کرده است.

1919.jpgکیهان لندن - اختصاصی؛ جان باختن بابک متین آزاد از معترضان خیزش ملی و فرزند یکی از افسران نیروی هوایی

- بابک متین آزاد ۴۹ ساله، شاغل در منطقه لاله‌زار تهران، شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه برای پیوستن به صف معترضان خیزش ملی دی۱۴۰۴ از خانه خود در خیابان نیلوفر خارج شد و هرگز بازنگشت.

- طی پنج روز بی‌خبری خانواده بابک برای یافتن نشانی از او به تمام بیمارستان‌های اطراف، بهشت‌زهرا و دیگر نهادهای امدادی سر زده بودند اما هیچ نشانی از او بدست نیاوردند تا اینکه فردی با یکی از اعضای خانواده بابک متین آزاد تماس گرفت که برای تشخیص هویت به سردخانه یک بیمارستان مراجعه کنند.

- یکی از نزدیکان بابک متین آزاد به «کیهان لندن» گفته «با توجه به اینکه گلوله به سر بابک اصابت کرده بوده تشخیص هویت برای خانواده او سخت بود و آنها از روی لباسی که بابک در شب آخر بر تن کرده بوده و از خانه بیرون رفته بود او را تشخیص دادند.»

- این فرد آگاه افزوده «خانواده بابک متین آزاد مطلع شده بودند که مأموران پیکر فرزند آنها را از روی اثر انگشت و شماره ملی شناسایی کرده بودند.»

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

- بابک متین آزاد شهروند پادشاهی‌خواه بود که قرار بود در روزهای آینده تولد ۵۰ سالگی خود را در کنار همسر و دو پسر ۴ و ۹ ساله خود جشن بگیرد.

بر باد رفتن

| No Comments

درمان ریزش مو در طب سنتی

| No Comments

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

آقای کشتگر در مقاله‌ای انتقادی درباره انقلاب ملی ایران با نام «خیزش بزرگ ملی چه کم داشت؟»

(خیزش بزرگ ملی چه کم داشت؟)

به مواردی اشاره کرده‌اند که خود خالی از انتقاد نیست.

نخست، یک نکته درست

نکته درست و مثبت در نوشته ایشان، تأکید بر آن دو اصل نخست نوشته است:

«همگی از هر عقیده و مسلک و مذهبی باید فقط بچسبیم به آن‌چه نقاط مشترک همه ما تا زمان برافکندن این رژیم فاسد و قاتل است، یعنی دو اصل زیر:

۱- ایرانی هستیم

۲- می‌خواهیم این رژیم را براندازیم و دموکراسی را جایگزین آن کنیم. همین و بس. این‌که بعد از آن چه آرزوهای سیاسی و اجتماعی داریم متعلق است به بعد از آن.»

ولی دیگر نکته‌ها

۱. ایشان ایراد کرده‌اند که رهبر مجرب در برابر حکومت‌های دیکتاتوری که تکیه همیشگی آن‌ها بر نیروهای سرکوب‌گر و مسلح است، در گام نخست باید این نیروها را از حکومت دور سازد که چنین نشده است (کوتاه‌شده‌ای از دیدگاه ایشان).
ولی آقای کشتگر به نکته مهمی توجه نکرده‌اند که اگر در نیروهای مسلح ریزش نشده بود و بخشی از نیروها آشکارا به صف مخالفان و هواداران آقای پهلوی و مردم نپیوسته بودند، چرا حکومت این‌بار با گستردگی شگفت‌آوری از نیروی سرکوب و آدم‌کش بیگانه، که تا ۵ هزار برآورد شده است، سود برده است؟

۲. ایشان درباره حمله به پاسگاهی در لرستان و یا آتش‌زدن‌ها در این‌جا و آن‌جا انتقاد کرده‌اند که رهبری دوران گذار (که ایشان هنوز آمادگی ندارد از آن نام ببرد) می‌باید هشدار می‌داد که این کارها، کار مردم نیست و نباید چنین شود.
خود ایشان اندکی پایین‌تر ولی اشاره کرده‌اند که حکومت از این روش همیشه سود می‌برد. همه آگاه هستیم این روش از رفتارهای شناخته‌شده حکومت اسلامی است که از آغاز بوده و اینک نیز هست و آن را نباید به نام مردم عنوان کرد.

شاهدی بهتر از احمدی‌نژاد؟ او که در برابر تظاهرات به تقلب گزینش خودش، مردم را «خس‌وخاشاک» نامیده بود، با طرد شدن از حکومت، به خیال واهی بازگشت به قدرت، دست به افشاگری زد. یکی از مهم‌ترین افشاگری‌های او این اعتراف بود که در تظاهرات‌ها این نیروهای خودی بودند که آتش می‌زدند و تخریب می‌کردند تا زمینه حمله به مردم فراهم شود. این بار نیز بی‌گمان حکومت همین شیوه را به‌کار برد و به‌خوبی از آن سود برد.

در همین زمینه مهم است به دو مورد دیگر اشاره شود:

Amir_Daha.jpgدر قتلگاهی به پهنهٔ ایران، کنار پیکرهای به‌خون‌خفتهٔ ده‌ها هزار ایرانی، قربانیان دیگری هم بودند؛ قربانیانی که از جنس شهیدان نبودند. آنها را فقط با چشم دل می‌توان دید، چون جسم نیستند؛ از جنس «معنا» و «واژه»‌اند.
نخستینِ آنها «خدا» بود؛ همان خدایی که خامنه‌ای جلاد مدعی شد «از زبان من سخن می‌گوید». همان لحظه‌ای که فرمان قتل‌عام از دهان او صادر شد، همان لحظه‌ای که لشکریانش «الله‌گویان» وضوی خون گرفتند، آن خدا هم کشته شد؛ نه در آسمان، بلکه در ذهن و ضمیر جامعه. خدایی که ۱۴۰۰ سال با صفاتی چون «رحمان» و «رحیم» شناخته می‌شد، در برابر چشم میلیون‌ها ایرانی، نقاب از چهره برداشت و در خون هزاران جوان و نوجوان غرق شد. تصویری که سال‌ها از «قداست» ساخته بودند، همان‌جا فرو ریخت؛ همان‌جا که نام خدا ورد زبان قاتلان شد به هنگام کشتار اعدام با اذان صبح!
قتل‌عام بیگناهان فقط جان‌ها را نمی‌گیرد؛ معنا را هم می‌کشد. آدم‌ها همان لحظه‌ای که داغدار عزیزانشان می‌شوند، در درون خود شاهد فرو ریختن نقاب‌هایی هستند که سال‌ها با تقدس و تزویر بر چهرهٔ قدرت کشیده شده بود. مهم نیست آن نقاب بر کدام چهرهٔ تاریخی یا اسطوره‌ای نشسته باشد، یا قدمتی ۱۴۰۰ ساله داشته باشد؛ وقتی تقدس به ابزار جنایت تبدیل می‌شود، خودِ تقدس در ذهن جامعه می‌میرد. واژه‌ها و القاب بسیاری--حتی اگر زمانی از سر «صدق» اعتباری یافته بودند--بی‌اعتبار و بی‌منزلت شدند. و همان‌گونه که کنار اجساد هزاران جوان ایرانی، بدن‌ها در خاک افتادند، آن تصویر رسمی و تحمیلی از خدا و منصوبانش هم در خاک افتاد؛ خدایی که قرار بود پناه محرومان و دادخواه مظلومان باشد. نه به این معنا که امر قدسی نابود می‌شود؛ بلکه به این معنا که مردم دیگر نمی‌توانند آن خدایی را باور کنند که نامش ورد زبان قاتلان است و «نمایندگی‌اش» مجوز کشتن انسان‌ها. جامعه با چشم خود دید چگونه «نمایندگی خدا» به مجوز قتل بدل شد، و همین کافی بود تا یک فروپاشی بزرگ رخ دهد: فروپاشی ایمان به روایت رسمی، و فروپاشی اعتبار راویان آن. مردم دیدند چگونه تقدس به ابزار جنایت تبدیل شد؛ چگونه دروغ جای حقیقت نشست؛ چگونه خشونت به نام دین مشروعیت گرفت. آن خدایی که خامنه‌ای مدعی است از زبانش سخن می‌گوید، مردم همان خدا را به صورت گوینده‌اش تف کردند: خدای «قاصم و جبار»، ساخته‌شده برای ترساندن و به بند کشیدن جامعه و توجیه جنایت.
اینجا مسئله دیگر فقط اختلاف سیاسی نیست. مسئله فروپاشی مرزهای اخلاقی است. مسئله این است که جامعه دید چگونه قدرت می‌تواند با زبان تقدس سخن بگوید و هم‌زمان جان انسان را بی‌ارزش‌تر از بقای خود فرض کند. این همان لحظه‌ای است که سیاست از مدار «حکمرانی» خارج می‌شود و وارد مدار «خشونت عریان» می‌گردد؛ جایی که دولت دیگر خود را مسئول حفظ جان مردم نمی‌داند، بلکه مردم را مانع بقای خود می‌بیند.
بازگشت به رنسانس اخلاقی: معیارهایی فراتر از حکومت و ایدئولوژی
تاریخ نشان داده هرجا خشونتِ عریان جای سیاست می‌نشیند و دروغ جای حقیقت را می‌گیرد، جامعه ناگزیر به یک بازنگری و بازگشت بنیادین می‌رسد؛ نوعی رنسانس اخلاقی. بازگشت به اصولی که پیش از هر حکومت و ایدئولوژی وجود داشته و ستون فقرات اخلاقی تمدن ایرانی طی قرنها بوده‌اند؛ اصولی که نه محصول قدرت، بلکه معیار سنجش قدرت‌اند.
در چنین بزنگاه‌هایی «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» فقط یک شعار فرهنگی یا یادگار تاریخی نیست؛ یک چارچوب مفهومی برای فهم فروپاشی اخلاق سیاسی و نقشهٔ راه بازسازی جامعه پس از زخم‌های جمعی است؛ کهن‌الگویی که قرن‌ها عامل بقای فرهنگ و تمدن ما بوده است.
اما یک نکته بنیادین در همین سه‌گانه وجود دارد: پیش از آنکه گفتار نیک و کردار نیک ممکن شود، پندار نیک باید نهادینه شود. زیرا اگر ذهنیت اصلاح نشود، زبان اصلاح نمی‌شود؛ و اگر زبان اصلاح نشود، عمل نیز یا فریبکارانه است یا خشونت‌بار.

shaghaghi.jpgویژه خبرنامه گویا

پرسش «مردم چه می‌خواهند؟» به ترجیع‌بند تکراری و در عین حال مبهم فضای سیاسی ایران تبدیل شده است. در حالی که بدنه‌ جامعه در تب‌وتاب تغییر می‌سوزد، پاسخ‌ها به این پرسش پراکنده است و روایت های تقلیل‌گرایانه می‌تواند خواست اصلی را در هیاهوی شعارها گم بکند. بسیاری می‌گویند مردم «آزادی» می‌خواهند، عده‌ای مطالبات به حقِ «زن، زندگی، آزادی» را اصل می‌گیرند، برخی «رفاه» را. در مقابل ادعای مغرضانه‌ حاکمیت برای به ابتذال کشاندن این خواسته‌ها این است که معترضان می‌خواهند «لخت شوند»، «استبداد سلطنتی برقرار کنند» یا «ریشه دین را در ایران بزنند». اما فراتر از این دوگانه‌ها، به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده است که مطالبات پراکنده را در چارچوبی نظری و ملموس تدوین کنیم.

آنچه امروز در لایه‌های زیرین جامعه ایران می‌جوشد، نه یک نارضایی مبهم، بلکه تمنای بازگشت به سه اصل بنیادین است که دهه‌هاست از سفره و سرنوشت ایرانیان حذف شده اند: ملی‌گرایی، عرفی‌گرایی و مدرن‌گرایی.

۱. ناسیونالیسم؛ پایانِ ایران‌فروشی برای ایدئولوژی

ملی‌گرایی در اینجا نه به معنای باستان‌گرایی افراطی، بلکه به معنای بازگرداندن «ایران» به اولویت نخست حکمرانی است: اینکه اولویت اصلی حاکمیت باید حفظ و گسترش منافع ملی ایرانیان باشد. سال‌هاست که منافع ملی ایران در پای شعارهای فرامرزی و بلندپروازی‌های ایدئولوژیک قربانی شده است. حسِ تلخِ «بی‌صاحب بودن مملکت» و «غارتِ وطن» که امروز گریبان‌گیر مردم شده، ناشی از حاکمیتی است که ایران را نه یک «خانه»، بلکه یک «سنگر» می‌بیند. مردم خواستار حکومتی هستند که ثروت و اعتبار کشور را صرف رفاهِ صاحب‌خانه‌ اصلی، یعنی ملت ایران کند. ملی‌گرایی یعنی «ایران برای ایرانیان» و تمرکز بر منافع ملی، نه بر منافع ایدئولوژیک یا مکتبی.

۲. سکولاریسم؛ حکمرانی بر مدار عقل، نه سنت:

عرفی‌گرایی (سکولاریسم) پاسخ مستقیم به بن‌بستی است که قوانینِ صلب و غیرقابل تغییر ایجاد کرده‌اند. عرفی‌گرایی یعنی قوانین جامعه بر پایه عقل، تجربه و دانش روز تنظیم شود، نه متون مبنی بر آداب و رسوم هزاران سال پیش. برای مثال، برای حل معضل فقر یا بحران‌های اقتصادی به جای رجوع به احادیث یا تفسیرهای دینی، به الگوهای علمی و تجربه جهانی استناد کنیم. معیار باید عرف و عقل زمانه باشد، نه قوانین دینی که قرن‌ها پیش شکل گرفته‌اند. قوانین مدنی و حقوق شهروندی، نه در گروی احکام مذهبی، بلکه بر اساس عرفِ جامعه و تشخیص عقلِ زمانه تعیین شوند. قانون باید موجودی زنده و قابل اصلاح باشد، نه وحیِ مُنزل و ابدی.

۳. مدرنیسم؛ در جستجوی آینده‌ای در تراز جهانی

مدرن‌گرایی یعنی نگاه ما به مسائل گذشته‌نگر و حفظ وضع موجود نباشد، بلکه رو به آینده و فرصت‌های پیش رو باشد. شاید دردناک‌ترین بخش بن‌بست کنونی، «گذشته‌گرایی» مفرطِ جریان‌های حاکم و حتی برخی اپوزیسیون باشد. در حالی که جهان به سوی هوش مصنوعی، اقتصاد سبز و فناوری‌های نوین حرکت می‌کند، گفتمان سیاسی حاکمیت و بسیاری از جریان‌های سیاسی حرفی برای دنیای امروز و فردا ندارند؛ یا در گذشته گیر کرده‌اند، یا فقط وضع موجود را بزک می‌کنند. مردم ایران نه به دنبال بازگشت به گذشته، بلکه به دنبال پیوستن به قطار آینده هستند. مدرن‌گرایی یعنی تمنای زندگیی که با استانداردهای قرن بیست و یکم همخوانی داشته باشد؛ نگاهی که به جای «کما فی‌السابق»، به دنبال «فرصت‌های پیش‌رو» است.

جمع‌بندی

شفافیت در خواسته‌ها، بزرگترین دشمنِ استبداد و آشفتگی سیاسی است. تا زمانی که ندانیم دقیقاً چه می‌خواهیم، روایت‌های جعلی می‌توانند برای ما تصمیم بگیرند. خواسته‌های مردم امروز ایران را می‌توان ذیل سه محور منافع ملی، عقل‌گرایی عرفی و زندگی مدرن، تجمیع کرد. سه اصل ملی‌گرایی، عرفی‌گرایی و مدرن‌گرایی در کنار هم تصویری روشن از طرح راهی ارائه می‌کنند که فراتر از شعارها و برچسب‌های سیاسی، مطالبات واقعی مردم را قابل فهم و ملموس بیان می‌کند. این صورت‌بندی می‌تواند نقطه شروع گفت‌وگویی جدی درباره این موضوع باشد، نه پایان آن.

Babak_Khati.jpgشاهزاده رضا پهلوی در حال حاضر شناخته شده ترین فرد اپوزیسیون ما، هم در میان مردم ایران و هم مجامع بین‌المللی بوده، به طور استراتژیک شایسته‌ترین گزینه ممکن برای مدیریت گذار است و اکنون نیز که نام او توسط مردم ایران در داخل و خارج از کشور فریاد زده می‌شود، دیگر هیچ بهانه‌ای برای عدم پیوستن به ائتلاف گذار به رهبری ایشان وجود ندارد.

در این میان مخالفین نظام پادشاهی فراموش نکنند، بحث حساس و اصلی امروز ایران تحقق گذار از ساختار جهنمی جمهوری اسلامی است و این مخالفت آنان به جای خود محترم و محفوظ بوده، برای تعیین فرم حکومت آینده، پس از تحقق گذار، وقت کافی برای تبلیغ نظام مورد نظر برای همگان از هر دسته و گروهی وجود خواهد داشت.

بنابراین اگر واقعا به رای مردم باور دارند، اهداف خود را خواست بخش قابل توجهی از مردم ایران می‌دانند و از پایگاه رای خود میان مردم مطمئن هستند، اکنون که مردم ایران بپاخاسته، رژیم در قامت یک ماشین کشتار در حال قتل هزاران معترض است، وقت عمل بوده هیچ دلیلی برای عدم همراهی با موج قدرتمند مردمی ایجاد شده و نپیوستن به این ائتلاف مسموع نمی‌باشد. مگر اینکه در بقای جمهوری اسلامی برای برخی منافعی وجود داشته باشد که بخواهند برای حفظ و تداوم آن، بر این کشتار و وحشیگری آشکار ،چشم ببندند.

آن دسته از افراد و گروه‌ها نیز که زیر نام اپوزیسیون از همان ابتدای اعتراضات با تمام توان سعی در کوچک شمردن حجم اعتراضات و تقلیل خواسته‌های آن به موارد اقتصادی نمودند و برای این‌کار تا حد بی‌آبرو کردن خود در نفی کشتار مردم توسط حکومت و دستاویز شدن به شبکه‌های خبری امنیتی و دروغ‌پرداز جمهوری اسلامی، برای پوشش اخبار خود و اطلاع‌رسانی!! پیش رفتند، باید به خوبی بدانند که اکنون عهد بوق نبوده، در دنیای دیجیتال امروز، اولا تمام تحرکات، مواضع و سخنان آنها توسط مردم به طور لحظه‌ای رصد می‌شود و ثانیا تمامی آنها برای قضاوت تاریخی آیندگان و استناد احتمالی به آن در دادگاه‌های حقیقت یاب به طور کامل و با جزییات تمام ثبت و ضبط می‌گردد.

بابک خطی

nik.jpgاین قطعه ادبی نه به قصد روایت واقعه است و نه در پی شمارش جان‌ های ستانده‌شده، که رنج را عددی درخور نیست و سوگ را مقیاسی. با این همه، عددی هست که از حد آمار گذشته و به نشانه بدل شده است: "دوازده‌هزار". نام جمعی جان‌ هایی که هر یک زندگی بودند و سهمی از فردا داشتند. قتل عام شان نه تصادف کور، که برآمده از اراده‌ای بود که انسان را به ابزار فروکاست و خشونت را به قاعده بدل ساخت. شهر پس از آن ایام، چون کتابی نیم سوخته برجای مانده است. گرچه سطرها خوانده می‌شوند، اما معنا زخمی است. دیوارها به سکوت شهادت می‌دهند و شبها حامل اندوهی‌ اند که زبان از حمل آن ناتوان است. خانه‌ها بر جای‌ اند، اما تهی‌تر از پیش. مادران، زمان را نه به گذشته و آینده، که به "پیش از دوازده‌هزار" و "پس از دوازده‌هزار" تقسیم می‌کنند.

جمهوری اسلامی جان ستاند، اما به جان بسنده نکرد. اعتماد را فرسود، واقعیت را بی‌ پناه گذاشت، و اعتراض را در شمار گناهان نشاند. آنچه از میان رفت تنها حیات فردی نبود؛ پیوند انسان با انسانیت گسسته شد و افق آینده در حصار خوف و انکار فرو بسته شد. در این میان، سخن از وجدان ناگزیر است. آنجا که "دوازده‌ هزار" جان ستانده می‌شود و نشانی از شرم بر سیمای قدرت نمی‌نشیند. وجدان یا خاموش شده است یا به خدمت توجیه درآمده. کشتار انسان نام تدبیر می‌گیرد و خشونت جامه ضرورت می‌پوشد. و بدینسان پیش از آنکه پیکری بر زمین افتد، انسانیت در درون فرو می‌ریزد.

با این همه، "دوازده‌هزار" از دفتر تاریخ محو نخواهد شد. این عدد اکنون نام است. نشانی بر وجدان زمانه، در سکوت‌های پرمعنا، در نگاه‌های استوار و در ایستادگی‌ های بی‌ هیاهو. این غمنامه مرثیه عاطفه نیست، ثبت قتل‌ عام جمعی دختران و پسران انقلابی ایران است که در خون خود غلتیدند تا آزادی را در وجدان جمعی ما بکارند. و تا یادمان نرود که ایران سرزمین مشترک همه ماست و همه باید دست در دست هم نهیم تا به پایان جرثومه فساد و بی‌ رحمی اهتمام ورزیم.

نیکروز اعظمی

[email protected]

Shahab_Borhan_3.jpgچند ماهی از به قدرت رسیدن خمینی گذشته و تهاجمات باندهای حزب اللهی به ستادها و میز کتاب ها و کتابفروشی ها و تجمعات مدام در حال افزایش و چیره شدن بر فضای کشور بود و بسیاری را دچار وحشت کرده بود. روزی یکی از هم دانشکده ای های سابق ام که بعد از ترک تحصیل من مهندس شده و شرکتی دایر کرده بود، مرا به دفتر اش در تهران دعوت کرد تا یک نشست گفتگو و پرسش و پاسخ با جمعی از همکاران و دوستان اش که در آنجا جمع شان کرده بود داشته باشم. من تازه با انقلاب از زندان آزاد شده بودم و این جوان ها فکر می کردند یک زندانی سیاسی با حبس ابد، حتماً بحرالعلوم است و برای هر پرسشی پاسخ و برای هر مشکلی راه حلی دارد!

صحبت ها عمدتا حول ناباوری از این که آخوند بتواند مملکت داری کند و فضای ترور و سرکوبی که در حال گسترش بود دور می زد. یکی شان از من پرسید: فکر می کنی اینها چقدر بمانند؟

من که هرگز اهل ساده اندیشی و خوشخیالی در عرصه سیاست نیستم، خواستم با یک ضریب احتیاط بالا جواب بدهم و گفتم: دنیا را چه دیدی؟ شاید حتا دو سال هم بمانند!

***

راز بقای جمهوری اسلامی ایران

شعار « این ماه، ماه خون است، سیدعلی سرنگون است» که در جنبش اعتراضی دی ماه 1404 در سراسر ایران شنیده شد، در تظاهرات مسلحانه ی سی خرداد 1360 ، شعار مجاهدین خلق بود: « این ماه، ماه خون است، خمینی سرنگون است». چهل و پنج سال گذشته است و این رژیم بحرانزا و بحرانزی با عبور از تلاطمات و توفان های سهمگین داخلی و خارجی و تحمل تحریم های سنگین و از سر گذراندن دو جنگ مهیب علیرغم پیشبینی سقوط قریب الوقوع اش در مقاطع مختلف از سوی جریانات سیاسی، هنوز بر سر پاست. راز جانسختی این رژیم در چیست؟ پاسخ عموماً چنین است: استبداد و سرکوب! البته این پاسخ نادرستی نیست، اما پاسخ ساده شده ایست که پیچیدگی و ویژگی این رژیم و تفاوت استبداد و سرکوب آن با دیکتاتوری های خشن کلاسیک همچون حکومت سرهنگان در یونان، دیکتاتوری پینوشه در شیلی، دیکتاتوری صدام حسین و نظایر آن ها را نمی بیند و همین سبب ارزیابی های غیر واقع بینانه در باره دلائل و اسباب بقای جمهوری اسلامی و خطای محاسباتی در تقویم زمان و شرائط سرنگونی آن می شود. من در این نوشته روی همین موضوع راز بقای رژیم که امروز در جریان جنبش دیماه 1404 و مقابله رژیم با آن از طریق دست زدن به جنایتی بی سابقه علیه مردم معترض، محل بحث و تحلیل جریانات سیاسی ایرانی و خارجی است، درنگی می کنم بی آن که از این موضوع معین فراتر رفته و به راه مقابله با رژیم و سرنگونی آن بپردازم.

برای فهم این رژیم، باید از نطفه ی تولد و سپس چگونگی شکل گیری آن آغاز کرد.

دیکتاتوری یا استبداد فاشیستی؟

  • جمهوری اسلامی ایران از دل یک انقلاب توده ای زاده شده است. این یکی از فاکتورهای اساسی است که باید همواره آن را بخاطر داشت بخصوص در زمانی چون امروز که "پشت بر زینِ" دیروزی، "زین به پشت شده" و در محاصره نفرت و خشم توده ای و در معرض سرنگونی (شاید و انشاالله!) با یک انقلاب توده ای دیگر است. این واقعیت به خودی خود چیزی را روشن نمی کند تا به یاد نیاوریم که این رژیم، پیش از آن که ماشین سرکوب ساختارمند خود اعم از سپاه پاسداران و بسیج وغیره را بسازد و سامان بدهد، و حتا بسیار پیشتر از آن، از زمانی که خمینی را امام کردند و تصویر اش را در ماه کشیدند، برای سرکوب مخالفانِ و منتقدان خود به دست همان توده " انقلابی" حواری خمینی تکیه داشته است، چه بصورت حملات فیزیکی باندهای حزب اللهی، برهم زدن تجمعات و میتینگ ها، در کمیته ها و شوراهای انقلابی، جاسوسی ها و یا تبلیغات و غیره و چه با تحمیل " همه بامن" و " نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر" با ایجاد فضای رعب و ترور توسط همین توده " انقلابی". ADN ، ژن، خمیره ی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی از چنین عناصری تشکیل شده است. تکیه رژیم خمینی بر پایگاه توده ای سرکوبگر از بدو نطفه بندی و تولد تا تشکیل دستگاه های سرکوب رسمی ساختارمند، وجه تمایز مهمی است که این رژیم استبدادی فاشیستی را از دیکتاتوری های کلاسیک یا کودتائی که به نیروی مسلح نظام پیشین یا گروه های ضربت مزدور متکی بوده اند متمایز می کند.

پایگاه توده ای رژیم طی دهه ها فروریخته و رابطه جامعه با حکومت و دولت تغییرات اساسی کرده است اما ماهیت و سرشت فاشیستی رژیم و نیروهای سرکوب کمابیش همان است که از ابتدا سرشته شده بود.

  • بدنه اصلی تشکیلات سازمانیافته ی ماشین سرکوب رژیم، نه از سربازان وظیفه یا پاسبان های تریاکی کلانتری های شاه و ژاندارم های رشوه بگیر پاسگاه های عوارض، و نه حتا از پرسنل ارتش شاه که به رژیم خمینی ابراز وفاداری و افسرانی که با او بیعت کردند ( و تا به امروز هم مورد وثوفق و اعتماد کامل رژیم نیستند و ناتنی محسوب می شوند) بلکه از میان همین توده " انقلابی" دوره و آموزش ندیده ای که نعره می زد: « ما همه سرباز تو ایم خمینی؛ گوش به فرمان تو ایم خمینی» سربازگیری و تربیت شد. اینان از حاشیه ای شدگان محروم جامعه در رژیم شاه و با فرهنگ تاریک اندیشی بشدت متعصب شیعه بودند که در کمیته های انقلاب و شوراهای اسلامی پس از تصفیه آن ها از چپ ها ( به دست همین عناصر) همه کاره ، صاحب تفنگ و سردوشی شدند و خود را صاحب مقام و منزلتی یافتند که مدیون اسلام و امام بود، و برای همان هم حاضر بودند خون بریزند و جان خود را برای اسلام و امام بدهند. این ها بمعنی دقیق کلمه فدائیان اسلام و حکومت اسلامی بودند ونه حقوق بگیر یا مزدور یا مجبور و از ته دل شعار می دادند: « خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم» ( و ریختند).
  • · سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از دل همان کمیته های انقلاب و شوراهای اسلامی شکل گرفت. تبعیض ارزشی و اعتمادی میان ارتش و سپاه، به ملاحظه ی همین دو منشإ متفاوت بود. سپاه از نظر اعتماد، مثل گارد جاویدان بود که حفاظت شخصی شاه و دربار را برعهده داشت. در دوره جنگ ایران و عراق، هم ارتش و هم سپاه به جبهه ها اعزام شدند، منتها سپاه بود که همچون یک نیروی رزمی و فرماندهی کارازموده و برتر از ارتش از جنگ بیرون آمد و ازان پس، تا کنون ارتش در چند قدم عقب تر و در سایه ی سپاه و حتا زیر مراقبت امنیتی - اطلاعاتی آن قرار داده شده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نامی با مسما برای ستون فقراتِ دستگاه پاسداری از رژیم اسلامی است. شرائط استخدامی و گزینشی سپاه بسیار سختگیرانه و عبور از فیلترهای متعدد امنیتی و اعتقادی است، ضمن این که هر سپاهی در هر درجه و مسئولیتی تحت نظر امنیتی و اعتقادی مداوم است.

  • سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بزرگترین سهامدار و ذینفع در اقتصاد کشور در تمامی زمینه ها و سطوح کرده اند: از مالکیت زمین و منابع طبیعی، تولید، و صنایع جنگی و هسته ای و صادرات و واردات، بانکداری، نفت و گاز، معادن، پروژه های کلان ساخت و ساز، مدیریت شبکه های قاچاق و دور زدن تحریم ها ... این موقعیت ممتاز و بی رقیب و انحصاری اقتصادی، خود جایگاهی بس کلیدی به سپاه در دستگاه حکومتی نظام بخشیده است که مطلقاً با قدرت اقتصادی اولیگارک ها و باندهای مافیائی معمول در جهان قابل مقایسه نیست. نهاد سپاه به پیکره ممتاز طبقه "بورژوازی" بزرگ ایران تبدیل شده است.
  • بجز این ها، سپاه دارای نهاد اطلاعاتی مختص خود به موازات وزارت اطلاعات دولت، بازداشتگاه ها و زندان های مختص خود مستقل از دستگاه رسمی قضائی، خبرگزاری اختصاصی و دیگر نهادهای حکومتی است. علاوه بر همه این ها سپاه دارای شاخه ها و شعباتی موازی و البته بر فراز همه ارگان های نظامی دولتی است نظیر: نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش سایبری، و سازمان بسیج مستضعفین.

سپاه پاسداران در هیچ یک از زمینه ها به هیچ کس جز شخص رهبر جمهوری اسلامی گزارش و حساب پس نمی دهد و حسابرسی مالیاتی هم ندارد.

  • · سناریوی کودتا ی سپاه !

سناریوی کودتای سپاه برای کشتن یا کنار زدن خامنه ای تنها در صورتی می تواند از تخیل به واقعیت تبدیل شود که آن سردار سپاهی ی مفروض، ابتدا علیه تمامی ساختارهای چند لایه و چند شاخه ی بدنه و پرسنل سپاه کودتا کند و موفق به همراه کردن آن و یا خنثا و فلج کردن آن بشود! علاوه بر خود سپاه و بسیج، باید علیه دیگر ارگان های نظامی، انتظامی، بسیج و غیره ، و نه از آن ها کم اهمیت تر، علیه قُم، علیه مراجع حامی خامنه ای، مجلس خبرگان رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان قانون اساسی، و خود قانون اساسی کودتا و آنان را با خود همراه یا تسلیم کند! کسانی که خواب کودتای سپاه را می بینند، آن را با سناریوی توطئه ی کودتای یک سرهنگ ارتش کلاسیک عوضی می گیرند که با همدستی چند تن محدود از همفکران، به اتاق خواب رئیس جمهور می ریزند و تمامی ارتش را در سلسله مراتب انضباطی وادار به اطاعت کورکورانه می کند.

  • · بسیج و لباس شخصی ها

نبوغ باورنکردنی خمینی و رفسنجانی ( یا هر کس دیگری که طراح و معمار ماشین سرکوب جمهوری اسلامی بوده است) از همان ابتدا، ایجاد چند نهاد موازی و مستقل از یکدیگر و هر یک با بدنه و نیروی متفاوت برای وظائف متفاوت بوده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش، بسیج، نیروی انتظامی، ...

  • · سازمان بسیج مستضعفین

"سازمان بسیج مستضعفین" که با فرمان خمینی برای تشکیل "بیست میلیون بسیجی" در کشور سی میلیونی آنزمانی سازماندهی شد، یک تشکیلات به معنی دقیق کلمه فاشیستی ی سرکوب است که ساختاری عمدتاً غیرعلنی دارد. گذشته از نحوه سازماندهی واداره و هدایت این نهاد دهشت افرینِ شبح وار که چندان اشکار نیست، دو وظیفه بر عهده آن نهاده شده است: یکی رسمی و علنی: ارگان رصد کنی، شناسائی، خبر چینی، پرونده سازی ، " حراستی" و ضربتی در تمامی مؤسسات دولتی و غیر دولتی از مدارس و دانشگاه ها و ادارات و کارخانه ها، موسسات درمانی و حمل و نقل و غیره، و دومین وظیفه که غیر رسمی ولی به نهایت درجه کلیدی و حیاتی است، سرکوب تظاهرات و اعتراضات و اعتصابات و هر تحرک خیابانی و در فضای عمومی به دست " سربازان امام زمان" در بین مردم، معروف به " لباس شخصی" هاست که در هسته هائی مجهز به سلاح های سرد و گرم، در همه شهرها و خیابان ها و محلات و مساجد سازماندهی شده اند، بدون اونیفورم نظامی و انتظامی وارد عمل می شوند تا جنایاتی که مرتکب می شوند به حساب حکومت و ارگان های رسمی نوشته نشود و نهایتا بشود آن ها را اعمال خود معترضین و یا بعضاً مقابله خودجوش مردم مسلمان و متعهد با دشمنان اسلام و انقلاب جا زد. پرسنل بسیج از منابع مختلف تامین می شود، از داوطلبان مذهبی متعصب مدافع رژیم، " جانبازان"،" خانواده شهدا" ، "ایثارگران" وفادار به رژیم و ولایت فقیه گرفته تا زندانیان محکوم به مرگ یا خطرناکی که در ازای تعهد به سرکوب مردم عفو می گیرند و قادر و حاضر به هر جنایتی هستند، یا حتا برخی مزدورانی که برای بهره مندی از تأمینات و امتیازات ویژه بسیجیان ( داشتن "کارت عضویت فعال" بسیاری امتیازات ترجیحی، گزینشی ، سهمیه و کمک های نقدی و غیره را تضمین می کند) خود را می فروشند.

  • · نیروی انتظامی جمهوری اسلامی

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ( ناجا) که در سال ۱۳۷۰ بر اساس ادغام شهربانی، ژاندارمری و کمیته‌های انقلاب بمثابه پلیس کل کشور تاسیس شد، نیروی رویهم بیش از حدود ۲۶۰,۰۰۰ نفر پرسنل فعال است شامل نیروهای پلیس عمومی، یگان‌های ویژه، مرزبانی، پلیس راهور و.... در این میان بخش عمده وظائف یگان های ویژه " کنترل تجمعات غیرقانونی، شورش‌ها و اغتشاشات، بازگرداندن نظم عمومی در شرایط بحرانی، حفاظت از اماکن حساس در زمان بحران و همکاری با نهادهای امنیتی در مأموریت‌های خاص" تعریف شده است.

یگان های ویژه ناجا، نخستین نیروی ورود به صحنه برای مقابله با تظاهرات ها هستند که با موتورهای دوترکه مجهز به مسلسل، اسلحه کمری، گاز خردل و گاز اشک آور و باتون، و وانت های مجهز به تیربار، و به تازگی با پهباد سپاه هم، وارد عمل می شوند. نیروهای بسیجی در لباس شخصی بعنوان کمکی، با دشنه و اسلحه کمری و نیز بعنوان فیلمبردار و نفوذی و شناسائی و هدایت شعارها و هدایت مسیر تظاهرات در دام های پلیس عمل می کنند.

omidjalili.jpgویدئوی زیر امید جلیلی، بازیگر و کمدین ایرانی‌-بریتانیایی را در یک برنامه تلویزیونی نشان می‌دهد که در آن، دولت کی‌یر استارمر را به‌دلیل خودداری از تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران به‌صراحت مورد انتقاد قرار می‌دهد.

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

امید جلیلی: بسیاری از شهروندان بریتانیایی از جمله خود من این پرسش را مطرح می‌کنند: ما اکنون چه جایگاهی داریم؟

این موضوع بسیار مهم است. فقط درباره تغییر واقعیت‌های سیاسی نیست؛ درباره وجدان ماست.

دوستان بریتانیایی من می‌پرسند: وقتی سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی قرار نمی‌گیرد، آیا این به معنای نوعی همدستی ما با این رژیم نیست؟

آیا واقعاً می‌خواهیم با چنین کسانی وارد معامله شویم؟

گزارش‌ها می‌گویند... هرچند هنوز به‌طور قطعی تأیید نشده که ۱۲ هزار معترض کشته شده‌اند.

ما از نسلی هستیم که میدان تیان‌آن‌من را دیده و فروریختن دیوار برلین را به یاد دارد. این هم رویداد بزرگیست. اگر این رقم درست باشد، ۱۲ هزار نفر کشته، عددی هولناک و بی‌سابقه است.

اگر دولت بریتانیا دست به اقدامی نزند و به سکوت خود که تاکنون عمدتاً ادامه داشته پایان ندهد، مردم بریتانیا خواهند پرسید: آیا ما شریک جرم هستیم؟

***

sillohette.jpgتاریخ آیینه‌ایست که در آن نه تنها چهره دوستان بلکه نقاب تزویر مدعیان نیز به وضوح دیده می‌شود

آری تاریخ این دیار کهن

کتابی است آکنده از فرازهای بلندِ انسانیت و فرودهای تلخِ غیره انسانی. در ورق‌های درخشانِ این تقویم، نامِ پادشاهی می‌درخشد که در هیاهوی جنونِ نازی‌ها، آغوشِ میهن را برای نجاتِ مظلومانِ فراری از کوره‌های آدم سوزی اروپا گشود؛ همان پادشاهی که به اشارتی از سوی فرزانگانِ ، «دکتر ولف» و هزاران جانِ پناهنده را از دهانِ مرگ ربود و به نامِ «ایرانی»، هویتی دوباره بخشید. اما افسوس که امروز، در کورانِ انقلابِ ملی ایران، پاسخِ آن کرامتِ بی‌کران، با سکه‌ای از جنسِ غدر و خیانت داده می‌شود.

​در آن لحظاتِ سرنوشت‌ساز که فریادِ آزادی‌خواهیِ ملت در کوچه‌های تهران طنین‌انداز بود و دژهای استبداد در آستانه‌ی فروپاشی قرار داشت، پیامی از آن سوی اقیانوس‌ها، همچون شوکرانی در کامِ امیدِ مردمان ریخته شد. پرزیدنت ترامپ با پیامی که بویِ «یاری» می‌داد اما طعمِ «تله» داشت، از ملتی که با دستِ خالی در برابرِ بارانِ گلوله ایستاده بودند، خواست تا در جای خود بمانند که «کمک در راه است». این پیام، چه یک «تبانیِ شوم» باشد و چه یک «بی‌مسئولیتیِ نابخشودنی»، ترمزِ حرکتی شد که می‌رفت تا کارِ استبداد را یکسره کند.

​مردمِ خوش‌باور و نجیب، به اعتبارِ ادعاهای دموکراسی، در خیابان‌ها درنگ کردند؛ اما به جایِ فرشتگانِ نجات، کامیونت‌های مرگ از راه رسیدند. سوارانِ مسلحِ نیابتی که از مرزهای شرقی گسیل شده بودند، نه برای حمایت، که برای قصابیِ آرزوهای یک ملت آمدند. آنجا که باید دستِ یاری دراز می‌شد، شلیکِ بی‌امان آغاز شد و خونِ جوانانِ وطن چنان در جوی‌ها روان گشت که گویی رودخانه‌ای از لعل در قلبِ پایتخت به جریان افتاده است.

trump.jpg

ترامپ در تروث سوشال نقل‌قولی از مارک تیسن، تحلیل‌گر سیاسی آمریکایی را در مصاحبه با فاکس‌نیوز منتشر کرد که می‌گوید: «پیش‌بینی می‌کنم ترامپ پیش از ترک مقام خود، به یک ایران آزاد، یک هاوانای آزاد و یک کاراکاس آزاد سفر کند.»

ترامپ این سخنان او را در حساب کاربری خود در شبکه تروث منتشر کرد.

***

aliL.jpgایران وایر - به گفته یک مقام سابق جمهوری اسلامی، «علی لاریجانی»، دبیر شورای عالی امنیت ملی، طراح اصلی سرکوب‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴ است.

این منبع آگاه از طریق مسافری که از ایران خارج شده، این خبر را برای «ایران‌وایر» ارسال کرده است.

به گفته او لاریجانی خود را برای دوران پسا خامنه‌ای آماده می‌کند و با توجه به روابطش با سرداران سپاه و نیروهای اطلاعاتی و روابط خانوادگی‌اش با مراجع تقلید می‌خواهد حمایت قشرهای مختلف را برای هدایت نظام پس از فوت خامنه‌ای جذب کند. پیش‌تر هم گمانه‌زنی‌هایی درباره این موضوع و آمادگی علی لاریجانی برای نشستن روی صندلی رهبری منتشر شده بود.

پدر علی لاریجانی، «میرزا هاشم آملی» از مراجع تقلید شیعه و از روحانیان بانفوذ حوزه علمیه قم در دهه‌های پیش از انقلاب بود. «محمد جواد لاریجانی»، برادر بزرگ او از دیپلمات های ارشد و معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران بود. برادر کوچک او «محمد صادق لاریجانی»، از استادان حوزه علمیه قم و رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی بود. از محمد صادق لاریجانی به عنوان یکی از گزینه های رهبری پس از خامنه‌ای نام برده می‌شد اما پس از پایان ریاست قوه قضاییه و مطرح شدن موضوع فساد مالی او و نزدیکانش در قوه قضاییه، این گزینه منتفی به نظر می‌رسید.علی لاریجانی با دختر «مرتضی مطهری» یکی از روحانیون و تئوریسین‌های جمهوری اسلامی در مساله حجاب ازدواج کرد. جمهوری اسلامی از مطهری که در سال ۱۳۵۸ توسط گروه فرقان ترور شد، با عنوان «معلم شهید» نام می‌برد.

با این حال پیشینه خانوادگی علی لاریجانی و روابطش هیچ‌‌گاه باعث نشده بود خامنه‌ای حمایت قاطعی از او نشان دهد و او حتی در چند دوره ریاست‌جمهوری ردصلاحیت شده است. اما به گفته این مقام سابق که با تیم لاریجانی در تماس است، به نظر می‌رسد بعد از شکست تجربه «محمود احمدی‌نژاد» و با توجه به ناتوانی «پایداری‌چی‌ها» در جذب حمایت حداکثری، خامنه‌ای از برنامه‌های لاریجانی برای جذب گروه‌های مختلف داخل نظام و برخورد قاطع با مخالفین حمایت می‌کند.

در مرداد ۱۴۰۴ علی لاریجانی دوباره پس از سال‌ها به عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی انتخاب شد. بر اساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی ایران این شورا که اعضای آن را مقامات عالی‌رتبه نظامی، سیاسی و اطلاعاتی تشکیل می‌دهند تدابیر کلی دفاعی و امنیتی کشور را به عهده دارد و برای استفاده از امکانات کشور در مقابله با تهدیدهای خارجی و داخلی برنامه‌ریزی می‌کند. مصوبات این شورا لازم‌الاجرا است و از سوی هیچ نهادی قابل ابطال نیست.

علی لاریجانی در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶ همین سمت را به عهده داشت و مرداد ۱۴۰۴ از سوی «مسعود پزشکیان» دوباره برای این سمت انتخاب شد، این انتخاب، گزینه حمایت رهبر جمهوری اسلامی از او را تقویت می‌کند. پزشکیان بارها به طور علنی گفته که بدون مشورت با علی خامنه‌ای و نظرگرفتن از او کاری انجام نمی‌دهد.

به گفته منبع ایران‌وایر، لاریجانی سیاست خود را مشابه سیاست‌های امنیتی، فرهنگی و اقتصادی دنگ ژیائوپینگ، رهبر چین در دهه هشتاد میلادی، تعریف می‌کند. به گفته او کشتار معترضان در دی۱۴۰۴ مشابه کشتار مخالفین حزب کمونیست چین در میدان «تیانانمن» پکن در سال ۱۹۸۹ است، زمانی که ارتش چین بین سه‌هزار تا ده‌هزار معترض را به قتل رساند، قتل‌عامی که هنوز در میان مخالفین دولت چین ترس ایجاد می‌کند.

هم‌زمان، همان‌طور که در چین هم‌زمان با سرکوب، اصلاحات اقتصادی و فرهنگی اجرا شد، لاریجانی به اصلاحات فرهنگی و اقتصادی و تامل دیپلماتیک معتقد است. بعید نیست در ماه‌های آینده به احتمال زیاد در عین سرکوب شدید معترضان، آزادی‌های فرهنگی و اقتصادی بیشتری به مردم داده شود و در ضمن نظام سعی کند که با دولت‌های منطقه و همسایه تعامل بیشتر و بهتری داشته باشد.

به گفته این منبع آگاه، هم خامنه‌ای هم لاریجانی معتقدند که عراقچی در مسایل دیپلماتیک خوب عمل کرده، به‌خصوص در زمینه مذاکرات هسته‌ای. او گفته: «برخلاف شایعه‌های اخیر، آقایان ظریف و روحانی نه‌تنها در حبس نیستند بلکه در امور امنیتی و دیپلماتیک با مقام رهبری، شورای عالی امنیت ملی و آقای لاریجانی در تماس هستند. عراقچی در امور دیپلماتیک از ظریف کمک می‌گیرد.

دیپلمات‌های نظام معتقدند که به دلیل کشتار غزه نظر مردم در کشورهای غربی، به‌خصوص آمریکا، نسبت به اسراییل تغییر کرده و الان موقعیت مناسبی برای ایجاد اختلاف بین آمریکا و اسراییل و جذب آرای عمومی به نفع نظام است. میلیون‌ها دلار در زمینه تبلیغ نظام و استخدام اینفلوئنسرها سرمایه‌گذاری شده. به‌زودی گروهی از اینفلوئنسرهای غربی به ایران دعوت می‌شوند که از نزدیک شواهد آن چیزی که حکومت آن را «جنایات تروریست‌های مخالف نظام و جاسوسین موساد» می‌خواند، مشاهده کنند.»

به گفته این منبع آگاه، موفقیت یا شکست برنامه لاریجانی به برنامه‌ریزی مقطع بعدی اپوزیسیون جمهوری اسلامی و همین‌طور سیاست‌های آمریکا و اسراییل در قبال جمهوری اسلامی بستگی دارد. اما در حال حاضر لاریجانی تنها کسی است که برنامه‌اش برای نجات درازمدت جمهوری اسلامی مورد حمایت علی خامنه‌ای است.

ch14.jpg

شبکهٔ ۱۴ اسرائیل مدعی شده است که محمدجواد ظریف در جریان اعتراضات اخیر چندین بار با شاهزاده رضا پهلوی، تماس داشته و سپس حسن روحانی را در جریان این تماس‌ها قرار داده است.

این شبکه همچنین ادعا کرده است که هر دو نفر توسط سپاه پاسداران بازداشت شده‌اند.

***

888.jpgالی امیدواری در شبکه اکس نوشت: کابوس همه مهاجران درین روزهای سیاه برای این خانم اهل لندن به حقیقت پیوست. لعنت به جنایتکارترین جنایتکاران عصر حاضر! «یک زن ایرانی در حالی که به دلیل قطعی اینترنت از خانواده خود بیخبر بوده در تجمع شرکت میکند و ناباورانه در مانیتور با تصویر برادرش مواجه میشود.»

گلسا قمری: «یک تروریست افغان دیگر، این‌بار در پاریس، در یک تجمع طرفدار ایران شرکت می‌کند و ایرانی‌ها را تهدید می‌کند.

G-_qSV_WgAAwnz3.jpg

G-_qSV_XAAAxyp7.jpg

G-_qSWAWAAAKpwL.jpg

eurorp.jpgیورونیوز - در حالی که راهروهای آکادمیک و اتاق‌های فکر اپوزیسیون کلاسیک، مملو از نقدهای تئوریک و هشدارهای ساختاری علیه «پهلوی‌گرایی» است، طنین نام رضا پهلوی در خیابان‌های ایران، فراتر از هر حزب، جریان و شخصیت سیاسی دیگری به گوش رسید.

این پارادوکس بزرگ صحنه سیاسی ایران است: در یک سو چهره‌های باسابقه از چپ‌های تندرو و اصلاح‌طلبان تا ملی‌-مذهبی‌ها و جمهوری‌خواهان ایستاده‌اند که رضا پهلوی را «میراث‌دار استبداد» گذشته می‌خوانند، و در سوی دیگر، طیفی از نسل طغیان‌گر زد در کنار گروهی از طبقه متوسط ایرانی، بی‌توجه به این برچسب‌ها، نام او را به مثابه تنها «کلید عبور» از انزوا، فقر و سرکوب آزادی‌های فردی فریاد می‌زند.

پایان «ایده‌آلیسم ۵۷» در کف خیابان

آنچه در کف خیابان‌های ایران مشاهده شد، شبیه اعلام انقضای تاریخی گفتمان‌هایی است که سال‌هاست در چارچوب‌های «آرمان‌خواهی ضدغربی»، «اصلاح‌طلبی بی‌فرجام»، «اسلام‌گرایی و لکنت در برابر آزادی و سکولاریسم»، «جمهوری‌خواهی خارج‌نشین»، «ملی‌گرایی ناسیونالیست» و «جنبش‌های قومی و منطقه‌ای» درجا می‌زنند.

برای گروهی از نسل زد و طبقه متوسط معترض، «غرب‌گرایی»، «آزادی‌های فردی» و «سکولاریسم بی‌لکنتِ» رضا پهلوی، بسیار جذاب‌تر از نظریات پیچیده فعالان سیاسی کهنه‌کاری است که هنوز در پی حل معمای انحراف انقلاب ۵۷ از وعده‌های اولیه خود در باب رفاه اقتصادی و تامین آزادی‌های سیاسی و ارتقاء کرامت انسانی هستند.

تقابل «زندگی نرمال» با «تله‌ فقر» چپ‌گرایانه

مشکل اصلی این گروه‌های کلاسیک، درگیری در پارادوکس‌های حل‌نشدنی است. آن‌ها از یک طرف با استانداردهای زندگی مدرن همخوانی ندارند و از طرف دیگر، ریشه‌های فکری‌شان در «استکبارستیزی»، «اسرائیل‌ستیزی» و «هویت‌گرایی بومی» یا «ایده‌آلیسم ضد سرمایه‌داری» مانع از آن می‌شود که نسخه‌ای شفابخش برای اقتصاد درهم‌شکسته ایران بپیچند. در جهانی که رفاه با پیوند به اقتصاد جهانی گره خورده، موضع منفی یا تردیدآمیز این گروه‌ها نسبت به غرب و اسرائیل، آن‌ها را در چشم نسل جدید و طیفی از طبقه متوسط به «جاده‌صاف‌کن‌های انزوا» تبدیل کرده است.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در این میان، اکثریت نسل زد که در فضای باز جهانی تنفس می‌کند، برخلاف نسل‌های پیشین، نه به دنبال «آرمان‌های بزرگ»، بلکه به دنبال «زندگی نرمال» است. برای این نسل، سیاست نه یک امر مقدس، بلکه یک «قرارداد برای رفاه و آزادی» است. به همین دلیل، آن‌ها با صراحت از مفاهیم چپ‌گرایانه که ثروت را ضد ارزش و مقاومت را ارزش می‌داند، عبور کرده‌اند. در نگاه گروهی از این نسل و طبقه متوسط ایرانی، پوپولیسم معیشتی چپ‌ها که سعی دارد با شعارهای حمایتی، خود را بازسازی کند، تنها یک «تله» برای استمرار فقر است.

لکنت اصلاح‌طلبان ملی-مذهبی‌ها

در کنار زوال گفتمان چپ، جریانات اصلاح‌طلب و ملی‌مذهبی نیز با بحران «بلاموضوع شدن» روبرو هستند. اصلاح‌طلبان که روزگاری با وعده تغییر از درون، نبض طبقه متوسط را در دست داشتند، اکنون در بن‌بست تضاد منافع گرفتار شده‌اند؛ آن‌ها از یک سو می‌خواهند ساختار فعلی قدرت را با تغییر رهبر مذهبی حفظ کنند و از سوی نسل و اقشاری از مردم را نمایندگی کنند که از کل ساختار ایدئولوژیک مذهبی عبور کرده است. لکنت تاریخی آن‌ها در مواجهه با مفاهیمی چون «سکولاریسم فراگیر» و اصرار بر حفظ پوسته‌های مذهبی در سیاست، باعث شده تا بخشی قابل توجهی از نسل زد و طبقه متوسط آن‌ها را نه به عنوان «تسهیل‌گر تغییر»، بلکه به عنوان «سوپاپ اطمینان» و مانعی برای دگردیسی واقعی جمهوری اسلامی ببیند. برای ایرانی‌هایی که خواستار آزادی‌های فردی به سبک جوامع غربی و تعامل با جهان هستند، «اصلاحات قطره‌چکانی» و ملاحظات شرعی این جریان، فرسنگ‌ها با واقعیت زندگی در سال ۲۰۲۶ فاصله دارد.

18.jpgعبدی مدیا - حمله به سفیر فلسطین در ناآرامی های تهران / مصدومیت سفیر و انتقال به بیمارستان

عصر ایران نوشت: سفیر فلسطین در تهران (خانم سلام الزواوی) در حمله به اقامتگاهش در ناآرامی های اخیر، مصدوم شد. به گزارش عصرایران، این اتفاق روز پنجشنبه 18 دی 1404 همزمان با ناآرامی ها و تنش های خیابانی خشونت آمیز تهران رخ داد.

در گزارش عصر ایران آمده است: مهاجمان که تعداد آنها حدود 200 نفر بود همراه با سر دادن شعار و با پرتاب کوکتل مولوتوف به اقامتگاه سفیر فلسطین در تهران حمله کردند و توانستند وارد اقامتگاه شوند. در این حمله علاوه بر سفیر، شماری از کارکنان سفارت نیز مصدوم شدند.

خانم "سلام الزواوی" سفیر فلسطین دچار خفگی و به بیمارستان منتقل شد. به هنگام حمله، سفیر، اعضای خانواده سفیر و شماری از کارکنان که در اقامتگاه حضور داشتند مجبور شدند به زیرزمین پناه ببرند و تا رسیدن کمک نیروهای امنیتی منتظر بمانند.

نیروهای پلیس با رسیدن به ساختمان اقامتگاه، سفیر و کارکنان سفارت را نجات دادند و با مهاجمان برخورد کردند. در این حادثه به ساختمان اقامتگاه سفیر فلسطین در تهران خسارت های زیادی وارد شد.

erfan.jpg

خبر تکمیلی:

سازمان حقوق بشر هەنگاو مطلع شده است که امروز، یکشنبه ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶، به خانواده عرفان سلطانی اجازه یک ملاقات حضوری کوتاه با او داده شده و تأیید شده است که وی در حال حاضر زنده و از نظر جسمی در وضعیت پایدار قرار دارد.

این خبر پس از روزها نگرانی شدید درباره سرنوشت عرفان سلطانی منتشر می‌شود. عرفان سلطانی، ۲۶ ساله و اهل فردیسِ کرج، روز پنج‌شنبه ۸ ژانویه ۲۰۲۶ در جریان اعتراضات مردمی در کرج بازداشت شد. چند روز بعد، مقام‌های مسئول به خانواده او اعلام کردند که باید روز چهارشنبه ۱۴ ژانویه برای «آخرین ملاقات» پیش از اجرای حکم اعدام به زندان مراجعه کنند؛ موضوعی که به‌روشنی از صدور قریب‌الوقوع حکم مرگ حکایت داشت.

با این حال، اعدام در تاریخ اعلام‌شده انجام نشد و پس از بالا گرفتن نگرانی‌ها و پیگیری‌های گسترده، مقام‌های جمهوری اسلامی ایران صدور حکم اعدام برای او را انکار کردند. با وجود این، تا پیش از ملاقات کوتاه امروز، خانواده عرفان سلطانی هیچ تأیید مستقیمی از زنده بودن او در اختیار نداشتند.

گزارش اولیه:

- حساب «اسرائیل به فارسی» در شبکه «ایکس» نوشته «گزارش‌ها حاکی از این است که عرفان سلطانی، جوان ایرانی که به دلیل اعتراض توسط رژیم بازداشت شده بود و قرار بود اعدام شود، در بازداشت جمهوری اسلامی به طرز وحشیانه‌ای کشته شد.»

- خبرنگار «جروزالم پست» هم نوشته گزارش‌ها از ایران حاکی از آن است که عرفان سلطانی، که به دلیل اعتراض دستگیر شده و با حکم اعدام قریب‌الوقوع روبرو بود، در بازداشت جمهوری اسلامی تا سر حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

کانال تلویزیونی آی ۲۴ اسرائیل (ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا): بر اساس گزارش‌های دریافتی، عرفان سلطانی، شهروند ۲۶ ساله ایرانی که پیش‌تر در ارتباط با اعتراضات سراسری به اعدام محکوم شده بود، در بازداشتگاه وابسته به سپاه پاسداران جان باخته است. این گزارش‌ روز یکشنبه منتشر شد و از مرگ او در زمان بازداشت خبر می دهد. مقام‌های جمهوری اسلامی همچنان از ارائه هرگونه توضیح رسمی درباره چگونگی مرگ عرفان سلطانی خودداری کرده‌اند.

خانواده عرفان سلطانی هرگونه مشارکت او در اعتراضات را رد کرده‌اند. به گفته نزدیکانش، او فروشنده پوشاک بوده و سابقه فعالیت سیاسی نداشته، هرچند دیدگاه‌های انتقادی نسبت به حاکمیت جمهوری اسلامی داشته است. خانواده سلطانی پیش‌تر نیز اعلام کرده بودند که هیچ مدرکی مبنی بر حضور او در تجمعات اعتراضی به آنها ارائه نشده است.

عرفان سلطانی پس از بازداشت، به اتهاماتی از جمله شرکت در اعتراضات، تبانی علیه امنیت داخلی و فعالیت تبلیغی علیه نظام محکوم شد و در زندان کرج، محل نگهداری بسیاری از زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات، زندانی بود. نام او به‌عنوان یکی از نخستین معترضان در فهرست اعدام، به نمادی از سرکوب اعتراضات در ایران تبدیل شد.

در پی فشارهای گسترده بین‌المللی، اجرای حکم اعدام او متوقف شده بود. در آن مقطع، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، به‌طور علنی از مقام‌های ایران خواست اعدام معترضان را متوقف کنند و نسبت به ادامه این روند هشدار داد. مقام‌های ایرانی هرگز به‌طور رسمی تأثیر این فشارها را تأیید نکردند.

مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون توضیحی رسمی درباره چگونگی مرگ عرفان سلطانی ارائه نکرده‌اند. سازمان‌های حقوق بشری خواستار انجام تحقیقاتی مستقل درباره این پرونده شده‌اند. مرگ او احتمالاً توجه و فشار بین‌المللی بر وضعیت حقوق بشر در ایران و نحوه برخورد با بازداشت‌شدگان اعتراضات را تشدید خواهد کرد.

diplomat.jpgاطلاعات اختصاصی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد همزمان با تحولات گسترده سیاسی و اجتماعی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، علیرضا جیرانی حکم‌آباد، دیپلمات ارشد جمهوری‌ اسلامی در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو، محل کار خود را ترک کرده و از سوئیس درخواست پناهندگی کرده است.

بر اساس اطلاعاتی که منابع دیپلماتیک در ژنو در اختیار ایران‌اینترنشنال گذاشته‌اند، این دیپلمات ارشد که با رتبه رایزن یکم و با سمت وزیرمختار، معاونت نمایندگی دائم جمهوری اسلامی در مقر اروپایی سازمان ملل و چندین نهاد بین‌المللی مستقر در ژنو را بر عهده داشت، به همراه خانواده خود از مقام‌های سوئیسی درخواست پناهندگی کرده است.

به گفته این منابع، او به‌دلیل ترس از بازگشت به ایران و نگرانی از پیامدهای احتمالی در شرایط انقلابی و احتمال فروپاشی ساختاری حکومت، حاضر به بازگشت نشده و اقدام به ارائه درخواست پناهندگی کرده است.

وزارت خارجه سوئیس و دبیرخانه دولتی امور مهاجرت این کشور تاکنون به درخواست ایران‌اینترنشنال درباره وضعیت پناهجویی این مقام دیپلماتیک جمهوری‌ اسلامی پاسخ نداده‌اند.

جیرانی حکم‌آباد متصدی «دیپلماسی اقتصادی» جمهوری اسلامی در ژنو بود و نام او در فهرست رسمی «بلو‌بوک» دفتر سازمان ملل در ژنو به‌عنوان Minister در نمایندگی دائم ایران ثبت شده است.

عنوان مینستر/وزیر مختار معمولا به دیپلمات‌های ارشد شاغل در نمایندگی‌های دیپلماتیک داده می‌شود و آنان را در غیاب سفیر در جایگاه فرد دوم قرار و اختیار پیگیری و هدایت پرونده‌های تخصصی در نهادهای بین‌المللی را به آنان می‌دهد.

18.jpgایندیپندنت - یکی از کارمندان باشگاه استقلال تهران، روز یکشنبه ۲۸ دی به ایندیپندنت فارسی گفت به غیر از رستم آشورماتوف ازبکستانی، تمامی بازیکنان خارجی این تیم، از جمله یاسر آسانی، آنتونیو آدان، منیر حدادی، موسی جنپو، داکنز نازون و ابراهیم اندونگ، از روز جمعه هفته گذشته با استناد به بند شرایط جنگی در مقررات فیفا، قراردادهای خود را به‌صورت یک‌طرفه فسخ کرده‌اند.

به گفته این منبع آگاه، تشدید سرکوب و کشتار شهروندان در جریان انقلاب ملی جاری و همچنین نگرانی از احتمال حمله نظامی آمریکا، از عوامل اصلی این تصمیم بوده است. این بازیکنان از بازگشت به ایران خودداری کرده و به تماس‌های علی تاجرنیا، مدیرعامل استقلال، پاسخ نمی‌دهند و به همین دلیل در دیدار حساس امروز استقلال برابر تراکتور نیز در فهرست تیم حضور ندارند.

در سوی دیگر، پس از انتشار خبر فسخ یک‌طرفه قرارداد تمامی دستیاران خارجی دراگان اسکوچیچ، سرمربی تراکتور، اکنون ترکیب این تیم مقابل استقلال نشان می‌دهد که به‌جز اودیل خامروبکوف ازبکستانی، سایر بازیکنان خارجی تراکتور نیز در این مسابقه غایب‌اند.

این موضوع نشان می‌دهد آنان نیز به دلیل کشتار گسترده، قطع کامل اینترنت و نگرانی از تشدید تنش‌های نظامی، تمایلی برای بازگشت به ایران نداشته‌اند.

18.jpgیورونیوز - محمود مراد خانی از فعالان سیاسی مقیم فرانسه ادعا کرد که رهبر جمهوری اسلامی کوتاه نمی‌آید و با شناختی که از او دارد معتقد است تا آخرین قطره خون ادامه خواهد داد. او که خواهر زاده علی خامنه‌ای است در گفتگو با شبکه بی‌اف‌ام فرانسه گفت اکثریت ایرانیان از ابتدا با این رژیم مخالف بودند و اعتراضات در طول این ۴۷ سال همواره وجود داشته‌اند.

او گفت خامنه ای به «دروغ‌هایی» که می‌گوید باور دارد و به این راحتی‌ها بی‌خیال نمی‌شود. او در ادامه تصریح کرد که از چندین منبع در داخل ایران مطلع شده که رهبر ایران در طی جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل چند روزی را در مشهد و در حرم امام رضا سپری کرده است. به ادعای این فعال سیاسی بعید است که علی خامنه‌ای در صورت جدی‌تر شدن اعتراضات در تهران بماند.

طبق گزارش رسانه‌های فرانسوی او قرار است امروز بعدازظهر در جمع تظاهرات ایرانی‌های مقیم لیل در شمال فرانسه سخنرانی کند.

18.jpgایران اینترنشنال - جیسون برادسکی، مدیر سیاسی سازمان اتحاد علیه ایران هسته‌ای، خبر داد که عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، به‌طور بی‌سر و صدا به فهرست سخنرانان مجمع جهانی اقتصاد در داووس اضافه شده است.

فاکس‌نیوز گزارش داد سازمان اتحاد علیه ایران هسته‌ای در نامه‌ای به مجمع جهانی اقتصاد خواستار لغو دعوت عراقچی پس از «بزرگ‌ترین کشتار ایرانیان» در ماه جاری شده است.

سازمان اتحاد علیه ایران هسته‌ای گفت دعوت از عراقچی به داووس پیام مصونیت از پاسخگویی در قبال کشتار معترضان و قطع اینترنت، به جمهوری اسلامی می‌دهد. کنفرانس امنیتی مونیخ پیشتر دعوت خود از عباس عراقچی را پس گرفته بود.

bloggerRasht.jpgآخرین ویدیویی که مجید شوقی در اینستاگرام خود منتشر کرد و سپس به خیابان رفت. مجید شوقی، معروف به مهیار سانس، اهل رشت بود.

او بازیگر، کمدین، وبلاگ‌نویس، صاحب بوتیک، فعال رسانه‌های اجتماعی و کارگر خیریه بود.

او در تاریخ ۸ ژانویه در شهر رشت با شلیک گلوله بشهادت رسید. مجید پدری دوست‌داشتنی برای دو فرزند کوچک خود، ملور و ایهان بود. تنها "جرم" او ایستادن در کنار مردم علیه رژیمی خشونت‌آمیز و سرکوبگر بود.

مهدی یحیی‌نژاد در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: مجید شوقی، بلاگر و بازاریاب شناخته‌شده اینستاگرامی با حدود ۷۰۰ هزار دنبال‌کننده، بنا بر گزارش‌ها در جریان اعتراضات شهر رشت کشته شده است. او در سمت چپ ویدئو تبلیغاتی زیر مربوط به یک مطب پزشکی دیده می‌شود. من شخصاً از دنبال‌کنندگان صفحه او بودم و نبودنش را شدیداً احساس خواهم کرد.

***

pezeshkian.jpgایندیپندنت فارسی - مسعود پزشکیان روز یکشنبه ۲۸ دی‌ماه با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی اکس اعلام کرد هرگونه اقدام یا تهدید علیه رهبر جمهوری اسلامی را به‌منزله «جنگ تمام‌عیار با ملت ایران» تلقی می‌کند. او در این موضع‌گیری، اظهارات اخیر درباره آینده رهبری در ایران را مورد انتقاد قرار داد.

پزشکیان در ادامه با اشاره به دشواری‌های معیشتی شهروندان، ریشه بخش قابل توجهی از فشارهای اقتصادی را تحریم‌های آمریکا و متحدانش دانست و تاکید کرد این تحریم‌ها تاثیر مستقیمی بر زندگی روزمره مردم گذاشته است.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیش‌تر در گفت‌وگو با وب‌سایت پولیتیکو خواستار پایان یافتن دوره رهبری علی خامنه‌ای شده و گفته بود زمان آن رسیده است که ایران به‌دنبال رهبری جدید باشد.

:::

استقبال رسانه‌های نزدیک به سپاه از توییت پزشکیان در حمایت از دیکتاتور تهران

مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس، «تعرض به رهبری» را «جنگ تمام‌عیار با ملت ایران» خواند. این پست مورد توجه و تمجید رسانه‌های نزدیک به سپاه قرار گرفت و بارها در کانال‌های تلگرامی این گروه‌ها تکرار شد. پزشکیان در این پست مشکلات معیشتی و اقتصادی کنونی در ایران را به «دشمنی دیرینه و تحریم‌های غیرانسانی» دولت آمریکا و متحدان آن نسبت داد.

18.jpgایران وایر - یکشنبه ۲۸دی۱۴۰۴ «حسن عبدلیان‌پور» رییس مرکز وکلای قوه قضاییه در گفت‌وگویی تلویزیونی اعلام کرد کرد که این مرکز علیه «دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا و خاندان پهلوی به‌عنوان «سازمان تروریستی پهلوی» طرح دعوی کرده است.

او همچنین مدعی شد افرادی که مردم را تشویق و ترغیب به «اغتشاش» کرده‌اند، از جمله مسببان «این حادثه» هستند.

«حادثه‌» مدنظر رییس مرکز وکلای قوه قضاییه، کشتار بی‌سابقه معترضان در سرکوب اعتراضات دی۱۴۰۴ است. بنابر گزارش سازمان‌های حقوق بشری و رسانه‌ها، جمهوری اسلامی از پنج‌شنبه ۱۸دی با قطعی اینترنت، هزاران معترض را کشته و مجروح کرده است.

banahi.jpgجعفر پناهی، فیلمساز ایرانی، در مراسم اهدای جوایز آکادمی فیلم اروپا گفت که اگر جهان به خشونت آشکار در ایران واکنش نشان ندهد، نه فقط ایران بلکه جهان در خطرمی‌افتد.

او تاکید کرد: «اگر خشونت بی‌پاسخ بماند، عادی می‌شود و وقتی عادی شد، مسری می‌شود.»

برنده جایزه انیمیشن کوتاه ویمئو آکادمی فیلم اروپا جایزه خود را به معترضان ایران اهدا کرد

سارا رجایی، فیلمساز ایرانی برنده جایزه انیمیشن کوتاه ویمئو آکادمی فیلم اروپا، جایزه خود را به معترضان ایرانی تقدیم کرد.

rajaeilarge.jpgاو در پایان سخنان خود گفت: «با قلبی اندوهگین اینجا هستم و این جایزه و این فیلم را به مردم شجاع ایران به ویژه آن‌ها که جان خود را از دست دادند، تقدیم می‌کنم.»

زبان دیپلماتیک ترامپ و خامنه‌ای در واکنش به یکدیگر نشانه ورود به مرحله حساس است

روح‌الله رحیم‌پور، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، گفت: «واکنش غیرتمسخرآمیز دونالد ترامپ و علی خامنه‌ای به یکدیگر نشان می‌دهد تقابل وارد مرحله‌ای حساس شده و احساس خطر در تهران واقعی است.» او افزود: «هم‌زمان، عزم آمریکا برای ایجاد تغییرات اساسی در جمهوری اسلامی به‌طور ملموس قابل مشاهده است».

نبرد آخر به روایت هوش مصنوعی

| No Comments

17.jpgایران وایر - شرکت متا، مالک اینستاگرام، برای حفظ امنیت کاربران ایرانی لیست دنبال کنندگان (Followers) و دنبال شوندگان (Following) این کاربران را مخفی کرد.

این اقدام پس از آن صورت گرفت و اخباری مبنی بر استخراج انبوه اطلاعات مربوط به دنبال کنندگان و دنبال شوندگان اکانت‌های اینستاگرامی ایرانیان توسط نهادهای امنیتی استخراج می‌شود. در اکانت‌های اینستاگرامی که محل زندگی مالک آن ایران تشخیص داده شود، پس از این به روز رسانی هیچ اطلاعاتی از دنبال کنندگان و دنبال شوندگان دیده نمی‌شود.

پس از پایان جنگ ۱۲ روزه پیامکی تهدید‌آمیز با امضای معاونت اجتماعی و پیشگیری از جرم قوه قضائیه برای بسیاری از شهروندان ارسال شده که در آن شهروندان از دنبال کردن «صفحات وابسته به اسرائیل» در شبکه‌های اجتماعی منع شده‌اند.

در این پیامک به شهروندان هشدار داده شده «دنبال‌کردن یا عضویت در صفحات وابسته به رژیم صهیونیستی از مصادیق اقدامات مجرمانه و قابل‌تعقیب می‌باشد.»

hyom.jpgایران اینترنشنال - روزنامه اسرائیل‌هیوم با اشاره به آنچه سرکوب وحشیانه اعتراضات در ایران و افول آن نامید، نوشت که بدون هیچ تغییری در شرایط اساسی کشور، موج بعدی اعتراضات در راه است.

این روزنامه شنبه ۲۷ دی در مورد سرکوب انقلاب ملی ایرانیان و سیاست دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در قبال جمهوری اسلامی نوشت: ‌«مفسران در مورد این نکته که آیا ترامپ ایده حمله به ایران را به طور کامل کنار گذاشته یا صرفاً آن را به تعویق انداخته است، اختلاف نظر دارند.»

اشاره اسرائیل‌هیوم به سخنان ترامپ در مورد لغو اعدام ۸۰۰ معترض بازداشت شده در ایران بود.

این روزنامه با اشاره به اینکه مشخص نیست این آمار از چه منبعی به دست آمده و حتی در صورت صحت آن نیز معلوم نیست چه کسی می‌تواند سرنوشت محکومان به اعدام را تضمین کند، افزود: «اظهارات علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و نیز دادستان کل کشور که به نیت آشکار برای مجازات معترضان اشاره دارد، تا حدی با هدف جلوگیری از شکل‌گیری موج‌های مشابه اعتراض در آینده مطرح شده است.»

خامنه‌ای شنبه ۲۷ دی، انقلاب ملی ایرانیان را «فتنه‌ای آمریکایی» توصیف کرد و ترامپ را «مجرم اصلی» اعتراضات خواند.

او گفت رییس‌جمهوری آمریکا باید پاسخگوی «عوارض تحولات اخیر ایران» باشد و تهدید کرد جمهوری اسلامی با «مجرمان داخلی و بین‌المللی» برخورد می‌کند.

این سخنان با واکنش رییس‌جمهوری آمریکا مواجه شد. ترامپ با محکوم کردن اقدامات خامنه‌ای و نظام حکمرانی او، به نشریه پولیتیکو گفت: «این مرد، مردی بیمار است که باید کشورش را درست اداره کند و دست از کشتن مردم بردارد.» او افزود: «کشور او به‌دلیل رهبری ضعیف، بدترین جای دنیا برای زندگی است.»

17.jpgعبدی مدیا - تغییر مدیرعامل ایرانسل؛ روایت‌ها درباره دلایل این تصمیم / فارس: او از دستور قطع اینترنت تمرد کرده است!

امروز تغییر مدیرعامل اپراتور ایرانسل به‌صورت رسمی اعلام شد و علیرضا رفیعی پس از حدود یک سال فعالیت، از این سمت کنار رفت. بر اساس برخی گزارش‌ها، این تغییر مدیریتی هم‌زمان با بررسی عملکرد اپراتورهای ارتباطی در جریان ناآرامی‌های اخیر صورت گرفته است.

منابع رسمی تاکنون توضیح شفافی درباره ارتباط مستقیم این تغییر با اجرای سیاست‌های محدودسازی اینترنت در شرایط بحرانی منتشر نکرده‌اند.

خبرگزاری فارس از اختلاف‌نظر میان ایرانسل و نهادهای تصمیم‌گیر درخصوص نحوه اجرای دستورالعمل‌های ارتباطی و قطع اینترنت خبر داده‌اند، اما جزئیات آن تاکنون موضوع به‌طور رسمی منتشر نشده است. همچنین ادعاهایی درباره ارتقای جایگاه مدیرعامل پیشین مطرح شده است.

euroiran.jpgانگار زامبی‌ها به ما حمله کرده‌اند، همه جا بوی خون می‌دهد؛ داغونیم

یورونیوز - شاهدان عینی در گفتگو با یورونیوز ضمن روایت صحنه‌هایی از سرکوب اعتراضات در ایران و تجربه شخصی‌شان از اصابت گلوله به نزدیکانشان از روزهای تلخی می‌گویند که این روزها بسیاری از مردم ایران سپری می‌کنند.

ایران از روز هجدهم دیماه، هفتم ژانویه در خاموشی ارتباطی قرار گرفته و تمامی خطوط تلفن و همچنین اینترنت بین المللی از سوی جمهوری اسلامی ایران مسدود شده است. این قطعی کامل ارتباطات همزمان با سرکوب شدید معترضان در شهرهای ایران همراه بود. پس از چند روز، امکان تماس های جسته و گریخته ای از ایران فراهم و تصاویری به بیرون از مرزها منتقل شد که نشان از کشته شده‌های بی شمار می دهد.

برخی از منابع خبری تعداد کشته شدگان در اعتراضات را بیش از ۱۲۰۰۰ نفر تخمین می زنند. علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نیز در سخنرانی روز شنبه خود اذعان کرد که چند هزار نفر در جریان اعتراض‌های اخیر کشته شده‌اند. خبرگزاری رویترز هم به نقل از یک مقام‌ ایرانی گزارش داد که شمار کشته‌شدگان دست‌کم ۵ هزار نفر بوده است.

ایرانیانی که در خارج از کشور بسر می‌برند در طی این روزها، همزمان با تجمعاتی در همراهی و حمایت از معترضان داخل کشور، با نگرانی اخبار را دنبال می‌کنند و توانسته‌اند هر چند کوتاه، از افراد خانواده‌هایشان سراغی بگیرند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

آرهام (نام مستعار) که در یکی از کشورهای اروپایی زندگی می‌کند و در گفتگو با یورونیوز می‌گوید که همسر خواهرش در حالی که در تجمع حضور نداشته به خاطر زدن گاز اشک آور با فرزندش در حال بستن مغازه‌اش بوده، هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفته‌اند.

womendeaths.jpgفرضیه‌های یک پنهان‌کاری سیستماتیک در سایه سرکوب

ویژه خبرنامه گویا - انتشار ویدئوهایی از محوطه پزشکی قانونی کهریزک تهران که از انباشت صدها جسد در کانتینرها حکایت دارد بار دیگر ابعاد نادیده‌گرفته‌شده کشتار معترضان را به صدر افکار عمومی بازگردانده است. در میان این تصاویر، یک غیبت معنادار بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند: نبود پیکر زنان در صف اجساد تحویلی به خانواده‌ها. این غیبت، هم‌زمان با روایت‌هایی تکان‌دهنده درباره مشروط‌ کردن تحویل جسد زنان به «شکافتن رحم»، پرسش‌هایی جدی درباره انگیزه‌ها، سازوکارها و اهداف این رفتار ایجاد کرده است.

روایت‌های میدانی و یک جمله هولناک

در یکی از ویدئوهای منتشرشده، خانواده‌ای پس از شناسایی پیکر خواهرشان خواستار تحویل جسد می‌شوند؛ پاسخ اما شوک‌آور است:

«جسد هیچ زن کشته‌شده‌ای را تا وقتی رحمش را باز نکنیم تحویل نمی‌دهیم.» (از ثانیه ۵۵)

این جمله نه توضیح پزشکی است و نه رویه‌ای قانونی. مشروط‌کردن تحویل جسد به انجام معاینات تهاجمی-غیرضروری، بدون رضایت آگاهانه خانواده یا دستور قضایی شفاف، نقض آشکار کرامت انسانی و نشانه‌ای از استفاده ابزاری از پزشکی قانونی برای فشار، تأخیر و پنهان‌کاری است.

چرا پیکر زنان دیده نمی‌شود؟ فرضیه‌ها

با اتکا به اطلاعات منتشرشده و الگوهای شناخته‌شده در سرکوب‌های پیشین، چند فرضیه قابل طرح است--بی‌آن‌که جایگزین تحقیق مستقل شود:

  1. کنترل روایت و کاهش حساسیت افکار عمومی
    کشته‌شدن زنان، به‌ویژه در اعتراضات، بار نمادین و عاطفی بالایی دارد. تأخیر در تحویل اجساد یا حذف آن‌ها از تصاویر عمومی می‌تواند تلاشی برای کاهش شوک اجتماعی و مدیریت هزینه‌های سیاسی باشد.

  2. پنهان‌سازی شواهد جرم
    بدن قربانیان صحنه جرم است. تأخیرهای غیرقانونی، معاینات تهاجمی بدون مجوز، یا نگه‌داری خارج از دید خانواده‌ها می‌تواند به محو آثار جراحات، نوع سلاح، یا الگوی مرگ بینجامد؛ امری که مسیر دادخواهی را دشوار می‌کند.

  3. سوءاستفاده از پزشکی قانونی به‌عنوان ابزار سرکوب
    روایت‌های متعدد از رفتارهای خارج از استاندارد نشان می‌دهد که پزشکی قانونی، به‌جای نهاد مستقل، در عمل به حلقه‌ای از زنجیره پنهان‌کاری بدل شده است.

  4. ایجاد مانع حقوقی و روانی برای خانواده‌ها
    فرسایش روانی، تحمیل هزینه و زمان، و واداشتن خانواده‌ها به سکوت، از پیامدهای شناخته‌شده چنین رویه‌هایی است.

تعارض صریح با استانداردهای بین‌المللی

رفتارهای گزارش‌شده با اصول و اسناد معتبر بین‌المللی در تعارض آشکار است، از جمله:

  • میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، ماده ۷

  • کنوانسیون منع شکنجه (CAT)

  • اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی، ماده ۷

  • اصول اخلاق پزشکی و راهنماهای سازمان جهانی بهداشت (WHO)

  • پروتکل مینه‌سوتا سازمان ملل درباره تحقیق مؤثر در مرگ‌های مشکوک

اینترنت قطع، حقیقت محاصره

هم‌زمانی این رخدادها با قطع یا محدودسازی اینترنت، امکان برآورد مستقل شمار جان‌باختگان و راستی‌آزمایی را سلب کرده و نگرانی‌ها درباره پنهان‌سازی گسترده کشتار را تشدید می‌کند. تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند که انسداد اطلاعات، نه برای «نظم»، بلکه برای مهار حقیقت به‌کار می‌رود.

این حقیقت ثبت می‌شود.
این‌بار، سکوت تحمیل نخواهد شد.

10 تصویر با معنی بسیار عمیق

| No Comments

سگِ خودت باش، «گیله‌مرد»

| No Comments

Gileh_Mard.jpgآقا! چند دقیقه به فرمایشات ما گوش بدهید!

دور از جناب، دور از جناب، بی‌ادبی می‌شود؛ ما که کاهگل لگد نمی‌کنیم! داریم حرف حسابی می‌زنیم. پس سراپا گوش بشوید!

ما معتقدیم آقای آمریکا دو سه روز دیگر به ایران حملهٔ نظامی می‌کند!

حتی روز و ساعتش را هم می‌دانیم!

حتی می‌دانیم کجاها را خواهد زد!

می‌دانیم از چه اسلحه‌ای استفاده خواهد کرد!

ما پاره‌ای چیزها می‌دانیم که شماها نمی‌دانید! یک عالمه راپورتچی داریم که مدام برای‌مان خبر می‌آورند و همهٔ اسرار مگو را از جاپون گرفته تا پتل‌پورت به عرض ما می‌رسانند.

حتی می‌دانیم به‌جای چهارتا آدم ضایع بی‌کلاس داف زاقارت ترکمون جوات شکلات!

(مثل نرگس محمدی و نسرین ستوده و سپیده قلیان و محمد نوری‌زاد و تاج‌زاده و مسیح و حامد و توماج)

قرار است یک ولی‌فقیه سبیلو ـ شاید هم غیرسبیلو ـ بلکه هم یکی از آن جعفرقلی‌ها، نوادهٔ بیگلرآقاهای قزاق را بر تخت شاهی بنشانند! بسته به این است مظنهٔ کدام‌یک بالاتر است. (خوشبختانه از تاواریش‌ها و رفقا! آدمی که سرش به تنش بیارزد باقی نمانده است. خدا را هزار مرتبه شکر)

می‌پرسید از کجا می‌دانم؟ به شما چه؟ شما مگر کدخدا رستم هستی؟ ترا چه افتاده خودت را داخل کارهای محرمانهٔ دولتی می‌کنی؟
مگر حافظ نخوانده‌ای که می‌فرماید:

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات

بخواست جام می و گفت: راز پوشیدن؟

ما هم به پیروی از اوامر آقامان حافظ، فعلاً رازپوشی می‌کنیم تا ببینیم فردا چه زاید سحر!

یک آقای دانشمندی که لولهنگش هم خیلی آب برمی‌داشت می‌گفت: در روسیه از زمان پطر کبیر تا امروز هیچ‌کس به مرگ طبیعی نمرده است! در ایران هم همچنین! از زمان کورش کبیر تا زمان آسیدعلی‌آقای صغیر هیچ‌کس سر سالم به گور نبرده است!

او می‌گفت:

«شما وقتی می‌میرید خودتان نمی‌فهمید که مرده‌اید، تحملش فقط برای دیگران سخت است؛ بی‌شعور بودن هم دقیقاً همین‌طوری است.»

خدا کند حرف‌های این دانشمند محترم به کسی برنخورد و شعار مرگ بر ساعت و مرگ بر آفتابه و مرگ بر ملا نصرالدین سر ندهند!

می‌گویند: روزی سگی داشت تو چمن علف می‌خورد؛ سگ دیگری از کنار چمن گذشت؛ چون این منظره را دید ایستاد (آخر ندیده بود سگ علف بخورد).

ایستاد و با تعجب گفت: اوی! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟

سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت:

خیزش بزرگ ملی چه کم داشت؟

| No Comments

ak.jpgعلی کشتگر - خبرنامه گویا

دوران سلطۀ جنایتکارترین رژیم سراسر تاریخ ایران، هم می‌تواند به زودی به پایان برسد و هم می‌تواند همچنان سالیان سال ادامه یابد. همه چیز بستگی دارد به درایت و عزم خود ما ایرانیان.

باور دارم که همه ایرانیانی که علیه این رژیم بارها قیام کرده‌اند و طبعاً هر کدام و هر گروه برای دورۀ پس از نابودی رژیم آرزوها و اهداف سیاسی و اجتماعی متفاوت خود را دارند، آموخته‌اند که تا هنگامی که این تبهکاران بر ما حاکم‌اند همه تفاوت‌های خود را تحت‌الشعاع امر حیاتی رهایی از چنگال آنان قرار دهند.

هر کس هم که تاکنون به اهمیت این همبستگی همگانی پی نبرده اگر بخواهد می‌تواند از جنبش‌های ملی ایرانیان بویژه قیام اخیر بیاموزد. کسانی که در سراسر ایران علیه رژیم به خیابان‌ها آمدند، عملاً به فراموش کردن موقتی اختلافات سیاسی و اجتماعی که در شرایط کنونی ایران تأکید بر آنها افتادن به منجلاب تفرقه و پراکندگی است باور و حتی عادت دارند.

پس بگذارید با فریادی از سر تجربه و صداقت واژگان زیر را تکرار کنم:

آهای ای شیفتگان دموکراسی و عدالت اجتماعی، ای طرفداران این و آن برنامه سیاسی و اجتماعی فعلاً همه چیز را تحت‌الشعاع ضرورت مبارزه مشترک برای نابودی جمهوری اسلامی قرار دهیم.

ما همگی از هر عقیده و مسلک و مذهبی باید فقط بچسبیم به آن چه نقاط مشترک همه ما تا زمان برافکندن این رژیم فاسد و قاتل است یعنی دو اصل زیر:

alam.jpgویژه خبرنامه گویا

مقدمه

خشونت سازمان‌یافته در پیشگاه عدالت جهانی

وقایع مرتبط با سرکوب اعتراضات مردمی در ایران، دیگر در چارچوب یک بحران داخلی، ناآرامی مقطعی یا اعمال اقتدار انتظامی قابل تحلیل نیست. آنچه در خیابان‌ها، بازداشتگاه‌ها و فرایندهای پس از آن رخ داده، مجموعه‌ای از اقدامات خشونت‌بار هماهنگ و هدفمند است که مستقیماً یکی از بنیادی‌ترین مفروضات نظم حقوقی بین‌المللی را به چالش می‌کشد: مرز میان حاکمیت دولت و مسئولیت آن در قبال جامعه جهانی.

حقوق بین‌الملل مدرن، برخلاف برداشت‌های کلاسیک، حاکمیت را سپری مطلق در برابر پاسخ‌گویی نمی‌داند. بلکه در این حقوق نظامی از قواعد الزام‌آور، عرفی و آمره شکل گرفته است که کرامت انسانی را در جایگاهی فراتر از اقتدار دولت‌ها قرار می‌دهد. در این چارچوب، استفاده از سلاح گرم با نتیجه مرگبار و سالب حیات، تنها در شرایطی استثنایی و تحت قیودی سخت‌گیرانه مجاز شمرده می‌شود. اصول بنیادین تفکیک، ضرورت و تناسب، در کنار استانداردهای الزام‌آور استفاده از سلاح گرم، خط فاصل روشن و غیرقابل تفسیری میان «اجرای قانون» و «به‌کارگیری قوه قهریه منتهی به سلب حیات خارج از چارچوب قانونی یا سلب عمدی حق حیات از طریق اعمال زور» یعنی اجرای قانون در مقابل جنایت ترسیم کرده‌اند.

هرگاه ممنوعیت‌های آمره ناظر بر استفاده از زور و حق حیات، نه به‌صورت موردی، بلکه به‌طور سیستماتیک، گسترده و آگاهانه نقض شود، ماهیت رفتار دولت از چارچوب اجرای قانون خارج شده و واجد وصف فعل مجرمانه بین‌المللی می‌گردد. در این نقطه، دیگر با تخلفات انتظامی یا حتی نقض‌های جدی حقوق بشر مواجه نیستیم؛ بلکه با الگویی از خشونت سازمان‌یافته روبه‌رو هستیم که به‌موجب حقوق بین‌الملل کیفری، واجد اوصاف جرم بین‌المللی است. به‌ویژه زمانی که شواهد معتبر از هدف‌گیری عامدانه غیرنظامیان، استفاده از سلاح‌های جنگی در فضای شهری، و استمرار این رفتار در قالب یک سیاست عملیاتی حکایت دارد، استناد به مفاهیمی چون «حفظ نظم عمومی» فاقد هرگونه ارزش حقوقی می‌شود.

این تحلیل، با عبور آگاهانه از داوری‌های اخلاقی و سیاسی، بر منطق سخت و بی‌انعطاف حقوق بین‌الملل استوار است؛ منطقی که رفتار را نه بر اساس نیت‌های اعلامی، بلکه بر مبنای عناصر قانونی، مادی و روانی جرم و جایگاه فرد در زنجیره فرماندهی و تصمیم‌گیری ارزیابی می‌کند. در این قلمرو، مسئولیت محدود به عاملان مستقیم در صحنه باقی نمی‌ماند، بلکه می‌تواند تمامی سطوح فرماندهی، طراحی، صدور دستور و تسهیل را در بر گیرد.

هدف این نوشتار، صرفاً ثبت وقایع یا توصیف خشونت نیست، بلکه نام‌گذاری دقیق حقوقی آن است. در حقوق بین‌الملل، نام‌گذاری نه یک انتخاب ادبی، بلکه کنشی حقوقی با آثار ماندگار است. آنچه به‌درستی نام‌گذاری شود، در حافظه حقوقی جهان ثبت می‌شود؛ و آنچه مبهم یا مسکوت بماند، همواره در معرض انکار، تحریف و فرار از مسئولیت قرار خواهد گرفت.

وقایع اعتراضات مردمی ایران، در تقاطع سه نظامِ حقوق بشر، حقوق بشردوستانه و حقوق بین‌الملل کیفری، این پرسش گریزناپذیر را مطرح می‌کند که آیا الگوی اعمال خشونت از مرز نقض تعهدات داخلی عبور کرده و به قلمرو مسئولیت کیفری بین‌المللی فردی و مسئولیت بین‌المللی دولت وارد شده است یا خیر. این نوشتار می‌کوشد با اتکا به قواعد عرفی، معاهدات معتبر و رویه‌های قضایی بین‌المللی نشان دهد که پاسخ این پرسش نه در عرصه سیاست، بلکه در متن صریح حقوق بین‌الملل نهفته است؛ حقوقی که برای ناقضان مصونیت دائمی به رسمیت نمی‌شناسد و با تأکید بر عدم شمول مرور زمان، زمان را مانعی برای تعقیب و پاسخ‌گویی تلقی نمی‌کند.

بخش نخست: ارزیابی در چارچوب «جنایت علیه بشریت» مطابق اساسنامه رم

۱- تعریف معیار و عناصر سه‌ گانه جرم

مطابق ماده ۷ اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی و سند «عناصر جرایم»، که خود عنصر قانونی جرم را تشکیل میدهد ، جنایت علیه بشریت زمانی محقق می‌شود که سه عنصر یا رکن اصلی به طور هم زمان وجود داشته باشند:

۱- عنصر مادی(عمل محوری) (Actus Reus) ارتکاب یکی از اعمال مصرح در ماده ۷(۱) اساسنامه رم، از جمله قتل، شکنجه، آزار شدید یا سایر اعمال غیرانسانی که در چارچوب یک حمله گسترده یا سیستماتیک علیه هر جمعیت غیرنظامی صورت گیرد.

۲- رکن زمینه‌ای (بستر جرم) (Contextual Element) وجود یک حمله گسترده یا سیستماتیک علیه هر جمعیت غیرنظامی، که می‌توان آن را رکن دوم عنصر مادی (یا عنصر زمینه‌ای) دانست، شرط اساسی تحقق جنایت علیه بشریت است؛ زیرا ارتکاب عمل مجرمانه تنها در چارچوب چنین حمله‌ای است که به رفتار فردی ماهیت یک جنایت بین‌المللی می‌بخشد.

۳- عنصر روانی (قصد و علم) (Mens Rea) مرتکب باید با علم به وجود آن حمله و آگاهی از این‌که رفتار او بخشی از آن حمله گسترده یا سیستماتیک است، اقدام به ارتکاب عمل نموده و قصد انجام عمل مجرمانه یا بی‌اعتنایی آگاهانه نسبت به نتایج آن را داشته باشد.

مطابق این ماده از اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی (۱۹۹۸)، جنایت علیه بشریت به اعمالی مشخص (از قبیل قتل، شکنجه، آزار شدید جسمی یا روانی، محرومیت شدید از آزادی جسمی، تعقیب گروه یا جمعیت مشخص، و سایر اعمال غیرانسانی مشابه) اطلاق می‌شود که در چارچوب یک حمله گسترده یا سیستماتیک علیه هر جمعیت غیرنظامی و با علم به آن حمله ارتکاب یابد. واژه گسترده (Widespread) به دامنه جغرافیایی یا تعداد قربانیان اشاره دارد. و واژه سیستماتیک (Systematic) بر وجود یک الگو، برنامه یا خط‌ مشی از پیش طراحی شده دلالت می‌کند. رویه دیوان‌های بین‌المللی (مانند دیوان یوگسلاوی سابق در قضیه) Tadić نشان می‌دهد که «سیستماتیک بودن» الزاماً به یک سند مکتوب نیاز ندارد؛ بلکه تکرار روش‌مند اعمال مشابه، دخالت ساختارهای حکومتی، یا «تحمل سازمان‌یافته» از سوی مقامات ارشد می‌تواند آن را ثابت کند. در حقوق بین‌الملل کیفری، برای احراز وصف «سیستماتیک» در جنایت علیه بشریت، نیازی به ارائه سند مکتوب حاوی دستور صریح ارتکاب جنایت نیست. رویه قضایی بین‌المللی (مانند آرای دادگاه‌های یوگسلاوی سابق و رواندا) نشان می‌دهد که تحمل سازمان‌یافته (چشم پوشی یا سکوت یا سهل انگاری وعدم اقدام عمدی سازمان‌یافته) توسط مقامات ارشد، خود می‌تواند به عنوان شاهدی قوی بر وجود یک خط‌مشی یا برنامه عملی مورد استناد قرار گیرد. تحمل سازمان‌یافته به این معناست که مقامات مسئول در سطح بالا، با وجود آگاهی از وقوع خشونت‌های گسترده، عامدانه از انجام وظیفه قانونی خود برای متوقف کردن آن، تحقیق بی‌طرفانه و مجازات عاملان خودداری می‌ورزند. این بی‌عملیِ آگاهانه و ساختاریافته، که می‌تواند در قالب انکارِ سیستماتیک واقعیت، برگزاری تحقیقات نمایشی، تقدیر از عاملان خشونت، یا اعمال فشار بر قربانیان و شاهدان متجلی شود، در حقیقت به منزله صدور یک «چراغ سبز» ضمنی است. چنین رویکردی یک الگوی رفتاری مجاز را نهادینه می‌سازد و به خشونت، ماهیتی «سازمان‌یافته» و غیرتصادفی می‌بخشد. بنابراین، فقدان پاسخگویی و فرهنگ مصونیت، نه تنها یک نقض ثانویه، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از خود بستر ارتکاب جنایت محسوب شده و مسئولیت کیفری را تا بالاترین سطوح زنجیره فرماندهی تعقیب می‌کند.

یکی از مواردی که در آن مفهوم «تحمل سازمان‌یافته» به کار رفت، محاکمه رادوان کاراجیچ، رئیس جمهور صربهای بوسنی بود. دادگاه ثابت کرد که او به طور مستقیم دستور قتل‌عام صادر نکرده بود، اما به دلیل: 1- آگاهی کامل از جنایات وحشتناکی که توسط نیروهای تحت فرماندهی کلی او در حال وقوع بود. 2- عدم انجام هرگونه اقدام جدی برای متوقف کردن آن جنایات یا مجازات عاملان.3- ادامه حمایت سیاسی و مالی از همان نیروها. مسئولیت کیفری او به عنوان آمر و فرمانده به اثبات رسید. این، نمونه کلاسیک «تحمل سازمان‌یافته» است. در حقوق بین‌الملل کیفری، سکوت آگاهانه‌ی ساختاریافته، خود شکلی از مشارکت در جنایت است.

افزون بر تحمل سازمان‌یافته، انکار رسمی و قلب عامدانه واقعیت توسط مقامات عالی‌رتبه دولتی، خود می‌تواند به‌عنوان قرینه‌ای مستقل بر وجود سیاست دولتی و سیستماتیک بودن حمله علیه جمعیت غیرنظامی تلقی شود. اظهارات اخیر عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی که قربانیان خشونت دولتی را «مأموران حکومت» معرفی کرده است، نه یک روایت سیاسی، بلکه نمونه‌ای آشکار از تحریف سازمان‌یافته واقعیت و تلاش برای مشروع‌سازی پسینی خشونت است. در حقوق بین‌الملل کیفری، چنین رفتارهایی نه‌تنها مانع احراز مسئولیت نیست، بلکه نشان‌دهنده آگاهی مقامات عالی از ماهیت حمله، تداوم سیاست مصونیت و استمرار بستر ارتکاب جنایت محسوب می‌شود و در ارزیابی عنصر زمینه‌ای جنایت علیه بشریت قابل استناد است.

۲- تطبیق عناصر بر وقایع ایران

شواهد و گزارش‌های مستند از رخدادها، نشانگر تحقق این ارکان است.

در خصوص رکن مادی

عمل محوری: اعمالی چون «قتل» (ماده ۷(۱)(آ)) و «آزار شدید جسمی یا روانی» (ماده ۷(۱)(ه)) به صورت گسترده گزارش شده‌اند.

بستر یا زمینه ارتکاب (شرایط زمینه‌ساز جرم)( (Contextual Element: این اعمال در چارچوب یک حمله علیه جمعیت غیرنظامی صورت گرفته‌اند. جمعیت غیرنظامی (پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو، ماده ۵۰(۱)) شامل معترضان مسالمت‌آمیز، رهگذران، ناظران و تمامی اشخاصی می‌شود که مستقیماً در تجمع مشارکت نداشته‌اند. شواهد حاکی از هدف‌گیری افرادی است که فاقد هرگونه تهدید فوری و مشروع بوده‌اند.

مقیاس و سازمان ‌یافتگی: تعدد کشته ‌شدگان در ده‌ها شهر، گستردگی را نشان می‌دهد. تکرار الگوی شلیک مستقیم به نقاط حیاتی، تکرار الگوی شلیک مستقیم به نقاط حیاتی (سر و قفسه سینه) که توسط عاملانی با ویژگی‌های ظاهری و عملیاتی مشابه در نقاط مختلف گزارش شده است، استفاده از سلاح‌های جنگی خاص در فضای شهری، و عدم تعقیب قضایی معنادار برای عاملان، نشانه‌هایی از سیستماتیک بودن و وجود یک خط ‌مشی یا برنامه عملیاتی است.

در خصوص رکن روانی

علم و قصد (Knowledge and Intent) مرتکب باید علم داشته باشد که عمل او بخشی از یک حمله گسترده یا سیستماتیک علیه غیرنظامیان است. در زنجیره فرماندهی، دستورالعمل‌های صریح، تحریک عمومی به خشونت توسط مقامات عالی، یا استمرار الگوی خشونت بدون مجازات عاملان، می‌تواند این علم را برای آمران و عاملان ثابت کند (نگاه کنید به نظریه مسئولیت فرماندهی در ماده ۲۸ اساسنامه رم). هدف‌گیری نقاط حیاتی بدن، که با منطق «متفرق‌سازی» جمعیت سازگاری ندارد، می‌تواند حاکی از قصد قتل یا ایجاد رعب فراگیر باشد.

با توجه به تحقق عناصر مادی، زمینه‌ای و روانی مندرج در ماده ۷ اساسنامه رم، اقدامات مذکور واجد تمامی شرایط لازم برای وصف «جنایت علیه بشریت» بوده و به‌عنوان چنین جنایتی در حقوق بین‌الملل کیفری قابل شناسایی است. این وصف حقوقی، پیامدهای مستقیم و فوری به دنبال دارد، از جمله عدم شمول مرور زمان مطابق ماده ۲۹ اساسنامه رم و قابلیت اعمال صلاحیت جهانی نسبت به مرتکبان، بدون توجه به زمان یا محل ارتکاب جرم. البته پر واضح است این توصیف حقوقی، بدون خدشه به اصل صلاحیت انحصاری محاکم صالح برای صدور حکم کیفری، بر مبنای عناصر عینی و معیارهای تثبیت‌شده حقوق بین‌الملل کیفری ارائه شده است.

بخش دوم: اصول بنیادین حقوق بشردوستانه عرفی و استانداردهای بین‌المللی اجرای قانون

۱- تعریف حقوق بشردوستانه عرفی و اصول کلیدی آن

حقوق بشردوستانه عرفی به مجموعه قواعد الزام‌آورِ نانوشته‌ای اشاره دارد که از رویه مستمر دولتها و اعتقاد آنان به ضرورت رعایت این قواعد (عنصر مادی و روانی عرف) نشأت گرفته و در تمام انواع درگیری‌های مسلحانه لازم الاجراست. بر خلاف معاهدات، این قواعد جهان‌شمول بوده و حتی کشورهای غیرعضو معاهدات بشردوستانه را نیز ملزم می‌کنند. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (ICRC) در آیین‌نامه قواعد عرفی خود (۲۰۰۵) این قواعد را تدوین و شناسایی کرده است. استناد به اصول بنیادین حقوق بشردوستانه در این نوشتار، نه به معنای شناسایی وضعیت مخاصمه مسلحانه، بلکه به دلیل ماهیت عرفی، آمره و فراموقعیتی این اصول است که به‌عنوان استانداردهای حداقلی حمایت از حیات انسانی، در عملیات اجرای قانون توسط مامورین حافظ نظم نیز لازم‌الرعایه‌اند.

چهار اصل اساسی این نظام حقوقی که از قواعد آمره (Jus Cogens) محسوب می‌شوند، عبارتند از: اصل تفکیک، اصل ضرورت، اصل تناسب، اصل احتیاط، این اصول، هسته قواعدی هستند که هدفشان حداکثر کردن محافظت از افراد در همه شرایط است. پیش از تحلیل، ضروری است که چهار اصل بنیادین حاکم بر استفاده از زورکه ریشه در حقوق بین‌الملل بشردوستانه عرفی دارند ، به روشنی تعریف شوند. اصل تفکیک (Distinction)، این اصل، سنگ بنای حقوق بشردوستانه (قاعده ۱ آیین‌نامه عرفی ICRC) است و ایجاب می‌کند میان نظامیان/مبارزان و غیرنظامیان تمایز قائل شویم. در بافت اعتراضات، تمام معترضان مسالمت‌آمیز، ناظران و رهگذران، غیرنظامی محسوب می‌شوند. مطابق قاعده ۶ آیین‌نامه عرفی ICRC، حمله مستقیم به غیرنظامیان مطلقاً ممنوع است. مطابق قاعده عرفی، اگر در وضعیت فردی تردید وجود داشته باشد، باید او را غیرنظامی فرض کرد (قاعده ۶ آیین‌نامه عرفی ICRC). اصل ضرورت (Necessity)، این اصل مجاز بودن استفاده از زور را محدود می‌کند. زور تنها زمانی قابل توجیه است که برای دستیابی به یک هدف مشروع (مانند دفاع از جان در برابر یک تهدید قریب‌الوقوع) کاملاً ضروری و به عنوان آخرین چاره باشد. استفاده از سلاح گرم یا زور مهلک تنها زمانی مجاز است که برای دفاع از حیات در برابر تهدید قریب‌الوقوع و شدید، کاملاً ضروری و به عنوان آخرین چاره باشد. تیراندازی به فردی که تنها شعار می‌دهد ، شرط ضرورت را نقض می‌کند. اصل تناسب ( (Proportionality، حتی اگر استفاده از زور ضروری باشد، میزان و نوع زور به‌کاررفته نباید از حدی که برای دستیابی به آن هدف مشروع لازم است، فراتر رود. در حقوق بشردوستانه، این اصل به‌طور خاص ایجاب می‌کند که آسیب تصادفی وارده به غیرنظامیان و اموال غیرنظامی، نباید نامتناسب با مزیت نظامی مستقیم و قطعی مورد انتظار باشد. اگر استفاده از زور ضروری باشد، میزان و نوع زور باید حداقلی و متناسب با خطر باشد. استفاده از سلاح جنگی (نظیر کلاشنیکف) یا هدف‌گیری نقاط مرگ‌بار بدن (سر، سینه) در برابر تهدیداتی مانند پرتاب سنگ یا شعارنویسی، به وضوح نامتناسب و نقض قاعده تناسب است. در حقوق بشردوستانه، آسیب جانبی به غیرنظامیان هرگز نباید بیش از «مزیت نظامی مستقیم و قطعی» مورد انتظار باشد؛ مفهومی که در کنترل اعتراضات اساساً مصداق ندارد. اصل احتیاط (Precaution)، این اصل، تکلیف مثبتی بر عهده طرف‌های درگیر می‌گذارد تا تمام اقدامات امکان‌پذیر را برای جلوگیری یا به حداقل رساندن تلفات غیرنظامی و خسارات تصادفی به عمل آورند. این شامل انتخاب دقیق اهداف و روش‌های حمله است.

۲- عبور از دوگانگی مخاصمه/غیرمخاصمه، کاربرد اصول در عملیات نیروهای مجری قانون ( نیروهای انتظامی و امنیتی)

اگرچه وقایع اعتراضی لزوماً «درگیری مسلحانه» به معنای فنی حقوق بشردوستانه نیستند، اما این اصول کلیدی، ریشه در قواعد عرفی آمره (Jus Cogens) دارند که در همه شرایط حاکمند. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (ICRC)، نهاد مرجع تفسیر حقوق بشردوستانه، بارها تأکید کرده که اصول تفکیک، ضرورت، تناسب و احتیاط، در عملیات اجرای قانون داخلی نیز کاربرد ضروری و مستقیم دارند.

به بیان دیگر، این اخلاقیات بنیادین، مبنی بر حمایت از جان غیرنظامیان و تحدید شدید استفاده از زور ، مختص میدان جنگ نیست. آنها در سند مرجع ICRC با عنوان «راهنمای استفاده از زور در عملیات اجرای قانون» (۲۰۱۹) و همچنین در اصول اساسی سازمان ملل درباره استفاده از زور و سلاح گرم توسط مقامات اجرای قانون (۱۹۹۰) بسط یافته و به صراحت به وضعیت‌های داخلی مرتبط شده‌اند.

۳- تطبیق اصول بر وقایع، نقض آشکار خط قرمزها

با در نظر گرفتن چارچوب فوق، الگوی اعمال خشونت گزارش‌شده نشان‌دهنده نقض سیستماتیک این اصول است:

نقض اصل تفکیک، هدف قرار دادن معترضان مسالمت‌آمیز، رهگذران و ناظران که آشکارا در زمره غیرنظامیان قرار می‌گیرند.

نقض اصل ضرورت، استفاده از زور مرگبار (شلیک مستقیم) در مواجهه با افرادی که تهدید قریب‌الوقوع مرگ یا آسیب جدی ایجاد نمی‌کردند.

نقض اصل تناسب، به‌کارگیری سلاح جنگی و هدف‌گیری نقاط حیاتی بدن (مانند سر و سینه) در پاسخ به تهدیداتی چون پرتاب سنگ یا شعارنویسی، که به وضوح نامتناسب و کشنده است.

نقض اصل احتیاط، فقدان تلاش آشکار برای به کارگیری روش‌ها و ابزارهای کم‌خطرتر برای متفرق‌سازی و عدم تمایز قائل شدن در صحنه آشوب.

۴- استانداردهای تخصصی حاکم بر اعمال ماموران انتظامی و امنیتی

اصول اساسی سازمان ملل در استفاده از زور و سلاح گرم توسط مقامات انتظامی و امنیتی (۱۹۹۰): این سند معتبر، خط ‌قرمزهای روشنی تعیین می‌کند:

اصل ۴: زور فقط باید در صورت لزوم و به میزانی که برای تحقق یک هدف مشروع ضروری است، به کار رود.

اصل ۹: استفاده از سلاح گرم تنها علیه افراد مجاز است که تهدید قریب‌الوقوع مرگ یا آسیب جدی ایجاد می‌کنند و تنها زمانی که وسایل کم‌خطرتر ناکافی باشند.

اصل ۱۰: مقامات باید در همه شرایط، تفاوت قائل شدن بین افراد مجاز و غیرمجاز را ممکن سازند.

راهنمای سازمان ملل درباره پیشگیری از کشتن‌های خودسرانه (۲۰۱۶): تأکید می‌کند که هر قتلی که خارج از چهارچوب ضرورت و تناسب شدید رخ دهد، می‌تواند «خودسرانه» و ناقض حق حیات محسوب شود.

نتیجتا حتی با کنار گذاشتن چارچوب جنایت علیه بشریت، الگوی اعمال خشونت گزارش‌شده، نقض سیستماتیک اصول تفکیک، ضرورت و تناسب به عنوان قواعد عرفی و استانداردهای جهانی اجرای قانون است. این نقض‌ها خود به‌صورت مستقل، مسئولیت بین‌المللی دولت و مسئولیت کیفری فردی برای مقامات دست‌اندرکار را موجب می‌شود.

بخش سوم: نقض تعهدات معاهده‌ای و مسئولیت بین‌المللی دولت ایران

جمهوری اسلامی ایران عضو میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) است. تعهدات کلیدی آن در این زمینه:

ماده ۶: حق حیات. این حق غیرقابل تعلیق است. دولتها موظفند از زندگی افراد تحت حاکمیت خود حمایت فعالانه کنند. کشتن‌های خودسرانه توسط مأموران دولت، نقض صریح این تعهد است. دیوان بین‌المللی دادگستری در نظریه مشورتی تخریب دیوار (۲۰۰۴) حق حیات را قاعده‌ای عرفی و آمره دانسته است.

ماده ۷: ممنوعیت شکنجه و رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز. این ممنوعیت نیز مطلق و غیرقابل تعلیق است. رفتار خشونت‌بار با بازداشتشدگان، بازداشت‌های مخفیانه، و اعمال فشار روانی بر خانواده‌ها می‌تواند مشمول این ماده شود.

ماده ۲(۳): تعهد به تأمین راه‌حل‌های مؤثر برای نقض حقوق. دولت ایران ملزم است موارد ادعایی نقض حقوق بشر توسط مأمورانش را به طرزی فوری، بی‌طرفانه، مؤثر و شفاف بررسی و عاملان را مجازات کند. فقدان یک فرآیند قضایی مستقل و مؤثر برای پیگیری این حوادث، خود یک نقض مضاعف از تعهدات ایران محسوب می‌شود.

مسئولیت بین‌المللی دولت مطابق «طرح مسئولیت دولتها» (۲۰۰۱) سازمان ملل، هنگامی محقق می‌شود که رفتاری ناقض تعهد بین‌المللی، قابل انتساب به دولت باشد. اقدامات مأموران رسمی (نیروهای امنیتی و انتظامی) مستقیماً به دولت منتسب می‌شود. در نتیجه، ایران در مقابل جامعه بین‌المللی و نهادهای ناظر (مانند کمیته حقوق بشر سازمان ملل و کارشناسان ویژه شورای حقوق بشر) مسئول جبران خسارت و ارائه تضمین‌هایی برای عدم تکرار است.

نتیجتا بر اساس چارچوب فوق، وقایع گزارش‌شده دست‌کم سه سطح از تخلفات معاهده‌ای را محقق ساخته که مسئولیت بین‌المللی دولت ایران را به طور کامل فعال می‌کند:

۱. نقض مستقیم تعهدات ماهوی: شواهد از کشته‌شدن معترضان غیرمسلح و رفتار با بازداشت‌شدگان، حکایت از نقض حق حیات و ممنوعیت مطلق شکنجه، به عنوان قواعد آمره، دارد.

۲. نقض تعهد به پیگرد قانونی: فقدان یک روند قضایی مستقل و مؤثر برای تحقیق و مجازات عاملان، خود نقضی مضاعف (ماده ۲(۳) میثاق) محسوب شده و یک فرهنگ مصونیت از مجازات (Impunity) را نهادینه می‌کند.

۳. تحقق مسئولیت بین‌المللی: با توجه به انتساب اقدامات نیروهای رسمی به دولت و احراز نقض تعهدات، ایران در برابر نهادهای ناظر ملل متحد مسئول جبران خسارت، تحقیق بی‌طرفانه، مجازات عاملان و ارائه تضمین‌های عدم تکرار

این مسئولیت ثابت، حتی اگر مسیرهای کیفری فردی (مانند صلاحیت جهانی یا دیوان کیفری بین‌المللی) با چالش مواجه شوند، پایه حقوقی مستحکمی برای اقدامات جامعه بین‌الملل فراهم می‌آورد. این پایه، توجیه‌گر ادامه فشارهای سیاسی، قطعنامه‌های شورای حقوق بشر، تحریم‌های هدفمند و امکان طرح دعوی بین‌المللی علیه ایران است و هزینه‌های ناشی از نقض فاحش حقوق بشر را به طور مستمر بر دوش این دولت می‌گذارد.

بخش چهارم: مسیرهای قضایی و سیاسی برای تحقق مسئولیت‌پذیری

۱- صلاحیت جهانی (Universal Jurisdiction)

با توجه به وصف جنایت علیه بشریت، صلاحیت جهانی فعال می‌شود. کشورهای ثالث (مانند آلمان، سوئد، فرانسه) که قوانین داخلی‌شان صلاحیت جهانی برای چنین جرایمی را پیش‌بینی کرده‌اند، می‌توانند علیه مقامات و عاملان شناسایی‌شده تحقیقات کیفری آغاز کرده و در صورت دسترسی، آنان را محاکمه کنند. پرونده حمید نوری در سوئد یک سابقه کاملاً مرتبط و اجرایی است.

با توجه به وصف جنایت علیه بشریت که در بخش‌های پیشین تشریح شد، یکی از مستقیم‌ترین و جدی‌ترین پیامدهای حقوقی، فعال‌سازی صلاحیت جهانی است. این اصل، شکافی حیاتی در نظام عدالت بین‌المللی را پر می‌کند و مبتنی بر این انگاره استوار است که برخی جرایم چنان سنگین و هتاک به وجدان بشریت هستند که تمامی دولتها نه تنها حق، بلکه در مواردی تعهد دارند، فارغ از مکان وقوع جرم یا ملیت مرتکب و قربانی، به آن رسیدگی کنند.

کشورهای ثالثی که قوانین داخلی خود را مطابق با این اصل اصلاح یا تدوین کرده‌اند (مانند آلمان، سوئد، فرانسه، هلند، نروژ و چندین کشور دیگر)، می‌توانند بر اساس این صلاحیت، علیه مقامات و عاملان شناسایی‌شده در وقایعی از این دست، تحقیقات کیفری مستقل آغاز کنند. این فرآیند، صرفاً یک تهدید نظری نیست، بلکه در عمل و در چند دهه گذشته بارها محقق شده است. محاکماتی که در کشورهای ثالث علیه مظنونان به جنایت جنگی از بوسنی، سوریه، رواندا و دیگر نقاط جهان برگزار شده، الگوهای عملیاتی روشنی از این مکانیسم ارائه داده است.

الگوی اجرایی صلاحیت جهانی عموماً به این شکل است: تحقیقات بر پایه شواهد و گزارش‌های مستند (از جمله گزارش‌های نهادهای بین‌مللی، سازمان‌های مدافع حقوق بشر و شهادت‌های پناهندگان) آغاز می‌شود. در صورت جمع‌آوری ادله کافی، حکم جلب بین‌المللی صادر می‌گردد. محاکمه نهایی در صورت دسترسی فیزیکی به متهم (از طریق استرداد یا هنگام ورود او به قلمرو آن کشور) انجام می‌پذیرد. این روند نشان می‌دهد که فاصله جغرافیایی و گذر زمان، به خودی خود مانع تعقیب قضایی نیستند، بلکه تابعی از اراده سیاسی و قضایی کشورها و همچنین وجود ادله معتبر و سازمان‌یافته هستند.

Hanif_Heidarnejad.jpgبا شروع اعتراضات خیابانی مردم در ۷ دی ماه که به سرعت به قیام و سپس به یک انقلاب ملّی تبدیل شد، ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا بارها تاکید کرد که اگر رژیم دست به کشتار مردم بزند در حمایت از مردم ایران وارد شده و به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد. این گفته ترامپ به مردم روحیه داد.

با شروع کشتار وسیع مردم بی دفاع که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به اوج خود رسید، این انتظار که ترامپ به قول خودش عمل خواهد کرد بیشتر و بیشتر شد، اما تاکنون که تقریبا سه هفته از شروع آن اعتراضات می گذرد ترامپ هیچ اقدام عملی مشخص در حمله به جمهوری اسلامی انجام نداده است. این گفته او که «به ما گفته اند کشتار در ایران در حال متوقف شدن است، متوقف شده یا در حال توقف است، و هیچ برنامه‌ای برای اعدام یا اعدام‌ها وجود ندارد.» این تلقی را دامن زد که ترامپ از گفته پیشین خود در مورد حمله به جمهوری اسلامی عقب نشسته است.

همزمان این گفته لیندسی گراهام، سناتور ارشد جمهوری‌خواه که «تمام تیترهایی که حاکی از مداخله به اصطلاح متحدان عرب ما به نمایندگی از ایران برای جلوگیری از اقدام نظامی قاطع رئیس جمهور ترامپ است، بسیار نگران کننده است»، این حدس و گمان را تقویت کرد که شاید ترامپ از قصد خود عقب نشسته است. این سناتور جمهوریخواه که خیلی به ترامپ نزدیک است با اشاره به گزارش‌هایی درباره مُردد بودن دونالد ترامپ برای حمله به رژیم ایران و این که چنین قصدی ندارد، این گزارش‌ها را «کاملا نادقیق» توصیف کرد و نوشت: «کاملا برعکس است؛ منتظر بمانید.» او نوشت شرایط مربوط به «اقدام ضروری و قاطع» که به گفته او باید علیه حکومت ایران انجام شود، هیچ ارتباطی با اراده یا عزم رییس‌جمهوری آمریکا ندارد. منتظر بمانید.»

Ebrahim_Baran.jpgسه شنبه 13 ژانویه در سایت تحلیلی « قاره ی بزرگ » متنی از آلکس شمس خواندم که در مورد رضا پهلوی بود. نوشته ای قابل توجه که مستندا زندگی سیاسی نامبرده و همراهان او را زیر ذره بین گذاشته بود. روابط او را با قشر منفور سیاسی دنیا، وهمچنین استفاده ی مزوّرانه ی گروه او از نرم افزارهای مدرن را تحت تحلیل قرار داده بود.

علیرغم عادت من که چیزی برای کسی نمی فرستم، مقاله ی مزبور را برای دوستان و آشنایان فارسی زبان ارسال کردم. اما حرکت من خطای بزرگی بود. چرا؟

توجه داریم که چهار چوب زمانی ای که در آن تمام سیاسی کاران ایرانی عرض حضور میکنند، آنوقت است که مردم ایران به جنب و جوش می افتند. یعنی وضعیت بحرانی میشود. به عبارت دیگر سنّت فعالیتی سیاستمداران ما بیشتر انفعالیست و نه ابتکاری. اینان دراین بازه زمانی، که متوالیا پیش می آید، دو نوع ادبیات ارائه می دهند. نخست از رژیم جنایتکار حاکم میگویند که به واقع تکرار مکررات است. و نوع دوم سخن آنها متوجه همترازان و رقیبان سیاسی آنهاست. به زبانی دیگر، به دست و پای آندیگری پیچیدن و زیر پای آنیکی راخالی کردن. این رفتار بسیار بدوی دلایل متفاوتی می تواند داشته باشد که در نوشته های قبل گاهی مفصلا به آنها اشاره کرده ام اما یک دلیل بطور حتم اینست که مردان و زنان سیاسی ما چیزی برای گفتن ندارند و چون نمی دانند چه بگویند با گفتن واضحات از یک طرف و به دست و پای دیگران پیچیدن از طرف دیگر جای پر میکنند. و این یکی از نشانه های برجسته نشناختن و یا نداشتن اخلاق و منش سیاسیست. توضیح می دهم.

liaghat.jpgخشونت سیاسی در ایران تنها از دل حکومت برنمی‌خیزد؛ بخشی از آن در لایه‌های فرهنگی و رفتاری جامعه ریشه دارد و امروز، بدون هیچ دگردیسی، در قالب «لومپن دیجیتال» در میان برخی نیروهای مدعی اپوزیسیون بازتولید می‌شود. این مقاله با نگاهی تاریخی و تحلیلی نشان می‌دهد چگونه الگوی دیرپای چماقداری، از بحران‌های خیابانی قرن بیستم تا شبکه‌های اجتماعی امروز، همچنان بر فضای سیاسی ایران سایه انداخته است.
تحولات سیاسی سال‌های اخیر نشان داده‌اند که خشونت در ایران صرفاً محصول ساختارهای رسمی قدرت نیست؛ بلکه بخشی از آن در لایه‌های اجتماعی و فرهنگی ریشه دارد و می‌تواند پس از گسست از حکومت، بدون هیچ دگردیسی، در خدمت نیروهای سیاسی دیگر قرار گیرد. بسیاری از کنشگران و گروه‌هایی که امروز خود را در صف اپوزیسیون تعریف می‌کنند، حامل همان الگوهای رفتاری‌اند که پیش‌تر در ساختارهای رسمی یا غیررسمی قدرت مشارکت داشته‌اند. این انتقالِ بی‌واسطهٔ خشونت--بدون بازاندیشی، مسئولیت‌پذیری یا پوست‌اندازی--نشان می‌دهد که مسئلهٔ اصلی نه صرفاً «حکومت»، بلکه تداوم فرهنگی و تاریخی الگوهای لومپنیستی در سیاست ایران است.
در چنین زمینه‌ای، ظهور «لومپن دیجیتال» را باید ادامهٔ منطقی همان سنت دیرپا دانست؛ سنتی که از لوطی‌های دورهٔ قاجار تا نیروهای خیابانیِ سازمان‌دهی‌شده در بحران‌های سیاسی میانهٔ قرن بیستم و گروه‌های فشار دههٔ ۶۰، همواره در لحظه‌های گذار فعال شده و نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به فضای عمومی داشته است. شبکه‌های اجتماعی این الگو را نه‌تنها بازتولید، بلکه تقویت کرده‌اند: خشونت بی‌هزینه‌تر شده، ناشناس‌بودن امکان مسئولیت‌گریزی فراهم کرده، و الگوریتم‌ها رفتارهای هیجانی و حذف‌گرایانه را تشویق می‌کنند. نتیجه آن است که بخشی از نیروهای مدعی اپوزیسیون، بدون عبور از گذشتهٔ خود، همان منطق حذف، تهدید و قبیله‌گرایی را در قالبی تازه بازسازی می‌کنند.
لومپنیسم در ایران پدیده‌ای تازه نیست؛ یک سنت سیاسی ریشه‌دار است که در بزنگاه‌های تاریخی، از محلات شهری تا خیابان‌های پایتخت، خود را در قالب خشونت، قبیله‌گرایی، شخصیت‌پرستی و نفرت از تکثر نشان داده است. در دورهٔ قاجار، لوطی‌ها و جاهل‌ها در محلات نفوذ داشتند و در لحظه‌های حساس توسط قدرت‌ها به‌کار گرفته می‌شدند. در دوره‌های بعد، این گروه‌ها سازمان‌یافته‌تر شدند و در بحران‌های سیاسی نقش خیابانیِ تعیین‌کننده‌ای یافتند. پس از انقلاب ۵۷ نیز این الگو ادامه یافت و گروه‌های فشار جدید، با همان منطق قدیمی، به ابزار سرکوب و حذف تبدیل شدند.

azari.jpgامروز من در یکی از شهرهای مرزی بین ایران و خارج از کشور با چند نفر از هم‌میهنانی که تازه از ایران آمده بودند صحبت کردم. آن‌ها وضعیت کنونی ایران را به گونه‌ای توصیف کردند که واقعاً دل‌خراش است.

به گفته‌ی آن‌ها، جمهوری اسلامی آن‌قدر افراد را کشته که آمار دقیق اصلاً مشخص نیست. گاهی می‌گویند ده یا دوازده هزار نفر، گاهی سی یا چهل هزار یا حتی بیشتر. در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران هیچ خانواده‌ای نیست که عزادار نباشد. هر خانواده‌ای دست‌کم یک یا چند عزیزش را از دست داده و این یک واقعیت تلخ همگانی شده است.

آن‌ها توضیح دادند که در طول روز، از حدود شش و نیم صبح تا عصر، تلفن‌های داخلی کار می‌کند و مردم ظاهراً زندگی عادی دارند، خیابان‌ها پر از مأمور است و همه سر کار می‌روند. اما از حدود ساعت شش عصر به بعد، تمام خطوط تلفن - چه ثابت و چه همراه - قطع می‌شود تا مردم نتوانند هماهنگ کنند یا درباره تجمع‌ها با هم صحبت کنند و فضا شبیه یک کره شمالی کوچک شده است.

همچنین هر کسی که از مرز خارج می‌شود، به‌شدت بازرسی می‌شود تا مطمئن شوند هیچ فایل صوتی، تصویری یا مدرکی از داخل ایران خارج نشود. تنها راه ارتباطی معدودی از طریق اینترنت استارلینک برقرار است و حتی تماس گرفتن از خارج به داخل ایران هم ممکن نیست.

بر اساس این روایت‌ها، بیشتر کشته‌شدگان با تیراندازی تک‌تیراندازها جان باخته‌اند. این‌ها گفته‌هایی بود که من از چند نفر از هم‌میهنانی که تازه از تهران آمده بودند شنیدم و حالا این گزارش را بر اساس صحبت‌های آن‌ها تهیه کردم.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

اعتراضات سراسری در رژیمهای اقتدارگرا نظیر حاکمیت ولایی ایران یکی از پرهزینه‌ترین اشکال کنش جمعی سیاسی به شمار می‌روند. در چنین نظام‌هایی، حضور در خیابان نه صرفاً ابراز نارضایتی، بلکه تصمیمی پرریسک است که فرد را در معرض خشونت سازمان‌یافته دولتی، بازداشت، محرومیت‌های اقتصادی و حتی مرگ قرار می‌دهد. از این‌رو، مشارکت در اعتراضات خیابانی را نمی‌توان بدون توجه به محاسبه هزینه-فایده و ادراک ریسک تحلیل کرد. اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران از این منظر نمونه‌ای کم‌سابقه است. بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی منابع دیپلماتیک اروپایی و بازتاب‌یافته در رسانه های گوناگون، در روز ۱۸ دی‌ماه دست‌کم ۱.۵ میلیون نفر در تهران در اعتراضات شرکت کردند. این رقم بنا به همان منابع در روز ۱۹ دی‌ماه به حدود ۵۰۰ هزار نفر کاهش یافت؛ کاهشی که هم‌زمان با استقرار گسترده نیروهای امنیتی و استفاده از سلاح گرم از نخستین ساعات تجمعات رخ داد. با این حال، برآورد کلی مشارکت در سطح ملی طی دو روز حدود ۵ میلیون نفر اعلام شده است.

۲. چارچوب نظری: کنش جمعی، تحمل هزینه-ریسک و رادیکالیزاسیون

در ادبیات جنبش‌های اجتماعی، مشارکت سیاسی به‌عنوان کنشی تصادفی یا صرفاً احساسی در نظر گرفته نمی‌شود. حتی در شرایط خشم و بحران، افراد به‌طور ضمنی یا صریح هزینه‌ها و منافع احتمالی کنش خود را می‌سنجند. این ارزیابی، که می‌توان آن را «عقلانیت موقعیتی: Situational Rationality » نامید، مبنای اصلی نظریه تحمل هزینه-ریسک است.

بر اساس این رویکرد، جامعه معترض را می‌توان به سه تیپ ایده‌آل تقسیم کرد که تمایز آن‌ها نه در باورهای سیاسی ثابت، بلکه در میزان آمادگی برای پرداخت هزینه سیاسی است. این تقسیم‌بندی، هسته نظریه رادیکالیزاسیون اعتراض را شکل می‌دهد.

۳. انواع تظاهرکنندگان

۳.۱. محافظه‌کاران: اکثریت خاموش و ریسک‌گریز

محافظه‌کاران نماینده آن بخش از جامعه‌اند که کم‌ترین تحمل هزینه-ریسک را دارند. این گروه معمولاً بزرگ‌ترین بخش جمعیت را تشکیل می‌دهد، اما حضور پایدار آن در اعتراضات خیابانی محدود است. نارضایتی در این گروه لزوماً کمتر از دیگران نیست، اما ترس از پیامدهای فردی، مانع کنش آشکار می‌شود.

b9f2391d57852601f8d537a31ad6ab81f1169593.jpegخوشبختی انسان این است که موجودی فراموشکار است. البته این فراموشکاری برای همگان نیست. اشخاصی هستند که تا زنده هستند حوادث ریز و درشت زندگی شان را فراموش نمی کنند. آن ها سعی می کنند این حوادث را خصوصا اگر حوادث وحشتناک باشد در ذهن و ضمیرشان حفظ کنند و برخی دیگر ماوقع را یادداشت می کنند تا بعدها برای یادآوری به دست فراموشکاران نسل خودشان یا نسل های بعدی برسد. مهم این است که آن حوادث را خود شخصا تجربه کرده باشی نه این که از دیگران نقل قول کنی.

من خوشبختانه یا بدبختانه در کوران زندگی ام، حوادث شگفت انگیزی را تجربه کرده ام که حتی امروز به رغم آسیب مغزی در اثر چند سکته آن ها را به یاد دارم. سعی کرده ام بخش مهمی از این حوادث را در سه رمان «غیر ممکن»، «من ستاره هستم» و «و خورشید می درخشد...» که انتشارات فروغ کلن آلمان آن ها را منتشر کرده است بازگو کنم هم برای فراموشکاران نسل خودم، هم برای نسل جوان امروز، و هم برای آیندگان.

کشتار سبعانه ی نظام اسلامی که همین چند روز پیش اتفاق افتاد، و در تاریکی مطلق خبری که حکومت به وجود آورد ابعاد رسمی اش مشخص نشد، کشتار اول این درندگان نبود بلکه مرا به گذشته و به سال ۱۳۵۹ بود که در آن شخصا کشتار مشابهی را به چشم دیدم و قسمتی از آن را در رمان اول ام «غیر ممکن» بازگو کردم. در اینجا، همین قسمت از کتاب ام را می آورم برای این که نسل جوان ما بداند که این کشتاری که امروز به چشم دیدند و شخصا تجربه کردند چیز جدیدی نیست و جنایتکاری نظام اسلامی از ابتدای استقرارش و از گذشته وجود داشته و مواردش بسیار شبیه به هم است مثل به مسلسل سنگین بستن معترضان و خیابان را پر از اجساد کشته شدگان و زخمی ها کردن، فقط با این فرق که آن زمان ما رسانه و اینترنت نداشتیم و جز فعالان سیاسی و مبارزانی که همیشه در میدان جنگ با حکومت بودند کسی از وقوع این اتفاقات مطلع نمی شد.... :(

*******
بخشی از رمان «غیر ممکن» نوشته ی ف. م. سخن از انتشارات فروغ کلن آلمان.
فایل پی.دی.اف این کتاب به طور رایگان تقدیم حضور فقط عزیزان مقیم ایران می شود. برای دریافت فایل یک نشانی ای میل به من در آدرس

[email protected]

ارسال کنید.

عزیزان ساکن خارج از کشور می توانند این کتاب و دو کتاب دیگر سخن «من ستاره هستم» و «و خورشید می درخشد...» را به صورت چاپی از طریق سایت انتشارات فروغ آلمان به نشانی

https://www.forough-book.com/

خریداری کنند.

**************

obama.jpg

باراک اوباما پس از توافق هسته‌ای با ایران - اوت ۲۰۱۵:

«ایران به حدود ۵۶ میلیارد دلار دسترسی پیدا خواهد کرد. تحلیلگران وزارت امور خارجه ما انتظار دارند بخش عمده این درآمد صرف بهبود اقتصاد و ارتقای زندگی مردم ایران شود، نه برای فعالیت‌های مخرب و شرورانه جمهوری اسلامی.»

***

17.jpgسفیر ج‌ا در شیلی "محمد علی ضیایی" توسط پلیس مورد خطاب قرار میرد که اسپانیایی صحبت کن. همین موضوع باعث می‌شود که معترضان(برانداز) او را دست بی‌اندازند.
حاوی فحش

18.jpgایران وایر - «مجتبی پوربخش» خبرنگار ساکن آلمان با انتشار ویدیویی از جشن و رقص مجتبی جباری سرمربی مس رفسنجان در پایان بازی با خیبر خرم‌آباد نوشته است: «مردم یادشان می‌ماند روزی که همه عزادار جگرگوشه‌های‌شان بودند، شما لیگ برتر برگزار کردید و شادی کردید و رقصیدید ، آقای مجتبی جباری.»

مس رفسنجان دیروز با سرمربیگری مجتبی جباری در یک بازی بی‌اهمیت در جدول لیگ برتر فصل جاری و تاریخ فوتبال ایران، خیبر خرم‌آباد را ۲ بر یک در ورزشگاهی که تماشاگران حق حضور در آن را نداشتند شکست داد و کادر فنی‌اش اینگونه جشن و رقص برپا کردند.

طبق گزارش‌‌ها، جمهوری اسلامی در یکی از بزرگترین کشتارهای تاریخ معاصر ایران، هزاران شهروند ایرانی را در شهرهای کشور در روزهای ۱۸دی و ۱۹دی۱۴۰۴ به دلیل حضور در اعتراضات سراسری به قتل رساند.

بی بی سی - گارد مدنی اسپانیا می‌گوید در پی برخورد دو قطار در جنوب این کشور دست‌کم ۳۹ نفر جان خود را از دست داده‌اند و ده‌ها نفر دیگر زخمی شده‌اند. به گفته این نهاد، این حادثه بدترین سانحه ریلی این کشور در بیش از یک دهه اخیر به شمار می‌رود.

trainlarge.jpgشامگاه یک‌شنبه، ۲۸ جدی، یک قطار مسافربری که عازم شهر مادرید بود از ریل خارج، وارد خط مقابل شد و با قطاری که از روبه‌رو می‌آمد در نزدیکی آداموس، برخورد کرد.

شبکه‌های راه‌‌آهن اعلام کردند که در مجموع ۴۰۰ مسافر و کارمند در واگن‌های هر دو قطار حضور داشتند. نیروهای بخش اضطرار به ۱۲۲ نفر رسیدگی کردند که ۴۸ نفر از جمله پنج کودک همچنان در شفاخانه بستری هستند. از این تعداد، ۱۱ بزرگسال و یک کودک در بخش مراقبت‌های ویژه بسر می‌برند.

اوسکار پوئنته، وزیر ترانسپورت اسپانیا، گفت شمار قربانیان «هنوز نهایی نشده است.» او افزود که مقامات تحقیقاتی را در این زمینه آغاز کرده‌اند.

1919.jpgعبدی مدیا - همسایۀ ما، ایران، بعد از حملات اسرائیل با چالش جدیدی روبه‌رو شده که صلح و ثبات اجتماعی کشور را هدف قرار داده است.

ما باور داریم که برادران ایرانی‌مان با سیاستی سنجیده و هوشمندانه که گفت‌وگو و دیپلماسی را در اولویت قرار می‌دهد، ان‌شاءالله از این روند خائنانه و شوم نیز عبور خواهند کرد.

***

***

irib.jpgهک شدن کانال‌های تلویزیونی صداوسیمای جمهوری اسلامی می‌گوید

تصاویری از هک صداوسیمای جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

بنا بر تصاویر منتشر شده گروهی از شبکه‌های تلویزیونی جمهوری اسلامی روی ماهواره «بدر» شامگاه یکشنبه ۲۸ دی هک شدند و برای دقایقی پیام دعوت شاهزاده رضا پهلوی از نیروهای نظامی برای پیوستن به مردم در آنها پخش شد.

حسین یکتا: شما را میکشیم

| No Comments

17.jpgایران وایر - «حسین یکتا»، عضو شورای مرکزی قرارگاه عمار، روز ۱۹دی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی معترضان را به کشتار تهدید کرد. در ویدیوی کوتاهی که از وی منتشر شده، او خطاب به طرفداران حکومت می‌گوید: «همه حواس‌تان جمع باشد... بروبچه‌های بسیجی و هیاتی، امشب وقتش است که همه مسجدها و پایگاه‌ها پر شود.» او از خانواده‌ها نیز می‌خواهد که دست بچه‌هایشان را بگیرند و نگذارند جوان‌ها بیرون بروند و تاکید می‌کند: «اگر اتفاقی پیش آمد، اگر تیری در رفت و تیری درکردند و اگر کسی طوریش شد، گله نکنند.»

این سخنان وی و این تهدید علنی به مقابله با مردم معترض از سوی یکتا در حالی بیان می‌شود که او چندی پیش گفته بود: «نسل دهه هشتادی به‌ویژه دختران، همان نسلی است که انقلاب را به اوج خواهند رساند و کار دشمن را تمام خواهند کرد.» اما حالا با تغییر موضعی رادیکال، همان نسل را به خشونت عریان تهدید می‌کند.

این تقابل میان ستایش‌های دیروز و خط‌ونشان‌های امروز، بیش از هر چیز، گویای هراسی است که او از پتانسیل براندازی این نسل دارد؛ هراسی که حالا خود را پشت تعابیری مثل «تیرهای دررفته» پنهان کرده تا راه را برای سرکوبِ همان نسلی باز کند که روزی مدعیِ فهم و ستایش‌شان بود.

از «یقه گرفتن» در جنگ تا بن‌بستِ پیروزی

«محمدحسین حسینی یکتا» که از او به عنوان «حاج حسین یکتا» یاد می‌شود، از جمله چهره‌هایی است که مدام از سوی نهادهای مختلف حاکمیت در سال‌های گذشته تبلیغ شده و در برنامه‌های مختلفی به‌عنوان سخنران دعوت شده است. در برخی برنامه‌ها او به‌عنوان «روایت‌گر» معرفی شده است. در جنگ ۱۲روزه، وی در میان جوانان حاضر می‌شد و می‌گفت «الان تازه یقه اومده دست ما» و وعده «فتح» اسراییل می‌داد و نوشته بود «اسراییل رو باید بذاریم سینه دیوار یه چندتا کشیده بهش بزنیم به‌خاطر اتفاقات ایران یه چک دیگه بهش بزنیم، به‌خاطر غزه یه چک دیگه بهش بزنیم. به‌خاطر لبنان یه چک دیگه بزنیم. به‌خاطر یمن یه جوری‌ که یکی از ما بخوره ده‌تا از دیوار.»

اما بعد از جنگ ۱۲روزه او یکی از چهره‌هایی شده است که روایت جنگ را به گروه‌های سنی مختلف نقل می‌کرد. در برنامه‌ای به نام «شب‌های پرستاره» در تبریز از شهدا حرف می‌زد و از مظلومیت تهران می‌گفت.

IMG_3534.pngاین چند کلمه را به خواست یکی از خوانندگان ام خطاب به عزیزان خارج نشین می نویسم.
من خودم هم خارج نشین هستم و توانایی های واقعی و فرضی خودمان را خوب می شناسم.

سی چهل سال پیش که «فعالیت سیاسی» می کردم در جمع های مخالفان حکومت در خارج حضور می یافتم به امید این که بتوانم کاری بکنم و به سهم خودم در مقابله ی ایرانیان با حکومت نکبت نقشی عملی داشته باشم ولی هر چه بود اختلاف نظر بود و دعواهای مسخره و صرف وقت برای کاهش تنش هایی که میان خودی ها حتی از یک فکر و خط سیاسی وجود داشت.

با وجود این که میان ایران و اروپا در حال رفت و آمد بودم و این گونه حضورهای علنی در مجامع سیاسی برایم بسیار خطرناک بود ولی این خطر را به جان می خریدم به امید تاثیر گذاری مثبت برای انجام عملی مثبت ولی هر چه جلوتر می رفتم ناامید تر و دلزده تر می شدم لذا در مرحله ای از زندگی سیاسی ام تصمیم گرفتم زمانی که در ایران هستم هم عمل سیاسی انجام دهم -مثلا در سازماندهی تظاهرات یا حضور در آن ها-، و هم نویسنده سیاسی باشم که نوشته هایم را در دوران اینترنت به طرق مختلف و از طریق چند واسطه در خارج به «خبرنامه گویا» و بعدها و کم تر برای سایت «خودنویس» می فرستادم ولی راضی نبودم. در خودم توانایی بیش از این ها می دیدم و از این که نیرویم را به این شیوه به هدر بدهم ناراحت و افسرده بودم.

باری امروز هم به عنوان نویسنده سیاسی در خارج از ایران سعی می کنم در خدمت هموطنان ام باشم.

rfi.jpgدر حالی که سرکوب اعتراض‌های سراسری در ایران وارد یکی از خونین‌ترین مراحل خود شده، اسرائیل برخلاف انتظار از هرگونه موضع‌گیری علنی پرهیز کرده است. گزارش لویی ایمبر، خبرنگار روزنامۀ لوموند در اورشلیم، نشان می‌دهد این سکوت ظاهری با تحرکات فشرده دیپلماتیک و امنیتی در پشت صحنه همراه است؛ از تماس‌های مستقیم بنیامین نتانیاهو با کاخ سفید گرفته تا سفر رئیس موساد به آمریکا، در شرایطی که واشنگتن هنوز میان تهدید، تعلیق و اقدام قاطع علیه جمهوری اسلامی سرگردان است.

ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه

لویی امبر گزارشگر روزنامۀ لوموند در اسرائیل، در مطلبی در این روزنامه سکوت اسرائیل را در برابر بحران جاری ایران و سرکوب بی سابقۀ اعتراض‌ها در این کشور توسط جمهوری اسلامی معنادار دانسته و نوشته است : از آغاز موج تازه اعتراض‌ها، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تنها به تمجیدی کوتاه از «شجاعت شهروندان ایرانی» بسنده کرده و پس از آن، به اعضای دولت خود دستور داده است که از هرگونه اظهار نظر علنی درباره تحولات ایران خودداری کنند.

به نوشتۀ لویی امبر این سکوت ظاهری با فعالیت فشردۀ دیپلماتیک در پشت صحنه همراه بوده است. بنیامین نتانیاهو طی روزهای اخیر تماس‌های متعددی با مقامات ارشد دولت آمریکا برقرار کرده است. او روز سه‌شنبه ۱۳ ژانویه با جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا -که به مخالفت با مداخلات خارجی واشنگتن شهرت دارد - گفتگو کرد و یک روز بعد نیز مستقیماً با دونالد ترامپ تماس گرفت.

هم‌زمان، نشانه‌هایی از تغییر لحن در واشنگتن پدیدار شد. دونالد ترامپ که از آغاز ژانویه بارها وعدۀ «پاسخ سخت» به سرکوب اعتراض‌ها در ایران داده بود، در اظهارات تازه‌اش کمتر بر مجازات فوری جمهوری اسلامی تأکید کرد. روز پنجشنبه، یک مقام آمریکایی به‌طور ناشناس به روزنامۀ نیویورک تایمز گفت که نتانیاهو از ترامپ خواسته است که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را به تعویق بیندازد.

نگرانی از واکنش ایران و نبود آمادگی فوری

بر اساس این گزارش، اسرائیل نگران است که هرگونه حملۀ شتاب‌زده به ایران، بدون دستاورد راهبردی فوری، به واکنش مستقیم یا حتی حملۀ پیش‌دستانۀ تهران منجر شود. این نگرانی در شرایطی مطرح است که در حال حاضر هیچ ناو هواپیمابر آمریکایی در خاورمیانه مستقر نیست. وزارت دفاع آمریکا اعلام کرده است که ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» را به منطقه اعزام خواهد کرد، اما رسیدن آن از دریای چین دست‌کم یک هفته زمان می‌برد.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

لوموند می‌افزاید : تهران نیز تجربۀ تلخی از «دیپلماسی فریبنده» واشنگتن در حافظه دارد. در ژوئن ۲۰۲۵، دونالد ترامپ هم‌زمان با مطرح کردن پیشنهاد مذاکره، عملاً زمینه را برای آغاز جنگ هوایی اسرائیل علیه ایران فراهم کرد. به گفتۀ یک منبع منطقه‌ای، نتانیاهو از آن زمان تاکنون چندین بار از رئیس‌جمهوری آمریکا خواسته است مجوز ازسرگیری حملات گسترده به ایران را صادر کند، اما این درخواست‌ها در سال ۲۰۲۵ بی‌پاسخ مانده است.

mehrani.jpgهادی مهرانی (جانباز جنگ تحمیلی، زندانی و فعال سیاسی) در شبکه اکس نوشت:

بد نیست بدونید : آقا محمد خان قاجار وقتی کرمان رو تصرف کرد طی سه ماه یعنی حدود ۹۰ روز ۲۰ هزار جفت چشم رو از حدقه در آورد

ولی...

خامنه‌ای طی سه روز ۹۰۰ چشم رو کور کرد ، این در تاریخ از ابتدا تا الان بی‌سابقه است و بزرگترین جنایت علیه بشریت است

ما با کثیف‌ترین، خونخوارترین، قاتل‌ترین و حرومزاده ترین دیکتاتور و حکومت دنیا طرف هستیم.

tweet333.jpg

trumprch.jpgترامپ: زمان آن فرا رسیده که ایران رهبری جدید داشته باشد

دونالد ترامپ، شنبه در مصاحبه‌ای با پولیتیکو خواستار پایان ۳۷ ساله رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای شد و گفت: «زمان آن رسیده که به دنبال رهبری جدید در ایران باشیم.» این اظهارات در حالی مطرح شد که اعتراضات گسترده علیه رژیم در ایران اخیراً کم‌رنگ‌تر شده است.

در سه هفته گذشته، هزاران معترض در سراسر کشور جان خود را از دست داده‌اند و ترامپ بارها تهدید به مداخله نظامی کرده است. وی سه‌شنبه گذشته از ایرانیان خواست تا به اعتراض ادامه دهند و «نهادهای کشور را تصرف کنند»، و تأکید کرد که «کمک در راه است.»

با این حال، رئیس‌جمهور آمریکا روز بعد موضع خود را تغییر داد و گفت که به او اطلاع داده شده که کشتارها متوقف شده‌اند. ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره ابعاد احتمالی عملیات نظامی آمریکا در ایران گفت: «بهترین تصمیمی که گرفته شد، عدم اعدام بیش از ۸۰۰ نفر دو روز پیش بود.»

اظهارات ترامپ پس از آن مطرح شد که خامنه‌ای در حساب کاربری خود در X پیام‌هایی خصمانه علیه او منتشر کرد و رئیس‌جمهور آمریکا را مسئول خشونت‌ها و ناآرامی‌ها در ایران دانست. خامنه‌ای نوشت: «ما رئیس‌جمهور آمریکا را به دلیل تلفات، خسارت‌ها و افتراهایی که بر ملت ایران وارد کرده است، محکوم می‌کنیم.»

در پاسخ به این پیام‌ها، ترامپ گفت که حاکمان تهران برای حکومت بر مردم خود به سرکوب و خشونت متکی هستند. او افزود: «مسئولیت او به عنوان رهبر یک کشور، نابودی کامل کشور و اعمال خشونت در سطحی بی‌سابقه است. رهبری واقعی یعنی احترام، نه ترس و مرگ.»

ترامپ در پایان، نظام حکومت ایران و خامنه‌ای را به شدت مورد انتقاد قرار داد و گفت: «این مرد بیمار است و باید کشورش را به درستی اداره کند و از کشتار مردم دست بردارد. کشور او به دلیل رهبری ضعیف، بدترین جای جهان برای زندگی است.»

G-4dFomaQAANG2T.jpg

18.jpgایران اینترنشنال - فرزان عاشورزاده، مهدی بی‌باک، بهزاد خداداد و هادی تیران‌ولی‌پور، قهرمانان فعلی و پیشین تکواندو، در صفحات اینستاگرام خود خبر داده‌اند که امیرحسین (شایان) شکاری و امیرمحمد کرمی، دو عضو تیم‌ملی تکواندوی نوجوانان ایران در سال ۱۴۰۱، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.

gbnews.jpgخبرنامه گویا - گزارشی در بریتانیا مدعی است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی برای سرکوب اعتراضات مردمی از مواد شیمیایی یا سمی استفاده کرده‌اند. به گفته منابع بریتانیایی، برخی از قربانیان دچار عارضه‌های جسمی با تأخیر شده و چند روز پس از تماس با این مواد جان باخته‌اند؛ موضوعی که باعث نگرانی گسترده بین‌المللی شده است.

این ادعاها روز شنبه در برنامه‌ای ویژه از شبکه جی بی نیوز مطرح شد. این شبکه به یک سند داخلی استناد کرد که آن را «معتبر» توصیف کرده، اما تأکید شد که هنوز هیچ تأیید رسمی از سوی نهادهای اطلاعاتی غربی منتشر نشده است.

در این برنامه، بیل استرسون، عضو تیم سیاست خارجی حزب کارگر بریتانیا، به گزارشی درباره وضعیت یکی از شهرهای بزرگ ایران اشاره کرد. بر اساس این گزارش، ماده استفاده‌شده موجب واکنش‌های دیرهنگام شده و در برخی موارد مرگ قربانیان چند روز بعد رخ داده است، نه در لحظه برخورد.

در گفت‌وگوهای استودیویی، مجریان و کارشناسان اعلام کردند که شمار کشته‌ها و مجروحان احتمالی ممکن است بسیار بالا باشد. پاتریک کریستیز، خبرنگار بریتانیایی، تأکید کرد که همین «واکنش با تأخیر» تشخیص سریع علت آسیب را دشوار کرده است.

در ادامه، به نمونه‌های تاریخی مشابه اشاره شد؛ از جمله حمله شیمیایی حلبچه در دوران صدام حسین و همچنین اتهام‌های مطرح‌شده علیه رژیم بشار اسد در سوریه درباره استفاده از مواد شیمیایی علیه غیرنظامیان.

نبود تأیید رسمی

با وجود انتشار این گزارش، تاکنون دولت‌های آمریکا و کشورهای اروپایی استفاده جمهوری اسلامی از سلاح‌های شیمیایی را تأیید نکرده‌اند. با این حال، طرح چنین ادعاهایی نگرانی نهادهای بین‌المللی درباره نقض حقوق بشر در ایران را افزایش داده است.

kham1.jpgایران اینترنشنال - علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، با اشاره به انقلاب ملی ایرانیان، کشته شدن چند هزار نفر را تایید کرد و گفت جمهوری اسلامی قصد کشاندن کشور به جنگ را ندارد، اما «مجرمان داخلی و بین‌المللی» را رها نخواهد کرد.

دیکتاتور تهران، شنبه ۲۷ دی‌ماه در دیداری با افراد نزدیک به حکومت، به مناسبت «عید مبعث»، کشته شدن چند هزار نفر را در جریان انقلاب ملی ایرانیان تایید کرد و گفت: «ما بنا نداریم کشور را به سمت جنگ ببریم اما مجرمان داخلی را هم رها نمی‌کنیم. مجرمان بین‌المللی را هم رها نخواهیم کرد.»

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در بیانیه‌ای اعلام کرد در بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی عمدتا در دو شب پیاپی، پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌، دست‌کم ۱۲ هزار نفر را به قتل رساندند.

دیکتاتور تهران در تشریح شیوه عملکرد جمهوری اسلامی، به «جنگ‌های صدر اسلام» و نحوه اقدامات امام اول شیعیان اشاره کرد، او را «پیروز در همه نبردها» دانست و به‌طور ضمنی، خود را با او مقایسه کرد.

هم‌زمان با این اظهارات خامنه‌ای، پیام‌های ارسالی مخاطبان ایران‌اینترنشنال از شهرهای مختلف کشور حاکی از آن است که سرکوب خونین اعتراضات، استقرار نیروهای نظامی، یورش به منازل، جمع‌آوری حافظه دوربین‌های مداربسته و تشدید کنترل رفت‌وآمد، عملا فضای حکومت نظامی را در بخش‌های گسترده‌ای از ایران حاکم کرده است.

18.jpgایران اینترنشنال - شهروندی از گرگان گفت ماموران، خودروها را در مرکز شهر متوقف، سرنشینان آن را پیاده و مجبورشان می‌کنند لباس‌هایشان را دربیاورند تا «بررسی کنند روی بدنشان اثری از برخورد ساچمه وجود دارد یا نه».


این شهروند از برقراری حکومت نظامی شبانه در این شهر خبر داد و گفت نیروهای لباس شخصی مسلح در مرکز شهر گشت‌زنی می‌کنند.


در روزهای گذشته گزارش‌های متعددی از برقراری جو امنیتی شدید، اعمال حکومت نظامی و یورش ماموران سرکوبگر به خانه‌های شهروندان در سراسر ایران منتشر شده است.


مخاطبی از شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری، با ارسال پیامی به ایران‌اینترنشنال، از برقراری حکومت نظامی در این شهر و «تفتیش خانه‌ها» از سوی نیروهای سرکوبگر خبر داد.


به گفته این شهروند، هر کسی در بیرون از خانه گوشی تلفن همراه دستش باشد، موبایلش را توقیف می‌کنند و با خود می‌برند.
او فشارها و جو امنیتی کنونی در شهرکرد را «مرگبار» توصیف کرد.

times.jpgروزنامه ساندی‌تایمز به گزارشی تازه از پزشکان داخل ایران دست یافته است که بر اساس آن طی دو روز از انقلاب ملی ایرانیان، دست‌کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۸ هزار معترض، از جمله کودکان و زنان باردار، کشته و ۳۳۰ هزار تا ۳۶۰ هزار نفر مجروح شده‌اند. گمان می‌رود بیشتر قربانیان زیر ۳۰سال بوده‌اند

یورونیوز - این گزارش با روایت ماجرای پدر و مادری آغاز می‌شود که پس از چند روز جستجو پیکر بی‌جان دختر بیست و چند ساله‌شان را که در تظاهرات در اصفهان به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شده بود، پیدا کردند. بنابر این گزارش، آن‌ها برای تحویل گرفتن پیکر دخترشان، به درخواست ماموران ۷۰۰ میلیون تومان «پول تیر» پرداخت کردند.

این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که بیش از یک هفته است که رژیم ایران اینترنت را قطع کرده و دسترسی به اطلاعات از داخل ایران بسیار دشوار است.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز شنبه طی سخنرانی برای نخستین بار کشته شدن «چندین هزار نفر» را در جریان این اعتراضات تایید کرد. او با این حال، «افرادی که با اسرائیل و ایالات متحده در ارتباط هستند» را مسئول «خسارت‌های گسترده» و کشته شدن «چندین هزار نفر» دانست.

روزنامه بریتانیایی «ساندی‌تایمز» به گزارش تازه‌ای از پزشکان داخل ایران دست یافته است که می‌گوید دست‌کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ معترض در جریان این اعتراضات جان باختند و ۳۳۰ هزار نفر زخمی شدند. بنابر این گزارش، بیشتر این افراد در دو روز کشته شده‌اند و گمان می‌رود بیشتر قربانیان زیر ۳۰ سال باشند.

امیر پرستا، جراح چشم ایرانی-آلمانی و مدیر مرکز پزشکی مونیخ که در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ درمان بسیاری از مجروحان را بر عهده داشت، با تشکیل شبکه‌ای از پزشکان در سراسر ایران در تهیه این گزارش نقش ایفا کرده است.

آقای پرستا گفت: «این سطح جدیدی از خشونت است. در ۱۴۰۱ از گلوله‌های پلاستیکی و تفنگ‌های ساچمه‌ای استفاده می‌کردند و چشم‌ها را هدف می‌گرفتند. این بار از سلاح جنگی استفاده می‌کنند و آن‌چه می‌بینیم زخم‌های ناشی از گلوله و ترکش در سر، گردن و سینه است.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

او افزود: «با ده‌ها پزشک داخل کشور صحبت کردم. آن‌ها واقعا شوکه شدند و گریه می‌کنند. این جراحان کسانی هستند که جنگ را تجربه کردند.»

بنابر این گزارش، این پزشکان از طریق اینترنت «استارلینک» موفق به گفتگو شده‌اند و آقای پرستا شهادت آن‌ها را به همراه ویدیوهای تکان‌دهنده در اختیار «ساندی‌تایمز» قرار داده است. این روزنامه بریتانیایی همچنین با برخی از کسانی که به تازگی ایران را ترک کرده‌اند، گفتگو کرده است.

یکی از این افراد گفت: «به همه دنیا بگویید جمعه همه را به رگبار بستند. نیروهای سپاه با خونسردی سعی می‌کردند سر مردم را هدف بگیرند.»

فرد دیگری گفت: «تک‌تیراندازها روی پشت‌بام مردم از پشت سر مردم را هدف قرار می‌دادند. ما در حال راه رفتن بودیم که می‌دیدیم چندین نفر کنارمان غرق خون روی زمین می‌افتند. وقتی ‌رفتیم پیکرهای بی‌جانشان را ببریم، به سمت ما آتش گشودند.»

khamtrump.jpgوزارت خارجه آمریکا: جمهوری اسلامی درصدد حمله به پایگاههای آمریکایی

ایندیپندنت - صفحه رسمی وزارت خارجه آمریکا به زبان فارسی، روز شنبه ۲۷ دی ماه، در پیامی اعلام کرد گزارش‌هایی دریافت شده که نشان می‌دهد «جمهوری اسلامی در حال آماده‌سازی گزینه‌هایی برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی است».

در این پیام آمده است دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، بارها تاکید کرده است، «اگر رژیم جمهوری اسلامی اقدام به حمله به دارایی‌های آمریکا کند، جمهوری اسلامی «با نیرویی بسیار، بسیار قدرتمند مواجه خواهد شد.»


وزارت خارجه آمریکا در ادامه با تکرار موضع پیشین خود هشدار داد: «ما این را قبلا گفته‌ایم و دوباره هم می‌گوییم، با رئیس‌جمهور ترامپ بازی نکنید.»

tweet22.jpg

ترامپ خامنه‌ای را «مردی بیمار» خواند و خواهان پایان حکومت او شد

ترامپ شنبه ۲۷ دی در مصاحبه با پایگاه خبری پولیتیکو گفت: «خامنه ای مردی بیمار است که باید کشورش را درست اداره کند و دست از کشتن مردم بردارد. کشور او به‌دلیل رهبری ضعیف، بدترین جای دنیا برای زندگی است.»

رییس‌جمهوری ایالات متحده ادامه داد: «رهبری یعنی احترام، نه ترس و مرگ.»

اظهارات ترامپ ساعاتی پس از آن مطرح می‌شوند که دیکتاتور تهران در سخنانی ترامپ را «مجرم» خواند و بار دیگر انقلاب ملی ایرانیان را به آمریکا نسبت داد.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

رفیق دوست در مصاحبه ده ماه پیش خود گفته بود که اگر نظام به خطر بیفتد به کسی رحم نمی کنیم. اما کسی باور نمی کرد جنگ داخلی راه بیاندازند و قتل عامی کنند که حتی در جنگ های خیلی کثیف هم سابقه نداشته است. در بمباران شیمیایی حلبچه ۱۹۸۸ بین ۳ تا ۵ هزار نفر کشته شدند. در قتل عام مردان و پسران مسلمان کوزوو در سربرنیتسا در جریان جنگ یوگسلاوی ۹۰۰۰ نفر کشته شدند و در ۱۱ سپتامبر ۳۰۰۰ کشته. همه این جنایات در صحنه جنگ بوده است نه در خیابان و علیه تظاهرکنندگان. تصاویری که بتدریج از ایران درز پیدا می کند حکایت از یک قتل عام سیستماتیک است که آمار ۲۰ هزار کشته هنوز خوش بینانه تلقی می شود.

در این میان فقط ژنرال سوهارتو اندونزی با یک قتل عام یک میلیون نفری در سال ۱۹۶۵ از علی خامنه ای جلو تر است، که با کشتن اعضا و هواداران حزب کمونیست، اتحادیه‌های کارگری، روشنفکران، معلمان، دهقانان، و اقلیت‌های قومی تلاش کرد در معادلات جنگ سرد برای خود جایی باز کند. البته با این تفاوت که سوهارتو طرف غرب بود و علی خامنه ای حلقه به گوش شرق.

وقتی می گوییم که کشتار زنان و مردان جوان کشور آرام و با فرهنگی مانند ایران یک قتل عام سیستماتیک و با هدف راه انداختن جنگ داخلی انجام شده به دلايل زیر است.

۱ـ استفاده از نارنجک جنگی علیه تظاهرکنندگان که برای اولین بار از قم شروع شد.

۲ـ به کارگیری اسنایپر یا تک تیرانداز علیه مردم که سوغات جنگ بوسنی برای ج ا است.

۳ـ استفاده از پهپاد برای شناسایی افراد، شلیک به مردم، و پیدا کردم محل فرار تظاهرکنندگان.

۴ـ قطع کامل اینترنت و تلفن ثابت که فقط در شرایط جنگی رخ می دهد.

۵ـ استفاده از مزدوران خارجی برای کشتن مردم، از جمله حشدالشعبی، الکتائب حزب الله، فاطمیون افغان و معصومیون که از سوریه بازگردانده شده اند.

۶ـ شلیک هدفمند به سر و صورت و گردن و سینه مردم و شمار زیاد شلیک به چشمان تظاهرکنندگان.

IMG_3519.pngمطمئن هستم تعداد مخالفان این مطلب و نظر، بسیار زیاد خواهد بود ولی باکی نیست. وظیفه ی من به عنوان نویسنده ی شما، دادن نظرهای مفید برای شماست و راهنمایی هایی که شاید از دیگران نشنوید، نه خوشامد و بدآمد شما.

برای من مهم وجود شماست و ایرانی آزاد برای شماها و اگر تجربه ای دارم در اختیار شما گذاشتن این تجربه ها. این که شما ها کشته شوید و ایران آزاد را نبینید هدف من نیست.

این پراکندن ناامیدی و یاس نیست بلکه تشریح موقعیت ها در یک جنگ و مبارزه ی واقعی ست. امیدوارم اشتباه کنم و صد در صد حق با امیدپراکنان و رویا پردازان باشد ولی رویا با واقعیت فرق دارد و کسانی که واقعیت گرا نباشند قطعا شکست می خورند و آسیب می بینند و این فاجعه است،،، نه بیان چگونگی فردا برای گریز از شکست ها و آسیب ها.

رویا پردازان، اغلب خارج نشین و دور از میدان مبارزه با دژخیم هستند. این ها گاه نامرد می شوند و چون خود در خطر نیستند رویاهاشان را در قالب توصیه به اسم امید دادن به بچه هایی که در میدان مبارزه هستند بدون در نظر گرفتن واقعیت ها به جامعه عرضه می کنند تا دیگران کارهایی بکنند و جان هایی به خطر بیندازند تا شاید آن ها به آرزوهای شان دست پیدا کنند، و گور پدرِ جانِ عزیزان هم کرده. من که اینجا نشسته ام چرا باید دلم برای کسانی که در خطر هستند بسوزد؟ من سعی می کنم آن ها را روانه ی میدان جنگ کنم شاید من به هدف ام برسم. این عین نامردی ست.

بنابراین سخن من با شما عزیزانی ست که در میدان جنگ هستید نه با عافیت طلبانی که دور از میدان جنگ نشسته اند و فقط دهان شان برای حرف زدن گشوده است.

اما یک چیز را مطمئن هستم. شما نه به توصیه ی من نه به توصیه ی آن ها گوش نخواهید کرد اگر آن را درست و منطقی نیابید و به عبارتی بر خلاف تصور رویاپردازانی که گمان می کنند شما بچه ها از نظر عقلی «بچه» هستید و می توانند شما را گول بزنند گول کسی را نخواهید خورد.

roobina.jpgیورونیوز - خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به روایت کشته شدن روبینا امینیان، دختر جوان ایرانی پرداخته است که در جریان اعترضات سراسری اخیر کشته شد.

خانواده این دختر دانشجو بر این باورند که او به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با شلیک گلوله‌ای از فاصله نزدیک و مستقیما به پشت سرش کشته شده است.

اما مرگ او در جریان اعتراضات سراسری که حاکمیت جمهوری اسلامی را به چالش کشید، تنها آغاز رنج خانواده بود. پس از کشته‌شدن روبینا، مادرش ناچار شد برای یافتن پیکر دخترش، میان توده‌هایی از اجساد خون‌آلود جست‌وجو کند. سپس خانواده، در هراس از مقامات که ممکن بود برای تحویل جسد درخواست پول کنند، با شتاب گریختند و او را در گودالی بی‌نشان در کنار جاده به خاک سپردند.

این سرگذشت، بازتابی از زنجیره درد و اندوهی است که حمله مرگبار حکومت ایران به معترضان برجای گذاشته و باعث شده است بستگان درمانده در سراسر کشور به سردخانه‌های لبریز از اجساد سر بزنند. برای خانواده‌ها، از دست دادن عزیزان‌شان با دشواری سوگواری و ناتوانی در برگزاری مراسمی شایسته برای مردگان، دوچندان تلخ شده است.

بیشتر از یک هفته پس از کشته‌شدن روبینا، بستگانش می‌گویند هنوز برای این زن جوان کُرد که در تهران در رشته طراحی لباس تحصیل می‌کرد، مراسم خاک‌سپاری یا سوگواری برگزار نشده است.

نظر مینویی، دایی او از اسلو گفت: «او آینده‌ای روشن برای خودش می‌خواست. اما متاسفانه آینده از او دزدیده شد.»

جزئیات مرگ نامشخص است

اطلاعات درباره آنچه بر سر روبینا امینیان آمد، اندک است. پس از مرگ او، مادرش با بستگانی که خارج از کشور بودند تماس گرفت و آنچه را که از دوستان روبینا که هنگام کشته‌شدنش حاضر بودند شنیده بود، برایشان بازگو کرد.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

خبرگزاری آسوشیتدپرس با سه نفر از بستگان این دختر جوان گفت‌وگو کرده که همگی روایت‌های مشابهی از گفته‌های مادر ارائه داده‌اند. یک سازمان حقوق بشری مستقر در اسلو به نام «حقوق بشر ایران» نیز گزارشی درباره کشته‌شدن او منتشر کرده و به شهادت شاهدان عینی استناد کرده است. این سازمان تایید کرده که شامگاه ۱۸ دی در اطراف محوطه دانشکده فنی‌وحرفه‌ای شریعتی دختران (دانشکده ملی مهارت دختران دکتر شریعتی)، تیراندازی رخ داده است.

dead.jpgایندیپندنت - گزارش‌های رسیده به ایندیپندنت فارسی از سرکوب بی‌سابقه معترضان در ایران در روزهای پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی حکایت دارد.بنا یر گزارش های رسیده در شب پنجشنبه ۱۸ دی حدود ۷۰ کشته و در شب جمعه ۱۹ دی ۶۰ کشته به بیمارستان امام رضا اسلامشهر آورده شده است.

بنا بر این گزارش کل مراکز بیمارستانی اسلامشهر بیش از ۳۰۰ کشته را در این دو شب ثبت کرده‌اند که عمده آنان جوانان زیر ۲۵ بوده‌اند. ارسال کننده پیام تاکید کرده است که در میان آنها دختران و پسران ۱۴ و ۱۵ ساله‌ای وجود داشتند که مستقیما به قلبشان شلیک شده است.

گزارشی دیگر از یکی از پزشکان بیمارستان الغدیر تهران، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بهشتی نیز به ایندیپندنت فارسی رسیده است که حاکی است تنها طی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، دست‌کم ۵۰ شهروند معترض کشته‌شده بر اثر تیراندازی ماموران جمهوری اسلامی در انقلاب ملی، به این بیمارستان منتقل و نام آنان ثبت شده است.

همچنین تصاویر اسکن سر یکی از مجروحان نیز از بیمارستانی در تهران به ایندیپندنت فارسی رسیده است که نشان می‌دهد مردی ۵۵ ساله، که تاکنون دو عمل جراحی روی او انجام شده است، در اثر اصابت ساچمه به سرش، ممکن است بینایی چشمانش را از دست دهد.

abbasabdi.jpgویژه خبرنامه گویا - در پی ۹ روز قطع تقریباً کامل اینترنت در ایران، بامداد امروز پایش‌های فنی از افزایش بسیار جزئی اتصال خبر دادند. بر اساس گزارش نت‌بلاکس، سطح دسترسی به اینترنت به حدود ۲ درصد از وضعیت عادی رسیده است؛ افزایشی که هنوز نشانه‌ای از بازگشت واقعی ارتباطات محسوب نمی‌شود.

هم‌زمان با این دسترسی محدود، الگوی گزینشی اتصال بیش از پیش جلب توجه کرده است. بررسی فعالیت‌ها در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها نشان می‌دهد که تا لحظه نوشتن این گزارش در میان چهره‌های اصلاح‌طلب، تنها نام شناخته‌شده‌ای که طی ۲۴ ساعت گذشته به‌طور علنی فعال بوده، عباس عبدی است. عبدی در کانال تلگرامی خود لینک دو یادداشتش در روزنامه «هم‌میهن» با عناوین «تمایزات اعتراضات اخیر» و «آیا راهی هست؟» را منتشر کرده است.

قطع اینترنت در روزهای گذشته، بنا بر گزارش‌ها، با هدف جلوگیری از ارسال تصاویر سرکوب و مختل‌کردن ارتباط میان معترضان انجام شده بود. اکنون نیز افزایش ۲ درصدی اتصال، بیش از آن‌که نشانه تغییر رویکرد باشد، به نظر می‌رسد اقدامی تاکتیکی برای مدیریت فشارها و رصد فضاست.

تمرکز دسترسی اینترنت در میان تعداد بسیار محدودی از چهره‌ها که در میان تمامی اصلاح‌طلبان شناخته‌شده، عملاً عباس عبدی در ۲۴ ساعت اول تنها فرد فعال بوده نشان می‌دهد این دسترسی تصادفی نیست، بلکه انتخابی هدفمند برای باز نگه‌داشتن یک کانال کنترل‌شده گفت‌وگو و هدایت روایت اعتراضات است. با این حال، تا زمانی که اینترنت آزاد، فراگیر و بدون تبعیض برای همه شهروندان برقرار نشود، این اتصال قطره‌چکانی نه نشانه گشایش است و نه بیانگر عقب‌نشینی معنادار حاکمیت.

***

bghp.jpgبهنام قلی پور در شبکه اکس نوشت:

آیا حمله چندملیتی علیه رژیم علی خامنه‌ای در پیش است؟

۱. تخلیه پایگاه‌های استراتژیک: تخلیه پایگاه‌های «العدید» در قطر، «شاهزاده سلطان» در عربستان و «علی‌السالم» در کویت.

۲. افشای اسناد آلودگی هسته‌ای: درز اطلاعات محرمانه درباره آلودگی موشک‌های رژیم به اورانیوم در حمله به «عین‌الاسد» و ابتلای شش سرباز آمریکایی به سرطان ریه.

۳. آرایش نظامی ناوگان‌ها: اعزام ناوگروه هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و احتمال قریب‌الوقوع اعزام ناوگروه «جورج بوش» به منطقه خاورمیانه.

۴. هشدار هوانوردی اروپا: درخواست رسمی آژانس ایمنی هوانوردی اروپا (EASA) از شرکت‌های هواپیمایی اتحادیه اروپا برای خودداری از پرواز در حریم هوایی ایران.

۵. آمادگی لجستیک ائتلاف: بازگشایی کریدورهای هوایی و فعال‌سازی پایگاه‌های منطقه‌ای جهت پشتیبانی از عملیات نظامی چندملیتی علیه رژیم.

۶. هماهنگی‌های دیپلماتیک-امنیتی: گفتگوی تلفنی ترامپ با نتانیاهو متعاقب نشست ویژه رئیس موساد در آمریکا با مقامات بلندپایه دولتی.

۷. ماموریت سناتور گراهام: سفر اضطراری سناتور لیندسی گراهام به تل‌آویو با هدف رایزنی و دیدار با مقامات ارشد اسرائیل.

۸. اظهارات بی‌سابقه ترامپ: با محوریت تشکر از مقام‌های رژیم و پشیمانی تلویحی از حمله نظامی (یعنی در حمله احتمالی فقط آمریکا تصمیم گیرنده و عامل نبوده است)

۹. بیانیه متحدان: ترامپ شبی که اعلام کرد حمله را لغو کرده است، از تهیه یک بیانیه خوب از سوی متحدانش حرف زد، این بیانیه تا الان منتشر نشده، اما بعید نیست بیانیه نیرو‌های ائتلاف در ارتباط با حمله مشترک باشد.

۱۰. قصه توقف ۸۰۰ اعدام هم همان جنگ روانی و هیبریدی مشهور است که به قول دوستی در بطن خود این واقعیت را نهفته دارد که رژیم خامنه‌ای می‌تواند در یک روز ۸۰۰ نفر را اعدام کند و وجود چنین رژیمی برای بشریت خطرناک است.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpg«نخستین بار گفتش از کجائی؟
بگفت از دار ملک آشنائی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند؟
بگفت اندوه خرند و جان فروشند.
بگفتا جان‌فروشی؟ این ادب نیست
بگفت از پاک‌بازان این عجب نیست»
نظامی

مادرم این شعر را می‌خواند و می‌گریست. گریستنی که دردی در خود نهان داشت.

سال‌ها گذشت. انقلاب شد. در فاصله‌ای اندک خمینی نقاب از چهره برگرفت و با آزادی‌خواهان به زبان شمشیر سخن گفت.

مادرم التماس می‌کرد:
«پسرم دست زن و فرزندت را بگیر و از این‌جا، از این دهشت‌سرا برو. شما این آخوندها را نمی‌شناسید. این‌ها اگر قدرت بگیرند به صغیر و کبیر رحم نخواهند کرد.»

ما از ایران خارج شدیم. ده سال بعد برای دیدنمان به سوئد آمد. همه چیز برایش تازگی داشت. سال تحصیلی پایان یافته بود. طبق یک سنت قدیمی، کارناوال بزرگی از هزاران دختر و پسر دانشجو در شهر راه افتاده بود. رقص بود و شادی؛ دختران و پسرانی که دست در دست هم می‌رقصیدند.

دختر و پسری در کنار ما ایستاده بودند که هر از چندی دست بر گردن هم می‌انداختند و بوسه از لب هم می‌ربودند.
به دقت نگاهشان می‌کرد. یک آن دیدم اشک در چشمانش حلقه زد؛ اشکی که می‌شناختم. همان اشک بود که برای شیرین و فرهاد می‌ریخت. اشک اندوه!

گفتم: «مادر، به چه فکر می‌کنی؟ چرا باز اشک؟»
غم در چشمان زیبایش موج می‌زد.

گفت:
«پسرم، به خوشبختی‌شان می‌نگرم! چرا در کشور ما هرگز چنین جشنی برپا نمی‌شود؟ چرا جوان‌های ما جوانی نکرده پیر می‌شوند؟ چه می‌بینند این جوان‌ها از زندگی در ایران؟ پسرم، در ایران نیستید که ببینید این‌ها چه بر سر این ملت، به‌خصوص جوان‌ها آورده‌اند. این‌ها دشمن شادی‌اند. هیچ چیزی برای هیچ‌کس باقی نگذاشتند. من دارم برای جوان‌های خودمان اشک می‌ریزم. این زندگی که این‌جاست برای یک جوان ایرانی رویاست! چرا نباید جوان‌های ما مثل این جوان‌ها زندگی کنند؟»

به شوخی می‌گویم: «چرا نتوانند مثل این‌ها همدیگر را ببوسند؟»
نگاه تلخی می‌کند و می‌گوید:
«نیه یوخ بو حیاده. جانزساغ اولسون بو نه بلایده که ملتن باشنا گتردز. چرا نه؟ این زندگی است! جانتان سلامت باشد، این چه بلایی بود که بر سر ملت آوردید؟»

حال سال‌ها از آن روز می‌گذرد. او سال‌هاست که از سرزمینی که عاشقانش در آن «اندوه می‌خرند و جان می‌فروشند» رخت بربسته، با عشقی نهان‌شده در قلب که هرگز بر زبان نیاورد.

امروز به تصویر این دختر و پسر می‌نگرم. دلم تنگی می‌کند. کجا هستند؟ چه بر سرشان آمد؟ بر سر نسلی که نمی‌خواهد آنگونه زندگی کند که حاکمان مسلط بر کشور بر آن‌ها تحمیل می‌کنند. می‌خواهد زندگی کند آنگونه که هم‌نسلان آن‌ها در دیگر کشورهای آزاد جهان زندگی می‌کنند.

عشق بورزند. دست در دست کسی که دوست دارند بیندازند، عاشقانه قدم بزنند، همدیگر را در آغوش بکشند. آزاد زندگی کنند آن‌طور که فکر می‌کنند.
آیا این خواست بزرگی است؟

noghrekar.jpgبیدار که می شوم چیزی شبیه پَرپَر زدن پرنده ای سربُریده در سینه ام حس می کنم. از کابوس غریب تر است.

زنی دارد انگار موهای بلند بیرون افتاده از کیسه ای سیاه، موهایی شبیه موهای خودش را می بوسد و می بوید، و با اشک خیس شان می کند. زن کنار زندگی اش، کنارِ خونین ساقه ای معطر و پُر جوانه درازکشیده است. قلب از تپش افتاده اش را در آغوش گرفته است. شاید به دنبال صدای پای قلب ِپسرک نوجوانش می گردد. چه نگاهی دارد آن نشانه، آن کفش.

nemikhaham.jpg

زن زاری نمی کند، ضجه نمی زند، چشم هایش مرثیۀ ریزش انسانیت و زندگی ست. مویه کنان زیر گوشِ قلب اش، شاید جگرش نجوا می کند.

- منم پَرپَر شدم، منم پَرپَر کردند.

نمی خواهم بیدار شوم!

می ترسم بیدار شوم، نه از هراسِ پَرپَر زدن پرنده های سربُریده، از وحشتِ سردی و سکوتِ آن کفش و آن کیسۀ سیاه.

.....

از فیس بوک مسعود نقره کار

keramati.jpgدر هیچ جای جهان، چنین توحشی عریان و سازمان‌یافته در قتل و عام شهروندان خودی دیده نشده است. گزارش‌ها از بیش از ۲۲ هزار کشته در ۱۲۰ شهر حکایت دارد؛ یعنی در هر شهرکوچک و بزرگ

نزدیک به ۲۰۰ خانواده عزادارند؛ خانواده‌هایی که با چشم‌های اشک‌بار، سرگردان

در سردخانه‌ها، به‌دنبال پیکر عزیزان‌شان می‌گردند. این تصویر، حالِ امروز ایران است

علی خامنه‌ای کشتار می‌کند تا چند روزی بیشتر در قدرت بماند. رژیمی که خمینی بنیان گذاشت و خامنه‌ای ادامه داد، ایران را ملک شخصی خود می‌داند و برای حفظ آن، تنها یک زبان می‌شناسد: خشونت. در این ساختار، قوه قضاییه به

دست محسنی اژه‌ای چهره‌ای بدنام، وزیر پیشین اطلاعات و مشهور به خون‌ریزی

به ابزار انتقام بدل شده است؛ نهادی که به‌جای عدالت، زندان، شکنجه و اعدام را تکثیر می‌کند

تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی، آمیخته‌ای از ادبیات نازیستی و استالینیستی است؛ تهوع‌آور و انسان‌ستیز.

وزیر خارجه رژیم، عباس عراقچی

با وقاحت مقابل دوربین‌های بین‌المللی، هم کشتار را انکار می‌کند، هم اسرائیل را مقصر می‌خواند و هم از «ارتباط با نماینده ترامپ» سخن می‌گوید؛ هم‌زمان که رهبر رژیم هر روز آمریکا، اسرائیل یا خود ملت ایران را تهدید می‌کند

اما عمق شرّ، به همین‌جا ختم نمی‌شود. گزارش‌ها از ایران می‌گویند: مجروحان اعتراضات را از خیابان‌ها به بیمارستان می‌برند؛ نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها هجوم می‌آورند، مجروحانِ خون‌چکان را می‌ربایند و می‌کشند. سپس با خانواده‌ها تماس می‌گیرند و برای تحویل جسد، «پول گلوله» مطالبه می‌کنند؛ و حتی این پایان ماجرا نیست: خانواده‌ها را وادار می‌کنند در ویدئو و نوشته اعتراف کنند که عزیزشان «به‌دست معترضان» کشته شده و «همکار دولت یا سپاه» بوده است

از جهان می‌پرسم: آیا تا به‌حال چنین شرّی را دیده‌اید؟ چنین جنایتی را شنیده‌اید؟

گزارش‌های سازمان ملل از ده‌ها هزار بازداشتی می‌گویند؛ تحریم‌های تازه اعمال شده؛ و هشدارها صریح‌تر شده است. این خفقان پایدار نیست

ملت ایران، دست‌تنها و زجرکشیده، با دست خالی اما با امید و اراده تغییر ایستاده است. نه منتظر ترامپ است و نه نتانیاهو؛ راه خود را یافته و برای آن خون داده است. با این‌همه، راه دشوار و پرپیچ‌وخم است؛ و دردی مضاعف آن‌جاست که حتی پیش از سقوط رژیم، برخی با هویت‌های مبهم، به‌جای رسوا کردن آدم‌کشی خامنه‌ای،

به شاهزاده رضا پهلوی می‌تازند. بیچاره ملت ایران

امروز، در ۱۲۰ شهر، با هزاران کشته، با اینترنت و تلفنِ قطع‌شده، حالِ ملت خوب نیست. جامعه جهانی هنوز همه ابعاد حقه‌بازی، شیادی و آدم‌خواری این رژیم را درنیافته؛ اما ملت ایران می‌داند. ۴۷ سال از خروج شاهنشاه از ایران گذشته است؛ از آن روز، ایران روی آسایش ندیده و ملت، خواب آرام نداشته است

دوران این ظلم می‌گذرد و حقیقت، ماندگار است

Reza_Farmand_2.jpg

دین این قوم
به چشمه‌ای سیاه می‌ماند
همینکه از آن می‌نوشند
دیو می‌شوند
و انسان را دیگر نمی‌بینند

این همه خون جوان
که با شرشر شور بودن
به روی بُهتِ ما می‌ریزد
چشم‌های خفته‌ی ما را باز خواهد کرد
تا ما تیربارهایی را کز مسجد‌ها
به سوی سرهای ما
نشانه رفته است را ببینیم

به ما شلیک می‌کنند
چرا که ما دریافته‌ایم که هستی، زیباست
و نیستی، نبودن است
و جان یک جوان
از همه‌ی قدیسان و خدایان گرامی‌تر است

به ما شلیک می‌کنند
چرا که ما در رسانه‌ها
بلند می‌گوییم که بربریّت مقدس نیست

به ما شلیک می‌کنند
چرا که ما دیگر از بازارهای دین‌شان خرید نمی‌کنیم
روی دیدن‌شان را پیرامون زندگی‌مان نداریم
و نمی‌خواهیم که سرمایه‌ها
و دسترنج سرزمین مان را غارت کنند

به ما شیلک می‌کنند
چرا که ما باورهای مقدس‌شان را
برای همیشه در خود دفن می‌کنیم


رضا فرمند

dark.jpg​در روزگاری که جهان به پیوندِ جادوییِ شبکه‌ها می‌بالد، تکه‌ای از قلب زمین در تاریکیِ مطلق فرو رفته است. هفته‌هاست که نبضِ ارتباط با ایران از تپش ایستاده؛ گویی زمان متوقف شده و جغرافیا به زندانی بزرگ بدل گشته است. آنجا، در پسِ دیوارهای فروریخته‌ی سکوت، فاجعه‌ای در جریان است که تاریخ را شرمسار خواهد کرد.
​هولوکاستی در غبارِ گمنامی:
​سخن از ارقامی است که لرزه بر اندام آدمی می‌اندازد. در حالی که آمارهای رسمی با بی‌شرمی از دوازده هزار سخن می‌گویند، فریادهای خفه شده از اعماقِ فاجعه، خبر از سی و پنج هزار لاله پرپر شده می‌دهند. اما در این کارزار نابرابر، عددها ناتوان از بیان حقیقت‌اند. حقیقت آنجاست که حاکمیتی تا بن دندان مسلح، در برابر مردمی ایستاده است که جز سینه‌ی ستبر و فریادِ حق‌خواهی، سلاحی ندارند.
​گزارش‌های جسته و گریخته، حکایت از سبعیتی دارند که حتی مرزهای خیال را جابه‌جا کرده است؛ از پارازیت‌های کوری که آخرین روزنه‌های ارتباطی ماهواره‌ای را مسدود کرده ، تا راهروهای بیمارستان‌هایی که به جای درمانگاه، به قربانگاه بدل گشته‌اند. کجای تاریخ خوانده بودیم که بر بالین بیماران، تیر خلاص شلیک کنند؟
این هولوکاستی است که در سکوتِ کرکننده‌ی رسانه‌ها، جامه واقعیت پوشیده است.
​وعده‌های پوشالی و سکوتِ سنگینِ هم‌پیمانان
​یادمان نرفته است که در روزهای هجوم بر مردمان بی‌گناه در خاک اسرائیل، ما مردم ایران چگونه در شهرهای جهان به پا خاستیم. نفرت خود را از تروریسم فریاد زدیم و در کنار عدالت‌خواهان ایستادیم. اما امروز که نوبت به ایران رسیده، «صدا از سنگ می‌آید و صدا از دوستان نه!»
​آقای نتانیاهو که روزگاری با لبخند، وعده‌ی همراهی در خیابان‌ها را می‌داد، اکنون کجاست؟ چرا در شهرهای اسرائیل، فریادی به حمایت از مردمی که به جرم آزادی‌خواهی زنده به گور می‌شوند، برنمی‌خیزد؟ و از آن سو، وعده‌های «کمک در راه استِ» کاخ‌نشینان واشنگتن چه شد؟ مردم به اعتماد آن وعده‌ها در خیابان ماندند، اما به جای یاری، سرب گداخته نصیبشان شد.
​هجمه‌ی بیگانگان و تنهاییِ وطن:
​فاجعه آنجاست که برای سرکوبِ این ملتِ نجیب، حتی به نیروهای خودی هم بسنده نکردند. چکمه‌پوشانِ اجیر شده‌ی «حشد‌الشعبی» را از مرزها گذراندند تا بدون هیچ پیوند عاطفی یا حس گناهی، فرزندان این خاک را همچون مور و ملخ شکار کنند.
​امروز ایران، خانه‌ای است که درهایش را از بیرون قفل کرده‌اند و از درون آتشش زده‌اند. نه خبری به بیرون می‌رسد و نه فریادی به درون نفوذ می‌کند. جهانی که برای هر خراشی در گوشه‌ای از دنیا، گریبان می‌دراند، چگونه است که در برابرِ قتل‌عام سی هزار تن در دو شب، این‌چنین لب فروبسته است؟
​سخن آخر: مهربانی کی سر آمد؟
​ای وجدان‌های بیدار در اقصی نقاط گیتی! ای مردمی که در کشورهای آزاد نفس می‌کشید! ایران در خونِ خویش غوطه می‌خورد. این نه یک نبرد سیاسی، که یک نسل‌کشیِ تمام‌عیار در قرن بیست و یکم است. به یاد آورید که ما تنها به جرمِ «انسان بودن» و «آزادی خواستن» زیر چرخ‌دنده‌های استبداد و نیابتی‌هایشان له می‌شویم.

Gileh_Mard.jpgخون گشته مرا ز درد ایران، دیده
زین غم شده چون سیل بهاران، دیده
گر دست به من زنند می‌ریزد اشک
مانند درخت‌های باران‌دیده

در تاریخ خوانده بودیم که «یزید بن مهلب - سردار اموی - در گرگان سوگند خورد با خون عجم آسیاب بگرداند.
گویند بسیاری از جوانان و دلیران و مرزبانان بکشت، چون خون روان نمی‌شد آب در جوی کردند و آسیاب گردانیدند و گندم آرد کردند، و امیر عرب از آن آرد نان بخورد تا سوگند خود وفا کرده باشد»
(تاریخ طبرستان - ابن اسفندیار)

و اینک نوادگان همان گجستک تازی، دست به خون دخترکان و پسرکان سرزمین ما آغشته‌اند، اما مردم همچنان ایستاده‌اند و فریاد می‌زنند:

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است


پیامدهای جنبش‌های اعتراضی سال‌های اخیر

جنبش‌های اعتراضی سال‌های اخیر؛ به‌ویژه پس از خیزش خونبار زن زندگی آزادی، اگرچه به تغییر فوری قدرت منجر نشد، اما چند پیامد بسیار عمیق داشت:

۱- فروپاشی مشروعیت ایدئولوژیک رژیم:
حکومت ملایان پیش از این منحصراً به مشروعیت دینی و انقلابی تکیه داشت، اما بخش بزرگی از جامعه ایران این مشروعیت را پس زده و شکاف بین ملت-دولت به مرحله بازگشت‌ناپذیر رسیده است.

۲- فرو ریختن ترس سیاسی، حتی اگر سرکوب همچنان ادامه داشته باشد.

۳- گفتمان جامعه از «اصلاح» به «عبور» تغییر کرده است.

۴- مسئله حجاب، دین، اقتدار پدرسالارانه و مرکزیت روحانیت عملاً از تقدس هزارساله تهی شده است.

۵- حکومت برای بقای خود به یک سرکوب خونین پرهزینه دست زده است که علاوه بر انزوای مطلق بین‌المللی، مجبور است به نیروی امنیتی و نظامی تکیه کند؛ این یعنی بقای موقت ممکن است، اما ثبات و ماندگاری پایدار نه.

۶- در سال‌هایی که گذشت، در میهن ما یک جامعه معترض تولد یافته است.
اگرچه این جامعه به‌ظاهر خاموش بود، اما در درون خود گدازه‌های آتشفشانی از نفرت و خشم را در سینه داشت.
این سکوت، سکوت تسلیم نبود.


فروپاشی چهار ستون مشروعیت

مشروعیت حکومت ملایان بر چهار پایه استوار بود:
دین، انقلاب، عدالت، استقلال

امروز اما دین از مرجع اخلاق به ابزار قدرت تقلیل یافته، انقلاب از یک سرمایه افتخارآمیز به خاطره‌ای تلخ، خونین، بی‌معنا و مضحک برای نسل جوان تبدیل شده است؛ عدالت مفهومی آرمانی اما دست‌نیافتنی است و استقلال هم به آویختن به دامان روس و چین تقلیل یافته است.

این چهار عنصر اگر با هم از دست بروند، هیچ نظامی در هیچ جای دنیا دوام نخواهد آورد.


ایران در کجای منحنی تاریخ ایستاده است؟

وضعیت جامعه امروز ایران، وضعیت عبور از نظام است؛ بدین معنا که بخش بزرگی از جامعه هیچ‌گونه رابطه عاطفی با نظام ندارد و خواهان نابودی آن است.

ایران امروز در مرحله‌ای است که از نظر علوم سیاسی به آن «فرسایش مزمن قدرت» می‌گویند؛
یعنی نظام هنوز قدرت دارد، اما دیگر توان بازتولید خود را ندارد:

  • ابزار سرکوب دارد

  • منابع مالی حداقلی دارد

  • انسجام نهادی نسبی دارد

  • قدرتش اما قدرتی واکنشی است

نسل جدید زبان حکومت را نمی‌فهمد، ارزش‌هایش را پس می‌زند و آینده‌ای در چارچوب چنین حکومتی برایش متصور نیست.
این گسست، خطرناک‌تر از تحریم‌ها و اعتراض‌ها و خیزش‌های خیابانی است.

Mehran_Rafiei.jpg

بنازم بر این عقل و عزم و تلاش

که واعظ بگوید به آن اغتشاش

اگر باز گوید کلامی غلط

به رویِ دهانِ گشادش بشاش

***

اگر هست دردت فقط اغتشاش

بزودی بگردد تنت آش و لاش

چه کردی تو با کودکِ بی گناه؟

که در خواب بیند پنیر و لواش

***

فقیها از این پس تو هشیار باش

مبادا بگویی ز نو اغتشاش

تو کز محنت دیگران بیغمی

ز حلقت نیاید بجز بوی شاش

***

اگر آشفته ای از دستِ آشوب

همین حالا برو تا شهر محبوب

اسد از دوریت گشته پریشان

ز پروازت شود حالِ جهان خوب

***

چو در خطِ شیطان تو کردی تلاش

ببینی جزایش از این اغتشاش

ربودی ز ملت تو خروارها

که راهی نماند برای معاش

***

تقاضای ملت که آشوب نیست

مرادت ز کشتارِ بسیار چیست؟

فراوان بگویی ز آشوبگر

ولی خود ندانی که بیمار کیست

***

به ما چون بگویی تو آشوبگر

سزایش ببینی تو ای فتنه گر

نداری به گِردت مریدانِ پاک

همه دزد و جانی همه حیله گر

***

فراخوان جدید رضا پهلوی

| No Comments

rp.jpgایران اینترنشنال - رضا پهلوی با انتشار پیامی از مردم ایران خواست در روزهای شنبه تا دوشنبه، ۲۷ تا ۲۹ دی‌ماه، هر شب راس ساعت هشت وقت ایران، «با شعارهای ملی، صدای خشم و اعتراض خود را بلند کنند.»

رضا پهلوی خطاب به «هم‌میهنان شجاع» گفت هدف از این فراخوان، رساندن صدای خشم مردم ایران به جهانیان و نشان دادن نزدیک بودن «پایان جنایتکاران ناایرانی و ضدایرانی» است.

او تاکید کرد جهان شجاعت مردم ایران را می‌بیند و از انقلاب ملی آن‌ها حمایت‌های آشکارتر و عملی‌تری خواهد کرد.

رضا پهلوی در این پیام نوشت: «از همه شما هم‌میهنان شجاع در سراسر ایران می‌خواهم روزهای شنبه تا دوشنبه، ۲۷ تا ۲۹ دی، راس ساعت هشت شب، با شعارهای ملی، صدای خشم و اعتراض خود را بلند کنید.»

او در بخش دیگری از این پیام، جمهوری اسلامی را «رژیم جنایتکار» توصیف کرد و گفت مقام‌های این حکومت در تلاش‌اند با فریب جهان و خرید زمان، این ادعا را مطرح کنند که شرایط در ایران «عادی» است.

به گفته او، میان مردم و این حکومت «دریایی از خون فرزندان ایران» قرار دارد و تا زمانی که علی خامنه‌ای و ساختار حاکم کنار نروند و عاملان جنایت‌ها مجازات نشوند، هیچ‌چیز در ایران عادی نخواهد بود.

attacker.jpg

نشریه بیلد گزارش داد که در جریان تظاهرات علیه جمهوری اسلامی روز شنبه در شهر هامبورگ آلمان، دو ایرانی با ضربات چاقو به شدت مجروح شدند که وضعیت یکی از آن‌ها وخیم گزارش شده‌است و در خطر جانی قرار دارد.

به گفته پلیس، در ارتباط با این حمله سه مظنون بازداشت شده‌اند. یکی از مجروحان از ناحیه پا و فرد دیگر از ناحیه پشت هدف ضربه چاقو قرار گرفته است.

***

1616.jpgایران وایر - وب‌سایت«جامعه دموکراتیک آذربایجان»، شامگاه جمعه ۲۶دی۱۴۰۴ در گزارشی از بازداشت یک خواننده شناخته‌شده موسیقی مردمی موغام آذربایجانی اهل جمهوری آذربایجان که قصد خروج از ایران را داشت، خبر داده است.

بر اساس این گزارش، «غضنفر عباس‌اف»، هنگام بازگشت از ایران به جمهوری آذربایجان در فرودگاه بازداشت شده است. علت بازداشت این هنرمند تاکنون به‌طور رسمی اعلام نشده است.

گفته شده که آقای عباس‌اف پیش از قطع ارتباط، در تماسی کوتاه توانسته این موضوع را به یکی از خبرنگاران در جمهوری آذربایجان اطلاع دهد و پس از آن، تلفن همراه او خاموش شده است.

این خواننده آذربایجانی روز جمعه ۱۲دی‌ماه۱۴۰۴ در شهر ارومیه، در کنار «ناصر عطاپور» و «علی‌ رشیدی»، به اجرای صحنه‌ای موسیقی «موغام» آذربایجانی پرداخته بود.

بر اساس گزارش‌ها، هنوز درباره محل نگهداری، وضعیت یا اتهامات احتمالی مطرح‌شده علیه غضنفر عباس‌اف اطلاعاتی ارایه نشده است.

ابراهیم الله بخشی در شبکه اکس نوشت: خود حکومت با انتشار این عکس‌ها، چهرهٔ سرکوبگران و قاتلان را افشا کرد. این چهره‌ها را به خاطر بسپارید، روز حساب نزدیک است.

G-3szD8bIAAS1MS.jpg

G-3szDaWAAAgO8m.jpg

G-3szEKbEAAsgvc.jpg

17.jpgهمان‌طور که در تصویر دیده می‌شود اراذل و اوباش سرکوبگر حکومتی با چاقو و قمه به مردم حمله می‌کنند.

تصاویر دریافتی از حمله نیروهای حکومتی با اسلحه و باتوم و... به مردمی که به یک ساختمان در تهران پناه برده‌اند و تلاش شجاعانه یکی از شهروندان که می‌خواد مانع ورود اراذل و اوباش سرکوب‌گر بشه!

زمانی که روی مانتیور دوربین مداربسته دیده می‌شه: چهارشنبه ۷ ژانویه، ساعت ۱:۴۰ بامد

***

ویدئویی که به‌سرعت وایرال شده، ساکنِ واحدی در طبقه ششمِ یک ساختمان ۲۰ طبقه در چین را نشان می‌دهد که در حال بریدن یک ستون بتنیِ سازه‌ای است. او با این کار تلاش می‌کند دیدی باز و بدون مانع برای واحد خود ایجاد کند!

:::

londonbanner.jpgویژه خبرنامه گویا - در ادامه موج اعتراضات ایرانیان خارج از کشور، شب گذشته مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن صحنه‌هایی رقم خورد که بیش از آن‌که یادآور پلیس یک کشور دموکراتیک باشد، بسیاری را به یاد رفتار نیروهای سرکوبگر در تهران انداخت. برخورد خشونت‌بار پلیس متروپولیتن لندن با معترضان ضدحکومتی ایرانی، موجی از انتقاد و بهت را در میان شاهدان عینی و کاربران شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است.

ویدیویی بسیار تکان‌دهنده؛ پلیس لندن به بیمارستان‌ها رفته و معترضان زخمی را بازداشت می‌کند. رفتاری که یادآور روش‌های جمهوری اسلامی است

به گفته شاهدان محلی، جرقه این درگیری‌ها زمانی زده شد که پرچم جمهوری اسلامی بر فراز ساختمان سفارت با پرچم شیر و خورشید، نماد ایران پیش از انقلاب ۵۷، جایگزین شد. پرچم سفارت در روزهای اخیر چندین بار هدف اعتراض نمادین معترضان قرار گرفته بود. هفته گذشته نیز یکی از معترضان موفق شده بود با بالا رفتن از نمای ساختمان، پرچم جمهوری اسلامی را پایین کشیده و پرچم شیر و خورشید را برافرازد.

شاهدان می‌گویند پس از بازداشت فردی که پرچم را پایین آورده بود، پلیس به‌طور گسترده و بدون تفکیک، به معترضان حمله‌ور شد. ویدیوهای منتشرشده از محل نشان می‌دهد که در جریان این برخوردها، زنان و سالمندان نیز هدف ضربات باتوم قرار گرفتند و شماری از معترضان زخمی شدند.

l1.jpgl3.jpgl4.jpg

پلیس متروپولیتن در واکنش به این انتقادات مدعی شد که مأموران در پاسخ به پرتاب اشیا از سوی معترضان وارد عمل شده‌اند و تعدادی از افسران نیز مجروح شده‌اند. اما به گفته شاهدان عینی و بر اساس ویدیوهای ضبط‌شده در محل، هیچ نشانه‌ای از رفتار تهاجمی یا خشونت‌آمیز از سوی معترضان دیده نمی‌شود. یکی از معترضان با طعنه گفته است: «شاید مأموران دست خودشان را هنگام کتک زدن مردم زخمی کرده‌اند.»

بسیاری از حاضران در محل، واکنش پلیس لندن را بیش از حد خشن و تبعیض‌آمیز توصیف کرده‌اند و پرسیده‌اند چرا پلیس با تجمعات حامی گروه‌های اسلام‌گرای افراطی در لندن هرگز چنین برخوردی ندارد. این مقایسه، به‌ویژه در میان ایرانیان معترض، خشم و ناامیدی عمیقی ایجاد کرده است.

نیّاک قربانی، یکی از معترضان ضدحکومتی که شب جمعه مقابل سفارت حضور داشت، اقدامات پلیس را «شرم‌آور» خواند و گفت:

«پس از آن‌که یک معترض پرچم شیر و خورشید ایران را بالا برد، پلیس لندن با خشونت به مردم حمله کرد. زن و مرد، پیر و جوان، با باتوم مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. امشب پلیس متروپولیتن با معترضان ایرانی رفتاری داشت که یادآور سپاه پاسداران است.»

او افزود:

«این‌ها معترضان مسالمت‌آمیزی بودند که تنها خواسته‌شان بسته شدن سفارتی است که به مرکزی برای فعالیت‌های جمهوری اسلامی در خاک بریتانیا تبدیل شده. پلیس عمداً فضا را ملتهب کرد و سپس به سرکوب خشونت‌آمیز دست زد. پلیس لندن حتی یک بار هم با حامیان حماس چنین برخوردی نکرده است.»

یکی دیگر از حاضران نیز گفت:

«پلیس مسلح همه را می‌زند؛ زن، مرد، حتی بچه‌ها. هیچ فرقی نمی‌کند.»

اکنون پرسشی جدی پیش روی افکار عمومی بریتانیا قرار دارد: چگونه ممکن است پلیس لندن، که مدعی دفاع از آزادی بیان و حق تجمع مسالمت‌آمیز است، با معترضان ضدیک دیکتاتوری چنین رفتاری داشته باشد؟ تصاویری که از مقابل سفارت ایران در لندن منتشر شده، نه‌تنها اعتبار پلیس متروپولیتن، بلکه ادعای پایبندی غرب به ارزش‌های حقوق بشری را نیز زیر سؤال برده است.

sadiqkhan.jpg

پلیس متروپولیتن لندن در سطح شهری تحت نظارت و پاسخ‌گو به صادق خان، شهردار لندن، است و در سطح دولت مرکزی نیز به شبانه محمود، وزیر کشور، گزارش می‌دهد. پیشینه خانوادگی هر دو مقام به خانواده‌هایی با ریشه پاکستانی بازمی‌گردد.

صادق خان در ۸ اکتبر ۱۹۷۰ در بیمارستان سنت جرج در توتینگِ جنوب لندن متولد شد. والدین او، امان‌الله و سهرون خان، در سال ۱۹۶۸، چند سال پیش از تولدش، از پاکستان به لندن مهاجرت کردند.

شبانه محمود در ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰ در بیرمنگامِ انگلستان به دنیا آمد. او در سال‌های ابتدایی زندگی، بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶، همراه خانواده‌اش در شهر طائفِ عربستان سعودی زندگی می‌کرد؛ جایی که پدرش به‌عنوان مهندس عمران مشغول به کار بود. خانواده او در سال ۱۹۸۶ به بریتانیا بازگشتند و شبانه محمود در بیرمنگام بزرگ شد.

از نظر پیشینه خانوادگی، والدین او زبیده و محمود احمد اصالتی پاکستانی دارند و ریشه‌های خانوادگی‌شان به میرپور در کشمیر آزاد پاکستان بازمی‌گردد.

نمونه‌ای از چگونگی رفتار پلیس لندن با معترضان حامی فلسطین:

***

17.jpgعبدی مدیا - علی صالحی دادستان تهران در پاسخ به توییت ترامپ مبنی بر تشکر بابت عدم برخورد (اعدام) با ۸۰۰ نفر صبح امروز گفت: ترامپ همیشه حرف مفت و بی‌جهت خیلی میزنه، غلط هم میکنه.

ما برخوردمان، برخورد قاطع، بازدارنده و سریع هست و الان تعداد زیادی از پرونده ها منتهی به صدور کیفرخواست شده و به دادگاه ارسال شده.

بنر کوچیک.jpgیک چشم‌پزشک ایرانی که به تازگی ایران را ترک کرده به رادیوفردا می‌گوید، بیمارستان‌ها برای درمان همه مجروحان با مشکل مواجه‌اند و پزشکان به‌ویژه از نظر شمار بالای آسیب‌های چشمی تحت فشار و درمانده شده‌اند.

او همچنین گفت گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه نیروهای امنیتی بیماران زخمی را از بیمارستان‌ها با خود برده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید تنها در چند ویدئو که از این مرکز منتشر شده و کیسه‌های متعدد اجساد و پیکرهای انباشته‌شده را در محوطه و اطراف مرکز پزشکی قانونی کهریزک نشان می‌دهد، دست‌کم ۴۰۰ جسد قابل شمارش بوده، هرچند به دلیل روی‌هم‌چیده‌شدن پیکرها، این رقم کمتر از تعداد واقعی اجساد در این ویدئوها است.

منابع حقوق بشری می‌گویند دست‌کم سه تا پنج هزار نفر در جریان سرکوب اعتراضات توسط مأموران حکومتی کشته شده‌اند. حکومت ایران نیز شمار مأموران کشته‌شده را حدود ۱۵۰ نفر اعلام کرده‌ است.

بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی در تظاهرات روز شنبه در کانادا شرکت کردند

شنبه ۲۷ دی‌ماه، بیش از ۱۰۰ هزار نفر از ایرانیان ساکن کانادا در شهرهای مختلف این کشور برای حمایت از انقلاب ملی ایرانیان تجمع کردند.

***

1616.jpgتوانا - یک عضو کادر درمان می‌گوید که فقط در بیمارستان فارابی تهران، حدود ۱۵۰۰ تخلیه چشم داشته‌اند. تخلیه چشم وقتی انجام می‌شود که امیدی به بازگشتن چشم نیست. یعنی افرادی به مراتب بیشتر از ناحیه چشم مصدوم شده‌اند.
این فقط آمار یک بیمارستان و فقط در تهران است.

Untitled-14.jpg

1313.jpgکمپین فعالین بلوچ - افشاگری یک خبرنگار حکومتی درباره انتقال گسترده اجساد؛ پرسش‌ها درباره ابعاد کشتار و پنهان‌سازی قربانیان اعتراضات به گزارش کمپین فعالین بلوچ، پخش گزارشی از صداوسیمای جمهوری اسلامی که حاوی اظهارات یک خبرنگار حکومتی است، پرسش‌های جدی درباره ابعاد کشتار معترضان و نحوه مدیریت اجساد قربانیان اعتراضات اخیر در ایران ایجاد کرده است.

بر اساس این گزارش، «نگینی‌پور» که به‌عنوان خبرنگار تحقیقی معرفی شده، اعلام می‌کند: «همه سوله‌ها پر شده بود. پزشکی قانونی سه سوله داشت که کاملاً پر شدند و اجساد را به کهریزک منتقل کردند. مردم دنبال جان‌باخته‌هایشان بودند.»

این اظهارات، به‌طور ضمنی از حجم بالای جان‌باختگان در یک بازه زمانی کوتاه حکایت دارد؛ به‌گونه‌ای که ظرفیت‌های موجود پزشکی قانونی تهران پاسخگوی تعداد اجساد نبوده و انتقال آن‌ها به کهریزک انجام شده است. به گفته ناظران، این روایت تنها مربوط به یک روز مشخص است و همچنان اطلاعات شفافی درباره سرنوشت سایر قربانیان و محل نگهداری یا دفن آن‌ها ارائه نشده است.

گزارش ها از شاهدان و خانواده‌ها نیز در روزهای پس از اعتراضات، از جست‌وجوی گسترده برای یافتن پیکر عزیزان خود خبر داده‌اند؛ موضوعی که بر ابهام‌ها درباره آمار واقعی جان‌باختگان افزوده است.

با این حال، مقام‌های رسمی تاکنون جزئیات روشنی درباره تعداد قربانیان، هویت آن‌ها و روند قانونی رسیدگی به این موارد منتشر نکرده‌اند. در مقابل، روایت رسمی حکومت، بخش قابل توجهی از کشته‌شدگان را با عنوان «تروریست» معرفی کرده است.

این در حالی است که تاکنون هیچ گزارش مستندی درباره کشف گسترده سلاح، مهمات یا تجهیزات نظامی از سوی قربانیان ارائه نشده است. همزمان با این رویدادها، قطع سراسری اینترنت، محدودیت شدید اطلاع‌رسانی، جمع‌آوری شبانه اجساد و روایت‌سازی رسانه‌ای، امکان دسترسی مستقل به اطلاعات را به‌شدت کاهش داده است.

فعالان حقوق بشر معتقدند این اقدامات، بررسی مستقل و شفاف وقایع را دشوار کرده و ضرورت تحقیقات بین‌المللی را برجسته می‌سازد. نهادهای حقوق بشری و خانواده‌های قربانیان خواستار روشن شدن حقیقت، اعلام آمار واقعی جان‌باختگان، پاسخگویی مسئولان و انجام تحقیقات مستقل درباره آنچه رخ داده، هستند.

گلوله‌ای که در هیچ خشابِ ایرانی جا نمی‌شود! روایت کارشناس پزشکی قانونی از سلاحی که در ایران نیست اما در حملات تروریستی اخیر جانِ مردم را گرفت.

rp.jpgرضا پهلوی در آغاز این کنفرانس خبری گفت: «پیش از آنکه سخنم را آغاز کنم، از شما می‌خواهم برای یک لحظه سکوت، به یاد مردم شجاع ایران که بالاترین بهای ممکن را برای آزادی پرداختند، با من همراه شوید.»

او سپس با تاکید بر این که ایران در اشغال خارجی است، گفت نبرد بین اشغالگران و آزادی‌خواهان است.
او افزود: «مردم از من خواستار رهبری شده‌اند.»

رضا پهلوی با اشاره به ادامه اعتراضات سراسری در ایران گفت سربازان واقعی ایران «مردم» هستند؛ مردمی که هر روز برای آزادی خود می‌جنگند و برای حفاظت از جانشان به حمایت جدی جامعه جهانی نیاز دارند.

او تاکید کرد: «این رژیم با تعطیلی اینترنت و سرکوب می‌خواهد مردم را از ادامه مبارزه باز دارد، اما عزم مردم باعث شده هزاران نیروی امنیتی حتی بر سر کار حاضر نشوند.»

رضا پهلوی از معترضان خواست نام همه عاملان سرکوب و جنایت را ثبت کنند و گفت این افراد در آینده محاکمه خواهند شد.

به گفته او، پس از کشتارهای اخیر «دریایی از خون» میان مردم و جمهوری اسلامی ایجاد شده و بازگشت به وضعیت عادی دیگر ممکن نیست.

او خطاب به جامعه جهانی هشدار داد که یا اکنون در کنار مردم ایران بایستند، یا شاهد تداوم چرخه بی‌ثباتی باشند.

رضا پهلوی با اشاره به چشم‌انداز آینده ایران گفت یک ایران آزاد می‌تواند شریک صلح و شکوفایی در خاورمیانه باشد و روابطی حسنه با غرب و ایالات متحده داشته باشد.

تعهد من به دموکراسی و حقوق بشر از روز نخست روشن بوده است

رضا پهلوی در پاسخ به سوالی درباره احتمال دیکتاتوری در صورت به قدرت رسیدنش گفت: «شما می‌بینید مردم پشت من ایستاده‌اند و نام من را صدا می‌زنند. آن‌ها به‌خوبی از عزم و تعهد روشن ما به دموکراسی و حقوق بشر آگاه‌اند. این موضع من از همان روز نخست بوده و همچنان نیز موضع من است.»

ترامپ مردی است که به حرف خود عمل خواهد کرد

رضا پهلوی گفت: «خیلی روشن است، ترامپ گفت اگر رژیم ایران مردم ایران را بکشد پیامد جدی خواهد داشت. مردم ایران باور کردند. او مردی است که به حرف خود عمل خواهد کرد.»

رضا پهلوی تاکید کرد: «بارها خواستار این بودیم که سپاه در فهرست گروه‌های تروریستی ثبت شود، رژیم در یک قدمی سقوط است.»

او گفت: «جهان دموکراتیک و آزاد که مدعی دفاع از آزادی و حقوق بشر است و باید در مقابل سرکوب بی‌رحمانه رژیم عمل کند.»

رضا پهلوی در ادامه افزود: «ترامپ گفته که مردم ایران باید تصمیم بگیرند و من کاملا موافقم و مردم ایران نشان دهند که با شمار بالا می‌خواهند چه کسی رهبری گذار را عهده دار باشد. اکر رهبران اروپایی هم شرایط میدانی را بررسی کنند متوجه خواهند شد.»

netblocks.jpgنت‌بلاکس، نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت، روز ۲۸ دی با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که با وجود ادامه اختلال گسترده اینترنت در ایران، نشانه‌هایی از بازگشت محدود برخی خدمات آنلاین مشاهده می‌شود.

بر اساس این پیام، در حالی که قطع اینترنت عادی در ایران وارد ساعت ۲۳۸ شده، داده‌های ترافیکی نشان می‌دهد دسترسی به برخی سرویس‌ها از جمله گوگل تا حدی برقرار شده است. نت‌بلاکس افزوده این داده‌ها حاکی از فعال شدن دسترسی «به‌شدت فیلترشده» به برخی خدمات است و گزارش‌های کاربران درباره اتصال جزیی را تایید می‌کند.

این نهاد تاکید کرده است که با وجود این تغییرات محدود، اختلال گسترده اینترنت در ایران همچنان ادامه دارد.

در بروزرسانی دوم که دقایقی پیش انجام شد نت بلاکس نوشت: با گذشت ۲۴۰ ساعت از قطع اینترنت، سطح ترافیک پس از یک بازگشایی کوتاه‌مدت و به‌شدت فیلترشدهِ برخی خدمات گوگل و پیام‌رسان‌ها در ایران، دوباره کاهش یافته است. در این فاصله کوتاه، شماری از شهروندان توانستند گزارش‌هایی از شدت بحران موجود در داخل کشور منتشر کنند.

t2.jpg

tavaana.jpgروایت جنایت؛ میدان کاج سعادت‌آباد تداعی‌کننده صحنه‌های یورش مغول به ایران و حتی قیام و قتل‌عام سربداران در تاریخ بود!

روح‌الله رحیم‌پور - توانا

روح‌الله رحیم‌پور این روایت تکان‌دهنده از فاجعه میدان کاج را بر پایه شواهد دریافتی، گزارش‌های شاهدان عینی و آنچه از حاضران در صحنه شنیده تنظیم کرده است؛ روایتی که نشان می‌دهد شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، میدان کاج سعادت‌آباد به صحنه یکی از هولناک‌ترین جنایت‌های خیابانی جمهوری اسلامی بدل شد، جایی که نیروهای بسیج و سپاه با تیراندازی مستقیم و سپس سوزاندن اجساد و مجروحان، دست به عملی آشکار از جنایت علیه بشریت زدند. این روایت را بخوانید:

‏۱۸ دی، میدان کاج...

تقریباً از ساعت ۹ شب به بعد، نیروهای بسیج از پشت‌بام مسجد در حال تیراندازی مستقیم و کور به سمت انبوه مردمی بودند که میدان کاج را احاطه کرده‌ بودند. جمعیت آنقدر زیاد بود که وقتی همگی باهم شعار می‌دادند صدای شلیک بسیجی‌ها گم می‌شد. همانجا تعدادی از مردم کشته و مجروح شدند اما مردم حاضر به ترک میدان کاج نبودند. ارتباط پشتیبانی میان شلیک‌کننده‌ها از پشت بام مسجد با دیگر نیروهای سرکوبگر قطع شده بود. حوالی ساعت ۱۰ شب به یکباره مردم خشمگین به سمت مسجد هجوم بردند و با شکستن درب اصلی وارد آن شدند. تنها راه برای مقابله با شلیک مداوم بسیجی‌ها، تسخیر مسجد بود. عده‌ای می‌گفتند باید آتش بزنیم، بعضی‌ها مخالفت می‌کردند و در پاسخ، یک نفر فریاد زد: «مسجدی که از آن به مردم بی‌دفاع گلوله بزنند، مسجد ضرار است...»

جمعیت کم‌کم از داخل مسجد بیرون آمدند و بلافاصله شعله‌های آتش زبانه کشید. غریو شادی و فریاد پیروزی توسط مردم، میدان کاج را فراگرفته بود.

اما حجم حضور نیروهای سرکوبگر که عمدتاً متعلق به سپاه بودند و محاصرهٔ میدان کاج نیز به شدت زیاد شده بود. با شلیک گاز اشک‌آور و به ضرب شاتگان توانستند از میان مردم به سمت مسجد، معبر بزنند.

کنترل مسجد به دست نیروهای لباس شخصی نقاب‌دار و مأموران یونیفورم‌پوش افتاد. تعدادی از مجروحان و اجساد کشته‌شدگان روی زمین بودند. هنوز نیمه‌شب نشده بود که مردم را به سمت ضلع جنوبی میدان عقب راندند. فاجعه از اینجا به بعد رخ داد...

جلوی چشم مردم معترض و خشمگین که همچنان در حال شعار دادن و مقاومت بودند، چند تا از اجساد کشته شده‌ها و حتی یکی دو تا از مجروحان را درون شعله‌های آتش انداختند و برای جلوگیری از هجوم مردم، بلافاصله به سمت آن‌ها شروع به شلیک کردند!

مردم ۱۸ دی را در حالی به روز نوزدهم تحویل داده بودند که میدان کاج سعادت‌آباد تداعی‌کنندهٔ صحنه‌های یورش مغول به ایران و حتی قیام و قتل‌عام سربداران در تاریخ بود!

1313.jpgایندیپندنت فارسی - یکی از نزدیکان امیر قادرزاده، بازیکن ۱۹ ساله باشگاه سپاهان اصفهان، روز جمعه ۲۶ دی‌ماه به ایندیپندنت فارسی خبر داد که این فوتبالیست به دلیل حضور در خیزش ملی ایرانیان بازداشت و برایش حکم «اعدام» صادر شده است.

این منبع مطلع گفت: «پنجشنبه هفته گذشته او را حوالی چهارباغ اصفهان بازداشت کردند و پس از گذشت کمتر از یک هفته، فورا حکم اعدام صادر کردند! مگر می‌شود تمام روند قضایی مانند تحقیقات و بازپرسی اولیه، طرح اتهام و برگزاری جلسات دادگاه در همین چند روز رخ داده باشد و چنین حکم غیرانسانی و غیرقابل‌بازگشتی را صادر کنند؟ پس چرا هنوز اجازه نداده‌اند تا حتی وکیل امیر با او ملاقات کند؟ امیر کمترین گناهی مرتکب نشده است. او تنها همراه با ده‌ها هزار نفر دیگر در اعتراض‌های اصفهان حضور داشت، ولی به او اتهام همکاری با تروریست‌ها زده‌اند! مگر شعار دادن به معنای فعالیت تروریستی است؟ این‌طوری که حالا ۷۰ میلیون ایرانی تروریست می‌شوند که!»

فرد نزدیک به خانواده امیر قادرزاده که خود جزو اهالی فوتبال اصفهان است، ادامه داد: «امیر جوانی بسیار مودب، بااستعداد و باشرف است. اگر او را اعدام کنند، اصفهان را به آتش می‌کشیم. بدون برگزاری هیچ جلسه دادگاه و بدون اینکه حتی امیر و وکیلش حق دفاع داشته باشند، چنین حکم ظالمانه‌ای را صادر می‌کنند! تروریست آن حکومتی است که طی چند روز بیش از ۱۵ هزار انسان بی‌گناه را در خیابان‌های ایران می‌کشد، نه یک بچه ۱۷ ساله که حتی زمان بازداشت یک چوب هم دستش نبود. مگر ترامپ نمی‌گفت جمهوری اسلامی تمام احکام اعدام را کنار گذشته؟ خب این‌ها که همچنان به مظلوم‌ترین و شریف‌ترین بچه‌های ایران مثل نقل و نبات، حکم اعدام می‌دهند!»

امیر قادرزاده که سابقه قهرمانی با تیم جوانان سپاهان در لیگ استان اصفهان، عضویت در تیم امیدهای این باشگاه و حضور در اردوی تمرینی تیم بزرگسالان سپاهان را در کارنامه دارد، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، در نخستین روز فراخوان عمومی شاهزاده رضا پهلوی برای حضور ایرانیان معترض به جمهوری اسلامی در خیابان‌ها، حوالی چهارباغ، پس از آنکه هدف ضرب‌وشتم ماموران لباس‌شخصی قرار گرفت، بازداشت شد.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

اشاره فرد نزدیک به این فوتبالیست به سخنان دونالد ترامپ، ناظر به اظهارات رئیس‌جمهوری ایالات متحده در روز چهارشنبه ۲۴ دی است که مدعی شد پس از هشدارهایش به مقام‌های جمهوری اسلامی، دیگر برای معترضان ایرانی «حکم اعدام صادر نخواهد شد» و پرونده‌های مشابه نیز مشمول این توقف می‌شوند. ترامپ همچنین تاکید کرد که «روند کشتار معترضان در ایران متوقف شده است و در حال حاضر برای اجرای احکام اعدام برنامه‌ای وجود ندارد.»

از ویتکاف تا پناهی و خاتمی

| No Comments

trio.jpgخاتمی اعتراض مردم در انقلاب ملی ایرانیان را توطئه اسرائیل و امریکا خواند

ایران اینترنشنال - محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات، اعتراضات مردم در جریان انقلاب ملی ایرانیان را «توطئه بزرگ برنامه‌ریزی‌شده» خواند.

او در بیانیه‌ای ضمن حمایت از دولت پزشکیان، اعلام کرد: «دور از انصاف است رفتار مدنی دولت را در روزهای اول اعتراض‌های مردمی نادیده بگیریم.»

رئیس دولت اصلاحات افزود: «اظهارات مقامات اسرائیلی و حمایت آمریکا، تردیدی در شکل‌گیری یک توطئه بزرگ برنامه‌ریزی شده علیه ایران به جا نمی‌گذارد.»

او ادامه داد: «ورود خشونت عریان، صحنه پذیرفتن رسمی حق اعتراض ملت را به سرعت عوض کرد.»
محمد خاتمی در بیانیه‌ خود اشاره‌‌ای به کشتار گسترده مردم به دست حکومت نکرده است.

پناهی: درخواست بازگشت رضا پهلوی صدایی است که از دل اعتراض ها بیرون می آید

جعفر پناهی در مصاحبه با گاردین گفت که درخواست‌ها برای بازگشت شاهزاده رضا پهلوی صدایی است که از دل اعتراض‌ها بیرون می‌آید.

او افزود که همان‌طور که شاهزاده رضا پهلوی گفته، پس از دوره گذار باید در ایران همه‌پرسی برگزار شود و مردم تصمیم خواهند گرفت چه نوع حکومتی می‌خواهند.

پناهی گفت که چه با شاهزاده رضا پهلوی موافق باشیم چه نباشیم، می‌دانیم که اکثریت قاطع جمعیت ایران خواهان پایان حکومت کنونی هستند.

ویتکاف: بدون عقب نشینی جمهوری اسلامی در موضوعات هسته ای، موشکی و نیابتی ها، هیچ توافقی در کار نیست

ایندیپندنت فارسی - از ویتکاف پرسیده شد پیامی برای مردم ایران که خواهان سقوط رژیم‌اند دارد یا خیر. ویتکاف پاسخ داد: «آن‌ها مردمی فوق‌العاده شجاع‌اند و ما کنار شما ایستاده‌ایم»

استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، می‌گوید دولت ترامپ ترجیح می‌دهد تنش‌های جاری با جمهوری اسلامی ایران را از طریق راه‌حل دیپلماتیک، نه نظامی، حل کند.

1313.jpgتوانا - به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هم‌زمان با اعتراضات سراسری و در شرایط قطع گسترده و سراسری اینترنت، دست‌کم ۵۲ زندانی در ۴۲ زندان مختلف ایران اعدام شده‌اند.

این اعدام‌ها در بازه زمانی ۱۵ تا ۲۴ دی‌ماه اجرا شده. اجرای این احکام در حالی صورت گرفته که دسترسی عمومی به اطلاعات به‌شدت محدود بوده و امکان نظارت مستقل بر روند دادرسی و اجرای احکام عملا وجود نداشته است.

هم‌زمان با اعمال محدودیت‌های شدید ارتباطی و خاموشی اینترنت، روند اجرای احکام اعدام بدون وقفه ادامه یافته است.
اجرای گسترده احکام اعدام هم‌زمان با سرکوب اعتراضات و قطع اینترنت، نگرانی‌های جدی درباره نقض سیستماتیک حقوق بشر و استفاده از خاموشی ارتباطی برای پنهان‌سازی ابعاد واقعی خشونت حکومتی ایجاد کرده است.

در شرایطی که اینترنت قطع شده و صدای مردم ایران به‌طور هدفمند خاموش می‌شود، اطلاع‌رسانی مستمر درباره وضعیت کشور و رساندن حقیقت به افکار عمومی جهان اهمیتی حیاتی دارد. سکوت و بی‌خبری، زمینه‌ساز تداوم سرکوب و نقض حقوق انسانی شهروندان است.

1313.jpgایران وایر - «سوران منصوری‌نیا»، برادر دادخواه «برهان منصوری‌نیا» که در اعتراضات آبان۱۳۹۸ به دست ماموران حکومتی کشته شد جزییات تکان‌دهنده‌ای از لحظات پس از کشته شدن «احمد عباسی» از معترضان اهل کرج و کشته شده در تهران منتشر کرد.

احمد عباسی، بازیگر تئاتر روز پنج‌شنبه ۱۸دی۱۴۰۴، در خیابان پیروزی تهران با شلیک گلوله‌ی‌‌ جنگی ماموران سرکوب‌گر کشته شد.

سوران منصوری‌نیا نوشته است این بازیگر تئاتر جوان بعد از اینکه زخمی شده خودش را به یک کوچه رسانده و گوشی‌ تلفنش را به یک رهگذر داده و گفته «به آخرین نفر در لیست تماس‌ها زنگ بزن»

بر اساس این روایت تا خانواده به خیابان پیروزی و محلی که احمد درآن‌جا بود برسند او جانش را از دست داده بود و به دلیل وضعیت وخیم امنیتی و نبود آمبولانس در حوالی خیابان پیروزی مادر این بازیگر جوان پیکر پسرش را شب تا صبح در همان کوچه در آغوش گرفت تا نیروهای امنیتی پیکر را از او نگیرند.

اما در نهایت با انتقال پیکر احمد عباسی به پزشکی قانونی کهریزک نیروهای لباس شخصی پیکر را ربودند.

برای تحویل پیکر این بازیگر جوان تئاتر ایران درخواست یک‌میلیارد تومان «حق تیر» داده‌اند و آن‌ها تا این لحظه قادر به پرداخت این مبلغ هنگفت نبوده‌اند.

wrap.jpgحسین ملایمی و شیرین سوهانی، دو برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه انیمیشن، در یادداشتی در نشریه رپ نوشتند که هیچ‌کس از مداخله نظامی خارجی در کشورش استقبال نمی‌کند اما وقتی دولتی علیه مردم خود جنگ می‌کند، عدم مداخله دیگر بی‌طرفی نیست بلکه همدستی است

ایندیپندنت فارسی - شیرین سوهانی و حسین ملایی دو هنرمند برنده اسکار، روز پنجشنبه ۲۵ دی ماه با انتشار یادداشتی در نشریه رپ خطاب به جامعه‌ جهانی نوشتند: مردم ایران بدون مداخله بین‌المللی قادر به برچیدن حکومتی که «راه هرگونه تغییر مسالمت‌آمیز» را مسدود کرده است، نیستند.

در این یادداشت آمده است آنچه امروز در ایران جریان دارد، فراتر از تیترها و آمارها و «یک تراژدی ملی در سکوت تحمیلی» است. این زوج سینماگر در بخشی از یادداشت خود نوشتند غیرنظامیان بی‌سلاح در سراسر کشور برای کرامت، آزادی و بقا به خیابان‌ها آمده‌اند، اما با «کشتارهای گسترده و سیستماتیک» روبه‌رو شده‌اند. از شلیک گلوله جنگی به جمعیت تا ناپدید شدن اجساد.

به نوشته سوهانی و ملایی، قطع عمدی اینترنت و خطوط ارتباطی مانع دسترسی خانواده‌ها به یکدیگر و مشاهده ابعاد خشونت از سوی جهان شده است. این یادداشت همچنین به فروپاشی معیشتی در ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد درآمد ماهانه متوسط به حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار کاهش یافته و فقر به وضعیتی ساختاری تبدیل شده است. نویسندگان تاکید می‌کنند مردم ایران خواهان اصلاحات نیستند، بلکه پایان کامل این نظام را مطالبه می‌کنند.

trump.jpgویژه خبرنامه گویا

آنچه این روزها با عنوان «تغییر نظر ترامپ در دقیقه ۹۰» روایت می‌شود، بیش از آنکه نشانه‌ی عقب‌نشینی واقعی باشد، بوی یک بازی آشنا را می‌دهد؛ بازیِ تعلیق، فریب و خریدن زمان. همان الگویی که پیش‌تر، درست پیش از حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، با ادبیاتی مشابه اجرا شد: انکار نیت حمله، ارسال پیام‌های آرام‌کننده، و ناگهان ضربه.

روایت یورونیوز فارسی از فشار لحظه‌آخری عربستان، قطر، ترکیه و عمان برای جلوگیری از حمله آمریکا، در ظاهر منطقی و دیپلماتیک است. هیچ‌کدام از این کشورها خواهان یک جنگ مهارنشدنی در منطقه نیستند. اما پرسش اصلی این است: آیا تصمیم‌سازی در واشنگتن، آن هم در آستانه یک درگیری بزرگ، واقعاً با چند تماس تلفنی تغییر می‌کند؟ یا این «منصرف شدن موقت» بخشی از همان سناریوی قدیمی است؟

ترامپ سابقه‌ای روشن در این زمینه دارد. او بارها پیش از اقدام نظامی، از «عدم تمایل به جنگ» سخن گفته و حتی پیام‌های آشتی‌جویانه ارسال کرده است. نتیجه چه بوده؟ غافلگیری. بنابراین طبیعی است که امروز نیز بخشی از ناظران، این عقب‌نشینی ظاهری را نه نشانه صلح، بلکه بخشی از عملیات فریب بدانند.

در این چارچوب، فرضیه‌ی «خرید زمان برای رسیدن قدرت آتش بیشتر» جدی است. جابه‌جایی ناوها، استقرار جنگنده‌ها و تکمیل زنجیره لجستیکی، همه نیازمند زمان‌اند. تعلیق خبری و سیاسی، بهترین پوشش برای چنین آماده‌سازی‌ای است؛ به‌ویژه وقتی طرف مقابل تصور کند خطر فعلاً رفع شده است.

اما این‌بار، زمزمه‌ها از سناریویی متفاوت نیز حکایت دارد. برخی تحلیل‌ها می‌گویند هدف دیگر صرفاً مراکز هسته‌ای یا نظامی نیست، بلکه حذف رأس هرم قدرت است: علی خامنه‌ای و حلقه‌ی اصلی فرماندهی و امنیتی جمهوری اسلامی. چنین عملیاتی، اگر در دستور کار باشد، نیازمند اطلاعات دقیق، رصد رفت‌وآمدها و شناخت پناهگاه‌هاست؛ چیزی که با حمله‌ی شتاب‌زده به دست نمی‌آید.

در همین راستا، شایعات مربوط به «هیاهوی چند شب پیش» و گزارش پرواز هواپیماها در آسمان عراق، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. اگر این تحرکات، نه مقدمه‌ی حمله، بلکه آزمون واکنش‌های دفاعی ایران بوده باشد، آنگاه مسئله جدی‌تر می‌شود: سنجش این‌که فرماندهان کجا می‌روند، چه زمانی جابه‌جا می‌شوند و کدام سامانه‌ها فعال می‌شوند.

اینکه عربستان استفاده از حریم هوایی خود را رد کرده، یا عمان و قطر نگران هرج‌ومرج منطقه‌ای‌اند، واقعیتی مهم است؛ اما این کشورها در گذشته نیز بارها مخالفت خود را اعلام کرده‌اند، بی‌آنکه مانع اقدام آمریکا شوند. مخالفت متحدان منطقه‌ای، لزوماً به معنای توقف تصمیم در واشنگتن نیست؛ به‌ویژه وقتی پای محاسبات داخلی آمریکا و نمایش «اقتدار» در میان باشد.

رفت‌وآمدهای دیپلماتیک عباس عراقچی به پایتخت‌های عربی نیز نباید بیش از حد خوش‌بینانه تفسیر شود. بهبود نسبی روابط، شکاف‌های ساختاری را از میان نبرده است: از «محور مقاومت» گرفته تا مناقشه جزایر و بن‌بست فلسطین. این فاصله سیاسی، در لحظه بحران، می‌تواند دوباره به سرعت فعال شود.

از منظر یک رسانه مخالف، خطر اصلی نه فقط حمله یا عدم حمله، بلکه مدیریت افکار عمومی است. وقتی روایت غالب چنین القا می‌کند که «خطر رفع شد»، جامعه غافلگیر می‌شود. جمهوری اسلامی بارها نشان داده که در چنین فضاهایی، بیشترین آسیب را می‌بیند؛ نه از نظر نظامی، بلکه از نظر فروپاشی روانی و مدیریتی.

در نهایت، پرسش این نیست که آیا ترامپ واقعاً منصرف شده یا نه؛ پرسش این است که چرا باید حرف‌های او را در چنین بزنگاهی باور کرد. تجربه می‌گوید هر جا «دقیقه ۹۰» و «انصراف ناگهانی» مطرح شده، باید بیش از همیشه مشکوک بود. شاید آنچه می‌بینیم، نه عقب‌نشینی، بلکه سکوت پیش از ضربه‌ای متفاوت و بسیار هدفمندتر باشد.

1313.jpgاحمد صمدی - سخنگوی کنفرانس امنیتی مونیخ به ایران اینترنشنال گفت: اگرچه چند هفته پیش دعوت‌نامه‌هایی برای برخی نمایندگان دولتی جمهوری اسلامی ارسال شده بود، اما «با توجه به تحولات اخیر»، این دعوت‌ها دیگر معتبر نیست و ادامه نخواهد یافت.

او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال دعوت از نمایندگان اپوزیسیون یا جامعه مدنی ایران، گفته است که کنفرانس «تحولات جاری را با دقت دنبال می‌کند»، اما در مرحله اولیه از آماده‌سازی، جزئیات بیشتری در این باره اعلام نخواهد شد.

و حالا، من هم قدم می‌زنم

| No Comments

ویژه خبرنامه گویا - امضا محفوظ

هر بار که در کودکی به آمریکا سفر می‌کردیم، معمولاً سالمندان ایرانی‌ای را می‌دیدم که رادیو در دست در خیابان قدم می‌زنند؛ با صدای بلند، روی موج کانال ایرانی خبر (یا احظار‌نظر) گوش میدادند. آن‌ها همه‌جا بودند.

walklarge.jpgهمیشه در حال راه رفتن و گوش دادن. توجهم را جلب می‌کردند چون یک چیزی در‌ آ‌ن‌‌ها با بقیه فرق میکرد. اما آن زمان دلیلش را نمی‌فهمیدم.

سال‌ها بعد، با نقل مکان به لس‌آنجلس، همان تصاویر دوباره تکرار شد. زن سالمند ایرانیِ ساختمان‌مان در ساعات نامنظم روز پیاده‌رو را بالا و پایین می‌رفت؛ این‌بار تلفن همراه جای رادیو را گرفته بود، اما صدا همان صدا بود. نمونه‌ای دیگر، مردی با کت‌وشلوار سفید بود؛ هر روز، در ساعت‌های مختلف، تلفن در دست و رادیویی روشن. زمان برایشان معنایی نداشت.

کم‌کم فهمیدم این آدم‌ها مثل بقیه قدم نمی‌زنند.

این راه رفتن برای تفریح یا ورزش نیست. در هر قدم بی‌قراری و نگرانیست.

بعدتر معنایش برایم روشن شد. وقتی راه می‌روی، دنیا شبیه همه‌جا می‌شود: آسمان، خیابان، ماشین‌هایی که می‌گذرند.

صداست که مکان را عوض می‌کند.

تنین رادیوی فارسی؛ صداهای آشنا و لحن خاص زبان مادری.

آوای محکم «خ» و «ق»؛
نوای جملات طولانی؛
صدای «عین» از ته حنجره.

با این صداها می‌توانی تصور کنی میان مردم خودت هستی و در راه خانه قدم می‌زنی.

برای همین است که آن‌ها مدام قدم می‌زنند میان دو کشور، میان گذشته و حال.

و حالا، من هم قدم می‌زنم.

:::

1313.jpgایران وایر - ثمانه قدرخان - بر اساس اطلاعاتی که به «ایران وایر» رسیده است، دکتر بابک (حسین) ضرابیان، متخصص بیماری‌های عفونی در اصفهان، روز سه‌شنبه ۲۳دی۱۴۰۴ در پی یورش ماموران امنیتی به منزلش بازداشت شد.

طی چند روز گذشته، چندین پزشک متخصص در ایران بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند. تاکنون اتهامات این افراد و نهاد بازداشت‌کننده آن‌ها مشخص نشده است.

دکتر «فریبا حسینی»، دندانپزشک، «موهبت غفوری»، متخصص اطفال از شهرستان لار،« دکتر اصغر شاکری»، پزشک عمومی از مشهد، از جمله بازداشت‌شدگان اخیر هستند.

***

به گفته منبع مطلع ایران وایر، دکتر بابک (حسین) ضرابیان، متخصص بیماری‌های عفونی در اصفهان، طی اعتراضات اخیر و همچنین در جنبش زن، زندگی، آزادی به مجروحان این اعتراضات کمک‌رسانی کرده است.

دکتر ضرابیان در بیمارستان «میلاد» اصفهان فعالیت می‌کند. در یورش ماموران امنیتی به منزل او، که با تخریب وسایل همراه بود، خانواده‌اش موفق به فرار شدند. گزارش‌ها حاکی است ماموران امنیتی منزل این پزشک را به شدت بازرسی کرده و بخشی از وسایل از جمله کامپیوتر او را با خود برده‌اند.

دویچه‌وله فارسی نیز گزارش کرده است، نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با یورش به بیمارستان میلاد در اصفهان چند پزشک را به دلیل ارایه خدمات به مجروحان اعتراضات بازداشت کرده و با خود برده‌اند.

منتظر اینترنت نباشید

| No Comments

1313.jpgایران‌وایر مطلع شده که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، به برخی از فعالان رسانه‌ای گفته است اینترنت بین‌المللی حداقل تا پیش از نوروز سال ۱۴۰۵ در دسترس کاربران نخواهد بود.

در حالی که قطع سراسری و کامل اینترنت در ایران توسط حکومت وارد هفته دوم شده است، به گفته سخنگوی دولت تا پیش پایان مراسم چهلمین روز درگذشت جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ برنامه‌ای برای وصل مجدد اینترنت وجود ندارد.

در همین رابطه فیلتربان، که در زمینه حقوق شهروندی و دیجیتال فعالیت می‌کند، امروز خبر داد که تمرکز ویژه‌ای بر شناسایی و مسدودسازی ترمینال‌های استارلینک معطوف شده است. این گزارش‌های حاکی از آن است که شرکت‌های شرکت یافتار پژوهان پیشتاز رایانش معروف به یافتار و گروه دوران معروف به دوران شدیدا مشغول طراحی سیستم‌هایی هستند بتوانند با کمک آن ترافیک استارلینک را شناسایی کنند.

همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که حتی طرح‌هایی برای جمع‌آوری گسترده دیش‌های ماهواره‌ای تلویزیونی به منظور جلوگیری از هم‌پوشانی‌های فرکانسی یا استفاده‌های جایگزین در دستور کار قرار دارد.

aaltola.jpgایران اینترنشنال - میکا آلاتولا، نماینده پارلمان اروپا در شبکه ایکس نوشت: اروپا باید مشروعیت‌بخشی به رژیم جنایتکار ایران را متوقف کند. سفرا و کارکنان غیرضروری را فرا بخواند.

او افزود سفارتخانه‌های اتحادیه اروپا را به پناهگاه‌های امن برای مخالفان تحت تعقیب تبدیل کند. تجارت با جمهوری اسلامی را قطع کند و نخبگان روحانی را تحریم کند.

این نماینده پارلمان اروپا اعلام کرد اروپا سپاه پاسداران را یک سازمان تروریستی معرفی کرده و رضا پهلوی را به بروکسل دعوت کند.

:::

قمار خون برای بقا؛ سایه هزاران کشته بر آینده حکومت ایران

دویچه وله - کارشناسان می‌گویند سرکوب خونین از سوی جمهوری اسلامی نه ابزاری موقت برای ثبات، بلکه بخشی از منطق بقاست؛ منطقی که با عادی‌سازی خشونت، هزینه انسانی را می‌پذیرد و در بلندمدت به فرسایش مشروعیت و بی‌ثباتی می‌انجامد.

در حالی که سرکوب اعتراض‌ها در ایران ادامه دارد، ابعاد کشتار معترضان به مرحله‌ای رسیده که حتی برآورد تقریبی آن نیز با عدم قطعیت جدی همراه است. قطع سراسری و چندروزه اینترنت، محدودیت شدید ارتباطات تلفنی، از جمله تلفن‌های همراه و ثابت و فقدان دسترسی مستقل به منابع داخل کشور، امکان راستی‌آزمایی دقیق شمار کشته‌شدگان و بازداشت‌شدگان را عملا از میان برده است.

مجموعه گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که دامنه خشونت اعمال‌شده از سوی جمهوری اسلامی، فراتر از هر آن چیزی است که پیش‌تر در سرکوب اعتراض‌های خیابانی در ایران مشاهده شده بود.

نشریه تایم روز دوشنبه ۱۲ ژانویه (۲۲ دی) در گزارشی نوشت که شمار معترضان کشته‌شده در ایران احتمالاً به "هزاران نفر" رسیده است. این گزارش با تأکید بر نبود هرگونه آمار دقیق و رسمی، تصریح کرد که شواهد موجود نشان می‌دهد ابعاد کشتار از تمامی نمونه‌های پیشین سرکوب در خیابان‌های ایران فراتر رفته است.

به نوشته تایم، اگرچه آمارهایی که از سوی گروه‌های معتبر حقوق بشری منتشر می‌شود، حاکی از کشته‌شدن صدها نفر است، اما این ارقام لزوما بازتاب‌دهنده واقعیت کامل نیستند؛ زیرا این سازمان‌ها تنها اجساد معترضانی را ثبت می‌کنند که هویت آن‌ها به‌طور مستقل تأیید شده باشد.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

این نشریه در ادامه به برآورد یک گروه غیررسمی از دانشگاهیان و متخصصان ایرانی خارج از کشور اشاره کرد که بر اساس گزارش‌های چند بیمارستان تهران، تخمین زده‌اند شمار کشته‌شدگان اعتراضات تا روز شنبه ۱۰ ژانویه (۲۰ دی) ممکن است به حدود شش هزار نفر رسیده باشد. به نوشته تایم، این محاسبه تنها شامل اجسادی است که به‌طور مستقیم توسط نیروهای حکومتی به سردخانه‌ها منتقل شده‌اند و اجسادی را که همچنان در بیمارستان‌ها نگهداری می‌شوند، در بر نمی‌گیرد؛ موضوعی که خود احتمال بالاتر بودن آمار واقعی را تقویت می‌کند.

از سوی دیگر، شبکه خبری سی‌بی‌اس روز سه‌شنبه ۱۳ ژانویه (۲۳دی) به نقل از دو منبع مطلع، که یکی از آن‌ها در داخل ایران بوده، گزارش داد که "احتمالا تا ۲۰ هزار نفر" در جریان اعتراضات کشته شده‌اند.

Kourosh_Golnam_3.jpgهم‌میهنان گرامی،

این نامه سرگشاده دیروز یه زبان سوئدی برای وزیر خارجه سوئد فرستاده شد، امروز متن انگلیسی آن برای دبیرکل سازمان ملل و اتحادیه اروپا نیز فرستاده شد شما نیز از هر راه که می‌توانید اقدام کنید هم می‌توانید این متن را با نام خود ارسال کنید ویا آن‌گونه که بهتر می‌دانید متنی نوشته و به کشتار مردم بی‌گناه و دست‌خالی در ایران اعتراض کنید

به امید آزادی

گلنام

دولت جنایتکار و تروریست ایران جایی در سازمان ملل ندارد.

محکوم کردن تنها با سخنان و بیانیه‌ها کمکی به مردم رنج‌دیده ایران نمی‌کند.

این دولت، دولتی وحشی و خونخوار است که برای ماندن در قدرت از هیچ جنایت و خیانتی علیه مردم ایران و جهان رویگردان نیست.

شما هیچ کار اساسی و بنیادی علیه جنایت‌ها، ترورها و ریاکاری این حکومت انجام ندادید و در عوض با این تبه‌کاران تروریست، پای میز مذاکره نشستید و بیهوده گفت و شنود داشتید. تاکنون از این مذاکرات چه چیزی به دست آورده‌اید جز اینکه این دولت شرور و ضدبشر و ضدتمدن را گستاخ‌تر کرده‌اید؟

چرا سازمان ملل چنین حکومت جنایتکاری را اخراج نمی‌کند؟

مردم ایران به کجا می‌توانند پناه ببرند وقتی با حکومتی مواجه هستند که با کم‌ترین پشتیبانی در جامعه و بدون هیچ نماینده‌ای از سوی اکثریت مردم ایران، تنها با خشونت، زندان، اعدام، جنایت، دروغ و ریا، کشور ثروتمند ما را به فقر و بی‌نظمی کشانده و ایران را به پایگاه تروریستی در منطقه تبدیل کرده است؟

رژیم اسلامی دشمن اصلی مردم ایران است.

اکثریت مردم ایران دشمن اسرائیل یا ایالات متحده نیستند.

بیش از چهار دهه است که مردم هر بار که صدای اعتراض خود را علیه ستم، بی‌نظمی در زندگی خود بلند کرده‌اند، به شکلِ وحشیانه‌ای سرکوب شده‌اند و در هر اعتراض همگانی هزاران نفر کشته و زخمی شده‌اند. نمونه‌ای از این امر، تظاهرات اخیر در ایران است.

این حکومت با ترور، دروغ، قتل، تجاوز و آموزش گروه‌های تروریستی، نام ایران را لکه‌دار کرده است.

من به عنوان یک ایرانی از شما می‌خواهم که:

۱. کشورهای گوناگون وابستگان این حکومت را بیرون کنند تا جامعه آن‌هانیز بتواند راحت‌تر و سالم‌تر باشد.

2. این حکومت را از تمام ارگان‌ها و سازمان‌ها اخراج کنید.

3.این حکومت جایی در سازمان ملل ندارد، موقتاً نمایندگانی از آقای رضا پهلوی را بپذیرید، که اکنون در تظاهرات‌ها به روشنی نشان داده شده است که مورد تأیید بیشترین تعداد ایرانیان است.

4.رهبران جهان باید دیدار و گفت‌وشنود با حکومتی که حتی یک واژه راست و درست نمی‌گوید را کاملن متوقف کنند. این کار فقط وقت‌کشی و اعتبار بخشیدن به این قاتلان است.

5. از رهبران جهان درخواست می‌شود، اگر واقعاً از مردم ایران پشتیبانی می‌کنند، سفیران و کارمندان سفارت‌خانه‌های حکومت اسلامی را که بدون شک کاری جز جاسوسی، برنامه‌ریزی برای قتل و خرابکاری انجام نمی‌دهند، اخراج کنند.

اکنون با چشمان خود می‌بینیم که چگونه این جنایت‌کاران با قطع اینترنت و تلفن در ایران، قتل عامی را علیه مردمی مرتکب شده‌اند که تنها فریاد زده وخواستار حق نخستین شهروندی خود شده‌اند.

تاریخ نه این روزهای خونین در ایران رافراموش می‌کند نه هم‌چنین رفتار شما را.

Ali_Mirfetrous_2.jpgجنایت هولناکِ جمهوری اسلامی در قتل بیش از دوازده هزار تن از تظاهر -کنندگان بی دفاع خشم و حیرت جهانیان را برانگیخته است و آنچه که بر این خشم و حیرت افزوده، پُشته کردنِ کُشته ها و نمایشِ آن برای عبرت دیگران است،موضوعی که در حملۀ تازیان به ایران نیز تکرار شده بود،از جمله در حمله به سیستان.

در حملۀ تازیان به ایران ،سیستانیان مقاومتِ بسیار و تازیان خشونتِ بسیار نمودند چندانکه ربيع ‌بن زياد (سردار عرب) برای إرعاب مردم و کاستن از شورِ مقاومتِ آنان دستور داد:

صَدری(بُلندائی) بساختند از آن کُشتگان [يعنی اجساد کشته شدگان را روی هم انباشتند]... و هم از آن کُشتگان، تکيه‌گاه ها بساختند و رَبيع ‌بن زياد بَر شُد و بر آن بنشست».[بدین ترتیب] اسلام در سیستان متمکّن [مستقر]شد و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار (يک ميليون) دِرهم به اميرالمؤمنين دهند با هزار وَصيف (کنیزک و غلام)»...ولی سیستانیان -باز-«ردّت آوردند» و حاکمانِ عرب را از شهر بیرون کردند۱

در آن شرایط سوخته و سوگوار وقتی در آستانۀ نوروز سپاهيان «قُتيبه» (سردار عرب) نیز سيستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگ‌نواز،در کوی و برزنِ شهر - که غرق خون وُ آتش بود - از کشتارها و جناياتِ «قُتيبه» قصّه‌ها می‌گفت و اشکِ خونين از چشمِ بازماندگان جاری می‌ساخت و خود نيز،خون می‌گريست و آنگاه، بر چنگ می‌نواخت و می‌خواند:

-«با اينهمه غم

در خانۀ دل

اندکی شادی بايد

که گاهِ نوروز است

اندکی شادی بايد/ که گاهِ نوروز است.»

https://mirfetros.com

[email protected]

_____________________

۱ - ملاحظاتی در تاریخ ایران،علی میرفطروس،نشر فرهنگ،کانادا،۱۹۸۸= ۱۳۶۶،صص۴۸ ،۷۴ و۸۰

Arman_Mostoufi_2.jpgدر نبرد روزهای 19 تا 21 دی 2584 (9 تا 11 ژانویه 2025) ایرانیان با دادن تلفات سنگین و بی سابقه، برای چندمین بار از جنگجویان اسلام و حکومت اسلامی شکست خوردند. شمار کشته شدگان ایرانیان در این نبرد را از 12000 تا 20000 گزارش کرده اند. از شمار زخمی شدگان و اسیران آگاهی در دست نیست. گردانندگان حکومت اشغالگر اسلامی تهدید کرده‌اند که اسیران را به زودی خواهند کشت.

این نخستین شکست ایرانیان از سپاه اسلام نیست؛ این جوی خون از قادسیه تاکنون بند نیامده است. کوشش‌های نظامی و فداکاری‌های ایرانیان در میدان‌های جنگ، از استاد سیس، هاشم پور حکیم (المقنع) و پاپک جاویدان (بابک خرمدین) تا یعقوب لیث هیچ‌یک به پیروزی نرسید.

قتل عام ایرانیان از شیوه‌های همیشگی سپاهیان اسلام بود و هست. نخستین آن خالد ابن ولید بود که در سال 1192 ایرانی (633 میلادی) سوگند ياد كرده بود روزه خود را نگشاید مگر اینکه از ایرانیان جوی خون روان کند. به فرمان او سه يا چهار شبانه روز اسیران ایرانی را گردن می‌زدند تا جوی خون روان شود و او بتواند بر اساس سوگندی كه ياد كرده، روزه خود را بگشايد. همین جنایت و قتل عام وحشتناک 85 سال بعد توسط یزید ابن مهلب در گرگان تکرار شد. و امسال نوبت علی ابن جواد، معروف به علی خامنه‌ای، بود که سنت نیاکانش در قتل عام ایرانیان را تکرار کند.

در نبرد با اشغالگران عرب مسلمان ایرانیان همیشه تنها بودند. در روزگار باستان، به سبب دوری شهرها و کشورها از یکدیگر و نبود ابزارهای ارتباطی، این تنهایی طبیعی بود. امروزه هم با وجود ارتباط‌های گسترده در جهان، ایرانیان هیچ‌گاه برای مبارزه در راه آزادی نه از کسی کمک خواستند و نه در انتظار کمک دیگران بودند. ولی امسال برای نخستین بار، بی آنکه ایرانیان درخواستی کرده باشند، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با فرستادن چندین پیام، کوشید به ایرانیان بباوراند که اگر بار دیگر در برابر اشغالگران اسلامی به پا خیزند، تنها نخواهند بود و اسرائیل را در کنار خود خواهند یافت.

او روز 24 خرداد 2584 در پیامی خطاب به ایرانیان گفت: « ... نبرد ما با دشمن مشترکمان است ... همزمان که ما به اهداف خود می رسیم، راه را هموار می کنیم تا شما به آزادی خود دست یابید. مردم دلیر ایران، نور شما تاریکی را شکست خواهد داد. من با شما هستم. مردم اسرائیل با شما هستند ».

تقریباً دو ماه بعد، او در پیامی که روز 21 امرداد فرستاد، ایرانیان را تشویق کرد علیه حکومت اشغالگران قیام کنند: « برای آزادی، آینده و خانواده‌تان خطر کنید. ارزشش را دارد. به خیابان‌ها بیایید، خواهان عدالت و پاسخگویی باشید، در برابر استبداد اعتراض کنید، آینده بهتری برای خود و همه ایرانیان بسازید. نگذارید این ملاهای افراطی حتی یک دقیقه بیشتر از زندگی شما را نابود کنند و بدانید که شما تنها نیستید. من با شما هستم. اسرائیل با شماست. تمام دنیای آزاد با شماست ».

تقریباً یک ماه بعد، در 29 شهریور، نتانیاهو در پیامی دیگر گفت: « نگذارید یک گروه کوچک از افراطی‌های مذهبی امیدها و رویاهای شما را نابود کنند ... می‌دانم که شما از قاتلان و متجاوزان حماس و حزب‌الله حمایت نمی‌کنید، اما رهبران شما حمایت می‌کنند. شما لیاقت بهتر از این را دارید. مردم ایران باید بدانند که اسرائیل با شماست ».

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpg"همگامی برای جمهوری سکولار دمکرات در ایران " از جمله تشکل های متعددی هست که جریان چپ وجمهوری خواهان به امید این که بتوانند همگامی کسانی که قبلا با آنها هم گام بودند را جلب نمایند ایجاد شد.

اما در عمل همان کهنه طاس و ولگن وهمان کهنه حمام شد!

چرا که باز همان افراد ،همان نگاه ،همان منیت های شخصی "امری که همیشه بر سر این گونه تشکل یابی ها سایه انداخته و اصل مسئله راکه این بار همگامی باشد زیر سئوال میبرد!

ما با کسی هم گام نمی شویم! اگر کسی خواهان همگامی است باید قدم های خود را با ما همآهنگ کند!
نتیجه کاردادن اطلاعیه واعلامیه به مناسبت های مختلف که هرگز نشانی از تعامل ،تسامح ،رایزنی بدون پیشداوری برای برخورد با مسائل جامعه وعمل کرد خود و راه های گسترش ارتباط های فرا جناحی با دیگر نیرو های فعال در مبارزه با جمهوری اسلامی را در آنها نمی بینی.

دریغ که هنوز با وجودی که این همگامی برای مبارزه با جمهوری اسلامی تشکیل شده اما بیشتر توجه پایه گذاران آن به عملکرد شخص آقای رضا پهلوی و مخالفت با هر نوع همگامی با ایشان حتی در مبارزه با جمهوری اسلامی بوده است .

به آخرین اعلامیه این افراد که توسط محافل چپ وجمهوری خواهان صادر شده می نگرم .اعلامیه ای که گویا از قبل در رابطه با شکست جنبش اخیر خیابان تنظیم گردیده !با وجودی که هنوز نه ببار است ونه بدار و هنوز بسیارندمردمانی که با عشق به آزادی به خانه های خود بر نگشته اند ومترصد فرصت اند که که با حمایت جهانی ،خشم ونارضایتی مردم که این کشتار وحشیانه تنفر از جکومت را صد چندان کرده بار دیگر خیابان ها را که هنوز حکومت نظامی بر آن حاکم است زیر پا واراده خود برای رهائی در نوردند.

liaghat.jpgتأملی بر کرامت انسانی، تکثر و خطر تکرار تاریخ در میانهٔ خونین‌ترین سرکوب معاصر ایران

ایران در زمستان ۲۰۲۵ و آغاز ۲۰۲۶ بار دیگر صحنهٔ اعتراضات سراسری شد؛ اعتراضی که نه‌تنها گستردگی جغرافیایی بی‌سابقه‌ای داشت، بلکه با سرکوبی مواجه شد که برخی منابع آن را خونین‌ترین سرکوب تاریخ معاصر ایران می‌دانند.

گزارش‌ها از تیراندازی مستقیم، قطع گستردهٔ اینترنت، بازداشت‌های جمعی و دفن شتاب‌زدهٔ اجساد حکایت دارند.

در چنین شرایطی، پرسش از کرامت انسانی، سکوت در برابر خشونت و نحوهٔ مواجههٔ نیروهای سیاسی با این کشتار بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است.

در این میان، سکوت بخشی از نیروهای منتسب به چپِ محور مقاومتی یکی از آزاردهنده‌ترین جلوه‌های اخلاق دوگانه است. این نیروها نسبت به رنج مردم فلسطین حساسیت شدید نشان می‌دهند، اما در برابر کشتار ایرانیان، اوکراینی‌ها یا قربانیان جنگ سودان یا سکوت می‌کنند یا به توجیه خشونت می‌پردازند.

در این روایت، معترضان ایرانی گاه «عوامل آمریکا و اسرائیل» نامیده می‌شوند؛ گویی هر مطالبهٔ آزادی‌خواهانه‌ای که با منافع یک بلوک جهانی هم‌پوشانی پیدا کند، خودبه‌خود نامشروع است.

در چنین دستگاهی، انسان از جایگاه ارزش ذاتی به ابزار یک پروژهٔ بزرگ‌تر تقلیل می‌یابد؛ پروژه‌ای که نامش «مقاومت» است، اما هزینه‌اش را بدن‌های مردم ایران می‌پردازند.

اما مسئله فقط سکوت ایدئولوژیک نیست. بخشی از نیروهای چپ و لیبرال جهانی نیز نسبت به کشتار مردم ایران حساسیت چندانی نشان نمی‌دهند.

changiz.jpgمقدمه

در ادبیات گذار به دموکراسی، شکاف میان «شور انقلابی» و «واقعیت میدانی» اغلب تعیین‌کننده سرنوشت جنبش‌های اجتماعی است. تجربه‌های اخیر نشان می‌دهد که صدور فراخوان‌های تهاجمی برای تصرف نهادهای دولتی، بدون برخورداری از سازماندهی لجستیکی، پشتوانه نظامی یا حمایت بین‌المللی ملموس، نه تنها مسیر گذار را هموار نمی‌کند، بلکه به رژیم‌های اقتدارگرا فرصت می‌دهد تا با بازتعریف بحران در قالب یک «جنگ نظامی»، سرکوب را تا سر حد یک فاجعه انسانی پیش ببرند.

​۱. توهم سقوط و فقدان «توده بحرانی»

​نخستین خطای استراتژیک در فراخوان‌های رادیکال، نادیده گرفتن نسبت جمعیت معترض به توان سرکوب است. طبق نظریات جامعه‌شناسی سیاسی، موفقیت اعتراضات مدنی معمولاً مستلزم مشارکت فعال حداقل ۳.۵ تا ۵ درصد از کل جمعیت کشور است. زمانی که رهبری سیاسی، فراتر از واقعیتِ موجود در خیابان، فرمان پیشروی صادر می‌کند، عملاً «پیش‌قراولان جنبش» را در وضعیتی آسیب‌پذیر قرار می‌دهد. این «رادیکالیسم زودرس» باعث می‌شود بدنه خاکستری جامعه که هنوز به مرحله قطعیت برای پذیرش ریسک‌های جانی نرسیده است، از بدنه اصلی جنبش جدا شده و معترضان پیشرو در برابر ماشین سرکوب تنها بمانند.

​۲. دکترین بقای حاکمیت: تبدیل اعتراض به جنگ نامتقارن

​حاکمیت در ایران طی دهه‌های اخیر، استراتژی دفاعی خود را بر پایه «جنگ‌های نامتقارن شهری» بازتعریف کرده است. برای رژیمی که در مواجهه با نافرمانی مدنی گسترده دچار بحران مشروعیت می‌شود، تبدیل صحنه از «اعتراض مدنی» به «درگیری نظامی» یک موهبت استراتژیک محسوب می‌شود.

  • مدل سوریه‌ای کردن: با تحریک معترضان به سمت تصرف مراکز حساس، رژیم توجیه لازم را برای استفاده از یگان‌های رزمی و سلاح‌های جنگی پیدا می‌کند. در این الگو، هدف رژیم القای این حس به جامعه است که جایگزینِ وضع موجود، نه دموکراسی، بلکه یک جنگ داخلی فرسایشی و ویرانی زیرساخت‌های ملی است.
  • جنگ کوچه به کوچه: ساختار نیروهای شبه‌نظامی به گونه‌ای طراحی شده که در محیط‌های متراکم شهری، با استفاده از تاکتیک‌های جنگ نامتقارن، هزینه پیشروی را برای هر نیروی غیرمسلح به قیمت جان هزاران نفر تمام کند. رژیم از حمله نظامی خارجی یا درگیری داخلی استقبال می‌کند تا در لایه‌های پیچیده جنگ شهری، مخالفان را مستهلک نماید.

Mahmoud_Zahraei.jpgمردم ایران با شجاعتی کم‌نظیر به خیابان‌ها آمدند و برای این حضور آگاهانه و جسورانه، بهایی سنگین و فراتر از تصور پرداخت کردند. حاکمیت با خشونتی عریان و بی‌سابقه حمامی از خون به راه انداخت و جان دست ‌کم ۱۲ هزار انسان شیفته آزادی‌ را پرپر کرد. حقیقتی تلخ که مسئولیت اخلاقی همه ما را بیش از هر زمان دیگری سنگین می‌کند. مسئولیت حمایت و‌ پاسداری از خون های پاکی که بر زمین ریخت و جانهایی که منتظر چوبه های دار هستند و زخمی هایی که با مرگ دست و‌پنجه نرم می کنند.

در چنین شرایطی، انتظار طبیعی این است که نیروهای مخالف حکومت، فارغ از اختلاف ‌نظرهای سیاسی، در کنار مردم بایستند و تمام تمرکز خود را بر افشای جنایات حکومت و تقویت همبستگی ملی بگذارند. اما متأسفانه، آنچه از سوی بخشی از اپوزیسیون - و خوشبختانه بخش کوچکی- دیده می‌شود، عبور آشکار از این مسئولیت تاریخی است.

به‌جای نشانه ‌رفتن عامل اصلی کشتار- یعنی ماشین سرکوب جمهوری اسلامی- برخی انگشت اتهام را به‌سوی صدایی نشانه رفته اند که مردم را برای حضور در خیابان فراخوانده است. گویی مسئله نه گلوله هایی بوده که سینه فریادکنندگان آزادی را نشانه گرفته بلکه فراخونی بوده که آنها را به خیابان ها کشانده. این نوع برخورد، صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست؛ عبور از خطوط قرمز اخلاقی و انسانی است. نتیجه چنین رویکردی، به خون ‌شویی جنایت، جابه‌جایی مسئولیت و پاک ‌کردن رد پای قاتل خواهد انجامید.

851363e8e6ecc12c1ddb725b765130e4f8ed9317.pngاین عکس را نگاه کنید! تفنگی که دست آخوند سر دسته ی آدمکش های حکومت نکبت می بینید اسم اش به فارسی و عربی «قناصه» است و به روسی و لاتین «دراگونوف یا دراگانوف» است.

این تفنگ، تفنگ تک تیر اندازهاست یعنی در فاصله ی نزدیک به کار نمی رود. تفنگ پشت سری ها هم دقت کنید همگی دوربین دارند و مخصوص تک تیرانداز ها هستند. سرشان هم وسیله ای ست که آتش تفنگ را پخش می کند و نمی گذارد کسی محل تیر اندازی با این تفنگ را ببیند و شناسایی کند. به دراگونوف ما در ایران «سیمینُف» هم می گوییم که غلط است و درست اش «سیمونوف» است.

با این تفنگ هدف انسانی را در یک کیلومتری و بیشتر می توان زد.

بنابراین این تفنگ و تفنگ های دور زن برای جنگ یا دفاع شخصی و تن به تن نیست.

درندگان جمهوری اسلامی چنان که در این تصویر می بینید از این تفنگ برای زدن بچه های ما در خیابان استفاده می کنند.

5fee2306d9e2e0ca5efe851fcee2f1e7bc430382.png

IMG_3491.jpeg

می خواستم دو کلمه ی سنگین هم خطاب به آقای ترامپ بنویسم، نمی نویسم. فردا لابد به من می گویند تو «اینقدر مهمی و حرف ات اثر دارد که ترامپ به خاطر عتاب و خطاب تو از حمله و کمک صرفنظر کرد».

ولی جناب ترامپ با تشکر از شما فکر کن ما به فرمایش تو عمل کرده بودیم و سازمان های دولتی را فتح و اشغال کرده بودیم! الان هم همین طوری مثلا توی اداره برق دارقوزآباد نشسته بودیم و منتظر نیروی کمکی جناب عالی بودیم! خیلی ممنون و دست شما درد نکند! یعنی دست انداخته اید ما را بدجور!

netblocks.jpgایندیپندنت فارسی - سازمان پایش اینترنت نت‌بلاکس اعلام کرد داده‌های فنی نشان می‌دهد بامداد شنبه، ۲۷ دی ماه افزایش بسیار جزئی در سطح اتصال اینترنت در ایران ثبت شده است.

این افزایش پس از ۲۰۰ ساعت قطعی کامل اینترنت رخ داده است.با این حال، نت‌بلاکس تاکید کرده است که سطح کلی اتصال اینترنت در کشور همچنان کمتر از ۲ درصد از میزان عادی است و هیچ نشانه‌ای از بازگشت معنادار یا پایدار ارتباطات مشاهده نمی‌شود. این نهاد مستقل پیش‌تر نیز در چندین به‌روزرسانی طی روزهای گذشته گزارش داده بود که ایران با یکی از شدیدترین و طولانی‌ترین قطعی‌های سراسری اینترنت در سال‌های اخیر مواجه است؛ وضعیتی که به گفته نت‌بلاکس، توانایی شهروندان برای ارتباط، دسترسی به اطلاعات و اطلاع از وضعیت امنیتی نزدیکانشان را کاملا مسدود کرده است.

در ساعات بامدادی شنبه برخی کاربران در شبکه‌های اجتماعی از داخل ایران گزارش کرده‌اند که توانستند به اینترنت جهانی وصل شوند.

**

کلگری - کانادا

یک حامی جمهوری اسلامی به یک معترض ایرانی حمله کرد؛ در پی این اقدام، جمعیت حاضر واکنش نشان داده و مهاجم را از کردهٔ خود پشیمان کردند.

***

***

مسیح علی نژاد در اینستاگرام نوشت: نامش آرنیکا دباغ است. نوجوان ورزشکار اهل گرگان که با شلیک گلوله به قلبش توسط جنایتکاران خامنه‌ای به قتل رسید.

آرنیکا دباغ دارای چندین مقام در مسابقات شنای کشوری بود که رور ۱۹ دی‌ماه هدف گلوله قرار گرفت و به قتل رسید.

قاتلان خامنه‌ای حتی از کشتن کودکان نیز ابایی نداشتند و به این شکل دفتر زندگی آرنیکا را بستند، که آن فسیل خون‌آشام بیشتر حکومت کند.

killed.jpg

sn.jpgسی‌ان‌ان به نقل از یک منبع نظامی اروپایی و یک منبع امنیتی عراقی خبر داد که شبه‌نظامیان عراقی در هفته‌های گذشته، برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات وارد ایران شده‌اند.

سی‌ان‌ان به نقل از یک منبع امنیتی عراقی نوشت که حدود پنج هزار نیروی شبه نظامی عراقی از گذرگاه شیب در استان میسان و گذرگاه مرزی زرباطیه در استان واسط وارد ایران شدند.

یک منبع نظامی اروپایی نیز به سی‌ان‌ان گفت که ۸۰۰ نیروی شبه نظامی عراقی از استان‌های دیاله، میسان و بصره، تحت پوشش سفرهای زیارتی مذهبی، برای کمک به سرکوب وارد ایران شدند.

:::

1313.jpgایندیپندنت - نشریه وال استریت ژورنال در تازه‌ترین گزارش خود درباره تصمیم رئیس جمهوری آمریکا برای حمله به ایران در حمایت از معترضان ایرانی نوشت: این حمله به‌دلیل عدم وجود نیروی آتش آمریکایی کافی در منطقه به تعویق افتاد.

به نوشته وال استریت ژورنال به ترامپ ابلاغ شد که حمله به ایران فروپاشی نظام را تضمین نمی‌کند و احتمالا جنگ گسترده‌ای را باعث خواهد شد، به همین دلیل ترامپ تصمیم گرفت رفتار ایران با معترضان را پیش از تصمیم‌گیری برای حمله زیرنظر بگیرد.

بنا بر این گزارش مشاوران ترامپ به او گفته‌اند که جمهوری اسلامی با بمباران‌های بزرگ سقوط نمی‌کند. این گزارش می‌افزاید: رئیس‌جمهوری ایالات متحده به نیروهای آمریکایی در منطقه دستور داده است برای لحظه فرمان او به انجام حمله بزرگ به ایران، بیشتر مجهز شوند و احتمالا دستور خواهد داد ناو هواپیمابر «لینکلن» به خاورمیانه اعزام شود که ظرف یک هفته به آب‌های منطقه خواهد رسید.

روز چهارشنبه همزمان با بسته شدن آسمان ایران و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره قریب‌الوقوع بودن اقدام نظامی آمریکا نیوز ‌نیشن گزارش داد، پنتاگون به ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن و گروه ضربتی همراه آن، شامل ناوشکن‌های موشک‌انداز کلاس آرلی برک؛ یو‌اس‌اس اسپرونس، یو‌اس‌اس مایکل مورفی و یو‌اس‌اس فرانک ای. پیترسن جونیور، دستور داده است که موضع فعلی خود در دریای جنوبی چین را ترک کرده و به سمت خاورمیانه حرکت کنند.

rp.jpgرضا کاظم‌زاده (روانشناس) - سایت ایران امروز

مقدمه: یک پدیده‌ی پیش‌بینی‌نشده

رشد جهشی و ناگهانی محبوبیت رضا پهلوی در ماه‌های اخیر، به ویژه بازتاب گسترده‌ی نام او در تظاهرات، نه‌تنها برای حاکمیت، بلکه برای بخش بزرگی از تحلیلگران و کنشگران سیاسی ایرانی نیز غافل‌گیرکننده بود. این درماندگی تحلیلی خود را در دو سطح نشان داد:

نخست، ناتوانی در پیش‌بینی فراگیری این پدیده؛ و دوم، ناتوانی مستمر در توضیح علل آن، حتی پس از مواجهه‌ی عینی با واقعیت.

این یادداشت استدلال می‌کند که این ناتوانی صرفا ناشی از کمبود داده یا خطای تحلیلی نیست، بلکه ریشه در پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک، روانی و هویتی دارد که امکان مشاهده‌ی بی‌واسطه‌ی واقعیت اجتماعی را از بسیاری از تحلیل‌گران سلب کرده است.

۱. پیش‌فرض‌ها به‌مثابه مانع شناخت

بخش قابل‌توجهی از تحلیل‌گران سیاسی ایرانی، سال‌ها با تصویری نسبتا تثبیت‌شده از جامعه‌ی ایران، آرایش نیروهای سیاسی، و جایگاه خاندان پهلوی زیسته‌اند. در این تصویر، رضا پهلوی یا اساسا فاقد وزن سیاسی تلقی می‌شد، یا حداکثر به‌عنوان نمادی نوستالژیک و غیرموثر در نظر گرفته می‌شد.

همین پیش‌فرض‌ها باعث شد که نه‌تنها امکان پیش‌بینی رشد محبوبیت او از میان برود، بلکه حتی پس از وقوع آن نیز، تحلیل‌گران در پذیرش خود «واقعه» دچار مقاومت شوند.

واکنش‌هایی از جنس نسبت دادن تصاویر به صداگذاری، برجسته‌سازی یکسویه‌ی رسانه‌ها، یا تقلیل پدیده به عملیات تبلیغاتی، بیش از آنکه تحلیل باشند، مکانیسم‌های دفاعی در برابر واقعیت هستند.

۲. انکار واقعیت و نگاه از بالا

در میان بخشی از تحلیل‌گران - عمدتا برآمده از سنت‌های چپ، ملی-مذهبی و اصلاح‌طلب - نوعی نگاه تحقیرآمیز و از بالا به پدیده‌ی پهلوی همچنان حفظ شده است. این نگاه که ریشه در تاریخ منازعات ایدئولوژیک دهه‌های گذشته دارد، اغلب با نوعی خشم فروخورده یا کینه‌ی حل‌نشده همراه است.

در چنین چارچوبی، محبوبیت اجتماعی رضا پهلوی نه به‌عنوان یک واقعیت اجتماعیِ قابل توضیح، بلکه به‌مثابه «خطا»، «فریب توده‌ها» یا «بازگشت ارتجاع» فهم می‌شود.

نتیجه آن است که تحلیل جای خود را به داوری اخلاقی و تحقیر اجتماعی می‌دهد؛ داوری‌ای که بیش از آنکه درباره‌ی جامعه‌ی ایران سخن بگوید، از موضع و موقعیت روانیِ خود تحلیل‌گر پرده برمی‌دارد.

۳. تقلیل پدیده به نوستالژی: حذف عاملیت

حتی در تحلیل‌های به‌ظاهر بی‌طرفانه و جامعه‌شناسانه - برای مثال در برخی برنامه‌های رسانه‌ای - رشد محبوبیت رضا پهلوی اغلب با دو عامل توضیح داده می‌شود:

۱. فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی سایر نیروهای سیاسی

۲. نوستالژی نسبت به دوران پهلوی

مسئله‌ی محوری اینجاست که در این چارچوب‌ها، عاملیت خود رضا پهلوی عملا حذف می‌شود. گویی آنچه امروز رخ داده، نه نتیجه‌ی کنش، موضع‌گیری، گفتار و سبک حضور سیاسی او، بلکه صرفا میراثی است که از پدر و پدربزرگش به او رسیده است.

این نوع تحلیل، ناتوان از دیدن این واقعیت است که در سیاست معاصر، «فضیلت» لزوما به معنای نظریه‌پردازی، سابقه‌ی زندان، یا تولید متون ایدئولوژیک نیست.

un.jpgجلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بررسی اعتراضات ایران و کشتار معترضان، شامگاه پنج‌شنبه ۲۵ دی آغاز شد.

دستیار دفتر معاون دبیرکل سازمان ملل، در این جلسه گفت در اعتراضات شعار آزادی و برای بازگشت پادشاهی سرداده شد.

او همچنین گفت: «برآورد می‌شود که بیش از ۱۸ هزار نفر در اعتراضات بازداشت شده‌اند. اعتراضات در ایران ادامه پیدا کرده است.»

نماینده آمریکا در شورای امنیت: ترامپ مرد عمل است

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، در جلسه شورای امنیت برای بررسی اعتراضات و سرکوب در ایران، گفت جمهوری اسلامی یک حکومت حامی تروریسم در جهان است، ترامپ و آمریکا کنار مردم شجاع ایران می‌ایستند.

او افزود ترامپ مرد عمل است و هیچ‌کس بهتر از خامنه‌ای آن را نمی‌داند.

مایک والتز گفت بگذارید روشن بگویم، سطح خشونت و سرکوب رژیم ایران، برای صلح و امنیت جهانی تبعاتی خواهد داشت.

نماینده آمریکا به مواردی از اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف پس از انقلاب ۵۷ اشاره کرد.

مسیح علی‌نژاد در شورای امنیت سازمان ملل: در خیابان‌ها به مجروحان اعتراضات تیر خلاص زدند

مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، در جلسه شورای امنیت سازمان ملل، با انتقاد از سکوت دبیرکل سازمان ملل گفت: «از جانب میلیون‌ها ایرانی هشدار می‌دهم؛ آنچه اکنون لازم است، اجرای عدالت برای کسانی است که کشته شده‌اند.»

او خطاب به دبیرکل سازمان ملل افزود: «چرا از جمهوری اسلامی می‌ترسید؟ ضرورت رسیدگی به این حوادث فاجعه‌بار کاملا روشن است، اما شورای امنیت و دبیرکل تاکنون موضعی محکم علیه این سرکوب اتخاذ نکرده‌اند. تنها یک پیام کوتاه از طریق خبرنگاران منتشر شده و پس از آن سکوت حاکم شده است؛ سکوتی که پیامی خطرناک به قاتلان این معترضان جوان و خانواده‌هایشان می‌فرستد.»

علی‌نژاد با توصیف وضعیت معترضان گفت مردم ایران هدف گلوله قرار گرفته‌اند، به زندان افتاده‌اند و به‌طور کامل از جهان خارج قطع شده‌اند.

او اضافه کرد که معترضان نه به اینترنت دسترسی دارند، نه به تلفن همراه و حتی خطوط تلفن ثابت نیز قطع شده و هیچ راهی برای رساندن صدای خود به جهان ندارند.

احمد باطبی خطاب به ترامپ: مردم ایران به کمک شما نیاز دارند، آن‌ها را تنها نگذارید

احمد باطبی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، در جلسه شورای امنیت درباره اعتراضات و سرکوب در ایران گفت: «رژیم ایران عادی و معمولی نیست، یک فرقه است که اسلحه و پول در دست دارد و ماموریتش صدور ایدئولوژی به کشورهای دیگر است.»

او خطاب به ترامپ گفت مردم ایران به کمک شما نیاز دارند، آن‌ها را تنها نگذارید.

باطبی گفت که نمی توان با جمهوری اسلامی با دست خالی جنگید و خطاب به ترامپ تاکید کرد که ما به اقدام فیزیکی نیاز داریم. اگر مردم ایران را تنها بگذارید ما نمی‌توانیم رژیم را عوض کنیم و مردم کشتار خواهند شد.

او افزود رژیم ایران یک‌سری ماله‌کش دارد که چهره‌اش را سفید شویی کند.

باطبی در ادامه به تجربه زندان خود اشاره کرد و گفت در زندان به او گفته شده که جنگ با جمهوری اسلامی به معنای جنگ با خدا است و باید به اعدام محکوم شوی.

او همچنین گفت شکنجه شده که جاسوسی برای موساد و سازمان سیا را بپذیرد و افزود که دقیقا همین شرایط اکنون در ایران وجود دارد و از معترضان اعترافات اجباری می‌گیرند که بگویند مامور موساد هستند.

dawn.jpgخبرگزاری پاکستانی دان (ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا)

نماینده جمهوری اسلامی در پاکستان اعلام کرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به تهران اطلاع داده قصد حمله به ایران را ندارد و از جمهوری اسلامی خواسته است خویشتنداری نشان دهد. رضا امیری‌مقدم این اظهارات را در جریان دیدار با رئیس «سازمان رحمت‌للعالمین» پاکستان در اسلام‌آباد مطرح کرد.

به گفته این دیپلمات، او بامداد چهارشنبه حوالی ساعت یک صبح اطلاعاتی دریافت کرده که نشان می‌دهد ترامپ تمایلی به جنگ ندارد و از ایران خواسته است منافع آمریکا در منطقه را هدف قرار ندهد. این سخنان در حالی بیان می‌شود که تنش‌ها میان ایران، آمریکا و اسرائیل افزایش یافته است.

در ماه‌های اخیر، اعتراضات گسترده‌ای در شهرهای مختلف ایران در واکنش به گرانی و فشارهای اقتصادی شکل گرفته و حکومت با اعمال سرکوب و محدودیت‌های اینترنتی تلاش کرده است این اعتراضات را مهار کند. ترامپ نیز بارها تهدید کرده بود که در حمایت از معترضان مداخله خواهد کرد.

ترامپ روز چهارشنبه مدعی شد* که به او اطلاع داده‌اند کشتار معترضان در ایران متوقف شده و افزود که درباره اقدام نظامی «منتظر می‌ماند و اوضاع را زیر نظر می‌گیرد». اظهاراتی که به گفته ناظران، بیش از آن‌که آرامش‌بخش باشد، بر ابهام و نگرانی افزوده است.

این دیپلمات اظهارات ترامپ و بنیامین نتانیاهو را «دخالت در امور داخلی ایران» خواند و مدعی شد حوادث اخیر «بدترین وقایع تاریخ ایران» بوده است. او ادعا کرد گروه‌های مسلح مسئول کشتار، حمله به مساجد و آتش‌سوزی‌ها بوده‌اند و در عین حال گفت اوضاع اکنون «کاملاً تحت کنترل» است و اعتراضی در جریان نیست.

نماینده ایران هشدار داد که در صورت هرگونه حمله از سوی آمریکا یا اسرائیل، تهران آماده پاسخ است و اهداف آمریکایی و اسرائیلی در منطقه را هدف قرار خواهد داد.

:::

*در پایان باید یادآور شد که پیش از حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در پایان جنگ ۱۲روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، دونالد ترامپ نیز از عباراتی مشابه درباره «تمایل نداشتن به جنگ» و «نظارت بر اوضاع» استفاده کرده بود. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران و ناظران سیاسی اکنون در حال بررسی این پرسش‌اند که آیا این بار واقعاً شرایط متفاوت است یا این اظهارات نیز مقدمه‌ای برای اقدام نظامی دیگر خواهد بود.

:::

IMG_3460.pngتبریک عرض می کنم. تبریک به آخوندها که از یک گرداب تاریخی دیگر جان سالم به در بردند، و حالا در مرحله ی بعد که مرحله ی به دَرَک واصل شدن خامنه ای ست باید منتظر شویم ببینیم آیا نه بر اندازی به دست مردم، بلکه فروپاشی درونی در حکومت نکبت صورت می گیرد و فشارهای تحجر و تورم و فقر اندکی از روی مردم بر داشته می شود یا نه، که می گویند در بیابان یک لنگه کفش پاره پوره و روسری سر نکردن هم غنیمتی ست.

تبریک می گویم به مخالفان پهلوی که دستکم آن ها به هدف شان رسیدند و وسط این همه مصیبت و این همه خون به زمین ریخته شده لااقل این ها می توانند خوشحال باشند که شاهزاده بر سر کار نیامد و فاشیسم پهلوی در ایران حاکم نشد! حالا هم یک سوژه ی عالی برای در هم کوبیدن شاهزاده پیدا شد و آن این که از این به بعد بگوییم پهلوی باعث کشته شدن بیش از ۱۲ هزار ایرانی شد و کاسه کوزه را سر او بشکنیم!

مردم ایران که آدم نیستند کسی بخواهد دل ش برای کشته شدن و قتل عامل شدن آن ها بسوزد. تعداد کشته که از هزار عبور کند، آدم تبدیل می شود به عدد و عدد به درد درج در تاریخ و دفتر اموات و مُردگان می خورد. من اینجا گهگاه بر سر قبر آزادی خواهان کشته شده به دست نازی ها می روم. چیز خاصی نیست. قبرهای مرتبی که گاهی مسوولان قبرستان روی آن ها چند شاخه گل می گذارند.

باز دم آلمان های امروزی گرم که روی قبر یک سرباز شوروی که در جنگ دوم برای آزاد کردن برلین از چنگال هیتلری ها جنگید و کشته شد حلقه ی گل قشنگی می گذارند و قدرشناسی شان را از به قول ماها «متجاوز بیگانه» نشان می دهند که اگر روس ها و انگلیس ها و فرانسوی ها و امریکایی ها نبودند الان یادگار یادگار هیتلر در رایشتاگ داشت برای شان سخنرانی می کرد و از خدمات پدر بزرگ آلمان دوست اش هیتلر خان خودمان برای جوان های امروز آلمانی تعریف می کرد.

یک تبریک جانانه هم می گویم به استقلال خواهان ایرانی که وقتی شنیدند ممکن است امریکا به جمهوری اسلامی حمله کند یا در دوازده روزی که اسراییل به جمهوری اسلامی عملا حمله کرد داشتند پس می افتادند که ای وای! استقلال ایران بر باد رفت و خاک ایران توسط بیگانگان لگد مال شد.

france.jpgایران اینترنشنال - آنیتا آناند، وزیر خارجه کانادا، اعلام کرد که یک شهروند کانادایی در ایران به‌دست مقام‌های جمهوری اسلامی کشته شده است.

او افزود: «اعتراض‌های مسالمت‌آمیز مردم ایران که خواستار شنیده شدن صدای خود در برابر سرکوب و نقض مستمر حقوق بشر از سوی حکومت ایران هستند، باعث شده این حکومت به‌طور آشکار جان انسان‌ها را نادیده بگیرد.»

وزیر خارجه کانادا خشونت و سرکوب معترضان در ایران را محکوم کرد و خواستار توقف فوری آن از سوی جمهوری اسلامی شد.

او جزئیاتی درباره شهروند کانادایی کشته شده در ایران اعلام نکرده است.

tweet.jpg

shipME.jpgایندیپندنت فارسی - نشریه وال استریت ژورنال در تازه‌ترین گزارش خود درباره تصمیم رئیس جمهوری آمریکا برای حمله به ایران در حمایت از معترضان ایرانی نوشت: این حمله به‌دلیل عدم وجود نیروی آتش آمریکایی کافی در منطقه به تعویق افتاد.

به نوشته وال استریت ژورنال به ترامپ ابلاغ شد که حمله به ایران فروپاشی نظام را تضمین نمی‌کند و احتمالا جنگ گسترده‌ای را باعث خواهد شد، به همین دلیل ترامپ تصمیم گرفت رفتار ایران با معترضان را پیش از تصمیم‌گیری برای حمله زیرنظر بگیرد.

بنا بر این گزارش مشاوران ترامپ به او گفته‌اند که جمهوری اسلامی با بمباران‌های بزرگ سقوط نمی‌کند.

این گزارش می‌افزاید: رئیس‌جمهوری ایالات متحده به نیروهای آمریکایی در منطقه دستور داده است برای لحظه فرمان او به انجام حمله بزرگ به ایران، بیشتر مجهز شوند و احتمالا دستور خواهد داد ناو هواپیمابر «لینکلن» به خاورمیانه اعزام شود که ظرف یک هفته به آب‌های منطقه خواهد رسید.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

روز چهارشنبه همزمان با بسته شدن آسمان ایران و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره قریب‌الوقوع بودن اقدام نظامی آمریکا نیوز ‌نیشن گزارش داد، پنتاگون به ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن و گروه ضربتی همراه آن، شامل ناوشکن‌های موشک‌انداز کلاس آرلی برک؛ یو‌اس‌اس اسپرونس، یو‌اس‌اس مایکل مورفی و یو‌اس‌اس فرانک ای. پیترسن جونیور، دستور داده است که موضع فعلی خود در دریای جنوبی چین را ترک کرده و به سمت خاورمیانه حرکت کنند.

esteghlal.jpgایران اینترنشنال - ریکاردو ساپینتو، سرمربی استقلال، شب گذشته و پس از ۶ روز قطعی اینترنت و ارتباطات، با انتشار ویدیوهایی در استوری صفحه اینستاگرام خود خبر داد که به سفارت پرتغال در تهران پناه برده است: «من مجبور شدم به اینجا بیایم، چون مدتی‌ست اینترنت نداشته‌ام، آنتن تلفن هم نداشته‌ام.»

او گفت که همراه با تیم فنی‌اش به سفارت پرتغال رفته است: :البته ما اینجا با نگرانی منتظریم بفهمیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است یا ممکن است رخ دهد، اما فعلا در امنیت به سر می‌بریم. برنامه‌های اضطراری به خوبی تدوین و آماده شده‌است.»

سرمربی استقلال گفت: «دوست داشتم در این مقطع دوباره شاهد یک جنگ نباشم، چون قبلاً هم در همان ابتدای ماجرا اینجا حضور داشتم؛ بعد اوضاع آرام شد و حالا دوباره در آستانهٔ چنین وضعیتی قرار گرفته است.»

او گفت: «مسئولیت‌هایی هم در قبال افراد حرفه‌ای و در قبال تیمم دارم؛ بازیکنانی بودند که مجبور شدند اینجا را ترک کنند چون احساس امنیت و راحتی نداشتند، از جمله اعضای کادر فنی من. در مقابل، بازیکنان ایرانی هستند که نمی‌توانند از اینجا خارج شوند و قادر نیستند خانواده‌هایشان را ترک کنند.»

ساپینتو گفت: «با این حال، مسابقات متوقف نشده و ما حتی بازی هم داشتیم؛ در جام حذفی بازی کردیم و خوشبختانه به مرحلهٔ یک‌چهارم نهایی رسیده‌ایم. فردا و همچنین در این هفته تمرین داریم و یک بازی دیگر برای لیگ خواهیم داشت و فعلاً هیچ تغییری در برنامه‌ها ایجاد نشده است.»

او گفت: «بنابراین احساس وظیفه می‌کنم که اینجا بمانم، تمرینات تیمم را ادامه بدهم. در عین حال بررسی کنم که آیا شرایط ادامه کار وجود دارد یا نه. اما در هر حال در این مقطع، برای من ترک کردن اینجا دشوار است. امیدوارم که در نهایت همه‌چیز به بهترین شکل ممکن حل‌وفصل شود. این آرزوی من است.»

1313.jpgایران اینترنشنال - گونتر فهلینگر، رییس کمیته اتریشی گسترش ناتو، با حضور در جمع ایرانیان مقابل سفارت جمهوری اسلامی در وین و انتشار ویدیویی از این تجمع در شبکه ایکس نوشت: وین خواستار تغییر رژیم و آزادی ایرانیان از چنگال دیکتاتور تهران شد.


کنفرانس امنیتی مونیخ به ایران‌اینترنشنال اعلام کرد دعوت از نمایندگان دولتی جمهوری اسلامی را لغو کرده و هیچ‌یک از مقامات رسمی ایران در دوره پیشِ‌رو این کنفرانس حضور نخواهند داشت.


نت‌بلاکس صبح جمعه ۲۶ دی اعلام کرد قطع اینترنت در ایران با گذشت ۱۸۰ ساعت، از قطعی آبان ۱۳۹۸ هم طولانی‌تر شده و هنوز هیچ بازگشت جزئی یا منطقه‌ای گزارش نشده است.

1313.jpgرادیوفردا - اینترنت ماهواره‌ای استارلینک، از شامگاه ۱۸ دی که اینترنت در ایران به‌طور کامل قطع شد، مهم‌ترین روزنهٔ هرچند کوچک برای انتشار شواهدی از سرکوب گسترده و خونبار معترضان در ایران بوده است.

با این حال، گیرنده‌های استارلینک در ایران اکنون خود هدف اخلال الکترونیکی و عملیات فریب سیگنالی حکومت جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند و به نظر می‌رسد این شبکهٔ اینترنت ماهواره‌ای با یک چالش امنیتی مواجه شده است.

در این باره خبرگزاری رویترز تحلیلی را منتشر کرده که می‌گوید قطع و محدودسازی اینترنت در ایران در جریان سرکوب اعتراض‌ها، استارلینکِ متعلق به شرکت اسپیس‌ایکس را نیز به کانون یک رویارویی فناورانه و ژئوپولیتیک تبدیل کرده است.

این سرویس که پیش‌تر در جنگ اوکراین نقش حیاتی در حفظ ارتباطات ایفا کرده بود، این بار در برابر توانمندی‌های حکومتی مجهز به جَمِرهای ماهواره‌ای (سامانه‌های پارازیت‌انداز) و فناوری جعل سیگنال قرار گرفته است.

اسپیس‌ایکس هفتهٔ گذشته اعلام کرد که خدمات استارلینک را برای کاربران داخل ایران به‌طور رایگان فعال کرده است. این اقدام باعث شد این شرکت و بنیان‌گذارش ایلان ماسک بار دیگر در مرکز توجه دولت‌ها، ارتش‌ها و سرمایه‌گذاران قرار گیرد.

تحلیل رویترز می‌گوید عملکرد استارلینک در برابر تلاش‌های جمهوری اسلامی برای مختل کردن این شبکه، با دقت از سوی ارتش و نهادهای اطلاعاتی آمریکا، که خود از نسخهٔ نظامی این سامانه موسوم به «استارشیلد» استفاده می‌کنند، و همچنین از سوی چین که در حال توسعهٔ منظومه‌های رقیب اینترنت ماهواره‌ای است، دنبال می‌شود.

جان پلامب، رئیس پیشین سیاست‌گذاری فضایی پنتاگون، به رویترز گفته است: «ما در مقطعی از تاریخ ارتباطات فضایی هستیم که در این مقیاس تنها یک ارائه‌دهندهٔ واقعی وجود دارد. رژیم‌های سرکوبگر هنوز تصور می‌کنند می‌توانند ارتباطات را قطع کنند، اما روزی خواهد رسید که این کار دیگر ممکن نباشد.»

شمار اندکی از معترضان در ایران با استفاده از استارلینک توانسته‌اند ویدئوها و تصاویر خشونت نیروهای امنیتی را به خارج از کشور ارسال کنند. در شرایطی که دستور حکومت برای محدودسازی ارتباطات، دستیابی به تصویر کامل از ابعاد سرکوب را دشوار کرده، این شبکهٔ ماهواره‌ای به یکی از معدود کانال‌های پایدار انتقال اطلاعات تبدیل شده است.

پایان ترس

| No Comments

singh.jpgجمهوری اسلامی و از دست رفتن ابزار اصلی بقا

ایران اینترنشنال - مایکل سینگ، مدیر اجرایی و عضو ارشد موسسه واشینگتن، در مطلبی نوشت رهبران جمهوری اسلامی در نهایت راهکار مشخصی برای ترساندن ایرانیان و بیرون راندن ایشان از خیابان‌ها، مرعوب کردن قدرت‌های خارجی یا خروج از بحران راهبردی فراگیر خود، در اختیار ندارند.

بر اساس این تحلیل که در وب‌سایت موسسه واشینگتن منتشر شده است، حکومت ایران همچنان انواع سلاح‌های نظامی را در اختیار دارد، اما سرانجام مهم‌ترین ابزار حکومت‌های اقتدارگرا را از دست داده است: ترس.

به گفته سینگ، جمهوری اسلامی نزدیک به پنج دهه با خشونت مردم ایران را سرکوب کرده و هم‌زمان در خاورمیانه و فراتر از آن به بی‌ثباتی دامن زده است. با این حال، به نظر می‌رسد حکومت اکنون وارد بحرانی راهبردی شده که امکان خروج از آن را ندارد.

جمهوری اسلامی تاکنون برای تضمین بقای خود کوشیده با آنچه دو تهدید اصلی تلقی کرده، مقابله کند: از یک سو جامعه‌ای نسبتا جوان، تحصیل‌کرده و دارای مشارکت سیاسی در داخل ایران، و از سوی دیگر، کشورهایی در منطقه و خارج از آن، به‌ویژه ایالات متحده، که از تهدیدهای پیاپی حکومت نگران بوده‌اند.

در این مسیر، «ترس» ابزار محوری جمهوری اسلامی بوده است؛ چه با ایجاد هراس در واشینگتن و دیگر بازیگران از این که تشدید تقابل با تهران می‌تواند به جنگی منطقه‌ای بینجامد، و چه با القای این تصور در میان مردم ایران که اعتراض‌ها نه به حمایت بین‌المللی، بلکه صرفا به سرکوب و انتقام حکومت منتهی خواهد شد.

سینگ افزود نشانه‌های روشنی وجود دارد که «ترس و راهبرد حکومت بر پایه آن» فرو ریخته است. ایالات متحده و اسرائیل پس از دهه‌ها تردید، به رویارویی مستقیم با ایران روی آورده‌اند و حتی از احتمال حملات بیشتر سخن می‌گویند.

این که ایرانیان بتوانند خشونت حکومت را تاب بیاورند و اعتراض‌ها را ادامه دهند، هنوز روشن نیست، اما آشکار است که این خیزش هم از نظر وسعت و هم از نظر تنوع و ماهیت عوامل اقتصادی و سیاسی محرک، با اعتراض‌های پیشین تفاوت اساسی دارد.

سینگ در حالی به حذف «وحشت‌آفرینی» از سازوکارهای سرکوب جمهوری اسلامی اشاره می‌کند که حکومت در دهه‌های گذشته کوشیده است با تکیه بر سیاست «النصر بالرعب» مخالفان را مرعوب کند و مانع از شکل‌گیری اعتراضات شود.

1313.jpgایندیپندنت فارسی - عبدالرحمن الراشد :

پایان دادن به برنامه هسته‌ای و پایبندی به اصل مداخله نکردن در امور دیگر کشورها، تنها راهی است که می‌تواند جمهوری اسلامی را از خطر مداخله خارجی که با تکیه بر ناآرامی‌های داخلی گسترده، مسیر تغییر نظام را در ایران هموار می‌کند، نجات دهد.

رژیم جمهوری اسلامی برای نخستین بار از زمان به قدرت رسیدن بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در تهران، با یک بحران وجودی روبرو است. اکنون هیچ قدرت خارجی، از جمله ایالات متحده، اسرائیل یا کشورهای حوزه خلیج فارس نمی‌توانند این رژیم در حال افول را از سقوط نجات دهند.

تنها طرفی که امروز می‌تواند جمهوری اسلامی از فروپاشی نجات دهد، خود رژیم است؛ به‌ویژه اینکه تهدیدهای داخلی و خارجی این بار دست به دست هم داده‌اند تا جمهوری اسلامی را از پا درآورند. افزون بر اینکه جمهوری اسلامی در محاصره کامل انواع خطرها قرار گرفته است.

جمهوری اسلامی در حالی سرسختانه به دنبال پیشبرد برنامه هسته‌ای خود بود که می‌دانست جهان آماده پذیرش این امر نیست. در نتیجه، امروز تهران در حالی بهای این تصمیم را می‌پردازد که به‌شدت آسیب دیده و بدون دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای، به پایان خط رسیده است.

از سوی دیگر، رهبران جمهوری اسلامی از نخستین روزهای رسیدن به قدرت، در چارچوب سیاست صدور انقلاب، راهبردی را دنبال کردند که هدف از آن ایجاد بی‌ثباتی و هرج‌ومرج در کشورهای منطقه بود. تدوام این سیاست ایران و منطقه را در عمق بحران فروبرد، اما با گذشت زمان، طرح‌های توسعه‌طلبانه رژیم جمهوری اسلامی یکی در پی دیگری، رو به افول رفت.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

اکنون لحظه‌ای سرنوشت‌ساز فرا رسیده و برای اتخاذ تصمیمی شجاعانه و بازنگری در سیاست‌های قبلی زمان اندکی باقی مانده است. شاید این آخرین فرصت باشد که رژیم جمهوری اسلامی از ادامه پروژه هسته‌ای نظامی خود دست بکشد.

1313.jpgایران اینترنشنال - لیندزی گراهام، سناتور آمریکایی، با اشاره به گزارش‌هایی درباره مردد بودن دونالد ترامپ برای حمله به ایران و این که چنین قصدی ندارد، این گزارش‌ها را «کاملا نادقیق» توصیف کرد و نوشت: «کاملا برعکس است؛ منتظر بمانید.»

گراهام نوشت شرایط مربوط به «اقدام ضروری و قاطع» که به گفته او باید علیه حکومت ایران انجام شود، هیچ ارتباطی با اراده یا عزم رییس‌جمهوری آمریکا ندارد. این سناتور آمریکایی افزود: «هیچ چیز دورتر از حقیقت نیست. کاملا برعکس است»

و در پایان نوشت: «منتظر بمانید.»

مریم رحمتی - سناتور گراهام: سوال درباره اصل حمله نیست، بلکه سوال این است که حمله باید بزرگ باشد یا کوچک و من موافق حمله بزرگ هستم. من امیدوار و خوش‌بین هستم که روزهای رژیم ایران به شماره افتاده است.

araqchi.jpgبه گزارش ایران‌اینترنشنال، سه عضو یک خانواده چهار نفره در پی تیراندازی مأموران حکومتی در شهر کرج جان خود را از دست دادند. این حادثه ۱۹ دی‌ماه رخ داد.

قربانیان این تیراندازی بیژن مصطفوی، زهرا بنی‌عامریان (همسر او) و دانیال مصطفوی، فرزند ۱۹ ساله آن‌ها بودند. اعضای خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند که خودروی آن‌ها در جریان اعتراضات، به رگبار گلوله مأموران حکومتی بسته شد.

در نتیجه این تیراندازی، سه نفر از سرنشینان خودرو کشته شدند.

بیژن مصطفوی، ۵۵ ساله، بازنشسته آموزش و پرورش بود. زهرا بنی‌عامریان، ۴۸ سال داشت و از کارکنان بازنشسته سازمان تأمین اجتماعی کرج به شمار می‌رفت. دانیال مصطفوی نیز دانشجوی رشته کامپیوتر بود. بر اساس اطلاعات دریافتی، داود مصطفوی، پسر بزرگ‌تر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشته و با وجود اصابت گلوله، زنده مانده است. تاکنون جزییاتی درباره میزان و شدت جراحات او منتشر نشده است.

آقای عراقچی شرم بر تو

خبرنامه گویا - این کشتار در حالی رخ می‌دهد که عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، تنها یک روز پیش مدعی شد تمامی معترضان کشته‌شده «تروریست» بوده‌اند، روایت‌سازی که بطور آشکار برای توجیه کشتار غیرنظامیان است؛ ادعایی که تقریباً بدون هیچ چالش جدی از سوی رسانه‌های جریان اصلی غرب بازتاب یافت. سکوتی که نه از سر بی‌اطلاعی، بلکه نتیجه عادی‌سازی روایت حکومت ایران است.

در همین حال، فعالان غیرایرانیِ حامی فلسطین، بسیاری از مدافعان حقوق ال‌جی‌بی‌تی و بخش قابل توجهی از لیبرال‌ها و چپ افراطی غرب نیز ترجیح داده‌اند سکوت کنند؛ گویی سرکوب، اعدام و تیراندازی به شهروندان غیرمسلح، تنها زمانی مسئله است که با چارچوب‌های ایدئولوژیک آن‌ها هم‌خوانی داشته باشد.

واقعیتی که این جریان‌ها از درک آن ناتوان مانده‌اند این است که اگر خود در غزه، ایران یا افغانستان زندگی می‌کردند، هویت، گرایش جنسی یا باورهایشان نه تنها به رسمیت شناخته نمی‌شد، بلکه می‌توانست به حکم مرگ آن‌ها تبدیل شود.

نظام‌هایی که امروز از آن‌ها دفاع یا در برابرشان سکوت می‌کنند، فردا هیچ تفاوتی میان «فعال»، «اقلیت» یا «حامی» قائل نخواهند شد.

پرسش اینجاست: آیا این جریان‌ها روزی درک خواهند کرد که دوگانه‌سازی ساده‌انگارانهٔ «ستمگر و ستمدیده» و سیاست‌های هویتیِ ایدئولوژیک، در برابر واقعیت حکومت‌های سرکوبگر فرو می‌ریزد؟

یا آن‌گونه که تاریخ بارها نشان داده، تنها زمانی بیدار خواهند شد که دیگر خیلی دیر شده باشد؟

***

lari.jpgنیویورک پست (ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا)

فرزندان نازپرورده‌ی نخبگان حاکم بر ایران در حالی زندگی مرفه‌ای در آمریکا دارند که رژیم جمهوری اسلامی هزاران معترض را به قتل می‌رساند. اکنون ایرانیان خشمگین در کالیفرنیا و سراسر امریکا خواستار اخراجشان از آمریکا شده‌اند.

دو پتیشن اینترنتی پرسر‌و‌صدا به‌سرعت در حال جمع‌آوری امضا هستند. این پتیشن ها از دولت آمریکا می‌خواهند عیسی هاشمی و فاطمه اردشیر لاریجانی را فوراً از کشور اخراج کنند؛ فرزندان مقام‌های کنونی و پیشین جمهوری اسلامی که به‌جای خیابان‌های سرکوب‌شده تهران، از رفاه «شیطان بزرگ» بهره‌مندند.

عیسی هاشمی، ۴۳ ساله، پسر معصومه ابتکار است؛ همان سخنگوی تندروِ گروگان‌گیران سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹ که ۵۲ آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند.

پس از فارغ‌التحصیلی هاشمی از دانشگاه تهران در سال ۲۰۰۶، او در سال ۲۰۱۰ به آمریکا رفت و دکترای خود را از مدرسه شیکاگو در لس‌آنجلس گرفت. او اکنون استاد مدعوِ همان مؤسسه است و از آزادی‌هایی بهره می‌برد که مادرش دهه‌ها پیش از دیپلمات‌های آمریکایی دریغ کرد. یکی از گروگان‌های سابق مایکل مترنیکو، بعدها با اشاره به معصومه ابتکار گفت: «اگر او وسط خیابان آتش گرفته بود، حتی حاضر نبودم با ادرارم خاموشش کنم.»، اسناد نشان می‌دهد عیسی هاشمی ساکن آگورا هیلز در لس‌آنجلس کانتی است. او به درخواست‌ ما برای اظهار نظر پاسخی نداد.

فاطمه اردشیر لاریجانی، ۴۰ ساله، دختر علی لاریجانی است؛ رئیس پیشین مجلس و دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی ایران. پدر او از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی است؛ رهبری که آمریکا را «شیطان بزرگ» می‌خواند.

اندکی پس از آن‌که دونالد ترامپ از ادامه اعتراضات در ایران حمایت کرد و کشتار «بی‌معنای» معترضان را محکوم نمود، علی لاریجانی در شبکه ایکس واکنش نشان داد و نوشت: «اسامی قاتلان اصلی مردم ایران را اعلام می‌کنیم: ۱- ترامپ ۲- نتانیاهو.»

در حالی که پدرش علیه غرب می‌تازد و نهادی را هدایت می‌کند که به‌طور نمادین پرچم آمریکا را می‌سوزاند، فاطمه اردشیر لاریجانی در آتلانتا، ایالت جورجیا، زندگی می‌کند. او پزشک دارای مجوز و استاد یار بخش هماتولوژی و آنکولوژی پزشکی در دانشکده پزشکی معتبر اموری است؛ در جهانی کاملاً دور از سرکوب خونین حقوق بشر در ایران. او نیز به درخواست‌ها برای اظهار نظر پاسخی نداد.

مرسده شاهین‌کار، که در اعتراضات حقوق زنان در سال ۲۰۲۲ بر اثر اصابت گلوله یک چشم خود را از دست داد، با خشم می پرسد: «چرا به این افراد ویزا داده می‌شود؟ چرا باید آزادانه سفر کنند و اینجا در رفاه زندگی کنند؟ اگر ایران برایشان خوب است، اگر جمهوری اسلامی خوب است، بروند همان‌جا زندگی کنند.»

پتیشن های منتشرشده می‌گویند اجازه ماندن این افراد در آمریکا توهینی است به مردم آمریکا و به مردم ایران که زیر سلطه رژیم رنج می‌برند. در متن طومارها آمده است: «ما، مردم ایران، خواستار اخراج این افراد هستیم. آنان از ثروت مردم ایران بهره‌مند می‌شوند و در آمریکا در امنیت زندگی می‌کنند، در حالی که خانواده‌هایشان بر یک دیکتاتوری خشن در ایران حکومت می‌کنند.»

این پتیشن ها در روزهای ۱۱ و ۱۲ ژانویه توسط «اتحاد برای ایران» ارائه شدند و تاکنون ده‌ها هزار امضا جمع‌آوری کرده‌اند. کاخ سفید به پرسش‌ها درباره احتمال اقدام دولت برای اخراج این افراد پاسخی نداده است.

تصویر از سایت ایندیپندنت فارسی

arnzbanner.jpgعلیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

پنجشنبه و جمعه که شاهزاده رضا پهلوی با مشروعیتی که شما به او دادید، دعوت کرد به خیابان بیایید، چه روزها و ساعاتی بر همه ما گذشت. حتی عطر یاس‌ها و نیلوفرهای خانه پدری به مشامم می‌رسید که ناگهان با قطع اینترنت و رسیدن خبرهای هولناک کشتار وحشیانه سپاه و بسیج به دستور سید علی خامنه‌ای، حالم دگرگون شد و در برابر پرسشی در یک برنامه تلویزیونی بی‌اختیار گریستم. جان و جهانم چنان زخمی بود که دردها روحم را چنگ می‌زد.

خبر ۱۲ هزار و ۲۰ هزار کشته و هزاران مجروح، وضدو نقیض‌های فراوان در آغاز سال نو میلادی و جنبشی که ناگهان از زمین به ابر رسید و رژیمی که بر آن است به زمینش بزند.

از دل و جان نوشتم: یک سال دیگر رفت، با لحظه‌های تلخ و پردردش، با اشک‌ها و خنده‌ها، با غربت سردش. یک سال دیگر رفت و ما با امید دیدن آن کوچه‌های خوب، آن سرزمین عشق، با بال‌های آرزوهایمان پرواز کردیم. هر بامداد و شام، با یاد ایران، قصه را آغاز کردیم. سالی دگر در پیش رو داریم، تا صبح دیدارش، شبی پرگفتگو داریم.

هر روز با مشاهده موج موج هموطنانم بیشتر امیدوار می‌شدم که دیدار نزدیک است. با همین چند سطر، سال رفته را بدرود گفتم و به خوشامدگویی سال تازه رفتم. سال پیشین عجب سال بدی بود. دوستانی عزیز را بی آنکه بر پیشانی‌شان بوسه آخرین را بنشانم، از دست دادم. هر روز پنجره‌ام را رو به خانه پدری گشودم و چشم به سوی آن خاک رنج‌دیده انداختم که نکبت ولایت فقیه، جان و جهانش را سوخته و تیغ نایب امام زمان دهانش را دوخته است.

هر بانگی که از سوز دل برخاست، گوش‌ها و دل‌های مشتاق ما را در انتظار داشت. حتی اگر یکی از رانده‌شدگان نظام یا خودراندگان سخنی می‌گفت که تعبیرش به معارضت با ولی فقیه می‌کردیم، از یاد می‌بردیم که او کیست و تحسینش می‌کردیم. مگر نه آنکه نخست‌وزیر هشت سال محنت و رئیس مجلس نایب امام زمان را، قدر نهادیم و بر صدر نشاندیم؟

بعد از ۴۷ سال که خیلی از مخالفان امروز سیدعلی خامنه‌ای در بسیاری از سال‌هایش وزیر و وکیل و مدیر همین رژیم بودند، به‌نوعی سرنوشتشان به سرنوشت ما گره خورده است. با این همه هنوز هم شماری از آن‌ها مردم و صدای پرطنین دلنشینشان را باور ندارند. حاضرند نکبت رژیم خامنه‌ای را تحمل کنند و شاهد آن باشند که صدها تن از هموطنانشان در زندان‌ها بپوسند و پیر و مریض شوند و صدها تن با چشم‌های به‌کوری‌نشسته در تاریکی، سال‌های درد را طی کنند.

حاضرند هزاران ایرانی بر مزار عزیزانشان مویه کنند اما رضا پهلوی رهبری دوران گذار را‌ــ به اراده میلیون‌ها ایرانی‌ــ در دست نداشته باشد. در جمعشان چپ‌های بازمانده سال ۱۳۳۲، مارکسیست‌های سابق و لاحق، سرسپردگان انور خوجه و البته، تبعیدیان آلبانی و سایبری های رژیم دیده می‌شوند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

یکی‌شان می‌گفت شاهزاده عامل تفرقه است و ملیت‌ها رهبری او را قبول ندارند. گفتم: ملت ایران! ما ملت‌ها نداریم. کرد و بلوچ و ترکمن وعرب ایرانی همانقدر ایرانی‌اند که تالشی و آذری و سمنانی... رژیم از مطرح شدن این حرف‌ها در فضای اپوزیسیون شاد می‌شود: «نگاه کنید! این‌ها تجزیه طلب‌اند و اگر وجود منحوس ولی فقیه نباشد، این‌ها ایران را تجزیه می‌کنند‌.»

abrahamian.jpgبی بی سی - یرواند آبراهامیان، تاریخ‌نگار معاصر ایران، اعتراضات سراسری اخیر این کشور را «پدیده‌ای متفاوت» در تاریخ جمهوری اسلامی توصیف می‌کند؛ نه به این دلیل که چنین اعتراضی در ایران بی‌سابقه است، بلکه به‌واسطه ترکیب نیروهایی که این‌بار به صحنه آمده‌اند.

به باور او، نقش بازار در این اعتراضات، نقطه تمایز اصلی با موج‌های پیشین نارضایتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ است.

آقای آبراهامیان که سال‌هاست تاریخ ایران را از منظر اقتصاد سیاسی و اجتماعی تحلیل می‌کند، در مصاحبه با فرناز قاضی‌زاده در برنامه «گفت‌وگوی ویژه» بی‌بی‌سی فارسی، می‌گوید: «اعتراض در ایران چیز تازه‌ای نیست. از همان سال‌های اول بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی با اعتراض‌های گسترده روبه‌رو بوده است. اما این اولین بار بعد از انقلاب است که بازار نقشی پیشرو در اعتراضات ایفا می‌کند. از سال ۱۳۵۶ به این‌طرف، بازار چنین حضوری نداشته است.»

شباهت‌ها و تفاوت‌ها با ۵۷

از منظر تاریخی، آقای آبراهامیان وضعیت فعلی را بیش از هر چیز با سال ۱۳۵۶، یعنی دوره پایانی حکومت پهلوی، قابل مقایسه می‌داند؛ با این تفاوت مهم که جمهوری اسلامی برخلاف رژیم قبلی، نیروی نظامی ایدئولوژیک و وفاداری مثل سپاه و بسیج دارد و آماده استفاده گسترده از خشونت است.

او می‌گوید که سرکوب شاید موقتی اعتراضات را مهار کند اما مسئله اصلی را حل نمی‌کند: «نارضایی از بین نمی‌رود. سرکوب بدون گفت‌وگو با مخالفان، راه‌حل پایدار نیست.»

بازگشت بازار اما نه به شکل کلاسیک

آقای آبراهامیان می‌گوید، این‌که جرقه اولیه اعتراض‌ها در بخش‌هایی از بازار زده شد که به واردات وابسته‌اند؛ مثل فروشندگان کالاهای الکترونیکی، نه بخش‌های سنتی‌تر، نظیر فرش و طلا، تمایز چندان تعیین‌کننده‌ای نیست: «بحران اقتصادی بیش از همه به بخش‌هایی ضربه زده که با واردات سروکار دارند. طبیعی است که فشار بر آن‌ها زودتر و شدیدتر ظاهر شود. اما در نهایت، بحران اقتصادی همه را تحت تاثیر قرار داده، نه فقط یک بخش خاص را.»

او معتقد است که اهمیت ماجرا در این نیست که کدام بخش از بازار جلودار اعتراض‌ها شده، بلکه مهم این است که بازار ــ به‌عنوان یک بازیگر اجتماعی ــ پس از دهه‌ها انفعال، دوباره وارد میدان شده است؛ حضوری که اعتراضات فعلی را از موارد قبلی، از جمله اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، متمایز می‌کند.

سرداران فاسد اقتصادی نظام

| No Comments

1313.jpgکیهان لندن - براساس گزارش‌های مردمی از ایران، «شبه نظامیان سپاه پاسداران و بسیج با همکاری نیروی انتظامی وضعیتی شبیه حکومت نظامی در ایران برقرار کردند. مردان مسلح سوار بر تویوتا در خیابان‌ها تردد می‌کنند و وضعیت شبیه غزه است.»

برخی منابع غیررسمی تصاویری را منتشر کرده‌اند که به وضوح نشان می‌دهد نیروهای امنیتی با نقاب و سلاح در شهرها رفت و آمد می‌کنند.

1313.jpgایران وایر - بنابر اعلام سرویس امنیت داخلی استونی، دو نفر از حامیان جمهوری اسلامی و حزب‌الله لبنان از این کشور اخراج شده‌اند.

چهارشنبه ۲۴دی۱۴۰۴ سرویس امنیت داخلی استونی با اعلام این خبر، نام و ملیت آن‌ها را «سید محسن رضا نقوی» شهروند پاکستان و «سید شاهد موسوی» شهروند هند عنوان کرده است. محسن رضا نقوی چهارشنبه و شاهد موسوی تابستان گذشته از خاک استونی اخراج شده‌اند.

در اعلامیه سرویس امنیت داخلی استونی آمده است که این نهاد امنیتی در همکاری پلیس این دو حامی جمهوری اسلامی و حزب‌الله را شناسایی کرده‌اند که در قالب برنامه‌های جابه‌جایی تحصیلی در خاک این کشور حضور داشته‌اند.

این سرویس امنیتی با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس [توییتر سابق]، با اعلام این خبر، دو تصویر از دو مرد را مقابل بازداشتگاه در کنار ماموران نقاب‌دار منتشر کرده است.

Babak_Khati.jpgجمهوری اسلامی در تمام پنج دهه حضور خود نشان داده است که وصله‌ی ناجوری برای دمکراسی و صلح جهانی است؛ حکومتی که از همان ابتدا با گروگان‌گیری دیپلمات‌ها با دنیا سخن گفت.

این نظام از همان دهه هشتاد میلادی با ایجاد حزب‌الله در لبنان و جهاد اسلامی در فلسطین به دنبال ایجاد هسته‌های تنش‌آفرین و جلوگیری از یک صلح پایدار در منطقه بود و تنها سه دهه زمان لازم داشت تا رد پایش در تمام ناامنی‌های خاورمیانه و فجایعی چون قتل‌عام در سوریه و یمن باز شود. این حکومت در جریان گروگان‌گیری، جنگ ۸ ساله، و تحریم‌های شورای امنیت نشان داد که زبان دیپلماسی و بازی برد-برد را نمی‌شناسد و فقط وقتی پای "حرف زور" در میان " سنبه‌ی طرف مقابل پرزور" باشد، کوتاه می‌آید.

چنان‌که در جریان گروگان‌گیری، تمام پیشنهادات دولت کارتر را رد کرد تا در نهایت با ضرب‌الاجل خفت‌بار ریگان و بدون گرفتن هیچ‌گونه امتیازی، گروگان‌ها را تحویل دهد.

چنان‌که در زمان جنگ نیز تمام پیشنهادات صلح و دریافت غرامت کامل از عراق را رد کرد و جنگی را که سال ۶۱ می‌توانست تمام شود، شش سال دیگر با توهم "راه قدس از کربلا می‌گذرد" ادامه داد تا باز هم در نهایت، وقتی ارتش فروپاشید و جبهه‌ها از نیروهای مردمی خالی شد و ارتش صدام بار دیگر به پشت دروازه‌های اهواز و آبادان رسید، با خفت و بدون گرفتن هیچ امتیازی مجبور به نوشیدن جام زهر قطعنامه ۵۹۸ شود.

چنان‌که تمام تحریم‌ها را "کاغذپاره" خواند و فقط وقتی پرونده ایران به شورای امنیت آمد و بوی تزلزلِ بقا به مشامش رسید، کوتاه آمد.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgدر این کلمه وطن! در این کلمه خاک! در این کلمه مردم! چه نیرویی پنهان گردیده است؟ که قلبت را به آتش می‌کشد، در تمامی سلول‌های بدنت نفوذ می‌کند، چون عاشقی شیدا تو را در رویایی لذت‌بخش فرو می‌برد.

کلماتی که قدرت می‌دهند، هویت می‌بخشند، عشق می‌آفرینند. تو را به گذشته، به حال و آینده پیوند می‌دهند.

کلماتی که هرکدام دیگری را تکمیل می‌کند، تفسیر می‌نماید و نهایتاً با نام ایرانی وظیفه‌ای بس سنگین بر دوشت می‌نهند.

وطن معنا نمی‌یابد اگر این خاک! با مردم درنیامیزد و وظیفه نهاده‌شده بر دوش تک‌تک باشندگان آن، با جواب‌گویی به این وظیفه ملی توأم نگردد.

وطن، این کلمه زیبای نشسته بر جان، شکل نمی‌گیرد و قلبت برای آن نمی‌طپد اگر مردم حضور تاریخی در آن نداشته باشند!

حضور مردمی در درازنای تاریخ که از میان رنج‌ها، قهرمانی‌ها، تلاش و ایجادگری، خنده و اشک عبور کرده‌اند تا سرزمینی به نام ایران را بسازند.

چه می‌کردیم اگر آرش جان بر تیر نمی‌نهاد تا مرز ایران‌زمین را با جان خود ترسیم کند؟ چه می‌کردیم؟ چه خواهیم کرد؟ اگر این نسل پرشهامت و تاریخ‌ساز امروز برای آزادی از چنگال اهریمنی به نام حکومت اسلامی قدم در میدان نمی‌نهاد و به بهایی بس سنگین، به قیمت جان عزیز هزاران‌هزار جوان ایرانی، از شرف و آزادگی این سرزمین دفاع نمی‌کرد؟

اندوهی بس سنگین بر قلب‌هایمان نشسته است! بر قلب کسانی که پیوسته با نام و یاد ایران طپیده، مالامال عشق، غرور و آزادگی. غرورِ تعلق به سرزمینی متفاوت، چون کوه‌های سرکش آن! زیسته‌اند؛ مغرور و پرصلابت، حتی زمانی که حکومتی چنین نامردمی بر آن مسلط گردیده و راه نفس بر او بسته است. غروری ناشی از تعلق به نسل جوانی که با فریاد آزادی قدم در میدان نهاده تا از آزادگی و ریشه‌های تاریخی من و تو، که ما باشیم، دفاع کند.

سرزمینی که حتی اسطوره‌های آن نیز با قهرمانی و مبارزه با ظلم نام خود را برکشیده‌اند. هیچ جان آزاد، هیچ لحظه شاد و فرح‌بخشی در تاریخ این سرزمین نمی‌یابی که حاصل مبارزه‌ای سنگین، همراه با جان‌باختن مردمی که برای آزادی و آزادگی خود مبارزه می‌کردند، نباشد. این سرزمین رگ و پیِ خویش را با ساروجی از استخوان و خون این مردم بنا نهاده است. راز پایداری آن نیز در همین نهفته است. از این روست که حکومت هیچ ولدالزنایی را که ریشه در این خاک نداشته باشد برنمی‌تابد! ولو به قیمت جان.

ابوالفضل محققی

nik.jpgوقتی شعور جای خود را به اخلاق بدهد، اخلاق نیز از معنا تهی می‌شود و به ژست فرو می‌کاهد. اخلاقِ بی‌شعور نه قطب‌نماست و نه داور، صرفاً پوششی‌ است برای شانه خالی کردن از مسئولیت. شعور اخلاقی آن است که بداند وقتی جان انسانها در میان است، درخواست کمک از هر کجا و از هر کس، اخلاقی است. بی اخلاقی یعنی ناتوانی را فضیلت کنی و درخواست کمک از بیرون را جرم اخلاقی بشماری! آنجا که شعار اخلاقی جانشین شعور اخلاقی شود، اخلاق دیگر معیار نیست، پوشش است، اکسیر می‌شود تا منافع ای را برجسته کند و منافع ای را نبیند.

نمی‌خواهم با مثال‌های تاریخی از کمک فرانسه به انقلاب آمریکا تا حمایت قدرتهای اروپایی از استقلال یونان یا انقلابهای آمریکای لاتین در قرون گذشته، برای کمک بیرونی در انقلاب ایران "مشروعیت" بتراشم، مسئله من نه سابقهٔ تاریخی است و نه کارآمدی سیاسی، پرسش من برخاسته از شعور اخلاقی است: وجدان اخلاقیِ آگاه ایرانی کجاست و بر چه ایستاده است؟ آنگاه که بعنوان مثال، منافع امریکا را در یک ضربه زدن به نیروی سرکوب می بیند و همزمان در نفع آن برای مردم ایران، کور و کر می شود.

کمک بیرونی نه در نفس خود تماماً نجات است و نه خیانت. معیارِ، نسبت آن با اراده و مسئولیت مردم است. هر جا که انسانیت، مسئولیت و عاملیت مردم قربانی رژیمی پلید چون جمهوری اسلامی شود، آنها حق دارند از جهان و از کشوری کمک بطلبند. چنین کمکی، شامل منافع دو طرف است و شعور اخلاقی یعنی همین. وقتی حکومتی که در کشتار و قساوت، روی هیتلر را سفید کرده و صفیرِ گلوله جنگی‌اش سینه مردم را می‌شکافد، وقتی این وضعیت چیزی جز جنگ سازمان‌یافته نیروهای مسلحِ پاسداران اسلام علیه مردمی بی‌سلاح و بی‌دفاع نیست، و وقتی خودِ ما در دفاع از این مردم، در ضعف مفرط بسر می‌بریم و عملاً کاری از دست مان برنمی‌ آید، حیرت‌انگیز است که درخواستِ کمک بیرونی برای درهم‌کوبیدن ماشین کشتار و سرکوب را "بی‌اخلاقی"بنامیم، تا ناتوانی خویش را با زبانِ اخلاق توجیه کرده باشیم.

اخلاق می‌تواند به پناهگاه درماندگی و سپر عافیت‌ طلبی بدل شود اما آنگاه دیگر اخلاق آگاه نیست، اخلاق نماست. اخلاق آنجا آغاز می‌شود که ضعف به فضیلت جلوه نکند و ناتوانی به اصل اخلاقی القاء نگردد. اگر قرار است در برابر قتل عریان، دست‌ بسته بایستیم، دست‌کم نباید آن را وجدان بنامیم. در شرایطی که انقلاب ایران زیر آتش سرکوب سازمان یافته قرار گرفته و مردمی بی‌ سلاح و بی دفاع، آماج ماشین کشتار شده‌اند، کمک بیرونی نه تنها می تواند اخلاقی باشد، بلکه امتناع از آن و منکر آن شدن می تواند صورتبندی دیگری از بی مسئولیتی اخلاقی باشد. مسئله این است که این کمک در خدمت متوقف‌ کردن کشتار و بازگرداندن امکان کنش مستقل به مردم است، و نه ابزاری برای کنترل ارادهٔ آنها. اخلاق در چنین وضعیتی بی‌ طرفی انتزاعی نیست و یعنی، ترجیح جان انسان بر وسواسی بیهوده. آنجا که قدرت سرکوب بی‌ مهار است و جامعه از دفاع مؤثر محروم، کمک بیرونی اگر شفاف، محدود و پاسخ‌گو باشد، می‌تواند نه نقض اخلاق، بلکه آخرین امکان اخلاقی برای ایستادن در برابر جنایت تلقی شود.

Mehrzad_Nekourouh.jpgاز خیابان‌های ایران تا سیاست تهدیدِ بی‌اقدام در جهان

آنچه امروز در ایران می‌گذرد، نه فقدان شجاعت اجتماعی است و نه کمبود خشم یا عاملیت. جامعه بارها نشان داده که می‌تواند برخیزد و هزینه بدهد.

بحران، جای دیگری است:

سنگ‌های بزرگ، اهداف مبهم و سیاستِ تعلیقی--در داخل و خارج.

در داخل، کنش اجتماعی گسترده شکل می‌گیرد، اما به‌دلیل فقدان پروژهٔ دموکراتیک نهاد‌محور، به نشانه نمی‌خورد.

«همه‌چیز، همین حالا، بدون نقشه» جای سیاست را گرفته است. نتیجه: فرسایش، بازتولید اقتدار، و واگذاری میدان به پوپولیسم.

در خارج، همین منطقِ سنگِ بزرگ حاکم است و تکرار می‌شود، اما بهای سنگین و تاریخی آن را ما مردم ایران با خون خود، مجدداً و مجدداً و مجدداً می‌پردازیم...

--این‌بار در قامت سیاست بین‌الملل. سیاست و دیپلماسی جهانی به تهدیدهای بزرگِ بی‌اقدام فروکاسته شده‌اند. دونالد ترامپ نمونهٔ بارز این الگوست:

تهدیدهای پرسر‌وصدا که دائماً به «فردا» حواله می‌شوند؛ هم‌زمان، سخن از مذاکره و معامله با جلادان می‌راند و بدین‌طریق دو طرف را تشویق می‌کند:

مردم را تشویق به قیام و شهامتِ بی‌دفاع می‌کند و به جلادان پیام‌های آشکار و پنهان برای مذاکره و معامله می‌دهد.

در پیام‌هایی که از فرهنگ دمکراتیک ترامپ نشأت می‌گیرند، به مردم می‌گوید «نهادهای حکومتی را بگیرید»
(که بسیاری با مغالطه کامل ترجمه می‌کنند)

اما بی‌آنکه بگوید چگونه، با کدام سازوکار، و با چه تضمین‌هایی می‌توان نهادهای حکومتی را از جلادان و تروریست‌های ج.ا گرفت!

این، سیاست نیست؛ این مسئولیت و آینده‌نگری و واقع‌نگری و پراگماتیسم نیست، بلکه همان پوپولیسم است؛ یعنی انتقال مسئولیت به بی‌پناه‌ترین بازیگران.

گفتنِ «بگیرید» بدون نقشهٔ راه، بدون نقشهٔ گذار، بدون حمایت نهادی و بدون تضمین‌های حفاظتی، یعنی هل‌دادن مردم به دهان اژدهای بی‌رحم وحشی--و سپس عقب‌نشینی به پشت تریبونِ تهدید.

همین الگو در رفتار اروپا و نهادهای بین‌المللی نیز دیده می‌شود:

sahar.jpg

به تأثیر از کشتارهای اخیر در وطن

حالِ ما را مپُرس ، تا چون است ؟

که غم از حدّ و حَصر، بیرون است!

باغ و بُستان به داسِ دین مضروب

وطنی بی دفاع ، در خون است

روحِ ایران نشسته در زنجیر

جِیش ِ اسلام، در شبیخون است

تیغ ، در دست و تکیه بر قُرآن

قتل و کُشتار، حُکم و قانون است

جانی ی دزد و شبرو جلاّد

تشنهٔ خون به شهر و هامون است

پای قاتل به قصدِ جان ، مأمور

دست ضارب، به ضرب، مأذون است

سینهٔ آفتاب، مَجروح است

دلِ سنگِ سیاه، محزون است

چشم، تسخیرِ موجِ خون پالای

سینه را آتشی به کانون است

می کُشد باجوازِ دین جانی

عُقده مَسحور و کینه مَفتون است

صنفِ روحانیت به کرسی ی حُکم

شوکتش را به مرگ، مرهون است

بهرِ کُشتن زچیره دستی ی دین

مَلَک اَلموت، سخت ممنون است

قاتلی را امامِ خود کردیم

رنج ما زین خیانت افزون است!

ملّتی را به مَسلَخی بُردیم

خونِ مردم روان، چو کارون است

کشوری را به رهزنان دادیم

دستمزدش بلای طاعون است

ضّدِ امپریالیسم جنگیدیم

دیگِ مَردُم ز داد، مَشحون است

روشنی خواستیم و این ظُلمت

سَعد و فرخنده و همایون است

آنچه زینگونه بر مُراد روَد

گشتِ ایّام و دورِ گردون است

نیم قرنی ست، عقل تعطیل است

گردش روزگار، وارون است

نیم قرنی ست، شرم درغیبت

شهر، در چنگِِ دسته ای دون است

دستِ ظلمت به رُغب دستآموز

تیغِ وحشت به شرع ، مدیون است

جنگ و خونریزی و قساوت وظلم

بر سرِ مُلک ، سدّ ِ وارون است

از رگانِ جوان و پیرِ وطن

جامِ ننگینِ شرع ، مشحون است

با چنین ذِلّتی که بر ما رفت

عشق، بی ذوق و عقل، مجنون است

زین تجارت که با خُدا کردند

دین، زیانکار و شرع ، مغبون است

....

گاهِ استادگی، هم امروزست

وقتِ داد و وِداد اکنون است

دُورِ ضحّاک رو به پایان شد

نوبتِ کاوه و فریدون است!

***

م. سحر/ پاریس

13/1/2026

https://msahar.blogspot.com/

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

از زمان استقرار رژیم ولایی در سال ۱۳۵۷، سیاست خارجی ایران بر تقابل گفتمانی و راهبردی با ایالات متحده و بخش عمده‌ای از نظم بین‌المللی غرب‌محور استوار بوده است. پیامد این رویکرد، انباشت تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های مالی و انزوای فزاینده در نظام بین‌الملل بوده که به‌ویژه از دهه ۱۳۹۰ به بعد شدت گرفته است. در چنین بستری، حاکمیت ولایی ایران به‌طور عملی به سمت تعمیق روابط با قدرت‌های غیرغربی، به‌ویژه چین و روسیه، سوق یافته است. جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ و متعاقب آن، جنگ دوازده‌روزه ایران-اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ که طی آن زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران هدف حملات گسترده قرار گرفت، این وابستگی را وارد مرحله‌ای جدید کرد. واکنش محدود چین و روسیه به این بحران‌ها--عمدتاً در سطح حمایت‌های دیپلماتیک--پرسش‌های مهمی را درباره ماهیت واقعی این روابط و میزان تعهد شرکای شرقی ایران برانگیخته است. این مقاله می‌کوشد با رویکردی تحلیلی و آکادمیک، نوع وابستگی حاکمیت ولایی ایران به چین و روسیه را تبیین و پیامدهای آن را بررسی کند.

۲. چارچوب نظری: رئالیسم و وابستگی متقابل نامتقارن

تحلیل این روابط در چارچوب رئالیسم کلاسیک و نئورئالیسم قابل فهم است؛ جایی که دولت‌ها بازیگرانی عقلانی تلقی می‌شوند که در پی بیشینه‌سازی منافع و امنیت و کمینه نمودن ریسکهای خود هستند. در این چارچوب، اتحادها غالباً ماهیتی ابزاری و معامله‌ای دارند و تا زمانی تداوم می‌یابند که منافع طرفین تأمین شود. در تکمیل این دیدگاه، مفهوم «وابستگی متقابل نامتقارن» (Keohane & Nye) نشان می‌دهد که اگرچه دو یا چند کشور ممکن است به یکدیگر وابسته باشند، اما هزینه‌ها و پیامدهای این وابستگی به‌طور برابر توزیع نمی‌شود. در چنین وضعیتی، بازیگری که گزینه‌های جایگزین کمتری دارد، در موقعیت ضعیف‌تر قرار می‌گیرد. استدلال این مقاله آن است که حاکمیت ولایی ایران در روابط خود با چین و روسیه دقیقاً در چنین موقعیتی قرار دارد.

۳. زمینه تاریخی و ژئوپلیتیک روابط

پس از پایان جنگ سرد، ایران به‌تدریج سیاست «نگاه به شرق» را به‌عنوان پاسخی به فشارهای غرب دنبال کرد. عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای، پیوستن به بریکس و امضای توافق‌های بلندمدت با چین (۲۵ ساله در ۲۰۲۱) و روسیه (۲۰ ساله در ژانویه ۲۰۲۵) نمادهای نهادی این چرخش هستند. با این حال، اجرای این توافق‌ها محدود و اغلب فاقد شفافیت بوده است. جنگ اوکراین، رژیم ولایی را به یکی از تأمین‌کنندگان مهم تسلیحات روسیه تبدیل کرد، در حالی که جنگ دوازده‌روزه ۲۰۲۵ آزمونی جدی برای این روابط بود. خودداری چین و روسیه از مداخله مستقیم نظامی در حمایت از ایران، نامتقارن و غیرالزام‌آور بودن این روابط را برجسته ساخت.

۴. ابعاد وابستگی

۴.۱. وابستگی اقتصادی

وابستگی اقتصادی ایران به چین بسیار بالاست. چین در سال‌های اخیر حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را--عمدتاً با تخفیف‌های قابل توجه و سازوکارهای مالی غیرشفاف--خریداری کرده است. این وضعیت، ایران را به تأمین‌کننده‌ای ارزان و کم‌قدرت در زنجیره انرژی چین بدل کرده و شباهت‌هایی با الگوهای وابستگی نیمه‌مستعمره‌وار ایجاد کرده است. در مقابل، روابط اقتصادی با روسیه محدودتر و بیشتر رقابتی است، به‌ویژه در بازار جهانی انرژی.

Amir_Daha.jpgگاهی تاریخ، یک «رویداد» نیست؛ یک «الگو»ست.

الگویی که قرن‌ها می‌گذرد، لباس عوض می‌کند، زبان عوض می‌کند، اما منطقش همان می‌ماند: قدرتی که برای ایستادن، خون می‌خواهد.

در تاریخ‌نویسی کهن، روایتی هست که هنوز هم مثل زخمی باز روی حافظه جمعی ایرانیان می‌سوزد: روایتِ حمله مسلمانان به فرماندهی خالد بن ولید به ایران (که پیامبر اسلام پیشتر به او لقب «سیف الاسلام» داده بود) و با قتل عام مردم «آسیابی با خون گردانید».

چه آن را واقعیت عینی بدانیم، چه اغراق حماسی، چه تصویرسازی روایی؛ اما آنچه امروز در جای جای ایران خون چکان شاهد هستیم، با تلخی تمام تایید همان روایت است:

بار دیگر در ایران، آسیاب‌ها با خون می‌چرخند.

مسئله فقط «قوم عرب» نبود؛ مسئله «ایدئولوژی» بود

سال‌هاست ما درباره «فتح ایران» حرف می‌زنیم و اغلب، آن را به یک دعوای قومی تقلیل داده‌ایم: عرب و عجم، مهاجم و مغلوب، بیگانه و ایرانی. به باور من این نگاه، هم ساده‌سازی است و هم انحراف.

زیرا اگر بخواهیم صادقانه و دقیق ببینیم، آنچه آمد و ماندگار شد، نه قوم عرب ، بلکه یک ایدیولوژی بود، یک منطق بود.

منطقی که جنگ را مقدس می‌کند، خشونت را ثواب می‌داند، و انسان را نه بر اساس «حق»، بلکه بر اساس «اعتقاد» و «تسلیم» درجه‌بندی می‌کند.

اگر آن حمله را صرفاً « حمله اعراب » به ایران بدانیم، ناخواسته یک خطای تاریخی مرتکب شده‌ایم:

چون قوم‌ها تغییر می‌کنند، اما ایدئولوژی‌ها می‌مانند؛ و این ماندگاری است که تاریخ را تکرارپذیر می‌کند.

این همان گره اصلی است: اسلام سیاسی ــ نه به معنای ایمان فردی مردم، بلکه به معنای ایدئولوژی قدرت ــ از همان ابتدا یک دستگاه مشروعیت‌سازی برای خشونت ساخت:

دشمن، «کافر» بود؛ جنگ، «جهاد» بود؛ غنیمت، «حق» بود؛ اسارت، «قانون» بود؛ و پیروزی، «نشانه تأیید خدا» بود که پاداش بهشت را نیز نوید میداد!

این منطق، وقتی در قالب دولت بنشیند، دیگر فقط یک باور نیست؛ یک ماشین کشتار و اقتدار مطلق است. ماشینی که برای حرکت، خوراک می‌خواهد. و خوراکش، اغلب «جان انسان» است. همان تمثیل «ضحاک» در شاهنامه فردوسی.

جمهوری اسلامی: بازتولید همان منطق است، اما با ابزارهای دنیای مدرن

۴۷ سال است که ایران در گروگان یک حکومت است؛ حکومتی که در ظاهر «دولت» است، اما در عمل یک پروژه ایدئولوژیک است.

پروژه‌ای که ، نه بر «حقوق»، نه بر «قرارداد اجتماعی»؛ بلکه بر «تکلیف»، «اطاعت»، «بیعت» و «حذف» مخالفان بنا شده است.

در چنین نظامی، مردم موضوع سیاست نیستند؛ ابزار سیاست‌اند. و درست همین‌جاست که آن استعاره تاریخی جان می‌گیرد: آسیاب قدرت، با خون می‌چرخد.

اعدام‌ها با اذان صبح، تصادفی نیست. یک پیام است. یک نمایش است. یک زبان است. زبانِ حکومتی که می‌خواهد به مردم بگوید: «ما نه فقط جان شما را می‌گیریم، بلکه کشتن را هم مقدس می‌کنیم. حتی لحظه کشتن را به عبادت گره می‌زنیم تا اعتراض شما «بغی» علیه دین خدا جلوه کند و مستوجب عقوبت مرگ». اینچنین بود که شکنجه گران نیز برای ثواب بیشتر، وضو میگرفتند و زندانیان را شکنجه می‌کردند! تا پاداش «بهشتی» بهتری نصیب شان گردد !

این همان نقطه‌ای است که تاریخ گذشته و اکنون به هم می‌رسند: وقتی ایدئولوژی، خشونت را «معنوی» می‌کند، دیگر صرفاً سرکوب نیست؛ تقدیسِ سرکوب است. و این خطرناک‌ترین شکل خشونت سیاسی است.

خشونتِ ایدئولوژیک، یک «اتفاق» نیست؛ یک «سیاست» است. حکومت‌های معمولی ممکن است سرکوب کنند، اما معمولاً سرکوب را انکار می‌کنند. اما حکومت‌های ایدئولوژیک، سرکوب را نه‌تنها انکار نمی‌کنند، بلکه آن را «حق» می‌دانند، «وظیفه» می‌دانند، و حتی «ثواب» تعریف می‌کنند. در چنین ساختاری، کشتار فقط محصول ترس نیست؛ محصول ایمانِ سیاسی هم هست. یعنی سرکوب، فقط واکنش نیست؛ برنامه است.

اینجا دیگر ما با یک «حکومتِ بد» طرف نیستیم؛ با حکومتی طرفیم که اساساً «بر مرگ» بنا شده است:

مرگ در خیابان، مرگ در زندان، مرگ در دادگاه‌های نمایشی، مرگ در سکوت رسانه‌ای.

ما باید از زنجیرهای ایدئولوژیک رها شویم

بزرگ‌ترین مانعِ دیدن حقیقت، نبودن اطلاعات نیست، اسارت ذهن است. تا وقتی ذهن ما هنوز در زندانِ روایت‌های ایدیولوژکی و تحمیلی است ــ روایت‌هایی که یا فتح و شکست را رمانتیک و عاشورایی می‌کنند، یا آن را صرفاً قومی می‌بینند، یا خشونت را توجیه می‌کنند ــ ما نمی‌توانیم از تاریخ درس بگیریم.

مشکل این نیست که «در گذشته چه شد». مشکل این است که ما هنوز نفهمیده‌ایم «چرا شد» و «چطور هنوز تکرار می‌شود».

اظهارات تکان دهنده، دختر یکی از فرماندهان ارشد رژیم که با برنامه زنده منوتو تماس گرفته.

ایندیپندنت - روز پنجشنبه ۲۵ دی‌ماه، در هجدهمین روز از آغاز خیزش ملی ایرانیان، روایتی تازه‌ از حوادث شامگاه پنجشنبه ۱۸ و بامداد جمعه ۱۹ دی‌ماه در جزیره کیش به دست ایندیپندنت فارسی رسیده که تاکنون منتشر نشده‌ است و یکی از شدیدترین و در عین حال پنهان‌مانده‌ترین موج‌های سرکوب حکومتی در جریان این خیزش خیابانی را برملا می‌کند.

instad.jpgسعید شمیرانی در اینستاگرام نوشت: مهدی صاحب یک کبابی معروف تو رشت بود. نه تروریست بود و نه جاسوس موساد.

یک ایرانی‌ وطنپرست بود. یک میلیون فالوور تو اینستا داشت و آدم بسیار مردمدار و فروتنی بود. اینطور که از رشت خبر میاد، حکومت جنایتکار اسلامی بیشرف مهدی رو هم کشته.

:::

*این خبر تاکنون به‌طور رسمی از سوی مقامات تأیید نشده و در حساب اینستاگرام منتسب به او نیز هیچ اطلاعیه‌ای در این‌باره منتشر نشده است.

بر اساس بررسی‌ها، آخرین پست منتشرشده در صفحه اینستاگرام منتسب به او مربوط به حدود هفت روز پیش است و پس از آن محتوای جدیدی منتشر نشده است.

***

ایران وایر - تصاویری در اختیار «ایران‌وایر» قرار گرفته که «کاظم غریب‌آبادی» معاون حقوقی وزارت خارجه جمهوری اسلامی را سوار بر هواپیما در بخش اقتصادی به مقصد ترکیه نشان می‌دهد. این تصاویر مربوط به چهارشنبه ۲۴دی۱۴۰۴ است.

این پرواز با شماره ۱۹۷۰ «ایران ایرتور» چهارشنبه ۲۴دی ساعت ۱۱:۴۵ به مقصد استانبول، ایران را ترک کرده است.

کاظم غریب‌آبادی در سی سال گذشته مسوولیت‌های مختلف دیپلماتیک بر عهده داشته است، از جمله مدیرکل گزینش وزارت خارجه، سفیر ایران در هلند و دبیر ستاد حقوق بشر قوه‌قضاییه.

flight.jpg

cubans.jpgخبرنامه گویا - پیکر ۳۲ محافظ کوبایی نیکلاس مادورو که در جریان حمله هوایی ایالات متحده به ونزوئلا کشته شده بودند، امروز به کوبا بازگردانده شد.

روز پنجشنبه، سربازان کوبایی با دستکش‌های سفید در حالی که نوای غم‌انگیز شیپور و طبل در فرودگاه هاوانا طنین‌انداز بود، از یک هواپیما خارج شدند و ظرف‌های حاوی بقایای پیکر این ۳۲ افسر کوبایی را حمل کردند؛ افسرانی که در حمله‌ای غافلگیرکننده از سوی آمریکا جان باختند.

***

zahaak.jpgپشته‌سازی از کشته‌ها در جنگ انیران با ایران

کشتار دست‌کم ۱۲ هزار معترض عمدتا در دو شب با دستور خامنه‌ای، سبب شد شمار زیادی از شهروندان این قتل‌عام را با حمله مغولان به ایران مقایسه کنند.

جنگ انیران با ایران وقتی رهبر جمهوری اسلامی قبل از کشتار گفت حاضر است برای حفظ جمهوری اسلامی خون بریزد.

گزارشی از مجتبا پورمحسن

***

blood.jpgگزارش روایی؛ شهادت تکان‌دهنده یک خانواده از کشتار خیابانی در تهران

پیام همراهان...

این روایت تکان‌دهنده از سوی یکی از مخاطبان آموزشکده توانا و در قالب یک پیام مستقیم برای ما ارسال شده است؛ پیامی از دیده‌ها و زیسته‌های یک خانواده در تهران می‌آید. روایتی از شلیک مستقیم به مردم در خیابان پیروزی، حضور تک‌تیراندازها، یورش به خانه‌ها، پرتاب گاز اشک‌آور به منازل، درمان مجروحان با امکانات ابتدایی در خانه، و تلنبار شدن پیکر جان‌باختگان مقابل پزشکی قانونی برای ایجاد رعب. این پیام شهادتی است از آنچه یک خانواده با تمام وجود لمس کرده: خیابان‌هایی که «بوی خون می‌داد»، مردمی که «در خون راه رفتند»، و حکومتی که دست به قتل‌عام سازمان‌یافته معترضان زده است.


روز سه‌شنبه حوالی ظهر، خانواده‌ام پس از چندین روز بی‌خبری، توانستند با من تماس بگیرند. تماس از طریق یک خط تلفن رومینگ‌شده انجام شد؛ تماسی کوتاه، اما پر از روایت‌هایی که هنوز صدایشان در گوشم می‌پیچد.

مادرم، پدرم و برادرم هرکدام با صدایی متفاوت، اما با یک حقیقت مشترک، از آن‌چه در تهران گذشته بود گفتند:
کشتاری بی‌سابقه و سازمان‌یافته از سوی جمهوری اسلامی.

آن‌ها روایت کردند که در تظاهرات روز پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه در خیابان پیروزی تهران، نیروهای سپاه و بسیج مردم را به رگبار بسته‌اند.
برادرم گفت آن‌چه رخ داد، دیگر سرکوب نبود؛ جنگ تن‌به‌تن بود.
به بزرگ و کوچک رحم نکردند.
مردم را جلوی در خانه‌هایشان کشتند.
به خانه‌های شهروندان یورش بردند، به‌صورت وحشیانه قشون‌کشی کردند و داخل منازل، گاز اشک‌آور پرتاب کردند.

مادرم با گریه گفت حتی به خانه‌ی مادربزرگم هم گاز اشک‌آور انداخته‌اند.
برادرم گفت تک‌تیراندازها مستقر بودند.

او تعریف کرد که نیمه‌شب، نیروها در کوچه‌ها راه افتادند، فریاد «حیدر، حیدر» سر دادند، با لیزر، نور و صداهای هولناک فضای محله‌ها را پر کردند تا وحشت ایجاد کنند، تا مردم را بترسانند، تا بشکنند.

برادرم خودش گلوله ساچمه‌ای خورده بود؛ همراه با چند نفر دیگر.
پدرم گفت با یکی از دوستان پزشکش تماس گرفته و آن‌ها در خانه‌ی ما، بدون امکانات، ساچمه‌ها را از بدن مجروحان خارج کردند.

برادرم می‌گفت:
«خیابون بوی خون می‌ده...
رد خون همه‌جا هست...
توی خون راه رفتیم...
کفش‌هامون خونی شده.»

او گفت جلوی پزشکی قانونی، پیکر کشته‌شدگان را روی هم تلنبار کرده بودند؛
برای ترساندن،
برای دادن درس «عبرت».

مادرم جیغ می‌کشید و گریه می‌کرد.
پدرم با صدایی که از بهت و ناباوری و خشم می‌لرزید حرف می‌زد.
و برادرم... صدایش پر از فریاد بود، پر از خشم، پر از درخواست کمک.

او گفت:
«دروغه بگم نترسیدیم... ترسیدیم.
اما خشم‌مون و امیدمون از ترس بیشتره.
این‌دفعه باید تمومش کنیم، وگرنه اونا ما رو تموم می‌کنن.»

گفت خیابان‌ها فعلاً خلوت شده، امکان تجمع نیست،
اما:
«همه‌مون پشت در آماده‌ایم.
منتظریم دوباره همدیگه رو تو خیابون پیدا کنیم.»

او از من خواست:
«هر کاری از دستتون برمیاد بکنید.
نامه بنویسید.
فریاد بزنید.
تظاهرات برگزار کنید.
صدامون رو برسونید.
به ترامپ، به دنیا
ما بدون کمک، جلوی این وحشی‌گری و گلوله‌ها تنها نمی‌تونیم.»

گفت دیگر کسی سر دیدگاه سیاسی بحث نمی‌کند:
«دیگه دو دسته‌ایم.
یا جمهوری اسلامی،
یا مردم.»

مادرم میان گریه می‌گفت:
«بگو به داد مردم برسید...
باورت نمی‌شه چه قتل‌عامی کردن...»

من گریه می کردم ، گفتم که این حرف‌ها را پشت تلفن نزنند.
می‌ترسیدم که شنود باشد .
پدرم گفت:
«این‌قدر خون و جنازه دیدیم که دیگه ترسی از این چیزا نداریم.
این روایت‌ها مهمه.
باید گفته بشه.
باید منتقلش کنی، هر قیمتی که داشته باشه.»

این‌ها روایت یک خانواده است؛
اما حقیقت، بسیار بزرگ‌تر از یک خانواده است.
آن‌چه در تهران گذشته، سرکوب نیست؛
قتل‌عام است.

و اگر این صداها منتقل نشود،
اگر گفته نشود،
اگر ثبت نشود،
تاریخ بار دیگر با سکوت ما نوشته خواهد شد.

dm.jpgایندیپندنت فارسی - عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، روز پنجشنبه ۲۵دی مدعی شد که «تعدادی» از معترضان «به‌علت زیاده‌روی در مصرف مواد مخدر» جان‌ باخته‌اند.

پس از انتشار گزارش‌هایی از سرکوب بی‌سابقه معترضان و انتشار مستنداتی درباره استفاده سرکوب‌گران از تیرهای جنگی، مقام‌های جمهوری اسلامی ابتدا معترضان را «تروریست‌های» معرفی کردند و در آخرین اظهارنظر وزیر دفاع مدعی شده است که برخی از معترضان به‌خاطر مصرف بالای مواد مخدر فوت کرده‌اند.

این نخستین بار نیست که چنین ادعایی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی مطرح می‌شود. آنها پیشتر در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز مدعی مصرف مخدر از سوی معترضان جان باخته شده بودند. معمر قذافی، دیکتاتور لیبی نیز پیش از سقوط چنین ادعایی علیه معترضان کرده بود.

***

dw.jpgدویچه وله - به گزارش واشنگتن‌پست، کاخ سفید در پی کشتار معترضان در ایران، در حال بررسی گزینه‌های نظامی علیه تهران است. تردیدها و محدودیت‌های عملیاتی و بیم از شعله‌ور شدن جنگی گسترده، تصمیم ترامپ را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

روزنامه واشنگتن‌پست، هم‌زمان با اعتراضات سراسری در ایران و کشتار معترضان توسط حکومت، با استناد به محافل نزدیک به دولت ترامپ و نیز بر پایه اطلاعات مقام‌های آمریکایی و اروپایی، به ارزیابی‌های مقام‌های ایالات متحده، تردیدهای حلقه پیرامونی او و گزینه‌های پیش روی کاخ سفید برای حمله احتمالی به جمهوری اسلامی پرداخته است.

حمایت علنی از معترضان و تهدید به اقدام

به نوشته واشنگتن‌پست، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، روز سه‌شنبه ۱۳ ژانویه (۲۳ دی)، هم‌زمان با تشکیل جلسه مقام‌های ارشد امنیتی آمریکا برای بررسی گزینه‌های نظامی، به طور علنی از معترضان ضدحکومتی در ایران حمایت کرد. او بامداد همان روز در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که "تمامی دیدارها" با مقام‌های ایرانی را لغو کرده و با این پیام نشان داد که به باور او، دوران مذاکره با تهران به سر رسیده است.

ترامپ در فضای مجازی خطاب به معترضان ایرانی نوشت: «کمک در راه است» و با افزودن عبارت «ایران را دوباره به عظمت برسانیم» به پستی از سناتور لیندسی گراهام، از حامیان مداخله نظامی در ایران، ارجاع داد. وقتی از او خواسته شد توضیح دهد این "کمک" به چه معناست، گفت: «باید خودتان بفهمید منظور چیست.» او بعدتر همین پیام را دوباره تکرار کرد.

گزینه‌های روی میز و تمرکز بر نهادهای سرکوب

شورای امنیت ملی آمریکا روز سه‌شنبه بدون حضور ترامپ تشکیل جلسه داد تا مجموعه‌ای از گزینه‌ها را برای رئیس‌جمهور آماده کند. به گزارش واشنگتن‌پست، این گزینه‌ها شامل حملات سایبری به زیرساخت‌های حکومت ایران، اقداماتی برای مقابله با مسدودسازی ارتباطات معترضان، تشدید فشار اقتصادی، و حمله به اهدافی مرتبط با نیروها و سازمان‌های امنیتی دخیل در سرکوب است.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

دو مقام اروپایی به این روزنامه گفته‌اند که دولت ترامپ از کشورهایشان خواسته است اطلاعات سرویس‌های اطلاعاتی درباره اهداف احتمالی در داخل ایران را در اختیار واشنگتن بگذارند. یکی از این مقام‌ها تصریح کرده است: «هیچ نشانه‌ای در دست نیست که پرزیدنت ترامپ قصد داشته باشد تأسیسات هسته‌ای را هدف قرار دهد. محتمل‌تر این است که او رهبران سازمان‌ها و نیروهایی را هدف بگیرد که مسئول و درگیر کشتار معترضان هستند.»

به نوشته واشنگتن‌پست، تمرکز رایزنی‌های کنونی بیشتر بر حمایت از فشار بر ساختارهای سرکوبگر جمهوری اسلامی و همسویی با خواست معترضان برای تغییر رژیم است تا ازسرگیری رویارویی مستقیم بر سر برنامه هسته‌ای.

cnn.jpgسی ان ان (ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا) - دولت ترامپ سال گذشته بمباران تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی را یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های نظامی خود معرفی کرد؛ عملیاتی که با استفاده از بمب‌افکن‌های رادارگریز B-2 و بدون تلفات انسانی یا از دست رفتن هواپیماهای آمریکایی انجام شد.

در آن عملیات، ۱۴ بمب فوق‌سنگین بر دو مرکز هسته‌ای ایران فرود آمد و ده‌ها جنگنده، هواپیمای سوخت‌رسان و پشتیبانی در اجرای آن مشارکت داشتند؛ حمله‌ای که از نظر نظامی دقیق و از نظر سیاسی پرسر‌وصدا بود.

اکنون دونالد ترامپ بار دیگر ایران را به حمله نظامی تهدید می‌کند، اما این‌بار با ادعای حمایت از صدها هزار شهروند ایرانی که علیه حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی به خیابان‌ها آمده‌اند.

با این حال، تحلیلگران معتقدند هر حمله جدیدی به ایران شبیه حملات محدود و مقطعی به مراکز هسته‌ای در تابستان گذشته نخواهد بود و اهداف و ابزارهای متفاوتی را در بر خواهد گرفت.

اگر هدف آمریکا حمایت از معترضان باشد، تمرکز حملات ناگزیر بر مراکز فرماندهی و زیرساخت‌های سپاه پاسداران، بسیج و نیروی انتظامی خواهد بود؛ نهادهایی که نقش اصلی را در سرکوب خونین اعتراضات ایفا می‌کنند.

اما مشکل اساسی آن است که بسیاری از این مراکز در مناطق پرجمعیت شهری قرار دارند و هرگونه حمله می‌تواند جان غیرنظامیانی را بگیرد که آمریکا مدعی حمایت از آنان است؛ خطری که می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

به گفته کارل شوستر، افسر پیشین نیروی دریایی آمریکا، هر اقدام نظامی باید «کاملاً دقیق» باشد و حتی یک قربانی غیرمرتبط با سپاه می‌تواند معترضان را از آمریکا دور کرده و این کشور را نه به‌عنوان نیروی رهایی‌بخش، بلکه به‌عنوان قدرتی مداخله‌گر جلوه دهد.

با وجود این محدودیت‌ها، تحلیلگران می‌گویند واشینگتن همچنان مجموعه متنوعی از اهداف بالقوه در اختیار دارد؛ از جمله ضربه زدن غیرمستقیم به رهبران ارشد جمهوری اسلامی.

به باور پیتر لیتون، پژوهشگر مؤسسه آسیایی گریفیث، رهبران ایران پس از حملات هدفمند اسرائیل در سال گذشته، به اجبار ساختارها و افراد مهم خود را پراکنده و پنهان کرده‌اند، اما حمله به منازل یا دفاتر آنان حتی اگر ارزش نظامی محدودی داشته باشد می‌تواند پیامی سیاسی و نمادین به حاکمیت ارسال کند.

گزینه دیگر، هدف قرار دادن منافع اقتصادی رهبران و فرماندهان سپاه است؛ شبکه گسترده‌ای از شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی که به گفته برآوردهای دولتی استرالیا، بین یک‌سوم تا دوسوم تولید ناخالص داخلی ایران را در کنترل دارند.

ضربه زدن به این شریان‌های مالی می‌تواند شکاف میان بدنه سپاه و رأس قدرت را عمیق‌تر کند و فرماندهان و نیروهای آن را بیش از پیش نگران بقای شخصی خود سازد، چرا که به گفته تحلیلگران، سپاه نهادی نیست که حاضر به نابودی و فداکاری مطلق خود باشد.

در حوزه تسلیحات، اگرچه بمب‌افکن‌های B-2 در حملات قبلی نقش محوری داشتند، اما برای اهداف پراکنده کنونی، موشک‌های کروز تاماهاوک گزینه‌ای محتمل‌تر به شمار می‌روند؛ موشک‌هایی دقیق که از زیردریایی‌ها و ناوهای آمریکایی، دور از سواحل ایران، شلیک می‌شوند.

موشک‌های JASSM نیز گزینه‌ای دیگر هستند که با برد بلند و کلاهک نفوذگر، می‌توانند از جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های مختلف آمریکایی شلیک شوند، بدون آن‌که هواپیماها وارد حریم پرخطر ایران شوند؛ پهپادها نیز می‌توانند در چنین سناریویی نقش‌آفرین باشند.

تحلیلگران تأکید می‌کنند استفاده از هواپیماهای سرنشین‌دار برای پرتاب موشک های غیر هوشمند بسیار پرریسک است، به‌ویژه آن‌که ناو هواپیمابر آمریکا در حال حاضر در فاصله‌ای دور از خاورمیانه قرار دارد و گزینه‌های واکنش سریع را محدود کرده است.

در نهایت، به گفته لیتون، هر اقدام نظامی احتمالی دولت ترامپ «نمایشی، سریع و پرسر‌وصدا» خواهد بود؛ حمله‌ای کوتاه‌مدت با کمترین ریسک برای نیروهای آمریکایی، شاید حتی با هدف قرار دادن تأسیسات نفتی ایران در خلیج فارس، تا هم ضربه اقتصادی وارد کند و هم تصویری رسانه‌ای و شوک‌آور از خود به‌جا بگذارد.

jets.jpgهواپیماهای نیروی هوایی آمریکا در حال تخلیه پایگاه هوایی العدید در قطر هستند

ایران وایر - خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴ گزارش داد دو مقام اروپایی اعلام کرده‌اند حمله ایالات متحده به جمهوری اسلامی محتمل به نظر می‌رسد و یکی از آن‌ها گفته است این اقدام ممکن است طی ۲۴ ساعت آینده انجام شود.

بر اساس این گزارش، یک مقام اسراییلی نیز اظهار کرده است که به نظر می‌رسد دونالد ترامپ تصمیم به مداخله گرفته، هرچند دامنه و زمان‌بندی دقیق این اقدام هنوز مشخص نشده است.

در همین ارتباط، دولت قطر ساعاتی پیش اعلام کرد در واکنش به «تنش‌های منطقه‌ای» اقدام‌های احتیاطی از جمله خروج شماری از کارکنان از پایگاه هوایی العدید انجام شده است.

همچنین سه دیپلمات به رویترز گفته‌اند به برخی نیروها دستور داده شده پایگاه العدید را ترک کنند، اما برخلاف سال گذشته نشانه‌ای از خروج گسترده نیروها، مانند انتقال آن‌ها به ورزشگاه‌ها یا مراکز خرید، مشاهده نمی‌شود.

بر اساس گزارش‌ها، نیروی هوایی ایالات متحده در آستانه حملات احتمالی علیه ایران، روند تخلیه و جابه‌جایی هواپیماهای نظامی خود از پایگاه هوایی العُدید را آغاز کرده است. در همین راستا، جریان پیوسته‌ای از دست‌کم شش فروند هواپیمای سوخت‌رسان هوایی KC-135R/T موسوم به «استراتوتانکر» مشاهده شده که این پایگاه در قطر را ترک کرده‌اند.

:::

روزنامه واشنگتن‌پست گزارش داده است که اسرائیل و ایران به‌طور محرمانه و از طریق روسیه با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند و به‌صورت غیرعلنی تعهد داده‌اند که هیچ‌کدام آغازگر حمله علیه طرف مقابل نباشد.

:::

آسمان ایران دوباره به روی پروازها باز شد

ایران آسمان خود را پس از نزدیک به پنج ساعت، باز کرد.

مسدود کردن آسمان ایران شرکت‌های هواپیمایی را ناچار به تغییر مسیر پرواز، لغو پروازها و تاخیر در برخی موارد دیگر کرد.

آسمان ایران از ساعت ۵:۱۵ به وقت شرق آمریکا به روی همه پروازها به جز پروازهای بین المللی که از قبل اجازه آنها صادر شده، بسته شده بود.

:::

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، گفت بر اساس اطلاعاتی که از «منابع معتبر» دریافت کرده، کشتار معترضان در ایران متوقف شده و در حال حاضر هیچ برنامه‌ای برای اعدام یا اجرای حکم اعدام وجود ندارد. ترامپ گفت قرار بوده روز چهارشنبه حکم اعدام یک معترض اجرا شود، اما این روند متوقف شده است.

:::

عباس عراقچی درباره صدور حکم اعدام برای معترضان به فاکس نیوز گفت: هیچ برنامه‌ای برای دار زدن وجود ندارد. دار زدن کاملا منتفی است

:::

کیهان لندن: خبری فوری؛ اعلام آماده باش کامل به بهداری ارتش در سراسر ایران

براساس گزارش منابع آگاه از ایران ظهر چهارشنبه ۲۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ برای بهداری ارتش وضعیت «آماده باش کامل» صادر شد. این در حالیست که گفته می‌شود دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا برای حمایت از مردم معترض در ایران در مقابل سرکوب جمهوری اسلامی، قصد اقدام نظامی علیه مراکز سرکوب و سلسله مراتب فرماندهی نیروهای مسلح حکومت را دارد.

ایندیپندنت - منابع کشتیرانی و داده‌های ردیابی شناورها از توقف ده‌ها کشتی تجاری در خارج از محدوده بنادر اصلی ایران خبر می‌دهند. به گزارش رویترز، این کشتی‌ها که شامل نفتکش‌ها و شناورهای حامل کالاهای اساسی هستند، با هدف کاهش ریسک «خسارات جانبی» در صورت حملات هوایی احتمالی به زیرساخت‌های بندری، در فاصله‌ای ایمن از بنادر لنگر انداخته‌اند.

گزارش‌های روز چهارشنبه ۲۴ دی، حاکی از آن است که تعداد نفتکش‌ها در منطقه انحصاری اقتصادی ایران به‌شدت افزایش یافته و دست‌کم ۵۰ کشتی باری و کانتینربر در نزدیکی بنادر «امام خمینی» و «بندرعباس» متوقف شده‌اند.

این آماده‌باش دریایی هم‌زمان با آغاز تخلیه بخشی از پرسنل پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه صورت می‌گیرد؛ اقدامی که پس از هشدار صریح مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر هدف قرار دادن پایگاه‌های میزبانِ نیروهای آمریکایی در صورت هرگونه حمله واشنگتن، کلید خورده است.

تهران برای تامین نیازهای داخلی و صادرات نفت به‌شدت به تجارت دریایی وابسته است و ایجاد اخلال در این چرخه می‌تواند ابعاد بحران اقتصادی ناشی از اعتراضات داخلی را گسترده‌تر کند.

کانال ۱۴ اسرائیل گزارش داده است که مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر عالی‌رتبه ایران، طی دو روز گذشته یک میلیارد و پانصد میلیون دلار را به حساب‌های واسطه‌ای در دبی منتقل کرده است.

وزیر خزانه‌داری آمریکا: رهبران ایران در حال خارج کردن دارایی‌هایشان از کشور هستند

اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا در گفت و گو با نیوزمکس گفت که رهبران ایران در حال خارج کردن پول‌هایشان از ایران هستند.

او درباره وضعیت کشور در جریان قیام ملی ایرانیان گفت: «آنچه وزارت خزانه داری آمریکا می‌بیند این است که موشها در حال فرار از کشتی [در حال غرق شدن] هستند.»

او توضیح داد: «ما می‌بینیم که ده‌ها میلیون دلار از سوی رهبری ایران از کشور خارج شده است. آنها در حال ترک کشتی هستند و ما می‌بینم که این پول‌ها به بانک‌ها و موسسات مالی در سرتاسر دنیا فرستاده می‌شود.»

به گفته بسنت، وزارت خزانه‌داری مسیر این پول‌ها را دنبال می‌کند؛ چه از طریق سیستم بانکی جابجا شود و چه از طریق دارایی‌های دیجیتال. به گفته او دولت آمریکا اجازه نخواهد داد رهبران ایران بتوانند این دارایی‌ها را در اختیار بگیرند.

بنر کوچیک.jpgکیهان لندن - نقش «بانک آینده» در آغاز اعتراضات و کشاندن جمهوری اسلامی به لبه پرتگاه

- روزنامه «وال‌استریت ژورنال» در گزارشی با اشاره به خطر ورشکستگی چند بانک در ایران، انحلال و ورشکستگی «بانک آینده» را از نشانه‌های فروپاشی اقتصادی جمهوری اسلامی از جمله ریشه‌های بروز نارضایتی اقتصادی منجر به اعتصاب بازار، به‌عنوان جرقه شکل‌گیری اعتراضات سراسری دی۴۰۴ ارزیابی کرده است.

- «وال‌استریت ژورنال» نوشته پاییز گذشته «بانک آینده» که توسط افراد نزدیک به حاکمیت اداره می‌شد و حدود پنج میلیارد دلار زیان ناشی از انبوهی از وام‌های معوق را بر دوش داشت- عملاً ورشکسته شد.

- ورشکستگی بانک آینده هم به نمادی از فروپاشی اقتصادی و هم به عاملی شتاب‌دهنده برای آن تبدیل شد؛ فروپاشی‌ای که در نهایت به اعتراضاتی انجامید که اکنون جدی‌ترین تهدید علیه نظام سیاسی از زمان تأسیس جمهوری اسلامی در حدود نیم قرن پیش به شمار می‌رود.

- عدنان مزاری، معاون پیشین اداره خاورمیانه و آسیای مرکزی صندوق بین‌المللی پول: ورشکستگی و انحلال «بانک آینده» به «اوج‌گیری روند از دست رفتن مشروعیت حکومت پس از حمله اسرائیل» دامن زد.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

- اقتصاددانان معتقدند بحران مالی رو‌به‌گسترش، هم‌زمان با شکل‌گیری یک «طوفان تمام عیار» از فشارها به نقطه اوج رسید؛ فشاری متشکل از تشدید تحریم‌های بین‌المللی، پیامدهای جنگ سال گذشته با اسرائیل و سال‌ها سوءمدیریت اقتصادی که توان دولت برای مقابله با بحران را به‌شدت تضعیف کرده بود.

- جدا از سرنوشت اعتراض‌هایی که دی‌ماه جاری آغاز شده است، فشار ناشی از مشکلات عمیق مالی داخلی، در کنار فشارهای سنگین خارجی، از دوش حاکمیت برداشته نخواهد شد.

ایندیپندنت - درحالی که جمهوری اسلامی هزاران ایرانی را ظرف چند روز در جریان خیزش ملی کشته است تا بقای خود را حفظ کند و ترامپ به رژیم ایران درباره کشتار معترضان هشدار جدی داده و گفته کمک در راه است، حساب کاربری صداوسیما در اکس به زبان انگلیسی تصاویری از زنان بی‌حجاب در کیش منتشر کرد و به زبان انگلیسی نوشت: آمریکا می گوید در ایران زنان اگر حجاب نداشته باشند کشته می‌شوند.

این درحالی است که مهسا امینی به دلیل اینکه چند تار موی او از روسری بیرون بود بازداشت شد و در بازداشت گشت ارشاد جان باخت.

Untitled-6.jpg

1313.jpgایران اینترنشنال - دکتر امیر مبارز پرستار، رییس مرکز چشم‌پزشکی مونیخ، به ایران‌اینترنشنال گفت بر اساس اطلاعات دقیقی که در اختیار دارد، طی چند روز گذشته بیش از شش هزار مورد آسیب چشمی به کلینیک نور تهران مراجعه کرده‌اند.

به گفته او، این آمار نشان‌دهنده ابعاد گسترده آسیب‌های چشمی در روزهای اخیر است. در همین حال ویدیو‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد که روند انتقال پیکر معترضان کشته شده به پزشکی قانونی کهریزک همچنان ادامه دارد.

sarkoobkhareji.jpgتحکیم ملت - در پی تشدید اعتراضات در شهرهای ایران، جمهوری اسلامی بخشی از شبکه‌های نیابتی و نیروهای تروریستی وابسته به سپاه قدس را از کشورهای منطقه به داخل ایران منتقل کرده است. به گفته منابع داخلی، این نیروها در کنار یگان‌های امنیتی داخلی در سرکوب اعتراضات و انجام «کشتار هدفمند» علیه معترضان، به‌ویژه جوانان، نقش دارند.

بر اساس اطلاعات رسیده، نیروهایی که پیش‌تر در قالب گروه‌های مسلح همسو با ایران در خاورمیانه فعالیت می‌کردند، اکنون برای کنترل وضعیت داخلی و مقابله با اعتراضات مردمی به‌کار گرفته شده‌اند. گزارش‌ها حاکی است که عملیات امنیتی در برخی مناطق با شدت بیشتری دنبال می‌شود و حضور نیروهای غیرمحلی و لباس‌شخصی با سلاح جنگی بشدت افزایش یافته است.

سازمان‌های حقوق بشری در هفته‌های اخیر بارها نسبت به افزایش خشونت علیه معترضان و استفاده گسترده از نیروی قهریه هشدار داده‌اند و خواستار توقف آن و انجام تحقیقات مستقل بین‌المللی شده‌اند.

1313.jpgفرزین ندیمی در توییتر نوشت : پنجشنبه و جمعه مشخص شد خیلی از افرادی که در روزهای پیش از آن در کنار مردم تظاهرات می‌کردند و شعار می‌دادند و شاید جایی را هم آتش می‌زدند، از خود نیروهای امنیتی بوده‌اند که از پنجشنبه ببعد سمت عوض کرده و مشغول به زدن و گرفتن و کشتن مبارزانی که شناسایی کرده بودند شده‌اند.

این موضوع بویژه در شهرهای کوچک که همه یکدیگر را می‌شناسند نمایان بوده است.

عبدی مدیا - وزیر دادگستری: هرکس از 18 دی ماه به بعد در خیابان ها حضور داشتند، مجرم هستند.

1313.jpgایران اینترنشنال - در ادامه‌ سرکوب‌ انقلاب ملی ایرانیان، گزارش‌های میدانی و پیام‌های شهروندان از شرایط حکومت نظامی در ایران خبر می‌دهند. حکومت نظامی وضعیتی اضطراری است که در آن، دولت اداره امور غیرنظامی را به نیروهای نظامی واگذار می‌کند.

pers.jpgاطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد رضا شکاری، بازیکن پرسپولیس پس از بازگشت این تیم از اردوی قطر، در فرودگاه بین‌المللی تهران، بازداشت شد.

شکاری در روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، روز اول فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، در یک استوری اینستاگرام که دقایقی بعد پاک شد، با بازنشر ویدیویی از محمدرضا شهبازی، مجری تلویزیون، نوشته بود: «اول میام سراغ تو».

محمدرضا شهبازی در این ویدیو که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، شاهزاده رضا پهلوی و متعرضان را تمسخر کرده بود.⁩

رضا شکاری پیش از این هم به اتهام برگزاری مراسم ازدواجش «به صورت مختلط» و عدم رعایت حجاب اجباری در این مراسم، به مدت ۲۴ ساعت بازداشت شده بود.

:::

shojayee.jpgمسعود شجاعی: در ایران ۳ فوتبالیست کشته شدند، فیفا چه زمانی قصد دارد واکنش نشان دهد؟

مسعود شجاعی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، در واکنش به کشته شدن مجتبی ترشیز بازیکن پیشین نساجی و تراکتور با انتشار یک استوری اینستاگرام خطاب به فیفا نوشت: «درباره‌ی اعتراضات مردم در ایران؛ اعتراضاتی که در جریان آن، سه فوتبالیست نیز کشته شدند. فیفا چه زمانی قصد دارد واکنش نشان دهند؟»

مسعود شجاعی همچنین پستی را بازنشر کرد که در آن تعداد کشته شده توسط جمهوری اسلامی و قربانیان جنگ اوکراین را مقایسه می‌کند: «۴ روز در مقابل ۳ سال.»

در جریان انقلاب مردمی ایران، مجتبی ترشیز، بازیکن پیشین تراکتور، ریبین مرادی، بازیکن تیم نوجوانان ساپیا و امیرمحمد کوهکن دروازه‌بان و مربی فوتسال توسط نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند

sarkoob.jpgایران اینترنشنال - اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که نیروهای لباس‌ شخصی حکومت و عوامل سرکوبگر سپاه پاسداران به خانه‌های کشته‌شدگان انقلاب ملی و همسایگان آن‌ها در مناطق شرق تهران یورش برده‌اند.

منابع آگاه چهارشنبه ۲۴ دی گفتند این نیروها ضمن حمله به منازل، به سمت دیوارها شلیک کردند، اعضای خانواده‌ها را مورد ناسزاگویی و هتک حرمت قرار دادند و حتی یخچال خانه‌ها را خالی کردند.

بر اساس اظهارات منابع مطلع از وضعیت خانواده‌های جان‌باختگان، مقام‌ها به این خانواده‌ها اطلاع داده‌اند که تنها در ساعات نخستین بامداد امکان تحویل پیکر عزیزانشان وجود دارد.

همچنین به آن‌ها تاکید شده است که مراسم خاکسپاری باید به‌صورت فردی و حداکثر تا ساعت چهار صبح انجام شود.

بر پایه اطلاعات رسیده، مقام‌های حکومت ایران تهدید کرده‌اند در صورت مخالفت خانواده‌ها، پیکرهای معترضان کشته‌شده به‌طور جمعی دفن خواهند شد.

به‌گفته منابع آگاه، مقام‌های امنیتی جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند بابت هر گلوله شلیک‌شده به معترضان کشته‌شده باید مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان از سوی خانواده‌های آن‌ها پرداخت شود.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در بیانیه‌ای اعلام کرد در بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی عمدتا در دو شب پیاپی، پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌، دست‌کم ۱۲ هزار نفر را به قتل رساندند.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، این شهروندان عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج کشته شدند.

wp.jpgمارک ای. تیسن - واشنگتن پست

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

رژیم جمهوری اسلامی در وضعیتی متزلزل قرار گرفته و فرصت کم‌سابقه‌ای پیش روی دونالد ترامپ شکل گرفته است. تجربهٔ سوریه در سال ۲۰۱۲ نشان داد که تعیین «خط قرمز» بدون اجرای پیامدها، پیام ضعف ارسال می‌کند. در آن زمان (دوره رئیس‌جمهوری اوباما)، با وجود استفادهٔ مکرر بشار اسد از سلاح شیمیایی، واکنش عملی از طرف آمریکا رخ نداد و این عقب‌نشینی از دمشق تا تهران و فراتر از آن بازتاب یافت.

با آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ، این الگو تغییر کرد. پس از استفادهٔ دوبارهٔ اسد از سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان، آمریکا دو بار سوریه را هدف قرار داد و خط قرمزی را که پیش‌تر بی‌اثر شده بود، به اجرا گذاشت؛ اقدامی که به بازگشت بازدارندگی آمریکا انجامید.

اکنون خط قرمز تازه‌ای در قبال تهران ترسیم شده است. هشدار صریح داده شده که سرکوب خشونت‌بار معترضان با واکنش مواجه خواهد شد. این موضع‌گیری با پیام‌هایی مستقیم به مردم ایران همراه شده که بر ادامهٔ اعتراضات، تصرف نهادها و ثبت نام آمران و عاملان سرکوب تأکید دارد و وعدهٔ پاسخگویی و مجازات می‌دهد.

با وجود این هشدارها، کشتار معترضان ادامه یافته است. گزارش‌های رسانه‌ای از تلفات بسیار بالا حکایت دارند. هم‌زمان، تماس‌ها و دیدارها با مقامات ایرانی تا توقف خشونت‌ها لغو شده و پیام روشنی از آمادگی برای اقدام ارسال شده است.

سابقهٔ این رویکرد به سال ۲۰۱۹ بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از عبور تهران از خط قرمز تعیین‌شده، فرمانده نیروی قدس سپاه هدف قرار گرفت. در بازگشت به قدرت نیز، اولتیماتوم برای کنارگذاشتن برنامهٔ هسته‌ای داده شد و با ناکامی آن، تأسیسات هسته‌ای ایران در عملیاتی گسترده نابود شد؛ همراه با هشدار دربارهٔ اقدامات بعدی در صورت تداوم رفتار گذشته.

در این میان، پیشنهاد ناگهانی تهران برای مذاکرهٔ هسته‌ای مطرح شد؛ تلاشی برای مهار ضربه‌ای قاطع‌تر. اما تجربهٔ سال ۲۰۰۹ نشان داد که تعلیق حمایت از اعتراضات مردمی به امید توافق، می‌تواند به تقویت سرکوب بینجامد. این‌بار مسیر مذاکره به‌عنوان تکرار آن خطا تلقی نشده است.

واقعیت میدانی حاکی از آن است که ایران در ضعیف‌ترین وضعیت خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ قرار دارد. شبکهٔ نیروهای نیابتی ضربه خورده، متحدان منطقه‌ای از دست رفته‌اند، اقتصاد زیر فشار حداکثری فرسوده شده و توان پدافندی، موشکی و هسته‌ای آسیب جدی دیده است. ظرفیت پاسخ‌گویی مؤثر به اقدام نظامی محدود شده است.

در چنین شرایطی، فرصت تاریخی برای وارد کردن ضربه‌ای تعیین‌کننده به ساختار سرکوب فراهم شده است؛ ساختاری که هم شهروندان ایران و هم آمریکایی‌ها را قربانی کرده و دهه‌ها چالش‌آفرین بوده است. نتیجهٔ چنین مسیری می‌تواند پایانی بر معماری سرکوب و گشایش افق تازه‌ای برای ایران باشد.

qatar.jpg

رویترز گزارش داد کارکنان آمریکایی پایگاه العدید در قطر را ترک می‌کنند. هم‌زمان یک منبع امنیتی در عراق از آغاز تخلیه برخی پایگاه‌ها از جمله عین‌الاسد در استان الانبار و انتقال سلاح‌ها و تجهیزات توسط نیروهای آمریکایی خبر داد.

قطر اعلام کرد همه اقدامات لازم برای حفظ امنیت شهروندان و ساکنان را اجرا می‌کند

دولت قطر اعلام کرد که همچنان «تمام اقدامات لازم» را برای حفظ امنیت و ایمنی شهروندان و ساکنان این کشور اجرا می‌کند. بر اساس بیانیه رسمی دوحه، تصمیم برای خروج بخشی از نیروها و کارکنان از پایگاه هوایی العدید در پاسخ به «تحولات و تنش‌های جاری در منطقه» اتخاذ شده است.

وای نت: احتمال حمله آمریکا بالاست، اما پاسخ موشکی تهران به اسرائیل قطعی نیست

وب‌سایت وای‌نت گزارش داد بر اساس ارزیابی مقام‌های اسرائیلی احتمال حمله آمریکا به جمهوری اسلامی بسیار زیاد است اما این موضوع الزاما به پاسخ فوری تهران از طریق شلیک موشک به‌سوی اسرائیل منجر نمی‌شود. وای‌نت افزود نوع پاسخ تهران به ماهیت اقدام آمریکا بستگی دارد. پیش‌تر یک مقام آمریکایی به رویترز گفت آمریکا در پی تهدیدهای جمهوری اسلامی، در حال تخلیه بخشی از نیروهای خود از پایگاه‌های خاورمیانه است.

پرواز یک هواپیمای نظامی امریکا در سواحل ایران

سایت فلایت‌رادار، که پروازهای جهان را رصد می‌کند، با انتشار نقشه‌ای گزارش داد پروازی که بیشترین ردیابی این وبسایت روی آن صورت گرفته یک هواپیمای بدون سرنشین است که در سواحل ایران در حال عملیات است. اطلاعات فلایت‌رادار این هواپیما را متعلق به آمریکا معرفی و آن را نظامی گزارش کرده است. این تحرکات در حالی است که گزارش‌ها از جدی‌تر شدن احتمال حمله آمریکا به جمهوری اسلامی در پی سرکوب اعتراضات مردمی و کشتار معترضان حکایت دارد.

نوه خامنه ای مردم را داعشی خواند

سیدحسن خمینی، نوه روح‌الله خمینی در اظهاراتی درباره قیم ملی ایرانیان بدون اشاره به کشتار ایرانیان به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی گفت که عاملان خشونت «جریان داعشی» معترضان است.

بر اساس محتوای منتشرشده از این سخنان، سیدحسن خمینی گفت: «اصل داستان از سفر نتانیاهو به آمریکا آغاز شد». او همچنین گفته است «به نظرم پشت پرده بخش زیادی از آن (کشتار) یک جریان داعشی است که از بعضی از کشورها وارد شده».

او در این سخنان هیچ اشاره‌ای به کشتار هزاران معترض به دست نیروهای امنیتی نکرد ولی مدعی شد که جمهوری اسلامی برای مردم ایران، امنیت، آزادی و رفاه آورده و هشدار داد که «فردای (سرنگونی) جمهوری اسلامی، امنیت، آزادی و رفاه در کشور وجود ندارد.»

هواپیمای ویژه نتانیاهو فرودگاه تل آویو را به مقصدی نامعلوم ترک کرد

رسانه‌های اسرائیلی روز چهارشنبه ۲۴ دی‌ماه گزارش کردند هواپیمای مخصوص نخست‌ وزیر اسرائیل (بال صهیون) فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون تل آویو را به مقصدی نامشخص، ترک کرد. براساس برخی گزارش‌ها علاوه بر بنیامین نتانیاهو، اسحاق هرتزوگ، رئیس جمهوری اسرائیل هم در این پرواز حضور دارد.

1313.jpgبراساس اطلاعات منابع ایندیپندنت فارسی و گزارش شهروندان، نیروهای امنیتی و انتظامی در مرکز تهران در آماده‌باش کامل قرار گرفته‌اند و به صورت گسترده در اطراف ساختمان‌های حکومتی حضور دارند.

همزمان با تهدید دونالد ترامپ به اقدام قاطع علیه جمهوری اسلامی به نظر می‌رسد دستگاه‌های امنیتی و رهبری سیاسی جمهوری اسلامی وقوع یک حمله نظامی را قطعی می‌دانند.

تصاویری که به‌تازگی در شبکه‌های اجتماعی و حساب «وحید آنلاین» منتشر شده است، حضور خودروی نظامی مجهز به تیربار در صادقیه (آریاشهر) تهران را در شب اول فراخوان شاهزاده رضا پهلوی نشان می‌دهد. پیش از نیز گزارش‌های مردمی رسیده به ایندیپندنت فارسی، از شنیده شدن صدای تیربار در غرب تهران در روزهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه حکایت داشت.

هورمون خجالت چیست؟

| No Comments

teleg.jpgروایت پزشکان از سردخانه‌های لبریز و موج بی‌پایان مجروحان با زخم گلوله در تشدید سرکوب

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

تلگراف - پیکرهای بی‌جان و مجروحان به‌صورت سیلی بی‌وقفه به بیمارستان‌ها می‌رسند؛ برخی با آمبولانس، برخی در وانت‌ها و خودروهای شخصی، و برخی بر دوش خانواده‌هایی که مجال انتظار نداشته‌اند. فضای اورژانس‌ها آکنده از فریاد و خون است.

مردان، زنان و کودکان، زنده و نیمه‌جان یا جان‌باخته، با زخم گلوله، ضربه، به سر و آسیب‌های شدید ناشی از ساچمه‌ها. شدت جراحات چنان است که کادر درمان گاه نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند.

این جریان تمام شدنی نیست؛ صبح، عصر و شب، طی نزدیک به سه هفته اعتراضات مداوم، شمار مجروحان و کشته‌ها از توان رسیدگی بیمارستان‌ها فراتر رفته و کارکنان فرسوده شده‌اند.

بخش‌های اورژانس غرق خون است، سردخانه‌ها لبریز شده اند. پزشکان از فروپاشی قریب‌الوقوع نظام درمان می‌گویند و از شیفت‌های چندروزه بدون خواب که برخی را از پا انداخته است.

یک پزشک در حوالی تهران می‌گوید اجساد و مجروحان زن، مرد و کودک با هر وسیله‌ای می‌رسند و امکان رسیدگی به همه وجود ندارد؛ بسیاری جان باخته‌اند، چون حتی فرصت معاینه نیافته‌اند.

او از کمبود شدید تجهیزات و دارو سخن می‌گوید و می‌افزاید «در بیمارستان‌ها رودخانه‌های خون جاری است». حتی بیماران نیازمند جراحی‌های حیاتی نیز به‌دلیل ازدحام جان می‌بازند. در پاسخ به این‌که آیا همهٔ قربانیان معترض‌اند، می‌گوید: «همه انسان‌اند.»

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgجنگی خونین در جریان است. جنگی که زیباترین فرزندان این آب‌وخاک، طلایه‌داران آن‌اند!

من به این نسل، به جنگندگان جوان که جامشان لبریز از کینه نسبت به رژیمی‌ست که شادی کودکی و نوجوانی را از آن‌ها گرفت و جوانی‌شان را با غم، اندوه و آینده‌ای تیره بر کامشان تلخ کرد، به دیدهٔ تحسین می‌نگرم و صمیمانه دوستشان دارم.

امروز جان‌های جوانی آگاهانه پای در میدان نهاده‌اند تا از سهم زندگی من و تو، از سهم شادی ما، از شادی کودکان دفاع کنند!

به میدان آمده‌اند تا با نقطه‌پایان نهادن بر حکومت جمهوری اسلامی، عرق از چهرهٔ پدرانی که شرمنده بر سر سفرهٔ غارت‌شده توسط حکومتی فاسد، دزد و جنایت‌کار ربوده‌شده نشسته‌اند، بسترند.

جوانانی که مانند نسل ما فکر نمی‌کنند و افق دیدشان باز و نگاهشان به زندگی از سکوی امروز به آینده است.

برخلاف بخشی از نسل ما، مشخصاً چپ، که بر سکوی سال پنجاه‌وهفت ایستاده بود و می‌خواست شکوه فردا را نظاره کند. اما!

دست سایه‌بان چشم کرد؛ در میان تاریک‌روشن انقلابی ارتجاعی، یک هزاره به عقب برگشت، همراه مردی شد که می‌خواست از ملت امت بسازد؛ «ام‌القرای اسلامی».

چنان در مرده‌ریگ گذشته غرق شد که خار رهروان را راهنما پنداشت؛ چشم بر قتل‌عام هزاران جوان مبارزی بست که با هزاران امید انقلاب کرده بودند.

نسلی بیمار و خواب‌زده که آن‌چه در جامعهٔ خود داشت ندید. ندید! حرکتی که نیروی محرکهٔ آن علم بود و دانش، متکی به جهان غرب.

دل در گرو جامعه‌ای نهاد پنهان‌شده در پشت دروازه‌های آهنین که جان انسان ارزشی نداشت! کلمهٔ اعتراض دیرگاهی بود که از ذهن وحشت‌زدهٔ مردم آن دیار زدوده شده بود.

اما چه باک که هیچ‌کدام از این‌ها قادر نگردید این نسل خواب‌زدهٔ ایدئولوژیک را--که بند نافش با مبارزهٔ ضد امپریالیستی و غرب‌ستیزی و اسرائیل‌ستیزی بریده شده بود--بیدار کند.

بیدار کند تا خود را از دنیای خیالی خمینی، خامنه‌ای و نیروهای واپس‌گرای جمهوری اسلامی که قرابت غریبی با تفکر آن‌ها داشت، برهاند.

طی تمامی این چهل سال، عملکرد و جنایت‌های این رژیم را دید و برآفروخته شد. اما نهایت، در بزنگاه‌های تعیین‌کننده که نیاز به قرار گرفتن در صف معترضان جمهوری اسلامی بود، سرنوشت خود را در هماهنگی با نیروهای خواهان یک جامعهٔ آزاد و همگام با دنیای آزاد--و نسلی که خواهان زندگی به سیاق یک جوان غربی را دنبال می‌کرد و مثل او به گذشته، به پنجاه سال دوران پهلوی نگاه نمی‌کرد--گره نزد.

1313.jpgایندیپندنت فارسی مطلع شده است که مجتبی ترشیز، فوتبالیست اهل شهر شاهی (قائمشهر) در مازندران به همراه همسرش، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در خیزش ملی این شهر با شلیک گلوله سرکوبگران جمهوری ‌اسلامی کشته شدند.

مجتبی ترشیز عضویت در تیم‌های نساجی مازندران، تراکتور تبریز، فجرسپاسی شیراز و مس کرمان را در کارنامه داشت. این زوج دو فرزند داشتند.

Untitled-4.jpg

noghrekar.jpgاین دهمین کشتار جمعی مخالفان سیاسی - عقیدتی حکومت اسلامی و عدالت جویان و آزادیخواهان سرزمینمان است که رهبران و مزدوران حکومت اسلامی مرتکب شده اند. دهمین کشتار، و یکی ازهولناک ترین و وحشیانه ترین این کشتارها، که آمران سید علی خامنه ای و مسنولان حکومت اسلامی، و عاملان گَله های مزدور و مغزشویی شده، هستند.

سید علی خامنه ای در ادامه راه و روش روح الله خمینی، با " قتل های زنجیره ای" شروع کرد. پیش از او خمینی با کشتار های سال 59-57، کشتار مخالفان در خارج کشور، کشتار سال 62-60، و کشتار تابستان سال 67، رد خون و جنایت را ترسیم کرد. خامنه ای در ادامه راهِ پیشوای جنایت، در کنار قتل های زنجیره ای" با ارتکاب به کشتار سال 88، کشتار دی ماه سال 96، کشتار آبان ماه 98، کشتار در جنبشِ زن زندگی آزادی، و کشتار و جنایت جنون آمیز و هولناک اخیر( دی ماه 1404) ویژگی " شیعه اثنی عشری" مافیایی شده را آشکارتر ساخت، یعنی توحشی سازمانیافته و سیستماتیک که به طور ماهوی و طبیعی ذره ای انسان و انسانیت بر پیکرۀ آن یافت می نشود.

بدون تردید این آخرین کشتارِ جمعی این وحشیان نخواهد بود اگر، اگر در قدرت بمانند. توحش و شکنجه و اعدام و کشتارجمعی طبیعت این " ایدئولوژی" غیرانسانی و چرکین بوده و هست، ایدئولوژی و مذهب سیاسی شده ای که در تاریخی حدود 1400ساله حتی هنگامی که در قدرت سیاسی نبوده جنایت ها و کشتارهایی جمعی مرتکب شده است. این موجودات در طول و عرض تاریخ شان منتهای تلاش خود را برای دستکاری، دفورمه کردن، وارونه سازی تاریخ و قلب واقعیت و حقیقت در حافظه فردی و اجتماعی( جمعی، تاریخی، فرهنگی و...) مردم میهنمان کرده اند اما نتوانسته اند و نمی توانند تا حد ایجاد" فراموشی" پیش بروند. جنایت های روحانیون و آخوند های معمم و مکلا فراموش نشده و نخواهد شد، به ویژه در شرایطی که عقلانیت تاریخی و سیاسی در میهنمان بیش از پیش ریشه دوانده و گُل ها داده است.

Ali_Fayaz.jpgنمایش خیابانی رژیم، نشانه ضعف و درمانده گی آن است.

رژیم جمهوری اسلامی، همانند تمامی رژیم های استبدادی و سرکوب گر، از هر ترفندی برای حفظ خود و سرکوب مخالفان بهره می گیرد. دستگیری، زندان، شکنجه، اعدام و کشتار خیابانی، تنها پاسخی نیست که رژیم های توتالیتر برای در هم کوفتن مقاومت مردم معترض به کار می گیرند. آنان در کنار روش های سرکوب، از تمامی مزایای در اختیار داشتن رسانه ها نیز برخوردار هستند؛

آنها نه تنها روزنامه ها و نشریات، رادیو و تلویزیون، که در قرن بیست و یکم، جهان دیجیتالی و اینترنت را هم به انحصار خود در می آورند. تبلیغات رسانه ای، تحریف حقایق و وارونه جلوه دادن روی دادها با کمک رسانه، یکی دیگر از مهم ترین شگردهای آنها می باشد. آنها همه ابزارهای نظامی و تبلیغاتی را به طور انحصاری در اختیار خود قرار می دهند. و هنگامی که متوجه می شوند که توده های مردم می توانند از برخی از این ابزارها سود ببرند، با مسدود سازی آنها، سعی می کنند مردم را ناتوان سازند.

رژیم جمهوری اسلامی در مقابله با مردم، سال هاست که همه این روش ها را به کار می گیرد. به ویژه در خیزش کنونی که انعکاس جهانی یافت و قدرت های غربی و "جهان آزاد" را نیز به واکنش واداشت. پژواک جهانی اعتراضات که ابعادی میلیونی یافت، رژیم را به هراس افکند. آنها این بار قادر نبودند پیش چشم مردم جهان دست به کشتار وسیع بزنند. به ویژه که دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، به آنها هشدار داده بود که اگر دست به کشتار مردم بزند، واکنش نشان خواهد داد. به همین دلیل واکنش نسبتا ملایم و غیر عادی آنان، بسیاری را به تعجب واداشت. اما شدت و حدت حضور مردم در خیابان ها و هراس از فروپاشی، سران رژیم را به این فکر واداشت تا با قطع اینترنت، سیستم های رایگان تلفنی و رسانه ها، جهان را از آن چه در ایران می گذرد، بی اطلاع نگه دارند. آنها پس از مسدود ساختن اینترنت، چهره واقعی خود را بار دیگر به نمایش گذاشتند.

secret.jpgجهان معاصر، گویی بر مدارِ بی‌اخلاقی‌ها می‌چرخد؛ زمانه‌ای که در آن، جانِ رنجورِ انسانِ ایرانی، به سکه‌ای ناچیز در ترازوی سوداگریِ قدرت‌های جهانی بدل گشته است.

تاریخ به یاد خواهد داشت که چگونه آرمان‌های یک ملت، در مسلخِ منافع اقتصادی و بازی‌های دیپلماتیک قربانی شد.

فصل نخست: نمایشِ تزویر در قاره سبز!

آن زمان که نام «مهسا» به رمزِ عصیانِ ملتی به ستوه آمده بدل گشت، پژواکِ فریادِ ایرانیان تا تالارهای مجلل اروپا طنین‌انداز شد. جهان شاهد بود که چگونه سیاستمداران غربی، ردایِ حمایت بر تن کردند؛ یکی به رسمِ سوگواریِ شرقی، گیسو می‌برید و دیگری در میتینگ‌های صدهزار نفره، وعده‌ی صبحِ آزادی می‌داد.

درهای کاخ «الیزه» گشوده شد و لبخندهای دیپلماتیک، نویدبخشِ فروریختنِ دیوارهای استبداد بود. مردمِ خسته، در میانه‌ی خون و آتش، دل به این همدلی‌ها خوش کرده بودند؛ غافل از آنکه این شور و شیدایی، تنها پرده‌ای از یک نمایشِ تئاترِ قدرت بود.

اما دریغ که این دلسوزی‌ها، تنها اهرمی برای «ارزان‌خریِ امتیازات» بود. آن دستانی که به نشانه‌ی همبستگی به سوی ایرانیان دراز شده بود، دیری نپایید که در پسِ پرده، دستانِ حاکمان را به گرمی فشرد.

آن موی بریدن‌ها، مقدمه‌ای بود برای آغوش‌های گرمِ دیپلماتیک. اروپا، هراسِ فروپاشی را به جانِ حاکمان انداخت تا بهای سکوت و ابقای آنان را به قیمتِ خونِ هزاران جوان و بندِ هزاران زندانی، در معاهده‌های پنهان وصول کند.

و چنین شد که مردم ما، در میانه‌ی میدان رها شدند و گرگ‌های سیاست، دریده‌تر از پیش، چوبه‌های دار را برپا داشتند و رفت آنچه رفت و کمتر کسی است که نداند!

nooshazar.jpgانتخاب میان این واژگان، انتخاب میان دو سرنوشت است. سپردنِ چک سفیدامضا به مدعیانِ قدرت تحت لوای «انقلاب»، یا صیانت از حق تعیین سرنوشت در بستر یک «خیزش ملی»؟ از کلمه «انقلاب» برحذر باشیم. اگر هدف، رسیدن به یک ایران آزاد و دموکراتیک است، شاید منطق «خیزش ملی» راهبردی عاقلانه‌تر و اخلاقی‌تر باشد. این نگرش، از مصادره شدن آرمان مردم توسط هر گروه از پیش تعیین شده‌ای جلوگیری می‌کند و آینده را واقعاً به دست خود مردم می‌سپارد.

انتخاب واژگان در فضای سیاسی ایران، فراتر از یک بحث لغوی ساده، نشان‌دهنده پروژه سیاسی، نحوه تحلیل از وضعیت و چشم‌انداز آینده هر جریان است. رسانه‌ها بسته به گرایش سیاسی‌شان برای اعتراضات دی ۱۴۰۴ از انقلاب و برخی هم از خیزش استفاده می‌کنند.

تفاوت اصلی بین «انقلاب» و «خیزش» در این چارچوب، به سه مولفه «ساختار»، «هدف» و «رهبری» بازمی‌گردد.

جریانات رسانه‌ای طرفدار پادشاهی با استفاده از واژه «انقلاب نوین»، سعی دارند بر چند نکته تاکید کنند:

انقلاب به معنای فروپاشی کامل نظم مستقر و جایگزینی آن با یک نظم کاملاً متفاوت است. بنابراین آن‌ها می‌خواهند بگویند تغییر بنیادینی در راه است.

استفاده از واژه «انقلاب» یعنی وضعیت از مرحله «اعتراض» گذشته و جامعه به دنبال اصلاح یا امتیازگیری نیست، بلکه در پی «تغییر رژیم» است. صفت «نوین» اغلب برای متمایز کردن این حرکت از انقلاب ۱۳۵۷ به کار می‌رود؛ به معنای انقلابی که قصد دارد «خطاهای گذشته» را جبران کرده و مسیری متفاوت (اغلب به سمت ناسیونالیسم و مدرنیسم) را طی کند.

در همان حال بسیاری از گروه‌های جمهوری‌خواه، چپ یا تکثرگرا تمایل دارند از واژه «خیزش» (Uprising) استفاده کنند.

خیزش به معنای برخاستن و حرکت است. این گروه‌ها معتقدند تا زمانی که تغییر ساختاری نهایی رخ نداده، اطلاق واژه «انقلاب» (که دلالت بر پیروزی نهایی دارد) زودهنگام است.

واژه خیزش به ماهیت خودجوش و متکثر حرکت اشاره دارد و از تمرکز بر یک رهبری واحد (که معمولاً در ادبیات انقلاب‌های کلاسیک وجود دارد) پرهیز می‌کند.

علاوه بر این به دلیل تجربه منفی از کلمه «انقلاب» در تاریخ معاصر ایران، شاید بهتر باشد از واژه‌ای استفاده کرد که بیشتر بر «مقاومت مدنی» و «حرکت اجتماعی» تاکید دارد.

future.jpgاول - تجارب قبلی نشان می دهد که دو دولت آمریکا و جمهوری اسلامی علیرغم تمام دشمنی های ابراز شده، حتی در بدترین شرایط هم، به نحوی در تماس یوده اند. در اخبار امروز دوشنبه بیست و دوم دی 1404 هم از قول آقای ترامپ آمده است که ایرانی ها برای مذاکره تماس گرفته اند. چند روز پیش هم گفته شد بود که آقای ترامپ دستور کار مذاکراه با ایران را از آقای روبیو رد کرده است. ما مردم ایران نباید خوش باور باشیم. آمریکا دنبال منافع خویش هست نه آوردن دموکراسی برای مردم ایران. در حال حاضر این منافع با منافع مردم ایران برای گذار از حکومت ولایت فقیه هم پوشانی دارد، فقط همین. امکان معامله پشت پرده قسمتی از رژیم با آمریکا را نباید دست کم گرفت. دو گزینه مطرح شده در محافل، حسن روحانی و علی لاریجانی هستند. اگر این توافق صورت بگیرد نظام ولایت فقیه هر چند با تغییر چهره ولی به همان شکل سابق ادامه خواهد یافت. نگرانی من این هست که انقلاب را شاهزاده رضا پهلوی رهبری کند و در آستانه فروپاشی و یا در حین فروپاشی این انقلاب توسط قسمتی از حاکمیت دزدیده شود.

دوم - خوشحال هستم که به بخشی از هدفم درنوشته قبلی (1) رسیده ام . حتی اگر تصادفی باشد نوشته اخیر از جناب چنگیز عباسی (2) دقیقا بیان آکادمیک و علمی آن چیزی هست که من قصد داشتم بیان کنم. در دوران فروپاشی شیرازه امور نباید از هم بپاشد. چند جمله هم من اضافه می کنم به نوشته جناب چنگیز عباسی . در قضیه فسقوط دولت بشار اسد در سوریه ، نخست وزیر سوریه در قدرت ماند و به مرور قدرت را به سران تحریر شام تحویل داد. ادارات مهم دولتی که وظیفه تامین معیشت مردم را دارند ، بیمارستانها و حتی مراکز پلیس باید بدون وقفه به وظایف خود عمل کنند. مرزهای هوایی و زمینی ودریایی کشور باید کاملا بسته شود تا سران رژیم نتواندد فرار کنند. باز هم تاکید می کنم که ارتش ایران نقش خیلی مهمی دارد در این دوران . در نظر بگیرید که با آخرین بقایای فرماندهان رده اول و دوم سپاه پاسداران هم باید مقابله کند. خواهشی که از فرماندهان ارتش دارم این هست که بین خودشان و در حلقه های کوچک برای همچو لحظه ای برنامه داشته باشند.

سوم - نهایتا، توصیه ای که به عنوان یک ایرانی وطن پرست به شاهزاده رضا پهلوی می توان داشت این هست که تا حصول اطمینان از امنیت کامل از حضور در داخل ایران یا حتی کشورهای همجوار خوددارری فرمایند. در حال حاضر ایشان به عنوان مهم ترین گزینه برای رهبری دوران گذار مطرح هستند. ولی ایشان در طول دوران فروپاشی که مملو از آشوب خواهد بود بهتر هست از صحنه جنگ دور باشند گرچه این درخواست با طبیعت مهین پرستی ایشان در تضاد هست.کسی که در شروع جنگ ایران - عراق خود را به عنوان یک خلبان ایرانی آماده رشادت اعلام کرد.

خ. د. رها

1) https://news.gooya.com/2026/01/post-105230.php

2) https://news.gooya.com/2026/01/post-105279.php

شیر و خورشید، رضا فرمند

| No Comments

Reza_Farmand_2.jpg
شیر و خورشید
در بادهای جان ایرانیان تاب می‌خورد
این شیر از این خورشید
و این بادهای شیفته از این درفش دیرینه
جدا شدنی نیست
*
چشمه‌های جان ایرانیان
از ژرفای سروده‌های زرتشت سر می‌زند
و اندیشه‌های گوهرین اهورایی را
از چر‌ک‌های‌ سیاه اهریمنی می‌شوید
*
چراغ یاد این مردمان همیشه روشن بوده است
خشم شان پُر از کمربند اشتفشان‌هاست
با فوران آتش‌های آگاه بازی نکنید
*
شما آیه‌های کتاب مقدس‌تان را هزاران بار
در زندگی این مردم خالی کرده‌اید
کتابی آکنده از فرمان‌های کشتار
فرمان های بردگی
و فرمان‌های یورش و تجاوز و یغما
ساز و برگ رستگاری‌تان را
از سرزمین باستانی زرتشت برای همیشه برچینید
*
از این آب و خاک، خاموشانه
آهسته آهسته دور شوید
هر چه بیشتر چپاول کنید
هر چه بیتشر خونریزی کنید
ریشه‌کن تر خواهید شد
*
رضا فرمند

trumphelp.jpgدونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره کمک آمریکا به مردم ایران گفت که این موضوع طی ۲۴ ساعت آینده مشخص خواهد شد.

او در پاسخ به سوالی درباره شمار معترضان کشته‌شده افزود: «هیچ‌کس نتوانسته عدد دقیقی به من بدهد. اعداد مختلفی شنیده‌ام. حتی یک نفر هم زیاد است.

احتمالا طی ۲۴ ساعت آینده مشخص خواهد شد و خواهیم فهمید.»

ترامپ به ایرانیان: کمک در راه است + نام قاتلان را ثبت کنید

ایران اینترنشنال - دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در شبکه تروث سوشال خطاب به «میهن‌دوستان ایرانی» نوشت:

«به اعتراض‌ها ادامه دهید و نهادهای خود را در دست بگیرید. نام قاتلان و عاملان سرکوب را ثبت کنید؛ آن‌ها بهای سنگینی خواهند پرداخت.» او افزود: «کمک در راه است.»

او افزود: «من تمام دیدارها با مقام‌های ایرانی را تا زمانی که کشتار بی‌معنای معترضان متوقف نشود، لغو کرده‌ام. کمک در راه است. ایران را دوباره بزرگ کنیم.»

ترامپ برای گفتگو درباره گزینه‌ها در قبال ایران با تیم امنیت ملی دیدار می‌کند

یورونیوز - به گزارش سی‌ان‌ان، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، قرار است اواخر روز سه‌شنبه با تیم ارشد امنیت ملی خود دیدار کند تا درباره گزینه‌هایش در قبال ایران گفت‌وگو کنند.

این دیدار او را با تصمیم‌های پیچیده‌ای روبه‌رو می‌کند که با ریسک‌های زیادی همراه است.

ترامپ پیش از هر چیز باید تصمیم بگیرد که آیا پس از دریافت پیام‌های آشتی‌جویانه از سوی وزیر امور خارجه ایران که آخر هفته گذشته به دست فرستاده ویژه او، استیو ویتکاف به او رسیده، می‌واهد به دیپلماسی زمان بدهد یا نه.

rpwk.jpgاکسیوس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد که استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، آخر هفته گذشته دیداری محرمانه با رضا پهلوی داشته است

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

اکسیوس - به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، استیو ویتکاف، فرستاده کاخ سفید، آخر هفته گذشته به‌طور محرمانه با رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران که در تبعید به‌سر می‌برد، دیدار کرده است. محور این دیدار، اعتراضات گسترده و جاری در ایران بوده است.

اهمیت موضوع: این نخستین دیدار در سطح بالا میان اپوزیسیون ایران و دولت ترامپ از زمان آغاز اعتراضات، یعنی حدود ۱۵ روز پیش، محسوب می‌شود. رضا پهلوی تلاش دارد خود را به‌عنوان یک رهبر «گذار» در صورت سقوط جمهوری اسلامی مطرح کند.

آنچه خبر را جلو برد: کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد تیم امنیت ملی آمریکا صبح سه‌شنبه جلسه‌ای درباره گزینه‌های واکنش به اعتراضات ایران برگزار کرده است. دونالد ترامپ در این جلسه حضور نداشت.

اعتراضات روز سه‌شنبه نیز در شهرهای مختلف ایران ادامه یافت. برآوردها از شمار کشته‌شدگان به‌طور چشمگیری افزایش یافته، هرچند آمارها بسیار متفاوت‌اند. به گفته یک مقام آمریکایی، اسرائیل ارزیابی خود را در اختیار واشینگتن گذاشته و اعلام کرده که دست‌کم ۵ هزار معترض کشته شده‌اند.

این مقام افزود: «رژیم در حال اجرای سرکوبی گسترده است.»

ترامپ روز سه‌شنبه از مردم ایران خواست به اعتراضات ادامه دهند و «نهادهای حکومتی را در دست بگیرند» و تأکید کرد که «کمک در راه است».

جزئیات بیشتر: رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران که در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ سرنگون شد، از آمریکا یکی از جریان‌های اپوزیسیون را رهبری می‌کند.

در دو هفته گذشته، او بارها در شبکه‌های تلویزیونی آمریکا حاضر شده و از دولت ترامپ خواسته است از اعتراضات حمایت کند.

bbcworldnews.jpg«با چشم‌های خودم دیدم؛ مستقیم به صف معترضان شلیک کردند و مردم همان‌جا بر زمین افتادند.»

شبکه جهانی بی بی سی

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

صدای امید می‌لرزید؛ نه فقط از اندوه، بلکه از ترس شناسایی. شکستن دیوار سکوت میان ایران و جهان، شجاعتی عظیم می‌طلبد؛ شجاعتی که بهای آن می‌تواند جان انسان باشد.

امید، مردی در اوایل دهه چهل زندگی‌اش، که نامش برای حفظ امنیت تغییر داده شده، طی روزهای گذشته در یکی از شهرهای کوچک جنوب ایران در اعتراض به فقر، گرانی و فروپاشی معیشت به خیابان آمده بود.

او می‌گوید نیروهای امنیتی با سلاح‌های جنگی کلاشینکف‌گونه به سوی معترضان بی‌دفاع شلیک کردند. به گفته او، مردم «با دست خالی» در برابر حکومتی بی‌رحم ایستاده‌اند.

پنجشنبه، همزمان با دوازدهمین شب اعتراضات سراسری، یکی از بزرگ‌ترین تجمعات ضدحکومتی شکل گرفت. بسیاری پس از فراخوان‌های رضا پهلوی، به خیابان‌ها آمدند؛ فراخوان‌هایی که موج تازه‌ای از حضور مردمی را رقم زد.

یک روز بعد، علی خامنه‌ای هشدار داد که «جمهوری اسلامی عقب‌نشینی نخواهد کرد». شواهد متعدد نشان می‌دهد که خون‌بارترین سرکوب‌ها پس از این تهدید آغاز شد؛ کشوری که در آن نیروهای امنیتی و سپاه مستقیماً از رهبر معظم له دستور می‌گیرند.

در تهران، یک زن جوان آن روز را «روز قیامت» توصیف می‌کند. به گفته او، حتی محله‌های دورافتاده پایتخت مملو از معترضان بود؛ مکان‌هایی که تصورش هم سخت است.

اما جمعه، به گفته او، روز کشتار بود. «فقط کشتند و کشتند و کشتند.» این صحنه‌ها چنان ویرانگر بود که بسیاری روحیه خود را از دست دادند. پس از آن، مردم از ترس، شعارها را از کوچه‌ها و داخل خانه‌ها سر دادند.

تهران به گفته شاهدان به میدان جنگ تبدیل شده بود؛ با این تفاوت که این «جنگ»، یک‌طرفه بود. «در جنگ، هر دو طرف سلاح دارند؛ اینجا مردم فقط شعار می‌دهند و کشته می‌شوند.»

در فردیس، غرب تهران، شاهدان می‌گویند نیروهای بسیج و سپاه پس از ساعاتی خلأ پلیسی، ناگهان با موتور و سلاح گرم به معترضان حمله کردند. خودروهای بدون پلاک وارد کوچه‌ها شدند و حتی به شهروندان غیرمعترض شلیک کردند. به گفته یک شاهد: «در هر کوچه دو یا سه نفر کشته شدند.»

آنچه شاهدان به رسانه‌ها گفته‌اند، نشان می‌دهد واقعیت داخل ایران بسیار فراتر از آن چیزی است که جهان می‌بیند. آمارهایی که تاکنون در رسانه‌های بین‌المللی منتشر شده، به گفته منابع محلی، تنها کسری از تلفات واقعی است.

پرستاران و کادر درمان از انباشت اجساد، بیمارستان‌های ازکارافتاده و دفن‌های فوری خبر می‌دهند. ویدیوهای منتشرشده از پزشکی قانونی کهریزک، کیسه‌های سیاه اجساد، خانواده‌های عزادار و تلاش برای شناسایی پیکرها را نشان می‌دهد. در مشهد، یک کارمند غسالخانه از دفن شبانه ۱۸۰ تا ۲۰۰ جسد با جراحات شدید سر خبر داده و در رشت و تهران نیز منابع درمانی از ده‌ها کشته در یک روز سخن گفته‌اند؛ در حالی که خانواده‌ها گاه مجبور به پرداخت پول گلوله برای تحویل پیکر عزیزانشان شده‌اند.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

با کمبود گاز کنار آمدیم برق قطع شد. با نبودن گاز و برق کنار آمدیم آب قطع شد. به نبود همه این ها عادت کردیم جنگ ۱۲ روزه شد. هنوز صدای پهپادهای اسراییل در گوش مردم ویز ویز می کرد که چند هزار هکتار از جنگل هایمان نیز دود شد. شوک جنگ ۱۲ روزه هنوز پایان نیافته بود که رگبار مسلسل بسیجی ها و حرامی های حشدالشعبی بر سرمان باران گرفت و هزاران کشته روی دست ملت گذاشت. می ترسم رهبر جمهوری اسلامی که از قذافی و بشار اسد الگوبرداری می کند بزودی برای سرکوب تظاهرات از هواپیمای جنگی استفاده و مردم را بمباران کند.

سالها پیش و با برگزاری انتخابات آزاد و شفافیت سیاسی شاید می شد کشور را به مسیری انداخت که با بن بست قطعی مواجه نشود،‌اما امروز در همه زمینه ها با یک معادله صفر و یک مواجه هستیم: یعنی یا جمهوری اسلامی اتمی و سازمان های سرکوب و دلال های دور زدن تحریم و نیز کفتارهای های نیابتی اش باید در این کشور بمانند، یا مردمی که جنگیدن در خیابان را بر مردن در اثر گرسنگی و گرانی ترجیه داده اند و کوتاه نمی آیند.

جمهوری اسلامی با کشتاری که در خیابان راه انداخت و سیمایی که از اسلام شیعه به نمایش گذاشت همه پرده هایی را که نداشت درید و با صدای بلند به مردم اعلان جنگ داد. ادامه این وضعیت از سوی حاکمان کشور بی شک چیزی است که بی شک منجر به جنگ داخلی خواهد شد. جوانان سرزمینی که همه نعمت های خدایی را به وفور دارد اما بی آینده بی آینده هستند ظاهرا دارند تلاش می کنند سرنوشت خود را از لا به لای آرواره ملایان بیرون بکشند. احساس اینکه وطن شما را اشغال کرده اند و برای حفظ آن مزدور عرب زبان آورده اند تا مردم را سلاخی کنند و از مشاوران روس برای کنترل بحران کمک میگیرند پایان روزهایی است که مردم سامان زندگی خود را به تقدیر واگذار می کردند.

qomcafe.jpgرئیس دادگستری استان قم: با اقدامات قضایی یک فعال مشهور صنف سوهان و مالک یک کافۀ معروف در قم و تعدادی از شهرهای کشور به اتهام تشویق به اغتشاشات که منجر به شهادت تعدادی از مدافعان امنیت، سلامت، نیروهای شهری، مردمی، بسیج و همچنین تخریب گسترده اموال عمومی و خصوصی شده بود، دستگیر شد و او امروز با صدور قرار بازداشت روانه زندان می‌شود. همچنین با تشکیل کارگروه حقوق و درخواست عمومی، جهت مطالبه خسارت‌های وارده به شهر در جریان اغتشاشات اخیر اقدامات لازم درحال انجام است.

ایران وایر - طبق اخبار رسیده، محمد ساعدی‌نیا مالک کافه‌های ساعدی‌نیا در شهر قم از آغاز اعتراضات سراسری در ایران، در همسویی با مردم اعلام کرده بود که به اعتصاب‌های سراسری می‌پیوندند.

در روزهای نخست پیوستن چهره‌های سرشناس و کافه‌های مشهور تهران، نهادهای امنیتی از پلمپ تمامی این کافه‌ها از جمله کافه‌های «وریا غفوری» مربی کنونی استقلال در تهران و کافه‌های ساعدی‌نیا در قم خبر داده بودند.

خبرگزاری «تسنیم» وابسته به سپاه پاسداران امروز سه‌شنبه ۲۳دی۱۴۰۴ نوشته است: «با اقدامات قضایی یک فعال مشهور صنف سوهان و مالک یک کافه معروف در قم و تعدادی از شهرهای کشور به اتهام تشویق به اغتشاشات دستگیر شد و او امروز با صدور قرار بازداشت روانه زندان می‌شود.»

این رسانه همچنین از باطل شدن پروانه کسب و مجوزهای فعالیت محمد ساعدی‌نیا خبر داد.

cafeqom.jpg

bt.jpgبابک تقوایی در شبکه ایکس نوشت: خطاب به وزارت‌خانه‌های امور خارجه فرانسه و بریتانیا که امروز به سفیران خود اجازه دادند در مراسمی تبلیغاتی به میزبانی رژیم ایران در تهران شرکت کنند.

در جریان جنگ جهانی دوم، غیرنظامیانی که به‌عنوان پارتیزان‌ها علیه آلمان نازی سلاح به دست گرفتند، برای آزادسازی سرزمین خود جنگیدند و نیروهای اس‌اس را هدف قرار دادند، هرگز «تروریست» نامیده نشدند. تاریخ آنان را به‌عنوان مبارزان آزادی به رسمیت می‌شناسد.

ایرانیان تفاوتی با آنان ندارند.

ایرانیانی که در استان‌های ایلام و لرستان برای دفاع از جان خود در برابر نیروهای امنیتی تروریستیِ رژیم اسلامی سلاح به دست گرفته‌اند، هیچ تفاوتی با پارتیزان‌های اروپایی که در برابر اشغال و ترور دولتی نازی‌ها ایستادند، ندارند.

واقعیت این است: همه‌ی ۳٬۵۰۰ ایرانی که در روزهای اخیر به‌دست رژیم کشته شدند، معترضانِ بی‌سلاح بودند که مسالمت‌آمیز اعتراض می‌کردند. آن‌ها هیچ سلاحی نداشتند و هیچ تهدیدی محسوب نمی‌شدند.

با این حال، نیروهای امنیتی رژیم زنان و مردان جوان و نوجوانان را به قتل رساندند؛ بسیاری از آنان در مسیر دانشگاه، در راه بازگشت به خانه، یا درحال بازگشت از اعتراضات هدف قرار گرفته شدند. آن‌ها نشانه گرفته شدند، شکار شدند، در خیابان‌ها ترور شدند.

وقتی رژیمی به‌طور سیستماتیک غیرنظامیانِ بی‌سلاح را می‌کشد، پیکرها را مصادره می‌کند، قربانیان را در گورهای بی‌نام‌ونشان دفن می‌کند و علیه مردم خود جنگ به راه می‌اندازد، پرسش این نیست که چرا مردم مقاومت می‌کنند.

پرسش واقعی این است:

چرا باید از مردم انتظار داشت در برابر چنین رژیم تروریستی‌ای مقاومت نکنند؟

*ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

***

jr.jpgسرنوشت اعتراضاتی که ایران را تکان داده نامعلوم است، اما برنامه‌ریزی برای دوران پس از رژیم حیاتی است

جیسون رضاییان - واشنگتن پست

ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

برای نخستین‌بار از زمان ترک ایران در سال ۲۰۱۶، به خود اجازه می‌دهم امیدوار باشم که شاید روزی بتوانم به این کشور بازگردم. ده سال پیش در همین روزها، برای آخرین بار از سلولم خارج شدم و با چشمانی بسته از زندان اوین تهران به بیرون برده شدم؛ جایی که نزدیک به یک سال و نیم به‌عنوان گروگان نگهداری می‌شدم و نهایتاً در قالب تبادل زندانیان، هم‌زمان با اجرای توافق هسته‌ای آزاد شدم.

امروز اما آن خاطرات، هرچند تلخ، به گذشته تعلق دارند. اکنون که ایران شاهد اعتراضات سراسری و گسترده است، خود را در آرزوی بازگشت به تهران می‌یابم؛ شهری که آگاهانه برای زندگی و کار انتخابش کردم، در آن ازدواج کردم و قصد داشتم سال‌ها در آن بمانم. هرچند مسیر زندگی‌ام به‌زور تغییر کرد، اما عشق و شگفتی‌ام نسبت به این سرزمین و مردمش هرگز از میان نرفت.

تماشای مبارزه شجاعانه ایرانیان علیه یک دولت اقتدارگرای مسلح که برای سرکوب از هیچ چیز فروگذار نمی‌کند، هم الهام‌بخش است و هم جان‌سوز. شمار زیادی از معترضان تاکنون کشته شده‌اند و بیم آن می‌رود که این کشتار در روزهای آینده افزایش یابد. این روایت برای من ناآشنا نیست؛ از سال ۲۰۰۱ درباره ایران گزارش داده‌ام، انتخابات، کشمکش‌های سیاسی و جنبش‌های اعتراضی را پوشش داده‌ام و هم‌زمان از هنر، سینما، ورزش و زندگی روزمره مردم نوشته‌ام.

در میان همه این تجربه‌ها، خلاقیت، تاب‌آوری و شوخ‌طبعی از ویژگی‌های مشترک بسیاری از ایرانیان بوده است. در آخرین ماه‌های حضورم به‌عنوان خبرنگار تهران در سال ۲۰۱۴، مذاکرات هسته‌ای را پوشش می‌دادم؛ همان مذاکراتی که سرانجام به گروگان‌گرفتن من و استفاده ابزاری از جانم در همان گفت‌وگوها انجامید. زندان، بیش از هر چیز، ماهیت رابطه سمی و ناکارآمد رژیم با جامعه ایران را به من آموخت.

پرسش اساسی این است که ایالات متحده چه نقشی می‌تواند و باید در حمایت از خواست ایرانیان برای رهایی از رژیم دینی حاکم ایفا کند و مهم‌تر از آن، چگونه می‌توان به گذار منظم به آینده‌ای پس از جمهوری اسلامی کمک کرد. هرچند من هرگز حامی سیاست «فشار حداکثری» دونالد ترامپ نبوده‌ام چرا که تحریم‌ها بیش از همه مردم عادی را آسیب می‌زنند اما تعویق در برنامه‌ریزی برای دوران پس از رژیم نیز خطایی جدی است.

این تصور که آمریکا پیش از ترامپ بر ایران فشار وارد نمی‌کرد، افسانه‌ای بیش نیست. ترامپ ساختاری را به ارث برد که آن را سخت‌گیرانه‌تر اجرا کرد. شاید مؤثرترین ابزار او غافلگیری بود؛ از ترور قاسم سلیمانی تا حملات به تأسیسات هسته‌ای. آنچه تهران سال‌ها از آن بهره برد، ثبات رفتاری آمریکا بود، نه ضعف؛ و اکنون با رهبری روبه‌روست که مانند خودشان، به قواعد پایبند نیست.

نیاز فوری و بدیهی امروز، بازگرداندن اینترنت و ارتباطات به ایرانیان است. قطع ارتباطات مؤثرترین ابزار سرکوب بوده و با وجود وعده‌های مکرر از سال ۲۰۰۹ تاکنون، جهان خارج در حل این مسئله ناکام مانده است. بدون ارتباط آزاد، نه اعتراضات دیده می‌شوند و نه حقیقت.

پایان تحریم‌های اقتصادی هم‌زمان با شکل‌گیری دولتی جدید، همراه با حمایت در حل بحران‌هایی چون کمبود شدید آب، می‌تواند فوراً امید و بهبود ایجاد کند. دولت آمریکا باید کاری را انجام دهد که دهه‌ها از آن غفلت شده است: به‌جای اتکا به کارشناسان خودخوانده در واشنگتن، پل‌هایی واقعی با عاملان تغییر در داخل ایران بسازد.

phone.jpgمردم داخل ایران در اولین تماس‌های تلفنی خود با دنیای خارج از مشاهدات خود چه روایت کردند؟

یورونیوز - چند ایرانی در تماس‌هایی محدود با دفتر آسوشیتدپرس در دوبی اعلام کردند که جمهوری اسلامی بازاریان را مجبور به بازگشایی مغازه‌ها کرده است. آنها همچنین به پخش خبری از صداوسیما اشاره داشتند که در آن اعلام شده «خدمات سردخانه و غسالخانه‌ رایگان خواهد بود.»

روز سه‌شنبه، برای نخستین بار پس از قطع ارتباطات در جریان سرکوب اعتراضات سراسری، ایرانیان موفق شدند با تلفن‌های همراه خود به خارج از کشور تماس بگیرند؛ اعتراضاتی که تا به اینجای کار به گفته فعالان حقوق بشر دست‌کم ۶۴۶ کشته برجای گذاشته است. برخی منابع دیگر تعداد کشته‌‌شدگان را بسیار بالاتر از این اعداد اعلام کرده اند.

در همین حال پس از امکان تماس تلفنی ایرانیان با خارج از کشور چندین نفر در تهران موفق شدند با خبرگزاری آسوشیتدپرس تماس گرفته و با خبرنگار این خبرگزاری گفتگو کنند، هرچند دفتر این خبرگزاری در دبی (امارات متحده عربی) موفق نشد با آن شماره‌ها تماس متقابل برقرار کند. شاهدان اعلام کردند که سیستم پیامک در ایران همچنان قطع است و کاربران اینترنت در ایران تنها به وب‌سایت‌های داخلیِ مورد تایید دولت دسترسی دارند و امکان اتصال به هیچ سایتی در خارج از کشور وجود ندارد.

حضور سنگین لباس شخصی‌ها و نیروهای امنیتی مسلح

این شاهدان عینی، تصویری کوتاه از وضعیت خیابان‌های پایتخت پس از چهار روز و نیم قطع ارتباط کامل با جهان ارائه دادند. آن‌ها از حضور سنگین نیروهای امنیتی در مرکز تهران خبر دادند. پلیس ضدشورش با کلاهخود و زره، مجهز به باتوم، سپر، تفنگ‌های ساچمه‌زن و پرتابگر گاز اشک‌آور در تقاطع‌های اصلی مستقر شده‌اند. همچنین اعضای نیروی داوطلب بسیج وابسته به سپاه پاسداران که آن‌ها نیز سلاح گرم و باتوم (باتون) در دست داشتند، در نزدیکی این نقاط دیده شده‌اند. ماموران امنیتی با لباس شخصی نیز در اماکن عمومی حضور داشتند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

به گفته شاهدان، چندین بانک و ادارات دولتی در جریان ناآرامی‌ها به آتش کشیده شده‌اند. دستگاه‌های خودپرداز شکسته شده و بانک‌ها برای انجام تراکنش‌های خود بدون دسترسی به اینترنت با مشکل جدی مواجه هستند.

نیروهای امنیتی به بازاریان دستور دادند مغازه‌هایشان را باز کنند

با این حال، مغازه‌ها باز بودند، هرچند تردد پیاده در پایتخت بسیار اندک بود. بازار بزرگ تهران که تجمعات از ۲۸ دسامبر در آنجا آغاز شده بود، قرار بود روز سه‌شنبه بازگشایی شود؛ اما یکی از شاهدان به نقل از چندین بازاری گفت که نیروهای امنیتی به آن‌ها دستور داده‌اند تحت هر شرایطی مغازه‌های خود را باز کنند؛ دستوری که رسانه‌های دولتی ایران به آن اشاره‌ای نکرده‌اند. این شاهدان به دلیل ترس از اقدامات تلافی‌جویانه، به شرط فاش نشدن نامشان گفتگو کردند.

برن؛ برخورد خشن پلیس سوئیس با معترضان مقابل سفارت

1212.jpgگزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از مخاطبان حاکی از آن است که در تهران و شهرهای دیگر نیروهای حکومت فضای امنیتی در مراکز درمانی حاکم کرده و اقدام به انتقال معترضان مجروح کرده‌اند.

بخشی از این گزارش‌ها حاکی از آن است که ماموران با حمله به بیمارستان‌ها، شهروندانی را که در روند درمان به دلیل سرکوب حکومت بوده‌اند را خارج کرده و به مکانی نامعلوم برده‌اند.

در برخی شهرها نیز نهادهای امنیتی با خلع اختیارات مدیریت و کادر درمان، تردد و شیفت‌ها و فعالیت پرستاران و پزشکان برای رسیدگی به مجروحان را کنترل می‌کنند.

با قطع ارتباط تلفنی و اینترنت در ایران هیچ‌گونه گزارش شفاف و مشخصی از وضعیت مردم مجروح‌شده در دست نیست و نهادهای امنیتی اجازه فعالیت عادی به مسئولان درمانی و بهداشتی را نمی‌دهند.

massacre2.jpgسردبیری ایران‌اینترنشنال

ایران در خاموشیِ سازمان‌یافته فرو رفته است. هدف این خاموشی‌، فقط «کنترل امنیتی» نیست، بلکه پنهان‌سازی حقیقت است. قطع گسترده اینترنت، فلج‌سازی ارتباطات، تعطیلی بی‌سابقه رسانه‌ها و ارعاب روزنامه‌نگاران و شاهدان، یک معنا دارد: جلوگیری از مشاهده، ثبت و پیگیری یک جنایت عظیم و تاریخی.

ایران‌اینترنشنال در روزهای گذشته، پس از دریافت برخی گزارش‌های پراکنده اما بهت‌آور و تکان‌دهنده، تمام تلاش خود را به کار بست تا با راستی‌آزمایی حرفه‌ای، به ارزیابی دقیق‌تری از ابعاد سرکوب شدید و کشتار بی‌رحمانه مردم در اعتراضات روزهای گذشته برسد.

در کشوری که حکومت عمدا مسیر دسترسی به اطلاعات را می‌بندد، رسیدن به این ارزیابی، کاری دشوار و زمان‌بر است؛ به ویژه آن که شتاب‌زدگی در اعلام ناقص آمار جان‌باختگان می‌توانست به خطا در ثبت واقعیت و تحریف ابعاد این فاجعه بزرگ بینجامد.

از روز یکشنبه، حجم شواهد و هم‌پوشانی روایت‌ها به حدی رسید که بتوان به تصویری نسبتا روشن دست یافت.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در دو روز گذشته، اطلاعات رسیده از یک منبع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دو منبع در دفتر ریاست‌جمهوری، روایت‌های رسیده از چند منبع در سپاه پاسداران در شهرهای مشهد، کرمانشاه و اصفهان، روایت شاهدان عینی و خانواده‌های کشته‌شدگان، گزارش‌های میدانی، داده‌های مرتبط با مراکز درمانی، و اطلاعاتی را که پزشکان و پرستاران در شهرهای مختلف در اختیار ما گذاشته‌اند، به‌صورت دقیق، چندمرحله‌ای و بر اساس استانداردهای حرفه‌ای بررسی کرده است.

با جمع‌بندی این بررسی‌ها ما به این نتیجه رسیدیم که:

  • در بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران، عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، دست‌کم ۱۲ هزار نفر به قتل رسیده‌اند.
  • این کشتار از نظر گستره جغرافیایی، شدت خشونت و شمار جان‌باختگان در یک بازه زمانی کوتاه، در تاریخ ایران بی‌سابقه است.
  • بر پایه اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، این شهروندان عمدتاً به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیده‌اند.
  • این کشتار، کاملا سازمان‌دهی شده بوده است؛ نه نتیجه «درگیری‌های پراکنده» و «بدون برنامه».
  • اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاست جمهوری نشان می‌دهد که این کشتار با دستور شخص علی خامنه‌ای، و اطلاع و تایید صریح سران سه قوه و صدور دستور شلیک مستقیم از سوی شورای عالی امنیت ملی صورت گرفت است.
  • بسیاری از جان‌باختگان از جوانان زیر ۳۰ سال بوده‌اند.

برآورد شمار کشته‌شدگان

بر پایه داده‌های موجود و تطبیق اطلاعات به دست آمده از منابع قابل اتکا از جمله از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاست‌جمهوری، برآورد اولیه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی این است که دست‌کم ۱۲ هزار نفر در این کشتار سراسری به قتل رسیده‌اند.

بدیهی است در شرایط انسداد ارتباطی و نداشتن دسترسی مستقیم به اطلاعات، رسیدن به آمار نهایی، نیازمند مستندسازی دقیق‌تر است.

تجربه سالیان اخیر نشان می‌دهد که نهادهای امنیتی همواره با پنهان‌کاری،‌ از ثبت و اعلام آمار دقیق جان‌باختگان خودداری کرده‌اند.

ایران‌اینترنشنال متعهد می‌شود این آمار را با کمک مخاطبان خود و از مسیر گردآوری اسناد، تطبیق روایت‌ها و راستی‌آزمایی مستمر دقیق‌تر کند تا هیچ نامی گم نشود و خانواده‌ هیچ جان‌باخته‌ای بی‌صدا نماند.

وضعیت ارتباطات و رسانه‌ها

رسانه‌های داخل کشور تعطیل شده‌اند. صدها روزنامه سراسری و محلی در رخدادی بی‌سابقه در تاریخ مطبوعات ایران، از روز پنجشنبه خاموش شده‌اند.

امروز به جز صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تنها چند وب‌سایت خبری در داخل کشور فعال است و همان‌ها نیز زیر سانسور و کنترل مستقیم نهادهای امنیتی کار می‌کنند.

این وضعیت نشانه «کنترل بحران» نیست؛ اعتراف حکومت به ترس از افشای حقیقت است.

فراخوان ارسال اسناد

ایران‌اینترنشنال از همه هم‌وطنان در داخل و خارج از کشور می‌خواهد هرگونه سند، ویدئو، عکس، روایت صوتی، اطلاعات مربوط به جان‌باختگان، مراکز درمانی، محل‌های درگیری، زمان و مکان وقایع و هر جزئیات قابل راستی‌آزمایی از رخدادهای چند روز گذشته را برای ما ارسال کنند.

امنیت منابع و محرمانگی اطلاعات، اولویت قطعی ماست.

تعهد به انتشار و مستندسازی بین‌المللی

ایران‌اینترنشنال پس از راستی‌آزمایی و ارزیابی دقیق اطلاعات، یافته‌های خود را منتشر و آن‌ها را در اختیار تمامی مراجع و نهادهای بین‌المللی مرتبط قرار خواهد داد.

جمهوری اسلامی نمی‌تواند با قطع ارتباط مردم ایران با جهان، این جنایت را پنهان کند. حقیقت ثبت خواهد شد؛ نام جان‌باختگان حفظ خواهد شد؛ و این قتل عام در سکوت دفن نخواهد شد.

این جاویدنامان نه تنها به خانواده‌های داغدار و عزیزان‌شان، که به انقلاب ملی ایرانیان تعلق دارند.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال

shotface.jpgفوری | کشتار معترضان با دستور مستقیم خامنه‌ای؛ ویدئوهای هولناک از تیراندازی به صورت زنان و شهروندان بی‌دفاع

ویژه خبرنامه گویا - به گزارش منابع داخلی ایران و بر اساس ویدئوهایی که حساب «Visegrad 24» در شبکه اکس منتشر کرده، شواهد تکان‌دهنده‌ای از «کشتار تهران» به دست ما رسیده است. این ویدئوها از سوی شهروندانی ارسال شده که خواستار انتشار مدارک قتل دوستان و اعضای خانواده‌شان هستند؛ کسانی که تنها به جرم اعتراض مسالمت‌آمیز برای «ایران آزاد» به قتل رسیده‌اند.

لینک به ویدئو +۱۸

در توضیح این تصاویر آمده است: «ویدئوها هولناک‌اند اما جهان باید آن‌ها را ببیند.» تصاویر منتشرشده نشان می‌دهد که نیروهای سرکوبگر به‌طور مستقیم و از فاصله نزدیک به معترضان شلیک کرده‌اند؛ در میان قربانیان، زنان و شهروندانی دیده می‌شوند که هدف گلوله به صورت قرار گرفته‌اند قتل در خون‌سردی، بدون هیچ توجیهی جز وحشت‌افکنی.

این کشتار در حالی رخ می‌دهد که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، معترضان ایران را «مزدوران خارجی» خوانده است. او در پیامی به مناسبت برگزاری تظاهرات حکومتی نوشت: «این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.»

خامنه‌ای همچنین مدعی شد که این مراسم حکومتی «نقشه دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.» این ادبیات تکراری، نه تحلیل سیاسی که مجوز اخلاقی برای شلیک به مردم است؛ برچسب‌زنی به شهروندان معترض برای توجیه سرکوب و پاک‌کردن صورت‌مسئله با خون.

حقیقت اما در خیابان‌هاست، نه در پیام‌های تبلیغاتی. مردمی که به گلوله بسته شدند، «مزدور» نبودند؛ آن‌ها شهروندان ایران بودند که حق بدیهی اعتراض و مطالبه آزادی را فریاد زدند. پاسخ رژیم، طبق ویدئوها، گلوله‌ای بود که صورت و جان را نشانه رفت.

جامعه جهانی نمی‌تواند با دیدن این تصاویر سکوت کند. این ویدئوها سند جنایت‌اند؛ سندی از کشتار سیستماتیک معترضان. هر روز تأخیر در واکنش، چراغ سبزی است به تداوم سرکوب و تکرار فاجعه.

تاریخ، نام آمران و عاملان این کشتار را ثبت خواهد کرد. مردم ایران، قربانیان و خانواده‌هایشان، فراموش نمی‌کنند.

و خطاب به آنان که برای «نسل‌کشی» در کشورهای دیگر فریاد می‌زنند اما در برابر کشتار مردم ایران سکوت کرده‌اند، و همان‌هایی که سال‌ها مردم را به رأی‌دادن به این رژیم و توهم «اصلاح‌پذیری» آن فرا می‌خواندند: امروز دیگر جایی برای تظاهر اخلاقی نیست خون این قربانیان بر دستان شماست.

dead.jpgیک زن جوان ایرانی، پیکر سرد خواهرش را در آغوش گرفته است؛ خواهری که در جریان اعتراضات علیه رژیم آیت‌الله‌ها، به‌طرزی بی‌رحمانه توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به قتل رسید.

reportsStreets.jpgویژه خبرنامه گویا در ادامه تشدید سرکوب‌ها و هم‌زمان با قطع گسترده اینترنت، تلفن‌های همراه و حتی خطوط ثابت در ایران، گزارش‌هایی پراکنده اما تکان‌دهنده از شهرهای مختلف به دست رسانه‌های مستقل و مخالف رسیده است؛ گزارش‌هایی که به‌دلیل محاصره اطلاعاتی، تنها از مسیرهای محدود مانند استارلینک یا ارتباط با شاهدان خارج از کشور منتقل شده‌اند.

نخستین روایت، گغته های یک شاهد عینی از مشهد است که از طریق استارلینک ارسال شده و خواسته نامش فاش نشود. او می‌گوید دو شب پیش در حوالی سیدرضی/صیاد شیرازی مشهد، چند تانک‌ در خیابان‌ها دیده شده و «افراد زیادی کشته شدند». به گفته او، یکی از دوستان برادرش به نام «محمد شریفی» هنگام خروج از باشگاه ورزشی در منطقه قاسم‌آباد (مشهد) هدف قرار گرفته و جان باخته است؛ خانواده‌اش پس از سه روز مطلع شده‌اند تا برای تحویل پیکر مراجعه کنند.

این شاهد می‌افزاید که هم‌زمان گزارش‌هایی از تهران نیز به دست می‌رسد که نشان می‌دهد شمار کشتارها بالاست و نیروهای امنیتی از «مهمات و تجهیزات جنگی» استفاده می‌کنند، نه سلاح‌های متعارف کنترل جمعیت.

لینک: ویدئو از تهران (۱) +۱۸

او می‌گوید کودکان و نوجوانان نیز قربانی شده‌اند؛ تا جایی که کارکنان پزشکی قانونی به خانواده‌ها گفته‌اند «نیمی از پیکرهایی که می‌آورند زیر ۱۸ سال هستند» و برخی حتی کودک به معنای واقعی کلمه‌اند.

این شاهد همچنین از انتقال اجساد به کهریزک با وانت خبر می‌دهد و می‌گوید در مواردی پیکرها تحویل داده نمی‌شود. به ادعای او، خانواده دوست برادرش برای دریافت پیکر مجبور به پرداخت «۷۰۰ میلیون تومان» شده‌اند.

دومین گزارش از سوی یک پزشک ایرانی است که کشور را ترک کرده است. او در گفت‌وگویی تفصیلی، از «شدتی باورنکردنی» در سرکوب اعتراضات ۲۰۲۶ سخن می‌گوید. به گفته او، در اصفهان صدای تیراندازی «بی‌سابقه» بوده و شاهدان از استفاده از تیربارهای سنگین دوشکا 38 نصب‌شده بر وانت‌های سپاه پاسداران خبر داده‌اند.

او از تخریب گسترده زیرساخت‌های شهری می‌گوید: «حتی یک چراغ راهنمایی سالم باقی نمانده بود. به گفته او، ساختمان‌های دولتی، کلانتری‌ها و دفاتر شهرداری به‌طور هدفمند آسیب دیده‌اند تا کارکرد حکومت فلج شود.

این پزشک می‌گوید پس از آنکه به نیروهای امنیتی اطمینان داده شد که بابت عملیات سرکوب هیچ‌گونه بازخواست یا مسئولیتی در کار نخواهد بود، سطح خشونت به‌صورت ناگهانی و چشمگیر افزایش یافت. به مردم هشدار داده بودند که «شنبه بیرون نیایید، اگر آمدید مسئولیت جان‌تان با خودتان است»؛ هشداری که به گفته او «کاملاً واقعی بود». حتی رهگذران نیز در امان نبوده‌اند و برای هدف قرار گرفتن «لازم نبود معترض باشید».

او با اشاره به تصاویر پخش‌شده از تلویزیون دولتی گریه پدری بر پیکر فرزندش می‌پرسد در کجای جهان استفاده از آتش خودکار در خیابان مجاز است. به گفته او، حتی در آموزش‌های نظامی نیز شلیک خودکار کلاشینکف در میادین تیر مجاز نیست. پرونده‌های ترومایی بخش اورژانس به‌روشنی نشان می‌دهند که هدف شلیک‌ها کشتن بوده، نه متفرق‌کردن یا مهار معترضان: الگوی شلیک‌ها به‌گونه‌ای بوده که تیر نخست به ناحیه شکم یا سینه اصابت می‌کرد و پس از آن، آتش کور و بی‌هدف به سوی جمعیت گشوده می‌شد.

لینک: ویدئو از تهران (۲) +۱۸

به گفته این پزشک، حجم بالای مجروحان کادر درمان را کاملاً از پا انداخته بود؛ او می‌گوید تنها در یک بازه ۲۴ ساعته بین «۳۰۰ تا ۵۰۰ تماس» دریافت کرده و مردم از ترس شنود، ناچار بودند با زبان و اصطلاحات رمزآلود صحبت کنند. دامنه سنی مجروحان از ۱۶ تا ۷۰ سال بود. در یک شیفت شب، «هشت پیکر با ساچمه‌های شاتگان به صورت» منتقل شدند که چهره‌هایشان غیرقابل شناسایی بود.

در کنار این دو روایت داخلی، تری یینگست، خبرنگار فاکس‌نیوز، در یک گزارش ویدئویی اعلام کرد که امشب با منبعی در اصفهان ارتباط برقرار کرده‌اند. به گفته این منبع، تظاهرات همچنان ادامه دارد و علیه معترضان از «گلوله جنگی» استفاده می‌شود. یینگست تأکید کرد که اطلاعات تکمیلی به‌زودی منتشر خواهد شد.

مجموع این گزارش‌ها در شرایط قطع ارتباطات و سانسور شدید تصویر حکومتی را ترسیم می‌کند که به‌گفته شاهدان و پزشکان، با مردم خود مانند سربازان دشمن در جنگ برخورد می‌کند. ناظران می‌گویند ابعاد خشونت به‌مراتب فراتر از آن چیزی است که تاکنون به‌طور عمومی گزارش شده و استمرار محاصره اطلاعاتی، ارزیابی دقیق شمار قربانیان را دشوارتر کرده است.

palestin.jpgخبرنامه گویا - این یادداشت را با تلخی می‌نویسیم؛ زیرا واقعیتی را بازتاب می‌دهد که برای بسیاری از ما دردناک اما انکارناپذیر است. بخش قابل‌توجهی از ایرانیان و منتقد جمهوری اسلامی، طی سال‌های اخیر در کنار جریان‌های موسوم به «حامی فلسطین» در غرب ایستادند، با این باور که همبستگی جهانی و عدالت‌خواهی مرز نمی‌شناسد. امروز اما همان جمعیت‌هایی که دیروز خیابان‌ها را با شعار آزادی پر می‌کردند، در برابر سرکوب و کشتار مردم ایران سکوت اختیار کرده‌اند. این سکوت، نه‌تنها خیانتی به مبارزه مردم ایران، بلکه هشداری جدی درباره خطای جایگزین‌کردن هم‌پیمانی ایدئولوژیک به‌جای اصول جهان‌شمول آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی است.

اسکای نیوز استرالیا - سال‌هاست که شعار «فری پالستاین» به فریاد غالبِ فعالان "لیبرال" در غرب تبدیل شده است؛ شعاری که خیابان‌ها، دانشگاه‌ها و پل‌ها را در استرالیا، اروپا و آمریکا تسخیر کرد و به‌عنوان «مسئله اخلاقی بزرگ عصر ما» معرفی شد. اما اکنون که مردم ایران جان خود را برای آزادی از یکی از سرکوبگرترین رژیم‌های جهان به خطر انداخته‌اند، همان صداها به شکلی معنادار خاموش شده‌اند.

این فعالان برخی با نیت خیر و بسیاری با تعصب ایدئولوژیک سال‌ها به خیابان‌ها ریخته اند، بی‌آنکه توضیح روشنی بدهند که در صورت تداوم یا تقویت حاکمیت گروه‌ تروریستی حماس در غزه، چه آینده‌ای در انتظار مردم آن خواهد بود.

از کشتار هزاران معترض در خیابان‌ها طی روزهای گذشته، اکنون روند اعدام‌های رسمی در ایران آغاز خواهد شد:

سکوت هالیوود، گرتا تونبرگ، سازمان ملل، رسانه‌های غربی و دیگر مدعیان دفاع از حقوق بشر، همچنان ادامه دارد.

اما امروز، در برابر یک خیزش واقعی و وجودی برای آزادی در داخل ایران، همان فعالان غایب‌اند. انقلابی اسلامی که در داخل ایران مشروعیت خود را نزد مردم از دست داده، در عوض در میدان‌های فرهنگی غرب امتیاز می‌گیرد؛ جایی که پرچم‌های جمهوری اسلامی و تصاویر آیت‌الله‌ها در تجمعات «حامی غزه» به نمایش گذاشته می‌شود.

بی‌تفاوتی عمومی نسبت به مبارزه شجاعانه مردم ایران را نمی‌توان چیزی جز خشم گزینشی نامید. این وضعیت حاصل ائتلاف نامقدس میان چپ رادیکال و اسلام‌گرایی است؛ ائتلافی که نه‌تنها چشم بر سرکوب می‌بندد، بلکه در مواردی به عادی‌سازی یهودستیزی نیز انجامیده است.

1313.jpg«فقط صدای ما باشید... اگر چند روز دیگه اتفاقی نیفته، همه ایران قتل‌عام می‌شن» یک فایل صوتی منتشرشده در یکی از صفحات اینستاگرام، روایت تکان‌دهنده‌ای از گفت‌وگوی یک شهروند داخل ایران با یکی از بستگانش در خارج از کشور را ثبت کرده است؛ روایتی که در شرایط قطع کامل اینترنت و انسداد راه‌های ارتباطی، به‌عنوان سندی ارزشمند از نقض گسترده حقوق بشر و وقوع جنایت علیه بشریت در ایران اهمیت دوچندان دارد.

در این فایل صوتی، گوینده با صدایی آمیخته به خشم و اندوه می‌گوید: «هیچ‌کس حتی فکرش رو هم نمی‌کنه امروز تو ایران چه اتفاقی داره می‌افته... هزاران نفر آدم کشته شدند... دوستان، رفقا، تمام عزیزان ما کشته شدند... فقط و فقط صدای ما باشید... باید صدای ما رو دنیا بشنوه.»

او با تأکید بر گستردگی خشونت می‌افزاید: «اگر تو چند روز آینده اتفاقی نیفته، همه ایران قتل‌عام می‌شن... به خدا اغراق نمی‌کنم، وضعیت وحشتناک و خفقانه.» این شهروند می‌گوید مردم با دست خالی در برابر سرکوب سازمان‌یافته کاری از پیش نمی‌برند و تنها امیدشان کمک و واکنش از بیرون از کشور است: «اینجا با دست خالی هیچ کاری نمی‌شه کرد... فقط باید از بیرون کمک بشه.»

در بخش دیگری از این پیام، به کشته شدن نوجوانان و غیرنظامیان حتی در داخل خانه‌ها اشاره می‌کند: «تو خیابون‌ها، تو خونه‌هامون آدم کشته می‌شن... دختر هفده ساله، هجده ساله، شانزده ساله... تو خونه کشته شده.» او شرایط فعلی ایران را بازگشت به «صد سال قبل» توصیف می‌کند و می‌گوید: «ماهواره‌ها رو دارن جمع می‌کنن... اینترنت قطعه... وضعیت وحشتناک و غیرقابل توصیفه.» گوینده بارها از مخاطب خود می‌خواهد صدایش را در شبکه‌ها و رسانه‌ها منتشر کند: «اگر صدای من رو می‌تونید پخش کنید، تو شبکه‌ها پخش کنید... چون واقعاً داره جنایت علیه بشریت توی ایران اتفاق می‌افته.»

او در پایان با اشاره به آمارهای منتشر شده درباره تخمین تعداد کشته‌شدگان می‌گوید: «می‌گن دوازده هزار نفر... ده هزار نفر... اینا شوخیه در برابر چیزی که داره تو ایران اتفاق می‌افته.» انتشار چنین روایت‌هایی در حالی صورت می‌گیرد که حکومت ایران با قطع اینترنت، محدود کردن ارتباطات و سرکوب شدید رسانه‌ها تلاش دارد جریان اطلاعات را کنترل و ابعاد واقعی سرکوب را پنهان کند.

به همین دلیل، این فایل‌های صوتی و شهادت‌های مستقیم، به‌عنوان اسناد اولیه از وضعیت میدانی، برای مستندسازی نقض حقوق بشر و پیگیری بین‌المللی آنچه در ایران می‌گذرد، اهمیت حیاتی دارند.

این صداها فریاد مردمی است که زیر شدیدترین سرکوب‌ها، تنها امیدشان رساندن حقیقت به جهان بیرون است. اگر روایتی از عزیزانتان در داخل ایران دارید، برای مستندسازی آنچه در این روزها گذشته برای ما ارسال کنید.

121212.jpgصفحه فارسی وزارت خارجه ایالات متحده در پستی ضمن هشدار در خصوص در خطر اعدام بودن معترضان بازداشت شده توسط جمهوری‌اسلامی، از عرفان سلطانی نوشته است که حکم اعدام او برای ۱۴ ژانویه، یعنی فردا صادر شده است.

در این پست آمده: «بیش از ۱۰۶۰۰ ایرانی تنها به‌خاطر درخواست حقوق اولیه خود توسط رژیم جمهوری اسلامی دستگیر شده‌اند. عرفان سلطانی ۲۶ ساله، که حکم اعدام او برای ۱۴ ژانویه صادر شده، در میان آن‌ها است.

این بار، رژیم جمهوری اسلامی حتی زحمت دادگاه صوری معمول ۱۰ دقیقه‌ای خود را هم به خود نداد؛ عرفان بدون هیچ روند قانونی یا وکیل مدافع به اعدام محکوم شد.

عرفان اولین معترضی است که به اعدام محکوم شده، اما آخرین نخواهد بود؛ موج اعدام‌ها علیه این معترضان رسماً آغاز شده است. جهان نباید در برابر اقدامات شرورانه رژیم جمهوری اسلامی سکوت کند.»

دو دیکتاتور در یک قاب

| No Comments

یکی از حامیان وفادار سپاه و خامنه‌ای در کلگری-کانادا با افتخار دیده می شود که پرچم «جمهوری اسلامی» را برافراشته است.

این ماجرا با این تصویر شروع شد و با ویدئو زیر به پایان رسید

calgary.jpg

***

1313.jpgایندیپندنت - فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، روز سه‌شنبه ۲۳ دی‌ماه و پس از سرکوب و کشتار صدها نفر در جریان انقلاب ملی ایران گفت: «همه معترضان فرزندان ما هستند.»

این سخنان در حالی عنوان می‌شود که مهاجرانی هم مانند مسعود پزشکیان، ادعا کرد کشتار مردم در خیابان‌های سراسر ایران «کار دشمنان و آمریکا و اسرائیل» بوده است.

نهادهای حقوق بشری می‌گویند دست‌کم ۶۴۸ نفر در دو هفته گذشته کشته شده‌اند اما آمار جان‌باختگان به احتمال زیاد بسیار بیشتر از این تعداد است.

حمید دباشی، استاد دانشگاه کلمبیا در نیویورک، ۲۲ دی ۱۴۰۴: آن‌چه امروز در ایران شاهد آن هستیم شورشی تحریک‌شده از سوی اسرائیل است ماموران موساد در میان تظاهرکنندگان ایرانی مخفی شده‌اند اسرائیل با اهداف شوم خود اعتراضات نامشروعی را تحریک کرده تا حواس‌ها را از نسل‌کشی غزه پرت کند

***

فایل صوتی از داخل ایران

***

kham.jpg

خاخام شناخته شده دیوید ولپ لحنی طعنه‌آمیز در توییتر نوشت: «یک توصیه‌ی دوستانه به اپوزیسیون ایران: اگر از سکوت کنشگران حقوق بشر جهان متعجب شده‌اید، کافی‌ست ادعا کنید خامنه‌ای در خفا به دین یهود گرایش دارد و عمامه‌اش فقط برای این است که "کیپا" روی سرش را پنهان کند؛ آن‌وقت خواهید دید جهان چگونه ناگهان به حمایت از شما می‌شتابد. این را تضمین می‌کنم!»

***

ویدیوی رسیده به ایران‌‌اینترنشنال نشان می‌دهد هوشنگ ابهری، سفیر جمهوری اسلامی در شیلی، تصاویر شاهزاده پهلوی را که مخالفان روی در و دیوار سفارت چسبانده‌اند، پاره می‌کند و با کسانی که تجمع کرده‌اند درگیر می‌شود.

***

زنده از مارالاگو... اینجا صدای ایران آزاد است. پیام رضا شاه دوم برای ملتی که ایستاده، می‌جنگد و پیروز خواهد شد. این فقط یک پیام نیست. این اعلام بازگشت امید است.

12.jpgشهبانو فرح پهلوی در پیامی خطاب به مردم که برای شانزدهمین روز پیاپی در خیابان‌های سراسر ایران علیه جمهوری اسلامی به پاخاسته‌اند و خواستار بازگشت پهلوی‌اند، گفت: «رشادت، میهن‌دوستی و جانفشانی شما در این روزها احترام جهانیان را برانگیخته است و میلیون‌ها تن از کشورهای مختلف حمایت خود را از شما اعلام کرده‌اند.

می‌دانم که تاریک‌اندیشان از هراس شنیدن صدای شما راه‌های ارتباطی‌تان با جهان بیرون را قطع کرده‌اند، اما بدانید که پیام شما بلندتر از آن است که با چنین اقداماتی خاموش شود. ایمان دارم که صحنه‌های حماسی اعتراض‌های شما، دیر یا زود، از دیوار سانسور عبور خواهد کرد و ابعاد واقعی آنچه شما در این روزها انجام دادید بیش از پیش موجب حیرت و تحسین جهانیان خواهد شد.»

شهبانو گفت:‌«در این میان تصاویری که در ساعات پیش و در خاموشی ابزارهای ارتباطی، از کشتار معترضان بی‌گناه در ایران به بیرون می‌رسد، دل من را به عنوان یک مادر به درد آورده است. هر کدام از فرزندان این مملکت که خونش ریخته می‌شود برای من غم جانکاه از دست دادن فرزندانم را زنده می‌کند.

برای مادران و پدران ایران شکیبایی آرزو می‌کنم و خود را در سوگ آن‌ها شریک می‌دانم. همچنین به همه هم‌میهنان که عزیزان خود را در این قیام ملی از دست داده‌اند از صمیم قلب تسلیت می‌گویم و برای مجروحان و آسیب‌دیدگان این روزها سلامتی آرزو می‌کنم.» شهبانو فرح پهلوی گفت:‌ «و در این بزنگاه تاریخ ایران بار دیگر روی سخنم با نیروهای مسلح ایران است. به یاد داشته باشید که بقای هیچ حکومتی و حفظ هیچ منفعتی توجیه‌گر ریختن خون هم‌میهنان‌تان نیست.

فریاد خشم و خروش معترضان را بشنوید. تا دیر نشده به دیگر برادران و خواهران خود بپیوندید و سرنوشت خود را با سرنوشت قاتلان گره نزنید. ایرانِ آزاد فردا به فرزندان شما هم تعلق دارد، با ریختن خون هم‌میهنان آینده خود و خانواده خود را تباه نکنید.

بدانید که روایت این روزهای ایرانِ ما در صفحات تاریخ برای همیشه ثبت خواهد شد و روسیاهی برای آن کسانی خواهد ماند که گلوله‌هایشان سینه برادران و خواهران هم‌میهن را شکافت.» شهبانو در پایان این پیام گفت: «و در پایان: فرزندان من، امید خود را حفظ کنید. قوی باشید و باور داشته باشید که به‌زودی آزادی را در کنار هم در ایران جشن خواهید گرفت و نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.»

دختر شجاع معترض با قمه در دست

| No Comments

1313.jpgعبدی مدیا - تصویری از حوادث روزهای اخیر ایران برای نخستین بار منتشر شده که در آن یک دختر با قمه‌ای در دست دیده میشود.

بنر کوچیک.jpgعبدی مدیا - حضور معنا دار امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران در کنار سردار رادان فرمانده فراجا (پلیس) زمانی که از دستگیری های بیشتر سخن میگوید.

ravayat.jpgایندیپندنت فارسی - یکی از شاهدان عینی فجایع ایران که به تازگی به ترکیه رفته است با انتشار ویدئویی در حساب اینستاگرام خود گفت: جمهوری اسلامی در حال کشتار است و تنها کمک خارجی می‌تواند آن را متوقف کند.

او با بیان اینکه همه شاهزاده رضا پهلوی را صدا می‌زنند، گفت: مردم دنبال ناجی هستند و شاهزاده رضا پهلوی سمبل آزادی است.

این جوان هنرمند و ورزشکار که معراج نام دارد با اشاره به وضعیت فاجعه بار در ایران تاکید کرد که تنها کمک خارجی می‌تواند ماشین سرکوب جمهوری اسلامی را خاموش کند.

***

1313.jpgفرهاد متقی - خبرنگار، در شبکه اکس نوشت: وقتی محسنی اژه ای خودش بازجویی را بر عهده میگیرد هنوز مشخص نیست که جمهوری اسلامی با تولید این فیلمهای نمایشی میخواهد چه کسی را فریب دهد.
فرض کنید این موضوع در آمریکا می‌افتاد و پم باندی یکی از افراد تهدید کننده نیروهای گشت مرزی را بازجویی میکرد آنهم روبروی دوربین! این اتفاق نشان میدهد نه تنها جمهوری اسلامی هنوز در پی اعترافات اجباری است بلکه حداقلهای محاکمه عادلانه را حتی برای نمایش هم حفظ نمیکند.
سوال پرسیدن از متهم جلوی دوربین توسط بالاترین مقام قضایی کشور بدون داشتن هیئت منصفه و حتی بدون حضور وکیل متهم خودش نشان بی عدالتی صرف در همه کشورهاست. این تلاشها فقط اوج حقارت جمهوری اسلامی و نبود حداقلهای مورد نیاز جامعه مدنی را در یک کشور به نمایش میگذارد.

mlkiii.jpgمارتین لوتر کینگ سوم: برای دهه‌ها، مردم ایران تحت ظلم غیرقابل تصور یک دیکتاتوری بی‌رحم قرار داشته‌اند که انسانیت آن‌ها را انکار کرده است.

ما از گزارش‌های منتشر شده از ایران وحشت‌زده شده‌ایم، از جمله بیمارستان‌هایی پر از اجساد--کشته شده توسط رژیم--و معترضانی که در خیابان‌های تهران و دیگر شهرها به طور مستقیم هدف گلوله قرار گرفته‌اند.

اما همچنین از عزم فعالان ایرانی، که عمدتاً توسط زنان بی‌باک رهبری می‌شوند، الهام گرفته‌ایم. نسل‌های ایرانیان با وجود همه مشکلات برای تأسیس کشوری بر پایه خودتعیینی و کرامت انسانی مبارزه کرده‌اند و دعا می‌کنیم که این نسل موفق به تحقق آن شود.
11222.jpg

222.jpgایندیپندنت فارسی - مایکل متشاهزاده رضا پهلوی عصر چهارشنبه به وقت شرق آمریکا با سناتور لیندزی گراهام در کنگره آمریکا ملاقات کرد. گراهام در این دیدار گفت:

شما را دنبال می‌کنم و شورواشتیاقی که در سخنانتان هست و امیدی که برای مردم‌تان ترسیم می‌کنید، چشمگیر است. او گفت باور قلبی دارم که کمک (برای مردم ایران) در راه است.

شاهزاده رضا پهلوی هم در این دیدار ضمن تشکر از حمایت سناتور گراهام از مردم ایران گفت که پیروزی بسیار نزدیک است.در ویدیویی که از این ملاقات منتشر شده، دو کلاه با شعار «ایران را دوباره باعظمت کنیم» نیز دیده می‌شود.

palestin.jpgخبرنامه گویا - این یادداشت را با تلخی می‌نویسیم؛ زیرا واقعیتی را بازتاب می‌دهد که برای بسیاری از ما دردناک اما انکارناپذیر است. بخش قابل‌توجهی از ایرانیان و منتقد جمهوری اسلامی، طی سال‌های اخیر در کنار جریان‌های موسوم به «حامی فلسطین» در غرب ایستادند، با این باور که همبستگی جهانی و عدالت‌خواهی مرز نمی‌شناسد. امروز اما همان جمعیت‌هایی که دیروز خیابان‌ها را با شعار آزادی پر می‌کردند، در برابر سرکوب و کشتار مردم ایران سکوت اختیار کرده‌اند. این سکوت، نه‌تنها خیانتی به مبارزه مردم ایران، بلکه هشداری جدی درباره خطای جایگزین‌کردن هم‌پیمانی ایدئولوژیک به‌جای اصول جهان‌شمول آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی است.

اسکای نیوز استرالیا - سال‌هاست که شعار «فری پالستاین» به فریاد غالبِ فعالان "لیبرال" در غرب تبدیل شده است؛ شعاری که خیابان‌ها، دانشگاه‌ها و پل‌ها را در استرالیا، اروپا و آمریکا تسخیر کرد و به‌عنوان «مسئله اخلاقی بزرگ عصر ما» معرفی شد. اما اکنون که مردم ایران جان خود را برای آزادی از یکی از سرکوبگرترین رژیم‌های جهان به خطر انداخته‌اند، همان صداها به شکلی معنادار خاموش شده‌اند.

این فعالان برخی با نیت خیر و بسیاری با تعصب ایدئولوژیک سال‌ها به خیابان‌ها ریخته اند، بی‌آنکه توضیح روشنی بدهند که در صورت تداوم یا تقویت حاکمیت گروه‌ تروریستی حماس در غزه، چه آینده‌ای در انتظار مردم آن خواهد بود.

از کشتار هزاران معترض در خیابان‌ها طی روزهای گذشته، اکنون روند اعدام‌های رسمی در ایران آغاز خواهد شد:

سکوت هالیوود، گرتا تونبرگ، سازمان ملل، رسانه‌های غربی و دیگر مدعیان دفاع از حقوق بشر، همچنان ادامه دارد.

اما امروز، در برابر یک خیزش واقعی و وجودی برای آزادی در داخل ایران، همان فعالان غایب‌اند. انقلابی اسلامی که در داخل ایران مشروعیت خود را نزد مردم از دست داده، در عوض در میدان‌های فرهنگی غرب امتیاز می‌گیرد؛ جایی که پرچم‌های جمهوری اسلامی و تصاویر آیت‌الله‌ها در تجمعات «حامی غزه» به نمایش گذاشته می‌شود.

بی‌تفاوتی عمومی نسبت به مبارزه شجاعانه مردم ایران را نمی‌توان چیزی جز خشم گزینشی نامید. این وضعیت حاصل ائتلاف نامقدس میان چپ رادیکال و اسلام‌گرایی است؛ ائتلافی که نه‌تنها چشم بر سرکوب می‌بندد، بلکه در مواردی به عادی‌سازی یهودستیزی نیز انجامیده است.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgحماسه روزی که نظامیان سلاح از کف نهاده، در آغوش ملت جای خواهند گرفت

دو هفته از خیزش و مبارزه جانانهٔ ملتی برای آزادی می‌گذرد. دو هفته حماسه، حضور میلیونی ملتی دردکشیده که چهل‌واندی سال است زیر سخت‌ترین فشارها طاقت آورده! بارها و بارها به میدان آمده تا از حقوق انسانی و شهروندی خود دفاع کند. هر بار با شدیدترین وجهی سرکوب گردیده، شکنجه شده، زیباترین فرزندان خود را برای رسیدن به آزادی و به زیر کشیدن نابکاران حاکم، در نبردی نابرابر از کف داده است.

نابرابر از این رو که یک طرف جان‌های جوان با مشت‌های گره‌کرده و سینه‌های مملو از کینه به این حکومت و عشق برای آزادی صف کشیده‌اند! در مقابلشان سیه‌جامه‌گان، خاکستری‌پوشان تا بن دندان مسلحِ حکومتی جبار که دیرگاهی است مشروعیت و اعتبار خود را از دست داده و تنها با تکیه بر سرنیزهٔ نظامیان حکمرانی می‌کند ایستاده‌اند. مردمانی که در لباس نظامی خود ناگزیر از شلیک مستقیم گلوله بر سر و قلب جوانان این سرزمین‌اند؛ جوانانی که زندگی در سایهٔ چنین حکومتی پست و بی‌مایه را برنمی‌تابند!

چنین لشکرکشی و نسق‌گیری، پیش از آن‌که نشانهٔ قدرت باشد، گویای ترس و هراس رژیمی است که می‌داند هیچ اعتبار اخلاقی و ارزشی در جامعه ندارد. از کودک دبستانی تا پیرمرد و پیرزن بازنشسته، مترصد فرصتی هستند تا ریشهٔ چنین جرثومهٔ فسادی را از بیخ برکنند!

کاری سخت و دشوار که بیش از دو هفته است میلیون‌ها زن و مرد، پیر و جوان، برای انجام این مهم در خیابان‌ها پای می‌کوبند و رودرروی نیروی سرکوب ایستادگی می‌کنند. اما این کافی نیست! برای پیروزی بر چنین حکومتی، افزون بر تداوم مبارزه، شکاف در نیروی سرکوب و پیوستن آن‌ها به صفوف اعتراضی مردم نقشی اساسی دارد. از این‌رو، برای حکومتی که مشروعیت و حمایت مردمی را از کف داده نیز حفظ این نیروی سرکوب به هر بهایی ضروری است.

حکومت ناگزیر است برای بقای خود، در جزیره‌ای که دور تا دور آن را مردم محاصره کرده‌اند، بر سرنیزهٔ نظامیان تکیه کند. تکیه‌گاهی که اگرچه به نظر استوار می‌رسد، اما از درون سخت پوسیده و سست‌بنیاد است.

نظامیان اگرچه امروز در لباس نظامی به نیروی سرکوب بدل گردیده‌اند، اما همین نظامی زمانی که زیر نگاه تحقیرآمیز و خشمگین مردم وجاهت خود را از دست داده، شرمنده به خانه بازمی‌گردد و با شرمندگی در کنار دختر و پسر جوانش می‌نشیند؛ پیش خود چه فکر می‌کند؟

آیا فکر نمی‌کند تحقیرِ او و لباس او ـ که باید نماد قدرت مردم در حراست از امنیت فردی و میهنی باشد ـ تا کی ادامه خواهد یافت؟ تا کی آن‌ها این‌چنین سرافکنده و شرمسار، با داغ ننگ خدمت به این «حکومت کودک‌کش»، از مقابل چشم دوست و آشنا، از مقابل چشمان اشکبار مادران و جوانان و حتی کودکان این سرزمین عبور خواهند کرد تا به خانهٔ خود برسند؟ تا کی قادر نخواهند بود با سری افراشته، در سیمای شهروندی محترم، در مقابل چشم مردم ظاهر شوند؟

Mahmoud_Tajalimehr.jpgکسی که شطرنج بلد است در یک سوی صفحه شطرنج نشسته است، کسی که بلد نیست اما مدعی است، روی آن!

در فرهنگ ایرانیان و به ویژه فرهنگ سیاسی، امر دخالت خارجی در امور داخلی بسیار حساسیت برانگیز و پرداختن به آن چون رفتن روی میدان مین است. پیشینه تاریخی آن که چرا این حساسیت وجود دارد، برای هر ایرانی کمابیش روشن است؛ دخالت های روسیه، بریتانیا در قرن هجدهم و نوزدهم در ایران دوره قاجار و یا دخالت آمریکا در قرن بیستم و کودتای 28 مرداد 1332 نمونه هایی هستند غیرقابل انکار که در حافظه تاریخی ما ثبت شده اند.

در این نوشته می خواهم خواننده را به بازنگری دیدگاه ها پیرامون این مقوله و ارزیابی آن از نگاهی دیگر دعوت کنم تا شاید به دیدگاه های تازه ای دست یابیم. در نگاه و عمل بسیاری از مردم و فعالان سیاسی برخی باورها آن قدر در ذهن تکرار شده اند که کسی تردید در درستی آنها ندارد. این گونه است که تابوها ساخته شده اند و می شوند. تابو کار ذهن انسان را آسان می کند چون نیازی به اندیشه ندارد و از ابتدا تا ابد تکلیف خود را می داند. اندیشه زحمت دارد و درگیری با ناشناخته ها را به دنبال خود می آورد. اما تابو یک پاسخ همیشگی دارد. این را هم باید گفت که رفتار بر اساس تابوها یک ویژگی نیرومند و برجسته انسان دین مدار و اندیشه گریز است.

اگر به تاریخ کنونی خود بنگریم، تابوهای زیادی می یابیم. یکی همین تابوی بد بودن دخالت خارجی است. دخالت خارجی در امور داخلی یک کشور بد است. تابویی دیگر "وابستگی اقتصادی به خارج" است و ما باید کاملا مستقل باشیم و از میخ تا ماهواره را خود بسازیم. اگر بگردیم باز هم از این تابوها می یابیم. یکی دیگر که خیلی هم حساسیت برانگیز است، مساله خودمختاری اقلیت های قومی، ربط دادن این بحث کاملا بجا به جدایی طلبی و ایستادگی بر یک پارچگی ارضی ایران است. این تابو آن چنان محکم است که تردید بر آن سیلی از ناسزا و برافروختگی آریایی رگ گردن به همراه می آورد. در حالی که اگر کسی اعتقاد بدون چون و چرا به حقوق بشر داشته باشد، باید این را نیز بپذیرد که حق تعیین سرنوشت مردم بخش نیرومند حقوق بشر است. مردمی که کشور خود را می خواهند بسازند، حق آنهاست که چنین کنند و از جغرافیای سیاسی ایران بیرون روند. این حق آنهاست. هر چند که من خود شیفته تنوع فرهنگی، قومی و زبانی ایران هستم و بی شمار می توانم استدلال برای حفظ این جغرافیا بیاورم، اما اگر مردم در جایی از کشور در شرایط دمکراتیک و با رای آزاد به جدایی رای دهند، باید آن را بدون تردید پذیرفت.

به هر کدام این تابوها بپردازیم، خواهیم دید که این ها تا چه میزان در جهان امروز در سده بیست و یکم پرت هستند و تعصب روی این ها چگونه تا امروز و تا همین لحظه به منافع ملی ایران و مردم آسیب های جدی زده است.

برگردیم به مورد دخالت خارجی که موضوع اصلی ما در اینجاست. من ادعا بر کامل بودن این بحث ندارم و هدف من جدا از ضرورت تاریخی در این روزهای حساس، دعوت به ادامه بحث، گسترش و شکافتن آن در زمینه هایی است که از دید من دور مانده و درگیری اندیشه است.

چند گزاره رایج پیرامون دخالت خارجی را برشماریم:

- اپوزیسیون ایران باید مستقل و بدون وابستگی به خارج باشد. دولت از نوع چلبی در عراق را نمی خواهیم.

- کودتای 28 مرداد آمریکا و بریتانیا در ایران را فراموش نکرده ایم.

- دخالت خارجی و به ویژه آمریکا و ناتو در عراق، لیبی و افغانستان را دیده ایم که به کجا می انجامد.

- دمکراسی را نمی توان از خارج وارد و در کشوری برقرار کرد. به افغانستان بنگریم.

- دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا گفته است که در صورتی که حکومت جنایت اسلامی بر روی مردم سلاح بکشد، آمریکا در دفاع از مردم دخالت خواهد کرد. دیروز شنبه 19 دی ماه هفت شخصیت سیاسی و فرهنگی با شروع کشتار مردم از سوی حکومت اسلامی از دونالد ترامپ خواستند بلافاصله به حرف خود عمل کند.

یک گزاره دیگر نیز لازم داریم:

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد- از دی‌ماه ۹۶ به بعد مشخص بود که اعتراضات مردم ایران سراسری شده و با عبور از اصلاح‌طلبان، تنها به عبور از جمهوری اسلامی می‌اندیشد. آبان ۹۸ و انقلاب مهسا در ۱۴۰۱ نیز تأییدی بر این موضوع بود. اما چهار عامل مهم و تعیین‌کننده مانع از پیشروی اعتراضات مردم و پیروزی آنان شد: رهبری، سازمان‌دهی، تشکیلات، و حمایت بین‌المللی.

رهبری
اعلام پذیرش «رهبری دوران گذار» از سوی رضا پهلوی به بن‌بستی که دهه‌ها ادامه داشت خاتمه داد. اعلام نخستین فراخوان برای اعتراض و تظاهرات سراسری در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، رضا پهلوی را که تا آن زمان در موضعی واکنشی قرار داشت، در موقعیتی تهاجمی قرار داد. او با هوشیاری و در شرایطی مناسب، ابتکار عمل را به دست گرفت. استقبال مردم ایران از فراخوان او و حضور صدها هزار نفر در شهرهای بزرگ و کوچک، و تداوم آن تا امروز که بیش از ۱۴ روز از آغازش می‌گذرد، تأیید این رهبری از سوی بخش بزرگی از مردم ایران است.

سازماندهی
رضا پهلوی در پیام‌های کوتاهش، سازمان‌دهی و هدایت تظاهرات را نیز به دست گرفته است. او ابتدا تسخیر خیابان‌ها و در گام بعد، به‌هم‌پیوستن تظاهرات از نقاط مختلف و تسخیر میدان‌های مرکزی شهرها را مطرح کرد. همچنین در دومین فراخوان، کامیون‌داران و کارگران و کارمندان بخش انرژی را به اعتصاب و پیوستن به این اعتراضات دعوت کرد. کامیون‌داران از روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه به این خواست پاسخ مثبت دادند. به دلیل قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی، هنوز خبری از اعتصاب در بخش انرژی نرسیده است. اینک مردم ایران آماده‌اند تا گام‌های بعدی را آنگونه که رضا پهلوی اعلام می‌کند دنبال کنند.

united.jpgچرا زن، زندگی، آزادی سرکوب شد و چرا ایران امروز به پیروزی نزدیک‌تر است؟

این متن برای دل‌خوش‌کردن کسی نوشته نشده است. نه برای ستایش یک خیزش شکست‌خورده، و نه برای پاک‌کردن مسئولیت‌ها. حقیقت این است: جامعه‌ای که از شکست‌هایش اسطوره بسازد، آینده‌اش را قربانی می‌کند. زن، زندگی، آزادی شجاعانه بود، گسترده بود، انسانی بود؛ اما شکست خورد. نه چون مردم کم بودند، نه چون ترسیدند، بلکه چون سیاست را جدی نگرفتند.

مسئله همین‌جاست.

زن، زندگی، آزادی اعتراض اخلاقی بود، نه پروژه سیاسی. فریاد بود، نه فرمان. خشم بود، نه نقشه. و جمهوری اسلامی دقیقاً بلد است با چنین خیزش‌هایی چه کند: بکشد، فرسوده کند، پراکنده کند، و تمام.

مرگ مهسا امینی جرقه بود، نه علت. علت سال‌ها تحقیر سیستماتیک، کنترل بدن، سرکوب سبک زندگی و بن‌بست مطلق آینده بود. به همین دلیل، خیزش به‌سرعت همه‌گیر شد و مشروعیت اجتماعی کم‌نظیری به دست آورد. اما اینجا باید رک گفت: مشروعیت اجتماعی بدون رهبری، فقط سوخت است؛ و سوختِ بدون موتور، فقط می‌سوزد.

مشکل زن، زندگی، آزادی یک کلمه بود: بی‌فرمانده‌گی.

نه این‌که آدم شجاع نداشت. نه این‌که صداهای اثرگذار نبودند. مشکل این بود که هیچ مرکز تصمیم‌گیری‌ای وجود نداشت. کسی مسئول تعیین زمان نبود. کسی مسئول تغییر تاکتیک نبود. کسی مسئول پاسخ‌گویی به مردم نبود.

هر شهر جدا.
هر شب جدا.
هر حرکت بی‌پیوند با حرکت بعدی.

این دقیقاً همان الگویی است که جمهوری اسلامی در آن استاد است. سرکوب قطره‌چکانی، فرسایش روانی، و تبدیل شجاعت به هزینه‌ای بی‌نتیجه. جنبش انرژی داشت، اما فرمان نداشت. بدن داشت، اما مغز نداشت.

Mehran_Rafiei.jpg

شنیدم سرورم چمدان ببستی

بیا پیشم که همریشم تو هستی

کُشد هر شب مرا سرمایِ روسی

ندارم همدمی چون شیخِ طوسی

ندیدم یک نشان از میزبانی

فغان از غربت و نامهربانی

به دور از سایه ات اینجا یتیمم

نه رویِ نیمکت و نه تویِ تیمم

حکیمانه به زخمم مرهمی نه

به این چاکر دلار و درهمی ده

فراهم می کنم منقل برایت

که از مغزت رود بادِ ولایت

همین امشب بپر بیرون ز کشور

خیالِ سیلِ خون در سر مپرور

مبادا در دلت تردید افتد

که این فتنه دگر از پا نیفتد

بخوان این نامه را با دیدهِ باز

مرا بی کس مکن پیر هوسباز

Hadi_Soufizadeh.jpgهر ملتی برای پرهیز از چرخش در دایرە تنگ نیاز بە عبور بطور افقی دارد. برای عبور باید سازوکار جدید ساخت، نماد عبور هم باید ساخت.
پرچم ایران کە معمولا ایرانیان همانند دیگر ملل با خود حمل میکنند حاوی سە رنگ با ارم شیروشمشیر است کە همگی بر سر سە رنگ ان متفقند اما ارم ان حساسیت برانگیز است.مردم مرکز ایران هر گروه بنابە علائق سیاسی پرچم مورد نظر خود را دارد. ارم پرچم پادشاهی خواهان با ارم پرچم سازمان مجاهدین خلق ایران متفاوت است. در دورەای کە اتحاد جمهوری خواهان متشکل از جریانات چپ و جمهوری خواە شکل گرفت پرچم ایران را بدون ارم حمل میکردند و ارم را بە دورە بعداز ازادی ایران و خواست مردم موکول نمودە بودند.
تاریخ حاکمیت رژیم اسلامی را میتوان بە دو دورە ماقبل قیام زن زندگی ازادی ( قیام ژینا ) و مابعد ان تقسیم نمود. در جریان قیام زن زندگی ازادی درست در جریان میتینگ بزرگ برلین، ایرانیان برای عبور از دایرە ارم زن زندگی ازادی را بجای نمادهای قبلی بر پرچم خود حک کردند. ارم زن زندگی ازادی ارامشی برای ملتهای غیرفارس و صد البتە بخش بزرگی از فارس زبانان بود اما با فروکش کردن قیام و چند دستگی، این نماد مدرن کە میتوانست وجە ایرانیان را بالا ببرد تا اندازەای بە فراموشی سپردە شد.
پرچم فعلی ایران کە رژیم از ان استفادە میکند برای اکثریت مطلق ایرانیان بی اعتبار و تنها از روی اجبار است. پرچمی کە طرفداران پادشاهی بلند میکنند برای بخشی از جامعە فارس زبان ارزشمند است اما برای ملتهای غیرفارس همانند پرچم رژیم فعلی نماد سرکوب و کشتار است. شیرو شمشیر کە در پرچم پادشاهی خواهان و سازمان مجاهدین خلق وجود دارد و انان بلحاض تاریخی بعنوان نماد مردانگی و قدرت تعبیر میکنند در واقع نماد توحش و خشونت است چرا کە هم شیر بعنوان حیوانی درندە هم شمشیر بعنوان نماد خشونت و کشتار بار معنایی منفی دارد.
درک و تعریف رنگهای زمینە پرچم ایران با پرچم ملتهای دیگر متفاوت است. برای نمونە در حالیکە رنگ سبز در پرچم کوردستان نماد طبیعت است اما رنگ سبز در پرچم فارس زبانان نماد دینی و بر اساس روایات تاریخی رنگ مورد علاقە علی امام شیعیان بودەاست.
قرار گرفتن کنار پرچم شاهی ها و پرچم سازمان مجاهدین هم کە اگرچە تاج ندارد برای ملتهای غیرفارس غیرقابل تحمل است. پرچم ایران با حک زن زندگی ازادی میتواند گامی بسوی مبارزات مشترک میان ایرانیان باشد.

Gileh_Mard.jpgنقش بازار در خیزش‌های اعتراضی

گیله‌مرد

چون نخستین جرقه‌های خیزش اعتراضی کنونی در بازار زده شده است، نگاهی می‌اندازیم به نقش بازار در شورش‌های اعتراضی از مشروطیت تاکنون.

در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران «بازار» و بازاریان نقش مهم و برجسته‌ای در شعله‌ور شدن بسیاری از خیزش‌ها، اعتراض‌ها و انقلاب‌ها ایفا کرده‌اند.
این نقش را می‌توان از نظر درگیری عملی از طریق اعتصابات و تعطیلی بازارها و هم‌پیمانی با گروه‌های اجتماعی دیگر بررسی کرد.

بازار سنتی ایران همواره سه ویژگی کلیدی داشته است:

اول: قدرت اقتصادی (شامل شبکه توزیع؛ سرمایه و نقدینگی)

دوم: انسجام صنفی و شبکه‌ای (مثل اتحادیه‌ها و اعتماد درون‌گروهی)

سوم: پیوند با نهاد دین (یعنی پیوند با روحانیت؛ مساجد؛ حسینیه‌ها و هیئت‌ها)

به همین سبب؛ هم در انقلاب مشروطیت؛ هم در نهضت ملی شدن صنایع نفت ایران و هم در انقلاب شوم اسلامی، بازار یکی از بازیگران تعیین‌کننده بود.

بازار اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ دچار تغییرات عمده‌ای شد.
نخست اینکه بازار دیگر یک نهاد یکپارچه نیست.

یک بخش آن بخش سنتی مستقل است که شامل کسبه خرده‌پا و مغازه‌دارهاست.

بخش دیگر بخش رانتی و شبه‌دولتی است که واردکنندگان بزرگ؛ از جمله پیمانکاران و بازرگانان مرتبط با نهادهای قدرت را شامل می‌شود.

1313.jpgایران وایر - «من از جنبش ۸۸ تاکنون در بیمارستان‌های مختلف، پزشک بوده‌ام. این حجم از فاجعه را حتی در زلزله بم و کرمانشاه هم ندیدم. صدای تیر بود،‌ رگبار بود، حتی دوشکا هم بود. فقط در فیلم دیده بودیم و نه در دنیای واقعی.»‌

این روایت‌های پزشکی است که شب‌های پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌۱۴۰۴ در چندین بیمارستان دولتی و خصوصی، تهران و اصفهان نیروی کمکی برای نجات مجروحان اعتراضات بوده. «ایران‌وایر» شهادت‌های این پزشک را روایت می‌کند. هویت او نزد ما محفوظ است.

هنگام انتشار این گزارش، بیش از چهار شبانه‌روز از قطعی اینترنت می‌گذرد. گزارش‌ها حاکی از سرکوب بی‌سابقه معترضان طی دو شب نخست فراخوان به اعتراض سراسری در شامگاه‌ پنج‌شنبه و جمعه ۱۸و۱۹ دی۱۴۰۴ است. شاهدان عینی می‌گویند ابعاد فاجعه سرکوب چنان گسترده است که معلوم نیست حقیقت آن، چه زمانی آشکار شود.

***

پیش از شروع هر روایتی، از پوشش رسانه‌ای گلایه‌مند است. می‌گوید بعد رنج مردم به‌درستی منعکس نمی‌شود: «کسی که جلوی گلوله می‌رود که برای "حقوق بشر" نمی‌رود، ناچار است که می‌رود چون درآمدش ۱۰میلیون تومان بوده و ناگهان طی سه هفته اجناس غذای بخور و نمیرش سه برابر شده، با خودش می‌گوید به‌جای آن‌که آسه‌آسه بمیرد، یکهو می‌میرد.

مردم ایران به‌تنها اطلاعاتی که دسترسی دارند، رسانه‌های آن سوی مرز است. اما احساس می‌کنم رسانه‌ها آنقدر بعد حماسی را که به خیابان بیایید منعکس می‌کنند، بعد رنج را نشان نمی‌دهند. وقتی بعد رنج نشان داده نشود، رسانه‌ فقط باب میل مهاجرهای خارج از ایران می‌شود.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

آدم‌ها از داخل ایران با خود می‌گویند من دارم از بین می‌روم، اما کسی نمی‌گوید که ما اینجا حتی نمی‌توانیم به هم پیامک بفرستیم، چرا زیرنویس نمی‌کنید که دانشگاه‌ها و مدارس تعطیل هستند، نانوایی که می‌روی نان نیست، قصابی‌ها باز نیستند، از هر سه سوپری یک مغازه باز است، داخل شهر ترافیک است، مسیر دو دقیقه‌ای را باید در نیم ساعت بروی چون همه چراغ‌های راهنمایی شب قبل کنده شده‌ است... .»

trump.jpgیورونیوز - دونالد ترامپ شامگاه یکشنبه گفت که در حال بررسی «گزینه‌های بسیار قوی» برای اقدام علیه ایران است. او همزمان از پیشنهاد ایران برای مذاکره صحبت کرد و از آن زمان ایالات متحده بارها پیام‌های متناقض درباره احتمال حمله به ایران فرستاده است. اما در صورت تصمیم ترامپ به حمله، او چه گزینه‌هایی در اختیار دارد؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در روزهای اخیر بارها هشدار داده است که اگر رژیم ایران دست به کشتار معترضان بزند، متحمل ضربه سختی از جانب آمریکا خواهد شد.

«اسوشیتدپرس» شامگاه دوشنبه اعلام کرد که در جریان اعتراضات کنونی ایران تاکنون دست‌کم ۶۴۶ نفر کشته شده‌اند. خبرگزاری حقوق بشری هرانا گفت که علاوه بر این آمار، ۵۷۹ گزارش دیگر از مرگ افراد در این اعتراضات در دست بررسی است.

«وال‌استریت ژورنال» روز دوشنبه به نقل از مقامات آمریکایی اعلام کرد که کاخ سفید در حال بررسی پیشنهاد «لحظه آخری» تهران برای مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای است. با این حال، بنابر این گزارش دونالد ترامپ تمایل دارد مجوز حمله به ایران را صادر کند.

شبکه خبری «سی‌بی‌اس» نیز به نقل از دو مقام وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که دونالد ترامپ روز دوشنبه در جریان مجموعه‌ گسترده‌‌ای از اقدامات نظامی و عملیات پنهان که می‌تواند علیه رژیم ایران به کار گرفته شود، قرار گرفت. به گفته این دو مقام آمریکا، این گزینه‌ها بسیار فراتر از حملات هوایی متعارف بود.

همچنین، «الجزیره» به نقل از یک مقام آمریکایی گفت که طرح‌های ارتش آمریکا برای انجام عملیات نظامی علیه ایران در «مراحل پیشرفته» است.

به گزارش روزنامه بریتانیایی «تلگراف»، گزینه‌های آقای ترامپ برای حمله به ایران ممکن است شامل ترور علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، حملات نظامی یا حملات سایبری علیه رژیم ایران باشد. اما پیش از همه، آقای ترامپ باید مشخص کند که هدف نهایی از چنین اقدامی چیست.

دنی سیترینوویچ، تحلیل‌گر نظامی اسرائیلی و پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل گفت: «ما نمی‌دانیم که آیا آقای ترامپ می‌خواهد رژیم را سرنگون کند یا می‌خواهد برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای جدید آن‌ها را تضعیف کند. همین امر پرسش‌های اصلی را درباره ماهیت اقدام آمریکا ایجاد کرده است.»

به گزارش تلگراف، آمریکا همچنین باید این را مدنظر قرار دهد که حمله به ایران ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و ایرانیان را به سوی اتحاد حول پرچم سوق دهد و دست رژیم را باز‌تر کند.

کارزار بمباران مداوم

به گزارش تلگراف، اگر آمریکا بخواهد واقعا تغییری ایجاد کند، جلوی کشتار معترضان توسط نیروهای امنیتی را بگیرد یا رژیم را واقعا تضعیف کند نیاز به بمباران مداوم و گسترده‌تر دارد.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در چنین بمبارانی، نه تنها ستادها و ساختمان‌های وزارتخانه‌ها بلکه پایگاه‌ها و مواضع سپاه و بسیج در سراسر کشور باید هدف قرار بگیرند. نیروی هوایی اسرائیل هم در جنگ ۱۲ روزه به بسیاری از چنین اهدافی حمله کرد و چندین سامانه پدافند هوایی ایران را نیز هدف قرار داد.

121212.jpgایندیپندنت فارسی - شاهزاده رضا پهلوی روز دوشنبه، ۲۲ دی‌ماه، در گفتگو با شبکه «سی‌بی‌اس» تایید کرد که با دونالد ترامپ و دولت او در ارتباط مستقیم است. او در پاسخ به پرسش مجری درباره محتوای این ارتباط گفت تمرکز اصلی پیام‌ها بر وضعیت فوری کنونی و نشان دادن این واقعیت به مردم ایران است که در این مبارزه تنها نیستند و واکنش به اقدامات جمهوری اسلامی می‌تواند به‌زودی رخ دهد.


شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به نمونه‌های تاریخی مانند پایان آپارتاید در آفریقای جنوبی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی گفت هر حرکت رهایی‌بخش زمانی به نتیجه رسیده که جهان در کنار مردم تحت ستم ایستاده است و ایران نباید استثنا باشد.

او تاکید کرد ایران نقطه تغییر کل منطقه است و ایرانیان نه‌تنها برای آزادی خود، بلکه برای ثبات و آرامش جهانی مبارزه می‌کنند، چرا که برخلاف حاکمیت کنونی که همواره خصمانه با آمریکا و متحدانش رفتار کرده، مردم ایران خواهان دوستی و همکاری با آمریکا و جهان هستند.

iwbanner2.jpgایران وایر - «این‌جا کشتار کردند. این‌جا خون به‌پا کردند.» این پیام در چند دقیقه وصل شدن به اینترنت،‌ شنبه ۲۰دی۱۴۰۴ از سوی منابع «ایران‌وایر»‌ در تهران ارسال شده است. اشاره منبع به دو شب سرکوب معترضان در تهران دارد؛ پنج‌شنبه ۱۸دی و جمعه ۱۹دی۱۴۰۴. چندین منبع از کادر درمانی در تهران، شیراز، نجف‌آباد و نیشابور هم تایید کرده‌اند که در دو شب سرکوب معترضان در تهران، سرکوب‌گران جمهوری اسلامی با تیر جنگی معترضان را از ناحیه سر و گردن هدف شلیک قرار داده‌اند.

منابع «ایران‌وایر» در داخل ایران گفته‌اند که در تهران و شهرستان‌ها تعداد مجروحان و کشته‌ها به قدری بالاست که «تا به حال همچین چیزی ندیده‌ایم.»

این گزارش که به کشتار معترضان در دو شب اعتراضات پنج‌شنبه و جمعه پرداخته، در گفت‌وگو با پنج منبع از کادر درمانی، یک اکتیویست، و چند شاهد عینی در داخل ایران تهیه شده است. به جز منابع ذکر شده داخل ایران،‌ مستندات این گزارش، اعم از ویدیو و عکس برای انتشار در اختیار «ایران‌وایر» قرار گرفته است.

پنج‌شنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و برخی گروه‌های سیاسی و صنفی، معترضان قرار شد که به خیابان بیایند. جمهوری اسلامی کم‌تر از یک ساعت بعد از آغاز تجمعات اعتراضی دسترسی شهروندان به اینترنت و خطوط تلفن را قطع کرد. ده‌ها ویدیو از تجمعات مردم با شعارهای مختلف اطلاع‌رسانی شده بود. اما ناگهان خاموشی. جمعه ۱۹دی، اندک دسترسی برای برخی از شهروندان ایجاد شد که تعدادی ویدیو از شکل‌گیری تجمعات به انتشار رسید. اما هیچ‌کس نمی‌دانست بعد از آن تجمعات چه اتفاقی می‌افتد.

نشریه «تایم» شنبه ۲۰دی۱۴۰۴ در گزارشی خبر داد که فقط در تهران حدود ۲۰۰ معترض در اعتراضات پنج‌شنبه ۱۸دی۱۴۰۴ به قتل رسیده‌اند.

منابع ایران‌وایر از کادر درمانی تایید کرده‌اند که در هر دو شب،‌ نیروهای سرکوب «با تیر جنگی به گردن و سر معترضان شلیک کرده» و «شمار مجروحانی و کشته‌های این دو شب، بسیار بیشتر از تصور است.»

منطقه «قلعه‌حسن‌خان» تهران یکی از کانون‌های اعتراضی در دو شب اعتراضی بود. جمعه ۱۹دی، ساعتی بعد از شکل‌گیری تجمع «جوان‌ها خیابان را بستند. بانک آینده را آتش زدند. پایگاه بسیج را که خواستند بگیرند، تیراندازی شروع شد. از بالای ساختمان‌ها [به معترضان] تیر زدند.»

او ادامه می‌دهد: «یک بچه ۱۱ ساله در کارون سر خمینی، تیر خورده. احتمالا بیضه‌اش را از دست می‌دهد.»

پنج‌شنبه ۱۸دی، در همین منطقه قلعه‌ حسن‌خان،‌ دست‌کم شش معترض فقط زیر دست یک پزشک جراح جان دادند که همگی با تیر جنگی از ناحیه سر هدف قرار گرفته بودند: «خودم تیرها را خارج کردند. هیچ‌کدام زنده نماندند.»‌

در این تصویر، مرمی تیر جنگی بیرون کشیده‌شده از سر معترضی که در منطقه قلعه‌حسن‌خان تهران تیر خورد و جان داد را می‌بینید.

1.jpg

در همین تهران، یکی از شاهدان عینی می‌گوید: «توی دو روز بیشتر از همه ۱۴۰۱ کشتند. اینجا خون به‌پا کردند. تیر جنگی به ملت زدند» و تماس قطع می‌شود.

شنبه ۲۰دی۱۴۰۴ ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که سوله «کهریزک» تهران را مملو از جسد نشان می‌دهد. صدای مادری که در عزای پسرش می‌گرید با تصاویر والدینی که به دنبال پیکر فرزندان خود هستند، گواهی دیگر از بالا بودن شمار معترضان کشته‌شده در تهران است.

tavaana.jpgتوانا - این فایل صوتی را یکی از مخاطبان قدیمی توانا که هویتش برای ما احراز شده، ارسال کرده است. در خصوص آمار و ارقامی که بیان می‌کند، قادر به راستی‌آزمایی نیستیم. اما نکاتی که می‌گوید مهم هستند. مهم‌ترین نکته این است که مردم ایران واقعاً به کمک جهانی نیاز دارند و بدون چنین کمکی، بعید است بتوانند از پس رژیم فریبکار و جنایتکاری که تا بن دندان مسلح است، برآیند. هرچقدر در کمک جهانی تأخیر شود، تعداد کشته‌های مردم بیشتر خواهد شد.

متن سخنان گفته شده در فایل صوتی:

سلام. می‌خواستم بگویم که ما ایرانی‌ها واقعاً در حال رنج کشیدن هستیم. تحت فشار بسیار شدیدی قرار داریم و هرچه کمک جامعه جهانی، ترامپ، یا هر کسی که وعده حمایت داده، بیشتر به تأخیر بیفتد، وضعیت بدتر و فاجعه‌بارتر می‌شود. آمار کشته‌شدگانی که از تلویزیون و حتی توسط شما اعلام می‌شود، بسیار بسیار کمتر از واقعیت است.

به دلیل شغل و ارتباطاتی که با بیمارستان‌ها داریم، از منابع نظامی اطلاعاتی به دستمان رسیده که تعداد کشته‌شدگان روزهای پنجشنبه و جمعه حدود ۸۰ هزار نفر بوده، نه فقط ۲ یا ۳ هزار نفر. من شخصاً شاهد تیراندازی کورکورانه در خیابان‌ها بوده‌ام. در محله خودمان، جایی که حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر جمع شده بودند، سه نفر کشته شدند و تیراندازی تا نیمه‌شب پنجشنبه و جمعه ادامه داشت. من یقین دارم که فقط در روز جمعه، در تهران به تنهایی، حدود ۵ هزار نفر کشته شده‌اند و بیمارستان‌ها گزارش می‌دهند که تا روز جمعه مجموع کشته‌ها به حدود ۸۰ هزار نفر رسیده است.

اوضاع بسیار بحرانی و فاجعه‌بار است و ما از هر طرف تحت تهدید هستیم؛ چه از طریق حضور نیروهای سرکوب در خیابان‌ها و چه از طریق تهدیدها و پیام‌هایی که از بلندگوهای مساجد پخش می‌شود. هرچه دنیا بیشتر برای کمک به ما تأخیر کند، تعداد کشته‌ها بیشتر و بیشتر خواهد شد.

mohagheghifull.jpgفقط حق خودمونو می‌خوایم

ابوالفضل محققی - خبرنامه گویا

«صدایی که چهل سال ازم خفه شده باید فریاد زده شه
خودتون باعث حال این روزهای ما هستید
خودتون جوونی، امید، آرزو و حداقل‌ها رو از ما گرفتید
امروز من هستم، هستم تا فردا تو آینه خودمو نگاه نکنم و بگم بی‌رگ بودم، بی‌غیرت بودم
واستادم، بهاش هرچی باشه می‌دم
من مسعود ذات‌پرور امروز کف خیابونم، نه ترسی دارم نه نگرانی! حقمو می‌خوام»

حقی عجین‌شده با حق یک ملت که امروز حکومتیان فاسد جمهوری اسلامی به یغما برده‌اند.

در زندگی ملت‌ها زمان‌هایی معینی وجود دارد که روح اجتماعی، زیر بار فشار زندگی، سرکوب و خشونت حیوانی حکومتی که با توسل به لشگری از لمپن‌ها، لات‌های کف خیابانی، قوالان و افراد بی‌هویت به مصاف مردم برخاسته، سخت آسیب می‌بیند. بی‌حسی بر وجودش مستولی می‌گردد؛ زمانی که حکومت‌های فاشیستی نقاب از چهره برمی‌دارند، کوچک‌ترین اعتراض مردم را با شدیدترین وجه پاسخ می‌دهند، به خاکشان می‌کشانند، لقمه از دهان کودکانشان می‌ربایند، آینده را چنان تیره ترسیم می‌کنند که امید از دل مردم می‌ستاند، اراده، هویت فردی و غرور ملی را زیر پا له می‌کند؛ تا مردم سرخورده و ناامید، به توانایی خود دست از خواسته‌های خود برکشند، سرخورده و ناامید قبول کنند که هیچ راهی جز تسلیم شدن نیست.

این لحظه، لحظه سقوط یک ملت و تحکیم قدرقدرتی ظالم و ظالمان نشسته بر قدرت است؛ لحظه سرنوشت‌سازی که قبول یا عدم قبول آن، تاریخ ملت‌ها را می‌سازد. تاریخی که می‌تواند باشکوه باشد، انباشته از شهامت و قهرمانی باشندگان سرزمینی که خفت و خواری را برنمی‌تابند؛ قهرمانی کسانی که قد علم کرده، در برابر استبداد و حاکم مستبد می‌ایستند و محور ایستادگی و آزادی می‌گردند.

گاه بی‌شکوه و محو شده، چون بسیار ملت‌ها که گویا هرگز نبوده‌اند.

تمام اسطوره‌های ایران‌زمین انباشته از چنین قهرمانانی است که تاریخی چنین باشکوه را ساخته و می‌سازند؛ در کسوت عالمان، هنرمندان، پهلوانان و نهایتاً در سیمای آزادگان که گاه جان بر تیر می‌نهند و گاه بر آتش می‌رانند تا از هویتی دفاع کنند که دزدان قطاع‌الطریق از مردمانشان و تاریخشان به یغما برده‌اند.

مردی که دیشب کشته شد، چنین آزاده‌ای بود. تن و جان در چشمه خورشید شسته، روان به زیور راستی‌پرستی و شهامت ایستادگی در برابر ظلم آراسته بود. از همین رو بود که گلوله نابکاری، کمین‌گرفته در تاریکی، قلب او را شکافت؛ چرا که برای سرکوب ملت‌ها، نخست قهرمانان را از صحنه باید خارج ساخت.

مردی که دیشب کشته شد، چشمانی به معصومیت کودکان داشت و به مهربانی چشم مادران، زمانی که در کودک خود می‌نگرند. پهلوان‌مردی که هیچ مزدوری را توان درآویختن با وی نبود.

مردی کشته شد که جهان را زیبا می‌خواست و برای زیبایی آن می‌کوشید؛ مردی که حق خود طلب می‌کرد.

یوزپلنگی مغرور که پنجه بر صخره‌ها می‌سایید،
بر بلندای کوه‌های سرکش ایران‌زمین می‌ایستاد،
صلابت و پایداری جان‌های عاشق را نعره می‌کشید!

چرا که خوب می‌دانست شجاعت، امید می‌آفریند؛ امید، شور برپا می‌کند؛
شور بر جان می‌نشیند!
شورِ نشسته بر جان‌های آگاه، جان‌های شیفته، آزادی طلب می‌کنند!
به حرکت درمی‌آیند!
تن به صخره‌های استبداد می‌کوبند، می‌غرند، عظمت خود را به نمایش می‌نهند؛ نمایشی اعجاب‌آور، چنان‌که امروز می‌بینیم.

گرامی باد یاد آزاده‌مردی که حق‌طلب می‌کرد؛ مردی با نام شکوهمند مسعود ذات‌پرور

ابوالفضل محققی

IMG_3424.pngدر جایی که اینترنت نیست، در جایی که سپاه پاسداران آدمخواران اسلامی رسما و علنا کودتای رسانه ای کرده و حتی نشریات چاپی داخل ایران اجازه ی انتشار مطالب مستقل ندارند و تنها یاوه نوشت های سپاه را مجازند تا منتشر کنند، در جایی در ایران و خارج همه از هم بی خبرند، خبرهایی وحشتناک و تکان دهنده به گوش می رسد که سگ ها و گراز های خونخوار اسلامی، هزاران تن را در ایران به خاک و خون کشیده اند.

جناب پرزیدنت ترامپ
مردم داخل ایران با دلگرمی از حمایت هایی که شما به آن ها وعده داده بودید و این که اگر حکومت نکبت دست به کشتار مردم مسالمت جو بزند شما و ارتش امریکا به یاری مردم خواهید آمد با نگرانی کمتر و بدون تجهیزات دفاعی، به صورت میلیونی به خیابان ها آمدند تا به صورت مسالمت آمیز اعتراض خود را به گوش جهان برسانند، اکنون طبق شنیده ها و نه آمار رسمی که هیچ جا وجود ندارد هزار هزار در حال کشته شدن هستند و از جناب عالی و وعده ی کمک تان هیچ خبری نیست.

qb.jpgمحمدباقر قالیباف در واکنش به هشدار دونالد ترامپ درباره حمله در صورت کشتار معترضان گفت: «ما مرد میدان برای تو هستیم. بیا تا ببینی همه امکانات شما در منطقه نابود می‌شود. بیا تاببینی چه بلایی بر سر کشتی‌ها، پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی در منطقه خواهد آمد.»

او افزود: «ای ترامپ قمارباز، ما حریف توییم، تو سردار مقاومت را شهید کردی تا به اصطلاح مقاومت را نابود کنی.»

قالیباف گفت: «بیا تا با آتش مدافعان ایران چنان بسوزی که درس عبرت برای همیشه تاریخ ظالم آمریکا شود.»

ترامپ در آخرین هشدارش گفت ارتش آمریکا در حال بررسی گزینه‌های برخورد با جمهوری اسلامی به دلیل سرکوب مردم معترض است.

مردم چطور می‌توانند با این جنایات علیه بشریت کنار بیایند؟

morg.jpg

آنچه که تاکنون از تظاهرات ضد حکومتی در ایران می‌دانیم

بی بی سی - هم‌زمان با ورود ایران به سومین هفته ناآرامی‌ها، مروری داریم بر برخی از مهم‌ترین تحولات صبح امروز:

  • دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، می‌گوید در پی سرکوب مرگبار اعتراضات ضدحکومتی درایران، ایالات متحده در حال بررسی «گزینه‌های بسیار قوی» برای مداخله در این کشور است.
  • عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، می‌گوید تهران قصد اقدام نظامی پیش‌دستانه ندارد، اما در صورت حمله، کاملا برای جنگ آماده است.
  • در همین حال، قطع اینترنت در سراسر ایران همچنان ادامه دارد و بدست آوردن تصویری دقیق از آنچه اکنون در داخل کشور می‌گذرد دشوار است.
  • تلویزیون دولتی و دیگر رسانه‌های ایرانی تلاش می‌کنند از شب گذشته وضعیت پایتخت را «آرام» نشان دهند.
  • بر اساس تخمین سازمان‌های حقوق بشری، بیم آن می‌رود که صدها نفر کشته و هزاران نفر دیگر بازداشت شده باشند.
  • بی‌بی‌سی توانسته است دست‌کم در یک مورد ۱۸۰ کفن سفید را در یک سردخانه روباز در خارج از تهران شمارش کند.

نشریه وابسته به دفتر خامنه‌ای معترضان را تهدید کرد

بولتن خبری وابسته به دفتر علی خامنه‌ای در مطلبی در واکنش به جدی‌شدن هشدارهای دونالد ترامپ درباره حمله احتمالی آمریکا به دلیل سرکوب اعتراض سراسری مردم نوشت جمهوری اسلامی در دفاع از «امنیت ملی و منافع خودش تعارف و هراسی ندارد.»

این خبرنامه نوشت جمهوری اسلامی در این زمینه برایش معترضان در کف خیابان یا منافع آمریکا و اسرائیل فرقی ندارند. بولتن «صدای ایران» تهدید کرد در صورت حمله نظامی جمهوری اسلامی به آن مانند جنگ ۱۲ روزه پاسخ خواهد داد.

1212.jpgتوانا - این اطلاعات که برای ما ارسال شده، توسط کادر درمان راستی‌آزمایی شده است و نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در جریان خیزش مردم در چند روز گذشته، جنایت علیه بشریت مرتکب شده است.

«تک تیر انداز رو پل یادگار بود دیشب فقط داشت مثل کارتونا به مردم تیراندازی میکرد همش جوون مردم بودند میافتادند زمین خیلی خیلی بیشتر از اونی که تو تلویزیون میبینید کشته شدند.

بذار نتها وصل شه فیلماشون در بیاد همسایه طبقه بالای من پرستاره تو بیمارستان بهمن پریشب فقط اونجا ۲۰۰ جنازه رفته چی میگید دوستم یافت آباده خونش لب خیابونه میگه مثل چی جنازه است میافته رو زمین بعد میام سوار وانتشون میکنند ۴ صبحم ماشین آتش نشانی میاد خونشون رو رو زمین میشوره.

میگه وقتی میریم پشت پنجره میگه نرید کنار میزنیم دونه دونه رفت خونه هایی که پنجره به میدون اصلی دارند گوشی ها رو چک میکنند که فیلم نگرفته باشند میگفت با مسلسل پشت وانت تو خیابون میگردند اینقدر یافت آباد کشته داده.

G-du6W4XEAAjlkC.jpg

مادر عصمت درگذشت

| No Comments
121212.jpgمنوتو - عصمت وطن‌پرست، مشهور به «مادر عصمت»، از مادران دادخواه، روز دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ در جمع دوستان و تنها دخترش، چشم از جهان فروبست.

عصمت وطن‌پرست در جریان اعدام‌های دهه شصت در ایران، ۱۱ نفر از اعضای خانواده خود را از دست داد. او به عنوان مادری دادخواه و میهن‌دوست شناخته می‌شد.
***

1212.jpgایران وایر - در تظاهرات اعتراضی که ایرانی‌های ساکن پاریس یکشنبه ۲۱دی۱۴۰۴ در حمایت از اعتراضات دی۱۴۰۴ برگزار کردند، «محمد صادقی» بازیگر ایرانی بازداشت شد.

محمد صادقی (پشوتن آهنگر) دو روز پیش از تظاهرات با انتشار پستی در استوری اینستاگرام خود از جوان‌های ایرانی ساکن کشورهای اروپایی دعوت کرده بود که بدون مجوز پلیس کشورهای محل اقامت خود وارد سفارت‌های جمهوری اسلامی شوند.

این بازیگر در تجمع اعتراضی شب پیش از تظاهرات پاریس، با انتشار ویدیویی در اینستاگرام خود خطاب به «امانوئل مکرون» رییس‌جمهور فرانسه گفته بود: «اگر شما سفارت رژیم تروریستی ملاها را نبندید، ما آن را با زور می‌بندیم. این آخرین هشدار است.»

او در این ویدیو خطاب به مکرون ادامه داد: «آن‌ها اینترنت را قطع کرده‌اند. و مردم ما را قتل عام می‌کنند.»

بنابر گفته شاهدان عینی که در تظاهرات پاریس حضور داشتند، محل برگزاری تجمع اعتراضی آن‌ها، میدان «ویکتور هوگو» در شمال غرب پاریس بود و مسیرهای منتهی به سفارت جمهوری اسلامی از پیش توسط پلیس فرانسه مسدود شده بود: «شمار بالایی از ایرانی‌های معترض آمده بودند. تعداد نیروهای پلیس فرانسه هم زیاد بود. وقتی محمد خواست از سد ماموران پلیس رد شود، او را بازداشت کردند.»

بنابر تصاویر و ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، در دو روز گذشته، تجمعات اعتراضی ایرانی‌های خارج از کشور در دیگر کشورهای اروپایی در نزدیکی یا مقابل سفارت‌های جمهوری اسلامی برگزار شده است و معترضان علیه جمهوری اسلامی شعار داده‌اند.

در انگلیس، یکی از معترضان از ساختمان سفارت ایران بالا رفت، پرچم جمهوری اسلامی را پایین کشید و پرچم شیروخورشید را به اهتزاز درآورد.

Untitled-3.jpg

پکید!

| No Comments

در حاشیه اعتراضات سراسرى

***

1212.jpgدادبان - خطر قریب‌الوقوع اجرای حکم اعدام عرفان سلطانی، بازداشت‌شده در ارتباط با اعتراضات اخیر ایران بر اساس گزارش‌های منابع حقوق بشری، دستگاه قضایی ایران در حال برنامه‌ریزی برای اجرای حکمی است که در صورت انجام، نخستین اعدام با هدف نمایش سرکوب اعتراضات سراسری اخیر خواهد بود.

گفته می‌شود این اعدام برای روز چهارشنبه--تنها دو روز دیگر--برنامه‌ریزی شده است. طبق این گزارش‌ها، مقامات به خانواده عرفان سلطانی، جوان ۲۶ ساله اهل فردیسِ کرج که در جریان اعتراضات اخیر بازداشت شده، اطلاع داده‌اند که وی به اعدام محکوم شده و این حکم قرار است روز چهارشنبه اجرا شود.

همچنین به خانواده اعلام شده است که روز چهارشنبه، پیش از اجرای حکم، فرصت کوتاهی برای آخرین ملاقات با فرزندشان به آنان داده خواهد شد. اگرچه تاریخ دقیق بازداشت عرفان سلطانی به‌طور رسمی اعلام نشده است، اما فاصله زمانی بسیار کوتاه میان بازداشت، تشکیل پرونده، برگزاری دادگاه و صدور حکم اعدام، به‌روشنی نشان‌دهنده نقض فاحش و کامل حق دادرسی عادلانه است. چنین روند شتاب‌زده‌ای عملاً هرگونه امکان واقعی برای دسترسی مؤثر به وکیل، بررسی مستقل ادله، دفاع مؤثر و رسیدگی بی‌طرفانه قضایی را از بین می‌برد.

به‌کارگیری مجازات اعدام در چنین شرایطی، نه یک روند قضایی، بلکه استفاده ابزاری از مرگ برای ایجاد رعب عمومی و نمایش سرکوب اعتراضات مردمی است. صدور و اجرای شتاب‌زده حکم اعدام علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات، مصداق آشکار قتل فراقضایی و نقض صریح تعهدات بین‌المللی ایران، از جمله تعهدات ناشی از میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است.

در صورتی که این اعدام اجرا شود، نه‌تنها مسئولیت کیفری مستقیم متوجه آمران و عاملان آن خواهد بود، بلکه این اقدام می‌تواند در آینده در چارچوب جرایم بین‌المللی مورد تحقیق و پیگرد قضایی قرار گیرد.

IMG_3405.pngبا دیدن تیتر مطلب حتما خواهید گفت: «آقای سخن هم چه حرفا می زند! کیه که عقل سلیم نداشته باشه؟ خداوند عالمیان اگه یه چیز توو دنیا رو به طور کاملا برابر به آدما داده باشه همین عقل سلیمه چون در هیچ جای دنیا یک نفر آدم رو هم پیدا نمی کنید که از نداشتن عقل یا کم داشتن عقل به درگاه خدا بناله و آرزوی بیشتر داشتن اونو بکنه!»

خب من هم با شما موافقم و بحثی ندارم. پس لطفا در آرامش به عرض من توجه کنید.

مردم داخل ایران در مورد ساقط کردن حکومت نکبت اسلامی به طور کامل،،، دارند از عقل سلیم شون استفاده می کنن چون ما در این چند روز ندیده ایم و نمی بینیم که مخالفان صد در صدی حکومت آدمخور موقعی که میخوان توو خیابونا بریزن و برای سرنگون کردن حکومت نکبت شعار بدن و راهپیمایی کنن، یکی به دیگری بگه، «توو این راهپیمایی منیژه که سلطنت طلبه هم هست؟ اگه هست من نمیام!» یا اون یکی به این یکی بگه: «ملیحه (با ملیحه محمدی اشتباه نشود :) ) که چپی درمونده ست هم هست؟ اگه هست من نمیام!».

همه بدون سوال و جواب و فقط واسه ی سرنگون کردن سدعلی مشنگ لباس های گرم،،، تن شون می کنن و با چای، گلویی تر می کنن که صداشون رساتر بشه و میرن توو خیابون همه در کنار هم و اصلا بدون این که همدیگه رو بشناسن توو قلب دشمن مشترک شون که حکومت نکبت اسلامی و اژدهای هفت سر اسلامیه لرزه میندازن.

اما خارج نشین ها که اغلب بیکارند و دوست دارند ساعت های بیکاری شون رو با وِر زدن و چک و چونه ی الکی زدن بگذرونن، از این سر دنیا، واسه مردم شرط میذارن که اگه این پادشاهی خواهه باشه من نمیام اون جمهوری خواهه باشه من نمیام. خب به دَرَک که نمیای! اصن تو کجا هستی و کی هستی و کجا میخوای بیای؟! کار تو فقط اختلاف انداختن بین همون مردمیه که الان توی سرما وسط گرازهای وحشی حکومت توو خیابونا هستن دارن کنار هم واسه ی بر انداختن حکومت نکبت تلاش می کنن!

12.jpgکیهان لندن - در شهر زیرآب مازندران حوالی سوادکوه مراسم خاکسپاری ۱۱ نفر از جانباختگان خیزش ملی برگزار شد. گفته می‌شود این مراسم روز ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ برگزار شده است.

جمعیت زیادی در این مراسم حاضر بودند و شعارهای ضدحکومتی سر دادند. برخی خانواده‌ها می‌گویند نهادهای امنیتی از تحویل اجساد خودداری می‌کردند.

121212.jpgمنوتو - روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا، در پیامی در شبکه اجتماعی اکس اعلام کرد که ورود تمام دیپلمات‌ها و نمایندگان جمهوری اسلامی به ساختمان‌های پارلمان اروپا ممنوع می‌شود.

متسولا با اشاره به تداوم اعتراضات مردم ایران نوشت: «شرایط نمی‌تواند مانند قبل ادامه یابد. در حالی که مردم شجاع ایران برای حقوق و آزادی خود ایستادگی می‌کنند، امروز تصمیم گرفتم ورود تمامی کارکنان دیپلماتیک و سایر نمایندگان جمهوری اسلامی ایران را به همه ساختمان‌های پارلمان اروپا ممنوع کنم.»

او همچنین تأکید کرد: «این نهاد به مشروعیت‌بخشی به رژیمی که با شکنجه، سرکوب و قتل خود را حفظ کرده، کمک نخواهد کرد.»

terror12.jpgویژه خبرنامه گویا - یک کامیون اجاره‌ای «یو-هال» عمداً به سمت معترضان ایرانی در لس‌آنجلس رانده شد.

بعدازظهر یکشنبه، در جریان تجمع اعتراضی علیه رژیم جمهوری اسلامی در نزدیکی ساختمان فدرال در وست‌وود-لس‌آنجلس، هرج‌ومرج شدیدی به‌وجود آمد؛ زمانی که راننده‌ای بنا بر گزارش‌ها عمداً یک خودروی یو-هال را به داخل جمعیت معترضان راند.

بعد از این حادثه، گروه زیادی از مردم دیده می‌شدند که اطراف کامیون یو-هال را محاصره کرده بودند. برخی از معترضان اقدام به شکستن شیشه‌های خودرو کردند و تنش‌ها به‌سرعت بالا گرفت.

در نهایت، نیروهای انتظامی مردی را از داخل خودرو بیرون کشیدند و او را بازداشت کردند.

هنگام انتقال این فرد، شماری از معترضان تلاش کردند به او مشت بزنند و با میله‌های پرچم به او ضربه وارد کنند.

این مرد متهم است در جریان این تجمع برنامه‌ریزی‌شده، کامیون یو-هال را به داخل جمعیت رانده است.

بر روی بدنهٔ این کامیون شعارهایی نوشته شده بود از جمله:

«نه به شاه، نه به آمریکا: ۱۹۵۳ را تکرار نکنید... نه به ملاها»

***

lg.jpgخبرنامه گویا - سناتور لیندزی گراهام، عضو مجلس سنای آمریکا، یکساعت پیش اعلام کرد که احتمال اقدام ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی در آینده‌ای نزدیک وجود دارد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفته است دولت او در پی گزارش‌هایی درباره کشته شدن معترضان در جریان تشدید ناآرامی‌ها در ایران، در حال بررسی گزینه‌های نظامی است.

گراهام شامگاه یکشنبه و در یک مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی گفت که سخنان خود را کوتاه کرده، زیرا ممکن است تحولات مهمی در شرف وقوع باشد. او گفت: «نمی‌دانم دقیقاً چه خواهد شد، اما ممکن است امشب همان شب باشد»، و این سخنان را در اشاره به احتمال اقدام آمریکا بیان کرد. او افزود: «حالا دیگر فقط مسئله زمان است.»

این سناتور آمریکایی با توصیف حکومت ایران به‌عنوان «یک رژیم استبدادی» گفت: «این رژیم ستمگر باید به پایان برسد. ما باید این وضعیت را برای مردم خوب ایران، برای خودمان و برای مردم اسرائیل تمام کنیم.» گراهام همچنین تأکید کرد که «رهبری ایران باید برود» و افزود: «اگر بتوانیم این کار را انجام دهیم، بزرگ‌ترین تحول در خاورمیانه طی هزار سال گذشته رقم خواهد خورد.»

لیندزی گراهام، سناتور‌ جمهوری‌خواه: اکنون بهترین فرصت برای تغییر مسیر خاورمیانه است

لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه، در حساب ایکس خود نوشت: «کافی نیست فقط بگوییم در کنار مردم ایران ایستاده‌ایم بلکه پاسخ درست این است که به‌طور قاطع برای حفاظت از معترضان در خیابان‌ها اقدام کنیم و نشان دهیم مانند باراک اوباما عمل نمی‌کنیم و کشتار آنها را تحمل نخواهیم کرد.» او در ادامه با اشاره به سخنان نیوت گینگریچ، رییس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا، نوشت که باید قاطعانه عمل کنیم و همان‌طور که گینگریچ می‌گوید، این بهترین فرصت از سال ۱۹۷۹ برای تغییر مسیر خاورمیانه است.

سفر خانوادگی مدونا به مراکش

| No Comments

12.jpgعبدی مدیا - رئیس دادگستری استان قم: با اقدامات قضایی یک فعال مشهور صنف سوهان و مالک یک کافۀ معروف در قم و تعدادی از شهرهای کشور به اتهام تشویق به اغتشاشات که منجر به شهادت تعدادی از مدافعان امنیت، سلامت، نیروهای شهری، مردمی، بسیج و همچنین تخریب گسترده اموال عمومی و خصوصی شده بود، دستگیر شد و او امروز با صدور قرار بازداشت روانه زندان می‌شود.

با حکم قضایی کلیه مراکز فعالیت این فرد اعم از کافه و رستوران تعطیل شدند. همچنین پروانه کسب و مجوزهای فعالیت این فرد جهت ابطال به کمیسیون‌های مربوطه ارجاع داده شدند.

برای این فرد در راستای اصل ۴۹ قانون اساسی به‌منظور بررسی اموال و انجام اقدامات قانونی پرونده تشکیل شده. همچنین با تشکیل کارگروه حقوق و درخواست عمومی، جهت مطالبه خسارت‌های وارده به شهر در جریان اغتشاشات اخیر اقدامات لازم درحال انجام است.

خالکوبی دست سردار آزمون

| No Comments

12.jpgایران اینترنشنال - سردار آزمون، مهاجم تیم ملی فوتبال ایران با انتشار تصویری از خالکوبی روی دستش که نوشته «از خون جوانان وطن، لاله دمیده» به کشتار مردم ایران توسط نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی واکنش نشان داد.

آزمون پیشتر در واکنش به انقلاب ملی ایرانیان در اینستاگرام نوشته بود: «به عنوان یک ورزشکار، همیشه کنار مردم کشور می‌مانم.»

G-daaXjXUAACUf1.jpg

1212.jpgایران وایر - ویدیویی به‌دست «ایران‌وایر» رسیده است که برگزاری راهپیمایی اعتراضی معترضان را در اکباتان تهران در شامگاه یکشنبه ۲۱دی۱۴۰۴ نشان می‌دهد. معترضان در این ویدیو شعار «ارتشی‌ها بترسید، ما همه با هم هستیم» سر داده‌اند.

تظاهرات در گرگان؛ یکشنبه شب ۲۱ دی ۱۴۰۴ براساس ویدیوهایی که از گرگان منتشر شده مردم این شهر یکشنبه شب ۲۱ دی ۱۴۰۴ به خیابان آمدند و با وجود فضای امنیتی دست به اعتراض زدند.

12.jpgایالات متحده آمریکا از همه اتباع خود خواست که فورا اقدام به ترک خاک ایران کنند.

سفارت مجازی آمریکا با اشاره به اعتراضات سراسری در ایران و به خشونت کشیده شدن آن و قطع ارتباطات و اینترنت به شهروندان آمریکایی توصیه کرده است که «باید انتظار قطع مداوم اینترنت را داشته باشند، برای استفاده از روش‌های ارتباطی جایگزین برنامه‌ریزی کنند و در صورت ایمن بودن، ترک ایران از طریق زمینی به مقصد ارمنستان یا ترکیه را در نظر بگیرند.»

در ادامه آمریکا به اتباعش توصیه کرده که در وضعیت کنونی چگونه عمل کنند و مدام حال خود را به خانواده خود اطلاع دهند و سعی در خروج از مرزهای زمینی داشته باشند.

روز دوشنبه هشدارهای مشابهی از سوی چند کشور اروپایی هم صادر شد و گزارش شد فرانسه کارمندان غیرضروری سفارت خود در تهران را از خاک ایران خارج کرده است.

Untitled-9.jpg

121212.jpgتوانا - با اینکه بیش از ۱۰۸ ساعت است که ایران در خاموشی کامل اینترنت است و دسترسی میلیون‌ها شهروند ایرانی به اینترنت جهانی قطع است، اما تعدادی از کاربران حامی جمهوری اسلامی و برخی مجموعه‌های سایبری و وابسته به سپاه پاسداران با انتشار ویدئوهای جعلی و ساختگی(هوش مصنوعی) و تصاویر دستکاری شده، در حال انتشار دیس اینفورمیشن و تبلیغات دروغین از راهپیمایی حامیان حکومت در ایران هستند.

این ویدئو که با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است، توسط یکی از همین حساب‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

فیلم ادیت شده با هوش مصنوعی صدا و سیما:

واکنش طنز یک کاربر شبکه اکس:

***

***

12.jpgاکانت فیلتربان در توییتر - خبرگزاری صداوسیما صبح امروز ۲۲ دی، فهرستی تحت عنوان «سایت‌های ضروری قابل دسترسی با اینترنت ملی» منتشر کرده است؛ فهرستی که شامل موتورهای جست‌وجوی بومی، نقشه و مسیریاب، خبرگزاری‌های داخلی، سرویس‌های ویدیویی و همچنین پیام‌رسان‌های داخلی مانند ایتا، روبیکا، سروش‌پلاس و بله می‌شود.

هرچند تاکنون گزارش معتبری از عملکرد بدون اختلال شبکه داخلی منتشر نشده است، اما همین فهرست نشان می‌دهد که حکومت قصد ندارد اینترنت را به وضعیت پیش از اعتراضات بازگرداند.

G-c0xG3XgAAvQgB.jpg

این تابلو در مشیریه نصب شده!

| No Comments

حکومت با تمام توان می‌کوشد مردمِ کفِ خیابان را «غیرعادی» جلوه دهد؛ چون پذیرفتن واقعیتِ این جمعیت پر تعدادِ مصمم به براندازی یعنی اعتراف به اینکه دیگر مشروعیت ندارد.

G-djBPoWQAAb3zA.jpg

af1.jpgخبرنامه گویا - دونالد ترامپ در هواپیمای «ایرفورس وان» گفت:

«ایران دارد به خط قرمز من نزدیک می‌شود و حتی از آن عبور می‌کند. به نظر می‌رسد افرادی کشته شده‌اند که نباید کشته می‌شدند. ما این موضوع را بسیار جدی بررسی می‌کنیم؛ ارتش در حال بررسی است و ما در حال ارزیابی گزینه‌هایی بسیار سخت و قاطع هستیم.»

ترامپ همچنین هشدار داد که اگر ایران در واکنش به هرگونه حمله آمریکا، اهداف نظامی یا تجاری ایالات متحده را هدف قرار دهد، آمریکا «اهدافی را خواهد زد که باورش را نمی‌کنید» و آن هم «در سطحی که قابل تصور نیست».

ترامپ به خبرنگاران گفت که جمهوری اسلامی روز گذشته با آمریکا تماس گرفته و پیشنهاد مذاکره برای یک توافق هسته‌ای را مطرح کرده است. او هنگام بازگشت از فلوریدا به کاخ سفید در حضور خبرنگاران گفت: «رهبران ایران دیروز برای مذاکره تماس گرفتند. فکر می‌کنم از این که از سوی آمریکا تحت فشار قرار می‌گیرند، خسته شده‌اند.» ترامپ افزود: «در حال تدارک یک دیدار هستیم، اما به دلیل آنچه اکنون در جریان است، شاید ناچار به اقدام شویم.»

***

qbdt.jpg

بیا برویم....

| No Comments

12.jpgتصاویر ارسال شده به ایندیپندنت فارسی، دوشنبه، ۲۲ دی‌ماه، جمعیت گسترده معترضان را در تهران نشان می‌دهد. مردم معترض علیه نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی شعار «بی‌شرف، بی‌شرف» را فریاد زدند.

امشب/اصفهان. این انقلاب به سرانجام خواهد رسید.

تصاویر رسیده به ایندیپندنت فارسی از ارومیه، دوشنبه‌شب، ۲۲ دی‌ماه، تجمع گسترده و درگیری مردم معترض با نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد. معترضان در شهرهای سراسر ایران در شانزدهمین روز انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی و در حمایت از خاندان پهلوی به خیابان‌ها آمدند.

***

1313.jpgرادیو فردا - یکی از ایرانیانی که به تازگی از ایران خارج و وارد ارمنستان شده در گفت‌گو با بخش ارمنی رادیو اروپای آزاد از مشاهداتش از کشتار معترضان در ایران گفته است.

این شاهد می‌گوید «تعدادی زیادی» از پیکر معترضان کشته‌شده را در خیابان دیده است. رادیوفردا مستقلا نمی‌تواند این گفته‌ها را تایید کند.

عبدی مدیا - وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، سفرای انگلیس، آلمان، ایتالیا و فرانسه و چند کشور دیگر را احضار میکند تا این ویدیو را ببینید و به وزرای خارجه خود منتقل کنند.

12.jpgایندیپندنت فارسی - مایکل روبین

ایرانی‌ها بیش از هر زمان دیگری به سرنگونی رژیمی که از آن متنفر بوده‌اند، نزدیک شده‌اند.

جمهوری اسلامی که حالا روزبه‌روز با نارضایتی‌های بیشتری روبرو است، در حالی بر سر کار آمد که مورخان تخمین می‌زنند تنها ۱۰ درصد ایرانی‌ها در ناآرامی‌های مربوط به انقلاب اسلامی شرکت کردند و همان عده هم نه بر سر آنچه می‌خواستند، بلکه بر سر آنچه با آن مخالف بودند، متحد بودند.

روح‌الله خمینی که با سوءاستفاده از فرصت، رهبری انقلاب را به عهده گرفت، شعار همه‌چیز برای همه مردم را سر می‌داد و به طرفدارانش یک «دموکراسی اسلامی» را وعده داد، بدون آن که منظورش را از این مفهوم به‌درستی تعریف کند.

خمینی در مصاحبه‌های متعددی که قبل از بازگشت به ایران انجام داد، هرگونه قصد خود را برای به دست گرفتن قدرت رد کرد. درنهایت، ایرانی‌ها زمانی متوجه شدند خمینی دروغ می‌گوید که خیلی دیر شده بود.

سازمان مجاهدین خلق از بزرگ‌ترین حامیان خمینی در دهه قبل از انقلاب اسلامی بود. بنیان‌گذاران این گروه، دین را با مارکسیسم ادغام کردند تا دانشجویان جوان ساده‌لوح را به خود جلب کنند. آن‌ها از خشن‌ترین سرسپردگان خمینی بودند؛ کسانی که در سازمان آزادی‌بخش فلسطین آموزش می‌دیدند، بازرگانان و نظامیان آمریکایی را ترور می‌کردند و در شرکت‌های آمریکایی در ایران بمب‌گذاری می‌کردند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

وقتی خمینی نه فقط به ایرانی‌ها بلکه به مجاهدین هم خیانت کرد، اعضای این گروه خشم خود را متوجه او کردند، اما این خشونت‌ها هدفمند نبود و به مردم ایران هم آسیب رساند. بمب‌های مجاهدین صدها ایرانی را کشت، زیرا این گروه شبه‌فرقه‌‌ای به خسارات و تلفات جانبی اهمیتی نمی‌داد. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان آن‌ها را تروریست می‌دانند.

هدف گرفتن هم‌زمان طرفداران خمینی و طرفداران رجوی تواند به ایرانیان نشان ‌دهد که واشنگتن آرمان‌های آن‌ها را درک می‌کند، به دنبال کسب دوستی و حمایت آن‌ها است و به خواست آن‌ها احترام خواهد گذاشت.

dead.jpgتوانا - یک پزشک از کادر درمانی یکی از بیمارستان‌های ایران در پیامی که از طریق استار لینک توانسته به خارج از ایران ارسال کند درخواست کرده که صدای او به تلویزیون‌های خارج از ایران رسانده شود.

چرا که تمام تلفن‌ها و خطوط موبایل در ایران قطع است و به دلیل تعداد بالای افراد مجروح در اثر شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر کادر پزشکی نیاز به کمک دارد نیاز دارند که پزشکان دیگر به بیمارستان بروند و کمک کنند.

او امیدوار است که این صدا به نحوی به پزشکان داخل ایران برسد و آنها راهی بیمارستان‌ها شوند.



آنچه که تاکنون شنیده‌اید و تاکنون ما و سایر رسانه‌ها درباره جنایات جمهوری اسلامی منتشر کرده‌ایم تنها بخشی کوچک از حقیقت است، چرا که بیشتر شهرهای ایران به دلیل قطع اینترنت در سکوت خبری فرو رفته‌اند و از تعداد کشته‌شدگان اطلاع دقیقی در دست نیست.

کانال تلگرام «وحید آنلاین» روز یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ ویدیویی را منتشر کرد که انبوه پیکرهای کشته‌شدگان اعتراضات روز پنج‌شنبه ۱۸ دی در پزشکی قانونی کهریزک تهران را نشان می‌دهد. بر اساس توضیح منتشرشده، این ویدیوها توسط فردی که به‌تازگی موفق به خروج از ایران شده، از کشور خارج شده است:

:::

بنا بر اخبار منتشر شده، سپاه پاسداران در کرمان با دوشکا مردم را به رگبار بسته است، در کرج ردم را به رگبار بستند در ساری با کلاشینکف مردم را به رگبار بستند در شیراز با شاتگان مردم را زده‌اند، در تهران و مشهد و اصفهان تعداد زیادی را کشته‌اند.

این سرکوب یک اعتراض نیست این یک کشتار جمعی است.

جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی حشد شعبی و سایر گروه‌ها استفاده کرده است. یکی از این جانیان به نام ابو عزرائیل معروف است اعلام کرده که در کنار جمهوری اسلامی خواهد بود.

ایران اینترنشنال بنابر اخباری که از طریق منابعش دریافت کرده علام کرده که در محتاطانه‌ترین برآورد دست کم ۲۰۰۰ نفر ی ۴۸ ساعت کشته شده‌اند. این آمار تنها مختص روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه است.

صدای مردم ایران باشیم.

تصاویری از اجساد جان‌باختگان راه آزادی در سوله‌ای در کهریزک به دست ما رسیده که آن‌ها را در کانال تلگرام توانا گذاشته‌ایم.

شبکه استانی ایلام امروز کشته شدن سرهنگ مهدی رحیمی از عوامل اصلی کشتار مردم ایلام را در وقایع پنجشنبه این شهر را بطور رسمی تایید کرد. سرهنگ مهدی رحیمی از ایل ملکشاهی واهل شهر ملکشاهی بود.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgمی‌دانم تیر جفا بر من خواهد بارید که چرا باز در میان این همه هیاهو در این روزهای سرنوشت‌ساز، هنوز از ابر یائسه امید باران داری؟

نمی‌دانم چرا؟ چرا هنوز نمی‌توانم باور کنم کسانی که روزی همگام با آن‌ها برای آزادی و عدالت فریاد زدیم، امروز نه تنها حضوری حتی با نام مستقل خود در میدان ندارند، بلکه از نظر من با کینه‌ایشدید نه نسبت به جمهوری اسلامی بلکه به شرکت‌کنندگان و شخص شاهزاده رضا پهلوی برخورد می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که پیروزی مردم بر این حکومت را بازتولید استبداد می‌دانند و عملاً با برافراشتن پرچمی در مخالفت با شخص شاهزاده رضا پهلوی، سعی در انشقاق خیابان و خیابان‌آمده‌گان دارند. باورش برایم سخت است.

به نشریات محدودشان سر می‌زنم در جستجوی نوشته و کلامی که حداقل بوی همدردی با مردمی بدهد که امروز در خیابان هستند و بسیار جان‌های جوان که سینه برابر گلوله جانیان رژیم جمهوری می‌گشایند، تا از حق زندگی خود و آیندگان دفاع کنند. دریغ از نوشته‌ای که به‌عنوان چپی که ادعای عدالت‌خواهی دارد در رسای جوانانی که کشته می‌شوند ببینی!

هیچ‌کدام از سایت‌های منتسب به چپ عکسی و نوشته‌ای در رسای زیباترین جوانان وطن، کشته‌شده در روزهای اخیر از «مسعود ذات‌پرور» که زیبائی لبخند نشسته بر سیمای او در قابی از برومندی تن، تمامی قلب و روحت به درد می‌آورد، نمی‌بینی! قهرمانی که چیزی جز حق خود نمی‌خواست! «از مهدی سلحشور هنرمند مجسمه‌ساز در مشهد که چیزی جز شادی ملتش نمی‌خواست!»

دریغا، دریغا که هیچ همدردی و اندوه نشسته بر جان در این سایت‌ها نمی‌بینی! از سایت کار تا پیش تا عصر نو!

به سایت اخبار روز پرچم‌دار چپ در همان فرمت سنتی نگاه می‌کنم. به مجموعه مقالات منتشرشده در آن در تاریخ یکشنبه بیست‌ویکم دی هزار چهارصد و چهار امروز:

«اگر دغدغهٔ اصلی تو یکپارچگی ایران و کابوس شبانه‌ات تجزیهٔ ایران است، آیا نمی‌فهمی که رضا پهلوی بهترین کاندید و مهندس اجرایی برای تجزیهٔ ایران خواهد بود؟ آیا نمی‌دانی که اکثریت کردها، آذری‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها، لرها و غیره از رضا پهلوی و حکومت سلطنتی نفرت دارند و با تمام توان بر ضد آن به مقابله بر خواهند خواست؟ باید آژیر قرمز را به صدا درآورد. نباید اجازه داد که سلطنت‌طلبان احساسات مردم، مبارزه و فداکاری آنان را به بازیچه بگیرند و از روی اجساد آن بگذرند تا سلطنت ننگین پهلوی را احیا کنند. هیچ نیروی مردمی و چپ نباید مانند سال ۵۷ دچار توهم و محافظه‌کاری شود و گمان کند که سلطنت پهلوی در صورت بازگشت به او و به مردم رحم خواهد کرد»

borgos.jpgالیزابت بورگوس ( روزنامه فیگارو)

ترجمه ی علی شبان

اشاره:

مدیریت این وضعیت در حال حاضر بسیار دشوار است چون چینی‌ها جنگ نمی‌خواهند - زیرا اقتصاد را فلج می کند- اما در زمان چاوز ، چین مبلغ هنگفتی به ونزوئلا داد؛ به همین دلیل است که مقدارکمی نفت که ونزوئلا تولید می کند، به چین در برابرپرداخت بدهی داده می‌شود. من فکر می‌کنم چینی‌ها کاملاً قادر به مذاکره با دولتی به رهبری ماریا کورینا ماچادو و ادموندو گنزالس خواهند بود. در اینجا مشکل روسیه است. زیرا روسیه به‌هیچ‌وجه دیدگاه چین را قبول ندارد. دیدگاه روسیه یک اقدام نظامی است؛ همانطور که اکنون اروپا آن را به خوبی درک کرده است. و افزون براین، آن‌ها حضور نظامی بسیار قوی در کوبا و نیکاراگوئه دارند. و ایران را هم نباید از یاد برد که جای پای قابل توجهی در ونزوئلا دارد. الیزابت بورگوس

تاریخ نگار، مردم شناس و نویسنده ی ونزوئلایی، الیزابت بور گوس، سوء استفاده های دولت ِ چاوز و رنج مردم آن را به یاد می آورد. او امید ِ خود را برای به قدرت رسیدن اپوزیسیون دموکراتیک به رهبری ماریا کورینا ماچادو [ برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۵] ، با آزادیخواهان جهان به اشتراک می گذارد. الیزابت بورگوس در آغاز انقلاب در کوبا، به فیدل کاسترو نزدیک بود. بعد ها برای سالوادور آلنده در شیلی کار کرد. از زمان جدایی اش از کاستروئیسم، پیوسته در مورد ماهیت دیکتاتوری رژیم مادورو هشدار داده است. ع,ش

***

واینک گفتگوی الیزابت بورگوس با روزنامه فیگارو را میخوانیم که در ۵ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده است *:

فیگارو: نخستین واکنش شما هنگامی که از دستگیری نیکولا مادورو توسط ارتش آمریکا آگاه شدید جه بود؟

این دستگیری نخست به یک انتظار پایان داد.با توجه به بسیج دریایی که ایالات متحده آغاز کرده بود، روشن بود که اتفاقی خواهد افتاد. برای آمریکایی ها غیر ممکن بود که چنین تلاشی را بدون نتیجه ای انجام دهند. من مطمئن بودم که آن‌ها عملیات نظامی مانند آنچه را که در گذشته و در عراق انجام دادند، دوباره تکرار نخواهند کرد. به ویژه ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی خود، قول داده بود که جنگ‌ها را آغاز نخواهد کرد و سربازان آمریکایی را برای جنگ نخواهد فرستاد. با نزدیک شدن به انتخابات میان دوره ای، مداخله ی نظامی آشغال گرایانه ی ایالات متحده بعید به نظر می رسید. ایالات متحده آمریکا روشی مشابه آنچه اسرائیل علیه ی حزب الله استفاده کرد، انتخاب نمود : یک عملیات برق اسا، هدفمند، بدون تلفات برای مداخله گر.

من تعجب کردم که ایالات متحده فقط نیکولا مادورو و همسرش را دستگیر کرد. در حالیکه چندین چهره در راس دولت ونزوئلا وجود دارند : قدرت در دست پنج یا شش نفر است. اما آمریکایی ها تصمیم گرفتند که فقط مادورو، شخص اول رژیم را دستگیر کنند. این امر با همکاری و خیانت ِ درون گروهی که در ونزوئلا قدرت را در دست دارند، ممکن شد. این یک پیکر بندی قرون وسطایی است : چندین جنگ سالار وجود دارند، از جمله دلسی رودریگز که به مادورو نزدیک بود، اما او قبلاً به عنوان فردی بازتر و قابل دسترس تر شناخته شده بود. احتمالاً اوکسی است که به مادورا خیانت کرده است. خیلی سریع، مارکوروبیو و دولت آمریکا فهمیدند که چهره ی اُپوزیسیون، قدرت کنترل خشونتی را که می‌تواند در ونزوئلا فوران کند، ندارد. نه تنها مادورو و طایفه اش در معرض خطر هستند، بلکه گروه‌های شبه نظامی در سراسر کشور؛ برای مثال ELN در کلمبیا و FARC که در قلمرو جنوبی تسلط ذارند، در معرض خطر خواهند بود.

ایالات متحده عملیاتی را با مبنای قانونی ایجاد کرده است. قاچاق مواد مخدر که شهروندان آمریکایی را می کُشد. اما در واقعیت هدف آن‌ها باز پس گیری یک منطقه ی استراتژیک است که تا حدودی ساده لوحانه بیش از بیست سال آن را رها کرده بودند. آن‌ها آمریکای لاتین را رها کردند, با این باور که این کشورها فاقد سلاح هسته ای هستند و بنابراین هیچ تهدیدی برای امنیت آمریکا ایجاد نمی کنند. و در نهایت، این جمهوری های موز پرور به یک خطر بسیار مهم برای امنیت آمریکا تبدیل شده اند.

فیگارو : از نگاه شما، بین ِ نقض ِ حاکمیت ارضی ونزوئلا و سقوط یک دولت اقتدار گرا، کدام یک می بایستی در اولویت قرار می گرفت؛ چه احساسی در بین مردم ونزوئلا وجود دارد؟

اگر از مردم ونزوئلا و کوبا بپرسید که آیا خواهان مداخله ی آمریکا هستند، ۹۰% خواهند گفت بله ! اما در بین ناظران، به نظر نمی‌رسد کسی به این موضوع فکر کند : آن‌ها نخست به قوانین بین‌المللی فکر می کنند، نه به مردم. با این حال، هنوز هشت میلیون ونزوئلایی به دلیل فرار از کشورشان در جهان سرگردان هستند. زیرا رنجی را که در کشورشان تحمل می کنند، فراتر از تحمل یک انسان است و متأسفانه ما طوری به آن نگاه می‌کنیم که انگار وجود ندارد. رژیم های چاوز و مادورو مانند رژیم کاسترو رفتار کردند. اما کاستروئیسم یک ناهنجاری تاریخی است : این تنها ایدئولوژی در جهان است که خود را وقف نابودی اقتصاد این کشورها کرده است. فیدل کاسترو در دوران ِ ریاست جمهوری چاوز کنترل ونزوئلا را بدست گرفت و صنعت نفت آن را نابود کرد. و این امر درست هنگامی رخ داد که غرب به نفت نیاز داشت و ونزوئلا یکی از مدرن ترین کشورهای آمریکای لاتین بود. حتی پیش از به قدرت رسیدن، کاسترو در ونزوئلا بود زیرا می دانست که این کشور ِ آمریکای لاتین دارای منابع بزرگ نفت است. و کشوری که به او اجازه میداد پروژه ی مسیحایی خود را برای تبدیل شدن به رهبر جهان سوم ، همانگونه که در آن زمان نامیده می شد، پیش ببرد. در حال حاضر، ما وارد مرحله ی پسا کاسترو می شویم. آمریکا ی لاتین در حال «لغو» کاستروئیسم است. این روند در آرژانتین آغاز شد و در بولیوی با دولت جدیدی که در انتخاباب پیروز شد، دنبال می شود.

Amir_Kareab.jpgچرا، قیام ملی ایرانیان قبل از فراخوان هجده دی چهار صد و چهار و بعد آن متفاوت است؟

چرا، انقلاب ملی از جنس ایران زمین به اوج خود می رسد؟

در فلسفه می گویند، قبل از کانت و بعد از کانت، و مقاله روشنگری او انقلابی در اروپا بپا کرد. مبارزات مردم ایران هم بعد از هجده دی هزار و چهارصد و چهار وارد دوران جدیدی شده است ، در دوران جمهوری اسلامی اعتراضات زیادی در هر دهه شکل گرفت ، سال هفتاد و شش و بعد سال هشتاد و هشت بنام "رای من کو" و نود و شش و نود و هشت همه هنوز فکر می کردند می توانند جمهوری اسلامی را به راه راست بیاورند ولی در گوش سران متحجر و قرون وسطایی حکومت در راسش خامنه ای نرفت که نرفت تا در هزار و چهار صد و یک و قتل مهسا امینی، دخت جاودان ایران زمین ، جامعه ترکید و انقلاب زن زندگی آزادی شکل گرفت و مردم نام شاهزاده رضا پهلوی را صدا زدند و مردم از جمهوری اسلامی گذر کردند و در دی هزار و چهارصد و چهار قیام ملی شکل گرفت که هر آن در حال ببار نشستن انقلاب ملی تحت هدایت شاهزاده رضا پهلوی به اوج خود می رسد!

1000138730.jpgتاریخ جدیدی در حال نوشتن است تحت هدایت و رهبری شاهزاده رضا پهلوی و این روزهای هیجان انگیز که مردم خیابان‌ها را فتح می کنند و بزودی نوید آزادی ایران زمین از رژیم جهل و جور و جنایت خواهد بود!

شاهزاده رضا پهلوی، مانند یک فرمانده از راه دور مردم داخل را هدایت می کند تا بعد از پیروزی دوران گذار را رهبری کند و بعد انتخابات و مجلس موسسان و ساختن ایران عزیز.

چه نقش و وظیفه ای اپوزیسیون خارج کشور دارند؟

اپوزیسیون و احزاب چپ زمان را سوزاندند فقط فعالیتشان در منزاهای دانشگاه‌های اروپایی بود، حوزه فعالیتشان جمعه ها آنجا بود، مانند اوایل انقلاب سال پنجاه و هفت جلوی دانشگاه تهران، و درگیری با همدیگر بجای اتحاد و گفتگو !سالها ی درازی در این چهار دهه با خود مشغول بودند و جمهوری اسلامی فراموش شده بود و حمله آنها به حکومت محمد رضا شاه پهلوی بود و مجاهدین خلق هم ساز خودش را می نواخت که سازش کوک نبود و با عراق ساخت و پاخت کرده بود و مردم خودشان را فروختند و خسارات مادی و انسانی فاجعه باری ببار آوردند و هنوز هم از خواب خرگوشی خود بیدار نشده اند!

تصاویر آخرالزمانی از رشت

| No Comments

rasht.jpg

توانا - ویدیویی از شهر رشت در صبح شنبه ۲۱ دی ماه منتشر شده است ه نشان می‌دهد که بسیاری از اماکن دولتی آتش گرفتند. دیگر هیچ چیز مثل گذشته نیست دیگر راه برگشتی وجود ندارد و این انقلاب تا پیروزی کامل و سقوط جمهوری اسلامی ادامه دارد. گرچه در طی روزهای گذشته حکومت جنایت زیادی انجام داده و بسیاری از هموطنانمان را کشته است اما مردم ما مصمم هستند و عطش رسیدن به آزادی و عدالت را دارند.

***

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgدر حالی که اغلب قریب به اتفاق نهادهای مدنی، حقوق بشری، سازمان‌های بین‌المللی، کشورها و رهبران مطرح دنیا، از جمله رهبران آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان (به غیر از چین و روسیه، اربابان رژیم تهران) با پشتیبانی خود، در کنار ملت ایران، در مبارزه با رژیم تا دندان مسلح ملا-سپاهی قرار گرفته‌اند، تنها این رسانه فارسی‌زبان آمریکاست که با اختلاف‌افکنی بین ملت ایران، در عمل تبدیل به ملاوزیون رژیم ملاها شده و اقدامات و سخن‌پراکنی‌هایش، در راستای حفظ رژیم ملاها و تحکیم قدرت مافیایی آنان، در حمام خونی که در ایران راه انداخته، قرار گرفته‌اند.

در نتیجه، در حال حاضر ملت ایران، در دو جبهه رژیم ملاها و این دستگاه تجزیه‌طلب ضد ایران و ایرانی، در نبردی نابرابر قرار گرفته است. ملت ایران طی دو روز پنجشنبه و جمعه گذشته دعوت شاهزاده به تظاهرات در سراسر ایران از ساعت شش بعد از ظهر به بعد را لبیک گفته و به‌صورت میلیونی با دستان خالی، اما اراده‌ای خلل‌ناپذیر برای نجات مام میهن از دست دشمنان داخلی و خارجی قیام نموده‌اند.

متأسفانه این دستگاه تجزیه‌طلب، حتی یک کلام به این رستاخیز ملت ایران، در اجابت فراخوان رهبر مبارزاتی خود شاهزاده رضا پهلوی اشاره ننموده است. روز شنبه نیز ایرانیان مقیم خارج از کشور دعوت شاهزاده را ×برای تظاهرات در خیابان‌های دنیا لبیک گفته و در پشتیبانی از هم‌میهنان داخل کشور، در چند کشور مهم و مطرح دنیا، به تظاهرات پرداخته‌اند. تنها رسانه‌ای که با سکوت گورستانی خود، به این تظاهرات اشاره ننموده، ملاوزیون تجزیه‌طلب صدای آمریکا بوده است.

شاهزاده رضا پهلوی در عین حال، خطاب به ملت ایران برای دو روز اخیر، فراخوان ادامه حضور در خیابان‌های کشور از ساعت شش بعد از ظهر به بعد داده، که روز شنبه، اخبار واصله از ایران علیرغم قطع کامل اینترنت طی سه روز گذشته حاکی از این است که ملت ایران، جان بر کف، بار دیکر به‌صورت میلیونی، این دعوت را نیز لبیک گفته‌اند.

بدین‌وسیه ملت ایران، از هموطنان مقیم آمریکا، درخواست دارد به این سکوت گورستانی ملاوزیون تجزیه‌طلب صدای آمریکا، اعتراض نموده و آنچه در حال حاضر در ایران در پی دعوت شاهزاده از مردم ایران، در مبارزه با رژیم تا دندان مسلخ می‌گذرد را، به گوش رهبران آمریکا، رسانه‌های آمریکایی و در کل ملت آمریکا، که صاحبان اصلی و مالیات‌دهنده این قبیل رسانه‌ها هستند، برسانند؛ تا این نوکران ننگین تجزیه‌طلب شاغل در صدای آمریکا را از این دستگاه رسانه‌ای ملت آمریکا پاکسازی نموده، ملت آمریکا را روسفید و ایران و ایرانی و در کل جامعه بشری را از شر آنان رهایی بخشند.

این رسانه را، که به دست تجزیه‌طلبان افتاده، تا پاکسازی آنان از صدای آمریکا، باید تحریم نمود.

علی‌اکبر امیدمهر

IMG_3365.jpegعزیزان بسیاری داستان بمب گذاری در حرم امام رضا در سال ۱۳۷۳ را به خاطر ندارند. سی سال پیش یک بمب پنج کیلویی در شلوغ ترین موقع زیارت در داخل حرم منفجر شد که باعث کشته شدن حدود سی نفر و زخمی شدن سیصد نفر از زائرین شد. این بمب گذاری کار دار و دسته ی سعید امامی و دستگاه اطلاعات جمهوری نکبت اسلامی بود.

در آن دوران، وزارت اطلاعات روی این انفجار مانورهای تبلیغاتی بسیار داد که این کار کار مجاهدین خلق بوده است. دو زن هم در این انفجار دست داشته اند و خلاصه منافقین کافر با انفجار این بمب نشان دادند که مسلمان نیستند و حاضرند چنین جنایاتی را در مکانی مقدس انجام دهند. مردم اگر چه این موضوع را باور نمی کردند اما به دلیل اختلافات داخل حاکمیت مشخص شد که کار، کارِ امنیتی های حکومت بوده و کوچکترین تردیدی در این موضوع وجود ندارد.

امروز با مشقت بسیار مصاحبه تلویزیونی پزشکیان را تماشا کردم. چند نکته در این مصاحبه برجسته بود:
۱- این که حکومت با طرح های جدید اقتصادی مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را حل خواهد کرد و تا تابستان اوضاع اقتصادی گل و بلبل خواهد شد.

۲- کسانی که امروز خودشان را معترض جا می زنند تروریست هستند. معترضان روز روشن بیایند با ما حرف بزنند (البته محل و چگونگی حرف زدن را مشخص نکرد!) و کسانی که شب ها بیرون می آیند اغتشاش گر هستند و وابستگان به بیگانه.

۳- اغتشاش گران آدم ها را سر می بُرند، و مسجد ها را آتش می زنند.

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

1.مبارزه دلاورانه مردم ایران در راه آزادی، این بار نیز چشم جهانیان را خیره نموده وبه ایران دوخته است.
تفاوت خی زش تازه مردم ایران با دوران‌های پیشین، هم گسترش و نیرومندی بیش‌تر آن و هم وجود یک رهبری و کوششِ او برای دوران گذار و رهایی ایران از حاکمیت یکی از تبه‌کارترین رژیم‌های موجود جهان است. حکومتی که نه تنها مورد نفرت به حق ایرانیان که بسیاری از همآن مردمانی است که رهبر روانی و نادان کنونی سرما‌یه‌های میهن ما را درجیب آن‌ها ریخت. آخوند خامنه‌ای و دیگر آخوندهای فاسد حکومتی و سرداران خودفروش ضد ایرانی بدانند که حتا در سوریه ولبنان و غزه و...نیز شمار زیادی تشنه به خون آنان هستند. اگر با سوریه‌ای‌هایی که درزمان کشتار اسد با یاری تبه‌کار قاسم سلیمانی از سوریه گریخته‌اند روبرو شوید مفهوم سخن مرا بهتر درک خواهید کرد.

2. همآن‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، حکومت از ترس منتشرشدن صحنه‌‌های چنایت کشتار مردم حق‌خواه ایران و سنگ‌اندازی در تماس و پیوند ایرانیان چه در درون و چه با بیروان از کشور، اینترنت را بکلی بست و تماس تلفنی را هم ناشدنی نمود ولی با هر سختی که هست هم‌چنان فیلم‌ها به بیرون از کشور می‌رسد. بنا بر خبری چند هزاراز ایرانیان از استارلینگ سود می‌برند که البته حتمن هُشیار هستندکه از برنامه‌ها(آپ‌های ) تولید ایران در تلفن یا اینترنت خود نداشته باشند چون در آن صورت امکان شناسایی آن‌ها هست.

Babak_Khati.jpgبرای بخش‌های زیادی از اپوزیسیون تحقق یک گذار دمکراتیک اولویت بیشتری از فرم حکومت آینده دارد و حتی برای آن دسته که نوع نظام آینده در اولویت است، شرط تحقق آن اجرای یک رفراندوم تحت نظارت بین‌المللی است، که باز هم گذار از جمهوری اسلامی پیش‌شرط آن است.

درمورد اینکه چرا شاهزاده رضا پهلوی بهترین گزینه ممکن برای رهبری گذار است چند ماه قبل و در این یادداشت:

رضا پهلوی و نقش او در فرایند گذار؛ فرصت، شرط‌ها و الزام‌ها

https://news.gooya.com/2025/09/post-101207.php

به طور مفصل توضیح داده‌ام.

اما اکنون که مردم معترض و به جان آمده‌ی ایران با در دست گرفتن جان خود برای پایان سرطان نظام اسلامی به خیابان‌ها آمده‌اند و صدای خیابان‌ها نیز به وضوح شنیده می‌شود، دیگر هیچ عذری برای تداوم اختلافات باقی نمی‌ماند.

خصوصا از دوستان جمهوری‌خواه انتظار می‌رود که در این بزنگاه مهم، بر اولویت‌ها تمرکز کرده، اختلافات را کنار گذاشته بر تحقق گذار متحد و یک‌صدا شوند.

در عین سادگی اما بار دیگر تاکید می‌گردد که این اقدام به هیچ‌وجه به معنی همراهی یا موافقت با نظام پادشاهی نبوده، گذار و تعیین نوع حکومت آینده دو مقوله جدا است.

اکنون سخن از تحقق گذار است و تعیین نوع نظام آینده فقط در اختیار مردم و در یک رفراندوم ممکن است؛ روزی که همه ما یک رای داریم که به صندوق خواهیم انداخت و همگان باید در برابر نظر اکثریت به عنوان فصل‌لخطاب دموکراسی سر خم کنند.

توجه به این نکته بسیار ضروری است روی دیگر کوبیدن بر طبل اختلاف در چنین روزهایی که صحنه خیابان‌ها شاهد قمار معترضان به جان آمده با جان‌شان است با هر نیت و ایده‌ای تنها به نفع جمهوری اسلامی بوده، کاملا در خدمت تداوم آن است.

12.jpg

ایران اینترنشنال - مهدی یحیی‌نژاد، کارشناس فناوری‌های اینترنتی در شبکه ایکس نوشت نیروهای امنیتی به‌صورت سیستماتیک در حال گشت‌زنی در محله‌ها و مناطق تجاری هستند و تصاویر دوربین‌های امنیتی خصوصی را ضبط می‌کنند. مردم هرگونه فایل مهم را به‌صورت امن آرشیو کنند و حافظه فلش دوربین‌های امنیتی پاک کنند.

Mahmoud_Zahraei.jpgآیا حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و تداوم آن، به ‌تنهایی می‌تواند به پیروزی مردم و سرنگونی رژیم منجر شود؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند فاصله گرفتن از هیجان و نزدیک شدن به تحلیل واقع‌ گرایانه است. تجربه تاریخی انقلاب‌ها نشان می‌دهد که هیچ انقلابی صرفاً با حضور در«خیابان» پیروز نشده، بلکه پیروزی حاصل هم ‌زمان شدن مجموعه ‌ای از عوامل کلیدی است. در این چارچوب، می‌توان از هشت فکت تعیین ‌کننده برای پیروزی هر انقلاب سخن گفت؛

۱- بحران مشروعیت سیاسی (شرط پایه)

جمهوری اسلامی سال‌هاست مشروعیت خود را در میان بخش بزرگی از جامعه ایران از دست داده است. فاصله عمیق میان حاکمیت و مردم، بی‌اعتمادی عمومی و رد گسترده روایت رسمی، این رژیم را در یک بحران مزمن مشروعیت قرار داده است؛ بحرانی که در همه تجربه‌های تاریخی، یکی از پیش ‌شرط‌ های اصلی فروپاشی قدرت سیاسی به ‌شمار می‌رود.

۲- نارضایتی مادی گسترده (اقتصاد و معیشت)

عمق بحران اقتصادی به حدی رسیده که حتی محافظه‌ کارترین اقشار جامعه ــ بازاریان و کاسبان، که به‌ طور سنتی از حامیان روحانیت حاکم بوده‌اند ــ به صف معترضان پیوسته‌ اند. آغاز و تداوم اعتراضات از سوی این لایه اجتماعی، ار یک سو نشانه ‌ای روشن از فروپاشی پیوندهای سنتی رژیم با پایگاه‌ های قدیمی خود و از سوی دیگر نشانگر فروپاشی جدی و شاید غیر قابل برگشت اقتصاد ویران شده ایران است.

۳- شکاف و ریزش در هرم قدرت و ماشین سرکوب (شرط تعیین‌کننده)

با وجود گسترش اعتراضات، هنوز شاهد شکاف معنادار در سطوح بالای قدرت یا ریزش تعیین‌کننده در نیروهای سرکوب نیستیم. نارضایتی‌های پراکنده در بدنه وجود دارد، اما این نارضایتی هنوز به سطحی نرسیده که انسجام ماشین سرکوب را درهم بشکند، یا به میلیونی شدن و بی‌هزینه‌ تر اعتراضات بینجامد. این عامل، همچنان یکی از حلقه‌ های مفقوده مسیر سرنگونی است. امتناع نیروهای سرکوبگر از سرکوب معترضان، از یک طرف ادامه اعتراضات را کم هزینه تر می سازد و از طرف دیگر با ورود بخش های محافظه کارتر جامعه به اعتراضات و شکل گیری تجمعات میلیونی، گام های سریع تری به سوی سرنگونی برداشته می شود.

۴- مشارکت توده‌ ای پایدار (نه صرفاً انفجار کوتاه ‌مدت)

هرچند مشارکت توده‌ای در سال‌های اخیر تداوم داشته، اما در مقاطعی از تداوم و تراکم لازم برای سرنگونی برخوردار نبوده است. طولانی ‌ترین موج اعتراضات از سال ۱۳۹۶ تاکنون، جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود که با وجود گستردگی بی ‌سابقه و دست آوردهای کم نظیر اما نهایتا بدون تحقق هدف نهایی که سرنگونی بود، به پایان رسید. جنبش کنونی وارد چهارده‌ اُمین روز خود شده و امید می‌رود که این بار تا مرحله سرنگونی ادامه یابد.

jkw.jpgخبرنامه گویا - از دید نویسنده هری‌پاتر در جریان خیزش فعلی مردم ایران علیه رژیمی سرکوبگر، بار دیگر ریاکاری بخشی از مدعیان «حقوق بشر» آشکار شده است؛ فعالانی که تنها زمانی پرصدا می‌شوند که نقض حقوق بشر به غرب، آمریکا یا اسرائیل نسبت داده شود. اما هنگامی که سرکوب، شکنجه و کشتار به‌دست حکومت‌هایی صورت می‌گیرد که خود را «ضدغرب»، «ضدسرمایه‌داری» یا «ضداستعماری» می‌نامند، ناگهان سکوت حاکم می‌شود. این حقوق بشرِ گزینشی، نه دفاع از انسان، بلکه ابزاری ایدئولوژیک است و دقیقاً همان چیزی است که جی.کی. رولینگ در موضع‌گیری صریح خود درباره ایران، بی‌پرده افشا می‌کند:

جی.کی. رولینگ:

«اگر ادعا می‌کنید طرفدار حقوق بشر هستید، اما نمی‌توانید خود را با کسانی که در ایران برای آزادی‌شان می‌جنگند همدل و همراه نشان دهید، در واقع ماهیت خودتان را آشکار کرده‌اید. شما تا زمانی که سرکوب و خشونت به‌دست دشمنانِ دشمنانتان انجام شود، ذره‌ای اهمیتی به ستم‌دیدن و لگدمال‌شدن انسان‌ها نمی‌دهید.»

***

1212.jpgایران اینترنشنال - نایجل فاراژ،‌ رییس حزب اصلاح بریتانیا، با اشاره به سرکوب شدید مردم در ایران به دست حکومت گفت که این کشور باید سال‌ها قبل سپاه را تروریستی اعلام می‌کرد و اضافه کرد که از حمله نظامی به سپاه پاسداران برای پیروزی انقلاب کاملا حمایت می‌‌کند.

فاراژ اشاره کرد: «ما برای تغییر رژیم علیه صدام اقدام کردیم. ما برای تغییر رژیم علیه قذافی اقدام کردیم. تغییر رژیمی که همیشه به آن نیاز داشته‌ایم، در ایران است؛ جایی که مردم شگفت‌انگیز ایران، با همه استعدادهای خارق‌العاده‌شان، در یک رژیم دینی و خشن گرفتار شده‌اند.»

او افزود: «من واقعاً امیدوارم رئیس‌جمهور ترامپ در چند روز آینده اقدام کند. ما نمی‌دانیم چند نفر کشته شده‌اند. به من گفته شده که شاید تا پیش از برگزاری این کنفرانس خبری، این تعداد به حدود ۲ هزار نفر برسد.»

فاراژ گفت: «بنابراین آیا من از اقدام نظامی علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، علیه نیروی سپاه، در داخل خاک ایران حمایت می‌کنم تا نیروهای خوب بتوانند در این انقلاب پیروز شوند؟ قطعاً، صددرصد.»

12.jpgایندیپندنت فارسی - جنبش اعتراضی گسترده در ایران، که میلیون‌ها نفر را در شهرهای مختلف به خیابان‌ها کشانده، به یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی و اجتماعی سال‌های اخیر در خاورمیانه تبدیل شده است، حرکتی که مطالبات عمیق برای آزادی و حقوق شهروندی را بازتاب می‌دهد.

نشریه پرسویشن می‌نویسد همدلی هر کسی که به آزادی، برابری و حقوق بنیادین زنان باور دارد، باید با میلیون‌ها ایرانی شجاع باشد. با این حال، در سراسر غرب، در برابر این اعتراض‌های تاریخی، سکوتی کرکننده حاکم بوده است.

این سکوت در رسانه‌های جریان اصلی نیز مشهود است؛ از بی‌بی‌سی گرفته تا رادیوی ملی آمریکا، که به‌شکلی عجیب در درک اهمیت این لحظه کند عمل کرده‌اند و زمانی هم که به وقایع پرداخته‌اند، اغلب دامنه و اهمیت اعتراض‌ها را کم‌رنگ نشان داده‌اند. در مواردی، پوشش رسانه‌ای حتی نشانه‌هایی از همدلی با جمهوری اسلامی داشته است. (در آغاز اعتراض‌ها، روزنامه گاردین حتی یادداشتی از عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، منتشر کرد.)

در رسانه‌های چپ‌گرای انگلیسی‌زبان، این سکوت آشکارتر بوده است. جست‌وجو در وب‌سایت نشریات اصلی چپ آمریکا از جمله اسلیت، جاکوبن، نیو ریپابلیک، نیشن و دیسنت هیچ مطلبی درباره اعتراض‌های ایران نشان نداده است. این خلاء خبری در شرایطی رخ داده است که یکی از بزرگ‌ترین موج‌های اعتراضی سال‌های اخیر در ایران رخ داده است.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

تمرکز رسانه‌ها بر بحران‌های دیگر، از جمله تحولات ونزوئلا، رویدادهای مینه‌سوتا و اقدام‌های روزانه کاخ سفید، بخشی از این بی‌توجهی را توضیح می‌دهد. دشواری گزارش‌ دادن از کشوری که دسترسی خبرنگاران خارجی را به‌شدت محدود کرده و اینترنت سراسری قطع شده نیز عامل دیگری است.

fox.jpgخبرنامه گویا

پیام رضا پهلوی: آقای ترامپ، شما پیشاپیش میراث خود را به‌عنوان رهبری متعهد به صلح و مقابله با نیروهای شر تثبیت کرده‌اید. بی‌دلیل نیست که مردم در ایران نام شما را بر خیابان‌ها می‌گذارند؛ آنان شما را نقطهٔ مقابل اوباما و بایدن می‌دانند و باور دارند که برخلاف آن ها، پشتشان را خالی نخواهید کرد.

امیدواریم این میراث با آزادی ایران کامل شود تا بتوانیم ایران را دوباره به کشوری بزرگ تبدیل کنیم. بیایید در این مسیر شریک شویم و آینده‌ای قدرتمند و شکوفا برای هر دو کشورمان بسازیم.

من آماده‌ام در اولین فرصت ممکن به ایران بازگردم. می‌دانم بسیاری از ایرانیان حاضرند برای این آرمان جان خود را فدا کنند و من نیز چنین آمادگی‌ای دارم. ما به‌عنوان ایرانیان هر آنچه در توان داریم انجام می‌دهیم؛ نه فقط برای خودمان، بلکه برای خیر و صلاح کل جهان.

وظیفه من در حال حاضر فراهم کردن شرایط گذار از این رژیم است، نقش من این است که نیرویی برای وحدت باشم. به همین دلیل است که مردم نام من را صدا می‌زنند؛ چون به من اعتماد دارند (که بتوانم آن‌ها را یکصدا کنم)

***

11topB.jpgمنابع آگاه به ایران‌اینترنشنال: انتظار می‌رود آمریکا «طی هفته‌های آینده» به ایران حمله کند

منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال خبر دادند انتظار می‌رود آمریکا «طی هفته‌های آینده» ایران را هدف قرار دهد.

این منابع یک‌شنبه، ۲۱ دی گفتند در هفته گذشته، تجهیزات نظامی زیادی به خاورمیانه منتقل شده است و این روند در روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.

به گفته این منابع، اسرائیل تنها پس از اقدام آمریکا و فقط در صورتی در این عملیات مشارکت خواهد کرد که جمهوری اسلامی به اسرائیل حمله کند یا نشانه‌های روشنی از قصد انجام چنین حمله‌ای نشان دهد.

*به دلیل قطعی اینترنت تصاویر تجمع‌ها به سختی و با کندی به رسانه‌ها می‌رسد

مطالب جدیدتر در آخر صفحه خواهند بود...

جمعیت انبوهی از معترضان روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه در همراهی با انقلاب ملی ایرانیان به خیابان آمدند

مردم در بندرعباس یکشنبه ۲۱ دی‌ماه، با شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» به خیابان آمدند.

حضور گسترده مردم شنبه شب پاسداران

رسانه های حکومتی: تعداد کشته شده ها قابل توجه است

در حالی‌که اینترنت در ایران برای سومین روز پیاپی قطع است، رسانه‌های حکومتی روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه با انتشار گزارش‌هایی از «بالا بودن» تعداد قربانیان «اعتراض‌ها» خبر می‌دهند. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران با انتشار گزارشی، با انداختن مسئولیت کشتار مردم به «گروه‌های تروریستی» نوشته است «شمار شهدا بالا است.» همزمان الجزیره، به‌نقل از تلویزیون جمهوری اسلامی گزارش کرد که مقام‌های حکومتی می‌گویند ۱۰۹ نفر از نیروهای انتظامی و دولتی در جریان تظاهرات کشته شده‌اند. خبرگزاری صداوسیما هم با انتشار گزارش‌هایی، صحت ویدیوهای منتشر شده روز گذشته از پیکرهای قربانیان در کهریزک را تائید کرد.

تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از آغاز تجمعات در چهارمین شب فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در یکشنبه ۲۱ دی‌ماه، در پونک حکایت دارد. جمعیت حاضر در پونک در شمال غرب تهران شعار «جاویدشاه» سر می‌دهند. این تصاویر در شرایطی که قطعی اینترنت از سوی جمهوری اسلامی وارد سومین روز خود شده، منتشر شده است و جمهوری اسلامی اصرار بر دست داشتن اسرائیل و آمریکا در انقلاب مردم ایران دارد.

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد شامگاه یک‌شنبه، جمعیت گسترده‌ای از مردم تهران در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان رفتند و در حمایت از او شعار دادند.

***

این گزارش در حال بروز شدن است...

koosh.jpgپیام طنز یک کارآفرین ایرانی-آمریکایی حوزهٔ هوش مصنوعی (کوشیارعظیمیان) به ترامپ در شبکهٔ ایکس؛ پیشنهاد تبدیل زمین ۴۹۰۰ هکتاری آرامگاه خمینی در تهران به کازینو!

پیام کوشیارعظیمیان:

آقای رئیس‌جمهور ترامپ، این یک پیشنهاد کاملاً جدی است.

ما این مجموعه ۴۹۰۰ هکتاری در تهران را به‌عنوان هدیه به شما پیشنهاد می‌کنیم.

کشور ما را آزاد کنید و شما می‌توانید آن را به هتل و کازینو تبدیل کنید.

در حال حاضر این مکان زیارتگاهی است که آرامگاه بنیان‌گذار انقلاب اسلامی در آن قرار دارد.

kooshlarge.jpgکوشیار عظیمیان مدیرعامل شرکت 310.ai است که در زمینه هوش مصنوعی مولد برای طراحی پروتئین و کشف دارو فعالیت می‌کند.

او دانش‌آموخته مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف است و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه راتگرز دریافت کرده و کاندیدای دکترا در دانشگاه کالیفرنیا، سن‌دیگو بوده است.

گزارش یک شهروند از اسلامشهر

| No Comments

111.jpgتوانا - یکی از هموطنان از اسلامشهر، می‌گوید نیروهای سرکوبگر از بالای ساختمان‌های مرتفع با گلوله جنگی به سوی مردم معترض شلیک می‌کردند. طبق گزارش‌های دریافتی، تعداد زیادی از هموطنان، در سه روز کذشته، توسط جمهوری اسلامی کشته شده‌اند.

ایران اینترنشنال می‌گوید در محتاطانه‌ترین برآورد، ۲۰۰۰ نفر در ۴۸ ساعت (هجدهم و نوزدهم) کشته شدند. اما اطلاعات دریافتی و مشاهدات از جنایتی بزرگتر خبر می‌دهند. ما پیامی از یکی از افرادی که دسترسی به استارلینک داشت، دریافت کردیم که می‌گفت در شهرهای استان گیلان، حدودا هزار نفر کشته شده‌اند!

111.jpg

«خبر فوری: مارکو روبیو تأیید می‌کند که ایالات متحده به‌طور کامل از مردم ایران در برابر رژیم استبدادی حمایت می‌کند.

شتاب در حال افزایش است.
احتمال کنار رفتن علی خامنه‌ای از قدرت به‌شدت در حال اوج گرفتن است.

این واقعیت را تصور کنید:
سقوط دو دیکتاتور ضدآمریکایی تنها در عرض یک ماه.

این می‌تواند پیروزی‌ای تکان‌دهنده برای آزادی، قدرت و رهبری آمریکا باشد.
مردم ایران شایسته‌ی آن هستند.»

Untitled-6.jpg

بارون ترامپ «رژیم ایران تلاش کرد با قطع برق، اعتراض‌ها در تهران را خاموش کند.

اما مردم کاری حتی قدرتمندتر انجام دادند. آن‌ها چراغ قوه‌های تلفن‌های همراه‌شان را روشن کردند و خیابان‌ها را نورباران کردند تا تمام دنیا ببیند واقعاً چند نفر هستند.

می‌توانید برق را قطع کنید. اما اراده‌ی مردم را نمی‌توانید بکشید.

هر رژیم استبدادی همین اشتباه را مرتکب می‌شود.

و همیشه هم به یک شکل پایان می‌یابد.»

Untitled-5.jpg

ویپ یا سیگار؟

| No Comments

ویدیو‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال اعتصاب کامیون‌داران شیراز را در همراهی با انقلاب ملی ایرانیان در روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه نشان می‌دهد.

IMG_3355.jpegلورا لومر، فعال سیاسی نزدیک به دونالد ترامپ با بازنشر پیام دونالد ترامپ که در آن گفته «ایران به آزادی چشم دوخته، شاید نزدیک‌تر از هر زمان دیگری و آمریکا آماده کمک است»، نوشت:
«شاید شاهد کشته شدن یا دستگیری آیت‌الله (خامنه‌ای) باشیم. عالی خواهد بود.» او گفت: «مرگ بر رژیم ایران».

خانم لومر
ممنون از توییت دلگرم کننده تان. اما با عرض معذرت چون ما ادعاهای بزرگ را زیاد باور نمی کنیم، فعلا برای دستگرمی پیشنهاد می کنم چند کاری که به شدت به مبارزات مردم ایران در داخل ایران کمک می کند و کاملا قابل انجام است و سابقه ی انجام هم دارد و زیاد هم خشونت ورزانه نیست و به حق است انجام دهید تا ایشاللا بعد برسیم به کشتن یا دستگیر کردن سدعلی خامنه ای:

در جایی که حکومت نکبت اسلامی، نه تنها اینترنت بلکه حتی ارتباط تلفنی از ایران به خارج را قطع کرده، کاملا انسانی و مشروع است که در حمایت از مردم، شما یا اسراییل، زدن رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار دهید. شرط توقف زدن هم بازگرداندن اینترنت به مردم ایران باشد.

علی کریمی در کنار پسرش هاوش

| No Comments

آی ملت!

| No Comments

roostayee.jpgحلقه گم شده جنبش اخیر مردم ایران در سیاست آمریک

افرزانه روستایی

آی ملت،
از پنجشنبه شب تاکنون، از ملاهبت الله رهبر طالبان افغانستان تا پرنس بن سلمان سعودی و جناب پوتین هیچیک نخوابیده اند و دارند با کابوس خاورمیانه بدون جمهوری اسلامی و علی خامنه ای از بازی حذف شده کلنجار می روند. ج ا عشرتکده عفن کثیفی بود که از جیب مردم ایران و از سبد منافع ملی کشور به همه سرویس خدمات و امتیاز داد تا به هر قیمتی در قدرت بماند. بازیگران مهم منطقه علی الخصوص ترک ها و قطری ها و روسها نمی خواهند یک نظام دمکراتیک سکولار زبان بفهم مبتنی بر انتخابات ازاد و شفاف در ایران شکل بگیرد و دوباره موی دماغ خاورمیانه اعراب شود.

با فروپاشی اقتصاد و نابود شدن ارزش ریال وعصبانیت مردم، شواهد و قرائنی بود مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی به تسلیم در برابر آمریکا و پذیرش سه شرط کاخ سفید برای توافق بسیار نزدیک شده بود. در صورت نهایی شدن این توافق غنی سازی صفر درصد، برد موشکی پانصد کیلومتر و خواندن فاتحه بر ارتباط جمهوری اسلامی و سپاه قدس با همه نیابتی ها نهایی می شد و بزودی راه حلی نیز برای خروج آن ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنی شده از کشور پیدا می شد.

به یک باره یک جمعیت چند میلیونی عصبانی در تهران به راه افتاد و در شهرستان ها هم مردم خود را برای نبرد تن به تن با مزدوران رژیم آماده کردند. این اتفاق همزمان است با ظهور و بروز یک رهبر جنبش که در کمتر از یک هفته چهار فراخوان فوق موفق را اعلام و تجربه کرد. به یک باره مردم معترض تبدیل به یک بازیگر مهم خیابانی در معادلات خاورمیانه شدند که می روند تا حرف آخر را در یک تصمیم گیری تاریخی بزنند و یک Regime Change آرام و بدون خسارت سنگین را رقم بزنند.

از اظهارنظر دونالد ترامپ و مواضع کش و قوس دار او می شود احتمال داد که کاخ سفید با یک تغییر زمین بازی در ایران مواجه است، ولی هنوز برای آن آماده نیست. تا دیروز ترامپ باید با نمایندگان یقه آخوندی علی خامنه ای چانه زنی می کرد که خواستار بقا و ماندن رژیم هستند، اما به یک باره بازیگران جدیدی در صحنه ایران ظهور کرده اند که در یک وزن کشی یک هفته ای تبدیل به گلادیاتورهای کراواتی صحنه سیاسی امروز ایران شدند.

حلقه مفقوده تصمیم کاخ سفید و سیاست سازان میز ایران در وزارت خارجه آمریکا این است که به جای توافق با جمهوری اسلامی، آیا آماده یک Regime Change دردناک در ایران و پذیرش همه عواقب سنگین تاریخی آن هستند یا نه؟!

pez.jpgخبرنامه گویا - وقتی رئیس‌جمهور کشوری که خیابان‌هایش هنوز بوی خون می‌دهد، پشت تریبون رسمی می‌ایستد و معترضان را «آشوبگر» و «تروریست» می‌نامد، دیگر جایی برای توازن کاذب، نقل‌قول‌های خنثی و بازی با واژه‌ها باقی نمی‌ماند. امروز نه «دو روایت» وجود دارد و نه «ابهام». امروز واقعیت عریان است: اجساد بر زمین مانده‌اند و قدرت، برای پوشاندن حقیقت، به برچسب‌زنی پناه برده است.

مسعود پزشکیان، یک پزشک، کسی که سوگند خورده جان انسان را پاس بدارد، امروز با زبان امنیتی سخن می‌گوید؛ زبانی که نه برای درمان، که برای توجیه زخم به‌کار می‌رود. در حالی که گزارش‌ها از کشتار معترضان و باقی ماندن پیکر قربانیان حکایت دارد، رئیس‌جمهور حکومت ایران در مصاحبه‌ای با صداوسیمای جمهوری اسلامی، آزادی‌خواهان را «تروریست» می‌خواند و اعتراض مدنی را به «توطئه اسرائیل و آمریکا» تقلیل می‌دهد. این نه تحلیل است، نه مسئولیت‌پذیری؛ این پاک‌کردن صورت‌مسئله با لکه‌ دار کردن قربانی است.

image.jpgپزشکیان می‌گوید «تروریست‌های آموزش‌دیده» وارد کشور شده‌اند، «مساجد و بازارها را آتش زده‌اند»، «با تفنگ و مسلسل مردم را کشته‌اند»، «سر بریده‌اند» و «آتش زده‌اند».

خطرناک‌تر از برچسب «تروریست»، فراخوان رئیس‌جمهور به «تجمع محله‌ای» برای مقابله با «آشوب» است. رئیس‌جمهوری که خود را «میانه‌رو» یا «اصلاح‌طلب» می‌نامند، امروز نسخه‌ای می‌پیچد که بیمار را می‌کشد تا تب پایین بیاید.

پزشکیان می‌گوید «ما حرف معترضان را می‌شنویم». شنیدن، وقتی هم‌زمان معترض را «تروریست» می‌نامی، توهین است. شنیدن یعنی توقف گلوله، نه توجیه آن. شنیدن یعنی پاسخ‌گویی به خانواده‌هایی که عزادارند، نه تهدیدشان به «اغتشاش‌طلبی».

ما امروز آگاهانه قواعد روزنامه‌نگاریِ خنثی را کنار می‌گذاریم، چون خنثی‌بودن در برابر دروغِ قدرت، همدستی است.

آقای پزشکیان، تاریخ با دقت ثبت می‌کند که شما در لحظه‌ای که می‌توانستید صدای زندگی باشید، روایت مرگ را تکرار کردید.

خبرنامه گویا - خامنه‌ای امروز در شبکه ایکس کاریکاتوری منتشر کرد که در آن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌صورت مقبره‌ای ترک‌خورده شبیه آرامگاه فرعون‌ها به تصویر کشیده شده است. این پست همراه با متن زیر منتشر شد:

آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.

#مثل_فرعون

pharo.jpg

صحبتهای سرکوبگران کتک خورده

| No Comments

فرزان فتاحی - این سرکوبگرِ کتک‌خورده در قزوین می‌گوید: «داشتم با یک نفر صحبت می‌کردم که این اعتراض نیست» این مامور حکومتی در ادامه با ناناحتی افزود: «حتی تونفا (باتوم) هم برای دفاع نداشتم»

اشکان خطیبی

tweet.jpg

کاریکاتور نشریه شارلی ابدو: «ایران زباله‌هایت را دم در بگذار»

cartoon.jpg
نشریه شارلی ابدو چاپ پاریس، در تازه‌ترین شماره خود با انتشار کاریکاتوری نوشت:

«از ۲۸ دسامبر، موجی از اعتراضات مردمی در ایران به راه افتاده است، که بزرگترین موج از زمان جنبش زن، زندگی، آزادی در سال ۲۰۲۲ است و به آنها که خستگی‌ناپذیر علیه رژیم ملاها مبارزه می‌کنند، امید تازه‌ای بخشیده است.»

به نوشته این مجله این «خیزش عمومی» که در ابتدا علیه هزینه‌های بالای زندگی بود، به سرعت به یک جنبش سیاسی تبدیل شد که «بار دیگر خواستار نابودی رژیم است.»

در کاریکاتور شارلی ابدو، عمامه سیاه به صورت کیسه زباله طراحی شده است و روی آن نوشته شده:

taremi.jpgمهدی طارمی، کاپیتان تیم ملی فوتبال و مهاجم المپیاکوس، پس از ثبت یک پاس گل و یک گل برابر آترومیتوس، بار دیگر از خوشحالی پس گل خودداری کرد و دلیل این موضوع را همبستگی با مردم معترض ایران عنوان کرد: « گل‌ها را جشن نمی‌گیرم، در همبستگی با آنچه مردم ایران از سر می‌گذرانند.»

طارمی درباره اینکه چرا گل‌هایش را جشن نمی‌گیرد، گفت: «در واقع به شرایط کشورم مربوط می‌شود. مشکلاتی بین مردم و دولت وجود دارد. مردم همیشه در کنار ما هستند و به همین دلیل ما هم در کنار آن‌ها هستیم. نمی‌توانستم برای همبستگی با مردم ایران جشن بگیرم. می‌دانم که هواداران المپیاکوس دوست دارند من خوشحال باشم، اما گل‌ها را جشن نمی‌گیرم، در همبستگی با آنچه مردم ایران از سر می‌گذرانند.»



لژیونر فوتبال ایران در یونان پیش‌تر نیز در حمایت از انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، از خوشحالی پس از گلزنی در سوپرکاپ فوتبال یونان، خودداری کرده بود.

همزمان با قطعی سراسری اینترنت و تلفن در ایران، بخش کنسولی سفارت جمهوری اسلامی در سئول، پایتخت کره جنوبی، در کانال رسمی تلگرام خود در اطلاعیه‌ای گفته است می‌تواند چند دقیقه تماس ایرانیان ساکن این کشور را با خانواده‌های آنها در ایران فراهم کند.

این در حالی است که قطعی اینترنت و تلفن نه تنها باعث نگرانی خانواده‌های ایرانیان خارج از کشور شده، بلکه نگرانی‌هایی را درباره اطلاع‌رسانی اعتراضات ایران ایجاد کرده است.

G-YHgKYW4AE2DJm.jpg

کانال تلگرام مهدی رستم‌پور:

آره دقیقاً در ساعات آینده، همین اتفاق می‌افته.

موشعلی در واپسین روزهای حکومتش، بالاخره یه جمله نوشت که مردم ایران موافقن. دولت آمریکا هم موافقه.

kham.jpg***

تصویری که جهانی شد

| No Comments

تصویری که جهانی شد و تمام خبرگزاری‌های خارجی این تصویر زیبا رو در خبر کار کردند.

G-SqMTcXIAATSQI.jpg

trump.jpgدونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، روز شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت:

«ایران در آستانه آزادی قرار دارد، به شکلی که هرگز پیش از این نبوده است. ایالات متحده آماده است کمک کند.»

Untitled-5.jpg

در عین حال، هفت تن از شخصیت‌های سیاسی، مدنی و فرهنگی ایران در نامه‌ای خطاب به دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، خواستار اقدام فوری وی برای توقف سرکوب و کشتار معترضان در ایران شدند

ایران وایر- دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، روز شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت: «ایران در آستانه آزادی قرار دارد، به شکلی که هرگز پیش از این نبوده است. ایالات متحده آماده است کمک کند.»

در این نامه که امضاکنندگان آن به کشته شدن صدها نفر در روزهای اخیر اشاره کرده‌اند، آمده است جمهوری اسلامی همچنان به سرکوب خشونت‌امیز معترضان ادامه می‌دهد و با حمله به بیمارستان‌ها، ربودن مجروحان و انتقال مستقیم آن‌ها به بازداشتگاه‌ها، جلوگیری از تحویل پیکر کشته‌شدگان به خانواده‌ها و قطع اینترنت، مانع انتشار اخبار کامل از وضعیت اعتراضات شده است.

این نامه به امضای محمدجواد اکبرین، دین‌پژوه و روزنامه‌نگار، نازنین انصاری، مدیرمسوول کیهان لندن، فواد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران، یزدان شهدایی، سخنگوی شورای گذار، شیرین عبادی، حقوق‌دان و برنده جایزه صلح نوبل، محسن مخملباف، نویسنده و کارگردان، و عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران رسیده است.

نویسندگان این نامه با یادآوری اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تاکید کرده‌اند که شش سال پیش نیز قطع اینترنت و بی‌توجهی جامعه جهانی زمینه کشتار بیش از ۱۵۰۰ شهروند ایرانی را دور از چشم جهان فراهم کرد. به گفته آن‌ها، اکنون و در شرایطی که تمام راه‌های داخلی برای مهار سرکوب و نجات جان معترضان به بن‌بست رسیده، خروج از این وضعیت نیازمند کمک بین‌المللی است.

در بخش دیگری از این نامه خطاب به رییس‌جمهور آمریکا آمده است که او پیش‌تر سه بار وعده داده در صورت کشتار معترضان توسط جمهوری اسلامی، به کمک مردم ایران خواهد آمد. امضاکنندگان خواستار آن شده‌اند که ترامپ با اقدام عملی علیه دستگاه سرکوب، به این وعده عمل کرده و مانع ادامه کشتار مردمی شود که خواهان کرامت، عدالت و آزادی هستند. در این نامه هشدار داده شده که هر دقیقه تاخیر، ابعاد جنایت علیه مردم بی‌دفاع ایران را گسترده‌تر می‌کند.

trump.jpgایندیپندنت فارسی - وال‌استریت ژورنال روز شنبه ۲۰ دی گزارش داد، مقام‌های دولت دونالد ترامپ گفتگوهای مقدماتی را درباره چگونگی اجرای حمله به جمهوری اسلامی در صورت نیاز آغاز کرده‌اند؛ اقدامی که در چارچوب تلاش برای عملی کردن تهدیدهای اخیر ترامپ در حمایت از مردم ایران ارزیابی می‌شود.

بر اساس این گزارش و به نقل از منابع آگاه، یکی از گزینه‌های مورد بحث در این رایزنی‌ها، اجرای حمله هوایی گسترده علیه چندین هدف نظامی در ایران است. با این حال، مقام‌های آمریکایی هنوز به اجماع نهایی درباره یک طرح مشخص نرسیده‌اند و بررسی سناریوهای مختلف ادامه دارد.

این منابع افزوده‌اند تاکنون هیچ‌گونه جابه‌جایی تجهیزات یا نیروهای نظامی برای اجرای حمله احتمالی انجام نشده است. در عین حال، ترامپ پیش‌تر در پیامی در شبکه تروث سوشال تلویحا اعلام کرده بود در صورت ادامه کشتار معترضان از سوی تهران، ایالات متحده آماده واکنش تلافی‌جویانه خواهد بود.

پیام یک ارتشی از داخل ایران به دونالد ترامپ و بوسه او بر تصویر رئیس جمهوری آمریکا

99.jpgمنوتو - ورسولا فون‌ درلاین روز شنبه اعلام کرد اتحادیه اروپا از اعتراضات گسترده مردم ایران حمایت می‌کند و «سرکوب خشونت‌آمیز» معترضان را محکوم کرد.

رئیس کمیسیون اروپا در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «خیابان‌های تهران و شهرهای سراسر جهان طنین‌انداز گام‌های زنان و مردان ایرانی است که خواهان آزادی هستند: آزادی بیان، آزادی تجمع، آزادی رفت‌وآمد و بالاتر از همه، آزادی برای زندگی کردن.

اروپا کاملا در حمایت از آن‌ها می‌ایستیم.» او در ادامه تاکید کرد: «ما به‌صراحت سرکوب خشونت‌آمیز این اعتراضات مشروع را محکوم می‌کنیم. عاملان این سرکوب در سوی نادرست تاریخ به یاد خواهند ماند.» فون‌ درلاین همچنین خواستار آزادی همه معترضان بازداشت‌شده و بازگرداندن کامل دسترسی به اینترنت در ایران شد.

mashad.jpgدویچه وله - خبرگزاری تسنیم با اعلام خبر کشته شدن هفت تن از ماموران حکومتی در مشهد، از برگزاری تجمع وابستگان جمهوی اسلامی در محکومیت اعتراضات مردمی خبر داده است. جمهوری اسلامی ماموران حکومت را "مدافعان امنیت"، اعتراضات را "اغتشاشات" و معترضان را "اغتشاشگر" می‌نامد.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران از معدود رسانه‌های داخل ایران است که دسترسی به آن با وجود خاموشی اینترنت امکان‌پذیر است.

این خبرگزاری مشخص نکرده است، این "مدافعان امنیت" که کشته شده‌اند، از نیروهای انتظامی، بسیج یا کدام یک از ارگان‌های جمهوری اسلامی بودند.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

اسامی این افراد محمدهادی سبحانی‌فر، مهدی علی‌آبادی، اصغر نیازی، هادی یزدانی، فرج‌الله شوشتری، امیرصادق جوانشیری و مصطفی کیوانلو شهرستانکی اعلام شده است.

این خبرگزاری همچنین با اعلام اینکه قرار است، در روز دوشنبه ۲۲ دی‌ در میدان انقلاب تهران و دیگر شهرهای ایران تجمعی در "محکومیت اغتشاشات" برگزار شود، نوشت: «اقشار مختلف مردم و خانواده‌های شهدا به‌ویژه خانواده شهدای اغتشاشات، در این "تجمع" شرکت خواهند کرد.»

farkhondeh.jpgویژه خبرنامه گویا

کشور ما ۴۸ ساعتِ خونین، پرحادثه، تاریخی و پرمخاطره‌ای را در خاموشی اینترنتی پشت سر می‌گذارد. ساعاتی که نه‌تنها خیابان‌ها، بلکه ذهن جامعه را نیز در وضعیتی معلق میان امید، خشم و نگرانی قرار داده است. در چنین شرایطی، حتی اگر دونالد ترامپ به درخواست شاهزاده رضا پهلوی به تهدید قبلی خود دربارهٔ حمله به ایران به‌خاطر کشتن معترضان عمل کند، این اقدام می‌تواند شرایط را پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر سازد.

دخالت احتمالی ترامپ به شکل حملهٔ هوایی به مراکز نیروهای انتظامی، سپاه و بسیج، فرماندهان این نیروها و نیز برخی شخصیت‌ها و مسئولان سیاسی قابل تصور است. حملهٔ خارجی، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت موجب دلگرمی بخشی از معترضان شود، اما در سطح اجتماعی و سیاسی، می‌تواند واکنش معکوس نیز ایجاد کند.

از سوی دیگر، بعید است که چند حملهٔ هوایی و حذف تعدادی از مسئولان سیاسی و نظامی برخاسته از یک انقلاب که طی دهه‌ها شبکه‌ای پیچیده از نیروهای وفادار و ساختارهای سرکوب ایجاد کرده است را متلاشی کند. افزون بر این، در چنین حملاتِ ظاهراً هدفمندی، همواره احتمال آسیب دیدن شهروندان بی‌گناه وجود دارد؛ عاملی که خود می‌تواند سرمایهٔ اجتماعی اعتراضات را تضعیف کند.

ترامپ و دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به‌خوبی از توازن قوا و وزن واقعی شاهزاده رضا پهلوی در داخل کشور آگاه‌اند. همین آگاهی است که احتیاط در گفتار ترامپ را توضیح می‌دهد؛ آنجا که می‌گوید: «رضا پهلوی آدم خوبی هست، اما باید دید اوضاع به چه سمت در ایران پیش می‌ره.» جمله‌ای که بیش از آنکه نشانهٔ حمایت باشد، بیانگر تردید و محاسبه‌گری سیاسی است. پرسش اصلی این است: آیا واشنگتن امید دارد دخالت نظامیِ فرضی بتواند به‌عنوان کاتالیزاتوری برای عروج نیرویی همسو با تغییرات سیاسی از درون نظام عمل کند؟

در همین چارچوب، اظهارات اخیر ترامپ در روز پنجشنبه (صبح جمعه به وقت ایران) نیز معنا پیدا می‌کند؛ جایی که ضمن تکرار هشدار خود به رهبران ایران، مدعی شد «بیشتر کشته‌شدگان اعتراضات کنونی در تظاهرات، بر اثر ازدحام جمعیت زیر دست‌وپا مانده و جان باخته‌اند». این روایت، بیش از آنکه همدلی با قربانیان باشد، می‌تواند تلاشی برای کاهش بار مسئولیت اخلاقی و سیاسیِ عدم مداخله تلقی شود.

در این میان، موضع شاهزاده رضا پهلوی نیز واجد تناقضی بنیادین است. دعوت از مردم برای حضور در خیابان‌ها و سپس یک روز بعد، درخواست از ترامپ برای کمک و‌مداخله، قمار بزرگی است که مرز میان کنش مستقل داخلی و اتکای بیرونی را مخدوش می‌کند. مرزی که در تاریخ سیاسی ایران همواره حساس بوده است.

Amir_Daha.jpgدر نخستین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، در کمتر از چند ساعت، حضور میلیونی مردم ایران در شهرهای گوناگون کشور، صحنه‌ای را رقم زد که نه‌تنها برای افکار عمومی جهان، بلکه برای همه ایرانیان و نیز حاکمان جمهوری اسلامی حامل پیام‌هایی روشن، غیرقابل‌انکار و تاریخی بود. این حضور، صرفاً یک تجمع اعتراضی یا فوران مقطعی خشم عمومی نبود؛ بلکه اعلام یک تصمیم ملی، تثبیت یک مسیر، و پایان‌دادن به دوران تردید و تعلیق در آینده سیاسی ایران بود.

نخستین و شاید مهم‌ترین پیام این خیزش فراگیر، تثبیت رهبری شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان آلترناتیو بلامنازع جمهوری اسلامی است. واقعیت میدانی نشان داد که جامعه ایران، پس از سال‌ها آزمون و خطا، به نقطه‌ای از بلوغ سیاسی رسیده که می‌تواند حول یک محور مشخص، ملی و فراگیر گرد آید. این اجماع اجتماعی، نه حاصل تبلیغات بیرونی، بلکه برآمده از حافظه تاریخی، تجربه زیسته و خواست روشن مردم برای خروج از بن‌بست جمهوری اسلامی است.

دوم آنکه، این حضور میلیونی، قطعیت سقوط رژیم را از حوزه «احتمال» و «اگر» خارج کرده و آن را به مسئله «زمان» تقلیل داده است؛ زمانی که ممکن است به ماه‌ها و حتی هفته‌ها نکشد. نظامی که مشروعیت اجتماعی خود را از دست داده، و در برابر اراده‌ای چنین گسترده و منسجم قرار گرفته، دیگر از درون تهی شده و صرفاً با اتکا به سرکوب عریان به حیات خود ادامه می‌دهد؛ وضعیتی که ذاتاً ناپایدار و محکوم به فروپاشی است.

ایران: امید، شهلا شفيق

| No Comments

shafiq.jpgاز هفتم دی ماه 1404، مردم ایران، از مرد و زن، با خواست سرنگونی جمهوری اسلامی به ميدان آمده اند. اعتراض‌های مردمی از سال 1996 اين خواسته را به ميان آوردند و خيزش "زن، زندگی، آزادی" آن را به وضوح به گوش جهانيان رسانيد. اين خيزش که گسست قطعی میان مردم و حاکمان را اعلام کرد و از همين رو می‌توان به آن انقلاب نام داد، با سرکوبی بیرحمانه به خون نشست. پس از آن، جمهوری اسلامی بقای خود را نشانه پیروزی ایدئولوژیکش قلمداد کرد. همچنانکه پس از بمباران 12 روزه اسرائیل و امریکا، در خانه ماندن مردم را نشانۀ پشتیبانی مردم از نظام عنوان نمود.

تظاهرات سراسری این روزها، با شعارهایی که به وضوح نشان می دهند که موضوع اعتراض مردم را به هيچ رونمی توان به گرانی محدود کرد، مهر بطلان بر تبلیغات دروغین جمهوری اسلامی و حامیانش زد. افزون براین نکته ی مهم، خیزش عمومی کنونی چند شاخصه امیدبخش در خود دارد.

نخست، همراهی وهمبستگی بازار و جنبش دانشجویی. مکان شروع اعتراض ها بازاربود که گمان می رفت سنتی است و محافظه کار، و پس از آن به سرعت به دانشگاه ها و مناطق مختلف شهری گسترش یافت. این رخداد در همان حال که بر انزوای بیش از پیش حاکمان گواهی می دهد، نشانگر اين است که نسل جدید بازاری، که بخش مهمی از آن تحت نظام اسلامی شکل گرفته، الزاماً تعلق خاطری به طیف سنتی‌ها ندارد. کسبه بازار که پیامد بحران‌های پی در پی اقتصادی اجتماعی، تورم افسارگسیخته، بالا رفتن جهشی بهای دلار و بی ارزش شدن ریال را به طور مستقیم متحمل شده و می‌شوند، با آغاز اعتصاب ها جرقه جنبشی را زدند که نخست تهران و سپس سایر شهرهای بزرگ و کوچک را یکی پس از دیگری در برگرفت. حتی شهر قم نیز که مرکز روحانیت شیعه است از این جنبش بزرگ برکنار نماند.

دومین شاخصۀ اين اعتراض‌ها، رخدادشان در وضعیت بسيار بحرانی حکومت است. حذف بسیاری از فرماندهان ایدئولوژیک سپاه پاسداران در جریان جنگ 12 روزه، قطع بازوهای رژیم در منطقه، یعنی حماس، حزب الله لبنان، حوثی ها در یمن، و نیز حذف سوریه، این متحد استراتژیک رژیم، به روشنی نشان داد که جمهوری اسلامی چقدر شکننده است. از سوی ديگر، ملت ايران هر روز بيشتر شاهد ناکارآمدی و فساد سیستماتیک و فراگیر حاکمان و دولتمردان نظام اسلامی است که طبقات مختلف مردم را فقیر و فقیرتر می کند و در تضاد با آن، زندگی لوکس و پر از تجمل حاکمان و خانواده های آنان را به چشم می بيند. تا آنجا که در روزنامه "جمهوری اسلامی" هم می خوانيم که برخی از مقامات در کاخ های بسیار باشکوه تر از کاخ شاه زندگی می‌کنند. خشم و نفرت مردم از این اوضاع نابسامان، بیش از پیش کل نظام اسلامی را هدف می‌گیرد. مثال اخیر آن ویدیوی خبرساز مراسم عروسی دختر بی حجاب شمخانی است که خشم بسیاری را برانگیخت. حاکمان به مردم می گويند "به آنچه می گويم عمل کنيد و چشم ببنديد برآنچه می‌کنم".

Aref_Pejman.jpg

راهزن، زنده به گور است، به اوستا سوگند

ریشِ ملا، به تنور است ، به مزدا سوگند

دل چرا بندی، به خاموشی قبل از توفان

صبح ،در حال ظهور است، به صهبا سوگند

نعشِ چهل ساله، مگر لایقِ گورستان نیست؟

این وطن ، سنگِ صبور است ، به غوغا سوگند !

این خیابان که به نوروزِ رهایی،وصل است

خانهء شادی و شور است، به آوا سوگند

٭٭٭

زن ستیزی و خونریزی و روبه صفتی

ذاتِ آین شیخِ شروراست ، به مهسا سوگند

همه جا میلهءزندان، همه جا اعدامی:

پاک، پرونده، قطور است، به حاشا سوگند

گورکن ، پا به فرار است ،ولی گنجشک گفت:

بسته، هر راه عبور است،به فردا سوگند!

where.jpgوقتی سیل جاری میشود قطرات باران، جویبارها و رود ها از خود نمی پرسند: "داریم به کجا می رویم؟"

قطرات باران که روی سنگی فرود می آیند، شیب مسیر آنها را تعیین می کند. در این حالت این طبیعت است که مسیر قطره ها را مشخص می کند، اما در سیاست کمی متفاوت است. شیب انقلاب معمولا توسط پول، سوسیال مدیا، احزاب و دولت های خارجی تعیین می شود.

همینطور که می توان مسیر جویبار ها، رودها و به منظور منافع شخصی و‌ سود آوری تغییر داد، حرکت های اجتماعی هم می تواند توسط سیاستمداران، تبلیغات و دولت‌ها برای منافع خود دستخوش تغییر گردد.

انقلاب نیز مانند سیل، زلزله و یا آتشفشان است. هر گاه نارضایتی از حد مجاز تجاوز کند، بصورت خشم بروز می کند و پایه های نظام حاکم را می لرزاند. جلو انقلاب را نمیشود گرفت، میشود اما آن را به تاخیر انداخت.

آنچه ما امروز در ایران مشاهده می کنیم بروز بیرونی ۴۷ سال بغض فرو خفته جامعه است. اعتراضات امروز ادامه اعتراضات سال ۱۴۰۱ و سال ها قبل از آن است، انقلاب یک پروسه هیجانی است، شور است. یک عشق است‌ و یک نوع از خود بی خود شدن است. اما این شور و هیجان یک خطر جدی آنرا تهدید می کند و می تواند مسیر آنرا تغییر دهد.

اعتراضات امروز یک ویژگی مهم نسبت به سالهای گذشته دارد و آن بروز تورم و‌ گرانی سرسام آور و افزایش بی رویه ارزش ارزهای خارجی و طلا است که دولت نیز آنرا به رسمیت می شناسند و بدین طریق خود را موضع ضعف قرار می دهد. همین ضعف موجب میشود که نظام توانایی مانورهای تبلیغاتی برای نسبت دادن آن به دشمنان خارجی را نداشته باشد.

اما اعتراضات کنونی ویژگی دیگری هم دارد که می تواند آفت انقلاب باشد و آن طرح شعار های فرد محور و جناحی است که متاسفانه در این اعتراضات برجسته شده است.

اگر قیام فعلی و سالهای گذشته را بررسی کنیم متوجه می شویم که قشر خاکستری هنوز هم نظاره‌گر است.‌ آنچه ما امروز در کف خیابان مشاهده می کنیم قشر آوانگارد و جوانی ست که از جان مایه گذاشته و می جنگند. ولی تنها با قشر آوانگارد و انقلابی نمیشود انقلاب کرد. باید کاری کرد که اکثریت خاموش به خیابان بیاید و این نیز ممکن نیست مگر از دو طریق:

یکی عدم استفاده از خشونت و دیگری دست بر داشتن از شعار های فرد محور و جناحی. بنابراین اگر این انقلاب یک انقلاب همگانی است و همه طبقات و اقشار در آن ذی‌نفع اند، پس باید این دو شرط محقق شود و گر نه مثل دوره های قبل محکوم به شکست است. همه قیام های تاکنونی که متاسفانه شکست خورده اند، ناشی از توده گیر نشدن آنها است. در گیری های خیابانی تا زمانی که توده گیر نشده است، موجب تحلیل رفتن قدرت انقلاب و از دست دادن جوانان پر شور می شود. نشستن روی زمین و یا ایستادن در مقابل ماشین آب پاش روش های متأثر تری در مقابل نیروی های سرکوب است که می تواند همبستگی جهانی پیدا و ما را به هدف نزدیکتر کند.

رهبری انقلاب امری است اکتسابی. نیاز به رای گیری ندارد. داشتن آتوریته معنوی شرط اول رهبری است که با خواهش و تمنا و یا با تهدید و ارعاب بدست نمی آید. رهبر باید بتواند قلب ها را تسخیر کند، نه قلب حقیقت کند. باید برای وصل کردن آمده باشد، و نه برای فسخ کردن. اگر چنین نباشد شاید سرنگونی ممکن باشد اما پیروزی نهایی نه.

ms.jpgتوضیح ضروری - نگارنده ضمن نفی هر گونه حاکمیت فردی، مادام العمرودیکتانوری، معتقد به استقرار دموکراسی و حاکمیتی مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشربوده و نوشتار حاضر با توجه به شرائط خاص امروز کشوربه رشته تحریر درآمده و به معنای اعتقاد به برقراری نظام سلطنتی نیست.

ایران ما در حال گذراز حساس ترین پیچ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی درتاریخ معاصر خود بسر میبرد. روزهای سرنوشت سازی که موفقیت و ناکامی اش بی تعارف و بی لکنت ، مستقیمآ با زندگی و حیات نه تنها نسل امروز و فردا بلکه با موجودیت و تمدن جغرافیائی بنام "ایران" رابطه ای تنگاتنگ دارد. ملّت ایران علیرغم از سر گذراندن ناملایماتی مافوق توان بشری وآنچه در این چهار دهه با درماندگی و بیچارگی متحمل شد ، این روزها از فشار طاقت فرسای فقرمزمن ، تورم و گرانی لحظه ای ، یکپارچه سر به خروش وعصیان برداشته است. در چنین شرائط بحرانی فقر و نداری که هنوزتفاوت فاحش در اختصاص سهم یارانه هر ایرانی از ثروت سرشار کشورش در ماه معادل هفت دلار صدقه اجباری و مقرری نیابتی های اجنبی بخشایشگرانه و ماهیانه هزار و هشتصد دلار ادامه دارد ، تصور موفقیت حاکمیت مذهبی در پشت سرگذاشتن این پیچ تاریخی، پیش بینی الگوی رفتاری تجربه شده حاکمان با مردم در انتقام گیری وتامین معاش و بدیهی ترین سطح رفاهی " ترسناک" جلوه میکند.

آنچه در این چهل و اندی سال بر ایران و ایرانی گذشت ،مثنوی هفتاد من کاغذ وداستانی است پر آب چشم که یادآوریشان در این مجال ، تکرار مکررات و نمک پاشی بر زخمی کهنه و ناسور است. اما آنچه امروز موجودیّت کشورو آینده مردمش به آن نیاز دارد ، درک صحیح هر ایرانی میهن دوست از نقطه بسیار حساسی است که در آن قرار داریم. موضعگیری و کنش متفکران ، سیاستمدارن سلیم النفس ، فعالان اجتماعی و نمایندگان نحله های مختلف فکری ، سیاسی و اجتماعی و حتی آحاد مّلت ، در این روزهای سرنوشت ساز نقشی بشدت تعیین کننده و تآثیر گذار دارد که بایستی فارغ از تعصبّات مکتبی متعلقّه ، حقیقت مسلّم را بپذیرند. حقیقتی که امروز بیش از هر زمان دیگر به اتحاد و همبستگی و پرهیز از تشتت فکری و سیاسی نیازمندیم. در تمام این سالهای پررنج و درد و تحقیر وبا جمعیت هشت میلیونی خارج از کشور به تجربه آموختیم که تشکیل " شورای رهبری " و یا جمعی متحّد و متشکل ازبرآیند مکاتب مختلف سیاسی برای هدایت یکصدای اپوزیسیون، به دلایل متعددی مقدور نیست و معدود تجارب در این زمینه نیز بسرعت به ناکامی منجر شده است.

pedarpesar.jpgسایت ایران وایر - بنابر خبر خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی،‌ «فرج‌الله شوشتری» از نیروهای جمهوری اسلامی شامگاه جمعه ۲۰دی۱۴۰۴ در مشهد کشته شده است. خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران نوشته است که شوشتری در منطقه «احمدآباد» مشهد «به‌دست آشوب‌گران» به قتل رسیده است.

فرج‌الله شوشتری سرپرست معاونت سیاسی امنیتی استانداری سمنان را در اردیبهشت۱۴۰۳ برعهده داشت. او فرزند «نورعلی شوشتری»، جانشین اسبق فرمانده نیروی زمینی سپاه بود که در سال ۱۳۸۸ طی انفجاری انتحاری کشته شد.

فرج‌الله شوشتری همچنین مدیرکل «ستاد اجرایی فرمان امام» در استان خراسان رضوی و عضو هیات‌مدیره تامین سرمایه بانک مسکن بوده است.

خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی در حالی که اشاره‌ای به جزییات کشته شدن شوشتری نکرده، مدعی شده‌اند که او طی اعتراضات شامگاه جمعه ۱۹دی در مشهد به‌وسیله معترضان به قتل رسیده است.

بنابر اخبار و تصاویر موجود، معترضان در مشهد جمعه شب در سیزدهمین شب اعتراضات به خیابان آمده و علیه جمهوری اسلامی شعار داده‌اند.

Atabak_Fatollahzadeh_2.jpgدر دوران روسیه تزاری، کشور های همسایه روسیه می گفتند: تزارها به « بیماری زمین خواری مبتلا هستند». بیش از فروپاشی اتحاد شوروی ، یکی از اهالی لیتوانی تبار که زخم تاریخی عمیقی از روس ها بر دل داشت. به من گفت: روس ها با زمین خواری به اورگاس می رسند .

هر چند من تا حدی از قلدر مابی روسیه تزاری وسپس حکومت شورا ها آگاه بودم اما میزان نفرت و توهینی که در سخنان آن مرد موج می زد ، مرا شگفت زده کرده بود .

با گذشت سه دهه ، آن نگاه لیتوانی تبار را بهتر درک کردم . در واقع ، تزار ها و حاکمان روسیه طی چندین قرن با لشکر کشی ، سرزمین کشورها ی همجوار را با زور اشغال و به تدریج به خاک خود ضمیمه کردند . البته این بیماری زمین خواری تنها به تزار ها محدود نماند ، حکومت شوروی نیز، با وجود شعار های آرمان گرایانه و افسانه ای ، همین مسیر ، هر چند در ابعاد متفاوت ادامه داد و در عمل ادامه دهنده سیاست های توسعه طلبانه تزار ها شد.

مجموعه این گسترش های سرزمینی چه در دوران تزارها و چه در دوره شوروی، تحت عنوان « ولیکایا روس » یا «روسیه کبیر» شناخنه می شود ، مفهومی که بر پایه ملی گرایانه افراطی بنا شده بود .

اگر از زمین خواری تزارها گذر کنیم ضمیمه سازی سرزمین ها در دوران شوروی نیز کم اهمیت نبود . در آستانه جنگ جهانی دوم ، شوروی کشور های بالتیک - لیتوانی ، لتونی و استونی - را به خاک خود ملحق کرد . افزون بر آن ، بخش های از خاک لهستان ، رومانی ، فنلاند و حتی جرایری از ژاپن نیز به تصرف شوروی در آمد . به بیان دیگر ، حکومت شووری در عمل ادامه دهنده راه تزارها ی روسیه در زمینه توسعه طلبی سرزمینی بود .

پس از جنگ جهانی دوم آمریکا به عنوان یک ابر قدرت ، نظم جهان دوقطبی را با سبک و سیاق خاص خود شکل داد . اما اکنون ، پس از گذشت هشتاد سال از پایان جنگ جهانی دوم ، به نظر می رسد ایالات متحده به رهبری ترامپ به همان « ویروس زمین خواری روسی » مبتلا شده است . ویروسی که این بار در بستر آمریکا جهش یافته و هنوز روش نیست جهان آینده را به چه سرنوشتی دچار خواهد کرد.

آنچه امروز می بینیم تنها نوک کوه یخ است ، جایی که آمریکا بدون توجه به حقوق بین الملل، به خاک کشورهای مانند دانمارک عضو ناتو و کانادا ، همچون خرس گرسنه چشم طمع دوخته است.

اکنون اروپا هم اندک اندک مزه گردن گلفتی و تحقیر آمریکا را می چشد.

embs.jpgمعترضان پرچم شیر و خورشید را بالای سفارت جمهوری اسلامی در لندن نصب کردند

بر اساس گزارش‌های ویدیویی از تجمع شماری از معترضان ایرانی مقابل سفارت ایران در لندن، پرچم جمهوری اسلامی توسط یکی از شرکت کنندگان در این تظاهرات از بالای ساختمان سفارت پایین کشیده شده و پرچم شیر و خورشید جایگزین آن شد.

در این تجمع که به نشانه‌ حمایت از اعتراضات ایران برگزار شد شرکت کنندگان پرجم‌های شیر و خورشید و اسرائيل را در دست داشتند و شعارهایی بر ضد جمهوری اسلامی سر دادند.

تجمع پرشمار معترضان در محله پونک تهران

جمعیت پرشماری از معترضان شامگاه ۲۰ دی در چهارراه اشرفی‌اصفهانی در محله پونک تهران حضور یافته‌اند. بر اساس گزارش‌های رسیده، اثری از نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی دیده نمی‌شود.

مسعود ذات‌پرور، قهرمان بدنسازی، در اعتراضات شهر رشت به دست نیروهای سرکوب کشته شد

مسعود ذات‌پرور، قهرمان بدنسازی، پنج‌شنبه ۱۸ دی در جریان اعتراضات شهر رشت بر اثر اصابت گلوله جنگی جان باخت. یک منبع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفت خانواده ذات‌پرور در تماس با او، این خبر را تایید کردند.

bb.jpg

تصاویر منتشر شده از تهران نشان می‌دهد که هزاران نفر در منطقه هروی در سومین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی با شعار «تا آخوند کفن نشود این وطن وطن نشود» بهخ خیابان آمدند.

تهران/ فرحزاد هموطنان شجاع با شعار "این آخرین نبرده پهلوی برمیگرده" حضور دارند ۲۰ دی ۲۵۸۴ شاهنشاهی

بر اساس ویدیوی رسیده به «ایران‌وایر»، شهروندان معترض تهرانی در محله چیتگر در غرب تهران شعار «جاوید شاهس سر می‌دهند. گزارش‌های رسیده به ایران‌وایر نشان می‌دهد که اعتراضات برای چهاردهمین شب متوالی و با وجود قطعی سراسری اینترنت همچنان ادامه دارد. ویدیوهای رسیده از ایران را شهروندانی که دسترسی به اینترنت ماهواره‌ای «استارلینک» دارند، به بیرون ارسال می‌کنند.

تهران؛ شهرک راه آهن میدان موج

ویدیوی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی جمعیت بزرگی از معترضان را نشان می‌دهد که شامگاه شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ در شهرک راه آهن تهران دست به تظاهرات زده و فریاد «آزادی، آزادی» سر می‌دهند.

تصاویری از حضور گسترده مردم در چهارراه پونک و بلوار اشرفی اصفهانی در تهران که روز شنبه ۲۰ دی‌ماه در سومین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمده‌اند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواسته بود روزهای شنبه و یکشنبه (۲۰ و ۲۱ دی‌ماه) ساعت ۶ عصر با پرچم و تصاویر و نمادهای ملی مراکز شهرها را تسخیر کنند.

باورنکردنیه پونک کاملا دست مردمه

سیدعلی سرنگونه مشهد.

وکیل‌آباد، ۱۹ دی ۱۴۰۴ جمعیت مردم شهد در ویدیوهایی که از نوزدهم دی ماه منتشر شده است، شگفت‌آور است. خامنه‌ای اما این مردم را ی‌بیند و آنها را اصولاً مردم ایران نمی‌شناسد. او مردم را فقط در متملقین و افرادی که یرامونش هستند و حامیانش می‌داند!! خامنه‌ای هر روز تنهاتر می‌شود رژیم ولایی انتخاب مردم ایران نیست.

فوری/ تهران

گزارش رسیده از منطقه هروی سیل جمعیت در خیابان در پاسخ به دومین فراخوان رضاشاه دوم این یک انقلاب ملیست شنبه ۲۰ دی

بر اساس اطلاعاتی که به‌سختی و با ارتباطی محدود از داخل شهر آمل دریافت شده، شب گذشته این شهر شاهد یکی از گسترده‌ترین و خونین‌ترین صحنه‌های اعتراض مردمی بوده است. به گفته شاهدان، «سیل جمعیت» به خیابان‌ها آمده بود.

نکته قابل توجه این بود که افراد مسن‌تر در صف اول ایستاده بودند و جوان‌ترها را تشویق می‌کردند که نترسند و عقب‌نشینی نکنند. به جوانان می‌گفتند: «همه با هم هستیم، فرار نکنید، نیروهای سرکوب کاری از پیش نمی‌برند.» فضای همبستگی در میان مردم بسیار پررنگ بوده است.

همه به یکدیگر کمک می‌کردند: یکی ماسک پخش می‌کرد، یکی آب می‌داد، یکی حتی چای در بطری همراه داشت. با شلیک گاز اشک‌آور، در حالی که بسیاری دچار خفگی شده بودند و چشمانشان از سوزش پر از اشک بود، مردم عقب ننشستند و مقاومت ادامه یافت. گزارش شده مردها در صف ایستاده بودند و با روشن کردن سیگار سعی می‌کردند اثر گاز را کمتر کنند.

مادران کاغذ و پارچه آتش می‌زدند تا دود آن گاز اشک‌آور را خنثی کند. مردم مراقب هم بودند و اجازه نمی‌دادند کسی جا بماند. به گفته شاهدان، زمانی که نیروهای سرکوبگر دیدند توان پراکنده کردن جمعیت را ندارند، به شلیک مستقیم متوسل شدند. در نتیجه این تیراندازی‌ها، تعدادی زخمی و دست‌کم ۱۲ نفر در شهر آمل کشته شدند.

یکی از جان‌باختگان، پسر جوانی ۲۳ ساله بوده است. تلاش برای شناسایی و اعلام نام جان‌باختگان ادامه دارد. همچنین گفته شده تعداد کشته‌شدگان در شهر بابل از آمل نیز بیشتر بوده است. شاهدان تأکید کرده‌اند که دیشب در خیابان اصلی هراز در آمل حکومت نظامی نانوشته برقرار بوده، اما با وجود این، مردم به خیابان آمدند. همزمان گروه دیگری از معترضان در نقاط دیگر شهر راهپیمایی کردند و گزارش شده که یکی از شعب فروشگاه‌های افق کوروش نیز در جریان اعتراضات به آتش کشیده شد.

این روایت‌ها تصویری از سطح بالای همبستگی، شجاعت و سازمان‌یافتگی خودجوش مردم در برابر سرکوب حکومتی ارائه می‌دهد؛ مردمی که حتی زیر آتش گاز اشک‌آور و گلوله، یکدیگر را تنها نگذاشتند و میدان را ترک نکردند.

ویدیو و گزارش تازه به دست ما رسیده

رشت- ۲۰ دی مردم امروز دوباره به میدان آمدند. این سیل سر ایستادن ندارد.

ویدیوی دریافتی با شرح: "تهران، بلوار فردوس غرب، بهار جنوبی" فرستنده میگه مربوط به امشب 'شنبه ۲۰ دی' است.

اهواز؛ درگیری شدید و تیراندازی نزدیک مقر اطلاعات در محله گلستان

تبریز؛ تظاهرات گسترده در چند نقطه شهر

ما منتظر پهلوی هستیم، هیچ‌جا نمی‌ریم همین‌جا هستیم

شهروندان در سعادت‌آباد تهران شامگاه شنبه ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ در پاسخ به دومین فراخوان شاهزاده با شعار جدید «ما منتظر پهلوی هستیم، هیج‌جا نمی‌ریم همین‌جا هستیم» به خیابان آمدند.

«شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ شهرک راه آهن منطقه ۲۲میدان موج»

ارتش معترضان را تهدید کرد

| No Comments

1010.jpgدرحالی که خیزش ملی ایرانیان ادامه دارد و حکومت اینترنت و خطوط تلفن را قطع کرده و به سرکوب مرگبار معترضان مشغول است، ارتش جمهوری اسلامی در بیانیه ای نوشت: ارتش تحت فرماندهی فرمانده کل قوا (خامنه ای) با هر «توطئه ای» با جدیت مقابله می کند. در این بیانیه آمده «دشمن» به دنبال رقم زدن «فتنه» دیگری است

ایران وایر - شنبه ۲۰دی۱۴۰۴ در پی سیزده روز اعتراض در شهرهای مختلف ایران، ارتش ایران نخستین بیانیه خود را منتشر و اعلام کرد که تحت فرماندهی «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی و در همراهی با سایر نیروهای مسلح علاوه‌بر «رصد تحرکات دشمن در منطقه»، «از منافع ملی، زیرساخت‌های راهبردی کشور و اموال عمومی» پاسداری خواهد کرد.

در این بیانیه، ارتش مدعی شده است که آمریکا با حمایت اسراییل و «گروه‌های تروریستی معاند» قصد برهم زدن نظم عمومی را دارند.

ارتش ایران ضمن اشاره به جنگ ۱۲روزه با اسراییل، نوشته است که «دشمن با ادعای دروغین حمایت از مردم ایران به‌دنبال رقم زدن فتنه دیگری است.»

بیانیه ارتش در شرایطی منتشر می‌شود که جمهوری اسلامی اینترنت و دسترسی شهروندان به جهان آزاد را قطع کرده است.

شامگاه جمعه ۱۹دی، معترضان برای سیزدهمین شب متوالی به خیابان آمدند و علیه جمهوری اسلامی شعار دادند. بنابر گزارش‌ها، سرکوب‌گران جمهوری اسلامی علیه معترضان از سلاح استفاده کرده و شماری را مجروح کرده و به قتل رسانده‌اند. رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که شمار کشته‌های اعتراضات اخیر بالاتر از آن چیزی است که منتشر شده.

شنبه ۲۰دی۱۴۰۴ شاهزاده پهلوی دومین فراخوان خود را برای ادامه اعتراضات در شب‌های ۲۰ و ۲۱ دی منتشر کرد و از معترضان خواست که از ساعت ۱۸ به خیابان آمده و مراکز شهرها را از آن خود کنند.

GENEWS.jpgاز سوی سردبیری خبرنامه گویا

خطاب به رضا پهلوی و همه منتقدان و موافقان او

بی‌تردید رضا پهلوی، چه بخواهیم و چه نخواهیم، امروز یکی از چهره‌های اثرگذار در فضای سیاسی ایرانِ بحران‌زده است؛ چهره‌ای که همزمان از پشتیبانی معنادار بخشی از جامعه در داخل و خارج کشور برخوردار است و در عین حال، موضوع اختلاف و تردید نزد بخش‌هایی دیگر از ایرانیان به شمار می‌رود. این واقعیت را نه می‌توان انکار کرد و نه ساده‌سازی.

آنچه امروز بیش از هر زمان اهمیت دارد، درک درستِ نقش‌ها و تفکیک کارکردها در لحظه‌ای تاریخی است که کشور ما با آن روبه‌روست.

حامیان رضا پهلوی؛ طیفی متکثر با انگیزه‌های متفاوت

حامیان کنونی رضا پهلوی را می‌توان به‌طور کلی در سه طیف اصلی دید:

نخست، هواداران پادشاهی مطلقه یا پادشاهی مشروطه؛ که بی‌تردید گزینهٔ پادشاهی مطلقه کم‌طرفدارترین آن‌هاست.

دوم، کسانی که رضا پهلوی را چهره‌ای وحدت‌بخش در دوران خیزش‌ها و ناآرامی‌ها می‌دانند؛ نه به‌مثابه حاکم آینده، بلکه به‌عنوان صدایی که می‌تواند پیام اعتراض، همبستگی و امید را در سطح ملی و بین‌المللی تقویت کند.

سوم، گروهی که با حسرتِ دوران پیش از انقلاب، به دنبال بازگشت به نظمی هستند که دست‌کم ثبات اقتصادی و کرامت اجتماعی را به یاد می‌آورند؛ حتی اگر آن تصویر، نوستالژیک و آمیخته به ساده‌سازی باشد.

این تنوع، خود نشانه‌ای است از بحرانی عمیق‌تر: فقدان یک آلترناتیو فراگیر و مورد توافق.

منتقدان رضا پهلوی؛ از نگرانی دموکراتیک تا خصومت ایدئولوژیک

در سوی دیگر، منتقدان رضا پهلوی نیز یکدست نیستند:

گروه نخست، دموکراسی‌خواهان و مدافعان حقوق بشر هستند که از تکرار هرگونه «حکومت فردمحور» هراس دارند و تجربهٔ تاریخی ایران را هشداردهنده می‌دانند. این نگرانی، مشروع و قابل احترام است.

گروه دوم، گروه های چپ‌ و جریان‌های ضد امپریالیست‌ هستند که خواهان رهبری سکولار اما مستقل از غرب هستند و نزدیکی به قدرت‌های غربی را تهدیدی برای استقلال می‌دانند.

گروه سوم، مدافعان جمهوری اسلامی و یا سازمان مجاهدین خلق‌اند؛ جریاناتی که مخالفت‌شان نه از سر نقد دموکراتیک، بلکه از موضع حفظ یا جایگزینی یک ساختار اقتدارگرا با اقتدارگرایی دیگر برمی‌خیزد.

نادیده گرفتن تفاوت این سه گروه، هم بی‌انصافی است و هم خطای تحلیلی.

خطاب ما به منتقدان رضا پهلوی

پرسش ساده اما تعیین‌کننده این است: در این لحظهٔ تاریخی، چه کسی دیگری می تواند چنین نقشی را ایفا کند؟

چه کسی امروز توانسته است، ولو ناقص و پرنقص، جهت‌دهی، تریبون بین‌المللی، حمایت نمادین و امید روانی به معترضان داخل کشور بدهد؟ چه کسی توانسته است صدای خیابان را از مرزها عبور دهد؟

دعوت ما این نیست که رضا پهلوی را «رهبر آینده» یا «حاکم فردا» ببینید. دعوت ما این است که او را ابزار وحدت در یک گذار تاریخی ببینید؛ نقشی موقت، محدود و مشروط.

کلید موفقیت این جنبش، نه در حذف یکدیگر، بلکه در هم‌افزایی نقش‌هاست. اگر هر نیرویی، تنها به نفی دیگری بسنده کند، نتیجه چیزی جز تداوم وضع موجود نخواهد بود.

پیام ما به رضا پهلوی

آقای رضا پهلوی،

برخلاف بخش قابل‌توجهی از رسانه‌های جریان اصلی فارسی‌زبان و غربی، ما بر این باوریم که تلاش‌های شما در روزها و هفته‌های اخیر، سطح اعتراضات و توجه جهانی به آن را ارتقا داده است. این واقعیتی است که حتی منتقدان منصف نیز به‌سختی می‌توانند انکارش کنند.

با این حال، مسئولیت این نقش، به همان اندازه سنگین است که حساس.

ما صریح و دوستانه می‌گوییم: زبان شما، مرز نقش شما را تعیین می‌کند. پیشنهاد ما این است که در پایان هر بیانیه و سخنرانی، به‌روشنی بر ماهیت این نقش تأکید شود؛ برای مثال:

«از شما سپاسگزارم که در این دورانِ تغییر، مرا به‌عنوان همراه و هدایت‌کننده این مسیر برگزیده‌اید. اطمینان می‌دهم که نه در پی پادشاهی‌ام و نه ریاست‌جمهوری. من اینجا هستم تا ما را در برابر این رژیم اسلامیِ ویرانگر متحد کنم.»

چنین تصریحی نه نشانهٔ ضعف، بلکه نشان‌دهندهٔ درک حساسیت این مقطع تاریخی و مسئولیت ناشی از آن است. این شفافیت می‌تواند بسیاری از نگرانی‌های دموکراتیک را کاهش دهد و دایره همبستگی را گسترش دهد.

سخن پایانی

ایران امروز بیش از هر چیز، به اتحاد علیه شرّ حاکم نیاز دارد؛ اتحادی که در آن، "نور بر تاریکی غلبه کند"، نه با یک چهرهٔ منجی، بلکه با هم‌صدایی نیروهای گوناگون.

گذار، یک ارکستر است؛ نه تک‌نوازی.

اگر هر کس نقش خود را بشناسد و از وسوسهٔ حذف دیگری بپرهیزد، امید آن هست که این بار، تاریخ به سود مردم ایران ورق بخورد.

سردبیری خبرنامه گویا

terror.jpgایندیپندنت فارسی - محمد محقق، عضو رهبری شورای مقاومت برای نجات افغانستان در اقامتگاهش در تهران هدف قرار گرفت

بعد از ظهر امروز شنبه، ۲۰ جدی، حاجی محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و عضو رهبری شورای مقاومت برای نجات افغانستان، در اقامتگاهش در تهران هدف حمله مسلحانه قرار گرفته است.

محقق از یک هفته پیش در ایران به‌سر می‌برد و دیروز جمعه از مشهد به تهران رفته بود.

به دلیل قطع اینترنت ‌و اختلال در راه‌های ارتباطی، هنوز اطلاع دقیقی از وضعیت آقای محقق در دست نیست.
منبع نزدیک به محقق به من گفت « حمله مهاجمان مسلح ناشناس هدفمند بوده و خبرها نگران کننده است.»

9999.jpgدادستانی: اتهامات تمامى اغتشاشگران یکى است، محارب

محمد موحدی آزاد، دادستان کل کشور، در اظهاراتی با اشاره به انقلاب ملی اخیر، معترضان را «محارب» خواند و خواستار رسیدگی قضایی «بدون اغماض» به پرونده‌های مرتبط شد.

به گفته او، دادسراها باید با دقت و بدون اتلاف وقت، با صدور کیفرخواست، مقدمات محاکمه و برخورد قاطع با افرادی را فراهم کنند که به گفته دادستان کل کشور «با ایجاد ناامنی و آسیب به اموال عمومی، در جهت منافع بیگانگان اقدام کرده‌اند.»G-Tll4BWAAAPlUF.jpg

موحدی آزاد تاکید کرد که اتهامات مطرح‌شده علیه همه افراد درگیر یکسان است؛ چه کسانی که به گفته او «در تخریب و آسیب‌زدن به امنیت عمومی» نقش داشته‌اند و چه افرادی که «با در اختیار داشتن سلاح موجب ترس و وحشت شهروندان» شده‌اند.

او افزود این افراد نمی‌توانند ادعای «فریب‌خوردگی» داشته باشند، زیرا به گفته او پیش‌تر هشدارهای لازم درباره اهداف دشمن داده شده است. دادستان کل کشور همچنین از تریبون‌داران و فعالان فضای مجازی خواست در سخنان و رفتار خود دقت بیشتری داشته باشند.

IMG_3337.jpegاین که یک نویسنده ایرانی به طور مکرر خطاب به رهبر کشوری دیگر برای دریافت کمک به مردم اش که در زیر فشار وحشتناک بلاتکلیفی و احتمال سرکوب گسترده به سر می برند بنویسد نه در شان نویسنده است نه در شان مردمی که امروز به رغم تمام خطرات بپا خاسته اند تا ایران و جهان را از شرّ یک اژدهای هفت سر برهانند.
این که این تک صدا از یک خبرنگار ساده به رییس قدرتمندترین کشور جهان برسد البته محل تردید است ولی من این کار را انجام می دهم برای ثبت در گوشه ای از تاریخ تا آیندگان بدانند مردم ایران در سال ۲۰۲۶ سعی کردند از هر طریقی می توانند جهان و بخصوص امریکا را با خود همراه کنند.

جناب پرزیدنت!
وعده ی شما برای کمک به ایرانیان در بند در داخل کشور بسیار دلگرم کننده بود ولی بعد از طرح این وعده، و همزمان با اوج گرفتن مقاومت مردم در مقابل حکومت نکبت اسلامی، سکوت و به نوعی جا خالی دادن شما وضعیتی نگران کننده برای ما به وجود آورد.

من در جایی دیدم و هنوز مرجع آن را پیدا نکرده ام که جناب عالی در رهبری شاهزاده رضا پهلوی و نقش ایشان به عنوان ستون و تکیه گاهی ملی که مردم معترض حول ایشان گرد آمده اند تشکیک کرده اید که این موضوع اگر صحت داشته باشد یکی از پوست موزهایی ست که عوامل نفوذی در دستگاه دولت شما به زیر پای شما انداخته اند.

ما در ایران، چه در داخل و چه در خارج هیچ شخصیتی شناخته شده تر، با سابقه تر در مبارزه با حکومت نکبت، با فرهنگ تر و مدرن تر و دمکراسی خواه تر از شاهزاده نداریم و ایشان نه تنها همواره زیر ضربات مستقیم و غیر مستقیم تبلیغاتی و امنیتی حکومتی ها بوده بلکه ضربات بسیار و مداوم از مخالفان خود و خانواده اش در جبهه ی مثلا مخالف حکومت اسلامی نیز دریافت کرده ولی تا این لحظه با پایمردی این ضربات را تحمل کرده است.

99.jpgایندیپندنت فارسی - مجتبی دهقانی

«قشرِ رذلِ اوباشِ چاقوکش»، «علف‌های هرزه‌ای که باید کنده شوند، درو شوند و دور انداخته شوند»؛ این‌ها بخشی از سخنان علی خامنه‌ای در روز ۲۰ خرداد ۱۳۷۱ است. شاید به نظر برسد که رهبر جمهوری اسلامی این تعابیر را برای توصیف نحوه برخورد با گروه‌های سازمان‌یافته جنایتکار به کار برده است. نه. خامنه‌ای این‌‌ها را برای توصیف مردم مشهد استفاده کرده که چند روز قبل از این سخنرانی در اعتراض به کشته شدن یک دانش‌آموز به دست نیروهای امنیتی در کوی طلاب مشهد دست به اعتراض زده بودند.

۳۳ سال بعد در شهر مشهد، زادگاه رهبر جمهوری اسلامی جمعیت میلیونی معترضان چشم جهانیان را خیره کرده است. رئیس‌جمهوری آمریکا در کاخ سفید از افتادن کنترل شهر به دست مردم مبارز می‌گوید. پایگاه ایدئولوژیک و مذهبی جمهوری اسلامی، شهر نمادینی که در جمهوری اسلامی با پیوستگی‌اش با زندگی رهبر جمهوری اسلامی گره خورده بود، صحنه بزرگترین اعتراضات علیه «اصل جمهوری اسلامی» است.

آیت‌الله علی خامنه‌ای در بیش از سه دهه رهبری خود با سلسله‌ای از شورش‌ها، اعتراضات و جنبش‌های اجتماعی و سیاسی روبه‌رو بوده است؛ از شورش کوی طلاب مشهد در سال ۱۳۷۱ و اعتراضات اسلام‌شهر و شیراز در همان زمان گرفته تا جنبش دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، اعتراضات دی ۱۳۹۶، خیزش آبان ۱۳۹۸ و نهایتا جنبش «مهسا» در سال ۱۴۰۱.

در همه این اعتراضات، جمهوری اسلامی اگرچه با بی‌ررحمی مطلق، کشتار معترضان و تحمیل هزینه‌های سنگین انسانی، سیاسی و اقتصادی، اما توانست خود را حفظ کند. همین تجربه‌های تاریخی ممکن است سبب شده باشد که رهبر جمهوری اسلامی و چند نفری از حلقه محدود اطراف او امروز نیز تصور کنند که این موج جدید اعتراضات را هم می‌توان با همان الگوهای قدیمی مهار کرد: سرکوب، فرسایش، قطع ارتباطات و ایجاد شکاف در صفوف معترضان.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

اما آنچه امروز در خیابان‌های ایران در جریان است، از نظر ساختاری و راهبردی تفاوتی بنیادین با تمام اعتراضات پیشین دارد. جمهوری اسلامی نه فقط با یک موج نارضایتی اجتماعی، بلکه با فروپاشی ظرفیت حکمرانی خود روبه‌رو است. آنچه رخ داده، عبور نظام از یک «حکومت بحران‌زده» به یک «حکومت ورشکسته» است؛ چیزی که در ادبیات سیاسی به آن Failed State یا دولت ناکام گفته می‌شود: حکومتی که دیگر قادر به تامین حداقل‌های اداره کشور، اعمال اقتدار موثر و بازتولید مشروعیت و وفاداری نیست.

9999.jpgایران وایر - حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس، روز شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ اعلام کرد، ایالات متحده نگران گزارش‌هایی است که بر اساس آن‌ها جمهوری اسلامی از نیروهای وابسته به حزب‌الله و شبه‌نظامیان عراقی برای سرکوب اعتراضات در ایران استفاده کرده است.

در پیام وزارت خارجه آمریکا آمده است که حکومت ایران میلیاردها دلار از دارایی‌های مردم را صرف نیروهای نیابتی تروریستی کرده و به کارگیری این نیروها علیه شهروندان خود، خیانتی عمیق به مردم ایران خواهد بود.

وزارت خارجه آمریکا در پیام دیگری خطاب به در واکنش به سخنان خامنه‌ای، نوشت: «شاید چیزی که واقعا او را آزرده می‌کند این است که مردم ایران به ۴۷ سال دروغ و شکست کامل این رژیم پی برده‌اند، و این که چهل‌وهفتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده در کنار آن‌ها ایستاده است.»

خامنه‌ای در سخنرانی روز جمعه خود گفته بود: «برخی ساختمان متعلق به کشور خودشان را خراب کردند، برای اینکه دل رئیس جمهور آمریکا خوش باشد.»

99.jpgایندیپندنت فارسی - تایم در گزارشی درباره خیزش ملی ایرانیان نوشت، با گسترش چشمگیر اعتراض‌ها علیه حکومت ایران در شامگاه پنج‌شنبه، حکومت در بسیاری از نقاط با گشودن آتش پاسخ داد.

یک پزشک تهرانی که به شرط ناشناس ماندن با مجله تایم گفت‌وگو کرده، گفته است که تنها در شش بیمارستان پایتخت، دست‌کم مرگ ۲۱۷ معترض ثبت شده که «بیشترشان با گلوله جنگی» کشته شده‌اند.

به نوشته تایم، اگر این آمار تایید شود، نشان‌دهنده سرکوبی است که از پیش با قطع تقریبا کامل اینترنت و ارتباطات تلفنی کشور از شامگاه پنج‌شنبه قابل پیش‌بینی بود. این پزشک گفت مقام‌ها روز جمعه اجساد را از بیمارستان خارج کردند.

به گفته او، بیشتر کشته‌شدگان جوان بودند، از جمله چند نفر که در خارج از یک کلانتری در شمال تهران هدف رگبار مسلسل نیروهای امنیتی قرار گرفتند و «در جا جان باختند». فعالان گزارش داده‌اند که دست‌کم ۳۰ نفر در این حادثه هدف گلوله قرار گرفتند. مجله تایم نتوانسته است این ارقام را به‌طور مستقل تایید کند.

isr.jpgایران اینترنشنال - پس از تظاهرات میلیونی مردم در جریان خیزش ملی ایرانیان در شامگاه پنجشنبه، کانال ۱۲ اسرائیل گزارش داد ارزیابی‌ها بین مقامات این کشور بر مبنای احتمال فروپاشی رژیم ایران تغییر کرده و اسرائیل بر مبنای اینکه قیام مردمی در ایران به فروپاشی نظام منجر می‌شود، تصمیم‌گیری خواهد کرد.

یک مقام امنیتی اسرائیل کانال ۱۲ گفته که این کشور همچنان به سیاست عدم مداخله ادامه می‌دهد و از نزدیک اعتراضات را دنبال می‌کند.
پیش‌تر اکسیوس در گزارشی نوشت که نهادهای اطلاعاتی آمریکا در حال تجدید نظر در ارزیابی قبلی خود درباره اعتراضات هستند و احتمال سقوط جمهوری اسلامی را رصد می‌کنند.

بر اساس این گزارش، نهادهای اطلاعاتی آمریکا ارزیابی کرده بودند که اعتراضات در ایران از قدرت کافی برای به چالش کشیدن ثبات حکومت برخوردار نیست اما در پی رویدادهای اخیر، این دیدگاه در حال بازبینی است.

یک مقام ارشد آمریکایی گفت: «اعتراضات جدی است و ما به رصد آن ادامه می‌دهیم.»

طرح فرار خامنه‌ای لو رفت!

| No Comments

loomr.jpg

ایندیپندنت فارسی - لورا لومر، فعال سیاسی نزدیک به دونالد ترامپ با بازنشر پیام دونالد ترامپ که در آن گفته «ایران به آزادی چشم دوخته، شاید نزدیک‌تر از هر زمان دیگری و آمریک آماده کمک است»، نوشت:

«شاید شاهد کشته شدن یا دستگیری آیت‌الله (خامنه‌ای) باشیم. عالی خواهد بود.» او گفت: «مرگ بر رژیم ایران»

***

99.jpgایران وایر - ویدیویی از اعتراضات شامگاه پنجشنبه ۱۸دی۱۴۰۴ به تازگی منتشر شده که مسجد «الرسول» میدان کاج سعادت آباد تهران را در آتش نشان می‌دهد. در این تصاویر که مربوط به دوازدهمین شب اعتراضات است، معترضان نام «ایران» را فریاد می‌زنند.

اینترنت در ایران از همان شامگاه پنج‌شنبه قطع شده است. اما تصاویر و اخباری که گاه دیرتر از زمان خود اطلاع‌رسانی می‌شوند، از حضور معترضان برای شب‌های متوالی در شهرهای مختلف ایران خبر می‌دهند.

پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی، در پی فراخوان گروه‌های سیاسی، صنفی و شاهزاده رضا پهلوی، معترضان به خیابان‌ها آمده و علیه جمهوری اسلامی شعار داده‌اند.

G-Tkws0asAc1Xkh.jpg

G-TkwuyasAAOPik.jpg

arnz.jpgعلیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

در یک سال رسیدن خانه پدری از سرفرازی و پیشرفت به جنگ و مرگ و فتنه، هربار که پس از ساعتی غیبت، به روزنامه اطلاعات بازمی‌گشتم، زنده‌یاد غلامحسین صالحیار، سردبیرم، با اشاره می‌گفت به اتفاق علی باستانی، آن انسان وارسته و معاون سردبیر، به اتاق کوچک بروم. در کنار میزش، اتاقی بود که جلسات ۷ صبح و ۳ بعدازظهر دبیران روزنامه آنجا برگزار می‌شد و صالحیار بعد از نهار، قیلوله‌ای (خواب بعد از ناهار) در آنجا داشت.

تا وارد می‌شدیم، می‌گفت کجا بودی، چه کسی را دیدی و خبر تازه چیست؟ ۱۸ دی‌ماه بود که بعد از ساعاتی غیبت، به روزنامه بازگشتم. اشاره شد و با باستانی به اتاق ویژه رفتم. بی‌مقدمه پرسید: کجا بودی؟ گفتم: پیش دکتر بختیار بودم. و بعد سوال و جواب شروع شد.

گفتم: دکتر بختیار به مجلس می‌رود تا سنت پارلمانی مشروطه حفظ شود. نخست ابراز تمایل مجلس، بعد صدور فرمان که تا حالا انجام شده و سپس گرفتن رای اعتماد. گفتم که شاه قصد سفر دارد. به همین شرط دکتر صدیقی را که ناظر بر بقای او در کشور بود، نپذیرفت. باستانی با سال‌ها تجربه از جنبش ملی شدن نفت تا آن روز، با نیم‌لبخند همیشگی چهره‌اش پرسید: بختیار چقدر موفقیت برای خود پیش‌بینی می‌کند؟ گفتم: این سوال را از او کردم، گفت: ۵ درصد! صالحیار گفت: کدام دولتمردی با ۵ درصد امید، به صحنه می‌آید؟ گفتم: این سوال را هم از او کردم، پاسخش ساده بود: ۵ درصد من خیلی زود می‌تواند ۵۰ درصد شود.

صالحیار به فکر فرو رفت. سه روز بعد خبرش کردم که بختیار این هفته به مجلس می‌رود و وزرایش را معرفی می‌کند. بختیار می‌خواست تا پادشاه در کشور است، رای اعتماد بگیرد. او به ژنرال‌های ارتش اعتماد نداشت و ۳۷ روز بعد دیدیم که بی‌اعتمادی‌اش بی‌دلیل نبود. کارتر هویزر را بدون اجازه گرفتن از پادشاه و دولت، به تهران فرستاده بود تا جلو هر نوع حرکت ارتش را (علیه خمینی) بگیرد‌. آن وقت حالا خامنه‌ای از دخالت آمریکا شکوه می‌کند و روضه یا غریب‌الغربا سر می‌دهد.

۲۶ د‌ی‌ماه که دکتر شاپور بختیار به مجلس رفت، در مجلس بودم. بعضی نمایندگان که طی چند دوره نمایندگی جز مدح و ثنای دولت بر زبانشان نیامده بود، شروع به انتقاد از بختیار کردند که ۲۵ سال از قدرت دور بود. سرانجام او با دلگیری به نمایندگان گفت: این‌هایی که می‌گویید، چه ربطی به من دارد؟

پادشاه در سرمای آن روز با دلی شکسته در فرودگاه، انتظار می‌کشید. سرانجام دکتر بختیار و وزرایش با ۱۴۹ رای موافق، ۴۳ رای مخالف و ۱۳ رای ممتنع، به نخست‌وزیری رسید و بلافاصله برای تودیع و بدرقه پادشاه، به فرودگاه رفت.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

۳۷ روز بعد، در ۲۲ بهمن، بختیار غذای نیم‌خورده‌اش را در دفتر باقی گذاشت و به خانم کلانتری، منشی‌اش، که پرسید آقای دکتر عصر بازمی‌گردید، گفت: برمی‌گردم، اما پیکر خونینش ۱۵ خرداد ۱۳۷۰ در ویلایش کشف شد. فرمان قتل او را خمینی صادر اما خامنه‌ای اجرا کرد، چون سوءقصد نخست به جانش در تابستان ۱۳۵۹ با شکست روبرو شد و خامنه‌ای حکم را به ارث برد. نفرت او و اربابش خمینی از شاپور خان آنقدر ریشه دار بود که نمی‌شد حدی بر آن متصور شد.

وحید آنلاین - ویدیوی دریافتی با شرح: پرواز پهپاد در بلوار فردوس غرب، شنبه ۲۰ دی

1010.jpgخانواده های جان باختگان در بیمارستان الغدیر تهران

منوتو - بر اساس گزارش‌ها و ویدیوهای ارسال شده به منوتو، شماری از خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات اخیر برای پیگیری وضعیت عزیزان خود به بیمارستان الغدیر تهران مراجعه کرده‌اند.

گفته می‌شود همزمان با انتقال پیکرها به این مرکز درمانی، محدودیت‌هایی برای اطلاع‌رسانی و حضور خانواده‌ها اعمال شده است و تاکنون توضیح رسمی شفافی درباره جزئیات این انتقال‌ها ارائه نشده است.

بر اساس گزارش‌ها و ویدیوهای دریافتی، در تاریخ سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ پیکر شماری از جان‌باختگان اعتراضات اخیر به بیمارستان الغدیر منتقل شده است. به گفته منابع مطلع، این انتقال‌ها تحت تدابیر امنیتی انجام شده و همزمان، محدودیت‌هایی برای حضور خانواده‌ها و دسترسی آزاد به اطلاعات اعمال شده است.

تا لحظه تنظیم این خبر، جزئیات بیشتری درباره هویت جان‌باختگان یا علت دقیق مرگ آن‌ها از سوی منابع رسمی اعلام نشده است.

rp.jpg"برای اعتصاب سراسری، تسخیر مراکز شهرها و حفظ آن‌ها آماده شوید"

ایران اینترنشنال - رضا پهلوی جمعه شب ۱۹ دی در پیامی ویدیویی به مردم ایران که به دنبال تظاهرات گسترده آنان در شهرهای مختلف درپی فراخوان او انجام شد، خواستار آغاز اعتصاب سراسری و نیز حضور خیابانی مردم در ساعت شش شنبه و یکشنبه، ۲۰ و ۲۱ دی، در خیابان‌ها شد.

رضا پهلوی همچنین خطاب به جوانان گارد جاویدان ایران و همه نیروهای مسلح و امنیتی که به پلاتفرم همکاری ملی پیوسته‌اند، گفت که ماشین سرکوب را کند و مخل کنند.

او در پیام خود تاکید کرد که از این به بعد «هدف، آمادگی برای تسخیر مراکز شهرها و حفظ آن‌هاست.»

متن کامل پیام رضا پهلوی را می‌خوانید:

«هم‌میهنان عزیزم

شما با شجاعت و ایستادگی خود، تحسین جهانیان را برانگیخته‌اید. حضور دوباره و پرشکوه شما در خیابان‌های سراسر ایران در شامگاه جمعه، پاسخی دندان‌شکن به تهدیدهای رهبر خائن و جنایتکار جمهوری اسلامی بود. یقین دارم که او این تصاویر را از مخفیگاهش دیده و از وحشت لرزیده است.

پونک تهران (برای اندازه اصلی عکس روی آن کلیک کنید)

photo_2026-01-09_18-17-27.jpg

rp.jpgرضا پهلوی خطاب به ترامپ: مردم تا یک ساعت دیگر به خیابان‌ها خواهند آمد، از شما می‌خواهم کمک کنید

یورونیوز - رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران در شبکه ایکس دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا را خطاب قرار داد و از او تقاضای کمک کرد.

او نوشت: «این یک فراخوان فوری و ضروری برای توجه، حمایت و اقدام شماست. دیشب میلیون‌ها ایرانی شجاع را در خیابان‌ها دیدید که با گلوله‌های جنگی روبرو بودند. امروز، آنها نه تنها با گلوله، بلکه با قطعی کامل ارتباطات نیز مواجه هستند. اینترنت وجود ندارد. خطوط تلفن ثابت نیز وجود ندارد.»

فرزند آخرین پادشاه ایران در ادامه نوشته است: «علی خامنه‌ای از ترس پایان رژیم جنایتکار خود به دست مردم و با کمک وعده قدرتمند شما برای حمایت از معترضان، مردم حاضر در خیابان‌ها را به سرکوب وحشیانه تهدید کرده است. او می‌خواهد از این قطعی اینترنت برای قتل این قهرمانان جوان استفاده کند.»

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

رضا پهلوی افزوده است: «مردم تا یک ساعت دیگر دوباره به خیابان‌ها خواهند آمد. از شما می‌خواهم کمک کنید. شما ثابت کرده‌اید و من می‌دانم که شما مرد صلح و مردی هستید که به حرف خود عمل می‌کنید. لطفاً آماده باشید تا برای کمک به مردم ایران مداخله کنید.»

rev.jpgآیا این بار در ایران انقلاب می‌شود؟ جک گلدستون متخصص «تئوری‌های انقلاب» پاسخ می‌دهد

یورونیوز

جک گلدستون، متخصص تئوری‌های انقلاب در گفتگوی اختصاصی با یورونیوز می‌گوید موج از اعتراضات در ایران در حال حرکت به سمت شکل‌گیری ائتلافی کم‌سابقه و گسترده‌ای از گروه‌های مختلف در جامعه ایران است که از همیشه قابل توجه‌تر است

جک گلدستون، یکی از متخصصین تئوری های انقلاب است که از او کتاب‌های متعددی در این خصوص به رشته تحریر در آمده است. او از جمله کسانی بود که در جریان جنبش زن، زندگی آزادی پیش‌بینی کرده بود این اعتراضات به سقوط جمهوری اسلامی نمی‌انجامد. آقای گلدستون همواره تاکید دارد که یکی از مولفه‌های کلیدی برای اینکه یک نظام اقتدارگرا سقوط کند، اخلال در عملکرد نیروهای دستگاه سرکوب است.

پیشتر سه بار با این استاد دانشگاه جرج میسون گفتگو کرده بودیم. در اکتبر ۲۰۲۲ و در اوج اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی» در آوریل ۲۰۲۳ و زمانی که اعتراضات خیابانی آن جنبش کمی فروکش کرده بود و در نهایت در تابستان سال جاری و زمانی که حملات اسرائيل به ایران در جریان بود.

در هر سه مصاحبه، آقای گلدستون استدلال کرده بود که ایران تا انقلاب فاصله دارد. اما در چهارمین گفتگوی یورونیوز فارسی با این اندیشمند علوم سیاسی، او معتقد است که این بار اعتراضات با دفعات پیشین فرق دارد و احتمال تغییر حکومت در ایران بیش از همیشه است.

مشروح گفتگوی سعید جعفری، خبرنگار یورونیوز با جک گلدستون، استاد دانشگاه جرج میسون آمریکا را در ادامه می‌خوانید.

پس از سه سال، اعتراضات سراسری دوباره در ایران آغاز شده است. هرچند دست‌کم فعلا به بزرگی گذشته نیستند، اما برخی می‌گویند مانند جرقه‌های کوچکی هستند که ممکن است به‌تدریج از شهرهای کوچک‌تر به کل کشور گسترش پیدا کنند. آیا واقعا چنین است یا این توصیف اغراق‌آمیز است؟ برای وقوع یک انقلاب در ایران چه چیزهایی لازم است؟

موج‌های قبلی اعتراض در ایران معمولا به گروه‌های خاصی محدود می‌شدند؛ عمدتا دانشجویان، یا عمدتا تهران، یا عمدتا استان‌های روستایی، یا عمدتا زنان و جوانان. انقلاب‌ها به یک ائتلاف گسترده نیاز دارند که گروه‌های مختلف را حول یک هدف مشترک گرد هم بیاورد: دانشجویان و کارگران و بازاریان، جمعیت شهری و روستایی، نخبگانی که از رژیم جدا می‌شوند و شهروندان عادی.

به نظر می‌رسد این موج از اعتراضات در حال حرکت به سمت چنین ائتلاف گسترده‌ای است؛ به‌گونه‌ای که اعتصابات و اعتراضات در تهران بازتاب پیدا کرده و در ده‌ها نقطه دیگر ایران تشدید شده‌اند. ما هنوز شاهد جدایی نخبگان یا امتناع نیروهای امنیتی از شلیک به معترضان نبوده‌ایم؛ متأسفانه ده‌ها نفر همچنان به دست همین نیروها کشته می‌شوند. اما گستردگی مشکلات اقتصادی و از دست رفتن ایمان به روحانیون به‌عنوان حافظان ایران، این بار بیش از هر زمان دیگری فراگیر شده است.

اما برخی معتقدند که اتفاقا این تظاهرات چون در اعتراض به افزایش قیمت دلار و بی‌ارزش شدن پول ملی و فشارهای اقتصادی آغاز شد، بیشتر طبقات فقیرتر را درگیر کرده است. هرچند شعارها حالا کاملا سیاسی شده‌اند و کسی از گرانی حرفی نمی‌زند اما در عین حال برخی از ناظران سیاسی استدلال می‌کنند که هنوز طبقه متوسط وارد صحنه نشده است. سوال اینجا این است که آیا بدون مشارکت آنها امکان موفقیت این اعتراضات وجود دارد و از آن مهم‌تر چه چیزی ممکن است طبقه متوسط را هم به اعتراضات بکشاند؟

خیر، این اعتراضات بدون مشارکت طبقه متوسط نمی‌توانند به سرنگونی رژیم منجر شوند. با این حال، طبقه متوسط نیز دلایل کافی برای اعتراض دارد، زیرا درآمدهای آنها هم به‌شدت تحت تأثیر تورم قرار گرفته است.

همچنین آنها نسبت به وعده‌های توخالی رژیم آیت‌الله‌ها برای حفاظت از ایران، با توجه به آسیب‌پذیری کشور در برابر حملات اسرائیل و تحریم‌های غرب، بی‌صبرتر شده‌اند. بنابراین اگر اعتراضات ادامه پیدا کند، ممکن است طبقه متوسط نیز به آن بپیوندد.

شما همواره تاکید کرده‌اید گفته بودید که برای موفقیت یک جنبش اعتراضی و تبدیل آن به انقلاب، باید سیستم امنیتی و سرکوب حکومت دچار اختلال شود. آیا امروز نشانه‌ای از چنین وضعیتی در ایران می‌بینید؟

هنوز هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که نیروهای امنیتی در استفاده از سرکوب شدید برای متوقف کردن اعتراضات تردید داشته باشند؛ همان‌طور که در تمام موج‌های اعتراضی پیشین نیز چنین کرده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

در سال ۲۰۲۲ میلادی صدها نفر کشته شدند پیش از آنکه اعتراضات پایان یابد. بنابراین ما منتظر نشانه‌هایی هستیم که حتی رهبران سپاه پاسداران نیز اعتماد خود را به رژیم آیت‌الله‌ها از دست بدهند و از به‌کارگیری نیروی مرگبار برای دفاع از آن عقب‌نشینی کنند.

مشکلات داخلی، تحریم‌ها، افزایش قیمت‌ها و ترس از جنگ باعث شده بسیاری از معترضان باور داشته باشند که جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده است. اما حکومت پیش‌تر از شرایط حتی دشوارتر هم جان سالم به در برده است. آیا واقع‌بینانه است که به سقوط قریب‌الوقوع رژیم امیدوار بود؟

ماهیت انقلاب‌ها این‌گونه است که اغلب پیش از وقوع بعید به نظر می‌رسند، ناگهان رخ می‌دهند و پس از وقوع، طبیعی یا اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌کنند. هیچ‌کدام از سازمان‌دهندگان اعتراضات روز پلیس در قاهره در سال ۲۰۱۱ تصور نمی‌کردند که این اعتراضات به پایان رژیم مبارک در مصر منجر شود، اما چنین شد.

بنابراین، در حالی که واقع‌بینانه است باور داشته باشیم جمهوری اسلامی در حال از دست دادن حمایت بخش‌های بیشتری از مردم ایران است و خامنه‌ای در حال پیر شدن است و نمی‌تواند مدت زیادی در قدرت بماند، اما تا زمانی که اعتراضات با جدایی نخبگان و تردید نیروهای امنیتی همراه نشود، روشن نخواهد شد که کل رژیم روحانیت کنار زده خواهد شد.

وقتی این شرایط فراهم شود، سقوط به‌طور ناگهانی رخ خواهد داد. اما اینکه دقیقا چه رویدادی به این نتیجه منجر می‌شود یا چه زمانی رخ خواهد داد، غیرممکن است که از پیش گفته شود.

day2.jpgبر اساس گزارش‌های رسیده به ایران اینترنشنال، ایرانیان شامگاه جمعه بار دیگر در خیابان‌ها تظاهرات کردند و در برخی نقاط از جمله تهران و قزوین تعداد جمعیت معترض از شامگاه پنجشنبه نیز بیشتر بوده است

رویترز: با وجود قطعی اینترنت، اعتراض‌ها در سراسر ایران شعله‌ور است

خبرگزاری رویترز گزارش داد که با وجود قطعی سراسری اینترنت در ایران، اعتراض‌ها در سراسر کشور شعله‌ور است. این خبرگزاری شامگاه جمعه گزارش داد که ویدئوها نشان می‌دهند ساختمان‌ها در اعتراض‌های ضدحکومتی در شهرهای مختلف کشور در آتش می‌سوختند. رویترز نوشت که قطع اینترنت باعث کاهش شدید جریان اطلاعات از کشور به سمت خارج شده است. این خبرگزاری افزود که تماس‌های تلفنی با ایران نیز برقرار نمی‌شود. طبق وبسایت فرودگاه دبی، حداقل ۱۷ پرواز بین دبی و ایران لغو شده است.

امشب مشهد:

مردم تبریز شامگاه جمعه ۱۹ دی همزمان با سایر شهرهای ایران به خیابان آمده و شعار «تا آخوند کفن نشود،‌ این وطن وطن نشود» سر دادند.

براساس ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال از مشهد معترضان در این شهر شامگاه جمعه ۱۹ دی در حمایت از دومین شب فراخوان شاهزاده رضا پهلوی تجمع کرده و شعار «این آخرین نبرده پهلوی برمی‌گرده» و «تا آخوند کفن نشود این وطن وطن نشود» سردادند.

معترضان در اشرفی اصفهانی تهران، جمعه ۱۹ دی شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» سردادند.

نیروهای سرکوب به سوی جمعیت معترض در تهران تیراندازی کردند

بر اساس پیام یک مخاطب از تهران، شامگاه جمعه در بلوار فردوس غرب، نیروهای سرکوب به سوی جمعیت معترض تیراندازی کردند و مجروحان با آمبولانس منتقل شدند. پیشتر سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده که نیروهای حکومتی در برخورد با معترضان به استفاده از سلاح جنگی ادامه داده‌اند و بازداشت گسترده و دسته‌جمعی معترضان نیز در برخی شهرها گزارش شده است.

تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از حضور گسترده مردم، جمعه‌شب، ۱۹ دی‌ماه، در منطقه چیتگر، میدان موج در نزدیکی خیابان امیرکبیر تهران حکایت دارد. براساس گزارش‌ها، نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی با «شلیک گاز اشک‌آور، تیر هوایی و بمب‌صوتی» سعی در متفرق کردن جمعیت گسترده معترضان دارند.

***

تهران/ محدوده پونک

امشب کرج

رضا پهلوی: تا سرنگونی جمهوری اسلامی، مردم باید خیابان‌ها را حفظ کنند

رضا پهلوی گفت ساعت‌های پیش‌رو «بسیار تعیین‌کننده» خواهد بود و تاکید کرد مردم باید از همین حالا برای وارد کردن «ضربه نهایی» به حکومت آماده شوند و این مسیر را ادامه دهند؛ مسیری که به گفته او باید با حفظ حضور خیابانی تا زمان سرنگونی جمهوری اسلامی ادامه پیدا کند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد مردم در شامگاه جمعه در اکباتان تهران شعار «جاوید‌شاه» دادند.

***

rfuUSA.jpgوبسایت آکسیوس گزارش می‌دهد که ایالات متحده آمریکا، در پی گسترش و شدت‌ گرفتن اعتراض‌های خیابانی در ایران، به‌ویژه در شب هجدهم دی‌ماه، در حال بازنگری ارزیابی‌های اطلاعاتی خود درباره ظرفیت این اعتراض‌ها برای به‌ چالش‌کشیدن یا حتی فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی است

ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه

به نوشتۀ وبسایت آکسیوس ایالات متحده آمریکا در حال رصد نشانه‌های اعتراض‌های جاری ایران است که احتمالاً می‌توانند به تضعیف جدی یا حتی سقوط حکومت اسلامی ایران منجر شوند. این ارزیابی پس از گسترش و تشدید اعتراض‌ها در روزهای اخیر به ویژه دیشب هجدهم دی ماه مورد بازبینی قرار گرفته است.

بر اساس این گزارش، معترضان ایرانی روز پنجشنبه خیابان‌های تهران و شماری دیگر از شهرها را پر کردند. تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهند که در جریان این اعتراض‌ها، ساختمان‌های دولتی و انتظامی به آتش کشیده شده و همزمان، مقام‌های جمهوری اسلامی با قطع گسترده اینترنت و خطوط خارجی تلفن تلاش کرده‌اند دسترسی مردم را به ارتباطات و اخبار محدود کنند، هر چند این اقدام به نوشتۀ آکسیوس تا این لحظه به بازگرداندن کامل نظم منجر نشده است.

مقام‌های آمریکایی به آکسیوس گفته‌اند که نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا در ابتدای هفته جاری بر این باور بودند که اعتراض‌ها از انرژی و توان کافی برای به چالش کشیدن ثبات حکومت ایران برخوردار نیستند. اما، به‌دنبال تحولات شب‌های اخیر و به ویژه دیشب، این برآورد در دست بازنگری است. یکی از مقام‌های ارشد آمریکایی به آکسیوس گفته است: «اعتراض‌ها جدی هستند و ما همچنان با دقت آنها را دنبال می‌کنیم.»

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

به‌نوشته آکسیوس، اعتراض‌ها طی دوازده شب گذشته گسترش یافته‌اند و پنجشنبه هجدهم دی ماه بزرگ‌ترین شب اعتراض‌ها تا این مقطع توصیف شده است. این اعتراض‌ها عمدتاً ریشه در مشکلات اقتصادی دارند که در پی تشدید تحریم‌ها و همچنین خسارت‌های واردشده به ایران در جریان جنگ دوازده ‌روزه افزایش یافته‌اند. برخی گزارش‌ها حاکی است که در جریان تجمع‌های روز پنج‌شنبه، شعارهایی با مضمون سقوط حکومت نیز سر داده شده است.

IMG_3288.jpegاز آقای پرزیدنت ترامپ سوال می کنم: به ما وعده دادید که به کمک معترضانی که توسط حکومت نکبت اسلامی سرکوب می شوند خواهید آمد. امروز مشاهده می کنید که معترضان مسالمت جویی که به صورت میلیونی با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان ها آمده اند مستقیما توسط عوامل امنیتی و سرکوب حکومت زیر آتش گلوله های این عوامل نفر به نفر بر زمین می افتند تا بقیه ی مردم دست از اعتراضات مسالمت آمیز خود بر دارند و به خانه های شان باز گردند.

سوال من این است که اگر امروز زمان وارد عمل شدن شما که هوادار مردم ایران هستید نیست پس این کمک کی باید به مردم ایران عرضه شود؟ دیدید که در زمان اوباما مردم معترض چگونه در حالی که او با حکومت اسلامی لاس می زد سرکوب شدند و اعتراضات فروکش کرد! امیدوارم نخواهید پا در جای پای اوباما بگذارید.

حکومت نکبت کل اینترنت ایران را قطع کرده و مردم را در بی خبری گذاشته و آن ها را از خبرهای جهان و حمایت های جهانی دور کرده. فکر نمی کنید توصیه ی شما به آقای ایلان ماسک برای در اختیار گذاشتن اینترنت ماهواره ای،،، به مردم اسیر ما کمک کند؟

و سوم،،، که شما می توانید در آن اثر سریع و قطعی بگذارید، جلوی عوامل نفوذی حکومت نکبت و تجزیه طلبان به دستگاه های رسانه ای فارسی صدای امریکا را بگیرید و این زباله های غیر ایرانی را از این دستگاه ها بیرون بریزید.

یاشار علی، خبرنگار و فعال سیاسی ایرانی-امریکایی با انتشار تصویر زیر در شبکه اکس نوشت:

tarikhlarge.jpg

زنان ایران بار سنگین یک ملت را بر دوش می‌کشند

دهه‌هاست که آنان با سرکوب، خشونت و یک نظام فراگیرِ آپارتاید جنسیتی روبه‌رو بوده‌اند.

با این‌همه، در میان همه این فشارها، توانسته‌اند خانواده‌ها و جامعه را کنار هم نگه دارند.

تمام این دستاوردها حاصل تلاش زنانی است که در داخل ایران زندگی می‌کنند، نه در دیاسپورا.

زنان ایرانی امروز اکثریت دانشجویان دانشگاه‌ها را تشکیل می‌دهند و حضوری پررنگ و تعیین‌کننده در بسیاری از رشته ها، از جمله پزشکی، علوم پایه و مهندسی دارند.

آن‌ها به‌طور گسترده در مجلات علمی پزشکی، مهندسی و علوم کاربردی مقاله منتشر کرده‌اند؛ نه فقط در ایران، بلکه در سطح جهانی.

در حال حاضر، زنان ایران حدود نیمی یا حتی بیش از نیمی از پزشکان، متخصصان و پژوهشگران حوزه پزشکی کشور را تشکیل می‌دهند.

کارگردانان، تدوین‌گران، فیلم‌برداران و تهیه‌کنندگان زن ایرانی موفق به دریافت جوایز معتبر بین‌المللی شده‌اند.

زنان ایرانی در رشته‌هایی چون تکواندو، سنگ‌نوردی، تیراندازی، شطرنج و تیراندازی با کمان در سطوح بالا رقابت کرده و مدال‌ها و افتخارات متعددی به دست آورده‌اند.

کوهنوردان، صخره‌نوردان و ورزشکاران استقامتی زن ایرانی، اغلب بی‌سروصدا و با حداقل حمایت دولتی، رکوردهای چشمگیری را جابه‌جا کرده‌اند.

وکلای زن، روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر زن، اعدام‌ها را مستندسازی کرده‌اند، از زندانیان سیاسی دفاع کرده‌اند و موارد نقض حقوق کودکان و زنان را افشا کرده‌اند.

بهای این ایستادگی برای آنان، محرومیت، شکنجه، زندان و حتی اعدام بوده است.

از سال ۱۳۵۷، زنان ایران در صف اول اعتراضات ایستاده‌اند، نمادهای اعتراض را شکل داده‌اند و زبان سیاست را بازتعریف کرده‌اند.

زنان ایرانی از نظر آموزشی از مردان پیشی گرفته‌اند، ستون اقتصادی خانواده‌ها بوده‌اند، در عرصه فرهنگی و اخلاقی نقش رهبری داشته‌اند، در علم نوآوری کرده‌اند و در سیاست مقاومت ورزیده‌اند؛ آن هم در حالی که زیر یکی از محدودکننده‌ترین نظام‌های حقوقی جنسیتی جهان زندگی می‌کنند.

***

99.jpg

خبرنامه گویا - حسین عبدالحسین (روزنامه‌نگار و پژوهشگر عراقی-لبنانی) در پستی در شبکه ایکس نوشت:

«گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه وزیر امور خارجه ایران در سفر خود به لبنان، اعضای خانواده‌اش را نیز به همراه برده و آن ها برای مدتی نامعلوم در این کشور باقی خواهند ماند. ادعاهای مشابهی نیز درباره سفیر ایران در لبنان مطرح شده و گفته می‌شود خانواده او نیز در لبنان مانده‌اند.

به‌نظر من، علی خامنه‌ای قرار نیست به مسکو منتقل شود، بلکه مقصد احتمالی او بیروت خواهد بود.»

عادل الخزاعی (روزنامه‌نگار و کارشناس عراقی) در پستی در شبکه ایکس نوشت:

«بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده از منابع رسانه‌ای در لبنان، سفر امروز عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به بیروت صرفاً یک سفر تشریفاتی و پروتکلی نبوده است. او در این سفر تمام اعضای خانواده‌اش را به همراه داشته؛ همچنین خانواده محمدرضا رؤوف شیبانی، سفیر جدید ایران در لبنان، نیز همراه او بوده‌اند.

طبق این اطلاعات، عراقچی به همراه همسرش آریزو احمدفند، دخترش سادات و دو پسرش سیدحسین و سیدرضا وارد بیروت شده است. گفته می‌شود خانواده او قرار است برای مدتی نامعلوم در منازل اختصاصی دیپلمات‌های ایرانی در لبنان اقامت داشته باشند؛ خانه‌ای که طی دو روز گذشته به‌طور کامل برای این منظور آماده‌سازی شده است.»

***

Arman_Mostoufi_2.jpgجنبش این روزهای مردم ایران برای آزادی از یوغ حکومت اسلامی یک تفاوت بنیادی با جنبش‌های گذشته دارد. در این جنبش، مردم تنها علیه حکومت ملایان شعار نمی‌دهند بلکه جایگزین (الترناتیو) این رژیم را نیز فریاد می‌زنند و نماد این جایگزینی کسی نیست مگر شاهزاده رضا پهلوی؛ نه به این سبب که او فرزند محمد رضا شاه و نوه رضا شاه بزرگ است بلکه به این سبب که مردم بازتاب آرمان‌های خود را در برنامه سیاسی او نیز می‌بینند: حفظ یکپارچگی ایران، جدایی دین از دولت، برقراری دموکراسی برپایه حقوق بشر، تعیین نوع رژیم آینده ایران توسط ملت و تدوین قانون اساسی آینده ایران توسط مجلس مؤسسان برگزیده ملت، در یک انتخابات آزاد.

این وضعیت، به همان اندازه که به آزادیخواهان و میهن پرستان امید و نیرو می‌دهد، وابستگان، هواداران و گماشتگان حکومت اسلامی را در درون و بیرون کشور می‌ترساند و به واکنش وامی‌دارد. در این واکنش، برخی از دلسوختگان بازمانده گروه‌های کمونیستی، جدایی خواهان، پهلوی ستیزان حرفه‌ای (ایرانی و غیر ایرانی) و، مایه خنده، برخی از دلتنگان قاجارها با یکدیگر هم‌آوازند. آنها را می‌توان با تأسف، دلسوزی و حتی تمسخر نظاره کرد ولی وقتی پای رسانه‌های رسمی به میان می‌آید، نباید بی پاسخ گذاشت.

در جریان جنبش کنونی، رسانه رسمی دولت بریتانیا، بی بی سی BBC، در دفاع از حکومت اسلامی رکورد تازه‌ای به جا می‌گذارد و ضمن ناشنیده گرفتن شعارهای مردم ایران در هواداری از رضا پهلوی، به خائنی مانند فرخ نگهدار، از رهبران همیشگی سازمان کمونیستی فدائیان خلق - اکثریت، امکان می‌دهد تا بگوید حکومت اسلامی دستور تیراندازی به سوی معترضان صادر نکرده و کشته شدگان، زیر دست و پای تظاهرکنندگان جان خود را از دست داده‌اند. فرخ نگهدار با این سخن فقط روی دستان خون‌آلود خامنه‌ای آب نریخته، بلکه آن را لیسیده است.

تبدیل بی بی سی به پایگاه تبلیغاتی هواداران مستقیم و غیرمستقیم حکومت اسلامی، شگفت آور نیست. همین چند سال پیش بود که گروهی از کارمندان بی بی سی فارسی، به سرکردگی مسعود بهنود، پس از رای دادن در سفارت، در یکی از میدان‌های لندن با پرچم حکومت اسلامی عکس یادگاری گرفتند و خودشان روی شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند.

تهران/ فرحزاد هموطنان شجاع با شعار "این آخرین نبرده پهلوی برمیگرده" حضور دارند ۲۰ دی ۲۵۸۴ شاهنشاهی

بر اساس ویدیوی رسیده به «ایران‌وایر»، شهروندان معترض تهرانی در محله چیتگر در غرب تهران شعار «جاوید شاهس سر می‌دهند. گزارش‌های رسیده به ایران‌وایر نشان می‌دهد که اعتراضات برای چهاردهمین شب متوالی و با وجود قطعی سراسری اینترنت همچنان ادامه دارد. ویدیوهای رسیده از ایران را شهروندانی که دسترسی به اینترنت ماهواره‌ای «استارلینک» دارند، به بیرون ارسال می‌کنند.

تهران؛ شهرک راه آهن میدان موج

ویدیوی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی جمعیت بزرگی از معترضان را نشان می‌دهد که شامگاه شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ در شهرک راه آهن تهران دست به تظاهرات زده و فریاد «آزادی، آزادی» سر می‌دهند.

تصاویری از حضور گسترده مردم در چهارراه پونک و بلوار اشرفی اصفهانی در تهران که روز شنبه ۲۰ دی‌ماه در سومین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمده‌اند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواسته بود روزهای شنبه و یکشنبه (۲۰ و ۲۱ دی‌ماه) ساعت ۶ عصر با پرچم و تصاویر و نمادهای ملی مراکز شهرها را تسخیر کنند.

سیدعلی سرنگونه مشهد.

وکیل‌آباد، ۱۹ دی ۱۴۰۴ جمعیت مردم شهد در ویدیوهایی که از نوزدهم دی ماه منتشر شده است، شگفت‌آور است. خامنه‌ای اما این مردم را ی‌بیند و آنها را اصولاً مردم ایران نمی‌شناسد. او مردم را فقط در متملقین و افرادی که یرامونش هستند و حامیانش می‌داند!! خامنه‌ای هر روز تنهاتر می‌شود رژیم ولایی انتخاب مردم ایران نیست.

فوری/ تهران

گزارش رسیده از منطقه هروی سیل جمعیت در خیابان در پاسخ به دومین فراخوان رضاشاه دوم این یک انقلاب ملیست شنبه ۲۰ دی

بر اساس اطلاعاتی که به‌سختی و با ارتباطی محدود از داخل شهر آمل دریافت شده، شب گذشته این شهر شاهد یکی از گسترده‌ترین و خونین‌ترین صحنه‌های اعتراض مردمی بوده است. به گفته شاهدان، «سیل جمعیت» به خیابان‌ها آمده بود.

نکته قابل توجه این بود که افراد مسن‌تر در صف اول ایستاده بودند و جوان‌ترها را تشویق می‌کردند که نترسند و عقب‌نشینی نکنند. به جوانان می‌گفتند: «همه با هم هستیم، فرار نکنید، نیروهای سرکوب کاری از پیش نمی‌برند.» فضای همبستگی در میان مردم بسیار پررنگ بوده است.

همه به یکدیگر کمک می‌کردند: یکی ماسک پخش می‌کرد، یکی آب می‌داد، یکی حتی چای در بطری همراه داشت. با شلیک گاز اشک‌آور، در حالی که بسیاری دچار خفگی شده بودند و چشمانشان از سوزش پر از اشک بود، مردم عقب ننشستند و مقاومت ادامه یافت. گزارش شده مردها در صف ایستاده بودند و با روشن کردن سیگار سعی می‌کردند اثر گاز را کمتر کنند.

مادران کاغذ و پارچه آتش می‌زدند تا دود آن گاز اشک‌آور را خنثی کند. مردم مراقب هم بودند و اجازه نمی‌دادند کسی جا بماند. به گفته شاهدان، زمانی که نیروهای سرکوبگر دیدند توان پراکنده کردن جمعیت را ندارند، به شلیک مستقیم متوسل شدند. در نتیجه این تیراندازی‌ها، تعدادی زخمی و دست‌کم ۱۲ نفر در شهر آمل کشته شدند.

یکی از جان‌باختگان، پسر جوانی ۲۳ ساله بوده است. تلاش برای شناسایی و اعلام نام جان‌باختگان ادامه دارد. همچنین گفته شده تعداد کشته‌شدگان در شهر بابل از آمل نیز بیشتر بوده است. شاهدان تأکید کرده‌اند که دیشب در خیابان اصلی هراز در آمل حکومت نظامی نانوشته برقرار بوده، اما با وجود این، مردم به خیابان آمدند. همزمان گروه دیگری از معترضان در نقاط دیگر شهر راهپیمایی کردند و گزارش شده که یکی از شعب فروشگاه‌های افق کوروش نیز در جریان اعتراضات به آتش کشیده شد.

این روایت‌ها تصویری از سطح بالای همبستگی، شجاعت و سازمان‌یافتگی خودجوش مردم در برابر سرکوب حکومتی ارائه می‌دهد؛ مردمی که حتی زیر آتش گاز اشک‌آور و گلوله، یکدیگر را تنها نگذاشتند و میدان را ترک نکردند.

ویدیو و گزارش تازه به دست ما رسیده

رشت- ۲۰ دی مردم امروز دوباره به میدان آمدند. این سیل سر ایستادن ندارد.

ویدیوی دریافتی با شرح: "تهران، بلوار فردوس غرب، بهار جنوبی" فرستنده میگه مربوط به امشب 'شنبه ۲۰ دی' است.

اهواز؛ درگیری شدید و تیراندازی نزدیک مقر اطلاعات در محله گلستان

تبریز؛ تظاهرات گسترده در چند نقطه شهر

«شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ شهرک راه آهن منطقه ۲۲میدان موج»

reuters.jpgخبرنامه گویا - گزارش رویترز در حالی از گسترش سریع اعتراضات ضدحکومتی در ایران خبر می‌دهد که هم‌زمان فشارهای خارجی نیز رو به افزایش است. به‌نوشته این خبرگزاری، حاکمیت روحانیون با بحرانی عمیق در مشروعیت خود روبه‌روست؛ بحرانی که دست‌کم در مقطع کنونی، نشانه‌ای از توانایی ساختار قدرت برای مهار آن دیده نمی‌شود.

اعتراضاتی که از ماه گذشته در تهران آغاز شد، اکنون به هر ۳۱ استان کشور گسترش یافته است.

جرقه اولیه این اعتراضات از بازار بزرگ تهران و در واکنش به سقوط شدید ارزش ریال زده شد. اما به‌تدریج گروه‌های بیشتری به آن پیوستند؛ این‌بار عمدتاً مردان جوان، نه زنانی که در اعتراضات مهسا امینی نقش محوری داشتند. این تغییر ترکیب، نشانه‌ای از تعمیق نارضایتی اقتصادی و سیاسی در میان نسل جوان تلقی می‌شود.

بر اساس گزارش خبرگزاری «فعالان حقوق بشر»، دست‌کم ۳۴ معترض و چهار نیروی امنیتی کشته و بیش از ۲۲۰۰ نفر بازداشت شده‌اند. به‌گفته تحلیلگران، این آمارها بازتاب فروپاشی اعتمادی عمیق‌تر به وضعیت موجود است. الکس وطنخواه مدیر برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه، می‌گوید: «فقط ریال سقوط نکرده، اعتماد هم فرو ریخته است.»

مقامات جمهوری اسلامی کوشیده‌اند رویکردی دوگانه اتخاذ کنند؛ از یک‌سو اعتراضات اقتصادی را «مشروع» دانسته و وعده گفت‌وگو می‌دهند، و از سوی دیگر با برخی تجمعات از طریق گاز اشک‌آور و برخوردهای خشن مواجه می‌شوند. نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب اسلامی، شکاف میان اولویت‌های حاکمیت و انتظارات جامعه‌ای جوان هر روز عمیق‌تر می‌شود.

مینا، زن ۲۵ ساله‌ای از کوهدشت لرستان، به رویترز می‌گوید: «من فقط یک زندگی عادی و آرام می‌خواهم. اما حاکمان به‌جای آن بر برنامه هسته‌ای، حمایت از گروه‌های مسلح منطقه و دشمنی با آمریکا اصرار دارند.» او می‌افزاید: «این سیاست‌ها شاید در سال ۵۷ معنا داشت، اما امروز دنیا عوض شده است.»

به‌گفته یک مقام سابق نزدیک به جریان اصلاح‌طلب درون حاکمیت، ستون‌های ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ــ از حجاب اجباری تا سیاست خارجی ــ دیگر برای جمعیت زیر ۳۰ سال، که نزدیک به نیمی از کشور را تشکیل می‌دهد، جذابیتی ندارد. او تصریح می‌کند: «نسل جوان دیگر به شعارهای انقلابی باور ندارد؛ آزادی می‌خواهد.»

در خیابان‌ها، خشم معترضان نه‌تنها متوجه مشکلات داخلی، بلکه متوجه سیاست‌های منطقه‌ای تهران است. شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بیانگر نارضایتی از اولویت‌های حاکمیت است. هم‌زمان، نفوذ منطقه‌ای ایران نیز در پی حملات اسرائیل به نیروهای نیابتی و سقوط متحدانش تضعیف شده است.

رویترز همچنین از انتشار ویدیوهایی خبر می‌دهد که در آنها درگیری در بازار تهران، راهپیمایی معترضان در آبدانان و حتی پیوستن طلاب جوان به جمعیت معترض دیده می‌شود. به‌گفته تحلیلگران، راهبرد همیشگی سرکوب و امتیازدهی تاکتیکی به مرزهای خود رسیده است. در چنین شرایطی، آیت‌الله علی خامنه‌ای با یکی از بحرانی‌ترین مقاطع رهبری خود روبه‌روست؛ مسیری که به‌گفته ناظران، دیگر بازگشت آسانی از آن متصور نیست.

changiz.jpgتأملی سریع ولی واقع‌گرایانه بر آینده‌ی ایران با درس‌هایی از ونزوئلا و تجربه‌ی ۱۳۵۷

مقدمه

در تحلیل گذارهای سیاسی، تمرکز افکار عمومی اغلب بر این پرسش است که «چه کسی» قرار است جایگزین رأس قدرت شود. اما تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد پرسش مهم‌تر این است: قدرت چگونه منتقل می‌شود و چه نهادی آن را در دست می‌گیرد؟

گذارهای ناموفق نه به‌خاطر فقدان چهره‌های محبوب، بلکه به‌خاطر خلأ قدرت، فروپاشی نهادی و سوءمدیریت مرحله‌ی انتقال به فاجعه ختم شده‌اند. این نوشتار با نگاهی تطبیقی، ابتدا به شباهت وضعیت چهره‌های نمادین اپوزیسیون (مانند ماریا کورینا ماچادو در ونزوئلا و رضا پهلوی در ایران) می‌پردازد، سپس سناریوهای محتمل گذار در ایران را بررسی می‌کند و در نهایت با کالبدشکافی خطاهای مرگبار گذار ۱۳۵۷، به درس‌هایی عملی برای آینده می‌رسد.

۱. چهره‌های نمادین و محدودیت‌های قدرت واقعی

در بسیاری از کشورها، اپوزیسیون حول چهره‌هایی شکل می‌گیرد که از مشروعیت اخلاقی و نمادین برخوردارند، اما فاقد اهرم‌های سخت قدرت‌اند. این چهره‌ها:

پایگاه اجتماعی دارند (به‌ویژه در میان نخبگان یا مهاجران)

مقبولیت بین‌المللی دارند

(Nobel Prize, 2025)

اما کنترل مستقیمی بر نیروهای نظامی، امنیتی و بوروکراسی ندارند

در چنین شرایطی، انتظار اینکه این افراد بلافاصله پس از فروپاشی رأس قدرت، دولت گذار را به‌تنهایی در دست بگیرند، اغلب غیرواقع‌بینانه است. تجربه‌ی ونزوئلا نشان می‌دهد حتی کسب جایزه نوبل یا حمایت جهانی، جایگزین شبکه‌های قدرت داخلی نمی‌شود (Euronews, 2025).

۲. مسئله‌ی اصلی: خلأ قدرت، نه صرفاً تغییر رأس

بزرگ‌ترین خطر در دوره‌ی گذار، نه سقوط حکومت پیشین، بلکه خلأ قدرت پس از آن است. اگر:

زنجیره‌ی فرماندهی نظامی فروپاشد

بوروکراسی از کار بیفتد

و نهاد مورد توافقی برای اداره‌ی موقت کشور وجود نداشته باشد

نتیجه می‌تواند یکی از این سناریوها باشد:

جنگ داخلی

چندپارگی سرزمینی

یا بازتولید اقتدارگرایی در شکلی خشن‌تر

در ونزوئلا، تحلیلگران هشدار داده‌اند که حتی با برکناری مادورو، قدرت‌های نظامی و بوروکراتیک ممکن است گزینه‌های وابسته به ساختار فعلی را ترجیح دهند (The Guardian, 2026). این منطق در مورد ایران نیز صادق است: بدون مدیریت هوشمندانه نهادها و حضور بخشی از نخبگان فعلی، کشور در معرض بی‌ثباتی شدید قرار می‌گیرد.

Babak_Khati.jpgحمله به بیمارستان، حتی در قاموس خشن‌ترین جنگ‌ها نیز غیر قابل قبول بوده خط قرمز محسوب می‌شود؛ جنایتی آشکار که به هیچ وجه با بهانه‌هایی چون "اشتباه عملیاتی" ، "افراط مأمورین خودسر!" و... قابل توجیه نیست.

اقدامی شرم‌آور که نه‌تنها نقض بدیهی اصول اخلاق انسانی، بلکه تخطی آشکار از مجموعه‌ای بلند بالا از اسناد بنیادین حقوق بین‌الملل است؛ از حق حیات و امنیت مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر گرفته تا ممنوعیت مطلق تعرض به بیمارستان‌ها و مجروحان در کنوانسیون‌‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی آن. اقدامی که بر اساس اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل نیز، در زمره شدیدترین اشکال نقض حقوق بشردوستانه قرار می‌گیرد و حتی در شرایط جنگی نیز غیرقابل توجیه و واجد وصف جنایت علیه بشریت است:

Hanif_Heidarnejad.jpgنگاهی به نقشه پراکنده جغرافیائی اعتراضات اخیر که از هفتم دی ماه شروع شد، نشان می دهد که برخی شهرها و مناطق کشور در این اعتراضات حضور ندارند.

در نُه روز گذشته هیچ گزارش تصویری جدی از شهرهای کردستان و مناطق کردنشین، آذربایجان و مناطق آذری‌نشین دیده نشده است. زاهدان از روز ششم به اعتراضات پیوست. چند شهر شمالی کشور نیز از روز پنجم به بعد به اعتراضات ملحق شده‌اند، اما میزان و شدت مشارکت مردم در این مناطق نیز بسیار محدود است.

با اطمینان می‌توان گفت ظلم و ستم، نابرابری و فشارهای معیشتی ـ اقتصادی بر مناطقی که غایب هستند نه‌تنها کمتر نیست، بلکه در مواردی حتی بیشتر هم هست. این مناطق به دلیل تعلق قومی ـ اِتنیکی یا مذهبی، از ستم مضاعف رنج می‌برند. بر همین اساس، پتانسیل قوی‌تر و شدیدتری برای اعتراض علیه علی خامنه‌ای و رژیمش در این مناطق وجود دارد. با این‌وجود، غایب‌اند. چرا؟

علاوه بر مناطق جغرافیایی فوق، غیبت کمّی برخی گروه‌های اجتماعی نیز ـ در مقایسه با انقلاب «زن، زندگی، آزادی» ـ جلب توجه می‌کند، از جمله:
زنان جوانی که در آن انقلاب روسری‌های خود را آتش زده و فریاد «زن، زندگی، آزادی» سر می‌دادند و اغلب جلودار اعتراضات بودند، و مردان جوانی که در کنار یا پشت سر آن‌ها دیده می‌شدند.
اعتراضات دانشجویان نیز در مقایسه با انقلاب «زن، زندگی، آزادی» کمتر و محدودتر است.

در عکس‌ها یا گزارش‌هایی که درباره کشته‌شدگان، زخمی‌ها یا دستگیرشدگان اعتراضات اخیر منتشر شده است نیز می‌توان تفاوت‌هایی را که با «انقلاب زن، زندگی، آزادی» به آن‌ها اشاره شد، مشاهده کرد.
در شبکه‌های اجتماعی نیز آن تنوع و تکثری که در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» دیده می‌شد، به چشم نمی‌آید.

این تفاوت‌ها از کجا ناشی می‌شود؟

آنچه در مجموع از بررسی الگوی جغرافیایی و اجتماعی اعتراضات اخیر برمی‌آید، نه فقدان نارضایتی یا ترس از سرکوب، بلکه فقدان احساس نمایندگی و مشارکت مؤثر در چشم‌انداز «رهبری دوران گذار» است. غیبت برخی مناطق و گروه‌های اجتماعی را باید بیش از هر چیز بازتاب شکاف‌های سیاسیِ تعمیق‌یافته، رفتارهای افراطی و حذف‌گرایانه و ناتوانی نیروهای اصلی اپوزیسیون در تبدیل قدرت نمادین به پروژه‌ای فراگیر دانست. این وضعیت، اگر اصلاح نشود، نه‌تنها دامنه اعتراضات را محدود نگه می‌دارد، بلکه هزینه‌های انسانی آن را نیز بر دوش همان بخش‌های فعال جامعه سنگین‌تر خواهد کرد.

farkhondeh.jpgآقای لنگرلو در یادداشتی که درباره اعتراضات اخیر نوشته‌اند، از «سکوت بخش بزرگی از روشنفکران» و عدم حمایت آنان از اعتراضات خیابانی گلایه کرده‌اند. ایشان علت این عدم حمایت را «مخالفت با امپریالیسم»، «منفور دانستن لیبرالیسم» و «ایستادن در کنار جمهوری اسلامی» از سوی این روشنفکران دانسته‌اند.

بی‌تردید بخشی از روشنفکران چپِ موسوم به «محور مقاومتی» به‌دلیل دیدگاه‌های ضدامپریالیستی خود از جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند و با سرنگونی آن مخالف‌اند. اما این تنها بخش کوچکی از طیف روشنفکری ایران است. گروه بزرگ‌تری از روشنفکران لیبرال، چپِ سوسیال‌دموکرات و نیز روشنفکران دینیِ دموکراسی‌خواه وجود دارند که نه از موضع ضدامپریالیستی و محور مقاومتی، بلکه از این زاویه که راه انقلاب و سرنگونی را نمی‌پذیرند، از حمایت مستقیم از اعتراضات خیابانی خودداری می‌کنند. این گروه‌ها اقدام برای اسقاط یا سرنگونی نظام را، با توجه به شرایط منطقه‌ای و توازن قوای داخلیِ کنونی، خطری جدی برای امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور ارزیابی می‌کنند.

نکته دوم آن است که دست‌کم بخش بزرگی از همین روشنفکران، اگرچه مردم را به خیابان آمدن تشویق نکرده‌اند، اما هم از حق اعتراض و تظاهرات دفاع کرده‌اند و هم کشتار و سرکوب معترضان را صراحتاً محکوم کرده‌اند. سکوتی که آقای لنگرلو از آن سخن می‌گویند، در بسیاری موارد سکوت مطلق یا همراهی با سرکوب نبوده است. حتی محورمقاومتی‌ها بخاطر مشکلات معیشتی به جمهوری اسلامی انتقاد می‌کنند.

نکته سوم اینکه، برخلاف چشم‌اندازی که آقای لنگرلو ترسیم می‌کند، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هیچ انقلاب یا سرنگونی‌ای به استقرار لیبرالیسم و دموکراسی منجر نشده است. در بسیاری از موارد، نتیجه چنین تحولات رادیکالی، درگیری میان نیروهای رقیب سیاسی، انتقام‌گیری، حذف و سرکوب توسط نیروی غالب، فروپاشی دستگاه اداری و دولتی، و فعال شدن نیروهای گریز از مرکز یا حتی پروژه‌های تجزیه‌طلبانه بوده است.

shokouhmirzadegi.jpgهفدهم دیماه سالروز یکی از مهمترین روزهای تاریخ ایران در ارتباط با زنان است. روزی که به غلط «کشف حجاب» خوانده می شود، در حالی که رسمی شدن یکی از اساسی ترین حقوق زنان است که به همت رضاشاه بزرگ در ایران به رسمیت شناخته شد.

متاسفانه سال هاست برخی از زنان که خودشان را فمنیست هم می نامند وقتی می خواهند رضاشاه را در ارتباط با زنان نفی کنند فقط به «زور» بودن برداشتن چادر از سوی او می پردازند. آنها نمی دانند و یا خودشان را به ندانستن می زنند که رضاشاه بزرگ به زور چادر از سر زنان برنداشت، بلکه به زور درخانه های قفل شده به روی زنان را گشود و به آنها گفت:‌ بیرون آیید. ازاین پس حق بشری شماست که چه بپوشید، چه نپوشید، حق بشری شماست که به مدرسه و دانشگاه بروید، و حق بشری شماست که برای گذران زندگی خود و خانواده خود هر شغلی را که می خواهید انتخاب کنید.

بله او به «زور» همه ی این حقوق بشری را به زنان داد، آن هم حدود ۱۲سال قبل از صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر.

بله رضاشاه به زور با عقب ماندگی جنگید، زیرا اکثریت جامعه شعور درک این آزادی ها را نداشت. علاوه بر آن ایران آنروز، حتی پس از انقلاب مشروطیت زیر نفود و قدرت پدران خلف خمینی و خامنه ای بود. کسانی که چند دهه بعد، دوباره از گور عقب ماندگی بیرون آمدند تا ۴۷ سال دیگر مردمان، به ویژه زنان را از فرهنگ خردمدارو سکولار خود دور کنند

اکنون و امسال چه زیباست که این روز همزمان شده با برخاستن ایرانیان و صدا کردن مداوم نام ر ضاشاه بزرگ، و نام نوه او شاهزاده رضا پهلوی برای رهبری آخرین نبرد و به قصد نجات وطن برای همیشه از چنگال تاریکی و واپسگرایی

هفدهم دی خجسته باد

شکوه میرزادگی

liaghat.jpgوقتی پرسش دشمنی تلقی می‌شود، جامعه هزینهٔ سکوت را می‌پردازد

در هر جامعه‌ای لحظه‌ای فرا می‌رسد که پرسیدن به‌جای آنکه راهی برای فهمیدن باشد، به نشانهٔ دشمنی تعبیر می‌شود. از همان‌جا است که نقد خاموش می‌شود، واقعیت پنهان می‌ماند و خطاها بی‌صدا انباشته می‌شوند. این مقاله سفری است از شک دکارتی تا تجربهٔ زیستهٔ امروز؛ روایتی از اینکه چگونه نشنیدنِ نقد، نه‌فقط ذهن، که سرنوشت یک جامعه را به تاریکی می‌برد.

از همان لحظه‌ای که رنه دکارت تصمیم گرفت در همه‌چیز شک کند، فلسفهٔ مدرن متولد شد. او در حواسش شک کرد، در تجربه‌هایش شک کرد، حتی در عقل خودش شک کرد. اما این شک برای ویران کردن نبود؛ برای ساختن بود. دکارت می‌خواست ذهنش را از باورهای بی‌پایه پاک کند تا به نقطه‌ای برسد که هیچ شکی نتواند آن را متزلزل کند. و رسید: «می‌اندیشم، پس هستم.» این جمله فقط یک گزارهٔ فلسفی نیست؛ یک هشدار است. هشدار اینکه هیچ رشدی بدون پرسش آغاز نمی‌شود.

همان‌طور که ذهن بدون شک آزاد نمی‌شود، جامعه نیز بدون انتقاد آزاد نمی‌ماند. آزادی فقط نبودِ اجبار نیست؛ آزادی یعنی امکان پرسیدن، امکان اعتراض، امکان گفتنِ نه. اگر مردم نتوانند تصمیم‌ها را نقد کنند و روایت رسمی را به چالش بکشند، آزادی تبدیل به یک ظاهر زیبا می‌شود، نه یک واقعیت. و اگر نقد هزینه داشته باشد--ترس، طرد، مجازات--آنچه باقی می‌ماند زمزمهٔ پنهانی است، نه انتقاد.

در جامعهٔ مدرن، رسانه‌ها همان نقشی را دارند که شک برای دکارت داشت: پاک‌سازی، روشن‌سازی و آزادسازی. رسانه‌ها تاریکی‌ها را روشن می‌کنند، صدای بی‌صداها می‌شوند و قدرت را پاسخ‌گو می‌کنند. بدون رسانهٔ آزاد، انتقاد خاموش می‌شود و وقتی انتقاد خاموش شود، آزادی هم خاموش می‌شود.

تاریخ بارها نشان داده که وقتی نقد حذف می‌شود، خطاها انباشته می‌شوند، واقعیت پنهان می‌ماند و حکومت‌ها در نهایت با بحران‌هایی روبه‌رو می‌شوند که دیگر قابل مدیریت نیست. امپراتوری روم در دوره‌های پایانی‌اش، به‌جای شنیدن هشدارها، سنای بی‌اثر و حلقهٔ چاپلوسان را ترجیح داد و از درون فروپاشید. شوروی با فاصلهٔ عمیق میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم، اصلاح را ناممکن کرد و فروپاشی‌اش اجتناب‌ناپذیر شد. فرانسهٔ پیش از انقلاب ۱۷۸۹ نیز نقد را بی‌احترامی تلقی کرد و نارضایتی‌های انباشته‌شده در نهایت به انفجار اجتماعی انجامید.

در ایرانِ پیش از انقلاب ۱۳۵۷ نیز بسیاری از مردم تجربه می‌کردند که نقد شنیده نمی‌شود. رسانه‌ها محدود بودند، احزاب نقش واقعی نداشتند و فاصلهٔ میان روایت رسمی و زندگی مردم هر روز بیشتر می‌شد. مشکلات اقتصادی و اجتماعی انباشته شد و نبود سازوکار اصلاح از درون، جامعه را به سمت انفجار برد. انقلاب ۵۷ فقط یک رویداد سیاسی نبود؛ نتیجهٔ سال‌ها نشنیدنِ نقد بود.

khamvaghih.jpgخامنه ای مردم را مزدور خواند

علی خامنه‌ای روز جمعه ۱۹ دی و در فردای شبی که ایران شاهد برگزاری گسترده‌ترین حضور خیابانی مردم در دوازدهمین شب از دور جدید اعتراضات بود، معترضان را «مزدوران بیگانه» خواند و گفت «مردم» و «نظام اسلامی» این افراد را «مردود» می‌داند.

🔸 او همچنین دونالد ترامپ را «یک بابایی با نخوت و غرور» خواند و افزود: «او بداند مستکبران عالم از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمدرضا در اوج غرور سرنگون شدند، او هم سرنگون خواهد شد.»

🔸 رهبر جمهوری اسلامی توضیح نداد منظورش از سرنگونی رئيس‌جمهور آمریکا که دورهٔ ریاست‌جمهوری‌اش بر اساس قانون چهارساله است، چیست.

🔸رئیس‌جمهور آمریکا تاکنون چند بار به مقامات جمهوری اسلامی دربارۀ استفاده از خشونت علیه معترضان هشدار داده است.

***

ستاره استقلال داماد شد

| No Comments

9999.jpgایران اینترنشنال - در سرمقاله شنبه ۲۰ دی ماه این روزنامه آمده است که شاهزاده رضا پهلوی با فراخوان از تبعید، ریسک بزرگی را پذیرفت؛ چرا که اگر استقبال گسترده‌ای صورت نمی‌گرفت، اعتبار سیاسی او زیر سؤال می‌رفت. اما به نوشته وال‌استریت ژورنال، «مردم ایران به این فراخوان پاسخ دادند» و موج اعتراض‌ها شتاب گرفت.

بر اساس این گزارش، بزرگ‌ترین تجمع‌های سال‌های اخیر در تهران، مشهد و دیگر شهرها شکل گرفت و معترضان ساعت‌ها کنترل خیابان‌ها را در دست داشتند؛ حتی در محله‌های مرفه پایتخت. شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور»، «آزادی» و «زنده‌باد شاه» در میان جمعیت شنیده می‌شد.

وال‌استریت ژورنال می‌نویسد در جریان این اعتراض‌ها، خودروهای پلیس رها و به آتش کشیده شد، پرچم‌های حکومتی پاره شد و چندین ساختمان دولتی در تهران و همچنین یک ساختمان حکومتی در اصفهان به آتش کشیده شد. این روزنامه از کشته‌شدن شماری از نیروهای امنیتی و نیز تعداد نامعلومی از معترضان خبر داده و به انتشار ویدئویی اشاره کرده است که اجساد را بر کف یک بیمارستان نشان می‌دهد.

به نوشته این روزنامه، دسترسی به اطلاعات دقیق دشوار شده، زیرا حکومت برای مهار اعتراض‌ها و پنهان‌سازی سرکوب، اینترنت و خطوط تلفن را به‌طور سراسری قطع کرده است؛ اقدامی که وال‌استریت ژورنال آن را تکرار الگوی سرکوب اعتراض‌های سال ۲۰۱۹ توصیف می‌کند؛ زمانی که به گفته این روزنامه، حدود ۱۵۰۰ معترض کشته شدند.

مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال

در ادامه گزارش آمده است که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، تلاش دارد از دیده‌شدن سرکوب توسط واشینگتن جلوگیری کند. وال‌استریت ژورنال یادآور شده که دونالد ترامپ هشدار داده در صورت «قتل‌عام» معترضان، واکنش سختی نشان خواهد داد، هرچند سرکوب‌های اولیه--شامل ده‌ها کشته و هزاران بازداشتی--از نگاه ترامپ هنوز از خط قرمز اعلام‌شده عبور نکرده است.

اکانت رسمی پالی‌مارکت در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار پستی «فوری» گزارش داد که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، پرچم ایران را از نام کاربری خود حذف کرده است؛ اقدامی نمادین که هرچند ممکن است در ظاهر یک تغییر جزئی در پروفایل به نظر برسد، اما در فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران می‌تواند به‌عنوان سیگنالی معنادار تعبیر شود.

plylarge.jpg

ایکس، نشان جمهوری اسلامی در پرچم ایران را به شیروخورشید تغییر داد

در پی خیزش انقلابی ایرانیان و درخواست شهروندان این کشور، با سیاست جدید شبکه ایکس و تغییر آیکون پرچم ایران به شیر و خورشید، حساب‌های حکومتی جمهوری اسلامی به زیر نشان این پرچم رفته‌اند. حساب فرمانده سپاه قدس و ریاست‌جمهوری از جمله این حساب‌ها هستند.

karajfire.jpgساختمان «شهرداری کرج در خیابان حدادی» ساختمان، شهرداری منطقه ۵ کرج، در گلشهر، در تقاطع خیابان‌های مصطفی خمینی و حدادی روز جمعه به آتش کشیده شد.

فکتنامه: روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ویدیویی از یک ساختمان بزرگ در حال سوختن منتشر و گفته شده ساختمان «شهرداری کرج در خیابان حدادی» است.

بررسی‌های فکت‌نامه نشان می‌دهد این ساختمان، شهرداری منطقه ۵ کرج، گلشهر، در تقاطع خیابان‌های مصطفی خمینی و حدادی است. ساختمان پشت شهرداری، بانک شهر در ضلع شمالی ساختمان و چراغ‌های راهنمایی از جمله شواهدی است که تایید می‌کند ویدیو مربوط به همین ساختمان است.

***

fardis.jpgتوانا - پنجشنبه شب ویدیوهایی دلخراش با عنوان «کشته‌شدگان فردیس در تاریخ ۱۸ دی» منتشر شده که نگرانی‌های جدی درباره سرکوب خونین معترضان را برانگیخته است. فکت‌نامه در بررسی این ویدیوها اعلام کرده است که تصاویر اصل هستند، ساختگی یا قدیمی نیستند، صداگذاری نشده‌اند و مربوط به ایران‌اند.

به‌گفته فکت‌نامه، این ویدیوها جدید هستند و سابقه‌ای از انتشار قبلی آن‌ها در اینترنت وجود ندارد. همچنین با وجود کیفیت پایین تصاویر و نامشخص بودن دقیق محل، مقایسه افراد افتاده بر زمین نشان می‌دهد هر دو ویدیو یک واقعه واحد را در ایران در شب گذشته ثبت کرده‌اند. جزئیاتی مانند خودروهای پارک‌شده، صداهای محیط و پوشش افراد متناسب با فصل نیز به‌گفته فکت‌نامه، موید ایرانی بودن این ویدیوهاست.

در این تصاویر دست‌کم هفت نفر بر زمین افتاده‌اند و وضعیت برخی از آن‌ها وخیم به نظر می‌رسد. فکت‌نامه همچنین به وجود ویدیوهای دیگری از اعتراضات فردیس کرج اشاره کرده که نشان می‌دهد معترضان هدف شلیک گلوله قرار گرفته‌اند.

شیراز، حضور یک زن سالمند در اعتراضات که تیرکمان سنگی آورده و می‌گوید که می‌خواهد از جوانان حمایت کند.

***

مشهد/ شهر لواطعلی منصوری، بلوار وکیل آباد

***

دارا خسروشاهی، مدیرعامل اوبر در رویدادی که اخیرا اتحادیه ملی دمکراسی در ایران، نوفدی، برگزار کرد گفت که اوبر و دیگر شرکت‌های بزرگ در ۱۰۰ روز نخست پس از سقوط رژیم سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در ایران انجام می‌دهند. او گفت هر شرکت بزرگی در جهان، ایران را فرصتی برای سرمایه گذاری می‌بیند.

***

خبرنامه گویا روز گذشته مطلبی در این باره نوشته بود: سکوت عجیب صدای آمریکا درباره رضا پهلوی

telegram.jpgصدای امریکا در این مطلب خبری نوشت:

ترامپ از اشتیاق مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی گفت؛ هم‌صدایی بین‌المللی با مردم ایران

صدای امریکا - اعتراضات سراسری ایران در حالی وارد سیزدهمین روز خود شده که موجی از حمایت و واکنش در سطح دولت‌ها، پارلمان‌ها و نهادهای بین‌المللی علیه سرکوب خونین جمهوری اسلامی شکل گرفته است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، ضمن تکرار تهدید خود به واکنش «بسیار سخت» علیه جمهوری اسلامی در صورت کشتار معترضان، می‌گوید زمان حاضر را برای دیدار رسمی با شاهزاده رضا پهلوی «مناسب» نمی‌داند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ همزمان با حضور جمعیت معترضان در سعادت‌آباد تهران، یک معترض عکس شاهزاده رضا پهلوی را بالای سر نگه داشته و دو نفر روی سطل زباله می‌کوبند.

***

این دفعه فرق دارد

| No Comments

thistime.jpg"این‌بار خیابان تنها نیست، اقتصاد فروپاشیده پشت آن ایستاده؛ معترض تنها نیست، خانواده‌ی نیروی سرکوب در کنار اوست"

ویژه خبرنامه گویا - اعتراضات اخیر در ایران شباهت‌های ظاهری با خیزش‌های پیشین دارد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، با پدیده‌ای متفاوت روبه‌رو هستیم. این‌بار نه فقط خیابان، که پیوندهای اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتیِ جامعه دستخوش تغییر شده‌اند. آنچه امروز می‌بینیم، حاصل انباشت چند بحران هم‌زمان است که رژیم را در ضعیف‌ترین موقعیت تاریخی خود قرار داده است.

در نظریه‌های فروپاشی رژیم‌های اقتدارگرا، معمولاً سه مسیر اصلی برای سقوط حاکمیت‌ها ترسیم می‌شود:

نخست، اعتراضات گسترده‌ای که سرکوب را از نظر هزینه و توان، ناممکن می‌کند

دوم، چرخش رأس نیروهای امنیتی به سوی مردم (که از نظر واقع‌بینانه، کمترین شانس تحقق را دارد)

سوم، سرپیچی بدنه‌ی نیروهای امنیتی و انتظامی از اجرای دستورات سرکوب.

محتمل‌ترین مسیر، در تظاهرات کنونی ایران ترکیبی از گزینه‌ی اول و سوم است.

تفاوت کلیدی این اعتراضات با خیزش‌های پیشین، خاستگاه اجتماعی آن است. در روزهای نخست، برخلاف تصور رایج، موتور اصلی اعتراض نه طبقه‌ی متوسط شهری، بلکه اقشار فقیر و طبقه‌ی کارگر بودند؛ همان‌هایی که بیشترین فشار اقتصادی را تحمل کرده‌اند. این اقشار دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و «ترس» برایشان کارکرد سابق را از دست داده است.

نکته‌ی تعیین‌کننده اینجاست که بسیاری از همین معترضان، خانواده، دوستان یا بستگان مستقیم در نیروهای انتظامی و امنیتی دارند. این پیوند خانوادگی، شکافی عمیق در ماشین سرکوب ایجاد می‌کند. وقتی معترض، برادرِ سرباز است و کارگرِ معترض، پدرِ نیروی یگان ویژه، دستور شلیک دیگر یک فرمان اداری ساده نیست؛ به یک بحران اخلاقی تبدیل می‌شود.

جرقه‌ی این موج، نه یک مطالبه‌ی فرهنگی یا هویتی، بلکه مرگ اقتصادی بود. سقوط بی‌سابقه‌ی ارزش ریال، تورم افسارگسیخته و جهش قیمت مواد غذایی، زندگی روزمره را فلج کرده است. برای میلیون‌ها ایرانی، مسئله دیگر «بهبود شرایط» نیست؛ مسئله بقاست. همین واقعیت، اعتراض را رادیکال و غیرقابل مصالحه کرده است.

ورود بازاریان و اعتصاب در بازار بزرگ تهران، نشانه‌ای مهم از تغییر موازنه بود. بازار در تاریخ معاصر ایران، همواره بازیگری تعیین‌کننده بوده و پیوستن آن به اعتراضات، پیام روشنی دارد: شکاف از حاشیه به مرکز رسیده است.

این‌ اعتراض تنها صدای خیابان‌های فقیرنشین نیست؛ ستون‌های سنتی اقتصاد شهری نیز به لرزه افتاده‌اند.

از منظر ایدئولوژیک نیز شاهد چرخشی معنادار هستیم. برخلاف جنبش سبز ۱۳۸۸ یا اعتراضات ۱۴۰۱ که مطالبات اصلاحی یا حقوق‌محور داشتند، در این دوره شعارها صریح‌تر و ساختارشکن‌تر شده‌اند. بازگشت نمادهای پادشاهی و حمایت علنی از رضا پهلوی نشان می‌دهد که بخش‌هایی از جامعه از کل چارچوب جمهوری اسلامی عبور کرده‌اند، نه فقط از یک دولت یا جناح.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که جمهوری اسلامی از نظر منطقه‌ای و ژئوپولیتیک نیز در موقعیت ضعیفی قرار دارد. تضعیف نیروهای نیابتی، فشار خارجی و هشدارهای صریح درباره‌ی هزینه‌ی سرکوب خونین، حاشیه‌ی مانور رژیم را محدود کرده است. در چنین وضعیتی، هر دستور سرکوب، ریسک شکاف در بدنه‌ی امنیتی را افزایش می‌دهد.

گزارش‌های پراکنده از امتناع برخی نیروهای پلیس از برخورد با معترضان، هرچند هنوز محدود است، اما از نظر سیاسی بسیار معنادار است. فروپاشی‌ها معمولاً نه با یک فرمان بزرگ، بلکه با مجموعه‌ای از «نه»های کوچک آغاز می‌شوند؛ نه به شلیک، نه به بازداشت، نه به باتوم. همین نافرمانی‌های خاموش، ستون فقرات سرکوب را سست می‌کند.

به همین دلایل است که اعتراضات امروز ایران «متفاوت» به نظر می‌رسد.

این‌بار خیابان تنها نیست، اقتصاد فروپاشیده پشت آن ایستاده؛ معترض تنها نیست، خانواده‌ی نیروی سرکوب در کنار اوست؛ و رژیم دیگر از آن اقتدار سابق برخوردار نیست. اگر این روند ادامه یابد، محتمل‌ترین مسیر نه یک کودتا، بلکه فرسایش درونی ماشین سرکوب و پیروزی تدریجی جامعه بر ترس خواهد بود.

visa.jpgروزنامه فیگارو: دست کم ۲۰ نفر از بستگان اصلاح طلبان از فرانسه درخواست ویزا کردند

ایندیپندنت فارسی - امانوئل رضوی، روزنامه‌نگار فرانسوی ایرانی‌تبار شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه در گفتگو با روزنامه لو فیگارو،‌ از درخواست دست‌کم ۲۰ نفر از نزدیکان مقام‌های عمدتا اصلاح‌طلب جمهوری اسلامی برای درخواست روادید فرانسه خبر داد.

رضوی با تشریح این خبر گفت یک وکیل فرانسوی ایرانی‌تبار، واسطه این درخواست‌ها به وزارت امور خارجه بوده است.



امانوئل رضوی می‌گوید بستگان محمد باقر قالیباف از جمله شناخته‌شده ترین این افراد هستند.
این خبرنگار می‌گوید فرانسه از سال ۱۹۷۸، با روی گشاده میزبان آیت‌الله خمینی و افرادی بود که بعدا جمهوری اسلامی را تاسیس کردند.

این در حالی است که تایمز لندن نیز گزارش داده که علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در صورت شکست در سرکوب خیزش ملی برای فرار به مسکو برنامه ریزی کرده است. وزیر سابق امنیت بریتانیا نیز در پارلمان این کشور از ورود هواپیماهای باری روسیه به ایران و خروج مقادیر قابل توجه طلا خبر داده و گفته است که به نظر می رسد رهبران جمهوری اسلامی در حال آماده سازی مقدمات احتمال خروج از کشورند.

08topB.jpgرضا پهلوی ۱۸دی۱۴۰۴ و هم‌زمان با فرارسیدن ساعت فراخوان اعتراضات در ایران، از مردم ایران خواست به خیابان‌ها بروند. او در بخش دیگری از این پیام که در حساب کاربری ایکس خود نوشت به «علی خامنه‌ای» و سپاه پاسداران هشدار داد و نوشت: «جهان و رییس جمهور آمریکا با دقت شما را زیر نظر دارند. سرکوب مردم بدون پاسخ نخواهد ماند.» شاهزاده رضا پهلوی خطاب به مردم نوشت: «ملت بزرگ ایران، چشم جهان به شما دوخته شده است. به خیابان‌ها بروید و در صفوف به‌هم‌پیوسته خواست خود را فریاد بزنید.»

جمعیت چشمگیر معترضان شهر رشت در شامگاه ۱۸ دی‌ماه را نشان می‌دهد که با بستن خیابان‌ها شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور» و «جاوید شاه» سردادند

ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد که در شهرهای مختلف ایران، پنجشنبه حدود ساعت ۸ شب، شهروندان در تجمعی سراسری که به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شد، شرکت کردند.

حضور گسترده معترضان در بلوار وکیل‌آباد مشهد است. شهروندان در واکنش به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی از عصر پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه به خیابان آمدند.

شماری از شهروندان در گوهردشت کرج عصر پنجشنبه در واکنش به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمدند.

اهواز، پنجشنبه، ۱۸ دی

تبریز، پنجشنبه ۱۸ دی، از ثانیه دوازدهم

هفت‌حوض نارمک تهران

***

***

قطعی و اختلال گسترده در اینترنت تهران و چند شهر دیگر هم‌زمان با تشدید اعتراضات

کاشانی تهران

ویدیوهای رسیده از گرگان نشان می‌دهد که شامگاه پنج‌شنبه در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی جمعیت زیادی در خیابان‌های این شهر حاضر شدند

***

مردم شیراز پنجشنبه جمعه ۱۸ دی‌ماه همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و سایر شهرهای ایران در تظاهراتی گسترده به خیابان آمدند و شعار «توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه» و «مرگ بر دیکتاتور» سردادند.

ویدیوی رسیده به ایندیپندنت فارسی از تهران حضور گسترده مردم در هفت حوض در شرق تهران را نشان می‌دهد که یکصدا فریاد «جاوید شاه» سر می‌دهند.

جزیره کیش:

شهروندان معترض شامگاه پنج‌شنبه در کاشانی تهران فریاد آزادی سر دادند

بلوار کاشانی تهران

یک معترض درمشهد به زبان انگلیسی از ترامپ و نتانیاهو درخواست کمک می‌کند و می‌گوید آیت‌اله‌ها مردم را می‌کشند

خیابان ولی‌عصر (پهلوی) تهران

***

تعداد جان‌باختگان خیزش ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در حال افزایش است

هم‌زمان با شدت گرفتن خیزش ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، گزارش‌های بیشتری از تیراندازی مستقیم به شهروندان و افزایش شمار جان‌باختگان این خیزش منتشر شده است. بر اساس آمارها و گزارش‌های منتشرشده از سوی سازمان‌های حقوق‌بشری تا شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، دست‌کم ۴۶ معترض در خیابان‌های ایران به دست نیروهای سرکوب کشته شده‌اند. ایران‌اینترنشنال توانسته با راستی‌آزمایی، بخشی از این آمار را تایید کند و مابقی آن نیز در دست راستی‌آزمایی است. به عنوان نمونه، ایران‌اینترنشنال توانست جان باختن سعید توکلیان، معترض جان باخته در شیراز را تایید کند که به دست نیروهای امنیتی کشته شده است. این در حالی است که حکومت تلاش داشت که او را «بسیجی» بخواند، اما این معترض از ناحیه گردن هدف گلوله نیروهای سرکوب قرار گرفت.

:::

safsari_banner.jpgبیژن صف‌سری - ویژه خبرنامه گویا

پس از چند سال سکوت نسبی در فضای عمومی، خیابان‌های وطنمان، ایران، بار دیگر نشانه‌هایی از تحرک اجتماعی و اعتراض سیاسی را تجربه می‌کنند. این بازگشت در ادامه‌ی چهار خیزش بزرگ سال‌های گذشته رخ می‌دهد؛ خیزش‌هایی که هر یک با هزینه‌های سنگین انسانی، سرکوب گسترده، زندان و اعدام پایان یافت و برای مدتی جامعه را به عقب‌نشینی واداشت. آن سکوت، اما نه نشانه‌ی تسلیم، بلکه دوره‌ای از انباشت تجربه و بازاندیشی جمعی بود.

آنچه امروز در شهرهای کشورمان دیده می‌شود، تکرار ساده‌ی اعتراضات گذشته نیست. اعتراضات اخیر، اگرچه هنوز به مرحله‌ی اعتصاب سراسری فلج‌کننده نرسیده‌اند، اما از نظر دامنه‌ی جغرافیایی، تداوم زمانی و صراحت مطالبات، تفاوت‌هایی معنادار با دوره‌های پیشین دارند. حضور هم‌زمان اعتراض در چندین شهر بزرگ، مشارکت مقطعی برخی اصناف و بازگشت شعارهای صریح براندازانه، نشان می‌دهد جامعه در حال آزمودن شکل تازه‌ای از فشار اجتماعی است.

یکی از تفاوت‌های مهم وضعیت کنونی با خیزش‌های پیشین، تغییر در نگاه معترضان به نقش خیابان است. خیابان دیگر صرفاً صحنه‌ی بروز خشم لحظه‌ای نیست، بلکه به‌تدریج به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار مداوم درک می‌شود. تجربه‌ی شکست‌های گذشته نشان داد اعتراض‌های مقطعی، بدون تداوم و پیگیری، توان تغییر موازنه‌ی قدرت را ندارند. از همین رو، مفهوم «حضور مستمر» بیش از گذشته مطرح شده است؛ حضوری تکرارشونده، قابل پیش‌بینی و هزینه‌ساز، بی‌آنکه جامعه را به فرسودگی زودرس بکشاند.

تحولات اخیر هم‌زمان با نوعی همگرایی محدود در میان جریان‌های مختلف مخالف جمهوری اسلامی همراه شده است. این همگرایی بیش از آنکه نشانه‌ی توافق ایدئولوژیک باشد، حاصل تمرکز بر یک هدف حداقلی مشترک است: پایان دادن به نظام سیاسی موجود و سپردن تعیین شکل حکومت آینده به رأی عمومی. اختلاف‌ها همچنان پابرجاست، اما در مقطع کنونی، بسیاری ترجیح داده‌اند آن‌ها را به تعویق بیندازند و بر عبور از وضعیت موجود تمرکز کنند.

در این میان، یک چهره و یک نماد بیش از دیگر چهره‌ها و نمادها در کانون توجه قرار گرفته است، و آن نماد شاهزاده رضا پهلوی است که با صدور فراخوان‌هایی برای اعتراض، به یکی از نقاط تمرکز بحث سیاسی بدل شده است. حامیان او این وضعیت را نشانه‌ای از شکل‌گیری نوعی رهبری موقت برای دوره‌ی گذار می‌دانند، در حالی که منتقدان تأکید می‌کنند این حمایت‌ها عمدتاً مشروط، موقتی و تاکتیکی است و به معنای اجماع سیاسی پایدار تلقی نمی‌شود. آنچه فعلاً قابل مشاهده است، نه تثبیت یک رهبری بلامنازع، بلکه جست‌وجوی جامعه برای نقطه‌ی تمرکز سیاسی در شرایطی سیال است.

با همه‌ی نشانه‌های امیدوارکننده، تجربه‌ی تاریخی ایران و بسیاری از جوامع مشابه نشان می‌دهد که هیچ لحظه‌ای به اندازه‌ی لحظه‌ی امید، خطرناک نیست. درست در زمانی که جامعه احساس می‌کند «چیزی در حال تغییر است»، دو آفت بزرگ پدیدار می‌شود: شتاب‌زدگی و ساده‌انگاری. شتاب برای اعلام پیروزی، و ساده‌انگاری نسبت به توان بقا و تطبیق‌پذیری ساختار قدرت. نظام‌های اقتدارگرا معمولاً نه در اوج سرکوب، بلکه در لحظه‌هایی که جامعه تصور می‌کند توازن قوا تغییر کرده، دست به ضدحمله می‌زنند؛ با فرسایش تدریجی، ایجاد شکاف در صف معترضان و تغییر تاکتیک‌های کنترل.

در کنار سرکوب، فرسودگی اجتماعی نیز یکی از جدی‌ترین تهدیدهای پیشِ روی اعتراضات است. اعتراض اگر به ریتمی غیرقابل‌تحمل برای زندگی روزمره بدل شود، پیش از آنکه حکومت را خسته کند، جامعه را خسته می‌کند. از همین رو، تداوم اعتراض لزوماً به معنای حضور دائمی و پرهزینه نیست، بلکه به معنای تنوع‌بخشی به اشکال کنش اعتراضی و حفظ توان بازگشت است. خیابان سرمایه‌ای اجتماعی است که اگر یک‌باره مصرف شود، بازسازی آن دشوار خواهد بود.

بحث درباره‌ی آینده، ناگزیر مسئله‌ی گذار و چگونگی مدیریت آن را به میان می‌کشد. تأکید بر برگزاری رفراندوم آزاد برای تعیین شکل حکومت آینده، به یکی از مطالبات مشترک بسیاری از جریان‌ها تبدیل شده است. با این حال، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی زمان‌بندی، سازوکار اجرایی و تضمین‌های حقوقی این فرایند وجود دارد. حافظه‌ی تاریخی جامعه‌ی ایران به‌خوبی به یاد دارد که چگونه تعویق رأی مردم، حتی با نیت ایجاد ثبات، می‌تواند به بازتولید اقتدارگرایی بینجامد. از همین رو، مشروعیت هر نظم جدیدی به شفافیت مسیر گذار و تقدم اراده‌ی عمومی وابسته خواهد بود.

تحولات امروز ایران را نه می‌توان به یک فرد فروکاست و نه می‌توان بدون نقطه‌ی تمرکز سیاسی پیش برد. تجربه نشان داده است که جنبش‌هایی که همه‌چیز را بر دوش یک نام می‌گذارند، در برابر خطا و فشار آسیب‌پذیرند؛ و در مقابل، جنبش‌هایی که هر چهره‌ای را از پیش نفی می‌کنند، اغلب دچار پراکندگی و فرسایش می‌شوند. آنچه اهمیت دارد، نه تقدیس افراد و نه حذف آن‌ها، بلکه مشروط‌کردن هر نقش و هر جایگاهی به رأی و نظارت مردم است.

ادامه‌ی حضور در خیابان، در این معنا، صرفاً اعتراض به وضع موجود نیست؛ حفظ حق نظارت جامعه بر مسیر تغییر است. خیابان زمانی نیروی سازنده می‌ماند که هم فشار بر قدرت حاکم را حفظ کند و هم مطالبه‌گری از نیروهای مدعی آینده را رها نکند. آینده‌ی ایران نه با فحاشی ساخته می‌شود و نه با قهرمان‌سازی، بلکه با ایستادگی آگاهانه، پیگیری مداوم و پافشاری بر این اصل ساده که هیچ‌کس بالاتر از رأی مردم نیست.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgنگاه کنید! بر آسمان بنگرید! بر رنگین‌کمانی که از این سو تا آن سوی ایران‌زمین کشیده شده است. بنگرید بر کودکی با چشمان هوشیار، نشسته بر قایقی چوبین، که با بشارت صبح از فراز سرمان می‌گذرد.

او یک لر است! آذری است! خوزستانی است! کرد است! مازنی است! گیلک است! بلوچ است! زابلی است! از خراسان است، از فارس، از اصفهان.

پسرکی خردسال، کشته‌شده به دست حکومتی کودک‌کش؛ او فرزند کوچک ایران‌زمین است! فرزند مادری داغدار به نام ایران! که امروزش با رنگین‌کمان خود بازگشته است، تا روزهای همبستگی، پیروزی و شادی را در سیمای یک همبستگی ملی رقم زند.

همه ما از یک سرزمینیم، برآمده از دل یک تاریخ، یک حافظه، یک حس، یک اندیشه و یک درد مشترک؛ به درازای عمر این کهن‌دیار.

ما در کنار هم زیسته‌ایم، شادی، غم و اندوه مشترک را با هم تجربه کرده‌ایم. با هم نوروزها را جشن گرفتیم. با فردوسی همراه رستم شدیم و از هفت‌خوان عبور کردیم. به پاکیزگی سیاوش از آتش گذر نمودیم. از چرمینه کاوه درفشی ساختیم و بر ضحاک یورش آوردیم.

فال حافظ گشودیم و نیاز کردیم. با مولانا و عطار طی طریق نمودیم و خود را چونان سی‌مرغان عطار در کنار هم یافتیم. همراه بابک چهره به خون آغشته ساختیم! سرخ‌روی و بی‌هراس در مقابل بیگانه ایستادیم.

با ستارخان سرودخوان از کوچه‌هایی به پهنای ایران‌زمین گذشتیم تا از مشروطیت دفاع کنیم. ما مشروطه را به قدرت تمامی باشندگان این سرزمین جاوید گرفتیم و با خون خود بر پای آن مهر نهادیم.

بسان آرش، جان در تیر نهاده، از ستیغ البرزکوه بالا رفتیم. حماسه خرمشهر را آفریدیم! پای برهنه بر مین رفتیم! چرا که حضور بیگانه و تنگی این سرزمین را برنمی‌تافتیم.

با فرهاد تیشه بر سنگ زدیم، حدیث عاشقی گفتیم. ما بندبند وجودمان با هم تنیده است. درد عرب خوزستانی درد منِ ترک‌زبان آذربایجانی است؛ چنان‌که درد من درد کردستان است. من در وجود یک کولبر کرد برگبار بسته می‌شوم، می‌افتم، برمی‌خیزم. همراه نوید افکاری بر بالای دار می‌روم. چونان «رهنورد»، طناب دار بر گردن، شادی برای مردمان این سرزمین می‌خواهم.

sahar.jpgدر روزگاری که طبق قرائن و شواهد،

مردم ایران مشروطه پادشاهی را صدا می زنند!

محمد جلالی چیمه (م.سحر)

آقایان و خانم های جمهوریخواه در داخل و خارج از کشور ! اگر به راستی خواستار نجات ایران هستید بگذارید تا مردم ایران راهی را که یافته اند کم درد سر تر بپیمایند و شماهم کمک کنید تا از کجرویها و‌مخاطراتی که پیش می آیند جلوگیری شود!

اما چنانچه خدای ناخواسته از آنهایی هستید که قصدشان جاه طلبی ست و مثل بسیارانی که از سالها پیش برای ریاست جمهوری موهوم و تصورشدهٔ خود فراک و کلاه سیلندر مهیا کرده اند و شب و روز در آتش جاه طلبی خود میسوزند و خود شیفته وار در برابر آینه صبحگاهی به قد و بالای خود می نگرند و به منافع فردی یا فرقه ای خود می اندیشیند ونجات وطن برای آنان در درجه دوم آهمیت قرار دارد ، شما را به خیر وملت ایران را به سلامت!

زیراچنانکه شواهد وجنبش آزادیبخش ملی سراسری در اکثر شهرهای ایران نشان می‌دهد ایرانیان به ندای تاریخ گوش سپرده و دریافته اند که دوپادشاه پیشین پهلوی نزد وجدان جمعی و در دادگاه تاریخی تبرئه شده اند و آنچه باقی مانده عذابی ست که مردم ایران به دلیل بازیچه قرارگرفتن خود در دست اسلامیست های جنایتکار و هم پیمانان چپ روسوفیلشان طی ۴۷ سال در وجدان و ضمایر خودآگاه و ناخود آگاه خود انباشته اند!

مردم ایران از این که آخرین پادشاه پهلوی را قربانی فریب و جاهطلبی و زیاده خواهی ملاها ی جاهل و خرافی کردند وبدینگونه هم باورهای دینی خود و هم دار و ندار کشورشان را به پای مشتی شیاد زشت سیرت زیاده خواه قساوتگر بی وطن ریختند، خود را عمیقأ آزردهٔ تأسف و تحسر و تأثرملی و تاریخی می دانند و در پی ابتلا به عذاب وجدانی ازینگونه است که جبران ظلمی که به خاندان پهلوی تحمیل شده است را وظیفهٔ تاریخی خود می شمارند!

IMG_3257.png...امروز بخت با ما مردم یار بوده و رییس جمهوری قدرتمند امریکا رسما و علنا حمایت اش از مردم معترض ایران را اعلام کرده و گفته اگر اعتراضات مسالمت آمیز مردم را حکومت به روش همیشگی و با خشونت و جنایت سرکوب کند آن گاه با نیروهای امریکایی روبه رو خواهد بود که این باعث شده میزان کشتار و سرکوب حکومت در اعتراضات اخیر فعلا محدود بماند و به مانند گذشته که مثلا حکومت مردم پناه گرفته در نیزارهای ماهشهر در ۱۳۹۸ را با دوشکا و سلاح سنگین قتل عام کرد و کشتار وسیعی به راه انداخت که طی آن چند صد تا چند هزار تن از مردم معترض بی سلاح را به خون کشید باری این بار تا اینجا نتوانسته چنین کشتاری به راه بیندازد که البته بعید نیست در مراحل بعدی که حیات ننگین اش را در خطر جدی ببیند بخواهد دست به چنین کشتار مهیبی بزند که البته این بار تهدید پرزیدنت ترامپ قطعا مانع از گستردگی این جنایت خواهد شد.

در یک کلمه اسراییل با حمله ی نظامی دوازده روزه و امریکا با وعده ی دفاع نظامی به یاری ما مردم بی سلاح و بدون امکانات آمده و کاری را که ما برای حمله و برای دفاع نمی توانستیم بکنیم برای ما انجام داده و می دهد و این بهترین موقعیت است برای وارد کردن ضربه های نهایی بر پیکر پوسیده و متعفن جمهوری اسلامی برای روانه کردن اش به زباله دان تاریخ....

>

Aliakbar_Omidmehr_2.jpgدر حالی‌که خیزش قهرمانانه و سراسری ملت ایران، با دستانی خالی و جان بر کف، در مقابل رژیم تا دندان مسلحِ نیروهای سرکوب داخلی و تروریست‌های وارداتیِ آن، در دومین هفته خود و در بیش از ۳۰۰ محل و قریب ۱۰۰ شهر و ۳۰ استان کشور، تحسین جهانی اعم از رهبران کشورهای دنیا و نهادهای بین‌المللی را در پی داشته است، بالعکس و به همین اندازه موجبات نفرت عمومی از جنایات بی‌شمار رژیم در طی این روزها را فراهم نموده است.

حمله وحشیانه دیروز به بیمارستان ایلام و ضرب‌وشتم پرستاران و پزشکان و حمله به مجروحان، جنایاتی آشکار علیه حقوق بشر تلقی شده است. حمله مسلحانه امروز به بیمارستان سینا در حسن‌آباد تهران نیز موجبات نفرت عمومی از این جنایات رژیم را در داخل و خارج از کشور فراهم ساخته است. جنایاتی که بی‌پاسخ نمانده، مهر باطل شد به رژیم می‌زند.

هشدار دوم و شدیداللحن و تهدید ترامپ در اقدام علیه رژیم در صورت کشتار معترضین، و هشدارهای سناتورهای آمریکایی و نیز رئیس هیأت روابط با ایران در پارلمان اروپا، ابراز نگرانی دبیرکل سازمان ملل متحد، هشدار دولتمردان اروپایی، از جمله معاون نخست‌وزیر سوئد نیز، در همین راستا بوده است.

رژیم از ترس پیوستن نیروهای مسلح به مردم و دسترسی مردم به تسلیحات نظامی، دستور تخلیه چند پادگان و مراکز نظامی را داده است. همه این‌ها و بسیاری دیگر از مسائل بی‌شمار دیگر می‌رود که در اولین پیچ تاریخی پیشِ رو، سرنوشت کشور را به نفع اکثریت ملت ایران رقم بزند.

علی‌اکبر امیدمهر

Bahram_Farokhi_2.jpgاین مقاله را در واپسین لحظات فروپاشی رژیم جنایتکار رژیم اسلامی می‌نویسم، نه صرفاً به‌عنوان یک متن تحلیلی، بلکه به‌مثابه نویدی برای آزادی مردمی که دهه‌ها در بند استبداد، فساد و سرکوب زیسته‌اند. این نوشته، هم بشارت رهایی است و هم هشداری جدی؛ هشداری به نیروهای سیاسی و به همه هم‌میهنانم برای فردای پیروزی، برای روزی که طعم آزادی چشیده می‌شود و ایران در آستانه گام‌نهادن در مسیر دشوار اما سرنوشت‌ساز دموکراسی قرار می‌گیرد.

امید آن دارم که نیروهای سیاسی، به‌ویژه اپوزیسیون دموکراتیک، و در رأس آنان شاهزاده رضا پهلوی، به مسئولیت تاریخی خویش آگاه باشند و به آن عمل کنند؛ مسئولیتی که چیزی جز ساختن یک ائتلاف فراگیر ملی برای عبور خردمندانه از گردنه آزادی نیست. تنها با چنین همبستگی‌ای می‌توان کشور را از خلأ قدرت، هرج‌ومرج و بازتولید استبداد مصون داشت و آن را به‌سوی فردایی روشن‌تر، انسانی‌تر و آزادتر رهنمون شد.

در غیر این صورت، اگر این لحظه تاریخی با تفرقه، خودمحوری و ناتوانی در درک ضرورت اتحاد از دست برود، دو راه‌حل خطرناک دیگر پیش روی ایران قرار خواهد گرفت؛ راه‌هایی که می‌توانند فردای این سرزمین را برای دهه‌ها بار دیگر به تاریکی، بی‌ثباتی و رنج فرو برند. تاریخ در آستانه قضاوت ایستاده است، و این‌بار هیچ‌کس نخواهد توانست بگوید هشدارها داده نشده بود.

رژیم اسلامی به پایان راه خود نزدیک شده است. اما آینده ایران نه با لحظه سقوط، بلکه با تصمیمی که پس از آن گرفته می‌شود رقم خواهد خورد؛ تصمیمی تاریخی میان بی‌ثباتی، توافق ملی یا گذار مهندسی‌شده.

دژی که از درون فرو می‌پاشد

رژیم اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری به دژی می‌ماند که از درون پوسیده است. ستون‌ها هنوز ایستاده‌اند، پرچم همچنان بر فراز برج‌هاست، اما دیوارها ترک برداشته‌اند. شکاف‌ها عمیق شده‌اند و صدای فروریختن، دیگر پنهان‌کردنی نیست.

دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا این دژ فرو خواهد ریخت یا نه. این مرحله پشت سر گذاشته شده است. پرسش واقعی، پرسشی به‌مراتب خطرناک‌تر است: پس از فروپاشی چه می‌شود؟

آینده ایران، برخلاف روایت‌های ساده‌انگارانه و هیجان‌زده، بر سر یک سه‌راهی واقعی ایستاده است. نه ده‌ها سناریو، نه بی‌نهایت امکان؛ فقط سه مسیر محتمل، و دو انتخاب راه با هزینه‌هایی سنگین و پیامدهایی برگشت‌ناپذیر.

راه نخست: فروپاشی بی‌مهار و هرج‌ومرج پایدار

نخستین مسیر، خطرناک‌ترین و در عین حال محتمل‌ترین گزینه است؛ به‌ویژه اگر عقلانیت سیاسی غایب بماند: فروپاشی رژیم بدون طرح، بدون توافق و بدون مرکز ثقل قدرت.

در این سناریو، سقوط رژیم اسلامی الزاماً به آزادی ختم نمی‌شود. آنچه رخ می‌دهد، پیش از هر چیز، خلأ قدرت است؛ خلأیی که به‌سرعت با بازیگران مسلح، شبکه‌های امنیتی پنهان، مداخلات منطقه‌ای و رقابت قدرت‌های خارجی پر می‌شود.

تجربه لیبی، سوریه و یمن پیش چشم ماست. اما ایران، با وسعت جغرافیایی، تنوع قومی و جایگاه ژئوپولیتیکی‌اش، می‌تواند با بحرانی عمیق‌تر و پیچیده‌تر روبه‌رو شود. در چنین شرایطی، تجزیه دیگر یک ابزار تبلیغاتی نیست؛ یک امکان واقعی است.

وقتی امنیت فرو می‌ریزد، «وطن» نیز فرسوده می‌شود و مرزها به خطوطی قابل مذاکره با زور اسلحه بدل می‌گردند. این مسیر، بیش از هر چیز، نتیجه ناتوانی اپوزیسیون در ارائه بدیلی عملی برای قدرت است؛ نه فقدان شجاعت، بلکه فقدان طرح.

یک بام و دو هوا، گیله‌مرد

| No Comments

Gileh_Mard.jpgآقای نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا را در نیویورک به دادگاه کشانده‌اند.

اتهام؟ دست داشتن در صدور مواد مخدر به آمریکا!

اینکه این اتهام از پی و بن بی‌اساس است، نکته‌ای است که سازمان ملل متحد هم بر آن مهر تأیید می‌زند و می‌گوید ونزوئلا اساساً در چرخه معاملات بین‌المللی مواد مخدر هیچ نقشی ندارد.

اگر یادتان مانده باشد، در فوریه ۲۰۲۲ آقای خوان اورلاندو هرناندس، یکی از گانگسترهای بنام هندوراس ـ که از سال ۲۰۱۴ تا سال ۲۰۲۲ رئیس‌جمهور آن کشور بود ـ دستگیر و به آمریکا تحویل داده شد و در دادگاه فدرال منهتن مورد محاکمه قرار گرفت و در فوریه ۲۰۲۴ به اتهام قاچاق اسلحه و صدور چهارصد تن کوکائین به آمریکا به چهل‌وپنج سال زندان محکوم شد؛ اما از آنجا که این دستگیری در زمان ریاست‌جمهوری بایدن صورت گرفته بود، آقای ترامپ طی یک فرمان ملوکانه او را مورد عفو قرار داد و در همین دسامبر گذشته او را از زندان آزاد کرد.

البته حمله به کشورهای دیگر و دستگیری رهبرانی که مورد علاقه آمریکا نیستند، پیشینه دیرینه‌ای دارد؛ کمااینکه آقای رونالد ریگان در اکتبر ۱۹۸۳ به گرانادا حمله کرد و رئیس‌جمهورش را برکنار کرد؛ آقای جرج بوش (پدر) به‌سال ۱۹۸۹ به پاناما حمله کرد و ژنرال مانوئل نوریگا، رئیس‌جمهور آن کشور را دستگیر کرد و به آمریکا آورد و به ۴۵ سال زندان محکوم کرد که سرانجام در زندان مرد.

آقای جرج بوش (پسر) صدام حسین را به پای دار کشاند و اینک نوبت به آقای مادورو رسیده است.
اینکه فردا نوبت چه کسی است، فقط خدا می‌داند و سازمان سیا.

در این گیرودار، آقای وزیر خارجه‌ی حکومت ملایان ـ که هم تیر می‌اندازد هم کمان پنهان می‌کند و گهگاه دوسیه به بغل، چپق روس و چین و عمان را چاق می‌فرماید ـ کم مانده است دست به دامان اجنه و پریان و دعانویس‌ها بشود که آقا! قربان‌تان بروم؛ رسم مروت نه این است و آیین فتوت نه چنین. انگاری برای حکومت عزیز ما روز خوش از قلم کبریا نیفتاده است.

حالا که از مهدی موش و باقر کچل و حسین آمیتی و ناصر جیگرکی و تقی آب‌منگل و مرتضی تکیه و آقا مجتبی کاری ساخته نیست، بیایید برای ما دعای باطل‌السحر و دعای هفتاد و دو باد بخوانید، این مقام معظم ما را از مهلکه برهانید. هرچه هم بخواهید در طبق اخلاص می‌گذاریم تقدیم‌تان می‌کنیم؛ نفت که قابلی ندارد. اگر بخواهید شش‌دانگ قباله مملکتی به نام ایران را تقدیم‌تان می‌کنیم، تنها به این شرط که نگذارید این حکومت محبوب ما و آن رهبر محبوب‌ترمان خدای ناکرده سرنگون شده و نوه‌نتیجه‌های ما از آقایی و نان خوردن بیفتند.

گیله‌مرد (حسن رجب‌نژاد)

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه: خشونت سیاسی به‌مثابه شوک سیاسی- اقتصادی

اعتراضات خیابانی ده روز اخیر در ایران، که ریشه‌ای عمیق در بحران معیشتی، سقوط ارزش پول ملی و فرسایش اعتماد عمومی دارد، به‌سرعت به یکی از مهم‌ترین شوک‌های سیاسی-اقتصادی سال‌های اخیر تبدیل شده است. واکنش حکومت به این اعتراضات، نه از مسیر اصلاح سیاست‌ها بلکه از طریق خشونت سازمان‌یافته و سرکوب گسترده بوده است. از منظر اقتصاد سیاسی، چنین واکنشی صرفاً یک تصمیم امنیتی نیست، بلکه شوک منفی نهادی محسوب می‌شود که مستقیماً بر انتظارات، رفتار اقتصادی کنشگران و عملکرد متغیرهای کلان اثر می‌گذارد.

ادبیات آکادمیک نشان می‌دهد که خشونت سیاسی، به‌ویژه زمانی که علیه مطالبات معیشتی اعمال می‌شود، نه‌تنها ثبات اقتصادی را تقویت نمی‌کند، بلکه نااطمینانی را تشدید کرده و اقتصاد را وارد چرخه‌ای خودتخریب‌گر می‌سازد. بنابراین گسترش و افزایش خشونت هزینه های اصلاحات درون نظام را بالا برده و بر آتش طغیان مردم خواهد دمید.

ناامنی و نااطمینانی: نقطه آغاز زنجیره بحران

نخستین و بنیادی‌ترین پیامد خشونت حکومتی، افزایش نااطمینانی فراگیر در سطح جامعه و اقتصاد است. هنگامی که اعتراضات اقتصادی با پاسخ قهری مواجه می‌شوند، این پیام به فعالان اقتصادی مخابره می‌شود که هیچ مکانیسم قابل پیش‌بینی برای اصلاح خطاهای سیاستی وجود ندارد. در چنین فضایی، افق برنامه‌ریزی کوتاه می‌شود و رفتارهای احتیاطی جای تصمیم‌گیری‌های مولد را می‌گیرد.

تحلیل‌های مبتنی بر نظریه نااطمینانی نشان می‌دهد که افزایش ریسک سیاسی، حتی بیش از تحریم یا شوک‌های خارجی، می‌تواند فعالیت اقتصادی را فلج کند. در ایران، سرکوب خشن اعتراضات باعث شده خانوارها مصرف را کاهش دهند، بنگاه‌ها سرمایه‌گذاری را متوقف کنند و ترجیح نقدشوندگی و خروج دارایی بر سرمایه گذاری بلند مدت در امور تولیدی غلبه یابد.

نرخ ارز: بازتاب بی‌اعتمادی سیاسی در بازار پول

سقوط سریع ارزش ریال در روزهای اخیر را نمی‌توان صرفاً با متغیرهای پولی یا تجاری توضیح داد. خشونت سیاسی، از طریق تشدید انتظارات منفی، نقش مهمی در تضعیف پول ملی ایفا کرده است. بازار ارز، به‌عنوان حساس‌ترین بازار به اخبار سیاسی، به‌سرعت به نشانه‌های بی‌ثباتی واکنش نشان می‌دهد.

در شرایطی که دولت به‌جای ارسال سیگنال اصلاح، سیگنال سرکوب ارسال می‌کند، فعالان اقتصادی به این جمع‌بندی می‌رسند که ریسک آینده افزایش یافته و احتمال اصلاح سیاست‌ها کاهش یافته است. نتیجه این برداشت، تشدید تقاضا برای ارز و خروج سرمایه است. حتی تغییر رئیس بانک مرکزی یا مداخلات مقطعی، بدون کاهش خشونت، قادر به تثبیت پایدار بازار ارز نخواهد بود.

تورم: هم‌افزایی تورم ساختاری و تورم انتظاری

خشونت حکومتی علیه اعتراضات، تورم را از دو مسیر هم‌زمان تشدید می‌کند. از یک‌سو، تعطیلی بازارها، اعتصابات و اختلال در زنجیره توزیع، فشارهای هزینه‌ای را افزایش می‌دهد که به تورم ساختاری دامن می‌زند. از سوی دیگر، افزایش نااطمینانی و بی‌اعتمادی به سیاست‌گذار، انتظارات تورمی را تشدید می‌کند.

888.jpgایندیپندنت فارسی - به دنبال سخنان تام توگنهات، وزیر سابق امنیت بریتانیا و عضو مجلس عوام درباره خروج مقادیر قابل توجه طلا از ایران و حضور هواپیماهای باربری روسی در ایران، روزنامه فرهیختگان گزارشی درباره ورود این هواپیماها به ایران منتشر کرد.

توگنهات روز سه‌شنبه گفته بود که این تحولات نشان می‌دهد رهبران جمهوری اسلامی احتمالا برای فرار آماده می‌شوند. فرهیختگان در این زمینه نوشت: بر اساس رصدی که از جانب منابع اطلاعاتی به‌ویژه منابع غربی اعلام شده است هواپیماهای غول‌پیکر نظامی حداقل پنج بار و در طی ۴۸ ساعت از روزهای ابتدایی سال جدید میلادی، پروازهایی به مقصد ایران انجام داده‌اند.

فرهیختگان نوشت: انجام پنج سورتی پرواز (پرواز رفت و برگشت) در چنین بازه زمانی کوتاهی برای این مدل هواپیماهای فوق‌سنگین نظامی را نمی‌توان رویدادی معمول در نظر گرفت، به‌ویژه آنکه انجام چنین کاری به هماهنگی قابل‌توجهی میان خدمه پرواز، مجوزهای پروازی، امنیت عملیاتی و منطق تخلیه حفاظت‌شده نیاز دارد.

این روزنامه به نقل از سایت مطالعات دفاعی آسیا نوشت که این پروازها در مسیر دریای خزر و بدون توقف و احتمالا برای انتقال دارایی‌های حساس هوانوردی نظامی یا موشک انجام می‌شوند. این درحالی است که تایمز بریتانیا اخیرا گزارش داده است که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی برای فرار به مسکو در صورت ناتوانی در سرکوب اعتراضات ملی جاری در ایران برنامه‌ریزی کرده است.

آخرین پرده رژیم؟ ادل بخوان!

| No Comments

adel2.jpg

ترجمهٔ فارسی ترانه ادل: این پایان راه است

ویژه خبرنامه گویا

نفست را حبس کن و تا ده بشمار
لرزش زمین را حس کن، و بعد
بشنو که قلبم دوباره می‌شکند
آری، این پایان است

*

در این لحظه غرق شده‌ام، سال‌ها خوابش را دیده‌ام
خیلی دیر شده، انگار بدهکار این لحظه‌ام
از زندگی‌ام ربوده شدم

*

بگذار آسمان فرو بریزد
وقتی که از هم پاشید
ما سرافراز می‌ایستیم
با هم، روبه‌روی همه‌چیز

*

بگذار آسمان فرو بریزد
وقتی که از هم پاشید
ما سرافراز می‌ایستیم
با هم، روبه‌روی همه‌چیز

*

در محلی که آسمان فرو ریخته...
در محلی که آسمان فرو ریخته...

*

اینجا نقطه شروع ماست
هزاران فرسنگ دور، در دو سوی دنیا
جایی که جهان‌ها به هم می‌خورند و روزها تاریک‌اند
می‌توانی شماره‌ام را داشته باشی،
می‌توانی پیام بدهی
اما قلبم هرگز از آنِ تو نخواهد بود

*

بگذار آسمان فرو بریزد
وقتی که از هم پاشید
ما سرافراز می‌ایستیم
با هم، روبه‌روی همه‌چیز

*

بگذار آسمان فرو بریزد
وقتی که از هم پاشید
ما سرافراز می‌ایستیم
با هم، روبه‌روی همه‌چیز
در محلی که آسمان فرو ریخته

*

هر جا تو بروی، من هم می‌آیم
هر چه تو ببینی، من هم می‌بینم
می‌دانم بدون امنیتِ آغوشِ عاشقانه‌ات
خودم نخواهم بود
آغوشی که مرا از آسیب حفظ می‌کند

*

دستت را در دستم بگذار
با هم بایستیم

*

بگذار آسمان فرو بریزد
وقتی که از هم پاشید
ما سرافراز می‌ایستیم
با هم، روبه‌روی همه‌چیز

*

بگذار آسمان فرو بریزد
وقتی که از هم پاشید
ما سرافراز می‌ایستیم
با هم، روبه‌روی همه‌چیز
در محلی که آسمان فروریخت

*

بگذار آسمان فرو بریزد
ما سرافراز می‌ایستیم
جایی که آسمان فروریخته، ما ایستاده‌ایم

:::

خبرنامه گویا - امید داریم هر آنچه اکثریت مردم آرزو دارند، بزودی تحقق یابد.

Hamid_Rafi.jpgمقدمه: بحران نظم، نه انحراف فردی

نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم، با تکیه بر میراث نظم وستفالی و توسعه حقوق بین‌الملل، کوشید سیاست را از «حق زور» به «زورِ حق» منتقل کند. هرچند این نظم همواره ناقص و نابرابر بوده، اما مانعی مهم در برابر بازگشت آشکار قانون جنگل ایجاد کرده است.
ظهور دونالد ترامپ را نباید صرفاً به‌مثابه انحراف یک فرد دید، بلکه باید آن را نشانه بحرانی ساختاری در نظم حقوقی و سیاسی جهانیدانست؛ بحرانی که اندیشمندانی چون هانا آرنت و کارل اشمیت سال‌ها پیش درباره ریشه‌های آن هشدار داده بودند.

۱. وعده صلح و منطق اقتدار:

ترامپ در کارزار انتخاباتی خود از صلح، عدم مداخله و پایان جنگ‌ها سخن گفت. اما به‌محض دستیابی به قدرت، این وعده‌ها فرو ریخت.
هانا آرنت در خاستگاه‌های توتالیتاریسم توضیح می‌دهد که اقتدارگرایان حقیقت را نه امری پایدار، بلکه ابزاری موقت برای بسیج توده‌ها می‌دانند. وعده‌ها تا زمانی اعتبار دارند که کارکرد سیاسی داشته باشند؛ پس از آن، جای خود را به منطق قدرت عریان می‌دهند.

در این چارچوب، دروغ یا نقض تعهد، خطا نیست؛ بلکه بخشی از روش حکومت‌داری است. ترامپ نیز نه برخلاف ذات خود، بلکه دقیقاً مطابق منطق اقتدار عمل کرد.

۲. سیاست زور و منطق «تصمیم‌گرایی»

ترامپ با آغاز جنگ اقتصادی علیه چین، بمباران مراکز هسته‌ای ایران و حمایت بی‌قیدوشرط از خشونت اسرائیل، تجاوز نظامی به خاک ونزوئلا به‌روشنی نشان داد که حقوق بین‌الملل را مانعی دست‌وپاگیر می‌داند.
اینجا تحلیل کارل اشمیت کلیدی است. اشمیت در نظریه «حاکمیت» می‌گوید:

«حاکم واقعی کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم می‌گیرد.»

ترامپ عملاً خود را تصمیم‌گیر نهایی وضعیت استثنایی جهانی فرض کرد؛ کسی که می‌تواند قواعد را تعلیق کند، مرزها را نادیده بگیرد و قانون را به نفع «منافع ملی» کنار بزند. این دقیقاً همان منطق اشمیتی است که در آن، قانون تابع قدرت است، نه برعکس.

iri.jpgخبرنامه گویا - تحولات پرشتاب هفته‌های اخیر، بار دیگر این واقعیت را به رخ کشید که تاریخ گاه نه در طول دهه‌ها، بلکه در عرض چند روز ورق می‌خورد. بازداشت نیکلاس مادورو در ونزوئلا و هم‌زمانی آن با اوج‌گیری اعتراضات در ایران، دو صحنه متفاوت اما به‌هم‌پیوسته از بحران مشروعیت رژیم‌های اقتدارگرا را پیش چشم ناظران جهانی قرار داده است. پرسش اصلی امروز دیگر این نیست که «آیا» جمهوری اسلامی دچار بحران شده، بلکه این است که «چگونه» و «چه زمانی» این بحران به نقطه بی‌بازگشت می‌رسد.

واشینگتن‌تایمز: مقایسه ایران با ونزوئلا می‌تواند گمراه‌کننده باشد

واشینگتن‌تایمز به‌درستی هشدار می‌دهد که مقایسه ساده‌انگارانه ایران با ونزوئلا می‌تواند گمراه‌کننده باشد. هرچند هر دو نظام با اعتراضات گسترده مردمی و فشار خارجی روبه‌رو هستند، اما تفاوت‌های ساختاری عمیقی میان آنها وجود دارد. جمهوری اسلامی، برخلاف دولت مادورو، بر نهادی متکی است که هم‌زمان قدرت نظامی، امنیتی، اقتصادی و ایدئولوژیک را در خود متمرکز کرده است: سپاه پاسداران. همین ستون فقرات، بقای رژیم را تا امروز تضمین کرده است.

با این حال، تاریخ نشان داده که حتی سخت‌ترین و مسلح‌ترین ساختارها نیز در برابر فرسایش درونی مصون نیستند. عملیات آمریکا برای بازداشت مادورو و صحبت‌های علنی واشینگتن درباره اداره موقت ونزوئلا، پیام روشنی برای دیگر رژیم‌های سرکوبگر داشت: مصونیت ابدی وجود ندارد. اظهارات دونالد ترامپ درباره آمادگی برای حمایت از معترضان ایرانی، هرچند هنوز در حد تهدید لفظی باقی مانده، اما به‌وضوح سطح محاسبات سیاسی در تهران را تغییر داده است.

در ایران، آنچه بیش از هر چیز رژیم را نگران کرده، نه فشار خارجی بلکه لرزش در درون ساختار سرکوب است.

به نوشته واشینگتن‌تایمز، اگر قرار است جمهوری اسلامی سقوط کند، این تحول باید در نهایت از درون جامعه ایران رقم بخورد. کمک خارجی ممکن است نقش حمایتی داشته باشد، اما سرنوشت نهایی حکومت ایران به اراده و کنش خود ایرانیان گره خورده است.

آیا ایران به «لحظه گورباچف» خود نزدیک شده است؟

گزارش دیلی‌وایر با طرح مفهوم «لحظه گورباچف»، توجه را به شاخصی کلیدی جلب می‌کند: وفاداری نیروهای امنیتی. تجربه فروپاشی شوروی نشان داد که هنگامی که شکاف در صفوف نیروهای مسلح و امنیتی عمیق شود، حتی ابرقدرت‌ها نیز در برابر فروپاشی ناتوان می‌مانند.

جمهوری اسلامی امروز دقیقاً با چنین کابوسی روبه‌روست. هرچند حاکمیت می‌کوشد تصویری یکپارچه از سپاه و نیروهای امنیتی ارائه دهد، اما نشانه‌های ریزش، نافرمانی پنهان و نارضایتی درونی را نمی‌توان برای همیشه پنهان کرد. همان‌گونه که دیلی‌وایر اشاره می‌کند، جدایی‌های خاموش گاه بسیار خطرناک‌تر از انشقاق‌های علنی‌اند؛ چرا که اعتماد درونی ماشین سرکوب را از درون می‌پوسانند.

IMG_3281.png....سالن پادگان پر بود از جوان های رعنایی که سرهایشان همه تراشیده و رنگ پوست شان سفید و آفتاب ندیده بود. در ردیف اول، سربازهای قدیمی نشسته بودند با موهای تیغ تیغی و پوست آفتاب سوخته که بر خلاف نفرات عقبی که با حیرت چشم به دهان فرمانده واحد که داشت صحبت می کرد دوخته بودند، لبخند بد جنسانه ای بر لب داشتند و به تایید برای هم سر تکان می دادند. فرمانده سوالی کرده بود که همه در سکوت به جواب آن فکر می کردند:
...فکر کنید شما توو منطقه ی جنگی، رو در روو شده اید با یه سرباز عراقی که اونم مثل شماها ترگل و ورگل ه و یهو از توو یه حفره که توو زمین کنده شده بیرون می پره و با کلاش اش رو در روی شما قرار می گیره. شما هم یه ژ۳ توو دست تون دارید و از دیدن این سرباز عراقی در مقابل تون جا خوردید. توو چند صدم ثانیه این فکرا به سرتون میاد که: اینم که مثل من جوونه! قیافه شم به بچه مثبتا می خوره! اینم مثه من پدر داره، مادر داره، شاید زن و بچه هم داشته باشه که منتظر برگشتن اش به بغداد هستن. من که تا حالا حتی دست رو کسی بلند نکردم حالا باید با این چیکار کنم.... خب با این پسره چه کار می کنید؟

سالن در سکوت فرو رفته بود. قدیمی های ردیف جلو با لبخند به هم نگاه می کردند و واسه هم سر تکون می دادند و نیم نگاهی هم به فرمانده شون که این سوال رو مطرح کرده بود مینداختن. فرمانده مربی تکاور رنجر بود و تازه از منطقه برگشته بود. موقع ورزش که همه بالا تنه رو لخت می کردن، بچه ها دیده بودن که یه جای سالم توو بدن او نبود. لحظات سکوت داشت طولانی می شد که فرمانده خنده ی مهیبی کرد و با صدای بلند گفت:
-... خب تبریک میگم به شما و پدر مادر و زن و بچه تون! شما توو این فاصله که داشتید فکر می کردید به لقاءالله پیوستید و شربت شهادت رو یه ضرب سر کشیدید! الان هم حوری ها دارن لاشه ی سوراخ سوراخ شده ی شما رو به طرف بهشت می برن! من این شهادت رو به کس و کار شما تبریک می گم! آخه درخت! (فرمانده به زیر دستاش می گفت: درخت!) تو خیر سرت اومدی جنگ نیومدی پیک نیک! نیومدی اینجا واسه فکر کردن! اگه تو همون لحظه که دشمن رو می بینی نزنی و ناکارش نکنی، اون میزنه و ناکارت می کنه! فهمیدی درخت! من اینجا به شماها یاد میدم که وقتی کسی اسلحه گرفت طرفت، پیش از اون که اون ماشه رو بچکونه و تو را به بهشت بفرسته، تو ماشه رو بچکونی اونو بفرستی جهنم. فهمیدی چی میگم؟! نه! به نظرم نفهمیدی! حالا گروهبان! این بچه سوسولای ناز نازی رو به صف کن ببرشون بیرون ببینن سرباز این واحد شدن یعنی چی! کاری کن فکر کردن از سرشون بیفته....


>

rubin.jpgرویکردها به چشم‌انداز ایرانِ ملتهب در این روزها گوناگون است. گروهی از تحلیلگران نسبت به سرنوشت این تحولات محتاطانه خوش‌بین هستند، در حالی که گروهی دیگر آشکارا به نتیجهٔ آن بدبین هستند

رادیو فردا - آیا این دور تازهٔ اعتراضات که از هفتم دی در شهرهای کوچک و بزرگ ایران در جریان است، لزوماً به دموکراسی منجر می‌شود؟ یا تاریخ، ساختار قدرت و مداخلهٔ بازیگران داخلی و خارجی، مسیر دیگری را رقم خواهد زد؟

در گفت‌وگو با مایکل روبین، پژوهشگر ارشد اندیشکدهٔ «امریکن اینترپرایز» و از تحلیلگران باسابقه در امور ایران، تلاش کرده‌ایم به این پرسش‌ها پاسخ دهیم.

آقای روبین با ارجاع به تجربهٔ انقلاب مشروطه، تحولات سال‌های ۱۳۳۲ و ۱۳۵۷، و همچنین نمونه‌های معاصر مانند ونزوئلا، استدلال می‌کند که دموکراسی در ایران «لزوماً نزدیک نیست».

او همچنین بر نقش نیروهای ضددموکراتیکِ مجهز، ساختار امنیتی سپاه پاسداران، شکاف‌های رهبری در اپوزیسیون، و محاسبات متغیر واشینگتن تأکید دارد.

آقای روبین شما در تازه‌ترین تحلیل خود هشدار می‌دهید که «احتمالاً دموکراسی در ایران نزدیک نیست». چرا؟

دلیل این‌که دموکراسی در دسترس نیست، صرفاً این است که نیروهای زیادی در داخل ایران وجود دارند که می‌خواهند مانع آن شوند؛ نیروهایی که می‌خواهند مانع دموکراسی شوند، در حال حاضر منابع بسیار بهتری دارند و احتمالاً تسلیحات بسیار بهتری نیز خواهند داشت. تاریخ نیز یک عامل است. وقتی به دوره‌هایی از تاریخ ایران نگاه می‌کنیم، اولین و مهم‌ترین مقطع، یعنی انقلاب مشروطه در دورهٔ مظفرالدین شاه، شاهد وضعیتی هستیم که سال‌ها طول کشید تا نیروهای دموکراسی‌خواه به پیروزی برسند. و قبل از این‌که بتوانند این کار را انجام دهند، مجبور شدند با یک ضدانقلاب سازمان‌یافته روبرو شوند که توسط محمدعلی شاه سازماندهی شده بود.

آیا این چیزی که در ایران می‌بینیم یک انقلاب است؟

ممکن است باشد. هر زمان که بازار تهران بسته می‌شود، این تحول یک اعتراض عادی را به چیزی بسیار مهم‌تر تبدیل می‌کند. انقلاب مشروطه هم با تعطیلی بازار تهران آغاز شد. سپس در طول سال‌های ۱۹۵۲ و ۱۹۵۳، وضعیت مصدق با تعطیلی بازار تهران مشخص شد. سپس در سال ۱۹۷۸، زمانی که روزنامهٔ اطلاعات چیزی را به خمینی نسبت داد، زمانی مقاومت مردمی به صورت واقعی آغاز شد که بازار تهران در اعتراض تعطیل شد. نکتهٔ مهمی که باید در مورد بازار تهران درک کرد این است که بسیار محافظه‌کار و مذهبی است. به نظرم آنچه اکنون می‌بینیم یک حرکت اعتراضی است که اگر نگوییم بازار آن را هدایت می‌کند اما دست‌کم جرقه آن را زده؛ آن هم توسط افرادی که رهبر جمهوری اسلامی زمانی معتقد بود که هواداران او هستند.

888.jpgبی بی سی فارسی - محسن مخملباف،‌ کارگردان مشهور ایران در همراهی با معترضان متنی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده است و می‌گوید که «وظیفه ماست که با همبستگی ملی، این روزهای تلخ و شیرین با کمترین هزینه از جان و زندگی مردم ایران بگذرد.»

او نوشت که به عنوان یک شهروند، «قلبم داغدار شهدای آزادی، چشمانم اشک‌بار گرسنگان ایران است.»

«فروتنانه می‌ستایم هموطنان آزاده و شجاعی را که در نقاط مختلف ایران، مسالمت‌جویانه برای تحقق آزادی و برابری پا به خیابان می‌گذارند و در مقابل سرکوبگری حاکم، نافرمانی مدنی پیشه می‌کنند.»

به اعتقاد آقای مخملباف، «این ظلم بی‌نهایت، بیش از همه از دیکتاتوری فردی خامنه‌ای است که سالیانی دراز حقوق اکثریت و اقلیت را زیر پا گذاشت.»

«آرزوی دیرینه ما بود که مرگ استبداد دینی و فردی را با چشمان خود ببینیم. امروز این آرزو به دست همه ایرانیان در حال برآورده شدن است.»


voaP.jpgپرسش درباره پوشش پیام رضا پهلوی در محتوای صدای آمریکا

ویژه خبرنامه گویا - بر اساس بررسی‌های آنلاین انجام‌شده توسط تحریریه ما با استفاده از موتور جست‌وجوی گوگل و مرور آرشیوهای در دسترس، دست‌کم از نوامبر ۲۰۲۵ تاکنون هیچ اشاره‌ای به نام «رضا پهلوی» در محتوای بخش فارسی صدای آمریکا مشاهده نمی‌شود؛ نه در وب‌سایت رسمی این رسانه و نه در حساب‌های آن در شبکه‌های اجتماعی.

این بررسی محدود به یک رویداد یا یک فراخوان خاص نبوده و تمامی اشکال محتوا از جمله خبر، گزارش، تحلیل، مصاحبه، و پست‌های شبکه‌های اجتماعی را در بر می‌گیرد. نتیجه این جست‌وجو نشان می‌دهد که نام رضا پهلوی، یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی، در این بازه زمانی به‌طور کامل از محتوای صدای آمریکا غایب بوده است.

این غیبت در شرایطی رخ می‌دهد که صدای آمریکا رسانه‌ای است که با بودجه دولت ایالات متحده تأمین مالی می‌شود و به‌طور رسمی مأموریت «اطلاع‌رسانی آزاد و متوازن» به مخاطبان در کشورهای بسته، از جمله ایران، را بر عهده دارد.

اهمیت این موضوع زمانی دوچندان می‌شود که در روزهای اخیر، رضا پهلوی با انتشار پیامی عمومی از شهروندان ایرانی خواست در روزهای پنجشنبه و جمعه، از ساعت ۸ شب به وقت محلی، صدای اعتراض خود را بلند کنند؛ پیامی که در بسیاری از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مستقل بازتاب یافت، اما حتی در این مقطع نیز نام او در هیچ‌یک از خروجی‌های صدای آمریکا دیده نشد.

بررسی‌ها همچنین نشان می‌دهد که در حساب‌های رسمی صدای آمریکا فارسی در پلتفرم‌هایی مانند ایکس (توییتر سابق)، اینستاگرام و یوتیوب نیز هیچ پستی حاوی نام رضا پهلوی منتشر نشده است.

این وضعیت، پرسش‌های جدی درباره خط مشی تحریریه، معیارهای انتخاب سوژه‌ها، و مرز میان بی‌طرفی رسانه‌ای و حذف سیستماتیک مطرح می‌کند؛ پرسش‌هایی که تاکنون پاسخی رسمی از سوی صدای آمریکا به آن‌ها داده نشده است.

google.jpgX.jpgtelegram.jpg

roostayee.jpgفرزانه روستایی

جنبشی که امروز در کف خیابان ها جریان دارد باید بتواند معادلات کشور را حتما تغییر دهد. امروز یک فراخوان برای اعتراض در روزهای پنجشنبه و جمعه داریم و نیز فراخوان احزاب کرد، به علاوه اعتصاب بازار تبریز همه در جنبش مردم ایران نقش بازی و تولید می کنند . شمار شهرها و مراکز جنبش در حدی است که از هم اکنون می شود گفت که این یک جنبش ملی است و پایان نمی گیرد زیرا ریشه های اقتصادی دردناک و نیز انگیزه های قوی سیاسی دارد.

موسسه بین الملل ارزیابی ریسک سیاسی و اقتصادی طی مطالعه ای به این نتیجه رسیده است که این ناآرامی ها مقطعی نیست و ادامه دار است. احمد علوی به نقل از این گزارش می نویسد سقوط فوری سیستم غیر محتمل است اما فرسایش جدی است و زمینه ساز شکنندگی نظام و افزایش هزینه سرکوب می گردد.

ارزیابی دیگر موسسه بین الملل ارزیابی ریسک سیاسی و اقتصادی این است که احتمال فروکش جنبش کم است، امتیازهای کوچکی که به مردم داده می شود تاثیر گذار نیست و دولت توانایی پرداخت هزینه های سرکوب یا مدیریت اقتصاد در شرایط فوق بحرانی را ندارد. در ضمن اقشار مختلف و اصناف و نیز طیف های مختلف از سراسر کشور دارند بتدریج به جنبش مردم اضافه می شوند.

با این حال نباید انتظار داشت که همه چیز بر وفق مراد ادامه یابد. چنین جنبش و قیامی هرچند هزینه های زیادی را برای ج ا ایجاد می کند ، اما فشار سیاسی و شعار یا انتشار نفرت علیه حاکمان، زمانی می تواند ثمر بخش باشد که این سیستم را به فرسایش خیلی جدی مبتلا کند و به زانو درآورد. به عبارتی اگر جنبش دیر به اهداف خود رسید یا نرسید، فقط باید به این فکر کنیم که فشار کافی نبوده است و شمار فراخوان ها و اعتصاب اصناف باید بقدری زیاد شود که سیستم از کار بیفتد تا تسلیم شود و امور را به مردم واگذار کند.

راستی انرژی هسته ای و غنی سازی چه شد؟ به کجا رفت؟ پس چرا کسی دیگر از فوردو و نطنز و مرکز هسته ای اصفهان نمی نویسد؟ آیا جز این است که همه آنها سراب بودند و کشور را بر باد رویاهای سپاهیان و نظامیان بی سواد و ماقایای حاکم دادند. چاره ای نیست. از هر کجا جلوی خسارت گرفته شود سود ملت از همان جا آغاز می شود. امیدوار باشیم که جنبش مردم ایران زودتر به نتیجه برسد و سپس این میلیاردها دلار تاسیسات را تبدیل به موزه بلاهت های تاریخی حاکمان اسلامی ایران تبدیل می کنیم.

ٖjkro.jpg

خبرنامه گویا - جی کی‌رولینگ، نویسنده بریتانیایی و خالق مجموعه هری‌پاتر در واکنش به ویدیوی حضور گسترده معترضان در آبدانان در حساب کاربری خود در اکس نوشت: شجاعت این مردم شگفت‌انگیز است. آنها نوری هستند در جهانی که این روزها بسیار تاریک به‌نظر می‌رسد.

tweet.jpg
جی.کی. رولینگ در شبکه اکس بارها به نقض حقوق بشر در ایران، به‌ویژه علیه زنان، اعتراض کرده و رژیم ایران را محکوم کرده است. او همچنین در گفت‌وگوهای آنلاین پیشنهاد خرید بلیت سفر به ایران را به یک فرد ترنس بریتانیایی داد که مدعی بود حقوق ترنس‌ها در ایران از بریتانیا بهتر است.

حمایت از معترضان ایرانی و حقوق زنان

  • محکومیت رژیم: رولینگ بارها از اقدامات حکومت ایران ابراز وحشت کرده و گفته است که «رژیم ایران زنانی جوان را که علیه مردسالاری اعتراض می‌کنند می‌کشد».

  • همبستگی: او همراه با چهره‌های جهانی، همبستگی خود را با اعتراضاتی که پس از قتل مهسا امینی در بازداشت آغاز شد، اعلام کرده است؛ اعتراضاتی که مخالفت گسترده با جمهوری اسلامی و شریعت را در میان بسیاری از ایرانیان برانگیخت.

  • تاکید بر موارد خاص: رولینگ به پرونده‌های فردی توجه کرده، مانند مادری در ایران که برای «جنگیدن برای آزادی و کرامت پسرش» با اعدام مواجه است و از سکوت جامعه جهانی انتقاد کرده است.

  • فراخوان برای اقدام: او از «رکورد نقض حقوق بشر که آشکارا در حال رخ دادن است» ابراز تاسف کرده و خواستار اقدامات بیشتر برای کمک به زنان ایرانی شده است.

گفت‌وگوهای آنلاین

ماجرای ایندیا ویلاگبی: در یک گفت‌وگوی جنجالی در ژوئن ۲۰۲۵، شخصیت بریتانیایی، ایندیا ویلاگبی، گفت: «می‌توانم در ایران زندگی کنم، حقوق ترنس‌ها بهتر از بریتانیاست». رولینگ در پاسخ نوشت: «خوشحال می‌شوم برایت بلیت ایران بخرم».

تهدید به مرگ: در اوت ۲۰۲۲، رولینگ پس از محکوم کردن حمله به نویسنده سلمان رشدی، از سوی یک افراط‌گرای حامی ایران تهدید به مرگ شد.

tweet2.jpg

rp.jpgویدیوی فراخوان رضا پهلوی در اینستاگرام به ۸۰ میلیون بازدید رسید

‌ویدیوی فراخوان رضا پهلوی در اینستاگرام، برای فریاد شعار اعتراضی از خانه و خیابان علیه جمهوری اسلامی، تا صبح پنجشنبه، روز اجرای فراخوان، به ۸۰ میلیون بازدید رسید.

این در حالی است که با ادامه خیزش ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، او در پیام جدیدش در شامگاه چهارشنبه هشدار داد که «رژیم سخت ترسیده» و قصد دارد اینترنت را بر روی مردم ایران قطع کند.

رضا پهلوی سه‌شنبه با انتشار نخستین فراخوان خود، از شهروندان خواست در دو شب متوالی با سردادن شعار، در یک اقدام اعتراضی هماهنگ مشارکت کنند.

بر اساس این فراخوان، رضا پهلوی از مردم دعوت کرده که پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، راس ساعت ۸ شب، چه در خیابان‌ها و چه از داخل منازل خود، اقدام به سردادن شعار کنند. او اعلام کرده است که این حرکت گام نخست محسوب می‌شود و بسته به بازخورد این اقدام، فراخوان‌های بعدی نیز در ادامه منتشر خواهد شد.

رضا پهلوی: رژیم سخت ترسیده است و می‌خواهد اینترنت را قطع کند

رضا پهلوی چهارشنبه ۱۷ دی با اشاره به گستردگی حضور معترضان در شهرهای مختلف ایران در این روز گفت این حضور «اعلام آمادگی روشن برای برنامه فردا» است و هشدار داد که قطع احتمالی اینترنت می‌تواند به «فراخوانی تازه برای تسخیر خیابان‌ها» بدل شود.

رضا پهلوی در پیامی ویدئویی خطاب به مردم ایران گفت: «امروز چهارشنبه، حضور شما در سراسر ایران بی‌نظیر بود و این حضور، به‌روشنی اعلام آمادگی برای برنامه فرداست.»

او در پیام تازه خود با اشاره به گزارش‌های دریافتی از داخل کشور افزود که حکومت ایران «به‌شدت دچار هراس شده» و «تلاش دارد بار دیگر اینترنت را قطع کند». شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «بدانید که ارتباط ما قطع نخواهد شد؛ چه از طریق صدها هزار دستگاه استارلینک که در ایران فعال است، و چه از طریق شبکه‌های اطلاع‌رسانی.»

او همچنین نسبت به پیامدهای اقدام احتمالی حکومت برای محدودسازی اینترنت هشدار داد و گفت: «اگر این رژیم بار دیگر دست به این اشتباه بزند و اینترنت را قطع کند، خودِ این اقدام به فراخوانی تازه برای ادامه حضور و تسخیر خیابان‌ها تبدیل خواهد شد.»

رضا پهلوی در پایان پیام خود با اشاره به احتمال قطع اینترنت خطاب به معترضان افزود: «با این کار، شما میخ دیگری بر تابوت این رژیم فرو خواهید کرد» و با جمله «پیروز باشید؛ پاینده ایران» سخنانش را به پایان رساند.

99.jpgایندیپندنت - کانال ۱۴ تلویزیون اسرائیل به نقل از افراد مطلع گزارش داد: همزمان با قطع اینترنت در ایران، ایلان ماسک به‌طور بی‌سروصدا دسترسی رایگان به استارلینک را برای معترضان فعال کرده است.

براساس این گزارش، این اقدام چند روز پیش و بدون اعلام عمومی اجرا شد و رهبران اعتراض‌ها به‌صورت خصوصی در جریان قرار گرفتند. این گزارش می‌نویسد، دوبی فرانسیس، تاجر اسرائیلی، پس از پیگیری علموگ کوهن، معاون وزیر، این موضوع را با تیم ماسک مطرح کرد.

ماسک متعهد شد تا زمانی که اعتراض‌ها ادامه دارد، شبکه را بدون هزینه باز نگه دارد و به مدیران استارلینک دستور داد مانع هرگونه مداخله حکومت شوند.

darvish.jpgآقای پزشکیان بجای رفع نیم بند معیشت به رهبری فشار بیاورید استعفا دهد

ح درویشی

آقای پزشکیان اینکه در ظرف چند روز گذشته بحران اقتصادی به ویژه معیشت ترکید و در خیابان به منصه ظهور رسید.
بخشی از یک کاریکاتور حکمرانی بود که از این بخش سوراخ شد.

تمامی کاریکاتور حکمرانی فشل را به بخش معیشت تقلیل ندهید باز هم دارید قرائت خاص خود را از نحوه واکنش به بحرانهای متعدد نشان می دهید.

کاریکاتور حکمرانی با بحرانهای متعدد شکل گرفته است از بحران انرژی و آموزش و محیط زیست تا بحران بروکراسی و اقتصاد و سیاست خارجه و فرهنگ و نهادهای موازی و....

آنچه در خیابان می بینید ماحصل انباشت بحران های متعددی است که از معیشت سرباز کرده است.

هر چه تلاش کنید نمی توانید ترکیدگی بغض یک ملت را ترمیم و مداوا کنید.

نشنیدن سالها توصیه های کارشناسانه دلسوزان و متخصصان عرصه های مختلف امروز نظام حکمرانی را در حالت هاچمز قرار داده است.

و تنها راه پیش از فروپاشی و مداخله خارجی استعفای آقای خامنه‌ای و انحلال نهادهای حاکمیتی یا ادغام در سازمانهای موازی در دولت است.

موضوع حکمرانی را به پخش آذوقه و تعاونی روستایی و شهری تقلیل ندهید.

:::

در همین زمینه: آقای زیباکلام، اجازه بدهید پیام شما به پزشکیان را اصلاح کنم

:::

عکس روز از شیراز

| No Comments

«مرگ بر خامنه‌ای، ما از گرسنگی انقلاب کرده‌ایم. جاوید شاه»

G-ECYUTXIAAVRVT.jpg

در شهر شیروان استان خراسان شمالی چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ مردم دوربین‌های شهری را که از آنها برای پایش اعتراضات و شناسایی معترضان استفاده می‌شد کور کردند.

latimes.jpgایران اینترنشنال - لس‌آنجلس‌تایمز گزارش داده است که هم‌زمان با گسترش اعتراضات سراسری در ایران و تشدید تهدیدهای دونالد ترامپ پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا، رهبران جمهوری اسلامی با نگرانی فزاینده از احتمال مداخله خارجی، در وضعیت آماده‌باش سیاسی و امنیتی قرار گرفته‌اند.

به گزارش روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز، فروپاشی اقتصادی و سقوط شدید ارزش پول ملی ایران در اواخر دسامبر، موج تازه‌ای از اعتراضات ضدحکومتی را در ۲۷ استان کشور رقم زده است؛ اعتراضاتی که بنا بر گزارش‌ها دست‌کم ۳۶ کشته بر جای گذاشته و دامنه آن حتی به مناطقی کشیده شده که به‌طور سنتی پایگاه حامیان حکومت به شمار می‌رفتند.

این گزارش می‌افزاید که تحولات ایران در حالی رخ می‌دهد که تهدیدهای ترامپ علیه تهران، پس از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا و برکناری نیکلاس مادورو، فضای سیاسی و امنیتی منطقه را ملتهب‌تر کرده است. به نوشته لس‌آنجلس‌تایمز، ترامپ یک روز پیش از این عملیات هشدار داده بود اگر مقام‌های ایرانی به سوی معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کنند و آنان را بکشند، ایالات متحده «مسلح و آماده» است. او دوشنبه ۱۵ دی‌ماه نیز بار دیگر تاکید کرد که در صورت کشته شدن معترضان، ایران «ضربه‌ای بسیار سخت» از سوی آمریکا دریافت خواهد کرد.

یک مقام کاخ سفید نیز بار دیگر چهارشنبه ۱۷ دی در مورد موضع ایالات متحده در قبال خیزش ملی ایرانیان به ایران‌اینترنشنال گفت رییس‌جمهوری آمریکا به صراحت گفته است اگر [حکومت] ایران به معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنها را به طرز خشونت‌آمیزی بکشد، که این رویه همیشگی آنهاست، «ضربه سختی خواهند خورد.»

***

صداوسیمای اصفهان، در آتش

***

***

معترضان در مشهد یک کلانتری را به آتش کشیدند و شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» سر دادند

***

888.jpgدر جریان پخش زنده شبکه ۳ صداوسیمای جمهوری اسلامی، امیرحسین طهماسبی، مجری برنامه «سلام صبح‌ به‌خیر» با لحنی توهین‌آمیز معترضان ایرانی را «تفاله» خطاب کرد و گفت: «حالا حالاها باید بدوید.»

این اظهارات در حالی بیان شد که اعتراضات سراسری ایرانیان وارد دوازدهمین روز خود شده و گزارش‌ها از برخورد خشن نیروهای حکومتی با معترضان، از کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر و بازداشت صدها شهروند خبر می‌دهد. انتشار ویدیوی این اظهارات واکنش‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشته است.

888.jpgایران اینترنشنال - شیرین عبادی، برنده نوبل صلح با اشاره به خیزش ملی ایرانیان نوشت: «گسترده‌ترین اعتصاب و اعتراض در تاریخ جمهوری اسلامی در حال وقوع است.

این همبستگی علیه جمهوری اسلامی، از کردستان تا هرمزگان، از بروجرد تا ازنا و ملکشاهی، درسی برای هر جریان سیاسی در آینده ایران خواهد بود که این مردم دیگر به استبداد تن نخواهند داد.» او افزود: «ایران آزاد و دموکراتیک با اتحاد و همبستگی و در همکاری میان تمام مردم ساخته خواهد شد.

مردم ایران در کنار هم دارند ایران دیگری می‌سازند؛ ایرانی که در آن رنج کمتر و شادی بیشتر خواهیم دید.»

poly.jpgاحتمال سقوط علی خامنه‌ای، رهبر ایران پنجشنبه شب در پی حضور گسترده معترضان در خیابان‌ها در وب‌سایت شرط‌بندی «پالی مارکت» از ۵۰ درصد فراتر رفت.

«پالی مارکت» یک پایگاه اینترنتی شرط‌بندی با پول است که احتمالات در آن از آنجا که شرکت‌کنندگان باید پول وسط بگذارند جدی گرفته می‌شود.

احتمال سقوط علی خامنه‌ای از قدرت در سال ۲۰۲۶ در این پایگاه شرط‌بندی اکنون به ۵۳ درصد رسیده است.

ده ها تن از نیروهای امنیتی که به مردم شلیک نکردند بازداشت شدند

هه‌نگاو: ده‌ها تن از نیروهای امنیتی که به مردم تیراندازی نکردند بازداشت شدند هه‌نگاو، گروهی که رویدادهای ایران را رصد می‌کند پنجشنبه شب گزارش داد که شماری از نیروهای امنیتی در کرمانشاه «حاضر به تیراندازی به معترضان نشده‌اند» و به همین دلیل «بازداشت» شده‌اند.

این گروه در شبکه ایکس نوشت: «هه‌نگاو مطلع شده است که در کرمانشاه ده‌ها تن از نیروهای حکومتی که حاضر نشده‌اند به سوی مردم تیراندازیی کنند، بازداشت شده‌اند.» رسانه‌های وابسته به حکومت ایران ساعتی پیش از کشته شدن دو پاسدار در کرمانشاه خبر دادند

hannity.jpg

شان هنیتی: پلن بی داره بره مسکو ترامپ: یا یه جایی ... ترامپ گفت رژیم می‌تونه در آستانه‌ی فروپاشی باشه و اگه به سمت معترضان شلیک کنه آمریکا می‌زنتشون. باید همین اندک تصاویری که از ایران میاد بیرون رو جهانی کرد.

روزهای حساسی در پیش است ...

هادى مهرانى (جانباز جنگ تحمیلی، زندانی و فعال سیاسی) در شبکه اکس نوشت:

خبر موثق دارم (خامنه ای) دیشب تا صبح نخوابیده و دیوانه وار فقط قدم زده حتی چای هم نخورده

دیگه علیلم، ذلیلم جواب نمیده، این چند روز اگر صدای مردم رو نشنیدی واقعا کری، من جای تو بودم خودم کنار میرفتم ، همه ایران یک صدا گفتن مرگ بر خامنه‌ای و نه این وری نه اون وری ک ... تو بیت رهبری پلن B خامنه‌ای فرار از کشور است

rptrump.jpgکیهان لندن - فعال متحد ترامپ: شاهزاده رضا پهلوی سه‌شنبه به اقامتگاه ترامپ می‌رود لورا لومر،‌ فعال راستگرای آمریکایی و از متحدان ترامپ در جنبش ماگا، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۴۰۴ در شبکه ایکس نوشت همزمان با گسترش خیزش ملی ایرانیان علیه حکومت، سه‌شنبه آتی شاهزاده رضا پهلوی به مارالاگو، مجموعه‌ای که اقامتگاه ترامپ نیز در آن قرار دارد، خواهد رفت تا در مراسم «صبحانه دعا برای اورشلیم» شرکت کند.

او نوشت هنوز خبری نیست که آیا او با ترامپ دیدار خواهد کرد یا خیر. مارالاگو در پام‌بیچ فلوریدا قرار دارد. لومر ساعاتی پیش از ترامپ خواست شاهزاده رضا پهلوی را برای دیدار به کاخ سفید دعوت کند، سپس ایلان ماسک را نیز به همان جلسه دعوت کرده و اعلام کند اینترنت استارلینک تا زمان سقوط علی خامنه‌ای به‌صورت رایگان در اختیار مردم ایران قرار گیرد.

ترامپ خطاب به ایرانیان: آزادی را عمیقاً بخواهید

ترامپ با تکرار اولتیماتوم خود به جمهوری اسلامی درزمینه سرکوب خیزش ملی ایرانیان گفت که جمعیت معترضان در ایران بسیار گسترده است و اگر حکومت دست به کشتار مردم بزند «ضربه سختی» خواهد خورد.

ترامپ در پاسخ به پرسش در مصاحبه با «هیو هیویت» روزنامه‌نگار که از او پرسید «پیام شما به مردم ایران چیست؟» گفت:

«تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که شما باید نسبت به آزادی احساس عمیقی داشته باشید. شما مردمی شجاع هستید. آنچه بر سر کشورتان آمده، مایه تأسف است. ایران زمانی کشوری بزرگ بود.

یادم هست سال‌ها پیش، زمانی که یک سرمایه‌گذار جوان در حوزه املاک بودم، برخی از دوستانم به ایران سفر کردند. آن‌ها در ایران پروژه‌های ساختمانی انجام دادند و موفق بودند. آن ساختمان‌ها هنوز هم پابرجا هستند، هرچند به‌سختی. من تصاویرشان را دیدم؛ ساختمان‌های آپارتمانی بودند.

دوستانم برایم تعریف می‌کردند که مردم ایران چقدر عالی بودند و فضا تا چه اندازه خوب بود. همه‌چیز فوق‌العاده بود، اما ببینید امروز چه بر سر آن کشور آمده است.»

***

sarkhosh.jpg«دلالِ ورشکسته‌یِ دین و استبداد»

سروش سرخوش - ویژه خبرنامه گویا

ماشین استبداد، همیشه دو بازو دارد: بازویی که «شلیک» می‌کند و بازویی که «توجیه» می‌کند. عبدالکریم سروش نقاب «فیلسوف منتقد» را از سیرت کریهش برداشته و ملبس به لباس «تئودیسه‌ساز جنایت»، «سقوط آزاد اخلاقی» فرقه‌ای را فریاد کشیده که نیم‌قرن تلاش کرد تا از دل «شریعت»، «دموکراسی» بیرون بکشد و امروز که جنازه‌ی توهمش بر سنگفرش‌های تهران زیر پای «مردمِ به یغما رفته» افتاده، بر سر جنازه‌ی «دیکتاتوری مادورو» مویه می‌کند.

در حالی که خیابان‌های ایران، صحنه‌ی شکار انسان است و توحش‌های رژیم در بیمارستان‌ها سندی بر بربریت نظام، فسیل فلسفه‌خوان از «خویشتن‌داری مسئولان» سخن می‌گوید. مغز کوچک زنگ‌زده‌اش او را یاری نمی‌کند که میان «امتناع ناشی از ناتوانی» و «خویشتن‌داری اخلاقی» تفاوت قائل شود. اگر نیروهای امنیتی امروز جوی خون راه نمی‌اندازند، نه به خاطر «شنیدن صدای معترض»، بلکه به خاطر «هراس وجودی» از هشدار ترامپ و فلج ناشی از جنگ ۱۲ روزه است. آن‌ها «نمی‌توانند» به اندازه‌ای که میل دارند بکشند، نه این‌که «نمی‌خواهند».

تجسم نجاست و تجسد رذالت، سند این «فلج استراتژیک» را به نام «خویشتن‌داری» می‌زند و ماشه‌هایی که هنوز می‌چکد را سفیدسازی می‌کند و به جلادان «اعتماد به نفس» می‌بخشد تا فردا با وجدانی آسوده‌تر شلیک کنند. قرن ۲۱ را «نحس» می‌نامد، به این دلیل که می‌بیند «دیوارهای حائل» فرو ریخته و دوران «مصونیت دیکتاتورها» به پایان رسیده و وحشت‌زده است که مبادا این «سنت عدالت‌خواهی برون‌مرزی» دامن دوستانش در تهران را هم بگیرد. اشک تمساح یک مدعی اخلاق برای سقوط مادورو، نشان می‌دهد که در منظومه‌ی فکری‌اش، «ضدیت با غرب» بر «کرامت انسان» ارجحیت دارد. او حاضر است ونزوئلا (و ایران) در فقر و استبداد بسوزد، اما «غرور کاذب ضدامپریالیستی‌اش» ترک برندارد.

مصداق «صمٌ بکمٌ عمیٌ فهم لایعقلون»، صدای مردمی را که شعار می‌دهند «دشمن ما همین‌جاست» نمی‌شنود، چون ترسش از «ویرانی ایران» نیست؛ از «فروپاشی پارادایم دینی» است. می‌داند که اگر این رژیم با دخالت خارجی یا انقلاب سکولار داخلی (با محوریت پهلوی) سقوط کند، پرونده‌ی نیم‌قرن تلاشش برای «حکومت دموکراتیک دینی» برای همیشه بسته می‌شود.

شرم بر او که برای عدم اعتراف به شکست پروژه‌ی فکریِ عقیمش، مردم ایران را گروگان این «هیولای مقدس» می‌خواهد. یاوه‌های اخیر سروش، صدور «گواهی فوت» جریان روشنفکری دینی بود. کسی که به‌خاطر «آزادی ونزوئلا» عزا می‌گیرد و در برابر «کشتار ایرانیان» از قاتلان صبورِ خویشتن‌دار تشکر می‌کند، «وکیل‌مدافع شیطان در دادگاه تاریخ» است. مردم ایران او را پاسخگو خواهند کرد تا در برابر دادگاه وجدان عمومی توضیح دهد چگونه توانست به چشمان مادران داغدار بنگرد و قاتلان فرزندانشان را تمجید کند. بساط شیادانی که دین را نردبان قدرت کردند و فلسفه را نقاب جنایت، با هم برچیده خواهد شد.


سروش سرخوش
تحلیلگر استراتژیک و روان‌کاو فرهنگی

آرشیو تحلیل‌ها در توییتر:
https://x.com/sarkhosh1341

dw.jpgیک گروه مسلح بلوچ مسئولیت کشته‌شدن فرمانده پاسگاه شهردراز ایرانشهر را بر عهده گرفت

دویچه وله - سایت خبری "حال‌وش" که اخبار مرتبط با سیستان و بلوچستان را منتشر می‌کند روز چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ خبر داد، محمود حقیقت، فرمانده پاسگاه شهردراز ایرانشهر در حالی که با خودروی شخصی در مسیر منزل به محل کار خود در حرکت بود، هدف تیراندازی افراد مسلح قرار گرفته و کشته شد.



به گفته منابع محلی، این حمله حوالی ساعت ۷ صبح و در نزدیکی محل پاسگاه رخ داده و خودروی او پس از اصابت گلوله با یک نخل برخورد کرده است.

ساعاتی پس از این حادثه، گروهی با عنوان "جبهه مبارزین مردمی" با انتشار بیانیه‌ای مسئولیت این حمله را پذیرفت.

در این بیانیه آمده است که این اقدام "در پاسخ به سرکوب و کشتار معترضان در نقاط مختلف کشور" انجام شده و هدف آن "پاسخگو کردن ساختار حاکم" عنوان شده است.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

در بیانیه این گروه آمده، فرمانده کشته‌شده "نقش مستقیم" در برخوردهای امنیتی علیه شهروندان بلوچ داشته است.

همزمان با یازدهمین روز خیزش ملی ایرانیان، تصاویر منتشر شده از بازی تیم ملی امید ایران با کره‌جنوبی در جام قهرمانی زیر ۲۳ سال آسیا نشان می‌دهد ملی‌پوشان، سرود جمهوری اسلامی را همخوانی نکردند.

تصاویر نشان می‌دهد ملی‌پوشان با چهره‌هایی مغموم، به سرود پخش شده در استادیوم گوش می‌دهند. تا پیش از این، فدراسیون فوتبال ایران، ملی‌پوشان در رده‌های مختلف را وادار می‌کرد همراه با سلام نظامی، سرود جمهوری اسلامی را بخوانند. این بازی با نتیجه صفر-صفر مساوی به پایان رسید.

bbc.jpgاین هفته در پرگار: خامنه‌ای، قسمت اول

نگاه سیاسی سیدعلی خامنه‌ای را چه چیزهایی شکل داده؟

آیا بر اساس آنچه می‌دانیم می‌توانیم پیش‌بینی کنیم خامنه‌ای برای جمهوری اسلامی پس از خودش چگونه تدارکی دیده است؟

میهمان‌ها: مهدی خلجی، پژوهشگر و تحلیل‌گر سیاسی، محمدجواد اکبرین، پژوهشگر مطالعات اسلامی

***

7777.jpgامیر مقدم در توییتر نوشت: بازاریان تبریز که با خامنه‌ای بیعت کرده‌اند!

یکی از انها یونس ژائله مالک شیرین عسل است، کاندیدای مورد حمایت وزارت اطلاعات برای اتاق بازرگانی که در دولت روحانی هم از کسانی بود که بیشترین کیسه را در غارت خصوصی سازی دوخته بود.

یکی از فسادهای وی بلعیدن کشت و صنعت مغان در دولت روحانی و وزارت طیب‌نیا بود که طبق گزارش تفریغ بودجه۹۶ بیش از ۴ هزارمیلیارد تومان ارزش داشته اما بقیمت۱۷۶۰ میلیارد و‌ بصورت اقساط و با تنفس و ترک تشریفات قانونی به ژائله رسیده بود! دنبال بالا کشیدن ماشین سازی تبریز هم به همین شکل و با حمایت دولت روحانی و‌ وزاریش مثل شریعتمداری و طیب‌نیا بود! نامبرده به رئیسی گفته بود تبریز بیکار ندارد! در حالیکه چندهفته قبل کارگران کارخانه خودش دست به اعتصاب زده بودند! ژائله یکی از کسانی است که در بردن بازاریها به دیدارهای خامنه‌ای نقش زیادی دارد، در دیداره در ردیف‌های اول نشسته و در ازایش تا توانسته از سفره انقلاب و ارز و حمایتهای امنیتی بهره‌مند شده! بقیه این بیعت‌کنندگان هم همین وضعیت را دارند.

من بارها نوشته‌ام! یکی از دلایل بقای جمهوری اسلامی توزیع فساد بین وفاداران بوده که دامنه‌اش بخش زیادی را الوده کرده، در حالیکه حدود ۹۰ درصد مردم هر روز فقیرتر شده‌اند، حدود ۱۰ درصد روز به روز فربه‌تر شده‌اند و طبیعی است که خواهان استمرار این وضعیت باشند، اما طناب پوسیده‌شان از همین نقطه پاره خواهد شد...

G9_2nwOWgAEOSfn.jpg

خبرگزاری فارس چهارشنبه شب گزارش داد که دو مامور پلیس چهارمحال و بختیاری در لردگان کشته شدند

policelarge.jpgاین خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران این دو مامور را هادی آذرسلیم و مسلم مهدوی‌نسب معرفی کرده است.

بنا به همین گزارش «۳۰ نفر در حمله مسلحانه به پلیس» مجروح شده‌اند.

آخرین تحولات یازدهمین روز اعتراضات در ایران

جمعیت بزرگ معترضين در مشهد - کوی امیر، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴

***

اعتراضات در رشت که از صبح چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه آغاز شده بود، همچنان تا شامگاه ادامه دارد و معترضان شعارهایی از جمله «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» و «پهلوی برمیگرده» سر دادند

***

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد که معترضان در گیلانغربِ استان کرمانشاه، از عصر چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه، به خیابان آمدند و شعارهایی از جمله «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» سر دادند

***

ویدیوهای رسیده نشان می‌دهد که سیل جمعیت معترضان در جریان اعتراضات آبادان، پشت سر نیروهای انتظامی حرکت کردند. معترضان شعارهایی علیه حکومت از جمله «مرگ بر دیکتاتور» و «پهلوی برمی‌گرده» سر دادند. معترضان همچنین با سردادن شعارهایی، خواستار حمایت نیروی انتظامی شدند.

***

شماری از شهروندان در جریان خیزش ملی ایرانیان در شهرستان ارسنجان استان فارس، شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی‌ به خیابان آمدند و مقابل فرمانداری تجمع کردند. آن‌ها شعارهایی از جمله «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «سیدعلی سرنگونه» سر دادند

***

گروهی از معترضان در جریان خیزش ملی ایرانیان در شهر کرمان شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه تجمع کردند و آتش برافروختند

***

شماری از معترضان در شهر اقبالیه در استان قزوین، از عصر چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه، در جریان خیزش ملی ایرانیان در خیابان‌ها حضور دارند.

***

7777.jpgفاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت روز چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴، پس از نشست هیئت دولت در جمع خبرنگاران گفت: «رئیس جمهور تأکید کردند که با گفتگو با مردم و معترضان اجاره نمی‌دهیم اعتراضات مردم توسط سایرین مصادره شود.»

ده‌ها هزار نفر در شهرهای مختلف از روز یکشنبه هفتم دی‌ماه و طی یازده روز گذشته در تظاهرات و تجمع با شعارهای محوری «جاویدشاه»، «این آخرین نبرده، پهلوی بر می‌گرده» خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی و بازگشت نظام پادشاهی هستند.

nyp.jpgایران بار دیگر درگیر اعتراضات گسترده شده است و این بار به نظر می‌رسد زمین زیر پای آیت‌الله‌ها واقعاً در حال ترک برداشتن است

نوشته مارک دوبوویتز و بن کوهن تحلیلگر - نیویورک پست، ترجمه و ویرایش توسط خبرنامه گویا

پایان سرکوب تمامیت‌خواهانه و تروریسم جهانی تهران شاید در دسترس باشد.

برای امریکا، مأموریت دیگر صرفاً ادامه سیاست «فشار حداکثری» بر رژیم نیست.

زمان آن رسیده که این فشار با یک سیاست صریح همراه شود: فلج‌کردن جمهوری اسلامی از طریق حمایت حداکثری از ایرانیانی که مصمم به سرنگونی آن هستند.

وقتی دونالد ترامپ در فوریه گذشته فشار حداکثری تحریم‌ها را بازگرداند، اهداف را روشن اعلام کرد:

محروم‌کردن ایران از سلاح هسته‌ای، برچیدن شبکه نیروهای نیابتی تروریستی، و توقف برنامه موشک‌های بالستیک.

در جریان جنگ ۱۲روزه سال گذشته میان اسرائیل و ایران، زمانی که نیروی هوایی اسرائیل آسمان را در اختیار گرفت و مراکز فرماندهی، سایت‌های هسته‌ای و توان موشکی ایران را هدف قرار داد، ایالات متحده نیز پیام ترامپ را با حمله به سه تأسیسات هسته‌ای از جمله سایت عمیقاً مدفون فردو تقویت کرد.

اما کاری که واشنگتن هنوز انجام نداده و اکنون باید انجام دهد تعهد آشکار به درهم شکستن توان رژیم برای حکومت‌کردن است.

این به معنای عراق یا افغانستان دیگر نیست.

نه به معنای تهاجم نظامی آمریکا، نه ملت‌سازی و نه اشغال.

تغییر رژیم در ایران با پیشروی نیروهای آمریکایی به تهران رخ نخواهد داد؛ بلکه با ایرانیان در خیابان‌ها شکل می‌گیرد با پشتیبانی قدرت آمریکا و اقدامات اسرائیل که مستقیماً دستگاه سرکوب رژیم را از کار می‌اندازد.

مردم ایران انتخاب خود را پیش‌تر روشن کرده‌اند.

این موج اعتراضی، که بر خیزش‌هایی از سال ۲۰۰۹ به این سو بنا شده، هیچ تردیدی درباره خواست آنان باقی نمی‌گذارد.

موضع ترامپ نیز روشن است: او به رهبران ایران هشدار داده که اگر رژیم دوباره به کشتار جمعی متوسل شود، ایالات متحده «آماده و مسلح» است.

اما شجاعت به‌تنهایی یک دیکتاتوری مسلح را شکست نمی‌دهد.

رژیم سلاح دارد؛ معترضان غالباً ندارند.

و سرکوبگران همین الان در حال کشتن، زندانی‌کردن و شکنجه ایرانیان هستند.

اگر تنها بمانند، شجاعت با گلوله، زندان و اتاق‌های شکنجه درهم شکسته می‌شود.

avatoday.jpgآواتودی، انتخاب شایسته آقای علی جوانمردی مدیر پیشین رسانه مستقل آواتودی فارسی و کردی را به‌عنوان مشاور ارشد ناظر بر بخش‌های فارسی، کُردی و افغانستانی تلویزیون صدای آمریکا را صمیمانه تبریک عرض می‌کند و برای ایشان در مسیر تازه مسئولیت حرفه‌ای، آرزوی موفقیت، توفیق روزافزون و درخشش هرچه بیشتر دارد.

بدین‌وسیله به اطلاع مخاطبان گرامی می‌رساند، آقای علی جوانمردی از اواخر ماه دسامبر سال ۲۰۲۵ میلادی همکاری و مسئولیت خود را در رسانه آواتودی به پایان رسانده‌اند.

شایان ذکر است که این رسانه همچنان توسط تیم حرفه‌ای و مستقل آواتودی با انسجام و رویکردی مبتنی بر اصول حرفه‌ای رسانه‌ای اداره می‌شود.

رسانه آواتودی ضمن قدردانی صمیمانه از تلاش‌ها، همراهی و نقش مؤثر آقای جوانمردی در دوره همکاری، تأکید می‌کند که با تکیه بر تعهد حرفه‌ای، استقلال رسانه‌ای و انسجام تیمی، مسیر فعالیت‌های خود را با قدرت و جدیت بیشتری ادامه خواهد داد.

علی اردستانی اعدام شد

| No Comments

edam1.jpgخبرگزاری «میزان» وابسته به قوه قضائیه چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ اعلام کرد فردی به نام «علی اردستانی» به جرم «جاسوسی برای موساد» اعدام شده است.

ادعا شد او یکی از «مهره‌های کلیدی موساد در ایران» بود که اطلاعات حساسی را به اسرائیل منتقل کرده بود.

در این گزارش آمده اردستانی «تصاویر و عکس‌هایی از محل‌های خاص و اطلاعات سوژه‌های هدف» را در اختیار موساد قرار داده اما مشخص نیست مسئولیت آن فرد چه بوده است که به «محل‌های خاص» دسترسی داشته است.

قوه قضائیه همچنین مدعی شده اردستانی در مراحل بازپرسی، هدف خود از همکاری با موساد را «دریافت جایزه میلیون دلاری» و «ویزای کشور انگلیس» معرفی کرده است.

خبرگزاری میزان می‌نویسد: «نامبرده در جلسات دادگاه نیز صراحتا اتهامات را پذیرفته و جزئیات همکاری خود با سرویس جاسوسی موساد را تشریح کرده است.»

پیش‌تر روز شنبه ۲۹ آذرماه ۱۴۰۴ یک دانشجوی معماری به نام عقیل کشاورز به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شد. قوه قضاییه مدعی شده عقیل کشاورز و خانواده‌اش «گرایشات سلطنت‌طلبانه» داشتند.

یکی از اتهامات او عکاسی از ساختمان تاریخی ستاد لشکر پیاده ارومیه بود.

قوه قضاییه همچنین مدعی شده بود عقیل کشاورز «بیش از ۲۰۰ مأموریت برای سرویس اطلاعاتی اسرائیل انجام داده بود و گستره مأموریت‌ها در شهر‌های تهران، اصفهان، ارومیه و شاهرود بوده است.»

tt.jpg

خبرنامه گویا - تام توگندهات، نماینده پارلمان بریتانیا و وزیر پیشین امنیت، در جلسه پارلمان این کشور با طرح پرسشی از همیش فالکونر، وزیر امور خارجه بریتانیا، به مجموعه‌ای از تحولات نگران‌کننده درباره ایران اشاره کرد.

او با اشاره به گزارش‌ها درباره پروازهای روسی به تهران گفت این پروازها بنا بر ارزیابی‌های موجود، احتمالاً حامل محموله‌های نظامی هستند. توگندهات سپس این موضوع را در کنار اخبار مربوط به خروج مقادیر قابل‌توجهی طلا و دارایی از ایران قرار داد.

نماینده پارلمان بریتانیا از وزیر خارجه پرسید که آیا ترکیب این نشانه‌ها می‌تواند حاکی از آن باشد که رهبران جمهوری اسلامی در حال برنامه‌ریزی برای آینده‌ای پس از فروپاشی احتمالی قدرت خود هستند یا خیر.

توگندهات تأکید کرد که هم‌زمانی انتقال‌های مشکوک هوایی از سوی روسیه و خروج سرمایه از ایران پرسش‌های جدی درباره نیت‌ها و محاسبات حاکمیت ایران ایجاد می‌کند.

همیش فالکونر، وزیر امور خارجه بریتانیا، در پاسخ گفت که در مقطع کنونی امکان اظهارنظر عمومی درباره این موضوعات را ندارد و از ارائه جزئیات بیشتر در جلسه علنی پارلمان خودداری کرد.

***

keshtgar.jpgویژه خبرنامه گویا

در دوران ما به هر کجای این جهان که بنگریم میبینیم که دروغ مهمترین ابزار دیکتاتورها و دغلکاران است. و برعکس راستی و شفافیت دشمن نظام های توتالیتر و همه آنانی است که به هر دلیل از آزادی ملت ها می ترسند و به ناچار کارشان سانسور حقایق و رواج دروغ است.

باری این جمله را نوشتم تا زشتی بی حد و حصر سخنان آقای نگهدار را یادآور شوم که از کانال تلویزیون بی بی سی با "صداقتی باور نکردنی" می گوید جمهوری اسلامی دستور تیر نداده، کشته ها زیر دست و پای مردم جان داده اند یعنی خود مردم آنان را کشته اند.

حتی بسیاری از سران سرکوب و کشتار هم دروغی به این بزرگی نگفته اند.

تردید ندارم که آقای نگهدار میداند دروغ می گوید آن چه نمی فهمم آن است که او چه منافعی در تکرار دروغ هائی به این پلشتی دارد؟!

کژ دلی آرد زبان کژ پدید

راست گویی ز آن دل های سپید

یکی از افتخارات ما ایرانیان آن است که هنگام طلوع ایران اندیشمندانی داشته ایم که راه رستگاری انسان را پرهیز از دروغ و پیشه کردن راستگویی اعلام کرده اند. زرتشت فیلسوف شهیر ایران (سه هزار سال پیش) می گوید کار اهریمن دروغ است و هر آن کس که دروغگویی پیشه کند همدست اهریمن و دشمن خیر و خوشبختی انسان ها است.

او می گوید راستی و راستگویی همراهی با اهورمزدا در هموار کردن راه آزادگی و خوشبختی بشر است. در دعای ایرانیان باستان که از جمله در کتیبه های دوران داریوش اول هم آمده گفته می شود "اهورمزدا ما را از دروغ، قحطی، و جنگ به دور نگهدار".

در حقیقت مردم ایران باستان از جمله در دوران کوروش بزرگ و داریوش به این عقاید درخشان زرتشت که دروغ اهریمن را بر مردمان مسلط می کند و قحطی و جنگ به ارمغان می آورد باور داشتند.

در سراسر تاریخ انسان، دروغ همدست فرمانروایان اهریمن خو بوده و هست.

فردوسی، شاعر بزرگ ایران، در شاهنامه بارها دروغ را کار سیه دلان و اهریمن خویان می خواند و راست گویی را نشانه قدرت و خرد انسان می داند. به باور او، انسان راستگو مورد اعتماد دیگران است و جامعه ای که بر پایه راستی بنا شود، پایدار و سرافراز می ماند. فردوسی با ستایش راستی، به ما می آموزد که صداقت نه تنها یک فضیلت فردی، بلکه پایه عدالت و پیشرفت جامعه است.

سوغاتی ها اگر آدم بودند

| No Comments

kangarloo.jpgبه دوستان، همکاران و همسفرانم در خارج از کشور،

زندگی انسانها پر از تناقضات عمیق است، اما شاید هیچ‌کدام ازاین تناقضات به اندازه همان نوع زندگی که انتخاب کرده ایم، متبلور نشده باشد. اکثر ما ایرانیها که در غرب زندگی میکنیم٫ می‌نویسیم، تدریس می‌کنیم و در راه رسیدگی به اهداف سیاسیمان سازماندهی می‌کنیم، و زندگی خود را بر پایه نظم لیبرال «منفور» بنا نهاده‌ایم. ما در جوامعی پناه گرفته‌ایم که با وجود همه کاستی‌های تاریخی‌شان، حق بیان، حق مخالفت و امنیت حاکمیت قانون را برای ما تضمین می‌کنند. ما از این آزادی‌ها برای یافتن و ایجاد شغل، محافظت از خانواده‌هایمان و نقد قدرت استفاده کرده‌ایم.

با این حال، در حالی که خیابان‌های ایران غرق در خون است، سکوت سنگینی بر بخش قابل توجهی از جامعه روشنفکری ما حاکم شده است.

این سکوت تصادفی نیست. برای بسیاری، این یک انتخاب ایدئولوژیک آگاهانه است. ریشه در جهان‌بینی‌ای دارد که در آن «ضد امپریالیسم» تنها قطب‌نمای اخلاقی است. در این چارچوب، جهان یک دوگانگی ساده است: غرب معمار نهایی شر است و هر نیرویی که در برابر آن بایستد - مهم نیست چقدر ارتجاعی، چقدر خونین یا چقدر استبدادی - به عنوان یک متحد کاربردی در "جبهه مقاومت" دیده می‌شود.

اما باید از خود بپرسیم: به چه قیمتی این خلوص ایدئولوژیک را حفظ می‌کنیم؟

با تعریف جمهوری اسلامی در درجه اول به عنوان یک بازیگر "ضد امپریالیست"، مرتکب یک کنش ژرف حذف فکری می‌شویم. با این عمل ما عاملیت مردم ایران را از صفحه تاریخ پاک می‌کنیم. ما پیشنهاد می‌کنیم که آرزوی آنها برای " زندگی با کرامت" صرفاً یک توطئه غربی یا بدتر از آن، یک دغدغه فرعی برای مبارزه "بزرگتر" علیه هژمونی جهانی است.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgدوستی قدیمی زنگ زده و می‌پرسد: «مصاحبه فرخ با بی‌بی‌سی را دیدی؟ چه حسی داری؟»

مکث می‌کنم.

می‌پرسد: «مکث کردی؟ بچه فکر می‌کنی؟»

به هیچ چیز. به روزهایی فکر می‌کنم که تمامی این سازمان اکثریت -- از هیئت سیاسی گرفته تا عضو ساده -- به‌عنوان تنها فرد با هوش و سیاستمداری که می‌توان جلو مهمان نهاد قبولش داشتیم، حلوا حلوا می‌کردیم. برخی برایش نامه «فدایت شوم» می‌نوشتند.

زمان چرخید. بسیاری از رهبران و اعضا رفتند، بدرجات مختلف در شکل جمهوری‌خواهی، حزب چپ به فعالیت خود ادامه دادند. برخی نیز به تمامی دور سیاست و تشکل خط کشیده و زندگی خود را سر و سامان دادند.

حال فرخ مانده با حوضی کوچک، با لشگری کمتر، با افرادی محدودتر بنام سازمان اکثریت؛ اما به هر حال، برای ما رهبر است!

خب، کسی از آنها بر مواضع او اعتراضی نمی‌گیرد، اما جالب است که از تمام رهبرانی که از سازمان رفته‌اند نیز هرگز دیده و شنیده نشده که لب به انتقاد از مواضع او بگشایند. نوعی خویشاوندی پنهان هنوز وجود دارد که برمی‌گردد به مناسبات رهبران!

می‌گوید: «نظر خودت را بده!»

فکر می‌کنم چه بگویم که عمق دردی که از این موضع‌گیری کشیدم را بیان کنم.

یاد این گفته لئو بوسکالیا افتادم:

«چیزی ویرانگرتر از این نیست که دریابیم فریب همان کسانی را خورده‌ایم که باورشان داشته‌ایم...»

Mahmoud_Zahraei.jpgوقتی حقیقت زیر دست و‌ پای تحلیلگر و‌مجری له می شود

اساساً بر این باورم و در عمل نیز خود را از نظر اخلاقی به آن پایبند می‌دانم که در شرایط بسیار حساس، شکننده و تنش ‌آلودی که امروز بر فضای اپوزیسیون حاکم است، باید از هرگونه موضع ‌گیری شتاب ‌زده علیه افراد و گروه‌ها پرهیز کرد؛ به‌ ویژه از بزرگ ‌نمایی ایراداتی که طرح آن‌ها، خود می‌تواند به خطایی بزرگ ‌تر بدل شود.

در چنین وضعیتی، نباید انرژی محدود و ارزشمندمان صرف حمله به یکدیگر شود. به باور من، همه کسانی که به هر شکل و در هر سطحی علیه این نظام مبارزه می‌کنند، بخشی از جبههٔ مقاومت و اپوزیسیون به‌شمار می‌آیند. تنها استثنا، افرادی هستند که با گفتار و کردار خود بارها و به‌ روشنی نشان داده‌اند در خدمت جمهوری اسلامی عمل می‌کنند و عملاً نقش بازوی تبلیغاتی آن را بر عهده دارند؛ اینان بی ‌تردید باید افشا شوند.

در میان اپوزیسیون، در نهایت فقط یک مرزبندی واقعی وجود دارد:

مرز میان نیروهایی که در جبههٔ مبارزه با جمهوری اسلامی ایستاده‌اند و نیروهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه در جبههٔ جمهوری اسلامی قرار گرفته‌ اند.

فرخ نگهدار، از چریک‌ های فدایی دوران شاه و رهبر شاخه «اکثریت» سازمان فداییان خلق، نامی است که برای بسیاری یادآور یکی از بزرگ ‌ترین انحراف‌ های تاریخی در جنبش چپ ایران است. فردی که با سوق دادن سازمان فداییان به همسویی کامل با حزب توده، عملاً در کنار تأیید سیاست‌ های سرکوبگرانه، ضد دموکراتیک و ضد مردمی جمهوری اسلامی ایستاد و نقش مخربی در مشروعیت ‌بخشی به حاکمیت ایفا کرد.

این مسیر برای او نه‌ تنها متوقف نشد، بلکه در سال‌های بعد و در دوران اقامت او در خارج از کشور، به شکلی آشکارتر ادامه یافت؛ تا جایی که امروز می‌توان فرخ نگهدار را نه یک «منتقد مستقل»، بلکه یک پروپاگاندیست جمهوری اسلامی دانست. تحلیل ها و اظهارات او در رابطه با رژیم و حاکمان جمهوری اسلامی و همچنین مصاحبه‌های مکرر او با رسانه‌ها و روزنامه‌های همسو با حکومت، گواه روشنی بر این واقعیت است.

parcham.jpgباید قبول کرد که فروپاشی نظام های دیکتاتوری کاملا لحظه ای هست و حفظ ساختارهای نظامی و اداری در این لحظات ارزش بی بدیلی برای هر کشور دارد. مخاطب این نوشته ها کسانی هستند که در حال حاضر در این ساختارها حضور دارند و در عین حال دل درگرو کشور عزیزمان ایران دارند می باشد. اکثر صحبتها در مورد وضعیت فعلی ایران برای دوران گذار هست. دوران گذار می تواند قدری بلند مدت باشد ولی مقدمه دوران گذار لحظات خبلی فشرده فروپاشی هست. در این لحظات باید ساختارها به نفع مردم حفظ شوند.

تعریف اینجانب از دوران فروپاشی: لحظاتی که رهبر رژیم و روسای قوای سه گانه ، بطور کلی سران نظام، مورد هجوم کشور خارجی قرار بگیرند یا کشور را ترک بکنند. لحظاتی که این سران دچار خشم مردم متعرض قرار بگیرند و کشته شوند.

1 - طبق قانون اساسی موجود وظیفه ارتش صیانت از ساختار کشور ایران است و حفظ ساختار سیاسی ( رژیم مبتنی بر ولایت فقیه) بر عهده سپاه پاسدان است. بنابراین ارتش باید آمادگی کامل برای دوران فروپاشی داشته باشد. بعید است فرماندهان ارشد ارتش از طرف مردم مورد حمله قرار گیرند مگر اینکه دستور حمله به مردم معترض بدهند و یا در دوران فروپاشی اعلام وفاداری به رژیم در حال فروپاشی بکنند. البته اعتقاد و آرزوی اینجانب این هست که ارتش مثل سال 1357 اعلام بیطرفی بکند.

2- یک نفر از ساختار سیاسی فعلی باید برای دوران فروپاشی آمادگی داشته باشد. از دولتمردان فعلی شاید این نفر آقای محمدرضا عارف باشد. وزیران غیر سپاهی نیز باید تا استقرار نظم داخلی و رسیدن به دوران گذار به وظایف خود ادامه دهند. به جای وزیرانی که کشته می شوند یا فرار می کنند آمادگی قبلی از مدیران عالیرتبه غیر سیاسی برای تصدی وزارت خانه وجود داشته باشد.

3- فرماندهان ارشد و رده دوم سپاه پاسدارن یا کشته خواهند شد یا فرار خواهند کرد. از میان فرماندهان رده سوم در این نیرو باید آمادگی کامل برای دوران فروپاشی وجود داشته باشد. آمادگی شامل حفظ ساختاری لجستیکی و سازمانهای اداری و ساختمانهای غیر ستادی و پادگانهای خارج از شهرها که مورد نعرض قرار نگیرند. به ویژه موشکها و سلاح های پیشرفته موجود در این نیرو نیر باید سریعا تحت کنترل ارتش قرار بگیرد.

نفر اصلی و حفظ کننده ساختارها باید درهمان اطلاعیه اول تمکین خود از خواسته مردم و آمادگی کامل خود برای تسلیم ساختار بروکراسی و نظامی کشور به هیات دوران گذار و هماهنگی کامل خود با ارتش در بسته شدن مرزهای کشور اعلام بکند. نیاز هست که فرمانده کل ارتش و در صورت کشته شدن او فرمانده ارشد ارتش از نفر اصلی دوران فروپاشی اعلام حمایت بکند.

خ. د. رها

Mehrdad_Darvishpour_2.jpgتکرار دوباره تاریخ؟

هگل گفته بود تاریخ دوبار رخ می‌دهد و مارکس افزود: نخست به شکل تراژدی، دوم به صورت کمدی. در ایران اما این قاعده برهم خورد. دی‌ماه دوبار تکرار شد: نخست در دی ۹۶ با «شورش گرسنگان» و سرکوب خونین، و بار دوم در دی ۱۴۰۴، نه چون کمدی، بلکه همچون انفجار بهمنی سهمگین که حکومت را نشانه گرفته است. هر دو خیزش، زاده‌ی بحران معیشتی، خیابان را به صحنه‌ی اصلی سیاست بدل کردند.

گرچه پیش از آن نیز در خیزش دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ شاهد تولد صدای سوم و در جنبش سبز شاهد خیزش‌های خیابانی گسترده بودیم که نوید بخش فرارفتن از گفتمان اصلاح نظام از بالا بود، اما این به ویژه از دی ۱۳۹۶ تا دی ۱۴۰۴ است که ایران با زنجیره‌ای از اعتراضات ساختارشکن و چندلایه علیه کلیت نظام مواجه شده است: از خیزش دی ۹۶ با مطالبات معیشتی که به‌سرعت رنگ سیاسی و ضدحکومتی گرفت، تا آبان خونین ۹۸ که خشونت دولتی را به اوج رساند و حافظه‌ی جمعی را با زخم‌های عمیق مواجه ساخت. در سال ۱۴۰۰ نیز، اعتراضات خوزستان و زاینده‌رود اصفهان بحران آب، بی‌عدالتی و محیط‌زیست را به کانون مبارزات افزودند و با سرکوب خشن، به شعارهای ضدحکومتی کشیده شدند. سپس، جنبش زن، زندگی، آزادی در ۱۴۰۱ افق‌های تازه‌ای گشود و اقتدار سیاسی و ساختارهای جنسیتی را به چالش کشید که آن نیز با خشونت سرکوب شد. اکنون، در دی ۱۴۰۴، با اعتصاب‌های بازار و اعتراضات خیابانی و دانشگاهی و پشتیبانی نهادهای مدنی، بار دیگر شاهد خیزشی هستیم که به گونه ای پیجیده تر و چند لایه ای تر مطالبات معیشتی را با اعتراضات ضدحکومتی درهم می‌آمیزد.

این هشت سال، آینه‌ی تداوم بحران‌های ساختاری و انباشت نارضایتی‌های چندلایه است؛ چرخه‌ای که هر بار با جرقه‌ای تازه، خیابان را به صحنه‌ی بازتولید سیاست بدل می‌سازد. در پرتو نظریه‌ی حافظه‌ی جمعی، این رخدادها لحظات منفرد و تکرار یکدیگر نیستند، بلکه در حافظه‌ی اجتماعی رسوب کرده و با هر موج تازه، گذشته را احضار می‌کنند و معناهای ایستادگی را بازتولید می‌سازند. پرسش این است که آیا جرقه‌های امروز، با تکیه بر این حافظه‌ی انباشته، به انفجار یک خیزش فراگیر دیگری بدل خواهند شد یا در چرخه‌ی سرکوب و فرسایش خاموش می‌شوند؟ یا آیا این بار با انفجار «ابرجنبشی» معیشتی-سیاسی، قواعد بازی قدرت به سود مردم بازنویسی خواهد شد؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند واکاوی دقیق در پرتو مفاهیم کلیدی در جنبش های اجتماعی همچون سازوکارهای بسیج، ظرفیت‌های شبکه‌ای، و فرصت‌های سیاسی در متن ساختار موجود است؛ گرچه داوری درباره‌ی چشم‌انداز این خیزش‌ها، به‌ویژه در نخستین روزهای تکوین‌شان، کاری است دشوار و نیازمند احتیاط. این یادداشت - همچون ادای سهمی در همبستگی با مردمی که از ستم حاکمان به جان آمده‌اند - می کوشد تصویری از آنچه در حال وقوع است ترسیم کند.

تحقیر دوباره ترس و نمایش امید

ایران، تنها شش ماه پس از جنگ دوازده‌روزه، بار دیگر در آینهٔ خیابان نمایش تحقیر ترس و خیزش امید را به تماشا گذاشت. اعتراضاتی که از هفتم دی‌ماه در قلب پایتخت، با شعارهای صنفی آغاز شد، به‌سرعت از پشت ویترین‌ها به سنگفرش خیابان سرریز کرد و در روزهای بعد، از بازار تهران تا دانشگاه‌ها و بیش از دهها شهر، به شعارهای ضد حکومتی چون «مرگ بر دیکتاتور» فراروئید.

etebari22.jpgدیوید اعتباری - کیهان لندن

بحث درباره آینده ایران اغلب با این پیش‌فرض آغاز می‌شود که قدرت‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده، در پی طراحی «نظام مطلوب» برای ایران هستند. اما واقعیت سیاست خارجی، به‌خصوص در نگاه دونالد ترامپ، عریان‌تر از این تصورات است: مدیریت ریسک. نه ملت‌سازی، نه پروژه ارزشی، نه تعهد بلندمدت. ترجیح ترامپ در پرونده ایران این است که اگر تغییری رخ می‌دهد، بدون جنگ مستقیم، بدون فروپاشی کنترل‌نشده و بدون بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای باشد. مسئله برای او «چگونه تغییر می‌کند» است، نه «به چه چیزی تبدیل می‌شود».

از همین زاویه است که مقاله‌ای تحلیلی که اخیرا در تایمز اسرائیل منتشر شد اهمیت پیدا می‌کند. آن مقاله استدلال می‌کند که جمهوری اسلامی از نظر ایدئولوژیک عملا به پایان رسیده است، هرچند هنوز از منظر نهادی فرو نریخته. تمایز میان «مرگ باور» و «بقای ساختار» کلید فهم وضعیت کنونی ایران است. نظامی که دیگر قادر به تولید مشروعیت دینی و اخلاقی نیست، ناگزیر به اتکای فزاینده بر زور متوسل می‌شود. مقاومت گسترده زنان در برابر حجاب اجباری دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند؛ این صرفا اعتراض به یک قانون نیست، بلکه رد عملی ادعای اقتدار فقهی و اخلاقی حکومت است. فشار اجتماعی و اقتصادی، که در اعتراضات اخیر دی‌ماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) با گسترش به بیش از ۲۰ استان و کشته شدن چندین نفر نمود یافت، هزینه حفظ ساختار موجود را برای رژیم به‌طور محسوسی افزایش داده و هم‌زمان محاسبات بازیگران خارجی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

این وضعیت یادآور اتحاد جماهیر شوروی در سال‌های پایانی عمرش است. شوروی پیش از فروپاشی ۱۹۹۱، از نظر ایدئولوژیک تهی شده بود؛ حزب و دستگاه امنیتی باقی بودند، اما کمونیسم دیگر باور عمومی نبود. جمهوری اسلامی امروز در موقعیتی مشابه قرار دارد، با یک تفاوت تعیین‌کننده: ایدئولوژی شوروی سکولار بود، اما ایدئولوژی جمهوری اسلامی دینی است. همین تفاوت، هم عمق بحران را بیشتر می‌کند و هم پیامدهای گسست را پیچیده‌تر. از این‌رو، برای بازیگران خارجی، لزوما مسئله اصلی این نیست که ایران «چه باید بشود»، بلکه این است که اگر ساختار موجود از کار بیفتد، آیا ایران به سمت انتقالی قابل مدیریت می‌رود یا به سوی فروپاشی پرهزینه.

در چنین شرایطی، رجوع به تجربه‌های تاریخی نه برای نسخه‌پیچی، بلکه برای فهم ترجیحات قدرت‌های جهانی اهمیت دارد. اسپانیا پس از فرانکو نشان داد که تداوم کارکرد دولت و اجماع حداقلی می‌تواند مانع لغزش به خشونت شود. شیلی پس از پینوشه نشان داد که گذارهای کم‌هزینه‌تر معمولا با چارچوب‌های مرحله‌بندی‌شده همراه‌اند و بدنه اداری و امنیتی به دنبال افق بقاست. اروپای شرقی در سال ۱۹۸۹ نیز نشان داد که وجود قاب‌های حداقلی انتقال می‌تواند احتمال فروپاشی خشونت‌بار را کاهش دهد. وجه مشترک این تجربه‌ها از نگاه قدرت‌های خارجی روشن است: آن‌ها فروپاشی غیر قابل پیش بینی را نمی‌خواهند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

همین منطق در رفتار اسرائیل، عربستان، اروپا و ترکیه نیز دیده می‌شود. اسرائیل بیش از هر چیز نگران عبور ایران از آستانه هسته‌ای و جهش کیفی در برنامهٔ موشکی است؛ مسائلی که از نگاه تل‌آویو «پنجره زمانی محدود» دارند و به تعویق‌پذیری نامحدود تن نمی‌دهند. عربستان ثبات خلیج فارس و امنیت انرژی را اولویت می‌داند. اروپا به پیامدهای انسانی، مهاجرتی و اقتصادی می‌اندیشد. ترکیه کنترل مرزها و جلوگیری از بی‌ثباتی منطقه‌ای را خط قرمز خود می‌داند. این ترجیحات به معنای توانایی آن‌ها برای مهندسی آیندهٔ ایران نیست، اما در لحظهٔ گسست بر نوع واکنش‌شان اثر می‌گذارد.

در ماه‌های اخیر، تشدید تنش‌ها پیرامون موشک‌ها و غنی‌سازی، همراه با جابه‌جایی‌های نظامی و بازآرایی‌های امنیتی، نشان داده که واشنگتن و تل‌آویو صرفا نظاره‌گر نیستند. این تحرکات لزوما نشانه جنگ قریب‌الوقوع نیست، اما بیانگر آن است که «سناریوی بد» به‌طور جدی مدل‌سازی شده و تهدید باید باورپذیر بماند. منطق مشترک این است: بالا بردن هزینه ادامهٔ مسیر برای تهران، بدون الزام به شلیک اول؛ و در صورت لزوم، آمادگی برای ضربه‌ای محدود و هدفمند که برنامه‌ها را عقب بیندازد، نه آن‌که جنگی تمام‌عیار را آغاز کند.

7777.jpgایران وایر - یک منبع آگاه و نزدیک به خانواده «امیرمحمد کوهکن» مربی و داور فوتسال ایران گفته که نیروهای امنیتی اعضای این خانواده و نزدیکانش را تهدید کرده‌اند که هرگز پیکر او را تحویل نخواهند داد.

«امیرمحمد کوهکن» مربی و داور فوتسال ایرانی بود که شنبه شب ۱۳دی۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی در شهر «نی ریز» استان فارس کشته شد.

یک منبع آگاه و از نزدیکان «امیرمحمد کوهکن» به «ایران وایر» در مورد چگونگی کشته شدن او گفته بود: «مامورانی که به امیرمحمد شلیک کردند، همان‌جا بالای پیکرش ایستادند و او را با خودشان بردند.»

منابع ایران وایر گفته بودند نیروهای امنیتی پدر و مادر امیرمحمد کوهکن را زیر فشار گذاشته بودند تا مقابل دوربین صداوسیمای استان فارس اعتراف کنند «فرزندشان معترض نبوده» و شنبه برای «کمک به فقرا» از خانه خارج شده بود و توسط معترضین به قتل رسیده است.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

ایران وایر از طریق منبع آگاه مطلع شده است نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بار دیگر خانواده این داور و مربی فوتسال را تهدید کرده‌اند: «به خانواده‌اش گفته‌اند اگر یک بار دیگر برایش تجمعی برگزار شود یا اسمش را در خیابان‌ها داد بزنند، مراسمی برایش برگزار شود، رنگ پیکرش را هم نخواهند دید. گفته‌اند وقتی جنازه را تحویل می‌دهیم که مطمئن باشیم شهر شلوغ نخواهد شد.»

77.jpgروایت شاهدان عینی از وقایع بیمارستان خمینی ایلام و گفت‌وگو با نماینده ایلام و رئیس روابط عمومی وزارت بهداشت

هم میهن - الهه محمدی

در روزهای گذشته و با گسترده‌تر شدن اعتراضات مردم در شهرهای مختلف، نام یک شهر بیشتر از همه بر سر زبان‌ها افتاده است؛ «ملکشاهی» در استان ایلام. پس از برخوردهای شدید با معترضان در این شهر و انتقال مجروحان به بیمارستان امام خمینی ایلام، ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد که از ورود نیروهای یگان ویژه و برخورد با بعضی افراد در فضای بیمارستان حکایت داشت؛ تصاویری که به‌سرعت واکنش‌های گسترده‌ای را در میان فعالان اجتماعی، کاربران شبکه‌های اجتماعی، دانشجویان علوم پزشکی و جامعه درمانی کشور برانگیخت و این پرسش را پررنگ کرد که چرا حریم امن بیمارستان، نقض شده است؟

این اعتراضات مجازی به نقطه‌ای رسید که وزارت بهداشت و نمایندگان مجلس را مجبور به واکنش کرد و درنهایت دستور مستقیم مسعود پزشکیان برای بررسی جامع ابعاد آن را در پی داشت؛ دستور و پیگیری‌هایی که اکنون نگاه‌ها را به نتیجه بررسی‌ها و پاسخگویی مسئولان دوخته است.

از ایلام تا سینا

حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت به «هم‌میهن» می‌گوید محیط‌های درمانی، محلی امن برای درمان بیماری است و به‌همین‌دلیل باید حتماً این موضوع بررسی شود که دیگر تکرار نشود. او اینها را بعد از آن می‌گوید که دیروز و پس از اعتراض‌های ادامه‌دار در منطقه بازار تهران، فیلم‌هایی از پرتاب گاز اشک‌آور به حیاط بیمارستان سینا منتشر شد و پس از آن، حسین کرمانپور گفت که وزارت بهداشت اتفاقات بیمارستان سینا را بررسی می‌کند.

پس از آن دانشگاه علوم پزشکی تهران، در اطلاعیه‌ای درباره فیلم منتشر شده از اتفاقات اطراف بیمارستان سینا اعلام کرد که ادعای پرتاب عامدانه گاز اشک‌آور به داخل بیمارستان، با واقعیت صحنه انطباق ندارد: «در مواجهه با گاز اشک‌آور، واکنش طبیعی معترضان، دور کردن آن از محل تجمع است و در نتیجه، به‌صورت ناخواسته، بعضی از این مواد به سمت فضای بیمارستان حرکت کرده‌اند. بر این اساس، ادعای پرتاب عامدانه گاز اشک‌آور به داخل بیمارستان، با واقعیت صحنه انطباق ندارد.»

اعتراضات مردم در حالی در بسیاری از شهرهای ایران ادامه دارد که نمایندگان استان ایلام گفته‌اند اعتراضات در ملکشاهی در ابتدا ماهیتی آرام و مسالمت‌آمیز داشته اما به‌دنبال ورود افرادی که از سوی مسئولان، «عوامل آشوبگر» توصیف می‌شوند، مسیر اعتراضات تغییر کرد و به درگیری‌هایی انجامید که درنهایت به جان‌باختن چند نفر از جوانان منطقه منجر شد.

«فریدون همتی»، نماینده مردم ایلام در مجلس به «هم‌میهن» می‌گوید بعد از انتقال مجروحان از ملکشاهی به ایلام، ظاهراً گروهی تجمع می‌کنند و وارد بیمارستان می‌شوند و پلیس هم برای متفرق و خارج کردن آنها از محیط بیمارستان، وارد می‌شود: «آنجا مقاومت‌ها و درگیری‌هایی غیرمسلحانه رخ می‌دهد، اما مدیریت می‌شود و بیمارستان از حضور آن افراد خالی می‌شود. بیمارستان و کادر درمان با فرصت مناسب به رسیدگی و درمان مصدومان می‌پردازند.

این موضوع هم در دست پیگیری است و حتماً در این مسیر مجموعه موضوعات و مسائلی که در استان رخ می‌دهد، رصد می‌شود.» بررسی‌های «هم‌میهن» در گفت‌گو با شاهدان عینی آن‌شب اما روایت دیگری را نشان می‌دهد. این شاهدان می‌گویند، هیچ‌کدام از معترضان اسلحه گرم یا سرد همراه‌شان نداشته‌اند، به وضعیت زندگی‌شان معترض بوده‌اند و بعد از راهپیمایی مسالمت‌آمیزشان، به آنها شلیک شده است.

معترضانی که طبق گفته آنها چند نفرشان در همان لحظه تیراندازی، کشته و به‌همراه زخمی‌ها به بیمارستان امام خمینی ایلام منتقل می‌شوند. به‌همین‌دلیل عده‌ای از نیروهای امنیتی به بیمارستان می‌روند و بین خانواده‌های زخمی‌ها و کشته‌شدگان و آنها، درگیری رخ می‌دهد.

«ملکشاهی» یکی از شهرستان‌های استان ایلام در غرب ایران، با مرکزیت شهر ارکواز است؛ فاصله ملکشاهی تا ایلام تقریباً 57 کیلومتر است که طی‌کردن آن بین یک تا دو ساعت با ماشین شخصی طول می‌کشد. در روزهای اعتراضات در این شهر، مردم مجبور شدند زخمی‌ها را به بیمارستان امام خمینی ایلام ببرند چون ملکشاهی بیمارستانی ندارد و بیمارستانی که از آغاز احداث آن 13 سال می‌گذرد، هنوز افتتاح نشده است.

سال گذشته بود که حسن بهرام‌نیا، استاندار ایلام گفت که تکمیل بیمارستان ملکشاهی مشکل اعتباری ندارد و با تکمیل فضای داخلی ساختمان بیمارستان، تجهیزات به زودی نصب می‌شود؛ اتفاقی‌که به‌نظر می‌رسد هنوز به‌طور کامل نیفتاده است.

در بیمارستان امام خمینی ایلام چه گذشت؟

حالا با گذشت چندروز از وقایع شهرستان ملکشاهی، اگرچه مسئولان از پیگیری این حوادث در این شهرستان و بیمارستان امام خمینی ایلام سخن می‌گویند، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چه عواملی باعث شد که فضای یک مرکز درمانی، به میدان درگیری تبدیل شود؟ «فریدون همتی»، نماینده ایلام در مجلس شورای اسلامی درباره اتفاقات رخ‌داده در بیمارستان امام خمینی ایلام به «هم‌میهن» می‌گوید، بعد از انتقال مجروحان از ملکشاهی به ایلام، ظاهراً گروهی تجمع می‌کنند و وارد بیمارستان می‌شوند و پلیس هم برای متفرق و خارج کردن آنها از محیط بیمارستان، وارد می‌شود.

شاهدان عینی که در آن لحظه در بیمارستان امام خمینی بوده‌اند اما روایت دیگری دارند؛ مردی جوان که خودش اهل ملکشاهی است و برای پیگیری بیماری‌اش از چندساعت پیش از ورود زخمی‌ها از شهرستان ملکشاهی، در بیمارستان امام خمینی ایلام بوده، به «هم‌میهن» می‌گوید دقیقاً همان زمانی‌که آن فیلم جلوی در بیمارستان امام خمینی گرفته شد، آنجا بود و از نزدیک قضایا را می‌دید: «به‌محض رسیدن زخمی‌ها به بیمارستان، چهار نفر جان‌شان را از دست دادند.

یکی از آنها هم که تیر به سرش اصابت کرده بود، دیروز جانش را از دست داد و یکی دیگرشان که سه تیر به نواحی مختلف بدن‌اش خورده، در ‌آی‌سی‌یو بستری بود و فوت شده است. طبق اطلاعاتی که از پرستاران بیمارستان امام خمینی گرفته‌ام، حدود 11 نفر زخمی بدحال در آنجا بستری بوده‌اند.»

به گفته این شاهد عینی، بعد از ورود این زخمی‌ها به بیمارستان، نیروهای امنیتی برای اینکه مردم در محوطه بیمارستان تجمع نکنند و برای بردن جنازه‌ها، وارد محوطه بیمارستان شدند که با مقاومت خانواده‌ها روبه‌رو می‌شوند: «مردم وقتی نیروها را دیدند، داد می‌زدند؛ نیروی انتظامی حمایت حمایت. اما آن نیروهایی که من دیدم، نیروهای انتظامی نبودند؛ نیروهای امنیتی بودند. می‌خواستند به‌زور وارد بیمارستان شوند و خانواده‌ها مقاومت می‌کردند که این اتفاق نیفتد اما درنهایت نیروها وارد بیمارستان شدند، چون حراست بیمارستان هم با آنها همکاری کرد.»

او می‌گوید خودش به‌چشم دیده که مامورها یکی از زخمی‌هایی که از مچ پایش به‌دلیل اصابت گلوله خون می‌آمد، بدون اینکه مداوا شود، با خودشان برده‌اند: «همان کسی که در فیلمی که از لحظه تیراندازی منتشر شده، مچ پایش را گرفته است. چون جنازه‌ها را معمولاً به زیرزمین بیمارستان می‌برند، من متوجه نشدم که آیا آنها را هم با خودشان برده‌اند یا خیر. من به‌دلیل بیماری‌ام تعادل نداشتم، نمی‌توانستم درست راه بروم و نیروها حتی می‌خواستند با ما هم برخورد کنند.

به‌همین‌دلیل خودم هم نتوانستم بیشتر در بیمارستان بمانم که ببینم چه‌می‌شود.» به گفته او درحال‌حاضر بیمارستان تحت نظر نیروهای امنیتی است و مشخص نیست دقیقاً چه‌وضعیتی آنجا حاکم است: «خانواده‌های زخمی‌ها تا دیروز در بیمارستان بودند و به‌دلیل اینکه اجازه رفت‌وآمد افراد را به آنجا نمی‌دادند، این خانواده‌ها به بستگان‌شان پیام می‌دادند که به آنها آب و غذا برسانند. درواقع به این دلیل بیمارستان تحت‌نظر است که فیلم یا عکسی منتشر نشود و فضا بیشتر متشنج نشود.»

یکی از پرستاران بیمارستان امام خمینی ایلام هم در اطلاعاتی که برای «هم‌میهن» ارسال کرده، می‌گوید جوانی به‌نام «رضا» به‌دلیل اصابت سه گلوله کلاشینکف، تحت جراحی قرار گرفت و به‌خاطر وخامت حالش، فوت کرده است، «مصطفی» تیر به پهلویش اصابت کرده و وضعیت‌اش وخیم است، «رضا» از ناحیه شکم و سینه مجروح شده و یکی دیگر از مجروحان به‌دلیل اصابت گلوله به سر، ابتدا در وضعیت مرگ مغزی بستری بوده و بعد درگذشته است.

یکی دیگر از شاهدان عینی که از لحظه اول شکل‌گیری اعتراضات با جمعیت همراه بوده به «هم‌میهن» می‌گوید، روز شنبه به‌دلیل فراخوانی که در شبکه‌های اجتماعی دیده، برای شکل‌گیری تجمعی مسالمت‌آمیز که تاکید بر پرهیز از هر نوع خشونتی داشته و اعتراض به گرانی، به خیابان‌های ملکشاهی رفته است؛ هنگام راهپیمایی، نیروهای انتظامی حضور داشته و برخوردی با مردم نکرده‌اند اما بعد، جمعیت به یک ساختمان می‌رسند: «وقتی به آنجا رسیدیم از پشت در ساختمان تیراندازی شروع شد و حدود 50 نفر را زخمی کردند. همان‌موقع چهار نفر را دیدم که تیر خوردند و کشته شدند.»

77.jpgایران وایر - طبق اطلاعاتی که به «ایران‌وایر» رسیده است، ماموران امنیتی در روزهای گذشته طی تماس‌های تهدیدآمیزی برای شماری از پزشکان آن‌ها را از مداوای مجروحان در اعتراضات سراسری منع کرده و گفته‌اند نباید مجروحان را درمان کنند و اگر مجروحی به آن‌ها مراجعه کرد باید سریع نهادهای امنیتی را در جریان قرار دهند. به گفته منابع ایران‌وایر، این تماس‌ها ماهیت تهدیدآمیز داشته است.

به گفته این منبع، تمرکز نهادهای امنیتی بر جلوگیری از خروج اطلاعات از بیمارستان‌هاست. برخی از این پزشکان پیش‌تر در جریان اعتراضات سال۱۴۰۱ به مجروحان کمک و خدمات درمانی ارایه کرده بودند.

نیروهای امنیتی با برخی روسای بیمارستان‌ها نیز تماس تلفنی گرفته‌اند، همچنین شماری از پزشکان احضار شده‌اند و وزارت اطلاعات به آن‌ها گفته است «بیایید با هم صحبت کنیم.»

«موسی برزین»،‌ وکیل دادگستری به پزشکان می‌گوید: «این احضار غیررسمی و غیرقانونی است و پزشکان اصلا نباید این‌کار را انجام دهند. هدف از این اقدام، ایجاد رعب و وحشت در میان کادر درمان و پزشکان است.»

***

به‌نظر می‌رسد همگام با اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ مفهومی با عنوان «مجروح دزدی» به ادبیات مبارزات سیاسی ایران اضافه شد. تهدید کادر درمان، دخالت در روند درمان مجروحان، تلاش برای دزدیدن مجروحان و حمله به بیمارستان‌ها توسط نیروهای سرکوب از جمله شگفتی‌های این اعتراضات شد.

بر اساس تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی ، شامگاه یکشنبه‌، ۱۴دی‌ ۱۴۰۴، ماموران امنیتی برای ربودن مجروحان اعتراضات اخیر در ملکشاهی ایلام، با خشونت وارد بیمارستان «خمینی» ایلام، شدند؛ محلی که مجروحان اعتراضات به آن‌جا منتقل شده بودند. این تصاویر نشان می‌داد ماموران سرکوب‌گر با شلیک گلوله و گاز اشک‌آور وارد حیاط بیمارستان شده، سپس درهای بیمارستان را شکستند و به داخل اتاق‌ها یورش بردند. آن‌ها در نهایت خشونت به مردم داخل بیمارستان با باتوم و تجهیزات نظامی حمله کردند. ویدیوهای رسیده از ایران، نشان می‌داد پرستاران و شهروندان مقابل بیمارستان با نیروهای سرکوب‌گر درگیر می‌شوند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

«عفو بین‌الملل» در شبکه اجتماعی «ایکس» این حمله را «نقض حقوق بین‌الملل» عنوان کرد و نوشت در این بیمارستان «معترضان مجروح برای دریافت مراقبت‌های پزشکی یا پناه گرفتن حضور داشتند.»

به گفته عفو بین‌الملل، «بسیاری از معترضانی که در نتیجه سرکوب مرگ‌بار» در استان ایلام زخمی شده‌اند، «برای درمان به بیمارستان امام خمینی منتقل شده‌اند.»

اطلاعیه خبرنامه گویا

| No Comments

GENEWS.jpgبه اطلاع مخاطبان گرامی می‌رساند، دقایقی پیش یک خبر «فوری» که به‌اشتباه از آرشیو مربوط به جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در سال گذشته ("حمله‌ غافلگیرانه ایران به اسرائیل") کار شده بود، برای مدت حدود ۱۵ دقیقه در سایت منتشر شد.

این خطا ناشی از اشتباه تحریریه در فرآیند انتشار محتوا بوده و بلافاصله پس از شناسایی، خبر مذکور از سایت حذف شد.

ضمن پوزش صمیمانه از تمامی مخاطبان عزیز بابت هرگونه سردرگمی یا نگرانی احتمالی، تأکید می‌کنیم که دقت، صحت و اعتماد مخاطبان همواره اولویت اصلی ماست و برای جلوگیری از تکرار چنین خطاهایی، اقدامات اصلاحی لازم در دستور کار قرار گرفته است.

از همراهی و اعتماد شما سپاسگزاریم.

تحریریه خبرنامه گویا

iraqSarkoop.jpgایران اینترنشنال - بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، از چهار روز پیش، شبه‌نظامیان عراقیِ وابسته به حکومت ایران شروع به جذب نیرو برای کمک به نیروهای جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات در ایران کرده‌اند.

براساس این اطلاعات، تاکنون حدود ۸۰۰ نفر از شبه‌نظامیان شیعه عراقی به ایران اعزام شده‌اند که تقریبا همه آنها از اعضای کتائب حزب‌الله، حرکة النجباء، سیدالشهدا و بدر هستند.

بر اساس این اطلاعات، مقامات دولت عراق از بسیج نیرو برای کمک به جمهوری اسلامی آگاه هستند، اما هنوز به‌طور علنی واکنشی به آن نشان نداده‌اند.

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که روند انتقال این نیروها از سه گذرگاه مرزی شلمچه، چذابه و خسروی انجام می‌شود و پوشش رسمی آن «سفر زیارتی به اماکن مقدس امام رضا در مشهد» عنوان شده است اما در عمل، این نیروها در پایگاه خامنه‌ای در اهواز گرد هم می‌آیند و سپس برای مشارکت در سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات به مناطق مختلف اعزام می‌شوند.

شماری از شهروندان ایرانی نیز در ویدیوهایی که برای ایران‌اینترنشنال فرستاده‌اند بر این نکته تاکید کرده‌اند که برخی از ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی عربی حرف می‌زنند.

گزارش‌ها از جذب نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی برای سرکوب مردم معترض در حالی منتشر می‌شود که در جریان اعتراضات سراسری در ۱۰ روز گذشته،‌ شمار دیگری از شهروندان ایرانی به‌دست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته و تعداد زیادی از جمله کودکان بازداشت شده‌اند.

به‌گزارش خبرگزاری هرانا، در جریان این اعتراضات دست‌کم ۳۶ نفر جان خود را از دست داده‌اند که چهار نفر از آنان زیر ۱۸ سال بوده‌اند.

در همین حال، حمله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به دو بیمارستان در ملکشاهی ایلام و تهران، واکنش‌های گسترده‌ای را در داخل و خارج از ایران برانگیخته است.

وزارت امور خارجه آمریکا در صفحه فارسی خود در شبکه‌های اجتماعی از حمله به بیمارستان ملکشاهی به‌عنوان «جنایتی آشکار علیه بشریت» یاد کرده است.

حملات به شهروندان غیرمسلح در حالی رخ می‌دهد که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به‌صراحت به رهبران جمهوری اسلامی هشدار داده است در صورتی که حکومت به روال همیشگی خود دست به کشتار معترضان بزند، آمریکا برای دفاع از شهروندان ایرانی اقدام خواهد کرد.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ۱۳ دی، یک روز پس از اولین هشدار ترامپ، بر سرکوب معترضان تاکید کرد و گفت که «باید آنان را سر جای خود نشاند».

سابقه حضور نیروهای نیابتی برای سرکوب مردم ایران

این نخستین بار نیست که گزارش‌هایی از حضور نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در ایران برای سرکوب معترضان منتشر می‌شود.

ایران‌اینترنشنال ۱۰ آبان ۱۴۰۱ در میانه خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی گزارش داد که یک پرواز اختصاصی از فرودگاه بغداد، روز دوشنبه ۹ آبان‌ تعدادی از نیروهای حشدالشعبی و کتائب حزب‌الله عراق را به مشهد منتقل کرد.

در آن زمان منابع مطلع گفتند که نزدیک به ۱۵۰ تن با یونیفرم ویژه به احتمال قوی برای سرکوب اعتراضات به مشهد اعزام شده‌اند.

پیش از آن و در سال‌های گذشته نیز اخباری از اعزام نیروهای سرکوب‌گر به ایران از کشورهای مورد حمایت جمهوری اسلامی از جمله لبنان، منتشر شده بود.

lg.jpgاگر به کشتن مردم ادامه دهی، ترامپ تو را خواهد کشت

سناتور جمهوری‌خواه لیندسی گراهام، عضو مجلس سنای ایالات متحده، گفت که اگر حکومت ایران به سرکوب معترضان ادامه دهد، دونالد ترامپ، دستور قتل علی خامنه‌ای را صادر خواهد کرد.

او با اشاره به اعتراضات سراسری در ایران و خطاب به معترضان گفت: «ما از شما حمایت می‌کنیم. دونالد ترامپ، باراک اوباما نیست. او از شما حمایت می‌کند.»

گراهام خطاب به رهبر جمهوری اسلامی گفت: «باید بدانی که اگر به کشتن مردم که خواستار زندگی بهتری هستند ادامه دهی، دونالد ترامپ تو را خواهد کشت.»

او تاکید کرد: «تغییر در ایران در راه است. خلاص شدن از شر این رژیم نازی، بزرگترین تغییر در تاریخ خاورمیانه خواهد بود. برای مردم ایران، کمک در راه است.»

***

فرامرز آصف، خواننده و ورزشکار پیشین،‌ در گفتگوی اختصاصی با ایران اینترنشنال، شعری که در حمایت از خیزش ملی ایرانیان سروده است را خواند.

عبدی مدیا - بی محلی به عراقچی: عراقچی اینگونه وارد بیروت لبنان شد..
Untitled-26665.jpg

آخوند برانداز!

| No Comments

گزارشگر منوتو ویدیویی ارسال کرده که در آن یک آخوند که خود را «علی کاشانی» معرفی می‌كند، مقابل دوربین می‌گوید با «حکومت جنایتکار، خبیث و آدمکش» جمهوری اسلامی مخالف است.

این آخوند با لعنت فرستادن به روح‌الله خمینی می‌گوید: «بر همه واجب است که بلند شوند و کلک این حکومت را بکنند.»

ادب کردن یک بسیجی در کرمانشاه

***

در جریان اعتراضات شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۴۰۴ در کاشان مجسمه قاسم سلیمانی توسط مردم به آتش کشیده شد.

***

6666.jpgعلیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در مراسم افتتاح موزه کشتی مدعی شد که در فدراسیون قبلی، مدال‌هایی که در خانه کشتی بوده، دزدیده شده است: «طالقانی در آن زمان (سال ۱۳۷۷) خانه کشتی را برای تمرینات تیم های ملی بازسازی کرد و در دور دیوارهای سالن ویترین هایی را زده بود که در آن تقریبا از تمامی مدال آوران جهان و المپیک ما در آن ویترین ها بود.»

او گفت: «اما وقتی سال ۱۳۹۸ فدراسیون را تحویل گرفتم از آن همه مدال، حتی یک مدال هم در ویترین ها نبود، همه را دزدیده بودند. معلوم نیست آن ها را به کجا برده اند. روسای قبلی باید پاسخ بدهند.»

گناباد؛ لحظه ورود معترضان به حوزه علمیه

عبدی مدیا - محسن هاشمی رفسنجانی: باید برای سوپاپ اطمینان، اجازه اعتراض کنترل‌شده بدهیم.

خبرگاری بسیج: فرمانده انتظامی استان ایلام از کشته شدن یک حافظ امنیت و زخمی شدن ۳ تن از آنان در ملکشاهی خبر داد.

killledlarge.jpg

ستوان سوم احسان آقاجانی از کارکنان انتظامی استان ایلام بر اثر اصابت مستقیم گلوله معترضان در شهرستان ملکشاهی به شدت مجروح شد.

این مأمور که در حین مأموریت و بر اثر تیراندازی مستقیم به ناحیه قفسه سینه دچار جراحت شدید شده بود؛ با وجود تلاش بی‌وقفه کادر درمان، به دلیل شدت جراحات وارده فوت کرد.

رضا نجار تمیزکار در شبکه اکس نوشت: احسان آقاجانی محافظ و راننده سردار سلمانی فرمانده انتظامی ایلام بود.

666.jpgایران وایر - «احمدرضا رادان» فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی مدعی شده است بسیاری از افرادی که او آن‌ها را «اغتشاشگر» نامیده، توسط سرویس‌های اطلاعاتی حکومت شناسایی و پس از آن بازداشت شده‌اند.

احمدرضا رادان در دهمین روز از اعتراضات اقتصادی در ایران، مدعی شده که تمامی معترضین زیر رصد دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی هستند و تمامی آن‌ها بنا در هر مکان که باشند دستگیر خواهند شد. با این وجود او از مردم خواسته است که اگر تاکنون در اعتراضات حضور داشته‌اند، خود را به دستگاه‌های انتظامی «تسلیم» کنند.

فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی همچنین گفته است: «کسانی که خودشان را تسلیم کنند، مشمول رافت جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت.»

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

احمدرضا رادان دی‌ماه۱۴۰۱ جانشین حسین اشتری در فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی شد تا روند سرکوب معترضین به قتل حکومتی «مهسا (ژینا) امینی» را سرعت ببخشد.

عبدی مدیا - رادان: پلیس با جدیت پیگیر احتکار کالاهای اساسی است

سیدعلی، نیمساعت پیش!

| No Comments

hadiKHorsandi.jpg

هادی خرسندی - ویژه خبرنامه

.

مجتبا اینطرف بیا، ول کن

باز چسبیده ای به اون تلفن

.

با کی حرف میزنی؟ با قالیباف؟

خالی بنده پدرسگ علّاف

.

چی میگه؟ خلقو تار و مار میکنه؟

میره گازانبری مهار میکنه؟

.

هرکی از این مزخرفا گفته

بگو اینا دیگه زر مفته

.

دیر بجنبیم، خلق آماده

مارو تحویل میده به شاهزاده

.

مجتبا هرچی میگم اجرا کن

تلفن کن پوتین رو پیدا کن

.

بگو از قول من بهش: «ارباب

«این دم آخری منو دریاب؛ ....»

«که ترامپ خرمنو درو نکنه»

«نصف شب مارو مادِرو نکنه»

.

باباتون داره نفله میشه هُدا

میسپارم همه تونو به خدا

.

دخترم من صدام میلرزه

همچنین دست و پام میلرزه

.

اشهدو اَنّ یا امام زمون

زود دکتر مرندی رو برسون

.

مجتبا گوشی رو بذار پسرم

بدو آفتابه رو بیار پسرم

--------------------

www.gorbehe.com

هوشنگ انصاری درگذشت

| No Comments

66.jpgهوشنگ انصاری، صنعتگر و سرمایه‌گذار برجسته، که در زمان محمدرضا شاه پهلوی سمت‌هایی چون سفیر ایران در ایالات متحده، وزیر اطلاعات و گردشگری، وزیر امور اقتصادی و دارایی و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران را بر عهده داشت، روز یکشنبه ۱۴ دی‌ماه در ۹۸ سالگی درگذشت

خبرنامه گویا - هوشنگ انصاری متولد سال ۱۳۰۵ در اهواز بود و پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷، به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و در ایالات متحده ساکن شد و در سال ۱۹۸۶ شهروند آمریکا گردید. او گروه پرمن، یک هلدینگ فعال در صنایع تفریحی، منسوجات، تجارت بین‌الملل و املاک را تأسیس کرد و شرکت آی آر آی اینترنشنال را به عنوان زیرمجموعه‌ای برای ساخت تجهیزات میدان‌های نفتی ایجاد نمود. این شرکت در سال ۲۰۰۵ به نشنال اویل‌ول وارکو فروخته شد. انصاری همچنین رئیس هیئت مدیره استیوارت اند استیونسن بود که در سال ۲۰۱۷ به کربی کورپوریشن به ارزش ۷۱۰ میلیون دلار فروخته شد.

انصاری و همسرش در حوزه‌های پزشکی، تحقیقاتی و فرهنگی فعالیت گسترده‌ای داشتند. او از بنیان‌گذاران و حامیان مالی دانشگاه سنت مارتین و مؤسسه جیمز بیکر در تگزاس بود و بخش هنر اسلامی موزه هنرهای زیبای هیوستون را تأسیس و حمایت کردند. کمک‌های مالی قابل توجه آنها شامل ۲٫۷ میلیون دلار در سال ۲۰۰۷ و یک میلیون دلار در سال ۲۰۱۷ برای موقوفه هنر اسلامی بود. همچنین، انصاری با اهدای ۱۵ میلیون دلار مرکز پژوهش‌های سلول‌های بنیادین در مرکز پزشکی وایل کرنل را تأسیس نمود و از حامیان نمایشگاه «هزار سال کتاب پارسی» در کتابخانه کنگره آمریکا و عضو هیئت امنای گروه بین‌المللی بحران نیز بود.

انصاری از پشتیبانان حزب جمهوری‌خواه آمریکا بود و روابط نزدیکی با شخصیت‌هایی مانند هنری کیسینجر، جیمز بیکر و الکساندر هیگ داشته است. او در کمیته مالی کمپین جورج بوش در سال ۲۰۰۴ فعالیت می‌کرد و از اعضای هیئت امنای کتابخانه ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش بود. او همچنین حامی مالی جب بوش در انتخابات ۲۰۱۶ با اعطای دو میلیون دلار و از اعضای کمیته جمع‌آوری کمک‌های مالی برای دونالد ترامپ بود، که با همسرش حدود ۷۰۰ هزار دلار به کمیته پیروزی ترامپ کمک کردند.

یک اتحاد نامقدس

| No Comments

burwami.jpgجنگ میان اسلام و همیاران چپ اجتناب‌ناپذیر است

دن برماوی*

ترجمه و ویرایش توسط خبرنامه گویا

در حال حاضر، اسلام و چپ در یک اتحاد نامقدس قرار دارند؛ اتحادی که در آن هر کدام از دیگری برای تضعیف تمدن سرمایه‌داری غرب و حذف ارزش‌های یهودی-مسیحی استفاده می‌کند.

چپ، اسلام را ابزاری علیه (امپریالیسم) غرب می‌بیند: با تشویق مهاجرت گسترده مسلمانان و دنبال‌کردن سیاستِ مماشاتِ بی‌پایان، به این امید که بعداً بتواند این نیروها را مهار کند.

در مقابل، اسلام از وسواس چپ نسبت به «مدارا» و «همه‌پذیری» بهره می‌برد تا به نهادها نفوذ کند، ایدئولوژی خود را گسترش دهد و خود را برای سلطه آماده سازد.

این اتحاد محکوم به شکست است. اسلام متحد نیست؛ فاتح است.

چپ خوشبین گمان می‌کند صرفاً گروه دیگری را به صف لشکر ضد سرمایه‌داری-امپریالیستی خود افزوده است.

اما اسلام هیچ وفاداری‌ای به ارزش‌های مترقی ندارد؛ برایش فمینیسم، حقوق همجنسگرایان یا سکولاریسم اهمیتی ندارد.

همان افراطیونی که چپ امروز از آن‌ها دفاع می‌کند، به محض دستیابی به قدرت، علیه خودِ چپ خواهند ایستاد.

چپ با نظامی می‌جنگد که آزادی‌اش را فراهم کرده است، در حالی که اسلام می‌خواهد آن ساختار را با نظامی که بر «تسلیم» استوار است، جایگزین کند. و با فروکش کردن گردوغبار، این اتحاد پایان می‌یابد و آن‌ها دشمن یکدیگر خواهند شد.

چپ نخستین جریانی خواهد بود که زیر همان ایدئولوژی‌ای له می‌شود که خود به قدرت‌گیری‌اش کمک کرده است.

:::

*دن برماوی نویسنده و مفسر سیاسیِ زادهٔ اردن است. تمرکز اصلی آثار او بر تقابل‌های بنیادین اندیشه‌ای میان اسلام و تمدن غرب قرار دارد. نوشته‌های او اغلب از منظر شخصی‌اش به‌عنوان فردی که پیش‌تر مسلمان بوده و سپس در جوانی‌ به مسیحیت گرویده، شکل گرفته است.

padegan.jpgکیهان لندن - براساس گزارش‌های دریافتی از منابع موثق بامداد سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ چند پادگان و مقرّ نظامی و انتظامی در شهرهای مختلف تخلیه شده است. به سربازان گفته شده احتمال جنگ زیاد شده و شبانه آنها را از پادگان مرخص کردند.

یک منبع آگاه به کیهان لندن می‌گوید: «از اولین مراکز نظامی که تخلیه شد پادگان شهید درویشی اهواز متعلق به نیروی انتظامی است، به سربازان گفته‌اند زودتر از مرکز دور شوند.»

به گفته یک منبع انتظامی، «از دوشنبه شب ۱۵ دی‌ماه بعد از اولتیماتوم ترامپ تخلیه مقرهای اصلی چند مرکز نظامی و انتظامی و انتقال نیروهای به مقرهای یدکی آغاز شد.» مقرهای یدکی پارکینگ‌ها، سیلوها یا ساختمان‌های متعلق به نهادها و سازمان‌های دولتی هستند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

همین منبع می‌گوید: «احتمال وقوع یک جنگ عامل اصلی این تحرکات است، زیرا می‌خواهند در صورت بروز حمله تلفات زیاد نشود اما می‌تواند دلایل دیگری هم داشته باشد از جمله مرتبط با تصمیم‌های ناشی طولانی شدن اعتراضات.»

پادگان درویشی اهواز از مرکز شهر فاصله زیادی دارد. برخی سربازانی که نیمه شب مجبور به ترک پادگان شدند ساعت‌ها منتظر یک ماشین شدند تا آنها را به نقاط مرکزی شهر برساند. برخی دیگر نیز پیاده کنار جاده راه افتادند و بعد از طی چند کیلومتر به ایستگاه اتوبوس یا تاکسی رسیدند.

delta.jpgایران اینترنشنال - شبکه تلویزیونی «کردستان ۲۴» به نقل از یک تحلیل‌گر سیاسی و نظامی خبر داد که نیروهای نظامی ویژه دلتا آمریکا، در مرزهای عراق مستقر شده‌اند و به زودی ممکن است «تحولی بزرگ» اتفاق بیفتد.

این نیروی ویژه عملیات بازداشت نیکولاس مادورو،‌ رییس دولت ونزوئلا،‌ را انجام داد.

کاظم زبیدی، تحلیلگر سیاسی و نظامی، گفت گروه‌های مسلحی که تحت پوشش ایدئولوژی فعالیت می‌کنند و سلاح را «مقدس» می‌دانند، در واقع سلاح برایشان به یک باور عقیدتی تبدیل شده است.

این تحولات پس از آن اتفاق می‌افتد که دونالد ترامپ در روزهای اخیر مکررا به جمهوری اسلامی درباره از سرگیری فعالیت اتمی و موشکی و همچنین کشتار و سرکوب معترضان هشدار داد.

برخی رسانه‌ها نیز گزارش داده‌اند آمریکا نیروها و جنگنده‌هایی را برای حمله احتمالی به ایران به اروپا منتقل کرده است.

66.jpgایندیپندنت - علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، در گفتگو با تابناک، در واکنش به اعتراضات ملی در ایران گفت «شاید این مسئولان ایرانی نیستند که دلشان به حال ملت ایران نمی‌سوزد». او با انتقاد از وضعیت اقتصادی کشور، افزایش شدید قیمت دلار و زندگی بسیاری از آقازاده‌ها در خارج از ایران، تاکید کرد مردم ایران را «با هیچ چیزی» عوض نمی‌کند. دایی همچنین گفت تا زمانی که سیاست خارجی کشور اصلاح نشود، بهبود وضعیت اقتصادی ممکن نیست و افزود با وجود همه فشارها «در این خاک ریشه دارد» و تا زمانی که نفس باقی است، در ایران می‌ماند.

fms.jpgحاجی! این جوری ولخرجی می کنی یهو ورشکست نشی! یادش بخیر مموتی که با شوق و ذوق الهی یارانه ی ۲۰ هزار تومانی را اعلام کرد به مردم گفت که این پول هدیه ی امام زمان است و مردم آن را خرج نکنند بلکه بروند برای بچه هایشان حساب بانکی باز کنند تا این برکت الهی جمع شود جمع شود بچه ها که بزرگ شدند مثلا بروند با آن واسه خودشان خانه ای ماشینی چیزی بخرند! بعد دید این مبلغ به کلاس امام زمان نمی خورد گفت بیست را می کنیم هشتاد که همین را هم نتوانست و امام زمان در مقابل مردم سرشکسته و خجل شد.

امروز به یُمن حکومت نایب بر حق امام زمان وجه تقدیمی به عدد دهن پر کُن «یک میلیون تومان» رسیده که البته یه مقدار هم ولخرجی کردند که مثلا به مردم رشوه بدهند و آن ها به جای اغتشاشات در خیابان بروند در منزل پای رایانه اعتراضات کنند که این هم وقتی تبدیل به دلار به نرخ امروز می کنیم می شود به عبارتی ۷ دلار که احتمالا تا فردا پس فردا همین هم بشود ۵ دلار.

ولی همه چیز یه طرف این که به ما هفت دلار رشوه بدهند خیلی توهین آمیز است! یعنی آدم کوفت بخوره ولی این هفت دلار رشوه رو نخوره! آخه لامصبا، ما قیمت مون این قدر سقوط کرده که واسه هفت دلار گوش به فرمان شماها شیم؟!

بچه های بازار تهرون امروز غوغا کردند و به شکلی قدر نشناسانه طوری به خیابون ها ریختند و دکون مغازه ها رو تعطیل کردن که نایب امام زمان با گاز اشک آور و نه روضه ی سید الشهدا اشک مردم رو در آورد. دم شون گرم.

66.jpgبه گزارش هم‌میهن آنلاین، عبدالکریم سروش گفت: نُحوست قرن ۲۱ بیشتر بود؛ بدترین اتفاق در غزه بود و حالا می‌بینیم تجاوز مسلحانه و آدم‌ربایی در روز روشن صورت می‌گیرد و جهانیان یا به احتیاط سخن می‌گویند یا هیچ نمی‌گویند.

همه آنچه درباره نظم بین‌الملل و حقوق بشر و جنبه‌های زیبای ظاهری تمدن کنونی بود، لگدمال و همه در پای قدرت‌های وحشی له می‌شوند. جهان آشکارا ناعادلانه است و سران قدرت‌ها به زورگویی و قلدری افتخار می‌کنند و جنگ را بر صلح ترجیح می‌دهند.

او ادامه داد: در ایران می‌بینیم که گرانی‌ها مردم را به خیابان می‌آورد؛ من البته خوشنودم که مسئولان تا حدود زیادی خویشتن‌داری می‌کنند و به تعبیری که خودشان گفتند به ندای معترضان گوش می‌کنند و برخورد مسلحانه ندارند ولی اصل کار این است که سومدیریت‌ها درمان شود.

سروش همچنین گفت: مایه تاسف است که نخست وزیر اسرائیل به میدان می‌آید، باید به اینها بگویم که سرجای خود بنشینید مردم ایران مسائل‌شان را میان خودشان حل می‌کنند و هیچ نیازی به شما آدم‌کش‌های خونریز و غارتگر ندارند.

تودهنی محکمی به اینها باید زد و من نمی‌دانم اینها با چه رویی این حرف را می‌زنند وقتی به ایران حمله کردند و هنوز فکر می‌کنند می‌توانند مردم را بفریبند، چرا برخی را مسلح می‌کنید؟

666.jpgویدیوی دریافتی: 'پرتاب گاز اشک‌آور به داخل بیمارستان سینا، تهران، حسن‌آباد، سه‌شنبه ۱۶ دی'

بر اساس ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال ۱۶ دی‌ماه، ماموران حکومتی درِ ورودی بیمارستان سینا در حسن‌آباد تهران را بستند و همزمان صدای شلیک شنیده شد. ‌ در کوچه‌های اطراف بیمارستان معترضان در حال دویدن، شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «بی‌شرف، بی‌شرف» سردادند.

عبدی مدیا - حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت: وزارت بهداشت اتفاقات امروز بیمارستان سینا را بررسی می‌کند.

556.jpg

Mahmoud_Delkhasteh_3.jpgابرقدرتی با نقض صریح منشور سازمان ملل و قوانین بین‌الملل و قانون اساسی آمریکا، رئیس‌جمهور کشور دیگری را با حمله نظامی می‌رباید و صریحاً می‌گوید که نفت ونزوئلا به آمریکا تعلق دارد و برای این، به ونزوئلا حمله کرده است.

آنگاه آن ایرانیانی که برای این عملیات به وسیله ابرقدرتی لات، که دنیا را جنگل و خود را تارزان می‌داند، جشن می‌گیرند و به هم تبریک می‌گویند، نشان می‌دهند که:

  • درکی از حقوق انسان ندارند.

  • درکی از حقوق شهروندی ندارند.

  • درکی از حقوق ملی ندارند.

  • درکی از حقوق اساسی (fundamental rights) کشورهای دموکراتیک ندارند.

  • درکی از قوانین بین‌الملل ندارند.

  • درکی از منشور سازمان ملل ندارند.

البته چنین افرادی انسان‌های ایده‌آل رژیم‌های استبدادی می‌باشند؛ از جمله به این دلیل که زمانی که مستبد توی سر آن‌ها بزند و تحقیرشان کند و حقوق آن‌ها را نقض کند، دیگر هیچ ملجأ و مامن قانونی برای پناه بردن ندارند.
چرا که هر مرجع، ساختار و نهادی که می‌توانست از حقوق آن‌ها دفاع کند، توسط مستبدی که برای او هورا کشیده بودند، از قبل از بین رفته است.

چرا که خود کرده را تدبیر نیست.

تاسف بیشتر از اینجاست که هورا کشان وطنی ترامپ، از سرزمینی می‌آیند که انگلستان سلطه‌گر، مانند ترامپ در مورد ونزوئلا، نفت ایران را نفت انگلستان می‌دانست؛ و اینکه چگونه مصدق، این پیرمرد غشی جهان سومی، به خود جرئت داد تا نفت ما را ملی کند و بگوید که این نفت نه مال انگلستان که به ایرانیان تعلق دارد؟

زیباکلام خطاب به پزشکیان: نه ارز، نه یارانه، نه افزایش حقوق؛ به‌جای سرکوب، با مردم آشتی کنید

zibakalam.jpgاصلاحیه خبرنامه گویا!

جناب آقای خامنه‌ای، نه تک‌نرخی کردن ارز، نه یارانهٔ چهارمیلیونی، و نه افزایش ۴۳ درصدی حقوق کارکنان، هیچ‌کدام مرهمی بر زخم‌های مردم به‌تنگ‌آمده نیست. ای‌کاش به‌جای سیاست «مرگ بر آمریکا» و صدور انقلاب اسلامی، یک‌بار هم که شده با شاخه زیتون به‌سوی جهان می‌رفتید.

farkhondeh.jpgویژه خبرنامه گویا

اگر کسی واقعاً می‌خواهد مردم خیابان‌ها را تسخیر کنند، نخستین و بنیادی‌ترین اصل، تأکید روشن و بی‌ابهام بر خشونت‌پرهیزی است؛ حتی در شرایطی که نیروهای سرکوب به خشونت متوسل می‌شوند. تجربه‌های تاریخی و واقعیت‌های اجتماعی نشان می‌دهد که خشونت، هرچند آغازگر آن معمولاً حکومت و نیروهای انتظامی یا لباس‌شخصی‌های وابسته به آن هستند، اما پاسخ دادن خشونت با خشونت و تخریب یا آتش زدن اماکن، بیش از آنکه به سود معترضان باشد، به نفع ماشین سرکوب تمام می‌شود.

واضح است که در اغلب جنبش‌های اعتراضی، این نیروهای حکومتی‌اند که آغازگر خشونت هستند. با این حال، رمز پیروزی مبارزه‌ی مردم، عدم پاسخ خشونت با خشونت است. چراکه خیابان زمانی به قدرت بزرگ مردم تبدیل می‌شود که تصویر مقاومت مدنی باشد، نه تخریب برخی اماکن یا خشونت متقابل. البته پرواضح است که موارد خشونت از سوی مردم نسبت به خشونت حکومت بسیار کمتر بوده است.

گسترش مشارکت اجتماعی

نخستین نتیجه‌ی تأکید بر عدم خشونت، گسترش دایره‌ی مشارکت است. وقتی اصل بر خشونت‌پرهیزی باشد، اقشار بیشتری جرأت و انگیزه‌ی حضور پیدا می‌کنند: زنان، سالمندان، خانواده‌ها، طبقه‌ی متوسط و حتی کسانی که معترض‌اند اما از درگیری و خونریزی هراس دارند. بر این اساس، خیابانِ خشونت‌پرهیز، خیابانی فراگیر است.

افزایش حمایت جهانی

دومین پیامد مهم، افزایش و بهبود حمایت جهانی است. افکار عمومی جهان، رسانه‌ها و حتی نهادهای سیاسی بین‌المللی نسبت به جنبش‌های غیرخشونت‌آمیز همدلی بیشتری نشان می‌دهند. مبارزه‌ای که تصویر آن، مردمِ بی‌سلاح در برابر سرکوب عریان باشد، به‌مراتب مشروع‌تر و قابل دفاع‌تر از جنبشی است که به خشونت متقابل کشیده می‌شود. حکومت‌ها می‌توانند خشونت را توجیه کنند، اما سرکوبِ خشونت‌پرهیزی را به‌سختی.

شکاف در دستگاه سرکوب

سومین و شاید مهم‌ترین اثر خشونت‌پرهیزی، تأثیر آن بر درون دستگاه سرکوب است. وقتی معترضان خشونت نمی‌کنند، بخشی از نیروهای سرکوبگر ـ به‌ویژه سربازان، نیروهای وظیفه و حتی برخی مأموران انتظامی ـ دچار تردید می‌شوند. شکاف روانی و اخلاقی در صف سرکوب از همین‌جا آغاز می‌شود. تردید، نافرمانی و در نهایت ریزش نیرو، محصول مواجهه با مردمی است که مقاومت می‌کنند اما خشونت نمی‌ورزند. این روند خود به افزایش احساس امنیت، امید به آینده، جرأت و اعتمادبه‌نفس مردم در خیابان می‌انجامد و چرخه‌ی حضور را تقویت می‌کند.

Amir_Daha.jpgطی این سالها، آنقدر از «لحظه حساس کنونی» گفته شده که این واژه دیگر حساسیتی برنمی انگیزاند، با اینهمه اما، باز هم نمیتوان بخاطر بی اثر شدن واژه ها، از خطراتی که کشور را تهدید می‌کند سخن نگفت.

ایران ما اکنون در وضعیتی قرار دارد که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک «بحران سیاسی» نامید. آنچه با آن مواجه‌ هستیم، تلاقی هم‌زمان چند ابر بحران بنیادین است، که هم‌زمان پیوند خورده است با ورود جهان به مرحله‌ای از بی‌ثباتی، که در آن منطق قدرت عریان، جای قواعد پیشین را گرفته است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی بهتر حکومت می‌کند، بلکه این است که کدام مسیر میتواند، شانس بقا، ثبات و یکپارچگی کشور را حفظ کند.

اعتراضات گسترده، طولانی و تکرارشونده در ایران، نشانه پایان یک چرخه است. جمهوری اسلامی--حتی اگر بتواند به‌طور موقت خیابان را کنترل کند--با بحران جانشینی، فرسودگی اقتصادی، و جامعه‌ای مواجه است که دیگر اعتباری برای حکومت فعلی قایل نیست و هیمنهٔ آن در اذهان مردم بکلی فروریخته است. هم‌زمان، منطقه خاورمیانه در التهاب دائمی است، رقابت‌های ژئوپلیتیک تشدید شده، و قدرت‌های جهانی بیش از هر زمان دیگری ملاحظات اخلاقی را قربانی ملاحظات امنیتی می‌کنند. در چنین جهانی، کشورهایی که از درون ضعیف و از بیرون مسئله‌دار باشند، بیشترین آسیب را می‌بینند.

در این بستر، یکی از سناریوهای محتمل، «پوست‌اندازی» جمهوری اسلامی میتواند باشد؛ تغییری ظاهری که با کنار زدن چهره‌های تندرو و آوردن ترکیبی از اصلاح‌طلبان حکومتی، جمهوری‌خواهان و نیروهای چپ همسو با رژیم، می‌کوشد نظامی با ظاهری نرم‌تر، معقول‌تر و قابل‌قبول‌تر به جهان بفروشد. اما مسئله اینجاست که چنین تغییری، نه‌تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه آن را به شکل خطرناک‌تری بازتولید می‌کند.

وجه مشترک تقریباً همه این نیروها--با وجود اختلافات نظری عمیقشان--تداوم سیاست خارجی هویتی و دشمنی ساختاری با اسرائیل است. حتی اگر این دشمنی با زبانی دیپلماتیک‌تر بیان شود، برای بازیگرانی مانند اسرائیل تفاوت ماهوی ایجاد نمی‌کند. از منظر امنیتی، چنین تحولی «تغییر رژیم» محسوب نمی‌شود، بلکه «بازآرایی دشمن» است. نتیجه آن است که ایران همچنان در جایگاه یک تهدید بالقوه باقی می‌ماند و بنابراین، هدف مشروع مهار، فرسایش و بی‌ثبات‌سازی تلقی می‌شود.

Ahmad_Faal_2.jpgدر نظم دموکراتیک گفته می‌شود، قانون بد بهتر از بی‌قانونی است. از زمانی که این حرف را شنیدم، خیلی به درستی آن خوش‌بین نبودم، چه آنکه بسیاری از دیکتاتوری‌ها سلطه وهژمونی خود را زیر سایه قانون بد اعمال می‌کنند. اما بعدها از زمانی که دو قاعده فاشیسم و توتالیتاریسم را فهمیدم، متوجه شدم که بی‌قانونی خیلی بدتر از قانون بد است. استالین به عنوان یکی از شعبه‌های توتالیتاریسم در قرن بیستم، می‌گفت "دیکتاتوری پرولتاریا آن نوع دیکتاتوری‌ای است که هیچ قانونی دست آن را از پشت نبندند".این حرف را که عیناً از کتاب اصول لنینیسم ایشان نقل می‌کنم، همان موقع وحشت بر اندامم افکند. همان سالهای دور بود که در باره توتالیتاریسم و فاشیسم مطالعه می‌کردم، یک جمله‌ای هم از موسولینی به عنوان دوچه یا رهبر فاشیسم ایتالیا به گوشم خورد که می‌گفت، "فاشیسم عبارت است از الهام گرفتن از لحظه‌ها".

داگلاس نورث برنده جایزه صلح نوبل اقتصادی یک حرف حسابی دارد که در کارهای دیگر به عنوان مبنای تحلیل جامعه شناسی مورد استفاده قرار داد‌ه‌ام. داگلاس نورث در تقسیم جامعه‌ها از دو نوع جامعه‌ صنعتی و طبیعی یاد می‌کند. وجه ممیز جامعه‌های صنعتی وجود قوانین و نهادهای دائمی و مستمر است. اکنون همین نظر داگلاس نورث را وقتی با اوضاع کنونی ایران تطبیق می‌دهیم، یکی از مشکلات امروز ما فقدان همین نهادها و قوانین دائمی و مستمر است. یک دولت و یا یک مجلس که روی کار می‌آید، نیمی از عمر آن صرف کن فیکون کردن قوانین و لوایح دولت‌های پیشین و مجلس‌های پیشین می‌شود. گویی اینکه هیچ چیز در کشور دائمی و مستمر نیست، به قول همایون کاتوزیان جامعه از هر لحاظ یک جامعه موقت است.

Bahram_Farokhi_2.jpgدر محافل سیاسی، همیشه پیش از آن‌که خبر به تیتر برسد، زمزمه‌هایی شکل می‌گیرند، زمزمه‌هایی که نه از جنس خیال، که آغشته به بوی نفت، قدرت و معامله‌اند. گاهی این زمزمه‌ها آن‌قدر منسجم و هم‌راستا می‌شوند که دیگر نمی‌توان آن‌ها را صرفاً شایعه نامید، بلکه باید آن‌ها را بازتاب منطق عریان سیاست در قرن بیست‌ویکم دانست: سیاستِ ،"گارانتی"، نه سیاستِ آرمان و دمکراسی.
آنچه این روزها درباره ونزوئلا شنیده می‌شود، دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است. تحلیلگران معتقدند در رقابت برای جلب نظر واشنگتنِ ترامپی، نه چهره‌های نمادین و اخلاقی، بلکه بازیگران عمل‌گرا و معامله گر شانس بقا دارند، آنان که می‌توانند تضمین ملموس‌تری روی میز بگذارند. در این روایت، جایزه نوبل و اعتبار اخلاقی، در برابر وعده نفت، قراردادهای کلان و بازگشت شرکت‌های آمریکایی به قلب کاراکاس، رنگ می‌بازد. ارزش یک ملت نه با رنج مردمش، که با ظرفیت میادین نفتی‌اش سنجیده می‌شود. قهرمانان اخلاقی کنار می‌روند و معامله‌گران جلو می‌آیند.
در چنین بستری، خروج ناگهانی و "محافظت‌شده" ماریا کورینا ماچادو از پناهگاهش در ونزوئلا ،آن هم به بهانه دریافت جایزه نوبل ،بیش از آن‌که نشانه پیروزی باشد، علامت خطر است. پیام روشن است: سیاست آمریکا منتظر قهرمان نمی‌ماند و اسیر احساسات نمی‌شود. اگر این نگرانی وجود داشته که حضور یک نماد، خیابان‌های کاراکاس را شعله‌ور کند و نام او را در خیابانها فریاد بزنند و معادله را از کنترل خارج سازند، راه‌حل ساده بوده است، حذف نرمِ نماد، و آغاز گفت‌وگوی سخت با کسانی که "کلیدهای واقعی" قدرت را در دست دارند.
از همین زاویه است که کنفرانس خبری ترامپ معنایی تازه پیدا می‌کند، جایی که با یک جمله، چهره‌ای از صحنه کنار گذاشته می‌شود و با یک تماس، آینده کشوری به گفت‌وگوی وزیر خارجه آمریکا و یک مقام "عملیاتی" گره می‌خورد و شما آنرا بخوانید "دلسی رودریگز"، معاون رئیس‌جمهور مخلوع ونزوئلا. این سیاست، نه خوب است و نه بد, فقط هست. بی‌رحم، شفاف و بی‌تعارف.
اما خطر اصلی، هزاران کیلومتر آن‌سوتر است, جایی به نام ایران.
اگر امروز در ونزوئلا، وعده دسترسی به منابع نفتی کلید ورود به اتاق‌های تصمیم‌گیری واشنگتن است، فردا همین منطق می‌تواند در قبال ایران هم فعال شود. آن‌گاه پرسش اساسی این خواهد بود: چه کسانی، با چه حقی، و به نام چه کسی قرار است درباره نفت، آینده سیاسی و سرنوشت یک ملت معامله کنند؟
هشدار دقیقاً همین‌جاست. آنان که در رؤیای خود، تحویل دادن آیت‌الله خامنه‌ای را در "زمان مناسب" به نیروهای آمریکایی تصور می‌کنند، مبادا پیشاپیش صنایع نفتی ایران را هم به‌عنوان پیشکش روی میز بگذارند. زیرا در لحظه‌ای که سیاست به بازار مکاره بدل می‌شود، هر مدعی رهبری اپوزیسیون می‌تواند برای جلب رضایت قدرت‌های خارجی، سهم بیشتری از آینده ایران را حراج کند.
تجربه ونزوئلا فریاد می‌زند: قدرت‌های بزرگ بخصوص دونالد ترامپ با "نماد" قرارداد نمی‌بندند؛ با "ضمانت" قرارداد می‌بندند. و اگر اپوزیسیون ایران به‌جای اتکا به مردم، مشروعیت خود را از وعده واگذاری منابع ملی بجوید، تفاوتی با همان نظامی نخواهد داشت که مدعی سرنگونی‌اش است.
سیاستِ بدون اخلاق خطرناک است، اما اخلاقِ بدون هوشیاری، چیزی جز خودکشی سیاسی نیست. امروز، بیش از هر زمان، اپوزیسیون ایران نیازمند خط قرمزی روشن است: نه معامله بر سر نفت، نه گرو گذاشتن آینده یک ملت برای لبخند یک رئیس‌جمهور در کاخ سفید.
اگر قرار است فردایی متفاوت ساخته شود، باید از همین امروز با صدای بلند گفت:
ایران، ونزوئلا نیست, و مردم و منابع طبیعی ایران، کارت چانه‌زنی هیچ‌کس نخواهند بود.

Kourosh_Golnam_3.jpgآقای نگهدار، می‌مردی بهتر از این بود که در مصاحبه با تلویزیون بی‌بی‌سی دهانت را به این باوه‌ها می‌گشودی:

«حکومت دستور تیر نداده و این‌ها زیر دست‌وپا و درگیری میان خودشان کشته شدند؟»

اظهارات «وقیحانه» فرخ نگهدار در برنامه بی‌بی‌سی

حتا بهتر از تیه‌کارانی جون خامنه‌ای و سرداران پوشالی و مافیایی، این باوه‌ها را بیان کرده‌ای.

مطمئن باش که در فردای ایران آزاد، در دادگاه باید پاسخ‌گوی این باوه‌ها و دروغ‌ها و کاسه‌لیسی خود باشی.

در حال حاضر جای تو آسوده است و همچنان روشن نیست بر پایه چه ملاحظات یا منافعی، مواضعی اتخاذ می‌کنی که عملاً هم‌سو با وابستگان نفرت‌بار این حکومت آدم‌کش و کودک‌کش است.

مُهر ننگی بر پیشانیت خورده است که با هیچ عمل جراحی نیز پاک نخواهد شد.

گویا وابستگی به روسیه در تو نهادینه شده و بر پایه سیاست روسیه، کاسه‌لیس حکومت اسلامی شده‌ای.

به گمان به کورچشمی نیز دچار شده‌ای.

تنها فیلم تیراندازی در ایلام به روشنی نشان می‌دهد که تو آدم پست، زبون و خودفروشی بیش نیستی.

برو بمیر. ننگ بر تو خائن به ایران و ایرانی.

:::

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و الزاماً بازتاب دیدگاه خبرنامه گویا نیست

Jaleh_Vafa.jpgاعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، بازار و تا حد زیادی ناشی از تشدید سریع وضعیت اقتصادی و تشدید تورم و گرانی نرخ ارز بود، زیرا ارزش ریال نیز به کمترین میزان خود رسید و هر دلار آمریکا معادل ۱٫۴۵ میلیون ریال شد. در واقع، نرخ دلار در یک سال و نیم اخیر تقریباً سه برابر شده است. اعتراض بازاریان نشان‌دهنده تعمیق شکاف‌های اقتصادی و سیاسی حتی در بخش بازار و با نظام حاکم است. چرا که معترضان با تجمعات علنی، به سر دادن شعارهای ضد دولتی پرداختند و در روز دوم اعتصابات و اعتراضات که منجر به استعفای رئیس کل بانک مرکزی نیز شد، ادامه یافتند.

نظام بی‌تفاوت نماند و نیروهای امنیتی با اقداماتی از جمله استفاده از گاز اشک‌آور واکنش نشان داد و از روز سوم اعتراضات مردمی دامن گستر شد و مطالبات و شعارهای معترضان از مسائل اقتصادی فراتر رفت و بدل به اعتراضات ضد نظام شد. اعتراضات به دانشگاه‌ها کشید و دانشجویان با سر دادن شعار "آزادی" رنگ سیاسی به اعتراضات دادند. دامنه اعتراضات از تهران تا همدان و باباحیدر در استان چهارمحال و بختیاری، تا شیراز و فسا و مرودشت و کودهدشت لرستان، و بابل و فردیس و اصفهان و... گسترده شده و شعارهایی همچون «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه‌ای» و «ایرانی داد بزن، حقت رو فریاد بزن» آشکارا کل نظام و رأس آن را نشانه گرفته است.

زمینه این اعتراضات، همان مطالبات حق‌طلبانه مردم ایران برای استقرار استقلال و آزادی در وطن خود است که سال‌هاست علیه نظام ولایت فقیه ادامه دارد و به جنبش انقلابی "زن، زندگی، آزادی" که هیچ‌گاه آتش‌اش خاموش نشده بود، دوباره پیوند خورد وتا ۱۳ دی ۱۴۰۴، دست‌کم ۲۲ نفر در این اعتراضات کشته شدند. در پی خشونت‌ورزی ماموران امنیتی، جان خود را از دست داده‌اند. مردم در مراسم خاکسپاری جان‌باختگان عزیز میهن، سوگواریها را به اعتراض بدل کردند.

مردم در مراسم خاکسپاری جان‌باختگان عزیز میهن، سوگواریها را به اعتراض بدل کردند.

در مرودشت استان فارس، شهروندان شرکت‌کننده در مراسم خاکسپاری خداداد شیروانی منفرد، فریاد زدند: "توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه!" در فولادشهر استان اصفهان در ۱۲ دی‌ماه، مراسم خاکسپاری داریوش انصاری بختیاروند که روز چهارشنبه ۱۰ دی‌ماه با شلیک نیروهای حکومتی جان باخت، بدل به اعتراض و سردادن شعار علیه علی خامنه‌ای شد. در کوهدشت استان لرستان نیز مراسم خاکسپاری امیرحسام خدایاری‌فرد با حضور گسترده مردم و شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» برگزار شد. در شهر ملکشاهی، استان ایلام، دست‌کم پنج نفر به نام‌های رضا عظیم‌زاده، فارز آقامحمدی، محمد بزونه، علی کریمی باولکی و مهدی امامی‌پور با تیراندازی نیروهای حکومتی کشته شدند. در این روز دست کم ۳۰ نفر دیگر پس از زخمی شدن به بیمارستان این شهرمنتقل شدند.

مردم ایران زندگی خود و وطن خود را در چنبره یک سلسله بحران‌ها از قبیل: افزایش تورم و فقر گسترده و در واقع سیاست‌های "فقیرسازی سیستماتیک"، نابودی طبقه متوسط، بحران فحشا و اعتیاد روزافزون، افزایش کودکان کار، بحران محیط‌زیست و آب، بیماری‌های درمان‌نشده و ورشکستگی بیمه‌های تأمین اجتماعی، فسادهای میلیاردی و رانت‌خواری نهادینه ‌شده، زندانی شدن فعالان سیاسی و مدنی، شکنجه و اعدام‌های روزمره، بحران هسته‌ای و تحریم‌های کمرشکن، سیاست‌های خارجی جنگ و‌منزوی‌ساز و خشونت‌محور و... می‌بینند و واقفند که از رژیم بحران‌ساز نمی‌توان توقع حل بحران را داشت. چرا که نظام ولایت فقیه برای ادامه حیات خود نیازمند زورگویی و ساختن بحران است. از طرفی تکیه به اصل استقلال و حفظ تمامیت ارضی و آشکار بودن طمع و قصد قدرت‌های خارجی در تخریب و تجزیه ایران، ضرورت پاسداری از وطن را گوشزد می‌کند و مسلم می‌سازد که ملتی همچون ملت با تجربه و دارای فرهنگی کهن مانند ملت ایران، تا خود به جنبش برنخیزند، امکان حل این بحران‌ها وجود ندارد و خود نیز قادر و توانا به حل مسائل داخلی خود می‌باشد.

از این رو، اظهارات شخصی چون ترامپ در اعلام حمایت از اعتراضات و آمادگی اقدام در شبکه اجتماعی به سخره گرفته می‌شود و خود را نه تنها بی‌نیاز از این نوع حمایت‌ها می‌بینند، بلکه نگران این هستند که به بهانه نارضایتی مردم از نظام حاکم، ترامپ چشم طمع به ایران دوخته باشد و قصد تجاوز به حریم وطن و تخریب زیرساخت‌های ایران را، همچون همراهی با دولت نتانیاهو اسرائیل، داشته باشد.

666.jpgدادبان - صورت خونین و پر از ساچمه صادق پرویززاده، عکاس حیات وحش: این ساچمه‌ها را شکارچیان برای شکار استفاده می‌کنند.

صادق پرویززاده، عکاس طبیعت اهل ایلام، در جریان خیزش مردمی این شهر با شلیک مستقیم سلاح ساچمه‌ای توسط نیروهای رژیم مواجه شد. صورت و سر او پر از ساچمه شد و یکی از آن‌ها همچنان در چشمش باقی مانده است.

از آنجا که هدف قرار دادن عامدانه و آگاهانه صورت و چشم شهروندان توسط ماموران انتظامی و امنیتی مصداق بارز تخلف از قوانین بکارگیری سلاح است و جرم محسوب می‌شود؛ این حق قانونی مصدومان است که برای دادخواهی از عاملان و آمران این جنایت به دستگاه قضایی شکایت کنند.

توصیه دادبان به شهروندان: ثبت و ضبط تصاویر و ویدئوهای خشونت مأموران، اقدامی مشروع و ضروری برای مستندسازی نقض حقوق شهروندان است. این مستندات می‌تواند در پیگیری‌های قضایی و گزارش‌دهی حقوق بشری مورد استفاده قرار گیرد و مانع انکار واقعیت شود.

تصویربرداری از رفتار مأموران در فضای عمومی و حین انجام وظیفه جرم نیست؛ مأموران دولتی در این موقعیت‌ها از حریم خصوصی برخوردار نیستند.

66.jpgکیهان لندن - انفجار قیمت‌ها در بازار مواد غذایی با مجوز دولت پزشکیان؛ سقوط تاریخی ارزش ریال ادامه دارد.

- قیمت هر دلار آمریکا در بازار آزاد ارز در نیمروز سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ با افزایش بیش از سه هزار تومانی طی چند ساعت به ۱۴۸ هزار و ۱۳۰ تومان رسیده است.

- قیمت‌ها در بازار طلا نیز متأثر از افزایش قیمت ارز در حال افزایش است. هر سکه طلا ۱۶۹ میلیون و ۱۸۰ هزار تومان، و هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز ۱۶ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است.

- دولت پزشکیان روز گذشته سیاست تک نرخی کردن ارز را اجرا کرد و طی تنها چند ساعت قیمت‌ها در بازار ارز تجاری به قیمت‌ها در بازار آزاد ارز نزدیک شد.

- حذف ارز ترجیحی و صدور مجوز افزایش قیمت کالاهای اساسی از سوی دولت پزشکیان به سرعت سبب افزایش رسمی قیمت مواد خوراکی شده است.

- هر شانه تخم‌مرغ که چند روز پیش حدود ۲۵۰ تا ۲۸۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده بود روز گذشته با قیمت ۴۲۰ هزار تومان عرضه شد. قیمت هر شانه تخم‌مرغ در خرده‌فروشی‌ها به ۵۰۰ هزار تومان هم رسیده است.

- قیمت روغن مایع مخلوط تا یک میلیون و ۱۸۲ هزار تومان افزایش یافته و روغن مایع سرخ‌کردنی در وزن ۴۵۰۰ گرم هم یک میلیون و ۲۳۸ هزار تومان است. روغن نیمه جامد حاوی ذرت با وزن ۵۰۰۰ گرم نیز با قیمت یک میلیون و ۸۱۳ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است.

- حسین صمصامی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی: پس از چند ماه قیمت گوشت قرمز به کیلویی ۴ تا ۵ میلیون تومان می‌رسد و تا یک ماه نهایتا یک ماه و نیم دیگر قیمت هر کیلو مرغ به بیش از ۲۵۰ هزار تومان می‌رسد.

pezmil.jpgدولت پزشکیان در راستای حمایت از معیشت خانوارها اعلام کرد که یارانه یک میلیون تومانی (معادل تقریبی ۷ دلار) به مدت ۴ ماه به حساب افراد واجد شرایط واریز خواهد شد.

این طرح حمایتی که در مجموع مبلغی معادل ۴ میلیون تومان (حدود ۲۸ دلار) را به هر فرد اختصاص می‌دهد، با هدف کاهش فشارهای تورمی ناشی از اصلاحات ارزی اخیر اجرایی شده است.

:::

خامنه‌ای به نیروهای حزب‌الله ماهانه حدود ۱٬۲۸۰ دلار به ازای هر نفر پرداخت می‌کرد؛ اما حالا به هر شهروند ایرانی فقط حدود ۷ دلار در ماه پیشنهاد می‌دهد.

این هم خبر خوش فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت پزشکیان، در صداوسیما: «با آزاد کردن نرخ ارز، سه قلم روغن، مرغ و تخم‌مرغ نسبت به بقیه اقلام افزایش چشم‌گیری‌تری دارند. بقیه اقلام هم حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش قیمت خواهند داشت.»

اگر دولتِ من روزی بخواهد با یک «کمک‌هزینه» ۷ دلاری مرا بخرد، من خودم شخصاً آن دولت را سرنگون خواهم کرد

tweet1.jpg
حتی صدای سایت خبری-امنیتی رجانیوز هم درآمد

***

666.jpgایران وایر - در پی تشدید احتمال حمله به ایران، شورای دفاع جمهوری اسلامی، سه‌شنبه ۱۶دی۱۴۰۴ با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که نظام حاکم بر ایران خود را محدود به «واکنش پس از اقدام» نمی‌داند و «نشانه‌های عینی تهدید را بخشی از معادله امنیتی تلقی می‌کند.»

در بخشی از این بیانیه به «تکرار و تشدید ادبیات تهدید» و «اظهارنظرهای مداخله‌جویانه» از سوی «دشمنان» اشاره شده است که شورای دفاع آن‌ را «هدفمند» و «معطوف به تجزیه ایران» توصیف کرده است.

شورای دفاع در بیانیه خود نوشته است: «تشدید ادبیات تهدید و مداخله که فراتر از یک موضع‌گیری لفظی است، می‌تواند به‌مثابه رفتاری خصمانه فهم شود؛ مسیری که تداوم آن، پاسخ متناسب، قاطع و تعیین‌کننده‌ای را به‌دنبال خواهد داشت و مسوولیت کامل پیامد‌ها بر عهده طراحان این روند است.»

«دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا در روزهای گذشته، دو بار تهدید خود را علیه جمهوری اسلامی تکرار کرد که اگر نظام حاکم بر ایران کشتار معترضان را آغاز کند، «ضربه سختی» از آمریکا خواهد خورد.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

در پی اظهارات رییس‌جمهور آمریکا، مقامات جمهوری اسلامی از «علی خامنه‌ای» رهبر نظام حاکم بر ایران تا «مسعود پزشکیان» رییس‌جمهور و حامیان جمهوری اسلامی، واکنش نشان دادند.

skynews.jpgجمهوری اسلامی در لحظه آسیب‌پذیر خود قرار دارد

ایران اینترنشنال - شبکه اسکا‌ی‌نیوز در گزارشی با اشاره به سیاست‌های بین‌المللی دولت ترامپ نوشت که پس از بازداشت رییس‌جمهوری ونزوئلا احتمال مداخله خارجی آمریکا به‌زودی در نقطه‌ای دیگر از جهان از جمله ایران، کلمبیا، مکزیک یا گرینلند وجود دارد.

اسکا‌ی‌نیوز نوشت که اقدام نظامی جسورانه دونالد ترامپ در ونزوئلا جهان را در حالت آماده‌باش قرار داده است.

این شبکه با اشاره به اعتراضات سراسری نوشت جمهوری اسلامی در لحظه آسیب‌پذیر خود قرار دارد و با اقتصاد درهم‌شکسته و فشار بین‌المللی در حال افزایش پس از جنگ ۱۲ روزه برای بازیابی توانش تقلا می‌کند.

روز دوشنبه گزارش‌هایی از اعزام نیروهای ویژه و جنگنده‌های آمریکا به اروپا با هدف حمله احتمالی به ایران نیز منتشر شد.

اقدام غافلگیرکننده نظامی دونالد ترامپ در ونزوئلا، جهان را در حالت هشدار قرار داده است

خبرنامه گویا - به گزارش اسکا‌ی‌نیوز این رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر قواعد پذیرفته‌شده نظم بین‌الملل را کنار زده است. او در هواپیمای ریاست‌جمهوری ایر فورس وان صراحتاً گفت که ونزوئلا شاید فقط آغاز ماجرا باشد.

در سراسر منطقه، رهبران با نگرانی می‌پرسند: نفر بعدی چه کسی است؟ ترامپ به خبرنگاران گفت کلمبیا توسط «یک مرد بیمار» اداره می‌شود که «کوکائین تولید می‌کند و به آمریکا می‌فروشد».

مکزیک نیز از تیررس او دور نمانده است. رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید مواد مخدر از این کشور سرازیر می‌شود و ایالات متحده «باید کاری بکند».

در گذشته، گرینلند نیز بارها مطرح شده است. ترامپ حتی احتمال الحاق این قلمرو نیمه‌خودمختار دانمارک را مطرح کرده و به موقعیت راهبردی دفاعی و منابع معدنی آن اشاره کرده است.

به نظر می‌رسد ترامپ، با ناوگان گسترده نظامی‌اش در دریای کارائیب، بازگشت به دیپلماسی زور قرن نوزدهمی را پیام می‌دهد؛ جهانی که در آن قدرتمندان بر ضعیفان مسلط‌اند. در نیم‌کره غربی، از نگاه او، آمریکا دست بالا را دارد.

با تحولات ونزوئلا و شکل‌گیری عینی جهان‌بینی ترامپی، روشن است که نظم بین‌الملل در حال تغییر مسیر است. آنچه پس از جنگ جهانی دوم به‌عنوان «نظم مبتنی بر قواعد» پذیرفته شده بود، شاید جای خود را به دوره‌ای بدهد که در آن قدرت، حق می‌آفریند.

66.jpgکیهان لندن - حمایت گسترده ورزشکاران و هنرمندان از اعتراضات سراسری

- فرزانه نصری، الناز رکابی، شادی رضایی، علیرضا حقیقی، علیرضا نجاتی، علیرضا جهانبخش جیرنده، سعید کریمی، بختیار رحمانی، جواد نکونام، مهدی هاشمی نسبت، مهدی طارمی، زبیر نیک‌نفس، ناصر محمدخانی، شهریار مغانلو، محمدرضا فغانی و کمیل قاسمی از جمله ورزشکارانی هستند که طی روزهای گذشته از اعتراضات مردم حمایت کردند.

- غزل مرشدی، بازیکن تیم فوتبال زنان پالایش گاز ایلام نیز با انتشار متنی با اشاره به جان‌باختگان اعتراضات نوشته «حاضرم بعدی باشم، ولی آخری باشم.»

- هنگامه قاضیانی، آناهیتا همتی، امین حیایی، نیکی کریمی، سوسن تسلیمی، کتایون ریاحی و هوتن شکیبا از جمله بازیگرانی هستند که در روزهای از شهروندان معترض حمایت کردند.

- علیرضا عصار خواننده و آهنگساز نیز در جریان کنسرتش از اعتراضات مردمی علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد و گفت «حق کاملا و صد درصد با مردم است». این هنرمند تاکید کرد وضعیت امروز ایران نتیجه اقدامات حکومت است.

- همایون شجریان خواننده سرشناس اعلام کرده در حمایت از مردم کنسرت‌های پیش‌رو در اروپا را لغو کرده است.

- گوگوش، سوزان روشن، منصور، لیلا فروهر، مرتضی برجسته و سیاوش شمس نیز از جمله خوانندگان ایرانی خارج از کشور هستند که با انتشار متن در شبکه‌های اجتماعی از اعتراضات مردم حمایت کرده‌اند.

- محمد خاکپور، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال، نیز در واکنش به «اغتشاشگر» خواندن مردم معترض از سوی علی خامنه‌ای نوشت: «نمی‌شود از مردمی که زیر بار گرانی، بیکاری و ناامنیِ فردا له می‌شوند انتظار سکوتِ همیشگی داشت و بعد، صدای آن‌ها را با یک برچسب ساده (اغتشاش) خاموش کرد.»

- رضا کیانیان با حمایت از مردم معترض نوشته «مال مردم خور، اغتشاشگر است! دزد بیت المال، اغتشاشگر است! انحصارگر چه در بازار و چه در سیاست ، اغتشاشگر است! بازار سیاه درست کن، اغتشاش‌گر است! رانت خوار، اغتشاشگر است! اختلا‌گر ، اغتشاشگر است! مدیر بی سواد و بی تخصص، اغتشاشگر است.»

06topB.jpg

آماده‌ام به محض فراهم شدن شرایط برای رهبری نبرد نهایی وارد ایران شوم

رضا پهلوی شامگاه سه‌شنبه ۱۶ دی در گفت‌وگو با شبکه خبری فاکس در مورد نقش خود، و اینکه آیا قصد بازگشت به ایران را دارد یا خیر، گفت که آماده است به محض فراهم شدن شرایط به ایران برود و نبرد نهایی را در کنار هموطنان خود رهبری کند.

او افزود: «به درخواست هموطنانم، برای رهبری گذار از این استبداد به یک دموکراسی قدم پیش گذاشته‌ام.»

شاهزاده رضا پهلوی گفت: «نقش من، کمک به هموطنانم برای دستیابی به این هدف است تا از طریق همه‌پرسی ملی و مجلس موسسان به یک راه حل مسالمت‌آمیز دست یابد.»

او تاکید کرد:‌ «من در مورد نتیجه نهایی بی‌طرف هستم، تا زمانی که یک دموکراسی سکولار برقرار شود. من تمام عمرم را برای خدمت به ملتم آموزش دیده‌ام. من آنجا هستم تا به آنها خدمت کنم و به آنها در دستیابی به این هدف کمک کنم، و بیش از هر زمان دیگری آماده‌ام تا به محض اینکه شرایط ایجاب کند، وارد ایران شوم و در کنار هموطنانم باشم تا نبرد نهایی را رهبری کنم.»

رضا پهلوی همچنین به استراتژی خود مبنی بر فراخوان پرسنل نظامی برای بر زمین گذاشتن سلاح‌ و پیوستن به مردم اشاره کرد و افزود: «این بخشی از راه‌حل است تا آنها بتوانند یک استراتژی خروج داشته باشند که ما به‌عنوان آشتی ملی به آنها ارائه می‌دهیم.» شاهزاده رضا پهلوی این موضوع را بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: «هنگامی که با یک رژیم بسیار بی‌رحم روبه‌رو هستید، و وقتی به ثبات پس از فروپاشی برای یک گذار روان‌تر فکر می‌کنیم، این موضوع بدون همکاری و مشارکت ضمنی نیروهای نظامی غیرممکن خواهد بود.»

اولین فراخوان رضا پهلوی

رضا پهلوی: "من اولین فراخوان خود را امروز با شما در میان می‌گذارم و از شما دعوت می‌کنم که این پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، هم‌زمان سر ساعت ۸ شب، همگی چه در خیابان‌ها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار کنید."

رضا پهلوی به نیروهای مسلح و امنیتی: این آخرین فرصتتان برای بازگشت به سوی مردم است

رضا پهلوی در پیامی ویدیویی نیروهای مسلح و امنیتی جمهوری اسلامی را خطاب قرار داد و به آنان گفت اینک در معرض یک انتخاب تاریخی قرار دارند.

او از این نیروها پرسید در روزهای اعتراضات سرنوشت‌ساز ایرانیان، آنان در کدام سوی تاریخ خواهند ایستاد: «در کنار جنایتکاران یا در کنار مردم؟»

شاهزاده رضا پهلوی سرنگونی رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی را حتمی خواند و تاکید کرد اکنون دیگر مساله فقط زمان سقوط آن است که زمانش از همیشه نزدیک‌تر است.

او خطاب به نیروهای امنیتی و نظامی افزود: «در این لحظه‌های سرنوشت‌ساز از شما انتظار دارم که به آغوش ملت بازگردید و سلاح خود را نه برای شلیک به مردم، که برای حفاظت از آنها به کار گیرید. با این کار، نه تنها به وظیفه ملی خود عمل می‌کنید، که از آینده خود و خانواده‌هایتان نیز محافظت خواهید کرد.»

***

رضا پهلوی از ارتقای پلتفرم همکاری ملی به عنوان «کانال امن اعلام وفاداری به مردم» برای ارائه پاسخ فوری خبر داد و از این نیروها خواست اگر قبلا ثبت‌نام کرده‌اند و پاسخی نگرفته‌اند، دوباره و تنها از طریق تنها راه امن یعنی اسکن کردن QR کد در زمان پخش زنده از تلوزیون ایران‌اینترنشنال اقدام کنند.

او تاکید کرد: «این آخرین فرصت شماست تا به ملت بپیوندید و سرنوشت خود را از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی جدا کنید.»

رضا پهلوی در پایان بیانیه تصویری خود افزود: «سرکوبگران ملت و آنها که به سوی مردم گلوله می‌زنند، مطمئن باشند که شناسایی و مجازات خواهند شود. آنها که در کنار ملت ایران بایستند، مورد احترام و تجلیل ملی قرار خواهند گرفت.»

666.jpgایندیپندنت - صفحه فارسی وزارت خارجه ایالات متحده با انتشار ویدیویی از اعتراضات اخیر در ایران که در آن نیروهای امنیتی با تانک آب‌پاش به سمت معترضان یورش می‌برند نوشت: «خامنه‌ای اخیرا گفت ما با معترض حرف می‌زنیم، باید حرف بزنند مسئولین با معترض. اینجوری باهاشون حرف می‌زنید؟!»

saboori.jpgداروین صبوری - جامعه‌شناس، پژوهشگر و مدرس دانشگاه

اینجا شما یک آینده دارید که یک آینده‌ی تجربه‌شده است...

می‌دانید چه امکان بزرگی تاریخی است؟

به این مفهوم توجه کنید: آینده‌ی تجربه‌شده: شما می‌دانید آن چشم‌اندازی که جلوی‌تان دارید به چه شکلی است، روشش چه بوده. می‌دانید سیاست خارجی قرار است چگونه نوشته شود. نظامِ شهروندی قرار است چگونه نوشته شود. مفاهیم آزادی قرار است چگونه نوشته شود. و این دیدگاه قرار است چگونه چک شود. از نظر من این یک شانس بزرگ است...

*عبارت «پهلوی، آینده‌ی تجربه‌شده است» شعاری است که در سال‌های اخیر توسط برخی از جریان‌های سیاسی مطرح شده و بر این ایده استوار است که مسیر مدرنیزاسیون و توسعه‌ای که در دوران پهلوی آغاز شده بود، الگویی برای آینده ایران است.

فلاحی: اجازه نمی‌دهیم جوانان ما به مسلخ بی‌تدبیری برخی مسئولین بی‌کفایت بروند.

مخوف ترین جنایتکار ایتالیا

| No Comments

abyaneh.jpgتوجیه فقر

یدالله کریمی پور

زمانی که یک دیپلمات سابق به خود اجازه می‌دهد بگوید «اعراب حق دارند بهتر از ایرانی‌ها زندگی کنند»، مساله تنها اظهار نظر شخصی نیست؛ این بیانیه رسمی تنزل شان یک ملت و عادی‌سازی فقر است. تسلیم‌ نامه‌ای فکری در حکمرانی است.

ایران کشوری فقیر نیست که مردمش «توقع زیادی» داشته باشند. ایران، سرزمینی است با منابع عظیم انرژی، معادن استراتژیک، موقعیت بی‌بدیل ترانزیتی، نیروی انسانی تحصیل‌کرده و تنوع اقلیمی کم‌ مانند. آن چه بیمار است، مدیریت و نظام تصمیم‌سازی است، نه ملت.

ارجاع رفاه به نفت، تحقیر عقل جمعی است. اگر نفت معیار بود، چرا آلمان، ژاپن، کره جنوبی، ترکیه و... بی نفت، توانسته‌اند رفاه و عزت ملی بسازند؟ پاسخ روشن است: تفاوت در «حکمرانی» است، نه در جغرافیا.

تلاش برای قانع‌کردن مردم به فقر، با پوشش «واقع‌گرایی»، چیزی جز فرار از مسئولیت تاریخی نیست. ملتی با این تاریخ و ظرفیت، حق رفاه، امنیت اقتصادی و آینده قابل پیش‌بینی دارد.

پایین آوردن سطح انتظارات مردم، هنر سیاست‌ورزی نیست؛ اعتراف به ناتوانی در ساختن ایران شایسته ایرانیان است.

roostayee.jpgفرزانه روستایی

این یک سوال جدی است که حقوق بین الملل در کجای ماجرای ربودن رئیس جمهور ونزوئلا نیکلاس مادورو قرار دارد. بر اساس حقوق بین الملل، دولت آمریکا با زیر پا گذاشتن قاعده منع مداخله در امور داخلی کشور ها و همچنین نقض اصل حاکمیت دولت ها مرتکب چندین رفتار غیرقانونی شده است. دولت ونزوئلا می تواند از آمریکا به دیوان بین المللی دادگستری شکایت کند که مرجع رسیدگی به اختلافات حوزه بین الملل میان کشورهاست.

مادورو در شرایطی بازداشت شده است که روئسای جمهور و وزرای خارجه در دوران تصدی در برابر تعقیب کیفری مصونیت دارند مگر در موارد استثنایی. اساسا جرائم مربوط به مواد مخدر و آنچه که مادورو به أن متهم شده صلاحیت قضایی فراملی برای اقدام به مراجع قضایی آمریکا نمی دهد. آنچه که صلاحیت قضایی فراملی با تفاسیر مختلف به کشوری مانند آمریکا می دهد فقط موارد نقض حقوق بشر، نسل کشی، و جنایت علیه بشریت است. اتهام قاچاق مواد مخدر یکی از مواردی نیست که برای آمریکا صلاحیت قضایی فراملی ایجاد کند.

حتی ربودن آدولف ایشمن از سوی اسراییل، از گردانندگان کوره آدم سوزی آشویتس در دوران جنگ جهانی دوم که در سال ۱۹۶۰ از آرژانتین ربوده و منجر به اعدام او شد صلاحیت قضایی برای اسراییل ایجاد نکرد و اسراییل بعدها به صورت ضمنی از آرژانتین عذرخواهی کرد.

دستگیری آگوستینو پینوشه دیکتاتور بدنام شیلی در انگلیس در سال ۱۹۹۸ نیز تبدیل به یک مجادله حقوقی شد و نهادهای قضایی انگلیس در نهایت او را برای محاکمه تحویل اسپانیا ندادند. با اینکه پینوشه متهم به نقض حقوق بشر، نسل کشی، و تروریسم و شکنجه بود بعد از ۱۸ ماه بازداشت خانگی آزاد و به شیلی بازگردانده شد و هیچ نهاد قضایی انگلیس مجاب به محاکمه او نشد.

حال اگر قوانین حقوق بین الملل برای پیگیری جرايم دیکتاتورها و جنایتکاران چنین فیلترهای حساس و گریزپذیری دارد تکلیف مردمی مانند ساکنان حوزه جغرافیایی ایران که بیش از چهار دهه در زیر یک رژیم دیکتاتوری زیسته اند چه می شود. وقتی مردم ایران بالاترین آمار اعدام را دارند و بسیاری از کسانی که اعدام می شوند به محاربه یا تغییر دین متهم شده اند می توان دریافت که چه سیتم قضایی خشک، قدار و بی انعطافی بر ایران حاکم است.

مردم برای استیفای ابتدایی ترین حقوق خود مجبور به شرکت در تظاهراتی هستند که منجر به کشته شدن آنها می شود و هیچ راهکاری در دالان های پیج در پیچ حقوق بین الملل برای رسیدگی به حقوق مردم ایران وجود ندارد که در حال له شدن هستند. دنیا ناظر جنایت هایی است که در ایران عادی شده است، اما دنیا بیشتر نگران است تا بالانس جمهوری اسلامی به هم نخورد و اروپایی ها به دردسر موج مهاجران از ایران مواجه نشوند.

اساسا، هیچ بخشی از نهادهای حقوق بین الملل نگران مردم ایران و فریادرس مردم ایران نیست. حمید نوری در سال ۲۰۲۲ برای جنایت علیه بشریت در سوئد به حبس ابد محکوم شد. اسدالله اسدی نیز که با هواپیمای مسافربری بمب حمل میکرد تا اجلاس مجاهدین را منفحر کند و سردسته تروریست های اروپا بود در بلژیک به ۲۰ سال زندان و سه همکار او نیز زندان های طویل المدتی دریافت کردند. دو سال بعد هر دو حمید نوری و اسدالله اسدی در جریان یک معامله و مبادله زندانیان به راحتی آزاد شدند و هیچ کجای حقوق بین الملل یا دادگاههایی که جنایت علیه حقوق بشر را رسیدگی میکنند به این کار نیامدند تا این دو جنایتکار در زندان بمانند.

اگر مردم ایران فریادرسی ندارند و اتفاقا برعکس، دهها سازمان سرکوب و اطلاعاتی و امنیتی شبانه روز انها را می پایند تا دست از پا خطا نکنند ما نیز چرا باید نگران نقض حقوق بین الملل باشیم اگر فردا رهبر جمهوری اسلامی به سرنوشت حسن نصرالله یا مادورو دچار شد. حداقل دل مردم بسیاری شاد خواهد شد و امید به تغییر معادلاتی که جهار دهه است زنگ زده اند در دل بسیاری جوانه خواهد زد. آشکال ندارد! طرفداران رهبر جمهوری اسلامی بعدها می توانند به دیوان بین‌المللی دادگستری شکایت ببرند. حتما رسیدگی می شود!

66.jpgسیل جمعیت معترضان مشهد در خیابان!

ویدئوی تازه از آبدانان؛ تجمع مردم مقابل کلانتری و عقب‌نشینی نیروها/۱۶ دی‌ماه، ویدئوی جدید نشان می‌دهد مردم آبدانان مقابل کلانتری تجمع کرده‌اند و نیروهای انتظامی برای در امان ماندن به پشت‌بام رفته‌اند. در لحظه‌ای معنادار، همزمان با شعار «نیروی انتظامی، حمایت حمایت»، برخی از نیروها با تکان‌دادن دست پاسخ می‌دهند.

آغاز اعتراضات مردمی در ملکشهر اصفهان/سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه، گزارش‌ها از شروع اعتراضات مردمی در منطقه ملکشهر اصفهان حکایت دارد؛ حضوری که نشان‌دهنده گسترش دامنه خیزش ملی و پیوستن این منطقه به موج اعتراضات سراسری است.

فوری: مردم ملکشاهی در حال مقاومت مقابل نیروهای نظامی هستند. نیروهای سرکوب شلیک می‌کنند.

خیزش شبانه در بروجرد لرستان؛ سیل جمعیت و طنین شعار سرنوشت‌ساز/سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴، بروجرد شاهد حضور انبوه مردم در خیابان‌ها بود؛ جمعیتی گسترده که با شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» اراده خود را برای تغییر فریاد زد و فضای شهر را به میدان خیزش ملی بدل کرد.

فوری: مردم دهلران به خیابان آمدند

سیل جمعیت در یزدانشهر اصفهان؛ طنین شعار «این آخرین نبرده, پهلوی برمی‌گرده»/۱۶ دی‌ماه، در یزدانشهر اصفهان مردم با حضور گسترده و شعار «این آخرین نبرده, پهلوی برمی‌گرده» پیوند خیزش ملی با هویت تاریخی ایران را به نمایش گذاشتند.

یزدانشهر نجف‌آباد؛ غیرت خیابان به جوش آمد/در یزدانشهر نجف‌آباد، مردم با دل و جان به میدان آمدند و خیابان را با فریادهای اعتراضی پُر کردند؛ گزارش‌ها حاکی است معترضان با سر دادن شعار «می‌کشم می‌کشم آن‌که برادرم کُشت» خشم انباشته و مطالبه عدالت را فریاد زدند. صحنه‌ای از همبستگی و ایستادگی که نشان می‌دهد اراده مردم برای پس‌گرفتن ایران زنده و متوقف‌نشدنی است.

ویدیوهای دریافتی با شرح: 'در مشهد با اسلحه پینت‌بال مردم رو می‌زنند. سه‌شنبه ۱۶ دی'

هم‌اکنون حمله وحشیانه مزدوران رژیم تروریستی جمهوری اسلامی به مردم و بازاریان مشهد با گاز اشک‌آور/سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴، نیروهای سرکوبگر رژیم تروریستی جمهوری اسلامی به تجمع مردم و بازاریان در مشهد حمله کرده و با شلیک گاز اشک‌آور تلاش به پراکنده کردن معترضان کردند؛ اقدامی که فضای شهر را به‌شدت ملتهب کرده و خشم مردم را بیش از پیش شعله‌ور ساخته است.

۱۶ دی‌ماه شهرکرد؛ درگیری مردم با سرکوبگران

پیوستن یزدانشهر نجف‌آباد به اعتراضات سراسری/سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه، مردم یزدانشهر نجف‌آباد با حضور در خیابان‌ها به موج اعتراضات سراسری پیوستند و تداوم خیزش ملی را در این منطقه به‌روشنی به نمایش گذاشتند.

سه‌شنبه ۱۶دی۱۴۰۴ در دهمین روز از اعتراضات دی۱۴۰۴ معترضان در شهرکرد به خیابان آمده و علیه جمهوری اسلامی شعار داده‌اند. در تصاویری که از این اعتراضات منتشر شده است، نیروهای سرکوب و یگان ویژه خودروهای سنگین آورده و با آب‌پاش سعی در متفرق کردن معترضان و قرق خیابان‌ها کردند. در برخی تصاویر دیگر، شهروندان معترض در خودروهای خود با بوق‌زنی‌های مکرر اعتراض خود را ابراز کرده‌اند.

soghoot.jpg

هادى مهرانى در شبکه اکس نوشت: آبدانان سقوط کرد

هادی مهرانی روزنامه‌نگار، فعال رسانه‌ای و از جانبازان جنگ ایران و عراق است

گزارشگر منوتو ویدیویی از اعتراضات شبانه در آبدانان، مقابل «کلانتری ۱۱» این شهرستان ارسال کرده که در آن ماموران انتظامی برای معترضان دست تکان می‌دهند

مبارزان آبدانان کیسه‌های برنج سپاه را در خیابان ریختند

فروشگاه سپاه آبدانان در دست مردم. هیچکس چیزی با خودش نمی برد. فقط بازی کردن و جشن گرفتن.

سردار پاشایی، قهرمان پیشین کشتی فرنگی جهان:

آبدانان (ایلام) جمعیت ۲۴ هزار نفر - گویا تمام شهر به خیابان آمده...

***

این تصویر شجاعت از روبروی فروشگاه افق کوروش متعلق به سپاه پاسداران در آبدانان بسرعت در حال وایرال شدن است.

G9_3wFPXkAEANId.jpgamfe.jpg

خب «حالا ببینم چه غلطی می‌کنید» خاصی در این عکس موج می‌زند.

آبدانان

G-Aag3mWYAANc5n.jpg

666.jpg

صحنه‌ها از درگیری شدید حکایت دارد؛ خشم و مقاومت در برابر سرکوب، بازار را به میدان رویارویی مستقیم بدل کرده است.

شعار علیه «بیت رهبری» در بازار بزرگ تهران

بازار حسن‌آباد تهران؛ «بازاری‌ها نشستن زمین سرکوبگرا می‌زننشون»

سی تیر/تهران/الان

حضور گسترده مردم در میدان توپخانه با طنین شعار ملی/سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه، میدان توپخانه شاهد حضور پرشمار مردم بود و شعار «رضاشاه روحت شاد» در این نقطه مرکزی پایتخت طنین‌انداز شد؛ صحنه‌ای از تداوم خیزش ملی و اعلام آشکار هویت و مطالبه مردم.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند کسبه بازار بزرگ تهران سه‌شنبه ۱۶ دی با بستن مغازه‌ها و اعتصاب سراسری، فریاد «آزادی» سردادند.

هم‌اکنون خفه‌سازی عمدی در بازار خیام تهران با شلیک گاز اشک‌آور به فضای بسته پاساژ/گزارش‌ها حاکی است در بازار خیام تهران، مردم برای جلوگیری از ورود نیروهای سرکوبگر درِ پاساژ را بستند؛ با این حال نیروهای امنیتی با شلیک گاز اشک‌آور به داخل فضای بسته پاساژ، اقدام به خفه‌سازی و ایجاد خطر جدی برای جان حاضران کردند؛ اقدامی بی‌رحمانه که نشان‌دهنده تشدید سرکوب و بی‌اعتنایی کامل به سلامت مردم است.

بر اساس ویدیوی ارسال‌شده به ایران‌اینترنشنال در سه‌شنبه ۱۶ دی، ماموران به داخل پاساژ پلاسکو تهران گاز اشک‌آور شلیک کردند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد کاسبان باغ سپهسالار تهران سه‌شنبه ۱۶ دی مغازه‌ها را بسته و تجمع اعتراضی برگزار کردند.

چهارراه استانبول تهران؛ گزارشی از شلیک اشک‌آور ۱۶ دی ۱۴۰۴

تهران، مترو بهارستان؛ طنین شعار «پهلوی برمی‌گرده»/سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه، گزارش‌ها از شنیده‌شدن این شعار در محدوده مترو بهارستان حکایت دارد؛ بازتابی از تداوم خیزش ملی در قلب پایتخت.

ویدیوهای دریافتی از وضعیت 'خیابان سعدی تهران و شلیک گاز اشک‌آور، سه‌شنبه ۱۶ دی'

استقرار مزدوران سرکوبگر مسلح در بازار بزرگ تهران پس از خیزش سراسری کسبه/سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه، در پی خیزش و اعتصاب گسترده کسبه بازار بزرگ تهران، مأموران مسلح رژیم تروریستی جمهوری اسلامی به‌طور گسترده در این بازار مستقر شدند؛ اقدامی آشکار برای ارعاب و مهار بازاری که به سنگر خیزش ملی بدل شده است.

بازار تهران؛ گاز اشک‌آور در پاساژ ملت، ۱۶ دی ۱۴۰۴

فوری؛ درگیری شدید در کوچه برلن تهران/همین‌الان سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴، گزارش‌ها از درگیری شدید در محدوده کوچه برلن حکایت دارد و فضای منطقه به‌شدت ملتهب گزارش می‌شود.

دود و آتش در لاله‌زار تهران فضای منطقه را ملتهب کرد/سه‌شنبه ۱۶ دی، گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از مشاهده دود و شعله‌های آتش در محدوده لاله‌زار تهران حکایت دارد؛ فضایی پرتنش که همزمان با تجمعات و حضور مردمی شکل گرفته و وضعیت منطقه را به‌طور محسوسی ملتهب نشان می‌دهد.

بازار تهران؛ اعتراض و اعتصاب کسبه ۱۶ دی ۱۴۰۴

بازار ۱۵ خرداد تهران؛ به‌حرکت‌درآمدن مردم و کسبه/گزارش‌ها حاکی است مردم و کاسبان بازار ۱۵ خرداد در حال جمع‌شدن و شکل‌دادن به موج مردمی هستند و فضای بازار به‌تدریج وارد فاز بیداری خیابان و خیزش ملی می‌شود.

تهران خیابان قزوین؛ به‌حرکت‌درآمدن مردم و قفل شدن ترافیک/گزارش‌ها از خیابان قزوین تهران حاکی است مردم در حال حرکت هستند و حجم بالای جمعیت باعث ترافیک سنگین در این محدوده شده است.

تهران | حمله یگان ویژه فراجا به بازاریان و مردم معترض در بازار یگان ویژه سرکوبگران فراجا با حمله به بازاریان و مردم معترض در بازار تهران، اعتراضات مسالمت‌آمیز را به خشونت کشید. این یورش در دهمین روز اعتراضات انجام شد.

666.jpgایران اینترنشنال - محمد خاکپور، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران در واکنش به «اغتشاشگر» خواندن مردم معترض از سوی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در اینستاگرام نوشت: «نمی‌شود از مردمی که زیر بار گرانی، بیکاری و ناامنیِ فردا له می‌شوند انتظار سکوتِ همیشگی داشت و بعد، صدای آن‌ها را با یک برچسب ساده (اغتشاش) خاموش کرد.»
او نوشت: «مردم این سرزمین نه دنبال آشوب‌اند و نه دشمنِ زندگیِ آرام. اما وقتی فشار اقتصادی، بی‌عدالتیِ مزمن و تحقیرِ ناعادلانه سال‌ها روی زندگی مردم انباشته می‌شود، اعتراض یک انتخاب سیاسی نیست؛ واکنش طبیعی انسانِ تحت فشار است.
خاکپور نوشت: «در این میان، مردمی که بی‌دفاع به خیابان می‌آیند نه سلاح دارند و نه تریبون؛ فقط صدا دارند. خاموش کردنِ صدا با زور، با گلوله، با باتوم، یا با ترس، نه مسئله را حل می‌کند و نه زخم را کوچک‌تر.» سرمربی پیشین تیم ملی زیر ۲۳ سال در پایان نوشت: «اعتراض، اگر شنیده نشود، از بین نمی‌رود؛ فقط به درد عمیق‌تری تبدیل می‌شود. مسئله سیاست نیست. مسئله زندگی و کرامت مردمی‌ست که زیر فشار خم شده‌اند و حق دارند بدون ترس، دیده و شنیده شوند.»
خاکپور هفته گذشته نیز با حمایت اعتراضات سراسری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی نوشته بود: «این مردم به خیابان نیامده‌اند برای آشوب؛ آمده‌اند چون دیگر چیزی برای از دست دادن جز کرامتشان نمانده است.»

تصویر روز

| No Comments

ایران وایر - تصویری از پیرمرد دستفروشی در بازار بزرگ تهران منتشر شده که سرش زخمی است و دست‌ها و لباسش خون‌آلود است. امروز ۱۶دی۱۴۰۴ بازار تهران صحنه اعتراض و مقاومت بازاریان مقابل ماموران حکومتی بود.

G9_lBRKbcAciK5-.jpg

تغییر نام یک خیابان در تهران به نام پرزیدنت ترامپ. این کار جهت دریافت کمک های خارجی جهت سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی انجام شده است.

دقایقی پیش معترضان در فردیس، ساختمان شورای‌اسلامی این منطقه از کرج را به آتــش کشیدند. جوانان معترض در این محدوده در حال پایین کشیدند بنرها، نمادها و پرچم‌های جمهوری اسلامی در فضاهای شهر هستند.

ویدیوی دریافتی با شرح: 'شلیک گازاشک‌آور به تجمع اعتراضی مردم نی‌ریز در استان فارس، سه‌شنبه ۱۶ دی'

ویدیوی دریافتی: "نی‌ریز فارس، جلو خونه جاویدنام امیرمحمد کوهکن اول ساعت ۶ یادبود بود، بعد مردم رفتن فلکه اصلی شهر که نیرو‌های انتظامی و مسئولان جمع بودند و درخواست کردن که جنازه رو تحویل بدن..." فرستنده نوشت به این تجمع حمله شده.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال جمعیت گسترده‌ای از معترضان در شهرستان الوند قزوین را نشان می‌دهد که شامگاه سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه در خیابان حضور داشتند. آن‌ها شعارهایی از جمله «جاوید شاه» و «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سردادند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد که شماری از معترضان در ساری، شامگاه ۱۶ دی‌ماه، در خیابان حضور داشتند و شعار «نترسید، ما همه با هم هستیم» سردادند.

تربت حیدریه؛ «حیدر حیدر» ماموران سرکوب باتوم به دست

شماری از معترضان در منطقه نازی‌آباد تهران، سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه، به خیابان آمدند و شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» سردادند.

مبارزان مورموری ایلام؛ «دایه دایه، وقت جنگه»

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد که گروهی از معترضان در شهرستان آستانه در خیابان جمع شدند و ضمن روشن کردن آتش، شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» سردادند.

تغییر نام یک خیابان در تهران به نام پرزیدنت ترامپ. این کار جهت دریافت کمک های خارجی جهت سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی انجام شده است.

بر اساس ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال در شامگاه سه‌شنبه ۱۶ دی، ماموران سرکوب مقابل مردم معترض در کرمانشاه صف بسته‌اند.

شماری از شهروندان در تهران شامگاه سه‌شنبه در خیابان سعدی حوالی بازار به خیابان آمدند و شعارهایی از جمله «جاوید شاه» سردادند.

معترضان در شهر الوند استان قزوین، شامگاه سه‌شنبه ۱۶ دی در تجمع اعتراضی خود شعار «جاوید شاه» سردادند.

یک معترض در شامگاه سه‌شنبه ۱۶ دی به سمت حوزه علمیه نیشابور آتش پرتاب می‌کند.

***

ایران اینترنشنال - یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایران‌اینترنشنال می‌گوید کسبه بازار تبریز، چهارشنبه ۱۷ دی در همراهی با خیزش ملی ایرانیان، مغازه‌ها را بسته و اعتصاب کردند.

ایران وایر - بنابر اخبار و تصاویر منتشرشده، چهارشنبه ۱۷دی۱۴۰۴،‌ یازدهمین روز از اعتراضات، کسبه و بازاریان در شیراز محل کسب خود را تعطیل کردند. همچنین تصاویری از حضور معترضان در بازار و مناطقی از شیراز منتشر شده که در آن شعار «بازاری باغیرت، حمایت حمایت» سر داده می‌شود.

ایندیپندنت - براساس گزارش‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، بازاریان بازار بزرگ تبریز، روز چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه با تعطیل کردن مغازه‌های خود به اعتصابات سراسری ایران پیوستند. بازارهای تهران و بسیاری دیگر از شهرهای ایران از ۱۲ روز پیش در اعتصاب به سر می‌برند.

444.jpgایران وایر - «غلامرضا فرخی»، کشتی‌گیر ۲۳ ساله و عضو تیم ملی کشتی فرنگی ایران با انتشار یک استوری در صفحه اینستاگرام خود، معترضان ایرانی را «بی‌شرف» خواند و مدعی شد که صبر «بچه مذهبی‌ها» رو به پایان است.

این کشتی‌گیر فرنگی‌کار که طی ماه‌های گذشته بارها مورد حمایت «علیرضا دبیر» رییس فدراسیون کشتی قرار گرفته، با انتشار تصویری که در آن ادعا می‌شود یک حسینیه از سوی معترضان به آتش کشیده شده نوشت: «به اون بی‌شرفی که این کار رو کرده و به همه امثال اون می‌گم که فکر نکن چون حرف نمی‌زنیم خط قرمز نداریم. ما بچه مذهبی‌ها صبر داریم. خط قرمز ما علی و اولاد علیه.»

او در ادامه نوشته است که «گرانی‌ها ربطی به علی و اولاد علی ندارد» و بعد با تهدید دوباره‌ای خطاب به معترضان گفته است: «پا روی خط قرمز ما نذارید که جوابش فرق می‌‌کنه.»

در روزهای نخست اعتراضات، علیرضا دبیر کشتی‌گیران ملی‌پوش را از هرگونه فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و همراهی و همدلی با معترضان به وضعیت اقتصادی کشور منع کرد. با این حال به نظر می‌رسد کشتی‌گیرهای نزدیک به او در حمله و تهدید مردم ایران آزاد باشند.

IMG_3148.pngشاهزاده ی گرامی
امروز در گفت و گو با وال استریت ژورنال درباره نیاز به اقدام مشابه ونزوئلا در ایران فرموده اید:
«نیاز به هیچ‌گونه مداخله خارجی، چه نظامی و چه عملیات ویژه، نیست؛ زیرا حکومت در حال فروپاشی است. او تاکید کرد تغییر در ایران در نهایت در دست مردم ایران است».

به عنوان یک ایرانی خیلی ممنون ام از این گفتار خیرخواهانه و استرلیزه ی شما ولی گمان می کنم که بهتر است جناب عالی کار خودتان را در مقابل جمهوری نکبت اسلامی انجام دهید و اجازه بدهید دنیا هم کار خودش را در مقابل آن انجام دهد.

تردیدی نیست که شما به عنوان یک شخصیت سیاسی ایرانی و مهم ترین و موثرترین آن ها، می توانید در باره ی دخالت خارجی نظر شخص و سامانه ی خودتان را ارائه دهید اما اجازه بدهید بخشی از مردم هم که معتقد هستند و بر اساس تجربه دیده اند که به تنهایی نمی توانند از پس آدمخوری های نظام نکبت اسلامی بر آیند خواهان کمک گرفتن از غیر ایرانیان باشند.

شما می فرمایید که چون حکومت در حال فروپاشی ست و در ضعیف ترین وضع خود قرار دارد نیاز به «هیچ گونه» مداخله خارجی نیست و این به مانند این است که یکی مانند ژنرال دوگل یا آزادیخواهان بلژیک، از مداخله ی امریکایی ها اظهار بی نیازی کند و مردم آلمان و فرانسه و انگلیس را برای مقابله با نازی ها به تنهایی کافی بداند که این البته نظری نادرست است و به اعتقاد بسیاری از ایرانیان برای بر انداختن حکومت نکبت نیاز به یاری دول و ملل پیشرو و آزادیخواه جهان است و تجربه ی ۴۷ سال مبارزه با آخوندهای حاکم نشان داده است که این جانیان در ضعیف ترین حالت شان هم مثل اژدهای هفت سر زخم خورده ای هستند که برای حفظ حیات خود محال است بدون تکه پاره کردن ایرانیان معترض جا خالی کنند لذا جناب عالی در بهترین حالت می توانید نظر خود را بیان فرمایید و رضایت به دخالت یا عدم دخالت خارجی را به عهده ی مردمی که هست و نیست شان را در مبارزه با این حکومت از دست داده اند بگذارید و نیز حق واکنش متقابل برای امریکا و اسراییل قائل شوید که این حکومت طی این سال ها هر چه در توان داشته در ضربه زدن به آن ها به کار گرفته است.

Nbennet.jpg

ویژه خبرنامه گویا - نفتالی بنت، نخست‌وزیر سابق اسرائیل، شامگاه گذشته با انتشار ویدیویی کوتاه در شبکه اجتماعی X توجه ها را برانگیخت.

در این ویدیو، بنت در سکوت یک ساعت شنی را برمی‌گرداند؛ ویدئویی که تنها با یک جمله کوتاه به زبان عبری منتشر شده است:

«وقتش رسیده».

ساعاتی بعد، او پست دیگری منتشر کرد که شامل یک تایمر شمارش معکوس است؛ تایمری که حدود ۱۲ ساعت تا رسیدن به «زمان صفر» را نشان می‌دهد.

پیام پست به زبان عبری: تیک، تیک... امشب...

این دو پست، به‌سرعت در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت و موجی از گمانه‌زنی‌ها را به‌دنبال داشت.

تفسیرها و گمانه‌زنی‌ها

بسیاری از کاربران و تحلیلگران، این پیام را نشانه‌ای از یک اقدام یا رویداد قریب‌الوقوع تفسیر کرده‌اند؛ اقدامی که می‌تواند با تنش‌های جاری میان اسرائیل و ایران مرتبط باشد. همزمانی این پیام‌ها با تحولات منطقه‌ای و نیز فضای ملتهب سیاسی، بر شدت این برداشت‌ها افزوده است.

این ویدیو همچنین در شرایطی منتشر شده که همزمان با اعتراضات ملی در ایران، بار دیگر ویدیوی پیشین بنت خطاب به مردم ایران مورد توجه قرار گرفته است؛ ویدیویی که او در آن از ایرانیان خواسته بود «برخیزند» و تأکید کرده بود که «جهان آزاد در کنار شما ایستاده است».

سابقه مواضع بنت علیه ایران

نفتالی بنت در سال‌های اخیر یکی از صریح‌ترین منتقدان جمهوری اسلامی ایران در میان سیاستمداران اسرائیلی بوده است. او بارها ایران را «سر اختاپوس» توصیف کرده؛ مفهومی که به‌گفته او به شبکه‌ای از گروه‌های نیابتی اشاره دارد که از سوی تهران برای حمله به اسرائیل و دیگر کشورها به‌کار گرفته می‌شوند.

بنت همچنین در مواضع پیشین خود تأکید کرده است که اسرائیل تا زمانی که برنامه هسته‌ای نظامی ایران به‌طور جدی تضعیف نشود، به اقدامات خود ادامه خواهد داد. او مدعی شده که ایران در حال حاضر به‌اندازه ساخت چندین کلاهک هسته‌ای، اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد؛ ادعایی که همواره یکی از محورهای اصلی سیاست فشار اسرائیل علیه تهران بوده است.

پیام پنهان یا جنگ روانی؟

در مجموع، ویدیوی ساعت شنی و شمارش معکوس بنت، بیش از آنکه یک پیام شفاف باشد، به‌نظر می‌رسد ابزاری برای ارسال یک سیگنال سیاسی و روانی است؛ سیگنالی که می‌تواند مخاطبانی چندگانه داشته باشد: از تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی گرفته تا افکار عمومی منطقه و حتی مردم ایران.

اینکه «زمان صفر» دقیقاً به چه معناست، هنوز مشخص نیست؛ اما واکنش‌ها نشان می‌دهد که پیام بنت، دست‌کم در ایجاد ابهام، نگرانی و انتظار برای یک تحول مهم موفق بوده است.

همچنین برخی ناظران احتمال می‌دهند که این پیام معنادار لزوماً جنبه نظامی نداشته باشد و به تحولات دیپلماتیک مرتبط با «توافق‌نامه‌های ابراهیم» مربوط شود. از این منظر، شمارش معکوس بنت می‌تواند اشاره‌ای به گسترش یا احیای روند عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی و منطقه‌ای باشد؛ روندی که ایران همواره آن را تهدیدی راهبردی علیه خود تلقی کرده است. در این چارچوب، «زمان صفر» ممکن است نماد آغاز مرحله‌ای جدید از همکاری‌های امنیتی، سیاسی یا اقتصادی در منطقه باشد که موازنه قدرت را بیش از پیش به زیان جمهوری اسلامی تغییر می‌دهد و پیام روشنی درباره انزوای فزاینده تهران مخابره می‌کند.

05topB.jpgدر نهمین روز اعتراضات سراسری در ایران، تجمع‌های اعتراضی و اعتصاب بازاریان ادامه داشت و حکومت همچنان تلاش کرد با خشونت این اعتراضات را مهار کند.

چهره‌ها، تشکل‌ها و ورزشکاران بیشتری در داخل و خارج ایران از این اعتراضات حمایت کردند. بر اساس گزارش‌های رسیده، مغازه‌ها در چند شهر ایران از جمله مناطقی از تهران، مناطقی از کرج، مرودشت، کازرون و بندر گناوه، دوشنبه ۱۵ دی تعطیل بودند و صاحبان این مغازه‌ها اعتصاب کردند. به گفته منابع حقوق بشری در ۹ روزی که از آغاز اعتراضات در ایران می‌گذرد، تاکنون حدود ۱۹ نفر کشته شده‌اند.

:::

parents.jpgاولتیماتوم والدین به دادستانی نجف‌آباد: فرزندان ما را ظرف ۲۴ ساعت آزاد کنید

گروهی از والدین جوانانی که در اعتراضات دستگیر شده‌اند در مقابل دادگستری نجف‌آباد تجمع کردند.

یکی از آنها رو به دوربین با هشدار به مسئولان، به آنها اولتیماتوم داد تا فرزندان زیر ۲۰ سالشان را ظرف ۲۴ساعت آزاد کنند.

این فرد تاکید کرد که والدین تاکنون در خانه مانده بودند و فرزندانشان را در اعتراضات به سقوط ارزش ریال همراهی نکرده بودند.

تظاهرات شبانه در اصفهان | امشب ۱۵ دی
این ویدیو از اسلام‌آباد غرب منتشر شده است که در آن صدای تیراندازی شنیده می‌شود و در آخر ویدیو یکی از ماموران به سمت کسی که فیلمبرداری می‌کند می‌آید و فریاد می‌زند «فیلمبرداری نکن.»

zanan.jpgزنان بازداشت شده در یزد تهدید به تجاوز شدند

بنیاد برومند در گزارشی که روز ۱۵ دی ۱۴۰۴ منتشر شده اعلام کرده است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی طی دو روز گذشته دست‌کم ۲۰ زن معترض را به سلول‌های انفرادی بند زنان زندان مرکزی یزد منتقل کرده‌اند. تمام این زنان در جریان اعتراضات اخیر در شهر یزد بازداشت شده‌اند.

به گفته منابع آگاه، دست‌کم دو نفر از این زنان اعلام کرده‌اند که هنگام بازداشت توسط ماموران سازمان اطلاعات سپاه، با تهدید به تجاوز جنسی روبه‌رو شده‌اند.

اسامی تاييد شده ۹ نفر از بازداشت شدگان شامل ریحانه زارع، فرزانه گلستانی، مریم زارع، سارا نصرتی، مرضیه آذرنگ، سوگل سالاری، الهام فلاح، مینا آرژا و سارا بستان است.

همزمان، گزارش‌ها از وضعیت بحرانی بند مردان زندان یزد نیز حکایت دارد. بنا بر این گزارش، حدود ۱۰۰ نفر در این بند در بازداشت هستند و دست‌کم ۱۵ نفر از آنان زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند که از زندان مرکزی به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده‌اند.

فرخ نگهدار، تحلیل‌گر سیاسی، درباره اعتراضات دی ۱۴۰۴ (۱۳ دی ۱۴۰۴): نظام جمهوری اسلامی فرمان تیر نداده. این‌هایی که کشته شدند زیر دست و پا کشته شدند

در همین زمینه:

کشتار در ایلام؛ جنایتی که فراموش نمی‌شود

توانا - جمهوری اسلامی در ایلام دست به جنایت زده است. مردمی که جلوی فرمانداری بخش ملکشاهی تجمع کرده بودند، معترض بودند هیچ سلاحی همراه نداشتند اما از داخل فرمانداری به گفته‌ خود فرماندار به سمت آنها شلیک کردند و تعدادی را به قتل رساندند و تعداد زیادی مجروح شدند.

این جنایت در ۱۳ دی ماه ۱۴۰۴ اتفاق افتاد اما موضوع به همین جا ختم نشد. ماموران در چند نوبت در ۱۴ دی ماه به بیمارستان خمینی در ایلام حمله کردند در را شکستند، گاز اشک آور زدند، شلیک کردند تا مجروحان را بربایند و بازداشت کنند.

این یک جنایت جنگی است و با هیچ معیاری قابل پذیرش نیست. نقض آشکار حقوق بشر است. نقض آشکار قوانین بین‌المللی است.

london.jpgرامین فرشچیان - ویژه خبرنامه گویا

بخش قابل‌توجهی از دوستان ایرانی ساکن آمریکا و اروپای من در برابر اعتراضات گسترده مردم ایران سکوت کرده اند. سکوتی که یک انتخاب آگاهانه ایدئولوژیک است. انتخابی که در آن، دشمنی با غرب مهم‌تر از همبستگی با مردم ایران است.

تناقض تلخ ماجرا اینجاست که تقریبا تمام این دوستان، زندگی، امنیت، آزادی بیان و ثروت خود را دقیقاً در همان «غربِ منفور» ساخته‌اند. اغلب‌شان نه از رانت خانوادگی آمده‌اند و نه از ثروت حکومت ایران؛ بلکه با کار سخت در جوامع آزاد به موفقیت رسیده‌اند. با این حال، همان آزادی‌ها را برای مردم داخل ایران نه مطالبه می‌کنند و نه حتی به رسمیت می‌شناسند.

در منطق این طیف، جهان به یک دوگانه ساده تقلیل می‌یابد: غرب = شر مطلق، هر نیروی مخالف غرب = همیشه بر حق است. در چنین چارچوبی، جمهوری اسلامی نه یک حکومت سرکوبگر، بلکه بخشی از «جبهه مقاومت» تعریف می‌شود. بنابراین انتقاد از آن، حتی وقتی مردم ایران زیر گلوله و زندان‌اند، نوعی خیانت به پروژه ضد‌امپریالیستی تلقی می‌شود.

بسیاری از این فعالان، عامدانه از حمایت از اعتراضات ایران پرهیز می‌کنند چون می‌ترسند کنار نام‌هایی مثل ترامپ یا رضا پهلوی قرار بگیرند. گویی بدترین گناه سیاسی، هم‌صدا شدن ناخواسته با شخصیتی از حکومت پیشین یا رهبر یک کشور غربی است، حتی اگر نتیجه‌اش تنها گذاشتن مردم خودشان باشد. در این معادله، اخلاق قربانی ایدئولوژی می‌شود. این نگاه، حقوق بشر را به امری مشروط و انتخابی تبدیل می‌کند. اگر قربانی فلسطینی باشد، فریاد بلند است؛ اگر کاسب بازار یا شهروند غیرمرفهی باشد که زیر فشار اقتصادی و سرکوب معیشتی له می‌شود، و اعتراضش همزمان مورد حمایت ترامپ قرار گیرد، سکوت حاکم است.

واقعیت این است که برای بخشی ما ایرانیان، هویت سیاسی از هویت انسانی مهم‌تر شده است. این گروه ترجیح می‌دهند در نقش منتقد دائمی غرب باقی بمانند تا اینکه با حقیقتی روبه‌رو شوند که نظم فکری‌شان را به هم می‌ریزد: این‌که یک حکومت «ضد‌غرب» می‌تواند به همان اندازه، یا بیشتر، ضد مردم خودش باشد.

این سکوت، نه بی‌طرفی است و نه پیچیدگی فکری؛ همدستی منفعلانه است. همدستی با سرکوب، با این توجیه که «دشمنِ دشمنِ من» نباید تضعیف شود. اما تاریخ بارها نشان داده است: جنبشی که حقوق بشر را قربانی ایدئولوژی می‌کند، در نهایت نه علیه امپریالیسم می‌ایستد و نه در کنار انسان.

nyt.jpgویژه خبرنامه گویا - بار دیگر موضوع حساس «نقش رسانه‌های غربی در بازنشر و عادی‌سازی روایت‌های جمهوری اسلامی» به کانون توجه افکار عمومی کشانده شده است. «سَنا ابراهیمی»، فعال حقوق بشر مقیم آمریکا و زاده ایران، مقاله «فرناز فصیحی»، خبرنگار ایرانی-آمریکایی نیویورک‌تایمز، را نه یک گزارش بی‌طرفانه، بلکه «پروپاگاندا» توصیف کرده است.

ابراهیمی در واکنش خود می‌نویسد که فرناز فصیحی، «بلندگوی محبوب جمهوری اسلامی»، بار دیگر تلاش کرده است با عادی‌سازی فضا در تهران، سرکوب و کشتار معترضان را توجیه یا دست‌کم کم‌اهمیت جلوه دهد. او به‌طور مشخص به بخشی از گزارش اشاره می‌کند که در آن آمده است «شهر عادی به نظر می‌رسید» و «پیست‌های اسکی شمال تهران مملو از گردشگران مرفه بوده است».

از نگاه ابراهیمی، استناد به شلوغ بودن پیست‌های اسکی در شمال تهران، نمونه‌ای آشکار از گسست طبقاتی و بی‌ارتباطی این تصویر با واقعیت اعتراضات در مناطق دیگر کشور است. او این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌توان با تکیه بر سبک زندگی اقلیتی مرفه، وضعیت یک شهر یا یک کشور در شرایط اعتراض و سرکوب را «عادی» توصیف کرد.

نکته محوری دیگر در انتقاد ابراهیمی، منبع مورد استفاده در گزارش نیویورک‌تایمز است. در بخشی از مقاله، به نقل از خبرگزاری فارس ـ رسانه‌ای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ ادعا شده که اعتراضات در برخی استان‌های غربی «شکل سلول‌های سازمان‌یافته» و «حملات شبه‌نظامی» به خود گرفته و معترضان به «سلاح گرم، تسلیحات سنگین و نارنجک دستی» مجهز بوده‌اند.

tweet1.jpg

ابراهیمی یادآور می‌شود که خبرگزاری فارس از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا به دلیل ارتباط مستقیم با سپاه پاسداران، که در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دارد، تحریم شده است. از این منظر، او استفاده از چنین منبعی را «پالایش و سفیدشویی روایت‌های حکومتی» می‌داند؛ روایتی که سال‌هاست معترضان را «مسلح»، «سازمان‌یافته» و «خشونت‌طلب» معرفی می‌کند تا سرکوب خونین آنان را توجیه کند.

این فعال حقوق بشر تأکید می‌کند که مشکل فقط یک خبرنگار یا یک مقاله خاص نیست، بلکه مسئله‌ای ساختاری در رسانه‌های بزرگ غربی است. به گفته او، رسانه‌های جریان اصلی نه‌تنها در رساندن صدای مردم ایران ناکام مانده‌اند، بلکه در مواردی عملاً به پوششی برای «دشمن مردم ایران» تبدیل شده‌اند.

tweet2.jpg

marmooz.jpgایندیپندنت فارسی - منابع خبری نظامی از فرود حدود ۱۰ هواپیمای باری نظامی نیروی هوایی ایالات متحده ظرف ۱۲ ساعت آینده در پایگاه هوایی فیرفورد بریتانیا خبر می‌دهند و آن را شبیه به جابجایی‌های هوایی قبل از حملات سال گذشته میلادی به تأسیسات هسته‌ای در ایران توصیف کرده‌اند.

داده‌های ردیابی پرواز و گزارش‌های اطلاعاتی منبع باز در روز یکشنبه ۱۴ دی ماه افزایش قابل توجهی در فعالیت ترابری هوایی ارتش ایالات متحده را نشان می‌دهد.

بنا بر این گزارش‌ها دست‌کم ۷ هواپیمای ترابری بوئینگ «سی-۱۷ گلوبمستر ۳» از اقیانوس اطلس عبور کردند و چندین فروند از آنها به پایگاه هوایی سلطنتی فیرفورد در گلاسترشر، بریتانیا، رسیدند و در آنجا مستقر شدند. بسیاری از آنها از پایگاه هوایی هانتر در جورجیا و پایگاه هوایی کمپبل در کنتاکی، پایگاه‌های مرتبط با واحدهای عملیات ویژه ارتش ایالات متحده، از جمله هنگ ۷۵ تکاور و هنگ ۱۶۰ هوانوردی عملیات ویژه حرکت کردند.

همچنین چندین هواپیما از پایگاه هوایی فیرفورد به سمت پایگاه هوایی رامشتاین در آلمان حرکت کردند و تجهیزات اضافی ایالات متحده، مانند بالگردهای جنگی «ای سی ۱۳۰»، در پایگاه هوایی سلطنتی میلدنهال مشاهده شدند. گزارش‌ها حاکی است که این الگو با انتقال یا استقرار مجدد نیروهای عملیات ویژه به اروپا مطابقت دارد.

ناظران شباهت‌هایی را با حرکات مشاهده شده قبل از حملات ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ مشاهده کرده‌اند، اگرچه هیچ بیانیه رسمی قصد یا ارتباط خاصی را با تحولات ژئوپلیتیکی فعلی تأیید نمی‌کند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

سی-۱۷ گلوبمستر ۳ پس از «لاکهید سی-۵ گالکسی» بزرگ‌ترین و مجهزترین هواپیمای باربری موجود در نیروی هوایی آمریکا است. این هواپیما توانایی رساندن انواع بار و نیروها را با سرعت بالا به پایگاه‌های منطقهٔ نبرد دارد.

کیهان لندن - پرسنل نیروی انتظامی با اعلام حمایت از مردم در خیزش ملی دی‌ماه ۴۰۴ ، روی دیوار شعار "جاوید شاه" نوشت.

444.jpgتصاویر رسیده به ایندیپندنت فارسی در روز ۱۵ دی‌ماه در نهمین روز اعتراضات ملی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی در تهران حضور مردم معترض در خیابان سپه سالار تهران را نشان می‌دهد که به خیابان‌ها آمدند. مردم معترض علیه جمهوری اسلامی شعار «مرگ بر دیکتاتور» سردادند.

بازار چراغ برق؛ اعتصاب کسبه

تظاهرات در خیابان چراغ برق تهران

خانواده‌های بازداشت‌شده یاسوج مقابل فرمانداری تجمع کردند و فریاد آزادی، آزادی سر دادند.

نیشابور؛ همکاری اوباش چماق‌دار در سرکوب در نیشابور به علت کمبود نیروی سرکوب از اوباش چماق‌دار برای مقابله با اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ استفاده کرده‌اند.

«بازار اسدآباد همدان اعتصاب مغازه‌داران»

درگیری میان مردم و سرکوبگران در چراغ برق تهران!

دوشنبه ۱۵دی۱۴۰۴ جمعی از خانواده‌های بازداشت‌شدگان اعتراضات دی۱۴۰۴ مقابل ساختمان دادگستری نجف‌آباد تجمع کردند. یکی از والدین خطاب به مقامات قضایی هشدار داد که اگر فرزندان آن‌ها طی ۲۴ ساعت آینده آزاد نشوند، والدین به خیابان‌ها خواهند آمد.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند که دوشنبه ۱۵ دی، نیروهای سرکوبگر و یگان ویژه جمهوری اسلامی جلوی دانشگاه تهران در حالت آماده‌باش به‌سرمی‌برند.

ویدیوهای ارسال‌شده به ایران‌اینترنشنال در دوشنبه ۱۵ دی، حمله ماموران سرکوب را به خانواده بازداشت‌شدگان یاسوج در مقابل ساختمان فرمانداری این شهر نشان می‌دهد.

یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایران‌اینترنشنال در دوشنبه ۱۵ دی، مغازه‌های بسته را در بندر گناوه نشان می‌دهد و می‌گوید تمام کسبه شهر در اعتصاب سراسری هستند.

هم‌اکنون حضور مردم سنقر و کلیایی در خیابان‌ها/

مردم شجاع شهرستان سنقر و کلیایی در استان کرمانشاه با حضور در خیابان‌ها همبستگی خود را با خیزش ملی اعلام کردند و بار دیگر اراده جمعی علیه رژیم تروریستی جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشتند.

666.jpgعطاءالله مهاجرانی - روزنامه ایران

واقعیت این است که در جهان جدیدی به‌ سر می‌بریم. در این جهان، دموکراسی و حقوق دولت‌ها و ملت‌ها، منشور سازمان ملل و اعلامیه حقوق بشر، الفاظ پوچ و تهی از معناست؛ چنانکه در اردیبهشت‌ سال گذشته گیلعاد اردان، نماینده اسرائیل در سازمان ملل، هنگام بحث قطعنامه پیشنهادی کشورهای عربی در مورد به «رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین» پشت تریبون سازمان ملل متحد قرار گرفت و منشور ملل متحد را پشت تریبون سازمان ملل توی ماشین خردکن کوچک و دستی که همراهش آورده بود، خرد کرد.

صدای خرت و خرت خرد شدن منشور در فضای سالن اجلاس سازمان ملل پیچید! تصویر یا تمثیلی روشن‌تر از این؟! برای نشان دادن مجلس نمایشی سازمان ملل چه اقدامی روشن‌تر و گویاتر از خرد کردن منشور پشت تریبون سازمان ملل!

از قضا فرحان حق، معاون سخنگوی سازمان ملل گفت:«این اقدام نمایشی بوده است و توصیه کرد باید به منشور احترام گذاشت!»

در جهان جدید، نه حقوق بین‌الملل نقشی و اثری دارد و نه اخلاق. پدیده تازه‌ای هم نیست. تنها به دلیل روش و منش پدرخواندگی کورلئونه ترامپ این امر صراحت بیشتری یافته است. برخلاف جرج بوش پسر که هنگام اشغال عراق و بعداً در نطق پیروزی‌اش در عرشه ناو جنگی از دموکراسی و عدالت برای عراق سخن گفت، ترامپ از قدرت، منافع و امنیت آمریکا سخن می‌گوید. رئیس‌جمهوری ونزوئلا را با ساخت و پاخت سیا با ارتش ونزوئلا به بهانه مبارزه با مواد مخدر و اجرای عدالت ربودند. البته این ربایش در روزی صورت گرفت که قرار بود اسناد حضور دونالد ترامپ در جزیره فساد جفری ایپستین اعلام شود؛ همان روشی که نتانیاهو با دادگاه در اسرائیل دارد. هر وقت دادگاه محاکمه نتانیاهو به یک نقطه عطف می‌رسد، اتفاقی می‌افتد یا دست‌کم احوال نتانیاهو ناخوش می‌شود.

استراتژی، مهم‌تر از تاکتیک و فوت و فن کوزه‌گری ترامپ و نتانیاهو است. استراتژی، همان سخن ترامپ و نتانیاهو است؛ تأکید مطلق بر قدرت و قربانی کردن همه چیز در پیشگاه قدرت برهنه. با قدرت، اهداف خویش را پیش می‌برند. صلح با قدرت. نتانیاهو گفت:«اگر با قدرت به اهدافمان نرسیدیم، با قدرت بیشتر خواهیم رسید.»

روابط بین‌الملل و نظم جدید جهانی بر بنیاد قدرت. دیدیم که دبیر کل درمانده سازمان ملل که انتظار می‌رفت لااقل در این سال آخر عمر کاری‌اش نشانی از تشخص، استقلال و آزادگی را نشان دهد، در برابر ربودن مادورو به «اظهار نگرانی» اکتفا کرد.

در حقیقت سازمان ملل پرده و پوشش و دستاویزی برای توجیه منافع آمریکاست؛ البته پایگاهی برای جاسوسی کشورها و نیز ژست مرکزیت و مدیریت جهانی آمریکا. علامه اقبال لاهوری از همان سال ۱۹۱۹ که «جامعه ملل» یا به قول او «جمعیت‌الاقوام» تأسیس شد، در پیام مشرق سرود:

من از این بیش ندانم که کفن‌ دزدی چند بهر تقسیم قبور انجمنی ساخته‌اند. دبیر کل سازمان ملل حتی حمله به یک کشور مستقل عضو سازمان ملل و ربودن رئیس‌جمهوری آن کشور را محکوم نکرد. شبیه گروسی که فکر می‌کند اگر حمله به تأسیسات اتمی ایران را محکوم می‌کرد، سکته مغزی می‌کرد. در این روزها که برخی سلطنت‌طلبان برای ترامپ و ربودن مادورو کف می‌زنند، نمی‌دانند یا به مصلحتشان نیست به یاد بیاورند که در ۲۵ شهریور سال ۱۳۲۰، آمریکا و انگلستان پس از اشغال ایران و درماندگی ارتش شاهنشاهی، رضا شاه را از ایران اخراج کردند.

حتی در بندر بمبئی به رضا شاه و خانواده‌اش اجازه ندادند برای عوض کردن کشتی به بمبئی بروند. آنها را پنج شبانه‌روز تمام در هوای بسیار گرم و شرجی و کشنده توی کشتی نگاه داشتند تا به کشتی دیگری که به آفریقای جنوبی می‌رفت، انتقال دهند.

رضا شاه که در همان سفر واژه اعلی‌حضرت را به جای «ض» با «ز» تلفظ کرده بود، خیال می‌کرد دارد به سفر می‌رود و اختیارش با خود اوست اما فهمید که زندانی است. او را به جزیره موریس تبعید کردند. او همیشه به پسرش که توسط آمریکا و انگلیس شاه شده بود، توصیه می‌کرد:«به حرف انگلیس و آمریکا خوب گوش کن. گوش نکنی همین ‌آش است و کاسه!»

به همین دلیل در خاطرات «علم» همیشه این دو سفیر حضور تعیین‌کننده و همیشگی دارند. از بین سطور یادداشت‌های علم پیداست که به شاه امر و نهی می‌کرده‌اند. پرویز ثابتی گفته است:«اسدالله علم خود عامل انگلیس بود و شاه می‌دانست!» متأسفانه اطلاعاتی از دوران زندگی در تبعید رضا شاه در جزیره موریس در دست نیست، تا مرگ او که گفته می‌شود به دلیل افراط در صرف مشروبات الکلی و کشیدن تریاک و پیشرفت سرطان دق‌مرگ شده و دو بار سکته قلبی کرده بود و سرانجام در مرداد سال ۱۳۲۳ درگذشت.

نکته قابل تأمل این است که محمدرضا شاه هیچ‌گاه تا پایان عمرش به این حادثه نکبت‌بار تبعید پدرش در جزیره موریس اشاره نکرد و به دیدار پدرش هم نرفت. تنها ارنست پرون دوست و محرم راز محمدرضا شاه که عامل سرویس امنیتی و جاسوسی انگلستان بود، پیام او را گاه صوتی یا مکتوب برای پدرش می‌برد و می‌آورد. خانواده پهلوی ترجیح داده‌اند که هیچ‌گاه آن پیام‌های مکتوب منتشر نشود.

رضا شاه اولین رهبر یا رئیس کشوری نبود که او را از سرزمینش تبعید کرده بودند. بدتر از رضا شاه شیخ شخبوط آل نهیان برادر شیخ زائد آل نهیان و حاکم سابق ابوظبی قبل از شیخ زاید بود. او را از ابوظبی به ایران تبعید کردند. یکی از رؤسای عشیره‌های عرب در خرمشهر در سال ۱۳۵۱ به من گفت:«شیخ شخبوط را با دست و پای زنجیر شده توی هتل خرمشهر دیده بود.»

کنسول انگلیس در خرمشهر بر حال و روز شیخ نظارت می‌کرد. سال‌ها در هتلی در خرمشهر تحت نظر بود. در واقع انگلستان شیخ شخبوط را که فردی سنتی و سختگیر بود مانع اعمال سیاست خود در تشکیل امارات می‌دانست. شیخ شخبوط را برکنار کردند. دولت امارات به رهبری شیخ زائد تشکیل شد.

نمونه سوم در دوران ریاست‌جمهوری جرج بوش پدر، دستگیری و تبعید ژنرال نوریه‌گا رهبر پاناما به اتهام مبارزه با مواد مخدر بود. همان اتهامی که ترامپ برای دستگیری مادورو در بخش اول سناریو اجرا کرد. در بخش دوم نفت و اعمال حاکمیت آمریکا بر ونزوئلا جای مواد مخدر را گرفت. نوریه‌گا در واقع عامل سیا بود که با سیا اختلاف پیدا کرده بود. در سال ۱۹۸۹ ارتش آمریکا به پاناما حمله کرد. نوریه‌گا را شبیه فیلم‌های هالیوودی دستگیر کردند و به زندان انداختند. نکته قابل توجه این است که آمریکا نام عملیات حمله به پاناما را «هدف مشروع» گذاشته بود.

نمونه چهارم دستگیری صدام حسین بود. او را به خارج عراق نبردند. در فرودگاه بغداد زندانی کردند.

قدر مشترک تمامی این مواردی که ذکر کردم، اشغال یا اعمال حاکمیت انگلستان و آمریکا در امور کشورها بوده است. استعمار در نیمه اول قرن بیستم آدابی داشت و در نیمه اول قرن بیست‌ویکم آدابش تغییر کرده است. دونالد ترامپ می‌خواهد به همان آداب سابق بازگردد. آمریکا را به‌عنوان حاکم بلامنازع جهان معرفی و اراده سیاسی آمریکا را اعمال کند.

پشتوانه این اعمال اراده از جمله شبکه نفوذ بویژه در میان نیروهای مسلح است. چنانکه می‌دانیم ارتش آمریکا مستقیماً با ارتش‌هایی از جمله مصر و پاکستان و در ایران قبل از انقلاب با ارتش ایران بویژه نیروی هوایی ارتباط ویژه از موضع فرماندهی داشت. ایران را ملک خود و در قلمرو اعمال اراده آمریکا می‌دانستند. اگر کمترین تردید در این‌باره داشته باشیم، خاطرات اسدالله علم و کتاب ژنرال هایزر «مأموریت در تهران» هر تردیدی را برطرف می‌کند.

russia.jpgایران اینترنشنال - نشریه بریتانیایی تایمز گزارش داد که بر اساس یک ارزیابی اطلاعاتی، علی خامنه‌ای در صورت تشدید ناآرامی‌های داخلی و ناتوانی نیروهای امنیتی در مهار اعتراضات، برنامه‌ای اضطراری برای خروج از ایران و انتقال به روسیه در نظر گرفته است.

به نوشته تایمز، این طرح جایگزین در شرایطی فعال می‌شود که رهبر جمهوری اسلامی احساس کند ارتش، سپاه یا دیگر نیروهای امنیتی دچار ریزش، نافرمانی یا ناتوانی در اجرای دستورات شده‌اند. بر اساس این گزارش، خامنه‌ای قصد دارد در چنین وضعیتی تهران را به همراه حلقه‌ای محدود شامل حدود ۲۰ نفر از اعضای خانواده و نزدیکانش، از جمله پسرش مجتبی خامنه‌ای، ترک کند.

منابع اطلاعاتی مورد استناد تایمز گفته‌اند مقصد احتمالی خامنه‌ای مسکو است؛ گزینه‌ای که به گفته این منابع، به دلیل نزدیکی سیاسی به ولادیمیر پوتین و نبود گزینه‌های امن دیگر انتخاب شده است. این برنامه به گفته تایمز، با الگوبرداری از فرار بشار اسد، رییس‌جمهوری پیشین سوریه، طراحی شده که پیش از سقوط دمشق در سال ۲۰۲۴ به روسیه گریخت.

در ادامه این گزارش آمده است که خامنه‌ای شبکه گسترده‌ای از دارایی‌ها در داخل و خارج از ایران در اختیار دارد که بخشی از آن‌ها از طریق نهادهایی مانند «ستاد اجرایی فرمان امام» مدیریت می‌شود. تایمز با اشاره به تحقیقات پیشین رویترز، ارزش این دارایی‌ها را ده‌ها میلیارد دلار برآورد کرده و نوشته است که جمع‌آوری نقدینگی و منابع مالی برای تسهیل خروج امن نیز بخشی از این سناریو است.

تایمز همچنین به ارزیابی یک نهاد اطلاعاتی غربی اشاره کرده که وضعیت جسمی و روانی رهبر جمهوری اسلامی را پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل «ضعیف‌تر» توصیف کرده است.

liaghat.jpgدر پنجاه سال گذشته، سیاست در ایران بیش از آن‌که میدان واقعیت باشد، میدان روایت بوده است. از روزهایی که مردم تصویرهای اسطوره‌ای را باور می‌کردند تا امروز که رسانه‌های فراملی و شبکه‌های اجتماعی هر لحظه حقیقت را جابه‌جا می‌کنند، همیشه روایت‌ها بوده‌اند که مسیر سیاست را تعیین کرده‌اند. جامعهٔ ایران در هر دوره‌ای با پرسشی اساسی روبه‌رو بوده: در میان این همه تصویر و صدا و ادعا، حقیقت کجاست و چه کسی آن را تعریف می‌کند؟
در انقلاب ۵۷، حقیقت از دل اسطوره ساخته شد. جامعهٔ خسته و ملتهب دنبال نشانه‌ای می‌گشت و شبکه‌های سنتی مذهبی این نیاز را به‌خوبی فهمیدند. شایعه‌ها و تصویرهای نمادین تنها دروغ نبودند؛ سازوکارهایی بودند برای ایجاد معنا و جهت‌گیری. امروز ابزارها تغییر کرده‌اند، اما سازوکار همان است: تصویر جای واقعیت را می‌گیرد و روایت جای تحلیل را.
در سال‌های اخیر، رسانه‌های فراملی نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دادن به ادراک سیاسی مردم داشته‌اند. این رسانه‌ها تنها گزارش نمی‌دهند؛ روایت می‌سازند. با انتخاب و حذف، با برجسته‌سازی و کم‌رنگ‌سازی، با زبان احساسی و دوگانه‌سازی، واقعیت را در قالبی تازه به مخاطب عرضه می‌کنند. برخی از این رسانه‌ها حرفه‌ای‌تر عمل می‌کنند و برخی دیگر بیشتر بر هیجان و قطبی‌سازی تکیه دارند، اما در نهایت همهٔ آن‌ها در شکل‌دهی به ادراک سیاسی ایرانیان نقش دارند--هرکدام از مسیر و با اهداف متفاوت.
در این میان، تحلیل‌های هیجانی نقشی اساسی در هدایت ذهن مخاطب دارند. هیجان، میان‌بُر ذهن است؛ وقتی رسانه از واژه‌هایی مثل «فوری»، «تسخیر»، «پیروزی»، «لحظهٔ آخر» استفاده می‌کند، ذهن از حالت تحلیلی به حالت واکنشی می‌رود. در این حالت، قضاوت ساده می‌شود: «خوب/بد»، «قهرمان/خائن»، «ما/آن‌ها». هیجان پیچیدگی را حذف می‌کند و روایت آماده را جایگزین واقعیت می‌سازد. مخاطب احساس می‌کند «می‌فهمد»، در حالی که در واقع «واکنش نشان می‌دهد». این سازوکار، یکی از ابزارهای اصلی رسانه‌ها برای شکل‌دهی به ادراک سیاسی است.

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgدیروز بخشی از خاک ایران، در قامت بزرگ‌مردی به‌نام بهرام بیضائی، در غربت به خاک سپرده شد.

دیروز جسم مردی در غربت به خاک سپرده شد که روح زنده یک ملت بود. مردی عجین‌شده با سرزمینی به‌نام ایران، با مردمانی برآمده از دل تاریخ.

تاریخی که گاه خنده بر لبانشان می‌نشاند و گاه اشگ بر چشمانشان جاری می‌سازد.

مردی که به خاک سپرده شد، راز این خنده و گریه را می‌دانست و روایت‌گر هر دو بود.
گاه طرب‌نامه را به صحنه می‌آورد و گاه سوارانی شمشیر به‌دست با علم‌های سیاه، هجوم‌آورده بر این سرزمین را به تصویر می‌کشید.

دیروز مردی به خاک سپرده شد که به اجبار، تن به زندگی و مرگ در غربت داد؛ اما لحظه‌ای از خاک وطن جدا نشد.

او درآمیخته با مردم، درآمیخته با خاک، درآمیخته با تک‌تک عناصری بود که راز پایداری این سرزمین، این مردم را رقم می‌زند.

او روح زنده‌شده فردوسی بود در قالب نثر؛ بیهقی بود که قلم بر کاغذ می‌گریاند؛ سیاوش بود که با پاکیزگی تن از میان آتش عبور می‌کرد؛ جان بر تَر می‌نهاد تا از هویت تاریخی ملت خویش دفاع کند.

انسان‌هایی می‌آیند پای بر هستی می‌گذارند که گویی تمامی عناصر طبیعت دست به‌دست هم داده‌اند تا از آن‌ها پیکره‌ای بسازند، نمایانگر عظمت انسان.

sotudeh.jpgوقتی طلبه های قم در سال ۵۶ بعد از آن مقاله کذایی در روزنامه آیندگان کفن پوشان به خیابان ریختند، معلوم شد که سیلی درراه است. یک سال بعد سیل آمد و ۴۷ سال است که هنوز تخریب می کند. ایران کلا مساعد باران های موسمی و سیل است. یا باران نمی آید و آب چیره بندی می شود و وقتی می آید سیل جاری میشود و همه چیز را تخریب می کند. این بخشی از خصوصیت اقلیمی ایران هم است. وقتی زمین خشک است و آب راحت جذب نمیشود, سیل جاری می شود. در چنین وضعیتی قطرات باران یا جویبار های باریک از خود نمی پرسند به کجا می رویم. به دریا یا به باتلاق؟

در طغیان های اجتماعی یا انقلاب هم وضع به همین منوال است. وقتی ناخشنودی به خشم تبدیل می شود و انسانها و شبکه های اجتماعی یکدیگر را پیدا می کنند، به سیل با انقلاب منجر می شوند. این سیل اجتماعی هم می تواند نعمت باشد یا نکبت. این بستگی به اهداف, رهبری، آمادگی و نیروهای محرکه آن دارد. انقلاب ۵۷ به نکبت بدل شد.

با نگاهی به داده های جامعه امروز ایران و نیروهای محرکه آن و شرایط بین المللی باید برای سیلی که در راه است برای اینکه به نکبتی دوباره تبدیل نشود، باید سد بندی کرد، آماده شد و آژیر ها را کشید و مردم را هشیار کرد.

امروز دیگر دیکتاتوری و استبداد خصوصیت ویژه حکومت ها نیست. اپوزیسیون امروز خود دیکتاتور است، اگر دیکتاتوری بعد از کسب قدرت قابل فهم باشد، قبل از آن دیگر اصلا قابل فهم نیست.

خمینی در انقلاب ۵۷ به همه چیز نه گفت و به هیچ صدایی گوش نکرد، حتا از شریعتی که معلم انقلاب بود و موجب جذب جوانان به انقلاب شد، تعریف و‌ تمجید نکرد.فقط گفت: "شاه باید برود و همه با هم" که منظورش همه با من بود. و وقتی بختیار هم خطر سیل را حس کرده بود و میخواست از آن جلوگیری کند، گفت: "بختیار نوکر بی اختیار" .زمانی هم که می خواست نوع حکومت اش را تعیین کند گفت: "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و‌ نه یک کلمه بیشتر" .

ناخدایی که امروز به هر دلیل و بهانه ای پشت سکّان خود نباشد، کشتی خود را با سرنشینان به امواج توفان سپرده است.Mahmoud_Tajalimehr.jpg

غیب گویی هیچ گاه توانایی من نبوده و از قالب های از پیش تعریف شده فکری سالهاست فاصله گرفته ام. اعتقاد نیز ندارم که جبر تاریخ وجود دارد و این می شود و آن نمی شود. از این رو به سناریونویسی رایج که با قاطعیت چیزی را ترسیم می کند، برای آینده نمی پردازم. آنچه در تحلیل این روزهای خروش و هیجان می آورم بر نکات زیر سوار است:

- انسان به عنوان موجود اجتماعی هم نتیجه منحصر به فرد پیرامون خود و تاریخ محلی خود است و هم در راستای آزادی و خودمختاری نسبی و یگانه خویش، موجودی است با رفتار غیرقابل پیش بینی و محاسبه.

- از این روست و بر اساس تعامل انسان ها با یکدیگرست که روند (پروسه) های اجتماعی پیچیده هستند و از هیچ گونه قانون مندی جبری و تاریخی پیروی نمی کنند. بر خلاف برداشت های رایج قالبی و "جعبه" های فکری، روندهای اجتماعی قابل رهبری بر اساس برنامه ای تدوین شده از پیش نیستند.

- پیچیدگی روندهای اجتماعی بر خلاف پیچیدگی های روند های علوم طبیعی قابل ساده سازی و درک نیستند و همواره پیچیده می مانند. پیچیدگی اجتماعی را باید در لحظه و در مکان درک و بر اساس آن عمل کرد. و بر آن تاثیر گذاشت.

- رفتار سازمان را هیچ کس نمی تواند از پیش طراحی و پیاده سازی کند. جامعه همواره در لحظه و مکان مدیریت می شود و کسی نمی تواند مسیر جامعه را از پیش طراحی دقیق و پیاده سازی کند. مدیر و رهبر همواره در زمان و مکان مشخص پدید می آید و تنها در آنجا و در آن لحظه است که مدیریت موثر ایجاد می شود. مدیر و رهبر نمی تواند از پیش تعیین شود.

- مدیر، سازمان سیاسی، رهبر و روشنفکر و هر کسی تنها می تواند قصد و برنامه خود را تدوین و برای پیاده سازی آن در جامعه تلاش کند. این که در این راه موفق شود یا نه، در تعامل مدیر با پیرامون خود روشن می شود و از پیش قابل پیش بینی نیست.

جایگاه اندیشه جمهوری خواهی و جمهوری خواهان در ایران

یک دشواری تاریخی ما در این است که اندیشه و جبهه جمهوری خواهی از نحله های آغازین خود در انقلاب فرانسه و دوران روشنگری اروپا تا امروز که در جهان تجربه های عمیق و بزرگی در پیاده سازی دمکراسی، حقوق بشر و حکومت مردم بر مردم داریم، پایه تاریخی و اجتماعی نیرومندی در تاریخ معاصر ایران نداشته است و کماکان نیز ندارد. در ایران در یک سو طیفی که خود را چپ می نامید که البته نیز هیچ گونه شباهتی با آمدگاه چپ اروپایی نداشت و یک پدیده سنتی-مذهبی محلی بود، هیچ گاه اعتقادی به دمکراسی نداشت و تنها پس از آن که فرش سرخ استالینیسم از زیر پایش کشیده شد، آن هم از سوی دیگران، در بی هویتی همیشگی خود ناگهان جمهوری خواه شد و جریان های گوناگون سیاسی نوین به راه انداخت که همه شان نام جمهوری خواهی را بر خود نهاده اند. تا امروز روشن نیست که آنها چگونه و بر پایه کدام تحول قابل پیگیری فکری از استالینیسم به دمکراسی و جمهوری دست یافتند.

از این روست که آنها از سه دهه گذشته پس از فروپاشی اردوگاه استالینیستی دستاوردی برای ارائه آنچه که درست می پندارند به جامعه روشنفکری و سیاسی ایران ندارند. به جز انشا نویسی ها و بیعت های رایج و تیپیک، چپ های سنتی تاکنون نتوانسته اند سندی ارائه دهند که توجه جامعه سیاسی ایران را به جمهوری خواهی آنها جلب کند. بر عکس، در ادامه سنت های خود از دوران استالینیسم، خودشان در درگیری های درونی همان سندها و انشاها را نفی کرده، انشایی جدید نوشته و در نهایت از یکدیگر انشعاب کرده اند. این است که امروز پس از نزدیک به چهل سال به جای یک جبهه که خانه امن جمهوری خواهی باشد تا جامعه سیاسی و مدنی ایران بتواند روی آن حساب باز کند، با فرقه ها و گروه هایی روبرو هستیم که نامشان جمهوری خواه فلان و بهمان است و بیشتر پیرامون یک شخصیت برجسته آن و نام او می گردد و با کناره گیری احتمالی او آن جریان نیز پایان می یابد.

حتی برای من که خود را جمهوری خواه می دانم، تفاوت میان آنها آشکار نیست. هرگاه که در اختلافات آنها دقیق می شوم باز نیز درک نمی کنم که چرا وجود این یا آن اختلاف مانع حتی همکاری موضوعی و مقطعی نیز می شود. حتی صدور یک بیانیه مشترک در باره یک موضوع مشخص روز نیاز به رایزنی های دورو دراز و حرام حلال کردن های گسترده دارد. درک نمی کنم که چرا به جای ایجاد یک سازمان جمهوری خواه نیرومند، هر یک پیله خود را تنیده و انتظار دارد از سوی جامعه ایران نیز جدی گرفته شود.

این سنت همیشگی چپ های ایرانی در انشعاب کماکان پایدار است که در طنز سال های پس از 57 در این جمله بیان می شد که: دو چپ ایرانی به هم می رسند یک حزب درست می کنند. سه نفر بشوند، می شوند دو حزب.

در سوی دیگری از جمهوری خواهی گروه های رنگارنگ "جبهه ملی" را می بینیم که هیچ گاه نه توانستند پایه اجتماعی نیرومندی برای خود بسازند و نه توانستند اندیشه جمهوری خواهی را به میان مردم ببرند. اینها نیز کماکان در سال های 1332 جای مانده و به جای آنکه یکی بمانند، شش یا هفت حزب سیاسی (شاید هم بیشتر و من خبر ندارم) شده اند که شمار اعضای برخی از آنها از انگشتان دست فراتر نمی رود. اندیشه سیاسی شان بیشتر در مخالفت با نظام سلطنتی خلاصه می شود تا ارائه راه حل سیاسی مستقل برای جامعه ایران.

شاید بشود هم اثری از نهضت آزادی و گروه های ملی-مذهبی یافت که البته هیچ کدام اینها جدی نیستند و کسی درست نمی داند اینها چه می گویند و چه می خواهند. اندیشه آنها بیشتر در سخنان پراکنده افراد شناخته شده آنها خلاصه می شود تا یک اندیشه منسجم و قابل ره گیری سیاسی و اجتماعی.

و این گونه است که طیف جمهوری خواهی به تقصیر عمل نادرست و بی عملی خویش، بدون آن که نیروی سیاسی دیگری با آنها درافتاده باشد، خودشان خود را به حاشیه رانده اند. شایسته این است که همه گروه های جمهوری خواه به سرعت گرد آمده و یک ائتلاف سیاسی و منسجم واحد بسازند که بتواند توانایی خود را در جنبش این روزها نشان دهد و هم در خیابان حضور یابد و هم در رهبری سیاسی این روزها. امروز وقتش است اگر قرار به عمل باشد.

احزاب و نمایندگان اقلیت های قومی و مذهبی

آذری ها، کردها و دیگر اقلیت های ایرانی به گونه ای کر کننده این روزها ساکت هستند. آذربایجان ستار خان و باقر خان ساکت است. در کردستان تنها دو بیانیه ای از سوی کومله منتشر شد که البته از سوی شخصیتی چون عبدالله مهتدی نیز این انتظار می رفت. حزب مردم بلوچستان و مولوی عبدالحمید نیز بیانیه خود را در حمایت از مردم منتشر کردند. اما بقیه کجا هستند؟ ترکمن ها، عرب ها، ارمنی ها و زرتشتی ها و همه کسانی که ساکت هستند. شما را چه می شود؟ آیا این جنبش نیرومند را از آن خود نمی دانید؟ آیا گمان می برید که این بازی شما نیست؟ آیا ادامه حکومت مافیایی و تبهکار اسلامی بیشتر به صلاح است تا فکر و احتمال قدرت گیری دوباره سلطنت پهلوی که آن هم هنوز روشن نیست؟ اگر با گسترش شعارهای سلطنتی جا می زنید، از هم اکنون بازنده خواهید بود. چون میدان را از روز نخست خالی کرده اید.

نخستین چیزی که به ذهن می آید این است که شاید آنها خود را در حرکتی که هدفش شاهنشاهی پهلوی باشد نمی بینند. اگر این گونه باشد، ناگزیر به این می رسیم که همه آنهایی که ساکت هستند، تداوم حکومت جنایت آخوندی را به نظامی تا امروز موهوم بر اساس پهلوی سابق ترجیح می دهند. این فکر انسان را آزار می دهد. پس دلیل این سکوت چیست؟ چرا نمایندگان احزاب ترک و کرد و دیگران به جز کومله سکوت کرده اند؟ آیا آنها نیز ترجیح می دهند با بی عملی خویش در این روزهای حساس به حاشیه رانده شوند و سرنوشت مردم را به حال خود گذارند؟ این نیز آزاردهنده است. پس ادعای آنها بر رهبری و پیشاهنگی برای خودمختاری چی می شود؟ کردستان به ویژه همواره هم نماد مقاومت بوده و هم پیشتاز شعار جمهوریت و خودمختاری. در کشورهای هم جوار حزب های کرد همیشه نشان داده اند که ائتلاف سیاسی را می شناسند و سیاست بلد هستند. اما گویا کردهای ایرانی حتی به تجربه کردهای عراق نیز توجه ندارند که حتی درست یا نادرست، با صدام حسین نیز توانایی مذاکره و ائتلاف داشتند.

سیاست در نهایت در قدرت تعریف می شود و قدرت در کاربرد سیاست. کسی که حضور نداشته باشد، کسی که در لحظات حساس و تعیین کننده به هر دلیلی در میدان نباشد و عمل نکند، از پیش بازنده است و بدون قدرت. جای جمهوری خواهان رنگارنگ و احزاب اقلیت های قومی و گروه های اقلیت مذهبی در این میان کجاست؟ امید بر این است که به این پرسش پاسخ بجا و درست داده شود.

متن جدا در میان نوشته:

بر خلاف ادعای کسانی که خود را نسل جدید امروزی می نامند و چیزی موهوم به نام "نسل 57ی ها" را زیر ضرب گرفته اند، شباهت هایی نیرومند میان آنچه در سال 1357 روی داد و آنچه این روزها در جریان است دیده می شود و همان چاله ها و همان نگرانی ها را در بر دارد. این نسل جدید به هر دلیلی که می خواهد باشد، دارد همان خطاهای ریشه ای سال 57 را تکرار می کند.

پادشاهی خواهان

طیف پادشاهی خواهان پیرامون رضا پهلوی در حال قدرت گیری روزافزون است، در یک سو آنهایی که اعتقاد به سلطنت مشروطه و نماد تشریفاتی شاهنشاهی دارند هستند که در توهم خود می خواهند نظام سیاسی دمکراتیک چون نروژ و هلند و بریتانیا را برای ایران الگوبرداری کنند و همواره برای قانع ساختن ما به آنجاها استناد می کنند - گویی می شود نظام سیاسی اروپایی را بدون در نظر گیری تاریخ این کشورها الگو برداری کرد. حتی پادشاهی هلند با پادشاهی همسایه خود بلژیک نیز شباهت ندارد چه رسد به پادشاهی ایرانی. البته باید گفت که این خطای متدیک را جمهوری خواهان نیز دارند که گمان می برند جمهوری فرانسه و سویس و فدرالیسم آلمان را می توان در ایران پیاده کرد. آن سوتر نیز آنهایی هستند که در رویای بازگشت به دوران طلایی پهلوی و برپایی نظام سیاسی ژن برتر ارباب و رعیتی هستند (همان هایی که در مخالفت با رضا پهلوی می گویند ما شاه دکور لازم نداریم) به همراه فاشیست ها و نژادپرست های آریایی که از هم اکنون لیست های سیاه خود را از مخالفان خود می سازند، همگی این روزها با امیدواری به رویدادها می نگرند که به نفع آنها پیش می رود.

در این میان شخص رضا پهلوی هنوز در جایگاهی ویژه قرار دارد که خود تعریف کرده است. او در این چند سال همواره در ابتدا در پوشش و سپس با صراحت گفته که اعتقادی به نظام پادشاهی در ایران ندارد و جمهوری را بهترین نظام سیاسی برای آینده ایران می داند. در همین راستا نیز بیان کرده بود که خود به دنبال هیچ گونه قدرت سیاسی در ایران نیست و وظیفه خود را حداکثر رهبری دوران گذار می داند تا مردم خود نظام سیاسی آینده را، چه جمهوری و چه پادشاهی، در انتخاباتی آزاد انتخاب کنند.

dictator.jpgدر این روزگار آشفته که سیاست از هیبت خرد تهی شده و خبر پیش از آنکه معنا یابد، به ابزار هراس بدل می شود، حکایتی بر سر زبان ها افتاد که بیش از آنکه روایت یک واقعه باشد، آینه دار سرشت قدرت در قرن ماست. قصه، اگرچه در جامه خبر عرضه شد، در حقیقت تمثیلی است از نسبت فرمان و فرمانبری، از غرور حاکمان و بی قراری جهان.

قدرت های بزرگ، در این عصر، دیگر به فتح خاک قانع نیستند؛ فتح روایت می طلبند. آنان دانسته اند که اگر تصویر را به دست گیرند، حقیقت خود به دنبال تصویر خواهد آمد. پس گاه یک عکس، بیش از هزار لشکر کار می کند و گاه یک خبر، بی آنکه گلوله ای شلیک شود، دولتی را به دفاع وادار می سازد. اینجاست که سیاست از میدان جنگ به صحنه نمایش کوچ می کند و حاکمان، خواه ناخواه، بازیگران نمایشی می شوند که کارگردانش جای دیگری نشسته است.

اگر به شیوه گلستان سخن رود، باید گفت که ملک با شمشیر نگه داشته نمی شود، بلکه با تدبیر نگاهبانی می شود. اما بسیاری از سران قدرت، تدبیر را خسته کننده می یابند و هیاهو را دل پذیر. گمان می برند که فریاد، جای استدلال را می گیرد و تهدید، جانشین عقل می شود. چنین است که در خلوت خویش، تصویر جاودانگی می پرورند و در آینه مدیحه، چین های واقعیت را نمی بینند.

keramati.jpgپیش از آن‌که جمهوری اسلامی ایران را به موتور مرکزی تروریسم علیه اسرائیل و جهان آزاد بدل کند، ایران یک دولت-ملت مستقل، در حال نوسازی، رو به جهان و دارای روابطی آرام و سازنده بود. امروز، در حالی که ایرانیان با شجاعت به خیابان‌ها آمده‌اند و آشکارا در برابر استبداد دینی ایستاده‌اند، نام «پهلوی» نه از سر نوستالژی، بلکه به‌عنوان یک وزنه اخلاقی و ملی در برابر رژیمی بازمی‌گردد که بنیانش بر نفرت از اسرائیل و سرکوب در داخل استوار است

فراخوان‌های پیوسته شاهزاده رضا پهلوی برای ادامه خیزش، حضور دائمی مردم در خیابان‌ها و ضرورت شکل‌گیری یک برنامه انتقالی باثبات، به نقطه‌ای وحدت‌بخش بدل شده است. او اخیراً تأکید کرده ایرانیان خواهان پایان دادن به «دهه‌ها سرکوب» و بازسازی صلح و روابط با جهان آزاد هستند؛ آینده‌ای که به‌طور بنیادین با حاکمیت روحانیت ناسازگار است

ایران بار دیگر به لحظه‌ای سرنوشت‌ساز و بالقوه تاریخی نزدیک می‌شود. اعتراضات ضدحکومتی در بیش از ۳۰ شهر کشور شعله‌ور شده و مستقیماً نظام دیکتاتوری مذهبی جمهوری اسلامی و آن‌چه معترضان روزبه‌روز آشکارتر «دیکتاتور تهران» می‌نامند، به چالش کشیده است. آن‌چه از کلان‌شهرها آغاز شد، به‌سرعت به شهرهای کوچک‌تر گسترش یافت؛ نشانه‌ای روشن از آن‌که این جنبش، یک فوران مقطعی نیست، بلکه خیزشی ریشه‌دار و سراسری است

برای بسیاری از ایرانیان، نظام حاکم دیگر صرفاً اقتدارگرا نیست؛ بلکه اساساً بیگانه با جامعه است. جمهوری اسلامی، فاسد، ناکارآمد و غیرپاسخ‌گو، به ساختاری مافیایی بدل شده که از مردمی که ادعای حکومت بر آنان را دارد، جدا افتاده است. هرگونه مشروعیتی که زمانی برای خود قائل بود، زیر فشار فروپاشی اقتصادی، سرکوب سیاسی و شکاف عمیق فرهنگی میان حاکمان و مردم، از میان رفته است

اظهارات اخیر خامنه‌ای این موضع را صریح‌تر از همیشه کرد؛ او اعلام کرد «اغتشاشگران باید سر جای خود نشانده شوند»، پیامی آشکار در حمایت از سرکوبی شدیدتر

نتیجه این رهبریِ سنگرنشین روشن است: نرخ دلار نزدیک به ۱۵۰ هزار تومان، فلج اقتصادی، و جامعه‌ای رانده‌شده به مرز استیصال

در حالی که معترضان جان خود را به خطر انداخته‌اند، فشار سیاسی بین‌المللی نیز به‌طور چشمگیری افزایش یافته است

IMG_3125.pngطبیعی ست وقتی کشوری توسط خارجی ها مورد هجوم قرار بگیرد یا خارجی ها در امور آن دخالت کنند مردم آن کشور ناراحت می شوند و ترجیح می دهند خارجی در امور داخلی شان دخالت نکند و خودشان برای کشور خودشان تصمیم بگیرند و خودشان کشورشان را اداره کنند. اما این یک ایده آل است که در مقاطعی از تاریخ شدنی نیست و گاه مردم از این دخالت نه تنها ضرر نمی کنند بلکه این دخالت باعث پیشرفت و شکوفایی اجتماعی و انسانی شان هم می شود.

آیا آلمان دوران نازی ها بدون دخالت خارجی ها بهتر بود یا آلمان بعد از سقوط نازی ها به دست روس ها و انگلیس ها و فرانسوی ها و امریکایی ها؟ آیا ژاپن مبتنی بر قانون اساسی کهنسال نوشته شده توسط خود ژاپنی ها بهتر بود یا ژاپنی که چند جوان امریکایی قانون اساسی آن را نوشتند؟ آیا جهان و حتی اقلیت آلمانی های مخالف نازیسم، می توانستند منتظر بمانند تا نازی ها به دستِ خودِ آلمان ها از قدرت ساقط شوند و کشور آلمان از وجود منحوس آن ها گیرم بعد از ۵۰ سال پاکسازی شود؟

این ایده آل دست یافتنی نبود و تاریخ هم نمی توانست منتظر وقوع این ایده آل بماند و میلیون ها انسان نگونبخت در انتظار وقوع ایده آل بمانند و از یک زندگی نرمال و بدون تنش و خونریزی برخوردار شوند.

حالا حکایت امروز ما ایرانیان است. ۵۰ سال، مدت کمی نیست. طی این ۵۰ سال چند نسل از ایرانیان زیر نعلین آخوندها نیست و نابود شده اند و همه چیزشان از فرهنگ گرفته تا اقتصاد لگد مال و له و لورده شده است.

مردم آلمان از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ زیر چکمه ی نازی ها له و لورده شدند در حالی که بخش بزرگی از جامعه ی آلمان،،، نازی ها را قبول داشتند و آن ها را نجات بخش می دانستند و نازی ها هم ظاهرا به نفع آلمان کار می کردند و ذهنا و عملا خواستار بزرگی آلمان و آلمانی بودند.

sahar.jpg

هزار و سیصد و پنجاه و هفت ننگین بود

به دوشِ نسلِ من ، این بارِ ننگ ، سنگین بود

مرا که شرم ز پنجاه و هفتِ خود دارم

ز عمر طی شده با بارِ ننگ ، بیزارم

درود بر تو که راهت به سوی آبادی ست

هزار و چارصد و چار ، سالِ آزادی ست!

***

مرا که ننگ ز عمرِ درازِ خود دارم

ز روزگار ِ چل و هفت ساله بیزارم

مرا که لرزه از ایّامِ رفته در بدن است

همه ملامتم از کِرده های خویشتن است

درود بر تو که بانگ تو نغمۀ شادی ست

هزار و چارصد و چار ، سالِ آزادی ست!

***

من آن تَبَه شده ، آن نسلِ بی سرانجامم

که ضربِ دستِ خیانت ، فکنده در دامم

سیاهنامۀ دین ، حُکمِ سرنوشتم بود

به دستِ خویش دِرو کردم ، آنچه کِشتم بود

درود بر تو که سِیرت به سوی آبادی ست

هزار و چارصد و چار ، سالِ آزادی ست !

***

هزار و سیصد و پنجاه و هفتِ عُمر گداز

به دست عقل و دِرایت، به فاضلاب انداز

بساز میهن خود را که نسلِ هُشیاری

خوشا رَهِ تو که از ننگِ ما سبکباری !

درود بر تو که دادِ تو نفیِ بیدادی ست

هزار و چارصد و چار، سالِ آزادی ست !

م.سحر

پاریس

https://msahar.blogspot.com/

eterazat.jpgخبرگزاری هرانا گزارش داد که اعتراضات سراسری در ایران به ۷۸ شهر و ۲۶ استان گسترش یافته است. این خبرگزاری همچنین گفت که شمار معترضان کشته‌شده بر اثر شلیک گلوله به ۱۹ نفر رسیده و بیش از ۵۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند. این رسانه همچنین از بازداشت دستکم ۹۹۰ معترض به‌دست نیروهای جمهوری اسلامی خبر داده است.

رویترز: رژیم نگران است که «قربانی بعدی سیاست خارجی تهاجمی ترامپ» باشد

خبرگزاری رویترز در گزارشی دربارهٔ اعتراضات ایران نوشته که تلاش‌های مقام‌های جمهوری اسلامی برای فرونشاندن موجی از اعتراض‌های ضدحکومتی با تهدید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر مداخله به نفع معترضان پیچیده‌تر شده است.

این خبرگزاری روز دوشنبه به نقل از «مقام‌ها و منابع مطلع» که نام‌شان فاش نشده است، نوشت: این تهدید با توجه به دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، توسط آمریکا به‌طور قاطع پررنگ‌تر شده است.

یک روز پیش از آن‌که نیروهای ویژه آمریکا مادورو و همسرش را بازداشت و به نیویورک منتقل کنند، رئیس‌جمهوری آمریکا در پیامی در شبکه‌های اجتماعی هشدار داد که اگر رهبران ایران معترضان را بکشند، آمریکا «به کمک آن‌ها خواهد شتافت».

گزارش‌های منابع مختلف حاکی است که تاکنون دست‌کم ۱۷ نفر در اعتراضات ایران کشته شده‌اند.

رویترز می‌نویسد: گزینه‌های تهران به‌دلیل تهدیدهای ترامپ و بحران اقتصادی طولانی‌مدتی که پس از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران در خرداد و تیرماه امسال عمیق‌تر شد، محدود بوده است.

یک «مقام ایرانی» به این خبرگزاری گفته است: «این دو فشار هم‌زمان میدان مانور تهران را محدود کرده و رهبران را میان خشم عمومی در خیابان‌ها و مطالبات و تهدیدهای فزاینده از سوی واشینگتن گیر انداخته است؛ در حالی که گزینه‌های عملی کمی پیش رو دارند و در هر مسیر، ریسک‌ها بالاست».

به نوشتهٔ رویترز، این دیدگاه را دو مقام دیگر و همچنین یک مقام پیشین ایرانی که همچنان با تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی ارتباط نزدیک دارد تکرار کردند.

یک «مقام دوم ایران» گفت پس از اقدام آمریکا در ونزوئلا، برخی از مقام‌های حاکمیتی نگران‌اند که تهران ممکن است «قربانی بعدی سیاست خارجی تهاجمی ترامپ» باشد.

این بار هیچ ارفاقی نمیکنیم

دو روز پس از آنکه رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، معترضان را «اغتشاشگر» خواند و گفت «باید آن‌ها را سر جایشان نشاند»، غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه هم روز دوشنبه ۱۵ دی‌ماه، با تهدید مردم ایران گفت: «این‌‌ بار هیچ ارفاقی به اغتشاشگرها نمی‌کنیم چرا که آمریکا و اسرائیل از آن‌ها حمایت کرده‌اند.»

***

444.jpgکیهان لندن - بیانیه ۱۷ فعال سیاسی و مدنی درباره اعتراضات سراسری؛ نظام نامشروع جمهوری اسلامی رفتنی است هم‌میهنان آزاده، امروز ایران در بزنگاهی سرنوشت‌ساز ایستاده است.

جمهوری اسلامی، پس از دهه‌ها اتلاف و نابودی سرمایه‌های ملی در مسیر سیاست‌های ماجراجویانه و ورشکسته‌ی خود، تورم، فقر، ناامنی، فساد و بی‌عدالتی را به ابزار سرکوب و وسیله‌ای برای فرسایش و تحقیر مردم بدل کرده است.

با این همه، بار دیگر جنبش بزرگ مقاومت مدنی مردم ایران با تسخیر خیابان‌ها، اراده‌ی ملی برای برکناری نظام نامشروع جمهوری اسلامی را فریاد می‌کند. ما در کنار مردم ایستاده‌ایم تا حق زندگی شایسته، آزادی، عدالت، کرامت انسانی و حاکمیت بر سرنوشت خویش را بازپس بگیریم.

ما به نیروهای انتظامی و امنیتی هشدار می‌دهیم که به مسئولیت واقعی خود ــ حفاظت از جان و امنیت مردم ایران ــ پایبند باشند؛ نه اجرای فرمان سرکوب، نه ایستادن در برابر ملت، و نه ریختن خون شهروندان بی‌دفاع. هرگونه خشونت علیه مردم، مشارکت مستقیم در جنایتی است که در حافظه‌ی تاریخی این سرزمین ثبت خواهد شد.

امروز زمان انتخاب است: کنار ملت بایستید و صف خود را از سرکوبگرانی که رفتنی‌اند و باید پاسخ‌گو باشند، جدا کنید. ما بار دیگر تأکید می‌کنیم که تنها راه نجات ایران، گذار از جمهوری اسلامی است؛ خواسته‌ای که نه موقتی است و نه قابل سرکوب.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

آینده‌ی ایران بر نظمی دموکراتیک، مبتنی بر حاکمیت مردم، منافع ملی و روابط عادی با همه‌ی کشورهای جهان استوار خواهد بود.

امضاکنندگان: قربان بهزادیان‌نژاد

محمدباقر بختیار

جعفر پناهی

مصطفی تاجزاده

امیرسالار داودی

ویدا ربانی

محمد رسول‌اف

عباس صادقی

منظر ضرابی

ابوالفضل قدیانی

سعید مدنی

نرگس محمدی

مهدی محمودیان

مصطفی ملکیان

عبداله مومنی

محمد نجفی

صدیقه وسمقی

متن کامل پست صفحه‌ی همایون شجریان در مورد لغو کنسرت‌های اروپایی خود در همدردی با مردم

G95Nsf0WwAA7ZSY.jpg

کانال فارسی وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار تصویر زیر نوشت:

با رئیس‌جمهور ترامپ بازی نکنید

رئیس‌جمهور ترامپ مرد عمل است

اگر نمی‌دانستید، حالا می‌دانید

dontmesswt.jpgترامپ بار دیگر به جمهوری اسلامی در مورد سرکوب اعتراضات هشدار داد

دونالد ترامپ هشدار داد اگر نیروهای جمهوری اسلامی دست به کشتار معترضان بزند، ایالات متحده واکنشی «بسیار سخت» نشان خواهد داد. این دومین تهدید رییس‌جمهوری آمریکا طی دو روز گذشته در واکنش به اعتراضات سراسری ایران است.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از داخل ایران حاکی از نگرانی جدی در سطوح بالای حاکمیت است. بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز به نقل از سه مقام ارشد ایرانی، رهبران جمهوری اسلامی در جلسات غیرعلنی اذعان کرده‌اند که نظام وارد «وضعیت بقا» شده است. به نوشته این روزنامه، مقام‌های ایرانی ابزارهای محدودی برای مهار بحران اقتصادی ــ که محرک اصلی اعتراضات است ــ و نیز برای مواجهه با تهدید تشدید تنش با ایالات متحده و اسرائیل در اختیار دارند.

erfanbozorgi.jpgعرفان بزرگی ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ در مرودشت توسط نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی به قتل رسید

عرفان بزرگی، در جریان اعتراضات مردمی مرودشت و پس از مراسم خاکسپاری خداداد شیروانی با شلیک مستقیم نيروهای سرکوبگر جان خود را از دست داد.

از صفحه شخصی‌ عرفان بزرگی:

به آنچه در دل داشت رسید!

🕊️ و نامش تا ابد در یادها ماند

🖤 عرفان بزرگی، با گلوله مستقیم در مرودشت خاموشش کردند! اما نامش را هرگز نخواهند توانست خاموش کنند.

متولد ۲۰۰۳ میلادی (۱۳۸۲ شمسی)

کشتی‌گیر حرفه‌ای و قهرمان جوانان مچ‌اندازی استان فارس

***

سالگرد درگذشت هایده

| No Comments

wsj.jpgترجمه و ویرایش توسط خبرنامه گویا

وال استریت ژورنال - سال ۲۰۲۶ برای رهبران جمهوری اسلامی با نشانه‌هایی نگران‌کننده آغاز شده است. تهدید دونالد ترامپ برای حمایت از معترضان ایرانی، پس از بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا به دست آمریکا، برای تهران معنای تازه‌ای یافته و پرسش‌هایی جدی درباره میزان آمادگی واشنگتن برای اقدام مستقیم ایجاد کرده است.

ترامپ روز جمعه اعلام کرد که اگر تهران سرکوب مرگباری علیه معترضان اعمال کند، آمریکا «آماده و مسلح» برای کمک به مردم ایران است. تنها یک روز بعد، ارتش آمریکا به کاراکاس حمله کرد و مادورو و همسرش، سیلیا فلورس، را برای پاسخ‌گویی به اتهامات کیفری به ایالات متحده منتقل کرد؛ اقدامی بی‌سابقه علیه یک رئیس دولت مستقر.

سانام وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای اندیشکده چتم‌هاوس، می‌گوید این رخداد تأیید می‌کند که ترامپ غیرقابل پیش‌بینی است و «همه گزینه‌ها» درباره ایران روی میز قرار دارد. به گفته او، پیام این عملیات برای تهران روشن و هشداردهنده است.

دولت ترامپ در ماه‌های اخیر حملات هوایی علیه گروه‌های مسلح در یمن، نیجریه و سوریه انجام داده بود، اما بازداشت مادورو در پایتخت کشورش جسورانه‌ترین اقدام تا امروز محسوب می‌شود. همین مسئله سطح ریسک ادراک‌شده برای رهبران ایران را به‌طور قابل توجهی افزایش داده است.

وزارت خارجه ایران روز شنبه از سازمان ملل خواست مانع «تجاوز غیرقانونی» آمریکا به ونزوئلا شود. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز در تماس با همتای ونزوئلایی خود این اقدام را «نمونه آشکار تروریسم دولتی» خواند. هم‌زمان، برخی مقامات ارشد ایرانی تهدید کردند در صورت اجرای تهدید ترامپ، پاسخ خواهند داد.

این نگرانی‌ها در حالی تشدید می‌شود که تهران پس از سالی پرهزینه در حال بازنگری آسیب‌پذیری‌های خود است. در جنگ ۱۲روزه ژوئن، اسرائیل با شکستن خطوط قرمز پیشین، مستقیماً به ایران حمله کرد و بخش‌هایی از پدافند هوایی کشور را از کار انداخت. ترامپ نیز در روزهای پایانی جنگ به حملات علیه تأسیسات هسته‌ای ایران پیوست و متحدان منطقه‌ای تهران، از جمله حزب‌الله و حماس، به‌شدت تضعیف شدند.

به گفته روزبه علی‌آبادی، مشاور ژئوپولیتیک، بازداشت مادورو اکنون احتمال سناریوهای افراطی‌تر را برای ایران واقعی‌تر کرده و حتی بحث کنار گذاشتن اجباری رهبر جمهوری اسلامی را وارد محاسبات کرده است. او این تحول را «تغییردهنده بازی» می‌داند که افق‌های تازه‌ای را پیش روی مخالفان می‌گشاید.

در این میان، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تأکید کرد عملیات کاراکاس پیامی جهانی دارد: ترامپ ترجیح می‌دهد مسائل را مسالمت‌آمیز حل کند، اما اگر لازم بداند، اقدام خواهد کرد. او هشدار داد سخنان رئیس‌جمهور باید جدی گرفته شود و «با این دولت بازی نکنید».

این فشار خارجی هم‌زمان با بحران داخلی ایران شدت گرفته است. اعتراض‌ها که از سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، به بیش از ۶۰ شهر گسترش یافته و بنا بر گزارش‌ها دست‌کم ۱۵ کشته برجای گذاشته است. علی خامنه‌ای با پذیرش تلویحی نارضایتی اقتصادی، اعتراض‌ها را کار «دشمن» خواند و معترضان را تهدید کرد. تحلیلگران می‌گویند با حمایت علنی آمریکا، معترضان احساس قدرت بیشتری خواهند کرد و گزینه‌های حاکمیت به‌شدت محدود شده است.

طنز تصویری

پوتین: ما معامله می‌کنیم، به ترامپ هم نمی‌گیم.

چین: ترامپ حسابی اهل «*FAFO» کردن است. (*خودت خواستی، حالا نتیجه‌اش رو ببین)

گرینگو کانادا: هر وقت خواستی بیا کانادا ;)

زلنسکی: می‌تونم ۵۰۰ میلیون دلار قرض بگیرم؟

ترامپ: بیا بیرون!

moblielarge.jpg

velayee.jpgپوشش برای دیده شدن!

یکی از صدهاهزار جایی که برادران برای تبلیغ ایدئولوژی خود از پول بیت المال خرج میکنند.

در ایدئولوژی و دین برادران ولایی، موی زنان فسادش از دزدی ، ظلم و مشروب خوردن و بالا کشیدن بیت المال و ... بیشتر است.

از یهودیان یاد گرفته اند که لاکچری و پولدار باشند ، اما کاشکی مثل یهودیان با نان بازو و تفکر پولدار میشدند و نه با رانت و یا دزدی از بیت المال.

***

علی جوانمردی، مشاور ارشد ناظر بر تلویزیون فارسی، کردی و افغانستان صدای آمریکا تاکید کرد: حمایت حداکثری از مردم ایران توسط پرزیدنت ترامپ به سیاست فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی افزوده شد

علی جوانمردی: از دید دولت ترامپ آلترناتیو در داخل ایران است

***

رونمایی سناتور امریکایی از کلاه "ایران را دوباره با شکوه کنیم"

سناتور لیندزی گراهم امروز در فاکس نیوز گفت دعا می‌کنم که ۲۰۲۶ سالی باشد که... (رونمایی از کلاه) "ایران را دوباره با شکوه کنیم"

تکمیلی:

کلاه «ایران را دوباره با شکوه کنیم» در دست دونالد ترامپ

trumphatlarge.jpgلیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی، روز دوشنبه با انتشار تصویری از خود به همراه دونالد ترامپ در شبکه ایکس نوشت رییس‌جمهوری آمریکا این کشور را در داخل و خارج «نیرومندتر از همیشه» بازگردانده است.

او افزود: «خداوند مردم شجاع ایران را که در برابر استبداد ایستاده‌اند، حفظ و حمایت کند.»

در این تصویر دونالد ترامپ کلاهی در دست دارد که روی آن نوشته شده «ایران را دوباره با شکوه کنیم»

این کلاه و عبارت برگرفته از شعار انتخاباتی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا است.

متروی ۱۵ خرداد تهران؛ «گاز اشک‌آور زدند اینجا»

musk.jpgقدرت ایکس و ایلان ماسک؛ از یک توییت تا فریاد خیابان

دو روز پیش، ایلان ماسک در واکنش به یکی از پست‌های علی خامنه‌ای، به فارسی نوشت: «زهی خیال باطل».

اکنون معترضان در ایران همان عبارت را تکرار می‌کنند؛ با استفاده از دقیقاً همان کلماتی که ایلان ماسک به کار برد، خامنه‌ای را آشکارا «قاتل» خطاب می‌کنند.

***

***

مردم خشمگین ایلام در واکنش به سرکوب مأموران حکومتی دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ وارد شعبه‌ای از بانک سپه شدند و تجهیزات این بانک نظامی را خنثی کردند.

444.jpgکیهان لندن - - با گذشت هشت روز از اعتراضات سراسری دی۴۰۴ و در جریان تجمعات و تظاهرات در شهرهای مختلف، منابع حقوق بشری گزارش داده‌اند ۸۱ نوجوان فقط در جریان اعتراضات استان کهگیلویه و بویراحمد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

- شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از ربوده شدن هستی کریمی، دانش‌آموز شانزده ساله ساکن مشهد در بعدازظهر شنبه ۱۳ دی‌ماه در حوالی میدان فلسطین این شهر خبر داده است.

- روز جمعه ۱۲ دی‌ماه نیز در جریان اعتراضات سبزوار، سعید شیعی و ابوالفضل ایمانی، هر دو ۱۷ ساله، به همراه جواد سلطانی کلاته بازداشت شدند. همچنین شامگاه ۱۳ دی‌ماه جلال لطفی در سبزوار بازداشت و به اطلاعات آگاهی انتقال یافته است.

- در ۱۰ دی‌ماه نیز هومن بلاش‌آبادی ۱۷ ساله و اهل سبزوار، در جریان اعتراضات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

- سبا محرومی و زهرا مهدوی هر دو ١٧ ساله و اهل سبزوار روز سەشنبە ٩ دی‌ماه بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت مشهد منتقل شدند.

- همچنین در روزهای گذشته دستکم ۱۱۵ شهروند از جمله پنج زن و ۱۱ نوجوان در شهرهای یزد، شوشتر و کرمانشاه بازداشت شدند.

- روز پنجشنبه ۱۱ دی ماه ۱۴۰۴، کوروش خیری کودک ١٣ سالە اهل شهرستان دورود در استان لرستان، از سوی نیروهای حکومتی بازداشت شده و کماکان خبری از سرنوشت وی در دسترس نیست.

- شماری از بازداشت‌های کودکان در جریان اعتراضات همچنان مستندسازی و رسانه‌ای نشده است اما آمارهایی که تا کنون منتشر شده نشان می‌دهد از روز یکشنبه هفتم دی‌ماه و آغاز اعتراضات تا کنون تقریبا نزدیک به ۱۳۰ کودک زیر ۱۸ سال در شهرهای مختلف کشور بازداشت و به زندان منتقل شده‌اند.

omidJ.jpgویژه خبرنامه گویا - امید جلیلی، بازیگر و کمدین سرشناس بریتانیایی-ایرانی، در مجموعه‌ای از پست‌ها در شبکه اجتماعی ایکس (X) به‌شدت از نحوه پوشش رسانه‌های غربی از اعتراضات جاری در ایران انتقاد کرد و گفت رسانه‌هایی که خود را مدافع حقیقت می‌دانند، «صدای واقعی مردم معترض ایران» را بازتاب نمی‌دهند.

جلیلی با اشاره به تیتر یکی از گزارش‌های روزنامه گاردین نوشت به‌جای تمرکز بر «مردمی که با تمام توان برای آزادی می‌جنگند»، این رسانه عملاً نقش «بلندگوی جمهوری اسلامی» را بازی کرده و با هشدار به دونالد ترامپ درباره «دخالت در امور داخلی ایران»، از اصل ماجرا فاصله گرفته است. به گفته او، آنچه اکنون در ایران جریان دارد «بی‌تردید یک خیزش علیه خودِ نظام اسلامی» است، اما گاردین آن را با عباراتی حداقلی چون «نارضایتی‌های اقتصادی» و «شعارهای پراکنده ضد دولتی» توصیف کرده است.

این کمدین بریتانیایی-ایرانی در کنایه‌ای تند، عمق چنین گزارش‌هایی را با آزمون‌های شناختی منتسب به ترامپ مقایسه کرد و نوشت: «آزمونی که در آن باید تصویر زرافه را از میان چند حیوان تشخیص داد، عمق بیشتری دارد.»

جلیلی همچنین از رویکرد BBC Verify ابراز شگفتی کرد؛ بخشی که به گفته او با زیر سؤال بردن اصالت یک تصویر این تصور را القا کرده که نباید به آنچه در ایران می‌بینیم اعتماد کنیم. او تأکید کرد این تردیدافکنی‌ها در حالی مطرح می‌شود که دست‌کم هشت نفر به دست نیروهای حکومتی کشته شده‌اند و اعتراضات گسترده در ۲۷ شهر و منطقه ایران به‌طور مستقل گزارش شده است.

او در پایان تأکید کرد: «مردم ایران دغدغه‌ای درباره چپ یا راست، سلطنت‌طلب یا آنارشیست بودن ندارند. این یک خیزش واقعی است و همین حالا در جریان است؛ فارغ از آنچه "بی بی سی وِریفای" فکر می‌کند.»

444.jpgاقتصادنیوز - راتق اتوبوس‌خودرویی است که به عنوان سدکننده در برابر اغتشاشات توسط یگان ویژه نیروی انتظامی طراحی و ساخته شده است.
این خودرو به دوربین، سیستم فیلتراسیون، سیستم پرتاب رنگ و ماده بدبو، آبپاش، سیستم صوت، دیده‌بان و خروجی اضطراری مجهز است.کار طراحی این اتوبوس ویژه از ۴ سال پیش شروع و با تغییراتی که در هر مرحله اتخاذ شده هم اکنون برای ۲۱ نفر نیروی تخصصی به همراه دو خدمه و یک راننده ظرفیت دارد.
ماموریت اصلی راتق آن است که در زمان اغتشاش و بحران، مابین نیروهای عملیاتی و جمعیت معترض قرار گرفته و با ایجاد فاصله می‌تواند شروع درگیری را به تاخیر انداخته و فرصت بیشتری برای مذاکره، راهنمایی و اخطار با معترضان و پیشگیری از وقوع درگیری به وجود آورد.

طراحی داخلی راتق به‌گونه‌ای است که ۲۱ نفر نیروی تخصصی یگان ویژه از جمله تک‌تیرانداز، ساچمه‌زن، پرتاب گاز، پینت‌بال‌زن و... می‌توانند به راحتی و با دقت کامل بر آشوبگران مسلط شوند. این خودروی ضد حریق مجهز به سرویس بهداشتی، سیستم سرمایشی اسپیلت وخروجی اضطراری است.

ناجا+راتق+1.jpg

444.jpg روزنامه ایران - صادق زیباکلام؛ استاد سابق علوم سیاسی در روزنامه ایران نوشت: ​ به شخصه با هرگونه دخالت قدرت‌ها و کشور‌های بیگانه در امور داخلی ایران مخالفم.

مردم حق دارند نسبت به آینده خود، معیشت‌شان و شیوه اداره کشور معترض باشند. ​نقطه‌ای که برای من خط قرمز محسوب می‌شود، پیوند زدن این مطالبات به مداخله خارجی است.

هرگونه تلاش برای اصلاح وضع موجود باید به دست خود ایرانیان و از دل جامعه ایران صورت بگیرد. ​ورود قدرت‌های بیگانه، نه‌تنها به آزادی و رفاه منجر نشده، بلکه اغلب آینده کشورها را با بی‌ثباتی و بحران‌های عمیق‌تری مواجه کرده است.

ونزوئلا حیاط خلوت آمریکایی‌ها / مشکل ترامپ با جمهوری اسلامی سر دموکراسی نیست

🔹صادق زیباکلام در یادداشتی که برای دیدارنیوز ارسال کرده است‌ نگاهی به آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاده داشت و تاکید کرد: مشکل ترامپ با جمهوری اسلامی بخاطر اختلاف های سیاسی است نه موضوع دموکراسی.

صادق زیباکلام

🔹درباره اتفاقی که در ونزوئلا و تهدید ایران توسط ترامپ چند تا نکته را باید بگویم.

🔹نکته اول اینکه ونزوئلا عملا حیاط خلوت آمریکایی‌ها به حساب می‌آید. یعنی منطقه آمریکای لاتین؛ بنابراین به آن سهولت و موفقیتی که آمریکایی‌ها در ونزوئلا عمل کردند، نمی‌دانم که آیا به همان سهولت و سادگی و با همان موفقیت بتوانند مثلا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران هم عمل کنند.

🔹نکته دوم اینکه اساسا مسأله ونزوئلا و حکومت آقای مادورو از اساس با آنچه که در رابطه با جمهوری اسلامی است متفاوت بوده است. در حقیقت قوه‌قضائیه آمریکا علیه آقای مادورو اعلام جرم کرده، خودش و همسرش پرونده سنگینی در رابطه با موادمخدر دارند. حالا من جزئیات آن را نمی‌دانم، اما ایشان، به عنوان کسی که متهم به این است که مواد مخدر جابه‌جا و حمل‌ونقل می‌کرده به آمریکا وارد شده، مسأله این بوده که باعث دستگیری و انتقال ایشان به آمریکا شده است. اصلا و ابدا مسأله این نبوده که آقای مادورو شما دموکراسی را در کشورتان پایمال و خدشه‌دار کردید و زندانی سیاسی دارید. اصلا اینها نبوده و صورت مسأله به قاچاق موادمخدر و پولشویی برمی‌گردد.

ویدئو:

عکس:

fireAttack.jpg

444.jpgبه گزارش هم‌میهن آنلاین، احمد زیدابادی در کانال تلگرامی‌اش نوشت:

نه مقام‌های حکومتی به حرف امثال من گوش دادند و نه براندازان گوش‌شان به حرف امثال من است. هر کدام کار خود را کردند و خواهند کرد.

در این میان، ترامپ و ایلان ماسک هم به طور عریان وارد معرکه شده‌اند. شمشیرها از هر دو طرف از رو بسته می‌شود!

چه باید کرد؟ یا چه می‌توان کرد؟ پاسخ این پرسش را من سال‌ها قبل داده‌ام! نباید وضع کشور به این نقطه می‌رسید و حالا که شمشیرها از رو بسته می‌شود، از نیروهای مستقلی که خواهان تغییر و اصلاح درون‌جوش و مسالمت‌آمیز ایران بودند، در عمل کار مؤثر و تعیین کننده‌ای برنمی‌آید؛ همانطور که تاکنون برنیامده و بهترینِ فرصت‌ها سوخته است.

حکومت و براندازنش که در شرایط آرام، به حرف امثال ما گوش نکردند، در فضای التهاب چگونه ممکن است گوش کنند؟ بنابراین، فقط مقداری حرافی و لفاظی از جانب امثال من باقی می‌ماند که نتیجه‌اش فحش شنیدن از تمام اطرافِ دعواست! نقش بی‌حاصل و مضحکی است! اما تنها جایگزین سکوت مطلق یا پناه بردن به گوشه‌ای از کویر، ایفای همین نقش مضحک است! چه خوب است که انسان سر خود کلاه نگذارد. اندازه و نقش خود را در هر صحنه‌ای دریابد. مپندارد که با اراده‌گرایی شخصی، توان به هم زدن بازی‌های سخت به نفع خود را دارد!

با هر تحولی اما جهان به پایان نمی‌رسد. تاریخ سرشار از تحولات عجیب و غریب و محیرالعقول بوده است. هر تحولی که در پیش باشد، پس از مدتی، گرد و غبارها فرو می‌نشیند و واقعیت رخ می‌نماید و خواستِ آرام شدن وضع، خواست غالب می‌شود. آن روز، روز داوریِ عقل سلیم است!

محمد مایلی‌کهن، سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران در گفتگو با آیدین مقیمی، ایران اینترنشنال، از ورزشکاران خواست از اعتراضات سراسری مردم ایران حمایت کنند: «ورزشکاران هرچه دارند، از مردم دارند.»

44444.jpgاپک تایمز - تام توگندهات، نماینده پارلمان بریتانیا و وزیر پیشین امنیت این کشور گفت که شماری از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی هم‌اکنون برای تضمین امنیت خود پس از فروپاشی رژیم، با سرویس‌های اطلاعاتی خارجی در تماس هستند و اطلاعات محرمانه رد و بدل می‌کنند.

توگندهات در صفحه رسمی ایکس خود با بیان این مطلب افزود آگاهی رهبران جمهوری اسلامی از این‌که بسیاری از افراد نزدیک به حکومت به‌طور مخفیانه در حال آماده‌سازی برای فرار هستند، باعث افزایش سوءظن و بی‌اعتمادی در بالاترین سطوح قدرت شده است.

این نماینده پارلمان بریتانیا افزود که چنین بدگمانی‌هایی در نهایت کمکی به بقای مقام‌های ارشد در حکومت نخواهد کرد، چرا که به گفته او، بسیاری از همین چهره‌های بلندپایه نیز خود در خفا به دنبال همان مسیر فرار هستند.

***

444.jpgدویچه وله - رئیس‌جمهوری آمریکا با اشاره به کشته‌شدن معترضان در ایران اعلام کرد که واشنگتن اوضاع را "دقیق" زیر نظر دارد و جمهوری اسلامی در صورت عبور از خط قرمز، ضربه سختی خواهد خورد.

farar.jpg

ونزوئلا یکی از اندک مقاصد بالقوه‌ای بود که مقامات جمهوری اسلامی در صورت سقوط رژیم می‌توانستند برای فرار از محاکمه‌ها یا انتقام‌جویی‌های احتمالی به آن‌جا بگریزند. اما اکنون که حکومت نیکلاس مادورو، از متحدان نزدیک تهران سقوط کرده است، مقامات ایران چه گزینه‌های دیگری در اختیار خواهند داشت؟

یورونیوز - به گزارش «میدل‌ایست فاروم»، بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری ونزوئلا تناقضی را برای تهران ایجاد کرده است. رهبران جمهوری اسلامی اکنون از سویی برای ماندن در قدرت مصمم‌ترند و از سوی دیگر با توجه به پیغام تهدید‌آمیز دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، از به‌کارگیری خشونت بیشتر می‌هراسند. آن‌ها نمی‌توانند فرض کنند شعارهای آقای ترامپ توخالی است. بالاخره او با کنار زدن یکی از دشمنان، قاطعیت نشان داد. اما با همین کار، راه تبعید را هم برای رهبران ایرانی دشوارتر کرد، چون ونزوئلا یکی از معدود مقصدهای بالقوه‌ای بود که تعدادشان مدام کمتر می‌شد.

دونالد ترامپ بامداد جمعه، دوم ژانویه در شبکه اجتماعی «تروت‌سوشال» نوشت: «اگر ایران به معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آن‌ها را به طرز وحشیانه‌ به قتل برساند، چیزی که رسم و عادت آن‌هاست، ایالات متحده آمریکا برای نجات آن‌ها (معترضان) وارد خواهد شد. ما در حالت آماده‌باش کامل (مسلح و آماده) هستیم.»

ساعاتی بعد، کماندوهای آمریکایی آقای مادورو را در کاراکاس بازداشت کردند. بنابر این گزارش، این تحولات ممکن است علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در صدور فرمان حمله مرگبار به معترضان با تردید مواجه کند.

به گزارش «میدل‌ایست فاروم»، هر بار که آقای خامنه‌ای روی مداخله نکردن دونالد ترامپ قمار کرده، باخته است. جمهوری اسلامی در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ با فرض این که تعلل مقامات آمریکایی برای حمله به ایران ادامه خواهد داشت، اقدامات تهاجمی خود را در منطقه گسترش داد. اما نیروهای آمریکایی به فرمان آقای ترامپ در سوم ژانویه ۲۰۲۰ با حمله پهپادی قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه را ترور کردند. سال گذشته نیز پس از آن که علی خامنه‌ای در جریان مذاکرات هسته‌ای صبر دونالد ترامپ را محک زد، رئیس‌جمهوری آمریکا بمب‌افکن‌های بی-۲ را برای بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران اعزام کرد.

اکنون آقای ترامپ با ترسیم خط قرمز جدیدی برای جمهوری اسلامی، مقامات را تهدید کرده است که اگر به معترضان شلیک کنند و آن‌ها را بکشند، ایالات متحده برای نجات معترضان ایرانی اقدام خواهد کرد. با این وجود، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به معترضان شلیک کرده و چندین نفر را کشته‌اند، هرچند تعداد کشته‌شدگان با اعتراضات سال‌های گذشته فاصله دارد.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

به گزارش «میدل‌ایست فاروم»، آقای خامنه‌ای باید محاسبه کند چه حدی برای دونالد ترامپ «زیاده‌روی» محسوب می‌شود، اما نمایش قاطعیت آقای ترامپ در ونزوئلا باید علی خامنه‌ای را محتاط‌تر کند تا بختش را بیش از حد نیاز نیازماید.

مقام‌های ایرانی طرح‌های اضطراری در صورت فروپاشی رژیم را علنا تایید نمی‌کنند، اما پس از زمین‌گیر شدن حزب‌الله، فروپاشی رژیم بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه و نشان دادن این واقعیت از سوی اسرائیل که می‌تواند به قلب رژیم ضربه بزند، احتمالا مقام‌های مختلف در حال فکر کردن به مقصدهای تبعید هستند.

تام توگنهات، نماینده حزب محافظه‌‌کار در پارلمان و معاون وزیر کشور دولت پیشین بریتانیا شامگاه شنبه با انتشار پیامی به زبان فارسی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «از میان مقامات ارشد جمهوری اسلامی، چند نفر همین حالا برای تضمین امنیت پس از سقوط با سرویس‌های اطلاعاتی خارجی در تماس‌اند و اطلاعات محرمانه ردوبدل می‌کنند؟»

آقای توگنات افزود: «وقتی می‌دانند بسیاری از نزدیکان رژیم مخفیانه برای فرار آماده می‌شوند، در راس نظام سوءظن و بی‌اعتمادی بالا می‌گیرد. اما این بدگمانی نجاتشان نمی‌دهد، چون خیلی از همین سران خودشان هم در خفا دنبال همان راه فرارند.»

444.jpgکیهان لندن - ستار هاشمی وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی روز دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ در پاسخ به خبرنگاران درباره قطع و کاهش سرعت اینترنت طی روزهای گذشته گفت «قطع یا محدودسازی اینترنت، یک اقدام مطلق و همیشگی نیست بلکه تابع شرایط خاص است و تصمیم‌ها در این حوزه با در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی، معیشتی و حفظ جان شهروندان اتخاذ می‌شود.»

او همچنین گفته «مردم مطالبات و اعتراض‌هایی دارند، اما در عین حال، نگرانی جدی نسبت به آسیب دیدن کسب‌وکار‌ها در صورت اختلال یا قطع اینترنت نیز وجود دارد و این دغدغه، کاملاً قابل فهم است.»

ستار هاشمی در حالی کاهش سرعت و قطع اینترنت طی روزهای گذشته را تأیید کرده که روز چهارشنبه دهم دی‌ماه ادعای «وقوع حملات سایبری گسترده علیه زیرساخت‌های ارتباطی کشور» را مطرح کرد و هم‌زمانی این حملات را عامل اشغال بخشی از پهنای باند و کاهش مقطعی سرعت اینترنت یا اختلال در کیفیت دانسته بود.

وزیر ارتباطات گفته بود «بعدازظهر روز یکشنبه [هفتم دی‌ماه]، کشور شاهد یکی از بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین حملات سایبری علیه زیرساخت‌های ارتباطی بود. این حملات از بیش از ۱۲۰ هزار مبدأ مختلف در سراسر جهان انجام شد و یکی از اپراتورهای ارائه‌دهنده خدمات ارتباطی کشور را به‌طور مشخص هدف قرار داد.»

او تأکید کرده بود که «این حمله که از نظر گستردگی و شدت در زمره مهم‌ترین حملات سایبری اخیر محسوب می‌شود، می‌توانست چالش‌های جدی برای کشور ایجاد کند، اما با هوشمندی، تدبیر و تلاش شبانه‌روزی متخصصان حوزه ارتباطات، بدون ایجاد بحران مهار شد.»

444.jpgاین میخ تابوت ترامپ است

روزنامه کیهان

گفت: ترامپ که با ادعای صلح‌طلبی حنجره خود را پاره کرده است، برای تصاحب نفت ونزوئلا به این کشور حمله کرد و مدعی است رئیس‌جمهور ونزوئلا و همسرش را دزدیده و به آمریکا منتقل کرده است!

گفتم: مردک دیوانه از وقتی سر کار آمده تاکنون ۷ جنگ برپا کرده و باز هم ادعای صلح‌طلبی دارد!

گفت: مردم ونزوئلا که ترامپ دیوانه وحشی را می‌شناسند در حمایت از دولت مادورو به خیابان آمده و اعلام کرده‌اند اجازه اشغال کشورشان را نمی‌دهند.

گفتم: ترامپ در میان مردم آمریکا از کمترین حمایت برخوردار است و بسیاری از کسانی که به او رای داده‌اند آشکارا ابراز پشیمانی می‌کنند و با حمله به ونزوئلا نیز مخالفت کرده‌اند.

گفت: بسیاری از دولت‌ها نیز اقدام ترامپ را نقض آشکار قوانین بین‌المللی دانسته‌اند.

گفتم: تعداد قابل توجهی از صاحبنظران و تحلیلگران و مقامات سیاسی و نظامی آمریکا هم معتقدند که حمله به ونزوئلا میخ محکمی بر تابوت در حال آماده شدن ترامپ است.

گفت: پس باید منتظر آخرین میخ بود.

گفتم: صبر داشته باش! گلوله‌ای به سر یکی از همین دیوانه‌ها شلیک شده بود ولی یارو هنوز زنده بود! از پزشکان علت را پرسیدند. گفتند؛ گلوله دارد دنبال مغزش می‌گردد و هنوز مغز او را پیدا نکرده است!

xjadal.jpgویژه خبرنامه گویا - در روزهای اخیر، یک مناقشه تند در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) میان دو کنشگر زن ایرانی، سَنا ابراهیمی و عَسل راد، بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده است؛ جدالی که اختلاف دیدگاه‌ها درباره اولویت‌های سیاسی، حقوق بشری و سیاست خارجی را به‌طور آشکاری برجسته می‌کند.

عسل راد، که خود را مدافع حقوق بشر در ایران معرفی می‌کند اما تمرکز اصلی فعالیت‌هایش بر نقد سیاست‌های ایالات متحده و اسرائیل است، در پستی نوشت که به‌گفته او «در حال زمینه‌سازی برای جلب رضایت افکار عمومی جهت جنگ با ایران» هستند تا توجه‌ها از آنچه «تداوم نسل‌کشی علیه فلسطینیان با سلاح‌ها و منابع مالی آمریکا» خواند، منحرف شود.

tweet1.jpg

این اظهارات با واکنش تند سنا ابراهیمی، کنشگر شناخته‌شده ضد جمهوری اسلامی، روبه‌رو شد. ابراهیمی در پاسخ، با اشاره به شعارهای خیابانی معترضان در داخل ایران، تمرکز مداوم بر مسئله اسرائیل و فلسطین را «تلاش برای تغییر موضوع» دانست و آن را پوششی برای سرکوب داخلی، کشتار معترضان و فساد ساختاری در ایران توصیف کرد. او همچنین راد و همفکرانش را به همسویی با آنچه «شبکه لابی‌گری جمهوری اسلامی در غرب» خواند، متهم کرد.

در بخش‌هایی از پاسخ ابراهیمی، که حاوی ادبیات تند و عبارات توهین‌آمیز بود، بر این نکته تأکید شد که از نگاه او، منابع مالی ایران در خارج از کشور صرف منازعات منطقه‌ای می‌شود، در حالی که شهروندان ایرانی در داخل با سرکوب و خشونت مواجه‌اند. وی تصریح کرد که به‌عنوان یک ایرانی، «اولویت باید ایران و جان مردم آن باشد» و هرگونه تمرکز خارجی را «انحراف افکار» دانست.

tweet2.jpg

Babak_Khati.jpgویژه خبرنامه گویا

در بررسی و توصیف رخدادها در دنیای امروز "روایتگری" حرف اول را می‌زند، امری که متاسفانه در عمل گاهی حتی از آنچه واقعا اتفاق افتاده نیز مهمتر می‌شود.

چرا که مخاطبان عملا از روی روایت‌های منتشر شده در باره یک مساله -و معمولا غالب‌ترین آنها- در مورد آن قضاوت کرده، موضع می‌گیرند.

به همین دلیل تمام سعی حکومت‌ها و گروه‌های سیاسی بر این است تا در ساختن روایت‌ها به سود خود، بیشترین نقش را داشته باشند و با لحاظ کردن اهداف خود، در جنگ روایت (دیسکورس) پیروز باشند.

اهمیت این مساله خصوصا در بحران‌ها و مسائلی چون جنگ، نسل‌کشی، اعتراضات سیاسی و ...بیشتر هم می‌شود. چون قضاوت نهایی چنانکه گفته بر اساس روایتی است که توانسته فراگیر شده، خود را بر مخاطب تحمیل کند و گاه دور از واقعیت باشد.

این مساله اهمیت رسانه‌ها و فعالان رسانه‌ای شرافتمند و غیروابسته را بهتر نشان می‌دهد که با نقل روایت‌های مستقل و منصفانه، در روایت غالب دروغین حکومت‌ها و متجاوزین خدشه وارد کرده، جلوه‌هایی از واقعیت رخ داده را به چشم جهانیان می‌رسانند.

در این میان رسانه‌های حکومتی، در موارد بحرانی چون اعتراضات اخیر از یک دستور مشترک در جهت تحمیل دیسکورس خود، برای سرکوب و متوقف کردن اعتراضات استفاده می‌کنند و در ادامه به مواردی از آن اشاره می‌گردد:

Amir_Kareab.jpgبعد از گذشت صدواندی سال از انقلاب مشروطه، انقلابی در حال وقوع است که نوید روزهای خوب در روح ایران زمین را می‌دهد تا دوباره برپای خود بایستد و فرهنگ غنی این سرزمین را دوباره در زندگی مردم بیدار کند. و با بر آمدن سلسله پهلوی و بر تخت نشستن فرزند خلف ایران، رضا شاه کبیر ایران زمین نفسی تازه کردو روح ملی بیدار شد و سنت و خرافات به عقب رانده شد و بعد از آن بزرگ مرد رضا شاه کبیر، پسرش محمد رضا شاه دنباله راه پدر را گرفت. ایران مدرن در حال رشد و شکوفایی بود که مجموع خطاهای تاریخی، انقلابی واپس گرا را به ایران زمین تحمیل کردند، و خوابرفتگان تاریخ با جهل و خرافات، ایران مدرن را به بیراهه کشاندند! انقلابی که ضرورت نبود! انقلابی که با ذهنیت کسانی بقدرت رسید که جز خرافات و ترس و بدبختی نصیب ایران نکردند!

در سال پنجاه‌وهفت جامعه ایران نیازمند یک رفرم بود نه یک انقلاب .آنهم انقلابی ارتجاعی، که در راسش فردی رهبر بود که ایده‌ای از زندگی مدرن نداشت. و آرزوی بازگشت ایران به هزار و چهار صد سال پیش را در سر داشت! و آن جامعه نوپا و مدرن را که قصد داشت زندگی با شاخص‌های مدرن برای افرادش بسازد و شکل دولت و ملت را تحقق بخشد، با یک خطای تاریخی دوباره بازگشت به دوران صفویه و قاجاریه! شدیم حکومت اسلامی و امت، در واقع خواب شدیم و تیشه زدند به ریشه ایران شاداب و مدرن. که اکنون نزدیک به پنج دهه حاکمان اسلامی انتقام خودشان را از مردم گرفتند!

"عمر جهان برما گذشت
از غربتی به غربتی دیگر"

و اکنون رسیده‌ایم به یک چهارراه تا دوباره ققنوس وار از خاکستر فرهنگ و دانایی خود بیدار شویم!

مشکل برون رفت از این شرایط مرگبار چیست؟

ایدئولوژی ها دیگر جوابگو برای ملتی که خودش فرهنگ اصیل و پویایی دارد نیست! کشوری که شاهنامه دارد، تاریخ بیهقی، سعدی و حافظ دارد، دخیل به ایدئولوژی های وارداتی نمی بندد. اسلام با روح ایرانی همخوانی ندارد و دوران جدیدی در سرزمین‌مان ایران پس از خطای تاریخی سال پنجاه و هفت شکل می گیرد، باید به خودمان بسنده کنیم به فرهنگ غنی و ملی خودمان!

Bahram_Farokhi_2.jpgپیش از آنکه به تحلیل و مقایسه تاریخی این دو دولت بپردازم، لازم است نگاهی کنیم به شرایط دشوار دولت پزشکیان و فضای پرتنش سیاسی رژیم اسلامی: جایی که هر گام این دولت با مقاومت ساختارهای قدرتمند و چالش‌های پیچیده مواجه است و هر تصمیم، عبور از دشواری‌ها و حفظ بقا را می‌طلبد.
دولت پزشکیان در محاصرهٔ بحران‌ها:
دولت مسعود پزشکیان در یکی از متلاطم‌ترین مقاطع تاریخ رژیم اسلامی بر سر کار آمده است: مقطعی که هم‌زمانی بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، عملاً حاشیهٔ مانور هر دولتی را به حداقل رسانده است. جهش افسارگسیختهٔ قیمت دلار، اعتراض بازاریان، تظاهرات خیابانی مخالفان، و موج استعفاها و ریزش در کابینه، نشانه‌هایی آشکار از فرسایش سریع اقتدار دولت است: دولتی که هنوز به‌درستی مستقر نشده، اما از هر سو تحت فشار قرار دارد.
در پشت این آشفتگی ظاهراً پراکنده، یک منازعهٔ عمیق‌تر در جریان است. از یک‌سو اصلاح‌طلبان و نیروهای میانه‌رو که همچنان امید خود را به "معامله " با آمریکای ترامپ بسته‌اند و بقای نظام را در نوعی توافق حداقلی با واشنگتن می‌بینند: و از سوی دیگر، هستهٔ سخت قدرت که متشکل از بخش‌هایی از نهادهای امنیتی و نظامی و الیگارشی رانتی است و نه‌تنها به دولت پزشکیان بی‌اعتماد است، بلکه آن را مانعی در مسیر پروژهٔ مورد نظر خود می‌داند.
شواهد نشان می‌دهد که این هستهٔ سخت به این جمع‌بندی رسیده است که دولت فعلی باید وادار به استعفا یا کناره‌گیری شود: نه برای نجات کشور از بحران، بلکه برای بازکردن راه به‌سوی سناریویی جدید. سناریویی که در آن، با چراغ سبز ترامپ و در قالب نوعی "بازسازی کنترل‌شده"، چهره‌ای مشابه "احمد الشرع " یک بازیگر قابل معامله، مطیع و فاقد پایگاه اجتماعی مستقل, بر سر کار آورده شود: چهره‌ای که بیش از آنکه نمایندهٔ جامعهٔ ایران باشد، نمایندهٔ مصالح معامله‌گران قدرت است.
در چنین شرایطی، دولت پزشکیان نه فقط با بحران‌های روزمره، بلکه با پروژه‌ای سازمان‌یافته برای حذف سیاسی خود روبه‌روست. بحرانی که فراتر از ناکارآمدی یک دولت، بازتاب بن‌بست ساختاری نظامی است که دیگر حتی تحمل اصلاحات حداقلی درون خود را نیز ندارد.

changiz.jpgویژه خبرنامه گویا

در روزهای پایانی آذر و ابتدای دی ۱۴۰۴ (دسامبر ۲۰۲۵)، بازارهای ایران، به ویژه بازار بزرگ تهران، صحنه یکی از گسترده‌ترین اعتصاب‌ها و اعتراضات صنفی سال‌های اخیر شد. این حرکت از ۷ دی با تعطیلی مغازه‌ها در مراکز تجاری کلیدی مانند پاساژ علاءالدین، چارسو، پل حافظ، خیابان‌های لاله‌زار، جمهوری، سعدی، امین‌حضور و بخش‌های سنتی بازار بزرگ آغاز گردید و به سرعت به بازارهای موبایل، طلا و ارز گسترش یافت. کسبه و بازاریان، که اغلب به عنوان قشر محافظه‌کار و سنتی جامعه شناخته می‌شوند، با بستن کرکره‌ها و تجمع در خیابان‌ها، فریاد اعتراض خود را علیه سقوط بی‌سابقه ارزش ریال بلند کردند. نرخ دلار در روزهای اولیه اعتراضات به بیش از ۱۴۳ هزار تومان رسید و در مقاطعی حتی به ۱۴۵ هزار تومان نزدیک شد - رکورد تاریخی که زندگی روزمره میلیون‌ها ایرانی را فلج کرده است.

این اعتراضات محدود به تهران نماند. در روز دوم (۸ دی)، گزارش‌ها از گسترش اعتصاب و تجمع به شهرهایی مانند کرج، اصفهان، مشهد، شیراز، همدان، قشم (به ویژه منطقه درگهان)، زنجان و ملارد حکایت داشت. شعارهایی مانند «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم»، «بازاری می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»، «مرگ بر دیکتاتور» و حتی انتقاد مستقیم از مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، نشان‌دهنده گذار سریع از مطالبات اقتصادی به انتقاد سیاسی بود. نیروهای امنیتی با حضور گسترده، گاز اشک‌آور و باتوم پاسخ دادند، اما تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی از مقاومت معترضان و عقب‌نشینی موقت سرکوبگران خبر می‌داد.

ریشه‌های بحران اقتصادی: از تورم تا فروپاشی ریال

ریشه این اعتراضات در بحران اقتصادی عمیقی نهفته که ایران را سال‌هاست گرفتار کرده است. در سال ۱۴۰۴، ارزش ریال بیش از دو برابر کاهش یافت و تورم رسمی به بیش از ۴۲ درصد رسید، در حالی که تورم واقعی در مواد غذایی و کالاهای اساسی گاهی به ۷۰ درصد هم رسید. تحریم‌های بین‌المللی مداوم، هزینه‌های سنگین سیاست خارجی رژیم، سوءمدیریت داخلی و کسری بودجه مزمن دولت، اقتصاد را به مرز فروپاشی رسانده‌اند. کارشناسان اقتصادی مانند مجید شاکری تأکید دارند که ارائه لوایح بودجه با ارقام هزینه‌ای عظیم بدون منابع شفاف، انتظارات تورمی را تقویت کرده و دلار را به پناهگاه مردم برای حفظ ارزش دارایی‌ها تبدیل کرده است.

Ahmad_Alavi.jpg۱. مقدمه

اعتراضات اجتماعی در ایران طی دو دهه گذشته به‌صورت موج‌های متناوب بروز یافته‌اند، اما خیزش اخیر واجد ویژگی‌هایی است که آن را از اعتراضات پیشین متمایز می‌کند: پیوند عمیق بحران اقتصادی با نفی سیاسی ساختاری نظام، گسترش جغرافیایی کم‌سابقه، و ورود اقشاری که پیش‌تر در زمره پایگاه‌های اجتماعی حکومت محسوب می‌شدند. پرسش محوری این نوشتار آن است که سمت‌وسوی این اعتراضات چیست و آیا ایران در مسیر گذار آرام به دموکراسی قرار دارد یا به‌سوی فروپاشی و بی‌ثباتی حرکت می‌کند؟

۲. چارچوب نظری

این تحلیل بر ترکیب سه رویکرد نظری استوار است:

نظریه فرصت‌های سیاسی که بر شکاف دولت-جامعه، کاهش مشروعیت و محدودیت ظرفیت سرکوب تمرکز دارد.

نظریه بسیج منابع که موفقیت جنبش‌ها را وابسته به رهبری، سازمان، شبکه‌ها و مدیریت سیاسی می‌داند.

مفهوم لحظه انقلابی ناتمام (با الهام از چارلز تیلی و جک گلدستون) که به وضعیت‌هایی اشاره دارد که شرایط عینی انقلاب فراهم است، اما فقدان بدیل سازمان‌یافته مانع گذار می‌شود.

۳. زمینه و تحول اعتراضات

اعتراضات اخیر در بستر سقوط شدید ارزش ریال، تورم مزمن و فشار معیشتی آغاز شد، اما به‌سرعت از مطالبات اقتصادی عبور کرد و به نفی کلیت نظم سیاسی موجود رسید. تغییر شعارها و نمادها نشان می‌دهد که اعتراضات وارد سطح «بحران مشروعیت» شده‌اند، نه صرفاً نارضایتی از سیاست‌های اقتصادی. این تحول، از منظر نظریه فرصت‌های سیاسی، نشانه گشایش شکاف عمیق میان دولت و جامعه است.

۴. گسترش جغرافیایی و پویایی اعتراضی

اعتراضات به بیش از ۱۰۰ نقطه در ۲۲ استان گسترش یافته و از مراکز شهری به مناطق حاشیه‌ای و محروم رسیده است. این گسترش، کنترل حکومت را دشوارتر کرده، اما هم‌زمان نشان‌دهنده ضعف ساختاری جنبش نیز هست: اعتراضات عمدتاً محلی، ناپیوسته و فاقد هماهنگی ملی‌اند. از منظر نظریه بسیج منابع، این وضعیت بیانگر فقدان سازماندهی فراگیر در مقیاس جغرافیای ایران است.

لگدمال‌شدن خامنه ای

| No Comments

roostayee2.jpgوقتی خامنه ای مادورور شد به یاد این روزهای سیاه مجسمه ای برای لگدمال‌شدن او می سازیم

فرزانه روستایی

بله. کاملا درست می فرمایید. کاری که دیروز آمریکا در ونزوئلا انجام داد برخلاف قوائد بین الملل بود. مادورو یک رئیس جمهور قانونی بود که با انتخابات به قدرت رسید، اما مانند پوتین و علی خامنه ای و کیم جون اونگ کره شمالی بد نام است.

شاید بگویید با دونالد ترامپ در افتاد و ترامپ با او سر لج افتاد. اما چرا دیگر رهبران معقول و دوراندیش نظام های دمکراتیک دنیا با ترامپ سر لج نیفتادند و همه به نوعی با او معامله می کنند. سه ماه پیش که در اوج تنش آمریکا و چین، شی پینگ و ترامپ با هم دیدار دیدار کردند در پایان اجلاس طوری با خبرنگاران صحبت کردند که گویی شی جی پینگ پسر خاله ترامپ است. دو طرف تقریبا در مورد همه چیز توافق کردند و رئیس جمهور چین مانند همیشه گفت ما با آمریکا مساله حل نشدنی نداریم.

برخی می گویند چقدر حقارت بار است ذوق زدگی از حمله امپریالسیم به یک کشور دیگر،‌ و چقدر تحقیر امیز است خوشحالی از حمله امریکا با سابقه سرنگون کردن بیش از ۶۵ کشور مستقل که کودتای شیلی وقتل النده فقط یکی از آنهاست. حتی کسی مانند پرفسور جفری سکس رئیس دانشگاه کلمبیا نیز در چند مصاحبه اقدام امریکا را محکوم کرد.
اما اگر از منظر دیگری به این رویداد نگاه کنیم شاید شادی مردم قابل توجیه باشد.

امروز شاهدیم که دیکتاتورها مخالف ابتدایی ترین حقوق شهروندان بی دفاع هستند. ملیون ها نفر را از زادگاه خود آواره و صدای هر معترض و منتقدی را خفه کرده اند. حال، چگونه می شود از سرنگونی آنها خوشحال نبود. آنان که از دستگیری مادورو ناراحتند گذار خود یا عزیزانشان به زندانها و سیاه چاله ها و بازداشتگاههای مخفی سازمان های مختلف امنیتی نیفتاده است.

در میان آنهایی که از سرنگونی مادورو خوشحالند کسانی هستند که سرکوب سال های ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ و جنیش سبز را به یاد دارند و یاد و خاطره جوانان دلاور و ازجان گذشته را هیچگاه فراموش نمی کنند. آنها دخترانی را که به صورتشان اسید پاشیده شد و پسرانی که با شات گان صورت آنها هدف قرار گرفت از یادشان نمی رود.

داستان نیکا شاکرمی ۱۷ ساله و نبرد تن به تن او با دست های از پشت بسته با سه سپاهی بی شرف و صورت او که با لگد خرد شده بود هرگز از خاطره این سالهای مبارزه برای آزادی پاک نمی شود.

مگر می شود ماجرای ترور مهسا موگویی دختر کاراته کار فولادشهر اصفهان را فراموش کرد. او در تظاهرات خیابانی چند بسیجی را که به او حمله کرده بودند منکوب کرد. فردای همان شب بسیجی ها او را در کوچه ای نزدیک منزلش گیر انداخته و گلوله باران کردند. پزشک قانونی گزارشی در مورد این ترور دارد که تقریبا می گوید دختر مردم را آبکش و سوراخ سوراخ کرده اند و بدن او جای سالمی ندارد.

امیر ارشد تاجمیر را یادتان می آید. در جریان اعتراضات به نتیجه انتخابات سال ۸۸ وقتی می خواست دختری را از دست ماموران نجات دهد او را زمین زدند و با نیسان نیروی انتظامی از روی سر او رد شدند. کمی که جلو رفتند دنده عقب آمدند و این بار سر او را له کردند.

مگر بالاتر از سیاهی چند رنگ دیگر هم هست که مردم را از آن می ترسانید؟

برای مردمی که تقریبا دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند به گونی رفتن مادورو و هر کسی که شبیه اوست یک موهبت است از آسمانی که ۴۷ سال هر آنچه از آن گفتند مقدمه یک کلاهبرداری بود. به همین دلیل مردم نه تنها از تکرار قضیه مادورو برای رهبر جمهوری اسلامی ناراحت نمی شوند، بلکه بعدها که آرامش به کشور بازگشت و مردم به آزادی رسیدند حتما مجسمه نیم تنه آقای رهبر را در پارک ها می سازند تا مردم به یاد این روزهای سیاه با کفش و دمپایی بر سر و روی او بکوبند.

این همان کاری است که چینی ها ۸۰۰ سال است در شهر هانگژو با دو مجسمه «ژانگ سن» (Zhang San) و همسرش «لی سی» (Li Si) می کنند که نماد بی‌عدالتی و فساد و گرفتن مالیات سنگین از مردم بودند و قهرمانان ملی را نیز با توطئه به کشتن دادند.

با گذشت چندین نسل نفرت مردم از این دو نماد ظلم و بی عدالتی فروکش نمی کند. درضمن، از بس مردم شهر با کفش بر سر و روی این دو مجسمه کوبیده اند این مجسمه ها تاکنون ۱۱ بار نابود و از اول ساخته شده اند.

Shahab_Borhan_3.jpgبازار، ستون فقرات بورژوازی تجاری ایران است. اعتراضات و نارضائی های این بخش بورژوازی بخاطر سیاست های اقتصادی و مالی دولت ها است. این نارضایتی ها بطور خلاصه شامل موارد زیر هستند:

1- مهم‌ترین و پرتکرارترین مطالبه: فشارهای مالیاتی:

  • افزایش ناگهانی و بعضاً غیرشفاف مالیات‌ها
  • تراکنش‌های بانکی یعنی گردش حساب را مبنای محاسبه مالیات قرار دادن بدون تفکیک درآمد واقعی از گردش حساب و محاسبه مالیات بر مبنای سود .
  • نبود تناسب بین مالیات و رکود بازار
  • جریمه‌ها و بدهی‌های مالیاتی سنگین برای واحدهای کوچک

مطالبه مشخص:

  • اصلاح نظام مالیاتی
  • مالیات‌ستانی بر اساس سود واقعی، نه گردش حساب
  • معافیت یا تخفیف برای اصناف خرد و دوران رکود.

2- رکود شدید بازار و کاهش قدرت خرید مردم:

  • کاهش فروش به دلیل تورم بالا
  • افت شدید تقاضا
  • افزایش هزینه‌های تجار و کسبه (اجاره، انرژی، حمل‌ونقل)
  • مطالبه مشخص:
  • سیاست‌های مؤثر برای مهار تورم
  • تقویت قدرت خرید مردم
  • حمایت واقعی از تولید و مصرف داخلی

Mahmoud_Zahraei.jpgجنبش مردم ایران اکنون هفتمین روز خود را پشت سر می‌گذارد؛ روزهایی که خیابان‌ها دیگر صرفاً مسیر عبور نیستند، بلکه صحنه فریادهایی شده‌اند که آزادی را طلب می‌کنند. حضور مردم در خیابان‌ها، نمایش آشکاری از اراده، شجاعت و خواست عمیق آنان برای دگرگونی است؛ خواستی که نه از سر هیجان زودگذر، بلکه از سال‌ها رنج، سرکوب و انباشت مطالبات برآمده است.

در این میان، نگاه جهان آرام‌آرام متوجه ایران شده است. نشانه‌های حمایت بین‌المللی، به‌ویژه اظهارات صریح دونالد ترامپ درباره پشتیبانی از جنبش مردم ایران و تهدید به برخورد نظامی در صورت سرکوب خشن، بحثی جدی و چندلایه را در میان افکار عمومی برانگیخته است: آیا این حمایت‌ها به نفع مردم ایران است یا به زیان آنان؟

از یک‌سو، گروهی با نگرانی به تجربه‌های تلخ گذشته می‌نگرند. آنان از دخالت‌های خارجی هراس دارند و بر این باورند که هرگونه حمایت آشکار از سوی قدرت‌هایی چون آمریکا، به رژیم این امکان را می‌دهد که اعتراضات مردمی را به «دست‌های خارجی» نسبت دهد و مشروعیت سرکوب را، دست‌کم در روایت رسمی خود، بازسازی کند. این دیدگاه ریشه در حافظه تاریخی ملتی دارد که بارها هزینه رقابت قدرت‌های جهانی را پرداخته است.

همین گروه و با همین دیدگاه به هرگونه دخالت و اظهار نظر کشورهای آزاد دنیا با بدبینی و تردید می نگرد و مبارزه مردم ایران را بی نیاز از هرگونه حمایت عملی جامعه جهانی می دانند.

در سوی دیگر، دیدگاهی قرار دارد که واقع‌گرایانه‌تر به توازن قوا می‌نگرد. طرفداران این نگاه معتقدند که مردم ایران با رژیمی به‌غایت خشن و بی‌پروا روبه‌رو هستند؛ رژیمی که نشان داده بدون ملاحظه افکار عمومی داخلی یا جهانی، بی پروا دست به سرکوب می‌زند. از این منظر، حمایت خارجی نه یک تهدید، بلکه یک ضرورت است؛ اهرمی برای مهار خشونت و افزایش هزینه سرکوب. آنان باور دارند که در جهان به‌هم ‌پیوسته امروز، کمتر جنبش بزرگی در خلأ مطلق پیروز می‌شود.

prepwalk.jpgخبرنامه گویا - کاخ سفید در شبکه‌های اجتماعی ویدیویی را منتشر کرد که نیکلاس مادورو، رهبر بازداشت‌شده ونزوئلا، را نشان می‌دهد؛ او با دستبند و تحت اسکورت مأموران، در داخل مقر اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA) در منطقه منهتن نیویورک دیده می‌شود.

در این ویدیو، مادورو رو به افرادی که خارج از کادر هستند می‌گوید: «شب بخیر»، و اضافه می‌کند: «سال نو مبارک.»

حساب رسمی دولت ترامپ این ویدیو را تنها با یک عبارت کوتاه منتشر کرده است: «Perp walked». پِرپ واک به سناریویی گفته می‌شود که در آن پلیس یا ماموران امنیتی، فرد بازداشت شده (متهم) را عمداً از یک مسیر عمومی (معمولاً خروجی کلانتری یا دادگاه) عبور می‌دهند تا خبرنگاران و عکاسان بتوانند از او در دست‌بند عکس و فیلم تهیه کنند

نخستین تصویر مادورو پس از دستگیری منتشر شد

دونالد ترامپ گفت که نیکولاس مادورو و همسرش پس از دستگیری شبانه، به ناو «یو اس‌اس ایوو جیما»، منتقل شدند. رییس‌جمهوری آمریکا این موضوع را در گفت‌وگوی تلفنی با شبکه خبری فاکس اعلام کرد و سپس عکسی از مادورو در آن کشتی را در شبکه تروت سوشیال خود منتشر کرد. او به فکس گفت: آنها سوار این کشتی هستند و به سمت نیویورک خواهند رفت.

firstphoto.jpg
مادورو، و همسرش دستگیر و از ونزوئلا خارج شده‌اند

گزارش ویژه خبرنامه گویا تایید شد: ترامپ اعلام کرد که مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، و همسرش دستگیر شده و از کشور خارج شده‌اند.

tweet.jpg

ترامپ در تروت سوشیال نوشت: ایالات متحده آمریکا با موفقیت عملیات گسترده‌ای علیه ونزوئلا و رهبر آن، نیکلاس مادورو، انجام داد. در جریان این عملیات، مادورو و همسرش بازداشت و از کشور خارج شدند. جزئیات بیشتر متعاقباً اعلام خواهد شد.

کنفرانس خبری در این باره امروز ساعت ۱۱ صبح در مار-ا-لاگو برگزار می‌شود. از توجه شما سپاسگزاریم.

دونالد جی. ترامپ

سناتور جمهوری‌خواه مایک لی دقایقی پیش اعلام کرد که مارکو روبیو تأیید کرده که رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، امشب توسط کماندوهای دلتا فُرس ارتش امریکا بازداشت شده و برای محاکمه به ایالات متحده منتقل خواهد شد.

madurowife.jpgوقوع انفجارهای قوی در پایتخت ونزوئلا

- شبکه خبری سی بی اس تأیید کرد که رئیس‌جمهور امریکا، دونالد ترامپ، دستور حمله به مکان‌هایی امنیتی در ونزوئلا از جمله تأسیسات نظامی را صادر کرده است

- شایعات تأییدنشده حاکی از آن است که کماندوهای آمریکایی ممکن است در حال انجام عملیات زمینی در ونزوئلا باشند

- رسانه‌های محلی در کاراکاس گزارش می‌دهند که حملات هوایی خانه وزیر دفاع ونزوئلا، ولادیمیر پادری‌نو لوپز، را هدف قرار داده است

trumpVZcirlce.jpgویژه خبرنامه گویا - با وجود ادعاهای دولت دونالد ترامپ درباره «موفقیت» اقدام نظامی اخیر در ونزوئلا، تصویر کلی از آینده سیاسی این کشور همچنان مبهم و پرتناقض است.

هرچند ترامپ با اعتمادبه‌نفس از نتایج این عملیات سخن می‌گوید، اما در عمل گزارش‌ها حاکی از آن است که در حال حاضر نفر دوم نیکلاس مادورو (دلسی رودریگز) عملاً زمام امور اجرایی را در دست دارد؛ وضعیتی که پرسش‌های جدی درباره مسیر بعدی واشنگتن ایجاد کرده است.

ترامپ بدون ارائه جزئیات روشن اعلام کرده که در حال «تعیین افرادی» از کابینه خود برای "اداره ونزوئلا" است. این اظهارنظر، به‌جای کاستن از ابهام‌ها، بر سردرگمی‌ها افزوده؛ چرا که هنوز مشخص نیست این «اداره» قرار است از چه کانالی و با اتکا به کدام نیروهای داخلی ونزوئلا صورت گیرد.

رئیس‌جمهور آمریکا همچنین در سخنانی که بسیاری را شگفت‌زده کرد، احتمال استقرار نیروهای آمریکایی در ونزوئلا را منتفی ندانست و گفت واشنگتن «از داشتن حضور نظامی نمی‌ترسد». این موضع‌گیری، در کنار نبود نقشه راه سیاسی شفاف، نگرانی‌ها درباره طولانی‌شدن بحران را افزایش داده است.

در همین حال، ترامپ به‌طور تلویحی احتمال به قدرت رسیدن اپوزیسیون ونزوئلا را رد کرده است. برخی رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که دولت او ترجیح می‌دهد به‌جای مخالفان، با معاون مادورو، همکاری کند؛ رویکردی که در تضاد آشکار با مواضع پیشین واشنگتن در حمایت از اپوزیسیون تلقی می‌شود.

این چرخش احتمالی، واکنش‌هایی را در میان منابع خبری نزدیک به مخالفان برانگیخته است. به گفته این منابع، روز گذشته گمانه‌زنی‌هایی مطرح بوده مبنی بر اینکه آمریکا ممکن است پیش از اقدام نظامی به نوعی توافق پشت‌پرده با حلقه نزدیک به مادورو دست یافته باشد؛ توافقی که می‌تواند توضیح‌دهنده ترجیح واشنگتن برای کار با ساختار موجود قدرت، به‌جای انتقال آن به مخالفان باشد.

جزئیات بیشتر:

در تقابل با ادعای ترامپ، دلسی رودریگز خواستار بازگشت مادورو شد

ترامپ اعلام کرده بود که قصد دارد برای گذار به یک دولت منتخب دموکراتیک با دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور ونزوئلا، همکاری کند. با این حال، شواهد اولیه نشان می‌دهد که رودریگز و دیگر چهره‌های اصلی رژیم تاکنون رویکردی همراهانه از خود نشان نداده‌اند.

به گفته ترامپ، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفت‌وگویی طولانی با رودریگز داشته و او با کمک به این روند موافقت کرده است. اما دقایقی بعد، رودریگز در حالی که در تلویزیون دولتی و در میان فرماندهان ارشد نظامی ظاهر شده بود، خواستار بازگشت مادورو از بازداشت آمریکا شد و بازداشت او را «اقدامی وحشیانه» و «آدم‌ربایی» توصیف کرد. او همچنین تأکید کرد که مادورو «تنها رئیس‌جمهور ونزوئلا» است.

از دید دولت ترامپ در صورت همکاری رودریگز با واشنگتن، او می‌تواند با حفظ ثبات در نهادهای فعلی، روند انتقال قدرت را تسهیل کند. اما وفاداری دیرینه او به مادورو، که به‌طور گسترده متهم به تقلب و سرقت انتخابات سال گذشته است، تردیدهای جدی درباره تمایل او به واگذاری قدرت ایجاد کرده است؛ تردیدهایی که هم‌زمان این پرسش را نیز مطرح می‌کند که آیا آمریکا واقعاً به تغییر رژیم در این کشور آمریکای جنوبی متعهد است یا نه.

حواشی سالگرد قاسم سلیمانی

| No Comments

444.jpgویدیویی از حمله ماموران سرکوبگر با موتور به یک معترض در ایران، در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده است.

در این ویدیو دیده می‌شود که یک مامور سرکوبگر موتورسوار، با موتور از روی معترضی که گوشه دیوار افتاده است، رد می‌شود.

این ویدیو شامگاه یکشنبه ۱۳ دی منتشر شده است اما از مکان دقیق آن، در شبی که بسیاری از شهرهای ایران صحنه تظاهرات گسترده ضد حکومتی بود، اطلاعی در دست نیست.

444.jpgبه گزارش هم‌میهن آنلاین، محمد تقی فاضل میبدی عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، در مورد تحولات روزهای اخیر و اعتراضات موجود به وضعیت اقتصادی کشور، گفت: اگر دولت یا حاکمیت در این حوادث اخیر، به کل واقعیات پی ببرد و رویکرد خود را تغییر دهد، ممکن است بتواند این اعتراضات مدنی را به گونه‌ای کنترل کند که به نفع مردم تمام شود. اما اگر کنترل نشود و دولت و حاکمیت به درستی برخورد نکنند و مشکلات ریشه‌ای را حل نکنند، ممکن است بسیاری از مردمی که از فشار گرانی و تورم ناراضی هستند، به این اعتراضات ملحق شوند و کشور به بحران جدی‌تری برسد.

ای کاش از ابتدا کل حاکمیت اعتراضات را به رسمیت می‌شناخت

وی ادامه داد: آقای پزشکیان به‌طور نسبی این اعتراضات را به رسمیت شناخت و وارد گفت‌وگو شد که قدم مثبتی است. ای کاش از ابتدا کل حاکمیت با اعتراضات به این شکل برخورد می‌کرد. متأسفانه ما دو اشتباه بزرگ در گذشته داشتیم اول، برخورد بد با اعتراضات و دوم، مشکلات را جدی نگرفتیم و مشکلات مردم را حل نکردیم. ثروت‌های مردم، ارز کشور و بیت‌المال به دست عده‌ای خاص افتاده و از آن سو سفره‌های مردم خالی است و فشارهای اقتصادی زیاد است. چرا حاکمیت از ابتدا با این مسائل برخورد نکرد؟ سال‌هاست که افراد دلسوز کشور فریاد می‌زنند که به داد کشور برسید، این گروه مافیای اقتصادی و گروه الیگارشی دارند کشور را نابود می‌کنند اما توجهی به این مسائل نشده است.

مردم که گرسنه باشند، مسائل به حوزه‌های سیاسی و امنیتی کشیده می‌شود

عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه هر دو سال یک بار یا سالی یکبار اعتراضی می‌شود، گفت: این اعتراضات ممکن است به‌طور موقت ساکت شوند، اما به نظرم این راه‌حل نیست. حاکمیت نباید خوشحال باشد که اعتراضات را کنترل کرده است؛ بلکه باید به حل ریشه‌ای مشکلات بپردازد. درست است که این اعتراضات ظاهر اقتصادی دارد و واقعا هم اقتصادی است اما مردم که گرسنه باشند، این مسائل به حوزه‌های سیاسی و امنیتی نیز کشیده می‌شود. امیدوارم که کل حاکمیت این اعتراضات را به رسمیت شناخته و برخوردی داشته باشد که مسائل از ریشه حل شود. در غیر این صورت، ممکن است کشور به بحران‌های بسیار خطرناکی دچار شود.

فاضل میبدی درباره اینکه در سال‌های گذشته، ما شاهد برخوردهای شدید با افرادی تحت عنوان اخلال در نظام اقتصادی بوده‌ایم، اما امروز قیمت سکه به بیش از ۱۴۰ میلیون تومان رسیده است. اگر آن رویکردها بازدارنده بوده‌اند، چرا بازار ارز و سکه امروز به مراتب بی‌ثبات‌تر از گذشته است؟ گفت: بیماری‌های اقتصادی که در کشور بوجود آمده است نتیجه کار یک یا چند نفر نیست و با اعدام و زندان و کشتن حل نخواهد شد، در مسئله سکه از جمشید بسم الله گرفته تا بعد از آن را گرفته‌ایم و زندان کرده‌ایم و کارهای عجیب و غریب کرده‌ایم. آقایان خیال می‌کنند با گرفتن و اعدام مسئله ارز حل می‌شود.

مسئله ارز در این کشور زمانی حل می‌شود که تحریم‌ها برداشته شود

وی ادامه داد: مسئله ارز در این کشور زمانی حل می‌شود که تحریم‌ها برداشته شود و ایران وارد مذاکره مستقیم شود مانند سایر کشورهای دنیا نه اینکه خواسته باشیم با دنیا دعوا کنیم و تحریم‌ها را نعمت بشماریم که متاسفانه وزیر امور خارجه نیز اخیرا چنین فرمایشی داشتند این موضوعات، مسئله ارز را روز به روز بدتر می‌کند و فشارهای اقتصادی را بیشتر می‌کند و بحران‌ها را خطرناک‌تر می‌کند.

444.jpgهزاران نفر از مردم ملکشاهی در مراسم خاکسپاری سه تن از جانباختگان شنبه‌ی خونین، یک‌صدا فریاد می‌زنند «مــَرگ بر جمهوری اسلامی».

نیروهای امنیتی مردم را تهدید کرده بودند که در این مراسم شرکت نکنند اما سیل جمعیت در پاسخ روانه آرامستان طایفه رسول‌وند شدند. «بعدظهر یکشنبه، ۱۴ دی ۱۴۰۴»

ژانگولر بازی جدید صدا و سیما

حمله به یک مغازه

مردم در محدوده‌ی مولویِ تهران با آتش‌زدن سطل زباله‌ها کنترل خیابان‌ها را در دست گرفته‌اند و نیروهای سرکوبگر با شلیک گازهای اشک‌آور تلاش دارند معترضان به وادار به عقب‌نشینی کنند. وضعیت این منطقه از تهران شبیه به یک جنـگِ خیابانی است...

در پی اعتصاب کسبه در خیابان مولوی تهران و بستن مغازه‌ها در همراهی با اعتراضات سراسری، ماموران سرکوب با حمله به مغازه‌ها و وارد کردن خسارت و شکستن شیشه‌ها، کسبه را تهدید به بازگشایی اماکن کسب کردند.

تهران مولوی؛ حمله به یک مغازه، ۱۴ دی ۱۴۰۴

زيرنويس عربی: انت ... نعم سیدی ... جهز نفسک

ترجمه فارسی: ترامپ: با شمام... خامنه ای: بله قربان... ترامپ: خودت را آماده کن

***

musk.jpgخبرنامه گویا - در اقدامی جنجالی در شبکه اِکس، ایلان ماسک امروز به پیام کوتاه آیت‌الله خامنه‌ای که به زبان انگلیسی نوشته بود «ما در برابر دشمن تسلیم نخواهیم شد». پاسخ خود را به فارسی و نوشت: «زهی خیال باطل». همین دو کلمه، بحث‌های گسترده‌ای را درباره لحن، مخاطب و پیام ضمنی این پاسخ برانگیخت.

عبارت «زهی خیال باطل» یک اصطلاح ادبی و کنایه‌آمیز فارسی است که به‌طور سنتی برای رد قاطع یک ادعا یا توهم به‌کار می‌رود؛ معنایی نزدیک به «تصوری خام»، «خیالی واهی» یا «محال است».

انتخاب فارسی، آن هم در پاسخ به متنی انگلیسی، نشان‌دهنده هدف‌گیری مستقیم مخاطب فارسی‌زبان و ورود آگاهانه به میدان نمادها و زبان قدرت نرم است.

این انتخاب می‌تواند تلاشی برای به‌چالش‌کشیدن روایت اقتدار و نشان‌دادن فاصله میان شعار و واقعیت‌های سیاسی/بین‌المللی تلقی شود.

laylaz.jpgیورونیوز - یک هفته از اعتراضات ایران می‌گذرد. به نظر می‌رسد شرایط و اتفاقات، چه در عرصه داخلی چه خارجی به نفع تهران نیست، از وضعیت اقتصادی گرفته تا سقوط نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا، به عنوان یکی از مهمترین متحدان تهران. چه اتفاقی در انتظار ایران است؟ در این باره با سعید لیلاز، اقتصاددان گفتگو کرده‌ایم.

اعتراضات اخیر که ابتدا از سوی بازاریان تهران آغاز شد، به سرعت به شهرهای دیگر هم سرایت کرد و به نظر می‌رسد معترضان در اکثر شهرها، اقشار کم‌درآمدتری هستند که با انگیزه‌های اقتصادی، علیه حاکمیت شعار می‌دهند. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، سیزدهم دی همزمان با سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی توسط نیروهای آمریکا در عراق در واکنش به این اعتراضات، مطالبات بازاریان را برحق دانست ولی افزود: «آن چه مهم است این است که یک عده آدم تحریک شدۀ مزدورِ دشمن پشت سر بازاری‌ها بایستند و شعار ضد اسلام و ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی بدهند.» آقای خامنه‌ای همچنین گفت: «حرف زدن با اغتشاشگر فایده ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خود نشاند.»

به گفتۀ مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، تا کنون دست کم هشت نفر در اعتراضات کشته شده‌اند. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز جمعه به حکومت ایران هشدار داد که در صورت کشتن مردم معترض، آمریکا با اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، به کمک معترضان می‌آید. یک روز پس از هشدار ترامپ به جمهوری اسلامی، آمریکا به ونزوئلا حملۀ نظامی کرد و و نیکلاس مادورو به دست نیروهای نظامی آمریکا بازداشت و از این کشور خارج شد. علی خامنه‌ای قبلا در دیدار با آقای مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا، ونزوئلا را مهم‌ترین شریک تهران در صحنۀ جهانی دانسته بود.

متن زیر گفت‌وگوی یورونیوز است با سعید لیلاز، اقتصاددان، دربارۀ بحران اعتراضات در ایران، پیامدهای آن، احتمال وقوع جنگ مجدد بین اسرائیل و ایران، و نهایتا تاثیر سقوط مادورو بر سرنوشت جمهوری اسلامی ایران. آقای لیلاز معتقد است در یکی دو ماه آینده اتفاق مهمی در فضای سیاسی ایران می‌افتد.

آقای لیلاز، برخی می‌گویند اعتراضات کنونی در ایران، پیش‌درآمد یک وضعیت انقلابی نیست چراکه طبقۀ متوسط آمادگی کنش انقلابی را ندارد. برخی اما معتقدند نارضایتی‌های اقتصادی آن قدر زیاد است که طبقات پایین می‌توانند جامعه را به سمت وضعیت انقلابی سوق دهند و نهایتا طبقۀ متوسط هم ممکن است به آن‌ها ملحق شود. ارزیابی شما از این اعتراضات و پتانسیل احتمالی آن چیست؟

سرعت وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی در ایران، هم بالاست هم در حال افزایش است. شتابش هم در حال افزایش است. هم به لحاظ ذهنی، هم به لحاظ مادی، شرایط در حال وخیم‌تر شدن است در ایران. و به نظر می‌رسد کنترل دولت و حکومت بر اوضاع، روز به روز دارد ضعیف‌تر می‌شود. من هنوز شرایط فعلی را چنان نمی‌بینم که به سرنگونی حکومت منتهی شود. من تصور می‌کنم جمهوری اسلامی، نظامی است که فعلا آلترناتیو ندارد؛ در عین اینکه خودش به بن‌بست رسیده. با توجه به همین دو نکته (بن‌بست نظام و فقدان آلترناتیو)، ذهن من از هشت سال قبل به این سمت رفت که ما با پدیده‌ای به نام بناپارتیسم روبرو خواهیم شد. بناپارتیسم در قالب شعار «رضاشاه روحت شاد» خودنمایی می‌کند ولی معنای این شعارالزاما این نیست که مردم دنبال سلطنت نوۀ رضاشاه هستند. مردم الان بیش از آنکه سرنگونی‌خواه باشند، به شدت دنبال کارآمدی هستند چون فشارهای فرهنگی و اجتماعی به مردم در یکی دو سال گذشته، تحت هر عنوان و با هر انگیزه‌ای، کاهش پیدا کرده است.

ما فقط در دوازده ماه گذشته ۳۱ درصد «رشد نرخ تورم» داشته‌ایم. «نرخ تورم» هم از ۳۱ درصد به ۵۲ درصد رسیده در حال حاضر. تا پایان این ماه ممکن است به ۵۵ درصد هم برسد. این عدد بسیار بالایی است. اگر دولت بتواند اوضاع را در حد تثبیت قیمت‌ها و جلوگیری از لجام‌گسیختگی قیمت‌ها کنترل کند و اجازه ندهد قیمت‌ها ساعتی یا روزانه تغییر کنند، به نظرم خواهد توانست که اوضاع را کنترل کند وگرنه ناآرامی‌ها - نه به صورت سرنگون‌خواهی - ادامه خواهد یافت، تا اینکه در یکی دو ماه آینده یک تحول سیاسی در کشور اتفاق بیفتد.

به نظرتان این تحول سیاسی چه می‌تواند باشد؟ ظهور بناپارت؟

چون ما الان اپوزیسیونی نداریم که بتواند کنترل اوضاع را به دست بگیرد، و شاکلۀ جمهوری اسلامی بویژه از نظر امنیتی همچنان مستقر است، من تصور می‌کنم از درون حکومت یک بناپارت بیرون می‌آید.

مدلول این حرف شما این نیست که احتمال دارد کودتا شود؟

آخر کودتا معمولا علیه نظم حاکم می‌شود.

کودتا، اقدامی نظامی است علیه رأس قدرت.

رأس قدرت ممکن است خودش راضی باشد به ظهور بناپارت.

بناپارت ایران قرار است بیاید سیاست‌های کلی نظام را عوض کند تا اوضاع تغییر کند؟

بله، انسجام در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری ایجاد می‌کند.

بنابراین این بناپارت نباید خودش در رأس قدرت قرار بگیرد؟

ممکن است این تحول با یک توافق اتفاق بیفتد. مشکل نگاه شما به نظر من این است که مسئله را فردی نگاه می‌کنید.

یعنی شما می‌فرمایید ممکن است آقای پزشکیان برود کنار و بناپارت بنشیند به جای او؟

نه، من بناپارت را در حد رهبر می‌بینم.

پس بناپارت باید رهبر باشد.

یا تاییدیۀ صددرصدی از رهبری داشته باشد. یعنی خود رهبری تصمیم بگیرد کار را به دست بناپارت بسپارد. رهبری اگر چنین تصمیمی بگیرد، یا کنار برود، یا فوت شود، همگی یک نتیجه دارند. با این تعبیر من، اغلب کشورهای خاورمیانه و آسیا را بناپارت‌ها دارند اداره می‌کنند. در عربستان یک بناپارت روی کار آمده است. در روسیه، تایوان، اندونزی و بسیاری کشورهای دیگر آسیا.

الان آقای خامنه‌ای در برابر تغییر سیاست خارجی مقاومت می‌کند. پس چطور ممکن است بگوید آقای فلان، شما بیا نقش بناپارت را بازی کن، من هم حمایتت می‌کنم.

من ممکن است در این زمینه با شما هم‌عقیده نباشم؛ برای اینکه جمهوری اسلامی نه فقط الان، بلکه از برجام به این سو، به قدر کافی کوتاه آمده است ولی غرب عملا از پذیرش یک مصالحه، عقب می‌نشیند. من خبرهایی دارم که مقامات سیاسی ایران آمادۀ گفت‌وگو با طرف مقابل هستند و حتی می‌گویند شما غنی‌سازی را به صورت سمبلیک از ما بپذیرید تا ما تضمینی در برابر فروپاشی درونی داشته باشیم. الان تغییر سیاست ایران در قبال همسایگانش کاملا ملموس است. ممکن است تفاوت نگاه من و شما در این باشد که شما به شعارها توجه می‌کنید، من به رفتارها.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

آخر آخوندها معمولا سر روشنفکران را کلاه می‌گذارند آقای لیلاز! آقای عباس عبدی قبل از انتخابات ۱۴۰۳ می‌گفت همین که پزشکیان تایید صلاحیت شده، به این معناست که رهبری می‌خواهد دست‌فرمان نظام را تغییر دهد؛ ولی این طور نشد.

من کاملا با آقای عبدی هم‌عقیده بودم و هستم. دست‌فرمان را به شدت تغییر داده‌اند. مسئله این‌ است که ایالات متحده آمریکا آمادۀ مصالحه با ایران نیست.

از یک آتش‌سوزی بزرگ در یکی از کارخانجات شرکت کاله آمل در جاده چمستان ویدئوهایی به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده است و در رسانه‌های ایران هم تصاویری منتشر شده است از جمله خبرگزاری مهر که از آتش‌سوزی در کارخانه شرکت کاله در شهر آمل خبر داده است. شرکت‌ کاله یکی از بزرگترین شرکت‌های تولید محصولات لبنی در ایران است. از علت این آتش‌سوزی وخسارات هنوز اطلاعاتی منتشر نشده است.

222.jpgاعتمادآنلاین - در بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سالروز شهادت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و میلاد با سعادت امیرمؤمنان آمده است: تقارن تاریخی سالروز شهادت شهید سلیمانی با میلاد با سعادت امیرمؤمنان حضرت علی (ع) تداعی کننده این تفسیر است که مکتب سلیمانی، امتداد عملی سیره علوی در روزگار ماست؛ سیره‌ای که عدالت، شجاعت، دشمن شناسی، مسئولیت‌پذیری و مردم‌داری را به‌عنوان ستون‌های قدرت پایدار معرفی می‌کند. چنین هم‌زمانی، نقشه راهی برای قدرت‌سازی معنوی و سیاسی در جبهه مقاومت و ایمن‌سازی ایران اسلامی است.

به گزارش نور نیوز؛ در ادامه این بیانیه آمده است: بسط و تعمیق نام و یاد شهید سلیمانی در میان جوامع اسلامی و نسل‌های نوین منطقه پس از گذشت شش سال از شهادت این اسطوره حقیقت و به مصداق بارز آیه شریفه «اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم»، نشانی است از ژرفای مکتب سلیمانی و اینکه شهادت حاج قاسم پایان سلیمانی نیست، آغاز سلیمانی است.

سپاه در بیانیه خود یادآور شده است: مقاومت ملت و جوانان ایران در جنگ تحمیلی ۱۲روزه به دشمن فهماند که ایران پر است از سلیمانی ها. سلطه گران با تکثیر شهادت گونه حاج قاسم فهرست اسطوره های این سرزمین را تکمیل و تکثیر کردند.

سپاه در بیانیه خود تاکید کرده است: فرسایش قدرت سیاسی و امنیتی نظام سلطه و فروپاشی نظم آمریکایی در منطقه و جهان محصول اثر ماندگار این شهید و رزمندگان جبهه مقاومت است. ترامپ و نتانیاهوی خونخوار با ترور ناجوانمردانه این شهید نتوانستند قدرت ماورایی این شهید و راه و اثر ایشان را از بین ببرند زیرا اگر اینگونه بود با وجود ترور ناجوانمردانه و بزدلانه ایشان «طوفان الاقصی» به دست رزمندگان فلسطینی و با الگوگیری از شهید سلیمانی خلق نمی شد.

در ادامه این بیانیه آمده است: روح مقاومت در تعقیب و انتقام از قاتلان سلیمانی و ارواح طیبه شهدای مقاومت به پرواز درآمده است. روح سلیمانی در کالبد ملتهای منطقه در جریان است و نشان می‌دهد که در مقابل زورگویان کودک کش طوفان الاقصی ها در پیش است.

سپاه در بیانیه خود آورده است: محور مقاومت و مبارزه با اسرائیل در سراسر عالم و قطعا در طول تاریخ با نام و یاد شهید سلیمانی پیوند خورده و عجین خواهد بود. امروز مقاومت اسلامی در کشورهای اسلامی با هنرنمایی شهید سلیمانی به جبهه ای منسجم، هم افزا و کارآمد بدل شده است و آرمان، روح و شعار کلیدی مقاومت اسلامی برای آزادی قدس شریف با شعار جهانی (#FreePalestine) آنهم نه در جهان اسلام بلکه در سراسر سرزمینهای غربی و روبروی کاخ سفید سرداده میشود.

2222.jpgاحمد زیدآبادی

آنچه در ونزوئلا رخ می‌دهد، ماهیت واقعیت نظام جهانی را آشکار می‌کند.

در این زمانۀ "کلاغان قیل و قال‌پرست" در امان ماندن از حمله و حفظ بقا و مصالح ملی کشورها، امر خیلی دشواری شده است و پیچیدگی بسیار و دانش بسیارتر و توان واقع‌بینی و قدرت مانور و انعطاف بالا را از سوی همۀ کنشگران دولتی و غیردولتی می‌طلبد!

آیا ما ایرانیان از این ویژگی‌ها برخورداریم؟ اگر برخوردار نیستیم باید نسبت به سرنوشت خود و کشورمان بیمناک باشیم، به همان اندازه که حافظ از شب تاریک و موج و گرداب حائل بیمناک بود!

:::

در همین زمینه نوشته محمدعلی ابطحی در تلگرام

حوادث دنیا روی دور تند!

‏حمله ترامپ به ونزوئلا و چنانچه میگویند بردن مادورا در کمتر از ۵ ساعت به بیرون کشور.

‏تهدید ترامپ به حمله به ایران.

‏اعتراضات داخل ایران

‏حوادث یمن و درگیری دو متحد قدیمی: سعودی و امارات.

‏روزهای عجیبی است!

03topB.jpgباوجود تهدید علنی خامنه‌ای برای سرکوب و کشتار معترضان،‌ شنبه ۱۳ دی شهروندان شماری از شهرها مانند شیراز، نی‌ریز و کازرون در استان فارس، اصفهان، تهران، ملکشاهی ایلام، مشهد، کرمانشاه و بروجرد در استان لرستان به خیابان‌ها آمدند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد گروهی از معترضان در محله خاک‌ سفید تهران شامگاه شنبه ۱۳ دی خیابان را بسته و شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی گرده» سردادند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد معترضان در محله وحیدیه تهران شامگاه شنبه ۱۳ دی در خیابان شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» سردادند.

معترضان مشهدی در شامگاه شنبه ۱۳ دی و در هفتمین شب از اعتراضات سراسری ایران بار دیگر به خیابان‌ها آمده و شعار «جاوید شاه» سر دادند. گزارش‌های مشابهی از آغاز اعتراضات در هفشجان، ایلام و شیراز نیز منتشر شده است.

بر اساس ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال،‌مردم شهر نقاب در استان خراسان رضوی، شامگاه شنبه ۱۳ دی با شعارهایی چون «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» و «رضاشاه، روحت شاد» به خیابان آمده‌اند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد معترضان در هفشجان استان چهارمحال و بختیاری، شامگاه شنبه ۱۳ دی در خیابان آتش روشن کرده و فریاد «مرگ بر خامنه‌ای» سردادند.

در هفتمین شب اعتراضات دی۱۴۰۴ بنابر اخبار و تصویر منتشرشده، معترضان در همدان به خیابان آمده و شعار «مرگ بر دیکتاور» سر داده‌اند.

در شب‌های پیشین، همدان یکی از مراکز اعتراضات بود. هفتمین شب اعتراضات در حالی در شهرهای مختلف ایران ادامه دارد که «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی درست در همین روز سخنرانی کرد و معترضان را تهدید کرد که با آن‌ها برخورد خواهد شد.

رهبر نظام حاکم بر ایران در سخنرانی خود معترضان را به دو گروه «معترض» و «اغتشاش‌گر» تقسیم کرد.

ویدیوهای دریافتی با شرح: "این موتور یه بسیجی بود آتیش زدن، خودشم دارن کتک میزنن، خیابان فلسطین مشهد، شنبه ۱۳ دی"

ساختمان اتاق اصناف تبریز به آتش کشیده شد خبرگزاری «فارس» وابسته به سپاه پاسداران گزارش داد که بامداد شنبه ۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ «ضدانقلاب» به ساختمان اتاق اصناف تبریز کوکتل مولوتوف پرتاب کرده است.

به گفته این خبرگزاری، حمله به اتاق اصناف تبریز پس از صدور بیانیه حمایتی آنها از نظام و علی خامنه‌ای انجام شد. در آن نشست که ۱۲ دی ۱۴۰۴ برگزار شد تعدادی از رؤسای اتحادیه‌های اصناف تبریز و «بسیج اصناف» در حضور استاندار نامه‌ای را امضاء کردند که «به اعتصابات نمی‌پیوندند و از نظام و ولایت حمایت می‌کنند.»

فردیس کرج- ۱۳ دی این سیل سر ایستادن ندارد!

هفت حوض - تهران

"این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده!" ویدیوی دریافتی با شرح: 'نارمک تهران ۱۳ دی، کل شیشه‌های پایگاه بسیج رو شکوندند. تعداد مردم توی نارمک و هفت حوض خیلی زیاد بود، نیروها ریختند پراکنده شدند رفتند سمت مدائن و دردشت'

گلبرگ شرقی نارمک؛ جاوید شاه جمعیت قابل توجهی از مردم شنبه شب ۱۳ دی ۱۴۰۴ در خیابان گلبرگ شرقی نارمک شعار «جاوید شاه» سر دادند.

ویدیوهایی که شنبه‌ شب‌ ۱۳‌ دی‌ماه به ایندیپندنت فارسی رسیده نشان می‌دهد معترضان ضدحکومتی در آمل، استان مازندران، تجمع اعتراضی برگزار کردند.

اصفهان؛ گرفتن یک ون سرکوب، ۱۳ دی ۱۴۰۴

شهریار؛ «این آخرین نبرده پهلوی برمی‌گرده» ۱۳ دی۱۴۰۴

الشتر؛ توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه صدها نفر از مردم الشتر در استان لرستان شنبه شب ۱۳ دی ۱۴۰۴ دست به اعتراض زدند. آنها شعار دادند: «توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه».

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد معترضان در محلات استان مرکزی شامگاه شنبه ۱۳ دی در خیابان شعار «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» سردادند.

دلیجان؛ معترضان چشم در چشم نیروهای حکومتی، ۱۳ دی ۱۴۰۴

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال، ماموران در بجنورد، شامگاه شنبه ۱۳ دی به سمت معترضان گاز اشک‌آور شلیک کردند.

پرند؛ «جلوی کلانتری با تیر زدن»

ویدیوی دریافتی: رشت، شنبه ۱۳ دی'

نی‌ریز فارس؛ «ضجه بزن موشعلی»، ۱۳ دی ۱۴۰۴

sarkhosh.jpgبن‌بست اقتدار و «مذاکره‌ی احتضار» - ایران در آستانه انتقال قدرت

سروش سرخوش - ویژه خبرنامه گویا

عراقچی، وزیر خارجه‌ی حکومتی که مشروعیتش را در قمار خون باخته است، در اظهاراتی که تجلی عریان روانشناسی «بندگی» بود، تنها برای خوشایند «صاحبش»، خامنه‌ای، دُم تکان داد و با وقاحتی حیرت‌آور مدعی شد که تحریم‌ها «برکات» داشته‌اند. این جمله، پاشیدن بنزین بر آتش خشم مردمی بود که استخوان‌هایشان زیر فشار «برکات» موهوم خرد شده است. مردم به خیابان‌ها ریختند تا بساط حکومتی را جمع کنند که به جای «حافظ منافع ملی» بودن، به «توجیه‌گر فلاکت» تقلیل یافته است. برای پایان بخشیدن به سلطه‌ی یک «فرقه‌ی بسته» که در آن، وفاداری با میزان انکار واقعیت سنجیده می‌شود.

پیر «کودک سیاسی» رژیم، فردی که متناسب با ظرفیت ذهنی و دانش ناچیزش در یک ایران شایسته‌سالار، سقف پروازش در حد «سرایداری یک مسجد» بود، ناتوان از درک پروتکل‌های اولیه‌ی حکمرانی، در جلسه ارائه کلیات بودجه در مجلس هم بر منبر وعظ رفت تا در همان «سیرک ولایی» طعن بشنود که این جلسه جای حدیث و آیه نیست و نمایش زوال عقل ابزاری را نمی‌توان ضرب سکه‌ی دینداری نام نهاد. درست همانند دوقلوی سیاسی‌اش، جلیلی، که در مذاکرات غرب به جای دیپلماسی، روضه‌ی تاریخ اسلام می‌خواند و ایران را خاکستر می‌کرد.

درحالی‌که مرکز در جنون و حماقت دست‌وپا می‌زند، قلب مذهبی کشور بیدار شده است. دیروز مردم در پنجمین روز از شروع جنبش سرنگونی‌خواهانه‌ی خود، شهر قم که برای حاکمیت، قلب تپنده‌ی مشروعیت، «رَحم استراتژیک» و «خانه‌ی امن» بود، را با فریاد «جاوید شاه» به «کانون ناامنی» تبدیل کردند.

در تحلیل قدرت، مکان‌ها وزن یکسانی ندارند. فروریختن دیوارهای ترس در قم و طنین‌انداز شدن نام «پهلوی» در کانون تولید ایدئولوژی حاکم، پیامی روشن به هسته‌ی سخت قدرت مخابره می‌کند: «شما دیگر حتی در خانه‌ی خود نیز صاحب‌خانه نیستید.» یک فروپاشی کیفی و ضربه‌ای با کارکردی فراتر از نابودی یک زرادخانه‌ی نظامی. این «جراحی تمدنی» است. نیم قرن تلاش برای پیوند زدن «سیاست» به «قدسیت»، در تضارب با واقعیت سخت میدان، به شکست مطلق رسیده و نماد این شکست، نه در پایتخت، که در «قم» تجلی یافته است.

آتش زدن نمادهای مذهبی در عمق شهرهای کوچک پس از تهدید به اعدام معترضان، یک تغییر پارادایم در ناخودآگاه جمعی ایرانیان است. این سوزاندن، اجرای یک «آیین تطهیر» است. مردم دریافته‌اند که آن «خدا»یی که نماینده‌اش حکم اعدام گرسنگان را صادر می‌کند، یک «بت سیاسی» است. وقتی مردم ابایی از آتش زدن ندارند، یعنی «ترس متافیزیکی» (ترس از دوزخ) و «ترس فیزیکی» (ترس از زندان) هم‌زمان فرو ریخته و «جادوی مشروعیت» دود شده است.

این لحظه‌ی تولد «سوژه‌ی انقلابی سکولار» است و این آتش‌سوزی‌ها، نه وندالیسم، بلکه یک «اعلامیه‌ی سیاسی» است با این مضمون که: «ابزارهای سرکوب شما دیگر کار نمی‌کند.»

این هراس داخلی، با فشار خارجی تکمیل شده است. هشدار صریح ترامپ مبنی بر دخالت «نجات‌بخش» معترضان در صورت تداوم کشتار آنها، پاسخ تند لاریجانی و هشدار به مردم آمریکا که «مراقب سربازان خود باشید» و «مسأله‌ی داخلی دانستن» جنبش و تقلیلش به «مواضع کسبه معترض»، نشان می‌دهد که رژیم شلیک می‌کند، خون می‌ریزد و جان می‌ستاند و اینترنت را در مناطق درگیری قطع می‌کند، تا «مهار میدان» از دست نرود.

در گذشته، شلیک گلوله برای «ترساندن و پراکندن» بود؛ یعنی رژیم می‌کشت تا بقیه به خانه بروند. اما امروز، شلیک فیزیکی دیگر منجر به «سکوت راهبردی» نمی‌شود. هر گلوله‌ای که سینه‌ی جوانی را می‌درد، به جای ترس، «خشم متراکم» تولید می‌کند و جمعیتی بیشتر از قبل را به خیابان می‌کشاند. رژیم دیگر نمی‌تواند با کشیدن ماشه، «حکمرانی» کند. تفنگ آن‌ها جنایت می‌کند، اما بدون «بازدارندگی».

این جنبش فاقد سر نیست، بلکه دارای یک «فرماندهی شبکه‌ای و پنهان» است. هم‌زمانی شعارها و وحدت رویه در اقصی‌نقاط کشور، نشان از وجود هسته‌های منضبطی دارد که پیرو راهبرد «نبرد آخرین»، توده‌ی خشمگین را به سمت هدف‌های راهبردی هدایت کرده و فرضیه‌ی «آشوب کور» را ابطال می‌کند. ما با یک «نظم نامتقارن» روبرو هستیم.

نام «پهلوی» در این مقطع، یک نوستالژی نیست؛ بلکه یک «نرم‌افزار وحدت‌بخش» است که بین لایه‌های مختلف جامعه (از نیروهای مسلح مستأصل تا جوانان عصیانگر) پیوندی ارگانیک ایجاد کرده و آن‌ها را در یک جبهه‌ی واحد علیه «دشمن مشترک» منسجم کرده است. جامعه‌ی ایران که از «بی‌نظمی مقدس» به ستوه آمده، به دنبال «آرکای پادشاهی» (Archetype of Kingship) می‌گردد؛ به معنای بازگشت «نظم، دیسیپلین و عقلانیت».

پهلوی یک «ضرورت استراتژیک» برای جلوگیری از آنتروپی و فروپاشی تمام‌عیار ایران است، به عنوان تنها دال مرکزی، در لحظه‌ی خلاء قدرت و «نقطه‌ی کانونی» نظم آینده.

پیشنهاد «گفتگو با نماینده‌ی معترضان» از سوی بدنه اجرایی حاکمیت (دولت پزشکیان)، نه نشانه‌ی قدرت، بلکه یک «سند تسلیم پیش‌دستانه» و بزرگترین اعتراف نظام به «بن‌بست اقتدار» است. این شطرنج در نقطه‌ی «مات» قرار دارد. حاکمیت با چه کسی می‌خواهد گفتگو کند؟ خیابان یک‌صدا، «رضا پهلوی» را به عنوان تنها طرف گفتگو معرفی کرده است.

موضوع اصلی این «مذاکره‌ی احتضار»، «اصلاح» نیست، بلکه «انتقال قدرت» است. گره کور این بحران در شعار محوری مردم نهفته است: «فدا کردن غزه و لبنان برای ایران». این شعار، حمله به ستون فقرات استراتژیک رهبری نظام و خط قرمز هسته‌ی سخت قدرت است: ابطال شناسنامه‌ی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی.

حاکمیت در میان دو تیغه‌ی قیچی گرفتار شده است:

  • پذیرش گفتگو که به معنای به رسمیت شناختن پهلوی و پایان عمق استراتژیک منطقه‌ای (هلال نحس شیعی) است.

  • تداوم سرکوب که به دلیل فرسودگی نیروها و ریزش مشروعیت در کانون‌هایی مثل قم و مشهد، در آتش خیابان ذوب خواهد شد و تنها به انفجار نهایی سرعت می‌بخشد.

ذهن‌های کُند و فسیل‌شده، هرگز توانایی درک «لحظه‌ی گریز» را ندارند و تا برخورد نهایی با دیوار واقعیت، بر طبل توخالی خود خواهند کوبید. آن‌ها تا لحظه‌ی آخر که طناب دار مجازات مردمی بر گردنشان بیفتد، در توهم «شهادت» خواهند ماند. اما این «شهادت» نیست؛ این «دفع زباله‌های تاریخ» توسط صاحبان اصلی خانه (مردم) است.

جهان خارج، با مشاهده‌ی این اراده‌ی قاطع ملی و شعارهای صریح «ایران-محوری»، در حال بازنگری بنیادین در محاسبات خود است. عصر ایدئولوژی پایان یافته و «ساعت صفر اقتدار ملی» فرا رسیده است. «ایران پسا-جمهوری اسلامی» در راه است. موازنه‌ی قدرت خاورمیانه به سمت یک «ایران ملی‌گرا» تغییر می‌کند که در آن، ثبات ملی بر صدور بحران ارجحیت دارد. نشانه‌های پایان نیم قرن انحراف و بازگشت به ریل اصلی تاریخ مشهود است. پیروزی دیگر یک "احتمال" نیست، یک "رخداد در حال وقوع" است. تاریخ ورق خورده و ما وارد فصل اول ایران نوین شده‌ایم.

سروش سرخوش
تحلیلگر استراتژیک و روانکاو فرهنگی

آرشیو تحلیل‌ها در توییتر: https://x.com/sarkhosh1341




IMG_3084.pngمن در زمان همه ی اعتراضات مردم داخل ایران علیه حکومت نکبت اسلامی، که خودم در ایران و در میان مردم نبودم، در نوشته هایم صریحا تاکید کردم که من هیچکس را دعوت به رفتن به خیابان و به خطر انداختن جان اش نمی کنم، و اگر حرفی می زنم برای استفاده ی کسانی ست که جان به لب شده اند و خودشان خواستار نابود کردن نظام اسلامی «به هر قیمت حتی به قیمت جان شان هستند». به عبارتی من اسلحه دست کسی نمی دهم ولی اگر کسی خواست موقع شلیک دشمن، روش های حفظ جان اش را بداند به عنوان یک سرباز قدیمی، به او می گویم از چه تاکتیک ها و تکنیک هایی استفاده کند. امروز هم قصد تشویق کسی برای به خطر انداختن جان اش ندارم چون در خارج هستم و جان خودم در خطر مستقیم نیست و حتی این که حاضرم در صورت کارآمد بودن ام،،، واقعا و نه شعارا در این آخر عمری به ایران برگردم و در خدمت بچه های ایران در خیابان و وسط جنگ با آدمخوران اسلامی باشم به من این اجازه را نمی دهد که بخواهم حرفی بزنم که جان بچه های ایران به اندازه ی سر سوزنی به خطر بیفتد.
با این مقدمه این نوشته برای کسانی ست که امروز تصمیم گرفته اند علیه حکومت نکبت اسلامی به پا خیزند و تمام خطرات و عواقب این خیزش را به جان بخرند و حرف من تاثیری در خیزش یا عدم خیزش آن ها ندارد.

اگر فکر می کنید مبارزات مسالمت آمیز خیابانی شما خواهد توانست ایران را از شرّ افعی اسلامی که بر خاک ما چنبره زده و مردم را بی هیچ نگرانی از آینده و مجازات آتی نابود می کند خلاص کند، امروز بر خلاف دوره های پیشین بهترین موقعیت است.

IMG_3015.pngتوضیح نویسنده: مسئولیت کامل دیدگاه‌ها و نظرات مطرح‌شده در این نوشته صرفاً بر عهده نگارنده، «ف. م. سخن» (فرهاد مشرق‌زمینی) است و لزوماً بازتاب‌دهنده سیاست‌ها یا مواضع خبرنامهٔ گویا نیست

در یادداشت پیشین نوشتم که اگر پرزیدنت ترامپ واقعاً خواهان یاری رساندن به مردم ایران در مقابله با جمهوری اسلامی است، حکومتی که سال‌هاست اعتراضات مسالمت‌آمیز را سرکوب کرده--می‌تواند در گام نخست، به‌طور عملی نسبت به بازنگری در نقش و جایگاه برخی افراد و جریان‌هایی اقدام کند که در ساختار رسانه‌ای وابسته به دولت ایالات متحده حضور داشته‌اند و به باور بسیاری از منتقدان، در بزنگاه‌های مهم، به تضعیف یا انحراف حرکت‌های اعتراضی در ایران انجامیده‌اند.

با این حال، در مقطعی هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات داخلی، انتصاب علی جوانمردی به‌عنوان مشاور ارشد ناظر بر تلویزیون‌های فارسی، کردی و افغانستان صدای آمریکا، با واکنش‌های انتقادی گسترده‌ای روبه‌رو شد. منتقدان این انتصاب بر این باورند که چنین تصمیمی نه‌تنها به بهبود وضعیت صدای آمریکا کمک نکرد، بلکه نگرانی‌هایی جدی درباره جهت‌گیری‌های سیاسی و هویتی این رسانه در میان بخشی از افکار عمومی ایران ایجاد کرد.

حساسیت جامعه ایران نسبت به مسئله تمامیت ارضی و مخالفت با هرگونه گرایش تجزیه‌طلبانه، واقعیتی انکارناپذیر است. تجربه‌های پیشین نشان داده است که هرگاه اعتراضات مردمی گسترده شده، طرح یا برجسته‌سازی گفتمان‌های هویتی افراطی می‌تواند موجب نگرانی عمومی و در نهایت تضعیف همبستگی ملی شود؛ امری که در عمل به سود حاکمیت تمام شده است.

در جریان جنبش «مهسا» نیز برخی تحولات و تغییرات در گفتمان و نمادهای آن--از جمله اختلاف‌نظرها بر سر مفاهیمی چون تمامیت ارضی، نوع نام‌گذاری‌ها و برجسته‌سازی برخی شعارها--به باور بسیاری از ناظران، به ایجاد شکاف و فرسایش در انسجام آن جنبش انجامید. این نقدها، فارغ از درستی یا نادرستی‌شان، همچنان در میان بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی مطرح‌اند.

در چنین زمینه‌ای، انتصاب فردی که درباره پیشینه و دیدگاه‌های او تردیدها و مخالفت‌های جدی وجود دارد به جایگاهی کلیدی در صدای آمریکا، از نگاه منتقدان، می‌تواند به تضعیف اعتماد عمومی نسبت به نیت و رویکرد ایالات متحده در قبال مردم ایران بینجامد. اگر این تصمیم حاصل خطای محاسباتی بوده باشد، انتظار می‌رود با بهره‌گیری از تجربه و مشورت چهره‌های آگاه و دلسوز پیشین در صدای آمریکا، در آن بازنگری جدی صورت گیرد.

3131.jpgایران وایر - لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه از ایالت کارولینای جنوبی و از متحدان دونالد ترامپ، روز ۱۳ دی ۱۴۰۴، در گفت‌وگو با وب‌سایت اکسیوس گفت که رهبران ایران و کوبا باید پس از عملیات نظامی آمریکا برای بازداشت نیکلاس مادورو، رییس‌جمهور ونزوئلا، نگران باشند.

او با اشاره به سیاست‌های تازه واشنگتن گفت: «اگر من رهبر ایران بودم، می‌رفتم در مسجد دعا می‌کردم.»

او همچنین پیش‌بینی کرد که روندی انتقالی آغاز خواهد شد تا ونزوئلا دوباره به جمع کشورهای آرام و باثبات بازگردد.

او در ادامه گفت: «صلح و رفاه واژه‌هایی هستند که سیاستمداران زیاد به کار می‌برند، اما برای واقعی‌کردن آن‌ها باید قاطع بود.» او افزود: «وقتی جهان در آتش است، هرگز رفاه به دست نخواهد آمد.»

444.jpgخبرآنلاین

تقی آزاد ارمکی ، جامعه شناس با اشاره به شرایط بحرانی کنونی در پی اعتراضات جاری و تحولات جهانی خواستار تحقق سریع تغییرات بنیادین شد.

او در یادداشتی خطاب به رئیس جمهور نوشت:

اقای دکتر پزشکیان

رئیس جمهور محترم ایران

با سلام و احترام،

ایران یکبار دیگر از طریق حضور اعتراضی جمعی، نهادینه شدن بحرانهای ساختاری و ظهور نابسامانی های ساختاری و ناکارآمدی حکومتی را اعلام می کند. شرایط پیش آمده، جهت و مسیر «فروپاشی» تا «تغییرات بنیادین و ساختاری» را نشانه گرفته است. تن زخم خورده ایران و ایرانیان طاقت زخم بزرگی چون فروپاشی را ندارد. ضمن قدردانی از تلاشهای شما و اعضای دولت وفاق ملی در به رسمیت شناختن اعتراضات و تلاش در جلوگیری از برخورد و خونریزی، شرایط همچنان از فراهم شدن شرایط تحقق فروپاشی حکایت می کند. برای برون رفت از فروپاشی احتمالی، چاره ای به جز تن دادن به اصلاحات ساختاری و پردامنه نیست.

زیرا به نظر می آید اکثر سرمایه های اجتماعی که در تحقق انسجام اجتماعی وجود داشته، کم اثر شده اند. به نظر می آید نمی توان از وفاق ملی و انسجام اجتماعی با محوریت سازه های حکومتی و ارجاع بدون بازنگری به انقلاب اسلامی، هویت ملی، و ... از بحران موجود عبور کرد. زیرا بیشتر آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه سیاست های حکومت محور تا جامعه محور در طول بیش از جهار دهه در جمهوری اسلامی می باشد.

دلسوزان و سیاست مداران ملی و اندیشمندان و به طور خاص بیشتر جامعه شناسان ایرانی در این دوران طولانی بارها از طریق گفتگو، نقد و ارائه یافته های تحقیقاتی شان، ضمن بازگو کردن مسیر تحولات اجتماعی و فرهنگی، به ظهور بحرانهای ساختاری و در نهایت به ناکارآمدی های سیاست های حکومتی و برنامه ها و عمل دولت ها در ایران اشاره کرده اند. در مقابل کمتر در میان صاحبان قدرت و سیاست، تاملی و کنشی برای برون رفت از شرایط بحرانی صورت گرفته است. به طور خاص، انباشت بحرانها و نابسامانی های ساختاری و بی اراده گی حاکمیت در دهه گذشته، بیشتر علاقه مندان به ایران را به ارائه راههای برون رفت از این شرایط فراخوانده است. بیشتر مدعیان اصلاح و تغییر با محوریت نگاه های امنیتی و قدرت گرایانه به حبس یا حذف یا گوشه نشینی واداشته شده اند. کنشگران باقی مانده در میدان اصلاح گری و طرح تغییر با روشها و شیوه های مدنی بسیار، حکومت و نظام را به بازنگری سیاست ها و قبول خطاها و اشتباهها دعوت کرده که حاصل آن همچنان بی مهری و اتهام و حذف خود و خانواده و طرفدارانشان بوده است. زیرا حاکمیت تا کنون به جای به رسمیت شناختن تغییرات و اصلاح روشها، با تکیه بر توانایی امنیتی و نظامی و انتظامی، با بی اعتنایی به منتقدان و سرکوب معترضان اقدام کرده است.

شرایط به گونه ای شده است که ایران با «جامعه بی دولت» به دلیل استیصال های متعدد و «مداخله گری های حکومت» به دلیل توهم معنایی، سرگردانی، و بازخوانی مکرر گزاره های ناکارآمد گذشته، همراه شده است. با این وجود، ایران با موقعیتی که انرا «جامعه قوی» در راستای تغییرات ساختاری می نامم ، روبرو شده است. جامعه قوی در صورت فقدان همراه و همگامش که می تواند دولت مدرن باشد، می تواند به جامعه اعتراضی و در نهایت عصیانگر تبدیل شود.

تبدیل ظرفیت میل به تغییرات بنیادین با بی حاصلی ساحت نقد و تظاهرات جمعی و حضور دشمنان تاریخی قسم خورده چون ترامپ و نتانیاهو و غرب وحشی، امکان عصیانگری فراگیر و تحقق فروپاشی را ممکن می سازد. از طرف دیگر، به نظر می رسد با توجه به قدرت و منزلت طبقه متوسط و نیروهای حوزه مدنی هنوز هم تا حدودی می توان با بازگشت به جامعه و تلاش در همراهی با کنشگران مدنی به «راه سومی» در اینده ایران فکر کرد.

زیرا این نیروها که قصدشان اجتناب از فروپاشی و تن ندادن به دیکتاتوری دیگری است، به سازه راه دیگر که همان «جمهوری اسلامی سوم» است، می اندیشند. با بی حاصلی اعتراض های اجتماعی که در پی اصلاح در شیوه ها و روشها و در نهایت ساختار اجتماعی بوده است، می تواند اکثریت نیروهای اجتماعی و کنشگران را به جای «جمهوری اسلامی سوم» به اجبار به سمت گرفتن تصمیمی سخت چون «عبور از جمهوری اسلامی» متمایل کند.

maduro.jpgاعلام «دستگیری و خروج» نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری ونزوئلا، از سوی دونالد ترامپ، در تهران تنها به‌عنوان یک رویداد دوردست در آمریکای لاتین دیده نمی‌شود. این رخداد، در کنار تجربه جنگ دوازده روزه و نفوذ امنیتی موساد در داخل ایران، این پرسش را پررنگ‌تر کرده است که آیا دوران مصونیت رهبران مستقر به پایان رسیده و قواعد بازی برای جمهوری اسلامی تغییر کرده است؟

ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه

اعلام «دستگیری» نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری ونزوئلا، توسط دونالد ترامپ تنها یک خبر تکان‌دهنده در آمریکای لاتین نبود. این رخداد، حامل پیامی فراتر از مرزهای منطقه است : پیامی که در تهران، در شرایطی به ‌مراتب شکننده‌تر از گذشته، با دقت و نگرانی دنبال می‌شود.

برای جمهوری اسلامی ایران، خبر دستگیری مادور در خلأ رخ نداد. تنها چند ماه پیشتر، جنگی کوتاه اما پرضربه، توازن امنیتی جمهوری اسلامی را به چالش کشید، جنگی که در آن، تأسیسات حساس نظامی و هسته‌ای تهران هدف قرار گرفتند و شماری از فرماندهان ارشد نظامی و مرتبط با برنامه هسته‌ای در داخل خاک ایران در همان دقایق نخست توسط موساد کشته شدند. این رخدادها نشان دادند که ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، برخلاف روایت رسمی، نفوذناپذیر نیست.

در چنین بستری، دستگیری رئیس‌جمهوری یک کشور متحد تهران و بیرون آوردن او از خاک کشورش، معنایی تازه پیدا می‌کند: شکسته‌شدن یک تابوی قدیمی در روابط بین‌الملل، تابوی «مصونیت رهبران مستقر».

از تهدید بیرونی تا خطر درونی

سال‌ها بود که تهدید آمریکا علیه ایران عمدتاً در قالب فشار و تحریم‌های اقتصادی یا عملیات سایبری تصور یا خلاصه می‌شد. حتی در شدیدترین تنش‌ها، این فرض نانوشته وجود داشت که «شخص رهبر» و هسته مرکزی قدرت، از اقدام مستقیم مصون می مانند. جنگ دوازده روزه و اکنون رخداد ونزوئلا این فرض را به‌طور جدی زیر سؤال برده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

برای تصمیم‌گیران تهران، پیام از این پس روشن است: اگر ایالات متحد آمریکا در صورت تشخیص ضرورت، حاضر به عبور از چنین خط قرمزی باشد، مصونیت رهبران جمهوری اسلامی دیگر بدیهی و تضمین شده نیست. این تلقی، با توجه به تجربه اخیر نفوذ اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل در داخل ایران، وزن و اعتبار بیشتری پیدا می‌کند. دیگر مسئله فقط حمله از بیرون مرزها نیست، تهدید می‌تواند از درون شکل بگیرد، با شناسایی دقیق اهداف و بهره‌گیری از شبکه‌های موجود.

222.jpgایران اینترنشنال - کانال تلگرامی «اعتراض مدنی بازار» اعلام کرد بازاریان تهران برای روز یک‌شنبه فراخوان تجمع داده‌اند. در بخشی از بیانیه شماره دو بازاریان آمده است: «برای ادامه اعتراضات و پیگیری مطالبات خود، روز یکشنبه ۱۴ دی‌ماه در بازار تهران؛ در مکان های از قبل تعیین شده تجمع می‌کنند.

در بخشی از بیانیه آمده است: «این اقدام در ادامه قیام شکوهمند وسراسری مردم ایران برای تحقق آزادی و عدالت وکرامت مردم ایران است.» در بیانیه تاکید شده است: «از این رو از همه بازاریان که این قیام بزرک را آغاز کردند؛ می خواهیم که آن را تا رسیدن به مقصد نهایی همپای مردم ایران ادامه بدهند.»

سروش سلیمانی یکی از جوانان معترض شهر هفتشجان روز شنبه ۱۳دی۱۴۰۴ در اعتراضات این شهر کشته شد. روایت‌ها حاکی از آن است که او توسط ماموران لباس شخصی در حین سرکوب مردم معترض کشته شده است. مراسم خاکسپاری او بناست ظهر امروز ۱۴دی۱۴۰۴ برگزار شود. سروش سلیمانی در این رپ‌خوانی برخی دغدغه‌های نسل خود که آن را «نسل سوخته» می‌نامد را بیان می‌کند.

برخی رسانه‌ها گزارش داده‌اند که امیرمحمد کوهکن، دروازه‌بان و مربی فوتسال در شهر نی‌ریز استان فارس در جریان اعتراضات شب گذشته مردم نی‌ریز با شلیک مستقیم، توسط نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.

گفته شده که کوهکن در اعتراضات روزهای گذشته این شهر هم حضور داشته است. او سالها به عنوان دروازه‌بان در تیم‌های فوتسال استان فارس فعالیت کرد و از سال ۱۳۹۸، مربی فوتسال شد. کوهکن هدایت تیم ایران‌زمین فارس در لیگ دسته یک نوجوانان ایران را برعهده داشت.

امیرمحمد کوهکن ساعاتی پیش از قتل به دست نیروهای سرکوب، سکانسی از فیلم معروف «راننده تاکسی» ساخته مارتین اسکورسیزی را منتشر کرده است که در آن «رابرت دنیرو» در نقش «تراویس بیکل» می‌گوید: «نمی‌دانم. فقط می‌خوام بزنم بیرون و فکرهایی در سرم هست.» در روزهای اخیر و پس از خیزش مردم ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به سمت مردم معترض شلیک کردند و افراد زیادی کشته شدند.

G9zphU8W8AABV_n.jpg

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، سجاد والامنش، معترض پادشاهی‌خواه، در جریان اعتراضات پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه در شهر لردگان، استان چهارمحال و بختیاری، با شلیک گلوله ماموران حکومتی جان کشته شده است.

سجاد والامنش متولد ۷ خرداد ۱۳۸۴ و کارگر ساختمان بوده است. او از طایفه زیلایی و از لرهای بختیاری معرفی شده است. یک منبع نزدیک به خانواده این معترض کشته‌شده تاکید کرد که این جوان، ۲۰ ساله، عضو بسیج یا هیچ‌یک از تشکیلات حکومتی نبوده است.

به گفته این منبع، خانواده والامنش پس از کشته‌شدن او از سوی جمهوری اسلامی تهدید شده‌اند و به‌طور مداوم تماس‌هایی از اطلاعات سپاه پاسداران دریافت کرده‌اند.

Untitled-7.jpg

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال تایید می‌کند که احمدرضا امانی، کارآموز وکالت، روز ۱۱ دی با شلیک گلوله مستقیم ماموران حکومتی در جریان اعتراضات شهر ازنا جان باخته است. احمدرضا امانی در آزمون ورودی سال ۱۴۰۳ کانون وکلای یزد، رتبه نخست سهمیه ایثارگری را کسب کرده بود.

محمدحسین جعفری، رئیس کانون وکلای دادگستری یزد، کشته شدن او در جریان اعتراضات را تایید کرد. او همچنین در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه، خواستار بررسی دقیق ابعاد این جنایت شد. سینا یوسفی، یکی از وکلای حقوق بشری نیز در شبکه در ایکس نوشت که احمدرضا امانی ۲۸ساله و «در حال سپری کردن مرحله دوم کارآموزی خود در کانون وکلای یزد بوده است.»

یکی از نزدیکان خانواده امانی به ایران‌اینترنشنال گفت که تاکنون پیکر او به خانواده تحویل داده نشده و این موضوع موجب فشار مضاعف به آنان شده است. این فرد نزدیک به خانواده گفت که فشارهای امنیتی برای اینکه آنان را مجبور کنند تا مسئولیت کشته شدن احمدرضا امانی را بر دوش معترضان بگذارند، آغاز شده است.

G9uh_DLXYAALvQs.jpgیک شهروند در شبکه اجتماعی ایکس به نام محسن وفانژاد اعلام کرده است فردی که ویدئوی پیکر او بر زمین در قم در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشته، پسردایی او به نام «حسین ربیعی» است.

هم‌زمان، کانال خبری «وحیدآنلاین» به نقل از پیامی که دریافت کرده، نوشته است این فرد در قم، چهارراه غفاری، مغازه لوازم یدکی شناخته‌شده‌ای داشته و همواره جلوی مغازه خود یک کلمن بزرگ آب یخ قرار می‌داده و روی آن نوشته «به یاد خدانور» را نصب می‌کرده است. بر اساس این گزارش، کلمن آب یخ او بارها توسط ماموران مصادره شده و صاحب مغازه نیز بارها احضار شده بود.

G9vHC5WWEAEOmFc.jpgبر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر» پس از اینکه شهروندان مرودشت در اعتراض به کشته شدن «خداداد شیروانی» به سمت کلانتری ۱۱ این شهر حرکت کردند دست‌کم یک شهروند دیگر از عشایر باصری با شلیک ماموران کلانتری کشته شده است. ایران‌وایر همچنین مطلع شده است یک شهروند دیگر اهل مرودشت به نام «عرفان بزرگی» که در جریان اعتراضات شامگاه پنجشنبه ۱۱دی۱۴۰۴ از ناحیه سر هدف شلیک گلوله قرار گرفته و در کما بود شامگاه ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ در بیمارستان جان باخته است.

G9uNIzdWkAAMwn7.jpgبنا بر اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی طاها صفری، دانش‌آموز ۱۵ ساله ۱۱ دی‌ماه در اعتراضات ازنا در لرستان هدف شلیک نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و کشته شد. بنابر گزارش‌ها صبح شنبه ۱۳ دی ماموران اداره اطلاعات ازنا با سه خودروبه منزل این نوجوان ۱۵ سال یورش برده و تهدید کرده‌اند که او باید بدون مراسم و اعلام عمومی دفن شود.

G9v7FQYW4AASSOA.jpg

Behrouz_Fathali.jpgانقلاب شاه و مردم را باید یکی از سنجیده‌ ترین و کارآمد ترین پروژه‌ های تحول در تاریخ معاصر ایران دانست و آن را تجربه ‌ای کم‌نظیر در مسیر دولت‌ سازی مدرن، نوسازی ساختار اجتماعی و برقراری پیوندی مستقیم و کارکردی میان حاکمیت و ملت به شمار آورد. این انقلاب, نه یک رویداد سیاسی مقطعی، بلکه طرحی جامع و آینده‌ نگر برای بازسازی ایران بر اساس عقلانیت تاریخی، توسعه نهادی و ارتقاء شأن شهروندی بود. طرحی که با درک عمیق از الزامات عصر جدید، ایران را از چرخه مزمن عقب‌ ماندگی و بی‌ ثباتی سیاسی رها ساخت.

در بزنگاهی که نیروهای سیاسی اپوزیسیون آن زمان, از جریان ‌های ایدئولوژیک چپ گرفته تا ملی‌ نمایان, در دام اختلافات درونی، شعار زدگی, نفی گرایی و بی برنامگی و بطور کلی ناتوانی در حرکت در جهت منافع واقعی کشور گرفتار بودند، محمدرضاشاه پهلوی, آگاهانه و با اتکای مستقیم به ملت خود به‌ عنوان منبع مشروعیت و موتور تحول, دست به انقلاب شاه و مردم زد. هدفی که این انتخاب راهبردی دنبال می کرد, در اصلاح ساختاری از بالا با پشتوانه اجتماعی و ساختن دولت مدرن با مشارکت ملت خلاصه می شد.

انقلاب شاه و مردم توانست در زمانی کوتاه, تحولی بنیادین در ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران پدید آورد. اصول ۱۹ گانه این انقلاب و از آن جمله اصلاحات ارضی، گسترش آموزش و بهداشت عمومی، صنعتی ‌سازی هدفمند و ارتقاء جایگاه زنان، بنیان‌ های جامعه ایرانی را به گونه ای دگرگون ساختند که بازگشت کامل به مناسبات پیشامدرن عملا ناممکن شد.

shahlaShbanner.jpgشهلا شفیق - ویژه خبرنامه گویا

آذر ماه امسال، با دسترسی به موقعيت مکانی حساب کاربران شبکه ايکس، جنجال گسترده ای در ميان فعالان سیاسی و اجتماعی ايرانی به راه افتاد. کاشف به عمل آمد در شرايطی که ميليونها کاربر در ايران از دسترسی آزادانه به اينترنت محرومند و ناگزيراز تقبل هزينه برای وی پی ان هستند، هزاران تن با بهره گيری از امتياز "سيم کارت سفيد" از اين امکان برخوردارند. معلوم شد نه تنها سايبری‌های رژيم و مقامات (از آن‌جمله مدافعان سرسخت فيلتر شدن و محدودیت اينترنت) شده بلکه برخی اعضای جامعه مدنی هم که گمان می رفته با حکومت فاصله دارند از از اين امتياز بهره مند شده و می شوند. در مواجهه با اعتراض ها، تلاش برخی از اين افراد برای توجيه کردارشان به جائی نرسيد . معترضان به درستی تاکيد کردند که بعيد است حکومت اين امتياز را بدون هیچ چشم داشتی به آنان هديه کند. به عنوان مثال، يک روزنامه نگار کمابيش شناخته شده توضيح داد که طی جنگ دوازده روزه با اسرائيل، هنگامی که می خواسته در باره کشته شدگان غيرنظامی بنويسد با قطعی اينترنت مواجه شده و ناگزيرپيشنهاد وزارت ارشاد را برای دريافت "سيم کارت سفيد" پذيرفته است. در مقابل، کاربران گزارش‌های رسانه ای را يادآوری کردند که طی آن از کشته ها و زخمی‌ها، بدون مستنداتی قابل اتکا، یاد شده بود.

اين نمونه، به روشنی بيانگر کارآمدی و تلاش جمهوری اسلامی برای تبديل و تبدل اعضای جامعه مدنی به کارگزارانی برای پيشبرد سياست های خویش است. مامورانی بسيار مفيد برای صاحبان قدرت چرا که نزد افکار عمومی مستقل از حکومت به شمار می روند.

جمهوری اسلامی دير زمانی ست به کارآیی اين استراتژی آگاهی دارد و به همين دليل خيلی زود به ايجاد شبکه نفوذ خود در خارج از کشور، به ويژه در کشورهای غربی دست زده و از همه امکاناتش برای گسترش ان بهره گرفته است.

موضوعی عموما در سايه که اخيرا، در تحقيقی ازسوی گروه ( (France 2025 مورد توجه قرار گرفته است. اين تحقيق به اقدامات جمهوری اسلامی برای جذب روشنفکران و دانشگاهيان به شبکه‌های نفوذی اش اشاره می‌کند.

اما چه ديدگاه‌هایی می توانند روشنفکر ويا فردی دانشگاهی را برانگيزند که بدون عذاب وجدان با حکومتی چنين آزادی ستيز و جنايتکار همراهی کند؟ بی هيچ شک می‌توانم بگويم همان نگرش‌هایی که در سال پنجاه وهفت، اکثريت نيروهای ملی‌گرا وچپ را به همسویی و گاه همدستی آشکار با خمينی و يارانش راند. معجونی تئوريک که درصد بالایی از نگاه ذات گرايانه به غرب و به دنيای موسوم به مسلمان را با دو برداشت کج ومعوج درمی‌آمیزد: از يکسو، اين‌همانی دمکراسی و امپرياليسم، و از سوی ديگر ، اين‌همانی اسلام و اسلاميسم. دست پختی که اينگونه فراهم می‌شود همانا معرفی جمهوری اسلامی با چاشنی مدرنيت "ويژه" است در هيبت نماينده بومی و اصيل ملت ايران که اکثريتی مسلمان دارد.

نزديک به پنج دهه است که جمع متنوعی از دانشگاهيان، کارشناسان ايران، کالاهای رنگارنگی از اين معجون ساخته و به خورد خلايق می‌دهند. ودر همان حال تحقيقات "ميدانی" شان در إيران را، که می توان تصور کرد با چه شرايطی چنین امکانی به آنها داده شده، به عنوان شاهدی بر اعتبار محصولاتشان به رخ کشيده اند. در اين کالاها، اعتراض‌های مداوم مردم تحت سرکوب، که گاه به قيمت جان معترضان تمام می‌شود، به مثابه دلايلی حاکی از وجود تحرک در وضعيت این نظام عرضه شده؛ درخواست‌های لغو احکام شريعت دستمايه ای برای تئوری سازی در باره "فمينيسم اسلامی" گشته؛ برنامه اتمی جمهوری اسلامی به جلوه ای از ملی‌گرایی حاکمان بدل شده؛ و ايدئولوژی يهود ستيزانه اينان که عامل رشد تروريسم در خاورميانه است، به يک نوع "بازی" برای حضور در منطقه، در کنار قدرت‌های سنی مذهب، تقليل يافته است.

و اينک، درشرايطی که آشکارا می‌بينيم چگونه اين "بازی" خطرناک، پای جنگ را به داخل کشور درگير با بحران های جانکاه اجتماعی اقتصادی و محيط زيستی کشانيده، برخی از اين "کارشناسان" بدون هيچ شرمی اظهار می‌کنند که حمله إسرائيل به جمهوری اسلامی برای منحرف کردن افکار عمومی از وضعيت غزه صورت گرفته است! برخی از اينان که طی خيزش انقلابی "زن، زندگی، آزادی" به سرعت جامه عوض کرده وبه هيئت اوپوزيسيون در آمده اند، به انحاء گوناگون در باره خطر سرنگونی رژيم نظرات هشدار آميز می دهند.

پرسش اينجاست که خطر برای چه کسانی؟

----------------

  • این مقاله نخست در هفته نامه فرانسوی France Tireur مورخ 30 دسامبر 2025 انتشار یافته است.

tekkeh2.jpgبی بی سی - جمعه ۱۲دی‌ماه ویدیویی از یک معترض که وسط خیایانی افتاده، در حالی که قفسه سینه و دست راستش متلاشی شده، به سرعت در شبکه‌های اجتماعی به عنوان «معترضی که با نارنجک در قم» کشته شد، بازنشر شد.

این ویدیو در یک خیابان خلوت گرفته شده و صدای زنی روی ویدیو شنیده می‌شود که می‌گوید: «بمب زدن، بچه‌هامون رو کشتند، بمب زدن...»

بررسی‌های بخش راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی نشان می‌دهد این ویدیو جدید و مربوط به اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ است، اما تاریخ دقیق آن مشخص نیست.

در ویدیو کنار مردی که وسط خیابان افتاده، جدول‌های سبز و سفید دیده می‌شود و در انتهای خیابان هم نورپردازی‌های یک میدان قابل مشاهده است.

01.jpgاسکرین‌شاتی از ویدیوی مردی که گفته می‌شود با نارنک کشته شده است
***

شب گذشته ویدیویی دیگری از اعتراضات در میدان توحید قم منتشر شد که نورپردازی میدان شبیه به آنچه در ویدیوی مردی که گفته می‌شود با نارنجک کشته شده، هم‌خوانی دارد.

02.jpg
نورپردازی میدان توحید قم در ویدیوی مردی که کشته شده، شبیه به ویدیوهای دیگری است که از اعتراضات این منطقه منتشر شده است
***

بررسی‌های ما نشان می‌دهد این ویدیو در خیابان مالک اشتر و نزدیک میدان توحید قم گرفته شده است.

03.jpgمحل تقریبی مردی که در قم کشته شده است
***

در شبکه‌های اجتماعی هویت فرد کشته شده در ویدیو «حسین ربیعی» اعلام شده است، بی‌بی‌سی فعلا نمی‌تواند مستقلا هویت او را تایید کند.

فردی به نام محسن وفانژاد در حساب کاربری‌اش نوشته فرد کشته شده «پسر دایی» او به نام «حسین ربیعی» است.

tweet.jpgروز جمعه ۱۲ دی‌ماه شورای تامین استان قم طی بیانیه‌ای کوتاه کشته شدن یک نفر با «نارنجک» را تایید کرد.

در بیانیه شورای تامین استان قم آمده است: «در پی اغتشاشات روز جاری که باعث اخلال در نظم عمومی برای مردم قم شده بود، یکی از عناصر گروهک تروریستی که با حمل یک نارنجک قصد کشته‌سازی از اغتشاشات را داشت، نارنجک در دستانش منفجر و موجب فوت وی شد.»

شورای تامین استان قم گفته هویت فرد کشته شده شناسایی و بعدا اطلاع‌رسانی خواهد شد، اما تاکنون هویت این فرد را اعلام نکرده است.

3030.jpg«حامد آزادبخت»، یکی از معترضانی که در شامگاه جمعه ۱۲دی‌۱۴۰۴ و در ششمین روز از اعتراضات سراسری به خیابان رفته بود، با انتشار ویدیویی از جراحات شدید صورت خود خبر داد.

او که با شلیک مستقیم گلوله‌های ساچمه‌ای از ناحیه صورت و چشم آسیب دیده است، در این ویدیو خطاب به نیروهای سرکوب‌گر می‌گوید: «من هم جوانی مثل شما هستم که به دنبال معیشت و زندگی‌ام؛ اما برای اعتراض آمدم و ابایی از بازداشت ندارم.»

آزادبخت با تاکید بر اینکه جراحاتش می‌توانست منجر به نابینایی کامل او شود، اعلام کرد که بابت حضور در خیابان پشیمان نیست و این هزینه را فدای آینده فرزندان ایران می‌داند.

unite.jpgویژه خبرنامه گویا

در برهه‌ای از زمان ایستاده‌ایم که صدای خرد شدن استخوان‌های استبداد، گوش گیتی را کر کرده است. رژیمی که سال‌ها با تکیه بر بازوان نیابتی و غارت سفره‌ی مردم، خود را شکست‌ناپذیر می‌نمود، امروز در انزوایی بی‌سابقه، نظاره‌گر فروپاشی دیوارهایی است که به بهای خون و فقر مردم ایران بنا کرده بود. اما در این میان، جریانی خطرناک‌تر از سرکوب عریان، در حال شکل‌گیری است: تلاش برای مسخِ حقیقت.

هراس از اصالتِ فریادها

امروز که خیابان‌های ایران به لرزه درآمده و نام «پهلوی» به عنوان نمادی از ثبات، سازندگی و هویت ملی در کوی و برزن طنین‌انداز شده است، بازماندگان تفکرات شکست‌خورده‌ی سال ۵۷، ناباورانه به تماشای این خیزش نشسته‌اند. آنان که روزی با وعده‌های واهی، ملت را به سوی تیرگی رهنمون شدند، اکنون که می‌بینند جایگاهی در فردای آزاد ایران ندارند، به سلاح «تردید» متوسل شده‌اند.

ادعای اینکه فریادهای مردم و خیل عظیم جمعیت در ویدیوها، محصول «هوش مصنوعی» یا «صداگذاری» است، نه یک تحلیل فنی، بلکه یک اعتراف آشکار به شکست است.

تکنولوژی در خدمت حقیقت یا ابزار انکار؟

هوش مصنوعی ابزاری برای پیشرفت است، اما برای این جریان‌های ورشکسته، تبدیل به بهانه‌ای برای فرار از واقعیت شده است. وقتی هزاران نفر در خیابان‌ها سینه‌ی خود را در برابر گلوله سپر می‌کنند و یک نام واحد را فریاد می‌زنند، تقلیل دادن این اراده‌ی پولادین به کدهای دیجیتالی، توهینی آشکار به شعور و شجاعت ملتی است که برای بازپس‌گیری میهن خود به پا خاسته‌اند.

این جریان‌ها می‌خواهند با «مجازی» خواندنِ این حقیقتِ عریان، مانع از هم‌گرایی بیشتر شوند.

اتحاد؛ تنها کلید پیروزی

تاریخ به ما آموخته است که هیچ بنای ظلمی بدون رهبری واحد و اتحاد ملی فرو نریخته است. تمرکز بر نام رضا پهلوی از سوی توده‌های مردم، نشان از درک عمیق جامعه نسبت به ضرورت وجود یک لنگرگاه مطمئن در تلاطم انقلاب است.

نیروهایی که با نام «چپ» یا «مجاهد»، امروز به جای یاری رساندن به مردم، روبروی آنان ایستاده و با تولید محتوای تفرقه‌انگیز سعی در بی‌اعتبار کردن حرکت ملی دارند، در واقع همان نقشی را ایفا می‌کنند که رژیم برای بقای خود به آن نیاز دارد.

Amir_Daha.jpgبا ورود اعتراضات مردمی به ششمين روز متوالی، آنچه بیش از سرکوب خیابانی، بازداشت‌ها و خشونت عریان حکومت جلب توجه می‌کند، سکوت معنادار و حساب‌شده بخشی از جریانات مدنی و سیاسی است؛ سکوتی که نه اتفاقی است و نه ناشی از بی‌خبری، بلکه ریشه در یک منطق سیاسی آشنا دارد که امروز بیش از هر زمان دیگری خود را عریان کرده است.

جنبشی که اکنون در شهرهای مختلف ایران در جریان است، نه ادامه پروژه‌های اصلاح‌طلبانه است و نه قابل تقلیل به دعواهای درون‌ساختاری قدرت. این جنبش، همان‌گونه که در دی‌ماه ۱۳۹۶ با شعار صریح «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» اعلام موجودیت کرد، اعتراض به کلیت نظام جمهوری اسلامی است؛ اعتراضی به شرایط فاجعه‌باری که این رژیم بر زندگی روزمره مردم تحمیل کرده است: از فروپاشی معیشت و ناامنی اقتصادی تا سرکوب سیستماتیک، تحقیر اجتماعی و انسداد کامل افق آینده.

اصلاح‌طلبی؛ پروژه‌ای برای مهار بحران، نه حل آن!

برای درک سکوت امروز طیف متنوع «مخالفان» صوری جمهوری اسلامی، بازگشت به نقطه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ گذشته ضروری است: خرداد ۱۳۷۶. خامنه‌ای سال‌ها بعد، در توصیفی کم‌سابقه و صریح، درباره جنبشی که به «دوم خرداد» معروف شد و به روی کار آمدن سید محمد خاتمی انجامید، گفت:

«ما اگر هم جریانی به نام اصلاح‌طلبی نداشتیم، باید آن را درست می‌کردیم.»

این جمله، نه یک اظهار نظر اتفاقی و یا لغزش زبانی، بلکه اعترافی راهبردی بود. اصلاح‌طلبی از منظر رأس هرم قدرت، هرگز یک تهدید واقعی نبود؛ بلکه ابزاری بود برای مدیریت بحران مشروعیت، تخلیه نارضایتی اجتماعی، و حفظ کلیت نظام در بزنگاه‌های حساس. اصلاح‌طلبی قرار نبود ساختار را تغییر دهد، بلکه مأموریت داشت آن را قابل‌تحمل‌تر جلوه دهد.

کارنامه بیش از دو دهه اصلاح‌طلبی نیز دقیقاً همین نقش را تأیید می‌کند:

بازگرداندن مردم به صندوق رأی، مهار اعتراضات رادیکال، تعلیق مطالبات بنیادین، و در نهایت، خریدن زمان برای نظام با هزینه‌کرد سرمایه اجتماعی جامعه.

اما جنبش کنونی، این معادله را برهم زده است. این جنبش، نه خواهان «اصلاح رفتار» که خواهان عبور از ساختار است. درست در همین نقطه است که پرده‌ها کنار می‌رود و آنچه می‌توان آن را «جمهوری اسلامی در سایه» نامید، خود را آشکار می‌کند.

سکوت معنادار بخش‌هایی از تشکل‌های مدنی و سیاسی ـ از کانون صنفی معلمان تا کانون نویسندگان، از تشکل‌های ریز و درشت وابسته به جریان اصلاح‌طلبی تا برخی گروه‌های موسوم به اپوزیسیون ـ یک پیام روشن دارد:

وقتی مسئله، رفتن جمهوری اسلامی باشد، مرزهای ظاهری فرو می‌ریزند و صف‌بندی واقعی نمایان می‌شود.

در این لحظه، اختلافات تاکتیکی، دعواهای گفتمانی و ژست‌های انتقادی کنار گذاشته می‌شود و یک ترس مشترک خود را نشان می‌دهد: ترس از تغییر بنیادین. ترس از آینده‌ای بدون جمهوری اسلامی

این سکوت را نمی‌توان صرفاً با «ترس از سرکوب» توضیح داد. اگر مسئله فقط سرکوب بود، همین جریانات در مقاطع کم‌هزینه‌تر نیز سکوت می‌کردند. همین چند روز پیش بود که بیانیه هایی با امضا های هزار نفره برای اعتراض نرم به پاره ای سیاست های رژیم منتشر می‌کردند. اما اکنون مسئله خیلی جدی تر است . مسئله ماندن و یا رفتن است، هراس از آینده‌ای است که در آن جمهوری اسلامی ـ حتی در نسخه تعدیل‌شده و بزک‌شده‌اش ـ جایی ندارد.

3131.jpgبه گزارش هم‌میهن آنلاین، سید حسین موسویان در کانال تلگرامی‌اش نوشت:

دونالد ترامپ در توییتی دولت ایران را تهدید کرد که در صورت برخورد خشن با تظاهرکنندگان، آمریکا دخالت نظامی خواهد کرد.

‏هم‌زمان، بنیامین نتانیاهو نیز اعلام کرد که «در کنار مردم ایران» ایستاده است.

‏به ۷ دلیل این اظهارات و دخالت‌ها مضر است:

‏۱. این تهدیدها و موضع‌گیری‌ها مغایر منشور سازمان ملل و اصول حقوق بین‌الملل و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست.

‏۲. تجربه حملات نظامی ۲۰۲۵ آمریکا و اسرائیل نشان داد که در زمان دخالت خارجی، مردم ایران علیه واشینگتن و تل‌آویو متحد می‌شوند، نه در کنار آن‌ها.

‏۳. با توجه به جنایات غزه و کشته‌شدن بیش از ۷۰ هزار فلسطینی بی‌گناه در سه سال اخیر، افکار عمومی ایران و جهان اسلام حتی جهان غرب باور نمی‌کند که «حقوق بشر» برای آمریکا و اسرائیل معنی داشته باشد. تظاهرات صدها میلیون در کشورهای غربی در حمایت از فلسطین، سند روشن این ادعاست.

‏۴. تجربه تاریخی نشان داده دخالت خارجی نه آزادی آورده و نه رفاه؛ فقط بحران را عمیق‌تر کرده است.

‏۵. حمایت واقعی از مردم ایران، احترام به استقلال آن‌هاست، نه تهدید و تحریم و جنگ و مداخله.

‏۶. این اظهارات اعتراضات و مطالبات مشروع مردمی را وابسته به خارج معرفی میکند، هزینه و خطر اعتراض مدنی برای مردم عادی را افزایش می‌دهد ، فضای امنیتی را تشدید می‌کند و مشروعیت و استقلال مطالبات مردمی را در داخل کشور تضعیف می‌کند.

‏۷. پیش از هر چیز باید یادآور شد که علت اصلی نارضایتی مردم ایران، مشکلات اقتصادی و معیشتی است که دو دلیل اساسی دارد:

‏اول: ناکارآمدی حکمرانی در ایران،
‏دوم: تحریم‌های اقتصادی آمریکا که مستقیماً زندگی روزمره مردم عادی را هدف قرار داده است.

‏پیشنهاد من به پرزیدنت ترامپ این است که حداقل تحریم‌هایی که موجب بحران معیشتی مردم ایران شده‌اند، را لغو کند؛ نه اینکه با تهدید و تشدید تحریم و جنگ و دخالت، وضعیت مردم ایران را بدتر سازد.

soleiman.jpg(هفته نامه ماریان) ترجمه ی علی شبان

یادداشت مترجم:

«دفاع از حقوق مشروع مردم فلسطین برای حاکمیت ، آرمانی عادلانه است و به رسمیت شناختن کشور فلسطین از سوی کشورهای اروپایی، طبیعی ترین شکل آنست. تا بدینوسیله روند صلحی را که هم حماس و هم دولت فعلی اسرائیل آن را رد کرده اند، احیاء شود. اما این آرمان عادلانه ؛ توسط اسلام گرایانی که کمتر به ساختن یک کشور فلسطینی و بیشتر به نابودی اسرائیل و یهودیان اهمیت می دهند، به انحراف کشیده شده و آن را به یک جهاد، یک جنگ مقدس تبدیل کرده است.» سردبیر هفته نامه ماریان

عمر یوسف سلیمانOmar Youssef Souleimane سال ۱۹۸۷در نزدیکی دمشق در خانواده‌ای سنی مذهب ِ سنت گرا به دنیا آمد، پدرش دندانپزشک بود. او از پنج سالگی با قرآن برای آموختن زبان کلاسیک عربی، آشنا شد و از آن پس توانست آشنایی‌های نخستین با شاعرانی چون خلیل جیران پیدا کند. و شیفته اشعار پُل الوآر Paul Eluard شاعر نامدار فرانسوی شد که کتاب‌های او را با ترجمه عربی می‌خواند. علیرغم سخت‌گیری‌های پدرش که واهمه داشت مبادا پسرش با خواندن آثار نویسندگان غربی، کافِر شود؛ او راه خود را پیدا کرده بود و ادامه داد. و از اینجا، نگاه انتقادی او به قرآن شتاب برداشت. و کار به جایی رسید که رسما نظرش را مبنی بر اینکه شعری از پُل الوار بیشتر از سخنان محمد پیامبر اسلام ارزش دارد را به زبان آورد و پدرش او را طرد کرد.

unnamed.jpgاو بناچار ترک خانواده نمود. اما در دانشگاه، دوره‌های ادبیات عرب را به پایان برد و حین تحصیل، در یک روزنامه محلی در سوریه، مشغول بکار شد. و نخستین دفتر شعرش با عنوان «آوازهای فصول» را منتشر کرد. در میان دیگر آثاراو میتوان از «فرانسوی بودن»، «تروریست جوان» و «اطاقی در تبعید»، نام برد او یکی از شجاع‌ترین روزنامه نگاران در سال ۲۰۱۱، در رویارویی با خشونت رژیم اسد بود که توانست از جنایات آن دوره در تظاهرات مردم، فیلم تهیه کند. که این عمل می‌توانست به بهای از دست دادن جانش تمام شود. پس از مدت زمان طولانی در مخفیگاه‌های گوناگون زیستن، به فرانسه پناهنده شد و پس از چندی موفق به داشتن ملیت این کشور گردید.

آخرین کتابش، «همدستان ِ شَر» در اکتبر ۲۰۲۵، در فرانسه منتشر شد. هفته نامه ماریان گزیده هایی از این کتاب را منتشر کرده است که نشانگر بررسی خیره کننده ای به دنیای تبانی و همدستی است که در آن حزب ِ چپ ِ «فرانسه تسلیم نا پذیر» و برخی نیروهای سایه ی آن فعالیت می کنند. او همچنین روزنامه‌نگاری نترس است که از نفوذ اسلام گرایان در میان ِ چپ های فرانسه وحشت زده شده بود و تصمیم گرفت به تجمعات هواداران غزه در پاریس نفوذ کند تا این اتحاد بین بنیادگرایان و چپ های افراطی را بطور مستند فیلم‌برداری نماید. اتحادی که قتل عام ۷ اکتبر ۲۰۲۳، آن را دوباره زنده کرده است.

سردبیر هفته نامه ماریان می‌نویسد بیائید رُک حرف بزنیم : دفاع از حقوق مشروع مردم فلسطین برای حاکمیت ، آرمانی عادلانه است و به رسمیت شناختن کشور فلسطین از سوی کشورهای اروپایی، طبیعی ترین شکل آنست. تا بدینوسیله روند صلحی را که هم حماس و هم دولت فعلی اسرائیل آن را رد کرده اند، احیاء شود. اما این آرمان عادلانه ؛ توسط اسلام گرایانی که کمتر به ساختن یک کشور فلسطینی و بیشتر به نابودی اسرئیل و یهودیان اهمیت می دهند، به انحراف کشیده شده و آن را به یک جهاد، یک جنگ مقدس تبدیل کرده است. ع.ش

***

و اینک مقاله ی عمر یوسف سلیمان را می خوانیم که در هفته نامه ماریان ِ۱۸/۱۲/۲۰۲۵، تحت عنوان ِ « اسلام گرایان از حزب چپ فرانسه چون اسب تروا برای ورود به مجلس استفاده می کنند.» منتشر شده است* :

عمر یوسف سلیمان، نویسنده ی کتاب ِ«همدستان شَر»، درباره ِ حزب چپ فرانسه ( فرانسه تسلیم ناپذیر LFI) و شبکه‌های اسلام گرا، و ارتباط اسلام گرایی و احزاب سیاسی، به عنوان شاهد، توسط کمیسیون واکاوی و بررسی ی مجلس ملی فرانسه دعوت و شنیده شده است. در این مقاله، که منحصرا برای «ماریان» نوشته شده است؛ تحلیل خود را از گزارش ِ۶۵۰ برگی از سوی مجلس ملی فرانسه ، ارائه می دهد.

keramati.jpgاز کلان‌شهرها تا شهرهای کوچک، از مرکز تا حاشیه، اعتراض علیه حاکمیت استبداد دینی و «دیکتاتور تهران» چون آتشی زبانه‌کش

در حال گسترش است. فارسان، مرودشت، هرسین، نورآباد، کوهدشت، فولادشهر؛ نام‌هایی که شاید روزی در حاشیه بودند، امروز در متن تاریخ ایستاده‌اند

در این مسیر، دو جوان میهن‌دوست داریوش انصاری و امیرحسام خدایاری به‌دست حکومتی تا بن دندان مسلح جان باختند؛ نام‌شان نه خاموش می‌شود و نه فراموش. خون آنان، وجدان بیدار این ملت است

این حاکمیت فاسد، ناکارآمد، مافیایی و سرکوبگر، وصله‌ای ناجور بر پیکر جامعه ایران است؛ حاکمیتی بی‌ریشه در فرهنگ، خواست و آینده این ملت. نه نماینده مردم است و نه هم‌جنس ایران. شکاف میان جامعه و حکومت، دیگر شکاف نیست؛ یک گسست تاریخی است

در حالی که مردم نان، آزادی و کرامت می‌خواهند، حاکمیت در تدارک سالگردسازی برای یک تروریست مخرب و بدنام است؛ گویی با تقدیس مرگ و خشونت می‌توان زندگی را از مردم گرفت. اما ایرانِ زنده، این نمایش‌ها را پس زده است

رئیس‌جمهور عوام‌فریب و مداح خامنه‌ای، پزشکیان، نه استثناست و نه اصلاح؛ او ادامه همان زنجیره‌ای است که از رفسنجانی و خاتمی تا احمدی‌نژاد، روحانی و رئیسی امتداد یافته و نهایتاً به خامنه‌ای می‌رسد. همه در یک چیز مشترکند

دستور سرکوب، کشتار، بازداشت، ضرب‌وشتم و حمله به تجمعات اعتراضی با گاز اشک‌آور

همان واژگان پوسیده تکرار می‌شود: «آماده شهادتیم». اگر چنین است، چرا خود و رهبرشان در زیرزمین‌ها پنهان شدند؟ چرا فرماندهان اعتراف می‌کنند کشور از پناهگاه اداره شده؟ حاصل آن مدیریت پنهانی چیست؟

Gileh_Mard.jpgمی‌گویند یا با ما باش یا اینکه دندان‌هایت را می‌شکنیم و پوست از سرت می‌کنیم.

می‌گویم: ای آقا! چیکار به کار من یک لاقبای بیچاره داری؟ ما که آسته می‌رویم آسته می‌آییم، گربه شاخ‌مان نزند. چرا نمی‌روید یقه این خواجه حافظ شیرازی نمک‌نشناس را نمی‌گیرید که یکی از سردمداران پنجاه و هفتی‌ها بوده است؟

مگر زبانم لال، عالیجناب پرویز ثابتی ـ قهرمان ملی وطنی! ـ مرده است؟

حافظ را بدهید دست این قهرمان ملی تا استخوان‌هایش را خرد کند! اتاق تمشیت در لس‌آنجلس ندارید؟ ایجاد کنید آقا! ایجاد کنید! اینکه زحمتی ندارد.

مگر همین حافظ نبود که در سال پنجاه و هفت سرود یاد مستان می‌داده، پیشاپیش پنجاه و هفتی‌ها فریاد می‌کشیده است:
«دیو چو بیرون رود فرشته درآید؟»

چنین خائن وطن‌فروش نمک‌نشناسی را رها کرده، یقه من بیچاره را چسبیده‌اید که نه سر پیازم نه ته پیاز؟
شما هم عجب آدم‌هایی هستید ها! باز صد رحمت به سنگ‌زنان و تیشه‌زنان ممدعلی‌شاهی!

گیله‌مرد (حسن رجب‌نژاد)

تحرکات مریم رجوی در بلژیک

| No Comments

در کوچ بهرام، م.سحر

| No Comments

sahar.jpg

بهرامِ بیضایی

با جاودان شد جُفت

یک چند در میهن

چونان گُلی بشکفت

با بینشی سرشار

با دانشی هِنگُفت

از چهرهٔ فرهنگ

گَردِ دنائت رُفت

طبعِ گُهربارش

ناگفته ای نَنهُفت

هم شور و‌حال آورد

هم دُرّ ِ معنا سفت

عُمری هنر پرورد

عُمری حقیقت گفت

با یادِ ایران سوخت

در خاکِ غُربت خفت

کوچش مرا آزرد

سوگش مرا آشفت

م.سحر

2222.jpgایران اینترنشنال - هادی چوپان، قهرمان پیشین مسترالمپیا، با انتشار استوری اینستاگرامی به اعتراضات سراسری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی واکنش نشان داد و نوشت: «من از این مردم هستم، بودم، خواهم بود و زیر منت هیچ مسئول و وزارتی نیستم و نبودم. من معترضم و با آنها هم‌صدا هستم.»

چوپان با نوشتن عبارت «من خود مردم هستم ولا غیر»، ادامه داد: «در این روزهای سخت و ناعادلانه‌ی اقتصادی و رنج و دردآور، با تمام وجود کنار مردم ایران قدم برمی‌دارم و شانه به شانه می‌ایستم.»

قهرمان سابق مسترالمپیا ادامه داد: «مردمی که زیر فشار گرانی، فقر و بی‌عدالتی فقط بدنبال لقمه نان پر زحمت، آرامش و یک زندگی آبرومند و بی‌توقع هستند. بیایید خشم را تبدیل به عقل کنید. مردم دیگر توان بیش از این ندارند.

سنگربندی مردم در نارمک - تهران

مسلح شدن معترضان در مسرابله ایلام

به آتش کشیده شدن خودرو هایلوکس سپاه در زاهدان

سنگر بندی معترضان در فلکه سوم تهرانپارس تهران

***

heghset.jpg"به ۲۰۲۶ خوش آمدید"

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، شنبه ۱۳ دی‌ماه، با اشاره به عملیات آمریکا در ونزوئلا گفت نیکلاس مادورو «فرصت خود را داشت، درست همان‌طور که ایران فرصت خود را داشت؛ تا زمانی که دیگر نداشتند و او هم دیگر نداشت» و افزود: «او بازی درآورد و حالا نتیجه‌اش را دید.»

هگست تاکید کرد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، کاملا جدی است در متوقف کردن ورود باندهای تبهکار و خشونت به ایالات متحده، جلوگیری از ورود مواد مخدر، بازپس‌گیری نفتی که به گفته او «دزدیده شده» و بازگرداندن بازدارندگی و برتری آمریکا در نیمکره غربی.

او این رویکرد را مرتبط با امنیت، آزادی و رفاه مردم آمریکا دانست و گفت این سیاست بر پایه «اول آمریکا» و «صلح از مسیر قدرت» است و وزارت جنگ ایالات متحده در تحقق آن نقش دارد. او در پایان صحبت‌های خود گفت "به ۲۰۲۶ خوش آمدید".

***

سخنی با هم‌نسلان خویش

| No Comments

mohagheghi.jpgمادر وطن فرزندان خلف خود را به نبردی سرنوشت‌ساز فرا می‌خواند

ابوالفضل محققی - خبرنامه گویا

با کسانی که سال‌ها برای رهایی از جور و ستم جمهوری اسلامی سخن گفته و برای رسیدن به آزادی مبارزه کرده‌ایم.

حال آن زمان فرا رسیده است! توده‌های مردم در میدان‌اند و آزادی را فریاد می‌زنند؛ فریادی که سال‌ها در انتظار آن بودیم. جوانی داده‌ایم، رنج سال‌ها غربت کشیده‌ایم با امید رسیدن به چنین روزی. مام وطن ما را می‌خواند:
«چه کرده‌اید در تمامی این سال‌ها؟ حال چه می‌توانی بر این جنبش آغاز شده هدیه نمایی؟»

پیام مادر وطن را در‌یابیم!

پیامی که از ما مسئولیت طلب می‌کند. بار دیگر ملت در گستره‌ای فراگیر از بازاریان، اقشار مختلف جامعه، از دانشجویان تا کارگران، از صنعتگران تا هنرمندان و ورزشکاران به میدان آمده‌اند. نقد جان در میان نهاده‌اند تا از حریت و زندگی انسانی خود که سخت در تنگنای حاصل از حکومت مشتی دزد، غارتگر، رانت‌خوار، جانیان قانونی گرفتار شده‌اند دفاع نمایند. دزدانی وقیح که حتی از ربودن نان ساده سفره فرزندان آنها نیز ابایی ندارند!

به میدان آمده‌اند تا از حقوق شهروندی و انسانی خود در سرزمینی که ثروت بیکران دارد اما در فقر و بیچارگی حاصل از حکومت مردی ابله، مستبد، خودشیفته و متوهم گرفتار آمده است دفاع کنند.

به میدان آمده‌اند تا از حقوق خود که چهل سال و اندی است توسط این حکومت فاسد پایمال می‌گردد دفاع نمایند.

مبارزه‌ای افتخارآفرین که در همین چند روز نخست نگاه‌های جهانی را به خود جلب کرده است؛ خیزشی که می‌رود فراگیر شود.

خیزشی مجدد با امید برای ساختن یک زندگی ساده و شادی‌بخش در آینده‌ای نه چندان دور.

آینده‌ای که دوری و نزدیکی آن را تلاش هر فردِ فردِ ما رقم می‌زند!

برای ما رانده‌شدگان از سرزمین محبوب مادری، هیچ وظیفه و مسئولیتی بزرگ‌تر از تلاش برای ایجاد یک اتحاد گسترده از تمامی ایرانیان آزادی‌خواهی که غم امروز و فردای این سرزمین را دارند وجود ندارد.

لحظات تاریخ‌سازی که اگر به خواست جنبش داخل جواب نگوییم، دست دراز شده برای همیاری و مودت با رزمندگان داخل را نفشاریم، از صمیم قلب با تمام نیرو برای ایجاد یک جبهه متحد و گسترده حرکت نکنیم، شرمسار در برابر این نسل، در برابر تمامی کشته‌شدگان جوان آن خواهیم بود؛ شرمسار در برابر
در برابر پسرک کوچکی که جهان را با خدای رنگین‌کمانش زیبا می‌ساخت؛ در برابر عیار مردی که پای چوبه دار شادی برای همگان آرزو می‌کرد.

درخواست خون برای مجروحین ملکشاهی - استان ایلام

3131.jpgایران اینترنشنال - علی خامنه‌ای در هفتمین روز از اعتراضات سراسری مردم ایران، معترضان را «یک عده آدم تحریک‌شده مزدور دشمن» خواند که «شعار ضد اسلام و جمهوری اسلامی» دادند و گفت: «ما با معترض حرف می‌زنیم اما با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد.اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.»

او افزود: «اعتراض به جاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است.» رهبر جمهوری اسلامی ادامه داد: «اینکه یک عده‌ای تحت عناوین گوناگون، نام‌های گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور پشت سر بازاری‌های مومن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آن‌ها سوء‌استفاده و اغتشاش کنند، قابل قبول نیست.»

او اضافه کرد: «ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم، ما با اتکای به خدا و با اطمینان به همراهی مردم دشمن را به زانو در خواهیم آورد.»

اگر نوستالژی ها آدم بودند...

| No Comments

آتش زدن مجسمه قاسم سلیمانی

| No Comments

آتش زدن مجسمه قاسم سلیمانی، ۱۳ دی ۱۴۰۴

خانوم اون شناسنامه منو بده ونزوئلا رئیس‌جمهور نداره

G9vWdatWoAAGS-8.jpg

توانا - رسوایی تسنیم؛ پرونده‌سازی علیه معترضان با تجهیزات حکومتی و تصاویر قدیمی خبرگزاری تسنیم، رسانه وابسته به سپاه پاسداران، با انتشار تصاویری قدیمی و جهت‌دار، تلاش کرده است برای معترضان ایرانی پرونده‌سازی کند.
این تصاویر به تجهیزاتی مربوط می‌شوند که توسط شرکت «ایده تجهیز شهر»، وابسته به سپاه پاسداران و تولیدکننده ادوات سرکوب، ساخته شده‌اند. در این نمایش ساختگی، تسنیم با استفاده از تجهیزات متعلق به نهادهای حکومتی و منتسب‌کردن آن‌ها به بازداشت‌شدگان، سناریویی دروغین را بازتولید می‌کند؛ روشی تکراری برای مشروعیت‌بخشی به سرکوب و امنیتی‌سازی اعتراضات مردمی.
اما وقاحت این سناریو در آنجاست که تجهیزاتی را که خودشان تولید کرده‌اند، خودشان خریده‌اند و خودشان برای سرکوب مردم در انبارها دپو کرده‌اند، حالا به عنوان کشفیات از مردم بی‌پناه جا می‌زنند!
استفاده از تصاویر آرشیوی شرکتی که پیمانکار رسمی نهادهای نظامی و امنیتی است، برای پرونده‌سازی علیه شهروندان، نه تنها یک شیوه وقاحت آمیز، بلکه توهینی آشکار به شعور جامعه است.
G-pBnEkXwAAQr1W.jpg

در علاالدین، نیروهای امنیتی با شلیک گاز اشک‌آور تلاش کردند اعتراض کسبه را سرکوب و خفه کنند. حاکمیت به‌جای پاسخگویی، به ابزارهای سرکوب متوسل شده است.

بنابر تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، اعتصاب و تجمع اعتراضی بازاریان و کسبه در پاساژ علاالدین تهران برای هشتمین روز پیاپی ادامه یافت. یکی از بازاریان با انتشار ویدیویی از شلیک گاز اشک‌آور نیروهای سرکوبگر به‌سوی معترضان خبر داد.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایندیپندنت فارسی، سرعت اینترنت در این مناطق از پایتخت به‌شدت ضعیف شده؛ طوری که شهروندان قادر نیستند تصاویر را به‌صورت فایل ویدیویی ارسال کنند.

پاساژ علاالدین؛ حضور نیروهای حکومتی

عبدی مدیا - پیکر بهرام بیضایی امروز در کالیفرنیا به خاک سپرده شد؛ نویسنده‌ای که وطن را ترک کرد، اما وطن از نوشته‌هایش بیرون نرفت.

بیضایی رفت، اما تاریخِ نمایش و روایت در ایران، نام او را دفن نخواهد کرد. ​ روحش شاد و یادش گرامی

threedead.jpgفوری بر طبق گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، وضعیت زخمی‌ها در شهر ملکشاهی در استان ایلام به دلیل شدت افسارگسیخته سرکوب‌ها وخیم است.

بیشتر افراد مجروح بە بیمارستان خمینی ایلام منتقل شدەاند و بیمارستان با کمبود خون مواجە شدە است. شهروندان زخمی و آسیب دیده شهر ملکشاهی به سرعت به اهدای خون نیازمند هستند.

هه‌نگاو از شهروندان خصوصا افراد با گروه خونی o منفی، تقاضا می‌کند به پایگاه‌های اهدای خون مراجعه و خون اهدا کنند.

اطراف بیمارستان ایلام توسط مامورین امنیتی محاصره شده واجازه ورود هیچ کس را به بیمارستان نمی دهند برای جلوگیری از کشتار مجروحین مردم ایلام خواستار کمک برای شکستن محاصره شدند ،به یاری مردم در ورودی بیمارستان بروید.

حمله مامورین برای دزدین زخمی‌ها و مقامت مردم در ایلام!

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر» سرکوب مردم معترض در ملکشاهی ایلام روز شنبه ۱۳دی۱۴۰۴ با شدت ادامه دارد.

شاهدان عینی می‌گویند نیروهای حکومتی در این شهر با سلاح جنگی به شکل مستقیم به معترضان شلیک می‌کنند و تاکنون دستکم ۲۰ نفر کشته شده‌اند.

یک شاهد عینی می‌گوید مقابل بیمارستان امام خمینی این شهر ده‌ها نیروی امنیتی و یگان ویژه مستقر شده‌اند و اجازه نمی‌دهند کسی برای اهدای خون مراجعه کند چون بیمارستان اعلام کرده به گروه خونی او منفی نیاز دارد.

این منبع آگاه می‌گوید: «حساب زخمی‌ها را ندارم اما حال دست‌کم ۳۰ نفر از کسانی که از ناحیه سر و سینه هدف گلوله قرار گرفته‌اند وخیم است.»

او همچنین می‌گوید حدود ۲۰۰ نیروی امدادی موتورسوار از سوی اورژانس ایلام در ملکشاهی آماده باش هستند اما فضای امنیتی بسیار شدید است: « شهر مثل میدان جنگ است. مردم به انتقام قسم خورده‌اند و نمی‌شود مقابلشان ایستاد.»

شاهدان عینی همچنین از قطع آنتن تلفن‌های ثابت و همراه در ملکشاهی خبر داده و می‌گوید: « اینترنت در بعضی جاها قطع است اما جاهایی که وصل است هم بسیار ضعیف است و فیلترشکن‌ها اصلا کار نمی‌کند.»


این گزارش‌ها از واکنش خشونت‌آمیز نیروهای حکومتی به این اعتراضات و شلیک مستقیم به معترضین حکایت دارند. گزارش‌های تأییدنشده از کشته‌شدن دست‌کم هشت معترض در این شهرستان خبر می‌دهند.

تجمع اعتراضی مردم در نازی‌آباد تهران

حضور گسترده مردم معترض در هفت‌حوض تهران

***

amniatehmeli.jpgایران اینترنشنال - شورای‌عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در نامه‌ای به مدیران و سردبیران رسانه‌ها در ایران بر لزوم آنچه مرزبندی روشن بین نقد و مطالبات اقتصادی مردم با آنچه اغتشاشات خشونت‌آمیز و سازمان‌یافته نامید، تاکید کرد.

این شورا خواستار روشنگری افکار عمومی درباره آنچه اهداف مداخله‌گرانه خارجی و تلاش معاندین برای بهره‌برداری از ناآرامی‌ها خواند، شد.

شورای‌عالی امنیت ملی در نامه جمعه ۱۲ دی خود که نسخه‌ای از آن به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است، هشدار دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به مقام‌های جمهوری اسلامی درباره پیامدهای سرکوب اعتراض‌ها را «مداخله‌جویانه و مغایر با موازین شناخته‌شده دیپلماتیک» نامید.

این شورا با اشاره به «واکنش سریع و مسئولانه» شخصیت‌ها و رسانه‌ها به هشدار ترامپ از رسانه‌ها که «بلافاصله» با «رویکردی ملی، نسبت به محکومیت صریح مداخله خارجی در امور داخلی ایران اقدام کردند»، قدردانی کرد.

ترامپ هم‌زمان با ششمین روز اعتراضات سراسری در ایران، در حساب تروث سوشیال خود اعلام کرد اگر نیروهای جمهوری اسلامی به معترضان مسالمت‌جو شلیک کنند و آنها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشند، ایالات متحده «برای نجات مردم» وارد عمل خواهد شد.

او با توصیف کشتار معترضان به‌عنوان «رویه همیشگی» حکومت ایران افزود واشینگتن در چنین شرایطی واکنش نشان می‌دهد و تاکید کرد آمریکا در «حالت آماده‌باش کامل» قرار دارد و برای اقدام آماده است.

در نامه شورای‌عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی با اشاره به اینکه رسانه‌هایی «با انجام مصاحبه و درج یادداشت از شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و دانشگاهی» و «انتشار تحلیل بر وحدت ملی حول محور ایران» تاکید کرده‌اند، افزوده شده است: آنها «میان نقد و مطالبات اقتصادی مردم (از جمله اعتراضات به بی‌ثباتی قیمت ارز) با اغتشاشات خشونت‌آمیز و سازمان‌یافته مرزبندی روشنی ترسیم کردند.»

مقام‌های جمهوری اسلامی در واکنش به اعتراضات سراسری و یا حتی تجمع‌های اعتراضی کارگران،‌معلمان، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران از ادبیات مشابه استفاده کرده و از جمله معترضان را «اغتشاش‌گر» نامیده‌اند.

222.jpgخبرنامه امیرکبیر - «دستور تخلیه دانشگاه‌ها؛ موج هماهنگ مجازی‌سازی کلاس‌ها در پی اوج‌گیری اعتراضات دانشجویی» همزمان با تشدید اعتراضات در دانشگاه‌ها و خوابگاه‌های سراسر ایران، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در اقدامی هماهنگ، دستور به مجازی‌سازی کلاس‌های آموزشی در بسیاری از دانشگاه‌ها برای هفته آینده داده‌اند؛ تصمیمی که به‌طور همزمان در چند دانشگاه بزرگ کشور ابلاغ شده و عملاً به تخلیه فضای دانشگاه‌ها انجامیده است.

بر اساس اطلاعیه‌های رسمی، دانشگاه صنعتی شریف اعلام کرده است که کلاس‌های روز یکشنبه ۱۴ دی‌ماه به‌صورت غیرحضوری برگزار می‌شود. طبق اعلام معاونت آموزشی، برگزاری امتحانات با نظر مدرس می‌تواند حضوری باشد. در دانشگاه خواجه‌نصیرالدین طوسی، معاونت آموزشی از مجازی شدن کامل کلاس‌ها در هفته آینده خبر داده است.

تنها امتحانات دروس عملی و آزمایشگاهی در صورت تأیید واحد آموزشی، امکان برگزاری حضوری خواهند داشت. دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز اعلام کرده است که از یکشنبه ۱۴ دی‌ماه تا پایان هفته آینده کلیه کلاس‌های آموزشی به‌صورت مجازی برگزار می‌شود. کلاس‌های تئوری آنلاین خواهد بود، اما کارآموزی، کارورزی، دستیاری پزشکی و تمامی امتحانات به‌صورت حضوری برگزار می‌شوند.

در دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز، بنا بر اعلام معاونت آموزشی، صرفاً کلاس‌های آموزشی تا پایان هفته آینده (۱۹ دی‌ماه) مجازی شده‌اند و امتحانات مجازی نشده و حضوری برگزار می‌شوند. کارآموزان، کارورزان و دستیاران نیز مطابق روال در مراکز درمانی حضور خواهند داشت. همچنین دانشگاه رازی اعلام کرده است که کلاس‌ها از یکشنبه ۱۴ دی‌ماه تا چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه به‌صورت مجازی برگزار می‌شود و امتحانات پایانی ترم از ۱۸ دی‌ماه طبق برنامه قبلی به‌صورت حضوری خواهد بود.

همزمانی و گستردگی این تصمیم‌ها در دانشگاه‌های مختلف، در شرایطی رخ داده است که تا آخرین روز قبل از تعطیل شدن دانشگاه‌ها، تجمعات اعتراضی گسترده‌ای در همبستگی با مردم خیابان و خیزش ملی، در دانشگاه‌های مختلف ایران برگزار شده بود.

صدای مردم را دیر شنیدید!

| No Comments

11111.jpgتحلیل مسیح مهاجری از اعتراضات بازار تهران

مسیح مهاجری در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

صدای مردم را بموقع شنیدن، هنر است. بعد از شنیدن صدای مردم، برای حل مشکلات آنها اقدام بموقع کردن، هنر است

در تجمعات روزهای میانی این هفته، حکمرانان ما صدای مردم را شنیدند اما کمی دیر. بعد از شنیدن صدای مردم، اقداماتی هم کردند اما محدود. اگر صدای مردم زودتر شنیده می‌شد، آنها مجبور نمی‌شدند به تجمع در خیابان‌ها متوسل شوند. حالا که کمی دیر صدایشان را شنیده‌اید، به جای اقدامات اصلاحی محدود به سراغ تغییرات گسترده و عمیق بروید و کاری کنید که زخم‌ها بار دیگر سر باز نکنند.

کسانی که تجمعات مردمی روزهای گذشته را اغتشاش می‌نامند، هنوز در توهمات خود غرقند. این درست است که افراد معدودی با نیت سوار شدن بر موجی که به راه افتاده بود درصدد تحقق اغراض شوم خود بودند، ولی حکمرانان ما نباید دچار این اشتباه شوند که اعتراض‌کنندگان اغتشاشگر بودند. درست در همینجاست که نقطه انحراف شروع می‌شود و خوشبختانه دولت تحت تأثیر افراد متوهمی که مردم معترض را اغتشاشگر معرفی می‌کردند قرار نگرفت و درصدد انجام تغییرات برآمد.

درخواست‌های شرورانه موساد، منافقین و کاترین شکدم (جاسوسه اسرائیلی) هم که وعده همراهی دادند را مردم بشدت پس زدند و در مواردی هم دیدیم که عوامل و مهره‌های آنها را که درصدد منحرف کردن مسیر اعتراضات مردمی با مطرح کردن شعارهای انحرافی برآمدند، طرد کردند. شبکه‌های فارسی‌زبان خارجی هم که با ذوق‌زدگی خاصی درصدد تشویق مردم به ادامه اعتراضات برآمده بودند، ناکام ماندند. دست‌های پنهان داخلی هم که با تنظیم بعضی شعارهای ضد دولتی برای ضربه زدن به دولت و به دست گرفتن قدرت وارد ماجرا شده بودند، نتوانستند از این نمد کلاهی برای خودشان دست و پا کنند.

حالا وقت آنست که دولت چهاردهم مروری به عملکرد یکسال و پنج ماه گذشته خود کند و در دو سه مورد تجدید نظرهائی به عمل آورد. این موارد عبارتند از استراتژی بدون چارچوب وفاق که در بسیاری موارد، کار دست دولت داده است.

اصرار بر ابقاء بعضی وزرا که عدم کارائی‌شان به اثبات رسیده است و برنامه اقتصادی که در واقع باید نام آن را بی‌برنامگی گذاشت. اینها مربوط به سیاست داخلی هستند. در زمینه سیاست خارجی، کشور از ضعف دیپلماسی بشدت رنج می‌برد و آقای وزیر خارجه که گویا متوجه شده نسخه‌های خارجیش افاقه نکرده چند وقتی است در میدان سیاست داخلی نقش بازی می‌کند!

آقای رئیس ‌جمهور نباید از تغییر وزرای ناکارآمد واهمه داشته باشد. وفاق کنونی هم وحی منزل نیست، به وفاق با مردم روی‌آور شوید. به دولت سایه اجازه دخالت در امور را ندهید. با مافیاها که بی‌رحمانه در حال بلعیدن کشور هستند قاطعانه برخورد کنید و حمایت از مردم برای رفع مشکلات معیشتی آنان و مقابله با گرانی و تورم را از شعار به عمل برسانید.

نباید تردید کرد که رقبا برای زمین‌گیر کردن دولت چهاردهم عزم خود را جزم کرده‌اند. آقای رئیس ‌جمهور، بدانید اگر با قاطعیت درصدد تجدید نظر در سیاست‌ها براساس همان وعده‌های انتخاباتی برآئید، قاطبه مردم از دولت شما حمایت خواهند کرد.

شرط موفقیت در این راه اینست که صدای مردم را بموقع بشنوید، برای اصلاحات عمیق و بموقع اقدام نمائید و از تأخیر بترسید که فرموده‌اند: وَ فِی التَّأخیرِ آفاتٌ.

2222.jpgکیهان لندن - رضا پهلوی شامگاه جمعه ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ در پیامی خطاب به دونالد ترامپ نوشت: «جناب پرزیدنت ترامپ، از رهبری قاطع و حمایت شما از هم‌میهنانم سپاسگزارم.

هشدار شما به سرکردگان جنایتکار جمهوری اسلامی، به ملت ایران قدرت و امید بیشتری می‌دهد؛ امید به اینکه سرانجام رئیس‌جمهوری از ایالات متحده آمریکا قاطعانه در کنارشان ایستاده است.

مردم ایران در حالی که جان خود را به خطر می‌اندازند تا به ۴۶ سال سلطه این رژیم و هرج‌ومرج و ترور آن پایان دهند، پیامی را همراه با مسئولیتی بزرگ به من سپرده‌اند: تلاش برای احیای رابطه‌ای که ایران زمانی با آمریکا داشت؛ رابطه‌ای که صلح و شکوفایی را برای خاورمیانه به ارمغان آورد.

من برنامه‌ای روشن برای گذارِ باثبات در ایران دارم و از حمایت مردم خود برای تحقق آن برخوردارم. با رهبری شما در جهان آزاد، می‌توانیم میراثی ماندگار از صلح پایدار بر جای بگذاریم.»

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا روز جمعه ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ با اشاره به اعتراضات ضدحکومتی در ایران، در شبکه اجتماعی «تروت سوشال» تأکید کرد اگر جمهوری اسلامی «به معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آن‌ها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد، که این رویه همیشگی آن‌ها است»، ایالات متحده برای نجات مردم اقدام خواهد کرد.

خبر تکمیلی:

گزارش ویژه خبرنامه گویا و «امروزنما» تایید شد:

صدای آمریکا: علی جوانمردی، مشاور ارشد ناظر بر تلویزیون فارسی، کردی و افغانستان صدای آمریکا درباره سیاست پرزیدنت ترامپ در مورد ایران و همچنین تغییرات در صدای آمریکا می‌گوید

voa.jpg"علی جوانمردی به‌عنوان رئیس بخش فارسی صدای آمریکا منصوب شده است"

ویژه خبرنامه گویا - به گزارش پایگاه خبری «امروزنما»، این انتصاب با استناد به گفت‌وگو با پنج نفر از کارکنان فعلی و پیشین این رسانه تأیید شده و گفته می‌شود جوانمردی روز چهارشنبه ۱۰ دی‌ماه (۳۱ دسامبر) با حضور در ساختمان صدای آمریکا، خبر انتصاب خود را به جمعی از کارکنان اعلام کرده است. این ادعا تا این لحظه توسط آقای جوانمردی، صدای آمریکا یا هیچ منبع دیگری تأیید نشده است.

جوانمردی از چهره‌های شناخته‌شده خبری است که پیش‌تر با رسانه‌هایی مانند رادیو فردا و صدای آمریکا همکاری داشته است.

اگر این انتصاب حقیقت داشته باشد در شرایطی صورت می‌گیرد که بخش فارسی صدای آمریکا طی سال‌های اخیر با چالش‌های زیادی روبه‌رو بوده است. در حالی که منتقدان این انتخاب را نشانه تداوم رویکردهای پیشین می‌دانند، برخی ناظران تأکید دارند قضاوت درباره مدیریت جدید باید به عملکرد عملی و تغییرات احتمالی در سیاست‌های محتوایی و ساختاری این رسانه موکول شود.

222.jpgبه گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، غلامحسین کرباسچی فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به تغییر رویکرد دولت در مواجهه با اعتراضات اخیر، این رویکرد را «معقول و قابل قبول» توصیف می‌کند و می‌گوید: «این رویکردی که دولت در برخورد با معترضان دارد، به نظر من معقول و قابل قبول است. اعتراضاتی هست؛ اعتراضات هم بیشتر متمرکز بر مسائل اقتصادی و مشکلاتی است که به هر حال اصناف و بازاری ها با آن مواجه‌اند و بالاخره نموداری از مشکلات زندگی کل مردم است. این نوسانات تورم و این مسائل وجود دارد و دولت به‌جای برخورد امنیتی و برخوردهای قهرآمیز گفته است که با مردم بنشینند و صحبت کنند که کار معقولی است.»

او ادامه می‌دهد: «اکنون نهادهای دیگر هم علی‌القاعده باید همین روش دولت را عملی کنند. نمی‌شود یک نهادی برخورد امنیتی بخواهد بکند، زیرا بخش عمده‌ای از دستگاه امنیتی هم در اختیار خود دولت است. اگر دولت به این نتیجه رسیده که با مردم صحبت کند، قاعدتا آن نهادها هم می‌نشینند صحبت می‌کنند، بررسی می‌کنند و می‌بینند راه‌حلی دارد یا خیر. به نظر من اگر بقیه نهادها هم همین روش را عمل کنند، خیلی بهتر از برخوردهای چکشی و قهرآمیز است.»

کرباسچی در پاسخ به این پرسش که این تغییر رویکرد دولت چه تبعاتی می‌تواند داشته باشد و چه اتفاقی افتاده که چنین تغییری شکل گرفته، توضیح می‌دهد: «یک بخشش مربوط به خود آدم‌هایی است که در دولت هستند؛ خود آقای پزشکیان و بقیه نیروها. یک بخش هم مربوط به تجربه کل نظام است. در گذشته هر زمان برخوردهای مسالمت‌آمیز و مبتنی بر مذاکره با معترضین نشده است، عواقبش نه برای کشور خوب بوده و نه برای معترضین؛ ضایعات زیادی داشته، هم به لحاظ اقتصادی، هم انسانی و هم سیاسی، چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی.»

او تأکید می‌کند: «اینکه دولت با معترضین بنشیند و مذاکره کند، ضایعات خیلی کمتری دارد؛ اما اکنون دولت یک‌جایی هم کوتاه بیاید. به هر حال در نهایت نظرات و مشکلات مردم باید معیار کار دولت باشد. دولت که نباید خودش را جدا از مردم تنظیم کند.»

کرباسچی با اشاره به لزوم شفافیت دولت می‌گوید:«دولت هم باید مشکلاتش را با مردم در میان بگذارد؛ همان‌طور که بخش‌های مختلفی را خود آقای رئیس‌جمهور الان صریح و شفاف درباره مشکلات اقتصادی، وضعیت کشور و ناترازی‌ها می‌گویند.»

او در ادامه به محدودیت‌های مذاکرات اشاره می‌کند و می‌افزاید: «حالا اینکه چاره کار چیست و آیا مثلاً مذاکره همه مسئله را حل می‌کند؟ خب مسائل کلان کشور روشن است؛ باید با تدبیر در سیاست خارجی و رفع تحریم‌ها و مضایقی که هست حل شود. منتها دولت هرچقدر بتواند مسئولین با مردم ارتباط بیشتری داشته باشند، مذاکره کنند و مشکلات را بگویند، بهتر است.»

در پایان، غلامحسین کرباسچی گفت: «نهایتاً من فکر می‌کنم دولت در همه ابعاد سیاسی، داخلی، خارجی، اقتصادی و فرهنگی باید خواسته‌های مردم را مدنظر قرار دهد. تحمیل که نمی‌شود کرد و نمی‌شود خواسته‌های مردم را نادیده گرفت. در بعد سیاست خارجی، اگر واقعاً دولت احساس می‌کند که زندگی مردم با این شکل روابط فلج می‌شود، خب باید تدبیری بکند و مسائل را به هر حال حل کند.»

22222.jpgدویچه وله - مهدی کروبی در دیدار با محمد علی ایازی، دبیرکل و ابوالفضل موسویان عضو مجمع مدرسین حوزه علمیه قم گفت: «اختصاص درصد مهمی از بودجه به نهادهای حاکمیتی و مذهبی آنهم در شرایط تحریم و خطر جنگ غارت بیت‌المال به‌نام بودجه است.»

به گزارش انصاف نیوز، کروبی افزود: «از پزشکیان تعجب می کنم که در این شرایط سخت مالی و جنگی تن به این خفت داده است که اینچنین ثروت کشور غارت یا حیف و میل شود.»

مهدی کروبی همچنین گفت: «من به عنوان یک روحانی از مردم بدلیل بودجه‌هایی که به افراد تحت عنوان نهاهای مذهبی و فرهنگی داده می‌شود خجالت می‌کشم.»

کروبی اضافه کرد: «بروید بودجه شورای نگهبان در دهه ۶۰ را ببینید. در سال ۶۷ بودجه این نهاد ۶ میلیون تومان تعیین شد. این نهاد امروز هم باید معادل ارزش همان ۶ میلیون تومان آن روز را بگیرد نه اینکه بودجه ۹۳۵ میلیارد تومانی را برای سال آینده این شورا تخصیص بدهند تا به امر هتل‌داری مشغول شود. مگر وظایف این شورای ۱۲ نفره تغییر کرده که این میزان بودجه می‌طلبد؟»

علی مطهری، نائب رئیس پیشین مجلس نیز هفتم دی‌ماه گفته بود: «در امور اقتصادی به دولت توصیه می‌کنم بودجه نهادهای غیراجرایی مثل شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام در لایحه سال ۱۴۰۵ کم شود.»

مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی، در جلسه علنی روز یکشنبه ۷ دی‌ماه لایحه بودجه کل کشور در سال ۱۴۰۵ را به مجلس شورای اسلامی ارائه و از آن دفاع کرده بود.

👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله

او با لحنی انتقادی تاکید کرده بود که بخش قابل‌توجهی از منابع کشور در حوزه‌هایی هزینه می‌شود که اساسا نباید به آن‌ها اختصاص یابد. پزشکیان تصریح کرده بود که انگیزه‌ای برای ماندن در قدرت ندارد و اگر مشکلات مردم، به‌ویژه محرومان، حل نشود، نمی‌توان حکومت کرد.

2222.jpgدویچه وله - کانال تلگرام تحکیم وحدت روز جمعه ۱۲ دی‌ماه به نقل از اشرف منتظری، دختر آیت‌الله منتظری، از بازداشت دختر و نوه‌ او در اعتراضات روزهای اخیر خبر داد.

بر اساس این گزارش، این بازداشت پس از آن رخ داد که دختر و نوه اشرف منتظری در جریان یک تجمع، در واکنش به صحنه‌ای که مادری با فرزندش مقابل گارد ویژه ایستاده بود، برای حمایت و مراقبت از یک کودک وارد عمل شدند.

اندکی بعد، نیروهای لباس‌شخصی با برخوردی خشن، دختر منتظری را کشان‌کشان به داخل یک خودروی شخصی منتقل کرده و نوه‌اش را نیز با توهین و فشار به خودرو هل دادند.

اشرف منتظری می‌گوید، پس از چندین ساعت بی‌اطلاعی از وضعیت دختر و نوه‌اش و پیگیری از کلانتری‌های مختلف، آن‌ها پس از یک شب بازداشت، روز بعد با قرار کفالت آزاد شدند. منتظری این تجربه را یادآور خاطرات تلخ سال‌های گذشته دانسته و تأکید کرده است که حس بی‌خبری از عزیزان، تجربه‌ای عمیقاً دردناک و آشنا برای بسیاری از خانواده‌هاست.

اشرف منتظری در ادامه از اعمال فشارهای روحی و روانی، بستن چشم‌بند و دست‌بند، بازرسی بدنی "شنیع" و انگشت‌نگاری از افرادی که حتی شعاری نداده بودند، به‌عنوان بخشی از روند بازداشت یاد کرده است. او همچنین به برخوردهای توهین‌آمیز با جوانان و حتی یک زن ۷۰ ساله اشاره کرده و این رفتارها را نشانه‌ای از "ظلمی دانسته که بی‌پاسخ نخواهد ماند."

sixtday.jpgشش روز پس از آغاز اعتراضات جاری در شهرهای مختلف ایران گزارش‌هایی از درگیری معترضان با نیروهای امنیتی در شبکه‌های اجتماعی همرسان شد.

فضای چندین شهر از جمله ازنا، دورود، لردگان، کوهدشت همدان، اسدآباد، قم، جونقان، مرودشت و گوهردشت کرج تا آخرین ساعات شب ملتهب و پرتنش گزارش شده است.

گزارش‌ها از فضای ملتهب در شرق تهران و قم

گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی از فضای ملتهب در منطقه تهران‌پارس در شرق و غرب تهران و شهر قم حکایت دارد. همچنین معترضان در شهرهای همدان، یاسوج، خمینی‌شهر و مشهد به خیابان آمده‌اند.

بنا به برخی گزارش‌ها بین معترضان و نیروهای امنیتی در شهر قم درگیری به وجود آمده و گاز اشک‌آور شلیک شده است.

معترضان در قم با تجمع در خیابان‌های این شهر شعار «می‌جنگیم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم» سر دادند.

***

3030.jpgایران اینترنشنال - جاش ولف، کارآفرین سرشناس آمریکایی، با حمایت از معترضان در ایران گفت که در صورت آزاد شدن ایران، از نخستین سرمایه‌گذارانی خواهد بود که وارد این کشور می‌شود.

او در پستی در ایکس نوشت: «خوشحال خواهم شد که از نخستین افرادی باشم که پس از رهایی مردم شگفت‌انگیز ایران و پارس از افراط‌گرایان مذهبی اسلام‌گرا و حکومت دینی سرکوبگر، دفتر شرکت لوکس کپیتال را در تهران افتتاح می‌کند.»

ولف گفت: «ایران آزاد. نبوغ زنان و مردان ایرانی را آزاد کنید. بزرگ‌ترین سود صلحی که جهان تاکنون دیده است را آزاد کنید. به دوران ترور، سرکوب و نسل‌کشی پایان دهید.»

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgروزهای سختی در پیش است! سخت نه‌تنها برای حکومت و حکومتیان که می‌دانند رفتنی هستند و بایستی که دست از قدرت بشویند. دست‌شستنی سخت که تا حد امکان تلاش خواهند کرد به هر بهایی که شده مقاومت کنند و چند صباحی بر طول حکومت خود بیفزایند؛ امری که جز از طریق کشت‌وکشتار وحشیانه امکان‌پذیر نیست. مسلماً آنها از چنین سرکوبی خشن سرباز نخواهند زد.

در مقابل، نیروی وسیع توده مردم ایستاده‌اند؛ مردمی لبریز از نفرت و خاطره تلخ پنجاه سال سرکوب مداوم، تحقیر توسط بی‌مایگان نشسته بر قدرت؛ رانده‌شده به‌طرف فقر و نداری، شکنجه و زندان، در بی‌شرمانه‌ترین حالت اعدام‌هایی که در این چهل سال یک روز هم متوقف نگردیده است.

مردمی عاصی که شاهد تبدیل کشوری آباد به ویرانه‌ای هستند که روزی سرآمد تمام کشورهای منطقه بود؛ شاهد نزول شأن ملی و افتخاری که در گذشته‌ای نه‌چندان دور از آن لذت می‌برد. حال در نقطه پایانی این کابوس نیم‌قرنی قرار گرفته است.

چگونه به این کابوس جواب خواهد داد؟

مردمی که کارد به استخوانشان رسیده چگونه به این وظیفه ملی و تاریخی عمل خواهند کرد؟ مسلم تنها راه پیروزی بر این حکومت، تجمیع حداکثری ملت و حرکت یکپارچه آنها زیر یک رهبری قوی و همه‌جانبه‌نگر که ضامن منافع همگانی باشد، امکان‌پذیر خواهد بود! تنها یک اتحاد ملی قدرتمند که همدلی تمامی اقوام ساکن در این سرزمین از کرد، ترک، بلوچ، عرب، لر و فارس را با خود همراه داشته باشد، قادر به پیروزی کامل در این نبرد می‌باشد.

farkhondeh.jpgویژه خبرنامه گویا

برای نخستین‌بار در سال‌های اخیر، رئیس‌جمهور ایران به‌صراحت اعتراضات خیابانی را به رسمیت شناخت و معترضان را «محق» دانست و به وزارت کشور دستور گفت‌وگو با معترضان داد. هم‌زمان، تلویزیون رسمی کشور نه‌تنها اخبار اعتراضات را سانسور نکرد، بلکه در اقدامی کم‌سابقه، پخش مستقیم گزارش‌هایی در این‌باره را نیز در دستور کار قرار داد. این تغییر لحن و رفتار، هرچند محدود و شکننده، نشانه‌ای است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

به نظر می‌رسد نه‌تنها دولت پزشکیان ــ که از ابتدا انتظار رویکردی ملایم‌تر از آن می‌رفت ــ بلکه تا این‌جای کار، کلیت حاکمیت جمهوری اسلامی نیز تصمیم گرفته است از برخورد خشونت‌آمیز با تظاهرکنندگان پرهیز کند. دلایل متعددی می‌تواند در شکل‌گیری این تصمیم مؤثر بوده باشد: شرایط نیمه‌جنگی پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل، حمایت رهبری از دولت پزشکیان، و شاید مهم‌تر از همه، تجربه‌های پرهزینه سرکوب‌های پیشین که نه‌تنها اعتراضات را خاموش نکرد، بلکه آن‌ها را رادیکال‌تر و فراگیرتر ساخت.

اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا حاکمیت به این درایت نیز رسیده است که به‌رسمیت‌شناختن اعتراضات و پرهیز از نسبت‌دادن آن‌ها به «دشمنان خارجی»، عملاً امکان مصادره این اعتراضات را از نیروهای سرنگونی‌طلب ــ و به‌ویژه چهره‌هایی مانند شاهزاده رضا پهلوی ــ سلب می‌کند؟

پاسخ قطعی به این پرسش در حال حاضر روشن نیست. بعید است مجموعه نیروهای تصمیم‌گیر در حاکمیت به چنین جمع‌بندی آگاهانه‌ای رسیده‌ باشند. این خشونت و سرکوبِ کمتر از موارد پیشین، بیشتر تاکتیکی و موقتی به نظر می‌رسد تا یک تصمیم درازمدت. با این‌حال، تجربه نشان می‌دهد که اگر اعتراضات به‌عنوان یک حق به رسمیت شناخته شود، چند پیامد مهم در پی خواهد داشت. نخست آن‌که تظاهرات با احتمال بسیار کمتری به خشونت کشیده می‌شود، دوم آن‌که شعارها کمتر رادیکال و براندازانه می‌شوند و سوم آن‌که امکان مصادره و رهبری‌سازی بیرونی برای این اعتراضات به حداقل می‌رسد. هزینه‌ای که حاکمیت برای چنین پذیرشی می‌پردازد، به‌مراتب کمتر از هزینه‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی برخورد خشونت‌آمیز است.

در این میان، مسئولیت نیروهای سیاسیِ طرفدار دموکراسی و تحول غیرخشونت‌آمیز نیز روشن است. این نیروها باید هم‌زمان بر حق اعتراض شهروندان تأکید کنند و هم‌زمان هم حاکمیت و هم معترضان و تظاهرکنندگان را به پرهیز از خشونت فرابخوانند. دفاع از اعتراض، بدون افتادن در دام رادیکالیسم و خشونت، آزمونی جدی برای بلوغ سیاسی هر دو طرف است.

تصویر آن جوانی که آرام، کف خیابان و روبه‌روی نیروی موتوریزه انتظامی نشسته بود، نمادی گویا از امکان یک کنش اعتراضی غیرخشونت‌آمیز است؛ نمادی که دست‌کم از سوی معترضان، پیام روشنی دارد. تجربه تاریخی مبارزات خیابانی در ایران، اغلب از رادیکال‌شدن سریع و لغزش به‌سوی خشونت حکایت می‌کند. اکنون این پرسش پیش روی جامعه ایران است:

آیا این موج از اعتراضات می‌تواند به سرانجامی متفاوت برسد، یا بار دیگر همان چرخه تکرارشونده خشونت و سرکوب بازتولید خواهد شد؟

پی‌نوشت: در ۲۴ ساعت گذشته پس از نوشتن این یادداشت، اخباری حاکی از تعدادی کشته، حمله به برخی اماکن دولتی و آتش زدن تعدادی از خودروهای نیروهای انتظامی در استان‌های لرستان، چهارمحال و بختیاری و فارس می‌رسد؛ روندی تأسف‌آور که احتمال آن می‌رفت. چنان‌که در یادداشت اشاره شد، شعارها به سرعت رادیکال و سرنگونی‌طلبانه شد.

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

مردم ایران در مبارزه خود با دست‌خالی در برابر یک حکومت ضدانسانی و خون‌ریز، به پشتیبانی عملی دولت‌ها نیاز دارند، نه تنها در سخنرانی و بیانیه.

شاید برای نخستین بار است که موج پشتیبانی از مردم دلیر ایران، به‌ویژه جوانان، در مبارزه بر علیه حکومت تبه‌کار اسلامی، گستردگی فراوانی در کشورهای جهان یافته و سیاستمداران از آمریکا و کانادا گرفته تا آلمان و استرالیا و... به آن واکنش نشان داده‌اند. این پشتیبانی بسیار استوارتر و جدی‌تر از گذشته است، ولی بسنده نیست.

دولت‌ها چگونه می‌توانند پشتیبانی مؤثری داشته باشند؟

یک. نخستینِ آن نیرومند ساختن وسیله تماس و ارتباط اینترنتی و موبایل، رایگان یا با بهای بسیار ارزان است، با این پیش‌بینی که حکومت ایران چون گذشته نتواند راه تماس مردم را در درون و بیرون از ایران ببندد.

دو. نکته مهم دیگر، بستن راه یاری‌های نظامی و امنیتی کشورهایی چون چین، روسیه و کره شمالی به رژیم سرکوبگر ایران است. سیاستمداران در کشورهای گوناگونی که حقیقتاً خواهان پشتیبانی از مبارزه مردم ایران در راه آزادی هستند، می‌توانند این کشورها و هر کشور دیگری که به این حکومت یاری می‌رساند را با هر وسیله‌ای که دارند زیر فشار و تحریم قرار دهند و دست‌یابی حکومت اسلامی ایران را به این یاری‌ها از هر سو ببندند.

سه. و نکته دیگر، پخش کوشش‌ها و تظاهرات‌های مردم به شکل گسترده در تلویزیون‌ها و نوشتن روزنامه‌نگاران در کشورهای گوناگون درباره مبارزه به‌حق مردم ایران برای رهایی از چنگال یک حکومت تبه‌کار و تروریست است. در همین سوئد که من زندگی می‌کنم، تا آن‌جا که من آگاه هستم، تنها خبرهای کوتاهی در تلویزیون درباره خیزش دوباره مردم ایران داده شده است؛ اگرچه آیین نوئل و جشن‌های سال نو میلادی در این کم‌کاری بی‌اثر نبوده است.

من امیدوارم مبارزه مردم جان‌به‌لب‌رسیده ایران، این بار به نتیجه دل‌خواه و آزادی مردم ایران به پایان برسد. رمز پیروزی، شرکت گسترده و همه‌سویه مردم و ادامه این روند است. شرکت گسترده در سراسر ایران، امنیت تظاهرکنندگان را بیش‌تر و نیروهای سرکوب را پراکنده‌تر و به‌تدریج فرسوده‌تر خواهد کرد.

نیروهای نظامی

آن نیروهای نظامی که بارها با مردم و شخص آقای رضا پهلوی اعلام همبستگی کرده‌اند، امید است که اینک برای یاری به مردم وارد میدان شوند و پرسنل مخالف حکومت و دودل را نیز با خود همراه سازند. شرکت نظامیان مخالف، مردم را به‌شدت نیرومندتر کرده و می‌تواند به شکاف در میان نیروهای سرکوب‌گر و خائن دامن بزند.

Darvish_Ranjbar_2.jpgخیزش روزهای اخیر در ایران بیش از هر چیز محصول فشارهای اقتصادی انباشته است فشاری که سال‌هاست بر دوش طبقات فرودست و متوسط سنگینی می‌کند. با این حال اقتصاد هرگز در خلأ سیاست عمل نمی‌کند. اعتراض اقتصادی دیر یا زود به اعتراض سیاسی تبدیل می‌شود زیرا ریشه بحران‌ها در تصمیم‌ها ساختارها و شیوه حکمرانی است. از این منظر انتظار اینکه مردمی زیر بار معیشتِ فرساینده ناگهان با ادبیات دموکراسی سکولار به خیابان بیایند انتظاری واقع‌گرایانه نیست. جامعه در لحظه بحران پیش از هر چیز به دنبال راه نجات می‌گردد به دنبال چهره‌ای که بتواند از این بن‌بست عبور دهد.

اگر خود را جای مردم بگذاریم این واکنش قابل فهم است. هر انسانی تحت فشار ممتد اقتصادی به احتمال زیاد دست به کنش اعتراضی می‌زند. امروز در خیابان‌ها نام سلسله پهلوی شنیده می‌شود. آیا این امر به مثابه یک برنامه سیاسی مدون است یا نماد یک امید فوری؟ درست در همین نقطه است که مسئله رهبری و سیاست‌ورزی خود را عریان می‌کند.

شعارهایی مانند "رضا شاه روحت شاد" "این آخرین نبرده / پهلوی بر می گرده" بیش از آنکه حاصل یک پروژه سیاسی سنجیده باشد بازتاب نیاز جامعه به یک نقطه اتکاست. این حمایت بیش از آنکه مبتنی بر برنامه سازمان یافته یا چشم‌انداز روشن باشد واکنشی عاطفی و قابل فهم به بن‌بست کنونی است. آنچه امروز دیده می‌شود همدلی صادقانه‌ای است که هنوز به سیاست ترجمه نشده است. سیاست از لحظه‌ای آغاز می‌شود که احساسات جمعی به راهبردی با هزینه انسانی کمتر و دستاورد سیاسی بیشتر در مسیر آینده‌ای به دور از خشونت بدل شود.

آیا رضا پهلوی در ترجمه احساسات جمعی و همدلی صادقانه به زبان سیاست موفق بوده است؟ کارنامه او بیانگر موفقیت چندانی در این زمینه نیست. رضا پهلوی در ساختاری رشد کرده که قدرت در آن امری موروثی و بدیهی تلقی می‌شد. زیست در کاخ مواجهه از کودکی با ژنرال‌ها و مقامات و تجربه اقتدار بی‌واسطه نوعی نگاه عمودی به سیاست را در ذهن تثبیت می‌کند. نگاهی که در آن مردم بیش از آنکه شریک فرآیند باشند حاملان یک مأموریت تلقی می‌شوند. انتظار نانوشته این است که جامعه هزینه بدهد کشته بدهد و در نهایت رهبر را بر دوش بگیرد و او در مقام فرمانده دستور صادر کند.

arnz.jpgبازار ۱۳۵۷ پدران و بازار ۱۴۰۴ پسران

علیرضا نوری‌زاده - ایندیپندنت فارسی

با آنکه چهره‌های متشخص بازار در جنبش ملی شدن نفت بعد از ۲۸ امرداد در لاک خود فرورفتند، شمشیری به جهانی دیگر پر کشید و دستمالچی‌ها و لباسچی‌ها ضمن رعایت جوانب احتیاط، جز شرکت در مراسم ترحیم دوستان و بعضا جبهه ملی‌ها، فعالیت جدی نداشتند، با بالا رفتن عَلَم ارتجاع خمینی، خیلی‌هایشان به میدان آمدند و بار دیگر بالاخانه مرحوم آیت‌الله زنجانی و مرحوم طالقانی پر از چهره‌هایی شد که سال‌ها بود از آن‌ها خبری نداشتیم.

حاج محمود مانیان، بازاری سرشناس، دست در دست دکتر بختیار، می‌آمد و البته بیشتر گوش بود تا دهان. دوستانش چنین نبودند. به‌ویژه حاج حسن مهدیان که اخیرا در ۲۱ مهر درگذشت، آهن‌فروش بود با دفتری نزدیک روزنامه اطلاعات. می‌گفت داماد فلسفی واعظ است، اما معلوم شد داماد برادر او است. از فردای حرکت خمینی به پاریس، هر روز به روزنامه می‌آمد تا اطلاعات را بخرد و مرتب به من می‌گفت که فرهاد خان را تشویق کن روزنامه را به من بفروشد. ما به حرف‌هایش می‌خندیدیم.

بعد از انقلاب، مدتی سرپرست کیهان شد و بعد صاحب چند شرکت مصادره‌ای و ثروتش به میلیارد رسید. در سوءقصد به حاج عراقی و پسرش او هم خراشی برداشت و این خراش راه رسیدن به میلیارد را به رویش گشود. کراواتی بود، اما بعد از دیدن خمینی، ریش فروگذاشت و کراوات را به زباله‌دان انداخت.

بعدازظهر هشتم دی‌ماه به اتفاق حاج مانیان از خانه دکتر بختیار به خانه او رفتیم. فرزندی گرفتار معلولیت داشت که جان و جهانش بود. نیم ساعت بعد، مهدیان هم آمد. معلوم شد صاحبخانه تدارک شام دیده است و مهدیان هم دعوت دارد. مانیان از بختیار گفت و سال‌ها مبارزه‌اش را در راه تحقق آرمان‌های مشروطیت یادآور شد. بعد گفت: «آقای مهدیان، برو به دوستانت در بازار و طالقانی و فلسفی بگو دلالی خمینی رو نکنید! اگر سوار شد، پوست از کله همه می‌کَند. برو با بازار صحبت کن کهبه بختیار سه ماه مهلت بدهند.»

حاج حسین لبخند موذیانه‌ای زد و گفت: «حاج محمود، کار تمام است. وزیر کارتر پیش آقا بوده» (مقصودش رمزی کلارک، وزیر اسبق دادگستری آمریکا بود که با تلاش دکتر یزدی و استمپل، مامور اطلاعات در وزارت خارجه، کارتر را راضی کرد اجازه دهد به دیدن خمینی برود)

مانیان گفت: «چی شد حاجی؟ حالا توهم آمریکایی شدی؟»

برای من، انگار دیروز بود. مهدیان با خمینی بیعت کرد و به ثروت و دولت رسید و مانیان با بختیار ماند و در روزهای اختفا تا خروجش از ایران، نگرانش بود و بعد هم آرام گرفت به تیمار فرزند.

روز یکشنبه که بازار خروشید، یاد آذر و دی‌ماه ۱۳۵۷ بودم. بازاری‌ها صندوق پول گذاشتند تا حقوق روزنامه‌نگاران اعتصابی را تامین کنند. در کمک به شرکت نفتی‌ها جلودار بودند. در جنگ هم اگر آقای فرهنگ لباس زیر سربازان را در جبهه تامین می‌کرد، حاج برات تبریزی برایشان کفش و پوتین می‌فرستاد و حاج آقا رضا اردبیلی شیرینی و شکلات به جبهه‌ها می‌رساند، اما خمینی و نوکرانش بعد از جنگ، به جان بازار افتادند و سپاهیان و بسیجی‌های زیادی با سرمایه‌های اهدایی مشغول بسط و بنای مراکز خرید در نقاط شمالی و غرب پایتخت شدند تا بازار سنتی از رونق بیفتد. پدران بازار هم یا اندک‌اندک به خواب ابدی رفتند یا به خارج آمدند. جمعی هم کارشان به خانه سالمندان افتاد و تنی چند نیز کشته یا اعدام شدند.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

فرزندان پیران بازار در زمان انقلاب طرحی نوین درانداختند: مغازه‌های شیک و اغلب بیرون از جغرافیای سنتی بازار، نه مثل پدران نماز در مسجد می‌خواندند و نه خمس و سهم امام را می‌دادند. بعضی که امکان داشتند، ره به ترکیه و دبی و حداقل کیش کشیدند. بعضی با لیاقت و مدیریت، به ثروت دوباره رسیدند و جمعی با حمایت سپاه و ارگان‌های رژیم، دولتمند شدند، اما این روند برای بازاری‌های جدید در داخل ایران صعودی نبود، بلکه با هربار سقوط ریال و افزایش نرخ تورم، صندوق سود بازاریان کوچک‌تر وسرمایه‌گذاری‌هایشان پرخطرتر شد.

دولت رئیسی در واقع پایان وهم اصلاح در سایه رژیم جهل و جور و فساد بود و دولت پزشکیان در کمتر از دو ماه، لبخند امید را از لبان مردم محو کرد و روند تورم سیر صعودی و نرخ ریال سیر نزولی گرفت.

بازار که به میدان آمد، بشارت بزرگی برای میلیون‌ها ایرانی بود که عزیزانشان بر حلقه دار بوسه زدند، گلوله خوردند یا در زندان‌ها، جان و جهانشان سوخت و خاکستر شد. بازاری‌ها که به میدان آمدند، شعارهایشان فقط برای یک روز نیم‌رنگ اقتصادی داشت و از روز دوم، با گسترش تظاهرات، پیوستن دانشجویان و ایران‌بانوها به تظاهرات، شعارها به‌سرعت سیاسی شد. در واقع یک روی سکه نفی حاکمیت سید علی و مجموعه باندهای قدرت (سپاه، ۱۶ نهاد اطلاعاتی و قوه قضاییه تا ریشه فاسد) شد و روی دیگر بازگشت پهلوی.

فرقی نمی‌کند شعار «رضاشاه، روحت شاد» باشد یا «پهلوی برمی‌گرده». هرگز نه در جنش مشروطه و نه در مبارزات ملی شدن نفت و نه در ۲۵ سال اخیر که روند اعتراض‌ها سیر صعودی داشت، هرگز بازار آغازگر و نیروبخش دیگر اقشار جامعه نبود، این‌ بار اما فرزندان بازاریان دیروز برخلاف پدران، رو‌به‌ملت و پشت به نظام فاسد و کودک‌کش ولایت فقیه کمر بسته‌اند.

در انقلاب مشروطه، چوب خوردن یک تاجر قند به فرمان علاءالدوله، خویشاوند شاه و حاکم فاسد پایتخت، و بعد کشته شدن یک طلبه، بازار را به فریاد آورد. ما نقش «حادثه» را در جنبش‌های سال‌های نکبت ولایت فقیه نباید از یاد ببریم. ۱۸ تیر و تعطیلی روزنامه سلام ، تقلب آشکار در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ و برون آوردن تحفه آرادان از صندوق‌ها به جای میرحسین موسوی، بالا رفتن بهای بنزین و ... قتل مهسا امینی که به بزرگ‌ترین جنبش ۴۶ سال اخیر منجر شد.

و حالا سقوط آزاد ارزش پول ملی، فریاد بازار به‌عنوان بازتابی سنگین از ابعاد فساد، پخش شدن فیلم عروسی دختر شمخانی که مظهر آشکار نفاق و تزویر و فساد بود و جنگ ۱۲روزه که نشان داد میلیاردها پولی که صرف نیابتی‌ها و سوریه و موشک و پهپادسازی رژیم و برنامه اتمی خائنانه آن شد، راه هر اصلاحی را بسته است.

فرزند یک بازاری ملی به من گفت چهارشنبه ۱۰۰ کیسه ۱۰ کیلویی برنج خوشبخت پاکستانی را که خودم وارد کرده بودم، به مبلغ دو میلیون و ۹۰۰ هزار تومان به چند خواروبارفروش آشنا فروختم. هر ۱۰ کیلو برایم دو میلیون و ۷۰۰ هزار تومان تمام شده بود. شنبه یکی از دوستانم که در اصفهان سوپرماکت دارد، به تهران آمد تا ۵۰۰ کیلو برنج دانه‌بلند خوشبخت از من بخرد. وقتی گفتم انبارم خالی است، سخت آشفته شد و گفت من به بعضی از محترمین قول داده‌ام. شروع کردم به جستجو. سرانجام بعدازظهر شنبه یکی از تجار گفت دارم و پرسیدم کیلویی چند؟ گفت: سه میلیون و ۱۴۰ هزار تومان برایم تمام شده و کیلویی سه میلیون و ۲۵۰ هزار تومان هم کمتر نمی‌فروشم. ۲۴ ساعت بعد آتش سر برکشید و بازار به میدان آمد.

haydarnejad.jpgاعتراضاتِ مردم وارد چهارمین روز خود شد. اعتراضات روز سوم گسترده تر از دو روز پیش ادامه پیدا کرد. دانشجویان به اعتراضات پیوستند. اعتراضات به شهرهای بزرگ و کوچک کشیده شده است.

رژیم در وحشت از گستردگی اعتراضات روز چهارشنبه 10 دی ماه، به بهانه سرما 26 استان را تعطیل اعلام کرد. حکومت از تجمع مردم می ترسد.

رهبری، حلقه مفقوده اعتراضات پیشین

بخش بزرگی از معترضین، قوی تر از اعتراضات سال های قبل از رضا پهلوی حمایت کرده و او را فریاد می زنند. بدین ترتیب حلقه مفقوده بزرگ اعتراضات مردم ایران در دهه های گذشته، یعنی «رهبری دوران گذار» به میزان زیادی حل شده است.

رضا پهلوی در یک پیام کوتاه ویدئویی خطاب به مردم ایران گفت: «شما باهم نیرومندید و با هم از هر نیروی سرکوبی قوی تر هستید. اگر همین روند ادامه یابد، مسلما پیروز خواهید بود. خیابان دست شماست، نگهش دارید

مشخصه برجسته این اعتراضات با اعتراضات سراسری سال های قبل این است که این بار گذار از جمهوری اسلامی رهبر دارد و مردم نیز او را صدا می زنند. رضا پهلوی نماد وحدت، انسجام و همبستگی ملّی است.

ضرورت گسترش اعتراضات

ماندن در خیابان و نگه داشتن آن، همانطور که رضا پهلوی تاکید کرد، گام اول برای موفقیت است.

گام بعد باید گسترش هرچه بیشتر اعتراضات در سراسر کشور و ملحق شدن همه اقشار مردم به آن باشد.

هنوز جای خیلی از شهرها در آذربایجان و خراسان و کردستان و خوزستان و گیلان و مازندران تا زاهدان خالی است. شعارها متوجه خامنه ای است. فراتر از مطالبه صنفی، مردم خواهان گذار از جمهوری اسلامی هستند.

تحولات سیاسی- اجتماعی داخل کشور هر روز و هر ساعت اغییر کرده و بالا و پائین خواهد داشت. رژیم تمام توان خود را برای سرکوب، منحرف کردن یا تطمیع بخش هائی از اقشار معترض به کار خواهد گرفت.

ضرورت تشکیل ستاد هماهنگی

مردم نشان داده اند که دیگر از چیزی نمی ترسند و چیزی برای از دست دادن ندارند. شجاعت تحسین برانگیز مردم در مقابله با نیروهای سرکوبگر به تنهائی کافی نیست. انقلاب ملّی مردم ایران برای آنکه این بار متوقف نشده و به نتیجه برسد به سازماندهی، هماهندگی و تشکیلات نیاز دارد.

لازم است رضا پهلوی هر روز در چند نوبت با ارسال پیام نشان دهد که در کنار مردم است. این به مردم روحیه می دهد.

رضا پهلوی به خوبی با پیام های کوتاه مسیر حرکت و گام های بعد را نشان می دهد. این مردم را از سردرگمی بیرون می آورد.

تشکیل یک ستاد هماهنگی توسط رضا پهلوی برای ارتباط با همه شهرهای کشور مهم است تا حرکت های کوچک و بزرگ در هماهنگی با هم به هم پیش بروند.

ebadi.jpgعباد عبادی، اقتصاددان - ویژه خبرنامه گویا

قیمت ارز بار دیگر جهش یافت و بار دیگر نابسامانی اقتصاد ایران خود را عیان کرد. از ابتدای سال جاری، قیمت دلار بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته و از مرز ۱۴۰ هزار تومان عبور کرده است. زمانی دلار ۱۰۰ هزار تومانی نشانه‌ای از ترس و حتی کابوسی دور از ذهن برای اقتصاد و جامعه ایران بود؛ امروز اما آن کابوس به واقعیت تبدیل شده و هر روز تیره‌تر و نگران‌کننده‌تر می‌شود. با این حال، دولت گره این وضعیت پیچیده را در تغییر رئیس بانک مرکزی جست‌وجو می‌کند. پرسش اساسی اینجاست: آیا راه‌حلی برای این جهش‌های مکرر نرخ ارز وجود دارد؟ آیا رئیس جدید بانک مرکزی قادر است جلوی رشد قیمت دلار را بگیرد؟ چاره واقعی کجاست؟

ریشه افزایش قیمت ارز را نه در خارج از کشور، بلکه باید در درون اقتصاد ایران جست‌وجو کرد. رشد قیمت دلار و سایر ارزها، در واقع بازتاب کاهش ارزش ریال است. تورم‌های مزمن و نزدیک به ۵۰ درصد، به‌طور مستقیم قدرت پول ملی را تضعیف کرده و به‌دنبال آن، قیمت ارزهای خارجی را افزایش می‌دهد. ادبیات اقتصادی به‌روشنی نشان می‌دهد که میان تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی، همبستگی مستقیمی وجود دارد. کشورهایی که با تورم بالا مواجه‌اند، ناگزیر شاهد افت ارزش پول خود خواهند بود و اقتصاد ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.

Ali_Sedarat_3.jpgبرای جلسهٌ این هفتهٌ گاهنامهی «گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها» بنا داشتیم در رابطه با نشست گوادلوپ (۱۴ تا ۱۷ دی ۱۳۵۷) و شروع نخستوزیری شاپور بختیار (۱۶ دی ۱۳۵۷) بحثی داشته باشیم. ولی با توجه به جنبش جدیدی که از یکشنبه ۷ دیماه ۱۴۰۴ (برابر با ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵) شروع شده، به این دو رویداد، و برخی اسنادی که در این رابطه جدیدا از طبقهبندی خارج شده، فقط اشارهای میکنیم.

ولی با توجه به جنبش ۷ دی ۱۴۰۴، اهمیت بررسی وقایعی که انقلاب ۱۳۵۷ را در پی داشت بسیار با اهمیت است. چرا که اگر جوانانِ امروز بتوانند حقایق بهار ایران را دریابند، به ارزش و اهمیت خودانگیختگی و استقلال برای رهایی از وضعیت موجود، و ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، پی خواهند برد. در این صورت است که اعتماد بهنفس فردی و اعتماد بهنفس ملی ایرانیان در دوران ۱۳۵۶-۱۳۵۷، توسط نسل جوانِ امروز، بازیافت میگردد.

نقش اول را در انقلاب ۱۳۵۷، ما مردم ایران داشتیم. برای اینکه حال و هوای آن روزگار را بتوانیم امروز لمس کنیم، مفید است که فضای اعتراضات به قتل دولتی مهسا امینی، و جنبش خودجوش دههٌ هشتادیها و بقیه مردم را در شهریور ۱۴۰۱ بهیاد بیاوریم. همه ایران برخاسته بودند، منقلب شده بودند، انقلاب کردند! جوشش و شوقی که نه تنها به کشورهای منطقه، بلکه به دوردستها هم سرایت کرده بود. قدرتها (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) هر یک به نوعی و به دلایلی، انقلاب ایران را برای موقعیت خود خطرناک میدیدند. جالب است که در این رابطه، در یکی از اسناد منتشر شده بهطور واضح و رسما خطر «انقلاب عرب» هشدار داده میشود.

این بود که اصلا واژهی 'انقلاب' بهطور کلی، و 'انقلاب ایران' بهطور ویژه، باید هرچه زودتر و هرچه بیشتر تخریب میشد! که اولا بتوانند با جنگ و خشونتگستریهای داخلی و خارجی، نسل انقلاب را از بین ببرند، و ثانیا با جنگ روانی، و با سانسور و تحمیل خودسانسوری، ضدِ انقلاب را بهجای انقلاب بنشانند، بهطوری که برای چند نسل دیگر کسی حتی هوای انقلاب به کلهاش خطور نکند!

سوءاطلاعات و ضدِاطلاعات کلیشهای و بیپایه و اساسی از اینقبیل، نُقل و نبات محافل «روشنفکری» شدند:

مثلا: «خمینی را کارتر آورد

یا «در گوادلوپ کارتر گفت باید شاه را برداریم

یا «شاه پررو شده بود، ورش داشتن

و یا «کار انگلیسها بود

و... از این قبیل!

در همهٌ این مثالها و اینگونه پنداشتنها و خیالبافیها، بههیچ وجه، هیچ نقشی برای مردم و افکار عمومی در نظر گرفته نمیشود. هیچ نمیگویند که سالها بود که نزدیکترین افراد به محمدرضا پهلوی، تبعات ادامهٌ سیاستهای غلطش را به او هشدار میدادند، و میگفتند که در صورت ادامه، مردم انقلاب خواهند کرد!

هیچ نمیبینند که فردی که بیشترین نقش در وقوع انقلاب ۱۳۵۷ را داشت، شخصِ خود محمدرضا پهلوی بود! و همچنین اشخاصی که او را به قدرت رساندند، و در قدرت نگه داشتند، ساختار حاکم بر امریکا!

برای بررسی عوامل و عللی که زمینهساز وقوع انقلاب ۱۳۵۷ شدند، بسیار ضروری است که به تاریخ معاصر امریکا پرداخته شود، که در اینجا فقط به مختصری از آن اشاره میگردد:

❊❊❊

در ذیل، به گاهنگار مختصری از اوضاع ایران و جهان میپردازیم:

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در زمان ریاست جمهوری دوایت آیزنهاور از حزب جمهوریخواه امریکا بود. این کودتا، زخمهای عمیقی را بر جان و روح ایرانیان انداخته است.

رژیم ولایت پهلوی بعد از کودتای ۱۳۳۲ به تثبیت اقتدار و حاکمیت استبدادی «شاهنشاه» پرداخت، که در دهه ۱۳۴۰ اوج گرفت.

کمتر از چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد، ریچارد نیکسون، معاون رئیسجمهور آیزنهاور برای استحکام روابطه حسنه دو کشور، به ایران سفر کرد. اعتراض دانشجویان با سرکوب خونین همراه شد. در ۱۶ آذر ۱۳۳۲، سه دانشجوی معترض با نامهای مصطفی بزرگنیا، احمد قندچی و مهدی شریعترضوی، توسط ارتش شاه، بهقتل رسیدند.

بعد از آیزنهاور، حزب دموکرات به قدرت رسید و جان کندی رئیس جمهور شد. بعد از قتل کندی، معاونش لیندن جانسون در مقام ریاست جمهوری امریکا نشست.

جنگ ویتنام، که از خاطرات بسیار تلخ و خفتبار تاریخ معاصر امریکا است، از نوامبر ۱۹۵۵ تا آوریل ۱۹۷۵ به طول انجامید، ولی امریکا به طور مستقیم از سال ۱۹۶۵ با شدت بیشتر مستقیما وارد و سرانجام در ۱۹۷۳ از این جنگ خارج شد.

سال ۱۹۶۸، شاهد مبارزات دو نامزد نهایی، هوبرت همفری (Hubert Humphrey) دموکرات و ریچارد نیکسون (Richard Nixon) جمهوریخواه، برای ریاست در کاخ سفید امریکا بود. در آن زمان اطلاعات سانسوریِ جنگ و جنگافروزیِ قدرتها در ویتنام، بیشتر از پسِ پردهٌ اسرار خارج میشد، و این افشا شدن خبرهای جنگ ویتنام، افکار عمومی را جریحهدار، و در عصیان به فجایعِ تجاوزها به حقوق، منقلب میکرد. (مشابه همین وضعی که امروز در رابطه با جنایتهای رژیم اسرائیل، که بعد از چند دهه سانسور و خودسانسوری، با انتشار وقایع توسط شهروندخبرنگاران، بالاخره به قضاوت افکار عمومی قرار گرفت.)

لیندن جانسون (Lyndon Johnson)، سیوششمین رئیس جمهور، که معاون جان اف. کندی بود و بعد از قتل وی، به مقام ریاست جمهوری رسیده بود، در بهار ۱۹۶۸، از نامزدی برای دوباره رئیس جمهور شدن انصراف داد، و معاون او هوبرت همفری این نامزدی را به عهده گرفت. این در حالی بود که تظاهرات ضد جنگ ویتنام، بیش از پیش افزایش مییافت.

در رابطه با مبحث امشب، اطلاع از فساد انتخاباتی امریکا، ضروری است. چرا که تکرار روشهای غیرِ قانونی نیکسون و شرکا، توسط رونالد ریگان و شرکا و از جمله عدهای از همدستان نیکسون، باعث بهوجود آمدن بحرانهای متعدد و بزرگی چون گروگانگیری، اکتبر سورپرایز، و ایران گیت شد، و وطن ما را در کانون حوادث عظیمی انداخت که هنوز، و تا مدتها، با تبعات فاجعهبار آنها دست به گریبان هستیم و خواهیم بود!

لیندن جانسون، از جمله برای کمک به معاون خود هوبرت همفری برای پیروزی در انتخابات، تلاشهایی را برای مذاکرات صلح شروع کرد. نیکسون و شرکا از این ماجرا باخبر شدند، و توسط واسطهای با رئیس جمهور وقت ویتنام جنوبی، نگوین ون تیو (Nguyen Van Thieu) تماس گرفته و قول دادند که در صورت پیروزی نیکسون در انتخابات، وی در مقام ریاست جمهوری امریکا به آنها شرایط بسیار بهتری را پیشنهاد خواهد کرد. بدین ترتیب نگوین ون تیو، بعد از ملاقاتهای سِرّی و غیرِ قانونی، و بعد از مذاکرات غیر قانونی با مقامات غیر رسمی امریکا، قرارهای قبلی با مقامات رسمی امریکا را لغو کرد و حتی حاضر نشد در اولین جلسه توافق شده برای شروع مذاکرات صلح حاضر شود! مدارکی که طی سالها توسط محققین مختلف در بارهی این رسوایی افشا شد، هیچ کدام به درجه اهمیت انتشار نوشتههای اچ آر هالدمن (H.R. Haldeman) نیستند. هالدمن رئیس دفترِ ریچارد نیکسون بود و نامههای نیکسون را منتشر کرد. در نامههای افشا شده، به وضوح به طرح توطئهآمیز نیکسون در مورد متوقف کردن تلاشهای صلح جانسون، و برای شکست رقیبش همفری اشاره شده است.

گرچه رئیس جمهور لیندن جانسون از این عمل خلاف قانونِ ریچارد نیکسون و شرکا مطلع شده بود ولی، از جمله به علت خطر افشا شدن منابع اطلاعاتی-امنیتی، و نیز به علت عدم در اختیار داشتن مدرک مستندی علیه شخصِ نیکسون، که بتوان با آن خودِ نیکسون را محکوم کرد، این واقعه مهم را افشا نکرد، و مردم امریکا را از حق مطلع شدن محروم کرد.

این ماجرای خیانتآمیز به مردم امریکا به ماجرای شنالت (Chennault Affair) معروف است. خانم آنا شنالت یک ثروتمند چینیتبارو همسر ژنرال شنالت امریکایی بود. وی با بوی دیم (Bui Diem) سفیر ویتنام جنوبی در امریکا و فرد اصلی در مذاکرات صلح، آشنایی و رفاقت داشت، و در کانون این ماجرای غیر قانونی قرار داشت. طی مدارکی که به تازگی افشا شده، ردگیری ملاقاتهای آنا شنالت و بوی دیم، به فوریه ۱۹۶۸ و فقط دو هفته بعد از اعلام نامزدی نیکسون برای ریاست جمهوری میرسد. در باره این افتضاح فاجعهآمیز، مطالعات فراوانی انجام شده ولی «ماجرای شنالت» هیچ وقت مورد پیگرد قضایی واقع نشد.

در این ماجرا لازم است که از ویلیام کیسی (William Joseph Casey) و ریچارد آلن (Richard Allen) هم نامی برده شود. چرا که این هر دو در ماجرای اکتبر ساپرایز (October Surprise) در انتخابات رونالد ریگن (Ronald Reagan) و سپس ایرانگیت (Irangate) هم دست داشتند. آلن مسئول امور بینالملل در مبارزات انتخاباتی نیکسون بود و در ماجرای شنالت عمیقا دخیل بود. وی مشاور امنیت ملی ریگان شد، ولی این مقام در دستگاه نیکسون به هنری کیسینجر داده شد. ویلیام کیسی از استراتژیستهای کلیدی کارزارِ انتخاباتی نیکسون بود که در حلقهی ارتباطی آنا شنالت و ویتنامیها بود. وی در به تعویق افتادن تلاشهای برای صلح ویتنام و بیاثر ماندن کنفرانس پاریس در این باره، نقشی بس موثر داشت، و مسئولیت خون دهها هزار نفر به گردن دارد.

با شکست این فرصت برای صلح با ویتنام در زمان مبارزات انتخاباتی، و البته این عملِ خلافِ قانونِ نیکسون و شرکا باعث شد که وی با اختلاف آراء کمی به مقام ریاست جمهوری امریکا برسد. بدین ترتیب نیکسون به تجاوزها به حقوق و اعمال خلاف قانون خود ادامه داد. جنگ ویتنام ادامه یافت و بعد از کشتار دهها هزار نفر، بالاخره در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ با سقوط سایگون پایان یافت. اعمال خلاف قانون نیکسون در انتخابات ۱۹۷۲ ابعاد بیشتری یافت، و نیکسون و ماجرای واترگیت، نماد تجاوزها به حقوق و فساد سیاسی امریکا شد که ضربه بزرگی به روانشناسی مردم بود. بیدلیل نبود که تمرکز بر شعار انتخاباتی حقوق بشر و قانونمندی، سبب پیروزی جیمی کارتر و رسیدن وی به مقام ریاست جمهوری گردید. نیکسون سرانجام در ۸ اگست ۱۹۷۴ ناچار به استعفا شد، و سپس در سال ۱۹۹۴ بهطور فیزیکی هم مرد.

(برگرفته از: 'اکتبر سورپرایز، از ویتنام تا غزه! و البته باز هم وطن ما!'

alisedarat.com/2024/10/31/13718)

و نیز:

alisedarat.com/2025/11/10/14852

'طرحِ امریکاییِ گروگانگیری: راهکارِ موفقِ امریکا برای خنثیسازیِ انقلاب ایران و حذف خادمان ایرانی')

۱۳۵۴-۱۳۵۵ (۱ ژانویه ۱۹۷۶ = ۱۰ دی ۱۳۵۴)

کارتر:

جیمز (جیمی) کارتر فردی مذهبی (اعتقاد به کلیسای پروتستان باپتیست) از دههٌ ۱۹۵۰ در فعالیتهای سیاسی فعال شد و از همان ابتدا، فعالیتهای حقوق بشر.

برخی نکات مهم زندگی شخصی/سیاسی/مبارزات انتخاباتی کارتر:

مخالف جداییِ نژادی، (علیرغم اینکه پدرش از طرفداران جداییِ سیاهپوستان و سفیدپوستان بود)

حامی جنبش روبهرشد حقوق مدنی سیاهپوستان

رفع موانعِ نژادی و تبعیض نژادی،

حامی سیاست تبعیض مثبت برای اقلیتهای نژادی،

حامی تلاشها برای حفظ محیطزیست،

حامی کارآمدی دولت،

-

برخی مقامات کارتر:

سناتور ایالت جورجیا بین سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۶

نامزد و مبارزات انتخاباتی برای فرمانداری ایالت جورجیا در سال ۱۹۶۶، که گرچه مورد تأیید حزب دموکرات قرار نگرفت، ولی باعث شناخته شدنِ مواضع حقوقِ بشریِ او طی آن مبارزات انتخاباتی گردید. با این توجه و با تجربهای که اندوخت، در سال ۱۹۷۰ به فرمانداری آن ایالت انتخاب شد.

فرماندار جورجیا از ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۴

نامزد ریاستجمهوری در سال ۱۹۷۶- و پیروزی بر جرالد فورد (معاون ریچارد نیکسون، که بعد از استعفایِ اجباریِ وی، سیوهشتمین رئیس جمهور شده بود) برای مقام سیونهمین رئیس جمهور(از ۲۰ ژانویه ۱۹۷۷ - تا ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱) علیرغم اینکه قبلا و حتی در اوایل مبارزات انتخاباتی خود بیرون از ایالت جورجیا زیاد شناخته شده نبود، ولی مواضع شدیدا طرفدارانهٌ وی، او را به سرعت در موقعیت نامزد محبوب بسیاری از امریکاییها قرار داد.

نکات دیگری در مبارزات انتخاباتی سال ۱۹۷۶ برای ریاست جمهوری:

فسادهای مالی نیکسون و شرکا، کاهش چشمگیر محبوبیت حزب جمهوریخواه در افکار عمومی به خاطر مدیریت جنگ ویتنام، تجاوزها به حقوق، جنگطلبی، دروغگویی، بیصداقتی، فساد، رسوایی واترگیت، و...،

کارتر، در کارنامه زندگی خصوصی و اجتماعی و سیاسی خود، هیچ نکته منفی و تاریکی نداشت،

برخی شعارهای انتخاباتی کارتر: حقوق بشر، ارزشهای انسانی، پاکدستی، صداقت، ایمان، و...

مبارزات انتخاباتی کارتر با شعار نفی تجاوزها به حقوق بشر، فساد، خشونتگستری و جنگطلبی،...

این شعارهای انتخاباتی کارتر، مرحمی بود بر زخمهای عمیقی که افکار عمومی از فسادهای انتخاباتی نیکسون و شرکا، در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در سال ۱۹۷۲ و همچنین تجاوزهای آنها به حقوق، و عملکرد فسادآمیز بعد از آن انتخابات، برداشته بود.

جیمی کارتر در مبارزات انتخاباتی خود صریحاً به سیاست حقوق بشر تأکید کرده بود. در همان زمان ایران (رژیم پهلوی) باز هم توسط موسسات حقوق بشری، از جمله عفو بینالملل به دلیل موارد نقض حقوق بشر محکوم شده بود.

بدین ترتیب پهلوی، که پایگاه مردمی نداشت و مشروعیت خود را از زمان بهتخت شاهی نشستن و بهخصوص بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از پشتیبانی امریکا میگرفت، چارهای نداشت جز اینکه به دستگاه خشونت و سرکوب خود، دستور دهد از میزان خشونت و سرکوب و شکنجه و... بکاهند.

❊❊❊

نارضایتیها از فساد و بیکفایتی و بیلیاقتی و سرکوب و خفقان و استبداد پهلوی، از سال ۱۳۵۵ در ایران بالاتر گرفت، و از اوایل سال ۱۳۵۶ باز هم بیشتر شد. حوادثی از جمله مرگ مشکوک علی شریعتی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶، باعث شدت گرفتن تظاهرات پراکنده گردید.

پهلوی و شرکا، در ابتدا از سیاستها و رفتار کارتر (پیام تبریک شاه برای پیروزی انتخابات ریاست جمهوری کارتر، ۲۸ روز بیجواب ماند) ناخرسند و نگران بودند. ساختار اقتصادی امپراطوری سرمایهسالاری امریکا، با سیاستهای حقوق بشری کارتر نه تنها خوانایی نداشتند، بلکه با آنها کاملا در تضاد بودند. پهلوی و سایر سران دستنشانده در کشورهای منطقه، از تحمیل این سیاستهای حقوق بشری بسیار ناراضی و نگران بودند.

آمریکا شدیدا گرفتار بحران سوخت بود، و قدرتهای دولتی و غیر دولتی امریکا، نگرانیهای عمیقی از بحران در منطقه و از کنترل خارج شدن اوضاع داشتند. کارتر و شرکا بهتدریج دریافتند که ساختار اقتصادی امریکا، با احقاق حقوق بشر، قابل ادامه نیست و سقوط خواهد کرد. نیاز به حفظ اقتدار پهلوی و دیکتاتورهای مشابه وی در منطقه، بیشتر احساس میشد. در این رابطه، نفت و سایر منابع طبیعیِ ایران، وطن ما را در موقعیت کشوری قرار داده بود که بسیار بیشتر از سایر کشورهای منطقه، دارای اهمیت حیاتی برای اقتصاد غرب، بهخصوص امریکا بود.

-

۱۳ آبان ۱۳۵۷

تیراندازی به تجمع دانشآموزان تهرانی معترض در محوطه دانشگاه تهران.

۱۴ آبان ۱۳۵۷

پهلوی اهمیت و ارتباط وقایع سالهای اخیر، و فشارها بر رژیم او برای کاهش اختناق و سرکوب اعتراف میکند، و خود میگوید که «...فضای باز سیاسی، که از دو سال پیش به تدریج ایجاد میشد...»! تاکید از ما: «از دو سال پیشیعنی از حدود سال ۱۳۵۵!

محمدرضا پهلوی، ۱۰ صبح ۱۴ آبان ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) پیام زنده تلویزیونی:

«در فضای باز سیاسی، که از دو سال پیش به تدریج ایجاد میشد، شما ملت ایران علیه ظلم و فساد بپا خواستید.

انقلاب ملت ایران، نمیتواند مورد تایید من به عنوان پادشاه ایران، و به عنوان یک فرد ایرانی، نباشد.

من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم!»

-

ولی در همین زمان، باز هم با بیفکری و سوءِ تدبیر، پهلوی جعفر شریفامامی را از نخستوزیری عزل، و بهجای او یک ارتشی، غلامرضا ازهاری را به این مقام منصوب میکند!

گفتگوی پهلوی با علی امینی (بعد از این پیام و در همان روز) گویایی از نقش مردم منقلب شده و فعال در جنبش خودجوش، و توانایی آنها برای فلج کردن قدرتها از هر تدبیری دارد:

پهلوی: الو روز بخیر. بهتون اطلاع بدم که ما بالاخره بعد از اون جریانات دیروز [تیراندازی و کشتار دانشاموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در مقابل دانشگاه] و اون اعلامیههایی که اون حضرات دادن در خارج، و یه ... از تشکیل حکومت ائتلافی [نخست وزیری جعفر شریف امامی از ۵ شهریور ۱۳۵۷ تا ۱۴ آبان ۱۳۵۷] که تازه اصلاً از اول هم شاید بیخود ما امید بسته بودیم بهش، و استعفای دولت، ناچار شدیم این اقدام [نخستوزیر کردن ازهاری] رو بکنیم برای برقراری نظم، بنا شد دولت موقتی تشکیل بدیم.

امینی: نه خوب بود آقا. خیلی خوب بود!

پهلوی: گوش دادید

امینی: بله، با ... صحبت کردم، معلوم شد که یه مقداری از این اعلامیههای آقای سنجابی اینا صحیح نبوده قربان. بله. یعنی ملاقاتی... نکردن، یه مقدار جهت تبلیغاتی داره.

پهلوی: آخه فایدهش چی؟

امینی: خب بله. خب بیخود. ولی به هر حال من فکرم که اونطور نیست. ایشون انکار میکنن که توافق کردن، اینطور نیست.

پهلوی: اونم گفته که با سلطنت همکاری نخواهد کرد.

امینی: بله. ولی به طوری متناقض بوده و این ترتیبات، یک عده کشیده بودن، و اوپوزیسیون اثر بسیار بدی رویشون گذاشته بود.

پهلوی: فایدهش چیه؟

امینی: بیخود، بله، تبلیغاته!

پهلوی: با یه همچین دولتی که ما نمیتونستیم نظم برقرار بکنیم. (امینی: نخیر) پهلوی: آیا اون دولت میاومد دستور بده که هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم؟ نمیگفت، و چاره غیر از این نیست، این رو مطمئن باشید.

امینی: بله بله متاسفانه بله.

پهلوی: شنیدم که خیلی تاثیر خوبی کرد، اونا شنیدن میگفتند.

امینی: همین طور هم هست. حتما موثره، بله.

پهلوی: بله. و به هر صورت ما راجع به گذشته هم صحبت کردیم و خبط و خطا و فساد و ظلم و همه چیز،

امینی: بله، قطعا موثره

پهلوی: دیگه تکرار نخواهد شد. و حالا از شما میخواستم که هر نفوذی که دارید، در آخوندها و اینا به این جامعه، بگید شما ساکت بشینید دیگه.

امینی: بله. بنده میخوام با اجازه اعلیحصرت این کار را بنده خودم کردم، که یکی یکی ببینم، جمعشون بکنم، که واقعاً ببینیم که یه حداقل توافق روی چی میکنن.

پهلوی: پس از شما انتظار دارم که هر کاری میتونید بکنید.

امینی: اصلاً کوشش ما هم به همین راه بوده.

پهلوی: بسیار خوب.

امینی: بله بله، این نطقتون خیلی به موقع بوده، فوقالعاده.

پهلوی: بسیار خب، پس به پیام گوش بدید!

امینی: بله بله، حتماً، سایه مبارک کم نشه!

❊میبینیم که برخلاف تبلیغات سلطنتطلبان، پهلوی معتقد بود که باید 'هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم'! و به امینی میگوید: «... پهلوی: با یه همچین دولتی [شریفامامی] که ما نمیتونستیم نظم برقرار بکنیم. (امینی: نخیر) پهلوی: آیا اون دولت میاومد دستور بده که هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم؟ نمیگفت، و چاره غیر از این نیست، این رو مطمئن باشید...»

۲۲آبان۱۳۵۶

کارتر و شرکا تلاش برای بهبود روابط با شاه، از محمدرضا پهلوی و همسرش دعوت رسمی برای سفر به امریکا (۲۲آبان۱۳۵۶) کردند. این آخرین سفر رسمی شاه به کشوری خارجی، و از اهمیت فراوانی برخوردار بود. در این سفر کارتر قول ارسال سلاحهای پیشرفته به ایران را داد و محمدرضاشاه در مقابل قول داد قیمت نفت را تثبیت کند. کارتر همچنین برای باری دیگر از پهلوی خواست به تجاوزها به حقوق بشر پایان دهد، و زندانیان سیاسی را آزاد کند، و فضای باز سیاسی در کشور برقرار نماید.

۱۰ دی ۱۳۵۶

در ۱۰ دی ۱۳۵۶ (۳۱ دسامبر ۱۹۷۷) کارتر (که یک هیئت ۴۱۰ نفره را بههمراه داشت) در یک سفر رسمی برای اعتبار بخشیدن به رژیم پهلوی و تثبیت پایههای متزلزل آن، به بازدید شاه در کاخ نیاوران شتافت. «جزیره ثبات» خواندن رژیم بیثبات پهلوی، آن هم فقط ۱۳ ماه قبل سقوط آن، در تاریخ ثبت شد! اینکه یک رئیس جمهور امریکا سال نو میلادی را در یک کشور خارجی بگذراند، بیسابقه بود!

ظاهرا

۱۷ دی ۱۳۵۶

یک هفته بعد از سخنرانی «جزیره ثبات» کارتر، رژیم برای ابراز وجود و نمایش اقتدار و حاکمیت خود، اشتباه مرگبار انتشار مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» را مرتکب شد. روزنامه کیهان جرات انتشار را پیدا نکرد. ولی روزنامه اطلاعات به عواقب آن فکر نکرد و در سالگرد کشف حجاب در ایران در تاریخ شنبه ۱۷ دی ۱۳۵۶ (۷ ژانویه ۱۹۷۸) آن را منتشر نمود. امضای جعلی مقاله نام مستعار «احمد رشیدی مطلق» را داشت که در آن استعمار سرخ (عناصر چپ، حزب توده) «استعمار سیاه» (عناصر ملی، فئودال، روحانیون) مورد تخریب قرار گرفته بود. در این مقاله، مشخصا شخص روحالله خمینی اسم برده شده و مورد توهین قرار گرفته بود.

فردای آن روز، ۱۸ دیماه ۱۳۵۶ در قم بازار و حوزه علمیه، تعطیلی اعلام کردند. قوای سرکوب عدهای از مردم تظاهر کننده در قم را به خاک و خون کشیدند. اعتراضات از قم و از حوزه، با دانشگاهها و سایر شهرها کشیده شد.

در ۲۰ دی ۱۳۵۶، دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران، کلاسها را تعطیل و در محوطه دانشگاه تظاهرات کردند.

بازار تهران هم با پیوستن به اعتراضات، در روز چهلم کشتگان قم اعلام تعطیلی کرد. بعد از آن هم اعتراضات و تظاهرات زنجیرهای در شهرهای مختلف دیگر، در هفتم و چهلم شهدای ادامه یافت.

❊❊❊

امیرعباس هویدا به مدت ۱۲سالونیم، نخستوزیری (از ۶ بهمن ۱۳۴۳ تا ۱۵ مرداد ۱۳۵۶) پهلوی را بهعهده داشت (طولانیترین نخستوزیری در تاریخ ایران). برای کاهش جنبش مردم، رژیم ولایت مطلقه پهلوی مجبور شد او را در ۱۵ مرداد ۱۳۵۶ از نخستوزیری برکنار و به مقام وزارت دربار منصوب کند. هویدا یک روز بعد از کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ از مقام وزارت دربار استعفا داد. سپس به دستور شاه! وی مدتی در حصر خانگی، و در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۵۷ دستگیر و زندانی شد. هویدا بعدا در در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ در «دادگاه انقلاب» بهقتل رسید. این مطلب که «...پهلویها سگهای خود را با خود از ایران بردند، ولی حتی به این فکر نیفتادند که کسی که وفادارانه به مدت ۱۲سالونیم نخستوزیر آنها بود و به دستور شاه زندانی شده بود را، از زندان شاهنشاهی آزاد کنند...» بسیار تفکر برانگیز و غمانگیز است.

بعد از هویدا، جمشید آموزگار (از ۱۶ مرداد ۱۳۵۶ تا ۵ شهریور ۱۳۵۷)، سپس جعفر شریفامامی (از ۵ شهریور تا ۱۴ آبان ۱۳۵۷)، و بعد غلامرضا ازهاری (از ۱۵ آبان تا ۱۰ دی ۱۳۵۷)، و سرانجام شاپور بختیار (از ۱۶ دی تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷) در مقام آخرین نخستوزیران رژیم شاهنشاهی، بهخدمت در آمدند.

از ماهها قبل، محمدرضا پهلوی با افراد شناخته شده و خوشنام برای پذیرش مقام نخستوزیری گفتگو میکرد. ولی همه خوب میدانستند که دیر شده است، و خودِ شاه راه نجاتی برای رژیم ولایت پهلوی باقی نگذاشته است.

پهلوی که از سیاست تعویض نخستوزیران برای بهبود اوضاع رژیم خود شکست خورده بود، از میان همهٌ افراد سرانجام توانست بختیار را به تصدی مقام نخستوزیری راضی کند. این در حالی است که در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ یعنی ۲۰ ماه، یعنی یکسال و هشت ماه قبل از انقلاب شاپور بختیار، به اتفاق کریم سنجابی و داریوش فروهر، نامهای را به «پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی» ارسال میدارند که اینطور شروع میشود:

«فزایندگی تنگناها و نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاکنندگان زیر بنا بر وظیفه ملی و دینی در برابر خلق و خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضائی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده و مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمیشناسیم و در حالیکه تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انتخاب نمایندگان ملّت و انشاء قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همه اختیارات و افتخارها و سپاسها و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرمودهاند، این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین تقدیم حضور مینمائیم....»

این نامه که با عنوان نامهی سه امضایی معروف شد، و عمل کردن به حتی بخشی از آن، میتوانست مانع وقوع انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بشود.

trumpalira.jpgعلی لاریجانی به مردم آمریکا: مراقب سربازان خود باشید

علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی امروز (جمعه) ۱۲ دی‌ماه در واکنش به مواضع دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درباره اعتراضات در ایران اعلام کرد: موضع‌گیری مقامات اسرائیلی و ترامپ، پشت صحنه‌ ماجرا روشن شد.

لاریجانی عنوان کرد: ما مواضع کسبه‌ معترض را از عوامل تخریب‌گر جدا می‌دانیم.

ترامپ بداند دخالت آمریکا در این مسئله‌ داخلی برابر است با به هم ‌ریختگی کل منطقه و هم منافع آمریکا.‏وی افزود: مردم آمریکا بدانند ماجراجویی را ترامپ شروع کرد. مراقب سربازان خود باشند.

altweet.jpgپاسخ لاریجانی؛ بازدارندگی کلامی یا تشدید بازی خطرناک؟

ویژه خبرنامه گویا - واکنش تند علی لاریجانی به پست ترامپ با هشدار «مراقب سربازان خود باشید» و تأکید بر اینکه دخالت آمریکا به «به‌هم‌ریختگی کل منطقه» می‌انجامد، تلاش آشکاری است برای بازتعریف میدان تقابل. تهران می‌کوشد پیام ترامپ را از سطح «حمایت از معترضان» به سطح «مداخله خارجی» منتقل کند و هزینه‌های آن را به واشنگتن یادآور شود.

نخست، هدف داخلی این موضع‌گیری قابل‌توجه است. تفکیک «کسبه معترض» از «عوامل تخریب‌گر» تلاشی برای مدیریت روایت داخلی و کاستن از مشروعیت هرگونه فشار خارجی است. پیام ضمنی این است که بحران، ریشه داخلی دارد و راه‌حل آن نیز باید داخلی بماند و هر دخالت خارجی، آتش را تندتر می‌کند.

دوم، بازدارندگی منطقه‌ای در کانون سخنان لاریجانی قرار دارد. تهدید غیرمستقیم به آسیب‌پذیری نیروهای آمریکایی، نه اعلام اقدام فوری، بلکه ترسیم هزینه‌های بالقوه است؛ زبانی که بیشتر به بازدارندگی متقابل می‌ماند تا دعوت به رویارویی. تهران می‌خواهد نشان دهد هر تغییر راهبردی از سوی آمریکا یا اسرائیل، پیامدهای فراتر از مرزهای ایران خواهد داشت.

اما آیا این پاسخ نشانه اعتمادبه‌نفس است یا اضطراب راهبردی؟

اشاره مکرر به اسرائیل و «پشت‌صحنه روشن» حاکی از آن است که تهران نگران هم‌راستایی تازه واشنگتن-تل‌آویو است. در چنین فضایی، تشدید لحن می‌تواند تلاشی برای مهار طرف مقابل از طریق افزایش ریسک محاسباتی باشد.

در شرایط فعلی خطر اصلی، نه تصمیم‌های ناگهانی، بلکه سوءمحاسبه است؛ جایی که لحن‌های تند به‌جای مهار، به لغزش ناخواسته منجر شوند.

3131.jpgایران اینترنشنال - حشمت مهاجرانی، اسطوره فوتبال ایران و سرمربی پیشین تیم ملی، در همراهی با اعتراضات سراسری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی، نوشت: «سالها آموختم پیروزی بدون مردم معنا ندارد. امروز هم کنار مردم شجاع ایران ایستاده‌ام.

با ایمان به ایرانی آزاد، سربلند و متعلق به همه.» حشمت مهاجرانی به‌عنوان سرمربی، برای اولین بار در تاریخ ایران را به جام جهانی رساند و علاوه‌بر صعود به المپیک، تیم ملی را در مسیر کسب قهرمانی در جام آسیایی هدایت کرد.

isr.jpg

آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع سابق اسرائیل و از مخالفان بنیامین نتانیاهو، در حساب ایکس خود با اشاره به سخنان دونالد ترامپ مبنی بر این که اگر جمهوری اسلامی به معترضان شلیک کند، آمریکا به کمک آن‌ها می‌آید، نوشت که اطمینان دارد در چنین حالتی اسرائیل نیز به این اقدام خواهد پیوست.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، با اشاره به اعتراضات مردمی در ایران اعلام کرده است اگر جمهوری اسلامی «به معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آن‌ها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد»، ایالات متحده برای کمک به مردم اقدام خواهد کرد.

trumpwarning.jpg

ترامپ: اگر ایران معترضان مسالمت‌جو را بکشد، آمریکا به کمک آنها خواهد آمد

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا گفت اگر ایران به معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آنها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد، آمریکا به کمک آنها خواهد آمد.

ترامپ در تروث‌سوشیال نوشت که ما در حالت آماده‌باش کامل هستیم و برای اقدام آماده‌ایم.

G9pLC-3XAAAEjNx.jpgهشدار تازه ترامپ؛ بلوف یا تغییر راهبردی؟

ویژه خبرنامه گویا - انتشار پیام امروز ترامپ در «تروث سوشال» در نگاه نخست یک تهدید صریح به نظر می‌رسد. اما چرا اکنون؟ معنایی این پیام چیست؟

نخست، زمان‌بندی اهمیت دارد. هم‌زمانی این موضع‌گیری با تشدید نارضایتی‌های اجتماعی و فشارهای اقتصادی در ایران، نشان می‌دهد واشنگتن می‌کوشد هزینه سرکوب داخلی را افزایش دهد. چنین پیام‌هایی بیش از آن‌که دستور عملیات باشند، ابزار بازدارندگی سیاسی‌اند: هشدار به تصمیم‌گیران که سرکوب خونین می‌تواند پیامدهای خارجی داشته باشد.

دوم، مخاطب دوگانه پیام است. ترامپ نه‌فقط تهران، بلکه متحدان منطقه‌ای به‌ویژه اسرائیل و افکار عمومی آمریکا را نیز خطاب قرار می‌دهد. در این چارچوب، لحن «آماده و مهیای اقدام» می‌تواند نشانه‌ای از هم‌راستاسازی پیام‌ها میان واشنگتن و تل‌آویو باشد؛ یعنی برجسته‌سازی پیوند امنیت منطقه‌ای با وضعیت حقوق بشر در داخل ایران.

اما آیا این یک بلوف است؟

تجربه نشان می‌دهد تهدیدهای لفظی الزاماً به اقدام فوری منجر نمی‌شوند. با این حال، تغییر لحن از محکومیت‌های کلی به تهدید مشروط، می‌تواند نشانه تغییر تاکتیک باشد: از «تحریم و فشار دیپلماتیک» به «بازدارندگی مبتنی بر خطوط قرمز مشخص». این تغییر، دست‌کم، فضای محاسباتی تهران را پیچیده‌تر می‌کند.

برای آینده، دو سناریو محتمل است: یا این پیام در حد اهرم روانی باقی می‌ماند و هدفش مهار سرکوب است؛ یا در صورت عبور از خط قرمز ادعایی، به اقدامات محدود و هدفمند نه لزوماً مداخله گسترده منتهی می‌شود. در هر دو حالت، پیام روشن است: مسئله ایران دیگر صرفاً پرونده هسته‌ای یا منطقه‌ای نیست؛ پیوند امنیت خارجی با تحولات داخلی پررنگ‌تر شده است.

این هشدار نشانه ورود به فازی تازه از فشار است، فازی که هزینه‌های تصمیم‌گیری را برای همه بازیگران افزایش می‌دهد و آینده را کمتر قابل پیش‌بینی می‌سازد.

***

za.jpgاحمد زیدآبادی

آنچه دونالد ترامپ در بارهٔ اعتراضات جاری در ایران نوشته است، به چه معنایی است و منظور او از آمادگی آمریکا برای دخالت ناظر به چه نوع اقدامی است؟

همانطور که بارها تأکید کرده‌ام سخنان ترامپ همواره به رمزگشایی نیاز دارد. او گاهی سخنی می‌گوید اما بعد آن را تعدیل و حتی در مواردی قلب می‌کند.

در اظهار نظر اخیر، آیا ترامپ اصطلاحاً "خالی" بسته؟ یا مقصودش جنگ روانی بوده؟ یا اینکه واقعاً طرح و برنامه‌ای برای دخالت در ایران در سر دارد؟

اگر واقعاً طرح و برنامه‌ای در سر دارد، دقیقاً آن چه برنامه‌ای است؟ اعمال فشار سیاسی از طریق کشاندن ماجرا به دادگاه‌های بین‌المللی؟ یا نفی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی توسط آمریکا شبیه آن‌چه در ونزوئلا به کار گرفته است؟ یا نوعی دخالت نظامی؟

ترامپ تاکنون نشان داده که نه فقط به کشاندن منازعات به دادگاه‌های بین‌المللی علاقه‌ای ندارد بلکه مشروعیتی هم برای آنها قائل نیست. بنابراین منطورش این نیست.

مداخلهٔ نظامی به قصد "تغییر رژیم" هم آخرین چیزی است که ترامپ به آن می‌اندیشد. در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، جز در حوزهٔ قارهٔ آمریکا، ترامپ هرگونه اقدام برای تغییر رژیم را عملی پرهزینه، بی‌فایده و مردود اعلام کرده است. او در آخرین کنفرانس خبری خود با نتانیاهو در فلوریدا هم با اشاره به ایران تأکید کرد که تغییر رژیم چیزی نیست که او باید در باره‌اش حرف بزند. علاوه بر این، آرایش نیروهای آمریکا در منطقه نیز نشانی از آمادگی آن برای دخالت سریع و قریب‌الوقوع در ایران ندارد. به این دلایل، بعید است که منظور ترامپ مداخلهٔ نظامی در ایران در کوتاه مدت باشد.

سیاست کنونی ترامپ اعمال فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی به قصد تغییر سیاست آن است. او اعتراضات جاری را فرصتی برای تشدید فشار و تهدید حکومت ایران می‌بیند و در این مسیر ممکن است تا حد نفی مشروعیت نظام در مراحلی پیش برود.

برای روشن شدن موضوع فعلاً باید منتظر توضیحات بیشتر ترامپ و سایر مقام‌های دولت او نشست.

در انتها تأثیر اظهارنظر ترامپ بر اعتراضات جاری در ایران نیز بسیار حائز اهمیت است. آیا تهدید به دخالت آمریکا، آتش اعتراضات را تیز می‌کند یا آن را سرد می‌کند؟

به نظر می‌رسد تهدید او تأثیری دوگانه بر جا بگذارد. این نوع تهدید به دخالت، جمعی از معترضان را محتاط و از صحنه خارج می‌کند و چه بسا باعث تشجیع عده‌ای دیگر شود.

در هر صورت آنچه در کشورمان جریان دارد قصهٔ پرغصه‌ای است که به عدد ستاره‌های آسمان در باره‌اش هشدار داده شد. از خدا بخواهیم که ایران را از همهٔ بلایا بخصوص خشونت و ناامنی و دخالت خارجی دور نگه دارد.

ویدیویی از لحظه دستگیری یک خانواده که کودکی به همراه دارد توسط نیروهای حکومتی در بندرعباس پربازدید شده است. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی این اقدام حکومت در ملا عام و مقابل چشم کودک خردسال این خانواده را «وحشیانه» توصیف کرده‌اند.

3030.jpgایران اینترنشنال - همزمان با گسترش اعتراضات سراسری در ایران و شعار شهروندان در حمایت از حکومت پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی، محمدجواد ظریف، وزیر و معاون سابق ریاست‌جمهوری، گفت: «نه گیر افتخارات گذشته خود باشیم و نه در تلاش برای بازسازی افتخاراتی که قابل بازسازی نیست، باشیم.»

او افزود: «دنیای امروز ما نه دنیای هخامنشی است نه دنیای صفوی، ما نیاز داریم که آینده را ببینیم.» ظریف اضافه کرد: «گرفتاری در گذشته ما را ناگزیر به تکرار گذشته می‌کند.

از زندان افتخارات گذشته بیرون بیاییم.» در دور جدید اعتراضات سراسری، شهروندان در شهرهای مختلف ایران شعارهای حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و حکومت پهلوی سردادند.

سیستم‌های پدافند هوایی که (از ایران و سپاه پاسداران) دریافت کردیم، کشور ما را از هرگونه حمله‌ای محافظت خواهند کرد.

***

عبدی مدیا - سید جواد هاشمی در حمایت از مردم: به همکارانم میگویم: نترسید و از مردم معترض حمایت کنید.

tikkeh.jpgکانال وحید آنلاین - این ویدئو ساعتی قبل در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

از آنجا که این ویدئو قابل راستی آزمایی نبود، تلاش کردم از طریق صحبت با چند شاهد عینی، موضوع را بررسی کنم.

تمام شاهدان، روایت انفجار و تکه تکه شدن بدن یک معترض را تایید کردند.

خبرنامه گویا به‌دلیل محتوای دلخراش این ویدیو قادر به انتشار آن نیست؛ برای مشاهده با مسئولیت خود، از این لینک استفاده کنید.

علی شریفی زارچی، استاد دانشگاه خطاب به لاریجانی: احسنت، به نشانه‌ی اعتراض به تهدید ترامپ، به دخترت که از 13 سال پیش تو آمریکاست بگو برگرده ایران

larilrge.jpg

IMG_2988.pngپرزیدنت ترامپ در واکنش به اعتراضات خیابانی اخیر در ایران گفته اند:
«اگر ایران معترضان مسالمت جو را بکشد، امریکا به کمک آن ها خواهد آمد.»

من به عنوان یکی ایرانی مخالف حکومت نکبت اسلامی که سال ها با این حکومت و دستگاه های سرکوبگرش مقابله سیاسی و قلمی کرده ام و انتظار هیچ کمک خارجی نداشته ام و ندارم عرض می کنم که مردم ایران از دانشجو و کاسب گرفته تا زنان و دختران و هر کس دیگری که تصور کنید هرگز جز اعتراض مسالمت آمیز رفتار دیگری نداشته اند و حتی در جایی که دفاع از خود حق طبیعی شان بوده از این حق به طور کامل استفاده نکرده اند و ۴۷ سال تمام به شدیدترین وجه ممکن توسط نیروهای جنایتکار حکومت اسلامی سرکوب شده اند.

خواست اکثریت مردم معترض ایران یک چیز است:
حکومت نکبت اسلامی که ایران را طی سال های بعد از انقلاب به ویرانی و تباهی کشیده و از اقتصاد و فرهنگ و هر رکن اساسی کشور که تصور کنید جز ویرانی باقی نگذاشته باید برود.

این حکومت نه تنها خواهان نابودی ایران بلکه در صدد به آتش کشیدن جهان است و شعله هایی که بر افروخته دامن جهان آزاد و امریکا و اسراییل را هم گرفته که نیازی به توضیح و تشریح بیشتر ندارد.

بنابراین کمک جهان به این مردم نه فقط به خاطر خواسته های انسانی آن ها بلکه برای رهایی جهان از شر این حکومت ویرانگر لازم است.

3131.jpgایران وایر - «بهروز وثوقی»، بازیگر شناخته شده و پیشین سینما و تلویزیون ایران در واکنش به اعتراضات اخیر مردم در ایران نوشت: «در این روزهای سنگین،من که عمرم را با نور و سایه، با سکوت و فریاد روی پرده گذرانده‌ام،هرشب اخبار سرزمینم را می‌بینم و قلبم، پیش از آن‌که پیر شود، زخمی می‌شود.»


او در ادامه نوشت اگر از سینما چیزی آموخته باشد این است: «تاریک‌ترین صحنه‌ها همیشه مقدمه‌ طلوع‌اند. دل من امروز با دل‌های زخمی سرزمینم می‌تپد. نه از ترحم، بلکه از ایمان.»

11111.jpgحمید فرخ‌نژاد: از خانه‌هایتان بیرون بیایید و به انقلاب ملی بپیوندید حمید فرخ‌نژاد بازیگر سینما با انتشار پیامی ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی و در واکنش به اعتراضات سراسری خطاب به مردم ایران گفت: یک ملت، یک پرچم، یک شاه از خانه‌هایتان بیرون بیایید و به انقلاب ملی بپیوندید پاینده ایران جاویدشاه

پیام کاوه یغمایی هنرمند سرشناس راک: از خانه‌های خود بیرون بیایید و به انقلاب ملی بپیوندید کاوه یغمایی، آهنگساز، خواننده و نوازنده سرشناس سبک راک با انتشار ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی و در واکنش به اعتراضات سراسری مردم ایران گفت: یک ملت، یک پرچم، یک شعار از خانه‌های خود بیرون بیایید و به انقلاب ملی بپیوندید پاینده ایران جاویدشاه

واکنش طارمی به اعتراضات مردم

| No Comments

3131.jpgایران اینترنشنال - مهدی طارمی، کاپیتان تیم ملی فوتبال در واکنش اعتراضات سراسری مردم ایران به وضعیت اقتصادی با انتشار یک استوری نوشت: «مسئولین چه راه حلی برای مشکلات مردم دارند؟ باید صدای مردم را بشنوند و به دغدغه‌های ملت نجیب ایران جواب بدهند.»

او همچنین نوشت: «دنیا در حالی وارد سال ۲۰۲۶ شده که متاسفانه وضعیت اقتصادی مردم ایران، به هیچ‌وجه مساعد نیست.

هرچی دلار گرونتر می‌شود، مردم فقیرتر می‌شوند.» پس از افزایش قیمت دلار در ایران، در روزهای گذشته تجمعات اعتراضی در شهرهای ایران برگزار و شعارهایی علیه حکومت و مقامات جمهوری اسلامی داده شد.

trump.jpg

ترامپ: عملیات نظامی خارق‌العاده‌ای در کاراکاس انجام شد

دونالد ترامپ در نشست مطبوعاتی شنبه ۱۳ دی در مارالاگو درایالت فلوریدا، با ستایش از عملیات نظامی در ونزوئلا گفت: «به دستور من، نیروهای مسلح ایالات متحده اواخر شب گذشته و اوایل امروز، عملیات نظامی خارق‌العاده‌ای را در کاراکاس انجام دادند.»

او اضافه کرد:‌ «از قدرت نظامی عظیم، هوایی، زمینی و دریایی، برای آغاز یک حمله چشمگیر استفاده شد و این حمله‌ای بود که مردم از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون ندیده‌اند.»

ترامپ افزود: «این نیرویی علیه یک قلعه نظامی به شدت مستحکم در قلب کاراکاس بود تا دیکتاتور یاغی، نیکولاس مادورو را به سزای اعمالش برساند.»

ترامپ: عملیات دستگیری مادورو و همسر را مانند یک برنامه تلویزیونی تماشا کردم

دونالد ترامپ به شبکه خبری فاکس گفت که دستگیری شبانه نیکولاس مادورو و همسرش را «به معنای واقعی کلمه، مانند یک برنامه تلویزیونی» تماشا کرده است.

ترامپ: ایالات متحده مشارکتی قوی در صنعت نفت ونزوئلا خواهد داشت

دونالد ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده در آینده مشارکتی قوی‌ در صنعت نفت ونزوئلا خواهد داشت.

رییس‌جمهوری ایالات متحده در گفت‌وگو با شبکه خبری فاکس همچنین اشاره کرد که یک هفته پیش با نیکلاس مادورو صحبت کرده و به او گفته بود: «باید تسلیم شوی، باید تسلیم شوی.»

او در مورد عملیات ایالات متحده در ونزوئلا گفت: «چند نفر زخمی شدند اما هیچ کشته‌ای از طرف ما وجود نداشت.»

ترامپ تاکید کرد: «ما باید کاری بسیار دقیق‌تر و بسیار قدرتمندتر انجام می‌دادیم.»

او اضافه کرد که قرار بود عملیات آمریکا چهار روز پیش انجام شود اما هوا عالی نبود.

ترامپ در مورد دستگیری مادورو گفت وقتی او را دستگیر کردند، او «در خانه‌ای بود که بیشتر شبیه یک قلعه بود تا یک خانه.»

او با تکرار اینکه فکر نمی‌کند هیچ سرباز آمریکایی کشته شده باشد، اضافه کرد: «چند نفر هدف گلوله قرار گرفتند، اما آنها برگشتند و قرار است در وضعیت بسیار خوبی باشند.»

ترامپ: آمریکا تا زمان انتقال قدرت، ونزوئلا را اداره می‌کند

دونالد ترامپ شنبه ۱۳ دی در یک نشست مطبوعاتی در مورد عملیات ایالات متحده در ونزوئلا اعلام کرد که آمریکا این کشور را تا زمان انتقال امن قدرت اداره خواهد کرد.

او افزود که شرکت‌های نفتی آمریکا به ونزوئلا خواهند رفت.

ترامپ تاکید کرد که ایالات متحده برای حمله جدیدی به ونزوئلا آماده است.

3131.jpgویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد که یکی از حاضران در مراسم خاکسپاری خداداد شیروانی، معترض کشته‌شده در مرودشت، دوربین امنیتی را از کار انداخت. حاضران هم‌زمان شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» سر دادند.

تصاویر رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد که شرکت‌کنندگان در مراسم خاکسپاری امیرحسام خدایاری‌فرد، معترض کشته‌شده، نیروهای حکومتی از جمله اعضای سپاه پاسداران و بسیج را که در این مراسم حضور داشتند، فراری دادند. یکی از مخاطبان در توضیح این ویدیو نوشت: «اوایل که رفتیم، دور تا دور پر از بسیجی و نیروهای حکومتی بود. وقتی پیکر را تحویل دادند، مردم با سنگ بسیجی‌ها را دنبال کردند و با شعار دادن، آن‌ها را وادار به فرار کردند.»

2222.jpgایران اینترنشنال - گلشیفته فراهانی در متنی درباره اعتراضات سراسری نوشت هیچ حکومتی حتی اگر هم می‌خواست، نمی‌توانست ایران را تا این حد نابود کند.


این بازیگر سینما تاکید کرد: «من به یک ایران آزاد و مستقل امیدوارم، جایی که مردم مجبور نباشند برای برآورده کردن ابتدایی‌ترین نیازهایشان اینقدر رنج بکشند.»


گلشیفته فراهانی تاکید کرد که مردم از بی‌عدالتی، فساد و وضعیت اقتصادی که آنها را له می‌کند خسته شده‌اند، در حالی که الیگارش ها ثروتمندتر می‌شوند.

مردم ایران از سال ۱۳۵۷ تاکنون در برابر جمهوری اسلامی مقاومت کرده‌اند.
۴۶ سال مقاومت.

هزاران نفر کشته، شکنجه و اعدام شده‌اند و خسارت‌های جبران‌ناپذیری به منابع انسانی و فرهنگی ایران وارد شده است.

هیچ حکومتی حتی با قصد و نیت، نمی‌توانست ایران را این‌گونه ویران کند.

مردم از ظلم، فساد و اقتصادی که آنها را خرد می‌کند خسته شده‌اند،
در حالی که الیگارش‌ها ثروتمندتر می‌شوند و قدرت‌های خارجی از بحران سوءاستفاده می‌کنند.

ایران بار دیگر در آتش است.
قلب من با مردم ایران می‌تپد.

11111.jpgکیهان لندن - بیانیه شماره ۳ «تیپ سیمرغ»؛ نظامی‌ها برای حمایت از مردم، در یگان‌ها «تمرد» کنید.

-همزمان با پنجمین روز اعتصابات و اعتراضات سراسری در ایران، «تیپ سیمرغ» متشکل از گروهی نظامی‌ در داخل کشور، در بیانیه شماره ۳ خود از نیروهای مسلح خواست برای پشتیبانی از اعتراضات مردم، در یگان‌های خود شروع به تمرد کنند.

-کم کاری، خرابکاری و آرام‌کاری در ادارات و ارائه اطلاعات غلط به روسای رژیم و سرپیچی از دستورات راهکارهایی است که «تیپ سیمرغ» به پرسنل نظامی توصیه کرده است. در این بیانیه که پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ به دست کیهان لندن رسید آمده: بخش بزرگی از نیروهای امنیتی و انتظامی اماده پیوستن به شما هستند در صورتی که خیابان ها را ترک نکنید.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

پرسنل نیروهای مسلح، هر چه سریعتر با تشکیل گروه‌های امن برای تامین امنیت کشور به فرمان رضا شاه دوم پس از فروپاشی رژیم آماده شوید. تا زمان فرا رسیدن لحظه خیزش نهایی با اقدامات زیر نظام سرکوب را فلج کنید:

۱- کم کاری، خرابکاری و آرام‌کاری در ادارات و ارائه اطلاعات غلط به روسای رژیم

۲- جدا کردن ابواب جمعی رژیم از سیستم

۳- سر پیچی از دستورات

۴- عدم انتقال دستورات

۵- انتقال اشتباه دستورات و یا فقط بخشی از آن

۶- شلیک از بالای سر مردم

۷- عدم فشار به زندانیان سیاسی

۸- عدم پیگیری دستگیری افراد

۹- اطلاع رسانی به افرادی که دستگیر خواهند شد

۱۰- اطلاع رسانی اشتباه به بالا دست

۱۱- گم کردن بخشی از پرونده‌ها یا تمام آن

پاینده ایران، جاوید شاه

IMG_2975.jpegجناب امیرکبیرِ عصر ما، آق ممدجوات ظریف، بعد از وقوع دور جدید اعتراضات خیابانی مردم، با آن لبخند چندشی شان که هر چه بیشتر می گذرد، زشت تر و حال به هم زن تر می شود، به ما مردم اندرز داده اند که گیر افتخارات گذشته نباشیم و آینده را ببینیم! ایشان کشف عظیمی فرموده اند و بیان داشته اند دنیای ما نه دنیای هخامنشی ست نه دنیای صفوی بلکه نیاز داریم که آینده را ببینیم.

من بعد از خواندن اظهارات ایشان در حالی که انگشت به دهن و متعجب، سر در جِیب تفکر فرو برده بودم یهویی از جا جستم و با شعف بسیار فریاد بر آوردم: «عجب»!، و صیحه ای (صیحه ها نه شیهه!) کشیدم و ناگهان از حال رفتم و در این لحظه ساعت الکترونیکی ام که وقتی آدم زمین می خورد خود به خود به اورژانس و آتش نشانی وصل می شود و اعلام خطر می کند که فلانی از حال رفته و شاید رحلت کرده باشد به اورژانس خبر داده بود و لحظاتی بعد هلیکوپتر امداد در چهار راه سر خانه ام فرود آمده بود و من را در حالی که کلمه ی «عجب» «عجب» را در حال نیمه بیهوشی تکرار می کردم به بیمارستان که تازه از آن مرخص شده بودم برگردانده بود تازه متوجه شدم که ما در عصر هخامنشی زندگی نمی کنیم و نباید داخل زندان افتخارات گذشته باشیم.

11111.jpgاحمد زیدآبادی

سوبسید غیرمستقیم هر اقتصادی را از پایه سست می‌کند و به فساد ساختاری و ویرانی می‌کشاند. این یک تجربۀ روشن و آشکار است. اگر جامعه به هر دلیلی نیاز به سوبسید داشته باشد، آن سوبسید باید مستقیم به دست نیازمندش برسد.


خداوند روح مهدس عزت‌الله سحابی را شاد گرداند. در دورانی که بسیاری مدافع سوبسید مستقیم بودند، او راه نجات اقتصاد کشور را خلاصی از بند سوبسید غیرمستقیم و ارائۀ مستقیم آن به نیازمندان جامعه بود.


حالا که آقای پزشکیان دل شیر کرده و به قول خودش وارد میدان مین و آتش شده است، باید سیاست آزادسازی اقتصاد از سوبسید غیرمستقیم را تا نقطۀ پایانی آن با همۀ لوازم و اسبابش ادامه دهد و این بساط مخرب و فاسد و از هر جهت ناعادلانه را از بنیان برچیند.


دولت برای موفقیت در این کار به دو چیز نیاز دارد. اول، تریبون فراگیر و آزادی که مدافعان این سیاست قادر به دفاع از آن باشند و به تحریک‌گرانی که منافع خود را در پوشش حمایت از مردم محروم و نیازمند به عنوان "عدالت‌خواهی" مطرح می‌کنند پاسخ دهند و مردم را نسبت به پیامدهای مثبت تبدیل سوبسید غیرمستقیم به مستقیم متقاعد سازند.

برای این کار دولت باید یک شبکۀ تلویزیونی در اختیار و مختص خود داشته باشد. برای به دست آوردن چنین شبکه‌ای دولت می‌تواند از طریق رایزنی با نهادهای مسئول، آنان را به پذیرش این موضوع اقناع کند. بدون وجود چنین شبکه‌ای، مین‌های مورد اشارۀ آقای پزشکیان یکی بعد از دیگری زیر پای دولت منفجر می‌شوند و دولت و اقتصاد کشور به همراه هم به هوا می‌روند! این نکته را من در جلسۀ سران احزاب با دکتر پزشکیان به او گوشزد کردم و نمی‌دانم تا چه اندازه آن را جدی گرفت.
دوم، تلاش صادقانه و صریح دولت برای رفع تحریم‌هاست.

بدون رفع تحریم‌ها فضای تنفس لازم برای اقتصاد کشور حتی اگر از شر سوبسیدهای غیرمستقیم و فسادزا نیز رها شود، فراهم نخواهد شد و در پایان همۀ سرمایۀ کشور باید صرف سوبسید مستقیم به دهک‌های مختلف جامعه جهت نجات آنها از گرسنگی و فقر شود. رفع تحریم‌ها از مسیری درست و منطقی به نظر من همچنان امکانپذیر است.

این را هم در آن جلسه به آقای پزشکیان منتقل کردم اما در آن لحظه اطراف او همهمه‌ای برای گرفتن عکس دسته‌جمعی از سوی حاضران به پا بود و آقای پزشکیان فقط گفت؛ اینها را بنویس و به من برسان! پاسخم این بود که من هر روز می‌نویسم و امکان برداشتن یک بار جدید برای نوشتن ندارم! چرا همانچه می‌نویسم به دست شما نمی‌رسد؟ گفت؛ هر روز مجموعه‌ای در حد یک کتاب قطور روی میز او می‌گذارند تا مطالعه کند. پرسیدم؛ در این مجموعۀ قطور جایی برای مطالب کوتاه و چند پاراگرافی من وجود ندارد؟ به نظرم رسید که بگویم نظام چرخش اطلاعات و اطلاع‌رسانی در نهاد ریاست جمهوری معیوب است و درست کار نمی‌کند، اما آن هیاهو برای گرفتن عکس دسته‌جمعی که متأسفانه گویی مهمترین دغدغۀ برخی از حاضران در جلسه بود، مانع شنیدن حرفم توسط آقای پزشکیان می‌شد.

ansarivideo.jpgبر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، داریوش انصاری بختیاروند، شهروند معترض ساکن فولادشهر، شامگاه چهارشنبه ۱۰ دی در اعتراضات شبانه این شهر و با شلیک مستقیم گلوله از سوی ماموران حکومتی کشته شد.

ویدیویی از داریوش انصاری بختیاروند، معترض کشته‌شده در اعتراضات روز چهارشنبه فولادشهر، منتشر شده است که او در آن ترانه‌ای حماسی برگرفته از شاهنامه فردوسی می‌خواند.

این آواز حماسی لری «یار یار» که انصاری خوانده بود، الهام‌گرفته از شاهنامه فردوسی است و به یاد بزرگان و جنگاوران قوم لر خوانده می‌شود.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، داریوش انصاری بختیاروند، شهروند معترض ساکن فولادشهر، شامگاه چهارشنبه در اعتراضات شبانه این شهر و با شلیک مستقیم گلوله از سوی ماموران حکومتی کشته شد. بنا بر اطلاعات دریافتی، این شهروند ۳۷ ساله پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد.

ایران‌اینترنشنال ویدیوی مربوط به پیکر بی‌جان داریوش انصاری +لینک بختیاروند را مشاهده کرده و هویت او را بررسی و تایید کرد.

ansari.jpgبر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، داریوش انصاری بختیاروند، شهروند معترض ساکن فولادشهر، شامگاه چهارشنبه ۱۰ دی در اعتراضات شبانه این شهر و با شلیک مستقیم گلوله از سوی ماموران حکومتی کشته شد.

بنا بر اطلاعات دریافتی، این شهروند ۳۷ ساله پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد.

ایران‌اینترنشنال ویدیو مربوط به پیکر بی‌جان داریوش انصاری بختیاروند را مشاهده کرده و هویت او را بررسی و تایید کرد.

یکی از نزدیکان داریوش انصاری به ایران‌اینترنشنال گفت او در اعتراضات شب گذشته فولادشهر شرکت کرده بود و در میانه اعتراضات هدف گلوله قرار گرفت.

تایید جان باختن «یک شهروند» از سوی نیروی انتظامی

رییس پلیس آگاهی استان اصفهان، بدون اشاره به نام داریوش انصاری و جزییات و دلایل کشته شدن او، جان باختن «یک شهروند ۳۷ ساله» در فولادشهر در شامگاه ۱۰ دی را تایید کرد.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو نیز اعلام کرد داریوش انصاری بختیاروند با شلیک مستقیم گلوله «نیروهای سرکوبگر» در فولادشهر کشته شد.

فولادشهر یکی از ده‌ها شهری است که در روزهای اخیر صحنه اعتراضات ضدحکومتی بوده است.

پیشتر ویدیو رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌داد مردم معترض در فولادشهر استان اصفهان، در تجمع اعتراضی شامگاه چهارشنبه ۱۰ دی، آتش بزرگی روشن کرده و شعار «جاوید شاه» سردادند.

af.jpgایندیپندنت فارسی - پیام فریدون ایزدستا، سرهنگ خلبان نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران خطاب به نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی

در این پیام فریدون ایزدستا، طراح عملیات هوایی اچ۳ در جنگ ایران و عراق به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی می‌گوید: «سرباز تا آخرین نفس مسئول پاسداری از جان امنیت و عزت ملت خویش است. امروز ملت شریف ایران خسته، اما استوار، چشم امید به شما دوخته است.»

سرهنگ ایزدستا در ادامه با تاکید بر اینکه «شما این لباس را برای دفاع از هم‌وطنان خود پوشیده‌اید؛ نه برای سرکوب آنان» می گوید: «در این روزهای حساس تاریخ، به جای دفاع از کسانی که دستور آسیب زدن و کشتار فرزندان این سرزمین را می‌دهند، از مردم خود دفاع کنید.»

او از نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی خواست از «شأن» سربازی دفاع کنند و گفت: «شایسته شأن سربازی آن است که نه به روی ملت،‌ بلکه در کنار آنان بایستد. به جای نشانه رفتن اسلحه به سویشان، پناه و تکیه‌گاه‌شان باشد.»

basij22.jpgواکنش جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟

یورونیوز - رسانه‌های ایران شامگاه چهارشنبه از کشته‌شدن یک بسیجی در جریان اعتراضات در شهر «کوهدشت» استان لرستان خبر دادند. ساعاتی پیش از انتشار این خبر، منابع غیررسمی از کشته‌شدن یک جوان ۱۸ ساله در جریان اعتراضات شهر «فسا» خبر دادند که مقامات آن را تکذیب کردند. واکنش حکومت چه خواهد بود؟

رسانه‌های ایران نام این بسیجی ۲۲ ساله کشته‌شده را «امیرحسام خدایاری‌فرد» اعلام کردند. سپاه پاسداران طی بیانیه‌ای ضمن تایید خبر کشته‌شدن او، اعلام کرد که ۱۳ بسیجی دیگر نیز در اعتراضات شهر «کوهدشت» مجروح شده‌اند.

سپاه اعلام کرد که این بسیجیان «در پی اقدام ناگهانی و خشن عوامل وابسته به دشمن» کشته و زخمی شدند.

صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران طی گزارشی اعلام کرد که این بسیجیان در جریان پرتاب سنگ از سوی معترضان کشته شدند.

روز چهارشنبه همچنین تصاویری از تجمع گروهی از معترضان در مقابل ساختمان فرمانداری در شهر «فسا» منتشر شد. در برخی از ویدئوها، پرتاب سنگ به سمت ساختمان فرمانداری و استفاده نیروهای امنیتی از گاز اشک‌آور دیده می‌شود. همچنین ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که به نظر می‌رسد در آن‌ها نیروهای امنیتی در حال شلیک به سمت معترضان هستند.

همزمان، برخی منابع غیررسمی از کشته‌شدن یک جوان ۱۸ ساله در جریان این اعتراضات خبر دادند. اما این ادعا به‌سرعت از سوی مقامات انتظامی و قضایی تکذیب شد.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

همزمان با چهارمین روز اعتراضات در ایران، مقامات بارها وعده رسیدگی به مشکلات اقتصادی و گفتگو با معترضان را داده‌اند. با این حال برخی چهره‌های محافظه‌کار هشدار داده‌اند که در صورت تشدید تنش‌ها، واکنش سختی در کار خواهد بود.

سعید پورعلی، معاون سیاسی امنیتی استانداری لرستان به «وال‌استریت‌ ژورنال» گفت که بستر اعتراضات روز چهارشنبه در شهر «کوهدشت» با تلاش «برخی اغتشاش‌گران» به سمت دیگری هدایت شده است.

شهروندان عصر پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه در نهاوند برای برگزاری اعتراضات خیابانی به خیابان آمدند

معترضان در جریان اعتراضات در قم شعارهایی از جمله «توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه» سر دادند.

نیروهای حکومتی برای سرکوب معترضان در جریان اعتراضات عصر پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه در مرودشت به خیابان آمدند، اما پس از مقاومت معترضان عقب‌نشینی کردند

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد شهروندان معترض عصر پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه در قم به خیابان آمدند و شعار «جاوید شاه» سر دادند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد معترضان عصر پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه در اعتراض خیابانی در اراک حضور داشتند و نیروهای سرکوبگر نیز در مقابل آنان مستقر هستند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد شهروندان عصر پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه در اعتراض خیابانی در اراک شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» سر دادند.

khamtadayoni.jpg«کارد به استخوان کسب‌وکار»

مهدی تدینی

به حد فهم خودم توضیح بدم مشکل بازاری چیه که دیگه حاضر شده دست از کار بکشه. کاسب یه چیزی امروز می‌خره، برای اینکه به اصل پول و سودش برسه، باید جنسی رو که خریده بفروشه. توان خرید مردم شدیداً تنزل پیدا کرده. نتیجه این شده که فروش کاسب افت کرده ــ به قول خودشون: «بازار خرابه». نتیجه ساده و روشنه! جنسی که خریده گذاشته توی مغازه ــ چه عمده‌فروش باشه و چه خرده‌فروش ــ فروش نمی‌ره؛ یا خیلی دیر فروش می‌ره یا مجبوره برای اینکه جنس رو بفروشه با ناچیزترین حاشیۀ سود جنس رو بفروشه؛ به قول خودشون با مایه‌کاری؛ یعنی همون قیمتی که خریدند بفروشند. چون توان خرید مردم اومده پایین، مجبورند برای ایجاد جذابیت و رغبت در خریدار، جنس رو با کمترین سود بفروشند.

خب... قضیه حل شد؟ نه! نشد! اصل مشکل اینجاست. حالا جدا از اینکه پرداخت‌ها در بسیاری از شاخه‌ها بلندمدته و عمده‌فروش معمولاً چک چند هفته یا ماه بعد رو می‌گیره، مشکل اینه که وقتی جنس بالاخره با سختی فروش رفت، ارزش ریالی اون پول کاهش پیدا کرده و جنسی که کاسب الان می‌تونه با اون پول جایگزین جنس فروش‌رفته کنه، کمتر از جنسیه که در چرخش مالی قبلی داشت!

فاجعۀ کسب‌وکار اینجاست! در واقع، طرف کار می‌کنه، زحمت می‌کشه، هر روزش رو می‌ذاره، در ظاهر امر هم چند درصد سود کرده، اما ارزش سرمایه‌ش کاهش پیدا کرده: کار کرده و ضعیف‌تر شده. کار کرده، اما سرمایه‌ش رشد که نکرده، کاهش هم پیدا کرده. به دلیل تورم گردش مالی‌ش بالا رفته حتی، اما ارزش تفاوت خرید و فروش کاهش پیدا کرده.

در اینجا فقط کاسبان محدودی این توان رو دارند که جنسشون رو نفروشند تا به قیمت خوب بفروشند. در واقع، اون جنسی که نگه می‌دارند، دیگه «کاسبی» نیست، بلکه نوعی «سرمایه‌گذاری» یا «حفظ سرمایه‌»ست؛ یعنی یکی زمین و طلا و دلار می‌خره، یکی هم جنس می‌خره (مس، روی، برنج، سرب، پارچه، تجهیزات یا هر چیز دیگه) و نگه می‌داره تا سرمایه‌ش رو حفظ کنه. نه! این جزو فرایند کاسبی نیست! کاسب باید کار کنه. باید از این دست بگیره، از اون دست بده. الان بین این دو دست گسستی ایجاد شده.

حالا شما فرض کنید این اتفاق برای یک دورۀ چندساله رخ بده. چه اتفاقی برای کاسب می‌افته؟ می‌بینه سه سال، چهار سال، پنج ساله که هر روز کار کرده، اما الان نهایتاً نصف جنسی رو می‌تونه در مغازه یا انبار بچینه که چند سال پیش می‌تونست. این یعنی چی؟ یعنی کار کرده و فقیر شده.

اون چیزی که الان مشکله، فقط نوسان ارز نیست. مشکل اصلی «کاهش توان خریده». کاهش توان خرید پدر کاسب رو درمیاره. وگرنه به هر حال کاسب می‌تونه باز هم جنس رو چند درصد بالاتر میزانِ افت ریال بفروشه تا افت سرمایه رو جبران کنه. اما نه وقتی توان خرید دائم داره افت می‌کنه!

این مشکل هم یک مشکل کلان و مزمن اقتصادیه که درمان خُرد نداره؛ حتی درمانش در اصل اقتصادی نیست، بلکه سیاسیه* ــ پایۀ اقتصاد باید درست بشه. این درد کاسبه و اگر کاسب به این وضع واکنش نشون می‌ده یعنی کارد به استخوان کسب‌وکارش رسیده.

زندگی ما خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنیم، وابسته به بازاره. برخلاف اینکه قشر دولتی، کارمند و دانشگاهی و روشنفکر همیشه نگاه تحقیرآمیز به کاسب داره، نود درصد مایحتاج ما نتیجۀ وجود بازاره. درک کاسب از اقتصاد از بوروکرات و آکادمیسین بیشتره؛ شک ندارم.

:::

* سیاست "صدور انقلاب اسلامی"، "مرگ بر امریکا" و "نابودی اسرائیل"

:::

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

شاید این آخرین شانس زندگی شما باشد تا به همت مردم از اسارت و بندگی یک آخوند روانی به عنوان رهبر و دیگر آخوندهای شیا د حکومتی و شماری سرداران یاوه گوی ایران برباد ده و خائن رهایی یابید.

به مردم جان‌به‌لب رسیده بپیوندید!

به مردم بپیوندید و در سوی درست تاریخ قرار بگیرید. آینده ایران از آن این حکومت فاسد نیست.

این حکومت در برابر چشم شما ایران را به ویرانی کشیده است.

شما نیز خانواده دارید و می‌خواهید در آینده در کنار همین مردم زندگی کنید.

فرمان شلیک به مردم را اجرا نکرده، دست خود را به خون خواهران و برادران خود آلوده نکنید.

جنگ‌افزار خود را به سوی فرماندهان میهن‌فروش خود نشانه روید.

مگر شما ایرانی نیستید و شاهد زندگی پُراز درد و رنج مردم نیستید؟

شمار زیادی از شما نیز در تنگ‌دستی به سر می‌برید.

بیایید با همت مردم رنج کشیده ایران، این حکومت ضد ایرانی خون‌ریز، این دندان پوسیده و عفونت‌کرده را کنده و دور بیاندازید و در رهایی ایران از دست مشتی آخوند و سرداران پوشالی‌ و دزد سهم و نقش ارزنده خود را ایفا کنید.

به هوش باشید

نیروهای امنیتی و سرکوب، به هوش باشید. شاید شمار زیادی در میان شما به اجبار به خیابان فرستاده می‌شوید؛ این حکومت تبه‌کار، ضد انسان و ضد ایران، برای وادارنمودن شما به زدن وکشتن هم‌میهنان خود، از داروهای شیمیایی سود برده و در غذا و نوشابه به خورد شما می‌دهد تا دست به هر جنایتی بزنید.

به هوش باشید، پادگان‌ها و مقرها را رها کرده و به مردم بپیوندید. تردید نداشته باشید که مردم با آغوش باز شما را خواهند پذیرفت. افسران و درجه داران باشرفی که بارها به شکل‌های گوناگون مخالفت خود با حکومت را نشان داده‌اید، اینک بهترین مجال و روزِآزمایش شما است. به هر شکل که می‌توانید به یاری مردم دست‌خالی بیایید و نگذارید یک‌بار دیگر حکومت ضد ایرانی مردم را به خاک وخون بکشد. اینک روز عمل به وعده‌ها فرا رسیده است. مردم را تنها نگذارید!

11111.jpgشیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، در پیامی به مناسبت آغاز سال نوی میلادی نوشت که سال گذشته سال رنج و استقامت برای مردم ایران بود و امیدوار است در سال ۲۰۲۶ پیشوند «سیاه» جمهوری اسلامی از نام «زیبای ایران» برای همیشه حذف شود.

او افزود: «سال ۲۰۲۵ برای مردم ایران سال دشواری‌های پی‌درپی بود: سفره‌ها کوچک‌تر شد، کودکان آسیب بیشتری دیدند، و زنان با تبعیض مضاعف و ناامنی گسترده‌تر مواجه شدند؛ تا جایی که زن‌کشی زیر سایه‌ی قانون، به واقعیتی تلخ‌تر از همیشه تبدیل شد.»

عبادی اضافه کرد: «سال ۲۰۲۵ همچنین سال فروریختنِ هرچه بیشتر هیمنه‌ی پوشالی جمهوری اسلامی بود؛ در جهانی که سرعت تغییرات اجتماعی و سیاسی‌اش بسیار فراتر از تصور ماست و رسوایی دیکتاتورها را هم‌زمان با رشد و پویایی جوامع عیان‌تر می‌کند.»

2222.jpgایران اینترنشنال - مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه‌های نماز جمعه این شهر گفت: «زندگی و معیشت مردم ایران به بن‌بست رسیده است.» او افزود: «مردم حق دارند اعتراضات مسالمت‌آمیز داشته باشند، فضای اعتراضات در کشور گسترده شده و ماموران نباید معترضان را بزنند، همه ما مردم ایران هستیم.»

او ادامه داد: «همه مردم گرسنه هستند، حتی برخی سرمایه‌داران هم مشکل دارند. مسئولان صدای ملت را دریابند و فکر اساسی کنند.» مولوی عبدالحمید اضافه کرد: «طرح کالابرگ یا مسائلی از این دست به درد نمی‌خورد، مسئولان ببینند مردم چه می‌خواهند، راه و خواسته مردم ملاک است و هیچکس نباید خواسته خود را به مردم تحمیل کند.»

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgامروز این خیزش که می‌رود به خیزش همگانی بدل شود، بسیار جدی‌تر و حیاتی‌تر از خیزش‌های قبلی است؛ خیزشی که با توجه به وضعیت اقتصادی مردم، تورم افسارگسیخته، ناتوانی مسئولین در پاسخ‌گویی به نیازهای حداقلی جامعه و تجربه کافی مردم از نزدیک به نیم قرن حکومت اسلامی که در تمام این مدت اجازه نداد یک روز آب خوش از گلوی خشک‌شده مردم پایین برود، حاصل شده است.

مردم برای پایان دادن به این زندگی جهنمی که جمهوری اسلامی بر آنها تحمیل کرده، دارند آرام‌آرام به میدان می‌آیند.

میدانی که عمده انگیزه نبرد در آن سرنگونی این حکومت و جای‌گزینی آن با حکومتی است که در گام نخست توانایی حل مشکلات اقتصادی، راه‌اندازی چرخ تولید و قرار دادن مجدد قطار از ریل خارج‌شده سال‌های قبل از انقلاب را ـ که داشت با سرعت در جهت مدرن و به‌روز شدن ایران به‌سوی آینده می‌رفت ـ داشته باشد.

براستی در ذهن مردم که سال‌هاست روزانه ایران قبل از انقلاب را با این حکومت مقایسه می‌کنند چه می‌گذرد؟

در ذهن و آرزوی آن نان‌آور درمانده یک خانواده که بر سر سفره خالی می‌نشیند، شرمنده در چهره زن و فرزند می‌نگرد و مجبور می‌شود جگرگوشه خردسال خود را به‌عنوان کودک کار راهی میدان خشن و پر از مهلکه‌ای به‌نام جامعه اسلامی بفرستد که هزاران افعی پروارگشته در دامن هیئت‌های مذهبی، ابن‌الوقت‌های فرصت‌طلب نان به نرخ روزخور که اساس این حکومت را تشکیل می‌دهند، کودک او را در خود ببلعند.

این همه نوجوانان و جوانان معتاد، این همه خلاف‌کاران بزرگ و کوچک محصول کدام رژیم‌اند؟ اینجاست که مقایسه می‌کند بین آنچه که داشت و از دست داد با آنچه که امروز بر وی می‌گذرد.

چهل سال بالا و پایین کرده، گاه دل بر خاتمی بسته که شاید فرجی در زندگی‌اش حاصل شود. از وعده‌های حکومت برای رسیدن به «قله» حمایت کرده و دست آخر متوجه شده که تمامی این شامورتی‌بازی‌ها برای بردن سهم گوشت بیشتر از پیکر شقه‌شقه‌شده سرزمین آبائی‌اش بوده و بس.

ladan.jpgچگونه و چرا باید کلید باشیم؟

آقای خامنه ای کور و کر شده، و آقای پزشکیان اقرار میکند: "ایده‌ ای برای حل مشکلات ندارد!"

تکلیف ما ملت روشن است، یا باید بسوزیم و بسازیم و منتظر وقایع بعدی و تقدیر و سرنوشت باشیم، و یا باید آستین ها را بالا بزنیم و با اتکا به "کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من"، مسئولیت ایرانی بودن را شرافتمندانه بپذیریم، و تکلیف خودمان را آگاهانه و با چشم های باز، مشخص کنیم.

نخست در کجا قرار دارم (سیاست داخلی)

سیاست فرقه گرای جمهوری اسلامی، تحریم ها را رقم زد و به مرور به اینجا رساند. در رابطه با نفت، بزرگترین سرمایه ملی کشور، سال ها است که نظام حاکم مجبور است، آنرا حراج کند و به یک سوم قیمت بفروشد! فقر و درماندگی گسترده و تورم شکننده در میهن ثروتمند مان نیز، زائیده فساد گسترده دست اندرکاران، بی کفایتی، و مدیریت "واکنشی" است.

پس از شکست خفت بار جمهوری اسلامی در مقابل اسرائیل، و آسیب پذیر کردن ایران، مقاله ی "رژیمی که توانائی دفاع از کشور را ندارد، ... باید استعفا بدهد" را منتشر کردم. بخشی از نوشته:

"اوضاع دردناک امروز ایران، نتیجه کم دانی، نداشتن دید باز برای آینده نگری؛ و نداشتن افق گسترده برای اداره کشور است. سیاست رژیم فقاهت در همه ابعاد خود، با شکست روبرو شده است. آقای خامنه ای، زمان آن فرا رسیده که استعفا بدهید و تا دیر نشده، کناره گیری کنید."

در ادامه نوشتم: "سیاست یک بعدی تان، اقتصاد را ورشکسته و ملت را درمانده کرده است. اداره کشور، نیاز به برنامه ریزی خرد گرانه و هدفمند دارد، نه رجز خوانی و ادعاهای آنچنانی! برخی از ناهنجاری های کم دانی و بی لیاقتی دست اندرکاران حکومت تان: تورم، بیکاری، بحران آب و انرژی، کاهش فاجعه انگیز ارزش ریال، ... لیست ادامه دارد!" (1)

برای اطلاع هم میهنانی که امید به آقای پزشکیان، رئیس جمهور رژیم، بسته بودند؛ روزنامه نیویورک تایمز بر اساس سخنان و اقرار های خود آقای پزشکیان می نویسد:

"در بحبوحه تورم سرسام ‌آور، قطع آب و برق و چشم اندازهای رو به افول برای توافق با ایالات متحده، ظاهراً رئیس جمهور مسعود پزشکیان تسلیم شده است."

در ادامه، آمده: "اما اگر ایرانی ‌ها بخواهند برای راه‌ حل ‌ها به رئیس‌ جمهور مراجعه کنند، او اولین کسی خواهد بود که میگوید خودتان را به زحمت نیندازید."

آقای پزشکیان اخیرا در مجموعه‌ ای از سخنرانی های عمومی به ‌طرز چشمگیری صریح گفته است که ایران با مشکلات لاینحلی روبرو است و او ایده‌ ای برای حل آنها ندارد.

او در جلسات با مقامات اذعان کرده است که دولت "گیر کرده است، واقعاً بدجوری گیر کرده است." او میگوید: "از همان روز اولی که ما آمدیم، فجایع در حال باریدن هستند و این روند متوقف نشده است." او تا آنجا پیش رفته است که میگوید مشکلات ایران خودساخته است - نتیجه فساد، اختلافات جناحی و دهه ها شیوه‌ های هزینه کرد دولتی که او آنها را "کاری که دیوانه ها انجام میدهند" توصیف کرد - و تقصیر ایالات متحده یا اسرائیل نیست." (2)

اقرار رئیس جمهور رژیم که "دولت بدجوری گیر کرده و ایده‌ ای برای حل آنها ندارد" را باید جدی گرفت و پذیرفت. اقرار آقای پزشکیان، مانند "لُنگ انداختن" است. برای اطلاع، زمانی که یک مبارزه تسلیم میشد، لُنگ می انداخت. در مسابقه بوکس، زمانی که یک بوکسور در خطر بود، مربی او، حوله سفید را به میان رینگ بوکس پرتاب میکرد، یعنی تسلیم و پذیرش باخت. واقعیت اینجا است که دولت آقای پزشکیان با بحران های همه جانبه روبرو است که حتی "یکی" از آن بحران ها میتواند باعث سقوط یک دولت گردد. برای نمونه، بحران تورم کمر شکن؛ آمار دولتی 42% - آمار واقعی بیش از 50% برآورد می شود. این حالت، غیرقابل تحمل است.

Bahram_Farokhi_2.jpgرژیم اسلامی بیش از آن‌که قربانی یک ضربه بیرونی شود، اسیر فرسایش درونی خویش است. این نظام سال‌هاست نه بر پایه انسجام، بلکه بر موازنه‌ای شکننده از تناقض‌ها ایستاده، تناقض میان ایدئولوژی و زندگی واقعی مردم، میان اقتصاد رانتی و جامعه‌ای در حال فروپاشی، و میان دستگاه سرکوب و نسلی که دیگر با منطق "ترس" قابل مهار نیست. چنین بنایی، حتی اگر ظاهراً پابرجا بماند، در واقع ترک‌خورده است, و تاریخ نشان داده که سازه‌های ترک‌خورده، معمولاً نه با انفجار، بلکه با یک لغزش کوچک فرو می‌ریزند.


با این حال، مسأله امروز ایران فقط سقوط احتمالی یک رژیم نیست. مسأله اصلی، نبودِ افقی روشن در آن‌سوی این فروپاشی است. اپوزیسیونی که قرار بود حامل امید، برنامه و تصویر فردای ایران باشد، خود گرفتار پراکندگی، رقابت‌های فرساینده و ناتوانی در تولید یک روایت مشترک از "گذار" شده است. نتیجه روشن است: جامعه‌ای که عمیقاً ناراضی است، اما نمی‌داند پس از این نارضایتی، به کجا باید نگاه کند.


این خلأ، دقیقاً همان نقطه‌ای است که خطر از آن آغاز می‌شود.


قدرت، خلأ را تحمل نمی‌کند. اگر نیرویی سیاسی، مشروع و دموکراتیک نتواند آینده را صورت‌بندی کند، ساختارهای سخت قدرت وارد میدان می‌شوند, و در ایران، این ساختار چیزی جز نیروهای امنیتی و نظامی نیست. سپاه پاسداران نه‌تنها تماشاگر فرسایش نظام نیست، بلکه فعالانه در حال طراحی سناریوی "پس از جمهوری اسلامی" است، سناریویی که قرار نیست به دموکراسی منتهی شود، بلکه هدفش حفظ هسته قدرت، با ظاهری بازسازی‌شده است.


در این چارچوب، صحبت از بیرون کشیدن یک چهره‌ی تازه‌نفس، یک "احمدالشرعِ" جدید از دل ساختار امنیتی-نظامی، بیش از آن‌که خیال‌پردازی باشد، تحلیلی مبتنی بر تجربه‌های منطقه‌ای است. چهره‌ای که نه عمامه دارد و نه ادبیات انقلابی دهه شصت، اما از همان شبکه قدرت بیرون آمده, مدیری "عملگرا"، "میانه‌رو" در گفتار، و آماده معامله در عمل. چنین چهره‌ای، به‌ویژه برای آمریکای دوران ترامپ، گزینه‌ای قابل قبول است, چرا که ترامپیسم هرگز دغدغه دموکراسی نداشته، بلکه همواره به‌دنبال ثبات، کنترل و امکان معامله بوده است.


در همین بستر باید به آنچه امروز با عنوان "تظاهرات بازار" در جریان است نگاه کرد. اعتراض بازاریان و پیوستن مردم خشمگین از وضعیت معیشتی، در ظاهر نشانه‌ای از جوشش اجتماعی است, اما در لایه‌های زیرین، بیشتر به دعوای درونی باندهای قدرت شباهت دارد. مردمی که زیر فشار تورم، سقوط پول ملی و بی‌ثباتی اقتصادی له شده‌اند، طبیعی است که به هر جرقه‌ای واکنش نشان دهند. اما این واکنش الزاماً به معنای هدایت اعتراض از سوی مردم نیست, چه‌بسا مردم به بازی‌ای کشانده می‌شوند که طراحانش در جای دیگری نشسته‌اند.

Hamed_Aiynehvand_3.jpgدیرزمانی است که آرزومند شنیدن چنین صدایی از مصطفی تاج‌زاده بوده‌ام و بخش عمده‌ی نقدهای صریح گذشته‌ی این قلم نیز دقیقاً معطوف به همین مطالبه بود: این‌که او بالاخره بی‌پرده و بی‌تعارف بر رؤیای فرسوده‌ی «اصلاح جمهوری اسلامی» خط بطلان بکشد و شجاعت پذیرش بن‌بست این پروژه را داشته باشد. اصلاح‌طلبان در ۲۵ سال گذشته، از دوم خرداد تا امروز، بارها و بارها از مردم رأی گرفتند؛ گاه با مشارکت حداکثری و گاه با قهر گسترده‌ی مردم از صندوق رأی. این رأی‌ها نه چک سفیدامضا بود و نه اذنِ زیستِ انگلی در حاشیه‌ی قدرت. مردم به اصلاح‌طلبان رأی دادند تا «فرصت سیاست‌ورزی» را به ابزاری برای تغییرات واقعی و ساختاری بدل کنند، نه نردبانی برای چانه‌زنی در بالا و توجیه وضع موجود در پایین. اگر اصلاح‌طلبان این پیام روشن را فهمیده بودند، هرگز با فریاد «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» در اعتراضات ۹۶ غافلگیر نمی‌شدند.

بی‌تردید مصطفی تاج‌زاده همواره نگران اصلاح سیستم و جلوگیری از فروپاشی نظم سیاسی بوده است؛ فروپاشی‌ای که می‌تواند کشور را سال‌ها در چرخه‌ی خشونت، ناامنی و عقب‌ماندگی گرفتار کند و همان اندک امکان توسعه را نیز نابود سازد؛ توسعه‌ای که اساساً سال‌هاست با سیاست‌های آیت‌الله خامنه‌ای متوقف شده است. تاج‌زاده از انتخابات ۸۸ تاکنون مسیری پرهزینه و دشوار پیموده و به‌وضوح نسبت به بسیاری از هم‌نسلان اصلاح‌طلب خود صادق‌تر و شجاع‌تر عمل کرده است. جمهوری اسلامی از بدو استقرار، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به ایران وارد کرده و بی‌هیچ تردیدی همه‌ی کارگزاران آن، هر یک به‌نسبتی، در وضعیت امروز کشور مسئول‌اند. اما گره اصلی بحران کنونی، از جایی محکم‌تر شد که آیت‌الله خامنه‌ای رأی مردم به میرحسین موسوی را نپذیرفت و مسیر سیاست را به‌طور علنی از صندوق رأی جدا کرد. از آن نقطه به بعد، تقریباً تمام تنش‌های مزمن نظام سیاسی به همان شکاف بنیادین بازمی‌گردد؛ واقعیتی که دیگر نیازی به اثبات ندارد. امروز حتی وفادارترین حامیان وضع موجود نیز می‌دانند که هشدار موسوی در حصر ـ درباره‌ی بی‌فایده‌بودن اسباب‌بازی‌های جنگی در فقدان پشتوانه‌ی مردمی ـ تا چه اندازه دقیق و آینده‌نگرانه بوده است.

cloud.jpg​تاریخ، همواره در خیابان‌ها تطهیر می‌شود، نه در لابلای کتاب‌های غبارگرفته‌ای که جهان را تنها از دریچه تقابل‌های فرسوده می‌نگرند.

امروز که غریو آزادی‌خواهیِ ملتی ستمدیده از بندبند استخوان‌های این سرزمین به گوش می‌رسد، سکوت یا بدتر از آن، توجیهِ استبداد زیر لوای «ضدیت با امپریالیسم»، نه‌تنها خطایی راهبردی، که سقوطی اخلاقی است.

«​تقابلِ انتزاع با خون»

​چگونه می‌توان مدعیِ رهاییِ طبقه فرودست بود، اما در برابرِ سرکوبِ همان فرودست که امروز نان و آزادی را هم‌زمان مطالبه می‌کند، به بهانه «توطئه‌های بیرونی» سکوت کرد؟ آنجا که پای حقِ حیات و کرامتِ انسانی در میان است، مرزبندی‌های ذهنی میان قطب‌های قدرت جهانی، پشیزی نمی‌ارزد. رژیمی که بر پیکر فرزندان خود تازیانه می‌زند، نمی‌تواند پرچمدار هیچ مبارزه‌ای علیه بی‌عدالتی جهانی باشد؛ چرا که بزرگترین بی‌عدالتی، در خانه و علیه خویشتن در جریان است.

« ​رویارویی با حقیقت؛» وقتی نام‌ها لرزه بر اندام توهم می‌اندازند
​نیروهای مدعی ، که سال‌هاست در پیله‌ی جزم‌اندیشی خود محبوس مانده‌اند، امروز با حقیقتی روبرو شده‌اند که تمامی تئوری‌هایشان را به چالش می‌کشد. شما که در لایه‌های انتزاعیِ مبارزه گم شده‌اید، چگونه است که صدای همین توده‌ها را وقتی نام «پهلوی» را به عنوان نمادی از نظم، رفاه و هویت ملی فریاد می‌زنند، نمی‌شنوید؟

​این بزرگترین پارادوکس شماست: ادعای نمایندگی خلق را دارید، اما وقتی همان خلق، مسیری متفاوت از کلیشه‌های ذهنی شما برمی‌گزیند و به سوی ریشه‌های خویش بازمی‌گردد، به بهانه کینه‌های دیرین، در کنار سرکوبگران می‌ایستید. حقیقتِ عریانِ امروز ایران این است که مردم میانِ «تئوری‌های ورشکسته‌ی جهانی‌سازیِ فقر» و «واقعیتِ امنیت و پیشرفت»، دومی را برگزیده‌اند. اگر حساسیت شما به نام‌ها، بیش از حساسیت‌تان به خون‌های ریخته شده است، بدانید که از جرگه مبارزه خارج شده و به نگهبانانِ وضع موجود بدل گشته‌اید.

« ​هشدار به نظاره‌گرانِ برون‌مرزی »

​شما که در امنِ عافیت نشسته‌اید و از دور، شطرنجِ قدرت را با مهره‌های خیالی می‌چینید: بدانید که ملت ایران، امروز فرسنگ‌ها از تئوری‌های شما پیشی گرفته است. اگر یارای همراهی با این سیل خروشان را ندارید، اگر هنوز در پیِ یافتنِ نشانه‌های «ضد صهیونیستی» در چشمانِ کسانی هستید که جز بقای خود به چیز دیگری نمی اندیشد ، دست‌کم سکوت پیشه کنید. قلمی که امروز در نفیِ خواستِ مردم و در تطهیرِ ناخواسته استبداد بچرخد، هم‌سو با همان سلاحی است که سینه معترضان را می‌درد.
« ​ننگ یا نام؛ انتخاب با شماست »
​یادآور می‌شویم که ردای سرخِ عدالت‌خواهی، با وصله‌های تلبیس و توجیه، هرگز بر قامت هیچ جریانی نخواهد ماند. اگر امروز در کنار مردم رنج‌دیده نایستید و به خاطر کینه‌های سازمانی، روبروی ملتی بایستید که تمنای زندگی در سایه‌ی اقتدار گذشته را دارد، تاریخ بی‌رحمانه بر شما قضاوت خواهد کرد. فردا که غبارها فرونشیند، نام شما نه در شمارِ مصلحان، که در ردیفِ «توجیه‌گرانِ ظلم» ثبت خواهد شد.
اگر خیرخواه نیستید، لااقل سدِ راهِ تاریخ نشوید. اجازه دهید این ملت، خود سرنوشت خویش را بر خاکِ خیس از خونِ جوانانش رقم بزند.
یادمان باشد که مهر ننگ، هرگز با هیچ استدلالی از پیشانی ناشریفان تاریخ پاک نخواهد شد!
فخری

etebari22.jpgکیهان لندن - ایران امروز با بحران‌هایی روبه‌روست که برای جامعه ناآشنا نیستند: قانونی با ماهیتی ضدحقوق بشری، دانشگاهی فرسوده و سیاستی گرفتار تصمیم‌های پرهزینه و ناپایدار. مسئله اصلی اما تنها وجود این مشکلات نیست؛ مسئله این است که چرا این بحران‌ها مزمن شده‌اند و چرا سازوکاری برای حل پایدار آن‌ها شکل نگرفته است.

آنچه امروز ایران با آن مواجه است، بحران کارکرد نهادهاست؛ نه به‌معنای اختلالی قابل ترمیم، بلکه به‌عنوان پیامد طبیعی ساختاری که اساساً برای تنظیم تعارض، تصمیم‌سازی عقلانی و پاسخ‌گویی نهادی طراحی نشده است. نهادهایی که در ظاهر مسئول قانون‌گذاری، نظارت یا سیاست‌گذاری‌اند، در عمل از ایفای نقش مستقل بازمانده‌اند، زیرا منطق ایدئولوژیک حاکم آن‌ها را به ابزار تأیید اراده سیاسی فروکاسته است. این وضعیت از آن‌رو بحران‌آفرین است که سیستم، نه توان بازتولید عقلانیت و اعتماد را دارد و نه اساساً به یادگیری نهادی تن می‌دهد؛ هر مسئله تازه، به‌جای حل‌شدن، در چنین ساختاری به لایه‌ای دیگر از بی‌ثباتی انباشته می‌شود.

علت این بحران نه کمبود آرمان است و نه فقدان گفتمان سیاسی؛ مسئله اصلی، غلبه ایدئولوژی بر نهادهاست. در چنین ساختاری، نهادها نه برای حل مسئله، بلکه برای تثبیت یک قرائت ایدئولوژیک عمل می‌کنند و خود به بخشی از مسئله تبدیل می‌شوند؛ قانونی که به ابزار اراده سیاسی فروکاسته می‌شود، دانشگاهی که استقلال خود را از دست می‌دهد و سیاستی که از تخصص تهی می‌گردد، پیامد طبیعی همین منطق مسلط است.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

در این‌جا باید یک سوءبرداشت رایج روشن شود. مسئله تنها تقابل میان «ایدئولوژی» و «عقلانیت» نیست؛ ایدئولوژی همواره خود را عقلانی معرفی می‌کند. تفاوت در نوع عقلانیت است: عقلانیت ایدئولوژیک بر مجموعه‌ای از حقیقت‌های ازپیش‌تعریف‌شده تکیه دارد و خود را بی‌نیاز از تجربه و نقد می‌داند، در حالی‌که عقلانیت نهادی و تخصص‌محور بر تجربه، آزمون و پاسخ‌گویی استوار است. بحران زمانی پدید می‌آید که عقلانیت ادعایی ایدئولوژی جای این عقلانیت نهادی را بگیرد.

3131.jpgبه گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از ایرنا، بهزاد نبوی، روز پنجشنبه طی سخنانی در نخستین کنگره عهد ایران گفت: من مثل آقایان محمد جواد ظریف و علی باقری سخنران نیستم، الان میخواهم ۴ تا موضوع بگویم ۳ مورد را فراموش می‌کنم، لذا مجبورم از روی متنی که نوشتم بخوانم، کسی فکر نکند به من خط داده اند.

‌این فعال سیاسی باسابقه با بیان اینکه در دهه ۵۰ در محله قلعه مرغی و در یک خانه‌ اجاره‌ای فعالیت سیاسی می‌کرده است، گفت: به منزل من ریختند که دستگیرم کنند من سیانور خوردم، وقتی داشتم اشهد خود را می‌خواندم ماموران در دهان من دست کردند و پوکه سیانور را بیرون کشیدند، می‌خواستند من را به اوین ببرند، از قبل انقلاب تا بعد از انقلاب مهمان اوین بوده ام، اما به دلیل خوردن سیانور من را به بیمارستان بردند در آنجا متوجه شدم سیانور فاسد شده بود، بعد به اوین منتقل شدم.

نبوی با بیان اینکه من امروز به این نتیجه رسیده ام که انقلاب چیز خوبی نیست، گفت: سال ۷۶ که پیش (سید محمد) خاتمی شاگردی می‌کردیم به ما می‌گفتند اصلاح‌طلب، ما نمی‌دانستیم اصلاح طلب یعنی چه، که به تدریج مفهوم آن را متوجه شدیم.

وی افزود: بهرحال اصلاح‌طلبی که ما آن زمان به دنبالش بودیم حرکت قانونی، مسالمت‌آمیز در چارچوب نظام موجود بود.

نبوی تأکید کرد: این کاملا مشخص است که هیچ نظامی برای سرنگونی خودش رفراندوم برگزار نکند و هیچ جای دنیا این موارد را ندیدم، متاسفانه نسل امروز اصلاح طلبی را قبول ندارد اما من امروز یک سیاستمدار معتقد به اصلاح‌طلبی در راستای ایجاد توافق هستم.

نبوی با بیان اینکه گاهی اوقات دوستان ما در اصلاحات علیه شعار وفاق صحبت می‌کنند، گفت: من جزو معدود کسانی هستم که با وفاق موافق هستم و معتقدم منظور پزشکیان از وفاق همان ائتلاف ملی است.

وی با بیان اینکه اصلاح‌طلبی با میانه‌روی سروکار دارد، یادآور شد: من اصلاح‌طلبی را حرکت میانه‌رو می‌دانم و شعار آقای پزشکیان هم در راستای ائتلاف ملی و نه وفاق بود.

نبوی سمبل وفاق ملی را جلسات سران قوا دانست و افزود: من به دوستان می‌گویم که همه اصولگرایان را نباید یک کاسه کرد، این جریان طیف‌های مختلفی دارد، ناطق نوری هم در این جریان قرار دارد علی مطهری هم در همین جریان است.

این سیاستمدار پیشکسوت با بیان اینکه برای سخنرانی در این کنگره دو شرط داشتم،گفت: شرط اولم برای حضور در این کنگره این بود که گفتم به شرطی می‌آیم که قبول کنید خاتمی محور اصلاح‌طلبی است و از طرفی این حزب درخواست عضویت در جبهه اصلاحات بدهد.

نبوی گفت: دوستان گفتند ما خودمان موافق هستیم. بعدا متوجه شدم که آقای خاتمی هم از دوستان عهد ایران خواسته که به جبهه اصلاحات بپیوندند.

rfi.jpgسال ۲۰۲۵ و پایان یک توهم: جمهوری اسلامی در تلاقی اعتراض جنگ و فرسایش

ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه

سال ۲۰۲۵ برای جمهوری اسلامی ایران سالی معمولی نبود. حملۀ نظامی اسرائیل و آمریکا و جنگ دوازده‌روزه، تضعیف کم‌سابقۀ سیاست‌های منطقه‌ای و بازگشت اعتراض‌ها و اعتصاب‌های معیشتی، همزمان دو توهم دیرپا را فرو ریخت: مصونیت راهبردی در خارج و کنترل پایدار نارضایتی‌ها در داخل. حاصل این تلاقی، حکومتی است که بیش از هر زمان دیگر در موضع واکنشی قرار گرفته و جامعه‌ای که، هرچند هنوز پراکنده، دیگر به وضع موجود رضایت نمی‌دهد : وضعیتی که آینده‌اش میان فرسایش طولانی و گسستی تعیین‌کننده در نوسان است.

سالی که گذشت، سال پایان یک توهم در ایران بود. توهم مصونیت راهبردی حکومت ایران در خارج و توهم کنترل پایدار نارضایتی‌ها در داخل. اعتراض‌های جاری، جنگ دوازده ‌روزه و فرسایش سیاست‌های منطقه‌ای، همه اجزای یک تصویر واحدند. تصویری از حکومتی که بیش از هر زمان دیگر در موضع واکنشی قرار گرفته و جامعه‌ای که، هرچند هنوز پراکنده، دیگر به وضعیت موجود رضایت نمی‌دهد. آینده، بیش از آنکه به یک رویداد ناگهانی وابسته باشد، به این بستگی دارد که این تلاقی بحران‌ها به فرسایش تدریجی می‌انجامد یا به گسستی تعیین‌کننده.

سالی که به پایان می‌رسد، برای جمهوری اسلامی ایران سالی معمولی نبود. به این معنا که مجموعه‌ای از بحران‌های انباشته، برای نخستین بار به‌طور همزمان و درهم‌تنیده خود را نشان داده‌اند. آنچه در بیرون از مرزها رخ داد، مستقیماً به درون جامعه سرریز شد و آنچه در خیابان‌ها و محیط‌های کسب و کار شکل گرفت، بی‌واسطه به سیاست خارجی و امنیتی گره خورد. از این منظر، سال ٢٠٢٥ را می‌توان سال تلاقی شکست‌ها و ناتوانی‌های دانست.

نقطه‌ی عطف سال ۲۰۲۵، حملۀ نظامی اسرائیل (و آمریکا) به تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران در خردادماه گذشته بود. این حمله‌ به جنگی کوتاه اما پر پیامد انجامید. اهمیت این رویداد، بیش از میزان دقیق خسارات فیزیکی، در شکستن تصوری نهفته بود که سال‌ها بر سیاست امنیتی جمهوری اسلامی سایه انداخته بود: تصور مصونیت راهبردی.

در جریان این جنگ، تنها زیرساخت‌ها هدف قرار نگرفتند. در همان دقایق نخست، شماری از عالی‌ترین مقامات ارشد نظامی و امنیتی که طراحان، مبتکران و گردانندگان اصلی این زیرساخت‌ها بودند، در عملیات‌هایی دقیق و همزمان کشته شدند. این ضربۀ همزمان به «تأسیسات» و «فرماندهان»، از منظر معماری قدرت، اهمیتی تعیین‌کننده داشت. نظامی که تصمیم‌گیری راهبردی در آن به ‌شدت متمرکز، شخصی‌سازی‌شده و وابسته به حلقه‌ای محدود از افراد است، ناگهان با خلأیی در رأس هرم فرماندهی روبرو شد.

👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه

برای نخستین بار، زیرساخت‌هایی که به‌عنوان خطوط قرمز معرفی می‌شدند، هدف قرار گرفتند و همزمان، حاملان اصلی دانش، تجربه و شبکه‌های فرماندهی نیز از میان رفتند. واکنش تهران محدود، محتاطانه و فاقد ابتکار باقی ماند، واکنشی که در داخل کشور نه به‌عنوان «خویشتنداری مقتدرانه»، بلکه بیشتر به‌مثابۀ نشانه‌ای از ضعف ساختاری و تنگنای گزینه‌ها تعبیر شد. مسئله فقط از دست رفتن تأسیسات و تجهیزات نبود، بلکه گسست ناگهانی در سطوح عالی تصمیم‌سازی بود : گسستی که ترمیم آن، حتی در نظامی امنیتی و متمرکز، زمان‌بر و پرمخاطره است.

جنگ دوازده ‌روزه، اگرچه به رویارویی تمام‌عیار نینجامید، اما توازن روانی قدرت را به‌روشنی به زیان تهران تغییر داد. در داخل کشور، این بُعد از جنگ اثر عمیق‌تری برجای گذاشت. جامعه‌ای که سال‌ها با روایت «اقتدار نفوذناپذیر» مواجه بود، این‌بار دید که هم زیرساخت‌ها آسیب‌پذیرند و هم معماران آن‌ها. همین جابه‌جایی در ادراک عمومی، به فرسایش بازدارندگی روانی حکومت و جسورتر شدن اعتراض‌های ماه‌های بعد انجامید.

rp.jpgرضا پهلوی ضمن تاکید بر «نیاز به همبستگی هرچه بیشتر و حفظ خیابان‌ها» در اعتراضات، در پیامی خطاب به مردم گفت: «به تک‌تک شما افتخار می‌کنم.»

به گفته او، «جمهوری اسلامی تلاش کرد با تعطیل کردن اماکن عمومی و دانشگاه‌ها، شما را خانه‌نشین کند. اما شما شجاعانه در خیابان‌ها ایستادید.»

رضا پهلوی در ویدیویی در رسانه اجتماعی ایکس افزود: «از شما می‌خواهم در روزهای آینده از هر فرصت و گردهمایی و رویدادی برای گسترش این حرکت استفاده کنید. من و تیمم همچنان در جهت بسیج بیشتر نیروها، و ریزش بیشتر از نظام، و هم‌چنین رساندن صدای شما به جهانیان تلاش خواهیم کرد. پیروزی از آن‌ ماست.»

او همچنین در رسانه اجتماعی ایکس نوشت «هم‌زمان با استقبال جهان از سال نو، سپیده‌دم دوره‌ای تازه در ایران فرا رسیده است. هم‌میهنان شجاع من در شهرها و شهرک‌های سراسر کشور به خیابان‌ها آمده‌اند و برای آزادی خود می‌جنگند و جانشان را به خطر می‌اندازند. حکومت کنونی به پایان راه رسیده و در شکننده‌ترین وضعیت خود قرار دارد؛ ضعیف، عمیقا دچار اختلاف و ناتوان از سرکوب شجاعت ملتی در حال خیزش.»



او خطاب به جامعه جهانی افزود: «از شما می‌خواهم نه فقط در حرف، بلکه در عمل در کنار مردم ایران بایستید. صلح در خاورمیانه و ثبات در جهان به ایرانی آزاد وابسته است. برخلاف ۴۶ سال آشوب و خشونتی که این حکومت به بار آورده، ایران جدید و دموکراتیکی که در پی ساختن آن هستم، دوره‌ای از رفاه و امنیت را رقم خواهد زد.»

در ادامه این پیام آمده: «جریان تاریخ در حال تغییر است. از شما دعوت می‌کنم نه فقط شاهد تولد ایرانی نو باشید، بلکه در کنار ما بایستید تا آن را محقق کنیم و برای ساختن میراثی از صلح پایدار با ما همکاری کنید.»

روزنامه استرالیایی: دیکتاتوری‌ها اغلب تا لحظه پایان، باثبات به نظر می‌رسند

ایران اینترنشنال - روزنامه «استرالین» روز پنج شنبه با انتشار مقاله ای نوشت، با گسترش اعتراضات، سرکوب بازگشته است؛ بازداشت‌ها و حتی استفاده از گلوله جنگی گزارش شده است. اگر اعتراضات بزرگ‌تر و تهدیدآمیزتر شود، این روند می‌تواند تشدید شود.

ایران می‌گوید در جریان جنگ ژوئن ۲۱ هزار «مظنون» را بازداشت کرده و گروه‌های حقوق بشری از افزایش ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ مورد اعدام از آن زمان خبر داده‌اند که بیشترشان به‌طور مخفیانه انجام شده است. همین سرکوب‌هاست که تداوم اعتراضات را چشمگیرتر می‌کند.

همه این‌ها فرصتی است برای ایالات متحده تا حمایت خود را از مردم ایران نشان دهد. در سال ۲۰۰۹، باراک اوباما مرتکب این اشتباه شد که در حالی‌که حکومت معترضان را سرکوب می‌کرد، سکوت اختیار کرد؛ زیرا به‌دنبال توافق هسته‌ای با رهبر جمهوری اسلامی بود.

ممکن است آقای ترامپ نیز به همین سراب وسوسه شود، اما اگر ایران واقعاً خواهان توافق بود، می‌توانست پس از جنگ به میز مذاکره بازگردد. در عوض، همچنان بر غنی‌سازی داخلی سوخت هسته‌ای اصرار دارد و به‌سرعت در حال بازسازی ذخایر موشک‌های بالستیک است که می‌تواند اسرائیل یا پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار دهد.

وزارت خارجه آمریکا پیام‌هایی به زبان فارسی برای ایران منتشر می‌کند، اما ایرانیانی که جان خود را به خطر می‌اندازند، شایسته حمایتی واقعی‌تر هستند. این حمایت می‌تواند شامل بازگرداندن دسترسی به اینترنت هنگام قطع آن توسط حکومت، افشای هویت عوامل سرکوب و اقدامات دیگر باشد. آقای ترامپ همچنین می‌تواند «قانون مهسا امینی» مصوب ۲۰۲۴ را برای پاسخگو کردن مقام‌ها بابت نقض حقوق بشر اجرا کند.

مهم‌تر از همه، باید فشار اقتصادی بر حکومت حفظ شود. این یعنی اجرای تحریم‌های نفتی علیه ایران، حتی با نیمی از شدتی که آمریکا اخیراً علیه ونزوئلا نشان داده است. ایران توانسته آن‌قدر از تحریم‌ها عبور کند که صادرات نفتش به رکوردهای جدید برسد--دو میلیون بشکه در روز، یعنی ۲۰ برابر هدف اعلامی آمریکا. این وضعیت، کارزار «فشار حداکثری» آقای ترامپ را به سخره می‌گیرد.

هیچ‌یک از این‌ها به این معنا نیست که حکومت در آستانه فروپاشی فوری قرار دارد؛ هرچند دیکتاتوری‌ها اغلب تا لحظه پایان، باثبات به نظر می‌رسند. آیت‌الله برای حفظ وفاداری فرماندهان و نشانه رفتن اسلحه‌ها به‌سوی مردم خود، به درآمد نفتی متکی است. اگر جریان پول متوقف شود، وفاداری نیروهای سرکوبگر حکومت نیز ممکن است تغییر کند.

3131.jpgویدیوها و گزارش‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از میدان تره‌بار تهران در روز پنجشنبه ۱۱ دی، مقابله بازاریان و کسبه با نیروهای سرکوبگر پلیس ضد شورش را نشان می‌دهد.

در این ویدیوها دیده می‌شود که کسبه معترض با شعار «بی‌شرف، بی‌شرف» به مداخله پلیس ضد شورش واکنش نشان می‌دهند. اعتراضات سراسری در ایران در پنجمین روز پیاپی همچنان در چهارگوشه کشور ادامه دارد.

abbasabdi.jpgگفتگوی عباس عبدی با دنیای اقتصاد

🔹آیا چون اعتراضات جنبه اقتصادی داشته ما شاهد واکنش‌های همدلانه دولت با معترضین هستیم؟

🔘یکی از دلایل می‌تواند این باشد که این اعتراضات وجه اقتصادی و مدنی داشته و هنوز کامل به سیاست کشیده نشده‌است. همچنین شاید هم تصور بر این است که مخاطب اعتراضات بیشتر دولت است تا کل حاکمیت. اما دلیل اصلی برخورد همدلانه دولت با معترضان، حسی است که نسبت به ماجرا داشت. آنها را معترضانی دید که حق اعتراض دارند. پزشکیان هم چند بار تاکید کرده که من جلوی مردم نمی‌ایستم. همچنین در ادبیات رسمی دولت شاهد توصیف اعتراضات به عنوان «توطئه دشمن» نبودیم که این خواه ناخواه به تلطیف اعتراضات کمک می‌کند. این برخورد همدلانه و پیگیرانه را در اتفاق مربوط به خودسوزی یک جوان در خوزستان هم شاهد بودیم.

🔹چقدر این که آقای پزشکیان در اعتراضات مختلف پیش از رئیس جمهور شدن واکنش‌های همدلانه با معترضان داشته در این رویکرد دولت موثر است؟

🔘پزشکیان نیامده که درگیری و دعوا راه بیندازد. از همه مهم‌تر نیامده که بماند یا به هر قیمتی بماند. امری که در میان سیاستمداران کمتر دیده می‌شود. این رفتار او هم احتمالا در بقیه بخش‌های حاکمیت موثر است.

🔹اساسا آيا می‌توانیم حساب دولت را از حاکمیت در خصوص اعتراضات و برخورد با آن جدا کنیم؟ و آیا به دلیل شرایط حاکم بر کشور حاکمیت ترجیح میدهد این اعتراضات به خشونت و برخورد سخت کشیده نشود؟

🔘ما نمی‌دانیم که بخش‌هایی غیر از دولت در مورد اعتراضات چه در ذهن دارند. اما تا اینجا شاهد رفتار همدلانه دولت با معترضان بوده‌ایم. این که آیا باید حساب حاکمیت را از دولت در این خصوص جدا کرد یا نه؟ شاید بتوان گفت هم نه؛ به این دلیل که بالاخره دولت در همین حاکمیت کار می‌کند و برای مردم هم چندان جدا از هم در نظر گرفته نمی‌شود؛ و هم بله، می‌شود حسابشان را جدا کرد چون این دولت با رای مردم و همراهی آنها در انتخابات روی کار آمده است.

🔹و فکر می‌کنید اگر اعتراضات معیشتی نبود یا از این ریل خارج شود همچنان شاهد برخورد مسالمت امیز خواهیم بود؟

🔘نمی‌توان هنوز به شکل قطعی گفت که اعتراضات به دلیل مساله معیشتی بوده و باید نگاهی به تقارن این اعتراضات با سفر نتانیاهو به فلوریدا داشت که شبهه برانگیز است. البته برخی شهرها هم اعتراضات و شعارها سیاسی بوده است ولی در عین حال هنوز مساله تمام نشده و برای اظهارنظر باید صبر کرد.

3030.jpgکیهان لندن - جلال حیدری‌نژاد، تحلیلگر اجتماعی - در ساحت سیاست، فضا هرگز خنثی نیست. برای دهه‌ها، تصور عمومی بر این بود که رسانه‌ها (تلویزیون، مطبوعات و بعدها شبکه‌های اجتماعی) هستند که به افکار عمومی جهت می‌دهند. اما در جغرافیای سیاسیِ امروزِ ایران، پدیده‌ای شگرف در حال رخ دادن است: «خود-رسانگیِ خیابان».

در شرایطی که رسانه‌های داخلی در چنبره‌ی سانسور گرفتارند و رسانه‌های جریان اصلیِ خارج از کشور اغلب در پیچ‌وخمِ مصلحت‌های سیاسی، مطالبات واقعی را در لفافه می‌پیچند، خیابان از یک «مکان فیزیکی» به یک «رسانه‌ی مادر» تغییر ماهیت داده است. امروز، این سنگفرش‌های تهران هستند که به استودیوهای لندن و واشینگتن دستور کار می‌دهند، نه برعکس.

۱. انسدادِ هابرمسی و کوچِ عقلانیت به خیابان

یورگن هابرماس، حیات یک جامعه‌ی پویا را در گروی «حوزه عمومی» می‌داند؛ فضایی برای کنش ارتباطی که در آن قدرتِ «استدلال» بر قدرتِ «اجبار» غلبه کند.

در ایران، با حذف نظام‌مندِ این حوزه (نابود کردن مطبوعات آزاد و نهادهای مدنی)، حاکمیت عملاً امکان گفتگو را دفن کرده است. اما عقلانیتِ سرکوب‌شده، از بین نمی‌رود؛ بلکه مکان عوض می‌کند. وقتی تریبون‌های رسمی به بوق‌های تبلیغاتی تبدیل می‌شوند، مردم «خیابان» را به عنوان تنها مجرای باقی‌مانده برای ابرازِ وجود برمی‌گزینند. در این فضا، هر تنِ انسانی یک رسانه است.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

خیابان، رسانه‌ای است صادق، زنده و بدون پارازیت که مستقیماً با تاریخ سخن می‌گوید. در این مرحله، جنبش دیگر نیازی به «نماینده‌ی رسانه‌ای» ندارد؛ چرا که حضور فیزیکی مردم، خودش قوی‌ترین پیامِ رسانه‌ای است.

۲. آنری لوفور و بازپس‌گیری «حق به شهر»

آنری لوفور معتقد بود که «فضا محصول روابط قدرت است». حاکمیت در این چهل و اندی سال سعی کرد خیابان را به یک «فضای انتزاعی» و پادگان‌گونه تبدیل کند که در آن فقط نمادهای ایدئولوژیک حقِ حیات داشته باشند.

11111.jpgکیهان لندن - روزنامه آلمانی «بیلد» در گزارشی که شامگاه چهارشنبه ۳۱ دسامبر (۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ بوقت ایران) منتشر شد با اشاره به خیزش بزرگ مردم ایران علیه رژیم جمهوری اسلامی، بار دیگر به شعارها در حمایت از پهلوی‌ها و پیوستن اقشار مختلف از جمله دانشجویان به اعتراضات بازاریان اشاره کرد.

در گزارش بیلد آمده، خیزش‌ها علیه رژیم اسلام‌گرای ملاها در ایران وارد مرحله‌ای تازه شده است! معترضان خشمگین در شب سال نو یک پایگاه بسیج را در چنار (اسدآباد، استان همدان) به آتش کشیدند. بسیجی‌ها یک نیروی شبه‌نظامی وابسته به رژیم تروریستی هستند. آن‌ها تحت فرمان سپاه پاسداران قرار دارند و دهه‌هاست برای سرکوب خونین اعتراضات به کار گرفته می‌شوند.

علاوه بر این هرچه می‌گذرد، اصناف بیشتری به اعتصابات می‌پیوندند، در خیابان اعتراض می‌کنند و در میان دود گاز اشک‌آور علیه ملاها شعار می‌دهند. آنچه به‌عنوان اعتراض به تورم افسارگسیخته و سقوط شدید ارزش پول ملی ایران آغاز شد، طی چند روز به اعتراض فراگیر از کل نظام حاکم تبدیل شده است. میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمده‌اند. حتی نخستین شعارها در حمایت از بازگشت پادشاهی پهلوی بود؛ از جمله شعارهایی مانند: «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده».

شامگاه چهارشنبه دهم دی‌ماه ۱۴۰۴، مقامات از حمله به دفتر یکی از استانداران خبر دادند. به گفته خبرگزاری قضایی «میزان»، چندین نفر به دفتر فرمانداری در شهر فسا هجوم بردند و به آن خسارت وارد کردند.

👈مطالب بیشتر در کیهان لندن

گسترش اعتراضات

اعتراضات از آخر هفته آغاز شد؛ زمانی که بازاریان در بازار بزرگ تهران مغازه‌های خود را بستند، اقدامی که به‌طور سنتی نماد قدرت اقتصادی و از نظر تاریخی نیز دارای اهمیت سیاسی است. این تعطیلی‌ها به‌سرعت فراتر از انتقادهای اقتصادی رفت. صدها مغازه‌دار در تهران و دیگر شهرها از جمله در شیراز، کرمانشاه، قشم و استان‌های دیگر به فراخوان تعطیلی بازارها پیوستند.

روز ۹دی۱۴۰۴ یک مجسمه از «ابراهیم رییسی» در اردبیل نصب شد که رسانه‌های حامی حکومت آن را «بلندترین مجسمه اردبیل» توصیف کردند.

111.jpgاز فیسبوک هادی خرسندی

:::

تصاویر منتشر شده حاکی از آن است که این مجسمه تنها دو روز پس از نصب بر اثر وزش باد از جا کنده شده و سقوط کرده است.

ادعای شهرداری اردبیل، مجسمه ابراهیم رئیسی در پی وزش تند باد! در این شهر و به منظور جلوگیری از ایجاد آسیب به آن، به کارگاه منتقل شده است.

توضیحات شهرداری اردبیل از دید چت جی پی تی

racgbt.jpg

کلانتری ازنا در تسخیر مردم

| No Comments

کلانتری ازنا در تسخیر مردم در شهر ازنا در استان لرستان، غروب پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ بعد از چند ساعت درگیری یکی از کلانتری‌ها بدست مردم افتاد.

jonghan2.jpgحوزه علمیه فارسان در چهارمحال و بختیاری به آتش کشیده شد

در شبکه‌های اجتماعی اطلاعات و ویدئوهایی درباره حمله معترضان جونقان در استان چهار محال و بختیاری به دفتر امام جمعه این شهر همرسان شده است.

خبرگزاری مهر گزارش داد که گروهی که از آن‌ها با عنوان «فرصت‌طلب» یاد کرده، به دفتر امام جمعه شهر جونقان حمله کرده‌اند و این محل «به آتش کشیده شد». این رسانه افزوده نیروهای انتظامی و امنیتی برای مهار وضعیت وارد عمل شده‌اند و روند شناسایی عاملان حادثه در حال پیگیری است.

اعتراض‌هایی که کسبه‌ تهران از روز هفتم دی آن را آغاز کردند جرقه‌‌ای بر انبار باروت خشم مردم در ده‌ها شهر بزرگ و کوچک ایران بود. شعار‌ها به خوبی نمایانگر این خشم بود و هنوز آتش اعتراض‌ها زبانه می‌کشد.

اعتراض‌ها در ایران به شهرهای تازه‌ای گسترش یافته است؛ از جمله شهر مذهبی قم، یکی از پایگاه‌های اصلی روحانیت شیعه و جمهوری اسلامی، که در آن معترضان با وجود تدابیر شدید امنیتی، شعارهایی در حمایت از نظام پادشاهی سر دادند.

نیروهای سرکوبگر حکومت در نهاوند به سوی معترضان شلیک مستقیم کردند و سپس به سوی آن‌ها یورش بردند

***

pezeshkian.jpgپزشکیان: ما آماده شهادتیم

پزشکیان: ما آماده شهادت هستیم، شهادت زیبا ترین چیزی است که نصیب یک آدم می‌شود
🔹با قدرت از تمام دولتمردان خود دفاع خواهیم کرد و تلاش خواهیم کرد
🔹آماده هرگونه فداکاری برای انقلاب و کشورمان هستیم
🔹دشمنان ستمگر ما را از شهادت نترسانند
🔹با وحدت و همدلی این راه را می‌توانیم به پایان برسانیم.
***

lemonde.jpgایران اینترنشنال - روزنامه فرانسوی لوموند در گزارشی اعلام کرد موجی از اعتراض‌های اجتماعی با محوریت بازاریان و کسبه، فضای سیاسی و اقتصادی ایران را متأثر کرده است. این اعتراض‌ها در پی سقوط شدید ارزش ریال و افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها شکل گرفته و به چندین شهر بزرگ کشور گسترش یافته است.

بر اساس این گزارش، نخستین اعتراض‌ها از بازار تهران و با تعطیلی مغازه‌های طلافروشان و صرافان آغاز شد. افزایش ناگهانی قیمت طلا و فروپاشی ارزش پول ملی، فعالیت اقتصادی این گروه‌ها را با اختلال جدی مواجه کرده و به تشدید نارضایتی‌های معیشتی دامن زده است؛ نارضایتی‌هایی که ریشه در سال‌ها سوءمدیریت، فساد ساختاری و تحریم‌های بین‌المللی دارد.

لوموند می‌نویسد که به‌سرعت، سایر کسبه در نقاط مختلف تهران نیز به این حرکت پیوستند و با تعطیلی واحدهای صنفی خود، در خیابان‌ها تجمع کردند. این اعتراض‌ها سپس به شهرهایی چون اصفهان، شیراز، کرمانشاه و یزد سرایت کرد. در برخی موارد، دانشگاه‌ها نیز شاهد تجمع‌های اعتراضی بودند و نیروهای امنیتی با استفاده از گاز اشک‌آور به آن‌ها واکنش نشان دادند.

در اصفهان، یکی از کسبه در گفت‌وگو با لوموند اعلام کرده است که قطع برق مغازه‌ها توسط یک نفر، باعث شد به‌صورت زنجیره‌ای چندین پاساژ و در نهایت یک خیابان کامل تعطیل شود؛ موضوعی که به گفته او نشان‌دهنده تأثیر اقدام فردی در شکل‌گیری اعتراض‌های گسترده است.

به نوشته لوموند، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، با لحنی همدلانه وعده شنیدن مطالبات «مشروع» معترضان را داده و وزیر کشور را مأمور گفت‌وگو با نمایندگان آن‌ها کرده است. همچنین تغییر در مدیریت بانک مرکزی از جمله اقدام‌های اعلام‌شده در واکنش به بحران اخیر بوده است. با وجود این، گزارش‌ها حاکی از برخوردهای محدود اما پراکنده نیروهای انتظامی با معترضان است.

لوموند همچنین از ارسال پیامک‌های هشدارآمیز به برخی شهروندان خبر داده که در آن‌ها نسبت به حضور در «تجمعات غیرقانونی» هشدار داده شده و تهدید به برخورد شدید در صورت ادامه اعتراض‌ها مطرح شده است. در همین حال، اعلام تعطیلی چند روزه رسمی در پایان سال، به‌عنوان تلاشی برای مهار گسترش اعتراض‌ها ارزیابی شده است.

این روزنامه تاکید می‌کند که ویژگی متمایز این موج اعتراضی، حضور فعال بخش‌هایی از بدنه اصلی اقتصاد کشور است؛ نه صرفاً گروه‌های نخبه یا دانشجویی. به گفته کارشناسان، این موضوع می‌تواند پیامدهای جدی‌تری برای حاکمیت داشته باشد.

در ادامه گزارش آمده است که شعارهای معترضان از مطالبات اقتصادی فراتر رفته و به‌طور آشکار رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. از انتقاد مستقیم به رهبران سیاسی گرفته تا مخالفت با سیاست‌های منطقه‌ای ایران، نشان‌دهنده خشم فزاینده طبقه متوسط و اقشار کم‌درآمد است.

لوموند با اشاره به داده‌های اقتصادی می‌نویسد که کاهش شدید قدرت خرید، افزایش سرسام‌آور قیمت مواد غذایی و رکود دستمزدها، زندگی روزمره میلیون‌ها ایرانی را تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، بسیاری از خانواده‌ها ناچار به خرید اقساطی مایحتاج اولیه شده‌اند.

در بخش پایانی، این روزنامه ریشه‌های بحران را علاوه بر مشکلات داخلی، در تشدید تحریم‌های بین‌المللی و سیاست‌های پولی اخیر بانک مرکزی ایران می‌داند؛ سیاست‌هایی که به گفته تحلیلگران، بیش از آنکه به نفع واردکنندگان و مصرف‌کنندگان باشد، منافع صادرکنندگان بزرگ و نهادهای نزدیک به قدرت را تأمین می‌کند.

لوموند نتیجه می‌گیرد که هرچند برخی ناظران فروپاشی فوری نظام سیاسی ایران را بعید می‌دانند، اما عمق نارضایتی اجتماعی و تداوم فشارهای اقتصادی، چشم‌انداز ثبات را با ابهام جدی مواجه کرده است.

pez.jpgپزشکیان در نشست با فعالان سیاسی و اجتماعی استان چهارمحال و بختیاری اعلام کرد: «ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی را به هر کسی می‌دهیم، می‌خورد.» پزشکیان همچنین گفت: «سیاستی که می‌خواهیم اجرا کنیم، ما را به دل آتش می‌اندازد، اما وارد این آتش می‌شویم.»

او در بحبوحه اعتراضات سراسری مردم ایران، بار دیگر پذیرفت که مقصر اصلی وضعیت وخیم معیشتی «حکومت» است و گفت: «نباید به دنبال آمریکا باشیم».

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که کشاورزان معترض اصفهانی، هشت سال پیش برای نخستین بار با شعار «دشمن ما همینجاست / دروغ می‌گند آمریکا است»، جمهوری اسلامی را عامل مشکلات و بحران‌های ایران معرفی کرده بودند.

«چرا مردم ما را قبول ندارند؟ رای بگیرید ببینید مردم چپ و راست را چقدر قبول دارند. حالا ممکن است ما دور هم بگوییم ما مردم هستیم، ولی ما مردم نیستیم. بروید از مردم بپرسید که چه کسی را قبول دارند.»

feshar.jpgاعتراضات تصمیم می‌گیرند، اتحاد اولویت می‌شود

امیر جاوید - خبرنامه گویا

آنچه امروز در بازارهای ایران می‌گذرد، نه یک نارضایتی زودگذر است و نه اعتراض محدود یک صنف خاص. وقتی نرخ ارز به سطحی می‌رسد که دیگر نه می‌شود خرید کرد، نه فروخت و نه حتی قیمت داد، بازار صرفاً ملتهب نمی‌شود؛ از کار می‌افتد. بازاری که از کار بیفتد، یعنی زندگی روزمره میلیون‌ها نفر متوقف شده است. یعنی چرخه‌ای که معاش خانواده‌ها به آن وابسته است، قفل شده و هیچ چشم‌انداز روشنی برای باز شدن آن وجود ندارد.

اعتصاب بازاریان دقیقاً از همین نقطه آغاز شد. نه با شعار سیاسی، نه با فراخوان حزبی و نه با برنامه ایدئولوژیک. این اعتصاب از ناتوانی مطلق برای ادامه زندگی شروع شد؛ از جایی که دیگر هیچ حساب‌وکتاب اقتصادی جواب نمی‌دهد و هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند با این بی‌ثباتی کنار بیاید. اما همین اعتراض اقتصادی، ناگزیر خیلی زود به سیاست گره می‌خورد. نه به این دلیل که بازاریان ناگهان سیاست‌مدار شده‌اند، بلکه چون واقعیت عریان خودش را تحمیل می‌کند: حکومتی که نتواند حداقل ثبات لازم برای زیستن را فراهم کند، مسئله‌اش فقط گرانی نیست؛ مسئله خود آن حکومت است.

در چنین شرایطی، اعتصاب بازاریان دیگر اعتراض یک گروه یا صنف نیست. این اعتصاب ترجمه فشرده وضعیتی است که کل جامعه در آن گرفتار شده است. بازاری امروز همان چیزی را فریاد می‌زند که کارگر، کارمند، معلم، دانشجو و بیکار سال‌هاست با زندگی روزمره‌اش لمس کرده‌اند. این یک اعتراض جداگانه نیست؛ این تصویر روشن بن‌بست عمومی است؛ بن‌بستی که دیگر با وعده، توجیه یا مسکن‌های موقت قابل پنهان کردن نیست.

در این نقطه است که فاصله واقعی میان خیابان و بسیاری از تحلیل‌های سیاسی آشکار می‌شود. خیابان ساده‌تر، صریح‌تر و بی‌رحم‌تر از هر بحث نظری عمل می‌کند. در خیابان، وقتی مردم با نیروهای سرکوب روبه‌رو می‌شوند، وقتی باتوم بالا می‌رود، وقتی بازداشت، تعقیب و فرار اتفاق می‌افتد، هیچ‌کس از دیگری نمی‌پرسد به چه جریان فکری تعلق دارد. آنجا کسی برنامه آینده کشور را توضیح نمی‌دهد و وارد مناظره‌های نظری نمی‌شود. خیابان محل تصمیم‌های حیاتی است؛ جایی که انسان‌ها بر اساس خطر مشترک واکنش نشان می‌دهند، نه بر اساس مرزبندی‌های سیاسی.

واقعیت خیابان این است که در لحظه مواجهه با سرکوب، همه مرزبندی‌های فرعی فرو می‌ریزند. مذهبی و غیرمذهبی، جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه، بازاری و کارگر و دانشجو، بدون آنکه حتی نام هم را بدانند، کنار هم می‌ایستند یا کنار هم می‌دوند. نه از سر توافق فکری، بلکه از سر ضرورت. خیابان جای انتخاب ایدئولوژیک نیست؛ جای بقاست. و در این فضا فقط یک مرز معنا دارد: مردم در یک سوی ماجرا ایستاده‌اند و جمهوری اسلامی در سوی دیگر.

همین وضوح است که هر تلاش برای مخدوش کردن آن را خطرناک می‌کند. وقتی خیابان با این روشنی عمل می‌کند، آوردن دعواهای سیاسی، هویتی و نظری به دل اعتراض‌ها نه نشانه بلوغ است و نه نشانه مسئولیت. این کار، چه آگاهانه چه ناآگاهانه، به تضعیف مردم و تقویت حکومت منجر می‌شود. تجربه سال‌ها اعتراض در ایران نشان داده هر زمان که حرکت‌های مردمی جدی می‌شود، گروه‌هایی پیدا می‌شوند که به‌جای تمرکز بر اصل مسئله، شروع می‌کنند به برچسب‌زنی، خط‌کشی و تسویه‌حساب‌های قدیمی. یکی می‌خواهد ثابت کند خیابان متعلق به اوست، دیگری مشروعیت اعتراض را زیر سؤال می‌برد و سومی تلاش می‌کند صدای مردم را به نفع روایت خودش مصادره کند.

3030.jpgبهمن طیبی، مربی پیشین تیم ملی کشتی فرنگی ایران و یکی از ورزشکارانی که پس از شروع اعتراضات ضدحکومتی در روزهای گذشته واکنش اعتراضی داشت، در گفت‌وگویی اختصاصی با آیدین مقیمی، عضو تحریریه ایران اینترنشنال تاکید کرد که «ورزشکاران در چنین شرایطی برای ترس از دست دادن موقعیت، نباید سکوت کنند؛ چرا که این موقعیت و جایگاهی که دارند را مدیون همین مردم هستند.»

About this Archive

This page is an archive of entries from January 2026 listed from newest to oldest.

December 2025 is the previous archive.

February 2026 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.